نظارت اداری: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: نظارت ادارى مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۳۵۳ نویسنده: - شاب...» ایجاد کرد)
 
(اصلاح ارقام، اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی)
سطر ۱: سطر ۱:
عنوان:     نظارت ادارى
+
<div class="head1"> نظارت اداری </div>
مجموعه ها:     مقالات
+
== مقدمه ==
شناسه کتاب:     ۳۵۳
+
وجود تخلفات اداری و برخورد باانبوه مردمی که ازاعمال کارگزاران اداری گله مندند و قرطاس بازی بی حد و حساب و یاس مردم از گشایش گروه‌های کوراین مشکل ما را بر آن داشت که به بحث در زمینه یکی از وظائف مهم مدیریت یعنی[ نظارت اداری] بپردازیم . بویژه حضور پاره‌ای از روحانیان در مسانید کلیدی و شبه کلیدی کشور این مسئولیت را بر دوش این هم صنفان دو چندان می‌کند. زیرااین حضوراجرائی در حقیقت برای نظارت بر کیفیت رونداموراست و مردم ازاین عزیزان انتظار آن را دارند که با دیدی تیز حوادث را بنگرند و در رفع مشکلات مردم - در حدودامکان - چاره‌ای بیندیشند و یکی از بزرگترین چاره‌ها تقویت و رشد نظارت بر سیستم اداری است .<br/>
نویسنده:     -
+
== سیستم اداری موجود ==
شابک:     -
+
با ورود غرب استعمارگر به عنوان نیروی فاتح به کشورهای جهان سوم در تمامی نهادها وارگانها و کلا در ساختاراجتماعی و سیاسی این کشورها تغییرات اساسی پدیدار گشت والگوهای غرب بطور روزافزون جایگزین الگوهای سنتی شد و نظام سنتی به تدریج از هم پاشید [بوروکراسی] که یکی ازالگوهای غربی است با وروداستعمار غرب به جای نظام ساده اداری در کشورهای جهان سوم استقرار یافت و سیستم آموزشی این کشورها با کارگردانی و رهبری گردانندگان نظام سیاسی فکری غرب برای آموزش بورکرات‌ها شکل گرفت. کشورهای اسلامی هم ازاین موهبت غرب بی بهره نماندند. به تقلید و تحمیل آیین کشورداری اروپائیان را پذیرا گشتند و گشایش گره کور معضلات اجتماعی سیاسی رااز سرپنجه توانای آنان تمنا کردند و تازیانه اروپا آنچنان بر پیکر آنان کارگرافتاد که آیین کشورداری و سنت‌های خودی را بکلی فراموش کردند و فرزندان خود رااز مکتب خانه گرفتند و به مدارس آنان روانه کردند و خود هم به سوی غول بی شاخ و دم بوروکراسی ساخته و پرداخته غرب برای حل مشکلات دست نیاز دراز کردند .<br/>
تعداد صفحات:     ۰
+
کشورهای عقب افتاده وقتی که زندگی خود را به امواج بوروکراسی سپردند ناگزیر برای تسلط براین امواج به شاگردی خداوندگاران بوروکراسی گردن نهادند. بر این اساس مکتب خانه‌ها را رها کردند و بسوی آموزشگاه‌های فرنگ روانه شدند. دکتر حمید عنایت اوضاع آموزشی مصر را بعداز نفوذ غرب و جایگزین شدن بوروکراسی در آن کشور این چنین وصف می‌کند:<br/>
نام اپراتور:     محمد خلیلی
+
[محمدعلی خدیومصر همچنانکه پیشتر دیدیم خود به سبب نیازی که برای گرداندن دستگاه اداری و نظامی دولت مصر به کارشناسان و کارآزمودگان داشت زدیک به سیصدتن از دانشجویان مصری را در مدت فرمانروایی خود بااروپا فرستاد. روش او دراین زمینه دو دوره را پیمود: در دوره نخست از سال ۱۲۲۴٫۱۸۰۹ تا۱۲۳۷. ۱۸۲۲ بیشتر دانشجویان مصری به ایتالیا و در دوره دوم از سال ۱۲۴۱٫۱۸۲۶ تا ۱۲۶۰٫۱۸۴۴ بیشتر آنان به فرانسه فرستاده شدند. هم دراین بود که برای آسان کردن کار دانشجویان مصری دانشگاهی خاص آنان در پاریس ایجاد کرد که مدرسان آن از طرف ارتش فرانسه معین می‌شدند].<br/>
ایمیل اپراتور:     ۲farizeh@gmail.com
+
استقبال شدید کشورهای جهان سوم بویژه کشورهای اسلامی از بوروکراسی و گسترش سریع این پدیده در کشورهای مذکور به عواملی چند مربوط می‌شود که ترتیب بیان می‌کنیم:<br/>
زبان:     پارسي
+
۱- عقده حقارت که غالبا ملتهای مغلوب را به تقلیداز آداب و سنن کشور غالب وا می‌دارد.<br/>
رتبه:     0
+
۲- پیچیدگی نظام زندگی .<br/>
تصویر:     cover
+
۳- طبیعت دیپلماسی اقتضا می‌کرد که غرب برای حفظ اقتدار خویش ملتها را در یک نظام بوروکراسی به بند بکشد.<br/>
دانلود فایل:     دانلود نظارت ادارى
+
۴- پیچیدگی روابط بین المللی که سرنوشت کشورها را بهم پیوسته است .<br/>
توضیحات:    
+
۵- غرب گرائی زمامداران و شیفتگی آنان به زرق و برقهای تمدن غرب .<br/>
نظارت ادارى
+
همه این عوامل باعث شده است که بخش اداری متورم و ملتهااسیر بوروکراسی شوند. دراین نوشتار در مقام آن نیستیم که بوروکراسی را بطور کلی رد کنیم که منافی دارد و نمی‌توان آن را نادیده گرفت اما آنچه را که ما بر آن پا می‌فشاریم عدم سنخیت[ بوروکراسی] با فکر و فرهنگ مردم مشرق زمین بویژه کشورهای اسلامی است . شاهد ما براین مدعی سرگردانی مردم در پیچ ز خم‌های بوروکراسی حاکم و فریاد آنان از دست بوروکرات‌های الینه شده می‌باشد. دراینجا برای پی بردن به عمق فاجعه به معرفی چهره بورکراتها که اعضاء سازان بوروکراتیک هستند و در حقیقت چرخهای بوروکراسی توسط همین پیچ و مهره‌های دست آموز غرب می‌چرخد می پردازیم :<br/>
حوزه- شماره ۱۶ - شهریور ۱۳۶۵
+
۱- فرد بوروکرات سر در لاک تخصص خود فرو برده واز آنچه که در خارج از حوزه تخصش می‌گذرد غافل است واین امر باعث شده است که محدودیت افق دید پیدا کند.<br/>
 +
۲- تسلیم محض مافوق تا آنجا که قوه ابتکار و خلاقیت راازاو گرفته است و دقیقا همچون پیچ و مهره عمل می‌کند.<br/>
 +
۳- تابع بی چون و چرای مقررات بحدی که گره گشایی از کار مردم را به بوته فراموشی سپرده واز جنبه‌های انسانی غافل مانده است .<br/>
 +
۴- بوروکرات فقط در برابر مقام مافوق خود را مسئول می‌داند نه در برابر مردم که از نظر ساختار فکری و طبقه بیگانه از مردم است .<br/>
 +
۵- به دین و مفاهیم دینی بی اعتقاداست یا برای دین نقش اجتماعی سیاسی قائل نیست .<br/>
 +
[ برگر] که یک انگلیسی است بوروکراتهای دست آموز غرب رااینگونه معرفی می‌کند:<br/>
 +
[ دیوانسالارانی که در سیستم آموزشی انگلیسی تربیت می‌شدند هیچ گونه ابتکار و خلاقیتی نداشتند. آنان مهره بودند نه انسان خلاق . بی لیاقتی تنبلی ترس از مسئولیت و علاقه جنون آمیز آنان را به مقررات و کاغذ بازی مشکل می‌توان تصویر نمود. برای هرامری جوابی در چنته داشتند و آن اینکه : باید به صورت کتبی به من ابلاغ شود بایداز مقامات بالا دستور بگیریم]<ref>۳جامعه شناسی غربگرائی دکتر علی محمد نقوی .ج ۲٫۱۳۱.</ref><br/>
 +
پس هدف سیستم آموزشی غرب از دایر کردن دانشگاه‌های غریض و طویل تربیت بوروکرات هائی بوده است که در چهارچوب بوروکراسی چشم و گوش بسته بدورازاحساسات انسانی به حفظ منافع غرب بپردازند که نقش فعال فارغ التحصیلان این دانشگاه‌ها در حفظ و نگهداری و کمک فکری به حکومتهای مستبد وابسته به غرب دلیل براین مدعی است . شادروان [جلال آل احمد] می‌گوید:<br/>
 +
بااین ترسیم به این نکته می‌رسیم که ایران نیز در درون این گردونه مخرب جای یافت و مراکز آموزشی آن از آغاز تاکنون عمدتا در همین مسیر - تولید بوروکرات - هدایت شده‌اند. تا قبل از دوران ناصرالدینشاه دستگاه دولتی و سیستم اداری به عنوان بخشی از دربار (یا به اصطلاح آن روزگار[ درخانه] ) بود و هویتی مجزا از آن نداشت . سفر به شهرهای فرنگ و حضور تحصیلکردگان آن دیار در کشور این اندیشه را به ارمغان آورد که بخش دولتی و سیستم اجرائی سازمان بندی جدا بیابد و در نتیجه در زمان سلطنت ناصرالدینشاه اولین[ هیات دولت درایران] پدید آمد و ۹ وزارت خانه تشکیل شد. منتهی تنها سه وزارت خانه (مالیه خارجه و جنگ ) دستگاه اداری خاص پیدا کردند اما باقی وزارتخانه‌ها جز[ نام] بهره‌ای نداشتند.<br/> بدینسان اولین پایه‌های سازمان اداری باالگوسازی سازمانهای مشابه در غرب بنیان نهاده شد. به مرور وزارتخانه‌ها و شعبه‌های جدیداداری افتتاح گردید و رشد تصاعدی را پیمود.<br/>
 +
منتهی ناآشنائی به شیوه جدید. تلفیق نامعجون پاره‌ای از قوانین سنتی با قوانین و آداب غربی حضور دو قشر ناهمگون - تحصیلکردگان جدید و مستوفیان و کارگزاران قدیم - در سیستم اداری و ... پیکره این سیستم را مجروح و روان آن را نامیمون نشان می‌داد.<br/>
 +
[و روشنفکران درین گیرودار دو دسته‌اند: قسمت اعظم آنها که با چرخ دستگاه حاکم می‌گردند و بگردش چنین نظمی کمک فکری می‌دهند و توجیه علمی اش می‌کنند] <ref>خدمت و خیانت روشنفکران جلال آل احمد ازانتشارات خوارزمی .ج ۱٫۸۰.</ref> .<br/>
 +
[دکتر میلسپو] که در راس گروهی از مستشاران آمریکائی برای اصلاح امور مالی در عصراحمد شاه به ایران سفر کرده واولین[ قانون استخدام اداری] توسط وی تنظیم گردیده است وقائع آن دوران را چنین می‌نگارد:<br/>
 +
به هنگام ورود هیئت مالی آمریکا به ایران در پاییز سال ۱۹۲۲ یکی از روزنامه‌های تهران با چنین جملاتی از ما استقابل کرد: [... شما آخرین پزشکی هستید که به بالین مریض مشرف به موت آمده‌اید اگر موفق نشوید مریض می‌میرد و گرنه زنده خواهد ماند... ما برای ورود شماابرازاحساسات نمی‌کنیم ولی چنانچه در کار خود پیروز شدید آن وقت شایسته تحسین خواهد بود...اعلیحضرت شاه ایران نیز در پاریس در موقعی که برای جازه عزیمت به ایران شرفیات بودیم و چه در مذاکراتی که در تهران باایشا نداشتیم همواره مطالبی مشابه آن ابراز می‌کردند و هیئت مالی آمریکا را به عنوان آخرین امید ایران توصیف می‌نمود تصور بسیاری ازایرانیان نیز چنین بود].<br/>
 +
وقائع بعدی نشان داد که اینان و همکارانشان جز تقویت سلطه سیاسی کشور متبوع خویش وظیفه‌ای نداشتند. و بدینسان سیستم اداری کشور چه قبل از کودتای رضا خانیو چه پس از آن با فساد دروین وابزارگری برای استبداد داخلی واستعمار خارجی دست به گریبان بود. و تقریبا حاصل این تاریخ نسبتا طولانی جزافزودن بر مخارج ملت و مشکلتر کردن راه‌های خروج از گرفتاریها چیزی را به ارمغان نداشته است . حدود یک میلیون کارمند که تورم عظیم نیروی انسانی را دراین بخش نشان می‌دهد و قریب ۵۰ درصد بودجه دولتی که صرف حقوق بخشی دولتی گردیده است (در سال ۵۷) نشاندهنده بنیادی است که از پایه آن را کج نهاده‌اند. و اینک پس ازانقلاب با مشکلات خاص آن مواجهیم واز معضلترین آن مساله نابسامانی ارائه خدمات دراین سیستم است .این اشکال فقط طبقات اجتماعی دیگر را نمی‌آزارد بلکه حاضران در گردونه این سیستم را نیز رنج می‌دهد زیرا علاوه بر آزار روانی و روحی ازاینکه در یک کلاف در هم پیچ جای دارند خود آنان نیز با بخشهای دیگراداری برای رفع نیازهای شخصی و شغلی در تماسند وازاینکه می‌بینند رفع احتیاجی کوچک نیازمند به صرف وقتی طولانی است آشفته خاطر می‌گردند. بنابراین انتقاداز وضعیت سیستم اداری هرگز به معنای قرار گرفتن در موضع [[دفاع]] از یک طبقه اجتماعی علیه طبقه اجتماعی دیگر نیست بلکه بایداین را مشکله عمومی تلقی کرد که تمامی ساکنان این مرز و بوم با آن مواجهند و لزوم رفع آن راازاولیات می‌شمرند .<br/>
 +
== نظارت مقدمه‌ای برانقلاب اداری ==
 +
در یک سیستم اداری بیگانه از مردم نظارت و بازرسی از کارآئی لازم برخوردار نیست بلکه ابتداء بایدانقلابی ژرف در تمام ابعادادارات بجا مانده از دوران حاکمیت غرب تحقق پذیرد واندیشه هئا وارداتی بدورافکنده شود و در کادرهای اداری اصلاحی عمیق صورت گیرد وافراد مومن و دلسوز بکار گمارده شوند تا نظارت مفیدافتد و گرنه تشکیلات اداری که از ریشه گندیده است واز آغاز تاسیس جهت حرکتش حفظ منافع صاحبان قدرت بوده است و کادر آن همیشه خود را قیم مردم می‌دانسته‌اند چطور ممکن است با نظارت جهت حرکت بکلی تغییر کند و در خدمت مردم در آیند با توجه به این امراست که باید جایگاه نظارت را بطور دقیق دراین سیستم اداری بجای مانده از غارتگران بین المللی دریابیم و نظارت دراین چنین سازمانی از باب[ مالایدرک کله لایترک کله] مورد مطالعه قرار دهیم . بدین معنی اکنون که می‌بینیم بوروکراسی درایران از عمر طولانی برخورداراست و ریشه دراعماق جامعه دارد و قطع کردن این ریشه‌ها به آسانی و سرعت ممکن نیست نباید بدون کوچکترین اصلاح و کنترلی به امیداصلاح عمیق و دگرگونی همه جانبه با همین بافت غیر مردمی بر مردم محروم و زجر کشیده مسلط کرد بلکه باید بقرامکان از ضرر و زیان این سازمان عریض و طویل کاست و مقدمات اصلاح را فراهم کرد. بر همین اساس [ نظارت] می‌تواند یکی از گامهای مقدمی در راه دگرگونی و تحول اداری باشد. زیرااگر نظارت درست و حساب شده توسط نیروهای دوستدارانقلاب اسلامی و متخصص درامور ادارات بدوراز چهارچوب بوروکراسی به جریان بیفتد و ناظران به شناسائی نکات ضعف وافراد ناسالم و تطبیق عملکردادارات با خواسته‌های بحق مردم و قوانین مصوبه بپردازند و مشاهدات و گزارشات خود را به مسئول یا مسئولان برای اقدامات لازم براساس برنامه ریزی دقیق منتقل کنند گام بلندی در راه سالم سازی ادارات خواهد بود.این امر با توجه به وجودافراد مومن و دوستدارانقلاب اسلامی که در ادارات کشورما حضور دارند و می‌توانند در مراحل سه گانه شناسائی طرح واجراء نقش موثر باشند خیلی سریع انجام خواهد پذیرفت . پس روشن شد اینکه ما به بررسی نظارت اداری قابل از بحث پیرامون[ تحول اداری] می‌پردازیم بدین سبب است که نظارت را در هر حال امری لازم و مقدمه‌ای برای رسیدن به یک دگرگونی عمیق می‌دانیم .<br/>
 +
== اهمیت نظارت ==
 +
صاحب نظران مسائل سیاسی اجتماعی در طول تاریخ به گماردن جاسوس در حوزه ماموریت کارگزاران پا فشرده‌اند.این بدان سبب است که گماردن جاسوس در مراکزاداری ازارکان کشورداری است که کشور بدون سیستم نظارت اداری دچاراز هم پاشیدگی حتمی خواهد شد. زیرا دوام یک کشور در سلامت ادارات و عملکرد صحیح کارگزاران است واین امر تحقق نمی‌پذیرد مگراینکه رهبران توجه خاصی به اعمال عمال و نحوه اجراء قانون در حوزه‌های اداری مبذول دارند. به همین انگیزه کشورداران عاقل و کاردان در طول کشورداری خود عنایت خاصی روی این مساله داشته‌اند. چون با تجربه دریافته‌اند نصب افراد در راس امور بدون دقت دراعمال آنان چه فجایع عظیمی به بار آورده است . طبیعی است وقتیکه کارمندان دولت چشم‌های حساس و تیز بین را ناظر براعهمال و رفتار خود نبینند و عملکردشان مورد بازخواست وقاع نشود لجام گسیخته و خود سر خواهند شد که این امر موجب حاکمیت طبقه[ بوروکرات] بعنوان یک طبقه مستقل خواهد شد یعنی (دولت در دولت ). در یک چنین تشکیلات خودکامه و بی در و دروازه‌ای است که کم کاری خود محوری دزدی منصب فروشی رشوه واخلاق ناپسنداداری درادارات شکل می‌گیرد. بدیهی است وقتی که دامن ادارات اینگونه به فساد آلوده شود پیامدهای سوئی را در جامعه بدنبال خواهد داشت که به برخی از آنهااشاره می‌کنیم :<br/>
 +
۱- ایجاد فاصله بین دولت و ملت .<br/>
 +
۲- گسترش فساد در جامعه .<br/>
 +
۳- سقوط جامعه .<br/>
 +
== پیامدهای سوء فساد در ادارات==
 +
=== ایجاد فاصله بین دولت و ملت ===
 +
دولت که بهه معنای دقیق کلمه مظهر قدرت مردم و نشات گرفته از اراده توده هاست مسئول سرنوشت و خوب و بدآنانی است که آن را برانگیخته‌اند. باید در حفظ جان مال عرض و ناموس مردم تلاش کند و گره‌های زندگی آنان رابا تدبیر وامکاناتی که درا ختیار دارد بگشاید. در صورت عمل به این وظایف مردم به دولت علاقه مند و روابط بین دولت و ملت دوستانه خواهد بود.اما وقتیکه دولت وظایف خود را به بوته فراموشی بسپارد واصول آن را زیر پا بگذارد و بجای خدمت گزاری فرمانروائی را پیشه کند واضح است که مردم از دولت فاصله خواهند گرفت . جدائی مردم از دولتها در طول تاریخ موید مطلب است . از جمله مردم از دولت عباسیان بخاطر منصب فروشی رشوه اجحاف و فساد اخلاق کارگزاران آن روی گردانده بودند تا آنجا که مورخان نوشته‌اند:<br/>
 +
[ اهل تقوی در آن عصر عمال حکومت را با فاسقان یکی می‌دانستند همچنانکه انجیل گمرکچیان و گناهکاران را در یک ردیف شمرده].<br/>
 +
و همچنین نوشته‌اند:<br/>
 +
[بعضی را رسم بر آن بود که به عاملین حکومت طبق عادت سلام نمی‌دادند و در عوض بجد یا بهزل می‌گفتند[ از کار دولتی توبه کنی] . و نیز گویند کسی از کار دولتی توبه کرده بود باری او را مقامی بزرگ پیشنهاد کردند پذیرفت و توبه را شکست از آن پس مردم[ مرتد] لقبش دادند] <ref>تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری آدم متز ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو ازانتشارات امیرکبیر .ج ۱٫۱۰۴ و ۱۰۵.</ref> .<br/>
 +
=== گسترش فساد در جامعه ===
 +
در طول تاریخ همیشه رفتار و منش و طرز تفکر دولتمردان بخاطر موقعیتی که در جامعه داشته‌اند[ الگو] و[ مدل رفتار] مردمان در زندگی فردی واجتماعی قرار می‌گرفته است . در حقیقت مردم آینه‌ای را می‌مانند که سلوک کارگزاران را درخود منعکس می‌کنند. یکی از مواردی که تقلید به تمام رخ خود را می‌نمایند همین جاست وازاین روزنه است که اخلاق منحط و مترقی به جامعه راه می‌یابد و نبض جامعه را دراختیار می‌گیرد. پیامبراسلام(ص) و علی ابن ابی طالب (ع) در تاثیرگزاری دولتمردان در ساختار فکری جامعه می‌گویند.<br/>
 +
۱.قال رسول الله(ص) : صنفان من امتی اذا صلحا صلحت امتی واذا فسدا فسدت امتی قیل : یارسول الله و من هم ؟ قال : الفقهاءالامراء .<br/>
 +
ازامت من دو گروه هستند که اگر آنهااصلاح شوند همه امت من اصلاح می‌شوند واگر آنان فاسد شدند همه امت من فاسد می‌شوند. گفته شد یا رسول الله آنها چه کسانی هستند؟<br/>
 +
گفت : دانشمندان و زمامداران .<br/>
 +
۲. قال علی (ع) : الناس بامرائهم اشبه منهم بابائهم <ref>مدرک پیشین .۲۰۸.</ref> . <br/>
 +
شباهت مردم به زمامدارانشان بیشتراست از شباهت آنان به پدارنشان .<br/>
 +
=== سقوط جامعه ===
 +
دو پی آمد ناگواری که بدان اشاره کردیم و گفتیم از عدم نظارت بر رفتار کارگزاران بوجود می‌آید بطور طبیعی منجر به سقوط جامعه می‌شوند زیرا جامعه دارای وجود حقیقی و واقعی است درپرتو قوانین و سنن خاصی به حیات خودادامه می‌دهد. وقتیکه غبار ناپاکی چهره افراد جامعه جامعه را فرا بگیرد مرگ جامعه طبق قوانین حاکم بر آن اجتناب ناپذیراست .<br/> جوامعی که در درازنای تاریخ بخاطر [[گناه]] آلود بودنشان به خاک مذلت فرو غلطیده‌اند کم نیستند.<br/>
 +
امپراطوری عباسیان یکی از همین بخث برگشتگان تاریخ است . وقتیکه فساد اداری و به دنبال آن فساداجتماعی توان امپراطوری را به تحلیل می‌برد هیچ قدرتی حتی شوکت و قدرت دیرینه امپراطوری هم نمی‌تواند از مرگ حتمی آن جلوگیری کند. دربارهٔ سازمان اداری دوران عباسیان مورخین نوشته‌اند:<br/>
 +
[در قرن سوم پول در زندگی کارمندان دولت نقش فاسد کننده‌ای یافت زیرا هر چیز قیمتی داشت خصوصا مناصب دیوانی و عامل پس از آنکه به کاری منصوب می‌شد می کوشیداز راه خیانت رشوه پرداختی را جبران کند مثلا عاملان به نام کارمندانی که وجود نداشتند واشخاصی که آفریده نشده بودند حقوق و هزینه می‌نوشتند و مرسوم کاتبان و فقیهان را به غلامان ویژه و وکیلان حاشیه نشین خود می‌پرداختند حتی کاغذ و دفتر دولتی را فروخته مبلغی حاصل می‌کردند. عامل مصر ماهیانه ۳٫۰۰۰دینار حقوق می‌گرفت که مبلغی کرامند بود بااین حال او مجبور بود مخارج خود را محدود کند چه آنقدر هدایا برای امیر و وزیر و خلیفه بایستی می‌فرستاد که حقوقش کفاف نمی‌داد. گویند یکی از کنیزکان ویژه خلیفه بدو شکایت کرد که فلان کارمند در واگذاری اقطاع مرحمتی خلیفه به من تعلل می‌کند خلیفه پاسخ داد بهتر آن است که شخصا جامعه و هدایایی برایش بفرستی واز مراجعه به من بی نیاز باشی کنیز به نصیحت خلیفه عمل کرد و رشوه را داد و خواسته اش انجام پذیرفت] <ref>تمدن اسلام در قرن چهارم هجری آدم متز ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو ج ۱٫۱۰۳ و ۱۰۴.</ref><br/>
 +
همین اموراست که سیاستمداری دوراندیش همچون علی بن ابی طالب را واد می‌دارد که در دستورالعمال سیاسی خود به مالک اشتر پس از آنکه شرایط گزینش کارگزاران را بدقت گوشزد می‌کند به گماردن جاسوس برای اطلاع از علمکرد آنان و نحوه اجراء قوانین تاکید کند توجه کنید:<br/>
 +
[ثم تفقداعمالهم وابعث العیون من اهل الصدق والوفاء علیهم فان تعاهدک فی ابسر لاامورهم حدوه لهم علی استعمال الامانه والرفق ه بالرعیه وتحفط من الاعوان] <ref>نهج البلاغه صبحی صالح نامه ۵۳.</ref><br/>
 +
ای مالک اعمال کارگزاران را توسط جاسوسان صادق و با وفا زیر نظر بگیر چه این عمل سبب می‌شود آنان به امانت داری و مدارا کردن با مردم ترغیب شوند و همچنین معاونات را بشدت زیر نظیر بگیر.<br/>
 +
آنچه در باب اهمیت نظارت ذکرش رفت به ما می‌آموزد که سرنوشت یک کشور بستگی به بازرسی و دقت در نحوه اجراء قوانین دارد و نبایداز این مساله حیاتی و سرنوشت ساز به آسانی گذشت و یا بعنوان یک تشریفات اداری به آن نگاه کرد. سازمان نظارت اداری از حساسترین ارکان حکومت است . باید بنحوی سازماندهی و رهبری شود که گزارشاتش در حکم مقیاس و معیار سلامت و عدم سلامت سازمان اداری کشور باشد و همانند چشم خطاها و لغزشهای اداری را به رهبری منتقل کند تااقدامات مقتضی برای جبران و جلوگیری از خطا صورت پذیرد.<br/>
 +
== اسلام ومساله نظارت ==
 +
حسن اجراء قانون نقش اساسی در تحقیق آرمانهای یک مکتب دارد.از اینرواسلام که یک مکتب هدفدار و دارای قوانین متعالی و سعادت آفرین است برای پیاده کردن آرمانهای بلند خویش توجه خاصی به سیستم اجراا دارد. تا آنجا که علاوه بر درستکاری و کاردانی مجریان و برنامه ریزی دقیق نظارت و بازرسی مستمر را هم امری لازم و ضروری می‌داند آن هم ن هدر شکل دولتی و توسط کادرهای اداری که مردم را هم دراین امر خطیر مسئول می‌داند یعنی اسلام نظارت را تنها درقالب دولتی واداری آن تمام شده نمی‌داند بلکه مردم را که صاحبان اصلی حکومت هستند مسئول می‌داند که ناظر و مراقب عملکردادارات و ماموران دولتی باشند.<br/>
 +
پس دو نوع نظارت دراسلام وجود دارد ۱. دولتی ۲. همگانی<br/>
 +
=== نظارت در اسلام ===
 +
==== نظارت دولتی ====
 +
دولت بعنوان مجری قوانین و مسئول اداره کشور و حافظ جان و مال مردم وظیفه دارداز چگونگی گردش امور و شیوه سلوک عمال بارعیت لحظه‌ای غافل نباشد. بازرسان مخفی در تمام نقاط کشور بگمارد تااز کم و کیف قضایا بطور دقیق آگاه شود که سیره حکومتی پیامبراسلام[ ص] بنیانگذار حکومت اسلامی براین منوال بوده است .امام رضا(ع) دراین باره می‌گوید:<br/>
 +
اذا وجه فامهم امیر بعث معه من ثقاقه من یتجسس له خبره. <ref>قرب الاسناد .۱۴۸</ref><br/>
 +
پیامبراسلام (ص) : هر گاه لشکری را گسیل می‌داشت و فرماندهی بر آن می‌گماشت به فردی مورد اعتماد بعنوان بازرس مخفی ماموریت می‌داد تااز عملکرد فرمانده و آنچه که در لشکراتفاق می‌افتد گزارش تهیه کند وایشان را در جریان امور بگذارد .<br/>
 +
علی ابن ابیطالب (ع) برای هرچه بهتراداره کردن جامعه و رسیدگی به حقوق مردم و جلوگیری از لغزشهای خطرناک در درون حکومت که فلسفه حکمراتیش را تشکیل می‌داد بازرسان آگاه و مومن به سرتاسر کشور اسلامی اعزام کرده بود تا آنچه که در حوزه حکومتی می‌گذرد به اطلاع ایشان برسانند که با مطالعه نامه‌های رسمی دولتی که از طرف ایشان به فرماندهان واستانداران فرستاده شده است این مطلب بخوبی فهمیده می‌شود توجه کنید.<br/>
 +
۱- نامه امام علی(ع) به شریح بن حارث قاضی حکومت :<br/>
 +
[بلغنی انک ابتعت دارا بثمانین دینارا و کتبت لها کتابا واشهدت فیه شهودالله] <ref>نهج البلاغه صبحی صالح نامه ۳.</ref> <br/>
 +
[به من خبر رسیده که خانه‌ای به قیمت ۸۰ دینار خریده و آن را قباله کرده‌ای و بر آن گواه گرفته‌ای].<br/>
 +
۲- نامه امام عبدالله بن عباس استاندارامام در بصره :<br/>
 +
[... وقد بلغنی تنمرک لبنی تمیم و غلظتک علیهم] <ref>مدرک پیشین نامه ۱۸</ref>. <br/>
 +
[به من گزارش داده‌اند که تو نسبت به قبیله بنی تمیم بدرفتاری و خشونت را پیشه کرده‌ای] .<br/>
 +
۳- نامه امام به یکی از فرماندارانش :<br/>
 +
[...فقد بلغنی عنک امر ان کنت فعلته فقداسخطت ربک و عصیت امامک واخزیت اماتتک] <ref>مدرک پیشین نامه ۴۰.</ref><br/>
 +
[درباره کاری از تو که به من گزارش شده است که اگرانجام داده باشی پروردگارت را بخشم آورده‌ای امامت را عصیان کرده‌ای وامانت خود را برسوائی کشیده‌ای] .<br/>
 +
۴- نامه امام به[ مصلقه ابن هبیره شیبانی] فرماندار یکی از شهرهای فارس :<br/>
 +
بلغنی عنک امران کنت فعلته فقداسخطت الهک و عصیت امامک ... [به من درباره تو گزارش رسیده که اگر درست باشد واین کار را انجام داده باشی پروردگارت را به خشم آورده وامامت را عصیان کرده‌ای] .<br/>
 +
۵ - نامه امام به[ عثمان بن حنیف انصاری] فرماندار بصره :<br/>
 +
[...یابن حنیف : فقد بلعغنی ان رجلا من فتیه اهل البصره دعاک الی مادبه فاسرعت الیها] <ref>مدرک پیشین نامه ۴۵.</ref>
 +
<br/>
 +
[ به من گزارش داده شده که مردی از متمکنان اهل[ بصره] تو را به خوان میهمانیش دعوت کرده و تو به سرعت به سوی آن شتافته‌ای] .<br/>
 +
از مجموع نامه‌های رسمی امام که دراین زمینه وجود دارد که به برخی از آنهااشاره شد بویژه کلمه[ بلغنی] (به من گزارش شده )اینچنین استنباط می‌شود که امام کارگزاران خود خود را توسط جاسوسان تیز هوش و حساس زیر نظر داشته است . مضاف براین امام به استانداران خود دستور می‌دهد که در حوزه ماموریت خویش اعمال ماموران دولتی را توسط بازرسان مخفی زیر نظر داشته باشند.<br/>
 +
ابویوصف قاضی القضات عباسیان یکی ازاین دستورهای امام(ع) را اینگنه بیان می‌کند:<br/>
 +
حدثنی بعض علماءاهل الکوفه ان علی بن ابیطالب رضی اللفه عنه کتب الی کعب بن مالک و هو عامله[ اما بعد... واخرج فی طائفه من اصحابک حتی تمر بارض السواد کوره بعد کوره فتالهم عن عمالهم و تنظر فی سیرتهم] <ref>کتاب الخراج قاضی ابی یوسف یعقوب ابن ابراهیم .۱۱۸.</ref><br/>
 +
پاره‌ای از دانشمندان کوفی به من اطلاع دادن که امام علی (ع) نامه‌ای به کعب بن مالک نگاشت - واو والی حضرت بود، با گروهی از یارانت از مرکز حکومتی خود - بیرون برو و در زمینهای عراق گردش کند. ناحیه ناحیه آن را ببین واز حالات کارگزاران مردم پرس و جو کن و در شیوه برخورد آنان با مردم بنگر<br/>
 +
==== نظارت همگانی ====
 +
هر نظام سیاسی اجتماعی گر چه بااهداف انسانی پی افکنده شده باشد در مسیر حرکت خویش احتمال لغزش وانحراف از هدفهای اعلام شده زیاد می‌رود.این خطر گریبانگیر بسیاری از حکومتها و تحولات اجتماعی بوده و هست .اسلام بعنوان یک نظام همه سونگر با وضع قانون[ نظارت همگانی] ازاین خطر پیشگیری و حفظ و سلامت نظام رااز دورن تضمین کرده است.<br/>
 +
اسلام با طرح تکالیف اجتماعی برای پیروان خویش از قبیل [ ارشاد دیران به حق] و[ خیرخواهی برای دیگران] و[ امر بمعروف و نهی از منکر] روش نوینی را برای استحکام بخشیدن به نظام و صیانت جامعه از آلودگیها پی ریخته است که اجمالی از آن بدین شرح است :<br/>
 +
===== ارشاد به حق =====
 +
مسلمانان همین که حق و باطل را بدرستی شناختند و آن دو رااز هم تشخیص دادند وظیفه دارند که تلاش وسیعی را در راه گسترش حق و زدودن باطل ا زجامعه آغاز کنند و با بهترین روشهای تبلیغی دیگران را به سوی حق راهنمائی کنند و زنگارهای باطل رااز دل آنان بزدایند:<br/>
 +
[ ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن] <ref>سوره نحل .۱۲۷.</ref> .<br/>
 +
[بخوان به راه راست پرودگارت بحکمت و پند خوب و مجادله کن با ایشان به آنچه آن نیکوتراست] .<br/>
 +
[ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر]<ref>سوره آل عمران .۱۰۱.</ref> . <br/>
 +
[باید باشنداز شما جمعی که بخوانند بسوی خویی] .<br/>
 +
===== خیرخواهی برای دیگران =====
 +
در نظام مکتبی اسلام روابط بین افراد جامعه بایستی براساس [خیرخواهی] استوار باشد و مردمان با توجه به اصل حرکتهای اصلاحی خود را پی ریزی کنند. و نسبت به آنچه که در جامعه می‌گذرد خیرخواهانه برخود داشته باشند و به انسانها و نهادهائی که مرتکب لغزش واشتباه می‌شوند دلسوزانه اندرز دهند.این اصل در متون اسلامی به[ نصح] تعبیر شده است[ نصح] یعنی[ الدعاالی مافیه الصلاح والنهی عما فیه الفساد ] <ref>المنجد.</ref> و علاوه در بطن این واژه اخلاص در عمل و خیراندیشی و دلسوزی نسبت به[ منصوح] نهفته است.<br/>
 +
دراینجا به روایت که نماینگر توجه اسلام به اصل[ خیرخواهی] مردم نسبت به یکدیگر و دولت است بسنده می‌کنیم :<br/>
 +
۱ علی ابن ابیطالب(ع) می‌گوید:<br/>
 +
[...و لکن من خقوق الله علی عباده النصیحه بمبلغ جهدهم والتعاون علی اقامه الحق یبنهم] <ref>نهج البغه صبحی صالح خطبه ۲۱۶.</ref> <br/>
 +
[ از حقوق واجب خداوند بر بندگان این است که به اندازه توانائی خود در خیرخواهی و نصیحت بندگانش کوشش کنند و در راه برقراری خود در میان خود همکاری نمایند].<br/>
 +
۲ پیامبراسلام[ ص] در حجه الوداع دربارهٔ اندرز به رهبران جامعه می‌گوید:<br/>
 +
[ثلاث لایغل علیهن قلب امرء مسلم اخلاص العمل لله والنصیحه لائمه المسلمین واللزوم لجماعنهم] <ref>خصال مرحوم صدوق به تصحیح علی اکبر غفاری ازانتشارات جامعه مدرسین .۱۴۹.</ref> . <br/>
 +
[قلب هیچ مسلمانی درسه مورد نباید تردید کند اخلاص عمل برای خدا نصیحت رهبران جامعه و شرکت دراجتماعات آنان] .<br/>
 +
بدیهی است[ دعوت به سوی خیر و صلاح و نهی از فساد همراه با دلسوزی واخلاص] اگر بطور شایسته در جامعه توسط افراد آگاه صورت گیرد راه‌های آسیب پذیری جامعه مسدود خواهد شد.<br/>
 +
===== امر بمعروف و نهی از منکر =====
 +
افرادی که در یک محیط اجتماعی روزگار می‌گذرانند مانند سرنشینان یکی کشتی سرونوشت واحدی دارند. همانگونه که کوچک‌ترین تخریبی در داخل کشتی زندگی بهم پیوند خورده آنان را در معرض خطر حدی قرار می‌دهد در محیط زندگی انسانها هم اگر عصیانی صورت بگیرد با زندگی دیگران بطور مستقیم ارتباط پیدا می‌کند چنین محیطهائی که زندگی جمعی در آن جریان دارد عقل حکم می‌کند تمام وظیفه دارنداز آلودگی محیط جلوگیری کنند و چهره‌های آلوده بگناه رااز خود طرد کنند.امر بمعروف و نهی از منکر همان حم عقل است که دراسلام بعنوان یک قانون مهم اجتماعی جلوه کرده است .اسلام برای پاکسازی محیط و کوتاه کردن دستان [[گناه]] آلوداز پیکر جامعه به مردمان دستور داده است که از حقوق اجتماعی استفاده کنند و یا سر پنجه قدرت منکر را ریشه کن و جامعه‌ای براساس معروف بنیان بنهند:<br/>
 +
[والمومنون والمومنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف وینهون عن المنکر] <ref>سوره برائت .۷۳.</ref> .<br/>
 +
[مردان مومن و زنان مومنه برخی از آنان ولی بعضی دیگرند به معروف فرمان می‌دهند واز منکر باز می‌دارند].<br/>
 +
اسلام با وضع این قوانین مسئولیت آفرین مردم را به حضور در جامعه و فعالیت و تلاش در صحنه اجتماع واداشته است و با سرانگشت تدبیراز تمام توان آنان برای حاکمیت قانون و جلوگیری از فساداداری بهره گرفته است .<br/>
 +
== نظارت درادواری از تاریخ ==
 +
مطالعه تاریخ امام گذشته برای فراگیری تجربیات آنان در زمینه‌های گونه گون امری است مفید.ازاین باب دراین بخش بگونه‌ای گذرا نگاهی خواهیم افکند هب[ نظارت اداری] در حکومتها و دولتهای پیشین .<br/>
 +
=== عباسیان ===
 +
در آن عصر دیواین وجود داشته داست بنام[ دیوان یرید] که حوزه کار آن عبارت بوده از: توزیع نامه در عرصه کشور تهیه فهرستی ازاخبار روز برای خلیفه مطلع کردن خلیفه از وضع راه‌های کشور در موقع اعزام لشکر و جاسوسی درادارات لا وظیفه اخیر رااز فرمانی که از طرف خلیفه در سال ۳۱۵ هجری برای صاحب برید صادر شده بخوبی می‌تواند فهمید:<br/>
 +
[برعهده اوست که احوال عاملات خراج واملاک بداند و جریان کارهای ایشان را به صورت کافی و شافی و غور رسی تحقیق و خبرکشی کند و براستی و درستی گزارش دهدو نیزازاوضاع شهرها و بسمانی یا نا بسامانی آن واحوال رعیت و طرز کار ماموران اعم از ستم و تجاوز یا انصاف و رعایت اطلاع باید و بتفصیل بنویسد. و نیزاز کردار و رفتار وافکار حکام مطلع باشد... و بداند که در ضرابخانه چقدر طلا و نقره سکه زده می شوداز وارد کنندگان کلا چه مبلغ هزینه و رسوم دریافت می‌گردد واینهمه را براستی و درستی بنویسد... و نیز در مجلس عرایض حکام ناظری بگمارد که جریانات را بموقع یادداشت کنند... و بایداخباری که گزارش می‌کند محرز و مسلم باشد] <ref>تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری آدم متز ترجمه قراگزلو ج ۱٫۹۷و۹۸.</ref> .<br/>
 +
دراین عصر[ دیوان برید] در حکم چشمان بینای حکومت بوده است . به همین خاطر خلیفگان به این دیوان، اهمیت بسیار می‌داده‌اند. منصور خلیفه عباسی می‌گوید:<br/>
 +
[پیش از هرکس بچهار مامور نیازمندم :اول قاضی بی پروا و بی باکسی که جز خدا و عدالت چیزی در نظر نیاورد. دوم رئیس پلیسی که داد ستمدیده از ستمگر بساند سوم تحصیلدری که مالیات عادلانه بگیرد و بمردم آزار نرساند. سپس منصور سه مرتبه سبابه خود را گزیده گفت : آه - آه - آه - و همینکه سبب را پرسیدند گفت : چهارم کارآگاه و بازرسی که اخبار و عملیات این سه نفر را بدرستی گزارش دهد] <ref>تاریخ تمدن جرجی زیدان ترجمه جواهر کلام ازانتشارات امیرکبیر.۱۸۶.</ref> .<br/>
 +
البته روشن است آنچه را که ما رااز دوره عباسیان بخصوص منصور ستم پیشه بعنوان شاهد نقل کردیم بدان معنی نیست که دراین امر موفق بوده‌اند یااینکار را برای سر و سر و سامان دادن به وضع مردم انجام می‌داده‌اند. بلکه صرفا برای پند گرفتن از تاریخ ذکر کردیم .<br/>
 +
=== ایلخانیان ===
 +
مغولان صحرانشین وقتی که با تمدن و فرهنگ ایران برخورد کردند تحت تاثیر قرار گرفتند و به آداب و رسوم ایرانی خو گرفتند و عناصر مغولی در تمدن ایرانی محو شدند.ایلخانیان جانشینان هولاکوخان روش کشورداری ایرانیان را در پیش گرفتند و برای اداره کشورداری ایرانیان را در پیش گرفتند و برای اداره کشور از مدیران و دبیران و بزرگان اهل قلم کمک گرفتند. هنگامی که غازان خان هفتمین پادشاه الیخانی به سلطنت نشست بخاطر عدم لیاقت پادشاهان پیشین ایلخانی و بی توجهی به امورادارات فساد همه جا را فرا گرفته بود. غازان خان که به اسلام گرویده بود درصدداصلاح امور بر آمد. برای این منظور رشیدالدین فضل الله همدانی (متولد ۳۶۸ و متوفی بسال ۷۱۸ هجری ) که طبیب و مورخ و سیاستمدار برجسته‌ای بود به وزارت گماشت این وزیرکاردان و مدبر با سر پنجه تدبیر به رتق و فتق امور پرداخت و اصلاحات عظیمی را درارکان حکومت بوجود آورد که این را می‌شود با مطالعه تاریخ آن دوران و مجموعه نامه‌هایی که این وزیر نامی به کارگزاران خود و علما و مشایخ آن زمان نوشته که حاوی اندیشه اصلاحی او در زمینه‌های اجتماعی واداری است بخوبی فهمید. در باب نظارت در کار عاملان به فرزندش شهاب الدین که حکومت خوزستان را داشت سفارش می‌کند که در کار عاملان خود مراقبت نماید. تااز حد نگذرند چه در غیراینصورت :<br/>
 +
[در مال و جاء مردم طمع کنند و آزار بر دل آزدان رسانند و گرد فتنه برانگیزند و غبار در میان اندازند و در کار ملک و ملک داری و هنی عظیم پدید آرند] <ref>آئین کشورداری در عهد رشیدالدین فضل الله همدانی دکتر هاشم رجب زاده ازانتشارات توس .۱۵۷.</ref> .<br/>
 +
همو می‌نویسد:<br/>
 +
[ غازان خان یکرات امراء و وزراء و یارغورچیان را که - دسته اخیر مامور رسیدگی به اعمال صاحب منصبان دیوان بودند - نصحیت می‌کرد که اگراز حاکمی نزدایشان شکایت آوردند جوانب امر را بدقت بنگرند و به سخنان مغرضان اعتباری ننهند واز عمومم مردم آن ناحیه درباره حاکم تفحص نمایند تااو ظالم است یا نه واو را می‌خواهند یانه تا صورت حال او محقق گردد]<ref>مدرک پیشین .۱۸۹.</ref>.<br/>
 +
از جمله مناصبی که دراین عصر وجود داشته است[ اشراف ممالک] و [نظارت ممالک] بوده است که بازرسی و نظارت در کلیه امور مملکتی را به عهده داشته‌اند <ref>مدرک پیشین .۱۹۷و۱۹۸.</ref> .<br/>
 +
=== قاجاریان ===
 +
در برهه‌ای ازاین دوران مردی نو و جاویدان با قلبی آکنده از عشق به توده‌های محروم بنام[ میرزا تقی خان امیرکبیر] به صحنه سیاسی کشور پا گذارد. وقتیکه امر زمام امور را بدست گرفت همه چیزاز هم پاشیده بود. نهادهای دولتی محل رشدانواع اقسام میکربهای زندگی سوز شده بود. دزدی [[اختلاس]] منصب فروشی و رشوه عادی جلوه می‌نمود.ادارت به لجنزاری متعفن تبدیل شده بودند. دولتیان مطلق العنان حکم می‌راندند. بیگانگان صاحبان اصلی کشور بشمار می‌آمدند.امیرکبیر بااراده‌ای آهنین در برابراینهمه مشکلات قد برافراشت و با تمام نیرو به اصلاح امور پرداخت . یکی از گامهای بلند امیر در راه دگرگونی واصلاح ادارات تشکیل[ سازمان جاسوسی و ضد جاسوسی] بود رائین می‌نویسد:<br/>
 +
میرزا تقی خان برای اطلاع یافتن از جزئیات امور کشور با خبر شدن از رفتار حکام ظالم و جفا پیشه و نظامیان با مردم تشکیلاتی بوجود آورده بود که امروز می‌توان بحق بدان (سازان جاسوسی و ضدجاسوسی امیرکبیر) نام نهاد. و برای اطلاع از کارهای دولتی‌ها و گردنکشان و متنفذین داخلی عده‌ای (خفیه نویس ) داشت که بین پایتخت و ولایات در حرکت و یا در شهرها مقیم بودند. واین خفیه نویسان همه وقایع مربوط هب مردم و عمال دولت و نظامیان و خبرهای شهرها و دهات را صادقانه برای وی می‌نوشتند.ارسال خبار سری بوسیله جاسوسان و خبردهنگان و مواخذات امیراز مجرمین و جفاکاران آنقدر منظم و سریع بود که اغلب مردم تعتقد به[ غیبگوئی] و[ کرامات] امیرکبیر شده بودند واظهار عقیده می‌کردند که وی از عالم غیب اطلاع دارد واطلاعات خود رااز آنجا کسب می‌کند. تشکیلات کسب اطلاع امیر که در آن زمان بنام[ مهیان امیر] نامیده می‌شد آنقدر در ولایت و در دل عمال دولت ایجاد رعب و وحشت کرده بود که هر پنج نفری که دور هم جمع می‌شدند تصور می‌کردند یکی دو نفرشان[ خفیه نویس] و یا عضو تشکیلات[ منهیان] هستند.<ref>ابتکاراز طرف امیر برای شناسائی جاسوسان روش وانگلیس باج گیران حرفه ائو عمال نابار بوده است و رعب وحشت همیشه در دل اینچنین افرادی بوده تا آنجا که از سایه خود هم می‌ترسیده‌اند.</ref><br/>
 +
جالبتراز تشکیلات سازمان جاسوسی سازمان ضدجاسوسی و تشکیلات [منهیان] امیر بود اینگونه تشکیلات را در دستگاه‌های دولتی کنونی جهان سازمان (ضداطلاعات ) و یا[ضدجاسوسی] می‌نامند.این سازمانها که دنیای قرن بیستم و دول بزرگ پایه پیشرفت نظامی سیاسی اقتصادی و اجتماعی را بر روی آنها قرار داده‌اند روزگاری بوسیله امیرکبیر بوجود آمد که سیاستمداران و جهانیان ازاهمیت آن بی خبر بودند <ref>حقوق بگیران انگلیس اسماعیل رائین ازانتشارات جاویدان .۲۲۹و ۲۳۰.</ref> .<br/>
 +
دراینجا یک نمونه از کار جاسوسان امیر با ذکر می‌کنیم :<br/>
 +
در زمان صدارت امیرکبیر یک نفرازافسر و یک نفر سرباز که از تهران ماموریت داشتند بمحلی بروند نزدیک دروازه شهر در موقع خروج سرباز از روی بار هیزمی که می‌خواست داخل شهر بشود یک شاخه هیزم کشید.از طرف مکاری هم بمنظور جلوگیری از سرباز مقاومتی نشد. ولی دراین هنگام درویشی نزد سرباز آمده پرسید: تو نامت فلان نیست ؟ سرباز جواب داد خیر نام من فلانست درویش پرسید در فلان هنگ خدمت نمی‌کنی و نام افسرت فلان نیست ؟ سرباز گفت : در هنگ فلان خدمت می‌کنم و نام افسرم فلان است . درویش گفت ببخشید من اشتباه کردم زیرا برادری داشتم خیلی شباهت بشما داشت گمان کردم که تو همانی هستی . پس از آنکه درویش گذشت و مقداری از آنها فاصله گرفت افسراز سرباز پرسیداین درویش که بود؟ با توجه گفتگو می‌کرد؟ سرباز چگونگی سئوال و جواب درویش را بیان کرد گفت مرا با برادر خوداشتباه کرده بود.افسر گفت : وای از قرائن معلوم می‌شود که این درویش ازرس محرمانه امیرکبیر بوده واگر بازرس امیرکبیر باشد روزگارما سیاه خواهد بود. پس از آنکه افسر و سرباز بسفر رفته و خدمتی که به آنها محول شده بودانجام دادند هنگام مراجعت همینکه چشم امیرکبیر به افسرافتاد نگاهان و بدون سابقه گفت : چون این خدمت را خوب انجام داده‌ای از تقصیر تو صرفنظر کردم ولی کسیکه سربازاو هیزم را بار رعیتی بدزدد دیگر لیاقت افسری ندارد. فعلا تو را تنبیه نمی‌کنم اما فقط منصب رااز تو می‌گیرم . رو به زنجان و در خانه ات زندگانی کن .<ref>امیرکبیر حسین مکی ازانتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب .۱۴۰و۱۴۲.</ref><br/>
 +
بله دولت امیر در عصر ظلمت و تباهی آنگاه که همه جا را یاس فرا گرفته بد خوش درخشید اما دولت مستجل بود.<br/>
 +
هدف از آنچه که دراین بخش آوردیم نقالی تاریخ نیست بلکه مقصود گوشزد کردن این نکته است که گماردن[ ناظر و بازرس] در کوی و برزن برای لجام زدن به کارگزاران لجام گسیخته و گزارش از روندکار در سازمانهای دولتی یکی ازاصول کشورداری است و توجه دادن به این مساله که چهره‌های تاریخ ساز موفق دراستفاده ازاین اصل اساسی بایدالگوی دولتمردان ما که دراندیشه اصلاح ادارت هستند قرار گیرند.<br/>
 +
== نظارت اداری در قانون اساسی ==
 +
دولت شاهنشاهی وابسته به غرب ناگهان مثل رخت کهنسال پوسیده‌ای به تندبادی درهم شکست و فرو ریخت و مردم از بند دیو رهائی یافتند و زمام سرنوشت خویش را دراختیار گرفتند. برای تحقق آرمانها و عقاید بلندی که سالیان سال به جرم آن در آتش کین گداخته شده بودند ابتداء خبرگانی از میان خود برگزیدند تا براساس کتاب و سنت قانونی تدوین کنند. خبرگان منتخب با پشت کارداری این ماموریت را بخوبی و درستی به انجام رساندند و قانون اساسی را که ازافتخارات جمهوری اسلامیو ثمره سالاتلاش پی گیر مردم این مرز و بوم است برای اجراء عرضه کردند.<br/>
 +
در قانون اساسی[ نظارت اداری] از جایگاه بلندی برخورداراست و عهده داران این وظیفه و مهم در موادی چند معرفی شده‌اند که به ترتیب بیان می‌کنیم :<br/>
 +
=== مردم ===
 +
در نظام سیاسی اسلام مردم بیشترین و مهم‌ترین نقش را دارند واین مردمند که باید کژی‌ها را راست وازانحرافها و لغزشها جلوگیری کنند [ الا کلکم راع و کلکم مسوول عن رعیته]<ref>مجموعه ورام /۰۶</ref>.<br/>
 +
همین نقش دهی به مردم است که خلیفه اول ( ابوبکر) در نخستین بیانیه خلافتش اعلام کرد: اگر منحرف شدم مرا به راه راست راهنمائی کنید <ref>تاریخ یعقوبی .ج ۲٫۱۲۷.</ref> . یا وقتی خلیفه دوم در مجلسی از مردم پرسید: ار من در بعضی از مسایل تعلل ورزم شما چه خواهید کرد[ بشرین سعد] گفت : اگر به چنین عملی متوسل شوی ما تو را همانند تیر مستقیم خواهیم کرد <ref>خلافت و ملوکیت ابوالاعلی المودودی ترجمه خلیل احمد حامدی ازانتشارات بیان - پاوه .۱۱۱.</ref> .<br/>
 +
و در قانون اساسی ازاین وظیفه مهم اینگونه یاد شده است :<br/>
 +
لازم است که امت مسلمان باانتخاب مسئولین کاردان و مومن و نظارت مستمر بر آن بطور فعالانه در ساختن جامعه اسلامی مشارکت جویند <ref>مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران .</ref><br/>
 +
=== مجلس شورای اسلامی ===
 +
مجلس شورای اسلامی که براساس آراء مردم شکل گرفته حق دارد که در حوزه‌های دولتی بطور دقیق به بازرسی بپردازد واز کم و کیف کارها آگاه بشود که مبادا به مردم از طرف کارگزاران ظلمی رود و یا بخاطر عدم اجرای دقیق قانون حقی ضایع شود - قانون اساسی حق مجلس را در این زمینه اینگونه بیان کرده است: [مجس شورای ملی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد] <ref>قانون اساسی اصل .</ref> .<br/>
 +
=== سازمان بازرسی کل کشور ===
 +
این سازمان وظیفه اش بازرسی مستمر و بازرسیهای فوق العاده است . فرضا به این مساله رسیدگی می‌کند که آیا قوانین مصوبه مجلس بدرستی اجراء شده است یا خیر؟ در حقیقت یک سازمان ارشادی واصلاحی و پیشنهاد کننده و طراح است . وقتی هیئتی از جانب این سازمان به وزارتخانه‌ها وادارات و سازمانها واستانها بعنون بازرس اعزام می‌شود ابتداء کمبودها را بررسی می‌کنند نارضایتیها و نارسائیهای که نتیجه واقص قانونی باشد فورا باید بازرسان پس از تهیه گزارش واظهار نظر در مورد نواقص پیشنهادات اصلاحی خود را به اصلاح وزیر مربوط و مسئولان همان اداره برسانند. و نارسائیها و سوء جریانات اداری و مالی را حسب مورد مستقیما به نخست وزیر و وزارتخانه‌ها و شورای عالی قضائی اعلام می‌کنند.این وظیفه در قانون اساسی به این صورت آمده است :<br/>
 +
براساس حق نظارت قوه قضائیه نسبت به حسن جریان امور واجراء صحیح قوانین در دستگاه‌های اداری سازمانی بنام سازمان بازرسی کل کشور زیر نظر شورایعالی قضائی تشیکل می‌گردد:.<br/>
 +
آنچه که یاد کردیم نهادها و عواملی بودند که راسااقدام به بازرسی و نظارت می کردنداما نهادهایی نیز وجود دارد که با مراجعه ارباب رجوع بدانها و تسلیم شکایت در موارد خاص اقدام به پی گیری و احقاق حق می‌نمایند که عبارتنداز:<br/>
 +
۱- دیوان عدالت اداری <br/>
 +
حوزه کار دیوان عدالت اداری عبارت است از رسیدگی به شکایات و نظاماتی که مردم از مسئولان و واحدهای و واحدهای قانونی مملکت یعنی وزارتخانه‌ها وادارت تابعه و شهرداریها و نهادهای انقلابی و کلیه موسساتی که به نحوی ازانحاء دراتباط بااموراجتماعی مردم کار می‌کنند دارند. دیوان عدالت اداری پس از رسیدگی به این شکایات طبق ضوابط قانونی و شرعی حکم لازم را صادر می‌کند. در ماهیت وظایف این دیوان آمده است.<br/>
 +
[به منظور رسیدگی به شکایات و نظامات واعتراضات مردم نسبت به مامورین یا واحدها یا آئین نامه‌های دولتی واحقاق حقوق آنها دیوانی بنام دیوان عدالت اداری زیر نظر شورایعالی قضائی تاسیس می‌گردد. حدوداختیارت و نحوه عمل این دیوان را قانون تعیین می‌کند].<br/>
 +
۲- کمیسیون اصل ۹۰<br/>
 +
این کمیسیون وظیفه دارد شکایات رسیده را بررسی کند و نسبت به پاسخ گوئی بدانهااقدام نماید:<br/>
 +
هر کس شکایتی از طرز کار مجلس با قوه مجریه با قضائیه داشته باشد می‌تواند شکایت خود را کتبا به مجلس شورای ملی عرضه کند.<br/>
 +
مجلس موظف است به این شکایات رسیدگی کند و پاسخ کافی از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتیجه را اعلام نمایدو در موردیکه مربوط به عموم باشد به اطلاع عامه برساند.<br/>
 +
اهتمام قاون اساسی را نسبت به نظارت و بازرسی درادارت دیدیم . قانون اساسی با تکیه بر ضرورت ایجاد نظام اداری شایسته ( اصل سوم بند ۱۰) نهادهایی را پیش بینی و پی ریزی کرده است ولی چند نکته را باید دولتمردان و دست اندرکاران در نظر داشته باشند و بطور جداقدام کنند.<br/>
 +
۱. ایجاد هماهنگی بین نهادهای مختلف نظارت و بازرسی دراین زمینه می‌توان با ایجاد ستادی خاص امر نظارت و بازرسی و پیگیری را نسجام بخشید واز تکرار اتلاف وقت و ناهماهگیها جلوگیری کرد. بدون وجوداین ستاد شکایات در مجاری متعدد و متافوت می‌ریزد و بلبشو واختلال پدید می‌آید.<br/>
 +
۲. تقسیم کار نهادهای نظارت کننده .اگر بخواهیم درامر نظارت اداری بطور خاص و درامر نظارت بر جامعه بطور عام موفق باشیم باید کارها بین نهادهای مختلفی که دراین زمینه وجود دارد تقسیم شود و حوزه وظایف هر یک نیز مشخص شود تا تداخل درامور یکدیگر پیش نیابد. قانون اساسی این مهم را به عهده مجلس شورای اسلامی و قوانین فرعی گزراده است که باید دراین زمینه اقدام جدی بعمل آید.<br/>
 +
در تدوین این قوانین باید به شیوه‌های خاص نظارت و طرح‌های کارآ دراین باب توجه شود و یک سیستم یکپارچه و پیوسته نظارت و بازرسی پی ریزی گردد.<br/>
 +
۳. استفاده از نیروی لایزال مردمی تجربه ثابت کرده است که کورترین گره‌های اجتماعی سیاسی با سرانگشتان توانای مردمی انقلابی و یکتاپرست این سامان گشوده شده است اینک مسئولان باید طبق دستور قانون اساسی تنها در پشت درهای بسته واز طریق سیستم بوروکراسی موجود به حل این معضل اجتماعی نپردازند و مردم را تافته جدا بافته از دولت نپندارند بلکه از هوش استعداد و چشمان تیزبین و صادق مردم در نظارت و بازرسی کمک بگیرند.<br/>
 +
== موانع نظارت ==
 +
وجود مراکزی برای نظارت و یا پیگیری شکایات گام ابتدائی است و اگراین قدم به سوی اهداف اساسی را نباید فقط بر شبکه‌های اداری می‌افزاید و بس !<br/>
 +
ازاینرو باید مسئولان این واحدها به دقت به میزان موفقیت کاری خود بیندیشند و موانع راه را دریابند و درصدد رفع آن بکوشند. پاره‌ای از مشکلات نظارت را در ذیل بر می‌شمریم :<br/>
 +
=== تورم انسانی در سیستم اداری ===
 +
همانگونه که می‌دانیم برای نظارت اشراف برامور شرط است .اگر هیات ناظران از کم و کیف مساله بی اطلاع باشند و یا کم اطلاع طبیعی است که یا نمی‌تواند نظر قاطع دهند و یاازارائه فکری پخته در رابطه با شخص یااشخاص باز می‌مانند. با توجه به این نکته مشکله[ نظارت اداری] بر حدود یک ملیون کارمند (و یابیشتر) روشن می‌شود زیرااشراف بر کاراین دریای نیروهای انسانی معضله‌ای است .اگر به خود بازگردیم و خود را در مسنداین مسئولیت فرض کنیم واین انبوه را تصور کنیم در می‌یابیم که کار در چه سطح عظیمی است . نظارت بر کار وزیری که در مرکز بسر می‌برد تا مامور آماری که به روستای دورافتاده می‌رود.<br/>
 +
برای نظارت بر روند کاری یک ملیون کارمند به چقدر ناظرامین خردمند و ... نیازاست ؟ و یا پیدا کردن این میزان کثیراز ناظران واجد شرائط درامکان کنونی مسئولان هست ؟<br/>
 +
بنابراین تا زمانی که بخش اداری ازاین تورم نابهنجار بهره مند است ! به زحمت می‌توان تصور کرد که نظارت اداری به شکل موفق خود درآید. و یکی از گامهای اساسی واولیه کاهش حجم نیروهای اداری (در بخش خدمات )است تااشراف بر کارهئااین مجریان از سوی هیات ناظران و موسسات مسئول میسر باشد.<br/>
 +
=== قوانین پیچیدگی ===
 +
سوءاستفاده از قوانین ساق مقننان را بر آن می‌دارد که بر تبصره‌ها و متمم‌ها بیفزایند و یا در ضمن تصویب قوانین مواد را افزون کنند و به باور خود راه‌های نفوذ خاطیان راسد کنند.این حرکت موجب می‌شود که [[حج]] قوانین اداری افزون شود و مواد قانونی به سوی پیچیدگی حرکت کنند و راه‌های پیچاپچ قانونی به متخطیان و مجرمان حرفه‌ای کمک می‌کند که طعمه را بدون هراس از قانون بربایند و حتی قانون را کمک جرم خود گردانند. واین مساله موجب آن می‌شود که در پیگیری جرم بازرسی با مشکلات مواجه شود و یا نظارت بر کیفیت سیر امور به عسر و حرج گرفتار آید. زیرا کم کاران و ناراضی تراشان وجود گره‌های قانونی را بهانه پاس دادنها و قرطاس بازیها می‌کنند و فاسدان و رشوه گیران آن راابزار فشارارباب رجوع می‌کنند تا سرتسلیم فرود آورند و به تقاضای آنان تن دهند. و تمام اینان از پشتوانه قانونی استفاده می‌کنند و آنکس که دراین گردونه گرفتاراست و در زیر این مراجعات مکرر به فلان اداره و بهمان وزارتخانه خورد می‌شود یا باید سرتسلیم را پیش گیرد و طواف مکرراین کعبه‌های بوروکراسی را بر تن بخرد و یا راه چاره را بیابد و آشنای بجوید و ...<br/>
 +
ازاینرو باید مقننان دقت لازم را بخرج دهند و در تصویب قوانین آن را در شکل مجموعه‌ای آن بنگرند. ممکن است که تک تک مواد به صلاح باشد اما وقتی که مواد را کنار یکدیگر می‌گذاریم . در مجموع به صلاح عامه مردم نباشد بلکه مشکل کردن کارها وافزون برباند مجرمان را در پی داشته باشد.<br/>
 +
=== بی توجهی به قانون اهم و مهم ===
 +
مسلم است که در یک آرمان ایده آل گونه نظارتی مطلوب است که بر ریز و درشت مسائل جاری بنگرد و در موارد خطا و عصیان مسئولان نظارت از خود واکنش نشان دهند.<br/>
 +
اما با توجه به وسعت دامنه اموراداری کشور چنین نظارتی نا میسراست واگر چنین تصویری را برنامه فعلی نظارت قرار دهیم هیچ کار موثری صورت نخواهد گرفت . و متاسفانه در پاره‌ای از موارد نظارتها به این دام افتاده‌اند. یعنی به جای آنکه نظارت بر اعمال کارگزاران اصلی و مسئولان بخشهای کلیدی اصل قرار گیرد بواسطه پاره‌ای ملاحظات و یا روابط این افراد وارگانها و موسسات با فراموشی سپرده شده‌اند و به سراغ کسانی رفته‌اند که اگر تخطی هم انجم دهند آثار سوء آن دامنه‌ای محدود را آلوده می‌کند.<br/>
 +
بنابراین بایستی نیروی اصلی نظارت دراموراداری درامور کسان و یا نهادهایی انجام یابد که در صورت تخطی از قانون مشکلات وسیعی را می‌آفرینند.این کسان بواسطه آنکه در مساتید حساس قرار دارند اگر دید ناظرات امین را بر روی کارهای خویش نبینند به سهولت ممکن است به دام خود محوری و دیکتاتوری در حدود نفوذ خود و حتی خارج از آن حدود بیفتد.<br/>
 +
=== بی دقتی درانتخاب نظار ===
 +
==== صفات ناظر ====
 +
در نامه حضرت علی(ع) به مالک اشتر بر روی ۲ صفت ناظر تاکید شده بود: [وابعث العیون من اهل الصدق والوفاء علیهم]. دیدگان والی (ناظر) بایداز ۲ خصوصیت بهره مند باشد:<br/>
 +
===== راستگوئی (درانتقال دیده‌ها و شنیده‌ها) =====
 +
===== وفاداری نسبت به والی و قانون =====
 +
اگر به تحلیل این کلام بپردازیم دامنه‌ای وسیع از نکات عمیق را در بر دارد. ناظر نباید به گزینش دیده‌ها و شنیده‌ها بپردازد و آنچه را خود می‌پسندد و یا صلاح می‌داند گزارش کند ناظر باید تمامی وقایعی را که با آن مواجه شده است صادقانه به والی و مسئول خود منتقل کند والا[ اهل صدق] نخواهد بودء متاسفانه در مواردی مشاهده می‌کنیم که ناظران نه آنچه می‌بینند و می شونود بلکه آنچه را که می‌خواهند به ببینند یا بشنوند منتقل می‌نمایند. واین گزارشهای غلط امور را بر مسئول مربوطه مشوش می‌کند زیرا وی بر حسب اعتماد به گزارش تصمیم می‌گیرد در حالیکه گزارش برخی از وقایع را منتقل کرده است و نه تمامی وقایع را.<br/>
 +
نکته‌ای دیگر که امام فرموده‌اند[ .وفادار بودن ناظر]است . وفاداری به والی و قانون اقتضای آن را دارد که امر محول را حداقل به مانند امر شخصی خود تلقی کند. به مسئولیت نظارت خود در حد یک تکلیف اداری ساده ننگرد.اگر چنین روحیه‌ای پدید آید ناظراز خواب و خوراک و استراحت می‌زند و دربارهٔ تمام اموری که احتمال می‌دهد که در یک مساله نقش داشته باشد به تفحص می‌پردازد. و متاسفانه در این قسمت نیز نقص فراوان است . بسیاری از بازرسان و ناظران این کار را در حد یک شغل اداری می‌نگرند و[ اهل وفاء] نیستند. به سهل‌ترین راه‌های اتمام ماموریت خود می‌اندیشند و نه به مطمئن‌ترین راه‌ها برای یافتن گزارشی دقیق و مطمئن . لذا مشاهده می‌شود که گاه چند هیات نظار که به جائی فرستاده می‌شوند جوابهائی مخالف یکدیگر را گزارش می‌دهند و یکی از علل آن همین است که ناظران به استقراء کامل و یا حداقل اطمینان آور توجه ندارد واین چیزی جز بی وفائی و یا کم تعهدی نسبت به والی و قانون نیست.<br/>
 +
=== شبکه‌های متعدد نظارت ===
 +
بنابراین گرچه حضور واحدهای نظارت در نهادهای مختلف مثل ریاست جمهوری مجلس قوه قضائیه و...امید آورند که مسئولان می‌خواهند بدانند که در کشور چه می‌گذرد!اما عملااتلاف نیرو وامکانات و ... را در پی دارد علاوه بر آنکه هیچیک ازاین واحدها قدرت لازم را برای نظارت پیدا نمی‌کنند. لذا باید با توجه به این مساله به سوی[ تمرکز گرائی نظارت] پیش رفت . واگر مشکلاتی قانونی دراین راه وجود دارد به رفع آن کوشید و در صورتیکه در فاصله‌ای کوتاه چنین امری میسر نیست حداقل[ هماهنگی واحدهای نظارت کننده] را به عنوان گام اول این راه از دیده دور نداشت .<br/>
 +
وجود واحدهای متعدد نظارت گر چه این حسن را دارند که شاکیان درد دل خویش را به مراکز مختلف می‌فرستند شاید دلی در یکی ازاین نهادها به تپش آید و به چاره برخیزد.امااز سوی دیگر بااین اشکال مواجه بوده و هست که نظار هیچگاه قدرت لازم را برای پیگیری و بعد عکس العمل پیدا نمی‌کنند تعدد مراکز قانونی نظارت طبیعتا قدرت موجود را تجزیه می‌کند و در نتیجه برخی از واحدهای نظارت عملا شیر بی یال و دم واشکم می‌شوند و بعضی قدرت لازم را فاقد می‌گردند. مسئول کمیسیون اصل ۹۰ مجلس که یکی از واحدهای اصلی نظارت در کشوراست در مصاحبه‌ای اظهار داشته بود بااینکه در سال ۱۳۶۳ در مجلس تصویب شد که اگر مقام مسئولی پاسخ نامه کمیسیون را دائر بر استفساراز شکایتی ندید به میزان خاصی حبس محکوم شود.اما تاکنون (۶۵) حتی در یک مورد هم برخوردی از قوه قضائیه دید نشده است (با آنکه موارد مکرری ازاینگونه تخلفات وجود داشته است .<br/>
 +
=== جوالتهاب ===
 +
معمولا به این ابتلاء دچار شده‌ایم که بعداز پدید آمدن حالت بحران به حل و رفع مشکلات می‌اندیشیم . واین یکی ازاشکالات کاری هیاتهای نظارت است .اگر درابتدای حوادث و پیگیری بر آیند تحقیق و تفحص سهلتر و راه برخورد به آسانی قابل وصول است .اما غالبا چنین نمی‌شود و پس از مرگ سهراب به جستن نوشدارو می‌پردازند و در آن هنگام رفت و آمدهای مکرراین ناظران فقط برالتهاب جناحها می‌افزاید و سکون و آرامشی را پدید نمی‌آورد. هر جناحی در صدد آن بر می‌آید که ناظران را در قرنطیه خویش قرار دهد اخبار فقطاز طریق کانالهای مطمئن ! به هیات ناظران برسد. و جناح دیگر نیز در همین تکاپوست تا آنکه یا وسوسه‌ها موثر می‌افتد و ناظران در کام یک دسته می‌غلطند که در آن صورت دسته دیگر به طومارنویسی و ... می‌پردازد و موارد متعدده‌ای از نقض بی طرفی آنان را به مسئولان بالاتر گزارش می‌دهد. و یا آنکه از هر دو دسته دوری می‌جویند که دراینصورت مطرود هر دو جناح می‌گردند و به محافظه کاری و ... متهم می‌شوند خلاصه آنکه تجربه نشان داده است که نظارت بعداز پدیدآمدن بحران درد چندانی را دوا نکرده است بلکه معمولا بر دردها افزوده است .<br/>
 +
ازاینرو باید همه مسئولان نظارت به گونه جدی به این واقعیت بیندیشند که باید سیل را در سرچشمه خشکانید والا چاره دشواراست و بس دشوار!<br/>
 +
=== تاکید بر نام و نشان شاکی ===
 +
ممکن است که این عنوان درابتداء چندان مهم جلوه نکند و به صورت[ مانع کلی] جلوه ننماید.اما گزارشهای مکرر نشان می‌دهد که باید به این مانع بها داد و آن رااساسی تلقی کرد. زیرا همانگونه که می‌دانیم نظارت موفق بدون [مشارکت عمومی] میسر نیست . واین مردمند که باید مسئولان را درارائه گزارش نسبت به میزان موفقیت یاری دهند. و بسیاری از واحدهای مسئول نظارت فرض شمرده‌اند که نام و نشان شاکی بایستی حتما در ذیل شکایت آورده شود والااز پیگری آن معذورند.این شرط را از آنرو لازم شمرده انده که اولاامکان تفحص و تحقیق بیشتر مسیر باشد زیرا ممکن است که متن نامه اجمال وابهام داشته باشد و به استفساراز نویسنده نیازمند. و ثانیااز سوءاستفاده پاره‌ای از کسان مانع شود که می‌خواهند بی جهت این و آن را بدنام کنند و پرونده سازی نمایند .<br/>
 +
امااز سوی دیگر این شرط مشکلاتی را در راه مشارکت عمومی در راه نظارت ایجاد کرده است زیرا شاکیان که معمولاافراد جزءاداره و یا کارخانه و... هستند از به خاطرافتادن مقام و شغل خود در هراسند و با توجه اینکه موارد کثیری اتفاق افتاده است که گزارش شاکی برای شیگیری به خود مقام شکایت شده رسیده است ! بایستی انصاف داد که این نگرانی چندان بیجا هم نیست . موارد متعددی در دست است که تصفیه شدگان یا کسانی که موارد بی مهری مسئولان خود قرار گرفته‌اند کسانی بوده‌اند که به گمان خود به قصد خدمتی برخاسته اندو نارضایتی خود را از روند جاری موسسه و یا نهادی و یا مسئولی ابراز کرده‌اند و آن را به مقامات بالای مسئول فرستاده‌اند و بعد آن گزارش بااسم و رسم و نشانی بدست کارگزاران شاکیان رسیده ! واین را بخوبی می‌دانیم که کمتر کسانی پیدا می‌شوند که بین تعریف کنندگان خود و منتقدان از خود فرقی نگذارند بخصوص که این منتقدان چندان پا رااز کلیم درازتر کرده باشند که به از ما بهتران هم خبر داده باشند!<br/>
 +
دراینجاست که صدها بهانه بنی اسرائیلی برای رئیس پیدا می‌شود که اینان را به این سو و آن سو بفرستد. راه ارتقاء آنان را سد کند و اگر در توان دارد آنان را تصفیه کند! و چنین می‌شود که دیگر کسی به مخیله خود هم خطور نمی‌دهد که نامه‌ای بنگارد و گوشه‌ای ازاحوالات رئیس را منتقل کند. واین خود سانسوری موجب می‌گردد که مسئولان گمان برند که فلان اداره و ...امن وامان است و جزیره ثبات !<br/>
 +
ازاینرو گمان می‌رود که باید مسئولان نظارت این شرط را حذف کنند و باب مشارکت مردمی را دراین موضوع وسعت بخشند. همانگونه که در برخورد با[ تروریسم سیاسی] اگر با چنین قید و بندهائی برخورد می‌کردیم توان در هم شکاندن آن را نداشتیم همینطور در برخورد با فساد و کم کاری اداری چاره‌ای جز حذف قید و بندها - در حد ممکن - نیست . منتهی مسئولان می‌تواننداز شاکیان این را طلب کنند که مدارک و یا راه‌های وصول به اطلاعات را برای مدعی خویش ارائه دهند و تا تحقیق میسر گردد امااصرار بر نام و نشان ! همان معضله‌ای را در بردارد که ذکرش رفت !<br/>
 +
در پایان مقال امید آن داریم که[ دولت خددمتگزار] و سایر نهادهای جمهوری اسلامی در بر پائی[ انقلاب اداری] و در مقدمه آن[ نظارت موفق براین سیستم] توفیق یابند واز نیروی لایزال مردمی دراینراه سود جویند.<br/>
  
سياسى
+
== پانویس ==
نظارت ادارى
+
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
وجود تخلفات ادارى و برخورد باانبوه مردمى كه ازاعمال كارگزاران ادارى گله مندند و قرطاس بازى بى حد و حساب و ياس مردم از گشايش گروههاى كوراين مشكل ما را بر آن داشت كه به بحث در زمينه يكى از وظائف مهم مديريت يعنى[ نظارت ادارى] بپردازيم . بويژه حضور پاره اى از روحانيان در مسانيد كليدى و شبه كليدى كشور اين مسئوليت را بر دوش اين هم صنفان دو چندان مى كند. زيرااين حضوراجرائى در حقيقت براى نظارت بر كيفيت رونداموراست و مردم ازاين عزيزان انتظار آن را دارند كه با ديدى تيز حوادث را بنگرند و در رفع مشكلات مردم - در حدودامكان - چاره اى بينديشند و يكى از بزرگترين چاره ها تقويت و رشد نظارت بر سيستم ادارى است .
+
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> نام سایت (+پیوند لینک به نام سایت) - تاریخ برداشت (اگر نام کتاب و یا مجله بود با اطلاعات کامل درج شود) </span></div>
سيستم ادارى موجود
+
 
با ورود غرب استعمارگر به عنوان نيروى فاتح به كشورهاى جهان سوم در تمامى نهادها وارگانها و كلا در ساختاراجتماعى و سياسى اين كشورها تغييرات اساسى پديدار گشت والگوهاى غرب بطور روزافزون جايگزين الگوهاى سنتى شد و نظام سنتى به تدريج از هم پاشيد [بوروكراسى] كه يكى ازالگوهاى غربى است با وروداستعمار غرب به جاى نظام ساده ادارى در كشورهاى جهان سوم استقرار يافت و
+
[[رده:مقالات]]
+
+
سيستم آموزشى اين كشورها با كارگردانى و رهبرى گردانندگان نظام سياسى فكرى غرب براى آموزش بوركرات ها شكل گرفت. كشورهاى اسلامى هم ازاين موهبت غرب بى بهره نماندند. به تقليد و تحميل آيين كشوردارى اروپائيان را پذيرا گشتند و گشايش گره كور معضلات اجتماعى سياسى رااز سرپنجه تواناى آنان تمنا كردند و تازيانه اروپا آنچنان بر پيكر آنان كارگرافتاد كه آيين كشوردارى و سنت هاى خودى را بكلى فراموش كردند و فرزندان خود رااز مكتب خانه گرفتند و به مدارس آنان روانه كردند و خود هم به سوى غول بى شاخ و دم بوروكراسى ساخته و پرداخته غرب براى حل مشكلات دست نياز دراز كردند .
+
كشورهاى عقب افتاده وقتى كه زندگى خود را به امواج بوروكراسى سپردند ناگزير براى تسلط براين امواج به شاگردى خداوندگاران بوروكراسى گردن نهادند. بر اين اساس مكتب خانه ها را رها كردند و بسوى آموزشگاههاى فرنگ روانه شدند. دكتر حميد عنايت اوضاع آموزشى مصر را بعداز نفوذ غرب و جايگزين شدن بوروكراسى در آن كشور اين چنين وصف مى كند:
+
[محمدعلى خديومصر همچنانكه پيشتر ديديم خود به سبب نيازى كه براى گرداندن دستگاه ادارى و نظامى دولت مصر به كارشناسان و كارآزمودگان داشت زديك به سيصدتن از دانشجويان مصرى را در مدت فرمانروايى خود بااروپا فرستاد. روش او دراين زمينه دو دوره را پيمود: در دوره نخست از سال ۱۲۲۴.۱۸۰۹ تا۱۲۳۷. ۱۸۲۲ بيشتر دانشجويان مصرى به ايتاليا و در دوره دوم از سال ۱۲۴۱.۱۸۲۶ تا ۱۲۶۰.۱۸۴۴ بيشتر آنان به فرانسه فرستاده شدند. هم دراين بود كه براى آسان كردن كار دانشجويان مصرى دانشگاهى خاص آنان در پاريس ايجاد كرد كه مدرسان آن از طرف ارتش فرانسه معين مى شدند].
+
استقبال شديد كشورهاى جهان سوم بويژه كشورهاى اسلامى از بوروكراسى و گسترش سريع اين پديده در كشورهاى مذكور به عواملى چند مربوط مى شود كه ترتيب بيان مى كنيم :
+
۱- عقده حقارت كه غالبا ملتهاى مغلوب را به تقليداز آداب و سنن كشور غالب وا مى دارد.
+
۲- پيچيدگى نظام زندگى .
+
۳- طبيعت ديپلماسى اقتضا مى كرد كه غرب براى حفظ اقتدار خويش ملتها را در يك نظام بوروكراسى به بند بكشد.
+
۴- پيچيدگى روابط بين المللى كه سرنوشت كشورها را بهم پيوسته است .
+
۵- غرب گرائى زمامداران و شيفتگى آنان به زرق و برقهاى تمدن غرب .
+
همه اين عوامل باعث شده است كه بخش ادارى متورم و ملتهااسير بوروكراسى شوند. دراين نوشتار در مقام آن نيستيم كه بوروكراسى را بطور كلى رد كنيم كه منافى دارد و نمى توان آن را ناديده گرفت اما آنچه را كه ما بر آن پا مى فشاريم عدم سنخيت[ بوروكراسى] با فكر
+
+
و فرهنگ مردم مشرق زمين بويژه كشورهاى اسلامى است . شاهد ما براين مدعى سرگردانى مردم در پيچ ز خم هاى بوروكراسى حاكم و فرياد آنان از دست بوروكرات هاى الينه شده مى باشد. دراينجا براى پى بردن به عمق فاجعه به معرفى چهره بوركراتها كه اعضاء سازان بوروكراتيك هستند و در حقيقت چرخهاى بوروكراسى توسط همين پيچ و مهره هاى دست آموز غرب مى چرخد مى پردازيم :
+
۱- فرد بوروكرات سر در لاك تخصص خود فرو برده واز آنچه كه در خارج از حوزه تخصش مى گذرد غافل است واين امر باعث شده است كه محدوديت افق ديد پيدا كند.
+
۲- تسليم محض مافوق تا آنجا كه قوه ابتكار و خلاقيت راازاو گرفته است و دقيقا همچون پيچ و مهره عمل مى كند.
+
۳- تابع بى چون و چراى مقررات بحدى كه گره گشايى از كار مردم را به بوته فراموشى سپرده واز جنبه هاى انسانى غافل مانده است .
+
۴- بوروكرات فقط در برابر مقام مافوق خود را مسئول مى داند نه در برابر مردم كه از نظر ساختار فكرى و طبقه بيگانه از مردم است .
+
۵- به دين و مفاهيم دينى بى اعتقاداست يا براى دين نقش اجتماعى سياسى قائل نيست .
+
[ برگر] كه يك انگليسى است بوروكراتهاى دست آموز غرب رااينگونه معرفى مى كند:
+
[ ديوانسالارانى كه در سيستم آموزشى انگليسى تربيت مى شدند هيچ گونه ابتكار و خلاقيتى نداشتند. آنان مهره بودند نه انسان خلاق . بى لياقتى تنبلى ترس از مسئوليت و علاقه جنون آميز آنان را به مقررات و كاغذ بازى مشكل مى توان تصوير نمود. براى هرامرى جوابى در چنته داشتند و آن اينكه : بايد به صورت كتبى به من ابلاغ شود بايداز مقامات بالا دستور بگيريم] ۳ .
+
پس هدف سيستم آموزشى غرب از داير كردن دانشگاههاى غريض و طويل تربيت بوروكرات هائى بوده است كه در چهارچوب بوروكراسى چشم و گوش بسته بدورازاحساسات انسانى به حفظ منافع غرب بپردازند كه نقش فعال فارغ التحصيلان اين دانشگاهها در حفظ و نگهدارى و كمك فكرى به حكومتهاى مستبد وابسته به غرب دليل براين مدعى است . شادروان [جلال آل احمد] مى گويد:
+
بااين ترسيم به اين نكته مى رسيم كه ايران نيز در درون اين گردونه مخرب جاى يافت و مراكز آموزشى آن از آغاز تاكنون عمدتا در همين مسير - توليد بوروكرات - هدايت شده اند. تا قبل از دوران ناصرالدينشاه دستگاه دولتى و سيستم ادارى به عنوان بخشى از دربار (يا به اصطلاح آن روزگار[ درخانه] ) بود و هويتى
+
+
+
مجزا از آن نداشت . سفر به شهرهاى فرنگ و حضور تحصيلكردگان آن ديار در كشور اين انديشه را به ارمغان آورد كه بخش دولتى و سيستم اجرائى سازمان بندى جدا بيابد و در نتيجه در زمان سلطنت ناصرالدينشاه اولين[ هيات دولت درايران] پديد آمد و ۹ وزارت خانه تشكيل شد. منتهى تنها سه وزارت خانه (ماليه خارجه و جنگ ) دستگاه ادارى خاص پيدا كردند اما باقى وزارتخانه ها جز[ نام] بهره اى نداشتند. بدينسان اولين پايه هاى سازمان ادارى باالگوسازى سازمانهاى مشابه در غرب بنيان نهاده شد. به مرور وزارتخانه ها و شعبه هاى جديدادارى افتتاح گرديد و رشد تصاعدى را پيمود. منتهى ناآشنائى به شيوه جديد. تلفيق نامعجون پاره اى از قوانين سنتى با قوانين و آداب غربى حضور دو قشر ناهمگون - تحصيلكردگان جديد و مستوفيان و كارگزاران قديم - در سيستم ادارى و ... پيكره اين سيستم را مجروح و روان آن را ناميمون نشان مى داد.
+
[و روشنفكران درين گيرودار دو دسته اند: قسمت اعظم آنها كه با چرخ دستگاه حاكم مى گردند و بگردش چنين نظمى كمك فكرى مى دهند و توجيه علمى اش مى كنند] ۴ .
+
[دكتر ميلسپو] كه در راس گروهى از مستشاران آمريكائى براى اصلاح امور مالى در عصراحمد شاه به ايران سفر كرده واولين[ قانون استخدام ادارى] توسط وى تنظيم گرديده است وقائع آن دوران را چنين مى نگارد:
+
به هنگام ورود هيئت مالى آمريكا به ايران در پاييز سال ۱۹۲۲ يكى از روزنامه هاى تهران با چنين جملاتى از ما استقابل كرد: [... شما آخرين پزشكى هستيد كه به بالين مريض مشرف به موت آمده ايد اگر موفق نشويد مريض مى ميرد و گرنه زنده خواهد ماند... ما براى ورود شماابرازاحساسات نمى كنيم ولى چنانچه در كار خود پيروز شديد آن وقت شايسته تحسين خواهد بود...اعليحضرت شاه ايران نيز در پاريس در موقعى كه براى جازه عزيمت به ايران شرفيات بوديم و چه در مذاكراتى كه در تهران باايشا نداشتيم همواره مطالبى مشابه آن ابراز مى كردند و هيئت مالى آمريكا را به عنوان آخرين اميد ايران توصيف مى نمود تصور بسيارى ازايرانيان نيز چنين بود].
+
وقائع بعدى نشان داد كه اينان و همكارانشان جز تقويت سلطه سياسى كشور متبوع خويش وظيفه اى نداشتند. و بدينسان سيستم ادارى كشور چه قبل از كودتاى رضا خانيو چه پس از آن با فساد دروين وابزارگرى براى استبداد داخلى واستعمار خارجى دست به گريبان بود. و تقريبا حاصل اين تاريخ نسبتا طولانى جزافزودن بر مخارج ملت و مشكلتر كردن راههاى خروج از گرفتاريها چيزى را به ارمغان نداشته است . حدود يك ميليون كارمند كه تورم عظيم نيروى انسانى را دراين بخش نشان مى دهد و قريب ۵۰ درصد بودجه دولتى كه صرف حقوق بخشى دولتى گرديده است (در سال ۵۷) نشاندهنده بنيادى است كه از پايه آن را كج نهاده اند. و اينك پس ازانقلاب با مشكلات خاص آن مواجهيم واز معضلترين آن مساله نابسامانى ارائه خدمات دراين سيستم است .اين اشكال فقط طبقات اجتماعى ديگر
+
+
+
را نمى آزارد بلكه حاضران در گردونه اين سيستم را نيز رنج مى دهد زيرا علاوه بر آزار روانى و روحى ازاينكه در يك كلاف در هم پيچ جاى دارند خود آنان نيز با بخشهاى ديگرادارى براى رفع نيازهاى شخصى و شغلى در تماسند وازاينكه مى بينند رفع احتياجى كوچك نيازمند به صرف وقتى طولانى است آشفته خاطر مى گردند. بنابراين انتقاداز وضعيت سيستم ادارى هرگز به معناى قرار گرفتن در موضع دفاع از يك طبقه اجتماعى عليه طبقه اجتماعى ديگر نيست بلكه بايداين را مشكله عمومى تلقى كرد كه تمامى ساكنان اين مرز و بوم با آن مواجهند و لزوم رفع آن راازاوليات مى شمرند .
+
نظارت مقدمه اى برانقلاب ادارى
+
در يك سيستم ادارى بيگانه از مردم نظارت و بازرسى از كارآئى لازم برخوردار نيست بلكه ابتداء بايدانقلابى ژرف در تمام ابعادادارات بجا مانده از دوران حاكميت غرب تحقق پذيرد وانديشه هئا وارداتى بدورافكنده شود و در كادرهاى ادارى اصلاحى عميق صورت گيرد وافراد مومن و دلسوز بكار گمارده شوند تا نظارت مفيدافتد و گرنه تشكيلات ادارى كه از ريشه گنديده است واز آغاز تاسيس جهت حركتش حفظ منافع صاحبان قدرت بوده است و كادر آن هميشه خود را قيم مردم مى دانسته اند چطور ممكن است با نظارت جهت حركت بكلى تغيير كند و در خدمت مردم در آيند با توجه به اين امراست كه بايد جايگاه نظارت را بطور دقيق دراين سيستم ادارى بجاى مانده از غارتگران بين المللى دريابيم و نظارت دراين چنين سازمانى از باب[ مالايدرك كله لايترك كله] مورد مطالعه قرار دهيم . بدين معنى اكنون كه مى بينيم بوروكراسى درايران از عمر طولانى برخورداراست و ريشه دراعماق جامعه دارد و قطع كردن اين ريشه ها به آسانى و سرعت ممكن نيست نبايد بدون كوچكترين اصلاح و كنترلى به اميداصلاح عميق و دگرگونى همه جانبه با همين بافت غير مردمى بر مردم محروم و زجر كشيده مسلط كرد بلكه بايد بقرامكان از ضرر و زيان اين سازمان عريض و طويل كاست و مقدمات اصلاح را فراهم كرد. بر همين اساس [ نظارت] مى تواند يكى از گامهاى مقدمى در راه دگرگونى و تحول ادارى باشد. زيرااگر نظارت درست و حساب شده توسط نيروهاى دوستدارانقلاب اسلامى و متخصص درامور ادارات بدوراز چهارچوب بوروكراسى به جريان بيفتد و ناظران به شناسائى نكات ضعف وافراد ناسالم و تطبيق عملكردادارات با خواسته هاى بحق مردم و قوانين مصوبه بپردازند و مشاهدات و گزارشات خود را به مسئول يا مسئولان براى اقدامات لازم براساس برنامه ريزى دقيق منتقل كنند گام بلندى در راه سالم سازى ادارات خواهد بود.اين امر با توجه به وجودافراد مومن و دوستدارانقلاب اسلامى كه در ادارات كشورما حضور دارند
+
+
+
و مى توانند در مراحل سه گانه شناسائى طرح واجراء نقش موثر باشند خيلى سريع انجام خواهد پذيرفت . پس روشن شد اينكه ما به بررسى نظارت ادارى قابل از بحث پيرامون[ تحول ادارى] مى پردازيم بدين سبب است كه نظارت را در هر حال امرى لازم و مقدمه اى براى رسيدن به يك دگرگونى عميق مى دانيم .
+
اهميت نظارت
+
صاحب نظران مسائل سياسى اجتماعى در طول تاريخ به گماردن جاسوس در حوزه ماموريت كارگزاران پا فشرده اند.اين بدان سبب است كه گماردن جاسوس در مراكزادارى ازاركان كشوردارى است كه كشور بدون سيستم نظارت ادارى دچاراز هم پاشيدگى حتمى خواهد شد. زيرا دوام يك كشور در سلامت ادارات و عملكرد صحيح كارگزاران است واين امر تحقق نمى پذيرد مگراينكه رهبران توجه خاصى به اعمال عمال و نحوه اجراء قانون در حوزه هاى ادارى مبذول دارند. به همين انگيزه كشورداران عاقل و كاردان در طول كشوردارى خود عنايت خاصى روى اين مساله داشته اند. چون با تجربه دريافته اند نصب افراد در راس امور بدون دقت دراعمال آنان چه فجايع عظيمى به بار آورده است . طبيعى است وقتيكه كارمندان دولت چشم هاى حساس و تيز بين را ناظر براعهمال و رفتار خود نبينند و عملكردشان مورد بازخواست وقاع نشود لجام گسيخته و خود سر خواهند شد كه اين امر موجب حاكميت طبقه[ بوروكرات] بعنوان يك طبقه مستقل خواهد شد يعنى (دولت در دولت ). در يك چنين تشكيلات خودكامه و بى در و دروازه اى است كه كم كارى خود محورى دزدى منصب فروشى رشوه واخلاق ناپسندادارى درادارات شكل مى گيرد. بديهى است وقتى كه دامن ادارات اينگونه به فساد آلوده شود پى مدهاى سوئى را در جامعه بدنبال خواهد داشت كه به برخى از آنهااشاره مى كنيم :
+
۱- ايجاد فاصله بين دولت و ملت .
+
۲- گسترش فساد در جامعه .
+
۳- سقوط جامعه .
+
۱- ايجاد فاصله بين دولت و ملت
+
دولت كه بهه معناى دقيق كلمه مظهر قدرت مردم و نشات گرفته از اراده توده هاست مسئول سرنوشت و خوب و بدآنانى است كه آن را برانگيخته اند. بايد در حفظ جان مال عرض و ناموس مردم تلاش كند و گرههاى زندگى آنان رابا تدبير وامكاناتى كه درا ختيار دارد بگشايد. در صورت عمل به اين وظايف مردم به دولت علاقه مند و روابط بين دولت و ملت دوستانه خواهد بود.اما وقتيكه دولت وظايف خود را به بوته فراموشى بسپارد واصول آن را زير پا بگذارد و بجاى خدمت گزارى فرمانروائى را پيشه كند واضح است كه مردم از دولت فاصله خواهند گرفت . جدائى مردم از دولتها در طول
+
+
+
تاريخ مويد مطلب است . از جمله مردم از دولت عباسيان بخاطر منصب فروشى رشوه اجحاف و فساد اخلاق كارگزاران آن روى گردانده بودند تا آنجا كه مورخان نوشته اند:
+
[ اهل تقوى در آن عصر عمال حكومت را با فاسقان يكى مى دانستند همچنانكه انجيل گمركچيان و گناهكاران را در يك رديف شمرده].
+
و همچنين نوشته اند:
+
[بعضى را رسم بر آن بود كه به عاملين حكومت طبق عادت سلام نمى دادند و در عوض بجد يا بهزل مى گفتند[ از كار دولتى توبه كنى] . و نيز گويند كسى از كار دولتى توبه كرده بود بارى او را مقامى بزرگ پيشنهاد كردند پذيرفت و توبه را شكست از آن پس مردم[ مرتد] لقبش دادند] ۵ .
+
۲- گسترش فساد در جامعه
+
در طول تاريخ هميشه رفتار و منش و طرز تفكر دولتمردان بخاطر موقعيتى كه در جامعه داشته اند[ الگو] و[ مدل رفتار] مردمان در زندگى فردى واجتماعى قرار مى گرفته است . در حقيقت مردم آينه اى را مى مانند كه سلوك كارگزاران را درخود منعكس مى كنند. يكى از مواردى كه تقليد به تمام رخ خود را مى نمايند همين جاست وازاين روزنه است كه اخلاق منحط و مترقى به جامعه راه مى يابد و نبض جامعه را دراختيار مى گيرد. پيامبراسلام(ص) و على ابن ابى طالب (ع) در تاثيرگزارى دولتمردان در ساختار فكرى جامعه مى گويند
+
۱.قال رسول الله(ص) : صنفان من امتى اذا صلحا صلحت امتى واذا فسدا فسدت امتى قيل : يارسول الله و من هم ؟ قال : الفقهاءالامراء .
+
ازامت من دو گروه هستند كه اگر آنهااصلاح شوند همه امت من اصلاح مى شوند واگر آنان فاسد شدند همه امت من فاسد مى شوند. گفته شد يا رسول الله آنها چه كسانى هستند؟ گفت : دانشمندان و زمامداران .
+
۲. قال على (ع) : الناس بامرائهم اشبه منهم بابائهم ۷ .
+
شباهت مردم به زمامدارانشان بيشتراست از شباهت آنان به پدارنشان .
+
سقوط جامعه
+
دو پى آمد ناگوارى كه بدان اشاره كرديم و گفتيم از عدم نظارت بر رفتار كارگزاران بوجود مى آيد بطور طبيعى منجر به سقوط جامعه مى شوند زيرا جامعه داراى وجود حقيقى و واقعى است درپرتو قوانين و سنن خاصى به حيات خودادامه مى دهد. وقتيكه غبار ناپاكى چهره افراد جامعه جامعه را فرا بگيرد مرگ جامعه طبق قوانين حاكم بر آن اجتناب ناپذيراست . جوامعى كه در درازناى تاريخ بخاطر گناه آلود بودنشان به خاك مذلت فرو غلطيده اند كم نيستند.
+
امپراطورى عباسيان يكى از همين بخث برگشتگان تاريخ است . وقتيكه فساد ادارى و به دنبال آن فساداجتماعى توان امپراطورى را به
+
+
+
تحليل مى برد هيچ قدرتى حتى شوكت و قدرت ديرينه امپراطورى هم نمى تواند از مرگ حتمى آن جلوگيرى كند. درباره سازمان ادارى دوران عباسيان مورخين نوشته اند:
+
[در قرن سوم پول در زندگى كارمندان دولت نقش فاسد كننده اى يافت زيرا هر چيز قيمتى داشت خصوصا مناصب ديوانى و عامل پس از آنكه به كارى منصوب مى شد مى كوشيداز راه خيانت رشوه پرداختى را جبران كند مثلا عاملان به نام كارمندانى كه وجود نداشتند واشخاصى كه آفريده نشده بودند حقوق و هزينه مى نوشتند و مرسوم كاتبان و فقيهان را به غلامان ويژه و وكيلان حاشيه نشين خود مى پرداختند حتى كاغذ و دفتر دولتى را فروخته مبلغى حاصل مى كردند. عامل مصر ماهيانه ۰۰۰.۳ دينار حقوق مى گرفت كه مبلغى كرامند بود بااين حال او مجبور بود مخارج خود را محدود كند چه آنقدر هدايا براى امير و وزير و خليفه بايستى مى فرستاد كه حقوقش كفاف نمى داد. گويند يكى از كنيزكان ويژه خليفه بدو شكايت كرد كه فلان كارمند در واگذارى اقطاع مرحمتى خليفه به من تعلل مى كند خليفه پاسخ داد بهتر آن است كه شخصا جامعه و هدايايى برايش بفرستى واز مراجعه به من بى نياز باشى كنيز به نصيحت خليفه عمل كرد و رشوه را داد و خواسته اش انجام پذيرفت] ۸ . .
+
همين اموراست كه سياستمدارى دورانديش همچون على بن ابى طالب را واد مى دارد كه در دستورالعمال سياسى خود به مالك اشتر پس از آنكه شرايط گزينش كارگزاران را بدقت گوشزد مى كند به گماردن جاسوس براى اطلاع از علمكرد آنان و نحوه اجراء قوانين تاكيد كند توجه كنيد:
+
[ثم تفقداعمالهم وابعث العيون من اهل الصدق والوفاء عليهم فان تعاهدك فى ابسر لاامورهم حدوه لهم على استعمال الامانه والرفق ه بالرعيه وتحفط من الاعوان] ۹ ... .
+
اى مالك اعمال كارگزاران را توسط جاسوسان صادق و با وفا زير نظر بگير چه اين عمل سبب مى شود آنان به امانت دارى و مدارا كردن با مردم ترغيب شوند و همچنين معاونات را بشدت زير نظير بگير ...
+
آنچه در باب اهميت نظارت ذكرش رفت به ما مى آموزد كه سرنوشت يك كشور بستگى به بازرسى و دقت در نحوه اجراء قوانين دارد و نبايداز اين مساله حياتى و سرنوشت ساز به آسانى گذشت و يا بعنوان يك تشريفات ادارى به آن نگاه كرد. سازمان نظارت ادارى از حساسترين اركان حكومت است . بايد بنحوى سازماندهى و رهبرى شود كه گزارشاتش در حكم مقياس و معيار سلامت و عدم سلامت سازمان ادارى كشور باشد و همانند چشم خطاها و لغزشهاى ادارى را به رهبرى منتقل كند تااقدامات مقتضى براى جبران و جلوگيرى از خطا صورت پذيرد
+
اسلام ومساله نظارت
+
حسن اجراء قانون نقش اساسى در تحقيق آرمانهاى يك مكتب دارد.از اينرواسلام كه
+
+
+
يك مكتب هدفدار و داراى قوانين متعالى و سعادت آفرين است براى پياده كردن آرمانهاى بلند خويش توجه خاصى به سيستم اجراا دارد. تا آنجا كه علاوه بر درستكارى و كاردانى مجريان و برنامه ريزى دقيق نظارت و بازرسى مستمر را هم امرى لازم و ضرورى مى داند آن هم ن هدر شكل دولتى و توسط كادرهاى ادارى كه مردم را هم دراين امر خطير مسئول مى داند يعنى اسلام نظارت را تنها درقالب دولتى وادارى آن تمام شده نمى داند بلكه مردم را كه صاحبان اصلى حكومت هستند مسئول مى داند كه ناظر و مراقب عملكردادارات و ماموران دولتى باشند. پس دو نوع نظارت دراسلام وجود دارد ۱ دولتى ۲ همگانى .
+
۱- نظارت دولتى
+
دولت بعنوان مجرى قوانين و مسئول اداره كشور و حافظ جان و مال مردم وظيفه دارداز چگونگى گردش امور و شيوه سلوك عمال بارعيت لحظه اى غافل نباشد. بازرسان مخفى در تمام نقاط كشور بگمارد تااز كم و كيف قضايا بطور دقيق آگاه شود كه سيره حكومتى پيامبراسلام[ ص] بنيانگذار حكومت اسلامى براين منوال بوده است .امام رضا(ع) دراين باره مى گويد:
+
اذا وجه فامهم امير بعث معه من ثقاقه من يتجسس له خبره. ۱۰
+
پيامبراسلام (ص) : هر گاه لشكرى را گسيل مى داشت و فرماندهى بر آن مى گماشت به فردى مورد اعتماد بعنوان بازرس مخفى ماموريت مى داد تااز عملكرد فرمانده و آنچه كه در لشكراتفاق مى افتد گزارش تهيه كند وايشان را در جريان امور بگذارد .
+
على ابن ابيطالب (ع) براى هرچه بهتراداره كردن جامعه و رسيدگى به حقوق مردم و جلوگيرى از لغزشهاى خطرناك در درون حكومت كه فلسفه حكمراتيش را تشكيل مى داد بازرسان آگاه و مومن به سرتاسر كشور اسلامى اعزام كرده بود تا آنچه كه در حوزه حكومتى مى گذرد به اطلاع ايشان برسانند كه با مطالعه نامه هاى رسمى دولتى كه از طرف ايشان به فرماندهان واستانداران فرستاده شده است اين مطلب بخوبى فهميده مى شود توجه كنيد
+
۱- نامه امام على(ع) به شريح بن حارث قاضى حكومت :
+
[بلغنى انك ابتعت دارا بثمانين دينارا و كتبت لها كتابا واشهدت فيه شهودالله] ۱۱
+
[به من خبر رسيده كه خانه اى به قيمت ۸۰ دينار خريده و آن را قباله كرده اى و بر آن گواه گرفته اى].
+
۲- نامه امام عبدالله بن عباس استاندارامام در بصره :
+
[... وقد بلغنى تنمرك لبنى تميم و غلظتك عليهم] ۱۲ ... .
+
[به من گزارش داده اند كه تو نسبت به قبيله بنى تميم بدرفتارى و خشونت را پيشه كرده اى] .
+
۳- نامه امام به يكى از فرماندارانش :
+
+
+
[...فقد بلغنى عنك امر ان كنت فعلته فقداسخطت ربك و عصيت امامك واخزيت اماتتك] ۱۳ ...
+
[درباره كارى از تو كه به من گزارش شده است كه اگرانجام داده باشى پروردگارت را بخشم آورده اى امامت را عصيان كرده اى وامانت خود را برسوائى كشيده اى] .
+
۴- نامه امام به[ مصلقه ابن هبيره شيبانى] فرماندار يكى از شهرهاى فارس :
+
بلغنى عنك امران كنت فعلته فقداسخطت الهك و عصيت امامك ... [به من درباره تو گزارش رسيده كه اگر درست باشد واين كار را انجام داده باشى پروردگارت را به خشم آورده وامامت را عصيان كرده اى] .
+
۵ - نامه امام به[ عثمان بن حنيف انصارى] فرماندار بصره :
+
[...يابن حنيف : فقد بلعغنى ان رجلا من فتيه اهل البصره دعاك الى مادبه فاسرعت اليها] ۱۵ ...
+
[ به من گزارش داده شده كه مردى از متمكنان اهل[ بصره] تو را به خوان ميهمانيش دعوت كرده و تو به سرعت به سوى آن شتافته اى] .
+
از مجموع نامه هاى رسمى امام كه دراين زمينه وجود دارد كه به برخى از آنهااشاره شد بويژه كلمه[ بلغنى] (به من گزارش شده )اينچنين استنباط مى شود كه امام كارگزاران خود خود را توسط جاسوسان تيز هوش و حساس زير نظر داشته است . مضاف براين امام به استانداران خود دستور مى دهد كه در حوزه ماموريت خويش اعمال ماموران دولتى را توسط بازرسان مخفى زير نظر داشته باشند.
+
ابويوصف قاضى القضات عباسيان يكى ازاين دستورهاى امام(ع) را اينگنه بيان مى كند:
+
حدثنى بعض علماءاهل الكوفه ان على بن ابيطالب رضى اللفه عنه كتب الى كعب بن مالك و هو عامله[ اما بعد... واخرج فى طائفه من اصحابك حتى تمر بارض السواد كوره بعد كوره فتالهم عن عمالهم و تنظر فى سيرتهم] ۱۶
+
پاره اى از دانشمندان كوفى به من اطلاع دادن كه امام على (ع) نامه اى به كعب بن مالك نگاشت - واو والى حضرت بود، ....با گروهى از يارانت از مركز حكومتى خود - بيرون برو و در زمينهاى عراق گردش كند. ناحيه ناحيه آن را ببين واز حالات كارگزاران مردم پرس و جو كن و در شيوه برخورد آنان با مردم بنگر
+
نظارت همگانى
+
هر نظام سياسى اجتماعى گر چه بااهداف انسانى پى افكنده شده باشد در مسير حركت خويش احتمال لغزش وانحراف از هدفهاى اعلام شده زياد مى رود.اين خطر گريبانگير بسيارى از حكومتها و تحولات اجتماعى بوده و هست .اسلام بعنوان يك نظام همه سونگر با وضع قانون[ نظارت همگانى] ازاين خطر پيشگيرى و حفظ و سلامت نظام رااز دورن تضمين كرده است .اسلام با طرح
+
+
+
تكاليف اجتماعى براى پيروان خويش از قبيل [ ارشاد ديران به حق] و[ خيرخواهى براى ديگران] و[ امر بمعروف و نهى از منكر] روش نوينى را براى استحكام بخشيدن به نظام و صيانت جامعه از آلودگيها پى ريخته است كه اجمالى از آن بدين شرح است :
+
الف :ارشاد به حق
+
مسلمانان همين كه حق و باطل را بدرستى شناختند و آن دو رااز هم تشخيص دادند وظيفه دارند كه تلاش وسيعى را در راه گسترش حق و زدودن باطل ا زجامعه آغاز كنند و با بهترين روشهاى تبليغى ديگران را به سوى حق راهنمائى كنند و زنگارهاى باطل رااز دل آنان بزدايند:
+
[ ادع الى سبيل ربك بالحكمه والموعظه الحسنه و جادلهم بالتى هى احسن] ۱۷ .
+
[بخوان به راه راست پرودگارت بحكمت و پند خوب و مجادله كن با ايشان به آنچه آن نيكوتراست] .
+
[ولتكن منكم امه يدعون الى الخير] ۱۸ .
+
[بايد باشنداز شما جمعى كه بخوانند بسوى خويى] .
+
ب : خيرخواهى براى ديگران
+
در نظام مكتبى اسلام روابط بين افراد جامعه بايستى براساس [خيرخواهى] استوار باشد و مردمان با توجه به اصل حركتهاى اصلاحى خود را پى ريزى كنند. و نسبت به آنچه كه در جامعه مى گذرد خيرخواهانه برخود داشته باشند و به انسانها و نهادهائى كه مرتكب لغزش واشتباه مى شوند دلسوزانه اندرز دهند.اين اصل در متون اسلامى به[ نصح] تعبير شده است[ نصح] يعنى[ الدعاالى مافيه الصلاح والنهى عما فيه الفساد ] ۱۹ و علاوه در بطن اين واژه اخلاص در عمل و خيرانديشى و دلسوزى نسبت به[ منصوح] نهفته است.
+
دراينجا به روايت كه نماينگر توجه اسلام به اصل[ خيرخواهى] مردم نسبت به يكديگر و دولت است بسنده مى كنيم :
+
۱ على ابن ابيطالب(ع) مى گويد:
+
[...و لكن من خقوق الله على عباده النصيحه بمبلغ جهدهم والتعاون على اقامه الحق يبنهم] ۲۰
+
[ از حقوق واجب خداوند بر بندگان اين است كه به اندازه توانائى خود در خيرخواهى و نصيحت بندگانش كوشش كنند و در راه برقرارى خود در ميان خود همكارى نمايند].
+
۲ پيامبراسلام[ ص] در حجه الوداع درباره اندرز به رهبران جامعه مى گويد:
+
[ثلاث لايغل عليهن قلب امرء مسلم اخلاص العمل لله والنصيحه لائمه المسلمين واللزوم لجماعنهم] ۲۱ .
+
[قلب هيچ مسلمانى درسه مورد نبايد ترديد كند اخلاص عمل براى خدا نصيحت رهبران جامعه و شركت دراجتماعات آنان] .
+
بديهى است[ دعوت به سوى خير و صلاح و نهى از فساد همراه با دلسوزى واخلاص] اگر
+
+
بطور شايسته در جامعه توسط افراد آگاه صورت گيرد راههاى آسيب پذيرى جامعه مسدود خواهد شد.
+
ج :امر بمعروف و نهى از منكر
+
افرادى كه در يك محيط اجتماعى روزگار مى گذرانند مانند سرنشينان يكى كشتى سرونوشت واحدى دارند. همانگونه كه كوچك ترين تخريبى در داخل كشتى زندگى بهم پيوند خورده آنان را در معرض خطر حدى قرار مى دهد در محيط زندگى انسانها هم اگر عصيانى صورت بگيرد با زندگى ديگران بطور مستقيم ارتباط پيدا مى كند چنين محيطهائى كه زندگى جمعى در آن جريان دارد عقل حكم مى كند تمام وظيفه دارنداز آلودگى محيط جلوگيرى كنند و چهره هاى آلوده بگناه رااز خود طرد كنند.امر بمعروف و نهى از منكر همان حم عقل است كه دراسلام بعنوان يك قانون مهم اجتماعى جلوه كرده است .اسلام براى پاكسازى محيط و كوتاه كردن دستان گناه آلوداز پيكر جامعه به مردمان دستور داده است كه از حقوق اجتماعى استفاده كنند و يا سر پنجه قدرت منكر را ريشه كن و جامعه اى براساس معروف بنيان بنهند:
+
[والمومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض يامرون بالمعروف وينهون عن المنكر] ۲۲ .
+
[مردان مومن و زنان مومنه برخى از آنان ولى بعضى ديگرند به معروف فرمان مى دهند واز منكر باز مى دارند].
+
اسلام با وضع اين قوانين مسئوليت آفرين مردم را به حضور در جامعه و فعاليت و تلاش در صحنه اجتماع واداشته است و با سرانگشت تدبيراز تمام توان آنان براى حاكميت قانون و جلوگيرى از فسادادارى بهره گرفته است .
+
نظارت درادوارى از تاريخ
+
مطالعه تاريخ امام گذشته براى فراگيرى تجربيات آنان در زمينه هاى گونه گون امرى است مفيد.ازاين باب دراين بخش بگونه اى گذرا نگاهى خواهيم افكند هب[ نظارت ادارى] در حكومتها و دولتهاى پيشين .
+
عباسيان
+
در آن عصر ديواين وجود داشته داست بنام[ ديوان يريد] كه حوزه كار آن عبارت بوده از: توزيع نامه در عرصه كشور تهيه فهرستى ازاخبار روز براى خليفه مطلع كردن خليفه از وضع راههاى كشور در موقع اعزام لشكر و جاسوسى درادارات لا وظيفه اخير رااز فرمانى كه از طرف خليفه در سال ۳۱۵ هجرى براى صاحب بريد صادر شده بخوبى مى تواند فهميد:
+
[برعهده اوست كه احوال عاملات خراج واملاك بداند و جريان كارهاى ايشان را به صورت كافى و شافى و غور رسى تحقيق و خبركشى كند و براستى و درستى گزارش دهد... و نيزازاوضاع شهرها و بسمانى يا نا بسامانى آن واحوال رعيت و طرز كار ماموران
+
+
+
اعم از ستم و تجاوز يا انصاف و رعايت اطلاع بايد و بتفصيل بنويسد... . و نيزاز كردار و رفتار وافكار حكام مطلع باشد... و بداند كه در ضرابخانه چقدر طلا و نقره سكه زده مى شوداز وارد كنندگان كلا چه مبلغ هزينه و رسوم دريافت مى گردد واينهمه را براستى و درستى بنويسد... و نيز در مجلس عرايض حكام ناظرى بگمارد كه جريانات را بموقع يادداشت كنند... و بايداخبارى كه گزارش مى كند محرز و مسلم باشد] ۲۳ .
+
دراين عصر[ ديوان بريد] در حكم چشمان بيناى حكومت بوده است . به همين خاطر خليفگان به اين ديوان، اهميت بسيار مى داده اند. منصور خليفه عباسى مى گويد:
+
[پيش از هركس بچهار مامور نيازمندم :اول قاضى بى پروا و بى باكسى كه جز خدا و عدالت چيزى در نظر نياورد. دوم رئيس پليسى كه داد ستمديده از ستمگر بساند سوم تحصيلدرى كه ماليات عادلانه بگيرد و بمردم آزار نرساند. سپس منصور سه مرتبه سبابه خود را گزيده گفت : آه - آه - آه - و همينكه سبب را پرسيدند گفت : چهارم كارآگاه و بازرسى كه اخبار و عمليات اين سه نفر را بدرستى گزارش دهد] ۲۴ .
+
البته روشن است آنچه را كه ما رااز دوره عباسيان بخصوص منصور ستم پيشه بعنوان شاهد نقل كرديم بدان معنى نيست كه دراين امر موفق بوده اند يااينكار را براى سر و سر و سامان دادن به وضع مردم انجام مى داده اند. بلكه صرفا براى پند گرفتن از تاريخ ذكر كرديم .
+
ايلخانيان
+
مغولان صحرانشين وقتى كه با تمدن و فرهنگ ايران برخورد كردند تحت تاثير قرار گرفتند و به آداب و رسوم ايرانى خو گرفتند و عناصر مغولى در تمدن ايرانى محو شدند.ايلخانيان جانشينان هولاكوخان روش كشوردارى ايرانيان را در پيش گرفتند و براى اداره كشوردارى ايرانيان را در پيش گرفتند و براى اداره كشور از مديران و دبيران و بزرگان اهل قلم كمك گرفتند. هنگامى كه غازان خان هفتمين پادشاه اليخانى به سلطنت نشست بخاطر عدم لياقت پادشاهان پيشين ايلخانى و بى توجهى به امورادارات فساد همه جا را فرا گرفته بود. غازان خان كه به اسلام گرويده بود درصدداصلاح امور بر آمد. براى اين منظور رشيدالدين فضل الله همدانى (متولد ۳۶۸ و متوفى بسال ۷۱۸ هجرى ) كه طبيب و مورخ و سياستمدار برجسته اى بود به وزارت گماشت اين وزيركاردان و مدبر با سر پنجه تدبير به رتق و فتق امور پرداخت و اصلاحات عظيمى را دراركان حكومت بوجود آورد كه اين را مى شود با مطالعه تاريخ آن دوران و مجموعه نامه هايى كه اين وزير نامى به كارگزاران خود و علما و مشايخ آن زمان نوشته كه حاوى انديشه اصلاحى او در زمينه هاى اجتماعى وادارى است بخوبى فهميد. در باب نظارت در كار عاملان به فرزندش شهاب الدين كه حكومت خوزستان را داشت سفارش مى كند كه در كار عاملان خود مراقبت نمايد. تااز حد نگذرند چه
+
+
+
در غيراينصورت :
+
[در مال و جاء مردم طمع كنند و آزار بر دل آزدان رسانند و گرد فتنه برانگيزند و غبار در ميان اندازند و در كار ملك و ملك دارى و هنى عظيم پديد آرند] ۲۵ .
+
همو مى نويسد:
+
[ غازان خان يكرات امراء و وزراء و يارغورچيان را كه - دسته اخير مامور رسيدگى به اعمال صاحب منصبان ديوان بودند - نصحيت مى كرد كه اگراز حاكمى نزدايشان شكايت آوردند جوانب امر را بدقت بنگرند و به سخنان مغرضان اعتبارى ننهند واز عمومم مردم آن ناحيه درباره حاكم تفحص نمايند تااو ظالم است يا نه واو را مى خواهند يانه تا صورت حال او محقق گردد] ۲۶ .
+
از جمله مناصبى كه دراين عصر وجود داشته است[ اشراف ممالك] و [نظارت ممالك] بوده است كه بازرسى و نظارت در كليه امور مملكتى را به عهده داشته اند ۲۷ .
+
۳- قاجاريان
+
در برهه اى ازاين دوران مردى نو و جاويدان با قلبى آكنده از عشق به توده هاى محروم بنام[ ميرزا تقى خان اميركبير] به صحنه سياسى كشور پا گذارد. وقتيكه امر زمام امور را بدست گرفت همه چيزاز هم پاشيده بود. نهادهاى دولتى محل رشدانواع اقسام ميكربهاى زندگى سوز شده بود. دزدى اختلاس منصب فروشى و رشوه عادى جلوه مى نمود.ادارت به لجنزارى متعفن تبديل شده بودند. دولتيان مطلق العنان حكم مى راندند. بيگانگان صاحبان اصلى كشور بشمار مى آمدند.اميركبير بااراده اى آهنين در برابراينهمه مشكلات قد برافراشت و با تمام نيرو به اصلاح امور پرداخت . يكى از گامهاى بلند امير در راه دگرگونى واصلاح ادارات تشكيل[ سازمان جاسوسى و ضد جاسوسى] بود رائين مى نويسد:
+
ميرزا تقى خان براى اطلاع يافتن از جزئيات امور كشور با خبر شدن از رفتار حكام ظالم و جفا پيشه و نظاميان با مردم تشكيلاتى بوجود آورده بود كه امروز مى توان بحق بدان (سازان جاسوسى و ضدجاسوسى اميركبير) نام نهاد. و براى اطلاع از كارهاى دولتى ها و گردنكشان و متنفذين داخلى عده اى (خفيه نويس ) داشت كه بين پايتخت و ولايات در حركت و يا در شهرها مقيم بودند. واين خفيه نويسان همه وقايع مربوط هب مردم و عمال دولت و نظاميان و خبرهاى شهرها و دهات را صادقانه براى وى مى نوشتند.ارسال خبار سرى بوسيله جاسوسان و خبردهنگان و مواخذات اميراز مجرمين و جفاكاران آنقدر منظم و سريع بود كه اغلب مردم تعتقد به[ غيبگوئى] و[ كرامات] اميركبير شده بودند واظهار عقيده مى كردند كه وى از عالم غيب اطلاع دارد واطلاعات خود رااز آنجا كسب مى كند. تشكيلات كسب اطلاع
+
+
+
امير كه در آن زمان بنام[ مهيان امير] ناميده مى شد آنقدر در ولايت و در دل عمال دولت ايجاد رعب و وحشت كرده بود كه هر پنج نفرى كه دور هم جمع مى شدند تصور مى كردند يكى دو نفرشان[ خفيه نويس] و يا عضو تشكيلات[ منهيان] هستند. [ ۲۸
+
جالبتراز تشكيلات سازمان جاسوسى سازمان ضدجاسوسى و تشكيلات [منهيان] امير بود اينگونه تشكيلات را در دستگاههاى دولتى كنونى جهان سازمان (ضداطلاعات ) و يا[ ضدجاسوسى] مى نامند.اين سازمانها كه دنياى قرن بيستم و دول بزرگ پايه پيشرفت نظامى سياسى اقتصادى و اجتماعى را بر روى آنها قرار داده اند روزگارى بوسيله اميركبير بوجود آمد كه سياستمداران و جهانيان ازاهميت آن بى خبر بودند ۲۹ .
+
دراينجا يك نمونه از كار جاسوسان امير با ذكر مى كنيم :
+
در زمان صدارت اميركبير يك نفرازافسر و يك نفر سرباز كه از تهران ماموريت داشتند بمحلى بروند نزديك دروازه شهر در موقع خروج سرباز از روى بار هيزمى كه مى خواست داخل شهر بشود يك شاخه هيزم كشيد.از طرف مكارى هم بمنظور جلوگيرى از سرباز مقاومتى نشد. ولى دراين هنگام درويشى نزد سرباز آمده پرسيد: تو نامت فلان نيست ؟ سرباز جواب داد خير نام من فلانست درويش پرسيد در فلان هنگ خدمت نمى كنى و نام افسرت فلان نيست ؟ سرباز گفت : در هنگ فلان خدمت مى كنم و نام افسرم فلان است . درويش گفت ببخشيد من اشتباه كردم زيرا برادرى داشتم خيلى شباهت بشما داشت گمان كردم كه تو همانى هستى . پس از آنكه درويش گذشت و مقدارى از آنها فاصله گرفت افسراز سرباز پرسيداين درويش كه بود؟ با توجه گفتگو مى كرد؟ سرباز چگونگى سئوال و جواب درويش را بيان كرد گفت مرا با برادر خوداشتباه كرده بود.افسر گفت : واى از قرائن معلوم مى شود كه اين درويش ازرس محرمانه اميركبير بوده واگر بازرس اميركبير باشد روزگارما سياه خواهد بود. پس از آنكه افسر و سرباز بسفر رفته و خدمتى كه به آنها محول شده بودانجام دادند هنگام مراجعت همينكه چشم اميركبير به افسرافتاد نگاهان و بدون سابقه گفت : چون اين خدمت را خوب انجام داده اى از تقصير تو صرفنظر كردم ولى كسيكه سربازاو هيزم را بار رعيتى بدزدد ديگر لياقت افسرى ندارد. فعلا تو را تنبيه نمى كنم اما فقط منصب رااز تو مى گيرم . رو به زنجان و در خانه ات زندگانى كن . ۳۰
+
بله دولت امير در عصر ظلمت و تباهى آنگاه كه همه جا را ياس فرا گرفته بد خوش درخشيد اما دولت مستجل بود.
+
هدف از آنچه كه دراين بخش آورديم نقالى تاريخ نيست بلكه مقصود گوشزد كردن اين نكته است كه گماردن[ ناظر و بازرس] در كوى و
+
+
+
برزن براى لجام زدن به كارگزاران لجام گسيخته و گزارش از روندكار در سازمانهاى دولتى يكى ازاصول كشوردارى است و توجه دادن به اين مساله كه چهره هاى تاريخ ساز موفق دراستفاده ازاين اصل اساسى بايدالگوى دولتمردان ما كه درانديشه اصلاح ادارت هستند قرار گيرند.
+
نظارت ادارى در قانون اساسى
+
دولت شاهنشاهى وابسته به غرب ناگهان مثل رخت كهنسال پوسيده اى به تندبادى درهم شكست و فرو ريخت و مردم از بند ديو رهائى يافتند و زمام سرنوشت خويش را دراختيار گرفتند. براى تحقق آرمانها و عقايد بلندى كه ساليان سال به جرم آن در آتش كين گداخته شده بودند ابتداء خبرگانى از ميان خود برگزيدند تا براساس كتاب و سنت قانونى تدوين كنند. خبرگان منتخب با پشت كاردارى اين ماموريت را بخوبى و درستى به انجام رساندند و قانون اساسى را كه ازافتخارات جمهورى اسلاميو ثمره سالاتلاش پى گير مردم اين مرز و بوم است براى اجراء عرضه كردند.
+
در قانون اساسى[ نظارت ادارى] از جايگاه بلندى برخورداراست و عهده داران اين وظيفه و مهم در موادى چند معرفى شده اند كه به ترتيب بيان مى كنيم :
+
۱- مردم
+
در نظام سياسى اسلام مردم بيشترين و مهم ترين نقش را دارند واين مردمند كه بايد كژى ها را راست وازانحرافها و لغزشها جلوگيرى كنند [ الا كلكم راع و كلكم مسوول عن رعيته] ۱ .
+
همين نقش دهى به مردم است كه خليفه اول ( ابوبكر) در نخستين بيانيه خلافتش اعلام كرد: اگر منحرف شدم مرا به راه راست راهنمائى كنيد ۳۲ . يا وقتى خليفه دوم در مجلسى از مردم پرسيد: ار من در بعضى از مسايل تعلل ورزم شما چه خواهيد كرد[ بشرين سعد] گفت : اگر به چنين عملى متوسل شوى ما تو را همانند تير مستقيم خواهيم كرد ۳۳ .
+
و در قانون اساسى ازاين وظيفه مهم اينگونه ياد شده است :
+
لازم است كه امت مسلمان باانتخاب مسئولين كاردان و مومن و نظارت مستمر بر آن بطور فعالانه در ساختن جامعه اسلامى مشاركت جويند ۳۴
+
۲- مجلس شوراى اسلامى
+
مجلس شوراى اسلامى كه براساس آراء مردم شكل گرفته حق دارد كه در حوزه هاى دولتى بطور دقيق به بازرسى بپردازد واز كم و كيف كارها آگاه بشود كه مبادا به مردم از طرف كارگزاران ظلمى رود و يا بخاطر عدم اجراى دقيق قانون حقى ضايع شود - قانون اساسى حق مجلس را در اين زمينه اينگونه بيان كرده است: [مجس شوراى ملى حق تحقيق و تفحص در تمام امور كشور را دارد] ۳۵ .
+
+
سازمان بازرسى كل كشور:
+
اين سازمان وظيفه اش بازرسى مستمر و بازرسيهاى فوق العاده است . فرضا به اين مساله رسيدگى مى كند كه آيا قوانين مصوبه مجلس بدرستى اجراء شده است يا خير؟ در حقيقت يك سازمان ارشادى واصلاحى و پيشنهاد كننده و طراح است . وقتى هيئتى از جانب اين سازمان به وزارتخانه ها وادارات و سازمانها واستانها بعنون بازرس اعزام مى شود ابتداء كمبودها را بررسى مى كنند نارضايتيها و نارسائيهاى كه نتيجه واقص قانونى باشد فورا بايد بازرسان پس از تهيه گزارش واظهار نظر در مورد نواقص پيشنهادات اصلاحى خود را به اصلاح وزير مربوط و مسئولان همان اداره برسانند. و نارسائيها و سوء جريانات ادارى و مالى را حسب مورد مستقيما به نخست وزير و وزارتخانه ها و شوراى عالى قضائى اعلام مى كنند.اين وظيفه در قانون اساسى به اين صورت آمده است :
+
براساس حق نظارت قوه قضائيه نسبت به حسن جريان امور واجراء صحيح قوانين در دستگاههاى ادارى سازمانى بنام سازمان بازرسى كل كشور زير نظر شورايعالى قضائى تشيكل مى گردد:.
+
آنچه كه ياد كرديم نهادها و عواملى بودند كه راسااقدام به بازرسى و نظارت مى كردنداما نهادهايى نيز وجود دارد كه با مراجعه ارباب رجوع بدانها و تسليم شكايت در موارد خاص اقدام به پى گيرى و احقاق حق مى نمايند كه عبارتنداز:
+
۱- ديوان عدالت ادارى
+
حوزه كار ديوان عدالت ادارى عبارت است از رسيدگى به شكايات و نظاماتى كه مردم از مسئولان و واحدهاى و واحدهاى قانونى مملكت يعنى وزارتخانه ها وادارت تابعه و شهرداريها و نهادهاى انقلابى و كليه موسساتى كه به نحوى ازانحاء دراتباط بااموراجتماعى مردم كار مى كنند دارند. ديوان عدالت ادارى پس از رسيدگى به اين شكايات طبق ضوابط قانونى و شرعى حكم لازم را صادر مى كند. در ماهيت وظايف اين ديوان آمده است
+
[به منظور رسيدگى به شكايات و نظامات واعتراضات مردم نسبت به مامورين يا واحدها يا آئين نامه هاى دولتى واحقاق حقوق آنها ديوانى بنام ديوان عدالت ادارى زير نظر شورايعالى قضائى تاسيس مى گردد. حدوداختيارت و نحوه عمل اين ديوان را قانون تعيين مى كند].
+
۲- كميسيون اصل ۹۰
+
اين كميسيون وظيفه دارد شكايات رسيده را بررسى كند و نسبت به پاسخ گوئى بدانهااقدام نمايد:
+
هر كس شكايتى از طرز كار مجلس با قوه مجريه با قضائيه داشته باشد مى تواند شكايت خود را كتبا به مجلس شوراى ملى عرضه كند
+
+
مجلس موظف است به اين شكايات رسيدگى كند و پاسخ كافى از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتيجه را اعلام نمايدو در مورديكه مربوط به عموم باشد به اطلاع عامه برساند.
+
اهتمام قاون اساسى را نسبت به نظارت و بازرسى درادارت ديديم . قانون اساسى با تكيه بر ضرورت ايجاد نظام ادارى شايسته ( اصل سوم بند ۱۰) نهادهايى را پيش بينى و پى ريزى كرده است ولى چند نكته را بايد دولتمردان و دست اندركاران در نظر داشته باشند و بطور جداقدام كنند.
+
۱ايجاد هماهنگى بين نهادهاى مختلف نظارت و بازرسى دراين زمينه مى توان با ايجاد ستادى خاص امر نظارت و بازرسى و پيگيرى را نسجام بخشيد واز تكرار اتلاف وقت و ناهماهگيها جلوگيرى كرد. بدون وجوداين ستاد شكايات در مجارى متعدد و متافوت مى ريزد و بلبشو واختلال پديد مى آيد.
+
۲ تقسيم كار نهادهاى نظارت كننده .اگر بخواهيم درامر نظارت ادارى بطور خاص و درامر نظارت بر جامعه بطور عام موفق باشيم بايد كارها بين نهادهاى مختلفى كه دراين زمينه وجود دارد تقسيم شود و حوزه وظايف هر يك نيز مشخص شود تا تداخل درامور يكديگر پيش نيابد. قانون اساسى اين مهم را به عهده مجلس شوراى اسلامى و قوانين فرعى گزراده است كه بايد دراين زمينه اقدام جدى بعمل آيد.
+
در تدوين اين قوانين بايد به شيوه هاى خاص نظارت و طرح هاى كارآ دراين باب توجه شود و يك سيستم يكپارچه و پيوسته نظارت و بازرسى پى ريزى گردد.
+
۳استفاده از نيروى لايزال مردمى تجربه ثابت كرده است كه كورترين گرههاى اجتماعى سياسى با سرانگشتان تواناى مردمى انقلابى و يكتاپرست اين سامان گشوده شده است اينك مسئولان بايد طبق دستور قانون اساسى تنها در پشت درهاى بسته واز طريق سيستم بوروكراسى موجود به حل اين معضل اجتماعى نپردازند و مردم را تافته جدا بافته از دولت نپندارند بلكه از هوش استعداد و چشمان تيزبين و صادق مردم در نظارت و بازرسى كمك بگيرند.
+
موانع نظارت
+
وجود مراكزى براى نظارت و يا پيگيرى شكايات گام ابتدائى است و اگراين قدم به سوى اهداف اساسى را نبايد فقط بر شبكه هاى ادارى مى افزايد و بس !
+
ازاينرو بايد مسئولان اين واحدها به دقت به ميزان موفقيت كارى خود بينديشند و موانع راه را دريابند و درصدد رفع آن بكوشند. پاره اى از مشكلات نظارت را در ذيل بر مى شمريم :
+
۱- تورم انسانى در سيستم ادارى :
+
همانگونه كه مى دانيم براى نظارت اشراف برامور شرط است .اگر هيات ناظران از كم
+
+
+
و كيف مساله بى اطلاع باشند و يا كم اطلاع طبيعى است كه يا نمى تواند نظر قاطع دهند و ياازارائه فكرى پخته در رابطه با شخص يااشخاص باز مى مانند. با توجه به اين نكته مشكله[ نظارت ادارى] بر حدود يك مليون كارمند (و يابيشتر) روشن مى شود زيرااشراف بر كاراين درياى نيروهاى انسانى معضله اى است .اگر به خود بازگرديم و خود را در مسنداين مسئوليت فرض كنيم واين انبوه را تصور كنيم در مى يابيم كه كار در چه سطح عظيمى است . نظارت بر كار وزيرى كه در مركز بسر مى برد تا مامور آمارى كه به روستاى دورافتاده مى رود.
+
براى نظارت بر روند كارى يك مليون كارمند به چقدر ناظرامين خردمند و ... نيازاست ؟ و يا پيدا كردن اين ميزان كثيراز ناظران واجد شرائط درامكان كنونى مسئولان هست ؟
+
بنابراين تا زمانى كه بخش ادارى ازاين تورم نابهنجار بهره مند است ! به زحمت مى توان تصور كرد كه نظارت ادارى به شكل موفق خود درآيد. و يكى از گامهاى اساسى واوليه كاهش حجم نيروهاى ادارى (در بخش خدمات )است تااشراف بر كارهئااين مجريان از سوى هيات ناظران و موسسات مسئول ميسر باشد.
+
۲- قوانين پيچيدگى
+
سوءاستفاده از قوانين ساق مقننان را بر آن مى دارد كه بر تبصره ها و متمم ها بيفزايند و يا در ضمن تصويب قوانين مواد را افزون كنند و به باور خود راههاى نفوذ خاطيان راسد كنند.اين حركت موجب مى شود كه حج قوانين ادارى افزون شود و مواد قانونى به سوى پيچيدگى حركت كنند و راههاى پيچاپچ قانونى به متخطيان و مجرمان حرفه اى كمك مى كند كه طعمه را بدون هراس از قانون بربايند و حتى قانون را كمك جرم خود گردانند. واين مساله موجب آن مى شود كه در پيگيرى جرم بازرسى با مشكلات مواجه شود و يا نظارت بر كيفيت سير امور به عسر و حرج گرفتار آيد. زيرا كم كاران و ناراضى تراشان وجود گرههاى قانونى را بهانه پاس دادنها و قرطاس بازيها مى كنند و فاسدان و رشوه گيران آن راابزار فشارارباب رجوع مى كنند تا سرتسليم فرود آورند و به تقاضاى آنان تن دهند. و تمام اينان از پشتوانه قانونى استفاده مى كنند و آنكس كه دراين گردونه گرفتاراست و در زير اين مراجعات مكرر به فلان اداره و بهمان وزارتخانه خورد مى شود يا بايد سرتسليم را پيش گيرد و طواف مكرراين كعبه هاى بوروكراسى را بر تن بخرد و يا راه چاره را بيابد و آشناى بجويد و ...
+
ازاينرو بايد مقننان دقت لازم را بخرج دهند و در تصويب قوانين آن را در شكل مجموعه اى آن بنگرند. ممكن است كه تك تك مواد به صلاح باشد اما وقتى كه مواد را كنار يكديگر مى گذاريم . در مجموع به صلاح عامه مردم نباشد بلكه مشكل كردن كارها وافزون برباند مجرمان را در پى داشته باشد.
+
+
+
۳- بى توجهى به قانون اهم و مهم :
+
مسلم است كه در يك آرمان ايده آل گونه نظارتى مطلوب است كه بر ريز و درشت مسائل جارى بنگرد و در موارد خطا و عصيان مسئولان نظارت از خود واكنش نشان دهند.
+
اما با توجه به وسعت دامنه امورادارى كشور چنين نظارتى نا ميسراست واگر چنين تصويرى را برنامه فعلى نظارت قرار دهيم هيچ كار موثرى صورت نخواهد گرفت . و متاسفانه در پاره اى از موارد نظارتها به اين دام افتاده اند. يعنى به جاى آنكه نظارت بر اعمال كارگزاران اصلى و مسئولان بخشهاى كليدى اصل قرار گيرد بواسطه پاره اى ملاحظات و يا روابط اين افراد وارگانها و موسسات با فراموشى سپرده شده اند و به سراغ كسانى رفته اند كه اگر تخطى هم انجم دهند آثار سوء آن دامنه اى محدود را آلوده مى كند.
+
بنابراين بايستى نيروى اصلى نظارت درامورادارى درامور كسان و يا نهادهايى انجام يابد كه در صورت تخطى از قانون مشكلات وسيعى را مى آفرينند.اين كسان بواسطه آنكه در مساتيد حساس قرار دارند اگر ديد ناظرات امين را بر روى كارهاى خويش نبينند به سهولت ممكن است به دام خود محورى و ديكتاتورى در حدود نفوذ خود و حتى خارج از آن حدود بيفتد.
+
۴- بى دقتى درانتخاب نظار:
+
در نامه حضرت على(ع) به مالك اشتر بر روى ۲ صفت ناظر تاكيد شده بود: [وابعث العيون من اهل الصدق والوفاء عليهم]. ديدگان والى (ناظر) بايداز ۲ خصوصيت بهره مند باشد:
+
۱. راستگوئى (درانتقال ديده ها و شنيده ها)
+
۲. وفادارى نسبت به والى و قانون .
+
اگر به تحليل اين كلام بپردازيم دامنه اى وسيع از نكات عميق را در بر دارد. ناظر نبايد به گزينش ديده ها و شنيده ها بپردازد و آنچه را خود مى پسندد و يا صلاح مى داند گزارش كند ناظر بايد تمامى وقايعى را كه با آن مواجه شده است صادقانه به والى و مسئول خود منتقل كند والا[ اهل صدق] نخواهد بودء متاسفانه در مواردى مشاهده مى كنيم كه ناظران نه آنچه مى بينند و مى شونود بلكه آنچه را كه مى خواهند به ببينند يا بشنوند منتقل مى نمايند. واين گزارشهاى غلط امور را بر مسئول مربوطه مشوش مى كند زيرا وى بر حسب اعتماد به گزارش تصميم مى گيرد در حاليكه گزارش برخى از وقايع را منتقل كرده است و نه تمامى وقايع را.
+
نكته اى ديگر كه امام فرموده اند[ .وفادار بودن ناظر]است . وفادارى به والى و قانون اقتضاى آن را دارد كه امر محول را حداقل به مانند امر شخصى خود تلقى كند. به مسئوليت نظارت خود در حد يك تكليف ادارى ساده ننگرد.اگر چنين روحيه اى پديد آيد ناظراز خواب و خوراك و استراحت مى زند و درباره تمام امورى كه احتمال مى دهد كه در يك مساله نقش داشته باشد به تفحص مى پردازد. و متاسفانه در
+
+
+
اين قسمت نيز نقص فراوان است . بسيارى از بازرسان و ناظران اين كار را در حد يك شغل ادارى مى نگرند و[ اهل وفاء] نيستند. به سهل ترين راههاى اتمام ماموريت خود مى انديشند و نه به مطمئن ترين راهها براى يافتن گزارشى دقيق و مطمئن . لذا مشاهده مى شود كه گاه چند هيات نظار كه به جائى فرستاده مى شوند جوابهائى مخالف يكديگر را گزارش مى دهند و يكى از علل آن همين است كه ناظران به استقراء كامل و يا حداقل اطمينان آور توجه ندارد واين چيزى جز بى وفائى و يا كم تعهدى نسبت به والى و قانون نيست
+
۵- شبكه هاىمتعدد نظارت
+
بنابراين گرچه حضور واحدهاى نظارت در نهادهاى مختلف مثل رياست جمهورى مجلس قوه قضائيه و...اميد آورند كه مسئولان مى خواهند بدانند كه در كشور چه مى گذرد!اما عملااتلاف نيرو وامكانات و ... را در پى دارد علاوه بر آنكه هيچيك ازاين واحدها قدرت لازم را براى نظارت پيدا نمى كنند. لذا بايد با توجه به اين مساله به سوى[ تمركز گرائى نظارت] پيش رفت . واگر مشكلاتى قانونى دراين راه وجود دارد به رفع آن كوشيد و در صورتيكه در فاصله اى كوتاه چنين امرى ميسر نيست حداقل[ هماهنگى واحدهاى نظارت كننده] را به عنوان گام اول اين راه از ديده دور نداشت .
+
وجود واحدهاى متعدد نظارت گر چه اين حسن را دارند كه شاكيان درد دل خويش را به مراكز مختلف مى فرستند شايد دلى در يكى ازاين نهادها به تپش آيد و به چاره برخيزد.امااز سوى ديگر بااين اشكال مواجه بوده و هست كه نظار هيچگاه قدرت لازم را براى پيگيرى و بعد عكس العمل پيدا نمى كنند تعدد مراكز قانونى نظارت طبيعتا قدرت موجود را تجزيه مى كند و در نتيجه برخى از واحدهاى نظارت عملا شير بى يال و دم واشكم مى شوند و بعضى قدرت لازم را فاقد مى گردند. مسئول كميسيون اصل ۹۰ مجلس كه يكى از واحدهاى اصلى نظارت در كشوراست در مصاحبه اى اظهار داشته بود بااينكه در سال ۱۳۶۳ در مجلس تصويب شد كه اگر مقام مسئولى پاسخ نامه كميسيون را دائر بر استفساراز شكايتى نديد به ميزان خاصى حبس محكوم شود.اما تاكنون (۶۵) حتى در يك مورد هم برخوردى از قوه قضائيه ديد نشده است (با آنكه موارد مكررى ازاينگونه تخلفات وجود داشته است .
+
۶- جوالتهاب :
+
معمولا به اين ابتلاء دچار شده ايم كه بعداز پديد آمدن حالت بحران به حل و رفع مشكلات مى انديشيم . واين يكى ازاشكالات كارى هياتهاى نظارت است .اگر درابتداى حوادث و پيگيرى بر آيند تحقيق و تفحص سهلتر و راه برخورد به آسانى قابل وصول است .اما غالبا چنين نمى شود و پس از مرگ سهراب به جستن
+
+
نوشدارو مى پردازند و در آن هنگام رفت و آمدهاى مكرراين ناظران فقط برالتهاب جناحها مى افزايد و سكون و آرامشى را پديد نمى آورد. هر جناحى در صدد آن بر مى آيد كه ناظران را در قرنطيه خويش قرار دهد اخبار فقطاز طريق كانالهاى مطمئن ! به هيات ناظران برسد. و جناح ديگر نيز در همين تكاپوست تا آنكه يا وسوسه ها موثر مى افتد و ناظران در كام يك دسته مى غلطند كه در آن صورت دسته ديگر به طومارنويسى و ... مى پردازد و موارد متعدده اى از نقض بى طرفى آنان را به مسئولان بالاتر گزارش مى دهد. و يا آنكه از هر دو دسته دورى مى جويند كه دراينصورت مطرود هر دو جناح مى گردند و به محافظه كارى و ... متهم مى شوند خلاصه آنكه تجربه نشان داده است كه نظارت بعداز پديدآمدن بحران درد چندانى را دوا نكرده است بلكه معمولا بر دردها افزوده است .
+
ازاينرو بايد همه مسئولان نظارت به گونه جدى به اين واقعيت بينديشند كه بايد سيل را در سرچشمه خشكانيد والا چاره دشواراست و بس دشوار!
+
۷-تاكيد بر نام و نشان شاكى :
+
ممكن است كه اين عنوان درابتداء چندان مهم جلوه نكند و به صورت[ مانع كلى] جلوه ننمايد.اما گزارشهاى مكرر نشان مى دهد كه بايد به اين مانع بها داد و آن رااساسى تلقى كرد. زيرا همانگونه كه مى دانيم نظارت موفق بدون [مشاركت عمومى] ميسر نيست . واين مردمند كه بايد مسئولان را درارائه گزارش نسبت به ميزان موفقيت يارى دهند. و بسيارى از واحدهاى مسئول نظارت فرض شمرده اند كه نام و نشان شاكى بايستى حتما در ذيل شكايت آورده شود والااز پيگرى آن معذورند.اين شرط را از آنرو لازم شمرده انده كه اولاامكان تفحص و تحقيق بيشتر مسير باشد زيرا ممكن است كه متن نامه اجمال وابهام داشته باشد و به استفساراز نويسنده نيازمند. و ثانيااز سوءاستفاده پاره اى از كسان مانع شود كه مى خواهند بى جهت اين و آن را بدنام كنند و پرونده سازى نمايند .
+
امااز سوى ديگر اين شرط مشكلاتى را در راه مشاركت عمومى در راه نظارت ايجاد كرده است زيرا شاكيان كه معمولاافراد جزءاداره و يا كارخانه و... هستند از به خاطرافتادن مقام و شغل خود در هراسند و با توجه اينكه موارد كثيرى اتفاق افتاده است كه گزارش شاكى براى شيگيرى به خود مقام شكايت شده رسيده است ! بايستى انصاف داد كه اين نگرانى چندان بيجا هم نيست . موارد متعددى در دست است كه تصفيه شدگان يا كسانى كه موارد بى مهرى مسئولان خود قرار گرفته اند كسانى بوده اند كه به گمان خود به قصد خدمتى برخاسته اندو نارضايتى خود را از روند جارى موسسه و يا نهادى و يا مسئولى ابراز كرده اند و آن را به مقامات بالاى مسئول فرستاده اند و بعد
+
+
آن گزارش بااسم و رسم و نشانى بدست كارگزاران شاكيان رسيده ! واين را بخوبى مى دانيم كه كمتر كسانى پيدا مى شوند كه بين تعريف كنندگان خود و منتقدان از خود فرقى نگذارند بخصوص كه اين منتقدان چندان پا رااز كليم درازتر كرده باشند كه به از ما بهتران هم خبر داده باشند!
+
دراينجاست كه صدها بهانه بنى اسرائيلى براى رئيس پيدا مى شود كه اينان را به اين سو و آن سو بفرستد. راه ارتقاء آنان را سد كند و اگر در توان دارد آنان را تصفيه كند! و چنين مى شود كه ديگر كسى به مخيله خود هم خطور نمى دهد كه نامه اى بنگارد و گوشه اى ازاحوالات رئيس را منتقل كند. واين خود سانسورى موجب مى گردد كه مسئولان گمان برند كه فلان اداره و ...امن وامان است و جزيره ثبات !
+
ازاينرو گمان مى رود كه بايد مسئولان نظارت اين شرط را حذف كنند و باب مشاركت مردمى را دراين موضوع وسعت بخشند. همانگونه كه در برخورد با[ تروريسم سياسى] اگر با چنين قيد و بندهائى برخورد مى كرديم توان در هم شكاندن آن را نداشتيم همينطور در برخورد با فساد و كم كارى ادارى چاره اى جز حذف قيد و بندها - در حد ممكن - نيست . منتهى مسئولان مى تواننداز شاكيان اين را طلب كنند كه مدارك و يا راههاى وصول به اطلاعات را براى مدعى خويش ارائه دهند و تا تحقيق ميسر گردد امااصرار بر نام و نشان ! همان معضله اى را در بردارد كه ذكرش رفت !
+
در پايان مقال اميد آن داريم كه[ دولت خددمتگزار] و ساير نهادهاى جمهورى اسلامى در بر پائى[ انقلاب ادارى] و در مقدمه آن[ نظارت موفق براين سيستم] توفيق يابند واز نيروى لايزال مردمى دراينراه سود جويند.
+
--------------------------------------------------------------------------------
+
پاورقى ها
+
.۱ماموريت آمريكائيها درايران دكتر ميسلپو ترجمه دكتر حسين ابوترابيان ازانتشارات پيام .۲۹.
+
.۲سيرى درانديشه سياسى عربى دكتر حميد عنايت .۲۳.
+
.۳جامعه شناسى غربگرائى دكتر على محمد نقوى .ج ۲.۱۳۱.
+
.۴خدمت و خيانت روشنفكران جلال آل احمد ازانتشارات خوارزمى .ج ۱.۸۰.
+
.۵تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى آدم متز ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو ازانتشارات اميركبير .ج ۱.۱۰۴ و ۱۰۵.
+
+
+
.۶تحف العقول حرنى به تصحيح و تعليق على اكبر غفارى از انتشارات جامعه مدرسى .۵۰.
+
.۷مدرك پيشين .۲۰۸.
+
.۸تمدن اسلام در قرن چهارم هجرى آدم متز ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو ج ۱.۱۰۳ و ۱۰۴.
+
.۹نهج البلاغه صبحى صالح نامه ۵۳.
+
.۱۰قرب الاسناد .۱۴۸.
+
.۱۱نهج البلاغه صبحى صالح نامه ۳.
+
.۱۲مدرك پيشين نامه ۱۸.
+
.۱۳مدرك پيشين نامه ۴۰.
+
.۱۴مدرك پيشين نامه ۴۳.
+
.۱۵مدرك پيشين نامه ۴۵.
+
.۱۶كتاب الخراج قاضى ابى يوسف يعقوب ابن ابراهيم .۱۱۸.
+
۱۷. سوره نحل .۱۲۷.
+
۱۸. سوره آل عمران .۱۰۱.
+
.۱۹ المنجد.
+
.۲۰نهج البغه صبحى صالح خطبه ۲۱۶.
+
.۲۱خصال مرحوم صدوق به تصحيح على اكبر غفارى ازانتشارات جامعه مدرسين .۱۴۹.
+
۲۲. سوره برائت .۷۳.
+
.۲۳تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى آدم متز ترجمه قراگزلو ج ۱.۹۷و۹۸.
+
.۲۴تاريخ تمدن جرجى زيدان ترجمه جواهر كلام ازانتشارات اميركبير.۱۸۶.
+
.۲۵آئين كشوردارى در عهد رشيدالدين فضل الله همدانى دكتر هاشم رجب زاده ازانتشارات توس .۱۵۷.
+
.۲۶مدرك پيشين .۱۸۹.
+
.۲۷مدرك پيشين .۱۹۷و۱۹۸.
+
۲۸.ابتكاراز طرف امير براى شناسائى جاسوسان روش وانگليس باج گيران حرفه ائو عمال نابار بوده است و رعب وحشت هميشه در دل اينچنين افرادى بوده تا آنجا كه از سايه خود هم مى ترسيده اند.
+
.۲۹حقوق بگيران انگليس اسماعيل رائين ازانتشارات جاويدان .۲۲۹و ۲۳۰.
+
.۳۰ اميركبير حسين مكى ازانتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب .۱۴۰و۱۴۲.
+
.۳۱مجموعه ورام /۰۶
+
.۳۲تاريخ يعقوبى .ج ۲.۱۲۷.
+
.۳۳خلافت و ملوكيت ابوالاعلى المودودى ترجمه خليل احمد حامدى ازانتشارات بيان - پاوه .۱۱۱.
+
۳۴. مقدمه قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران .
+
.۳۵قانون اساسى اصل .
+

نسخهٔ ‏۲۶ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۱۳

نظارت اداری

مقدمه

وجود تخلفات اداری و برخورد باانبوه مردمی که ازاعمال کارگزاران اداری گله مندند و قرطاس بازی بی حد و حساب و یاس مردم از گشایش گروه‌های کوراین مشکل ما را بر آن داشت که به بحث در زمینه یکی از وظائف مهم مدیریت یعنی[ نظارت اداری] بپردازیم . بویژه حضور پاره‌ای از روحانیان در مسانید کلیدی و شبه کلیدی کشور این مسئولیت را بر دوش این هم صنفان دو چندان می‌کند. زیرااین حضوراجرائی در حقیقت برای نظارت بر کیفیت رونداموراست و مردم ازاین عزیزان انتظار آن را دارند که با دیدی تیز حوادث را بنگرند و در رفع مشکلات مردم - در حدودامکان - چاره‌ای بیندیشند و یکی از بزرگترین چاره‌ها تقویت و رشد نظارت بر سیستم اداری است .

سیستم اداری موجود

با ورود غرب استعمارگر به عنوان نیروی فاتح به کشورهای جهان سوم در تمامی نهادها وارگانها و کلا در ساختاراجتماعی و سیاسی این کشورها تغییرات اساسی پدیدار گشت والگوهای غرب بطور روزافزون جایگزین الگوهای سنتی شد و نظام سنتی به تدریج از هم پاشید [بوروکراسی] که یکی ازالگوهای غربی است با وروداستعمار غرب به جای نظام ساده اداری در کشورهای جهان سوم استقرار یافت و سیستم آموزشی این کشورها با کارگردانی و رهبری گردانندگان نظام سیاسی فکری غرب برای آموزش بورکرات‌ها شکل گرفت. کشورهای اسلامی هم ازاین موهبت غرب بی بهره نماندند. به تقلید و تحمیل آیین کشورداری اروپائیان را پذیرا گشتند و گشایش گره کور معضلات اجتماعی سیاسی رااز سرپنجه توانای آنان تمنا کردند و تازیانه اروپا آنچنان بر پیکر آنان کارگرافتاد که آیین کشورداری و سنت‌های خودی را بکلی فراموش کردند و فرزندان خود رااز مکتب خانه گرفتند و به مدارس آنان روانه کردند و خود هم به سوی غول بی شاخ و دم بوروکراسی ساخته و پرداخته غرب برای حل مشکلات دست نیاز دراز کردند .
کشورهای عقب افتاده وقتی که زندگی خود را به امواج بوروکراسی سپردند ناگزیر برای تسلط براین امواج به شاگردی خداوندگاران بوروکراسی گردن نهادند. بر این اساس مکتب خانه‌ها را رها کردند و بسوی آموزشگاه‌های فرنگ روانه شدند. دکتر حمید عنایت اوضاع آموزشی مصر را بعداز نفوذ غرب و جایگزین شدن بوروکراسی در آن کشور این چنین وصف می‌کند:
[محمدعلی خدیومصر همچنانکه پیشتر دیدیم خود به سبب نیازی که برای گرداندن دستگاه اداری و نظامی دولت مصر به کارشناسان و کارآزمودگان داشت زدیک به سیصدتن از دانشجویان مصری را در مدت فرمانروایی خود بااروپا فرستاد. روش او دراین زمینه دو دوره را پیمود: در دوره نخست از سال ۱۲۲۴٫۱۸۰۹ تا۱۲۳۷. ۱۸۲۲ بیشتر دانشجویان مصری به ایتالیا و در دوره دوم از سال ۱۲۴۱٫۱۸۲۶ تا ۱۲۶۰٫۱۸۴۴ بیشتر آنان به فرانسه فرستاده شدند. هم دراین بود که برای آسان کردن کار دانشجویان مصری دانشگاهی خاص آنان در پاریس ایجاد کرد که مدرسان آن از طرف ارتش فرانسه معین می‌شدند].
استقبال شدید کشورهای جهان سوم بویژه کشورهای اسلامی از بوروکراسی و گسترش سریع این پدیده در کشورهای مذکور به عواملی چند مربوط می‌شود که ترتیب بیان می‌کنیم:
۱- عقده حقارت که غالبا ملتهای مغلوب را به تقلیداز آداب و سنن کشور غالب وا می‌دارد.
۲- پیچیدگی نظام زندگی .
۳- طبیعت دیپلماسی اقتضا می‌کرد که غرب برای حفظ اقتدار خویش ملتها را در یک نظام بوروکراسی به بند بکشد.
۴- پیچیدگی روابط بین المللی که سرنوشت کشورها را بهم پیوسته است .
۵- غرب گرائی زمامداران و شیفتگی آنان به زرق و برقهای تمدن غرب .
همه این عوامل باعث شده است که بخش اداری متورم و ملتهااسیر بوروکراسی شوند. دراین نوشتار در مقام آن نیستیم که بوروکراسی را بطور کلی رد کنیم که منافی دارد و نمی‌توان آن را نادیده گرفت اما آنچه را که ما بر آن پا می‌فشاریم عدم سنخیت[ بوروکراسی] با فکر و فرهنگ مردم مشرق زمین بویژه کشورهای اسلامی است . شاهد ما براین مدعی سرگردانی مردم در پیچ ز خم‌های بوروکراسی حاکم و فریاد آنان از دست بوروکرات‌های الینه شده می‌باشد. دراینجا برای پی بردن به عمق فاجعه به معرفی چهره بورکراتها که اعضاء سازان بوروکراتیک هستند و در حقیقت چرخهای بوروکراسی توسط همین پیچ و مهره‌های دست آموز غرب می‌چرخد می پردازیم :
۱- فرد بوروکرات سر در لاک تخصص خود فرو برده واز آنچه که در خارج از حوزه تخصش می‌گذرد غافل است واین امر باعث شده است که محدودیت افق دید پیدا کند.
۲- تسلیم محض مافوق تا آنجا که قوه ابتکار و خلاقیت راازاو گرفته است و دقیقا همچون پیچ و مهره عمل می‌کند.
۳- تابع بی چون و چرای مقررات بحدی که گره گشایی از کار مردم را به بوته فراموشی سپرده واز جنبه‌های انسانی غافل مانده است .
۴- بوروکرات فقط در برابر مقام مافوق خود را مسئول می‌داند نه در برابر مردم که از نظر ساختار فکری و طبقه بیگانه از مردم است .
۵- به دین و مفاهیم دینی بی اعتقاداست یا برای دین نقش اجتماعی سیاسی قائل نیست .
[ برگر] که یک انگلیسی است بوروکراتهای دست آموز غرب رااینگونه معرفی می‌کند:
[ دیوانسالارانی که در سیستم آموزشی انگلیسی تربیت می‌شدند هیچ گونه ابتکار و خلاقیتی نداشتند. آنان مهره بودند نه انسان خلاق . بی لیاقتی تنبلی ترس از مسئولیت و علاقه جنون آمیز آنان را به مقررات و کاغذ بازی مشکل می‌توان تصویر نمود. برای هرامری جوابی در چنته داشتند و آن اینکه : باید به صورت کتبی به من ابلاغ شود بایداز مقامات بالا دستور بگیریم][۱]
پس هدف سیستم آموزشی غرب از دایر کردن دانشگاه‌های غریض و طویل تربیت بوروکرات هائی بوده است که در چهارچوب بوروکراسی چشم و گوش بسته بدورازاحساسات انسانی به حفظ منافع غرب بپردازند که نقش فعال فارغ التحصیلان این دانشگاه‌ها در حفظ و نگهداری و کمک فکری به حکومتهای مستبد وابسته به غرب دلیل براین مدعی است . شادروان [جلال آل احمد] می‌گوید:
بااین ترسیم به این نکته می‌رسیم که ایران نیز در درون این گردونه مخرب جای یافت و مراکز آموزشی آن از آغاز تاکنون عمدتا در همین مسیر - تولید بوروکرات - هدایت شده‌اند. تا قبل از دوران ناصرالدینشاه دستگاه دولتی و سیستم اداری به عنوان بخشی از دربار (یا به اصطلاح آن روزگار[ درخانه] ) بود و هویتی مجزا از آن نداشت . سفر به شهرهای فرنگ و حضور تحصیلکردگان آن دیار در کشور این اندیشه را به ارمغان آورد که بخش دولتی و سیستم اجرائی سازمان بندی جدا بیابد و در نتیجه در زمان سلطنت ناصرالدینشاه اولین[ هیات دولت درایران] پدید آمد و ۹ وزارت خانه تشکیل شد. منتهی تنها سه وزارت خانه (مالیه خارجه و جنگ ) دستگاه اداری خاص پیدا کردند اما باقی وزارتخانه‌ها جز[ نام] بهره‌ای نداشتند.
بدینسان اولین پایه‌های سازمان اداری باالگوسازی سازمانهای مشابه در غرب بنیان نهاده شد. به مرور وزارتخانه‌ها و شعبه‌های جدیداداری افتتاح گردید و رشد تصاعدی را پیمود.
منتهی ناآشنائی به شیوه جدید. تلفیق نامعجون پاره‌ای از قوانین سنتی با قوانین و آداب غربی حضور دو قشر ناهمگون - تحصیلکردگان جدید و مستوفیان و کارگزاران قدیم - در سیستم اداری و ... پیکره این سیستم را مجروح و روان آن را نامیمون نشان می‌داد.
[و روشنفکران درین گیرودار دو دسته‌اند: قسمت اعظم آنها که با چرخ دستگاه حاکم می‌گردند و بگردش چنین نظمی کمک فکری می‌دهند و توجیه علمی اش می‌کنند] [۲] .
[دکتر میلسپو] که در راس گروهی از مستشاران آمریکائی برای اصلاح امور مالی در عصراحمد شاه به ایران سفر کرده واولین[ قانون استخدام اداری] توسط وی تنظیم گردیده است وقائع آن دوران را چنین می‌نگارد:
به هنگام ورود هیئت مالی آمریکا به ایران در پاییز سال ۱۹۲۲ یکی از روزنامه‌های تهران با چنین جملاتی از ما استقابل کرد: [... شما آخرین پزشکی هستید که به بالین مریض مشرف به موت آمده‌اید اگر موفق نشوید مریض می‌میرد و گرنه زنده خواهد ماند... ما برای ورود شماابرازاحساسات نمی‌کنیم ولی چنانچه در کار خود پیروز شدید آن وقت شایسته تحسین خواهد بود...اعلیحضرت شاه ایران نیز در پاریس در موقعی که برای جازه عزیمت به ایران شرفیات بودیم و چه در مذاکراتی که در تهران باایشا نداشتیم همواره مطالبی مشابه آن ابراز می‌کردند و هیئت مالی آمریکا را به عنوان آخرین امید ایران توصیف می‌نمود تصور بسیاری ازایرانیان نیز چنین بود].
وقائع بعدی نشان داد که اینان و همکارانشان جز تقویت سلطه سیاسی کشور متبوع خویش وظیفه‌ای نداشتند. و بدینسان سیستم اداری کشور چه قبل از کودتای رضا خانیو چه پس از آن با فساد دروین وابزارگری برای استبداد داخلی واستعمار خارجی دست به گریبان بود. و تقریبا حاصل این تاریخ نسبتا طولانی جزافزودن بر مخارج ملت و مشکلتر کردن راه‌های خروج از گرفتاریها چیزی را به ارمغان نداشته است . حدود یک میلیون کارمند که تورم عظیم نیروی انسانی را دراین بخش نشان می‌دهد و قریب ۵۰ درصد بودجه دولتی که صرف حقوق بخشی دولتی گردیده است (در سال ۵۷) نشاندهنده بنیادی است که از پایه آن را کج نهاده‌اند. و اینک پس ازانقلاب با مشکلات خاص آن مواجهیم واز معضلترین آن مساله نابسامانی ارائه خدمات دراین سیستم است .این اشکال فقط طبقات اجتماعی دیگر را نمی‌آزارد بلکه حاضران در گردونه این سیستم را نیز رنج می‌دهد زیرا علاوه بر آزار روانی و روحی ازاینکه در یک کلاف در هم پیچ جای دارند خود آنان نیز با بخشهای دیگراداری برای رفع نیازهای شخصی و شغلی در تماسند وازاینکه می‌بینند رفع احتیاجی کوچک نیازمند به صرف وقتی طولانی است آشفته خاطر می‌گردند. بنابراین انتقاداز وضعیت سیستم اداری هرگز به معنای قرار گرفتن در موضع دفاع از یک طبقه اجتماعی علیه طبقه اجتماعی دیگر نیست بلکه بایداین را مشکله عمومی تلقی کرد که تمامی ساکنان این مرز و بوم با آن مواجهند و لزوم رفع آن راازاولیات می‌شمرند .

نظارت مقدمه‌ای برانقلاب اداری

در یک سیستم اداری بیگانه از مردم نظارت و بازرسی از کارآئی لازم برخوردار نیست بلکه ابتداء بایدانقلابی ژرف در تمام ابعادادارات بجا مانده از دوران حاکمیت غرب تحقق پذیرد واندیشه هئا وارداتی بدورافکنده شود و در کادرهای اداری اصلاحی عمیق صورت گیرد وافراد مومن و دلسوز بکار گمارده شوند تا نظارت مفیدافتد و گرنه تشکیلات اداری که از ریشه گندیده است واز آغاز تاسیس جهت حرکتش حفظ منافع صاحبان قدرت بوده است و کادر آن همیشه خود را قیم مردم می‌دانسته‌اند چطور ممکن است با نظارت جهت حرکت بکلی تغییر کند و در خدمت مردم در آیند با توجه به این امراست که باید جایگاه نظارت را بطور دقیق دراین سیستم اداری بجای مانده از غارتگران بین المللی دریابیم و نظارت دراین چنین سازمانی از باب[ مالایدرک کله لایترک کله] مورد مطالعه قرار دهیم . بدین معنی اکنون که می‌بینیم بوروکراسی درایران از عمر طولانی برخورداراست و ریشه دراعماق جامعه دارد و قطع کردن این ریشه‌ها به آسانی و سرعت ممکن نیست نباید بدون کوچکترین اصلاح و کنترلی به امیداصلاح عمیق و دگرگونی همه جانبه با همین بافت غیر مردمی بر مردم محروم و زجر کشیده مسلط کرد بلکه باید بقرامکان از ضرر و زیان این سازمان عریض و طویل کاست و مقدمات اصلاح را فراهم کرد. بر همین اساس [ نظارت] می‌تواند یکی از گامهای مقدمی در راه دگرگونی و تحول اداری باشد. زیرااگر نظارت درست و حساب شده توسط نیروهای دوستدارانقلاب اسلامی و متخصص درامور ادارات بدوراز چهارچوب بوروکراسی به جریان بیفتد و ناظران به شناسائی نکات ضعف وافراد ناسالم و تطبیق عملکردادارات با خواسته‌های بحق مردم و قوانین مصوبه بپردازند و مشاهدات و گزارشات خود را به مسئول یا مسئولان برای اقدامات لازم براساس برنامه ریزی دقیق منتقل کنند گام بلندی در راه سالم سازی ادارات خواهد بود.این امر با توجه به وجودافراد مومن و دوستدارانقلاب اسلامی که در ادارات کشورما حضور دارند و می‌توانند در مراحل سه گانه شناسائی طرح واجراء نقش موثر باشند خیلی سریع انجام خواهد پذیرفت . پس روشن شد اینکه ما به بررسی نظارت اداری قابل از بحث پیرامون[ تحول اداری] می‌پردازیم بدین سبب است که نظارت را در هر حال امری لازم و مقدمه‌ای برای رسیدن به یک دگرگونی عمیق می‌دانیم .

اهمیت نظارت

صاحب نظران مسائل سیاسی اجتماعی در طول تاریخ به گماردن جاسوس در حوزه ماموریت کارگزاران پا فشرده‌اند.این بدان سبب است که گماردن جاسوس در مراکزاداری ازارکان کشورداری است که کشور بدون سیستم نظارت اداری دچاراز هم پاشیدگی حتمی خواهد شد. زیرا دوام یک کشور در سلامت ادارات و عملکرد صحیح کارگزاران است واین امر تحقق نمی‌پذیرد مگراینکه رهبران توجه خاصی به اعمال عمال و نحوه اجراء قانون در حوزه‌های اداری مبذول دارند. به همین انگیزه کشورداران عاقل و کاردان در طول کشورداری خود عنایت خاصی روی این مساله داشته‌اند. چون با تجربه دریافته‌اند نصب افراد در راس امور بدون دقت دراعمال آنان چه فجایع عظیمی به بار آورده است . طبیعی است وقتیکه کارمندان دولت چشم‌های حساس و تیز بین را ناظر براعهمال و رفتار خود نبینند و عملکردشان مورد بازخواست وقاع نشود لجام گسیخته و خود سر خواهند شد که این امر موجب حاکمیت طبقه[ بوروکرات] بعنوان یک طبقه مستقل خواهد شد یعنی (دولت در دولت ). در یک چنین تشکیلات خودکامه و بی در و دروازه‌ای است که کم کاری خود محوری دزدی منصب فروشی رشوه واخلاق ناپسنداداری درادارات شکل می‌گیرد. بدیهی است وقتی که دامن ادارات اینگونه به فساد آلوده شود پیامدهای سوئی را در جامعه بدنبال خواهد داشت که به برخی از آنهااشاره می‌کنیم :
۱- ایجاد فاصله بین دولت و ملت .
۲- گسترش فساد در جامعه .
۳- سقوط جامعه .

پیامدهای سوء فساد در ادارات

ایجاد فاصله بین دولت و ملت

دولت که بهه معنای دقیق کلمه مظهر قدرت مردم و نشات گرفته از اراده توده هاست مسئول سرنوشت و خوب و بدآنانی است که آن را برانگیخته‌اند. باید در حفظ جان مال عرض و ناموس مردم تلاش کند و گره‌های زندگی آنان رابا تدبیر وامکاناتی که درا ختیار دارد بگشاید. در صورت عمل به این وظایف مردم به دولت علاقه مند و روابط بین دولت و ملت دوستانه خواهد بود.اما وقتیکه دولت وظایف خود را به بوته فراموشی بسپارد واصول آن را زیر پا بگذارد و بجای خدمت گزاری فرمانروائی را پیشه کند واضح است که مردم از دولت فاصله خواهند گرفت . جدائی مردم از دولتها در طول تاریخ موید مطلب است . از جمله مردم از دولت عباسیان بخاطر منصب فروشی رشوه اجحاف و فساد اخلاق کارگزاران آن روی گردانده بودند تا آنجا که مورخان نوشته‌اند:
[ اهل تقوی در آن عصر عمال حکومت را با فاسقان یکی می‌دانستند همچنانکه انجیل گمرکچیان و گناهکاران را در یک ردیف شمرده].
و همچنین نوشته‌اند:
[بعضی را رسم بر آن بود که به عاملین حکومت طبق عادت سلام نمی‌دادند و در عوض بجد یا بهزل می‌گفتند[ از کار دولتی توبه کنی] . و نیز گویند کسی از کار دولتی توبه کرده بود باری او را مقامی بزرگ پیشنهاد کردند پذیرفت و توبه را شکست از آن پس مردم[ مرتد] لقبش دادند] [۳] .

گسترش فساد در جامعه

در طول تاریخ همیشه رفتار و منش و طرز تفکر دولتمردان بخاطر موقعیتی که در جامعه داشته‌اند[ الگو] و[ مدل رفتار] مردمان در زندگی فردی واجتماعی قرار می‌گرفته است . در حقیقت مردم آینه‌ای را می‌مانند که سلوک کارگزاران را درخود منعکس می‌کنند. یکی از مواردی که تقلید به تمام رخ خود را می‌نمایند همین جاست وازاین روزنه است که اخلاق منحط و مترقی به جامعه راه می‌یابد و نبض جامعه را دراختیار می‌گیرد. پیامبراسلام(ص) و علی ابن ابی طالب (ع) در تاثیرگزاری دولتمردان در ساختار فکری جامعه می‌گویند.
۱.قال رسول الله(ص) : صنفان من امتی اذا صلحا صلحت امتی واذا فسدا فسدت امتی قیل : یارسول الله و من هم ؟ قال : الفقهاءالامراء .
ازامت من دو گروه هستند که اگر آنهااصلاح شوند همه امت من اصلاح می‌شوند واگر آنان فاسد شدند همه امت من فاسد می‌شوند. گفته شد یا رسول الله آنها چه کسانی هستند؟
گفت : دانشمندان و زمامداران .
۲. قال علی (ع) : الناس بامرائهم اشبه منهم بابائهم [۴] .
شباهت مردم به زمامدارانشان بیشتراست از شباهت آنان به پدارنشان .

سقوط جامعه

دو پی آمد ناگواری که بدان اشاره کردیم و گفتیم از عدم نظارت بر رفتار کارگزاران بوجود می‌آید بطور طبیعی منجر به سقوط جامعه می‌شوند زیرا جامعه دارای وجود حقیقی و واقعی است درپرتو قوانین و سنن خاصی به حیات خودادامه می‌دهد. وقتیکه غبار ناپاکی چهره افراد جامعه جامعه را فرا بگیرد مرگ جامعه طبق قوانین حاکم بر آن اجتناب ناپذیراست .
جوامعی که در درازنای تاریخ بخاطر گناه آلود بودنشان به خاک مذلت فرو غلطیده‌اند کم نیستند.
امپراطوری عباسیان یکی از همین بخث برگشتگان تاریخ است . وقتیکه فساد اداری و به دنبال آن فساداجتماعی توان امپراطوری را به تحلیل می‌برد هیچ قدرتی حتی شوکت و قدرت دیرینه امپراطوری هم نمی‌تواند از مرگ حتمی آن جلوگیری کند. دربارهٔ سازمان اداری دوران عباسیان مورخین نوشته‌اند:
[در قرن سوم پول در زندگی کارمندان دولت نقش فاسد کننده‌ای یافت زیرا هر چیز قیمتی داشت خصوصا مناصب دیوانی و عامل پس از آنکه به کاری منصوب می‌شد می کوشیداز راه خیانت رشوه پرداختی را جبران کند مثلا عاملان به نام کارمندانی که وجود نداشتند واشخاصی که آفریده نشده بودند حقوق و هزینه می‌نوشتند و مرسوم کاتبان و فقیهان را به غلامان ویژه و وکیلان حاشیه نشین خود می‌پرداختند حتی کاغذ و دفتر دولتی را فروخته مبلغی حاصل می‌کردند. عامل مصر ماهیانه ۳٫۰۰۰دینار حقوق می‌گرفت که مبلغی کرامند بود بااین حال او مجبور بود مخارج خود را محدود کند چه آنقدر هدایا برای امیر و وزیر و خلیفه بایستی می‌فرستاد که حقوقش کفاف نمی‌داد. گویند یکی از کنیزکان ویژه خلیفه بدو شکایت کرد که فلان کارمند در واگذاری اقطاع مرحمتی خلیفه به من تعلل می‌کند خلیفه پاسخ داد بهتر آن است که شخصا جامعه و هدایایی برایش بفرستی واز مراجعه به من بی نیاز باشی کنیز به نصیحت خلیفه عمل کرد و رشوه را داد و خواسته اش انجام پذیرفت] [۵]
همین اموراست که سیاستمداری دوراندیش همچون علی بن ابی طالب را واد می‌دارد که در دستورالعمال سیاسی خود به مالک اشتر پس از آنکه شرایط گزینش کارگزاران را بدقت گوشزد می‌کند به گماردن جاسوس برای اطلاع از علمکرد آنان و نحوه اجراء قوانین تاکید کند توجه کنید:
[ثم تفقداعمالهم وابعث العیون من اهل الصدق والوفاء علیهم فان تعاهدک فی ابسر لاامورهم حدوه لهم علی استعمال الامانه والرفق ه بالرعیه وتحفط من الاعوان] [۶]
ای مالک اعمال کارگزاران را توسط جاسوسان صادق و با وفا زیر نظر بگیر چه این عمل سبب می‌شود آنان به امانت داری و مدارا کردن با مردم ترغیب شوند و همچنین معاونات را بشدت زیر نظیر بگیر.
آنچه در باب اهمیت نظارت ذکرش رفت به ما می‌آموزد که سرنوشت یک کشور بستگی به بازرسی و دقت در نحوه اجراء قوانین دارد و نبایداز این مساله حیاتی و سرنوشت ساز به آسانی گذشت و یا بعنوان یک تشریفات اداری به آن نگاه کرد. سازمان نظارت اداری از حساسترین ارکان حکومت است . باید بنحوی سازماندهی و رهبری شود که گزارشاتش در حکم مقیاس و معیار سلامت و عدم سلامت سازمان اداری کشور باشد و همانند چشم خطاها و لغزشهای اداری را به رهبری منتقل کند تااقدامات مقتضی برای جبران و جلوگیری از خطا صورت پذیرد.

اسلام ومساله نظارت

حسن اجراء قانون نقش اساسی در تحقیق آرمانهای یک مکتب دارد.از اینرواسلام که یک مکتب هدفدار و دارای قوانین متعالی و سعادت آفرین است برای پیاده کردن آرمانهای بلند خویش توجه خاصی به سیستم اجراا دارد. تا آنجا که علاوه بر درستکاری و کاردانی مجریان و برنامه ریزی دقیق نظارت و بازرسی مستمر را هم امری لازم و ضروری می‌داند آن هم ن هدر شکل دولتی و توسط کادرهای اداری که مردم را هم دراین امر خطیر مسئول می‌داند یعنی اسلام نظارت را تنها درقالب دولتی واداری آن تمام شده نمی‌داند بلکه مردم را که صاحبان اصلی حکومت هستند مسئول می‌داند که ناظر و مراقب عملکردادارات و ماموران دولتی باشند.
پس دو نوع نظارت دراسلام وجود دارد ۱. دولتی ۲. همگانی

نظارت در اسلام

نظارت دولتی

دولت بعنوان مجری قوانین و مسئول اداره کشور و حافظ جان و مال مردم وظیفه دارداز چگونگی گردش امور و شیوه سلوک عمال بارعیت لحظه‌ای غافل نباشد. بازرسان مخفی در تمام نقاط کشور بگمارد تااز کم و کیف قضایا بطور دقیق آگاه شود که سیره حکومتی پیامبراسلام[ ص] بنیانگذار حکومت اسلامی براین منوال بوده است .امام رضا(ع) دراین باره می‌گوید:
اذا وجه فامهم امیر بعث معه من ثقاقه من یتجسس له خبره. [۷]
پیامبراسلام (ص) : هر گاه لشکری را گسیل می‌داشت و فرماندهی بر آن می‌گماشت به فردی مورد اعتماد بعنوان بازرس مخفی ماموریت می‌داد تااز عملکرد فرمانده و آنچه که در لشکراتفاق می‌افتد گزارش تهیه کند وایشان را در جریان امور بگذارد .
علی ابن ابیطالب (ع) برای هرچه بهتراداره کردن جامعه و رسیدگی به حقوق مردم و جلوگیری از لغزشهای خطرناک در درون حکومت که فلسفه حکمراتیش را تشکیل می‌داد بازرسان آگاه و مومن به سرتاسر کشور اسلامی اعزام کرده بود تا آنچه که در حوزه حکومتی می‌گذرد به اطلاع ایشان برسانند که با مطالعه نامه‌های رسمی دولتی که از طرف ایشان به فرماندهان واستانداران فرستاده شده است این مطلب بخوبی فهمیده می‌شود توجه کنید.
۱- نامه امام علی(ع) به شریح بن حارث قاضی حکومت :
[بلغنی انک ابتعت دارا بثمانین دینارا و کتبت لها کتابا واشهدت فیه شهودالله] [۸]
[به من خبر رسیده که خانه‌ای به قیمت ۸۰ دینار خریده و آن را قباله کرده‌ای و بر آن گواه گرفته‌ای].
۲- نامه امام عبدالله بن عباس استاندارامام در بصره :
[... وقد بلغنی تنمرک لبنی تمیم و غلظتک علیهم] [۹].
[به من گزارش داده‌اند که تو نسبت به قبیله بنی تمیم بدرفتاری و خشونت را پیشه کرده‌ای] .
۳- نامه امام به یکی از فرماندارانش :
[...فقد بلغنی عنک امر ان کنت فعلته فقداسخطت ربک و عصیت امامک واخزیت اماتتک] [۱۰]
[درباره کاری از تو که به من گزارش شده است که اگرانجام داده باشی پروردگارت را بخشم آورده‌ای امامت را عصیان کرده‌ای وامانت خود را برسوائی کشیده‌ای] .
۴- نامه امام به[ مصلقه ابن هبیره شیبانی] فرماندار یکی از شهرهای فارس :
بلغنی عنک امران کنت فعلته فقداسخطت الهک و عصیت امامک ... [به من درباره تو گزارش رسیده که اگر درست باشد واین کار را انجام داده باشی پروردگارت را به خشم آورده وامامت را عصیان کرده‌ای] .
۵ - نامه امام به[ عثمان بن حنیف انصاری] فرماندار بصره :
[...یابن حنیف : فقد بلعغنی ان رجلا من فتیه اهل البصره دعاک الی مادبه فاسرعت الیها] [۱۱]
[ به من گزارش داده شده که مردی از متمکنان اهل[ بصره] تو را به خوان میهمانیش دعوت کرده و تو به سرعت به سوی آن شتافته‌ای] .
از مجموع نامه‌های رسمی امام که دراین زمینه وجود دارد که به برخی از آنهااشاره شد بویژه کلمه[ بلغنی] (به من گزارش شده )اینچنین استنباط می‌شود که امام کارگزاران خود خود را توسط جاسوسان تیز هوش و حساس زیر نظر داشته است . مضاف براین امام به استانداران خود دستور می‌دهد که در حوزه ماموریت خویش اعمال ماموران دولتی را توسط بازرسان مخفی زیر نظر داشته باشند.
ابویوصف قاضی القضات عباسیان یکی ازاین دستورهای امام(ع) را اینگنه بیان می‌کند:
حدثنی بعض علماءاهل الکوفه ان علی بن ابیطالب رضی اللفه عنه کتب الی کعب بن مالک و هو عامله[ اما بعد... واخرج فی طائفه من اصحابک حتی تمر بارض السواد کوره بعد کوره فتالهم عن عمالهم و تنظر فی سیرتهم] [۱۲]
پاره‌ای از دانشمندان کوفی به من اطلاع دادن که امام علی (ع) نامه‌ای به کعب بن مالک نگاشت - واو والی حضرت بود، با گروهی از یارانت از مرکز حکومتی خود - بیرون برو و در زمینهای عراق گردش کند. ناحیه ناحیه آن را ببین واز حالات کارگزاران مردم پرس و جو کن و در شیوه برخورد آنان با مردم بنگر

نظارت همگانی

هر نظام سیاسی اجتماعی گر چه بااهداف انسانی پی افکنده شده باشد در مسیر حرکت خویش احتمال لغزش وانحراف از هدفهای اعلام شده زیاد می‌رود.این خطر گریبانگیر بسیاری از حکومتها و تحولات اجتماعی بوده و هست .اسلام بعنوان یک نظام همه سونگر با وضع قانون[ نظارت همگانی] ازاین خطر پیشگیری و حفظ و سلامت نظام رااز دورن تضمین کرده است.
اسلام با طرح تکالیف اجتماعی برای پیروان خویش از قبیل [ ارشاد دیران به حق] و[ خیرخواهی برای دیگران] و[ امر بمعروف و نهی از منکر] روش نوینی را برای استحکام بخشیدن به نظام و صیانت جامعه از آلودگیها پی ریخته است که اجمالی از آن بدین شرح است :

ارشاد به حق

مسلمانان همین که حق و باطل را بدرستی شناختند و آن دو رااز هم تشخیص دادند وظیفه دارند که تلاش وسیعی را در راه گسترش حق و زدودن باطل ا زجامعه آغاز کنند و با بهترین روشهای تبلیغی دیگران را به سوی حق راهنمائی کنند و زنگارهای باطل رااز دل آنان بزدایند:
[ ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن] [۱۳] .
[بخوان به راه راست پرودگارت بحکمت و پند خوب و مجادله کن با ایشان به آنچه آن نیکوتراست] .
[ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر][۱۴] .
[باید باشنداز شما جمعی که بخوانند بسوی خویی] .

خیرخواهی برای دیگران

در نظام مکتبی اسلام روابط بین افراد جامعه بایستی براساس [خیرخواهی] استوار باشد و مردمان با توجه به اصل حرکتهای اصلاحی خود را پی ریزی کنند. و نسبت به آنچه که در جامعه می‌گذرد خیرخواهانه برخود داشته باشند و به انسانها و نهادهائی که مرتکب لغزش واشتباه می‌شوند دلسوزانه اندرز دهند.این اصل در متون اسلامی به[ نصح] تعبیر شده است[ نصح] یعنی[ الدعاالی مافیه الصلاح والنهی عما فیه الفساد ] [۱۵] و علاوه در بطن این واژه اخلاص در عمل و خیراندیشی و دلسوزی نسبت به[ منصوح] نهفته است.
دراینجا به روایت که نماینگر توجه اسلام به اصل[ خیرخواهی] مردم نسبت به یکدیگر و دولت است بسنده می‌کنیم :
۱ علی ابن ابیطالب(ع) می‌گوید:
[...و لکن من خقوق الله علی عباده النصیحه بمبلغ جهدهم والتعاون علی اقامه الحق یبنهم] [۱۶]
[ از حقوق واجب خداوند بر بندگان این است که به اندازه توانائی خود در خیرخواهی و نصیحت بندگانش کوشش کنند و در راه برقراری خود در میان خود همکاری نمایند].
۲ پیامبراسلام[ ص] در حجه الوداع دربارهٔ اندرز به رهبران جامعه می‌گوید:
[ثلاث لایغل علیهن قلب امرء مسلم اخلاص العمل لله والنصیحه لائمه المسلمین واللزوم لجماعنهم] [۱۷] .
[قلب هیچ مسلمانی درسه مورد نباید تردید کند اخلاص عمل برای خدا نصیحت رهبران جامعه و شرکت دراجتماعات آنان] .
بدیهی است[ دعوت به سوی خیر و صلاح و نهی از فساد همراه با دلسوزی واخلاص] اگر بطور شایسته در جامعه توسط افراد آگاه صورت گیرد راه‌های آسیب پذیری جامعه مسدود خواهد شد.

امر بمعروف و نهی از منکر

افرادی که در یک محیط اجتماعی روزگار می‌گذرانند مانند سرنشینان یکی کشتی سرونوشت واحدی دارند. همانگونه که کوچک‌ترین تخریبی در داخل کشتی زندگی بهم پیوند خورده آنان را در معرض خطر حدی قرار می‌دهد در محیط زندگی انسانها هم اگر عصیانی صورت بگیرد با زندگی دیگران بطور مستقیم ارتباط پیدا می‌کند چنین محیطهائی که زندگی جمعی در آن جریان دارد عقل حکم می‌کند تمام وظیفه دارنداز آلودگی محیط جلوگیری کنند و چهره‌های آلوده بگناه رااز خود طرد کنند.امر بمعروف و نهی از منکر همان حم عقل است که دراسلام بعنوان یک قانون مهم اجتماعی جلوه کرده است .اسلام برای پاکسازی محیط و کوتاه کردن دستان گناه آلوداز پیکر جامعه به مردمان دستور داده است که از حقوق اجتماعی استفاده کنند و یا سر پنجه قدرت منکر را ریشه کن و جامعه‌ای براساس معروف بنیان بنهند:
[والمومنون والمومنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف وینهون عن المنکر] [۱۸] .
[مردان مومن و زنان مومنه برخی از آنان ولی بعضی دیگرند به معروف فرمان می‌دهند واز منکر باز می‌دارند].
اسلام با وضع این قوانین مسئولیت آفرین مردم را به حضور در جامعه و فعالیت و تلاش در صحنه اجتماع واداشته است و با سرانگشت تدبیراز تمام توان آنان برای حاکمیت قانون و جلوگیری از فساداداری بهره گرفته است .

نظارت درادواری از تاریخ

مطالعه تاریخ امام گذشته برای فراگیری تجربیات آنان در زمینه‌های گونه گون امری است مفید.ازاین باب دراین بخش بگونه‌ای گذرا نگاهی خواهیم افکند هب[ نظارت اداری] در حکومتها و دولتهای پیشین .

عباسیان

در آن عصر دیواین وجود داشته داست بنام[ دیوان یرید] که حوزه کار آن عبارت بوده از: توزیع نامه در عرصه کشور تهیه فهرستی ازاخبار روز برای خلیفه مطلع کردن خلیفه از وضع راه‌های کشور در موقع اعزام لشکر و جاسوسی درادارات لا وظیفه اخیر رااز فرمانی که از طرف خلیفه در سال ۳۱۵ هجری برای صاحب برید صادر شده بخوبی می‌تواند فهمید:
[برعهده اوست که احوال عاملات خراج واملاک بداند و جریان کارهای ایشان را به صورت کافی و شافی و غور رسی تحقیق و خبرکشی کند و براستی و درستی گزارش دهدو نیزازاوضاع شهرها و بسمانی یا نا بسامانی آن واحوال رعیت و طرز کار ماموران اعم از ستم و تجاوز یا انصاف و رعایت اطلاع باید و بتفصیل بنویسد. و نیزاز کردار و رفتار وافکار حکام مطلع باشد... و بداند که در ضرابخانه چقدر طلا و نقره سکه زده می شوداز وارد کنندگان کلا چه مبلغ هزینه و رسوم دریافت می‌گردد واینهمه را براستی و درستی بنویسد... و نیز در مجلس عرایض حکام ناظری بگمارد که جریانات را بموقع یادداشت کنند... و بایداخباری که گزارش می‌کند محرز و مسلم باشد] [۱۹] .
دراین عصر[ دیوان برید] در حکم چشمان بینای حکومت بوده است . به همین خاطر خلیفگان به این دیوان، اهمیت بسیار می‌داده‌اند. منصور خلیفه عباسی می‌گوید:
[پیش از هرکس بچهار مامور نیازمندم :اول قاضی بی پروا و بی باکسی که جز خدا و عدالت چیزی در نظر نیاورد. دوم رئیس پلیسی که داد ستمدیده از ستمگر بساند سوم تحصیلدری که مالیات عادلانه بگیرد و بمردم آزار نرساند. سپس منصور سه مرتبه سبابه خود را گزیده گفت : آه - آه - آه - و همینکه سبب را پرسیدند گفت : چهارم کارآگاه و بازرسی که اخبار و عملیات این سه نفر را بدرستی گزارش دهد] [۲۰] .
البته روشن است آنچه را که ما رااز دوره عباسیان بخصوص منصور ستم پیشه بعنوان شاهد نقل کردیم بدان معنی نیست که دراین امر موفق بوده‌اند یااینکار را برای سر و سر و سامان دادن به وضع مردم انجام می‌داده‌اند. بلکه صرفا برای پند گرفتن از تاریخ ذکر کردیم .

ایلخانیان

مغولان صحرانشین وقتی که با تمدن و فرهنگ ایران برخورد کردند تحت تاثیر قرار گرفتند و به آداب و رسوم ایرانی خو گرفتند و عناصر مغولی در تمدن ایرانی محو شدند.ایلخانیان جانشینان هولاکوخان روش کشورداری ایرانیان را در پیش گرفتند و برای اداره کشورداری ایرانیان را در پیش گرفتند و برای اداره کشور از مدیران و دبیران و بزرگان اهل قلم کمک گرفتند. هنگامی که غازان خان هفتمین پادشاه الیخانی به سلطنت نشست بخاطر عدم لیاقت پادشاهان پیشین ایلخانی و بی توجهی به امورادارات فساد همه جا را فرا گرفته بود. غازان خان که به اسلام گرویده بود درصدداصلاح امور بر آمد. برای این منظور رشیدالدین فضل الله همدانی (متولد ۳۶۸ و متوفی بسال ۷۱۸ هجری ) که طبیب و مورخ و سیاستمدار برجسته‌ای بود به وزارت گماشت این وزیرکاردان و مدبر با سر پنجه تدبیر به رتق و فتق امور پرداخت و اصلاحات عظیمی را درارکان حکومت بوجود آورد که این را می‌شود با مطالعه تاریخ آن دوران و مجموعه نامه‌هایی که این وزیر نامی به کارگزاران خود و علما و مشایخ آن زمان نوشته که حاوی اندیشه اصلاحی او در زمینه‌های اجتماعی واداری است بخوبی فهمید. در باب نظارت در کار عاملان به فرزندش شهاب الدین که حکومت خوزستان را داشت سفارش می‌کند که در کار عاملان خود مراقبت نماید. تااز حد نگذرند چه در غیراینصورت :
[در مال و جاء مردم طمع کنند و آزار بر دل آزدان رسانند و گرد فتنه برانگیزند و غبار در میان اندازند و در کار ملک و ملک داری و هنی عظیم پدید آرند] [۲۱] .
همو می‌نویسد:
[ غازان خان یکرات امراء و وزراء و یارغورچیان را که - دسته اخیر مامور رسیدگی به اعمال صاحب منصبان دیوان بودند - نصحیت می‌کرد که اگراز حاکمی نزدایشان شکایت آوردند جوانب امر را بدقت بنگرند و به سخنان مغرضان اعتباری ننهند واز عمومم مردم آن ناحیه درباره حاکم تفحص نمایند تااو ظالم است یا نه واو را می‌خواهند یانه تا صورت حال او محقق گردد][۲۲].
از جمله مناصبی که دراین عصر وجود داشته است[ اشراف ممالک] و [نظارت ممالک] بوده است که بازرسی و نظارت در کلیه امور مملکتی را به عهده داشته‌اند [۲۳] .

قاجاریان

در برهه‌ای ازاین دوران مردی نو و جاویدان با قلبی آکنده از عشق به توده‌های محروم بنام[ میرزا تقی خان امیرکبیر] به صحنه سیاسی کشور پا گذارد. وقتیکه امر زمام امور را بدست گرفت همه چیزاز هم پاشیده بود. نهادهای دولتی محل رشدانواع اقسام میکربهای زندگی سوز شده بود. دزدی اختلاس منصب فروشی و رشوه عادی جلوه می‌نمود.ادارت به لجنزاری متعفن تبدیل شده بودند. دولتیان مطلق العنان حکم می‌راندند. بیگانگان صاحبان اصلی کشور بشمار می‌آمدند.امیرکبیر بااراده‌ای آهنین در برابراینهمه مشکلات قد برافراشت و با تمام نیرو به اصلاح امور پرداخت . یکی از گامهای بلند امیر در راه دگرگونی واصلاح ادارات تشکیل[ سازمان جاسوسی و ضد جاسوسی] بود رائین می‌نویسد:
میرزا تقی خان برای اطلاع یافتن از جزئیات امور کشور با خبر شدن از رفتار حکام ظالم و جفا پیشه و نظامیان با مردم تشکیلاتی بوجود آورده بود که امروز می‌توان بحق بدان (سازان جاسوسی و ضدجاسوسی امیرکبیر) نام نهاد. و برای اطلاع از کارهای دولتی‌ها و گردنکشان و متنفذین داخلی عده‌ای (خفیه نویس ) داشت که بین پایتخت و ولایات در حرکت و یا در شهرها مقیم بودند. واین خفیه نویسان همه وقایع مربوط هب مردم و عمال دولت و نظامیان و خبرهای شهرها و دهات را صادقانه برای وی می‌نوشتند.ارسال خبار سری بوسیله جاسوسان و خبردهنگان و مواخذات امیراز مجرمین و جفاکاران آنقدر منظم و سریع بود که اغلب مردم تعتقد به[ غیبگوئی] و[ کرامات] امیرکبیر شده بودند واظهار عقیده می‌کردند که وی از عالم غیب اطلاع دارد واطلاعات خود رااز آنجا کسب می‌کند. تشکیلات کسب اطلاع امیر که در آن زمان بنام[ مهیان امیر] نامیده می‌شد آنقدر در ولایت و در دل عمال دولت ایجاد رعب و وحشت کرده بود که هر پنج نفری که دور هم جمع می‌شدند تصور می‌کردند یکی دو نفرشان[ خفیه نویس] و یا عضو تشکیلات[ منهیان] هستند.[۲۴]
جالبتراز تشکیلات سازمان جاسوسی سازمان ضدجاسوسی و تشکیلات [منهیان] امیر بود اینگونه تشکیلات را در دستگاه‌های دولتی کنونی جهان سازمان (ضداطلاعات ) و یا[ضدجاسوسی] می‌نامند.این سازمانها که دنیای قرن بیستم و دول بزرگ پایه پیشرفت نظامی سیاسی اقتصادی و اجتماعی را بر روی آنها قرار داده‌اند روزگاری بوسیله امیرکبیر بوجود آمد که سیاستمداران و جهانیان ازاهمیت آن بی خبر بودند [۲۵] .
دراینجا یک نمونه از کار جاسوسان امیر با ذکر می‌کنیم :
در زمان صدارت امیرکبیر یک نفرازافسر و یک نفر سرباز که از تهران ماموریت داشتند بمحلی بروند نزدیک دروازه شهر در موقع خروج سرباز از روی بار هیزمی که می‌خواست داخل شهر بشود یک شاخه هیزم کشید.از طرف مکاری هم بمنظور جلوگیری از سرباز مقاومتی نشد. ولی دراین هنگام درویشی نزد سرباز آمده پرسید: تو نامت فلان نیست ؟ سرباز جواب داد خیر نام من فلانست درویش پرسید در فلان هنگ خدمت نمی‌کنی و نام افسرت فلان نیست ؟ سرباز گفت : در هنگ فلان خدمت می‌کنم و نام افسرم فلان است . درویش گفت ببخشید من اشتباه کردم زیرا برادری داشتم خیلی شباهت بشما داشت گمان کردم که تو همانی هستی . پس از آنکه درویش گذشت و مقداری از آنها فاصله گرفت افسراز سرباز پرسیداین درویش که بود؟ با توجه گفتگو می‌کرد؟ سرباز چگونگی سئوال و جواب درویش را بیان کرد گفت مرا با برادر خوداشتباه کرده بود.افسر گفت : وای از قرائن معلوم می‌شود که این درویش ازرس محرمانه امیرکبیر بوده واگر بازرس امیرکبیر باشد روزگارما سیاه خواهد بود. پس از آنکه افسر و سرباز بسفر رفته و خدمتی که به آنها محول شده بودانجام دادند هنگام مراجعت همینکه چشم امیرکبیر به افسرافتاد نگاهان و بدون سابقه گفت : چون این خدمت را خوب انجام داده‌ای از تقصیر تو صرفنظر کردم ولی کسیکه سربازاو هیزم را بار رعیتی بدزدد دیگر لیاقت افسری ندارد. فعلا تو را تنبیه نمی‌کنم اما فقط منصب رااز تو می‌گیرم . رو به زنجان و در خانه ات زندگانی کن .[۲۶]
بله دولت امیر در عصر ظلمت و تباهی آنگاه که همه جا را یاس فرا گرفته بد خوش درخشید اما دولت مستجل بود.
هدف از آنچه که دراین بخش آوردیم نقالی تاریخ نیست بلکه مقصود گوشزد کردن این نکته است که گماردن[ ناظر و بازرس] در کوی و برزن برای لجام زدن به کارگزاران لجام گسیخته و گزارش از روندکار در سازمانهای دولتی یکی ازاصول کشورداری است و توجه دادن به این مساله که چهره‌های تاریخ ساز موفق دراستفاده ازاین اصل اساسی بایدالگوی دولتمردان ما که دراندیشه اصلاح ادارت هستند قرار گیرند.

نظارت اداری در قانون اساسی

دولت شاهنشاهی وابسته به غرب ناگهان مثل رخت کهنسال پوسیده‌ای به تندبادی درهم شکست و فرو ریخت و مردم از بند دیو رهائی یافتند و زمام سرنوشت خویش را دراختیار گرفتند. برای تحقق آرمانها و عقاید بلندی که سالیان سال به جرم آن در آتش کین گداخته شده بودند ابتداء خبرگانی از میان خود برگزیدند تا براساس کتاب و سنت قانونی تدوین کنند. خبرگان منتخب با پشت کارداری این ماموریت را بخوبی و درستی به انجام رساندند و قانون اساسی را که ازافتخارات جمهوری اسلامیو ثمره سالاتلاش پی گیر مردم این مرز و بوم است برای اجراء عرضه کردند.
در قانون اساسی[ نظارت اداری] از جایگاه بلندی برخورداراست و عهده داران این وظیفه و مهم در موادی چند معرفی شده‌اند که به ترتیب بیان می‌کنیم :

مردم

در نظام سیاسی اسلام مردم بیشترین و مهم‌ترین نقش را دارند واین مردمند که باید کژی‌ها را راست وازانحرافها و لغزشها جلوگیری کنند [ الا کلکم راع و کلکم مسوول عن رعیته][۲۷].
همین نقش دهی به مردم است که خلیفه اول ( ابوبکر) در نخستین بیانیه خلافتش اعلام کرد: اگر منحرف شدم مرا به راه راست راهنمائی کنید [۲۸] . یا وقتی خلیفه دوم در مجلسی از مردم پرسید: ار من در بعضی از مسایل تعلل ورزم شما چه خواهید کرد[ بشرین سعد] گفت : اگر به چنین عملی متوسل شوی ما تو را همانند تیر مستقیم خواهیم کرد [۲۹] .
و در قانون اساسی ازاین وظیفه مهم اینگونه یاد شده است :
لازم است که امت مسلمان باانتخاب مسئولین کاردان و مومن و نظارت مستمر بر آن بطور فعالانه در ساختن جامعه اسلامی مشارکت جویند [۳۰]

مجلس شورای اسلامی

مجلس شورای اسلامی که براساس آراء مردم شکل گرفته حق دارد که در حوزه‌های دولتی بطور دقیق به بازرسی بپردازد واز کم و کیف کارها آگاه بشود که مبادا به مردم از طرف کارگزاران ظلمی رود و یا بخاطر عدم اجرای دقیق قانون حقی ضایع شود - قانون اساسی حق مجلس را در این زمینه اینگونه بیان کرده است: [مجس شورای ملی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد] [۳۱] .

سازمان بازرسی کل کشور

این سازمان وظیفه اش بازرسی مستمر و بازرسیهای فوق العاده است . فرضا به این مساله رسیدگی می‌کند که آیا قوانین مصوبه مجلس بدرستی اجراء شده است یا خیر؟ در حقیقت یک سازمان ارشادی واصلاحی و پیشنهاد کننده و طراح است . وقتی هیئتی از جانب این سازمان به وزارتخانه‌ها وادارات و سازمانها واستانها بعنون بازرس اعزام می‌شود ابتداء کمبودها را بررسی می‌کنند نارضایتیها و نارسائیهای که نتیجه واقص قانونی باشد فورا باید بازرسان پس از تهیه گزارش واظهار نظر در مورد نواقص پیشنهادات اصلاحی خود را به اصلاح وزیر مربوط و مسئولان همان اداره برسانند. و نارسائیها و سوء جریانات اداری و مالی را حسب مورد مستقیما به نخست وزیر و وزارتخانه‌ها و شورای عالی قضائی اعلام می‌کنند.این وظیفه در قانون اساسی به این صورت آمده است :
براساس حق نظارت قوه قضائیه نسبت به حسن جریان امور واجراء صحیح قوانین در دستگاه‌های اداری سازمانی بنام سازمان بازرسی کل کشور زیر نظر شورایعالی قضائی تشیکل می‌گردد:.
آنچه که یاد کردیم نهادها و عواملی بودند که راسااقدام به بازرسی و نظارت می کردنداما نهادهایی نیز وجود دارد که با مراجعه ارباب رجوع بدانها و تسلیم شکایت در موارد خاص اقدام به پی گیری و احقاق حق می‌نمایند که عبارتنداز:
۱- دیوان عدالت اداری
حوزه کار دیوان عدالت اداری عبارت است از رسیدگی به شکایات و نظاماتی که مردم از مسئولان و واحدهای و واحدهای قانونی مملکت یعنی وزارتخانه‌ها وادارت تابعه و شهرداریها و نهادهای انقلابی و کلیه موسساتی که به نحوی ازانحاء دراتباط بااموراجتماعی مردم کار می‌کنند دارند. دیوان عدالت اداری پس از رسیدگی به این شکایات طبق ضوابط قانونی و شرعی حکم لازم را صادر می‌کند. در ماهیت وظایف این دیوان آمده است.
[به منظور رسیدگی به شکایات و نظامات واعتراضات مردم نسبت به مامورین یا واحدها یا آئین نامه‌های دولتی واحقاق حقوق آنها دیوانی بنام دیوان عدالت اداری زیر نظر شورایعالی قضائی تاسیس می‌گردد. حدوداختیارت و نحوه عمل این دیوان را قانون تعیین می‌کند].
۲- کمیسیون اصل ۹۰
این کمیسیون وظیفه دارد شکایات رسیده را بررسی کند و نسبت به پاسخ گوئی بدانهااقدام نماید:
هر کس شکایتی از طرز کار مجلس با قوه مجریه با قضائیه داشته باشد می‌تواند شکایت خود را کتبا به مجلس شورای ملی عرضه کند.
مجلس موظف است به این شکایات رسیدگی کند و پاسخ کافی از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتیجه را اعلام نمایدو در موردیکه مربوط به عموم باشد به اطلاع عامه برساند.
اهتمام قاون اساسی را نسبت به نظارت و بازرسی درادارت دیدیم . قانون اساسی با تکیه بر ضرورت ایجاد نظام اداری شایسته ( اصل سوم بند ۱۰) نهادهایی را پیش بینی و پی ریزی کرده است ولی چند نکته را باید دولتمردان و دست اندرکاران در نظر داشته باشند و بطور جداقدام کنند.
۱. ایجاد هماهنگی بین نهادهای مختلف نظارت و بازرسی دراین زمینه می‌توان با ایجاد ستادی خاص امر نظارت و بازرسی و پیگیری را نسجام بخشید واز تکرار اتلاف وقت و ناهماهگیها جلوگیری کرد. بدون وجوداین ستاد شکایات در مجاری متعدد و متافوت می‌ریزد و بلبشو واختلال پدید می‌آید.
۲. تقسیم کار نهادهای نظارت کننده .اگر بخواهیم درامر نظارت اداری بطور خاص و درامر نظارت بر جامعه بطور عام موفق باشیم باید کارها بین نهادهای مختلفی که دراین زمینه وجود دارد تقسیم شود و حوزه وظایف هر یک نیز مشخص شود تا تداخل درامور یکدیگر پیش نیابد. قانون اساسی این مهم را به عهده مجلس شورای اسلامی و قوانین فرعی گزراده است که باید دراین زمینه اقدام جدی بعمل آید.
در تدوین این قوانین باید به شیوه‌های خاص نظارت و طرح‌های کارآ دراین باب توجه شود و یک سیستم یکپارچه و پیوسته نظارت و بازرسی پی ریزی گردد.
۳. استفاده از نیروی لایزال مردمی تجربه ثابت کرده است که کورترین گره‌های اجتماعی سیاسی با سرانگشتان توانای مردمی انقلابی و یکتاپرست این سامان گشوده شده است اینک مسئولان باید طبق دستور قانون اساسی تنها در پشت درهای بسته واز طریق سیستم بوروکراسی موجود به حل این معضل اجتماعی نپردازند و مردم را تافته جدا بافته از دولت نپندارند بلکه از هوش استعداد و چشمان تیزبین و صادق مردم در نظارت و بازرسی کمک بگیرند.

موانع نظارت

وجود مراکزی برای نظارت و یا پیگیری شکایات گام ابتدائی است و اگراین قدم به سوی اهداف اساسی را نباید فقط بر شبکه‌های اداری می‌افزاید و بس !
ازاینرو باید مسئولان این واحدها به دقت به میزان موفقیت کاری خود بیندیشند و موانع راه را دریابند و درصدد رفع آن بکوشند. پاره‌ای از مشکلات نظارت را در ذیل بر می‌شمریم :

تورم انسانی در سیستم اداری

همانگونه که می‌دانیم برای نظارت اشراف برامور شرط است .اگر هیات ناظران از کم و کیف مساله بی اطلاع باشند و یا کم اطلاع طبیعی است که یا نمی‌تواند نظر قاطع دهند و یاازارائه فکری پخته در رابطه با شخص یااشخاص باز می‌مانند. با توجه به این نکته مشکله[ نظارت اداری] بر حدود یک ملیون کارمند (و یابیشتر) روشن می‌شود زیرااشراف بر کاراین دریای نیروهای انسانی معضله‌ای است .اگر به خود بازگردیم و خود را در مسنداین مسئولیت فرض کنیم واین انبوه را تصور کنیم در می‌یابیم که کار در چه سطح عظیمی است . نظارت بر کار وزیری که در مرکز بسر می‌برد تا مامور آماری که به روستای دورافتاده می‌رود.
برای نظارت بر روند کاری یک ملیون کارمند به چقدر ناظرامین خردمند و ... نیازاست ؟ و یا پیدا کردن این میزان کثیراز ناظران واجد شرائط درامکان کنونی مسئولان هست ؟
بنابراین تا زمانی که بخش اداری ازاین تورم نابهنجار بهره مند است ! به زحمت می‌توان تصور کرد که نظارت اداری به شکل موفق خود درآید. و یکی از گامهای اساسی واولیه کاهش حجم نیروهای اداری (در بخش خدمات )است تااشراف بر کارهئااین مجریان از سوی هیات ناظران و موسسات مسئول میسر باشد.

قوانین پیچیدگی

سوءاستفاده از قوانین ساق مقننان را بر آن می‌دارد که بر تبصره‌ها و متمم‌ها بیفزایند و یا در ضمن تصویب قوانین مواد را افزون کنند و به باور خود راه‌های نفوذ خاطیان راسد کنند.این حرکت موجب می‌شود که حج قوانین اداری افزون شود و مواد قانونی به سوی پیچیدگی حرکت کنند و راه‌های پیچاپچ قانونی به متخطیان و مجرمان حرفه‌ای کمک می‌کند که طعمه را بدون هراس از قانون بربایند و حتی قانون را کمک جرم خود گردانند. واین مساله موجب آن می‌شود که در پیگیری جرم بازرسی با مشکلات مواجه شود و یا نظارت بر کیفیت سیر امور به عسر و حرج گرفتار آید. زیرا کم کاران و ناراضی تراشان وجود گره‌های قانونی را بهانه پاس دادنها و قرطاس بازیها می‌کنند و فاسدان و رشوه گیران آن راابزار فشارارباب رجوع می‌کنند تا سرتسلیم فرود آورند و به تقاضای آنان تن دهند. و تمام اینان از پشتوانه قانونی استفاده می‌کنند و آنکس که دراین گردونه گرفتاراست و در زیر این مراجعات مکرر به فلان اداره و بهمان وزارتخانه خورد می‌شود یا باید سرتسلیم را پیش گیرد و طواف مکرراین کعبه‌های بوروکراسی را بر تن بخرد و یا راه چاره را بیابد و آشنای بجوید و ...
ازاینرو باید مقننان دقت لازم را بخرج دهند و در تصویب قوانین آن را در شکل مجموعه‌ای آن بنگرند. ممکن است که تک تک مواد به صلاح باشد اما وقتی که مواد را کنار یکدیگر می‌گذاریم . در مجموع به صلاح عامه مردم نباشد بلکه مشکل کردن کارها وافزون برباند مجرمان را در پی داشته باشد.

بی توجهی به قانون اهم و مهم

مسلم است که در یک آرمان ایده آل گونه نظارتی مطلوب است که بر ریز و درشت مسائل جاری بنگرد و در موارد خطا و عصیان مسئولان نظارت از خود واکنش نشان دهند.
اما با توجه به وسعت دامنه اموراداری کشور چنین نظارتی نا میسراست واگر چنین تصویری را برنامه فعلی نظارت قرار دهیم هیچ کار موثری صورت نخواهد گرفت . و متاسفانه در پاره‌ای از موارد نظارتها به این دام افتاده‌اند. یعنی به جای آنکه نظارت بر اعمال کارگزاران اصلی و مسئولان بخشهای کلیدی اصل قرار گیرد بواسطه پاره‌ای ملاحظات و یا روابط این افراد وارگانها و موسسات با فراموشی سپرده شده‌اند و به سراغ کسانی رفته‌اند که اگر تخطی هم انجم دهند آثار سوء آن دامنه‌ای محدود را آلوده می‌کند.
بنابراین بایستی نیروی اصلی نظارت دراموراداری درامور کسان و یا نهادهایی انجام یابد که در صورت تخطی از قانون مشکلات وسیعی را می‌آفرینند.این کسان بواسطه آنکه در مساتید حساس قرار دارند اگر دید ناظرات امین را بر روی کارهای خویش نبینند به سهولت ممکن است به دام خود محوری و دیکتاتوری در حدود نفوذ خود و حتی خارج از آن حدود بیفتد.

بی دقتی درانتخاب نظار

صفات ناظر

در نامه حضرت علی(ع) به مالک اشتر بر روی ۲ صفت ناظر تاکید شده بود: [وابعث العیون من اهل الصدق والوفاء علیهم]. دیدگان والی (ناظر) بایداز ۲ خصوصیت بهره مند باشد:

راستگوئی (درانتقال دیده‌ها و شنیده‌ها)
وفاداری نسبت به والی و قانون

اگر به تحلیل این کلام بپردازیم دامنه‌ای وسیع از نکات عمیق را در بر دارد. ناظر نباید به گزینش دیده‌ها و شنیده‌ها بپردازد و آنچه را خود می‌پسندد و یا صلاح می‌داند گزارش کند ناظر باید تمامی وقایعی را که با آن مواجه شده است صادقانه به والی و مسئول خود منتقل کند والا[ اهل صدق] نخواهد بودء متاسفانه در مواردی مشاهده می‌کنیم که ناظران نه آنچه می‌بینند و می شونود بلکه آنچه را که می‌خواهند به ببینند یا بشنوند منتقل می‌نمایند. واین گزارشهای غلط امور را بر مسئول مربوطه مشوش می‌کند زیرا وی بر حسب اعتماد به گزارش تصمیم می‌گیرد در حالیکه گزارش برخی از وقایع را منتقل کرده است و نه تمامی وقایع را.
نکته‌ای دیگر که امام فرموده‌اند[ .وفادار بودن ناظر]است . وفاداری به والی و قانون اقتضای آن را دارد که امر محول را حداقل به مانند امر شخصی خود تلقی کند. به مسئولیت نظارت خود در حد یک تکلیف اداری ساده ننگرد.اگر چنین روحیه‌ای پدید آید ناظراز خواب و خوراک و استراحت می‌زند و دربارهٔ تمام اموری که احتمال می‌دهد که در یک مساله نقش داشته باشد به تفحص می‌پردازد. و متاسفانه در این قسمت نیز نقص فراوان است . بسیاری از بازرسان و ناظران این کار را در حد یک شغل اداری می‌نگرند و[ اهل وفاء] نیستند. به سهل‌ترین راه‌های اتمام ماموریت خود می‌اندیشند و نه به مطمئن‌ترین راه‌ها برای یافتن گزارشی دقیق و مطمئن . لذا مشاهده می‌شود که گاه چند هیات نظار که به جائی فرستاده می‌شوند جوابهائی مخالف یکدیگر را گزارش می‌دهند و یکی از علل آن همین است که ناظران به استقراء کامل و یا حداقل اطمینان آور توجه ندارد واین چیزی جز بی وفائی و یا کم تعهدی نسبت به والی و قانون نیست.

شبکه‌های متعدد نظارت

بنابراین گرچه حضور واحدهای نظارت در نهادهای مختلف مثل ریاست جمهوری مجلس قوه قضائیه و...امید آورند که مسئولان می‌خواهند بدانند که در کشور چه می‌گذرد!اما عملااتلاف نیرو وامکانات و ... را در پی دارد علاوه بر آنکه هیچیک ازاین واحدها قدرت لازم را برای نظارت پیدا نمی‌کنند. لذا باید با توجه به این مساله به سوی[ تمرکز گرائی نظارت] پیش رفت . واگر مشکلاتی قانونی دراین راه وجود دارد به رفع آن کوشید و در صورتیکه در فاصله‌ای کوتاه چنین امری میسر نیست حداقل[ هماهنگی واحدهای نظارت کننده] را به عنوان گام اول این راه از دیده دور نداشت .
وجود واحدهای متعدد نظارت گر چه این حسن را دارند که شاکیان درد دل خویش را به مراکز مختلف می‌فرستند شاید دلی در یکی ازاین نهادها به تپش آید و به چاره برخیزد.امااز سوی دیگر بااین اشکال مواجه بوده و هست که نظار هیچگاه قدرت لازم را برای پیگیری و بعد عکس العمل پیدا نمی‌کنند تعدد مراکز قانونی نظارت طبیعتا قدرت موجود را تجزیه می‌کند و در نتیجه برخی از واحدهای نظارت عملا شیر بی یال و دم واشکم می‌شوند و بعضی قدرت لازم را فاقد می‌گردند. مسئول کمیسیون اصل ۹۰ مجلس که یکی از واحدهای اصلی نظارت در کشوراست در مصاحبه‌ای اظهار داشته بود بااینکه در سال ۱۳۶۳ در مجلس تصویب شد که اگر مقام مسئولی پاسخ نامه کمیسیون را دائر بر استفساراز شکایتی ندید به میزان خاصی حبس محکوم شود.اما تاکنون (۶۵) حتی در یک مورد هم برخوردی از قوه قضائیه دید نشده است (با آنکه موارد مکرری ازاینگونه تخلفات وجود داشته است .

جوالتهاب

معمولا به این ابتلاء دچار شده‌ایم که بعداز پدید آمدن حالت بحران به حل و رفع مشکلات می‌اندیشیم . واین یکی ازاشکالات کاری هیاتهای نظارت است .اگر درابتدای حوادث و پیگیری بر آیند تحقیق و تفحص سهلتر و راه برخورد به آسانی قابل وصول است .اما غالبا چنین نمی‌شود و پس از مرگ سهراب به جستن نوشدارو می‌پردازند و در آن هنگام رفت و آمدهای مکرراین ناظران فقط برالتهاب جناحها می‌افزاید و سکون و آرامشی را پدید نمی‌آورد. هر جناحی در صدد آن بر می‌آید که ناظران را در قرنطیه خویش قرار دهد اخبار فقطاز طریق کانالهای مطمئن ! به هیات ناظران برسد. و جناح دیگر نیز در همین تکاپوست تا آنکه یا وسوسه‌ها موثر می‌افتد و ناظران در کام یک دسته می‌غلطند که در آن صورت دسته دیگر به طومارنویسی و ... می‌پردازد و موارد متعدده‌ای از نقض بی طرفی آنان را به مسئولان بالاتر گزارش می‌دهد. و یا آنکه از هر دو دسته دوری می‌جویند که دراینصورت مطرود هر دو جناح می‌گردند و به محافظه کاری و ... متهم می‌شوند خلاصه آنکه تجربه نشان داده است که نظارت بعداز پدیدآمدن بحران درد چندانی را دوا نکرده است بلکه معمولا بر دردها افزوده است .
ازاینرو باید همه مسئولان نظارت به گونه جدی به این واقعیت بیندیشند که باید سیل را در سرچشمه خشکانید والا چاره دشواراست و بس دشوار!

تاکید بر نام و نشان شاکی

ممکن است که این عنوان درابتداء چندان مهم جلوه نکند و به صورت[ مانع کلی] جلوه ننماید.اما گزارشهای مکرر نشان می‌دهد که باید به این مانع بها داد و آن رااساسی تلقی کرد. زیرا همانگونه که می‌دانیم نظارت موفق بدون [مشارکت عمومی] میسر نیست . واین مردمند که باید مسئولان را درارائه گزارش نسبت به میزان موفقیت یاری دهند. و بسیاری از واحدهای مسئول نظارت فرض شمرده‌اند که نام و نشان شاکی بایستی حتما در ذیل شکایت آورده شود والااز پیگری آن معذورند.این شرط را از آنرو لازم شمرده انده که اولاامکان تفحص و تحقیق بیشتر مسیر باشد زیرا ممکن است که متن نامه اجمال وابهام داشته باشد و به استفساراز نویسنده نیازمند. و ثانیااز سوءاستفاده پاره‌ای از کسان مانع شود که می‌خواهند بی جهت این و آن را بدنام کنند و پرونده سازی نمایند .
امااز سوی دیگر این شرط مشکلاتی را در راه مشارکت عمومی در راه نظارت ایجاد کرده است زیرا شاکیان که معمولاافراد جزءاداره و یا کارخانه و... هستند از به خاطرافتادن مقام و شغل خود در هراسند و با توجه اینکه موارد کثیری اتفاق افتاده است که گزارش شاکی برای شیگیری به خود مقام شکایت شده رسیده است ! بایستی انصاف داد که این نگرانی چندان بیجا هم نیست . موارد متعددی در دست است که تصفیه شدگان یا کسانی که موارد بی مهری مسئولان خود قرار گرفته‌اند کسانی بوده‌اند که به گمان خود به قصد خدمتی برخاسته اندو نارضایتی خود را از روند جاری موسسه و یا نهادی و یا مسئولی ابراز کرده‌اند و آن را به مقامات بالای مسئول فرستاده‌اند و بعد آن گزارش بااسم و رسم و نشانی بدست کارگزاران شاکیان رسیده ! واین را بخوبی می‌دانیم که کمتر کسانی پیدا می‌شوند که بین تعریف کنندگان خود و منتقدان از خود فرقی نگذارند بخصوص که این منتقدان چندان پا رااز کلیم درازتر کرده باشند که به از ما بهتران هم خبر داده باشند!
دراینجاست که صدها بهانه بنی اسرائیلی برای رئیس پیدا می‌شود که اینان را به این سو و آن سو بفرستد. راه ارتقاء آنان را سد کند و اگر در توان دارد آنان را تصفیه کند! و چنین می‌شود که دیگر کسی به مخیله خود هم خطور نمی‌دهد که نامه‌ای بنگارد و گوشه‌ای ازاحوالات رئیس را منتقل کند. واین خود سانسوری موجب می‌گردد که مسئولان گمان برند که فلان اداره و ...امن وامان است و جزیره ثبات !
ازاینرو گمان می‌رود که باید مسئولان نظارت این شرط را حذف کنند و باب مشارکت مردمی را دراین موضوع وسعت بخشند. همانگونه که در برخورد با[ تروریسم سیاسی] اگر با چنین قید و بندهائی برخورد می‌کردیم توان در هم شکاندن آن را نداشتیم همینطور در برخورد با فساد و کم کاری اداری چاره‌ای جز حذف قید و بندها - در حد ممکن - نیست . منتهی مسئولان می‌تواننداز شاکیان این را طلب کنند که مدارک و یا راه‌های وصول به اطلاعات را برای مدعی خویش ارائه دهند و تا تحقیق میسر گردد امااصرار بر نام و نشان ! همان معضله‌ای را در بردارد که ذکرش رفت !
در پایان مقال امید آن داریم که[ دولت خددمتگزار] و سایر نهادهای جمهوری اسلامی در بر پائی[ انقلاب اداری] و در مقدمه آن[ نظارت موفق براین سیستم] توفیق یابند واز نیروی لایزال مردمی دراینراه سود جویند.

پانویس

  1. ۳جامعه شناسی غربگرائی دکتر علی محمد نقوی .ج ۲٫۱۳۱.
  2. خدمت و خیانت روشنفکران جلال آل احمد ازانتشارات خوارزمی .ج ۱٫۸۰.
  3. تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری آدم متز ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو ازانتشارات امیرکبیر .ج ۱٫۱۰۴ و ۱۰۵.
  4. مدرک پیشین .۲۰۸.
  5. تمدن اسلام در قرن چهارم هجری آدم متز ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو ج ۱٫۱۰۳ و ۱۰۴.
  6. نهج البلاغه صبحی صالح نامه ۵۳.
  7. قرب الاسناد .۱۴۸
  8. نهج البلاغه صبحی صالح نامه ۳.
  9. مدرک پیشین نامه ۱۸
  10. مدرک پیشین نامه ۴۰.
  11. مدرک پیشین نامه ۴۵.
  12. کتاب الخراج قاضی ابی یوسف یعقوب ابن ابراهیم .۱۱۸.
  13. سوره نحل .۱۲۷.
  14. سوره آل عمران .۱۰۱.
  15. المنجد.
  16. نهج البغه صبحی صالح خطبه ۲۱۶.
  17. خصال مرحوم صدوق به تصحیح علی اکبر غفاری ازانتشارات جامعه مدرسین .۱۴۹.
  18. سوره برائت .۷۳.
  19. تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری آدم متز ترجمه قراگزلو ج ۱٫۹۷و۹۸.
  20. تاریخ تمدن جرجی زیدان ترجمه جواهر کلام ازانتشارات امیرکبیر.۱۸۶.
  21. آئین کشورداری در عهد رشیدالدین فضل الله همدانی دکتر هاشم رجب زاده ازانتشارات توس .۱۵۷.
  22. مدرک پیشین .۱۸۹.
  23. مدرک پیشین .۱۹۷و۱۹۸.
  24. ابتکاراز طرف امیر برای شناسائی جاسوسان روش وانگلیس باج گیران حرفه ائو عمال نابار بوده است و رعب وحشت همیشه در دل اینچنین افرادی بوده تا آنجا که از سایه خود هم می‌ترسیده‌اند.
  25. حقوق بگیران انگلیس اسماعیل رائین ازانتشارات جاویدان .۲۲۹و ۲۳۰.
  26. امیرکبیر حسین مکی ازانتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب .۱۴۰و۱۴۲.
  27. مجموعه ورام /۰۶
  28. تاریخ یعقوبی .ج ۲٫۱۲۷.
  29. خلافت و ملوکیت ابوالاعلی المودودی ترجمه خلیل احمد حامدی ازانتشارات بیان - پاوه .۱۱۱.
  30. مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران .
  31. قانون اساسی اصل .
منبع: نام سایت (+پیوند لینک به نام سایت) - تاریخ برداشت (اگر نام کتاب و یا مجله بود با اطلاعات کامل درج شود)