عوامل سلطه اشرار: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «عنوان: عوامل سلطه اشرار مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۷۱۶ نویسنده:...» ایجاد کرد) |
|||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | <div class="head1">عوامل سلطه اشرار</div> | |
| − | + | نویسنده: على کرجى<br/> | |
| − | + | ||
| − | نویسنده: | + | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | == مقاله == | |
| + | یکى از آثار سوء گناهان, تسلط اشرار برسرنوشت خوبان است. امام صادق(ع) مى فرماید: خداوند دو عقوبت دارد. یکى مربوط به روح است و دیگرى مربوط به تسلط بعضى از مردم بربعضى دیگر. عقوبتى که مربوط به روح است, بیمارى و فقر است و عقوبتى که مربوط به سلطه اشرار است, نقمت است. این همان گفته خداوند عزوجل است: (و کذلک نولى بعض الظالمین بعضا بماکانوا یکسبون)<ref> سوره انعام, آیه ۱۲۹.</ref>; ما به سبب کارهاى آن ها, بعضى از ستمگران را ولى بعضى دیگر قرار دادیم.<ref> تحف العقول, ص ۳۵۵.</ref> | ||
| + | پیامبراکرم(ص) مى فرماید:((کماتکونون یولى علیکم))<ref>کنزالعمال, ج ۶, ص ۸۹.</ref>; هرطور باشید, همان طور برشما سلطه وولایت پیدا مى شود. بنابراین اگر مردم راه خدا و پیامبر را بپیمایند, تحت ولایت و سلطه خوبان قرار خواهند گرفت. اگر خلاف دستورهاى خداوند و رسولش رفتارکنند, به پذیرش ولایت اشرار روى خواهند آورد. این یک قانون کلى است, که اختصاصى به امت اسلام ندارد, بلکه امتهاى گذشته هم مشمول همین قانون کلى بودند. هر امتى از امت هاى گذشته که نسبت به دین بى اعتنایى کرد, گرفتار عقوبت تسلط اشرار شد. امام جواد(ع) مى فرماید: هر امتى که نسبت به دین بى اعتنایى کرد, خداوند علم کتابش را از آن امت گرفت و هرگاه از خداوند رو برگرداندند, خداوند دشمنان آن ها را بر آن ها مسلط نمود.<ref>بحارالانوار, ج ۷۸, ص ۳۵۸, موسسه الوفإ, بیروت.</ref> | ||
| − | |||
| − | |||
| − | + | == ترک امر به معروف و نهى از منکر == | |
| − | از جمله عوامل مهم سلطه اشرار, | + | از جمله عوامل مهم سلطه اشرار, ترک [[امر به معروف]] و نهى از منکر است. على(ع) مى فرماید: [[امر به معروف]] و نهى از منکر را ترک نکنید; زیرا با ترک آن ها, خداوند اشرار را بر شما حاکم خواهد کرد. سپس براى رفع این بلا دعا خواهید کرد اما مستجاب نخواهد شد.<ref>همان, ج ۱۰۰, ص ۷۷.</ref> |
| − | + | پیامبراکرم(ص) مى فرماید: مردم همیشه در خیر هستند, تا زمانى که [[امر به معروف]] و نهى از منکر کنند و همدیگر را برخوبى یارى دهند. هرگاه این امور را انجام ندهند, برکات از آن ها گرفته مى شود, بعضى از آن ها بر بعضى دیگر سلطه پیدا مى کنند و هیچ یاورى در زمین و آسمان براى آن ها نخواهد بود.<ref>همان, ص ۹۴ و وسائل الشیعه, ج ۱۱, ص ۳۹۸.</ref> [[امر به معروف]] و نهى از منکر همان طور که موجب مستحکم شدن پشتوانه اجتماعى اهل ایمان است<ref>نهج البلاغه, کلمات قصار, شماره ۳۱.</ref>و با وجود آن دو مومنین و خوبان درجامعه تقویت مى شوند, ترک آن ها باعث رواج بدىها در جامعه مى شود و در نتیجه, اهل [[گناه]] و اشرار برجامعه مسلط مى شوند و انسان هاى پاک ومومن درجامعه خوار و از آن کناره گیرى خواهند کرد. از این رو امام رضا(ع) مى فرماید: (یا) باید [[امر به معروف]] و نهى از منکر کنید, یا این که تسلط اشرار را بپذیرید, که در آن صورت, خوبانتان را مى خوانید ولى اجابتى براى شما نیست.<ref>وسائل الشیعه, ج ۱۱, ص ۳۹۴.</ref> | |
| − | امر به معروف و نهى از | + | |
| − | + | == اختلاف و تفرقه == | |
| − | عامل | + | عامل دیگر تسلط اشرار برنیکان, اختلاف و تفرقه مومنان با یکدیگر است. قرآن کریم مى فرماید: (ولاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم)<ref>سوره انفال, آیه ۴۲.</ref>; نزاع نکنید که سست مى شوید و در نتیجه, نیرویتان تحلیل مى رود.<br/> |
| − | + | پیامبراکرم(ص) مى فرماید: هیچ امتى بعد از پیامبرشان اختلاف نکردند, مگر آنکه اهل باطل آن ها بر اهل حق آن ها مسلط شد.<ref>کنزالعمال, ج ۱, ص ۱۸۳.</ref> | |
| − | امام على(ع) | + | امام على(ع) نتیجه تفرقه یارانش را تسلط معاویه برآن ها مى شمارد:((انى والله لاظن ان هولإ القوم سیدالون منکم باجتماعهم على باطلهم و تفرقکم عن حقکم))<ref>نهج البلاغه, خطبه ۲۵.</ref>; سوگند به خدا! من گمان مى کنم به همین زودى ایشان بر شما مسلط مى شوند و صاحب دولت مى گردند, به خاطر اجتماع و یگانگى که در راه باطلشان دارند و به خاطر تفرقه و پراکندگى که شما از راه حق خود دارید.<br/> |
| − | + | ==نافرمانى و معصیت خداوند و تبعیت از شیطان == | |
| − | + | پیامبراکرم(ص) مى گوید: خداوند ـ جل جلاله - فرمود: هرگاه خلق من که مرا مى شناسند, معصیتم کنند, آن دسته از مخلوقاتم که مرا نمى شناسند, را بر آن ها مسلط مى کنم.<ref> من لایحضره الفقیه, ج ۳, ص ۲۸۹.</ref> | |
| − | قرآن | + | قرآن کریم مى فرماید: (و کذلک نولى بعض الظالمین بعضا بماکانوا یکسبون)<ref>سوره انعام, آیه ۱۲۹.</ref> ما به سبب کارهاى آن ها (که همان پیروى از وسوسه هاى شیطان و ارتکاب گناهان است) ستمگران و اشرار را بر سرنوشت آن ها مسلط مى کنیم.<br/> |
| − | + | == نافرمانى از امام و رهبر == | |
| − | + | یکى دیگر از عوامل تسلط اشرار برنیکان, فرمان نبردن خوبان از رهبر است. از جمله حقوق امام بر مردم, گوش به فرمان او بودن واطاعت و اجابت دعوت او از ناحیه مردم است. على(ع) مى فرماید: حق امام بر مردم آن است که گوش به فرمان او دهند و اطاعتش نمایند و هر وقت آن ها را بخواند, اجابتش کنند<ref>کنزالعمال, ج ۵, ص ۷۶۴.</ref> اگر مردم به جاى اطاعت از او, او را نافرمانى کنند, گرفتار عقوبت خواهند شد و از جمله عقوبات نافرمانى از امام, تسلط اشرار بر سرنوشت آن ها خواهد بود.<br/> | |
| − | حضرت على(ع) علت تسلط | + | حضرت على(ع) علت تسلط معاویه و یارانش برمردم عراق را, نافرمانى مردم عراق از آن حضرت معرفى مى فرماید: ((اما والذى نفسى بیده لیظهرن هولإ القوم علیکم لیس لانهم اولى بالحق منکم و لکن لاسراعهم الى باطل صاحبهم و ابطإکم عن حقى.))<ref>نهج البلاغه, خطبه ۹۶.</ref>آگاه باشید! سوگند به آن کسى که جان من به دست قدرت و توانایى اوست! این گروه (یاران معاویه) برشما غلبه خواهند کرد, نه ازبراى آن که آن ها از شما به حق سزاوارترند, بلکه ازجهت عجله آن ها براى به دست آوردن باطل (انجام فرمان) امیرشان (معاویه) و دیرجنبیدن شما براى حق من است (که همان فرمانبرى از دستورات من است.)<br/> |
| − | و | + | و نیز آن حضرت فرمود: ((و بمعصیتکم امامکم فى الحق و طاعتهم امامهم فى الباطل))<ref>همان, خطبه ۲۵.</ref> (به زودى معاویه بر شما مسلط مى شود,) براى این که شما در راه حق از امام و پیشواى خود نافرمانى مى کنید و آنان در راه باطل از پیشواى خودشان پیروى مى نمایند.<br/> |
| − | + | ==سهل انگارى در امر جهاد == | |
| − | على(ع) مى | + | على(ع) مى فرماید: جهاد درى است از درهاى بهشت که خداوند آن را به روى یاران خاص خود گشوده و لباس [[تقوا]] وپرهیزکارى است و زره محکم حق تعالى و سپرى قوى اوست. پس هرکه ازآن دورى کند و آن راترک کند, خداوند جامه ذلت و خوارى و رداى بلا و گرفتارى بر او مى پوشاند و بر اثر این حقارت و پستى, زبون مى شود و چون خداوند رحمت خود را از دل او برداشته است, به بى خردى مبتلا مى گردد و به سبب نرفتن به جهاد و اهمیت ندادن به این امر مهم, از راه حق دور مى شود و در راه باطل قدم مى گذارد و به نکبت و بیچارگى گرفتار مى گردد. از عدل و انصاف محروم مى شود.<ref>همان, خطبه ۲۷.</ref> |
| − | آن حضرت | + | آن حضرت یکى از علت هاى تسلط حجاج بن یوسف بر مسلمانان را سهل انگارى مردم در امر جهاد و ظلم ستیزى معرفى مى نمایند.<ref>همان, خطبه ۱۱۵.</ref> |
| − | + | == یارى رساندن به ظالمان == | |
| − | + | یکى دیگر از عوامل سلطه اشرار و ظالمان برسرنوشت مردم, یارى رساندن مردم به آن هاست و در اصطلاح روایات, ((اعانه ظالم)) نمودن باعث سلطه آن ها برمردم مى شود. از این رو معصومین(علیهم السلام) مردم را از یارى رساندن به ظالمان و اشرار برحذر مى داشتند. یکى از یاران امام صادق(ع) ازآن حضرت پرسید: برخى از ما, شیعیان از نظر معیشت, در تنگدستى و سختى هستیم و به ما پیشنهاد مى شود که براى این ها (بنى عباس) خانه بسازیم, نهربکنیم و اجرت بگیریم, این کار ازنظر شما چگونه است؟<br/> | |
| − | امام فرمود: من دوست ندارم | + | امام فرمود: من دوست ندارم که براى آن ها(بنى عباس) گرهى بزنم یا خطى بکشم, هرچند در برابر آن پول بسیارى بدهند, زیرا کسانى که به ستمگران کمک مى کنند در قیامت, در سراپرده اى از آتشند, تا خدا میان بندگان حکم کند.<ref>وسائل الشیعه, ج ۱۲, ص ۱۲۹.</ref> |
| − | + | یارى رساندن به ظالمان اگرچه با نیت کسب در آمد باشد, موجب مى شود که شیعیان بلکه تمام مسلمانان به ظالمان علاقه پیدا کنند و دوست داشته باشند که ظالمان و اشرار باقى بمانند تا از آن ها سود کسب کنند. این دوست داشتن, کم کم موجب پذیرش سلطه آن ها مى شود.<br/> | |
| − | امام صادق(ع) مى | + | امام صادق(ع) مى فرماید: اگربنى امیه کسانى را پیدا نمى کردند که براى آن ها کتابت کنند و مالیات را جمع آورى نمایند و در رکاب آن ها جنگ کنند, هرگز حق ما را سلب نمى کردند.<ref> بحارالانوار, ج ۷۵, ص ۳۷۵.</ref> |
| − | + | پیامبراکرم(ص) در این مورد مى فرماید: ((من اعان ظالما سلطه الله علیه))<ref>کنزالعمال, ج ۳, ص ۴۹۹.</ref>هرکس ظالم را یارى رساند, خداوند آن ظالم را بر او مسلط مى گرداند. نیز مى فرماید: هرکس ظلم ظالم را توجیه کند, خداوند ظالمى را بر او مسلط مى کند; (دراین وقت) اگر دعا کند, (و یارى طلبد) اجابتى براى او نیست.<ref> بحارالانوار, ج ۷۵, ص ۳۳۲ و وسائل الشیعه, ج ۱۱, ص ۳۴۵.</ref> | |
| − | + | == خیانت در امانت== | |
| − | امانت دارى | + | امانت دارى یکى از صفات پسندیده اخلاقى و انسانى است که اسلام و تمام ادیان الهى به آن, سفارش فراوان کرده اند. دلیل تإکید ادیان الهى برآن, این است که رعایت نکردن امانت ها موجب گسسته شدن رشته ارتباط بین انسان ها و به خطر افتادن بقاى زندگى اجتماعى آن ها مى شود. از این رو مردم [[خیانت در امانت]] را از دزدى هم قبیح تر مى دانند, چون مردم نسبت به امین اعتماد دارند و از ناحیه او احساس آرامش مى کنند و اگر کسى درامانت خیانت کند, در واقع از اعتماد مردم سوء استفاده کرده است.<br/> |
| − | مشاغل | + | مشاغل نیز نوعى امانت است. اگر کارگزاران طبق قانون الهى رفتار نکنند, در امانت خیانت کرده اند.<br/> |
| − | + | == عدم کمک مالى به دیگران == | |
| − | از | + | از دیگر عوامل تسلط اشرار برمردم, کمک نکردن به دیگران است. مردم اگر کمک کردن به یک دیگر و رفع مشکلات مالى یک دیگر را فراموش کنند, میدان را براى افراد شرور در سطح جامعه باز مى کنند و آن ها با به جریان انداختن امکانات مالى خود, اقتصاد مردم را به دست مى گیرند وبه استثمار و بهره کشى از مردم مى پردازد و کم کم برآن ها مسلط مى شوند. سوگمندانه باید اعتراف کنیم که به خاطر کم توجهى مردم, بویژه بازاریان به سنت نیکوى ((قرض الحسنه)), بسیارى از مردم به ربا گرفتن روى آورده اند, که موجب سلطه رباخواران براقتصاد بازار گشته است.<br/> |
| − | + | شاید کلام حضرت امیر(ع) اشاره به همین مطلب باشد: روزگارى بسیار سخت بر مردم رو خواهد کرد که در آن توانگر برآن چه در دست خود دارد, گاز مى زند, (یعنى درمال و دارایى خود بخل مى ورزد و آن را در راه خدا به کار نمى بندد.) خداوند مى فرماید: (و لاتنسوا الفضل بینکم)<ref>سوره بقره, آیه ۲۳۲.</ref> ((فضل و احسان خدا را بین خود فراموش نکنید و به یک دیگر کمک کنید.)) در آن روزگار بدکاران و اشرار گردن مى کشند و نیکوکاران بیچاره خواهند شد.<ref> نهج البلاغه, کلمات قصار, شماره ۴۶۰.</ref> | |
| − | + | == هم نشینى با اشرار == | |
| − | در | + | در روایات به وفور وارد شده است که با اشرار هم نشینى نکنید و از جمله عواقب سوء هم نشینى با آنان, [[سوء ظن]] به خوبان معرفى شده است. على(ع) مى فرماید: هم نشینى با اشرار موجب [[سوء ظن]] به خوبان مى شود.<ref>وسائل الشیعه, ج ۱۱, ص ۵۰۶.</ref>هم نشینى با آن ها موجب از دست دادن دین و چهره نفاق به خود گرفتن و گرفتار قساوت قلب شدن و از بین رفتن خشوع مى شود. از این رو از هم نشینى با آنان نهى شده است. على(ع) مى فرماید: ((جانبوا الاشرار))<ref> شرح غررالحکم, ج ۳, ص ۳۶۲.</ref> از اشرار کناره گیرى کنید.<br/> |
| − | هم | + | هم نشینى با اشرارموجب هم خوى شدن با آن ها و تخلق به اخلاق رذیله آن ها مى گردد. از این رو على(ع) مى فرماید: هم نشین با اشرار از سختى بلاها و گرفتارىها در امان نخواهد بود.<ref>همان, ج ۶, ص ۴۱۱.</ref> |
| − | + | ==عهد شکنى و قطع رحم== | |
| − | امام باقر(ع) مى | + | امام باقر(ع) مى فرماید: در کتاب رسول خدا(ص) یافتم که هرگاه بعد از من زنا ظاهر شود, مرگ ناگهانى زیاد خواهد شد و هرگاه (پیمانه) کم گذاشته شود, خداوند آن ها را گرفتار خشکسالى و کمبود و قحطى خواهد کرد و هرگاه [[زکات]] ندهند, زمین برکاتش از زرع و ثمرات و معادن منع خواهد کرد و هرگاه عهد را بشکنند, خداوند دشمنان آن ها را بر آن ها مسلط خواهد کرد و هرگاه [[قطع رحم]] کنند, خداوند اموالشان را در دستهاى اشرار آن ها قرار خواهد داد.<ref> وسائل الشیعه, ج ۱۱, ص ۵۱۳.</ref> |
| − | + | نیز پیامبراکرم(ص) فرمود: عهد خداوند و عهد رسولش را نشکستند مگر آن که خداوند دشمنان آن ها را بر آن ها مسلط مى کرد<ref> وسائل الشیعه, ج ۱۱, ص ۵۱۳.</ref> | |
| − | + | == وظیفه چیست؟ == | |
| − | + | وظیفه مردم مسلمان, دورى جستن از عوامل سلطه اشرار است. بنابراین برهمگان است که [[امر به معروف]] و نهى از منکر را در سطح جامعه گسترش دهند, روح غیرت دینى را در بین مردم زنده کنند و نیز از هرگونه تفرقه و دامن زدن به اختلافات پرهیزکنند, پیرو ولایت فقیه باشند و به وظایف شرعى و انسانى خود نسبت به دیگران آگاهى پیدا کنند, تا زمینه براى حضور اشرار که ـ همان فرصت طلبان داخل کشور و یا بیگانگان و خارجیانى هستند که عزت خودرا درذلت مسلمانان مى بیند.ـ فراهم نشود.<br/> | |
| − | مدارا با اشرار مى تواند در رفع فتنه آنان موثر باشد. | + | مدارا با اشرار مى تواند در رفع فتنه آنان موثر باشد. پیامبراکرم(ص) مى فرماید: با اخلاق اشرار مدارا کنید, تا از فساد آن ها سلامت بمانید و به وسیله اعمالتان از آن ها دورى بجویید, تا از آن ها نباشید. و این مضمون روایت نبوى ذیل است که فرمود:<br/> |
| − | ((جاملوا الاشرار باخلاقهم تسلموا من غوائلهم و | + | ((جاملوا الاشرار باخلاقهم تسلموا من غوائلهم و باینوهم باعمالکم کیلا تکونوا منهم))<ref>بحارالانوار, ج ۷۴, ص ۱۹۹.</ref> |
| − | + | == پانویس == | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| + | {{پانویس|colwidth=30em|۲}} | ||
| + | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> نام سایت: [http://pooyesh.whc.ir/paper/view/9622/%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%87-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D8%B1 مرکز مدیریت حوزه خواهران] - تاریخ برداشت:1395/3/24 </span></div> | ||
| − | + | [[رده:مقالات]] | |
| − | + | ||
نسخهٔ ۲۵ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۳۳
نویسنده: على کرجى
محتویات
مقاله
یکى از آثار سوء گناهان, تسلط اشرار برسرنوشت خوبان است. امام صادق(ع) مى فرماید: خداوند دو عقوبت دارد. یکى مربوط به روح است و دیگرى مربوط به تسلط بعضى از مردم بربعضى دیگر. عقوبتى که مربوط به روح است, بیمارى و فقر است و عقوبتى که مربوط به سلطه اشرار است, نقمت است. این همان گفته خداوند عزوجل است: (و کذلک نولى بعض الظالمین بعضا بماکانوا یکسبون)[۱]; ما به سبب کارهاى آن ها, بعضى از ستمگران را ولى بعضى دیگر قرار دادیم.[۲] پیامبراکرم(ص) مى فرماید:((کماتکونون یولى علیکم))[۳]; هرطور باشید, همان طور برشما سلطه وولایت پیدا مى شود. بنابراین اگر مردم راه خدا و پیامبر را بپیمایند, تحت ولایت و سلطه خوبان قرار خواهند گرفت. اگر خلاف دستورهاى خداوند و رسولش رفتارکنند, به پذیرش ولایت اشرار روى خواهند آورد. این یک قانون کلى است, که اختصاصى به امت اسلام ندارد, بلکه امتهاى گذشته هم مشمول همین قانون کلى بودند. هر امتى از امت هاى گذشته که نسبت به دین بى اعتنایى کرد, گرفتار عقوبت تسلط اشرار شد. امام جواد(ع) مى فرماید: هر امتى که نسبت به دین بى اعتنایى کرد, خداوند علم کتابش را از آن امت گرفت و هرگاه از خداوند رو برگرداندند, خداوند دشمنان آن ها را بر آن ها مسلط نمود.[۴]
ترک امر به معروف و نهى از منکر
از جمله عوامل مهم سلطه اشرار, ترک امر به معروف و نهى از منکر است. على(ع) مى فرماید: امر به معروف و نهى از منکر را ترک نکنید; زیرا با ترک آن ها, خداوند اشرار را بر شما حاکم خواهد کرد. سپس براى رفع این بلا دعا خواهید کرد اما مستجاب نخواهد شد.[۵] پیامبراکرم(ص) مى فرماید: مردم همیشه در خیر هستند, تا زمانى که امر به معروف و نهى از منکر کنند و همدیگر را برخوبى یارى دهند. هرگاه این امور را انجام ندهند, برکات از آن ها گرفته مى شود, بعضى از آن ها بر بعضى دیگر سلطه پیدا مى کنند و هیچ یاورى در زمین و آسمان براى آن ها نخواهد بود.[۶] امر به معروف و نهى از منکر همان طور که موجب مستحکم شدن پشتوانه اجتماعى اهل ایمان است[۷]و با وجود آن دو مومنین و خوبان درجامعه تقویت مى شوند, ترک آن ها باعث رواج بدىها در جامعه مى شود و در نتیجه, اهل گناه و اشرار برجامعه مسلط مى شوند و انسان هاى پاک ومومن درجامعه خوار و از آن کناره گیرى خواهند کرد. از این رو امام رضا(ع) مى فرماید: (یا) باید امر به معروف و نهى از منکر کنید, یا این که تسلط اشرار را بپذیرید, که در آن صورت, خوبانتان را مى خوانید ولى اجابتى براى شما نیست.[۸]
اختلاف و تفرقه
عامل دیگر تسلط اشرار برنیکان, اختلاف و تفرقه مومنان با یکدیگر است. قرآن کریم مى فرماید: (ولاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم)[۹]; نزاع نکنید که سست مى شوید و در نتیجه, نیرویتان تحلیل مى رود.
پیامبراکرم(ص) مى فرماید: هیچ امتى بعد از پیامبرشان اختلاف نکردند, مگر آنکه اهل باطل آن ها بر اهل حق آن ها مسلط شد.[۱۰]
امام على(ع) نتیجه تفرقه یارانش را تسلط معاویه برآن ها مى شمارد:((انى والله لاظن ان هولإ القوم سیدالون منکم باجتماعهم على باطلهم و تفرقکم عن حقکم))[۱۱]; سوگند به خدا! من گمان مى کنم به همین زودى ایشان بر شما مسلط مى شوند و صاحب دولت مى گردند, به خاطر اجتماع و یگانگى که در راه باطلشان دارند و به خاطر تفرقه و پراکندگى که شما از راه حق خود دارید.
نافرمانى و معصیت خداوند و تبعیت از شیطان
پیامبراکرم(ص) مى گوید: خداوند ـ جل جلاله - فرمود: هرگاه خلق من که مرا مى شناسند, معصیتم کنند, آن دسته از مخلوقاتم که مرا نمى شناسند, را بر آن ها مسلط مى کنم.[۱۲]
قرآن کریم مى فرماید: (و کذلک نولى بعض الظالمین بعضا بماکانوا یکسبون)[۱۳] ما به سبب کارهاى آن ها (که همان پیروى از وسوسه هاى شیطان و ارتکاب گناهان است) ستمگران و اشرار را بر سرنوشت آن ها مسلط مى کنیم.
نافرمانى از امام و رهبر
یکى دیگر از عوامل تسلط اشرار برنیکان, فرمان نبردن خوبان از رهبر است. از جمله حقوق امام بر مردم, گوش به فرمان او بودن واطاعت و اجابت دعوت او از ناحیه مردم است. على(ع) مى فرماید: حق امام بر مردم آن است که گوش به فرمان او دهند و اطاعتش نمایند و هر وقت آن ها را بخواند, اجابتش کنند[۱۴] اگر مردم به جاى اطاعت از او, او را نافرمانى کنند, گرفتار عقوبت خواهند شد و از جمله عقوبات نافرمانى از امام, تسلط اشرار بر سرنوشت آن ها خواهد بود.
حضرت على(ع) علت تسلط معاویه و یارانش برمردم عراق را, نافرمانى مردم عراق از آن حضرت معرفى مى فرماید: ((اما والذى نفسى بیده لیظهرن هولإ القوم علیکم لیس لانهم اولى بالحق منکم و لکن لاسراعهم الى باطل صاحبهم و ابطإکم عن حقى.))[۱۵]آگاه باشید! سوگند به آن کسى که جان من به دست قدرت و توانایى اوست! این گروه (یاران معاویه) برشما غلبه خواهند کرد, نه ازبراى آن که آن ها از شما به حق سزاوارترند, بلکه ازجهت عجله آن ها براى به دست آوردن باطل (انجام فرمان) امیرشان (معاویه) و دیرجنبیدن شما براى حق من است (که همان فرمانبرى از دستورات من است.)
و نیز آن حضرت فرمود: ((و بمعصیتکم امامکم فى الحق و طاعتهم امامهم فى الباطل))[۱۶] (به زودى معاویه بر شما مسلط مى شود,) براى این که شما در راه حق از امام و پیشواى خود نافرمانى مى کنید و آنان در راه باطل از پیشواى خودشان پیروى مى نمایند.
سهل انگارى در امر جهاد
على(ع) مى فرماید: جهاد درى است از درهاى بهشت که خداوند آن را به روى یاران خاص خود گشوده و لباس تقوا وپرهیزکارى است و زره محکم حق تعالى و سپرى قوى اوست. پس هرکه ازآن دورى کند و آن راترک کند, خداوند جامه ذلت و خوارى و رداى بلا و گرفتارى بر او مى پوشاند و بر اثر این حقارت و پستى, زبون مى شود و چون خداوند رحمت خود را از دل او برداشته است, به بى خردى مبتلا مى گردد و به سبب نرفتن به جهاد و اهمیت ندادن به این امر مهم, از راه حق دور مى شود و در راه باطل قدم مى گذارد و به نکبت و بیچارگى گرفتار مى گردد. از عدل و انصاف محروم مى شود.[۱۷] آن حضرت یکى از علت هاى تسلط حجاج بن یوسف بر مسلمانان را سهل انگارى مردم در امر جهاد و ظلم ستیزى معرفى مى نمایند.[۱۸]
یارى رساندن به ظالمان
یکى دیگر از عوامل سلطه اشرار و ظالمان برسرنوشت مردم, یارى رساندن مردم به آن هاست و در اصطلاح روایات, ((اعانه ظالم)) نمودن باعث سلطه آن ها برمردم مى شود. از این رو معصومین(علیهم السلام) مردم را از یارى رساندن به ظالمان و اشرار برحذر مى داشتند. یکى از یاران امام صادق(ع) ازآن حضرت پرسید: برخى از ما, شیعیان از نظر معیشت, در تنگدستى و سختى هستیم و به ما پیشنهاد مى شود که براى این ها (بنى عباس) خانه بسازیم, نهربکنیم و اجرت بگیریم, این کار ازنظر شما چگونه است؟
امام فرمود: من دوست ندارم که براى آن ها(بنى عباس) گرهى بزنم یا خطى بکشم, هرچند در برابر آن پول بسیارى بدهند, زیرا کسانى که به ستمگران کمک مى کنند در قیامت, در سراپرده اى از آتشند, تا خدا میان بندگان حکم کند.[۱۹]
یارى رساندن به ظالمان اگرچه با نیت کسب در آمد باشد, موجب مى شود که شیعیان بلکه تمام مسلمانان به ظالمان علاقه پیدا کنند و دوست داشته باشند که ظالمان و اشرار باقى بمانند تا از آن ها سود کسب کنند. این دوست داشتن, کم کم موجب پذیرش سلطه آن ها مى شود.
امام صادق(ع) مى فرماید: اگربنى امیه کسانى را پیدا نمى کردند که براى آن ها کتابت کنند و مالیات را جمع آورى نمایند و در رکاب آن ها جنگ کنند, هرگز حق ما را سلب نمى کردند.[۲۰]
پیامبراکرم(ص) در این مورد مى فرماید: ((من اعان ظالما سلطه الله علیه))[۲۱]هرکس ظالم را یارى رساند, خداوند آن ظالم را بر او مسلط مى گرداند. نیز مى فرماید: هرکس ظلم ظالم را توجیه کند, خداوند ظالمى را بر او مسلط مى کند; (دراین وقت) اگر دعا کند, (و یارى طلبد) اجابتى براى او نیست.[۲۲]
خیانت در امانت
امانت دارى یکى از صفات پسندیده اخلاقى و انسانى است که اسلام و تمام ادیان الهى به آن, سفارش فراوان کرده اند. دلیل تإکید ادیان الهى برآن, این است که رعایت نکردن امانت ها موجب گسسته شدن رشته ارتباط بین انسان ها و به خطر افتادن بقاى زندگى اجتماعى آن ها مى شود. از این رو مردم خیانت در امانت را از دزدى هم قبیح تر مى دانند, چون مردم نسبت به امین اعتماد دارند و از ناحیه او احساس آرامش مى کنند و اگر کسى درامانت خیانت کند, در واقع از اعتماد مردم سوء استفاده کرده است.
مشاغل نیز نوعى امانت است. اگر کارگزاران طبق قانون الهى رفتار نکنند, در امانت خیانت کرده اند.
عدم کمک مالى به دیگران
از دیگر عوامل تسلط اشرار برمردم, کمک نکردن به دیگران است. مردم اگر کمک کردن به یک دیگر و رفع مشکلات مالى یک دیگر را فراموش کنند, میدان را براى افراد شرور در سطح جامعه باز مى کنند و آن ها با به جریان انداختن امکانات مالى خود, اقتصاد مردم را به دست مى گیرند وبه استثمار و بهره کشى از مردم مى پردازد و کم کم برآن ها مسلط مى شوند. سوگمندانه باید اعتراف کنیم که به خاطر کم توجهى مردم, بویژه بازاریان به سنت نیکوى ((قرض الحسنه)), بسیارى از مردم به ربا گرفتن روى آورده اند, که موجب سلطه رباخواران براقتصاد بازار گشته است.
شاید کلام حضرت امیر(ع) اشاره به همین مطلب باشد: روزگارى بسیار سخت بر مردم رو خواهد کرد که در آن توانگر برآن چه در دست خود دارد, گاز مى زند, (یعنى درمال و دارایى خود بخل مى ورزد و آن را در راه خدا به کار نمى بندد.) خداوند مى فرماید: (و لاتنسوا الفضل بینکم)[۲۳] ((فضل و احسان خدا را بین خود فراموش نکنید و به یک دیگر کمک کنید.)) در آن روزگار بدکاران و اشرار گردن مى کشند و نیکوکاران بیچاره خواهند شد.[۲۴]
هم نشینى با اشرار
در روایات به وفور وارد شده است که با اشرار هم نشینى نکنید و از جمله عواقب سوء هم نشینى با آنان, سوء ظن به خوبان معرفى شده است. على(ع) مى فرماید: هم نشینى با اشرار موجب سوء ظن به خوبان مى شود.[۲۵]هم نشینى با آن ها موجب از دست دادن دین و چهره نفاق به خود گرفتن و گرفتار قساوت قلب شدن و از بین رفتن خشوع مى شود. از این رو از هم نشینى با آنان نهى شده است. على(ع) مى فرماید: ((جانبوا الاشرار))[۲۶] از اشرار کناره گیرى کنید.
هم نشینى با اشرارموجب هم خوى شدن با آن ها و تخلق به اخلاق رذیله آن ها مى گردد. از این رو على(ع) مى فرماید: هم نشین با اشرار از سختى بلاها و گرفتارىها در امان نخواهد بود.[۲۷]
عهد شکنى و قطع رحم
امام باقر(ع) مى فرماید: در کتاب رسول خدا(ص) یافتم که هرگاه بعد از من زنا ظاهر شود, مرگ ناگهانى زیاد خواهد شد و هرگاه (پیمانه) کم گذاشته شود, خداوند آن ها را گرفتار خشکسالى و کمبود و قحطى خواهد کرد و هرگاه زکات ندهند, زمین برکاتش از زرع و ثمرات و معادن منع خواهد کرد و هرگاه عهد را بشکنند, خداوند دشمنان آن ها را بر آن ها مسلط خواهد کرد و هرگاه قطع رحم کنند, خداوند اموالشان را در دستهاى اشرار آن ها قرار خواهد داد.[۲۸] نیز پیامبراکرم(ص) فرمود: عهد خداوند و عهد رسولش را نشکستند مگر آن که خداوند دشمنان آن ها را بر آن ها مسلط مى کرد[۲۹]
وظیفه چیست؟
وظیفه مردم مسلمان, دورى جستن از عوامل سلطه اشرار است. بنابراین برهمگان است که امر به معروف و نهى از منکر را در سطح جامعه گسترش دهند, روح غیرت دینى را در بین مردم زنده کنند و نیز از هرگونه تفرقه و دامن زدن به اختلافات پرهیزکنند, پیرو ولایت فقیه باشند و به وظایف شرعى و انسانى خود نسبت به دیگران آگاهى پیدا کنند, تا زمینه براى حضور اشرار که ـ همان فرصت طلبان داخل کشور و یا بیگانگان و خارجیانى هستند که عزت خودرا درذلت مسلمانان مى بیند.ـ فراهم نشود.
مدارا با اشرار مى تواند در رفع فتنه آنان موثر باشد. پیامبراکرم(ص) مى فرماید: با اخلاق اشرار مدارا کنید, تا از فساد آن ها سلامت بمانید و به وسیله اعمالتان از آن ها دورى بجویید, تا از آن ها نباشید. و این مضمون روایت نبوى ذیل است که فرمود:
((جاملوا الاشرار باخلاقهم تسلموا من غوائلهم و باینوهم باعمالکم کیلا تکونوا منهم))[۳۰]
پانویس
- ↑ سوره انعام, آیه ۱۲۹.
- ↑ تحف العقول, ص ۳۵۵.
- ↑ کنزالعمال, ج ۶, ص ۸۹.
- ↑ بحارالانوار, ج ۷۸, ص ۳۵۸, موسسه الوفإ, بیروت.
- ↑ همان, ج ۱۰۰, ص ۷۷.
- ↑ همان, ص ۹۴ و وسائل الشیعه, ج ۱۱, ص ۳۹۸.
- ↑ نهج البلاغه, کلمات قصار, شماره ۳۱.
- ↑ وسائل الشیعه, ج ۱۱, ص ۳۹۴.
- ↑ سوره انفال, آیه ۴۲.
- ↑ کنزالعمال, ج ۱, ص ۱۸۳.
- ↑ نهج البلاغه, خطبه ۲۵.
- ↑ من لایحضره الفقیه, ج ۳, ص ۲۸۹.
- ↑ سوره انعام, آیه ۱۲۹.
- ↑ کنزالعمال, ج ۵, ص ۷۶۴.
- ↑ نهج البلاغه, خطبه ۹۶.
- ↑ همان, خطبه ۲۵.
- ↑ همان, خطبه ۲۷.
- ↑ همان, خطبه ۱۱۵.
- ↑ وسائل الشیعه, ج ۱۲, ص ۱۲۹.
- ↑ بحارالانوار, ج ۷۵, ص ۳۷۵.
- ↑ کنزالعمال, ج ۳, ص ۴۹۹.
- ↑ بحارالانوار, ج ۷۵, ص ۳۳۲ و وسائل الشیعه, ج ۱۱, ص ۳۴۵.
- ↑ سوره بقره, آیه ۲۳۲.
- ↑ نهج البلاغه, کلمات قصار, شماره ۴۶۰.
- ↑ وسائل الشیعه, ج ۱۱, ص ۵۰۶.
- ↑ شرح غررالحکم, ج ۳, ص ۳۶۲.
- ↑ همان, ج ۶, ص ۴۱۱.
- ↑ وسائل الشیعه, ج ۱۱, ص ۵۱۳.
- ↑ وسائل الشیعه, ج ۱۱, ص ۵۱۳.
- ↑ بحارالانوار, ج ۷۴, ص ۱۹۹.







