اصلاحات را از کجا آغاز کنیم؟: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: اصلاحات را از كجا آغاز كنيم؟ مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۷۰۶...» ایجاد کرد)
 
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام، اصلاح سجاوندی)
سطر ۱: سطر ۱:
عنوان:    اصلاحات را از كجا آغاز كنيم؟
+
<div class="head1"> اصلاحات را از کجا آغاز کنیم؟ </div>
مجموعه ها:    مقالات
+
نویسنده: محمود مهدی پور{{سخ}}
شناسه کتاب:    ۷۰۶
+
نویسنده:     محمود مهدی پور
+
شابک:    ----
+
تعداد صفحات:    ۰
+
نام اپراتور:    محمد خلیلی
+
ایمیل اپراتور:    ۲farizeh@gmail.com
+
زبان:    پارسي
+
رتبه:    0
+
تصویر:    cover
+
دانلود فایل:    دانلود اصلاحات را از كجا آغاز كنيم؟
+
توضیحات:   
+
اصلاحات را از كجا آغاز كنيم؟
+
  
محمود مهدی پور (سردبير )
+
== مقدمه ==
 +
((اصلاحات)) از نیازهای مداوم و ثابت زندگی فرد وجامعه است. انسان موجودی پویا و در حال ((شدن)) است. ((شدنی)) که به تکامل و پیشرفت و سعادت منتهی می‌گردد. یا ((شدنی)) که به فرسودگی، اضمحلال، پاشیدن و نابودی پایان می‌پذیرد. او همیشه بین دو قطب سعادت و شقاوت و بهشت و جهنم در نوسان است. دگرگونی‌ها هم در جسم ا نسانها راه می‌یابد، هم در روح و قلب انسان‌ها. هم عقل و قلب و ادراک و عواطف انسان‌ها تحول می‌پذیرد و هم پیکر انسان و سلول‌های بدن او درحال فرسایش و جایگزینی و تغییر و اصلاح است.{{سخ}}
 +
حوزه اصلاحات را می‌توان در دو بخش مهم:{{سخ}}
 +
۱ ـ اصلاحات در قلمرو افراد.{{سخ}}
 +
۲ ـ اصلاحات در قلمرو جامعه.{{سخ}}
 +
مورد تإمل و بررسی قرار داد.{{سخ}}
 +
اندیشه ها، عادات و اخلاق و رفتار انسان مدام باید اصلاح گردد. همان گونه که ابزارها و شیوه‌های زندگی و نظام تولید و توزیع و مصرف تغییر می‌کند. ابزار و لوازم زندگی انسان هر روز دگرگون می‌شود. عادات و رفتار و آداب زندگی انسان هم با این تحولات باید متناسب و هماهنگ شود. نهادها، روش‌ها و قوانین زندگی اجتماعی هم باید با اهداف و موازین مکتبی ارزیابی و اصلاح شود. وقتی از اصلاحات سخن می‌گوییم، به وجود عیب و نقص و مشکل و آفت در زندگی فردی و گروهی و ساختار اجتماعی و مقررات و سازوکار اداره جامعه اعتراف کرده‌ایم. ضرورت اصلاحات در جریان ((خودسازی)) و ((جامعه سازی)) از روشن‌ترین اندیشه‌های اسلامی است.{{سخ}}
  
 +
== اصلاحات، فلسفه استغفار و انتظار ==
 +
از نظر اجتماعی، اصلاحات فلسفه انتظار است و از دیدگاه فردی، فلسفه استغفار. در فرهنگ قرآنی ماانسان خواه ناخواه و آگاهانه و ناخودآگاه، گرفتار اشتباه، لغزش، انحراف، قصور، و تقصیر، جرم و [[گناه]] می‌شود؛ و این اشتباهات باید اصلاح شود. لغزش ها، جبران گردد. گناهان با آب توبه شستشو شود؛ و در برخی روایات آمده است که پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود: ((من روزی صد بار [[استغفار]] می‌کنم))<ref>انه لیغان علی قلبی و انی لاستغفرالله فی الیوم مإه مره</ref>
  
((اصلاحات)) از نيازهاى مداوم و ثابت زندگى فرد وجامعه است. انسان موجودى پويا و در حال ((شدن)) است. ((شدنى)) كه به تكامل و پيشرفت و سعادت منتهى مى گردد. يا ((شدنى)) كه به فرسودگى, اضمحلال, پاشيدن و نابودى پايان مى پذيرد. او هميشه بين دو قطب سعادت و شقاوت و بهشت و جهنم در نوسان است. دگرگونى ها هم در جسم ا نسانها راه مى يابد, هم در روح و قلب انسان ها. هم عقل و قلب و ادراك و عواطف انسان ها تحول مى پذيرد و هم پيكر انسان و سلول هاى بدن او درحال فرسايش و جايگزينى و تغيير و اصلاح است.
+
== معیار اصلاحات ==
حوزه اصلاحات را مى توان در دو بخش مهم:
+
جامعه‌ای که معیار و میزان دارد، هدف و قبله مشخص دارد، قطب نما و قبله نما دارد.{{سخ}}
۱ ـ اصلاحات در قلمرو افراد.
+
می‌تواند درستی و نادرستی حرکت خویش را بشناسد و بر حرکت و سرعت و جهت خویش مراقبت نماید؛ و با ((یاد خدا)) و توجه به قبله و حرکت در ((صراط مستقیم)) همیشه از انحراف پیشگیری کند و خود را با ترازوی آرمان‌های نهایی و اهداف الهی هماهنگ و همراه سازد.{{سخ}}
۲ ـ اصلاحات در قلمرو جامعه.
+
اما تفکری که معیارها و میزان تشخیص حق و باطل را درهم شکسته است، قبله نماها و قطب نماها را هم نسبی می‌داند، معیاری جز هوس‌ها برای اصلاحات ندارد. همچنین آن‌ها که مجذوب مغناطیس پول و قدرت و شهوت شده‌اند، چگونه می‌توانند راه اصلاحات را نشان دهند؟ زاویه انحراف را تعیین کنند و به اصلاحات سمت و سو بخشند.{{سخ}}
مورد تإمل و بررسى قرار داد.
+
هر تغییر و تحول و ((نوگرایی)) در زندگی انسان ((اصلاحات)) نیست. حرکت گاهی تکاملی و پیشرفت است و گاهی حرکت ارتجاعی و عقبگرد محسوب می‌شود؛ و زمانی حرکت به راست و چپ و دورشدن از صراط مستقیم است. برای آن که بدانیم نوگرایی اصلاحات است یا افساد، به میزان نیاز داریم. تفکری که همه صراطها را مستقیم می‌بیند معیاری برای اصلاحات در دست ندارد. تفکری که همه قرائت‌ها را معتبر می‌داند و حق و باطل را نسبی معرفی می‌کند، با کدام معیار و میزان می‌خواهد اصلاحات را ساماندهی کند؟{{سخ}}
انديشه ها, عادات و اخلاق و رفتار انسان مدام بايد اصلاح گردد. همان گونه كه ابزارها و شيوه هاى زندگى و نظام توليد و توزيع و مصرف تغيير مى كند. ابزار و لوازم زندگى انسان هر روز دگرگون مى شود. عادات و رفتار و آداب زندگى انسان هم با اين تحولات بايد متناسب و هماهنگ شود. نهادها, روش ها و قوانين زندگى اجتماعى هم بايد با اهداف و موازين مكتبى ارزيابى و اصلاح شود. وقتى از اصلاحات سخن مى گوييم, به وجود عيب و نقص و مشكل و آفت در زندگى فردى و گروهى و ساختار اجتماعى و مقررات و سازوكار اداره جامعه اعتراف كرده ايم. ضرورت اصلاحات در جريان ((خودسازى)) و ((جامعه سازى)) از روشن ترين انديشه هاى اسلامى است.
+
تشخیص اصلاح و افساد با کدام میزان، محور اصلی گفتمان امروز جامعه است.{{سخ}}
 +
قرآن معیار اصلاح و افساد را درهماهنگی انسان با فرمان خدا و پیامبر می‌داند.<ref>الامام الباقر (ع) فی قوله و ((منهم من لایومن به)) فهم اعدإ محمد و آل محمد بعده و ربک اعلم بالمفسدین و الفساد المعصیه لله و لرسوله)) تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ج ۱, ص ۳۱۲</ref>و شریعت را جاده تکامل بشریت می‌شناسد. کسانی که خواهان اصلاحات راستین در زندگی فرد وجامعه‌اند، باید قبل از هرگونه توسعه فرهنگی و سیاسی و اقتصادی، فرمان خدا رابشناسند و قرآن پژوهی و ((عترت شناسی)) و دین شناسی را عمومی کنند تا همه بتوانند بر کار خویش نظارت وخود را با قرآن و حدیث میزان کنند.{{سخ}}
 +
اصلاحات، تخریب ترازوی دقیق ((فقه)) و خنثی کردن ترمز ((تقوا)) و شکستن فرمان ((ولایت فقیه)) نیست. اصلاحات راستین شکستن [[غرور]] علمی، و قربانی کردن هوس‌های غریزی و پذیرفتن فرمان رهبراسلام شناس و عادل در زندگی اجتماعی است. ((خود شکن، آیینه شکستن خطا است)){{سخ}}
  
اصلاحات, فلسفه استغفار و انتظار
+
== اصلاحات جهانی و گفتگوی تمدن‌ها ==
از نظر اجتماعى, اصلاحات فلسفه انتظار است و از ديدگاه فردى, فلسفه استغفار. در فرهنگ قرآنى ماانسان خواه ناخواه و آگاهانه و ناخودآگاه, گرفتار اشتباه, لغزش, انحراف, قصور, و تقصير, جرم و گناه مى شود. و اين اشتباهات بايد اصلاح شود. لغزش ها, جبران گردد. گناهان با آب توبه شستشو شود. و در برخى روايات آمده است كه پيامبر گرامى اسلام(ص) فرمود: ((من روزى صد بار استغفار مى كنم.))(۱)
+
اصلاحات جهانی با ((گفتگوی تمدن‌ها)) شکل نمی‌گیرد، با صداقت در گفتگوی انسان ها، محقق می‌شود. آنچه انسان‌ها رابه یکدیگر نزدیک می‌سازد، راستگویی و صداقت است نه امواج صوتی و تصویری که در جامعه بشری پخش می‌شود. صداقت در گفتگوها، پیش شرط موفقیت هرگونه اصلاحات در قلمرو سیاست و اقتصاد و فرهنگ جهانی است. ((مذاکرات دروغ گویان)) جز ((اتلاف وقت)) و ((انرژی)) و ((امکانات)) و ((نیروی انسانی)) ارمغانی ندارد.{{سخ}}
 +
زبان صداقت، تنها زبان موثر در اصلاح اندیشه ها، عواطف، عادات و رفتار و مواضع انسان هاست. اصولا مکالمه دروغ پردازان با یکدیگر درهرکجا و به هر زبان و به هر میزان که باشد، مکالمه کسانی است که زبان همدیگر را نمی‌فهمند و نمی‌خواهند حرف یکدیگر را درک کنند. گفتگوی دروغ گویان جهان با یکدیگر ((دیالوگ)) نیست. ((مونولوگ)) است. انتقال مفاهیم نیست، انتقال امواج بی محتواست. کلام دروغ گویان با همدیگر در هر سطح، چه سطح جهانی و چه سطح ملی، تلاشی برای فریب و گمراه سازی متقابل است و سکوت هزاران بار بر دروغ گویی شرافت دارد و ناشنوایی از شنیدن دروغ مفیدتر است.{{سخ}}
 +
اصولا، انسان‌ها نسبت به هم سه گونه رابطه ممکن است برقرار کنند:{{سخ}}
 +
۱ ـ مکالمه صادقانه و تبادل راستین اطلاعات.{{سخ}}
 +
۲ ـ سکوت و قطع رابطه کلامی.{{سخ}}
 +
۳ ـ مکالمه دروغآمیز و تبادل آدرس عوضی.{{سخ}}
 +
بدون تردید، تعاون در استقرار صلح و عدالت در جهان تنها با مکالمه صادقانه امکان پذیر است؛ و دو گزینه دیگر ((سکوت)) و ((مکالمه دروغآمیز)) هیچ کدام به سود انسان نیست ولی در مقایسه آن دو گزینه باهم ((قطع روابط کلامی)) هزاران بار بر تبادل خبر و گزارش و اطلاعات دروغین شرف دارد. معیار موفقیت و میزان تمدن انسان ها، به میزان صداقت و راستگویی آنان محاسبه می‌شود. حجم واژه‌ها و تصاویر ارسالی و دریافتی و تیراژ عناوین مطبوعات مشکلی از بشریت حل نمی‌کند. میزان صداقت و راستگویی روزنامه‌ها و نشریات و رسانه‌ها است که باید به عنوان شاخص تمدن و تبادل اندیشه و آرمان وآگاهی و اطلاع محسوب می‌گردد. یک شبکه و روزنامه و یا پایگاه اطلاع رسانی و خبرنگار راستگو و صادق نگار بر یک میلیون شبکه و روزنامه و پایگاه دروغ پردازی شرف دارد. دروغ پراکنی در کار آگاهی بخشی و اطلاع رسانی سم مهلک جامعه هاست که هرگز به بهانه آزادی اندیشه و قلم قابل توجیه نیست بلکه باید نشریات دروغگو، امتیاز منفی بگیرند و به عنوان شاخص‌های خیانت به آگاهی وقدرت تصمیم گیری درست بشریت معرفی شوند. ((وزارت فرهنگ و ارشاد مهاجرانی)) با صدور مجوز و حمایت و پرداخت سوبسید به نشریات دروغ پرداز به کشور و ملت خدمت نمی‌کند بلکه بزرگ‌ترین خیانت را به افکار ملی و بین المللی کرده است؛ و به جرم فریب افکار انسان‌ها باید پاسخگوی اعمال زشت خویش باشد.{{سخ}}
  
معيار اصلاحات
+
== ریشه فساد کجاست؟ ==
جامعه اى كه معيار و ميزان دارد, هدف و قبله مشخص دارد, قطب نما و قبله نما دارد.
+
ریشه فساد در زندگی فردی، کفر و شرک و عصیان و غفلت از مبدا و معاد است و ریشه فساد در بعد اجتماعی، حاکمیت طاغوت و کفر و شرک و سلطه مترفان و مسرفان بر زندگی جامعه است. ((مفسد فی الارض))کسی است که به جنگ خدا و محاربه با نظام الهی برمی خیزد، ریشه فساد از نظر نظام عقیدتی، کفر و شرک، در نظام مصرف، ((اسراف)) و در مدیریت اقتصادی، ((رباخواری)) و ریشه فساد سیاسی، ((حکومت طاغوت)) است.{{سخ}}
مى تواند درستى و نادرستى حركت خويش را بشناسد و بر حركت و سرعت و جهت خويش مراقبت نمايد. و با ((ياد خدا)) و توجه به قبله و حركت در ((صراط مستقيم)) هميشه از انحراف پيشگيرى كند و خود را با ترازوى آرمان هاى نهايى و اهداف الهى هماهنگ و همراه سازد.
+
در اندیشه اسلامی، حاکمیت حق خداست نه حق این جناح است و نه حق آن جناح؛ نه اکثریت و نه اقلیت. هرگروهی که خدا را بشناسد، حق حاکمیت خدا را باور داشته باشد، قانون خدا را بفهمد و خود را وقف اجرای حق حاکمیت خدا کند، حکومتش مشروع و مفید و مردمی و الهی است. آن‌ها که خدا و دین و پیامبران و فقه و حاکمیت فقه و کارشناسان قانون خدا را باور ندارند، نمی‌توانند هرگز پایه گذار اصلاحات وتداوم بخش آن باشند، اینان چه در قیافه کفر و شرک بی نقاب جهانی و چه در چهره نفاق و با ادعای اسلام و ((روشنفکری دینی)), بیش از آنچه کارها را سامان بخشند و اصلاحات پدید آورند، در فساد و تباهی نیروها و امکانات و استعدادها می‌کوشند. گرچه ادعای اصلاح طلبی دارند. (الا انهم هم المفسدون و لکن لایشعرون){{سخ}}
اما تفكرى كه معيارها و ميزان تشخيص حق و باطل را درهم شكسته است, قبله نماها و قطب نماها را هم نسبى مى داند, معيارى جز هوس ها براى اصلاحات ندارد. همچنين آن ها كه مجذوب مغناطيس پول و قدرت و شهوت شده اند, چگونه مى توانند راه اصلاحات را نشان دهند؟ زاويه انحراف را تعيين كنند و به اصلاحات سمت و سو بخشند.
+
هر تغيير و تحول و ((نوگرايى)) در زندگى انسان ((اصلاحات)) نيست. حركت گاهى تكاملى و پيشرفت است و گاهى حركت ارتجاعى و عقبگرد محسوب مى شود. و زمانى حركت به راست و چپ و دورشدن از صراط مستقيم است. براى آن كه بدانيم نوگرايى اصلاحات است يا افساد, به ميزان نياز داريم. تفكرى كه همه صراطها را مستقيم مى بيند معيارى براى اصلاحات در دست ندارد. تفكرى كه همه قرائت ها را معتبر مى داند و حق و باطل را نسبى معرفى مى كند, با كدام معيار و ميزان مى خواهد اصلاحات را ساماندهى كند؟
+
تشخيص اصلاح و افساد با كدام ميزان, محور اصلى گفتمان امروز جامعه است.
+
قرآن معيار اصلاح و افساد را درهماهنگى انسان با فرمان خدا و پيامبر مى داند. (۲) و شريعت را جاده تكامل بشريت مى شناسد. كسانى كه خواهان اصلاحات راستين در زندگى فرد وجامعه اند, بايد قبل از هرگونه توسعه فرهنگى و سياسى و اقتصادى, فرمان خدا رابشناسند و قرآن پژوهى و ((عترت شناسى)) و دين شناسى را عمومى كنند تا همه بتوانند بر كار خويش نظارت وخود را با قرآن و حديث ميزان كنند.
+
اصلاحات , تخريب ترازوى دقيق ((فقه)) و خنثى كردن ترمز ((تقوا)) و شكستن فرمان ((ولايت فقيه)) نيست. اصلاحات راستين شكستن غرور علمى, و قربانى كردن هوس هاى غريزى و پذيرفتن فرمان رهبراسلام شناس و عادل در زندگى اجتماعى است. ((خود شكن, آيينه شكستن خطا است.))
+
  
اصلاحات جهانى و گفتگوى تمدن ها
+
== حکومت قارونی، ریشه فساد ==
اصلاحات جهانى با ((گفتگوى تمدن ها)) شكل نمى گيرد, با صداقت در گفتگوى انسان ها, محقق مى شود. آنچه انسان ها رابه يكديگر نزديك مى سازد, راستگويى و صداقت است نه امواج صوتى و تصويرى كه در جامعه بشرى پخش مى شود. صداقت در گفتگوها, پيش شرط موفقيت هرگونه اصلاحات در قلمرو سياست و اقتصاد و فرهنگ جهانى است. ((مذاكرات دروغ گويان)) جز ((اتلاف وقت)) و ((انرژى)) و ((امكانات)) و ((نيروى انسانى)) ارمغانى ندارد.
+
امام صادق (ع) عمیق‌ترین تحلیل را دربارهٔ بزرگ‌ترین فساد و ریشه‌های فساد ارائه می‌دهد، حضرت می‌فرماید: ((اعظم الفساد، ان یرضی العبد بالغفله عن الله و هذاالفساد یتولد من طول الامل و الحرص و الکبر کما اخبرالله (عزوجل) فی قصه قارون فی قوله: (ولاتبغ الفساد فی الارض، ان الله لایحب المفسدین) و کانت هذه الخصال من صنع قارون و اعتقاده و اصلها من حب الدنیا و جمعها و متابعه النفس و هواها و اقامه شهوات‌ها و حب المحمده و مرافقه الشیطان و اتباع خطواته و کل ذالک یجتمع تحت الغفله عن الله و نسیان مننه))<ref>سفینه البحار، ج ۷, ص ۷۶</ref>
زبان صداقت, تنها زبان موثر در اصلاح انديشه ها, عواطف, عادات و رفتار و مواضع انسان هاست. اصولا مكالمه دروغ پردازان با يكديگر درهركجا و به هر زبان و به هر ميزان كه باشد, مكالمه كسانى است كه زبان همديگر را نمى فهمند و نمى خواهند حرف يكديگر را درك كنند. گفتگوى دروغ گويان جهان با يكديگر ((ديالوگ)) نيست. ((مونولوگ)) است. انتقال مفاهيم نيست, انتقال امواج بى محتواست. كلام دروغ گويان با همديگر در هر سطح, چه سطح جهانى و چه سطح ملى, تلاشى براى فريب و گمراه سازى متقابل است و سكوت هزاران بار بر دروغ گويى شرافت دارد و ناشنوايى از شنيدن دروغ مفيدتر است.
+
بزرگ‌ترین فساد آن است که انسان به [[غفلت از خدا]] راضی شود و این غفلت از آرزوهای طولانی و آزمندی و خود بزرگ بینی پدید می‌آید. همچنان که خداوند در قصه هارون خبر داده است:{{سخ}}
اصولا, انسان ها نسبت به هم سه گونه رابطه ممكن است برقرار كنند:
+
(و لا تبغ الفساد فی الارض، ان الله لایحب المفسدین).{{سخ}}
۱ ـ مكالمه صادقانه و تبادل راستين اطلاعات.
+
این خصلت‌ها ((آرزوهای دور و دراز)), ((آزمندی)) و ((تکبر)) از اخلاق و اندیشه قارون است که ریشه اش دنیاگرایی و گردآوری امور دنیوی و پیروی ازنفس و هوس‌ها و تداوم لذت پرستی و شهرت طلبی و همراهی با شیطان و پیروی از خطمشی او و گام‌های اوست. همه این امور در [[غفلت از خدا]] و فراموشی نعمت‌های او گردمیآید.{{سخ}}
۲ ـ سكوت و قطع رابطه كلامى.
+
ریشه فساد در تحلیل روان شناسان راستین، ترویج دنیا گرائی و رفاه طلبی و تشریفات و حاکمیت پول و سرمایه بر فرهنگ و ایمان و ارزش هاست. فراموشی خدا و آخرت توسط برنامه ریزان و سیاست گذاران و مجریان ((ام الفساد)) درونی است که به حاکمیت ((طاغوت‌ها)), سلطه فرعون‌ها و غارت گری قارون‌ها می‌انجامد. بزرگ‌ترین فساد حاکمیت طاغوت‌ها بر زندگی بشریت است. خدا ولی مومنان است که آنان را از ظلمت به سوی نور رهبری می‌کند و کافران گرفتار جاکمیت و ولایت طاغوت‌ها می‌شوند و آنان را از نور به سوی ظلمت برون می‌برند.{{سخ}}
۳ ـ مكالمه دروغآميز و تبادل آدرس عوضى.
+
محمدبن مسلم از حضرت باقرالعلوم (ع) نقل می‌کند که دربارهٔ آیه شریفه ۴۱ سوره روم (ظهرالفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس), فرمود: به خدا قسم این نکته وقتی شکل گرفت که انصار گفتند، از ما یک امیرباشد و از شما یک امیر.<ref>بقره آیه ۲۵۷</ref>
بدون ترديد, تعاون در استقرار صلح و عدالت در جهان تنها با مكالمه صادقانه امكان پذير است. و دو گزينه ديگر ((سكوت)) و ((مكالمه دروغآميز)) هيچ كدام به سود انسان نيست ولى در مقايسه آن دو گزينه باهم ((قطع روابط كلامى)) هزاران بار بر تبادل خبر و گزارش و اطلاعات دروغين شرف دارد. معيار موفقيت و ميزان تمدن انسان ها, به ميزان صداقت و راستگويى آنان محاسبه مى شود. حجم واژه ها و تصاوير ارسالى و دريافتى و تيراژ عناوين مطبوعات مشكلى از بشريت حل نمى كند. ميزان صداقت و راستگويى روزنامه ها و نشريات و رسانه ها است كه بايد به عنوان شاخص تمدن و تبادل انديشه و آرمان وآگاهى و اطلاع محسوب مى گردد. يك شبكه و روزنامه و يا پايگاه اطلاع رسانى و خبرنگار راستگو و صادق نگار بر يك ميليون شبكه و روزنامه و پايگاه دروغ پردازى شرف دارد. دروغ پراكنى در كار آگاهى بخشى و اطلاع رسانى سم مهلك جامعه هاست كه هرگز به بهانه آزادى انديشه و قلم قابل توجيه نيست بلكه بايد نشريات دروغگو, امتياز منفى بگيرند و به عنوان شاخص هاى خيانت به آگاهى وقدرت تصميم گيرى درست بشريت معرفى شوند. ((وزارت فرهنگ و ارشاد مهاجرانى)) با صدور مجوز و حمايت و پرداخت سوبسيد به نشريات دروغ پرداز به كشور و ملت خدمت نمى كند بلكه بزرگ ترين خيانت را به افكار ملى و بين المللى كرده است. و به جرم فريب افكار انسان ها بايد پاسخگوى اعمال زشت خويش باشد.
+
روزی که ((ولایت آسمانی)) را زمینی کردیم؛ روزی که عهدالهی را عهد و میثاق و بیعت مردمی و ((فقط مردمی)) دانستیم. روزی که ((میثاق غدیر)) و نصب الهی را به فراموشی سپردیم؛ و به بهانه رإیگیری و انتخابات زمینه [[اجتهاد]] در برابر نص نبوی (ص) و علوی (ع) پدید آمد، بذر فتنه‌ها و فساد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کاشته شد.{{سخ}}
 +
بازگشت از مبانی اندیشه امام خمینی (ره) و ایجاد تردید در ولایت فقیه، ((اصلاحات)) نیست. ارتجاع به عصر جاهلیت پهلوی و [[ارتداد]] سیاسی از نظام اسلامی است. آنچه محافل منافق امروز به نام ((روشنفکری دینی)) مطرح می‌کنند، نه روشنفکری است و نه دینی، آمیزه‌ای از جهل و عقده و آلیاژی از اهداف استکبار جهانی و نفاق داخلی است. درست است که اصلاحات را باید از رإس نظام آغاز کرد، ولی امروز قلب و رإس نظام اسلامی از سلامت کامل برخوردار است. دست علی زمان با توطئه منافقان آسیب دیده است و یار و یاور فهیم و فداکار و پرتلاش به تعداد لازم ندارد. آن‌ها که به اصلاحات می‌اندیشند، باید در برابر مهاجمان به قلب امت و نظام امامت و ولایت فقیه با تمام توان به پاخیزند و دست و بازوی رهبری باشند و قلب و رإس نظام را در برابر سنگ نفاق و تیر و ترکش کفر و شرک و جهل و غفلت پاسداری کنند.{{سخ}}
  
ريشه فساد كجاست؟
+
== اصلاحات فرهنگی ==
ريشه فساد در زندگى فردى, كفر و شرك و عصيان و غفلت از مبدا و معاد است و ريشه فساد در بعد اجتماعى, حاكميت طاغوت و كفر و شرك و سلطه مترفان و مسرفان بر زندگى جامعه است. ((مفسد فى الارض))كسى است كه به جنگ خدا و محاربه با نظام الهى برمى خيزد, ريشه فساد از نظر نظام عقيدتى,كفر و شرك, در نظام مصرف, ((اسراف)) و در مديريت اقتصادى, ((رباخوارى)) و ريشه فساد سياسى, ((حكومت طاغوت)) است.
+
قبله نسل جوان به مدد رسانه‌ها تغییر می‌کند و امروز کفر و نفاق رسانه‌های جمعی را به خدمت گرفته‌اند. قبله‌ای که امام به مردم نشان داد، معبد عشق بود و مرقد معشوق ولی امروز از برکت سفره تساهل! آرمان و آرزوی بسیاری از جوانان و نوجوانان زندگی براساس موازین و روش‌های غربی است و فریب خوردگان و منافقان قبله قلب‌ها را تغییر داده‌اند!{{سخ}}
در انديشه اسلامى, حاكميت حق خداست نه حق اين جناح است و نه حق آن جناح; نه اكثريت و نه اقليت. هرگروهى كه خدا را بشناسد, حق حاكميت خدا را باور داشته باشد, قانون خدا را بفهمد و خود را وقف اجراى حق حاكميت خدا كند, حكومتش مشروع و مفيد و مردمى و الهى است. آن ها كه خدا و دين و پيامبران و فقه و حاكميت فقه و كارشناسان قانون خدا را باور ندارند, نمى توانند هرگز پايه گذار اصلاحات وتداوم بخش آن باشند, اينان چه در قيافه كفر و شرك بى نقاب جهانى و چه در چهره نفاق و با ادعاى اسلام و ((روشنفكرى دينى)), بيش از آنچه كارها را سامان بخشند و اصلاحات پديد آورند, در فساد و تباهى نيروها و امكانات و استعدادها مى كوشند. گرچه ادعاى اصلاح طلبى دارند.(الا انهم هم المفسدون و لكن لايشعرون)
+
به خادمان حرمین شریفین، اعلام می‌کنم، که یاران خمینی (ره) قبله را از مسجدالحرام به قم یا جای دیگر منتقل نکرده‌اند، ارتش تبلیغاتی استکبار و رسانه‌های قارون‌های بین المللی نسل جوان دنیای اسلام را پشت به کعبه به هزار سمت و سو به صف نشانده‌اند؛ و آنان را به انواع ((موزیک)) و ((ورزش)) و ((شطرنج)) سرگرم ساخته‌اند. نقطه آغاز اصلاح آن است که جهت گیری فرهنگی جامعه اصلاح شود. منادی مذاکره مستقیم با آمریکا، از کرسی فرهنگ و ارشاد اسلامی پایین کشیده شود و یاد خدا و ذکرخدا جانشین اندیشه ((مذاکره با شیطان)) بزرگ شود.{{سخ}}
 +
اصلاح اعتقادی، حرف اول است و استقرار تفکر توحیدی به جای اندیشه‌های شرک آلود ریشه هرگونه اصلاحات است. سردمداران ((فساد فرهنگی)) باید دوباره به اسلام ناب برگردند و شعار ((قولوا لااله الا الله تفلحوا)) را بیاموزند و یا بسان مغزهایی که خیلی برای آنان دل می‌سوزانند، عازم فرنگ شوند و دست از سر و قلب نسل جوان بردارند. اصلاح جهان بینی، اصلاح تفکر فرهنگی، اصلاح انسان شناسی و جامعه شناسی، اصلاح بینش ها، اصلاح نگاه ها، اصلاح دل‌ها و دیده‌ها از مهم‌ترین اصلاحات لازم برای بسیاری از تحصیل کردگان دنیای اسلام است.{{سخ}}
 +
بسیاری را عقل در زنجیر است و هوا و هوس امیر. قبل از آزادی دست و زبان آنها، باید به آزادی عقل‌ها و قلب آنان بیاندیشیم. برای اصلاح اندیشه‌ها و ((عقل‌ها)) و ((قلب‌ها)) [[ایمان به خدا]] و قیامت ضرورت دارد.{{سخ}}
 +
برای اصلاح رفتار و اعمال افراد، راهی بهتر از توسعه ایمان و [[تقوا]] وجود ندارد. در محیط حاکمیت شرک و کفر، امکان زندگی اسلامی نیست. یا باید در دیار شرک، توحید را حاکم کرد و یا از آن محیط به دارالاسلام [[هجرت]] نمود.{{سخ}}
 +
اصلاحات نبوی (ص) و علوی (ع) با ایمان آغاز می‌شود. با [[تقوا]] ((تحکیم)) می‌گردد، باهجرت ((مصونیت)) می‌یابد و با ولایت ((تداوم)) می‌گیرد.{{سخ}}
 +
((امر به معروف)) سیستم [[دفاع]] فرهنگی برای واکسینه کردن کل اعضای جامعه اسلامی در برابر ((ویروس فساد)) است. ((نهی از منکر)) چتر مصونیت بخش مسلمانان در برابر جریان نفاق و جهل و فریب است؛ و ((جهاد)) نظام دفاعی مسلمانان در برابر کفار خارجی و توطئه‌های داخلی است. اصلاحات دراندیشه قرآنی حرکتی روشن، مداوم و ضروری و ((تعریف شده)) است و فتنه فرهنگی و اصلاحات آمریکایی نمی‌تواند در جامعه اسلامی به نام اصلاحات جا باز کند. ارکان اصلاحات در جامعه اسلامی عبارت است از برنامه ریزی و سیاست گذاری و تلاش و همکاری در راه گسترش و توسعه ((ایمان)), ((تقوا)), ((هجرت)), ((ولایت)) و ((اخوت اسلامی)), گسترش ((معروف)) و ((پیکار با منکر)) و تقویت روح ((جهاد)) و نبرد با کفر و استکبار و تقویت ((فرهنگ شهادت)) در میان امت اسلامی و هرگونه اصلاحات بیرون از معیارهای مکتبی ((افساد)) و به صلاح شیاطین پیدا و پنهان داخلی و خارجی است.{{سخ}}
 +
با اندیشه‌های فاسد، قوانین فساد آفرین، مجریان فاسد و اعمال و رفتار فسادانگیز هرگز نمی‌توان خود و جامعه را اصلاح کرد.{{سخ}}
 +
امام علی (ع) می‌فرماید: ((من نصب نفسه للناس اماما فعلیه ان یبدإ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره و لیکن تإدیبه بسیرته قبل تإدیبه بلسانه و معلم نفسه و مودبها احق بالاجلال من معلم الناس و مودبهم))<ref>کافی، ج ۸, ص ۵۸</ref>
 +
هرکس خویش را پیشوای مردم قرار دهد، باید قبل از دیگران به آموزش خود پردازد و قبل از تربیت زبانی، با رفتار خود دیگران را تربیت کند و معلم و مربی خویش، از معلم و مربی دیگران به احترام و بزرگداشت شایسته تر است.{{سخ}}
  
حكومت قارونى, ريشه فساد
+
== اصلاحات را از کدام نهاد باید آغاز کرد؟ ==
امام صادق(ع) عميق ترين تحليل را درباره بزرگ ترين فساد و ريشه هاى فساد ارائه مى دهد, حضرت مى فرمايد: ((اعظم الفساد, ان يرضى العبد بالغفله عن الله و هذاالفساد يتولد من طول الامل و الحرص و الكبر كما اخبرالله (عزوجل) فى قصه قارون فى قوله: (ولاتبغ الفساد فى الارض, ان الله لايحب المفسدين) و كانت هذه الخصال من صنع قارون و اعتقاده و اصلها من حب الدنيا و جمعها و متابعه النفس و هواها و اقامه شهوات ها و حب المحمده و مرافقه الشيطان و اتباع خطواته و كل ذالك يجتمع تحت الغفله عن الله و نسيان مننه.))(۳)
+
عالمان و حاکمان مهم‌ترین اثر را در جهت بخشی و تعیین قبله فرهنگی دارند، صاحبان نفوذ معنوی و مادی اگر صالح باشند و به وظایف خویش عمل کنند، امت را از فساد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی رهایی می‌بخشند و اگر خدای نکرده، دنیا قبله فرهنگی حاکمان و عالمان شود، امید اصلاح هم از جامعه رخت بر می‌بندد. در حدیث شریف نبوی (ص) می‌خوانیم:{{سخ}}
بزرگ ترين فساد آن است كه انسان به غفلت از خدا راضى شود و اين غفلت از آرزوهاى طولانى و آزمندى و خود بزرگ بينى پديد مىآيد. همچنان كه خداوند در قصه هارون خبر داده است:
+
((صنفان من امتی اذا صلحا صلح الناس و اذا فسدا فسدالناس العلمإ والامرإ))<ref>نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت ۷۰</ref>
(و لا تبغ الفساد فى الارض, ان الله لايحب المفسدين).
+
دو گروه‌اند از امت من که اگر صالح باشند مردم صالح می‌شوند و اگر فاسد شوند، مردم گرفتار فساد و تباهی می‌شوند؛ عالمان و دانشمندان و زمامداران و کارگزاران.{{سخ}}
اين خصلت ها ((آرزوهاى دور و دراز)), ((آزمندى)) و ((تكبر)) از اخلاق و انديشه قارون است كه ريشه اش دنياگرايى و گردآورى امور دنيوى و پيروى ازنفس و هوس ها و تداوم لذت پرستى و شهرت طلبى و همراهى با شيطان و پيروى از خطمشى او و گام هاى اوست. همه اين امور در غفلت از خدا و فراموشى نعمت هاى او گردمىآيد.
+
امروزه اصلاحات باید از نظام تعلیم و تربیت در حوزه و دانشگاه آغاز شود و از زمامداران فکر و فرهنگ جامعه؛ از حوزه که هدایت تربیت معنوی مردم را در دست دارد و از مدارس و دانشگاه‌ها که منابع ثروت و قدرت و رسانه‌ها را در اختیار دارند. والسلام
ريشه فساد در تحليل روان شناسان راستين, ترويج دنيا گرائى و رفاه طلبى و تشريفات و حاكميت پول و سرمايه بر فرهنگ و ايمان و ارزش هاست. فراموشى خدا و آخرت توسط برنامه ريزان و سياست گذاران و مجريان ((ام الفساد)) درونى است كه به حاكميت ((طاغوت ها)), سلطه فرعون ها و غارت گرى قارون ها مى انجامد.بزرگ ترين فساد حاكميت طاغوت ها بر زندگى بشريت است. خدا ولى مومنان است كه آنان را از ظلمت به سوى نور رهبرى مى كند و كافران گرفتار جاكميت و ولايت طاغوت ها مى شوند و آنان را از نور به سوى ظلمت برون مى برند.
+
محمدبن مسلم از حضرت باقرالعلوم(ع) نقل مى كند كه درباره آيه شريفه ۴۱ سوره روم (ظهرالفساد فى البر و البحر بما كسبت ايدى الناس), فرمود: به خدا قسم اين نكته وقتى شكل گرفت كه انصار گفتند, از ما يك اميرباشد و از شما يك امير.(۴)
+
روزى كه ((ولايت آسمانى)) را زمينى كرديم; روزى كه عهدالهى را عهد و ميثاق و بيعت مردمى و ((فقط مردمى)) دانستيم. روزى كه ((ميثاق غدير)) و نصب الهى را به فراموشى سپرديم. و به بهانه رإىگيرى و انتخابات زمينه اجتهاد در برابر نص نبوى(ص) و علوى(ع) پديد آمد, بذر فتنه ها و فساد سياسى, فرهنگى و اقتصادى كاشته شد.
+
بازگشت از مبانى انديشه امام خمينى(ره) و ايجاد ترديد در ولايت فقيه, ((اصلاحات)) نيست. ارتجاع به عصر جاهليت پهلوى و ارتداد سياسى از نظام اسلامى است. آنچه محافل منافق امروز به نام ((روشنفكرى دينى)) مطرح مى كنند, نه روشنفكرى است و نه دينى, آميزه اى از جهل و عقده و آلياژى از اهداف استكبار جهانى و نفاق داخلى است. درست است كه اصلاحات را بايد از رإس نظام آغاز كرد, ولى امروز قلب و رإس نظام اسلامى از سلامت كامل برخوردار است. دست على زمان با توطئه منافقان آسيب ديده است و يار و ياور فهيم و فداكار و پرتلاش به تعداد لازم ندارد. آن ها كه به اصلاحات مى انديشند, بايد در برابر مهاجمان به قلب امت و نظام امامت و ولايت فقيه با تمام توان به پاخيزند و دست و بازوى رهبرى باشند و قلب و رإس نظام را در برابر سنگ نفاق و تير و تركش كفر و شرك و جهل و غفلت پاسدارى كنند.
+
  
اصلاحات فرهنگى
+
== پانویس ==
قبله نسل جوان به مدد رسانه ها تغيير مى كند و امروز كفر و نفاق رسانه هاى جمعى را به خدمت گرفته اند. قبله اى كه امام به مردم نشان داد, معبد عشق بود و مرقد معشوق ولى امروز از بركت سفره تساهل! آرمان و آرزوى بسيارى از جوانان و نوجوانان زندگى براساس موازين و روش هاى غربى است و فريب خوردگان و منافقان قبله قلب ها را تغيير داده اند!
+
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
به خادمان حرمين شريفين, اعلام مى كنم, كه ياران خمينى(ره) قبله را از مسجدالحرام به قم يا جاى ديگر منتقل نكرده اند, ارتش تبليغاتى استكبار و رسانه هاى قارون هاى بين المللى نسل جوان دنياى اسلام را پشت به كعبه به هزار سمت و سو به صف نشانده اند. و آنان را به انواع ((موزيك)) و ((ورزش)) و ((شطرنج)) سرگرم ساخته اند. نقطه آغاز اصلاح آن است كه جهت گيرى فرهنگى جامعه اصلاح شود. منادى مذاكره مستقيم با آمريكا, از كرسى فرهنگ و ارشاد اسلامى پايين كشيده شود و ياد خدا و ذكرخدا جانشين انديشه ((مذاكره با شيطان)) بزرگ شود.
+
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4752/38551/%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85 پایگاه اطلاع رسانی حوزه]- تاریخ برداشت :فرهنگ کوثر - مهر ۱۳۷۹، شماره 43 - </span></div>
اصلاح اعتقادى, حرف اول است و استقرار تفكر توحيدى به جاى انديشه هاى شرك آلود ريشه هرگونه اصلاحات است. سردمداران ((فساد فرهنگى)) بايد دوباره به اسلام ناب برگردند و شعار ((قولوا لااله الا الله تفلحوا)) را بياموزند و يا بسان مغزهايى كه خيلى براى آنان دل مى سوزانند, عازم فرنگ شوند و دست از سر و قلب نسل جوان بردارند. اصلاح جهان بينى, اصلاح تفكر فرهنگى, اصلاح انسان شناسى و جامعه شناسى, اصلاح بينش ها, اصلاح نگاه ها, اصلاح دل ها و ديده ها از مهم ترين اصلاحات لازم براى بسيارى از تحصيل كردگان دنياى اسلام است.
+
بسيارى را عقل در زنجير است و هوا و هوس امير. قبل از آزادى دست و زبان آنها, بايد به آزادى عقل ها و قلب آنان بيانديشيم. براى اصلاح انديشه ها و ((عقل ها)) و ((قلب ها)) ايمان به خدا و قيامت ضرورت دارد.
+
براى اصلاح رفتار و اعمال افراد, راهى بهتر از توسعه ايمان و تقوا وجود ندارد. در محيط حاكميت شرك و كفر, امكان زندگى اسلامى نيست. يا بايد در ديار شرك, توحيد را حاكم كرد و يا از آن محيط به دارالاسلام هجرت نمود.
+
اصلاحات نبوى(ص) و علوى(ع) با ايمان آغاز مى شود. با تقوا ((تحكيم)) مى گردد, باهجرت ((مصونيت)) مى يابد و با ولايت ((تداوم)) مى گيرد.
+
((امر به معروف)) سيستم دفاع فرهنگى براى واكسينه كردن كل اعضاى جامعه اسلامى در برابر ((ويروس فساد)) است. ((نهى از منكر)) چتر مصونيت بخش مسلمانان در برابر جريان نفاق و جهل و فريب است. و ((جهاد)) نظام دفاعى مسلمانان در برابر كفار خارجى و توطئه هاى داخلى است. اصلاحات درانديشه قرآنى حركتى روشن, مداوم و ضرورى و ((تعريف شده)) است و فتنه فرهنگى و اصلاحات آمريكايى نمى تواند در جامعه اسلامى به نام اصلاحات جا باز كند. اركان اصلاحات در جامعه اسلامى عبارت است از برنامه ريزى و سياست گذارى و تلاش و همكارى در راه گسترش و توسعه ((ايمان)), ((تقوا)), ((هجرت)), ((ولايت)) و ((اخوت اسلامى)), گسترش ((معروف)) و ((پيكار با منكر)) و تقويت روح ((جهاد)) و نبرد با كفر و استكبار و تقويت ((فرهنگ شهادت)) در ميان امت اسلامى و هرگونه اصلاحات بيرون از معيارهاى مكتبى ((افساد)) و به صلاح شياطين پيدا و پنهان داخلى و خارجى است.
+
با انديشه هاى فاسد, قوانين فساد آفرين, مجريان فاسد و اعمال و رفتار فسادانگيز هرگز نمى توان خود و جامعه را اصلاح كرد.
+
امام على(ع) مى فرمايد: ((من نصب نفسه للناس اماما فعليه ان يبدإ بتعليم نفسه قبل تعليم غيره و ليكن تإديبه بسيرته قبل تإديبه بلسانه و معلم نفسه و مودبها احق بالاجلال من معلم الناس و مودبهم.))(۵)
+
هركس خويش را پيشواى مردم قرار دهد, بايد قبل از ديگران به آموزش خود پردازد و قبل از تربيت زبانى, با رفتار خود ديگران را تربيت كند و معلم و مربى خويش, از معلم و مربى ديگران به احترام و بزرگداشت شايسته تر است.
+
  
اصلاحات را از كدام نهاد بايد آغاز كرد؟
+
[[رده:مقالات]]
عالمان و حاكمان مهم ترين اثر را در جهت بخشى و تعيين قبله فرهنگى دارند, صاحبان نفوذ معنوى و مادى اگر صالح باشند و به وظايف خويش عمل كنند, امت را از فساد سياسى و اقتصادى و فرهنگى رهايى مى بخشند و اگر خداى نكرده, دنيا قبله فرهنگى حاكمان و عالمان شود, اميد اصلاح هم از جامعه رخت بر مى بندد. در حديث شريف نبوى(ص) مى خوانيم:
+
((صنفان من امتى اذا صلحا صلح الناس و اذا فسدا فسدالناس العلمإ والامرإ))(۶)
+
دو گروه اند از امت من كه اگر صالح باشند مردم صالح مى شوند و اگر فاسد شوند, مردم گرفتار فساد و تباهى مى شوند; عالمان و دانشمندان و زمامداران و كارگزاران.
+
امروزه اصلاحات بايد از نظام تعليم و تربيت در حوزه و دانشگاه آغاز شود و از زمامداران فكر و فرهنگ جامعه; از حوزه كه هدايت تربيت معنوى مردم را در دست دارد و از مدارس و دانشگاه ها كه منابع ثروت و قدرت و رسانه ها را در اختيار دارند. والسلام
+
 
+
پى نوشتها:
+
۱ ـ انه ليغان على قلبى و انى لاستغفرالله فى اليوم مإه مره
+
۲ ـ الامام الباقر(ع) فى قوله و ((منهم من لايومن به)) فهم اعدإ محمد و آل محمد بعده و ربك اعلم بالمفسدين و الفساد المعصيه لله و لرسوله.))
+
تفسير على بن ابراهيم قمى, ج ۱, ص ۳۱۲.
+
۳ ـ سفينه البحار, ج ۷, ص ۷۶.
+
۴ ـ بقره آيه ۲۵۷.
+
۵ ـ كافى, ج ۸, ص ۵۸.
+
۶ ـ نهج البلاغه فيض الاسلام, حكمت ۷۰.
+
 
+
 
+
منبع:
+
ماهنامه كوثر ـ شماره ۴۳ ـ مهــــر ۷۹
+

نسخهٔ ‏۱۵ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۵۲

اصلاحات را از کجا آغاز کنیم؟

نویسنده: محمود مهدی پور

مقدمه

((اصلاحات)) از نیازهای مداوم و ثابت زندگی فرد وجامعه است. انسان موجودی پویا و در حال ((شدن)) است. ((شدنی)) که به تکامل و پیشرفت و سعادت منتهی می‌گردد. یا ((شدنی)) که به فرسودگی، اضمحلال، پاشیدن و نابودی پایان می‌پذیرد. او همیشه بین دو قطب سعادت و شقاوت و بهشت و جهنم در نوسان است. دگرگونی‌ها هم در جسم ا نسانها راه می‌یابد، هم در روح و قلب انسان‌ها. هم عقل و قلب و ادراک و عواطف انسان‌ها تحول می‌پذیرد و هم پیکر انسان و سلول‌های بدن او درحال فرسایش و جایگزینی و تغییر و اصلاح است.
حوزه اصلاحات را می‌توان در دو بخش مهم:
۱ ـ اصلاحات در قلمرو افراد.
۲ ـ اصلاحات در قلمرو جامعه.
مورد تإمل و بررسی قرار داد.
اندیشه ها، عادات و اخلاق و رفتار انسان مدام باید اصلاح گردد. همان گونه که ابزارها و شیوه‌های زندگی و نظام تولید و توزیع و مصرف تغییر می‌کند. ابزار و لوازم زندگی انسان هر روز دگرگون می‌شود. عادات و رفتار و آداب زندگی انسان هم با این تحولات باید متناسب و هماهنگ شود. نهادها، روش‌ها و قوانین زندگی اجتماعی هم باید با اهداف و موازین مکتبی ارزیابی و اصلاح شود. وقتی از اصلاحات سخن می‌گوییم، به وجود عیب و نقص و مشکل و آفت در زندگی فردی و گروهی و ساختار اجتماعی و مقررات و سازوکار اداره جامعه اعتراف کرده‌ایم. ضرورت اصلاحات در جریان ((خودسازی)) و ((جامعه سازی)) از روشن‌ترین اندیشه‌های اسلامی است.

اصلاحات، فلسفه استغفار و انتظار

از نظر اجتماعی، اصلاحات فلسفه انتظار است و از دیدگاه فردی، فلسفه استغفار. در فرهنگ قرآنی ماانسان خواه ناخواه و آگاهانه و ناخودآگاه، گرفتار اشتباه، لغزش، انحراف، قصور، و تقصیر، جرم و گناه می‌شود؛ و این اشتباهات باید اصلاح شود. لغزش ها، جبران گردد. گناهان با آب توبه شستشو شود؛ و در برخی روایات آمده است که پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود: ((من روزی صد بار استغفار می‌کنم))[۱]

معیار اصلاحات

جامعه‌ای که معیار و میزان دارد، هدف و قبله مشخص دارد، قطب نما و قبله نما دارد.
می‌تواند درستی و نادرستی حرکت خویش را بشناسد و بر حرکت و سرعت و جهت خویش مراقبت نماید؛ و با ((یاد خدا)) و توجه به قبله و حرکت در ((صراط مستقیم)) همیشه از انحراف پیشگیری کند و خود را با ترازوی آرمان‌های نهایی و اهداف الهی هماهنگ و همراه سازد.
اما تفکری که معیارها و میزان تشخیص حق و باطل را درهم شکسته است، قبله نماها و قطب نماها را هم نسبی می‌داند، معیاری جز هوس‌ها برای اصلاحات ندارد. همچنین آن‌ها که مجذوب مغناطیس پول و قدرت و شهوت شده‌اند، چگونه می‌توانند راه اصلاحات را نشان دهند؟ زاویه انحراف را تعیین کنند و به اصلاحات سمت و سو بخشند.
هر تغییر و تحول و ((نوگرایی)) در زندگی انسان ((اصلاحات)) نیست. حرکت گاهی تکاملی و پیشرفت است و گاهی حرکت ارتجاعی و عقبگرد محسوب می‌شود؛ و زمانی حرکت به راست و چپ و دورشدن از صراط مستقیم است. برای آن که بدانیم نوگرایی اصلاحات است یا افساد، به میزان نیاز داریم. تفکری که همه صراطها را مستقیم می‌بیند معیاری برای اصلاحات در دست ندارد. تفکری که همه قرائت‌ها را معتبر می‌داند و حق و باطل را نسبی معرفی می‌کند، با کدام معیار و میزان می‌خواهد اصلاحات را ساماندهی کند؟
تشخیص اصلاح و افساد با کدام میزان، محور اصلی گفتمان امروز جامعه است.
قرآن معیار اصلاح و افساد را درهماهنگی انسان با فرمان خدا و پیامبر می‌داند.[۲]و شریعت را جاده تکامل بشریت می‌شناسد. کسانی که خواهان اصلاحات راستین در زندگی فرد وجامعه‌اند، باید قبل از هرگونه توسعه فرهنگی و سیاسی و اقتصادی، فرمان خدا رابشناسند و قرآن پژوهی و ((عترت شناسی)) و دین شناسی را عمومی کنند تا همه بتوانند بر کار خویش نظارت وخود را با قرآن و حدیث میزان کنند.
اصلاحات، تخریب ترازوی دقیق ((فقه)) و خنثی کردن ترمز ((تقوا)) و شکستن فرمان ((ولایت فقیه)) نیست. اصلاحات راستین شکستن غرور علمی، و قربانی کردن هوس‌های غریزی و پذیرفتن فرمان رهبراسلام شناس و عادل در زندگی اجتماعی است. ((خود شکن، آیینه شکستن خطا است))

اصلاحات جهانی و گفتگوی تمدن‌ها

اصلاحات جهانی با ((گفتگوی تمدن‌ها)) شکل نمی‌گیرد، با صداقت در گفتگوی انسان ها، محقق می‌شود. آنچه انسان‌ها رابه یکدیگر نزدیک می‌سازد، راستگویی و صداقت است نه امواج صوتی و تصویری که در جامعه بشری پخش می‌شود. صداقت در گفتگوها، پیش شرط موفقیت هرگونه اصلاحات در قلمرو سیاست و اقتصاد و فرهنگ جهانی است. ((مذاکرات دروغ گویان)) جز ((اتلاف وقت)) و ((انرژی)) و ((امکانات)) و ((نیروی انسانی)) ارمغانی ندارد.
زبان صداقت، تنها زبان موثر در اصلاح اندیشه ها، عواطف، عادات و رفتار و مواضع انسان هاست. اصولا مکالمه دروغ پردازان با یکدیگر درهرکجا و به هر زبان و به هر میزان که باشد، مکالمه کسانی است که زبان همدیگر را نمی‌فهمند و نمی‌خواهند حرف یکدیگر را درک کنند. گفتگوی دروغ گویان جهان با یکدیگر ((دیالوگ)) نیست. ((مونولوگ)) است. انتقال مفاهیم نیست، انتقال امواج بی محتواست. کلام دروغ گویان با همدیگر در هر سطح، چه سطح جهانی و چه سطح ملی، تلاشی برای فریب و گمراه سازی متقابل است و سکوت هزاران بار بر دروغ گویی شرافت دارد و ناشنوایی از شنیدن دروغ مفیدتر است.
اصولا، انسان‌ها نسبت به هم سه گونه رابطه ممکن است برقرار کنند:
۱ ـ مکالمه صادقانه و تبادل راستین اطلاعات.
۲ ـ سکوت و قطع رابطه کلامی.
۳ ـ مکالمه دروغآمیز و تبادل آدرس عوضی.
بدون تردید، تعاون در استقرار صلح و عدالت در جهان تنها با مکالمه صادقانه امکان پذیر است؛ و دو گزینه دیگر ((سکوت)) و ((مکالمه دروغآمیز)) هیچ کدام به سود انسان نیست ولی در مقایسه آن دو گزینه باهم ((قطع روابط کلامی)) هزاران بار بر تبادل خبر و گزارش و اطلاعات دروغین شرف دارد. معیار موفقیت و میزان تمدن انسان ها، به میزان صداقت و راستگویی آنان محاسبه می‌شود. حجم واژه‌ها و تصاویر ارسالی و دریافتی و تیراژ عناوین مطبوعات مشکلی از بشریت حل نمی‌کند. میزان صداقت و راستگویی روزنامه‌ها و نشریات و رسانه‌ها است که باید به عنوان شاخص تمدن و تبادل اندیشه و آرمان وآگاهی و اطلاع محسوب می‌گردد. یک شبکه و روزنامه و یا پایگاه اطلاع رسانی و خبرنگار راستگو و صادق نگار بر یک میلیون شبکه و روزنامه و پایگاه دروغ پردازی شرف دارد. دروغ پراکنی در کار آگاهی بخشی و اطلاع رسانی سم مهلک جامعه هاست که هرگز به بهانه آزادی اندیشه و قلم قابل توجیه نیست بلکه باید نشریات دروغگو، امتیاز منفی بگیرند و به عنوان شاخص‌های خیانت به آگاهی وقدرت تصمیم گیری درست بشریت معرفی شوند. ((وزارت فرهنگ و ارشاد مهاجرانی)) با صدور مجوز و حمایت و پرداخت سوبسید به نشریات دروغ پرداز به کشور و ملت خدمت نمی‌کند بلکه بزرگ‌ترین خیانت را به افکار ملی و بین المللی کرده است؛ و به جرم فریب افکار انسان‌ها باید پاسخگوی اعمال زشت خویش باشد.

ریشه فساد کجاست؟

ریشه فساد در زندگی فردی، کفر و شرک و عصیان و غفلت از مبدا و معاد است و ریشه فساد در بعد اجتماعی، حاکمیت طاغوت و کفر و شرک و سلطه مترفان و مسرفان بر زندگی جامعه است. ((مفسد فی الارض))کسی است که به جنگ خدا و محاربه با نظام الهی برمی خیزد، ریشه فساد از نظر نظام عقیدتی، کفر و شرک، در نظام مصرف، ((اسراف)) و در مدیریت اقتصادی، ((رباخواری)) و ریشه فساد سیاسی، ((حکومت طاغوت)) است.
در اندیشه اسلامی، حاکمیت حق خداست نه حق این جناح است و نه حق آن جناح؛ نه اکثریت و نه اقلیت. هرگروهی که خدا را بشناسد، حق حاکمیت خدا را باور داشته باشد، قانون خدا را بفهمد و خود را وقف اجرای حق حاکمیت خدا کند، حکومتش مشروع و مفید و مردمی و الهی است. آن‌ها که خدا و دین و پیامبران و فقه و حاکمیت فقه و کارشناسان قانون خدا را باور ندارند، نمی‌توانند هرگز پایه گذار اصلاحات وتداوم بخش آن باشند، اینان چه در قیافه کفر و شرک بی نقاب جهانی و چه در چهره نفاق و با ادعای اسلام و ((روشنفکری دینی)), بیش از آنچه کارها را سامان بخشند و اصلاحات پدید آورند، در فساد و تباهی نیروها و امکانات و استعدادها می‌کوشند. گرچه ادعای اصلاح طلبی دارند. (الا انهم هم المفسدون و لکن لایشعرون)

حکومت قارونی، ریشه فساد

امام صادق (ع) عمیق‌ترین تحلیل را دربارهٔ بزرگ‌ترین فساد و ریشه‌های فساد ارائه می‌دهد، حضرت می‌فرماید: ((اعظم الفساد، ان یرضی العبد بالغفله عن الله و هذاالفساد یتولد من طول الامل و الحرص و الکبر کما اخبرالله (عزوجل) فی قصه قارون فی قوله: (ولاتبغ الفساد فی الارض، ان الله لایحب المفسدین) و کانت هذه الخصال من صنع قارون و اعتقاده و اصلها من حب الدنیا و جمعها و متابعه النفس و هواها و اقامه شهوات‌ها و حب المحمده و مرافقه الشیطان و اتباع خطواته و کل ذالک یجتمع تحت الغفله عن الله و نسیان مننه))[۳] بزرگ‌ترین فساد آن است که انسان به غفلت از خدا راضی شود و این غفلت از آرزوهای طولانی و آزمندی و خود بزرگ بینی پدید می‌آید. همچنان که خداوند در قصه هارون خبر داده است:
(و لا تبغ الفساد فی الارض، ان الله لایحب المفسدین).
این خصلت‌ها ((آرزوهای دور و دراز)), ((آزمندی)) و ((تکبر)) از اخلاق و اندیشه قارون است که ریشه اش دنیاگرایی و گردآوری امور دنیوی و پیروی ازنفس و هوس‌ها و تداوم لذت پرستی و شهرت طلبی و همراهی با شیطان و پیروی از خطمشی او و گام‌های اوست. همه این امور در غفلت از خدا و فراموشی نعمت‌های او گردمیآید.
ریشه فساد در تحلیل روان شناسان راستین، ترویج دنیا گرائی و رفاه طلبی و تشریفات و حاکمیت پول و سرمایه بر فرهنگ و ایمان و ارزش هاست. فراموشی خدا و آخرت توسط برنامه ریزان و سیاست گذاران و مجریان ((ام الفساد)) درونی است که به حاکمیت ((طاغوت‌ها)), سلطه فرعون‌ها و غارت گری قارون‌ها می‌انجامد. بزرگ‌ترین فساد حاکمیت طاغوت‌ها بر زندگی بشریت است. خدا ولی مومنان است که آنان را از ظلمت به سوی نور رهبری می‌کند و کافران گرفتار جاکمیت و ولایت طاغوت‌ها می‌شوند و آنان را از نور به سوی ظلمت برون می‌برند.
محمدبن مسلم از حضرت باقرالعلوم (ع) نقل می‌کند که دربارهٔ آیه شریفه ۴۱ سوره روم (ظهرالفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس), فرمود: به خدا قسم این نکته وقتی شکل گرفت که انصار گفتند، از ما یک امیرباشد و از شما یک امیر.[۴] روزی که ((ولایت آسمانی)) را زمینی کردیم؛ روزی که عهدالهی را عهد و میثاق و بیعت مردمی و ((فقط مردمی)) دانستیم. روزی که ((میثاق غدیر)) و نصب الهی را به فراموشی سپردیم؛ و به بهانه رإیگیری و انتخابات زمینه اجتهاد در برابر نص نبوی (ص) و علوی (ع) پدید آمد، بذر فتنه‌ها و فساد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کاشته شد.
بازگشت از مبانی اندیشه امام خمینی (ره) و ایجاد تردید در ولایت فقیه، ((اصلاحات)) نیست. ارتجاع به عصر جاهلیت پهلوی و ارتداد سیاسی از نظام اسلامی است. آنچه محافل منافق امروز به نام ((روشنفکری دینی)) مطرح می‌کنند، نه روشنفکری است و نه دینی، آمیزه‌ای از جهل و عقده و آلیاژی از اهداف استکبار جهانی و نفاق داخلی است. درست است که اصلاحات را باید از رإس نظام آغاز کرد، ولی امروز قلب و رإس نظام اسلامی از سلامت کامل برخوردار است. دست علی زمان با توطئه منافقان آسیب دیده است و یار و یاور فهیم و فداکار و پرتلاش به تعداد لازم ندارد. آن‌ها که به اصلاحات می‌اندیشند، باید در برابر مهاجمان به قلب امت و نظام امامت و ولایت فقیه با تمام توان به پاخیزند و دست و بازوی رهبری باشند و قلب و رإس نظام را در برابر سنگ نفاق و تیر و ترکش کفر و شرک و جهل و غفلت پاسداری کنند.

اصلاحات فرهنگی

قبله نسل جوان به مدد رسانه‌ها تغییر می‌کند و امروز کفر و نفاق رسانه‌های جمعی را به خدمت گرفته‌اند. قبله‌ای که امام به مردم نشان داد، معبد عشق بود و مرقد معشوق ولی امروز از برکت سفره تساهل! آرمان و آرزوی بسیاری از جوانان و نوجوانان زندگی براساس موازین و روش‌های غربی است و فریب خوردگان و منافقان قبله قلب‌ها را تغییر داده‌اند!
به خادمان حرمین شریفین، اعلام می‌کنم، که یاران خمینی (ره) قبله را از مسجدالحرام به قم یا جای دیگر منتقل نکرده‌اند، ارتش تبلیغاتی استکبار و رسانه‌های قارون‌های بین المللی نسل جوان دنیای اسلام را پشت به کعبه به هزار سمت و سو به صف نشانده‌اند؛ و آنان را به انواع ((موزیک)) و ((ورزش)) و ((شطرنج)) سرگرم ساخته‌اند. نقطه آغاز اصلاح آن است که جهت گیری فرهنگی جامعه اصلاح شود. منادی مذاکره مستقیم با آمریکا، از کرسی فرهنگ و ارشاد اسلامی پایین کشیده شود و یاد خدا و ذکرخدا جانشین اندیشه ((مذاکره با شیطان)) بزرگ شود.
اصلاح اعتقادی، حرف اول است و استقرار تفکر توحیدی به جای اندیشه‌های شرک آلود ریشه هرگونه اصلاحات است. سردمداران ((فساد فرهنگی)) باید دوباره به اسلام ناب برگردند و شعار ((قولوا لااله الا الله تفلحوا)) را بیاموزند و یا بسان مغزهایی که خیلی برای آنان دل می‌سوزانند، عازم فرنگ شوند و دست از سر و قلب نسل جوان بردارند. اصلاح جهان بینی، اصلاح تفکر فرهنگی، اصلاح انسان شناسی و جامعه شناسی، اصلاح بینش ها، اصلاح نگاه ها، اصلاح دل‌ها و دیده‌ها از مهم‌ترین اصلاحات لازم برای بسیاری از تحصیل کردگان دنیای اسلام است.
بسیاری را عقل در زنجیر است و هوا و هوس امیر. قبل از آزادی دست و زبان آنها، باید به آزادی عقل‌ها و قلب آنان بیاندیشیم. برای اصلاح اندیشه‌ها و ((عقل‌ها)) و ((قلب‌ها)) ایمان به خدا و قیامت ضرورت دارد.
برای اصلاح رفتار و اعمال افراد، راهی بهتر از توسعه ایمان و تقوا وجود ندارد. در محیط حاکمیت شرک و کفر، امکان زندگی اسلامی نیست. یا باید در دیار شرک، توحید را حاکم کرد و یا از آن محیط به دارالاسلام هجرت نمود.
اصلاحات نبوی (ص) و علوی (ع) با ایمان آغاز می‌شود. با تقوا ((تحکیم)) می‌گردد، باهجرت ((مصونیت)) می‌یابد و با ولایت ((تداوم)) می‌گیرد.
((امر به معروف)) سیستم دفاع فرهنگی برای واکسینه کردن کل اعضای جامعه اسلامی در برابر ((ویروس فساد)) است. ((نهی از منکر)) چتر مصونیت بخش مسلمانان در برابر جریان نفاق و جهل و فریب است؛ و ((جهاد)) نظام دفاعی مسلمانان در برابر کفار خارجی و توطئه‌های داخلی است. اصلاحات دراندیشه قرآنی حرکتی روشن، مداوم و ضروری و ((تعریف شده)) است و فتنه فرهنگی و اصلاحات آمریکایی نمی‌تواند در جامعه اسلامی به نام اصلاحات جا باز کند. ارکان اصلاحات در جامعه اسلامی عبارت است از برنامه ریزی و سیاست گذاری و تلاش و همکاری در راه گسترش و توسعه ((ایمان)), ((تقوا)), ((هجرت)), ((ولایت)) و ((اخوت اسلامی)), گسترش ((معروف)) و ((پیکار با منکر)) و تقویت روح ((جهاد)) و نبرد با کفر و استکبار و تقویت ((فرهنگ شهادت)) در میان امت اسلامی و هرگونه اصلاحات بیرون از معیارهای مکتبی ((افساد)) و به صلاح شیاطین پیدا و پنهان داخلی و خارجی است.
با اندیشه‌های فاسد، قوانین فساد آفرین، مجریان فاسد و اعمال و رفتار فسادانگیز هرگز نمی‌توان خود و جامعه را اصلاح کرد.
امام علی (ع) می‌فرماید: ((من نصب نفسه للناس اماما فعلیه ان یبدإ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره و لیکن تإدیبه بسیرته قبل تإدیبه بلسانه و معلم نفسه و مودبها احق بالاجلال من معلم الناس و مودبهم))[۵] هرکس خویش را پیشوای مردم قرار دهد، باید قبل از دیگران به آموزش خود پردازد و قبل از تربیت زبانی، با رفتار خود دیگران را تربیت کند و معلم و مربی خویش، از معلم و مربی دیگران به احترام و بزرگداشت شایسته تر است.

اصلاحات را از کدام نهاد باید آغاز کرد؟

عالمان و حاکمان مهم‌ترین اثر را در جهت بخشی و تعیین قبله فرهنگی دارند، صاحبان نفوذ معنوی و مادی اگر صالح باشند و به وظایف خویش عمل کنند، امت را از فساد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی رهایی می‌بخشند و اگر خدای نکرده، دنیا قبله فرهنگی حاکمان و عالمان شود، امید اصلاح هم از جامعه رخت بر می‌بندد. در حدیث شریف نبوی (ص) می‌خوانیم:
((صنفان من امتی اذا صلحا صلح الناس و اذا فسدا فسدالناس العلمإ والامرإ))[۶] دو گروه‌اند از امت من که اگر صالح باشند مردم صالح می‌شوند و اگر فاسد شوند، مردم گرفتار فساد و تباهی می‌شوند؛ عالمان و دانشمندان و زمامداران و کارگزاران.
امروزه اصلاحات باید از نظام تعلیم و تربیت در حوزه و دانشگاه آغاز شود و از زمامداران فکر و فرهنگ جامعه؛ از حوزه که هدایت تربیت معنوی مردم را در دست دارد و از مدارس و دانشگاه‌ها که منابع ثروت و قدرت و رسانه‌ها را در اختیار دارند. والسلام

پانویس

  1. انه لیغان علی قلبی و انی لاستغفرالله فی الیوم مإه مره
  2. الامام الباقر (ع) فی قوله و ((منهم من لایومن به)) فهم اعدإ محمد و آل محمد بعده و ربک اعلم بالمفسدین و الفساد المعصیه لله و لرسوله)) تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ج ۱, ص ۳۱۲
  3. سفینه البحار، ج ۷, ص ۷۶
  4. بقره آیه ۲۵۷
  5. کافی، ج ۸, ص ۵۸
  6. نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت ۷۰
منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه- تاریخ برداشت :فرهنگ کوثر - مهر ۱۳۷۹، شماره 43 -