فرهنگ مصادیق:ازدواج - از ویکیگفتاورد: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «<div class="head1"> ازدواج - از ویکیگفتاورد </div> == آ == • «آنجا که ازدواجی بدون عشق صو...» ایجاد کرد) |
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
||
| سطر ۲: | سطر ۲: | ||
== آ == | == آ == | ||
| − | • «آنجا که ازدواجی بدون عشق صورت گیرد، حتمأ عشقی بدون [[ازدواج]] در آن رخنه خواهد کرد.» < | + | • «آنجا که ازدواجی بدون عشق صورت گیرد، حتمأ عشقی بدون [[ازدواج]] در آن رخنه خواهد کرد.»<ref>بنیامین فرانکلین</ref> <br /> |
| − | + | ||
== الف == | == الف == | ||
| − | + | •«ازدواج ناگزیر بایستی بر هشیاری و آگاهی و فهم و قدرت متقابل صورت گیرد؛ و قدرت در این جا نیز به معنای زور و خشونت نیست. هرگز! چرا که انسان - چه مرد و زن - هنگامی که از شخصیتی قوی و آراسته به عقل و خودآگاهی برخوردار باشد نه تنها برای خود و دیگران منفی، قهرآمیز، جاهلانه و خطرآفرین نخواهد بود بلکه برای طرف مقابل به صورتی مثبت عمل خواهد کرد، و برای مشکلات خویش و دیگران به راه حلهایی دست خواهد یافت. ... در میان مردان نیز عدهای وجود دارند که عقدهٔ سیطره و ستم بر دیگران را دارند. این عقده آنان را به [[ازدواج]] سوق میدهد تا زن را رام نماید؛ و به باری سبک تبدیل کند؛ به گونهای که به هر طریقی که بخواهد او را راه برد. بر او ستم کند... او را چون چارپایانی بی [[دفاع]] سر ببُرد... این را نمیتوان زندگی زناشویی نامید. قرآن میفرماید که با زندگی زناشویی «در میان شما دوستی و مهربانی افکند.» «وجعل بینکم مودّة ورحمة»<ref>روم/۲۱</ref>زندگی زناشویی به معنای آن است که زن و مرد پوشش و پناهی برای یک دیگر گردند: «آنان پیراهن تن شما و شما پیراهن تن آنان آید.» «هنّ لباسٌ لکم و انتم لباسٌ لهنّ»<ref>بقره/۱۸۷</ref> تا بدین ترتیب هر یک به عمق جان، عقل، قلب و حیات یک دیگر راه یابند؛ تا زندگی شان نمود وحدت در عین کثرت... گردد. از این رو زندگیهایی که آکنده از ستم و سرکوب اند زندگیهایی بی معنایند. ستم، خانهای را بر پا نمیدارد؛ و زور زندگی زناشویی را به سمت موفقیت راه نمیبرد...»<ref>محمدحسین فضلالله</ref><br /> <br /> | |
| − | + | •«ازدواج انسان را پیر و خانهنشین میکند، وقتیکه هنوز جوان است.»<ref>ری بردبری</ref><br /> <br /> | |
| − | + | •«ازدواج به مثابه هندوانهاست. گاهی خوب و گاهی بد از آب در میآید.»<ref>ضربالمثل اسپانیایی</ref><br /> <br /> | |
| − | + | •«ازدواج، زودش اشتباه بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است.»<ref>ضربالمثل فرانسوی</ref><br /> <br /> | |
| − | + | •«ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه میکند. زن مجرد خواه محروم مانده از پیوند، خواه طغیان کرده بر آن، و یا حتی بیاعتنا به این نهاد، بر اساس [[ازدواج]] تعریف میشود…<br /> [[ازدواج]] به دو دلیل به زن تحمیل شدهاست: ۱- زن باید کودکانی به جامعه بدهد و ۲- زن وظیفه دارد نیازهای جنسی مرد را برآورد و مراقبت از خانه او را به عهده گیرد.<br /> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
برای هر دو طرف [[ازدواج]] در آن واحد، هم لازم است و هم سودمند، اما در موقعیتهای این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، [[ازدواج]] یگانه وسیلهای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر «روی دست بمانند» از نظر اجتماع تحقیر شدهاند.<br /> | برای هر دو طرف [[ازدواج]] در آن واحد، هم لازم است و هم سودمند، اما در موقعیتهای این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، [[ازدواج]] یگانه وسیلهای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر «روی دست بمانند» از نظر اجتماع تحقیر شدهاند.<br /> | ||
| − | …دختر جوان مطلقاً منفعل است؛ پسرها [[ازدواج]] میکنند، زن میگیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تاکید وجود خود را میجویند نه حق وجود داشتن را. [[ازدواج]] برای آنها نوعی شیوه زندگی است نه سرنوشت.» | + | …دختر جوان مطلقاً منفعل است؛ پسرها [[ازدواج]] میکنند، زن میگیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تاکید وجود خود را میجویند نه حق وجود داشتن را. [[ازدواج]] برای آنها نوعی شیوه زندگی است نه سرنوشت.»<ref>سیمون دوبوار، جنس دوم، فصل پنجم</ref><br /> <br /> |
| − | + | •«ازدواجکردن، نصفکردن حقوق و دو برابرکردن وظایف است.»<ref>آرتور شوپنهاور</ref><br /> <br /> | |
| − | + | •«ازدواج مانند نردبان است؛ هر چه او را بیشتر خم کنید، بهتر میتوانید بالا بروید.»<ref>ضربالمثل لاتین</ref><br /> <br /> | |
| − | + | •«ازدواج مثل شهر محاصرهشدهاست، کسانیکه داخل شهر هستند سعی میکنند از آن خارج، و آنها که خارج هستند کوشش دارند که داخل شوند.»<ref>بنیامین فرانکلین</ref><br /> <br /> | |
| − | + | •«ازدواج وسیلهای است برای فرار از ترس تغییر، [[ازدواج]] وسیلهای است تا پیوند را تثبیت کنی. اما عشق چنان پدیدهای است که به محض تلاش برای تثبیت آن، خواهد مرد. ایستایی در عشق همان و نابودی عشق همان. عشق واقعی تنهایی را به یگانگی مبدل میسازد.»<ref>اوشو</ref><br /> <br /> | |
| − | + | •«ازدواجهای غیرمتناسب مانند پارچههای ابریشمی و پشمی است که سرانجام ابریشم، پشم را قطع خواهد کرد.»<ref>انوره دو بالزاک</ref><br /> <br /> | |
| − | + | •«ازدواج همیشه به عشق پایان دادهاست.»<ref>ناپلئون بوناپارت</ref><br /> <br /> | |
| − | + | •«ازدواج یعنی با چشمان بسته به امید گرفتن یک مارماهی، دست فروبردن در جوالی پر از مار.»<ref>آرتور شوپنهاور</ref><br /> <br /> | |
| − | + | •«امیدوارم در تمام طول زندگی آنچنان همدیگر را دوست داشته باشیم که انگار هرگز [[ازدواج]] نکردهایم»<ref>آرتور شوپنهاور</ref><br /> <br /> | |
| − | + | •«اول [[ازدواج]] کن، عشق خودش به وجود میآید!»<ref>ضربالمثل انگلیسی</ref><br /> <br /> | |
| − | + | •«اگر از تنهایی میترسید هرگز [[ازدواج]] نکنید.»<ref>آنتوان چخوف بدون منبع</ref><br /> <br /> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
== ب == | == ب == | ||
| − | + | •«با مصلحت دیگران [[ازدواج]] کردن، در جهنم زیستن است.»<ref>آرتور شوپنهاور<br /></ref><br /> | |
| − | + | •«برای داشتن یک زندگی آرام و بدون مخمصه، شوهر باید کر و زن باید لال باشد.»<ref>سروانتس</ref><br /> | |
| − | + | •«برخورداری کشیشان از حق [[ازدواج]] که بهوسیله لوتر پایهگذاری شد، از ازدیاد نسل بچههای نامشروع جلوگیری کرد. برعکس در کلیسای کاتولیک، فرزندان نامشروع ترسایان هنوز ننگ حرامزادگی را بهناحق با خود حمل میکنند.»<ref>گریگور براند<br /></ref> <br /> | |
| − | + | •«بعد از یکسال که از مزاوجت زن و مرد گذشت هیچکدام در پی زیبایی صورت یکدیگر نیستند، بلکه هردو توجه به خلق و رفتار یکدیگر دارند.»<ref>ساموئل اسمایلز<br /></ref> <br /> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
== پ == | == پ == | ||
| − | • «پیش از [[ازدواج]] چشمها را خوب باز کنید، بعد از [[ازدواج]] کمی ببندید!» < | + | • «پیش از [[ازدواج]] چشمها را خوب باز کنید، بعد از [[ازدواج]] کمی ببندید!»<ref>بنیامین فرانکلین<br /></ref><br /> |
| − | + | ||
== ت == | == ت == | ||
| − | • «تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب انتخاب کنید!» < | + | • «تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب انتخاب کنید!»<ref>ضربالمثل چینی<br /></ref> <br /> |
| − | + | • «تا وقتی که مرد عروسی نکرده او را غیرکامل میخوانند بنابراین معلوم میشود پس از [[ازدواج]] کار مرد تمام است!»<ref>بوب هوپ بدون منبع<br /></ref> <br /> | |
| − | + | ||
| − | • «تا وقتی که مرد عروسی نکرده او را غیرکامل میخوانند بنابراین معلوم میشود پس از [[ازدواج]] کار مرد تمام است!» < | + | |
| − | + | ||
== ج == | == ج == | ||
| − | • «جوان را مفرست به زن گرفتن، پیر را مفرست به خر خریدن!» < | + | • «جوان را مفرست به زن گرفتن، پیر را مفرست به خر خریدن!»<ref>ضربالمثل فارسی<br /></ref> <br /> |
| − | + | • «جای تاسف است که کسی غیر از مرد عزب بلد نیست چگونه زنی را اداره کند.»<ref>جورج کولمن بدون منبع<br /></ref> <br /> | |
| − | • «جای تاسف است که کسی غیر از مرد عزب بلد نیست چگونه زنی را اداره کند.» < | + | |
| − | + | ||
== ح == | == ح == | ||
| − | • «حسب و نسب زن و شوهر از رفتاری که موقع پرخاش و جدال باهم میکنند، معلوم میشود.» < | + | • «حسب و نسب زن و شوهر از رفتاری که موقع پرخاش و جدال باهم میکنند، معلوم میشود.»<ref>جورج برنارد شاو<br /></ref> <br /> |
| − | + | ||
== د == | == د == | ||
| − | • «در دام زنان نیفتید خاصه بیوهگان کُرهدار.» < | + | • «در دام زنان نیفتید خاصه بیوهگان کُرهدار.»<ref>() عبید زاکانی<br /></ref><br /> |
| − | + | • «در زندگی زناشویی، کارگردانی و فیلمنامه به عهدهٔ شوهر، صدابرداری و دیالوگ به عهدهٔ زن است.»<ref>فدریکو فلینی<br /></ref> <br /> | |
| − | • «در زندگی زناشویی، کارگردانی و فیلمنامه به عهدهٔ شوهر، صدابرداری و دیالوگ به عهدهٔ زن است.» < | + | • «دوستی، [[ازدواج]] دو روح است که در آن طلاق و جدایی جایز نیست.»<ref>ولتر<br /></ref><br /> |
| − | + | ||
| − | • «دوستی، [[ازدواج]] دو روح است که در آن طلاق و جدایی جایز نیست.» <br /> | + | |
| − | + | ||
== س == | == س == | ||
| − | • «سختیها و ناراحتیها بهترین وسیله آزمایش زندگی زناشویی است، زیرا رنج و محنت، اخلاق واقعی زن و مرد را آشکار میسازد.» < | + | • «سختیها و ناراحتیها بهترین وسیله آزمایش زندگی زناشویی است، زیرا رنج و محنت، اخلاق واقعی زن و مرد را آشکار میسازد.»<ref>ساموئل اسمایلز<br /></ref><br /> |
| − | + | ||
== ع == | == ع == | ||
| − | • «عشق سپیدهدم [[ازدواج]] است و [[ازدواج]] شامگاه عشق.» < | + | • «عشق سپیدهدم [[ازدواج]] است و [[ازدواج]] شامگاه عشق.»<ref>انوره دو بالزاک<br /></ref> <br /> |
| − | + | • «عشق: نوعی جنون موقت که با [[ازدواج]] یا خارج کردن بیمار از شرایطی که تحت آن به این نارسایی دچار شدهاست، درمان میگردد.»<ref>آمبروز بییرس<br /></ref> <br /> | |
| − | • «عشق: نوعی جنون موقت که با [[ازدواج]] یا خارج کردن بیمار از شرایطی که تحت آن به این نارسایی دچار شدهاست، درمان میگردد.» < | + | |
| − | + | ||
== م == | == م == | ||
| − | • «مجردی و قلندری را مایه شادمانی و اصل زندگانی دانید!» < | + | • «مجردی و قلندری را مایه شادمانی و اصل زندگانی دانید!»<ref>عبید زاکانی<br /></ref> <br /> |
| − | + | • «محبت در [[ازدواج]] از احترام ایجاد میگردد.»<ref>فرانسوا فنلون<br /></ref><br /> | |
| − | • «محبت در [[ازدواج]] از احترام ایجاد میگردد.» < | + | • «مرد مجرد با چندین زن معاشقه میکند تا اسیر یک زن نگردد.» <ref>هلن رولند بدون منبع<br /></ref><br /> |
| − | + | • «مردان مجرد زنان را بهتر از مردان متاهل میشناسند و اگر نه آنها هم [[ازدواج]] میکردند!»<ref>ه. ل. منکن بدون منبع<br /></ref> <br /> | |
| − | • «مرد مجرد با چندین زن معاشقه میکند تا اسیر یک زن نگردد.» < | + | • «موزیکی که در مراسم [[ازدواج]] مینوازند مرا همیشه به یاد موزیکی میاندازد که سربازان را به سوی میدان کارزار هدایت میکند.»<ref>هاینریش هاینه بدون منبع<br /></ref> <br /> |
| − | + | • «مردی که زن میگیرد خط بطلانی بر گذشته خویش و زنی که شوهر میکند خط بطلانی بر آینده خویش میکشد.»<ref>سینکلر لوئیس<br /></ref> <br /> | |
| − | • «مردان مجرد زنان را بهتر از مردان متاهل میشناسند و اگر نه آنها هم [[ازدواج]] میکردند!» < | + | |
| − | + | ||
| − | • «موزیکی که در مراسم [[ازدواج]] مینوازند مرا همیشه به یاد موزیکی میاندازد که سربازان را به سوی میدان کارزار هدایت میکند.» < | + | |
| − | + | ||
| − | • «مردی که زن میگیرد خط بطلانی بر گذشته خویش و زنی که شوهر میکند خط بطلانی بر آینده خویش میکشد.» < | + | |
| − | + | ||
== و == | == و == | ||
| − | • «وقتی از میکل آنژ سؤال شد، چرا تا بهحال [[ازدواج]] نکردهای؟ بدون تأمل جواب داد: من با هنر خود [[ازدواج]] کردهام و آثاری که از خود بهجای میگذارم در حکم فرزندان من هستند...» <br /> | + | • «وقتی از میکل آنژ سؤال شد، چرا تا بهحال [[ازدواج]] نکردهای؟ بدون تأمل جواب داد: من با هنر خود [[ازدواج]] کردهام و آثاری که از خود بهجای میگذارم در حکم فرزندان من هستند...»<ref>ناشناس<br /></ref><br /> |
| − | • | + | == هـ == |
| + | • «هرچه عده متأهلها زیادتر گردد، جنایت کمتر خواهد شد.»<ref>ولتر<br /></ref> <br /> | ||
| + | • «یک [[ازدواج]] موفّق، عمارتی است که هر روز باید بازسازی شود.»<ref>آندره موروا[۲]<br /></ref> <br /> | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
== فهرست منابع == | == فهرست منابع == | ||
1. http://www.bayynat.ir/index/?state=es | 1. http://www.bayynat.ir/index/?state=es | ||
| سطر ۱۱۶: | سطر ۷۴: | ||
2. http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/a/andremauro115809.html | 2. http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/a/andremauro115809.html | ||
<br /> | <br /> | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس|colwidth=30em|۲}} | {{پانویس|colwidth=30em|۲}} | ||
| − | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> سایت ویکی | + | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://fa.wikiquote.org/wiki/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC سایت ویکی گفتاورد] - تاریخ برداشت : 95/02/24 </span></div> |
<div class="hold"> | <div class="hold"> | ||
<div class="return">بازگشت به [[ازدواج]] </div> | <div class="return">بازگشت به [[ازدواج]] </div> | ||
</div> | </div> | ||
نسخهٔ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۴۳
آ
• «آنجا که ازدواجی بدون عشق صورت گیرد، حتمأ عشقی بدون ازدواج در آن رخنه خواهد کرد.»[۱]
الف
•«ازدواج ناگزیر بایستی بر هشیاری و آگاهی و فهم و قدرت متقابل صورت گیرد؛ و قدرت در این جا نیز به معنای زور و خشونت نیست. هرگز! چرا که انسان - چه مرد و زن - هنگامی که از شخصیتی قوی و آراسته به عقل و خودآگاهی برخوردار باشد نه تنها برای خود و دیگران منفی، قهرآمیز، جاهلانه و خطرآفرین نخواهد بود بلکه برای طرف مقابل به صورتی مثبت عمل خواهد کرد، و برای مشکلات خویش و دیگران به راه حلهایی دست خواهد یافت. ... در میان مردان نیز عدهای وجود دارند که عقدهٔ سیطره و ستم بر دیگران را دارند. این عقده آنان را به ازدواج سوق میدهد تا زن را رام نماید؛ و به باری سبک تبدیل کند؛ به گونهای که به هر طریقی که بخواهد او را راه برد. بر او ستم کند... او را چون چارپایانی بی دفاع سر ببُرد... این را نمیتوان زندگی زناشویی نامید. قرآن میفرماید که با زندگی زناشویی «در میان شما دوستی و مهربانی افکند.» «وجعل بینکم مودّة ورحمة»[۲]زندگی زناشویی به معنای آن است که زن و مرد پوشش و پناهی برای یک دیگر گردند: «آنان پیراهن تن شما و شما پیراهن تن آنان آید.» «هنّ لباسٌ لکم و انتم لباسٌ لهنّ»[۳] تا بدین ترتیب هر یک به عمق جان، عقل، قلب و حیات یک دیگر راه یابند؛ تا زندگی شان نمود وحدت در عین کثرت... گردد. از این رو زندگیهایی که آکنده از ستم و سرکوب اند زندگیهایی بی معنایند. ستم، خانهای را بر پا نمیدارد؛ و زور زندگی زناشویی را به سمت موفقیت راه نمیبرد...»[۴]
•«ازدواج انسان را پیر و خانهنشین میکند، وقتیکه هنوز جوان است.»[۵]
•«ازدواج به مثابه هندوانهاست. گاهی خوب و گاهی بد از آب در میآید.»[۶]
•«ازدواج، زودش اشتباه بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است.»[۷]
•«ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه میکند. زن مجرد خواه محروم مانده از پیوند، خواه طغیان کرده بر آن، و یا حتی بیاعتنا به این نهاد، بر اساس ازدواج تعریف میشود…
ازدواج به دو دلیل به زن تحمیل شدهاست: ۱- زن باید کودکانی به جامعه بدهد و ۲- زن وظیفه دارد نیازهای جنسی مرد را برآورد و مراقبت از خانه او را به عهده گیرد.
برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سودمند، اما در موقعیتهای این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیلهای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر «روی دست بمانند» از نظر اجتماع تحقیر شدهاند.
…دختر جوان مطلقاً منفعل است؛ پسرها ازدواج میکنند، زن میگیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تاکید وجود خود را میجویند نه حق وجود داشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه زندگی است نه سرنوشت.»[۸]
•«ازدواجکردن، نصفکردن حقوق و دو برابرکردن وظایف است.»[۹]
•«ازدواج مانند نردبان است؛ هر چه او را بیشتر خم کنید، بهتر میتوانید بالا بروید.»[۱۰]
•«ازدواج مثل شهر محاصرهشدهاست، کسانیکه داخل شهر هستند سعی میکنند از آن خارج، و آنها که خارج هستند کوشش دارند که داخل شوند.»[۱۱]
•«ازدواج وسیلهای است برای فرار از ترس تغییر، ازدواج وسیلهای است تا پیوند را تثبیت کنی. اما عشق چنان پدیدهای است که به محض تلاش برای تثبیت آن، خواهد مرد. ایستایی در عشق همان و نابودی عشق همان. عشق واقعی تنهایی را به یگانگی مبدل میسازد.»[۱۲]
•«ازدواجهای غیرمتناسب مانند پارچههای ابریشمی و پشمی است که سرانجام ابریشم، پشم را قطع خواهد کرد.»[۱۳]
•«ازدواج همیشه به عشق پایان دادهاست.»[۱۴]
•«ازدواج یعنی با چشمان بسته به امید گرفتن یک مارماهی، دست فروبردن در جوالی پر از مار.»[۱۵]
•«امیدوارم در تمام طول زندگی آنچنان همدیگر را دوست داشته باشیم که انگار هرگز ازدواج نکردهایم»[۱۶]
•«اول ازدواج کن، عشق خودش به وجود میآید!»[۱۷]
•«اگر از تنهایی میترسید هرگز ازدواج نکنید.»[۱۸]
ب
•«با مصلحت دیگران ازدواج کردن، در جهنم زیستن است.»[۱۹]
•«برای داشتن یک زندگی آرام و بدون مخمصه، شوهر باید کر و زن باید لال باشد.»[۲۰]
•«برخورداری کشیشان از حق ازدواج که بهوسیله لوتر پایهگذاری شد، از ازدیاد نسل بچههای نامشروع جلوگیری کرد. برعکس در کلیسای کاتولیک، فرزندان نامشروع ترسایان هنوز ننگ حرامزادگی را بهناحق با خود حمل میکنند.»[۲۱]
•«بعد از یکسال که از مزاوجت زن و مرد گذشت هیچکدام در پی زیبایی صورت یکدیگر نیستند، بلکه هردو توجه به خلق و رفتار یکدیگر دارند.»[۲۲]
پ
• «پیش از ازدواج چشمها را خوب باز کنید، بعد از ازدواج کمی ببندید!»[۲۳]
ت
• «تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب انتخاب کنید!»[۲۴]
• «تا وقتی که مرد عروسی نکرده او را غیرکامل میخوانند بنابراین معلوم میشود پس از ازدواج کار مرد تمام است!»[۲۵]
ج
• «جوان را مفرست به زن گرفتن، پیر را مفرست به خر خریدن!»[۲۶]
• «جای تاسف است که کسی غیر از مرد عزب بلد نیست چگونه زنی را اداره کند.»[۲۷]
ح
• «حسب و نسب زن و شوهر از رفتاری که موقع پرخاش و جدال باهم میکنند، معلوم میشود.»[۲۸]
د
• «در دام زنان نیفتید خاصه بیوهگان کُرهدار.»[۲۹]
• «در زندگی زناشویی، کارگردانی و فیلمنامه به عهدهٔ شوهر، صدابرداری و دیالوگ به عهدهٔ زن است.»[۳۰]
• «دوستی، ازدواج دو روح است که در آن طلاق و جدایی جایز نیست.»[۳۱]
س
• «سختیها و ناراحتیها بهترین وسیله آزمایش زندگی زناشویی است، زیرا رنج و محنت، اخلاق واقعی زن و مرد را آشکار میسازد.»[۳۲]
ع
• «عشق سپیدهدم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق.»[۳۳]
• «عشق: نوعی جنون موقت که با ازدواج یا خارج کردن بیمار از شرایطی که تحت آن به این نارسایی دچار شدهاست، درمان میگردد.»[۳۴]
م
• «مجردی و قلندری را مایه شادمانی و اصل زندگانی دانید!»[۳۵]
• «محبت در ازدواج از احترام ایجاد میگردد.»[۳۶]
• «مرد مجرد با چندین زن معاشقه میکند تا اسیر یک زن نگردد.» [۳۷]
• «مردان مجرد زنان را بهتر از مردان متاهل میشناسند و اگر نه آنها هم ازدواج میکردند!»[۳۸]
• «موزیکی که در مراسم ازدواج مینوازند مرا همیشه به یاد موزیکی میاندازد که سربازان را به سوی میدان کارزار هدایت میکند.»[۳۹]
• «مردی که زن میگیرد خط بطلانی بر گذشته خویش و زنی که شوهر میکند خط بطلانی بر آینده خویش میکشد.»[۴۰]
و
• «وقتی از میکل آنژ سؤال شد، چرا تا بهحال ازدواج نکردهای؟ بدون تأمل جواب داد: من با هنر خود ازدواج کردهام و آثاری که از خود بهجای میگذارم در حکم فرزندان من هستند...»[۴۱]
هـ
• «هرچه عده متأهلها زیادتر گردد، جنایت کمتر خواهد شد.»[۴۲]
• «یک ازدواج موفّق، عمارتی است که هر روز باید بازسازی شود.»[۴۳]
فهرست منابع
1. http://www.bayynat.ir/index/?state=es
2. http://www.brainyquote.com/quotes/quotes/a/andremauro115809.html
پانویس
- ↑ بنیامین فرانکلین
- ↑ روم/۲۱
- ↑ بقره/۱۸۷
- ↑ محمدحسین فضلالله
- ↑ ری بردبری
- ↑ ضربالمثل اسپانیایی
- ↑ ضربالمثل فرانسوی
- ↑ سیمون دوبوار، جنس دوم، فصل پنجم
- ↑ آرتور شوپنهاور
- ↑ ضربالمثل لاتین
- ↑ بنیامین فرانکلین
- ↑ اوشو
- ↑ انوره دو بالزاک
- ↑ ناپلئون بوناپارت
- ↑ آرتور شوپنهاور
- ↑ آرتور شوپنهاور
- ↑ ضربالمثل انگلیسی
- ↑ آنتوان چخوف بدون منبع
- ↑ آرتور شوپنهاور
- ↑ سروانتس
- ↑ گریگور براند
- ↑ ساموئل اسمایلز
- ↑ بنیامین فرانکلین
- ↑ ضربالمثل چینی
- ↑ بوب هوپ بدون منبع
- ↑ ضربالمثل فارسی
- ↑ جورج کولمن بدون منبع
- ↑ جورج برنارد شاو
- ↑ () عبید زاکانی
- ↑ فدریکو فلینی
- ↑ ولتر
- ↑ ساموئل اسمایلز
- ↑ انوره دو بالزاک
- ↑ آمبروز بییرس
- ↑ عبید زاکانی
- ↑ فرانسوا فنلون
- ↑ هلن رولند بدون منبع
- ↑ ه. ل. منکن بدون منبع
- ↑ هاینریش هاینه بدون منبع
- ↑ سینکلر لوئیس
- ↑ ناشناس
- ↑ ولتر
- ↑ آندره موروا[۲]







