فرهنگ مصادیق:اخلاق اسلامی.: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
||
| سطر ۲: | سطر ۲: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
| − | • ۱ موضوع علم اخلاق | + | • ۱ موضوع علم اخلاق<br /> |
| − | • ۲ پایههای اخلاق | + | • ۲ پایههای اخلاق<br /> |
| − | o ۲٫۱ کاربرد معرفتشناسی در اخلاق | + | o ۲٫۱ کاربرد معرفتشناسی در اخلاق<br /> |
| − | o ۲٫۲ کاربرد فلسفه در اخلاق | + | o ۲٫۲ کاربرد فلسفه در اخلاق<br /> |
== موضوع علم اخلاق == | == موضوع علم اخلاق == | ||
| − | در بینش سنتی اسلامی ابعاد انسان | + | در بینش سنتی اسلامی ابعاد انسان دوتاست:<br /> |
جسم یعنی بخش مادهای انسان<br /> | جسم یعنی بخش مادهای انسان<br /> | ||
نفس یا روح یا قلب یا دل یا جان یعنی بخش معنایی انسان<br /> | نفس یا روح یا قلب یا دل یا جان یعنی بخش معنایی انسان<br /> | ||
| − | + | بنابراین صفات انسان هم دو نوع است: خَلق و خُلق<br /> | |
خَلق یا ظاهر یا صورت یعنی صفات مربوط به جسم<br /> | خَلق یا ظاهر یا صورت یعنی صفات مربوط به جسم<br /> | ||
خُلق یا باطن یا سیرت یا عادت یا صفت یعنی صفات مربوط به روح <br /> | خُلق یا باطن یا سیرت یا عادت یا صفت یعنی صفات مربوط به روح <br /> | ||
| − | خلق | + | خلق ازنظر دوام دو نوع است: فضیله و رذیله.<br /> |
خُلق از نظر دوام دو نوع است: ملکه و حال <br /> | خُلق از نظر دوام دو نوع است: ملکه و حال <br /> | ||
ملکه یعنی صفت مداوم و مستمر و دیر زوال ایجاد شده در نفس.<br /> | ملکه یعنی صفت مداوم و مستمر و دیر زوال ایجاد شده در نفس.<br /> | ||
حال یعنی صفت نامداوم و نامستمر و زود زوال ایجاد شده در نفس.<br /> | حال یعنی صفت نامداوم و نامستمر و زود زوال ایجاد شده در نفس.<br /> | ||
| − | مثلاً شخصی که | + | مثلاً شخصی که یکبار لبخند میزند یا فریاد میکشد تحت تأثیر حال چنین کرده. کسی که دائم لبخند میزند یا فریاد میکشد ملکهٔ خوشخلقی یا بدخلقی را دارد.<br /> |
موضوع علم اخلاق، ملکات انسان است. ملکه از انواع خُلق است و اخلاق جمع خُلق. به همین دلیل این علم را اخلاق نامیدهاند.<br /> | موضوع علم اخلاق، ملکات انسان است. ملکه از انواع خُلق است و اخلاق جمع خُلق. به همین دلیل این علم را اخلاق نامیدهاند.<br /> | ||
از عمدهترین مسائل مورد طرح در اخلاق میتوان به موارد زیر اشاره کرد:<br /> | از عمدهترین مسائل مورد طرح در اخلاق میتوان به موارد زیر اشاره کرد:<br /> | ||
| − | • شناسایی | + | • شناسایی خلقهای پسندیده و ناپسند<br /> |
| − | • روند پدید آمدن یا از بین رفتن ملکات؛ و در نتیجه روش ایجاد و از بین بردن آنها | + | • روند پدید آمدن یا از بین رفتن ملکات؛ و در نتیجه روش ایجاد و از بین بردن آنها<br /> |
== پایههای اخلاق == | == پایههای اخلاق == | ||
[[اخلاق اسلامی]] بر پایهٔ معرفتشناسی اسلامی، فلسفهٔ اسلامی و انسانشناسی ست<br /> | [[اخلاق اسلامی]] بر پایهٔ معرفتشناسی اسلامی، فلسفهٔ اسلامی و انسانشناسی ست<br /> | ||
=== کاربرد معرفتشناسی در اخلاق === | === کاربرد معرفتشناسی در اخلاق === | ||
| − | [[اخلاق اسلامی]] علاوه بر معرفت حسی و عَقلی که پیش از اسلام استفاده میشد، از معرفت نَقلی و وحیانی و حدیثی | + | [[اخلاق اسلامی]] علاوه بر معرفت حسی و عَقلی که پیش از اسلام استفاده میشد، از معرفت نَقلی و وحیانی و حدیثی نیز برای شناخت استفاده میکند.<br /> |
با حس، رفتارهای روزمره و قابل مشاهده را مطالعه میکند<br /> | با حس، رفتارهای روزمره و قابل مشاهده را مطالعه میکند<br /> | ||
با عقل، احکام و قواعد کلی اخلاقی را مطالعه میکند.<br /> | با عقل، احکام و قواعد کلی اخلاقی را مطالعه میکند.<br /> | ||
با وحی و نقل که به عنوان نوع دیگری از برهان در قضایا استفاده میشود<br /> | با وحی و نقل که به عنوان نوع دیگری از برهان در قضایا استفاده میشود<br /> | ||
| − | روش محوری در [[اخلاق اسلامی]] روش عقلی ست. دو روش دیگر به عنوان شواهد | + | روش محوری در [[اخلاق اسلامی]] روش عقلی ست. دو روش دیگر به عنوان شواهد اضافی به کار میروند. لذا شباهت زیادی بین [[اخلاق اسلامی]] و اخلاق یونانی وجود دارد؛ اما تفاوت آن با مکاتب اخلاقی جدید (مدرن) چنان بنیادی ست که شباهت این دو بسیار کم است. مثلاً بسیاری از مکاتب اخلاقی نوین از عقل به عنوان ابزار معرفتی استفاده نمیکنند. |
=== کاربرد فلسفه در اخلاق === | === کاربرد فلسفه در اخلاق === | ||
| − | فلسفهٔ اسلامی با سه گرایش مشایی، اشراقی و صدرایی شامل | + | فلسفهٔ اسلامی با سه گرایش مشایی، اشراقی و صدرایی شامل جهانشناسی ست که تأثیر مستقیم بر علم اخلاق دارد. در [[اخلاق اسلامی]] جهان قسمت مادی و قسمتهای غیرمادی خصوصاً قسمت معنایی یا عقلانی. موجوداتی که در این قسمتاند میتوان روح، قوانین جهان، عقل غیراستدلالی و فرشتگان (مجریان قوانین جهان) اشاره کرد (منبع: فلسفهٔ ابنسینا)<br /> |
بعضی مباحث وجود شناسی هم در اخلاق نقش مهمی دارد. مثلاً:<br /> | بعضی مباحث وجود شناسی هم در اخلاق نقش مهمی دارد. مثلاً:<br /> | ||
| − | • اتحاد عاقل و معقول<br /> | + | • اتحاد عاقل و معقول<br /> |
| − | • تشکیک در هستی<br /> | + | • تشکیک در هستی<br /> |
| − | • حرکت جوهری<br /> | + | • حرکت جوهری<br /> |
| − | • | + | • مابعدالطبیعه یا متافیزیک<br /> |
| − | • ماوراء طبیعت<br /> | + | • ماوراء طبیعت<br /> |
هم فلسفه و هم معرفتشناسی در انسانشناسی کاربرد دارند و انسانشناسی هم در [[اخلاق اسلامی]] کاربرد دارد.<br /> | هم فلسفه و هم معرفتشناسی در انسانشناسی کاربرد دارند و انسانشناسی هم در [[اخلاق اسلامی]] کاربرد دارد.<br /> | ||
نسخهٔ ۴ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۵۰
محتویات
مقدمه
• ۱ موضوع علم اخلاق
• ۲ پایههای اخلاق
o ۲٫۱ کاربرد معرفتشناسی در اخلاق
o ۲٫۲ کاربرد فلسفه در اخلاق
موضوع علم اخلاق
در بینش سنتی اسلامی ابعاد انسان دوتاست:
جسم یعنی بخش مادهای انسان
نفس یا روح یا قلب یا دل یا جان یعنی بخش معنایی انسان
بنابراین صفات انسان هم دو نوع است: خَلق و خُلق
خَلق یا ظاهر یا صورت یعنی صفات مربوط به جسم
خُلق یا باطن یا سیرت یا عادت یا صفت یعنی صفات مربوط به روح
خلق ازنظر دوام دو نوع است: فضیله و رذیله.
خُلق از نظر دوام دو نوع است: ملکه و حال
ملکه یعنی صفت مداوم و مستمر و دیر زوال ایجاد شده در نفس.
حال یعنی صفت نامداوم و نامستمر و زود زوال ایجاد شده در نفس.
مثلاً شخصی که یکبار لبخند میزند یا فریاد میکشد تحت تأثیر حال چنین کرده. کسی که دائم لبخند میزند یا فریاد میکشد ملکهٔ خوشخلقی یا بدخلقی را دارد.
موضوع علم اخلاق، ملکات انسان است. ملکه از انواع خُلق است و اخلاق جمع خُلق. به همین دلیل این علم را اخلاق نامیدهاند.
از عمدهترین مسائل مورد طرح در اخلاق میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
• شناسایی خلقهای پسندیده و ناپسند
• روند پدید آمدن یا از بین رفتن ملکات؛ و در نتیجه روش ایجاد و از بین بردن آنها
پایههای اخلاق
اخلاق اسلامی بر پایهٔ معرفتشناسی اسلامی، فلسفهٔ اسلامی و انسانشناسی ست
کاربرد معرفتشناسی در اخلاق
اخلاق اسلامی علاوه بر معرفت حسی و عَقلی که پیش از اسلام استفاده میشد، از معرفت نَقلی و وحیانی و حدیثی نیز برای شناخت استفاده میکند.
با حس، رفتارهای روزمره و قابل مشاهده را مطالعه میکند
با عقل، احکام و قواعد کلی اخلاقی را مطالعه میکند.
با وحی و نقل که به عنوان نوع دیگری از برهان در قضایا استفاده میشود
روش محوری در اخلاق اسلامی روش عقلی ست. دو روش دیگر به عنوان شواهد اضافی به کار میروند. لذا شباهت زیادی بین اخلاق اسلامی و اخلاق یونانی وجود دارد؛ اما تفاوت آن با مکاتب اخلاقی جدید (مدرن) چنان بنیادی ست که شباهت این دو بسیار کم است. مثلاً بسیاری از مکاتب اخلاقی نوین از عقل به عنوان ابزار معرفتی استفاده نمیکنند.
کاربرد فلسفه در اخلاق
فلسفهٔ اسلامی با سه گرایش مشایی، اشراقی و صدرایی شامل جهانشناسی ست که تأثیر مستقیم بر علم اخلاق دارد. در اخلاق اسلامی جهان قسمت مادی و قسمتهای غیرمادی خصوصاً قسمت معنایی یا عقلانی. موجوداتی که در این قسمتاند میتوان روح، قوانین جهان، عقل غیراستدلالی و فرشتگان (مجریان قوانین جهان) اشاره کرد (منبع: فلسفهٔ ابنسینا)
بعضی مباحث وجود شناسی هم در اخلاق نقش مهمی دارد. مثلاً:
• اتحاد عاقل و معقول
• تشکیک در هستی
• حرکت جوهری
• مابعدالطبیعه یا متافیزیک
• ماوراء طبیعت
هم فلسفه و هم معرفتشناسی در انسانشناسی کاربرد دارند و انسانشناسی هم در اخلاق اسلامی کاربرد دارد.







