نظارت مردمی بر رسانه های عمومی: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: نظارت مردمی بر رسانه های عمومی مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۷...» ایجاد کرد)
 
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
سطر ۱: سطر ۱:
عنوان:    نظارت مردمی بر رسانه های عمومی
+
<div class="head1"> نظارت مردمی بر رسانه‌های عمومی </div>
مجموعه ها:    مقالات
+
نویسنده: محمد عابدی میانجی<br/>
شناسه کتاب:    ۷۱۰
+
== مقدمه ==
نویسنده:     محمد عابدی میانجی
+
واقعیت عصر ارتباطات و دستاورد دانش‌های جامعه‌شناسی، روانشناسی و علوم ارتباطات، گویای تأثیرگذاری بلامنازع دستگاه‌های رسانه‌ای بر فرهنگ، باورها و رفتارهای مردم است. این تأثیرگذاری در هر دو بعد فرهنگ سازی و فرهنگ سوزی از گستره‌ای محدود (مانند الگودهی به رفتارهای ظاهری و ...) تا عمق بینش‌ها و اعتقادات را شامل می‌شود. از این رو، این حق و وظیفه تمام اقشار جامعه خصوصاً علما و نخبگان است تا در نظارت دایمی نسبت به «رسانه‌های عمومی» شرکت نموده و این دستگاه‌های مؤثر در فرهنگ سازی را کنترل کنند.<br/>
شابک:    ----
+
== توهم یا واقعیت ==
تعداد صفحات:    ۰
+
گروهی در سطح جهانی، علما، نخبگان و اساتید متدیّن را بی‌خبر از دنیای مدرن و عصر ارتباطات و لوازم آن می‌پندارند و احساس می‌کنند که باید ذائقه اسلامی یک نسل را دستکاری کنند تا فضای جامعه اسلامی، به اصطلاح خودشان کمی متعادل‌تر و برای ملل دیگر قابل تحمل‌تر شود. آنها می‌خواهند که تعاملات برخاسته از دین در تمام عرصه‌های اجتماعی مانند: ارتباط محرم و نامحرم، ورزش بانوان، [[ازدواج]] دائم و موقت، تعدد زوجات، غیرت دینی، نامگذاری‌ها، حجاب، فرهنگ شهادت، [[امر به معروف]] و نهی از منکر، وفاداری به خانواده، بیگانگی مذهبی، خودباختگی فرهنگی، تسامح فرهنگی و مذهبی و ... را تغییر داده و سامانی نو دهند. و آن گاه به یاری دستاوردهای علمی، به قدرت‌های رسانه‌ای ـ به صورت نانوشته ـ توصیه می‌کنند که برای ساکت کردن نخبگان متحجر! و عالمان غوغا پیشه! برنامه‌های دراز مدتِ تغییر ذائقه فرهنگی، تعدیل غیرت دینی و عادی سازی تدریجی [[گناه]] و ناهنجاری را طراحی و اجرا کنند تا نخبگان و علما به تدریج در مقابل کارهای انجام شده قرار گیرند. همچنین می‌خواهند که با خاموش کردن شعله حساسیت دینی و غیرت مذهبی مؤمنان، به گونه‌ای غیر محسوس خواست فرهنگی و مذهبی جامعه را عوض کنند تا بدین ترتیب، ابزار هنر در خدمت استحاله فرهنگ اسلامی درآید. درست مثل تغییر تدریجی خواست مردم در برابر لباس و غذای غربی!<br/>
نام اپراتور:    محمد خلیلی
+
آنچه را گفتیم، می‌تواند تنها یک تصور بدانید و نگارنده را به داشتن «توهم توطئه» متهم سازید و یا برعکس، آن را یک واقعیت فرهنگی متأثر از خودباختگی بدانید. در هر حال، بهتر است برای لحظه‌ای از تخیّلات خویش بیرون آمده و به جامعه کنونی خود نگاهی بیاندازیم. حقیقت این است که در جامعه‌ای که روزی نمایش کوچک‌ترین صحنه‌های معاشرت و ارتباط مشکوک در رسانه ملی، خروش سینمای متعهد و تئاتر اصیل و نیز عالمان، نخبگان و متدیّنان را بر می‌انگیخت، اکنون ـ آگاهانه یا ناآگاهانه ـ حداقل‌های شرعی هم در سینما و سیمای آن کمتر رعایت می‌شود.<br/>
ایمیل اپراتور:     ۲farizeh@gmail.com
+
== استفاده از جذابیت‌های جنسی در فیلم‌ها ==
زبان:    پارسي
+
باید پذیرفت که در کنار تزریق مستقیم فرهنگ غربی در قالب فیلم‌های کاملاً حرفه‌ای خارجی، که کمتر تحقیق و پایان‌نامه‌ای برای بررسی اثرات آن در نظام رفتاری جوانان صورت پذیرفته است، فیلم‌سازهای داخلی هم گاه با افتخار به تقلید همان راه را دنبال می‌کنند.<br/>
رتبه:    0
+
به نظر می‌رسد که به رغم انبوهی فعالیت‌های هنری ـ دینی رسانه ملی، تصوّر ساخته‌شدن یک فیلم بدون گنجاندن جذابیت‌های جنسی، از نظر گروهی همچنان اندیشه‌ای ابتدایی به نظر می‌رسد.<br/>
تصویر:    cover
+
امروزه برخی فیلم‌ها و برنامه‌ها می‌خواهند ذائقه جوانان و متدینان را چنان تغییر دهند که برنامه‌های بدون جذابیت جنسی از نظر مخاطب در انزوا قرار گیرد و به تدریج به حاشیه رانده شود.<br/>
دانلود فایل:     دانلود نظارت مردمی بر رسانه های عمومی
+
این یک واقعیت ملموس است که سیاست‌گذاران هنر، دست‌کم در مورد بازیگران و آهنگسازان، یک سیاست سکولار را اعمال می‌کنند.<br/>
توضیحات:   
+
تاریخ‌نگاران معاصر معتقدند: کاری که پهلوی دوم در سایه جنگ نرم با فرهنگ و هویت دینی کرد، رضاخان با سرنیزه نتوانست انجام دهد. محمدرضا پهلوی با این ابزار کهنه، کاری کرد که برخی از زنان خود خواستند «حجاب» را به فراموشی بسپارند.<br/>
نظارت مردمی بر رسانه های عمومی
+
== نظارت ناکارآمد ==
 +
در عصر مدرنیته، شاید بتوان دست‌های زیادی را نشان داد که نقش گسترده‌ای در تخریب فرهنگی و دینی ما داشته باشند؛ زیرا تمام جوامع امروزی در برابر هر نوع دخالت بیگانه، حساسیت نشان می‌دهند و آن را رد می‌کنند. هولناک‌ترین اتفاق در عرصه فرهنگی، سپردن این نقش به رسانه‌ها و دستگاه‌های فرهنگی ملی است که برخی از آنها با پیش زمینه خودباختگی مذهبی و فرهنگی، نمی‌توانند نقش خود را به خوبی ایفا کنند.<br/>
 +
به این صورت، سیما و سینما هم به رغم خدمات مذهبی فراوان، در سایه برخی کج سلیقگی‌ها و سوء استفاده‌های فرهنگی و مادی‌گرایانه، عرصه حضور فیلمسازان و تهیه‌کنندگانی می‌شود که از آبروی نظام اسلامی، برای ساخت فیلم‌های ضد دینی و سکولار استفاده می‌کنند و گاه رشته‌های انقلاب را پنبه می‌کنند و دروازه‌های اندلس جدید اسلامی را به روی فاتحان مغرور غربی می‌گشایند.<br/>
 +
به راستی اگر روزی سیما و سینمای ما، به هر بهانه‌ای از جمله رقابت با شبکه‌های ماهواره‌ای، خروج از حداقل‌های شرعی را توجیه کنند و به ارتجاع از مذهب و غیرت دینی گرایش یابند، چه سازوکاری می‌تواند آنها را به راه مذهب بازگرداند؟ روشن است که انتظار از دستگاه‌های نظارتی موجود (برون سازمانی یا درون سازمانی) مانند شوراهای نظارت و ... انتظاری خیالی و واهی است؛ زیرا آنان هرگز، کارنامه موفقی از خود ارائه نداده‌اند. آیا بهترین دلیل ناکارآمدی نظارت‌های فعلی، برخی از خروجی‌های فعلی سینما و تلویزیون نیست؟<br/>
 +
== جایگاه نظارت مردمی ==
 +
رسول اکرم(ص) برای رویارویی با ارتجاع مردم به سنت‌های عصر جاهلی و نیز بقای ارزش‌های اسلامی، به اذن الهی نظام [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] را طراحی کرد تا از بروز هر گونه پس رفت فرهنگی و مذهبی جلوگیری شود. اساساً همین عامل موجب تثبیت و بقای ارزش‌های دینی تا کنون شده است و گر نه، دشمنان در هر عصر به فراخور امکانات تبلیغی و فرهنگی در محو فرهنگ دینی کوشیده‌اند و این نظام [[امر به معروف]] مردمی و ملی بوده است که موجب بازیابی هویت دینی شده است.<br/>
 +
امّا بعد مهمی از [[امر به معروف]] و نهی از منکر، مربوط به «امر به معروف و [[نهی از منکر]] ملت به دولت» است. سؤال اینجاست که در نظام جمهوری اسلامی، جایگاه این بخش از [[امر به معروف]] و نهی از منکر، کجاست و چه ساز و کارهایی برای اجرایی شدن آن پیش بینی شده است؟ واقعیت این است که این اصل از قانون اساسی، تا کنون تبیین و تفسیر نشده و جایگاه اجرایی دقیقی برای آن اتخاذ نگردیده است و اساساً همین مسئله، موجب ورود ضربه‌های هولناک بر پیکره فرهنگی و مذهبی نظام اسلامی شده و خواهد شد.<br/>
 +
به بیان دیگر، همان‌گونه که «شورای نگهبان» خارج از مجموعه مجلس، امر و نهی دینی را در مرحله قانون‌گذاری تشخیص می‌دهد و اعمال می‌کند و مانع هر گونه خلاف شرع در تصویب قوانین می‌شود، در مرحله اجرا هم باید گروهی غیر وابسته به «دولت‌های زودگذر» وجود داشته باشد تا بتواند خلاف شرع مجریان فرهنگی و هنری را تذکر داده، افشا کند و به دستگاه‌های قضایی شکایت برد و مسئولان را به محاکمه بکشد. روشن است که چنین نهادی باید خارج از تمام نهادهای دولتی و حکومتی باشد تا بتواند به عنوان نظارت‌دهی بر دولت تلقی شود و گامی مؤثر برای احیا و تثبیت ارزش‌ها باشد. امروزه جای خالی چنین نهاد فرادولتی‌ای دست کم در مورد سینما، سیما و مطبوعات به خوبی احساس می‌شود. نهادهای نظارتی دولتی و درون رسانه‌ای به دلیل امکان تأثیرپذیری از دولت‌ها و لحاظ کردن سیاست‌ها و مصلحت‌های سازمانی، گاهی توان کافی برای ایفای چنین نقشی را ندارند و محتاج مکمل‌های نظارتی‌اند؛ لذا گاهی دچار نادیده انگاری، توجیه یا کتمان منکرات می‌شوند یا با «آمارسازی‌های سازمان خواسته» ادعای خلاف واقع می‌کنند.<br/>
 +
تنها نهادی می‌تواند وظیفه [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] را بدون تأثیرپذیری به عهده بگیرد که به معنای واقعی کلمه مستقل و مؤیِد به قدرتی ثابت باشد و بقای خود را در بقای ارزش‌های ناب اسلامی ببیند؛ یعنی «مردم مسلمان». <br/>
 +
یکی از راهکارهای اساسی برای [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] همگانی و نیز نظارت همه جانبه بر سینما، صدا و سیما، تئاتر و حتی تمام دستگاه‌های فرهنگی، تشکیل نهادهای غیر دولتی و سازمان‌های تخصصی مردمی است تا بتوانند در سایه تخصص فرهنگی و رسانه‌ای، انگیزه متعهدانه خود را به صحنه اجرا و [[دفاع]] از ارزش‌ها بیاورند.<br/>
 +
== نقد مؤثر و دلسوزانه امت اسلامی ==
 +
اگر سازمان‌های تخصصی غیر دولتی برای نظارت بر سینما و سیما شکل بگیرد و حمایت‌های قضایی و حقوقی از طریق تصویب قوانین دقیق برای احیای «امر به معروف و [[نهی از منکر]] مردم به دولت» از سوی دولت و مجلس انجام گیرد، اعتراض‌های سازنده‌ای علیه انحراف و فرهنگ سوزی صورت می‌پذیرد. چنین سازمان‌هایی با حمایت قانون و از طریق شکایت به مراجع ذی صلاح و ... امکان دستیابی به رسانه‌ای پاک‌تر را در آینده نوید خواهند داد. سازمان‌هایی که بر اعمال و رفتار و عوامل بخش‌های مختلف رسانه‌ها نظارت دقیق داشته و صلاحیت آنها را منوط به التزام دینی‌شان بدانند.<br/>
 +
مسلماً تصور اینکه افرادی متدیّن در قالب سازمان‌های غیر دولتی، ناظر بر عملکرد مذهبی و فرهنگی سیما و سینما هستند، عامل مهمی در اسلامی‌سازی واقعی این دانشگاه بزرگ خواهد بود؛ اما اگر سیما و سینما در معرض «نقد موثر امت اسلامی» قرار نگیرد، چه بسا خسارت‌های معنوی آن در سال‌های آینده به مراتب بیشتر از خسارت‌های اندکی باشد که امروزه گریبان خانواده‌های متدیّن را گرفته است. به یقین، اگر امروز اعتراض‌ها به «نادیده گرفتن موردیِ حداقل‌های شرعی» است، در فردایی نه چندان دور، تلاش دلسوزان بر «بقای حداقل‌های ظواهر اسلامی» خواهد بود.<br/>
 +
== تشکیل نهادهای مدنی و دینی ==
 +
روشن است که نهادها، مراکز و افراد مدافع ارزش‌های اسلامی مانند: ستاد احیای [[امر به معروف]] و نهی از منکر، حوزه‌های علمیه و ائمه جمعه و جماعات می‌توانند با تشویق، حمایت مالی و پشتیبانی قانونی و حقوقی، تشکیل چنین سازمان‌هایی را سرعت بخشند و ضمن واگذاری امور به امت اسلامی، نقش هدایتی خود را ایفا کنند و سازمان‌های فرهنگی را از طریق قراردادن در معرض نقد مردمی در خدمت اسلام درآورند. حمایت از اساتید حوزه‌های علمیه، اساتید متدیّن، نخبه و مجرّب دانشگاه‌ها، نیروهای متدیّن جامعه مثل: بسیجیان، دانشجویان، هیئت‌های مذهبی، ائمه جماعات محل و هنرمندان متعهد می‌تواند نیروهای با انگیزه‌ای را برای تشکیل تدریجی چنین سازمان‌هایی فراهم سازد و راه اصلاحات واقعی مذهبی در بخش‌های مختلف از جمله سینما و رسانه ملی را هموار نماید.<br/>
 +
به راستی در مملکتی که برخی سازمان‌های غیر دولتی که در موارد فراوان، وابستگی آنها به نظام سلطه بین‌المللی روشن است، از مالیات ملت مسلمان هزینه‌های میلیاردی را به خود اختصاص می‌دهند، چرا نهادهای مدنی و دینی برای تثبیت ارزش‌های نظام اسلامی و خنثی‌سازی فعالیت‌های ضدّ دینی سازمان‌های غیر دولتی که اخبار تأثیرگذاریِ آنها در سینما و رسانه ملی بارها گوشزد شده است، ایجاد نمی‌شود؟!<br/>
 +
== منبع ==
 +
فصلنامه کوثر ـ شماره ۷۶ ـ زمستان ۱۳۸۷
  
محمد عابدی میانجی
+
[[رده:مقالات]]
 
+
واقعيت عصر ارتباطات و دستاورد دانش‌هاي جامعه‌شناسي، روانشناسي و علوم ارتباطات، گوياي تأثيرگذاري بلامنازع دستگاه‌هاي رسانه‌اي بر فرهنگ، باورها و رفتارهاي مردم است. اين تأثيرگذاري در هر دو بعد فرهنگ سازي و فرهنگ سوزي از گستره‌اي محدود (مانند الگودهي به رفتارهاي ظاهري و ...) تا عمق بينش‌ها و اعتقادات را شامل مي‌شود. از اين رو، اين حق و وظيفه تمام اقشار جامعه خصوصاً علما و نخبگان است تا در نظارت دايمي نسبت به «رسانه‌هاي عمومي» شرکت نموده و اين دستگاه‌هاي مؤثر در فرهنگ سازي را کنترل کنند.
+
 
+
توهم يا واقعيت
+
گروهي در سطح جهاني، علما، نخبگان و اساتيد متديّن را بي‌خبر از دنياي مدرن و عصر ارتباطات و لوازم آن مي‌پندارند و احساس مي‌کنند که بايد ذائقه اسلامي يک نسل را دستکاري کنند تا فضاي جامعه اسلامي، به اصطلاح خودشان کمي متعادل‌تر و براي ملل ديگر قابل تحمل‌تر شود. آنها مي‌خواهند که تعاملات برخاسته از دين در تمام عرصه‌هاي اجتماعي مانند: ارتباط محرم و نامحرم، ورزش بانوان، ازدواج دائم و موقت، تعدد زوجات، غيرت ديني، نامگذاري‌ها، حجاب، فرهنگ شهادت، امر به معروف و نهي از منکر، وفاداري به خانواده، بيگانگي مذهبي، خودباختگي فرهنگي، تسامح فرهنگي و مذهبي و ... را تغيير داده و ساماني نو دهند. و آن گاه به ياري دستاوردهاي علمي، به قدرت‌هاي رسانه‌اي ـ به صورت نانوشته ـ توصيه مي‌کنند که براي ساکت کردن نخبگان متحجر! و عالمان غوغا پيشه! برنامه‌هاي دراز مدتِ تغيير ذائقه فرهنگي، تعديل غيرت ديني و عادي سازي تدريجي گناه و ناهنجاري را طراحي و اجرا کنند تا نخبگان و علما به تدريج در مقابل کارهاي انجام شده قرار گيرند. همچنين مي‌خواهند که با خاموش کردن شعله حساسيت ديني و غيرت مذهبي مؤمنان، به گونه‌اي غير محسوس خواست فرهنگي و مذهبي جامعه را عوض کنند تا بدين ترتيب، ابزار هنر در خدمت استحاله فرهنگ اسلامي درآيد. درست مثل تغيير تدريجي خواست مردم در برابر لباس و غذاي غربي!
+
آنچه را گفتيم، مي‌تواند تنها يک تصور بدانيد و نگارنده را به داشتن «توهم توطئه» متهم سازيد و يا برعکس، آن را يک واقعيت فرهنگي متأثر از خودباختگي بدانيد. در هر حال، بهتر است براي لحظه‌اي از تخيّلات خويش بيرون آمده و به جامعه کنوني خود نگاهي بياندازيم. حقيقت اين است که در جامعه‌اي که روزي نمايش کوچک‌ترين صحنه‌هاي معاشرت و ارتباط مشکوک در رسانه ملي، خروش سينماي متعهد و تئاتر اصيل و نيز عالمان، نخبگان و متديّنان را بر مي‌انگيخت، اکنون ـ آگاهانه يا ناآگاهانه ـ حداقل‌هاي شرعي هم در سينما و سيماي آن کمتر رعايت مي‌شود.
+
 
+
استفاده از جذابيت‌هاي جنسي در فيلم‌ها
+
بايد پذيرفت که در کنار تزريق مستقيم فرهنگ غربي در قالب فيلم‌هاي کاملاً حرفه‌اي خارجي، که کمتر تحقيق و پايان‌نامه‌اي براي بررسي اثرات آن در نظام رفتاري جوانان صورت پذيرفته است، فيلم‌سازهاي داخلي هم گاه با افتخار به تقليد همان راه را دنبال مي‌کنند.
+
به نظر مي‌رسد که به رغم انبوهي فعاليت‌هاي هنري ـ ديني رسانه ملي، تصوّر ساخته‌شدن يک فيلم بدون گنجاندن جذابيت‌هاي جنسي، از نظر گروهي همچنان انديشه‌اي ابتدايي به نظر مي‌رسد.
+
امروزه برخي فيلم‌ها و برنامه‌ها مي‌خواهند ذائقه جوانان و متدينان را چنان تغيير دهند که برنامه‌هاي بدون جذابيت جنسي از نظر مخاطب در انزوا قرار گيرد و به تدريج به حاشيه رانده شود.
+
اين يک واقعيت ملموس است که سياست‌گذاران هنر، دست‌کم در مورد بازيگران و آهنگسازان، يک سياست سکولار را اعمال مي‌کنند.
+
تاريخ‌نگاران معاصر معتقدند: کاري که پهلوي دوم در سايه جنگ نرم با فرهنگ و هويت ديني کرد، رضاخان با سرنيزه نتوانست انجام دهد. محمدرضا پهلوي با اين ابزار کهنه، کاري کرد که برخي از زنان خود خواستند «حجاب» را به فراموشي بسپارند.
+
 
+
نظارت ناکارآمد
+
در عصر مدرنيته، شايد بتوان دست‌هاي زيادي را نشان داد که نقش گسترده‌اي در تخريب فرهنگي و ديني ما داشته باشند؛ زيرا تمام جوامع امروزي در برابر هر نوع دخالت بيگانه، حساسيت نشان مي‌دهند و آن را رد مي‌کنند. هولناک‌ترين اتفاق در عرصه فرهنگي، سپردن اين نقش به رسانه‌ها و دستگاه‌هاي فرهنگي ملي است که برخي از آنها با پيش زمينه خودباختگي مذهبي و فرهنگي، نمي‌توانند نقش خود را به خوبي ايفا کنند.
+
به اين صورت، سيما و سينما هم به رغم خدمات مذهبي فراوان، در سايه برخي کج سليقگي‌ها و سوء استفاده‌هاي فرهنگي و مادي‌گرايانه، عرصه حضور فيلمسازان و تهيه‌کنندگاني مي‌شود که از آبروي نظام اسلامي، براي ساخت فيلم‌هاي ضد ديني و سکولار استفاده مي‌کنند و گاه رشته‌هاي انقلاب را پنبه مي‌کنند و دروازه‌هاي اندلس جديد اسلامي را به روي فاتحان مغرور غربي مي‌گشايند.
+
به راستي اگر روزي سيما و سينماي ما، به هر بهانه‌اي از جمله رقابت با شبکه‌هاي ماهواره‌اي، خروج از حداقل‌هاي شرعي را توجيه کنند و به ارتجاع از مذهب و غيرت ديني گرايش يابند، چه سازوکاري مي‌تواند آنها را به راه مذهب بازگرداند؟ روشن است که انتظار از دستگاه‌هاي نظارتي موجود (برون سازماني يا درون سازماني) مانند شوراهاي نظارت و ... انتظاري خيالي و واهي است؛ زيرا آنان هرگز، کارنامه موفقي از خود ارائه نداده‌اند. آيا بهترين دليل ناکارآمدي نظارت‌هاي فعلي، برخي از خروجي‌هاي فعلي سينما و تلويزيون نيست؟
+
 
+
جايگاه نظارت مردمي
+
رسول اکرم(ص) براي رويارويي با ارتجاع مردم به سنت‌هاي عصر جاهلي و نيز بقاي ارزش‌هاي اسلامي، به اذن الهي نظام امر به معروف و نهي از منکر را طراحي کرد تا از بروز هر گونه پس رفت فرهنگي و مذهبي جلوگيري شود. اساساً همين عامل موجب تثبيت و بقاي ارزش‌هاي ديني تا کنون شده است و گر نه، دشمنان در هر عصر به فراخور امکانات تبليغي و فرهنگي در محو فرهنگ ديني کوشيده‌اند و اين نظام امر به معروف مردمي و ملي بوده است که موجب بازيابي هويت ديني شده است.
+
امّا بعد مهمي از امر به معروف و نهي از منکر، مربوط به «امر به معروف و نهي از منکر ملت به دولت» است. سؤال اينجاست که در نظام جمهوري اسلامي، جايگاه اين بخش از امر به معروف و نهي از منکر، کجاست و چه ساز و کارهايي براي اجرايي شدن آن پيش بيني شده است؟ واقعيت اين است که اين اصل از قانون اساسي، تا کنون تبيين و تفسير نشده و جايگاه اجرايي دقيقي براي آن اتخاذ نگرديده است و اساساً همين مسئله، موجب ورود ضربه‌هاي هولناک بر پيکره فرهنگي و مذهبي نظام اسلامي شده و خواهد شد.
+
به بيان ديگر، همان‌گونه که «شوراي نگهبان» خارج از مجموعه مجلس، امر و نهي ديني را در مرحله قانون‌گذاري تشخيص مي‌دهد و اعمال مي‌کند و مانع هر گونه خلاف شرع در تصويب قوانين مي‌شود، در مرحله اجرا هم بايد گروهي غير وابسته به «دولت‌هاي زودگذر» وجود داشته باشد تا بتواند خلاف شرع مجريان فرهنگي و هنري را تذکر داده، افشا کند و به دستگاه‌هاي قضايي شکايت‌ برد و مسئولان را به محاکمه بکشد. روشن است که چنين نهادي بايد خارج از تمام نهادهاي دولتي و حکومتي باشد تا بتواند به عنوان نظارت‌دهي بر دولت تلقي شود و گامي مؤثر براي احيا و تثبيت ارزش‌ها باشد. امروزه جاي خالي چنين نهاد فرا‌دولتي‌اي دست کم در مورد سينما، سيما و مطبوعات به خوبي احساس مي‌شود. نهادهاي نظارتي دولتي و درون رسانه‌اي به دليل امکان تأثيرپذيري از دولت‌ها و لحاظ کردن سياست‌ها و مصلحت‌هاي سازماني، گاهي توان کافي براي ايفاي چنين نقشي را ندارند و محتاج مکمل‌هاي نظارتي‌اند؛ لذا گاهي دچار ناديده انگاري، توجيه يا کتمان منکرات مي‌شوند يا با «آمارسازي‌هاي سازمان خواسته» ادعاي خلاف واقع مي‌کنند.
+
تنها نهادي مي‌تواند وظيفه امر به معروف و نهي از منکر را بدون تأثيرپذيري به عهده بگيرد که به معناي واقعي کلمه مستقل و مؤيِد به قدرتي ثابت باشد و بقاي خود را در بقاي ارزش‌هاي ناب اسلامي ببيند؛ يعني «مردم مسلمان».
+
يکي از راهکارهاي اساسي براي امر به معروف و نهي از منکر همگاني و نيز نظارت همه جانبه بر سينما، صدا و سيما، تئاتر و حتي تمام دستگاه‌هاي فرهنگي، تشکيل نهادهاي غير دولتي و سازمان‌هاي تخصصي مردمي است تا بتوانند در سايه تخصص فرهنگي و رسانه‌اي، انگيزه متعهدانه خود را به صحنه اجرا و دفاع از ارزش‌ها بياورند.
+
 
+
نقد مؤثر و دلسوزانه امت اسلامي
+
اگر سازمان‌هاي تخصصي غير دولتي براي نظارت بر سينما و سيما شکل بگيرد و حمايت‌هاي قضايي و حقوقي از طريق تصويب قوانين دقيق براي احياي «امر به معروف و نهي از منکر مردم به دولت» از سوي دولت و مجلس انجام گيرد، اعتراض‌هاي سازنده‌اي عليه انحراف و فرهنگ سوزي صورت مي‌پذيرد. چنين سازمان‌هايي با حمايت قانون و از طريق شکايت به مراجع ذي صلاح و ... امکان دستيابي به رسانه‌اي پاک‌تر را در آينده نويد خواهند داد. سازمان‌هايي که بر اعمال و رفتار و عوامل بخش‌هاي مختلف رسانه‌ها نظارت دقيق داشته و صلاحيت‌ آنها را منوط به التزام ديني‌شان بدانند.
+
مسلماً تصور اينکه افرادي متديّن در قالب سازمان‌هاي غير دولتي، ناظر بر عملکرد مذهبي و فرهنگي سيما و سينما هستند، عامل مهمي در اسلامي‌سازي واقعي اين دانشگاه بزرگ خواهد بود؛ اما اگر سيما و سينما در معرض «نقد موثر امت اسلامي» قرار نگيرد، چه بسا خسارت‌هاي معنوي آن در سال‌هاي آينده به مراتب بيشتر از خسارت‌هاي اندکي باشد که امروزه گريبان خانواده‌هاي متديّن را گرفته است. به يقين، اگر امروز اعتراض‌ها به «ناديده گرفتن مورديِ حداقل‌هاي شرعي» است، در فردايي نه چندان دور، تلاش دلسوزان بر «بقاي حداقل‌هاي ظواهر اسلامي» خواهد بود.
+
 
+
تشکيل نهادهاي مدني و ديني
+
روشن است که نهادها، مراکز و افراد مدافع ارزش‌هاي اسلامي مانند: ستاد احياي امر به معروف و نهي از منکر، حوزه‌هاي علميه و ائمه جمعه و جماعات مي‌توانند با تشويق، حمايت‌ مالي و پشتيباني قانوني و حقوقي، تشکيل چنين سازمان‌هايي را سرعت بخشند و ضمن واگذاري امور به امت اسلامي، نقش هدايتي خود را ايفا کنند و سازمان‌هاي فرهنگي را از طريق قراردادن در معرض نقد مردمي در خدمت اسلام درآورند. حمايت از اساتيد حوزه‌هاي علميه، اساتيد متديّن، نخبه و مجرّب دانشگاه‌ها، نيروهاي متديّن جامعه مثل: بسيجيان، دانشجويان، هيئت‌هاي مذهبي، ائمه جماعات محل و هنرمندان متعهد مي‌تواند نيروهاي با انگيزه‌اي را براي تشکيل تدريجي چنين سازمان‌هايي فراهم سازد و راه اصلاحات واقعي مذهبي در بخش‌هاي مختلف از جمله سينما و رسانه ملي را هموار نمايد.
+
به راستي در مملکتي که برخي سازمان‌هاي غير دولتي که در موارد فراوان، وابستگي آنها به نظام سلطه بين‌المللي روشن است، از ماليات ملت مسلمان هزينه‌هاي ميلياردي را به خود اختصاص مي‌دهند، چرا نهادهاي مدني و ديني براي تثبيت ارزش‌هاي نظام اسلامي و خنثي‌سازي فعاليت‌هاي ضدّ ديني سازمان‌هاي غير دولتي که اخبار تأثير‌گذاريِ آنها در سينما و رسانه ملي بارها گوشزد شده است، ايجاد نمي‌شود؟!
+
 
+
 
+
منبع:
+
فصلنامه كوثر ـ شماره ۷۶ ـ زمستان ۱۳۸۷
+

نسخهٔ ‏۸ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۱۲

نظارت مردمی بر رسانه‌های عمومی

نویسنده: محمد عابدی میانجی

مقدمه

واقعیت عصر ارتباطات و دستاورد دانش‌های جامعه‌شناسی، روانشناسی و علوم ارتباطات، گویای تأثیرگذاری بلامنازع دستگاه‌های رسانه‌ای بر فرهنگ، باورها و رفتارهای مردم است. این تأثیرگذاری در هر دو بعد فرهنگ سازی و فرهنگ سوزی از گستره‌ای محدود (مانند الگودهی به رفتارهای ظاهری و ...) تا عمق بینش‌ها و اعتقادات را شامل می‌شود. از این رو، این حق و وظیفه تمام اقشار جامعه خصوصاً علما و نخبگان است تا در نظارت دایمی نسبت به «رسانه‌های عمومی» شرکت نموده و این دستگاه‌های مؤثر در فرهنگ سازی را کنترل کنند.

توهم یا واقعیت

گروهی در سطح جهانی، علما، نخبگان و اساتید متدیّن را بی‌خبر از دنیای مدرن و عصر ارتباطات و لوازم آن می‌پندارند و احساس می‌کنند که باید ذائقه اسلامی یک نسل را دستکاری کنند تا فضای جامعه اسلامی، به اصطلاح خودشان کمی متعادل‌تر و برای ملل دیگر قابل تحمل‌تر شود. آنها می‌خواهند که تعاملات برخاسته از دین در تمام عرصه‌های اجتماعی مانند: ارتباط محرم و نامحرم، ورزش بانوان، ازدواج دائم و موقت، تعدد زوجات، غیرت دینی، نامگذاری‌ها، حجاب، فرهنگ شهادت، امر به معروف و نهی از منکر، وفاداری به خانواده، بیگانگی مذهبی، خودباختگی فرهنگی، تسامح فرهنگی و مذهبی و ... را تغییر داده و سامانی نو دهند. و آن گاه به یاری دستاوردهای علمی، به قدرت‌های رسانه‌ای ـ به صورت نانوشته ـ توصیه می‌کنند که برای ساکت کردن نخبگان متحجر! و عالمان غوغا پیشه! برنامه‌های دراز مدتِ تغییر ذائقه فرهنگی، تعدیل غیرت دینی و عادی سازی تدریجی گناه و ناهنجاری را طراحی و اجرا کنند تا نخبگان و علما به تدریج در مقابل کارهای انجام شده قرار گیرند. همچنین می‌خواهند که با خاموش کردن شعله حساسیت دینی و غیرت مذهبی مؤمنان، به گونه‌ای غیر محسوس خواست فرهنگی و مذهبی جامعه را عوض کنند تا بدین ترتیب، ابزار هنر در خدمت استحاله فرهنگ اسلامی درآید. درست مثل تغییر تدریجی خواست مردم در برابر لباس و غذای غربی!
آنچه را گفتیم، می‌تواند تنها یک تصور بدانید و نگارنده را به داشتن «توهم توطئه» متهم سازید و یا برعکس، آن را یک واقعیت فرهنگی متأثر از خودباختگی بدانید. در هر حال، بهتر است برای لحظه‌ای از تخیّلات خویش بیرون آمده و به جامعه کنونی خود نگاهی بیاندازیم. حقیقت این است که در جامعه‌ای که روزی نمایش کوچک‌ترین صحنه‌های معاشرت و ارتباط مشکوک در رسانه ملی، خروش سینمای متعهد و تئاتر اصیل و نیز عالمان، نخبگان و متدیّنان را بر می‌انگیخت، اکنون ـ آگاهانه یا ناآگاهانه ـ حداقل‌های شرعی هم در سینما و سیمای آن کمتر رعایت می‌شود.

استفاده از جذابیت‌های جنسی در فیلم‌ها

باید پذیرفت که در کنار تزریق مستقیم فرهنگ غربی در قالب فیلم‌های کاملاً حرفه‌ای خارجی، که کمتر تحقیق و پایان‌نامه‌ای برای بررسی اثرات آن در نظام رفتاری جوانان صورت پذیرفته است، فیلم‌سازهای داخلی هم گاه با افتخار به تقلید همان راه را دنبال می‌کنند.
به نظر می‌رسد که به رغم انبوهی فعالیت‌های هنری ـ دینی رسانه ملی، تصوّر ساخته‌شدن یک فیلم بدون گنجاندن جذابیت‌های جنسی، از نظر گروهی همچنان اندیشه‌ای ابتدایی به نظر می‌رسد.
امروزه برخی فیلم‌ها و برنامه‌ها می‌خواهند ذائقه جوانان و متدینان را چنان تغییر دهند که برنامه‌های بدون جذابیت جنسی از نظر مخاطب در انزوا قرار گیرد و به تدریج به حاشیه رانده شود.
این یک واقعیت ملموس است که سیاست‌گذاران هنر، دست‌کم در مورد بازیگران و آهنگسازان، یک سیاست سکولار را اعمال می‌کنند.
تاریخ‌نگاران معاصر معتقدند: کاری که پهلوی دوم در سایه جنگ نرم با فرهنگ و هویت دینی کرد، رضاخان با سرنیزه نتوانست انجام دهد. محمدرضا پهلوی با این ابزار کهنه، کاری کرد که برخی از زنان خود خواستند «حجاب» را به فراموشی بسپارند.

نظارت ناکارآمد

در عصر مدرنیته، شاید بتوان دست‌های زیادی را نشان داد که نقش گسترده‌ای در تخریب فرهنگی و دینی ما داشته باشند؛ زیرا تمام جوامع امروزی در برابر هر نوع دخالت بیگانه، حساسیت نشان می‌دهند و آن را رد می‌کنند. هولناک‌ترین اتفاق در عرصه فرهنگی، سپردن این نقش به رسانه‌ها و دستگاه‌های فرهنگی ملی است که برخی از آنها با پیش زمینه خودباختگی مذهبی و فرهنگی، نمی‌توانند نقش خود را به خوبی ایفا کنند.
به این صورت، سیما و سینما هم به رغم خدمات مذهبی فراوان، در سایه برخی کج سلیقگی‌ها و سوء استفاده‌های فرهنگی و مادی‌گرایانه، عرصه حضور فیلمسازان و تهیه‌کنندگانی می‌شود که از آبروی نظام اسلامی، برای ساخت فیلم‌های ضد دینی و سکولار استفاده می‌کنند و گاه رشته‌های انقلاب را پنبه می‌کنند و دروازه‌های اندلس جدید اسلامی را به روی فاتحان مغرور غربی می‌گشایند.
به راستی اگر روزی سیما و سینمای ما، به هر بهانه‌ای از جمله رقابت با شبکه‌های ماهواره‌ای، خروج از حداقل‌های شرعی را توجیه کنند و به ارتجاع از مذهب و غیرت دینی گرایش یابند، چه سازوکاری می‌تواند آنها را به راه مذهب بازگرداند؟ روشن است که انتظار از دستگاه‌های نظارتی موجود (برون سازمانی یا درون سازمانی) مانند شوراهای نظارت و ... انتظاری خیالی و واهی است؛ زیرا آنان هرگز، کارنامه موفقی از خود ارائه نداده‌اند. آیا بهترین دلیل ناکارآمدی نظارت‌های فعلی، برخی از خروجی‌های فعلی سینما و تلویزیون نیست؟

جایگاه نظارت مردمی

رسول اکرم(ص) برای رویارویی با ارتجاع مردم به سنت‌های عصر جاهلی و نیز بقای ارزش‌های اسلامی، به اذن الهی نظام امر به معروف و نهی از منکر را طراحی کرد تا از بروز هر گونه پس رفت فرهنگی و مذهبی جلوگیری شود. اساساً همین عامل موجب تثبیت و بقای ارزش‌های دینی تا کنون شده است و گر نه، دشمنان در هر عصر به فراخور امکانات تبلیغی و فرهنگی در محو فرهنگ دینی کوشیده‌اند و این نظام امر به معروف مردمی و ملی بوده است که موجب بازیابی هویت دینی شده است.
امّا بعد مهمی از امر به معروف و نهی از منکر، مربوط به «امر به معروف و نهی از منکر ملت به دولت» است. سؤال اینجاست که در نظام جمهوری اسلامی، جایگاه این بخش از امر به معروف و نهی از منکر، کجاست و چه ساز و کارهایی برای اجرایی شدن آن پیش بینی شده است؟ واقعیت این است که این اصل از قانون اساسی، تا کنون تبیین و تفسیر نشده و جایگاه اجرایی دقیقی برای آن اتخاذ نگردیده است و اساساً همین مسئله، موجب ورود ضربه‌های هولناک بر پیکره فرهنگی و مذهبی نظام اسلامی شده و خواهد شد.
به بیان دیگر، همان‌گونه که «شورای نگهبان» خارج از مجموعه مجلس، امر و نهی دینی را در مرحله قانون‌گذاری تشخیص می‌دهد و اعمال می‌کند و مانع هر گونه خلاف شرع در تصویب قوانین می‌شود، در مرحله اجرا هم باید گروهی غیر وابسته به «دولت‌های زودگذر» وجود داشته باشد تا بتواند خلاف شرع مجریان فرهنگی و هنری را تذکر داده، افشا کند و به دستگاه‌های قضایی شکایت برد و مسئولان را به محاکمه بکشد. روشن است که چنین نهادی باید خارج از تمام نهادهای دولتی و حکومتی باشد تا بتواند به عنوان نظارت‌دهی بر دولت تلقی شود و گامی مؤثر برای احیا و تثبیت ارزش‌ها باشد. امروزه جای خالی چنین نهاد فرادولتی‌ای دست کم در مورد سینما، سیما و مطبوعات به خوبی احساس می‌شود. نهادهای نظارتی دولتی و درون رسانه‌ای به دلیل امکان تأثیرپذیری از دولت‌ها و لحاظ کردن سیاست‌ها و مصلحت‌های سازمانی، گاهی توان کافی برای ایفای چنین نقشی را ندارند و محتاج مکمل‌های نظارتی‌اند؛ لذا گاهی دچار نادیده انگاری، توجیه یا کتمان منکرات می‌شوند یا با «آمارسازی‌های سازمان خواسته» ادعای خلاف واقع می‌کنند.
تنها نهادی می‌تواند وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را بدون تأثیرپذیری به عهده بگیرد که به معنای واقعی کلمه مستقل و مؤیِد به قدرتی ثابت باشد و بقای خود را در بقای ارزش‌های ناب اسلامی ببیند؛ یعنی «مردم مسلمان».
یکی از راهکارهای اساسی برای امر به معروف و نهی از منکر همگانی و نیز نظارت همه جانبه بر سینما، صدا و سیما، تئاتر و حتی تمام دستگاه‌های فرهنگی، تشکیل نهادهای غیر دولتی و سازمان‌های تخصصی مردمی است تا بتوانند در سایه تخصص فرهنگی و رسانه‌ای، انگیزه متعهدانه خود را به صحنه اجرا و دفاع از ارزش‌ها بیاورند.

نقد مؤثر و دلسوزانه امت اسلامی

اگر سازمان‌های تخصصی غیر دولتی برای نظارت بر سینما و سیما شکل بگیرد و حمایت‌های قضایی و حقوقی از طریق تصویب قوانین دقیق برای احیای «امر به معروف و نهی از منکر مردم به دولت» از سوی دولت و مجلس انجام گیرد، اعتراض‌های سازنده‌ای علیه انحراف و فرهنگ سوزی صورت می‌پذیرد. چنین سازمان‌هایی با حمایت قانون و از طریق شکایت به مراجع ذی صلاح و ... امکان دستیابی به رسانه‌ای پاک‌تر را در آینده نوید خواهند داد. سازمان‌هایی که بر اعمال و رفتار و عوامل بخش‌های مختلف رسانه‌ها نظارت دقیق داشته و صلاحیت آنها را منوط به التزام دینی‌شان بدانند.
مسلماً تصور اینکه افرادی متدیّن در قالب سازمان‌های غیر دولتی، ناظر بر عملکرد مذهبی و فرهنگی سیما و سینما هستند، عامل مهمی در اسلامی‌سازی واقعی این دانشگاه بزرگ خواهد بود؛ اما اگر سیما و سینما در معرض «نقد موثر امت اسلامی» قرار نگیرد، چه بسا خسارت‌های معنوی آن در سال‌های آینده به مراتب بیشتر از خسارت‌های اندکی باشد که امروزه گریبان خانواده‌های متدیّن را گرفته است. به یقین، اگر امروز اعتراض‌ها به «نادیده گرفتن موردیِ حداقل‌های شرعی» است، در فردایی نه چندان دور، تلاش دلسوزان بر «بقای حداقل‌های ظواهر اسلامی» خواهد بود.

تشکیل نهادهای مدنی و دینی

روشن است که نهادها، مراکز و افراد مدافع ارزش‌های اسلامی مانند: ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، حوزه‌های علمیه و ائمه جمعه و جماعات می‌توانند با تشویق، حمایت مالی و پشتیبانی قانونی و حقوقی، تشکیل چنین سازمان‌هایی را سرعت بخشند و ضمن واگذاری امور به امت اسلامی، نقش هدایتی خود را ایفا کنند و سازمان‌های فرهنگی را از طریق قراردادن در معرض نقد مردمی در خدمت اسلام درآورند. حمایت از اساتید حوزه‌های علمیه، اساتید متدیّن، نخبه و مجرّب دانشگاه‌ها، نیروهای متدیّن جامعه مثل: بسیجیان، دانشجویان، هیئت‌های مذهبی، ائمه جماعات محل و هنرمندان متعهد می‌تواند نیروهای با انگیزه‌ای را برای تشکیل تدریجی چنین سازمان‌هایی فراهم سازد و راه اصلاحات واقعی مذهبی در بخش‌های مختلف از جمله سینما و رسانه ملی را هموار نماید.
به راستی در مملکتی که برخی سازمان‌های غیر دولتی که در موارد فراوان، وابستگی آنها به نظام سلطه بین‌المللی روشن است، از مالیات ملت مسلمان هزینه‌های میلیاردی را به خود اختصاص می‌دهند، چرا نهادهای مدنی و دینی برای تثبیت ارزش‌های نظام اسلامی و خنثی‌سازی فعالیت‌های ضدّ دینی سازمان‌های غیر دولتی که اخبار تأثیرگذاریِ آنها در سینما و رسانه ملی بارها گوشزد شده است، ایجاد نمی‌شود؟!

منبع

فصلنامه کوثر ـ شماره ۷۶ ـ زمستان ۱۳۸۷