نظارت بیرونی در نظام‌های سیاسی: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: نظارت بيرونى‏ در نظام‏هاى‏ سياسى‏ مجموعه ها: مقالات شناسه کتا...» ایجاد کرد)
 
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
سطر ۱: سطر ۱:
عنوان:    نظارت بيرونى‏ در نظام‏هاى‏ سياسى‏
+
<div class="head1"> نظارت بیرونی در نظام‌های سیاسی‏ </div>
مجموعه ها:    مقالات
+
نویسنده: بهرام اخوان کاظمی‏<br/>
شناسه کتاب:    ۳۵۶
+
== مقدمه‏ ==
نویسنده:     بهرام اخوان كاظمى‏
+
به اعتقاد بسیاری، موضوع اصلی علم سیاست و محوریت آن، قدرت است، به همین خاطر، چه در عرصه‌های نظری و چه قلمروهای عملی، همواره این مبحث در عرصه سیاست جایگاه بسیار درخوری را به خود اختصاص داده است. همچنین از جمله دغدغه‌های اصلی اندیشمندان سیاسی، در طی قرون و اعصار، چگونگی تحدید و کنترل قدرت مزبور بوده است؛ زیرا همگان معترف بوده‌اند که قدرت در ذات خویش گرایش به طغیان و تعدی داشته و در صورت عدم کنترل و مهار لازم به فساد و افساد می‌انجامد. بدین ترتیب، تاریخ بخش عظیمی از اندیشه‌های سیاسی و به ویژه نوع مردمسالار آن، تاریخ چگونگی نظارت بر قدرت بی‌رقیب و مطلقه دولت و کارگزاران و نحوه تحدید و تعدیل آن بوده است و اینکه با چه سازوکارهایی، از تعدی و تخطی قدرت عالیه دولت نسبت به حقوق شهروندان و سایر گروه‌های اجتماعی می‌توان ممانعت به عمل آورد. این سازوکارها، به فراوانی، در اندیشه‌های سیاسی دموکراتیک، درج و مورد اشاره قرار گرفته است.<br/>
شابک:    -
+
اما وضع در اندیشه‌های سیاسی اسلامی چگونه است؟ آیا ماهیت قدسی و دینی حکومت و رهبران آن، مانع از نظارت و کنترل‌پذیری آن می‌شود؟ مدعای این نوشتار بر آن است که در اندیشه و نظام اسلامی، علاوه بر بهره‌گیری از سازوکارهای عمیق و گسترده نظارت درونی، سازوکارهای متعدد و متنوع بیرونی نیز اندیشه و تمهید شده است که بخوبی قابل رقابت با سازوکارهای نظارت بیرونی در نظام‌های مدرن امروزی است هر چند نضج و شکوفایی آنها نیاز به زمان و آزمون و تجربه بیشتر دارد.<br/>
تعداد صفحات:    ۰
+
برای اثبات این مدعا و امکان انجام مقایسه لازم، پژوهش حاضر در چهار گفتار تهیه شده است: در گفتار اول، موضوع «نظارت و کنترل در علم مدیریت و ضرورت آن» آمده است. در گفتار دوم، به «نظارت در منابع اسلامی و نظام نبوی و علوی» می‌پردازیم و در گفتار سوم، موضوع «نظارت بیرونی در نظام‌های سیاسی و جمهوری اسلامی ایران به طور اعم» مطرح می‌گردد و در آخرین گفتار نیز، «نظارت بیرونی در جمهوری اسلامی ایران به طور اخص» و برمبنای قانون اساسی این کشور مورد مطالعه دقیق قرار می‌گیرد.<br/>
نام اپراتور:    محمد خلیلی
+
ایمیل اپراتور:    ۲farizeh@gmail.com
+
زبان:    پارسي
+
رتبه:    0
+
تصویر:    cover
+
دانلود فایل:    دانلود نظارت بيرونى‏ در نظام‏هاى‏ سياسى‏
+
توضیحات:    
+
+
  
متن :    
+
== نظارت و کنترل در علم مدیریت و ضرورت آن‏ ==
نظارت بيرونى‏
+
نظارت به معنای مراقبت، زیر نظر داشتن و دیده‌بانی بر کار است. کنترل و نظارت به عنوان یکی از وظایف مدیر، از ارکان اصلی و عناصر حیاتی مدیریت سالم و کارآمد است. مدیران با انجام وظیفه و برنامه‌ریزی، اهداف سازمان و راه‌های دستیابی به آنها را مشخص می‌کنند. آگاهی از اجرای دقیق برنامه‌ها و اطمینان به حرکت سازمان در راستای دستیابی به هدف‌های اصلی آن، درصورتی امکان‌پذیر خواهد بود که نظامی دقیق و جامع برای نظارت و کنترل وجود داشته باشد. هر سازمانی دارای منابع و امکاناتی است که برای رسیدن به اهداف سازمان، باید از آنها به صورت مطلوب و بهینه بهره‌برداری کند و این امر جز در سایه «وجود نظارت و کنترل» امکان‌پذیر نیست.<ref>ر. ک. به: ابوطالب خدمتی، انواع کنترل و نظارت در مدیریت اسلامی، حوزه و دانشگاه، شماره ۲۳، تابستان ۱۳۷۹، ص‏۱۰۵</ref><br/>
در نظام‏ هاى ‏سياسى‏
+
بنابراین، در مدیریت هر سازمان، نظارت فرایندی اساسی است که از طریق آن می‌توان به حداکثر کارایی و اثر بخشی در راستای اهداف سازمان دست یافت و به صحت پیش‌بینی‌های صورت گرفته در مورد برنامه‌ها پی برد. از این نظر هیچ برنامه‌ای، بدون نظارت، به درستی اجرا نمی‌شود و نظارت نیز بدون وجود برنامه، مفهوم و معنی پیدا نمی‌کند. از آنجا که نظارت و کنترل، سازمان را در اصلاح انحراف‌ها و تطابق عملکردها با اهداف مطلوب یاری می‌دهد، می‌توان گفت که نظارت، نقش پویایی در هر سازمان ایفا می‌کند. به طور کلی منظور از نظارت؛ «تلاشی است، منظم در جهت رسیدن به اهداف استاندارد»، «طراحی سامانه باز خورد اطلاعات»، «مقایسه اجزای واقعی با استانداردهای از پیش تعیین شده» و سرانجام «تعیین انحرافات احتمالی و سنجش ارزش آنها بر روند اجرایی که در برگیرنده حداکثر کارایی است.»<ref>ر. ک. به: علی رضائیان، اصول مدیریت، تهران، انتشارات سمت، چاپ یازدهم، ۷۹</ref><br/>
+
بدین ترتیب نظارت، کنترل و ارزیابی، یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین ارکان هر نظم مدیریتی محسوب می‌شود که در راهبری، استحکام، اعمال صحیح مدیریت نقش اساسی و تعیین کننده ایفا می‌کند. فرایند نظارت و کنترل معمولا طی چهار مرحله زیر انجام می‌گیرد:<br/>
 +
مرحله اول: تعیین معیار (استاندارد) یا ضابطه برای کنترل.<br/>
 +
مرحله دوم: مقایسه نتایج عملکردها با معیارها و استانداردهای تعیین شده.<br/>
 +
مرحله سوم: تشخیص میزان انحرافات و تحلیل علل بروز آنها.<br/>
 +
مرحله چهارم: اقدامات اصلاحی و تنظیم و اجرای برنامه‌ها و عملیات معطوف به آن.<br/>
 +
«هنری فایول» از پیشگامان علم مدیریت، عناصر اصلی علم یا فن مدیریت را در پنج چیز خلاصه کرده است:<br/>
 +
تنظیم برنامه، سازماندهی، فرماندهی، هماهنگی، کنترل و نظارت.<br/>
 +
وی معتقد است کنترل و نظارت اصلی منطقی است که چهار اصل دیگر را کامل می‌کند و بازدید و رسیدگی به اجرای فرامین و دستورهای داده شده به اعضای سازمانی است، تا از این راه شیوه صحیح اجرای آنها دریافت گردد.<ref>پیو، هیکسون، هایلینگز، نظریه پرداز کلاسیک سازمان، سیدرضا برقعی، قم، مجتمع آموزشی عالی قم، ۱۳۷۹، صص‏۵۰-۵۱</ref><br/>
 +
برای وجود و استمرار فرایند کنترل صحیح، باید این فرایند سریع و دقیق باشد تا همه امور مربوط را در کوتاه‌ترین زمان رسیدگی نماید و نارسایی‌ها را به سرعت تشخیص دهد. بدین ترتیب ارزیابی کارایی و کارآمدی هر سازمان و کیفیت انجام امور با کنترل و نظارت سنجش می‌شود.<br/>
 +
== نظارت در منابع اسلامی و نظام نبوی و علوی‏ ==
 +
=== نظارت در معنایی عام و انواع آن‏ ===
 +
در منابع و آموزه‌های دینی، دستورات صریح و روشنی در مورد نظارت و ضرورت آن وجود دارد و مدیران مسلمان به داشتن یک نظام کامل، جدی و عادلانه برای کنترل بر سازمان سفارش شده‌اند. نظام کنترلی که می‌توان از منابع دینی استخراج کرد، نظامی جامع، کامل، عادلانه و منحصر به فرد است. در این نظام، خداوند متعال و فرشتگان الهی، ناظر بر اعمال، رفتار و نیات انسانها معرفی می‌گردند و به انسانها گوشزد می‌شود که همواره در محضر خدا هستند و فرشتگان در همه حال ناظر بر اعمال و رفتار آنان هستند و بنابراین، باید مواظب اعمال و رفتار خود باشند.<ref>برای ملاحظه برخی آیات دال بر اعمال نظارت الهی بر انسان ر.ک.به: قرآن مجید: توبه:۱۰۵ و یونس:۶۱</ref> برهمین اساس، بحث نظارت انسان بر عملکرد خویشتن؛ به عبارت بهتر، مسأله «خود کنترلی» مطرح می‌شود. به انسان مسلمان توصیه می‌شود که همواره بر اعمال و رفتار خود نظارت داشته باشد و پیش از اینکه عملکردش مورد ارزیابی و سنجش دیگران قرار گیرد، خود عملکرد و رفتارش را ارزیابی و حسابرسی کند.<br/>
 +
علاوه بر این دو نظارت، مسأله نظارت عمومی و همگانی مطرح است و به همه مسلمانان دستور داده شده است که در مقابل دیگران احساس مسؤولیت کنند و در صورت مشاهده عملکرد نادرست یا انحراف از اهداف و تخلف از وظایف، تذکر دهند و [[امر به معروف]] و نهی از منکر کنند. همچنین مسأله نظارت آشکار و پنهانی مطرح شده است. بنابراین، نظام جامع و کامل و نظارتی که می‌توان با استفاده از منابع و آموزه‌های دینی استخراج کرد، دارای بخشها و انواع زیر است:<br/>
 +
۱. نظارت خداوند متعال(نظارت الهی).<br/>
 +
۲. نظارت فرد بر اعمال خود(خود کنترلی).<br/>
 +
۳. نظارت عمومی (نظارت همگانی).<br/>
 +
۴. نظارت سازمانی:<br/>
 +
الف. نظارت آشکار و رسمی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم.<br/>
 +
ب. نظارت مخفی و پنهانی.<ref>ر.ک.به: خدمتی، پیشین، ص‏۱۰۵-۱۰۶</ref><br/>
 +
امر خطیر نظارت و کنترل در سنت و سیره نبوی هم کاملا رعایت می‌شده است. حضرت امام رضا(ع) در این باره می‌فرماید:<br/>
 +
«کان رسول الله(ص) اذا وجه جیشاً فأمهم أمیر بعث معهم من ثقاته من یتجسس له خبره.»<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، قم، دارالکتب الاسلامیه، [بی‌تا]، ج‏۱۰۰، ص‏۶۱</ref><br/>
 +
«سیره پیامبر خدا(ص) چنین بود که هر گاه لشگری را اعزام و امیری آنان را فرماندهی می‌کرد، یکی از افراد مورد اعتماد خود را نیز با آنان می‌فرستاد تا خبرها را به طور پنهانی به آن حضرت برساند.»
 +
علی(ع) نیز با تدبیر و سازماندهی گسترده، نظارت و کنترلی سازمان یافته و دقیق را در فراخنای جامعه اسلامی سامان داده بود و انواع و اقسام نظارتهای پیشگفته، در حکومت ایشان مشهود بود، هر چند فکر و تشریح کلیه مراحل و مستندات این بازرسی از حوصله این مقال خارج است.<br/>
 +
در سیره امام علی(ع) انتخاب مدیران اصلح و کارآمد، اعمال سیستم هشداردهی و پیشگیری نسبت به خلافهای احتمالی مدیران، مراحل پیشینی قبل از نظارت می‌باشد؛ یعنی کارگزاری مدیران شایسته و کاردان و اعلان هشدارهای لازم به تنهایی موجد مدیریت بهینه و کارا نیست و در مراحل بعدی نظارت و کنترل سامان یافته‌ای جهت ارزیابی عملکرد لازم است.<br/>
 +
جالب اینجاست که بازرسان نیز در سنت علوی می‌بایستی از افراد لایق، خبره، کاردان، بصیر، خبیر، امین و تیزبین انتخاب شوند و امام(ع) در موارد متعددی صفات ممدوح و ایجابی بازرسان را با تأکید به عمال و کارگزاران خود گوشزد می‌نماید به عنوان نمونه می‌فرمایند:<br/>
 +
«و ابعث العیون من أهل الصدق و الوفاء علیهم...<ref>نهج البلاغه، فیض الاسلام [بی‌نا]، ۱۳۵۱ش، نامه ۵۳، بند ۴۵، ص‏۱۰۱۱</ref>فاستعملهم اختباراً و لا تولهم محاباه و أثره.»<ref>همان، بند ۴۳، ص‏۱۰۱۱</ref><br/>
 +
«بازرسانی را بر آنان اعزام کن که اهل راستی و وفا باشند... آنان را بر اساس خبرویت و شایستگی به کار بگمار و از روی روابط و امتیازات نابجا، به کار نگیر.»
 +
امام(ع) در بخش‌های دیگر، علاوه بر لحاظ کردن موارد پیشگفته، بشدت بر تنبیه خائنان و فاسدان پس از بازرسی پای می‌فشارد و در توصیه‌های خود به مالک می‌فرماید:<br/>
 +
«با فرستادن مأموران مخفی - که اهل صدق و راستی و وفا باشند - کارهای آنان را زیر نظر بگیر! زیرا بازرسی نهایی در کارشان، آنان را به رعایت امانت و ملاطفت با مردم وادار می‌سازد و با دقت فراوان، مواظب اعوان و انصار و کارگزاران خود باش و براعمال ایشان نظارت کن و چنانچه یکی از آنان، دست به خیانتی زد و مأموران مخفی تو، به طور جمعی آن را تأیید کردند، باید که به آن ا کتفا کنی و بدون تأخیر، خیانتکاران را کیفر دهی و به مقدار خیانتی که انجام داده است او را کیفر نمایی، آنگاه وی را در مقام خواری و مذلت بنشان وداغ خیانت بر پیشانی او بگذار و طوق رسوایی بر گردنش بیفکن.»<ref>همان، نامه‏۵۳، بند۴۵، ص‏۱۰۱۱-۱۰۱۲</ref><br/>
 +
در عبارت بالا امام(ع)، نظارت و بازرسی راحتی برای اعوان و انصار و نزدیکان حاکم نیز ضروری شمرده و آنها را هم از این امر مستثنی ننموده است. ضمن آنکه تعبیر «وابعث العیون» می‌رسا ند که در صورت لزوم، اعزام بازرسان از مرکز و یا از یک منطقه دیگر، امری ضروری است. فرمان حضرت مبنی بر تأکید بر جنبه مخفی بازرسی نیز واجد اهمیت است؛ زیرا نظارت و کنترل پنهانی و مخفی، دارای آثار مثبت و فراوانی مانند ترغیب کارکنان به امانت داری و مدارا با مردم است همچنین جمله نخست امام در این فرمان (ثم تفقد أعمالهم)، کاوش و پیگیری و جست و جو و مراقبت و مانند آن را می‌رساند. البته واژه تفقد در چند بخش عهدنامه از فرمان امام به مالک تکرار شده، که بیانگر حوزه‌های مختلف کاری و نظارتی است؛ از جمله نظارت بر دستگاه‌های اجرایی و نظارت بر مالیات و دخل و خرج کشور و بودجه عمومی و بیت المال و تأکید بر تولید و سرمایه‌گذاری و آبادانی و عمران و نظارت بر بازار و توزیع و مبادلات اقتصادی و تجارتی و صنعتی و رسیدگی به همه امور مربوط به بازرگانان، صنعتگران، کسبه و تجار و خدمات مرتبط با آنها است.<ref>ر.ک.به: قربانعلی دری نجف‌آبادی، مبارزه با فساد در حکومت علوی، حکومت اسلامی، شمار۱۷، تابستان ۱۳۷۹، صص‏۲۸۰-۲۸۱</ref><br/>
 +
در نامه‌های متعددی در نهج البلاغه (از جمله در نامه‌های: ۳، ۱۹، ۲۰، ۳۳، ۳۴، ۴۰، ۴۲، ۴۴، ۴۵، ۶۳ و ۷۰) امام(ع)، رسیدن گزارش بازرسان و مأموران ویژه و ناظر رسمی و غیررسمی خود را با استفاده مقدماتی از عبارت «بلغنی» یا «فقد بلغنی عنک...»<ref>یعنی؛ «به تحقیق در مورد تو این گونه به من گزارش رسیده است....»</ref> و... بیان کرده است. البته در فرموده‌های ایشان، تعابیر و عناوین دیگری نیز در این رابطه مانند «تفقد»، «تحفظ»، «وابعث العیون»، «تعاهد» و «رقی الی عنک» نیز دیده می‌شود.<ref>یعنی؛ «در مورد شما به من خبر رسیده است....»</ref><br/>
 +
البته هم در سیره نبوی و هم در سیره علوی، نظارت علنی و آشکار، هم به شکل مستقیم (توسط خود ایشان) و هم غیر مستقیم (توسط نمایندگانشان) صورت می‌گرفته است. در روایتی، نقل شده است که پیامبر خدا(ص) در بازار مدینه از جنسی که فروشنده‌ای می‌فروخت خوشش آمد و قیمت آن را پرسید. خداوند از طریق وحی به پیامبر دستور داد که دست در داخل ظرف آن کالا فرو برد. حضرت آن دستور را اجرا کرد و دید که در قسمت زیرین ظرف، جنس نامرغوبی جاسازی شده است، خطاب به فروشنده فرمود: «می‌بینم که خیانت به مسلمانان و گول‌زدن آنان را یکجا جمع کرده‌ای!»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، اصول الکافی، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۱۱ق، ج‏۵، ص‏۱۶۱</ref><br/>
 +
در روایت دیگری، نظیر این حادثه رخ داد و پیامبر خدا به فروشنده دستور داد که جنس خوب و بد را از هم جدا کند و بعد فرمود: «در دین ما غش و گول زدن جایز نیست.»<ref>متقی بن حسام الدین هندی، کنزالعمال، ج‏۴، ص‏۹۰</ref><br/>
 +
شبیه این روایات در سیره نظری و عملی امام علی(ع) نیز به وفور وجود دارد. به عنوان نمونه از امام باقر(ع) نقل شده است که فرمود:<br/>
 +
«امیرمؤمنان علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) عادت داشت که هر روز صبح به یکایک بازارهای کوفه سر می‌زد، در حالی که تازیانه‌ای دو شاخ به نام «سیبه» به همراه داشت. در هر بازاری می‌ایستاد و با صدای بلند می‌فرمود:<br/>
 +
ای تاجران، پیش از داد و ستد، از خداوند خیر و نیکی بخواهید و با آسان‌گیری در معامله، از خداوند برکت بجویید و به خریداران نزدیک شوید (گران نفروشید تا از شما بگریزند) و خود را به زینت علم و بردباری آرایش دهید و از [[دروغ گفتن]] و قسم خوردن بپرهیزید و از ظلم و ستم کناره گیرید و بامظلومان به انصاف رفتار نمایید و به رباخواری نزدیک نشوید.»<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج‏۴۱، ص‏۱۰۴</ref><br/>
 +
=== نظارت درونی یا خود کنترلی‏ ===
 +
این نوع نظارت در منابع دینی و اسلامی به خوبی قابل مشاهده است. در مقایسه با نظارت بیرونی، خود کنترلی بهترین و کارآمدترین سازوکار برای کنترل عملکرد افراد در قالب زندگی فردی، اجتماعی و نهادهای سیاسی و مدیریتی است؛ زیرا نظارت و کنترلی که از بیرون بر افراد و عملکرد آنها می‌شود، در صورتی جامع و «اثر بخش» خواهد بود که این افراد از درون نیز بر خود نظارت کنند؛ چرا که نظارت بیرونی قابل اعمال بر این موارد نیست.<br/>
 +
علی(ع) در تبیین اصل نظارت درونی می‌فرمایند: «اجعل من نفسک علی نفسک رقیباً;»<ref>عبدالواحد تمیمی آمدی، شرح غررالحکم و دررالکلم، تصحیح سیدمیرجلال الدین حسینی ارموی، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۶۰ش، ج‏۱، ص‏۱۲۹</ref> «از خودت مراقبی برای خویشتن قرار ده!» همچنین حضرت سجاد(ع) نظارت درونی و خود کنترلی را عامل اصلی حرکت انسان در مسیر صحیح هدایت و تکامل دانسته و می‌فرماید:<br/>
 +
«ابن آدم انک لاتزال بخیر ما کان لک واعظ من نفسک و ما کانت المحاسبه من همک.»<ref>مجلسی، پیشین، ج‏۷۸، ص‏۱۳۷</ref><br/>
 +
«ای فرزند آدم، تو همواره در مسیر خیرقرار خواهی داشت، مادامی که موعظه کننده‌ای از درون داشته باشی و حسابرسی از خویشتن از کارهای اصلی تو باشد.»
 +
در اندیشه اسلامی، نظارت درونی و خود کنترلی صرفاً مبتنی برانگیزه بیدارسازی وجدان فردی یا تقویت حس ملیت خواهی نیست بلکه مبنا و انگیزه بنیادین آن، چیزی جز ایمان و اعتقادات دینی نیست؛ به عنوان نمونه اعتقاد به قیامت و معاد و باور به اینکه همه اعمال ریزودرشت انسان روزی مورد حسابرسی دقیق و عادلانه قرار خواهد گرفت، یکی از عوامل اصلی ممانعت از کم کاریها، سهل انگاریها و خیانت‌ها در روند انجام امور و سعی در انجام آن به بهترین و کاراترین وجه موجود است. از چنین منظری کاهش سهل انگارانه بازده کار، نوعی آلودگی به معصیت الهی و مستوجب عقاب در آخرت و حسابرسی در آن روز است:<br/>
 +
پیامبر خدا(ص) در ضرورت توجه به حسابرسی و نظارت درونی نفسانی می‌فرماید:<br/>
 +
«حاسبوا أنفسکم قبل أن تحاسبوا و زنوها قبل أن توزنوا و تجهزوا للعرض الاکبر.»<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج‏۷۰، ص‏۷۳</ref><br/>
 +
«پیش از اینکه به حساب شما برسند، خودتان را محاسبه کنید و قبل از اینکه شما را ارزیابی کنند، خودتان را بسنجید و برای رستاخیز آماده شوید.»
 +
نتیجه بلافصل تقویت اعتقادات دینی و خود کنترلی در سطح جامعه، سازمانها و نهادهای سیاسی و مدیریتی، بهره‌مندی از سازوکاری ارزانتر به نسبت نظارتهای بیرونی برای دستیابی به کارایی و کارآمدی و بازده بیشتر و جلوگیری از اختلالات و انحرافات در این زمینه است، در چنین صورتی همه در صدد انجام امور به نحو احسن بوده و در صورت بروز هر گونه عیب و نقصی در عملکردشان، به سرعت در صدد رفع آن خواهند بود.<br/>
 +
=== نظارت بیرونی و عمومی‏ ===
 +
در سامانه نظارتی اسلام، مسأله کنترل بر سازمان و عملکرد و کارایی و کارآمدی کارکنان، تنها در چارچوب وظایف و اختیارات مدیران و مسؤولان سازمانها و حاکمان خلاصه نمی‌شود، بلکه همه اعضای سازمان و نظام سیاسی موظف‌اند براساس یک وظیفه شرعی بر عملکرد دیگر اعضای سازمان و شهروندان حکومت، و حتی عملکرد مدیران و حکمرانان نظارت داشته باشند. این کنترل و نظارت همگانی از جایگاه ویژه و با اهمیتی برخوردار است و در آموزه‌های دینی تأکید فراوانی بر آن شده است. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:<br/>
 +
«شما بهترین امتی بوده‌اید که برای انسانها پدیدار شده‌اید (چه اینکه) [[امر به معروف]] و نهی از منکر می‌کنید و به خدا ایمان دارید.»<ref>آل عمران:۱۱۰</ref><br/>
 +
در این آیه ویژگی بارز بهترین امت، که همان امت اسلامی است؛ [[امر به معروف]] و نهی از منکر دانسته شده است؛ نظارت همگانی (امر به معروف و نهی از منکر) مایه کنترل عمومی و احساس مسؤولیت همگانی نسبت به یکدیگر گشته و با چنین نظارتی، نقاط ضعف و قوت در هر رده‌ای بهتر و سریعتر تشخیص و رفع می‌شود.<br/>
 +
دو وظیفه بسیار مهم و کارساز «امر به معروف» و «نهی از منکر» در معارف اسلامی و سیره علوی، به صورت گسترده و روشن مورد عنایت و تأکید واقع شده و در حقیقت همان نظارت به مفهوم عام و فراگیر است. کسی در ترک این دو وظیفه خطیر معذور نیست و بهانه و سهل‌انگاری و فرار از مسؤولیت یا ضعف وعجز و جهل، نمی‌تواند مانع انجام وظیفه شود، بلکه در صورت لزوم، باید شرایط و مقدمات انجام وظیفه را فراهم کرد. ماحصل کاربرد و تحقق این دو وظیفه، افزایش بازدهی و کارآیی در تمامی سطوح نظام سیاسی و برکات بی‌شمار اجرایی و کاری است.<br/>
 +
نقش «عیون» و «عریف» و «نقیب»<ref>«عیون» به معنای بازرس و جاسوس و «عریف» نیز به معنای جاسوس و خبرچین می‌باشد. همچنین «نقیب» ترجمان معانی مهمتر و سرپرست و رئیس قوم است. برای ملاحظه پاره‌ای از موارد که پیامبر(ص) و علی(ع) به گماشتن «عیون» و «عریف» و «نقیب» پرداخته‌اند، ر.ک.به: دری نجف آبادی، ص‏۲۸۶-۲۸۷</ref> و عوامل بازار و مأموران حسبه و «محتسب» نیز، در صدر و تاریخ اسلام و دوران خلفا، به این مبنای عمیق و ریشه‌دار اسلامی بر می‌گردد. اداره و یا نهاد حسبه و نیز بحث آمرین به معروف و ناهیان از منکر و نیز بحث نظارت عمومی و نظارت بر صحت جریان امور و بحث تعزیر و تأدیب و تعزیرات حکومتی، از همین مفهوم بلند نشأت گرفته است و در واقع ترجمان این آیه شریفه است:<br/>
 +
«مردان و زنان مؤمن همه یاور و دوستدار یکدیگرند، خلق را به کار نیکو امر و از کار زشت نهی می‌کنند...»<ref>«و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» توبه:۷۱</ref><br/>
 +
وظیفه مردم و جامعه در این رابطه بسیار حساس و شفاف و ارزشمند است. در فرهنگ علوی وظیفه [[امر به معروف]] و نهی از منکر و نقد عملکرد حکام و کارگزاران و انتقاد سالم و سازنده و مؤثر و نظارت و پیگیری امور از سوی مردم، به عنوان یک وظیفه شرعی و یک تکلیف الهی، همواره مورد تأکید قرار گرفته است و می‌توان گفت مباحث [[امر به معروف]] و نهی از منکر و نظارت بر امر کارگزاران حکومتی و نصیحت و خیرخواهی زمامداران جامعه اسلامی، از ویژگی و عنایت خاصی برخوردار است؛ تا جایی که در بحث حقوق متقابل حاکم و مردم، به اصل نصیحت و دو طرفه بودن این اصل، همواره توجه شده است. در همین راستا پیامبر(ص) فرموده‌اند:<br/>
 +
«ثلاث لایغل علیهن قلب امرء مسلم: اخلاص العمل لله، و النصیحه لائمه المسلمین، و اللزوم لجماعتهم.»<ref>کلینی، پیشین، ج‏۱، ص‏۴۰۳</ref><br/>
 +
«سه وظیفه است که قلب انسان مسلمان، هرگز در آن خیانت روا نخواهد داشت: اینکه کارها را برای خدا انجام بدهد؛ همواره خیرخواه و ناصح زمامداران مسلمان باشد؛ جماعت مسلمانان را هرگز رها نکند.»
 +
بدیهی است، تحقق [[امر به معروف]] و نهی از منکر نه تنها کارایی و کارآمدی هر سامانه مدیریتی و نظام سیاسی را بالا می‌برد بلکه گسترده‌ترین نوع نظارت مردمی را نیز به ارمغان خواهد آورد. دوران زمامداری امام علی(ع) بخوبی نشانگر آن است که آن امام همام تا چه اندازه گسترده‌ای به این نوع نظارت و گزارش‌های واصله مردمی توجه و اتکا می‌کرده و حتی بر حسب آنها نیز با والیان و حتی نزدیکان خویش؛ از جمله ابن عباس (والی بصره، در قضیه گزارش بی‌مهری وی به قبیله بنی تمیم) برخورد عتاب‌آمیز می‌نموده است.<ref>برای آگاهی بیشتر از سیره امام علی(ع) ر.ک.به: علی اصغر الهامی‌نیا، نظارت بر کارگزاران در حکومت علوی حکومت اسلامی، شماره ۱۸، زمستان ۱۳۷۹، ص‏۲۳۸-۲۶۲</ref><br/>
 +
جالب اینجاست که امام(ع) حتی به شکایات و اطلاعاتی که از سوی نامسلمانان دریافت می‌کرد نیز، ترتیب اثر می‌داد و آنان را از حقوق اجتماعی، پابه‌پای مسلمانان بهره‌مند می‌ساخت. ایشان در نامه‌ای که به قرظه بن کعب انصاری می‌نویسد، از او می‌خواهد که به شکایت برخی از ذمیان در مورد نهر رسیدگی کند.<ref>ر.ک.به: همان، ص‏۲۵۴</ref><br/>
 +
=== برخی سازوکارهای نظارت بیرونی‏ ===
 +
با توجه به مطالب پیشگفته، می‌توان برخی از سازوکارها و اهرم‌های نظارت بیرونی را در اندیشه‌های اسلامی اینگونه تبیین نمود:<br/>
 +
==== [[امر به معروف]] و نهی از منکر ==== [[امر به معروف]] و نهی از منکر، مقدمه برخی از تکالیف عقلی است، از این‌رو، به حکم عقل، لازم و واجب است.<br/>
 +
توضیح آنکه: یکی از احکامی که عقل آن را درک می‌کند «وجوب حفظ نظام» است. خرد همه انسانها در می‌یابد که نظم زندگی بشر، باید پایدار باشد و لازم است که در برابر عوامل تهدید کننده، حفظ گردد. برهمین مبنا است که عقل، به لزوم تدارک همه امور، که در [[حفظ نظام]] نقش دارد، حکم می‌کند. یکی از این عوامل [[امر به معروف]] و نهی از منکر است که در پایداری زندگی اجتماعی و آسیب‌ناپذیری آن تأثیر جدی دارد. از این‌رو، به عنوان مقدمه یک واجب عقلی واجب است.<ref>ر.ک.به: محمد سروش، مبانی عقلانی [[امر به معروف]] و نهی از منکر، حکومت اسلامی، شمار۲۴، تابستان ۸۱، ص‏۵۰، همچنین برای آگاهی بیشتر ر.ک.به: کتاب‌شناسی حسبه و مقاله‌های حسبه، [[امر به معروف]] و نهی از منکر، حکومت اسلامی، شمار۱۳، پاییز ۱۳۷۸، به ترتیب در صفحات: ۲۳۹-۲۴۸-۱۲۸-۱۵۱</ref> بنابراین، علاوه بر اینکه مردم حق دارند در حوزه رفتار و روابط فردی و یا متقابل اجتماعی خویش آمر به خوبیها و معروف‌ها بوده و از بدیها و منکرات بری باشند و آنها را نهی کنند؛ همچنین می‌بایست به عنوان یک شهروند جامعه اسلامی از انجام این فریضه مهم نسبت به کلیه کارگزاران سیاسی خویش دریغ نورزند و این وظیفه را در هر عصری با بهترین شیوه و قالبهای رایج زمان خویش انجام دهند.<br/>
 +
==== نصیحت زمامداران یا ائمه مسلمین ====
 +
نصیحت زمامداران در فرهنگ اجتماعی مسلمین، پیشینه‌ای دیرینه دارد. نصیحت؛ خیرخواهی و دلسوزی است، یعنی هر گفتار یا عملی که در آن خیر منصوح، منظور شده باشد. ناصح با نصیحت خویش به ترمیم نقاط ضعف و کاستی‌های منصوح می‌پردازد، از این‌رو، نقش ناصح در اصلاح افراد، نقش خیاطی است که لباس کهنه، به دست او جلوه تازه‌ای پیدا می‌کند و نواقص آن برطرف می‌گردد. براین اساس و برطبق منابع اسلامی، وظیفه «نصیحت» در مقابل رهبر جامعه اسلامی، غیر از وظیفه «اطاعت» از اوست و امت اسلامی، علاوه بر حمایت از خواسته‌های رهبری و وفاداری به تعهدات با او، نباید از «نصیحت» وی غفلت نماید. همچنانکه امام علی(ع) می‌فرمایند:<br/>
 +
«و أما حقی علیکم: فالوفاء بالبیعه، و النصیحه فی المشهد و المغیب، و الاجابه حین أدعوکم و الطاعه حین آمرکم.»<ref>نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۳۴، بند۱۰، ص‏۱۱۴</ref><br/>
 +
«و اما حق من بر شما این است که به بیعت خود وفا کنید و در نهان و آشکار، حق خیرخواهی را ادا نمایید.»
 +
قوام اینگونه نصیحت، به انگیزه‌های خیرخواهانه است و هر گونه گفتار و کرداری را با چنین نیتی؛ چه در لباس انتقاد و یا موعظه، تعریف، تمجید و جدال احسن و تذکر و... را در بر می‌گیرد. با توجه به اهمیت باب «النصیحه لائمه المسلمین» محدثان پرتلاش شیعه مانند کلینی در کتاب الحجه از «کافی»، محدث کاشانی در ابواب «وجوب الحجه و معرفته» در کتاب «وافی» و همچنین علامه مجلسی در کتاب «الامامه» از بحارالانوار به این موضوع اشارات کافی و مشخص نموده‌اند.<ref>برای آگاهی بیشتر ر.ک.به: محمد سروش محلاتی، نصیحت ائمه مسلمین، حکومت اسلامی، شماره اول، پاییز ۱۳۷۵، ص‏۱۳۶</ref><br/>
 +
==== نظارت بر مصرف مالیات‏ ====
 +
برخی از فقها، حق نظارت مردم را از طریق «پرداخت مالیات مردم به دولت» اثبات کرده و معتقد شده‌اند که چون مردم به دولت مالیات می‌پردازند، حق دارند بر موارد و کیفیت مصرف آن نظارت کنند. محقق نائینی در این‌باره و در پاسخ به شبهه‌ای در خصوص «عدم مشروعیت دخالت مردم» می‌نویسد:<br/>
 +
«نظر به شورویه بودن اصل سلطنت اسلامیه، چنانچه سابقاً مبین شد، عموم ملت از این جهت مالیاتی که از برای اقامه مصالح لازمه می‌دهند، حق مراقبت و نظارت دارند و از باب منع از تجاوزات در باب نهی از منکر به مندرج و به هر وسیله‌ای که ممکن شود واجب است و تمکن از آن در این باب، به انتخاب ملت متوقف است. علاوه بر اینها، از جهات سیاسیه وظیفه فعل نظر به منصوبیت مقام و عدم تمکن از تحدید صحیح جز بر این وجه، موجب تعین نظر آن است...»<ref>محمدحسین نائینی، تنبیه الامه و تنزیه المله، مقدمه و توضیحات به قلم سیدمحمود طالقانی، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۶۱ش، صص‏۷۸-۷۹. برای توضیح بیشتر ر.ک.به: سیدجواد ورعی، نظارت بر قدرت سیاسی در اندیشه حضرت امام خمینی رحمة الله، (مندرج در امام خمینی و حکومت اسلامی، نهادهای سیاسی و اصول مدنی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رحمة الله، زمستان ۱۳۷۸)، ص‏۲۸۵</ref><br/>
 +
==== حق پرسش و استیضاح از عملکرد حاکمان و حکومت‏ ====
 +
پرسش و استیضاح، دو نمود بارز از مشارکت سیاسی مردم است و از جمله حقوق سیاسی افراد محسوب می‌شود. حکومت و نظام اسلامی، حکومتی پاسخ گو است و موظف است هم امکان سؤال و استیضاح را فراهم آورد و هم نسبت به آن احساس تعهد و مسؤولیت کند و متعهدانه پاسخ‌گو باشد. نتیجه چنین فرایندی، شفاف‌سازی مواضع، برنامه‌ها و عملکردهای دولت و نظام اسلامی است که کمک بسیار مؤثری در پیشبرد مقاصد آن و جلب پشتیبانی مردم از نظام خواهد بود.<br/>
 +
امام علی(ع) در تأیید این حق و ضرورت استیفای آن توسط حاکم اسلامی به مالک می‌فرماید:<br/>
 +
«اگر رعیت بر تو گمان ستم برد، عذر خود را آشکارا با آنان در میان بگذار و با این کار آنان را از بدگمانی‌شان خارج ساز، که بدین رفتار، خود را به عدالت، خوی و عادت می‌دهی و با عذری که می‌آوری، به آنچه می‌خواهی می‌رسی و آنان را نیز به حق استوار می‌سازی.»<ref>نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه ۵۳، بند۷۳، ص‏۱۰۲۶</ref><br/>
 +
وجود فضای باز سؤال و استیضاح در جامعه اسلامی و یک نظام مردم سالار دینی را بر هر گونه ستایش‌های افراطی و متملقانه که آفت یک حکومت مردمی و اسلامی است سد می‌کند، همچنانکه امام علی(ع) در خطبه ۲۰۷ به شدت کبرورزی و ستایش و تملق خواهی حکام را نفی می‌کند؛<ref>همان، خطبه ۲۰۷، بند۱۲، ص‏۶۸۶</ref> زیرا عادت رهبران به تکریم و ستایش مانع شنیدن و برتافتن اعتراض و انتقاد خواهد بود.<br/>
 +
==== تأکید بر صحت وجدان جمعی و [[قضاوت]] افکار عمومی و تجویز انتقادگری و پذیرش آن‏ ====
 +
امام علی(ع) معمولا حوادث و مسائل مهم جامعه را برای مردم تشریح می‌کرد و برخورداری مردم از اطلاعات صحیح و شفاف را حق آنان می‌دانست و به مردم می‌فرمود: «بدانید که شما این حق را نزد من دارید که جز اسرار جنگ را بر شما نپوشانم و کاری جز حکم شرع را بی‌مشورت شما انجام ندهم.»*امام(ع)، والی را موظف می‌داند که در برابر افکار عمومی پاسخ‌گو باشد؛ به طوری که اگر مردم نسبت به عملکرد او شبهه و اشکالی داشتند، باید برای آنها توضیح بدهد و این کار را موجب آمادگی حاکم و همگامی او با مردم و استواری جامعه در مسیر حق می‌داند. بی‌شک چنین وظیفه‌ای به منزله محترم شمردن حق نظارت مردم و حق سؤال و انتقاد است.<ref>برای اطلاع بیشتر در این باره ر.ک.به: سیدمهدی موسوی، انتقادگری و انتقادپذیری در حکومت علوی، حکومت اسلامی، شماره ۱۷، پاییز ۱۳۷۹، ص‏۲۹۳-۳۱۴</ref> با همین حکمت و فلسفه، امام(ع)، از مالک می‌خواهد با مردم رابطه برقرار کند و از آنها فاصله نگیرد؛ زیرا احتجاب حاکم از مردم باعث گمراهی و بی اطلاعی از حقایق جامعه و ایجاد شک و تردید و بی اعتمادی مردم می‌گردد.<br/>
 +
امام(ع) بر صحت وجدان جمعی و [[قضاوت]] افکار عمومی پافشاری نموده و ملاحظه آن را توسط زمامداران توصیه و به مالک اظهار می‌دارد:<br/>
 +
«همان گونه که تو ناظر حکام قبل از خود بودی، مردم برکار تو نظارت دارند و آنچه دربارهٔ آنها بگویی، دربارهٔ کارهایت [[قضاوت]] می‌کنند. سند صلاح و خلوص حکام صالح، نظر و قضاوتی است که خداوند بر زبان مردم صالح جاری می‌سازد.»<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳، بند۵، ص‏۹۹۲</ref><br/>
 +
امام(ع)، جماعت را رحمت می‌داند و دست خدا را با جماعت می‌بیند (ید الله مع الجماعه).<ref>همان، خطبه ۱۲۷، بند۵، ص‏۳۹۲</ref> این دو روایت می‌تواند تأکیدی بر ضرورت استفاده حکومت و زمامداران از «عقل جمعی» باشد و بیانگر این واقعیت است که مردم در حال تشکل جمعی برای به دست آوردن یک هدف معقول می‌توانند از فهم و عقل و وجدان یکدیگر بهره‌برداری کنند و هر یک از آنها میزان سنجش و کتابی گشوده، در مقابل دیدگاه دیگری و زمامداران باشند.<br/>
 +
==== تجویز مخالفت با حکومت و نقض بیعت در صورت عدم پایبندی زمامداران به شریعت‏ ====
 +
حکومت دینی متعهد به عمل به مقتضای شرع است و اگر حکومت به تعهد خود عمل نکرد، مردم مجاز به مخالفت از دستورهای حاکم‌اند؛ به عبارت بهتر، تعهدات مردم و حکومت دینی متقابل است و اگر حکومت به تعهد خود پایدار نماند، متقابلا محلی برای وفادار ماندن مردم به تعهدات خود نمی‌ماند و خروج از مدار شریعت سبب و مجوز عدم اطاعت مردم از نظام سیاسی خواهد بود. حضرت امیر(ع) زمانی که عبدالله بن عباس را برای حکومت بصره مأمور می‌ساخت، خطاب به مردم فرمود:<br/>
 +
«ای مردم، من عبدالله بن عباس را به عنوان جانشین خود بر شما حاکم و والی قرار دادم. سخن او را بشنوید و از امر او، مادامی که در اطاعت خدا و رسول اوست اطاعت کنید و اگر بدعتی نهاد یا از حق روی‌گردان شد، به من اطلاع دهید تا او را از حکومت کردن بر شما عزل کنم.»<ref>شیخ مفید، الجمل، تحقیق سیدعلی میرشریفی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۳۷۱، ص‏۴۲۰</ref><br/>
 +
بنابه این بخش، می‌توان فهمید که اولا، ملاک تبعیت از حاکم، حرکت و رفتار او بر مبنای شریعت و حق و احکام الهی است؛ ثانیاً، وظیفه مردم نظارت بر کار حاکمان است و در صورت مشاهده خلاف شرع و به حکم خرد جمعی مسلمانان موظف به برکناری او هستند؛ ثالثاً ، این برکناری باید قانونمند و از طرق قانونی صورت گیرد؛ از این رو حضرت فرمودند در صورت خروج عبدالله بن عباس از حق، به من اطلاع دهید تا او را عزل کنم؛ یعنی خودسرانه عمل نکنید و نظم و امنیت جامعه را به هم نزنید.<ref>ر.ک.به: سیدمرتضی هزاوه‌ای، مردم سالاری در بینش و منش امام علی(ع)، علوم سیاسی، شماره ۱۱، زمستان ۱۳۷۹، ص‏۵۷</ref><br/>
 +
==== قائل شدن حق حیات سیاسی برای مخالفین (اپوزیسیون) ====
 +
امروزه در بسیاری از نظامهای سیاسی، اعطای حق مزبور به مخالفین به عنوان یکی از شاخصه‌های دموکراسی و قبول حق نظارت بر حکومت، حتی از سوی اقلیت‌های موجود در نظام و جامعه سیاسی تلقی می‌شود. در نظام اسلامی این امنیت سیاسی و اعطای حق نظارت حتی به مخالفین منظور شده است، در حکومت علوی، شاهد دایره وسیع تأمین امنیتی هستیم که امام علی(ع) به مخالفین خود می‌داد؛ مثلا تا وقتی خوارج دست به شمشیر نبردند و به محاربه برنخاستند، همچنان از سهم بیت المال از سوی امام(ع) بهره‌مند می‌شدند. امام(ع) امنیت و آزادی بسیاری از شخصیتهای مخالف زمان خویش را که با وی بیعت نکرده بودند، تضمین نمود و هیچیک را وادار به بیعت نکرد و یا از خواستشان بازنداشت که از جمله این افراد معروف می‌توان عبدالله بن عمر، سعد بن ابی وقاص، حسان بن ثابت، کعب بن مالک، سلمه بن مخلد، ابوسعید خدری، محمدبن‌مسلمه، نعمان بن بشیر، زیدبن ثابت، رافع بن خدیج، فضاله بن عبید و کعب بن عجره را نام برد.<ref>ر.ک.به: مصطفی دلشاد تهرانی، حکومت حکمت، تهران، خانه اندیشه جوان، ۱۳۷۷، ص‏۸۲، (به نقل از انساب الاشراف و مناقب خوارزمی).</ref><br/>
 +
== نظارت بیرونی در نظام‌های سیاسی و جمهوری اسلامی ایران به طور اعم‏ ==
 +
امروزه بیشتر نظام‌های سیاسی و از جمله نظام جمهوری اسلامی ایران، از سازوکارهای مشترک و عام برای نظارت بیرونی برقدرت سیاسی دولت و کارگزاران آن، بهره می‌برند که می‌توان از پدیده تفکیک قوا، نظام پارلمان و نمایندگی، کارکرد جوامع مدنی و امثال آن نام برد. در این گفتار، به طور اجمال به این سازوکارها اشاره می‌شود:<br/>
 +
=== تفکیک قوا ===
 +
در عصر حاضر، در بسیاری از کشورها، تشکیلات حکومتی به سه قوه مقننه، مجریه و قضائیه تقسیم می‌گردد که از آن به «تفکیک قو» یا «تفکیک قدرت حکومت» تعبیر می‌شود. این نظریه، که ریشه آن در دوران قدیم به ارسطو و در دوره جدید به دیدگاه منتسکیو (از نویسندگان معروف فرانسوی) در قرن هیجدهم بر می‌گردد؛ بدین معنی است که وظیفه حکومت را باید مجموعه افراد متفاوتی به اجرا در آورند و هر کدام از این مجموعه‌ها باید به حوزه عمل خود محدود، و در آن حوزه نیز مستقل و برتر باشد.<br/>
 +
اصلی‌ترین برآیند و ارمغان سازوکار تفکیک قوا، دستیابی بهتر به نظارت بر قوا و کنترل و مهار آن است که با تقسیم قدرت و نظارت متعامل سه قوه بریکدیگر صورت می‌پذیرد. براین مبنا، هر یک از قوا دیگری را کنترل و نظارت می‌کند و از تمرکز قدرت و به فساد کشیده شدن آن ممانعت به عمل می‌آورد و مانع از بروز خودکامگی می‌شود. در عین حال، حاصل تفکیک قوا، همکاری بدون دخالت و اعمال نفوذ در میان قوا و همراه با موازنه و تعادل آنها است. همچنین با کنترل قدرت هر یک از قوا، و نظارت‌پذیر شدن آنها از این طریق، امنیت و آزادی مردم بهتر تأمین می‌شود و از خطر استبداد و خودکامگی کاسته می‌گردد، ضمن اینکه قوایی مانند مقننه و مجریه نمی‌توانند یکدیگر را منحل نمایند.<br/>
 +
باید اذعان نمود که در جمهوری اسلامی ایران، تفکیک قوای نسبی اعمال می‌شود لذا رژیم مبتنی بر تفکیک قوا در ایران شیوه منحصر به فرد خود را داراست، بنابراین، گرچه تفکیک قوا مطابق اصل ۵۷ قانون اساسی پذیرفته و قانونی است، اما قوای حاکم سه گانه کاملا مستقل از یکدیگر نیستند و به خصوص مطابق همین اصل می‌بایستی تحت نظر ولایت امر فعالیت کنند، با این وجود، سه قوه در چارچوب وظایف قانونی مختار و مستقل بوده و مرتبط با قوای دیگر به انجام وظیفه می‌پردازند.<br/>
 +
=== پارلمان و پارلمانتاریسم و اصل نمایندگی‏ ===
 +
اصل نمایندگی مبنای مشارکت غیر مستقیم مردم در حکومت، از طریق نمایندگان خویش است. البته در حکومت‌ها، همه مقامات و کارگزاران به وسیله مردم انتخاب نمی‌شوند، اما آنان که مستقیماً انتخاب نمی‌شوند، می‌بایست به وسیله سازوکارهایی توسط منتخبین مستقیم مردم برگزیده و اعمالشان مورد نظارت و کنترل قرار گیرد.<br/>
 +
نظام و اصل نمایندگی به عنوان یک نقطه عطف؛ سرآغاز پیدایش نوع جدیدی از ساخت سیاسی و مفاهیم نوین در قالب دولت‌های انتخابی، دولت نمایندگی، تشکیل و تأسیس نهادهای تقنینی، اصل مسؤولیت فرمانروایان، حق دخالت در تعیین سرنوشت، اصل حقوق و آزادی‌های فردی و... تاکنون شده است. حاکمیت ملت یا مردم در این رژیم‌ها، به جای آنکه مستقیماً به وسیله خود مردم اعمال شود، توسط نمایندگان آنها اجرا می‌گردد. در نظام نمایندگی مبتنی بر دموکراسی غیرمستقیم امروز، مردم به جای آنکه خود در میدان‌های بزرگ گرد آیند و تصمیم بگیرند، در انتخاب عمومی، نمایندگان خود را برمی‌گزینند و به مجالس مقننه می‌فرستند تا به نمایندگی آنها، به اعمال حاکمیت بپردازند و بر اعمال قدرت از سوی دولت نیز نظارت نموده و هر گونه افسار گسیختگی آن را با سازوکارهای قانونی؛ مانند استیضاح، عزل و انفصال کارگزاران اجرایی و امثال آن مهار نمایند. مأموریت نمایندگان، علاوه بر تصمیم‌گیری از سوی ملت، اعمال نظارت آنها به گونه غیر مستقیم برکارگزاران اجرایی و کنترل قدرت آنها است و البته نوع این نظارت و کنترل با توجه به نوع پارلمانی و یا ریاستی بودن نظام سیاسی دستخوش کمی و افزونی است. شایان ذکر است، اگر قوه مجریه در برابر پارلمان یا قوه مقننه مسؤول باشد، حکومت را پارلمانی یا کابینه‌ای می‌نامند، اما اگرقوه مجریه مسؤول پارلمان نباشد، نظام حکومت، ریاستی خواهد بود. در نظام ریاستی، قوه مجریه از پارلمان برنیامده است تا پارلمان بتواند آن را عزل کند؛ به بیان بهتر، حکومت پارلمانی یا کابینه‌ای مبتنی بر ائتلاف و همکاری قوای مجریه و مقننه است و حکومت ریاستی بر جدایی کامل این قوا قرار دارد. بریتانیا نمونه کلاسیک حکومت پارلمانی و آمریکا نمونه حکومت ریاستی هستند. همچنین نظام‌های پارلمانی در دنیا معمولا به دو شکل تک مجلسی و یا دو مجلسی انجام وظیفه می‌کنند. کشورهایی که از وسعت، قلمرو و تنوع قومی و گستره جمعیتی و ایالتی بیشتری برخوردارند، به خاطر نظارت و کنترل بیشتر بر تقنین قوانین و لحاظ دقیقتر مطالبات عمومی، به شیوه دو مجلسی، بیشتر روی آورده‌اند. هر چند به دلیل تداخل‌ها و تزاحم‌های وظایف دو مجلس، که بعضاً پیش می‌آید، شاهد روند کاهش نظام‌های دو مجلسی در عرصه جهانی می‌باشیم.<br/>
 +
=== جامعه یا جوامع مدنی‏ ===
 +
جامعه مدنی مجموعه نهادها، انجمن‌ها و تشکلات اجتماعی است که به صورت واسطه بین دولت و مردم، وظیفه تجمیع خواسته‌ها و مطالبات عمومی و انتقال و انعکاس آنها را بر عهده داشته و برفرآیند عملکرد دولت؛ چه به طور کلی و چه به طور اخص و در زمینه نوع پاسخگویی به مطالبات عمومی پیشگفته به صورت مستقل و خود جوش انجام وظیفه می‌نماید. اساساً جامعه مدنی مستقل و غیر وابسته، نماد نظام‌های مردمسالار و نظام‌پذیر و در خدمت مصالح عمومی است هر چه نظام‌های سیاسی بسته، خودکامه و غیررقابتی و نظارت‌ناپذیر باشند، دایره تحمل جامعه مدنی در آنها تنگتر شده و به استحاله این تشکلها و تبدیل آنها از نوع مستقل و خود جوش، به نوع وابسته و دولتی و غیر متکثر می‌انجامد.<br/>
 +
بدین ترتیب جامعه مدنی وقتی معنی و قوام می‌یابد که نه تنها از قدرت سیاسی استقلال داشته و خودمختار باشد، بلکه بر نهادهای دولت نیز اعمال قدرت یا نفوذ کند. جامعه مدنی بر طبق تعریف می‌باید حاوی مجموعه‌ای از حوزه‌های عمومی خود مختار باشد که در درون آنها، انجمن‌ها و نهادهای جامعه مدنی بتوانند به امور خود و در راستای تحصیل منافع صنفی و عمومی سروسامان بدهند و در مسیر نظارت برعملکرد دولت و جلوگیری از تعدی واجحاف محتمل به حقوق و مصالح عمومی، عمل نموده و روابط متعامل و اندام واری بین خود با مردم از یک سو و با دولت از سوی دیگر برقرار سازند تا امکان مشارکت و مساهمت سیاسی شهروندان در اداره حکومت میسر گردد.<br/>
 +
انحصار قدرت و منابع آمریت در دست هر گروه اجتماعی یا نهاد سیاسی، به وجهی که مانع از مشارکت و رقابت دیگر گروه‌ها و نهادها گردد، مانع تحقق جامعه مدنی و مردمسالاری است. رابطه نهادی، اندام وار و نظارت‌گری میان جامعه مدنی و دولت، معمولا در قالب نهادهای پارلمانی و حزبی و ارتباط جمعی صورت می‌پذیرد. مجالس قانونگذاری، احزاب، سندیکاها، اتحادیه‌ها، گروه‌های فشار و گروه‌های ذی‌نفوذ، مطبوعات و رسانه‌ها مجاری ارتباط میان جامعه مدنی و دولت هستند، که خود نیز به نوبه خویش بر عملکرد دولت و نهادهای آن نظارت بیرونی دقیقی را می‌توانند اعمال کنند. هر چند این عملکرد نظارتی می‌تواند به حسب غلبه گرایش‌های صنفی، جناحی، بومی، نژادی و... بر علایق ملی و دینی، دچار آسیب‌پذیری و خدشه شده و از مسیر اصلی و کار ویژه صحیح خود منحرف شود که بعضاً چنین وضعی نیز رخ می‌دهد.<br/>
 +
باید اذعان کرد که در میان تشکل‌های جامعه مدنی، احزاب و نظام‌های حزبی از اهمیت بسزاتری در نظارت بر قدرت سیاسی و نهادهای آن برخوردارند. حزب در حقیقت گردهمایی پایدار گروهی از مردم است که از عقاید مشترک و تشکیلات منظم برخوردارند که با پشتیبانی مردم برای به دست آوردن قدرت سیاسی و یا نظارت و کنترل بر آن، از راه‌های قانونی مبارزه می‌کنند و معمولا با [[حضور در انتخابات]] پارلمانی و یا استفاده از تبلیغات و قدرت رسانه‌ها بیشترین کنترل و نظارت را بر قدرت کارکردی نظام سیاسی، اعمال می‌نمایند.<br/>
 +
ساختار جوامع مدنی و میزان قوت و ضعف آن در قبال دولت و به ویژه در نوع عملکرد نظارتی‌اش، طبعاً در جوامع و ادوار متفاوت، گوناگون است و به عوامل متنوعی؛ از جمله صورتبندی شکاف‌های اجتماعی، نوع و فعالیت نیروهای اجتماعی، انسجام یا سازمان نیافتگی طبقات اقتصادی، نوع فرهنگ سیاسی و سنت‌های تاریخی، میزان تداوم هویت‌های سنتی، ماهیت اجتماعی رژیم سیاسی، میزان فعالیت سیاسی اجزای جامعه مدنی و غیره بستگی دارد. همچنین برمبنای نوع تعامل و یا قوت و ضعف جامعه مدنی با دولت، می‌توان دو طیف اصلی نظام‌های سیاسی موجود؛ یعنی لیبرال دموکراسی و نظام‌های توتالیتر را تعریف کرد. به مدعای لیبرال دموکراتها، در این نوع نظام سیاسی، دولت عنصری ضعیف، منفعل و متأثر در جامعه مدنی است و غایاتش با غایات جامعه مدنی یکسان است، در حالی که در رژیم توتالیتر، دولت اقتدار طلب با دستگاه سلطه و ایدئولوژی کاذب و فراگیر خود، فرد و جامعه مدنی و گروه‌های اجتماعی را مقهور خود می‌سازد و با به خدمت گرفتن آنها، اجازه کنترل قدرت و نظارت بر آن را به آنها نمی‌دهد.<br/>
 +
خوشبختانه و به ویژه بعد از انقلاب اسلامی، در کشورمان شاهد نضج و شکوفایی و بالندگی تدریجی نهادها و جامعه مدنی و به ویژه احزاب بوده و هستیم.<ref>برای بررسی و مطالعه وضعیت جامعه مدنی، ر.ک.به: ویژه‌نامه جامعه مدنی در جمهوری اسلامی ایران، فصلنامه مطالعات راهبردی، شماره دوم، زمستان‏۱۳۷۷</ref> البته این شکوفایی از مشکلاتی نیز، به ویژه در حوزه عملکرد احزاب رنج می‌برد که از جمله آنها: نهادینه نشدن فعالیتهای جامعه مدنی و حزبی و عدم رشد بهینه نهادهای اجتماعی، ضعف بنیه اقتصادی این تشکل‌ها، وابستگی‌های آشکار و پنهان آنها به دولت و عناصر دولتی، موسمی و فصلی بودن عملکرد، وجودتشکیلات سیاسی بی نام و نشان، وجود فرهنگ رقابت ستیزی وضعف فرهنگ تسامح و مدارا و رعایت نشدن قواعد بازی مبتنی بر مسالمت‌جویی، تمرکزگرایی زیاد دولت و ضعف تکثرگرایی لازم در کلیه امور را می‌توان نام برد.<ref>برای آگاهی بیشتر از معضلات جامعه مدنی و احزاب در ایران، ر.ک.به: بهرام اخوان کاظمی، احزاب، ثبات سیاسی و امنیت، فصلنامه مطالعات راهبردی، شماره چهارم، تابستان ۱۳۷۸، ص‏۱۱۸-۱۲۰</ref><br/>
 +
=== رسانه‌ها، افکار عمومی‏ ===
 +
همان‌گونه که گفته شد، رسانه‌های مختلف نوشتاری، دیداری و شنیداری، از ظروفی است که جامعه مدنی و تشکل‌های مختلف، از طریق آنها برساخت و عملکرد قدرت تأثیر گذاشته و نظارت و کنترل خود را بر آن اعمال می‌نمایند. آنچه مهم می‌نماید این است که از جانب دیگر همین رسانه‌ها خود نیز می‌توانند به عنوان ابزار افزایش قدرت و افسارگسیختگی دولت و سلطه بیشتر آن بر ضد منافع و مصالح اجتماعی باشند و ابزار گونه در خدمت عوامفریبی و دستکاری افکار عمومی و ایدئولوژی سازی نظام‌های سلطه قرار گیرند. در هر حال، نقش مثبت رسانه‌ها در فرایند توسعه و نضج مشارکت سیاسی مردم و بالندگی نظام‌های مردمسالار به گونه‌ای است که از رسانه‌ها، به عنوان رکن چهارم دموکراسی یاد می‌شود.<br/>
 +
از سویی، «افکار عمومی» نیز نقش غیر قابل انکاری در فرایند نظارت بر دستگاه و نظام سیاسی جوامع دارد و امروزه حرکت بر مبنای افکار عمومی، از شاخصه‌های حکومتهای دموکراتیک به حساب می‌آید. در میان عقاید و نظریات گوناگون، که در سطح هر اجتماع وجود دارد، نظری که اکثریت آشکاری از شهروندان دارند، افکار عمومی نامیده می‌شود. با توجه به نقش تأثیرگذار و نظارت کننده افکار عمومی بر ساخت و عملکرد قدرت در نظام سیاسی، تأثیرگذاری بر این افکار و جهت دهی خاص به آن از اهداف مهم تشکل‌ها و جامعه مدنی و به ویژه دولت و نهادهای آن است و هر یک سعی می‌نمایند افکار عمومی را به نفع خود و علیه دیگری بسیج نمایند.<br/>
 +
=== مخالفان سیاسی یا اپوزیسیون‏ ===
 +
در دولت‌های دموکراتیک امروز، منظور از اپوزیسیون، احزاب یا گروه‌های سیاسی سازمان یافته‌ای است که مخالف حکومت موجود هستند و در حمایت قانون، از آن انتقاد می‌کنند و در صورت کسب اکثریت آرا در انتخابات آزاد، قدرت سیاسی و اداره امور کشور را به دست می‌گیرند.<ref>ر.ک.به: حسین بشیریه، آموزش دانش سیاسی، تهران، مؤسسه نگاه معاصر، چاپ دوم ۱۳۸۱، ص‏۱۷۴</ref> بدیهی است تحمل مخالفان به عنوان یک گروه سازمان یافته در قدرت سیاسی و عدم برخورد سرکوب گرایانه و خشن با آنها، ظرفیت نظام سیاسی در نظارت پذیری و پاسخگویی به مردم و نهادها و جامعه مدنی را بالا برده و از تبدیل این اپوزیسیون‌ها به گروه‌های مخفی کار و زیر زمینی وغیرقانونی جلوگیری می‌کند. به عکس در حکومت‌های غیر دموکراتیک، اپوزیسیون شامل احزاب و گروه‌های سیاسی کم و بیش سازمان یافته‌ای است که مخالف سیاست‌های جاری و کل نظام سیاسی هستند و بدون آنکه از حمایت قانونی برخوردار باشند، به انتقاد از حکومت می‌پردازند و یا به مبارزه با آن روی می‌آورند، بدون آنکه امکان کسب قدرت از طریق مسالمت‌آمیز را دارا باشند. بدیهی است در اینگونه حکومت‌های بسته و اقتدار طلب که تاب تحمل اپوزیسیون وجود نداشته و با آنها با خشونت و سرکوب رفتار می‌شود، سطح نظارت‌پذیری و پاسخگویی حکومت تنزل نموده و این گروه‌ها به فعالیت غیر مسالمت‌آمیز و خشونت‌بار و غیر قانونی و مخفی علیه حکومت روی خواهند آورد و فعالیت سیاسی «در نظام» آنها به فعالیت «بر ضد» نظام و حکومت تبدیل شده و حالت افراطی و براندازانه خواهد گرفت، این در حالی است که امروزه در نظام‌های سیاسی پیشرفته، حتی بودجه‌ای برای فعالیت اپوزیسیون و احزاب مخالف در نظر می‌گیرند و از این احزاب به عنوان «احزاب بدیل و منتظر» در به دست‌گیری محتمل حکومت یاد نموده و برایشان چنین نقشی قائل می‌شوند.<br/>
 +
=== ادواری و مقطعی نمودن مناصب سیاسی‏ ===
 +
شایان ذکر است که از جمله دیگر سازوکارهای نظارت بیرونی، ادواری و مقطعی کردن مناصب صاحب منصبان نظام سیاسی است که در بسیاری از کشورها و دولت‌های مردم سالار، این اصل تبعیت می‌شود. رعایت چنین اصلی سبب می‌شود که کارگزاران سیاسی احساس حکومت مادام العمر نکنند و خود را مصون از خطا و نظارت به شمار نیاورند و بدانند که در نهایت مقطع محدود زمان ریاستشان، می‌بایستی پاسخگوی اعتماد مردم به سپردن مسؤولیت به خویش بوده و مسؤولیت عملکرد خود را به گردن گرفته و بتوانند از آن به درستی [[دفاع]] نمایند. در جمهوری اسلامی نیز به استثنای مقام ولایت فقیه، تمامی منصب‌ها مقطعی و ادواری است و در مورد عدم ادواری بودن مقام ولایت فقیه نیز باید گفت که چون نصب و عزل چنین مقامی بستگی به داشتن و احراز شرایط ویژه و سپس فقد آنها است، لذا نمی‌توان آن را محدود به مقطعی خاص کرد. هر چند در مذاکرات مجلس خبرگان اول، پیشنهادهایی مبنی بر زعامت ولی فقیه در یک دوره دهساله مطرح شد که اعضای خبرگان به دلایلی آن را رد کردند؛ از جمله این استدلال‌ها این بود که دوره‌ای کردن منصب عالیه و مهم ولایت فقیه، منجر به تضعیف جایگاه این مقام شامخ خواهد شد و مانند بسیاری از مناصب دیگر سیاسی، ولی فقیه در چنین حالتی و در سالهای آخر دوره زعامت، ممکن است از حرف شنوی و نفوذ کلام لازم برخوردار نبوده و این امر لطمات زیادی به امنیت و ثبات کشور وارد سازد.<ref>ر.ک.به: صورت مشروح مذاکرات بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی، ۴ مجلد، تهران، اداره تبلیغات و انتشارات مجلس شورای اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۸-۶۹</ref><br/>
 +
== نظارت بیرونی در جمهوری اسلامی ایران، به طور اخص‏ ==
 +
در نظام جمهوری اسلامی ایران، برای کنترل و نظارت بر قدرت سیاسی و محدود کردن آن، علاوه بر سازوکار تحدید زمانی مناصب، نهادهای متعددی در قانون برای نظارت و کنترل مسؤولان و قوای حاکم در نظر گرفته شده است که در دو نوع سازوکار دولتی و غیر دولتی به این مهم می‌پردازند. ابتدا سازوکارهای دولتی نظارت بیرونی ذکر می‌شود:<br/>
 +
=== پاسخ‌گویی قوای حاکم به رهبر (نظارت عالیه ولی فقیه) ===
 +
همانطور که گفته شد طبق اصل ۵۷، که قوای سه گانه را زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت می‌داند، بالاترین و قوی‌ترین سازوکار تحدید قدرت زمامداران اجرایی، تقنینی و قضایی در کشور، رهبری می‌باشد همچنانکه در اصل ۱۱۰ بخشی از وظایف نظارتی رهبر و از جمله «نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام» به دقت بیان شده ا ست. همچنین اصل‏۱۱۳ قانون اساسی، رهبر را در رأس هرم حاکمیت قرار داده است. تأسیس نهاد رهبری در جامعه اسلامی بدین معنا است که مجاری امور در دست فقیه واجد شرایطی قرار گیرد که ضامن عدم انحراف سازمان‌های مختلف از وظایف اصیل اسلامی خود است. اصولا بخشی از وظایف و مسؤولیت‌های قوه مجریه و نیز طبق اصل ۶۰ قانون اساسی مستقیماً بر عهده رهبر است در عین حال، امضای حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم و اختیار عزل وی پس از رأی مجلس یا تصمیم دیوان عالی کشور مبنی بر عدم صلاحیت رئیس جمهوری، موجب دخالت رهبر در وظایف رئیس جمهوری می‌شود، این امر مستلزم نظارت کامل و مستمر رهبر بر کار وی و پاسخ‌گویی رئیس جمهور به ایشان است.<br/>
 +
=== نظارت مجلس خبرگان بر رهبری‏ ===
 +
رهبری و ولایت فقیه در جمهوری اسلامی نظارت بردار است و قداست اینگونه رهبری، با نظارت‌پذیری کاملا سازگار می‌باشد. این نظارت طبق اصل ۱۱۱ قانون اساسی به عهده مجلس خبرگان است همچنان که در قسمتی از این اصل آمده است:<br/>
 +
«هر گاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود، یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود که از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود برکنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصدو هشتم می‌باشد...»<ref>برای آگاهی بیشتر در این باره ر.ک.به: محمد سروش، خبرگان و نظارت، حکومت اسلامی، شماره ۱۴، زمستان ۷۸، ص‏۱۱۱-۱۴۰</ref><br/>
 +
بنابراین، تشخیص بقای صلاحیت یا شرایط لازم رهبری و توانایی بر انجام وظایف محوله که در قانون اساسی وجود دارد، با این مجلس - به عنوان نمایندگان امت - است و در صورت فقدان شرایط، رهبری، ثبوتاً، منعزل شده و اثباتاً، از سوی این مجلس عزل می‌شود. نظارت مزبور، نظارتی مستمر و دائمی است.<br/>
 +
=== نظارت شورای نگهبان‏ ===
 +
مطابق اصل ۹۶ قانون اساسی «تشخیص عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با احکام اسلام با اکثریت فقهای شورای نگهبان و تشخیص عدم تعارض آنها با قانون اساسی بر عهده اکثریت همه اعضای شورای نگهبان است.» وظیفه دیگر نظارتی این شورا، بر نظارت بر انتخابات خلاصه می‌شود. مطابق اصل ۹۹ قانون اساسی، «شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آرای عمومی و همه پرسی را برعهده دارد.»
 +
=== نظارت ریاست جمهور بر وزرا و مسؤولیت وی در قبال عملکرد آنها ===
 +
رئیس جمهور، ریاست هیأت وزیران را برعهده دارد، به همین خاطر، طبق اصل ۱۳۴ در برابر مجلس شورای اسلامی مسؤول اقدامات جمعی وزیران است و به عنوان رئیس دولت باید در قبال نمایندگان ملت پاسخ‌گو باشد. همچنین به موجب اصل ۱۲۲ قانون اساسی، وی در حدود اختیارات و وظایفی که به موجب قانون اساسی و یا قوانین عادی بر عهده دارد، در برابر ملت و رهبر و مجلس شورای اسلامی مسؤول است.<ref>باید اشاره نمود که رئیس جمهور برای اطمینان از حسن اجرای امور و در صورت لزوم نظیر نظارت بر انتخابات و امور مشابه، می‌تواند از تشکیلات بازرسی ویژه نهاد ریاست جمهوری استفاده کند. همچنین با توجه به اصل ۱۱۳ قانون اساسی، حجت الاسلام خاتمی، نقش نظارتی خود را در اجرای قانون اساسی با تشکیل هیأت پیگیری و اجرای قانون اساسی عمل نمود که پیش از این، در بین شش رئیس جمهور قبلی بی‌سابقه بود.</ref> همچنین مطابق اصل ۱۳۷، هر یک از وزیران، مسؤول وظایف خاص خویش در برابر رئیس جمهور و مجلس است و در اموری که به تصویب هیأت وزیران می‌رسد، مسؤول اعمال دیگران نیز هست.<br/>
 +
=== نظارت مجلس شورای اسلامی‏ ===
 +
طبق قانون اساسی، مجلس علاوه بر وضع قوانین، حق نظارت مستمر بر اجرای قوانین را بر عهده دارد. در اصل ۷۶ آمده است که مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد و در اصل ۹۰ اشاره شده که «هر کس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه مجریه یا قوه قضائیه داشته باشد می‌تواند شکایت خود را کتباً به مجلس شورای اسلامی عرضه کند. مجلس موظف است به این شکایات رسیدگی کند و پاسخ کافی بدهد و در مواردی که شکایت به قوه مجریه و یا قوه قضائیه مربوط است، رسیدگی و پاسخ کافی از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتیجه را اعلام نماید و در مواردی که شکایت به قوه مجریه و یا قوه قضائیه مربوط است، رسیدگی و پاسخ کافی از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتیجه را اعلام نماید و در مواردی که مربوط به عموم باشد به آگاهی عامه برساند.» قانون اساسی در اصل ۸۶، مصونیت لازم جهت انجام این وظیفه نظارتی را برای نمایندگان تمهید نموده است. نمایندگان همچنین در راستای وظایف نظارتی، طبق اصل ۸۹ می‌توانند طی شرایطی وزرا را استیضاح نمایند و یا طبق اصل ۸۸ رئیس جمهور و یا وزرا را مورد سؤال قرار دهند. از سویی اصول ۵۴ و ۵۵ قانون اساسی از نهاد دیوان محاسبات کشور یاد می‌کند که زیر نظر مجلس شورای اسلامی، بر کلیه حسابهای وزارتخانه‌ها، مؤسسات، شرکتهای دولتی و سایر دستگاه‌هایی که به نحوی از انحا از بودجه کل کشور استفاده می‌کنند، نظارت مالی می‌نماید.<br/>
 +
=== نظارت قوه قضائیه‏ ===
 +
قوه قضائیه بنا به اصل ۱۵۶ قانون اساسی، قوه‌ای است مستقل که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسؤول تحقق بخشیدن به عدالت می‌باشد؛ از جمله این وظایف، رسیدگی و صدور حکم در مورد تظلمات، تعدیات، شکایات و... احیای حقوق عامه، گسترش عدل و آزادی‌های مشروع و نظارت بر حسن اجرای قوانین است. برای انجام وظایف مذکور، قوه قضائیه به روش‌های مختلف بر کار دولت و قوه مجریه نظارت و کنترل دارد، همچنانکه پاسخ‌گویی متقابل قوه مجریه در موارد زیر خلاصه می‌شود:<br/>
 +
==== دارایی رهبر، رئیس جمهور، وزرا و معاونان‏ ====
 +
رهبر، رئیس جمهور، معاونان وی و وزرا در مورد دارایی‌های خود و خانواده‌شان، در برابر رئیس قوه قضائیه پاسخ گو هستند. طبق اصل ۱۴۲ قانون اساسی، رئیس قوه قضائیه به دارایی این افراد، قبل و بعد از خدمت‌شان رسیدگی می‌کند که بر خلاف حق، افزایش نیافته باشد.<br/>
 +
==== نظارت بر حسن جریان امور و اجرای صحیح قوانین و پاسخگویی به شکایات‏ ====
 +
در اصل ۱۷۴ قانون اساسی آمده است که «براساس حق نظارت قوه قضائیه نسبت به حسن جریان امور و اجرای صحیح قوانین در دستگاه‌های اداری، سازمانی به نام «سازمان بازرسی کل کشور» زیر نظر رئیس قوه قضائیه تشکیل می‌گردد.» بنابراین علاوه بر مجلس شورای اسلامی، قوه قضائیه نیز بر اجرای قوانین در دستگاه‌های اداری و اجرایی نظارت مستمر دارد و حتی افراد نیز می‌توانند علیه دوایر اداری و کارکنان آنها به این سازمان شکایت نمایند.<br/>
 +
از سوی دیگر دیوان عدالت اداری، طبق اصل ۱۷۳، برای رسیدگی بر اجرای صحیح قوانین در سازمانهای دولتی و رسیدگی به تظلمات و شکایات مردم بوجود آمده است و ابزاری است در اختیار مردم تا بتوانند در راستای [[دفاع]] از حقوق خویش از مأموران یا واحدها و یا آیین نامه‌های دولتی شکایت کنند.<br/>
 +
نهاد دیگر نظارتی قوه قضائیه، دیوان عالی کشور است که طبق اصل ۱۶۱، هدف آن نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم و ایجاد وحدت رویه قضایی و انجام مسؤولیتهای محوله است. گفتنی است که این رکن قضایی به تخلفات رئیس جمهور و جرایم وی نیز رسیدگی می‌کند و در صورت اثبات تخلف و تقصیر، حکم تخلف مزبور را صادر کرده و به رهبر ابلاغ می‌کند تا وی با در نظر گرفتن مصالح کشور اقدام لازم را مبذول و در صورت لزوم و گستردگی جرم، حتی وی را عزل کند.<br/>
 +
باید اضافه کرد که در قانون اساسی نیز به سازوکارهای غیردولتی نظارت بیرونی برای تحدید قدرت اشاره شده است؛ به عنوان نمونه در اصل ۲۴ به جایگاه رسانه‌های گروهی، مانند نشریات و مطبوعات در این زمینه عنایت شده است و یا در اصل ۲۶ به منزلت و نقش احزاب، گروه‌ها و جمعیتها و انجمن‌های صنفی، دینی و سیاسی در این مسیر توجه گشته است. اصل ۲۷ این قانون، تشکیل اجتماعات و راهپیمائیها را بدون حمل سلاح و مشروط به عدم اخلال به مبانی اسلام، آزاد اعلام کرده است و یا در اصل ۱۰۴ به نحوه ایجاد شوراهای کارگری و وظایف آنها اشاره وافی شده است. بدیهی است این سازوکارها نیز هر کدام به نوبه و تناسب خود می‌توانند در نظارت، کنترل و تحدید قدرت سیاسی زمامداران کاملا مؤثر باشد.<br/>
 +
== استنتاج‏ ==
 +
از محتوا و مستندات این نوشتار به خوبی قابل استنباط است که اندیشه‌های سیاسی و منابع اسلامی نیز نسبت به تراکم قدرت و امکان افسارگسیختگی و تجاوزگری آن حساس بوده و دغدغه خاطر دارند و لذا چه در اندیشه معصومین‌علیهم‌السلام و چه در سایر منابع اسلامی، با بحث نظارت بر قدرت و کنترل و تحدید آن بسیار جدی برخورد گشته و سازوکارهای درونی و بیرونی متعددی برای این امر - چه در نظام نبوی و علوی و چه در نظام جمهوری اسلامی - معرفی و منظور شده است که به خوبی قابل رقابت با سازوکارهای نظارت بیرونی در نظام‌های مدرن امروزی است و البته همانطور که در مقدمه گفته شد، نضج و شکوفایی و اثر بخشی افزونتر سازوکارها و اهرم‌های مزبور، نیاز به زمان و آزمون و تجربه بیشتری دارد و نمی‌توان از تجربه کوتاه و بیست و پنج ساله جمهوری اسلامی در این زمینه، انتظار محصول قرنها کاوش و اندیشه‌ورزی صورت گرفته در اندیشه و نظام‌های غربی را داشت.<br/>
 +
بدین ترتیب مبرهن است که نه تنها ماهیت قدسی و دینی حکومت اسلامی و رهبران آن مانع از نظارت و کنترل‌پذیری آن نیست بلکه در دیدگاه‌های اسلامی سازوکارهای بیرونی و متعدد برای اهداف پیش گفته، پیش‌بینی شده و در حال حاضر نیز جمهوری اسلامی از آخرین تجارب همساز با اسلام - موجود در اندیشه و نظام‌های غربی - در بحث نظارت برقدرت نیز سود می‌برد.<br/>
 +
نکته حائز اهمیت این است که در نظام اسلامی شیعی، نظارت بیرونی بر قاعده اساسی نظارت درونی استوار است و میان این دو نظارت، تعامل کامل برقرار بوده و لازم و ملزوم یکدیگرند. البته با وجود اینکه دیدگاه اسلامی، مبنای اصلی نظارت را بر نظارت درونی و خود کنترلی رهبران و کارگزاران سیاسی گذاشته است، اما همزمان به این حد نیز کفایت ننموده و از عصری‌ترین روش‌های قانونمند نظارت بیرونی بر قدرت و تحدید و مهار آن استفاده می‌نماید و در بهره‌گیری از تجربه و دانش روزافزون بشری در این زمینه غفلت نمی‌ورزد و خود را بی‌نیاز نمی‌بیند.<br/>
 +
شایان ذکر است که در اندیشه سیاسی غرب، راهکاری برای منظور نمودن نظارت درونی در نظر گرفته نشده و این امر از دلایل اصلی عدم موفقیت کامل سازوکارهای نظارت بیرونی این نظام سیاسی در تحدید و کنترل قدرت می‌باشد.<br/>
 
________________________________________
 
________________________________________
بهرام اخوان كاظمى‏
+
پی نوشت‌ها:<br/>
________________________________________
+
*- «ألا و ان لکم عندی أن لاأحتجز دونکم سراً الا فی حرب و لا أطوی دونکم أمراً الافی حکم ;»نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه‏۵۰، بند۲، ص‏۹۸۲
+
**- <br/>
- مقدمه‏
+
به اعتقاد بسيارى، موضوع اصلى علم سياست و محوريت آن، قدرت است، به همين خاطر، چه در عرصه‏هاى نظرى و چه قلمروهاى عملى، همواره اين مبحث در عرصه سياست جايگاه بسيار درخورى را به خود اختصاص داده است. همچنين از جمله دغدغه‏هاى اصلى انديشمندان سياسى، در طى قرون و اعصار، چگونگى تحديد و كنترل قدرت مزبور بوده است؛ زيرا همگان معترف بوده‏اند كه قدرت در ذات خويش گرايش به طغيان و تعدى داشته و در صورت عدم كنترل و مهار لازم به فساد و افساد مى‏انجامد. بدين ترتيب، تاريخ بخش عظيمى از انديشه‏هاى سياسى و به ويژه نوع مردمسالار آن، تاريخ چگونگى نظارت بر قدرت بى‏رقيب و مطلقه دولت و كارگزاران و نحوه تحديد و تعديل آن بوده است و اينكه با چه سازوكارهايى، از تعدى و تخطى قدرت عاليه دولت نسبت به حقوق شهروندان و ساير گروه‏هاى اجتماعى مى‏توان ممانعت به عمل آورد. اين سازوكارها، به فراوانى، در انديشه‏هاى سياسى دموكراتيك، درج و مورد اشاره قرار گرفته است.
+
اما وضع در انديشه‏هاى سياسى اسلامى چگونه است؟ آيا ماهيت قدسى و دينى حكومت و رهبران آن، مانع از نظارت و كنترل‏پذيرى آن مى‏شود؟ مدعاى اين نوشتار بر آن است كه در انديشه و نظام اسلامى، علاوه بر بهره‏گيرى از سازوكارهاى عميق و گسترده نظارت درونى، سازوكارهاى متعدد و متنوع بيرونى نيز انديشه و تمهيد شده است كه بخوبى قابل رقابت با سازوكارهاى نظارت بيرونى در نظام‏هاى مدرن امروزى است هر چند نضج و شكوفايى آنها نياز به زمان و آزمون و تجربه بيشتر دارد.
+
براى اثبات اين مدعا و امكان انجام مقايسه لازم، پژوهش حاضر در چهار گفتار تهيه شده است: در گفتار اول، موضوع «نظارت و كنترل در علم مديريت و ضرورت آن» آمده است. در گفتار دوم، به «نظارت در منابع اسلامى و نظام نبوى و علوى» مى‏پردازيم و در گفتار سوم، موضوع «نظارت بيرونى در نظام‏هاى سياسى و جمهورى اسلامى ايران به طور اعم» مطرح مى‏گردد و در آخرين گفتار نيز، «نظارت بيرونى در جمهورى اسلامى ايران به طور اخص» و برمبناى قانون اساسى اين كشور مورد مطالعه دقيق قرار مى‏گيرد.
+
  
- گفتار اول: نظارت و كنترل در علم مديريت‏ و ضرورت آن‏
+
== پانویس ==
نظارت به معناى مراقبت، زير نظر داشتن و ديده‏بانى بر كار است. كنترل و نظارت به عنوان يكى از وظايف مدير، از اركان اصلى و عناصر حياتى مديريت سالم و كارآمد است. مديران با انجام وظيفه و برنامه‏ريزى، اهداف سازمان و راه‏هاى دستيابى به آنها را مشخص مى‏كنند. آگاهى از اجراى دقيق برنامه‏ها و اطمينان به حركت سازمان در راستاى دستيابى به هدف‏هاى اصلى آن، درصورتى امكان‏پذير خواهد بود كه نظامى دقيق و جامع براى نظارت و كنترل وجود داشته باشد. هر سازمانى داراى منابع و امكاناتى است كه براى رسيدن به اهداف سازمان، بايد از آنها به صورت مطلوب و بهينه بهره‏بردارى كند و اين امر جز در سايه «وجود نظارت و كنترل» امكان‏پذير نيست.(۱)
+
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
بنابراين، در مديريت هر سازمان، نظارت فرايندى اساسى است كه از طريق آن مى‏توان به حداكثر كارايى و اثر بخشى در راستاى اهداف سازمان دست يافت و به صحت پيش‏بينى‏هاى صورت گرفته در مورد برنامه‏ها پى برد. از اين نظر هيچ برنامه‏اى، بدون نظارت، به درستى اجرا نمى‏شود و نظارت نيز بدون وجود برنامه، مفهوم و معنى پيدا نمى‏كند. از آنجا كه نظارت و كنترل، سازمان را در اصلاح انحراف‏ها و تطابق عملكردها با اهداف مطلوب يارى مى‏دهد، مى‏توان گفت كه نظارت، نقش پويايى در هر سازمان ايفا مى‏كند. به طور كلى منظور از نظارت؛ «تلاشى است، منظم در جهت رسيدن به اهداف استاندارد»، «طراحى سامانه باز خورد اطلاعات»، «مقايسه اجزاى واقعى با استانداردهاى از پيش تعيين شده» و سرانجام «تعيين انحرافات احتمالى و سنجش ارزش آنها بر روند اجرايى كه در برگيرنده حداكثر كارايى است.»(۲)
+
[[رده:مقالات]]
بدين ترتيب نظارت، كنترل و ارزيابى، يكى از مهم‏ترين و اصلى‏ترين اركان هر نظم مديريتى محسوب مى‏شود كه در راهبرى، استحكام، اعمال صحيح مديريت نقش اساسى و تعيين كننده ايفا مى‏كند. فرايند نظارت و كنترل معمولا طى چهار مرحله زير انجام مى‏گيرد:
+
مرحله اول: تعيين معيار (استاندارد) يا ضابطه براى كنترل.
+
مرحله دوم: مقايسه نتايج عملكردها با معيارها و استانداردهاى تعيين شده.
+
مرحله سوم: تشخيص ميزان انحرافات و تحليل علل بروز آنها.
+
مرحله چهارم: اقدامات اصلاحى و تنظيم و اجراى برنامه‏ها و عمليات معطوف به آن.
+
«هنرى فايول» از پيشگامان علم مديريت، عناصر اصلى علم يا فن مديريت را در پنج چيز خلاصه كرده است:
+
تنظيم برنامه، سازماندهى، فرماندهى، هماهنگى، كنترل و نظارت.
+
وى معتقد است كنترل و نظارت اصلى منطقى است كه چهار اصل ديگر را كامل مى‏كند و بازديد و رسيدگى به اجراى فرامين و دستورهاى داده شده به اعضاى سازمانى است، تا از اين راه شيوه صحيح اجراى آنها دريافت گردد.(۳)
+
براى وجود و استمرار فرايند كنترل صحيح، بايد اين فرايند سريع و دقيق باشد تا همه امور مربوط را در كوتاه‏ترين زمان رسيدگى نمايد و نارسايى‏ها را به سرعت تشخيص دهد. بدين ترتيب ارزيابى كارايى و كارآمدى هر سازمان و كيفيت انجام امور با كنترل و نظارت سنجش مى‏شود.
+
- گفتار دوم - نظارت در منابع اسلامى و نظام نبوى و علوى‏
+
مبحث اول - نظارت در معنايى عام و انواع آن‏
+
در منابع و آموزه‏هاى دينى، دستورات صريح و روشنى در مورد نظارت و ضرورت آن وجود دارد و مديران مسلمان به داشتن يك نظام كامل، جدى و عادلانه براى كنترل بر سازمان سفارش شده‏اند. نظام كنترلى كه مى‏توان از منابع دينى استخراج كرد، نظامى جامع، كامل، عادلانه و منحصر به فرد است. در اين نظام، خداوند متعال و فرشتگان الهى، ناظر بر اعمال، رفتار و نيات انسانها معرفى مى‏گردند و به انسانها گوشزد مى‏شود كه همواره در محضر خدا هستند و فرشتگان در همه حال ناظر بر اعمال و رفتار آنان هستند و بنابراين، بايد مواظب اعمال و رفتار خود باشند.(۴) برهمين اساس، بحث نظارت انسان بر عملكرد خويشتن؛ به عبارت بهتر، مسأله «خود كنترلى» مطرح مى‏شود. به انسان مسلمان توصيه مى‏شود كه همواره بر اعمال و رفتار خود نظارت داشته باشد و پيش از اينكه عملكردش مورد ارزيابى و سنجش ديگران قرار گيرد، خود عملكرد و رفتارش را ارزيابى و حسابرسى كند.
+
علاوه بر اين دو نظارت، مسأله نظارت عمومى و همگانى مطرح است و به همه مسلمانان دستور داده شده است كه در مقابل ديگران احساس مسؤوليت كنند و در صورت مشاهده عملكرد نادرست يا انحراف از اهداف و تخلف از وظايف، تذكر دهند و امر به معروف و نهى از منكر كنند. همچنين مسأله نظارت آشكار و پنهانى مطرح شده است. بنابراين، نظام جامع و كامل و نظارتى كه مى‏توان با استفاده از منابع و آموزه‏هاى دينى استخراج كرد، داراى بخشها و انواع زير است:
+
۱. نظارت خداوند متعال(نظارت الهى).
+
۲. نظارت فرد بر اعمال خود(خود كنترلى).
+
۳. نظارت عمومى (نظارت همگانى).
+
۴. نظارت سازمانى:
+
الف. نظارت آشكار و رسمى به صورت مستقيم يا غير مستقيم.
+
ب. نظارت مخفى و پنهانى.(۵)
+
امر خطير نظارت و كنترل در سنت و سيره نبوى هم كاملا رعايت مى‏شده است. حضرت امام رضا(ع) در اين باره مى‏فرمايد:
+
«كان رسول الله(ص) اذا وجه جيشاً فأمهم أمير بعث معهم من ثقاته من يتجسس له خبره.»(۶)
+
«سيره پيامبر خدا(ص) چنين بود كه هر گاه لشگرى را اعزام و اميرى آنان را فرماندهى مى‏كرد، يكى از افراد مورد اعتماد خود را نيز با آنان مى‏فرستاد تا خبرها را به طور پنهانى به آن حضرت برساند.»
+
على(ع) نيز با تدبير و سازماندهى گسترده، نظارت و كنترلى سازمان يافته و دقيق را در فراخناى جامعه اسلامى سامان داده بود و انواع و اقسام نظارتهاى پيشگفته، در حكومت ايشان مشهود بود، هر چند فكر و تشريح كليه مراحل و مستندات اين بازرسى از حوصله اين مقال خارج است.
+
در سيره امام على(ع) انتخاب مديران اصلح و كارآمد، اعمال سيستم هشداردهى و پيشگيرى نسبت به خلافهاى احتمالى مديران، مراحل پيشينى قبل از نظارت مى‏باشد؛ يعنى كارگزارى مديران شايسته و كاردان و اعلان هشدارهاى لازم به تنهايى موجد مديريت بهينه و كارا نيست و در مراحل بعدى نظارت و كنترل سامان يافته‏اى جهت ارزيابى عملكرد لازم است.
+
جالب اينجاست كه بازرسان نيز در سنت علوى مى‏بايستى از افراد لايق، خبره، كاردان، بصير، خبير، امين و تيزبين انتخاب شوند و امام(ع) در موارد متعددى صفات ممدوح و ايجابى بازرسان را با تأكيد به عمال و كارگزاران خود گوشزد مى‏نمايد به عنوان نمونه مى‏فرمايند:
+
«و ابعث العيون من أهل الصدق و الوفاء عليهم...(۷)فاستعملهم اختباراً و لا تولهم محاباه و أثره.»(۸)
+
«بازرسانى را بر آنان اعزام كن كه اهل راستى و وفا باشند... آنان را بر اساس خبرويت و شايستگى به كار بگمار و از روى روابط و امتيازات نابجا، به كار نگير.»
+
امام(ع) در بخش‏هاى ديگر، علاوه بر لحاظ كردن موارد پيشگفته، بشدت بر تنبيه خائنان و فاسدان پس از بازرسى پاى مى‏فشارد و در توصيه‏هاى خود به مالك مى‏فرمايد:
+
«با فرستادن مأموران مخفى - كه اهل صدق و راستى و وفا باشند - كارهاى آنان را زير نظر بگير! زيرا بازرسى نهايى در كارشان، آنان را به رعايت امانت و ملاطفت با مردم وادار مى‏سازد و با دقت فراوان، مواظب اعوان و انصار و كارگزاران خود باش و براعمال ايشان نظارت كن و چنانچه يكى از آنان، دست به خيانتى زد و مأموران مخفى تو، به طور جمعى آن را تأييد كردند، بايد كه به آن ا كتفا كنى و بدون تأخير، خيانتكاران را كيفر دهى و به مقدار خيانتى كه انجام داده است او را كيفر نمايى، آنگاه وى را در مقام خوارى و مذلت بنشان وداغ خيانت بر پيشانى او بگذار و طوق رسوايى بر گردنش بيفكن.»(۹)
+
در عبارت بالا امام(ع)، نظارت و بازرسى راحتى براى اعوان و انصار و نزديكان حاكم نيز ضرورى شمرده و آنها را هم از اين امر مستثنى ننموده است. ضمن آنكه تعبير «وابعث العيون» مى‏رسا ند كه در صورت لزوم، اعزام بازرسان از مركز و يا از يك منطقه ديگر، امرى ضرورى است. فرمان حضرت مبنى بر تأكيد بر جنبه مخفى بازرسى نيز واجد اهميت است؛ زيرا نظارت و كنترل پنهانى و مخفى، داراى آثار مثبت و فراوانى مانند ترغيب كاركنان به امانت دارى و مدارا با مردم است همچنين جمله نخست امام در اين فرمان (ثم تفقد أعمالهم)، كاوش و پيگيرى و جست و جو و مراقبت و مانند آن را مى‏رساند. البته واژه تفقد در چند بخش عهدنامه از فرمان امام به مالك تكرار شده، كه بيانگر حوزه‏هاى مختلف كارى و نظارتى است؛ از جمله نظارت بر دستگاه‏هاى اجرايى و نظارت بر ماليات و دخل و خرج كشور و بودجه عمومى و بيت المال و تأكيد بر توليد و سرمايه‏گذارى و آبادانى و عمران و نظارت بر بازار و توزيع و مبادلات اقتصادى و تجارتى و صنعتى و رسيدگى به همه امور مربوط به بازرگانان، صنعتگران، كسبه و تجار و خدمات مرتبط با آنها است.(۱۰)
+
در نامه‏هاى متعددى در نهج‏البلاغه (از جمله در نامه‏هاى: ۳، ۱۹، ۲۰، ۳۳، ۳۴، ۴۰، ۴۲، ۴۴، ۴۵، ۶۳ و ۷۰) امام(ع)، رسيدن گزارش بازرسان و مأموران ويژه و ناظر رسمى و غيررسمى‏ خود را با استفاده مقدماتى از عبارت «بلغنى» يا «فقد بلغنى عنك...»(۱۱) و... بيان كرده است. البته در فرموده‏هاى ايشان، تعابير و عناوين ديگرى نيز در اين رابطه مانند «تفقد»، «تحفظ»، «وابعث العيون»، «تعاهد» و «رقى الى عنك» نيز ديده مى‏شود.(۱۲)
+
البته هم در سيره نبوى و هم در سيره علوى، نظارت علنى و آشكار، هم به شكل مستقيم (توسط خود ايشان) و هم غير مستقيم (توسط نمايندگانشان) صورت مى‏گرفته است. در روايتى، نقل شده است كه پيامبر خدا(ص) در بازار مدينه از جنسى كه فروشنده‏اى مى‏فروخت خوشش آمد و قيمت آن را پرسيد. خداوند از طريق وحى به پيامبر دستور داد كه دست در داخل ظرف آن كالا فرو برد. حضرت آن دستور را اجرا كرد و ديد كه در قسمت زيرين ظرف، جنس نامرغوبى جاسازى شده است، خطاب به فروشنده فرمود: «مى‏بينم كه خيانت به مسلمانان و گول‏زدن آنان را يكجا جمع كرده‏اى!»(۱۳)
+
در روايت ديگرى، نظير اين حادثه رخ داد و پيامبر خدا به فروشنده دستور داد كه جنس خوب و بد را از هم جدا كند و بعد فرمود: «در دين ما غش و گول زدن جايز نيست.»(۱۴)
+
شبيه اين روايات در سيره نظرى و عملى امام على(ع) نيز به وفور وجود دارد. به عنوان نمونه از امام باقر(ع) نقل شده است كه فرمود:
+
«اميرمؤمنان على‏بن‏ابى‏طالب(ع) عادت داشت كه هر روز صبح به يكايك بازارهاى كوفه سر مى‏زد، در حالى كه تازيانه‏اى دو شاخ به نام «سيبه» به همراه داشت. در هر بازارى مى‏ايستاد و با صداى بلند مى‏فرمود:
+
اى تاجران، پيش از داد و ستد، از خداوند خير و نيكى بخواهيد و با آسان‏گيرى در معامله، از خداوند بركت‏ بجوييد و به خريداران نزديك شويد (گران نفروشيد تا از شما بگريزند) و خود را به زينت علم و بردبارى آرايش دهيد و از دروغ گفتن و قسم خوردن بپرهيزيد و از ظلم و ستم كناره گيريد و بامظلومان به انصاف رفتار نماييد و به رباخوارى نزديك نشويد.»(۱۵)
+
مبحث دوم - نظارت درونى يا خود كنترلى‏
+
اين نوع نظارت در منابع دينى و اسلامى به خوبى قابل مشاهده است. در مقايسه با نظارت بيرونى، خود كنترلى بهترين و كارآمدترين سازوكار براى كنترل عملكرد افراد در قالب زندگى فردى، اجتماعى و نهادهاى سياسى و مديريتى است؛ زيرا نظارت و كنترلى كه از بيرون بر افراد و عملكرد آنها مى‏شود، در صورتى جامع و «اثر بخش» خواهد بود كه اين افراد از درون نيز بر خود نظارت كنند؛ چرا كه نظارت بيرونى قابل اعمال بر اين موارد نيست.
+
على(ع) در تبيين اصل نظارت درونى مى‏فرمايند: «اجعل من نفسك على نفسك رقيباً;»(۱۶) «از خودت مراقبى براى خويشتن قرار ده!» همچنين حضرت سجاد(ع) نظارت درونى و خود كنترلى را عامل اصلى حركت انسان در مسير صحيح هدايت و تكامل دانسته و مى‏فرمايد:
+
«ابن آدم انك لاتزال بخير ما كان لك واعظ من نفسك و ما كانت المحاسبه من همك.»(۱۷)
+
«اى فرزند آدم، تو همواره در مسير خيرقرار خواهى داشت، مادامى كه موعظه كننده‏اى از درون داشته باشى و حسابرسى از خويشتن از كارهاى اصلى تو باشد.»
+
در انديشه اسلامى، نظارت درونى و خود كنترلى صرفاً مبتنى‏ برانگيزه بيدارسازى وجدان فردى يا تقويت حس مليت خواهى نيست بلكه مبنا و انگيزه بنيادين آن، چيزى جز ايمان و اعتقادات دينى نيست؛ به عنوان نمونه اعتقاد به قيامت و معاد و باور به اينكه همه اعمال ريزودرشت انسان روزى مورد حسابرسى دقيق و عادلانه قرار خواهد گرفت، يكى از عوامل اصلى ممانعت از كم كاريها، سهل انگاريها و خيانت‏ها در روند انجام امور و سعى در انجام آن به بهترين و كاراترين وجه موجود است. از چنين منظرى كاهش سهل انگارانه بازده كار، نوعى آلودگى به معصيت الهى و مستوجب عقاب در آخرت و حسابرسى در آن روز است:
+
پيامبر خدا(ص) در ضرورت توجه به حسابرسى و نظارت درونى نفسانى مى‏فرمايد:
+
«حاسبوا أنفسكم قبل أن تحاسبوا و زنوها قبل أن توزنوا و تجهزوا للعرض الاكبر.»(۱۸)
+
«پيش از اينكه به حساب شما برسند، خودتان را محاسبه كنيد و قبل از اينكه شما را ارزيابى كنند، خودتان را بسنجيد و براى رستاخيز آماده شويد.»
+
نتيجه بلافصل تقويت اعتقادات دينى و خود كنترلى در سطح جامعه، سازمانها و نهادهاى سياسى و مديريتى، بهره‏مندى از سازوكارى ارزانتر به نسبت نظارتهاى بيرونى براى دستيابى به كارايى و كارآمدى و بازده بيشتر و جلوگيرى از اختلالات و انحرافات در اين زمينه است، در چنين صورتى همه در صدد انجام امور به نحو احسن بوده و در صورت بروز هر گونه عيب و نقصى در عملكردشان، به سرعت در صدد رفع آن خواهند بود.
+
مبحث سوم - نظارت بيرونى و عمومى‏
+
در سامانه نظارتى اسلام، مسأله كنترل بر سازمان و عملكرد و كارايى و كارآمدى كاركنان، تنها در چارچوب وظايف و اختيارات مديران و مسؤولان سازمانها و حاكمان خلاصه نمى‏شود، بلكه همه اعضاى سازمان و نظام سياسى موظف‏اند براساس يك وظيفه شرعى بر عملكرد ديگر اعضاى سازمان و شهروندان حكومت، و حتى عملكرد مديران و حكمرانان نظارت داشته باشند. اين كنترل و نظارت همگانى از جايگاه ويژه و با اهميتى برخوردار است و در آموزه‏هاى دينى تأكيد فراوانى بر آن شده است. خداوند متعال در قرآن كريم مى‏فرمايد:
+
«شما بهترين امتى بوده‏ايد كه براى انسانها پديدار شده‏ايد (چه اينكه) امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنيد و به خدا ايمان داريد.»(۱۹)
+
در اين آيه ويژگى بارز بهترين امت، كه همان امت اسلامى است؛ امر به معروف و نهى از منكر دانسته شده است؛ نظارت همگانى (امر به معروف و نهى از منكر) مايه كنترل عمومى و احساس مسؤوليت همگانى نسبت به يكديگر گشته و با چنين نظارتى، نقاط ضعف و قوت در هر رده‏اى بهتر و سريعتر تشخيص و رفع مى‏شود.
+
دو وظيفه بسيار مهم و كارساز «امر به معروف» و «نهى از منكر» در معارف اسلامى و سيره علوى، به صورت گسترده و روشن مورد عنايت و تأكيد واقع شده و در حقيقت همان نظارت به مفهوم عام و فراگير است. كسى در ترك اين دو وظيفه خطير معذور نيست و بهانه و سهل‏انگارى و فرار از مسؤوليت يا ضعف وعجز و جهل، نمى‏تواند مانع انجام وظيفه شود، بلكه در صورت لزوم، بايد شرايط و مقدمات انجام وظيفه را فراهم كرد. ماحصل كاربرد و تحقق اين دو وظيفه، افزايش بازدهى و كارآيى در تمامى سطوح نظام سياسى و بركات بى‏شمار اجرايى و كارى است.
+
نقش «عيون» و «عريف» و «نقيب»(۲۰) و عوامل بازار و مأموران حسبه و «محتسب» نيز، در صدر و تاريخ اسلام و دوران خلفا، به اين مبناى عميق و ريشه‏دار اسلامى بر مى‏گردد. اداره و يا نهاد حسبه و نيز بحث آمرين به معروف و ناهيان از منكر و نيز بحث نظارت عمومى و نظارت بر صحت جريان امور و بحث تعزير و تأديب و تعزيرات حكومتى، از همين مفهوم بلند نشأت گرفته است و در واقع ترجمان اين آيه شريفه است:
+
«مردان و زنان مؤمن همه ياور و دوستدار يكديگرند، خلق را به كار نيكو امر و از كار زشت نهى مى‏كنند...»(۲۱)
+
وظيفه مردم و جامعه در اين رابطه بسيار حساس و شفاف و ارزشمند است. در فرهنگ علوى وظيفه امر به معروف و نهى از منكر و نقد عملكرد حكام و كارگزاران و انتقاد سالم و سازنده و مؤثر و نظارت و پيگيرى امور از سوى مردم، به عنوان يك وظيفه شرعى و يك تكليف الهى، همواره مورد تأكيد قرار گرفته است و مى‏توان گفت مباحث امر به معروف و نهى از منكر و نظارت بر امر كارگزاران حكومتى و نصيحت و خيرخواهى زمامداران جامعه اسلامى، از ويژگى و عنايت خاصى برخوردار است؛ تا جايى كه در بحث حقوق متقابل حاكم و مردم، به اصل نصيحت و دو طرفه بودن اين اصل، همواره توجه شده است. در همين راستا پيامبر(ص) فرموده‏اند:
+
«ثلاث لايغل عليهن قلب امرء مسلم: اخلاص العمل لله، و النصيحه لائمه المسلمين، و اللزوم لجماعتهم.»(۲۲)
+
«سه وظيفه است كه قلب انسان مسلمان، هرگز در آن خيانت روا نخواهد داشت: اينكه كارها را براى خدا انجام بدهد؛ همواره خيرخواه و ناصح زمامداران مسلمان باشد؛ جماعت مسلمانان را هرگز رها نكند.»
+
بديهى است، تحقق امر به معروف و نهى از منكر نه تنها كارايى و كارآمدى هر سامانه مديريتى و نظام سياسى را بالا مى‏برد بلكه گسترده‏ترين نوع نظارت مردمى را نيز به ارمغان خواهد آورد. دوران زمامدارى امام على(ع) بخوبى نشانگر آن است كه آن امام همام تا چه اندازه گسترده‏اى به اين نوع نظارت و گزارش‏هاى واصله مردمى توجه و اتكا مى‏كرده و حتى بر حسب آنها نيز با واليان و حتى نزديكان خويش؛ از جمله ابن عباس (والى بصره، در قضيه گزارش بى‏مهرى وى به قبيله بنى تميم) برخورد عتاب‏آميز مى‏نموده است.(۲۳)
+
جالب اينجاست كه امام(ع) حتى به شكايات و اطلاعاتى كه از سوى نامسلمانان دريافت مى‏كرد نيز، ترتيب اثر مى‏داد و آنان را از حقوق اجتماعى، پابه‏پاى مسلمانان بهره‏مند مى‏ساخت. ايشان در نامه‏اى كه به قرظه بن كعب انصارى مى‏نويسد، از او مى‏خواهد كه به شكايت برخى از ذميان در مورد نهر رسيدگى كند.(۲۴)
+
مبحث چهارم: برخى سازوكارهاى نظارت بيرونى‏
+
با توجه به مطالب پيشگفته، مى‏توان برخى از سازوكارها و اهرم‏هاى نظارت بيرونى را در انديشه‏هاى اسلامى اينگونه تبيين نمود:
+
۱. امر به معروف و نهى از منكر
+
امر به معروف و نهى از منكر، مقدمه برخى از تكاليف عقلى است، از اين‏رو، به حكم عقل، لازم و واجب است.
+
توضيح آنكه: يكى از احكامى كه عقل آن را درك مى‏كند «وجوب حفظ نظام» است. خرد همه انسانها در مى‏يابد كه نظم زندگى بشر، بايد پايدار باشد و لازم است كه در برابر عوامل تهديد كننده، حفظ گردد. برهمين مبنا است كه عقل، به لزوم تدارك همه امور، كه در حفظ نظام نقش دارد، حكم مى‏كند. يكى از اين عوامل امر به معروف و نهى از منكر است كه در پايدارى زندگى اجتماعى و آسيب‏ناپذيرى آن تأثير جدى دارد. از اين‏رو، به عنوان مقدمه يك واجب عقلى واجب است.(۲۵) بنابراين، علاوه بر اينكه مردم حق دارند در حوزه رفتار و روابط فردى و يا متقابل اجتماعى خويش آمر به خوبيها و معروف‏ها بوده و از بديها و منكرات برى باشند و آنها را نهى كنند؛ همچنين مى‏بايست به عنوان يك شهروند جامعه اسلامى از انجام اين فريضه مهم نسبت به كليه كارگزاران سياسى خويش دريغ نورزند و اين وظيفه را در هر عصرى با بهترين شيوه و قالبهاى رايج زمان خويش انجام دهند.
+
۲. نصيحت زمامداران يا ائمه مسلمين
+
نصيحت زمامداران در فرهنگ اجتماعى مسلمين، پيشينه‏اى ديرينه دارد. نصيحت؛ خيرخواهى و دلسوزى است، يعنى هر گفتار يا عملى كه در آن خير منصوح، منظور شده باشد. ناصح با نصيحت خويش به ترميم نقاط ضعف و كاستى‏هاى منصوح مى‏پردازد، از اين‏رو، نقش ناصح در اصلاح افراد، نقش خياطى است كه لباس كهنه، به دست او جلوه تازه‏اى پيدا مى‏كند و نواقص آن برطرف مى‏گردد. براين اساس و برطبق منابع اسلامى، وظيفه «نصيحت» در مقابل رهبر جامعه اسلامى، غير از وظيفه «اطاعت» از اوست و امت اسلامى، علاوه بر حمايت از خواسته‏هاى رهبرى و وفادارى به تعهدات با او، نبايد از «نصيحت» وى غفلت نمايد. همچنانكه امام على(ع) مى‏فرمايند:
+
«و أما حقى عليكم: فالوفاء بالبيعه، و النصيحه فى المشهد و المغيب، و الاجابه حين أدعوكم و الطاعه حين آمركم.»(۲۶)
+
«و اما حق من بر شما اين است كه به بيعت خود وفا كنيد و در نهان و آشكار، حق خيرخواهى را ادا نماييد.»
+
قوام اينگونه نصيحت، به انگيزه‏هاى خيرخواهانه است و هر گونه گفتار و كردارى را با چنين نيتى؛ چه در لباس انتقاد و يا موعظه، تعريف، تمجيد و جدال احسن و تذكر و... را در بر مى‏گيرد. با توجه به اهميت باب «النصيحه لائمه المسلمين» محدثان پرتلاش شيعه مانند كلينى در كتاب الحجه از «كافى»، محدث كاشانى در ابواب «وجوب الحجه و معرفته» در كتاب «وافى» و همچنين علامه مجلسى در كتاب «الامامه» از بحارالانوار به اين موضوع اشارات كافى و مشخص نموده‏اند.(۲۷)
+
۳. نظارت بر مصرف ماليات‏
+
برخى از فقها، حق نظارت مردم را از طريق «پرداخت ماليات مردم به دولت» اثبات كرده و معتقد شده‏اند كه چون مردم به دولت ماليات مى‏پردازند، حق دارند بر موارد و كيفيت مصرف آن نظارت كنند. محقق نائينى در اين‏باره و در پاسخ به شبهه‏اى در خصوص «عدم مشروعيت دخالت مردم» مى‏نويسد:
+
«نظر به شورويه بودن اصل سلطنت اسلاميه، چنانچه سابقاً مبين شد، عموم ملت از اين جهت مالياتى كه از براى اقامه مصالح لازمه مى‏دهند، حق مراقبت و نظارت دارند و از باب منع از تجاوزات در باب نهى از منكر به مندرج و به هر وسيله‏اى كه ممكن شود واجب است و تمكن از آن در اين باب، به انتخاب ملت متوقف است. علاوه بر اينها، از جهات سياسيه وظيفه فعل نظر به منصوبيت مقام و عدم تمكن از تحديد صحيح جز بر اين وجه، موجب تعين نظر آن است...»(۲۸)
+
۴. حق پرسش و استيضاح از عملكرد حاكمان و حكومت‏
+
پرسش و استيضاح، دو نمود بارز از مشاركت سياسى مردم است و از جمله حقوق سياسى افراد محسوب مى‏شود. حكومت و نظام اسلامى، حكومتى پاسخ گو است و موظف است هم امكان سؤال و استيضاح را فراهم آورد و هم نسبت به آن احساس تعهد و مسؤوليت كند و متعهدانه پاسخ‏گو باشد. نتيجه چنين فرايندى، شفاف‏سازى مواضع، برنامه‏ها و عملكردهاى دولت و نظام اسلامى است كه كمك بسيار مؤثرى در پيشبرد مقاصد آن و جلب پشتيبانى مردم از نظام خواهد بود.
+
امام على(ع) در تأييد اين حق و ضرورت استيفاى آن توسط حاكم اسلامى به مالك مى‏فرمايد:
+
«اگر رعيت بر تو گمان ستم برد، عذر خود را آشكارا با آنان در ميان بگذار و با اين كار آنان را از بدگمانى‏شان خارج ساز، كه بدين رفتار، خود را به عدالت، خوى و عادت مى‏دهى و با عذرى كه مى‏آورى، به آنچه مى‏خواهى مى‏رسى و آنان را نيز به حق استوار مى‏سازى.»(۲۹)
+
وجود فضاى باز سؤال و استيضاح در جامعه اسلامى و يك نظام مردم سالار دينى را بر هر گونه ستايش‏هاى افراطى و متملقانه كه آفت يك حكومت مردمى و اسلامى است سد مى‏كند، همچنانكه امام على(ع) در خطبه ۲۰۷ به شدت كبرورزى و ستايش و تملق خواهى حكام را نفى مى‏كند؛(۳۰) زيرا عادت رهبران به تكريم و ستايش مانع شنيدن و برتافتن اعتراض و انتقاد خواهد بود.
+
۵. تأكيد بر صحت وجدان جمعى و قضاوت افكار عمومى و تجويز انتقادگرى و پذيرش آن‏
+
امام على(ع) معمولا حوادث و مسائل مهم جامعه را براى مردم تشريح مى‏كرد و برخوردارى مردم از اطلاعات صحيح و شفاف را حق آنان مى‏دانست و به مردم مى‏فرمود: «بدانيد كه شما اين حق را نزد من داريد كه جز اسرار جنگ را بر شما نپوشانم و كارى جز حكم شرع را بى‏مشورت شما انجام ندهم.»*امام(ع)، والى را موظف مى‏داند كه در برابر افكار عمومى پاسخ‏گو باشد؛ به طورى كه اگر مردم نسبت به عملكرد او شبهه و اشكالى داشتند، بايد براى آنها توضيح بدهد و اين كار را موجب آمادگى حاكم و همگامى او با مردم و استوارى جامعه در مسير حق مى‏داند. بى‏شك چنين وظيفه‏اى به منزله محترم شمردن حق نظارت مردم و حق سؤال و انتقاد است.(۳۱) با همين حكمت و فلسفه، امام(ع)، از مالك مى‏خواهد با مردم رابطه برقرار كند و از آنها فاصله نگيرد؛ زيرا احتجاب حاكم از مردم باعث گمراهى و بى اطلاعى از حقايق جامعه و ايجاد شك و ترديد و بى‏اعتمادى مردم مى‏گردد.
+
امام(ع) بر صحت وجدان جمعى و قضاوت افكار عمومى پافشارى نموده و ملاحظه آن را توسط زمامداران توصيه و به مالك اظهار مى‏دارد:
+
«همان گونه كه تو ناظر حكام قبل از خود بودى، مردم بركار تو نظارت دارند و آنچه درباره آنها بگويى، درباره كارهايت قضاوت مى‏كنند. سند صلاح و خلوص حكام صالح، نظر و قضاوتى است كه خداوند بر زبان مردم صالح جارى مى‏سازد.»(۳۲)
+
امام(ع)، جماعت را رحمت مى‏داند و دست خدا را با جماعت مى‏بيند (يد الله مع الجماعه).(۳۳) اين دو روايت مى‏تواند تأكيدى بر ضرورت استفاده حكومت و زمامداران از «عقل جمعى» باشد و بيانگر اين واقعيت است كه مردم در حال تشكل جمعى براى به دست آوردن يك هدف معقول مى‏توانند از فهم و عقل و وجدان يكديگر بهره‏بردارى كنند و هر يك از آنها ميزان سنجش و كتابى گشوده، در مقابل ديدگاه ديگرى و زمامداران باشند.
+
۶- تجويز مخالفت با حكومت و نقض بيعت در صورت عدم پايبندى زمامداران به شريعت‏
+
حكومت دينى متعهد به عمل به مقتضاى شرع است و اگر حكومت به تعهد خود عمل نكرد، مردم مجاز به مخالفت از دستورهاى حاكم‏اند؛ به عبارت بهتر، تعهدات مردم و حكومت دينى متقابل است و اگر حكومت به تعهد خود پايدار نماند، متقابلا محلى براى وفادار ماندن مردم به تعهدات خود نمى‏ماند و خروج از مدار شريعت سبب و مجوز عدم اطاعت مردم از نظام سياسى خواهد بود. حضرت امير(ع) زمانى كه عبدالله بن عباس را براى حكومت بصره مأمور مى‏ساخت، خطاب به مردم فرمود:
+
«اى مردم، من عبدالله بن عباس را به عنوان جانشين خود بر شما حاكم و والى قرار دادم. سخن او را بشنويد و از امر او، مادامى كه در اطاعت خدا و رسول اوست اطاعت كنيد و اگر بدعتى نهاد يا از حق روى‏گردان شد، به من اطلاع دهيد تا او را از حكومت كردن بر شما عزل كنم.»(۳۴)
+
بنابه اين بخش، مى‏توان فهميد كه اولا، ملاك تبعيت از حاكم، حركت و رفتار او بر مبناى شريعت و حق و احكام الهى است؛ ثانياً، وظيفه مردم نظارت بر كار حاكمان است و در صورت مشاهده خلاف شرع و به حكم خرد جمعى مسلمانان موظف به بركنارى او هستند؛ ثالثاً ، اين بركنارى بايد قانونمند و از طرق قانونى صورت گيرد؛ از اين رو حضرت فرمودند در صورت خروج عبدالله بن عباس از حق، به من اطلاع دهيد تا او را عزل كنم؛ يعنى خودسرانه عمل نكنيد و نظم و امنيت جامعه را به هم نزنيد.(۳۵)
+
۷. قائل شدن حق حيات سياسى براى مخالفين (اپوزيسيون)
+
امروزه در بسيارى از نظامهاى سياسى، اعطاى حق مزبور به مخالفين به عنوان يكى از شاخصه‏هاى دموكراسى و قبول حق نظارت بر حكومت، حتى از سوى اقليت‏هاى موجود در نظام و جامعه سياسى تلقى مى‏شود. در نظام اسلامى اين امنيت سياسى و اعطاى حق نظارت حتى به مخالفين منظور شده است، در حكومت علوى، شاهد دايره وسيع تأمين امنيتى هستيم كه امام على(ع) به مخالفين خود مى‏داد؛ مثلا تا وقتى خوارج دست به شمشير نبردند و به محاربه برنخاستند، همچنان از سهم بيت المال از سوى امام(ع) بهره‏مند مى‏شدند. امام(ع) امنيت و آزادى بسيارى از شخصيتهاى مخالف زمان خويش را كه با وى بيعت نكرده بودند، تضمين نمود و هيچيك را وادار به بيعت نكرد و يا از خواستشان بازنداشت كه از جمله اين افراد معروف مى‏توان عبدالله بن عمر، سعد بن ابى وقاص، حسان بن ثابت، كعب بن مالك، سلمه بن مخلد، ابوسعيد خدرى، محمدبن‏مسلمه، نعمان بن بشير، زيدبن ثابت، رافع بن خديج، فضاله بن عبيد و كعب بن عجره را نام برد.(۳۶)
+
+
- گفتار سوم - نظارت بيرونى در نظام‏هاى سياسى و جمهورى اسلامى ايران به طور اعم‏
+
امروزه بيشتر نظام‏هاى سياسى و از جمله نظام جمهورى اسلامى ايران، از سازوكارهاى مشترك و عام براى نظارت بيرونى برقدرت سياسى دولت و كارگزاران آن، بهره مى‏برند كه مى‏توان از پديده تفكيك قوا، نظام پارلمان و نمايندگى، كاركرد جوامع مدنى و امثال آن نام برد. در اين گفتار، به طور اجمال به اين سازوكارها اشاره مى‏شود:
+
مبحث اول - تفكيك قوا
+
در عصر حاضر، در بسيارى از كشورها، تشكيلات حكومتى به سه قوه مقننه، مجريه و قضائيه تقسيم مى‏گردد كه از آن به «تفكيك قو» يا «تفكيك قدرت حكومت» تعبير مى‏شود. اين نظريه، كه ريشه آن در دوران قديم به ارسطو و در دوره جديد به ديدگاه منتسكيو (از نويسندگان معروف فرانسوى) در قرن هيجدهم بر مى‏گردد؛ بدين معنى است كه وظيفه حكومت را بايد مجموعه افراد متفاوتى به اجرا در آورند و هر كدام از اين مجموعه‏ها بايد به حوزه عمل خود محدود، و در آن حوزه نيز مستقل و برتر باشد.
+
اصلى‏ترين برآيند و ارمغان سازوكار تفكيك قوا، دستيابى بهتر به نظارت بر قوا و كنترل و مهار آن است كه با تقسيم قدرت و نظارت متعامل سه قوه بريكديگر صورت مى‏پذيرد. براين مبنا، هر يك از قوا ديگرى را كنترل و نظارت مى‏كند و از تمركز قدرت و به فساد كشيده شدن آن ممانعت به عمل مى‏آورد و مانع از بروز خودكامگى مى‏شود. در عين حال، حاصل تفكيك قوا، همكارى بدون دخالت و اعمال نفوذ در ميان قوا و همراه با موازنه و تعادل آنها است. همچنين با كنترل قدرت هر يك از قوا، و نظارت‏پذير شدن آنها از اين طريق، امنيت و آزادى مردم بهتر تأمين مى‏شود و از خطر استبداد و خودكامگى كاسته مى‏گردد، ضمن اينكه قوايى مانند مقننه و مجريه نمى‏توانند يكديگر را منحل نمايند.
+
بايد اذعان نمود كه در جمهورى اسلامى ايران، تفكيك قواى نسبى اعمال مى‏شود لذا رژيم مبتنى بر تفكيك قوا در ايران شيوه منحصر به فرد خود را داراست، بنابراين، گرچه تفكيك قوا مطابق اصل ۵۷ قانون اساسى پذيرفته و قانونى است، اما قواى حاكم سه گانه كاملا مستقل از يكديگر نيستند و به خصوص مطابق همين اصل مى‏بايستى تحت نظر ولايت امر فعاليت كنند، با اين وجود، سه قوه در چارچوب وظايف قانونى مختار و مستقل بوده و مرتبط با قواى ديگر به انجام وظيفه مى‏پردازند.
+
مبحث دوم - پارلمان و پارلمانتاريسم و اصل نمايندگى‏
+
اصل نمايندگى مبناى مشاركت غير مستقيم مردم در حكومت، از طريق نمايندگان خويش است. البته در حكومت‏ها، همه مقامات و كارگزاران به وسيله مردم انتخاب نمى‏شوند، اما آنان كه مستقيماً انتخاب نمى‏شوند، مى‏بايست به وسيله سازوكارهايى توسط منتخبين مستقيم مردم برگزيده و اعمالشان مورد نظارت و كنترل قرار گيرد.
+
نظام و اصل نمايندگى به عنوان يك نقطه عطف؛ سرآغاز پيدايش نوع جديدى از ساخت سياسى و مفاهيم نوين در قالب دولت‏هاى انتخابى، دولت نمايندگى، تشكيل و تأسيس نهادهاى تقنينى، اصل مسؤوليت فرمانروايان، حق دخالت در تعيين سرنوشت، اصل حقوق و آزادى‏هاى فردى و... تاكنون شده است. حاكميت ملت يا مردم در اين رژيم‏ها، به جاى آنكه مستقيماً به وسيله خود مردم اعمال شود، توسط نمايندگان آنها اجرا مى‏گردد. در نظام نمايندگى مبتنى بر دموكراسى غيرمستقيم امروز، مردم به جاى آنكه خود در ميدان‏هاى بزرگ گرد آيند و تصميم بگيرند، در انتخاب عمومى، نمايندگان خود را برمى‏گزينند و به مجالس مقننه مى‏فرستند تا به نمايندگى آنها، به اعمال حاكميت بپردازند و بر اعمال قدرت از سوى دولت نيز نظارت نموده و هر گونه افسار گسيختگى آن را با سازوكارهاى قانونى؛ مانند استيضاح، عزل و انفصال كارگزاران اجرايى و امثال آن مهار نمايند. مأموريت نمايندگان، علاوه بر تصميم‏گيرى از سوى ملت، اعمال نظارت آنها به گونه غير مستقيم بركارگزاران اجرايى و كنترل قدرت آنها است و البته نوع اين نظارت و كنترل با توجه به نوع پارلمانى و يا رياستى بودن نظام سياسى دستخوش كمى و افزونى است. شايان ذكر است، اگر قوه مجريه در برابر پارلمان يا قوه مقننه مسؤول باشد، حكومت را پارلمانى يا كابينه‏اى مى‏نامند، اما اگرقوه مجريه مسؤول پارلمان نباشد، نظام حكومت، رياستى خواهد بود. در نظام رياستى، قوه مجريه از پارلمان برنيامده است تا پارلمان بتواند آن را عزل كند؛ به بيان بهتر، حكومت پارلمانى يا كابينه‏اى مبتنى بر ائتلاف و همكارى قواى مجريه و مقننه است و حكومت رياستى بر جدايى كامل اين قوا قرار دارد. بريتانيا نمونه كلاسيك حكومت پارلمانى و آمريكا نمونه حكومت رياستى هستند. همچنين نظام‏هاى پارلمانى در دنيا معمولا به دو شكل تك مجلسى و يا دو مجلسى انجام وظيفه مى‏كنند. كشورهايى كه از وسعت، قلمرو و تنوع قومى و گستره جمعيتى و ايالتى بيشترى برخوردارند، به خاطر نظارت و كنترل بيشتر بر تقنين قوانين و لحاظ دقيقتر مطالبات عمومى، به شيوه دو مجلسى، بيشتر روى آورده‏اند. هر چند به دليل تداخل‏ها و تزاحم‏هاى وظايف دو مجلس، كه بعضاً پيش مى‏آيد، شاهد روند كاهش نظام‏هاى دو مجلسى در عرصه جهانى مى‏باشيم.
+
مبحث سوم - جامعه يا جوامع مدنى‏
+
جامعه مدنى مجموعه نهادها، انجمن‏ها و تشكلات اجتماعى است كه به صورت واسطه بين دولت و مردم، وظيفه تجميع خواسته‏ها و مطالبات عمومى و انتقال و انعكاس آنها را بر عهده داشته و برفرآيند عملكرد دولت؛ چه به طور كلى و چه به طور اخص و در زمينه نوع پاسخگويى به مطالبات عمومى پيشگفته به صورت مستقل و خود جوش انجام وظيفه مى‏نمايد. اساساً جامعه مدنى مستقل و غير وابسته، نماد نظام‏هاى مردمسالار و نظام‏پذير و در خدمت مصالح عمومى است هر چه نظام‏هاى سياسى بسته، خودكامه و غيررقابتى و نظارت‏ناپذير باشند، دايره تحمل جامعه مدنى در آنها تنگتر شده و به استحاله اين تشكلها و تبديل آنها از نوع مستقل و خود جوش، به نوع وابسته و دولتى و غير متكثر مى‏انجامد.
+
بدين ترتيب جامعه مدنى وقتى معنى و قوام مى‏يابد كه نه تنها از قدرت سياسى استقلال داشته و خودمختار باشد، بلكه بر نهادهاى دولت نيز اعمال قدرت يا نفوذ كند. جامعه مدنى بر طبق تعريف مى‏بايد حاوى مجموعه‏اى از حوزه‏هاى عمومى خود مختار باشد كه در درون آنها، انجمن‏ها و نهادهاى جامعه مدنى بتوانند به امور خود و در راستاى تحصيل منافع صنفى و عمومى سروسامان بدهند و در مسير نظارت برعملكرد دولت و جلوگيرى از تعدى واجحاف محتمل به حقوق و مصالح عمومى، عمل نموده و روابط متعامل و اندام وارى بين خود با مردم از يك سو و با دولت از سوى ديگر برقرار سازند تا امكان مشاركت و مساهمت سياسى شهروندان در اداره حكومت ميسر گردد.
+
انحصار قدرت و منابع آمريت در دست هر گروه اجتماعى يا نهاد سياسى، به وجهى كه مانع از مشاركت و رقابت ديگر گروه‏ها و نهادها گردد، مانع تحقق جامعه مدنى و مردمسالارى است. رابطه نهادى، اندام وار و نظارت‏گرى ميان جامعه مدنى و دولت، معمولا در قالب نهادهاى پارلمانى و حزبى و ارتباط جمعى صورت مى‏پذيرد. مجالس قانونگذارى، احزاب، سنديكاها، اتحاديه‏ها، گروه‏هاى فشار و گروه‏هاى ذى‏نفوذ، مطبوعات و رسانه‏ها مجارى ارتباط ميان جامعه مدنى و دولت هستند، كه خود نيز به نوبه خويش بر عملكرد دولت و نهادهاى آن نظارت بيرونى دقيقى را مى‏توانند اعمال كنند. هر چند اين عملكرد نظارتى مى‏تواند به حسب غلبه گرايش‏هاى صنفى، جناحى، بومى، نژادى و... بر علايق ملى و دينى، دچار آسيب‏پذيرى و خدشه شده و از مسير اصلى و كار ويژه صحيح خود منحرف شود كه بعضاً چنين وضعى نيز رخ مى‏دهد.
+
بايد اذعان كرد كه در ميان تشكل‏هاى جامعه مدنى، احزاب و نظام‏هاى حزبى از اهميت بسزاترى در نظارت بر قدرت سياسى و نهادهاى آن برخوردارند. حزب در حقيقت گردهمايى پايدار گروهى از مردم است كه از عقايد مشترك و تشكيلات منظم برخوردارند كه با پشتيبانى مردم براى به دست آوردن قدرت سياسى و يا نظارت و كنترل بر آن، از راههاى قانونى مبارزه مى‏كنند و معمولا با حضور در انتخابات پارلمانى و يا استفاده از تبليغات و قدرت رسانه‏ها بيشترين كنترل و نظارت را بر قدرت كاركردى نظام سياسى، اعمال مى‏نمايند.
+
ساختار جوامع مدنى و ميزان قوت و ضعف آن در قبال دولت و به ويژه در نوع عملكرد نظارتى‏اش، طبعاً در جوامع و ادوار متفاوت، گوناگون است و به عوامل متنوعى؛ از جمله صورتبندى شكاف‏هاى اجتماعى، نوع و فعاليت نيروهاى اجتماعى، انسجام يا سازمان نيافتگى طبقات اقتصادى، نوع فرهنگ سياسى و سنت‏هاى تاريخى، ميزان تداوم هويت‏هاى سنتى، ماهيت اجتماعى رژيم سياسى، ميزان فعاليت سياسى اجزاى جامعه مدنى و غيره‏ بستگى دارد. همچنين برمبناى نوع تعامل و يا قوت و ضعف جامعه مدنى با دولت، مى‏توان دو طيف اصلى نظام‏هاى سياسى موجود؛ يعنى ليبرال دموكراسى و نظام‏هاى توتاليتر را تعريف كرد. به مدعاى ليبرال دموكراتها، در اين نوع نظام سياسى، دولت عنصرى ضعيف، منفعل و متأثر در جامعه مدنى است و غاياتش با غايات جامعه مدنى يكسان است، در حالى كه در رژيم توتاليتر، دولت اقتدار طلب با دستگاه سلطه و ايدئولوژى كاذب و فراگير خود، فرد و جامعه مدنى و گروه‏هاى اجتماعى را مقهور خود مى‏سازد و با به خدمت گرفتن آنها، اجازه كنترل قدرت و نظارت بر آن را به آنها نمى‏دهد.
+
خوشبختانه و به ويژه بعد از انقلاب اسلامى، در كشورمان شاهد نضج و شكوفايى و بالندگى تدريجى نهادها و جامعه مدنى و به ويژه احزاب بوده و هستيم.(۳۷) البته اين شكوفايى از مشكلاتى نيز، به ويژه در حوزه عملكرد احزاب رنج مى‏برد كه از جمله آنها: نهادينه نشدن فعاليتهاى جامعه مدنى و حزبى و عدم رشد بهينه نهادهاى اجتماعى، ضعف بنيه اقتصادى اين تشكل‏ها، وابستگى‏هاى آشكار و پنهان آنها به دولت و عناصر دولتى، موسمى و فصلى بودن عملكرد، وجودتشكيلات سياسى بى نام و نشان، وجود فرهنگ رقابت ستيزى وضعف فرهنگ تسامح و مدارا و رعايت نشدن قواعد بازى مبتنى بر مسالمت‏جويى، تمركزگرايى زياد دولت و ضعف تكثرگرايى لازم در كليه امور را مى‏توان نام برد.(۳۸)
+
مبحث چهارم - رسانه ‏ها، افكار عمومى‏
+
همان‏گونه كه گفته شد، رسانه‏هاى مختلف نوشتارى، ديدارى و شنيدارى، از ظروفى است كه جامعه مدنى و تشكل‏هاى مختلف، از طريق آنها برساخت و عملكرد قدرت تأثير گذاشته و نظارت و كنترل خود را بر آن اعمال مى‏نمايند. آنچه مهم مى‏نمايد اين است كه از جانب ديگر همين رسانه‏ها خود نيز مى‏توانند به عنوان ابزار افزايش قدرت و افسارگسيختگى دولت و سلطه بيشتر آن بر ضد منافع و مصالح اجتماعى باشند و ابزار گونه در خدمت عوامفريبى و دستكارى افكار عمومى و ايدئولوژى سازى نظام‏هاى سلطه قرار گيرند. در هر حال، نقش مثبت رسانه‏ها در فرايند توسعه و نضج مشاركت سياسى مردم و بالندگى نظام‏هاى مردمسالار به گونه‏اى است كه از رسانه‏ها، به عنوان ركن چهارم دموكراسى ياد مى‏شود.
+
از سويى، «افكار عمومى» نيز نقش غير قابل انكارى در فرايند نظارت بر دستگاه و نظام سياسى جوامع دارد و امروزه حركت بر مبناى افكار عمومى، از شاخصه‏هاى حكومتهاى دموكراتيك به حساب مى‏آيد. در ميان عقايد و نظريات گوناگون، كه در سطح هر اجتماع وجود دارد، نظرى كه اكثريت آشكارى از شهروندان دارند، افكار عمومى ناميده مى‏شود. با توجه به نقش تأثيرگذار و نظارت كننده افكار عمومى بر ساخت و عملكرد قدرت در نظام سياسى، تأثيرگذارى بر اين افكار و جهت دهى خاص به آن از اهداف مهم تشكل‏ها و جامعه مدنى و به ويژه دولت و نهادهاى آن است و هر يك سعى مى‏نمايند افكار عمومى را به نفع خود و عليه ديگرى بسيج نمايند.
+
مبحث پنجم - مخالفان سياسى يا اپوزيسيون‏
+
در دولت‏هاى دموكراتيك امروز، منظور از اپوزيسيون، احزاب يا گروههاى سياسى سازمان يافته‏اى است كه مخالف حكومت موجود هستند و در حمايت قانون، از آن انتقاد مى‏كنند و در صورت كسب اكثريت آرا در انتخابات آزاد، قدرت سياسى و اداره امور كشور را به دست مى‏گيرند.(۳۹) بديهى است تحمل مخالفان به عنوان يك گروه سازمان يافته در قدرت سياسى و عدم برخورد سركوب گرايانه و خشن با آنها، ظرفيت نظام سياسى در نظارت پذيرى و پاسخگويى به مردم و نهادها و جامعه مدنى را بالا برده و از تبديل اين اپوزيسيون‏ها به گروه‏هاى مخفى كار و زير زمينى وغيرقانونى جلوگيرى مى‏كند. به عكس در حكومت‏هاى غير دموكراتيك، اپوزيسيون شامل احزاب و گروه‏هاى سياسى كم و بيش سازمان يافته‏اى است كه مخالف سياست‏هاى جارى و كل نظام سياسى هستند و بدون آنكه از حمايت قانونى برخوردار باشند، به انتقاد از حكومت مى‏پردازند و يا به مبارزه با آن روى مى‏آورند، بدون آنكه امكان كسب قدرت از طريق مسالمت‏آميز را دارا باشند. بديهى است در اينگونه حكومت‏هاى بسته و اقتدار طلب كه تاب تحمل اپوزيسيون وجود نداشته و با آنها با خشونت و سركوب رفتار مى‏شود، سطح نظارت‏پذيرى و پاسخگويى حكومت تنزل نموده و اين گروه‏ها به فعاليت غير مسالمت‏آميز و خشونت‏بار و غير قانونى و مخفى عليه حكومت روى خواهند آورد و فعاليت سياسى «در نظام» آنها به فعاليت «بر ضد» نظام و حكومت تبديل‏ شده و حالت افراطى و براندازانه خواهد گرفت، اين در حالى است كه امروزه در نظام‏هاى سياسى پيشرفته، حتى بودجه‏اى براى فعاليت اپوزيسيون و احزاب مخالف در نظر مى‏گيرند و از اين احزاب به عنوان «احزاب بديل و منتظر» در به دست‏گيرى محتمل حكومت ياد نموده و برايشان چنين نقشى قائل مى‏شوند.
+
مبحث ششم - ادوارى و مقطعى نمودن مناصب سياسى‏
+
شايان ذكر است كه از جمله ديگر سازوكارهاى نظارت بيرونى، ادوارى و مقطعى كردن مناصب صاحب منصبان نظام سياسى است كه در بسيارى از كشورها و دولت‏هاى مردم سالار، اين اصل تبعيت مى‏شود. رعايت چنين اصلى سبب مى‏شود كه كارگزاران سياسى احساس حكومت مادام العمر نكنند و خود را مصون از خطا و نظارت به شمار نياورند و بدانند كه در نهايت مقطع محدود زمان رياستشان، مى‏بايستى پاسخگوى اعتماد مردم به سپردن مسؤوليت به خويش بوده و مسؤوليت عملكرد خود را به گردن گرفته و بتوانند از آن به درستى دفاع نمايند. در جمهورى اسلامى نيز به استثناى مقام ولايت فقيه، تمامى منصب‏ها مقطعى و ادوارى است و در مورد عدم ادوارى بودن مقام ولايت فقيه نيز بايد گفت كه چون نصب و عزل چنين مقامى بستگى به داشتن و احراز شرايط ويژه و سپس فقد آنها است، لذا نمى‏توان آن را محدود به مقطعى خاص كرد. هر چند در مذاكرات مجلس خبرگان اول، پيشنهادهايى مبنى بر زعامت ولى فقيه در يك دوره دهساله مطرح شد كه اعضاى خبرگان به دلايلى آن را رد كردند؛ از جمله اين استدلال‏ها اين بود كه دوره‏اى كردن منصب عاليه و مهم ولايت فقيه، منجر به تضعيف جايگاه اين مقام شامخ خواهد شد و مانند بسيارى از مناصب ديگر سياسى، ولى فقيه در چنين حالتى و در سالهاى آخر دوره زعامت، ممكن است از حرف شنوى و نفوذ كلام لازم برخوردار نبوده و اين امر لطمات زيادى به امنيت و ثبات كشور وارد سازد.(۴۰)
+
- گفتار چهارم - نظارت بيرونى در جمهورى اسلامى ايران، به طور اخص‏
+
در نظام جمهورى اسلامى ايران، براى كنترل و نظارت بر قدرت سياسى و محدود كردن آن، علاوه بر سازوكار تحديد زمانى مناصب، نهادهاى متعددى در قانون براى‏ نظارت و كنترل مسؤولان و قواى حاكم در نظر گرفته شده است كه در دو نوع سازوكار دولتى و غير دولتى به اين مهم مى‏پردازند. ابتدا سازوكارهاى دولتى نظارت بيرونى ذكر مى‏شود:
+
۱. پاسخ‏گويى قواى حاكم به رهبر (نظارت عاليه ولى فقيه)
+
همانطور كه گفته شد طبق اصل ۵۷، كه قواى سه گانه را زير نظر ولايت مطلقه امر و امامت امت مى‏داند، بالاترين و قوى‏ترين سازوكار تحديد قدرت زمامداران اجرايى، تقنينى و قضايى در كشور، رهبرى مى‏باشد همچنانكه در اصل ۱۱۰ بخشى از وظايف نظارتى رهبر و از جمله «نظارت بر حسن اجراى سياستهاى كلى نظام» به دقت بيان شده ا ست. همچنين اصل‏۱۱۳ قانون اساسى، رهبر را در رأس هرم حاكميت قرار داده است. تأسيس نهاد رهبرى در جامعه اسلامى بدين معنا است كه مجارى امور در دست فقيه واجد شرايطى قرار گيرد كه ضامن عدم انحراف سازمان‏هاى مختلف از وظايف اصيل اسلامى خود است. اصولا بخشى از وظايف و مسؤوليت‏هاى قوه مجريه و نيز طبق اصل ۶۰ قانون اساسى مستقيماً بر عهده رهبر است در عين حال، امضاى حكم رياست جمهورى پس از انتخاب مردم و اختيار عزل وى پس از رأى مجلس يا تصميم ديوان عالى كشور مبنى بر عدم صلاحيت رئيس جمهورى، موجب دخالت رهبر در وظايف رئيس جمهورى مى‏شود، اين امر مستلزم نظارت كامل و مستمر رهبر بر كار وى و پاسخ‏گويى رئيس جمهور به ايشان است.
+
۲. نظارت مجلس خبرگان بر رهبرى‏
+
رهبرى و ولايت فقيه در جمهورى اسلامى نظارت‏بردار
+
است و قداست اينگونه رهبرى، با نظارت‏پذيرى كاملا سازگار مى‏باشد. اين نظارت طبق اصل ۱۱۱ قانون اساسى به عهده مجلس خبرگان است همچنان كه در قسمتى از اين اصل آمده است:
+
«هر گاه رهبر از انجام وظايف قانونى خود ناتوان شود، يا فاقد يكى از شرايط مذكور در اصول پنجم و يكصد و نهم گردد، يا معلوم شود كه از آغاز فاقد بعضى از شرايط بوده است، از مقام خود بركنار خواهد شد. تشخيص اين امر به عهده خبرگان مذكور در اصل يكصدو هشتم مى‏باشد...»(۴۱)
+
بنابراين، تشخيص بقاى صلاحيت يا شرايط لازم رهبرى و توانايى بر انجام وظايف محوله كه در قانون اساسى وجود دارد، با اين مجلس - به عنوان نمايندگان امت - است و در صورت فقدان شرايط، رهبرى، ثبوتاً، منعزل شده و اثباتاً، از سوى اين مجلس عزل مى‏شود. نظارت مزبور، نظارتى مستمر و دائمى است.
+
۳. نظارت شوراى نگهبان‏
+
مطابق اصل ۹۶ قانون اساسى «تشخيص عدم مغايرت مصوبات مجلس شوراى اسلامى با احكام اسلام با اكثريت فقهاى شوراى نگهبان و تشخيص عدم تعارض آنها با قانون اساسى بر عهده اكثريت همه اعضاى شوراى نگهبان است.» وظيفه ديگر نظارتى اين شورا، بر نظارت بر انتخابات خلاصه مى‏شود. مطابق اصل ۹۹ قانون اساسى، «شوراى نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبرى، رياست جمهورى، مجلس شوراى اسلامى و مراجعه به آراى عمومى و همه پرسى را برعهده دارد.»
+
۴. نظارت رياست جمهور بر وزرا و مسؤوليت وى در قبال عملكرد آنها
+
رئيس جمهور، رياست هيأت وزيران را برعهده دارد، به همين خاطر، طبق اصل ۱۳۴ در برابر مجلس شوراى اسلامى مسؤول اقدامات جمعى وزيران است و به عنوان رئيس دولت بايد در قبال نمايندگان ملت پاسخ‏گو باشد. همچنين به موجب اصل ۱۲۲ قانون اساسى، وى در حدود اختيارات و وظايفى كه به موجب قانون اساسى و يا قوانين عادى‏ بر عهده دارد، در برابر ملت و رهبر و مجلس شوراى اسلامى مسؤول است.** همچنين مطابق اصل ۱۳۷، هر يك از وزيران، مسؤول وظايف خاص خويش در برابر رئيس جمهور و مجلس است و در امورى كه به تصويب هيأت وزيران مى‏رسد، مسؤول اعمال ديگران نيز هست.
+
۵. نظارت مجلس شوراى اسلامى‏
+
طبق قانون اساسى، مجلس علاوه بر وضع قوانين، حق نظارت مستمر بر اجراى قوانين را بر عهده دارد. در اصل ۷۶ آمده است كه مجلس شوراى اسلامى حق تحقيق و تفحص در تمام امور كشور را دارد و در اصل ۹۰ اشاره شده كه «هر كس شكايتى از طرز كار مجلس يا قوه مجريه يا قوه قضائيه داشته باشد مى‏تواند شكايت خود را كتباً به مجلس شوراى اسلامى عرضه كند. مجلس موظف است به اين شكايات رسيدگى كند و پاسخ كافى بدهد و در مواردى كه شكايت به قوه مجريه و يا قوه قضائيه مربوط است، رسيدگى و پاسخ كافى از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتيجه را اعلام نمايد و در مواردى كه شكايت به قوه مجريه و يا قوه قضائيه مربوط است، رسيدگى و پاسخ كافى از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتيجه را اعلام نمايد و در مواردى كه مربوط به عموم باشد به آگاهى عامه برساند.» قانون اساسى در اصل ۸۶، مصونيت لازم جهت انجام اين وظيفه نظارتى را براى نمايندگان تمهيد نموده است. نمايندگان همچنين در راستاى وظايف نظارتى، طبق اصل ۸۹ مى‏توانند طى شرايطى وزرا را استيضاح نمايند و يا طبق اصل ۸۸ رئيس جمهور و يا وزرا را مورد سؤال قرار دهند. از سويى اصول ۵۴ و ۵۵ قانون اساسى از نهاد ديوان محاسبات كشور ياد مى‏كند كه زير نظر مجلس شوراى اسلامى، بر كليه حسابهاى وزارتخانه‏ها، مؤسسات، شركتهاى دولتى و ساير دستگاه‏هايى كه به نحوى از انحا از بودجه كل كشور استفاده مى‏كنند، نظارت مالى مى‏نمايد.
+
۶. نظارت قوه قضائيه‏
+
قوه قضائيه بنا به اصل ۱۵۶ قانون اساسى، قوه‏اى است مستقل كه پشتيبان حقوق فردى و اجتماعى و مسؤول تحقق بخشيدن به عدالت مى‏باشد؛ از جمله اين وظايف، رسيدگى و صدور حكم در مورد تظلمات، تعديات، شكايات و... احياى حقوق عامه، گسترش عدل و آزادى‏هاى مشروع و نظارت بر حسن اجراى قوانين است. براى انجام وظايف مذكور، قوه قضائيه به روش‏هاى مختلف بر كار دولت و قوه مجريه نظارت و كنترل دارد، همچنانكه پاسخ‏گويى متقابل قوه مجريه در موارد زير خلاصه مى‏شود:
+
الف. دارايى رهبر، رئيس جمهور، وزرا و معاونان‏
+
رهبر، رئيس جمهور، معاونان وى و وزرا در مورد دارايى‏هاى خود و خانواده‏شان، در برابر رئيس قوه قضائيه پاسخ گو هستند. طبق اصل ۱۴۲ قانون اساسى، رئيس قوه قضائيه به دارايى اين افراد، قبل و بعد از خدمت‏شان رسيدگى مى‏كند كه بر خلاف حق، افزايش نيافته باشد.
+
ب. نظارت بر حسن جريان امور و اجراى صحيح قوانين و پاسخگويى به شكايات‏
+
در اصل ۱۷۴ قانون اساسى آمده است كه «براساس حق نظارت قوه قضائيه نسبت به حسن جريان امور و اجراى صحيح قوانين در دستگاه‏هاى ادارى، سازمانى به نام «سازمان بازرسى كل كشور» زير نظر رئيس قوه قضائيه تشكيل مى‏گردد.» بنابراين علاوه بر مجلس شوراى اسلامى، قوه قضائيه نيز بر اجراى قوانين در دستگاه‏هاى ادارى و اجرايى نظارت مستمر دارد و حتى افراد نيز مى‏توانند عليه دواير ادارى و كاركنان آنها به اين سازمان شكايت نمايند.
+
از سوى ديگر ديوان عدالت ادارى، طبق اصل ۱۷۳، براى رسيدگى بر اجراى صحيح قوانين در سازمانهاى دولتى و رسيدگى به تظلمات و شكايات مردم بوجود آمده است و ابزارى است در اختيار مردم تا بتوانند در راستاى دفاع از حقوق خويش از مأموران يا واحدها و يا آيين نامه‏هاى دولتى شكايت كنند.
+
نهاد ديگر نظارتى قوه قضائيه، ديوان عالى كشور است كه طبق اصل ۱۶۱، هدف آن نظارت بر اجراى صحيح قوانين در محاكم و ايجاد وحدت رويه قضايى و انجام مسؤوليتهاى محوله است. گفتنى است كه اين ركن قضايى به تخلفات رئيس جمهور و جرايم وى نيز رسيدگى مى‏كند و در صورت اثبات تخلف و تقصير، حكم تخلف مزبور را صادر كرده و به رهبر ابلاغ مى‏كند تا وى با در نظر گرفتن مصالح كشور اقدام لازم را مبذول و در صورت لزوم و گستردگى جرم، حتى وى را عزل كند.
+
بايد اضافه كرد كه در قانون اساسى نيز به سازوكارهاى غيردولتى نظارت بيرونى براى تحديد قدرت اشاره شده است؛ به عنوان نمونه در اصل ۲۴ به جايگاه رسانه‏هاى گروهى، مانند نشريات و مطبوعات در اين زمينه عنايت شده است و يا در اصل ۲۶ به منزلت و نقش احزاب، گروهها و جمعيتها و انجمن‏هاى صنفى، دينى و سياسى در اين مسير توجه گشته است. اصل ۲۷ اين قانون، تشكيل اجتماعات و راهپيمائيها را بدون حمل سلاح و مشروط به عدم اخلال به مبانى اسلام، آزاد اعلام كرده است و يا در اصل ۱۰۴ به نحوه ايجاد شوراهاى كارگرى و وظايف آنها اشاره وافى شده است. بديهى است اين سازوكارها نيز هر كدام به نوبه و تناسب خود مى‏توانند در نظارت، كنترل و تحديد قدرت سياسى زمامداران كاملا مؤثر باشد.
+
- استنتاج‏
+
از محتوا و مستندات اين نوشتار به خوبى قابل استنباط است كه انديشه‏هاى سياسى و منابع اسلامى نيز نسبت به تراكم قدرت و امكان افسارگسيختگى و تجاوزگرى آن حساس بوده و دغدغه خاطر دارند و لذا چه در انديشه معصومين‏عليهم‏السلام و چه در ساير منابع اسلامى، با بحث نظارت بر قدرت و كنترل و تحديد آن بسيار جدى برخورد گشته و سازوكارهاى درونى و بيرونى متعددى براى اين امر - چه در نظام نبوى و علوى و چه در نظام جمهورى اسلامى - معرفى و منظور شده است كه به خوبى قابل رقابت با سازوكارهاى نظارت بيرونى در نظام‏هاى مدرن امروزى است و البته همانطور كه در مقدمه گفته شد، نضج و شكوفايى و اثر بخشى افزونتر سازوكارها و اهرم‏هاى مزبور، نياز به زمان و آزمون و تجربه بيشترى دارد و نمى‏توان از تجربه كوتاه و بيست و پنج ساله جمهورى‏ اسلامى در اين زمينه، انتظار محصول قرنها كاوش و انديشه‏ورزى صورت گرفته در انديشه و نظام‏هاى غربى را داشت.
+
بدين ترتيب مبرهن است كه نه تنها ماهيت قدسى و دينى حكومت اسلامى و رهبران آن مانع از نظارت و كنترل‏پذيرى آن نيست بلكه در ديدگاه‏هاى اسلامى سازوكارهاى بيرونى و متعدد براى اهداف پيش گفته، پيش‏بينى شده و در حال حاضر نيز جمهورى اسلامى از آخرين تجارب همساز با اسلام - موجود در انديشه و نظام‏هاى غربى - در بحث نظارت برقدرت نيز سود مى‏برد.
+
نكته حائز اهميت اين است كه در نظام اسلامى شيعى، نظارت بيرونى بر قاعده اساسى نظارت درونى استوار است و ميان اين دو نظارت، تعامل كامل برقرار بوده و لازم و ملزوم يكديگرند. البته با وجود اينكه ديدگاه اسلامى، مبناى اصلى نظارت را بر نظارت درونى و خود كنترلى رهبران و كارگزاران سياسى گذاشته است، اما همزمان به اين حد نيز كفايت ننموده و از عصرى‏ترين روش‏هاى قانونمند نظارت بيرونى بر قدرت و تحديد و مهار آن استفاده مى‏نمايد و در بهره‏گيرى از تجربه و دانش روزافزون بشرى در اين زمينه غفلت نمى‏ورزد و خود را بى‏نياز نمى‏بيند.
+
شايان ذكر است كه در انديشه سياسى غرب، راهكارى براى منظور نمودن نظارت درونى در نظر گرفته نشده و اين امر از دلايل اصلى عدم موفقيت كامل سازوكارهاى نظارت بيرونى اين نظام سياسى در تحديد و كنترل قدرت مى‏باشد.
+
________________________________________
+
پى نوشت ها:
+
*- «ألا و ان لكم عندى أن لاأحتجز دونكم سراً الا فى حرب و لا أطوى دونكم أمراً الافى حكم ;»نهج البلاغه، فيض الاسلام، نامه‏۵۰، بند۲، ص‏۹۸۲
+
**- بايد اشاره نمود كه رئيس جمهور براى اطمينان از حسن اجراى امور و در صورت لزوم نظير نظارت بر انتخابات و امور مشابه، مى‏تواند از تشكيلات بازرسى ويژه نهاد رياست جمهورى استفاده كند. همچنين با توجه به اصل ۱۱۳ قانون اساسى، حجت الاسلام خاتمى، نقش نظارتى خود را در اجراى قانون اساسى با تشكيل هيأت پيگيرى و اجراى قانون اساسى عمل نمود كه پيش از اين، در بين شش رئيس جمهور قبلى بى‏سابقه بود.
+
________________________________________
+
+
۱. ر. ك. به: ابوطالب خدمتى، انواع كنترل و نظارت در مديريت اسلامى، حوزه و دانشگاه، شماره ۲۳، تابستان ۱۳۷۹، ص‏۱۰۵
+
۲. ر. ك. به: على رضائيان، اصول مديريت، تهران، انتشارات سمت، چاپ يازدهم، ۷۹
+
۳. پيو، هيكسون، هايلينگز، نظريه پرداز كلاسيك سازمان، سيدرضا برقعى، قم، مجتمع آموزشى عالى قم، ۱۳۷۹، صص‏۵۰-۵۱
+
۴. براى ملاحظه برخى آيات دال بر اعمال نظارت الهى بر انسان ر.ك.به: قرآن مجيد: توبه:۱۰۵ و يونس:۶۱
+
۵. ر.ك.به: خدمتى، پيشين، صص‏۱۰۵-۱۰۶
+
۶. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، قم، دارالكتب الاسلاميه، [بى‏تا]، ج‏۱۰۰، ص‏۶۱
+
۷. نهج البلاغه، فيض الاسلام [بى‏نا]، ۱۳۵۱ش، نامه ۵۳، بند ۴۵، ص‏۱۰۱۱
+
۸. همان، بند ۴۳، ص‏۱۰۱۱
+
۹. همان، نامه‏۵۳، بند۴۵، صص‏۱۰۱۱-۱۰۱۲
+
۱۰. ر.ك.به: قربانعلى درى نجف‏آبادى، مبارزه با فساد در حكومت علوى، حكومت اسلامى، شمار۱۷، تابستان ۱۳۷۹، صص‏۲۸۰-۲۸۱
+
۱۱. يعنى؛ «به تحقيق در مورد تو اين گونه به من گزارش رسيده است....»
+
۱۲. يعنى؛ «در مورد شما به من خبر رسيده است....»
+
۱۳. محمد بن يعقوب كلينى، اصول الكافى، بيروت، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۱۱ق، ج‏۵، ص‏۱۶۱
+
۱۴. متقى بن حسام الدين هندى، كنزالعمال، ج‏۴، ص‏۹۰
+
۱۵. مجلسى، بحارالانوار، ج‏۴۱، ص‏۱۰۴
+
۱۶. عبدالواحد تميمى آمدى، شرح غررالحكم و دررالكلم، تصحيح سيدميرجلال الدين حسينى ارموى، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۶۰ش، ج‏۱، ص‏۱۲۹
+
۱۷. مجلسى، پيشين، ج‏۷۸، ص‏۱۳۷
+
۱۸. مجلسى، بحارالانوار، ج‏۷۰، ص‏۷۳
+
۱۹. آل عمران:۱۱۰
+
۲۰. «عيون» به معناى بازرس و جاسوس و «عريف» نيز به معناى جاسوس و خبرچين مى‏باشد. همچنين «نقيب» ترجمان معانى مهمتر و سرپرست و رئيس قوم است. براى ملاحظه پاره‏اى از موارد كه پيامبر(ص) و على(ع) به گماشتن «عيون» و «عريف» و «نقيب» پرداخته‏اند، ر.ك.به: درى نجف‏آبادى، صص‏۲۸۶-۲۸۷
+
۲۱. «و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر» توبه:۷۱
+
۲۲.كلينى، پيشين، ج‏۱، ص‏۴۰۳
+
۲۳. براى آگاهى بيشتر از سيره امام على(ع) ر.ك.به: على اصغر الهامى‏نيا، نظارت بر كارگزاران در حكومت علوى حكومت اسلامى، شماره ۱۸، زمستان ۱۳۷۹، صص‏۲۳۸-۲۶۲
+
۲۴. ر.ك.به: همان، ص‏۲۵۴
+
۲۵. ر.ك.به: محمد سروش، مبانى عقلانى امر به معروف و نهى از منكر، حكومت اسلامى، شمار۲۴، تابستان ۸۱، ص‏۵۰، همچنين براى آگاهى بيشتر ر.ك.به: كتاب‏شناسى حسبه و مقاله‏هاى حسبه، امر به معروف و نهى از منكر، حكومت اسلامى، شمار۱۳، پاييز ۱۳۷۸، به ترتيب در صفحات: ۲۳۹-۲۴۸ù۱۲۸-۱۵۱
+
۲۶. نهج البلاغه، فيض الاسلام، خطبه ۳۴، بند۱۰، ص‏۱۱۴
+
۲۷. براى آگاهى بيشتر ر.ك.به: محمد سروش محلاتى، نصيحت ائمه مسلمين، حكومت اسلامى، شماره اول، پاييز ۱۳۷۵، ص‏۱۳۶
+
۲۸. محمدحسين نائينى، تنبيه الامه و تنزيه المله، مقدمه و توضيحات به قلم سيدمحمود طالقانى، تهران، شركت سهامى انتشار، ۱۳۶۱ش، صص‏۷۸-۷۹. براى توضيح بيشتر ر.ك.به: سيدجواد ورعى، نظارت بر قدرت سياسى در انديشه حضرت امام خمينى‏رحمة الله، (مندرج در امام خمينى و حكومت اسلامى، نهادهاى سياسى و اصول مدنى، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى‏رحمة الله، زمستان ۱۳۷۸)، ص‏۲۸۵
+
۲۹. نهج البلاغه، فيض الاسلام، نامه ۵۳، بند۷۳، ص‏۱۰۲۶
+
۳۰. همان، خطبه ۲۰۷، بند۱۲، ص‏۶۸۶
+
۳۱. براى اطلاع بيشتر در اين باره ر.ك.به: سيدمهدى موسوى، انتقادگرى و انتقادپذيرى در حكومت علوى، حكومت اسلامى، شماره ۱۷، پاييز ۱۳۷۹، صص‏۲۹۳-۳۱۴
+
۳۲. نهج البلاغه، نامه ۵۳، بند۵، ص‏۹۹۲
+
۳۳. همان، خطبه ۱۲۷، بند۵، ص‏۳۹۲
+
۳۴. شيخ مفيد، الجمل، تحقيق سيدعلى ميرشريفى، قم، مكتب الاعلام الاسلامى، ۱۳۷۱، ص‏۴۲۰
+
۳۵. ر.ك.به: سيدمرتضى هزاوه‏اى، مردم سالارى در بينش و منش امام على(ع)، علوم سياسى، شماره ۱۱، زمستان ۱۳۷۹، ص‏۵۷
+
۳۶. ر.ك.به: مصطفى دلشاد تهرانى، حكومت حكمت، تهران، خانه انديشه جوان، ۱۳۷۷، ص‏۸۲، (به نقل از انساب الاشراف و مناقب خوارزمى).
+
۳۷. براى بررسى و مطالعه وضعيت جامعه مدنى، ر.ك.به: ويژه‏نامه جامعه مدنى در جمهورى اسلامى ايران، فصلنامه مطالعات راهبردى، شماره دوم، زمستان‏۱۳۷۷
+
۳۸. براى آگاهى بيشتر از معضلات جامعه مدنى و احزاب در ايران، ر.ك.به: بهرام اخوان كاظمى، احزاب، ثبات سياسى و امنيت، فصلنامه مطالعات راهبردى، شماره چهارم، تابستان ۱۳۷۸، صص‏۱۱۸-۱۲۰
+
۳۹. ر.ك.به: حسين بشيريه، آموزش دانش سياسى، تهران، مؤسسه نگاه معاصر، چاپ دوم ۱۳۸۱، ص‏۱۷۴
+
۴۰. ر.ك.به: صورت مشروح مذاكرات بازنگرى قانون اساسى جمهورى اسلامى، ۴ مجلد، تهران، اداره تبليغات و انتشارات مجلس شوراى اسلامى، چاپ اول، ۱۳۶۸-۶۹
+
۴۱. براى آگاهى بيشتر در اين باره ر.ك.به: محمد سروش، خبرگان و نظارت، حكومت اسلامى، شماره ۱۴، زمستان ۷۸، صص‏۱۱۱-۱۴۰
+

نسخهٔ ‏۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۵۰

نظارت بیرونی در نظام‌های سیاسی‏

نویسنده: بهرام اخوان کاظمی‏

محتویات

مقدمه‏

به اعتقاد بسیاری، موضوع اصلی علم سیاست و محوریت آن، قدرت است، به همین خاطر، چه در عرصه‌های نظری و چه قلمروهای عملی، همواره این مبحث در عرصه سیاست جایگاه بسیار درخوری را به خود اختصاص داده است. همچنین از جمله دغدغه‌های اصلی اندیشمندان سیاسی، در طی قرون و اعصار، چگونگی تحدید و کنترل قدرت مزبور بوده است؛ زیرا همگان معترف بوده‌اند که قدرت در ذات خویش گرایش به طغیان و تعدی داشته و در صورت عدم کنترل و مهار لازم به فساد و افساد می‌انجامد. بدین ترتیب، تاریخ بخش عظیمی از اندیشه‌های سیاسی و به ویژه نوع مردمسالار آن، تاریخ چگونگی نظارت بر قدرت بی‌رقیب و مطلقه دولت و کارگزاران و نحوه تحدید و تعدیل آن بوده است و اینکه با چه سازوکارهایی، از تعدی و تخطی قدرت عالیه دولت نسبت به حقوق شهروندان و سایر گروه‌های اجتماعی می‌توان ممانعت به عمل آورد. این سازوکارها، به فراوانی، در اندیشه‌های سیاسی دموکراتیک، درج و مورد اشاره قرار گرفته است.
اما وضع در اندیشه‌های سیاسی اسلامی چگونه است؟ آیا ماهیت قدسی و دینی حکومت و رهبران آن، مانع از نظارت و کنترل‌پذیری آن می‌شود؟ مدعای این نوشتار بر آن است که در اندیشه و نظام اسلامی، علاوه بر بهره‌گیری از سازوکارهای عمیق و گسترده نظارت درونی، سازوکارهای متعدد و متنوع بیرونی نیز اندیشه و تمهید شده است که بخوبی قابل رقابت با سازوکارهای نظارت بیرونی در نظام‌های مدرن امروزی است هر چند نضج و شکوفایی آنها نیاز به زمان و آزمون و تجربه بیشتر دارد.
برای اثبات این مدعا و امکان انجام مقایسه لازم، پژوهش حاضر در چهار گفتار تهیه شده است: در گفتار اول، موضوع «نظارت و کنترل در علم مدیریت و ضرورت آن» آمده است. در گفتار دوم، به «نظارت در منابع اسلامی و نظام نبوی و علوی» می‌پردازیم و در گفتار سوم، موضوع «نظارت بیرونی در نظام‌های سیاسی و جمهوری اسلامی ایران به طور اعم» مطرح می‌گردد و در آخرین گفتار نیز، «نظارت بیرونی در جمهوری اسلامی ایران به طور اخص» و برمبنای قانون اساسی این کشور مورد مطالعه دقیق قرار می‌گیرد.

نظارت و کنترل در علم مدیریت و ضرورت آن‏

نظارت به معنای مراقبت، زیر نظر داشتن و دیده‌بانی بر کار است. کنترل و نظارت به عنوان یکی از وظایف مدیر، از ارکان اصلی و عناصر حیاتی مدیریت سالم و کارآمد است. مدیران با انجام وظیفه و برنامه‌ریزی، اهداف سازمان و راه‌های دستیابی به آنها را مشخص می‌کنند. آگاهی از اجرای دقیق برنامه‌ها و اطمینان به حرکت سازمان در راستای دستیابی به هدف‌های اصلی آن، درصورتی امکان‌پذیر خواهد بود که نظامی دقیق و جامع برای نظارت و کنترل وجود داشته باشد. هر سازمانی دارای منابع و امکاناتی است که برای رسیدن به اهداف سازمان، باید از آنها به صورت مطلوب و بهینه بهره‌برداری کند و این امر جز در سایه «وجود نظارت و کنترل» امکان‌پذیر نیست.[۱]
بنابراین، در مدیریت هر سازمان، نظارت فرایندی اساسی است که از طریق آن می‌توان به حداکثر کارایی و اثر بخشی در راستای اهداف سازمان دست یافت و به صحت پیش‌بینی‌های صورت گرفته در مورد برنامه‌ها پی برد. از این نظر هیچ برنامه‌ای، بدون نظارت، به درستی اجرا نمی‌شود و نظارت نیز بدون وجود برنامه، مفهوم و معنی پیدا نمی‌کند. از آنجا که نظارت و کنترل، سازمان را در اصلاح انحراف‌ها و تطابق عملکردها با اهداف مطلوب یاری می‌دهد، می‌توان گفت که نظارت، نقش پویایی در هر سازمان ایفا می‌کند. به طور کلی منظور از نظارت؛ «تلاشی است، منظم در جهت رسیدن به اهداف استاندارد»، «طراحی سامانه باز خورد اطلاعات»، «مقایسه اجزای واقعی با استانداردهای از پیش تعیین شده» و سرانجام «تعیین انحرافات احتمالی و سنجش ارزش آنها بر روند اجرایی که در برگیرنده حداکثر کارایی است.»[۲]
بدین ترتیب نظارت، کنترل و ارزیابی، یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین ارکان هر نظم مدیریتی محسوب می‌شود که در راهبری، استحکام، اعمال صحیح مدیریت نقش اساسی و تعیین کننده ایفا می‌کند. فرایند نظارت و کنترل معمولا طی چهار مرحله زیر انجام می‌گیرد:
مرحله اول: تعیین معیار (استاندارد) یا ضابطه برای کنترل.
مرحله دوم: مقایسه نتایج عملکردها با معیارها و استانداردهای تعیین شده.
مرحله سوم: تشخیص میزان انحرافات و تحلیل علل بروز آنها.
مرحله چهارم: اقدامات اصلاحی و تنظیم و اجرای برنامه‌ها و عملیات معطوف به آن.
«هنری فایول» از پیشگامان علم مدیریت، عناصر اصلی علم یا فن مدیریت را در پنج چیز خلاصه کرده است:
تنظیم برنامه، سازماندهی، فرماندهی، هماهنگی، کنترل و نظارت.
وی معتقد است کنترل و نظارت اصلی منطقی است که چهار اصل دیگر را کامل می‌کند و بازدید و رسیدگی به اجرای فرامین و دستورهای داده شده به اعضای سازمانی است، تا از این راه شیوه صحیح اجرای آنها دریافت گردد.[۳]
برای وجود و استمرار فرایند کنترل صحیح، باید این فرایند سریع و دقیق باشد تا همه امور مربوط را در کوتاه‌ترین زمان رسیدگی نماید و نارسایی‌ها را به سرعت تشخیص دهد. بدین ترتیب ارزیابی کارایی و کارآمدی هر سازمان و کیفیت انجام امور با کنترل و نظارت سنجش می‌شود.

نظارت در منابع اسلامی و نظام نبوی و علوی‏

نظارت در معنایی عام و انواع آن‏

در منابع و آموزه‌های دینی، دستورات صریح و روشنی در مورد نظارت و ضرورت آن وجود دارد و مدیران مسلمان به داشتن یک نظام کامل، جدی و عادلانه برای کنترل بر سازمان سفارش شده‌اند. نظام کنترلی که می‌توان از منابع دینی استخراج کرد، نظامی جامع، کامل، عادلانه و منحصر به فرد است. در این نظام، خداوند متعال و فرشتگان الهی، ناظر بر اعمال، رفتار و نیات انسانها معرفی می‌گردند و به انسانها گوشزد می‌شود که همواره در محضر خدا هستند و فرشتگان در همه حال ناظر بر اعمال و رفتار آنان هستند و بنابراین، باید مواظب اعمال و رفتار خود باشند.[۴] برهمین اساس، بحث نظارت انسان بر عملکرد خویشتن؛ به عبارت بهتر، مسأله «خود کنترلی» مطرح می‌شود. به انسان مسلمان توصیه می‌شود که همواره بر اعمال و رفتار خود نظارت داشته باشد و پیش از اینکه عملکردش مورد ارزیابی و سنجش دیگران قرار گیرد، خود عملکرد و رفتارش را ارزیابی و حسابرسی کند.
علاوه بر این دو نظارت، مسأله نظارت عمومی و همگانی مطرح است و به همه مسلمانان دستور داده شده است که در مقابل دیگران احساس مسؤولیت کنند و در صورت مشاهده عملکرد نادرست یا انحراف از اهداف و تخلف از وظایف، تذکر دهند و امر به معروف و نهی از منکر کنند. همچنین مسأله نظارت آشکار و پنهانی مطرح شده است. بنابراین، نظام جامع و کامل و نظارتی که می‌توان با استفاده از منابع و آموزه‌های دینی استخراج کرد، دارای بخشها و انواع زیر است:
۱. نظارت خداوند متعال(نظارت الهی).
۲. نظارت فرد بر اعمال خود(خود کنترلی).
۳. نظارت عمومی (نظارت همگانی).
۴. نظارت سازمانی:
الف. نظارت آشکار و رسمی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم.
ب. نظارت مخفی و پنهانی.[۵]
امر خطیر نظارت و کنترل در سنت و سیره نبوی هم کاملا رعایت می‌شده است. حضرت امام رضا(ع) در این باره می‌فرماید:
«کان رسول الله(ص) اذا وجه جیشاً فأمهم أمیر بعث معهم من ثقاته من یتجسس له خبره.»[۶]
«سیره پیامبر خدا(ص) چنین بود که هر گاه لشگری را اعزام و امیری آنان را فرماندهی می‌کرد، یکی از افراد مورد اعتماد خود را نیز با آنان می‌فرستاد تا خبرها را به طور پنهانی به آن حضرت برساند.» علی(ع) نیز با تدبیر و سازماندهی گسترده، نظارت و کنترلی سازمان یافته و دقیق را در فراخنای جامعه اسلامی سامان داده بود و انواع و اقسام نظارتهای پیشگفته، در حکومت ایشان مشهود بود، هر چند فکر و تشریح کلیه مراحل و مستندات این بازرسی از حوصله این مقال خارج است.
در سیره امام علی(ع) انتخاب مدیران اصلح و کارآمد، اعمال سیستم هشداردهی و پیشگیری نسبت به خلافهای احتمالی مدیران، مراحل پیشینی قبل از نظارت می‌باشد؛ یعنی کارگزاری مدیران شایسته و کاردان و اعلان هشدارهای لازم به تنهایی موجد مدیریت بهینه و کارا نیست و در مراحل بعدی نظارت و کنترل سامان یافته‌ای جهت ارزیابی عملکرد لازم است.
جالب اینجاست که بازرسان نیز در سنت علوی می‌بایستی از افراد لایق، خبره، کاردان، بصیر، خبیر، امین و تیزبین انتخاب شوند و امام(ع) در موارد متعددی صفات ممدوح و ایجابی بازرسان را با تأکید به عمال و کارگزاران خود گوشزد می‌نماید به عنوان نمونه می‌فرمایند:
«و ابعث العیون من أهل الصدق و الوفاء علیهم...[۷]فاستعملهم اختباراً و لا تولهم محاباه و أثره.»[۸]
«بازرسانی را بر آنان اعزام کن که اهل راستی و وفا باشند... آنان را بر اساس خبرویت و شایستگی به کار بگمار و از روی روابط و امتیازات نابجا، به کار نگیر.» امام(ع) در بخش‌های دیگر، علاوه بر لحاظ کردن موارد پیشگفته، بشدت بر تنبیه خائنان و فاسدان پس از بازرسی پای می‌فشارد و در توصیه‌های خود به مالک می‌فرماید:
«با فرستادن مأموران مخفی - که اهل صدق و راستی و وفا باشند - کارهای آنان را زیر نظر بگیر! زیرا بازرسی نهایی در کارشان، آنان را به رعایت امانت و ملاطفت با مردم وادار می‌سازد و با دقت فراوان، مواظب اعوان و انصار و کارگزاران خود باش و براعمال ایشان نظارت کن و چنانچه یکی از آنان، دست به خیانتی زد و مأموران مخفی تو، به طور جمعی آن را تأیید کردند، باید که به آن ا کتفا کنی و بدون تأخیر، خیانتکاران را کیفر دهی و به مقدار خیانتی که انجام داده است او را کیفر نمایی، آنگاه وی را در مقام خواری و مذلت بنشان وداغ خیانت بر پیشانی او بگذار و طوق رسوایی بر گردنش بیفکن.»[۹]
در عبارت بالا امام(ع)، نظارت و بازرسی راحتی برای اعوان و انصار و نزدیکان حاکم نیز ضروری شمرده و آنها را هم از این امر مستثنی ننموده است. ضمن آنکه تعبیر «وابعث العیون» می‌رسا ند که در صورت لزوم، اعزام بازرسان از مرکز و یا از یک منطقه دیگر، امری ضروری است. فرمان حضرت مبنی بر تأکید بر جنبه مخفی بازرسی نیز واجد اهمیت است؛ زیرا نظارت و کنترل پنهانی و مخفی، دارای آثار مثبت و فراوانی مانند ترغیب کارکنان به امانت داری و مدارا با مردم است همچنین جمله نخست امام در این فرمان (ثم تفقد أعمالهم)، کاوش و پیگیری و جست و جو و مراقبت و مانند آن را می‌رساند. البته واژه تفقد در چند بخش عهدنامه از فرمان امام به مالک تکرار شده، که بیانگر حوزه‌های مختلف کاری و نظارتی است؛ از جمله نظارت بر دستگاه‌های اجرایی و نظارت بر مالیات و دخل و خرج کشور و بودجه عمومی و بیت المال و تأکید بر تولید و سرمایه‌گذاری و آبادانی و عمران و نظارت بر بازار و توزیع و مبادلات اقتصادی و تجارتی و صنعتی و رسیدگی به همه امور مربوط به بازرگانان، صنعتگران، کسبه و تجار و خدمات مرتبط با آنها است.[۱۰]
در نامه‌های متعددی در نهج البلاغه (از جمله در نامه‌های: ۳، ۱۹، ۲۰، ۳۳، ۳۴، ۴۰، ۴۲، ۴۴، ۴۵، ۶۳ و ۷۰) امام(ع)، رسیدن گزارش بازرسان و مأموران ویژه و ناظر رسمی و غیررسمی خود را با استفاده مقدماتی از عبارت «بلغنی» یا «فقد بلغنی عنک...»[۱۱] و... بیان کرده است. البته در فرموده‌های ایشان، تعابیر و عناوین دیگری نیز در این رابطه مانند «تفقد»، «تحفظ»، «وابعث العیون»، «تعاهد» و «رقی الی عنک» نیز دیده می‌شود.[۱۲]
البته هم در سیره نبوی و هم در سیره علوی، نظارت علنی و آشکار، هم به شکل مستقیم (توسط خود ایشان) و هم غیر مستقیم (توسط نمایندگانشان) صورت می‌گرفته است. در روایتی، نقل شده است که پیامبر خدا(ص) در بازار مدینه از جنسی که فروشنده‌ای می‌فروخت خوشش آمد و قیمت آن را پرسید. خداوند از طریق وحی به پیامبر دستور داد که دست در داخل ظرف آن کالا فرو برد. حضرت آن دستور را اجرا کرد و دید که در قسمت زیرین ظرف، جنس نامرغوبی جاسازی شده است، خطاب به فروشنده فرمود: «می‌بینم که خیانت به مسلمانان و گول‌زدن آنان را یکجا جمع کرده‌ای!»[۱۳]
در روایت دیگری، نظیر این حادثه رخ داد و پیامبر خدا به فروشنده دستور داد که جنس خوب و بد را از هم جدا کند و بعد فرمود: «در دین ما غش و گول زدن جایز نیست.»[۱۴]
شبیه این روایات در سیره نظری و عملی امام علی(ع) نیز به وفور وجود دارد. به عنوان نمونه از امام باقر(ع) نقل شده است که فرمود:
«امیرمؤمنان علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) عادت داشت که هر روز صبح به یکایک بازارهای کوفه سر می‌زد، در حالی که تازیانه‌ای دو شاخ به نام «سیبه» به همراه داشت. در هر بازاری می‌ایستاد و با صدای بلند می‌فرمود:
ای تاجران، پیش از داد و ستد، از خداوند خیر و نیکی بخواهید و با آسان‌گیری در معامله، از خداوند برکت بجویید و به خریداران نزدیک شوید (گران نفروشید تا از شما بگریزند) و خود را به زینت علم و بردباری آرایش دهید و از دروغ گفتن و قسم خوردن بپرهیزید و از ظلم و ستم کناره گیرید و بامظلومان به انصاف رفتار نمایید و به رباخواری نزدیک نشوید.»[۱۵]

نظارت درونی یا خود کنترلی‏

این نوع نظارت در منابع دینی و اسلامی به خوبی قابل مشاهده است. در مقایسه با نظارت بیرونی، خود کنترلی بهترین و کارآمدترین سازوکار برای کنترل عملکرد افراد در قالب زندگی فردی، اجتماعی و نهادهای سیاسی و مدیریتی است؛ زیرا نظارت و کنترلی که از بیرون بر افراد و عملکرد آنها می‌شود، در صورتی جامع و «اثر بخش» خواهد بود که این افراد از درون نیز بر خود نظارت کنند؛ چرا که نظارت بیرونی قابل اعمال بر این موارد نیست.
علی(ع) در تبیین اصل نظارت درونی می‌فرمایند: «اجعل من نفسک علی نفسک رقیباً;»[۱۶] «از خودت مراقبی برای خویشتن قرار ده!» همچنین حضرت سجاد(ع) نظارت درونی و خود کنترلی را عامل اصلی حرکت انسان در مسیر صحیح هدایت و تکامل دانسته و می‌فرماید:
«ابن آدم انک لاتزال بخیر ما کان لک واعظ من نفسک و ما کانت المحاسبه من همک.»[۱۷]
«ای فرزند آدم، تو همواره در مسیر خیرقرار خواهی داشت، مادامی که موعظه کننده‌ای از درون داشته باشی و حسابرسی از خویشتن از کارهای اصلی تو باشد.» در اندیشه اسلامی، نظارت درونی و خود کنترلی صرفاً مبتنی برانگیزه بیدارسازی وجدان فردی یا تقویت حس ملیت خواهی نیست بلکه مبنا و انگیزه بنیادین آن، چیزی جز ایمان و اعتقادات دینی نیست؛ به عنوان نمونه اعتقاد به قیامت و معاد و باور به اینکه همه اعمال ریزودرشت انسان روزی مورد حسابرسی دقیق و عادلانه قرار خواهد گرفت، یکی از عوامل اصلی ممانعت از کم کاریها، سهل انگاریها و خیانت‌ها در روند انجام امور و سعی در انجام آن به بهترین و کاراترین وجه موجود است. از چنین منظری کاهش سهل انگارانه بازده کار، نوعی آلودگی به معصیت الهی و مستوجب عقاب در آخرت و حسابرسی در آن روز است:
پیامبر خدا(ص) در ضرورت توجه به حسابرسی و نظارت درونی نفسانی می‌فرماید:
«حاسبوا أنفسکم قبل أن تحاسبوا و زنوها قبل أن توزنوا و تجهزوا للعرض الاکبر.»[۱۸]
«پیش از اینکه به حساب شما برسند، خودتان را محاسبه کنید و قبل از اینکه شما را ارزیابی کنند، خودتان را بسنجید و برای رستاخیز آماده شوید.» نتیجه بلافصل تقویت اعتقادات دینی و خود کنترلی در سطح جامعه، سازمانها و نهادهای سیاسی و مدیریتی، بهره‌مندی از سازوکاری ارزانتر به نسبت نظارتهای بیرونی برای دستیابی به کارایی و کارآمدی و بازده بیشتر و جلوگیری از اختلالات و انحرافات در این زمینه است، در چنین صورتی همه در صدد انجام امور به نحو احسن بوده و در صورت بروز هر گونه عیب و نقصی در عملکردشان، به سرعت در صدد رفع آن خواهند بود.

نظارت بیرونی و عمومی‏

در سامانه نظارتی اسلام، مسأله کنترل بر سازمان و عملکرد و کارایی و کارآمدی کارکنان، تنها در چارچوب وظایف و اختیارات مدیران و مسؤولان سازمانها و حاکمان خلاصه نمی‌شود، بلکه همه اعضای سازمان و نظام سیاسی موظف‌اند براساس یک وظیفه شرعی بر عملکرد دیگر اعضای سازمان و شهروندان حکومت، و حتی عملکرد مدیران و حکمرانان نظارت داشته باشند. این کنترل و نظارت همگانی از جایگاه ویژه و با اهمیتی برخوردار است و در آموزه‌های دینی تأکید فراوانی بر آن شده است. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:
«شما بهترین امتی بوده‌اید که برای انسانها پدیدار شده‌اید (چه اینکه) امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به خدا ایمان دارید.»[۱۹]
در این آیه ویژگی بارز بهترین امت، که همان امت اسلامی است؛ امر به معروف و نهی از منکر دانسته شده است؛ نظارت همگانی (امر به معروف و نهی از منکر) مایه کنترل عمومی و احساس مسؤولیت همگانی نسبت به یکدیگر گشته و با چنین نظارتی، نقاط ضعف و قوت در هر رده‌ای بهتر و سریعتر تشخیص و رفع می‌شود.
دو وظیفه بسیار مهم و کارساز «امر به معروف» و «نهی از منکر» در معارف اسلامی و سیره علوی، به صورت گسترده و روشن مورد عنایت و تأکید واقع شده و در حقیقت همان نظارت به مفهوم عام و فراگیر است. کسی در ترک این دو وظیفه خطیر معذور نیست و بهانه و سهل‌انگاری و فرار از مسؤولیت یا ضعف وعجز و جهل، نمی‌تواند مانع انجام وظیفه شود، بلکه در صورت لزوم، باید شرایط و مقدمات انجام وظیفه را فراهم کرد. ماحصل کاربرد و تحقق این دو وظیفه، افزایش بازدهی و کارآیی در تمامی سطوح نظام سیاسی و برکات بی‌شمار اجرایی و کاری است.
نقش «عیون» و «عریف» و «نقیب»[۲۰] و عوامل بازار و مأموران حسبه و «محتسب» نیز، در صدر و تاریخ اسلام و دوران خلفا، به این مبنای عمیق و ریشه‌دار اسلامی بر می‌گردد. اداره و یا نهاد حسبه و نیز بحث آمرین به معروف و ناهیان از منکر و نیز بحث نظارت عمومی و نظارت بر صحت جریان امور و بحث تعزیر و تأدیب و تعزیرات حکومتی، از همین مفهوم بلند نشأت گرفته است و در واقع ترجمان این آیه شریفه است:
«مردان و زنان مؤمن همه یاور و دوستدار یکدیگرند، خلق را به کار نیکو امر و از کار زشت نهی می‌کنند...»[۲۱]
وظیفه مردم و جامعه در این رابطه بسیار حساس و شفاف و ارزشمند است. در فرهنگ علوی وظیفه امر به معروف و نهی از منکر و نقد عملکرد حکام و کارگزاران و انتقاد سالم و سازنده و مؤثر و نظارت و پیگیری امور از سوی مردم، به عنوان یک وظیفه شرعی و یک تکلیف الهی، همواره مورد تأکید قرار گرفته است و می‌توان گفت مباحث امر به معروف و نهی از منکر و نظارت بر امر کارگزاران حکومتی و نصیحت و خیرخواهی زمامداران جامعه اسلامی، از ویژگی و عنایت خاصی برخوردار است؛ تا جایی که در بحث حقوق متقابل حاکم و مردم، به اصل نصیحت و دو طرفه بودن این اصل، همواره توجه شده است. در همین راستا پیامبر(ص) فرموده‌اند:
«ثلاث لایغل علیهن قلب امرء مسلم: اخلاص العمل لله، و النصیحه لائمه المسلمین، و اللزوم لجماعتهم.»[۲۲]
«سه وظیفه است که قلب انسان مسلمان، هرگز در آن خیانت روا نخواهد داشت: اینکه کارها را برای خدا انجام بدهد؛ همواره خیرخواه و ناصح زمامداران مسلمان باشد؛ جماعت مسلمانان را هرگز رها نکند.» بدیهی است، تحقق امر به معروف و نهی از منکر نه تنها کارایی و کارآمدی هر سامانه مدیریتی و نظام سیاسی را بالا می‌برد بلکه گسترده‌ترین نوع نظارت مردمی را نیز به ارمغان خواهد آورد. دوران زمامداری امام علی(ع) بخوبی نشانگر آن است که آن امام همام تا چه اندازه گسترده‌ای به این نوع نظارت و گزارش‌های واصله مردمی توجه و اتکا می‌کرده و حتی بر حسب آنها نیز با والیان و حتی نزدیکان خویش؛ از جمله ابن عباس (والی بصره، در قضیه گزارش بی‌مهری وی به قبیله بنی تمیم) برخورد عتاب‌آمیز می‌نموده است.[۲۳]
جالب اینجاست که امام(ع) حتی به شکایات و اطلاعاتی که از سوی نامسلمانان دریافت می‌کرد نیز، ترتیب اثر می‌داد و آنان را از حقوق اجتماعی، پابه‌پای مسلمانان بهره‌مند می‌ساخت. ایشان در نامه‌ای که به قرظه بن کعب انصاری می‌نویسد، از او می‌خواهد که به شکایت برخی از ذمیان در مورد نهر رسیدگی کند.[۲۴]

برخی سازوکارهای نظارت بیرونی‏

با توجه به مطالب پیشگفته، می‌توان برخی از سازوکارها و اهرم‌های نظارت بیرونی را در اندیشه‌های اسلامی اینگونه تبیین نمود:
==== امر به معروف و نهی از منکر ==== امر به معروف و نهی از منکر، مقدمه برخی از تکالیف عقلی است، از این‌رو، به حکم عقل، لازم و واجب است.
توضیح آنکه: یکی از احکامی که عقل آن را درک می‌کند «وجوب حفظ نظام» است. خرد همه انسانها در می‌یابد که نظم زندگی بشر، باید پایدار باشد و لازم است که در برابر عوامل تهدید کننده، حفظ گردد. برهمین مبنا است که عقل، به لزوم تدارک همه امور، که در حفظ نظام نقش دارد، حکم می‌کند. یکی از این عوامل امر به معروف و نهی از منکر است که در پایداری زندگی اجتماعی و آسیب‌ناپذیری آن تأثیر جدی دارد. از این‌رو، به عنوان مقدمه یک واجب عقلی واجب است.[۲۵] بنابراین، علاوه بر اینکه مردم حق دارند در حوزه رفتار و روابط فردی و یا متقابل اجتماعی خویش آمر به خوبیها و معروف‌ها بوده و از بدیها و منکرات بری باشند و آنها را نهی کنند؛ همچنین می‌بایست به عنوان یک شهروند جامعه اسلامی از انجام این فریضه مهم نسبت به کلیه کارگزاران سیاسی خویش دریغ نورزند و این وظیفه را در هر عصری با بهترین شیوه و قالبهای رایج زمان خویش انجام دهند.

نصیحت زمامداران یا ائمه مسلمین

نصیحت زمامداران در فرهنگ اجتماعی مسلمین، پیشینه‌ای دیرینه دارد. نصیحت؛ خیرخواهی و دلسوزی است، یعنی هر گفتار یا عملی که در آن خیر منصوح، منظور شده باشد. ناصح با نصیحت خویش به ترمیم نقاط ضعف و کاستی‌های منصوح می‌پردازد، از این‌رو، نقش ناصح در اصلاح افراد، نقش خیاطی است که لباس کهنه، به دست او جلوه تازه‌ای پیدا می‌کند و نواقص آن برطرف می‌گردد. براین اساس و برطبق منابع اسلامی، وظیفه «نصیحت» در مقابل رهبر جامعه اسلامی، غیر از وظیفه «اطاعت» از اوست و امت اسلامی، علاوه بر حمایت از خواسته‌های رهبری و وفاداری به تعهدات با او، نباید از «نصیحت» وی غفلت نماید. همچنانکه امام علی(ع) می‌فرمایند:
«و أما حقی علیکم: فالوفاء بالبیعه، و النصیحه فی المشهد و المغیب، و الاجابه حین أدعوکم و الطاعه حین آمرکم.»[۲۶]
«و اما حق من بر شما این است که به بیعت خود وفا کنید و در نهان و آشکار، حق خیرخواهی را ادا نمایید.» قوام اینگونه نصیحت، به انگیزه‌های خیرخواهانه است و هر گونه گفتار و کرداری را با چنین نیتی؛ چه در لباس انتقاد و یا موعظه، تعریف، تمجید و جدال احسن و تذکر و... را در بر می‌گیرد. با توجه به اهمیت باب «النصیحه لائمه المسلمین» محدثان پرتلاش شیعه مانند کلینی در کتاب الحجه از «کافی»، محدث کاشانی در ابواب «وجوب الحجه و معرفته» در کتاب «وافی» و همچنین علامه مجلسی در کتاب «الامامه» از بحارالانوار به این موضوع اشارات کافی و مشخص نموده‌اند.[۲۷]

نظارت بر مصرف مالیات‏

برخی از فقها، حق نظارت مردم را از طریق «پرداخت مالیات مردم به دولت» اثبات کرده و معتقد شده‌اند که چون مردم به دولت مالیات می‌پردازند، حق دارند بر موارد و کیفیت مصرف آن نظارت کنند. محقق نائینی در این‌باره و در پاسخ به شبهه‌ای در خصوص «عدم مشروعیت دخالت مردم» می‌نویسد:
«نظر به شورویه بودن اصل سلطنت اسلامیه، چنانچه سابقاً مبین شد، عموم ملت از این جهت مالیاتی که از برای اقامه مصالح لازمه می‌دهند، حق مراقبت و نظارت دارند و از باب منع از تجاوزات در باب نهی از منکر به مندرج و به هر وسیله‌ای که ممکن شود واجب است و تمکن از آن در این باب، به انتخاب ملت متوقف است. علاوه بر اینها، از جهات سیاسیه وظیفه فعل نظر به منصوبیت مقام و عدم تمکن از تحدید صحیح جز بر این وجه، موجب تعین نظر آن است...»[۲۸]

حق پرسش و استیضاح از عملکرد حاکمان و حکومت‏

پرسش و استیضاح، دو نمود بارز از مشارکت سیاسی مردم است و از جمله حقوق سیاسی افراد محسوب می‌شود. حکومت و نظام اسلامی، حکومتی پاسخ گو است و موظف است هم امکان سؤال و استیضاح را فراهم آورد و هم نسبت به آن احساس تعهد و مسؤولیت کند و متعهدانه پاسخ‌گو باشد. نتیجه چنین فرایندی، شفاف‌سازی مواضع، برنامه‌ها و عملکردهای دولت و نظام اسلامی است که کمک بسیار مؤثری در پیشبرد مقاصد آن و جلب پشتیبانی مردم از نظام خواهد بود.
امام علی(ع) در تأیید این حق و ضرورت استیفای آن توسط حاکم اسلامی به مالک می‌فرماید:
«اگر رعیت بر تو گمان ستم برد، عذر خود را آشکارا با آنان در میان بگذار و با این کار آنان را از بدگمانی‌شان خارج ساز، که بدین رفتار، خود را به عدالت، خوی و عادت می‌دهی و با عذری که می‌آوری، به آنچه می‌خواهی می‌رسی و آنان را نیز به حق استوار می‌سازی.»[۲۹]
وجود فضای باز سؤال و استیضاح در جامعه اسلامی و یک نظام مردم سالار دینی را بر هر گونه ستایش‌های افراطی و متملقانه که آفت یک حکومت مردمی و اسلامی است سد می‌کند، همچنانکه امام علی(ع) در خطبه ۲۰۷ به شدت کبرورزی و ستایش و تملق خواهی حکام را نفی می‌کند؛[۳۰] زیرا عادت رهبران به تکریم و ستایش مانع شنیدن و برتافتن اعتراض و انتقاد خواهد بود.

تأکید بر صحت وجدان جمعی و قضاوت افکار عمومی و تجویز انتقادگری و پذیرش آن‏

امام علی(ع) معمولا حوادث و مسائل مهم جامعه را برای مردم تشریح می‌کرد و برخورداری مردم از اطلاعات صحیح و شفاف را حق آنان می‌دانست و به مردم می‌فرمود: «بدانید که شما این حق را نزد من دارید که جز اسرار جنگ را بر شما نپوشانم و کاری جز حکم شرع را بی‌مشورت شما انجام ندهم.»*امام(ع)، والی را موظف می‌داند که در برابر افکار عمومی پاسخ‌گو باشد؛ به طوری که اگر مردم نسبت به عملکرد او شبهه و اشکالی داشتند، باید برای آنها توضیح بدهد و این کار را موجب آمادگی حاکم و همگامی او با مردم و استواری جامعه در مسیر حق می‌داند. بی‌شک چنین وظیفه‌ای به منزله محترم شمردن حق نظارت مردم و حق سؤال و انتقاد است.[۳۱] با همین حکمت و فلسفه، امام(ع)، از مالک می‌خواهد با مردم رابطه برقرار کند و از آنها فاصله نگیرد؛ زیرا احتجاب حاکم از مردم باعث گمراهی و بی اطلاعی از حقایق جامعه و ایجاد شک و تردید و بی اعتمادی مردم می‌گردد.
امام(ع) بر صحت وجدان جمعی و قضاوت افکار عمومی پافشاری نموده و ملاحظه آن را توسط زمامداران توصیه و به مالک اظهار می‌دارد:
«همان گونه که تو ناظر حکام قبل از خود بودی، مردم برکار تو نظارت دارند و آنچه دربارهٔ آنها بگویی، دربارهٔ کارهایت قضاوت می‌کنند. سند صلاح و خلوص حکام صالح، نظر و قضاوتی است که خداوند بر زبان مردم صالح جاری می‌سازد.»[۳۲]
امام(ع)، جماعت را رحمت می‌داند و دست خدا را با جماعت می‌بیند (ید الله مع الجماعه).[۳۳] این دو روایت می‌تواند تأکیدی بر ضرورت استفاده حکومت و زمامداران از «عقل جمعی» باشد و بیانگر این واقعیت است که مردم در حال تشکل جمعی برای به دست آوردن یک هدف معقول می‌توانند از فهم و عقل و وجدان یکدیگر بهره‌برداری کنند و هر یک از آنها میزان سنجش و کتابی گشوده، در مقابل دیدگاه دیگری و زمامداران باشند.

تجویز مخالفت با حکومت و نقض بیعت در صورت عدم پایبندی زمامداران به شریعت‏

حکومت دینی متعهد به عمل به مقتضای شرع است و اگر حکومت به تعهد خود عمل نکرد، مردم مجاز به مخالفت از دستورهای حاکم‌اند؛ به عبارت بهتر، تعهدات مردم و حکومت دینی متقابل است و اگر حکومت به تعهد خود پایدار نماند، متقابلا محلی برای وفادار ماندن مردم به تعهدات خود نمی‌ماند و خروج از مدار شریعت سبب و مجوز عدم اطاعت مردم از نظام سیاسی خواهد بود. حضرت امیر(ع) زمانی که عبدالله بن عباس را برای حکومت بصره مأمور می‌ساخت، خطاب به مردم فرمود:
«ای مردم، من عبدالله بن عباس را به عنوان جانشین خود بر شما حاکم و والی قرار دادم. سخن او را بشنوید و از امر او، مادامی که در اطاعت خدا و رسول اوست اطاعت کنید و اگر بدعتی نهاد یا از حق روی‌گردان شد، به من اطلاع دهید تا او را از حکومت کردن بر شما عزل کنم.»[۳۴]
بنابه این بخش، می‌توان فهمید که اولا، ملاک تبعیت از حاکم، حرکت و رفتار او بر مبنای شریعت و حق و احکام الهی است؛ ثانیاً، وظیفه مردم نظارت بر کار حاکمان است و در صورت مشاهده خلاف شرع و به حکم خرد جمعی مسلمانان موظف به برکناری او هستند؛ ثالثاً ، این برکناری باید قانونمند و از طرق قانونی صورت گیرد؛ از این رو حضرت فرمودند در صورت خروج عبدالله بن عباس از حق، به من اطلاع دهید تا او را عزل کنم؛ یعنی خودسرانه عمل نکنید و نظم و امنیت جامعه را به هم نزنید.[۳۵]

قائل شدن حق حیات سیاسی برای مخالفین (اپوزیسیون)

امروزه در بسیاری از نظامهای سیاسی، اعطای حق مزبور به مخالفین به عنوان یکی از شاخصه‌های دموکراسی و قبول حق نظارت بر حکومت، حتی از سوی اقلیت‌های موجود در نظام و جامعه سیاسی تلقی می‌شود. در نظام اسلامی این امنیت سیاسی و اعطای حق نظارت حتی به مخالفین منظور شده است، در حکومت علوی، شاهد دایره وسیع تأمین امنیتی هستیم که امام علی(ع) به مخالفین خود می‌داد؛ مثلا تا وقتی خوارج دست به شمشیر نبردند و به محاربه برنخاستند، همچنان از سهم بیت المال از سوی امام(ع) بهره‌مند می‌شدند. امام(ع) امنیت و آزادی بسیاری از شخصیتهای مخالف زمان خویش را که با وی بیعت نکرده بودند، تضمین نمود و هیچیک را وادار به بیعت نکرد و یا از خواستشان بازنداشت که از جمله این افراد معروف می‌توان عبدالله بن عمر، سعد بن ابی وقاص، حسان بن ثابت، کعب بن مالک، سلمه بن مخلد، ابوسعید خدری، محمدبن‌مسلمه، نعمان بن بشیر، زیدبن ثابت، رافع بن خدیج، فضاله بن عبید و کعب بن عجره را نام برد.[۳۶]

نظارت بیرونی در نظام‌های سیاسی و جمهوری اسلامی ایران به طور اعم‏

امروزه بیشتر نظام‌های سیاسی و از جمله نظام جمهوری اسلامی ایران، از سازوکارهای مشترک و عام برای نظارت بیرونی برقدرت سیاسی دولت و کارگزاران آن، بهره می‌برند که می‌توان از پدیده تفکیک قوا، نظام پارلمان و نمایندگی، کارکرد جوامع مدنی و امثال آن نام برد. در این گفتار، به طور اجمال به این سازوکارها اشاره می‌شود:

تفکیک قوا

در عصر حاضر، در بسیاری از کشورها، تشکیلات حکومتی به سه قوه مقننه، مجریه و قضائیه تقسیم می‌گردد که از آن به «تفکیک قو» یا «تفکیک قدرت حکومت» تعبیر می‌شود. این نظریه، که ریشه آن در دوران قدیم به ارسطو و در دوره جدید به دیدگاه منتسکیو (از نویسندگان معروف فرانسوی) در قرن هیجدهم بر می‌گردد؛ بدین معنی است که وظیفه حکومت را باید مجموعه افراد متفاوتی به اجرا در آورند و هر کدام از این مجموعه‌ها باید به حوزه عمل خود محدود، و در آن حوزه نیز مستقل و برتر باشد.
اصلی‌ترین برآیند و ارمغان سازوکار تفکیک قوا، دستیابی بهتر به نظارت بر قوا و کنترل و مهار آن است که با تقسیم قدرت و نظارت متعامل سه قوه بریکدیگر صورت می‌پذیرد. براین مبنا، هر یک از قوا دیگری را کنترل و نظارت می‌کند و از تمرکز قدرت و به فساد کشیده شدن آن ممانعت به عمل می‌آورد و مانع از بروز خودکامگی می‌شود. در عین حال، حاصل تفکیک قوا، همکاری بدون دخالت و اعمال نفوذ در میان قوا و همراه با موازنه و تعادل آنها است. همچنین با کنترل قدرت هر یک از قوا، و نظارت‌پذیر شدن آنها از این طریق، امنیت و آزادی مردم بهتر تأمین می‌شود و از خطر استبداد و خودکامگی کاسته می‌گردد، ضمن اینکه قوایی مانند مقننه و مجریه نمی‌توانند یکدیگر را منحل نمایند.
باید اذعان نمود که در جمهوری اسلامی ایران، تفکیک قوای نسبی اعمال می‌شود لذا رژیم مبتنی بر تفکیک قوا در ایران شیوه منحصر به فرد خود را داراست، بنابراین، گرچه تفکیک قوا مطابق اصل ۵۷ قانون اساسی پذیرفته و قانونی است، اما قوای حاکم سه گانه کاملا مستقل از یکدیگر نیستند و به خصوص مطابق همین اصل می‌بایستی تحت نظر ولایت امر فعالیت کنند، با این وجود، سه قوه در چارچوب وظایف قانونی مختار و مستقل بوده و مرتبط با قوای دیگر به انجام وظیفه می‌پردازند.

پارلمان و پارلمانتاریسم و اصل نمایندگی‏

اصل نمایندگی مبنای مشارکت غیر مستقیم مردم در حکومت، از طریق نمایندگان خویش است. البته در حکومت‌ها، همه مقامات و کارگزاران به وسیله مردم انتخاب نمی‌شوند، اما آنان که مستقیماً انتخاب نمی‌شوند، می‌بایست به وسیله سازوکارهایی توسط منتخبین مستقیم مردم برگزیده و اعمالشان مورد نظارت و کنترل قرار گیرد.
نظام و اصل نمایندگی به عنوان یک نقطه عطف؛ سرآغاز پیدایش نوع جدیدی از ساخت سیاسی و مفاهیم نوین در قالب دولت‌های انتخابی، دولت نمایندگی، تشکیل و تأسیس نهادهای تقنینی، اصل مسؤولیت فرمانروایان، حق دخالت در تعیین سرنوشت، اصل حقوق و آزادی‌های فردی و... تاکنون شده است. حاکمیت ملت یا مردم در این رژیم‌ها، به جای آنکه مستقیماً به وسیله خود مردم اعمال شود، توسط نمایندگان آنها اجرا می‌گردد. در نظام نمایندگی مبتنی بر دموکراسی غیرمستقیم امروز، مردم به جای آنکه خود در میدان‌های بزرگ گرد آیند و تصمیم بگیرند، در انتخاب عمومی، نمایندگان خود را برمی‌گزینند و به مجالس مقننه می‌فرستند تا به نمایندگی آنها، به اعمال حاکمیت بپردازند و بر اعمال قدرت از سوی دولت نیز نظارت نموده و هر گونه افسار گسیختگی آن را با سازوکارهای قانونی؛ مانند استیضاح، عزل و انفصال کارگزاران اجرایی و امثال آن مهار نمایند. مأموریت نمایندگان، علاوه بر تصمیم‌گیری از سوی ملت، اعمال نظارت آنها به گونه غیر مستقیم برکارگزاران اجرایی و کنترل قدرت آنها است و البته نوع این نظارت و کنترل با توجه به نوع پارلمانی و یا ریاستی بودن نظام سیاسی دستخوش کمی و افزونی است. شایان ذکر است، اگر قوه مجریه در برابر پارلمان یا قوه مقننه مسؤول باشد، حکومت را پارلمانی یا کابینه‌ای می‌نامند، اما اگرقوه مجریه مسؤول پارلمان نباشد، نظام حکومت، ریاستی خواهد بود. در نظام ریاستی، قوه مجریه از پارلمان برنیامده است تا پارلمان بتواند آن را عزل کند؛ به بیان بهتر، حکومت پارلمانی یا کابینه‌ای مبتنی بر ائتلاف و همکاری قوای مجریه و مقننه است و حکومت ریاستی بر جدایی کامل این قوا قرار دارد. بریتانیا نمونه کلاسیک حکومت پارلمانی و آمریکا نمونه حکومت ریاستی هستند. همچنین نظام‌های پارلمانی در دنیا معمولا به دو شکل تک مجلسی و یا دو مجلسی انجام وظیفه می‌کنند. کشورهایی که از وسعت، قلمرو و تنوع قومی و گستره جمعیتی و ایالتی بیشتری برخوردارند، به خاطر نظارت و کنترل بیشتر بر تقنین قوانین و لحاظ دقیقتر مطالبات عمومی، به شیوه دو مجلسی، بیشتر روی آورده‌اند. هر چند به دلیل تداخل‌ها و تزاحم‌های وظایف دو مجلس، که بعضاً پیش می‌آید، شاهد روند کاهش نظام‌های دو مجلسی در عرصه جهانی می‌باشیم.

جامعه یا جوامع مدنی‏

جامعه مدنی مجموعه نهادها، انجمن‌ها و تشکلات اجتماعی است که به صورت واسطه بین دولت و مردم، وظیفه تجمیع خواسته‌ها و مطالبات عمومی و انتقال و انعکاس آنها را بر عهده داشته و برفرآیند عملکرد دولت؛ چه به طور کلی و چه به طور اخص و در زمینه نوع پاسخگویی به مطالبات عمومی پیشگفته به صورت مستقل و خود جوش انجام وظیفه می‌نماید. اساساً جامعه مدنی مستقل و غیر وابسته، نماد نظام‌های مردمسالار و نظام‌پذیر و در خدمت مصالح عمومی است هر چه نظام‌های سیاسی بسته، خودکامه و غیررقابتی و نظارت‌ناپذیر باشند، دایره تحمل جامعه مدنی در آنها تنگتر شده و به استحاله این تشکلها و تبدیل آنها از نوع مستقل و خود جوش، به نوع وابسته و دولتی و غیر متکثر می‌انجامد.
بدین ترتیب جامعه مدنی وقتی معنی و قوام می‌یابد که نه تنها از قدرت سیاسی استقلال داشته و خودمختار باشد، بلکه بر نهادهای دولت نیز اعمال قدرت یا نفوذ کند. جامعه مدنی بر طبق تعریف می‌باید حاوی مجموعه‌ای از حوزه‌های عمومی خود مختار باشد که در درون آنها، انجمن‌ها و نهادهای جامعه مدنی بتوانند به امور خود و در راستای تحصیل منافع صنفی و عمومی سروسامان بدهند و در مسیر نظارت برعملکرد دولت و جلوگیری از تعدی واجحاف محتمل به حقوق و مصالح عمومی، عمل نموده و روابط متعامل و اندام واری بین خود با مردم از یک سو و با دولت از سوی دیگر برقرار سازند تا امکان مشارکت و مساهمت سیاسی شهروندان در اداره حکومت میسر گردد.
انحصار قدرت و منابع آمریت در دست هر گروه اجتماعی یا نهاد سیاسی، به وجهی که مانع از مشارکت و رقابت دیگر گروه‌ها و نهادها گردد، مانع تحقق جامعه مدنی و مردمسالاری است. رابطه نهادی، اندام وار و نظارت‌گری میان جامعه مدنی و دولت، معمولا در قالب نهادهای پارلمانی و حزبی و ارتباط جمعی صورت می‌پذیرد. مجالس قانونگذاری، احزاب، سندیکاها، اتحادیه‌ها، گروه‌های فشار و گروه‌های ذی‌نفوذ، مطبوعات و رسانه‌ها مجاری ارتباط میان جامعه مدنی و دولت هستند، که خود نیز به نوبه خویش بر عملکرد دولت و نهادهای آن نظارت بیرونی دقیقی را می‌توانند اعمال کنند. هر چند این عملکرد نظارتی می‌تواند به حسب غلبه گرایش‌های صنفی، جناحی، بومی، نژادی و... بر علایق ملی و دینی، دچار آسیب‌پذیری و خدشه شده و از مسیر اصلی و کار ویژه صحیح خود منحرف شود که بعضاً چنین وضعی نیز رخ می‌دهد.
باید اذعان کرد که در میان تشکل‌های جامعه مدنی، احزاب و نظام‌های حزبی از اهمیت بسزاتری در نظارت بر قدرت سیاسی و نهادهای آن برخوردارند. حزب در حقیقت گردهمایی پایدار گروهی از مردم است که از عقاید مشترک و تشکیلات منظم برخوردارند که با پشتیبانی مردم برای به دست آوردن قدرت سیاسی و یا نظارت و کنترل بر آن، از راه‌های قانونی مبارزه می‌کنند و معمولا با حضور در انتخابات پارلمانی و یا استفاده از تبلیغات و قدرت رسانه‌ها بیشترین کنترل و نظارت را بر قدرت کارکردی نظام سیاسی، اعمال می‌نمایند.
ساختار جوامع مدنی و میزان قوت و ضعف آن در قبال دولت و به ویژه در نوع عملکرد نظارتی‌اش، طبعاً در جوامع و ادوار متفاوت، گوناگون است و به عوامل متنوعی؛ از جمله صورتبندی شکاف‌های اجتماعی، نوع و فعالیت نیروهای اجتماعی، انسجام یا سازمان نیافتگی طبقات اقتصادی، نوع فرهنگ سیاسی و سنت‌های تاریخی، میزان تداوم هویت‌های سنتی، ماهیت اجتماعی رژیم سیاسی، میزان فعالیت سیاسی اجزای جامعه مدنی و غیره بستگی دارد. همچنین برمبنای نوع تعامل و یا قوت و ضعف جامعه مدنی با دولت، می‌توان دو طیف اصلی نظام‌های سیاسی موجود؛ یعنی لیبرال دموکراسی و نظام‌های توتالیتر را تعریف کرد. به مدعای لیبرال دموکراتها، در این نوع نظام سیاسی، دولت عنصری ضعیف، منفعل و متأثر در جامعه مدنی است و غایاتش با غایات جامعه مدنی یکسان است، در حالی که در رژیم توتالیتر، دولت اقتدار طلب با دستگاه سلطه و ایدئولوژی کاذب و فراگیر خود، فرد و جامعه مدنی و گروه‌های اجتماعی را مقهور خود می‌سازد و با به خدمت گرفتن آنها، اجازه کنترل قدرت و نظارت بر آن را به آنها نمی‌دهد.
خوشبختانه و به ویژه بعد از انقلاب اسلامی، در کشورمان شاهد نضج و شکوفایی و بالندگی تدریجی نهادها و جامعه مدنی و به ویژه احزاب بوده و هستیم.[۳۷] البته این شکوفایی از مشکلاتی نیز، به ویژه در حوزه عملکرد احزاب رنج می‌برد که از جمله آنها: نهادینه نشدن فعالیتهای جامعه مدنی و حزبی و عدم رشد بهینه نهادهای اجتماعی، ضعف بنیه اقتصادی این تشکل‌ها، وابستگی‌های آشکار و پنهان آنها به دولت و عناصر دولتی، موسمی و فصلی بودن عملکرد، وجودتشکیلات سیاسی بی نام و نشان، وجود فرهنگ رقابت ستیزی وضعف فرهنگ تسامح و مدارا و رعایت نشدن قواعد بازی مبتنی بر مسالمت‌جویی، تمرکزگرایی زیاد دولت و ضعف تکثرگرایی لازم در کلیه امور را می‌توان نام برد.[۳۸]

رسانه‌ها، افکار عمومی‏

همان‌گونه که گفته شد، رسانه‌های مختلف نوشتاری، دیداری و شنیداری، از ظروفی است که جامعه مدنی و تشکل‌های مختلف، از طریق آنها برساخت و عملکرد قدرت تأثیر گذاشته و نظارت و کنترل خود را بر آن اعمال می‌نمایند. آنچه مهم می‌نماید این است که از جانب دیگر همین رسانه‌ها خود نیز می‌توانند به عنوان ابزار افزایش قدرت و افسارگسیختگی دولت و سلطه بیشتر آن بر ضد منافع و مصالح اجتماعی باشند و ابزار گونه در خدمت عوامفریبی و دستکاری افکار عمومی و ایدئولوژی سازی نظام‌های سلطه قرار گیرند. در هر حال، نقش مثبت رسانه‌ها در فرایند توسعه و نضج مشارکت سیاسی مردم و بالندگی نظام‌های مردمسالار به گونه‌ای است که از رسانه‌ها، به عنوان رکن چهارم دموکراسی یاد می‌شود.
از سویی، «افکار عمومی» نیز نقش غیر قابل انکاری در فرایند نظارت بر دستگاه و نظام سیاسی جوامع دارد و امروزه حرکت بر مبنای افکار عمومی، از شاخصه‌های حکومتهای دموکراتیک به حساب می‌آید. در میان عقاید و نظریات گوناگون، که در سطح هر اجتماع وجود دارد، نظری که اکثریت آشکاری از شهروندان دارند، افکار عمومی نامیده می‌شود. با توجه به نقش تأثیرگذار و نظارت کننده افکار عمومی بر ساخت و عملکرد قدرت در نظام سیاسی، تأثیرگذاری بر این افکار و جهت دهی خاص به آن از اهداف مهم تشکل‌ها و جامعه مدنی و به ویژه دولت و نهادهای آن است و هر یک سعی می‌نمایند افکار عمومی را به نفع خود و علیه دیگری بسیج نمایند.

مخالفان سیاسی یا اپوزیسیون‏

در دولت‌های دموکراتیک امروز، منظور از اپوزیسیون، احزاب یا گروه‌های سیاسی سازمان یافته‌ای است که مخالف حکومت موجود هستند و در حمایت قانون، از آن انتقاد می‌کنند و در صورت کسب اکثریت آرا در انتخابات آزاد، قدرت سیاسی و اداره امور کشور را به دست می‌گیرند.[۳۹] بدیهی است تحمل مخالفان به عنوان یک گروه سازمان یافته در قدرت سیاسی و عدم برخورد سرکوب گرایانه و خشن با آنها، ظرفیت نظام سیاسی در نظارت پذیری و پاسخگویی به مردم و نهادها و جامعه مدنی را بالا برده و از تبدیل این اپوزیسیون‌ها به گروه‌های مخفی کار و زیر زمینی وغیرقانونی جلوگیری می‌کند. به عکس در حکومت‌های غیر دموکراتیک، اپوزیسیون شامل احزاب و گروه‌های سیاسی کم و بیش سازمان یافته‌ای است که مخالف سیاست‌های جاری و کل نظام سیاسی هستند و بدون آنکه از حمایت قانونی برخوردار باشند، به انتقاد از حکومت می‌پردازند و یا به مبارزه با آن روی می‌آورند، بدون آنکه امکان کسب قدرت از طریق مسالمت‌آمیز را دارا باشند. بدیهی است در اینگونه حکومت‌های بسته و اقتدار طلب که تاب تحمل اپوزیسیون وجود نداشته و با آنها با خشونت و سرکوب رفتار می‌شود، سطح نظارت‌پذیری و پاسخگویی حکومت تنزل نموده و این گروه‌ها به فعالیت غیر مسالمت‌آمیز و خشونت‌بار و غیر قانونی و مخفی علیه حکومت روی خواهند آورد و فعالیت سیاسی «در نظام» آنها به فعالیت «بر ضد» نظام و حکومت تبدیل شده و حالت افراطی و براندازانه خواهد گرفت، این در حالی است که امروزه در نظام‌های سیاسی پیشرفته، حتی بودجه‌ای برای فعالیت اپوزیسیون و احزاب مخالف در نظر می‌گیرند و از این احزاب به عنوان «احزاب بدیل و منتظر» در به دست‌گیری محتمل حکومت یاد نموده و برایشان چنین نقشی قائل می‌شوند.

ادواری و مقطعی نمودن مناصب سیاسی‏

شایان ذکر است که از جمله دیگر سازوکارهای نظارت بیرونی، ادواری و مقطعی کردن مناصب صاحب منصبان نظام سیاسی است که در بسیاری از کشورها و دولت‌های مردم سالار، این اصل تبعیت می‌شود. رعایت چنین اصلی سبب می‌شود که کارگزاران سیاسی احساس حکومت مادام العمر نکنند و خود را مصون از خطا و نظارت به شمار نیاورند و بدانند که در نهایت مقطع محدود زمان ریاستشان، می‌بایستی پاسخگوی اعتماد مردم به سپردن مسؤولیت به خویش بوده و مسؤولیت عملکرد خود را به گردن گرفته و بتوانند از آن به درستی دفاع نمایند. در جمهوری اسلامی نیز به استثنای مقام ولایت فقیه، تمامی منصب‌ها مقطعی و ادواری است و در مورد عدم ادواری بودن مقام ولایت فقیه نیز باید گفت که چون نصب و عزل چنین مقامی بستگی به داشتن و احراز شرایط ویژه و سپس فقد آنها است، لذا نمی‌توان آن را محدود به مقطعی خاص کرد. هر چند در مذاکرات مجلس خبرگان اول، پیشنهادهایی مبنی بر زعامت ولی فقیه در یک دوره دهساله مطرح شد که اعضای خبرگان به دلایلی آن را رد کردند؛ از جمله این استدلال‌ها این بود که دوره‌ای کردن منصب عالیه و مهم ولایت فقیه، منجر به تضعیف جایگاه این مقام شامخ خواهد شد و مانند بسیاری از مناصب دیگر سیاسی، ولی فقیه در چنین حالتی و در سالهای آخر دوره زعامت، ممکن است از حرف شنوی و نفوذ کلام لازم برخوردار نبوده و این امر لطمات زیادی به امنیت و ثبات کشور وارد سازد.[۴۰]

نظارت بیرونی در جمهوری اسلامی ایران، به طور اخص‏

در نظام جمهوری اسلامی ایران، برای کنترل و نظارت بر قدرت سیاسی و محدود کردن آن، علاوه بر سازوکار تحدید زمانی مناصب، نهادهای متعددی در قانون برای نظارت و کنترل مسؤولان و قوای حاکم در نظر گرفته شده است که در دو نوع سازوکار دولتی و غیر دولتی به این مهم می‌پردازند. ابتدا سازوکارهای دولتی نظارت بیرونی ذکر می‌شود:

پاسخ‌گویی قوای حاکم به رهبر (نظارت عالیه ولی فقیه)

همانطور که گفته شد طبق اصل ۵۷، که قوای سه گانه را زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت می‌داند، بالاترین و قوی‌ترین سازوکار تحدید قدرت زمامداران اجرایی، تقنینی و قضایی در کشور، رهبری می‌باشد همچنانکه در اصل ۱۱۰ بخشی از وظایف نظارتی رهبر و از جمله «نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام» به دقت بیان شده ا ست. همچنین اصل‏۱۱۳ قانون اساسی، رهبر را در رأس هرم حاکمیت قرار داده است. تأسیس نهاد رهبری در جامعه اسلامی بدین معنا است که مجاری امور در دست فقیه واجد شرایطی قرار گیرد که ضامن عدم انحراف سازمان‌های مختلف از وظایف اصیل اسلامی خود است. اصولا بخشی از وظایف و مسؤولیت‌های قوه مجریه و نیز طبق اصل ۶۰ قانون اساسی مستقیماً بر عهده رهبر است در عین حال، امضای حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم و اختیار عزل وی پس از رأی مجلس یا تصمیم دیوان عالی کشور مبنی بر عدم صلاحیت رئیس جمهوری، موجب دخالت رهبر در وظایف رئیس جمهوری می‌شود، این امر مستلزم نظارت کامل و مستمر رهبر بر کار وی و پاسخ‌گویی رئیس جمهور به ایشان است.

نظارت مجلس خبرگان بر رهبری‏

رهبری و ولایت فقیه در جمهوری اسلامی نظارت بردار است و قداست اینگونه رهبری، با نظارت‌پذیری کاملا سازگار می‌باشد. این نظارت طبق اصل ۱۱۱ قانون اساسی به عهده مجلس خبرگان است همچنان که در قسمتی از این اصل آمده است:
«هر گاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود، یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود که از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود برکنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصدو هشتم می‌باشد...»[۴۱]
بنابراین، تشخیص بقای صلاحیت یا شرایط لازم رهبری و توانایی بر انجام وظایف محوله که در قانون اساسی وجود دارد، با این مجلس - به عنوان نمایندگان امت - است و در صورت فقدان شرایط، رهبری، ثبوتاً، منعزل شده و اثباتاً، از سوی این مجلس عزل می‌شود. نظارت مزبور، نظارتی مستمر و دائمی است.

نظارت شورای نگهبان‏

مطابق اصل ۹۶ قانون اساسی «تشخیص عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با احکام اسلام با اکثریت فقهای شورای نگهبان و تشخیص عدم تعارض آنها با قانون اساسی بر عهده اکثریت همه اعضای شورای نگهبان است.» وظیفه دیگر نظارتی این شورا، بر نظارت بر انتخابات خلاصه می‌شود. مطابق اصل ۹۹ قانون اساسی، «شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آرای عمومی و همه پرسی را برعهده دارد.»

نظارت ریاست جمهور بر وزرا و مسؤولیت وی در قبال عملکرد آنها

رئیس جمهور، ریاست هیأت وزیران را برعهده دارد، به همین خاطر، طبق اصل ۱۳۴ در برابر مجلس شورای اسلامی مسؤول اقدامات جمعی وزیران است و به عنوان رئیس دولت باید در قبال نمایندگان ملت پاسخ‌گو باشد. همچنین به موجب اصل ۱۲۲ قانون اساسی، وی در حدود اختیارات و وظایفی که به موجب قانون اساسی و یا قوانین عادی بر عهده دارد، در برابر ملت و رهبر و مجلس شورای اسلامی مسؤول است.[۴۲] همچنین مطابق اصل ۱۳۷، هر یک از وزیران، مسؤول وظایف خاص خویش در برابر رئیس جمهور و مجلس است و در اموری که به تصویب هیأت وزیران می‌رسد، مسؤول اعمال دیگران نیز هست.

نظارت مجلس شورای اسلامی‏

طبق قانون اساسی، مجلس علاوه بر وضع قوانین، حق نظارت مستمر بر اجرای قوانین را بر عهده دارد. در اصل ۷۶ آمده است که مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد و در اصل ۹۰ اشاره شده که «هر کس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه مجریه یا قوه قضائیه داشته باشد می‌تواند شکایت خود را کتباً به مجلس شورای اسلامی عرضه کند. مجلس موظف است به این شکایات رسیدگی کند و پاسخ کافی بدهد و در مواردی که شکایت به قوه مجریه و یا قوه قضائیه مربوط است، رسیدگی و پاسخ کافی از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتیجه را اعلام نماید و در مواردی که شکایت به قوه مجریه و یا قوه قضائیه مربوط است، رسیدگی و پاسخ کافی از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتیجه را اعلام نماید و در مواردی که مربوط به عموم باشد به آگاهی عامه برساند.» قانون اساسی در اصل ۸۶، مصونیت لازم جهت انجام این وظیفه نظارتی را برای نمایندگان تمهید نموده است. نمایندگان همچنین در راستای وظایف نظارتی، طبق اصل ۸۹ می‌توانند طی شرایطی وزرا را استیضاح نمایند و یا طبق اصل ۸۸ رئیس جمهور و یا وزرا را مورد سؤال قرار دهند. از سویی اصول ۵۴ و ۵۵ قانون اساسی از نهاد دیوان محاسبات کشور یاد می‌کند که زیر نظر مجلس شورای اسلامی، بر کلیه حسابهای وزارتخانه‌ها، مؤسسات، شرکتهای دولتی و سایر دستگاه‌هایی که به نحوی از انحا از بودجه کل کشور استفاده می‌کنند، نظارت مالی می‌نماید.

نظارت قوه قضائیه‏

قوه قضائیه بنا به اصل ۱۵۶ قانون اساسی، قوه‌ای است مستقل که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسؤول تحقق بخشیدن به عدالت می‌باشد؛ از جمله این وظایف، رسیدگی و صدور حکم در مورد تظلمات، تعدیات، شکایات و... احیای حقوق عامه، گسترش عدل و آزادی‌های مشروع و نظارت بر حسن اجرای قوانین است. برای انجام وظایف مذکور، قوه قضائیه به روش‌های مختلف بر کار دولت و قوه مجریه نظارت و کنترل دارد، همچنانکه پاسخ‌گویی متقابل قوه مجریه در موارد زیر خلاصه می‌شود:

دارایی رهبر، رئیس جمهور، وزرا و معاونان‏

رهبر، رئیس جمهور، معاونان وی و وزرا در مورد دارایی‌های خود و خانواده‌شان، در برابر رئیس قوه قضائیه پاسخ گو هستند. طبق اصل ۱۴۲ قانون اساسی، رئیس قوه قضائیه به دارایی این افراد، قبل و بعد از خدمت‌شان رسیدگی می‌کند که بر خلاف حق، افزایش نیافته باشد.

نظارت بر حسن جریان امور و اجرای صحیح قوانین و پاسخگویی به شکایات‏

در اصل ۱۷۴ قانون اساسی آمده است که «براساس حق نظارت قوه قضائیه نسبت به حسن جریان امور و اجرای صحیح قوانین در دستگاه‌های اداری، سازمانی به نام «سازمان بازرسی کل کشور» زیر نظر رئیس قوه قضائیه تشکیل می‌گردد.» بنابراین علاوه بر مجلس شورای اسلامی، قوه قضائیه نیز بر اجرای قوانین در دستگاه‌های اداری و اجرایی نظارت مستمر دارد و حتی افراد نیز می‌توانند علیه دوایر اداری و کارکنان آنها به این سازمان شکایت نمایند.
از سوی دیگر دیوان عدالت اداری، طبق اصل ۱۷۳، برای رسیدگی بر اجرای صحیح قوانین در سازمانهای دولتی و رسیدگی به تظلمات و شکایات مردم بوجود آمده است و ابزاری است در اختیار مردم تا بتوانند در راستای دفاع از حقوق خویش از مأموران یا واحدها و یا آیین نامه‌های دولتی شکایت کنند.
نهاد دیگر نظارتی قوه قضائیه، دیوان عالی کشور است که طبق اصل ۱۶۱، هدف آن نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم و ایجاد وحدت رویه قضایی و انجام مسؤولیتهای محوله است. گفتنی است که این رکن قضایی به تخلفات رئیس جمهور و جرایم وی نیز رسیدگی می‌کند و در صورت اثبات تخلف و تقصیر، حکم تخلف مزبور را صادر کرده و به رهبر ابلاغ می‌کند تا وی با در نظر گرفتن مصالح کشور اقدام لازم را مبذول و در صورت لزوم و گستردگی جرم، حتی وی را عزل کند.
باید اضافه کرد که در قانون اساسی نیز به سازوکارهای غیردولتی نظارت بیرونی برای تحدید قدرت اشاره شده است؛ به عنوان نمونه در اصل ۲۴ به جایگاه رسانه‌های گروهی، مانند نشریات و مطبوعات در این زمینه عنایت شده است و یا در اصل ۲۶ به منزلت و نقش احزاب، گروه‌ها و جمعیتها و انجمن‌های صنفی، دینی و سیاسی در این مسیر توجه گشته است. اصل ۲۷ این قانون، تشکیل اجتماعات و راهپیمائیها را بدون حمل سلاح و مشروط به عدم اخلال به مبانی اسلام، آزاد اعلام کرده است و یا در اصل ۱۰۴ به نحوه ایجاد شوراهای کارگری و وظایف آنها اشاره وافی شده است. بدیهی است این سازوکارها نیز هر کدام به نوبه و تناسب خود می‌توانند در نظارت، کنترل و تحدید قدرت سیاسی زمامداران کاملا مؤثر باشد.

استنتاج‏

از محتوا و مستندات این نوشتار به خوبی قابل استنباط است که اندیشه‌های سیاسی و منابع اسلامی نیز نسبت به تراکم قدرت و امکان افسارگسیختگی و تجاوزگری آن حساس بوده و دغدغه خاطر دارند و لذا چه در اندیشه معصومین‌علیهم‌السلام و چه در سایر منابع اسلامی، با بحث نظارت بر قدرت و کنترل و تحدید آن بسیار جدی برخورد گشته و سازوکارهای درونی و بیرونی متعددی برای این امر - چه در نظام نبوی و علوی و چه در نظام جمهوری اسلامی - معرفی و منظور شده است که به خوبی قابل رقابت با سازوکارهای نظارت بیرونی در نظام‌های مدرن امروزی است و البته همانطور که در مقدمه گفته شد، نضج و شکوفایی و اثر بخشی افزونتر سازوکارها و اهرم‌های مزبور، نیاز به زمان و آزمون و تجربه بیشتری دارد و نمی‌توان از تجربه کوتاه و بیست و پنج ساله جمهوری اسلامی در این زمینه، انتظار محصول قرنها کاوش و اندیشه‌ورزی صورت گرفته در اندیشه و نظام‌های غربی را داشت.
بدین ترتیب مبرهن است که نه تنها ماهیت قدسی و دینی حکومت اسلامی و رهبران آن مانع از نظارت و کنترل‌پذیری آن نیست بلکه در دیدگاه‌های اسلامی سازوکارهای بیرونی و متعدد برای اهداف پیش گفته، پیش‌بینی شده و در حال حاضر نیز جمهوری اسلامی از آخرین تجارب همساز با اسلام - موجود در اندیشه و نظام‌های غربی - در بحث نظارت برقدرت نیز سود می‌برد.
نکته حائز اهمیت این است که در نظام اسلامی شیعی، نظارت بیرونی بر قاعده اساسی نظارت درونی استوار است و میان این دو نظارت، تعامل کامل برقرار بوده و لازم و ملزوم یکدیگرند. البته با وجود اینکه دیدگاه اسلامی، مبنای اصلی نظارت را بر نظارت درونی و خود کنترلی رهبران و کارگزاران سیاسی گذاشته است، اما همزمان به این حد نیز کفایت ننموده و از عصری‌ترین روش‌های قانونمند نظارت بیرونی بر قدرت و تحدید و مهار آن استفاده می‌نماید و در بهره‌گیری از تجربه و دانش روزافزون بشری در این زمینه غفلت نمی‌ورزد و خود را بی‌نیاز نمی‌بیند.
شایان ذکر است که در اندیشه سیاسی غرب، راهکاری برای منظور نمودن نظارت درونی در نظر گرفته نشده و این امر از دلایل اصلی عدم موفقیت کامل سازوکارهای نظارت بیرونی این نظام سیاسی در تحدید و کنترل قدرت می‌باشد.
________________________________________ پی نوشت‌ها:

  • - «ألا و ان لکم عندی أن لاأحتجز دونکم سراً الا فی حرب و لا أطوی دونکم أمراً الافی حکم ;»نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه‏۵۰، بند۲، ص‏۹۸۲
    • -

پانویس

  1. ر. ک. به: ابوطالب خدمتی، انواع کنترل و نظارت در مدیریت اسلامی، حوزه و دانشگاه، شماره ۲۳، تابستان ۱۳۷۹، ص‏۱۰۵
  2. ر. ک. به: علی رضائیان، اصول مدیریت، تهران، انتشارات سمت، چاپ یازدهم، ۷۹
  3. پیو، هیکسون، هایلینگز، نظریه پرداز کلاسیک سازمان، سیدرضا برقعی، قم، مجتمع آموزشی عالی قم، ۱۳۷۹، صص‏۵۰-۵۱
  4. برای ملاحظه برخی آیات دال بر اعمال نظارت الهی بر انسان ر.ک.به: قرآن مجید: توبه:۱۰۵ و یونس:۶۱
  5. ر.ک.به: خدمتی، پیشین، ص‏۱۰۵-۱۰۶
  6. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، قم، دارالکتب الاسلامیه، [بی‌تا]، ج‏۱۰۰، ص‏۶۱
  7. نهج البلاغه، فیض الاسلام [بی‌نا]، ۱۳۵۱ش، نامه ۵۳، بند ۴۵، ص‏۱۰۱۱
  8. همان، بند ۴۳، ص‏۱۰۱۱
  9. همان، نامه‏۵۳، بند۴۵، ص‏۱۰۱۱-۱۰۱۲
  10. ر.ک.به: قربانعلی دری نجف‌آبادی، مبارزه با فساد در حکومت علوی، حکومت اسلامی، شمار۱۷، تابستان ۱۳۷۹، صص‏۲۸۰-۲۸۱
  11. یعنی؛ «به تحقیق در مورد تو این گونه به من گزارش رسیده است....»
  12. یعنی؛ «در مورد شما به من خبر رسیده است....»
  13. محمد بن یعقوب کلینی، اصول الکافی، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۱۱ق، ج‏۵، ص‏۱۶۱
  14. متقی بن حسام الدین هندی، کنزالعمال، ج‏۴، ص‏۹۰
  15. مجلسی، بحارالانوار، ج‏۴۱، ص‏۱۰۴
  16. عبدالواحد تمیمی آمدی، شرح غررالحکم و دررالکلم، تصحیح سیدمیرجلال الدین حسینی ارموی، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۶۰ش، ج‏۱، ص‏۱۲۹
  17. مجلسی، پیشین، ج‏۷۸، ص‏۱۳۷
  18. مجلسی، بحارالانوار، ج‏۷۰، ص‏۷۳
  19. آل عمران:۱۱۰
  20. «عیون» به معنای بازرس و جاسوس و «عریف» نیز به معنای جاسوس و خبرچین می‌باشد. همچنین «نقیب» ترجمان معانی مهمتر و سرپرست و رئیس قوم است. برای ملاحظه پاره‌ای از موارد که پیامبر(ص) و علی(ع) به گماشتن «عیون» و «عریف» و «نقیب» پرداخته‌اند، ر.ک.به: دری نجف آبادی، ص‏۲۸۶-۲۸۷
  21. «و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» توبه:۷۱
  22. کلینی، پیشین، ج‏۱، ص‏۴۰۳
  23. برای آگاهی بیشتر از سیره امام علی(ع) ر.ک.به: علی اصغر الهامی‌نیا، نظارت بر کارگزاران در حکومت علوی حکومت اسلامی، شماره ۱۸، زمستان ۱۳۷۹، ص‏۲۳۸-۲۶۲
  24. ر.ک.به: همان، ص‏۲۵۴
  25. ر.ک.به: محمد سروش، مبانی عقلانی امر به معروف و نهی از منکر، حکومت اسلامی، شمار۲۴، تابستان ۸۱، ص‏۵۰، همچنین برای آگاهی بیشتر ر.ک.به: کتاب‌شناسی حسبه و مقاله‌های حسبه، امر به معروف و نهی از منکر، حکومت اسلامی، شمار۱۳، پاییز ۱۳۷۸، به ترتیب در صفحات: ۲۳۹-۲۴۸-۱۲۸-۱۵۱
  26. نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۳۴، بند۱۰، ص‏۱۱۴
  27. برای آگاهی بیشتر ر.ک.به: محمد سروش محلاتی، نصیحت ائمه مسلمین، حکومت اسلامی، شماره اول، پاییز ۱۳۷۵، ص‏۱۳۶
  28. محمدحسین نائینی، تنبیه الامه و تنزیه المله، مقدمه و توضیحات به قلم سیدمحمود طالقانی، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۶۱ش، صص‏۷۸-۷۹. برای توضیح بیشتر ر.ک.به: سیدجواد ورعی، نظارت بر قدرت سیاسی در اندیشه حضرت امام خمینی رحمة الله، (مندرج در امام خمینی و حکومت اسلامی، نهادهای سیاسی و اصول مدنی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رحمة الله، زمستان ۱۳۷۸)، ص‏۲۸۵
  29. نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه ۵۳، بند۷۳، ص‏۱۰۲۶
  30. همان، خطبه ۲۰۷، بند۱۲، ص‏۶۸۶
  31. برای اطلاع بیشتر در این باره ر.ک.به: سیدمهدی موسوی، انتقادگری و انتقادپذیری در حکومت علوی، حکومت اسلامی، شماره ۱۷، پاییز ۱۳۷۹، ص‏۲۹۳-۳۱۴
  32. نهج البلاغه، نامه ۵۳، بند۵، ص‏۹۹۲
  33. همان، خطبه ۱۲۷، بند۵، ص‏۳۹۲
  34. شیخ مفید، الجمل، تحقیق سیدعلی میرشریفی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۳۷۱، ص‏۴۲۰
  35. ر.ک.به: سیدمرتضی هزاوه‌ای، مردم سالاری در بینش و منش امام علی(ع)، علوم سیاسی، شماره ۱۱، زمستان ۱۳۷۹، ص‏۵۷
  36. ر.ک.به: مصطفی دلشاد تهرانی، حکومت حکمت، تهران، خانه اندیشه جوان، ۱۳۷۷، ص‏۸۲، (به نقل از انساب الاشراف و مناقب خوارزمی).
  37. برای بررسی و مطالعه وضعیت جامعه مدنی، ر.ک.به: ویژه‌نامه جامعه مدنی در جمهوری اسلامی ایران، فصلنامه مطالعات راهبردی، شماره دوم، زمستان‏۱۳۷۷
  38. برای آگاهی بیشتر از معضلات جامعه مدنی و احزاب در ایران، ر.ک.به: بهرام اخوان کاظمی، احزاب، ثبات سیاسی و امنیت، فصلنامه مطالعات راهبردی، شماره چهارم، تابستان ۱۳۷۸، ص‏۱۱۸-۱۲۰
  39. ر.ک.به: حسین بشیریه، آموزش دانش سیاسی، تهران، مؤسسه نگاه معاصر، چاپ دوم ۱۳۸۱، ص‏۱۷۴
  40. ر.ک.به: صورت مشروح مذاکرات بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی، ۴ مجلد، تهران، اداره تبلیغات و انتشارات مجلس شورای اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۸-۶۹
  41. برای آگاهی بیشتر در این باره ر.ک.به: محمد سروش، خبرگان و نظارت، حکومت اسلامی، شماره ۱۴، زمستان ۷۸، ص‏۱۱۱-۱۴۰
  42. باید اشاره نمود که رئیس جمهور برای اطمینان از حسن اجرای امور و در صورت لزوم نظیر نظارت بر انتخابات و امور مشابه، می‌تواند از تشکیلات بازرسی ویژه نهاد ریاست جمهوری استفاده کند. همچنین با توجه به اصل ۱۱۳ قانون اساسی، حجت الاسلام خاتمی، نقش نظارتی خود را در اجرای قانون اساسی با تشکیل هیأت پیگیری و اجرای قانون اساسی عمل نمود که پیش از این، در بین شش رئیس جمهور قبلی بی‌سابقه بود.