مراتب امر به معروف و نهی از منکر: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: مراتب امر به معروف و نهي از منکر مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب:...» ایجاد کرد)
 
سطر ۱: سطر ۱:
عنوان:    مراتب امر به معروف و نهي از منکر
+
<div class="head1"> مراتب [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] </div>
مجموعه ها:    مقالات
+
نویسنده: مهدی بخت اور<br/>
شناسه کتاب:    ۳۳۰
+
نویسنده:     مهدی بخت اور
+
شابک:    -
+
تعداد صفحات:    ۰
+
نام اپراتور:    محمد خلیلی
+
ایمیل اپراتور:    ۲farizeh@gmail.com
+
زبان:    پارسي
+
رتبه:    0
+
تصویر:    cover
+
دانلود فایل:    دانلود مراتب امر به معروف و نهي از منکر
+
توضیحات:   
+
مراتب امر به معروف و نهي از منکر
+
+
  
+
== مقاله ==
نويسنده: مهدی بخت اور
+
این فریضه دارای مراتبی است که از مرتبه ی نخست ،یعنی انزجار قلبی شروع و بعد از آن ،امر و نهی زبانی و در نهایت به امر و نهی فعلی و به اصطلاح «انکار به ید »ختم می شود .آخرین مرحله از امر و نهی ،مستلزم نوعی ضرب و جرح است و اقامه ی حدود و تعزیرات شرعی نیز نوعی جلوگیری از منکر محسوب می شود .<br/>
 +
در وجوب امر و نهی لسانی بر هر مکلفی در هر صورتی که شرایط آن محقق شود ، بحثی نیست ، هرچند در وجوب عینی و یا وجوب کفایی آن اختلاف دیدگاه وجود دارد که قبلاً توضیح داده شد . حال اگر این امر و نهی نیازمند ایجاد ضرب و جرح در طرف مقابل باشد ،آیا هر مکلفی ملزم است که به این عمل شخصاًاقدام نماید و به عبارت دیگر ،آیا از مجوّز چنین اقدامی به صورت مستقل برخوردار است ؟و یا نیازمند اخذ نظر حاکم شرع و یا فرد منصوب از سوی حاکم شرع خواهد بود ؟<br/>
 +
برخی معتقدند این گونه امر و نهی که به زدن ،بازداشت کردن ،کشتن و یا جراحت وارد کردن منجر شود ،منوط به کسب اجازه سلطان وقت است که از سوی شارع مقدس به حکومت و ریاست منصوب شده است. به این ترتیب، اگر اذن حاکم حاصل نشود و یا دسترسی به وی امکانپذیر نباشد، باید به امر و نهی زبانی اکتفا شود. البته اقامه ی حدود از جمله اختیارات سلطان حق است که از سوی خداوند متعال منصوب شده و یا از اختیارات کسی است که سلطان او را به این مسئولیت گماشته است .<ref>۸۵.فقهایی چون شیخ در نهایه ، محقق در شرایع .،سلار بن عبدالعزیز دیلمی ،ابن براج و دیگران به این نظر معتقدند ،ر.ک:به مبانی فقهی حکومت اسلامی، ج۳،ص۳۴۰.</ref>
 +
برای اثبات این نظریه استدلال شده است که این گونه عمل و اقدام خود سرانه در جامعه ،به بی نظمی و آشوب منجر می شود .علاوه بر آن چون عموم مردم توان شناخت دقیق منکرات را ندارند، اگر مجاز به اقدام عملی و مقابله فیزیکی شوند ،ای بسا از این حق سوء استفاده های فراوانی در جهت غرض ورزی های شخصی بشود .همچنین امر و نهی فعلی نیازمند برخورداری از حمایت و قدرت برتر است که همواره در جوامع در دست حکومت ها است و معمولاً افراد جامعه از آن بهره مند نیستند .بنابراین ،در این صورت ،اقدام به ضرب و جرح طبیعتاً با واکنش طرف مقابل مواجه شده و نتیجه ای برای الزام متخلف به ترک تخلف به دنبال نخواهد داشت .<ref>۸۶.همان ،ص۳۴۴-۳۴۷.</ref>
 +
در مقابل این نظر ،دیدگاه دیگری نیز بر وجوب عمل به این فریضه، هرچند که به ضرب و جرح منجر شود ،تأکید دارد .بنابر این نظر، اگرچه اذنی از سوی سلطان حق که همان امام معصوم یا نائب او است، نرسیده باشد و یا حاکم در دسترس نباشد ،هر مکلفی وظیفه دارد در مقابل منکرات بایستد ،هر چند که این کار به درگیری و تقابل فیزیکی نیز بینجامد .<br/>
 +
قائلان این نظر ،به روایاتی که صریحاً دلالت بر این نکته دارد که [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] زبانی به تنهایی کافی نیست و باید به همراه اقدام عملی صورت گیرد، استدلال می کنند .از جمله این روایات ،روایت یحیی طویل از امام صادق علیه السلام است که آن حضرت فرمود:<br/>
 +
«ما جعل الله بسط اللِّسان و کفَّ الید و لکن جعلهما یبسطان معاً و یکفّان معاً »؛<ref>۸۷.الکافی ،ج۵،ص۵۵،ح۱؛وسائل الشیعه ،ج۱۱،ص۱۰۹،ح۱.</ref>چنین نیست که خدای متعال زبان را باز گذارد و دست را ببندد ؛ بلکه این دو را با هم قرار داده است که به همراه هم باز و بسته می شوند .<br/>
 +
امام خمینی این گونه [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] را در صورتی که منجر به ایجاد جرح یا قتل شود ،تنها با مجوز حاکم شرع مجاز دانسته اند ؛مگر در موارد بسیار با اهمیت که در این فصل به آن پرداخته خواهد شد
  
 +
== مراتب فریضه در دیدگاه حضرت امام رحمه الله ==
 +
حضرت امام رحمه الله نیز در مرحله بندی اقدام به [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] نخست به «انزجار قلبی »و سپس «امر و نهی زبانی»و «جلوگیری با دست »اشاره می فرماید و معتقد است که در صورت حصول مطلوب از مرتبه ی پایین تر ،نباید به مرتبه ی فوق آن اقدام کرد <ref>۸۸.ر.ک:تحریر الوسیله ،ج۱، ص۴۵۳؛ رساله توضیح المسائل ، ص۴۵۲،مسأله ۲۸۰۴.</ref>
 +
=== مرحله نخست :انزجار قلبی ===
 +
در وهله نخست لازم است در مواجهه با منکر چگونگی تأثیر این کنش را برآورد کرد .به این معنا که اگر انسان بدون اظهار سخنی که حاکی از امر و نهی باشد ،طوری رفتار و عملکرد خویش را تنظیم کند که شخص عمل کننده به منکر و یا تارک معروف بتواند مقصود را دریابد و همین مقدار باعث تنبه او شده و دست از خلاف برداشته و یا به کارهای پسندیده عمل کند ،باید به این شکل عمل کند .به عنوان مثال، ممکن است انسان بتواند با روی برگرداندن از کسی ، چهره در هم کشیدن و یا ترک مراوده ،انزجار قلبی خویش را از کارهای طرف مقابل ابراز کند ؛به گونه ای که شخص مقابل نوعی امر به عمل معروف و یا [[نهی از منکر]] را برداشت کند و موجب تغییر رفتار او شود .<br/>
 +
بنابراین ،در صورت امکان چنین تأثیر گذاری که به جلوگیری عملی از منکر و اقدام به انجام معروف منتهی شود ،نوبت به مراتب دیگر این فریضه نخواهد رسید.خصوصاً اگر طرف مقابل از حیثیت و جایگاهی برخوردار است که هر گونه رفتاری غیر از این ،حتی امر و نهی زبانی نیز موجب هتک حیثیت و آبروریزی خواهد شد که در این صورت و با احتمال تأثیر واکنش آرام تری مثل برگرداندن، نمی توان به مراتب بالاتر آن عمل نمود .<ref>۸۹.ر.ک:تحریر الوسیله ،ج۱، ص۴۵۳ ،مسأله ۱.</ref>
 +
همچنین در صورتی که عمل به مرتبه ی پایین تر فریضه ،سبب کاهش میزان عمل به منکر شود و مراتب دیگر فریضه هم در ریشه کنی کامل منکر مؤثر نیفتد ،همین مقدار واجب می شود ؛ یعنی اگر مثلاً اعراض و دوری گزیدن از فرد، منجر شود که طرف از میزان خلافی که مرتکب می شود ،بکاهد، همین مقدار ،یعنی اعراض از او، واجب خواهد بود <ref> ۹۰.رساله توضیح المسائل، ص۴۵۳،مسأله ۲۸۰۷.</ref>
 +
در این قسمت ،حضرت امام رحمه الله به چگونگی بهره بردن از مرتبه ی نخست فریضه در شیوه تعامل با حکومت های طاغوتی و سلاطین جور اشاره فرموده و به وظیفه ی عالمان دینی در مواجهه با آن ها می پردازد که در بخش «جایگاه اجتماعی این فریضه »در فصل بعدی همین نوشتار ،به آن خواهیم پرداخت .<br/>
 +
همچنین ایشان از باب اهمیت بحث به بیان حکم رضایت به فعل منکر نیز اشاره فرموده اند .به نظر حضرت امام رحمه الله به غیر از وجوب [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] که از نوعی جنبه امریت و اقدام عملی برخوردار است، صرف عدم رضای قلبی به انجام منکر نیز واجب است و در مقابل، رضایت از فعل منکر و ترک معروف، هر چند که خود فرد هیچ نقشی در انجام منکر و ترک معروف نداشته باشد ،حرام است و این حرمت ،مشروط به هیچ شرطی مثل شرایط «امر به معروف و نهی از منکر»نیست <ref>۹۱.تحریر الوسیله ،ج۱،ص۴۵۴ ، مسأله ۷-۸.</ref>
 +
=== مرحله دوم :امر و نهی با زبان ===
 +
اگر در مواجهه با فعل حرام و ترک واجب هیچ یک از اقدامات بیان شده در مرحله ی نخست مؤثر نیفتد،واجب است که انسان به گونه ای دیگر عمل نماید ؛یعنی اگر به هر سببی یقین پیدا شود که هیچ گونه اقدامی که نشان هنده انزجار قلبی از منکر باشد، در تغییر رفتار طرف مؤثر نخواهد افتاد ،لازم است به امر و نهی زبانی عمل نمود <ref>۹۲.برخی مثل آیة الله خویی رحمه الله دو مرتبه ی انکار قلبی و انکار به زبان را در عرض هم می دانند که خود آمر و ناهی می تواند از بین آن ها آنچه را احتمال تأثیر دارد ،انتخاب کند و یا هر دو را جمع کند؛ اما مرتبه ی سوم تنها در صورتی جایز است که دو مرتبه نخست مؤثر واقع نگردد .(منهاج الصالحین ،ج۱، العبادات، ص۳۵۲-۳۵۳)</ref>
 +
در خود همین مرحله نیز تقسیم بندی انواع برخورد قابل تصور است ؛ به این بیان که اگر احتمال بدهد که با توصیه و ارشاد و تذکر به همراه برخوردی مسالمت جویانه و تعاملی خیرخواهانه می توان در طرف مؤثر افتاد ،واجب است به همین شکل عمل شود و از هر گونه امر و نهی افراطی و آمرانه پرهیز شود .در غیر این صورت ،باید با برخوردی همراه با امر و نهی اقدام نمود .در این زمان هم باید ابتدا از امر و نهی آرام آغاز نمود و اگز مؤثر نیفتاد ،با غلظت و تندی بیشتری برخورد کرد .با رعایت این مراتب ،حتی در نهایت می توان فاعل منکر و تارک معروف را تهدید و ارعاب نمود .البته لازم است که در این برخورد از هر گونه سخن زشت و ناپسند که خود حرام است ،اجتناب کرد ؛ مثلاً نمی توان با دشنام و توهین ،شخص را به انجام واجب و یا ترک حرام وادار کرد ؛ بله اگر منکر از مواردی است که شارع مقدس به هیچ وجه راضی به انجام آن نیست ،مثل قتل نفس محترمه و یا گناهان بزرگی که به انجام آن وعده عذاب داده شده ،انسان نه تنها مجاز است ،بلکه موظف است که برای جلوگیری از آن ها از سخنان اهانت آمیز هم بهره جوید. <ref> ۹۳.تحریر الوسیله ،ج۱،ص۴۵۴-۴۵۵ ،مسأله ۱-۵ ؛رساله توضیح المسائل ،۴۵۲-۴۵۳،مسائل ۲۸۱۳-۲۸۱۶.</ref>
 +
=== مرحله سوم :انکار با دست ===
 +
آخرین مرحله [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] ،الزام یا جلوگیری عملی است که از آن به «انکار به ید »تعبیر می شود .مسلم است که با فرض تأثیر گذاری دو مرحله اوّل ،نباید به این نوع از امر و نهی اقدام نمود .اما اگر انزجار قلبی و یا امر و نهی با زبان در تغییر رفتار طرف مؤثر واقع نشود، نوبت به اقدام عملی خواهد رسید <ref> ۹۴.ر.ک:تحریر الوسیله ،ج۱، ص۴۵۶،مسأله ۱.</ref>
 +
در این مرحله نیز اقدامات مختلفی قابل تصور است که مانند مراحل قبلی در صورت احتمال تأثیر با اقدام مرتبه ی پایین تر نباید از خشونت بیشتر استفاده کرد و در مراحل نهایی نیز اقدام عملی منوط به کسب اجازه از حاکم شرع خواهد بود .در ادامه به طور خلاصه به برخی مسائل این مرحله اشاره می شود :<br/>
 +
پایین ترین مرتبه ی اقدام عملی این است که بین فاعل منکر و بین عملی که در صدد انجام آن است، مانعی ایجاد نمود ؛ به عنوان مثال، ابزاری را که به واسطه ی آن به انجام حرام می پردازد ،از او دور نمود ،با گرفتن دست او مانع از ارتکاب منکر شد ،در صورت ضرورت او را حبس کرد و یا مانع خروج از منزلش و یا رفتن به محل معصیت شد .البته در فرض اخیر اگر این کار موجب ایجاد نارسایی در معیشت او و اذیتش شود ،باید ترک شود <ref>۹۵.همان ،ص۴۵۶-۴۵۷،مسأله ۳،۲و۸.</ref>
 +
همچنین اگر این گونه اقدام، نیازمند وارد شدن در خانه و ملک طرف و یا تصرف در وسائل زندگی او شود ،تنها در صورتی جایز است که منکر از امور مهمی باشد که شارع مقدس هیچ گاه به اتیان آن راضی نیست ،مثل کشتن نفس محترمه <ref>۹۶.همان ،ص۴۵۷،مسأله ۴.</ref>
 +
مراتب بعدی منع عملی از اتیان منکر، این است که اگر هیچ یک از اقدامات قبلی مؤثر نباشد و جلوگیری از منکر ضرورتاً با زدن یا آسیب رساندن حاصل شود ،با مراعات «الأسهل فالأسهل »جایز خواهد بود .<br/>
 +
در این صورت ،چنانچه اقدام عملی ،به ایجاد جراحت و یا قتل منجر شود ،بدون کسب مجوز از حاکم شرع جایز نمی باشد ،البته در این صورت هم اگر موضوع منکر از مسائل مهمی باشد که جلوگیری از آن به هر نحوی واجب است ،اقدام به [[دفاع]] در این زمینه نیازمند کسب اجازه ی حاکم شرع نخواهد بود .<ref>۹۷.همان ،ص۴۵۷-۴۵۸،مسأله ۱۰-۱۲.</ref>
  
+
== بیان لطیفی از امام رحمه الله ==
اين فريضه داراي مراتبي است که از مرتبه ي نخست ،يعني انزجار قلبي شروع و بعد از آن ،امر و نهي زباني و در نهايت به امر و نهي فعلي و به اصطلاح «انکار به يد »ختم مي شود .آخرين مرحله از امر و نهي ،مستلزم نوعي ضرب و جرح است و اقامه ي حدود و تعزيرات شرعي نيز نوعي جلوگيري از منکر محسوب مي شود .
+
در پایان بحث از مراتب این فریضه ،حضرت امام بیان لطیفی در قالب توصیه در مرحله ی عمل به این فریضه مهم دارند که در بردارنده نکاتی بسیار مفید و ارزشمند است .ایشان می فرماید :<br/>
در وجوب امر و نهي لساني بر هر مکلفي در هر صورتي که شرايط آن محقق شود ، بحثي نيست ، هرچند در وجوب عيني و يا وجوب کفايي آن اختلاف ديدگاه وجود دارد که قبلاً توضيح داده شد . حال اگر اين امر و نهي نيازمند ايجاد ضرب و جرح در طرف مقابل باشد ،آيا هر مکلفي ملزم است که به اين عمل شخصاًاقدام نمايد و به عبارت ديگر ،آيا از مجوّز چنين اقدامي به صورت مستقل برخوردار است ؟و يا نيازمند اخذ نظر حاکم شرع و يا فرد منصوب از سوي حاکم شرع خواهد بود ؟
+
سزوار است که آمر به معروف و ناهی از منکر ،در امر و نهی و مراتب انکارش مانند پزشک معالج مهربان و پدر با شفقت که مراعات مصلحت مرتکب را می نماید ،باشد و انکارش لطف و رحمت برای او خصوصاً ،و برای امت عموماً باشد ،و قصدش را فقط برای خدای متعال و رضایت او قرار دهد و این کارش را از آلودگی های هواهای نفسانی و اظهار بزرگی خالص نماید و نفس خودش را منزّه نداند و برای آن، بزرگی یا برتری بر مرتکب نبیند؛ که چه بسا برای شخص مرتکب [[گناه]] ولو گناهان کبیره باشد ،ولی صفات خوب نفسانی نیز باشد که مورد رضایت خدا می باشند و خداوند متعال او را به خاطر این صفات دوست دارد ،اگر چه کار (گناه )او مورد بغض خداوند می باشد و چه بسا آمر و ناهی خود برعکس او باشد ،گر چه بر خودش پوشیده است <ref>۹۸.همان ،ص۴۵۸،مسأله ۱۴.</ref>
برخي معتقدند اين گونه امر و نهي که به زدن ،بازداشت کردن ،کشتن و يا جراحت وارد کردن منجر شود ،منوط به کسب اجازه سلطان وقت است که از سوي شارع مقدس به حکومت و رياست منصوب شده است. به اين ترتيب، اگر اذن حاکم حاصل نشود و يا دسترسي به وي امکانپذير نباشد، بايد به امر و نهي زباني اکتفا شود. البته اقامه ي حدود از جمله اختيارات سلطان حق است که از سوي خداوند متعال منصوب شده و يا از اختيارات کسي است که سلطان او را به اين مسئوليت گماشته است .(۱)
+
ایشان در ادامه فرموده :<br/>
براي اثبات اين نظريه استدلال شده است که اين گونه عمل و اقدام خود سرانه در جامعه ،به بي نظمي و آشوب منجر مي شود .علاوه بر آن چون عموم مردم توان شناخت دقيق منکرات را ندارند، اگر مجاز به اقدام عملي و مقابله فيزيکي شوند ،اي بسا از اين حق سوء استفاده هاي فراواني در جهت غرض ورزي هاي شخصي بشود .همچنين امر و نهي فعلي نيازمند برخورداري از حمايت و قدرت برتر است که همواره در جوامع در دست حکومت ها است و معمولاً افراد جامعه از آن بهره مند نيستند .بنابراين ،در اين صورت ،اقدام به ضرب و جرح طبيعتاً با واکنش طرف مقابل مواجه شده و نتيجه اي براي الزام متخلف به ترک تخلف به دنبال نخواهد داشت .(۲)
+
از عظیم ترین مصادیق [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] ،و شریف ترین و دقیق ترین و شدیدترین آن ها از نظر تأثیر ،و دلنشین ترین آن ها ،مخصوصاً اگر آمر و ناهی از علمای دین و رؤسای مذهب باشد، آن است که از شخصی صادر شود که خودش لباس معروف ،چه واجب و چه مستحبش را پوشیده (و به آن عمل کرده )باشد ،و از منکر (و حرام )،بلکه از مکروه دور باشد و به اخلاق انبیا و اهل معنویت متخلق باشد و از اخلاق بی خردان و اهل دنیا منزه باشد تا آن که با کار و روش و اخلاقش آمر و ناهی باشد و مردم به او اقتدا نمایند (و او را الگو قرار دهند ).و اگر -العیاذ بالله -خلاف این باشد و مردم ببینند عالمی که ادعای جانشینی انبیا و رهبری امت را دارد ،به آنچه می گوید عمل نمی کند ،این وضع ،موجب ضعیف شدن عقیده مردم و جرأت آنان بر گناهان و بدگمانی آن ها به علمای صالح گذشته می شود .پس بر علما و مخصوصاً بر رؤسای مذهب است که از مواضع تهمت اجتناب کنند <ref>۹۹.همان ،مسأله ۱۵. جناب حافظ چه نیکو عالمان بی عمل را در بیانی کوتاه توصیف می کند :<br/>
در مقابل اين نظر ،ديدگاه ديگري نيز بر وجوب عمل به اين فريضه، هرچند که به ضرب و جرح منجر شود ،تأکيد دارد .بنابر اين نظر، اگرچه اذني از سوي سلطان حق که همان امام معصوم يا نائب او است، نرسيده باشد و يا حاکم در دسترس نباشد ،هر مکلفي وظيفه دارد در مقابل منکرات بايستد ،هر چند که اين کار به درگيري و تقابل فيزيکي نيز بينجامد .
+
واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند
قائلان اين نظر ،به رواياتي که صريحاً دلالت بر اين نکته دارد که امر به معروف و نهي از منکر زباني به تنهايي کافي نيست و بايد به همراه اقدام عملي صورت گيرد، استدلال مي کنند .از جمله اين روايات ،روايت يحيي طويل از امام صادق عليه السلام است که آن حضرت فرمود:
+
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
«ما جعل الله بسط اللِّسان و کفَّ اليد و لکن جعلهما يبسطان معاً و يکفّان معاً »؛(۳) چنين نيست که خداي متعال زبان را باز گذارد و دست را ببندد ؛ بلکه اين دو را با هم قرار داده است که به همراه هم باز و بسته مي شوند .
+
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
امام خميني اين گونه امر به معروف و نهي از منکر را در صورتي که منجر به ايجاد جرح يا قتل شود ،تنها با مجوز حاکم شرع مجاز دانسته اند ؛مگر در موارد بسيار با اهميت که در اين فصل به آن پرداخته خواهد شد .
+
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند </ref>
مراتب فريضه در ديدگاه حضرت امام رحمه الله
+
کلماتی که از حضرت امام نقل شد، بیان نیکویی از سخن امیر بیان، علی علیه السلام در نهج البلاغه است که فرمود :<br/>
+
«من غضب نفسه للنّاس إماماً فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره .ولیکن تأدیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه و معلّم نفسه و مؤدِّبها أحقُّ بالإجلال من معلِّم النّاس و مؤدِّبهم »<ref>۱۰۰.نهج البلاغه ،حکمت ۷۳، ص۳۷۱.</ref>
حضرت امام رحمه الله نيز در مرحله بندي اقدام به امر به معروف و نهي از منکر نخست به «انزجار قلبي »و سپس «امر و نهي زباني»و «جلوگيري با دست »اشاره مي فرمايد و معتقد است که در صورت حصول مطلوب از مرتبه ي پايين تر ،نبايد به مرتبه ي فوق آن اقدام کرد .(۴)
+
آن که خود را پیشوای مردم سازد پیش از تعلیم دیگری باید به ادب کردن خویش پردازد ،و پیش از آن که به گفتار تعلیم فرماید باید به کردار ادب نماید ، و آن که خود تعلیم دهد و ادب اندوزد ،شایسته تر به تعظیم است از آن که دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد .<br/>
مرحله نخست :انزجار قلبي
+
+
در وهله نخست لازم است در مواجهه با منکر چگونگي تأثير اين کنش را برآورد کرد .به اين معنا که اگر انسان بدون اظهار سخني که حاکي از امر و نهي باشد ،طوري رفتار و عملکرد خويش را تنظيم کند که شخص عمل کننده به منکر و يا تارک معروف بتواند مقصود را دريابد و همين مقدار باعث تنبه او شده و دست از خلاف برداشته و يا به کارهاي پسنديده عمل کند ،بايد به اين شکل عمل کند .به عنوان مثال، ممکن است انسان بتواند با روي برگرداندن از کسي ، چهره در هم کشيدن و يا ترک مراوده ،انزجار قلبي خويش را از کارهاي طرف مقابل ابراز کند ؛به گونه اي که شخص مقابل نوعي امر به عمل معروف و يا نهي از منکر را برداشت کند و موجب تغيير رفتار او شود .
+
بنابراين ،در صورت امکان چنين تأثير گذاري که به جلوگيري عملي از منکر و اقدام به انجام معروف منتهي شود ،نوبت به مراتب ديگر اين فريضه نخواهد رسيد.خصوصاً اگر طرف مقابل از حيثيت و جايگاهي برخوردار است که هر گونه رفتاري غير از اين ،حتي امر و نهي زباني نيز موجب هتک حيثيت و آبروريزي خواهد شد که در اين صورت و با احتمال تأثير واکنش آرام تري مثل برگرداندن، نمي توان به مراتب بالاتر آن عمل نمود .(۵)
+
همچنين در صورتي که عمل به مرتبه ي پايين تر فريضه ،سبب کاهش ميزان عمل به منکر شود و مراتب ديگر فريضه هم در ريشه کني کامل منکر مؤثر نيفتد ،همين مقدار واجب مي شود ؛ يعني اگر مثلاً اعراض و دوري گزيدن از فرد، منجر شود که طرف از ميزان خلافي که مرتکب مي شود ،بکاهد، همين مقدار ،يعني اعراض از او، واجب خواهد بود .(۶)
+
در اين قسمت ،حضرت امام رحمه الله به چگونگي بهره بردن از مرتبه ي نخست فريضه در شيوه تعامل با حکومت هاي طاغوتي و سلاطين جور اشاره فرموده و به وظيفه ي عالمان ديني در مواجهه با آن ها مي پردازد که در بخش «جايگاه اجتماعي اين فريضه »در فصل بعدي همين نوشتار ،به آن خواهيم پرداخت .
+
همچنين ايشان از باب اهميت بحث به بيان حکم رضايت به فعل منکر نيز اشاره فرموده اند .به نظر حضرت امام رحمه الله به غير از وجوب امر به معروف و نهي از منکر که از نوعي جنبه امريت و اقدام عملي برخوردار است، صرف عدم رضاي قلبي به انجام منکر نيز واجب است و در مقابل، رضايت از فعل منکر و ترک معروف، هر چند که خود فرد هيچ نقشي در انجام منکر و ترک معروف نداشته باشد ،حرام است و اين حرمت ،مشروط به هيچ شرطي مثل شرايط «امر به معروف و نهي از منکر»نيست .(۷)
+
مرحله دوم :امر و نهي با زبان
+
+
اگر در مواجهه با فعل حرام و ترک واجب هيچ يک از اقدامات بيان شده در مرحله ي نخست مؤثر نيفتد،واجب است که انسان به گونه اي ديگر عمل نمايد ؛يعني اگر به هر سببي يقين پيدا شود که هيچ گونه اقدامي که نشان هنده انزجار قلبي از منکر باشد، در تغيير رفتار طرف مؤثر نخواهد افتاد ،لازم است به امر و نهي زباني عمل نمود .(۸)
+
در خود همين مرحله نيز تقسيم بندي انواع برخورد قابل تصور است ؛ به اين بيان که اگر احتمال بدهد که با توصيه و ارشاد و تذکر به همراه برخوردي مسالمت جويانه و تعاملي خيرخواهانه مي توان در طرف مؤثر افتاد ،واجب است به همين شکل عمل شود و از هر گونه امر و نهي افراطي و آمرانه پرهيز شود .در غير اين صورت ،بايد با برخوردي همراه با امر و نهي اقدام نمود .در اين زمان هم بايد ابتدا از امر و نهي آرام آغاز نمود و اگز مؤثر نيفتاد ،با غلظت و تندي بيشتري برخورد کرد .با رعايت اين مراتب ،حتي در نهايت مي توان فاعل منکر و تارک معروف را تهديد و ارعاب نمود .البته لازم است که در اين برخورد از هر گونه سخن زشت و ناپسند که خود حرام است ،اجتناب کرد ؛ مثلاً نمي توان با دشنام و توهين ،شخص را به انجام واجب و يا ترک حرام وادار کرد ؛ بله اگر منکر از مواردي است که شارع مقدس به هيچ وجه راضي به انجام آن نيست ،مثل قتل نفس محترمه و يا گناهان بزرگي که به انجام آن وعده عذاب داده شده ،انسان نه تنها مجاز است ،بلکه موظف است که براي جلوگيري از آن ها از سخنان اهانت آميز هم بهره جويد. (۹)
+
مرحله سوم :انکار با دست
+
+
آخرين مرحله امر به معروف و نهي از منکر ،الزام يا جلوگيري عملي است که از آن به «انکار به يد »تعبير مي شود .مسلم است که با فرض تأثير گذاري دو مرحله اوّل ،نبايد به اين نوع از امر و نهي اقدام نمود .اما اگر انزجار قلبي و يا امر و نهي با زبان در تغيير رفتار طرف مؤثر واقع نشود، نوبت به اقدام عملي خواهد رسيد .(۱۰)
+
در اين مرحله نيز اقدامات مختلفي قابل تصور است که مانند مراحل قبلي در صورت احتمال تأثير با اقدام مرتبه ي پايين تر نبايد از خشونت بيشتر استفاده کرد و در مراحل نهايي نيز اقدام عملي منوط به کسب اجازه از حاکم شرع خواهد بود .در ادامه به طور خلاصه به برخي مسائل اين مرحله اشاره مي شود :
+
پايين ترين مرتبه ي اقدام عملي اين است که بين فاعل منکر و بين عملي که در صدد انجام آن است، مانعي ايجاد نمود ؛ به عنوان مثال، ابزاري را که به واسطه ي آن به انجام حرام مي پردازد ،از او دور نمود ،با گرفتن دست او مانع از ارتکاب منکر شد ،در صورت ضرورت او را حبس کرد و يا مانع خروج از منزلش و يا رفتن به محل معصيت شد .البته در فرض اخير اگر اين کار موجب ايجاد نارسايي در معيشت او و اذيتش شود ،بايد ترک شود .(۱۱)
+
همچنين اگر اين گونه اقدام، نيازمند وارد شدن در خانه و ملک طرف و يا تصرف در وسائل زندگي او شود ،تنها در صورتي جايز است که منکر از امور مهمي باشد که شارع مقدس هيچ گاه به اتيان آن راضي نيست ،مثل کشتن نفس محترمه .(۱۲)
+
مراتب بعدي منع عملي از اتيان منکر، اين است که اگر هيچ يک از اقدامات قبلي مؤثر نباشد و جلوگيري از منکر ضرورتاً با زدن يا آسيب رساندن حاصل شود ،با مراعات «الأسهل فالأسهل »جايز خواهد بود .
+
در اين صورت ،چنانچه اقدام عملي ،به ايجاد جراحت و يا قتل منجر شود ،بدون کسب مجوز از حاکم شرع جايز نمي باشد ،البته در اين صورت هم اگر موضوع منکر از مسائل مهمي باشد که جلوگيري از آن به هر نحوي واجب است ،اقدام به دفاع در اين زمينه نيازمند کسب اجازه ي حاکم شرع نخواهد بود .(۱۳)
+
بيان لطيفي از امام رحمه الله
+
+
در پايان بحث از مراتب اين فريضه ،حضرت امام بيان لطيفي در قالب توصيه در مرحله ي عمل به اين فريضه مهم دارند که در بردارنده نکاتي بسيار مفيد و ارزشمند است .ايشان مي فرمايد :
+
سزوار است که آمر به معروف و ناهي از منکر ،در امر و نهي و مراتب انکارش مانند پزشک معالج مهربان و پدر با شفقت که مراعات مصلحت مرتکب را مي نمايد ،باشد و انکارش لطف و رحمت براي او خصوصاً ،و براي امت عموماً باشد ،و قصدش را فقط براي خداي متعال و رضايت او قرار دهد و اين کارش را از آلودگي هاي هواهاي نفساني و اظهار بزرگي خالص نمايد و نفس خودش را منزّه نداند و براي آن، بزرگي يا برتري بر مرتکب نبيند؛ که چه بسا براي شخص مرتکب گناه ولو گناهان کبيره باشد ،ولي صفات خوب نفساني نيز باشد که مورد رضايت خدا مي باشند و خداوند متعال او را به خاطر اين صفات دوست دارد ،اگر چه کار (گناه )او مورد بغض خداوند مي باشد و چه بسا آمر و ناهي خود برعکس او باشد ،گر چه بر خودش پوشيده است .(۱۴)
+
ايشان در ادامه فرموده :
+
از عظيم ترين مصاديق امر به معروف و نهي از منکر ،و شريف ترين و دقيق ترين و شديدترين آن ها از نظر تأثير ،و دلنشين ترين آن ها ،مخصوصاً اگر آمر و ناهي از علماي دين و رؤساي مذهب باشد، آن است که از شخصي صادر شود که خودش لباس معروف ،چه واجب و چه مستحبش را پوشيده (و به آن عمل کرده )باشد ،و از منکر (و حرام )،بلکه از مکروه دور باشد و به اخلاق انبيا و اهل معنويت متخلق باشد و از اخلاق بي خردان و اهل دنيا منزه باشد تا آن که با کار و روش و اخلاقش آمر و ناهي باشد و مردم به او اقتدا نمايند (و او را الگو قرار دهند ).و اگر -العياذ بالله -خلاف اين باشد و مردم ببينند عالمي که ادعاي جانشيني انبيا و رهبري امت را دارد ،به آنچه مي گويد عمل نمي کند ،اين وضع ،موجب ضعيف شدن عقيده مردم و جرأت آنان بر گناهان و بدگماني آن ها به علماي صالح گذشته مي شود .پس بر علما و مخصوصاً بر رؤساي مذهب است که از مواضع تهمت اجتناب کنند .(۱۵)
+
کلماتي که از حضرت امام نقل شد، بيان نيکويي از سخن امير بيان، علي عليه السلام در نهج البلاغه است که فرمود :
+
«من غضب نفسه للنّاس إماماً فليبدأ بتعليم نفسه قبل تعليم غيره .وليکن تأديبه بسيرته قبل تأديبه بلسانه و معلّم نفسه و مؤدِّبها أحقُّ بالإجلال من معلِّم النّاس و مؤدِّبهم ».(۱۶)
+
آن که خود را پيشواي مردم سازد پيش از تعليم ديگري بايد به ادب کردن خويش پردازد ،و پيش از آن که به گفتار تعليم فرمايد بايد به کردار ادب نمايد ، و آن که خود تعليم دهد و ادب اندوزد ،شايسته تر به تعظيم است از آن که ديگري را تعليم دهد و ادب آموزد .
+
تکمله
+
+
لازم است در اينجا به نکته اي اشاره شود و آن اين که تشخيص مراتب عمل به فريضه ي امر به معروف و نهي از منکر، در خيلي از موارد از ظرافت هاي خاصي برخوردار است .آمر و ناهي همواره بايد در چگونگي برخورد در حين انجام فريضه و تشخيص شيوه تعامل و برخورد با متخلف، نهايت دقت را به عمل آورد ؛ يعني موارد برخورد ممکن است
+
تفاوت اساسي با همديگر داشته باشند ؛به عنوان مثال ،گاهي احتمال دارد که ترک معاشرت با فرد متخلف سبب تنبه او شود و در موارد ديگر،همين امر شايد نتيجه ي معکوس به دنبال داشته باشد .اين موضوع در دو حکم استفتايي ذيل از حضرت امام نمود روشني دارد .
+
مورد اوّل :
+
+
س :خواهشمند است نظر خود را راجع به رفت و آمد و ساير ارتباطات؛ گفتگو و مصاحفه ،صله ي رحم ،صرف غذاي آنان ،نماز خواندن در منزل ايشان ،هديه دادن و گرفتن ،با خانواده ها يا افرادي که خصوصيات ذيل را دارند ،[بيان بفرماييد و حکم معاشرت با آن ها ]چگونه است :
+
افرادي که مخالف نظام جمهوري اسلامي هستند يا رعايت حجاب و اصول اسلامي -کلي يا جزئي -را نمي کنند يا وضع کسب و درآمدشان از نظر شرعي مشکوک و يا حرام و يا مخلوطي از حرام و حلال است ؟
+
ج:گفتگو و رفت و آمد با آنان اشکال ندارد ،به خصوص اگر موجب هدايت آن ها شود ؛ولي تصرف در اموال آن ها در صورتي جايز است که علم به وجود مال حرام در آنچه مورد تصرف است نباشد .(۱۷)
+
مورد دوم :
+
+
س:شخصي است که مبادرت به خوردن مشروبات الکلي مي نمايد و کارهاي منافي با عفت انجام مي دهد و به مراجع عالي قدر توهين مي نمايد .از نظر وظيفه ي شرعي ،نصيحت و نهي از منکر شده است ؛ولي متأسفانه
+
مؤثر واقع نگرديده ،تقاضا دارم حکم الله را از نظر معاشرت و طهارت نجاست و حدّ شرعي بيان فرماييد .
+
ج:اگر ترک معاشرت موجب مي شود شخص مشارُاليه دست از اعمال خلاف خود بردارد ،لازم است از معاشرت با او خودداري نماييد و تا ارتداد او ثابت نشود ، محکوم به حکم ساير مسلمين است. (۱۸)
+
بنابراين ،قطع معاشرت و رفت و آمد در صورتي مجاز است که تأثير در التزام طرف به واجبات و دوري گزيدن از محرمات ممکن نباشد؛ اما اگر همين معاشرت سبب آگاه ساختن طرف و روشنگري او شود ،نه تنها دوري گزيدن مجاز نيست ،بلکه بايد به تعامل با او ادامه داد تا بتوان از طريق اين معاشرت تغيير رفتاري در او ايجاد کرد .
+
عمل به اين دو فريضه در مورد ارحام
+
+
در اينجا مسأله ديگري که از جهت اخلاقي اسلام حائز اهميت است، مطرح مي شود و آن حسن تعامل و برقراري رفتار اجتماعي سازنده با ديگران ،خصوصاً بستگان و وابستگان خانوادگي است .روشن است که اين مهم در برخي موارد با انجام فريضه ي «امر به معروف و نهي از منکر» ارتباط نزديک و يا در تقابل قرار مي گيرد. اي بسا عده اي به جهت اين که نزديکان آن ها به احکام دين التزام عملي نداشته و يا اهل رفتارهاي ناشايست هستند ،با آن ها مدت هاي طولاني قطع ارتباط کرده و اين عمل را وظيفه ي ديني خويش تلقي مي کنند ؛در حالي که اصل قطع رحم از محرمات شرعي است و تنها در صورتي که امر مهم ديگري متفرع بر آن باشد ،جايز خواهد بود ؛و گرنه بدون دليل قانع کننده نمي توان رفت و آمد و معاشرت با خويشاوندان و نزديکان را ترک کرد .
+
اين مهم در پاسخ به سؤالاتي از حضرت امام مورد تأکيد قرار گرفته است .
+
مورد اول :
+
+
س:آيا انسان مي تواند از نظر شرعي با خويشاونداني که بي تقوا و بي نماز و ضد انقلابند ،از قبيل، پدر،مادر،خواهر و غيره قطع رحم نمايند ؟
+
ج:قطع رحم جايز نيست ؛ولي بايد آن ها را با مراعات موازين ،امر به معروف و نهي از منکر نمايند .(۱۹)
+
همچنين اگر تعامل با آنان سبب شود که انسان خود در معرض لغزش و گناه قرار گيرد ،بايد از اين مفسده اجتناب کرد ؛اما باز نبايد قطع ارتباط نمود ؛ بلکه لازم است با ارشاد افراد متخلف ،از معصيت آن ها جلوگيري کرد .
+
مورد دوم :
+
+
س:اگر ارحام انسان مرتکب فسق علني شوند ،به طوري که معاشرت با آن ها انسان را نيز در معرض گناه قرار دهد ،آيا باز هم معاشرت با آنان واجب است ؟
+
ج:بايد سعي کند در گناه واقع نشود؛ بلکه آنان را ارشاد نمايد .(۲۰)
+
«امر به معروف و نهي از منکر»و حفظ حريم والدين
+
در مورد استفتاء ذيل نيز که بيانگر وظيفه ي فرزند در برابر والديني است که رفتار ناشايست داشته و نيازمند «امر به معروف و نهي از منکر» هستند ،براي روشن شدن شيوه ي تعامل با ذوي الحقوق، بسيار سودمند است .روشن است که حفظ حريم پدر و مادر ،وظيفه ي ديني و اخلاقي هر انساني است؛اما اگر اين حريم در تقابل با انجام فريضه ي نهي از منکر باشد، چه بايد کرد ؟
+
س:اينجانب پدري دارم که خوش اخلاق نيست و مغرور و خودپرور مي باشد ،در حق خانواده ي خود ظلم روا مي دارد و من از وقتي که به تکليف رسيده ام ،در حال مبارزه با پدرم هستم ...آيا شما صلاح مي دانيد که من اين صحبت ها را بنمايم يا نه؟
+
ج: حفظ احترام والدين و مراعات ادب در صحبت با آنان لازم است و در موارد لزوم امر به معروف و نهي از منکر،اگر مأيوس از تأثير باشيد ،تکليف ساقط است .(۲۱)
+
س:فرزند پدري هستم که هيچ گونه اعتقادي به خدا و پيامبر و معاد ندارد و مسلماً نماز هم نمي خواند؛ بلکه در مواردي توهين به آستان قدس خدا و پيامبر مي کند و با انقلاب فوق العاده بد است .اخلاق خانوادگي او به خاطر اين که مادرم و خواهر و برادرانم همه معتقد به مباني مذهبي هستند ،فوق العاده تند و به دور از عواطف پدري است .من تا آنجا که توانستم با محبت و رفتار ملايم با پدرم صحبت کرده و او را از روشي که
+
در مقابل خدا و پيامبر و در مقابل خانواده پيش گرفته است ،نهي کرده ام؛ اما محبت و طبع ملايم هم در او کارگر نيست ...حال از امام عزيز مي خواهم تکليف اينجانب را نسبت به پدرم که کافر به همه چيز است ،روشن کند !
+
ج:از قطع رحم اجتناب کنيد و حتي المقدور در هدايت او کوشش نماييد. (۲۲)
+
آموزه هايي از رفتار عملي حضرت امام رحمه الله
+
سيره حضرت امام به گونه اي بود که از همان سال هاي جواني هيچ گونه زمينه اي براي ارتکاب گناه و معصيت در محضر ايشان براي کسي فراهم نبود .نزديکان امام رحمه الله همگي بر اين حقيقت معترفند که در مجلسي که ايشان در آن حضور داشتند ،هيچ گونه تخلّف از احکام و قواعد اخلاقي و ديني صورت نمي گرفت ؛چرا که امام رحمه الله واکنش هايي مناسب از خود نشان مي دادند و با رفتارهايي همچون روي برگرداندن و يا ترک مجلس از تحقق آنچه که عدم رضايت حق تعالي در آن ديده مي شد، جلوگيري مي کردند .در اين بخش، به نمونه هايي از اين سيره حسنه ايشان اشاره مي شود .
+
با نگاه تندي ما را ساکت مي کردند
+
امام از آن اوّل جواني مقيد بودند غيبت نکنند .حتي ما شاگردهاي ايشان وقتي نزدشان مي نشستيم، جرأت نمي کرديم از کسي حرف بياوريم
+
؛زيرا ايشان با يک نگاه تند در همان کلمه اوّل ما را ساکت مي کردند.ايشان در اين موارد ،يک وقار خاصي داشتند .(۲۳)
+
در مجلس غيبت نمي نشستند
+
آنچه مورد اتفاق همه است اين است که امام از جواني حاضر نبودند در مجلس غيبت و در مجلس دروغ و گناه بنشينند .امام از همان اول شديداً از دروغ و غيبت پرهيز داشته اند .از همان اول يا در مجلس غيبت نمي نشستند و يا حرف را قطع مي کردند .(۲۴)
+
بلند مي شدند و مي رفتند
+
امام هيچ گاه غيبت نمي کردند .سيره شان اين بود که اگر حس مي کردند کسي مي خواهد اسم شخصي را ببرد ،يا بلند مي شدند مي رفتند و يا جلوگيري مي کردند. (۲۵)
+
کسي جرأت کنايه زدن نداشت
+
امام خيلي سعه ي صدر داشتند .ما سال ها که از صبح تا غروب در خدمت ايشان بوديم ،حتي يک بار نديدم نسبت به کسي عصباني شده و يا اظهار ناراحتي بکنند ؛اما با اين همه ،در محضر ايشان کسي جرأت نمي کرد حتي به کنايه از کسي غيبت يا بدگويي بکند .(۲۶)
+
حرف احدي زده نشود
+
يک روز يک آقاي خيلي خوش اخلاق و با شخصيتي به منزل امام آمد و در بيروني نشست تا با امام ملاقت کند .امام قبل از تشرف به حرم نيم ساعت به بيروني مي آمدند و هر کس هر چيزي داشت، با ايشان مطرح مي کرد .در
+
آن جلسه آن آقاي محترم شروع کرد قصه اي را گفتن. تا ميان صحبتش کلمه اي گفت که تا حدودي به يک جايي برخورد داشت. امام بلافاصله چشمانش را به طرف من به طور معنا داري حرکت دادند و من کفش هاي ايشان را آماده کردم که از مجلس خارج شوند و به حرم بروند .امام به او فرمودند :«من راضي نيستم که در اينجا حرف احدي زده بشود .»با اين که هنوز آن بنده خدا نسبت به کسي حرفي نزده بود .آن آقا و طلبه ها هم ناراحت شدند که چرا امام قبل از تمام شدن نيم ساعت جلوسشان مجلس را ترک کرده و به طرف حرم راه افتادند. با اين که بيست دقيقه به ساعت نه که امام هر شب در اين ساعت به حرم مشرف شده بودند ،مانده بود. مغازه داران مسير امام ،آن شب تعجب مي کردند که امام چرا امشب بيست دقيقه زودتر به حرم مي روند و همه اين ها به خاطر ترک مجلسي بود که امام احساس مي کردند ممکن است در آن غيبت کسي بشود .(۲۷)
+
حضرت امام در رعايت احکام دين دقت نظر ويژه اي داشتند .حتي کوچک ترين رفتارها که در نظر خيلي از افراد مهم جلوه نمي کرد، مورد توجه و عنايت ايشان بود؛ به گونه اي که با مشاهد ي موارد جزئي هم با اخلاق نيکو و بياني جذاب به ديگران تذکر مي دادند که طبيعتاً در اصلاح رفتار افراد بسيار مؤثر بود .نمونه هاي ذيل شنيدني هايي از برخوردهاي ايشان را در اين باره ارائه مي کند.
+
چرا حرف مادرت را گوش نمي کني به بچه ها تأکيد مي کردند که به پدر و مادر ،به خصوص به مادر، احترام
+
بگذارند ؛مثلاً اگر من به يکي از بچه هايم مي گفتم کاري را برايم انجام دهد و او انجام نمي داد ، آقا خيلي ناراحت مي شدند .اگر کسي در اتاق بود ،آرام و اگر کسي نبود ،بلند به بچه ها مي گفتند :«چرا به حرف مادرت گوش نمي کني ؟تو بايد به مادرت احترام بگذاري ».(۲۸)
+
رفتارت با مادرت خيلي بد بود
+
يادم مي آيد پسرم که کوچک بود، گاهي با تندي جوابم را مي داد .آقا جداً از اين رفتار او با من ناراحت مي شدند .بعد او را جداگانه مي خواستند و مي گفتند :«تو رفتارت با مادرت خيلي بد بود ».(۲۹)
+
بلند شويد از جايتان
+
يک روز من در خدمت امام ايستاده بودم و دخترهايم نشسته بودند .ايشان با ناراحتي به بچه ها گفتند: «بلند شويد برويد .اصلاً وقتي مادر شما جلوي شما ايستاده چرا شما نشسته ايد ؟بلند شويد از جايتان »(۳۰)
+
اين طور نخنديد
+
امام ما را از مکروهات منع مي کردند ؛ مثلاً گاهي که ما با صداي بلندي مي خنديديم ،مي گفتند :«اين طوري نخنديد ،خنده با صداي بلند مکروه است ».(۳۱)
+
چرا اين کار را کرديد هميشه ما را مقيد مي کردند معصيت نکنيم و مؤدب به آداب اسلامي باشيم .هر چقدر در منزل بازي يا شلوغ مي کرديم ،هيچ ايرادي نمي گرفتند؛ ولي اگر مي فهميدند کاري کرده ايم که همسايه اي اذيت شده، به شدت به ما اعتراض مي کردند و ناراحت مي شدند که «چرا اين کار را کرده ايد ».(۳۲)
+
با لحن بسيار ملايمي تذکر مي دادند
+
برخورد امام با ما خيلي انجام مي گرفت ؛مثلاً منزلي رفته بوديم که همسايه ها چندان مناسب نبودند؛ البته اين خانه را ما موقت رفته بوديم ،همين سه ماهه تابستان.ايشان خواستند به من اين تذکر را بدهند که همسايه ها ،همسايه هاي درستي نيستند ...با لحن بسيار ملايم تذکر دادند .(۳۳)
+
چرا جلوي پدرت راه رفتي ؟يک بار پس از ملاقات من با امام يکي از مسئولين مملکتي براي انجام کارهاي جاري به خدمت امام رسيد که به همراه او پدر مسنّش ديده مي شد .پس از اين که وي از خدمت امام بازگشت ،گفت :«وقتي خواستم به حضور امام برسم ،من جلو افتاده بودم و پدرم را از دنبال مي آوردم .پس از تشرف ،پدرم را به امام معرفي کردم .امام نگاهي کرده و فرمودند :«اين آقا پدر شما هستند ؟»عرض کردم :بله. امام فرمودند :«پس چرا جلوي او راه افتادي و وارد شدي ؟»(۳۴)
+
مهم ترين تذکر امام رحمه الله به خانواده و نزديکان دوري از گناه بود .ايشان مي فرمودند :
+
اگر از گناهان کبيره دوري بکنيد، خداوند به واسطه آن، گناهان کوچک شما را مي بخشد .(۳۵)
+
تفريحات مشروع داشته باشيد ،اما گناه نکنيد
+
اين توصيه امام با ما طلبه ها بود که مي فرمودند :«اگر از اوّل، جوان ها زياد بروند سراغ مستحبات ،از واجباتشان باز مي مانند .آن هايي که خيلي مقدس بوده اند ،از حوزه علميه گذاشتند و رفتند .مقدسي زياد براي بچه هاي پانزده و شانزده ساله خستگي آور است .تفريحات مشروع داشته باشند ؛اما گناه نکنند .خدا مرحوم آية الله شهيد سعيدي را بيامرزد .در جلسه درس امام از آن عقب مي گفت :«آقا طلبه ها کشتي هم بگيرند ؟»امام فرمودند :«بله، کشتي هم بگيرند ؛اما غيبت نکنند ».(۳۶)
+
رفتار امام در ما تأثير گذار بود
+
امام در منزل خيلي مهربان و صميمي هستند و کلاً محيط خانواده ما پر از رفاقت و صميميت است. اما به جز در مسائل شرعي ،در بقيه مسائل خيلي سخت گيري نمي کردند .ايشان هميشه مقيد بودند که ما دستورات خدا را انجام بدهيم تا بتوانيم از معاصي دور باشيم .کارهاي ديني به ما ديکته نمي شد. در خانواده وقتي ما رفتار امام را مي ديديم ،خود به خود در ما تأثير مي گذاشت .(۳۷)
+
معصيت نکنيد
+
+
خانم بارها مي گفت :من شصت سال با امام زندگي کردم :نديدم که ايشان يک معصيت بکند .در عين حال ،به ما اصلاً سخت گيري نمي کردند ؛فقط نصيحت مي کردند .هميشه به ما مي گفتند :سعي کنيد معصيت نکنيد ،هميشه هدفتان اين باشد که گناه نکنيد .اگر نمي توانيد ثواب کنيد ،اگر توانايي اش را نداريد ،سعي کنيد لااقل معصيت نکنيد .(۳۸)
+
امام شديداً از کسي که خلاف شرع انجام مي دادند،ناراحت مي شدند و خيلي حالشان برانگيخته مي شد؛ يعني اگر يک وقت سر سفره دست ما از حد مجاز از آستين بيرون مي آمد، تذکر مي دادند.(۳۹)
+
مهم ترين تذکر
+
+
در کل تنها چيزي که امام به خانواده مي گفتند تا اوّل از همه به آن عمل کنند ،انجام واجبات و دوري از محرمات بود .(۴۰)
+
خاطراتي که ذکر شد ،زوايايي از رفتار و سيره شخصيتي است که خود نمونه و الگويي از انساني وارسته و الهي است که تمام جزئيات گفتار و رفتارش بر اساس شريعت و احکام دين شکل گرفته بود؛ شخصيتي که کردار عملي اش مؤيد گفتار و نوشتارش بوده و آنچه را در طول سال هاي تعمق و غور در معارف ديني يافته بود ،در حرکاتش تبلور داشت و سمبلي از عبد مطيع و صالح پروردگار در عصر جديد محسوب
+
مي شد .تأمل و دقت در رفتار چنين الگوهاي برجسته و بهره مند از تکامل و تعالي روح مي تواند راه گشاي تمام جستجوگران راه حقيقت و کمال واقعي باشد که علاوه بر تدبر در گفتار و نوشتار، تأسي عملي به رفتار و کردار آن ها،خود بستر رشد و آراستگي به فضايل اخلاقي را پيش روي هر طالب پارسايي مي گشايد .اميد که اين خرمن عشق و صفا مورد خوشه چيني عاشقان دلبسته و الگو سازي مريدان پاک باخته قرار گيرد.
+
پي نوشت ها :
+
+
۱. ۸۵.فقهايي چون شيخ در نهايه ، محقق در شرايع .،سلار بن عبدالعزيز ديلمي ،ابن براج و ديگران به اين نظر معتقدند ،ر.ک:به مباني فقهي حکومت اسلامي، ج۳،ص۳۴۰.
+
۲. ۸۶.همان ،ص۳۴۴-۳۴۷.
+
۳. ۸۷.الکافي ،ج۵،ص۵۵،ح۱؛وسائل الشيعه ،ج۱۱،ص۱۰۹،ح۱.
+
۴. ۸۸.ر.ک:تحرير الوسيله ،ج۱، ص۴۵۳؛ رساله توضيح المسائل ، ص۴۵۲،مسأله ۲۸۰۴.
+
۵. ۸۹.ر.ک:تحرير الوسيله ،ج۱، ص۴۵۳ ،مسأله ۱.
+
۶. ۹۰.رساله توضيح المسائل، ص۴۵۳،مسأله ۲۸۰۷.
+
۷. ۹۱.تحرير الوسيله ،ج۱،ص۴۵۴ ، مسأله ۷-۸.
+
۸. ۹۲.برخي مثل آية الله خويي رحمه الله دو مرتبه ي انکار قلبي و انکار به زبان را در عرض هم مي دانند که خود آمر و ناهي مي تواند از بين آن ها آنچه را احتمال تأثير دارد ،انتخاب کند و يا هر دو را جمع کند؛ اما مرتبه ي سوم تنها در صورتي جايز است که دو مرتبه نخست مؤثر واقع نگردد .(منهاج الصالحين ،ج۱، العبادات، ص۳۵۲-۳۵۳)
+
۹. ۹۳.تحرير الوسيله ،ج۱،ص۴۵۴-۴۵۵ ،مسأله ۱-۵ ؛رساله توضيح المسائل ،۴۵۲-۴۵۳،مسائل ۲۸۱۳-۲۸۱۶.
+
۱۰. ۹۴.ر.ک:تحرير الوسيله ،ج۱، ص۴۵۶،مسأله ۱.
+
۱۱. ۹۵.همان ،ص۴۵۶-۴۵۷،مسأله ۳،۲و۸.
+
۱۲. ۹۶.همان ،ص۴۵۷،مسأله ۴.
+
۱۳. ۹۷.همان ،ص۴۵۷-۴۵۸،مسأله ۱۰-۱۲.
+
۱۴. ۹۸.همان ،ص۴۵۸،مسأله ۱۴.
+
۱۵. ۹۹.همان ،مسأله ۱۵.
+
جناب حافظ چه نيکو عالمان بي عمل را در بياني کوتاه توصيف مي کند :
+
واعظان کين جلوه در محراب و منبر مي کنند
+
چون به خلوت مي روند آن کار ديگر مي کنند
+
مشکلي دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
+
توبه فرمايان چرا خود توبه کمتر مي کنند
+
۱۶. ۱۰۰.نهج البلاغه ،حکمت ۷۳، ص۳۷۱.
+
۱۷. ۱۰۱.استفتائات ،ج۱،ص۴۸۳،س۳.
+
۱۸. ۱۰۲.همان ،س۴.
+
۱۹. ۱۰۳.همان ،ص۴۸۸،س۱۸.
+
۲۰. ۱۰۴.همان ،س۱۹.
+
۲۱. ۱۰۵.همان ،س۲۰.
+
۲۲. ۱۰۶.همان ،ص۴۸۹،س۲۱.
+
۲۳. ۱۰۷.برداشت هايي از سيره امام خميني ،ج۳،ص۲۹۴؛به نقل از :آية الله شهيد محلاتي .
+
۲۴. ۱۰۸.همان ،به نقل از :حجة الاسلام و المسلمين مرحوم سيد احمد خميني .
+
۲۵. ۱۰۹.همان ،ص۲۹۳،به نقل از :آية الله خوانساري .
+
۲۶. ۱۱۰.همان ،ص۲۹۷-۲۹۸،به نقل از حجة الاسلام و المسلمين مسعودي خميني .
+
۲۷. ۱۱۱.همان ،ص۲۹۸،به نقل از: حجة الاسلام و المسلمين آقاي فرقاني .
+
۲۸. ۱۱۲.همان ،ج۱،ص۳۴،به نقل از : خانم طباطبايي .
+
۲۹. ۱۱۳.همان .
+
۳۰. ۱۱۴.همان به نقل از :خانم صديقه مصطفوي ،دختر امام رحمه الله.
+
۳۱. ۱۱۵.همان ،ص۵۸،به نقل از :خانم فاطمه طباطبايي .
+
۳۲. ۱۱۶.همان ،ص۴۵،به نقل از خانم فريده مصطفوي .
+
۳۳. ۱۱۷.همان ،ص۴۱،به نقل از: خانم زهرا مصطفوي .
+
۳۴. ۱۱۸.همان ،ص۲۹۱-۲۹۲،به نقل از: حجة الاسلام و المسلمين جمي، امام جمعه آبادان .
+
۳۵. ۱۱۹.همان ،ج۳،ص۳۰۴،به نقل از: خانم زهرا اشراقي ،نوه امام رحمه الله.
+
۳۶. ۱۲۰.همان ،ص۳۰۰،به نقل از :آية الله شهيد محلاتي .
+
۳۷. ۱۲۱.همان ،ج۱،ص۴۴-۴۵،به نقل از:خانم فريده مصطفوي .
+
۳۸. ۱۲۲.همان ،ص۵۵،به نقل از :خانم نعيمه اشراقي ،نوه امام رحمه الله.
+
۳۹. ۱۲۳.همان ،ص۴۶،به نقل از :خانم فاطمه طباطبايي .
+
۴۰. ۱۲۴.همان ،ص۵۶،به نقل از :خانم فاطمه طباطبايي .
+
منبع: امام خميني (س) و مفاهيم اخلاقي/ ۱۴، مؤسسه ي تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره) -دفتر قم ۱۳۸۷: چاپ و نشر عروج
+
  
 +
== تکمله ==
 +
لازم است در اینجا به نکته ای اشاره شود و آن این که تشخیص مراتب عمل به فریضه ی [[امر به معروف]] و نهی از منکر، در خیلی از موارد از ظرافت های خاصی برخوردار است .آمر و ناهی همواره باید در چگونگی برخورد در حین انجام فریضه و تشخیص شیوه تعامل و برخورد با متخلف، نهایت دقت را به عمل آورد ؛ یعنی موارد برخورد ممکن است
 +
تفاوت اساسی با همدیگر داشته باشند ؛به عنوان مثال ،گاهی احتمال دارد که ترک معاشرت با فرد متخلف سبب تنبه او شود و در موارد دیگر،همین امر شاید نتیجه ی معکوس به دنبال داشته باشد .این موضوع در دو حکم استفتایی ذیل از حضرت امام نمود روشنی دارد .<br/>
 +
=== مورد اوّل ===
 +
س :خواهشمند است نظر خود را راجع به رفت و آمد و سایر ارتباطات؛ گفتگو و مصاحفه ،صله ی رحم ،صرف غذای آنان ،نماز خواندن در منزل ایشان ،هدیه دادن و گرفتن ،با خانواده ها یا افرادی که خصوصیات ذیل را دارند ،[بیان بفرمایید و حکم معاشرت با آن ها ]چگونه است :<br/>
 +
افرادی که مخالف نظام جمهوری اسلامی هستند یا رعایت [[حجاب]] و اصول اسلامی -کلی یا جزئی -را نمی کنند یا وضع کسب و درآمدشان از نظر شرعی مشکوک و یا حرام و یا مخلوطی از حرام و حلال است ؟<br/>
 +
ج:گفتگو و رفت و آمد با آنان اشکال ندارد ،به خصوص اگر موجب هدایت آن ها شود ؛ولی تصرف در اموال آن ها در صورتی جایز است که علم به وجود مال حرام در آنچه مورد تصرف است نباشد <ref>۱۰۱.استفتائات ،ج۱،ص۴۸۳،س۳.</ref>
 +
=== مورد دوم ===
 +
س:شخصی است که مبادرت به خوردن مشروبات الکلی می نماید و کارهای منافی با عفت انجام می دهد و به مراجع عالی قدر توهین می نماید .از نظر وظیفه ی شرعی ،نصیحت و [[نهی از منکر]] شده است ؛ولی متأسفانه
 +
مؤثر واقع نگردیده ،تقاضا دارم حکم الله را از نظر معاشرت و طهارت نجاست و حدّ شرعی بیان فرمایید .<br/>
 +
ج:اگر ترک معاشرت موجب می شود شخص مشارُالیه دست از اعمال خلاف خود بردارد ،لازم است از معاشرت با او خودداری نمایید و تا [[ارتداد]] او ثابت نشود ، محکوم به حکم سایر مسلمین است. <ref>۱۰۲.همان ،س۴.</ref>
 +
بنابراین ،قطع معاشرت و رفت و آمد در صورتی مجاز است که تأثیر در التزام طرف به واجبات و دوری گزیدن از محرمات ممکن نباشد؛ اما اگر همین معاشرت سبب آگاه ساختن طرف و روشنگری او شود ،نه تنها دوری گزیدن مجاز نیست ،بلکه باید به تعامل با او ادامه داد تا بتوان از طریق این معاشرت تغییر رفتاری در او ایجاد کرد .<br/>
 +
عمل به این دو فریضه در مورد ارحام
 +
در اینجا مسأله دیگری که از جهت اخلاقی اسلام حائز اهمیت است، مطرح می شود و آن حسن تعامل و برقراری رفتار اجتماعی سازنده با دیگران ،خصوصاً بستگان و وابستگان خانوادگی است روشن است که این مهم در برخی موارد با انجام فریضه ی «امر به معروف و نهی از منکر» ارتباط نزدیک و یا در تقابل قرار می گیرد. ای بسا عده ای به جهت این که نزدیکان آن ها به احکام دین التزام عملی نداشته و یا اهل رفتارهای ناشایست هستند ،با آن ها مدت های طولانی قطع ارتباط کرده و این عمل را وظیفه ی دینی خویش تلقی می کنند ؛در حالی که اصل [[قطع رحم]] از محرمات شرعی است و تنها در صورتی که امر مهم دیگری متفرع بر آن باشد ،جایز خواهد بود ؛و گرنه بدون دلیل قانع کننده نمی توان رفت و آمد و معاشرت با خویشاوندان و نزدیکان را ترک کرد .<br/>
 +
این مهم در پاسخ به سؤالاتی از حضرت امام مورد تأکید قرار گرفته است .<br/>
 +
مورد اول :<br/>
 +
س:آیا انسان می تواند از نظر شرعی با خویشاوندانی که بی [[تقوا]] و بی نماز و ضد انقلابند ،از قبیل، پدر،مادر،خواهر و غیره [[قطع رحم]] نمایند ؟<br/>
 +
ج:قطع رحم جایز نیست ؛ولی باید آن ها را با مراعات موازین ،امر به معروف و [[نهی از منکر]] نمایند <ref>۱۰۳.همان ،ص۴۸۸،س۱۸.</ref>
 +
همچنین اگر تعامل با آنان سبب شود که انسان خود در معرض لغزش و [[گناه]] قرار گیرد ،باید از این مفسده اجتناب کرد ؛اما باز نباید قطع ارتباط نمود ؛ بلکه لازم است با ارشاد افراد متخلف ،از معصیت آن ها جلوگیری کرد .<br/>
 +
مورد دوم :<br/>
 +
س:اگر ارحام انسان مرتکب [[فسق]] علنی شوند ،به طوری که معاشرت با آن ها انسان را نیز در معرض [[گناه]] قرار دهد ،آیا باز هم معاشرت با آنان واجب است ؟<br/>
 +
ج:باید سعی کند در [[گناه]] واقع نشود؛ بلکه آنان را ارشاد نماید .<ref>۱۰۴.همان ،س۱۹.</ref>
 +
«امر به معروف و نهی از منکر»و حفظ حریم والدین
 +
در مورد استفتاء ذیل نیز که بیانگر وظیفه ی فرزند در برابر والدینی است که رفتار ناشایست داشته و نیازمند «امر به معروف و نهی از منکر» هستند ،برای روشن شدن شیوه ی تعامل با ذوی الحقوق، بسیار سودمند است .روشن است که حفظ حریم پدر و مادر ،وظیفه ی دینی و اخلاقی هر انسانی است؛اما اگر این حریم در تقابل با انجام فریضه ی [[نهی از منکر]] باشد، چه باید کرد ؟<br/>
 +
س:اینجانب پدری دارم که خوش اخلاق نیست و مغرور و خودپرور می باشد ،در حق خانواده ی خود ظلم روا می دارد و من از وقتی که به تکلیف رسیده ام ،در حال مبارزه با پدرم هستم ...آیا شما صلاح می دانید که من این صحبت ها را بنمایم یا نه؟<br/>
 +
ج: حفظ احترام والدین و مراعات ادب در صحبت با آنان لازم است و در موارد لزوم [[امر به معروف]] و نهی از منکر،اگر مأیوس از تأثیر باشید ،تکلیف ساقط است <ref> ۱۰۵.همان ،س۲۰.</ref>
 +
س:فرزند پدری هستم که هیچ گونه اعتقادی به خدا و پیامبر و معاد ندارد و مسلماً نماز هم نمی خواند؛ بلکه در مواردی توهین به آستان قدس خدا و پیامبر می کند و با انقلاب فوق العاده بد است .اخلاق خانوادگی او به خاطر این که مادرم و خواهر و برادرانم همه معتقد به مبانی مذهبی هستند ،فوق العاده تند و به دور از عواطف پدری است .من تا آنجا که توانستم با محبت و رفتار ملایم با پدرم صحبت کرده و او را از روشی که
 +
در مقابل خدا و پیامبر و در مقابل خانواده پیش گرفته است ،نهی کرده ام؛ اما محبت و طبع ملایم هم در او کارگر نیست ...حال از امام عزیز می خواهم تکلیف اینجانب را نسبت به پدرم که کافر به همه چیز است ،روشن کند !<br/>
 +
ج:از [[قطع رحم]] اجتناب کنید و حتی المقدور در هدایت او کوشش نمایید<ref>۱۰۶.همان ،ص۴۸۹،س۲۱.</ref>
 +
آموزه هایی از رفتار عملی حضرت امام رحمه الله
 +
سیره حضرت امام به گونه ای بود که از همان سال های جوانی هیچ گونه زمینه ای برای ارتکاب [[گناه]] و معصیت در محضر ایشان برای کسی فراهم نبود .نزدیکان امام رحمه الله همگی بر این حقیقت معترفند که در مجلسی که ایشان در آن حضور داشتند ،هیچ گونه تخلّف از احکام و قواعد اخلاقی و دینی صورت نمی گرفت ؛چرا که امام رحمه الله واکنش هایی مناسب از خود نشان می دادند و با رفتارهایی همچون روی برگرداندن و یا ترک مجلس از تحقق آنچه که عدم رضایت حق تعالی در آن دیده می شد، جلوگیری می کردند .در این بخش، به نمونه هایی از این سیره حسنه ایشان اشاره می شود .<br/>
 +
با نگاه تندی ما را ساکت می کردند
 +
امام از آن اوّل جوانی مقید بودند غیبت نکنند .حتی ما شاگردهای ایشان وقتی نزدشان می نشستیم، جرأت نمی کردیم از کسی حرف بیاوریم
 +
؛زیرا ایشان با یک نگاه تند در همان کلمه اوّل ما را ساکت می کردند.ایشان در این موارد ،یک وقار خاصی داشتند .<ref>۱۰۷.برداشت هایی از سیره امام خمینی ،ج۳،ص۲۹۴؛به نقل از :آیة الله شهید محلاتی .</ref>
 +
در مجلس غیبت نمی نشستند
 +
آنچه مورد اتفاق همه است این است که امام از جوانی حاضر نبودند در مجلس غیبت و در مجلس دروغ و [[گناه]] بنشینند .امام از همان اول شدیداً از دروغ و غیبت پرهیز داشته اند .از همان اول یا در مجلس غیبت نمی نشستند و یا حرف را قطع می کردند <ref>۱۰۸.همان ،به نقل از :حجة الاسلام و المسلمین مرحوم سید احمد خمینی .</ref>
 +
بلند می شدند و می رفتند
 +
امام هیچ گاه غیبت نمی کردند .سیره شان این بود که اگر حس می کردند کسی می خواهد اسم شخصی را ببرد ،یا بلند می شدند می رفتند و یا جلوگیری می کردند. <ref> ۱۰۹.همان ،ص۲۹۳،به نقل از :آیة الله خوانساری .</ref>
 +
کسی جرأت کنایه زدن نداشت
 +
امام خیلی سعه ی صدر داشتند .ما سال ها که از صبح تا غروب در خدمت ایشان بودیم ،حتی یک بار ندیدم نسبت به کسی عصبانی شده و یا اظهار ناراحتی بکنند ؛اما با این همه ،در محضر ایشان کسی جرأت نمی کرد حتی به کنایه از کسی غیبت یا بدگویی بکند <ref> ۱۱۰.همان ،ص۲۹۷-۲۹۸،به نقل از حجة الاسلام و المسلمین مسعودی خمینی .</ref>
 +
حرف احدی زده نشود
 +
یک روز یک آقای خیلی خوش اخلاق و با شخصیتی به منزل امام آمد و در بیرونی نشست تا با امام ملاقت کند .امام قبل از تشرف به حرم نیم ساعت به بیرونی می آمدند و هر کس هر چیزی داشت، با ایشان مطرح می کرد .در
 +
آن جلسه آن آقای محترم شروع کرد قصه ای را گفتن. تا میان صحبتش کلمه ای گفت که تا حدودی به یک جایی برخورد داشت. امام بلافاصله چشمانش را به طرف من به طور معنا داری حرکت دادند و من کفش های ایشان را آماده کردم که از مجلس خارج شوند و به حرم بروند .امام به او فرمودند :«من راضی نیستم که در اینجا حرف احدی زده بشود .»با این که هنوز آن بنده خدا نسبت به کسی حرفی نزده بود .آن آقا و طلبه ها هم ناراحت شدند که چرا امام قبل از تمام شدن نیم ساعت جلوسشان مجلس را ترک کرده و به طرف حرم راه افتادند. با این که بیست دقیقه به ساعت نه که امام هر شب در این ساعت به حرم مشرف شده بودند ،مانده بود. مغازه داران مسیر امام ،آن شب تعجب می کردند که امام چرا امشب بیست دقیقه زودتر به حرم می روند و همه این ها به خاطر ترک مجلسی بود که امام احساس می کردند ممکن است در آن غیبت کسی بشود <ref> ۱۱۱.همان ،ص۲۹۸،به نقل از: حجة الاسلام و المسلمین آقای فرقانی .</ref>
 +
حضرت امام در رعایت احکام دین دقت نظر ویژه ای داشتند .حتی کوچک ترین رفتارها که در نظر خیلی از افراد مهم جلوه نمی کرد، مورد توجه و عنایت ایشان بود؛ به گونه ای که با مشاهد ی موارد جزئی هم با اخلاق نیکو و بیانی جذاب به دیگران تذکر می دادند که طبیعتاً در اصلاح رفتار افراد بسیار مؤثر بود .نمونه های ذیل شنیدنی هایی از برخوردهای ایشان را در این باره ارائه می کند.<br/>
 +
چرا حرف مادرت را گوش نمی کنی به بچه ها تأکید می کردند که به پدر و مادر ،به خصوص به مادر، احترام
 +
بگذارند ؛مثلاً اگر من به یکی از بچه هایم می گفتم کاری را برایم انجام دهد و او انجام نمی داد ، آقا خیلی ناراحت می شدند .اگر کسی در اتاق بود ،آرام و اگر کسی نبود ،بلند به بچه ها می گفتند :«چرا به حرف مادرت گوش نمی کنی ؟تو باید به مادرت احترام بگذاری ».<ref>۱۱۲.همان ،ج۱،ص۳۴،به نقل از : خانم طباطبایی .</ref>
 +
رفتارت با مادرت خیلی بد بود
 +
یادم می آید پسرم که کوچک بود، گاهی با تندی جوابم را می داد .آقا جداً از این رفتار او با من ناراحت می شدند .بعد او را جداگانه می خواستند و می گفتند :«تو رفتارت با مادرت خیلی بد بود ».<ref>۱۱۳.همان </ref>
 +
بلند شوید از جایتان
 +
یک روز من در خدمت امام ایستاده بودم و دخترهایم نشسته بودند .ایشان با ناراحتی به بچه ها گفتند: «بلند شوید بروید .اصلاً وقتی مادر شما جلوی شما ایستاده چرا شما نشسته اید ؟بلند شوید از جایتان »<ref> ۱۱۴.همان به نقل از :خانم صدیقه مصطفوی ،دختر امام رحمه الله.</ref>
 +
این طور نخندید
 +
امام ما را از مکروهات منع می کردند ؛ مثلاً گاهی که ما با صدای بلندی می خندیدیم ،می گفتند :«این طوری نخندید ،خنده با صدای بلند مکروه است ».<ref>۱۱۵.همان ،ص۵۸،به نقل از :خانم فاطمه طباطبایی .</ref>
 +
چرا این کار را کردید همیشه ما را مقید می کردند معصیت نکنیم و مؤدب به آداب اسلامی باشیم .هر چقدر در منزل بازی یا شلوغ می کردیم ،هیچ ایرادی نمی گرفتند؛ ولی اگر می فهمیدند کاری کرده ایم که همسایه ای اذیت شده، به شدت به ما اعتراض می کردند و ناراحت می شدند که «چرا این کار را کرده اید ».<ref>۱۱۶.همان ،ص۴۵،به نقل از خانم فریده مصطفوی .</ref>
 +
با لحن بسیار ملایمی تذکر می دادند
 +
برخورد امام با ما خیلی انجام می گرفت ؛مثلاً منزلی رفته بودیم که همسایه ها چندان مناسب نبودند؛ البته این خانه را ما موقت رفته بودیم ،همین سه ماهه تابستان.ایشان خواستند به من این تذکر را بدهند که همسایه ها ،همسایه های درستی نیستند ...با لحن بسیار ملایم تذکر دادند <ref>۱۱۷.همان ،ص۴۱،به نقل از: خانم زهرا مصطفوی .</ref>
 +
چرا جلوی پدرت راه رفتی ؟یک بار پس از ملاقات من با امام یکی از مسئولین مملکتی برای انجام کارهای جاری به خدمت امام رسید که به همراه او پدر مسنّش دیده می شد .پس از این که وی از خدمت امام بازگشت ،گفت :«وقتی خواستم به حضور امام برسم ،من جلو افتاده بودم و پدرم را از دنبال می آوردم .پس از تشرف ،پدرم را به امام معرفی کردم .امام نگاهی کرده و فرمودند :«این آقا پدر شما هستند ؟»عرض کردم :بله. امام فرمودند :«پس چرا جلوی او راه افتادی و وارد شدی ؟»<ref>۱۱۸.همان ،ص۲۹۱-۲۹۲،به نقل از: حجة الاسلام و المسلمین جمی، امام جمعه آبادان .</ref>
 +
مهم ترین تذکر امام رحمه الله به خانواده و نزدیکان دوری از [[گناه]] بود .ایشان می فرمودند :<br/>
 +
اگر از گناهان کبیره دوری بکنید، خداوند به واسطه آن، گناهان کوچک شما را می بخشد .<ref>۱۱۹.همان ،ج۳،ص۳۰۴،به نقل از: خانم زهرا اشراقی ،نوه امام رحمه الله.</ref>
 +
تفریحات مشروع داشته باشید ،اما [[گناه]] نکنید
 +
این توصیه امام با ما طلبه ها بود که می فرمودند :«اگر از اوّل، جوان ها زیاد بروند سراغ مستحبات ،از واجباتشان باز می مانند .آن هایی که خیلی مقدس بوده اند ،از حوزه علمیه گذاشتند و رفتند .مقدسی زیاد برای بچه های پانزده و شانزده ساله خستگی آور است .تفریحات مشروع داشته باشند ؛اما [[گناه]] نکنند .خدا مرحوم آیة الله شهید سعیدی را بیامرزد .در جلسه درس امام از آن عقب می گفت :«آقا طلبه ها کشتی هم بگیرند ؟»امام فرمودند :«بله، کشتی هم بگیرند ؛اما غیبت نکنند ».<ref>۱۲۰.همان ،ص۳۰۰،به نقل از :آیة الله شهید محلاتی .</ref>
 +
رفتار امام در ما تأثیر گذار بود
 +
امام در منزل خیلی مهربان و صمیمی هستند و کلاً محیط خانواده ما پر از رفاقت و صمیمیت است. اما به جز در مسائل شرعی ،در بقیه مسائل خیلی سخت گیری نمی کردند .ایشان همیشه مقید بودند که ما دستورات خدا را انجام بدهیم تا بتوانیم از معاصی دور باشیم .کارهای دینی به ما دیکته نمی شد. در خانواده وقتی ما رفتار امام را می دیدیم ،خود به خود در ما تأثیر می گذاشت .<ref>۱۲۱.همان ،ج۱،ص۴۴-۴۵،به نقل از:خانم فریده مصطفوی .</ref>
 +
معصیت نکنید
 +
خانم بارها می گفت :من شصت سال با امام زندگی کردم :ندیدم که ایشان یک معصیت بکند .در عین حال ،به ما اصلاً سخت گیری نمی کردند ؛فقط نصیحت می کردند .همیشه به ما می گفتند :سعی کنید معصیت نکنید ،همیشه هدفتان این باشد که [[گناه]] نکنید .اگر نمی توانید ثواب کنید ،اگر توانایی اش را ندارید ،سعی کنید لااقل معصیت نکنید .<ref>۱۲۲.همان ،ص۵۵،به نقل از :خانم نعیمه اشراقی ،نوه امام رحمه الله.</ref>
 +
امام شدیداً از کسی که خلاف شرع انجام می دادند،ناراحت می شدند و خیلی حالشان برانگیخته می شد؛ یعنی اگر یک وقت سر سفره دست ما از حد مجاز از آستین بیرون می آمد، تذکر می دادند.<ref>۱۲۳.همان ،ص۴۶،به نقل از :خانم فاطمه طباطبایی .</ref>
  
به نقل از سایت راسخون
+
== مهم ترین تذکر ==
 +
در کل تنها چیزی که امام به خانواده می گفتند تا اوّل از همه به آن عمل کنند ،انجام واجبات و دوری از محرمات بود .<ref>۱۲۴.همان ،ص۵۶،به نقل از :خانم فاطمه طباطبایی .</ref>
 +
خاطراتی که ذکر شد ،زوایایی از رفتار و سیره شخصیتی است که خود نمونه و الگویی از انسانی وارسته و الهی است که تمام جزئیات گفتار و رفتارش بر اساس شریعت و احکام دین شکل گرفته بود؛ شخصیتی که کردار عملی اش مؤید گفتار و نوشتارش بوده و آنچه را در طول سال های تعمق و غور در معارف دینی یافته بود ،در حرکاتش تبلور داشت و سمبلی از عبد مطیع و صالح پروردگار در عصر جدید محسوب
 +
می شد .تأمل و دقت در رفتار چنین الگوهای برجسته و بهره مند از تکامل و تعالی روح می تواند راه گشای تمام جستجوگران راه حقیقت و کمال واقعی باشد که علاوه بر تدبر در گفتار و نوشتار، تأسی عملی به رفتار و کردار آن ها،خود بستر رشد و آراستگی به فضایل اخلاقی را پیش روی هر طالب پارسایی می گشاید .امید که این خرمن عشق و صفا مورد خوشه چینی عاشقان دلبسته و الگو سازی مریدان پاک باخته قرار گیرد.<br/>
 +
 
 +
== پانویس ==
 +
 
 +
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 +
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://dl-al-adl.ir/libfiles/ebooks/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%A8%20%D8%A7%D9%85%D8%B1%20%D8%A8%D9%87%20%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%88%D9%81%20%D9%88%20%D9%86%D9%87%D9%8A%20%D8%A7%D8%B2%20%D9%85%D9%86%DA%A9%D8%B1.pdf فایل اصلی] - تاریخ برداشت: 1395/3/30 </span></div>
 +
 
 +
[[رده:مقالات]]<br/>

نسخهٔ ‏۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۲۵

نویسنده: مهدی بخت اور

مقاله

این فریضه دارای مراتبی است که از مرتبه ی نخست ،یعنی انزجار قلبی شروع و بعد از آن ،امر و نهی زبانی و در نهایت به امر و نهی فعلی و به اصطلاح «انکار به ید »ختم می شود .آخرین مرحله از امر و نهی ،مستلزم نوعی ضرب و جرح است و اقامه ی حدود و تعزیرات شرعی نیز نوعی جلوگیری از منکر محسوب می شود .
در وجوب امر و نهی لسانی بر هر مکلفی در هر صورتی که شرایط آن محقق شود ، بحثی نیست ، هرچند در وجوب عینی و یا وجوب کفایی آن اختلاف دیدگاه وجود دارد که قبلاً توضیح داده شد . حال اگر این امر و نهی نیازمند ایجاد ضرب و جرح در طرف مقابل باشد ،آیا هر مکلفی ملزم است که به این عمل شخصاًاقدام نماید و به عبارت دیگر ،آیا از مجوّز چنین اقدامی به صورت مستقل برخوردار است ؟و یا نیازمند اخذ نظر حاکم شرع و یا فرد منصوب از سوی حاکم شرع خواهد بود ؟
برخی معتقدند این گونه امر و نهی که به زدن ،بازداشت کردن ،کشتن و یا جراحت وارد کردن منجر شود ،منوط به کسب اجازه سلطان وقت است که از سوی شارع مقدس به حکومت و ریاست منصوب شده است. به این ترتیب، اگر اذن حاکم حاصل نشود و یا دسترسی به وی امکانپذیر نباشد، باید به امر و نهی زبانی اکتفا شود. البته اقامه ی حدود از جمله اختیارات سلطان حق است که از سوی خداوند متعال منصوب شده و یا از اختیارات کسی است که سلطان او را به این مسئولیت گماشته است .[۱] برای اثبات این نظریه استدلال شده است که این گونه عمل و اقدام خود سرانه در جامعه ،به بی نظمی و آشوب منجر می شود .علاوه بر آن چون عموم مردم توان شناخت دقیق منکرات را ندارند، اگر مجاز به اقدام عملی و مقابله فیزیکی شوند ،ای بسا از این حق سوء استفاده های فراوانی در جهت غرض ورزی های شخصی بشود .همچنین امر و نهی فعلی نیازمند برخورداری از حمایت و قدرت برتر است که همواره در جوامع در دست حکومت ها است و معمولاً افراد جامعه از آن بهره مند نیستند .بنابراین ،در این صورت ،اقدام به ضرب و جرح طبیعتاً با واکنش طرف مقابل مواجه شده و نتیجه ای برای الزام متخلف به ترک تخلف به دنبال نخواهد داشت .[۲] در مقابل این نظر ،دیدگاه دیگری نیز بر وجوب عمل به این فریضه، هرچند که به ضرب و جرح منجر شود ،تأکید دارد .بنابر این نظر، اگرچه اذنی از سوی سلطان حق که همان امام معصوم یا نائب او است، نرسیده باشد و یا حاکم در دسترس نباشد ،هر مکلفی وظیفه دارد در مقابل منکرات بایستد ،هر چند که این کار به درگیری و تقابل فیزیکی نیز بینجامد .
قائلان این نظر ،به روایاتی که صریحاً دلالت بر این نکته دارد که امر به معروف و نهی از منکر زبانی به تنهایی کافی نیست و باید به همراه اقدام عملی صورت گیرد، استدلال می کنند .از جمله این روایات ،روایت یحیی طویل از امام صادق علیه السلام است که آن حضرت فرمود:
«ما جعل الله بسط اللِّسان و کفَّ الید و لکن جعلهما یبسطان معاً و یکفّان معاً »؛[۳]چنین نیست که خدای متعال زبان را باز گذارد و دست را ببندد ؛ بلکه این دو را با هم قرار داده است که به همراه هم باز و بسته می شوند .
امام خمینی این گونه امر به معروف و نهی از منکر را در صورتی که منجر به ایجاد جرح یا قتل شود ،تنها با مجوز حاکم شرع مجاز دانسته اند ؛مگر در موارد بسیار با اهمیت که در این فصل به آن پرداخته خواهد شد

مراتب فریضه در دیدگاه حضرت امام رحمه الله

حضرت امام رحمه الله نیز در مرحله بندی اقدام به امر به معروف و نهی از منکر نخست به «انزجار قلبی »و سپس «امر و نهی زبانی»و «جلوگیری با دست »اشاره می فرماید و معتقد است که در صورت حصول مطلوب از مرتبه ی پایین تر ،نباید به مرتبه ی فوق آن اقدام کرد [۴]

مرحله نخست :انزجار قلبی

در وهله نخست لازم است در مواجهه با منکر چگونگی تأثیر این کنش را برآورد کرد .به این معنا که اگر انسان بدون اظهار سخنی که حاکی از امر و نهی باشد ،طوری رفتار و عملکرد خویش را تنظیم کند که شخص عمل کننده به منکر و یا تارک معروف بتواند مقصود را دریابد و همین مقدار باعث تنبه او شده و دست از خلاف برداشته و یا به کارهای پسندیده عمل کند ،باید به این شکل عمل کند .به عنوان مثال، ممکن است انسان بتواند با روی برگرداندن از کسی ، چهره در هم کشیدن و یا ترک مراوده ،انزجار قلبی خویش را از کارهای طرف مقابل ابراز کند ؛به گونه ای که شخص مقابل نوعی امر به عمل معروف و یا نهی از منکر را برداشت کند و موجب تغییر رفتار او شود .
بنابراین ،در صورت امکان چنین تأثیر گذاری که به جلوگیری عملی از منکر و اقدام به انجام معروف منتهی شود ،نوبت به مراتب دیگر این فریضه نخواهد رسید.خصوصاً اگر طرف مقابل از حیثیت و جایگاهی برخوردار است که هر گونه رفتاری غیر از این ،حتی امر و نهی زبانی نیز موجب هتک حیثیت و آبروریزی خواهد شد که در این صورت و با احتمال تأثیر واکنش آرام تری مثل برگرداندن، نمی توان به مراتب بالاتر آن عمل نمود .[۵] همچنین در صورتی که عمل به مرتبه ی پایین تر فریضه ،سبب کاهش میزان عمل به منکر شود و مراتب دیگر فریضه هم در ریشه کنی کامل منکر مؤثر نیفتد ،همین مقدار واجب می شود ؛ یعنی اگر مثلاً اعراض و دوری گزیدن از فرد، منجر شود که طرف از میزان خلافی که مرتکب می شود ،بکاهد، همین مقدار ،یعنی اعراض از او، واجب خواهد بود [۶] در این قسمت ،حضرت امام رحمه الله به چگونگی بهره بردن از مرتبه ی نخست فریضه در شیوه تعامل با حکومت های طاغوتی و سلاطین جور اشاره فرموده و به وظیفه ی عالمان دینی در مواجهه با آن ها می پردازد که در بخش «جایگاه اجتماعی این فریضه »در فصل بعدی همین نوشتار ،به آن خواهیم پرداخت .
همچنین ایشان از باب اهمیت بحث به بیان حکم رضایت به فعل منکر نیز اشاره فرموده اند .به نظر حضرت امام رحمه الله به غیر از وجوب امر به معروف و نهی از منکر که از نوعی جنبه امریت و اقدام عملی برخوردار است، صرف عدم رضای قلبی به انجام منکر نیز واجب است و در مقابل، رضایت از فعل منکر و ترک معروف، هر چند که خود فرد هیچ نقشی در انجام منکر و ترک معروف نداشته باشد ،حرام است و این حرمت ،مشروط به هیچ شرطی مثل شرایط «امر به معروف و نهی از منکر»نیست [۷]

مرحله دوم :امر و نهی با زبان

اگر در مواجهه با فعل حرام و ترک واجب هیچ یک از اقدامات بیان شده در مرحله ی نخست مؤثر نیفتد،واجب است که انسان به گونه ای دیگر عمل نماید ؛یعنی اگر به هر سببی یقین پیدا شود که هیچ گونه اقدامی که نشان هنده انزجار قلبی از منکر باشد، در تغییر رفتار طرف مؤثر نخواهد افتاد ،لازم است به امر و نهی زبانی عمل نمود [۸] در خود همین مرحله نیز تقسیم بندی انواع برخورد قابل تصور است ؛ به این بیان که اگر احتمال بدهد که با توصیه و ارشاد و تذکر به همراه برخوردی مسالمت جویانه و تعاملی خیرخواهانه می توان در طرف مؤثر افتاد ،واجب است به همین شکل عمل شود و از هر گونه امر و نهی افراطی و آمرانه پرهیز شود .در غیر این صورت ،باید با برخوردی همراه با امر و نهی اقدام نمود .در این زمان هم باید ابتدا از امر و نهی آرام آغاز نمود و اگز مؤثر نیفتاد ،با غلظت و تندی بیشتری برخورد کرد .با رعایت این مراتب ،حتی در نهایت می توان فاعل منکر و تارک معروف را تهدید و ارعاب نمود .البته لازم است که در این برخورد از هر گونه سخن زشت و ناپسند که خود حرام است ،اجتناب کرد ؛ مثلاً نمی توان با دشنام و توهین ،شخص را به انجام واجب و یا ترک حرام وادار کرد ؛ بله اگر منکر از مواردی است که شارع مقدس به هیچ وجه راضی به انجام آن نیست ،مثل قتل نفس محترمه و یا گناهان بزرگی که به انجام آن وعده عذاب داده شده ،انسان نه تنها مجاز است ،بلکه موظف است که برای جلوگیری از آن ها از سخنان اهانت آمیز هم بهره جوید. [۹]

مرحله سوم :انکار با دست

آخرین مرحله امر به معروف و نهی از منکر ،الزام یا جلوگیری عملی است که از آن به «انکار به ید »تعبیر می شود .مسلم است که با فرض تأثیر گذاری دو مرحله اوّل ،نباید به این نوع از امر و نهی اقدام نمود .اما اگر انزجار قلبی و یا امر و نهی با زبان در تغییر رفتار طرف مؤثر واقع نشود، نوبت به اقدام عملی خواهد رسید [۱۰] در این مرحله نیز اقدامات مختلفی قابل تصور است که مانند مراحل قبلی در صورت احتمال تأثیر با اقدام مرتبه ی پایین تر نباید از خشونت بیشتر استفاده کرد و در مراحل نهایی نیز اقدام عملی منوط به کسب اجازه از حاکم شرع خواهد بود .در ادامه به طور خلاصه به برخی مسائل این مرحله اشاره می شود :
پایین ترین مرتبه ی اقدام عملی این است که بین فاعل منکر و بین عملی که در صدد انجام آن است، مانعی ایجاد نمود ؛ به عنوان مثال، ابزاری را که به واسطه ی آن به انجام حرام می پردازد ،از او دور نمود ،با گرفتن دست او مانع از ارتکاب منکر شد ،در صورت ضرورت او را حبس کرد و یا مانع خروج از منزلش و یا رفتن به محل معصیت شد .البته در فرض اخیر اگر این کار موجب ایجاد نارسایی در معیشت او و اذیتش شود ،باید ترک شود [۱۱] همچنین اگر این گونه اقدام، نیازمند وارد شدن در خانه و ملک طرف و یا تصرف در وسائل زندگی او شود ،تنها در صورتی جایز است که منکر از امور مهمی باشد که شارع مقدس هیچ گاه به اتیان آن راضی نیست ،مثل کشتن نفس محترمه [۱۲] مراتب بعدی منع عملی از اتیان منکر، این است که اگر هیچ یک از اقدامات قبلی مؤثر نباشد و جلوگیری از منکر ضرورتاً با زدن یا آسیب رساندن حاصل شود ،با مراعات «الأسهل فالأسهل »جایز خواهد بود .
در این صورت ،چنانچه اقدام عملی ،به ایجاد جراحت و یا قتل منجر شود ،بدون کسب مجوز از حاکم شرع جایز نمی باشد ،البته در این صورت هم اگر موضوع منکر از مسائل مهمی باشد که جلوگیری از آن به هر نحوی واجب است ،اقدام به دفاع در این زمینه نیازمند کسب اجازه ی حاکم شرع نخواهد بود .[۱۳]

بیان لطیفی از امام رحمه الله

در پایان بحث از مراتب این فریضه ،حضرت امام بیان لطیفی در قالب توصیه در مرحله ی عمل به این فریضه مهم دارند که در بردارنده نکاتی بسیار مفید و ارزشمند است .ایشان می فرماید :
سزوار است که آمر به معروف و ناهی از منکر ،در امر و نهی و مراتب انکارش مانند پزشک معالج مهربان و پدر با شفقت که مراعات مصلحت مرتکب را می نماید ،باشد و انکارش لطف و رحمت برای او خصوصاً ،و برای امت عموماً باشد ،و قصدش را فقط برای خدای متعال و رضایت او قرار دهد و این کارش را از آلودگی های هواهای نفسانی و اظهار بزرگی خالص نماید و نفس خودش را منزّه نداند و برای آن، بزرگی یا برتری بر مرتکب نبیند؛ که چه بسا برای شخص مرتکب گناه ولو گناهان کبیره باشد ،ولی صفات خوب نفسانی نیز باشد که مورد رضایت خدا می باشند و خداوند متعال او را به خاطر این صفات دوست دارد ،اگر چه کار (گناه )او مورد بغض خداوند می باشد و چه بسا آمر و ناهی خود برعکس او باشد ،گر چه بر خودش پوشیده است [۱۴] ایشان در ادامه فرموده :
از عظیم ترین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر ،و شریف ترین و دقیق ترین و شدیدترین آن ها از نظر تأثیر ،و دلنشین ترین آن ها ،مخصوصاً اگر آمر و ناهی از علمای دین و رؤسای مذهب باشد، آن است که از شخصی صادر شود که خودش لباس معروف ،چه واجب و چه مستحبش را پوشیده (و به آن عمل کرده )باشد ،و از منکر (و حرام )،بلکه از مکروه دور باشد و به اخلاق انبیا و اهل معنویت متخلق باشد و از اخلاق بی خردان و اهل دنیا منزه باشد تا آن که با کار و روش و اخلاقش آمر و ناهی باشد و مردم به او اقتدا نمایند (و او را الگو قرار دهند ).و اگر -العیاذ بالله -خلاف این باشد و مردم ببینند عالمی که ادعای جانشینی انبیا و رهبری امت را دارد ،به آنچه می گوید عمل نمی کند ،این وضع ،موجب ضعیف شدن عقیده مردم و جرأت آنان بر گناهان و بدگمانی آن ها به علمای صالح گذشته می شود .پس بر علما و مخصوصاً بر رؤسای مذهب است که از مواضع تهمت اجتناب کنند [۱۵] کلماتی که از حضرت امام نقل شد، بیان نیکویی از سخن امیر بیان، علی علیه السلام در نهج البلاغه است که فرمود :
«من غضب نفسه للنّاس إماماً فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره .ولیکن تأدیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه و معلّم نفسه و مؤدِّبها أحقُّ بالإجلال من معلِّم النّاس و مؤدِّبهم »[۱۶] آن که خود را پیشوای مردم سازد پیش از تعلیم دیگری باید به ادب کردن خویش پردازد ،و پیش از آن که به گفتار تعلیم فرماید باید به کردار ادب نماید ، و آن که خود تعلیم دهد و ادب اندوزد ،شایسته تر به تعظیم است از آن که دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد .

تکمله

لازم است در اینجا به نکته ای اشاره شود و آن این که تشخیص مراتب عمل به فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر، در خیلی از موارد از ظرافت های خاصی برخوردار است .آمر و ناهی همواره باید در چگونگی برخورد در حین انجام فریضه و تشخیص شیوه تعامل و برخورد با متخلف، نهایت دقت را به عمل آورد ؛ یعنی موارد برخورد ممکن است تفاوت اساسی با همدیگر داشته باشند ؛به عنوان مثال ،گاهی احتمال دارد که ترک معاشرت با فرد متخلف سبب تنبه او شود و در موارد دیگر،همین امر شاید نتیجه ی معکوس به دنبال داشته باشد .این موضوع در دو حکم استفتایی ذیل از حضرت امام نمود روشنی دارد .

مورد اوّل

س :خواهشمند است نظر خود را راجع به رفت و آمد و سایر ارتباطات؛ گفتگو و مصاحفه ،صله ی رحم ،صرف غذای آنان ،نماز خواندن در منزل ایشان ،هدیه دادن و گرفتن ،با خانواده ها یا افرادی که خصوصیات ذیل را دارند ،[بیان بفرمایید و حکم معاشرت با آن ها ]چگونه است :
افرادی که مخالف نظام جمهوری اسلامی هستند یا رعایت حجاب و اصول اسلامی -کلی یا جزئی -را نمی کنند یا وضع کسب و درآمدشان از نظر شرعی مشکوک و یا حرام و یا مخلوطی از حرام و حلال است ؟
ج:گفتگو و رفت و آمد با آنان اشکال ندارد ،به خصوص اگر موجب هدایت آن ها شود ؛ولی تصرف در اموال آن ها در صورتی جایز است که علم به وجود مال حرام در آنچه مورد تصرف است نباشد [۱۷]

مورد دوم

س:شخصی است که مبادرت به خوردن مشروبات الکلی می نماید و کارهای منافی با عفت انجام می دهد و به مراجع عالی قدر توهین می نماید .از نظر وظیفه ی شرعی ،نصیحت و نهی از منکر شده است ؛ولی متأسفانه مؤثر واقع نگردیده ،تقاضا دارم حکم الله را از نظر معاشرت و طهارت نجاست و حدّ شرعی بیان فرمایید .
ج:اگر ترک معاشرت موجب می شود شخص مشارُالیه دست از اعمال خلاف خود بردارد ،لازم است از معاشرت با او خودداری نمایید و تا ارتداد او ثابت نشود ، محکوم به حکم سایر مسلمین است. [۱۸] بنابراین ،قطع معاشرت و رفت و آمد در صورتی مجاز است که تأثیر در التزام طرف به واجبات و دوری گزیدن از محرمات ممکن نباشد؛ اما اگر همین معاشرت سبب آگاه ساختن طرف و روشنگری او شود ،نه تنها دوری گزیدن مجاز نیست ،بلکه باید به تعامل با او ادامه داد تا بتوان از طریق این معاشرت تغییر رفتاری در او ایجاد کرد .
عمل به این دو فریضه در مورد ارحام در اینجا مسأله دیگری که از جهت اخلاقی اسلام حائز اهمیت است، مطرح می شود و آن حسن تعامل و برقراری رفتار اجتماعی سازنده با دیگران ،خصوصاً بستگان و وابستگان خانوادگی است روشن است که این مهم در برخی موارد با انجام فریضه ی «امر به معروف و نهی از منکر» ارتباط نزدیک و یا در تقابل قرار می گیرد. ای بسا عده ای به جهت این که نزدیکان آن ها به احکام دین التزام عملی نداشته و یا اهل رفتارهای ناشایست هستند ،با آن ها مدت های طولانی قطع ارتباط کرده و این عمل را وظیفه ی دینی خویش تلقی می کنند ؛در حالی که اصل قطع رحم از محرمات شرعی است و تنها در صورتی که امر مهم دیگری متفرع بر آن باشد ،جایز خواهد بود ؛و گرنه بدون دلیل قانع کننده نمی توان رفت و آمد و معاشرت با خویشاوندان و نزدیکان را ترک کرد .
این مهم در پاسخ به سؤالاتی از حضرت امام مورد تأکید قرار گرفته است .
مورد اول :
س:آیا انسان می تواند از نظر شرعی با خویشاوندانی که بی تقوا و بی نماز و ضد انقلابند ،از قبیل، پدر،مادر،خواهر و غیره قطع رحم نمایند ؟
ج:قطع رحم جایز نیست ؛ولی باید آن ها را با مراعات موازین ،امر به معروف و نهی از منکر نمایند [۱۹] همچنین اگر تعامل با آنان سبب شود که انسان خود در معرض لغزش و گناه قرار گیرد ،باید از این مفسده اجتناب کرد ؛اما باز نباید قطع ارتباط نمود ؛ بلکه لازم است با ارشاد افراد متخلف ،از معصیت آن ها جلوگیری کرد .
مورد دوم :
س:اگر ارحام انسان مرتکب فسق علنی شوند ،به طوری که معاشرت با آن ها انسان را نیز در معرض گناه قرار دهد ،آیا باز هم معاشرت با آنان واجب است ؟
ج:باید سعی کند در گناه واقع نشود؛ بلکه آنان را ارشاد نماید .[۲۰] «امر به معروف و نهی از منکر»و حفظ حریم والدین در مورد استفتاء ذیل نیز که بیانگر وظیفه ی فرزند در برابر والدینی است که رفتار ناشایست داشته و نیازمند «امر به معروف و نهی از منکر» هستند ،برای روشن شدن شیوه ی تعامل با ذوی الحقوق، بسیار سودمند است .روشن است که حفظ حریم پدر و مادر ،وظیفه ی دینی و اخلاقی هر انسانی است؛اما اگر این حریم در تقابل با انجام فریضه ی نهی از منکر باشد، چه باید کرد ؟
س:اینجانب پدری دارم که خوش اخلاق نیست و مغرور و خودپرور می باشد ،در حق خانواده ی خود ظلم روا می دارد و من از وقتی که به تکلیف رسیده ام ،در حال مبارزه با پدرم هستم ...آیا شما صلاح می دانید که من این صحبت ها را بنمایم یا نه؟
ج: حفظ احترام والدین و مراعات ادب در صحبت با آنان لازم است و در موارد لزوم امر به معروف و نهی از منکر،اگر مأیوس از تأثیر باشید ،تکلیف ساقط است [۲۱] س:فرزند پدری هستم که هیچ گونه اعتقادی به خدا و پیامبر و معاد ندارد و مسلماً نماز هم نمی خواند؛ بلکه در مواردی توهین به آستان قدس خدا و پیامبر می کند و با انقلاب فوق العاده بد است .اخلاق خانوادگی او به خاطر این که مادرم و خواهر و برادرانم همه معتقد به مبانی مذهبی هستند ،فوق العاده تند و به دور از عواطف پدری است .من تا آنجا که توانستم با محبت و رفتار ملایم با پدرم صحبت کرده و او را از روشی که در مقابل خدا و پیامبر و در مقابل خانواده پیش گرفته است ،نهی کرده ام؛ اما محبت و طبع ملایم هم در او کارگر نیست ...حال از امام عزیز می خواهم تکلیف اینجانب را نسبت به پدرم که کافر به همه چیز است ،روشن کند !
ج:از قطع رحم اجتناب کنید و حتی المقدور در هدایت او کوشش نمایید[۲۲] آموزه هایی از رفتار عملی حضرت امام رحمه الله سیره حضرت امام به گونه ای بود که از همان سال های جوانی هیچ گونه زمینه ای برای ارتکاب گناه و معصیت در محضر ایشان برای کسی فراهم نبود .نزدیکان امام رحمه الله همگی بر این حقیقت معترفند که در مجلسی که ایشان در آن حضور داشتند ،هیچ گونه تخلّف از احکام و قواعد اخلاقی و دینی صورت نمی گرفت ؛چرا که امام رحمه الله واکنش هایی مناسب از خود نشان می دادند و با رفتارهایی همچون روی برگرداندن و یا ترک مجلس از تحقق آنچه که عدم رضایت حق تعالی در آن دیده می شد، جلوگیری می کردند .در این بخش، به نمونه هایی از این سیره حسنه ایشان اشاره می شود .
با نگاه تندی ما را ساکت می کردند امام از آن اوّل جوانی مقید بودند غیبت نکنند .حتی ما شاگردهای ایشان وقتی نزدشان می نشستیم، جرأت نمی کردیم از کسی حرف بیاوریم ؛زیرا ایشان با یک نگاه تند در همان کلمه اوّل ما را ساکت می کردند.ایشان در این موارد ،یک وقار خاصی داشتند .[۲۳] در مجلس غیبت نمی نشستند آنچه مورد اتفاق همه است این است که امام از جوانی حاضر نبودند در مجلس غیبت و در مجلس دروغ و گناه بنشینند .امام از همان اول شدیداً از دروغ و غیبت پرهیز داشته اند .از همان اول یا در مجلس غیبت نمی نشستند و یا حرف را قطع می کردند [۲۴] بلند می شدند و می رفتند امام هیچ گاه غیبت نمی کردند .سیره شان این بود که اگر حس می کردند کسی می خواهد اسم شخصی را ببرد ،یا بلند می شدند می رفتند و یا جلوگیری می کردند. [۲۵] کسی جرأت کنایه زدن نداشت امام خیلی سعه ی صدر داشتند .ما سال ها که از صبح تا غروب در خدمت ایشان بودیم ،حتی یک بار ندیدم نسبت به کسی عصبانی شده و یا اظهار ناراحتی بکنند ؛اما با این همه ،در محضر ایشان کسی جرأت نمی کرد حتی به کنایه از کسی غیبت یا بدگویی بکند [۲۶] حرف احدی زده نشود یک روز یک آقای خیلی خوش اخلاق و با شخصیتی به منزل امام آمد و در بیرونی نشست تا با امام ملاقت کند .امام قبل از تشرف به حرم نیم ساعت به بیرونی می آمدند و هر کس هر چیزی داشت، با ایشان مطرح می کرد .در آن جلسه آن آقای محترم شروع کرد قصه ای را گفتن. تا میان صحبتش کلمه ای گفت که تا حدودی به یک جایی برخورد داشت. امام بلافاصله چشمانش را به طرف من به طور معنا داری حرکت دادند و من کفش های ایشان را آماده کردم که از مجلس خارج شوند و به حرم بروند .امام به او فرمودند :«من راضی نیستم که در اینجا حرف احدی زده بشود .»با این که هنوز آن بنده خدا نسبت به کسی حرفی نزده بود .آن آقا و طلبه ها هم ناراحت شدند که چرا امام قبل از تمام شدن نیم ساعت جلوسشان مجلس را ترک کرده و به طرف حرم راه افتادند. با این که بیست دقیقه به ساعت نه که امام هر شب در این ساعت به حرم مشرف شده بودند ،مانده بود. مغازه داران مسیر امام ،آن شب تعجب می کردند که امام چرا امشب بیست دقیقه زودتر به حرم می روند و همه این ها به خاطر ترک مجلسی بود که امام احساس می کردند ممکن است در آن غیبت کسی بشود [۲۷] حضرت امام در رعایت احکام دین دقت نظر ویژه ای داشتند .حتی کوچک ترین رفتارها که در نظر خیلی از افراد مهم جلوه نمی کرد، مورد توجه و عنایت ایشان بود؛ به گونه ای که با مشاهد ی موارد جزئی هم با اخلاق نیکو و بیانی جذاب به دیگران تذکر می دادند که طبیعتاً در اصلاح رفتار افراد بسیار مؤثر بود .نمونه های ذیل شنیدنی هایی از برخوردهای ایشان را در این باره ارائه می کند.
چرا حرف مادرت را گوش نمی کنی به بچه ها تأکید می کردند که به پدر و مادر ،به خصوص به مادر، احترام بگذارند ؛مثلاً اگر من به یکی از بچه هایم می گفتم کاری را برایم انجام دهد و او انجام نمی داد ، آقا خیلی ناراحت می شدند .اگر کسی در اتاق بود ،آرام و اگر کسی نبود ،بلند به بچه ها می گفتند :«چرا به حرف مادرت گوش نمی کنی ؟تو باید به مادرت احترام بگذاری ».[۲۸] رفتارت با مادرت خیلی بد بود یادم می آید پسرم که کوچک بود، گاهی با تندی جوابم را می داد .آقا جداً از این رفتار او با من ناراحت می شدند .بعد او را جداگانه می خواستند و می گفتند :«تو رفتارت با مادرت خیلی بد بود ».[۲۹] بلند شوید از جایتان یک روز من در خدمت امام ایستاده بودم و دخترهایم نشسته بودند .ایشان با ناراحتی به بچه ها گفتند: «بلند شوید بروید .اصلاً وقتی مادر شما جلوی شما ایستاده چرا شما نشسته اید ؟بلند شوید از جایتان »[۳۰] این طور نخندید امام ما را از مکروهات منع می کردند ؛ مثلاً گاهی که ما با صدای بلندی می خندیدیم ،می گفتند :«این طوری نخندید ،خنده با صدای بلند مکروه است ».[۳۱] چرا این کار را کردید همیشه ما را مقید می کردند معصیت نکنیم و مؤدب به آداب اسلامی باشیم .هر چقدر در منزل بازی یا شلوغ می کردیم ،هیچ ایرادی نمی گرفتند؛ ولی اگر می فهمیدند کاری کرده ایم که همسایه ای اذیت شده، به شدت به ما اعتراض می کردند و ناراحت می شدند که «چرا این کار را کرده اید ».[۳۲] با لحن بسیار ملایمی تذکر می دادند برخورد امام با ما خیلی انجام می گرفت ؛مثلاً منزلی رفته بودیم که همسایه ها چندان مناسب نبودند؛ البته این خانه را ما موقت رفته بودیم ،همین سه ماهه تابستان.ایشان خواستند به من این تذکر را بدهند که همسایه ها ،همسایه های درستی نیستند ...با لحن بسیار ملایم تذکر دادند [۳۳] چرا جلوی پدرت راه رفتی ؟یک بار پس از ملاقات من با امام یکی از مسئولین مملکتی برای انجام کارهای جاری به خدمت امام رسید که به همراه او پدر مسنّش دیده می شد .پس از این که وی از خدمت امام بازگشت ،گفت :«وقتی خواستم به حضور امام برسم ،من جلو افتاده بودم و پدرم را از دنبال می آوردم .پس از تشرف ،پدرم را به امام معرفی کردم .امام نگاهی کرده و فرمودند :«این آقا پدر شما هستند ؟»عرض کردم :بله. امام فرمودند :«پس چرا جلوی او راه افتادی و وارد شدی ؟»[۳۴] مهم ترین تذکر امام رحمه الله به خانواده و نزدیکان دوری از گناه بود .ایشان می فرمودند :
اگر از گناهان کبیره دوری بکنید، خداوند به واسطه آن، گناهان کوچک شما را می بخشد .[۳۵] تفریحات مشروع داشته باشید ،اما گناه نکنید این توصیه امام با ما طلبه ها بود که می فرمودند :«اگر از اوّل، جوان ها زیاد بروند سراغ مستحبات ،از واجباتشان باز می مانند .آن هایی که خیلی مقدس بوده اند ،از حوزه علمیه گذاشتند و رفتند .مقدسی زیاد برای بچه های پانزده و شانزده ساله خستگی آور است .تفریحات مشروع داشته باشند ؛اما گناه نکنند .خدا مرحوم آیة الله شهید سعیدی را بیامرزد .در جلسه درس امام از آن عقب می گفت :«آقا طلبه ها کشتی هم بگیرند ؟»امام فرمودند :«بله، کشتی هم بگیرند ؛اما غیبت نکنند ».[۳۶] رفتار امام در ما تأثیر گذار بود امام در منزل خیلی مهربان و صمیمی هستند و کلاً محیط خانواده ما پر از رفاقت و صمیمیت است. اما به جز در مسائل شرعی ،در بقیه مسائل خیلی سخت گیری نمی کردند .ایشان همیشه مقید بودند که ما دستورات خدا را انجام بدهیم تا بتوانیم از معاصی دور باشیم .کارهای دینی به ما دیکته نمی شد. در خانواده وقتی ما رفتار امام را می دیدیم ،خود به خود در ما تأثیر می گذاشت .[۳۷] معصیت نکنید خانم بارها می گفت :من شصت سال با امام زندگی کردم :ندیدم که ایشان یک معصیت بکند .در عین حال ،به ما اصلاً سخت گیری نمی کردند ؛فقط نصیحت می کردند .همیشه به ما می گفتند :سعی کنید معصیت نکنید ،همیشه هدفتان این باشد که گناه نکنید .اگر نمی توانید ثواب کنید ،اگر توانایی اش را ندارید ،سعی کنید لااقل معصیت نکنید .[۳۸] امام شدیداً از کسی که خلاف شرع انجام می دادند،ناراحت می شدند و خیلی حالشان برانگیخته می شد؛ یعنی اگر یک وقت سر سفره دست ما از حد مجاز از آستین بیرون می آمد، تذکر می دادند.[۳۹]

مهم ترین تذکر

در کل تنها چیزی که امام به خانواده می گفتند تا اوّل از همه به آن عمل کنند ،انجام واجبات و دوری از محرمات بود .[۴۰] خاطراتی که ذکر شد ،زوایایی از رفتار و سیره شخصیتی است که خود نمونه و الگویی از انسانی وارسته و الهی است که تمام جزئیات گفتار و رفتارش بر اساس شریعت و احکام دین شکل گرفته بود؛ شخصیتی که کردار عملی اش مؤید گفتار و نوشتارش بوده و آنچه را در طول سال های تعمق و غور در معارف دینی یافته بود ،در حرکاتش تبلور داشت و سمبلی از عبد مطیع و صالح پروردگار در عصر جدید محسوب می شد .تأمل و دقت در رفتار چنین الگوهای برجسته و بهره مند از تکامل و تعالی روح می تواند راه گشای تمام جستجوگران راه حقیقت و کمال واقعی باشد که علاوه بر تدبر در گفتار و نوشتار، تأسی عملی به رفتار و کردار آن ها،خود بستر رشد و آراستگی به فضایل اخلاقی را پیش روی هر طالب پارسایی می گشاید .امید که این خرمن عشق و صفا مورد خوشه چینی عاشقان دلبسته و الگو سازی مریدان پاک باخته قرار گیرد.

پانویس

  1. ۸۵.فقهایی چون شیخ در نهایه ، محقق در شرایع .،سلار بن عبدالعزیز دیلمی ،ابن براج و دیگران به این نظر معتقدند ،ر.ک:به مبانی فقهی حکومت اسلامی، ج۳،ص۳۴۰.
  2. ۸۶.همان ،ص۳۴۴-۳۴۷.
  3. ۸۷.الکافی ،ج۵،ص۵۵،ح۱؛وسائل الشیعه ،ج۱۱،ص۱۰۹،ح۱.
  4. ۸۸.ر.ک:تحریر الوسیله ،ج۱، ص۴۵۳؛ رساله توضیح المسائل ، ص۴۵۲،مسأله ۲۸۰۴.
  5. ۸۹.ر.ک:تحریر الوسیله ،ج۱، ص۴۵۳ ،مسأله ۱.
  6. ۹۰.رساله توضیح المسائل، ص۴۵۳،مسأله ۲۸۰۷.
  7. ۹۱.تحریر الوسیله ،ج۱،ص۴۵۴ ، مسأله ۷-۸.
  8. ۹۲.برخی مثل آیة الله خویی رحمه الله دو مرتبه ی انکار قلبی و انکار به زبان را در عرض هم می دانند که خود آمر و ناهی می تواند از بین آن ها آنچه را احتمال تأثیر دارد ،انتخاب کند و یا هر دو را جمع کند؛ اما مرتبه ی سوم تنها در صورتی جایز است که دو مرتبه نخست مؤثر واقع نگردد .(منهاج الصالحین ،ج۱، العبادات، ص۳۵۲-۳۵۳)
  9. ۹۳.تحریر الوسیله ،ج۱،ص۴۵۴-۴۵۵ ،مسأله ۱-۵ ؛رساله توضیح المسائل ،۴۵۲-۴۵۳،مسائل ۲۸۱۳-۲۸۱۶.
  10. ۹۴.ر.ک:تحریر الوسیله ،ج۱، ص۴۵۶،مسأله ۱.
  11. ۹۵.همان ،ص۴۵۶-۴۵۷،مسأله ۳،۲و۸.
  12. ۹۶.همان ،ص۴۵۷،مسأله ۴.
  13. ۹۷.همان ،ص۴۵۷-۴۵۸،مسأله ۱۰-۱۲.
  14. ۹۸.همان ،ص۴۵۸،مسأله ۱۴.
  15. ۹۹.همان ،مسأله ۱۵. جناب حافظ چه نیکو عالمان بی عمل را در بیانی کوتاه توصیف می کند :
    واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند
  16. ۱۰۰.نهج البلاغه ،حکمت ۷۳، ص۳۷۱.
  17. ۱۰۱.استفتائات ،ج۱،ص۴۸۳،س۳.
  18. ۱۰۲.همان ،س۴.
  19. ۱۰۳.همان ،ص۴۸۸،س۱۸.
  20. ۱۰۴.همان ،س۱۹.
  21. ۱۰۵.همان ،س۲۰.
  22. ۱۰۶.همان ،ص۴۸۹،س۲۱.
  23. ۱۰۷.برداشت هایی از سیره امام خمینی ،ج۳،ص۲۹۴؛به نقل از :آیة الله شهید محلاتی .
  24. ۱۰۸.همان ،به نقل از :حجة الاسلام و المسلمین مرحوم سید احمد خمینی .
  25. ۱۰۹.همان ،ص۲۹۳،به نقل از :آیة الله خوانساری .
  26. ۱۱۰.همان ،ص۲۹۷-۲۹۸،به نقل از حجة الاسلام و المسلمین مسعودی خمینی .
  27. ۱۱۱.همان ،ص۲۹۸،به نقل از: حجة الاسلام و المسلمین آقای فرقانی .
  28. ۱۱۲.همان ،ج۱،ص۳۴،به نقل از : خانم طباطبایی .
  29. ۱۱۳.همان
  30. ۱۱۴.همان به نقل از :خانم صدیقه مصطفوی ،دختر امام رحمه الله.
  31. ۱۱۵.همان ،ص۵۸،به نقل از :خانم فاطمه طباطبایی .
  32. ۱۱۶.همان ،ص۴۵،به نقل از خانم فریده مصطفوی .
  33. ۱۱۷.همان ،ص۴۱،به نقل از: خانم زهرا مصطفوی .
  34. ۱۱۸.همان ،ص۲۹۱-۲۹۲،به نقل از: حجة الاسلام و المسلمین جمی، امام جمعه آبادان .
  35. ۱۱۹.همان ،ج۳،ص۳۰۴،به نقل از: خانم زهرا اشراقی ،نوه امام رحمه الله.
  36. ۱۲۰.همان ،ص۳۰۰،به نقل از :آیة الله شهید محلاتی .
  37. ۱۲۱.همان ،ج۱،ص۴۴-۴۵،به نقل از:خانم فریده مصطفوی .
  38. ۱۲۲.همان ،ص۵۵،به نقل از :خانم نعیمه اشراقی ،نوه امام رحمه الله.
  39. ۱۲۳.همان ،ص۴۶،به نقل از :خانم فاطمه طباطبایی .
  40. ۱۲۴.همان ،ص۵۶،به نقل از :خانم فاطمه طباطبایی .
منبع: فایل اصلی - تاریخ برداشت: 1395/3/30