عذاب قوم حضرت شعیب(ع) در اثر انحراف اقتصادی: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: عذاب قوم حضرت شعیب(ع) در اثر انحراف اقتصادی مجموعه ها: مقالات شنا...» ایجاد کرد)
 
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
سطر ۱: سطر ۱:
 
عنوان:    عذاب قوم حضرت شعیب(ع) در اثر انحراف اقتصادی
 
عنوان:    عذاب قوم حضرت شعیب(ع) در اثر انحراف اقتصادی
مجموعه ها:    مقالات
+
مجموعه‌ها:    مقالات
 
شناسه کتاب:    ۲۸۹
 
شناسه کتاب:    ۲۸۹
نویسنده:    محمد اسماعيل نوري
+
نویسنده:    محمد اسماعیل نوری
 
شابک:    -
 
شابک:    -
 
تعداد صفحات:    ۰
 
تعداد صفحات:    ۰
 
نام اپراتور:    محمد خلیلی
 
نام اپراتور:    محمد خلیلی
 
ایمیل اپراتور:    ۲farizeh@gmail.com
 
ایمیل اپراتور:    ۲farizeh@gmail.com
زبان:    پارسي
+
زبان:    پارسی
رتبه:    0
+
رتبه:    ۰
 
تصویر:    cover
 
تصویر:    cover
 
دانلود فایل:    دانلود عذاب قوم حضرت شعیب(ع) در اثر انحراف اقتصادی
 
دانلود فایل:    دانلود عذاب قوم حضرت شعیب(ع) در اثر انحراف اقتصادی
سطر ۱۴: سطر ۱۴:
 
عذاب قوم حضرت شعیب(ع) در اثر انحراف اقتصادی
 
عذاب قوم حضرت شعیب(ع) در اثر انحراف اقتصادی
  
محمد اسماعيل نوري
+
محمد اسماعیل نوری
+
آیات مرتبط با رخدادها (۱۶)<br/>
آيات مرتبط با رخدادها (۱۶)
+
یکی از حوادث مرتبط با آیات که در ماه ربیع الثانی رخ داده، نزول عذاب الهی بر قوم حضرت شعیب(ع) است که در دوازدهم این ماه اتفاق افتاده.<ref>تقویم حدیثی نور علی نور، علی رضا رضازاده ساعی، سال ۱۳۹۱ ش، صفحه مربوط به ربیع الثانی.</ref>
يكي از حوادث مرتبط با آيات كه در ماه ربيع الثاني رخ داده، نزول عذاب الهي بر قوم حضرت شعيب(ع) است كه در دوازدهم اين ماه اتفاق افتاده.۱
+
داستان تبلیغ و مبارزات حضرت شعیب(ع) در سوره‌های اعراف (۸۵ ـ ۹۳)، هود (۸۴ ـ ۹۴)، شعراء (۱۷۶ ـ ۱۸۹) و عنکبوت (۳۶ و ۳۷) آمده است. در این مقاله، خلاصة داستان این پیامبر بزرگ و سرانجام قوم او بر اساس آیات سورة هود به صورت مختصر بیان می‌شود و به خاطر اختصار، از تفسیر کامل آیات مذکور خودداری می‌گردد.<br/>
داستان تبليغ و مبارزات حضرت شعيب(ع) در سوره هاي اعراف (۸۵ ـ ۹۳)، هود (۸۴ ـ ۹۴)، شعراء (۱۷۶ ـ ۱۸۹) و عنكبوت (۳۶ و ۳۷) آمده است. در اين مقاله، خلاصة داستان اين پيامبر بزرگ و سرانجام قوم او بر اساس آيات سورة هود به صورت مختصر بيان مي شود و به خاطر اختصار، از تفسير كامل آيات مذكور خودداري مي گردد.
+
  
معرفي حضرت شعيب(ع)
+
===معرفی حضرت شعیب(ع)===<br/>
حضرت شعيب(ع)، از نوادگان حضرت ابراهيم خليل(ع) و لوط(ع)۲ است و يكي از پيامبران بزرگ عرب زبان بوده كه۳ در قرآن كريم از او به عظمت ياد شده است و موسي كليم الله ده سال به او خدمت كرده و با دختر او ازدواج نموده است.۴
+
حضرت شعیب(ع)، از نوادگان حضرت ابراهیم خلیل(ع) و لوط(ع)<ref>بحار الأنوار، مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، چاپ سال ۱۴۰۴ ق، ج‏۱۲، ص ۳۷۵ و ۳۷۶.</ref> است و یکی از پیامبران بزرگ عرب زبان بوده که<ref>در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «لَمْ یَبْعَثِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْعَرَبِ إِلَّا خَمْسَةً هُوداً وَ صَالِحاً وَ إِسْمَاعِیلَ وَ شُعَیْباً وَ مُحَمَّداً خَاتَمَ النَّبِیِّینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ وَ کَانَ شُعَیْبٌ بَکَّاءً»، (بحار الأنوار، ج‏۱۲، ص‏۳۸۲، ح ۶).</ref> در قرآن کریم از او به عظمت یاد شده است و موسی کلیم الله ده سال به او خدمت کرده و با دختر او [[ازدواج]] نموده است.<ref>قصص / ۲۳ ـ ۲۸.</ref>
او در عين حال كه سخنوري بليغ و توانا بود، به حدي كه به عنوان «خطيب الانبياء» لقب گرفته است، از محبت خدا زياد گريه مي كرد. در روايتي از خاتم الانبياء محمد(ص) نقل شده است:
+
او در عین حال که سخنوری بلیغ و توانا بود، به حدی که به عنوان «خطیب الانبیاء» لقب گرفته است، از محبت خدا زیاد گریه می‌کرد. در روایتی از خاتم الانبیاء محمد(ص) نقل شده است:<br/>
حضرت شعيب(ع) به سبب محبت خدا آن قدر گريست كه چشمانش از كار افتاد. خدا چشمانش را بازگرداند؛ اما شعيب دوباره چنان گريه كرد كه نابينا شد. باز خدا شفا داد، تا اينكه بار چهارم خدا به او وحي كرد: تا كي چنين خواهي كرد؟ اگر اين گريه از ترس عذاب دوزخ است، تو را از آن نجات دادم و اگر براي شوق بهشت است، آن را در اختيار تو نهادم.
+
حضرت شعیب(ع) به سبب محبت خدا آن قدر گریست که چشمانش از کار افتاد. خدا چشمانش را بازگرداند؛ اما شعیب دوباره چنان گریه کرد که نابینا شد. باز خدا شفا داد، تا اینکه بار چهارم خدا به او وحی کرد: تا کی چنین خواهی کرد؟ اگر این گریه از ترس عذاب دوزخ است، تو را از آن نجات دادم و اگر برای شوق بهشت است، آن را در اختیار تو نهادم.<br/>
حضرت شعيب(ع) عرض كرد: خدايا! تو مي داني كه گرية من نه براي ترس از جهنم است و نه براي شوق به بهشت؛ بلكه تنها به سبب محبت توست و نمي توانم صبر كنم. خداي مهربان در پاسخ او وحي فرمود: حال كه چنين است، كليم خودم «موسي بن عمران» را خادم تو قرار خواهم داد.۵
+
حضرت شعیب(ع) عرض کرد: خدایا! تو می دانی که گریة من نه برای ترس از جهنم است و نه برای شوق به بهشت؛ بلکه تنها به سبب محبت توست و نمی‌توانم [[صبر]] کنم. خدای مهربان در پاسخ او وحی فرمود: حال که چنین است، کلیم خودم «موسی بن عمران» را خادم تو قرار خواهم داد.<ref>بحار الأنوار، ج‏۱۲، ص‏۳۸۰ و ۳۸۱، ح ۱۱.</ref>
در مقدار عمر اين پيامبر بزرگ، اقوال مختلف نقل شده است. در روايتي از «ابن عباس» نقل شده است كه حضرت شعيب(ع) ۲۴۲ سال عمر كرد.۶
+
در مقدار عمر این پیامبر بزرگ، اقوال مختلف نقل شده است. در روایتی از «ابن عباس» نقل شده است که حضرت شعیب(ع) ۲۴۲ سال عمر کرد.<ref>بحار الأنوار، ج‏۱۲، ص‏۳۸۷، ح ۱۳.</ref>
  
محل مأموريت حضرت شعيب(ع)
+
===محل مأموریت حضرت شعیب(ع)===<br/>
قرآن كريم، محل رسالت حضرت شعيب(ع) را با دو نام ذكر كرده است؛ يكي «مدين» و ديگري «ايكه» كه هر كدام را پنج بار نام برده است.۷
+
قرآن کریم، محل رسالت حضرت شعیب(ع) را با دو نام ذکر کرده است؛ یکی «مدین» و دیگری «ایکه» که هر کدام را پنج بار نام برده است.<ref>در سوره‌های: اعراف / ۸۵؛ هود / ۸۴؛ قصص / ۲۳؛ عنکبوت / ۳۶ به عنوان «مدین»، و در سوره‌های: حجر / ۷۸؛ شعراء / ۱۷۶؛ ص‏۱۳؛ حج / ۴۴ و ق ۱۴ به عنوان «ایکه» آمده است.</ref>
«مدين» شهري بود در شرق خليج «عقبه»، شمال «حجاز» و جنوب «شامات» كه اكنون اين شهر در جنوب غربي كشور «اردن» به نام «معان» خوانده مي شود.۸
+
«مدین» شهری بود در شرق خلیج «عقبه»، شمال «حجاز» و جنوب «شامات» که اکنون این شهر در جنوب غربی کشور «اردن» به نام «معان» خوانده می‌شود.<ref>تفسیر نمونه، مکارم و همکاران، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ سی و یکم، ۱۳۸۸ ش، ج‏۱۶، صص ۷۲ و ۲۸۵.</ref>
و «ايكه» در اصل به معني محلي است كه درختان فراوان و درهم پيچيده اي دارد كه در فارسي از آن به «بيشه» تعبير مي شود؛ چون در سرزميني كه نزديك «مدين» قرار داشت درختان زيادي وجود داشت «ايكه» ناميده شده است.۹
+
و «ایکه» در اصل به معنی محلی است که درختان فراوان و درهم پیچیده‌ای دارد که در فارسی از آن به «بیشه» تعبیر می‌شود؛ چون در سرزمینی که نزدیک «مدین» قرار داشت درختان زیادی وجود داشت «ایکه» نامیده شده است.<ref>همان، ج‏۱۵، ص‏۳۵۶.</ref>
ظاهراً حضرت شعيب(ع) براي هدایت اهل هر دو سرزمين مبعوث شده بود و هر دو گروه، در اثر طغيان هلاك شدند. همچنين ممكن است از تعبير «وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْبا» كه در سوره هاي اعراف، هود و عنكبوت آمده، استفاده شود كه حضرت شعيب(ع) نیز خود اهل «مدين» بوده است.۱۰
+
ظاهراً حضرت شعیب(ع) برای هدایت اهل هر دو سرزمین مبعوث شده بود و هر دو گروه، در اثر طغیان هلاک شدند. همچنین ممکن است از تعبیر «وَ إِلی مَدْیَنَ أَخاهُمْ شُعَیْبا» که در سوره‌های اعراف، هود و عنکبوت آمده، استفاده شود که حضرت شعیب(ع) نیز خود اهل «مدین» بوده است.<ref>قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۱ ش، ج‏۱، ص‏۱۵۲.</ref>
  
رسالت حضرت شعيب(ع)
+
==رسالت حضرت شعیب(ع)==<br/>
از آيات قرآن استفاده مي شود كه امّت حضرت شعيب(ع) راه توحيد و خداپرستي را رها كرده، در منجلاب شرك و بت پرستي سرگردان شده بودند و نه تنها بت؛ بلكه درهم و دينار خويش را مي پرستيدند، و به خاطر آن، كسب و كار با رونق خود را آلوده به تقلب، كم فروشي و خلافكاريهاي ديگر مي كردند، لذا خداي حكيم و مهربان حضرت شعيب(ع) را به سوي آنان فرستاد تا آنها را به راه توحيد و اجراي عدالت اقتصادي دعوت نمايد. همچنان كه در سورة هود مي فرمايد: «وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْبا»؛ «و به سوي «مدين» برادرشان شعيب را (فرستاديم).»
+
از آیات قرآن استفاده می‌شود که امّت حضرت شعیب(ع) راه توحید و خداپرستی را رها کرده، در منجلاب شرک و بت پرستی سرگردان شده بودند و نه تنها بت؛ بلکه درهم و دینار خویش را می‌پرستیدند، و به خاطر آن، کسب و کار با رونق خود را آلوده به تقلب، کم فروشی و خلافکاریهای دیگر می‌کردند، لذا خدای حکیم و مهربان حضرت شعیب(ع) را به سوی آنان فرستاد تا آنها را به راه توحید و اجرای عدالت اقتصادی دعوت نماید. همچنان که در سورة هود می‌فرماید: «وَ إِلی مَدْیَنَ أَخاهُمْ شُعَیْبا»؛ «و به سوی «مدین» برادرشان شعیب را (فرستادیم).»
در اول اين جمله حرف «واو عاطفه» اين جمله را به جملة «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِه » كه در آيه ۲۵ همين سوره آمده است.
+
در اول این جمله حرف «واو عاطفه» این جمله را به جملة «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلی قَوْمِه » که در آیه ۲۵ همین سوره آمده است.<br/>
كلمة «اَخَاهُمْ» علاوه بر اينكه از اهل «مدين» بودن اين پيامبر بزرگ را مي رساند، نهايت محبت او به قوم خود را بازگو مي كند؛ يعني حضرت شعيب(ع)، همچون يك برادر خيرخواه و دلسوز آنها بوده است.
+
کلمة «اَخَاهُمْ» علاوه بر اینکه از اهل «مدین» بودن این پیامبر بزرگ را می‌رساند، نهایت محبت او به قوم خود را بازگو می‌کند؛ یعنی حضرت شعیب(ع)، همچون یک برادر خیرخواه و دلسوز آنها بوده است.<br/>
  
آغاز دعوت حضرت شعيب(ع)
+
===آغاز دعوت حضرت شعیب(ع)===<br/>
اين پيامبر دلسوز و مهربان، همان گونه كه شيوة تمام پيامبران بوده، نخست آنها را به اساسي ترين پاية دين (توحيد) دعوت كرد كه: «قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُه »؛ «گفت: اي قوم من! خدا را پرستش كنيد، كه جز او معبود ديگري براي شما نيست
+
این پیامبر دلسوز و مهربان، همان گونه که شیوة تمام پیامبران بوده، نخست آنها را به اساسی‌ترین پایة دین (توحید) دعوت کرد که: «قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُه »؛ «گفت: ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که جز او معبود دیگری برای شما نیست
آري، اولين دعوت انبيا، دعوت به «توحيد» بوده است؛ چرا كه اين دعوت، دعوت به شكستن تمام طاغوتها و سنّتهاي جاهلي است، و هر گونه اصلاح اجتماعي و اخلاقي بدون آن ميسّر نخواهد بود.
+
آری، اولین دعوت انبیا، دعوت به «توحید» بوده است؛ چرا که این دعوت، دعوت به شکستن تمام طاغوتها و سنّتهای جاهلی است، و هر گونه اصلاح اجتماعی و اخلاقی بدون آن میسّر نخواهد بود.<br/>
  
مبارزه حضرت شعيب(ع) با فساد اقتصادي
+
==مبارزه حضرت شعیب(ع) با فساد اقتصادی==
اين پيامبر بزرگ، پس از دعوت به توحيد، به مبارزه با فساد اقتصادي كه از روح شرك و بت پرستي سرچشمه مي گيرد و در آن زمان ميان آن قوم رايج شده بود، برخاسته، و فرمود: «وَ لا تَنْقُصُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ إِنِّي أَراكُمْ بِخَيْرٍ وَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ مُحِيط»؛ «پيمانه و وزن را كم نكنيد (و دست به كم فروشي نزنيد) من (هم اكنون) شما را در نعمت مي بينم؛ (ولي) از عذاب روز فراگير (قيامت) بر شما بيمناكم
+
این پیامبر بزرگ، پس از دعوت به توحید، به مبارزه با فساد اقتصادی که از روح شرک و بت پرستی سرچشمه می‌گیرد و در آن زمان میان آن قوم رایج شده بود، برخاسته، و فرمود: «وَ لا تَنْقُصُوا الْمِکْیالَ وَ الْمِیزانَ إِنِّی أَراکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ یَوْمٍ مُحِیط»؛ «پیمانه و وزن را کم نکنید (و دست به کم فروشی نزنید) من (هم اکنون) شما را در نعمت می‌بینم؛ (ولی) از عذاب روز فراگیر (قیامت) بر شما بیمناکم
در آية بعد، مجدداً روي نظام اقتصادي آن قوم تأكيد كرده، مي گويد: «وَ يا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُم »؛ «و اي قوم من! پيمانه و وزن را با عدالت تمام دهيد، و بر اشياء (و اجناس) مردم عيب نگذاريد، و از حق آنان نكاهيد
+
در آیة بعد، مجدداً روی نظام اقتصادی آن قوم تأکید کرده، می‌گوید: «وَ یا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیالَ وَ الْمِیزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُم »؛ «و ای قوم من! پیمانه و وزن را با عدالت تمام دهید، و بر اشیاء (و اجناس) مردم عیب نگذارید، و از حق آنان نکاهید
در پايان آيه، به صورت كلي مي گويد: «وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِين »؛ «و در زمين به فساد نكوشيد
+
در پایان آیه، به صورت کلی می‌گوید: «وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِین »؛ «و در زمین به فساد نکوشید
فساد راه هاي گوناگوني دارد؛ فساد از طريق كم فروشي، غصب مال مردم، تجاوز به حق دیگران، بر هم زدن میزانها و مقیاسهای اجتماعی، عيب گذاشتن بر اموال و اشخاص و بالاخره فساد از طريق تجاوز به حريم حيثيت، ناموس و جان مردم!
+
فساد راه‌های گوناگونی دارد؛ فساد از طریق کم فروشی، غصب مال مردم، تجاوز به حق دیگران، بر هم زدن میزانها و مقیاسهای اجتماعی، عیب گذاشتن بر اموال و اشخاص و بالاخره فساد از طریق تجاوز به حریم حیثیت، ناموس و جان مردم!<br/>
جملة «لَا تَعْثَوا» به معني «فساد نكنيد» است، بنابراين ذكر «مُفْسِدِينَ» بعد از آن، به خاطر تأكيد هر چه بيش تر روي اين مسأله است.
+
جملة «لَا تَعْثَوا» به معنی «فساد نکنید» است، بنابراین ذکر «مُفْسِدِینَ» بعد از آن، به خاطر تأکید هر چه بیش تر روی این مسأله است.<br/>
دو آية فوق، اين واقعيت را به خوبي منعكس مي كند كه بعد از مسئلة اعتقاد به توحيد و ايدئولوژي صحيح، اقتصاد سالم از اهميت ويژه اي برخوردار است، و نيز نشان مي دهد كه به هم ريختگي نظام اقتصادي، سرچشمة فساد وسيع در جامعه خواهد بود.۱۱
+
دو آیة فوق، این واقعیت را به خوبی منعکس می‌کند که بعد از مسئلة اعتقاد به توحید و ایدئولوژی صحیح، اقتصاد سالم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، و نیز نشان می‌دهد که به هم ریختگی نظام اقتصادی، سرچشمة فساد وسیع در جامعه خواهد بود.<ref>تفسیر نمونه، آیت الله مکارم و همکاران، ج‏۹، ص‏۲۴۵.</ref>
اين حقيقت امروز در دنيا به صورت ملموس درآمده است و در اكثر كشورهاي جهان، آثار شوم آن مشاهده مي شود، لذا بايد بپذيريم كه براي تأمين سعادت دنيا و آخرت، دو پاية محكم لازم است؛ ايمان كامل و اقتصاد سالم كه اينها زمينه ساز اعمال صالح مي باشند.
+
این حقیقت امروز در دنیا به صورت ملموس درآمده است و در اکثر کشورهای جهان، آثار شوم آن مشاهده می‌شود، لذا باید بپذیریم که برای تأمین سعادت دنیا و آخرت، دو پایة محکم لازم است؛ [[ایمان]] کامل و اقتصاد سالم که اینها زمینه ساز اعمال صالح می‌باشند.<br/>
  
برتري «بقية الله»
+
==برتری «بقیة الله»==
در آية سوم، به مفيد بودن سود مشروع اشاره كرده، مي گويد: «بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِين »؛ «آنچه خدا براي شما باقي گذارده (از سرمايه هاي حلال)، برايتان بهتر است، اگر ايمان داشته باشيد
+
در آیة سوم، به مفید بودن سود مشروع اشاره کرده، می‌گوید: «بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِین »؛ «آنچه خدا برای شما باقی گذارده (از سرمایه‌های حلال)، برایتان بهتر است، اگر [[ایمان]] داشته باشید
منظور از «بقية الله» در اين آيه همان سود اندك و مشروعي است كه جوامع بشري براساس فطرت الهي آن را پذيرفته اند.
+
منظور از «بقیة الله» در این آیه همان سود اندک و مشروعی است که جوامع بشری براساس فطرت الهی آن را پذیرفته‌اند.<br/>
پس منظور آيه چنين مي شود كه: اگر شما مؤمن باشيد، مي دانيد كه اين سود اندك حلال، به مراتب بهتر است از جمع مال زياد از طريق كم فروشي و امثال آن؛ زيرا هميشه مؤمن از مال مشروع و حلال استفاده مي كند، نه از مال نامشروع كه مورد رضايت خدا نبوده و با فطرت خدادادي انسان نيز مطابقت ندارد.۱۲
+
پس منظور آیه چنین می‌شود که: اگر شما مؤمن باشید، می‌دانید که این سود اندک حلال، به مراتب بهتر است از جمع مال زیاد از طریق کم فروشی و امثال آن؛ زیرا همیشه مؤمن از مال مشروع و حلال استفاده می‌کند، نه از مال نامشروع که مورد رضایت خدا نبوده و با فطرت خدادادی انسان نیز مطابقت ندارد.<ref>المیزان، علامه طباطبایی، ج‏۱۰، ص‏۳۸۱.</ref>
لازم به ذكر است كه در روايات متعدد، كلمة «بقية الله» به وجود مقدس امام عصر(عج) يا بعضي از امامان ديگر تفسير شده است. كه از ذكر آنها خودداري مي كنيم.۱۳
+
لازم به ذکر است که در روایات متعدد، کلمة «بقیة الله» به وجود مقدس امام عصر(عج) یا بعضی از امامان دیگر تفسیر شده است. که از ذکر آنها خودداری می‌کنیم.<ref>رجوع کنید به: بحار الأنوار، ج‏۲۴، ص‏۲۱۱؛ اصول کافی، شیخ کلینی، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ ۱۳۶۵ ش، ج‏۱، ص‏۴۱۱؛ تفسیر نمونه، ج‏۹، ص‏۲۴۶.</ref>
اجمالاً بهترين ذخيرة الهي براي هدايت و نجات بشريت به عنون «بقية الله» در سراسر تاريخ شناخته مي شود كه قسط و عدالت جهانی را برقرار خواهد ساخت.
+
اجمالاً بهترین ذخیرة الهی برای هدایت و نجات بشریت به عنون «بقیة الله» در سراسر تاریخ شناخته می‌شود که قسط و عدالت جهانی را برقرار خواهد ساخت.<br/>
  
وظيفة پيامبر در ابلاغ
+
==وظیفة پیامبر در ابلاغ==
در پايان اين آيه، از زبان حضرت شعيب(ع) آمده است: «وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظ»؛ «و من پاسدار شما (و مأمور بر اجبارتان به ايمان) نیستم.» يعني وظيفة من همين ابلاغ و انذار بود كه گفتم؛ ولي مسئول اعمال شما و موظف به اجبار كردنتان بر پذيرفتن اين راه نيستم، اين راه و اين چاه!
+
در پایان این آیه، از زبان حضرت شعیب(ع) آمده است: «وَ ما أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظ»؛ «و من پاسدار شما (و مأمور بر اجبارتان به ایمان) نیستم.» یعنی وظیفة من همین ابلاغ و انذار بود که گفتم؛ ولی مسئول اعمال شما و موظف به اجبار کردنتان بر پذیرفتن این راه نیستم، این راه و این چاه!<br/>
مراد ما نصيحت بود گفتيم حوالت با خدا كرديم و رفتيم۱۴
+
مراد ما نصیحت بود گفتیم حوالت با خدا کردیم و رفتیم<ref>گلستان سعدی.</ref>
  
عكس العمل قوم حضرت شعيب(ع)
+
===عکس العمل قوم حضرت شعیب(ع)===<br/>
آنها كه بتها را آثار نياكان و نشانة اصالت فرهنگ خويش مي پنداشتند و از كم فروشي و تقلب در معامله سود مي بردند، در مقابل سخنان منطقي و محبت آميز حضرت موضع لجاجت گرفتند، همچنان كه قرآن از زبان آنها نقل مي كند: «قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيد»؛ «گفتند: اي شعيب! آيا نمازت به تو دستور مي دهد كه آنچه را پدرانمان مي پرستيدند، ترك كنيم يا آنچه را مي خواهيم در اموالمان انجام ندهيم؟! تو كه مرد بردبار و فهميده اي هستي
+
آنها که بتها را آثار نیاکان و نشانة اصالت فرهنگ خویش می‌پنداشتند و از کم فروشی و تقلب در معامله سود می‌بردند، در مقابل سخنان منطقی و محبت آمیز حضرت موضع لجاجت گرفتند، همچنان که قرآن از زبان آنها نقل می‌کند: «قالُوا یا شُعَیْبُ أَ صَلاتُکَ تَأْمُرُکَ أَنْ نَتْرُکَ ما یَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِی أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّکَ لَأَنْتَ الْحَلِیمُ الرَّشِید»؛ «گفتند: ای شعیب! آیا نمازت به تو دستور می‌دهد که آنچه را پدرانمان می‌پرستیدند، ترک کنیم یا آنچه را می‌خواهیم در اموالمان انجام ندهیم؟! تو که مرد بردبار و فهمیده‌ای هستی
آن جمعيت نادان كه رابطة ميان نماز و ترك منكرات را درك نمي كردند، از روي تمسخر به حضرت مي گفتند: آيا اين نماز و اذكار و حركات تو به تو فرمان مي دهد كه ما را از سنّت نياكان و فرهنگ مذهبي خود نهي كني و يا ما را نسبت به اموالمان مسلوب الاختيار نمايي؟! از تو كه آدم فهميده اي هستي، چنين سخناني بعيد است! پس بگذار ما به روش نياكان خود عمل كنيم و در اموالمان نيز هر طور دلمان مي خواهد، رفتار نماييم!
+
آن جمعیت نادان که رابطة میان [[نماز]] و ترک منکرات را درک نمی‌کردند، از روی تمسخر به حضرت می‌گفتند: آیا این [[نماز]] و اذکار و حرکات تو به تو فرمان می‌دهد که ما را از سنّت نیاکان و فرهنگ مذهبی خود نهی کنی و یا ما را نسبت به اموالمان مسلوب الاختیار نمایی؟! از تو که آدم فهمیده‌ای هستی، چنین سخنانی بعید است! پس بگذار ما به روش نیاکان خود عمل کنیم و در اموالمان نیز هر طور دلمان می‌خواهد، رفتار نماییم!<br/>
  
پاسخ منطقي حضرت شعيب(ع)
+
===پاسخ منطقی حضرت شعیب(ع)===<br/>
حضرت شعيب(ع) در پاسخ آنهايي كه سخنانش را حمل بر بي خردي كرده و قبول نمي كردند، پاسخي محكم و منطقي داد. «قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ رَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً وَ ما أُرِيدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ إِلى ما أَنْهاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيب »؛ «گفت: اي قوم! به من بگوييد هرگاه من دليل آشكاري از پروردگارم داشته باشم، و رزق (و موهبت) خوبي به من داده باشد، (آيا مي توانم بر خلاف فرمان او رفتار كنم؟!) من هرگز نمي خواهم چيزي كه شما را از آن باز مي دارم، خودم مرتكب شوم! من جز اصلاح ـ تا آنجا كه توانايي دارم ـ نمي خواهم! و توفيق من، جز با خدا نيست! بر او توكّل كردم و به سوي او بازمي گردم!»
+
حضرت شعیب(ع) در پاسخ آنهایی که سخنانش را حمل بر بی خردی کرده و قبول نمی‌کردند، پاسخی محکم و منطقی داد. «قالَ یا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلی بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ رَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً وَ ما أُرِیدُ أَنْ أُخالِفَکُمْ إِلی ما أَنْهاکُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِیدُ إِلَّا الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْهِ أُنِیب »؛ «گفت: ای قوم! به من بگویید هرگاه من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم، و رزق (و موهبت) خوبی به من داده باشد، (آیا می‌توانم بر خلاف فرمان او رفتار کنم؟!) من هرگز نمی‌خواهم چیزی که شما را از آن باز می‌دارم، خودم مرتکب شوم! من جز اصلاح ـ تا آنجا که توانایی دارم ـ نمی‌خواهم! و توفیق من، جز با خدا نیست! بر او توکّل کردم و به سوی او بازمی گردم!»
حضرت شعيب(ع) با اين مطالب مي خواهد به آنها بفهماند كه من در اين كار تنها انگيزة معنوي، انساني و تربيتي دارم و حقايقي را مي دانم كه شما نمي دانيد؛ چون هميشه انسان دشمن چيزي است كه نمي داند. همچنين گوشزد مي كند كه رفتار من نيز مطابق گفتارم است؛ يعني خيال نكنيد كه مي خواهم شما را از بت پرستي و كم فروشي نهي كنم؛ ولي خودم مرتكب آن بشوم! بلكه هدف اصلي من اصلاح است.
+
حضرت شعیب(ع) با این مطالب می‌خواهد به آنها بفهماند که من در این کار تنها انگیزة معنوی، انسانی و تربیتی دارم و حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید؛ چون همیشه انسان دشمن چیزی است که نمی‌داند. همچنین گوشزد می‌کند که رفتار من نیز مطابق گفتارم است؛ یعنی خیال نکنید که می‌خواهم شما را از بت پرستی و کم فروشی نهی کنم؛ ولی خودم مرتکب آن بشوم! بلکه هدف اصلی من اصلاح است.<br/>
اين همان هدفي است كه تمام پيامبران آن را تعقيب مي كردند؛ يعني اصلاح عقيده، اخلاق، عمل و روابط و نظامات اجتماعي.
+
این همان هدفی است که تمام پیامبران آن را تعقیب می‌کردند؛ یعنی اصلاح عقیده، اخلاق، عمل و روابط و نظامات اجتماعی.<br/>
  
ويژگيهاي مبلّغ دين
+
==ویژگیهای مبلّغ دین==
از سخنان حضرت شعيب(ع) در اين آيه استفاده مي شود كه يك مبلغ دينِ حق و يك آمر به معروف و ناهي از منكر بايد پنج ويژگي داشته باشد تا حرفهايش مؤثر واقع گردد:
+
از سخنان حضرت شعیب(ع) در این آیه استفاده می‌شود که یک مبلغ دینِ حق و یک آمر به معروف و ناهی از منکر باید پنج ویژگی داشته باشد تا حرفهایش مؤثر واقع گردد:<br/>
۱. اهل عمل باشد و به آنچه مي گويد عمل كند: «وَ ما أُرِيدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ إِلى ما أَنْهاكُمْ عَنْه ».
+
۱. اهل عمل باشد و به آنچه می‌گوید عمل کند: «وَ ما أُرِیدُ أَنْ أُخالِفَکُمْ إِلی ما أَنْهاکُمْ عَنْه ».<br/>
۲. هدف او اصلاح جامعه باشد: «إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلاح ».
+
۲. هدف او اصلاح جامعه باشد: «إِنْ أُرِیدُ إِلَّا الْإِصْلاح ».<br/>
۳. توفيق كارش را از خدا بخواهد: «وَ مَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّه ».
+
۳. توفیق کارش را از خدا بخواهد: «وَ مَا تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّه ».<br/>
۴. هميشه بر خدا توكّل نمايد: «عَلَيْهِ تَوَكَّلْت ».
+
۴. همیشه بر خدا توکّل نماید: «عَلَیْهِ تَوَکَّلْت ».<br/>
۵. در مشكلات به خدا پناه ببرد: «وَ إِلَيْهِ أُنِيب ».۱۵
+
۵. در مشکلات به خدا پناه ببرد: «وَ إِلَیْهِ أُنِیب ».<ref>تفسیر نور، محسن قرائتی، مرکز درسهایی از قرآن کریم، تهران، چاپ یازدهم، ۱۳۸۳ ش، ج‏۵، صص ۳۷۳ و ۳۷۴.</ref>
  
هشدار حضرت شعيب(ع) به قوم خود
+
==هشدار حضرت شعیب(ع) به قوم خود==
در آية بعد، حضرت شعيب(ع) آنها را متوجه يك نكته اخلاقي مي كند و آن اينكه بسيار مي شود شخصي به خاطر بغض و عداوت نسبت به كسي و يا تعصب و لجاجت نسبت به چيزي، تمام مصالح خويش را ناديده مي گيرد، و سرنوشت خود را به دست فراموشي سپرده، تباه مي سازد، لذا قوم خود را از اين خطر هشدار مي دهد و مي گويد: «وَ يا قَوْمِ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقاقِي أَنْ يُصِيبَكُمْ مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صالِحٍ وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِيد»؛ «و اي قوم من! دشمني و مخالفت با من سبب نشود كه شما به همان سرنوشتي كه قوم نوح(ع) يا هود و صالح (ع) گرفتار شدند، گرفتار شويد! و قوم لوط از شما چندان دور نيست
+
در آیة بعد، حضرت شعیب(ع) آنها را متوجه یک نکته اخلاقی می‌کند و آن اینکه بسیار می‌شود شخصی به خاطر بغض و عداوت نسبت به کسی و یا تعصب و لجاجت نسبت به چیزی، تمام مصالح خویش را نادیده می‌گیرد، و سرنوشت خود را به دست فراموشی سپرده، تباه می‌سازد، لذا قوم خود را از این خطر هشدار می‌دهد و می‌گوید: «وَ یا قَوْمِ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شِقاقِی أَنْ یُصِیبَکُمْ مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صالِحٍ وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْکُمْ بِبَعِید»؛ «و ای قوم من! دشمنی و مخالفت با من سبب نشود که شما به همان سرنوشتی که قوم نوح(ع) یا هود و صالح (ع) گرفتار شدند، گرفتار شوید! و قوم لوط از شما چندان دور نیست
اينكه در پايان آيه مي فرمايد: «قوم لوط از شما چندان دور نيست» از اين جهت است كه از نظر مكان، «مدين» به سرزمين قوم لوط نزديك بود؛ چون هر دو از مناطق «شامات» بودند، و از نظر زمان، هر چند فاصله داشتند؛ ولي فاصلة آنها چنان نبود كه تاريخشان به دست فراموشي سپرده شده باشد.۱۶
+
اینکه در پایان آیه می‌فرماید: «قوم لوط از شما چندان دور نیست» از این جهت است که از نظر مکان، «مدین» به سرزمین قوم لوط نزدیک بود؛ چون هر دو از مناطق «شامات» بودند، و از نظر زمان، هر چند فاصله داشتند؛ ولی فاصلة آنها چنان نبود که تاریخشان به دست فراموشی سپرده شده باشد.<ref>علامه طباطبایی می‌گوید: «فاصلة زمانی بین این دو قوم، کمتر از سه قرن بود؛ چون حضرت لوط معاصر حضرت ابراهیم خلیل الله و شعیب معاصر حضرت موسی کلیم الله بود.» المیزان، ج‏۱۰، ص‏۳۹۰.</ref>
و اما از نظر عمل، هر چند ظاهراً ميان انحرافات جنسي قوم لوط و انحرافات اقتصادي قوم حضرت شعيب(ع) فرق بسيار بود؛ ولي هر دو در توليد فساد در جامعه و به هم ريختن نظام اجتماعي و از ميان بردن فضايل اخلاقي و اشاعة فساد با هم شباهت داشتند، به همين جهت در روايات مي بينيم: يك درهم «ربا» كه مربوط به مسائل اقتصادي است، با «زنا» كه يك آلودگي جنسي است، مقايسه شده است.۱۷
+
و اما از نظر عمل، هر چند ظاهراً میان انحرافات جنسی قوم لوط و انحرافات اقتصادی قوم حضرت شعیب(ع) فرق بسیار بود؛ ولی هر دو در تولید فساد در جامعه و به هم ریختن نظام اجتماعی و از میان بردن فضایل اخلاقی و اشاعة فساد با هم شباهت داشتند، به همین جهت در روایات می‌بینیم: یک درهم «ربا» که مربوط به مسائل اقتصادی است، با «زنا» که یک آلودگی جنسی است، مقایسه شده است.<ref>تفسیر نمونه، ج‏۹، صص ۲۵۳ و ۲۵۴.</ref>
به سند صحيح از امام صادق(ع) روايت شده است: «دِرْهَمٌ رِبًا أَشَدُّ مِنْ سَبْعِينَ زَنْيَةً كُلُّهَا بِذَاتِ مَحْرَمٍ؛۱۸ گناه يك درهم ربا، از گناه هفتاد زنا با محارم (مثل مادر، عمه، خاله و ...) سخت تر است!»
+
به سند صحیح از امام صادق(ع) روایت شده است: «دِرْهَمٌ رِبًا أَشَدُّ مِنْ سَبْعِینَ زَنْیَةً کُلُّهَا بِذَاتِ مَحْرَمٍ؛<ref>وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۲ ق، ج‏۱۸، ص‏۱۱۷، ابواب ربا، باب ۱، ح ۱، قریب به همین مضمون در حدیث ۵، ۶، ۱۲، ۱۸، ۱۹، ۲۱ و ۲۲ نیز آمده است.</ref> [[گناه]] یک درهم ربا، از [[گناه]] هفتاد [[زنا]] با محارم (مثل مادر، عمه، خاله و ...) سخت تر است!»
  
دو دستور براي جبران گذشته
+
==دو دستور برای جبران گذشته==
اين پيامبر دلسوز، براي جبران خطاهاي گذشتة اين قوم گمراه، به آنان دو دستور مفيد مي دهد: يكي استغفار و طلب آمرزش از خدا، و ديگري توبه و بازگشت به سوي خدا، لذا مي گويد: «وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُود»؛ «از پروردگار خود آمرزش بطلبيد و به سوي او بازگرديد كه پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبه كار) است!»
+
این پیامبر دلسوز، برای جبران خطاهای گذشتة این قوم گمراه، به آنان دو دستور مفید می‌دهد: یکی [[استغفار]] و طلب آمرزش از خدا، و دیگری توبه و بازگشت به سوی خدا، لذا می‌گوید: «وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُود»؛ «از پروردگار خود آمرزش بطلبید و به سوی او بازگردید که پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبه کار) است!»
سه پاسخ تهديدآميز
+
سه پاسخ تهدیدآمیز
حضرت شعيب(ع) كه به خاطر سخنان حساب شده، رسا و دلنشين خود، به عنوان «خطيب الانبياء»۱۹ لقب گرفته است. گفتارش را با صبر، حوصله، متانت و دلسوزي تمام بيان مي كرد؛ اما آن قوم گمراه به جاي قبول گفتار او ـ كه راهگشاي زندگي مادي و معنوي بود ـ به حضرت اينگونه پاسخ دادند:
+
حضرت شعیب(ع) که به خاطر سخنان حساب شده، رسا و دلنشین خود، به عنوان «خطیب الانبیاء»<ref>سفینة البحار، شیخ عباس قمی، دار الأسوه، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۶ ق، ج‏۴، ص‏۴۳۶؛ بحار الأنور، ج‏۱۲، ص‏۳۷۵؛ تاریخ انبیاء، عمادزاده اصفهانی، کتابفروشی اسلامی، تهران، چاپ سوم، ۱۳۴۷ ش، ج‏۱، ص‏۴۶۹؛ تفسیر نمونه، ج‏۹، ص‏۲۵۷.</ref> لقب گرفته است. گفتارش را با صبر، حوصله، متانت و دلسوزی تمام بیان می‌کرد؛ اما آن قوم گمراه به جای قبول گفتار او ـ که راهگشای زندگی مادی و معنوی بود ـ به حضرت اینگونه پاسخ دادند:<br/>
۱. بسياري از حرفهاي تو را نمي فهميم؛
+
۱. بسیاری از حرفهای تو را نمی‌فهمیم؛
۲. تو در بين ما ضعيف و ناتواني؛
+
۲. تو در بین ما ضعیف و ناتوانی؛
۳. تو شكست ناپذير نيستي.
+
۳. تو شکست ناپذیر نیستی.<br/>
قرآن كريم اين پاسخها را در يك آيه نقل مي كند: «قالُوا يا شُعَيْبُ ما نَفْقَهُ كَثِيراً مِمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَراكَ فِينا ضَعِيفاً وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزِيزٍ»؛ «اي شعيب! ما بسياري از آنچه را مي گويي، نمي فهميم! و ما تو را در ميان خود ضعيف مي يابيم و اگر (بخاطر) قبيلة كوچكت نبود، تو را سنگسار مي كرديم و تو در برابر ما قدرتي نداري
+
قرآن کریم این پاسخها را در یک آیه نقل می‌کند: «قالُوا یا شُعَیْبُ ما نَفْقَهُ کَثِیراً مِمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَراکَ فِینا ضَعِیفاً وَ لَوْ لا رَهْطُکَ لَرَجَمْناکَ وَ ما أَنْتَ عَلَیْنا بِعَزِیزٍ»؛ «ای شعیب! ما بسیاری از آنچه را می‌گویی، نمی‌فهمیم! و ما تو را در میان خود ضعیف می‌یابیم و اگر (بخاطر) قبیلة کوچکت نبود، تو را سنگسار می‌کردیم و تو در برابر ما قدرتی نداری
  
پاسخ شيوا و قاطعانة حضرت شعيب(ع)
+
==پاسخ شیوا و قاطعانة حضرت شعیب(ع)==<br/>
اين پيامبر صبور و پرحوصله، بدون اينكه از سخنان زننده و توهينهاي آنها از جا در برود، با همان منطق شيوا و بيان رسا و قاطع خود پاسخ داد: «قالَ يا قَوْمِ أَ رَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَراءَكُمْ ظِهْرِيًّا إِنَّ رَبِّي بِما تَعْمَلُونَ مُحِيطٌ وَ يا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ إِنِّي عامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخْزِيهِ وَ مَنْ هُوَ كاذِبٌ وَ ارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيب »؛ «گفت: اي قوم! آيا قبيلة كوچك من نزد شما عزيزتر از خداوند است؟! در حالي كه (فرمان) او را پشت سر انداخته ايد! پروردگارم به آنچه انجام مي دهيد، احاطه دارد (و آگاه است)! اي قوم! هر كاري از دستتان ساخته است، انجام دهيد. من هم كار خود را خواهم كرد و به زودي خواهيد دانست چه كسي عذاب خواركننده به سراغش مي آيد، و چه كسي دروغگو است! شما انتظار بكشيد، من هم در انتظارم!»
+
این پیامبر صبور و پرحوصله، بدون اینکه از سخنان زننده و توهینهای آنها از جا در برود، با همان منطق شیوا و بیان رسا و قاطع خود پاسخ داد: «قالَ یا قَوْمِ أَ رَهْطِی أَعَزُّ عَلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَراءَکُمْ ظِهْرِیًّا إِنَّ رَبِّی بِما تَعْمَلُونَ مُحِیطٌ وَ یا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلی مَکانَتِکُمْ إِنِّی عامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتِیهِ عَذابٌ یُخْزِیهِ وَ مَنْ هُوَ کاذِبٌ وَ ارْتَقِبُوا إِنِّی مَعَکُمْ رَقِیب »؛ «گفت: ای قوم! آیا قبیلة کوچک من نزد شما عزیزتر از خداوند است؟! در حالی که (فرمان) او را پشت سر انداخته‌اید! پروردگارم به آنچه انجام می‌دهید، احاطه دارد (و آگاه است)! ای قوم! هر کاری از دستتان ساخته است، انجام دهید. من هم کار خود را خواهم کرد و به زودی خواهید دانست چه کسی عذاب خوارکننده به سراغش می‌آید، و چه کسی دروغگو است! شما انتظار بکشید، من هم در انتظارم!»
از آنجا كه مشركان قوم شعيب در سخنان خود او را به طور ضمني به سنگسار تهديد كردند، و قدرت خود را به رخ او كشيدند، حضرت شعيب خطيب الانبياء(ع) نيز با بلاغت كامل، در ضمن سخنان خود، موضع خويش را در برابر تهديد آنها مشخص كرد و در آية فوق آنها را به عذاب الهي انذار نمود.
+
از آنجا که مشرکان قوم شعیب در سخنان خود او را به طور ضمنی به سنگسار تهدید کردند، و قدرت خود را به رخ او کشیدند، حضرت شعیب خطیب الانبیاء(ع) نیز با بلاغت کامل، در ضمن سخنان خود، موضع خویش را در برابر تهدید آنها مشخص کرد و در آیة فوق آنها را به عذاب الهی انذار نمود.<br/>
  
پايان عمر تبهكاران
+
==پایان عمر تبهکاران==
در سرگذشت اقوام پيشين، بارها در قرآن مجيد خوانده ايم كه پيامبران خدا در مرحلة نخست، به دعوت آنها به سوي خدا برمي خاستند و از هرگونه آگاه سازي و اندرز و نصيحت مضايقه نمي كردند. در مرحلة بعد كه اندرزها براي گروهي سود نمي داد، روي تهديد به عذاب الهي تكيه مي كردند، تا آخرين كساني كه آمادگي پذيرش دارند، تسليم حق شوند و به راه خدا بازگردند و اتمام حجت شود.
+
در سرگذشت اقوام پیشین، بارها در قرآن مجید خوانده‌ایم که پیامبران خدا در مرحلة نخست، به دعوت آنها به سوی خدا برمی خاستند و از هرگونه آگاه سازی و اندرز و نصیحت مضایقه نمی‌کردند. در مرحلة بعد که اندرزها برای گروهی سود نمی‌داد، روی تهدید به عذاب الهی تکیه می‌کردند، تا آخرین کسانی که آمادگی پذیرش دارند، تسلیم حق شوند و به راه خدا بازگردند و اتمام حجت شود.<br/>
در مرحلة سوم، كه هيچ يك از اينها سودي نمي داد، به حكم سنت الهي در زمينة تصفيه و پاكسازي روي زمين، مجازات فرا مي رسيد و اين خارهاي سر راه را از ميان مي برد.۲۰
+
در مرحلة سوم، که هیچ یک از اینها سودی نمی‌داد، به حکم سنت الهی در زمینة تصفیه و پاکسازی روی زمین، مجازات فرا می‌رسید و این خارهای سر راه را از میان می‌برد.<ref>تفسیر نمونه، ج‏۹، ص‏۲۶۱.</ref>
در مورد قوم حضرت شعيب(ع) نيز سرانجام مرحلة نهايي فرا رسيد، حضرت و پيروانش نجات يافتند و ستمگران هلاك شدند. همان گونه قرآن مي فرمايد: «وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا شُعَيْباً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ أَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيها أَلا بُعْداً لِمَدْيَنَ كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ»؛ «و هنگامي كه فرمان ما فرا رسيد، شعيب و كساني را كه با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود نجات داديم و آنها را كه ستم كردند، صيحة (آسماني) فرا گرفت و در ديار خود، به رو افتادند (و مردند)، آن چنان كه گويي هرگز از ساكنان آن (ديار) نبودند! دور باد مدين (و اهل آن از رحمت خدا)، همان گونه كه قوم ثمود دور شدند!»
+
در مورد قوم حضرت شعیب(ع) نیز سرانجام مرحلة نهایی فرا رسید، حضرت و پیروانش نجات یافتند و ستمگران هلاک شدند. همان گونه قرآن می‌فرماید: «وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّیْنا شُعَیْباً وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ أَخَذَتِ الَّذِینَ ظَلَمُوا الصَّیْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دِیارِهِمْ جاثِمِینَ کَأَنْ لَمْ یَغْنَوْا فِیها أَلا بُعْداً لِمَدْیَنَ کَما بَعِدَتْ ثَمُودُ»؛ «و هنگامی که فرمان ما فرا رسید، شعیب و کسانی را که با او [[ایمان]] آورده بودند، به رحمت خود نجات دادیم و آنها را که ستم کردند، صیحة (آسمانی) فرا گرفت و در دیار خود، به رو افتادند (و مردند)، آن چنان که گویی هرگز از ساکنان آن (دیار) نبودند! دور باد مدین (و اهل آن از رحمت خدا)، همان گونه که قوم ثمود دور شدند!»
آري! عاقبت تبهكاران چنين است اتمام آن ثروتهايي كه به خاطر آن، گناه، ظلم و ستم كردند و تمام آن كاخها، زينتها، زرق و برقها و غوغاها از ميان رفت و همگي خاموش شدند، به گونه اي كه گویی هرگز در اين خانه ها سكني نداشتند «كَانَ لَمْ يَغْنَوا فِيهَا».
+
آری! عاقبت تبهکاران چنین است اتمام آن ثروتهایی که به خاطر آن، گناه، [[ظلم]] و ستم کردند و تمام آن کاخها، زینتها، زرق و برقها و غوغاها از میان رفت و همگی خاموش شدند، به گونه‌ای که گویی هرگز در این خانه‌ها سکنی نداشتند «کَانَ لَمْ یَغْنَوا فِیهَا».<br/>
  
چگونگي عذاب قوم حضرت شعيب(ع)
+
==چگونگی عذاب قوم حضرت شعیب(ع)==<br/>
در اينجا يك سؤال پيش مي آيد و آن اينكه: از آية فوق (آيه ۹۴ سوره هود) استفاده مي شود كه وسيلة نابودي اين قوم سركش «صيحة آسماني» بود؛ اما از آية ۹۱ سوره «اعراف» و ۳۷ سورة «عنكبوت» برمي آيد كه «رجفة» يعني زلزلة سخت آنها را نابود كرد، و در آيه ۱۸۹ سوره «شعراء» آمده است: «فَأَخَذَهُمْ عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّة»؛ «عذاب روز سايبان (سايباني از ابر صاعقه خيز) آنها را فرا گرفت.» آيا اين سه نوع تعبير دربارة عذاب آنها چگونه قابل جمع است؟
+
در اینجا یک سؤال پیش می‌آید و آن اینکه: از آیة فوق (آیه ۹۴ سوره هود) استفاده می‌شود که وسیلة نابودی این قوم سرکش «صیحة آسمانی» بود؛ اما از آیة ۹۱ سوره «اعراف» و ۳۷ سورة «عنکبوت» برمی آید که «رجفة» یعنی زلزلة سخت آنها را نابود کرد، و در آیه ۱۸۹ سوره «شعراء» آمده است: «فَأَخَذَهُمْ عَذابُ یَوْمِ الظُّلَّة»؛ «عذاب روز سایبان (سایبانی از ابر صاعقه خیز) آنها را فرا گرفت.» آیا این سه نوع تعبیر دربارة عذاب آنها چگونه قابل جمع است؟<br/>
پاسخ سؤال فوق اين است كه تعبيرات مذكور هيچ تضادي با هم ندارند و همه به يك موضوع بازمي گردند و آن اينكه: يك صاعقة وحشتناك آسماني كه از درون ابري تيره و تار برخاسته بود، شهر آنها را هدف خود قرار داد و به دنبال آن، در زمين لرزة شديد توليد شد و همه چيز را درهم كوبيد.۲۱
+
پاسخ سؤال فوق این است که تعبیرات مذکور هیچ تضادی با هم ندارند و همه به یک موضوع بازمی گردند و آن اینکه: یک صاعقة وحشتناک آسمانی که از درون ابری تیره و تار برخاسته بود، شهر آنها را هدف خود قرار داد و به دنبال آن، در زمین لرزة شدید تولید شد و همه چیز را درهم کوبید.<ref>تفسیر نمونه، ج‏۶، ص‏۳۱۱.</ref>
  
درسهای آموزندة این داستان
+
==درسهای آموزندة این داستان==
می دانیم که خاطرات پیامبران و ماجرای زندگی اقوام پیشین که در قرآن آمده، برای همگان آموزنده است، در این داستان نیز درسهای فراوانی وجود دارد که جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد اشاره می شود.
+
می‌دانیم که خاطرات پیامبران و ماجرای زندگی اقوام پیشین که در قرآن آمده، برای همگان آموزنده است، در این داستان نیز درسهای فراوانی وجود دارد که جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد اشاره می‌شود.<br/>
۱. اهميت رعايت مسائل اقتصادي
+
۱. اهمیت رعایت مسائل اقتصادی
در اين سرگذشت خوانديم كه حضرت شعيب(ع) بعد از دعوت به توحيد، قوم خود را به حق و عدالت در امور مالي و تجارت دعوت كرد و در نهايت كساني كه قبول نكردند، به عذاب الهي گرفتار آمدند. اين خود نشان مي دهد كه مسائل اقتصادي يك جامعه را نمي توان ساده شمرد.
+
در این سرگذشت خواندیم که حضرت شعیب(ع) بعد از دعوت به توحید، قوم خود را به حق و عدالت در امور مالی و تجارت دعوت کرد و در نهایت کسانی که قبول نکردند، به عذاب الهی گرفتار آمدند. این خود نشان می‌دهد که مسائل اقتصادی یک جامعه را نمی‌توان ساده شمرد.<br/>
و نيز نشان مي دهد كه پيامبران فقط مأمور به مسائل اخلاقي و عبادي نبوده اند؛ بلكه اصلاح وضع نابسامان اجتماعي و اقتصادي نيز بخش مهمي از دعوت آنها را تشكيل مي داده است و به تعبير ديگر، دين از سياست و از اقتصاد جدا نيست و مي بينيم كه در قرآن كريم يك سوره در توبيخ كم فروشان نازل شده است (سورة مطففين).
+
و نیز نشان می‌دهد که پیامبران فقط مأمور به مسائل اخلاقی و عبادی نبوده‌اند؛ بلکه اصلاح وضع نابسامان اجتماعی و اقتصادی نیز بخش مهمی از دعوت آنها را تشکیل می‌داده است و به تعبیر دیگر، دین از سیاست و از اقتصاد جدا نیست و می‌بینیم که در قرآن کریم یک سوره در توبیخ کم فروشان نازل شده است (سورة مطففین).<br/>
۲. نماز، دعوت كننده به توحيد و پاكي
+
۲. نماز، دعوت کننده به توحید و پاکی [[نماز]] واقعی، انسان را از [[گناه]] باز می‌دارد و به انجام [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] و ارشاد دیگران وادار می‌کند، همان گونه که حضرت شعیب(ع) را وادار به ارشاد می‌کرد؛ ولی در همان زمان، برخی از امّت او به این وظیفة مهم اقدام نکردند، در نتیجه آنها نیز به عذاب گنهکاران مبتلا شدند.<br/>
نماز واقعي، انسان را از گناه باز مي دارد و به انجام امر به معروف و نهي از منكر و ارشاد ديگران وادار مي كند، همان گونه كه حضرت شعيب(ع) را وادار به ارشاد مي كرد؛ ولي در همان زمان، برخي از امّت او به اين وظيفة مهم اقدام نكردند، در نتيجه آنها نيز به عذاب گنهكاران مبتلا شدند.
+
همچنان که در روایتی امام باقر(ع) می‌فرماید: «خدای سبحان به شعیب نبی وحی فرمود: صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد؛ چهل هزار نفر از اشرار و شصت هزار نفر از خوبان. عرض کرد: خدای! وضع اشرار معلوم است؛ ولی تقصیر خوبان چیست؟ «فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ دَاهَنُوا أَهْلَ الْمَعَاصِی وَ لَمْ یَغْضَبُوا لِغَضَبِی»؛ خدایا متعال به او وحی نمود که آنها با اهل معصیت مداهنه و سازش کردند و به خاطر غضب من غضبناک نشدند.»<ref>بحار الأنوار، ج‏۱۲، ص‏۳۸۶، ح ۱۲.</ref>
همچنان كه در روايتي امام باقر(ع) مي فرمايد: «خداي سبحان به شعيب نبي وحي فرمود: صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم كرد؛ چهل هزار نفر از اشرار و شصت هزار نفر از خوبان. عرض كرد: خداي! وضع اشرار معلوم است؛ ولي تقصير خوبان چيست؟ «فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ دَاهَنُوا أَهْلَ الْمَعَاصِي وَ لَمْ يَغْضَبُوا لِغَضَبِي»؛ خدايا متعال به او وحي نمود كه آنها با اهل معصيت مداهنه و سازش كردند و به خاطر غضب من غضبناك نشدند.»۲۲
+
آری! فریضة [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] این قدر اهمیت دارد!<br/>
آري! فريضة امر به معروف و نهي از منكر اين قدر اهميت دارد!
+
خدایا! ما را از آمرین به معروف و ناهین از منکر قرار بده.<br/>
خدايا! ما را از آمرين به معروف و ناهين از منكر قرار بده.
+
 
________________________________________
+
==پا نویس==
پی نوشت:
+
 
۱) تقويم حديثي نور علي نور، علي رضا رضازاده ساعي، سال ۱۳۹۱ ش، صفحه مربوط به ربيع الثاني.
+
==منبع==
۲) بحار الأنوار، مجلسي، مؤسسة الوفاء، بيروت، چاپ سال ۱۴۰۴ ق، ج‏۱۲، صص ۳۷۵ و ۳۷۶.
+
ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره۱۶۲.
۳) در روايتي از امام صادق(ع) آمده است: «لَمْ يَبْعَثِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْعَرَبِ إِلَّا خَمْسَةً هُوداً وَ صَالِحاً وَ إِسْمَاعِيلَ وَ شُعَيْباً وَ مُحَمَّداً خَاتَمَ النَّبِيِّينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ وَ كَانَ شُعَيْبٌ بَكَّاءً»، (بحار الأنوار، ج‏۱۲، ص‏۳۸۲، ح ۶).
+
۴) قصص / ۲۳ ـ ۲۸.
+
۵) بحار الأنوار، ج‏۱۲، ص‏۳۸۰ و ۳۸۱، ح ۱۱.
+
۶) بحار الأنوار، ج‏۱۲، ص‏۳۸۷، ح ۱۳.
+
۷) در سوره‌هاي: اعراف / ۸۵؛ هود / ۸۴؛ قصص / ۲۳؛ عنكبوت / ۳۶ به عنوان «مدين»، و در سوره‌هاي: حجر / ۷۸؛ شعراء / ۱۷۶؛ ص‏۱۳؛ حج / ۴۴ و ق ۱۴ به عنوان «ايكه» آمده است.
+
۸) تفسير نمونه، مكارم و همكاران، دار الكتب الاسلامية، تهران، چاپ سي‌ و يكم، ۱۳۸۸ ش، ج‏۱۶، صص ۷۲ و ۲۸۵.
+
۹) همان، ج‏۱۵، ص‏۳۵۶.
+
۱۰) قاموس قرآن، سيد علي اكبر قرشي، دار الكتب الاسلاميه، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۱ ش، ج‏۱، ص‏۱۵۲.
+
۱۱) تفسير نمونه، آیت الله مکارم و همکاران، ج‏۹، ص‏۲۴۵.
+
۱۲) الميزان، علامه طباطبايي، ج‏۱۰، ص‏۳۸۱.
+
۱۳) رجوع كنيد به: بحار الأنوار، ج‏۲۴، ص‏۲۱۱؛ اصول كافي، شيخ كليني، دار الكتب الاسلامية، تهران، چاپ ۱۳۶۵ ش، ج‏۱، ص‏۴۱۱؛ تفسير نمونه، ج‏۹، ص‏۲۴۶.
+
۱۴) گلستان سعدي.
+
۱۵) تفسير نور، محسن قرائتي، مركز درسهايي از قرآن كريم، تهران، چاپ يازدهم، ۱۳۸۳ ش، ج‏۵، صص ۳۷۳ و ۳۷۴.
+
۱۶) علامه طباطبايي مي‌گويد: «فاصلة زماني بين اين دو قوم، كمتر از سه قرن بود؛ چون حضرت لوط معاصر حضرت ابراهيم خليل الله و شعيب معاصر حضرت موسي كليم الله بود.» الميزان، ج‏۱۰، ص‏۳۹۰.
+
۱۷) تفسير نمونه، ج‏۹، صص ۲۵۳ و ۲۵۴.
+
۱۸) وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، مؤسسه آل البيت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۲ ق، ج‏۱۸، ص‏۱۱۷، ابواب ربا، باب ۱، ح ۱، قريب به همين مضمون در حديث ۵، ۶، ۱۲، ۱۸، ۱۹، ۲۱ و ۲۲ نيز آمده است.
+
۱۹) سفينة البحار، شيخ عباس قمي، دار الأسوه، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۶ ق، ج‏۴، ص‏۴۳۶؛ بحار الأنور، ج‏۱۲، ص‏۳۷۵؛ تاريخ انبياء، عمادزاده اصفهاني، كتابفروشي اسلامي، تهران، چاپ سوم، ۱۳۴۷ ش، ج‏۱، ص‏۴۶۹؛ تفسير نمونه، ج‏۹، ص‏۲۵۷.
+
۲۰) تفسير نمونه، ج‏۹، ص‏۲۶۱.
+
۲۱) تفسير نمونه، ج‏۶، ص‏۳۱۱.
+
۲۲) بحار الأنوار، ج‏۱۲، ص‏۳۸۶، ح ۱۲.
+
منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره۱۶۲.
+

نسخهٔ ‏۲۸ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۳۷

عنوان: عذاب قوم حضرت شعیب(ع) در اثر انحراف اقتصادی مجموعه‌ها: مقالات شناسه کتاب: ۲۸۹ نویسنده: محمد اسماعیل نوری شابک: - تعداد صفحات: ۰ نام اپراتور: محمد خلیلی ایمیل اپراتور: ۲farizeh@gmail.com زبان: پارسی رتبه: ۰ تصویر: cover دانلود فایل: دانلود عذاب قوم حضرت شعیب(ع) در اثر انحراف اقتصادی توضیحات: عذاب قوم حضرت شعیب(ع) در اثر انحراف اقتصادی

محمد اسماعیل نوری آیات مرتبط با رخدادها (۱۶)
یکی از حوادث مرتبط با آیات که در ماه ربیع الثانی رخ داده، نزول عذاب الهی بر قوم حضرت شعیب(ع) است که در دوازدهم این ماه اتفاق افتاده.[۱] داستان تبلیغ و مبارزات حضرت شعیب(ع) در سوره‌های اعراف (۸۵ ـ ۹۳)، هود (۸۴ ـ ۹۴)، شعراء (۱۷۶ ـ ۱۸۹) و عنکبوت (۳۶ و ۳۷) آمده است. در این مقاله، خلاصة داستان این پیامبر بزرگ و سرانجام قوم او بر اساس آیات سورة هود به صورت مختصر بیان می‌شود و به خاطر اختصار، از تفسیر کامل آیات مذکور خودداری می‌گردد.

===معرفی حضرت شعیب(ع)===
حضرت شعیب(ع)، از نوادگان حضرت ابراهیم خلیل(ع) و لوط(ع)[۲] است و یکی از پیامبران بزرگ عرب زبان بوده که[۳] در قرآن کریم از او به عظمت یاد شده است و موسی کلیم الله ده سال به او خدمت کرده و با دختر او ازدواج نموده است.[۴] او در عین حال که سخنوری بلیغ و توانا بود، به حدی که به عنوان «خطیب الانبیاء» لقب گرفته است، از محبت خدا زیاد گریه می‌کرد. در روایتی از خاتم الانبیاء محمد(ص) نقل شده است:
حضرت شعیب(ع) به سبب محبت خدا آن قدر گریست که چشمانش از کار افتاد. خدا چشمانش را بازگرداند؛ اما شعیب دوباره چنان گریه کرد که نابینا شد. باز خدا شفا داد، تا اینکه بار چهارم خدا به او وحی کرد: تا کی چنین خواهی کرد؟ اگر این گریه از ترس عذاب دوزخ است، تو را از آن نجات دادم و اگر برای شوق بهشت است، آن را در اختیار تو نهادم.
حضرت شعیب(ع) عرض کرد: خدایا! تو می دانی که گریة من نه برای ترس از جهنم است و نه برای شوق به بهشت؛ بلکه تنها به سبب محبت توست و نمی‌توانم صبر کنم. خدای مهربان در پاسخ او وحی فرمود: حال که چنین است، کلیم خودم «موسی بن عمران» را خادم تو قرار خواهم داد.[۵] در مقدار عمر این پیامبر بزرگ، اقوال مختلف نقل شده است. در روایتی از «ابن عباس» نقل شده است که حضرت شعیب(ع) ۲۴۲ سال عمر کرد.[۶]

===محل مأموریت حضرت شعیب(ع)===
قرآن کریم، محل رسالت حضرت شعیب(ع) را با دو نام ذکر کرده است؛ یکی «مدین» و دیگری «ایکه» که هر کدام را پنج بار نام برده است.[۷] «مدین» شهری بود در شرق خلیج «عقبه»، شمال «حجاز» و جنوب «شامات» که اکنون این شهر در جنوب غربی کشور «اردن» به نام «معان» خوانده می‌شود.[۸] و «ایکه» در اصل به معنی محلی است که درختان فراوان و درهم پیچیده‌ای دارد که در فارسی از آن به «بیشه» تعبیر می‌شود؛ چون در سرزمینی که نزدیک «مدین» قرار داشت درختان زیادی وجود داشت «ایکه» نامیده شده است.[۹] ظاهراً حضرت شعیب(ع) برای هدایت اهل هر دو سرزمین مبعوث شده بود و هر دو گروه، در اثر طغیان هلاک شدند. همچنین ممکن است از تعبیر «وَ إِلی مَدْیَنَ أَخاهُمْ شُعَیْبا» که در سوره‌های اعراف، هود و عنکبوت آمده، استفاده شود که حضرت شعیب(ع) نیز خود اهل «مدین» بوده است.[۱۰]

==رسالت حضرت شعیب(ع)==
از آیات قرآن استفاده می‌شود که امّت حضرت شعیب(ع) راه توحید و خداپرستی را رها کرده، در منجلاب شرک و بت پرستی سرگردان شده بودند و نه تنها بت؛ بلکه درهم و دینار خویش را می‌پرستیدند، و به خاطر آن، کسب و کار با رونق خود را آلوده به تقلب، کم فروشی و خلافکاریهای دیگر می‌کردند، لذا خدای حکیم و مهربان حضرت شعیب(ع) را به سوی آنان فرستاد تا آنها را به راه توحید و اجرای عدالت اقتصادی دعوت نماید. همچنان که در سورة هود می‌فرماید: «وَ إِلی مَدْیَنَ أَخاهُمْ شُعَیْبا»؛ «و به سوی «مدین» برادرشان شعیب را (فرستادیم).» در اول این جمله حرف «واو عاطفه» این جمله را به جملة «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلی قَوْمِه » که در آیه ۲۵ همین سوره آمده است.
کلمة «اَخَاهُمْ» علاوه بر اینکه از اهل «مدین» بودن این پیامبر بزرگ را می‌رساند، نهایت محبت او به قوم خود را بازگو می‌کند؛ یعنی حضرت شعیب(ع)، همچون یک برادر خیرخواه و دلسوز آنها بوده است.

===آغاز دعوت حضرت شعیب(ع)===
این پیامبر دلسوز و مهربان، همان گونه که شیوة تمام پیامبران بوده، نخست آنها را به اساسی‌ترین پایة دین (توحید) دعوت کرد که: «قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُه »؛ «گفت: ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که جز او معبود دیگری برای شما نیست!» آری، اولین دعوت انبیا، دعوت به «توحید» بوده است؛ چرا که این دعوت، دعوت به شکستن تمام طاغوتها و سنّتهای جاهلی است، و هر گونه اصلاح اجتماعی و اخلاقی بدون آن میسّر نخواهد بود.

مبارزه حضرت شعیب(ع) با فساد اقتصادی

این پیامبر بزرگ، پس از دعوت به توحید، به مبارزه با فساد اقتصادی که از روح شرک و بت پرستی سرچشمه می‌گیرد و در آن زمان میان آن قوم رایج شده بود، برخاسته، و فرمود: «وَ لا تَنْقُصُوا الْمِکْیالَ وَ الْمِیزانَ إِنِّی أَراکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ یَوْمٍ مُحِیط»؛ «پیمانه و وزن را کم نکنید (و دست به کم فروشی نزنید) من (هم اکنون) شما را در نعمت می‌بینم؛ (ولی) از عذاب روز فراگیر (قیامت) بر شما بیمناکم.» در آیة بعد، مجدداً روی نظام اقتصادی آن قوم تأکید کرده، می‌گوید: «وَ یا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیالَ وَ الْمِیزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُم »؛ «و ای قوم من! پیمانه و وزن را با عدالت تمام دهید، و بر اشیاء (و اجناس) مردم عیب نگذارید، و از حق آنان نکاهید!» در پایان آیه، به صورت کلی می‌گوید: «وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِین »؛ «و در زمین به فساد نکوشید!» فساد راه‌های گوناگونی دارد؛ فساد از طریق کم فروشی، غصب مال مردم، تجاوز به حق دیگران، بر هم زدن میزانها و مقیاسهای اجتماعی، عیب گذاشتن بر اموال و اشخاص و بالاخره فساد از طریق تجاوز به حریم حیثیت، ناموس و جان مردم!
جملة «لَا تَعْثَوا» به معنی «فساد نکنید» است، بنابراین ذکر «مُفْسِدِینَ» بعد از آن، به خاطر تأکید هر چه بیش تر روی این مسأله است.
دو آیة فوق، این واقعیت را به خوبی منعکس می‌کند که بعد از مسئلة اعتقاد به توحید و ایدئولوژی صحیح، اقتصاد سالم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، و نیز نشان می‌دهد که به هم ریختگی نظام اقتصادی، سرچشمة فساد وسیع در جامعه خواهد بود.[۱۱] این حقیقت امروز در دنیا به صورت ملموس درآمده است و در اکثر کشورهای جهان، آثار شوم آن مشاهده می‌شود، لذا باید بپذیریم که برای تأمین سعادت دنیا و آخرت، دو پایة محکم لازم است؛ ایمان کامل و اقتصاد سالم که اینها زمینه ساز اعمال صالح می‌باشند.

برتری «بقیة الله»

در آیة سوم، به مفید بودن سود مشروع اشاره کرده، می‌گوید: «بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِین »؛ «آنچه خدا برای شما باقی گذارده (از سرمایه‌های حلال)، برایتان بهتر است، اگر ایمان داشته باشید!» منظور از «بقیة الله» در این آیه همان سود اندک و مشروعی است که جوامع بشری براساس فطرت الهی آن را پذیرفته‌اند.
پس منظور آیه چنین می‌شود که: اگر شما مؤمن باشید، می‌دانید که این سود اندک حلال، به مراتب بهتر است از جمع مال زیاد از طریق کم فروشی و امثال آن؛ زیرا همیشه مؤمن از مال مشروع و حلال استفاده می‌کند، نه از مال نامشروع که مورد رضایت خدا نبوده و با فطرت خدادادی انسان نیز مطابقت ندارد.[۱۲] لازم به ذکر است که در روایات متعدد، کلمة «بقیة الله» به وجود مقدس امام عصر(عج) یا بعضی از امامان دیگر تفسیر شده است. که از ذکر آنها خودداری می‌کنیم.[۱۳] اجمالاً بهترین ذخیرة الهی برای هدایت و نجات بشریت به عنون «بقیة الله» در سراسر تاریخ شناخته می‌شود که قسط و عدالت جهانی را برقرار خواهد ساخت.

وظیفة پیامبر در ابلاغ

در پایان این آیه، از زبان حضرت شعیب(ع) آمده است: «وَ ما أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظ»؛ «و من پاسدار شما (و مأمور بر اجبارتان به ایمان) نیستم.» یعنی وظیفة من همین ابلاغ و انذار بود که گفتم؛ ولی مسئول اعمال شما و موظف به اجبار کردنتان بر پذیرفتن این راه نیستم، این راه و این چاه!
مراد ما نصیحت بود گفتیم حوالت با خدا کردیم و رفتیم[۱۴]

===عکس العمل قوم حضرت شعیب(ع)===
آنها که بتها را آثار نیاکان و نشانة اصالت فرهنگ خویش می‌پنداشتند و از کم فروشی و تقلب در معامله سود می‌بردند، در مقابل سخنان منطقی و محبت آمیز حضرت موضع لجاجت گرفتند، همچنان که قرآن از زبان آنها نقل می‌کند: «قالُوا یا شُعَیْبُ أَ صَلاتُکَ تَأْمُرُکَ أَنْ نَتْرُکَ ما یَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِی أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّکَ لَأَنْتَ الْحَلِیمُ الرَّشِید»؛ «گفتند: ای شعیب! آیا نمازت به تو دستور می‌دهد که آنچه را پدرانمان می‌پرستیدند، ترک کنیم یا آنچه را می‌خواهیم در اموالمان انجام ندهیم؟! تو که مرد بردبار و فهمیده‌ای هستی!» آن جمعیت نادان که رابطة میان نماز و ترک منکرات را درک نمی‌کردند، از روی تمسخر به حضرت می‌گفتند: آیا این نماز و اذکار و حرکات تو به تو فرمان می‌دهد که ما را از سنّت نیاکان و فرهنگ مذهبی خود نهی کنی و یا ما را نسبت به اموالمان مسلوب الاختیار نمایی؟! از تو که آدم فهمیده‌ای هستی، چنین سخنانی بعید است! پس بگذار ما به روش نیاکان خود عمل کنیم و در اموالمان نیز هر طور دلمان می‌خواهد، رفتار نماییم!

===پاسخ منطقی حضرت شعیب(ع)===
حضرت شعیب(ع) در پاسخ آنهایی که سخنانش را حمل بر بی خردی کرده و قبول نمی‌کردند، پاسخی محکم و منطقی داد. «قالَ یا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلی بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ رَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً وَ ما أُرِیدُ أَنْ أُخالِفَکُمْ إِلی ما أَنْهاکُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِیدُ إِلَّا الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْهِ أُنِیب »؛ «گفت: ای قوم! به من بگویید هرگاه من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم، و رزق (و موهبت) خوبی به من داده باشد، (آیا می‌توانم بر خلاف فرمان او رفتار کنم؟!) من هرگز نمی‌خواهم چیزی که شما را از آن باز می‌دارم، خودم مرتکب شوم! من جز اصلاح ـ تا آنجا که توانایی دارم ـ نمی‌خواهم! و توفیق من، جز با خدا نیست! بر او توکّل کردم و به سوی او بازمی گردم!» حضرت شعیب(ع) با این مطالب می‌خواهد به آنها بفهماند که من در این کار تنها انگیزة معنوی، انسانی و تربیتی دارم و حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید؛ چون همیشه انسان دشمن چیزی است که نمی‌داند. همچنین گوشزد می‌کند که رفتار من نیز مطابق گفتارم است؛ یعنی خیال نکنید که می‌خواهم شما را از بت پرستی و کم فروشی نهی کنم؛ ولی خودم مرتکب آن بشوم! بلکه هدف اصلی من اصلاح است.
این همان هدفی است که تمام پیامبران آن را تعقیب می‌کردند؛ یعنی اصلاح عقیده، اخلاق، عمل و روابط و نظامات اجتماعی.

ویژگیهای مبلّغ دین

از سخنان حضرت شعیب(ع) در این آیه استفاده می‌شود که یک مبلغ دینِ حق و یک آمر به معروف و ناهی از منکر باید پنج ویژگی داشته باشد تا حرفهایش مؤثر واقع گردد:
۱. اهل عمل باشد و به آنچه می‌گوید عمل کند: «وَ ما أُرِیدُ أَنْ أُخالِفَکُمْ إِلی ما أَنْهاکُمْ عَنْه ».
۲. هدف او اصلاح جامعه باشد: «إِنْ أُرِیدُ إِلَّا الْإِصْلاح ».
۳. توفیق کارش را از خدا بخواهد: «وَ مَا تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّه ».
۴. همیشه بر خدا توکّل نماید: «عَلَیْهِ تَوَکَّلْت ».
۵. در مشکلات به خدا پناه ببرد: «وَ إِلَیْهِ أُنِیب ».[۱۵]

هشدار حضرت شعیب(ع) به قوم خود

در آیة بعد، حضرت شعیب(ع) آنها را متوجه یک نکته اخلاقی می‌کند و آن اینکه بسیار می‌شود شخصی به خاطر بغض و عداوت نسبت به کسی و یا تعصب و لجاجت نسبت به چیزی، تمام مصالح خویش را نادیده می‌گیرد، و سرنوشت خود را به دست فراموشی سپرده، تباه می‌سازد، لذا قوم خود را از این خطر هشدار می‌دهد و می‌گوید: «وَ یا قَوْمِ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شِقاقِی أَنْ یُصِیبَکُمْ مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صالِحٍ وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْکُمْ بِبَعِید»؛ «و ای قوم من! دشمنی و مخالفت با من سبب نشود که شما به همان سرنوشتی که قوم نوح(ع) یا هود و صالح (ع) گرفتار شدند، گرفتار شوید! و قوم لوط از شما چندان دور نیست!» اینکه در پایان آیه می‌فرماید: «قوم لوط از شما چندان دور نیست» از این جهت است که از نظر مکان، «مدین» به سرزمین قوم لوط نزدیک بود؛ چون هر دو از مناطق «شامات» بودند، و از نظر زمان، هر چند فاصله داشتند؛ ولی فاصلة آنها چنان نبود که تاریخشان به دست فراموشی سپرده شده باشد.[۱۶] و اما از نظر عمل، هر چند ظاهراً میان انحرافات جنسی قوم لوط و انحرافات اقتصادی قوم حضرت شعیب(ع) فرق بسیار بود؛ ولی هر دو در تولید فساد در جامعه و به هم ریختن نظام اجتماعی و از میان بردن فضایل اخلاقی و اشاعة فساد با هم شباهت داشتند، به همین جهت در روایات می‌بینیم: یک درهم «ربا» که مربوط به مسائل اقتصادی است، با «زنا» که یک آلودگی جنسی است، مقایسه شده است.[۱۷] به سند صحیح از امام صادق(ع) روایت شده است: «دِرْهَمٌ رِبًا أَشَدُّ مِنْ سَبْعِینَ زَنْیَةً کُلُّهَا بِذَاتِ مَحْرَمٍ؛[۱۸] گناه یک درهم ربا، از گناه هفتاد زنا با محارم (مثل مادر، عمه، خاله و ...) سخت تر است!»

دو دستور برای جبران گذشته

این پیامبر دلسوز، برای جبران خطاهای گذشتة این قوم گمراه، به آنان دو دستور مفید می‌دهد: یکی استغفار و طلب آمرزش از خدا، و دیگری توبه و بازگشت به سوی خدا، لذا می‌گوید: «وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُود»؛ «از پروردگار خود آمرزش بطلبید و به سوی او بازگردید که پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبه کار) است!» سه پاسخ تهدیدآمیز حضرت شعیب(ع) که به خاطر سخنان حساب شده، رسا و دلنشین خود، به عنوان «خطیب الانبیاء»[۱۹] لقب گرفته است. گفتارش را با صبر، حوصله، متانت و دلسوزی تمام بیان می‌کرد؛ اما آن قوم گمراه به جای قبول گفتار او ـ که راهگشای زندگی مادی و معنوی بود ـ به حضرت اینگونه پاسخ دادند:
۱. بسیاری از حرفهای تو را نمی‌فهمیم؛ ۲. تو در بین ما ضعیف و ناتوانی؛ ۳. تو شکست ناپذیر نیستی.
قرآن کریم این پاسخها را در یک آیه نقل می‌کند: «قالُوا یا شُعَیْبُ ما نَفْقَهُ کَثِیراً مِمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَراکَ فِینا ضَعِیفاً وَ لَوْ لا رَهْطُکَ لَرَجَمْناکَ وَ ما أَنْتَ عَلَیْنا بِعَزِیزٍ»؛ «ای شعیب! ما بسیاری از آنچه را می‌گویی، نمی‌فهمیم! و ما تو را در میان خود ضعیف می‌یابیم و اگر (بخاطر) قبیلة کوچکت نبود، تو را سنگسار می‌کردیم و تو در برابر ما قدرتی نداری!»

==پاسخ شیوا و قاطعانة حضرت شعیب(ع)==
این پیامبر صبور و پرحوصله، بدون اینکه از سخنان زننده و توهینهای آنها از جا در برود، با همان منطق شیوا و بیان رسا و قاطع خود پاسخ داد: «قالَ یا قَوْمِ أَ رَهْطِی أَعَزُّ عَلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَراءَکُمْ ظِهْرِیًّا إِنَّ رَبِّی بِما تَعْمَلُونَ مُحِیطٌ وَ یا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلی مَکانَتِکُمْ إِنِّی عامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتِیهِ عَذابٌ یُخْزِیهِ وَ مَنْ هُوَ کاذِبٌ وَ ارْتَقِبُوا إِنِّی مَعَکُمْ رَقِیب »؛ «گفت: ای قوم! آیا قبیلة کوچک من نزد شما عزیزتر از خداوند است؟! در حالی که (فرمان) او را پشت سر انداخته‌اید! پروردگارم به آنچه انجام می‌دهید، احاطه دارد (و آگاه است)! ای قوم! هر کاری از دستتان ساخته است، انجام دهید. من هم کار خود را خواهم کرد و به زودی خواهید دانست چه کسی عذاب خوارکننده به سراغش می‌آید، و چه کسی دروغگو است! شما انتظار بکشید، من هم در انتظارم!» از آنجا که مشرکان قوم شعیب در سخنان خود او را به طور ضمنی به سنگسار تهدید کردند، و قدرت خود را به رخ او کشیدند، حضرت شعیب خطیب الانبیاء(ع) نیز با بلاغت کامل، در ضمن سخنان خود، موضع خویش را در برابر تهدید آنها مشخص کرد و در آیة فوق آنها را به عذاب الهی انذار نمود.

پایان عمر تبهکاران

در سرگذشت اقوام پیشین، بارها در قرآن مجید خوانده‌ایم که پیامبران خدا در مرحلة نخست، به دعوت آنها به سوی خدا برمی خاستند و از هرگونه آگاه سازی و اندرز و نصیحت مضایقه نمی‌کردند. در مرحلة بعد که اندرزها برای گروهی سود نمی‌داد، روی تهدید به عذاب الهی تکیه می‌کردند، تا آخرین کسانی که آمادگی پذیرش دارند، تسلیم حق شوند و به راه خدا بازگردند و اتمام حجت شود.
در مرحلة سوم، که هیچ یک از اینها سودی نمی‌داد، به حکم سنت الهی در زمینة تصفیه و پاکسازی روی زمین، مجازات فرا می‌رسید و این خارهای سر راه را از میان می‌برد.[۲۰] در مورد قوم حضرت شعیب(ع) نیز سرانجام مرحلة نهایی فرا رسید، حضرت و پیروانش نجات یافتند و ستمگران هلاک شدند. همان گونه قرآن می‌فرماید: «وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّیْنا شُعَیْباً وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ أَخَذَتِ الَّذِینَ ظَلَمُوا الصَّیْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دِیارِهِمْ جاثِمِینَ کَأَنْ لَمْ یَغْنَوْا فِیها أَلا بُعْداً لِمَدْیَنَ کَما بَعِدَتْ ثَمُودُ»؛ «و هنگامی که فرمان ما فرا رسید، شعیب و کسانی را که با او ایمان آورده بودند، به رحمت خود نجات دادیم و آنها را که ستم کردند، صیحة (آسمانی) فرا گرفت و در دیار خود، به رو افتادند (و مردند)، آن چنان که گویی هرگز از ساکنان آن (دیار) نبودند! دور باد مدین (و اهل آن از رحمت خدا)، همان گونه که قوم ثمود دور شدند!» آری! عاقبت تبهکاران چنین است اتمام آن ثروتهایی که به خاطر آن، گناه، ظلم و ستم کردند و تمام آن کاخها، زینتها، زرق و برقها و غوغاها از میان رفت و همگی خاموش شدند، به گونه‌ای که گویی هرگز در این خانه‌ها سکنی نداشتند «کَانَ لَمْ یَغْنَوا فِیهَا».

==چگونگی عذاب قوم حضرت شعیب(ع)==
در اینجا یک سؤال پیش می‌آید و آن اینکه: از آیة فوق (آیه ۹۴ سوره هود) استفاده می‌شود که وسیلة نابودی این قوم سرکش «صیحة آسمانی» بود؛ اما از آیة ۹۱ سوره «اعراف» و ۳۷ سورة «عنکبوت» برمی آید که «رجفة» یعنی زلزلة سخت آنها را نابود کرد، و در آیه ۱۸۹ سوره «شعراء» آمده است: «فَأَخَذَهُمْ عَذابُ یَوْمِ الظُّلَّة»؛ «عذاب روز سایبان (سایبانی از ابر صاعقه خیز) آنها را فرا گرفت.» آیا این سه نوع تعبیر دربارة عذاب آنها چگونه قابل جمع است؟
پاسخ سؤال فوق این است که تعبیرات مذکور هیچ تضادی با هم ندارند و همه به یک موضوع بازمی گردند و آن اینکه: یک صاعقة وحشتناک آسمانی که از درون ابری تیره و تار برخاسته بود، شهر آنها را هدف خود قرار داد و به دنبال آن، در زمین لرزة شدید تولید شد و همه چیز را درهم کوبید.[۲۱]

درسهای آموزندة این داستان

می‌دانیم که خاطرات پیامبران و ماجرای زندگی اقوام پیشین که در قرآن آمده، برای همگان آموزنده است، در این داستان نیز درسهای فراوانی وجود دارد که جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد اشاره می‌شود.
۱. اهمیت رعایت مسائل اقتصادی در این سرگذشت خواندیم که حضرت شعیب(ع) بعد از دعوت به توحید، قوم خود را به حق و عدالت در امور مالی و تجارت دعوت کرد و در نهایت کسانی که قبول نکردند، به عذاب الهی گرفتار آمدند. این خود نشان می‌دهد که مسائل اقتصادی یک جامعه را نمی‌توان ساده شمرد.
و نیز نشان می‌دهد که پیامبران فقط مأمور به مسائل اخلاقی و عبادی نبوده‌اند؛ بلکه اصلاح وضع نابسامان اجتماعی و اقتصادی نیز بخش مهمی از دعوت آنها را تشکیل می‌داده است و به تعبیر دیگر، دین از سیاست و از اقتصاد جدا نیست و می‌بینیم که در قرآن کریم یک سوره در توبیخ کم فروشان نازل شده است (سورة مطففین).
۲. نماز، دعوت کننده به توحید و پاکی نماز واقعی، انسان را از گناه باز می‌دارد و به انجام امر به معروف و نهی از منکر و ارشاد دیگران وادار می‌کند، همان گونه که حضرت شعیب(ع) را وادار به ارشاد می‌کرد؛ ولی در همان زمان، برخی از امّت او به این وظیفة مهم اقدام نکردند، در نتیجه آنها نیز به عذاب گنهکاران مبتلا شدند.
همچنان که در روایتی امام باقر(ع) می‌فرماید: «خدای سبحان به شعیب نبی وحی فرمود: صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد؛ چهل هزار نفر از اشرار و شصت هزار نفر از خوبان. عرض کرد: خدای! وضع اشرار معلوم است؛ ولی تقصیر خوبان چیست؟ «فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ دَاهَنُوا أَهْلَ الْمَعَاصِی وَ لَمْ یَغْضَبُوا لِغَضَبِی»؛ خدایا متعال به او وحی نمود که آنها با اهل معصیت مداهنه و سازش کردند و به خاطر غضب من غضبناک نشدند.»[۲۲] آری! فریضة امر به معروف و نهی از منکر این قدر اهمیت دارد!
خدایا! ما را از آمرین به معروف و ناهین از منکر قرار بده.

پا نویس

منبع

ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره۱۶۲.
  1. تقویم حدیثی نور علی نور، علی رضا رضازاده ساعی، سال ۱۳۹۱ ش، صفحه مربوط به ربیع الثانی.
  2. بحار الأنوار، مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، چاپ سال ۱۴۰۴ ق، ج‏۱۲، ص ۳۷۵ و ۳۷۶.
  3. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «لَمْ یَبْعَثِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْعَرَبِ إِلَّا خَمْسَةً هُوداً وَ صَالِحاً وَ إِسْمَاعِیلَ وَ شُعَیْباً وَ مُحَمَّداً خَاتَمَ النَّبِیِّینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ وَ کَانَ شُعَیْبٌ بَکَّاءً»، (بحار الأنوار، ج‏۱۲، ص‏۳۸۲، ح ۶).
  4. قصص / ۲۳ ـ ۲۸.
  5. بحار الأنوار، ج‏۱۲، ص‏۳۸۰ و ۳۸۱، ح ۱۱.
  6. بحار الأنوار، ج‏۱۲، ص‏۳۸۷، ح ۱۳.
  7. در سوره‌های: اعراف / ۸۵؛ هود / ۸۴؛ قصص / ۲۳؛ عنکبوت / ۳۶ به عنوان «مدین»، و در سوره‌های: حجر / ۷۸؛ شعراء / ۱۷۶؛ ص‏۱۳؛ حج / ۴۴ و ق ۱۴ به عنوان «ایکه» آمده است.
  8. تفسیر نمونه، مکارم و همکاران، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ سی و یکم، ۱۳۸۸ ش، ج‏۱۶، صص ۷۲ و ۲۸۵.
  9. همان، ج‏۱۵، ص‏۳۵۶.
  10. قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۱ ش، ج‏۱، ص‏۱۵۲.
  11. تفسیر نمونه، آیت الله مکارم و همکاران، ج‏۹، ص‏۲۴۵.
  12. المیزان، علامه طباطبایی، ج‏۱۰، ص‏۳۸۱.
  13. رجوع کنید به: بحار الأنوار، ج‏۲۴، ص‏۲۱۱؛ اصول کافی، شیخ کلینی، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ ۱۳۶۵ ش، ج‏۱، ص‏۴۱۱؛ تفسیر نمونه، ج‏۹، ص‏۲۴۶.
  14. گلستان سعدی.
  15. تفسیر نور، محسن قرائتی، مرکز درسهایی از قرآن کریم، تهران، چاپ یازدهم، ۱۳۸۳ ش، ج‏۵، صص ۳۷۳ و ۳۷۴.
  16. علامه طباطبایی می‌گوید: «فاصلة زمانی بین این دو قوم، کمتر از سه قرن بود؛ چون حضرت لوط معاصر حضرت ابراهیم خلیل الله و شعیب معاصر حضرت موسی کلیم الله بود.» المیزان، ج‏۱۰، ص‏۳۹۰.
  17. تفسیر نمونه، ج‏۹، صص ۲۵۳ و ۲۵۴.
  18. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۲ ق، ج‏۱۸، ص‏۱۱۷، ابواب ربا، باب ۱، ح ۱، قریب به همین مضمون در حدیث ۵، ۶، ۱۲، ۱۸، ۱۹، ۲۱ و ۲۲ نیز آمده است.
  19. سفینة البحار، شیخ عباس قمی، دار الأسوه، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۶ ق، ج‏۴، ص‏۴۳۶؛ بحار الأنور، ج‏۱۲، ص‏۳۷۵؛ تاریخ انبیاء، عمادزاده اصفهانی، کتابفروشی اسلامی، تهران، چاپ سوم، ۱۳۴۷ ش، ج‏۱، ص‏۴۶۹؛ تفسیر نمونه، ج‏۹، ص‏۲۵۷.
  20. تفسیر نمونه، ج‏۹، ص‏۲۶۱.
  21. تفسیر نمونه، ج‏۶، ص‏۳۱۱.
  22. بحار الأنوار، ج‏۱۲، ص‏۳۸۶، ح ۱۲.