بررسی معنی دو واژه «معروف» و «منکر»: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: بررسي معني دو واژه «معروف» و «منكر» مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب:...» ایجاد کرد)
 
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام، اصلاح سجاوندی)
سطر ۱: سطر ۱:
عنوان:    بررسي معني دو واژه «معروف» و «منكر»
+
<div class="head1"> بررسی معنی دو واژه «معروف» و «منکر»
مجموعه ها:    مقالات
+
</div>
شناسه کتاب:    ۴۹۰
+
نویسنده:    -
+
شابک:    -
+
تعداد صفحات:    ۰
+
نام اپراتور:    محمد خلیلی
+
ایمیل اپراتور:    ۲farizeh@gmail.com
+
زبان:    پارسي
+
رتبه:    0
+
تصویر:    cover
+
دانلود فایل:    دانلود بررسي معني دو واژه «معروف» و «منكر»
+
توضیحات:   
+
بررسي معني دو واژه «معروف» و «منكر»
+
  
 +
== مقدمه ==
 +
تعاریف مختلفی از این دو واژه صورت گرفته است، اما به طور خلاصه، واژه «معروف» به معنی چیزی است که عقل و فطرت پاک، آن را به نیکی بشناسد؛ و واژه «منکر» آن است که عقل و فطرت پاک آن را به نیکی نشناسد، بلکه آن را کار بد بداند و به عبارت ساده‌تر، کلمه «معروف» یعنی «خوب» و کلمه «منکر» به معنای «بد» است.{{سخ}}
 +
برای دست یابی به مصداق‌های دو کلمه «معروف و منکر» در قرآن، با مراجعه به آیه ۱۱۰ سوره آل عمران و آیات قبل و بعد از آن و سوره محمد صلی الله علیه وآله ۴۶ مصداق از معروف و ۵۵ مصداق از موارد منکر به دست می‌آید<ref>حسین نوری همدانی، [[امر به معروف]] و نهی از منکر، ترجمه محمد محمدی اشتهاردی، چاپ پنجم، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۵. تلخیص از صص ۸۹–۸۲</ref>
  
تعاريف مختلفي از اين دو واژه صورت گرفته است، اما به طور خلاصه، واژه «معروف» به معني چيزي است كه عقل و فطرت پاك، آن را به نيكي بشناسد. و واژه «منكر» آن است كه عقل و فطرت پاك آن را به نيكي نشناسد، بلكه آن را كار بد بداند و به عبارت ساده‌تر، كلمه «معروف» يعني «خوب» و كلمه «منكر» به معناي «بد» است.
+
== آیات [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] به ترتیب نزول ==
براي دست يابي به مصداق‌هاي دو كلمه «معروف و منكر» در قرآن، با مراجعه به آيه ۱۱۰ سوره آل عمران و آيات قبل و بعد از آن و سوره محمد صلي الله عليه وآله ۴۶ مصداق از معروف و ۵۵ مصداق از موارد منكر به دست مي‌آيد.(۱)
+
علامه طبرسی در تفسیر مجمع البیان در سوره والعصر، وجوب توصیه همدیگر به حق را اشاره به معروف و [[نهی از منکر]] می‌داند، همچنین در سوره لقمان آیه ۱۷ آمده است: «پسرم، نماز را برپا دار، و [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] کن، و در برابر مصائبی که به تو می‌رسد استقامت کن که این از کارهای مهم و اساسی است».{{سخ}}
 +
در سوره اعراف آیه ۱۹۹، خداوند می‌فرماید: «ای پیامبر! عفو و مدارا را پیشه خود ساز و به نیکیها دعوت نما، و از جاهلان روی برگردان». در آیه ۱۵۷ همین سوره آمده است: «(از صفات پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله این است که) مردم را به نیکیها، دستور می‌دهد، و از منکر (بدیها) باز می‌دارد».{{سخ}}
 +
درآیات مدنی، ضمن اینکه تصریح به [[امر به معروف]] و نهی ازمنکر شده، این دو وظیفه را در ردیف دیگر دستورهای قرآنی قرار داده است، ازجمله سوره حج، آیه ۴۱ می‌فرماید:{{سخ}}
 +
«یاران خدا کسانی هستند که هرگاه، در زمین به آنان قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می‌دارند و [[زکات]] را ادا می‌کنند و [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] می‌نمایند و پایان همه کارها در دست خدا است».{{سخ}}
 +
در آیه ۷۱ سوره توبه آمده است:{{سخ}}
 +
«مردان و زنان با ایمان ولیّ (و یار) همدیگرند، یکدیگر را [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] می‌کنند، و نماز را برپا می‌دارند و [[زکات]] را می‌پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می‌نمایند، خداوند به زودی آنان را مورد رحمت خویش قرار می‌دهد، خدا توانا و حکیم است».{{سخ}}
 +
در قسمتی از آیه ۱۱۲ توبه در بیان صفات مؤمنان می‌فرماید:{{سخ}}
 +
«مؤمنان کسانی هستند که توبه کنندگان و عبادت کنندگان و سپاس گویان و سیاحت کنندگان و رکوع و سجود کنندگان و آمران به معروف و نهی کنندگان از منکر و حافظان حدود و مرزهای الهی هستند و به مؤمنان مژده بده».<ref>همان، تلخیص از صص ۴۰–۲۸</ref>
 +
با تدبر در آیات مربوط به بحث، از جمله آیه ۷۱ سوره توبه، فرازهایی از آن در قالب علت و معلول، سبب و مسبب، مترتب بر یکدیگر ذکر شده‌اند: لازمه ایمان واقعی، علاقه به سرنوشت یکدیگر است؛ و لازمه این محبت و علاقه، [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] است؛ و لازمه [[امر به معروف]] و نهی از منکر، قیام بندگان است به وظیفه عبادت، از جمله نماز و قیام به وظیفه کمک به مستمندان، یعنی [[زکات]] و به عبارت دیگر، لازمه [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] [[اطاعت از خدا]] و رسول و زنده شدن همه دستورهای دینی است. لازمه همه اینها همانا مشمول رحمت‌های بی‌پایان پروردگار قادر متعال است که کارهای خود را براساس سنت حکیمانه اجرا می‌نماید<ref>مرتضی مطهری، ده گفتار، تهران: انتشارات صدرا، ۱۳۶۰. تلخیص از ص ۵۸</ref>در این موضوع، روایات و احادیث فراوانی از معصومین علیهم السلام در دسترس است، از جمله در مجموعه روایی «وسائل الشیعه» تحت عنوان کتاب «امر به معروف و نهی از منکر» روایاتی در ۲۰۸ صفحه با فصل بندی و دسته‌بندی‌های متنوع و ارزشمندی جمع آوری شده است<ref>محمد بن حسن حرعاملی، ج ۱۱، پیشین، صص ۶۰۱–۳۹۳</ref>
 +
در مورد اهمیّت [[امر به معروف]] و نهی از منکر، امام باقرعلیه السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
«به وسیله این اصل سایر دستورها زنده می‌شود، راه‌ها امن می‌گردد، کسب‌ها حلال می‌شود، مظالم به صاحبان اصلی برگردانده می‌شود، زمین آباد می‌گردد، از دشمنان انتقام گرفته می‌شود، کارها رو به راه می‌شود».<ref> مرتضی مطهری، ده گفتار، پیشین، ص ۵۹</ref>امیرمؤمنان، علی علیه السلام از جمله دلایل پذیرش خلافت را چنین بیان می‌کند:{{سخ}}
 +
«خدایا! تو می‌دانی من نه در پی ریاست و زعامت و حکومتم و نه طالب مال و ثروت دنیا، من فقط مردی مصلح می‌باشم، می‌خواهم نشانه‌های از بین رفته دین را برگردانم و در بلاد تو اصلاحی به عمل آورم تا ستمدیدگان در امان قرار گیرند و حدود تو جاری شود»<ref>همان، ص ۷۴</ref>همچنین سیدالشهداء علیه السلام در روایتی که هنگام حرکتش نوشت و به برادرش محمد بن حَنفیه سپرد، می‌نویسد:{{سخ}}
 +
«من برای هوا و هوس قیام نکردم، من مردی اخلالگر و ستمگر نیستم. فلسفه قیام من و نهضت من اصلاح طلبی است. من فردی مصلح می‌باشم».<ref>همان، ص ۷۵</ref>
 +
برای اجرای این دو اصل چهار شرط: علم و معرفت، احتمال تأثیر، نبودن ضرر، و ادامه و اصرار متخلف، بیان شده است.{{سخ}}
 +
مراتب [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] شامل سه مرحله قلب، زبان و عمل می‌باشد. در مرحله دست و عمل وظیفه حاکم شرع است؛ همچنان که [[اجرای حدود]] و تعزیرات نیز وظیفه حاکم شرع است؛ بنابراین، مرحله سوم [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] و [[اجرای حدود]] و تعزیرات در دوران غیبت امام (عج) وظیفه چه کسانی است؟{{سخ}}
 +
در حدود هزار سال پیش، تقریباً این اصل در جامعه اسلامی تحت عنوان دایره حسبه انجام می‌گرفته است و در مجموع دایره حسبه در تاریخ اسلام، در مجموع ثمربخش بوده است و حتی کتاب‌هایی در موضوع حسبه و وظایف محتسب نوشته شده است و از این آثار مکتوب به دست می‌آید که در گذشته به چه دقایقی از اصلاحات اجتماعی توجه و عنایت می‌شده و شعور دینی مسلمانان وسعت داشته، و براساس [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] وظیفه خود می‌دانسته‌اند که در جمیع شئون زندگی اصلاحات به عمل آورند.{{سخ}}
  
آيات امر به معروف و نهي از منكر به ترتيب نزول
+
== منطق یا تعبد ==
علامه طبرسي در تفسير مجمع البيان در سوره والعصر، وجوب توصيه همديگر به حق را اشاره به معروف و نهي از منكر مي‌داند، همچنين در سوره لقمان آيه ۱۷ آمده است: «پسرم، نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهي از منكر كن، و در برابر مصائبي كه به تو مي‌رسد استقامت كن كه اين از كارهاي مهم و اساسي است».
+
مطلب دیگری که خیلی مهم است، اینکه در اجرای [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] منطق را باید دخالت داد؛ چرا که هر کاری، منطقی مخصوص به خود دارد که کلید آن کار است. در انجام [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] باید تدابیر عملی اندیشید، باید دید کدام شیوه عملی مردم را نسبت به کار نیک تشویق می‌کند و مردم را از کدام عمل زشت باز می‌دارد.{{سخ}}
در سوره اعراف آيه ۱۹۹، خداوند مي‌فرمايد: «اي پيامبر! عفو و مدارا را پيشه خود ساز و به نيكيها دعوت نما، و از جاهلان روي برگردان». در آيه ۱۵۷ همين سوره آمده است: «(از صفات پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله اين است كه) مردم را به نيكيها، دستور مي‌دهد، و از منكر (بديها) باز مي‌دارد».
+
توجه به منطق [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] است که فقها گفته‌اند یکی از شرایط [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] احتمال تأثیر است.{{سخ}}
درآيات مدني، ضمن اينكه تصريح به امر به معروف و نهي ازمنكر شده، اين دو وظيفه را در رديف ديگر دستورهاي قرآني قرار داده است، ازجمله سوره حج،آيه ۴۱ مي‌فرمايد:
+
احتمال اثر، یعنی احتمال نتیجه دادن. هر حکمی مصلحتی دارد، نماز مصلحتی دارد، [[روزه]] مصلحتی دارد، وضو مصلحتی، [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] هم مصلحتی دارد، مصلحت این کار این است که طرف به سخن یا عمل ما ترتیب اثر بدهد؛ بنابراین، معنای احتمال تأثیر این است که احتمال بدهی مصلحت تشریع این حکم بر سخن یا عمل تو مترتب بشود. چرا در مورد نماز نگفته‌اند اگر احتمال می‌دهی این نماز در تو اثر داشته باشد و آن مصلحتی که در نماز هست، مترتب می‌شود، بخوان و اگر احتمال نمی‌دهی، نخوان؟ و هم چنین دربارهٔ وضو، روزه، [[حج]] و غیره...{{سخ}}
«ياران خدا كساني هستند كه هرگاه، در زمين به آنان قدرت بخشيديم، نماز را برپا مي‌دارند و زكات را ادا مي‌كنند و امر به معروف و نهي از منكر مي‌نمايند و پايان همه كارها در دست خدا است».
+
برای اینکه آنها تعبدی محض می‌باشند و ما نمی‌توانیم عقل خودمان را در کیفیت آنها و در اینکه باید چگونه انجام بدهیم و چه مواردی را نباید انجام دهیم و چگونه انجام دهیم، دخالت دهیم؛ ولی [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] از کارهایی است که ساختمان و کیفیت ترتیب آن و اینکه در کجا مفید و مؤثر است و بهتر ثمر و نتیجه می‌دهد، همه را شارع در اختیار عقل، فکر و منطق گذاشته است؛ همان گونه که صاحب جواهر می‌گوید: در همه موارد اگر این مطلب خوب فهمیده شود، طرز فکر افراد در فهم اخبار و احادیث [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] عوض می‌شود. برای زنده شدن این اصل فراموش شده، باید مکتب و روشی عملی (نه زبانی تنها) و در عین حال اجتماعی (نه انفرادی) و همچنین منطقی و مبتنی بر اصول علمی روان شناسی و جامعه شناسی به وجود آورد. در این هنگام است که امید به موفقیت هست.{{سخ}}
در آيه ۷۱ سوره توبه آمده است:
+
«مردان و زنان با ايمان وليّ (و يار) همديگرند، يكديگر را امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنند، و نماز را برپا مي‌دارند و زكات را مي‌پردازند و خدا و رسولش را اطاعت مي‌نمايند، خداوند به زودي آنان را مورد رحمت خويش قرار مي‌دهد، خدا توانا و حكيم است».
+
در قسمتي از آيه ۱۱۲ توبه در بيان صفات مؤمنان مي‌فرمايد:
+
«مؤمنان كساني هستند كه توبه كنندگان و عبادت كنندگان و سپاس گويان و سياحت كنندگان و ركوع و سجود كنندگان و آمران به معروف و نهي كنندگان از منكر و حافظان حدود و مرزهاي الهي هستند و به مؤمنان مژده بده».(۲)
+
با تدبر در آيات مربوط به بحث، از جمله آيه ۷۱ سوره توبه، فرازهايي از آن در قالب علت و معلول، سبب و مسبب، مترتب بر يكديگر ذكر شده‌اند: لازمه ايمان واقعي، علاقه به سرنوشت يكديگر است. و لازمه اين محبت و علاقه، امر به معروف و نهي از منكر است. و لازمه امر به معروف و نهي از منكر، قيام بندگان است به وظيفه عبادت، از جمله نماز و قيام به وظيفه كمك به مستمندان، يعني زكات و به عبارت ديگر، لازمه امر به معروف و نهي از منكر اطاعت از خدا و رسول و زنده شدن همه دستورهاي ديني است. لازمه همه اينها همانا مشمول رحمت‌هاي بي‌پايان پروردگار قادر متعال است كه كارهاي خود را براساس سنت حكيمانه اجرا مي‌نمايد.(۳)
+
در اين موضوع، روايات و احاديث فراواني از معصومين عليهم السلام در دسترس است، از جمله در مجموعه روايي «وسائل الشيعه» تحت عنوان كتاب «امر به معروف و نهي از منكر» رواياتي در ۲۰۸ صفحه با فصل بندي و دسته‌بندي‌هاي متنوع و ارزشمندي جمع آوري شده است.(۴)
+
در مورد اهميّت امر به معروف و نهي از منكر، امام باقرعليه السلام مي‌فرمايد:
+
«به وسيله اين اصل ساير دستورها زنده مي‌شود، راه‌ها امن مي‌گردد، كسب‌ها حلال ميشود، مظالم به صاحبان اصلي برگردانده مي‌شود، زمين آباد مي‌گردد، از دشمنان انتقام گرفته مي‌شود، كارها رو به راه مي‌شود».(۵)
+
اميرمؤمنان، علي عليه السلام از جمله دلايل پذيرش خلافت را چنين بيان مي‌كند:
+
«خدايا! تو مي‌داني من نه در پي رياست و زعامت و حكومتم و نه طالب مال و ثروت دنيا، من فقط مردي مصلح مي‌باشم، مي‌خواهم نشانه‌هاي از بين رفته دين را برگردانم و در بلاد تو اصلاحي به عمل آورم تا ستمديدگان در امان قرار گيرند و حدود تو جاري شود».(۶)
+
همچنين سيدالشهداء عليه السلام در روايتي كه هنگام حركتش نوشت و به برادرش محمد بن حَنفيه سپرد، مي‌نويسد:
+
«من براي هوا و هوس قيام نكردم، من مردي اخلالگر و ستمگر نيستم. فلسفه قيام من و نهضت من اصلاح طلبي است. من فردي مصلح مي‌باشم».(۷)
+
براي اجراي اين دو اصل چهار شرط: علم و معرفت، احتمال تأثير، نبودن ضرر، و ادامه و اصرار متخلف، بيان شده است.
+
مراتب امر به معروف و نهي از منكر شامل سه مرحله قلب، زبان و عمل مي‌باشد. در مرحله دست و عمل وظيفه حاكم شرع است؛ همچنان كه اجراي حدود و تعزيرات نيز وظيفه حاكم شرع است. بنابراين، مرحله سوم امر به معروف و نهي از منكر و اجراي حدود و تعزيرات در دوران غيبت امام(عج) وظيفه چه كساني است؟
+
در حدود هزار سال پيش، تقريباً اين اصل در جامعه اسلامي تحت عنوان دايره حسبه انجام مي‌گرفته است و در مجموع دايره حسبه در تاريخ اسلام، در مجموع ثمربخش بوده است و حتي كتاب‌هايي در موضوع حسبه و وظايف محتسب نوشته شده است و از اين آثار مكتوب به دست مي‌آيد كه در گذشته به چه دقايقي از اصلاحات اجتماعي توجه و عنايت مي‌شده و شعور ديني مسلمانان وسعت داشته، و براساس امر به معروف و نهي از منكر وظيفه خود مي‌دانسته‌اند كه در جميع شئون زندگي اصلاحات به عمل آورند.
+
  
منطق يا تعبد
+
== [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] در جوامع فقهی ==
مطلب ديگري كه خيلي مهم است، اينكه در اجراي امر به معروف و نهي از منكر منطق را بايد دخالت داد؛ چرا كه هر كاري، منطقي مخصوص به خود دارد كه كليد آن كار است. در انجام امر به معروف و نهي از منكر بايد تدابير عملي انديشيد، بايد ديد كدام شيوه عملي مردم را نسبت به كار نيك تشويق مي‌كند و مردم را از كدام عمل زشت باز مي‌دارد.
+
در مجموعه‌های فقهی، از جمله: «الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة» در فصل پنجم کتاب جهاد، به [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] و شرایط و احکام آن پرداخته شده است؛<ref>زین الدین بن علی شهید ثانی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، ج ۲، بیروت: دارالعلم الاسلامی، بی‌تا، ص ۴۰۹</ref>امّا در دیگر کتابهای فقهی اعم از سنی و شیعه کمتر وارد این بحث شده‌اند و در دوران معاصر گویا این بحث مهم و سرنوشت ساز فراموش شده و در عمل نیز محدوده آن بسیار اندک و به امور جزئی اکتفا می‌شود.{{سخ}}
توجه به منطق امر به معروف و نهي از منكر است كه فقها گفته‌اند يكي از شرايط امر به معروف و نهي از منكر احتمال تأثير است.
+
از جمله مجموعه‌های فقهی معاصر که مراجع و مجتهدین بر مطالب آن حاشیه زده‌اند، مجموعه فقهی «العروةالوثقی»<ref>محمدکاظم طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ج ۲، تهران: المکتبة العلمیة الاسلامیة، ۱۳۵۸</ref> تألیف سید محمد کاظم طباطبایی یزدی است که فاقد بحث [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] است؛ اما درمجموعه فقهی امام خمینی قدس سره «تحریر الوسیله» تحت عنوان کتاب [[امر به معروف]] و نهی از منکر، انواع، کیفیت، شرایط و مراتب آن بحث شده است و شمول آن را از حیطه مسایل فردی خارج ساخته و در سطح اجتماعی و سیاسی گسترانیده است<ref>امام خمینی قدس سره، تحریر الوسیله، ج ۱، قم: انتشارات اسماعیلیان، بی‌تا، صص ۴۸۴–۴۶۲</ref> و در بین رساله‌های عملیه فارسی معاصر نیز رساله عملیه امام خمینی قدس سره در این مورد بی‌نظیر است.{{سخ}}
احتمال اثر، يعني احتمال نتيجه دادن. هر حكمي مصلحتي دارد، نماز مصلحتي دارد، روزه مصلحتي دارد، وضو مصلحتي، امر به معروف و نهي از منكر هم مصلحتي دارد، مصلحت اين كار اين است كه طرف به سخن يا عمل ما ترتيب اثر بدهد. بنابراين، معناي احتمال تأثير اين است كه احتمال بدهي مصلحت تشريع اين حكم بر سخن يا عمل تو مترتب بشود. چرا در مورد نماز نگفته‌اند اگر احتمال مي‌دهي اين نماز در تو اثر داشته باشد و آن مصلحتي كه در نماز هست، مترتب مي‌شود، بخوان و اگر احتمال نمي‌دهي، نخوان؟ و هم چنين درباره وضو، روزه، حج و غيره....
+
آنچه در این بحث مهم است، تشخیص معروف و منکر است و از آنجا که دامنه‌اش به امور اجتماعی و سیاسی کشیده می‌شود، تبیین آن کار ساده‌ای نیست؛ بنابراین، تشخیص و تبیین اصلاح از افساد و معروف از منکر به ویژه در امور مهمی چون حکومت و ایستادگی در برابر آن، با توجه به اینکه آینده آن و نتایج مثبت و منفی‌اش کاملاً روشن نیست، کاری بس دشوار است.{{سخ}}
براي اينكه آنها تعبدي محض مي‌باشند و ما نمي‌توانيم عقل خودمان را در كيفيت آنها و در اينكه بايد چگونه انجام بدهيم و چه مواردي را نبايد انجام دهيم و چگونه انجام دهيم، دخالت دهيم؛ ولي امر به معروف و نهي از منكر از كارهايي است كه ساختمان و كيفيت ترتيب آن و اينكه در كجا مفيد و مؤثر است و بهتر ثمر و نتيجه مي‌دهد، همه را شارع در اختيار عقل، فكر و منطق گذاشته است؛ همان گونه كه صاحب جواهر مي‌گويد: در همه موارد اگر اين مطلب خوب فهميده شود، طرز فكر افراد در فهم اخبار و احاديث امر به معروف و نهي از منكر عوض مي‌شود. براي زنده شدن اين اصل فراموش شده، بايد مكتب و روشي عملي (نه زباني تنها) و در عين حال اجتماعي (نه انفرادي) و همچنين منطقي و مبتني بر اصول علمي روان شناسي و جامعه شناسي به وجود آورد. در اين هنگام است كه اميد به موفقيت هست.
+
بنابراین، دیدگاه‌های مختلفی در این زمینه قبل از انقلاب وجود داشت.{{سخ}}
 +
۱. گروهی به طور کلی ورود به مسایل سیاسی را منکر می‌پنداشتند و [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] امام و همفکران او را سیاسی کاری، [[شهرت طلبی]] و خلاف شأن روحانیت می‌دانستند.<ref>امام خمینی قدس سره، ولایت فقیه، پیشین، ص ۱۹۷</ref>۲. گروهی که با وجود تشخیص منکر، خویش را ناتوان‌تر از آن می‌دانستند که در برابر رژیم ایستادگی کنند؛ بنابراین، شرایط را محقق نمی‌دانستند و سکوت اختیار می‌کردند.<ref>امام خمینی قدس سره، صحیفه نور، ج ۲۱، پیشین، ص ۹۲</ref>۳. کسانی که [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] را در راستای منافع خویش و یا سلامت خود رقم می‌زدند و در یک کلام مشی محافظه کاری پیشه می‌کردند و اقشاری از جامعه را که دین بدون دردسر را طلب می‌کردند، به دنبال خود می‌کشیدند<ref>همان، صص ۹۳–۹۲</ref>۴. امام خمینی قدس سره و همفکرانش که در مقابل گروه‌های قبلی، سیر وقایع را به گونه‌ای می‌بیند که اساس اسلام و دیانت در خطر است و بر این اساس، سکوت را با هر توجیهی، منکر می‌داند و فریاد و اقدام را با هر نتیجه‌ای، مثبت و معروف ارزیابی می‌کند و می‌گوید: ما مأمور به تکلیف هستیم، نه مأمور به نتیجه؛ و در خطاب به دیگران می‌گوید: «والله! [[گناه]] کار است کسی که داد نزند و الله! مرتکب کبیره است کسی که فریاد نزند...».<ref>حمید روحانی، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج اول، تهران: نشراحرار، ۱۳۵۶، ص ۷۲۲</ref>و براساس این نظریه، از جمله همفکران امام و پیروان دیدگاه اخیر است که در سال ۱۳۳۱ شهید مطهری در انجمن ماهانه دینی برای تحصیل کردگان مذهبی در تهران، پیرامونِ اصل [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] سخنرانی می‌کند که این سخنرانی در کتاب «ده گفتار»<ref>مرتضی مطهری، ده گفتار، پیشین، ص ۴۸</ref> به چاپ رسید؛ و همچنین بحث [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] در سال ۱۳۵۰ موضوع درس خارج فقه آیت الله نوری همدانی در حوزه علمیه قم قرار گرفت و رژیم پهلوی از چاپ و انتشار آن جلوگیری نمود و به ناگزیر در لاهور پاکستان چاپ شد و سپس به فارسی ترجمه و منتشر گردید.<ref>حسین نوری، پیشین، ص ۱۸.</ref>
  
امر به معروف و نهي از منكر در جوامع فقهي
+
== پانویس ==
در مجموعه‌هاي فقهي، از جمله: «الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية» در فصل پنجم كتاب جهاد، به امر به معروف و نهي از منكر و شرايط و احكام آن پرداخته شده است؛(۸) امّا در ديگر كتابهاي فقهي اعم از سني و شيعه كمتر وارد اين بحث شده‌اند و در دوران معاصر گويا اين بحث مهم و سرنوشت ساز فراموش شده و در عمل نيز محدوده آن بسيار اندك و به امور جزئي اكتفا مي‌شود.
+
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
از جمله مجموعه‌هاي فقهي معاصر كه مراجع و مجتهدين بر مطالب آن حاشيه زده‌اند، مجموعه فقهي «العروةالوثقي»(۹) تأليف سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي است كه فاقد بحث امر به معروف و نهي از منكر است؛ اما درمجموعه فقهي امام خميني قدس سره «تحرير الوسيله» تحت عنوان كتاب امر به معروف و نهي از منكر، انواع، كيفيت، شرايط و مراتب آن بحث شده است و شمول آن را از حيطه مسايل فردي خارج ساخته و در سطح اجتماعي و سياسي گسترانيده است(۱۰) و در بين رساله‌هاي عمليه فارسي معاصر نيز رساله عمليه امام خميني قدس سره در اين مورد بي‌نظير است.
+
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://kareymeh.valiasr-aj.net/include/VIEW.php?bankname=LIST&RADIF=536 سایت کریمه] - تاریخ برداشت: 1395/03/16</span></div>
آنچه در اين بحث مهم است، تشخيص معروف و منكر است و از آنجا كه دامنه‌اش به امور اجتماعي و سياسي كشيده مي‌شود، تبيين آن كار ساده‌اي نيست. بنابراين، تشخيص و تبيين اصلاح از افساد و معروف از منكر به ويژه در امور مهمي چون حكومت و ايستادگي در برابر آن، با توجه به اينكه آينده آن و نتايج مثبت و منفي‌اش كاملاً روشن نيست،كاري بس دشوار است.
+
 
بنابراين، ديدگاه‌هاي مختلفي در اين زمينه قبل از انقلاب وجود داشت.
+
[[رده:مقالات]]
۱. گروهي به طور كلي ورود به مسايل سياسي را منكر مي‌پنداشتند و امر به معروف و نهي از منكر امام و همفكران او را سياسي كاري، شهرت طلبي و خلاف شأن روحانيت مي‌دانستند.(۱۱)
+
۲. گروهي كه با وجود تشخيص منكر، خويش را ناتوان‌تر از آن مي‌دانستند كه در برابر رژيم ايستادگي كنند. بنابراين، شرايط را محقق نمي‌دانستند و سكوت اختيار ميكردند.(۱۲)
+
۳. كساني كه امر به معروف و نهي از منكر را در راستاي منافع خويش و يا سلامت خود رقم مي‌زدند و در يك كلام مشي محافظه كاري پيشه مي‌كردند و اقشاري از جامعه را كه دين بدون دردسر را طلب مي‌كردند، به دنبال خود مي‌كشيدند.(۱۳)
+
۴. امام خميني قدس سره و همفكرانش كه در مقابل گروه‌هاي قبلي، سير وقايع را به گونه‌اي مي‌بيند كه اساس اسلام و ديانت در خطر است و بر اين اساس، سكوت را با هر توجيهي، منكر مي‌داند و فرياد و اقدام را با هر نتيجه‌اي، مثبت و معروف ارزيابي ميكند و مي‌گويد: ما مأمور به تكليف هستيم، نه مأمور به نتيجه. و در خطاب به ديگران مي‌گويد: «والله! گناه كار است كسي كه داد نزند و الله! مرتكب كبيره است كسي كه فرياد نزند...».(۱۴)
+
و براساس اين نظريه، از جمله همفكران امام و پيروان ديدگاه اخير است كه در سال ۱۳۳۱ شهيد مطهري در انجمن ماهانه ديني براي تحصيل كردگان مذهبي در تهران، پيرامونِ اصل امر به معروف و نهي از منكر سخنراني مي‌كند كه اين سخنراني در كتاب «ده گفتار»(۱۵) به چاپ رسيد. و همچنين بحث امر به معروف و نهي از منكر در سال ۱۳۵۰ موضوع درس خارج فقه آيت الله نوري همداني در حوزه علميه قم قرار گرفت و رژيم پهلوي از چاپ و انتشار آن جلوگيري نمود و به ناگزير در لاهور پاكستان چاپ شد و سپس به فارسي ترجمه و منتشر گرديد.(۱۶)
+
پي‌نوشت‌ها
+
۱.      حسين نوري همدانی، امر به معروف و نهي از منكر، ترجمه محمد محمدي اشتهاردي، چاپ پنجم، قم: انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، ۱۳۷۵. تلخيص از صص ۸۹-۸۲.
+
۲.     همان، تلخيص از صص ۴۰-۲۸.
+
۳.      مرتضي مطهري، ده گفتار، تهران: انتشارات صدرا، ۱۳۶۰. تلخيص از ص ۵۸.
+
۴.      محمد بن حسن حرعاملي، ج ۱۱، پيشين، صص ۶۰۱-۳۹۳.
+
۵.      مرتضي مطهري، ده گفتار، پيشين، ص ۵۹.
+
۶.      همان، ص ۷۴.
+
۷.      همان، ص ۷۵.
+
۸.      زين الدين بن علي شهيد ثاني، الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية، ج ۲، بيروت: دارالعلم الاسلامي، بي‌تا، ص ۴۰۹.
+
۹.      محمدكاظم طباطبايي يزدي، العروة الوثقي، ج ۲، تهران: المكتبة العلمية الاسلامية، ۱۳۵۸.
+
۱۰.  امام خميني قدس سره، تحرير الوسيله، ج ۱، قم: انتشارات اسماعيليان، بي‌تا، صص ۴۸۴-۴۶۲.
+
۱۱.  امام خميني قدس سره، ولايت فقيه، پيشين، ص ۱۹۷.
+
۱۲.  امام خميني قدس سره، صحيفه نور، ج ۲۱، پيشين، ص ۹۲.
+
۱۳.  همان، صص ۹۳-۹۲.
+
۱۴.  حميد روحاني، بررسي و تحليلي از نهضت امام خميني، ج اول، تهران: نشراحرار، ۱۳۵۶، ص ۷۲۲.
+
۱۵.  مرتضي مطهري، ده گفتار، پيشين، ص ۴۸.
+
۱۶.  حسين نوري، پيشين، ص ۱۸.
+

نسخهٔ ‏۱۶ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۳۵

بررسی معنی دو واژه «معروف» و «منکر»

مقدمه

تعاریف مختلفی از این دو واژه صورت گرفته است، اما به طور خلاصه، واژه «معروف» به معنی چیزی است که عقل و فطرت پاک، آن را به نیکی بشناسد؛ و واژه «منکر» آن است که عقل و فطرت پاک آن را به نیکی نشناسد، بلکه آن را کار بد بداند و به عبارت ساده‌تر، کلمه «معروف» یعنی «خوب» و کلمه «منکر» به معنای «بد» است.
برای دست یابی به مصداق‌های دو کلمه «معروف و منکر» در قرآن، با مراجعه به آیه ۱۱۰ سوره آل عمران و آیات قبل و بعد از آن و سوره محمد صلی الله علیه وآله ۴۶ مصداق از معروف و ۵۵ مصداق از موارد منکر به دست می‌آید[۱]

آیات امر به معروف و نهی از منکر به ترتیب نزول

علامه طبرسی در تفسیر مجمع البیان در سوره والعصر، وجوب توصیه همدیگر به حق را اشاره به معروف و نهی از منکر می‌داند، همچنین در سوره لقمان آیه ۱۷ آمده است: «پسرم، نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهی از منکر کن، و در برابر مصائبی که به تو می‌رسد استقامت کن که این از کارهای مهم و اساسی است».
در سوره اعراف آیه ۱۹۹، خداوند می‌فرماید: «ای پیامبر! عفو و مدارا را پیشه خود ساز و به نیکیها دعوت نما، و از جاهلان روی برگردان». در آیه ۱۵۷ همین سوره آمده است: «(از صفات پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله این است که) مردم را به نیکیها، دستور می‌دهد، و از منکر (بدیها) باز می‌دارد».
درآیات مدنی، ضمن اینکه تصریح به امر به معروف و نهی ازمنکر شده، این دو وظیفه را در ردیف دیگر دستورهای قرآنی قرار داده است، ازجمله سوره حج، آیه ۴۱ می‌فرماید:
«یاران خدا کسانی هستند که هرگاه، در زمین به آنان قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می‌دارند و زکات را ادا می‌کنند و امر به معروف و نهی از منکر می‌نمایند و پایان همه کارها در دست خدا است».
در آیه ۷۱ سوره توبه آمده است:
«مردان و زنان با ایمان ولیّ (و یار) همدیگرند، یکدیگر را امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند، و نماز را برپا می‌دارند و زکات را می‌پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می‌نمایند، خداوند به زودی آنان را مورد رحمت خویش قرار می‌دهد، خدا توانا و حکیم است».
در قسمتی از آیه ۱۱۲ توبه در بیان صفات مؤمنان می‌فرماید:
«مؤمنان کسانی هستند که توبه کنندگان و عبادت کنندگان و سپاس گویان و سیاحت کنندگان و رکوع و سجود کنندگان و آمران به معروف و نهی کنندگان از منکر و حافظان حدود و مرزهای الهی هستند و به مؤمنان مژده بده».[۲] با تدبر در آیات مربوط به بحث، از جمله آیه ۷۱ سوره توبه، فرازهایی از آن در قالب علت و معلول، سبب و مسبب، مترتب بر یکدیگر ذکر شده‌اند: لازمه ایمان واقعی، علاقه به سرنوشت یکدیگر است؛ و لازمه این محبت و علاقه، امر به معروف و نهی از منکر است؛ و لازمه امر به معروف و نهی از منکر، قیام بندگان است به وظیفه عبادت، از جمله نماز و قیام به وظیفه کمک به مستمندان، یعنی زکات و به عبارت دیگر، لازمه امر به معروف و نهی از منکر اطاعت از خدا و رسول و زنده شدن همه دستورهای دینی است. لازمه همه اینها همانا مشمول رحمت‌های بی‌پایان پروردگار قادر متعال است که کارهای خود را براساس سنت حکیمانه اجرا می‌نماید[۳]در این موضوع، روایات و احادیث فراوانی از معصومین علیهم السلام در دسترس است، از جمله در مجموعه روایی «وسائل الشیعه» تحت عنوان کتاب «امر به معروف و نهی از منکر» روایاتی در ۲۰۸ صفحه با فصل بندی و دسته‌بندی‌های متنوع و ارزشمندی جمع آوری شده است[۴] در مورد اهمیّت امر به معروف و نهی از منکر، امام باقرعلیه السلام می‌فرماید:
«به وسیله این اصل سایر دستورها زنده می‌شود، راه‌ها امن می‌گردد، کسب‌ها حلال می‌شود، مظالم به صاحبان اصلی برگردانده می‌شود، زمین آباد می‌گردد، از دشمنان انتقام گرفته می‌شود، کارها رو به راه می‌شود».[۵]امیرمؤمنان، علی علیه السلام از جمله دلایل پذیرش خلافت را چنین بیان می‌کند:
«خدایا! تو می‌دانی من نه در پی ریاست و زعامت و حکومتم و نه طالب مال و ثروت دنیا، من فقط مردی مصلح می‌باشم، می‌خواهم نشانه‌های از بین رفته دین را برگردانم و در بلاد تو اصلاحی به عمل آورم تا ستمدیدگان در امان قرار گیرند و حدود تو جاری شود»[۶]همچنین سیدالشهداء علیه السلام در روایتی که هنگام حرکتش نوشت و به برادرش محمد بن حَنفیه سپرد، می‌نویسد:
«من برای هوا و هوس قیام نکردم، من مردی اخلالگر و ستمگر نیستم. فلسفه قیام من و نهضت من اصلاح طلبی است. من فردی مصلح می‌باشم».[۷] برای اجرای این دو اصل چهار شرط: علم و معرفت، احتمال تأثیر، نبودن ضرر، و ادامه و اصرار متخلف، بیان شده است.
مراتب امر به معروف و نهی از منکر شامل سه مرحله قلب، زبان و عمل می‌باشد. در مرحله دست و عمل وظیفه حاکم شرع است؛ همچنان که اجرای حدود و تعزیرات نیز وظیفه حاکم شرع است؛ بنابراین، مرحله سوم امر به معروف و نهی از منکر و اجرای حدود و تعزیرات در دوران غیبت امام (عج) وظیفه چه کسانی است؟
در حدود هزار سال پیش، تقریباً این اصل در جامعه اسلامی تحت عنوان دایره حسبه انجام می‌گرفته است و در مجموع دایره حسبه در تاریخ اسلام، در مجموع ثمربخش بوده است و حتی کتاب‌هایی در موضوع حسبه و وظایف محتسب نوشته شده است و از این آثار مکتوب به دست می‌آید که در گذشته به چه دقایقی از اصلاحات اجتماعی توجه و عنایت می‌شده و شعور دینی مسلمانان وسعت داشته، و براساس امر به معروف و نهی از منکر وظیفه خود می‌دانسته‌اند که در جمیع شئون زندگی اصلاحات به عمل آورند.

منطق یا تعبد

مطلب دیگری که خیلی مهم است، اینکه در اجرای امر به معروف و نهی از منکر منطق را باید دخالت داد؛ چرا که هر کاری، منطقی مخصوص به خود دارد که کلید آن کار است. در انجام امر به معروف و نهی از منکر باید تدابیر عملی اندیشید، باید دید کدام شیوه عملی مردم را نسبت به کار نیک تشویق می‌کند و مردم را از کدام عمل زشت باز می‌دارد.
توجه به منطق امر به معروف و نهی از منکر است که فقها گفته‌اند یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر احتمال تأثیر است.
احتمال اثر، یعنی احتمال نتیجه دادن. هر حکمی مصلحتی دارد، نماز مصلحتی دارد، روزه مصلحتی دارد، وضو مصلحتی، امر به معروف و نهی از منکر هم مصلحتی دارد، مصلحت این کار این است که طرف به سخن یا عمل ما ترتیب اثر بدهد؛ بنابراین، معنای احتمال تأثیر این است که احتمال بدهی مصلحت تشریع این حکم بر سخن یا عمل تو مترتب بشود. چرا در مورد نماز نگفته‌اند اگر احتمال می‌دهی این نماز در تو اثر داشته باشد و آن مصلحتی که در نماز هست، مترتب می‌شود، بخوان و اگر احتمال نمی‌دهی، نخوان؟ و هم چنین دربارهٔ وضو، روزه، حج و غیره...
برای اینکه آنها تعبدی محض می‌باشند و ما نمی‌توانیم عقل خودمان را در کیفیت آنها و در اینکه باید چگونه انجام بدهیم و چه مواردی را نباید انجام دهیم و چگونه انجام دهیم، دخالت دهیم؛ ولی امر به معروف و نهی از منکر از کارهایی است که ساختمان و کیفیت ترتیب آن و اینکه در کجا مفید و مؤثر است و بهتر ثمر و نتیجه می‌دهد، همه را شارع در اختیار عقل، فکر و منطق گذاشته است؛ همان گونه که صاحب جواهر می‌گوید: در همه موارد اگر این مطلب خوب فهمیده شود، طرز فکر افراد در فهم اخبار و احادیث امر به معروف و نهی از منکر عوض می‌شود. برای زنده شدن این اصل فراموش شده، باید مکتب و روشی عملی (نه زبانی تنها) و در عین حال اجتماعی (نه انفرادی) و همچنین منطقی و مبتنی بر اصول علمی روان شناسی و جامعه شناسی به وجود آورد. در این هنگام است که امید به موفقیت هست.

امر به معروف و نهی از منکر در جوامع فقهی

در مجموعه‌های فقهی، از جمله: «الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة» در فصل پنجم کتاب جهاد، به امر به معروف و نهی از منکر و شرایط و احکام آن پرداخته شده است؛[۸]امّا در دیگر کتابهای فقهی اعم از سنی و شیعه کمتر وارد این بحث شده‌اند و در دوران معاصر گویا این بحث مهم و سرنوشت ساز فراموش شده و در عمل نیز محدوده آن بسیار اندک و به امور جزئی اکتفا می‌شود.
از جمله مجموعه‌های فقهی معاصر که مراجع و مجتهدین بر مطالب آن حاشیه زده‌اند، مجموعه فقهی «العروةالوثقی»[۹] تألیف سید محمد کاظم طباطبایی یزدی است که فاقد بحث امر به معروف و نهی از منکر است؛ اما درمجموعه فقهی امام خمینی قدس سره «تحریر الوسیله» تحت عنوان کتاب امر به معروف و نهی از منکر، انواع، کیفیت، شرایط و مراتب آن بحث شده است و شمول آن را از حیطه مسایل فردی خارج ساخته و در سطح اجتماعی و سیاسی گسترانیده است[۱۰] و در بین رساله‌های عملیه فارسی معاصر نیز رساله عملیه امام خمینی قدس سره در این مورد بی‌نظیر است.
آنچه در این بحث مهم است، تشخیص معروف و منکر است و از آنجا که دامنه‌اش به امور اجتماعی و سیاسی کشیده می‌شود، تبیین آن کار ساده‌ای نیست؛ بنابراین، تشخیص و تبیین اصلاح از افساد و معروف از منکر به ویژه در امور مهمی چون حکومت و ایستادگی در برابر آن، با توجه به اینکه آینده آن و نتایج مثبت و منفی‌اش کاملاً روشن نیست، کاری بس دشوار است.
بنابراین، دیدگاه‌های مختلفی در این زمینه قبل از انقلاب وجود داشت.
۱. گروهی به طور کلی ورود به مسایل سیاسی را منکر می‌پنداشتند و امر به معروف و نهی از منکر امام و همفکران او را سیاسی کاری، شهرت طلبی و خلاف شأن روحانیت می‌دانستند.[۱۱]۲. گروهی که با وجود تشخیص منکر، خویش را ناتوان‌تر از آن می‌دانستند که در برابر رژیم ایستادگی کنند؛ بنابراین، شرایط را محقق نمی‌دانستند و سکوت اختیار می‌کردند.[۱۲]۳. کسانی که امر به معروف و نهی از منکر را در راستای منافع خویش و یا سلامت خود رقم می‌زدند و در یک کلام مشی محافظه کاری پیشه می‌کردند و اقشاری از جامعه را که دین بدون دردسر را طلب می‌کردند، به دنبال خود می‌کشیدند[۱۳]۴. امام خمینی قدس سره و همفکرانش که در مقابل گروه‌های قبلی، سیر وقایع را به گونه‌ای می‌بیند که اساس اسلام و دیانت در خطر است و بر این اساس، سکوت را با هر توجیهی، منکر می‌داند و فریاد و اقدام را با هر نتیجه‌ای، مثبت و معروف ارزیابی می‌کند و می‌گوید: ما مأمور به تکلیف هستیم، نه مأمور به نتیجه؛ و در خطاب به دیگران می‌گوید: «والله! گناه کار است کسی که داد نزند و الله! مرتکب کبیره است کسی که فریاد نزند...».[۱۴]و براساس این نظریه، از جمله همفکران امام و پیروان دیدگاه اخیر است که در سال ۱۳۳۱ شهید مطهری در انجمن ماهانه دینی برای تحصیل کردگان مذهبی در تهران، پیرامونِ اصل امر به معروف و نهی از منکر سخنرانی می‌کند که این سخنرانی در کتاب «ده گفتار»[۱۵] به چاپ رسید؛ و همچنین بحث امر به معروف و نهی از منکر در سال ۱۳۵۰ موضوع درس خارج فقه آیت الله نوری همدانی در حوزه علمیه قم قرار گرفت و رژیم پهلوی از چاپ و انتشار آن جلوگیری نمود و به ناگزیر در لاهور پاکستان چاپ شد و سپس به فارسی ترجمه و منتشر گردید.[۱۶]

پانویس

  1. حسین نوری همدانی، امر به معروف و نهی از منکر، ترجمه محمد محمدی اشتهاردی، چاپ پنجم، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۵. تلخیص از صص ۸۹–۸۲
  2. همان، تلخیص از صص ۴۰–۲۸
  3. مرتضی مطهری، ده گفتار، تهران: انتشارات صدرا، ۱۳۶۰. تلخیص از ص ۵۸
  4. محمد بن حسن حرعاملی، ج ۱۱، پیشین، صص ۶۰۱–۳۹۳
  5. مرتضی مطهری، ده گفتار، پیشین، ص ۵۹
  6. همان، ص ۷۴
  7. همان، ص ۷۵
  8. زین الدین بن علی شهید ثانی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، ج ۲، بیروت: دارالعلم الاسلامی، بی‌تا، ص ۴۰۹
  9. محمدکاظم طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ج ۲، تهران: المکتبة العلمیة الاسلامیة، ۱۳۵۸
  10. امام خمینی قدس سره، تحریر الوسیله، ج ۱، قم: انتشارات اسماعیلیان، بی‌تا، صص ۴۸۴–۴۶۲
  11. امام خمینی قدس سره، ولایت فقیه، پیشین، ص ۱۹۷
  12. امام خمینی قدس سره، صحیفه نور، ج ۲۱، پیشین، ص ۹۲
  13. همان، صص ۹۳–۹۲
  14. حمید روحانی، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج اول، تهران: نشراحرار، ۱۳۵۶، ص ۷۲۲
  15. مرتضی مطهری، ده گفتار، پیشین، ص ۴۸
  16. حسین نوری، پیشین، ص ۱۸.
منبع: سایت کریمه - تاریخ برداشت: 1395/03/16