امام حسین (ع) اصلاح طلب بزرگ: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: امام حسين (ع) اصلاح طلب بزرگ‌ مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۷۴۵...» ایجاد کرد)
 
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام، اصلاح سجاوندی)
سطر ۱: سطر ۱:
عنوان:    امام حسين (ع) اصلاح طلب بزرگ‌
+
<div class="head1"> امام حسین (ع) اصلاح طلب بزرگ </div>
مجموعه ها:    مقالات
+
نویسنده: محمد سلمان کیاسری{{سخ}}
شناسه کتاب:    ۷۴۵
+
نویسنده:     محمد سلمان كياسری
+
شابک:    -
+
تعداد صفحات:    ۶
+
نام اپراتور:    عباس خوش چشم
+
ایمیل اپراتور:    abbaskhadem۹۲@yahoo.com
+
زبان:    پارسي
+
رتبه:    0
+
تصویر:    cover
+
دانلود فایل:    دانلود امام حسين (ع) اصلاح طلب بزرگ‌
+
توضیحات:   
+
امام حسين (ع) اصلاح طلب بزرگ‌
+
  
 +
== مقدمه ==
 +
واژه اصلاحات مفهومی گسترده دارد، هنگام تعریف این واژه می‌توان از آن توصیف میزان اصلاحات و مقصد و مقصود را فهمید. امام حسین ع) مخالفت خود با حکومت یزید و خروج از مدینه را گام اصلاحی نامید و عملاً اصلاحات در جامعه دینی را آغاز نمود. در این جا به چند نکته باید توجه شود:ابتدا باید دانست که اصلاحات در برابر افساد (تخریب انحراف و کج روی است وبرای اصلاح جامعه‌ای چند چیز ضروری است فهم دقیق از انحراف و چگونگی برخورد با آن و سپس معیار و محور و هم چنین ابزار اصلاحات امام حسین ع) در عصر خود از دانش بسیار بالایی در تشخیص انحراف و کج‌روی در حکومت و جامعه برخوردار بود. اگر به ابعاد (بیان امام در مسائل حکومت (جامعه و روحیات مردم آن زمان توجه شود، کوچک‌ترین نقصی در فهم امام از جامعه‌شناسی (مردم‌شناسی دین‌شناسی و حکومت نمی‌توان یافت امام این فهم دقیق (حرکت اصلاحی را آغاز نمود که ابزار آن [[امر به معروف]] و نهی از منکر، طریقه و روش‌اش سنت پیامبر (ص) و علی ع) و لازمه‌اش پایداری و استقامت و شهادت است «انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی ارید الی امر بالمعروف و نهی المنکر و اسیر بسیرة جدی و ابی علی بن ابیطالب ع)».{{سخ}}
  
سلماني كياسري، محمد
+
== امام حسین اصلاح طلب بزرگ ==
 +
بررسی قیام و نهضت امام حسین ع) از زوایای مختلف امری است ممکن و لازم همان طور این که تاکنون بسیاری از نویسندگان و گویندگان بدان پرداخته‌اند. یکی از ارکان نهضت امام حسین ع) ـ همان گونه که در گفتار و روش آن امام همام می‌باشد ـ اصلاح طلبی در جامعه دینی است بررسی واژه اصلاح‌طلبی در نهضت امام حسین ع) ازآن جهت حائز اهمیت است که بسیاری از افراد امروز با شعار اصلاح‌طلبی با انگیزه‌ها و سلیقه‌های شخصی و گروهی در صدد بهره‌برداری از آن برای رواج نوعی تسامح و تساهل و به فراموشی سپردن ارزش‌ها به ویژه ارزش‌های حاکم بر نهضت بزرگ‌اصلاح طلب کربلا می‌باشند. اینک به و اختصار چگونگی اصلاح‌طلبی در نهضت امام‌حسین ع) را بررسی می‌کنیم
  
مقدمه‌
+
== اصلاح طلبی ==
 +
واژه اصلاح‌طلبی بیشتر در جایی بکار گرفته می‌شد که انسان انحراف و کج روی و خلاف مصالح مردم را در جامعه ببیند و براساس مسئولیت و نیاز، به تبیین اصلاحات و اقدام عملی مبادرت ورزد. اساس کار در امر اصلاح‌طلبی ریشه‌های فکری و باورهای اعتقادی است لذا اصلاح‌طلبی در هر جامعه‌ای متوجه گرایش اصلاح طلبان می‌باشد که چرا و چگونه و باکدام ابزار به اصلاح‌طلبی اقدام می‌کنند؟{{سخ}}
  
واژه اصلاحات مفهومي گسترده دارد، هنگام تعريف اين واژه مي‌توان از آن توصيف ميزان اصلاحات و مقصد و مقصود را فهميد.امام حسين ع) مخالفت خود با حكومت يزيد و خروج از مدينه را گام اصلاحي ناميد و عملاً اصلاحات در جامعه ديني را آغاز نمود. در اين جا به چند نكته بايد توجه شود:ابتدا بايد دانست كه اصلاحات در برابر افساد (تخريب انحراف و كج روي است وبراي اصلاح جامعه‌اي چند چيز ضروري است فهم دقيق از انحراف و چگونگي برخورد با آن و سپس معيار و محور و هم چنين ابزار اصلاحات امام حسين ع) در عصر خود از دانش بسيار بالايي در تشخيص انحراف و كج‌روي در حكومت و جامعه برخوردار بود. اگر به ابعاد (بيان امام در مسائل حكومت (جامعه و روحيات مردم آن زمان توجه شود، كوچك‌ترين نقصي در فهم امام از جامعه‌شناسي (مردم‌شناسي دين‌شناسي و حكومت نمي‌توان يافت امام اين فهم دقيق (حركت اصلاحي را آغاز نمود كه ابزار آن امر به معروف و نهي از منكر، طريقه و روش‌اش سنت پيامبر(ص) و علي ع) و لازمه‌اش پايداري و استقامت و شهادت است «انما خرجت لطلب الاصلاح في امة جدي اريد الي امر بالمعروف و نهي المنكر و اسير بسيرة جدي و ابي علي بن ابيطالب ع)».
+
== اصلاح طلبی سرآغاز نهضت امام حسین ==
امام حسين اصلاح طلب بزرگ‌
+
امام حسین (ع) پس از امتناع از بیعت با حکومت یزید بن معاویه و اعتراض به‌حکومت وی عزم به خروج از مدینه نمود. قبل از خروج وصیتی نوشت و به برادرش محمد حنفیه سپرد. وصیت‌نامه امام حسین (ع) حاوی نکته‌های بسیار عمیق و با ارزشی است که بندبند آن حقیقت نهضت امام حسین ع) را روشن می‌سازد. امام حسین (ع) در این وصیت‌نامه با نفی هرگونه خودخواهی خوش‌گذرانی فساد و تباهی و ستمگری ـ برای خروج از مدینه و مخالفت با بیعت و حکومت یزید ـ انگیزه اولیه‌اش را چنین می‌فرماید: «انّما خرجت‌ُ لطلب الاصلاح فی امة جدی ..». خروج من فقط برای اصلاح‌طلبی در امور امت جدم پیامبر (ص) است. با این بیان به خوبی روشن می‌شود:۱ـ خروج امام برای فرار از بیعت نبوده است ۲ـ خروج امام صرفاً به منزله عدم بیعت و اعتراض به دستگاه خلافت یزید نبوده است ۳ـ امام مفسده‌ای را در جامعه اسلامی احساس نمود و براساس آن در صدد اصلاح آن بر آمد و لذا برای جلوگیری و مقابله با انحراف و مفسده در جامعه دینی راه خروج و حرکت از مدینه را در پیش گرفت ۴ـ خط و مشی امام حسین (ع) همان سیره پیامبراکرم (ص) و روش پدر بزرگوارش علی بن ابی‌طالب بوده است بسی روشن است که حرکت امام حسین (ع) در امتداد خط اصلاح‌طلبی در فرمان پیامبراکرم ص) و علی ابن ابی‌طالب بوده است
  
بررسي قيام و نهضت امام حسين ع) از زواياي مختلف امري است ممكن و لازم همان طور اين كه تاكنون بسياري از نويسندگان و گويندگان بدان پرداخته‌اند. يكي از اركان نهضت امام حسين ع) ـ همان گونه كه در گفتار و روش آن امام همام مي‌باشد ـ اصلاح طلبي در جامعه ديني است بررسي واژه اصلاح‌طلبي در نهضت امام حسين ع) ازآن جهت حائز اهميت است كه بسياري از افراد امروز با شعار اصلاح‌طلبي با انگيزه‌ها و سليقه‌هاي شخصي و گروهي در صدد بهره‌برداري از آن براي رواج نوعي تسامح و تساهل و به فراموشي سپردن ارزش‌ها به ويژه ارزش‌هاي حاكم بر نهضت بزرگ‌اصلاح طلب كربلا مي‌باشند. اينك به و اختصار چگونگي اصلاح‌طلبي در نهضت امام‌حسين ع) را بررسي مي‌كنيم
+
== شعار مهم اصلاح طلبی امام حسین ==
اصلاح طلبي‌
+
امام حسین ع) در حرکت خود به دو نکته مهم اشاره فرمود:۱ـ «اُرِیدُ اَن‌ْ آمرِ بِالمَعْرُوف وَ انهی عَن‌ِ المنکر؛ می‌خواهم برای اصلاح جامعه [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] نمایم .۲ـ «و اسیر بسیرة جدّی و ابی علی ابن ابیطالب به سبک و روش جدم پیامبراکرم ص) و پدرم علی ع) عمل می‌کنم تأکید بر سیره پیامبر (ص) تضمین کننده سلامت راه و برخورد با کسانی بود که تحت عنوان دین از حقیقت دین فاصله و در ضلالت مهلک تحریف و [[بدعت]] قرار گرفته بودند. عنصر [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] نیز به دو رکن مهم جامعه توجه داشت ۱ـ حکومت ۲ـ مردم و افراد جامعه آن زمان در حقیقت طرح [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] امام جنبه اجتماعی و حکومتی داشت گرچه در برخورد با افراد مطرح آن زمان حقایقی از دین و جامعه را بیان می‌فرمود. اما اگر به زوایای سخن و کلام امام ع) خوب توجه شود، در می‌یابیم که انگیزه امام (ع) اصلاح امور جامعه و حکومت بوده است امام حسین (ع) درصدد دعوت به معروف یعنی‌دعوت به دین خدا و پذیرش حاکم عادل و امام مسلمین بود. معروف فراموش شده در آن‌زمان امامت بحق مسلمین بوده و امام (ع) بارها افراد جامعه را به همراهی و توجه به خود دعوت نمود، اما مردم با کج فهمی از پذیرش و درک دعوت به حق سرباز زدند و گران بهاترین معروف الهی را در مسیر حق تنها و بی‌یاور گذاشتند.{{سخ}}
  
واژه اصلاح‌طلبي بيشتر در جايي بكار گرفته مي‌شد كه انسان انحراف و كج روي و خلاف مصالح مردم را در جامعه ببيند و براساس مسئوليت و نياز، به تبيين اصلاحات و اقدام عملي مبادرت ورزد.اساس كار در امر اصلاح‌طلبي ريشه‌هاي فكري و باورهاي اعتقادي است لذا اصلاح‌طلبي در هر جامعه‌اي متوجه گرايش اصلاح طلبان مي‌باشد كه چرا و چگونه و باكدام ابزار به اصلاح‌طلبي اقدام مي‌كنند؟
+
== جایگاه مردم برای اصلاح حکومت ==
اصلاح طلبي سرآغاز نهضت امام حسين‌
+
امام حسین (ع) خلافت آل ابی‌سفیان را باطل و از سوی دیگر، جهل سکوت و همراهی مردم را عامل مهم این معضل اجتماعی می‌دانست و دلیل این انحراف را بی‌توجهی عناصر جامعه به توصیه پیامبراکرم ص) می‌دانست امام حسین (ع) می‌فرماید: «وَ لَقَدْ سَمِعْت‌ُ جدی رسول الله یَقُول‌ُ: اَلْخِلافَةُ محرمةٌ علی آل ابی‌سفیان فَاذارایتُم‌ْ معاویة علی منبری فَابْقَرُه‌ُ بَطْنَه‌ُ و قد راه‌ُ اَهْل المدینة علی المنبر فَلَم‌ْ یبقروا فابتلاهم‌الله بیزید الفاسق من از جدم رسول الله شنیدم که فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفیان حرام است و اگر روزی معاویه را بر بالای منبر من دیدید، شکمش را بدرید[او را بکشید]. و مردم مدینه او را بر منبر پیامبر (ص) دیدند، و او را نکشتند. پس خداوند مردم رابه یزید فاسق گرفتار نمود». جامعه‌شناسی امام حسین (ع) بسیار دقیق و روشن است لذا نقش مردم را در دوره‌کار آمدن یزید با ادله بیان می‌کند. امام حسین (ع) برای نهی مردم از پذیرش حکومت‌یزید می‌فرماید: «ایُّها الناس‌ُ اِن‌َّ رسول‌الله (ص) قال من رای سلطاناً جائراً مستحلاً لحرام الله ناکثاًعهده‌ُ مُخالفاً لِسُنة رسول الله یعمل‌ُ فی عبادالله بالاثم و العدوان فَلَم‌ْ یغیر بفعل و لا قول‌کان حقاً علی الله ان یُدْخِلَه‌ُ مَدْخَلَه مردم پیامبر (ص) خدا فرمود: هر مسلمانی با سلطان زورگویی مواجه گردد که حرام خدا را حلال نموده و پیمان الهی را درهم می‌شکند و باسنت پیامبر مخالفت می‌کند و در میان بندگان خدا [[گناه]] و دشمنی را در پیش می‌گیرد؛ ولی او در برابر چنین سلطانی با عمل و گفتار خود مخالفت ننماید خداوند آن شخص را به محل همان طاغی در آتش جهنم داخل می‌کند».{{سخ}}
  
امام حسين (ع) پس از امتناع از بيعت با حكومت يزيد بن معاويه و اعتراض به‌حكومت وي عزم به خروج از مدينه نمود. قبل از خروج وصيتي نوشت و به برادرش محمد حنفيه سپرد. وصيت‌نامه امام حسين (ع) حاوي نكته‌هاي بسيار عميق و با ارزشي است كه بندبند آن حقيقت نهضت امام حسين ع) را روشن مي‌سازد.امام حسين (ع) در اين وصيت‌نامه با نفي هرگونه خودخواهي خوش‌گذراني فساد و تباهي و ستمگري ـ براي خروج از مدينه و مخالفت با بيعت و حكومت يزيد ـ انگيزه اوليه‌اش را چنين مي‌فرمايد:«انّما خرجت‌ُ لطلب الاصلاح في امة جدي ..». خروج من فقط براي اصلاح‌طلبي در امور امت جدم پيامبر (ص) است .با اين بيان به خوبي روشن مي‌شود:۱ـ خروج امام براي فرار از بيعت نبوده است ۲ـ خروج امام صرفاً به منزله عدم بيعت و اعتراض به دستگاه خلافت يزيد نبوده است ۳ـ امام مفسده‌اي را در جامعه اسلامي احساس نمود و براساس آن در صدد اصلاح آن بر آمد و لذا براي جلوگيري و مقابله با انحراف و مفسده در جامعه ديني راه خروج و حركت از مدينه را در پيش گرفت ۴ـ خط و مشي امام حسين (ع) همان سيره پيامبراكرم (ص) و روش پدر بزرگوارش علي بن ابي‌طالب بوده است بسي روشن است كه حركت امام حسين (ع) در امتداد خط اصلاح‌طلبي در فرمان پيامبراكرم ص) و علي ابن ابي‌طالب بوده است
+
== انگیزه‌های قیام اصلاح طلبانه امام حسین ==
شعار مهم اصلاح طلبي امام حسين‌
+
=== حکومت ===
 +
==== اشاره ====
 +
خلافت معاویه فساد و تباهی و ظلم و جور را در جامعه گسترش داد و از سویی موجب تحریف و واژگون شدن حقایق دین در جامعه گردید. به گونه‌ای که وی به عنوان جانشین و وصی پیامبر (ص) بر کرسی خلافت تکیه زد و هزاران منبر برای سب علی بن‌ابی طالب به وجود آورد. عمق فاجعه را کسی جز حسین بن علی پس از هلاکت معاویه درک نکرد. حکومت مورثی یزید که مورد اعتراض بعضی از شیوخ و بزرگان آن زمان بود، گویای حقیقت پنهان فاجعه نبود. امام حسین ع) پس از شنیدن طرح خلافت یزید فرمود: «و علی الاسلام السلام اذ بلیت الامة براع مثل یزید؛ دیگر باید فاتحه اسلام را خواند چرا که مسلمانان به فرمانروایی مثل یزید گرفتار شدند». امام ع) سپردن خلافت را به شخصی مثل یزید بزرگ‌ترین مصیبت جامعه اسلامی می‌داند. امام ع) با ژرف‌اندیشی و عمق‌نگری بلای اسلام را در جامعه دینی حاکمیت فرد ظالم و فاسقی مثل یزید می‌داند. امام ع) در معرفی یزید می‌فرماید: «یزیدُ رَجُل‌ٌ شارب‌ُ الخمر و قاتل‌ُ النفس المحترمة معلن‌ٌ بالفسق یزید مردی است شراب‌خوار که دستش به خون افراد بی‌گناه آلوده است او علناً مرتکب [[فسق]] و فجور می‌شود». خلافت در آن عصر رهبری جامعه اسلامی و به تعبیری جانشینی پیامبر (ص) را در اذهان به همراه داشت امام حسین (ع) دین و خلافت و امامت و رهبری بر جامعه اسلامی را دست خوش‌ِ هوسرانی و ظلم و جور می‌دید، لذا لحظه‌ای نه از مخالفت و عدم بیعت کوتاه آمد و نه از آگاه کردن افکار عمومی و مبارزه حق طلبانه دست برداشت امام حسین (ع) وضعیت حکومت و طریقه خلافت را غیر قابل تحمل می‌داند، د رمنزل بیضه می‌فرماید: «الا هؤلاءِ قَدْ لَزَمُوا طاعةَ الشیطان و ترکوا طاعة الرحمن و اظهروا الفساد وعطلوا الحدود و استاثروا بالفی‌ء و الحلُّوا حرام الله و حرَّموا حلاله و انا احق‌ُّ ممن غیره مردم آگاه باشید اینان بنی‌امیه اطاعت خدا راترک و پیروی از شیطان را در پیش گرفتند، فساد را ترویج و حدود الهی را تعطیل نموده و فی‌ء را[که مختص به خاندان‌پیامبر (ص) است به خود اختصاص دادند حلال خدا را حرام و اوامر و نواهی الهی را تغییردادند و من به رهبری جامعه مسلمانان از این مفسدان که دین جدم را تغییر دادندشایسته ترم .{{سخ}}
  
امام حسين ع) در حركت خود به دو نكته مهم اشاره فرمود:۱ـ «اُرِيدُ اَن‌ْ آمرِ بِالمَعْرُوف وَ انهي عَن‌ِ المنكر؛ مي‌خواهم براي اصلاح جامعه امر به معروف و نهي از منكر نمايم .۲ـ «و اسير بسيرة جدّي و ابي علي ابن ابيطالب به سبك و روش جدم پيامبراكرم ص) و پدرم علي ع) عمل مي‌كنم تأكيد بر سيره پيامبر(ص) تضمين كننده سلامت راه و برخورد با كساني بود كه تحت عنوان دين از حقيقت دين فاصله و در ضلالت مهلك تحريف و بدعت قرار گرفته بودند.عنصر امر به معروف و نهي از منكر نيز به دو ركن مهم جامعه توجه داشت ۱ـ حكومت ۲ـ مردم و افراد جامعه آن زمان در حقيقت طرح امر به معروف و نهي از منكر امام جنبه اجتماعي و حكومتي داشت گرچه در برخورد با افراد مطرح آن زمان حقايقي از دين و جامعه را بيان مي‌فرمود.اما اگر به زواياي سخن و كلام امام ع) خوب توجه شود، در مي‌يابيم كه انگيزه امام (ع) اصلاح امور جامعه و حكومت بوده است امام حسين (ع) درصدد دعوت به معروف يعني‌دعوت به دين خدا و پذيرش حاكم عادل و امام مسلمين بود. معروف فراموش شده در آن‌زمان امامت بحق مسلمين بوده و امام (ع) بارها افراد جامعه را به همراهي و توجه به خود دعوت نمود، اما مردم با كج فهمي از پذيرش و درك دعوت به حق سرباز زدند و گران بهاترين معروف الهي را در مسير حق تنها و بي‌ياور گذاشتند.
+
===== نکته مهم =====
جايگاه مردم براي اصلاح حكومت‌
+
امام حسین (ع) علاوه بر بیان مفاسد حکومت آل ابی‌سفیان و عدم استحقاق رهبری آن‌ها به طرح جای‌گاه و شایستگی خود برای اصلاح امور اشاره می‌کند و مردم را برای پذیرش حکومت و رهبری عادل دعوت می‌نماید. برای اثبات این مدعا، به چند نمونه اشاره می‌شود:۱ـ در آغاز نفی بیعت یزید ضمن سخنانی به فرماندار مدینه می‌فرماید: «ایُّنا احق‌ُّبالخلافة و البیعة .۲ـ در منزل «شراف ضمن یک سخنرانی می‌فرماید: «و نحن اهل البیت محمدٍ اولی بولایة هذا الامر؛ و ما اهل‌بیت پیامبر (ص) به ولایت و رهبری مردم شایسته‌تر ازاین‌ها می‌باشیم .۳ـ در نامه به مردم کوفه می‌فرماید: «یُخْبِرُنی باجتماعکُم‌ْ علی نصرنا و الطلب بحقنا؛ خبر اجتماع و هماهنگی شما را که برای نصرت و یاری ما خاندان و مطالبه حق‌ما بود دریافت نمودم ۴ـ در پاسخ نامه مردم کوفه می‌فرماید: «فلعمری مالامام‌ُ الاّ العامل‌ُ بالکتاب والاخذ بالقسط و الدائن بالحق و الحابس‌ُ نسفه‌ُ علی ذات الله؛ سوگند به جانم امام و رهبر کسی که به کتاب خدا عمل نموده و راه قسط را در پیش گرفته و از حق پیروی و وجود خود را وقف فرمان الهی نماید».۵ـ در نامه‌ای به مردم بصره می‌فرماید: «وَ نَحْن‌ُ نعلم انّا احق بذلک الحق المستحق علینا ممن تولاه و ما با علم و آگاهی بر شایستگی خویش نسبت به این افراد برای پرهیز از اختلاف رضایت دادیم .۶ـ «و کُنّا اهله‌ُ و اولیائه‌ُ و اوصیائه‌ُ و ورثتَه‌ُ و احق الناس بمقامه فی الناس‌فاستأثر علینا قومنا بذلک و ما خاندان اولیا اوصیا و وارثان وی و شایسته‌ترین افراد به مقام او از میان امت بودیم ولی گروهی این حق را از ما گرفتند...».آن‌چه به روشنی از این عباراتها می‌توان فهمید، این است که خلاف آل‌ابی‌سفیان غاصبانه و ناحق است امام و رهبر باید، عادل و براساس کتاب و سنت عمل‌نماید. خلافت و رهبری حق مسلم خاندان عصمت و طهارت و امام حسین (ع) شایسته‌ترین و جامع‌ترین فرد برای رهبری و امامت مسلمانان بوده است
  
امام حسين (ع) خلافت آل ابي‌سفيان را باطل و از سوي ديگر، جهل سكوت و همراهي مردم را عامل مهم اين معضل اجتماعي مي‌دانست و دليل اين انحراف را بي‌توجهي عناصر جامعه به توصيه پيامبراكرم ص) مي‌دانست امام حسين (ع) مي‌فرمايد:«وَ لَقَدْ سَمِعْت‌ُ جدي رسول الله يَقُول‌ُ: اَلْخِلافَة‌ُ محرمة‌ٌ علي آل ابي‌سفيان فَاذارايتُم‌ْ معاوية علي منبري فَابْقَرُه‌ُ بَطْنَه‌ُ و قد راه‌ُ اَهْل المدينة علي المنبر فَلَم‌ْ يبقروا فابتلاهم‌الله بيزيد الفاسق من از جدم رسول الله شنيدم كه فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفيان حرام است و اگر روزي معاويه را بر بالاي منبر من ديديد، شكمش را بدريد[او را بكشيد]مردم مدينه او را بر منبر پيامبر (ص) ديدند، و او را نكشتند. پس خداوند مردم رابه يزيد فاسق گرفتار نمود».جامعه‌شناسي امام حسين (ع) بسيار دقيق و روشن است لذا نقش مردم را در دوره‌كار آمدن يزيد با ادله بيان مي‌كند. امام حسين (ع) براي نهي مردم از پذيرش حكومت‌يزيد مي‌فرمايد:«ايُّها الناس‌ُ اِن‌َّ رسول‌الله (ص) قال من راي سلطاناً جائراً مستحلاً لحرام الله ناكثاًعهده‌ُ مُخالفاً لِسُنة رسول الله يعمل‌ُ في عبادالله بالاثم و العدوان فَلَم‌ْ يغير بفعل و لا قول‌كان حقاً علي الله ان يُدْخِلَه‌ُ مَدْخَلَه مردم پيامبر (ص) خدا فرمود: هر مسلماني با سلطان زورگويي مواجه گردد كه حرام خدا را حلال نموده و پيمان الهي را درهم مي‌شكند و باسنت پيامبر مخالفت مي‌كند و در ميان بندگان خدا گناه و دشمني را در پيش مي‌گيرد.ولي او در برابر چنين سلطاني با عمل و گفتار خود مخالفت ننمايد خداوند آن شخص را به محل همان طاغي در آتش جهنم داخل مي‌كند».
+
=== عزت خواهی و نفی ذلت و روح حماسی در حرکت اصلاح طلبانه امام حسین ===
انگيزه‌هاي قيام اصلاح طلبانه امام حسين‌
+
لحظه‌ای سکوت کوتاهی مسامحه و سازش در نهضت امام حسین ع) به چشم نمی‌خورد، بلکه سراسر حرکت امام حسین ع)، در آرمان خواهی نفی ذلت روح حماسی و شجاعت و مبارزه متبلور است ۱ـ امام در ابتدای امر فرمود:«و مثلی لا یبایع مثله فردی مثل من با فردی مثل یزید، هرگز بیعت نمی‌کند.۲ـ در مدینه خطاب به برادرش محمد حنفیه فرمود:اگر در این دنیا هیچ پناهگاه و ملجأ و مأوایی برای من نباشد، باز هم با یزید بیعت نخواهم کرد.۳ـ در پاسخ عمر اطراف می‌فرماید: به خدا قسم من هیچ گاه زیر بار ذلت نخواهم رفت ۴ـ در روز ورود به صحرای کربلا فرمود: «انّی لا اری الموت الا السعادة و الحیات مع الظالمین الا برما».۵ـ در پاسخ نامه ابن زیاد، آن را به زمین انداخت و فرمود: این نامه در نزد ما پاسخی ندارد، چرا که عذاب خداوند بر وی ثابت گردیده است ۶ـ امام حسین ع) در روز عاشورا در برابر لشکر یزید و به دنبال درخواست «قیس‌ابن اشعث برای بیعت با یزید فرمود: نه به خدا سوگند! نه دست ذلت در دست آنان می‌گذارم و نه مانند بردگان از صحنه جنگ و از برابر دشمن فرار می‌کنم ۷ـ امام حسین ع) در برابر لشکر ابن زیاد می‌فرماید: آگاه باشید! این فرومایه (ابن‌زیاد) فرزند فرومایه مرا در بین دو راهی شمشیر و ذلت قرار داه است هیهات منا الذله ۸ـ پس از کشته شدن گروهی از یاران فرمود: به خدا سوگند! من به هیچ یک ازخواسته‌های این‌ها جواب مثبت نخواهم داد، تا در حالی که به خون خویش خضاب شده‌ام به دیدار خدایم نائل گردم
  
حكومت‌
+
== اصلاح طلبی در این عصر ==
 +
گرچه فضای عمومی و اجتماعی عصر ما با زمان امام حسین ع) تفاوت دارد. اما،امام حسین ع) آموزگار بزرگ آزادی خواهان در هر زمانه‌ای است باید دید مدعی اصلاح‌طلبی در این زمان بر اساس کدام معیار و اندیشه و سلیقه‌ای اصلاح طلب است آیا عنصر فعال نهضت حسینی یعنی [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] در این دیدگاه جای گاهی دارد؟ آیا کتاب و سنت سبک و روش اصلاح‌طلبان را هدایت می‌کند؟ یا حرکت‌آنان برخواسته از تفکرها و تمایل‌های شخصی و گروهی است آیا عزت خواهی و آرمان‌خواهی و توجه به بعد معنوی جامعه از اصول فکری اصلاح‌طلبان است آیا پایداری و مقاومت و نفی حرکت‌های ذلت‌پذیری جزء اهداف و برنامه‌های مدعیان اصلاح‌طلبی است و آیا تفکر شهادت‌طلبی در اندیشه و افکار آنان جایی دارد یا خیر؟ با پاسخ به این سؤال‌ها، هم سویی و عدم هم سویی هر مدعی اصلاح‌طلبی باحرکت جامع و اصلاح‌طلبانه امام حسین روشن و هویدا خواهد شد. امام حسین ع) متعلق به همه اعصار، و در همه زمان‌ها زنده و آموزگار بزرگ همه انسان‌های اصلاح‌طلب‌با محوریت کتاب و سنت و سیره ائمه است
  
اشاره
+
== جامعه ==
 
+
افراد هر جامعه در مسایل فکری و فرهنگی و اجتماعی خود سهم به سزایی دارند. گرایش موجود در هر جامعه‌ای ـ علاوه بر نقش حکومت ـ برخاسته از روحیات و خواسته‌های فکری آن جامعه است امام حسین (ع) بخش مهمی از سخنانش را متوجه باورها و اندیشه‌های کج و مرده عصر خود نمود و به مردم که ظاهراً مسلمان و پیرو پیامبر (ص) بودند، سخت هشدار و انذار می‌داد. امام حسین (ع) در نامه‌ای به مردم بصره می‌فرماید: «فان السنة قد امیتت و البدعة قد احییت سنت و روش پیامبر (ص) از میان رفته [[بدعت]] جای آن را گرفته و احیا شده است در واقع امام (ع) به مردمی که ادعای پیروی از پیامبر (ص) را دارند هشدار می‌دهد که روش پیامبر را به فراموشی سپرده‌اید و [[بدعت]] را جای آن قرار داده‌اید. امام حسین ع) پس از ورود به صحرای کربلا خطبه‌ای می‌خواند که تمام حقیقت جامعه آن زمان را به تصویر می‌کشد و روحیات آن مردم را با دید وسیع و جامعه شناختی‌اش بیان می‌کند و تازیانه کلامش را براندیشه مرده و جامد آن روزگار، فرود می‌آورد. با جان دل بشنوید. می‌فرماید: اما بعد، پیشامد ما همین است که می‌بینید، اوضاع زمان به طور جدی دگرگون گردیده زشتی‌ها آشکار و نیکی‌ها و فضیلت‌ها از محیط ما رخت بر بسته است از فضایل انسانی چیزی باقی نمانده مگر اندکی مانند قطرات ته مانده ظرف آب مردم در زندگی‌ننگین و ذلّت باری به سر می‌برند؛ که نه به حق عمل و نه از باطل روگردانی می‌شود. شایسته است در چنین محیط ننگین شخص با ایمان و با فضیلت فداکاری کند و به دیدار پروردگارش بشتابد. من در چنین محیط ذلت باری مرگ را جز سعادت و خوش بختی و زندگی با این ستمگران را چیزی جز رنج و نکبت نمی‌دانم امام ع) به سخنانش چنین ادامه داد: این مردم برده‌های دنیایند و دین لقلقه زبانشان است حمایت و پشتیبانی‌شان از دین تا آن جاست که زندگی‌شان در رفاه است و آن‌گاه که در بوته امتحان قرار گیرند، دین‌داران کم خواهند بود.{{سخ}}
خلافت معاويه فساد و تباهي و ظلم و جور را در جامعه گسترش داد و از سويي موجب تحريف و واژگون شدن حقايق دين در جامعه گرديد. به گونه‌اي كه وي به عنوان جانشين و وصي پيامبر(ص) بر كرسي خلافت تكيه زد و هزاران منبر براي سب علي بن‌ابي طالب به وجود آورد. عمق فاجعه را كسي جز حسين بن علي پس از هلاكت معاويه درك نكرد. حكومت مورثي يزيد كه مورد اعتراض بعضي از شيوخ و بزرگان آن زمان بود،گوياي حقيقت پنهان فاجعه نبود. امام حسين ع) پس از شنيدن طرح خلافت يزيد فرمود:«و علي الاسلام السلام اذ بليت الامة براع مثل يزيد؛ ديگر بايد فاتحه اسلام را خواند چرا كه مسلمانان به فرمانروايي مثل يزيد گرفتار شدند».امام ع) سپردن خلافت را به شخصي مثل يزيد بزرگ‌ترين مصيبت جامعه اسلامي مي‌داند. امام ع) با ژرف‌انديشي و عمق‌نگري بلاي اسلام را در جامعه ديني حاكميت فرد ظالم و فاسقي مثل يزيد مي‌داند. امام ع) در معرفي يزيد مي‌فرمايد:«يزيدُ رَجُل‌ٌ شارب‌ُ الخمر و قاتل‌ُ النفس المحترمة معلن‌ٌ بالفسق يزيد مردي است شراب‌خوار كه دستش به خون افراد بي‌گناه آلوده است او علناً مرتكب فسق و فجور مي‌شود».خلافت در آن عصر رهبري جامعه اسلامي و به تعبيري جانشيني پيامبر(ص) را در اذهان به همراه داشت امام حسين (ع) دين و خلافت و امامت و رهبري بر جامعه اسلامي را دست خوش‌ِ هوسراني و ظلم و جور مي‌ديد، لذا لحظه‌اي نه از مخالفت و عدم بيعت كوتاه آمد و نه از آگاه كردن افكار عمومي و مبارزه حق طلبانه دست برداشت امام حسين (ع) وضعيت حكومت و طريقه خلافت را غير قابل تحمل مي‌داند، د رمنزل بيضه مي‌فرمايد:«الا هؤلاءِ قَدْ لَزَمُوا طاعة‌َ الشيطان و تركوا طاعة الرحمن و اظهروا الفساد وعطلوا الحدود و استاثروا بالفي‌ء و الحلُّوا حرام الله و حرَّموا حلاله و انا احق‌ُّ ممن غيره مردم آگاه باشيد اينان بني‌اميه اطاعت خدا راترك و پيروي از شيطان را در پيش گرفتند، فساد را ترويج و حدود الهي را تعطيل نموده و في‌ء را[كه مختص به خاندان‌پيامبر (ص) است به خود اختصاص دادند حلال خدا را حرام و اوامر و نواهي الهي را تغييردادند و من به رهبري جامعه مسلمانان از اين مفسدان كه دين جدم را تغيير دادندشايسته ترم .
+
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://download.ghbook.ir/downloads/htm/8000/5357-f-13910616-imam-hossien-eslahtalab-bozorg.htm سایت قائمیه اصفهان] - تاریخ برداشت 1395/03/15 </span></div>
نكته مهم‌
+
[[رده:مقالات]]
 
+
امام حسين (ع) علاوه بر بيان مفاسد حكومت آل ابي‌سفيان و عدم استحقاق رهبري آن‌ها به طرح جاي‌گاه و شايستگي خود براي اصلاح امور اشاره مي‌كند و مردم را براي پذيرش حكومت و رهبري عادل دعوت مي‌نمايد. براي اثبات اين مدعا، به چند نمونه اشاره مي‌شود:۱ـ در آغاز نفي بيعت يزيد ضمن سخناني به فرماندار مدينه مي‌فرمايد: «ايُّنا احق‌ُّبالخلافة و البيعة .۲ـ در منزل «شراف ضمن يك سخنراني مي‌فرمايد: «و نحن اهل البيت محمدٍ اولي بولاية هذا الامر؛ و ما اهل‌بيت پيامبر (ص) به ولايت و رهبري مردم شايسته‌تر ازاين‌ها مي‌باشيم .۳ـ در نامه به مردم كوفه مي‌فرمايد: «يُخْبِرُني باجتماعكُم‌ْ علي نصرنا و الطلب بحقنا؛ خبر اجتماع و هماهنگي شما را كه براي نصرت و ياري ما خاندان و مطالبه حق‌ما بود دريافت نمودم ۴ـ در پاسخ نامه مردم كوفه مي‌فرمايد: «فلعمري مالامام‌ُ الاّ العامل‌ُ بالكتاب والاخذ بالقسط و الدائن بالحق و الحابس‌ُ نسفه‌ُ علي ذات الله؛ سوگند به جانم امام و رهبر كسي كه به كتاب خدا عمل نموده و راه قسط را در پيش گرفته و از حق پيروي و وجود خود را وقف فرمان الهي نمايد».۵ـ در نامه‌اي به مردم بصره مي‌فرمايد: «وَ نَحْن‌ُ نعلم انّا احق بذلك الحق المستحق علينا ممن تولاه و ما با علم و آگاهي بر شايستگي خويش نسبت به اين افراد براي پرهيز از اختلاف رضايت داديم .۶ـ «و كُنّا اهله‌ُ و اوليائه‌ُ و اوصيائه‌ُ و ورثتَه‌ُ و احق الناس بمقامه في الناس‌فاستأثر علينا قومنا بذلك و ما خاندان اوليا اوصيا و وارثان وي و شايسته‌ترين افراد به مقام او از ميان امت بوديم ولي گروهي اين حق را از ما گرفتند...».آن‌چه به روشني از اين عباراتها مي‌توان فهميد، اين است كه خلاف آل‌ابي‌سفيان غاصبانه و ناحق است امام و رهبر بايد، عادل و براساس كتاب و سنت عمل‌نمايد. خلافت و رهبري حق مسلم خاندان عصمت و طهارت و امام حسين (ع) شايسته‌ترين و جامع‌ترين فرد براي رهبري و امامت مسلمانان بوده است
+
عزت خواهي و نفي ذلت و روح حماسي در حركت اصلاح طلبانه امام حسين‌
+
 
+
لحظه‌اي سكوت كوتاهي مسامحه و سازش در نهضت امام حسين ع) به چشم نمي‌خورد، بلكه سراسر حركت امام حسين ع)، در آرمان خواهي نفي ذلت روح حماسي و شجاعت و مبارزه متبلور است ۱ـ امام در ابتداي امر فرمود:«و مثلي لا يبايع مثله فردي مثل من با فردي مثل يزيد، هرگز بيعت نمي‌كند.۲ـ در مدينه خطاب به برادرش محمد حنفيه فرمود:اگر در اين دنيا هيچ پناهگاه و ملجأ و مأوايي براي من نباشد، باز هم با يزيد بيعت نخواهم كرد.۳ـ در پاسخ عمر اطراف مي‌فرمايد: به خدا قسم من هيچ گاه زير بار ذلت نخواهم رفت ۴ـ در روز ورود به صحراي كربلا فرمود: «انّي لا اري الموت الا السعادة و الحيات مع الظالمين الا برما».۵ـ در پاسخ نامه ابن زياد، آن را به زمين انداخت و فرمود: اين نامه در نزد ما پاسخي ندارد، چرا كه عذاب خداوند بر وي ثابت گرديده است ۶ـ امام حسين ع) در روز عاشورا در برابر لشكر يزيد و به دنبال درخواست «قيس‌ابن اشعث براي بيعت با يزيد فرمود: نه به خدا سوگند! نه دست ذلت در دست آنان مي‌گذارم و نه مانند بردگان از صحنه جنگ و از برابر دشمن فرار مي‌كنم ۷ـ امام حسين ع) در برابر لشكر ابن زياد مي‌فرمايد: آگاه باشيد! اين فرومايه (ابن‌زياد) فرزند فرومايه مرا در بين دو راهي شمشير و ذلت قرار داه است هيهات منا الذله ۸ـ پس از كشته شدن گروهي از ياران فرمود: به خدا سوگند! من به هيچ يك ازخواسته‌هاي اين‌ها جواب مثبت نخواهم داد، تا در حالي كه به خون خويش خضاب شده‌ام به ديدار خدايم نائل گردم
+
اصلاح طلبي در اين عصر
+
 
+
گرچه فضاي عمومي و اجتماعي عصر ما با زمان امام حسين ع) تفاوت دارد. اما،امام حسين ع) آموزگار بزرگ آزادي خواهان در هر زمانه‌اي است بايد ديد مدعي اصلاح‌طلبي در اين زمان بر اساس كدام معيار و انديشه و سليقه‌اي اصلاح طلب است آيا عنصر فعال نهضت حسيني يعني امر به معروف و نهي از منكر در اين ديدگاه جاي گاهي دارد؟ آيا كتاب و سنت سبك و روش اصلاح‌طلبان را هدايت مي‌كند؟ يا حركت‌آنان برخواسته از تفكرها و تمايل‌هاي شخصي و گروهي است آيا عزت خواهي و آرمان‌خواهي و توجه به بعد معنوي جامعه از اصول فكري اصلاح‌طلبان است آيا پايداري و مقاومت و نفي حركت‌هاي ذلت‌پذيري جزء اهداف و برنامه‌هاي مدعيان اصلاح‌طلبي است و آيا تفكر شهادت‌طلبي در انديشه و افكار آنان جايي دارد يا خير؟با پاسخ به اين سؤال‌ها، هم سويي و عدم هم سويي هر مدعي اصلاح‌طلبي باحركت جامع و اصلاح‌طلبانه امام حسين روشن و هويدا خواهد شد. امام حسين ع) متعلق به همه اعصار، و در همه زمان‌ها زنده و آموزگار بزرگ همه انسان‌هاي اصلاح‌طلب‌با محوريت كتاب و سنت و سيره ائمه است
+
جامعه‌
+
 
+
افراد هر جامعه در مسايل فكري و فرهنگي و اجتماعي خود سهم به سزايي دارند.گرايش موجود در هر جامعه‌اي ـ علاوه بر نقش حكومت ـ برخاسته از روحيات و خواسته‌هاي فكري آن جامعه است امام حسين (ع) بخش مهمي از سخنانش را متوجه باورها و انديشه‌هاي كج و مرده عصر خود نمود و به مردم كه ظاهراً مسلمان و پيرو پيامبر (ص) بودند، سخت هشدار و انذار مي‌داد.امام حسين (ع) در نامه‌اي به مردم بصره مي‌فرمايد:«فان السنة قد اميتت و البدعة قد احييت سنت و روش پيامبر (ص) از ميان رفته بدعت جاي آن را گرفته و احيا شده است در واقع امام (ع) به مردمي كه ادعاي پيروي از پيامبر(ص) را دارند هشدار مي‌دهد كه روش پيامبر را به فراموشي سپرده‌ايد و بدعت را جاي آن قرار داده‌ايد. امام حسين ع) پس از ورود به صحراي كربلا خطبه‌اي مي‌خواند كه تمام حقيقت جامعه آن زمان را به تصوير مي‌كشد و روحيات آن مردم را با ديد وسيع و جامعه شناختي‌اش بيان مي‌كند و تازيانه كلامش را برانديشه مرده و جامد آن روزگار، فرود مي‌آورد. با جان دل بشنويد.مي‌فرمايد: اما بعد، پيشامد ما همين است كه مي‌بينيد، اوضاع زمان به طور جدي دگرگون گرديده زشتي‌ها آشكار و نيكي‌ها و فضيلت‌ها از محيط ما رخت بر بسته است از فضايل انساني چيزي باقي نمانده مگر اندكي مانند قطرات ته مانده ظرف آب مردم در زندگي‌ننگين و ذلّت باري به سر مي‌برند. كه نه به حق عمل و نه از باطل روگرداني مي‌شود.شايسته است در چنين محيط ننگين شخص با ايمان و با فضيلت فداكاري كند و به ديدار پروردگارش بشتابد. من در چنين محيط ذلت باري مرگ را جز سعادت و خوش بختي و زندگي با اين ستمگران را چيزي جز رنج و نكبت نمي‌دانم امام ع) به سخنانش چنين ادامه داد: اين مردم برده‌هاي دنيايند و دين لقلقه زبانشان است حمايت و پشتيباني‌شان از دين تا آن جاست كه زندگي‌شان در رفاه است و آن‌گاه كه در بوته امتحان قرار گيرند، دين‌داران كم خواهند بود.
+
 
+
 
+
به نقل از سایت قائمیه اصفهان، همراه با تشکر:
+
http://download.ghaemiyeh.com/downloads/htm/۸۰۰۰/۵۳۵۷-f-۱۳۹۱۰۶۱۶-imam-hossien-eslahtalab-bozorg.htm
+

نسخهٔ ‏۱۵ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۰۸

امام حسین (ع) اصلاح طلب بزرگ

نویسنده: محمد سلمان کیاسری

مقدمه

واژه اصلاحات مفهومی گسترده دارد، هنگام تعریف این واژه می‌توان از آن توصیف میزان اصلاحات و مقصد و مقصود را فهمید. امام حسین ع) مخالفت خود با حکومت یزید و خروج از مدینه را گام اصلاحی نامید و عملاً اصلاحات در جامعه دینی را آغاز نمود. در این جا به چند نکته باید توجه شود:ابتدا باید دانست که اصلاحات در برابر افساد (تخریب انحراف و کج روی است وبرای اصلاح جامعه‌ای چند چیز ضروری است فهم دقیق از انحراف و چگونگی برخورد با آن و سپس معیار و محور و هم چنین ابزار اصلاحات امام حسین ع) در عصر خود از دانش بسیار بالایی در تشخیص انحراف و کج‌روی در حکومت و جامعه برخوردار بود. اگر به ابعاد (بیان امام در مسائل حکومت (جامعه و روحیات مردم آن زمان توجه شود، کوچک‌ترین نقصی در فهم امام از جامعه‌شناسی (مردم‌شناسی دین‌شناسی و حکومت نمی‌توان یافت امام این فهم دقیق (حرکت اصلاحی را آغاز نمود که ابزار آن امر به معروف و نهی از منکر، طریقه و روش‌اش سنت پیامبر (ص) و علی ع) و لازمه‌اش پایداری و استقامت و شهادت است «انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی ارید الی امر بالمعروف و نهی المنکر و اسیر بسیرة جدی و ابی علی بن ابیطالب ع)».

امام حسین اصلاح طلب بزرگ

بررسی قیام و نهضت امام حسین ع) از زوایای مختلف امری است ممکن و لازم همان طور این که تاکنون بسیاری از نویسندگان و گویندگان بدان پرداخته‌اند. یکی از ارکان نهضت امام حسین ع) ـ همان گونه که در گفتار و روش آن امام همام می‌باشد ـ اصلاح طلبی در جامعه دینی است بررسی واژه اصلاح‌طلبی در نهضت امام حسین ع) ازآن جهت حائز اهمیت است که بسیاری از افراد امروز با شعار اصلاح‌طلبی با انگیزه‌ها و سلیقه‌های شخصی و گروهی در صدد بهره‌برداری از آن برای رواج نوعی تسامح و تساهل و به فراموشی سپردن ارزش‌ها به ویژه ارزش‌های حاکم بر نهضت بزرگ‌اصلاح طلب کربلا می‌باشند. اینک به و اختصار چگونگی اصلاح‌طلبی در نهضت امام‌حسین ع) را بررسی می‌کنیم

اصلاح طلبی

واژه اصلاح‌طلبی بیشتر در جایی بکار گرفته می‌شد که انسان انحراف و کج روی و خلاف مصالح مردم را در جامعه ببیند و براساس مسئولیت و نیاز، به تبیین اصلاحات و اقدام عملی مبادرت ورزد. اساس کار در امر اصلاح‌طلبی ریشه‌های فکری و باورهای اعتقادی است لذا اصلاح‌طلبی در هر جامعه‌ای متوجه گرایش اصلاح طلبان می‌باشد که چرا و چگونه و باکدام ابزار به اصلاح‌طلبی اقدام می‌کنند؟

اصلاح طلبی سرآغاز نهضت امام حسین

امام حسین (ع) پس از امتناع از بیعت با حکومت یزید بن معاویه و اعتراض به‌حکومت وی عزم به خروج از مدینه نمود. قبل از خروج وصیتی نوشت و به برادرش محمد حنفیه سپرد. وصیت‌نامه امام حسین (ع) حاوی نکته‌های بسیار عمیق و با ارزشی است که بندبند آن حقیقت نهضت امام حسین ع) را روشن می‌سازد. امام حسین (ع) در این وصیت‌نامه با نفی هرگونه خودخواهی خوش‌گذرانی فساد و تباهی و ستمگری ـ برای خروج از مدینه و مخالفت با بیعت و حکومت یزید ـ انگیزه اولیه‌اش را چنین می‌فرماید: «انّما خرجت‌ُ لطلب الاصلاح فی امة جدی ..». خروج من فقط برای اصلاح‌طلبی در امور امت جدم پیامبر (ص) است. با این بیان به خوبی روشن می‌شود:۱ـ خروج امام برای فرار از بیعت نبوده است ۲ـ خروج امام صرفاً به منزله عدم بیعت و اعتراض به دستگاه خلافت یزید نبوده است ۳ـ امام مفسده‌ای را در جامعه اسلامی احساس نمود و براساس آن در صدد اصلاح آن بر آمد و لذا برای جلوگیری و مقابله با انحراف و مفسده در جامعه دینی راه خروج و حرکت از مدینه را در پیش گرفت ۴ـ خط و مشی امام حسین (ع) همان سیره پیامبراکرم (ص) و روش پدر بزرگوارش علی بن ابی‌طالب بوده است بسی روشن است که حرکت امام حسین (ع) در امتداد خط اصلاح‌طلبی در فرمان پیامبراکرم ص) و علی ابن ابی‌طالب بوده است

شعار مهم اصلاح طلبی امام حسین

امام حسین ع) در حرکت خود به دو نکته مهم اشاره فرمود:۱ـ «اُرِیدُ اَن‌ْ آمرِ بِالمَعْرُوف وَ انهی عَن‌ِ المنکر؛ می‌خواهم برای اصلاح جامعه امر به معروف و نهی از منکر نمایم .۲ـ «و اسیر بسیرة جدّی و ابی علی ابن ابیطالب به سبک و روش جدم پیامبراکرم ص) و پدرم علی ع) عمل می‌کنم تأکید بر سیره پیامبر (ص) تضمین کننده سلامت راه و برخورد با کسانی بود که تحت عنوان دین از حقیقت دین فاصله و در ضلالت مهلک تحریف و بدعت قرار گرفته بودند. عنصر امر به معروف و نهی از منکر نیز به دو رکن مهم جامعه توجه داشت ۱ـ حکومت ۲ـ مردم و افراد جامعه آن زمان در حقیقت طرح امر به معروف و نهی از منکر امام جنبه اجتماعی و حکومتی داشت گرچه در برخورد با افراد مطرح آن زمان حقایقی از دین و جامعه را بیان می‌فرمود. اما اگر به زوایای سخن و کلام امام ع) خوب توجه شود، در می‌یابیم که انگیزه امام (ع) اصلاح امور جامعه و حکومت بوده است امام حسین (ع) درصدد دعوت به معروف یعنی‌دعوت به دین خدا و پذیرش حاکم عادل و امام مسلمین بود. معروف فراموش شده در آن‌زمان امامت بحق مسلمین بوده و امام (ع) بارها افراد جامعه را به همراهی و توجه به خود دعوت نمود، اما مردم با کج فهمی از پذیرش و درک دعوت به حق سرباز زدند و گران بهاترین معروف الهی را در مسیر حق تنها و بی‌یاور گذاشتند.

جایگاه مردم برای اصلاح حکومت

امام حسین (ع) خلافت آل ابی‌سفیان را باطل و از سوی دیگر، جهل سکوت و همراهی مردم را عامل مهم این معضل اجتماعی می‌دانست و دلیل این انحراف را بی‌توجهی عناصر جامعه به توصیه پیامبراکرم ص) می‌دانست امام حسین (ع) می‌فرماید: «وَ لَقَدْ سَمِعْت‌ُ جدی رسول الله یَقُول‌ُ: اَلْخِلافَةُ محرمةٌ علی آل ابی‌سفیان فَاذارایتُم‌ْ معاویة علی منبری فَابْقَرُه‌ُ بَطْنَه‌ُ و قد راه‌ُ اَهْل المدینة علی المنبر فَلَم‌ْ یبقروا فابتلاهم‌الله بیزید الفاسق من از جدم رسول الله شنیدم که فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفیان حرام است و اگر روزی معاویه را بر بالای منبر من دیدید، شکمش را بدرید[او را بکشید]. و مردم مدینه او را بر منبر پیامبر (ص) دیدند، و او را نکشتند. پس خداوند مردم رابه یزید فاسق گرفتار نمود». جامعه‌شناسی امام حسین (ع) بسیار دقیق و روشن است لذا نقش مردم را در دوره‌کار آمدن یزید با ادله بیان می‌کند. امام حسین (ع) برای نهی مردم از پذیرش حکومت‌یزید می‌فرماید: «ایُّها الناس‌ُ اِن‌َّ رسول‌الله (ص) قال من رای سلطاناً جائراً مستحلاً لحرام الله ناکثاًعهده‌ُ مُخالفاً لِسُنة رسول الله یعمل‌ُ فی عبادالله بالاثم و العدوان فَلَم‌ْ یغیر بفعل و لا قول‌کان حقاً علی الله ان یُدْخِلَه‌ُ مَدْخَلَه مردم پیامبر (ص) خدا فرمود: هر مسلمانی با سلطان زورگویی مواجه گردد که حرام خدا را حلال نموده و پیمان الهی را درهم می‌شکند و باسنت پیامبر مخالفت می‌کند و در میان بندگان خدا گناه و دشمنی را در پیش می‌گیرد؛ ولی او در برابر چنین سلطانی با عمل و گفتار خود مخالفت ننماید خداوند آن شخص را به محل همان طاغی در آتش جهنم داخل می‌کند».

انگیزه‌های قیام اصلاح طلبانه امام حسین

حکومت

اشاره

خلافت معاویه فساد و تباهی و ظلم و جور را در جامعه گسترش داد و از سویی موجب تحریف و واژگون شدن حقایق دین در جامعه گردید. به گونه‌ای که وی به عنوان جانشین و وصی پیامبر (ص) بر کرسی خلافت تکیه زد و هزاران منبر برای سب علی بن‌ابی طالب به وجود آورد. عمق فاجعه را کسی جز حسین بن علی پس از هلاکت معاویه درک نکرد. حکومت مورثی یزید که مورد اعتراض بعضی از شیوخ و بزرگان آن زمان بود، گویای حقیقت پنهان فاجعه نبود. امام حسین ع) پس از شنیدن طرح خلافت یزید فرمود: «و علی الاسلام السلام اذ بلیت الامة براع مثل یزید؛ دیگر باید فاتحه اسلام را خواند چرا که مسلمانان به فرمانروایی مثل یزید گرفتار شدند». امام ع) سپردن خلافت را به شخصی مثل یزید بزرگ‌ترین مصیبت جامعه اسلامی می‌داند. امام ع) با ژرف‌اندیشی و عمق‌نگری بلای اسلام را در جامعه دینی حاکمیت فرد ظالم و فاسقی مثل یزید می‌داند. امام ع) در معرفی یزید می‌فرماید: «یزیدُ رَجُل‌ٌ شارب‌ُ الخمر و قاتل‌ُ النفس المحترمة معلن‌ٌ بالفسق یزید مردی است شراب‌خوار که دستش به خون افراد بی‌گناه آلوده است او علناً مرتکب فسق و فجور می‌شود». خلافت در آن عصر رهبری جامعه اسلامی و به تعبیری جانشینی پیامبر (ص) را در اذهان به همراه داشت امام حسین (ع) دین و خلافت و امامت و رهبری بر جامعه اسلامی را دست خوش‌ِ هوسرانی و ظلم و جور می‌دید، لذا لحظه‌ای نه از مخالفت و عدم بیعت کوتاه آمد و نه از آگاه کردن افکار عمومی و مبارزه حق طلبانه دست برداشت امام حسین (ع) وضعیت حکومت و طریقه خلافت را غیر قابل تحمل می‌داند، د رمنزل بیضه می‌فرماید: «الا هؤلاءِ قَدْ لَزَمُوا طاعةَ الشیطان و ترکوا طاعة الرحمن و اظهروا الفساد وعطلوا الحدود و استاثروا بالفی‌ء و الحلُّوا حرام الله و حرَّموا حلاله و انا احق‌ُّ ممن غیره مردم آگاه باشید اینان بنی‌امیه اطاعت خدا راترک و پیروی از شیطان را در پیش گرفتند، فساد را ترویج و حدود الهی را تعطیل نموده و فی‌ء را[که مختص به خاندان‌پیامبر (ص) است به خود اختصاص دادند حلال خدا را حرام و اوامر و نواهی الهی را تغییردادند و من به رهبری جامعه مسلمانان از این مفسدان که دین جدم را تغییر دادندشایسته ترم .

نکته مهم

امام حسین (ع) علاوه بر بیان مفاسد حکومت آل ابی‌سفیان و عدم استحقاق رهبری آن‌ها به طرح جای‌گاه و شایستگی خود برای اصلاح امور اشاره می‌کند و مردم را برای پذیرش حکومت و رهبری عادل دعوت می‌نماید. برای اثبات این مدعا، به چند نمونه اشاره می‌شود:۱ـ در آغاز نفی بیعت یزید ضمن سخنانی به فرماندار مدینه می‌فرماید: «ایُّنا احق‌ُّبالخلافة و البیعة .۲ـ در منزل «شراف ضمن یک سخنرانی می‌فرماید: «و نحن اهل البیت محمدٍ اولی بولایة هذا الامر؛ و ما اهل‌بیت پیامبر (ص) به ولایت و رهبری مردم شایسته‌تر ازاین‌ها می‌باشیم .۳ـ در نامه به مردم کوفه می‌فرماید: «یُخْبِرُنی باجتماعکُم‌ْ علی نصرنا و الطلب بحقنا؛ خبر اجتماع و هماهنگی شما را که برای نصرت و یاری ما خاندان و مطالبه حق‌ما بود دریافت نمودم ۴ـ در پاسخ نامه مردم کوفه می‌فرماید: «فلعمری مالامام‌ُ الاّ العامل‌ُ بالکتاب والاخذ بالقسط و الدائن بالحق و الحابس‌ُ نسفه‌ُ علی ذات الله؛ سوگند به جانم امام و رهبر کسی که به کتاب خدا عمل نموده و راه قسط را در پیش گرفته و از حق پیروی و وجود خود را وقف فرمان الهی نماید».۵ـ در نامه‌ای به مردم بصره می‌فرماید: «وَ نَحْن‌ُ نعلم انّا احق بذلک الحق المستحق علینا ممن تولاه و ما با علم و آگاهی بر شایستگی خویش نسبت به این افراد برای پرهیز از اختلاف رضایت دادیم .۶ـ «و کُنّا اهله‌ُ و اولیائه‌ُ و اوصیائه‌ُ و ورثتَه‌ُ و احق الناس بمقامه فی الناس‌فاستأثر علینا قومنا بذلک و ما خاندان اولیا اوصیا و وارثان وی و شایسته‌ترین افراد به مقام او از میان امت بودیم ولی گروهی این حق را از ما گرفتند...».آن‌چه به روشنی از این عباراتها می‌توان فهمید، این است که خلاف آل‌ابی‌سفیان غاصبانه و ناحق است امام و رهبر باید، عادل و براساس کتاب و سنت عمل‌نماید. خلافت و رهبری حق مسلم خاندان عصمت و طهارت و امام حسین (ع) شایسته‌ترین و جامع‌ترین فرد برای رهبری و امامت مسلمانان بوده است

عزت خواهی و نفی ذلت و روح حماسی در حرکت اصلاح طلبانه امام حسین

لحظه‌ای سکوت کوتاهی مسامحه و سازش در نهضت امام حسین ع) به چشم نمی‌خورد، بلکه سراسر حرکت امام حسین ع)، در آرمان خواهی نفی ذلت روح حماسی و شجاعت و مبارزه متبلور است ۱ـ امام در ابتدای امر فرمود:«و مثلی لا یبایع مثله فردی مثل من با فردی مثل یزید، هرگز بیعت نمی‌کند.۲ـ در مدینه خطاب به برادرش محمد حنفیه فرمود:اگر در این دنیا هیچ پناهگاه و ملجأ و مأوایی برای من نباشد، باز هم با یزید بیعت نخواهم کرد.۳ـ در پاسخ عمر اطراف می‌فرماید: به خدا قسم من هیچ گاه زیر بار ذلت نخواهم رفت ۴ـ در روز ورود به صحرای کربلا فرمود: «انّی لا اری الموت الا السعادة و الحیات مع الظالمین الا برما».۵ـ در پاسخ نامه ابن زیاد، آن را به زمین انداخت و فرمود: این نامه در نزد ما پاسخی ندارد، چرا که عذاب خداوند بر وی ثابت گردیده است ۶ـ امام حسین ع) در روز عاشورا در برابر لشکر یزید و به دنبال درخواست «قیس‌ابن اشعث برای بیعت با یزید فرمود: نه به خدا سوگند! نه دست ذلت در دست آنان می‌گذارم و نه مانند بردگان از صحنه جنگ و از برابر دشمن فرار می‌کنم ۷ـ امام حسین ع) در برابر لشکر ابن زیاد می‌فرماید: آگاه باشید! این فرومایه (ابن‌زیاد) فرزند فرومایه مرا در بین دو راهی شمشیر و ذلت قرار داه است هیهات منا الذله ۸ـ پس از کشته شدن گروهی از یاران فرمود: به خدا سوگند! من به هیچ یک ازخواسته‌های این‌ها جواب مثبت نخواهم داد، تا در حالی که به خون خویش خضاب شده‌ام به دیدار خدایم نائل گردم

اصلاح طلبی در این عصر

گرچه فضای عمومی و اجتماعی عصر ما با زمان امام حسین ع) تفاوت دارد. اما،امام حسین ع) آموزگار بزرگ آزادی خواهان در هر زمانه‌ای است باید دید مدعی اصلاح‌طلبی در این زمان بر اساس کدام معیار و اندیشه و سلیقه‌ای اصلاح طلب است آیا عنصر فعال نهضت حسینی یعنی امر به معروف و نهی از منکر در این دیدگاه جای گاهی دارد؟ آیا کتاب و سنت سبک و روش اصلاح‌طلبان را هدایت می‌کند؟ یا حرکت‌آنان برخواسته از تفکرها و تمایل‌های شخصی و گروهی است آیا عزت خواهی و آرمان‌خواهی و توجه به بعد معنوی جامعه از اصول فکری اصلاح‌طلبان است آیا پایداری و مقاومت و نفی حرکت‌های ذلت‌پذیری جزء اهداف و برنامه‌های مدعیان اصلاح‌طلبی است و آیا تفکر شهادت‌طلبی در اندیشه و افکار آنان جایی دارد یا خیر؟ با پاسخ به این سؤال‌ها، هم سویی و عدم هم سویی هر مدعی اصلاح‌طلبی باحرکت جامع و اصلاح‌طلبانه امام حسین روشن و هویدا خواهد شد. امام حسین ع) متعلق به همه اعصار، و در همه زمان‌ها زنده و آموزگار بزرگ همه انسان‌های اصلاح‌طلب‌با محوریت کتاب و سنت و سیره ائمه است

جامعه

افراد هر جامعه در مسایل فکری و فرهنگی و اجتماعی خود سهم به سزایی دارند. گرایش موجود در هر جامعه‌ای ـ علاوه بر نقش حکومت ـ برخاسته از روحیات و خواسته‌های فکری آن جامعه است امام حسین (ع) بخش مهمی از سخنانش را متوجه باورها و اندیشه‌های کج و مرده عصر خود نمود و به مردم که ظاهراً مسلمان و پیرو پیامبر (ص) بودند، سخت هشدار و انذار می‌داد. امام حسین (ع) در نامه‌ای به مردم بصره می‌فرماید: «فان السنة قد امیتت و البدعة قد احییت سنت و روش پیامبر (ص) از میان رفته بدعت جای آن را گرفته و احیا شده است در واقع امام (ع) به مردمی که ادعای پیروی از پیامبر (ص) را دارند هشدار می‌دهد که روش پیامبر را به فراموشی سپرده‌اید و بدعت را جای آن قرار داده‌اید. امام حسین ع) پس از ورود به صحرای کربلا خطبه‌ای می‌خواند که تمام حقیقت جامعه آن زمان را به تصویر می‌کشد و روحیات آن مردم را با دید وسیع و جامعه شناختی‌اش بیان می‌کند و تازیانه کلامش را براندیشه مرده و جامد آن روزگار، فرود می‌آورد. با جان دل بشنوید. می‌فرماید: اما بعد، پیشامد ما همین است که می‌بینید، اوضاع زمان به طور جدی دگرگون گردیده زشتی‌ها آشکار و نیکی‌ها و فضیلت‌ها از محیط ما رخت بر بسته است از فضایل انسانی چیزی باقی نمانده مگر اندکی مانند قطرات ته مانده ظرف آب مردم در زندگی‌ننگین و ذلّت باری به سر می‌برند؛ که نه به حق عمل و نه از باطل روگردانی می‌شود. شایسته است در چنین محیط ننگین شخص با ایمان و با فضیلت فداکاری کند و به دیدار پروردگارش بشتابد. من در چنین محیط ذلت باری مرگ را جز سعادت و خوش بختی و زندگی با این ستمگران را چیزی جز رنج و نکبت نمی‌دانم امام ع) به سخنانش چنین ادامه داد: این مردم برده‌های دنیایند و دین لقلقه زبانشان است حمایت و پشتیبانی‌شان از دین تا آن جاست که زندگی‌شان در رفاه است و آن‌گاه که در بوته امتحان قرار گیرند، دین‌داران کم خواهند بود.

منبع: سایت قائمیه اصفهان - تاریخ برداشت 1395/03/15