فرهنگ مصادیق:تکذیب پیامبران: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱: سطر ۱:
<div class="head1">تکذیب پیامبران</div>
+
<div class="head1">موضوع اصلی</div>
 
<div class="leftbox">
 
<div class="leftbox">
 
<p class="relatearticle">کتب مرتبط</p>
 
<p class="relatearticle">کتب مرتبط</p>
سطر ۱۱: سطر ۱۱:
 
! ردیف !! عنوان
 
! ردیف !! عنوان
 
|-
 
|-
| ۱ || [[بهانه جویی‌های اهل باطل]]
+
| ۱ || [[بهانه جویی های اهل باطل]]
 
|-
 
|-
| ۲ || [[دلایل نزول عذاب- عدم ایمان به خدا، تکذیب رسولان ال�ن را گمراه می‌کند یعنی از شنیدن و استجابت کلام حق، ناشنوا و از گفتن کلام حق و شهادت به توحید و رسالت ، لال می‌کند و آنان را در تاریکی‌هایی قرار می‌دهد که حقایق را نمی‌بینند: «والَّذینَ کَذَّبوا بِـایـتِنا صُمٌّ وبُکمٌ فِی الظُّـلُمـتِ مَن یَشَاِ اللّهُ یُضلِلهُ...» <ref>انعام/سوره۶، آیه۳۹.</ref><ref> المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، ج۷، ص۸۳ - ۸۴، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.</ref>
+
| 2 || [[دلایل نزول عذاب- عدم ایمان به خدا، تکذیب رسولان الهی، سرپیچی از احکام و دستورات پیامبران]]
<br/>
+
|}
 +
<p class="relatesubject">موضوعات مرتبط</p>
 +
{| class="wikitable"
 +
|-
 +
! ردیف !! عنوان
 +
|}
 +
<p class="relatemedia">چندرسانه‌ای مرتبط</p>
 +
{| class="wikitable"
 +
|-
 +
! ردیف !! عنوان
 +
|}
 +
<p class="relatepro">مرتبط‌های بوستان</p>
 +
{| class="wikitable"
 +
|-
 +
! ردیف !! عنوان
 +
|}
 +
<p class="relatesoft">نرم‌افزارهای مرتبط</p>
 +
{| class="wikitable"
 +
|-
 +
! ردیف !! عنوان
 +
|}
 +
<p class="relatesites">پایگاه‌های اینترنتی مرتبط</p>
 +
{| class="wikitable"
 +
|-
 +
! ردیف !! عنوان
 +
|}
 +
</div>
 +
== تکذیب – ویکی فقه ==
 +
تکذیب - ویکی فقه
 +
تکذیب، انکار حقایق، دروغ دانستن آیات خدا و متهم کردن پیامبران به دروغگویی می‌باشد.<br/>
 +
 
 +
== معنای لغوی ==
 +
تکذیب مصدر باب تفعیل از ماده «ک ـ ذ ـ ب» به معنای انکار کردن، دروغ پنداشتن چیزی و نسبت دروغ دادن به کسی است [۱] [۲] [۳].<br/>
 +
 
 +
== معنای اصطلاحی ==
 +
=== در روایات ===
 +
تکذیب در اصطلاح قرآن و روایات، در برابر تصدیق ( ایمان )) [۴] [۵] صدق ، کذب [۶] [۷] (و به معنای انکار حقایقی مانند خداوند ، پیامبر ، امام و روز قیامت است) [۸] (و‌ به‌طور کلی مکذِّب کسی است که حق را تکذیب کند [۹].<br/>
 +
=== در قرآن ===
 +
قرآن کریم در بیش از ۲۰۰ آیه (به طور صریح یا غیر صریح) به موضوع تکذیب پرداخته است. در این آیات از تکذیب این امور سخن به میان آمده است: آیات الهی ، [۱۰] حق، [۱۱] [۱۲] انبیا و مرسلین ، [۱۳] [۱۴] بیم دهندگان، [۱۵] قرآن [۱۶] [۱۷] [۱۸] سخن راست خداوند، [۱۹] نعمت های الهی ، [۲۰] [۲۱] لقای الهی، [۲۲] [۲۳] لقای آخرت، [۲۴] روز جزا [۲۵] [۲۶] [۲۷] قیامت [۲۸] و پاداش نیکوتر [۲۹].<br/>
 +
 
 +
== ارتباط تکذیب با کفر و ظلم ==
 +
گرچه تکذیب خودش کفر نیست؛ لیکن بر کفر دلالت می‌کند، [۳۰] زیرا در تعریف کفر گفته شده که آن جهل به معارف است و گاه همراه با استکبار و تکذیب پیامبران و کتاب های آسمانی است و گاه مانند کفر مستضعفان بدون انکار است [۳۱] کفر در صورت همراه بودن با تکذیب مستلزم خلود در آتش دوزخ است: «والَّذینَ کَفَروا و کَذَّبوا بِـایـتِنا اُولـئِکَ اَصحـبُ النّارِ هُم فی‌ها خــلِدون» [۳۲] و گرنه در آن احتمال نجات هست، گرچه پس از توقف طولانی یا کوتاه در جهنم باشد [۳۳] برخی از واژه « اصحاب » سوره حدید «والَّذینَ کَفَروا و کَذَّبوا بِـایـتِنا اُولـئِکَ اَصحـبُ الجَحیم» [۳۴] خلود را نسبت به صورت نخست استفاده کرده اند [۳۵].<br/>
 +
 
 +
== ظالم ‌ترین انسانها ==
 +
قرآن کریم، کسی را که بر خداوند افترا بسته یا آیات دلالت کننده بر وی را تکذیب کند، ظالم ‌ترین انسان‌ها دانسته است: «و مَن اَظلَمُ مِمَّنِ افتَری عَلَی اللّهِ کَذِبـًا اَو کَذَّبَ بِـایـتِهِ» [۳۶] در توضیح آن باید گفت که ظلم عبارت از انحراف و خروج از حد وسط است و تحلیل دقیق عقلی مفید آن است که زشتی هر گناهی به مقدار ظلمی است که در آن وجود دارد و همان گونه که ظلم با اختلاف ویژگی های ظالم ، کوچک یا بزرگ می‌شود، با توجه به کسی که ظلم بر وی واقع شده یا اراده شده واقع شود نیز کوچک و بزرگ می‌گردد و هرچه شأن آن شخص عظیم‌تر باشد، ظلم نیز بزرگ‌تر خواهد بود و از آن‌جا که چیزی بزرگ‌تر و والا‌تر از خداوند و آیات وی نیست، کسی که به خدا افترا بسته یا آیات وی را تکذیب کند، ظالم ‌ترین شخص خواهد بود، هرچند در حقیقت به خود ستم کرده است [۳۷].<br/>
 +
 
 +
== تکذیب انبیا، شیوه مخالفان ==
 +
تکذیب و متهم ساختن پیامبران به دروغگویی از شیوه های معمول مخالفان انبیا بوده است. قرآن تکذیب نوح (علیه‌السلام)، [۳۸] هود (علیه‌السلام)، [۳۹] صالح (علیه‌السلام)، [۴۰] موسی (علیه‌السلام)، [۴۱] شعیب (علیه‌السلام)، [۴۲] حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) [۴۳] و همه انبیا [۴۴] [۴۵] از سوی اقوام ایشان را نقل کرده و صبر و بردباری آنان در برابر این تکذیب ‌ها [۴۶] را یادآور شده است و به رسول گرامی خود که از تکذیب اندوهگین گردیده [۴۷] دلداری داده و او را به صبر و بردباری فراخوانده است [۴۸] برخی، اصل نبوت و همه انبیا را انکار کرده و برخی نیز بعضی از انبیا را منکر بوده اند [۴۹] و از آن‌جا که همه انبیا هدف و شخصیت حقوقی واحدی دارند [۵۰] [۵۱] انکار بعضی از آن‌ها به منزله انکار تمامی آنان است [۵۲] [۵۳] و از این نظر این دو گروه تفاوتی با یکدیگر ندارند و هر دو گروه مستحق عذاب اند.<br/>
 +
 
 +
== عاقبت تکذیب کنندگان اهل بیت ==
 +
در برخی روایات تکذیب اهل بیت (علیهم‌السلام) همانند تکذیب پیامبران دانسته شده و به تکذیب کنندگان وعده ناخوشایند مجازات و عذاب اخروی داده شده است [۵۴] [۵۵].<br/>
 +
 
 +
== عوامل تکذیب ==
 +
قرآن کریم ضمن گزارش تکذیب پیامبران و حقایق از سوی اقوام ایشان به عوامل آن نیز اشاره کرده است:
 +
=== جهل و نادانی: ===
 +
گاهی بی خبری افراد از حکمت ها، حقایق، معارف، احکام و اهداف بلند انبیا موجب تکذیب و انکار حقایق از سوی آن هاست: «بَل کَذَّبوا بِما لَم یُحیطوا بِعِلمِه...» [۵۶] [۵۷].<br/>
 +
=== عدم بصیرت ===
 +
در برخی روایات نیز نادانی و ضعف بصیرت ، از عوامل تکذیب به شمار آمده است [۵۸].<br/>
 +
=== هواپرستی و استکبار ===
 +
برخی کوته فکران، تمایلات و خواسته های خویش را معیار خوب و بد دانسته، هر چیزی را که موافق خواسته‌ها و هوس های خود نیابند از سرِ استکبار، تکذیب و انکار می‌کنند: «اَفَکُلَّما جاءَکُم رَسولٌ بِما لاتَهوی اَنفُسُکُمُ استَکبَرتُم فَفَریقـًا کَذَّبتُم و فَریقـًا تَقتُلون» [۵۹].<br/>
 +
=== استبعاد ===
 +
بر اساس آیه ۹۴ اسراء از جمله چیز‌هایی که سبب انکار پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) دانسته شده بعید شمردن رسالت شخصی از جنس بشر است: «و ما مَنَعَ النّاسَ اَن یُؤمِنوا اِذ جاءَهُمُ الهُدَی اِلاّ اَن قالوا اَبَعَثَ اللّهُ بَشَرًا رَسُولا» [۶۰].<br/>
 +
=== گناهان پیاپی ===
 +
عاقبت اعمال سوء و ارتکاب گناهان پیاپی، تکذیب آیات الهی است: «ثُمَّ کانَ عـقِبَهَ الَّذینَ اَســوا السّوای اَن کَذَّبوا بِـایـتِ اللّه»، [۶۱] چون کسی که در شهوت‌ها فرو رفته و به گناه دلبسته باشد، هیچ چیزی از جمله معاد و قیامت نمی‌تواند مانع ازگناه او باشد: «و ما یُکَذِّبُ بِهِ اِلاّ کُلُّ مُعتَد اَثیم» [۶۲] «مُعتَد» به معنای متجاوز است و مراد از آن در اینجا متجاوز از حدود عبودیت است و «اَثیم» کسی است که گناهان فراوانی داشته باشد [۶۳] [۶۴].<br/>
 +
=== ثروت اندوزی و دنیاطلبی ===
 +
دنیاطلبی و فرو رفتن در ورطه مادیات باعث غفلت و غرور و ضعف عقل می‌شود و انسان می‌پندارد اگر در دنیا به ثروتی رسید، شایستگی آن را داشته و همواره آن را خواهد داشت [۶۵] ثروت اندوزی، گاه باعث تردید در فرارسیدن قیامت: «و ما اَظُنُّ السّاعَهَ قائِمَهً» [۶۶] یا حتی تکذیب آن می‌گردد: «و کَذَّبَ بِالحُسنی... و ما یُغنی عَنهُ مالُهُ اِذا تَرَدّی» [۶۷] [۶۸].<br/>
 +
 
 +
== پیامدهای تکذیب ==
 +
طبق بسیاری از آیات، مکذبان فرجام خوشایندی نداشته و سرانجام، آثار سوء تکذیب دامنگیرشان خواهد شد [۶۹] «فَقَد کَذَّبتُم فَسَوفَ یَکونُ لِزامّا» [۷۰] پیامدهای تکذیب در دو بخش قابل پیگیری است:
 +
=== پیامدهای دنیوی ===
 +
==== گمراهی ====
 +
خداوند تکذیب کنندگان آیات الهی را مجازات کرده، آنان را گمراه می‌کند یعنی از شنیدن و استجابت کلام حق، ناشنوا و از گفتن کلام حق و شهادت به توحید و رسالت ، لال می‌کند و آنان را در تاریکی‌هایی قرار می‌دهد که حقایق را نمی‌بینند: «والَّذینَ کَذَّبوا بِـایـتِنا صُمٌّ وبُکمٌ فِی الظُّـلُمـتِ مَن یَشَاِ اللّهُ یُضلِلهُ...» [۷۱] [۷۲].<br/>
 
==== طبع قلب ====
 
==== طبع قلب ====
«تِلکَ القُری نَقُصُّ عَلَیکَ مِن اَنبائِ‌ها و لَقَد جاءَتهُم رُسُلُهُم بِالبَیِّنـتِ فَما کانوا لِیُؤمِنوا بِما کَذَّبوا مِن قَبلُ کَذلِکَ یَطبَعُ اللّهُ عَلی قُلوبِ الکـفِرین» <ref>اعراف/سوره۷، آیه۱۰۱.</ref><ref> قلوب المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، ج۸، ص۲۰۴، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.</ref> طبع قلب به معنای مهر زدن و نهادن علامت کفر بر قلب کافر است که ملائکه هنگام مشاهده آن علامت در می‌یابند که وی دیگر ایمان نمی‌آورد <ref>مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق)، ج۱، ص۱۳۰، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.</ref> چنین شخصی از بهره‌های معنوی محروم گشته، تن‌ها بهره وی همانا تکذیب است <ref>تفسیر القرآن الکریم، صدرالمتالهین (م ۱۰۵۰ ق)، ج۷، ص۱۱۹، به کوشش خواجوی، قم، بیدار، ۱۳۶۶ ش.</ref>
+
«تِلکَ القُری نَقُصُّ عَلَیکَ مِن اَنبائِ‌ها و لَقَد جاءَتهُم رُسُلُهُم بِالبَیِّنـتِ فَما کانوا لِیُؤمِنوا بِما کَذَّبوا مِن قَبلُ کَذلِکَ یَطبَعُ اللّهُ عَلی قُلوبِ الکـفِرین» [۷۳] [۷۴] طبع قلب به معنای مهر زدن و نهادن علامت کفر بر قلب کافر است که ملائکه هنگام مشاهده آن علامت در می‌یابند که وی دیگر ایمان نمی‌آورد [۷۵] چنین شخصی از بهره های معنوی محروم گشته، تن‌ها بهره وی همانا تکذیب است [۷۶].<br/>
<br/>
+
 
==== استدراج و امهال ====
 
==== استدراج و امهال ====
خداوند دربارهٔ مکذبان وعده داده است که به زودی و ناخودآگاه آنان را دچار استدراج می‌کند تا شقاوت آنان تمام شده، در ورطه هلاکت افتند<ref>المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، ج۱۹، ص۳۸۰، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.</ref>«فَذَرنی و مَن یُکَذِّبُ بِهـذا الحَدیثِ سَنَستَدرِجُهُم مِن حَیثُ لا یَعلَمون» <ref>قلم/سوره۶۸، آیه۴۴.</ref>و به آن‌ها مهلت خواهد داد تا بر گناهان خود بیفزایند <ref>المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، ج۱۹، ص۳۸۰، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.</ref> زیرا تدبیر وی سخت استوار است: «واُملی لَهُم اِنَّ کَیدی مَتین»<ref> قلم/سوره۶۸، آیه۴۵.</ref> ( استدراج )
+
خداوند درباره مکذبان وعده داده است که به زودی و ناخودآگاه آنان را دچار استدراج می‌کند تا شقاوت آنان تمام شده، در ورطه هلاکت افتند [۷۷] «فَذَرنی و مَن یُکَذِّبُ بِهـذا الحَدیثِ سَنَستَدرِجُهُم مِن حَیثُ لا یَعلَمون» [۷۸] و به آن‌ها مهلت خواهد داد تا بر گناهان خود بیفزایند [۷۹] زیرا تدبیر وی سخت استوار است: «واُملی لَهُم اِنَّ کَیدی مَتین» [۸۰] ( استدراج )
 
==== محروم شدن از برکات و خیرات ====
 
==== محروم شدن از برکات و خیرات ====
افزون بر موارد یاد شده که بیش‌تر مربوط به عقوبت‌های فردی اند، چنان چه جامعه نیز دچار تکذیب شود به عنوان مجازات از انواع برکات و خیرات زیاد محروم می‌شود: «ولَو اَنَّ اَهلَ القُرَی ءامَنوا واتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکـت مِنَ السَّماءِ والاَرضِ و لـکِن کَذَّبوا فَاَخَذنـهُم بِما کانوا یَکسِبون» <ref>اعراف/سوره۷، آیه۹۶.</ref><ref>المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، ج۸، ص۲۰۱، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.</ref>.
+
افزون بر موارد یاد شده که بیش‌تر مربوط به عقوبت های فردی اند، چنان چه جامعه نیز دچار تکذیب شود به عنوان مجازات از انواع برکات و خیرات زیاد محروم می‌شود: «ولَو اَنَّ اَهلَ القُرَی ءامَنوا واتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکـت مِنَ السَّماءِ والاَرضِ و لـکِن کَذَّبوا فَاَخَذنـهُم بِما کانوا یَکسِبون» [۸۱] [۸۲].<br/>
<br/>
+
 
+
 
==== هلاکت با انواع بلاها ====
 
==== هلاکت با انواع بلاها ====
همچنین در صورتی که همه یا اکثر افراد جامعه از مکذبان باشند سنّت الهی آن است که تکذیب کنندگان با انواع بلاها به هلاکت برسند <ref>تفسیر الصافی، الفیض الکاشانی (م ۱۰۹۱ ق)، ج۳، ص۱۰۲، بیروت، نشر اعلمی، ۱۴۰۲ ق.</ref> «قَد خَلَت مِن قَبلِکُم سُنَنٌ فَسیروا فِی الاَرضِ فَانظُروا کَیفَ کانَ عـقِبَهُ المُکَذِّبین»<ref>آل عمران/سوره۳، آیه۱۳۷.</ref><ref>یونس/سوره۱۰، آیه۳۹.</ref> از این رو آیات فراوانی با ذکر سرنوشت اقوامی که پیامبران خود را تکذیب کرده‌اند مردم را به عبرت گیری از سرنوشت شوم آن‌ها دعوت می‌کند، چنان که در آیه ۱۳۶ اعراف سرنوشت قوم نوح ، یعنی گرفتن انتقام الهی از آن‌ها و غرق ساختن آنان در دریا به سبب تکذیب آیات الهی و غفلت از آن‌ها گزارش شده است: «فانتَقَمنا مِنهُم فَاَغرَقنـهُم فِی الیَمِّ بِاَنَّهُم کَذَّبوا بِـایـتِنا و کانوا عَن‌ها غـفِلین» <ref> اعراف/سوره۷، آیه۱۳۶.</ref> در روایت نیز وارد شده که مکذبان از قوم نوح بر اثر تکذیب و سایر قوم وی نیز به سبب رضایت به تکذیب آنان غرق شدند <ref>بحارالانوار، المجلسی (م ۱۱۱۰ ق)، ج۵، ص۲۸۳، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.</ref> براساس آیه ۳۷ عنکبوت اصحاب مدین نیز به سبب تکذیب شعیب (علیه‌السلام) زلزله آنان را فرا گرفت و بامدادان در خانه هایشان از پا درآمدند: «فَکَذَّبوهُ فَاَخَذَتهُمُ الرَّجفَهُ فَاَصبَحوا فی دارِهِم جـثِمین» <ref>عنکبوت/سوره۲۹، آیه۳۷.</ref>.
+
همچنین در صورتی که همه یا اکثر افراد جامعه از مکذبان باشند سنّت الهی آن است که تکذیب کنندگان با انواع بلاها به هلاکت برسند [۸۳] «قَد خَلَت مِن قَبلِکُم سُنَنٌ فَسیروا فِی الاَرضِ فَانظُروا کَیفَ کانَ عـقِبَهُ المُکَذِّبین» [۸۴] [۸۵] از این رو آیات فراوانی با ذکر سرنوشت اقوامی که پیامبران خود را تکذیب کرده‌اند مردم را به عبرت گیری از سرنوشت شوم آن‌ها دعوت می‌کند، چنان که در آیه ۱۳۶ اعراف سرنوشت قوم نوح ، یعنی گرفتن انتقام الهی از آن‌ها و غرق ساختن آنان در دریا به سبب تکذیب آیات الهی و غفلت از آن‌ها گزارش شده است: «فانتَقَمنا مِنهُم فَاَغرَقنـهُم فِی الیَمِّ بِاَنَّهُم کَذَّبوا بِـایـتِنا و کانوا عَن‌ها غـفِلین» [۸۶] در روایت نیز وارد شده که مکذبان از قوم نوح بر اثر تکذیب و سایر قوم وی نیز به سبب رضایت به تکذیب آنان غرق شدند [۸۷] براساس آیه ۳۷ عنکبوت اصحاب مدین نیز به سبب تکذیب شعیب (علیه‌السلام) زلزله آنان را فرا گرفت و بامدادان در خانه هایشان از پا درآمدند: «فَکَذَّبوهُ فَاَخَذَتهُمُ الرَّجفَهُ فَاَصبَحوا فی دارِهِم جـثِمین» [۸۸].<br/>
<br/>
+
 
=== پیامدهای اخروی ===
 
=== پیامدهای اخروی ===
افزون بر این‌که در ۱۲ آیه به هلاکت و نابودی مکذبان و نفرین بر آن‌ها با تعبیر «ویلٌ یَومَئِذ لِلمُکَذِّبین»<ref>مرسلات/سوره۷۷، آیه۱۵.</ref><ref>طور/سوره۵۲، آیه۱۱.</ref><ref> مطففین/سوره۸۳، آیه۱۰.</ref> در قیامت تصریح شده <ref>المعجم المفهرس، ج۱، ص۶۰۲، ذیل «کذب»، محمد فؤاد، قاهره، دارالکتب المصریه، ۱۳۶۴ ق.</ref><ref>المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، ج۲۰، ص۱۴۴، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.</ref>در آیات دیگری نیز پیامدهای گوناگون تکذیب آنان بیان شده است:
+
افزون بر این‌که در ۱۲ آیه به هلاکت و نابودی مکذبان و نفرین بر آن‌ها با تعبیر «ویلٌ یَومَئِذ لِلمُکَذِّبین» [۸۹] [۹۰] [۹۱] در قیامت تصریح شده [۹۲] [۹۳] در آیات دیگری نیز پیامدهای گوناگون تکذیب آنان بیان شده است:
 
==== حبط عمل ====
 
==== حبط عمل ====
اعمال مکذبان حبط شده و بهره‌ای از ثواب اعمال خود نخواهند داشت <ref>المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، ج۸، ص۲۴۷.، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.</ref> «والَّذینَ کَذَّبوا بِـایـتِنا و لِقاءِ الأخِرَهِ حَبِطَت اَعمــلُهُم»، <ref> اعراف/سوره۷، آیه۱۴۷.</ref> زیرا اعمال خود را مطابق دستور انجام نداده‌اند <ref> مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق)، ج۴، ص۷۳۶، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.</ref>
+
اعمال مکذبان حبط شده و بهره‌ای از ثواب اعمال خود نخواهند داشت [۹۴] «والَّذینَ کَذَّبوا بِـایـتِنا و لِقاءِ الأخِرَهِ حَبِطَت اَعمــلُهُم»، [۹۵] زیرا اعمال خود را مطابق دستور انجام نداده اند [۹۶].<br/>
<br/>
+
 
==== حسرت ====
 
==== حسرت ====
از جمله عذاب‌های بزرگ تکذیب کنندگان در قیامت حسرت آن‌ها بر زیانکاری است، زیرا هم سرمایه خود را از دست داده و هم سودی به دست نیاورده‌اند: «قَد خَسِرَ الَّذینَ کَذَّبوا بِلِقاءِ اللّهِ حَتّی اِذا جاءَتهُمُ السّاعَهُ بَغتَهً قالوا یـحَسرَتَنا عَلی ما فَرَّطنا فی‌ها و هُم یَحمِلونَ اَوزارَهُم عَلی ظُهورِهِم اَلا ساءَ ما یَزِرون» <ref>انعام/سوره۶، آیه۳۱.</ref>.
+
از جمله عذاب های بزرگ تکذیب کنندگان در قیامت حسرت آن‌ها بر زیانکاری است، زیرا هم سرمایه خود را از دست داده و هم سودی به دست نیاورده اند: «قَد خَسِرَ الَّذینَ کَذَّبوا بِلِقاءِ اللّهِ حَتّی اِذا جاءَتهُمُ السّاعَهُ بَغتَهً قالوا یـحَسرَتَنا عَلی ما فَرَّطنا فی‌ها و هُم یَحمِلونَ اَوزارَهُم عَلی ظُهورِهِم اَلا ساءَ ما یَزِرون» [۹۷].<br/>
<br/>
+
 
==== چشیدن عذاب ====
 
==== چشیدن عذاب ====
به مکذبان چنین خطاب می‌شود که همان آتشی را که منکرش بودید بچشید: «و قیلَ لَهُم ذُوقوا عَذابَ النّارِ الَّذی کُنتُم بِهِ تُکَذِّبون»<ref>سجده/سوره۳۲، آیه۲۰.</ref>.
+
به مکذبان چنین خطاب می‌شود که همان آتشی را که منکرش بودید بچشید: «و قیلَ لَهُم ذُوقوا عَذابَ النّارِ الَّذی کُنتُم بِهِ تُکَذِّبون» [۹۸].<br/>
<br/>
+
 
==== خلود در جهنم: ====
 
==== خلود در جهنم: ====
آنان در آتش جهنم دائماً خواهند ماند. «والَّذینَ کَفَروا وکَذَّبوا بِـایـتِنا اُولـئِکَ اَصحـبُ النّارِ هُم فی‌ها خــلِدون» <ref> بقره/سوره۲، آیه۳۹.</ref>
+
آنان در آتش جهنم دائماً خواهند ماند. «والَّذینَ کَفَروا وکَذَّبوا بِـایـتِنا اُولـئِکَ اَصحـبُ النّارِ هُم فی‌ها خــلِدون» [۹۹].<br/>
<br/>
+
 
==== محشور شدن همراه باذلت و خواری ====
 
==== محشور شدن همراه باذلت و خواری ====
شایان ذکر است که بر اساس نظری در آیه «و یَومَ نَحشُرُ مِن کُلِّ اُمَّه فَوجـًا مِمَّن یُکَذِّبُ بِـایـتِنا...»<ref>نمل/سوره۲۷، آیه۸۳.</ref>می توان یکی از پیامدهای اخروی تکذیب را حشر مکذبان همراه با ذلت و خواری دانست. برداشت مذکور در صورتی است که آیه مربوط به قیامت بوده، کلمه «مِن» در آن برای تبیین باشد نه تبعیض و نیز واژه «حشر» تنها در جمع و بر وجه اذلال و خوار کردن به کار رود<ref>کشف الاسرار، میبدی (م ۵۲۰ ق)، ج۷، ص۲۵۸، به کوشش حکمت، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۱ ش.</ref> ولی بر اساس روایات اهل بیت (علیهم‌السلام) آیه مربوط به رجعت بوده <ref>مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق)، ج۷، ص۳۶۷، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.</ref><ref> تفسیر نورالثقلین، العروسی الحویزی (م۱۱۱۲ ق)، ج۴، ص۱۰۰ - ۱۰۱، به کوشش رسولی محلاتی، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش.</ref> «مِن» در آن برای تبعیض و بدین معناست که در رجعت، برخی از مکذبان که ستمشان به نهایت رسیده، به دنیا باز می‌گردند تا از آنان انتقام گرفته شده، بخشی از عذابی را که مستحق آن هستند، بچشند، در حالی که در قیامت همه انسان‌ها بدون استثنا محشور می‌شوند: «... و حَشَرنـهُم فَلَم نُغادِر مِنهُم اَحَدا» <ref>کهف/سوره۱۸، آیه۴۷.</ref><ref>مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق)، ج۷، ص۳۶۶ - ۳۶۷، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.</ref><ref> تفسیر جوامع الجامع، الطبرسی (م ۵۴۸ ق)، ج۲، ص۷۲۴، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ ق.</ref>
+
شایان ذکر است که بر اساس نظری در آیه «و یَومَ نَحشُرُ مِن کُلِّ اُمَّه فَوجـًا مِمَّن یُکَذِّبُ بِـایـتِنا...» [۱۰۰] می توان یکی از پیامدهای اخروی تکذیب را حشر مکذبان همراه با ذلت و خواری دانست. برداشت مذکور در صورتی است که آیه مربوط به قیامت بوده، کلمه «مِن» در آن برای تبیین باشد نه تبعیض و نیز واژه «حشر» تنها در جمع و بر وجه اذلال و خوار کردن به کار رود [۱۰۱] ولی بر اساس روایات اهل بیت (علیهم‌السلام) آیه مربوط به رجعت بوده [۱۰۲] [۱۰۳] «مِن» در آن برای تبعیض و بدین معناست که در رجعت، برخی از مکذبان که ستمشان به نهایت رسیده، به دنیا باز می‌گردند تا از آنان انتقام گرفته شده، بخشی از عذابی را که مستحق آن هستند، بچشند، در حالی که در قیامت همه انسان‌ها بدون استثنا محشور می‌شوند: «... و حَشَرنـهُم فَلَم نُغادِر مِنهُم اَحَدا» [۱۰۴] [۱۰۵] [۱۰۶].<br/><br/>
<br/><br/>
+
 
+
 
== فهرست منابع ==  
 
== فهرست منابع ==  
 
۱) بحارالانوار، المجلسی (م ۱۱۱۰ ق)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق؛<br/>
 
۱) بحارالانوار، المجلسی (م ۱۱۱۰ ق)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق؛<br/>
سطر ۶۷: سطر ۱۲۸:
 
۲۰) الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق؛<br/>
 
۲۰) الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق؛<br/>
 
۲۱) النکت والعیون، الماوردی (م ۴۵۰ ق)، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ ق؛<br/>
 
۲۱) النکت والعیون، الماوردی (م ۴۵۰ ق)، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ ق؛<br/>
<br/>
 
  
 
== پا نویس ==
 
== پا نویس ==
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text">   [http://wikifeqh.ir/ ویکی فقه] تاریخ برداشت:04/07/94</span></div>
+
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://wikifeqh.ir/ ویکی فقه] تاریخ برداشت:04/07/94</span></div>
 
<br />
 
<br />
  
 
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق منکر]]
 
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق منکر]]

نسخهٔ ‏۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۵۶

موضوع اصلی

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ بهانه جویی های اهل باطل
2 دلایل نزول عذاب- عدم ایمان به خدا، تکذیب رسولان الهی، سرپیچی از احکام و دستورات پیامبران

موضوعات مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه‌های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

تکذیب – ویکی فقه

تکذیب - ویکی فقه تکذیب، انکار حقایق، دروغ دانستن آیات خدا و متهم کردن پیامبران به دروغگویی می‌باشد.

معنای لغوی

تکذیب مصدر باب تفعیل از ماده «ک ـ ذ ـ ب» به معنای انکار کردن، دروغ پنداشتن چیزی و نسبت دروغ دادن به کسی است [۱] [۲] [۳].

معنای اصطلاحی

در روایات

تکذیب در اصطلاح قرآن و روایات، در برابر تصدیق ( ایمان )) [۴] [۵] صدق ، کذب [۶] [۷] (و به معنای انکار حقایقی مانند خداوند ، پیامبر ، امام و روز قیامت است) [۸] (و‌ به‌طور کلی مکذِّب کسی است که حق را تکذیب کند [۹].

در قرآن

قرآن کریم در بیش از ۲۰۰ آیه (به طور صریح یا غیر صریح) به موضوع تکذیب پرداخته است. در این آیات از تکذیب این امور سخن به میان آمده است: آیات الهی ، [۱۰] حق، [۱۱] [۱۲] انبیا و مرسلین ، [۱۳] [۱۴] بیم دهندگان، [۱۵] قرآن [۱۶] [۱۷] [۱۸] سخن راست خداوند، [۱۹] نعمت های الهی ، [۲۰] [۲۱] لقای الهی، [۲۲] [۲۳] لقای آخرت، [۲۴] روز جزا [۲۵] [۲۶] [۲۷] قیامت [۲۸] و پاداش نیکوتر [۲۹].

ارتباط تکذیب با کفر و ظلم

گرچه تکذیب خودش کفر نیست؛ لیکن بر کفر دلالت می‌کند، [۳۰] زیرا در تعریف کفر گفته شده که آن جهل به معارف است و گاه همراه با استکبار و تکذیب پیامبران و کتاب های آسمانی است و گاه مانند کفر مستضعفان بدون انکار است [۳۱] کفر در صورت همراه بودن با تکذیب مستلزم خلود در آتش دوزخ است: «والَّذینَ کَفَروا و کَذَّبوا بِـایـتِنا اُولـئِکَ اَصحـبُ النّارِ هُم فی‌ها خــلِدون» [۳۲] و گرنه در آن احتمال نجات هست، گرچه پس از توقف طولانی یا کوتاه در جهنم باشد [۳۳] برخی از واژه « اصحاب » سوره حدید «والَّذینَ کَفَروا و کَذَّبوا بِـایـتِنا اُولـئِکَ اَصحـبُ الجَحیم» [۳۴] خلود را نسبت به صورت نخست استفاده کرده اند [۳۵].

ظالم ‌ترین انسانها

قرآن کریم، کسی را که بر خداوند افترا بسته یا آیات دلالت کننده بر وی را تکذیب کند، ظالم ‌ترین انسان‌ها دانسته است: «و مَن اَظلَمُ مِمَّنِ افتَری عَلَی اللّهِ کَذِبـًا اَو کَذَّبَ بِـایـتِهِ» [۳۶] در توضیح آن باید گفت که ظلم عبارت از انحراف و خروج از حد وسط است و تحلیل دقیق عقلی مفید آن است که زشتی هر گناهی به مقدار ظلمی است که در آن وجود دارد و همان گونه که ظلم با اختلاف ویژگی های ظالم ، کوچک یا بزرگ می‌شود، با توجه به کسی که ظلم بر وی واقع شده یا اراده شده واقع شود نیز کوچک و بزرگ می‌گردد و هرچه شأن آن شخص عظیم‌تر باشد، ظلم نیز بزرگ‌تر خواهد بود و از آن‌جا که چیزی بزرگ‌تر و والا‌تر از خداوند و آیات وی نیست، کسی که به خدا افترا بسته یا آیات وی را تکذیب کند، ظالم ‌ترین شخص خواهد بود، هرچند در حقیقت به خود ستم کرده است [۳۷].

تکذیب انبیا، شیوه مخالفان

تکذیب و متهم ساختن پیامبران به دروغگویی از شیوه های معمول مخالفان انبیا بوده است. قرآن تکذیب نوح (علیه‌السلام)، [۳۸] هود (علیه‌السلام)، [۳۹] صالح (علیه‌السلام)، [۴۰] موسی (علیه‌السلام)، [۴۱] شعیب (علیه‌السلام)، [۴۲] حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) [۴۳] و همه انبیا [۴۴] [۴۵] از سوی اقوام ایشان را نقل کرده و صبر و بردباری آنان در برابر این تکذیب ‌ها [۴۶] را یادآور شده است و به رسول گرامی خود که از تکذیب اندوهگین گردیده [۴۷] دلداری داده و او را به صبر و بردباری فراخوانده است [۴۸] برخی، اصل نبوت و همه انبیا را انکار کرده و برخی نیز بعضی از انبیا را منکر بوده اند [۴۹] و از آن‌جا که همه انبیا هدف و شخصیت حقوقی واحدی دارند [۵۰] [۵۱] انکار بعضی از آن‌ها به منزله انکار تمامی آنان است [۵۲] [۵۳] و از این نظر این دو گروه تفاوتی با یکدیگر ندارند و هر دو گروه مستحق عذاب اند.

عاقبت تکذیب کنندگان اهل بیت

در برخی روایات تکذیب اهل بیت (علیهم‌السلام) همانند تکذیب پیامبران دانسته شده و به تکذیب کنندگان وعده ناخوشایند مجازات و عذاب اخروی داده شده است [۵۴] [۵۵].

عوامل تکذیب

قرآن کریم ضمن گزارش تکذیب پیامبران و حقایق از سوی اقوام ایشان به عوامل آن نیز اشاره کرده است:

جهل و نادانی:

گاهی بی خبری افراد از حکمت ها، حقایق، معارف، احکام و اهداف بلند انبیا موجب تکذیب و انکار حقایق از سوی آن هاست: «بَل کَذَّبوا بِما لَم یُحیطوا بِعِلمِه...» [۵۶] [۵۷].

عدم بصیرت

در برخی روایات نیز نادانی و ضعف بصیرت ، از عوامل تکذیب به شمار آمده است [۵۸].

هواپرستی و استکبار

برخی کوته فکران، تمایلات و خواسته های خویش را معیار خوب و بد دانسته، هر چیزی را که موافق خواسته‌ها و هوس های خود نیابند از سرِ استکبار، تکذیب و انکار می‌کنند: «اَفَکُلَّما جاءَکُم رَسولٌ بِما لاتَهوی اَنفُسُکُمُ استَکبَرتُم فَفَریقـًا کَذَّبتُم و فَریقـًا تَقتُلون» [۵۹].

استبعاد

بر اساس آیه ۹۴ اسراء از جمله چیز‌هایی که سبب انکار پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) دانسته شده بعید شمردن رسالت شخصی از جنس بشر است: «و ما مَنَعَ النّاسَ اَن یُؤمِنوا اِذ جاءَهُمُ الهُدَی اِلاّ اَن قالوا اَبَعَثَ اللّهُ بَشَرًا رَسُولا» [۶۰].

گناهان پیاپی

عاقبت اعمال سوء و ارتکاب گناهان پیاپی، تکذیب آیات الهی است: «ثُمَّ کانَ عـقِبَهَ الَّذینَ اَســوا السّوای اَن کَذَّبوا بِـایـتِ اللّه»، [۶۱] چون کسی که در شهوت‌ها فرو رفته و به گناه دلبسته باشد، هیچ چیزی از جمله معاد و قیامت نمی‌تواند مانع ازگناه او باشد: «و ما یُکَذِّبُ بِهِ اِلاّ کُلُّ مُعتَد اَثیم» [۶۲] «مُعتَد» به معنای متجاوز است و مراد از آن در اینجا متجاوز از حدود عبودیت است و «اَثیم» کسی است که گناهان فراوانی داشته باشد [۶۳] [۶۴].

ثروت اندوزی و دنیاطلبی

دنیاطلبی و فرو رفتن در ورطه مادیات باعث غفلت و غرور و ضعف عقل می‌شود و انسان می‌پندارد اگر در دنیا به ثروتی رسید، شایستگی آن را داشته و همواره آن را خواهد داشت [۶۵] ثروت اندوزی، گاه باعث تردید در فرارسیدن قیامت: «و ما اَظُنُّ السّاعَهَ قائِمَهً» [۶۶] یا حتی تکذیب آن می‌گردد: «و کَذَّبَ بِالحُسنی... و ما یُغنی عَنهُ مالُهُ اِذا تَرَدّی» [۶۷] [۶۸].

پیامدهای تکذیب

طبق بسیاری از آیات، مکذبان فرجام خوشایندی نداشته و سرانجام، آثار سوء تکذیب دامنگیرشان خواهد شد [۶۹] «فَقَد کَذَّبتُم فَسَوفَ یَکونُ لِزامّا» [۷۰] پیامدهای تکذیب در دو بخش قابل پیگیری است:

پیامدهای دنیوی

گمراهی

خداوند تکذیب کنندگان آیات الهی را مجازات کرده، آنان را گمراه می‌کند یعنی از شنیدن و استجابت کلام حق، ناشنوا و از گفتن کلام حق و شهادت به توحید و رسالت ، لال می‌کند و آنان را در تاریکی‌هایی قرار می‌دهد که حقایق را نمی‌بینند: «والَّذینَ کَذَّبوا بِـایـتِنا صُمٌّ وبُکمٌ فِی الظُّـلُمـتِ مَن یَشَاِ اللّهُ یُضلِلهُ...» [۷۱] [۷۲].

طبع قلب

«تِلکَ القُری نَقُصُّ عَلَیکَ مِن اَنبائِ‌ها و لَقَد جاءَتهُم رُسُلُهُم بِالبَیِّنـتِ فَما کانوا لِیُؤمِنوا بِما کَذَّبوا مِن قَبلُ کَذلِکَ یَطبَعُ اللّهُ عَلی قُلوبِ الکـفِرین» [۷۳] [۷۴] طبع قلب به معنای مهر زدن و نهادن علامت کفر بر قلب کافر است که ملائکه هنگام مشاهده آن علامت در می‌یابند که وی دیگر ایمان نمی‌آورد [۷۵] چنین شخصی از بهره های معنوی محروم گشته، تن‌ها بهره وی همانا تکذیب است [۷۶].

استدراج و امهال

خداوند درباره مکذبان وعده داده است که به زودی و ناخودآگاه آنان را دچار استدراج می‌کند تا شقاوت آنان تمام شده، در ورطه هلاکت افتند [۷۷] «فَذَرنی و مَن یُکَذِّبُ بِهـذا الحَدیثِ سَنَستَدرِجُهُم مِن حَیثُ لا یَعلَمون» [۷۸] و به آن‌ها مهلت خواهد داد تا بر گناهان خود بیفزایند [۷۹] زیرا تدبیر وی سخت استوار است: «واُملی لَهُم اِنَّ کَیدی مَتین» [۸۰] ( استدراج )

محروم شدن از برکات و خیرات

افزون بر موارد یاد شده که بیش‌تر مربوط به عقوبت های فردی اند، چنان چه جامعه نیز دچار تکذیب شود به عنوان مجازات از انواع برکات و خیرات زیاد محروم می‌شود: «ولَو اَنَّ اَهلَ القُرَی ءامَنوا واتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکـت مِنَ السَّماءِ والاَرضِ و لـکِن کَذَّبوا فَاَخَذنـهُم بِما کانوا یَکسِبون» [۸۱] [۸۲].

هلاکت با انواع بلاها

همچنین در صورتی که همه یا اکثر افراد جامعه از مکذبان باشند سنّت الهی آن است که تکذیب کنندگان با انواع بلاها به هلاکت برسند [۸۳] «قَد خَلَت مِن قَبلِکُم سُنَنٌ فَسیروا فِی الاَرضِ فَانظُروا کَیفَ کانَ عـقِبَهُ المُکَذِّبین» [۸۴] [۸۵] از این رو آیات فراوانی با ذکر سرنوشت اقوامی که پیامبران خود را تکذیب کرده‌اند مردم را به عبرت گیری از سرنوشت شوم آن‌ها دعوت می‌کند، چنان که در آیه ۱۳۶ اعراف سرنوشت قوم نوح ، یعنی گرفتن انتقام الهی از آن‌ها و غرق ساختن آنان در دریا به سبب تکذیب آیات الهی و غفلت از آن‌ها گزارش شده است: «فانتَقَمنا مِنهُم فَاَغرَقنـهُم فِی الیَمِّ بِاَنَّهُم کَذَّبوا بِـایـتِنا و کانوا عَن‌ها غـفِلین» [۸۶] در روایت نیز وارد شده که مکذبان از قوم نوح بر اثر تکذیب و سایر قوم وی نیز به سبب رضایت به تکذیب آنان غرق شدند [۸۷] براساس آیه ۳۷ عنکبوت اصحاب مدین نیز به سبب تکذیب شعیب (علیه‌السلام) زلزله آنان را فرا گرفت و بامدادان در خانه هایشان از پا درآمدند: «فَکَذَّبوهُ فَاَخَذَتهُمُ الرَّجفَهُ فَاَصبَحوا فی دارِهِم جـثِمین» [۸۸].

پیامدهای اخروی

افزون بر این‌که در ۱۲ آیه به هلاکت و نابودی مکذبان و نفرین بر آن‌ها با تعبیر «ویلٌ یَومَئِذ لِلمُکَذِّبین» [۸۹] [۹۰] [۹۱] در قیامت تصریح شده [۹۲] [۹۳] در آیات دیگری نیز پیامدهای گوناگون تکذیب آنان بیان شده است:

حبط عمل

اعمال مکذبان حبط شده و بهره‌ای از ثواب اعمال خود نخواهند داشت [۹۴] «والَّذینَ کَذَّبوا بِـایـتِنا و لِقاءِ الأخِرَهِ حَبِطَت اَعمــلُهُم»، [۹۵] زیرا اعمال خود را مطابق دستور انجام نداده اند [۹۶].

حسرت

از جمله عذاب های بزرگ تکذیب کنندگان در قیامت حسرت آن‌ها بر زیانکاری است، زیرا هم سرمایه خود را از دست داده و هم سودی به دست نیاورده اند: «قَد خَسِرَ الَّذینَ کَذَّبوا بِلِقاءِ اللّهِ حَتّی اِذا جاءَتهُمُ السّاعَهُ بَغتَهً قالوا یـحَسرَتَنا عَلی ما فَرَّطنا فی‌ها و هُم یَحمِلونَ اَوزارَهُم عَلی ظُهورِهِم اَلا ساءَ ما یَزِرون» [۹۷].

چشیدن عذاب

به مکذبان چنین خطاب می‌شود که همان آتشی را که منکرش بودید بچشید: «و قیلَ لَهُم ذُوقوا عَذابَ النّارِ الَّذی کُنتُم بِهِ تُکَذِّبون» [۹۸].

خلود در جهنم:

آنان در آتش جهنم دائماً خواهند ماند. «والَّذینَ کَفَروا وکَذَّبوا بِـایـتِنا اُولـئِکَ اَصحـبُ النّارِ هُم فی‌ها خــلِدون» [۹۹].

محشور شدن همراه باذلت و خواری

شایان ذکر است که بر اساس نظری در آیه «و یَومَ نَحشُرُ مِن کُلِّ اُمَّه فَوجـًا مِمَّن یُکَذِّبُ بِـایـتِنا...» [۱۰۰] می توان یکی از پیامدهای اخروی تکذیب را حشر مکذبان همراه با ذلت و خواری دانست. برداشت مذکور در صورتی است که آیه مربوط به قیامت بوده، کلمه «مِن» در آن برای تبیین باشد نه تبعیض و نیز واژه «حشر» تنها در جمع و بر وجه اذلال و خوار کردن به کار رود [۱۰۱] ولی بر اساس روایات اهل بیت (علیهم‌السلام) آیه مربوط به رجعت بوده [۱۰۲] [۱۰۳] «مِن» در آن برای تبعیض و بدین معناست که در رجعت، برخی از مکذبان که ستمشان به نهایت رسیده، به دنیا باز می‌گردند تا از آنان انتقام گرفته شده، بخشی از عذابی را که مستحق آن هستند، بچشند، در حالی که در قیامت همه انسان‌ها بدون استثنا محشور می‌شوند: «... و حَشَرنـهُم فَلَم نُغادِر مِنهُم اَحَدا» [۱۰۴] [۱۰۵] [۱۰۶].

فهرست منابع

۱) بحارالانوار، المجلسی (م ۱۱۱۰ ق)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق؛
۲) تحف العقول، حسن بن شعبه الحرانی (م قرن۴ ق)، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۴ ق؛
۳) التحقیق، المصطفوی، تهران، وزارت ارشاد، ۱۳۷۴ ش؛
۴) تفسیر جوامع الجامع، الطبرسی (م ۵۴۸ ق)، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ ق؛
۵) تفسیر الصافی، الفیض الکاشانی (م ۱۰۹۱ ق)، بیروت، نشر اعلمی، ۱۴۰۲ ق؛
۶) تفسیر القرآن الکریم، صدرالمتالهین (م ۱۰۵۰ ق)، به کوشش خواجوی، قم، بیدار، ۱۳۶۶ ش؛
۷) التفسیر الکبیر، الفخر الرازی (م ۶۰۶ ق)، قم، دف‌تر تبلیغات، ۱۴۱۳ ق؛
۸) التفسیر المنیر، وهبه الزحیلی، بیروت، دارالفکر المعاصر، ۱۴۱۱ ق؛
۹) تفسیر موضوعی قرآن کریم، جوادی آملی، تهران، اسراء، ۱۳۷۳ ش؛
۱۰) تفسیر نورالثقلین، العروسی الحویزی (م۱۱۱۲ ق)، به کوشش رسولی محلاتی، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش؛
۱۱) الکافی، الکلینی (م ۳۲۹ ق)، به کوشش غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵ ش؛
۱۲) کشف الاسرار، میبدی (م ۵۲۰ ق)، به کوشش حکمت، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۱ ش؛
۱۳) لسان العرب،ابن منظور (م ۷۱۱ ق)، به کوشش علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ ق؛
۱۴) مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق)، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق؛
۱۵) المصباح المنیر، الفیومی (م ۷۷۰ ق)، قم، دارالهجره، ۱۴۰۵ ق؛
۱۶) معارف و معاریف، سید مصطفی حسینی دشتی، قم، ۱۳۷۶ ش؛
۱۷) معجم الفروق اللغویه، ابوهلال العسکری (م۳۹۵ق)، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۲ ق؛
۱۸) المعجم المفهرس، محمد فؤاد، قاهره، دارالکتب المصریه، ۱۳۶۴ ق؛
۱۹) مفردات، الراغب (م ۴۲۵ ق)، به کوشش صفوان داودی، دمشق، دارالقلم، ۱۴۱۲ ق؛ المیزان،
۲۰) الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق؛
۲۱) النکت والعیون، الماوردی (م ۴۵۰ ق)، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ ق؛

پا نویس

منبع: ویکی فقه تاریخ برداشت:04/07/94