فرهنگ مصادیق:احکام دفاع: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۵۳: سطر ۵۳:
 
۴  در چه صورت شرکت در جبهه اسلام بر همگان واجب است ؟ در موقعی که اسلام یا بلد اسلامی مورد هجوم واقع شود و به قدر کفایت نیروی مدافع در جبهه حاضر نشده باشد [بر همگان واجب است ]<ref>همان، ص 493</ref>.<br/>
 
۴  در چه صورت شرکت در جبهه اسلام بر همگان واجب است ؟ در موقعی که اسلام یا بلد اسلامی مورد هجوم واقع شود و به قدر کفایت نیروی مدافع در جبهه حاضر نشده باشد [بر همگان واجب است ]<ref>همان، ص 493</ref>.<br/>
  
== رعایت شؤ ون انسانی در دفاع ==
+
== رعایت شؤون انسانی در دفاع ==
 
مدّعیان حقوق بشر در دنیای امروز برای شکست خصم و دستیابی به اهدافشان از هیچ جنایتی فروگذار نمی کنند. به قواعد انسانی احترام نمی‌گذارند. بر مردم بی [[دفاع]] و شهروندان بی گناه آتش می گشایند. زنان و کودکان بی گناه را قتل عام می‌کنند. به پیران، از کار افتادگان و بیماران رحم نمی‌کنند و در نهایت، در برابر خصم خود به بدترین شکل رفتار می کنند.<br/>
 
مدّعیان حقوق بشر در دنیای امروز برای شکست خصم و دستیابی به اهدافشان از هیچ جنایتی فروگذار نمی کنند. به قواعد انسانی احترام نمی‌گذارند. بر مردم بی [[دفاع]] و شهروندان بی گناه آتش می گشایند. زنان و کودکان بی گناه را قتل عام می‌کنند. به پیران، از کار افتادگان و بیماران رحم نمی‌کنند و در نهایت، در برابر خصم خود به بدترین شکل رفتار می کنند.<br/>
 
نمونه این گونه جنایت ها در طول هشت سال [[دفاع]] مقدس از طرف رژیم بعثی عراق  که همواره از طرف استکبار جهانی و ایادی اش نیز حمایت می‌شد  به کرّات مشاهده شده است .<br/>
 
نمونه این گونه جنایت ها در طول هشت سال [[دفاع]] مقدس از طرف رژیم بعثی عراق  که همواره از طرف استکبار جهانی و ایادی اش نیز حمایت می‌شد  به کرّات مشاهده شده است .<br/>
سطر ۱۵۹: سطر ۱۵۹:
 
به زمین گذاشتن سلاح و گریز از میدان نبرد که در اصطلاح فقهی از آن به (اَلْفِرارُ مِنَ الزَّحْفِ). تعبیر می‌شود، از جمله گناهان کبیره است <ref>تحریرالوسیله، ج 1، ص 249</ref>.<br/>
 
به زمین گذاشتن سلاح و گریز از میدان نبرد که در اصطلاح فقهی از آن به (اَلْفِرارُ مِنَ الزَّحْفِ). تعبیر می‌شود، از جمله گناهان کبیره است <ref>تحریرالوسیله، ج 1، ص 249</ref>.<br/>
 
امام رضا(ع). در فلسفه تحریم آن می‌فرماید:<br/>
 
امام رضا(ع). در فلسفه تحریم آن می‌فرماید:<br/>
(حَرَّمَ اللّهُ تَعالَی الْفِرارَ مِنَ الزَّحْفِ لِما فیهِ مِنَ الْوَهْنِ فِی الدّینِ وَالاْسْتِخْفافِبِالرُّسُلِ وَالاْئِمَّهِ الْعادِلَهِ عَلَیْهِمُالسَّلامُ...)<ref>نورالثقلین، حویزی، ج 2، ص 138</ref>.<br/>
+
(حَرَّمَ اللّهُ تَعالَی الْفِرارَ مِنَ الزَّحْفِ لِما فیهِ مِنَ الْوَهْنِ فِی الدّینِ وَالاْسْتِخْفافِ بِالرُّسُلِ وَالاْئِمَّهِ الْعادِلَهِ عَلَیْهِمُالسَّلامُ...)<ref>نورالثقلین، حویزی، ج 2، ص 138</ref>.<br/>
 
خداوند متعال به این دلیل فرار از میدان نبرد را حرام کرده که موجب سستی در دین و تحقیر برنامه پیامبران و امامان عادل می‌گردد.فقیهان نامدار شیعه گریز از صحنه نبرد را مجاز ندانسته‌اند؛ چنان که شهید ثانی (ره). می‌فرماید:<br/>
 
خداوند متعال به این دلیل فرار از میدان نبرد را حرام کرده که موجب سستی در دین و تحقیر برنامه پیامبران و امامان عادل می‌گردد.فقیهان نامدار شیعه گریز از صحنه نبرد را مجاز ندانسته‌اند؛ چنان که شهید ثانی (ره). می‌فرماید:<br/>
 
فرار از جنگ جایز نیست و پشت کردن به دشمن کار حرامی است، مگر آن که بخواهد موضعش را تغییر دهد، یا به گروه دیگری بپیوندد، تا بهتر بتواند مبارزه کند<ref>شرح لمعه، شهید ثانی، ج 2، ص 391</ref>.<br/>
 
فرار از جنگ جایز نیست و پشت کردن به دشمن کار حرامی است، مگر آن که بخواهد موضعش را تغییر دهد، یا به گروه دیگری بپیوندد، تا بهتر بتواند مبارزه کند<ref>شرح لمعه، شهید ثانی، ج 2، ص 391</ref>.<br/>
سطر ۲۴۵: سطر ۲۴۵:
 
== دفاع از جان و مال ==
 
== دفاع از جان و مال ==
 
از دیدگاه اسلام، جان، مال، آبرو و ناموس انسان اهمیت فراوانی دارد و احترام آن بر همگان لازم و ضروری است . رسول خدا(ص). در بخشی از خطبه خود در (حجه الوداع). اهمیت جان و آبرو را چنین توصیف می‌کند:<br/>
 
از دیدگاه اسلام، جان، مال، آبرو و ناموس انسان اهمیت فراوانی دارد و احترام آن بر همگان لازم و ضروری است . رسول خدا(ص). در بخشی از خطبه خود در (حجه الوداع). اهمیت جان و آبرو را چنین توصیف می‌کند:<br/>
(اَیُّهَا النّاسُ اِنَّ دِماءَکُمْ وَ اَعْراضَکُمْ عَلَیْکُمْ حَرامٌ اِلی اَنْ تَلْقَوْا رَبَّکُمْ، کَحُرْمَهِیَوْمِکُمْ هذا، فی بَلَدِکُمْ هذا)<ref>تحف العقول، ابن شعبه حرّانی، ص 31</ref>.<br/>
+
(اَیُّهَا النّاسُ اِنَّ دِماءَکُمْ وَ اَعْراضَکُمْ عَلَیْکُمْ حَرامٌ اِلی اَنْ تَلْقَوْا رَبَّکُمْ، کَحُرْمَهِ یَوْمِکُمْ هذا، فی بَلَدِکُمْ هذا)<ref>تحف العقول، ابن شعبه حرّانی، ص 31</ref>.<br/>
 
مردم ! چنان که این روز (ایّام حج). و این شهر (مکّه). محترم است، خون، عرض و آبروی شما هم محترم است . حق ریختن خون و بردن آبروی یکدیگر را ندارید، تا آن گاه که به دیدار خدا نایل گردید.<br/>
 
مردم ! چنان که این روز (ایّام حج). و این شهر (مکّه). محترم است، خون، عرض و آبروی شما هم محترم است . حق ریختن خون و بردن آبروی یکدیگر را ندارید، تا آن گاه که به دیدار خدا نایل گردید.<br/>
 
در جای دیگر می‌فرماید:<br/>
 
در جای دیگر می‌فرماید:<br/>
سطر ۴۳۹: سطر ۴۳۹:
 
گـاهـی نیز معروف و منکر از امور فرعی و فردی است و نسبت به کیان اسلام و حوزه اسلامی از اهمیت کمتری برخوردار است، مانند امرکردن فرد خاصی به نماز و نهی او از [[گناه]] .<br/>
 
گـاهـی نیز معروف و منکر از امور فرعی و فردی است و نسبت به کیان اسلام و حوزه اسلامی از اهمیت کمتری برخوردار است، مانند امرکردن فرد خاصی به نماز و نهی او از [[گناه]] .<br/>
  
== مرز مر به معروف و نهی از منکر ==
+
== مرز امر به معروف و نهی از منکر ==
 
معروف و منکر ـ همان طور که گذشت ـ گاهی از امور بزرگ و مهم و زمانی نیز از امور کم اهمیت و فـردی اسـت . بـرای بـرپـایـی مـعـروف هـای مـهم و ریشه کنی منکرات بزرگ، باید از جان، مـال و آبـرو هم گذشت .<br/>
 
معروف و منکر ـ همان طور که گذشت ـ گاهی از امور بزرگ و مهم و زمانی نیز از امور کم اهمیت و فـردی اسـت . بـرای بـرپـایـی مـعـروف هـای مـهم و ریشه کنی منکرات بزرگ، باید از جان، مـال و آبـرو هم گذشت .<br/>
 
ولی در امور کم اهمیت چنین نیست . بر این اساس شرط (نبودن مفسده). و دیـگـر شرایط امر و نهی مربوط به قسم دوم است . چنان که بعضی از فقهای بزرگ نیز به این نکته اشاره کرده‌اند.<br/>
 
ولی در امور کم اهمیت چنین نیست . بر این اساس شرط (نبودن مفسده). و دیـگـر شرایط امر و نهی مربوط به قسم دوم است . چنان که بعضی از فقهای بزرگ نیز به این نکته اشاره کرده‌اند.<br/>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۰۵

احکام دفاع

تهیه کننده : مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه

محتویات

دفاع

مسائل مربوط به (دفاع)، درکتاب‌های فقهی، ضمن بحث (اقسام جهاد). مورد بررسی قرار گرفته است .
فقهای بزرگوار، جهاد را به دو قسم (ابتدایی). و (دفاعی). تقسیم کرده‌اند.
جهاد ابتدایی، جهادی است که از طرف مسلمانان برای دعوت کفار به اسلام صورت می‌گیرد و مشروط به بلوغ، عقل، برده نبودن، مرد بودن و نظایر آن‌ها می‌باشد. این جهاد به امر امام (ع). یا نایب خاص او انجام می‌شود و به اجماع مسلمانان، واجب کفایی است .
جهاد دفاعی، جهادی است که در آن، جمعی از کفار، بر مسلمانان هجوم آورند و از تهاجم آن‌ها، بر اسلام ترسیده شود، یا آن که دشمن در فکر سلطه بر سرزمین‌های اسلامی و اسارت زن و فرزند مسلمانان و غارت اموال آنان باشد[۱]. از این قسم جهاد، به (دفاع). تعبیر می‌شود.
در میان فقیهان راستین تنها کسی که باب مستقلی درباره مسائل دفاع تحت همین عنوان مطرح و احکام مربوط به آن را بررسی کرده است، امام خمینی (ره). می‌باشد.
در این بخش از کتاب به بیان گونه‌های مختلف دفاع و احکام ویژه آن‌ها می‌پردازیم .

اهمیت، وجوب و اقسامِ دفاع

واژه (دفاع). از ماده (دفع). به معنای دور کردن و راندن است و در باب مفاعله به معنای حمایت کردن و یاری رساندن آمده است ؛ (دافَعَ عَنْهُ). یعنی از او حمایت کرد و به او یاری رساند[۲].
در اصطلاح شرعی نیز نوعی جهاد است و آن در موقعی است که دشمنان بر مردم مسلمان هجوم آورند[۳].
(دفاع). امری فطری است که خداوند در نهاد همه موجودات عالم از جمله انسان قرار داده است . اسلام با مقرراتی که درباره این امر فطری و چگونگی آن وضع کرده، آن را به شکل منطقی و درستی جهت داده است .
انسان، قدرت دفاعی خود را گاهی در جانبداری از دین و آیین، مقدسات دینی، آرمان‌های مکتبی، وطن و میهن اسلامی و اموری از این قبیل به کار می گیرد و گاهی به حمایت از جان، مال، آبرو و ناموس خویش اقدام می‌کند و در برابر متجاوزان به حریم و حقوق خود و بستگانش به دفاع می‌پردازد.
بر این اساس می‌توان دفاع را به دو قسم (دفاع از کیان اسلام و حوزه اسلامی). و (دفاع شخصی). تقسیم کرد که به شرح آن‌ها می‌پردازیم .

اهمیت دفاع از کیان اسلام و حوزه اسلامی

منظور از کیان اسلام و حوزه اسلامی، اساس اسلام، مسلمانان، اجتماع آن‌ها و مانند آن است و دفاع از کیان اسلام دامنه گسترده‌ای دارد و دفاع از شعایر دینی، ارزش‌ها، آرمان‌ها و اهداف اسلامی، دفاع از کشور و نظام مقدس اسلام، دفاع از مسلمانان و سرزمین‌های آنان را در برمی گیرد.
دفاع از ضروریات زندگی بشر است و بدون آن نظم جامعه در هم می‌ریزد؛ مراکز عبادت از بین می رود؛ هیچ کس آزادی پرستش خداوند را پیدا نخواهد کرد و سرانجام فساد و تباهی عالمگیر می‌شود. قرآن مجید، این واقعیت مسلّم را چنین بیان می‌دارد:
(وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ)[۴]. اگر خدا بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نمی‌کرد، زمین تباه می‌شد.
و در آیه دیگر می‌فرماید:
(وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا...)[۵]. اگر خدا بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها، صومعه‌ها و معابد یهود و نصارا و مسجدهایی که نام خدا به فراوانی در آن برده می‌شود، ویران می‌گردد.
خداوند متعال به مردمی که مورد تجاوز و تهاجم دشمن قرار گرفته‌اند اجازه دفاع داده، می‌فرماید:
(أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا...)[۶]. به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازه جهاد داده شده است ؛ چرا که مورد ستم قرار گرفته‌اند.
از عمومیت این گونه آیات می‌توان دریافت که هرگاه دشمنان اسلام، سرزمینی ازسرزمین‌های اسلامی را مورد هجوم قرار دهند و یا مسلمانان را دچار حمله و قتل و غارت کنند، باید با آن‌ها پیکار کرد.
دفاع از کیان اسلام به اندازه‌ای اهمیت دارد که بعضی از فقیهان نامدار همانند شیخ جعفر کاشف الغطا فتوا داده‌اند که فرمانده می‌تواند نیروهای مورد نیاز مسلمان یا غیر مسلمان را برای شرکت در نبرد ملزم کند! همچنین می‌تواند در صورت لزوم به نیروهای حاضر در صحنه اجازه مرخصی ندهد، مگر آن که نیروی رزمی به مقدار نیاز در جبهه وجود داشته باشد[۷].
مرحوم میرزای قمی نیز اجبار افراد متخلف را که دفاع بر آنان واجب است از باب امر به معروف، جایز بلکه واجب شمرده، در پاسخ این پرسش که :
در صورتی که این مجاهده [با روسیه ] و مدافعه، لازم و واجب گردید شرعاً، آیاکسانی که در این امر تهاون و تخاذل نموده، ترک واجب می نمایند، از باب امر به معروف، اجبار به امتثال می توان نمود یا نه ؟ و آیا کسانی که تهاون و خودداری می‌نمایند، عاصی و معاقب اخروی هستند یا نه ؟
می‌فرماید:
بلی، این هم از اعظم انواع معروف است و ترک آن از اعظم انواع منکر، و جایز است (بلکه واجب است مؤ کداً). بر کسی که جامع شرایط امر به معروف و نهی از منکر باشد، عمل به آن [۸].

وجوب دفاع از کیان اسلام

اگر دشمن، اساس اسلام و اجتماع مسلمانان را تهدید کند و کشور اسلامی را مورد هجوم قرار دهد، بر مسلمانان واجب است، به هر وسیله‌ای که می توانند با بذل جان و مال و مانند آن دفاع نمایند[۹].
در صورتی که دشمن قصد تصرف کشور اسلامی و اسیر کردن مسلمانان را دارد، دفاع به هر وسیله ممکن، واجب است [۱۰].

انواع تهاجم و دفاع

قلمرو اسلام از دو طریق (نظامی). و (غیر نظامی). ممکن است مورد هجوم دشمنان واقع شود. هجوم غیر نظامی آنان نیز در عرصه‌های گوناگون سیاسی، اقتصادی و فرهنگی صورت می‌پذیرد. از این رو، چگونگی دفاع در این موارد یکسان نخواهد بود.
در تهاجم نظامی، دفاع، همگانی و به هر وسیله ممکن صورت می‌گیرد. در تهاجم غیر نظامی نیز به مقتضای نوع آن در عرصه های سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی، دفاع، شکل دیگری به خود می گیرد که مسائل آن به تفصیل خواهد آمد.
بنابراین دفاع از حوزه اسلامی را می‌توان به دو نوع (دفاع نظامی). و (دفاع غیر نظامی). تقسیم کرد.

شرکت در دفاع

همان طور که گذشت، (دفاع نظامی). یکی از انواع دفاع شمرده می‌شود و منظور از آن، دفاع از اسلام و مسلمانان و سرزمین اسلامی و تمام چیزهایی است که به اسلام و کشور اسلامی مربوط می شود.
این دفاع در مقابل تهاجم نظامی دشمن صورت می‌گیرد و مسلمانان وظیفه دارند به هر وسیله ممکن در مقام دفاع برآیند و دشمن متجاوز را عقب برانند.
شرکت در این دفاع، یک وظیفه عمومی است و مسامحه در آن گناهی نابخشودنی بوده، ذلّت و خواری دنیا و عذاب دردناک آخرت را در پی خواهد داشت . بدین جهت، دفاع از اسلام و حوزه اسلامی واجب است و بسیج عمومی مسلمانان را می‌طلبد و هر کس در حدّ توان و امکان خود باید در آن شرکت جوید. امام خمینی (ره). می‌فرماید:
قضیه دفاع، عمومی است ؛ مرد، زن، بزرگ، کوچک، پیر و جوان همه باید شرکت کنند. همان طوری که عقل انسان هم حکم می‌کند که اگر کسی به شهر کسی دیگر هجوم آورد، اهالی شهر برای حفظ جهاتِ خودشان دفاع می‌کنند و دیگر این جا هیچ شرطی نیست . همه باید دفاع کنند و اگر به کشور اسلامی ما هجوم، تعدّی یا تجاوز کنند، بر همه افراد مملکت، بر همه افراد کشور چه زن و چه مرد، چه بزرگ و چه کوچک، بر همه واجب است که دفاع کنند[۱۱].
برای توضیح بیشتر، به مسائل و استفتاءات زیر توجه کنید:
۱ در جنگ دفاعی هر موقع که دفاع واجب باشد باید بر آن اقدام شود، اگر چه در ماه حرام باشد[۱۲].
۲ دفاع از اسلام و جمهوری اسلامی به هر نحو ممکن بر تمام مکلفین واجب است و مشروط به اجازه نیست [۱۳].
۳ دفع دشمن متجاوز، بر تمام مسلمین واجب کفایی است [۱۴].
۴ در چه صورت شرکت در جبهه اسلام بر همگان واجب است ؟ در موقعی که اسلام یا بلد اسلامی مورد هجوم واقع شود و به قدر کفایت نیروی مدافع در جبهه حاضر نشده باشد [بر همگان واجب است ][۱۵].

رعایت شؤون انسانی در دفاع

مدّعیان حقوق بشر در دنیای امروز برای شکست خصم و دستیابی به اهدافشان از هیچ جنایتی فروگذار نمی کنند. به قواعد انسانی احترام نمی‌گذارند. بر مردم بی دفاع و شهروندان بی گناه آتش می گشایند. زنان و کودکان بی گناه را قتل عام می‌کنند. به پیران، از کار افتادگان و بیماران رحم نمی‌کنند و در نهایت، در برابر خصم خود به بدترین شکل رفتار می کنند.
نمونه این گونه جنایت ها در طول هشت سال دفاع مقدس از طرف رژیم بعثی عراق که همواره از طرف استکبار جهانی و ایادی اش نیز حمایت می‌شد به کرّات مشاهده شده است .
اما در تعالیم اسلامی، شؤ ون انسانی و قواعد بشر دوستانه، ارزش فراوانی دارد و تجاوز از حدود الهی در مقام دفاع مجاز شمرده نمی‌شود. قرآن کریم می‌فرماید:
(وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ)[۱۶].
در راه خدا با کسانی که با شما می‌جنگند، نبرد کنید و از حد، تجاوز نکنید که خداوند تعدّی کنندگان را دوست نمی‌دارد.
در سیره نظامی رسول اکرم (ص). به این امر اهمیت داده شده است ؛ آن حضرت هرگاه عده‌ای را برای سریّه‌ای گسیل می‌داشت به آنان سفارش می‌کرد: (... کشته شدگان را مثله نکنید، پیمان شکنی ننمایید، پیران فرتوت، کودکان و زنان را نکشید و درختان را جز در صورت ناچاری قطع نکنید.)[۱۷]. علامه طباطبایی (ره). می‌فرماید:
اسلام در راه خدا جز از ابزارهای شریف استفاده نمی‌کرد. از این رو، در جنگ یاصلح، مواردی چون تخریب، آتش سوزی، استفاده از سمّ، منع آب از دشمنان را حرام دانسته، کشتن زنان، اطفال و اسیران را نیز ممنوع کرده، سفارش می‌کند که با آنان با مدارا و نیکی رفتار شود، اگر چه از دشمنان پر کینه مسلمانان باشند.
در اسلام ترور کردن غیر مجاز بوده، کشتن پیران و از کار افتادگان و نیز کسی که شروع به جنگ نکرده، تحریم شده است و... خلاصه این که اسلام اموری را که برخلاف شرف و مروّت انسانی و از خسّت، قساوت، پستی و توحّش سرچشمه می‌گیرد، تحریم کرده است [۱۸].

آمادگی دفاعی

مسؤ ولیت دفاعی در نظام اسلامی همان گونه که گذشت به صورت واجب کفایی برعهده همه مسلمانانی که توانایی مشارکت در دفاع را دارند، قرار داده شده است، از این رو، جامعه اسلامی به ویژه نیروهای مسلح باید در کسب و تقویت توانایی دفاعی بکوشند و همواره آماده دفاع از کیان اسلام و حوزه اسلامی باشند.

گستره آمادگی

(آمادگی، شامل آمادگی رزمی و آموزشی و سازماندهی و انضباط و اخلاق و پشتیبانی‌ها و انواع دیگر آن است و به خصوص در مورد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این آمادگی باید بیشتر باشد.)[۱۹]. از این رو، نیروهای نظامی باید از طریق بالا بردن آموزش‌ها، سازماندهی و نظم، تدوین تاکتیک‌ها و انتقال تجارب جنگ و تمرین‌ها و مانورهای عملیاتی و نیز مجهز شدن به سلاح‌های روز، بنیه دفاعی خود را تقویت کنند و به طور دائم، با شور و نشاط و بالندگی، خودشان را آماده نگه دارند. مقام معظم رهبری می‌فرماید:
ممکن است ما تا پنجاه سال هیچ جنگی نداشته باشیم . اما برداشت ما به عنوان یک مجموعه نظامی باید اینجوری باشد که فردا جنگ است . یک مجموعه نظامی باید همیشه خودش را آماده نگه دارد![۲۰]).

بسیج نیروها

با توجه به این که خطرهای فراوانی امت اسلامی را تهدید می‌کند، مسلمانان طبق تعالیم قرآنی موظف شده اند که نیروهای خود را بسیج کنند و برای دفع این تهدیدها با یکدیگر مشارکت نمایند.
قرآن کریم مسلمانان را به یک آماده باش همیشگی دعوت کرده، می‌فرماید:
(وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ...)[۲۱].
هر نیرویی در توان دارید، برای مقابله با آن‌ها [ دشمنان ]، آماده سازید! و (همچنین). اسب‌های ورزیده (برای میدان نبرد).، تا به وسیله آن، دشمنِ خدا و دشمنِ خویش را بترسانید! و (همچنین). گروه دیگری غیر از این‌ها را، که شما نمی‌شناسید و خدا آن‌ها را می‌شناسد! در این آیه، پروردگار متعال مسلمانان را به بسیج نیروها، آمادگی دفاعی، تجهیز قوای نظامی و ادوات جنگی، جهت ترساندن دشمنان فرمان داده است . بر این اساس، حکومت اسلامی وظیفه دارد، وسایل و ادوات جنگی پیشرفته را در جهت تقویت بنیه دفاعی کشور فراهم کند. چنان که در اصل ۱۵۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر آیه یاد شده تصریح شده است :
به حکم آیه کریمه (وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ...).[۲۲] دولت موظف است برای همه افراد کشور برنامه و امکانات آموزش نظامی را برطبق موازین اسلامی فراهم نماید؛ به طوری که همه افراد همواره توانایی دفاع مسلحانه از کشور و نظام جمهوری اسلامی ایران را داشته باشد.
در اصل سوّم قانون اساسی نیز (تقویت کامل بنیه دفاع ملی از طریق آموزش ‍نظامی عمومی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی در نظام اسلامی کشور). به عنوان یکی از وظایف دولت اسلامی شمرده شده است .

آموزش نظامی

با توجه به این که دفاع از اسلام و کشور اسلامی بدون فراگیری فنون نظامی ممکن نیست، بر تمام افرادی که توانایی یادگیری آن را دارند و احتمال می رود که به شرکت آن‌ها در جبهه دفاع نیاز باشد، فرا گرفتن آموزش نظامی واجب است . امام خمینی (ره). در این باره می‌فرماید:
دفاع بر همه واجب است . اگر دفاع بر همه واجب شد، مقدمات دفاع هم باید عمل بشود، از آن جمله قضیه این که ترتیب نظامی بودن، یاد گرفتن انواع نظامی بودن را بر آن هایی که ممکن است . این طور نیست که واجب باشد بر ما که دفاع کنیم و ندانیم چه جور دفاع کنیم . باید بدانیم چه جور دفاع می‌کنیم[۲۳].
همچنین می‌فرماید:
برای همه است که تیراندازی را یاد بگیرند. فنون جنگی را یاد بگیرند. باید ملت ماجوان هایشان مجهز باشند به همین جهاز، و علاوه بر جهاز دینی و ایمانی که دارند، مجهز به جهازهای مادی و سلاحی هم باشند و یاد گرفته باشند. این طور نباشد که یک تفنگ که به دستشان آمد، ندانند که با آن چه بکنند. باید یاد بگیرند و یاد بدهند[۲۴].

خدمت سربازی

دفاع به زمان جنگ اختصاص ندارد، بلکه همواره افراد زیادی باید با آمادگی کامل در مرزهای کشور برای جلوگیری از هجوم احتمالی دشمن حاضر باشند و گروهی دیگر برای مبارزه با دشمن داخلی و تبهکاران مهیا شوند. از این رو، خدمت وظیفه عمومی برای جوانانی که شرایط آن را دارند، لازم شمرده شده است .

استفتا

آیا رفتن به سربازی برای مشمولینی که مشکلاتی دارند از نظر شرعی لازم است ؟ جواب باید به سربازی بروند و یا مطابق مقررات معافی بگیرند و تخلّف جایز نیست [۲۵].
استفتا: اگر در مورد خدمت نظام وظیفه و رفتن به سربازی، پدر و مادر مخالفت کردند وظیفه چیست ؟ جواب اگر از نظر مقررات باید به سربازی بروید، رفتن لازم است و پدر و مادر نباید مزاحمت کنند[۲۶].

مرزبانی

از روشن ترین مصادیق آمادگی، مرزبانی و دفاع از مرزهای کشور اسلامی است که در فقه اسلامی در باب جهاد، فصلی در همین زمینه تحت عنوان (مرابطه). گشوده شده است . شهید ثانی (ره). مرابطه را این گونه تعریف کرده است :
مرابطه عبارت است از سنگربندی و کمین گیری در اطراف کشور اسلامی، به منظورآگاهی و کسب اطلاع از وضعیت و احوال مشرکین که احتمال هجوم آنان می‌رود[۲۷].
مرزداری و مرزبانی برای حکومت اسلامی یک ضرورت است تا امید دشمنان از دستیابی به کشور اسلامی قطع گردد. در آیه‌ای از قرآن کریم می‌خوانیم :
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)[۲۸].

آموزش نظامی

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! (در برابر مشکلات و هوس‌ها). استقامت کنید و در برابر دشمنان (نیز). پایدار باشید و از مرزهای خود، مراقبت کنید و از خدا بپرهیزید، شاید رستگار شوید! در این آیه شریف با جمله (رابِطُوا). به مسلمانان دستور آماده باش در برابر دشمنان ومراقبت دائم از مرزها و سرحدّات کشورهای اسلامی داده شده است تا هرگز گرفتار هجوم غافلگیرانه دشمن نشوند.
در روایات نیز از مرزبانی تجلیل فراوانی شده است . به عنوان نمونه رسول خدا(ص). می‌فرماید:
(مَنْ لَزِمَ الرِّباطَ لَمْ یَتْرُکْ مِنَ الْخَیْرِ مَطْلَباً وَ لَمْ یَتْرُکْ مِنَ الشَّرِّ مَهْرَباً)[۲۹].

آموزش نظامی

کسی که کارش مرزبانی است تمام خوبی‌ها را درک کرده و از تمامی شرّها دوری گزیده است .زنان و دفاع همان طور که گذشت (مرد بودن). یکی از شرایط جهاد ابتدایی است و با توجه به این شرط، جهاد بر زنان واجب نیست . چنان که رسول خدا(ص). فرمود:
(کَتَبَ اللّهُ الْجِهادَ عَلی رِجالِ اُمَّتی ...)[۳۰].

زنان و دفاع

خداوند، جهاد را بر مردان امت من واجب کرده است .
از امام حسین (ع). نیز نقل شده که فرمود:
(... اِنَّ الْجِهادَ مَرْفُوعٌ مِنَ النِّساءِ)[۳۱].

زنان و دفاع

همانا جهاد از زنان برداشته شده است .
البته واجب نبودن جهاد بر زنان به معنای مجاز نبودن آنان برای شرکت در صحنه نبردنیست . بلکه به این معنا است که این کار طاقت فرسا و سنگین به عنوان امر واجب بر آنان تکلیف نشده است، ولی اگر بخواهند می‌توانند در صحنه پیکار حاضر شوند و خدمات ارزنده‌ای مناسب شاءن خود، انجام دهند.
این حکم از طرفی با طبیعت زنان سازگار است و آن‌ها با توجه به وضعیت جسمانی ویژه خود، توان تحمل کارهای سنگین را ندارند. چنان که مرحوم علامه حلّی می‌فرماید:
جهاد بر زنان واجب نیست ؛ چون توانایی قیام به آن را ندارند...[۳۲].
از طرف دیگر، با توجه به تعالیم اسلامی، وظیفه اصلی زنان، تلاش و مبارزه درسنگر خانه و خانواده است . نقش زنان در تربیت فرزند، خوب شوهرداری کردن، ترغیب و تشویق شوهر و فرزندان و پدر و برادران خود برای شرکت در نبرد، جهت یاری دین و صبر و شکیبایی فراوانی که در این میان تحمل می‌کنند، دست کمی از جهاد و حضور در صحنه پیکار ندارد؛ از این رو، در بعضی از روایات می‌خوانیم که : (جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است .)[۳۳].، (جهاد زن، صبر برناملایمات همسرش است .)[۳۴].، (زن، از زمان حمل تا حین تولد و تا زمانی که طفل را از شیر بازمی گیرد، پاداش مرزبان اسلام را دارد و چنانچه در این ایام بمیرد، به منزله شهید است .)[۳۵].، (هر زنی که شوهر خود را در راه جهاد یاری دهد خداوند به اندازه ثوابی که به همسر ایوب (ع). بخشیده، به وی پاداش می‌دهد.)[۳۶]. اما در قضیه دفاع، مساءله این گونه نیست . در دفاع تکلیف، همگانی است و مشروط به شرطی نیست . از این رو، همه افراد اعم از زن و مرد، پیر و جوان و کوچک و بزرگ موظفند در حد توان و امکان دفاع کنند و دشمن متجاوز را عقب برانند.
شهید ثانی (ره). می‌نویسد:
اگر مسلمانان از طرف کفار مورد هجوم قرار گرفتند، به طوری که کفار اراده استیلا بربلاد مسلمانان، اسیر کردن و گرفتن اموال و مانند آن را دارند، در این صورت جهاد و دفع آن دشمن بر آزاد و بنده و مرد و زن واجب است و این جهاد متوقف بر اجازه امام معصوم (ع). یا حضور او نیست . همچنین این وجوب، اختصاص به مسلمانانِ مورد تجاوز ندارد، بلکه بر هر مسلمانی که از این هجوم آگاه باشد... واجب است [۳۷].
علامه حلّی (ره). نیز می‌نویسد:
جایز است که از زنان برای دفاع در میدان نبرد، استفاده شود و مستحب است که اززنان مسنّ استفاده گردد و شرکت زنان جوان کراهت دارد[۳۸].

استفتا

وظیفه زنان مسلمان در امر جهاد حق علیه باطل چیست ؟ جواب جهاد بر زن ها واجب نیست، ولی گذشت که دفاع بر هر شخصی در حدود توانایی و امکانات واجب است [۳۹].

آموزش فنون نظامی

استفتا

آیا بانوان می‌توانند آموزش فنون نظامی ببیند یا خیر؟ جواب آموزش فنون نظامی برای بانوان با مراعات کامل وظایف شرعیه مانع ندارد و اگر موقوف است به این که نامحرم آن‌ها را آموزش دهد، احتراز نمایند[۴۰].
بر اساس این فتوا، زنان با مراعات حدود شرعی می‌توانند آداب جنگ و فنون نظامی را فراگیرند و به هنگام دفاع به کار بندند، لیکن نقش زنان در صحنه دفاع باید متناسب شاءن آن‌ها باشد؛ همان طور که در صدر اسلام چنین بود؛ در صدر اسلام، زنان کم و بیش به فنون جنگی آشنا بودند؛ در تدارکات و امداد رسانی به مسلمانان کمک می‌کردند؛ برای جنگجویان غذا تهیه می‌کردند، تشنه‌ها را سیراب، زخم مجروحان را مداوا و در تخلیه مجروحان به مکان‌های مخصوص همکاری می‌کردند، به رزمندگان روحیه می‌دادند و در صورت ضرورت نیز دست به شمشیر برده، دفاع می‌کردند. شهید مطهری (ره). در این باره می‌فرماید:
پیغمبر اکرم (ص). زن‌ها را در جنگ‌ها شرکت می‌داد، ولی آن‌ها کاری را که بیشترمتناسب با زن ها بود، انجام می دادند، احیاناً در یک موقع شدت، زن‌ها هم شمشیر برمی داشتند. چنان که در جهاد اسلامی اگر موقع دفاع بشود، زن و مرد و کوچک و بزرگ همه باید شرکت بکنند و شرکت هم می کنند، ولی رسول اکرم حتی الامکان زن ها را به کارهای متناسب با خودشان مثل پانسمان کردن می‌گماشت [۴۱]).

نقش زنان در چگونگی دفاع

در تهاجم نظامی دشمنان، زنان همچون مردان موظفند که به هر وسیله ممکن اعم از جان و مال، دفاع کنند و دشمن متجاوز را به عقب برانند و از استیلای آن‌ها بر مسلمانان و سرزمین‌های اسلامی جلوگیری کنند[۴۲].
همچنین در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیز هرگاه دشمنان بخواهند به یکی از این روش ها بر کشور اسلامی و مسلمانان سلطه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی پیدا کنند، زنان همانند مردان موظفند در صحنه دفاع حاضر شوند و از استیلای دشمنان در عرصه‌های یاد شده جلوگیری کنند. به عنوان مثال :
۱ اگر در روابط سیاسی بین دولت اسلامی با دولت های بیگانه ترسیده شود که بیگانگان بر ممالک اسلامی تسلط یابند، بر زنان نیز لازم است که با این گونه روابط مخالفت کنند و دولت اسلامی را به قطع این گونه روابط ملزم نمایند[۴۳].
۲ اگر در روابط اقتصادی و بازرگانی با بیگانگان بر حوزه اسلام و کشور اسلامی یا بر بازار مسلمانان و زندگی اقتصادی آن‌ها ترسیده شود، بر زنان نیز واجب است از داشتن چنین روابطی اجتناب کنند و در این صورت اگر فقها و مراجع بزرگ، مصرف کالاهای خارجی را تحریم کنند، زنان هم واجب است همچون مردان پیروی نمایند[۴۴].
۳ در صورتی که روابط کشور اسلامی با دیگر کشورها، موجب استعمار فرهنگی شود، بر زنان واجب است از داشتن چنین روابطی اجتناب کنند[۴۵].
لازمه دفاع زنان در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، حضور آنان در این عرصه‌ها است و اسلام نیز به طور قطع با این حضور موافق است و گرنه دفاع عملی، مفهومی نخواهد داشت .
شهید مطهری (ره). در این باره می‌فرماید:
ما باید حد وسط وحد اعتدال را حفظ کنیم . اسلام، دین معتدل است ... منطق اسلام ،یک منطق معتدل است . بعد از این همه جامعه اسلامی و جمهوری اسلامی بدون شرکت زن‌ها قابل دوام نیست [۴۶].
بنابراین، زنان حق دارند در صحنه‌های اجتماعی سیاسی حضور داشته باشند. آگاهی‌های لازم را به دست آورند، دشمنان ستمگر را بشناسند، از ترفندهای گوناگون آنان برای تسلط بر کشور اسلامی آگاهی داشته باشند و راه های احتمالی نفوذ آنان را برای مسلّط شدن بشناسند، تا هنگام لزوم بتوانند از استقلال کشور در عرصه‌های یاد شده دفاع کنند.
حسن ختام این درس قسمتی از وصیت نامه الهی سیاسی امام خمینی (ره). است که می‌فرماید:
ما مفتخریم که بانوان و زنان، پیر و جوان، خرد و کلان، در صحنه‌های فرهنگی و اقتصادی و نظامی، حاضر و همدوش مردان، یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند و آنان که توان جنگ دارند در آموزش نظامی که برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی، از واجبات مهم است شرکت و از محرومیت‌هایی که توطئه دشمنان و ناآشنایی دوستان از احکام اسلام و قرآن بر آن ها، بلکه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانیده و از قید خرافاتی که دشمنان برای منافع خود به دست نادانان و بعضی آخوندهای بی اطلاع از مصالح مسلمین به وجود آورده بودند، خارج نموده اند و آنان که توان جنگ ندارند در خدمت پشت جبهه به نحو ارزشمندی که دل ملت را از شوق و شعف به لرزه می‌آورد و دل دشمنان و جاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب می لرزاند، اشتغال دارند، و ما مکرر دیدیم که زنان بزرگواری، زینب گونه (س)، فریاد می‌زنند که فرزندان خود را از دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز از همه چیز خود گذشته و مفتخرند به این امر و می‌دانند آنچه به دست آورده‌اند، بالاتر از جنّات نعیم است، چه رسد به متاع ناچیز دنیا.

متخلّفان، فراریان، اسیران جنگی

جهاد و دفاع میدان آزمایشی است که افراد به وسیله آن آزموده می‌شوند. زمانی که آتش ‍جنگ شعله ور و حضور در جبهه بر همگان لازم است، امکان دارد عده‌ای، بدون عذر از حضور در نبرد خودداری ورزند یا پس از حضور، صحنه را ترک کنند، عده‌ای نیز ممکن است در جنگ اسیر شوند. از این رو، در این درس به احکام همین سه گروه می‌پردازیم :
۱ متخلّفان کسانی هستند که بدون داشتن عذر شرعی، در پشت جبهه مانده و از همراهی رزمندگان خودداری کرده، از انجام وظیفه سرباز می‌زنند.
۲ فراریان، کسانی اند که پس از شرکت درمیدان جنگ، وظیفه را ناتمام گذارده و جبهه را ترک می‌کنند.
۳ اسیران نیز رزمندگانی هستند که به اسارت دشمن درمی آیند.

تخلّف از شرکت در نبرد

شرکت نکردن در صحنه نبرد و تخلّف از جهاد، به عللی از قبیل ضعف ایمان، دنیاطلبی، ترس از مرگ و مانند آن، کاری ناجوانمردانه است . قرآن کریم کسانی را که با وجود توانایی و نداشتن عذر موجه، در نبرد همراه پیامبر اکرم (ص). شرکت نکردند، مورد نکوهش قرار داده، می‌فرماید:
(فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَكَرِهُوا أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَالُوا لَا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ)[۴۷].
تخلّف جویان (از جنگ تبوک)، از مخالفت با رسول خدا خوشحال شدند؛ و کراهت داشتند که با اموال و جان‌های خود، در راه خدا جهاد کنند؛ (و به یکدیگر و به مؤ منان). گفتند: در این گرما، (به سوی میدان). حرکت نکنید، به آنان بگو: آتش دوزخ گدازنده تر است، اگر می‌فهمیدند! با توجه به درس‌های گذشته، حکم فقهی حضور نیافتن در دفاع از اسلام و قلمرواسلامی روشن می‌شود؛ چرا که دفاع از اسلام بر همه مکلفان واجب است ؛[۴۸]. و این واجب، (واجب کفایی). است و تا زمانی که جبهه‌های نبرد به نیرو نیاز دارد، کسانی که قدرت حضور در آن را دارند، باید حضور پیدا کنند و در این مساءله به اذن امام یا مرجع تقلید و نیز به رضایت پدر و مادر نیازی نیست ،[۴۹]. و حضور در این صحنه بر هر کار دیگری مقدّم است [۵۰]. و اگر تعداد رزمندگان به حد کافی رسید، حضور در جبهه بر دیگران واجب نیست، گرچه از فیض بزرگ جهاد در راه خدا محروم می‌شوند.
بنابراین، متخلفانی که قدرت شرکت در دفاع را دارند و به وجود آن‌ها نیز نیاز هست (واجب). الهی را ترک کرده و در پیشگاه خداوند بازخواست خواهند شد و عواقب سوء عملشان نیز گریبان آن‌ها را خواهد گرفت .

فراریان از میدان نبرد

به زمین گذاشتن سلاح و گریز از میدان نبرد که در اصطلاح فقهی از آن به (اَلْفِرارُ مِنَ الزَّحْفِ). تعبیر می‌شود، از جمله گناهان کبیره است [۵۱].
امام رضا(ع). در فلسفه تحریم آن می‌فرماید:
(حَرَّمَ اللّهُ تَعالَی الْفِرارَ مِنَ الزَّحْفِ لِما فیهِ مِنَ الْوَهْنِ فِی الدّینِ وَالاْسْتِخْفافِ بِالرُّسُلِ وَالاْئِمَّهِ الْعادِلَهِ عَلَیْهِمُالسَّلامُ...)[۵۲].
خداوند متعال به این دلیل فرار از میدان نبرد را حرام کرده که موجب سستی در دین و تحقیر برنامه پیامبران و امامان عادل می‌گردد.فقیهان نامدار شیعه گریز از صحنه نبرد را مجاز ندانسته‌اند؛ چنان که شهید ثانی (ره). می‌فرماید:
فرار از جنگ جایز نیست و پشت کردن به دشمن کار حرامی است، مگر آن که بخواهد موضعش را تغییر دهد، یا به گروه دیگری بپیوندد، تا بهتر بتواند مبارزه کند[۵۳].
امام خمینی (ره). نیز در پاسخ این سؤ ال که : (فرار از دشمن در کدام صورت حرام است و در کدام صورت جایز؟). می‌فرماید: (فرار از جبهه در هیچ حالی جایز نیست .)[۵۴]. و در پاسخ این سؤ ال که : (آیا در شرایط سخت جنگی می‌توان بدون توجه به دستور فرماندهی به عقب برگشت ؟). می‌فرماید:
عمل به دستور فرمانده واجب و راه فلاح و پیروزی است ولو ضرر قطعی داشته باشد وتخلف از آن، حرام و موجب مجازات طبق مقررات دولت اسلامی است، مگر در موارد استثنایی که ضرورت اقتضا کند[۵۵].
رفتار با اسرای جنگی اسیر جنگی می‌تواند شامل نیروهای خودی که به اسارت لشکر دشمن درمی آیند، بشود که در این صورت مسائلی از قبیل صبر و مقاومت در اسارت، حفظ اسرار نظامی و افشا نکردن اسرار مربوط به لشکریان اسلام و مناطق جنگی و عملیاتی، تعظیم شعایر دینی در اسارت و مانند آن به عنوان رسالت اسیران جنگی خودی مورد بحث قرار می‌گیرد.
همچنین می‌تواند شامل نیروهای دشمن شود که به دست لشکریان اسلام اسیر می‌شوند که در این صورت از مسائلی مانند رفتار با اسیران جنگی و رعایت اصول انسانی نسبت به آن ها بحث می شود. در فقه بیشتر به احکام همین صورت اخیر، پرداخته شده است و منظور از (رفتار با اسرای جنگی). نیز در این جا رفتار رزمندگان اسلام با اسیران جنگی دشمن است .
مسلمانان پس از دستیابی به این اسیران، باید با رحمت و راءفت اسلامی با آن‌ها رفتار کنند و کسی حق ندارد برآنان آسیبی برساند. پیام قرآن کریم از گذشت فراوان و رحمت اسلامی نسبت به اسیران حکایت می‌کند و خطاب به پیامبر اکرم (ص). می‌فرماید:
(یا اَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِمَنْ فی اَیْدیکُمْ مِنَ الاْسْری اِنْ یَعْلَمِ اللّهُ فی قُلُوبِکُمْ خَیْراً یُؤْتِکُمْخَیْراً مِمّا اُخِذَ مِنْکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ)[۵۶].
ای پیامبر! به کسانی که در دست شما اسیرند بگو: اگر خدا در دل‌های شما خیری سراغ داشته باشد، بهتر از آن چه از شما گرفته شده به شما عطا می‌کند و بر شما می‌بخشاید و خدا آمرزنده مهربان است ! این پیام مهرآمیز قرآن روحیه شکست خورده اسیران را بازسازی کرده، به آنان نویدزندگی بهتر می دهد. رسول خدا(ص). براساس چنین تعالیم ارزنده‌ای خود رفتاری کریمانه با اسیران جنگی داشت و پیروان خود را نیز به مراعات اخلاق انسانی اسلامی سفارش می‌کرد؛ به عنوان مثال : آن حضرت در جنگ بدر به اصحابش دستور داد: (به اسیران احترام کنید). و آن‌ها نیز هنگام غذا خوردن اسیران را بر خود مقدم می‌داشتند[۵۷].
امیر مؤ منان (ع). می‌فرماید:
(اِطْعامُ الاْسیرِ وَالاْحْسانُ اِلَیْهِ حَقُّ واجِبٌ وَ اِنْ قَتَلْتَهُ مِنَ الْغَدِ)[۵۸].
خورانیدن غذا به اسیر و نیکی کردن به او واجب است، اگر چه بخواهی فردا او را اعدام کنی .
امام سجاد(ع). نیز می‌فرماید:
(اِذا اَخَذْتَ اَسیراً فَعَجَزَ عَنِ الْمَشْیِ وَ لَمْ یَکُنْ مَعَکَ مَحْمِلٌ فَاَرْسِلْهُ وَلا تَقْتُلْهُ)[۵۹].
هرگاه اسیری گرفتی که توان راه رفتن ندارد و وسیله‌ای برای حمل و انتقال او نداری، رهایش کن و او را نکش .
امام خمینی (ره). نیز با الهام از چنین تعلیماتی نسبت به اسرای جنگی در طول هشت سال دفاع مقدس می‌فرمود:
باید جوانان ما و کسانی که عهده دار نگهداری اسیران و پناهندگان هستند طعم شیرین رحمت و بزرگواری اسلام را به آنان بچشانند و با آنان آن گونه رفتار کنند که مولای آن‌ها و پیشوای عظیم الشاءنشان با بدترین خلق خدا و جنایتکارترین انسان ها؛ ابن ملجم لعنه الله علیه رفتار فرمود تا اسیران که ضربه روحی خورده‌اند احساس آرامش و جبران در حکومت اسلامی نمایند[۶۰].
همچنین می‌فرمود:
وقتی که اسرا را می‌گیرید، اسرای مجروح ... یا اسرای سالم را می‌گیرید، توجه کنید که این ها اسیر شما هستند، این‌ها امروز تحت سلطه شما هستند و شما با اسرا باید رفتارتان رفتار بسیار اسلامی و انسانی باشد که وقتی که این اسرا یک وقتی در محالّ خودشان رفتند همه برای شما تبلیغ کنند[۶۱].
در جای دیگر می‌فرماید:
برادران ! از اسرای جنگ که در دست شمایند هر چند گناهکارند دلجویی کنید و باآنان رفتار اسلامی انسانی داشته باشید... و دکترها و پرستارهای بیمارستان‌ها... با آنان چون نزدیکان و برادران خود رفتار نمایند و تلخی آسیب و اسارت را با رفتار اسلامی خود از ذائقه آنان کاهش ‍دهند[۶۲].
در زیر چند نمونه از استفتاءاتی را که از محضر امام راحل (ره). دربارهٔ رفتار با اسرای جنگی شده، با هم می‌خوانیم :
سؤ ال ۱ تا چه موقع می‌توان اسیران را کشت ؟ آیا تکلیف ما در رابطه با آن عراقی‌هایی که گاهی تا آخرین گلوله می‌جنگند و سپس تسلیم می‌شوند چیست ؟ جواب با اسرا پس از تسلط یافتن باید با اخلاق اسلامی رفتار کنند[۶۳].
سؤ ال ۲ آیا اهانت نسبت به اسرا جایز است یا خیر؟ جواب اهانت جایز نیست، بلکه نسبت به آنان باید اخلاق اسلامی را مراعات نمود[۶۴].
سؤ ال ۳ آیا می‌توان از اسرای عراقی اشیایی را گرفت ؟ جواب اموال اسرا مخصوص خودشان است ... [۶۵].

دفاع سیاسی

منظور از (دفاع سیاسی)، دفاع از اسلام و اجتماع مسلمانان در مقابل تهاجم سیاسی دشمن است . در این حالت مسلمانان موظفند به مقتضای نوع تهاجم در مقام دفاع برآیند و استقلال خود را در عرصه‌های سیاسی حفظ نمایند و از هرگونه وابستگی که موجب استیلای سیاسی دشمن و مایه ذلّت و سرشکستگی مسلمانان می‌شود، بپرهیزند؛ البته این بدان معنا نیست که با کشورهای بیگانه قطع رابطه کنند، بلکه دستور قرآنی این است که بیگانگان بر مسلمانان مسلّط نشوند. در آیه‌ای می‌خوانیم :
(وَوَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا)[۶۶].
خداوند هرگز کافران را بر مؤ منان تسلّطی نداده است .
بر اساس این دستور قرآنی، مسلمانان باید با اتّخاذ سیاست‌های اصولی، در روابطخود با بیگانگان راه هرگونه نفوذ و سلطه جویی را بر آنان ببندند و پاسدار عزّت و شرف اسلامی خویش باشند.

احکام دفاع سیاسی

۱ اگر به واسطه توسعه نفوذ سیاسی یا اقتصادی و تجاری از اجانب، ترس آن باشد که تسلط بر بلاد مسلمین پیدا کنند، دفاع به هر شکل که ممکن است و قطع ایادی اجانب چه عمّال داخلی باشند یا خارجی بر مسلمانان واجب است [۶۷].
۲ اگر در روابط سیاسی بین دولت های اسلامی و دول اجانب، ترس آن باشد که اجانب بر ممالک اسلامی تسلّط پیدا کنند، اگر چه تسلّط سیاسی و اقتصادی باشد، بر مسلمانان لازم است که با این نحو روابط مخالفت کنند و دول اسلامی را به قطع این گونه روابط الزام کنند[۶۸].
۳ اگر عقد رابطه چه سیاسی و چه تجاری بین یکی از دول اسلامی و اجانب، مخالف مصلحت اسلام و مسلمانان باشد، این گونه روابط جایز نیست و اگر دولتی به آن اقدام نمود، بر سایر دول اسلامی واجب است آن را به هر شکل ممکن، به قطع رابطه الزام کنند[۶۹].
۴ اگر بعضی رؤ سای ممالک اسلامی یا بعضی وکلا... موجب بسط نفوذ سیاسی، یا اقتصادی، یا نظامی اجانب که مخالف مصالح اسلام و مسلمانان است شوند، به واسطه این خیانت، از مقامی که دارند هر مقامی باشد منعزل اند... و بر مسلمانان لازم است آن‌ها را به هر شکل ممکن، مجازات کنند[۷۰].
۵ روابط تجاری و سیاسی با بعض دول که آلت دست دولت‌های بزرگ جائر هستند، از قبیل دولت اسرائیل، جایز نیست ؛ و بر مسلمانان لازم است که به هر شکل ممکن، با این روابط مخالفت کنند و بازرگانانی که با اسرائیل و عمّال اسرائیل روابط تجاری دارند، خائن به اسلام و مسلمانان و کمک کننده به نابودی احکام هستند و بر مسلمانان لازم است با این خیانت کاران چه دولت‌ها و چه تجّار قطع رابطه کنند و آن‌ها را به توبه و ترک روابط با این دولت‌ها ملزم کنند[۷۱].
۶ اگر در روابط اقتصادی و غیر آن بر قلمرو اسلام و کشور اسلامی ترس باشد که بیگانگان بر آن تسلّط سیاسی یا غیر آن که موجب استعمار آنان یا استعمار کشورشان گرچه استعمار فرهنگی می‌شود، پیدا کنند، بر همه مسلمانان واجب است که از چنین روابطی اجتناب کنند و این گونه روابط، حرام می‌باشد[۷۲].
در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز که برگرفته از قرآن و سنّت است می‌خوانیم :
هرگونه قرارداد که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی و اقتصادی، فرهنگ، ارتش ودیگر شؤ ون کشور گردد، ممنوع است [۷۳].

کیفیت دفاع سیاسی

با توجه به مسائل یاد شده، چگونگی دفاع سیاسی به قرار زیر است :
۱ مخالفت با روابط سیاسی مخالف مصالح اسلام و مسلمانان به هر شکل ممکن ؛ از قبیل تظاهرات و راهپیمایی‌ها، تحصّن و دست از کار کشیدن و مانند آن .
۲ الزام دولت ها به قطع روابط سیاسی مخالف مصالح اسلام و مسلمانان به هر شکل ممکن .
۳ ترک معاشرت و معامله با خیانت کار و روی گردانی از او به هر شکل ممکن .
۴ عزل کردن افراد خیانت کاری که موجب گسترش سلطه و نفوذ سیاسی اجانب شده از هر مقام اجتماعی که دارند[۷۴].

دفاع فرهنگی

در میان انواع هجوم غیر نظامی دشمنان، تهاجم فرهنگی از همه آن‌ها خطرناک تر است ؛ زیرا در این نوع تهاجم، دشمن با اموری از قبیل شبهه افکنی، ترویج فساد و فحشا و مانند آن افکار عمومی جامعه را منحرف کرده، ارزش‌ها، آرمان‌ها، اهداف مقدّس اسلامی، عزّت و شرف مسلمانان را مورد تهاجم قرار می‌دهد، تا مسلمانان را همرنگ خود گرداند. چنان که قرآن کریم می‌فرماید: (وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً)[۷۵]. آنان آرزو می‌کنند که شما هم مانند ایشان کافر شوید و در ردیف آنان قرار گیرید.
این نوع تهاجم پیشینه‌ای دیرینه دارد و در طول تاریخ حیات اسلام از سوی دشمنان ،به شکل های گوناگون صورت می گرفته و کمّ و کیف آن، همواره در حال تغییر و دگرگونی بوده است .
رهبر معظم انقلاب، حضرت آیه الله خامنه‌ای دربارهٔ پیشینه تهاجم فرهنگی غرب علیه اسلام و کشورهای اسلامی می‌فرماید:
حداقل در طول صد سال اخیر، یعنی از وقتی استعمارگران غربی به فکر افتادند، این منطقه را زیر سلطه سیاسی و اقتصادی دربیاورند. به این تشخیص رسیدند که باید امکان استفاده لازم و زمینه را برای نفوذ خودشان در ذهنیّت مردم یک چیزهایی را وارد کنند و هم از آن یک چیزهایی را بگیرند و لذا با تلاشی که انجام گرفت، شما می‌بینید، (فرنگی). مغضوبِ دوران (کمپانی رژی). تبدیل می‌شود به (فرنگی). ای که ایرانی موظّف است جسم و روح و ظاهر و باطن خودش را شبیه او بکند و در دوران سلطه استبدادِ رضا خانی در یک فاصله ۱۸۰ درجه است، یعنی درست در نقطه مقابل هم قرار می‌گیرند و این همان تاءثیر فرهنگی است که وقتی روی فرهنگ یک ملّت کار می کنند، ذهنیّت او و درک او از مسائل و عقاید او و فهم و استنباط او را تغییر می‌دهند. این کاری است که در آن مدّت آن‌ها روی فرهنگ توانستند بکنند[۷۶].
دفاعی که در دفع تهاجم فرهنگی مطرح است (دفاع فرهنگی). نام می‌گیرد ومسلمانان موظفند با همه امکانات و وسائل لازم به مقابله جدّی و دفاع از ارزش‌های الهی و منافع مسلمین برخیزند و صفوف مبارزه و دفاع مقدّس خویش را محکم و مستحکم نمایند و به این بی خبران و دل مردگان و پیروان شیاطین، بیش از این مجال حمله به صفوف عقیده و عزّت مسلمانان را ندهند[۷۷].
امام خمینی (ره). در حکم فقهی خود دربارهٔ دفاع می‌فرماید:
در صورتی که روابط کشور اسلامی، با دیگر کشورها، موجب استعمار مسلمانان یااستعمار کشورشان در بُعد فرهنگی شود، بر همه مسلمانان واجب است که از چنین روابطی اجتناب کنند و این گونه روابط حرام می‌باشد[۷۸].
دشمنان اسلام در تهاجم فرهنگی از حربه مفاسد اجتماعی، ترویج فحشا و منکر،مواد مخدّر، کتاب‌ها و مجلاّت مبتذل، برنامه‌های منحرف کننده ویدئویی و سینمایی و... استفاده کرده و با تبلیغ این فرهنگ عقاید و باورهای مردم به ویژه نسل جوان را نشانه می‌گیرند.
از این رو، لازم است به بیان پاره‌ای از احکام فقهی که به طریقی با این تهاجم فرهنگی مربوط می‌شود، بپردازیم این احکام براساس نظریه‌های فقهی امام خمینی (ره). و مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‌ای تنظیم شده است .

ترویج فرهنگ مهاجم

سؤ ال ۱ ترویج مُد و مُدگرایی و استفاده از لباس‌ها و کالاهایی که مهر و آرم غربی دارند، چه حکمی دارد؟ جواب اگر ترویج باطل و فرهنگ اجنبی است، جایز نیست [۷۹].
سؤ ال ۲ نظر حضرت عالی در مورد پوشیدن لباس‌هایی که عکس یا علامت مربوط به کشورهای غربی روی آن کشیده شده چیست ؟ جواب استفاده از این گونه لباس ها که ترویج فرهنگ غیر مسلمین مهاجم بر مسلمین است، اشکال دارد[۸۰].
سؤ ال ۳ ... بعضی از افراد در مجالس عقد و عروسی و عده‌ای در انظار عمومی اقدام به نصب کراوات و پاپیون بر روی پیراهن خود می‌نمایند، حکم شرعی استفاده از لوازم مذکور چیست ؟ جواب بستن کراوات و پاپیون چون تقلید و ترویج از فرهنگ مهاجم غیر مسلمین است، جایز نیست [۸۱].
سؤ ال ۴ در پی تهاجمات بی امان فرهنگ مبتذل غرب و رواج بعضی از عادات و رفتارهای ناپسند، دیده می‌شود که بعضی از آقایان صلیب طلا به گردن می‌آویزند و بعضی از خانم‌ها از مانتوهایی با رنگ زننده استفاده می‌کنند و یا آقایان یا خانم‌ها از مچ بند و یا عینک دودی و یا ساعت های غوّاصی شکل که جلب توجه کننده هستند و در عرف ناپسند شمرده می‌شوند، استفاده می‌کنند. عده‌ای از آنان بعد از امر به معروف و نهی از منکر، باز هم بر انجام کار خود اصرار می‌نمایند. حضرت عالی بفرمایید چه برخوردی با این افراد باید داشت ؟ جواب پوشیدن طلا و آویزان کردن طلا به گردن، بر مردان مطلقاً حرام است و پوشیدن لباسی که از حیث دوخت و شکل و یا از نظر رنگ، ترویج و تقلید از فرهنگ مهاجم دشمنان اسلام و مسلمین شمرده شود، جایز نیست و تکلیف دیگران در برخورد با این گونه موارد، نهی از منکر لسانی است و چنانچه مؤ ثر واقع نگردد، به مسؤ ولین انتظامی و قضایی جهت پیگیری بعدی، گزارش نمایند[۸۲].

کتاب‌های گمراه کننده

آیا خواندن کتب غیر اسلامی مانند [کتاب‌های ] بهائیّت و کمونیستی و سایر مرام‌های الحادی حرام است یا خیر؟ جواب اگر خوف انحراف در بین باشد، باید ترک کنند[۸۳].
گوش دادن به رادیوهای بیگانه ۱ آیا درست است که ما به رادیوهای بیگانه گوش بدهیم ؛ چون کسانی هستند که هر چه از رادیوهای بیگانه می‌شنوند قبول می‌کنند و برای کسان دیگر هم می‌گویند. آیا لازم است که ما به این رادیوها گوش کنیم و جواب این طور آدم‌ها را بدهیم یا خیر؟ جواب اگر موجب انحراف و مفسده است، نباید گوش کنید[۸۴].
۲ گوش دادن به اخبار رادیوهای بیگانه، نقل اخبار آن‌ها در جامعه و دعوت به گوش ‍دادن آن‌ها چه حکمی دارد؟ جواب موارد اشخاص مختلف است و در هر صورت چنانچه موجب رواج اکاذیب و تقویت باطل و یا موجب تشویش اذهان و وهن اعتماد به نظام، دولت اسلامی و مسؤ ولین باشد، جایز نیست [۸۵].

فیلم‌های مبتذل

تولید و خرید و فروش و استفاده از فیلم‌هایی که دارای مفسده است و موجب انحراف و فساد اخلاقی می‌گردد، حرام است [۸۶].
هرگونه فیلمی که در ساختن آن ضوابط شرعی اهمال شود و مفاسدی بر آن مترتّب باشد، اشکال دارد؛ بلکه ساختن و نمایش و تماشای آن جایز نیست [۸۷].

بی حجابی و بدحجابی

۱ بیرون گذاشتن موهای سر از چادر و یا مقنعه از سوی خانم‌ها در انظار عمومی و در دید نامحرمان چه صورتی دارد؟ جواب جایز نیست و پوشاندن تمام موی سر در برابر نامحرم واجب است [۸۸].
۲ پوشیدن جوراب‌های نازک و بدن نما برای خانم‌ها در بیرون از خانه و در انظار نامحرمان چه صورتی دارد؟ جواب پوشانیدن بدن از نامحرمان، بر زن واجب است، و چنین جوراب‌هایی برای حجاب شرعی کفایت نمی‌کند[۸۹].

برخورد با مفاسد اجتماعی

وظیفه ما در برخورد با مفاسد اجتماعی چیست ؟ آیا اگر در مواردی حکومت برخورد نکند، تکلیف از ما ساقط می‌شود؟ جواب در هر صورت وظیفه آحاد مسلمین در موارد مقتضی تذکّر، نصیحت، امر به معروف و نهی از منکر با مراعات شروط مقرّره است [۹۰].

دفاع از جان و مال

از دیدگاه اسلام، جان، مال، آبرو و ناموس انسان اهمیت فراوانی دارد و احترام آن بر همگان لازم و ضروری است . رسول خدا(ص). در بخشی از خطبه خود در (حجه الوداع). اهمیت جان و آبرو را چنین توصیف می‌کند:
(اَیُّهَا النّاسُ اِنَّ دِماءَکُمْ وَ اَعْراضَکُمْ عَلَیْکُمْ حَرامٌ اِلی اَنْ تَلْقَوْا رَبَّکُمْ، کَحُرْمَهِ یَوْمِکُمْ هذا، فی بَلَدِکُمْ هذا)[۹۱].
مردم ! چنان که این روز (ایّام حج). و این شهر (مکّه). محترم است، خون، عرض و آبروی شما هم محترم است . حق ریختن خون و بردن آبروی یکدیگر را ندارید، تا آن گاه که به دیدار خدا نایل گردید.
در جای دیگر می‌فرماید:
(اَلْمُؤْمِنُ حَرامٌ کُلُّهُ: عِرْضُهُ، وَ مالُهُ وَ دَمُهُ)[۹۲].همه چیز مؤ من اعم از عرض و آبرو، مال و خونش محترم است (و کسی حق تجاوز به هیچ یک از آن‌ها را ندارد)..
اسلام، تجاوز به جان، مال و ناموس انسان را محکوم کرده و دفاع از آن‌ها را به عنوان حقّی لازم برای او قرار داده است، تا از هر گونه تعرّض نسبت به آن‌ها جلوگیری نماید. در این درس به شرح احکام دفاع از جان و مال می‌پردازیم :

دفاع از جان

با ارزش ترین دارایی انسان که باید در حفظ آن کوشید، گوهر وجود و جان آدمی است . حفظ نفس در اسلام بسیار مهم است و قرآن کریم، به ناحق کشتن انسان را باقتل همه انسان‌ها برابر دانسته، از آن نهی کرده است [۹۳]. در آیه‌ای می‌خوانیم :
(وَ لا تَقْتُلوُا النَّفْسَ الَّتی حَرَّمَ اللّهُ اِلاّ بِالْحَقِّ ...)[۹۴].
انسانی را که خداوند محترم شمرده، جز به حق (و به دستور شرع). به قتل نرسانید.
بیشتر فقها معتقدند که انسان برای دفاع از جان خود و بستگانش حق دارد هرتدبیری بیندیشد و با هر وسیله‌ای که می‌تواند دفاع کند، و بر او واجب است که در مقام دفاع، نهایت سعی خود را برای دفع مهاجم انجام دهد. جهت توضیح مطلب، به چند مساءله در این باره اشاره می‌کنیم .
۱ اگر شخص مهاجم به کسی هجوم آورد تا ظالمانه او را بکشد، بر او واجب است به هر وسیله ممکن، دفاع کند و تسلیم شدن و پذیرفتن ظلم جایز نیست [۹۵].
۲ در صورتی که به او حمله کند تا او را به قتل رساند، واجب است دفاع نماید، اگر چه بداند کشته می شود و در صورتی که احتمال کشته شدن دهد، به طریق اَوْلی باید دفاع کند[۹۶].
۳ اگر مهاجم به قصد قتل به انسان هجوم آورد، واجب است از خویش دفاع کند، اگر چه بداند دفاع او بی فایده است و حق تسلیم شدن ندارد[۹۷].
۴ اگر به وابستگان کسی همانند فرزند، پدر، برادر و یا بقیه کسانی که با او مرتبط هستند حتی خدمتکار ظالمانه هجوم آورند، جایز بلکه واجب است از ایشان دفاع نماید؛ اگر چه به قتل مهاجم منجر شود[۹۸].
یک نکته مهم
از نظر اسلام نه تنها کشتن دیگران مورد نهی و نکوهش قرار گرفته، بلکه خودکشی نیز به هر وسیله‌ای که باشد امری ناپسند، حرام و از جمله گناهان کبیره شمرده شده است . اسلام به مسلمانان اجازه نمی‌دهد که با رضایت خود، خویشتن را به نابودی بسپارند. قرآن کریم می‌فرماید:
(... وَوَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ عُدْوَانًا وَظُلْمًا فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَارًا وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا)[۹۹].
خودکشی نکنید! خداوند نسبت به شما مهربان است و هر کس این عمل را از روی تجاوز و ستم انجام دهد، به زودی او را در آتشی وارد خواهیم ساخت و این کار برای خدا آسان است .
از این آیه شریف استفاده می شود که هر کس از این فرمان الهی سرپیچی کند ودست به خودکشی بزند، نه تنها به آتش این جهان می‌سوزد، بلکه در آتش قهر و غضب پروردگار نیز خواهد سوخت .
امام صادق (ع). می‌فرماید:
(مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ مُتَعَمِّداً فَهُوَ فی نارِ جَهَنَّمَ خالِداً فیها)[۱۰۰].
هر کس از روی عمد خودکشی کند در آتش دوزخ جاویدان معذّب خواهد بود.
می توان گفت گناه خودکشی از دیگرکشی هم سنگین تر است ؛ چرا که قاتل دیگران فرصت توبه و جبران را می‌یابد، ولی کسی که دست به انتحار می‌زند، چنین فرصتی را نیز از خویش سلب کرده است .

دفاع از مال

همان گونه که آدمی از جان خویش دفاع می کند، برای حفاظت از اموال خود نیز باید تلاش کرده، در محدوده قدرت خود از آن مراقبت کند. برخی از احکام دفاع از مال به قرار زیر است :
۱ بدون تردید انسان حق دارد در حد توان خود دزد را از مال خویش دور کند[۱۰۱].
۲ اگر کسی به مال خودِ انسان یا خانواده اش هجوم آورد، می‌تواند شخص مهاجم را به هر وسیله ممکن دفع کند، اگر چه به کشته شدن او [مهاجم ] منجر شود[۱۰۲].
۳ در صورتی که دزد پس از کتک خوردن راه گریز در پیش گیرد، از زدن او باید خودداری شود ودر صورت ادامه، اگر صدمه‌ای بر او وارد شد، ضارب ضامن است [۱۰۳].
۴ چنانچه دزد را دستگیر کند، کتک زدن، قتل و مجروح کردن او جایز نیست [و بایستی تحویل مقامات قضایی گردد] و اگر صدمه‌ای بر او وارد شود، ضامن است [۱۰۴].
۵ اگر مدافع برای راندن دزد چاره‌ای جز زدن و مجروح کردن او ندارد، [چنین کند و] ضمانی در کار نیست [۱۰۵].
۶ اگر قدرت دفع دزد را نداشته باشد و [می‌داند که ] چنانچه دفاع کند، کشته خواهد شد، دفاع واجب نیست ؛ بلکه احتیاط آن است که اگر یقین به کشته شدن دارد یا احتمال کشته شدن هم می‌دهد تسلیم شود[۱۰۶].
دفاع از حریم (عرض و ناموس).
به اعضای خانواده اعم از همسر، مادر، خواهر، فرزند و... حریم گفته می‌شود. همچنین حریم به معنای حرمت و آبروی مردم و... به کار رفته است [۱۰۷]. بنابراین، حریم، آبرو، شرم وحیا، عفت و عصمت، اعتبار وشرف و ناموس انسان را در بر می‌گیرد.
این امور از طرفی قداست و ارزش فوق العاده‌ای از نظر اسلام دارد و از ورود و تعرض ‍دیگران به آن ممانعت شده است . از سوی دیگر، خود انسان نیز وظیفه دارد در برابر هر گونه تجاوز، از آن حمایت و دفاع کند.

انواع تجاوز به حریم

تجاوز به حریم انسان ممکن است به سه طریق انجام گیرد که هر سه طریق و احکام ویژه آن‌ها را در زیر می‌آوریم .

الف اعمال منافی عفت

تجاوز به حریم گاهی با انجام اعمال نامشروعی مانند زنا، لواط و...صورت می‌گیرد. قرآن کریم پیروانش را از انجام این گونه اعمال زشت نهی کرده، می‌فرماید:
(وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنی اِنَّهُ کانَ فاحِشَهً وَ ساءَ سَبیلاً)[۱۰۸].
نزدیک زنا نشوید که بسیار زشت و بدراهی است .
بعضی از احکام دفاع از حریم در اعمال منافی عفت به قرار زیر است :
۱ اگر کسی با قصد تجاوز به حریم انسان اعم از همسر یا غیر او هجوم آورد، دفع او به هر وسیله ممکن واجب است ؛ اگر چه باعث کشته شدن مهاجم شود؛ بلکه در صورتی نیز که با قصد کمتر از تجاوز، حمله کند، وظیفه همین است [۱۰۹].
۲ اگر انسان، کسی را در حال فحشا با همسر یا یکی از نزدیکانش از قبیل اولاد، یا دختر، یا فامیل‌های دیگرش ببیند، اگر چه کمتر از جماع باشد، در صورت امکان با مراعات مراحل دفاع [۱۱۰].، حق دارد او را دفع کند و در صورتی که مهاجم به قتل برسد، خونش هدر می‌باشد، بلکه حق دارد از زن مسلمانی نیز که مورد هجوم بیگانه قرار گرفته دفاع کند، و هر چه بر مهاجم واقع شد مانعی ندارد و خونش هدر است [۱۱۱].
۳ اگر مردی را در حال زنا با همسرش ببیند و بداند که زن با رضایت خود به خواسته اش ‍تن داده، حق دارد هر دو را بکشد و گناهی نکرده و قصاص نمی‌شود[۱۱۲].
تبصره : مواردی که زدن، مجروح کردن و کشتن جایز است، مساءله‌ای است بین شخص و خدا و در واقع نیز هیچ گناهی نکرده است، ولی در دادگاه و نزد قاضی و میزان قضاوت، ظاهر قضیه ملاک است . بنابراین اگر کسی فردی را بکشد و ادّعا کند که او را با همسر خویش دیده (که زنا می کرده). و شاهدی بر اثبات ادعای خود، طبق موازین شرعی ندارد، محکوم بر قصاص می‌شود[۱۱۳].

ب چشم چرانی

تعرّض ممکن است از طریق چشم چرانی، سرک کشیدن و اطلاع یابی غیر مجاز ازحریم و ناموس انسان صورت گیرد. قرآن کریم انسان را از این عمل که با نگاه آلوده و حرام تواءم است، نهی کرده و مؤ منان را به محافظت چشم سفارش می‌کند. در آیه‌ای می‌خوانیم :
(قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ...)[۱۱۴].
به مؤ منان بگو چشم‌های خود را (از نگاه به نامحرمان). فروگیرند و دامان خود را حفظ کنند، این برای آنان پاکیزه تر است .
پیامبر اکرم (ص). نیز می‌فرماید:
(مَنْ اَطْلَعَ فی بَیْتِ جارِهِ فَنَظَر اِلی عَوْرَهِ رَجُلٍ اَوْ شَعْرِ امْرَاءَهٍ اَوْ شَیْءٍ مِنْ جَسَدِهاکانَ حَقیقاً عَلَی اللّهِ اَنْ یُدْخِلَهُ النّارَ...)[۱۱۵].
کسی که به خانه همسایه اش سرک بکشد و عورت مرد یا مو یا قسمتی از بدن زنی را نظاره کند، سزاوار است که خداوند او را داخل آتش کند.
برخی از احکام دفاع از حریم در این گونه کارهای غیرمجاز، به قرار زیر است :
۱ کسی که بر عورات [۱۱۶]. دیگران سَرَک بکشد تا چیزهایی را که برای او حرام است ببیند (به عنوان مثال، از پشت بام به داخل خانه دیگران نگاه کند).، آن‌ها می‌توانند، بلکه واجب است در مقام دفاع برآمده از کار او جلوگیری کنند؛ اگر دست برنداشت دفاع با کتک و مانند آن جایز است، چنانچه باز هم ترک نکرد، می‌توان سنگ و چیزهایی که کشنده است به طرف او پرتاب کرد و اگر در این صورت مجروح یا مقتول شود، خونش ‍هدر است [۱۱۷].
۲ اگر فرد مزاحم با نهی کردن، از کارش دست برنداشت، می‌توان چیزی را به قصد مجروح کردن یا کشتن به طرفش پرتاب کرد[۱۱۸].
۳ اگر فردی که به عورات دیگران سرکشی می‌کند نابینا باشد، جایز نیست چیزی به سویش پرتاب کند و اگر پرتاب کرد و او را مجروح ساخت، ضامن است . همین حکم دربارهٔ کسی که دور را نمی‌بیند و به خاطر فاصله زیاد نمی‌تواند ببیند و تشخیص دهد، جاری است [۱۱۹].
۴ اگر از فاصله دور با دوربین ببیند، حکمش مانند آن است که از نزدیک سرکشی می‌کند و دفعش جایز، بلکه واجب است و اگر صدمه‌ای بر متجاوز وارد شد، خونش ‍هدر است [۱۲۰].

ج هتّاکی

گاهی نیز تجاوز به حریم انسان، از طریق آبروریزی و نسبت دادن اعمال منافی عفت به زنان خانواده و لکّه دار نمودن عفت و عصمت آنان و جریحه دار نمودن شرافت و حیثیت فردی و خانوادگی انجام می‌گیرد.
تجاوز در این مرحله با قذف، افترا و تهمت‌های ناروا، فحش، ناسزاگویی و مانند آن تواءم است . پاره‌ای از احکام فقهی آن بدین شرح است :
۱ در صورتی که انسان بالغ و عاقل، دیگری را قذف کند؛ یعنی نسبت زنا یا لواط به او دهد حدّ (هشتاد تازیانه). به او جاری می‌شود[۱۲۱].
۲ فحّاشی که الفاظی مانند دیّوث، حرامزاده، فاسق، فاجر و... به دیگری بگوید که موجب استخفافی گردد که مستحق آن نباشد، مطابق نظر حاکم تعزیر می‌شود[۱۲۲].

مراحل دفاع

دفاع از جان، مال و حریم مراحلی دارد. چنانچه مهاجم با هر مرحله‌ای از آن دفع شود، مراحل بعدی ساقط می‌گردد و تعدّی به مراحل دیگر در صورت بروز خسارت، ضمان آور خواهد بود. این مراحل عبارتند از: (هشدار و اخطار).، (دادو فریاد و تهدید).، (زدن). و (کشتن). .
در همه موارد سه گانه دفاع (از جان، مال و حریم). بنابراحتیاط واجب، باید آسان‌ترین راه را برگزید و در صورتی که مهاجم با آن دفع نشد، به مراحل بالاتر از آن توسّل جست .
بنابراین :
۱ اگر مهاجم بانوعی هشدار و اخطار مثل سرفه کردن، دفع شود، باید چنین کرد.
۲ ـ چنانچه جز با فریاد زدن و تهدیدترس آور دفع نمی‌شود، باید به آن اکتفا کرد.
۳ ـ در صـورتـی کـه جـز بـا زدن ـ بـا دست، یا عصا و یا شمشیر ـ دفع نمی‌شود، باید چنین کرد؛ ولی در زدن با شمشیر به حدّ مجروح کردن باید بسنده کرد.
۴ ـ اگـر دفـع او تـنـهـابـا کشتن ممکن است، در این صورت با هر وسیله کشنده‌ای باید او را از پای درآورد.
رعایت این ترتیب ؛ در صورتی واجب است که فرصت انتخاب داشته، ترس از غلبه مهاجم نیز نـبـاشـد، ولی در صورتی که با رعایت ترتیب، وقت از دست رفته، امکان غلبه مهاجم بیشتر شـود؛ رعـایـت تـرتـیـب واجـب نـیـسـت و بـه هـر وسـیـله‌ای کـه مـمـکـن اسـت مـی تـوان او را دفـع کرد[۱۲۳].

امر به معروف و نهی از منکر

هر عملی که عقل و شرع آن را نیکو می‌شمارد، (معروف). و هر عملی که در دین مقدس ‍اسلام به نیکی شناخته نشده، محکوم به زشتی باشد و عقل نیز آن را زشت و ناروا بشمارد، (منکر). نامیده می‌شود. راغب می‌نویسد: مـعـروف هـر کـاری اسـت کـه عـقل یا شرع نیکی آن را تاءیید کند و منکر هر عملی است که خردهای سالم به زشتی آن قضاوت کنند و یا اسلام به زشتی آن حکم کند[۱۲۴].
بـنـابـرایـن هـر عـمـلی کـه از دیـدگـاه عـقـل و شـرع، پـسـنـدیـده و مـورد قـبـول بـاشـد زیر مجموعه معروف و هر کاری که ناپسند و زشت باشد در محدوده منکر قرار می‌گیرد.
در این بخش از کتاب به احکام امر به معروف و نهی از منکر خواهیم پرداخت .

اهمیت، ضرورت و اقسام

اهمیت و ضرورت امر به معروف و نهی از منکر امـر به معروف و نهی از منکر از عالی‌ترین و والاترین واجبات است که سایر واجبات دینی هم بـه سـبـب آن دو استوار می‌گردد. وجوب امر به معروف و نهی از منکر از ضروریات دین است و در قرآن و اخبار نسبت به آن دو تاءکید فراوان شده است . در آیه‌ای از قرآن می‌خوانیم : (وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)[۱۲۵].
بـایـد از مـیـان شـمـا جـمـعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند! و آن‌ها همان رستگارانند.
در آیه دیگر می‌خوانیم :
(کُنْتُمْ خَیْرَ اُمَّهٍ اُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَاءْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ ...)[۱۲۶].
شما بهترین امت برای انسان‌ها هستید؛ (چه این که). امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید... .
از پیامبر اکرم (ص). روایت شده که فرمود:
(لا تـَزالُ اُمَّتـی بـِخَیْرٍ ما اَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ، فَاِذا لَمْ یـَفـْعـَلُوا ذلِکَ نـُزِعَتْ مِنْهُمُ الْبَرَکاتُ وَ سُلِّطَ بَعْضُهُمْ عَلی بَعْضٍ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ ناصِرٌ فِی الاْرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ)[۱۲۷].
امت من همواره در خیر و خوشی خواهند بود، مادامی که امر به معروف و نهی از منکر کنند و همدیگر را بـر کـار نـیـک یـاری رسـانـنـد و آنـگـاه کـه چنین نکنند برکات الهی از آنان سلب می‌شود و بعضی بر بعض ‍دیگر تسلط می‌یابند و دیگر در زمین و آسمان یاوری نخواهند داشت .

انواع امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر از نظر حکم تکلیفی و مقام اجرا به انواعی تقسیم می‌شود:

الف ـ از نظر حکم تکلیفی

۱ ـ واجب
امر به کارهایی که عقل و شرع به وجوب آن حکم می‌کنند و همچنین نهی از اعمالی که از نظر عقل زشت بوده، یا از نظر شرع حرام باشد، واجب است .
۲ ـ مستحب
امر به کارهای مستحب و نهی از اعمال مکروه، مستحب است [۱۲۸].

ب ـ از نظر اجرا

۱ ـ فـردی
در ایـن نـوع از امـر و نهی، هر فرد به هنگام مواجهه با منکر یا ترک معروف، با اجتماع شرایطی که خواهد آمد، موظف است امر به معروف و نهی از منکر کند.
۲ ـ گروهی
هرگاه برپایی واجب یا ریشه کنی منکر به اجتماع گروهی از افراد متوقف باشد و کـارفردی مؤ ثر واقع نشود، لازم است امر به معروف و نهی از منکر به صورت گروهی ـ و اجتماع تعدادی از افراد به قدر کفایت ـ انجام گیرد[۱۲۹].
۳ ـ دولتی
در زمان وجود حکومت اسلامی، در همه مواردی که نهی از منکر به تصرف در جان و مال فاعل منکر توقف دارد و به برخورد فیزیکی منجر می‌شود، امر و نهی به دولت و مسؤ ولان مـربـوط مـانـنـد نـیـروهـای انـتـظـامـی و دسـتـگـاه قـضـایـی موکول می‌شود[۱۳۰].
گـروهـی از فـقـهـا و از جـمـله حـضرت امام (ره). امر به معروف و نهی از منکر را واجب کفایی می‌دانند؛ به این معنا که اگر بعضی از مکلفین به آن قیام کنند از دیگران ساقط است و اگر اقامه مـعـروف و جـلوگـیـری از مـنـکـر مـوقـوف بـر اجـتـمـاع جـمـعـی از مکلفین باشد، واجب است اجتماع کنند[۱۳۱].
گروهی دیگر نیز آن را واجب عینی دانسته‌اند[۱۳۲].

احکام امر و نهی واجب

۱ ـ اگر اقامه واجبی، یا ریشه کن کردن منکری (در جامعه)، متوقف بر این باشد که عده‌ای با هم در امر یا نهی اجتماع نمایند، با اقدام بعضی از آنان، وجوب ساقط نمی‌شود و باید در این جهت به مقدار کافی اجتماع کنند[۱۳۳].
۲ ـ اگـر عـده‌ای ـ کـمـتـر از مـقـدار کفایت ـ قیام کنند و بقیه با آنان همراهی ننمایند و جمع کردن بـقـیـه نـیـز مـمـکـن نـبـاشـد، واجـب سـاقط می‌شود و گناه آن برعهده تخلف کنندگان باقی می‌ماند[۱۳۴].
۳ ـ اگـر شـخـص یـا اشـخاصی به وظیفه خود قیام کنند، ولی اثر نکند، امّا دیگری یا دیگران احتمال تاءثیر بدهند، با اجتماع شرایط بر آنان واجب می‌باشد[۱۳۵].
۴ ـ اگـر شـخـصـی قـطع یا اطمینان پیدا کند که دیگری (برای انجام این وظیفه). بپا خاسته، بـر او واجـب نـیـسـت بـپـاخیزد، ولی اگر خلاف قطعش آشکار شود، بر او واجب می‌شود. و همچنین اگر قطع یا اطمینان پیدا کند که کسی که بپا خاسته، کفایت می‌کند، (دیگر). بر او واجب نمی‌باشد، و اگر خلاف آن آشکار شود، واجب است [۱۳۶].
۵ ـ احتمال یا گمان به این که دیگری قیام نموده، یا کسی که قیام نموده کفایت می‌کند کافی نـیـسـت ؛ بلکه با احتمال دادن یا گمان داشتن نیز بر او واجب است ؛ ولی اگر بیّنه (شهادت دو عادل). قائم شود کفایت می‌کند[۱۳۷].
۶ ـ اگـر بـرپـا داشـتـن واجـب یـا بر کندن منکری متوقف بر ارتکاب حرام یا ترک واجبی باشد ظاهر آن است که باید ملاحظه اهمیت را نماید[۱۳۸].
۷ ـ بیان کردن حکم شرعی یا مفاسد ترک واجب و انجام حرام، در سقوط واجب کفایت نمی‌کند؛ مگر این که عرف از بیان آن‌ها با قراین، امر و یا نهی بفهمد، یا مقصود از امر و نهی که انجام واجب و تـرک مـنـکـر اسـت، بـا بـیـان آن‌ها حاصل شود. بلکه ظاهر آن است که اگر به خاطر قرینه خـاصـی طـرف از بـیـان آن هـا امـر و نهی را بفهمد کفایت می‌کند، اگرچه عرف از آن امر و نهی نفهمد[۱۳۹].
۸ ـ گفتن عبارتی مانند: (خدا تو را به نماز فرمان داده، یا تو را از خوردن شراب نهی کرده اسـت .). کـفـایـت نـمـی کـنـد، مـگـر ایـن کـه مـقـصـود از امـر و نـهـی حـاصـل شـود، بلکه باید دستور بدهد:
(نماز بخوان)، یا (شراب نخور). و عبارت‌هایی از این قبیل که مفید امر و نهی است [۱۴۰].
۹ ـ در امر و نهی، قصد قربت و اخلاص، شرط نیست . این دو، واجب توصّلی شمرده می‌شوند، تـا فـسـاد ریـشـه کـن شـده و واجـبـات بـرپا گردد؛ البته اگر امر و نهی کننده قصد قربت و اخلاص هم داشته باشد به خاطر آن پاداش خواهد گرفت [۱۴۱].
شرایط امر به معروف و نهی از منکر (1).
شناخت معروف و منکر (علم).
کـسی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند، باید بداند آنچه شخص مکلّف به جا نمی‌آورد واجب است به جا آورد و آنچه به جا می‌آورد باید ترک کند. بنابراین، امر و نهی بر کسی که معروف و منکر را نمی‌شناسد، واجب نیست[۱۴۲].

گستره و مصادیق معروف و منکر

مـعـروف و مـنـکـر دایـره بـسـیـار وسیعی دارد و همه تعالیم اعتقادی، اخلاقی، عبادی ،سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اسلام را شامل می‌شود.
اسـلام چـون نـخـواسـتـه اسـت، مـوضـوع امـر بـه مـعـروف و نـهـی از مـنـکـر را بـه امـور مـعـیـن مثل عبادات، معاملات، اخلاقیات، محیط خانوادگی و... محدود کند از کلمه عام (معروف). یعنی هر کار خیر و نیک و نقطه مقابلش (منکر). یعنی هر کار زشت استفاده کرده است [۱۴۳].

مـصادیق معروف‌های قابل توجه عبارتند از: ایمان به مبداء و معاد، نماز و روزه، خمس و زکات، نـیـکـی بـه پـدر و مادر، صله رحم، اطاعت از رهبری، وجدان کار و انضباط اجتماعی و اقتصادی، حـضـور در صـحنه و حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی، احترام به قوانین و مقررات، دقت در حفظ بیت المال و... .
مـصـادیـق مـنـکـرات قـابـل تـوجـه نیز عبارتند از: بی ایمانی، غیبت، تهمت، شایعه پراکنی، سـهـل انـگـاری در ادای واجـبـات، تـرویـج فـسـاد و ابتذال فرهنگی، اسراف و تبذیر، خیانت، قـانـون شـکـنـی، تـخـلف از قـوانـیـن و مـقـررات، تـضـعـیـف نـظـام اسـلامـی، سهل انگاری در انجام وظیفه، رشوه خواری، پارتی بازی، نداشتن تعهد کاری، سوء استفاده از موقعیت و ... .
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای در ترسیم دایره منکرات می‌فرماید:
مـنـکرات، هم اخلاقی، هم سیاسی و هم اقتصادی است ... تخلف‌ها تنها تخلف‌های فردی نیست . بـالاتـرین تخلف‌ها، تخلف‌ها و جرائمی است که پایه‌های نظام را سست می‌کند؛ نا امید کردن مردم، ماءیوس کردن دل‌های امیدوار، کج نشان دادن راه راست، گمراه کردن انسان‌های مؤ من و با اخـلاص، سـوء اسـتـفـاده کـردن از اوضاع و احوال گوناگون در جامعه اسلامی، کمک کردن به دشـمـن، مـخـالفـت کـردن بـا احـکام اسلامی و پیاده شدن مقررات اسلام، تلاش برای به فساد کشاندن نسل مؤ من، منکرهای مهم است [۱۴۴].

ضرورت فراگیری نحوه اجرا

آمر و ناهی برای این که در امر و نهی خود، مرتکب منکر نشود، واجب است امور زیر را بیاموزد:
۱ ـ شرایط امر به معروف و نهی از منکر
۲ ـ موارد واجب بودن و نبودن امر و نهی
۳ ـ موارد جایز بودن و نبودن امر و نهی [۱۴۵].
احکام مربوط به شناخت معروف و منکر
۱ ـ در شـنـاخـت مـعـروف و مـنـکر فرقی بین (یقین)، (راه‌های معتبر اجتهادی). و (تقلید).وجود ندارد. از این رو، انسان از هر یک از راه‌های یاد شده معروف و منکر را بشناسد، امر به معروف و نهی از منکر بر او واجب می‌شود. بنابراین ؛ امر و نهی در موارد زیر واجب است :
الف ـ اگر یقین کند که عملی، واجب یا حرام است .
ب ـ اگر از راه‌های معتبر اجتهادی واجب یا حرام بودن عملی را به دست آورد.
ج ـ اگـر دو نـفـر از مـجتهدی تقلید کنند که قائل به وجوب عینی نماز جمعه است و یکی از آن‌ها نماز جمعه را ترک کند، بر دیگری واجب است او را به خواندنش امر کند، همچنین اگر مجتهد آن‌ها نـوشـیـدن آب انـگـوری را کـه بـا آتـش جـوشـیـده، حـرام بـدانـد، درعـیـن حال یکی مرتکب آن شود، بر دیگری واجب است او را نهی کند[۱۴۶].
۲ ـ اگـر مـسـاءله مـورداخـتـلاف بـاشـد و انـسـان احـتـمـال دهـد کـه راءی یـا تـقـلیـد فـاعـل یا تارک با راءی یا تقلید او مخالف است و آنچه انجام داده، نزدش جایز بوده است، در ایـن صـورت امـر و نـهـی واجـب نـبـوده بـلکـه جـایز نیست، تا چه رسد به این که نسبت به این اختلاف علم داشته باشد[۱۴۷].
۳ ـ اگـر مـسـاءله، مـورد اخـتـلاف نباشد، ولی احتمال دهد که شخص مرتکب، حکم مساءله را نمی دانـسـته، در این صورت امر و نهی او واجب است [۱۴۸].، به ویژه اگر (در ندانستن حکم). مـقـصـّر بـاشـد و مـطـابـق احـتـیـاط است که اول او را به حکم مساءله ارشاد کند، سپس در صورت اصـرار بـه آن، او را نـهـی از مـنـکـر نـمـایـد، بـه ویـژه اگـر (جاهل). قاصر باشد[۱۴۹].
۴ ـ اگـر انـجـام دهـنـده مـنـکـر، حـکـم الهـی را مـی دانـد، ولی جـاهـل بـه مـوضـوع اسـت و بـه گـنـاه بـودن مـورد خـاصـی کـه بـدان اشـتـغـال دارد، تـوجـه نـدارد، در ایـن جـا نـهـی کـردن و آگـاه کـردن او بـه مـوضـوع واجب نیست [۱۵۰]. مگر آن که عمل از چیزهایی باشد که شارع مقدس، اهمیت زیادی به آن می‌دهد مانند کشتن انسان بی گناه که در این صورت نهی از منکر واجب است [۱۵۱].

احتمال تاثیر

مـنـظـور از (احـتـمـال تـاءثـیـر). آن اسـت کـه آمـر و نـاهـی احـتـمـال دهد، امر او در تارک معروف، اثر کرده، او را به طرف نیکی سوق می‌دهد و نهی او در فـاعـل مـنـکـر، اثـر کرده، او را از ارتکاب خلاف باز می‌دارد. بنابراین، اگر بداند یا مطمئن باشد که امر و نهی او تاءثیر نمی‌گذارد، تکلیفی ندارد[۱۵۲]

روش‌های امر و نهی

بـر آمـر و ناهی لازم است که روش‌های امر و نهی را بیاموزد و شایسته نیست که به بهانه عدم تاءثیر، از زیربار مسؤ ولیت، شانه خالی کند. برخی از روش‌های امر و نهی عبارتند از:

خـواهـش و مـوعـظـه

اگـر آمـر و نـاهـی بـدانـد که امر و نهی او تنها با (خواهش و موعظه). تاءثیر می‌گذارد، باید از این روش استفاده کند[۱۵۳].

تکرار

اگر بداند، یا احتمال دهد که امر و نهی او با (تکرار). تاءثیر خواهد داشت، باید امر و نهی را تکرار کند[۱۵۴].

اسـتفاده از افراد دارای صلاحیت

اگر بداند که امر به معروف خودش در موردی اثر ندارد، ولی امر کردن شخص دیگر در او تاءثیر می‌کند، واجب است به او امر کند و از او بخواهد که در آن مـورد امـر بـه مـعـروف کـنـد. البـتـه درصـورتـی کـه سـایـر شـرایـط، وجـود داشـتـه باشد[۱۵۵].

امـر و نـهـی عـلنـی

اگـر بـداند، یا احتمال دهد که نهی او تنها در حضور جمع تاءثیر می گـذارد.
چـنـانچه فاعل منکر، متجاهر بوده و آشکارا خلاف کرده باشد، امر و نهی او به صورت عـلنـی جـایـز، بـلکـه واجـب اسـت، ولی اگـر مـتـجاهر نباشد، وجوب بلکه جواز امر و نهی (به صورت علنی). مورد اشکال است [۱۵۶]

اهـمّ و مـهـمّ و دفـع افـسـد به فاسد

اگر تاءثیر امر و نهی، بر ارتکاب حرام، یا ترک واجـب، مـتـوقـف بـاشـد، جایز نیست و وجوب، ساقط است، مگر آن که مساءله از امور بسیار مهمی بـاشـد کـه شـارع مـقـدّس بـه تـخـلّف از آن راضـی نـبـاشـد مـثـل قـتـل انـسـان بـی گـنـاه، ولی آنـچـه را بـرای نـهـی از قـتـل مـرتـکـب مـی شـود بـدیـن اهـمـیـت نـبـاشـد، مـثـل ایـن کـه بـرای جـلوگـیـری از قتل انسانی، لازم باشد وارد خانه دیگران شود[۱۵۷].
۶ ـ کـنـایه گویی (به در بگو دیوار بشنود).
اگر بداند که امر و نهی او نسبت به کسی که مـعـروف را تـرک کـرده و یـا مـرتـکب منکر شده ،تاءثیری ندارد؛ امّا نسبت به شخص دیگر ـ به شـرطـی کـه روی سـخـن بـا او نـبـاشـد ـ مؤ ثر واقع می‌شود، واجب است به انگیزه تاءثیر در شخص دوم، سخن خود را به اوّلی متوجّه سازد[۱۵۸].

احکام مربوط به احتمال تاثیر

۱ ـ وجـوب امـر به معروف و نهی از منکر، با گمان به تاءثیر نداشتن، ساقط نمی‌شود، هر چـنـد این گمان، قوی باشد. بنابراین، با احتمال مورد توجه در نزد عقلا، امر و نهی واجب می‌شود[۱۵۹]
۲ ـ اگـر بـدانـد کـه امـر و نـهـی او هـم اکـنـون مـؤ ثـر نـیـسـت، ولی مـی دانـد یـا احـتـمـال مـی دهد که اگر او را امر یا نهی کند، نسبت به آینده مؤ ثر خواهد بود، امر و نهی واجب است [۱۶۰].
۳ ـ اگر می‌داند نهی از منکر نه تنها باعث ترک منکر نمی‌شود، بلکه موجب اصرار بیشتر بر گـنـاه مـی شود و می‌داند که با (امر به منکر). او منکر را ترک می‌کند، لازم است به جای نهی از منکر، امر به منکر کند[۱۶۱].

اصرار بر گناه

مـنـظـور از اصـرار و اسـتـمـرار گـنـاه، مـداومـت در انـجـام آن نـیـسـت، بـلکـه ارتـکـاب آن عمل ـ هرچند برای بار دیگر ـ است . بنابراین، اگر یک بار شراب نوشید و یک بار دیگر هم بنای نوشیدن داشته باشد، نهی از منکر واجب است[۱۶۲]
بـراسـاس ایـن شـرط اگـر آمـر و نـاهـی بـدانـد کـه گـنـاهـکـار قـصـد تـکـرار عمل خلافی را که انجام داده ندارد، نهی او واجب نیست[۱۶۳].

توبه از گناه

تـوبـه از گـناه واجب است ؛ بنابراین، اگر کسی معصیتی مرتکب شود، واجب است فورا توبه کـنـد و در صـورتـی کـه تـوبه کردنش معلوم نشود واجب است او را امر به توبه کنند و همچنین اسـت اگـر در توبه اش شک باشد؛ گفتنی است این وجوب امر به توبه غیر از وجوب نهی از گـنـاهـی اسـت کـه انـجـام داده است . از این رو، اگر می‌داند که بنای استمرار آن گناه را ندارد، ولی توبه هم نکرده، باید او را به توبه از گناهی که کرده، امر کند[۱۶۴].

احکام مربوط به این شرط

۱ ـ اگـر نـشـانـه هـای تـرک گـنـاه از انـجـام دهـنـده آن ظـاهـر شـود و از آن نـشـانـه هـا، یـقـیـن حاصل شود که تکرار نمی‌کند، امر و نهی، واجب نیست[۱۶۵].
۲ ـ اگر پشیمانی و توبه از او آشکار شد، امر و نهی، واجب نیست[۱۶۶].
۳ ـ اگـر نـشـانـه‌ای کـه مـوجب گمان به ترک گناه می‌باشد از وی ظاهر شد، امر و نهی واجب نیست [۱۶۷].
۴ ـ اگـر از حـال شـخـصـی یـقـیـن یـا اطـمـیـنـان حـاصـل شـد، یـا از دلیـل مـعـتـبـر دیـگـری مـعـلوم گـردیـد که قصد انجام معصیتی را دارد، هرچند هنوز مرتکب نشده، جلوگیری از آن واجب است[۱۶۸]

مفسده نداشتن

شرط چهارم وجوب امر به معروف و نهی از منکر آن است که بر امر و نهی مفسده‌ای مترتب نشود. بـنـابـرایـن، اگـر بـدانـد یـا گمان کند که نهی او موجب ضرر جانی، یا آبرویی، یا مالی قابل توجهی بر او یا بر یکی از خویشان، یاران و همراهانش می‌شود، نهی کردن واجب نیست و از او سـاقـط مـی شـود؛ بـلکـه هـمـچـنـیـن اسـت اگـر بـه خـاطـر احـتـمـال مورد توجه عقلا ترس چنین ضرری را داشته باشد (واجب از او ساقط می‌شود).، و ظاهر آن است که بقیه مؤ منان نیز به خویشان و دوستانش ملحق می‌شوند[۱۶۹]
در توضیح این شرط، تذکر نکات زیر لازم است :
۱ ـ فریضه امر به معروف و نهی از منکر بر اساس مصالحی بر امّت اسلامی واجب شده است و آنان موظفند که این فریضه را در میان خود زنده کنند.
۲ ـ ترک این فریضه به طور قطع مفسده دارد و پیامدهای نامطلوبی به بار می‌آورد.
۳ ـ برپایی این فریضه گاهی موجب مفسده و ضرر می‌شود و مصالح امر به معروف و نهی از منکر با مفسده یاد شده، مزاحمت می‌کند. در چنین مواردی بر اساس (قاعده اهمّ و مهمّ)[۱۷۰]. باید مصالح و مفاسد را سنجید؛ در جایی که مصلحت‌ها با هم مزاحمت کنند، باید مصلحت مهم تر را بـرگـزید، جایی که مفاسد با مصالح مقابله کنند، هر کدام مهم تر است مقدّم می‌شود و هر جا هم که مفاسد با یکدیگر در تعارض باشند باید آن موردی را که مفسده کمتری دارد، برگزید.
۴ ـ مـعـروف و مـنـکـر گـاهـی از امـور پـر ارزش و مـهـم اسـت و کیان اسلام و حوزه اسلامی به آن وابـسـتـه اسـت، مـانـنـد جـان، مـال و آبـروی مـسـلمـانـان، اصـول دیـن یـا مـذهب، آثار اسلام و شعایر اسلامی، حفظ قرآن مجید، حفظ عقاید مسلمانان، احکام ضـروری دیـن، عـزّت، شـوکـت و اسـتـقـلال کشور اسلامی در عرصه‌های گوناگون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مانند این‌ها.
گـاهـی نیز معروف و منکر از امور فرعی و فردی است و نسبت به کیان اسلام و حوزه اسلامی از اهمیت کمتری برخوردار است، مانند امرکردن فرد خاصی به نماز و نهی او از گناه .

مرز امر به معروف و نهی از منکر

معروف و منکر ـ همان طور که گذشت ـ گاهی از امور بزرگ و مهم و زمانی نیز از امور کم اهمیت و فـردی اسـت . بـرای بـرپـایـی مـعـروف هـای مـهم و ریشه کنی منکرات بزرگ، باید از جان، مـال و آبـرو هم گذشت .
ولی در امور کم اهمیت چنین نیست . بر این اساس شرط (نبودن مفسده). و دیـگـر شرایط امر و نهی مربوط به قسم دوم است . چنان که بعضی از فقهای بزرگ نیز به این نکته اشاره کرده‌اند.
مرحوم محمد جواد مغنیه، ذیل شرط چهارم امر و نهی می‌نویسد:
شـایـسـتـه اسـت اشـاره کنیم به این که این شرط تنها به مخالفت (فروع دین).[۱۷۱] اختصاص دارد. اما در صورتی که بر (دین و اصول آن). خوف (ضرر). باشد، در این صورت، جهاد و صرف جان و مال واجب است [۱۷۲].
مـرحـوم آیـه الله حـکـیـم نـیـز در پاسخ این استفتا که : (در رساله عملیه شما، در باب امر به مـعـروف و نـهی از منکر آمده است که امر به معروف و نهی از منکر، باید مستلزم ضرری به جان یـا آبـرو و مـال نباشد. در حالی که در تاریخ اسلام، مؤ منان صالحی، این فریضه را انجام دادنـد و در ایـن راه مـصـائب و سـخـتـی هـای فـراوان، متحمل شدند، آیا این عمل آنان، عمل صحیحی نبوده است ؟). می‌فرماید:
شـرایـطـی کـه برای امر به معروف و نهی از منکر بیان نموده‌ایم و فقها رضوان الله علیهم ،ذکـر کـرده انـد، شـرایـطـی اسـت کـه بـرای نـهـی از مـنـکـرات مـتـعـارف، بـیـان شـده اسـت، مـثـل تـرک نـمـاز، یـا شـرب خـمـر، یـا تـجـاوز بـه امـوال مـردم و امـثـال ایـن هـا، [یـعـنـی ] اموری که با اساس دین سر و کار ندارد و کیان اسلام را به خطر نمی انـدازد؛ امـا مـنـکـراتـی کـه وقـوع آن هـا اسـاس دیـن را مـتـزلزل مـی کـند، دفع آن امور واجب است و فداکاری در راه محافظت اساس دین و کیان اسلام به مـال و جـان، واجـب اسـت . چـنان که برای حفظ کیان اسلام در بسیاری از اعصار و بلاد، جهاد واجب بوده و می‌باشد و آن عملی که این مؤ منان انجام داده‌اند و ضربه‌هایی که در این راه به آنان وارد شده، از این نوع دوم بوده است[۱۷۳].
بنابراین، امر به معروف در موضوعات کم اهمیت، مرز مشخصی دارد و آن عبارت از مفسده نداشتن و خـالی بـودن از ضرر است . به عنوان مثال، اگر کسی کوچه را کثیف کرده باشد، باید او را امـر و نـهـی کـرد، ولی شـایـسـتـه نـیـسـت کـه انـسان در این گونه موارد پافشاری کند و جان، مال و آبروی خود را در معرض خطر قرار دهد.
امـا امـر و نـهـی در مـوضـوعـات ارزشـمـنـد و مورد اهتمام شارع مقدس، مرز نمی‌شناسد و هیچ امر محترمی نمی‌تواند با آن برابری کند و جلو امر و نهی را بگیرد.

احکام امر و نهی در امور متعارف

با توجه به توضیحات یاد شده، مسائل زیر به امر و نهی در این گونه موضوعات مربوط می‌شود:
۱ ـ اگـر نـاهی بداند یا گمان کند که نهی او سبب وارد شدن ضرر جانی، مالی یا آبرویی ـ هرچند در آینده ـ خواهد شد، تکلیف از او ساقط است [۱۷۴].
۲ ـ چـنـانچه بر جان یا آبروی خود یا مؤ منان بترسد، نهی کردنش حرام است، در صورتی هم که بر اموال قابل توجه مؤ منان بترسد، نهی کردن حرام است [۱۷۵]
۳ ـ اگـر بـر پـا داشـتـن واجـب یـاجـلوگـیـری از مـنـکـر بـر صـرف مـال قـابـل تـوجه متوقّف باشد، هزینه کردنش واجب نیست، لیکن چنان چه در حرج و مشقّت واقع نـشـود، خـوب اسـت که آن را هزینه کند، ولی اگر مورد امر و نهی از مسائلی است که در اسلام، اهمیت زیادی دارد، خرج کردن چنین مالی واجب است [۱۷۶].

احکام امر و نهی در امور مهم

۱ ـ اگـر مـعـروف یـا مـنـکـر از امـوری بـاشـد که شارع اقدس به آن اهمیت می‌دهد مانند حفظ جان گـروهـی از مـسـلمـانـان و هـتـک حـرمـت نـوامـیـس آن هـا، یـا از بـیـن بـردن آثـار اسـلام و مـحـو دلیـل (حـقـانیت). اسلام، به طوری که موجب گمراهی مسلمانان گردد یا از بین بردن بعضی از شـعـائر اسـلام مـانـنـد بـیـت الله الحـرام بـه طـوری کـه آثـار و مـحـل آن مـحـو شود و مانند این‌ها، باید ملاحظه مهمتر بودن را نماید و هر ضرری اگرچه ضرر جانی باشد یا حرج، موجب رفع تکلیف نمی‌باشد. پس اگر برپایی حجت‌های (حقانیت). اسلام بـر بـذل جـان یا جان‌ها متوقف باشد ظاهر آن است که واجب باشد چه رسد به این که در ضرر یا حرجی که کمتر از بذل جان است واقع شود[۱۷۷]
۲ ـ اگـر بـدعـتـی در اسـلام واقع شود مثل منکراتی که دولت‌ها به اسم دین مبین اسلام اجرا می کـنـنـد، اظهار حق و انکار باطل، ـ به ویژه بر علمای اسلام ـ واجب است و اگر سکوت علمای اعلام مـوجـب هـتـک مـقـام عـلم و اسـائه ظـن بـه عـلمـای اسـلام شـود، اظـهـار حـق بـه هـر شکل ممکن، واجب است، اگرچه بدانند تاءثیر نمی‌کند[۱۷۸].
۳ ـ اگـر ورود بـعـضی علمای اعلام در دستگاه ظالمان موجب جلوگیری از مفسده‌ها و منکرات شود، تـصـدّی آن امـر، واجـب اسـت، مـگـر آن کـه مـفـسـده مـهـم تـری در آن بـاشـد، مـثـل آن کـه تـصـدی آن هـا باعث سستی عقاید مردم یا سلب اعتماد آن‌ها به علما گردد، که در این صورت، جایز نیست [۱۷۹].

شرایط دیگر

عـدالت و عـامـل معروف و تارک منکر بودن برای آمر و ناهی شرط نیست ؛ بنابراین، اگر آمر و ناهی، خود مرتکب حرام شوند، در صورت اجتماع شرایط، واجب است که دیگری را از ارتکاب آن نهی کنند، همان طور که ارتکاب آن برای خودشان نیز حرام است .
هـمـچـنـیـن اگر خود، واجبی را ترک کرده باشند، در صورت اجتماع شرایط، واجب است دیگری را بـه هـمـان واجـب، امـر کـنـنـد هـمـان طـور کـه واجـب اسـت خـودشـان نـیـز بـه آن، عمل کنند[۱۸۰]

مراتب امر به معروف و نهی از منکر

فـریـضـه امـر بـه مـعـروف و نـهـی از مـنـکـر بـر طـبـق روایـات اهـل بـیـت (ع). در سـه مرتبه (انکار قلبی)، (انکار زبانی). و (انکار عملی). ترسیم شده است . چنان که حضرت علی (ع). می‌فرماید:
(مَنْ تَرَکَ اِنْکارَ الْمُنْکَرِ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ وَ یَدِهِ فَهُوَ مَیِّتٌ بَیْنَ الاْحْیاءِ)[۱۸۱].
کسی که نهی از منکر را به وسیله قلب، زبان و دستش ترک کند، مرده‌ای در میان زندگان است .
امام باقر(ع). نیز ضمن بیان مطالبی دربارهٔ وجوب امر به معروف و نهی از منکر فرمود:
(فَاَنْکِرُوا بِقُلُوبِکُمْ وَ الْفَظُوا بِاَلْسِنَتِکُمْ وَ صَکُّوا بِها جِباهَهُمْ وَ لا تَخافُوا فِی اللّهِ لَوْمَهَ لائِمٍ)[۱۸۲]
بـا قلب‌ها انکار کنید، با زبان‌ها سخن بگویید و بدین وسیله بر پیشانی آن‌ها محکم بکوبید و در راه خدا از سرزنش ملامت کنندگان نهراسید.
مـراعـات کـردن تـرتـیـب، میان این مراحل سه گانه ضروری است . بر این اساس، چنان چه با عمل به مرتبه پایین تر مقصود حاصل شود، عمل به مرتبه بعدی جایز نیست .
اینک توضیح هر یک از مراحل :

انکار قلبی

مـفـهـوم (انـکـار قـلبی). این است که انسان در برابر ترک معروف و انجام منکر، کاری کند که نـشـانـگـر انـزجـار و کـراهـت قـلبـی وی از مـنـکـر یـا تـرک معروف باشد، به طوری که طرف مقابل به درستی بفهمد وی با این رفتار و واکنش، از او می‌خواهد که منکر را ترک و معروف را انجام دهد.
(انکار قلبی). با (تنفر قلبی و نارضایتی محض). از ارتکاب خلاف، تفاوت دارد؛ چراکه نارضایتی، امری قلبی است و در هر حالی واجب بوده، مشروط به هیچ شرطی نیست . چنان که راضـی بودن به ارتکاب خلاف نیز حرام است [۱۸۳]. ولی منظور از انکار قلبی، همان طـور کـه گـذشت آشکار کردن انزجار قلبی با انجام کار و واکنشی است که نشان دهنده انکار و درخـواسـت انجام معروف و ترک منکر باشد. چنان که فقیه وارسته شیخ محمدحسن نجفی (ره). می‌نویسد:
عدم رضایت به گناه هر چند از آثار ایمان است، چه این که خشنودی بدان حرام شمرده می‌شود، ولی این عدم رضایت، (امر و نهی). نیست . همچنین بغض (نسبت به انجام گناه و ترک واجب). تا وقتی ابراز نشده باشد، مصداق امر و نهی نخواهد بود. ازاین رو، برای این که امر به معروف و نهی از منکر تحقق یابد، باید انکار قلبی با ضمیمه دیگری ظهور یابد[۱۸۴].
بنابراین، می‌توان گفت که اظهار تنفر و انزجار قلبی، مرحله نخستین امر به معروف و نهی از منکر است .

درجات انکار قلبی

انکار قلبی درجاتی دارد و آن‌ها عبارتند از:
۱ ـ روی هم گذاشتن چشم (غمض عین).
۲ ـ چهره در هم کشیدن و اخم کردن
۳ ـ روی گرداندن از شخص خاطی
۴ ـ قهر کردن، ترک مراوده و معاشرت و ... [۱۸۵].
ضرورت تشخیص موارد
در انـتـخـاب شـیوه امر و نهی و به کارگیری هر یک از درجات یاد شده در انکار قلبی، توجه به میزان تاءثیرگذاری آن‌ها ضرورت دارد.
آمـر و ناهی باید دقت کند که کدام درجه از درجات یاد شده تاءثیر بیشتری در بازداری شخص خـلاف کـار خـواهـد گـذاشـت، هـمـان را بـرگـزیـنـد. بـه عـنـوان مثال قهر کردن و ترک معاشرت را نمی‌توان به صورت کلی و نسبت به همه موارد، به عنوان مرتبه‌ای از امر و نهی تجویز کرد. شهید مطهری (ره). در این باره می‌فرماید:
شخصی دوست شماست، بایکدیگر صمیمی و محشور هستید، روابطتان بایکدیگر دوستانه است، رفـت و آمـد داریـد، با هم گرم می‌گیرید، مسافرت می‌روید، میانتان هدایایی مبادله می‌شود. یـک وقـت اطـلاع پـیـدا مـی کـنـیـد کـه هـمـیـن رفـیـق صـمـیـمـی شـمـا دچـار فـلان عـمـل زشـت شده، فلان گناه قطعی و مسلم را مرتکب می‌شود، یکی از اقسام تنبیه که در مواردی باید انجام شود این است که شما نسبت به او سردی نشان دهید، بی اعتنایی کنید و آن صمیمیتی کـه در گـذشـتـه بـه او نشان می‌دادید بعد از این نشان ندهید، ولی این در موردی است که اگر شما با آن شخصی که با او صمیمیت دارید قطع رابطه کنید و نسبت به او سردی نشان بدهید، این عمل شما نسبت به او تنبیه تلقی شود، یعنی تحت یک زجر و شکنجه روحی قرار گیرد و این عـمـل شـمـا در جـلوگـیری از کار بد او تاءثیر داشته باشد و گرنه مواردی هم هست که کسی، فـرزنـد شـمـا، دوست شما، مبتلا به عادت زشتی شده است و رابطه او با شما روی عادتی است کـه از گـذشـتـه داشـتـه اسـت، چـه بـسـا از ایـن کـه شـمـا بـا او قـطـع رابـطـه کـنـیـد اسـتـقـبـال مـی کـنـد تـا او هـم بـا شـمـا قـطـع رابـطـه کـنـد و آزادتـر دنـبـال مـنـکـرات و کـارهـای زشـت بـرود، در این جا قطع رابطه شما با او نه تنها اثر تنبیهی نـدارد، بـلکـه اثـر تـشـویـقـی نـیـز دارد، یـعـنـی او را بـیـشـتـر در کار خود آزاد می‌گذارید و درعمل به آن کار تشویق می‌کنید. در چنین مواردی قطع رابطه درست نیست[۱۸۶].

احکام انکار قلبی

۱ ـ اگـر در ایـن مـرتـبـه [انـکـار قـلبـی ] درجـاتـی بـاشـد، لازم اسـت بـا احـتـمـال تـاءثـیـر درجـه خـفـیـف تـر، بـه هـمـان اکـتـفـا کـنـد، مـثـلاً اگـر احـتـمـال مـی دهـد کـه بـا ترک تکلم با او، مقصود حاصل می‌شود، به همان اکتفا کند و به درجه بـالاتـر، عـمـل نـکـنـد، بـه ویـژه اگـر طـرف، شـخـصـی اسـت کـه ایـن نـحـو عمل موجب هتک او می‌شود[۱۸۷].
۲ ـ اگـر اعـراض نـمـودن و تـرک مـعـاشـرت بـا مـعـصـیـت کـار مـوجـب تـخـفـیف معصیت می‌شود یا احـتـمال بدهد که موجب تخفیف می‌شود، واجب است اگرچه بداند موجب ترک بکلی نمی‌شود و این امر در صورتی است که با مراتب دیگر، نتواند از معصیت جلوگیری کند[۱۸۸].
۳ ـ اگـر عـلمـای اعـلام احـتـمال بدهند که اعراض از ظلمه و سلاطین جور، موجب تخفیف ظلم آن‌ها می‌شود، واجب است از آن‌ها اعراض کنند و اعراض خود را به ملت مسلمان بفهمانند[۱۸۹]
۴ ـ اگـر مـراوده و معاشرت علمای اعلام با ظلمه و سلاطین جور، موجب تخفیف ظلم آن‌ها شود، باید ملاحظه کنند که آیا ترک معاشرت اهم است ؛ زیرا ممکن است معاشرت موجب سستی عقاید مردم شود و مـوجـب هـتـک اسـلام و مـراجـع اسـلام شـود، یـا تـخـفـیـف ظـلم، پـس هـر کـدام اهـم اسـت، بـه آن عمل کنند[۱۹۰].
۵ ـ اگـر مـعـاشـرت و مـراوده عـلمـای اعـلام بـا ظـلمه، خالی از مصلحت راجحه ملزمه باشد، نباید معاشرت کنند؛ زیرا این امر موجب اتهام آن‌ها خواهد شد[۱۹۱].
۶ ـ اگر ارتباط علمای اعلام با ظلمه، موجب تقویت آن‌ها، یا تبرئه آن‌ها پیش ‍افراد بی اطلاع، یا جراءت آن‌ها، یا هتک مقام علم شود، ترک آن واجب است [۱۹۲].
۷ ـ کسانی از قبیل بعض تجار و کسبه که مقاصد ظلمه را ترویج می‌کنند و به جشن‌ها، معاصی و ظلم آن‌ها کمک می‌کنند، بر مسلمانان لازم است که آن‌ها را نهی کنند و اگر تاءثیر نکرد، از آن‌ها اعراض کنند و با آن‌ها معاشرت و معامله نکنند[۱۹۳].

انکار زبانی

مـنـظـور از (انـکـار زبـانـی). ایـن اسـت کـه انـسـان، تـارک مـعـروف و فاعل منکر را به وسیله زبان مورد امر یا نهی قرار دهد.

درجات انکار زبانی

انکار با زبان نیز درجات مختلفی دارد که عبارتند از:
۱ ـ موعظه و ارشاد با سخنان نرم و گشاده رویی
۲ ـ تحکُّم و امر و نهی الزامی
۳ ـ تشدید در گفتار و تهدید بر مخالفت [۱۹۴].

احکام انکار زبانی

۱ ـ اگـر انـسـان مـی دانـد کـه بـا مـرتـبـه اول امـر بـه مـعـروف و نـهـی از مـنـکـر مـقـصـود حـاصـل نـمـی شـود، واجـب اسـت کـه بـا مـرتـبـه دوم [امـر و نـهی با زبان ] اقدام کند؛ البته در صورتی که احتمال تاءثیر بدهد[۱۹۵]
۲ ـ اگـر احـتـمـال دهـد کـه مـطـلوب بـا مـوعـظـه، ارشـاد و سـخـنـان نـرم حاصل می‌شود، این کار لازم است و فراتر از آن جایز نیست [۱۹۶].
۳ ـ اگـر بـدانـد کـه ایـن شـیـوه گـفـتـار اثـری نـخـواهـد داشـت، بـایـد بـا احـتـمال تاءثیر، امر و نهی الزامی کند و واجب است که در این مورد مراعات (اَلاْیْسَرُ فَالاْیْسَرُ). را بـنـمـاید؛ به این معنا که امر و نهی الزامی خود را با لطف و رحمت و محبّت همراه سازد و از آن پـا فـراتـر ننهد به ویژه در جایی که امر و نهی الزامی و تحکّم موجب بی احترامی و هتک حرمت فاعل منکر شود[۱۹۷]
۴ ـ اگـر جـلوگـیـری از مـنـکر و اقامه معروف به درشت گویی و تهدید بر مخالفت، بستگی دارد، چنین کاری جایز است و باید این کار را با دوری و اجتناب از دروغ انجام دهد[۱۹۸]
۵ ـ جـایـز نیست که انکار با کارهای حرامی مانند دشنام، دروغ و اهانت همراه شود، مگر در مواردی کـه مـنـکـر در نـظـر شـارع چـنـان اسـت کـه بـه هـیـچ وجـه، بـه تـحـقـق آن رضـایـت نـدارد، مثل کشتن انسان بی گناه [۱۹۹].
۶ ـ اگـر بـعـضـی از درجـات امـر و نـهـی زبـانـی، بـاعـث اذیـت کـمـتـری، نـسـبـت بـه مـرتـبه اوّل بـاشـد، بـایـد بدان بسنده کرد؛ بر فرض، اگر موعظه و ارشاد با گشاده رویی و نرم زبـانـی مـؤ ثـر واقـع می‌شود و یا احتمال تاءثیر آن وجود دارد و از طرفی اذیّت آن نسبت به قـطع رابطه و اعراض کمتر است، باید به ارشاد و موعظه پرداخت و جایز نیست از آن فراتر رود.
بـطـور کـلی کـسـی کـه مـی خواهد امر به معروف و نهی از منکر کند، باید ملاحظه (مراتب). و (اشـخـاص). را بـنـمـایـد و کـار را از مـخـتـصـر شـروع کـنـد تـا بـه قـوی تـر از آن برسد[۲۰۰].

انکار عملی

مـنـظـور از (انـکـار عـمـلی). امـر بـه مـعـروف و نـهـی از مـنـکـر کـردن بـا تـوسـل بـه زور و قـدرت است ؛ به این معنا که اگر آمر و ناهی بداند یا اطمینان داشته باشد که شخص خاطی، جز با اعمال زور و جبر از منکر دست بر نمی‌دارد، یا تن به انجام واجب نمی‌دهد، باید در امر و نهی از این مرتبه استفاده کند.
شهید مطهری در توضیح این مرتبه می‌فرماید:
مرحله سوم، مرحله عمل است ؛ گاهی طرف در درجه‌ای و درحالی است که نه (اعراض و هجران). ما تاءثیری بر او می‌گذارد و نه می‌توانیم با (منطق و بیان و تشریح مطلب). او را از منکر بـاز داریـم . بـلکـه بـایـد وارد عـمـل شـویـم ... وارد عـمـل شدن مختلف است ؛ معنای وارد عمل شدن تنها زور گفتن نیست، کتک زدن و مجروح کردن نیست . البـتـه نـمی گویم در هیچ جا نباید تنبیه عملی شود، بلکه مواردی هم هست که جای تنبیه عملی اسـت . اسـلام دینی است که طرفدار (حدّ). است، طرفدار (تعزیر). است، یعنی دینی است که معتقد است مراحل و مراتبی می‌رسد که مجرم را جز تنبیه عملی، چیز دیگری بیدار نمی‌کند و از کار زشت باز نمی‌دارد... [۲۰۱].
این مرحله نیز درجه‌های گوناگونی دارد که بعضی از آن‌ها به قرار زیر است :
۱ ـ جـلوگـیـری مـستقیم از انجام گناه ؛ به وسیله حایل شدن میان شخص و گناه، دور کردن او از مجلس گناه، تصرف در ابزار گناه مانند ریختن شراب و ... .
۲ ـ جلوگیری از وارد شدن گناهکار به محلّ گناه .
۳ ـ سخت گرفتن بر گناهکار و در تنگنا قراردادن او و مانند این ها[۲۰۲].
البـتـه هـر یـک از ایـن درجـه هـا در صـورتـی بـایـد مـورد عمل قرار گیرد که جلوگیری از منکر و اقامه معروف به آن بستگی داشته باشد.

احکام انکار عملی

۱ ـ اگـر جـلوگـیـری از مـنـکـر، بـا فـاصـله انـداخـتـن بـیـن فـاعـل و مـنکر، امکان پذیر باشد،در صورتی که این اقدام محذور کمتری از کارهای دیگر دارد، باید به همین مقدار اکتفا کند[۲۰۳].
۲ ـ اگـر ایـن فـاصـله انـداخـتـن، مـسـتـلزم آن اسـت کـه در کـار فـاعـل دخـالتـی کـنـد. مـثل این که دست او را بگیرد، یا او را کنار بکشد. یا مستلزم آن است که در لوازم فـعـل مـنـکـر تـصـرفـی کـنـد، مـثـل ایـن کـه ظـرف شـراب را بـر دارد، یـا چـاقـو را بـه محل دیگری ببرد، این گونه از تصرفات، جایز، بلکه واجب است [۲۰۴].
۳ ـ اگـر بـرای جـلوگـیـری از مـنـکـر لازم اسـت کـه وارد خـانـه شـخـص خـلاف کـار شود، یا در امـوال او ـ مـثـل فرش و اثاث منزل ـ تصرف کند، چنان چه منکر از اهمیت خاصی برخوردار باشد مـثـل قـتـل نـفـس، مـانـعـی نـدارد، ولی در غـیـر ایـن گـونـه مـوارد، ایـن گـونـه تـصـرفـات اشکال دارد، اگرچه جواز بعضی از مراتب آن در بعضی از منکرات بعید نیست [۲۰۵].
۴ ـ اگـر جـلوگـیـری از مـنـکـر بـه وقـوع ضـرری بـر فـاعـل مـنـجـر شـود بـه طـوری کـه ایـن اضـرار لازمـه مـدافـعـه بـاشـد، مـثـل این که جام شراب یا چاقوی او بشکند، ناهی از منکر، ضامن نخواهد بود، ولی اگر از سوی انـجـام دهـنـده گـنـاه، بـه وی ضـرری وارد شـود، فـاعـل مـنـکـر ضـامـن و گـنـاهـکـار خـواهـد بود[۲۰۶]
۵ ـ اگـر آمـر و نـاهـی، ضـررهـایـی واردکـنـد کـه لازمـه جـلوگـیـری نـبـاشـد، مثل این که صندوقی را که آلات قمار در آن قرار دارد بشکند، کار حرامی مرتکب شده و ضامن است [۲۰۷].
۶ ـ اگـر در جـلوگـیـری از مـنـکـر از مـقـدار لازم تـجـاوز کـنـد و ضـرری مـتـوجـه فاعل منکر شود، ضامن خواهد بود و این زیاده روی حرام است [۲۰۸]

کیفیت اجرای امر به معروف و نهی از منکر

در زمـان حـاضر که حکومت جمهوری اسلامی بر کشور و ملت ما، سایه افکنده و می‌توان مواردی را کـه بـه اِعـمـال زور و قـدرت و تـصـرّف در مـال و جـان فـاعـل مـنـکر، نیاز دارد، به حکومت و مسؤ ولان نیروی انتظامی و دستگاه قضایی ارجاع داد، وظیفه مـردم ایـن اسـت کـه در امر و نهی خود به انکار قلبی و زبانی، بسنده کنند و موارد یاد شده را به مقامات مسؤ ول ارجاع دهند، تا آنان طبق قانون با افراد گناهکار و متخلف برخورد کنند، ولی در زمانی که طاغوت بر جامعه حکومت می‌کند بر مکلفان واجب است که با اجتماع شرایط، مراتب سـه گـانـه را بـه تـرتـیـب، مـراعـات کـنـنـد، تـا غـرض از امـر و نـهـی حاصل شود.
بـنـابـرایـن، مـسـائل و احکام مربوط به مرتبه انکار عملی که به اذن حاکم شرع و ولی فقیه مـشـروط شـده اسـت، بـه ارجـاع دادن مـوارد یـاد شـده بـه مـقـامـات مـسـؤ ول و دسـتـگـاه قـضایی حمل می‌شود. از این رو، اگر مکلف، در جامعه به منکراتی برخورد کند کـه جـلوگـیـری از آن بـه اعـمـال قـدرت، کـتـک زدن، حـبـس کـردن، مـجـروح کـردن و بـه قـتـل رسـانـدن تـوقـف دارد، مـراتـب را بـه مـقـامـات مـسـؤ ول گزارش دهد و در این زمینه، همکاری لازم را با آنان داشته باشد.
اینک، با توجه به این مطلب، به بیان چند نکته در توضیح بیشتر انکار عملی می‌پردازیم .

اذن در انکار عملی

چنان چه انکار عملی و استفاده از قدرت، به کتک زدن، زندانی کردن، زخمی یا کشته شدن و... بـینجامد، باید از مجتهد جامع الشرایط و حاکم شرع اجازه گرفته شود. همان طور که ذکر شد امـور مـربـوط بـه انـکـار عـمـلی در زمـان اسـتـقـرار حـکـومـت اسـلامـی بـه مـقـامـات مـسـؤ ول ارجاع داده می‌شود:
اسـتـفـتـاء ـ آیـا در مـواردی کـه راه جـلوگـیـری از وقـوع مـنـکـر مـنـحـصـر بـه ایـجـاد مـانـع بـین فـعـل حـرام و فـاعل آن و آن هم متوقّف بر کتک زدن وی یا زندانی کردن و سخت گفتن بر او و یا تـصـرف در اموال وی هر چند با تلف کردن آن باشد، می‌توان بدون کسب اجازه از حاکم، اقدام به آن از باب نهی از منکر نمود؟ جـواب ـ ایـن مـوضـوع حـالات و موارد مختلفی دارد، به طور کلی مراتب امر به معروف و نهی از مـنـکـر اگـر مـتـوقـف بـر تـصـرّف در نـفـس یـا مـال کـسـی کـه فـعـل حـرام را بـجـا آورده نـبـاشـد، احـتیاج به کسب اجازه از کسی ندارد، بلکه این مقدار بر همه مـکلفین واجب است . ولی مواردی که امر به معروف و نهی از منکر متوقف بر چیزی بیشتر از امر و نـهـی زبـانـی بـاشـد، اگـر در سـرزمینی باشد که دارای نظام و حکومت اسلامی است و به این فـریـضه اسلامی اهمیت می‌دهد، احتیاج به اذن حاکم و مسؤ ولین ذی ربط و پلیس محلی و دادگاه‌های صالح دارد[۲۰۹].
مسائل مربوط به اذن در انکار عملی به قرار زیر است :
۱ ـ اگـر مـطـلوب (جـلوگـیـری از گـنـاه). جـز بـا زدن و آسـیـب رسـانـدن حـاصـل نـشـود، بـا مـراعـات (اَلاْیـْسـَرُ فـَالاْیـْسَرُ). و (اَلاْسْهَلُ فَالاْسْهَلُ). (که ابتدا کمترین و آسانترین مرحله و در صورتی که مؤ ثر نشد به تدریج مرحله بالاتر را اجرا کند). جایز است و سزاوار است که از فقیه جامع الشرایط اجازه گرفته شود، بلکه در حبس کردن و ایجاد حَرَج و مشقّت و مانند آن نیز شایسته است اجازه بگیرد[۲۱۰].
۲ ـ چـنـانچه انکار، موجب مجروح یا کشته شدن شود، بدون اذن امام (ع). جایز نیست و در این زمان فقیه جامع الشرایط ـ با وجود شرایط ـ جای امام (ع). است [۲۱۱].

اقامه حدود در زمان غیبت

در زمـان غیبتِ ولیّ امر(ع).، نوّاب عام آن حضرت ـ یعنی فقهای جامع شرایط فتوا و قضاوت ـ در اجـرای امـور سـیـاسـی و هـر چـه کـه مـربـوط بـه امام (ع). است به جز جهاد ابتدایی جانشین آن حضرتند[۲۱۲].
بر نوّاب عامّ (آن حضرت). واجب کفایی است در صورتی که دستشان باز و ترسی از حکّام ظالم نباشد، به قدر ممکن و در صورت امکان، به امور فوق قیام نمایند[۲۱۳].

وظیفه مردم

بـر مـردم نـیـز واجب کفایی است که در صورت امکان، فقیهان را در اجرای امور سیاسی اسلام و غـیـر آن هـا از امـور حـسـبـیـّه [۲۱۴] کـه در زمـان غـیبت از مختصات آنان است، کمک کنند و در صورت عدم امکان به هر قدری که میسور و ممکن است (مساعدت نمایند.)[۲۱۵].

تصدّی امور از طرف حاکمان ستمگر

۱ ـ تـصـدی حـدود، قضاوت و مانند آن به نمایندگی از حاکم ستمگر، جایز نیست، تا چه رسد بـه اجـرای سیاسات (و تعزیرات). غیر شرعی، بنابراین، اگر از طرف او با اختیار متصدّی شود و موجبات ضمان را ایجاد کند، ضامن است و کارش، گناه کبیره است[۲۱۶]
۲ ـ اگر فقیه جامع الشرایط در اجرای حدود و تعزیرات، قضاوت و مانندآن، کاری را به جهت مـصـلحـتـی از طرف حاکم ستمگر، بپذیرد، جایز، بلکه بر او واجب است که حدود شرعی را اجرا کـنـد و بـرطـبق موازین شرعی قضاوت نماید و متصدی امور حسبیه شود و حق ندارد از حدود الهی تجاوز کند[۲۱۷]
۳ ـ اگر فقیه ببیند که پذیرش مسؤ ولیت از سوی ظالم، موجب اجرای حدود شرعی و سیاسات الهـی مـی بـاشـد، بـر او واجب است چنین پستی را بپذیرد، مگر این که پذیرش او مفسده بزرگ تری داشته باشد[۲۱۸].

آداب امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر، آداب ویژه‌ای دارد که مراعات کردن آن‌ها درجه تاءثیرگذاری امر و نـهـی را بـیـشـتـر کرده، موجبات ترویج نیکی‌ها، ریشه کنی مفاسد و هدایت مردم را فراهم می سـازد. خـلوص نـیـّت، عـامـل بـودن آمـر و نـاهـی، راءفـت و مـهـربـانـی، پرهیز از خودخواهی و خودستایی، مراعات مصلحت طرف مقابل، توجه به عیب‌های خود و... از جمله همین آداب است .
اینک به بیان دو مساءله در این باره می‌پردازیم .
۱ ـ آمر به معروف و ناهی از منکر در امر و نهی و مراتب انکار خود، سزاوار است که : الف ـ مانند پزشک معالج دلسوز و پدری مهربان، مصلحت افراد را مراعات کند.
ب ـ انکارش، لطف و رحمت (خاص برای شخص خلافکار و عام برای امّت). باشد.
ج ـ نیّت خود را فقط برای رضای خداوند بزرگ خالص کند.
د ـ امر و نهی خود را از آلودگی‌های هواهای نفسانی و اظهار بزرگی خالص نماید.
ه‍ ـ خـود را مـنـزّه و بـرتـر از گـنـاهـکـار نـبـیـنـد؛ زیـرا چـه بسا شخص گناهکار دارای صفات و اعـمـال نـیـکـی بـوده و بـه هـمـین جهت نزد خداوند محبوبتر باشد، هر چند که گناه او مورد بغض خداوند است و چه بسا آمر و ناهی عکس او باشد[۲۱۹].
۲ ـ از بـزرگ تـریـن مـصـادیـق امـر بـه مـعـروف و نهی از منکر، شریف‌ترین، دقیق‌ترین، مؤ ثـرتـریـن و دلنـشین‌ترین آن در قلب‌ها آن است که عهده دار امر به معروف و نهی از منکر، خود آراسته به نیکی‌ها ـ اعم از واجب و مستحب ـ بوده، از بدی‌ها ـ گناهان و حتی مکروهات ـ برکنار و دارای اخـلاق پـیـامـبـران و روحـانـیـون [اهـل مـعـنـویـت ] بـاشـد و از اخـلاق نـادانـان و اهـل دنـیا منزّه باشد، تا جایی که با عمل و رفتارش مردم را به نیکی‌ها ترغیب کند و از بدی‌ها بـاز دارد و مـردم از وی پـیـروی کـنـند، بخصوص اگر ارشاد کننده از علمای دین و رؤ سای مذهب بـاشـد؛ چـرا کـه اگـر خـدای نـکـرده بـرخـلاف ایـن باشد و مردم ببینند که عالم مدّعیِ جانشینی پـیـامبران و پیشوایی امت، به آنچه می‌گوید عمل نمی‌کند، موجب تضعیف عقیده آنها می‌گردد و جراءتشان را بر ارتکاب گناهان و بدگمانی شان را به پیشینیانِ صالح افزون می‌سازد.
بـنـابـرایـن، بـر عـلمـا و به ویژه رؤ سای مذهب است که از مواضع تهمت بپرهیزند که بزرگ‌ترین موضع تهمت، تقرّب جستن به سلاطین و رؤ سای ستمکار است[۲۲۰]
از کجا آغاز کنیم ؟
امر به معروف و نهی از منکر، فعالیت گسترده‌ای است که مرز نمی‌شناسد و در صورت فراهم شـدن شـرایـط آن باید نسبت به همه انجام گیرد. از این رو، چنان که گفتیم آمر و ناهی لزومی نـدارد کـه (عـادل). بـاشـد و هـمـچـنـیـن در آمـر و نـاهی شرط نیست که خود به آنچه امر می‌کند (عامل). و نسبت به آنچه نهی می‌کند (تارک). باشد[۲۲۱] ولی ادب امر به معروف و نـهـی از مـنـکـر اقـتـضـا مـی کند که انسان، در امر و نهی از راهش وارد شود، تا امر و نهی او در دیگران مؤ ثرتر و دلنشین تر باشد. بنابراین، اگر آمر و ناهی به ترتیب زیر وارد شود شایسته تر خواهد بود.
۱ ـ اصلاح خود
مـقـتـضـای ادب امر و نهی این است که آمر و ناهی در قدم نخست به اصلاح خودبپردازد. پس از آن به امر و نهی دیگران اقدام نماید. چنان که امیر مؤ منان (ع). می‌فرماید:
(وَانْهَوْا غَیْرَکُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تَناهَوا عَنْهُ، فَاِنَّما اُمِرْتُمْ بِالنَّهْیِ بَعْدَ التَّناهی). [۲۲۲]
دیـگـران را نـهـی از منکر کنید و خود نیز از آن بپرهیزید؛ زیرا شما پس از اجتناب خود (از منکر). به نهی از منکر ماءمور شده‌اید.
۲ ـ اصلاح خانواده و نزدیکان
شـایـسـتـه اسـت کـه آمـر و نـاهی پس از اصلاح خود، امر و نهی خود را از خانواده ونزدیکان خود شروع کند. در آیه‌ای از قرآن کریم می‌خوانیم :
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا)[۲۲۳].
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خود و خانواده تان را از آتش جهنّم حفظ کنید.
در روایـت اسـت کـه وقتی این آیه شریف نازل شد، یکی از مسلمانان می‌گریست ومی گفت : من از حـفـظ و نـجـات خـود عـاجـزم، چـگـونـه خـانـواده‌ام را از آتـش جـهـنـم حـفـظ کـنـم ؟ رسول خدا(ص). به او فرمود:
آنچه را برای خود می‌خواهی، به آن‌ها امر کن و آنچه را که از خود دور می‌داری آن‌ها را نیز از آن نهی کن [۲۲۴].
در روایتی دیگر ابو بصیر از امام صادق (ع). پرسید: چگونه می‌توانم طبق این آیه، خانواده‌ام را از آتش حفظ کنم ؟ حضرت پاسخ داد:
آن هـا را بـه اوامـر الهـی فـراخـوان و از نـواهـی اش بـاز دار. در ایـن صورت اگر از تو اطاعت کـردنـد آن هـا را حفظ کرده‌ای و اگر اعتنایی به امر و نهی تو نکردند، تکلیف خود را نسبت به آنان انجام داده‌ای[۲۲۵].
در ایـن جـا بـه بـعـضـی از اسـتـفتاءاتی که دربارهٔ امر و نهی خانواده و نزدیکان از محضر امام خمینی (ره). شده، می‌پردازیم .
۱ ـ ... هـمـسـرم زیاد به مسائل دینی اهمیّت نمی‌دهد و بعضی اوقات پس از خیلی سر و صدا یک دفعه نماز می‌خواند و چند دفعه نمی‌خواند... وظیفه من چیست ؟ آیا خوردن غذایی که او درست می کـنـد از نـظـر شـرعـی جـایـز اسـت ؟ آیـا در ایـن مـورد، در روز قـیـامـت، مـن مـسـؤ ول نیستم ؟ آیا در اثر بی توجهی او به دین، باید او را طلاق داد؟ جـواب ـ اگـر مـنکر خدا یا رسول یا یکی از ضروریات دین نیست پاک است و باید او را امر به مـعـروف کـنـیـد و اگر مؤ ثر نباشد شما معذور هستید و لازم نیست طلاق دهید و اختیار طلاق در دست خود شماست [۲۲۶].
۲ ـ اگـر زنـی در زنـدگـی اوّلاً اطـاعـت از شـوهـر نـکـرد. ثـانـیـاً بـرای شـوهـرش ارزش قـائل نـبـود. ثالثاً اسرار زندگی را در همه جا فاش نمود. رابعاً در زندگی مرتب دروغ گفت تکلیف مرد از نظر شرعی با چنین زنی چیست ؟ جواب ـ باید او را امر به معروف و نهی از منکر نمایید.
۳ ـ زنـی که به مسائل شرعی مثل نماز و دیگر مسائل بی اهمیت باشد. بخصوص نماز صبح را هیچ گاه بپا نمی‌دارد، وظیفه شرعی شوهر او چیست ؟ جواب ـ باید او را امر به معروف نمایید و به خواندن نماز وادارش کنید[۲۲۷].
۴ ـ ... پـدری دارم کـه خـوش اخـلاق نـیست ... در حق خانواده خود ظلم روا می‌دارد و... نمی‌دانم چه کنم ؟ جـواب ـ حـفـظ احـتـرام والدیـن و مـراعـات ادب در صـحبت با آنان لازم است و در موارد لزوم امر به معروف و نهی از منکر، اگر ماءیوس از تاءثیر باشید تکلیف ساقط است [۲۲۸].
۵ ـ آیـا انـسـان مـی تـوانـد از نـظـر شـرعـی با خویشاوندانی که بی تقوا و بی نماز و ضد انقلاب اند از قبیل پدر، مادر، خواهر و غیره قطع رحم نماید؟ جـواب ـ قـطـع رحم جایز نیست، ولی باید آن‌ها را با مراعات موازین، امر به معروف و نهی از منکر نمایند[۲۲۹].
۶ ـ اگـر ارحـام انسان مرتکب فسق علنی شوند به طوری که معاشرت با آن‌ها انسان را نیز در معرض گناه قرار دهد، آیا باز هم معاشرت با آنان واجب است ؟ جواب ـ باید سعی کند در گناه واقع نشود، بلکه آنان را ارشاد نماید[۲۳۰].
۷ ـ بـنـده دارای چـهـار پـسـر عـمـو و یـک دخـتـر عـمـو مـی بـاشـم کـه بـه طـور کـلی اهـل عـبـادت نـیـستند که هیچ، اکثر درآمد آن‌ها از قمار و خرید و فروش مواد مخدّر می‌باشد و به مقدّسات مکتب من نیز توهین می‌کنند و... آیا من می‌توانم با ایشان آمد و رفت نمایم ؟ جواب ـ قطع رحم نکنید و تا می‌توانید آن‌ها را ارشاد نمایید[۲۳۱].

فهرست منابع

قرآن کریم
نهج البلاغه (فیض الاسلام).
آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، الزحیلی، دارالفکر، دمشق .
اجـوبـه الاسـتـفـتـاءات، آیـه الله العـظـمـی خـامـنـه‌ای، دار النـّبـاء، چـاپ اول .
استفتاءات از محضر امام خمینی (ره)، دفتر انتشارات اسلامی .
استفتاءات از محضر مقام معظم رهبری، جزوه شماره ۲، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه .
بحارالانوار، علاّمه مجلسی، چاپ ایران .
پـرتـو خـورشـیـد، سخنان امام (ره). پیرامون دفاع، مرکز مطالعات و پژوهش‌های نیروی مقاومت بسیج .
پـیـرامـون جـمـهـوری اسـلامـی، شـهـیـد مـرتـضـی مـطـهـری، صـدرا، چـاپ اول .
تحریرالاحکام، علامه حلّی، چاپ سنگی .
تحریرالوسیله، امام خمینی (ره)، نجف .
تحف العقول، ابن شعبه حرّانی، مؤ سسه النشر الاسلامی .
تذکره الفقهاء، علامه حلّی، مکتبه المرتضویه لا حیاء الا ثار الجعفریه .
تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر، دارالمعرفه ـ بیروت .
توضیح المسائل، امام خمینی (ره)، انتشارات آستان قدس رضوی .
جامع الاحادیث، مرحوم بروجردی (ره)، مدینه العلم آیه الله خویی .
جامع الشتات، میرزای قمی، انتشارات کیهان .
جواهرالکلام، شیخ محمدحسن نجفی، دار احیاء التراث العربی .
حدیث ولایت، مجموعه رهنمودهای مقام معظّم رهبری .
حماسه حسینی، شهید مرتضی مطهری، انتشارات صدرا.
روزنامه جمهوری اسلامی، سال 71.
سپاه از دیدگاه مقام معظم رهبری، مرکز تحقیقات اسلامی، چاپ دوم .
سلسله الینابیع الفقهیه، علی اصغر مروارید، مؤ سسه فقه الشیعه .
(۳۸۰). استفتاء جدید از امام امت، نشر فرهنگ اهل بیت (ع)..
سـیـمـای زن در کـلام امـام خـمـیـنـی، وزارت ارشـاد اسـلامـی، چـاپ اول (1364)..
شرح لمعه، زین الدین بن علی العاملی، (شهید ثانی)، علمیه، قم .
صحیفه نور، وزارت ارشاد اسلامی .
الطبقات الکبری، ابن سعد، چاپ دار صادر، بیروت .
فرهنگ معارف اسلامی، دکتر سید جعفر سجادی، نشر کومش، چاپ سوّم .
فـقـه الامـام جـعـفـر الصـادق (ع).، مـحـمـدجـواد مـغـنـیـه، بـیـروت، چـاپ اول .
فقه سیاسی اسلام، محمدصالح الظالمی، ترجمه رضا رجب زاده، نشر پیام آزادی .
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران .
کافی، ثقه الاسلام کلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران .
کشف الغطاء، شیخ جعفر کاشف الغطاء.
لغت نامه، علی اکبر دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران .
مجله پاسدار اسلام، سال ۱۱، شماره 129.
مجمع البیان، طبرسی، چاپ ایران .
مـجـمـوعـه مـصـاحـبـه هـای رهـبـر انـقـلاب اسـلامـی در دوران ریـاسـت جـمـهـوری، سال 64.
مسالک الافهام، شهید ثانی، مؤ سسه المعارف الاسلامیه .
مستدرک الوسائل، محدّث نوری، بیروت .
مغازی، واقدی، مؤ سسه اعلمی، بیروت .
مفردات، راغب اصفهانی، بیروت .
مکارم الاخلاق، طبرسی، اعلمی، بیروت .
المنجد فی اللغه، لویس معلوف، اسماعیلیان .
مـنـشـور انـقـلاب، پـیـام امـام بـه حـجـّاج بـیـت الله الحـرام در سال ۱۳۶۶، آستان قدس رضوی .
المیزان، علاّمه طباطبایی، دفتر انتشارات اسلامی .
نظام حقوق زن در اسلام، شهید مرتضی مطهری، صدرا، چاپ هشتم .
نورالثقلین، حویزی، علمیه، قم .
وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، دار احیاء التراث العربی، بیروت .

پانویس

  1. ر. ک : جواهرالکلام، شیخ محمدحسن نجفی، ج 21، ص 18؛ تذکره الفقها، علامه حلی، ج 1، ص 406
  2. المنجد، لویس معلوف، واژه دفع
  3. فرهنگ معارف اسلامی، سید جعفر سجادی، ج 2، ص 325 (با اندکی تصرّف)
  4. بقره (2).، آیه 251
  5. حجّ (22).، آیه 40
  6. همان، آیه 39
  7. ر. ک : کشف الغطا، شیخ جعفر کاشف الغطا، ص 407
  8. جامع الشتات، میرزای قمی، ج 1، ص 383
  9. تحریرالوسیله، امام خمینی (ره)، ج 1، ص 445
  10. تحریرالوسیله، امام خمینی (ره)، ج 1، ص 445
  11. صحیفه نور، ج 12، ص 44
  12. استفتاءات از محضر امام خمینی (ره)، ج 1، ص 515
  13. همان، ص 492
  14. همان، ص 493
  15. همان، ص 493
  16. بقره (2).، آیه 190
  17. ر. ک : کافی، ج 5، ص 27
  18. المیزان، ج 4، ص 164
  19. حدیث ولایت، مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری، ج 3، ص 296
  20. سپاه از دیدگاه مقام معظم رهبری، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه، ص 114
  21. انفال (8).، آیه 60
  22. انفال (8).، آیه 60
  23. صحیفه نور، ج 19، ص 280
  24. همان، ج 10، ص 239
  25. استفتاءات، ج 1، ص 502
  26. استفتاءات، ج 1، ص 502
  27. شرح لمعه، شهید ثانی، ج 1، ص 436
  28. آل عمران (3).، آیه 200
  29. مستدرک الوسائل، ج 11، ص 28
  30. مستدرک الوسائل، ج 11، ص 25
  31. مستدرک الوسائل، ج 11، ص 25
  32. تذکره الفقها، علامه حلّی، ج 1، ص 405
  33. نهج البلاغه، فیض الاسلام، حکمت 131، ص 1152
  34. وسائل الشیعه، ج 11، ص 15
  35. مکارم الاخلاق، طبرسی، ص 234
  36. همان، ص 201
  37. مسالک الافهام، شهید ثانی، ج 1، ص 148
  38. تحریرالاحکام، علامه حلّی، ج 1، ص 132
  39. استفتاءات، ج 1، ص 503
  40. سیمای زن در کلام امام خمینی (ره)، ص 150
  41. پیرامون جمهوری اسلامی، شهید مطهری (ره)، ص 63
  42. ر. ک : توضیح المسائل، امام خمینی، م 2826 2827
  43. ر. ک : همان، م 2830
  44. ر. ک : تحریرالوسیله، ج 1، ص 486 487، م 5 و 10
  45. ر. ک : همان، ص 486، م 5
  46. پیرامون جمهوری اسلامی، ص 63 64
  47. توبه (9).، آیه 81
  48. ر. ک : استفتاءات، ج 1، ص 492
  49. همان، ص 494
  50. همان، ص 500
  51. تحریرالوسیله، ج 1، ص 249
  52. نورالثقلین، حویزی، ج 2، ص 138
  53. شرح لمعه، شهید ثانی، ج 2، ص 391
  54. استفتاءات، ج 1، ص 516
  55. 380 استفتاء جدید از امام امت، ص 64
  56. انفال (8).، آیه 70
  57. تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر، ج 4، ص 455
  58. بحارالانوار، ج 100، ص 33
  59. کافی، ج 5، ص 35
  60. صحیفه نور، ج 16، ص 102
  61. همان، ص 160
  62. همان، ص 160
  63. استفتاءات، ج 1، ص 513
  64. همان، ص 512
  65. همان، ص 511
  66. نساء (4).، آیه 141
  67. توضیح المسائل، مساءله 2829
  68. توضیح المسائل، مساءله 2830
  69. همان، مساءله 2832
  70. همان، مساءله 2833
  71. همان، مساءله 2834
  72. تحریرالوسیله، ج 1، ص 446، مساءله
  73. قانون اساسی جمهوری اسلامی، اصل 18
  74. ر. ک : توضیح المسائل، مسائل 2829 2830 و 2832 2834
  75. نساء (4).، آیه 89
  76. مجموعه مصاحبه های رهبر انقلاب اسلامی در دوران ریاست جمهوری، سال 64، ص 336
  77. ر. ک . منشور انقلاب (پیام امام به حجاج بیت الله الحرام در سال 66، ص 8
  78. تحریرالوسیله، ج 1، ص 486، مساءله 5
  79. استفتاءات از محضر مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)، جزوه شماره 2، ص 36
  80. همان، ص 31
  81. همان، ص 30
  82. استفتاءات از محضر مقام معظم رهبری، (مدّ ظله العالی)، جزوه شماره 2، ص 35 36
  83. استفتاءات، ج 2، ص 40
  84. همان، ص 41
  85. استفتاءات از محضر مقام معظم رهبری، (مد ظله العالی)، جزوه شماره 2، ص 33
  86. استفتاءات از محضر مقام معظم رهبری، (مد ظله العالی)، جزوه شماره 2، ص 29
  87. استفتاءات از محضر مقام معظم رهبری، (مد ظله العالی)، جزوه شماره 2، ص 29
  88. استفتاءات از محضر مقام معظم رهبری، (مد ظله العالی)، جزوه شماره 2، ص 29
  89. استفتاءات از محضر مقام معظم رهبری، (مد ظله العالی)، جزوه شماره 2، ص 29
  90. استفتاءات از محضر مقام معظم رهبری، (مد ظله العالی)، جزوه شماره 2، ص 29
  91. تحف العقول، ابن شعبه حرّانی، ص 31
  92. همان، ص 57
  93. ر.ک : مائده (5).، آیه 32
  94. انعام (6).، آیه 151
  95. تحریر الوسیله، ج 1، ص 487، مساءله 2
  96. همان، ص 488، مساءله 10
  97. همان، ص 489، مساءله 12
  98. همان، مساءله 3
  99. نساء(4).، آیات 29 30
  100. وسائل الشیعه، ج 19، ص 13
  101. تحریر الوسیله، ج 1، ص 487، مساءله 1
  102. همان، ص 488، مساءله 5
  103. همان، ص 490، مساءله 25
  104. همان، مساءله 22
  105. همان، مساءله 22
  106. همان، ص 488، مساءله 10
  107. ر.ک . المنجد، واژه حرم ؛ لغت نامه، علی اکبر دهخدا، واژه حرم
  108. اسراء(17).، آیه 32
  109. تحریر الوسیله، ج 1، ص 487، مساءله 4
  110. مراحل دفاع را در صفحات بعد توضیح می‌دهیم
  111. تحریر الوسیله، ج 1، ص 491، مساءله 27
  112. همان، مساءله 28
  113. همان، مساءله 29
  114. نور(24).، آیه 30
  115. بحارالانوار، ج 104، ص 37
  116. عورات جمع عورت و منظور از آن چیزهایی است که مردم از آشکار کردن آن شرم دارند و خوش ندارند کسی از آن اطلاع پیدا کند
  117. تحریرالوسیله، ج 1،ص 491،مساءله 30
  118. همان، مساءله 31
  119. تحریر الوسیله، ج 2، ص 492، مساءله 34
  120. همان، ج 1، مساءله 38
  121. همان، ج 2، ص 474،مساءله 1
  122. همان، ص 473، مساءله 8
  123. تحریرالوسیله، ج 1، ص 488، مساءله 6
  124. مفردات، واژه (عرف). و (نکر)..
  125. ـ آل عمران (3).، آیه 104
  126. همان، آیه 110
  127. تحریر الوسیله، ج 1، ص 462
  128. همان، ص 463، مساءله 1
  129. همان، ص 464، م 3 (اقتباس
  130. اجوبه الاستفتاءات، آیه اللّه العظمی خامنه‌ای، ج 1، ص 334، دار النباء (اقتباس
  131. تـوضـیـح المـسـائل، مساءله 2787
  132. ـ ر.ک : جواهر الکلام، ج 21، ص 359
  133. تحریر الوسیله، ج 1، ص 464، مساءله 3
  134. همان، مساءله 4
  135. همان، ص 464، مساءله 5
  136. تحریر الوسیله، ج 1، ص 464، مساءله 6
  137. همان، مساءله 7
  138. همان، مساءله 9
  139. همان، مساءله 11
  140. همان، ص 465، مساءله 12
  141. همان، مساءله 13
  142. تحریرالوسیله، ج 1، ص 465
  143. حماسه حسینی، شهید مطهری (ره)، ج 2، ص 77
  144. پاسدار اسلام، سال 11، شماره 129، ص 17
  145. ـ تحریرالوسیله، ج 1، ص 467، مساءله 8
  146. تحریرالوسیله، ج 1، ص 466، مساءله 1
  147. تحریرالوسیله، ج 1، ص 466، مساءله 1
  148. مثل کسی که از روی بی اطلاعی از وجوب نماز آیات، آن را ترک کرده است
  149. همان، مساءله 3
  150. مثل آن که می‌داند غنا حرام است، ولی نمی‌داند این صدایی که می‌شنود غناست و به آن گوش می‌دهد. یا می‌داند شراب حرام است، ولی نمی‌داند مایعی که می‌نوشد شراب است
  151. همان، مساءله 4
  152. ـ تحریرالوسیله، ج 1، ص 467
  153. همان، مساءله 3.
  154. همان، مساءله 5
  155. همان، ص 468، مساءله 10
  156. تحریرالوسیله، ج 1، مساءله 6
  157. همان، ص 468 ـ 469، مسائل 7 و 12
  158. همان، ص 468، مساءله 9
  159. ـ همان، ص 467، مساءله 1
  160. همان، ص 468، مساءله 8
  161. همان، ص 469، مساءله 13
  162. ـ تحریرالوسیله، ج 1، ص 470، مساءله 4
  163. همان، قبل از مساءله 1
  164. همان، مساءله 5
  165. تحریر الوسیله، ج 1، ص 470، مساءله 1
  166. تحریر الوسیله، ج 1، ص 470، مساءله 1
  167. همان، مساءله 2
  168. همان، مساءله 6.
  169. همان، ص 472، مساءله 1
  170. (قـاعـده اهمّ و مهمّ). قاعده‌ای است که در مقام مزاحمت مصلحت‌ها با یکدیگر از آن استفاده مـی شـود و بـر اسـاس آن، درجـه اهـمـّیـت مصلحت‌ها سنجیده می‌شود و مصلحت مهم تر انتخاب می‌گردد. ر.ک : نظام حقوق زن در اسلام، شهید مطهری، ص 103، انتشارات صدرا، چاپ هشتم
  171. مـنـظـور از آن، امـوری اسـت کـه جنبه فردی دارد و انجام یا ترک آن اثر مستقیمی بر کیان اسلام و حوزه اسلامی ندارد
  172. فقه الامام جعفر الصادق، محمد جواد مغنیه، ج 2، ص 284
  173. فقه سیاسی اسلام، محمد صالح الظالمی، ترجمه رضا رجب زاده، ص 108
  174. تحریرالوسیله، ج 1، ص 472، مسائل 1 ـ 2
  175. همان، مساءله 4
  176. همان، مساءله 5
  177. همان، مساءله 6
  178. ـ توضیح المسائل، مساءله 2793
  179. ـ همان، مساءله 2797
  180. تحریرالوسیله، ج 1، ص 475، مساءله 20
  181. ـ وسائل الشیعه، ج 11، ص 404
  182. همان، ص 403
  183. ـ ر.ک : تـحـریـر الوسـیـله، ج 1، ص 477، مسائل 7 ـ 8
  184. جواهر الکلام، ج 21، ص 376
  185. تحریرالوسیله، ج 1، ص 476
  186. حماسه حسینی، ج 2، ص 94
  187. توضیح المسائل، مساءله 2806
  188. همان، مساءله 2807
  189. توضیح المسائل، مساءله 2808 189 ـ توضیح المسائل، مساءله 2809
  190. ـ همان، مساءله 2810
  191. همان، مساءله 2811
  192. همان، مساءله 2812
  193. ر. ک : تحریرالوسیله، ج 1، ص 478
  194. همان، ص 477، مساءله 1
  195. همان، ص 478، مساءله 2
  196. تحریرالوسیله، ج 1، ص 478، مساءله 3
  197. همان، مساءله 4
  198. همان، مساءله 5.
  199. همان، مساءله 6.
  200. همان، مساءله 6.
  201. حماسه حسینی، ج 2، ص 96
  202. ر. ک : تحریرالوسیله، ج 1، ص 480 ـ 481
  203. ـ همان، مساءله 2
  204. ـ تحریرالوسیله، ج 1، ص 480، مساءله 4
  205. ـ تحریرالوسیله، ج 1، ص 480، مساءله 4
  206. همان، مساءله 5
  207. همان، مساءله 6
  208. همان، مساءله 7.
  209. رساله اجوبه الاستفتائات (ترجمه فارسی)، ص 327 ـ 328
  210. تحریرالوسیله، ج 1، ص 481، مساءله 10
  211. همان، مساءله 11
  212. تحریرالوسیله، ج 1، ص 482، مساءله 2
  213. همان، ص 483، مساءله 3
  214. امور حسبیه، تکالیف یا وظایفی است که می‌دانیم شارع مقدس، هرگز به ترک آن‌ها راضـی نـیـسـت و چـنان چه کسی به انجام آن اقدام نکند برخلاف نظر شارع بر زمین خواهد ماند (مکاسب، شیخ انصاری، ص 152.). 214 ـ همان، مساءله 4
  215. امور حسبیه، تکالیف یا وظایفی است که می‌دانیم شارع مقدس، هرگز به ترک آن‌ها راضـی نـیـسـت و چـنان چه کسی به انجام آن اقدام نکند برخلاف نظر شارع بر زمین خواهد ماند (مکاسب، شیخ انصاری، ص 152.). 214 ـ همان، مساءله 4
  216. امور حسبیه، تکالیف یا وظایفی است که می‌دانیم شارع مقدس، هرگز به ترک آن‌ها راضـی نـیـسـت و چـنان چه کسی به انجام آن اقدام نکند برخلاف نظر شارع بر زمین خواهد ماند (مکاسب، شیخ انصاری، ص 152.). 214 ـ همان، مساءله 4
  217. تحریرالوسیله، ج 1، ص 483، مساءله 7.
  218. همان، مساءله 8
  219. ـ تحریرالوسیله، ج 1، ص 481، مساءله 14
  220. تحریرالوسیله، ج 1، ص 482، مساءله 15
  221. همان، ص 475، مساءله 20
  222. نهج البلاغه، خطبه 104، ص 312
  223. ـ تحریم (66)، آیه 6
  224. ـ وسائل الشیعه، ج 11، ص 418
  225. ـ وسائل الشیعه، ج 11، ص 418
  226. ـ استفتاءات، ج 1، ص 487، س 15
  227. ـ همان، س 16
  228. همان، ص 488، س 20
  229. استفتاءات، ج 1، ص 488، س 18
  230. ـ همان، س 19
  231. همان، ص 486 ـ س 13
منبع: کتابخانه دبجیتال تبیان- تاریخ برداشت :94/11/29