فرهنگ مصادیق:نفاق چیست؟: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
جز (Golafshan صفحهٔ نفاق چیست؟ را به فرهنگ مصادیق:نفاق چیست؟ منتقل کرد)
 
(بدون تفاوت)

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۵۸

نفاق چیست؟

نفاق چیست؟

نفاق یعنی دو چهرگی؛ این که انسان جوری باشد و طور دیگری ارائه دهد.

این خصلت گرچه یک خصلت نبایستی و مذموم است ولی در عین حال ناشی از کمال انسان است. یعنی از آنجا که انسان در میان حیوانات موجود تکامل یافته تر است، لذا قدرت بر تصنع و ظاهرسازی دارد، حیوانات دیگر معمولا و اکثرا قدرت نفاق ندارند. تنها بعضی از حیوانات که از نظر هوش اندکی کاملترند گاهی تا حدودی توانائی تصنع دارند.

مثلا هیچگاه مرغ و یا چهارپایانی از قبیل اسب و یا الاغ نمی‌توانند چنین کاری کنند، ولی گربه در یک حدی می‌تواند و لذا در هنگام شکار موش و یا گنجشک از این قدرت استفاده کرده و با مخفی نمودن خود طعمه خویش را بدست می‌آورد. روباه نیز چنین است و لذا ضرب کارانه به مقاصد خویش دست می‌یابد.

ولی هیچ حیوانی مانند انسان قدرت تصنع ندارد و برای این کار تعبیرات ادبی گوناگونی بکار می‌برد. دو دوزه بازی، جوفروشی و گندم نمائی جملاتی است که همین معنا را می‌رساند و یا اینکه می‌گویند فلان کس، با گرگ دنبه می‌خورد و با چوپان گریه می‌کند!

اینکه گفتم نفاق ناشی از تکامل انسان است دلیلش ین است که هرچه انسان بدوی تر است نفاقش کمتر است. کودک در کودکی نفاق ندارد و لذا در مجلسی که نشسته است هر غذائی که به او پیشنهاد می‌کنند در صورتیکه تمایل داشته باشد مصرف می‌کند و حتی اگر رغبت داشته باشد قبل از تعارف دیگران با گریه کردن اظهار تمایل می‌نماید. ولی آدم بزرگ در یک مجلس که قرار می‌گیرد با وجودیکه تمایل شدید به غذاهای موجود دارد ولی وقتی به او تعارف می‌شود می گوید میل ندارم. این دروغ را بچه نمی‌گوید.

انسان هرچه از نظر تمدن پیش می‌رود قدرت نفاق بیشتری می‌یابد. بشر هزار سال قبل یکصدم نفاق بشر امروز را نداشت.

آیا توجه دارید که بسیاری از الفاظی که امروز رائج است الفاظ منافقانه است؟! مثلا کلمه «استعمار» که در اصل لغت بسیاری کلمه خوبی است، چنانکه قرآن هم آنرا به صورت معنای اصلی استعمال فرموده است: هو الذی انشاء کم من الارض و استعمرکم فیها فاستغفروه [۱]

خدا همان کسی است که شما را از زمین بوجود آورد و شما را در زمین استعمار کرد.

استعمار از باب استفعال است و از ماده عمران گرفته شده است. یعنی از شما طلب کرده عمران زمین را. شما را خلق کرده در روی زمین، و مکلف کرده است که زمین را عمران و آباد کنید. پس استعمار یعنی بدنبال آبادی رفتن.

کشورهای استعمارگر هر جا که می‌رفتند نمی گفتند ما آمده‌ایم منافع شما را بچاپیم و منابع زیر زمینی شما را ببریم. بلکه می‌گفتند ما آمده‌ایم سرزمین شما را آباد سازیم و به ظاهر هم همین کارها را هم می‌کردند مثلا یکی دو تا جاده هم می‌کشیدند. ولی هزار برابر آنچه که برای مردم کار می‌کردند از منافع آنها می‌بردند. و بدین وسیله مردم آن کشورها را بنده خویش می‌ساختند پس استعمار یک لغت منافقانه است، یعنی در عین این که معنی درستی دارد ولی به صورت واقعی بکار نمی‌رود.

مبلغین مسیحی که در اصطلاح آنان را مبشرین می‌گویند پیشقراولان استعمار بودند یعنی همیشه پای استعمار را آنها به کشورهای استعمارزده باز می‌کردند یعنی اول بصورت یک نفر مبلغ مذهب وارد این کشورها شده و آنان را به اوصاف عیسای مسیح و مادرش مریم عذرا، سرگرم می‌ساختند ولی پس از مدتی مردم می‌دیدند که در زیر این سرپوش‌های مذهبی تمام سرمایه‌های مادی آنان رفته است.

یکی از افریقائیها گفته است روزی که اروپائیها به کشورهای ما آمدند ما زمین داشتیم و آنها انجیل بدست داشتند ولی پس از گذشتن ۴۰ - ۵۰ سال دیدیم انجیل دردست ما مانده است و زمینها در دست آنان است!! این است معنای نفاق! و البته این که قرآن راجع به منافقین زیاد سخن می‌گوید، در حقیقت هشداری است به مسلمانان که همواره بایستی مواظب منافقین باشند و فریب آنها را نخورند زیرا منافق اختصاص به صدر اسلام ندارد، در هر زمانی کنافق وجود دارد که در میان صفوف مسلمانان رخنه می‌کنند و تظاهر به اسلام می‌نمایند و از شت خنجر می‌زنند.

اصطلاح ستون پنجم را شاید شنیده باشید، گویا در جنگ بین الملی اول یکی از ارتشها چهار ستون علنی داشت که با اسلحه گرم به دشمن حمله می‌کرد. ولی گروهی را نیز قبلا بداخل ارتش مخالف فرستاده بودند که آنان را اغفال می‌کردند و چنانکه می‌گویند پیش از چهار ستون علنی، این ستون مخفیانه کار می‌کرد. نام آنها را ستون پنجم گذاشته‌اند. که در داخل صفوف تظاهر به محبت می‌کنند ولی در باطن به نفع گروه خودشان درکارند.

قرآن می‌گوید:

همیشه خطر ستون پنجم حامعه مسلمانان را تهدید می‌کند، کسانیکه می‌گویند: آمنا بالله و بالیوم الاخر و ماهم بمؤمنین. ما ایمان به خداوند و به روز قیامت آورده‌ایم ولی دروغ می‌گویند.

پانویس

  1. (هود 61).
منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه - تاریخ برداشت: 95/05/07
بازگشت به نفاق و دو رویی