فرهنگ مصادیق:دریافت حق السکوت: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(پانویس)
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
سطر ۱۴: سطر ۱۴:
 
|-
 
|-
 
|}
 
|}
<p class="relatesubject">موضوعات مرتبط</p>
+
<p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p>
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۵۵: سطر ۵۵:
 
|-
 
|-
 
|}
 
|}
<p class="relatesites">پایگاه‌های اینترنتی مرتبط</p>
+
 
{| class="wikitable"
+
|-
+
! ردیف !! عنوان
+
|-
+
|}
+
 
</div>
 
</div>
  
 
== معاویه و دادن حق السکوت! ==
 
== معاویه و دادن حق السکوت! ==
عبد الله بن زبیر از معاویه حق السکوت می گیرد!<br/>
+
عبد الله بن زبیر از معاویه حق السکوت می‌گیرد!<br/>
وَقَالَ ابْنُ أَبِی الدُّنْیَا: أَخْبَرَنِی عُمَرُ بْنُ بُکَیْرٍ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ مجاهد بن عروه قال: سأل ابن الزُّبَیْرِ مُعَاوِیَهَ شَیْئًا فَمَنَعَهُ، فَقَالَ: وَاللَّهِ مَا أَجْهَلُ أَنْ أَلْزَمَ هَذِهِ الْبَنِیَّهَ فَلَا أَشْتُمُ لک عرضاً ولا أقصم لک حسباً، ولکنی أسدل عماتی مِنْ بَیْنِ یَدَیَّ ذِرَاعًا، وَمِنْ خَلْفِی ذِرَاعًا فِی طَرِیقِ أَهْلِ الشَّامِ وَأَذْکُرُ سِیرَهَ أَبِی بَکْرٍ الصِّدِّیقِ وَعُمَرَ فَیَقُولُ النَّاسُ: مَنْ هَذَا؟ فَیَقُولُونَ ابْنُ حَوَارِیِّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَابْنُ بِنْتِ الصِّدِّیقِ، فَقَالَ مُعَاوِیَهُ: حسبک بهذا شرفاً، ثُمَّ قَالَ: هَاتِ حَوَائِجَکَ.<ref>ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفاى774هـ)، البدایه والنهایه، ج8، ص338، ناشر: مکتبه المعارف - بیروت</ref>.<br/>
+
وَقَالَ ابْنُ أَبِی الدُّنْیَا: أَخْبَرَنِی عُمَرُ بْنُ بُکَیْرٍ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ مجاهد بن عروه قال: سأل ابن الزُّبَیْرِ مُعَاوِیَهَ شَیْئًا فَمَنَعَهُ، فَقَالَ: وَاللَّهِ مَا أَجْهَلُ أَنْ أَلْزَمَ هَذِهِ الْبَنِیَّهَ فَلَا أَشْتُمُ لک عرضاً ولا أقصم لک حسباً، ولکنی أسدل عماتی مِنْ بَیْنِ یَدَیَّ ذِرَاعًا، وَمِنْ خَلْفِی ذِرَاعًا فِی طَرِیقِ أَهْلِ الشَّامِ وَأَذْکُرُ سِیرَهَ أَبِی بَکْرٍ الصِّدِّیقِ وَعُمَرَ فَیَقُولُ النَّاسُ: مَنْ هَذَا؟ فَیَقُولُونَ ابْنُ حَوَارِیِّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَابْنُ بِنْتِ الصِّدِّیقِ، فَقَالَ مُعَاوِیَهُ: حسبک بهذا شرفاً، ثُمَّ قَالَ: هَاتِ حَوَائِجَکَ.<ref>ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفای774هـ)، البدایه والنهایه، ج8، ص338، ناشر: مکتبه المعارف - بیروت</ref>.<br/>
عبد الله بن زبیر چیزى از معاویه خواست، اما به او نداد؛ عبد الله بن زبیر گفت: اى معاویه! (گمان نکن) که من بلد نیستم در این ساختمان ها ساکن شوم ْ، و به تو دشنام ندهم و آبروى تو را نبرم، ولى من عمامه خود را از جلو و از پشت سر خویش رها کرده و در راه اهل شام مى نشینم، و سیره ابوبکر و عمر را خواهم گفت!(تا مردم بدانند سیره تو با سیره ابوبکر و عمر فرق مى کند)
+
عبد الله بن زبیر چیزی از معاویه خواست، اما به او نداد؛ عبد الله بن زبیر گفت: ای معاویه! (گمان نکن) که من بلد نیستم در این ساختمان‌ها ساکن شوم ْ، و به تو دشنام ندهم و آبروی تو را نبرم، ولی من عمامه خود را از جلو و از پشت سر خویش رها کرده و در راه اهل شام می‌نشینم، و سیره ابوبکر و عمر را خواهم گفت! (تا مردم بدانند سیره تو با سیره ابوبکر و عمر فرق می‌کند) مردم نیز می‌گویند: این چه کسی است؟ می‌گویند پسر حواری رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و پسر دختر ابوبکر! معاویه گفت: همین مقدار شرف برای تو کافی است! هر حاجتی داری بیاور!
مردم نیز مى گویند: این چه کسى است ؟ مى گویند پسر حوارى رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و پسر دختر ابوبکر! معاویه گفت: همین مقدار شرف براى تو کافى است! هر حاجتى دارى بیاور!
+
  
== بدعت های معاویه ==
+
== بدعت‌های معاویه ==
228- الْمَدَائِنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُجَاهِدٍ عَنْ هِشَامِ بن عُرْوَهَ قَالَ: سَأَلَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الزُّبَیْرَ مُعَاوِیَهَ حَوَائِجَ فَمَنَعَهُ فَقَالَ: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، أَوْ یَا مُعَاوِیَهُ، إِنِّی لَخَلِیقٌ أَنْ أَخْرُجَ فَأَقْعُدَ عَلَى طَرِیقِ الشَّامِ فَلا أَشْتُمُ لَکَ عِرْضًا وَلا أَقْصُبُ لَکَ حَسَبًا، وَلَکِنِّی أَسْدُلُ عِمَامَتِی بَیْنَ یَدَیَّ ذِرَاعًا وَخَلْفِی ذِرَاعًا، وَأَذْکُرُ سِیرَهَ أَبِی بَکْرٍ وَعُمَرَ، فَیُقَالُ هَذَا ابْنُ حَوَارِیِّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وسلم، فقال معاویه: کفى بذلک، وقضى حوائجه.<ref>أنساب الأشراف، ج5 ص66 المؤلف: أحمد بن یحیى بن جابر بن داود البَلَاذُری (المتوفى: 279هـ)، تحقیق: سهیل زکار وریاض الزرکلی، الناشر: دار الفکر - بیروت، الطبعه: الأولى، 1417 هـ - 1996 م، عدد الأجزاء: 13</ref>
+
۲۲۸- الْمَدَائِنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُجَاهِدٍ عَنْ هِشَامِ بن عُرْوَهَ قَالَ: سَأَلَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الزُّبَیْرَ مُعَاوِیَهَ حَوَائِجَ فَمَنَعَهُ فَقَالَ: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، أَوْ یَا مُعَاوِیَهُ، إِنِّی لَخَلِیقٌ أَنْ أَخْرُجَ فَأَقْعُدَ عَلَی طَرِیقِ الشَّامِ فَلا أَشْتُمُ لَکَ عِرْضًا وَلا أَقْصُبُ لَکَ حَسَبًا، وَلَکِنِّی أَسْدُلُ عِمَامَتِی بَیْنَ یَدَیَّ ذِرَاعًا وَخَلْفِی ذِرَاعًا، وَأَذْکُرُ سِیرَهَ أَبِی بَکْرٍ وَعُمَرَ، فَیُقَالُ هَذَا ابْنُ حَوَارِیِّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وسلم، فقال معاویه: کفی بذلک، وقضی حوائجه.<ref>أنساب الأشراف، ج5 ص66 المؤلف: أحمد بن یحیی بن جابر بن داود البَلَاذُری (المتوفی: 279هـ)، تحقیق: سهیل زکار وریاض الزرکلی، الناشر: دار الفکر - بیروت، الطبعه: الأولی، 1417 هـ - 1996 م، عدد الأجزاء: 13</ref>
عبد الله بن زبیر از معاویه خواسته هایى داشت، گفت: اى امیر المومنین، یا اى معاویه! من شایسته ام که بر سر راه شام بنشینم و نه به تو دشنام دهم و نه آبروى تو را ببرم! ولى عمامه ام را بین دو دست خود و پشت سر خود باز کنم، و سیره ابوبکر و عمر را نقل کنم! (تا مردم بدانند سیره تو غلط است)<br/>
+
عبد الله بن زبیر از معاویه خواسته‌هایی داشت، گفت: ای امیر المومنین، یا ای معاویه! من شایسته‌ام که بر سر راه شام بنشینم و نه به تو دشنام دهم و نه آبروی تو را ببرم! ولی عمامه‌ام را بین دو دست خود و پشت سر خود باز کنم، و سیره ابوبکر و عمر را نقل کنم! (تا مردم بدانند سیره تو غلط است)<br/>
مردم مى گویند این کیست؟ جواب داده مى شود: پسر حوارى رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است.معاویه گفت: همینقدر کافى است و حوائج او را برآورده کرد .<br/>
+
مردم می‌گویند این کیست؟ جواب داده می‌شود: پسر حواری رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است.معاویه گفت: همینقدر کافی است و حوائج او را برآورده کرد .<br/>
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۴۶

دریافت حق السکوت

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ دریافت ربا از مسلمان
۲ دریافت رشوه
۳ دریافت اضافه کاری نابجا
۴ دریافت شیربها
۵ دریافت مالیات ظالمانه
۶ دریافت مزد برای تبلیغ و تعلیم واجبات
۷ دریافت مزد برای واجبات عینی
۸ روزه سکوت
۹ سکوت علما در برابر بدعت

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

معاویه و دادن حق السکوت!

عبد الله بن زبیر از معاویه حق السکوت می‌گیرد!
وَقَالَ ابْنُ أَبِی الدُّنْیَا: أَخْبَرَنِی عُمَرُ بْنُ بُکَیْرٍ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ مجاهد بن عروه قال: سأل ابن الزُّبَیْرِ مُعَاوِیَهَ شَیْئًا فَمَنَعَهُ، فَقَالَ: وَاللَّهِ مَا أَجْهَلُ أَنْ أَلْزَمَ هَذِهِ الْبَنِیَّهَ فَلَا أَشْتُمُ لک عرضاً ولا أقصم لک حسباً، ولکنی أسدل عماتی مِنْ بَیْنِ یَدَیَّ ذِرَاعًا، وَمِنْ خَلْفِی ذِرَاعًا فِی طَرِیقِ أَهْلِ الشَّامِ وَأَذْکُرُ سِیرَهَ أَبِی بَکْرٍ الصِّدِّیقِ وَعُمَرَ فَیَقُولُ النَّاسُ: مَنْ هَذَا؟ فَیَقُولُونَ ابْنُ حَوَارِیِّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَابْنُ بِنْتِ الصِّدِّیقِ، فَقَالَ مُعَاوِیَهُ: حسبک بهذا شرفاً، ثُمَّ قَالَ: هَاتِ حَوَائِجَکَ.[۱].
عبد الله بن زبیر چیزی از معاویه خواست، اما به او نداد؛ عبد الله بن زبیر گفت: ای معاویه! (گمان نکن) که من بلد نیستم در این ساختمان‌ها ساکن شوم ْ، و به تو دشنام ندهم و آبروی تو را نبرم، ولی من عمامه خود را از جلو و از پشت سر خویش رها کرده و در راه اهل شام می‌نشینم، و سیره ابوبکر و عمر را خواهم گفت! (تا مردم بدانند سیره تو با سیره ابوبکر و عمر فرق می‌کند) مردم نیز می‌گویند: این چه کسی است؟ می‌گویند پسر حواری رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و پسر دختر ابوبکر! معاویه گفت: همین مقدار شرف برای تو کافی است! هر حاجتی داری بیاور!

بدعت‌های معاویه

۲۲۸- الْمَدَائِنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُجَاهِدٍ عَنْ هِشَامِ بن عُرْوَهَ قَالَ: سَأَلَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الزُّبَیْرَ مُعَاوِیَهَ حَوَائِجَ فَمَنَعَهُ فَقَالَ: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، أَوْ یَا مُعَاوِیَهُ، إِنِّی لَخَلِیقٌ أَنْ أَخْرُجَ فَأَقْعُدَ عَلَی طَرِیقِ الشَّامِ فَلا أَشْتُمُ لَکَ عِرْضًا وَلا أَقْصُبُ لَکَ حَسَبًا، وَلَکِنِّی أَسْدُلُ عِمَامَتِی بَیْنَ یَدَیَّ ذِرَاعًا وَخَلْفِی ذِرَاعًا، وَأَذْکُرُ سِیرَهَ أَبِی بَکْرٍ وَعُمَرَ، فَیُقَالُ هَذَا ابْنُ حَوَارِیِّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وسلم، فقال معاویه: کفی بذلک، وقضی حوائجه.[۲] عبد الله بن زبیر از معاویه خواسته‌هایی داشت، گفت: ای امیر المومنین، یا ای معاویه! من شایسته‌ام که بر سر راه شام بنشینم و نه به تو دشنام دهم و نه آبروی تو را ببرم! ولی عمامه‌ام را بین دو دست خود و پشت سر خود باز کنم، و سیره ابوبکر و عمر را نقل کنم! (تا مردم بدانند سیره تو غلط است)
مردم می‌گویند این کیست؟ جواب داده می‌شود: پسر حواری رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است.معاویه گفت: همینقدر کافی است و حوائج او را برآورده کرد .

پانویس

  1. ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفای774هـ)، البدایه والنهایه، ج8، ص338، ناشر: مکتبه المعارف - بیروت
  2. أنساب الأشراف، ج5 ص66 المؤلف: أحمد بن یحیی بن جابر بن داود البَلَاذُری (المتوفی: 279هـ)، تحقیق: سهیل زکار وریاض الزرکلی، الناشر: دار الفکر - بیروت، الطبعه: الأولی، 1417 هـ - 1996 م، عدد الأجزاء: 13