فرهنگ مصادیق:راههای مقابله با شیطان در عصرحاضر چیست؟: تفاوت بین نسخهها
(←پانویس) |
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | <div class="head1"> | + | <div class="head1"> راههای مقابله با شیطان در عصرحاضر چیست؟ </div> |
| − | در مورد شیطان و | + | در مورد شیطان و وسوسههای شیطانی باید توجه داشته باشید که ستیز و مجاهده با شیطان کاری مستمر و دایمی است و تا انسان در این عالم زنده است و زندگی میکند ادامه دارد. هرچند دامهای شیطان برای انسانهای با [[تقوا]] و دارای کمال و شناخت بیشتر، ظریفتر، پیچیده تر و مخفی تر و متنوع تر است اما روش مبارزه و مقابله با شیطان در تمام اعصار ثابت میباشد.<br/> |
| − | اولین قدم در مبارزه و غلبه بر مشکلات، شناختن مشکل و پیدا کردن راه غلبه بر آن مشکل است. مبارزه با شیطان نیز از این قاعده مستثنی نیست. شرط اولی و اصلی در شکست شیطان، شناخت شیطان و | + | اولین قدم در مبارزه و غلبه بر مشکلات، شناختن مشکل و پیدا کردن راه غلبه بر آن مشکل است. مبارزه با شیطان نیز از این قاعده مستثنی نیست. شرط اولی و اصلی در شکست شیطان، شناخت شیطان و دسیسههایی است که برای اغوای انسان به کار میبرد. شیطان با تجربه چند هزار سالهای که در گمراه کردن انسانها دارد، حریفی نیست که به راحتی بتوان پنجه در پنجه اش افکند و پشتش را به خاک مالید. و خیال اینکه مبارزه با شیطان کار آسانی است را باید از سر بیرون کرد.<br/> |
| − | به طور خلاصه | + | به طور خلاصه میتوان گفت: راه در امان ماندن از شیطان بندگی خالصانه خداوند است چون تنها بندگان مخلص خدا از شر او در امان هستند، لأغوینّهم أجمعین إلّا عبادک منهم المخلَّصین- [[حجر]] ۴۰هرآینه تمام انسانها را فریب میدهم مگر بندگان مخلص تو را. پس باید اولا در بندگی خدا کوشید و ثانیا بندگی خود را خالص نمود. خطر شیطان تا جایی است که بنده به اخلاص نرسیده باشد، پس برای در آمان ماندن از شر شیطان چارهای جز خالص نمودن خود برای بندگی خداوند نیست.<br/> |
== شناخت شیطان == | == شناخت شیطان == | ||
| − | انسان بنده خدا است و تنها ماموریت اش در زندگی این است که خداوند را بندگی کند و کمال و سعادت او هم در همین بندگی است، در مقابل، شیطان دشمنی است که دائما سعی | + | انسان بنده خدا است و تنها ماموریت اش در زندگی این است که خداوند را بندگی کند و کمال و سعادت او هم در همین بندگی است، در مقابل، شیطان دشمنی است که دائما سعی میکند در هر زمان و شرایطی باچهرههای گوناگونی ظاهر شود و انسان را از مسیر بندگی خدا و صراط مستقیم عبودیت خارج و بنده خود سازد. بنابراین به تمامی نیروهایی که در انحراف انسان از مسیر بندگی نقش دارند، شیطان اطلاق میشود.<br/> |
| − | در این زمینه باید دانست که | + | در این زمینه باید دانست که روشهای نفوذ شیطان و حیلههای او دائما به روز میشود و تغییر میکند اما روش کلی دشمنی او با مومنان تغییر نمیکند و کارش منحرف ساختن مومنان از مسیر بندگی خدا است.<br/> |
| − | == کسی که شیطان را بشناسد | + | == کسی که شیطان را بشناسد میداند == |
| − | ۱. شیطان دارای اصحاب و اعوانی است که قرآن کریم از آنها به قبیل و ذریّه تعبیر | + | ۱. شیطان دارای اصحاب و اعوانی است که قرآن کریم از آنها به قبیل و ذریّه تعبیر میکند: «هو وقبیله»<ref>اعراف/ 27.</ref> «أفتتخذونه و ذرّیّته أولیاء من دونی»<ref>کهف/ 50.</ref> بنابراین، لشکر فراوانی در اختیار دارد و خودش فرمانده لشکر است.<br/> |
۲. شیطان با هیچ کس سر سازش ندارد و دشمن بنی آدم است: «إنّ الشیطان للإنسان عدوٌّ مبین»<ref>یوسف/ 5.</ref> لشکریان او نیز با انسانها دشمنی دارند: «هم لکم عدوٌّ»<ref>حجر/ 40.</ref><br/> | ۲. شیطان با هیچ کس سر سازش ندارد و دشمن بنی آدم است: «إنّ الشیطان للإنسان عدوٌّ مبین»<ref>یوسف/ 5.</ref> لشکریان او نیز با انسانها دشمنی دارند: «هم لکم عدوٌّ»<ref>حجر/ 40.</ref><br/> | ||
| − | ۳. شیطان و اعوان و انصار او برای اعمال دشمنی به صورتهای گوناگون وارد عمل | + | ۳. شیطان و اعوان و انصار او برای اعمال دشمنی به صورتهای گوناگون وارد عمل میشوند گاهی سواره، گاهی پیاده، گاهی فردی، گاهی جمعی: «أجلب علیهم بخیلک ورجلک»<ref>اسراء/ 64.</ref> گاهی تهدید میکند و وعید میدهد: «وعدهم»<ref>همان.</ref> «ألشیطان یعدکم الفقر»<ref>بقره/ 268.</ref> گاهی امر میکند: «یأمرکم بالفحشاء»<ref>همان.</ref> گاهی میترساند: «یخوّف أولیائه»<ref>آل عمران/ 175.</ref> گاهی به صورت خیرخواهی وارد میشود: «فوسوس إلیه الشیطان قال یا آدم هل أدلّک علی شجره الخلد و ملک لایبلی»<ref>طه/ 120.</ref> «وقاسمهما إنّی لکما لمن الناصحین»<ref>اعراف/ 21.</ref> گاهی با تزیین اعمال بزهکاران: «زیّن لهم الشیطان أعمالهم»<ref>انفال/ 48.</ref> و گاهی به صورت مشارکت در اموال و اولاد و به سبب آنها انسان را گمراه میکند: «شارکهم فی الأموال و الأولاد»<ref> اسراء/ 64.</ref>.<br/> |
| − | ۴. گناهان نیز تیرهای شیطان است که از چلّه کمان او به سوی آدمی پرتاب | + | ۴. گناهان نیز تیرهای شیطان است که از چلّه کمان او به سوی آدمی پرتاب میشود تا انسان را به خاک سیاه بنشاند. از رسول اکرم (ص) نقل شده است: «ألنَظر سَهْم مَسموم من سِهام إبلیس»<ref>بحار 38/ 101 ح 34.</ref> نگاه حرام تیری مسموم از تیرهای شیطان است». البته در این حدیث نگاه به عنوان مثال و یکی از مصادیق آن ذکر شده است وگرنه هر گناهی تیر مسموم شیطان است و نگاه خصوصیتی ندارد. بسیاری از گناهان بدتر از نگاه شیطانی و دارای آثار تخریبی بیشتری است.<br/> |
| − | ۵. درگیری و دشمنی شیاطین با انسان پایان | + | ۵. درگیری و دشمنی شیاطین با انسان پایان نمیپذیرد هم در گذشته وجود داشت و هم در آینده وجود خواهد داشت: «إنّ الشیطان کان للإنسان عدوّاً مبیناً»<ref>اسراء/ 53.</ref> مگر این که انسان را شکست بدهد و زشتیهایش را آشکار کند و او را رسوا سازد: «وکان الشیطان للانسان خذولًا»<ref>فرقان/ 29.</ref> «زیّن لهم الشیطان أعمالهم فصدّهم عن السَّبیل فهم لا یهتدون»<ref>نمل/ 24.</ref> یا این که از دست انسان شکست بخورد و کاملًا ناامید گردد: «إنّه لیس له سلطان علی الذین ءامنوا و علی ربّهم یتوکّلون»<ref>نحل/ 99.</ref> «لأغوینّهم أجمعین إلّا عبادک منهم المخلَّصین»<ref>حجر/ 40 و 39.</ref>. بدین ترتیب تا انسان به ایمان کامل، توکّل و مقام مخلصین نرسد، در معرض اغوا و وساوس شیطان قرار دارد.<br/> |
| − | ۶. مشکل بزرگ آدمی این است که این همه دشمن، که از هر طرف به او حمله و تیراندازی | + | ۶. مشکل بزرگ آدمی این است که این همه دشمن، که از هر طرف به او حمله و تیراندازی میکنند، از دیدار او مخفی هستند و او آنها را نمیبیند از این رو نمیتواند با آنها مقابله به مثل کند و یا با فرار کردن از دستشان رها شود ولی آنها او را میبینند. لذا میتوانند به طور دقیق او را نشانه گیری کنند: «إنه یریکم هو وقبیله من حیث لا ترونهم»<ref>اعراف/ 27.</ref>.(آیه الله جوادی آملی، حماسه و عرفان).<br/> |
| − | بنابراین انسان برای اینکه بتواند حریف چنین دشمن قدری شود و با او به مبارزه برخیزد باید تمام توان و حواسش را برای مبارزه بکار گیرد تا مغلوب غفلت خویش نگردد. برای کسی که | + | بنابراین انسان برای اینکه بتواند حریف چنین دشمن قدری شود و با او به مبارزه برخیزد باید تمام توان و حواسش را برای مبارزه بکار گیرد تا مغلوب غفلت خویش نگردد. برای کسی که میخواهد از دام شیطان رهایی یابد، تزکیه نفس از گناهان و رعایت تقوای الهی تنها راهی است که میتواند به سبب آن در برابر شیطان ایستادگی کند و مغلوب دسیسههای او نشود. [[تقوا]] ملکهای است که با ممارست در انسان به وجود میآید و انسان را در مقابل [[گناه]] و بدی ایمن میدارد.<br/> |
| − | بنابراین نخستین گام در مبارزه با شیطان این است که اطاعت از او را به تدریج کم نموده و به آهستگی از | + | بنابراین نخستین گام در مبارزه با شیطان این است که اطاعت از او را به تدریج کم نموده و به آهستگی از شبکههای دام او خارج شویم هر چند در این مبارزه ممکن است پای انسان بلغزد و در مورادی فریب او را بخورد. هر چقدر ارتباط انسان با خدای متعال و معرفت نسبت به او عمیق تر و گسترده تر باشد، تسلط شیطان بر او کمتر است. چنانچه خدای متعال در این مورد میفرماید: (انه لیس له سلطان علی الذین آمنوا و علی ربهم یتوکلون - شیطان تسلطی بر کسانی که مؤمن بوده و بر پروردگارشان توکل میکنند ندارد. )<ref>(نحل، آیه 99)</ref>و نیز میفرماید: (ان عبادی لیس لک علیهم سلطان - تو (شیطان) بر بندگان خاص من تسلط و نفوذی نداری).<ref>( اسراء، آیه 65)</ref>.<br/> |
| − | به طور کلی کار شیطان وسوسه کردن است و با پناه بردن دائمی به خداوند و ارتباط پیوسته با او و توسل و ربط با اولیای الهی(ع) | + | به طور کلی کار شیطان وسوسه کردن است و با پناه بردن دائمی به خداوند و ارتباط پیوسته با او و توسل و ربط با اولیای الهی(ع) میتوان از این وسوسهها رها شد و یا آن را به حداقل رسانید و شیطان را تسلیم نمود، چنانچه در روایت داریم که پیامبر بزرگ اسلام(ص) فرمودند: شیطان من به دست من مؤمن و رام گردید. پس بهترین راه حل، توجه کامل و دایمی به خداوند متعال و اولیائش و خود را در قلعه استوار و نفوذ ناپذیر او و اولیای پاک او درآوردن و رعایت کامل تقوای الهی کردن است.<br/> |
بنابراین برای تقویت ایمان و مبارزه با [[گناه]] و هواهای نفسانی رعایت چند نکته لازم است:<br/> | بنابراین برای تقویت ایمان و مبارزه با [[گناه]] و هواهای نفسانی رعایت چند نکته لازم است:<br/> | ||
الف) کوچک نشمردن هیچ گناهی هرچند به نظر صغیره باشد،<br/> | الف) کوچک نشمردن هیچ گناهی هرچند به نظر صغیره باشد،<br/> | ||
ب ) عزم جدی و آهنین بر ترک معصیت و مراقبت جدی و دائمی نسبت به تمام افعال خود،<br/> | ب ) عزم جدی و آهنین بر ترک معصیت و مراقبت جدی و دائمی نسبت به تمام افعال خود،<br/> | ||
ج ) شرط نمودن با خدا مبنی بر ترک معصیت و هم چنین از او استعانت جستن،<br/> | ج ) شرط نمودن با خدا مبنی بر ترک معصیت و هم چنین از او استعانت جستن،<br/> | ||
| − | د ) هر گاه [[فکر گناه]] و وسوسه آن به ذهن آمد بلافاصله آن را از لوح ذهن خارج کردن و توجه خود رابه خدا و امور شریفه مشغول داشتن. جدیت و موفقیت در این امر پیروزی بزرگی است و در واقع دفع دشمن شیطان نفس از همان خاکریز اول است. قرآن مجید در وصف پارسایان | + | د ) هر گاه [[فکر گناه]] و وسوسه آن به ذهن آمد بلافاصله آن را از لوح ذهن خارج کردن و توجه خود رابه خدا و امور شریفه مشغول داشتن. جدیت و موفقیت در این امر پیروزی بزرگی است و در واقع دفع دشمن شیطان نفس از همان خاکریز اول است. قرآن مجید در وصف پارسایان میفرماید: «ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون ؛ پرهیزگاران چون گرفتار وسوسه شیطان شوند هماندم متذکر (یاد خدا) شده وبصیرت یابند»، <ref>(اعراف، آیه 201)</ref>،<br/> |
ه ) مطالعه و تفکر پیرامون عواقب سوء و وخیم گناه. در این رابطه مطالعه کتب پیرامون معاد بسیار نافع و لازم است،<br/> | ه ) مطالعه و تفکر پیرامون عواقب سوء و وخیم گناه. در این رابطه مطالعه کتب پیرامون معاد بسیار نافع و لازم است،<br/> | ||
و ) خود را همواره در محضر حق تعالی دانستن و او را به یقین در همه حال مراقب و بینای به افعال خود نگریستن،<br/> | و ) خود را همواره در محضر حق تعالی دانستن و او را به یقین در همه حال مراقب و بینای به افعال خود نگریستن،<br/> | ||
| − | ز ) استمداد از خداوند و دعا و نیایش که فرمود: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هیچ کدام به فضیلت و تزکیه روی | + | ز ) استمداد از خداوند و دعا و نیایش که فرمود: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هیچ کدام به فضیلت و تزکیه روی نمیآوردید (و لو لا فضل الله علیکم و رحمته ما زکی منکم من احد ابدا..)<br/> |
| − | ح ) جایگزین سازی اعمال و عادات نیکو؛ مانند شرکت دائمی در نماز جماعت، نماز شب، زیارت اهل قبور و دعا. «ان الحسنات یذهبن السیئات؛ | + | ح ) جایگزین سازی اعمال و عادات نیکو؛ مانند شرکت دائمی در نماز جماعت، نماز شب، زیارت اهل قبور و دعا. «ان الحسنات یذهبن السیئات؛ خوبیها سرانجام میدان را بر بدیها تنگ خواهد کرد و آنها را از بین خواهد برد»<br/> |
ط ) توجه به چهره کریه و زشت واقعی سیئات،<br/> | ط ) توجه به چهره کریه و زشت واقعی سیئات،<br/> | ||
| − | ی ) برای ترک معاصی لازم است دربسیاری از موارد انسان از مکروهات و چه بسا از برخی مباحات نیز چشم پوشد تا او را به انجام | + | ی ) برای ترک معاصی لازم است دربسیاری از موارد انسان از مکروهات و چه بسا از برخی مباحات نیز چشم پوشد تا او را به انجام زشتیها نزدیک نسازند،<br/> |
| − | ک ) در حد ممکن دوری جستن از | + | ک ) در حد ممکن دوری جستن از مکانها و شرایطی که آدمی را به [[گناه]] ترغیب مینماید،<br/> |
ل ) تقویت اراده،<br/> | ل ) تقویت اراده،<br/> | ||
م ) محاسبه نفس همه [[روزه]] و در صورت رخداد خطا خود را محاکمه و توبیخ نمودن و بلافاصله [[استغفار]] کردن،<br/> | م ) محاسبه نفس همه [[روزه]] و در صورت رخداد خطا خود را محاکمه و توبیخ نمودن و بلافاصله [[استغفار]] کردن،<br/> | ||
| سطر ۴۳: | سطر ۴۳: | ||
- از تنهایی دوری گزینید.<br/> | - از تنهایی دوری گزینید.<br/> | ||
- سحر خیزی،<br/> | - سحر خیزی،<br/> | ||
| − | - تنظیم برنامه برای تمام شبانه روز و پر کردن اوقات فراغت با | + | - تنظیم برنامه برای تمام شبانه روز و پر کردن اوقات فراغت با برنامههای صحیح و سودمند،<br/> |
| − | - شرکت در | + | - شرکت در ورزشهای فردی و دسته جمعی،<br/> |
| − | - شرکت در | + | - شرکت در فعالیتهای مذهبی و اجتماعی،<br/> |
- به صله رحم و ارتباطات اجتماعی بسیار بپردازید و به نزدیکان و اقوام خود بیش از پیش اظهار علاقه و محبت نمایید.<br/> | - به صله رحم و ارتباطات اجتماعی بسیار بپردازید و به نزدیکان و اقوام خود بیش از پیش اظهار علاقه و محبت نمایید.<br/> | ||
| − | - پرهیز از نگاه نامشروع، امام صادق(ع) فرمود: «نگاه پس از نگاه، در دل بیننده شهوت را | + | - پرهیز از نگاه نامشروع، امام صادق(ع) فرمود: «نگاه پس از نگاه، در دل بیننده شهوت را میانگیزاند»،<ref> (وسائل الشیعه ، ج 14 ، ص 138)</ref> و باز فرمود: «نگاه، تیری از تیرهای شیطان است، چه بسا نگاهی که اندوههای دراز در پی دارد»، <ref>(وسائل الشیعه ، ج 14 ، ص 139)</ref>.<br/> |
- عدم معاشرت و دوستی با افراد منحرف و فاسد،<br/> | - عدم معاشرت و دوستی با افراد منحرف و فاسد،<br/> | ||
- انتخاب دوستان مؤمن و سالم،<br/> | - انتخاب دوستان مؤمن و سالم،<br/> | ||
- به یاد خدا بودن در همه اوقات، | - به یاد خدا بودن در همه اوقات، | ||
- از پرخوری و نیز از خوردن غذاهای چرب و پرانرژی و تحریک کننده پرهیز کنید،<br/> | - از پرخوری و نیز از خوردن غذاهای چرب و پرانرژی و تحریک کننده پرهیز کنید،<br/> | ||
| − | - کنترل افکار و نیندیشیدن به | + | - کنترل افکار و نیندیشیدن به صحنههای شهوت انگیز،<br/> |
| − | - از مشاهده | + | - از مشاهده صحنههای مهیج و تحریک کننده دوری کنید،<br/> |
| − | - برنامه منظم مطالعاتی برای خود قرار دهید و سعی کنید | + | - برنامه منظم مطالعاتی برای خود قرار دهید و سعی کنید فرصتهای خود را با تفکر و مطالعه مناسب پر کنید،<br/> |
| − | همواره خود را نصیحت نموده و بر نفس خویش بانگ زنید: «ای بیچاره! تا کی گرفتار هوای نفس باشی و سرمایه گران مایه عمر را تباه سازی و به معصیت رب الارباب پردازی؟ چرا برای اندک لذتی پوچ و گذرا خود را گرفتار دوزخ ابدی سازی؟ اگر | + | همواره خود را نصیحت نموده و بر نفس خویش بانگ زنید: «ای بیچاره! تا کی گرفتار هوای نفس باشی و سرمایه گران مایه عمر را تباه سازی و به معصیت رب الارباب پردازی؟ چرا برای اندک لذتی پوچ و گذرا خود را گرفتار دوزخ ابدی سازی؟ اگر لحظهای دیگر فرشته مرگ تو را در رسد و جانت به حلقوم رساند، با چه وضعی به دیار برزخ رهسپار میشوی؟ نه!نه! هرگز! باید عزمی قاطع و استوار داشته باشم و با استمداد از خدای سبحان و پروردگار رحیم و مهربان - که با این همه معصیت باز هم مرا مشمول الطاف خود ساخته - پیمان بندم و سربه بندگی او سپارم و زنجیر شیطان نفس بگسلم. این بار باید چنان ابلیس لعین را از خود دور سازم که دیگر در من وسوسه نکند و با دست خالی از من روی برتابد!».<br/> |
| − | تقویت ایمان و اعتقاد قلبی و عشق الهی برآیند [[تقوا]] و پرهیزگاری است. هم چنان که در بهاران نهال ناخشکیده شکوفه | + | تقویت ایمان و اعتقاد قلبی و عشق الهی برآیند [[تقوا]] و پرهیزگاری است. هم چنان که در بهاران نهال ناخشکیده شکوفه میزند تقوای الهی، انجام واجبات، ترک محرمات و تهذیب نفس نیز بوستان دل را خرم و سرسبز نگه میدارد و جوانه عشق الهی را در آن شکوفا میسازد. بنابراین در گام اول باید بر انجام واجبات و ترک گناهان استواری نمود و در گام دوم به پالودن نفس از رذایل و آراستن به فضایل پرداخت و [[حب دنیا]] و تعلقات دنیوی را از ژرفای ضمیر بیرون راند آن گاه دل کانون عشق خدا میشود و با اخراج شیطان نفسانیت و دنیاپرستی که خانه دل را غصب نموده صاحب خانه در آن لانه میگزیند.<br/> |
نسخهٔ ۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۰
در مورد شیطان و وسوسههای شیطانی باید توجه داشته باشید که ستیز و مجاهده با شیطان کاری مستمر و دایمی است و تا انسان در این عالم زنده است و زندگی میکند ادامه دارد. هرچند دامهای شیطان برای انسانهای با تقوا و دارای کمال و شناخت بیشتر، ظریفتر، پیچیده تر و مخفی تر و متنوع تر است اما روش مبارزه و مقابله با شیطان در تمام اعصار ثابت میباشد.
اولین قدم در مبارزه و غلبه بر مشکلات، شناختن مشکل و پیدا کردن راه غلبه بر آن مشکل است. مبارزه با شیطان نیز از این قاعده مستثنی نیست. شرط اولی و اصلی در شکست شیطان، شناخت شیطان و دسیسههایی است که برای اغوای انسان به کار میبرد. شیطان با تجربه چند هزار سالهای که در گمراه کردن انسانها دارد، حریفی نیست که به راحتی بتوان پنجه در پنجه اش افکند و پشتش را به خاک مالید. و خیال اینکه مبارزه با شیطان کار آسانی است را باید از سر بیرون کرد.
به طور خلاصه میتوان گفت: راه در امان ماندن از شیطان بندگی خالصانه خداوند است چون تنها بندگان مخلص خدا از شر او در امان هستند، لأغوینّهم أجمعین إلّا عبادک منهم المخلَّصین- حجر ۴۰هرآینه تمام انسانها را فریب میدهم مگر بندگان مخلص تو را. پس باید اولا در بندگی خدا کوشید و ثانیا بندگی خود را خالص نمود. خطر شیطان تا جایی است که بنده به اخلاص نرسیده باشد، پس برای در آمان ماندن از شر شیطان چارهای جز خالص نمودن خود برای بندگی خداوند نیست.
شناخت شیطان
انسان بنده خدا است و تنها ماموریت اش در زندگی این است که خداوند را بندگی کند و کمال و سعادت او هم در همین بندگی است، در مقابل، شیطان دشمنی است که دائما سعی میکند در هر زمان و شرایطی باچهرههای گوناگونی ظاهر شود و انسان را از مسیر بندگی خدا و صراط مستقیم عبودیت خارج و بنده خود سازد. بنابراین به تمامی نیروهایی که در انحراف انسان از مسیر بندگی نقش دارند، شیطان اطلاق میشود.
در این زمینه باید دانست که روشهای نفوذ شیطان و حیلههای او دائما به روز میشود و تغییر میکند اما روش کلی دشمنی او با مومنان تغییر نمیکند و کارش منحرف ساختن مومنان از مسیر بندگی خدا است.
کسی که شیطان را بشناسد میداند
۱. شیطان دارای اصحاب و اعوانی است که قرآن کریم از آنها به قبیل و ذریّه تعبیر میکند: «هو وقبیله»[۱] «أفتتخذونه و ذرّیّته أولیاء من دونی»[۲] بنابراین، لشکر فراوانی در اختیار دارد و خودش فرمانده لشکر است.
۲. شیطان با هیچ کس سر سازش ندارد و دشمن بنی آدم است: «إنّ الشیطان للإنسان عدوٌّ مبین»[۳] لشکریان او نیز با انسانها دشمنی دارند: «هم لکم عدوٌّ»[۴]
۳. شیطان و اعوان و انصار او برای اعمال دشمنی به صورتهای گوناگون وارد عمل میشوند گاهی سواره، گاهی پیاده، گاهی فردی، گاهی جمعی: «أجلب علیهم بخیلک ورجلک»[۵] گاهی تهدید میکند و وعید میدهد: «وعدهم»[۶] «ألشیطان یعدکم الفقر»[۷] گاهی امر میکند: «یأمرکم بالفحشاء»[۸] گاهی میترساند: «یخوّف أولیائه»[۹] گاهی به صورت خیرخواهی وارد میشود: «فوسوس إلیه الشیطان قال یا آدم هل أدلّک علی شجره الخلد و ملک لایبلی»[۱۰] «وقاسمهما إنّی لکما لمن الناصحین»[۱۱] گاهی با تزیین اعمال بزهکاران: «زیّن لهم الشیطان أعمالهم»[۱۲] و گاهی به صورت مشارکت در اموال و اولاد و به سبب آنها انسان را گمراه میکند: «شارکهم فی الأموال و الأولاد»[۱۳].
۴. گناهان نیز تیرهای شیطان است که از چلّه کمان او به سوی آدمی پرتاب میشود تا انسان را به خاک سیاه بنشاند. از رسول اکرم (ص) نقل شده است: «ألنَظر سَهْم مَسموم من سِهام إبلیس»[۱۴] نگاه حرام تیری مسموم از تیرهای شیطان است». البته در این حدیث نگاه به عنوان مثال و یکی از مصادیق آن ذکر شده است وگرنه هر گناهی تیر مسموم شیطان است و نگاه خصوصیتی ندارد. بسیاری از گناهان بدتر از نگاه شیطانی و دارای آثار تخریبی بیشتری است.
۵. درگیری و دشمنی شیاطین با انسان پایان نمیپذیرد هم در گذشته وجود داشت و هم در آینده وجود خواهد داشت: «إنّ الشیطان کان للإنسان عدوّاً مبیناً»[۱۵] مگر این که انسان را شکست بدهد و زشتیهایش را آشکار کند و او را رسوا سازد: «وکان الشیطان للانسان خذولًا»[۱۶] «زیّن لهم الشیطان أعمالهم فصدّهم عن السَّبیل فهم لا یهتدون»[۱۷] یا این که از دست انسان شکست بخورد و کاملًا ناامید گردد: «إنّه لیس له سلطان علی الذین ءامنوا و علی ربّهم یتوکّلون»[۱۸] «لأغوینّهم أجمعین إلّا عبادک منهم المخلَّصین»[۱۹]. بدین ترتیب تا انسان به ایمان کامل، توکّل و مقام مخلصین نرسد، در معرض اغوا و وساوس شیطان قرار دارد.
۶. مشکل بزرگ آدمی این است که این همه دشمن، که از هر طرف به او حمله و تیراندازی میکنند، از دیدار او مخفی هستند و او آنها را نمیبیند از این رو نمیتواند با آنها مقابله به مثل کند و یا با فرار کردن از دستشان رها شود ولی آنها او را میبینند. لذا میتوانند به طور دقیق او را نشانه گیری کنند: «إنه یریکم هو وقبیله من حیث لا ترونهم»[۲۰].(آیه الله جوادی آملی، حماسه و عرفان).
بنابراین انسان برای اینکه بتواند حریف چنین دشمن قدری شود و با او به مبارزه برخیزد باید تمام توان و حواسش را برای مبارزه بکار گیرد تا مغلوب غفلت خویش نگردد. برای کسی که میخواهد از دام شیطان رهایی یابد، تزکیه نفس از گناهان و رعایت تقوای الهی تنها راهی است که میتواند به سبب آن در برابر شیطان ایستادگی کند و مغلوب دسیسههای او نشود. تقوا ملکهای است که با ممارست در انسان به وجود میآید و انسان را در مقابل گناه و بدی ایمن میدارد.
بنابراین نخستین گام در مبارزه با شیطان این است که اطاعت از او را به تدریج کم نموده و به آهستگی از شبکههای دام او خارج شویم هر چند در این مبارزه ممکن است پای انسان بلغزد و در مورادی فریب او را بخورد. هر چقدر ارتباط انسان با خدای متعال و معرفت نسبت به او عمیق تر و گسترده تر باشد، تسلط شیطان بر او کمتر است. چنانچه خدای متعال در این مورد میفرماید: (انه لیس له سلطان علی الذین آمنوا و علی ربهم یتوکلون - شیطان تسلطی بر کسانی که مؤمن بوده و بر پروردگارشان توکل میکنند ندارد. )[۲۱]و نیز میفرماید: (ان عبادی لیس لک علیهم سلطان - تو (شیطان) بر بندگان خاص من تسلط و نفوذی نداری).[۲۲].
به طور کلی کار شیطان وسوسه کردن است و با پناه بردن دائمی به خداوند و ارتباط پیوسته با او و توسل و ربط با اولیای الهی(ع) میتوان از این وسوسهها رها شد و یا آن را به حداقل رسانید و شیطان را تسلیم نمود، چنانچه در روایت داریم که پیامبر بزرگ اسلام(ص) فرمودند: شیطان من به دست من مؤمن و رام گردید. پس بهترین راه حل، توجه کامل و دایمی به خداوند متعال و اولیائش و خود را در قلعه استوار و نفوذ ناپذیر او و اولیای پاک او درآوردن و رعایت کامل تقوای الهی کردن است.
بنابراین برای تقویت ایمان و مبارزه با گناه و هواهای نفسانی رعایت چند نکته لازم است:
الف) کوچک نشمردن هیچ گناهی هرچند به نظر صغیره باشد،
ب ) عزم جدی و آهنین بر ترک معصیت و مراقبت جدی و دائمی نسبت به تمام افعال خود،
ج ) شرط نمودن با خدا مبنی بر ترک معصیت و هم چنین از او استعانت جستن،
د ) هر گاه فکر گناه و وسوسه آن به ذهن آمد بلافاصله آن را از لوح ذهن خارج کردن و توجه خود رابه خدا و امور شریفه مشغول داشتن. جدیت و موفقیت در این امر پیروزی بزرگی است و در واقع دفع دشمن شیطان نفس از همان خاکریز اول است. قرآن مجید در وصف پارسایان میفرماید: «ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون ؛ پرهیزگاران چون گرفتار وسوسه شیطان شوند هماندم متذکر (یاد خدا) شده وبصیرت یابند»، [۲۳]،
ه ) مطالعه و تفکر پیرامون عواقب سوء و وخیم گناه. در این رابطه مطالعه کتب پیرامون معاد بسیار نافع و لازم است،
و ) خود را همواره در محضر حق تعالی دانستن و او را به یقین در همه حال مراقب و بینای به افعال خود نگریستن،
ز ) استمداد از خداوند و دعا و نیایش که فرمود: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هیچ کدام به فضیلت و تزکیه روی نمیآوردید (و لو لا فضل الله علیکم و رحمته ما زکی منکم من احد ابدا..)
ح ) جایگزین سازی اعمال و عادات نیکو؛ مانند شرکت دائمی در نماز جماعت، نماز شب، زیارت اهل قبور و دعا. «ان الحسنات یذهبن السیئات؛ خوبیها سرانجام میدان را بر بدیها تنگ خواهد کرد و آنها را از بین خواهد برد»
ط ) توجه به چهره کریه و زشت واقعی سیئات،
ی ) برای ترک معاصی لازم است دربسیاری از موارد انسان از مکروهات و چه بسا از برخی مباحات نیز چشم پوشد تا او را به انجام زشتیها نزدیک نسازند،
ک ) در حد ممکن دوری جستن از مکانها و شرایطی که آدمی را به گناه ترغیب مینماید،
ل ) تقویت اراده،
م ) محاسبه نفس همه روزه و در صورت رخداد خطا خود را محاکمه و توبیخ نمودن و بلافاصله استغفار کردن،
ن ) مطالعه پیرامون زندگی پارسایان و زاهدان و مطالعه کتب اخلاقی و ... .
رعایت نکات زیر نیز شما را در این مسیر تعالی یاری خواهد کرد:
- انجام یک سری مستحبات؛ مثلا همیشه با وضو بودن و زبان را به ذکر مخصوصا «لاحول ولاقوه الا بالله العلی العظیم» عادت دادن.
- سعی و کوشش در انجام وظایف و واجبات دینی،
- خواندن نماز با حضور قلب و در اول وقت،
- گرفتن روزه مستحبی به ویژه دوشنبه و پنجشنبه هر هفته،
- تلاوت قرآن بویژه بعد از نماز صبح،
- تأمل و اندیشه در آیات قرآن،
- حتی المقدور سعی در خواندن نماز شب،
- از تنهایی دوری گزینید.
- سحر خیزی،
- تنظیم برنامه برای تمام شبانه روز و پر کردن اوقات فراغت با برنامههای صحیح و سودمند،
- شرکت در ورزشهای فردی و دسته جمعی،
- شرکت در فعالیتهای مذهبی و اجتماعی،
- به صله رحم و ارتباطات اجتماعی بسیار بپردازید و به نزدیکان و اقوام خود بیش از پیش اظهار علاقه و محبت نمایید.
- پرهیز از نگاه نامشروع، امام صادق(ع) فرمود: «نگاه پس از نگاه، در دل بیننده شهوت را میانگیزاند»،[۲۴] و باز فرمود: «نگاه، تیری از تیرهای شیطان است، چه بسا نگاهی که اندوههای دراز در پی دارد»، [۲۵].
- عدم معاشرت و دوستی با افراد منحرف و فاسد،
- انتخاب دوستان مؤمن و سالم،
- به یاد خدا بودن در همه اوقات،
- از پرخوری و نیز از خوردن غذاهای چرب و پرانرژی و تحریک کننده پرهیز کنید،
- کنترل افکار و نیندیشیدن به صحنههای شهوت انگیز،
- از مشاهده صحنههای مهیج و تحریک کننده دوری کنید،
- برنامه منظم مطالعاتی برای خود قرار دهید و سعی کنید فرصتهای خود را با تفکر و مطالعه مناسب پر کنید،
همواره خود را نصیحت نموده و بر نفس خویش بانگ زنید: «ای بیچاره! تا کی گرفتار هوای نفس باشی و سرمایه گران مایه عمر را تباه سازی و به معصیت رب الارباب پردازی؟ چرا برای اندک لذتی پوچ و گذرا خود را گرفتار دوزخ ابدی سازی؟ اگر لحظهای دیگر فرشته مرگ تو را در رسد و جانت به حلقوم رساند، با چه وضعی به دیار برزخ رهسپار میشوی؟ نه!نه! هرگز! باید عزمی قاطع و استوار داشته باشم و با استمداد از خدای سبحان و پروردگار رحیم و مهربان - که با این همه معصیت باز هم مرا مشمول الطاف خود ساخته - پیمان بندم و سربه بندگی او سپارم و زنجیر شیطان نفس بگسلم. این بار باید چنان ابلیس لعین را از خود دور سازم که دیگر در من وسوسه نکند و با دست خالی از من روی برتابد!».
تقویت ایمان و اعتقاد قلبی و عشق الهی برآیند تقوا و پرهیزگاری است. هم چنان که در بهاران نهال ناخشکیده شکوفه میزند تقوای الهی، انجام واجبات، ترک محرمات و تهذیب نفس نیز بوستان دل را خرم و سرسبز نگه میدارد و جوانه عشق الهی را در آن شکوفا میسازد. بنابراین در گام اول باید بر انجام واجبات و ترک گناهان استواری نمود و در گام دوم به پالودن نفس از رذایل و آراستن به فضایل پرداخت و حب دنیا و تعلقات دنیوی را از ژرفای ضمیر بیرون راند آن گاه دل کانون عشق خدا میشود و با اخراج شیطان نفسانیت و دنیاپرستی که خانه دل را غصب نموده صاحب خانه در آن لانه میگزیند.
پانویس
- ↑ اعراف/ 27.
- ↑ کهف/ 50.
- ↑ یوسف/ 5.
- ↑ حجر/ 40.
- ↑ اسراء/ 64.
- ↑ همان.
- ↑ بقره/ 268.
- ↑ همان.
- ↑ آل عمران/ 175.
- ↑ طه/ 120.
- ↑ اعراف/ 21.
- ↑ انفال/ 48.
- ↑ اسراء/ 64.
- ↑ بحار 38/ 101 ح 34.
- ↑ اسراء/ 53.
- ↑ فرقان/ 29.
- ↑ نمل/ 24.
- ↑ نحل/ 99.
- ↑ حجر/ 40 و 39.
- ↑ اعراف/ 27.
- ↑ (نحل، آیه 99)
- ↑ ( اسراء، آیه 65)
- ↑ (اعراف، آیه 201)
- ↑ (وسائل الشیعه ، ج 14 ، ص 138)
- ↑ (وسائل الشیعه ، ج 14 ، ص 139)







