فرهنگ مصادیق:تقوا و اطاعت منافقان (قرآن): تفاوت بین نسخهها
جز (Kazem صفحهٔ تقوا و اطاعت منافقان (قرآن) را به فرهنگ مصادیق:تقوا و اطاعت منافقان (قرآن) منتقل کرد) |
(←پا نویس) |
||
| سطر ۱۳: | سطر ۱۳: | ||
== پا نویس == | == پا نویس == | ||
{{پانویس|colwidth=30em|۲}} | {{پانویس|colwidth=30em|۲}} | ||
| − | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.wikifeqh.ir/ دانشنامه حوزوی ویکی وفقه ] - تاریخ برداشت: 94/11/17 </span></div> | + | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.wikifeqh.ir/%D8%AA%D9%82%D9%88%D8%A7_%D9%88_%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%B9%D8%AA_%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%81%D9%82%D8%A7%D9%86_(%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86) دانشنامه حوزوی ویکی وفقه ] - تاریخ برداشت: 94/11/17 </span></div> |
<br /> | <br /> | ||
نسخهٔ ۱۴ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۹
اجتناب از اطاعت منافقان
خداوند در قرآن به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلّم امر به تقوا و عدم اطاعت از منافقان و کفار کرده است.
تقوا، سبب اجتناب از اطاعت منافقان می شود:
یـایها النبی اتق الله ولا تطع الکـفرین والمنـفقین ان الله کان علیمـا حکیمـا.
ای پیامبر! تقوای الهی پیشه کن و از کافران و منافقان اطاعت مکن که خداوند عالم و حکیم است. [۱]
در این آیه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم مامور شده به تقوای از خدا، و در آن زمینه چینی شده برای نهی بعدی، یعنی نهی از اطاعت کافرین و منافقین. در این سیاق، که سیاق نفی است، بین کفار و منافقین جمع شده، و هر دو را ذکر کرده، و از اطاعت هر دو نهی فرموده، از این معنا کشف می شود که کفار از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم چیزی می خواسته اند که مورد رضای خدای سبحان نبوده، منافقین هم که در صف مسلمانان بودند، کفار را تایید می کردند، و از آن جناب به اصرار می خواستند که پیشنهاد کفار را بپذیرد، و آن پیشنهاد، امری بوده که خدای سبحان به علم و حکمت خود بر خلاف آن حکم رانده بوده، و وحی الهی هم بر خلاف آن نازل شده بود.
و نیز کشف می شود که آن امر، امر مهمی بوده، که بیم آن می رفته که اسباب ظاهری بر خلاف آن مساعدت نکند، و بر عکس، بر وفق آن کمک کند، مگر آنکه خدا بخواهد جلو آن اسباب را بگیرد، لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم مامور شده از اجابت کفار نسبت به خواهششان خودداری کند، و آنچه به او وحی شده متابعت نماید، و از کسی نهراسیده و بر خدا توکل کند.
با این بیان روایتی که در شأن نزول آیه وارد شده تایید می شود، چون در آن روایت آمده که عده ای از صنادید و رؤسای قریش، بعد از داستان جنگ احد به مدینه آمدند، و از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم امان خواستند، و درخواست کردند که آن جناب با ایشان و بت پرستی ایشان کاری نداشته باشد، ایشان هم با او و یکتاپرستی اش کاری نداشته باشند، این آیه ها نازل شد که نباید دعوت ایشان را اجابت کنی، و رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم هم از اجابت خواسته آنان خودداری نمود. با بیانی که گذشت وجه اینکه چرا دنبال آیه فرمود: ان الله کان علیما حکیما، و نیز وجه تعقیب آیه مورد بحث به دو آیه بعد معلوم و روشن می شود. [۲]
پا نویس







