فرهنگ مصادیق:جزیه چیست و فلسفه آن چه می‌باشد؟: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
<div class="head1"> جزیه چیست و فلسفه آن چه می‌باشد؟ </div>
 
<div class="head1"> جزیه چیست و فلسفه آن چه می‌باشد؟ </div>
 
==مقدمه==
 
==مقدمه==
«جزیه» از ماده «جزاء» به معنى مالى است که از غیر مسلمانان که در پناه حکومت اسلامى قرار مى گیرند گرفته مى شود و این نامگذارى به خاطر آن است که آن را به عنوان «جزاء در برابر حفظ مال و جانشان» به حکومت اسلامى مى پردازند. (این مطلبى است که از سخنان راغب در کتاب مفردات استفاده مى شود)<br/>
+
«جزیه» از ماده «جزاء» به معنی مالی است که از غیر مسلمانان که در پناه حکومت اسلامی قرار می‌گیرند گرفته می‌شود و این نامگذاری به خاطر آن است که آن را به عنوان «جزاء در برابر حفظ مال و جانشان» به حکومت اسلامی می‌پردازند. (این مطلبی است که از سخنان راغب در کتاب مفردات استفاده می‌شود)<br/>
 
+
«جزیه» یک نوع مالیات سرانه اسلامی است که به افراد تعلق می‌گیرد، نه بر اموال و اراضی، و به تعبیر دیگر «مالیات سرانه سالانه» است.<br/>
«جزیه» یک نوع مالیات سرانه اسلامى است که به افراد تعلق مى گیرد، نه بر اموال و اراضى، و به تعبیر دیگر «مالیات سرانه سالانه» است.<br/>
+
بعضی معتقدند که ریشه اصلی آن غیر عربی است و از «کزیت» کلمه فارسی باستانی که به معنی مالیاتی است که برای تقویت ارتش اخذ می‌شود، گرفته شده ولی بسیاری معتقدند که این لغت یک لغت عربی خالص است، و همانگونه که سابقاً نقل کردیم از ماده «جزاء» گرفته شده، به مناسبت اینکه، مالیات مزبور جزای امنیّتی است که حکومت اسلامی برای اقلیّت‌های مذهبی فراهم می‌سازد.<br/>
 
+
«جزیه» قبل از اسلام هم بوده است، بعضی معتقدند نخستین کسی که «جزیه» گرفت انوشیروان پادشاه ساسانی بود، ولی اگر این مطلب را مسلّم ندانیم، حدّاقل انوشیروان کسی بود که از ملت خود جزیه می‌گرفت، و از همه کسانی که بیش از بیست سال و کمتر از پنجاه سال داشتند و از کارکنان حکومت نبودند، از هر نفر به تفاوت ۱۲ یا ۸ یا ۶ یا ۴ در هم مالیات سرانه اخذ می‌کرد.<br/>
بعضى معتقدند که ریشه اصلى آن غیر عربى است و از «کزیت» کلمه فارسى باستانى که به معنى مالیاتى است که براى تقویت ارتش اخذ مى شود، گرفته شده ولى بسیارى معتقدند که این لغت یک لغت عربى خالص است، و همانگونه که سابقاً نقل کردیم از ماده «جزاء» گرفته شده، به مناسبت اینکه، مالیات مزبور جزاى امنیّتى است که حکومت اسلامى براى اقلیّت هاى مذهبى فراهم مى سازد.<br/>
+
فلسفه اصلی این مالیات را چنین نوشته‌اند که دفاع از موجودیّت و استقلال و امنیت یک کشور وظیفه همه افراد آن کشور است، بنابراین هرگاه جمعی عملاً برای انجام این وظیفه قیام کنند، و عدّه‌ای دیگر به خاطر اشتغال به کسب و کار نتوانند در صف سربازان قرار گیرند وظیفه گروه دوم این است که هزینه جنگجویان و حافظان امنیت را به صورت یک مالیات سرانه در سال بپردازند.<br/>
 
+
قرائنی در دست داریم که این فلسفه را در مورد جزیه چه قبل از دوران اسلام و چه در دوران اسلامی تأیید می‌کند.<br/>
«جزیه» قبل از اسلام هم بوده است، بعضى معتقدند نخستین کسى که «جزیه» گرفت انوشیروان پادشاه ساسانى بود، ولى اگر این مطلب را مسلّم ندانیم، حدّاقل انوشیروان کسى بود که از ملت خود جزیه مى گرفت، و از همه کسانى که بیش از بیست سال و کمتر از پنجاه سال داشتند و از کارکنان حکومت نبودند، از هر نفر به تفاوت ۱۲ یا ۸ یا ۶ یا ۴ در هم مالیات سرانه اخذ مى کرد.<br/>
+
گروه سنّی جزیه دهندگان در عصر انوشیروان که هم اکنون نقل کردیم (ما بین بیست تا پنجاه سال) گواه روشنی بر این مطلب است، زیرا این گروه سنّی در حقیقت مربوط به کسانی بوده است که قدرت حمل اسلحه و شرکت در حفظ امنیّت و استقلال کشور را داشته‌اند، ولی به خاطر اشتغال به کسب و کار بجای آن جزیه می‌پرداختند.<br/>
 
+
گواه دیگر اینکه در اسلام جزیه بر مسلمانان لازم نیست، زیرا جهاد بر همه واجب است و به هنگام لزوم همگی باید در میدان نبرد در برابر دشمن حاضر شوند، امّا چون اقلیّتهای مذهبی از شرکت در جهاد معافند بجای آن باید جزیه بپردازند، تا از این طریق در حفظ امنیّت کشور اسلامی که در آن آسوده زندگی می‌کنند سهمی داشته باشند.<br/>
فلسفه اصلى این مالیات را چنین نوشته‌اند که دفاع از موجودیّت و استقلال و امنیت یک کشور وظیفه همه افراد آن کشور است، بنابراین هرگاه جمعى عملاً براى انجام این وظیفه قیام کنند، و عدّه اى دیگر به خاطر اشتغال به کسب و کار نتوانند در صف سربازان قرار گیرند وظیفه گروه دوم این است که هزینه جنگجویان و حافظان امنیت را به صورت یک مالیات سرانه در سال بپردازند.<br/>
+
و نیز معاف بودن کودکان اقلیّت‌های مذهبی و هم چنین زنان، پیرمردان و نابینایانشان از حکم جزیه دلیل دیگری بر این موضوع است.<br/>
 
+
از آنچه گفته شد روشن می‌شود که جزیه تنها یک نوع کمک مالی است، که از طرف اهل کتاب در برابر مسئولیّتی که مسلمانان به منظور تأمین امنیّت جان و مال آنها به عهده می‌گیرند، پرداخت می‌گردد.<br/>
قرائنى در دست داریم که این فلسفه را در مورد جزیه چه قبل از دوران اسلام و چه در دوران اسلامى تأیید مى کند.<br/>
+
بنابراین آنها که جزیه را یک نوع «حقّ تسخیر» به حساب آورده‌اند، توجه به روح و فلسفه آن نداشته‌اند، آنها به این حقیقت توجّه نکرده‌اند که اهل کتاب هنگامی که به صورت اهل ذمّه درآیند حکومت اسلامی موظف است آنان را از هرگونه تعرّض و آزاری مصونیّت بدهد.<br/>
 
+
و با توجّه به اینکه آنها در برابر پرداخت جزیه علاوه بر استفاده از مصونیت و امنیّت هیچ گونه تعهدی از نظر شرکت در میدان جنگ و کلیه امور دفاعی و امنیّتی بر عهده ندارند، روشن می‌شود که مسئولیّت آنها در برابر حکومت اسلامی به مراتب از مسلمانان کمتر است.<br/>
گروه سنّى جزیه دهندگان در عصر انوشیروان که هم اکنون نقل کردیم (ما بین بیست تا پنجاه سال) گواه روشنى بر این مطلب است، زیرا این گروه سنّى در حقیقت مربوط به کسانى بوده است که قدرت حمل اسلحه و شرکت در حفظ امنیّت و استقلال کشور را داشته‌اند، ولى به خاطر اشتغال به کسب و کار بجاى آن جزیه مى پرداختند.<br/>
+
یعنی آنها با پرداخت مبلغ ناچیزی در سال از تمام مزایای حکومت اسلامی استفاده می‌کنند، و با مسلمانان برابر می‌شوند، در حالی که در متن حوادث و در برابر خطرات قرار ندارند.<br/>
 
+
از جمله دلایل روشنی که این فلسفه را تأیید می‌کند، این است که در عهدنامه هائی که در دوران حکومت اسلامی میان مسلمانان و اهل کتاب در زمینه جزیه منعقد می‌شد، به این موضوع تصریح گردیده است، که اهل کتاب موظّفند جزیه بپردازند، و در برابر، مسلمانان موظفّند امنیّت آنها را تأمین کنند، و حتّی اگر دشمنانی از خارج به مقابله و آزار آنها برخیزند، حکومت اسلامی از آنها دفاع خواهد کرد.<br/>
گواه دیگر اینکه در اسلام جزیه بر مسلمانان لازم نیست، زیرا جهاد بر همه واجب است و به هنگام لزوم همگى باید در میدان نبرد در برابر دشمن حاضر شوند، امّا چون اقلیّتهاى مذهبى از شرکت در جهاد معافند بجاى آن باید جزیه بپردازند، تا از این طریق در حفظ امنیّت کشور اسلامى که در آن آسوده زندگى مى کنند سهمى داشته باشند.<br/>
+
این عهدنامه‌ها فراوان است که به عنوان نمونه یکی را ذیلاً می‌آوریم، و آن عهدنامه‌ای است که «خالد بن ولید» با مسیحیان اطراف «فرات» منعقد کرد.<br/>
 
+
و نیز معاف بودن کودکان اقلیّت هاى مذهبى و هم چنین زنان، پیرمردان و نابینایانشان از حکم جزیه دلیل دیگرى بر این موضوع است.<br/>
+
 
+
از آنچه گفته شد روشن مى شود که جزیه تنها یک نوع کمک مالى است، که از طرف اهل کتاب در برابر مسئولیّتى که مسلمانان به منظور تأمین امنیّت جان و مال آنها به عهده مى گیرند، پرداخت مى گردد.<br/>
+
 
+
بنابراین آنها که جزیه را یک نوع «حقّ تسخیر» به حساب آورده‌اند، توجه به روح و فلسفه آن نداشته‌اند، آنها به این حقیقت توجّه نکرده‌اند که اهل کتاب هنگامى که به صورت اهل ذمّه درآیند حکومت اسلامى موظف است آنان را از هرگونه تعرّض و آزارى مصونیّت بدهد.<br/>
+
 
+
و با توجّه به اینکه آنها در برابر پرداخت جزیه علاوه بر استفاده از مصونیت و امنیّت هیچ گونه تعهدى از نظر شرکت در میدان جنگ و کلیه امور دفاعى و امنیّتى بر عهده ندارند، روشن مى شود که مسئولیّت آنها در برابر حکومت اسلامى به مراتب از مسلمانان کمتر است.<br/>
+
 
+
یعنى آنها با پرداخت مبلغ ناچیزى در سال از تمام مزایاى حکومت اسلامى استفاده مى کنند، و با مسلمانان برابر مى شوند، در حالى که در متن حوادث و در برابر خطرات قرار ندارند.<br/>
+
 
+
از جمله دلایل روشنى که این فلسفه را تأیید مى کند، این است که در عهدنامه هائى که در دوران حکومت اسلامى میان مسلمانان و اهل کتاب در زمینه جزیه منعقد مى شد، به این موضوع تصریح گردیده است، که اهل کتاب موظّفند جزیه بپردازند، و در برابر، مسلمانان موظفّند امنیّت آنها را تأمین کنند، و حتّى اگر دشمنانى از خارج به مقابله و آزار آنها برخیزند، حکومت اسلامى از آنها دفاع خواهد کرد.<br/>
+
 
+
این عهدنامه‌ها فراوان است که به عنوان نمونه یکى را ذیلاً مى آوریم، و آن عهدنامه اى است که «خالد بن ولید» با مسیحیان اطراف «فرات» منعقد کرد.<br/>
+
 
+
 
متن عهدنامه چنین است:<br/>
 
متن عهدنامه چنین است:<br/>
 
+
«این نامه‌ای است از «خالد بن ولید» به «صلوبا» (بزرگ مسیحیان) و جمعیّتش، من با شما پیمان می‌بندم بر جزیه و دفاع، و در برابر آن شما در حمایت ما قرار دارید و مادام که ما از شما حمایت می‌کنیم، حق گرفتن جزیه داریم، والاّ حقّی نخواهیم داشت، این عهدنامه در سال دوازده هجری در ماه صفر نوشته شد».<ref>نقل از تفسیر المنار ج 10 صفحه 294</ref><br/>
«این نامه اى است از «خالد بن ولید» به «صلوبا» (بزرگ مسیحیان) و جمعیّتش، من با شما پیمان مى بندم بر جزیه و دفاع، و در برابر آن شما در حمایت ما قرار دارید و مادام که ما از شما حمایت مى کنیم، حق گرفتن جزیه داریم، والاّ حقّى نخواهیم داشت، این عهدنامه در سال دوازده هجرى در ماه صفر نوشته شد».<ref>نقل از تفسیر المنار ج 10 صفحه 294</ref><br/>
+
جالب اینکه می‌خوانیم هرگاه در حمایت از آنها کوتاهی می‌شد، جزیه را به آنها باز می‌گرداندند، و یا اصلاً از آنها نمی‌گرفتند!<br/>
 
+
توجه به این نکته نیز لازم است، که جزیه اندازه مشخّصی ندارد، و میزان آن بستگی به توانائی جزیه دهندگان دارد، ولی آنچه از تواریخ اسلامی به دست می‌آید این است که غالباً مبلغ مختصری در این زمینه قرار داده می‌شد. و این مبلغ گاهی در حدود یک دینار در سال بیشتر نبود، و حتی گاهی در عهد نامه‌ها قید می‌شد که جزیه دهندگان موظّفند به مقدار توانائیشان جزیه بپردازند.<br/>
جالب اینکه مى خوانیم هرگاه در حمایت از آنها کوتاهى مى شد، جزیه را به آنها باز مى گرداندند، و یا اصلاً از آنها نمى گرفتند!<br/>
+
از مجموع آنچه گفته شد ایرادهای گوناگون و سمپاشی هائی که در زمینه این حکم اسلامی می‌شود، از میان خواهد رفت، و ثابت می‌شود که این یک حکم عادلانه و منطقی است.<ref>تفسیر نمونه 7/354</ref><br/>
 
+
توجه به این نکته نیز لازم است، که جزیه اندازه مشخّصى ندارد، و میزان آن بستگى به توانائى جزیه دهندگان دارد، ولى آنچه از تواریخ اسلامى به دست مى آید این است که غالباً مبلغ مختصرى در این زمینه قرار داده مى شد. و این مبلغ گاهى در حدود یک دینار در سال بیشتر نبود، و حتى گاهى در عهد نامه‌ها قید مى شد که جزیه دهندگان موظّفند به مقدار توانائیشان جزیه بپردازند.<br/>
+
 
+
از مجموع آنچه گفته شد ایرادهاى گوناگون و سمپاشى هائى که در زمینه این حکم اسلامى مى شود، از میان خواهد رفت، و ثابت مى شود که این یک حکم عادلانه و منطقى است.<ref>تفسیر نمونه 7/354</ref><br/>
+
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۰۶

جزیه چیست و فلسفه آن چه می‌باشد؟

مقدمه

«جزیه» از ماده «جزاء» به معنی مالی است که از غیر مسلمانان که در پناه حکومت اسلامی قرار می‌گیرند گرفته می‌شود و این نامگذاری به خاطر آن است که آن را به عنوان «جزاء در برابر حفظ مال و جانشان» به حکومت اسلامی می‌پردازند. (این مطلبی است که از سخنان راغب در کتاب مفردات استفاده می‌شود)
«جزیه» یک نوع مالیات سرانه اسلامی است که به افراد تعلق می‌گیرد، نه بر اموال و اراضی، و به تعبیر دیگر «مالیات سرانه سالانه» است.
بعضی معتقدند که ریشه اصلی آن غیر عربی است و از «کزیت» کلمه فارسی باستانی که به معنی مالیاتی است که برای تقویت ارتش اخذ می‌شود، گرفته شده ولی بسیاری معتقدند که این لغت یک لغت عربی خالص است، و همانگونه که سابقاً نقل کردیم از ماده «جزاء» گرفته شده، به مناسبت اینکه، مالیات مزبور جزای امنیّتی است که حکومت اسلامی برای اقلیّت‌های مذهبی فراهم می‌سازد.
«جزیه» قبل از اسلام هم بوده است، بعضی معتقدند نخستین کسی که «جزیه» گرفت انوشیروان پادشاه ساسانی بود، ولی اگر این مطلب را مسلّم ندانیم، حدّاقل انوشیروان کسی بود که از ملت خود جزیه می‌گرفت، و از همه کسانی که بیش از بیست سال و کمتر از پنجاه سال داشتند و از کارکنان حکومت نبودند، از هر نفر به تفاوت ۱۲ یا ۸ یا ۶ یا ۴ در هم مالیات سرانه اخذ می‌کرد.
فلسفه اصلی این مالیات را چنین نوشته‌اند که دفاع از موجودیّت و استقلال و امنیت یک کشور وظیفه همه افراد آن کشور است، بنابراین هرگاه جمعی عملاً برای انجام این وظیفه قیام کنند، و عدّه‌ای دیگر به خاطر اشتغال به کسب و کار نتوانند در صف سربازان قرار گیرند وظیفه گروه دوم این است که هزینه جنگجویان و حافظان امنیت را به صورت یک مالیات سرانه در سال بپردازند.
قرائنی در دست داریم که این فلسفه را در مورد جزیه چه قبل از دوران اسلام و چه در دوران اسلامی تأیید می‌کند.
گروه سنّی جزیه دهندگان در عصر انوشیروان که هم اکنون نقل کردیم (ما بین بیست تا پنجاه سال) گواه روشنی بر این مطلب است، زیرا این گروه سنّی در حقیقت مربوط به کسانی بوده است که قدرت حمل اسلحه و شرکت در حفظ امنیّت و استقلال کشور را داشته‌اند، ولی به خاطر اشتغال به کسب و کار بجای آن جزیه می‌پرداختند.
گواه دیگر اینکه در اسلام جزیه بر مسلمانان لازم نیست، زیرا جهاد بر همه واجب است و به هنگام لزوم همگی باید در میدان نبرد در برابر دشمن حاضر شوند، امّا چون اقلیّتهای مذهبی از شرکت در جهاد معافند بجای آن باید جزیه بپردازند، تا از این طریق در حفظ امنیّت کشور اسلامی که در آن آسوده زندگی می‌کنند سهمی داشته باشند.
و نیز معاف بودن کودکان اقلیّت‌های مذهبی و هم چنین زنان، پیرمردان و نابینایانشان از حکم جزیه دلیل دیگری بر این موضوع است.
از آنچه گفته شد روشن می‌شود که جزیه تنها یک نوع کمک مالی است، که از طرف اهل کتاب در برابر مسئولیّتی که مسلمانان به منظور تأمین امنیّت جان و مال آنها به عهده می‌گیرند، پرداخت می‌گردد.
بنابراین آنها که جزیه را یک نوع «حقّ تسخیر» به حساب آورده‌اند، توجه به روح و فلسفه آن نداشته‌اند، آنها به این حقیقت توجّه نکرده‌اند که اهل کتاب هنگامی که به صورت اهل ذمّه درآیند حکومت اسلامی موظف است آنان را از هرگونه تعرّض و آزاری مصونیّت بدهد.
و با توجّه به اینکه آنها در برابر پرداخت جزیه علاوه بر استفاده از مصونیت و امنیّت هیچ گونه تعهدی از نظر شرکت در میدان جنگ و کلیه امور دفاعی و امنیّتی بر عهده ندارند، روشن می‌شود که مسئولیّت آنها در برابر حکومت اسلامی به مراتب از مسلمانان کمتر است.
یعنی آنها با پرداخت مبلغ ناچیزی در سال از تمام مزایای حکومت اسلامی استفاده می‌کنند، و با مسلمانان برابر می‌شوند، در حالی که در متن حوادث و در برابر خطرات قرار ندارند.
از جمله دلایل روشنی که این فلسفه را تأیید می‌کند، این است که در عهدنامه هائی که در دوران حکومت اسلامی میان مسلمانان و اهل کتاب در زمینه جزیه منعقد می‌شد، به این موضوع تصریح گردیده است، که اهل کتاب موظّفند جزیه بپردازند، و در برابر، مسلمانان موظفّند امنیّت آنها را تأمین کنند، و حتّی اگر دشمنانی از خارج به مقابله و آزار آنها برخیزند، حکومت اسلامی از آنها دفاع خواهد کرد.
این عهدنامه‌ها فراوان است که به عنوان نمونه یکی را ذیلاً می‌آوریم، و آن عهدنامه‌ای است که «خالد بن ولید» با مسیحیان اطراف «فرات» منعقد کرد.
متن عهدنامه چنین است:
«این نامه‌ای است از «خالد بن ولید» به «صلوبا» (بزرگ مسیحیان) و جمعیّتش، من با شما پیمان می‌بندم بر جزیه و دفاع، و در برابر آن شما در حمایت ما قرار دارید و مادام که ما از شما حمایت می‌کنیم، حق گرفتن جزیه داریم، والاّ حقّی نخواهیم داشت، این عهدنامه در سال دوازده هجری در ماه صفر نوشته شد».[۱]
جالب اینکه می‌خوانیم هرگاه در حمایت از آنها کوتاهی می‌شد، جزیه را به آنها باز می‌گرداندند، و یا اصلاً از آنها نمی‌گرفتند!
توجه به این نکته نیز لازم است، که جزیه اندازه مشخّصی ندارد، و میزان آن بستگی به توانائی جزیه دهندگان دارد، ولی آنچه از تواریخ اسلامی به دست می‌آید این است که غالباً مبلغ مختصری در این زمینه قرار داده می‌شد. و این مبلغ گاهی در حدود یک دینار در سال بیشتر نبود، و حتی گاهی در عهد نامه‌ها قید می‌شد که جزیه دهندگان موظّفند به مقدار توانائیشان جزیه بپردازند.
از مجموع آنچه گفته شد ایرادهای گوناگون و سمپاشی هائی که در زمینه این حکم اسلامی می‌شود، از میان خواهد رفت، و ثابت می‌شود که این یک حکم عادلانه و منطقی است.[۲]

پانویس

  1. نقل از تفسیر المنار ج 10 صفحه 294
  2. تفسیر نمونه 7/354