فرهنگ مصادیق:فلسفه گرفتن جزیه در اسلام: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح ارقام)
 
سطر ۴: سطر ۴:
  
 
==پاسخ تفصیلی==
 
==پاسخ تفصیلی==
یکى از افتخارات اسلاماین است که کسى را مجبور نمى کند که بطور اکراه پیرو این آیین گردند، چنان که در آیه256 از سورهبقره فرموده است: «لاَ اِکْرَاهَ فِى الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ»؛ (در قبول دین اکراهى نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافى روشن شده است.) سرّ این مطلب هم واضح است؛ زیرا اسلاماز روز نخست دعوت عمومى خود را براساس منطق و دلیل نهاده و در راه مبارزه با خرافات و موهومات، یگانه سلاحش همان تشریح حقایق و روشن نمودن افکار عمومى بوده است. با داشتن چنین سلاح نیرومندى که افراد بیدار و فهمیده را به خود جلب مى کند، چه نیازى به زور و اجبار دارد؟<br/>
+
یکی از افتخارات اسلاماین است که کسی را مجبور نمی کند که بطور اکراه پیرو این آیین گردند، چنان که در آیه۲۵۶ از سورهبقره فرموده است: «لاَ اِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ»؛ (در قبول دین اکراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی روشن شده است.) سرّ این مطلب هم واضح است؛ زیرا اسلاماز روز نخست دعوت عمومی خود را براساس منطق و دلیل نهاده و در راه مبارزه با خرافات و موهومات، یگانه سلاحش همان تشریح حقایق و روشن نمودن افکار عمومی بوده است. با داشتن چنین سلاح نیرومندی که افراد بیدار و فهمیده را به خود جلب می کند، چه نیازی به زور و اجبار دارد؟<br/>
اساساً عقیده و ایمانواقعى احتیاج به مقدّمات و مبانى مخصوصى دارد که تا در انسان از روى درک و بصیرت و اختیار حاصل نشود، محال است در دل جاى گیرد؛ و اگر روزى با جبر و فشار تحمیل شود، از محیط زبان بیرون نمى رود و راهى به قلب پیدا نخواهد کرد؛ و البتّه با برطرف شدن عوامل جبر، فوراً به صورت نخست باز خواهد گشت.<br/>
+
اساساً عقیده و ایمانواقعی احتیاج به مقدّمات و مبانی مخصوصی دارد که تا در انسان از روی درک و بصیرت و اختیار حاصل نشود، محال است در دل جای گیرد؛ و اگر روزی با جبر و فشار تحمیل شود، از محیط زبان بیرون نمی رود و راهی به قلب پیدا نخواهد کرد؛ و البتّه با برطرف شدن عوامل جبر، فوراً به صورت نخست باز خواهد گشت.<br/>
ایمان یک چنین افرادى در اسلامبى ارزش است. اسلاممى خواهد افرادى را تربیت کند که تا آخرین نفس، پایبند به اصول مقدّس اسلامبوده و آنى از آن غفلت نورزند. این چنین ایمانى جز با منطق و دلیل و تنویر افکار، میسّر نمى شود.<br/>
+
ایمان یک چنین افرادی در اسلامبی ارزش است. اسلاممی خواهد افرادی را تربیت کند که تا آخرین نفس، پایبند به اصول مقدّس اسلامبوده و آنی از آن غفلت نورزند. این چنین ایمانی جز با منطق و دلیل و تنویر افکار، میسّر نمی شود.<br/>
هدف جهاددر اسلام، و مبارزه در برابر تهاجم دشمن، خود بحثى است جداگانه.<br/>
+
هدف جهاددر اسلام، و مبارزه در برابر تهاجم دشمن، خود بحثی است جداگانه.<br/>
امّا جزیه: جزیهمالیات سرانه اى بود که اهل کتابآن را در هر سال، به دولت اسلامى مى پرداختند؛ و علّت قرار دادن چنین مالیاتى این بود که چون کشورهاى آنان به دست مسلمانان اداره مى شد و یا به صورت یک اقلّیّت در جوامع اسلامى زندگى مى کردند، دولت اسلامى مجبور بود که حفاظت و نظم و امنیّت آنها را به عهده بگیرد؛ از این لحاظ لازم بود مالیات عادلانه اى از هر فردى که اسلامرا نپذیرفته است دریافت کند و در راه تامین وسایل زندگى و حفظ جان و مال آنان مصرف نماید.<br/>
+
امّا جزیه: جزیهمالیات سرانه ای بود که اهل کتابآن را در هر سال، به دولت اسلامی می پرداختند؛ و علّت قرار دادن چنین مالیاتی این بود که چون کشورهای آنان به دست مسلمانان اداره می شد و یا به صورت یک اقلّیّت در جوامع اسلامی زندگی می کردند، دولت اسلامی مجبور بود که حفاظت و نظم و امنیّت آنها را به عهده بگیرد؛ از این لحاظ لازم بود مالیات عادلانه ای از هر فردی که اسلامرا نپذیرفته است دریافت کند و در راه تامین وسایل زندگی و حفظ جان و مال آنان مصرف نماید.<br/>
ناگفته پیداست، نیروهایى که دولت اسلامى مجبور بود در نقاط مختلف کشور متمرکز سازد تا جان و مال آنها را از هرگونه تجاوز احتمالى مصون دارد، احتیاج به هزینه هاى زیادى داشت که یگانه راه تامین آن این بود که از خود مردم گرفته و در طریق رفاه خودشان مصرف نماید - به خصوص این که غیر مسلمانان هرگز در جنگ هایى که با دشمنان اسلام روى مى داد، نفراتى به میدان نمى فرستادند.<br/>
+
ناگفته پیداست، نیروهایی که دولت اسلامی مجبور بود در نقاط مختلف کشور متمرکز سازد تا جان و مال آنها را از هرگونه تجاوز احتمالی مصون دارد، احتیاج به هزینه های زیادی داشت که یگانه راه تامین آن این بود که از خود مردم گرفته و در طریق رفاه خودشان مصرف نماید - به خصوص این که غیر مسلمانان هرگز در جنگ هایی که با دشمنان اسلام روی می داد، نفراتی به میدان نمی فرستادند.<br/>
شواهد تاریخى گواهى مى دهند مبلغى که از اهل ذمّه دریافت مى کردند، عنوان جریمه و فشار نداشت؛ بلکه هدف صرف آن در تامین آسایش آنان بوده است. اینک نمونه هایى را یادآور مى شویم:<br/>
+
شواهد تاریخی گواهی می دهند مبلغی که از اهل ذمّه دریافت می کردند، عنوان جریمه و فشار نداشت؛ بلکه هدف صرف آن در تامین آسایش آنان بوده است. اینک نمونه هایی را یادآور می شویم:<br/>
1- هنگامى که «عُبادَه بنِ صامِتْ» فرمانروایان مصر و سایر قبطیان را به دین اسلام دعوت مى کرد، به آنان چنین گفت: اختیار با شماست، خواستید آیین اسلامرا با کمال آزادى اختیار کند و اگر نمى خواهید مسلمان شوید، مى توانید جزیهبدهید و تحت فرمان حکومت اسلامى باشید و تا ما باشیم و شما باشید، همه ساله رفتارى با شما خواهیم نمود که طرفین از هم خشنود باشیم؛ ما با شما هم پیمان مى شویم، جان و دارایى شما را حفاظت مى کنیم و هرکس به اموال شما تجاوز کند با او مى جنگیم!<br/>
+
۱- هنگامی که «عُبادَه بنِ صامِتْ» فرمانروایان مصر و سایر قبطیان را به دین اسلام دعوت می کرد، به آنان چنین گفت: اختیار با شماست، خواستید آیین اسلامرا با کمال آزادی اختیار کند و اگر نمی خواهید مسلمان شوید، می توانید جزیهبدهید و تحت فرمان حکومت اسلامی باشید و تا ما باشیم و شما باشید، همه ساله رفتاری با شما خواهیم نمود که طرفین از هم خشنود باشیم؛ ما با شما هم پیمان می شویم، جان و دارایی شما را حفاظت می کنیم و هرکس به اموال شما تجاوز کند با او می جنگیم!<br/>
2- پس از آن که مسلمانان در نبرد با رومیان فاتح شدند و قسمت هاى زیادى از «شامات» به دست آنان افتاد، مردم «حِمص» حاضر شدند جزیهبپردازند؛ سپس مسلمانان به عللى صلاح دیدند پیمانى که بین خود و مردم مسیحى «حِمص» بسته بودند با رضایت طریفین ملغى سازند؛ از این لحاظ سردار بزرگ مسلمانان در یک مجمع عمومى به مردم «حِمص» چنین خطاب کرد: آنچه به ما داده‌اید از ما پس بگیرید و ما را از هم پیمانى خود آزاد سازید. مردم «حمص» در پاسخ گفتند: هرگز ما از شما جدا نمى شویم، دادگسترى و پرهیزکارى شما به مراتب بهتر از رفتار رومیان است، ما حاضریم - اگر شما بپذیرید - همراه نیروهاى اسلامى با ارتش رومیان بجنگیم!<br/>
+
۲- پس از آن که مسلمانان در نبرد با رومیان فاتح شدند و قسمت های زیادی از «شامات» به دست آنان افتاد، مردم «حِمص» حاضر شدند جزیهبپردازند؛ سپس مسلمانان به عللی صلاح دیدند پیمانی که بین خود و مردم مسیحی «حِمص» بسته بودند با رضایت طریفین ملغی سازند؛ از این لحاظ سردار بزرگ مسلمانان در یک مجمع عمومی به مردم «حِمص» چنین خطاب کرد: آنچه به ما داده‌اید از ما پس بگیرید و ما را از هم پیمانی خود آزاد سازید. مردم «حمص» در پاسخ گفتند: هرگز ما از شما جدا نمی شویم، دادگستری و پرهیزکاری شما به مراتب بهتر از رفتار رومیان است، ما حاضریم - اگر شما بپذیرید - همراه نیروهای اسلامی با ارتش رومیان بجنگیم!<br/>
3- مقدار جزیه‌هایى را که رسول اکرم(صلى اللهعلیه وآله) براى نصاراى «نجران» معیّن نموده، درستی مطلب ما را روشن مى سازد؛ زیرا قرار شد که مردم آن جا سالى سه هزار «حُلّه» که بهاى هر حله چهلدرهم بود، بطور تدریج در دو وقت بدهند؛ دو هزار آن را در ماه صفر و هزار دیگر را در ماه رجب و همچنین رسول اکرم(صلى اللهعلیه وآله) با اهل «اذرح» صلح نموده که سالى صد دینار بدهند.<br/>
+
۳- مقدار جزیه‌هایی را که رسول اکرم(صلی اللهعلیه وآله) برای نصارای «نجران» معیّن نموده، درستی مطلب ما را روشن می سازد؛ زیرا قرار شد که مردم آن جا سالی سه هزار «حُلّه» که بهای هر حله چهلدرهم بود، بطور تدریج در دو وقت بدهند؛ دو هزار آن را در ماه صفر و هزار دیگر را در ماه رجب و همچنین رسول اکرم(صلی اللهعلیه وآله) با اهل «اذرح» صلح نموده که سالی صد دینار بدهند.<br/>
بطور مسلّم این رقم پول‌ها در برابر نگهبانى و حفظ جان و مال آنها در برابر دشمن، چندان قابل توجّه نبود.<ref>گرد آوری از کتاب: پاسخ به پرسش‌های مذهبی،آیات عظام مکارم شیرازی و جعفر سبحانی، مدرسة الإمام علی بن أبی طالب(ع)، چاپ دوم، ص 329</ref><br/>
+
بطور مسلّم این رقم پول‌ها در برابر نگهبانی و حفظ جان و مال آنها در برابر دشمن، چندان قابل توجّه نبود.<ref>گرد آوری از کتاب: پاسخ به پرسش‌های مذهبی،آیات عظام مکارم شیرازی و جعفر سبحانی، مدرسة الإمام علی بن أبی طالب(ع)، چاپ دوم، ص 329</ref><br/>
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۰۱

فلسفه گرفتن جزیه در اسلام

پرسش

آیا جزیه، یک نوع فشار مالی برای پذیرش اسلامنیست؟

پاسخ تفصیلی

یکی از افتخارات اسلاماین است که کسی را مجبور نمی کند که بطور اکراه پیرو این آیین گردند، چنان که در آیه۲۵۶ از سورهبقره فرموده است: «لاَ اِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ»؛ (در قبول دین اکراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی روشن شده است.) سرّ این مطلب هم واضح است؛ زیرا اسلاماز روز نخست دعوت عمومی خود را براساس منطق و دلیل نهاده و در راه مبارزه با خرافات و موهومات، یگانه سلاحش همان تشریح حقایق و روشن نمودن افکار عمومی بوده است. با داشتن چنین سلاح نیرومندی که افراد بیدار و فهمیده را به خود جلب می کند، چه نیازی به زور و اجبار دارد؟
اساساً عقیده و ایمانواقعی احتیاج به مقدّمات و مبانی مخصوصی دارد که تا در انسان از روی درک و بصیرت و اختیار حاصل نشود، محال است در دل جای گیرد؛ و اگر روزی با جبر و فشار تحمیل شود، از محیط زبان بیرون نمی رود و راهی به قلب پیدا نخواهد کرد؛ و البتّه با برطرف شدن عوامل جبر، فوراً به صورت نخست باز خواهد گشت.
ایمان یک چنین افرادی در اسلامبی ارزش است. اسلاممی خواهد افرادی را تربیت کند که تا آخرین نفس، پایبند به اصول مقدّس اسلامبوده و آنی از آن غفلت نورزند. این چنین ایمانی جز با منطق و دلیل و تنویر افکار، میسّر نمی شود.
هدف جهاددر اسلام، و مبارزه در برابر تهاجم دشمن، خود بحثی است جداگانه.
امّا جزیه: جزیهمالیات سرانه ای بود که اهل کتابآن را در هر سال، به دولت اسلامی می پرداختند؛ و علّت قرار دادن چنین مالیاتی این بود که چون کشورهای آنان به دست مسلمانان اداره می شد و یا به صورت یک اقلّیّت در جوامع اسلامی زندگی می کردند، دولت اسلامی مجبور بود که حفاظت و نظم و امنیّت آنها را به عهده بگیرد؛ از این لحاظ لازم بود مالیات عادلانه ای از هر فردی که اسلامرا نپذیرفته است دریافت کند و در راه تامین وسایل زندگی و حفظ جان و مال آنان مصرف نماید.
ناگفته پیداست، نیروهایی که دولت اسلامی مجبور بود در نقاط مختلف کشور متمرکز سازد تا جان و مال آنها را از هرگونه تجاوز احتمالی مصون دارد، احتیاج به هزینه های زیادی داشت که یگانه راه تامین آن این بود که از خود مردم گرفته و در طریق رفاه خودشان مصرف نماید - به خصوص این که غیر مسلمانان هرگز در جنگ هایی که با دشمنان اسلام روی می داد، نفراتی به میدان نمی فرستادند.
شواهد تاریخی گواهی می دهند مبلغی که از اهل ذمّه دریافت می کردند، عنوان جریمه و فشار نداشت؛ بلکه هدف صرف آن در تامین آسایش آنان بوده است. اینک نمونه هایی را یادآور می شویم:
۱- هنگامی که «عُبادَه بنِ صامِتْ» فرمانروایان مصر و سایر قبطیان را به دین اسلام دعوت می کرد، به آنان چنین گفت: اختیار با شماست، خواستید آیین اسلامرا با کمال آزادی اختیار کند و اگر نمی خواهید مسلمان شوید، می توانید جزیهبدهید و تحت فرمان حکومت اسلامی باشید و تا ما باشیم و شما باشید، همه ساله رفتاری با شما خواهیم نمود که طرفین از هم خشنود باشیم؛ ما با شما هم پیمان می شویم، جان و دارایی شما را حفاظت می کنیم و هرکس به اموال شما تجاوز کند با او می جنگیم!
۲- پس از آن که مسلمانان در نبرد با رومیان فاتح شدند و قسمت های زیادی از «شامات» به دست آنان افتاد، مردم «حِمص» حاضر شدند جزیهبپردازند؛ سپس مسلمانان به عللی صلاح دیدند پیمانی که بین خود و مردم مسیحی «حِمص» بسته بودند با رضایت طریفین ملغی سازند؛ از این لحاظ سردار بزرگ مسلمانان در یک مجمع عمومی به مردم «حِمص» چنین خطاب کرد: آنچه به ما داده‌اید از ما پس بگیرید و ما را از هم پیمانی خود آزاد سازید. مردم «حمص» در پاسخ گفتند: هرگز ما از شما جدا نمی شویم، دادگستری و پرهیزکاری شما به مراتب بهتر از رفتار رومیان است، ما حاضریم - اگر شما بپذیرید - همراه نیروهای اسلامی با ارتش رومیان بجنگیم!
۳- مقدار جزیه‌هایی را که رسول اکرم(صلی اللهعلیه وآله) برای نصارای «نجران» معیّن نموده، درستی مطلب ما را روشن می سازد؛ زیرا قرار شد که مردم آن جا سالی سه هزار «حُلّه» که بهای هر حله چهلدرهم بود، بطور تدریج در دو وقت بدهند؛ دو هزار آن را در ماه صفر و هزار دیگر را در ماه رجب و همچنین رسول اکرم(صلی اللهعلیه وآله) با اهل «اذرح» صلح نموده که سالی صد دینار بدهند.
بطور مسلّم این رقم پول‌ها در برابر نگهبانی و حفظ جان و مال آنها در برابر دشمن، چندان قابل توجّه نبود.[۱]

پانویس

  1. گرد آوری از کتاب: پاسخ به پرسش‌های مذهبی،آیات عظام مکارم شیرازی و جعفر سبحانی، مدرسة الإمام علی بن أبی طالب(ع)، چاپ دوم، ص 329