الگو:مقاله پیشنهادی: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱: سطر ۱:
<h2 class="headsrc">ربا خواری با حیله‌های شرعی </h2>
+
<h2 class="headsrc">پرداخت رشوه </h2>
مفهوم حیله شرعی در ربا<br />
+
مفهوم رشوه<br />
«حِیله» از ریشه «حول» و بر وزن فِعله، مصدری است که دلالت بر نوعی تغییر و دگرگونی می‌کند. اگر سال را هم عرب «حول» می گوید به همین اعتبار است؛ زیرا تغییر و دگرگونی به وجود آمده، و سال گذشته تبدیل به سال جدید شده است.<br />
+
واژه رشوه از ماده رشا و به معنای ریسمان است. تناسب رشوه با ریسمان هم از این جهت است که به وسیله ریسمان آب از چاه بیرون می‌آید و به وسیله رشوه برای خواسته‌ها چاره جویی می‌شود.<br />
واژه حیله، به معنای چاره است که شخص در تدبیر کارش به آن منتقل می‌شود و آن یک نوع تغیّر و انفصال از حال اوّلی است. <br />
+
در کتاب المعجم الوسیط رشوه را معنا کرده به (ما یعطی لقضا مصلحه او ما یعطی لاحقاق باطل او ابطال حق) یعنی آنچه که به خاطر مصلحتی یا حق نمایاندن باطلی و باطل نمودن حقی داده می‌شود. در کتاب تاج العروس نیز معنا کرده است به آنچه شخص به حاکم یا غیر حاکم می‌دهد تا به سود او حکم کند یا او را به آنچه می‌خواهد وادار کند.<br />
از مجموع کلمات فقها در ابواب مختلف فقه، این تعریف برای حیله استفاده می‌شود:<br />
+
در اصطلاح نیز معنای رشوه با معنای لغوی آن تفاوت چندانی نمی‌کند و آن هر چیزی است که به قاضی و کارگزاران دولت در مقابل انجام کار موظف که از انجام آن استنکاف می‌ورزند و یا در مقابل ابطال حق و احیای باطل و یا حتی برای قضاوت صحیح پرداخت شود در اصطلاح به آن رشوه می‌گویند. با توجه به این معنا شهید ثانی در کتاب روضه البهیه می‌فرماید رشوه آن است که قاضی مالی را از طرفین دعوا یا یکی از آن دو یا از فرد ثالثی بگیرد تا حکم صادر کند یا راهگشای حکم شود یعنی قاضی یکی از دو طرف را راهنمایی کند تا به پیروزی برسد، در این باره تفاوتی نمی‌کند که در مقابل گرفتن مال به حق حکم کند یا به باطل.<br />
«الحیله هی حفظ ظواهر قوانین الشّرع و ان کانت روحها غیر موجوده؛ حیله عبارت است از حفظ ظاهر قوانین شرع، اگر چه روح قانون موجود نباشد». <br />
+
[[پرداخت رشوه |<big>'''ادامه مطلب'''</big>]]
مثلا در حیله‌های ربا چنین است که ظاهر بیع حفظ می‌شود؛ ولی روح ربا حاکم و روح بیع مفقود است. به عنوان مثال، وقتی کسی قصد دارد یک میلیون تومان وام به کسی بدهد و از او سودی بگیرد می‌گوید: «یک میلیون تومان به شما قرض الحسنه می‌دهم؛ ولی این بستۀ یک کیلویی نبات را هم به ۳۰۰ هزار تومان به تو می‌فروشم که سر سال پول آن را به من بدهی»، در این مثال، ظاهر قانون بیع و قرض الحسنه مراعات شده است و ظاهرا ربا صدق نمی‌کند؛ ولی روح قانون بیع حاکم نیست.
+
نتیجه این که حیله در مصطلح فقها، حفظ ظواهر قوانین شرع است؛ اگر چه روح قانون موجود نباشد. <br />
+
[[ربا خواری با حیله های شرعی |<big>'''ادامه مطلب'''</big>]]
+

نسخهٔ ‏۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۵۲

پرداخت رشوه

مفهوم رشوه
واژه رشوه از ماده رشا و به معنای ریسمان است. تناسب رشوه با ریسمان هم از این جهت است که به وسیله ریسمان آب از چاه بیرون می‌آید و به وسیله رشوه برای خواسته‌ها چاره جویی می‌شود.
در کتاب المعجم الوسیط رشوه را معنا کرده به (ما یعطی لقضا مصلحه او ما یعطی لاحقاق باطل او ابطال حق) یعنی آنچه که به خاطر مصلحتی یا حق نمایاندن باطلی و باطل نمودن حقی داده می‌شود. در کتاب تاج العروس نیز معنا کرده است به آنچه شخص به حاکم یا غیر حاکم می‌دهد تا به سود او حکم کند یا او را به آنچه می‌خواهد وادار کند.
در اصطلاح نیز معنای رشوه با معنای لغوی آن تفاوت چندانی نمی‌کند و آن هر چیزی است که به قاضی و کارگزاران دولت در مقابل انجام کار موظف که از انجام آن استنکاف می‌ورزند و یا در مقابل ابطال حق و احیای باطل و یا حتی برای قضاوت صحیح پرداخت شود در اصطلاح به آن رشوه می‌گویند. با توجه به این معنا شهید ثانی در کتاب روضه البهیه می‌فرماید رشوه آن است که قاضی مالی را از طرفین دعوا یا یکی از آن دو یا از فرد ثالثی بگیرد تا حکم صادر کند یا راهگشای حکم شود یعنی قاضی یکی از دو طرف را راهنمایی کند تا به پیروزی برسد، در این باره تفاوتی نمی‌کند که در مقابل گرفتن مال به حق حکم کند یا به باطل.
ادامه مطلب