فرهنگ مصادیق:سیاست گذاری چیست؟: تفاوت بین نسخهها
جز (Fayzi صفحهٔ سیاست گذاری چیست؟ را به فرهنگ مصادیق:سیاست گذاری چیست؟ منتقل کرد) |
|||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
<div class="head1"> سیاست گذاری چیست؟ </div> | <div class="head1"> سیاست گذاری چیست؟ </div> | ||
| − | ==سیاست== | + | |
| + | == سیاست == | ||
روش کلی، رهنمود و تدبیر برای نیل به اهداف و اداره امور میباشد و چارچوبی ذهنی است که راهبرد(استراتژی) در قالب آن شکل میگیرد.<br/> | روش کلی، رهنمود و تدبیر برای نیل به اهداف و اداره امور میباشد و چارچوبی ذهنی است که راهبرد(استراتژی) در قالب آن شکل میگیرد.<br/> | ||
| − | |||
در ادبیات رایج (سیاست) به دو معنای کلی استعمال میشود:<br/> | در ادبیات رایج (سیاست) به دو معنای کلی استعمال میشود:<br/> | ||
| − | |||
۱-به معنای علم (سیاست)POLITICS | ۱-به معنای علم (سیاست)POLITICS | ||
| − | |||
۲- به معنای تدبیر، مهارت، راه حل مساله، و مشکل برای رسیدن به هدف و...Policy .در بحث سیاست گذاری مفهوم Policy مدنظراست.<br/> | ۲- به معنای تدبیر، مهارت، راه حل مساله، و مشکل برای رسیدن به هدف و...Policy .در بحث سیاست گذاری مفهوم Policy مدنظراست.<br/> | ||
| − | |||
وقتی سیاست به معنای Policy بکار رود و به صورت یک فرآیند، به آن سیاست گذاری اطلاق میگردد. بنابراین سیاستگذاری فرآیندی است که منجر به استفاده بهینه ازکلیه منابع برای رسیدن به اهداف موردنظر میشود.<br/> | وقتی سیاست به معنای Policy بکار رود و به صورت یک فرآیند، به آن سیاست گذاری اطلاق میگردد. بنابراین سیاستگذاری فرآیندی است که منجر به استفاده بهینه ازکلیه منابع برای رسیدن به اهداف موردنظر میشود.<br/> | ||
| − | + | واژه فرایند گویای وجود مراحل است. پس برای سیاست گذاری ، مراحلی باید طی شود و تعیین مراحل و نحوهٔ چینش و تقدم و تاخر آن «مدل = الگو» سیاست گذاری را به وجود می آورد.<br/> | |
| − | واژه فرایند گویای وجود مراحل است. پس برای سیاست گذاری ، مراحلی باید طی شود و تعیین مراحل و نحوهٔ چینش و تقدم و تاخر آن «مدل = الگو» سیاست گذاری را به وجود می | + | |
| − | + | ||
سیاستهای ناشی از فرایند سیاست گذاری ناظر به نحوه و چگونگی دست یابی به اهداف میباشند بر این مبنا سیاست=Policy ماهیت روشی=Methodic و ماهیت طریقه یا راه =Way دارد.<br/> | سیاستهای ناشی از فرایند سیاست گذاری ناظر به نحوه و چگونگی دست یابی به اهداف میباشند بر این مبنا سیاست=Policy ماهیت روشی=Methodic و ماهیت طریقه یا راه =Way دارد.<br/> | ||
| − | + | نکته ی دیگر اینکه در دل مفهوم سیاست و سیاست گذاری، « تصمیم» و «تصمیم گیری» نهفته است و هر تصمیمی، ناظر بر یک انتخاب است. ماهیت و جوهرهی اصلی تصمیم گیری«انتخاب» است.<br/> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
هر سیاست بیانگر یک تصمیم است و هر تصمیم بیانگر یک انتخاب و واژه انتخاب بیانگر وجود چند راه و یا چند گزینه است.<br/> | هر سیاست بیانگر یک تصمیم است و هر تصمیم بیانگر یک انتخاب و واژه انتخاب بیانگر وجود چند راه و یا چند گزینه است.<br/> | ||
| − | |||
بنابراین اتخاذ هر سیاستی بیانگر تصمیم و انتخاب است که باعث خروج از تحیر و سرگردانی میشود.<br/> | بنابراین اتخاذ هر سیاستی بیانگر تصمیم و انتخاب است که باعث خروج از تحیر و سرگردانی میشود.<br/> | ||
| − | + | لازمه هر انتخابی «اطلاعات» میباشد. اطلاعات در مرکزیت هر انتخاب، تصمیم و سیاست گذاری قراردارد. در اهمیت اطلاعات همین بس که تصمیم گیر (مدیر، فرمانده، سیاست گذار و...) بدون داشتن اطلاعات، همانند کوری است که در شب راه میپیماید.<br/> | |
| − | لازمه هر انتخابی «اطلاعات» میباشد. اطلاعات در مرکزیت هر انتخاب، تصمیم و سیاست گذاری قراردارد. در اهمیت اطلاعات همین بس که تصمیم گیر( مدیر، فرمانده، سیاست گذار و...)بدون داشتن اطلاعات، همانند کوری است که در شب راه میپیماید.<br/> | + | باید به یاد داشت که انتخاب، تصمیم، سیاست و هدف در خلاء نیست بلکه در یک محیط و متأثر از محیط است.<br/> |
| − | + | بنابراین شرط اولیه و ضرورت انکارناپذیر در هرسیاستگذاری شناخت و تحلیل محیط و متأثر از محیط است. هرسطحی از سطوح سیاست گذاری متناسب با همان سطح محیطی در تعامل با محیطهای خارجی و عوامل داخلی میباشد.<br/> | |
| − | باید به یاد داشت که انتخاب، تصمیم، سیاست و هدف در خلاء نیست بلکه در یک محیط و | + | معمولا در بررسیهای محیطی به شناخت عوامل محیطی یعنی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید میپردازند و سپس در تحلیل محیطی به قابلیت، توانمندیها وآسیب پذیریها می رسند.<br/> |
| − | + | شناخت محیطی در تعیین اهداف هم موثر است، خصوصا آن که هر چه از سطوح عالی اهداف به سوی اهداف پایین تر می آییم، تاثیر پذیری از عوامل محیطی هم بیشتر می شود.<br/> | |
| − | بنابراین شرط اولیه و ضرورت انکارناپذیر در هرسیاستگذاری شناخت و تحلیل محیط و | + | |
| − | + | ||
| − | معمولا در بررسیهای محیطی به شناخت عوامل محیطی یعنی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید میپردازند و سپس در تحلیل محیطی به قابلیت، توانمندیها وآسیب پذیریها | + | |
| − | + | ||
| − | شناخت محیطی در تعیین اهداف هم موثر است، خصوصا آن که هر چه از سطوح عالی اهداف به سوی اهداف پایین تر | + | |
| − | + | ||
تا اینجا میتوان نتیجه گرفت؛ در بحث سیاست و سیاست گذاری حداقل باید به هفت مفهوم توجه ویژه داشت: محیط، هدف، راه و روش، فرایند تصمیم، انتخاب و اطلاعات.<br/> | تا اینجا میتوان نتیجه گرفت؛ در بحث سیاست و سیاست گذاری حداقل باید به هفت مفهوم توجه ویژه داشت: محیط، هدف، راه و روش، فرایند تصمیم، انتخاب و اطلاعات.<br/> | ||
| + | الف- محیط.<br/> | ||
| + | ب- هدف.<br/> | ||
| + | ج- راه و روش.<br/> | ||
| + | د- فرآیند.<br/> | ||
| + | ه- تصمیم.<br/> | ||
| + | و- انتخاب.<br/> | ||
| + | ز- اطلاعات.<br/> | ||
| − | + | == فرآیند سیاست گذاری == | |
| − | + | باتوجه به مطالبی که در مفهوم سیاست گذاری گفته شد، وقتی «سیاست» در قالب فرآیند در می آید «سیاست گذاری» شکل میگرد. کلمه فرآیند از وجود مراحل و گامها و تقدم و تأخر بین آنها حکایت می کند. بیان این مراحل و گامها با رعایت تقدم و تاخر و الویت منطقی، الگو (مدل) سیاست گذاری را به وجود میآورد.<br/> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | ==فرآیند سیاست گذاری== | + | |
| − | + | ||
| − | باتوجه به مطالبی که در مفهوم سیاست گذاری گفته شد، وقتی «سیاست» در قالب فرآیند در | + | |
| − | + | ||
با عنایت به مفاهیم مرتبط باسیاست و سیاست گذاری، فرآیند سیاست گذاری و گام و مراحل اصلی آن عبارتند از:<br/> | با عنایت به مفاهیم مرتبط باسیاست و سیاست گذاری، فرآیند سیاست گذاری و گام و مراحل اصلی آن عبارتند از:<br/> | ||
| − | + | ۱-هدف گذاری و یا طرح مساله (در موارد مربوطه).<br/> | |
| − | ۱-هدف گذاری و یا طرح مساله (در موارد مربوطه)<br/> | + | ۲-شناخت محیط/ تحلیل محیطی.<br/> |
| − | + | ۳-جستجو گزینههای ممکن.<br/> | |
| − | ۲-شناخت محیط/ تحلیل محیطی | + | ۴- ارزیابی گزینه ها.<br/> |
| − | + | ۵- انتخاب گزینهی مناسب یا مطلوب.<br/> | |
| − | ۳-جستجو گزینههای ممکن | + | ۶-به کارگیری و اجرا.<br/> |
| − | + | ۷- ارزیابی و اصطلاح (شروع مجدد چرخهی مذکور).<br/> | |
| − | ۴- ارزیابی | + | |
| − | + | ||
| − | ۵- انتخاب گزینهی مناسب یا مطلوب | + | |
| − | + | ||
| − | ۶-به کارگیری و اجرا | + | |
| − | + | ||
| − | ۷- ارزیابی و اصطلاح (شروع مجدد چرخهی مذکور)<br/> | + | |
| − | + | ||
نظر به اینکه جوهرهی سیاست گذاری، «تصمیم گیری» است، لذا فرآیند سیاست گذاری، بسیار شبیه فرایند« تصمیمگیری» و الگوی آن است.<br/> | نظر به اینکه جوهرهی سیاست گذاری، «تصمیم گیری» است، لذا فرآیند سیاست گذاری، بسیار شبیه فرایند« تصمیمگیری» و الگوی آن است.<br/> | ||
| − | |||
در اکثر الگوهای تصمیم گیری این مراحل اصلی ذکر شده است:<br/> | در اکثر الگوهای تصمیم گیری این مراحل اصلی ذکر شده است:<br/> | ||
| + | _ طرح موضوع یا مساله.<br/> | ||
| + | _ راه حلها و یا گزینه ی ممکن.<br/> | ||
| + | _ انتخاب گزینه ی مطللوب.<br/> | ||
| + | _ اجرا.<br/> | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://vvnia.blogfa.com/post/63/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA- سایت ولی اله وحدانی نیا] - تاریخ برداشت : 95/05/27</span></div> | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://vvnia.blogfa.com/post/63/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA- سایت ولی اله وحدانی نیا] - تاریخ برداشت : 95/05/27</span></div> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۳۳
سیاست
روش کلی، رهنمود و تدبیر برای نیل به اهداف و اداره امور میباشد و چارچوبی ذهنی است که راهبرد(استراتژی) در قالب آن شکل میگیرد.
در ادبیات رایج (سیاست) به دو معنای کلی استعمال میشود:
۱-به معنای علم (سیاست)POLITICS
۲- به معنای تدبیر، مهارت، راه حل مساله، و مشکل برای رسیدن به هدف و...Policy .در بحث سیاست گذاری مفهوم Policy مدنظراست.
وقتی سیاست به معنای Policy بکار رود و به صورت یک فرآیند، به آن سیاست گذاری اطلاق میگردد. بنابراین سیاستگذاری فرآیندی است که منجر به استفاده بهینه ازکلیه منابع برای رسیدن به اهداف موردنظر میشود.
واژه فرایند گویای وجود مراحل است. پس برای سیاست گذاری ، مراحلی باید طی شود و تعیین مراحل و نحوهٔ چینش و تقدم و تاخر آن «مدل = الگو» سیاست گذاری را به وجود می آورد.
سیاستهای ناشی از فرایند سیاست گذاری ناظر به نحوه و چگونگی دست یابی به اهداف میباشند بر این مبنا سیاست=Policy ماهیت روشی=Methodic و ماهیت طریقه یا راه =Way دارد.
نکته ی دیگر اینکه در دل مفهوم سیاست و سیاست گذاری، « تصمیم» و «تصمیم گیری» نهفته است و هر تصمیمی، ناظر بر یک انتخاب است. ماهیت و جوهرهی اصلی تصمیم گیری«انتخاب» است.
هر سیاست بیانگر یک تصمیم است و هر تصمیم بیانگر یک انتخاب و واژه انتخاب بیانگر وجود چند راه و یا چند گزینه است.
بنابراین اتخاذ هر سیاستی بیانگر تصمیم و انتخاب است که باعث خروج از تحیر و سرگردانی میشود.
لازمه هر انتخابی «اطلاعات» میباشد. اطلاعات در مرکزیت هر انتخاب، تصمیم و سیاست گذاری قراردارد. در اهمیت اطلاعات همین بس که تصمیم گیر (مدیر، فرمانده، سیاست گذار و...) بدون داشتن اطلاعات، همانند کوری است که در شب راه میپیماید.
باید به یاد داشت که انتخاب، تصمیم، سیاست و هدف در خلاء نیست بلکه در یک محیط و متأثر از محیط است.
بنابراین شرط اولیه و ضرورت انکارناپذیر در هرسیاستگذاری شناخت و تحلیل محیط و متأثر از محیط است. هرسطحی از سطوح سیاست گذاری متناسب با همان سطح محیطی در تعامل با محیطهای خارجی و عوامل داخلی میباشد.
معمولا در بررسیهای محیطی به شناخت عوامل محیطی یعنی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید میپردازند و سپس در تحلیل محیطی به قابلیت، توانمندیها وآسیب پذیریها می رسند.
شناخت محیطی در تعیین اهداف هم موثر است، خصوصا آن که هر چه از سطوح عالی اهداف به سوی اهداف پایین تر می آییم، تاثیر پذیری از عوامل محیطی هم بیشتر می شود.
تا اینجا میتوان نتیجه گرفت؛ در بحث سیاست و سیاست گذاری حداقل باید به هفت مفهوم توجه ویژه داشت: محیط، هدف، راه و روش، فرایند تصمیم، انتخاب و اطلاعات.
الف- محیط.
ب- هدف.
ج- راه و روش.
د- فرآیند.
ه- تصمیم.
و- انتخاب.
ز- اطلاعات.
فرآیند سیاست گذاری
باتوجه به مطالبی که در مفهوم سیاست گذاری گفته شد، وقتی «سیاست» در قالب فرآیند در می آید «سیاست گذاری» شکل میگرد. کلمه فرآیند از وجود مراحل و گامها و تقدم و تأخر بین آنها حکایت می کند. بیان این مراحل و گامها با رعایت تقدم و تاخر و الویت منطقی، الگو (مدل) سیاست گذاری را به وجود میآورد.
با عنایت به مفاهیم مرتبط باسیاست و سیاست گذاری، فرآیند سیاست گذاری و گام و مراحل اصلی آن عبارتند از:
۱-هدف گذاری و یا طرح مساله (در موارد مربوطه).
۲-شناخت محیط/ تحلیل محیطی.
۳-جستجو گزینههای ممکن.
۴- ارزیابی گزینه ها.
۵- انتخاب گزینهی مناسب یا مطلوب.
۶-به کارگیری و اجرا.
۷- ارزیابی و اصطلاح (شروع مجدد چرخهی مذکور).
نظر به اینکه جوهرهی سیاست گذاری، «تصمیم گیری» است، لذا فرآیند سیاست گذاری، بسیار شبیه فرایند« تصمیمگیری» و الگوی آن است.
در اکثر الگوهای تصمیم گیری این مراحل اصلی ذکر شده است:
_ طرح موضوع یا مساله.
_ راه حلها و یا گزینه ی ممکن.
_ انتخاب گزینه ی مطللوب.
_ اجرا.







