فرهنگ خدمت و احسان: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «<div class="head1">فرهنگ خدمت و احسان </div> نویسنده: جواد محدّثی<br /><br /> دانی که خدا چرا...» ایجاد کرد)
 
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
<div class="head1">فرهنگ خدمت و احسان </div>
 
<div class="head1">فرهنگ خدمت و احسان </div>
نویسنده: جواد محدّثی<br /><br />
+
نویسنده: جواد محدّثی<br />
  
دانی که خدا چرا تو را داده دو دست؟<br />
+
دانی که چرا خدا تو را داده دو دست؟<br />
من معتقدم که اندر آن سرّی هست<br />
+
من معتقدم که اندر آن سِرّی هست<br />
 
یک دست به کار خویشتن پردازی<br />
 
یک دست به کار خویشتن پردازی<br />
 
بادست دگر ز بی کسان گیری دست<br />
 
بادست دگر ز بی کسان گیری دست<br />
  
== حسّ بشری ==  
+
== حسّ بشری ==
دنیا، بستری برای ساختن خانه آخرت است.  
+
دنیا، بستری برای ساختن خانه آخرت است.<br />
کار نیک، احسان به مردم، خدمت صادقانه به دیگران، لذّت بردن از کمک رسانی به محتاجان، ابزار و مصالحی است که «سرای آخرت» را برای انسان بنیان می‌نهد و آباد می‌سازد و این توفیقی است که در همه کس نیست و لطفی است الهی که بر دست برخی از بندگان شایسته جاری می‌شود و به مردم می‌رسد. <br />
+
کار نیک، احسان به مردم، خدمت صادقانه به دیگران، لذّت بردن از کمک رسانی به محتاجان، ابزار و مصالحی است که «سرای آخرت» را برای انسان بنیان می‌نهد و آباد می‌سازد و این توفیقی است که در همه کس نیست و لطفی است الهی که بر دست برخی از بندگان شایسته جاری می‌شود و به مردم می‌رسد.<br />
 
سیادت و سروری نیز به فرموده حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در سایه خدمت به مردم و دلسوزی برای آنان است: «سیّد القوم خادِمُهم»<ref>میزان الحکمه، ج 4، ص 578</ref><br />
 
سیادت و سروری نیز به فرموده حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در سایه خدمت به مردم و دلسوزی برای آنان است: «سیّد القوم خادِمُهم»<ref>میزان الحکمه، ج 4، ص 578</ref><br />
گاهی بعضی از اعضای بدن «بی حسّ» می‌شود و هیچ درد و جراحت و آزاری را درک نمی‌کند. این «عصب مُردگی»، گاهی هم در اندام روح بشر پدید می‌آید. آدم‌ها هم گاهی «احساس» خویش را از دست می‌دهند و از رنج دیگران و محرومیّت فقیران و نیازهای نیازمندان، تأثر و و تألّمی در خود حسّ نمی‌کنند و عضوی جدا شده از پیکره جامعه می‌شوند. این نیز نوعی «عصب مردگی انسانی» است. <br />
+
گاهی بعضی از اعضای بدن «بی حسّ» می‌شود و هیچ درد و جراحت و آزاری را درک نمی‌کند. این «عصب مُردگی»، گاهی هم در اندام روح بشر پدید می‌آید. آدم‌ها هم گاهی «احساس» خویش را از دست می‌دهند و از رنج دیگران و محرومیت فقیران و نیازهای نیازمندان، تأثر و و تألمی در خود حس نمی‌کنند و عضوی جدا شده از پیکره جامعه می‌شوند. این نیز نوعی «عصب مردگی انسانی» است. <br />
 
اگر سعدی می‌گوید: «بنی آدم اعضای یک پیکرند ...»، الهام از فرموده حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ است که آدمی زادگان را همچون اعضای یک جسد دانسته که همه با هم پیوند دارند و<br />
 
اگر سعدی می‌گوید: «بنی آدم اعضای یک پیکرند ...»، الهام از فرموده حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ است که آدمی زادگان را همچون اعضای یک جسد دانسته که همه با هم پیوند دارند و<br />
 
«چو عضوی به درد آورد روزگار <br />
 
«چو عضوی به درد آورد روزگار <br />
دگـر عضـوهـا را نمـانـد قـرار». <br />
+
دگـر عضـوهـا را نمـانـد قـرار».<br />
 
حال اگر با درد یک عضو، عضو دیگر احساس درد نکرد، یا جدا شده از آن پیکر است، یا دچار «بی حسّی» است، یعنی نوعی «مُردگی»! <br />
 
حال اگر با درد یک عضو، عضو دیگر احساس درد نکرد، یا جدا شده از آن پیکر است، یا دچار «بی حسّی» است، یعنی نوعی «مُردگی»! <br />
 
تو کز محنت دیگران بی غمی<br />
 
تو کز محنت دیگران بی غمی<br />
نشاید که نامت نهند آدمی <br />
+
نشاید که نامت نهند آدمی<br />
  
== همدردی با مردم ==  
+
== همدردی با مردم ==
آنان که توفیق خدمت به دیگران دارند، حسّ حیات و عصب انسانیت آنان زنده و بیدار و فعّال است و در این خدمت، «لذّت روحی» می‌برند و «نشاط معنوی» می‌یابند و به خدا نزدیک می‌شوند، البته با چاشنی خلوص و انگیزه پاک. <br />
+
آنان که توفیق خدمت به دیگران دارند، حس حیات و عصب انسانیت آنان زنده و بیدار و فعال است و در این خدمت، «لذّت روحی» می‌برند و «نشاط معنوی» می‌یابند و به خدا نزدیک می‌شوند، البته با چاشنی خلوص و انگیزه پاک. <br />
به فرموده پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ : دو خصلت است که چیزی بالاتر از آن دو نیست: یکی ایمان به خدا، دیگری سود رساندن به بندگان خدا (..الّنفعُ لِعباد اللّه).<ref>[2]بحارالانوار، ج 74، ص 137</ref><br />
+
به فرموده پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ : دو خصلت است که چیزی بالاتر از آن دو نیست: یکی ایمان به خدا، دیگری سود رساندن به بندگان خدا (..الّنفعُ لِعباد اللّه).<ref>بحارالانوار، ج 74، ص 137</ref><br />
 
اینان یک گروهند و بی خیالان بی درد و دور از مردم و بی عاطفه و خودخواه و خودمحور هم گروهی دیگر، فاصله بین آنان نیز از بهشت تا دوزخ است.<br />
 
اینان یک گروهند و بی خیالان بی درد و دور از مردم و بی عاطفه و خودخواه و خودمحور هم گروهی دیگر، فاصله بین آنان نیز از بهشت تا دوزخ است.<br />
به آنان چه که برخی، پول نسخه و ویزیت ندارند; برخی با حسرت، شاهد پرپر شدن عزیز خویشند و توان مداوا ندارند; از بی بضاعتی خانه خراب می‌شوند و از تنگدستی، ترک تحصیل می‌کنند و به دلیل ناداری و مسکنت، از تفریحات سالم و سفرهای تابستانی و زمستانی و تغذیه کافی و لباس آبرومند محروم اند!<br />
+
به آنان چه که برخی، پول نسخه و ویزیت ندارند؛ برخی با حسرت، شاهد پرپر شدن عزیز خویشند و توان مداوا ندارند؛ از بی بضاعتی خانه خراب می‌شوند و از تنگدستی، ترک تحصیل می‌کنند و به دلیل ناداری و مسکنت، از تفریحات سالم و سفرهای تابستانی و زمستانی و تغذیه کافی و لباس آبرومند محروم اند!<br />
 
بعضی بر این مسلک اند که «من» راحت باشم، دیگران هر طور شوند، به من چه؟ «من» به رفاه و پول و امکانات برسم، اگر هزاران بینوای زمین گیر و اجاره نشینان فقیر و غصه دارانِ بیمار و بی دارو و خانواده‌های بی بضاعت و یتیمان بی سرپرست و مناطق محروم و اقشار آسیب پذیر وجود داشته باشند، به من چه ارتباطی دارد؟<br />
 
بعضی بر این مسلک اند که «من» راحت باشم، دیگران هر طور شوند، به من چه؟ «من» به رفاه و پول و امکانات برسم، اگر هزاران بینوای زمین گیر و اجاره نشینان فقیر و غصه دارانِ بیمار و بی دارو و خانواده‌های بی بضاعت و یتیمان بی سرپرست و مناطق محروم و اقشار آسیب پذیر وجود داشته باشند، به من چه ارتباطی دارد؟<br />
اگر این «من» بت نیست پس چیست؟ و اگر این «منّیت»، درد نیست پس چیست؟<br />
+
اگر این «من» بت نیست پس چیست؟ و اگر این «منیت»، درد نیست پس چیست؟<br />
آنان که کمر همّت می‌بندند و «رنج خود و راحت دیگران» را می‌طلبند، چند قدم به مرز انسانیّت نزدیک ترند و نشان می‌دهند که «انسان»اند و «احساس» دارند. خدمت به هم نوع، یک پلّه از هزار پله صعود تا قرب خدا و رسیدن به کمال مسلمانی است و بی دردی هم یکی از آن دردهاست که خود را نشان نمی‌دهد و رفته رفته، «هویّت انسانی» را تحلیل می‌برد و از افراد، چیزی باقی نمی‌گذارد، جز مشتی تمنیّات سیری ناپذیر و هیکلی با روحیّات حیوانی و فاقد هر گونه «احساس بشری»، و... چه بیماری خطرناکی! <br />
+
آنان که کمر همت می‌بندند و «رنج خود و راحت دیگران» را می‌طلبند، چند قدم به مرز انسانیت نزدیک ترند و نشان می‌دهند که «انسان»اند و «احساس» دارند. خدمت به هم نوع، یک پله از هزار پله صعود تا قرب خدا و رسیدن به کمال مسلمانی است و بی دردی هم یکی از آن دردهاست که خود را نشان نمی‌دهد و رفته رفته، «هویت انسانی» را تحلیل می‌برد و از افراد، چیزی باقی نمی‌گذارد، جز مشتی تمنیات سیری ناپذیر و هیکلی با روحیات حیوانی و فاقد هر گونه «احساس بشری»، و... چه بیماری خطرناکی! <br />
 
«ابن یمین» در دعوت به خدمت و همدلی و همدردی با همنوعان سرودهایی دارد، از جمله چنین می‌گوید: <br />
 
«ابن یمین» در دعوت به خدمت و همدلی و همدردی با همنوعان سرودهایی دارد، از جمله چنین می‌گوید: <br />
 
نَبُوَد مهتری به روز و به شب<br />
 
نَبُوَد مهتری به روز و به شب<br />
سطر ۳۷: سطر ۳۷:
 
در رعایات خلق کوشیدن<br />
 
در رعایات خلق کوشیدن<br />
  
== توفیق خدمت ==  
+
== توفیق خدمت ==
لذّت بعضی در «خیر رساندن» به مردم است. این، توفیق الهی است. چنان نیست که هر کس متمکّن و موّجه بود، به این آسانی و بدون وسوسه‌های شیطانی، بتواند از موقعیت و ثروت و توانایی خود در راه خیر و خداپسندانه واصلاح معیشت مردم و رفع نیازها بهره بگیرد. خادمان خالص و مخلص، ستارگان زمینی اند که برای آسمانیان می‌درخشند و حجّت‌های الهی بر دیگران اند و خوشحال و خرسندند که مجرای فیض الهی و خیررسانی به بندگان قرار می‌گیرند. <br />
+
لذت بعضی در «خیر رساندن» به مردم است. این، توفیق الهی است. چنان نیست که هر کس متمکن و موجه بود، به این آسانی و بدون وسوسه‌های شیطانی، بتواند از موقعیت و ثروت و توانایی خود در راه خیر و خداپسندانه و اصلاح معیشت مردم و رفع نیازها بهره بگیرد. خادمان خالص و مخلص، ستارگان زمینی اند که برای آسمانیان می‌درخشند و حجت‌های الهی بر دیگران اند و خوشحال و خرسندند که مجرای فیض الهی و خیررسانی به بندگان قرار می‌گیرند.<br />
 
امام علی ـ علیه السلام ـ دربارهٔ این گونه انسان‌های خدوم و خیّر که مورد عنایت خدایند می‌فرماید: <br />
 
امام علی ـ علیه السلام ـ دربارهٔ این گونه انسان‌های خدوم و خیّر که مورد عنایت خدایند می‌فرماید: <br />
«اِنّ اللّهَ خَلَقَ خَلقاً مِن خَلقِهِ لِخَلقه، فَجَعَلَهُمْ لِلناسِ وُجوهاً و لِلمَعروفِ اَهلا، یَفْزَعُ النّاسُ اِلیهم فی حوائِجِهم، اُولئک الآمِنُون یومَ القیامة.»<ref>کنز العّمال، ج 6، ص 588</ref> <br />
+
«اِنّ اللّهَ خَلَقَ خَلقاً مِن خَلقِهِ لِخَلقه، فَجَعَلَهُمْ لِلناسِ وُجوهاً و لِلمَعروفِ اَهلا، یَفْزَعُ النّاسُ اِلیهم فی حوائِجِهم، اُولئک الآمِنُون یومَ القیامة».<ref>کنز العّمال، ج 6، ص 588</ref> <br />
«خداوند، برخی از آفریده‌های خود را برای بندگانش خلق کرده است، آنان را مورد توجّه مردم و شایسته نیکوکاری قرار داده و مردم در نیازمندی هایشان به آنان روی می‌آورند. آنان در روز قیامت، ایمن و آسوده‌اند.» <br />
+
«خداوند، برخی از آفریده‌های خود را برای بندگانش خلق کرده است، آنان را مورد توجه مردم و شایسته نیکوکاری قرار داده و مردم در نیازمندی هایشان به آنان روی می‌آورند. آنان در روز قیامت، ایمن و آسوده‌اند.»<br />
به قول صائب تبریزی: <br />
+
به قول صائب تبریزی:<br />
 
ای رهروی که خیر به مردم رسانده‌ای<br />
 
ای رهروی که خیر به مردم رسانده‌ای<br />
 
آسوده رو، که بار تو بر دوش سائل است <br />
 
آسوده رو، که بار تو بر دوش سائل است <br />
گاهی کسانی قصد نیکی به دیگران دارند، امّا یا مجال نمی‌یابند، یا فرصت از دست می‌رود، یا عمرشان کفاف نمی‌دهد، یا وسوسه شیطان نمی‌گذارد، یا دلبستگی به دنیا یا تنبلی و بی حوصلگی مانع پدید می‌آورد، یا امروز و فردا می‌کنند، یا عوامل دیگر مانع این کار خیر می‌شود; از این رو غنیمت شمردن فرصت‌های خیررسانی و تباه نساختن فرصت مناسب، نشانه هوشیاری در کسب سعادت است.<br />
+
گاهی کسانی قصد نیکی به دیگران دارند، اما یا مجال نمی‌یابند، یا فرصت از دست می‌رود، یا عمرشان کفاف نمی‌دهد، یا وسوسه شیطان نمی‌گذارد، یا دلبستگی به دنیا یا تنبلی و بی حوصلگی مانع پدید می‌آورد، یا امروز و فردا می‌کنند، یا عوامل دیگر مانع این کار خیر می‌شود؛ از این رو غنیمت شمردن فرصت‌های خیررسانی و تباه نساختن فرصت مناسب، نشانه هوشیاری در کسب سعادت است.<br />
 
امام باقر ـ علیه السلام ـ می‌فرمود: <br />
 
امام باقر ـ علیه السلام ـ می‌فرمود: <br />
 
«اِذا هَمَمْتَ بِخیر فَبادِرْ، فانّک لاتدری ما یَحْدُث.»<ref>کافی، ج 2، ص 142. </ref> <br />
 
«اِذا هَمَمْتَ بِخیر فَبادِرْ، فانّک لاتدری ما یَحْدُث.»<ref>کافی، ج 2، ص 142. </ref> <br />
 
«هر گاه تصمیم به کار نیکی گرفتی، درنگ مکن و در انجام آن بشتاب، چون نمی دانی که چه پیش خواهد آمد!» <br />
 
«هر گاه تصمیم به کار نیکی گرفتی، درنگ مکن و در انجام آن بشتاب، چون نمی دانی که چه پیش خواهد آمد!» <br />
آنان که در راه خیر کوشایند، بندگان خاصّ پروردگارند که توفیق خدمت یافته‌اند. مدال «خدمت» بر سینه دارند و دلی پرمهر در آغوش، گروه خونشان با مردم یکی است و همسایه دیوار به دیوار غم‌ها و شادی‌های مردمند. بار مردم را می‌بندند و گره از کارشان می‌گشایند. خدمت بی منّت را عبادت می‌دانند واجر و پاداش را تنها از خدا می‌خواهند، پرکارانِ کم ادّعایند، نه پرمدّعاهای کم کار! شعار را کار نمی‌دانند و کار را هم عار نمی‌شمارند. هر چه دارند، از مال و مقام و نفوذ و وجهه و دانش و توان و تخصّص، وقف بندگان خدا می‌کنند و این وقف نامه را به امضای خدا می‌رسانند و از اسارت دنیا رها می‌شوند. <br />
+
آنان که در راه خیر کوشایند، بندگان خاص پروردگارند که توفیق خدمت یافته‌اند. مدال «خدمت» بر سینه دارند و دلی پرمهر در آغوش، گروه خونشان با مردم یکی است و همسایه دیوار به دیوار غم‌ها و شادی‌های مردمند. بار مردم را می‌بندند و گره از کارشان می‌گشایند. خدمت بی منت را عبادت می‌دانند و اجر و پاداش را تنها از خدا می‌خواهند، پرکاران کم ادعایند، نه پرمدعاهای کم کار! شعار را کار نمی‌دانند و کار را هم عار نمی‌شمارند. هر چه دارند، از مال و مقام و نفوذ و وجهه و دانش و توان و تخصص، وقف بندگان خدا می‌کنند و این وقف نامه را به امضای خدا می‌رسانند و از اسارت دنیا رها می‌شوند. <br />
کسی که تعلّقات مادّی و دلبستگی‌های دنیوی او را چنان اسیر ساخته که حاضر نیست از دارایی و توانایی خود، خرج راه خدا و خدمت به مردم کند، بیچاره و مسکینی است، در نِمای ثروتمندی، و اسیر و وابسته‌ای است، امّا در شکل و شمایل آزاد! <br />
+
کسی که تعلقات مادی و دلبستگی‌های دنیوی او را چنان اسیر ساخته که حاضر نیست از دارایی و توانایی خود، خرج راه خدا و خدمت به مردم کند، بیچاره و مسکینی است، در نِمای ثروتمندی، و اسیر و وابسته‌ای است، اما در شکل و شمایل آزاد! <br />
 
خوشا پیشتازان میدان این مسابقه، که گوی خدمت به مردم را از رقیبان می‌ربایند و در دفتر خدا امتیاز بیشتری برای خود ثبت می‌کنند. به گفته «میرزا افسر»: <br />
 
خوشا پیشتازان میدان این مسابقه، که گوی خدمت به مردم را از رقیبان می‌ربایند و در دفتر خدا امتیاز بیشتری برای خود ثبت می‌کنند. به گفته «میرزا افسر»: <br />
 
آن کسی را بستایید که اندر همه عمر <br />
 
آن کسی را بستایید که اندر همه عمر <br />
سطر ۵۷: سطر ۵۷:
 
مگر از خاطر کس، بار غمی بردارد <br />
 
مگر از خاطر کس، بار غمی بردارد <br />
  
== رمز و راز محبوبیّت ==  
+
== رمز و راز محبوبیّت ==
اینکه گفته‌اند: <br />
+
اینکه گفته‌اند:<br />
هر چه کنی به خودکنی <br />
+
هر چه کنی به خودکنی<br />
گر همه نیک و بد کنی <br />
+
گر همه نیک و بد کنی<br />
سخنی حکیمانه و منطبق با رهنمودهای آیات قرآن و احادیث پیشوایان دین است. بازتاب عملکرد خوب و حسنات انسان و خدمت به همنوعان، در پرونده عمل و شخصیتِ دینی انسان متجّلی می‌شود و هر کس خادم مردم باشد، به خود و سعادت و آینده خویش خدمت کرده است و همین رفتار، سبب محبوبیّت نزد دیگران و حکومت بر دلها و نفوذ در جان‌ها می‌شود. <br />
+
سخنی حکیمانه و منطبق با رهنمودهای آیات قرآن و احادیث پیشوایان دین است. بازتاب عملکرد خوب و حسنات انسان و خدمت به همنوعان، در پرونده عمل و شخصیتِ دینی انسان متجلی می‌شود و هر کس خادم مردم باشد، به خود و سعادت و آینده خویش خدمت کرده است و همین رفتار، سبب محبوبیت نزد دیگران و حکومت بر دلها و نفوذ در جان‌ها می‌شود. <br />
 
به فرموده حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ : <br />
 
به فرموده حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ : <br />
 
«جُبِلَتِ القُلُوبُ علی مَنْ اَحْسَنَ اِلیها وَ بُغْضِ مَن اَساءَ الیها.»<ref>من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 381</ref> <br />
 
«جُبِلَتِ القُلُوبُ علی مَنْ اَحْسَنَ اِلیها وَ بُغْضِ مَن اَساءَ الیها.»<ref>من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 381</ref> <br />
«دل ها(ی انسان‌ها) بر این سرشته شده که هر که به آن‌ها نیکی کند دوست بدارند و هر که به آنان بدی کند، دشمن بدارند.» <br />
+
«دلها[ی انسان‌ها] بر این سرشته شده که هر که به آن‌ها نیکی کند دوست بدارند و هر که به آنان بدی کند، دشمن بدارند».<br />
 
در این زمینه، کلام علی ـ علیه السلام ـ نیز چنین است: <br />
 
در این زمینه، کلام علی ـ علیه السلام ـ نیز چنین است: <br />
«مَنْ بَذَل معروفَهُ مالَتْ اِلیهِ القُلوُب.»<ref>غررالحکم، حدیث 8642</ref> <br />
+
«مَنْ بَذَل معروفَهُ مالَتْ اِلیهِ القُلوُب».<ref>غررالحکم، حدیث 8642</ref><br />
«هر کس نیکی خویش را به دیگران نثار کند، دل‌ها به او گرایش می‌یابد.» <br />
+
«هر کس نیکی خویش را به دیگران نثار کند، دل‌ها به او گرایش می‌یابد.»<br />
 
خادمان مردم، بر قلعه دل‌ها حکومت می‌یابند و فاتح دژ دل‌ها می‌شوند، بی آنکه سپاه و سواری داشته باشند و تیغ و تیری برکشند و برافکنند. سلاحشان همان خدمت به دیگران و اندوه زدایی از ایشان و گشودن بال رحمت و عاطفه بر آنان است. <br />
 
خادمان مردم، بر قلعه دل‌ها حکومت می‌یابند و فاتح دژ دل‌ها می‌شوند، بی آنکه سپاه و سواری داشته باشند و تیغ و تیری برکشند و برافکنند. سلاحشان همان خدمت به دیگران و اندوه زدایی از ایشان و گشودن بال رحمت و عاطفه بر آنان است. <br />
 
تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن <br />
 
تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن <br />
 
به دمی، یا درمی، یا قلمی یا قدمی <br />
 
به دمی، یا درمی، یا قلمی یا قدمی <br />
 
سعدی، در سروده‌های خویش با الهام از تعلیمات دینی، بر این امر مهّم بسیار پای فشرده و اشعار نغزی سروده است. <br />
 
سعدی، در سروده‌های خویش با الهام از تعلیمات دینی، بر این امر مهّم بسیار پای فشرده و اشعار نغزی سروده است. <br />
در یکی از سروده‌های خویش گوید: <br />
+
در یکی از سروده‌های خویش گوید:<br />
مگردان غریب از درت بی نصیب <br />
+
مگردان غریب از درت بی نصیب<br />
مبادا که گردی به درها غریب <br />
+
مبادا که گردی به درها غریب<br />
 
بزرگی رساند به محتاج، خیر<br />
 
بزرگی رساند به محتاج، خیر<br />
که ترسد که محتاج گردد به غیر <br />
+
که ترسد که محتاج گردد به غیر<br />
 
به حال دل خستگان درنگر<br />
 
به حال دل خستگان درنگر<br />
که روزی تو دلخسته باشی مگر <br />
+
که روزی تو دلخسته باشی مگر<br />
درون فروماندگان شاد کن <br />
+
درون فروماندگان شاد کن<br />
ز روز فروماندگی یاد کن <br />
+
ز روز فروماندگی یاد کن<br />
 
نه خواهنده‌ای بر در دیگران؟<br />
 
نه خواهنده‌ای بر در دیگران؟<br />
به شکرانه، خواهنده از در مران <br />
+
به شکرانه، خواهنده از در مران<br />
== نیکی به دیگران یا به خویش؟ ==  
+
== نیکی به دیگران یا به خویش؟ ==
وقتی مجموعه عالم هستی و نظام الهی حاکم بر آن، خدمت‌ها را بی پاسخ و پاداش نمی‌گذارد و خداوند، به اهل احسان و دستگیران از بینوایان پاداش عظیم و بی حساب می‌بخشد، پس می‌توان گفت، خدمت به مردم، نیکی به خویشتن است و چنین احسان‌ها و یاری‌هایی نه تنها گُم نمی‌شود، که به سوی خود نیکوکار برمی گردد. این مضمون بلند، که انگیزه آفرین و شوق انگیز است، در روایات متعدّدی مطرح شده است. <br />
+
وقتی مجموعه عالم هستی و نظام الهی حاکم بر آن، خدمت‌ها را بی پاسخ و پاداش نمی‌گذارد و خداوند، به اهل احسان و دستگیران از بینوایان پاداش عظیم و بی حساب می‌بخشد، پس می‌توان گفت، خدمت به مردم، نیکی به خویشتن است و چنین احسان‌ها و یاری‌هایی نه تنها گُم نمی‌شود، که به سوی خود نیکوکار برمی گردد. این مضمون بلند، که انگیزه آفرین و شوق انگیز است، در روایات متعدّدی مطرح شده است.<br />
امام علی  ـ علیه السلام ـ می‌فرماید: <br />
+
امام علی  ـ علیه السلام ـ می‌فرماید:<br />
«مَنْ صَنَعَ مَعروفاً فإنّما صَنَعَ الخیر لَنِفْسه و لا یَطْلُبُ مِن غیرهِ شُکْرَ ما اَوْلاهُ لَنِفْسِهِ.»<ref>دعائم الاسلام، ج 2، ص 320</ref><br />
+
«مَنْ صَنَعَ مَعروفاً فإنّما صَنَعَ الخیر لَنِفْسه و لا یَطْلُبُ مِن غیرهِ شُکْرَ ما اَوْلاهُ لَنِفْسِهِ».<ref>دعائم الاسلام، ج 2، ص 320</ref><br />
«هر کس کار نیکی کند، به خودش نیکی کرده است و از دیگری پاداش و سپاس آن نیکی را که به خود کرده است، نخواهد.» <br />
+
«هر کس کار نیکی کند، به خودش نیکی کرده است و از دیگری پاداش و سپاس آن نیکی را که به خود کرده است، نخواهد».<br />
بازگشت ثمره احسان به خویشتن، هم در دنیاست، هم در آخرت. امّا از آنجا که آخرت سرای پاداش است، بیشترین رجوعِ ثمرات را باید در آنجا جست. <br />
+
بازگشت ثمره احسان به خویشتن، هم در دنیاست، هم در آخرت. اما از آنجا که آخرت سرای پاداش است، بیشترین رجوعِ ثمرات را باید در آنجا جست.<br />
به قول صائب تبریزی: <br />
+
به قول صائب تبریزی:<br />
 
تیره روزان جهان را به چراغی دریاب <br />
 
تیره روزان جهان را به چراغی دریاب <br />
 
تا پس از مرگ، تو را شمع مزاری باشد <br />
 
تا پس از مرگ، تو را شمع مزاری باشد <br />
در سخن دیگری، حضرت امیر ـ علیه السلام ـ از این نکته، چنین یاد می‌فرماید: «مَنْ عَلِمَ اَنّ ما صَنَعَ اِنّما صَنَعَ اِلی نفسِهِ لم یستَبْطِ النّاسَ فی شُکرِهم، وَلَمْ یستزِدْهُم فی مَودَّتِهم، فلا تلْتَمِسْ مِنْ غیرِکَ شُکْرَ ما اَتیْتَ اِلی نَفْسِک وَ وَقَیْتَ بِهِ عِرضَکَ.»<ref>معانی الاخبار، ص 141; بحارالانوار، ج 75، ص 42</ref><br />
+
در سخن دیگری، حضرت امیر ـ علیه السلام ـ از این نکته، چنین یاد می‌فرماید: «مَنْ عَلِمَ اَنّ ما صَنَعَ اِنّما صَنَعَ اِلی نفسِهِ لم یستَبْطِ النّاسَ فی شُکرِهم، وَ لَمْ یستزِدْهُم فی مَودَّتِهم، فلا تلْتَمِسْ مِنْ غیرِکَ شُکْرَ ما اَتیْتَ اِلی نَفْسِک وَ وَقَیْتَ بِهِ عِرضَکَ.»<ref>معانی الاخبار، ص 141; بحارالانوار، ج 75، ص 42</ref><br />
 
«هر کس بداند که آنچه نیکی می‌کند به خودش می‌کند، مردم را به تأخیر در سپاس، نسبت نمی‌دهد و خواستار محبّت ورزیدن بیشتر مردم نمی‌شود. پس از دیگری مخواه که دربارهٔ آنچه به خودت نیکی کرده‌ای و آبروی خویش را حفظ کرده‌ای، سپاسگزاری ات کنند.»<br />
 
«هر کس بداند که آنچه نیکی می‌کند به خودش می‌کند، مردم را به تأخیر در سپاس، نسبت نمی‌دهد و خواستار محبّت ورزیدن بیشتر مردم نمی‌شود. پس از دیگری مخواه که دربارهٔ آنچه به خودت نیکی کرده‌ای و آبروی خویش را حفظ کرده‌ای، سپاسگزاری ات کنند.»<br />
 
کسی که با این دید، به عملکردها بنگرد، هرگز نه انگیزه «خدمت رسانی» خویش را از دست می‌دهد، نه از ناسپاسی و قدرنشناسی دیگران سست می‌گردد و نه در پی آن است که مردم از زحمات و خدماتش تقدیر و تجلیل کنند و بر او آفرین گویند و مراسم تکریم برایش برپا سازند. <br />
 
کسی که با این دید، به عملکردها بنگرد، هرگز نه انگیزه «خدمت رسانی» خویش را از دست می‌دهد، نه از ناسپاسی و قدرنشناسی دیگران سست می‌گردد و نه در پی آن است که مردم از زحمات و خدماتش تقدیر و تجلیل کنند و بر او آفرین گویند و مراسم تکریم برایش برپا سازند. <br />
 
آنکه برای خدا، به خلق خدا خدمت می‌کند، چشم داشت پاداش را هم تنها از خدا دارد و این مهم‌ترین عامل انگیزه آفرین است. <br />
 
آنکه برای خدا، به خلق خدا خدمت می‌کند، چشم داشت پاداش را هم تنها از خدا دارد و این مهم‌ترین عامل انگیزه آفرین است. <br />
 
نباید پنداشت که زحمات هدر می‌رود و خدمت‌ها مورد توجّه قرار نمی‌گیرد، چرا که آنکه باید بداند و ارج نهد و پاداش بخشد، خداست و او کریم است و نیکی‌ها را پاداش مضاعف عطا می‌کند. <br />
 
نباید پنداشت که زحمات هدر می‌رود و خدمت‌ها مورد توجّه قرار نمی‌گیرد، چرا که آنکه باید بداند و ارج نهد و پاداش بخشد، خداست و او کریم است و نیکی‌ها را پاداش مضاعف عطا می‌کند. <br />
یکی از همسران پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نقل می‌کند که در خانه رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ گوسفندی ذبح شد و گوشت آن میان فقرا و همسایگان تقسیم گشت. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پرسید: چه باقی مانده است؟ گفتم: چیزی باقی نمانده است، جز یک پاچه گوسفند. حضرت فرمود: جز همین یک پاچه، بقیّه اش مانده است.<ref>کنزالعمّال، حدیث 16150</ref> <br />
+
یکی از همسران پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نقل می‌کند که در خانه رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ گوسفندی ذبح شد و گوشت آن میان فقرا و همسایگان تقسیم گشت. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پرسید: چه باقی مانده است؟ گفتم: چیزی باقی نمانده است، جز یک پاچه گوسفند. حضرت فرمود: جز همین یک پاچه، بقیّه اش مانده است.<ref>کنزالعمّال، حدیث 16150</ref><br />
 
در واقع، آنچه برای مصرف شخصی و خانواده مانده است، رفتنی است و آنچه که به دیگران احسان شده است، در بایگانی و ذخیره الهی ماندگار است و در شدیدترین روز نیازمندیِ انسان، به او بازمی گردد; با افزایشی چند برابر، و این وعده صادقِ الهی است. <br />
 
در واقع، آنچه برای مصرف شخصی و خانواده مانده است، رفتنی است و آنچه که به دیگران احسان شده است، در بایگانی و ذخیره الهی ماندگار است و در شدیدترین روز نیازمندیِ انسان، به او بازمی گردد; با افزایشی چند برابر، و این وعده صادقِ الهی است. <br />
 
عبدالرحمان جامی چه نیکو سروده است: <br />
 
عبدالرحمان جامی چه نیکو سروده است: <br />
چند روزی زقوی دینان باش <br />
+
چند روزی ز قوی دینان باش <br />
 
در پی حاجت مسکینان باش <br />
 
در پی حاجت مسکینان باش <br />
 
شمع شو شمع، که خود را سوزی<br />
 
شمع شو شمع، که خود را سوزی<br />
سطر ۱۱۱: سطر ۱۱۱:
 
ببر آلایش از آلایشناک <br />
 
ببر آلایش از آلایشناک <br />
  
== گستره میدان خدمت ==  
+
== گستره میدان خدمت ==
 
وقتی طرف حساب انسان‌های خدوم، پروردگار کریم است، در زمینه احسان و خدمت، مجالی گسترده گشوده می‌شود. <br />
 
وقتی طرف حساب انسان‌های خدوم، پروردگار کریم است، در زمینه احسان و خدمت، مجالی گسترده گشوده می‌شود. <br />
خداوند، حتّی به نیّت هم پاداش می‌دهد. از این رو، پیوسته باید در اندیشه خیر رسانی به دیگران بود، که خود این اجر دارد و اگر توفیق جامه پوشانیدن بر اندام این نیت فراهم شد، چه بهتر.  
+
خداوند، حتّی به نیّت هم پاداش می‌دهد. از این رو، پیوسته باید در اندیشه خیر رسانی به دیگران بود، که خود این اجر دارد و اگر توفیق جامه پوشانیدن بر اندام این نیت فراهم شد، چه بهتر.<br />
در حدیثی از حضرت رضا ـ علیه السلام ـ روایت است: «روز قیامت، مؤمن را در پیشگاه خدا نگه می‌دارند تا از او حساب بکشند، عهده دار حسابرسی خداست. پرونده عملش را بر او عرضه می‌کنند. با اولین نگاهی که به گناهانش می‌افکند، رنگش از چهره می‌پرد و به لرزه می‌افتد، آنگه حسناتش را می‌بیند و شادمان می‌شود و چشمش روشن می‌گردد. وقتی به پاداش‌های الهی چشم می‌دوزد، خوشحال تر می‌شود. آنگاه خداوند به فرشتگان دستور می‌دهد: پرونده‌هایی را بیاورید که مربوط به کارهایی است که انجام نداده‌اند. آن‌ها را می‌خوانند. می‌گویند: خدایا، به عزّتت سوگند، خودت می دانی که هیچ یک از این کارهای خیر را انجام نداده‌ایم. خداوند می‌فرماید: درست است و راست می‌گویید، ولی نیّت انجام آن‌ها را داشتید، ما هم در پرونده اعمالتان نوشتیم. آنگاه بر همان نیّت‌ها هم پاداششان می‌دهند.»<ref>بحارالانوار، ج 4، ص 289</ref> <br />
+
در حدیثی از حضرت رضا ـ علیه السلام ـ روایت است: «روز قیامت، مؤمن را در پیشگاه خدا نگه می‌دارند تا از او حساب بکشند، عهده دار حسابرسی خداست. پرونده عملش را بر او عرضه می‌کنند. با اولین نگاهی که به گناهانش می‌افکند، رنگش از چهره می‌پرد و به لرزه می‌افتد، آنگه حسناتش را می‌بیند و شادمان می‌شود و چشمش روشن می‌گردد. وقتی به پاداش‌های الهی چشم می‌دوزد، خوشحال تر می‌شود. آنگاه خداوند به فرشتگان دستور می‌دهد: پرونده‌هایی را بیاورید که مربوط به کارهایی است که انجام نداده‌اند. آن‌ها را می‌خوانند. می‌گویند: خدایا، به عزّتت سوگند، خودت می دانی که هیچ یک از این کارهای خیر را انجام نداده‌ایم. خداوند می‌فرماید: درست است و راست می‌گویید، ولی نیّت انجام آن‌ها را داشتید، ما هم در پرونده اعمالتان نوشتیم. آنگاه بر همان نیّت‌ها هم پاداششان می‌دهند».<ref>بحارالانوار، ج 4، ص 289</ref><br />
 
چه چیزی از این بهتر که انسان، در نیت و در دل، در اندیشه خدمت رسانی و گره گشایی باشد. تا از پاداش همین نیت هم بی بهره نماند.<br />
 
چه چیزی از این بهتر که انسان، در نیت و در دل، در اندیشه خدمت رسانی و گره گشایی باشد. تا از پاداش همین نیت هم بی بهره نماند.<br />
پس، دامنه «صالحات و خیرات» بسی گسترده است. از خدمتِ به ظاهر ناچیز و کوچک هم نباید چشم پوشید، که همان نزد خدای متعال، عظیم است. <br />
+
پس، دامنه «صالحات و خیرات» بسی گسترده است. از خدمت به ظاهر ناچیز و کوچک هم نباید چشم پوشید، که همان نزد خدای متعال، عظیم است. <br />
 
حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می‌فرماید: <br />
 
حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می‌فرماید: <br />
«مَنْ اَماطَ اَذیً عن طریقِ المسلمینَ کُتِبَ لَهُ حَسَنةٌ وَ مَنْ تُقُبِّلَتْ لَهُ حَسَنةٌ دَخَل الجَّنَة.»<ref>کنزالعمّال، ج 6، ص 430</ref> <br />
+
«مَنْ اَماطَ اَذیً عن طریقِ المسلمینَ کُتِبَ لَهُ حَسَنةٌ وَ مَنْ تُقُبِّلَتْ لَهُ حَسَنةٌ دَخَل الجَّنَة.»<ref>کنزالعمّال، ج 6، ص 430</ref><br />
«هر کس چیزی را که مایه رنج و آزار مسلمانان است، از سر راهشان بردارد، برای او یک «حسنه» نوشته می‌شود و هر کس یک کار نیک از او قبول شود، به بهشت می‌رود.» <br />
+
«هر کس چیزی را که مایه رنج و آزار مسلمانان است، از سر راهشان بردارد، برای او یک «حسنه» نوشته می‌شود و هر کس یک کار نیک از او قبول شود، به بهشت می‌رود»<br />
این حدیث نیز، به گونه دیگری، گستره خدمت رسانی و صدقات و خیرات را نشان می‌دهد. از این رو برای هر کس امکان خوشه چینی از خرمن نیکی‌ها وجود دارد، حتّی با برداشتن سنگی از سر راه، یا خاری از مسیر روندگان، یا غمی از دلی اندوهگین، یا باری از دوش مستمند و ناتوان. <br />
+
این حدیث نیز، به گونه دیگری، گستره خدمت رسانی و صدقات و خیرات را نشان می‌دهد. از این رو برای هر کس امکان خوشه چینی از خرمن نیکی‌ها وجود دارد، حتی با برداشتن سنگی از سر راه، یا خاری از مسیر روندگان، یا غمی از دلی اندوهگین، یا باری از دوش مستمند و ناتوان.<br />
 
در پایان مقال ابیاتی از شاعری معاصر (علی بقا) می‌آوریم که الهام بخش این مفاهیم انسانی است: <br />
 
در پایان مقال ابیاتی از شاعری معاصر (علی بقا) می‌آوریم که الهام بخش این مفاهیم انسانی است: <br />
 
خوش آن کسان که از احوال هم خبر دارند<br />
 
خوش آن کسان که از احوال هم خبر دارند<br />
سطر ۱۳۲: سطر ۱۳۲:
 
نوید صبح سعادت به خاص و عام دهند<br />
 
نوید صبح سعادت به خاص و عام دهند<br />
 
همیشه حال نسیم خوش سحر دارند <br />
 
همیشه حال نسیم خوش سحر دارند <br />
نهند آب «بقا» بهر خضر، زآنکه چو من<br />
+
نهند آب «بقا» بهر خضر، ز آنکه چو من<br />
گهی به محفل آزادگان گذر دارند<ref>شعر و زندگی، ص 67</ref> <br />
+
گهی به محفل آزادگان گذر دارند<ref>شعر و زندگی، ص 67</ref><br />
باری... در بندِ «داشته‌ها» بودن و اسیر «خواسته‌ها» شدن، نوعی بردگی آشکار است. زهد، «نداشتن» نیست، بلکه «در بند داشته‌ها نبودن» است. <br />
+
باری... در بند «داشته‌ها» بودن و اسیر «خواسته‌ها» شدن، نوعی بردگی آشکار است. زهد، «نداشتن» نیست، بلکه «در بند داشته‌ها نبودن» است.<br />
کسی که تعّلقات مادی و دلبستگی‌ها او را به اسارت کشانده است، چگونه می‌تواند دست یاری به سوی دیگران بگشاید، یا پای خدمتگزاری به آستان نیازمندان کشاند؟ <br />
+
کسی که تعلقات مادی و دلبستگی‌ها او را به اسارت کشانده است، چگونه می‌تواند دست یاری به سوی دیگران بگشاید، یا پای خدمتگزاری به آستان نیازمندان کشاند؟<br />
  
== خوشا پیشتازان میدانِ این مسابقه! ==  
+
== خوشا پیشتازان میدانِ این مسابقه ==
خوشا آنان که گوی خدمت به مردم را از رقیبان می‌ربایند و در دفتر خدا، امتیاز بیشتری برای خود، ثبت می‌کنند. <br />
+
خوشا آنان که گوی خدمت به مردم را از رقیبان می‌ربایند و در دفتر خدا، امتیاز بیشتری برای خود، ثبت می‌کنند.<br />
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۵۳

فرهنگ خدمت و احسان

نویسنده: جواد محدّثی

دانی که چرا خدا تو را داده دو دست؟
من معتقدم که اندر آن سِرّی هست
یک دست به کار خویشتن پردازی
بادست دگر ز بی کسان گیری دست

حسّ بشری

دنیا، بستری برای ساختن خانه آخرت است.
کار نیک، احسان به مردم، خدمت صادقانه به دیگران، لذّت بردن از کمک رسانی به محتاجان، ابزار و مصالحی است که «سرای آخرت» را برای انسان بنیان می‌نهد و آباد می‌سازد و این توفیقی است که در همه کس نیست و لطفی است الهی که بر دست برخی از بندگان شایسته جاری می‌شود و به مردم می‌رسد.
سیادت و سروری نیز به فرموده حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در سایه خدمت به مردم و دلسوزی برای آنان است: «سیّد القوم خادِمُهم»[۱]
گاهی بعضی از اعضای بدن «بی حسّ» می‌شود و هیچ درد و جراحت و آزاری را درک نمی‌کند. این «عصب مُردگی»، گاهی هم در اندام روح بشر پدید می‌آید. آدم‌ها هم گاهی «احساس» خویش را از دست می‌دهند و از رنج دیگران و محرومیت فقیران و نیازهای نیازمندان، تأثر و و تألمی در خود حس نمی‌کنند و عضوی جدا شده از پیکره جامعه می‌شوند. این نیز نوعی «عصب مردگی انسانی» است.
اگر سعدی می‌گوید: «بنی آدم اعضای یک پیکرند ...»، الهام از فرموده حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ است که آدمی زادگان را همچون اعضای یک جسد دانسته که همه با هم پیوند دارند و
«چو عضوی به درد آورد روزگار
دگـر عضـوهـا را نمـانـد قـرار».
حال اگر با درد یک عضو، عضو دیگر احساس درد نکرد، یا جدا شده از آن پیکر است، یا دچار «بی حسّی» است، یعنی نوعی «مُردگی»!
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

همدردی با مردم

آنان که توفیق خدمت به دیگران دارند، حس حیات و عصب انسانیت آنان زنده و بیدار و فعال است و در این خدمت، «لذّت روحی» می‌برند و «نشاط معنوی» می‌یابند و به خدا نزدیک می‌شوند، البته با چاشنی خلوص و انگیزه پاک.
به فرموده پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ : دو خصلت است که چیزی بالاتر از آن دو نیست: یکی ایمان به خدا، دیگری سود رساندن به بندگان خدا (..الّنفعُ لِعباد اللّه).[۲]
اینان یک گروهند و بی خیالان بی درد و دور از مردم و بی عاطفه و خودخواه و خودمحور هم گروهی دیگر، فاصله بین آنان نیز از بهشت تا دوزخ است.
به آنان چه که برخی، پول نسخه و ویزیت ندارند؛ برخی با حسرت، شاهد پرپر شدن عزیز خویشند و توان مداوا ندارند؛ از بی بضاعتی خانه خراب می‌شوند و از تنگدستی، ترک تحصیل می‌کنند و به دلیل ناداری و مسکنت، از تفریحات سالم و سفرهای تابستانی و زمستانی و تغذیه کافی و لباس آبرومند محروم اند!
بعضی بر این مسلک اند که «من» راحت باشم، دیگران هر طور شوند، به من چه؟ «من» به رفاه و پول و امکانات برسم، اگر هزاران بینوای زمین گیر و اجاره نشینان فقیر و غصه دارانِ بیمار و بی دارو و خانواده‌های بی بضاعت و یتیمان بی سرپرست و مناطق محروم و اقشار آسیب پذیر وجود داشته باشند، به من چه ارتباطی دارد؟
اگر این «من» بت نیست پس چیست؟ و اگر این «منیت»، درد نیست پس چیست؟
آنان که کمر همت می‌بندند و «رنج خود و راحت دیگران» را می‌طلبند، چند قدم به مرز انسانیت نزدیک ترند و نشان می‌دهند که «انسان»اند و «احساس» دارند. خدمت به هم نوع، یک پله از هزار پله صعود تا قرب خدا و رسیدن به کمال مسلمانی است و بی دردی هم یکی از آن دردهاست که خود را نشان نمی‌دهد و رفته رفته، «هویت انسانی» را تحلیل می‌برد و از افراد، چیزی باقی نمی‌گذارد، جز مشتی تمنیات سیری ناپذیر و هیکلی با روحیات حیوانی و فاقد هر گونه «احساس بشری»، و... چه بیماری خطرناکی!
«ابن یمین» در دعوت به خدمت و همدلی و همدردی با همنوعان سرودهایی دارد، از جمله چنین می‌گوید:
نَبُوَد مهتری به روز و به شب
باده خوشگوار نوشیدن
یا طعام لذیذ را خوردن
یا لباس نظیف پوشیدن
من بگویم که مهتری چه بُوَد؟
گر بخواهی زمن نیوشیدن
همگنان را زغم رهانیدن
در رعایات خلق کوشیدن

توفیق خدمت

لذت بعضی در «خیر رساندن» به مردم است. این، توفیق الهی است. چنان نیست که هر کس متمکن و موجه بود، به این آسانی و بدون وسوسه‌های شیطانی، بتواند از موقعیت و ثروت و توانایی خود در راه خیر و خداپسندانه و اصلاح معیشت مردم و رفع نیازها بهره بگیرد. خادمان خالص و مخلص، ستارگان زمینی اند که برای آسمانیان می‌درخشند و حجت‌های الهی بر دیگران اند و خوشحال و خرسندند که مجرای فیض الهی و خیررسانی به بندگان قرار می‌گیرند.
امام علی ـ علیه السلام ـ دربارهٔ این گونه انسان‌های خدوم و خیّر که مورد عنایت خدایند می‌فرماید:
«اِنّ اللّهَ خَلَقَ خَلقاً مِن خَلقِهِ لِخَلقه، فَجَعَلَهُمْ لِلناسِ وُجوهاً و لِلمَعروفِ اَهلا، یَفْزَعُ النّاسُ اِلیهم فی حوائِجِهم، اُولئک الآمِنُون یومَ القیامة».[۳]
«خداوند، برخی از آفریده‌های خود را برای بندگانش خلق کرده است، آنان را مورد توجه مردم و شایسته نیکوکاری قرار داده و مردم در نیازمندی هایشان به آنان روی می‌آورند. آنان در روز قیامت، ایمن و آسوده‌اند.»
به قول صائب تبریزی:
ای رهروی که خیر به مردم رسانده‌ای
آسوده رو، که بار تو بر دوش سائل است
گاهی کسانی قصد نیکی به دیگران دارند، اما یا مجال نمی‌یابند، یا فرصت از دست می‌رود، یا عمرشان کفاف نمی‌دهد، یا وسوسه شیطان نمی‌گذارد، یا دلبستگی به دنیا یا تنبلی و بی حوصلگی مانع پدید می‌آورد، یا امروز و فردا می‌کنند، یا عوامل دیگر مانع این کار خیر می‌شود؛ از این رو غنیمت شمردن فرصت‌های خیررسانی و تباه نساختن فرصت مناسب، نشانه هوشیاری در کسب سعادت است.
امام باقر ـ علیه السلام ـ می‌فرمود:
«اِذا هَمَمْتَ بِخیر فَبادِرْ، فانّک لاتدری ما یَحْدُث.»[۴]
«هر گاه تصمیم به کار نیکی گرفتی، درنگ مکن و در انجام آن بشتاب، چون نمی دانی که چه پیش خواهد آمد!»
آنان که در راه خیر کوشایند، بندگان خاص پروردگارند که توفیق خدمت یافته‌اند. مدال «خدمت» بر سینه دارند و دلی پرمهر در آغوش، گروه خونشان با مردم یکی است و همسایه دیوار به دیوار غم‌ها و شادی‌های مردمند. بار مردم را می‌بندند و گره از کارشان می‌گشایند. خدمت بی منت را عبادت می‌دانند و اجر و پاداش را تنها از خدا می‌خواهند، پرکاران کم ادعایند، نه پرمدعاهای کم کار! شعار را کار نمی‌دانند و کار را هم عار نمی‌شمارند. هر چه دارند، از مال و مقام و نفوذ و وجهه و دانش و توان و تخصص، وقف بندگان خدا می‌کنند و این وقف نامه را به امضای خدا می‌رسانند و از اسارت دنیا رها می‌شوند.
کسی که تعلقات مادی و دلبستگی‌های دنیوی او را چنان اسیر ساخته که حاضر نیست از دارایی و توانایی خود، خرج راه خدا و خدمت به مردم کند، بیچاره و مسکینی است، در نِمای ثروتمندی، و اسیر و وابسته‌ای است، اما در شکل و شمایل آزاد!
خوشا پیشتازان میدان این مسابقه، که گوی خدمت به مردم را از رقیبان می‌ربایند و در دفتر خدا امتیاز بیشتری برای خود ثبت می‌کنند. به گفته «میرزا افسر»:
آن کسی را بستایید که اندر همه عمر
بهر آسایش مردم قدمی بردارد
نیک مرد آنکه نگردد دل او هرگز شاد
مگر از خاطر کس، بار غمی بردارد

رمز و راز محبوبیّت

اینکه گفته‌اند:
هر چه کنی به خودکنی
گر همه نیک و بد کنی
سخنی حکیمانه و منطبق با رهنمودهای آیات قرآن و احادیث پیشوایان دین است. بازتاب عملکرد خوب و حسنات انسان و خدمت به همنوعان، در پرونده عمل و شخصیتِ دینی انسان متجلی می‌شود و هر کس خادم مردم باشد، به خود و سعادت و آینده خویش خدمت کرده است و همین رفتار، سبب محبوبیت نزد دیگران و حکومت بر دلها و نفوذ در جان‌ها می‌شود.
به فرموده حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ :
«جُبِلَتِ القُلُوبُ علی مَنْ اَحْسَنَ اِلیها وَ بُغْضِ مَن اَساءَ الیها.»[۵]
«دلها[ی انسان‌ها] بر این سرشته شده که هر که به آن‌ها نیکی کند دوست بدارند و هر که به آنان بدی کند، دشمن بدارند».
در این زمینه، کلام علی ـ علیه السلام ـ نیز چنین است:
«مَنْ بَذَل معروفَهُ مالَتْ اِلیهِ القُلوُب».[۶]
«هر کس نیکی خویش را به دیگران نثار کند، دل‌ها به او گرایش می‌یابد.»
خادمان مردم، بر قلعه دل‌ها حکومت می‌یابند و فاتح دژ دل‌ها می‌شوند، بی آنکه سپاه و سواری داشته باشند و تیغ و تیری برکشند و برافکنند. سلاحشان همان خدمت به دیگران و اندوه زدایی از ایشان و گشودن بال رحمت و عاطفه بر آنان است.
تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن
به دمی، یا درمی، یا قلمی یا قدمی
سعدی، در سروده‌های خویش با الهام از تعلیمات دینی، بر این امر مهّم بسیار پای فشرده و اشعار نغزی سروده است.
در یکی از سروده‌های خویش گوید:
مگردان غریب از درت بی نصیب
مبادا که گردی به درها غریب
بزرگی رساند به محتاج، خیر
که ترسد که محتاج گردد به غیر
به حال دل خستگان درنگر
که روزی تو دلخسته باشی مگر
درون فروماندگان شاد کن
ز روز فروماندگی یاد کن
نه خواهنده‌ای بر در دیگران؟
به شکرانه، خواهنده از در مران

نیکی به دیگران یا به خویش؟

وقتی مجموعه عالم هستی و نظام الهی حاکم بر آن، خدمت‌ها را بی پاسخ و پاداش نمی‌گذارد و خداوند، به اهل احسان و دستگیران از بینوایان پاداش عظیم و بی حساب می‌بخشد، پس می‌توان گفت، خدمت به مردم، نیکی به خویشتن است و چنین احسان‌ها و یاری‌هایی نه تنها گُم نمی‌شود، که به سوی خود نیکوکار برمی گردد. این مضمون بلند، که انگیزه آفرین و شوق انگیز است، در روایات متعدّدی مطرح شده است.
امام علی ـ علیه السلام ـ می‌فرماید:
«مَنْ صَنَعَ مَعروفاً فإنّما صَنَعَ الخیر لَنِفْسه و لا یَطْلُبُ مِن غیرهِ شُکْرَ ما اَوْلاهُ لَنِفْسِهِ».[۷]
«هر کس کار نیکی کند، به خودش نیکی کرده است و از دیگری پاداش و سپاس آن نیکی را که به خود کرده است، نخواهد».
بازگشت ثمره احسان به خویشتن، هم در دنیاست، هم در آخرت. اما از آنجا که آخرت سرای پاداش است، بیشترین رجوعِ ثمرات را باید در آنجا جست.
به قول صائب تبریزی:
تیره روزان جهان را به چراغی دریاب
تا پس از مرگ، تو را شمع مزاری باشد
در سخن دیگری، حضرت امیر ـ علیه السلام ـ از این نکته، چنین یاد می‌فرماید: «مَنْ عَلِمَ اَنّ ما صَنَعَ اِنّما صَنَعَ اِلی نفسِهِ لم یستَبْطِ النّاسَ فی شُکرِهم، وَ لَمْ یستزِدْهُم فی مَودَّتِهم، فلا تلْتَمِسْ مِنْ غیرِکَ شُکْرَ ما اَتیْتَ اِلی نَفْسِک وَ وَقَیْتَ بِهِ عِرضَکَ.»[۸]
«هر کس بداند که آنچه نیکی می‌کند به خودش می‌کند، مردم را به تأخیر در سپاس، نسبت نمی‌دهد و خواستار محبّت ورزیدن بیشتر مردم نمی‌شود. پس از دیگری مخواه که دربارهٔ آنچه به خودت نیکی کرده‌ای و آبروی خویش را حفظ کرده‌ای، سپاسگزاری ات کنند.»
کسی که با این دید، به عملکردها بنگرد، هرگز نه انگیزه «خدمت رسانی» خویش را از دست می‌دهد، نه از ناسپاسی و قدرنشناسی دیگران سست می‌گردد و نه در پی آن است که مردم از زحمات و خدماتش تقدیر و تجلیل کنند و بر او آفرین گویند و مراسم تکریم برایش برپا سازند.
آنکه برای خدا، به خلق خدا خدمت می‌کند، چشم داشت پاداش را هم تنها از خدا دارد و این مهم‌ترین عامل انگیزه آفرین است.
نباید پنداشت که زحمات هدر می‌رود و خدمت‌ها مورد توجّه قرار نمی‌گیرد، چرا که آنکه باید بداند و ارج نهد و پاداش بخشد، خداست و او کریم است و نیکی‌ها را پاداش مضاعف عطا می‌کند.
یکی از همسران پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نقل می‌کند که در خانه رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ گوسفندی ذبح شد و گوشت آن میان فقرا و همسایگان تقسیم گشت. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پرسید: چه باقی مانده است؟ گفتم: چیزی باقی نمانده است، جز یک پاچه گوسفند. حضرت فرمود: جز همین یک پاچه، بقیّه اش مانده است.[۹]
در واقع، آنچه برای مصرف شخصی و خانواده مانده است، رفتنی است و آنچه که به دیگران احسان شده است، در بایگانی و ذخیره الهی ماندگار است و در شدیدترین روز نیازمندیِ انسان، به او بازمی گردد; با افزایشی چند برابر، و این وعده صادقِ الهی است.
عبدالرحمان جامی چه نیکو سروده است:
چند روزی ز قوی دینان باش
در پی حاجت مسکینان باش
شمع شو شمع، که خود را سوزی
تا به آن بزمِ کسان افروزی
با بد و نیک، نکوکاری ورز
شیوه یاری و غمخواری ورز
ابر شو تا که چو باران ریزی
بر گل و خس، همه یکسان ریزی
باش چون بحر، زآلایش پاک
ببر آلایش از آلایشناک

گستره میدان خدمت

وقتی طرف حساب انسان‌های خدوم، پروردگار کریم است، در زمینه احسان و خدمت، مجالی گسترده گشوده می‌شود.
خداوند، حتّی به نیّت هم پاداش می‌دهد. از این رو، پیوسته باید در اندیشه خیر رسانی به دیگران بود، که خود این اجر دارد و اگر توفیق جامه پوشانیدن بر اندام این نیت فراهم شد، چه بهتر.
در حدیثی از حضرت رضا ـ علیه السلام ـ روایت است: «روز قیامت، مؤمن را در پیشگاه خدا نگه می‌دارند تا از او حساب بکشند، عهده دار حسابرسی خداست. پرونده عملش را بر او عرضه می‌کنند. با اولین نگاهی که به گناهانش می‌افکند، رنگش از چهره می‌پرد و به لرزه می‌افتد، آنگه حسناتش را می‌بیند و شادمان می‌شود و چشمش روشن می‌گردد. وقتی به پاداش‌های الهی چشم می‌دوزد، خوشحال تر می‌شود. آنگاه خداوند به فرشتگان دستور می‌دهد: پرونده‌هایی را بیاورید که مربوط به کارهایی است که انجام نداده‌اند. آن‌ها را می‌خوانند. می‌گویند: خدایا، به عزّتت سوگند، خودت می دانی که هیچ یک از این کارهای خیر را انجام نداده‌ایم. خداوند می‌فرماید: درست است و راست می‌گویید، ولی نیّت انجام آن‌ها را داشتید، ما هم در پرونده اعمالتان نوشتیم. آنگاه بر همان نیّت‌ها هم پاداششان می‌دهند».[۱۰]
چه چیزی از این بهتر که انسان، در نیت و در دل، در اندیشه خدمت رسانی و گره گشایی باشد. تا از پاداش همین نیت هم بی بهره نماند.
پس، دامنه «صالحات و خیرات» بسی گسترده است. از خدمت به ظاهر ناچیز و کوچک هم نباید چشم پوشید، که همان نزد خدای متعال، عظیم است.
حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می‌فرماید:
«مَنْ اَماطَ اَذیً عن طریقِ المسلمینَ کُتِبَ لَهُ حَسَنةٌ وَ مَنْ تُقُبِّلَتْ لَهُ حَسَنةٌ دَخَل الجَّنَة.»[۱۱]
«هر کس چیزی را که مایه رنج و آزار مسلمانان است، از سر راهشان بردارد، برای او یک «حسنه» نوشته می‌شود و هر کس یک کار نیک از او قبول شود، به بهشت می‌رود»
این حدیث نیز، به گونه دیگری، گستره خدمت رسانی و صدقات و خیرات را نشان می‌دهد. از این رو برای هر کس امکان خوشه چینی از خرمن نیکی‌ها وجود دارد، حتی با برداشتن سنگی از سر راه، یا خاری از مسیر روندگان، یا غمی از دلی اندوهگین، یا باری از دوش مستمند و ناتوان.
در پایان مقال ابیاتی از شاعری معاصر (علی بقا) می‌آوریم که الهام بخش این مفاهیم انسانی است:
خوش آن کسان که از احوال هم خبر دارند
خبر ز شادی و اندوه یکدگر دارند
چو شبنم از نظرِ باصفای پاکدلان
دلی به روشنی چهره قمر دارند
زفیض صحبتشان کام خلق شیرین است
همیشه خاصیت نخل بارور دارند
فکنده سایه رحمت به خشک وتر چون ابر
رهین دست و دل باز، بحر و بردارند
نوید صبح سعادت به خاص و عام دهند
همیشه حال نسیم خوش سحر دارند
نهند آب «بقا» بهر خضر، ز آنکه چو من
گهی به محفل آزادگان گذر دارند[۱۲]
باری... در بند «داشته‌ها» بودن و اسیر «خواسته‌ها» شدن، نوعی بردگی آشکار است. زهد، «نداشتن» نیست، بلکه «در بند داشته‌ها نبودن» است.
کسی که تعلقات مادی و دلبستگی‌ها او را به اسارت کشانده است، چگونه می‌تواند دست یاری به سوی دیگران بگشاید، یا پای خدمتگزاری به آستان نیازمندان کشاند؟

خوشا پیشتازان میدانِ این مسابقه

خوشا آنان که گوی خدمت به مردم را از رقیبان می‌ربایند و در دفتر خدا، امتیاز بیشتری برای خود، ثبت می‌کنند.

پانویس

  1. میزان الحکمه، ج 4، ص 578
  2. بحارالانوار، ج 74، ص 137
  3. کنز العّمال، ج 6، ص 588
  4. کافی، ج 2، ص 142.
  5. من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 381
  6. غررالحکم، حدیث 8642
  7. دعائم الاسلام، ج 2، ص 320
  8. معانی الاخبار، ص 141; بحارالانوار، ج 75، ص 42
  9. کنزالعمّال، حدیث 16150
  10. بحارالانوار، ج 4، ص 289
  11. کنزالعمّال، ج 6، ص 430
  12. شعر و زندگی، ص 67
منبع: سایت فرهنگ جهاد - تاریخ برداشت: 1395/02/23
بازگشت به احسان به عموم