کتابخانه:قرارگاه فرهنگی ولی امر: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی) |
|||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | <div class="head1">قرارگاه | + | <div class="head1">قرارگاه فرهنگی ولی امر</div> |
{{جعبه اطلاعات | {{جعبه اطلاعات | ||
| − | |نام =قرارگاه | + | |نام =قرارگاه فرهنگی ولی امر |
|عنوان = مشخصات کتاب | |عنوان = مشخصات کتاب | ||
|تصویر =[[Image:Gharargahe-farhangi-khamene.jpg|200px]] | |تصویر =[[Image:Gharargahe-farhangi-khamene.jpg|200px]] | ||
| سطر ۹: | سطر ۹: | ||
|سرآیند۱ = | |سرآیند۱ = | ||
|برچسب۲ =نویسنده | |برچسب۲ =نویسنده | ||
| − | |داده۲ = | + | |داده۲ = سیدعلی خامنه ای، ۱۳۱۸ |
|برچسب۳ =زبان | |برچسب۳ =زبان | ||
|داده۳ = فارسی | |داده۳ = فارسی | ||
|برچسب۴ =ناشر | |برچسب۴ =ناشر | ||
| − | |داده۴ =موسسه | + | |داده۴ =موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان |
|برچسب۵ =محل انتشارات | |برچسب۵ =محل انتشارات | ||
|داده۵ = قم | |داده۵ = قم | ||
| سطر ۲۶: | سطر ۲۶: | ||
}} | }} | ||
[منبع الکترونیکی] | [منبع الکترونیکی] | ||
| + | |||
| + | قرارگاه فرهنگي ولي امر | ||
| + | تهيه و تنظيم/ آتليه طراحي وچاپ حس برتر | ||
| + | شمارگان / 20000نسخه | ||
| + | نوب چاپ / دوم 1390 | ||
| + | |||
| + | ==مقدمه بی مقدمه== | ||
| + | |||
| + | اكنون كه دوران غيبت امام(ع) پيش آمده و بناست احکام حکومتی اسلام باقی بماند و استمرار پيدا كند و | ||
| + | هرج و مرج هم روا نيست، تشکيل حکومت لازم میآيد. عقل هم به ما حکم میكند كه تشکيلات لازم است | ||
| + | تا اگر به ما هجوم آوردند بتوانيم جلوگيری كنيم؛ اگر به نواميس مســلمين تهاجم كردند، دفاع كنيم. شــرع | ||
| + | مقدس هم دستور داده كه بايد هميشه در مقابل اشخاصی كه میخواهند به شما تجاوز كنند برای دفاع آماده | ||
| + | باشيد. برای جلوگيری از تعديات افراد نسبت به يکديگر هم حکومت و دستگاه قضايی و اجرايی لازم است. | ||
| + | چون اين امور به خودی خود صورت نمیگيرند، بايد حکومت تشکيل داد. | ||
| + | |||
| + | چون تشــکيل حکومت و اداره جامعه بودجه و ماليات میخواهد، شــارع مقدس بودجه و انواع مالياتش را نيز | ||
| + | تعيين نموده است؛ مانند خراجات، خمس، زكات و غيره. | ||
| + | |||
| + | اكنون كه شخص معينی از طرف خدای تبارک و تعالی برای احراز امور حکومت در دوره غيبت تعيين شده | ||
| + | است تکليف چيست؟ آيا بايد اسلام را رها كنيد؟ ديگر اسلام نمیخواهيد؟ اسلام فقط برای دويست سال بود؟ | ||
| + | يا اين كه اسلام تکليف را معين كرده است؟1 | ||
| + | |||
| + | -1امام خمینی (ره)–كتاب ولایت فقیه صفحه50 | ||
| + | |||
| + | متکی هستيم بريک ارزشهايی در باب حکومت كه آن ارزشها را اگر ما بيان بکنيم، هر شنوندهای كه با | ||
| + | انصاف باشــد، آن را قبول خواهد كرد به شرطی كه اســمش را نياوريم؛ اسمش ولايت فقيه است. تا گفتيم | ||
| + | ولايت فقيه يک پيشداوریهايی فوراً به وجود میآيد در ذهن مخاطب. .. اما اگر همين را شما بيان بکنيد، | ||
| + | بگوييد ما معتقد هستي ً م، مثلا كسی بايد در راس كار قرار بگيرد كه مرتکب گناه نشود؛ عدالت؛ عمداًگناه نکند. | ||
| + | كســی بايد باشــد كه نسبت به مرد دلسوز باشد. كسی بايد باشــد كه از هوای نفس خود پيروی نکند. كدام | ||
| + | شخصيت سياسی است كه در دنيا كه اينها را قبول نداشته باشد؟1 | ||
| + | |||
| + | -1رهبر معظم انقلاب– 1372/6/4دیدار با سفرا و كارداران وزارت امور خارجه | ||
| + | |||
| + | |||
| + | بررســی ســيره عملی ونظری پيامبر اكرم ,مب ّين اين واقعيت اســت كه يکی از مهم ترين كارهای آن | ||
| + | حضرت، استحکام تداوم رهبری به وسيله "نخبگان دينی" بر اساس دستورات الهی بود. بر اساس تعاليم پيامبر | ||
| + | اكرم ,، ولايت "عالم به احاديث و روايات"- كه حضرتشان آنان را (فقيه) میناميد- باي ّ د بر جامعه تحقق | ||
| + | يابد.به همين ســبب میفرمود: (ای مردم! جانشــينان من كسانیاند كه پس از من احاديث و سنت مرا بيان | ||
| + | می كنند) 1و نيز فرمود: ( الفقهاء امناء الرسل )2؛ (فقيهان امانت داران پيامبرانند) و (ان العلماء ورثه الانبیاء)3؛ | ||
| + | (عالمان وارثان انبيا هستند)... و ( و منزلة الفقيه في هذه الوقت كمنزلة الأنبيا في بني اسرائيل)4 | ||
| + | |||
| + | -1عیون اخبار الرضا (ع) - ج - 2ص37 | ||
| + | -2كافي - ج - 1ص46 | ||
| + | -3كافي - ج -1ص32 | ||
| + | -4بحار - ج - 75ص346 | ||
| + | |||
| + | ==ولایت فقیه در كجای دین آمده است== | ||
| + | |||
| + | ===ولايت فقيه در كلام پيامبر=== | ||
| + | |||
| + | پيامبر اكرم ,در مرحله نخست، برترين فقيهان و نخبگان؛ يعنی، معصومان] را جانشينان خاص و | ||
| + | در رتبه دوم، فقيهان غير معصوم را جانشنان عام خود معرفی فرمودند. پيامبر اكرم ,اگر چه میتوانست | ||
| + | دانشمندان ديگری را- كه علم تاريخ، حقوق و سياست، طب، اقتصاد، صنعت، و...دارند- جانشين خود و حاكم | ||
| + | بر مردم كند؛ ولی به شناخت شريعت اسلامی تکيه كرد و فرمود: | ||
| + | |||
| + | من استعمل عاملا من المسلمین و هم یعلم ان فیهم اولی بذلک منه و اعلم بکتاب الله و سنه نبیه و قد خان الله و رسوله و جمیع المسلمین)1؛ | ||
| + | |||
| + | (كسیكه كاری از مسلمانان را بر عهده گيرد، در صورتی كه میداند فرد مناسبتری برای آن موضوع وجود دارد كه | ||
| + | بهكتاب خدا و سنت پيامبر داناتر است، به درستیكه به خدا و رسول او و همه مسلمانان خيانتكرده است) | ||
| + | |||
| + | ====روايات اهل بيت==== | ||
| + | |||
| + | بعد از پيامبر اكرم ,، ائمه اطهار]نيز به مسأله ولايت فقيه اهميت ويژهای دادند و بر نقش فقه و | ||
| + | فقاهت در اداره و رهبری جامعه اسلامی تأكيد كردند. | ||
| + | |||
| + | امام علی میفرمايد | ||
| + | |||
| + | (ایها الناس ان احق الناس بهدا الامر اقوامهم علیه و اعلمهم بامر الله فیه)2؛ | ||
| + | |||
| + | (ای مردم! به درســتی كه شايسته ترين مردم به اين امر ( حکومت)، قوی ترين مردم وعالم ترين آنان به | ||
| + | دستورات خداوند در امر حکومت است.) | ||
| + | |||
| + | يکی از دلايل نقلی، مقبوله عمربن حنظله است كه در طول تاريخ مورد استناد فقيهان شيعه بوده است. | ||
| + | |||
| + | عمربــن حنظله روايت میكند«: از امام صادق(ع)پرســيدند: دو نفر از ما (شــيعيان) كــه در باب «دين» و | ||
| + | «ميراث» نزاعی دارند، به نزد سلطان يا قاضيان [حکومتهای جور] جهت حل آن میروند؛آيا اين عمل جايز | ||
| + | است؟ حضرت فرمود: هر كس در موارد حق يا باطل به آنان مراجعه كند؛ در واقع به سوی طاغوت رفته و از | ||
| + | او مطالبه قضاوت كرده است. از اين رو آنچه بر اساس حکم او[كه خود فاقد مشروعيت است] دريافت میدارد، | ||
| + | به باطل اخذ نموده است؛ هر چند واقع حق ثابت او باشد؛ زيرا آن را بر اساس حکم طاغوت گرفته است. | ||
| + | -1الغدیر - ج - 8ص291 | ||
| + | -2نهج البلاغه - خطبه172 | ||
| + | |||
| + | خداوند امر فرموده است: بايد به طاغوت كافر باشند[ وآن را به رسميت نشناسند] و میفرمايد: | ||
| + | |||
| + | )یریدون ان یتحاکموا الی الطاغوت و قد امروا ان یکفروا به(1 | ||
| + | |||
| + | |||
| + | آن گاه پرسيدم پس در اين صورت چه بايد كنند؟ | ||
| + | امام(ع)فرمود: بايد به كسانی از شما (شيعيان)كه حديث و سخنان ما را روايت می كنند و در حلال و حرام | ||
| + | ما به دقت مینگرند واحکام ما را به خوبی باز میشناسند (عالم عادل )، مراجعه كنند واو را به عنوان حاكم بپذیرند. من چنین کسی را بر شما حاکم قرار دادم ( فانی قد جعلته علیکم حاکما) پس هر گاه به حکم ما حکم کند و از او پذیرفته نشود ، حکم خدا کوچک شمرده شده و بر ما رد شده است و ان که ما را رد کند، خدا را رد کرده است. و چنین چیزی در حد شرک به خداوند است » .2اين حديث از جهت سند معتبر ومورد قبول فقيهان شيعه است. | ||
| + | |||
| + | امام رضا در حديث مفصلی خطاب به فضل بن شــاذان نيشابوری میفرمايند « اگر امام عادل و امين نباشد حقوق مردم محفوظ نمیماند و دين كهنه شده و احکام وارونه میگردد» 3 | ||
| + | اسحاق بن يعقوب نامهای برای حضرت ولی عصر أمینويسد و محمد بن عثمان، نمايندهی آن حضرت، نامه را میرســاند جواب نامه به خط مبارک صادر می شود: « و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا، فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله » - 4در حوادث و پيشامدهها به راويان حديث ما روجوع كنيد، چرا كه آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدايم. | ||
| + | |||
| + | -1سوره نساء - آیه52 | ||
| + | -2كافی– ج – 1ص67 | ||
| + | -3علل الشرایع– ج ا– ص251 | ||
| + | -4كمال الدین و اتمام النعمه–ج– 2ص483 | ||
| + | |||
| + | « اینكه میگویند ولی امر حجت خداسـت، آیا در مسائل | ||
| + | شـرعيه حجت اسـت كه برای ما مسئله بگوید؟ اگر رسول | ||
| + | اكـرم ,فرموده بود كه من مـیروم، و امير المومنين(ع) | ||
| + | حجت من بر شماست. شما از این میفهميدید كه حضرت | ||
| + | رفتهاند، كارها همه تعطيل شـد فقط مسأله گویی مانده كه | ||
| + | آن هم به حضرت امير(ع) واگذار شده است ! | ||
| + | |||
| + | " حجه الله " كسی است كه خداوند او را برای انجام اموری | ||
| + | قـرارداده اسـت، و تمـام كارها، افعال و اقـوال او حجت بر | ||
| + | مسـلمين است. اگر كسی تخلف كرد، بر او احتجاج ( اقامه | ||
| + | برهان و دعوی ) خواهد شـد. اگر امر كـرد كه كاری انجام | ||
| + | دهيد، حدود را اینطور جاری كنيد، غنایم، زكات و صدقات را | ||
| + | به اینچنين مصارفی برسانيد و شما تخلف كردید، خداوند در | ||
| + | روز قيامت بر شما احتجاج می ّ كند اگر با وجود حجت برای | ||
| + | حل و فصل امور به دستگاه ظلم رجوع كردید، خداوند در روز | ||
| + | قيامت بر شما احتجاج خواهد كرد كه من برای شما حجت | ||
| + | قرار دادم، چرا به ظلمه و دستگاه قضایی ستمگران مراجعه | ||
| + | كردید». 1 | ||
| + | |||
| + | روایات متعدد دیگری نيز از امامان معصوم]در زمينه | ||
| + | ولایـت فقيه وجـود دارد كه بـه جهت اختصـار از ذكر آنها | ||
| + | خودداری گردید. | ||
| + | |||
| + | -1كتاب ولایت فقیه–امام خمینی–ص79 | ||
| + | |||
| + | ===ولایت فقیه دلیل عقلی هم دارد=== | ||
| + | «ولایت فقیه از موضوعاتی است كه تصور آن موجب تصدیقش می شود، و چندان به برهان احتیاج ندارد. به | ||
| + | ً این معنی كه هركس عقاید و احكام اسلام را حتی اجمالا دریافته باشد چون به ولایت فقیه برسد و آن را به | ||
| + | تصور آورد، بیدرنگ تصدیق خواهد كرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت.»1 | ||
| + | |||
| + | |||
| + | « اگر طرف صحبت ما كسانی باشند كه اساسا حكومت دین را قبول ندارند، اجرای احكام الهی را در میان | ||
| + | انسانها به جد نمیگیرند و قبول نمی كنند، البته محتاج استدلال دیگری خواهیم بود. اما آن كسی كه | ||
| + | میپذیرد باید احكام الهی و قوانین اسلامی در جامعه پیاده شود و این را لازمه اعتقاد به خدا و اسلام میداند، | ||
| + | در برابر كسی كه چنین زمینه اعتقادی را دارد، ما محتاج استدلال برای ولایت فقیه نیستیم كه ثابت كنیم كه | ||
| + | در روایات یا در قرآن چنین گفته شده است. زیرا كه جامعهای كه با قوانین اسلامی باید اداره بشود، اداره كننده | ||
| + | جامعه، باید این قوانین را بداند.2 | ||
| + | |||
| + | -1كتاب ولايت فقيه - امام خميني - ص9 | ||
| + | -2بيانات مقام معظم رهبری در نماز جمعه1362/2/30 | ||
| + | |||
| + | دهها روش عقلی برای اثبات اين اصل مترقی و ضروری وجود | ||
| + | دارد كه در اي ً نجا صرفا به ذكر يک اســتدلال ساده ( و البته برای | ||
| + | مخاطب مسلمان ) اكتفا ميگردد1 | ||
| + | |||
| + | به طور مختصر میتوان گفت: | ||
| + | |||
| + | .1برای تعيين نيازمندیهای اجتماعی و جلوگيری از هرج و مرج | ||
| + | و فساد، وجود حکومت در هر جامعهاي امری ضروری است. | ||
| + | |||
| + | .2اولا: احــکام اجتماعی اســلام جاودانه اســت؛ بايد در همه | ||
| + | زمانها و مکانها اجرا گردد و تعطيل نيست حتی در عصر غيبت | ||
| + | ( خاتميت = جامعيت و جاودانگی) | ||
| + | |||
| + | ثانيًا: احکام اجتماعی و حتی بسياری از احکام فردی 2اسلام | ||
| + | بدون وجود حکومت اسلامی هيچ ضمانت اجرايی نخواهد داشت | ||
| + | ( قانون خوب، بدون اجرا، ثمرهای ندارد) | ||
| + | |||
| + | ً و ثالثا: دين اسلام برای حکومت ساختار و برنامه جدی دارد | ||
| + | و حکومت غير اسلامی را نفی مینمايد. | ||
| + | |||
| + | ( برای تحقق احکام اسلام،تاسيس حکومت اسلامی ضروری | ||
| + | است) | ||
| + | |||
| + | .3حکومت حاكم میخواهد. | ||
| + | |||
| + | .4حکومت مطلوب در اسلام، حکومتی است كه معصوم(ع)در | ||
| + | راس آن باشد. | ||
| + | |||
| + | -1جهت مطالعه بیشتر مراجعه به « انوار الفقاهه–جلد–1ص»454 | ||
| + | -2به عنوان مثال: تصور كنید، اگر انسان قصد كند، كه فرزند خود را تربیت دینی كند،در جامعه اي | ||
| + | كه دین در اداره آن نقشی ندارد و صرفا در نهادهای دینی خلاصه شده است،دین در | ||
| + | مساجد و منابر هست اما در مدارس و معابر، در رسانهها و روزنامهها خیر، بدیهی است | ||
| + | كه این تعارض جدی بین خانه و جامعه منجر به حذف تدریجی حتی ظاهر دینی خواهد | ||
| + | گردید. زیرا ساختار دین به صورت یك كل واحد با جزا به هم مرتبط است... ( به منظور | ||
| + | مطالعه بیشتر در این موضوع به كتاب خورشید مغرب–محمد رضا كریمی–ص250 | ||
| + | به بعد مراجعه كنید.) | ||
| + | |||
| + | .5در زمانی كــه مردم از وجود رهبر معصــوم محرومند يا بايد | ||
| + | خداوند حکيم از اجرای احکام اسلام و تاسيس حکومت صرفنظر | ||
| + | كرده باشد و در دوران طولانی غيبت، فرسودگی و تحريفات دين | ||
| + | را بپذيرد يا اجازه اجرای آن را به شــخص ديگری داده باشــد تا | ||
| + | نقض غرض و خلاف حکمت الهی نشود. | ||
| + | |||
| + | با توجه به باطل بودن فرض اول، فرص دوم ثابت می شود؛ | ||
| + | يعنی،با توجه به ابدی بودن احکام اســلامی،از راه عقل كشــف | ||
| + | میكنيم كه چنين اذن و اجازهاي از طرف خدای متعال و اوليای | ||
| + | معصوم(ع) صادر شده اســت حتی اگر بيان نقلی روشن در اين | ||
| + | خصوص نرسيده باشد( كه فراوان رسيده است) | ||
| + | |||
| + | .6عقــل میگويد؛ اگر فراهم آوردن ايده آل ميســر نشــد بايد | ||
| + | نزديکترين مرتبه به حد مطلوب را تامين كرد. هنگاميکه مردم از | ||
| + | مواهــب حکومت معصــوم(ع) محروم باشــند، بايد بــه دنبال | ||
| + | نزديکترين و شــبيهترين حکومت به حکومت امام معصوم(ع) | ||
| + | باشــند. هم در علم ( فقاهت )،هم در عمــل ( عدالت ) و هم در | ||
| + | قابليتهای شخصی (كفايت) | ||
| + | |||
| + | .7ولايت فقيه يعنی حاكميت فقاهت، عدالت و كفايت در راس | ||
| + | حکومت اسلامی در عصر غيبت. | ||
| + | |||
| + | ===مگر دین امری فردی نیست؟چه كاری به حكومت دارد؟=== | ||
| + | |||
| + | « مذهب اسلام همزمان با اينکه به انسان میگويد كه خدا را عبادت كن و چگونه عبادت كن، به او میگويد | ||
| + | چگونه زندگی كن و روابط خود را با ساير انسانها بايد چگونه تنظيم كنی و حتی جامعه اسلامی با ساير جوامع | ||
| + | بايد چگونه روابطی را برقرار كند. هيچ حركتی و عملی از فرد يا جامعه نيست مگر اين كه مذهب اسلام برای | ||
| + | آن حکمی مقرر داشته است».1 | ||
| + | |||
| + | «دليل ديگر بر لزوم تشکيل حکومت، ماهيت و كيفيت قوانين اسلام ( احکام شرع) است. ماهيت و كيفيت | ||
| + | اين قوانين میرســاند كه، برای تکوين يک دولت و برای اداره سياسی و اقتصادی و فرهنگی جامعه تشريع | ||
| + | گشته است».2 | ||
| + | |||
| + | «آن روز كه در غرب هيچ خبری نبود و ساكنانش در توحش به سر میبردند و آمريکا سرزمين سرخپوستان | ||
| + | نيمه وحشی بود، دو مملکت پهناور ايران و روم محکوم استبداد و اشرافيت و تبعيض و تسلط قدرتمندان بود | ||
| + | و اثری از حکومت مردم و قانون در آنها نبود؛ خدای تبارک و تعالی به وسيله رسول اكرم ,قوانينی فرستاد | ||
| + | كه انسان از عظمت آنها به شگفت میآيد. برای همه امور آداب و قانون آورده است. برای انسان پيش از آنکه | ||
| + | نطفهاش منعقد شود تا پس از آنکه به گور میرود،قانون وضع كرده است. | ||
| + | |||
| + | همانطور كه برای وظايف عبادی قانون دارد، برای امور اجتماعی و حکومتی،قانون و راه و رسم دارد. حقوق | ||
| + | اسلام يک حقوق مترقی و متکامل و جامع است. »3 | ||
| + | |||
| + | « اســلام برنامه زندگی دارد؛ اســلام برنامه حکومت دارد؛ اســلام قريب پانصد سال – تقريبا يا بيشتر – | ||
| + | حکومت كرده است؛ با اينکه احکام اسلام در آن وقت باز آنطور اجرا نشده است كه بايد اجرا بشود،لکن همان | ||
| + | نيمه اجرا شدهاش ممالک بزرگی را اداره كرده است، با عزت و شوكت از همه جهات، از همه كيفيات. »4 | ||
| + | -1صحیفه نور– ج – 4ص167 | ||
| + | -2رهبر معظم انقلاب–1377/12/3 | ||
| + | -3كتاب ولایت فقیه–امام خمینی–ص12 | ||
| + | -4صحیفه نور– ج – 2ص31 | ||
| + | |||
| + | ===پس چرا برخی از انبیای الهی برای تاسیس حکومت تلاشی نکرده اند=== | ||
| + | |||
| + | انبياء كارشان فقط مسئله گويی نبود. اگر انبياء فقط به اين اكتفا ميکردند كه حلال و حرامیرا برای مردم بيان كنند، اين كه مشــکلی نداشــت، كســی با اينها در نمیافتاد. ( الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشونه احدا الا الله ) 1 | ||
| + | اين چه تبليغی اســت كه خشــيت از مردم در او مندرج است كه انسان بايد از مردم | ||
| + | نترسد در حال اين تبليغ. اگر فقط بيا ن چند حکم شرعی بود كه ترس موردی نداشت كه خدای متعال تمجيد | ||
| + | كند كه از مردم نمیترسند؛ از غير میترسند. اين تجربههای دشواری كه انبياء الهی در عمر خوي ّ ش متحمل شــدند، بــرای كــي بــود؟ ( و کنا من نبی قاتل معه ربیون کثیرا فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل الله و ما ضعفوا و ما استکانوا) 2چی بود اين رسالتی كه برايش جنگيد؟ بايد جنودالله را براي او بسيج كرد، پيش برد؛ فقط گفتن چند جمله حلال و حرام و گفتن چند مسئله است؟ انبياء برای اقامهی حق، برای اقامهی عدل، براي مبارزه با ظلم، براي مبارزه با فساد قيام كردند. طاغوت آن بتي نيست كه به فلان ديوار يا در آن زمان به كعبه آويزان ميكردند؛ او كه چيزي نيست كه طغيان بخواهد بکند. طاغوت آن انسان طغيانگري است كه به پشتوانه آن بت، بت وجود خود را بر مردم تحميل ميكند. طاغوت فرعون است؛ ( ان فرعون علا في الارض و جعل اهلها | ||
| + | شيعا يستضعف طائفة منهم ) 3اين، طاغوت است. با اينها جنگيدند، با اينها مبارزه كردند،جان خودشان را كف | ||
| + | دست گذاشتند، در مقابل ظلم ساكت ننشستند، در مقابل زورگويي ساكت ننشستند، در مقابل اضلال مردم | ||
| + | سکوت نکردند؛ انبيا اينند. 4 | ||
| + | |||
| + | بنابر آيات متعددی كه هدف از ارســال رســولان و پيامبران را اقامه قســط و عدل معرفی میكند(لیقوم الناس بالقسط) اساسا اقامه عدالت در جامعه بدون تاسيس حکومت الهی محال و غير ممکن خواهد بود، لذا | ||
| + | تشــکيل حکومت در دســتور كار تمام انبيای الهی بوده است ولی تشکيل حکومت ممکن است درشرايطی | ||
| + | خاص،برای پيامبری مقدور نباشد؛مانند رسول اكرم,كه در چند سال اول رسالت خود،از تشکيل حکومت | ||
| + | معذور بودند يا حضرت عيسی(ع)كه تحت فشار شديد دستگاه حاكم قرار داشت. | ||
| + | |||
| + | (-1پیامبران) پیشین كساني بودند كه تبلیغ رسالتهاي الهي ميكردند و( تنها) از او ميترسیدند و از هیچكس جز خدا بیم نداشتند ( احزاب)39 | ||
| + | -2چه بسیار پیامبراني كه مردان الهي فراواني به همراه آنان جنگ كردند! آنها هیچگاه در برابر آنچه در راه خدا به آن ميرسید، سست و ناتوان نشدند ( و تن به تسلیم | ||
| + | ندادند.) (آل عمران)146 | ||
| + | -3فرعون در زمین برتري جویي كرد،و اهل آن را به گروه هاي مختلفي تقسیم كرد. گروهي را به ضعف و ناتواني ميكشاند ( قصص.)4 | ||
| + | -4بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن كردستان1388/2/22 | ||
| + | |||
| + | |||
| + | گاه درعصرپيامبــری بزرگ-كه مســئوليت زمامــداری جامعه بر عهدهی او اســت-برخی ديگر از انبيای | ||
| + | الهی،زيرمجموعهی رســالت او بوده وتنها سمت تبليغ احکام دين راداشتند و نه حق تشکيل حکومت جدا و | ||
| + | مستقل را؛ مانندحضرت لوط(ع)كه نبوت او زير مجمو عه نبوت ابراهيم خليل(ع)بود.قرآن میفرمايد: | ||
| + | ((فامن له لوط …))(( 1پس لوط به او ايمان آورد…)) | ||
| + | |||
| + | رســالت چنين اشــخاصی، شعاعی از نبوت گســترده همان پيامبر بزرگ است.قران مجيد منصوب بودن حضرت ابراهيم ازســوی خدا،برای امامت ورهبری جامعه را چنين بيان كرده اســت ((قال انی جاعلک للناس اماما ))...((2خداوند فرمودند: من تو را امام وپيشوای مردم قراردادم))... | ||
| + | |||
| + | بنابراين هيچ نبوتی بدون حکومت نيســت؛خواه به شــکل استقلال باشدوخواه به صورت وابسته و چناچه | ||
| + | درباره برخی از پيامبران الهی، به صراحت مطلبی در باب حکومت و سياست در قرآن كريم نيامده باشد؛ دليل پر | ||
| + | نبودن حکومت نيست بلکه از قبيل « و رسلا لام نقصصهم علیک » « 3و پيامبرانی كه ايشان را بر تو بازگو | ||
| + | نکردهايم» است؛ يعنی، همانگونه كه برخی از پيامبران الهی در تاريخ بشر بودند و نامی از آنان در قرآن نيامده | ||
| + | است؛ تمامی ويژگیها و رفتارهای هر يک از پيامبران نيز در قرآن ذكر نشده است. | ||
| + | |||
| + | در تشـكيل حكومت نيز سـنت و رویه پيغمبر اكرم ,دليل بر لزوم تشـكيل حكومت | ||
| + | است. زیرا: | ||
| + | |||
| + | اولا: خود تشـكيل حكومـت داد و تاریخ گواهی میدهد كه تشـكيل حكومت داده، به | ||
| + | اجرای قوانين و برقراری نظامات اسلام پرداخته، با اداره جامعه برخواسته است، والی به | ||
| + | اطراف میفرسـتاده، به قضاوت مینشسته، قاضی نصب میفرموده، سفرایی به خارج و | ||
| + | نزد روسای قبایل و پادشاهان روانه میكرده، معاهده و پيمان میبسته، جنگ را فرماندهی | ||
| + | میكرده و خلاصه احكام حكومتی را به جریان میانداخته است. | ||
| + | |||
| + | ثانيـا: برای پس از خود به فرمان خدا تعيين "حاكم" كرده اسـت. وقتی خداوند متعال | ||
| + | برای جامعه پس از پيامبر اكرم , تعيين حاكم میكند، به این معناست كه حكومت پس از | ||
| + | رحلت رسول اكرم , نيز لازم است. و چون رسول اكرم , با وصيت خویش فرمان الهی را | ||
| + | ابلاغ مینماید، ضرورت تشكيل حكومت را نيز میرساند. »4 | ||
| + | |||
| + | -1سوره عنكبوت - آیه26 | ||
| + | -2سوره بقره - آیه124 | ||
| + | -3سوره نسا - آیه164 | ||
| + | -4امام خمیني- كتاب ولایت فقیه - ص26 | ||
| + | |||
| + | ===ا گر حكومت لازمه اجرای احكام الهی است | ||
| + | چرا ائمه برای آن فعالیتی نمیكرده اند؟=== | ||
| + | |||
| + | « اولا خود رســول اكرم ,و امير المومنين(ع)حکومت تشــکيل دادهاند و امام حســن(ع)نيز حکومت | ||
| + | تشکيل داد و جنگ كرد تا اينکه صلح را بر او تحميل كردند. ثاني ًا سيدالشهدا(ع)در همان وصيت نامه پس | ||
| + | از آنکه فرمود برای امر به معروف و نهی از منکر قيام كرده است فرمود « اسير بسي ّ ره جدی و ابی » 1؛ | ||
| + | يعنی ســيره و روش من، همان ســيره و روش جد و پدرم است؛ پيغبر ,در مدينه حکومت تشکيل داد، | ||
| + | علی بن ابی طالب(ع)در مدينه و كوفه حکومت تشکيل داد، من نيز حکومت میدهم به همان گونه كه آنها | ||
| + | انجام دادند. آن حضرت در سخنرانی رسمیاش نيز شرايط امام و رهبر را ذكر كرد كه امام بايد حاكم به قسط | ||
| + | و عدل باشد. بيعت گرفتن جناب مسلم بن عقيل از مردم كوفه برای آن حضرت نيز به جهت تشکيل حکومت | ||
| + | بود. ( وگرنه امر به معروف و نهی از منکر كه بيعت گرفتن نمیخواند) | ||
| + | |||
| + | امام رضا(ع)نيز چون میدانست كه جريان ولايتعهدی يک نيرنگ است، آن را به طور رسمی نمیپذيرفت | ||
| + | و اينکه ائمه]، يا مسموم شدند يا شهيد، و در زندان و تحت نظر بودند، برای اين بود كه بر ضد حکومت | ||
| + | منحرف وقت قيام می كردند وگرنه كسی كه فقط حاكمان را نصيحت كند، گوشه نشين و عالم مسالهگو باشد، | ||
| + | كسی كاری به او ندارد. | ||
| + | |||
| + | مرحوم مجلسی (ره) در كتاب بحارالنوار روايتی از امام صادق(ع)نقل كرده كه آن حضرت در مسافرتی، به | ||
| + | سيدر فرمودند: اگر من به اندازهی اين گله همراه و همفکر و ياور داشتم، قيام میكردم. سدير میگويد پس از | ||
| + | نماز، گوسفندان را شمردم و آنها هفده راس بودند.2 | ||
| + | |||
| + | -1بحار – ج – 44ص – 329ح2 | ||
| + | -2ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت - آیت الله جوادي آملي - ص340 | ||
| + | |||
| + | |||
| + | ===ولایت فقیه | ||
| + | قبل از انقلاب کجا بود=== | ||
| + | |||
| + | |||
| + | ((موضوع ولایت فقيه چيز تازهای نيست كه ما آورده باشيم بلك ّ ه این مسئله از اول مورد | ||
| + | بحث بوده اسـت،حكم ميرزای شـيرازی در حرمت تنباكو،چـون حكم حكومتی بود همه | ||
| + | تبعيّت كردند، | ||
| + | |||
| + | مرحوم تقي شيرازي كه حكم جهاد دادند - البته اسم آن دفاع بود - و همه علما تبعيت | ||
| + | كردند، براي این اسـت كه حكم حكومتي بود. مرحوم كاشـفالغطا نيز بسـياري از این | ||
| + | مطالب را فرمودهاند. از متاخرین، مرحوم نراقي، همه شئون رسولالله (ص) را براي فقها | ||
| + | ثابـت ميدانند. و مرحـوم آقاي نایيني نيز ميفرمایند كه این مطلـب از روایت «عمر بن | ||
| + | حنظله» اسـتفاده ميشـود. در هر حال طرح این بحث تازگي ندارد؛ و ما فقط موضوع را | ||
| + | بيشـتر مورد بررسـي قرار دادیم، و شعب حكومت را ذكر كرده در دسترس قرار دادیم، و | ||
| + | شعب حكومت را ذكر كرده در دسترس آقایان گذاشتيم تا مسأله روشنتر گردد. و « تبعا | ||
| + | لامر الله تعالي في كتابه و لسـان نبيه (ص) »1كمي از مطالب مورد احتياج روز را نيز بيان | ||
| + | كردیم؛ و گرنه مطلب همان است كه بسياري فهميدهاند»2 | ||
| + | |||
| + | |||
| + | |||
| + | -1به پیروي از امر خداي متعال و كلام رسول الهي ( خداوند بر آن حضرت و خاندانش صلوات خود را نازل فرماید) | ||
| + | -2كتاب ولایت فقیه - امام خمیني - ص124 | ||
| + | |||
| + | از قدیم الایام تا كنون، اگر كساني این قضيه را مطرح نكردندیا با سردي با آن برخورد كردند،به خاطر این بوده است كه فكر كردند چيزي را كه شدني نيست، چرا مطرح كنند؛ .1و الا وقتي | ||
| + | انسان به كتابها و حرفهاي فقها نگاه ميكند، ميبيند هيچ ً كس از آنها نيست كه اصلاحاكميت | ||
| + | غير حكم اسلام را قبول داشته باشد. انسان این را در ابواب مختلف فقهي مشاهده ميكند. این | ||
| + | جزء مسلمات است».2 | ||
| + | |||
| + | |||
| + | پارهای از منابع فقهی انديشه ولايت فقيه از ابتدای غيبتكبری تا زمان امام خميني (ره) عبارت است از: | ||
| + | |||
| + | -شيخ مفيد(:)413-333المقنعه، ص810 | ||
| + | |||
| + | -شيخ طوسي ( 460ه . ق ) : النهايه، ج - 2ص17 | ||
| + | |||
| + | -ابوالصلاح حلبی(م.447ه:)الکافی فی الفقه،ص422 | ||
| + | |||
| + | -ابن ادريس حلی(م. 598ه:)السرائر، ص537 | ||
| + | |||
| + | -علامه حلي ( حسن بن يوسف - 726ه . ق:) نهايه الاحکام، ج - 2ص417 | ||
| + | |||
| + | -علامه فخر المحققين ( 771ه . ق:) ايضاح الفوائد، ج - 4ص294 | ||
| + | |||
| + | -شهيد اول ( محمد بن مکي) ( 768ه . ق) : الذكر ، ص57 | ||
| + | |||
| + | - محققكركی (م.940ه:)رسائل، رساله صلاه الجمعه، ج1ص141 | ||
| + | |||
| + | - مقدس اردبيلی (م.990ه:)مجمع الفوايد و البرهان، ج ،4ص205 | ||
| + | |||
| + | - حسينی عاملی(م.1226ه:)مفتاح الکرامه(كتاب القضاء)ج،10ص21 | ||
| + | |||
| + | - ملا احمد نراقی(م.1226ه:)عوائد الايام،ص187 | ||
| + | |||
| + | -مير فتاح مراقی(م.1266ه:)عناوين،ص345 | ||
| + | |||
| + | -شيخ محمد حسن نجفی0م.1266ه:)جواهر الکلام، ج،16ص178 | ||
| + | |||
| + | -صاحب الرياض ( علامه ابوالمعالي - 1231ه . ق) رياص المسائل ، ج - 9ص509 | ||
| + | |||
| + | -شيخ مرتضی انصاری(م.1281ه:)المکاسب،ص154و القضاء و الشهادات، ص243 | ||
| + | |||
| + | - حاج آقا رضا همدانی (م.1322ه:)مصباح الفقيه،كتاب الخمس،ص160 | ||
| + | |||
| + | -سيد بحر العلوم (م.1326ه:)بلغه الفقيه، ج،3ص221 | ||
| + | |||
| + | -شيخ فضلالله نوري ( 1327ه .ق) لوايح شيخ فضل الله نوري، ص 69و رسائل و اعلاميهها شيخ فضل الله نوري، ج -1ص67 | ||
| + | |||
| + | -آيت الله بروجردی(م.1382ه:)البدرالزاهر(تقريرات درس خارج )،ص52 | ||
| + | |||
| + | -شيخ مرتضی حائری (م.1362ه:)صلوه الجمعه، ص144 | ||
| + | |||
| + | -آيت الله گلپايگاني: الدايه الي من اله الولايه، ص79 | ||
| + | |||
| + | -امام خمينی (م.136ه:)كتاب البيع،ج،2ص488و... | ||
| + | |||
| + | -1در زمان قدما این موضوع ولایت براي فقیه چنان دور از دسترس بوده است كه حتي به فرمایش آیت الله بروجردي"پرسش و پاسخهاي پیرامون آن از كتب روایي | ||
| + | ساقط ميگردیده است."( البدرالزهرا صفحه)74 | ||
| + | -2رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضاي هیات علمي گنگره امام خمیني (ره) -1378/11/4 | ||
| + | |||
| + | |||
| + | براي نمونه تنها به ذكر بعضي از نظریات این بزرگان ميپردازیم . | ||
| + | |||
| + | ====شيخ مفيد413ه ق==== | ||
| + | |||
| + | هنگامی كه سلطان عادل(1امام معصوم ) برای ولایت در آنچه ذكر كردیم در این ابواب فقه | ||
| + | وجود نداشت برفقيهان اهل حق عادل صاحب رای وعقل وفضل لازم استكه ولایت آنچه بر | ||
| + | عهده سلطان عادل است را بر عهده گيرند | ||
| + | |||
| + | ====شيخ طوسی : 460ه ق==== | ||
| + | |||
| + | صدور حكم ميان مردم اقامه حدود وقضاوت ميانكسانیكه با یكدیگر اختلاف پيدا می كردند | ||
| + | جایز نيست مگر از سویكسيكه از طرف سلطان حق (ائمه معصومين) اجازه داشته باشد چنين | ||
| + | كارهایی در زمانی كه ائمه معصومين امكان انجام آن را ندارند بدون تردید به فقيهان شيعه | ||
| + | واگذار شده است . | ||
| + | |||
| + | ====علامه حلي 726ه ق==== | ||
| + | |||
| + | مقبوله عمر بن حنظله و دیگر روایات در این زمينه، بر اطلاق و عموم ولایت فقيهان دلالت | ||
| + | داشته، به ولایت در قضاوت و اقامه حدود محدود نميشود. وي همچنين در باب زكات مينویسد: | ||
| + | « زكات در عصر غيبت، به فقيه پرداخته ميشود؛ چرا كه نایب امام (ع) است و هرآنچه از شئون | ||
| + | امام بوده به عهده ميگيرد. | ||
| + | |||
| + | ====محقق اردبيلي 993ه ق==== | ||
| + | |||
| + | علاوه بر اجماع و اقتضاي ضرورت، ميتوان به نيابت حاكم از امام (ع) استناد كرد و دليل بر | ||
| + | نيابت اجماع و اخباري همانند مقبولهي عمر بن حنظله است و لذا هر آن چه براي امام، جایز است | ||
| + | و ميتواند به عهده بگيرد، براي حاكم نيز جایز است. | ||
| + | |||
| + | -1سلطان عادل در لسان شیخ مفید امام معصوم است. | ||
| + | |||
| + | ====سيد محمد جواد عاملی 1226ه ق==== | ||
| + | فقيه نایب مسلمين وسرپرست آنهاست وبه درستيكه او بر آنچهكه مصالح عمومی جامعه | ||
| + | است ولایت دارد . | ||
| + | |||
| + | ====ملا احمد نراقي 1233ه . ق==== | ||
| + | |||
| + | هر آنچه كه پيامبر (ص) و امام (ع) - كه حاكمان و حافظان اسلام ميباشند - بر آن ولایت و | ||
| + | اختيار دارند، فقيه نيز همان ولایت و اختيار را دارد مگر جایي كه دليلي برخلاف آن وجود داشته | ||
| + | شود. | ||
| + | |||
| + | ====صاحب جواهر 1266ه . ق==== | ||
| + | |||
| + | همان گونه كه مقتضي قول صاحب الزمان (عج) نيز آن را ميرساند؛ « در حوادث و واقعه به | ||
| + | راویان احادیث ما رجوع كنيد. آنان حجت ما بر شما و ما حجت خدا بر آنان هستيم»؛ مراد این | ||
| + | است كه فقيهان در جمع آنچه من حجت هستم، حجت من بر شما هستند، مگر آن چيزهاي كه | ||
| + | با دليل خارج شود. | ||
| + | |||
| + | ====صاحب ریاض 1231ه . ق==== | ||
| + | |||
| + | هيچ اختلاقي در این نيسـت كه مـراد از حاكم درعصر غيبت امام (ع) فقيه جامع شـرایط | ||
| + | فتواست. | ||
| + | |||
| + | ====شيخ انصاري 1281ه . ق==== | ||
| + | |||
| + | از روایات گذشته ظاهر ميشود كه حكم فقيه، در تمام خصوصيتهاي احكام شرعي و در تمام | ||
| + | موضوعات خاص آنها، براي ترتيب دادن احكام بر آنها نافذ ميباشد؛ زیرا متبادر از لفظ"حاكم" | ||
| + | در مقبوله عمر بن حنظله، همان"متسلط مطلق"است،یعني اینكه امام (ع) فرمودند: « فاني قد | ||
| + | جعلته عليكم حاكما» نظير گفتار سـلطان و حاكم است كه به اهل شهري بگوید: « من فلان | ||
| + | شخص را حاكم بر شما قرار دادم » كه از این تعبير، برميآید كه سلطان، فلان شخص را در | ||
| + | همه امور كلي و جزئي شهروندان كه به حكومت برميگردد مسلط نموده است. | ||
| + | |||
| + | ====آیت الله بروجردي 1329ه . ق==== | ||
| + | |||
| + | در مجموع از نظر عقلي و نقلي برميآید كه فقيه عادل در كارهاي مهم عمومي كه مورد ابتلاي | ||
| + | مردم است، از طرف ائمه اطهار منصوب است و همانطور كه ما روشن كردیم و اجمالا اشكالي | ||
| + | هم به آن وارد نيست، در اثبات آن احتياجي به مقبوله عمر بن حنظله نميباشد و در نهایت اینكه | ||
| + | مقبوله نيز از شواهد این مطلب است. | ||
| + | |||
| + | آيت الله بروجردي سپس اعتقاد خود را چنين ابراز ميكند: | ||
| + | |||
| + | امامان معصوم (ع) ميدانستهاند كه اغلب شيعيان در زمان حضور، و جميع آنها در زمان غيبت، | ||
| + | امكان دسترسي به آنها را ندارند؛ پس آیا امكان دارد كه انها را ازرجوع به طاغوتها و قاضيان | ||
| + | جور منع كنند و با وجود این، خود نيز كسي را براي رجوع در این امور معني نكنند؟! | ||
| + | |||
| + | لذا موضوع ولايت فقيه بسيار متقدم بر زمان وقوع انقلاب اسلامي بوده است و در زمان ما صرفا در سير تکامل | ||
| + | تاريخي خود به صورت يکنظريه اجتماعي به عينيت رسيده است. همچنان كه رابطه مرجعيت و مقلد نيز از ابتدا به | ||
| + | صورت فعلي وجود نداشته است و در ابتدا رابطه فقها با مردم صرفا رابطه محدث و مستمع بوده و در سير تکامل خود به | ||
| + | اينجا رسيده است | ||
| + | |||
| + | ===كسی كه معصوم نیست، | ||
| + | چطورولاي تدارد=== | ||
| + | |||
| + | ولايــت مراتبی دارد و بســياری از مراتب آن هيچ ارتباطــی با عصمت ندارد؛ مثل | ||
| + | ولايت پدر بر فرزند، شوهر بر زن، ق ّيم بر صغير و زعامت و "حاكميت" . لذا منظور از | ||
| + | ولايت در تعبير " ولايت فقيه" موضوع ولايت كليه الهي و ولايت تکويني نظير آنچه | ||
| + | پيامبر و ائمه داشتنتد نميباشد كه اقتضاي آن قطعا و حتما عصمت است. | ||
| + | |||
| + | وقتی می گویيم ولایتی را كه رسـول اكرم ,و ائمه ]داشتند، | ||
| + | بعد از غيبت، فقيه عادل دارد، برای هيچ كس این توهم نباید پيدا شود | ||
| + | كه مقام فقها همان مقام ائمه ] و رسـول اكرم ,اسـت . زیرا | ||
| + | اینجا صحبت از مقام نيست، بلكه صحبت از وظيفه است. | ||
| + | |||
| + | «ولایت» - یعنی حكومت و اداره كشور و اجرای قوانين شرع مقدس- یک وظيفه | ||
| + | سـنگين و مهم اسـت، نه اینكه برای كسـی شـأن و مقام غير عادی | ||
| + | بوجود بياورد و او را از حد انسان عادی بالاتر ببرد. | ||
| + | |||
| + | به عبارت دیگر، «ولایت» مورد بحث، یعنی حكومت و اجرا و اداره و | ||
| + | بر خلاف تصوری كه خيلی از افراد دارند، امتياز نيسـت بلكه وظيفهای | ||
| + | خطير است. از امور اعتباري عقلایي است. مثل این است كه امام (ع) | ||
| + | كسی را به حضانت، حكومت، یا منصبی از مناصب، تعيين كند. در این | ||
| + | موارد معقول نيسـت كه رسـول اكرم ,و امام با فقيه فرق داشـته | ||
| + | باشـ ً د. مثلا یكی از اموری كه فقيه متصدی آن اسـت اجرای «حدود» | ||
| + | یعنی (قانون جزای اسـلام) اسـت. آیـا در اجرای حدود بين رسـول اكرم . ,و امام و فقيه امتيازی است؟ یا چون رتبه فقيه پایين است باید | ||
| + | كمتر بزند؟ حد زانی كه 100تازیانه است اگر رسول اكرم , جاری | ||
| + | كند، 150تازیانه می زند، و حضرت امير المومنين(ع) 100تازیانه، و | ||
| + | فقيه 50تازیانه؟ با اینكه حاكم متصدي قوه اجرایيه اسـت و باید حد | ||
| + | خـدا را جـاري كنـد، چـه رسـول الله, باشـد، و چه حضـرت امير | ||
| + | المومنيـن(ع)، یا نماینده و قاضي آن حضرت در بصره و كوفه، یا فقيه 1عصر.» | ||
| + | |||
| + | - يکي از اقسام ولايت « زعامت و رهبري سياسي» است. اكنون اين سوال پديد | ||
| + | ميآيد كه آيا اين مرتبه از ولايت، عصمت پيشواي سياسي، بسيار خوب و مفيد است | ||
| + | و با وجود شــخص معصوم، هيچ فرد ديگري، حق حکمراني و ولايت ندارد. حال اگر | ||
| + | شخص معصوم وجود نداشت و يا در غيبت به سر ميبرد، چه بايد كرد؟ آيا بايد احکام | ||
| + | ابدي اجتماعي اسلام تعطيل گردد؟ آيا امت اسلامي بايد بدون رهبر باشد؟ يا بايد به | ||
| + | رهبري و ولايت طاغوت تن دهد؟ و يا بايد بهترين كســي كه از نظر علم، زهد، تقوا | ||
| + | مديريت سياسي، كمترين فاصله را با معصوم دارد، به رهبري برميگزيند و او بر اساس | ||
| + | قوانين اسلامي كه از عصمت برخوردار است ( زيرا اين قوانين از معصوم صادر گرديده | ||
| + | است ) و مصالح عمومي، به اداره جامعه بپردازد. | ||
| + | |||
| + | -1كتاب ولایت فقیه - امام خمیني(ره) - ص50 | ||
| + | |||
| + | ===كدام فقیه ولایت دارد=== | ||
| + | |||
| + | ====جواب اجمالی==== | ||
| + | |||
| + | در اصل يکصد و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی به سه شرط اساسی زمامداری حکومت | ||
| + | اسلامی اشاره شده و آمده است: | ||
| + | |||
| + | شرايط و صفات رهبر: | ||
| + | |||
| + | -1صلاحيت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه. (فقاهت) | ||
| + | |||
| + | -2عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام. (عدالت) | ||
| + | |||
| + | -3بينش صحيح سياسی و اجتماعی، تدبير، شجاعت، مديريت و قدرت كافی برای رهبری. | ||
| + | (كفايت) | ||
| + | |||
| + | ====جواب تفضيلی==== | ||
| + | |||
| + | بر اســاس ادلهاي كه دربارهی ولايت فقيه بيان شد، كســی میتواند زمام امور را در جامعه | ||
| + | اسلامی به دست گيرد كه به مقام فقاهت رسيده باشد و بتواند احکام الهی را از منابع مورد وثوق | ||
| + | استنباط نمايد و مراد از آن " اجتهاد مطلق" میباشد؛ يعنی شخص بتواند حکم هر مسئلهاي را | ||
| + | از منابع دينی اسنتباط كند و قدرت اجتهاد او منحصر در دايره خاصی نباشد. | ||
| + | |||
| + | شرط ديگر زمامدار اسلامی "عدالت" است. عقل حکم میكند كه نمیتوان زمام جامعهاي | ||
| + | مبتنی بر يک عقيده را به كسی سپرد كه در عمل پایبند به آن اعتقاد نيست و التزامی به قوانين | ||
| + | آن ندارد. از ســوی ديگر، ما آيات و رواياتی داريم كه اطاعت فاســق و غيرعادل يا ولايت او را | ||
| + | انکار میكند. مانند آيه شريفه: « و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا و اتبع هواه » 1از كسی كه او را | ||
| + | از ياد خود غافل كردهايم و او پيرو هوی و هوس خود است، پيروی مکن. | ||
| + | |||
| + | در اصول كافی روايتی از امام باقر(ع)نقل شده است كه در آن حضرت از رسول اكرم ,نقل | ||
| + | میكند: امامت و زمامداری سزاوار نيست، مگر مردی را كه در او سه ويژگی باشد: | ||
| + | |||
| + | -1ورعی كه او را از معاصی و گناهان الهی منع كند. | ||
| + | |||
| + | -2حلمی كه به واسطه آن مالک و صاحب اختيار غضب خويش باشد. | ||
| + | |||
| + | -3نيکويی سرپرســتی نسبت به كسانی كه زمام آنها را به دست دارد، تا برای آنها چون پدری | ||
| + | مهربان باشد. | ||
| + | |||
| + | همين روايت بر شــرط ديگری، كه عقل نيز بر آن گواه اســت، دلالت میكند و آن توانايی اداره | ||
| + | امری كه بر عهده گرفته اســت. يعنی فقيه عادلی میتواند زمام امور جامعهی اسلامی را به دست | ||
| + | گيرد كه توانايی اداره آن جامعه را داشــته باشــد. اين مطلب را اســتدلال عقلا نيز مورد تاييد قرار | ||
| + | میدهد. | ||
| + | |||
| + | پس شرايط اساسی زمامدار اسلامی عبارتند از: فقاهت، عدالت و توانايی بر اداره جامعه اسلامی | ||
| + | كه در اصل يک صد و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی به اين سه شرط اشاره شده است. | ||
| + | |||
| + | بند اول: اين اصل ناظر بر اجتهاد مطلق اســت. از اين رو، بر تحقق صلاحيت علمی رهبر برای | ||
| + | افتاء در ابواب مختلف فقه و نه يک باب خاص تصريح میكند. | ||
| + | |||
| + | بند دوم: ناظر به عدالت رهبر اســت و چون برای عدالت مراتبی را میتوان تصور كرد، در اين | ||
| + | عبارت به وجود عدالتی كه برای رهبری جامعه اسلامی لازم است، تاكيد شده است. | ||
| + | |||
| + | بند سـوم: كفايت رهبر توضيح داده شــده و با تعابير« بينش صحيح سياسی و اجتماعی، تدبير، | ||
| + | شجاعت، مديريت و قدرت كافی برای رهبری » به بايستههای نظری و عملی اداره جامعه اشاره | ||
| + | شده است. | ||
| + | |||
| + | -1سوره كهف– آیه28 | ||
| + | |||
| + | ===تجربه30ساله اجراى اصل ولایت فقیه | ||
| + | و وجود بسياری از مشكلاتدر جامعه=== | ||
| + | |||
| + | پس از تشکيل حک ّ ومت حقهی نبی اكرم ,و حتی سالها بعد از آن بزرگوار – كه تا حدود زيادی همان | ||
| + | خط و همان طريق در خطوط بارز جامعه رعايت میشد – هنوز در جامعه افراد ضعيف و فقير ديده میشدند؛ | ||
| + | اميرالمومنين(ع) را مشــاهده میكنيم كه به خانه ايتام و فقرا میرفتند؛ كســانی كه بچههايشان شب شام | ||
| + | نداشــتند و مادر با آب گرمی كه روی چراغ گذاشــته بود، آنها را ســرگرم میكرد! اين حوداث مربوط به چه | ||
| + | سالهايی است؟ چقدر از انقلاب پيامبر گذشته بود؟ نزديک به چهل سال از هجرت پيامبر گذشته بود و اين | ||
| + | حوادث اتفاق افتاده بود.1 | ||
| + | |||
| + | اكنون نيز در نظام جمهوری اسلامی مشکلات فراوانی به چشم می خورد ً . مثلا مشکلات اقتصادی كشور | ||
| + | , ناشی از عوامل مختلفی است كه داوری درموفقيت نظام اسلامی , بسته به بررسی آنهاست. مثلا،جمعيت | ||
| + | كشور پس از پيروزی انقلاب تاكنون بيش از دو برابر شده , قيمت كالاها در سـطـح جـهـان مـتناسب باتورم | ||
| + | جهانی بالا رفته اســت. ضمن اينکه فرهنگ مصرف جامعه بســيار تغيير كرده و ســطح توقعات , به نحو چشمگيری بالا رفته است. تحريمهای اقتصادی , جنگ و ويرانيهايی كه تنها به جرم پايبندی به ارزشهای | ||
| + | اســلامی بــر ما تحميل شــد , حوادث طبيعــی فــراوان و... همه در پيدايش اين مشــکلات نقــش دارد. | ||
| + | |||
| + | |||
| + | -1رهبر معظم انقلاب - -1370/12/12دیدار با اعضا كمیته امداد امام خمیني ره | ||
| + | |||
| + | |||
| + | نـاهـنـجاريهای فرهنگی نيز چنين اســت ; بسياری ازانديشمندان اسلامی و مربيان دينی , پيش از انقلاب | ||
| + | درگيــر مبــارزه و يا در بند رژيم طاغوت بودند و پس از انقلاب به علت نياز شــديد نظام , به كارهای اجرايی | ||
| + | مشغول شدند. گـروهـی از ارزشـمـنـدتـرين تربيت يافتگان مکتب اسلام نيز در حوادث آغازين انقلاب به | ||
| + | دست خيانتکاران و دشمنان اسلام به شهادت رسيدند. بـزرگـانـی چون شهيدبهشتی , شهيد مطهری , باهنر | ||
| + | , رجائی , شــهدای محراب و...كه هر يک ســرمايه های بی نظيری برای نظام و اســلام به شمار می آمدند. | ||
| + | |||
| + | افزون براين , دخالت دشمن در ايجاد فضای آلوده فرهنگی برای نسل جوان و 000درنابسامانيهای فرهنگی | ||
| + | تاثيری عميق گذاشت. | ||
| + | |||
| + | و البته بديهی است كه وجود بسياری از مشکلات هم ناشی از ضعف عملکرد دستگاههای كشور و همچنين | ||
| + | بیكفايتی كارگزاران نالايق میباشد زيرا؛ | ||
| + | |||
| + | « رهبری طبق قانون اساســی در كشــور مسئوليت اجرايی ندارد، جز در زمينه نيروهای مسلح. 1مسئوليت | ||
| + | اجرايی به عهده قوای ســهگانه اســت، منتها مديريت انقلاب – كه همان رهبری باشــد – مسئوليت حفظ | ||
| + | جهتگيری انقلاب و نظام را دارد؛ بايد مواظب باشد انقلاب و نظام از آرمانها منحرف و منصرف نشود؛ فريب | ||
| + | دشمن را نخورد و راه را عوضی نرود؛ اينها مسئوليتهای رهبری است».2 | ||
| + | |||
| + | « ممکن است كه تحقق آرمانها سالهايی طول بکشد؛ موانع و مشکلاتی بر سرراه وجود داشته باشد؛ اما | ||
| + | جهت حکومت – جهت و سمتگيری اين قدرتی كه تشکيل شده است – حتما بايد به سمت آن هدفها و | ||
| + | آرمانها و آرزوهايی باشد كه شعار آن داده شده است و داده می شود و در متن قرآن و احکام اسلامی وجود | ||
| + | دارد. اگر در آن جهت نبود، بلاشک حکومت منحرف است. معيار، اين است كه عدالت اجتماعی و نظم متکی | ||
| + | بر قانون به وجود آيد و مقررات الهی همه جا مستقر شود». 3 | ||
| + | |||
| + | با اين وجود نظام اســلام موجب ســرافرازی و عزتمندی كشور در سراسر جهان و سربلندی و استقلال در | ||
| + | برابر اســتعمارگری و مستکبران دنيا و همچني ّ ن اسطوره الهام بخش امتهای مظلوم و تازيانه خورده تاريخ | ||
| + | گرديده است و ولايت فقيه به عنوان محور اقتدار و مرجع حل مشکلات و بحرانهای سیساله كشور همواره | ||
| + | حافظ جمهوريت، اسلاميت و تماميت ارضی نظام و عامل ثبات سياستهای كلان بوده است. » | ||
| + | |||
| + | -1كه امروز نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در اوج نظم و اقتدار و بالندگی به سر میبرند. | ||
| + | -2رهبر معظم انقلاب––1382/2/22دانشگاه شهید بهشتی | ||
| + | -3رهبر معظم انقلاب––1375/9/19عید سیعد مبعث | ||
| + | |||
| + | "===مردم سالاری دینی " | ||
| + | شعار یا واقعیت=== | ||
| + | |||
| + | استفتاء نمايندگان حضرت امام در دبيرخانه ائمه جمعه سراسر كشور: | ||
| + | |||
| + | پس از اهدای سلام و تحيت، در چه صورت فقيه جامعالشرايط بر جامعه اسلامی ولايت دارد؟ | ||
| + | |||
| + | بسمه تعالي | ||
| + | |||
| + | ولایت در جميع صور دارد، لكن توالی امور مسـلمين و تشـكيل حكومت بستگی دارد به | ||
| + | آرای اكثریت مسلمين، كه در قانون اساسی هم از آن یاد شده است و در صدر اسلام تعبير | ||
| + | میشده به بيعت با ولی مسلمين. | ||
| + | |||
| + | روح الله الموسوی الخمينی1 | ||
| + | |||
| + | « اسلام به ما اجازه نداده است كه دیكتاتوری بكنيم. ما تابع آرای ملت هستيم. ملت ما هرطور رای | ||
| + | داد ما هم از آنها تبعيت میكنيم. ما حق نداریم.خدای تبارك و تعالی به ما حق نداده است، پيغمبر اسلام | ||
| + | به ما حق نداده است كه ما به ملتمان یک چيزی را تحميل كنيم »2 | ||
| + | |||
| + | |||
| + | |||
| + | -1صحیفه نور–جلد– 2ص459 | ||
| + | -2امام خمینی (ره)–كتاب ولایت فقیه–ص39 | ||
| + | |||
| + | « جمهوری ما از اسلام گرفته شده و اسلام ما اجازه نمیدهد در این كشور مردم سالاری نباشد. ما | ||
| + | نخواستيم جمهوریت را از كسی یاد بگيریم؛ اسلام این را به ما تعليم داد و املاء كرد. این ملت، متمسک به اسلام و معتقد به جمهوریت است. در ذهن این ملت و این نظام، خدا و مردم در طول هم قرار دارند و خدای متعال این توفيق را داده است كه مردم این را طی كنند. »1 | ||
| + | |||
| + | « امام به مردم اعتماد داشتند، انقلاب كه پيروز شد، امام میتوانستند نظری نخواهند، هيچكس هم | ||
| + | اعتراضی نمیكرد، اما این كار را نكردند. درباره اصل نظام و كيفيت نظام رفراندوم راه انداختند از مردم | ||
| + | نظر خواستند، مردم هم گفتند جمهوری اسلامی، و این نظام تحكيم شد. برای تعيين قانون اساسی | ||
| + | امام میتوانست یک قانون اساسی مطرح كند، همه مردم یا یک اكثریت قاطعی از مردم یقيناً قبول | ||
| + | می كردند. میتوانسـت عدهاي را معين كند و امام این كار را نكـرد. امام انتخابات خبرگان را به راه | ||
| + | انداخت. .. 2اعتقاد ما این است كه حاكميت بر مردم، جز از قبل پروردگار عالم – كه خالق مردم است | ||
| + | و با رضایت مردم، غيرو مشروع و غير صحيح و غير منطقی است».3 | ||
| + | |||
| + | «نباید اشتباه شود؛ این مردمسالاری به ریشههای دموكراسی غربی عميقا ارتباط ندارد. این یکچيز | ||
| + | دیگر اسـت. اولا مردم سـالاری دینی دو چيز نيسـت كه ما دموكراسـی را از غرب بگيریم و به دین | ||
| + | سنجاق كنيم تا بتوانيم یکمجموعه كامل داشته باشيم؛ نه، خود این مردمسالاری هم متعلق به دین | ||
| + | است. »4 | ||
| + | |||
| + | « مكتب بدون مردم متصور نيست؛چون مكتب ما مكتبی نيست كه از مردم جدا بشود. اصلا این یک | ||
| + | فریب است كه ما بيایيم اسلام را از نفع و خيل مردم جدا كنيم و بگویيم مردم و آنها را رها كنيد و به | ||
| + | دین و خدا و اسلام بچسبيد! | ||
| + | |||
| + | این همان اسلام تحریف شده است. این همان چيزی است كه امام(ع)از اول شروع مبارزه با ان | ||
| + | جنگيد. بسياری از آدم های خوب و عالم، حرف امام را در این راه فهميدندو البته بعضی از متحجرها و | ||
| + | نادانها هم تا آخر نفهميدند و هنوز هم بعضی این حقيقت را نمیفهمند. تفكر اسلامی از خيل مردم و | ||
| + | برای مردم بودن جدا نيست. | ||
| + | |||
| + | هرچيزی كه شما دیدید به نظرتان اسلامی است، اما از صلاح مردم مجرد است،بدانيد در شناخت | ||
| + | و فهم این كه آن اسلام است، اشتباه میكنيد یا در فهم خود آن شی محققا اشتباهی وجود دارد. پس، | ||
| + | پایه ارزشهای اسلامی وانقلاب ما، بر دو پایه مردمی و مكتبی است». 5 | ||
| + | |||
| + | -1رهبر معظم انقلاب––1382/11/24نماز جمعه تهران | ||
| + | -2رهبر معظم انقلاب––1378/3/14نماز جمعه تهران | ||
| + | -3رهبر معظم انقلاب––1372/6/14دیدار با سفرا و كارگزاران سفارت امور خارجه | ||
| + | -4رهبر معظم انقلاب––1380/8/20اجتماع بزرگ مردم شهرستان كاشان و آران و بیدگل | ||
| + | -5رهبر معظم انقلاب––1368/11/9در دیدار مسئولین نظام | ||
| + | |||
| + | ===درنگاه مرشد=== | ||
| + | |||
| + | رهبر انقلاب در جلســات درس همه بزرگان را با پسوند يا پيشوندهای | ||
| + | احترام آميز خطاب می كنند مثل مرحوم نراقی يا شيخ اعظم (شيخ انصاری)، | ||
| + | امــا از يک شــخصيت با لقب محبت آميز خاصی يــاد می كنند و آن امام | ||
| + | خمينی رحمت الله عليه است كه رهبری يا عنوان «سيد استاد ما» خطاب | ||
| + | می كنند. ضمن اينکه از لحاظ فقهی نيز مقام معظم رهبری ارزش خاصی | ||
| + | بــرای نظرات حضرت امام رحمت الله عليه قائلند و با احترام فراوان آنها را | ||
| + | نقد می كنند | ||
| + | |||
| + | ====مضطرب هستم تا بر گردی؛ خيلی سفر نرو==== | ||
| + | |||
| + | آقای خامنه ای تازه از سفر آمده بودند. به خدمت امام رحمت الله عليه رسيدند. همين | ||
| + | كه امام خامنه ای را ديدند، «وقتی شنيدم هواپيمای شما در فرودگاه نشست، خيالم راحت | ||
| + | شد». سپس فرمودند«:هر موقعی كه تو به سفر میروی من مضطرب هستم تا برگردی، | ||
| + | خيلی سفر نرو.» | ||
| + | |||
| + | ====آقای خامنه ای هست==== | ||
| + | |||
| + | آقای هاشمیرفسنجانی نقل میكند: من نسبت به حضرت امام روی بازتری داشتم | ||
| + | و مســائل را بی پرده با ايشان مطرح میكردم. يک روز كه خصوصی خدمت معظم له | ||
| + | رسيده بودم، بی پرده در مورد قائم مقامیرهبری و مشکلاتی كه احتمالا پيدا می شود، | ||
| + | صحبت كردم. حضرت امام رحمت الله عليه در آن جلســه فرمود: شــما در بن بســت | ||
| + | نخواهيد بود، آقای خامنه ای در ميان شــما هســت؛ چرا خودتان نمیدانيد؟! اين جلسه | ||
| + | مربوط به اواخر عمر حضرت امام رحمت الله عليه است. در همان روزها امام برای مقام | ||
| + | معظم رهبری، كلمه برادر را به كار میبردند. قطعا اين تعبير بی معنا نبود. ما آن روزها | ||
| + | از اين تعبيرات، به موضوع رهبری حضرت آيت الله خامنه ای منتقل نشديم. اما گفتههای | ||
| + | امام خمينی رحمت الله عليه نشانگر اين است كه معظم له، آيت الله خامنه ای را شايسته | ||
| + | اين كار میدانستند. چنانچه به حاج احمد آقا فرمودند«:الحق ايشان شايستگی رهبری | ||
| + | را دارند». | ||
| + | |||
| + | ====الحق ايشان شايستگی رهبری دارند==== | ||
| + | |||
| + | حاج احمد آقا نقل كرده اند: وقتی كه آيت الله خامنه ای در سفر كرهی شمالی بودند، | ||
| + | امام گزارشهای آن ســفر را از تلويزيون میديدند؛ آن منظرهی ديدار از كره، استقبال | ||
| + | مردم و يا سخنرانیها و مذاكرات ايشان در آن سفر، خيلی برايشان جالب بود و فرموده | ||
| + | بودند: « الحق ايشان شايستگی رهبری را دارند.»1 | ||
| + | |||
| + | -1هاشمي رفسنجاني، روزنامه اطلاعات -68/3/30 | ||
| + | |||
| + | ===لعنت خدا بر | ||
| + | جدا شونده از | ||
| + | رهبــری1=== | ||
| + | |||
| + | "1 شهيدآيت اللهدستغيب | ||
| + | |||
| + | |||
| + | اگر كســی اشکال كند چنانکه اشــکال هم كردهاند و | ||
| + | گفتهاند كه بلی، مثل امام خمينی كجا ديگر پيدا می شود در | ||
| + | دورههای قبل نبوده ايشان نابغه بوده است و بعد از اين هم | ||
| + | ديگر مثل ايشان پيدا نخواهد شد. ممکن است يک فقيهی | ||
| + | بعد از ايشان بيايد و چطور و چطور بشود، آنوقت ما دچار | ||
| + | ديکتاتوری روحانيت خواهيم شــد. تمام اينها شبهههای | ||
| + | واهی است البته بدانيد و میدانيد، جسارت نکنم، تذكر است | ||
| + | هرگاه اكثر خلق حاضر شدند به اطاعت از ولی امر و فقيه | ||
| + | عادل، والله خدایتعالی مثل خمينی و بهتر از او برایشان پيدا خواهد كــرد "ما ننسخ من ایه او ننسها نأت بخیر منها أو مثلها ... " اين حرف شيطانی است كه پس از آيت الله خمينی چکار خواهيم كرد، همان كسی كه آقای خمينی را بهوجود آورد، بعد از ايشان بهتر از او يا مثل ايشان | ||
| + | را در رأس مسلمين قرار خواهد داد. مسلمانان را حيران نمیگذارد ولی شرطش حاضر بودن مسلمين | ||
| + | مثل حالا هست. | ||
| + | |||
| + | مادامی كه خلق حاضرند اطاعت كنند از ولی امر، خدا ولی امر را برایشان مستقر | ||
| + | خواهد داشت. اي ً ن اولا، و ثاني ًا بر فرض بگوييم نعوذ با ّ لله فقيهی كه بعد میآيد ممکن است منحرف | ||
| + | شود و ممکن است ديکتاتوری كند، ممکن است حب رياست داشته باشد، ممکن است فساد داشته | ||
| + | ً باشد، اولا اين احتمال در رياست جمهوری هم هست. هر مقامی را كه شما فرماندهی كل قوا به او | ||
| + | بدهيد بلکه در او صد برابر اســت. چطور اگر بگويند فرماندهی كل قوا برای رياســت جمهور باشد، | ||
| + | هيچكس هيچ حرفی نمیزند؟ در حالی كه صد برابر احتمال است كه فساد كند و ديگر اينکه ممکن | ||
| + | اســت در همين قانون قيد شــود كه هرگاه آن فقيهی كه رهبر شده اگر انحرافی در او پيدا شد، از | ||
| + | همان مجرايی كه تثبيت شده از همان مجرا منعزل میگردد. | ||
| + | |||
| + | از چــه مجرايی فقيه را تثبيت كرديد در قانون؟ از مجرای اكثريت خلق. خلق، خبرگان را معين | ||
| + | كردند و خبرگان هم اين رهبر را معين كردهاند. تا اين رهبر منحرف شد فوراً دو مرتبه اكثريت خلق، | ||
| + | خبرگان را تأسيس می كنند و همان خبرگان عزلش می كنند و فقيه ديگری را سرجای او مینشانند. | ||
| + | اين چه خطری اســت كه شما را به وحشــت انداخته است كه چطور خواهد شد؟ اينها موهومات | ||
| + | است."1 | ||
| + | |||
| + | "كيست كه اين ناله مرا به گوش عمامه [به] سرهای ايران برساند، هر كسی میخواهی باش! | ||
| + | خودت را مجتهد میدانی، مقدمات خوان میدانی، نمیدانم، هر چه خودتان میدانيد. بر تو واجب | ||
| + | است امروز تبعيت از يک ً نفر، تو حق نداری درمقابل رهبر حرفی بزنی، تماما بايد تبعيت كنند... هر | ||
| + | عمامه سری كه از رهبر مکرم فاصله بگيرد، لعنت خدا برش باد. تمام عمامه سرها همه بايد مطيع | ||
| + | يک رهبر، امام يکی نائب امام هم يکی، ديگری هيچ تقدم ندارد. همه بايد فرمان ببرند، همه بايد | ||
| + | اطاعت بکنند. | ||
| + | |||
| + | حتی مکرر گفتهام، حسن و حسين[يکیشان امام بود، حسن امام، حسين مأموم، هيچوقت | ||
| + | حسين تا حسن بود در عرض نبود، تابع، تابع، هر چه بهش میگفتند، میگفت هر چه حسن بفرمايد، | ||
| + | دو تا امام نمی شود، دو تا نائب امام هم غلط است، دو تا رهبر غلط است. وای به امتی كه از رهبر | ||
| + | الهی خود فاصله بگيرد، هلاک است، هلاک است، طعمه دشمن است..." | ||
| + | |||
| + | -1صورت مشروح مذاكرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، جلد دوم، انتشارات مجلس شورای اسلامی، صفحه1158 | ||
| + | |||
| + | ===آفتابی در پس آفتاب=== | ||
| + | |||
| + | ====رهبر حكيم انقلاب از نگاه بزرگان دين==== | ||
| + | |||
| + | =====رهبر خود شما===== | ||
| + | |||
| + | مرحوم حاج احمد آقای خمينی تعريف كرده اند: در سال 65جلسات هفتگی سران قوا در دفاتر يکی از آنها | ||
| + | يا در جماران، البته بدون حضور امام برگزار میشد. در يک جلسهای كه در جماران تشکيل شده بود، من، آيت | ||
| + | الله خامنه ای، آقای موسوی، اردبيلی، آقای مير حسين موسوی، آقای هاشمیرفسنجانی حضور داشتيم. از قرار | ||
| + | اتفاق، در همان روز آقای منتظری نيز با امام جلسه داشتند. در آن سال، هر وقت امام با آقای منتظری ملاقات | ||
| + | میكرد، بعد از جلسه برافروخته و عصبانی بودند، به طوری كه در چهره شان مشخص و نمايان بود. | ||
| + | |||
| + | در وسط | ||
| + | جلسه بوديم كه ناگهان امام بدون در زدن، يک دفعه با حال عصبانيت شديد و بر افروختگی وارد اتاق شدند | ||
| + | و رو به ما فرمودند«: من از اول با قائم مقامیآقای منتظری مخالف بودم، ايشــان به درد رهبری بعد از من | ||
| + | نمیخورد». جلســهی امام كه تمام شــد، همهی سران قوا و من، در يک سکوت سنگينی فرو رفتيم و همه | ||
| + | متحير از اين جملات بوديم؛ چون سابقه نداشت و حضور غير منتظرهی امام هم نشان از اهميت موضوع بود. | ||
| + | |||
| + | |||
| + | بعد از مدتی سکوت، آقای خامنه ای شروع به صحبت كردند كه: آقای منتظری شاگرد شما بودند و در زمان | ||
| + | شــاه، مبارزات داشــتند و زندان طولانی مدت رفتند و. ..و از آقای منتظری تعريف كردند و در آخر هم آقای | ||
| + | خامنه ای گفتند كه خب اگر ايشان نباشد چه كسی باشد؛ امام بلافاصله و با اشاره به حضرت آقا فرمودند: خود | ||
| + | شما. 1 | ||
| + | |||
| + | امام خمينی بعد از حادثهی انفجار مسجد ابوذر در سال 60كه قبل از رياست جمهوری حضرت آقا، اتفاق | ||
| + | افتاد، فرمودند«:خداوند ذخيرهی انقلاب را حفظ كرد» | ||
| + | --1به نقل از آقای حبیبی، دبیركل حزب موتلفه | ||
| + | |||
| + | علی محمد بشــارتی نقل میكند: در تابستان سال 58هنگامیكه مسئول اطلاعات سپاه بودم، گزارشی | ||
| + | داشتيم كه آقای شريعتمداری در مشهد گفته بود: «من بالاخره عليه امام اعلام جنگ میكنم». خدمت امام | ||
| + | رسيديم و ضمن ارائهی گزارشی، خبر مذكور را هم گفتيم. ايشان سرش پايين بود و گوش میداد. اين جمله | ||
| + | را گفتيم، سربلند كرد و فرمود«:اينها چه میگويند؟! پيروزی ما را خدا تضمين كرده است. ما موفق میشويم، | ||
| + | در اينجا حکومت اسلامیتشــکيل میدهيم و پرچم را به صاحب پرچم میســپاريم». پرسيد: خودتان؟ امام | ||
| + | سکوت كردند و جواب نداند. | ||
| + | |||
| + | حضرت امام میفرمايند: يک نفر را مثل آقای خامنه ای پيدا بکنيد كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگذار، و | ||
| + | بنای قلبی اش بر اين باشــد كه به اين ملت خدمت كند، پيدا نمیكنيد، ايشــان را من ســالهای طولانی | ||
| + | میشناسم. | ||
| + | |||
| + | حضرت امام خمينی در پيامیبه مناسبت ترور آيت الله خامنه ای نوشتند: اكنون دشمنان انقلاب، با سوء قصد | ||
| + | به شما كه از سلالهی رسول اكرم صلّی الله عليه و آله و خاندان حسين بن علی علي ّ ه السلام هستيد....عواطف | ||
| + | ميليونها انسان متعهد را در سراسر كشور، بلکه جهان، جريحه دار نمودند... من به شما خامنه ای عزيز تبريک | ||
| + | میگويم كه در جبهههای نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به اين ملت مظلوم خدمت | ||
| + | نموده و از خداوند تعالی، ســلامت شــما را برای ادامهی خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم. شما سربازی | ||
| + | فداكار در جبهه جنگ و معلمیدر محراب و خطيبی توانا در جمعه و جماعات و راهنمايی دلســوز در صحنه | ||
| + | انقلاب هستيد. 1 | ||
| + | - -1صحیفه نور ج 20ص41 | ||
| + | |||
| + | |||
| + | =====ختم صلوات برای سلامتی1===== | ||
| + | |||
| + | فرزند آيت الله بهجت با اشاره به همزمانی روزهای | ||
| + | پايانی عمر پدر بزرگوار خود با ســفر رهبر انقلاب به | ||
| + | اســتان كردســتان، در بيان حالت روحی ايشــان، به | ||
| + | حساسيت اين مرجع تقليد نسبت به سلامتی رهبری | ||
| + | اشاره كرد. ايشــان در ادامه افزوده است، اين موضوع | ||
| + | ســبب شــدتا معظم له برای ســلامتی رهبر انقلاب | ||
| + | چنديــن ختم ويژه صلوات و ذكر را گرفتند و مداومت | ||
| + | بــر اين ختمها كه برای ســلامتی رهبر انقلاب بوده | ||
| + | اســت تا آخرين ساعات عمر حضرت آيت الله بهجت | ||
| + | ادامه داشته است. | ||
| + | |||
| + | پيش از اين نيز بارها اخبار مختلف و متفاوتی از ابراز | ||
| + | علاقه اين مرجع عارف نســبت به ولی امر مســلمين جهان در جمع خواص و نزديکان معظم له مطرح بوده | ||
| + | است، چنانکه برخی از پيش بينی رهبری آيت الله خامنه ای سالها پيش از رهبری ايشان توسط اين مرجع | ||
| + | بزرگ فقيد خبر داده اند. | ||
| + | |||
| + | در ســال 1368وقتی ايشــان (مقام معظم رهبری) برای رهبری انتخاب شدند عدهای به آيت الله بهجت | ||
| + | گفتند:آقای خامنه ای جوان است برای رهبر شدن! آيت الله بهجت در جواب آن عده فرمودند: همان يکبار | ||
| + | كه گفتند حضرت علی (ع) جوان است و ايشان را از خلافت منع كردند برای هفت پشتمان كافی است... | ||
| + | |||
| + | آن اوايــل آقــا زياد پيش آقای بهجت میآمــد.در بار اولی كه آمدند من خودم آنجــا بودم.آقای خامنه ای | ||
| + | گفتند:خبرگان مســئوليتهای امام (ره)را روی دوش من گذاشــته اند.من نه در علم،نه در معنويت،مثل امام | ||
| + | هســتم.نه اقبال امام را دارم.آقای بهجت مدت زيادی سرشــان را انداختند پايين.بعدسرشــان را آوردن بالا | ||
| + | گفتند:شما بحمدالله بامبانی آشنا هستيد اين وظيفه را شما قبول بفرماييد،من ملتزم میشوم كه شما را تنها | ||
| + | نگذارم. | ||
| + | |||
| + | اين دومين موردی بودكه ازپدرم،اين گونه ملتزم شدن (باواژه من)راشنيدم. | ||
| + | |||
| + | -1نقل از:حجة الاسلام والمسلمین علی بهجت | ||
| + | |||
| + | =====خورشيد اينجا تابيد و رفت===== | ||
| + | |||
| + | روزی بعد از ملاقات حضرت آقا با آيت الله بهاءالدينی از ايشان میپرسند كه آيا ديروز مقام معظم رهبری | ||
| + | به اينجا آمده بود؟ ايشــان در جواب میفرمايند: بله چند دقيقه خورشــيد اينجا تابيد و رفت، او چون خورشيد | ||
| + | دارای خير و بركات است. | ||
| + | |||
| + | قبل از رياســت جمهوری، روزی آقا به بيت حضرت آيت الله العظمیبهاءالدينی میروند. آقای بهاءالدينی | ||
| + | میفرمايد: "خورشيد لحظه ای تابيد و رفت. " زمانی برای امضای قائم مقامیرهبری، خدمت حضرت آيت الله | ||
| + | بهاءالدينی میرسند، ايشان امضا نمی كنند. هر چه از فرستادگان آقای منتظری اصرار از ايشان انکار، تا آنجا | ||
| + | ك ً ه خود آقای منتظری شخصا خدمت ايشان میرسد و | ||
| + | تمام كتابهايی را كه درباره ولايت فقيه نوشــته است، | ||
| + | جلوی روی آقای بهاءالدينی میچيند. آيت الله بهاءالدينی | ||
| + | تمام كتب را جمع می كنند و به آقای منتظری میگويند: | ||
| + | |||
| + | "ولايتفقيه نوشتنی نيست، فهميدنی است. " بعد كه از | ||
| + | ايشــان میپرسند: آقا چرا ايشــان را تأييد نکرديد، مگر | ||
| + | شــخص ديگری هــم میتوانــد؟ میفرماينــد: نظر ما | ||
| + | سيدعلی خامنهاي است. آقای بهاءالدينی فرموده است: | ||
| + | |||
| + | "البتــه هيچ كــس حاجآقــا روحالله نمی شود، ولی آقا | ||
| + | سيدعلی خامنهاي حقيقت ولايتفقيه هستند و رهبر. از | ||
| + | همه به امام نزديکتر است. كسی كه ما به او اميدواريم، | ||
| + | آقای خامنهاي است. شما از ما قبول نمیكنيد، ولی اين ديد ماست، نزد ما محرز است آقا سيدعلی خامنهاي | ||
| + | رهبر آينده هستند. " | ||
| + | |||
| + | يکی از روزها كه حضرت آقا تشــريف برده بودند به جمکران، حدود ســاعت دو شــب به حضرت آيت الله | ||
| + | العظمیبهاءالدينی خبر می دهند كه آقا صبح بعد از نماز میخواهند تشــريف بياورند منزل شما. تيم حفاظت | ||
| + | ســاعت چهار صبح برای آماده كردن شرايط به منزل ايشــان میروند كه متوجه میشوند آقای بهاءالدينی، | ||
| + | پيرمرد نود ســاله جلوی در خانه ايستادهاند. میگويند: آقا چرا با اين كهولت سن اينجا تشريف داريد؟ ايشان | ||
| + | میفرمايند: برای ديدن رهبر بزرگ انقلاب، من از همان ساعتی كه شما زنگ زديد آمدهام استقبال. | ||
| + | |||
| + | =====تضعيف شما را حرام میدانم===== | ||
| + | |||
| + | مرجع تقليد جهان تشيع، حضرت آيت الله العظمی گلپايگانی، برای رهبر معظم عبای ظريفی هديه فرستادند | ||
| + | و فرمودند: اگر ديدم كاری را شما انجام میدهيد و خلاف مطلب اسلامی است، من تذكر میدهم، اگر تغيير | ||
| + | داديد بسيار خوب، اگر تغيير نداديد من ديگر صحبت نمیكنم و تضعيف شما را حرام میدانم. عمده عظمت | ||
| + | شماست. شما رهبر مسلمين هستيد و نمیخواهم صحبتی كنم در يک فرعی كه شما را تضعيف كردهام. | ||
| + | (به نقل از حجتالاسلام راشد يزدی) | ||
| + | |||
| + | =====خوشا به حال او===== | ||
| + | |||
| + | آيت الله دكتر شهيد بهشتی، چند ساعت قبل از شهادت شان با اشاره به پيامیكه حضرت امام به آيت الله | ||
| + | خامنه ای فرستاده بودند، فرمودند: خوشا به حال آقای خامنه ای كه ولی امر مسلمين چنين پيامیرا برای ايشان | ||
| + | فرستاده است و اين پيام نه برای دنيای ايشان، بلکه برای آخرت او هم بسيار ارزشمند است و من آرزو دارم با | ||
| + | چنين پيامیاز ولی امر مسلمين از دنيا بروم.1 | ||
| + | |||
| + | =====اين سيد تنهاست كمک كنيد===== | ||
| + | |||
| + | آيت الله وحيد خراســانی درباره ی شــهادت حضرت فاطمه زهرا(س) پيشنهاداتی داشتند. يکی از پشنهادها | ||
| + | تعطيلی رسمی فاطميه دوم بود كه اين انجام شد و پيشنهاد ديگری هم داشتند. آيت الله خامنه ای به آقا پيام داده | ||
| + | بودند كه ديگر اين پيشنهاد ممکن نيست. حاج آقا شب زنده دار، استاد بزرگ ما میفرمودند كه من آنجا بودم و | ||
| + | خودم اين را شنيدم كه وقتی به آيت الله وحيد خراسانی اين خبر را دادند و گفتند كه آقا فرمودند اين كار شدنی | ||
| + | نيست، آيت الله وحيد خراسانی فرمودند«: آيت الله خامنه ای همه حرفهايشان درست است و اينکه میگويند شــدنی نيست، حتما شدنی نيست.» موقعی كه رياست قوه قضاييه به حاج آقای لاريجانی پيشنهاد شده بود، | ||
| + | ايشان با آيت الله وحيد خراسانی مطرح كردند- چون ايشان داماد آيت الله وحيد خراسانی هستند- آيت الله وحيد | ||
| + | خراسانی فرموده بودندكه«:شما برويد برای اين رياست قوه قضاييه» و تعبيركرده بودندكه «اين سيد تنها است، | ||
| + | اگر شما او را كمک نکنی، چه كسی او را كمک كند؟» | ||
| + | |||
| + | - -1ماهنامه فرهنگ و ادبیات مقاومت، ضمیمه شماره ،61ص17 | ||
| + | |||
| + | =====اميد آينده اسلام===== | ||
| + | |||
| + | مرحوم آيت الله طالقانی تصريح میفرمودند: آقای خامنهاي اميد آينده اسلام است. آيت الله العظمی ميلانی | ||
| + | در سنين جوانی ايشان را مجتهد خطاب می كردند. | ||
| + | |||
| + | =====روح بزرگ ايثارگر===== | ||
| + | |||
| + | در قســمتی از پيام شــهيد رجايی به حضرت آقا، چنين آمده است: به قطع و يقين میدانم كه روح بزرگ | ||
| + | ايثارگر آن برادر مجاهد، شهادت در راه اسلام و انقلاب اسلامیرا فيضی عظيم و الهی میداند و در راه بندگی | ||
| + | خدا و خدمت به اسلام و امام و امت شهيدپرور از بذل جان خويش دريغ نداشته و ندارد. | ||
| + | |||
| + | =====استعداد مرجعيت===== | ||
| + | |||
| + | حاج آقای مير دامادی، دايی حضرت آقا، نقل می كنند: مرحوم آقا سيد هاشم مير دامادی، پدر بزرگ مادری | ||
| + | آقا و مرحوم آيت الله سيد جواد خامنه ای پدر ايشان عنايت خاصی به حضرت آقا داشتهاند و بارها میفرمودند: | ||
| + | علی آقا آينده خوبی دارد. آيت الله حاج شيخ مرتضی حائری به آقای خامنه ای فرموده بود: آقای آقا سيد علی | ||
| + | آقا من با اين استعدادی كه در شما میبينم، شما يا يک مرجع تقليد میشويد يا حداقل عالم برجسته ّ ی خطهی | ||
| + | خراسان. | ||
| + | |||
| + | =====هر شب به شما دعا میكنم===== | ||
| + | |||
| + | يکی از آقايان طلبهها كه رفته بود خدمت آيت الله سيستانی در نجف، وقتی يک مقدار صحبت كرده بود، | ||
| + | آقا فرموده بودند«: میرويد تهران، به آيت الله خامنه ای بگوييد كه: من هر شب به شما دعا میكنم». يک | ||
| + | وقت آيت الله خامنه ای فرموده بودند«: موفقيت امور آيت الله سيستانی، بخاطر حاج آقای شهرستانی است». | ||
| + | يک كسی رفته بود نجف خدمت آيت الله سيستانی و اين جمله را از آقا نقل كرده بود برای ايشان. میگفت | ||
| + | وقتی اين جمله را نقل كردم آيت الله سيســتانی فرموده بودند«: به آقای خامنه ای بگو من شهرســتانی شما | ||
| + | هستم.» | ||
| + | |||
| + | =====اطرافيان آيت الله خامنه ای اهل آخرتند===== | ||
| + | |||
| + | عارف رباني، مرحوم ســيد هاشم رضوي( از شاگردان مرحوم آيت الله قاضي) كه در سال 1370به لقاءالله | ||
| + | پيوست ميفرمودند: اطرافيان آقای خمينی دو گروه هستند، يک گروه آخرتشان به دنيا میچربد و يک گروه | ||
| + | دنيايشان به آخرتشان میچربد. آن گروه كه آخرتشان مقدم به دنيا است، دور و بر آقای خامنه ای جمع هستند | ||
| + | ولی آنان كه دنيايشان به آخرت مقدم است از دور و بر امام و بعد هم آيت الله خامنه ای جدا میشوند. 1 | ||
| + | |||
| + | =====عرض ارادت===== | ||
| + | |||
| + | وقتی كه حضرت آيت العظمیميرزا جواد تبريزی رحمت الله عليه بيمار بودند و در بيمارستان در تهران به | ||
| + | سر میبردند، آقا آمدند خدمت آيت الله تبريزی برای عيادت. مرحوم آيت الله تبريزی با اين كه بيماری داشتند، | ||
| + | نشستند روی تخت، دستشان را روی سينه قرار دادند مقابل آيت الله خامنه ای. با اينکه سن آيت الله تبريزی | ||
| + | خيلی بيشتر بود، دستشان ر ا برای احترام با آن حالت مريضی بر سينه قرار دادند، در مقابل آيت الله خامنه ای | ||
| + | تبسمی كردند از ديدن ايشان، پيدا بود خيلی خشنود بودند. 2 | ||
| + | |||
| + | -1نقل از عارف ربانی مرحوم سید هاشم رضوی از شاگردان مرحوم آیت الله قاضی | ||
| + | -2ماهنامه فرهنگ و ادبیات مقاومت، ضمیمه شماره ،61ص19 | ||
| + | |||
| + | =====لطف خدا برای امت===== | ||
| + | |||
| + | اگر اين رهبری نبود اوضاع به كجا نمیرفت. عقل هر عاقلی میگويد، ملّت رهبر میخواهد. يکی را در رأس | ||
| + | میخواهد كه كار را تمام كند، حرف آخر را بزند. شناخت مقام علمیرهبری خبره، فن میخواهد، ما خودمان | ||
| + | خبره فن هستيم درس مراجع را ديده ايم، به كتابها مراجعه كرده ايم، ادلّه داريم و میبينيم. | ||
| + | |||
| + | (آيت الله) آقا ســيد جعفر كريمیاز افراد دفاتر اســتفتاء حضرت امام و مقام معظم رهبری اســت ايشــان | ||
| + | میفرمايد: من درس آقای خوئی را ديده ام، درس امام را ديده ام، درس آقای حکيم را ديدهام درس چندين | ||
| + | مرجع را ديده ام. ليکن از نظر علمیمقام رهبری جداً عجيب هستند. خود ما خبره فن هستيم. طرف كتاب باز | ||
| + | میكند، حرف میزند، بعد از پنج دقيقه حرف، چه در چنته دارد، برای ما واضح است. به جان اميرالمومنين(ع) | ||
| + | قسم ميخورم، اگر روزي خداي ناكرده سايه رهبر از ايران كنار رود، والله قسم، ايران طالبان زياد دارد كه به | ||
| + | ناموس احدي رحم نکنند، به احدي رحم نک ّ نند؛ اين لطف خداست براي امت ايران كه براي ما رهبر را تعيين | ||
| + | كردند، خيلي خدا را شکر كنيد، خيلي خدا را شکر كنيد.1 | ||
| + | |||
| + | =====رهبری تالی تلو معصوم عليه السلام===== | ||
| + | |||
| + | اگر امثال بنده شــبانه روز تســبيح به دست بگيريم و فقط خدا را شکر كنيم كه خدا چنين رهبری را به ما | ||
| + | داده، والله معتقدم كه از عهدهی شکر اين نعمت بر نمیآييم. رهبر عزيز ما تالی تلو معصوم (ع)است.2 | ||
| + | |||
| + | =====سيدنا علی===== | ||
| + | |||
| + | در نامهای كه شهيد آيت الله مصطفی خمينی برای يکی از آشنايان نوشته بودند، آمده است: آقايان خامنه ای | ||
| + | را خصوصا سيدنا علی را سلام برسانيد. شهيد محراب آيت الله العظمیصدوقی قبل از انقلاب به آقای خامنه ای | ||
| + | میگفتند: آيت الله.3 | ||
| + | |||
| + | - -1نقل از آیت الله سید رحیم توكل - استاد اخلاق حوزه علمیه قم | ||
| + | - -2آیت الله مصباح یزدی | ||
| + | - -3ماهنامه فرهنگ و ادبیات مقاومت، ضمیمه شماره ،61ص20 | ||
| + | |||
| + | =====هر چه ايشان گفت، گوش كنيم===== | ||
| + | |||
| + | در سال 69بنده به حاج احمد آقا خمينی گفتم كه شما طی يک سخنرانی اعلام كرديد كه «هر | ||
| + | كــس بين اطاعــت از مقام معظم رهبری و امــام راحل رحمت الله عليه تفاوت قائل باشــد، در خط | ||
| + | آمريکاســت» كه ايشــان با تاييد دوباره اين سخن گفتند، بنده از روی اعتقاد اين حرف را زده ام. بعد | ||
| + | ايشان فرمودند: برخی از اين افراد دور من را گرفتهاند كه بنده را در مقابل حضرت آيت الله خامنه ای | ||
| + | قرار دهند كه من متوجه شدم توی دهن شان زدم.حاج احمد آقا در ادامه فرمود: بايد به اين احمق هايی | ||
| + | كه میگويند آقای خامنه ای نبايد رهبر شود، گفت«پس چه كسی؟» اگر نظر آنها بر فلانی است، او | ||
| + | كه حتی توانايی ادارهی خانواده خود را ندارد چه برسد به يک مملکت. 1 | ||
| + | |||
| + | همچنين ايشــان فرمودند: سه ســال قبل از عزل منتظری، يعنی سال ،1365سران قوای سهگانه | ||
| + | كشــور در جماران جلسه داشتند كه آن روز آقای منتظری نيز با امام راحل(ره) ملاقاتی داشت، آنها | ||
| + | مشغول بحث و گفتوگو بودند كه يکدفعه امام خمينی برخلاف معمول بدون زدن در، با ناراحتی وارد | ||
| + | اتاق می شود. | ||
| + | |||
| + | بنا به گفته حاجاحمدآقا، در اين جلســه خود ايشــان، ميرحسين موسوی با منصب نخستوزيری، | ||
| + | موسوی اردبيلی رئيس قوه قضاييه، هاشمی رفسنجانی رئيس مجلس و آيت الله خامنهاي نيز با سمت | ||
| + | رياست جمهوری حضور داشتند. | ||
| + | |||
| + | امام(ره) با ناراحتی تمام گفتند: بنده از اول گفتم منتظری به درد رهبری نمیخورد، مجلس خبرگان | ||
| + | رأی بر شايستگی او داد و بنده به خاطر التزام به قانون پذيرفتم، ولی امروز به صورت صريح اين سخن | ||
| + | را تکرار میكنم. | ||
| + | |||
| + | در آن وضعيت سکوت عميقی در جلسه حاكم شد كه آيت الله خامنهاي با طرح اين سئوال كه پس | ||
| + | چه كسی عهدهدار رهبری شود؟ سکوت را شکستند كه در همين لحظه امام بدون كوچکترين مکثی | ||
| + | انگشــت اشــاره را به سوی حضرت خامنهاي گرفتند و گفتند: "خود شما، مگر شما از ديگران چه كم | ||
| + | داريد؟ " | ||
| + | |||
| + | وی گفت: سکوت بيشتر شد تا حدی كه نفسها به شماره افتاد. خود مقام معظم رهبری خطاب به | ||
| + | امام گفتند: "اين مسئله كه شما میفرماييد موضوع جديدی است، بنده میخواستم شما به اعضای اين | ||
| + | جلسه حکم ولايی كنيد كه ما حق دم زدن از اين جلسه را نداريم تا زمانی كه خود شما حکم بفرماييد. | ||
| + | " امام نيز اين حکم را كردند. (به نقل از آيت الله خزعلی) | ||
| + | |||
| + | - -1نقل از: محمد نبی حبیبی، دبیركل موتلفه اسلامی | ||
| + | |||
| + | =====اطاعت از خامنه ای، اطاعت از امام است===== | ||
| + | |||
| + | حاج احمد آقا میفرمايند: بايد در كنار نظام مان پشت سر رهبری قرار بگيريم. رهبر ما شاگرد | ||
| + | امام است. رهبر ما از چهرههای شناخته شدهی انقلاب است كه ساليان سال در زندانهای سفاک | ||
| + | پهلوی به ســر برده... هيچ كس شکســتن حريم رهبری را ندارد. حرمت نظام اسلامی، از اصول | ||
| + | خدشــه ناپذير انقلاب اسلامیماســت. همه بايد به دستور رهبری عمل كنند... ما امروزه موظف | ||
| + | هستيم پشت سر مقام معظم رهبری حضرت آيت الله خامنه ای حركت كنيم. هر چه ايشان گفت | ||
| + | گوش كنيم. اگر روزی حركت ما با حركت ولی نخواند، بدانيد كه نقص از ماست...قاطع تر پشت | ||
| + | رهبری باشيم و نگذاريم رهبرمان احساس تنهايی كنند. همان طور كه نگذاشتيد امام احساس | ||
| + | تنهايی كند. اطاعت از خامنه ای، اطلاعت از امام اســت. هر كس منکر اين معنا شود، مطمئن | ||
| + | باشيد در خط امام نيست و هر كس بگويد كه اطاعت از امام غير از اطاعت از آيت الله خامنه ای | ||
| + | است، در خط آمريکاست. | ||
| + | |||
| + | مــن بعد از رحلت امام، با خــدا و امام عهد كردهام كه كوچک ترين قدمیرا عليه رهبری و بر | ||
| + | خلاف رهبری و حتی بر خلاف ميل رهبری بر ندارم. و اگر شما مردم هم چنين پيمانی را تجديد | ||
| + | كنيد، مطمئن باشيد كه ما در تمام زمينهها بر آمريکا پيروز میشويم...به حسن و برادرانش توصيه | ||
| + | مینمايم كه هميشه سعی كنند در خط رهبری حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خير دنيا | ||
| + | و آخرت در آن است و بدانند كه ايشان موفقيت اسلام و نظام كشور را میخواهند. هرگز گرفتار | ||
| + | تحليلهای گوناگون نشوند كه دشمن در كمين است.1 | ||
| + | |||
| + | - -1نقل از آیت الله خزعلی | ||
| + | |||
| + | =====به تقوايش پی بردم===== | ||
| + | |||
| + | ســيد علی خامنه ای از نمونه های ارزندهای است كه | ||
| + | برای آينده موجب اميدواری است. من از اخلاص آقای | ||
| + | خامنه ای تعجب میكنم، ايشان هيچ به دنبال خودنمايی | ||
| + | نيســت كه بخواهد خودش را مطــرح كند و خودش را | ||
| + | نشان بدهد، من در جريان كميتهی استقبال از حضرت | ||
| + | امام بيشتر به تقوای ايشان پی بردم. | ||
| + | |||
| + | شهيد مطهری در پنجم بهمن 1353به تجليل از | ||
| + | شخصيت آيت الله ســيد علی خامنه ای پرداخته است. | ||
| + | آيت الله خامنه ای در آن زمان توســط شهربانی استان | ||
| + | خراســان بازداشت شــده بود. در گزارش ساواک آمده | ||
| + | اســت«:مطهری در محل دانشــکده الهيات دانشــگاه | ||
| + | تهــران، ضمن اظهار تأســف از بازداشــت ســيد علی | ||
| + | خامنه ای اظهار داشته: ما كمتر نمونه ارزنده چون [آيت | ||
| + | الله] خامنه ای داريم و اين نيروها هم بايد اين گونه هدر | ||
| + | روند و گوشــههای زندان تلف گردند. مطهری پس از | ||
| + | ستودن [آيت الله] خامنه ای او را از عوامل موثر در روشن | ||
| + | كردن افکار اجتماع دانسته است»... 1 | ||
| + | |||
| + | --1ماهنامه فرهنگ و ادبیات مقاومت، ضمیمه شماره ،61ص21؛ نقل از شهید مطهری | ||
| + | |||
| + | |||
| + | =====گوش شان به دهان حضرت حجتأاست===== | ||
| + | |||
| + | علامه عظيمالشان حضرت آيت الله حسن زاده آملي، جلوي حضرت آقا | ||
| + | دوزانو نشسته و ايشان را مولا خطاب ميكنند. حضرت آقا ناراحت شده و | ||
| + | به علامه ميفرمايند اينکار را نکنيد. علامه حسنزاده ميفرمايند: اگر يک | ||
| + | مکروه از شما سراغ داشتم اين كار را نميكردم. | ||
| + | |||
| + | ايشــان در جای ديگر فرموده اند: گوش تان به دهان رهبر باشــد چون | ||
| + | گوششان به دهان حجت بن الحسن أ است. اين جملات وقتی بيشتر | ||
| + | معنا پيدا میكند كه بداينم صاحب تفسير الميزان، علامهی عارف آيت الله | ||
| + | طباطبائی دربارهی شاگردش علامهی حسن زاده فرمودهاند: حسن زاده را | ||
| + | كسی نشناخت جز امام زمان أ. راهی كه حسن زاده در پيش دارد، خاک | ||
| + | آن توتيای چشــم طباطبائی. جناب علامه حسن زاده در مقدمهی يکی از | ||
| + | كتابهای خود خطاب به حضرت آقا مینويسد: با سلام و تحيت خالصانه | ||
| + | و ارائهی ارادت بی پيرايه و درود نويد جاويد به حضور آن قائد ولی وفی و | ||
| + | رائد ســائس حفی، مصداق بارز«نرفع درجات من نشاء» تقديم میگردد و | ||
| + | عرض می شود«يا ايها العزيز جئنا ببضاعه مزجاه» دادار عالم و آدم، همواره | ||
| + | ســالار و ســرورم را سالم و مســرور دارد( التمســک بذيل الولايه، حسن | ||
| + | حسنزاده آملي.) | ||
| + | |||
| + | آيت الله حســن زاده آملی میفرمايند: رهبر عظيمالشــانتان را دوست | ||
| + | بداريد، عالمی، رهبری، موحدی، سياســی، دينداری، انسانی ربانی، پاک و | ||
| + | منزه، كسی كه دنيا شکارش نکرده، قدر اين نعمت عظما را كه خدا به شما | ||
| + | عطا فرموده، قدر اين رهبر ولی وفی الهی را بدانيد،مبادا اين جمعيت ما را، | ||
| + | مبادا اين كشور ما را، مبادا اين كشور علوی را، اين نعمت ولايت را از دست | ||
| + | شما بگيرند. خدايا به حق پيامبر و آل پيامبر سايه اين بزرگ مرد، اين رهبر | ||
| + | اصيل اسلامیحضرت آيت الله معظم خامنه ای عزيز را مستدام بدار.1 | ||
| + | |||
| + | - -1علامه حسن زاده آملی | ||
| + | |||
| + | =====نعمتهای خدا را خود فراهم میكند===== | ||
| + | |||
| + | مرحوم ميرزا اسماعيل دولابی فرموده بودند. امام خمينی | ||
| + | مظهر مهابت بود و رهبــری مظهر محبت. خداوند متعال به | ||
| + | امــام نعمتها را يک جــا داد و امام هم اين نعمتها را برای | ||
| + | استقرار نظام جمهوری اسلامیمصرف كردند؛ ولی نعمتها به | ||
| + | حضرت آقا را، خدا تدريجی به ايشان می دهند و در هر زمان | ||
| + | متناسب با شرايط خدا نعمت هايی را به ايشان میدهد. يعنی | ||
| + | شرط آن نعمت را خود آقا فراهم میكند. | ||
| + | |||
| + | =====رهبری؛ يک مجموعه نوری است===== | ||
| + | |||
| + | در جلسه آخریكه مرحوم دولابی با مقام معظم رهبری ديدار داشتند پيرامون مسائل زيادی صحبت | ||
| + | كرده بودند منتهی حاج آقای نبوی به بنده میفرمودند:كاریكه تا به حال مرحوم دولابی نکرده بود و هر | ||
| + | كسی هم نديده بود، اين بودكه در جلسه آخر هنگامیكه به رهبر نزديک شدند دست آقا را گرفتند و بوسيدند | ||
| + | و اين خيلی عجيب بود؛ چون ايشان نه مريد باز و مريد دار بودند و نهكسی بودندكه تواضع بی جايی انجام | ||
| + | دهند. اما دست مقام معظم رهبری را بوسيدند و فرمودند: ايشان خيلی نورانی هستند و حتی به خود بنده | ||
| + | میفرمودندكه سرعت ايشان (مقام معظم رهبری) در نور گرفتن بسيار بالاست و خيلی سريع و لحظه به | ||
| + | لحظه به نورانيتشان افزوده می شود و حتی در مسائل سياسی نيز ايشان اين چنين هستند. با اين وصف بنده | ||
| + | لايق و اصلح از ايشان سراغ ندارم. اين تعبير را مرحوم دولابی نيز در مسائل عرفانی برای ايشان به كار | ||
| + | می بردند و میفرمودند ايشان (رهبر معظم)يک مجموعه نوری استكه با سرعت بر نورانيتشان افزوده | ||
| + | می شود و خداوند متعال در اين راه افاضات زيادی به ايشان دارند و حتی در جريانات نخست وزيری و پيش | ||
| + | از رهبری آقا، هنگامیكه در مسائل سياسی عدهای ايشان را اذيت می كردند، مرحوم دولابی میفرمودند: | ||
| + | اگر ايشان (آيت الله خامنه ای) را ديديد بگوييد نگران نباشيد اينها برای آن استكه شما آبديده تر شويد و | ||
| + | تمام اين برنامهها فقط برای تعالی شخص شماست.1 | ||
| + | |||
| + | - -1نقل از استاد پرورش | ||
| + | |||
| + | =====مثل رهبر عظيم الشان===== | ||
| + | |||
| + | شــهيد محراب، عارف عامل، آيت الله دستغيب میفرمايند: چيزی كه بنده نسبت به اين | ||
| + | شخص بزرگ فهميدهام اين است كه فردی است خدايی، هوا پرست نيست، مقام نمیخواهد، | ||
| + | قدرت نمیخواهد به دســت بگيرد امتحان خويش را پيش از پيروزی و بعد از پيروزی داده | ||
| + | است. در هر پستی كه بوده، امتحان خودش را داده است. كسی كه امام جمعهی تهران باشد، | ||
| + | آن وقت در جبهه برود، در سنگرها از اسلام دفاع كند، اين مرد بزرگ، مقامیبرای خودش | ||
| + | قائل نيست، به عينه مثل رهبر عظيم الشان. امام فرموده: به من خدمتگزار بگوييد بهتر است | ||
| + | از اينکه رهبر بگوييد. آقای علی خامنه ای هم اين جوری است، مقام نمیخواهد، مقام بر روی | ||
| + | او اثر نمیگذارد..1 | ||
| + | |||
| + | =====فرمودند: شما پيروز میشويد===== | ||
| + | |||
| + | يک دفعه به همراه شورای حزب الله لبنان محضر مقام معظم رهبری بوديم. اوج سختی | ||
| + | و تنگنايی ما بود و خيلی به حزب الله ســخت میگذشت كنفرانس شرم الشيخ هم صورت | ||
| + | گرفته بود همه توطئهها شــده بود كه حزب الله را نابود كنند، موقعی كه ما با رهبر معظم | ||
| + | جهان اسلام ديدار داشتيم ايشان به ما اميد دادند و فرمودند: شما پيروز میشويد، اين چيزها | ||
| + | زياد مهم نيست پس اضافه كردند: من در امور كشور بعضی وقتها حل مسائل برايم دشوار | ||
| + | می شود و ديگر هيچ راهی پيدا نمی شود، به دوستان و اعوان و انصار میگويم كه آماده شويد به جمکران برويم، راه قم را پيش میگيريم و راهی مسجد جمکران میشويم. 2 | ||
| + | |||
| + | --1هفته نامه پرتو سخن،89/12/25 | ||
| + | - -2نقل از سید حسن نصرالله | ||
| + | |||
| + | =====خيلی مشتشان پر است===== | ||
| + | |||
| + | در ســال 56به اتفاق آقای صدوقــی و تعدادی از آقايان ديگر، تصميم گرفتيم | ||
| + | برويم به افرادی كه در تبعيد هســتند، ســری بزنيم چون مقام معظم رهبری به | ||
| + | ايرانشــهر تبعيد شده بودند، خدمت ايشان رســيديم. به امامت آقای صدوقی نماز | ||
| + | مغرب و عشا را خوانديم. من شنيده بودم كه در سمت ايرانشهر،كفشهای خوبی | ||
| + | توليد می شود، لذا تصميم گرفتن به بازار بروم و يک جفت كفش بخرم. كارم يکی | ||
| + | الی دو ساعت طول كشيد. به خانه آقای خامنه ای تلفن زدم كه ديگر آقای صدوقی | ||
| + | و آقای خامنه ای برای صرف غذا منتظر من نباشــيد و شــام را ميل كنند. وقتی | ||
| + | برگشتم ديدم اين دو بزرگوار هنوز مشغول بحث هستند. من كه وارد شدم، آقای | ||
| + | صدوقی به من گفت«:ما شــاء الله اين آقای ســيد علی آقا خيلی مشــت شان پر | ||
| + | اســت». صبح روز بعد رفتيم چابهار برای زيارت آقای مکارم؛ در اين فاصله، اسم | ||
| + | آقای خامنه ای از دهان آقای صدوقی نيفتاد؛ از بس مجذوب ايشان شده بود. | ||
| + | |||
| + | =====ذرهای ميل به دنيا طلبی ندارد===== | ||
| + | |||
| + | من در طول مدت عمرم، امرا و صاحب منصبان زيادی را ديده ام. اما كســی را | ||
| + | به لحاظ بی رغبتی به مقام و منصب دنيايی، همپای «آقا» نديده ام. وقتی زندگی | ||
| + | روزمرهی او را از نزديک میبيند، حس میكند كه ذرهای ميل به دنيا طلبی در او | ||
| + | وجود ندارد. 1 | ||
| + | |||
| + | - -1نقل از: شیخ محمد تقی بهلول رحمت الله علیه | ||
| + | |||
| + | =====علم اعطايی خدا را ديدم===== | ||
| + | |||
| + | چهار شــنبه شب ها، آقا جلسهای دارند | ||
| + | كــه ده تن از علمــا جمع میشــوند. آقايان | ||
| + | محمــدی گيلانــی، خــز علــی، بهجتــی، | ||
| + | امامیكاشانی، مومن، شيخ محمد يزدی، سيد | ||
| + | جعفــر كريمــی، آقــای شــاهرودی و آملی | ||
| + | لاريجانی حضــور دارند. گاهی هم ما آن جا | ||
| + | میرويم. يک بار خيلی غوغا و سر و صدا شد. | ||
| + | |||
| + | بحث پرامون يک مسئله فقهی پيچيده بود بعد از تمام جلسه، آقای شاهرودی به من گفت، امشب من «العلم | ||
| + | نور يقذفه الله فی قلب من يشاء» را درک كردم. يعنی آقا مچ همه را پيچانده بود. 1 | ||
| + | |||
| + | =====محضر مبارک آيت الله العظمی خامنه ای===== | ||
| + | |||
| + | بعد از زيارت آقای مکارم، گفتم كنار دريا برويم تا مدتی استراحت كنيم. ايشان گفت من میخواهم برگردم | ||
| + | پيــش آقای خامنه ای و بعد حدود دو ســاعتی با هم بحث كردنــد. از لحاظ علمیآقای خامنه ای، مورد تاييد | ||
| + | صددرصد آقای صدوقی بود. | ||
| + | |||
| + | در زمان انقلاب، بين حزب جمهوری اسلامیو امام جمعه بندرعباس اختلافی در گرفت. آقای صدوقی به | ||
| + | من گفتند تا درباره اختلاف آنها، گزارشــی بياورم. بعد از تهيه و دادن گزارش آن به آقای صدوقی، ايشــان | ||
| + | پرسيدند: كی به تهران میروی؟ گفتم فردا. ايشان پاكتی را به من دادند. پشت پاكت نوشته بود«: تقديم به | ||
| + | محضر مبارک آيت الله العظمیآقای خامنه ای» پسر آقای صدوقی اعتراض كردند كه آيا ايشان به مقام آيت | ||
| + | اللهی رسيده اند؟آقای صدوقی از بالای عينک به پسرش نگاه كرد و گفت«: بله كه آيت الله هستند». 2 | ||
| + | |||
| + | - -1نقل از ایت الله سید محمود هاشمیشاهرودی | ||
| + | - -2نقل از: حجت الاسلام راشدیزدی | ||
| + | |||
| + | =====تسلط بر مبانی اجتهادو علم رجال===== | ||
| + | |||
| + | آيــت الله خامنه ای، اضافه بر تســلط بر مبانی اجتهــادی كه هر فقيه و | ||
| + | مجتهدی بايستی بر آنها مسلط باشد، دارای ويژگیهای علمیو فقهی خاص | ||
| + | خودشان هم هستند كه من به يکی دو تا از آنها اشاره میكنم. | ||
| + | |||
| + | يکی از اين كه در مسائل رجالی دارای معلومات بسيار خوبی هستند و در | ||
| + | رجال واقعاكاركردهاند و جزء مجتهدينی هستندكه به مسائل رجالی اهميت | ||
| + | می دهند، مســائلی را قبول كرده اند، اشــکالات وارد را دفع كردهاند و تفوق | ||
| + | چشمگيری در مسائل رجالی دارندكه اين خود يکی از موجبات اعلميت يک | ||
| + | فقيه است و اطلاع رجالی ايشان بحمد الله خيلی گسترده و وسيع است. | ||
| + | |||
| + | امتياز ديگر ايشان فهم سالم و ذوق مستقيمیاست كه در فهم آيات و روايات دارند. مسئله استظهار و استفاده از | ||
| + | ادله لفظی در استنباط بسي ً ار مهم است، بلکه اساس فقاهت است و معمولايکی از اموریكه به بعضی از فقها اشکال | ||
| + | ً گرفته اند، مخصوصا فقهايي كه كمتر با حوزههای عربی ســر و كار داشــتند، همين اشــکال بوده كه بعضی از | ||
| + | استظهارات آنها دقيق و درست نيست. من در اين مدت ديدهامكه ايشان بسيار جالب استظهار ميکنند. نکات ادبی | ||
| + | را خوب بررسی و حلاجی می كنند و از آنها دلالتهای جالبی را بدست میآورند. همچنين ويژگی ديگر ايشان، نظم | ||
| + | منطقی و دقيق ذهنی ايشان است معمولا در تدوين و تنقيح بحثهای پيچيده علمیبسيار مهم وكار ساز است. | ||
| + | |||
| + | =====چه كسی بهتر از ايشان است===== | ||
| + | |||
| + | بنده در تمام ملاقاتهای خصوصی با مســئولين و ائمه جمعه ســفارش | ||
| + | میكنمكه تقويت آقای خامنه ای تقويت نظام و انقلاب است، خدا را شکركنيد | ||
| + | كه ايشــان در تمام مسائل و تمام خطرات پيش قدم بودهاند و واقعا ناخدای | ||
| + | خوبی است در اين دريای طوفان زده. مخصوصا بعد از انتخابات كه با درايت | ||
| + | خاص، همه قشرها را در صحنه نگه داشتند... ما چه حکومتی را بپذيريمكه در | ||
| + | رأس آن مثل آقای خامنه ای را پيدا كنيم؟ كی بهتر از ايشان كه با تمام وجود | ||
| + | مقابل دنيای زورگو و بی منطق ايستاده است و دنيا هم از ايشان حساب میبرد | ||
| + | و ما بايد او را كمک كنيم. 1 | ||
| + | |||
| + | --1نقل از آیت الله صافی گلپایگانی در دیدار با آیت الله مهدویكنی | ||
| + | |||
| + | =====مرحبا به سيد حسنی===== | ||
| + | |||
| + | قبل از انقلاب، وقتی حضرت آقا جوان بودند، همراه شهيد هاشمینژاد | ||
| + | سفری به رشت داشتند، در زمان حضورشان در رشت درباره اينکه آيا شخص | ||
| + | عالم و عارفی هســت كه برای كســب فيض به ديدار ايشــان بروند از مردم | ||
| + | میپرسند. نشانی شخصی به نام آقا سيد صفی را به آقا می دهندكه گويا دارای | ||
| + | كراماتی بودند. حضرت آقا به همراه شــهيد هاشمینژاد، قصد ديدار آقا سيد | ||
| + | صفی را می كنند و به منزل ايشان میروند. آقا سيد صفی در حالی كه عدهای | ||
| + | شيخ و مريد دور ايشان حلقه زده بودند، هنگامیكه چشمشان به حضرت آقا | ||
| + | میافتد، بلند میشوند و با حالت استقبال به طرف آقا میآيند و آقا را اين گونه | ||
| + | خطاب می كنند كه: مرحبا به ســيد حســنی، اين در حالــی بوده كه طرفين | ||
| + | همديگر را نمیشناخته و نديده بودند. آقا میفرمايند من سيد حسينی هستم، | ||
| + | نه حسنی! آقا سيد صفی اشاره می كنند كه مادر شما سيد حسنی هستند و شما | ||
| + | از طرف مادر حسنی هستيد. سپس با حضرت آقا مشغول صحبت میشوند و | ||
| + | اشاره می كنند كه شما در آينده مقامیپيدا میكنيد كه امور اين مملکت تحت | ||
| + | امر شماست، حضرت آقا هم میپرسند: شما از آينده من گفتيد، آينده خودتان | ||
| + | را هم ديده ايد؟ آقا ســيد صفی با تأمل و | ||
| + | درنگ میگويد: من و همســرم يک سال | ||
| + | بيشتر زنده نيســتيم... يک سال ديگر كه | ||
| + | حضرت آقا در طرقبه مشهد بودند، ماجرای | ||
| + | تصادف خونينی را در روزنامه می خوانند كه | ||
| + | نام آقا ســيد صفی نيز در بين كشته گان | ||
| + | بوده است.1 | ||
| + | |||
| + | - -1به نقل از حجت الاسلام و المسلمینكاظم صدیقی/ كتاب روزنههایي از عالم غیب - ص330 | ||
| + | |||
| + | |||
| + | =====سر ما و فرمان شما===== | ||
| + | |||
| + | سيد شهيدان اهل قلم، شهيد سيد مرتضی آوينی مینويسد: بسيارند | ||
| + | كسانی كه میدانند شمشير زدن در ركاب شما برای پيروزی حق، از همان | ||
| + | ثواب در پيشگاه خدا برخوردار است كه شمشير زدن در ركاب حضرت حجت | ||
| + | ّ عجل الله تعالی فرجه الشريف و نه تنها آماده، كه مشتاق بذل جان هستند. | ||
| + | سر ما و فرمان شما. | ||
| + | |||
| + | شهيد آوينی بعد از رحلت امام خمينی، خطاب به حضرت آقا مینويسد: | ||
| + | |||
| + | عزيز ما،ای وصی امام عشق، آنان كه معنای ولايت را نمیدانند، در كار ما سخت درمانده اند. اما شما خوب | ||
| + | میدانيد كه سرچشمهی اين تسليم و اطاعت و محبت در كجاست. خودتان خوب میدانيد كه چقدر شما را | ||
| + | دوست میداريم و چقدر دل مان میخواست آن روز كه به ديدار شما آمديم، سر در بغل شما پنهان كنيم و | ||
| + | بگرييم. ما طلعت آن عنايت ازلی را در نگاه شما باز يافتيم. لبخند شما، شفقت شما را داشت و شب انزوای ما | ||
| + | را شکست. سر ما و قدم تان كه وصی امام عشق هستيد و نايب امام زمان- عجل الله تعالی فرجه الشريف.1 | ||
| + | |||
| + | =====اللهم ايّد آيت الله العظمی خامنه ای===== | ||
| + | |||
| + | شهيد سپهبد علی صياد شيرازی در قنوت دعاهای مختلف میخواند؛ | ||
| + | ولی در پايان قنوت دعای «اللهم ايد آيت الله العظمیخامنه ای. اللهم احفظه | ||
| + | و وفقه و ثبته» را هميشه قرائت میكرد. 2 | ||
| + | |||
| + | - -1آوینی، سید مرتضی؛ آغازی بریكپایان؛ مقاله مبشر صبح | ||
| + | - -2ماهنامه فرهنگ و ادبیات مقاومت، ضمیمه شماره ،61ص116 | ||
| + | |||
| + | =====پشت سرش به راحتی نماز میخوانيم===== | ||
| + | |||
| + | در همهی كشــورهای دنيا، كسانی ك ّ ه شخص اول | ||
| + | مملکت هستند، انسانهايی بیمحتوايند؛ جز ايرانكه | ||
| + | الحمدلله در رأسكشور ما شخصی قرارداردكه پشت | ||
| + | ســرش به راحتی نماز میخوانيم، فردی از فرزندان | ||
| + | حضرت زهرا {كه در ســالهای متمادی مورد | ||
| + | امتحان قرا گرفته و از همهی آزمايشها سربلند بيرون آمده است. | ||
| + | |||
| + | ايشان به من فرمود: بعد از انقلاب،برای بازديد به زندان | ||
| + | رفتم. نگاهم به فردی افتادكه مشغول خواندن نماز بود. وی را شناختم. او همانكسی بودكه در زمان طاغوت مرا شکنجه | ||
| + | میكرد و ريشم را میگرفت، سرم را به ديوار میزد و میگفت: به اعلی حضرت همايونی جسارت كردهای؟! نگاهش كه | ||
| + | به من افتاد، نمازش را طول داد، من به كناری رفتم تا نماز خود را تمام كرد. پس از نماز نزد او آمدم و در كنارش نشستم! | ||
| + | |||
| + | ديگر ايشــان (مقام معظم رهبری) چيزی نفرمودند، ليکن من (آيت الله مشــکينی) میگويــم: | ||
| + | قل اللهم مالک الملک توتی الملک من تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بیدک الخیر انک علی کل شیء قدیر ٌ آيه 26سوره آل عمران | ||
| + | ما در راس مملکتمان چنين فردی داريم. ما به اين ولی مســلمين مینازيم. ما به كشــورهای دنيا میگوييم: « | ||
| + | ان لنا مولا و لا مولا لک » ما رهبر داريم و شما رهبر نداريد. 1 | ||
| + | |||
| + | =====برداشتهای بديع از قرآن===== | ||
| + | |||
| + | من بــرای برنامهی درس هايــی از قرآن و | ||
| + | ارائــهی مطالب آن بــه مردم، گاهــی مجبور | ||
| + | میشدم به دوازده نوع تفسير قرآن مراجعه كنم، | ||
| + | ولــی بعضی از وقتها كه خدمت رهبر انقلاب | ||
| + | میرسم، ايشان دربارهی بعضی از آياتی كه در | ||
| + | تلويزيون دربارهی آن صحب كرده ام، مطالب جديد و بديعی میگويند كه من با مطالعهی انواع تفسير به آنها | ||
| + | نرسيده و نديده ام. 2 | ||
| + | |||
| + | - -1نقل از آیت الله مشكینی | ||
| + | - -2نقل از حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در برنامه درسهایی از قرآن | ||
| + | |||
| + | === خامنه ای دنیا وآخرت ماست=== | ||
| + | |||
| + | در آذر ماه سال 1376هنگامیكه حضرت آيت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب در اجلاس سرانكشورهای عضو | ||
| + | كنفرانس اسلامیدر تهران سخنرانیكردند و عازم خروج از سالنكنفرانس بودند، سيدحسن نصرالله دبيركل جنبش | ||
| + | انقلابی حزب الله لبنان به وسط سالن رفت و دست ايشان را بوسيد فردای آن روز از او پرسيدند انگيزه شما از اينكار | ||
| + | چه بود؟ دبيركل حزب الله لبنان پاسخ داد: امسالكشورهای عربی مرا به عنوان مرد سال جهان عرب معرفی و انتخاب | ||
| + | كردند. در اين كنفرانس در حالی كه سران كشورهای عربی حضور داشتند و دوربينها نيز مراسم را مستقيما برای | ||
| + | ملتهای عرب پخش میكرد، من با بوسيدن دست حضرت آيت الله خامنه ای خواستم به همه آنها بگويم شماكه مرا | ||
| + | مرد سال جهان عرب میدانيد. اين را نيز بدانيدكه رهبر من حضرت آيت الله خامنه ای است و من افتخار میكنمكه | ||
| + | شاگرد ايشان هستم. | ||
| + | |||
| + | خداوند تعالی، پيامبريا امام معصوم(ع)را ـ به آن خاطر كه معصوماند ـ به ولايت امر برمیگزيند، صفاتی چون علم | ||
| + | و زهد و حکمت و شجاعت و ابهت در او متجلی است و هنگامیكه امام معصوم(ع)، غايب است بر ماست كه به دنبال | ||
| + | اين صفات در شخصی بگرديم كه بيش از ديگران آنها را در خود داراست. البته بايد فقيهی عادل باشد و نه فقط كسی | ||
| + | كه از حرام الهی اجتناب میكند. او بايد زاهد دنيا و شجاع و كاردان و حکيم و بصير و مدبر باشد. در امتداد زمان و طول | ||
| + | تاريخ ما، فقهايي از اين نوع بودهاند و زمانه از فقهايي اينچنين خالی نبوده است. امانت را به دوش كشيدند و از آن به | ||
| + | تناسب ظرف زمانی و شرايطی كه در آن حضور داشتند محافظت كردند. تا اينکه خداوند تعالی به مرجع بزرگ و فقيه | ||
| + | گرانقدر اين زمانه، امام خمينی(ره) توفيق داد تا اين پيروزی تاريخی مداوم را به وجود آورد. شخصيت امام خمينی(رحمت | ||
| + | الله عليه) به نحوی در چشمها و عقلها و قلبها بروزيافت كه هيچ كدام از ما تصور نمیكرد در طول تاريخ ما، فقهايي | ||
| + | به اين بزرگی بروزيافته باشند، البته در تاريخ ما فقهای بسيار بزرگی بودهاند اما ظرف زمانی و شرايط آنها متفاوت بوده | ||
| + | است. مسأله مهم آن است كه در اين زمانه، امام خمينی رحمت الله عليه ظهور كرد كه گر چه معصوم نبود اما اين | ||
| + | ويژگیها و اوصاف در او جمع بود. علم، شــجاعت، اخلاص، زهد ورع، عرفان و تدبير. به اين واســطه بودكه بعد از | ||
| + | قرنهای متمادی مظلوميتیكه ابتدا داشت و انتها نداشت، به مدد الهی توانستيم در اين زمان و به دست امام خمينی | ||
| + | رحمت الله عليه دولت آل محمد صلّی الله عليه و آله را بر پاكنيمكه اين دولت نيز هر روز بيشتر از روز قبل خود، عزت | ||
| + | و قوت وكرامت به دست آورد. سپس حضرت امام رحلتكردند و ولی فقيه جديدی برای ما تجلی شدكه شخصيت | ||
| + | و صفات امام خمينی را دار بودند به نام آقای خامنه ای حفظه اللهكه او همان امام خمينی استكه اينک ولی امر ماست. | ||
| + | ای خواهران و برادران! برای ما و همه مسلمين در سراسر جهان يک ولی وجود دارد و حال اگر بيشتر مسلمانان | ||
| + | نمیخواهند از ايشان تبعيتكنند مشکل خودشان است چنانچه پيش تر نيز بسياری از مردم، از پيامبر و امامان معصوم | ||
| + | تبعيت نکردند ولی اين بدان معناكه امام، امام و پيامبر، پيامبر نبود. نمیباشد. ما ولی امری داريمكه نائب امام مهدی | ||
| + | ّ عجل الله تعالی فرجه الشريف است. اطاعتش بر ما واجب است. ما از پاكی و صفات نيکو و پرهيزگاری و به طور هم | ||
| + | زمان، شجاعت، قدرت، حکمت، تدبير و بصيرت او آگاهيم. او با آمريکا و اتحاديه اروپا وكشورهای تحت سلطه شانكه | ||
| + | منطقه خليج را پركردهاند به مبارزه برخاسته است. خدا بر ما منت نهادهكه او را به ولايت امر ما برگزيده است. او مردی | ||
| + | آگاه و شخصيتی استثنائی استكه اگر همه حوزههای علميه وكشورهای اسلامیمان را جست و جوكنيم، فقيهی از | ||
| + | ميان فقهای شيعه نمیيابيمكه اين چنين بزرگیها و صفات متعالی در او جمع شده باشند، بدان پايهكه در رهبر ما | ||
| + | حضرت آيت الله خامنه ای حفظه الله به عنوان ولی امر جمع شده اند. | ||
| + | |||
| + | اگر آخرت را بخواهيم، آخرت ما با ولی امر و نائب حضرت حجتأاست و همچنين اگر عزت و شرف وكرامت | ||
| + | دنيا را نيز بخواهيم،، به آن نمیرسيم مگر با ولی امر. حتی برای اين جنبش مقاومت بزرگكه بدان توجه شده است | ||
| + | ودر جهان عرب يک پديده استثنايی است و ما به واسطه آن سرمان را بالا گرفتهايم و به آن افتخار میكنيم، اگر | ||
| + | شخصی به نام روح الله الموسوی الخمينی نبود، اثری از آن در لبنان نمیبود و بعد از آن اگر شخصی به نام سيد علی | ||
| + | حسينی خامنه ای نبود، استمرار نمیيافت.1 | ||
| + | |||
| + | - -1حجت الاسلام و المسلمین سید حسن نصرالله | ||
| + | |||
| + | ===در برابر نسیم=== | ||
| + | |||
| + | ====ديدگاه های برخی فرهيخته گان و مسلمانان درباره ولی امر==== | ||
| + | |||
| + | =====بركاتش وديعه خداست===== | ||
| + | |||
| + | عفاف الحکيم"، مسئول انجمنهای زنان حزب الله و رئيس انجمن حمايت از زنان در امور اجتماعی لبنان میگويد: | ||
| + | ما، در لبنان هميشه منتظر خطابهها و سخنان مقاممعظمرهبری هستيم و از تمام توصيههای ايشان در زمينههای مختلف | ||
| + | بهرهمند میشويم، بهويژه در اين برهه زمانی حساس كه ما به رهبری مخلص و الهی نيازمنديم كه توانايی راهبری جامعه | ||
| + | اسلامی را داشته باشد و به جرأت میتوانم بگويم كه اين رهبری در شخصيت آيت الله سيدعلی خامنهاي نمايان است؛ | ||
| + | شخصيتی كه فرزانگی اش طمأنينه و اعتماد را در وجود هر شخص وفادار به اسلام می كارد. | ||
| + | |||
| + | بدون شک جهت گيری های استوار و مقاوم مقاممعظمرهبری، تأثير بزرگی در وجدان مسلمانان، بهويژه ميان مردم | ||
| + | لبنان دارد و استقامت مردم لبنان در مواجهه با رژيم اسرائيل و استکبار جهانی از بركات رهبری حضرت آيت الله خامنه ای | ||
| + | است كه از چشمههای حکمت و فرزانگی كه خداوند در وجود ايشان به وديعه نهاده است، سرچشمه میگيرد. | ||
| + | |||
| + | بنده بهعنوان شركتكننده در همايشهای مختلف و پيگير دائمیحضور مقاممعظمرهبری در مجالس گوناگون و | ||
| + | مناسبتهای مختلف، حاضران در اين مجالس و همچنين كسانی كه در پی تحکيم وحدت اسلامیو برجسته سازی | ||
| + | قضيه فلسطين در سطح جهانی هستند را نسبت به اظهارات قاطع ايشان اميدوار میبينم و آنان نقش آيت الله خامنهاي | ||
| + | را در جهان اسلام و تصميمگيری برای قضيه فلسطين برجسته و سرنوشتساز میدانند. | ||
| + | |||
| + | بدون ترديد جمهوری اسلامی ايران امروزه در قلب هر مسلمان واقعی دارای جايگاه بلندی است، من در طی مسافرتم | ||
| + | به كشورهای اسلامیمختلف ميزان علاقه، اثرپذيری و تقدير ديگران نسبت به رهبری حضرت آيت الله خامنهاي را | ||
| + | مشاهده كردهام و مسلمانان واقعی میدانند كه تنها راه خلاص آنان از تفرقه، لبيکو تمسکبه وحدت اسلامیاست | ||
| + | كه رهبر معظم انقلاب آن را ندا میدهد و در پی تحکيم آن است و زعامت ايشان به ما قدرت مقاومت در برابر دشمنان | ||
| + | را میدهد. | ||
| + | |||
| + | ما افتخار میكنيم كه"جمعيت القرآنالکريم"لبنان جزئی از انجمن قرآنی ايران است و وجود هشت هزار حافظ قرآن | ||
| + | كريم در لبنان ـ كه پيش از اين بیسابقه بوده است ـ نتيجه تأثير جمهوری اسلامیايران و نقش حضرت آيت الله | ||
| + | خامنهاي در گسترش حضور قرآن در منازل ما و جامعه ماست. | ||
| + | |||
| + | =====مجری شريعت محمدی است===== | ||
| + | |||
| + | دكتــر محمد نمر احمد زغموت، رئيس مجلساسلامیفلســطين در لبنان | ||
| + | میگويد: روايات پيامبر بر وحدت اسلامیتأكيد دارند؛ به همين خاطر، سخنان و | ||
| + | افکار امام خامنهاي خداوند ايشان را نصرت دهد ـ كه به مثابه امانتدار امت و امير | ||
| + | مسلماناناند در دعوت دائمیمسلمانان به وحدت، دور از ذهن نيست مانند تأكيد | ||
| + | ايشان بر عدم تفرقه و جدايی مسلمانان كه عامل ضعفشان میباشد، لذا از خداوند | ||
| + | میخواهيم كه صفهای مسلمانان را واحد گردانده و بر آنچه مورد رضايت اوست | ||
| + | جمعشان كند. | ||
| + | |||
| + | میدانيم كه مسلمانان مؤمن در برابر تهديدات و فشارهای مستکبران، خضوع | ||
| + | نمی كنند و سرشان را بالا گرفته و آزادانه سخن میگويند و به بندگی تن نمی دهند. | ||
| + | |||
| + | ما ســخن امام حســين(ع)را میدانيم كه فرمود: "هيهات منا الذلة " و امروز | ||
| + | جمهوری اسلامیايران تنها كشوری است كه بر اين شعار تطبيق میكند. | ||
| + | |||
| + | رهبر انقلاب اسلامیتأكيد می كنند كه بر همه ملتهای مسلمان واجب شرعی | ||
| + | است تا از نهضت ملت مظلوم فلسطين دفاع كنند و در اين راه بر لزوم همکاری بين | ||
| + | دولتهای اسلامیو تلاش دولت ايران تأكيد می كنند كه در واقع ايشان به تکليف | ||
| + | شرعیشان عمل می كنند. ايشان بهخوبی از جايگاه بلند فلسطين و قدس در ميان | ||
| + | مسلمانان و آزادیخواهان جهان، مطلعاند، لذا برای انجام تکليف شرعی در قبال مسئلة | ||
| + | فلسطين و فلسطينیها قيام كردهاند و پرچم جهاد را بر دوش گرفتهاند و تاكيد می كنند | ||
| + | كه جهاد در امت اسلامیتا روز قيامت پابرجاست. حاكميت ارزشهای معنوی، مبتنی | ||
| + | بر اصول اسلامیاست و امروز جمهوری اسلامیايران، به رهبری آيت الله خامنه ای، در | ||
| + | روش و عمل و قوانين خود بر اسلام متکی است و هر فشاری هم كه بر آن وارد كنند | ||
| + | جز اين اصول بر آن حکم نخواهد كرد. آيت الله خامنهاي به حديث نبوی كه میگويد | ||
| + | "خيركم من تعلم القرآن و علمه"باور دارند و قصد دارند اين سيره را در ميان مسلمانان | ||
| + | گسترش دهند و از مسلمانان میخواهند كه قرآن را بخوانند و قانون و كتابشان كه | ||
| + | بهوسيله آن خداوند را در دنيا و آخرتملاقات خواهند كرد را بفهمند. شکی نيست كه | ||
| + | ايشان به خوبی اين مسائل را میدانند و مطابق با آن رفتار می كنند. | ||
| + | |||
| + | ما به آيت الله خامنهاي نگاه يک رهبر شــيعی را نداريم، بلکه ايشان را يک رهبر | ||
| + | اســلامیاز خاندان مولای ما رســولالله,میدانيم كه شريعت محمدی را اجرا | ||
| + | میكنــد و بدون توجه به اختلاف مذاهب، به وحدت مســلمين دعوت مینمايد و | ||
| + | نمیگويد كه ايران، شيعیيا سنی است بلکه میگويد ايران، اسلامی است. | ||
| + | |||
| + | آيت الله خامنهاي چيزی را كه امام خمينی به ارث گذاشتند ادامه دادهاند و امام خمينی | ||
| + | بر حركت جهادی در راه خدا و مقابل مستکبرين تأكيد كردند و آيت الله خامنهاي همان | ||
| + | مسير را پيمودند و در واقع آنها امروز، راه سرورم رسولالله,را پوئيدند. | ||
| + | |||
| + | از خدا میخواهم كه صفوف مسلمانان را وحدت بخشد و پشتيبان آنها باشد و | ||
| + | پايدارشان كند و آنان را بر دشمنانشان از قبيل طاغوتها و سپس مفسدان زمين، | ||
| + | صهيونيستهای تروريســت غاصب سرزمين فلســطين پيروز نمايد و از خداوند | ||
| + | میخواهم كه مسجد الأقصی را زير سايه"لا اله الا الله و محمد رسول الله"و جهاد | ||
| + | به ما بازگرداند و آيت الله خامنهاي در رأس مجموعه آزادكنندگان أقصی باشند. | ||
| + | |||
| + | =====در سيمايش نور قران پیداست===== | ||
| + | |||
| + | از نظــر توجه بــه قاريان و حافظان قرآن | ||
| + | كريم، در ميان حاكمان دولتهای اســلامی، | ||
| + | نظيــر و مشــابهی نيســت. رهبــر انقلاب | ||
| + | اســلامیاي ّ ران، توجه خاصی به قراء و فعالان | ||
| + | ّ عرصه قرآن دارند و قراء ايرانی و غير ايرانی را به | ||
| + | يک ميزان تکريم می كنند. به علاوه اينکه خودم تاثير شديد ايشان از قرائت آيات قرآن و جاری شدن اشک از چشمان | ||
| + | ايشان در هنگام تلاوتها را ديدم و نور قرآن را در سيمای ايشان مشاهدهكردم. از زمانیكه ايشان تصدی فعاليتهای | ||
| + | مذهبی و قرآنی را به عهده دارند امکان گسترش مفاهيم و ارزشهای اسلامیدر جمهوری اسلامیايران در سطحی | ||
| + | عالی و همچنين گسترش بيشتر اين گونه فعاليتها در سطح جهانی، ميسر شده است. شکی نيستكه نقش و رهبری | ||
| + | بارز امام خمينی رحمت الله عليه و امام خامنه ای حفظه الله، عنصری اساسی در تبيين چهره انقلاب اسلامیايران داشته | ||
| + | است. آيت الله خامنه ایيکی از بارزترين رهبران جهان اسلام در گسترش موفق تعاليم اسلامیاندكه در اين راه پايداری | ||
| + | و مقاومتكرده اند. 1ايران در مواجهه با هجمه فرهنگی و تبليغاتی گسترده از سوی دشمنانی است كه او را خطرناک | ||
| + | و تروريست معرفی می كنند در حالی كه واقعيت جز اين است و جمهوری اسلامی ايران با تدبير رهبر شايسته خود در | ||
| + | راستای تقويت وحدت و تحکيم روابط مسلمين گام برمیدارد. | ||
| + | |||
| + | او تأثر رهبر انقلاب اسلامی ايران از تلاوت آيات قرآن را دليل صفا و خلوص قلبی ايشان میداند كه اين تأثر از كلام | ||
| + | وحيانی در جهان اسلام، كمنظير است. | ||
| + | |||
| + | =====يكتای عالم روحانيت===== | ||
| + | |||
| + | زينالعابدين حيدری، خبرنگار شبكه ماهواره ای الفرات عراق می گويد | ||
| + | |||
| + | بسياری از اعضای خانواده من از روحانيون بنام عراق هستند و در عراق نيز با محافل روحانيت عراق ارتباطات زيادی | ||
| + | دارم، اما وقتی آيت الله خامنهاي را ديدم به شدت تحت تاثير اخلاق و منش ايشان قرار گرفتم و ايشان تنها روحانی بود | ||
| + | كه با ديدنشان بیاختيار اشکريختم." | ||
| + | |||
| + | من روحانی نديده نيستم اما آيت الله خامنه ای در ميان علما و روحانيون جهان اسلام وجهه ممتازی دارند." | ||
| + | |||
| + | -1شیخ محمد احمد بسیونی، قاری مشهور و شناخته شدهی مصری | ||
| + | |||
| + | "ايشان در پی وقوع رخدادهای بعد از انتخابات ايران و در حاليکه اكثر رجال سياسی راه اشتباه را طی می كردند، با | ||
| + | درايت و حکمت توانستند ايران را از اين مرحله عبور دهند؛ گرچه دشمنان ايران در يک تلاش دستهجمعی، سعی | ||
| + | می كردند ايران هرچه بيشتر در اين وضعيت بماند. در زمانی كه غنیسازی اورانيوم برای مدتی از سوی ايران به حال | ||
| + | تعليق درآمد، اين رهبر ايران بود كه دستور داد تا چرخه سوخت دوباره به راه افتد و امروز هم با درايت ايشان، غرب در | ||
| + | مقابل ايران هستهای بهيکبنبست رسيده است. | ||
| + | |||
| + | آقا فرمود: | ||
| + | |||
| + | =====من صفر و هيچ هستم، راحت باشيد===== | ||
| + | |||
| + | مردم آرژانتين به انقلاب اسلامی ايران خيلی علاقمندند؛ زيرا انقلاب اسلامی ايران در مقابل استکبار جهانی به سر | ||
| + | كردگی آمريکا و صهيونيست ايستاده است. پنج سال پيش با گروه 22نفری از فارغ التحصيلان طلاب خارجی به | ||
| + | محضر مقام معظم رهبری رفتيم و دو نفر از طلاب–يکی از تركيه و ديگری از پاكستان- قرار بود سخنرانیكنند. بعد | ||
| + | از طلبه تركيه ای، آن طلبه ديگر هنگام سخنرانی دچار اضطراب شد و دستانش به شدت میلرزيد، حضرت آقا فرمود | ||
| + | اگر به خاطر من استكه من صفر و هيچ هستم، شما راحت باشيد. وقتی اين سخن را شنيدم، همگی به گريه افتاديم. | ||
| + | بعد از مراسم به نوبت دست ايشان را بوسيديم. در اين ميانيک طلبه آذربايجانی به ايشان گفت: در روز قيامت ما را دعا | ||
| + | كنيد. آيت الله خامنه ای فرمود: اگر من اهل بهشت باشم دعايتان میكنم و اگر شما اهل بهشت باشيد، مرا دعاكنيد. 1 | ||
| + | |||
| + | |||
| + | =====بايد الگوی اسلامیرا به جهان معرفی كنيم===== | ||
| + | |||
| + | از همه مسلمانان میخواهم به رابطه بين خود و رهبری و رأس هرم توجه داشته باشند. الگوی ما بايد در راه نهضت | ||
| + | باشد. انسانيت امروزه بر سر دوراهی قرار گرفته است؛يا راه رهايی و نجات را برگزيند ويا به سوی خودكشی برود. جهان | ||
| + | امروز با مشکلاتی چون مسائل اقتصادی روبه روستكه اين مشکلات را نمیتوان حلكرد، مگر با پيگيری الگوی | ||
| + | اسلامی؛ اين چيزی استكه انديشمندان و حتی خود غربیها آن را خواسته اند. ما بايد اين راهکار را بهياری خداوند | ||
| + | برای كل جهان ارائه بدهيم. 2 | ||
| + | |||
| + | -1شیخ محمود عید، مدیر مركز اسلامیآرژانتین | ||
| + | -2علامه شیخ خلیلی، مفتیكل عمان | ||
| + | |||
| + | =====امام خامنه ای همان امام خمينی است===== | ||
| + | |||
| + | هر آنچه كه امام خمينی(ره) میخواستند و تلاش كردند، الان میبينيم كه امام خامنهاي همان كار را انجام می دهند. | ||
| + | امروزه موازنهی جهانی برخلاف منافع آمريکا و در جهت منافع ملتها، مقاومت و كشورهايی كه در جهت استقلال تلاش | ||
| + | كرده و میخواهند نقش جديدی را ايفا كنند، حركت میكند. اكنون ما دريکمرحله تاريخی هستيم و بهترين روزهای | ||
| + | زندگیمان را سپری میكنيم. | ||
| + | |||
| + | ما مراحل گذشــته را طی كرديم و از اين انقلابهای ميليونی مردمیكه با ارزشها، اهداف و آرمانهايی كه امت | ||
| + | اسلامیهدايت میشوند، خرسنديم. امروز جهان جديدی با ماهيت اسلامیو در جهت خدمت به همه مستضعفين در حال | ||
| + | شکلگيری است. بايد آمريکا شيطان بزرگ محاصره شده و بهيکشيطان كوچکتبديل شود. إنشاءالله بايد در جهت | ||
| + | از بين بردن سرطان صهيونيزم - كه امام گفت غده سرطانی هست- تلاش كنيم. | ||
| + | |||
| + | شيخ بلال سعيد شعبان رئيس حركت التوحيد لبنان | ||
| + | |||
| + | =====افتخار داشتم دست امام خمينی را ببوسم===== | ||
| + | |||
| + | من اين افتخار را داشتمكه با امام خمينی رحمت الله عليه ملاقاتكنم و دستشان را ببوسم.يکی از روزنامه نگاران | ||
| + | پرسيد: «شمايک عرب سنی و اخوانی به ايران میروی؟» | ||
| + | |||
| + | گفتم: ايران به اصطلاح همان بذری استكه حسن البناء در زمين مصركاشت اما در ايران به وجود آمد.كه امروز | ||
| + | در همه جا رشدكرد. اين انقلاب ثابتكردكه آمريکا، چيزی نيستكه از بين رفتنی نباشد. شما برحقيد و باطل را از | ||
| + | بين میبريد و الگو هستيد. ما میبينيمكه انقلاب مصر و تونس اين زمينه را همواركرده است... | ||
| + | |||
| + | در حديث شريف آمده است كه پرچمهای سياه از خراسان حركت خواهند كرد. در سال79م. اين نماز را در ايران | ||
| + | خوانديد ويک نماز ميليونی هم ما در ميدان التحرير داشتيم. انشاءالله چنين نمازی را در مسجد رسول الله,برگزار | ||
| + | كنيم. البته آنها اين مسأله را دور میبينند. ولی ما آن را نزديک میبينيم. فتوای بزرگ شما درباره اهانت نکردن به صحابه | ||
| + | و امهات مؤمنين واقعا اثر بزرگ و تاريخی داشته است؛ به ويژه اينكه ازيک شخصيت تاريخی صادر شده است. ما | ||
| + | هيچ زمانی بين مسلمان و مسلمان ديگر و همچنين بين نژادها فرقی نمیگذاريم. اما وقتی كه شيطان بزرگ به | ||
| + | افغانستان آمد، ما صحبت از پشتون و هزارهكرديم و در عراق هم همين طور. انشاء الله به بركت شما و همچنين حضرت | ||
| + | رسول صلّی الله عليه و آله مسأله به شرق عربی بر میگردد.1 | ||
| + | |||
| + | =====دركمال شجاعت صحبت میكند===== | ||
| + | |||
| + | با توجه به حوادثی كه در جهان رخ داده است و تغييراتی كه در جهت از بين رفتن سلطه جهانی به رهبری آمريکا و | ||
| + | نيز به نفع اسلام و مسلمين صورت گرفته است، جمهوری اسلامیايران برای جهان اسلام و امت اسلاميکالگو است. | ||
| + | برخی نکاتی كه علاوهبر مســائل علمیو پيشگامیامام خمينی(ره) باعث جذب من شد، اين است كه ما از امام | ||
| + | خمينی(ره)ياد گرفتيم كه حاكم مسلمان بايد ساده و متواضع باشد؛ همانطور كه ما در زندگی صحابه و اهل بيت ديديم | ||
| + | كه در صبر، در قوت و در نماي ً ندگی از اسلام واقعاالگو بودند.ما میبينيم رهبر معظم انقلاب كه شخصيت اول در جهان | ||
| + | اسلام است، در كمال شجاعت صحبت میكند. اصرار ايشان در جهت پيشرفت امت در زمينه فناوری به اين دليل است | ||
| + | كه امت اسلامیبتوانند برای مردم فايده داشته باشند. | ||
| + | |||
| + | -1شیخ بلال سعید شعبان، رئیس حركت التوحید لبنان دركمال شجاعت صحبت میكند | ||
| + | |||
| + | ===کریسمس در خـانه شهید ارمنی=== | ||
| + | |||
| + | غلام شاه پسندي | ||
| + | |||
| + | ديدار ايشــان با خانواده معظم شــهدا از دورانی كه ايشان، اوايل جنگ نمايندة امام در وزارت دفاع بود، يعنی | ||
| + | معاون شهيد «چمران» بود، شروع شد. امام جمعه تهران كه شدند اين كار را شروع كردندو هم چنان هم ادامه | ||
| + | دارد. افتخارمان اين اســت كه در اســتان تهران، خانوادة دو شهيد به بالا نداريم كه آقا خانه شان نرفته باشد. | ||
| + | تقري ً با محله و خيابان اصلی در شهر تهران نداريم كه ايشان نيامده باشند و بلد نباشند. تک تک اين محلههای | ||
| + | |||
| + | خود شما را من حداقل میدانم ما خانواده شهيد سه شهيد و دو شهيد نداريم كه ايشان نيامده باشند. | ||
| + | |||
| + | حدود شش، هفت سال بعضی روزهای شيفت كاری ام، مسئول تنظيم ملاقات خانوادة معظم شهدا من بودم. | ||
| + | |||
| + | به همين خاطر میدانم شرايط و وضعيت چگونه بود. ديدارهای خانواده شهدا، باصفاترين، باحال ترين لذتی | ||
| + | كه آدم میخواهد ببرد را دارد. بعضی هايش خيلی سوزناک است. يک خانواده شهيد میروی فقط يک فرزند | ||
| + | داشتند كه آن هم شهيد شده است. خيلی سخت است برای يک پدر و مادر كه يک بچه بزرگ كرده باشند، | ||
| + | آن بچه شان را هم در راه خدا داده باشند. هرچند آنها با افتخار میگويند، ولی ما كه مینشينيم نگاه میكنيم، | ||
| + | آن خستگی را احساس میكنيم. | ||
| + | |||
| + | بعضی از خانواده شهدا با تقديم چند شهيد روحية عجيبی دارند. به طور مثال خانواده شهيد «خرسند»، در نازی | ||
| + | آباد. خانوادة خرسند چهار تا شهيد داده است؛ پدر خانواده، دو فرزند خانواده و داماد خانواده. مادر اين شهيدان | ||
| + | اين قدر قدرتمند، باصلابت و بانجابت با آقا صحبت میكرد كه يکی دو بار آقا گريه كرد. | ||
| + | |||
| + | اين فقط اختصاص به شهيدان شيعه ندارد. همة آدم هايی كه در راه خدا در كشور ما از اديان مختلف كشته | ||
| + | شدند. چه شيعه، چه سنی، چه مسيحی و... | ||
| + | |||
| + | صبح روز كريسمس يعنی عيد پاک ارامنه، آقا فرمودند خانة چند ارمنی و عاشوری اگر برويم خوب است. ما | ||
| + | آدرســی از ارامنه نداشــتيم. سری به كليساهای شان زديم كه آنها از ما بی خبرتر بودند. رفتيم بنياد شهيد، | ||
| + | ديديم خيلی اطلاعات ندارند. كمیاطلاعات خانوادة شهدا را از بنياد شهيد، مقداری از كليساها و يک سری | ||
| + | هم توی محلهها پيدا كرديم و با اين ديدگاه رفتيم. صبح رفتيم گشتيم توی محلة مجيديه شمالی، دو سه تا | ||
| + | خانواده پيدا كرديم. در خانوادهها را زديم و با آنها صحبت كرديم. توی خانواده مسلمانها ما میرويم سلام | ||
| + | میكنيم و میگوييم از هيئت آمديم از بسيج، پايگاه ابوذر، بالاخره يک چيزی میگوييم و كارتی | ||
| + | نشان میدهيم. بين ارمنیها بگوييم كه از بسيج آمديم كه بالاخره فرهنگش... بگوييم از دادستانی | ||
| + | آمديم كه بايد دربروند. كارت صداوســيما نشــان داديم و گفتيم از صداوســيمای جمهوری | ||
| + | اســلامیايران هستيم. امشب شب كريسمس كه شب پاک شماهاست میخواهيم فيلمی از | ||
| + | شماها بگيريم و روی آنتن بفرستيم. | ||
| + | |||
| + | ارمنیها به خودی خود آرايش كرده هســتند، حالا قرار شــ ُ د بروند روی آنتن، خب چيز | ||
| + | ديگری شده بودند. اطلاعات ما هم ناقص بود. خيلی هم اطلاعات نگرفتيم. نخواستيم | ||
| + | ً آن جا را اصطلاحا بسوزانيم. برای نماز مغرب وعشا با يک تيم حفاظتی وارد مجيديه | ||
| + | شــديم. گفتيم اسکورت كه حركت كرد به ما ابلاغ می كنند، میرويم سر كارمان | ||
| + | ديگر. اسکورت هم به هوای اين كه ما توی منطقه هستيم با بی سيم زياد صحبت | ||
| + | نکنند كه مسير لو نرود، روی شبکه بالاخره پخش می شود ديگر. چيزی نگفتند. يک آن مركز من را صدا كرد | ||
| + | با بی سيم گفتم به گوشم. | ||
| + | |||
| + | موردمان را گفت كه شخصيت سر پل سيدخندان است. سر پل سيدخندان تا مجيديه كم تر از سه چهار دقيقه | ||
| + | راه است. من سريع از ماشين پياده شدم. در خانه را زدم. خانمی از گل بهتر آمد دم در، در را باز كرد. ما با ياالله | ||
| + | ياالله خواستيم وارد شويم، ديديم نمیفهمد كه. بالاخره وارد شديم. چون كار بايد می كرديم. گفتيم نودال و | ||
| + | اَمپِکس و چيزايی كه شنيده بوديم، كارگردان و اينها بروند تو. | ||
| + | |||
| + | كارگردان رفت پشت بام پست بدهد، اَمپِکس رفت توی زيرزمين پست بدهد، آن رفت توی حياط پست بدهد. | ||
| + | پست بودند ديگر حالا. فيلممان بود. يک ذره كه نزديک شد، بی سيم اعلام كرد كه ما سر مجيديه هستيم. | ||
| + | من هم با فاصلهای كه بود به اين خانم چون احيا بشود، اين جوری جلوی آقا نيايد، گفتم: ببخشيد! الآن مقام | ||
| + | معظم رهبری دارند مشرف میشوند منزل شما. | ||
| + | |||
| + | گفت: قدم روی چشم، تشريف بياورد. گفتيد كی؟ | ||
| + | |||
| + | من اسم حضرت آقا را گفتم. ـ داستان بازرگان و طوطی را شنيده ايد ـ، تا اسم آقا را گفتم افتاد وسط زمين | ||
| + | و غش كرد. فکر كرديم چه كنيم داستان را؟ داد بيداد كرديم، دو تا دختر از پله آمدند پايين. ياالله ياالله گفتيم | ||
| + | و بهشان گفتيم ك ً ه مادرتان را فعلا جمع كنيد. مادر را بردند توی آشپزخانه. | ||
| + | |||
| + | دخترها گفتند: چه شد؟ | ||
| + | |||
| + | گفتم: ببخشيد! ما همان صداوسيمای صبح هستيم كه آمده بوديم. ولی الآن فهيمديم كه مقام معظم رهبری | ||
| + | میآيند منزلتان، به مادرتان گفتيم غش كرد. فکری كنيد. | ||
| + | |||
| + | تا اجازه نگرفت وارد خانه نشد | ||
| + | |||
| + | اينها شروع كردند مادر خودشان را به حال آوردند. فشارشان افتاده بود، آب قند آوردند. بی سيم اعلام كرد | ||
| + | كه آقا پشــت در اســت. من دويدم در خانه را باز كردم. نگهبانی هم كه بايد كنار در میايســتاد، رفت دم در. | ||
| + | كارهای حفاظتی مان را انجام داديم. آقا از ماشين پياده شد تا وارد خانه بشود. آمد توی در خانه نگاه كرد و | ||
| + | گفت: سلام عليکم. | ||
| + | |||
| + | گفتم: بفرماييد. | ||
| + | |||
| + | گفت شما؟ | ||
| + | |||
| + | نه اين كه ما را نمیشناخت، گفتند، تو چه كارهای يعنی؟ گفتيم: صاحب خانه غش كرده. | ||
| + | گفت: كس ديگری نيست؟ | ||
| + | |||
| + | ياد آن افتاديم كه دو تا دخترها هم میتوانند به آقا بگويند بفرماييد. گفتيم آقا شما بفرماييد داخل. | ||
| + | |||
| + | گفت: من بدون اذن صاحب خانه به داخل نمیآيم. | ||
| + | |||
| + | معنی و مفهوم حفاظت، خودش را اين جا از دست نمیدهد. مهم تر از حفاظت اين است. بدون اذن وارد خانه | ||
| + | كســی نمی شود. رهبر نظام است باشد، ارمنی است باشد، ضدحفاظت ترين شکل ممکن اين است كه مقام | ||
| + | معظم رهبری توی خيابان اصلی توی چهارراه، با لباس روحانيت با آن عظمت رهبری خودشان بايستند، همة | ||
| + | مردم هم ايشان را ببينند و ايشان بدون اذن وارد خانه كسی نشوند. | ||
| + | |||
| + | من دويدم رفتم توی آشپزخانه. به يکی از اين دخترها گفتم آقا دم در است بياييد تعارف كنيد بيايند داخل. | ||
| + | لباس مناسبی تنشان نبود. گفتند: پس ما لباسمان را عوض كنيم. | ||
| + | |||
| + | به آقا گفتيم: كه رفتهاند لباس مناسب بپوشند، شما بفرماييد داخل. | ||
| + | |||
| + | گفتند: نه میايستم تا بيايند. | ||
| + | |||
| + | چند دقيقهای دم در ايستادند. ما هم سعی كرديم بچه هايی كه قد بلند دارند را بياوريم، مثل نردبان دور ايشان | ||
| + | بچينيمكه ايشان پيدا نباشد. راه ديگری نداشتيم. چند دقيقه معطل شديم. چون دانشجو بودند لباس دانشجويی | ||
| + | مناســب داشــتند. يکی از دخترها، دويد و آقا را دعوت كرد و آقا رفتند داخل اتاق. اين خانم پيش آقا رفت و | ||
| + | خوش آمد گفت. بعد گفت كه مادرمان توی اين اتاق است، الآن خدمت میرسيم. | ||
| + | |||
| + | رفتند بيرون. آقا من را صدا كرد گفت اينها پدر ندارند؟ | ||
| + | |||
| + | گفتم: نمیدانم. چون صبح نپرسيده بودم. | ||
| + | |||
| + | گفت بزرگ تر ندارند؟ برادر ندارند؟ | ||
| + | |||
| + | رفتيم آن اتاق پشتی. گفتم: ببخشيد، پدرتان؟ | ||
| + | |||
| + | گفتند، مرده. | ||
| + | |||
| + | گفتيم، برادر؟ | ||
| + | |||
| + | گفتند، يکی داشتيم شهيد شده. | ||
| + | |||
| + | گفتيم، بزرگتری، كسی؟ | ||
| + | |||
| + | گفتند، عموی ما در خانة بغلی مینشيند. | ||
| + | |||
| + | فکر كرديم بهترين كار اين اســت كه عمو را بياوريم بيرون. حالا چه | ||
| + | كلکی بزنيم عمو را از خانه بيرون بياوريم؟ با اين هيبت و اين تيپ و | ||
| + | قدوقواره، همه دو متر درازی و لباس ها، شکل، تيپ و اسلحه. هرچه | ||
| + | هم بخواهی بگويی من كسی نيستم، قيافه ات تابلو است. | ||
| + | |||
| + | در بغلی را زديم. يک آقايی آمد دم در سلام كردم. گفتم، ببخشيد! امر خيری بود خدمت رسيديم. | ||
| + | |||
| + | اين بندة خدا نگاه كرد، يک مسلمان بسيجی، خانة يک ارمنی آمده، چه امر خيری؟ خودش تعجب كرد. رفت | ||
| + | لباس پوشيد آمد دم در. محترمانه باهاش پيچيديم توی خانة برادر خودش. داخل خانه كه شديم، نگهبان او | ||
| + | را بازرسی كرد. نگاه كرد، پيش خودش گفت، برای امر خير مگر آدم را بازرسی می كنند؟ | ||
| + | |||
| + | بعد از بازرسی قضيه را بهش گفتيم. گفتيم: رهبر نظام آمده اين جا، اينها چون بزرگتری نداشتند، خواهش | ||
| + | كرديم كه شما هم تشريف بياوريد. | ||
| + | |||
| + | او را داخل كه برديم و آقا را كه دي ُ د، مرد. يک جنازه را يدک كرديم و برديم نشــانديم روی صندلی كنار آقا. | ||
| + | |||
| + | اينها به خودی خود زبانشان با ما فرق میكند. سلام عليک هم كه میخواهند بکنند كلی مکافات دارند. با | ||
| + | مکافاتی بالاخره با آقا سلام و احوال پرسی كرد و درنهايت يک همدمیرا برای آقا مهيا كرديم. | ||
| + | |||
| + | حضرت آقا چايی و شيرينی شان را خورد | ||
| + | |||
| + | رفتيم توی اين اتاق بالای سر مادر و با التماس دعا، مادر را هم راه انداختيم. آمدند رفتند بالا، لباس مناسب | ||
| + | پوشيدند و آمدند پايين. وقتی وارد اتاق شد، آقا تعارفشان كردند در كنار خودشان، كنار همان عمويی كه نشسته | ||
| + | بود. بعد هم گفتند: مادر! ما آمدهايم كه حرف شــما را بشــنويم؛ چون شما دچار مشکل شده بوديد، دوستان | ||
| + | عموی بچهها را آوردند. | ||
| + | |||
| + | دخترها آمدند نشستند. آقا اولين سؤالشان اين بود كه شغل دخترها چيست؟ | ||
| + | |||
| + | گفتند: دانشجو هستند. | ||
| + | |||
| + | آقا خيلی تحسينشــان كرد و با اينها كلی صحبت كردند، توی اين حالت، اين دختر ســؤال كرد كه آقا آب، | ||
| + | شربت، چيزی برای خوردن بياورم؟ | ||
| + | |||
| + | اينها همه اش درس اســت. من خودم نمیدانســتم كه بگويم بياورد يا نياورد؟ آقا میخورد يا نمیخورد؟ | ||
| + | نمیدانستم. رفتم كنار آقا، از آقا سؤال كردم، گفتم: آقا اينها میگويند | ||
| + | |||
| + | كه خوردنی چيزی بياوريم؟ چايی چيزی بياوريم؟ | ||
| + | |||
| + | آقا گفتند: ما مهمانشان هستيم. از مهمان میپرسند چيزی بياورند يا | ||
| + | |||
| + | نياورند؟ خب اگر چيزی بياورند ما می خوريم. | ||
| + | |||
| + | بعــد خود آقا گفتند: بله دخترم! اگر زحمت بکشــيد چايی يا آب ميوه | ||
| + | بياوريد، من هم چايی، هم آب ميوة شما را میخورم. | ||
| + | |||
| + | اينها رفتند چايی، آب ميوه و شيرينی آوردند. خود ميوه را هم آوردند. | ||
| + | ُ خب توی خانة مسلمانها اين طوری است. يک نفر چند تا ميوه پوست | ||
| + | میكند میدهد دست آقا، آقا هم دعا میكند. همان جا به پدر شهيد، | ||
| + | مادر شهيد، پسر شهيد و يا همسر شهيد آن خوراكی را تقسيم میكنيم، همه يک قسمتی از اين ميوه میخورند | ||
| + | كه آقا به آن دعا كرده. توی ارمنیها هم همين كار را بايد میكردي ً م؟ واقعا نمیدانستيم. | ||
| + | |||
| + | چايی آوردند، آقا خورد، آب ميوه آوردند، آقا خورد، شيرينی آوردند، آقا خورد. آقا حدود چهل دقيقه توی خانه | ||
| + | ارمنیها نشستند و با اينها صحبت كردند. مثل بقية جاها آقا فرمودند: عکس شهيدتان را من نمیبينم. عکس | ||
| + | شهيد عزيزمان را بياوريد ببينم. | ||
| + | |||
| + | توی خانة مســلمانها چهار تا عکس بزرگ شــهيد وجود دارد كه توی هر اتاقی يکی هســت. میپريم و | ||
| + | میآوريم. اينها رفتند آلبوم عکس شــان را آوردند. آلبوم عکس هم متأسفانه برای شب عروسی شهيد بود. | ||
| + | آلبوم را گذاشــتند جلوی آقا. صفحة اول يک عکس دوتايی. يادگاری فردين با دوستش گرفته بود آن وسط | ||
| + | بود. آقا همين جوری نگاه می كردند، شروع كردند به صحبت كردن، همين جوری صفحهها را ورق میزدند | ||
| + | تا تمام شود. تمام ك ُ ه شد گفتند: خب! عکس تکی شهيد را نداريد؟ | ||
| + | |||
| + | يک عکس تکی از شهيد پيدا كردند و آوردند گذاشتند جلوی آقا. آقا شروع كردند از شهيد تعريف كردن. گفت: | ||
| + | ُ خب! نحوة اسارت، نحوة شهادت اگر چيزی داشته به من بگوييد. | ||
| + | |||
| + | ما فهميديم نام اين شــهيد بزرگوار، شــهيد «مانوكيان» است، به اندازة شــهيدان «بابايی،» «اردستانی» و | ||
| + | «دوران» پرواز عملياتی جنگی داشته است. هواپيمايش ،F14بمب افکن رهگي ُ ر بوده و بالای صد سرتی پرواز | ||
| + | موفق در بغداد داشته. هواپيمايش را توی دژ آهنی بغداد میزنند. شهيد، هواپيما را تا آن جا كه ممکن است، | ||
| + | اوج میدهد. هواپيما در اوج تا نقطة صفر خودش، كه اتمسفر است بالا میآيد و بقيه اش را به سمت ايران | ||
| + | سرازير می شود. چهار تا موتور هواپيما منهدم می شود. هواپيما لاشه اش توی خاک ايران میافتد، ولی چون | ||
| + | ديگر سيستم برقی هواپيما كار نمیكرده، نتوانسته ايجکت كند و نشد كه چتر برای شهيد كار كند. هواپيما | ||
| + | به زمين خورد و ايشان به شهادت رسيد. | ||
| + | |||
| + | ارمنیای بود كه حتی حاضر نشد، لاشة هواپيمای جمهوری اسلامیبه دست عراقیها بيافتد. آن خانواده، اين | ||
| + | فرزندشان است. اين بزرگوار در نيروی هوايی مشهور است. دربارة شهادتش و اخلاقش تعريف كردند. | ||
| + | مادر شهيد گفت: امروز فهميدم كه علی(ع)كيست | ||
| + | |||
| + | مادر شهيد گفت: آقا! حالا كه منزل ما هستيد، من میتوانم جملهای به شما عرض كنم؟ | ||
| + | |||
| + | آقا گفت: بفرماييد، من آمدم اين جا كه حرف شما را بشنوم. | ||
| + | |||
| + | گفت: ما با شما از نظر فرهنگ دينی فاصله داريم، در روضه هايتان شركت میكنيم، ولی خيلی مواقع داخل | ||
| + | نمیآييم. روز شهادت امام حسين(ع)، روز عاشورا و تاسوعا به دستههای سينه زنی امام حسين(ع) شربت | ||
| + | میدهيم. میآييم توی دســته هايتان مینشــينيم، ظرف يک بارمصرف میگيريم، كه شما مشکل خوردن | ||
| + | نداشته باشيد، چون ما توی ظرف آنها آب نمی خوريم. توی مجالس شما شركت میكنيم و بعضی از حرفها | ||
| + | را میشنويم. من تا الآن نمیفهميدم بعضی چيزها را. | ||
| + | |||
| + | میگفتند، در دين شما بانويی ـ كه دختر پيامبر عظيم الشأن اسلام, است ـ را بين دروديوار گذاشته اند، | ||
| + | ســينه اش را سوراخ كرده اند. ميخ، مسمار به سينه اش خورده. نمیفهميدم يعنی چی. میگفتند مسلمانها | ||
| + | يک رهبری داشــتند به نام علی(ع). دســتش را بستند و در ســه دورة 25ساله، حکومتش را غصب كردند. | ||
| + | |||
| + | نمیفهيمدم يعنی چی. گفتند، در 25ســالی كه حکومتش غصب شــده بود، شغلش اين بود، آخر شب نان و | ||
| + | خرما میگذاشــت روی كولــش میرفت خانه يتيم هايش. اين را هم نمیفهميــدم. ولی امروز فهميدم كه | ||
| + | علی(ع)كيست. | ||
| + | |||
| + | امروز با ورود شما به منزل مان، با اين همه گرفتاریای كه داريد، وقت گذاشتي ِ د و به خانة من غير دين خودتان | ||
| + | تشــريف آورديد. اُ ُ سقف ما، كشيش محلة ما به خانة ما نيامده است، شما رهبر مسلمين هستيد. من فهميدم | ||
| + | علی(ع)كه خانة يتيم هايش میرفت چه قدر بزرگ است. | ||
| + | |||
| + | از ورود آقای خامنه ای به منزلشــان، به علی(ع)و 25ســال حکومت غصب شده اش و زهرا{پی برد. | ||
| + | ُ خب! اين برود مشهد، امام رضا(ع)شفايش نمیدهد؟ | ||
| + | |||
| + | بعد از بازگشت حضرت آقا، پاسداران را توبيخ كردند | ||
| + | |||
| + | ما چهل دقيقه با اين خانواده بوديم. عين چهل دقيقه، به اندازة چند كتاب از اينها درس گرفتيم. آقا در خانة | ||
| + | ارامنه آب، چايی، شربت، شيرينی و ميوه شان را خورد. بعضی از دوستهای ما نخوردند. كاتوليک تر از پاپ | ||
| + | هم داريم ديگر. رهبر نظام رفته خورده، پاسدار، من نوعی، نخوردم. حزب اللهی تر از آقا هستم ديگر. | ||
| + | با آنها خداحافظی كرديم و به سمت دفتر به راه افتاديم. وقتی رسيديم آقا فرمودند: اين بچهها را بگوييد بيايند. | ||
| + | آمدند. گفتند: اين كار احمقانه چه بود كه شما كرديد؟ ما مهمان اين خانواده بوديم. وقتی خانه شان رفتيم چرا | ||
| + | غذايشــان را نخورديد؟ اين اهانت به اينها محســوب می شود. نمیخواســتيد داخل نمیآمديد. به دلتان | ||
| + | نمیچسبيد، فکر میكرديد شايد ظروف اينها نجس باشد، بعداًمیآمديد دهانتان را آب میكشيديد. فعل حرام | ||
| + | انجام نداديد. | ||
| + | |||
| + | فعل حرام و نجس را هم ما آن جا فهميديم. تک تک درس است برای ما. | ||
| + | |||
| + | ===سرتعظیم سیاستمداران=== | ||
| + | |||
| + | |||
| + | ====پوتين==== | ||
| + | |||
| + | =====مسيح را در ايران ديدم===== | ||
| + | |||
| + | چند ســال پيش پوتين، رئيس جمهور | ||
| + | وقت روسيه، برای نخســتين بار درطول | ||
| + | سی سال انقلاب به ايران سفر كرد. | ||
| + | پوتين، شخصيتی بسيار چارچوب مند و | ||
| + | منضبط بر اصول ديپلماسی است اما با اين | ||
| + | حال چند بار پرســيده بود كه ديدار با رهبر | ||
| + | جمهوری اسلامیآيا انجام می شود يا نه. ديدار انجام شد. | ||
| + | |||
| + | در اين ديدار رهبری به نکاتی از تاريخ شوروی و | ||
| + | قبل ازآن اشاره می كنند كه برای رئيس جمهور وقت روسيه جديد بوده است، پس از ديدار مسئولين دستگاه | ||
| + | ديپلماســی میگفتند رفتار وی تغيير كرده بود و شــخصا و نه از طريق وزير خارجهی خود، به وزير خارجه | ||
| + | كشورمان گفته بود كه شما حتما سفری به روسيه داشته باشيد تا با هم گفت وگو كنيم. | ||
| + | |||
| + | در برگشت به كشور روسيه، خبرنگاری از وی درباره نظرش راجع به رهبری ايران میپرسد و وی در پاسخ | ||
| + | میگويد: « من مسيح را نديدهام، اما تعاريف او را در انجيل شنيده و خواندهام، من مسيح را در رهبری ايران | ||
| + | ديدم ».1 | ||
| + | |||
| + | |||
| + | - -1به نقل از حجت الاسلام مروی | ||
| + | |||
| + | |||
| + | ====كوفی عنان==== | ||
| + | |||
| + | =====با ديدنش همه را فراموش كردم===== | ||
| + | |||
| + | كوفی عنان دبيركل ســازمان ملــل متحد بود. | ||
| + | |||
| + | هنگام خروج از تهــران و در پاويون فرودگاه گفته | ||
| + | اســت: در دوران نوجوانــی كــه بــودم در مــورد | ||
| + | شخصيتهای كاريزما مطالعه میكردم و هميشه | ||
| + | اين ســؤال برای من مطرح بود كه اگر زمانی من | ||
| + | روبروی يک شــخصيت كاريزما قــرار گيرم، چه | ||
| + | عکس العملی خواهم داشت. وی افزود: كسانی كه | ||
| + | مرا به سازمان ملل آوردند، شخصيتهای برجسته | ||
| + | دنيا بودند و من به آنها علاقه مند بودم و هر كدام مثل ژاک شيراک، برای من امتيازاتی داشتند. من به شدت | ||
| + | تحت تاثير ژاک شيراک بودم. طوری كه وقتی ايشان صحبت میكرد، بدون مکث حرف هايی صريح میزد. | ||
| + | |||
| + | «گورباچف» و «هلموت كهل» هم همينطور بودند. اينها كسانی بودند كه نياز به مکث نداشتند. من اينها | ||
| + | را خيلی دوست داشتم. در ملاقات با (حضرت آيت الله العظمی) خامنه ای احساس كردم كه كسی را مثل او | ||
| + | نديده ام. شخصيت معنوی ايشان چنان مرا گرفت كه از خود پرسيدم چرا شخصيتی مثل من دبيركل سازمان | ||
| + | ملل باشد و از معنويات چيزی نداشته باشد! با ديدن آقای خامنه ای هم آن شخصيت هايی كه مرا جلب كرده | ||
| + | بودند فراموش كردم و تحت تاثير شخصيت معنوی ايشان قرار گرفتم. من شخصيتهای معنوی در دنيا زياد | ||
| + | ديده بودم، ولی هيچ يک از مســائل سياســی اطلاع نداشــتند. با ديــدن آقای خامنه ای، اوج قداســت آن | ||
| + | شخصيتهای سياسی از ذهن من پاک شد. | ||
| + | |||
| + | من تعجب میكنم ايران با چنين شخصيتی چرا در بعضی جاها میلنگد، بعيد میدانم به سازمان ملل هم | ||
| + | بروم شخصيت ايشان از ذهن من پاک شود. 1 | ||
| + | |||
| + | - -1ماهنامه فرهنگ و ادبیات مقاومت، ضمیمه شماره61ص60 | ||
| + | |||
| + | ====دكوئيار==== | ||
| + | |||
| + | =====شخصيتی به هوشمندی او نديدم===== | ||
| + | |||
| + | خاوير پرز دكوئيار دبير كل ســازمان ملل در | ||
| + | بحبوحه جنگ تحميلی بــه ايران آمد، ديداری | ||
| + | هم با رئيس جمهور ( آقای خامنه ای ) داشت. | ||
| + | دكوئيار پس از آن ديدار پرســيده بود: رئيس | ||
| + | جمهور شما از كدام دانشگاه علوم سياسی فارغ | ||
| + | التحصيل شــده اســت. دكوئيار افزوده بود من | ||
| + | مدرک دكترای علوم سياســی دارم و 30ســال | ||
| + | اســت كار سياســی میكنم و چند ســال است | ||
| + | دبيركل سازمان ملل هستم. در اين مدت شخصيتهای سياسی و رئيس جمهورهای بسياری را ديدهام اما | ||
| + | تا كنون شخصيتی به سياستمداری و هوشمندی او نديدهام. | ||
| + | |||
| + | ====بنی صدر خائن==== | ||
| + | |||
| + | =====اگر امام بود، صدها بار به او احسنت میگفت===== | ||
| + | |||
| + | ابوالحســن بنی صدر، اولين رئيس جمهور ايــران بود كه به حکم مجلس | ||
| + | شورای اسلامیو تائيد امام خمينی، به دليل خيانتهای مکررش، از مقام خود | ||
| + | عزل شد، وی در گفت و گو با آبزرور گفت: اگر ايشان [ امام خمينی رحمت | ||
| + | الله عليه ] زنده بود، صدها بار به آقای خامنه ای احسنت میگفت. دليل اين | ||
| + | تحسين اين است كه آقای خامنه ای به خوبی توانسته نظامیكه آقای خمينی | ||
| + | ايجاد كرد را حفظ كند. | ||
| + | |||
| + | بنــی صدر در حالی اين اعتراف را انجام داده كه پيش از آن نيز وابســتگان | ||
| + | آمريکا و رژيم صهيونيستی به صورت مستقيم و غير مستقيم بارها تاكيد كردهاند كه مديريت آيت الله خامنه ای | ||
| + | موجب شکست طرحهای آنان شده است.1 | ||
| + | |||
| + | - -1ماهنامه فرهنگ و ادبیات مقاومت، ضمیمه شماره61ص61 | ||
| + | |||
| + | ===همسفر با رهبر انقلاب تا امام رضا(ع)=== | ||
| + | |||
| + | چندی پيش در سفری به مشهد، با آقای رضا مير كريمی– نويسنده و كارگردان سينما – همراه شديم. | ||
| + | در راه، صحبت از ساده زيستی رهبر انقلاب شد. آقای ميركريمیخاطرهای از رهبر معظم انقلاب تعريف كرد | ||
| + | كه بسيار جالب و روشنگر بود. | ||
| + | |||
| + | آقای ميركريمی میگفت: | ||
| + | |||
| + | « هر وقت در جريان كار و زندگی، زياد به من فشار [ روانی ] وارد میآيد، در هر مرحلهای كه باشم، همه | ||
| + | چيز را رها میكنم و- گاهی از همان سر كار – تلفنی به خانه میزنم و يک راست به فرودگاه میروم. همان | ||
| + | جا بليطی تهيه میكنم و عازم مشهد میشوم. آنجا زيارتی [ و درد دلی ] با امام رضا عليه | ||
| + | السلام میكنم و آرام میشوم، و بر میگردم. | ||
| + | |||
| + | يک بار – در يکی از همين سفرها – توی هواپيما نشسته بودم و درخودم بودم كه ديدم | ||
| + | در قسمت جلو هواپيما انگار وضعيت متفاوتی است. كسانی را میديدم كه از جاهای مختلف | ||
| + | هواپيما، يکی يکی به قســمت جلو میرفتند. آنجا كنار يکی ازصندلیها مینشستند. با | ||
| + | شخصی كه روی آن صندلی نشسته بود چيزهايی میگفتند و میشنيدند. بعد، خوشحال | ||
| + | و راضی، بر میگشتند و سر جايشان مینشستند. | ||
| + | |||
| + | كنجکاو شدم بدانم قضيه چيست. از يکی از كسانی كه از آنجا بر میگشت، موضوع را | ||
| + | پرسيدم. گفت: كسی كه آنجا نشسته، مقام معظم رهبری است. | ||
| + | |||
| + | هم بسيار تعجب كردم و هم خوشحال شدم. به قسمت جلو هواپيما رفتم و از فردی كه | ||
| + | معلوم بود محافظ اوست پرسيدم: می شود رفت، با آقا صحبت كرد ؟ | ||
| + | |||
| + | گفت: بله. قدری صبر كن تا كسی كه پهلوی آقاست، صحبتش تمام شود. | ||
| + | |||
| + | از فرصت استفاده كردم و پرسيدم: چرا آقا با پرواز عمومیبه مشهد میروند ؟! | ||
| + | |||
| + | گفت: آقا فقط سفرهای رسمیدولتی را با پرواز اختصاصی میروند. سفرهای شخصی | ||
| + | [كه عمدتا هم سفر زيارتی به مشهد است] را مثل همه مردم، با پروازهای عمومیمیروند. | ||
| + | |||
| + | پرسيدم: يعنی میروند برايشان بليط هم میخرند ؟ ! | ||
| + | |||
| + | گفت: بله. مثل همهی مســافرهای معمولی، برايشــان بليــط میخرند. بدون اطلاع يا | ||
| + | تشريفات خاص، میآيند سوار هواپيما میشوند و راهی میشوند. تازه توی هواپيماست كه | ||
| + | خدمهی پرواز و مسافران متوجه حضور ايشان میشوند. | ||
| + | |||
| + | صبر كردم تا صحبت نفر قبلی تمام شد. جلو رفتم. خودم را معرفی كردم و. .. » | ||
| + | |||
| + | با خود گفتم: از كسی كه عمری را به سادگی و با حد اقل امکانات مادی زيسته و اكنون | ||
| + | رهبری انقلابی ترين نظامهای سياسی و البته مذهبی جهان را بر عهده دارد، جز اين هم | ||
| + | ملاحظه و دقت در استفاده از بيت المال و قائل شدن مرز و تفاوت بين كار شخصی و كار | ||
| + | حکومتی نيز انتظار نمیرود. 1 | ||
| + | |||
| + | - -1نقل از: محمد رضا سرشار | ||
| + | |||
| + | ===نظم،قانون وعدالت=== | ||
| + | |||
| + | چندی پيش همسر مقام معظم رهبری بيمار شد و برای عمل جراحی به بيمارستان بقيه الله رفت. همسر | ||
| + | ايشــان با وجودی كه بيســت روز در بيمارستان بستری بود، هيچ كس اطلاع نداشت كه همسر مقام معظم | ||
| + | رهبری هستند و همه كارها اعم از دريافت ويزيت، دارو و ساير كارها را در نوبت انجام دادند. دو روز مانده | ||
| + | به مرخص شدن همسر رهبر انقلاب، به مسئولان بيمارستان خبر دادند كه مقام معظم رهبری قصد دارد در | ||
| + | بيمارســتان بقيه الله به عيادت بياند؛ آن وقت مسئولين بيمارستان تازه متوجه شدند كه ايشان برای عيادت | ||
| + | همسرشان به بيمارستان آمده اند. | ||
| + | |||
| + | نظم و قانون و عدالت، از جمله اركانی است كه بارها و بارها در قلم و بيان رهبر معظم انقلاب جاری گشته | ||
| + | و برآن، تاكيد كردهاند. و خود نيز نخستين عامل اين پيام روحانی و انسانیاند. | ||
| + | |||
| + | ====حجت الاسلام حقانی==== | ||
| + | |||
| + | هنگام غبار روبی مرقد مطهر حضرت رضا | ||
| + | عليه الســلام خدام حرم دستمالهای سفيد | ||
| + | آغشــته به گلاب ناب را بــرای غبار روبی به | ||
| + | افــراد می دهند. مقام معظــم رهبری پس از | ||
| + | مقــداری غبار روبی، دســتمال را به ســر و | ||
| + | صورت خود میكشند. ايشان در يکی از غبار | ||
| + | روبیها به آقای واعظ طبسی ( توليت آستان | ||
| + | قدس رضــوی ) فرمودند آيــا میتوانم اين | ||
| + | دستمال متبرک را برای خودم بردارم ؟ | ||
| + | |||
| + | مقام معظم رهبری، توليت آســتان قدس | ||
| + | رضوی را به آقای واعظ طبسی سپرده بودند، | ||
| + | ولی با اين حال، برای برداشتن پارچه متبرک | ||
| + | به غبار ضريح امام رضا عليه السلام از او اجازه | ||
| + | میگيرند. احترام مقام معظم رهبری به قانون برای همه ما درس است. | ||
| + | |||
| + | ايشــان پس از كســب اجازه از آقای واعظ طبسی در حاليکه چشمهای شان پر از اشک بود و به راز و نياز | ||
| + | مشغول بودند، با دقت دستمال را تا كردند و در جيب خود گذاشتند. برای ما خيلی زيبا بود كه آقا در آن حال، | ||
| + | اين همه توجه دارند كه دستمال متبرک را تا كنند و با نظم كامل در جيب خود قرار دهند. | ||
| + | |||
| + | زمانی كه ضريح مطهر حضرت امام رضا عليه السلام در حال تعويض بود، در خدمت مقام معظم رهبری | ||
| + | به پابوسی امام هشتم عليه السلام مشرف شديم. مقام معظم رهبری برای زيارت در كنار مرقد آن امام عليه | ||
| + | الســلام، مشــغول راز و نياز بودند و چون ضريح را برداشته بودند، حضور در كنار قبر، رنگ و بوی ديگری | ||
| + | داشت. بعد از پايان راز ونياز حضرت آيت الله خامنه ای، آقای واعظ طبسی به ايشان عرض كردند: آقازاده | ||
| + | هــم بيايند نزديکتر تــا از نزديک امام را زيارت كنند. معظم له فرمودند: پس بقيه چی ؟ اين دقت را همواره | ||
| + | حضرت آقا دارند. ايشان امتياز ويژه و خاصی را برای فرزندان شان قايل نيستند. در آن روز هم فرمودند: اگر | ||
| + | بقيه افراد ميتوانند از نزديک قبر امام هشتم عليه السلام را زيارت كنند، فرزندان هم بيايند. پس از بيان آقا، | ||
| + | همه توفيق حضور يافتند. | ||
| + | |||
| + | ====آيت الله جوادی آملی==== | ||
| + | |||
| + | « يک روز مهمان مقام معظم رهبری بودم. فرزند ايشان آقا مصطفی نيز نشسته بود كه سفره گسترده شد، | ||
| + | آيت الله خامنه ای به وی نگاهی كرد و فرمود: شــما به منزل برويد. من خدمت ايشــان عرض كردم: اجازه | ||
| + | بفرماييد آقازاده هم باشند، من از وی درخواست كردهام كه با هم باشيم. آقا فرمودند: اين غذا از بيت المال | ||
| + | است، شما هم مهمان بيت المال هستيد. برای بچهها جايز نيست كه بر سر اين سفره بنشينند. ايشان به | ||
| + | منزل بروند و از غذای خانه ميل كنند. من در آن لحظه فهميدم كه چرا خداوند اين همه عزت به حضرت آقا | ||
| + | عطا فرموده است. » | ||
| + | |||
| + | ====حجت الاسلام مروی==== | ||
| + | |||
| + | درس خارج ايشان خيلی كار میبرد. به انصاف از درسهای بسيار خوب حوزه هم است، يکبار به آقا عرض | ||
| + | كردم: آقا دوســتان راديو مايلند درس شــما را پخش كنند و درس برخی از مراجع قم را هم پخش می كنند. | ||
| + | پرســيدند آيا درس همه پخش می شود و اين امکان برای همه است، گفتم نه، مگر راديو چه قدر ظرفيت | ||
| + | دارد ؟ گفتند: پس من هم نمیخواهم پخش شود. | ||
| + | |||
| + | ====امير علی اصغر مطلق==== | ||
| + | |||
| + | حضرت آقا، سينه شان از آن بمبی كه در ششم تير ماه 1360در مسجد ابوذر تهران منفجر شد، احتياج | ||
| + | به رطوبت و هوای مرطوب دارد. دســت راســت هم لمس است. سفر چين، در خدمت آقا بودم. دكترهای | ||
| + | طب سوزنی به آقا گفتند درعرض يک هفته دست شما را راه میاندازيم. آقا فرمودند: در ايران معلولين مثل | ||
| + | من زياد هستند. اگر همهی آنها آمدند، من هم میآيم. | ||
| + | |||
| + | =====سردارشيرازی، مشاور نظامی رهبر==== | ||
| + | |||
| + | يکی ازمصاديق مهم برای پی بردن به فرماندهی حکيمانه رهبر انقلاب بر نيروهای مســلح اين است كه | ||
| + | میبينيم در طول 21سال فرماندهی مستقيم بر نيروهای مسلح حتی يک فرمان وجود ندارد كه ايشان صادر | ||
| + | كرده باشند و سپس آن را پس بگيرند كه اين موضوع بسيار مهمی است. | ||
| + | |||
| + | ممکن اســت كه انســان بر حسب شرايط و در زمان خاصی فرمانی را صادر كند وبعد شرايط عوض شود. | ||
| + | ولی ما حتی يک فرمان متناقض از آقا نداريم كه اين بواسطه همان انتظام در اموراست. | ||
| + | |||
| + | هيچ گاه هيچ يک از اطرافيان احساس نکردند كه | ||
| + | آقا تصميمیرا بر مبنايی جز اين گرفته باشند. ايشان | ||
| + | در صدور فرمان خود، تنها خدا را در نظر دارند. | ||
| + | |||
| + | ويژگیهای انتصاب فرماندهان نيروهای مسلح از | ||
| + | نگاه آيت الله خامنه ای در انتصاب افراد، ايشان مبنا را | ||
| + | بــر تديــن افــراد میگذارند و بعــد ازآن به ســراغ | ||
| + | خصلتهای ديگر میروند. حتی يک بار ايشــان به | ||
| + | من فرمودند كه اگر مسئوليت به آدمهای متدين واگذار شود، از آنجايی كه دين دار هستند، هيچ گاه خيانت | ||
| + | نمی كنند و اين موضوع بسيار مهم است. | ||
| + | |||
| + | بعد از تدين ايشان تاكيد دارند كه فرماندهان حتی الامکان از همان سازمان ذيربط باشند ودارای تخصص | ||
| + | و آشنايی با آن سازمان باشند تا بتوانند كارها را درست بفهمند. | ||
| + | |||
| + | ====نقل از آقای غلامعلی حداد عادل==== | ||
| + | |||
| + | چند ماه پس از انتخاب ايشان به رهبری انقلاب. | ||
| + | |||
| + | به ديدارشان رفته و درباره روزهای انتخاب پرسيدم. | ||
| + | فرمودند: روزيکه مجلس خبرگان درباره جانشــين | ||
| + | حضــرت امام رحمت الله عليه بحث میكرد، فکر | ||
| + | نمیكردم كــه خبرگان چنين تصميمیبگيرند. از | ||
| + | نيمــه اول اجــلاس – صبح تا ظهــر – اين طور | ||
| + | متوجه شــدم كه ممکن است نام بنده مطرح شود، | ||
| + | لذا ظهر كه به منزل آمدم، دو ركعت نماز خوانده با | ||
| + | حالت استغاثه و ناله و زاری، از خداوند در خواست كردم كه اين مسئوليت را روی دوش من قرار ندهد. من | ||
| + | كمتر ياد دارم برای يک تقاضا، چنين استغاثه و تضرع به درگاه خداوند كرده باشم، با تمام وجود ازخدا خواستم | ||
| + | كه اين مسئوليت بر عهده من قرار نگيرد. عصر آن روز، مجلس خبرگان به خواست من اصلا توجه نکرد و | ||
| + | كار با آن كيفيت انجام شد. گر چه از صميم قلب داوطلب اين كار نبودم، ولی وقتی اين مسئوليت به لحاظ | ||
| + | شرعی و قانونی بر دوش من قرار گرفت، تصميم گرفتم با تمام وجود به وظيفه عمل كنم. | ||
| + | |||
| + | ===زندگیساده سید علی=== | ||
| + | |||
| + | ====میترسم خيلیها باور نكنند==== | ||
| + | |||
| + | حجت الاسلام سيد علی اكبری: « ما زمانی خدمت ايشان رفتيم و | ||
| + | از آقا درخواســت نموديم تا اجازه بفرمايند از داخل منزل شان وضعيت | ||
| + | زندگی شــان فيلم برداری كنيم، تا مردم وضعيت زندگی رهبر خود را | ||
| + | ببينند و بفهمند كه ايشان چگونه زنگی می كنند. آقا فرمودند: اگر شما | ||
| + | بخواهيد زندگی مرا نشان بدهيد میترسم خيلیها باور نکنند. »1 | ||
| + | |||
| + | - -1حجت الاسلام سید علی اكبری | ||
| + | |||
| + | ====هر چه هست با هم می خوريم==== | ||
| + | |||
| + | روزی كه در منزل مقام معظم رهبری، درخدمت ايشان بودم، | ||
| + | بحث قدری به طول انجاميد و نزديک مغرب شد. پس از نماز، | ||
| + | معظم له با مهربانی به من فرمودند: آقا رحيم ! شام را مهمان | ||
| + | ما باشــيد. بنده در عين حــال كه اين را توفيقی میدانســتم، | ||
| + | خدمتشــان عرض كردم: اسباب زحمت می شود. مقام معظم | ||
| + | رهبری فرمودند: نه، بمانيد؛ هر چه هســت با هم می خوريم. | ||
| + | وقتی كه سفره را گشودند و شام را آوردند، ديدم شام چيزی جز | ||
| + | املت ساده نيست. 1 | ||
| + | |||
| + | ====در صف مقدم ساده زيستی==== | ||
| + | |||
| + | با اينکه مقام معظم رهبری میتواند از همهی امکانات مادی | ||
| + | بهره مند شوند، سطح زندگی خصوصی ايشان از سطح زندگی | ||
| + | يک شهروند معمولی پايين تر است. معظم له علاوه بر اين كه | ||
| + | از يــک زندگی معمولی ســطح پايين بهره میبرنــد، دائما به | ||
| + | مسوولان سفارش می كنند: مواظب زندگی خود باشيد. اسراف | ||
| + | نکنيد. آيت الله خامنه ای كه معتقدند مردم را بايد عملا به ساده | ||
| + | زيستی دعوت نمود، خودشان در صف مقدم اين دعوت هستند. | ||
| + | |||
| + | ايشان در مناسبتهای خاصی كه در برنامه خواندن صيغهی عقد دارند، قبل از اجرای عقد، حدود يک ربع، | ||
| + | عروس و داماد و خانوادههای آنها را به رعايت صرفه جويی دعوت مینمايند و میفرمايند: خرجهای گزاف | ||
| + | نداشته باشيد؛ تشريفات و ريخت و پاش نداشته باشيد. خود آقا هم در زندگی خصوصی شان، دقيقا همين | ||
| + | طور عمل می كنند. معظم له نه حقوق از جايی دريافت می كنند و نه از وجوهاتی كه از اطراف و اكناف خدمت | ||
| + | ايشان میآيد، برای زندگی شخصی خود استفاده می كنند. فرزندان آقا هم همين طور زندگی ميکنند و همين | ||
| + | سادگی و ساده زيستی را دارند. 2 | ||
| + | |||
| + | - -1سردار سید رحیم صفوی | ||
| + | -2حجت الاسلام والمسلمین محمدي گلپایگاني | ||
| + | |||
| + | ====شام رئيس جمهور==== | ||
| + | |||
| + | « در اوايل رياست جمهوری آيت الله خامنه ای، يک شب ديداری با ايشان داشتم. صحبت به درازا كشيد، | ||
| + | معظم له فرمودند: شام پيش ما بمان. من از اين دعوت خوشحال شدم؛ زيرا میتوانستم مدتی بيش تر در | ||
| + | خدمت ايشان باشم. آقا فرمودند: من نمیدانم شام چی داريم يا اصلا به اندازه ما دو نفر شام هست يا نه ؟ | ||
| + | به هر حال، هر چه باشد با هم می خوريم. از همان دفتر كار به منزل تلفن زدند و با خانواده صحبت كردند | ||
| + | و گفتنــد: خانم، شــام چــی داريم ؟ فلانی پيش ماســت و من گفتهام كه هر چه باشــد با هم می خوريم. | ||
| + | ازجوابهای آيت الله خامنه ای، احساس كردم كه در منزل به اندازه يک نفر شام كنار گذاشتهاند. آقا فرمودند: | ||
| + | عيبی نداره ! هر چه هست برای ما بفرستيد، قدری هم پنير و ماست همراهش كنيد. پس از گذشت حدود | ||
| + | يک ربع، يک بشقاب برنج ساده با يک كاسه كوچک خورشت معمولی خيلی متوسط و مختصر آوردند. قدری | ||
| + | هم شايد نان و پنير و ماست همراه آن بود. آنها را نصف كرديم و با هم خورديم. من در دلم وبعدها زبانم، | ||
| + | هزار مرتبه خداوند را به ســبب نعمت انقلاب اسلامیشــکر كردم كه چنين تحولی در كشور ايجاد كرد. در | ||
| + | دســتگاه طاغوت – در قبل از انقلاب – چه جاه و جلال و تجمل و اســراف و تبذيری وجود داشــت و امروز | ||
| + | رئيس جمهور چه ساده زندگی میكند. 1 | ||
| + | |||
| + | ====گوشت كوپنی==== | ||
| + | |||
| + | مصرف گوشــت خانه آيت الله خامنه ای درزمان رياســت جمهوری تنها از طريق كوپن بود. ايشان در آن | ||
| + | زمان به من فرمودند: من تا كنون غير از همان گوشت كوپنی كه به همه مردم داده می شود گوشت ديگری | ||
| + | از بازار نخريده ام. امروز هم زندگی ايشان مثل زندگی مردم محروم و مستضعف است.2 | ||
| + | |||
| + | -1دكتر غلام علی حداد عادل | ||
| + | -2حضرت آیت الله مصباح یزدی | ||
| + | |||
| + | ====همان زيلوها را بياوريد==== | ||
| + | |||
| + | مقداری زيلو در خانه مقام معظم رهبری بود. آنها را جمع كرديم و فروختيم و يک مقدار هم پول از مال | ||
| + | شخصی خودم روی آنها گذاشتم؛ تا به جای آن زيلوها، برای منزل آقا فرشی تهيه كنيم. وقتی زيلوها را عوض | ||
| + | كرديم و فرشها را پهن نموديم، آقا تشريف آوردند و فرمودند: اينها ديگر چيست؟ گفتم: زيلوها را عوض | ||
| + | كرديم. فرمودند: اشتباه كرديدكه عوض نموديد. برويد همان زيلوها را بياوريد. اصرار را بی فايده ديدم و با | ||
| + | هــزار مکافــات رفتم و زيلوها را پيدا كردم و توی خانه انداختــم. زيلوهايی كه واقعا به آنها نگاه میكردی، | ||
| + | میديدی كه نخشان درآمده و ساييده شده اند.1 | ||
| + | |||
| + | ====ميز و صندلی==== | ||
| + | |||
| + | زندگی شخصی آقا از سادگی و سلامت خاصی برخوردار است. اين سادگی به زندگی نزديکان ايشان نيز | ||
| + | سرايت كرده است. آقا و فرزندانش اهل تجملات نيستند. همين اعتقاد آنان را از سوء استفاده از مقام و موقعيت | ||
| + | بازداشته است. من اين سادگی را در منزل ايشان به تماشا نشستم. روزی معظم لَه مرا به كتابخانه خود دعوت | ||
| + | كردند، من درآن جا يک ميز ساده و قديمیديدم. در كنار ميز نيز يک صندلی كهنه بود. آن ميز وصندلی مربوط | ||
| + | به قبل از انقلاب بود. مقام معظم رهبری در كتابخانهی ســادهی خود هنوز از همان ميز و صندلی اســتفاده | ||
| + | می كنند. (آيت الله سيدمحمودهاشمی شاهرودی) | ||
| + | |||
| + | - -1سردار شهید نورعلی شوشتری | ||
| + | |||
| + | ====روی موكت زندگی می كنند==== | ||
| + | |||
| + | برخود واجب میدانم شهادت دهم زندگی داخلی آيت الله خامنه ای، نه از باب اينکه رهبر عزيز انقلاب ما | ||
| + | به اين حرفها نياز داشــته باشــند، بلکه وظيفه خود میدانم تا اين مهم را به مردم مسلمان و انقلاب ايران | ||
| + | بگويم. من از داخل منزل ايشان مطلع هستم، مقام معظم رهبری در خانه، بيش از يک نوع غذا بر سر سفره | ||
| + | ندارند، خانواده معظم له روی موكت زندگی می كنند. روزی به منزل ايشان رفتم، يک فرش مندرس آنجا | ||
| + | بود، من از زبری فرش به موكت پناه بردم. | ||
| + | |||
| + | در ملاقاتی كه مقام معظم رهبری با حاج احمد آقای خمينی داشــتهاند، ايشان میفرمايند: حضرت امام | ||
| + | بارها از جنابعالی به عنوان مجتهدی مسلم و بهترين فرد برای رهبری نام بردند.1 | ||
| + | |||
| + | ====مگر پزشک خصوصی نداريد==== | ||
| + | |||
| + | « من در آن زمان نمايندهی مجلس شــورای اســلامیبودم، همســرم يکی ازبچهها را نزد پزشک برد و | ||
| + | درمطب دكتر، همســر مقام معظم رهبری را ملاقات كرد. ايشــان نيز يکی از فرزندان خود را برای مداوا به | ||
| + | آنجا آورده بودند. كسی نمیدانست كه ايشان كيست ! چون نوبت به همسر آقا رسيد؛ به اتاق پزشک مراجعه | ||
| + | كردند. دكتر پس از معالجه فرزند مقام معظم رهبری گفت: برای مداوای فرزندتان روزی يک ليوان لعاب | ||
| + | برنج به او بدهيد. همسر مقام معظم رهبری گفت: ما چنين امکاناتی نداريم، پزشک كه ايشان را نمیشناخت | ||
| + | و گفت: مگر امکان دارد در خانهای برنج نباشد ؟ همسر مقام معظم رهبری فرمود: آقای ما اجازه نمیدهد | ||
| + | كه در خانه، غير از برنج كوپنی استفاد كنيم و آن هم كفاف خوراک ما را بيش از يک بار در هفته نمیدهد».2 | ||
| + | |||
| + | - -1مرحوم حاج احمد آقای خمینی | ||
| + | -2سید علي اكبر طاهایي | ||
| + | |||
| + | ====زندگی پدر و مادر رييس جمهور==== | ||
| + | |||
| + | در زمان رياست جمهوری حضرت آقا، روزی در دفتر كارشان بودند | ||
| + | كه تلفن زنگ میزند، مادر ايشــان پشت خط بودهاند، وقتی حضرت | ||
| + | آقا گوشی را بر میدارند، با خندهی مادرشان رو به رو میشوند. علت | ||
| + | را كه جويا میشوند، مادرشان میگويد: چند روزی است كه در خانه | ||
| + | هيــچ نداريم، پدرت هم پولی ندارد. خنده ايشــان بــرای پول و غذا | ||
| + | نداشتن پدر و مادر يک رئيس جمهور بود. 1 | ||
| + | |||
| + | ====خانهای كوچک و غذايی ساده==== | ||
| + | |||
| + | زمانی كه مقام معظم رهبری در ايرانشهرتبعيد بودند، در ساختمانی | ||
| + | كه يک اتاق و يک آشپزخانه داشت زندگی می كردند. | ||
| + | |||
| + | همين مکان كوچک هر روز پذيرای تعداد زيادی از مهمانانی بود كه | ||
| + | از راههای دور و نزديک به آن جا میآمدند. | ||
| + | |||
| + | من هم توفيق داشتم كه در آن روزها به ديدن ايشان بروم. چون به | ||
| + | ايرانشــهر رفتم وآقا را زيارت كردم، ديدم كه تک و تنهايند و كســی | ||
| + | كمک كار ايشان نيست. | ||
| + | |||
| + | تصميم گرفتــم چند روز در آنجا بمانم و بــه معظم لَه كمک كنم. | ||
| + | درتمام روزهايی كه من درمحضر آقا بودم، غذای ايشــان و مهمانها | ||
| + | سيب زمينی، نيمرو و تخم مرغ آب پز بود.2 | ||
| + | |||
| + | -1حجت الاسلام مسیح مهاجري | ||
| + | -2حجتالاسلام و المسلمین سید علي اصغر باقيزاده | ||
| + | |||
| + | ====برای مردن هيچ مشكلی ندارم==== | ||
| + | |||
| + | حجت الاسلام و المسلمين ناطق نوری: با رهبر معظم انقلاب در محوطهی دفتر قدم میزديم، به معظم | ||
| + | له عرض كردم چرا رساله نمیدهيد ؟ ايشان فرمودند: بار بيش تر بر عهدهام نگذاريد. من برای مردن هيچ | ||
| + | مشکلی ندارم، الا اين كه مقدار. ... تومان ( رقم بسيار كمی) به فلانی بدهکارم. آن را بدهم، برای مردن | ||
| + | آمادهام. | ||
| + | |||
| + | =====حجت الاسلام راشد يزدی==== | ||
| + | |||
| + | من از افتخاراتم اين است كه هشت ماه در جايی كه آقا تبعيد بودند، به آنجا تبعيد شدم. در آنجا ايشان به | ||
| + | من درس میداد. يکبار به اتفاق ايشــان مشغول بحث بوديم كه دو نفر عالم در زدند و خواستند وارد شوند. | ||
| + | قرار شد به مدت بيست دقيقه، آقا اين بحث را تمام كند و بعد با آن بزرگوران سخن بگويد. در اين مدت آن | ||
| + | دو بزرگوار مبهوت استدلالات ايشان شدند و بعد چندين مرتبه تقدير كردند. | ||
| + | |||
| + | آنموقع، برای ايشــان هديه میآوردند و آقا نمیپذيرفتند. يکبار به ايشان گفتم با اين نپذيرفتنها باعث | ||
| + | میشويد كه ما هم به خاطر شما بسوزيم. | ||
| + | |||
| + | در قبل از تبعيد اينگونه بودند، الان هم همين گونهاند. ايشان از سهم امام، خمس و … استفاده نمی كنند. | ||
| + | تمام مايملک اين مرد يک خانه گلی در مشهد بود و بعد آن را فروخت و با كمیقرض خانهای در خيابان ايران | ||
| + | خريد. پاسداراني كه خانه ندارند، براي مدتي در آن زندگي ميكنند. | ||
| + | |||
| + | يکبار به ايشان گفتم نرفتهايد ديدن خانواده شهدا؟ ايشان گفتند: “چند وقت پيش ديدن يکی از خانوادههای | ||
| + | شهدا در شهرری رفتم. پدر شهيد بعد از خوشآمدگويی به من گفت: خواهشی دارم كه نبايد نه بگوييد. گفتم: | ||
| + | هر كاری از دســتم برآيد انجام میدهم. گفت: من دو پســر دارم كه آنها خانه ندارند، كاری كنيد كه آنها | ||
| + | صاحب خانه شوند. | ||
| + | |||
| + | گفتم: من چهار تا پســر دارم، هر چهارتای آنها در خانهای اجارهای زندگی می كنند. بعد كه از خانهشــان | ||
| + | بيرون آمدم، گفتم پرسوجو كنند كه آيا میتوانند كرايه و اجاره بدهند، كه به من خبر دادند آنها سوپرماركت | ||
| + | دارند و میتوانند اجاره دهند. “ | ||
| + | |||
| + | تمام چيزهايی كه به مقام معظم رهبری هديه دادهاند، ايشان به موزه حضرت رضا(ع)تقديم كردهاند. هيچ | ||
| + | چيزی برای خودشان نگهنمیدارند. | ||
| + | چندی قبل به همراه يکی از فرزندان آقا به مراسمیدر كيش دعوت شديم. در برگشت چند دست سرويس | ||
| + | كامل ظروف به ما هديه دادند. بعد از چند روز وقتی به ديدن آقا رفتم ايشان در مورد هديه گفتند: “نه به درد | ||
| + | ما میخورد نه به درد مهمانهای ما ” و بعد قرار شد آن را بفروشند و پولش را به فقيران بدهند. | ||
| + | |||
| + | يکبار در مراسمیچند خانواده، به محضر رهبری آمده بودند و با ايشان ديدار داشتند و ما هم حضور داشتيم. | ||
| + | حاج ناصر، چايی برای مهمانان آورد. به من كه رسيد، گفتم قند برايم ضرر دارد، اگر امکان دارد خرما بياور. او | ||
| + | در نعلبکی خرما گذاشت و برايم آورد. وقتی خرما را به پسر آقا تعارف كردم، پسر حضرت آقا گفتند: من خرما | ||
| + | نمیخورم؛ خرما برای مهمان آقا است. معلوم نيست جايز باشد من هم از آنها بخورم. | ||
| + | |||
| + | يکبار خانم آقا به كربلا رفته بود، دختران من وقتی به حضور ايشــان رســيدند، خانم آقا گفته بود: من از | ||
| + | سيزده سالگی خرج سفر كربلا را كنار گذاشتم تا اينکه حالا توانستم يکبار كربلا بروم. | ||
| + | |||
| + | آقای رفيقدوســت در كنار مصلی يک عمارتی بهعنوان مقر رهبری ساخت، آقا از آنجا بازديد كردند، ولی | ||
| + | نرفتند. | ||
| + | |||
| + | يکی از آنها به من گفت: به آقا بگو هوای آنجا بهتره و چند دليل ديگر. وقتی من به حضرت آقا گفتم، آقا | ||
| + | فرمود: من يازده سال است اينجا هستم و در اي ً ن مدت اصلا احساس هوای بد نکردم، من با بقية مردم هيچ | ||
| + | تفاوتی ندارم. من هم مثل بقيه. | ||
| + | |||
| + | ====حجت الاسلام مروی==== | ||
| + | |||
| + | ما قبل از انقلاب به منزل ايشان رفت و آمد داشتيم، منزل آقا پاتوق بسياری از طلاب و دانشجويان بود و | ||
| + | ما هم زياد آنجا میرفتيم، من میتوانم شهادت بدهم منزل ايشان هيچ تفاوتی با قبل از انقلاب نکرده است. | ||
| + | خود آقا تعريف می كردند كه خانوادة ما يکوقت رفته بودند منزل برخی از مسئولين ديده بودند دور تا دور | ||
| + | اتاق پشتی قاليچهای گذاشتهاند و بعد می ً فرمودند واقعا چه لزومیدارد كه خانه پشتی قاليچهای داشته باشد، | ||
| + | آيا نمی شود با پشتی معمولی زندگی كرد. | ||
| + | |||
| + | سيزده يا چهارده سال قبل يکی از مسئولين كه میخواست آپارتمانی به قيمت 20ميليون تومان در تهران | ||
| + | بخرد و نامهای به من داد كه به دســت رهبری برســانم، نامه را كه به آقا دادم نگاهی ك ً ردند و گفتند واقعا | ||
| + | نمی شود اين خانه را ارزان ً تر بخرد، اصلا چه لزومیدارد منزل بيست ميليون تومانی بگيرد، بعد به من گفتند | ||
| + | “میترسم در حکومت و جامعه ما طبقه جديدی از مرفهين ايجاد شود كه به بيتالمال هم دستاندازی كنند.“ | ||
| + | خود آقا میگفتند ما در كل خانه تنها يک فرش دستباف داريم كه جهيزية همسرم بوده كه نگه داشتهايم | ||
| + | و بقية خانه موكت است. | ||
| + | |||
| + | قبلتر دفتر كار رهبری بالا بود و منزلشان طبقة پايين، ايشان تعريف می كردند “گاهی من ظهرها پايين | ||
| + | میرفتم تا يک يا دو ساعتی پيش خانواده باشم و كار را هم انجام دهم. به خاطر كمردردی كه دارم گفتم يک | ||
| + | مبل دو نفره خريدند و آن را بردند منزل. شب كه رفتم خانه ديدم خانواده مبل را دم در گذاشتهاند. گفتم برای | ||
| + | چی اين را گذاشتيد دم در. خانمم گفت كه آقا زندگی ما تا حالا طلبگی بوده، اين هم به زندگی ما نمیخورد. | ||
| + | |||
| + | توضيح دادم كه اين مبل برای كار است كه وقتی خانه هستم بتوانم هم كنار شما باشم هم بتوانم به كارها | ||
| + | برسم كه با كلی اصرار خانواده پذيرفتند، ولی گفتند فقط همين يکی را تحمل میكنيم نه بيشتر “. | ||
| + | خانواده ما تعريف می كردند در مهمانی هايی كه گاهی خانواده آقا هم حضور دارند خانواده رهبری سادهترين | ||
| + | لباسها را به تن دارند و سادهترين لباس را همسر آقا میپوشند، خود حضرت آقا هم همواره سادهترين لباسها | ||
| + | را به تن می كنند و سعی می كنند لباسها با كمترين قيمت تهيه شود. | ||
| + | |||
| + | آيت الله خامنه ای به برخی مســئولين تأكيد می كردند كه هدايايی كه از خارجیها میگيريد و گرانقيمت | ||
| + | است مال بيتالمال است نه مال خودتان؛ برای مثال به يکی از معاونين وزرا يک بنز گران قيمت هديه داده | ||
| + | شــده بود كه آقا گفته بود اينها در برابر هدايايی اســت كه از بيتالمال میبريد، پس مال بيتالمال اســت، | ||
| + | هدايايی را هم كه به خودشان داده می شود يا به آستان قدس می دهند يا پخش می كنند. | ||
| + | |||
| + | يکبار يکی از سران عرب چهار يا پنج عبای گرانقيمت به آقا داده بود و آقا عباها را به من دادند و گفتند | ||
| + | اين را ببر قم بفروش از پولش چهارده و يا پانزده عبا بخر بده به طلاب. | ||
| + | |||
| + | چند ســال قبل شب عيد فطر دفتر بوديم برای استهلال و كارهای آن، | ||
| + | نماز را به امامت ايشان خوانديم. بعد از نماز گفتند افطار را برويم منزل ما و | ||
| + | ما تعارف كرديم كه نه، اگرچه تمايل داشتيم كه برويم. ايشان اصرار كردند | ||
| + | كه نه، بياييد منزل ما. ما هم رفتيم، سر سفره چای بود و نان و پنير و ظرفی | ||
| + | حلوا، ما با اين غذاها خودمان را سير نکرديم كه برای غذای اصلی جا داشته | ||
| + | باشيم، به اشاره از خادم آقا كه پيرمردی است پرسيديم خبری هست، گفت: | ||
| + | نه، همين غذاست. | ||
| + | |||
| + | وقتی آقا رفتند اين خادم گفت خانواده آقا رفتهاند مشهد و برای خانه يک | ||
| + | ظرف بزرگ حلوا درست كردهاند. افطار همين را هر شب می خوريم، دربارة | ||
| + | سحری پرسيديم، گفت “هر شب من يک آبگوشتی برای سحر بار میگذارم | ||
| + | و سحر با آقا می خوريم. “ | ||
| + | |||
| + | مسئول حوزه هنری سازمان تبليغات، يکبار تعريف میكرد حدود بيست | ||
| + | تا سی جلد كتاب از مجموعههايی را كه جديد منتشر شده برای آقا فرستاده | ||
| + | است و ايشان بعد از چند ماه كتابها را در حالیكه برای همة آنها حاشيه | ||
| + | نوشته بودند، پس فرستادند. | ||
| + | |||
| + | ===درسی برای خواص، | ||
| + | الگويی برای جوانان=== | ||
| + | |||
| + | ====ماجراي ازدواج فرزند حضرت آقا غلامعلي حداد عادل==== | ||
| + | |||
| + | در سال 77يک خانمیزنگ زده بود منزل ما كه میخواهيم برای خواستگاری بياييم منزل شما. خانم ما | ||
| + | گفته بود كه بچه ما فعلا سال چهارم دبيرستانه و میخواهد كنکور بده. اون خانم گفته بود كه حالا نمیشه | ||
| + | ما بياييم دختر را ببينيم. خانم ما گفته بودند نمیشه. خانم ما گفته بود اصلا شما خودتان را معرفی كنيد من | ||
| + | نمیدونم چه كسی میخواهد بيايد. اون خانم گفته بود من خانم مقام رهبری هستم... | ||
| + | |||
| + | خانم ما از هولش دوباره سلام و عليک كرده بود و گفته بود ما تا حالا هر كسی آمده بود رد كرديم، صبر | ||
| + | كنيد با آقای دكتر صحبت میكنم بعد شما را خبر میكنم. بعدا تماس گرفتند كه ما حرفی نداريم شايد اينها | ||
| + | آمدند نپسنديدند و برای اينکه دختر هوايی نشود بهتر است هماهنگی كنيم بيايند در دبيرستان بچه را ببينند | ||
| + | بچه هم متوجه نشــود چه كســی آمده او را ببيند و قرار گذاشــتيم در دفتر دبيرستان كه خانم من هم مدير | ||
| + | دبيرستان هدايت هم بود، ساعتی را خانم هماهنگ كرد و خانم آقا تشريف آوردند و در دفتر نشسته بود و گفته | ||
| + | بود كه من با دخترم صحبت میكنم وقتی كه صدايش كردند بعد شما او را ببينيد، او را ديدند دختر هم رفت | ||
| + | ســر كلاس، خانم آقا هم رفتند. چند روز گذشــت كه من برای كاری خدمت آقا رفتم و گفتند خانم استخاره | ||
| + | كردند خوب نيامده و بعدا گفتم كه خدا را شکر كه دختر ما نفهميد كه به روحيه اش لطمه بخورد. | ||
| + | |||
| + | يک سال از اين قضيه گذشت و دوباره خانواده آقا زنگ زدند كه دوباره میخواهيم بياييم. خانم ما گفته بود | ||
| + | خانم چی شده دوباره میخواهيد بياييد. آقا گفته بود كه خانم ما به استخاره خيلی اعتقاد دارد و خوب نيامده | ||
| + | خانم آقا گفته بود چون دخترتان دختر خوبی است و نمیتوانستيم بگذريم و دختر محجبه و فرهيخته و خوبی | ||
| + | است دوباره استخاره كردم و خوب آمد، اگر اجازه بدهيد بياييم. در آن موقع دخترمان ديپلم گرفته بود و كنکور | ||
| + | شــركت كرده بود. آمدند و وقتی مقدمات كار فراهم شــد، قرار گذاشتيم پسر آقا و مادرش بيايند منزل ما و با | ||
| + | يک قواره پارچه به عنوان هديه كه عروس را ببينند و گفت وگو كنند، آمدند و نشستند صحبت كردند و وقتی | ||
| + | آقا مجتبی رفتند از دخترم پرسيدم نظرتان چيست؟ | ||
| + | |||
| + | ايشــان موافــق بودند به او گفتم خوب فکرهايت را بکن بعد از چنــد روز رفتم پيش آقا، آقا فرمودند داريم | ||
| + | خويش و قوم میشويم، گفتم چطور! گفتند اينها آمدند و پسنديدند و در گفتوگو به نتيجه رسيدهاند، گفتند | ||
| + | نظر شما چيست؟ گفتم آقا اختيار ما دست شماست آقا گفتند نه بالاخره شما دكتر و استاد دانشگاهيد و خانمتان | ||
| + | هم همينطور وضع زندگی شما وضع مناسبی است ولی ما اينجور نيست. | ||
| + | |||
| + | و اگر بخواهم تمام زندگيم را بار كنم غير از كتابهايم، يک وانت بار می شود، اينجا هم دو تا اتاق اندرون | ||
| + | داريم و يک اتاق بيرونی كه آقايان و مسوولين میآيند و با من ديدار می كنند من پول ندارم كه خانه بخرم | ||
| + | يــک خانه اجــاره كردهايم كه يک طبقه را مصطفی و يک طبقه را مجتبی زندگی میكند، شــما با دخترت | ||
| + | صحبت كن كه خيال نکند میخواهد عروس رهبر شود يک چيزهايی در ذهنش نباشد. ما يک زندگی اين | ||
| + | جوری داريم شما اين جوری زندگی نکردهايد، نسبتا زندگی خوبی داريد خونه داريد، زندگی داريد حالا بخواهد | ||
| + | وارد يک زندگی اين جوری شود مشکله. مجتبی معمم هم نيست میخواهد روحانی شود برود قم درس بخواند | ||
| + | زندگی بکند همه را بگو تا بداند. من آمدم با دخترم صحبت كردم و ايشــان هم قبول كرد. برگشــتيم و وارد | ||
| + | مراحل بعدی شديم آقا يک خانهای قبل از رياست جمهوریشان داشتند توی جنوب تهران ايشان آن را اجاره | ||
| + | دادهاند و خرج زندگیشان را از آن در میآورند. ايشان حقوق بابت رهبری نمیگيرند و از وجوهات هم استفاده | ||
| + | نمی كنند. | ||
| + | |||
| + | خلاصه برای مراسم عقد، مهريه و اينها گفتيم كجا برگزار كنيم آقا فرمودند اولا سر مهريه و هر چی اختيار | ||
| + | دختر شما باشد همان را مهريه دختر بذارين ولی من چون برای مردم خطبه عقد میخوانم و اين سنت من | ||
| + | بوده كه بيش از 14ســکه عقد نمیخوانم تا حالا هم نخواندم اگه بخواهيد میتوانيد بيشــتر از 14سکه هم | ||
| + | بذارين ولی من عقد را نمیتونم بخونم چون تا حالا برای مردم نخوندم برای عروسم هم نمیخونم بريد يک | ||
| + | آقای ديگر عقد را بخواند اشکالی هم ندارد از نظر من اشکالی نداره. ما گفتيم نه آقا اين كه نمیشه ولی باشه | ||
| + | حالا من صحبت میكنم با مادرش فکر نمیكنم مخالفتی داشته باشد. گفتند میتونيد مراسم عقد را در تالار | ||
| + | بگيريد ولی من نمیتونم شركت كنم گفتم آقا هر جور شما صلاح میدانيد. فرمودند میخواهيد اين دو تا و | ||
| + | يک اتاق بيرونی را با هم حساب كنيد چند نفر زن و مرد میشوند نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما | ||
| + | دعوت میكنيم ما نگاه كرديم كلا اينجا 150الی 200نفر بيشتر جا نمیگيرد ما حتی قوم و خويشهای درجه | ||
| + | اولمان را نمیتوانســتيم دعوت كنيم گفتيم باشــد خلاصه تعدادی از اقوام نزديک را دعوت كرديم و آقا هم | ||
| + | همين طور از غير فاميل نيز آقا، آقای خاتمیرييس جمهور و آقای هاشمیو آقای ناطق نوری و روسای سه | ||
| + | قوه و دكتر حبيبی را دعوت فرمودند يک رقم غذا نيز درست كرديم. | ||
| + | |||
| + | قبل از اين قضيه صحبت بازار مطرح شد پسر آقا گفت كه نه من انگشتر میخواهم نه ساعت میخواهم | ||
| + | نه چيز ديگری، من هم گفتم حداقل يک حلقه كه میگيرد. آقا گفتند چه كار كنم مجتبی گفت كه نمیخواهم. | ||
| + | بعد آقا يک انگشتر عقيق داشت گفتند اين انگشتر را يکی برای من هديه آورده اگر دخترتون قبول میكند | ||
| + | من اين رو هديه میدهم به اون. اون به عنوان حلقه هديه بده به مجتبی گفتيم باشد خلاصه آقا رفت انگشتر | ||
| + | را آورد و گرفتيم و رفتيم و به دست مجتبی هم گشاد بود داديم يک انگشترسازی و 600تومان هم داديم تا | ||
| + | انگشتر را كوچکش كند خلاصه خرج حلقه دامادمان شد 600تومان اين شد حلقه داماد. به آقا گفتم تو همه | ||
| + | اين مسائل احتياط كرديم ديگر لباس عروس را بسپار به دست ما آقا فرمودند ديگر آنرا طبق متعارف حساب | ||
| + | كنيم ما داشتيم تو همان ايام عروسی میگرفتيم و يک لباس عروس داشتيم كه برای عروسمان سفارش داده | ||
| + | بوديم بدوزند خلاصه قبل از آنکه عروسمان استفاده كند همان شب دخترمان استفاده كرد آقا گفتند من يک | ||
| + | فرش ماشينی میدهم شما هم يک فرش و مراسم برگزار شد. | ||
| + | |||
| + | برای عروسی هم دو تا پيکان از ما بود و دو تا پيکان هم از اقوام آقا مراسم در خانه ما طول كشيد. تا آمدند | ||
| + | عروس را ببرند خانواده آقا هم آمده بودند. فقط آقا نتوانســته بودند بيايند. مراســم تا حدود ساعت يک طول | ||
| + | كشيده بود تا اينکه ما عروس را آورديم خانه ديديم آقا همينطور بيدار نشستهاند منتظرند كه عروس را بياورند | ||
| + | گفتند من اخلاقا وظيفه خود میدانم برای اولين بار كه عروسمان قدم میذاره تو خونه ما تو فاميل ما من هم | ||
| + | بدرقهاش كنم هم به اصطلاح خوش آمد بگم. ما تعجب كرده بوديم فکر نمیكرديم آقا تا اون موقع شــب | ||
| + | بيدار باشند به خاطر اينکه عروسش را میخواهند بياورند. خانواده آقا چون اون شب سرشون شلوغ بود غذا هم | ||
| + | به آقا نداده بودند. آقا گفتند كه آقای دكتر امشب شام هم نداشتيم من يکی از اين پاسدارها را صدا كردم گفتم | ||
| + | شما خوردنی چيزی نداريد يکی از پاسدارها گفت غير از يک كمینون چيز ديگه نداريم آقا فرموده بودند بياور | ||
| + | حالا يک چيزی می خوريم بعد هم كه دختر وارد شد آقا نشستند و چند دقيقه ای برايشان در مورد تفاهم در | ||
| + | زندگی و شرايط و اهميت زندگی زناشويی صحبت كردند و تا پای در خونه عروس را بدرقه كردند، خوش آمد | ||
| + | گفتند بعد برگشــتيم حالا رعايت اداب حتی تا چنين جايگاهی، اينها از بركت انقلاب اسلامیاز بركت خون | ||
| + | شــهدا اســت. ايشان دستور دادند حتی از ريزترين وسايل دفتر چون مال بيت المال است استفاده نشود. حتی | ||
| + | وقتی مشکل وسيله نقليه هم پيش آمد اجازه ندادند از وسايل دفتر استفاده شود. | ||
| + | |||
| + | ===دوست تنهایی رهبر=== | ||
| + | |||
| + | اولين نکته اين اســت كه قلمرو علايق مطالعاتی ايشان خيلی رسمیو منطبق بر حوزه مطالعات متعارف | ||
| + | روحانيون نيست. | ||
| + | |||
| + | آقای خامنه ای غير از فقه و اصول و معارف اسلامیكه در سنت تحصيلی ايشان، رسمیو درسی بوده و | ||
| + | جزء مطالعات تحقيقی و پژوهشی ايشان به حساب میآيد، ازابتدای زندگی ميدان وسيعی را برای مطالعه پيش | ||
| + | چشم داشته اند؛ همين قلمروهای مطالعاتی هم پيکره اصلی كتابخانه شخصی ايشان را شکل می دهند. | ||
| + | |||
| + | اين قلمرو مطالعاتی اولا شامل ادبيات می شود كه بخشی از مطالعات ايشان را شکل میدهد. خصوصا شعر | ||
| + | كه ايشان برای آن اهميت زيادی قائل هستند و در درک لطايف و ظرائف شعری هم استاد هستند؛ نقد شعر | ||
| + | میدانند و از جوانی در مشهد در حلقههای شعر خوانی و نقد شركت می كردند. حوزه ديگر مطالعات ايشان | ||
| + | ادبيات داستانی ايرانی و خارجی است، اعم از داستان بلند يا داستان كوتاه. شايد بی سابقه و بی نظير باشد | ||
| + | كه يک مجتهد و مرجع و فقيه از چهل پنجاه سال پيش رمانهای بزرگی مثل «دن آرام »شوخولف با ترجمه | ||
| + | به آزين و يا آثار رومن رولان مانند «جان شيفته» را خوانده باشد و نسبت به آنها ارزيابی دقيقی داشته باشد. | ||
| + | |||
| + | قلمرو ديگر مطالعاتی ايشــان آثار روشنفکری دوران معاصراست؛ با همه آن طيف وسيعی كه روشنفکری | ||
| + | دارد. از آن هايی كه نسبت به دين و مذهب و انقلاب نظر منفی دارند تا آن هايی كه نزديک و طرفدار اين | ||
| + | مسايل هستند. | ||
| + | |||
| + | حوزهی ديگر مطالعاتی ايشان، تاريخ است؛ مخصوصا تاريخ ايران. چون علاقه بارزی به مطالعه تاريخ و | ||
| + | سرگذشت اشخاص و اقوام و برداشت و بهره بردای خاص و مناسب از آن دارند. آقای خامنه ای شناخت قابل | ||
| + | توجهی از رجال و افراد موثر در تحولات معاصر – دوران قاجار و بعد از آن تا به امروز دارند. | ||
| + | |||
| + | از ديگر حوزههای مطالعاتی رهبر انقلاب، تاريخ شفاهی به خصوص آثار بر آمده از انقلاب اسلامیاست؛ | ||
| + | اعم از كتب مربوط به انقلاب و دفاع مقدس و. .. اشاره كنم. فارغ از مطالعه كتابهای به روز سياسی، ايشان | ||
| + | توجه خاصی به آثار و كتب علمیو اسلامی، مطالعات مرتبط با سيره وفلسفه دارند و مجلات گوناگون علمی، | ||
| + | فرهنگی و پژوهشی در حوزههای مختلف را هم با علاقه و جديت می خوانند.1 | ||
| + | |||
| + | ====توسعه بخش عرصه ی هنر==== | ||
| + | |||
| + | ناصــر فيض، شــاعر طنز پردازی كــه اكثر ماههای | ||
| + | رمضان در جمع شــاعران كشــور در محضر مقام معظم | ||
| + | رهبری حضور میيابد و بارها گل لبخند را بر لبان ايشان | ||
| + | نشــانده اســت، میگويد: اگر به هر دليلی نتوانم در اين | ||
| + | محفل ادبی حاضر شــوم، احســاس زيان میكنم؛ زيرا | ||
| + | ايشــان از كســانی هســتند كه مقام هنــر را به خوبی | ||
| + | میشناسند. در كشور ما، با توجه به معظم له، طنز در | ||
| + | ادبيات مانگار شــد و مسئولين با تلخی هايی كه طنز بر | ||
| + | آنها تحميل میكند، كنار امدند. توجه رهبری به طنز، | ||
| + | اين هنر را توسعه بخشيده و باعث شده كه در بخشهای | ||
| + | اجتماع، تحمل و مدارا و مهربانی كه از اين سبک ادبی | ||
| + | حاصل میگردد بهتر و بيشتر توسعه يابد. 2 | ||
| + | |||
| + | - -1غلامعلی حداد عادل | ||
| + | - -2ماهنامه فرهنگ و ادبیات مقاومت، ضمیمه شماره ،61ص155 | ||
| + | |||
| + | ====قربان جملات آهنگينت بروم==== | ||
| + | |||
| + | علاوه بر اين ادبيات روی خطاب و سخن ايشان اثر گذاشته؛ مقايسه كنيد سخنان رهبر | ||
| + | را با سخنان ديگران. علی الخصوص اگر دقت كنيد روی جملات آهنگين ايشان كه بسيار | ||
| + | اديبانه است.وقتی انسان با سبک ادبی صحبت كند، در اعماق شعور انسانها نفوذ میكند | ||
| + | و تاثير میگذارد. يادم میآيد من از ايشان شنيدم كه میفرمودند: من يک روز سخنرانی | ||
| + | میكردم، مرحوم باهنر همين طور به من نگاه میكرد ! وقتی كه يک خورده من مکث | ||
| + | كردم، گفت: « قربان جملات آهنگينت بروم». هر كسی كه ذوق ادبی داشته باشد، واقعا | ||
| + | احســاس میكند كه ايشــان فارغ التحصيل يک مدرســه ادبی فوق العاده است. ايشان | ||
| + | كتابهای بلاغت را هم خوب خوانده، و از شاگردان اديب دوم بوده است. | ||
| + | |||
| + | ايشان به ادبيات فارسی اكتفا نکرد بلکه به ادبيات عرب هم پرداخت. روزی محمدمهدی | ||
| + | جواهری آمدخدمت آقا. اين شاعر بزرگ عرب كه تقريبا 94سال عمر داشت؛ وقتی كه | ||
| + | فهميد آقا اين همه مطالعات دارند و ديوان و خاطرات جواهری را كامل و دقيق خواندهاند، | ||
| + | مــات و مبهوت مانــد و فرياد زد: دوران حکومت صاحب بن عبــاد و ابن عميد به ايران | ||
| + | برگشته است. ميدانيد كه اين دو، وزير و حاكم فوق العادهای بودند كه تبحر ادبی عجيبی | ||
| + | داشتند.1 | ||
| + | |||
| + | -1نقل از استاد محمد آذرشب | ||
| + | |||
| + | ===سروده های | ||
| + | امام خامنه ای حفظه الله=== | ||
| + | |||
| + | ====سرخوش زسبـوی==== | ||
| + | |||
| + | سرخوش زسـبـوی غم پنهــانی خويشم | ||
| + | |||
| + | چون زلف تو سـرگرم پريشـانی خويشـم | ||
| + | |||
| + | در بـزم وصال تـو نگـويـم زكـم و بيـش | ||
| + | |||
| + | چون آينـه خو كـرده به حيرانی خويشـم | ||
| + | |||
| + | لـب بــاز نكـردم به خروشــی و فغـانی | ||
| + | |||
| + | مـن محـرم راز دل طـوفــانـی خويشـم | ||
| + | |||
| + | يک چند پشـيمان شـدم از رندی و مستی | ||
| + | |||
| + | عمری اسـت پشيمان زپشـيمانی خويشم | ||
| + | |||
| + | از شـوق شـكرخند لبـش جان نسپـردم | ||
| + | |||
| + | شـرمنـده جانـان ز گران جانـی خويشـم | ||
| + | |||
| + | بشكسـته تر ازخويش نديـدم به همه عمر | ||
| + | |||
| + | افسـرده دل از خويشـم و زندانی خويشم | ||
| + | |||
| + | هـر چند « امين »، بسـتهی دنيا نيـم اما | ||
| + | |||
| + | دلـبـستـه ی يـاران خــراسـانـی خويشم | ||
| + | |||
| + | ====انتظار==== | ||
| + | |||
| + | دلـم قـرار نمـی گيـرد از فغـان بـی تـو | ||
| + | |||
| + | سـپند وار زكـف دادهام عنـان بـی تـو | ||
| + | |||
| + | ز تلـخ كامـی دوران نشـد دلـم فـارغ | ||
| + | |||
| + | زجـام عشـق لبـی تـر نكـرد، جان بـی تو | ||
| + | |||
| + | چـو آسـمان مـه آلـودهام ز تنـگ دلـی | ||
| + | |||
| + | پـر اسـت سـينهام از انـدوه گـران بـی تو | ||
| + | |||
| + | نسـيم صبـح نمـی آورد ترانـه شـوق | ||
| + | |||
| + | سـر بهـار ندارنـد بلبـلان بـی تـو | ||
| + | |||
| + | لـب از حكایـت شـب هـای تـار مـی بندم | ||
| + | |||
| + | اگـر امان دهدم چشـم خون فشـان بی تو | ||
| + | |||
| + | چو شـ ُ مع كشـته ندارم شـراره ای به زبان | ||
| + | |||
| + | نمـی زنـد سـخنم آتشـی بـه جان بـی تو | ||
| + | |||
| + | ز بـی دلـی و خموشـی چو نقـش تصویرم | ||
| + | |||
| + | نمـی گشـایدم از بـی خـودی زبـان بی تو | ||
| + | |||
| + | عقيـق سـرد بـه زیـر زبـان تشـنه نهـم | ||
| + | |||
| + | چـو یادم آیـد از آن شـكرین دهـان بی تو | ||
| + | |||
| + | گـزارش غـم دل را مگـر كنم چـون « امين » | ||
| + | |||
| + | جـدا از خلـق بـه محـراب جمكـران بی تو | ||
| + | |||
| + | ====مناجات ناشنوايان==== | ||
| + | |||
| + | مـا خيـل بندگانيـم مـا را تـو میشناسـی هـر چنـد بیزبانيم، ما را تو میشناسـی | ||
| + | |||
| + | ویرانهایـم و در دل، گنجـی ز راز داریـم با آنكه بینشـانيم، ما را تو میشناسـی | ||
| + | |||
| + | با هر كسـی نگویيم راز خموشـی خویش بيگانـه با كسـانيم، ما را تو میشناسـی | ||
| + | |||
| + | آئينهایم و هر چند لب بسـتهایم از خلق بـس رازها كه دانيم ما را تو میشناسـی | ||
| + | |||
| + | از قيل و قال بسـتند، گوش و زبان ما را فـارغ از ایـن و آنيم ما را تو میشناسـی | ||
| + | |||
| + | از ظن خویش هر كس، از ما فسانهها گفت چـون نای بیزبانيم ما را تو میشناسـی | ||
| + | |||
| + | در مـا صفـای طفلـی، نفسـرد از هياهـو گلـزار بیخزانيـم مـا را تو میشناسـی | ||
| + | |||
| + | آئينـهسـان برابـر گویيـم هـر چـه گویيـم یكرو و یـک زبانيم ما را تو میشناسـی | ||
| + | |||
| + | خـط نگـه نویسـد حـال درون مـا را در چشـم خود نهانيم ما را تو میشناسی | ||
| + | |||
| + | لب بسته چون حكيمان، سرخوش چو كودكانيم هـم پير و هم جوانيم ما را تو میشناسـی | ||
| + | |||
| + | با درد و صاف گيتی، گه سرخوش است گه غم ُ ما درد غم كشـانيم ما را تو میشناسـی | ||
| + | |||
| + | از وادی خموشـی راهی به نيكروزیسـت مـا روز بـه، از آنيم ما را تو میشناسـی | ||
| + | |||
| + | كس راز غير از ما نشـنيد بس «امينيم» بهـر كسـان امانيم ما را تو میشناسـی | ||
| + | |||
| + | |||
| + | ====مهر افزون==== | ||
| + | |||
| + | از ســـر جـان بهـر پيـــــــوند كســـان بر خـــاسـتم | ||
| + | |||
| + | چــون الــف در وصــــــل دلهــا از ميـــان بر خـاسـتم | ||
| + | |||
| + | واژگــــون هــر چنـد جــــــام روزیـم چــون لاله بـود | ||
| + | |||
| + | از كنـــار خـــــوان قسـمت شــادمــان بر خــــاسـتم | ||
| + | |||
| + | بــزم هسـتــی را غــرض مهـــر فـــروزان تــو بــود | ||
| + | |||
| + | هـم چـو شـبنم، چهـره چـون كـردی عيـان بـر خاسـتم | ||
| + | |||
| + | از لگـــــدكـــوب حــوادث عمــر دیگـــر یـافتـــــــم | ||
| + | |||
| + | چـــون غبــــار از زیــر پــای كــاروان بــر خــاسـتـم | ||
| + | |||
| + | طـاقــت دم ســــردی دوران نــدارم هـم چـــــو گل | ||
| + | |||
| + | در بهـــار افكنـده رخـت و در خـــزان بــــــر خاسـتم | ||
| + | |||
| + | آزمــــودن عيـش و راحـت را بــه گنـــج دام تـــــــو | ||
| + | |||
| + | از ســــر جــولانگـه كــــون و مكـــان بــر خــاسـتم | ||
| + | |||
| + | صحبـت شـوریده حـــالان مــایـه شـوریدگی اسـت | ||
| + | |||
| + | بـا " اميــن " هـر گــه نشسـتم بـی امـان بـر خاسـتم | ||
| + | |||
| + | ====غمگساري ياران==== | ||
| + | |||
| + | زآه سـينه سـوزان ترانه می سـازم چونی زمایه جان این فسـانه میسـازم | ||
| + | |||
| + | به غمگساری یاران چو شمع میسوزم برای اشـک دمـادم، بهانـه میسـازم | ||
| + | |||
| + | پر نسـيم به خوناب اشـک میشـویم پيامـی از دل خونيـن روانـه میسـازم | ||
| + | |||
| + | نمیكنم دل ازین عرصه شـقایق فام كنـار لالـه رخـان آشـيانه میسـازم | ||
| + | |||
| + | در آستان به خون خفتگان وادی عشق بـرون ز عالم اسـباب، خانه میسـازم | ||
| + | |||
| + | چو شمع بر سر هر كشته میگذارم جان ز یـک شـراره هـزاران زبانه میسـازم | ||
| + | |||
| + | ز پارههای دل من شلمچه رنگين است سـخن چو بلبل از آن آشـيانه میسازم | ||
| + | |||
| + | سر و تن و دل و جان را به خاكمیفكنم برای تيـر تو چندین نشـانه میسـازم | ||
| + | |||
| + | كشم به لجه شوریدگی بساط " امين " كنون كه رخت سفر چون كرانه میسازم | ||
| + | |||
| + | |||
| + | ====خورشيد من بر آي==== | ||
| + | |||
| + | دل را ز بی خودی سر از خود رميدن است جـان را هـوای از قفس تن پریدن اسـت | ||
| + | |||
| + | از بيم مرگ نيست كه سر دادهام فغان بانگ جرس به شوق به منزل رسيدن است | ||
| + | |||
| + | دستم نمیرسد كه دل از سينه بركنم بـاری علاج شـوق گریبان دریدن اسـت | ||
| + | |||
| + | شامم سيه تر است زگيسوی سركشت خورشـيد من برآی كه وقت دميدن است | ||
| + | |||
| + | بـوی تـو ای خلاصـه گلـزار زندگـی مـرغ نگـه در آرزوی پركشـيدن اسـت. | ||
| + | |||
| + | بگرفـت آب و رنگ زفيض حضـور تـو هر گل در این چمن كه سزاوار دیدن است | ||
| + | |||
| + | بـا اهـل درد شـرح غـم خـود نمیكنـم تقدیـر غصـه دل مـن ناشـنيدن اسـت | ||
| + | |||
| + | آن را كه لب به دام هرس گشت آشنا روزی « امين » سزا لب حسرت گزیدن است. | ||
| + | |||
| + | |||
| + | ====به ياد رفيقان==== | ||
| + | |||
| + | حرفی بگوی و از لب خود کام ده مرا | ||
| + | |||
| + | ساقی ! ز پا فتاده شدم، جام ده مرا | ||
| + | |||
| + | يا | ||
| + | فرسوده، دل ز مشغله جسم و جان، ب | ||
| + | بستان زخود ، فراغت ايام ده مرا | ||
| + | رزق مرا ، حواله به نامحرم مکن | ||
| + | از دست خويش ، باده گلفام ده مرا | ||
| + | بوی گلی ، مشام مرا تازه می کند | ||
| + | ای گلعذار ! بوسه به پيغام ده مرا | ||
| + | عمرم رفت و حسرت مستی زدل نرفت | ||
| + | عمری دگر ز معجزه جام ده مرا | ||
| + | ای عشق ! شعله بر دل پُر آرزو بزن | ||
| + | چندی رهايی از هوس فام ده مرا | ||
| + | جانم بگير و جام میاز دست من مگير | ||
| + | ای مدعی هر آنچه دهی، نام ده مرا | ||
| + | مرغ دلم به ياد رفيقان به خون تپيد | ||
| + | يا رب ! اميد رستن از اين دام ده مرا | ||
| + | بشکفت غنچه ی دلم ای باد نو بهار | ||
| + | خندان دلی بسان (امين) وام ده مرا | ||
| + | |||
| + | نهضــت خدامحورانه مردم ايران، به رهبری امام خمينی(ره)، همچون همه نهضتهای بزرگ توحيدی و | ||
| + | انقلابهای بزرگ تاريخ، از خط نفوذ و ريزش در امان نماند. | ||
| + | |||
| + | با نگاهی به تاريخ پر فرازونشيب اين نهضت، به خوبی میتوان به وجود يک جريان نفوذی در بدنه آن پی برد. اين جريان كه هنوز بهدرستی كالبدشکافی نشده است و متأسفانه عناصر آن از بدنه نظام خارج نشدهاند، جريانی است كه در هر مقطع به گونهای چهره پنهان | ||
| + | خود را آشکار ساخت و در همراهی با نظام، همچون قندخونی در پيکره نظام جلوهگر شد كه هرگونه بيماری | ||
| + | آن را تشديد كرد و مانع مداوا و ثمرهبخشی برای برخورد با ويروسهای مهاجم به نهضت شد. اين جريان در | ||
| + | رويدادها، موضوعگيریهايی شناور داشت كه همواره به يکسو غش میكرد و میكند. در طی بيش از چهار | ||
| + | دهه از آغاز نهضت در ســال ،42چه در دوران مبارزه، چه در دوران تأســيس نظام و چه در دوران تثبيت آن، | ||
| + | هرگاه نهضت و يا نظام با چالشی روبرو شده است، ردپای اين جريان، با افراد خاص ديده می شود كه همواره | ||
| + | در تقابل با باورها و شعارهای رهبران انقلاب قرار داشته است. | ||
| + | |||
| + | ===مدیریت مقتدرانه مدیریت مظلومانه=== | ||
| + | |||
| + | ====نگاهی به مديريت بحران هشت ماهه دفاع مردمی در برابرفتنه88==== | ||
| + | |||
| + | حضرت آيت الله خامنه ای(دامتبركاته) در دوران مبارزه (سخنرانیها، زندان، | ||
| + | تبعيد) در كنار دوســتان نزديکش چون شهيد بهشتی، شهيد مطهری، و شهيد | ||
| + | مفتح و ساير فضلای جوان انقلابی حركت زيکزاكی اين جريان و افراد منتسب | ||
| + | به آن را از نزديک حس كرده بود. در دوران تأسيس و تثبيت انقلاب، بهويژه در | ||
| + | زمانی كه رياست جمهوری اسلامیرا بر عهده داشت، شيوهها و شگردهای اين | ||
| + | جريــان را شــناخته بــود و به دقت حركت آنهــا را رصد میكــرد و از معدود | ||
| + | اســتوانههای نظام و نهضت به شــمار میرفت كه مورد هجمه همهجانبه اين | ||
| + | جريان قرار گرفت. | ||
| + | |||
| + | ايشان به خوبی میدانست كه اين جريان در انتظار پايان عمر زمينی امام است و امام راحل(ره) نيز به خوبی | ||
| + | به اين نکته پی برده بود كه تنها كسی كه میتواند آرمانهای اسلام و انقلاب و مطالبات واقعی مردم را به | ||
| + | سرمنزلگه مقصود برساند، شخص آيت الله خامنهاي است. انتصاب آيت الله خامنهاي از سوی امام راحل(ره) و | ||
| + | مجلس خبرگان و پشتيبانی بینظير مردم، همه معادلات اين جريان را درهم ريخت. آنچه بيشازپيش اين | ||
| + | جريان را نگران و نااميد كرد، كلام مقام معظم رهبری پس از رحلت امام بود: "راه ما راه امام اسـت "، | ||
| + | "امام يک حقيقت هميشه زنده است. "، "اين انقلاب، بینام امام خمينی، در هيچ جای دنيا شناخته شده نيست. | ||
| + | " اين جريان را به تکاپو انداخت تا اينبار با نام امام به جنگ امام و آرمانهای امام بيايند. | ||
| + | |||
| + | * آنچه در هشتماه دفاع مقدس در برابر نبرد نرم دشمن رخ داد ( 88/03/22تا ،)88/11/22چهره بینقاب | ||
| + | جريانی بود كه به نقطه پايانی خود رســيده بود و بر آن شــد تا با حاكميت غوغاســالاری و بهرهگيری از همه | ||
| + | امکانــات گروههای مخالف نظــام در داخل و خارج به مقصد و مقصود خود، كه همانا منســوخ اعلام كردن | ||
| + | آرمانهای امام و انقلاب بود برسند؛ مسئلهاي كه رهبری معظم انقلاب، يک سال پيش از فتنه به آن اشاره | ||
| + | كرده بود و جريانی را با شاخصههايی تعريف كرده بودند كه در صدد تغيير جوهره انقلاب و منطق امام است. | ||
| + | رهبری انقلاب در دوم شهريورماه ،78پس از بيان جرأت تحولآفرينی دولت نهم فرمودند: "بهطور خلاصه | ||
| + | گفتمان عمومیدولت اينهاست: زنده كردن و بازسازی برخی خصوصيات جوهره انقلاب و منطق امام، و مقابله | ||
| + | با كسانی كه میخواستند اين ارزشها و اين مفاهيم اساسی را منسوخ كنند يا از بين ببرند، يا ادعا می كردند كه | ||
| + | منســوخ شــده و از بين رفته، اين چيز با ارزشی است، اين خصوصيت دوم و امتياز دومیاست كه در اين دولت | ||
| + | است. " | ||
| + | |||
| + | مديريت سياسی، فرهنگی و اجتماعی دفاع هشتماهه جبهه رهبری و انقلاب در برابر فتنه سبز و جنگ | ||
| + | نرم، همه ابرقدرتهای جهان و عوامل داخلی و خارجی آن در كوچه خيابانهای شمال تهران كه در بعضی | ||
| + | از مواقع و مواضع به سمت جنگی نيمه سخت و جنگی سخت رفت، كمتر از مديريت هشتساله دفاع مقدس | ||
| + | از سوی امام راحل و جبهه انقلاب در برابر همه ابرقدرتهای دنيا نبود. اگر به اين مسئله توجه كنيم كه جريان | ||
| + | واگرا و منفعل در برابر دشمن در داخل و بدنه نظام به خوبی توانسته بود در طول بيستسال، جهتگيریهای | ||
| + | خود را بسياری از عرصهها نهادينه كند، جهتگيریای كه رهبری معظم انقلاب دو سال پيش از آغاز فتنه در | ||
| + | تاريخ 29خرداد 85به آنچنين اشاره كردند: | ||
| + | |||
| + | "از نعمتهای ديگر، جهتگيری و فضای دينی و معنوی است كه امروز بر كشور حاكم است، يادمان نرود | ||
| + | كه كســانی بودند كه با هرگونه حركت دينی، با انواع و اقســام، مبارزه و معارضه می كردند و سعی می كردند | ||
| + | علیرغم مسئولان بالای كشور و علیرغم رؤسای دولتها و علیرغم اعتقادات و ايمان مردم، يک فضای | ||
| + | كاذب ضد دينی و فضای منفعل در مقابل فرهنگ غربی در كشور به وجود آورند، امروز مردم توانستهاند فکر، | ||
| + | ايمان و معنويت خودشان را در فضای فرهنگی كشور حاكم كنند، اين نعمت بزرگی است. " | ||
| + | |||
| + | هشتسال دوران به نام "دوران سازندگی " | ||
| + | كــه در آن مديريت فرهنگی كشــور به ســوی | ||
| + | عاشورازدايی، حماسهزدايی، ترويج تفکرات غربی | ||
| + | و اباحهگری ســوق داده بــود و كار را به آنجايی | ||
| + | رسانده بود كه رهبری معظم انقلاب، از آن به "تهاجم فرهنگی "، "شبيخون فرهنگی " و در نهايت از واژه | ||
| + | "قتلعام فرهنگی " ياد كرده بود، جريان امام و انقلاب را تضعيف و جريان غربگرا را تقويت كرده بود. | ||
| + | در عرصه فرهنگ، فضای فتنه را پیريزی كرده بودند. فضايی كه رهبری انقلاب در دوم شهريور 1387 | ||
| + | در ديدار با رئيس دولت نهم از آن چنين ياد كردند: "روند غربباوری و غربزدگی را كه متأسفانه داشت در | ||
| + | بدنه مجموعههای دولتی نفوذ میكرد متوقف كرديد، اين چيز مهمیاست. حالا يک عدهاي در جامعه، ممکن | ||
| + | است به هر دليلی شيفته يک تمدنی يا يک كشوری باشند؛ اما اين وقتی به بدنه مديران انقلاب و مجموعههای | ||
| + | انقلاب نفوذ میكند، چيز خيلی خطرناكی می شود، اين ديده میشد. خب جلويش گرفته شد. با گرايشهای | ||
| + | سکولاريستی، كه متأسفانه باز داشت در بدنه مجموعه مديران كشور نفوذ میكرد، جلويش گرفته شد. | ||
| + | |||
| + | نظام | ||
| + | انقلابی بر مبنای دين و بر مبنای اسلام و بر مبنای قرآن شکل گرفته و به همين دليل از حمايت ميليونی اين | ||
| + | ملت برخوردار شده و جانهايشان را كف دستشان گرفتهاند و جوانهايشان را به ميداانهای خطر فرستادهاند. | ||
| + | آن وقت مسئولان يک چنين نظامیدم از مفاهيم سکولاريستی بزنند؟! يکی بر سر شاخ و بُن میبريد. يعنی | ||
| + | خودشان بنشينند و بنا كنند، بُن اين مبنا و قاعده را كلنگ زدن! خيلی چيز خطرناكی بود. خب، الحمدلله اينها | ||
| + | جلويش گرفته شد. " | ||
| + | |||
| + | هشتسال كه به نام "دوران توسعه سياسی " نام گرفت و در آن پستهای كليدی نظام به دست عناصر | ||
| + | حتی گروهکی وابســته به بيگانگان افتاد و ضمن ادامه دادن سياســت فرهنگی مبتذلانه دولت قبل با شعار | ||
| + | "تساهل و تسامح " مديريت سياسی كشور را هم تغيير داد. | ||
| + | |||
| + | اشــاره رهبری انقلاب پس از روی كارآمدن دولت نهــم در 21آبانماه 1385عمق فاجعه فتنهآفرينان را | ||
| + | نمايان میسازد و آن، فاجعهای بسيار بالاتر از رفتوآمد محرمانه مسؤلين سياسی دول غربی كه از منظر مردم | ||
| + | پنهان ماند و اگر شخص رهبری بر زبان نمیآوردند، شايد كسی متوجه آن نمیشد. و آن "بیخبر گذاشتن " | ||
| + | رهبری انقلاب از اين رفتوآمدها از سوی مراكزی كه وظيفه شرعی، قانونی و انقلابی آنان اين اطلاعرسانی | ||
| + | بود. رهبری انقلاب در اين خصوص میفرمايند: | ||
| + | |||
| + | "بحمدالله پايگاه سياســی كشــور و منزلت اجتماعی ملت ايران در جهان افزايش پيدا كرده است. قبلها، | ||
| + | دشمنان ما خيال می كردند زمينه را فراهم كردهاند يا فراهم خواهند كرد و با يک حركت دست میتوانند كشور | ||
| + | را از اين رو به آن رو كنند، آمريکايیها اين حرف را گفتهاند؛ چند ســال قبل از اين عدهاي از سياســيون | ||
| + | آمريکايی به طور محرمانه و مخفيانه ـما مطلع نشديم، بعد كه برگشتند، مطلع شديمـ به ايران آمده بودند | ||
| + | و با بعضی از محافل نامساعد نظام نشست و برخاست كرده بودند. وقتی رفتند گفتند: "در ايران كسانی | ||
| + | هستند كه منتظر يک اشاره ما هستند، تا عليه نظام شليک كنند. " | ||
| + | |||
| + | با روی كارآمدن دولت نهم كه رهبری انقلاب از آن به بازگشــت به "گفتمان امام و انقلاب " ياد | ||
| + | كردند، اين جريان كه همه تلاشهای شانزدهســاله خود را از دســت رفته میديد، برآن شد تا چهارسال | ||
| + | تلاش خود را بر روی لايههای گوناگون جامعه و ترميم جايگاه خود متمركز كند؛ لايههايی كه هدف اين | ||
| + | جريان بود، لايههايی بود كه متأسفانه به دليل حجم بسيار سنگين آتش تهيه دشمن بر روی دولت نهم | ||
| + | و نيز مشی عملگرايانه دولت از چشم بسياری پنهان ماند. | ||
| + | |||
| + | اين جريان با رايزنی در دو عرصه داخلی و خارجی كار خود را آغاز كرد و با برپايی سفرها و ملاقاتهای | ||
| + | پيدا و پنهان، چنين به غرب بباورانند كه در صورت عدم بازگشت "اصلاحطلبان " غرب با چالشی جدی | ||
| + | در جهان روبهرو خواهد شد. اين جريان در داخل باب گفتوگو را با "خواص " آغاز كرد؛ آن هم خواصی | ||
| + | كه بيشتر آنان ذائقهشان با چرب و شيرين دنيا تغيير كرده بود. | ||
| + | |||
| + | اين جريان با رايزنی افراد بهظاهر موجه و دادن اطلاعات غلط، حتی توانســت برخی از بزرگان را در | ||
| + | فتنهای كه در راه بود به سوی سکوت وادارد. سکوتی كه در واقع بسيار سوزانندهتر از آتشی بود كه برخی | ||
| + | در تهران برپا كرده بودند. | ||
| + | |||
| + | |||
| + | رهبری معظم انقلاب، يکســال قبل از شــعلهور شدن فتنه ســبز از كينه افرادی ياد كرد كه در كنار عدم | ||
| + | اطلاعات كافی به وضعيت ديروز، امروز و فردای در پيش روی انقلاب، از سوی عدهاي ديگر برای تضعيف | ||
| + | نظام و دولت دستبهدست هم داده بودند. رهبری انقلاب در دوم شهريروماه 1387پس از بيان جنگ احزاب | ||
| + | عليه دولت از داخل و خارج فرمودند: | ||
| + | |||
| + | "بعضی ً ها واقعا خبری ندارند، يعنی مغرض نيســتند. اطلاعاتشــان كم اســت و بر اثر بیاطلاعی چيزی | ||
| + | میگويند، بعضیها غرضهای شــخصی و غرضهای ســطحی دارند، بعضیها غرضهاشان، غرضهای | ||
| + | عمقی است، يعنی با نظام مسئله دارند. كينه امام در دلشان است و حرفهای امام را يا از اول قبول نداشتند | ||
| + | و يا حالا قبول ندارند. آنهايی كه از آن حرفها رو برگرداندند و پشيمان شدهها و برگشتهها، اينها يک طيف | ||
| + | وسيعی از انگيزههاست. " | ||
| + | |||
| + | گرچه حركت اين جريان به ظاهر نقد دولت بود، اما آنان اســاس نظام را نشــانه رفته بودند و برآن بودند تا | ||
| + | همه مخالفان نظام را زير پرچم يک نفر گرد هم آورند. | ||
| + | |||
| + | انچه در 22خرداد 1388به دست فتنهگران و حمايت همهجانبه غرب و دنيای كفر كليد خورد و رهبری | ||
| + | معظم انقلاب با مديريت پيامبرگونه خود اهداف شــوم آنان را نقش بر آب كرد، بحرانی بود كه اگر بگوييم | ||
| + | مديريت چنين بحرانی در طول تاريخ همه نهضتهای توحيدی و انقلابهای بزرگ جهان با چنين پيچيدگی | ||
| + | و گستردگی، كمنظير بوده است، سخنی مبالغهآميز بر زبان نياوردهايم. | ||
| + | |||
| + | اتفاقی كه طی هشتماه ( 88/03/22تا )88/11/22رخ داد و با به ميدان آمدن نيروهای مخلص و متکی | ||
| + | بــه قدرت لايــزال خداوند و به رهبری، عالمیفرزانه كه در رويارويی آغازيــن با اين فتنه، جان خود را آماده | ||
| + | فداكردن نمود، از نظر تنوع طيفی و گروهی، برخورداری فتنهگران از حمايت پايگاههای قدرتهای بيگانه و | ||
| + | پوشش خبری رسانههای استکباری به قدری وسيع و قدرتمند جلوه میداد كه لرزه بر تن هر فرد سياستمدار | ||
| + | حتی كاركشتهترين آنان میانداخت. | ||
| + | |||
| + | تأسيس شبکه فارسی زبان BBCدرست چندماه قبل از فتنه، آن هم در وضعيت بد مالی اين خبرگزاری، | ||
| + | صبغه سياســی گرفتن بسياری از شــبکههای (ضد) فرهنگی و عدول از جايگاه تعريف شده برای آنان چون | ||
| + | شبکه ،VOAآغاز پروازهای بسيار لندن به تهران، ورود هزاران اسلحه و صدها بمب توسط تروريستها از | ||
| + | مرزهای شرقی و غربی، پوشيدن لباسهای يکدست سبز، | ||
| + | از گوگــوش خواننده تا پونه قدوســی، گزارشــگر شــبکه | ||
| + | بیبیســی، فرياد يا حســين(ع) تودهایها، جنبشــیها، | ||
| + | خانوادههای اعدامیو ساواكیها! تعطيلی برنامههای جانبی | ||
| + | سفارتخانههای خارجی در تهران بهويژه سفارت انگليس و | ||
| + | در اولويــت قراردادن انتخابات تا به ميدان آمدن "خواص " | ||
| + | كه هيچكس باور نمیكرد روزی همشعار طبالهها و رقاصهها شوند، نشان از پيچيدگی فتنهای داشت و تنها | ||
| + | كســی كه توان مقابله با آن را داشــت كه در امتحانهای بسيار و در همه حادثههای بزرگ انقلاب و در دل | ||
| + | همه آتشهای جريان و گروهها، سربلندانه به بيرون آمده بود، كسی كه جز رهبری انقلاب فرد ديگری نبود. | ||
| + | اينكه كسانی كه طی سهدهه از انقلاب به پای صندوق آرا نيامده بودند و به يکباره تصميم به رأی دادن | ||
| + | گرفتند؛ اينكه كسانی كه طی سهدهه از انقلاب هرگز جمهوری اسلامیرا به رسميت نشناختند، برای رأی | ||
| + | مردم پشيزی قائل نبودند و هر نوع حکومتی را تا پيش از ظهور حکومت باطل میخواندند به يکباره مردمگرا! | ||
| + | شدند و از حق مردم و انتخاب سخن گفتند؛ | ||
| + | |||
| + | اينكه برخی بدترين شيوه را در برخورد با برادران اهل سنت تجويز می كردند، و هرگونه كلام وحدتآفرين | ||
| + | و امنيتبخش امام و رهبری را حمل به گرايش به سنیگری میخواندند، و ولايیبودن آنها، گوش زمين و | ||
| + | زمان را كر كرده بود، به يکباره همرأی ملکعبدالله و شيوخ تأمين كننده اسلحه و مهمات طالبان و القاعده | ||
| + | شدند؛ | ||
| + | |||
| + | اينكه برخی كه همه چيزشــان را مديون نگاه پدرانه و | ||
| + | دلســوزانه رهبری انقلاب بودند و به يکباره نمکدان سر | ||
| + | سفره رهبری را شکستند، و در جمع توهين كنندگان به مقام | ||
| + | ولايت ايستادند؛ اينكه دنيا بسياری از دوستان رهبری را به | ||
| + | صف دشمنان او سوق داده بود و دشمنانش برای آرمانه ای | ||
| + | امام و انقلاب نعل تازه بر مركبهايش زده بودند."دوستانش | ||
| + | بیوفا و دشمنانش پر جفا" همه و همه نشان از پيچيدگی ای | ||
| + | داشت كه در طول تاريخ نظير آن كمتر ديده شده بود. | ||
| + | |||
| + | از يکسو رهبری انقلاب بايد در گام نخست، پيروان خود را قانع كند تا در برابر همه گستاخیها نسبت به | ||
| + | او، دست به هيچ عملکرد قهرآميز نزنند، و از سوی ديگر عامه مردم را قانع كند كه چرا از جايگاه رهبری با | ||
| + | دستور قانونی و دستگيری سران فتنه به فتنه پايان نمیدهد؟ اينكه رهبری انقلاب بايد در يکجا فضا را برای | ||
| + | فريب خوردگان شفاف سازد تا در ميدان دشمن بازی نکنند و در جای ديگر دشمنان را در فضای مهآلود نشانه | ||
| + | گيرد و پس از نشانه گرفتن آنها به پيروان در ركاب و مردم و فريبخوردگان نقاب از چهره دشمن مورد هدف | ||
| + | قرار داده بگشايد و درست در چنين موقعيتی به گونهای سخن بگويد تا اقتدار نظام در نزد دشمنان و دوستان | ||
| + | در خارج از كشور شکسته نشود، و همزمان نبض اقتصاد درست در مقطعی كه بحران مالی جهان را درنورديده | ||
| + | بود در كالبد جامعه بتپد. | ||
| + | |||
| + | اينكه رهبری انقلاب بايد از مرزهای جغرافيايی، كه هر دشــمنی را در آن موقعيت به طمع میانداخت، | ||
| + | حفاظت كند و ديپلماسی نظام را چنان توجيه و چنان سازماندهی كند كه بحران مشروعيت نظام زير سؤال | ||
| + | نرود و راه را برای صدور قطعنامههای دشمنان در كمين انقلاب ببندد، همه و همه نشان از ظرافتهايی داشت | ||
| + | كه تنها از عهده خلف صالح خمينی(ره) برمی آمد. | ||
| + | |||
| + | مديريت با درايت و عالمانه رهبری انقلاب، در طول هشــتماه فتنه ســبز كه از پشتوانه سی تا چهلسال | ||
| + | جريان، آن هم در بدنه نظام برخوردار بود، به گونهای نام ايشان را در صف رهبران بزرگ و خردمند و خبير | ||
| + | دنيا قرار داد و بار ديگر ثابت كرد كه آن ســفركرده دلها، يعنی امام راحل، چرا انگشــت نورانی خود را برای | ||
| + | رهبری آينده انقلاب به سوی او نشانه رفته بود. | ||
| + | |||
| + | برخورد الهی، اخلاقی رهبری انقلاب با فريبخوردگان تا آنجا پيشرفت كه در روزهای افول فتنه لب به | ||
| + | گلايه می گشایند و از كسانی ياد میكند كه خود در صدد جدا شدن از نظام هستند، نشان از بزرگی و كرامت | ||
| + | رهبری و نظام با فتنه گران داشته و دارد. | ||
| + | |||
| + | اينكه در چنين غائلهای با چنين گســتردگی و چنين تلاشــی از سوی دشــمن برای مچگيری سياسی و | ||
| + | اجتماعی و رسانهای كردن آن، نظام توانست با كمترين تلفات و كمترين بهانه دادن به دست دشمن بحران | ||
| + | را مديريت كند، از نکاتی است كه متأسفانه برای جامعه ما هنوز شفاف نشده است و نيازمند كاری تحليلی و | ||
| + | تطبيقی با بحرانهای مشابه، حتی در كشورهای منادی غرب است تا فرزانگی رهبری در مديريت بحران بر | ||
| + | جهانيان آشکار گردد. | ||
| + | |||
| + | بنده زير بار بدعتهاي غير قانوني نخواهم رفت... | ||
| + | ما اين راه را ادامه خواهيم داد، | ||
| + | با قدرت هم ادامه خواهيم داد... | ||
| + | |||
| + | امام خامنه اي/ نماز جمعه تاريخي 29خرداد 88 | ||
| + | |||
| + | |||
<div class="hold"> | <div class="hold"> | ||
<div class="return">بازگشت به [[کتب معروف اجتماعی]] </div> | <div class="return">بازگشت به [[کتب معروف اجتماعی]] </div> | ||
</div> | </div> | ||
نسخهٔ ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۰۱
|
| |
| نویسنده | سیدعلی خامنه ای، ۱۳۱۸ |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۷ |
| دانلود | |
[منبع الکترونیکی]
قرارگاه فرهنگي ولي امر تهيه و تنظيم/ آتليه طراحي وچاپ حس برتر شمارگان / 20000نسخه نوب چاپ / دوم 1390
محتویات
- ۱ مقدمه بی مقدمه
- ۲ ولایت فقیه در كجای دین آمده است
- ۲.۱ ولايت فقيه در كلام پيامبر
- ۲.۲ ولایت فقیه دلیل عقلی هم دارد
- ۲.۳ مگر دین امری فردی نیست؟چه كاری به حكومت دارد؟
- ۲.۴ پس چرا برخی از انبیای الهی برای تاسیس حکومت تلاشی نکرده اند
- ۲.۵ كدام فقیه ولایت دارد
- ۲.۶ درنگاه مرشد
- ۲.۷ آفتابی در پس آفتاب
- ۲.۷.۱ رهبر حكيم انقلاب از نگاه بزرگان دين
- ۲.۷.۱.۱ رهبر خود شما
- ۲.۷.۱.۲ ختم صلوات برای سلامتی1
- ۲.۷.۱.۳ خورشيد اينجا تابيد و رفت
- ۲.۷.۱.۴ تضعيف شما را حرام میدانم
- ۲.۷.۱.۵ خوشا به حال او
- ۲.۷.۱.۶ اين سيد تنهاست كمک كنيد
- ۲.۷.۱.۷ اميد آينده اسلام
- ۲.۷.۱.۸ روح بزرگ ايثارگر
- ۲.۷.۱.۹ استعداد مرجعيت
- ۲.۷.۱.۱۰ هر شب به شما دعا میكنم
- ۲.۷.۱.۱۱ اطرافيان آيت الله خامنه ای اهل آخرتند
- ۲.۷.۱.۱۲ عرض ارادت
- ۲.۷.۱.۱۳ لطف خدا برای امت
- ۲.۷.۱.۱۴ رهبری تالی تلو معصوم عليه السلام
- ۲.۷.۱.۱۵ سيدنا علی
- ۲.۷.۱.۱۶ هر چه ايشان گفت، گوش كنيم
- ۲.۷.۱.۱۷ اطاعت از خامنه ای، اطاعت از امام است
- ۲.۷.۱.۱۸ به تقوايش پی بردم
- ۲.۷.۱.۱۹ گوش شان به دهان حضرت حجتأاست
- ۲.۷.۱.۲۰ نعمتهای خدا را خود فراهم میكند
- ۲.۷.۱.۲۱ رهبری؛ يک مجموعه نوری است
- ۲.۷.۱.۲۲ مثل رهبر عظيم الشان
- ۲.۷.۱.۲۳ فرمودند: شما پيروز میشويد
- ۲.۷.۱.۲۴ خيلی مشتشان پر است
- ۲.۷.۱.۲۵ ذرهای ميل به دنيا طلبی ندارد
- ۲.۷.۱.۲۶ علم اعطايی خدا را ديدم
- ۲.۷.۱.۲۷ محضر مبارک آيت الله العظمی خامنه ای
- ۲.۷.۱.۲۸ تسلط بر مبانی اجتهادو علم رجال
- ۲.۷.۱.۲۹ چه كسی بهتر از ايشان است
- ۲.۷.۱.۳۰ مرحبا به سيد حسنی
- ۲.۷.۱.۳۱ سر ما و فرمان شما
- ۲.۷.۱.۳۲ اللهم ايّد آيت الله العظمی خامنه ای
- ۲.۷.۱.۳۳ پشت سرش به راحتی نماز میخوانيم
- ۲.۷.۱.۳۴ برداشتهای بديع از قرآن
- ۲.۷.۱ رهبر حكيم انقلاب از نگاه بزرگان دين
- ۲.۸ خامنه ای دنیا وآخرت ماست
- ۲.۹ در برابر نسیم
- ۲.۹.۱ ديدگاه های برخی فرهيخته گان و مسلمانان درباره ولی امر
- ۲.۹.۱.۱ بركاتش وديعه خداست
- ۲.۹.۱.۲ مجری شريعت محمدی است
- ۲.۹.۱.۳ در سيمايش نور قران پیداست
- ۲.۹.۱.۴ يكتای عالم روحانيت
- ۲.۹.۱.۵ من صفر و هيچ هستم، راحت باشيد
- ۲.۹.۱.۶ بايد الگوی اسلامیرا به جهان معرفی كنيم
- ۲.۹.۱.۷ امام خامنه ای همان امام خمينی است
- ۲.۹.۱.۸ افتخار داشتم دست امام خمينی را ببوسم
- ۲.۹.۱.۹ دركمال شجاعت صحبت میكند
- ۲.۹.۱ ديدگاه های برخی فرهيخته گان و مسلمانان درباره ولی امر
- ۲.۱۰ کریسمس در خـانه شهید ارمنی
- ۲.۱۱ سرتعظیم سیاستمداران
- ۲.۱۲ همسفر با رهبر انقلاب تا امام رضا(ع)
- ۲.۱۳ زندگیساده سید علی
- ۲.۱۳.۱ میترسم خيلیها باور نكنند
- ۲.۱۳.۲ هر چه هست با هم می خوريم
- ۲.۱۳.۳ در صف مقدم ساده زيستی
- ۲.۱۳.۴ شام رئيس جمهور
- ۲.۱۳.۵ گوشت كوپنی
- ۲.۱۳.۶ همان زيلوها را بياوريد
- ۲.۱۳.۷ ميز و صندلی
- ۲.۱۳.۸ روی موكت زندگی می كنند
- ۲.۱۳.۹ مگر پزشک خصوصی نداريد
- ۲.۱۳.۱۰ زندگی پدر و مادر رييس جمهور
- ۲.۱۳.۱۱ خانهای كوچک و غذايی ساده
- ۲.۱۳.۱۲ برای مردن هيچ مشكلی ندارم
- ۲.۱۳.۱۳ =حجت الاسلام راشد يزدی
- ۲.۱۳.۱۴ حجت الاسلام مروی
- ۲.۱۳.۱۵ ماجراي ازدواج فرزند حضرت آقا غلامعلي حداد عادل
- ۲.۱۴ دوست تنهایی رهبر
- ۲.۱۵ مدیریت مقتدرانه مدیریت مظلومانه
مقدمه بی مقدمه
اكنون كه دوران غيبت امام(ع) پيش آمده و بناست احکام حکومتی اسلام باقی بماند و استمرار پيدا كند و هرج و مرج هم روا نيست، تشکيل حکومت لازم میآيد. عقل هم به ما حکم میكند كه تشکيلات لازم است تا اگر به ما هجوم آوردند بتوانيم جلوگيری كنيم؛ اگر به نواميس مســلمين تهاجم كردند، دفاع كنيم. شــرع مقدس هم دستور داده كه بايد هميشه در مقابل اشخاصی كه میخواهند به شما تجاوز كنند برای دفاع آماده باشيد. برای جلوگيری از تعديات افراد نسبت به يکديگر هم حکومت و دستگاه قضايی و اجرايی لازم است. چون اين امور به خودی خود صورت نمیگيرند، بايد حکومت تشکيل داد.
چون تشــکيل حکومت و اداره جامعه بودجه و ماليات میخواهد، شــارع مقدس بودجه و انواع مالياتش را نيز تعيين نموده است؛ مانند خراجات، خمس، زكات و غيره.
اكنون كه شخص معينی از طرف خدای تبارک و تعالی برای احراز امور حکومت در دوره غيبت تعيين شده است تکليف چيست؟ آيا بايد اسلام را رها كنيد؟ ديگر اسلام نمیخواهيد؟ اسلام فقط برای دويست سال بود؟ يا اين كه اسلام تکليف را معين كرده است؟1
-1امام خمینی (ره)–كتاب ولایت فقیه صفحه50
متکی هستيم بريک ارزشهايی در باب حکومت كه آن ارزشها را اگر ما بيان بکنيم، هر شنوندهای كه با انصاف باشــد، آن را قبول خواهد كرد به شرطی كه اســمش را نياوريم؛ اسمش ولايت فقيه است. تا گفتيم ولايت فقيه يک پيشداوریهايی فوراً به وجود میآيد در ذهن مخاطب. .. اما اگر همين را شما بيان بکنيد، بگوييد ما معتقد هستي ً م، مثلا كسی بايد در راس كار قرار بگيرد كه مرتکب گناه نشود؛ عدالت؛ عمداًگناه نکند. كســی بايد باشــد كه نسبت به مرد دلسوز باشد. كسی بايد باشــد كه از هوای نفس خود پيروی نکند. كدام شخصيت سياسی است كه در دنيا كه اينها را قبول نداشته باشد؟1
-1رهبر معظم انقلاب– 1372/6/4دیدار با سفرا و كارداران وزارت امور خارجه
بررســی ســيره عملی ونظری پيامبر اكرم ,مب ّين اين واقعيت اســت كه يکی از مهم ترين كارهای آن
حضرت، استحکام تداوم رهبری به وسيله "نخبگان دينی" بر اساس دستورات الهی بود. بر اساس تعاليم پيامبر
اكرم ,، ولايت "عالم به احاديث و روايات"- كه حضرتشان آنان را (فقيه) میناميد- باي ّ د بر جامعه تحقق
يابد.به همين ســبب میفرمود: (ای مردم! جانشــينان من كسانیاند كه پس از من احاديث و سنت مرا بيان
می كنند) 1و نيز فرمود: ( الفقهاء امناء الرسل )2؛ (فقيهان امانت داران پيامبرانند) و (ان العلماء ورثه الانبیاء)3؛
(عالمان وارثان انبيا هستند)... و ( و منزلة الفقيه في هذه الوقت كمنزلة الأنبيا في بني اسرائيل)4
-1عیون اخبار الرضا (ع) - ج - 2ص37 -2كافي - ج - 1ص46 -3كافي - ج -1ص32 -4بحار - ج - 75ص346
ولایت فقیه در كجای دین آمده است
ولايت فقيه در كلام پيامبر
پيامبر اكرم ,در مرحله نخست، برترين فقيهان و نخبگان؛ يعنی، معصومان] را جانشينان خاص و در رتبه دوم، فقيهان غير معصوم را جانشنان عام خود معرفی فرمودند. پيامبر اكرم ,اگر چه میتوانست دانشمندان ديگری را- كه علم تاريخ، حقوق و سياست، طب، اقتصاد، صنعت، و...دارند- جانشين خود و حاكم بر مردم كند؛ ولی به شناخت شريعت اسلامی تکيه كرد و فرمود:
من استعمل عاملا من المسلمین و هم یعلم ان فیهم اولی بذلک منه و اعلم بکتاب الله و سنه نبیه و قد خان الله و رسوله و جمیع المسلمین)1؛
(كسیكه كاری از مسلمانان را بر عهده گيرد، در صورتی كه میداند فرد مناسبتری برای آن موضوع وجود دارد كه بهكتاب خدا و سنت پيامبر داناتر است، به درستیكه به خدا و رسول او و همه مسلمانان خيانتكرده است)
روايات اهل بيت
بعد از پيامبر اكرم ,، ائمه اطهار]نيز به مسأله ولايت فقيه اهميت ويژهای دادند و بر نقش فقه و فقاهت در اداره و رهبری جامعه اسلامی تأكيد كردند.
امام علی میفرمايد
(ایها الناس ان احق الناس بهدا الامر اقوامهم علیه و اعلمهم بامر الله فیه)2؛
(ای مردم! به درســتی كه شايسته ترين مردم به اين امر ( حکومت)، قوی ترين مردم وعالم ترين آنان به دستورات خداوند در امر حکومت است.)
يکی از دلايل نقلی، مقبوله عمربن حنظله است كه در طول تاريخ مورد استناد فقيهان شيعه بوده است.
عمربــن حنظله روايت میكند«: از امام صادق(ع)پرســيدند: دو نفر از ما (شــيعيان) كــه در باب «دين» و «ميراث» نزاعی دارند، به نزد سلطان يا قاضيان [حکومتهای جور] جهت حل آن میروند؛آيا اين عمل جايز است؟ حضرت فرمود: هر كس در موارد حق يا باطل به آنان مراجعه كند؛ در واقع به سوی طاغوت رفته و از او مطالبه قضاوت كرده است. از اين رو آنچه بر اساس حکم او[كه خود فاقد مشروعيت است] دريافت میدارد، به باطل اخذ نموده است؛ هر چند واقع حق ثابت او باشد؛ زيرا آن را بر اساس حکم طاغوت گرفته است. -1الغدیر - ج - 8ص291 -2نهج البلاغه - خطبه172
خداوند امر فرموده است: بايد به طاغوت كافر باشند[ وآن را به رسميت نشناسند] و میفرمايد:
)یریدون ان یتحاکموا الی الطاغوت و قد امروا ان یکفروا به(1
آن گاه پرسيدم پس در اين صورت چه بايد كنند؟
امام(ع)فرمود: بايد به كسانی از شما (شيعيان)كه حديث و سخنان ما را روايت می كنند و در حلال و حرام
ما به دقت مینگرند واحکام ما را به خوبی باز میشناسند (عالم عادل )، مراجعه كنند واو را به عنوان حاكم بپذیرند. من چنین کسی را بر شما حاکم قرار دادم ( فانی قد جعلته علیکم حاکما) پس هر گاه به حکم ما حکم کند و از او پذیرفته نشود ، حکم خدا کوچک شمرده شده و بر ما رد شده است و ان که ما را رد کند، خدا را رد کرده است. و چنین چیزی در حد شرک به خداوند است » .2اين حديث از جهت سند معتبر ومورد قبول فقيهان شيعه است.
امام رضا در حديث مفصلی خطاب به فضل بن شــاذان نيشابوری میفرمايند « اگر امام عادل و امين نباشد حقوق مردم محفوظ نمیماند و دين كهنه شده و احکام وارونه میگردد» 3 اسحاق بن يعقوب نامهای برای حضرت ولی عصر أمینويسد و محمد بن عثمان، نمايندهی آن حضرت، نامه را میرســاند جواب نامه به خط مبارک صادر می شود: « و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا، فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله » - 4در حوادث و پيشامدهها به راويان حديث ما روجوع كنيد، چرا كه آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدايم.
-1سوره نساء - آیه52 -2كافی– ج – 1ص67 -3علل الشرایع– ج ا– ص251 -4كمال الدین و اتمام النعمه–ج– 2ص483
« اینكه میگویند ولی امر حجت خداسـت، آیا در مسائل شـرعيه حجت اسـت كه برای ما مسئله بگوید؟ اگر رسول اكـرم ,فرموده بود كه من مـیروم، و امير المومنين(ع) حجت من بر شماست. شما از این میفهميدید كه حضرت رفتهاند، كارها همه تعطيل شـد فقط مسأله گویی مانده كه آن هم به حضرت امير(ع) واگذار شده است !
" حجه الله " كسی است كه خداوند او را برای انجام اموری قـرارداده اسـت، و تمـام كارها، افعال و اقـوال او حجت بر مسـلمين است. اگر كسی تخلف كرد، بر او احتجاج ( اقامه برهان و دعوی ) خواهد شـد. اگر امر كـرد كه كاری انجام دهيد، حدود را اینطور جاری كنيد، غنایم، زكات و صدقات را به اینچنين مصارفی برسانيد و شما تخلف كردید، خداوند در روز قيامت بر شما احتجاج می ّ كند اگر با وجود حجت برای حل و فصل امور به دستگاه ظلم رجوع كردید، خداوند در روز قيامت بر شما احتجاج خواهد كرد كه من برای شما حجت قرار دادم، چرا به ظلمه و دستگاه قضایی ستمگران مراجعه كردید». 1
روایات متعدد دیگری نيز از امامان معصوم]در زمينه ولایـت فقيه وجـود دارد كه بـه جهت اختصـار از ذكر آنها خودداری گردید.
-1كتاب ولایت فقیه–امام خمینی–ص79
ولایت فقیه دلیل عقلی هم دارد
«ولایت فقیه از موضوعاتی است كه تصور آن موجب تصدیقش می شود، و چندان به برهان احتیاج ندارد. به ً این معنی كه هركس عقاید و احكام اسلام را حتی اجمالا دریافته باشد چون به ولایت فقیه برسد و آن را به تصور آورد، بیدرنگ تصدیق خواهد كرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت.»1
« اگر طرف صحبت ما كسانی باشند كه اساسا حكومت دین را قبول ندارند، اجرای احكام الهی را در میان
انسانها به جد نمیگیرند و قبول نمی كنند، البته محتاج استدلال دیگری خواهیم بود. اما آن كسی كه
میپذیرد باید احكام الهی و قوانین اسلامی در جامعه پیاده شود و این را لازمه اعتقاد به خدا و اسلام میداند،
در برابر كسی كه چنین زمینه اعتقادی را دارد، ما محتاج استدلال برای ولایت فقیه نیستیم كه ثابت كنیم كه
در روایات یا در قرآن چنین گفته شده است. زیرا كه جامعهای كه با قوانین اسلامی باید اداره بشود، اداره كننده
جامعه، باید این قوانین را بداند.2
-1كتاب ولايت فقيه - امام خميني - ص9 -2بيانات مقام معظم رهبری در نماز جمعه1362/2/30
دهها روش عقلی برای اثبات اين اصل مترقی و ضروری وجود دارد كه در اي ً نجا صرفا به ذكر يک اســتدلال ساده ( و البته برای مخاطب مسلمان ) اكتفا ميگردد1
به طور مختصر میتوان گفت:
.1برای تعيين نيازمندیهای اجتماعی و جلوگيری از هرج و مرج و فساد، وجود حکومت در هر جامعهاي امری ضروری است.
.2اولا: احــکام اجتماعی اســلام جاودانه اســت؛ بايد در همه زمانها و مکانها اجرا گردد و تعطيل نيست حتی در عصر غيبت ( خاتميت = جامعيت و جاودانگی)
ثانيًا: احکام اجتماعی و حتی بسياری از احکام فردی 2اسلام بدون وجود حکومت اسلامی هيچ ضمانت اجرايی نخواهد داشت ( قانون خوب، بدون اجرا، ثمرهای ندارد)
ً و ثالثا: دين اسلام برای حکومت ساختار و برنامه جدی دارد و حکومت غير اسلامی را نفی مینمايد.
( برای تحقق احکام اسلام،تاسيس حکومت اسلامی ضروری است)
.3حکومت حاكم میخواهد.
.4حکومت مطلوب در اسلام، حکومتی است كه معصوم(ع)در راس آن باشد.
-1جهت مطالعه بیشتر مراجعه به « انوار الفقاهه–جلد–1ص»454 -2به عنوان مثال: تصور كنید، اگر انسان قصد كند، كه فرزند خود را تربیت دینی كند،در جامعه اي كه دین در اداره آن نقشی ندارد و صرفا در نهادهای دینی خلاصه شده است،دین در مساجد و منابر هست اما در مدارس و معابر، در رسانهها و روزنامهها خیر، بدیهی است كه این تعارض جدی بین خانه و جامعه منجر به حذف تدریجی حتی ظاهر دینی خواهد گردید. زیرا ساختار دین به صورت یك كل واحد با جزا به هم مرتبط است... ( به منظور مطالعه بیشتر در این موضوع به كتاب خورشید مغرب–محمد رضا كریمی–ص250 به بعد مراجعه كنید.)
.5در زمانی كــه مردم از وجود رهبر معصــوم محرومند يا بايد خداوند حکيم از اجرای احکام اسلام و تاسيس حکومت صرفنظر كرده باشد و در دوران طولانی غيبت، فرسودگی و تحريفات دين را بپذيرد يا اجازه اجرای آن را به شــخص ديگری داده باشــد تا نقض غرض و خلاف حکمت الهی نشود.
با توجه به باطل بودن فرض اول، فرص دوم ثابت می شود؛ يعنی،با توجه به ابدی بودن احکام اســلامی،از راه عقل كشــف میكنيم كه چنين اذن و اجازهاي از طرف خدای متعال و اوليای معصوم(ع) صادر شده اســت حتی اگر بيان نقلی روشن در اين خصوص نرسيده باشد( كه فراوان رسيده است)
.6عقــل میگويد؛ اگر فراهم آوردن ايده آل ميســر نشــد بايد نزديکترين مرتبه به حد مطلوب را تامين كرد. هنگاميکه مردم از مواهــب حکومت معصــوم(ع) محروم باشــند، بايد بــه دنبال نزديکترين و شــبيهترين حکومت به حکومت امام معصوم(ع) باشــند. هم در علم ( فقاهت )،هم در عمــل ( عدالت ) و هم در قابليتهای شخصی (كفايت)
.7ولايت فقيه يعنی حاكميت فقاهت، عدالت و كفايت در راس حکومت اسلامی در عصر غيبت.
مگر دین امری فردی نیست؟چه كاری به حكومت دارد؟
« مذهب اسلام همزمان با اينکه به انسان میگويد كه خدا را عبادت كن و چگونه عبادت كن، به او میگويد چگونه زندگی كن و روابط خود را با ساير انسانها بايد چگونه تنظيم كنی و حتی جامعه اسلامی با ساير جوامع بايد چگونه روابطی را برقرار كند. هيچ حركتی و عملی از فرد يا جامعه نيست مگر اين كه مذهب اسلام برای آن حکمی مقرر داشته است».1
«دليل ديگر بر لزوم تشکيل حکومت، ماهيت و كيفيت قوانين اسلام ( احکام شرع) است. ماهيت و كيفيت اين قوانين میرســاند كه، برای تکوين يک دولت و برای اداره سياسی و اقتصادی و فرهنگی جامعه تشريع گشته است».2
«آن روز كه در غرب هيچ خبری نبود و ساكنانش در توحش به سر میبردند و آمريکا سرزمين سرخپوستان نيمه وحشی بود، دو مملکت پهناور ايران و روم محکوم استبداد و اشرافيت و تبعيض و تسلط قدرتمندان بود و اثری از حکومت مردم و قانون در آنها نبود؛ خدای تبارک و تعالی به وسيله رسول اكرم ,قوانينی فرستاد كه انسان از عظمت آنها به شگفت میآيد. برای همه امور آداب و قانون آورده است. برای انسان پيش از آنکه نطفهاش منعقد شود تا پس از آنکه به گور میرود،قانون وضع كرده است.
همانطور كه برای وظايف عبادی قانون دارد، برای امور اجتماعی و حکومتی،قانون و راه و رسم دارد. حقوق اسلام يک حقوق مترقی و متکامل و جامع است. »3
« اســلام برنامه زندگی دارد؛ اســلام برنامه حکومت دارد؛ اســلام قريب پانصد سال – تقريبا يا بيشتر – حکومت كرده است؛ با اينکه احکام اسلام در آن وقت باز آنطور اجرا نشده است كه بايد اجرا بشود،لکن همان نيمه اجرا شدهاش ممالک بزرگی را اداره كرده است، با عزت و شوكت از همه جهات، از همه كيفيات. »4 -1صحیفه نور– ج – 4ص167 -2رهبر معظم انقلاب–1377/12/3 -3كتاب ولایت فقیه–امام خمینی–ص12 -4صحیفه نور– ج – 2ص31
پس چرا برخی از انبیای الهی برای تاسیس حکومت تلاشی نکرده اند
انبياء كارشان فقط مسئله گويی نبود. اگر انبياء فقط به اين اكتفا ميکردند كه حلال و حرامیرا برای مردم بيان كنند، اين كه مشــکلی نداشــت، كســی با اينها در نمیافتاد. ( الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشونه احدا الا الله ) 1 اين چه تبليغی اســت كه خشــيت از مردم در او مندرج است كه انسان بايد از مردم نترسد در حال اين تبليغ. اگر فقط بيا ن چند حکم شرعی بود كه ترس موردی نداشت كه خدای متعال تمجيد كند كه از مردم نمیترسند؛ از غير میترسند. اين تجربههای دشواری كه انبياء الهی در عمر خوي ّ ش متحمل شــدند، بــرای كــي بــود؟ ( و کنا من نبی قاتل معه ربیون کثیرا فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل الله و ما ضعفوا و ما استکانوا) 2چی بود اين رسالتی كه برايش جنگيد؟ بايد جنودالله را براي او بسيج كرد، پيش برد؛ فقط گفتن چند جمله حلال و حرام و گفتن چند مسئله است؟ انبياء برای اقامهی حق، برای اقامهی عدل، براي مبارزه با ظلم، براي مبارزه با فساد قيام كردند. طاغوت آن بتي نيست كه به فلان ديوار يا در آن زمان به كعبه آويزان ميكردند؛ او كه چيزي نيست كه طغيان بخواهد بکند. طاغوت آن انسان طغيانگري است كه به پشتوانه آن بت، بت وجود خود را بر مردم تحميل ميكند. طاغوت فرعون است؛ ( ان فرعون علا في الارض و جعل اهلها شيعا يستضعف طائفة منهم ) 3اين، طاغوت است. با اينها جنگيدند، با اينها مبارزه كردند،جان خودشان را كف دست گذاشتند، در مقابل ظلم ساكت ننشستند، در مقابل زورگويي ساكت ننشستند، در مقابل اضلال مردم سکوت نکردند؛ انبيا اينند. 4
بنابر آيات متعددی كه هدف از ارســال رســولان و پيامبران را اقامه قســط و عدل معرفی میكند(لیقوم الناس بالقسط) اساسا اقامه عدالت در جامعه بدون تاسيس حکومت الهی محال و غير ممکن خواهد بود، لذا تشــکيل حکومت در دســتور كار تمام انبيای الهی بوده است ولی تشکيل حکومت ممکن است درشرايطی خاص،برای پيامبری مقدور نباشد؛مانند رسول اكرم,كه در چند سال اول رسالت خود،از تشکيل حکومت معذور بودند يا حضرت عيسی(ع)كه تحت فشار شديد دستگاه حاكم قرار داشت.
(-1پیامبران) پیشین كساني بودند كه تبلیغ رسالتهاي الهي ميكردند و( تنها) از او ميترسیدند و از هیچكس جز خدا بیم نداشتند ( احزاب)39 -2چه بسیار پیامبراني كه مردان الهي فراواني به همراه آنان جنگ كردند! آنها هیچگاه در برابر آنچه در راه خدا به آن ميرسید، سست و ناتوان نشدند ( و تن به تسلیم ندادند.) (آل عمران)146 -3فرعون در زمین برتري جویي كرد،و اهل آن را به گروه هاي مختلفي تقسیم كرد. گروهي را به ضعف و ناتواني ميكشاند ( قصص.)4 -4بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن كردستان1388/2/22
گاه درعصرپيامبــری بزرگ-كه مســئوليت زمامــداری جامعه بر عهدهی او اســت-برخی ديگر از انبيای
الهی،زيرمجموعهی رســالت او بوده وتنها سمت تبليغ احکام دين راداشتند و نه حق تشکيل حکومت جدا و
مستقل را؛ مانندحضرت لوط(ع)كه نبوت او زير مجمو عه نبوت ابراهيم خليل(ع)بود.قرآن میفرمايد:
((فامن له لوط …))(( 1پس لوط به او ايمان آورد…))
رســالت چنين اشــخاصی، شعاعی از نبوت گســترده همان پيامبر بزرگ است.قران مجيد منصوب بودن حضرت ابراهيم ازســوی خدا،برای امامت ورهبری جامعه را چنين بيان كرده اســت ((قال انی جاعلک للناس اماما ))...((2خداوند فرمودند: من تو را امام وپيشوای مردم قراردادم))...
بنابراين هيچ نبوتی بدون حکومت نيســت؛خواه به شــکل استقلال باشدوخواه به صورت وابسته و چناچه درباره برخی از پيامبران الهی، به صراحت مطلبی در باب حکومت و سياست در قرآن كريم نيامده باشد؛ دليل پر نبودن حکومت نيست بلکه از قبيل « و رسلا لام نقصصهم علیک » « 3و پيامبرانی كه ايشان را بر تو بازگو نکردهايم» است؛ يعنی، همانگونه كه برخی از پيامبران الهی در تاريخ بشر بودند و نامی از آنان در قرآن نيامده است؛ تمامی ويژگیها و رفتارهای هر يک از پيامبران نيز در قرآن ذكر نشده است.
در تشـكيل حكومت نيز سـنت و رویه پيغمبر اكرم ,دليل بر لزوم تشـكيل حكومت است. زیرا:
اولا: خود تشـكيل حكومـت داد و تاریخ گواهی میدهد كه تشـكيل حكومت داده، به اجرای قوانين و برقراری نظامات اسلام پرداخته، با اداره جامعه برخواسته است، والی به اطراف میفرسـتاده، به قضاوت مینشسته، قاضی نصب میفرموده، سفرایی به خارج و نزد روسای قبایل و پادشاهان روانه میكرده، معاهده و پيمان میبسته، جنگ را فرماندهی میكرده و خلاصه احكام حكومتی را به جریان میانداخته است.
ثانيـا: برای پس از خود به فرمان خدا تعيين "حاكم" كرده اسـت. وقتی خداوند متعال برای جامعه پس از پيامبر اكرم , تعيين حاكم میكند، به این معناست كه حكومت پس از رحلت رسول اكرم , نيز لازم است. و چون رسول اكرم , با وصيت خویش فرمان الهی را ابلاغ مینماید، ضرورت تشكيل حكومت را نيز میرساند. »4
-1سوره عنكبوت - آیه26 -2سوره بقره - آیه124 -3سوره نسا - آیه164 -4امام خمیني- كتاب ولایت فقیه - ص26
===ا گر حكومت لازمه اجرای احكام الهی است چرا ائمه برای آن فعالیتی نمیكرده اند؟===
« اولا خود رســول اكرم ,و امير المومنين(ع)حکومت تشــکيل دادهاند و امام حســن(ع)نيز حکومت تشکيل داد و جنگ كرد تا اينکه صلح را بر او تحميل كردند. ثاني ًا سيدالشهدا(ع)در همان وصيت نامه پس از آنکه فرمود برای امر به معروف و نهی از منکر قيام كرده است فرمود « اسير بسي ّ ره جدی و ابی » 1؛ يعنی ســيره و روش من، همان ســيره و روش جد و پدرم است؛ پيغبر ,در مدينه حکومت تشکيل داد، علی بن ابی طالب(ع)در مدينه و كوفه حکومت تشکيل داد، من نيز حکومت میدهم به همان گونه كه آنها انجام دادند. آن حضرت در سخنرانی رسمیاش نيز شرايط امام و رهبر را ذكر كرد كه امام بايد حاكم به قسط و عدل باشد. بيعت گرفتن جناب مسلم بن عقيل از مردم كوفه برای آن حضرت نيز به جهت تشکيل حکومت بود. ( وگرنه امر به معروف و نهی از منکر كه بيعت گرفتن نمیخواند)
امام رضا(ع)نيز چون میدانست كه جريان ولايتعهدی يک نيرنگ است، آن را به طور رسمی نمیپذيرفت و اينکه ائمه]، يا مسموم شدند يا شهيد، و در زندان و تحت نظر بودند، برای اين بود كه بر ضد حکومت منحرف وقت قيام می كردند وگرنه كسی كه فقط حاكمان را نصيحت كند، گوشه نشين و عالم مسالهگو باشد، كسی كاری به او ندارد.
مرحوم مجلسی (ره) در كتاب بحارالنوار روايتی از امام صادق(ع)نقل كرده كه آن حضرت در مسافرتی، به سيدر فرمودند: اگر من به اندازهی اين گله همراه و همفکر و ياور داشتم، قيام میكردم. سدير میگويد پس از نماز، گوسفندان را شمردم و آنها هفده راس بودند.2
-1بحار – ج – 44ص – 329ح2 -2ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت - آیت الله جوادي آملي - ص340
===ولایت فقیه
قبل از انقلاب کجا بود===
((موضوع ولایت فقيه چيز تازهای نيست كه ما آورده باشيم بلك ّ ه این مسئله از اول مورد
بحث بوده اسـت،حكم ميرزای شـيرازی در حرمت تنباكو،چـون حكم حكومتی بود همه تبعيّت كردند،
مرحوم تقي شيرازي كه حكم جهاد دادند - البته اسم آن دفاع بود - و همه علما تبعيت كردند، براي این اسـت كه حكم حكومتي بود. مرحوم كاشـفالغطا نيز بسـياري از این مطالب را فرمودهاند. از متاخرین، مرحوم نراقي، همه شئون رسولالله (ص) را براي فقها ثابـت ميدانند. و مرحـوم آقاي نایيني نيز ميفرمایند كه این مطلـب از روایت «عمر بن حنظله» اسـتفاده ميشـود. در هر حال طرح این بحث تازگي ندارد؛ و ما فقط موضوع را بيشـتر مورد بررسـي قرار دادیم، و شعب حكومت را ذكر كرده در دسترس قرار دادیم، و شعب حكومت را ذكر كرده در دسترس آقایان گذاشتيم تا مسأله روشنتر گردد. و « تبعا لامر الله تعالي في كتابه و لسـان نبيه (ص) »1كمي از مطالب مورد احتياج روز را نيز بيان كردیم؛ و گرنه مطلب همان است كه بسياري فهميدهاند»2
-1به پیروي از امر خداي متعال و كلام رسول الهي ( خداوند بر آن حضرت و خاندانش صلوات خود را نازل فرماید) -2كتاب ولایت فقیه - امام خمیني - ص124
از قدیم الایام تا كنون، اگر كساني این قضيه را مطرح نكردندیا با سردي با آن برخورد كردند،به خاطر این بوده است كه فكر كردند چيزي را كه شدني نيست، چرا مطرح كنند؛ .1و الا وقتي انسان به كتابها و حرفهاي فقها نگاه ميكند، ميبيند هيچ ً كس از آنها نيست كه اصلاحاكميت غير حكم اسلام را قبول داشته باشد. انسان این را در ابواب مختلف فقهي مشاهده ميكند. این جزء مسلمات است».2
پارهای از منابع فقهی انديشه ولايت فقيه از ابتدای غيبتكبری تا زمان امام خميني (ره) عبارت است از:
-شيخ مفيد(:)413-333المقنعه، ص810
-شيخ طوسي ( 460ه . ق ) : النهايه، ج - 2ص17
-ابوالصلاح حلبی(م.447ه:)الکافی فی الفقه،ص422
-ابن ادريس حلی(م. 598ه:)السرائر، ص537
-علامه حلي ( حسن بن يوسف - 726ه . ق:) نهايه الاحکام، ج - 2ص417
-علامه فخر المحققين ( 771ه . ق:) ايضاح الفوائد، ج - 4ص294
-شهيد اول ( محمد بن مکي) ( 768ه . ق) : الذكر ، ص57
- محققكركی (م.940ه:)رسائل، رساله صلاه الجمعه، ج1ص141
- مقدس اردبيلی (م.990ه:)مجمع الفوايد و البرهان، ج ،4ص205
- حسينی عاملی(م.1226ه:)مفتاح الکرامه(كتاب القضاء)ج،10ص21
- ملا احمد نراقی(م.1226ه:)عوائد الايام،ص187
-مير فتاح مراقی(م.1266ه:)عناوين،ص345
-شيخ محمد حسن نجفی0م.1266ه:)جواهر الکلام، ج،16ص178
-صاحب الرياض ( علامه ابوالمعالي - 1231ه . ق) رياص المسائل ، ج - 9ص509
-شيخ مرتضی انصاری(م.1281ه:)المکاسب،ص154و القضاء و الشهادات، ص243
- حاج آقا رضا همدانی (م.1322ه:)مصباح الفقيه،كتاب الخمس،ص160
-سيد بحر العلوم (م.1326ه:)بلغه الفقيه، ج،3ص221
-شيخ فضلالله نوري ( 1327ه .ق) لوايح شيخ فضل الله نوري، ص 69و رسائل و اعلاميهها شيخ فضل الله نوري، ج -1ص67
-آيت الله بروجردی(م.1382ه:)البدرالزاهر(تقريرات درس خارج )،ص52
-شيخ مرتضی حائری (م.1362ه:)صلوه الجمعه، ص144
-آيت الله گلپايگاني: الدايه الي من اله الولايه، ص79
-امام خمينی (م.136ه:)كتاب البيع،ج،2ص488و...
-1در زمان قدما این موضوع ولایت براي فقیه چنان دور از دسترس بوده است كه حتي به فرمایش آیت الله بروجردي"پرسش و پاسخهاي پیرامون آن از كتب روایي ساقط ميگردیده است."( البدرالزهرا صفحه)74 -2رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضاي هیات علمي گنگره امام خمیني (ره) -1378/11/4
براي نمونه تنها به ذكر بعضي از نظریات این بزرگان ميپردازیم .
شيخ مفيد413ه ق
هنگامی كه سلطان عادل(1امام معصوم ) برای ولایت در آنچه ذكر كردیم در این ابواب فقه وجود نداشت برفقيهان اهل حق عادل صاحب رای وعقل وفضل لازم استكه ولایت آنچه بر عهده سلطان عادل است را بر عهده گيرند
شيخ طوسی : 460ه ق
صدور حكم ميان مردم اقامه حدود وقضاوت ميانكسانیكه با یكدیگر اختلاف پيدا می كردند جایز نيست مگر از سویكسيكه از طرف سلطان حق (ائمه معصومين) اجازه داشته باشد چنين كارهایی در زمانی كه ائمه معصومين امكان انجام آن را ندارند بدون تردید به فقيهان شيعه واگذار شده است .
علامه حلي 726ه ق
مقبوله عمر بن حنظله و دیگر روایات در این زمينه، بر اطلاق و عموم ولایت فقيهان دلالت داشته، به ولایت در قضاوت و اقامه حدود محدود نميشود. وي همچنين در باب زكات مينویسد: « زكات در عصر غيبت، به فقيه پرداخته ميشود؛ چرا كه نایب امام (ع) است و هرآنچه از شئون امام بوده به عهده ميگيرد.
محقق اردبيلي 993ه ق
علاوه بر اجماع و اقتضاي ضرورت، ميتوان به نيابت حاكم از امام (ع) استناد كرد و دليل بر نيابت اجماع و اخباري همانند مقبولهي عمر بن حنظله است و لذا هر آن چه براي امام، جایز است و ميتواند به عهده بگيرد، براي حاكم نيز جایز است.
-1سلطان عادل در لسان شیخ مفید امام معصوم است.
سيد محمد جواد عاملی 1226ه ق
فقيه نایب مسلمين وسرپرست آنهاست وبه درستيكه او بر آنچهكه مصالح عمومی جامعه است ولایت دارد .
ملا احمد نراقي 1233ه . ق
هر آنچه كه پيامبر (ص) و امام (ع) - كه حاكمان و حافظان اسلام ميباشند - بر آن ولایت و اختيار دارند، فقيه نيز همان ولایت و اختيار را دارد مگر جایي كه دليلي برخلاف آن وجود داشته شود.
صاحب جواهر 1266ه . ق
همان گونه كه مقتضي قول صاحب الزمان (عج) نيز آن را ميرساند؛ « در حوادث و واقعه به راویان احادیث ما رجوع كنيد. آنان حجت ما بر شما و ما حجت خدا بر آنان هستيم»؛ مراد این است كه فقيهان در جمع آنچه من حجت هستم، حجت من بر شما هستند، مگر آن چيزهاي كه با دليل خارج شود.
صاحب ریاض 1231ه . ق
هيچ اختلاقي در این نيسـت كه مـراد از حاكم درعصر غيبت امام (ع) فقيه جامع شـرایط فتواست.
شيخ انصاري 1281ه . ق
از روایات گذشته ظاهر ميشود كه حكم فقيه، در تمام خصوصيتهاي احكام شرعي و در تمام موضوعات خاص آنها، براي ترتيب دادن احكام بر آنها نافذ ميباشد؛ زیرا متبادر از لفظ"حاكم" در مقبوله عمر بن حنظله، همان"متسلط مطلق"است،یعني اینكه امام (ع) فرمودند: « فاني قد جعلته عليكم حاكما» نظير گفتار سـلطان و حاكم است كه به اهل شهري بگوید: « من فلان شخص را حاكم بر شما قرار دادم » كه از این تعبير، برميآید كه سلطان، فلان شخص را در همه امور كلي و جزئي شهروندان كه به حكومت برميگردد مسلط نموده است.
آیت الله بروجردي 1329ه . ق
در مجموع از نظر عقلي و نقلي برميآید كه فقيه عادل در كارهاي مهم عمومي كه مورد ابتلاي مردم است، از طرف ائمه اطهار منصوب است و همانطور كه ما روشن كردیم و اجمالا اشكالي هم به آن وارد نيست، در اثبات آن احتياجي به مقبوله عمر بن حنظله نميباشد و در نهایت اینكه مقبوله نيز از شواهد این مطلب است.
آيت الله بروجردي سپس اعتقاد خود را چنين ابراز ميكند:
امامان معصوم (ع) ميدانستهاند كه اغلب شيعيان در زمان حضور، و جميع آنها در زمان غيبت، امكان دسترسي به آنها را ندارند؛ پس آیا امكان دارد كه انها را ازرجوع به طاغوتها و قاضيان جور منع كنند و با وجود این، خود نيز كسي را براي رجوع در این امور معني نكنند؟!
لذا موضوع ولايت فقيه بسيار متقدم بر زمان وقوع انقلاب اسلامي بوده است و در زمان ما صرفا در سير تکامل تاريخي خود به صورت يکنظريه اجتماعي به عينيت رسيده است. همچنان كه رابطه مرجعيت و مقلد نيز از ابتدا به صورت فعلي وجود نداشته است و در ابتدا رابطه فقها با مردم صرفا رابطه محدث و مستمع بوده و در سير تکامل خود به اينجا رسيده است
===كسی كه معصوم نیست، چطورولاي تدارد===
ولايــت مراتبی دارد و بســياری از مراتب آن هيچ ارتباطــی با عصمت ندارد؛ مثل ولايت پدر بر فرزند، شوهر بر زن، ق ّيم بر صغير و زعامت و "حاكميت" . لذا منظور از ولايت در تعبير " ولايت فقيه" موضوع ولايت كليه الهي و ولايت تکويني نظير آنچه پيامبر و ائمه داشتنتد نميباشد كه اقتضاي آن قطعا و حتما عصمت است.
وقتی می گویيم ولایتی را كه رسـول اكرم ,و ائمه ]داشتند، بعد از غيبت، فقيه عادل دارد، برای هيچ كس این توهم نباید پيدا شود كه مقام فقها همان مقام ائمه ] و رسـول اكرم ,اسـت . زیرا اینجا صحبت از مقام نيست، بلكه صحبت از وظيفه است.
«ولایت» - یعنی حكومت و اداره كشور و اجرای قوانين شرع مقدس- یک وظيفه سـنگين و مهم اسـت، نه اینكه برای كسـی شـأن و مقام غير عادی بوجود بياورد و او را از حد انسان عادی بالاتر ببرد.
به عبارت دیگر، «ولایت» مورد بحث، یعنی حكومت و اجرا و اداره و بر خلاف تصوری كه خيلی از افراد دارند، امتياز نيسـت بلكه وظيفهای خطير است. از امور اعتباري عقلایي است. مثل این است كه امام (ع) كسی را به حضانت، حكومت، یا منصبی از مناصب، تعيين كند. در این موارد معقول نيسـت كه رسـول اكرم ,و امام با فقيه فرق داشـته باشـ ً د. مثلا یكی از اموری كه فقيه متصدی آن اسـت اجرای «حدود» یعنی (قانون جزای اسـلام) اسـت. آیـا در اجرای حدود بين رسـول اكرم . ,و امام و فقيه امتيازی است؟ یا چون رتبه فقيه پایين است باید كمتر بزند؟ حد زانی كه 100تازیانه است اگر رسول اكرم , جاری كند، 150تازیانه می زند، و حضرت امير المومنين(ع) 100تازیانه، و فقيه 50تازیانه؟ با اینكه حاكم متصدي قوه اجرایيه اسـت و باید حد خـدا را جـاري كنـد، چـه رسـول الله, باشـد، و چه حضـرت امير المومنيـن(ع)، یا نماینده و قاضي آن حضرت در بصره و كوفه، یا فقيه 1عصر.»
- يکي از اقسام ولايت « زعامت و رهبري سياسي» است. اكنون اين سوال پديد ميآيد كه آيا اين مرتبه از ولايت، عصمت پيشواي سياسي، بسيار خوب و مفيد است و با وجود شــخص معصوم، هيچ فرد ديگري، حق حکمراني و ولايت ندارد. حال اگر شخص معصوم وجود نداشت و يا در غيبت به سر ميبرد، چه بايد كرد؟ آيا بايد احکام ابدي اجتماعي اسلام تعطيل گردد؟ آيا امت اسلامي بايد بدون رهبر باشد؟ يا بايد به رهبري و ولايت طاغوت تن دهد؟ و يا بايد بهترين كســي كه از نظر علم، زهد، تقوا مديريت سياسي، كمترين فاصله را با معصوم دارد، به رهبري برميگزيند و او بر اساس قوانين اسلامي كه از عصمت برخوردار است ( زيرا اين قوانين از معصوم صادر گرديده است ) و مصالح عمومي، به اداره جامعه بپردازد.
-1كتاب ولایت فقیه - امام خمیني(ره) - ص50
كدام فقیه ولایت دارد
جواب اجمالی
در اصل يکصد و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی به سه شرط اساسی زمامداری حکومت اسلامی اشاره شده و آمده است:
شرايط و صفات رهبر:
-1صلاحيت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه. (فقاهت)
-2عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام. (عدالت)
-3بينش صحيح سياسی و اجتماعی، تدبير، شجاعت، مديريت و قدرت كافی برای رهبری. (كفايت)
جواب تفضيلی
بر اســاس ادلهاي كه دربارهی ولايت فقيه بيان شد، كســی میتواند زمام امور را در جامعه اسلامی به دست گيرد كه به مقام فقاهت رسيده باشد و بتواند احکام الهی را از منابع مورد وثوق استنباط نمايد و مراد از آن " اجتهاد مطلق" میباشد؛ يعنی شخص بتواند حکم هر مسئلهاي را از منابع دينی اسنتباط كند و قدرت اجتهاد او منحصر در دايره خاصی نباشد.
شرط ديگر زمامدار اسلامی "عدالت" است. عقل حکم میكند كه نمیتوان زمام جامعهاي مبتنی بر يک عقيده را به كسی سپرد كه در عمل پایبند به آن اعتقاد نيست و التزامی به قوانين آن ندارد. از ســوی ديگر، ما آيات و رواياتی داريم كه اطاعت فاســق و غيرعادل يا ولايت او را انکار میكند. مانند آيه شريفه: « و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا و اتبع هواه » 1از كسی كه او را از ياد خود غافل كردهايم و او پيرو هوی و هوس خود است، پيروی مکن.
در اصول كافی روايتی از امام باقر(ع)نقل شده است كه در آن حضرت از رسول اكرم ,نقل میكند: امامت و زمامداری سزاوار نيست، مگر مردی را كه در او سه ويژگی باشد:
-1ورعی كه او را از معاصی و گناهان الهی منع كند.
-2حلمی كه به واسطه آن مالک و صاحب اختيار غضب خويش باشد.
-3نيکويی سرپرســتی نسبت به كسانی كه زمام آنها را به دست دارد، تا برای آنها چون پدری مهربان باشد.
همين روايت بر شــرط ديگری، كه عقل نيز بر آن گواه اســت، دلالت میكند و آن توانايی اداره امری كه بر عهده گرفته اســت. يعنی فقيه عادلی میتواند زمام امور جامعهی اسلامی را به دست گيرد كه توانايی اداره آن جامعه را داشــته باشــد. اين مطلب را اســتدلال عقلا نيز مورد تاييد قرار میدهد.
پس شرايط اساسی زمامدار اسلامی عبارتند از: فقاهت، عدالت و توانايی بر اداره جامعه اسلامی كه در اصل يک صد و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی به اين سه شرط اشاره شده است.
بند اول: اين اصل ناظر بر اجتهاد مطلق اســت. از اين رو، بر تحقق صلاحيت علمی رهبر برای افتاء در ابواب مختلف فقه و نه يک باب خاص تصريح میكند.
بند دوم: ناظر به عدالت رهبر اســت و چون برای عدالت مراتبی را میتوان تصور كرد، در اين عبارت به وجود عدالتی كه برای رهبری جامعه اسلامی لازم است، تاكيد شده است.
بند سـوم: كفايت رهبر توضيح داده شــده و با تعابير« بينش صحيح سياسی و اجتماعی، تدبير، شجاعت، مديريت و قدرت كافی برای رهبری » به بايستههای نظری و عملی اداره جامعه اشاره شده است.
-1سوره كهف– آیه28
===تجربه30ساله اجراى اصل ولایت فقیه و وجود بسياری از مشكلاتدر جامعه===
پس از تشکيل حک ّ ومت حقهی نبی اكرم ,و حتی سالها بعد از آن بزرگوار – كه تا حدود زيادی همان خط و همان طريق در خطوط بارز جامعه رعايت میشد – هنوز در جامعه افراد ضعيف و فقير ديده میشدند؛ اميرالمومنين(ع) را مشــاهده میكنيم كه به خانه ايتام و فقرا میرفتند؛ كســانی كه بچههايشان شب شام نداشــتند و مادر با آب گرمی كه روی چراغ گذاشــته بود، آنها را ســرگرم میكرد! اين حوداث مربوط به چه سالهايی است؟ چقدر از انقلاب پيامبر گذشته بود؟ نزديک به چهل سال از هجرت پيامبر گذشته بود و اين حوادث اتفاق افتاده بود.1
اكنون نيز در نظام جمهوری اسلامی مشکلات فراوانی به چشم می خورد ً . مثلا مشکلات اقتصادی كشور , ناشی از عوامل مختلفی است كه داوری درموفقيت نظام اسلامی , بسته به بررسی آنهاست. مثلا،جمعيت كشور پس از پيروزی انقلاب تاكنون بيش از دو برابر شده , قيمت كالاها در سـطـح جـهـان مـتناسب باتورم جهانی بالا رفته اســت. ضمن اينکه فرهنگ مصرف جامعه بســيار تغيير كرده و ســطح توقعات , به نحو چشمگيری بالا رفته است. تحريمهای اقتصادی , جنگ و ويرانيهايی كه تنها به جرم پايبندی به ارزشهای اســلامی بــر ما تحميل شــد , حوادث طبيعــی فــراوان و... همه در پيدايش اين مشــکلات نقــش دارد.
-1رهبر معظم انقلاب - -1370/12/12دیدار با اعضا كمیته امداد امام خمیني ره
نـاهـنـجاريهای فرهنگی نيز چنين اســت ; بسياری ازانديشمندان اسلامی و مربيان دينی , پيش از انقلاب
درگيــر مبــارزه و يا در بند رژيم طاغوت بودند و پس از انقلاب به علت نياز شــديد نظام , به كارهای اجرايی
مشغول شدند. گـروهـی از ارزشـمـنـدتـرين تربيت يافتگان مکتب اسلام نيز در حوادث آغازين انقلاب به
دست خيانتکاران و دشمنان اسلام به شهادت رسيدند. بـزرگـانـی چون شهيدبهشتی , شهيد مطهری , باهنر
, رجائی , شــهدای محراب و...كه هر يک ســرمايه های بی نظيری برای نظام و اســلام به شمار می آمدند.
افزون براين , دخالت دشمن در ايجاد فضای آلوده فرهنگی برای نسل جوان و 000درنابسامانيهای فرهنگی تاثيری عميق گذاشت.
و البته بديهی است كه وجود بسياری از مشکلات هم ناشی از ضعف عملکرد دستگاههای كشور و همچنين بیكفايتی كارگزاران نالايق میباشد زيرا؛
« رهبری طبق قانون اساســی در كشــور مسئوليت اجرايی ندارد، جز در زمينه نيروهای مسلح. 1مسئوليت اجرايی به عهده قوای ســهگانه اســت، منتها مديريت انقلاب – كه همان رهبری باشــد – مسئوليت حفظ جهتگيری انقلاب و نظام را دارد؛ بايد مواظب باشد انقلاب و نظام از آرمانها منحرف و منصرف نشود؛ فريب دشمن را نخورد و راه را عوضی نرود؛ اينها مسئوليتهای رهبری است».2
« ممکن است كه تحقق آرمانها سالهايی طول بکشد؛ موانع و مشکلاتی بر سرراه وجود داشته باشد؛ اما جهت حکومت – جهت و سمتگيری اين قدرتی كه تشکيل شده است – حتما بايد به سمت آن هدفها و آرمانها و آرزوهايی باشد كه شعار آن داده شده است و داده می شود و در متن قرآن و احکام اسلامی وجود دارد. اگر در آن جهت نبود، بلاشک حکومت منحرف است. معيار، اين است كه عدالت اجتماعی و نظم متکی بر قانون به وجود آيد و مقررات الهی همه جا مستقر شود». 3
با اين وجود نظام اســلام موجب ســرافرازی و عزتمندی كشور در سراسر جهان و سربلندی و استقلال در برابر اســتعمارگری و مستکبران دنيا و همچني ّ ن اسطوره الهام بخش امتهای مظلوم و تازيانه خورده تاريخ گرديده است و ولايت فقيه به عنوان محور اقتدار و مرجع حل مشکلات و بحرانهای سیساله كشور همواره حافظ جمهوريت، اسلاميت و تماميت ارضی نظام و عامل ثبات سياستهای كلان بوده است. »
-1كه امروز نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در اوج نظم و اقتدار و بالندگی به سر میبرند. -2رهبر معظم انقلاب––1382/2/22دانشگاه شهید بهشتی -3رهبر معظم انقلاب––1375/9/19عید سیعد مبعث
"===مردم سالاری دینی " شعار یا واقعیت===
استفتاء نمايندگان حضرت امام در دبيرخانه ائمه جمعه سراسر كشور:
پس از اهدای سلام و تحيت، در چه صورت فقيه جامعالشرايط بر جامعه اسلامی ولايت دارد؟
بسمه تعالي
ولایت در جميع صور دارد، لكن توالی امور مسـلمين و تشـكيل حكومت بستگی دارد به آرای اكثریت مسلمين، كه در قانون اساسی هم از آن یاد شده است و در صدر اسلام تعبير میشده به بيعت با ولی مسلمين.
روح الله الموسوی الخمينی1
« اسلام به ما اجازه نداده است كه دیكتاتوری بكنيم. ما تابع آرای ملت هستيم. ملت ما هرطور رای داد ما هم از آنها تبعيت میكنيم. ما حق نداریم.خدای تبارك و تعالی به ما حق نداده است، پيغمبر اسلام به ما حق نداده است كه ما به ملتمان یک چيزی را تحميل كنيم »2
-1صحیفه نور–جلد– 2ص459 -2امام خمینی (ره)–كتاب ولایت فقیه–ص39
« جمهوری ما از اسلام گرفته شده و اسلام ما اجازه نمیدهد در این كشور مردم سالاری نباشد. ما نخواستيم جمهوریت را از كسی یاد بگيریم؛ اسلام این را به ما تعليم داد و املاء كرد. این ملت، متمسک به اسلام و معتقد به جمهوریت است. در ذهن این ملت و این نظام، خدا و مردم در طول هم قرار دارند و خدای متعال این توفيق را داده است كه مردم این را طی كنند. »1
« امام به مردم اعتماد داشتند، انقلاب كه پيروز شد، امام میتوانستند نظری نخواهند، هيچكس هم اعتراضی نمیكرد، اما این كار را نكردند. درباره اصل نظام و كيفيت نظام رفراندوم راه انداختند از مردم نظر خواستند، مردم هم گفتند جمهوری اسلامی، و این نظام تحكيم شد. برای تعيين قانون اساسی امام میتوانست یک قانون اساسی مطرح كند، همه مردم یا یک اكثریت قاطعی از مردم یقيناً قبول می كردند. میتوانسـت عدهاي را معين كند و امام این كار را نكـرد. امام انتخابات خبرگان را به راه انداخت. .. 2اعتقاد ما این است كه حاكميت بر مردم، جز از قبل پروردگار عالم – كه خالق مردم است
و با رضایت مردم، غيرو مشروع و غير صحيح و غير منطقی است».3
«نباید اشتباه شود؛ این مردمسالاری به ریشههای دموكراسی غربی عميقا ارتباط ندارد. این یکچيز دیگر اسـت. اولا مردم سـالاری دینی دو چيز نيسـت كه ما دموكراسـی را از غرب بگيریم و به دین سنجاق كنيم تا بتوانيم یکمجموعه كامل داشته باشيم؛ نه، خود این مردمسالاری هم متعلق به دین است. »4
« مكتب بدون مردم متصور نيست؛چون مكتب ما مكتبی نيست كه از مردم جدا بشود. اصلا این یک فریب است كه ما بيایيم اسلام را از نفع و خيل مردم جدا كنيم و بگویيم مردم و آنها را رها كنيد و به دین و خدا و اسلام بچسبيد!
این همان اسلام تحریف شده است. این همان چيزی است كه امام(ع)از اول شروع مبارزه با ان جنگيد. بسياری از آدم های خوب و عالم، حرف امام را در این راه فهميدندو البته بعضی از متحجرها و نادانها هم تا آخر نفهميدند و هنوز هم بعضی این حقيقت را نمیفهمند. تفكر اسلامی از خيل مردم و برای مردم بودن جدا نيست.
هرچيزی كه شما دیدید به نظرتان اسلامی است، اما از صلاح مردم مجرد است،بدانيد در شناخت و فهم این كه آن اسلام است، اشتباه میكنيد یا در فهم خود آن شی محققا اشتباهی وجود دارد. پس، پایه ارزشهای اسلامی وانقلاب ما، بر دو پایه مردمی و مكتبی است». 5
-1رهبر معظم انقلاب––1382/11/24نماز جمعه تهران -2رهبر معظم انقلاب––1378/3/14نماز جمعه تهران -3رهبر معظم انقلاب––1372/6/14دیدار با سفرا و كارگزاران سفارت امور خارجه -4رهبر معظم انقلاب––1380/8/20اجتماع بزرگ مردم شهرستان كاشان و آران و بیدگل -5رهبر معظم انقلاب––1368/11/9در دیدار مسئولین نظام
درنگاه مرشد
رهبر انقلاب در جلســات درس همه بزرگان را با پسوند يا پيشوندهای احترام آميز خطاب می كنند مثل مرحوم نراقی يا شيخ اعظم (شيخ انصاری)، امــا از يک شــخصيت با لقب محبت آميز خاصی يــاد می كنند و آن امام خمينی رحمت الله عليه است كه رهبری يا عنوان «سيد استاد ما» خطاب می كنند. ضمن اينکه از لحاظ فقهی نيز مقام معظم رهبری ارزش خاصی بــرای نظرات حضرت امام رحمت الله عليه قائلند و با احترام فراوان آنها را نقد می كنند
مضطرب هستم تا بر گردی؛ خيلی سفر نرو
آقای خامنه ای تازه از سفر آمده بودند. به خدمت امام رحمت الله عليه رسيدند. همين كه امام خامنه ای را ديدند، «وقتی شنيدم هواپيمای شما در فرودگاه نشست، خيالم راحت شد». سپس فرمودند«:هر موقعی كه تو به سفر میروی من مضطرب هستم تا برگردی، خيلی سفر نرو.»
آقای خامنه ای هست
آقای هاشمیرفسنجانی نقل میكند: من نسبت به حضرت امام روی بازتری داشتم و مســائل را بی پرده با ايشان مطرح میكردم. يک روز كه خصوصی خدمت معظم له رسيده بودم، بی پرده در مورد قائم مقامیرهبری و مشکلاتی كه احتمالا پيدا می شود، صحبت كردم. حضرت امام رحمت الله عليه در آن جلســه فرمود: شــما در بن بســت نخواهيد بود، آقای خامنه ای در ميان شــما هســت؛ چرا خودتان نمیدانيد؟! اين جلسه مربوط به اواخر عمر حضرت امام رحمت الله عليه است. در همان روزها امام برای مقام معظم رهبری، كلمه برادر را به كار میبردند. قطعا اين تعبير بی معنا نبود. ما آن روزها از اين تعبيرات، به موضوع رهبری حضرت آيت الله خامنه ای منتقل نشديم. اما گفتههای امام خمينی رحمت الله عليه نشانگر اين است كه معظم له، آيت الله خامنه ای را شايسته اين كار میدانستند. چنانچه به حاج احمد آقا فرمودند«:الحق ايشان شايستگی رهبری را دارند».
الحق ايشان شايستگی رهبری دارند
حاج احمد آقا نقل كرده اند: وقتی كه آيت الله خامنه ای در سفر كرهی شمالی بودند، امام گزارشهای آن ســفر را از تلويزيون میديدند؛ آن منظرهی ديدار از كره، استقبال مردم و يا سخنرانیها و مذاكرات ايشان در آن سفر، خيلی برايشان جالب بود و فرموده بودند: « الحق ايشان شايستگی رهبری را دارند.»1
-1هاشمي رفسنجاني، روزنامه اطلاعات -68/3/30
===لعنت خدا بر جدا شونده از رهبــری1===
"1 شهيدآيت اللهدستغيب
اگر كســی اشکال كند چنانکه اشــکال هم كردهاند و
گفتهاند كه بلی، مثل امام خمينی كجا ديگر پيدا می شود در
دورههای قبل نبوده ايشان نابغه بوده است و بعد از اين هم
ديگر مثل ايشان پيدا نخواهد شد. ممکن است يک فقيهی
بعد از ايشان بيايد و چطور و چطور بشود، آنوقت ما دچار
ديکتاتوری روحانيت خواهيم شــد. تمام اينها شبهههای
واهی است البته بدانيد و میدانيد، جسارت نکنم، تذكر است
هرگاه اكثر خلق حاضر شدند به اطاعت از ولی امر و فقيه
عادل، والله خدایتعالی مثل خمينی و بهتر از او برایشان پيدا خواهد كــرد "ما ننسخ من ایه او ننسها نأت بخیر منها أو مثلها ... " اين حرف شيطانی است كه پس از آيت الله خمينی چکار خواهيم كرد، همان كسی كه آقای خمينی را بهوجود آورد، بعد از ايشان بهتر از او يا مثل ايشان
را در رأس مسلمين قرار خواهد داد. مسلمانان را حيران نمیگذارد ولی شرطش حاضر بودن مسلمين
مثل حالا هست.
مادامی كه خلق حاضرند اطاعت كنند از ولی امر، خدا ولی امر را برایشان مستقر خواهد داشت. اي ً ن اولا، و ثاني ًا بر فرض بگوييم نعوذ با ّ لله فقيهی كه بعد میآيد ممکن است منحرف شود و ممکن است ديکتاتوری كند، ممکن است حب رياست داشته باشد، ممکن است فساد داشته ً باشد، اولا اين احتمال در رياست جمهوری هم هست. هر مقامی را كه شما فرماندهی كل قوا به او بدهيد بلکه در او صد برابر اســت. چطور اگر بگويند فرماندهی كل قوا برای رياســت جمهور باشد، هيچكس هيچ حرفی نمیزند؟ در حالی كه صد برابر احتمال است كه فساد كند و ديگر اينکه ممکن اســت در همين قانون قيد شــود كه هرگاه آن فقيهی كه رهبر شده اگر انحرافی در او پيدا شد، از همان مجرايی كه تثبيت شده از همان مجرا منعزل میگردد.
از چــه مجرايی فقيه را تثبيت كرديد در قانون؟ از مجرای اكثريت خلق. خلق، خبرگان را معين كردند و خبرگان هم اين رهبر را معين كردهاند. تا اين رهبر منحرف شد فوراً دو مرتبه اكثريت خلق، خبرگان را تأسيس می كنند و همان خبرگان عزلش می كنند و فقيه ديگری را سرجای او مینشانند. اين چه خطری اســت كه شما را به وحشــت انداخته است كه چطور خواهد شد؟ اينها موهومات است."1
"كيست كه اين ناله مرا به گوش عمامه [به] سرهای ايران برساند، هر كسی میخواهی باش! خودت را مجتهد میدانی، مقدمات خوان میدانی، نمیدانم، هر چه خودتان میدانيد. بر تو واجب است امروز تبعيت از يک ً نفر، تو حق نداری درمقابل رهبر حرفی بزنی، تماما بايد تبعيت كنند... هر عمامه سری كه از رهبر مکرم فاصله بگيرد، لعنت خدا برش باد. تمام عمامه سرها همه بايد مطيع يک رهبر، امام يکی نائب امام هم يکی، ديگری هيچ تقدم ندارد. همه بايد فرمان ببرند، همه بايد اطاعت بکنند.
حتی مکرر گفتهام، حسن و حسين[يکیشان امام بود، حسن امام، حسين مأموم، هيچوقت حسين تا حسن بود در عرض نبود، تابع، تابع، هر چه بهش میگفتند، میگفت هر چه حسن بفرمايد، دو تا امام نمی شود، دو تا نائب امام هم غلط است، دو تا رهبر غلط است. وای به امتی كه از رهبر الهی خود فاصله بگيرد، هلاک است، هلاک است، طعمه دشمن است..."
-1صورت مشروح مذاكرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، جلد دوم، انتشارات مجلس شورای اسلامی، صفحه1158
آفتابی در پس آفتاب
رهبر حكيم انقلاب از نگاه بزرگان دين
رهبر خود شما
مرحوم حاج احمد آقای خمينی تعريف كرده اند: در سال 65جلسات هفتگی سران قوا در دفاتر يکی از آنها يا در جماران، البته بدون حضور امام برگزار میشد. در يک جلسهای كه در جماران تشکيل شده بود، من، آيت الله خامنه ای، آقای موسوی، اردبيلی، آقای مير حسين موسوی، آقای هاشمیرفسنجانی حضور داشتيم. از قرار اتفاق، در همان روز آقای منتظری نيز با امام جلسه داشتند. در آن سال، هر وقت امام با آقای منتظری ملاقات میكرد، بعد از جلسه برافروخته و عصبانی بودند، به طوری كه در چهره شان مشخص و نمايان بود.
در وسط جلسه بوديم كه ناگهان امام بدون در زدن، يک دفعه با حال عصبانيت شديد و بر افروختگی وارد اتاق شدند و رو به ما فرمودند«: من از اول با قائم مقامیآقای منتظری مخالف بودم، ايشــان به درد رهبری بعد از من نمیخورد». جلســهی امام كه تمام شــد، همهی سران قوا و من، در يک سکوت سنگينی فرو رفتيم و همه متحير از اين جملات بوديم؛ چون سابقه نداشت و حضور غير منتظرهی امام هم نشان از اهميت موضوع بود.
بعد از مدتی سکوت، آقای خامنه ای شروع به صحبت كردند كه: آقای منتظری شاگرد شما بودند و در زمان
شــاه، مبارزات داشــتند و زندان طولانی مدت رفتند و. ..و از آقای منتظری تعريف كردند و در آخر هم آقای
خامنه ای گفتند كه خب اگر ايشان نباشد چه كسی باشد؛ امام بلافاصله و با اشاره به حضرت آقا فرمودند: خود
شما. 1
امام خمينی بعد از حادثهی انفجار مسجد ابوذر در سال 60كه قبل از رياست جمهوری حضرت آقا، اتفاق افتاد، فرمودند«:خداوند ذخيرهی انقلاب را حفظ كرد» --1به نقل از آقای حبیبی، دبیركل حزب موتلفه
علی محمد بشــارتی نقل میكند: در تابستان سال 58هنگامیكه مسئول اطلاعات سپاه بودم، گزارشی داشتيم كه آقای شريعتمداری در مشهد گفته بود: «من بالاخره عليه امام اعلام جنگ میكنم». خدمت امام رسيديم و ضمن ارائهی گزارشی، خبر مذكور را هم گفتيم. ايشان سرش پايين بود و گوش میداد. اين جمله را گفتيم، سربلند كرد و فرمود«:اينها چه میگويند؟! پيروزی ما را خدا تضمين كرده است. ما موفق میشويم، در اينجا حکومت اسلامیتشــکيل میدهيم و پرچم را به صاحب پرچم میســپاريم». پرسيد: خودتان؟ امام سکوت كردند و جواب نداند.
حضرت امام میفرمايند: يک نفر را مثل آقای خامنه ای پيدا بکنيد كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگذار، و بنای قلبی اش بر اين باشــد كه به اين ملت خدمت كند، پيدا نمیكنيد، ايشــان را من ســالهای طولانی میشناسم.
حضرت امام خمينی در پيامیبه مناسبت ترور آيت الله خامنه ای نوشتند: اكنون دشمنان انقلاب، با سوء قصد به شما كه از سلالهی رسول اكرم صلّی الله عليه و آله و خاندان حسين بن علی علي ّ ه السلام هستيد....عواطف ميليونها انسان متعهد را در سراسر كشور، بلکه جهان، جريحه دار نمودند... من به شما خامنه ای عزيز تبريک میگويم كه در جبهههای نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به اين ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالی، ســلامت شــما را برای ادامهی خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم. شما سربازی فداكار در جبهه جنگ و معلمیدر محراب و خطيبی توانا در جمعه و جماعات و راهنمايی دلســوز در صحنه انقلاب هستيد. 1 - -1صحیفه نور ج 20ص41
ختم صلوات برای سلامتی1
فرزند آيت الله بهجت با اشاره به همزمانی روزهای پايانی عمر پدر بزرگوار خود با ســفر رهبر انقلاب به اســتان كردســتان، در بيان حالت روحی ايشــان، به حساسيت اين مرجع تقليد نسبت به سلامتی رهبری اشاره كرد. ايشــان در ادامه افزوده است، اين موضوع ســبب شــدتا معظم له برای ســلامتی رهبر انقلاب چنديــن ختم ويژه صلوات و ذكر را گرفتند و مداومت بــر اين ختمها كه برای ســلامتی رهبر انقلاب بوده اســت تا آخرين ساعات عمر حضرت آيت الله بهجت ادامه داشته است.
پيش از اين نيز بارها اخبار مختلف و متفاوتی از ابراز علاقه اين مرجع عارف نســبت به ولی امر مســلمين جهان در جمع خواص و نزديکان معظم له مطرح بوده است، چنانکه برخی از پيش بينی رهبری آيت الله خامنه ای سالها پيش از رهبری ايشان توسط اين مرجع بزرگ فقيد خبر داده اند.
در ســال 1368وقتی ايشــان (مقام معظم رهبری) برای رهبری انتخاب شدند عدهای به آيت الله بهجت گفتند:آقای خامنه ای جوان است برای رهبر شدن! آيت الله بهجت در جواب آن عده فرمودند: همان يکبار كه گفتند حضرت علی (ع) جوان است و ايشان را از خلافت منع كردند برای هفت پشتمان كافی است...
آن اوايــل آقــا زياد پيش آقای بهجت میآمــد.در بار اولی كه آمدند من خودم آنجــا بودم.آقای خامنه ای گفتند:خبرگان مســئوليتهای امام (ره)را روی دوش من گذاشــته اند.من نه در علم،نه در معنويت،مثل امام هســتم.نه اقبال امام را دارم.آقای بهجت مدت زيادی سرشــان را انداختند پايين.بعدسرشــان را آوردن بالا گفتند:شما بحمدالله بامبانی آشنا هستيد اين وظيفه را شما قبول بفرماييد،من ملتزم میشوم كه شما را تنها نگذارم.
اين دومين موردی بودكه ازپدرم،اين گونه ملتزم شدن (باواژه من)راشنيدم.
-1نقل از:حجة الاسلام والمسلمین علی بهجت
خورشيد اينجا تابيد و رفت
روزی بعد از ملاقات حضرت آقا با آيت الله بهاءالدينی از ايشان میپرسند كه آيا ديروز مقام معظم رهبری به اينجا آمده بود؟ ايشــان در جواب میفرمايند: بله چند دقيقه خورشــيد اينجا تابيد و رفت، او چون خورشيد دارای خير و بركات است.
قبل از رياســت جمهوری، روزی آقا به بيت حضرت آيت الله العظمیبهاءالدينی میروند. آقای بهاءالدينی میفرمايد: "خورشيد لحظه ای تابيد و رفت. " زمانی برای امضای قائم مقامیرهبری، خدمت حضرت آيت الله بهاءالدينی میرسند، ايشان امضا نمی كنند. هر چه از فرستادگان آقای منتظری اصرار از ايشان انکار، تا آنجا ك ً ه خود آقای منتظری شخصا خدمت ايشان میرسد و تمام كتابهايی را كه درباره ولايت فقيه نوشــته است، جلوی روی آقای بهاءالدينی میچيند. آيت الله بهاءالدينی تمام كتب را جمع می كنند و به آقای منتظری میگويند:
"ولايتفقيه نوشتنی نيست، فهميدنی است. " بعد كه از ايشــان میپرسند: آقا چرا ايشــان را تأييد نکرديد، مگر شــخص ديگری هــم میتوانــد؟ میفرماينــد: نظر ما سيدعلی خامنهاي است. آقای بهاءالدينی فرموده است:
"البتــه هيچ كــس حاجآقــا روحالله نمی شود، ولی آقا سيدعلی خامنهاي حقيقت ولايتفقيه هستند و رهبر. از همه به امام نزديکتر است. كسی كه ما به او اميدواريم، آقای خامنهاي است. شما از ما قبول نمیكنيد، ولی اين ديد ماست، نزد ما محرز است آقا سيدعلی خامنهاي رهبر آينده هستند. "
يکی از روزها كه حضرت آقا تشــريف برده بودند به جمکران، حدود ســاعت دو شــب به حضرت آيت الله العظمیبهاءالدينی خبر می دهند كه آقا صبح بعد از نماز میخواهند تشــريف بياورند منزل شما. تيم حفاظت ســاعت چهار صبح برای آماده كردن شرايط به منزل ايشــان میروند كه متوجه میشوند آقای بهاءالدينی، پيرمرد نود ســاله جلوی در خانه ايستادهاند. میگويند: آقا چرا با اين كهولت سن اينجا تشريف داريد؟ ايشان میفرمايند: برای ديدن رهبر بزرگ انقلاب، من از همان ساعتی كه شما زنگ زديد آمدهام استقبال.
تضعيف شما را حرام میدانم
مرجع تقليد جهان تشيع، حضرت آيت الله العظمی گلپايگانی، برای رهبر معظم عبای ظريفی هديه فرستادند و فرمودند: اگر ديدم كاری را شما انجام میدهيد و خلاف مطلب اسلامی است، من تذكر میدهم، اگر تغيير داديد بسيار خوب، اگر تغيير نداديد من ديگر صحبت نمیكنم و تضعيف شما را حرام میدانم. عمده عظمت شماست. شما رهبر مسلمين هستيد و نمیخواهم صحبتی كنم در يک فرعی كه شما را تضعيف كردهام. (به نقل از حجتالاسلام راشد يزدی)
خوشا به حال او
آيت الله دكتر شهيد بهشتی، چند ساعت قبل از شهادت شان با اشاره به پيامیكه حضرت امام به آيت الله خامنه ای فرستاده بودند، فرمودند: خوشا به حال آقای خامنه ای كه ولی امر مسلمين چنين پيامیرا برای ايشان فرستاده است و اين پيام نه برای دنيای ايشان، بلکه برای آخرت او هم بسيار ارزشمند است و من آرزو دارم با چنين پيامیاز ولی امر مسلمين از دنيا بروم.1
اين سيد تنهاست كمک كنيد
آيت الله وحيد خراســانی درباره ی شــهادت حضرت فاطمه زهرا(س) پيشنهاداتی داشتند. يکی از پشنهادها تعطيلی رسمی فاطميه دوم بود كه اين انجام شد و پيشنهاد ديگری هم داشتند. آيت الله خامنه ای به آقا پيام داده بودند كه ديگر اين پيشنهاد ممکن نيست. حاج آقا شب زنده دار، استاد بزرگ ما میفرمودند كه من آنجا بودم و خودم اين را شنيدم كه وقتی به آيت الله وحيد خراسانی اين خبر را دادند و گفتند كه آقا فرمودند اين كار شدنی نيست، آيت الله وحيد خراسانی فرمودند«: آيت الله خامنه ای همه حرفهايشان درست است و اينکه میگويند شــدنی نيست، حتما شدنی نيست.» موقعی كه رياست قوه قضاييه به حاج آقای لاريجانی پيشنهاد شده بود، ايشان با آيت الله وحيد خراسانی مطرح كردند- چون ايشان داماد آيت الله وحيد خراسانی هستند- آيت الله وحيد خراسانی فرموده بودندكه«:شما برويد برای اين رياست قوه قضاييه» و تعبيركرده بودندكه «اين سيد تنها است، اگر شما او را كمک نکنی، چه كسی او را كمک كند؟»
- -1ماهنامه فرهنگ و ادبیات مقاومت، ضمیمه شماره ،61ص17
اميد آينده اسلام
مرحوم آيت الله طالقانی تصريح میفرمودند: آقای خامنهاي اميد آينده اسلام است. آيت الله العظمی ميلانی در سنين جوانی ايشان را مجتهد خطاب می كردند.
روح بزرگ ايثارگر
در قســمتی از پيام شــهيد رجايی به حضرت آقا، چنين آمده است: به قطع و يقين میدانم كه روح بزرگ ايثارگر آن برادر مجاهد، شهادت در راه اسلام و انقلاب اسلامیرا فيضی عظيم و الهی میداند و در راه بندگی خدا و خدمت به اسلام و امام و امت شهيدپرور از بذل جان خويش دريغ نداشته و ندارد.
استعداد مرجعيت
حاج آقای مير دامادی، دايی حضرت آقا، نقل می كنند: مرحوم آقا سيد هاشم مير دامادی، پدر بزرگ مادری آقا و مرحوم آيت الله سيد جواد خامنه ای پدر ايشان عنايت خاصی به حضرت آقا داشتهاند و بارها میفرمودند: علی آقا آينده خوبی دارد. آيت الله حاج شيخ مرتضی حائری به آقای خامنه ای فرموده بود: آقای آقا سيد علی آقا من با اين استعدادی كه در شما میبينم، شما يا يک مرجع تقليد میشويد يا حداقل عالم برجسته ّ ی خطهی خراسان.
هر شب به شما دعا میكنم
يکی از آقايان طلبهها كه رفته بود خدمت آيت الله سيستانی در نجف، وقتی يک مقدار صحبت كرده بود، آقا فرموده بودند«: میرويد تهران، به آيت الله خامنه ای بگوييد كه: من هر شب به شما دعا میكنم». يک وقت آيت الله خامنه ای فرموده بودند«: موفقيت امور آيت الله سيستانی، بخاطر حاج آقای شهرستانی است». يک كسی رفته بود نجف خدمت آيت الله سيستانی و اين جمله را از آقا نقل كرده بود برای ايشان. میگفت وقتی اين جمله را نقل كردم آيت الله سيســتانی فرموده بودند«: به آقای خامنه ای بگو من شهرســتانی شما هستم.»
اطرافيان آيت الله خامنه ای اهل آخرتند
عارف رباني، مرحوم ســيد هاشم رضوي( از شاگردان مرحوم آيت الله قاضي) كه در سال 1370به لقاءالله پيوست ميفرمودند: اطرافيان آقای خمينی دو گروه هستند، يک گروه آخرتشان به دنيا میچربد و يک گروه دنيايشان به آخرتشان میچربد. آن گروه كه آخرتشان مقدم به دنيا است، دور و بر آقای خامنه ای جمع هستند ولی آنان كه دنيايشان به آخرت مقدم است از دور و بر امام و بعد هم آيت الله خامنه ای جدا میشوند. 1
عرض ارادت
وقتی كه حضرت آيت العظمیميرزا جواد تبريزی رحمت الله عليه بيمار بودند و در بيمارستان در تهران به سر میبردند، آقا آمدند خدمت آيت الله تبريزی برای عيادت. مرحوم آيت الله تبريزی با اين كه بيماری داشتند، نشستند روی تخت، دستشان را روی سينه قرار دادند مقابل آيت الله خامنه ای. با اينکه سن آيت الله تبريزی خيلی بيشتر بود، دستشان ر ا برای احترام با آن حالت مريضی بر سينه قرار دادند، در مقابل آيت الله خامنه ای تبسمی كردند از ديدن ايشان، پيدا بود خيلی خشنود بودند. 2
-1نقل از عارف ربانی مرحوم سید هاشم رضوی از شاگردان مرحوم آیت الله قاضی -2ماهنامه فرهنگ و ادبیات مقاومت، ضمیمه شماره ،61ص19
لطف خدا برای امت
اگر اين رهبری نبود اوضاع به كجا نمیرفت. عقل هر عاقلی میگويد، ملّت رهبر میخواهد. يکی را در رأس میخواهد كه كار را تمام كند، حرف آخر را بزند. شناخت مقام علمیرهبری خبره، فن میخواهد، ما خودمان خبره فن هستيم درس مراجع را ديده ايم، به كتابها مراجعه كرده ايم، ادلّه داريم و میبينيم.
(آيت الله) آقا ســيد جعفر كريمیاز افراد دفاتر اســتفتاء حضرت امام و مقام معظم رهبری اســت ايشــان میفرمايد: من درس آقای خوئی را ديده ام، درس امام را ديده ام، درس آقای حکيم را ديدهام درس چندين مرجع را ديده ام. ليکن از نظر علمیمقام رهبری جداً عجيب هستند. خود ما خبره فن هستيم. طرف كتاب باز میكند، حرف میزند، بعد از پنج دقيقه حرف، چه در چنته دارد، برای ما واضح است. به جان اميرالمومنين(ع) قسم ميخورم، اگر روزي خداي ناكرده سايه رهبر از ايران كنار رود، والله قسم، ايران طالبان زياد دارد كه به ناموس احدي رحم نکنند، به احدي رحم نک ّ نند؛ اين لطف خداست براي امت ايران كه براي ما رهبر را تعيين كردند، خيلي خدا را شکر كنيد، خيلي خدا را شکر كنيد.1
رهبری تالی تلو معصوم عليه السلام
اگر امثال بنده شــبانه روز تســبيح به دست بگيريم و فقط خدا را شکر كنيم كه خدا چنين رهبری را به ما داده، والله معتقدم كه از عهدهی شکر اين نعمت بر نمیآييم. رهبر عزيز ما تالی تلو معصوم (ع)است.2
سيدنا علی
در نامهای كه شهيد آيت الله مصطفی خمينی برای يکی از آشنايان نوشته بودند، آمده است: آقايان خامنه ای را خصوصا سيدنا علی را سلام برسانيد. شهيد محراب آيت الله العظمیصدوقی قبل از انقلاب به آقای خامنه ای میگفتند: آيت الله.3
- -1نقل از آیت الله سید رحیم توكل - استاد اخلاق حوزه علمیه قم - -2آیت الله مصباح یزدی - -3ماهنامه فرهنگ و ادبیات مقاومت، ضمیمه شماره ،61ص20
هر چه ايشان گفت، گوش كنيم
در سال 69بنده به حاج احمد آقا خمينی گفتم كه شما طی يک سخنرانی اعلام كرديد كه «هر كــس بين اطاعــت از مقام معظم رهبری و امــام راحل رحمت الله عليه تفاوت قائل باشــد، در خط آمريکاســت» كه ايشــان با تاييد دوباره اين سخن گفتند، بنده از روی اعتقاد اين حرف را زده ام. بعد ايشان فرمودند: برخی از اين افراد دور من را گرفتهاند كه بنده را در مقابل حضرت آيت الله خامنه ای قرار دهند كه من متوجه شدم توی دهن شان زدم.حاج احمد آقا در ادامه فرمود: بايد به اين احمق هايی كه میگويند آقای خامنه ای نبايد رهبر شود، گفت«پس چه كسی؟» اگر نظر آنها بر فلانی است، او كه حتی توانايی ادارهی خانواده خود را ندارد چه برسد به يک مملکت. 1
همچنين ايشــان فرمودند: سه ســال قبل از عزل منتظری، يعنی سال ،1365سران قوای سهگانه كشــور در جماران جلسه داشتند كه آن روز آقای منتظری نيز با امام راحل(ره) ملاقاتی داشت، آنها مشغول بحث و گفتوگو بودند كه يکدفعه امام خمينی برخلاف معمول بدون زدن در، با ناراحتی وارد اتاق می شود.
بنا به گفته حاجاحمدآقا، در اين جلســه خود ايشــان، ميرحسين موسوی با منصب نخستوزيری، موسوی اردبيلی رئيس قوه قضاييه، هاشمی رفسنجانی رئيس مجلس و آيت الله خامنهاي نيز با سمت رياست جمهوری حضور داشتند.
امام(ره) با ناراحتی تمام گفتند: بنده از اول گفتم منتظری به درد رهبری نمیخورد، مجلس خبرگان رأی بر شايستگی او داد و بنده به خاطر التزام به قانون پذيرفتم، ولی امروز به صورت صريح اين سخن را تکرار میكنم.
در آن وضعيت سکوت عميقی در جلسه حاكم شد كه آيت الله خامنهاي با طرح اين سئوال كه پس چه كسی عهدهدار رهبری شود؟ سکوت را شکستند كه در همين لحظه امام بدون كوچکترين مکثی انگشــت اشــاره را به سوی حضرت خامنهاي گرفتند و گفتند: "خود شما، مگر شما از ديگران چه كم داريد؟ "
وی گفت: سکوت بيشتر شد تا حدی كه نفسها به شماره افتاد. خود مقام معظم رهبری خطاب به امام گفتند: "اين مسئله كه شما میفرماييد موضوع جديدی است، بنده میخواستم شما به اعضای اين جلسه حکم ولايی كنيد كه ما حق دم زدن از اين جلسه را نداريم تا زمانی كه خود شما حکم بفرماييد. " امام نيز اين حکم را كردند. (به نقل از آيت الله خزعلی)
- -1نقل از: محمد نبی حبیبی، دبیركل موتلفه اسلامی
اطاعت از خامنه ای، اطاعت از امام است
حاج احمد آقا میفرمايند: بايد در كنار نظام مان پشت سر رهبری قرار بگيريم. رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهرههای شناخته شدهی انقلاب است كه ساليان سال در زندانهای سفاک پهلوی به ســر برده... هيچ كس شکســتن حريم رهبری را ندارد. حرمت نظام اسلامی، از اصول خدشــه ناپذير انقلاب اسلامیماســت. همه بايد به دستور رهبری عمل كنند... ما امروزه موظف هستيم پشت سر مقام معظم رهبری حضرت آيت الله خامنه ای حركت كنيم. هر چه ايشان گفت گوش كنيم. اگر روزی حركت ما با حركت ولی نخواند، بدانيد كه نقص از ماست...قاطع تر پشت رهبری باشيم و نگذاريم رهبرمان احساس تنهايی كنند. همان طور كه نگذاشتيد امام احساس تنهايی كند. اطاعت از خامنه ای، اطلاعت از امام اســت. هر كس منکر اين معنا شود، مطمئن باشيد در خط امام نيست و هر كس بگويد كه اطاعت از امام غير از اطاعت از آيت الله خامنه ای است، در خط آمريکاست.
مــن بعد از رحلت امام، با خــدا و امام عهد كردهام كه كوچک ترين قدمیرا عليه رهبری و بر خلاف رهبری و حتی بر خلاف ميل رهبری بر ندارم. و اگر شما مردم هم چنين پيمانی را تجديد كنيد، مطمئن باشيد كه ما در تمام زمينهها بر آمريکا پيروز میشويم...به حسن و برادرانش توصيه مینمايم كه هميشه سعی كنند در خط رهبری حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خير دنيا و آخرت در آن است و بدانند كه ايشان موفقيت اسلام و نظام كشور را میخواهند. هرگز گرفتار تحليلهای گوناگون نشوند كه دشمن در كمين است.1
- -1نقل از آیت الله خزعلی
به تقوايش پی بردم
ســيد علی خامنه ای از نمونه های ارزندهای است كه برای آينده موجب اميدواری است. من از اخلاص آقای خامنه ای تعجب میكنم، ايشان هيچ به دنبال خودنمايی نيســت كه بخواهد خودش را مطــرح كند و خودش را نشان بدهد، من در جريان كميتهی استقبال از حضرت امام بيشتر به تقوای ايشان پی بردم.
شهيد مطهری در پنجم بهمن 1353به تجليل از شخصيت آيت الله ســيد علی خامنه ای پرداخته است. آيت الله خامنه ای در آن زمان توســط شهربانی استان خراســان بازداشت شــده بود. در گزارش ساواک آمده اســت«:مطهری در محل دانشــکده الهيات دانشــگاه تهــران، ضمن اظهار تأســف از بازداشــت ســيد علی خامنه ای اظهار داشته: ما كمتر نمونه ارزنده چون [آيت الله] خامنه ای داريم و اين نيروها هم بايد اين گونه هدر روند و گوشــههای زندان تلف گردند. مطهری پس از ستودن [آيت الله] خامنه ای او را از عوامل موثر در روشن كردن افکار اجتماع دانسته است»... 1
--1ماهنامه فرهنگ و ادبیات مقاومت، ضمیمه شماره ،61ص21؛ نقل از شهید مطهری
گوش شان به دهان حضرت حجتأاست
علامه عظيمالشان حضرت آيت الله حسن زاده آملي، جلوي حضرت آقا دوزانو نشسته و ايشان را مولا خطاب ميكنند. حضرت آقا ناراحت شده و به علامه ميفرمايند اينکار را نکنيد. علامه حسنزاده ميفرمايند: اگر يک مکروه از شما سراغ داشتم اين كار را نميكردم.
ايشــان در جای ديگر فرموده اند: گوش تان به دهان رهبر باشــد چون گوششان به دهان حجت بن الحسن أ است. اين جملات وقتی بيشتر معنا پيدا میكند كه بداينم صاحب تفسير الميزان، علامهی عارف آيت الله طباطبائی دربارهی شاگردش علامهی حسن زاده فرمودهاند: حسن زاده را كسی نشناخت جز امام زمان أ. راهی كه حسن زاده در پيش دارد، خاک آن توتيای چشــم طباطبائی. جناب علامه حسن زاده در مقدمهی يکی از كتابهای خود خطاب به حضرت آقا مینويسد: با سلام و تحيت خالصانه و ارائهی ارادت بی پيرايه و درود نويد جاويد به حضور آن قائد ولی وفی و رائد ســائس حفی، مصداق بارز«نرفع درجات من نشاء» تقديم میگردد و عرض می شود«يا ايها العزيز جئنا ببضاعه مزجاه» دادار عالم و آدم، همواره ســالار و ســرورم را سالم و مســرور دارد( التمســک بذيل الولايه، حسن حسنزاده آملي.)
آيت الله حســن زاده آملی میفرمايند: رهبر عظيمالشــانتان را دوست بداريد، عالمی، رهبری، موحدی، سياســی، دينداری، انسانی ربانی، پاک و منزه، كسی كه دنيا شکارش نکرده، قدر اين نعمت عظما را كه خدا به شما عطا فرموده، قدر اين رهبر ولی وفی الهی را بدانيد،مبادا اين جمعيت ما را، مبادا اين كشور ما را، مبادا اين كشور علوی را، اين نعمت ولايت را از دست شما بگيرند. خدايا به حق پيامبر و آل پيامبر سايه اين بزرگ مرد، اين رهبر اصيل اسلامیحضرت آيت الله معظم خامنه ای عزيز را مستدام بدار.1
- -1علامه حسن زاده آملی
نعمتهای خدا را خود فراهم میكند
مرحوم ميرزا اسماعيل دولابی فرموده بودند. امام خمينی مظهر مهابت بود و رهبــری مظهر محبت. خداوند متعال به امــام نعمتها را يک جــا داد و امام هم اين نعمتها را برای استقرار نظام جمهوری اسلامیمصرف كردند؛ ولی نعمتها به حضرت آقا را، خدا تدريجی به ايشان می دهند و در هر زمان متناسب با شرايط خدا نعمت هايی را به ايشان میدهد. يعنی شرط آن نعمت را خود آقا فراهم میكند.
رهبری؛ يک مجموعه نوری است
در جلسه آخریكه مرحوم دولابی با مقام معظم رهبری ديدار داشتند پيرامون مسائل زيادی صحبت كرده بودند منتهی حاج آقای نبوی به بنده میفرمودند:كاریكه تا به حال مرحوم دولابی نکرده بود و هر كسی هم نديده بود، اين بودكه در جلسه آخر هنگامیكه به رهبر نزديک شدند دست آقا را گرفتند و بوسيدند و اين خيلی عجيب بود؛ چون ايشان نه مريد باز و مريد دار بودند و نهكسی بودندكه تواضع بی جايی انجام دهند. اما دست مقام معظم رهبری را بوسيدند و فرمودند: ايشان خيلی نورانی هستند و حتی به خود بنده میفرمودندكه سرعت ايشان (مقام معظم رهبری) در نور گرفتن بسيار بالاست و خيلی سريع و لحظه به لحظه به نورانيتشان افزوده می شود و حتی در مسائل سياسی نيز ايشان اين چنين هستند. با اين وصف بنده لايق و اصلح از ايشان سراغ ندارم. اين تعبير را مرحوم دولابی نيز در مسائل عرفانی برای ايشان به كار می بردند و میفرمودند ايشان (رهبر معظم)يک مجموعه نوری استكه با سرعت بر نورانيتشان افزوده می شود و خداوند متعال در اين راه افاضات زيادی به ايشان دارند و حتی در جريانات نخست وزيری و پيش از رهبری آقا، هنگامیكه در مسائل سياسی عدهای ايشان را اذيت می كردند، مرحوم دولابی میفرمودند: اگر ايشان (آيت الله خامنه ای) را ديديد بگوييد نگران نباشيد اينها برای آن استكه شما آبديده تر شويد و تمام اين برنامهها فقط برای تعالی شخص شماست.1
- -1نقل از استاد پرورش
مثل رهبر عظيم الشان
شــهيد محراب، عارف عامل، آيت الله دستغيب میفرمايند: چيزی كه بنده نسبت به اين شخص بزرگ فهميدهام اين است كه فردی است خدايی، هوا پرست نيست، مقام نمیخواهد، قدرت نمیخواهد به دســت بگيرد امتحان خويش را پيش از پيروزی و بعد از پيروزی داده است. در هر پستی كه بوده، امتحان خودش را داده است. كسی كه امام جمعهی تهران باشد، آن وقت در جبهه برود، در سنگرها از اسلام دفاع كند، اين مرد بزرگ، مقامیبرای خودش قائل نيست، به عينه مثل رهبر عظيم الشان. امام فرموده: به من خدمتگزار بگوييد بهتر است از اينکه رهبر بگوييد. آقای علی خامنه ای هم اين جوری است، مقام نمیخواهد، مقام بر روی او اثر نمیگذارد..1
فرمودند: شما پيروز میشويد
يک دفعه به همراه شورای حزب الله لبنان محضر مقام معظم رهبری بوديم. اوج سختی و تنگنايی ما بود و خيلی به حزب الله ســخت میگذشت كنفرانس شرم الشيخ هم صورت گرفته بود همه توطئهها شــده بود كه حزب الله را نابود كنند، موقعی كه ما با رهبر معظم جهان اسلام ديدار داشتيم ايشان به ما اميد دادند و فرمودند: شما پيروز میشويد، اين چيزها زياد مهم نيست پس اضافه كردند: من در امور كشور بعضی وقتها حل مسائل برايم دشوار می شود و ديگر هيچ راهی پيدا نمی شود، به دوستان و اعوان و انصار میگويم كه آماده شويد به جمکران برويم، راه قم را پيش میگيريم و راهی مسجد جمکران میشويم. 2
--1هفته نامه پرتو سخن،89/12/25 - -2نقل از سید حسن نصرالله
خيلی مشتشان پر است
در ســال 56به اتفاق آقای صدوقــی و تعدادی از آقايان ديگر، تصميم گرفتيم برويم به افرادی كه در تبعيد هســتند، ســری بزنيم چون مقام معظم رهبری به ايرانشــهر تبعيد شده بودند، خدمت ايشان رســيديم. به امامت آقای صدوقی نماز مغرب و عشا را خوانديم. من شنيده بودم كه در سمت ايرانشهر،كفشهای خوبی توليد می شود، لذا تصميم گرفتن به بازار بروم و يک جفت كفش بخرم. كارم يکی الی دو ساعت طول كشيد. به خانه آقای خامنه ای تلفن زدم كه ديگر آقای صدوقی و آقای خامنه ای برای صرف غذا منتظر من نباشــيد و شــام را ميل كنند. وقتی برگشتم ديدم اين دو بزرگوار هنوز مشغول بحث هستند. من كه وارد شدم، آقای صدوقی به من گفت«:ما شــاء الله اين آقای ســيد علی آقا خيلی مشــت شان پر اســت». صبح روز بعد رفتيم چابهار برای زيارت آقای مکارم؛ در اين فاصله، اسم آقای خامنه ای از دهان آقای صدوقی نيفتاد؛ از بس مجذوب ايشان شده بود.
ذرهای ميل به دنيا طلبی ندارد
من در طول مدت عمرم، امرا و صاحب منصبان زيادی را ديده ام. اما كســی را به لحاظ بی رغبتی به مقام و منصب دنيايی، همپای «آقا» نديده ام. وقتی زندگی روزمرهی او را از نزديک میبيند، حس میكند كه ذرهای ميل به دنيا طلبی در او وجود ندارد. 1
- -1نقل از: شیخ محمد تقی بهلول رحمت الله علیه
علم اعطايی خدا را ديدم
چهار شــنبه شب ها، آقا جلسهای دارند كــه ده تن از علمــا جمع میشــوند. آقايان محمــدی گيلانــی، خــز علــی، بهجتــی، امامیكاشانی، مومن، شيخ محمد يزدی، سيد جعفــر كريمــی، آقــای شــاهرودی و آملی لاريجانی حضــور دارند. گاهی هم ما آن جا میرويم. يک بار خيلی غوغا و سر و صدا شد.
بحث پرامون يک مسئله فقهی پيچيده بود بعد از تمام جلسه، آقای شاهرودی به من گفت، امشب من «العلم نور يقذفه الله فی قلب من يشاء» را درک كردم. يعنی آقا مچ همه را پيچانده بود. 1
محضر مبارک آيت الله العظمی خامنه ای
بعد از زيارت آقای مکارم، گفتم كنار دريا برويم تا مدتی استراحت كنيم. ايشان گفت من میخواهم برگردم پيــش آقای خامنه ای و بعد حدود دو ســاعتی با هم بحث كردنــد. از لحاظ علمیآقای خامنه ای، مورد تاييد صددرصد آقای صدوقی بود.
در زمان انقلاب، بين حزب جمهوری اسلامیو امام جمعه بندرعباس اختلافی در گرفت. آقای صدوقی به من گفتند تا درباره اختلاف آنها، گزارشــی بياورم. بعد از تهيه و دادن گزارش آن به آقای صدوقی، ايشــان پرسيدند: كی به تهران میروی؟ گفتم فردا. ايشان پاكتی را به من دادند. پشت پاكت نوشته بود«: تقديم به محضر مبارک آيت الله العظمیآقای خامنه ای» پسر آقای صدوقی اعتراض كردند كه آيا ايشان به مقام آيت اللهی رسيده اند؟آقای صدوقی از بالای عينک به پسرش نگاه كرد و گفت«: بله كه آيت الله هستند». 2
- -1نقل از ایت الله سید محمود هاشمیشاهرودی - -2نقل از: حجت الاسلام راشدیزدی
تسلط بر مبانی اجتهادو علم رجال
آيــت الله خامنه ای، اضافه بر تســلط بر مبانی اجتهــادی كه هر فقيه و مجتهدی بايستی بر آنها مسلط باشد، دارای ويژگیهای علمیو فقهی خاص خودشان هم هستند كه من به يکی دو تا از آنها اشاره میكنم.
يکی از اين كه در مسائل رجالی دارای معلومات بسيار خوبی هستند و در رجال واقعاكاركردهاند و جزء مجتهدينی هستندكه به مسائل رجالی اهميت می دهند، مســائلی را قبول كرده اند، اشــکالات وارد را دفع كردهاند و تفوق چشمگيری در مسائل رجالی دارندكه اين خود يکی از موجبات اعلميت يک فقيه است و اطلاع رجالی ايشان بحمد الله خيلی گسترده و وسيع است.
امتياز ديگر ايشان فهم سالم و ذوق مستقيمیاست كه در فهم آيات و روايات دارند. مسئله استظهار و استفاده از ادله لفظی در استنباط بسي ً ار مهم است، بلکه اساس فقاهت است و معمولايکی از اموریكه به بعضی از فقها اشکال ً گرفته اند، مخصوصا فقهايي كه كمتر با حوزههای عربی ســر و كار داشــتند، همين اشــکال بوده كه بعضی از استظهارات آنها دقيق و درست نيست. من در اين مدت ديدهامكه ايشان بسيار جالب استظهار ميکنند. نکات ادبی را خوب بررسی و حلاجی می كنند و از آنها دلالتهای جالبی را بدست میآورند. همچنين ويژگی ديگر ايشان، نظم منطقی و دقيق ذهنی ايشان است معمولا در تدوين و تنقيح بحثهای پيچيده علمیبسيار مهم وكار ساز است.
چه كسی بهتر از ايشان است
بنده در تمام ملاقاتهای خصوصی با مســئولين و ائمه جمعه ســفارش میكنمكه تقويت آقای خامنه ای تقويت نظام و انقلاب است، خدا را شکركنيد كه ايشــان در تمام مسائل و تمام خطرات پيش قدم بودهاند و واقعا ناخدای خوبی است در اين دريای طوفان زده. مخصوصا بعد از انتخابات كه با درايت خاص، همه قشرها را در صحنه نگه داشتند... ما چه حکومتی را بپذيريمكه در رأس آن مثل آقای خامنه ای را پيدا كنيم؟ كی بهتر از ايشان كه با تمام وجود مقابل دنيای زورگو و بی منطق ايستاده است و دنيا هم از ايشان حساب میبرد و ما بايد او را كمک كنيم. 1
--1نقل از آیت الله صافی گلپایگانی در دیدار با آیت الله مهدویكنی
مرحبا به سيد حسنی
قبل از انقلاب، وقتی حضرت آقا جوان بودند، همراه شهيد هاشمینژاد سفری به رشت داشتند، در زمان حضورشان در رشت درباره اينکه آيا شخص عالم و عارفی هســت كه برای كســب فيض به ديدار ايشــان بروند از مردم میپرسند. نشانی شخصی به نام آقا سيد صفی را به آقا می دهندكه گويا دارای كراماتی بودند. حضرت آقا به همراه شــهيد هاشمینژاد، قصد ديدار آقا سيد صفی را می كنند و به منزل ايشان میروند. آقا سيد صفی در حالی كه عدهای شيخ و مريد دور ايشان حلقه زده بودند، هنگامیكه چشمشان به حضرت آقا میافتد، بلند میشوند و با حالت استقبال به طرف آقا میآيند و آقا را اين گونه خطاب می كنند كه: مرحبا به ســيد حســنی، اين در حالــی بوده كه طرفين همديگر را نمیشناخته و نديده بودند. آقا میفرمايند من سيد حسينی هستم، نه حسنی! آقا سيد صفی اشاره می كنند كه مادر شما سيد حسنی هستند و شما از طرف مادر حسنی هستيد. سپس با حضرت آقا مشغول صحبت میشوند و اشاره می كنند كه شما در آينده مقامیپيدا میكنيد كه امور اين مملکت تحت امر شماست، حضرت آقا هم میپرسند: شما از آينده من گفتيد، آينده خودتان را هم ديده ايد؟ آقا ســيد صفی با تأمل و درنگ میگويد: من و همســرم يک سال بيشتر زنده نيســتيم... يک سال ديگر كه حضرت آقا در طرقبه مشهد بودند، ماجرای تصادف خونينی را در روزنامه می خوانند كه نام آقا ســيد صفی نيز در بين كشته گان بوده است.1
- -1به نقل از حجت الاسلام و المسلمینكاظم صدیقی/ كتاب روزنههایي از عالم غیب - ص330
سر ما و فرمان شما
سيد شهيدان اهل قلم، شهيد سيد مرتضی آوينی مینويسد: بسيارند كسانی كه میدانند شمشير زدن در ركاب شما برای پيروزی حق، از همان ثواب در پيشگاه خدا برخوردار است كه شمشير زدن در ركاب حضرت حجت ّ عجل الله تعالی فرجه الشريف و نه تنها آماده، كه مشتاق بذل جان هستند. سر ما و فرمان شما.
شهيد آوينی بعد از رحلت امام خمينی، خطاب به حضرت آقا مینويسد:
عزيز ما،ای وصی امام عشق، آنان كه معنای ولايت را نمیدانند، در كار ما سخت درمانده اند. اما شما خوب میدانيد كه سرچشمهی اين تسليم و اطاعت و محبت در كجاست. خودتان خوب میدانيد كه چقدر شما را دوست میداريم و چقدر دل مان میخواست آن روز كه به ديدار شما آمديم، سر در بغل شما پنهان كنيم و بگرييم. ما طلعت آن عنايت ازلی را در نگاه شما باز يافتيم. لبخند شما، شفقت شما را داشت و شب انزوای ما را شکست. سر ما و قدم تان كه وصی امام عشق هستيد و نايب امام زمان- عجل الله تعالی فرجه الشريف.1
اللهم ايّد آيت الله العظمی خامنه ای
شهيد سپهبد علی صياد شيرازی در قنوت دعاهای مختلف میخواند؛ ولی در پايان قنوت دعای «اللهم ايد آيت الله العظمیخامنه ای. اللهم احفظه و وفقه و ثبته» را هميشه قرائت میكرد. 2
- -1آوینی، سید مرتضی؛ آغازی بریكپایان؛ مقاله مبشر صبح - -2ماهنامه فرهنگ و ادبیات مقاومت، ضمیمه شماره ،61ص116
پشت سرش به راحتی نماز میخوانيم
در همهی كشــورهای دنيا، كسانی ك ّ ه شخص اول مملکت هستند، انسانهايی بیمحتوايند؛ جز ايرانكه الحمدلله در رأسكشور ما شخصی قرارداردكه پشت ســرش به راحتی نماز میخوانيم، فردی از فرزندان حضرت زهرا {كه در ســالهای متمادی مورد امتحان قرا گرفته و از همهی آزمايشها سربلند بيرون آمده است.
ايشان به من فرمود: بعد از انقلاب،برای بازديد به زندان رفتم. نگاهم به فردی افتادكه مشغول خواندن نماز بود. وی را شناختم. او همانكسی بودكه در زمان طاغوت مرا شکنجه میكرد و ريشم را میگرفت، سرم را به ديوار میزد و میگفت: به اعلی حضرت همايونی جسارت كردهای؟! نگاهش كه به من افتاد، نمازش را طول داد، من به كناری رفتم تا نماز خود را تمام كرد. پس از نماز نزد او آمدم و در كنارش نشستم!
ديگر ايشــان (مقام معظم رهبری) چيزی نفرمودند، ليکن من (آيت الله مشــکينی) میگويــم: قل اللهم مالک الملک توتی الملک من تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بیدک الخیر انک علی کل شیء قدیر ٌ آيه 26سوره آل عمران ما در راس مملکتمان چنين فردی داريم. ما به اين ولی مســلمين مینازيم. ما به كشــورهای دنيا میگوييم: « ان لنا مولا و لا مولا لک » ما رهبر داريم و شما رهبر نداريد. 1
برداشتهای بديع از قرآن
من بــرای برنامهی درس هايــی از قرآن و ارائــهی مطالب آن بــه مردم، گاهــی مجبور میشدم به دوازده نوع تفسير قرآن مراجعه كنم، ولــی بعضی از وقتها كه خدمت رهبر انقلاب میرسم، ايشان دربارهی بعضی از آياتی كه در تلويزيون دربارهی آن صحب كرده ام، مطالب جديد و بديعی میگويند كه من با مطالعهی انواع تفسير به آنها نرسيده و نديده ام. 2
- -1نقل از آیت الله مشكینی - -2نقل از حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در برنامه درسهایی از قرآن
خامنه ای دنیا وآخرت ماست
در آذر ماه سال 1376هنگامیكه حضرت آيت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب در اجلاس سرانكشورهای عضو كنفرانس اسلامیدر تهران سخنرانیكردند و عازم خروج از سالنكنفرانس بودند، سيدحسن نصرالله دبيركل جنبش انقلابی حزب الله لبنان به وسط سالن رفت و دست ايشان را بوسيد فردای آن روز از او پرسيدند انگيزه شما از اينكار چه بود؟ دبيركل حزب الله لبنان پاسخ داد: امسالكشورهای عربی مرا به عنوان مرد سال جهان عرب معرفی و انتخاب كردند. در اين كنفرانس در حالی كه سران كشورهای عربی حضور داشتند و دوربينها نيز مراسم را مستقيما برای ملتهای عرب پخش میكرد، من با بوسيدن دست حضرت آيت الله خامنه ای خواستم به همه آنها بگويم شماكه مرا مرد سال جهان عرب میدانيد. اين را نيز بدانيدكه رهبر من حضرت آيت الله خامنه ای است و من افتخار میكنمكه شاگرد ايشان هستم.
خداوند تعالی، پيامبريا امام معصوم(ع)را ـ به آن خاطر كه معصوماند ـ به ولايت امر برمیگزيند، صفاتی چون علم و زهد و حکمت و شجاعت و ابهت در او متجلی است و هنگامیكه امام معصوم(ع)، غايب است بر ماست كه به دنبال اين صفات در شخصی بگرديم كه بيش از ديگران آنها را در خود داراست. البته بايد فقيهی عادل باشد و نه فقط كسی كه از حرام الهی اجتناب میكند. او بايد زاهد دنيا و شجاع و كاردان و حکيم و بصير و مدبر باشد. در امتداد زمان و طول تاريخ ما، فقهايي از اين نوع بودهاند و زمانه از فقهايي اينچنين خالی نبوده است. امانت را به دوش كشيدند و از آن به تناسب ظرف زمانی و شرايطی كه در آن حضور داشتند محافظت كردند. تا اينکه خداوند تعالی به مرجع بزرگ و فقيه گرانقدر اين زمانه، امام خمينی(ره) توفيق داد تا اين پيروزی تاريخی مداوم را به وجود آورد. شخصيت امام خمينی(رحمت الله عليه) به نحوی در چشمها و عقلها و قلبها بروزيافت كه هيچ كدام از ما تصور نمیكرد در طول تاريخ ما، فقهايي به اين بزرگی بروزيافته باشند، البته در تاريخ ما فقهای بسيار بزرگی بودهاند اما ظرف زمانی و شرايط آنها متفاوت بوده است. مسأله مهم آن است كه در اين زمانه، امام خمينی رحمت الله عليه ظهور كرد كه گر چه معصوم نبود اما اين ويژگیها و اوصاف در او جمع بود. علم، شــجاعت، اخلاص، زهد ورع، عرفان و تدبير. به اين واســطه بودكه بعد از قرنهای متمادی مظلوميتیكه ابتدا داشت و انتها نداشت، به مدد الهی توانستيم در اين زمان و به دست امام خمينی رحمت الله عليه دولت آل محمد صلّی الله عليه و آله را بر پاكنيمكه اين دولت نيز هر روز بيشتر از روز قبل خود، عزت و قوت وكرامت به دست آورد. سپس حضرت امام رحلتكردند و ولی فقيه جديدی برای ما تجلی شدكه شخصيت و صفات امام خمينی را دار بودند به نام آقای خامنه ای حفظه اللهكه او همان امام خمينی استكه اينک ولی امر ماست. ای خواهران و برادران! برای ما و همه مسلمين در سراسر جهان يک ولی وجود دارد و حال اگر بيشتر مسلمانان نمیخواهند از ايشان تبعيتكنند مشکل خودشان است چنانچه پيش تر نيز بسياری از مردم، از پيامبر و امامان معصوم تبعيت نکردند ولی اين بدان معناكه امام، امام و پيامبر، پيامبر نبود. نمیباشد. ما ولی امری داريمكه نائب امام مهدی ّ عجل الله تعالی فرجه الشريف است. اطاعتش بر ما واجب است. ما از پاكی و صفات نيکو و پرهيزگاری و به طور هم زمان، شجاعت، قدرت، حکمت، تدبير و بصيرت او آگاهيم. او با آمريکا و اتحاديه اروپا وكشورهای تحت سلطه شانكه منطقه خليج را پركردهاند به مبارزه برخاسته است. خدا بر ما منت نهادهكه او را به ولايت امر ما برگزيده است. او مردی آگاه و شخصيتی استثنائی استكه اگر همه حوزههای علميه وكشورهای اسلامیمان را جست و جوكنيم، فقيهی از ميان فقهای شيعه نمیيابيمكه اين چنين بزرگیها و صفات متعالی در او جمع شده باشند، بدان پايهكه در رهبر ما حضرت آيت الله خامنه ای حفظه الله به عنوان ولی امر جمع شده اند.
اگر آخرت را بخواهيم، آخرت ما با ولی امر و نائب حضرت حجتأاست و همچنين اگر عزت و شرف وكرامت دنيا را نيز بخواهيم،، به آن نمیرسيم مگر با ولی امر. حتی برای اين جنبش مقاومت بزرگكه بدان توجه شده است ودر جهان عرب يک پديده استثنايی است و ما به واسطه آن سرمان را بالا گرفتهايم و به آن افتخار میكنيم، اگر شخصی به نام روح الله الموسوی الخمينی نبود، اثری از آن در لبنان نمیبود و بعد از آن اگر شخصی به نام سيد علی حسينی خامنه ای نبود، استمرار نمیيافت.1
- -1حجت الاسلام و المسلمین سید حسن نصرالله
در برابر نسیم
ديدگاه های برخی فرهيخته گان و مسلمانان درباره ولی امر
بركاتش وديعه خداست
عفاف الحکيم"، مسئول انجمنهای زنان حزب الله و رئيس انجمن حمايت از زنان در امور اجتماعی لبنان میگويد: ما، در لبنان هميشه منتظر خطابهها و سخنان مقاممعظمرهبری هستيم و از تمام توصيههای ايشان در زمينههای مختلف بهرهمند میشويم، بهويژه در اين برهه زمانی حساس كه ما به رهبری مخلص و الهی نيازمنديم كه توانايی راهبری جامعه اسلامی را داشته باشد و به جرأت میتوانم بگويم كه اين رهبری در شخصيت آيت الله سيدعلی خامنهاي نمايان است؛ شخصيتی كه فرزانگی اش طمأنينه و اعتماد را در وجود هر شخص وفادار به اسلام می كارد.
بدون شک جهت گيری های استوار و مقاوم مقاممعظمرهبری، تأثير بزرگی در وجدان مسلمانان، بهويژه ميان مردم لبنان دارد و استقامت مردم لبنان در مواجهه با رژيم اسرائيل و استکبار جهانی از بركات رهبری حضرت آيت الله خامنه ای است كه از چشمههای حکمت و فرزانگی كه خداوند در وجود ايشان به وديعه نهاده است، سرچشمه میگيرد.
بنده بهعنوان شركتكننده در همايشهای مختلف و پيگير دائمیحضور مقاممعظمرهبری در مجالس گوناگون و مناسبتهای مختلف، حاضران در اين مجالس و همچنين كسانی كه در پی تحکيم وحدت اسلامیو برجسته سازی قضيه فلسطين در سطح جهانی هستند را نسبت به اظهارات قاطع ايشان اميدوار میبينم و آنان نقش آيت الله خامنهاي را در جهان اسلام و تصميمگيری برای قضيه فلسطين برجسته و سرنوشتساز میدانند.
بدون ترديد جمهوری اسلامی ايران امروزه در قلب هر مسلمان واقعی دارای جايگاه بلندی است، من در طی مسافرتم به كشورهای اسلامیمختلف ميزان علاقه، اثرپذيری و تقدير ديگران نسبت به رهبری حضرت آيت الله خامنهاي را مشاهده كردهام و مسلمانان واقعی میدانند كه تنها راه خلاص آنان از تفرقه، لبيکو تمسکبه وحدت اسلامیاست كه رهبر معظم انقلاب آن را ندا میدهد و در پی تحکيم آن است و زعامت ايشان به ما قدرت مقاومت در برابر دشمنان را میدهد.
ما افتخار میكنيم كه"جمعيت القرآنالکريم"لبنان جزئی از انجمن قرآنی ايران است و وجود هشت هزار حافظ قرآن كريم در لبنان ـ كه پيش از اين بیسابقه بوده است ـ نتيجه تأثير جمهوری اسلامیايران و نقش حضرت آيت الله خامنهاي در گسترش حضور قرآن در منازل ما و جامعه ماست.
مجری شريعت محمدی است
دكتــر محمد نمر احمد زغموت، رئيس مجلساسلامیفلســطين در لبنان میگويد: روايات پيامبر بر وحدت اسلامیتأكيد دارند؛ به همين خاطر، سخنان و افکار امام خامنهاي خداوند ايشان را نصرت دهد ـ كه به مثابه امانتدار امت و امير مسلماناناند در دعوت دائمیمسلمانان به وحدت، دور از ذهن نيست مانند تأكيد ايشان بر عدم تفرقه و جدايی مسلمانان كه عامل ضعفشان میباشد، لذا از خداوند میخواهيم كه صفهای مسلمانان را واحد گردانده و بر آنچه مورد رضايت اوست جمعشان كند.
میدانيم كه مسلمانان مؤمن در برابر تهديدات و فشارهای مستکبران، خضوع نمی كنند و سرشان را بالا گرفته و آزادانه سخن میگويند و به بندگی تن نمی دهند.
ما ســخن امام حســين(ع)را میدانيم كه فرمود: "هيهات منا الذلة " و امروز جمهوری اسلامیايران تنها كشوری است كه بر اين شعار تطبيق میكند.
رهبر انقلاب اسلامیتأكيد می كنند كه بر همه ملتهای مسلمان واجب شرعی است تا از نهضت ملت مظلوم فلسطين دفاع كنند و در اين راه بر لزوم همکاری بين دولتهای اسلامیو تلاش دولت ايران تأكيد می كنند كه در واقع ايشان به تکليف شرعیشان عمل می كنند. ايشان بهخوبی از جايگاه بلند فلسطين و قدس در ميان مسلمانان و آزادیخواهان جهان، مطلعاند، لذا برای انجام تکليف شرعی در قبال مسئلة فلسطين و فلسطينیها قيام كردهاند و پرچم جهاد را بر دوش گرفتهاند و تاكيد می كنند كه جهاد در امت اسلامیتا روز قيامت پابرجاست. حاكميت ارزشهای معنوی، مبتنی بر اصول اسلامیاست و امروز جمهوری اسلامیايران، به رهبری آيت الله خامنه ای، در روش و عمل و قوانين خود بر اسلام متکی است و هر فشاری هم كه بر آن وارد كنند جز اين اصول بر آن حکم نخواهد كرد. آيت الله خامنهاي به حديث نبوی كه میگويد "خيركم من تعلم القرآن و علمه"باور دارند و قصد دارند اين سيره را در ميان مسلمانان گسترش دهند و از مسلمانان میخواهند كه قرآن را بخوانند و قانون و كتابشان كه بهوسيله آن خداوند را در دنيا و آخرتملاقات خواهند كرد را بفهمند. شکی نيست كه ايشان به خوبی اين مسائل را میدانند و مطابق با آن رفتار می كنند.
ما به آيت الله خامنهاي نگاه يک رهبر شــيعی را نداريم، بلکه ايشان را يک رهبر اســلامیاز خاندان مولای ما رســولالله,میدانيم كه شريعت محمدی را اجرا میكنــد و بدون توجه به اختلاف مذاهب، به وحدت مســلمين دعوت مینمايد و نمیگويد كه ايران، شيعیيا سنی است بلکه میگويد ايران، اسلامی است.
آيت الله خامنهاي چيزی را كه امام خمينی به ارث گذاشتند ادامه دادهاند و امام خمينی بر حركت جهادی در راه خدا و مقابل مستکبرين تأكيد كردند و آيت الله خامنهاي همان مسير را پيمودند و در واقع آنها امروز، راه سرورم رسولالله,را پوئيدند.
از خدا میخواهم كه صفوف مسلمانان را وحدت بخشد و پشتيبان آنها باشد و پايدارشان كند و آنان را بر دشمنانشان از قبيل طاغوتها و سپس مفسدان زمين، صهيونيستهای تروريســت غاصب سرزمين فلســطين پيروز نمايد و از خداوند میخواهم كه مسجد الأقصی را زير سايه"لا اله الا الله و محمد رسول الله"و جهاد به ما بازگرداند و آيت الله خامنهاي در رأس مجموعه آزادكنندگان أقصی باشند.
در سيمايش نور قران پیداست
از نظــر توجه بــه قاريان و حافظان قرآن كريم، در ميان حاكمان دولتهای اســلامی، نظيــر و مشــابهی نيســت. رهبــر انقلاب اســلامیاي ّ ران، توجه خاصی به قراء و فعالان ّ عرصه قرآن دارند و قراء ايرانی و غير ايرانی را به يک ميزان تکريم می كنند. به علاوه اينکه خودم تاثير شديد ايشان از قرائت آيات قرآن و جاری شدن اشک از چشمان ايشان در هنگام تلاوتها را ديدم و نور قرآن را در سيمای ايشان مشاهدهكردم. از زمانیكه ايشان تصدی فعاليتهای مذهبی و قرآنی را به عهده دارند امکان گسترش مفاهيم و ارزشهای اسلامیدر جمهوری اسلامیايران در سطحی عالی و همچنين گسترش بيشتر اين گونه فعاليتها در سطح جهانی، ميسر شده است. شکی نيستكه نقش و رهبری بارز امام خمينی رحمت الله عليه و امام خامنه ای حفظه الله، عنصری اساسی در تبيين چهره انقلاب اسلامیايران داشته است. آيت الله خامنه ایيکی از بارزترين رهبران جهان اسلام در گسترش موفق تعاليم اسلامیاندكه در اين راه پايداری و مقاومتكرده اند. 1ايران در مواجهه با هجمه فرهنگی و تبليغاتی گسترده از سوی دشمنانی است كه او را خطرناک و تروريست معرفی می كنند در حالی كه واقعيت جز اين است و جمهوری اسلامی ايران با تدبير رهبر شايسته خود در راستای تقويت وحدت و تحکيم روابط مسلمين گام برمیدارد.
او تأثر رهبر انقلاب اسلامی ايران از تلاوت آيات قرآن را دليل صفا و خلوص قلبی ايشان میداند كه اين تأثر از كلام وحيانی در جهان اسلام، كمنظير است.
يكتای عالم روحانيت
زينالعابدين حيدری، خبرنگار شبكه ماهواره ای الفرات عراق می گويد
بسياری از اعضای خانواده من از روحانيون بنام عراق هستند و در عراق نيز با محافل روحانيت عراق ارتباطات زيادی دارم، اما وقتی آيت الله خامنهاي را ديدم به شدت تحت تاثير اخلاق و منش ايشان قرار گرفتم و ايشان تنها روحانی بود كه با ديدنشان بیاختيار اشکريختم."
من روحانی نديده نيستم اما آيت الله خامنه ای در ميان علما و روحانيون جهان اسلام وجهه ممتازی دارند."
-1شیخ محمد احمد بسیونی، قاری مشهور و شناخته شدهی مصری
"ايشان در پی وقوع رخدادهای بعد از انتخابات ايران و در حاليکه اكثر رجال سياسی راه اشتباه را طی می كردند، با درايت و حکمت توانستند ايران را از اين مرحله عبور دهند؛ گرچه دشمنان ايران در يک تلاش دستهجمعی، سعی می كردند ايران هرچه بيشتر در اين وضعيت بماند. در زمانی كه غنیسازی اورانيوم برای مدتی از سوی ايران به حال تعليق درآمد، اين رهبر ايران بود كه دستور داد تا چرخه سوخت دوباره به راه افتد و امروز هم با درايت ايشان، غرب در مقابل ايران هستهای بهيکبنبست رسيده است.
آقا فرمود:
من صفر و هيچ هستم، راحت باشيد
مردم آرژانتين به انقلاب اسلامی ايران خيلی علاقمندند؛ زيرا انقلاب اسلامی ايران در مقابل استکبار جهانی به سر كردگی آمريکا و صهيونيست ايستاده است. پنج سال پيش با گروه 22نفری از فارغ التحصيلان طلاب خارجی به محضر مقام معظم رهبری رفتيم و دو نفر از طلاب–يکی از تركيه و ديگری از پاكستان- قرار بود سخنرانیكنند. بعد از طلبه تركيه ای، آن طلبه ديگر هنگام سخنرانی دچار اضطراب شد و دستانش به شدت میلرزيد، حضرت آقا فرمود اگر به خاطر من استكه من صفر و هيچ هستم، شما راحت باشيد. وقتی اين سخن را شنيدم، همگی به گريه افتاديم. بعد از مراسم به نوبت دست ايشان را بوسيديم. در اين ميانيک طلبه آذربايجانی به ايشان گفت: در روز قيامت ما را دعا كنيد. آيت الله خامنه ای فرمود: اگر من اهل بهشت باشم دعايتان میكنم و اگر شما اهل بهشت باشيد، مرا دعاكنيد. 1
بايد الگوی اسلامیرا به جهان معرفی كنيم
از همه مسلمانان میخواهم به رابطه بين خود و رهبری و رأس هرم توجه داشته باشند. الگوی ما بايد در راه نهضت باشد. انسانيت امروزه بر سر دوراهی قرار گرفته است؛يا راه رهايی و نجات را برگزيند ويا به سوی خودكشی برود. جهان امروز با مشکلاتی چون مسائل اقتصادی روبه روستكه اين مشکلات را نمیتوان حلكرد، مگر با پيگيری الگوی اسلامی؛ اين چيزی استكه انديشمندان و حتی خود غربیها آن را خواسته اند. ما بايد اين راهکار را بهياری خداوند برای كل جهان ارائه بدهيم. 2
-1شیخ محمود عید، مدیر مركز اسلامیآرژانتین -2علامه شیخ خلیلی، مفتیكل عمان
امام خامنه ای همان امام خمينی است
هر آنچه كه امام خمينی(ره) میخواستند و تلاش كردند، الان میبينيم كه امام خامنهاي همان كار را انجام می دهند. امروزه موازنهی جهانی برخلاف منافع آمريکا و در جهت منافع ملتها، مقاومت و كشورهايی كه در جهت استقلال تلاش كرده و میخواهند نقش جديدی را ايفا كنند، حركت میكند. اكنون ما دريکمرحله تاريخی هستيم و بهترين روزهای زندگیمان را سپری میكنيم.
ما مراحل گذشــته را طی كرديم و از اين انقلابهای ميليونی مردمیكه با ارزشها، اهداف و آرمانهايی كه امت اسلامیهدايت میشوند، خرسنديم. امروز جهان جديدی با ماهيت اسلامیو در جهت خدمت به همه مستضعفين در حال شکلگيری است. بايد آمريکا شيطان بزرگ محاصره شده و بهيکشيطان كوچکتبديل شود. إنشاءالله بايد در جهت از بين بردن سرطان صهيونيزم - كه امام گفت غده سرطانی هست- تلاش كنيم.
شيخ بلال سعيد شعبان رئيس حركت التوحيد لبنان
افتخار داشتم دست امام خمينی را ببوسم
من اين افتخار را داشتمكه با امام خمينی رحمت الله عليه ملاقاتكنم و دستشان را ببوسم.يکی از روزنامه نگاران پرسيد: «شمايک عرب سنی و اخوانی به ايران میروی؟»
گفتم: ايران به اصطلاح همان بذری استكه حسن البناء در زمين مصركاشت اما در ايران به وجود آمد.كه امروز در همه جا رشدكرد. اين انقلاب ثابتكردكه آمريکا، چيزی نيستكه از بين رفتنی نباشد. شما برحقيد و باطل را از بين میبريد و الگو هستيد. ما میبينيمكه انقلاب مصر و تونس اين زمينه را همواركرده است...
در حديث شريف آمده است كه پرچمهای سياه از خراسان حركت خواهند كرد. در سال79م. اين نماز را در ايران خوانديد ويک نماز ميليونی هم ما در ميدان التحرير داشتيم. انشاءالله چنين نمازی را در مسجد رسول الله,برگزار كنيم. البته آنها اين مسأله را دور میبينند. ولی ما آن را نزديک میبينيم. فتوای بزرگ شما درباره اهانت نکردن به صحابه و امهات مؤمنين واقعا اثر بزرگ و تاريخی داشته است؛ به ويژه اينكه ازيک شخصيت تاريخی صادر شده است. ما هيچ زمانی بين مسلمان و مسلمان ديگر و همچنين بين نژادها فرقی نمیگذاريم. اما وقتی كه شيطان بزرگ به افغانستان آمد، ما صحبت از پشتون و هزارهكرديم و در عراق هم همين طور. انشاء الله به بركت شما و همچنين حضرت رسول صلّی الله عليه و آله مسأله به شرق عربی بر میگردد.1
دركمال شجاعت صحبت میكند
با توجه به حوادثی كه در جهان رخ داده است و تغييراتی كه در جهت از بين رفتن سلطه جهانی به رهبری آمريکا و نيز به نفع اسلام و مسلمين صورت گرفته است، جمهوری اسلامیايران برای جهان اسلام و امت اسلاميکالگو است. برخی نکاتی كه علاوهبر مســائل علمیو پيشگامیامام خمينی(ره) باعث جذب من شد، اين است كه ما از امام خمينی(ره)ياد گرفتيم كه حاكم مسلمان بايد ساده و متواضع باشد؛ همانطور كه ما در زندگی صحابه و اهل بيت ديديم كه در صبر، در قوت و در نماي ً ندگی از اسلام واقعاالگو بودند.ما میبينيم رهبر معظم انقلاب كه شخصيت اول در جهان اسلام است، در كمال شجاعت صحبت میكند. اصرار ايشان در جهت پيشرفت امت در زمينه فناوری به اين دليل است كه امت اسلامیبتوانند برای مردم فايده داشته باشند.
-1شیخ بلال سعید شعبان، رئیس حركت التوحید لبنان دركمال شجاعت صحبت میكند
کریسمس در خـانه شهید ارمنی
غلام شاه پسندي
ديدار ايشــان با خانواده معظم شــهدا از دورانی كه ايشان، اوايل جنگ نمايندة امام در وزارت دفاع بود، يعنی معاون شهيد «چمران» بود، شروع شد. امام جمعه تهران كه شدند اين كار را شروع كردندو هم چنان هم ادامه دارد. افتخارمان اين اســت كه در اســتان تهران، خانوادة دو شهيد به بالا نداريم كه آقا خانه شان نرفته باشد. تقري ً با محله و خيابان اصلی در شهر تهران نداريم كه ايشان نيامده باشند و بلد نباشند. تک تک اين محلههای
خود شما را من حداقل میدانم ما خانواده شهيد سه شهيد و دو شهيد نداريم كه ايشان نيامده باشند.
حدود شش، هفت سال بعضی روزهای شيفت كاری ام، مسئول تنظيم ملاقات خانوادة معظم شهدا من بودم.
به همين خاطر میدانم شرايط و وضعيت چگونه بود. ديدارهای خانواده شهدا، باصفاترين، باحال ترين لذتی كه آدم میخواهد ببرد را دارد. بعضی هايش خيلی سوزناک است. يک خانواده شهيد میروی فقط يک فرزند داشتند كه آن هم شهيد شده است. خيلی سخت است برای يک پدر و مادر كه يک بچه بزرگ كرده باشند، آن بچه شان را هم در راه خدا داده باشند. هرچند آنها با افتخار میگويند، ولی ما كه مینشينيم نگاه میكنيم، آن خستگی را احساس میكنيم.
بعضی از خانواده شهدا با تقديم چند شهيد روحية عجيبی دارند. به طور مثال خانواده شهيد «خرسند»، در نازی آباد. خانوادة خرسند چهار تا شهيد داده است؛ پدر خانواده، دو فرزند خانواده و داماد خانواده. مادر اين شهيدان اين قدر قدرتمند، باصلابت و بانجابت با آقا صحبت میكرد كه يکی دو بار آقا گريه كرد.
اين فقط اختصاص به شهيدان شيعه ندارد. همة آدم هايی كه در راه خدا در كشور ما از اديان مختلف كشته شدند. چه شيعه، چه سنی، چه مسيحی و...
صبح روز كريسمس يعنی عيد پاک ارامنه، آقا فرمودند خانة چند ارمنی و عاشوری اگر برويم خوب است. ما آدرســی از ارامنه نداشــتيم. سری به كليساهای شان زديم كه آنها از ما بی خبرتر بودند. رفتيم بنياد شهيد، ديديم خيلی اطلاعات ندارند. كمیاطلاعات خانوادة شهدا را از بنياد شهيد، مقداری از كليساها و يک سری هم توی محلهها پيدا كرديم و با اين ديدگاه رفتيم. صبح رفتيم گشتيم توی محلة مجيديه شمالی، دو سه تا خانواده پيدا كرديم. در خانوادهها را زديم و با آنها صحبت كرديم. توی خانواده مسلمانها ما میرويم سلام میكنيم و میگوييم از هيئت آمديم از بسيج، پايگاه ابوذر، بالاخره يک چيزی میگوييم و كارتی نشان میدهيم. بين ارمنیها بگوييم كه از بسيج آمديم كه بالاخره فرهنگش... بگوييم از دادستانی آمديم كه بايد دربروند. كارت صداوســيما نشــان داديم و گفتيم از صداوســيمای جمهوری اســلامیايران هستيم. امشب شب كريسمس كه شب پاک شماهاست میخواهيم فيلمی از شماها بگيريم و روی آنتن بفرستيم.
ارمنیها به خودی خود آرايش كرده هســتند، حالا قرار شــ ُ د بروند روی آنتن، خب چيز ديگری شده بودند. اطلاعات ما هم ناقص بود. خيلی هم اطلاعات نگرفتيم. نخواستيم ً آن جا را اصطلاحا بسوزانيم. برای نماز مغرب وعشا با يک تيم حفاظتی وارد مجيديه شــديم. گفتيم اسکورت كه حركت كرد به ما ابلاغ می كنند، میرويم سر كارمان ديگر. اسکورت هم به هوای اين كه ما توی منطقه هستيم با بی سيم زياد صحبت نکنند كه مسير لو نرود، روی شبکه بالاخره پخش می شود ديگر. چيزی نگفتند. يک آن مركز من را صدا كرد با بی سيم گفتم به گوشم.
موردمان را گفت كه شخصيت سر پل سيدخندان است. سر پل سيدخندان تا مجيديه كم تر از سه چهار دقيقه راه است. من سريع از ماشين پياده شدم. در خانه را زدم. خانمی از گل بهتر آمد دم در، در را باز كرد. ما با ياالله ياالله خواستيم وارد شويم، ديديم نمیفهمد كه. بالاخره وارد شديم. چون كار بايد می كرديم. گفتيم نودال و اَمپِکس و چيزايی كه شنيده بوديم، كارگردان و اينها بروند تو.
كارگردان رفت پشت بام پست بدهد، اَمپِکس رفت توی زيرزمين پست بدهد، آن رفت توی حياط پست بدهد. پست بودند ديگر حالا. فيلممان بود. يک ذره كه نزديک شد، بی سيم اعلام كرد كه ما سر مجيديه هستيم. من هم با فاصلهای كه بود به اين خانم چون احيا بشود، اين جوری جلوی آقا نيايد، گفتم: ببخشيد! الآن مقام معظم رهبری دارند مشرف میشوند منزل شما.
گفت: قدم روی چشم، تشريف بياورد. گفتيد كی؟
من اسم حضرت آقا را گفتم. ـ داستان بازرگان و طوطی را شنيده ايد ـ، تا اسم آقا را گفتم افتاد وسط زمين و غش كرد. فکر كرديم چه كنيم داستان را؟ داد بيداد كرديم، دو تا دختر از پله آمدند پايين. ياالله ياالله گفتيم و بهشان گفتيم ك ً ه مادرتان را فعلا جمع كنيد. مادر را بردند توی آشپزخانه.
دخترها گفتند: چه شد؟
گفتم: ببخشيد! ما همان صداوسيمای صبح هستيم كه آمده بوديم. ولی الآن فهيمديم كه مقام معظم رهبری میآيند منزلتان، به مادرتان گفتيم غش كرد. فکری كنيد.
تا اجازه نگرفت وارد خانه نشد
اينها شروع كردند مادر خودشان را به حال آوردند. فشارشان افتاده بود، آب قند آوردند. بی سيم اعلام كرد كه آقا پشــت در اســت. من دويدم در خانه را باز كردم. نگهبانی هم كه بايد كنار در میايســتاد، رفت دم در. كارهای حفاظتی مان را انجام داديم. آقا از ماشين پياده شد تا وارد خانه بشود. آمد توی در خانه نگاه كرد و گفت: سلام عليکم.
گفتم: بفرماييد.
گفت شما؟
نه اين كه ما را نمیشناخت، گفتند، تو چه كارهای يعنی؟ گفتيم: صاحب خانه غش كرده. گفت: كس ديگری نيست؟
ياد آن افتاديم كه دو تا دخترها هم میتوانند به آقا بگويند بفرماييد. گفتيم آقا شما بفرماييد داخل.
گفت: من بدون اذن صاحب خانه به داخل نمیآيم.
معنی و مفهوم حفاظت، خودش را اين جا از دست نمیدهد. مهم تر از حفاظت اين است. بدون اذن وارد خانه كســی نمی شود. رهبر نظام است باشد، ارمنی است باشد، ضدحفاظت ترين شکل ممکن اين است كه مقام معظم رهبری توی خيابان اصلی توی چهارراه، با لباس روحانيت با آن عظمت رهبری خودشان بايستند، همة مردم هم ايشان را ببينند و ايشان بدون اذن وارد خانه كسی نشوند.
من دويدم رفتم توی آشپزخانه. به يکی از اين دخترها گفتم آقا دم در است بياييد تعارف كنيد بيايند داخل. لباس مناسبی تنشان نبود. گفتند: پس ما لباسمان را عوض كنيم.
به آقا گفتيم: كه رفتهاند لباس مناسب بپوشند، شما بفرماييد داخل.
گفتند: نه میايستم تا بيايند.
چند دقيقهای دم در ايستادند. ما هم سعی كرديم بچه هايی كه قد بلند دارند را بياوريم، مثل نردبان دور ايشان بچينيمكه ايشان پيدا نباشد. راه ديگری نداشتيم. چند دقيقه معطل شديم. چون دانشجو بودند لباس دانشجويی مناســب داشــتند. يکی از دخترها، دويد و آقا را دعوت كرد و آقا رفتند داخل اتاق. اين خانم پيش آقا رفت و خوش آمد گفت. بعد گفت كه مادرمان توی اين اتاق است، الآن خدمت میرسيم.
رفتند بيرون. آقا من را صدا كرد گفت اينها پدر ندارند؟
گفتم: نمیدانم. چون صبح نپرسيده بودم.
گفت بزرگ تر ندارند؟ برادر ندارند؟
رفتيم آن اتاق پشتی. گفتم: ببخشيد، پدرتان؟
گفتند، مرده.
گفتيم، برادر؟
گفتند، يکی داشتيم شهيد شده.
گفتيم، بزرگتری، كسی؟
گفتند، عموی ما در خانة بغلی مینشيند.
فکر كرديم بهترين كار اين اســت كه عمو را بياوريم بيرون. حالا چه كلکی بزنيم عمو را از خانه بيرون بياوريم؟ با اين هيبت و اين تيپ و قدوقواره، همه دو متر درازی و لباس ها، شکل، تيپ و اسلحه. هرچه هم بخواهی بگويی من كسی نيستم، قيافه ات تابلو است.
در بغلی را زديم. يک آقايی آمد دم در سلام كردم. گفتم، ببخشيد! امر خيری بود خدمت رسيديم.
اين بندة خدا نگاه كرد، يک مسلمان بسيجی، خانة يک ارمنی آمده، چه امر خيری؟ خودش تعجب كرد. رفت لباس پوشيد آمد دم در. محترمانه باهاش پيچيديم توی خانة برادر خودش. داخل خانه كه شديم، نگهبان او را بازرسی كرد. نگاه كرد، پيش خودش گفت، برای امر خير مگر آدم را بازرسی می كنند؟
بعد از بازرسی قضيه را بهش گفتيم. گفتيم: رهبر نظام آمده اين جا، اينها چون بزرگتری نداشتند، خواهش كرديم كه شما هم تشريف بياوريد.
او را داخل كه برديم و آقا را كه دي ُ د، مرد. يک جنازه را يدک كرديم و برديم نشــانديم روی صندلی كنار آقا.
اينها به خودی خود زبانشان با ما فرق میكند. سلام عليک هم كه میخواهند بکنند كلی مکافات دارند. با مکافاتی بالاخره با آقا سلام و احوال پرسی كرد و درنهايت يک همدمیرا برای آقا مهيا كرديم.
حضرت آقا چايی و شيرينی شان را خورد
رفتيم توی اين اتاق بالای سر مادر و با التماس دعا، مادر را هم راه انداختيم. آمدند رفتند بالا، لباس مناسب پوشيدند و آمدند پايين. وقتی وارد اتاق شد، آقا تعارفشان كردند در كنار خودشان، كنار همان عمويی كه نشسته بود. بعد هم گفتند: مادر! ما آمدهايم كه حرف شــما را بشــنويم؛ چون شما دچار مشکل شده بوديد، دوستان عموی بچهها را آوردند.
دخترها آمدند نشستند. آقا اولين سؤالشان اين بود كه شغل دخترها چيست؟
گفتند: دانشجو هستند.
آقا خيلی تحسينشــان كرد و با اينها كلی صحبت كردند، توی اين حالت، اين دختر ســؤال كرد كه آقا آب، شربت، چيزی برای خوردن بياورم؟
اينها همه اش درس اســت. من خودم نمیدانســتم كه بگويم بياورد يا نياورد؟ آقا میخورد يا نمیخورد؟ نمیدانستم. رفتم كنار آقا، از آقا سؤال كردم، گفتم: آقا اينها میگويند
كه خوردنی چيزی بياوريم؟ چايی چيزی بياوريم؟
آقا گفتند: ما مهمانشان هستيم. از مهمان میپرسند چيزی بياورند يا
نياورند؟ خب اگر چيزی بياورند ما می خوريم.
بعــد خود آقا گفتند: بله دخترم! اگر زحمت بکشــيد چايی يا آب ميوه بياوريد، من هم چايی، هم آب ميوة شما را میخورم.
اينها رفتند چايی، آب ميوه و شيرينی آوردند. خود ميوه را هم آوردند. ُ خب توی خانة مسلمانها اين طوری است. يک نفر چند تا ميوه پوست میكند میدهد دست آقا، آقا هم دعا میكند. همان جا به پدر شهيد، مادر شهيد، پسر شهيد و يا همسر شهيد آن خوراكی را تقسيم میكنيم، همه يک قسمتی از اين ميوه میخورند كه آقا به آن دعا كرده. توی ارمنیها هم همين كار را بايد میكردي ً م؟ واقعا نمیدانستيم.
چايی آوردند، آقا خورد، آب ميوه آوردند، آقا خورد، شيرينی آوردند، آقا خورد. آقا حدود چهل دقيقه توی خانه ارمنیها نشستند و با اينها صحبت كردند. مثل بقية جاها آقا فرمودند: عکس شهيدتان را من نمیبينم. عکس شهيد عزيزمان را بياوريد ببينم.
توی خانة مســلمانها چهار تا عکس بزرگ شــهيد وجود دارد كه توی هر اتاقی يکی هســت. میپريم و میآوريم. اينها رفتند آلبوم عکس شــان را آوردند. آلبوم عکس هم متأسفانه برای شب عروسی شهيد بود. آلبوم را گذاشــتند جلوی آقا. صفحة اول يک عکس دوتايی. يادگاری فردين با دوستش گرفته بود آن وسط بود. آقا همين جوری نگاه می كردند، شروع كردند به صحبت كردن، همين جوری صفحهها را ورق میزدند تا تمام شود. تمام ك ُ ه شد گفتند: خب! عکس تکی شهيد را نداريد؟
يک عکس تکی از شهيد پيدا كردند و آوردند گذاشتند جلوی آقا. آقا شروع كردند از شهيد تعريف كردن. گفت: ُ خب! نحوة اسارت، نحوة شهادت اگر چيزی داشته به من بگوييد.
ما فهميديم نام اين شــهيد بزرگوار، شــهيد «مانوكيان» است، به اندازة شــهيدان «بابايی،» «اردستانی» و «دوران» پرواز عملياتی جنگی داشته است. هواپيمايش ،F14بمب افکن رهگي ُ ر بوده و بالای صد سرتی پرواز موفق در بغداد داشته. هواپيمايش را توی دژ آهنی بغداد میزنند. شهيد، هواپيما را تا آن جا كه ممکن است، اوج میدهد. هواپيما در اوج تا نقطة صفر خودش، كه اتمسفر است بالا میآيد و بقيه اش را به سمت ايران سرازير می شود. چهار تا موتور هواپيما منهدم می شود. هواپيما لاشه اش توی خاک ايران میافتد، ولی چون ديگر سيستم برقی هواپيما كار نمیكرده، نتوانسته ايجکت كند و نشد كه چتر برای شهيد كار كند. هواپيما به زمين خورد و ايشان به شهادت رسيد.
ارمنیای بود كه حتی حاضر نشد، لاشة هواپيمای جمهوری اسلامیبه دست عراقیها بيافتد. آن خانواده، اين فرزندشان است. اين بزرگوار در نيروی هوايی مشهور است. دربارة شهادتش و اخلاقش تعريف كردند. مادر شهيد گفت: امروز فهميدم كه علی(ع)كيست
مادر شهيد گفت: آقا! حالا كه منزل ما هستيد، من میتوانم جملهای به شما عرض كنم؟
آقا گفت: بفرماييد، من آمدم اين جا كه حرف شما را بشنوم.
گفت: ما با شما از نظر فرهنگ دينی فاصله داريم، در روضه هايتان شركت میكنيم، ولی خيلی مواقع داخل نمیآييم. روز شهادت امام حسين(ع)، روز عاشورا و تاسوعا به دستههای سينه زنی امام حسين(ع) شربت میدهيم. میآييم توی دســته هايتان مینشــينيم، ظرف يک بارمصرف میگيريم، كه شما مشکل خوردن نداشته باشيد، چون ما توی ظرف آنها آب نمی خوريم. توی مجالس شما شركت میكنيم و بعضی از حرفها را میشنويم. من تا الآن نمیفهميدم بعضی چيزها را.
میگفتند، در دين شما بانويی ـ كه دختر پيامبر عظيم الشأن اسلام, است ـ را بين دروديوار گذاشته اند، ســينه اش را سوراخ كرده اند. ميخ، مسمار به سينه اش خورده. نمیفهميدم يعنی چی. میگفتند مسلمانها يک رهبری داشــتند به نام علی(ع). دســتش را بستند و در ســه دورة 25ساله، حکومتش را غصب كردند.
نمیفهيمدم يعنی چی. گفتند، در 25ســالی كه حکومتش غصب شــده بود، شغلش اين بود، آخر شب نان و خرما میگذاشــت روی كولــش میرفت خانه يتيم هايش. اين را هم نمیفهميــدم. ولی امروز فهميدم كه علی(ع)كيست.
امروز با ورود شما به منزل مان، با اين همه گرفتاریای كه داريد، وقت گذاشتي ِ د و به خانة من غير دين خودتان تشــريف آورديد. اُ ُ سقف ما، كشيش محلة ما به خانة ما نيامده است، شما رهبر مسلمين هستيد. من فهميدم علی(ع)كه خانة يتيم هايش میرفت چه قدر بزرگ است.
از ورود آقای خامنه ای به منزلشــان، به علی(ع)و 25ســال حکومت غصب شده اش و زهرا{پی برد. ُ خب! اين برود مشهد، امام رضا(ع)شفايش نمیدهد؟
بعد از بازگشت حضرت آقا، پاسداران را توبيخ كردند
ما چهل دقيقه با اين خانواده بوديم. عين چهل دقيقه، به اندازة چند كتاب از اينها درس گرفتيم. آقا در خانة ارامنه آب، چايی، شربت، شيرينی و ميوه شان را خورد. بعضی از دوستهای ما نخوردند. كاتوليک تر از پاپ هم داريم ديگر. رهبر نظام رفته خورده، پاسدار، من نوعی، نخوردم. حزب اللهی تر از آقا هستم ديگر. با آنها خداحافظی كرديم و به سمت دفتر به راه افتاديم. وقتی رسيديم آقا فرمودند: اين بچهها را بگوييد بيايند. آمدند. گفتند: اين كار احمقانه چه بود كه شما كرديد؟ ما مهمان اين خانواده بوديم. وقتی خانه شان رفتيم چرا غذايشــان را نخورديد؟ اين اهانت به اينها محســوب می شود. نمیخواســتيد داخل نمیآمديد. به دلتان نمیچسبيد، فکر میكرديد شايد ظروف اينها نجس باشد، بعداًمیآمديد دهانتان را آب میكشيديد. فعل حرام انجام نداديد.
فعل حرام و نجس را هم ما آن جا فهميديم. تک تک درس است برای ما.
سرتعظیم سیاستمداران
پوتين
مسيح را در ايران ديدم
چند ســال پيش پوتين، رئيس جمهور وقت روسيه، برای نخســتين بار درطول سی سال انقلاب به ايران سفر كرد. پوتين، شخصيتی بسيار چارچوب مند و منضبط بر اصول ديپلماسی است اما با اين حال چند بار پرســيده بود كه ديدار با رهبر جمهوری اسلامیآيا انجام می شود يا نه. ديدار انجام شد.
در اين ديدار رهبری به نکاتی از تاريخ شوروی و قبل ازآن اشاره می كنند كه برای رئيس جمهور وقت روسيه جديد بوده است، پس از ديدار مسئولين دستگاه ديپلماســی میگفتند رفتار وی تغيير كرده بود و شــخصا و نه از طريق وزير خارجهی خود، به وزير خارجه كشورمان گفته بود كه شما حتما سفری به روسيه داشته باشيد تا با هم گفت وگو كنيم.
در برگشت به كشور روسيه، خبرنگاری از وی درباره نظرش راجع به رهبری ايران میپرسد و وی در پاسخ میگويد: « من مسيح را نديدهام، اما تعاريف او را در انجيل شنيده و خواندهام، من مسيح را در رهبری ايران ديدم ».1
- -1به نقل از حجت الاسلام مروی
كوفی عنان
با ديدنش همه را فراموش كردم
كوفی عنان دبيركل ســازمان ملــل متحد بود.
هنگام خروج از تهــران و در پاويون فرودگاه گفته اســت: در دوران نوجوانــی كــه بــودم در مــورد شخصيتهای كاريزما مطالعه میكردم و هميشه اين ســؤال برای من مطرح بود كه اگر زمانی من روبروی يک شــخصيت كاريزما قــرار گيرم، چه عکس العملی خواهم داشت. وی افزود: كسانی كه مرا به سازمان ملل آوردند، شخصيتهای برجسته دنيا بودند و من به آنها علاقه مند بودم و هر كدام مثل ژاک شيراک، برای من امتيازاتی داشتند. من به شدت تحت تاثير ژاک شيراک بودم. طوری كه وقتی ايشان صحبت میكرد، بدون مکث حرف هايی صريح میزد.
«گورباچف» و «هلموت كهل» هم همينطور بودند. اينها كسانی بودند كه نياز به مکث نداشتند. من اينها را خيلی دوست داشتم. در ملاقات با (حضرت آيت الله العظمی) خامنه ای احساس كردم كه كسی را مثل او نديده ام. شخصيت معنوی ايشان چنان مرا گرفت كه از خود پرسيدم چرا شخصيتی مثل من دبيركل سازمان ملل باشد و از معنويات چيزی نداشته باشد! با ديدن آقای خامنه ای هم آن شخصيت هايی كه مرا جلب كرده بودند فراموش كردم و تحت تاثير شخصيت معنوی ايشان قرار گرفتم. من شخصيتهای معنوی در دنيا زياد ديده بودم، ولی هيچ يک از مســائل سياســی اطلاع نداشــتند. با ديــدن آقای خامنه ای، اوج قداســت آن شخصيتهای سياسی از ذهن من پاک شد.
من تعجب میكنم ايران با چنين شخصيتی چرا در بعضی جاها میلنگد، بعيد میدانم به سازمان ملل هم بروم شخصيت ايشان از ذهن من پاک شود. 1
- -1ماهنامه فرهنگ و ادبیات مقاومت، ضمیمه شماره61ص60
دكوئيار
شخصيتی به هوشمندی او نديدم
خاوير پرز دكوئيار دبير كل ســازمان ملل در بحبوحه جنگ تحميلی بــه ايران آمد، ديداری هم با رئيس جمهور ( آقای خامنه ای ) داشت. دكوئيار پس از آن ديدار پرســيده بود: رئيس جمهور شما از كدام دانشگاه علوم سياسی فارغ التحصيل شــده اســت. دكوئيار افزوده بود من مدرک دكترای علوم سياســی دارم و 30ســال اســت كار سياســی میكنم و چند ســال است دبيركل سازمان ملل هستم. در اين مدت شخصيتهای سياسی و رئيس جمهورهای بسياری را ديدهام اما تا كنون شخصيتی به سياستمداری و هوشمندی او نديدهام.
بنی صدر خائن
اگر امام بود، صدها بار به او احسنت میگفت
ابوالحســن بنی صدر، اولين رئيس جمهور ايــران بود كه به حکم مجلس شورای اسلامیو تائيد امام خمينی، به دليل خيانتهای مکررش، از مقام خود عزل شد، وی در گفت و گو با آبزرور گفت: اگر ايشان [ امام خمينی رحمت الله عليه ] زنده بود، صدها بار به آقای خامنه ای احسنت میگفت. دليل اين تحسين اين است كه آقای خامنه ای به خوبی توانسته نظامیكه آقای خمينی ايجاد كرد را حفظ كند.
بنــی صدر در حالی اين اعتراف را انجام داده كه پيش از آن نيز وابســتگان آمريکا و رژيم صهيونيستی به صورت مستقيم و غير مستقيم بارها تاكيد كردهاند كه مديريت آيت الله خامنه ای موجب شکست طرحهای آنان شده است.1
- -1ماهنامه فرهنگ و ادبیات مقاومت، ضمیمه شماره61ص61
همسفر با رهبر انقلاب تا امام رضا(ع)
چندی پيش در سفری به مشهد، با آقای رضا مير كريمی– نويسنده و كارگردان سينما – همراه شديم. در راه، صحبت از ساده زيستی رهبر انقلاب شد. آقای ميركريمیخاطرهای از رهبر معظم انقلاب تعريف كرد كه بسيار جالب و روشنگر بود.
آقای ميركريمی میگفت:
« هر وقت در جريان كار و زندگی، زياد به من فشار [ روانی ] وارد میآيد، در هر مرحلهای كه باشم، همه چيز را رها میكنم و- گاهی از همان سر كار – تلفنی به خانه میزنم و يک راست به فرودگاه میروم. همان جا بليطی تهيه میكنم و عازم مشهد میشوم. آنجا زيارتی [ و درد دلی ] با امام رضا عليه السلام میكنم و آرام میشوم، و بر میگردم.
يک بار – در يکی از همين سفرها – توی هواپيما نشسته بودم و درخودم بودم كه ديدم در قسمت جلو هواپيما انگار وضعيت متفاوتی است. كسانی را میديدم كه از جاهای مختلف هواپيما، يکی يکی به قســمت جلو میرفتند. آنجا كنار يکی ازصندلیها مینشستند. با شخصی كه روی آن صندلی نشسته بود چيزهايی میگفتند و میشنيدند. بعد، خوشحال و راضی، بر میگشتند و سر جايشان مینشستند.
كنجکاو شدم بدانم قضيه چيست. از يکی از كسانی كه از آنجا بر میگشت، موضوع را پرسيدم. گفت: كسی كه آنجا نشسته، مقام معظم رهبری است.
هم بسيار تعجب كردم و هم خوشحال شدم. به قسمت جلو هواپيما رفتم و از فردی كه معلوم بود محافظ اوست پرسيدم: می شود رفت، با آقا صحبت كرد ؟
گفت: بله. قدری صبر كن تا كسی كه پهلوی آقاست، صحبتش تمام شود.
از فرصت استفاده كردم و پرسيدم: چرا آقا با پرواز عمومیبه مشهد میروند ؟!
گفت: آقا فقط سفرهای رسمیدولتی را با پرواز اختصاصی میروند. سفرهای شخصی [كه عمدتا هم سفر زيارتی به مشهد است] را مثل همه مردم، با پروازهای عمومیمیروند.
پرسيدم: يعنی میروند برايشان بليط هم میخرند ؟ !
گفت: بله. مثل همهی مســافرهای معمولی، برايشــان بليــط میخرند. بدون اطلاع يا تشريفات خاص، میآيند سوار هواپيما میشوند و راهی میشوند. تازه توی هواپيماست كه خدمهی پرواز و مسافران متوجه حضور ايشان میشوند.
صبر كردم تا صحبت نفر قبلی تمام شد. جلو رفتم. خودم را معرفی كردم و. .. »
با خود گفتم: از كسی كه عمری را به سادگی و با حد اقل امکانات مادی زيسته و اكنون رهبری انقلابی ترين نظامهای سياسی و البته مذهبی جهان را بر عهده دارد، جز اين هم ملاحظه و دقت در استفاده از بيت المال و قائل شدن مرز و تفاوت بين كار شخصی و كار حکومتی نيز انتظار نمیرود. 1
- -1نقل از: محمد رضا سرشار
===نظم،قانون وعدالت===
چندی پيش همسر مقام معظم رهبری بيمار شد و برای عمل جراحی به بيمارستان بقيه الله رفت. همسر ايشــان با وجودی كه بيســت روز در بيمارستان بستری بود، هيچ كس اطلاع نداشت كه همسر مقام معظم رهبری هستند و همه كارها اعم از دريافت ويزيت، دارو و ساير كارها را در نوبت انجام دادند. دو روز مانده به مرخص شدن همسر رهبر انقلاب، به مسئولان بيمارستان خبر دادند كه مقام معظم رهبری قصد دارد در بيمارســتان بقيه الله به عيادت بياند؛ آن وقت مسئولين بيمارستان تازه متوجه شدند كه ايشان برای عيادت همسرشان به بيمارستان آمده اند.
نظم و قانون و عدالت، از جمله اركانی است كه بارها و بارها در قلم و بيان رهبر معظم انقلاب جاری گشته و برآن، تاكيد كردهاند. و خود نيز نخستين عامل اين پيام روحانی و انسانیاند.
حجت الاسلام حقانی
هنگام غبار روبی مرقد مطهر حضرت رضا عليه الســلام خدام حرم دستمالهای سفيد آغشــته به گلاب ناب را بــرای غبار روبی به افــراد می دهند. مقام معظــم رهبری پس از مقــداری غبار روبی، دســتمال را به ســر و صورت خود میكشند. ايشان در يکی از غبار روبیها به آقای واعظ طبسی ( توليت آستان قدس رضــوی ) فرمودند آيــا میتوانم اين دستمال متبرک را برای خودم بردارم ؟
مقام معظم رهبری، توليت آســتان قدس رضوی را به آقای واعظ طبسی سپرده بودند، ولی با اين حال، برای برداشتن پارچه متبرک به غبار ضريح امام رضا عليه السلام از او اجازه میگيرند. احترام مقام معظم رهبری به قانون برای همه ما درس است.
ايشــان پس از كســب اجازه از آقای واعظ طبسی در حاليکه چشمهای شان پر از اشک بود و به راز و نياز مشغول بودند، با دقت دستمال را تا كردند و در جيب خود گذاشتند. برای ما خيلی زيبا بود كه آقا در آن حال، اين همه توجه دارند كه دستمال متبرک را تا كنند و با نظم كامل در جيب خود قرار دهند.
زمانی كه ضريح مطهر حضرت امام رضا عليه السلام در حال تعويض بود، در خدمت مقام معظم رهبری به پابوسی امام هشتم عليه السلام مشرف شديم. مقام معظم رهبری برای زيارت در كنار مرقد آن امام عليه الســلام، مشــغول راز و نياز بودند و چون ضريح را برداشته بودند، حضور در كنار قبر، رنگ و بوی ديگری داشت. بعد از پايان راز ونياز حضرت آيت الله خامنه ای، آقای واعظ طبسی به ايشان عرض كردند: آقازاده هــم بيايند نزديکتر تــا از نزديک امام را زيارت كنند. معظم له فرمودند: پس بقيه چی ؟ اين دقت را همواره حضرت آقا دارند. ايشان امتياز ويژه و خاصی را برای فرزندان شان قايل نيستند. در آن روز هم فرمودند: اگر بقيه افراد ميتوانند از نزديک قبر امام هشتم عليه السلام را زيارت كنند، فرزندان هم بيايند. پس از بيان آقا، همه توفيق حضور يافتند.
آيت الله جوادی آملی
« يک روز مهمان مقام معظم رهبری بودم. فرزند ايشان آقا مصطفی نيز نشسته بود كه سفره گسترده شد، آيت الله خامنه ای به وی نگاهی كرد و فرمود: شــما به منزل برويد. من خدمت ايشــان عرض كردم: اجازه بفرماييد آقازاده هم باشند، من از وی درخواست كردهام كه با هم باشيم. آقا فرمودند: اين غذا از بيت المال است، شما هم مهمان بيت المال هستيد. برای بچهها جايز نيست كه بر سر اين سفره بنشينند. ايشان به منزل بروند و از غذای خانه ميل كنند. من در آن لحظه فهميدم كه چرا خداوند اين همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است. »
حجت الاسلام مروی
درس خارج ايشان خيلی كار میبرد. به انصاف از درسهای بسيار خوب حوزه هم است، يکبار به آقا عرض كردم: آقا دوســتان راديو مايلند درس شــما را پخش كنند و درس برخی از مراجع قم را هم پخش می كنند. پرســيدند آيا درس همه پخش می شود و اين امکان برای همه است، گفتم نه، مگر راديو چه قدر ظرفيت دارد ؟ گفتند: پس من هم نمیخواهم پخش شود.
امير علی اصغر مطلق
حضرت آقا، سينه شان از آن بمبی كه در ششم تير ماه 1360در مسجد ابوذر تهران منفجر شد، احتياج به رطوبت و هوای مرطوب دارد. دســت راســت هم لمس است. سفر چين، در خدمت آقا بودم. دكترهای طب سوزنی به آقا گفتند درعرض يک هفته دست شما را راه میاندازيم. آقا فرمودند: در ايران معلولين مثل من زياد هستند. اگر همهی آنها آمدند، من هم میآيم.
=سردارشيرازی، مشاور نظامی رهبر
يکی ازمصاديق مهم برای پی بردن به فرماندهی حکيمانه رهبر انقلاب بر نيروهای مســلح اين است كه میبينيم در طول 21سال فرماندهی مستقيم بر نيروهای مسلح حتی يک فرمان وجود ندارد كه ايشان صادر كرده باشند و سپس آن را پس بگيرند كه اين موضوع بسيار مهمی است.
ممکن اســت كه انســان بر حسب شرايط و در زمان خاصی فرمانی را صادر كند وبعد شرايط عوض شود. ولی ما حتی يک فرمان متناقض از آقا نداريم كه اين بواسطه همان انتظام در اموراست.
هيچ گاه هيچ يک از اطرافيان احساس نکردند كه آقا تصميمیرا بر مبنايی جز اين گرفته باشند. ايشان در صدور فرمان خود، تنها خدا را در نظر دارند.
ويژگیهای انتصاب فرماندهان نيروهای مسلح از نگاه آيت الله خامنه ای در انتصاب افراد، ايشان مبنا را بــر تديــن افــراد میگذارند و بعــد ازآن به ســراغ خصلتهای ديگر میروند. حتی يک بار ايشــان به من فرمودند كه اگر مسئوليت به آدمهای متدين واگذار شود، از آنجايی كه دين دار هستند، هيچ گاه خيانت نمی كنند و اين موضوع بسيار مهم است.
بعد از تدين ايشان تاكيد دارند كه فرماندهان حتی الامکان از همان سازمان ذيربط باشند ودارای تخصص و آشنايی با آن سازمان باشند تا بتوانند كارها را درست بفهمند.
نقل از آقای غلامعلی حداد عادل
چند ماه پس از انتخاب ايشان به رهبری انقلاب.
به ديدارشان رفته و درباره روزهای انتخاب پرسيدم. فرمودند: روزيکه مجلس خبرگان درباره جانشــين حضــرت امام رحمت الله عليه بحث میكرد، فکر نمیكردم كــه خبرگان چنين تصميمیبگيرند. از نيمــه اول اجــلاس – صبح تا ظهــر – اين طور متوجه شــدم كه ممکن است نام بنده مطرح شود، لذا ظهر كه به منزل آمدم، دو ركعت نماز خوانده با حالت استغاثه و ناله و زاری، از خداوند در خواست كردم كه اين مسئوليت را روی دوش من قرار ندهد. من كمتر ياد دارم برای يک تقاضا، چنين استغاثه و تضرع به درگاه خداوند كرده باشم، با تمام وجود ازخدا خواستم كه اين مسئوليت بر عهده من قرار نگيرد. عصر آن روز، مجلس خبرگان به خواست من اصلا توجه نکرد و كار با آن كيفيت انجام شد. گر چه از صميم قلب داوطلب اين كار نبودم، ولی وقتی اين مسئوليت به لحاظ شرعی و قانونی بر دوش من قرار گرفت، تصميم گرفتم با تمام وجود به وظيفه عمل كنم.
زندگیساده سید علی
میترسم خيلیها باور نكنند
حجت الاسلام سيد علی اكبری: « ما زمانی خدمت ايشان رفتيم و از آقا درخواســت نموديم تا اجازه بفرمايند از داخل منزل شان وضعيت زندگی شــان فيلم برداری كنيم، تا مردم وضعيت زندگی رهبر خود را ببينند و بفهمند كه ايشان چگونه زنگی می كنند. آقا فرمودند: اگر شما بخواهيد زندگی مرا نشان بدهيد میترسم خيلیها باور نکنند. »1
- -1حجت الاسلام سید علی اكبری
هر چه هست با هم می خوريم
روزی كه در منزل مقام معظم رهبری، درخدمت ايشان بودم، بحث قدری به طول انجاميد و نزديک مغرب شد. پس از نماز، معظم له با مهربانی به من فرمودند: آقا رحيم ! شام را مهمان ما باشــيد. بنده در عين حــال كه اين را توفيقی میدانســتم، خدمتشــان عرض كردم: اسباب زحمت می شود. مقام معظم رهبری فرمودند: نه، بمانيد؛ هر چه هســت با هم می خوريم. وقتی كه سفره را گشودند و شام را آوردند، ديدم شام چيزی جز املت ساده نيست. 1
در صف مقدم ساده زيستی
با اينکه مقام معظم رهبری میتواند از همهی امکانات مادی بهره مند شوند، سطح زندگی خصوصی ايشان از سطح زندگی يک شهروند معمولی پايين تر است. معظم له علاوه بر اين كه از يــک زندگی معمولی ســطح پايين بهره میبرنــد، دائما به مسوولان سفارش می كنند: مواظب زندگی خود باشيد. اسراف نکنيد. آيت الله خامنه ای كه معتقدند مردم را بايد عملا به ساده زيستی دعوت نمود، خودشان در صف مقدم اين دعوت هستند.
ايشان در مناسبتهای خاصی كه در برنامه خواندن صيغهی عقد دارند، قبل از اجرای عقد، حدود يک ربع، عروس و داماد و خانوادههای آنها را به رعايت صرفه جويی دعوت مینمايند و میفرمايند: خرجهای گزاف نداشته باشيد؛ تشريفات و ريخت و پاش نداشته باشيد. خود آقا هم در زندگی خصوصی شان، دقيقا همين طور عمل می كنند. معظم له نه حقوق از جايی دريافت می كنند و نه از وجوهاتی كه از اطراف و اكناف خدمت ايشان میآيد، برای زندگی شخصی خود استفاده می كنند. فرزندان آقا هم همين طور زندگی ميکنند و همين سادگی و ساده زيستی را دارند. 2
- -1سردار سید رحیم صفوی -2حجت الاسلام والمسلمین محمدي گلپایگاني
شام رئيس جمهور
« در اوايل رياست جمهوری آيت الله خامنه ای، يک شب ديداری با ايشان داشتم. صحبت به درازا كشيد، معظم له فرمودند: شام پيش ما بمان. من از اين دعوت خوشحال شدم؛ زيرا میتوانستم مدتی بيش تر در خدمت ايشان باشم. آقا فرمودند: من نمیدانم شام چی داريم يا اصلا به اندازه ما دو نفر شام هست يا نه ؟ به هر حال، هر چه باشد با هم می خوريم. از همان دفتر كار به منزل تلفن زدند و با خانواده صحبت كردند و گفتنــد: خانم، شــام چــی داريم ؟ فلانی پيش ماســت و من گفتهام كه هر چه باشــد با هم می خوريم. ازجوابهای آيت الله خامنه ای، احساس كردم كه در منزل به اندازه يک نفر شام كنار گذاشتهاند. آقا فرمودند: عيبی نداره ! هر چه هست برای ما بفرستيد، قدری هم پنير و ماست همراهش كنيد. پس از گذشت حدود يک ربع، يک بشقاب برنج ساده با يک كاسه كوچک خورشت معمولی خيلی متوسط و مختصر آوردند. قدری هم شايد نان و پنير و ماست همراه آن بود. آنها را نصف كرديم و با هم خورديم. من در دلم وبعدها زبانم، هزار مرتبه خداوند را به ســبب نعمت انقلاب اسلامیشــکر كردم كه چنين تحولی در كشور ايجاد كرد. در دســتگاه طاغوت – در قبل از انقلاب – چه جاه و جلال و تجمل و اســراف و تبذيری وجود داشــت و امروز رئيس جمهور چه ساده زندگی میكند. 1
گوشت كوپنی
مصرف گوشــت خانه آيت الله خامنه ای درزمان رياســت جمهوری تنها از طريق كوپن بود. ايشان در آن زمان به من فرمودند: من تا كنون غير از همان گوشت كوپنی كه به همه مردم داده می شود گوشت ديگری از بازار نخريده ام. امروز هم زندگی ايشان مثل زندگی مردم محروم و مستضعف است.2
-1دكتر غلام علی حداد عادل -2حضرت آیت الله مصباح یزدی
همان زيلوها را بياوريد
مقداری زيلو در خانه مقام معظم رهبری بود. آنها را جمع كرديم و فروختيم و يک مقدار هم پول از مال شخصی خودم روی آنها گذاشتم؛ تا به جای آن زيلوها، برای منزل آقا فرشی تهيه كنيم. وقتی زيلوها را عوض كرديم و فرشها را پهن نموديم، آقا تشريف آوردند و فرمودند: اينها ديگر چيست؟ گفتم: زيلوها را عوض كرديم. فرمودند: اشتباه كرديدكه عوض نموديد. برويد همان زيلوها را بياوريد. اصرار را بی فايده ديدم و با هــزار مکافــات رفتم و زيلوها را پيدا كردم و توی خانه انداختــم. زيلوهايی كه واقعا به آنها نگاه میكردی، میديدی كه نخشان درآمده و ساييده شده اند.1
ميز و صندلی
زندگی شخصی آقا از سادگی و سلامت خاصی برخوردار است. اين سادگی به زندگی نزديکان ايشان نيز سرايت كرده است. آقا و فرزندانش اهل تجملات نيستند. همين اعتقاد آنان را از سوء استفاده از مقام و موقعيت بازداشته است. من اين سادگی را در منزل ايشان به تماشا نشستم. روزی معظم لَه مرا به كتابخانه خود دعوت كردند، من درآن جا يک ميز ساده و قديمیديدم. در كنار ميز نيز يک صندلی كهنه بود. آن ميز وصندلی مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظم رهبری در كتابخانهی ســادهی خود هنوز از همان ميز و صندلی اســتفاده می كنند. (آيت الله سيدمحمودهاشمی شاهرودی)
- -1سردار شهید نورعلی شوشتری
روی موكت زندگی می كنند
برخود واجب میدانم شهادت دهم زندگی داخلی آيت الله خامنه ای، نه از باب اينکه رهبر عزيز انقلاب ما به اين حرفها نياز داشــته باشــند، بلکه وظيفه خود میدانم تا اين مهم را به مردم مسلمان و انقلاب ايران بگويم. من از داخل منزل ايشان مطلع هستم، مقام معظم رهبری در خانه، بيش از يک نوع غذا بر سر سفره ندارند، خانواده معظم له روی موكت زندگی می كنند. روزی به منزل ايشان رفتم، يک فرش مندرس آنجا بود، من از زبری فرش به موكت پناه بردم.
در ملاقاتی كه مقام معظم رهبری با حاج احمد آقای خمينی داشــتهاند، ايشان میفرمايند: حضرت امام بارها از جنابعالی به عنوان مجتهدی مسلم و بهترين فرد برای رهبری نام بردند.1
مگر پزشک خصوصی نداريد
« من در آن زمان نمايندهی مجلس شــورای اســلامیبودم، همســرم يکی ازبچهها را نزد پزشک برد و درمطب دكتر، همســر مقام معظم رهبری را ملاقات كرد. ايشــان نيز يکی از فرزندان خود را برای مداوا به آنجا آورده بودند. كسی نمیدانست كه ايشان كيست ! چون نوبت به همسر آقا رسيد؛ به اتاق پزشک مراجعه كردند. دكتر پس از معالجه فرزند مقام معظم رهبری گفت: برای مداوای فرزندتان روزی يک ليوان لعاب برنج به او بدهيد. همسر مقام معظم رهبری گفت: ما چنين امکاناتی نداريم، پزشک كه ايشان را نمیشناخت و گفت: مگر امکان دارد در خانهای برنج نباشد ؟ همسر مقام معظم رهبری فرمود: آقای ما اجازه نمیدهد كه در خانه، غير از برنج كوپنی استفاد كنيم و آن هم كفاف خوراک ما را بيش از يک بار در هفته نمیدهد».2
- -1مرحوم حاج احمد آقای خمینی -2سید علي اكبر طاهایي
زندگی پدر و مادر رييس جمهور
در زمان رياست جمهوری حضرت آقا، روزی در دفتر كارشان بودند كه تلفن زنگ میزند، مادر ايشــان پشت خط بودهاند، وقتی حضرت آقا گوشی را بر میدارند، با خندهی مادرشان رو به رو میشوند. علت را كه جويا میشوند، مادرشان میگويد: چند روزی است كه در خانه هيــچ نداريم، پدرت هم پولی ندارد. خنده ايشــان بــرای پول و غذا نداشتن پدر و مادر يک رئيس جمهور بود. 1
خانهای كوچک و غذايی ساده
زمانی كه مقام معظم رهبری در ايرانشهرتبعيد بودند، در ساختمانی كه يک اتاق و يک آشپزخانه داشت زندگی می كردند.
همين مکان كوچک هر روز پذيرای تعداد زيادی از مهمانانی بود كه از راههای دور و نزديک به آن جا میآمدند.
من هم توفيق داشتم كه در آن روزها به ديدن ايشان بروم. چون به ايرانشــهر رفتم وآقا را زيارت كردم، ديدم كه تک و تنهايند و كســی كمک كار ايشان نيست.
تصميم گرفتــم چند روز در آنجا بمانم و بــه معظم لَه كمک كنم. درتمام روزهايی كه من درمحضر آقا بودم، غذای ايشــان و مهمانها سيب زمينی، نيمرو و تخم مرغ آب پز بود.2
-1حجت الاسلام مسیح مهاجري -2حجتالاسلام و المسلمین سید علي اصغر باقيزاده
برای مردن هيچ مشكلی ندارم
حجت الاسلام و المسلمين ناطق نوری: با رهبر معظم انقلاب در محوطهی دفتر قدم میزديم، به معظم له عرض كردم چرا رساله نمیدهيد ؟ ايشان فرمودند: بار بيش تر بر عهدهام نگذاريد. من برای مردن هيچ مشکلی ندارم، الا اين كه مقدار. ... تومان ( رقم بسيار كمی) به فلانی بدهکارم. آن را بدهم، برای مردن آمادهام.
=حجت الاسلام راشد يزدی
من از افتخاراتم اين است كه هشت ماه در جايی كه آقا تبعيد بودند، به آنجا تبعيد شدم. در آنجا ايشان به من درس میداد. يکبار به اتفاق ايشــان مشغول بحث بوديم كه دو نفر عالم در زدند و خواستند وارد شوند. قرار شد به مدت بيست دقيقه، آقا اين بحث را تمام كند و بعد با آن بزرگوران سخن بگويد. در اين مدت آن دو بزرگوار مبهوت استدلالات ايشان شدند و بعد چندين مرتبه تقدير كردند.
آنموقع، برای ايشــان هديه میآوردند و آقا نمیپذيرفتند. يکبار به ايشان گفتم با اين نپذيرفتنها باعث میشويد كه ما هم به خاطر شما بسوزيم.
در قبل از تبعيد اينگونه بودند، الان هم همين گونهاند. ايشان از سهم امام، خمس و … استفاده نمی كنند. تمام مايملک اين مرد يک خانه گلی در مشهد بود و بعد آن را فروخت و با كمیقرض خانهای در خيابان ايران خريد. پاسداراني كه خانه ندارند، براي مدتي در آن زندگي ميكنند.
يکبار به ايشان گفتم نرفتهايد ديدن خانواده شهدا؟ ايشان گفتند: “چند وقت پيش ديدن يکی از خانوادههای شهدا در شهرری رفتم. پدر شهيد بعد از خوشآمدگويی به من گفت: خواهشی دارم كه نبايد نه بگوييد. گفتم: هر كاری از دســتم برآيد انجام میدهم. گفت: من دو پســر دارم كه آنها خانه ندارند، كاری كنيد كه آنها صاحب خانه شوند.
گفتم: من چهار تا پســر دارم، هر چهارتای آنها در خانهای اجارهای زندگی می كنند. بعد كه از خانهشــان بيرون آمدم، گفتم پرسوجو كنند كه آيا میتوانند كرايه و اجاره بدهند، كه به من خبر دادند آنها سوپرماركت دارند و میتوانند اجاره دهند. “
تمام چيزهايی كه به مقام معظم رهبری هديه دادهاند، ايشان به موزه حضرت رضا(ع)تقديم كردهاند. هيچ چيزی برای خودشان نگهنمیدارند. چندی قبل به همراه يکی از فرزندان آقا به مراسمیدر كيش دعوت شديم. در برگشت چند دست سرويس كامل ظروف به ما هديه دادند. بعد از چند روز وقتی به ديدن آقا رفتم ايشان در مورد هديه گفتند: “نه به درد ما میخورد نه به درد مهمانهای ما ” و بعد قرار شد آن را بفروشند و پولش را به فقيران بدهند.
يکبار در مراسمیچند خانواده، به محضر رهبری آمده بودند و با ايشان ديدار داشتند و ما هم حضور داشتيم. حاج ناصر، چايی برای مهمانان آورد. به من كه رسيد، گفتم قند برايم ضرر دارد، اگر امکان دارد خرما بياور. او در نعلبکی خرما گذاشت و برايم آورد. وقتی خرما را به پسر آقا تعارف كردم، پسر حضرت آقا گفتند: من خرما نمیخورم؛ خرما برای مهمان آقا است. معلوم نيست جايز باشد من هم از آنها بخورم.
يکبار خانم آقا به كربلا رفته بود، دختران من وقتی به حضور ايشــان رســيدند، خانم آقا گفته بود: من از سيزده سالگی خرج سفر كربلا را كنار گذاشتم تا اينکه حالا توانستم يکبار كربلا بروم.
آقای رفيقدوســت در كنار مصلی يک عمارتی بهعنوان مقر رهبری ساخت، آقا از آنجا بازديد كردند، ولی نرفتند.
يکی از آنها به من گفت: به آقا بگو هوای آنجا بهتره و چند دليل ديگر. وقتی من به حضرت آقا گفتم، آقا فرمود: من يازده سال است اينجا هستم و در اي ً ن مدت اصلا احساس هوای بد نکردم، من با بقية مردم هيچ تفاوتی ندارم. من هم مثل بقيه.
حجت الاسلام مروی
ما قبل از انقلاب به منزل ايشان رفت و آمد داشتيم، منزل آقا پاتوق بسياری از طلاب و دانشجويان بود و ما هم زياد آنجا میرفتيم، من میتوانم شهادت بدهم منزل ايشان هيچ تفاوتی با قبل از انقلاب نکرده است. خود آقا تعريف می كردند كه خانوادة ما يکوقت رفته بودند منزل برخی از مسئولين ديده بودند دور تا دور اتاق پشتی قاليچهای گذاشتهاند و بعد می ً فرمودند واقعا چه لزومیدارد كه خانه پشتی قاليچهای داشته باشد، آيا نمی شود با پشتی معمولی زندگی كرد.
سيزده يا چهارده سال قبل يکی از مسئولين كه میخواست آپارتمانی به قيمت 20ميليون تومان در تهران بخرد و نامهای به من داد كه به دســت رهبری برســانم، نامه را كه به آقا دادم نگاهی ك ً ردند و گفتند واقعا نمی شود اين خانه را ارزان ً تر بخرد، اصلا چه لزومیدارد منزل بيست ميليون تومانی بگيرد، بعد به من گفتند “میترسم در حکومت و جامعه ما طبقه جديدی از مرفهين ايجاد شود كه به بيتالمال هم دستاندازی كنند.“ خود آقا میگفتند ما در كل خانه تنها يک فرش دستباف داريم كه جهيزية همسرم بوده كه نگه داشتهايم و بقية خانه موكت است.
قبلتر دفتر كار رهبری بالا بود و منزلشان طبقة پايين، ايشان تعريف می كردند “گاهی من ظهرها پايين میرفتم تا يک يا دو ساعتی پيش خانواده باشم و كار را هم انجام دهم. به خاطر كمردردی كه دارم گفتم يک مبل دو نفره خريدند و آن را بردند منزل. شب كه رفتم خانه ديدم خانواده مبل را دم در گذاشتهاند. گفتم برای چی اين را گذاشتيد دم در. خانمم گفت كه آقا زندگی ما تا حالا طلبگی بوده، اين هم به زندگی ما نمیخورد.
توضيح دادم كه اين مبل برای كار است كه وقتی خانه هستم بتوانم هم كنار شما باشم هم بتوانم به كارها برسم كه با كلی اصرار خانواده پذيرفتند، ولی گفتند فقط همين يکی را تحمل میكنيم نه بيشتر “. خانواده ما تعريف می كردند در مهمانی هايی كه گاهی خانواده آقا هم حضور دارند خانواده رهبری سادهترين لباسها را به تن دارند و سادهترين لباس را همسر آقا میپوشند، خود حضرت آقا هم همواره سادهترين لباسها را به تن می كنند و سعی می كنند لباسها با كمترين قيمت تهيه شود.
آيت الله خامنه ای به برخی مســئولين تأكيد می كردند كه هدايايی كه از خارجیها میگيريد و گرانقيمت است مال بيتالمال است نه مال خودتان؛ برای مثال به يکی از معاونين وزرا يک بنز گران قيمت هديه داده شــده بود كه آقا گفته بود اينها در برابر هدايايی اســت كه از بيتالمال میبريد، پس مال بيتالمال اســت، هدايايی را هم كه به خودشان داده می شود يا به آستان قدس می دهند يا پخش می كنند.
يکبار يکی از سران عرب چهار يا پنج عبای گرانقيمت به آقا داده بود و آقا عباها را به من دادند و گفتند اين را ببر قم بفروش از پولش چهارده و يا پانزده عبا بخر بده به طلاب.
چند ســال قبل شب عيد فطر دفتر بوديم برای استهلال و كارهای آن، نماز را به امامت ايشان خوانديم. بعد از نماز گفتند افطار را برويم منزل ما و ما تعارف كرديم كه نه، اگرچه تمايل داشتيم كه برويم. ايشان اصرار كردند كه نه، بياييد منزل ما. ما هم رفتيم، سر سفره چای بود و نان و پنير و ظرفی حلوا، ما با اين غذاها خودمان را سير نکرديم كه برای غذای اصلی جا داشته باشيم، به اشاره از خادم آقا كه پيرمردی است پرسيديم خبری هست، گفت: نه، همين غذاست.
وقتی آقا رفتند اين خادم گفت خانواده آقا رفتهاند مشهد و برای خانه يک ظرف بزرگ حلوا درست كردهاند. افطار همين را هر شب می خوريم، دربارة سحری پرسيديم، گفت “هر شب من يک آبگوشتی برای سحر بار میگذارم و سحر با آقا می خوريم. “
مسئول حوزه هنری سازمان تبليغات، يکبار تعريف میكرد حدود بيست تا سی جلد كتاب از مجموعههايی را كه جديد منتشر شده برای آقا فرستاده است و ايشان بعد از چند ماه كتابها را در حالیكه برای همة آنها حاشيه نوشته بودند، پس فرستادند.
===درسی برای خواص، الگويی برای جوانان===
ماجراي ازدواج فرزند حضرت آقا غلامعلي حداد عادل
در سال 77يک خانمیزنگ زده بود منزل ما كه میخواهيم برای خواستگاری بياييم منزل شما. خانم ما گفته بود كه بچه ما فعلا سال چهارم دبيرستانه و میخواهد كنکور بده. اون خانم گفته بود كه حالا نمیشه ما بياييم دختر را ببينيم. خانم ما گفته بودند نمیشه. خانم ما گفته بود اصلا شما خودتان را معرفی كنيد من نمیدونم چه كسی میخواهد بيايد. اون خانم گفته بود من خانم مقام رهبری هستم...
خانم ما از هولش دوباره سلام و عليک كرده بود و گفته بود ما تا حالا هر كسی آمده بود رد كرديم، صبر كنيد با آقای دكتر صحبت میكنم بعد شما را خبر میكنم. بعدا تماس گرفتند كه ما حرفی نداريم شايد اينها آمدند نپسنديدند و برای اينکه دختر هوايی نشود بهتر است هماهنگی كنيم بيايند در دبيرستان بچه را ببينند بچه هم متوجه نشــود چه كســی آمده او را ببيند و قرار گذاشــتيم در دفتر دبيرستان كه خانم من هم مدير دبيرستان هدايت هم بود، ساعتی را خانم هماهنگ كرد و خانم آقا تشريف آوردند و در دفتر نشسته بود و گفته بود كه من با دخترم صحبت میكنم وقتی كه صدايش كردند بعد شما او را ببينيد، او را ديدند دختر هم رفت ســر كلاس، خانم آقا هم رفتند. چند روز گذشــت كه من برای كاری خدمت آقا رفتم و گفتند خانم استخاره كردند خوب نيامده و بعدا گفتم كه خدا را شکر كه دختر ما نفهميد كه به روحيه اش لطمه بخورد.
يک سال از اين قضيه گذشت و دوباره خانواده آقا زنگ زدند كه دوباره میخواهيم بياييم. خانم ما گفته بود خانم چی شده دوباره میخواهيد بياييد. آقا گفته بود كه خانم ما به استخاره خيلی اعتقاد دارد و خوب نيامده خانم آقا گفته بود چون دخترتان دختر خوبی است و نمیتوانستيم بگذريم و دختر محجبه و فرهيخته و خوبی است دوباره استخاره كردم و خوب آمد، اگر اجازه بدهيد بياييم. در آن موقع دخترمان ديپلم گرفته بود و كنکور شــركت كرده بود. آمدند و وقتی مقدمات كار فراهم شــد، قرار گذاشتيم پسر آقا و مادرش بيايند منزل ما و با يک قواره پارچه به عنوان هديه كه عروس را ببينند و گفت وگو كنند، آمدند و نشستند صحبت كردند و وقتی آقا مجتبی رفتند از دخترم پرسيدم نظرتان چيست؟
ايشــان موافــق بودند به او گفتم خوب فکرهايت را بکن بعد از چنــد روز رفتم پيش آقا، آقا فرمودند داريم خويش و قوم میشويم، گفتم چطور! گفتند اينها آمدند و پسنديدند و در گفتوگو به نتيجه رسيدهاند، گفتند نظر شما چيست؟ گفتم آقا اختيار ما دست شماست آقا گفتند نه بالاخره شما دكتر و استاد دانشگاهيد و خانمتان هم همينطور وضع زندگی شما وضع مناسبی است ولی ما اينجور نيست.
و اگر بخواهم تمام زندگيم را بار كنم غير از كتابهايم، يک وانت بار می شود، اينجا هم دو تا اتاق اندرون داريم و يک اتاق بيرونی كه آقايان و مسوولين میآيند و با من ديدار می كنند من پول ندارم كه خانه بخرم يــک خانه اجــاره كردهايم كه يک طبقه را مصطفی و يک طبقه را مجتبی زندگی میكند، شــما با دخترت صحبت كن كه خيال نکند میخواهد عروس رهبر شود يک چيزهايی در ذهنش نباشد. ما يک زندگی اين جوری داريم شما اين جوری زندگی نکردهايد، نسبتا زندگی خوبی داريد خونه داريد، زندگی داريد حالا بخواهد وارد يک زندگی اين جوری شود مشکله. مجتبی معمم هم نيست میخواهد روحانی شود برود قم درس بخواند زندگی بکند همه را بگو تا بداند. من آمدم با دخترم صحبت كردم و ايشــان هم قبول كرد. برگشــتيم و وارد مراحل بعدی شديم آقا يک خانهای قبل از رياست جمهوریشان داشتند توی جنوب تهران ايشان آن را اجاره دادهاند و خرج زندگیشان را از آن در میآورند. ايشان حقوق بابت رهبری نمیگيرند و از وجوهات هم استفاده نمی كنند.
خلاصه برای مراسم عقد، مهريه و اينها گفتيم كجا برگزار كنيم آقا فرمودند اولا سر مهريه و هر چی اختيار دختر شما باشد همان را مهريه دختر بذارين ولی من چون برای مردم خطبه عقد میخوانم و اين سنت من بوده كه بيش از 14ســکه عقد نمیخوانم تا حالا هم نخواندم اگه بخواهيد میتوانيد بيشــتر از 14سکه هم بذارين ولی من عقد را نمیتونم بخونم چون تا حالا برای مردم نخوندم برای عروسم هم نمیخونم بريد يک آقای ديگر عقد را بخواند اشکالی هم ندارد از نظر من اشکالی نداره. ما گفتيم نه آقا اين كه نمیشه ولی باشه حالا من صحبت میكنم با مادرش فکر نمیكنم مخالفتی داشته باشد. گفتند میتونيد مراسم عقد را در تالار بگيريد ولی من نمیتونم شركت كنم گفتم آقا هر جور شما صلاح میدانيد. فرمودند میخواهيد اين دو تا و يک اتاق بيرونی را با هم حساب كنيد چند نفر زن و مرد میشوند نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما دعوت میكنيم ما نگاه كرديم كلا اينجا 150الی 200نفر بيشتر جا نمیگيرد ما حتی قوم و خويشهای درجه اولمان را نمیتوانســتيم دعوت كنيم گفتيم باشــد خلاصه تعدادی از اقوام نزديک را دعوت كرديم و آقا هم همين طور از غير فاميل نيز آقا، آقای خاتمیرييس جمهور و آقای هاشمیو آقای ناطق نوری و روسای سه قوه و دكتر حبيبی را دعوت فرمودند يک رقم غذا نيز درست كرديم.
قبل از اين قضيه صحبت بازار مطرح شد پسر آقا گفت كه نه من انگشتر میخواهم نه ساعت میخواهم نه چيز ديگری، من هم گفتم حداقل يک حلقه كه میگيرد. آقا گفتند چه كار كنم مجتبی گفت كه نمیخواهم. بعد آقا يک انگشتر عقيق داشت گفتند اين انگشتر را يکی برای من هديه آورده اگر دخترتون قبول میكند من اين رو هديه میدهم به اون. اون به عنوان حلقه هديه بده به مجتبی گفتيم باشد خلاصه آقا رفت انگشتر را آورد و گرفتيم و رفتيم و به دست مجتبی هم گشاد بود داديم يک انگشترسازی و 600تومان هم داديم تا انگشتر را كوچکش كند خلاصه خرج حلقه دامادمان شد 600تومان اين شد حلقه داماد. به آقا گفتم تو همه اين مسائل احتياط كرديم ديگر لباس عروس را بسپار به دست ما آقا فرمودند ديگر آنرا طبق متعارف حساب كنيم ما داشتيم تو همان ايام عروسی میگرفتيم و يک لباس عروس داشتيم كه برای عروسمان سفارش داده بوديم بدوزند خلاصه قبل از آنکه عروسمان استفاده كند همان شب دخترمان استفاده كرد آقا گفتند من يک فرش ماشينی میدهم شما هم يک فرش و مراسم برگزار شد.
برای عروسی هم دو تا پيکان از ما بود و دو تا پيکان هم از اقوام آقا مراسم در خانه ما طول كشيد. تا آمدند عروس را ببرند خانواده آقا هم آمده بودند. فقط آقا نتوانســته بودند بيايند. مراســم تا حدود ساعت يک طول كشيده بود تا اينکه ما عروس را آورديم خانه ديديم آقا همينطور بيدار نشستهاند منتظرند كه عروس را بياورند گفتند من اخلاقا وظيفه خود میدانم برای اولين بار كه عروسمان قدم میذاره تو خونه ما تو فاميل ما من هم بدرقهاش كنم هم به اصطلاح خوش آمد بگم. ما تعجب كرده بوديم فکر نمیكرديم آقا تا اون موقع شــب بيدار باشند به خاطر اينکه عروسش را میخواهند بياورند. خانواده آقا چون اون شب سرشون شلوغ بود غذا هم به آقا نداده بودند. آقا گفتند كه آقای دكتر امشب شام هم نداشتيم من يکی از اين پاسدارها را صدا كردم گفتم شما خوردنی چيزی نداريد يکی از پاسدارها گفت غير از يک كمینون چيز ديگه نداريم آقا فرموده بودند بياور حالا يک چيزی می خوريم بعد هم كه دختر وارد شد آقا نشستند و چند دقيقه ای برايشان در مورد تفاهم در زندگی و شرايط و اهميت زندگی زناشويی صحبت كردند و تا پای در خونه عروس را بدرقه كردند، خوش آمد گفتند بعد برگشــتيم حالا رعايت اداب حتی تا چنين جايگاهی، اينها از بركت انقلاب اسلامیاز بركت خون شــهدا اســت. ايشان دستور دادند حتی از ريزترين وسايل دفتر چون مال بيت المال است استفاده نشود. حتی وقتی مشکل وسيله نقليه هم پيش آمد اجازه ندادند از وسايل دفتر استفاده شود.
دوست تنهایی رهبر
اولين نکته اين اســت كه قلمرو علايق مطالعاتی ايشان خيلی رسمیو منطبق بر حوزه مطالعات متعارف روحانيون نيست.
آقای خامنه ای غير از فقه و اصول و معارف اسلامیكه در سنت تحصيلی ايشان، رسمیو درسی بوده و جزء مطالعات تحقيقی و پژوهشی ايشان به حساب میآيد، ازابتدای زندگی ميدان وسيعی را برای مطالعه پيش چشم داشته اند؛ همين قلمروهای مطالعاتی هم پيکره اصلی كتابخانه شخصی ايشان را شکل می دهند.
اين قلمرو مطالعاتی اولا شامل ادبيات می شود كه بخشی از مطالعات ايشان را شکل میدهد. خصوصا شعر كه ايشان برای آن اهميت زيادی قائل هستند و در درک لطايف و ظرائف شعری هم استاد هستند؛ نقد شعر میدانند و از جوانی در مشهد در حلقههای شعر خوانی و نقد شركت می كردند. حوزه ديگر مطالعات ايشان ادبيات داستانی ايرانی و خارجی است، اعم از داستان بلند يا داستان كوتاه. شايد بی سابقه و بی نظير باشد كه يک مجتهد و مرجع و فقيه از چهل پنجاه سال پيش رمانهای بزرگی مثل «دن آرام »شوخولف با ترجمه به آزين و يا آثار رومن رولان مانند «جان شيفته» را خوانده باشد و نسبت به آنها ارزيابی دقيقی داشته باشد.
قلمرو ديگر مطالعاتی ايشــان آثار روشنفکری دوران معاصراست؛ با همه آن طيف وسيعی كه روشنفکری دارد. از آن هايی كه نسبت به دين و مذهب و انقلاب نظر منفی دارند تا آن هايی كه نزديک و طرفدار اين مسايل هستند.
حوزهی ديگر مطالعاتی ايشان، تاريخ است؛ مخصوصا تاريخ ايران. چون علاقه بارزی به مطالعه تاريخ و سرگذشت اشخاص و اقوام و برداشت و بهره بردای خاص و مناسب از آن دارند. آقای خامنه ای شناخت قابل توجهی از رجال و افراد موثر در تحولات معاصر – دوران قاجار و بعد از آن تا به امروز دارند.
از ديگر حوزههای مطالعاتی رهبر انقلاب، تاريخ شفاهی به خصوص آثار بر آمده از انقلاب اسلامیاست؛ اعم از كتب مربوط به انقلاب و دفاع مقدس و. .. اشاره كنم. فارغ از مطالعه كتابهای به روز سياسی، ايشان توجه خاصی به آثار و كتب علمیو اسلامی، مطالعات مرتبط با سيره وفلسفه دارند و مجلات گوناگون علمی، فرهنگی و پژوهشی در حوزههای مختلف را هم با علاقه و جديت می خوانند.1
توسعه بخش عرصه ی هنر
ناصــر فيض، شــاعر طنز پردازی كــه اكثر ماههای رمضان در جمع شــاعران كشــور در محضر مقام معظم رهبری حضور میيابد و بارها گل لبخند را بر لبان ايشان نشــانده اســت، میگويد: اگر به هر دليلی نتوانم در اين محفل ادبی حاضر شــوم، احســاس زيان میكنم؛ زيرا ايشــان از كســانی هســتند كه مقام هنــر را به خوبی میشناسند. در كشور ما، با توجه به معظم له، طنز در ادبيات مانگار شــد و مسئولين با تلخی هايی كه طنز بر آنها تحميل میكند، كنار امدند. توجه رهبری به طنز، اين هنر را توسعه بخشيده و باعث شده كه در بخشهای اجتماع، تحمل و مدارا و مهربانی كه از اين سبک ادبی حاصل میگردد بهتر و بيشتر توسعه يابد. 2
- -1غلامعلی حداد عادل - -2ماهنامه فرهنگ و ادبیات مقاومت، ضمیمه شماره ،61ص155
قربان جملات آهنگينت بروم
علاوه بر اين ادبيات روی خطاب و سخن ايشان اثر گذاشته؛ مقايسه كنيد سخنان رهبر را با سخنان ديگران. علی الخصوص اگر دقت كنيد روی جملات آهنگين ايشان كه بسيار اديبانه است.وقتی انسان با سبک ادبی صحبت كند، در اعماق شعور انسانها نفوذ میكند و تاثير میگذارد. يادم میآيد من از ايشان شنيدم كه میفرمودند: من يک روز سخنرانی میكردم، مرحوم باهنر همين طور به من نگاه میكرد ! وقتی كه يک خورده من مکث كردم، گفت: « قربان جملات آهنگينت بروم». هر كسی كه ذوق ادبی داشته باشد، واقعا احســاس میكند كه ايشــان فارغ التحصيل يک مدرســه ادبی فوق العاده است. ايشان كتابهای بلاغت را هم خوب خوانده، و از شاگردان اديب دوم بوده است.
ايشان به ادبيات فارسی اكتفا نکرد بلکه به ادبيات عرب هم پرداخت. روزی محمدمهدی جواهری آمدخدمت آقا. اين شاعر بزرگ عرب كه تقريبا 94سال عمر داشت؛ وقتی كه فهميد آقا اين همه مطالعات دارند و ديوان و خاطرات جواهری را كامل و دقيق خواندهاند، مــات و مبهوت مانــد و فرياد زد: دوران حکومت صاحب بن عبــاد و ابن عميد به ايران برگشته است. ميدانيد كه اين دو، وزير و حاكم فوق العادهای بودند كه تبحر ادبی عجيبی داشتند.1
-1نقل از استاد محمد آذرشب
===سروده های امام خامنه ای حفظه الله===
سرخوش زسبـوی
سرخوش زسـبـوی غم پنهــانی خويشم
چون زلف تو سـرگرم پريشـانی خويشـم
در بـزم وصال تـو نگـويـم زكـم و بيـش
چون آينـه خو كـرده به حيرانی خويشـم
لـب بــاز نكـردم به خروشــی و فغـانی
مـن محـرم راز دل طـوفــانـی خويشـم
يک چند پشـيمان شـدم از رندی و مستی
عمری اسـت پشيمان زپشـيمانی خويشم
از شـوق شـكرخند لبـش جان نسپـردم
شـرمنـده جانـان ز گران جانـی خويشـم
بشكسـته تر ازخويش نديـدم به همه عمر
افسـرده دل از خويشـم و زندانی خويشم
هـر چند « امين »، بسـتهی دنيا نيـم اما
دلـبـستـه ی يـاران خــراسـانـی خويشم
انتظار
دلـم قـرار نمـی گيـرد از فغـان بـی تـو
سـپند وار زكـف دادهام عنـان بـی تـو
ز تلـخ كامـی دوران نشـد دلـم فـارغ
زجـام عشـق لبـی تـر نكـرد، جان بـی تو
چـو آسـمان مـه آلـودهام ز تنـگ دلـی
پـر اسـت سـينهام از انـدوه گـران بـی تو
نسـيم صبـح نمـی آورد ترانـه شـوق
سـر بهـار ندارنـد بلبـلان بـی تـو
لـب از حكایـت شـب هـای تـار مـی بندم
اگـر امان دهدم چشـم خون فشـان بی تو
چو شـ ُ مع كشـته ندارم شـراره ای به زبان
نمـی زنـد سـخنم آتشـی بـه جان بـی تو
ز بـی دلـی و خموشـی چو نقـش تصویرم
نمـی گشـایدم از بـی خـودی زبـان بی تو
عقيـق سـرد بـه زیـر زبـان تشـنه نهـم
چـو یادم آیـد از آن شـكرین دهـان بی تو
گـزارش غـم دل را مگـر كنم چـون « امين »
جـدا از خلـق بـه محـراب جمكـران بی تو
مناجات ناشنوايان
مـا خيـل بندگانيـم مـا را تـو میشناسـی هـر چنـد بیزبانيم، ما را تو میشناسـی
ویرانهایـم و در دل، گنجـی ز راز داریـم با آنكه بینشـانيم، ما را تو میشناسـی
با هر كسـی نگویيم راز خموشـی خویش بيگانـه با كسـانيم، ما را تو میشناسـی
آئينهایم و هر چند لب بسـتهایم از خلق بـس رازها كه دانيم ما را تو میشناسـی
از قيل و قال بسـتند، گوش و زبان ما را فـارغ از ایـن و آنيم ما را تو میشناسـی
از ظن خویش هر كس، از ما فسانهها گفت چـون نای بیزبانيم ما را تو میشناسـی
در مـا صفـای طفلـی، نفسـرد از هياهـو گلـزار بیخزانيـم مـا را تو میشناسـی
آئينـهسـان برابـر گویيـم هـر چـه گویيـم یكرو و یـک زبانيم ما را تو میشناسـی
خـط نگـه نویسـد حـال درون مـا را در چشـم خود نهانيم ما را تو میشناسی
لب بسته چون حكيمان، سرخوش چو كودكانيم هـم پير و هم جوانيم ما را تو میشناسـی
با درد و صاف گيتی، گه سرخوش است گه غم ُ ما درد غم كشـانيم ما را تو میشناسـی
از وادی خموشـی راهی به نيكروزیسـت مـا روز بـه، از آنيم ما را تو میشناسـی
كس راز غير از ما نشـنيد بس «امينيم» بهـر كسـان امانيم ما را تو میشناسـی
مهر افزون
از ســـر جـان بهـر پيـــــــوند كســـان بر خـــاسـتم
چــون الــف در وصــــــل دلهــا از ميـــان بر خـاسـتم
واژگــــون هــر چنـد جــــــام روزیـم چــون لاله بـود
از كنـــار خـــــوان قسـمت شــادمــان بر خــــاسـتم
بــزم هسـتــی را غــرض مهـــر فـــروزان تــو بــود
هـم چـو شـبنم، چهـره چـون كـردی عيـان بـر خاسـتم
از لگـــــدكـــوب حــوادث عمــر دیگـــر یـافتـــــــم
چـــون غبــــار از زیــر پــای كــاروان بــر خــاسـتـم
طـاقــت دم ســــردی دوران نــدارم هـم چـــــو گل
در بهـــار افكنـده رخـت و در خـــزان بــــــر خاسـتم
آزمــــودن عيـش و راحـت را بــه گنـــج دام تـــــــو
از ســــر جــولانگـه كــــون و مكـــان بــر خــاسـتم
صحبـت شـوریده حـــالان مــایـه شـوریدگی اسـت
بـا " اميــن " هـر گــه نشسـتم بـی امـان بـر خاسـتم
غمگساري ياران
زآه سـينه سـوزان ترانه می سـازم چونی زمایه جان این فسـانه میسـازم
به غمگساری یاران چو شمع میسوزم برای اشـک دمـادم، بهانـه میسـازم
پر نسـيم به خوناب اشـک میشـویم پيامـی از دل خونيـن روانـه میسـازم
نمیكنم دل ازین عرصه شـقایق فام كنـار لالـه رخـان آشـيانه میسـازم
در آستان به خون خفتگان وادی عشق بـرون ز عالم اسـباب، خانه میسـازم
چو شمع بر سر هر كشته میگذارم جان ز یـک شـراره هـزاران زبانه میسـازم
ز پارههای دل من شلمچه رنگين است سـخن چو بلبل از آن آشـيانه میسازم
سر و تن و دل و جان را به خاكمیفكنم برای تيـر تو چندین نشـانه میسـازم
كشم به لجه شوریدگی بساط " امين " كنون كه رخت سفر چون كرانه میسازم
خورشيد من بر آي
دل را ز بی خودی سر از خود رميدن است جـان را هـوای از قفس تن پریدن اسـت
از بيم مرگ نيست كه سر دادهام فغان بانگ جرس به شوق به منزل رسيدن است
دستم نمیرسد كه دل از سينه بركنم بـاری علاج شـوق گریبان دریدن اسـت
شامم سيه تر است زگيسوی سركشت خورشـيد من برآی كه وقت دميدن است
بـوی تـو ای خلاصـه گلـزار زندگـی مـرغ نگـه در آرزوی پركشـيدن اسـت.
بگرفـت آب و رنگ زفيض حضـور تـو هر گل در این چمن كه سزاوار دیدن است
بـا اهـل درد شـرح غـم خـود نمیكنـم تقدیـر غصـه دل مـن ناشـنيدن اسـت
آن را كه لب به دام هرس گشت آشنا روزی « امين » سزا لب حسرت گزیدن است.
به ياد رفيقان
حرفی بگوی و از لب خود کام ده مرا
ساقی ! ز پا فتاده شدم، جام ده مرا
يا فرسوده، دل ز مشغله جسم و جان، ب بستان زخود ، فراغت ايام ده مرا رزق مرا ، حواله به نامحرم مکن از دست خويش ، باده گلفام ده مرا بوی گلی ، مشام مرا تازه می کند ای گلعذار ! بوسه به پيغام ده مرا عمرم رفت و حسرت مستی زدل نرفت عمری دگر ز معجزه جام ده مرا ای عشق ! شعله بر دل پُر آرزو بزن چندی رهايی از هوس فام ده مرا جانم بگير و جام میاز دست من مگير ای مدعی هر آنچه دهی، نام ده مرا مرغ دلم به ياد رفيقان به خون تپيد يا رب ! اميد رستن از اين دام ده مرا بشکفت غنچه ی دلم ای باد نو بهار خندان دلی بسان (امين) وام ده مرا
نهضــت خدامحورانه مردم ايران، به رهبری امام خمينی(ره)، همچون همه نهضتهای بزرگ توحيدی و انقلابهای بزرگ تاريخ، از خط نفوذ و ريزش در امان نماند.
با نگاهی به تاريخ پر فرازونشيب اين نهضت، به خوبی میتوان به وجود يک جريان نفوذی در بدنه آن پی برد. اين جريان كه هنوز بهدرستی كالبدشکافی نشده است و متأسفانه عناصر آن از بدنه نظام خارج نشدهاند، جريانی است كه در هر مقطع به گونهای چهره پنهان خود را آشکار ساخت و در همراهی با نظام، همچون قندخونی در پيکره نظام جلوهگر شد كه هرگونه بيماری آن را تشديد كرد و مانع مداوا و ثمرهبخشی برای برخورد با ويروسهای مهاجم به نهضت شد. اين جريان در رويدادها، موضوعگيریهايی شناور داشت كه همواره به يکسو غش میكرد و میكند. در طی بيش از چهار دهه از آغاز نهضت در ســال ،42چه در دوران مبارزه، چه در دوران تأســيس نظام و چه در دوران تثبيت آن، هرگاه نهضت و يا نظام با چالشی روبرو شده است، ردپای اين جريان، با افراد خاص ديده می شود كه همواره در تقابل با باورها و شعارهای رهبران انقلاب قرار داشته است.
مدیریت مقتدرانه مدیریت مظلومانه
نگاهی به مديريت بحران هشت ماهه دفاع مردمی در برابرفتنه88
حضرت آيت الله خامنه ای(دامتبركاته) در دوران مبارزه (سخنرانیها، زندان، تبعيد) در كنار دوســتان نزديکش چون شهيد بهشتی، شهيد مطهری، و شهيد مفتح و ساير فضلای جوان انقلابی حركت زيکزاكی اين جريان و افراد منتسب به آن را از نزديک حس كرده بود. در دوران تأسيس و تثبيت انقلاب، بهويژه در زمانی كه رياست جمهوری اسلامیرا بر عهده داشت، شيوهها و شگردهای اين جريــان را شــناخته بــود و به دقت حركت آنهــا را رصد میكــرد و از معدود اســتوانههای نظام و نهضت به شــمار میرفت كه مورد هجمه همهجانبه اين جريان قرار گرفت.
ايشان به خوبی میدانست كه اين جريان در انتظار پايان عمر زمينی امام است و امام راحل(ره) نيز به خوبی به اين نکته پی برده بود كه تنها كسی كه میتواند آرمانهای اسلام و انقلاب و مطالبات واقعی مردم را به سرمنزلگه مقصود برساند، شخص آيت الله خامنهاي است. انتصاب آيت الله خامنهاي از سوی امام راحل(ره) و مجلس خبرگان و پشتيبانی بینظير مردم، همه معادلات اين جريان را درهم ريخت. آنچه بيشازپيش اين جريان را نگران و نااميد كرد، كلام مقام معظم رهبری پس از رحلت امام بود: "راه ما راه امام اسـت "، "امام يک حقيقت هميشه زنده است. "، "اين انقلاب، بینام امام خمينی، در هيچ جای دنيا شناخته شده نيست. " اين جريان را به تکاپو انداخت تا اينبار با نام امام به جنگ امام و آرمانهای امام بيايند.
- آنچه در هشتماه دفاع مقدس در برابر نبرد نرم دشمن رخ داد ( 88/03/22تا ،)88/11/22چهره بینقاب
جريانی بود كه به نقطه پايانی خود رســيده بود و بر آن شــد تا با حاكميت غوغاســالاری و بهرهگيری از همه امکانــات گروههای مخالف نظــام در داخل و خارج به مقصد و مقصود خود، كه همانا منســوخ اعلام كردن آرمانهای امام و انقلاب بود برسند؛ مسئلهاي كه رهبری معظم انقلاب، يک سال پيش از فتنه به آن اشاره كرده بود و جريانی را با شاخصههايی تعريف كرده بودند كه در صدد تغيير جوهره انقلاب و منطق امام است. رهبری انقلاب در دوم شهريورماه ،78پس از بيان جرأت تحولآفرينی دولت نهم فرمودند: "بهطور خلاصه گفتمان عمومیدولت اينهاست: زنده كردن و بازسازی برخی خصوصيات جوهره انقلاب و منطق امام، و مقابله با كسانی كه میخواستند اين ارزشها و اين مفاهيم اساسی را منسوخ كنند يا از بين ببرند، يا ادعا می كردند كه منســوخ شــده و از بين رفته، اين چيز با ارزشی است، اين خصوصيت دوم و امتياز دومیاست كه در اين دولت است. "
مديريت سياسی، فرهنگی و اجتماعی دفاع هشتماهه جبهه رهبری و انقلاب در برابر فتنه سبز و جنگ نرم، همه ابرقدرتهای جهان و عوامل داخلی و خارجی آن در كوچه خيابانهای شمال تهران كه در بعضی از مواقع و مواضع به سمت جنگی نيمه سخت و جنگی سخت رفت، كمتر از مديريت هشتساله دفاع مقدس از سوی امام راحل و جبهه انقلاب در برابر همه ابرقدرتهای دنيا نبود. اگر به اين مسئله توجه كنيم كه جريان واگرا و منفعل در برابر دشمن در داخل و بدنه نظام به خوبی توانسته بود در طول بيستسال، جهتگيریهای خود را بسياری از عرصهها نهادينه كند، جهتگيریای كه رهبری معظم انقلاب دو سال پيش از آغاز فتنه در تاريخ 29خرداد 85به آنچنين اشاره كردند:
"از نعمتهای ديگر، جهتگيری و فضای دينی و معنوی است كه امروز بر كشور حاكم است، يادمان نرود كه كســانی بودند كه با هرگونه حركت دينی، با انواع و اقســام، مبارزه و معارضه می كردند و سعی می كردند علیرغم مسئولان بالای كشور و علیرغم رؤسای دولتها و علیرغم اعتقادات و ايمان مردم، يک فضای كاذب ضد دينی و فضای منفعل در مقابل فرهنگ غربی در كشور به وجود آورند، امروز مردم توانستهاند فکر، ايمان و معنويت خودشان را در فضای فرهنگی كشور حاكم كنند، اين نعمت بزرگی است. "
هشتسال دوران به نام "دوران سازندگی " كــه در آن مديريت فرهنگی كشــور به ســوی عاشورازدايی، حماسهزدايی، ترويج تفکرات غربی و اباحهگری ســوق داده بــود و كار را به آنجايی رسانده بود كه رهبری معظم انقلاب، از آن به "تهاجم فرهنگی "، "شبيخون فرهنگی " و در نهايت از واژه "قتلعام فرهنگی " ياد كرده بود، جريان امام و انقلاب را تضعيف و جريان غربگرا را تقويت كرده بود. در عرصه فرهنگ، فضای فتنه را پیريزی كرده بودند. فضايی كه رهبری انقلاب در دوم شهريور 1387 در ديدار با رئيس دولت نهم از آن چنين ياد كردند: "روند غربباوری و غربزدگی را كه متأسفانه داشت در بدنه مجموعههای دولتی نفوذ میكرد متوقف كرديد، اين چيز مهمیاست. حالا يک عدهاي در جامعه، ممکن است به هر دليلی شيفته يک تمدنی يا يک كشوری باشند؛ اما اين وقتی به بدنه مديران انقلاب و مجموعههای انقلاب نفوذ میكند، چيز خيلی خطرناكی می شود، اين ديده میشد. خب جلويش گرفته شد. با گرايشهای سکولاريستی، كه متأسفانه باز داشت در بدنه مجموعه مديران كشور نفوذ میكرد، جلويش گرفته شد.
نظام انقلابی بر مبنای دين و بر مبنای اسلام و بر مبنای قرآن شکل گرفته و به همين دليل از حمايت ميليونی اين ملت برخوردار شده و جانهايشان را كف دستشان گرفتهاند و جوانهايشان را به ميداانهای خطر فرستادهاند. آن وقت مسئولان يک چنين نظامیدم از مفاهيم سکولاريستی بزنند؟! يکی بر سر شاخ و بُن میبريد. يعنی خودشان بنشينند و بنا كنند، بُن اين مبنا و قاعده را كلنگ زدن! خيلی چيز خطرناكی بود. خب، الحمدلله اينها جلويش گرفته شد. "
هشتسال كه به نام "دوران توسعه سياسی " نام گرفت و در آن پستهای كليدی نظام به دست عناصر حتی گروهکی وابســته به بيگانگان افتاد و ضمن ادامه دادن سياســت فرهنگی مبتذلانه دولت قبل با شعار "تساهل و تسامح " مديريت سياسی كشور را هم تغيير داد.
اشــاره رهبری انقلاب پس از روی كارآمدن دولت نهــم در 21آبانماه 1385عمق فاجعه فتنهآفرينان را نمايان میسازد و آن، فاجعهای بسيار بالاتر از رفتوآمد محرمانه مسؤلين سياسی دول غربی كه از منظر مردم پنهان ماند و اگر شخص رهبری بر زبان نمیآوردند، شايد كسی متوجه آن نمیشد. و آن "بیخبر گذاشتن " رهبری انقلاب از اين رفتوآمدها از سوی مراكزی كه وظيفه شرعی، قانونی و انقلابی آنان اين اطلاعرسانی بود. رهبری انقلاب در اين خصوص میفرمايند:
"بحمدالله پايگاه سياســی كشــور و منزلت اجتماعی ملت ايران در جهان افزايش پيدا كرده است. قبلها، دشمنان ما خيال می كردند زمينه را فراهم كردهاند يا فراهم خواهند كرد و با يک حركت دست میتوانند كشور را از اين رو به آن رو كنند، آمريکايیها اين حرف را گفتهاند؛ چند ســال قبل از اين عدهاي از سياســيون آمريکايی به طور محرمانه و مخفيانه ـما مطلع نشديم، بعد كه برگشتند، مطلع شديمـ به ايران آمده بودند و با بعضی از محافل نامساعد نظام نشست و برخاست كرده بودند. وقتی رفتند گفتند: "در ايران كسانی هستند كه منتظر يک اشاره ما هستند، تا عليه نظام شليک كنند. "
با روی كارآمدن دولت نهم كه رهبری انقلاب از آن به بازگشــت به "گفتمان امام و انقلاب " ياد كردند، اين جريان كه همه تلاشهای شانزدهســاله خود را از دســت رفته میديد، برآن شد تا چهارسال تلاش خود را بر روی لايههای گوناگون جامعه و ترميم جايگاه خود متمركز كند؛ لايههايی كه هدف اين جريان بود، لايههايی بود كه متأسفانه به دليل حجم بسيار سنگين آتش تهيه دشمن بر روی دولت نهم و نيز مشی عملگرايانه دولت از چشم بسياری پنهان ماند.
اين جريان با رايزنی در دو عرصه داخلی و خارجی كار خود را آغاز كرد و با برپايی سفرها و ملاقاتهای پيدا و پنهان، چنين به غرب بباورانند كه در صورت عدم بازگشت "اصلاحطلبان " غرب با چالشی جدی در جهان روبهرو خواهد شد. اين جريان در داخل باب گفتوگو را با "خواص " آغاز كرد؛ آن هم خواصی كه بيشتر آنان ذائقهشان با چرب و شيرين دنيا تغيير كرده بود.
اين جريان با رايزنی افراد بهظاهر موجه و دادن اطلاعات غلط، حتی توانســت برخی از بزرگان را در فتنهای كه در راه بود به سوی سکوت وادارد. سکوتی كه در واقع بسيار سوزانندهتر از آتشی بود كه برخی در تهران برپا كرده بودند.
رهبری معظم انقلاب، يکســال قبل از شــعلهور شدن فتنه ســبز از كينه افرادی ياد كرد كه در كنار عدم
اطلاعات كافی به وضعيت ديروز، امروز و فردای در پيش روی انقلاب، از سوی عدهاي ديگر برای تضعيف
نظام و دولت دستبهدست هم داده بودند. رهبری انقلاب در دوم شهريروماه 1387پس از بيان جنگ احزاب
عليه دولت از داخل و خارج فرمودند:
"بعضی ً ها واقعا خبری ندارند، يعنی مغرض نيســتند. اطلاعاتشــان كم اســت و بر اثر بیاطلاعی چيزی میگويند، بعضیها غرضهای شــخصی و غرضهای ســطحی دارند، بعضیها غرضهاشان، غرضهای عمقی است، يعنی با نظام مسئله دارند. كينه امام در دلشان است و حرفهای امام را يا از اول قبول نداشتند و يا حالا قبول ندارند. آنهايی كه از آن حرفها رو برگرداندند و پشيمان شدهها و برگشتهها، اينها يک طيف وسيعی از انگيزههاست. "
گرچه حركت اين جريان به ظاهر نقد دولت بود، اما آنان اســاس نظام را نشــانه رفته بودند و برآن بودند تا همه مخالفان نظام را زير پرچم يک نفر گرد هم آورند.
انچه در 22خرداد 1388به دست فتنهگران و حمايت همهجانبه غرب و دنيای كفر كليد خورد و رهبری معظم انقلاب با مديريت پيامبرگونه خود اهداف شــوم آنان را نقش بر آب كرد، بحرانی بود كه اگر بگوييم مديريت چنين بحرانی در طول تاريخ همه نهضتهای توحيدی و انقلابهای بزرگ جهان با چنين پيچيدگی و گستردگی، كمنظير بوده است، سخنی مبالغهآميز بر زبان نياوردهايم.
اتفاقی كه طی هشتماه ( 88/03/22تا )88/11/22رخ داد و با به ميدان آمدن نيروهای مخلص و متکی بــه قدرت لايــزال خداوند و به رهبری، عالمیفرزانه كه در رويارويی آغازيــن با اين فتنه، جان خود را آماده فداكردن نمود، از نظر تنوع طيفی و گروهی، برخورداری فتنهگران از حمايت پايگاههای قدرتهای بيگانه و پوشش خبری رسانههای استکباری به قدری وسيع و قدرتمند جلوه میداد كه لرزه بر تن هر فرد سياستمدار حتی كاركشتهترين آنان میانداخت.
تأسيس شبکه فارسی زبان BBCدرست چندماه قبل از فتنه، آن هم در وضعيت بد مالی اين خبرگزاری، صبغه سياســی گرفتن بسياری از شــبکههای (ضد) فرهنگی و عدول از جايگاه تعريف شده برای آنان چون شبکه ،VOAآغاز پروازهای بسيار لندن به تهران، ورود هزاران اسلحه و صدها بمب توسط تروريستها از مرزهای شرقی و غربی، پوشيدن لباسهای يکدست سبز، از گوگــوش خواننده تا پونه قدوســی، گزارشــگر شــبکه بیبیســی، فرياد يا حســين(ع) تودهایها، جنبشــیها، خانوادههای اعدامیو ساواكیها! تعطيلی برنامههای جانبی سفارتخانههای خارجی در تهران بهويژه سفارت انگليس و در اولويــت قراردادن انتخابات تا به ميدان آمدن "خواص " كه هيچكس باور نمیكرد روزی همشعار طبالهها و رقاصهها شوند، نشان از پيچيدگی فتنهای داشت و تنها كســی كه توان مقابله با آن را داشــت كه در امتحانهای بسيار و در همه حادثههای بزرگ انقلاب و در دل همه آتشهای جريان و گروهها، سربلندانه به بيرون آمده بود، كسی كه جز رهبری انقلاب فرد ديگری نبود. اينكه كسانی كه طی سهدهه از انقلاب به پای صندوق آرا نيامده بودند و به يکباره تصميم به رأی دادن گرفتند؛ اينكه كسانی كه طی سهدهه از انقلاب هرگز جمهوری اسلامیرا به رسميت نشناختند، برای رأی مردم پشيزی قائل نبودند و هر نوع حکومتی را تا پيش از ظهور حکومت باطل میخواندند به يکباره مردمگرا! شدند و از حق مردم و انتخاب سخن گفتند؛
اينكه برخی بدترين شيوه را در برخورد با برادران اهل سنت تجويز می كردند، و هرگونه كلام وحدتآفرين و امنيتبخش امام و رهبری را حمل به گرايش به سنیگری میخواندند، و ولايیبودن آنها، گوش زمين و زمان را كر كرده بود، به يکباره همرأی ملکعبدالله و شيوخ تأمين كننده اسلحه و مهمات طالبان و القاعده شدند؛
اينكه برخی كه همه چيزشــان را مديون نگاه پدرانه و دلســوزانه رهبری انقلاب بودند و به يکباره نمکدان سر سفره رهبری را شکستند، و در جمع توهين كنندگان به مقام ولايت ايستادند؛ اينكه دنيا بسياری از دوستان رهبری را به صف دشمنان او سوق داده بود و دشمنانش برای آرمانه ای امام و انقلاب نعل تازه بر مركبهايش زده بودند."دوستانش بیوفا و دشمنانش پر جفا" همه و همه نشان از پيچيدگی ای داشت كه در طول تاريخ نظير آن كمتر ديده شده بود.
از يکسو رهبری انقلاب بايد در گام نخست، پيروان خود را قانع كند تا در برابر همه گستاخیها نسبت به او، دست به هيچ عملکرد قهرآميز نزنند، و از سوی ديگر عامه مردم را قانع كند كه چرا از جايگاه رهبری با دستور قانونی و دستگيری سران فتنه به فتنه پايان نمیدهد؟ اينكه رهبری انقلاب بايد در يکجا فضا را برای فريب خوردگان شفاف سازد تا در ميدان دشمن بازی نکنند و در جای ديگر دشمنان را در فضای مهآلود نشانه گيرد و پس از نشانه گرفتن آنها به پيروان در ركاب و مردم و فريبخوردگان نقاب از چهره دشمن مورد هدف قرار داده بگشايد و درست در چنين موقعيتی به گونهای سخن بگويد تا اقتدار نظام در نزد دشمنان و دوستان در خارج از كشور شکسته نشود، و همزمان نبض اقتصاد درست در مقطعی كه بحران مالی جهان را درنورديده بود در كالبد جامعه بتپد.
اينكه رهبری انقلاب بايد از مرزهای جغرافيايی، كه هر دشــمنی را در آن موقعيت به طمع میانداخت، حفاظت كند و ديپلماسی نظام را چنان توجيه و چنان سازماندهی كند كه بحران مشروعيت نظام زير سؤال نرود و راه را برای صدور قطعنامههای دشمنان در كمين انقلاب ببندد، همه و همه نشان از ظرافتهايی داشت كه تنها از عهده خلف صالح خمينی(ره) برمی آمد.
مديريت با درايت و عالمانه رهبری انقلاب، در طول هشــتماه فتنه ســبز كه از پشتوانه سی تا چهلسال جريان، آن هم در بدنه نظام برخوردار بود، به گونهای نام ايشان را در صف رهبران بزرگ و خردمند و خبير دنيا قرار داد و بار ديگر ثابت كرد كه آن ســفركرده دلها، يعنی امام راحل، چرا انگشــت نورانی خود را برای رهبری آينده انقلاب به سوی او نشانه رفته بود.
برخورد الهی، اخلاقی رهبری انقلاب با فريبخوردگان تا آنجا پيشرفت كه در روزهای افول فتنه لب به گلايه می گشایند و از كسانی ياد میكند كه خود در صدد جدا شدن از نظام هستند، نشان از بزرگی و كرامت رهبری و نظام با فتنه گران داشته و دارد.
اينكه در چنين غائلهای با چنين گســتردگی و چنين تلاشــی از سوی دشــمن برای مچگيری سياسی و اجتماعی و رسانهای كردن آن، نظام توانست با كمترين تلفات و كمترين بهانه دادن به دست دشمن بحران را مديريت كند، از نکاتی است كه متأسفانه برای جامعه ما هنوز شفاف نشده است و نيازمند كاری تحليلی و تطبيقی با بحرانهای مشابه، حتی در كشورهای منادی غرب است تا فرزانگی رهبری در مديريت بحران بر جهانيان آشکار گردد.
بنده زير بار بدعتهاي غير قانوني نخواهم رفت... ما اين راه را ادامه خواهيم داد، با قدرت هم ادامه خواهيم داد...
امام خامنه اي/ نماز جمعه تاريخي 29خرداد 88







