کتابخانه:اخلاص (1): تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح ارقام)
سطر ۳۲: سطر ۳۲:
  
 
==اخلاص==
 
==اخلاص==
 +
به تعبیر لطیف محقق طوسى «پارسى اخلاص، ویژه کردن باشد»  <ref>. کتاب: مراحل اخلاق در قرآن ص 253.</ref> ؛ یعنى، انسان قلبش را مخصوص حق کند تا احدى جز «مقلب القلوب» در حرم دل او راه نیابد و البته اگر انسان محب شود، صحنه نفس را براى محبوب، خالص مى‏کند؛ چون مى‏داند که محبوب با مبغوض، جمع نمى شود.<br/>
  
به تعبير لطيف محقق طوسى «پارسى اخلاص، ويژه كردن باشد»  <ref>. كتاب: مراحل اخلاق در قرآن ص 253.</ref> ؛ يعنى، انسان قلبش را مخصوص حق كند تا احدى جز «مقلب القلوب» در حرم دل او راه نيابد و البته اگر انسان محب شود، صحنه نفس را براى محبوب، خالص مى‏كند؛ چون مى‏داند كه محبوب با مبغوض، جمع نمى شود.
+
کسى که کارى را هم براى خدا وهم براى غیر خدا انجام دهد، خدا آن کار را نمى‏پذیرد؛ زیرا دین کما و کیفا مخصوص خداست. قرآن کریم در مورد کمیت مى‏ فرماید:<br/>
  
كسى كه كارى را هم براى خدا وهم براى غير خدا انجام دهد، خدا آن كار را نمى‏پذيرد؛ زيرا دين كما و كيفا مخصوص خداست. قرآن كريم در مورد كميت مى‏ فرمايد:
+
«و له الدین واصبا». <ref>. أوصاف الأشراف، ص 65.</ref>
  
«و له الدين واصبا».  <ref>. أوصاف الأشراف، ص 65.</ref>
+
«واصب» به معناى پر، تام، جامع و کامل است و آیه شریفه بدین معناست که مجموعه دین را خدا تنظیم مى‏کند و بنابراین، همه قوانین و مقررات باید از راه وحى تدوین شود و حتى کلمه‏اى از آن کم و یا بر آن افزوده نشود؛ در نتیجه حذف هر چیزى به نام نسخ و نیز اثبات هر چیزى به عنوان شریعت نو باید از راه وحى باشد.<br/>
  
«واصب» به معناى پر، تام، جامع و كامل است و آيه شريفه بدين معناست كه مجموعه دين را خدا تنظيم مى‏كند و بنابراين، همه قوانين و مقررات بايد از راه وحى تدوين شود و حتى كلمه‏اى از آن كم و يا بر آن افزوده نشود؛ در نتيجه حذف هر چيزى به نام نسخ و نيز اثبات هر چيزى به عنوان شريعت نو بايد از راه وحى باشد.
+
در باره کیفیت نیز مى ‏فرماید:<br/>
  
در باره كيفيت نيز مى ‏فرمايد:
+
«ألا لله الدین الخالص».  <ref>. سوره نحل، آیه 52.</ref>
  
«ألا لله الدين الخالص».  <ref>. سوره نحل، آيه 52.</ref>
+
فقط به نام و یاد خدا باید این مجموعه را فهمید و به آن عمل کرد و آن را به دیگران آموخت.<br/>
  
فقط به نام و ياد خدا بايد اين مجموعه را فهميد و به آن عمل كرد و آن را به ديگران آموخت.
+
بنابراین، تنها کسانى متدین واقعى و دیندارند که مخلص باشند. از این رو خداى سبحان مى‏ فرماید:<br/>
  
بنابراين، تنها كسانى متدين واقعى و ديندارند كه مخلص باشند. از اين رو خداى سبحان مى‏ فرمايد:
+
«و ما أمروا إلا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء». <ref>. سوره زمر، آیه 3.</ref>
  
«و ما أمروا إلا ليعبدوا الله مخلصين له الدين حنفاء».  <ref>. سوره زمر، آيه 3.</ref>
+
مردم هیچ مأموریتى ندارند جز این که دستورهاى دین را مخلصانه براى‏خدا انجام دهند؛ یعنى فهمشان و عملشان براى خدا باشد و محصول اخلاص نیز لقاى بهشت است. امام صادق (علیه‏السلام) مى‏فرماید:<br/>
 +
«من قال لا إله ألا الله مخلصا دخل الجنة و إخلاصه أن تحجزه لا إله إلا الله عما حرم الله عزوجل».  <ref>. سوره بینه، آیه 5.</ref>
  
مردم هيچ مأموريتى ندارند جز اين كه دستورهاى دين را مخلصانه براى‏خدا انجام دهند؛ يعنى فهمشان و عملشان براى خدا باشد و محصول اخلاص نيز لقاى بهشت است. امام صادق (عليه‏السلام) مى‏فرمايد:
+
و برتر از آن نیز «لقاء الله» است:<br/>
«من قال لا إله ألا الله مخلصا دخل الجنة و إخلاصه أن تحجزه لا إله إلا الله عما حرم الله عزوجل».  <ref>. سوره بينه، آيه 5.</ref>
+
  
و برتر از آن نيز «لقاء الله» است:
+
«فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعبادة ربه أحدا».  <ref>. توحید صدوق، باب ثواب الموحدین، ص 27.</ref>
  
«فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرك بعبادة ربه أحدا».  <ref>. توحيد صدوق، باب ثواب الموحدين، ص 27.</ref>
+
کسى که امید لقاى حق دارد و مشتاق جمال و جلال الهى است، باید مؤمن باشد و عمل صالح انجام دهد و در کار خود، چه در بخش اعتقاد و چه در بخش عمل شرک نورزد.<br/>
  
كسى كه اميد لقاى حق دارد و مشتاق جمال و جلال الهى است، بايد مؤمن باشد و عمل صالح انجام دهد و در كار خود، چه در بخش اعتقاد و چه در بخش عمل شرك نورزد.
+
معناى «لقاء الله» این نیست که انسان تنها بعد از مرگ، جمال الهى را مشاهد مى‏کند؛ بلکه قبل از مرگ نیز مى‏تواند شاهد جمال الهى باشد و فیضهاى خاص او را دریافت کند و کلام رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم:<br/>
  
معناى «لقاء الله» اين نيست كه انسان تنها بعد از مرگ، جمال الهى را مشاهد مى‏كند؛ بلكه قبل از مرگ نيز مى‏تواند شاهد جمال الهى باشد و فيضهاى خاص او را دريافت كند و كلام رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم:
+
«من أخلص لله أربعین صباحا فجر الله ینابیع الحکمة من قلبه على لسانه».  <ref>. سوره کهف، آیه 110.</ref>
  
«من أخلص لله أربعين صباحا فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه». <ref>. سوره كهف، آيه 110.</ref>
+
ناظر به همین بخش است. کسى که چهل شبانه روز با اخلاص عمل کند، خداوند چشمه‏هاى حکمت را در قلب او مى‏جوشاند و بر قلم و زبانش جارى مى‏کند و در حقیقت، این شخص، علم الهى را ملاقات و اسمى از اسماى حسناى حق را مشاهده مى‏کند و البته مراحل برتر ممکن است بعد از مرگ حاصل شود.<br/>
  
ناظر به همين بخش است. كسى كه چهل شبانه روز با اخلاص عمل كند، خداوند چشمه‏هاى حكمت را در قلب او مى‏جوشاند و بر قلم و زبانش جارى مى‏كند و در حقيقت، اين شخص، علم الهى را ملاقات و اسمى از اسماى حسناى حق را مشاهده مى‏كند و البته مراحل برتر ممكن است بعد از مرگ حاصل شود.
+
==اربعین‏ گیرى==
  
==اربعين‏ گيرى==
+
اولیاى دین براى دستیابى انسانها به ره‏آورد سیر و سلوک و بهره مندى از نتایج اخلاص راههایى را به ما ارائه کرده‏اند که بهترین آنها «اربعین گیرى» یا «چله گرفتن» است و منظور از اربعین‏گیرى این نیست که انسان، چهل روز از مردم و کار اجتماعى، جدا شود؛ بلکه مقصود این است که چهل روز از ما سواى خدا جدا شود و با این که مشغول کار است، آن را جز به دستور خدا و براى رضاى او انجام ندهد.<br/>
 +
در حدیث مزبور رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: کسى که چهل شبانه‏روز، با اخلاص در راه خدا قدم بردارد، خداى سبحان چشمه‏هاى حکمت را از قلب او بر زبانش جارى مى‏کند. حرفهاى صحیح و نو از قلم و زبان او شنیده و استفاده مى‏شود و نو آوریهاى زیادى دارد که در کتابها و سخنان دیگران نیست؛ چون این چشمه جوشان حکمت در دلهاى دیگران نیست.<br/>
  
اولياى دين براى دستيابى انسانها به ره‏آورد سير و سلوك و بهره مندى از نتايج اخلاص راههايى را به ما ارائه كرده‏اند كه بهترين آنها «اربعين گيرى» يا «چله گرفتن» است و منظور از اربعين‏گيرى اين نيست كه انسان، چهل روز از مردم و كار اجتماعى، جدا شود؛ بلكه مقصود اين است كه چهل روز از ما سواى خدا جدا شود و با اين كه مشغول كار است، آن را جز به دستور خدا و براى رضاى او انجام ندهد.
+
«اربعین گرفتن» به این معنا نیست که انسان چهل شبانه‏روز، کوشش کند تا به مقام اخلاص برسد و نیز به این معنا نیست که چهل شبانه روز، یکسان، همه کارها را با اخلاص براى خدا انجام بدهد، بلکه برداشت اولى از نصوص اربعین‏گیرى این معناست که او چهل شبانه روز، همراه با حصول اخلاص است؛ یعنى شخص در چهل شبانه روز با اخلاص همراه است و اگر چهل شبانه روز، همه کارها را با حد معین از اخلاص انجام بدهد، مستلزم توقف و سکون در اخلاص مى‏شود؛ بلکه معنایش آن است که انسان، چهل شبانه روز در درجات چهل‏گانه خلوص حرکت کند؛ زیرا اخلاص درجاتى دارد. بنابراین، اخلاص روز اول، ابتدایى‏ترین و اخلاص روز چهلم، عالیترین درجه اخلاص است.<br/>
در حديث مزبور رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: كسى كه چهل شبانه‏روز، با اخلاص در راه خدا قدم بردارد، خداى سبحان چشمه‏هاى حكمت را از قلب او بر زبانش جارى مى‏كند. حرفهاى صحيح و نو از قلم و زبان او شنيده و استفاده مى‏شود و نو آوريهاى زيادى دارد كه در كتابها و سخنان ديگران نيست؛ چون اين چشمه جوشان حكمت در دلهاى ديگران نيست.
+
  
«اربعين گرفتن» به اين معنا نيست كه انسان چهل شبانه‏روز، كوشش كند تا به مقام اخلاص برسد و نيز به اين معنا نيست كه چهل شبانه روز، يكسان، همه كارها را با اخلاص براى خدا انجام بدهد، بلكه برداشت اولى از نصوص اربعين‏گيرى اين معناست كه او چهل شبانه روز، همراه با حصول اخلاص است؛ يعنى شخص در چهل شبانه روز با اخلاص همراه است و اگر چهل شبانه روز، همه كارها را با حد معين از اخلاص انجام بدهد، مستلزم توقف و سكون در اخلاص مى‏شود؛ بلكه معنايش آن است كه انسان، چهل شبانه روز در درجات چهل‏گانه خلوص حركت كند؛ زيرا اخلاص درجاتى دارد. بنابراين، اخلاص روز اول، ابتدايى‏ترين و اخلاص روز چهلم، عاليترين درجه اخلاص است.
+
غرض آن که در معناى حدیث اربعین‏گیرى سه احتمال مى‏رود که تنها معناى سوم صحیح است:<br/>
  
غرض آن كه در معناى حديث اربعين‏گيرى سه احتمال مى‏رود كه تنها معناى سوم صحيح است:
+
۱. در مدت چهل شبانه روز اصلا خلوص حاصل نباشد و فقط بعد از چهل روز، پدید آید.<br/>
  
۱. در مدت چهل شبانه روز اصلا خلوص حاصل نباشد و فقط بعد از چهل روز، پديد آيد.
+
۲. از ابتدا تا پایان اخلاص باشد، لیکن در حد خاص و بدون افزایش.<br/>
  
۲. از ابتدا تا پايان اخلاص باشد، ليكن در حد خاص و بدون افزايش.
+
۳. خلوص در همه این چهل شبانه روز حاصل باشد، ولى تکامل روزافزون داشته باشد.<br/>
  
۳. خلوص در همه اين چهل شبانه روز حاصل باشد، ولى تكامل روزافزون داشته باشد.
+
==جوشش حکمت از سرچشمه اخلاص==
  
==جوشش حكمت از سرچشمه اخلاص==
+
کسى که چهل شبانه روز در مراتب چهل‏گانه خلوص قدم بردارد، فیض علمى حق که دائمى است، از قلب او خواهد جوشید. که ذات اقدس خداوند مى ‏فرماید:<br/>
  
كسى كه چهل شبانه روز در مراتب چهل‏گانه خلوص قدم بردارد، فيض علمى حق كه دائمى است، از قلب او خواهد جوشيد. كه ذات اقدس خداوند مى ‏فرمايد:
+
«ألم تر أن الله أنزل من السماء ماء فسلکه ینابیع فى الأرض» . <ref>. بحار، ج 67، ص 249.</ref>
  
«ألم تر أن الله أنزل من السماء ماء فسلكه ينابيع فى الأرض» . <ref>. بحار، ج 67، ص 249.</ref>
+
خداوند آب را در زیر زمین با راهنماییهاى خاص خود، جارى مى‏کند و هر جاى مناسبى از زمین شکافته شود، آب به صورت چشمه و چاه از آن جا مى‏جوشد. علومى که مربوط به ارواح و نفوس است، نیز چنین است. رگه‏ها و راههاى تشخیص فجور و [[تقوا]] در زمینه دلهاى آدمى با هدایت خداى سبحان حرکت مى‏کند و این چشمه‏ها جوشان است؛ اما اگر کسى با خیالهاى باطل یا کارهاى ناروا یا رین و چرک، مجارى و روزنه‏ها را ببندد:<br/>
  
خداوند آب را در زير زمين با راهنماييهاى خاص خود، جارى مى‏كند و هر جاى مناسبى از زمين شكافته شود، آب به صورت چشمه و چاه از آن جا مى‏جوشد. علومى كه مربوط به ارواح و نفوس است، نيز چنين است. رگه‏ها و راههاى تشخيص فجور و تقوا در زمينه دلهاى آدمى با هدايت خداى سبحان حركت مى‏كند و اين چشمه‏ها جوشان است؛ اما اگر كسى با خيالهاى باطل يا كارهاى ناروا يا رين و چرك، مجارى و روزنه‏ها را ببندد:
+
«کلا بل ران على قلوبهم ما کانوا یکسبون». <ref>. سوره زمر، آیه 21.</ref>
  
«كلا بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون».  <ref>. سوره زمر، آيه 21.</ref>
+
در آن صورت این علوم فطرى دفن مى‏شود و جوششى ندارد، ولى اگر کند و کاو کند و نگذارد در زمینه دل او تیرگى راه پیدا کند، آنگاه دست و زبان او همانند چشمه خواهد بود و از آنها علوم فطرى که همان الهام تقواست، خواهد جوشید.<br/>
  
در آن صورت اين علوم فطرى دفن مى‏شود و جوششى ندارد، ولى اگر كند و كاو كند و نگذارد در زمينه دل او تيرگى راه پيدا كند، آنگاه دست و زبان او همانند چشمه خواهد بود و از آنها علوم فطرى كه همان الهام تقواست، خواهد جوشيد.
+
در این صورت، چنین انسانى سخنان عالمانه و مؤثرى دارد و از زبان و قلم او حکمت نظرى مى‏جوشد، چنانکه از دست و قدم چنین انسان خیرى کارهاى خیر و حکمت عملى نشئت مى‏گیرد.<br/>
 +
تذکر: درباره حدیث مشهور:<br/>
  
در اين صورت، چنين انسانى سخنان عالمانه و مؤثرى دارد و از زبان و قلم او حكمت نظرى مى‏جوشد، چنانكه از دست و قدم چنين انسان خيرى كارهاى خير و حكمت عملى نشئت مى‏گيرد.
+
«من أخلص لله أربعین صباحا...» ، اشاره به دو نکته سودمند است:<br/>
تذكر: درباره حديث مشهور:
+
  
«من أخلص لله أربعين صباحا...» ، اشاره به دو نكته سودمند است:
+
۱. حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم در این حدیث فرمودند: «أربعین صباحا» و نفرمودند: «اربعین مساء» یا «عشیة» ذکر کلمه صباح در این حدیث شریف بدین معناست که انسان سالک به سوى خدا، باید تصمیم را از شب بگیرد و سفرش، را مانند سفرهاى ظاهرى، ازصبح شروع کند و این نکته با معارفى که قرآن کریم در باره شب و برکات آن به بشر آموخته نیز، هماهنگ است؛ نشئه شب از نظر قرآن کریم براى کسب «پایگاه محکم» و «سخن مستحکم» مناسبتر است:<br/>
  
۱. حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در اين حديث فرمودند: «أربعين صباحا» و نفرمودند: «اربعين مساء» يا «عشية» ذكر كلمه صباح در اين حديث شريف بدين معناست كه انسان سالك به سوى خدا، بايد تصميم را از شب بگيرد و سفرش، را مانند سفرهاى ظاهرى، ازصبح شروع كند و اين نكته با معارفى كه قرآن كريم در باره شب و بركات آن به بشر آموخته نيز، هماهنگ است؛ نشئه شب از نظر قرآن كريم براى كسب «پايگاه محكم» و «سخن مستحكم» مناسبتر است:
+
«إن ناشئة الیل هى أشد وطئا و أقوم قیلا». <ref>. سوره مطففین، آیه 14.</ref>
  
«إن ناشئة اليل هى أشد وطئا و أقوم قيلا». <ref>. سوره مطففين، آيه 14.</ref>
+
۲. گرفتن اربعین و چهل روز مواظبت و پرهیز از حرام و مکروه و انجام دادن واجب و مستحب، اگر براى جوشش و ریزش چشمه‏هاى حکمت باشد، اخلاص نیست و «مشوب» است و در حقیقت، آن شخص مانند گدایى است که به «شرط مزد» ، کار کرده است و بنابراین، او مخلص نیست، بلکه اجیر و مزدور است.<br/>
  
۲. گرفتن اربعين و چهل روز مواظبت و پرهيز از حرام و مكروه و انجام دادن واجب و مستحب، اگر براى جوشش و ريزش چشمه‏هاى حكمت باشد، اخلاص نيست و «مشوب» است و در حقيقت، آن شخص مانند گدايى است كه به «شرط مزد» ، كار كرده است و بنابراين، او مخلص نيست، بلكه اجير و مزدور است.
+
بر همین اساس اگر کسى درس بخواند تا حکیم شود، درسش با اخلاص همراه نیست و این از قبیل «حسنات الأبرار، سیئات المقربین».  <ref>. سوره مزمل، آیه 6.</ref>
 +
است. اسوه‏هاى سلوک در ابتدا به انسان گویند: کسى که براى دستیابى به شهرت و مال درس بخواند، مخلص نیست و این سخن حق است؛ اما معرفت دقیقترى که پس از آن مى‏آموزند این است که اگر کسى براى این که عالم ربانى و خدمتگزار خلق بشود و مردم را از ضلالت برهاند و خودش با انبیا ( علیهم السلام) محشور شود درس بخواند، او نیز مخلص نیست: «ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا» ! او باید علم را تنها براى رضاى خدا فرا بگیرد؛ در این صورت خداوند هم، توفیق تبلیغ و ارشاد را نصیب او خواهد کرد و چون عالم ربانى شده با انبیا و اولیا محشور مى‏ شود.<br/>
  
بر همين اساس اگر كسى درس بخواند تا حكيم شود، درسش با اخلاص همراه نيست و اين از قبيل «حسنات الأبرار، سيئات المقربين».  <ref>. سوره مزمل، آيه 6.</ref>
+
از این برتر، آن است که نه تنها تحصیل علم را وسیله براى آن هدف قرار ندهد، بلکه این مطلب را هم از خاطره خود بزداید که این خیلى دشوار است. در این صورت، صحنه با صفاى دل چنین عالم و متعلمى، خالص است. البته هر کارى چنین است. معناى اخلاص آن است که جز ذات اقدس خداوند چیزى ملحوظ و مشهود انسان سالک نباشد.<br/>
است. اسوه‏هاى سلوك در ابتدا به انسان گويند: كسى كه براى دستيابى به شهرت و مال درس بخواند، مخلص نيست و اين سخن حق است؛ اما معرفت دقيقترى كه پس از آن مى‏آموزند اين است كه اگر كسى براى اين كه عالم ربانى و خدمتگزار خلق بشود و مردم را از ضلالت برهاند و خودش با انبيا ( عليهم السلام) محشور شود درس بخواند، او نيز مخلص نيست: «ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا» ! او بايد علم را تنها براى رضاى خدا فرا بگيرد؛ در اين صورت خداوند هم، توفيق تبليغ و ارشاد را نصيب او خواهد كرد و چون عالم ربانى شده با انبيا و اوليا محشور مى‏ شود.
+
 
+
از اين برتر، آن است كه نه تنها تحصيل علم را وسيله براى آن هدف قرار ندهد، بلكه اين مطلب را هم از خاطره خود بزدايد كه اين خيلى دشوار است. در اين صورت، صحنه با صفاى دل چنين عالم و متعلمى، خالص است. البته هر كارى چنين است. معناى اخلاص آن است كه جز ذات اقدس خداوند چيزى ملحوظ و مشهود انسان سالك نباشد.
+
  
 
==اخلاص پندارى==
 
==اخلاص پندارى==
  
افراد زيادى تحت ولايت شيطانند، ولى خود را مخلص مى‏پندارند؛ مثلا، ما گاهى كارهاى خوبى مى‏كنيم، ولى هنگامى كه آن كار را از ما مى‏گيرند و به ديگرى مى‏دهند، نگران مى‏شويم . معلوم مى‏شود ما كار خوبى را مى‏خواهيم كه به ما ارتباط داشته باشد و از ما صادر شود، نه اصل كار خوب را و اين، خطر بزرگى است و در اين صورت ما خودخواهيم، نه خير خواه. آنگاه در قيامت و هنگام نقادى، ما چون خير را نمى‏خواستيم، خير را به ما نمى‏دهند و در مقابل، همان خودخواهى را كه مطلوب ما بود، به ما مى ‏دهند كه زمينه «نار الله الموقدة التى تطلع على الأفئدة»  <ref>. بحار، ج 25، ص 205.</ref>
+
افراد زیادى تحت ولایت شیطانند، ولى خود را مخلص مى‏پندارند؛ مثلا، ما گاهى کارهاى خوبى مى‏کنیم، ولى هنگامى که آن کار را از ما مى‏گیرند و به دیگرى مى‏دهند، نگران مى‏شویم . معلوم مى‏شود ما کار خوبى را مى‏خواهیم که به ما ارتباط داشته باشد و از ما صادر شود، نه اصل کار خوب را و این، خطر بزرگى است و در این صورت ما خودخواهیم، نه خیر خواه. آنگاه در قیامت و هنگام نقادى، ما چون خیر را نمى‏خواستیم، خیر را به ما نمى‏دهند و در مقابل، همان خودخواهى را که مطلوب ما بود، به ما مى ‏دهند که زمینه «نار الله الموقدة التى تطلع على الأفئدة»  <ref>. بحار، ج 25، ص 205.</ref>
را فراهم مى‏ كند و درون سوزى انسان آغاز مى ‏شود.
+
را فراهم مى‏ کند و درون سوزى انسان آغاز مى ‏شود.<br/>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==

نسخهٔ ‏۳ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۱۳

اخلاص (1)
مشخصات کتاب
200px
نویسنده عبدالله جوادی آملی ۱۳۱۲
زبان فارسی
ناشر موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۷


"اخلاص"

اخلاص

به تعبیر لطیف محقق طوسى «پارسى اخلاص، ویژه کردن باشد» [۱] ؛ یعنى، انسان قلبش را مخصوص حق کند تا احدى جز «مقلب القلوب» در حرم دل او راه نیابد و البته اگر انسان محب شود، صحنه نفس را براى محبوب، خالص مى‏کند؛ چون مى‏داند که محبوب با مبغوض، جمع نمى شود.

کسى که کارى را هم براى خدا وهم براى غیر خدا انجام دهد، خدا آن کار را نمى‏پذیرد؛ زیرا دین کما و کیفا مخصوص خداست. قرآن کریم در مورد کمیت مى‏ فرماید:

«و له الدین واصبا». [۲]

«واصب» به معناى پر، تام، جامع و کامل است و آیه شریفه بدین معناست که مجموعه دین را خدا تنظیم مى‏کند و بنابراین، همه قوانین و مقررات باید از راه وحى تدوین شود و حتى کلمه‏اى از آن کم و یا بر آن افزوده نشود؛ در نتیجه حذف هر چیزى به نام نسخ و نیز اثبات هر چیزى به عنوان شریعت نو باید از راه وحى باشد.

در باره کیفیت نیز مى ‏فرماید:

«ألا لله الدین الخالص». [۳]

فقط به نام و یاد خدا باید این مجموعه را فهمید و به آن عمل کرد و آن را به دیگران آموخت.

بنابراین، تنها کسانى متدین واقعى و دیندارند که مخلص باشند. از این رو خداى سبحان مى‏ فرماید:

«و ما أمروا إلا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء». [۴]

مردم هیچ مأموریتى ندارند جز این که دستورهاى دین را مخلصانه براى‏خدا انجام دهند؛ یعنى فهمشان و عملشان براى خدا باشد و محصول اخلاص نیز لقاى بهشت است. امام صادق (علیه‏السلام) مى‏فرماید:
«من قال لا إله ألا الله مخلصا دخل الجنة و إخلاصه أن تحجزه لا إله إلا الله عما حرم الله عزوجل». [۵]

و برتر از آن نیز «لقاء الله» است:

«فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعبادة ربه أحدا». [۶]

کسى که امید لقاى حق دارد و مشتاق جمال و جلال الهى است، باید مؤمن باشد و عمل صالح انجام دهد و در کار خود، چه در بخش اعتقاد و چه در بخش عمل شرک نورزد.

معناى «لقاء الله» این نیست که انسان تنها بعد از مرگ، جمال الهى را مشاهد مى‏کند؛ بلکه قبل از مرگ نیز مى‏تواند شاهد جمال الهى باشد و فیضهاى خاص او را دریافت کند و کلام رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم:

«من أخلص لله أربعین صباحا فجر الله ینابیع الحکمة من قلبه على لسانه». [۷]

ناظر به همین بخش است. کسى که چهل شبانه روز با اخلاص عمل کند، خداوند چشمه‏هاى حکمت را در قلب او مى‏جوشاند و بر قلم و زبانش جارى مى‏کند و در حقیقت، این شخص، علم الهى را ملاقات و اسمى از اسماى حسناى حق را مشاهده مى‏کند و البته مراحل برتر ممکن است بعد از مرگ حاصل شود.

اربعین‏ گیرى

اولیاى دین براى دستیابى انسانها به ره‏آورد سیر و سلوک و بهره مندى از نتایج اخلاص راههایى را به ما ارائه کرده‏اند که بهترین آنها «اربعین گیرى» یا «چله گرفتن» است و منظور از اربعین‏گیرى این نیست که انسان، چهل روز از مردم و کار اجتماعى، جدا شود؛ بلکه مقصود این است که چهل روز از ما سواى خدا جدا شود و با این که مشغول کار است، آن را جز به دستور خدا و براى رضاى او انجام ندهد.
در حدیث مزبور رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: کسى که چهل شبانه‏روز، با اخلاص در راه خدا قدم بردارد، خداى سبحان چشمه‏هاى حکمت را از قلب او بر زبانش جارى مى‏کند. حرفهاى صحیح و نو از قلم و زبان او شنیده و استفاده مى‏شود و نو آوریهاى زیادى دارد که در کتابها و سخنان دیگران نیست؛ چون این چشمه جوشان حکمت در دلهاى دیگران نیست.

«اربعین گرفتن» به این معنا نیست که انسان چهل شبانه‏روز، کوشش کند تا به مقام اخلاص برسد و نیز به این معنا نیست که چهل شبانه روز، یکسان، همه کارها را با اخلاص براى خدا انجام بدهد، بلکه برداشت اولى از نصوص اربعین‏گیرى این معناست که او چهل شبانه روز، همراه با حصول اخلاص است؛ یعنى شخص در چهل شبانه روز با اخلاص همراه است و اگر چهل شبانه روز، همه کارها را با حد معین از اخلاص انجام بدهد، مستلزم توقف و سکون در اخلاص مى‏شود؛ بلکه معنایش آن است که انسان، چهل شبانه روز در درجات چهل‏گانه خلوص حرکت کند؛ زیرا اخلاص درجاتى دارد. بنابراین، اخلاص روز اول، ابتدایى‏ترین و اخلاص روز چهلم، عالیترین درجه اخلاص است.

غرض آن که در معناى حدیث اربعین‏گیرى سه احتمال مى‏رود که تنها معناى سوم صحیح است:

۱. در مدت چهل شبانه روز اصلا خلوص حاصل نباشد و فقط بعد از چهل روز، پدید آید.

۲. از ابتدا تا پایان اخلاص باشد، لیکن در حد خاص و بدون افزایش.

۳. خلوص در همه این چهل شبانه روز حاصل باشد، ولى تکامل روزافزون داشته باشد.

جوشش حکمت از سرچشمه اخلاص

کسى که چهل شبانه روز در مراتب چهل‏گانه خلوص قدم بردارد، فیض علمى حق که دائمى است، از قلب او خواهد جوشید. که ذات اقدس خداوند مى ‏فرماید:

«ألم تر أن الله أنزل من السماء ماء فسلکه ینابیع فى الأرض» . [۸]

خداوند آب را در زیر زمین با راهنماییهاى خاص خود، جارى مى‏کند و هر جاى مناسبى از زمین شکافته شود، آب به صورت چشمه و چاه از آن جا مى‏جوشد. علومى که مربوط به ارواح و نفوس است، نیز چنین است. رگه‏ها و راههاى تشخیص فجور و تقوا در زمینه دلهاى آدمى با هدایت خداى سبحان حرکت مى‏کند و این چشمه‏ها جوشان است؛ اما اگر کسى با خیالهاى باطل یا کارهاى ناروا یا رین و چرک، مجارى و روزنه‏ها را ببندد:

«کلا بل ران على قلوبهم ما کانوا یکسبون». [۹]

در آن صورت این علوم فطرى دفن مى‏شود و جوششى ندارد، ولى اگر کند و کاو کند و نگذارد در زمینه دل او تیرگى راه پیدا کند، آنگاه دست و زبان او همانند چشمه خواهد بود و از آنها علوم فطرى که همان الهام تقواست، خواهد جوشید.

در این صورت، چنین انسانى سخنان عالمانه و مؤثرى دارد و از زبان و قلم او حکمت نظرى مى‏جوشد، چنانکه از دست و قدم چنین انسان خیرى کارهاى خیر و حکمت عملى نشئت مى‏گیرد.
تذکر: درباره حدیث مشهور:

«من أخلص لله أربعین صباحا...» ، اشاره به دو نکته سودمند است:

۱. حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم در این حدیث فرمودند: «أربعین صباحا» و نفرمودند: «اربعین مساء» یا «عشیة» ذکر کلمه صباح در این حدیث شریف بدین معناست که انسان سالک به سوى خدا، باید تصمیم را از شب بگیرد و سفرش، را مانند سفرهاى ظاهرى، ازصبح شروع کند و این نکته با معارفى که قرآن کریم در باره شب و برکات آن به بشر آموخته نیز، هماهنگ است؛ نشئه شب از نظر قرآن کریم براى کسب «پایگاه محکم» و «سخن مستحکم» مناسبتر است:

«إن ناشئة الیل هى أشد وطئا و أقوم قیلا». [۱۰]

۲. گرفتن اربعین و چهل روز مواظبت و پرهیز از حرام و مکروه و انجام دادن واجب و مستحب، اگر براى جوشش و ریزش چشمه‏هاى حکمت باشد، اخلاص نیست و «مشوب» است و در حقیقت، آن شخص مانند گدایى است که به «شرط مزد» ، کار کرده است و بنابراین، او مخلص نیست، بلکه اجیر و مزدور است.

بر همین اساس اگر کسى درس بخواند تا حکیم شود، درسش با اخلاص همراه نیست و این از قبیل «حسنات الأبرار، سیئات المقربین». [۱۱]

است. اسوه‏هاى سلوک در ابتدا به انسان گویند: کسى که براى دستیابى به شهرت و مال درس بخواند، مخلص نیست و این سخن حق است؛ اما معرفت دقیقترى که پس از آن مى‏آموزند این است که اگر کسى براى این که عالم ربانى و خدمتگزار خلق بشود و مردم را از ضلالت برهاند و خودش با انبیا ( علیهم السلام) محشور شود درس بخواند، او نیز مخلص نیست: «ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا» ! او باید علم را تنها براى رضاى خدا فرا بگیرد؛ در این صورت خداوند هم، توفیق تبلیغ و ارشاد را نصیب او خواهد کرد و چون عالم ربانى شده با انبیا و اولیا محشور مى‏ شود.

از این برتر، آن است که نه تنها تحصیل علم را وسیله براى آن هدف قرار ندهد، بلکه این مطلب را هم از خاطره خود بزداید که این خیلى دشوار است. در این صورت، صحنه با صفاى دل چنین عالم و متعلمى، خالص است. البته هر کارى چنین است. معناى اخلاص آن است که جز ذات اقدس خداوند چیزى ملحوظ و مشهود انسان سالک نباشد.

اخلاص پندارى

افراد زیادى تحت ولایت شیطانند، ولى خود را مخلص مى‏پندارند؛ مثلا، ما گاهى کارهاى خوبى مى‏کنیم، ولى هنگامى که آن کار را از ما مى‏گیرند و به دیگرى مى‏دهند، نگران مى‏شویم . معلوم مى‏شود ما کار خوبى را مى‏خواهیم که به ما ارتباط داشته باشد و از ما صادر شود، نه اصل کار خوب را و این، خطر بزرگى است و در این صورت ما خودخواهیم، نه خیر خواه. آنگاه در قیامت و هنگام نقادى، ما چون خیر را نمى‏خواستیم، خیر را به ما نمى‏دهند و در مقابل، همان خودخواهى را که مطلوب ما بود، به ما مى ‏دهند که زمینه «نار الله الموقدة التى تطلع على الأفئدة» [۱۲] را فراهم مى‏ کند و درون سوزى انسان آغاز مى ‏شود.

پانویس

  1. . کتاب: مراحل اخلاق در قرآن ص 253.
  2. . أوصاف الأشراف، ص 65.
  3. . سوره نحل، آیه 52.
  4. . سوره زمر، آیه 3.
  5. . سوره بینه، آیه 5.
  6. . توحید صدوق، باب ثواب الموحدین، ص 27.
  7. . سوره کهف، آیه 110.
  8. . بحار، ج 67، ص 249.
  9. . سوره زمر، آیه 21.
  10. . سوره مطففین، آیه 14.
  11. . سوره مزمل، آیه 6.
  12. . بحار، ج 25، ص 205.