فرهنگ مصادیق:تعبد یا تعقل: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
جز (Golafshan صفحهٔ تعبد یا تعقل را به فرهنگ مصادیق:تعبد یا تعقل منتقل کرد) |
(بدون تفاوت)
| |
نسخهٔ ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۱۳
با توجه به تعبدی بودن احکام، آیا سوال از چرایی احکام و فلسفه آن امر صحیحی است؟
بدون تردید عمل براساس احکام الهی و ملتزم شدن به فتاوی مراجع تقلید، امری است تعبدی و باید هر مسلمانی بدان عمل نماید و هیچ کسی نمیتواند التزام و عمل به احکام الهی را وابسته به دانستن فلسفه و چرایی آن بنماید زیرا با روحیه تعبد و بندگی منافات دارد. اما بحث از آثار، فواید، فلسفه و حکمتهای احکام و قوانین و مقررات اسلامی، و این که هـر کـس از خـود مـی پرسد ما چرا باید نماز بخوانیم؟ چرا ، به زیارت خانه خدا برویم؟ چرا رباخواری در اسـلام حـرام است؟ تحریم خوردن گوشت خوک چه فلسفهای دارد؟ و...؛ امری است عقلانی و علمی و نه تنها منافاتی با تعبدی بودن احکام ندارد، که عقل و روح انسان را قانع نموده و انسان احکام را به عنوان یک واقعیت شناخته و از آن استقبال نماید. همانگونه که حضرت ابراهیم (ع) گفت پروردگارا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده میکنی؟
خداوند فرمود مگر ایمان به این مطلب نداری؟
او پاسخ داد: ایمان دارم لکن میخواهم آرامش قلبی پیدا کنم، در اینجا به ابراهیم دستور داده میشود که برای رسیدن به مطلوبش دست به اقدام عجیبی بزند، آن گونه که قرآن در ادامه این آیه، بیان کرده، خداوند فرمود:
«حال که چنین است چهار نوع از مرغان را انتخاب کن و آنها را (پس از ذبح کردن) قطعه قطعه کن (و در هم بیامیز) سپس بر هر کوهی قسمتی از آن را قرار بده، بعد آنها را بخوان به سرعت به سوی تو میآیند.». افزون بر آن چه ذکر شد، میتوان به امور ذیل استناد نمود
یک- جایگاه فلسفه احکام در قران کریم
در قرآن کریم آیات فراوانی مسلمانان را به تعمّق و تفکّر فراخوانده است و با بیـان اصلی کلی، همـه را به پیـروی از «علـم قطعـی» دعـوت کـرده و از ترتیب اثـر دادن به حدسها و گمـانها بـه شـدّت نهی نموده است و ریشهٔ بسیاری از تباهیها را، پیروی از ظن و گمان میداند دعوت قران به تفکر واستدلال اختصاص به اصول دین ندارد بلکه شامل فروع دین نیز میشود: اگر تصور کنیم روش قرآن تنها استدلال در اصول دین و مسائل عقیدتی است نه فروع دین و مسائل علمی، اشتباه کردهایم؛ زیـرا میبینیم قرآن مثلا پس از تشریع روزه ماه مبارک رمضان میگوید: «لعلکم تتقون؛ تا شاید شما تقوا پیشه کنید» و به این ترتیب فلسفه آن را پرهیز از گناه ذکر میکند که در پرتو این ریاضت مخصوص اسلامی، تسلط بر نفس و هوسهای سرکش حاصل میگردد. در مـورد مسافران و بیماران که از حکم روزه مستثنا هستند، میگوید: «یرید اللّه بکم الیسر و لا یرید بکم العسر»؛ «خداوند راحتی شما را میخواهد، نه زحمت شما را». و فلسفه آن را نفی عسر و حرج و مشقت ذکر میکند. در مـورد تـحریم قمار و شراب میگوید: «انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوه و البغضاء فی الخمر و المیسر و یصدکم عن ذکر اللّه و عن الصلوه فهل انتم منتهون»؛ «شیطان میخواهد به وسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد. آیا (با این همه زیان و فساد و با این نهی اکید) خودداری خواهید کرد؟» در مورد خودداری از نگاه به زنان بیگانه میگوید: «ذلک ازکی لهم»؛ «این برای آنان پاکیزه تر است». در مـورد عـدم ورود مشرکان به مسجد الحرام میگوید: «یا ایها الذین آمنوا انماالمشرکون نجس فلا یقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا»؛«ای کسانی که ایمان آوردهاید مشرکان ناپاک اند، پـس نـبـایـد بـعد از امسال، نزدیک مسجد الحرام شوند» در مورد فیء (قسمتی از اموال بیت المال) و علت اختصاص آن به بیت المال و صرف آن در مصارف مورد نیاز عمومی، میفرماید: «کـی لا یـکـون دولـه بین الاغنیاء منکم»؛ «تا (این اموال عظیم) در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد». . این موارد نمونههای از موقعییت فلسفه احکام در قران کریم است و قهرا مصادیق فراوانی وجود دارد که ذکر آنها به طول میانجامد.
دو- فلسفه احکام در سنت پیامبر(ص) و ائمه(ع)
با توجه به این که قران در موارد فراوانی به بیان فلسفه احکام و ذکر فواید و آثار آن پرداخته است؛ گفتگو و سوال در باره فلسفه و چرایی احکام در زمان پیامبر اسلام(ص) و ائمه معصومین (ع) نیز یک امر رایجی بوده است. یکی از اندیشمندان در این مورد فرمودهاند: مطالعه متون اسلامی ـ قرآن و احادیث پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم و ائمه (علیهم السلام) و گفتگوهای اصحاب و یاران آنها نشان میدهد که همواره بحث از فلسفه احکام در مـیـان آن هـا رایج بـوده اسـت و باید هم چنین باشد، زیرا روش قرآن را یک روش استدلالی و منطقی آزاد میدیدند و به خود حق میدادند در مباحث مربوط به احکام نیز از این روش استفاده کرده و سوال از فلسفه حکم کنند. اصـولا اسلام خدا را چنین معرفی میکند : وجودی است بی نهایت از نظر علم و قدرت وبی نیاز از همه چیز و همه کس و همه کارهای او روی حکمت خاصی است ـ چه بدانیم و چه ندانیم ـ عبث و لـغـو و لـهـو در کـار او راه نـدارد. پیامبران را برای تعلیم و تربیت و دعوت به سوی حق و عدالت فرستاده است. چـنـین تعریفی از خدا ما را به سوال از فلسفه احکام تشویق میکند.
در احـادیث پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم و ائمه هدی ـ علیهم السلام ـ نیز موارد بسیار زیادی دیـده مـی شـود کـه پـیـشـوایـان اسلام، به ذکر اسرار و فلسفه احکام پرداختهاند. کتاب معروف علل الشرایع تألیف محدث بزرگوار مرحوم شیخ صدوق ـ همان طوری که از نامش پیداست ـ مجموعهای از این گونه اخبار و مانند آن میباشد.
بـنـابـرایـن، هنگامی که میبینیم قرآن مجید و پیشوایان اسلام در موارد زیادی به بیان فلسفه و اسـرار احکام میپردازند و راه استدلال و چرایی در خصوص اسرار احکام باز است، دلیل بر این است که چنین حقی را به ما دادهاند که در این باره به بحث بـپـردازیـم، در غـیـر این صورت میبایست مردم را از بررسی و دقت در این باره ممنوع سازند.







