رویکرد محقّق خوانساری به سیاست: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(زکات)
(اصلاح ارقام، اصلاح نویسه، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح نویسه‌های عربی)
سطر ۱: سطر ۱:
<div class="head1">  رویکرد محقّق خوانسارى به سیاست</div>
+
<div class="head1">  رویکرد محقّق خوانساری به سیاست</div>
نویسنده: محمدصادق مزینانى <br/>
+
نویسنده: محمدصادق مزینانی <br/>
  
 
== مقاله ==
 
== مقاله ==
عالم نامور محقق خوانسارى به سال ۱۰۱۶ چشم به دنیا گشود و در سال ۱۰۹۸ یا ۱۰۹۹هـ.ق.چشم از دنیا فرو بست.<ref>(اعیان الشیعه) سید محسن امین ج۱۴۸/۶ ـ ۱۴۹ دارالتعارف بیروت; وقف نامه اى به خط ایشان در سال ۱۰۹۹ آمده است. بنابراین باید وفات ایشان در همین سال درست باشد ر.ک. (الذریعه) ج۱۳۷/۲۵.</ref>
+
عالم نامور محقق خوانساری به سال ۱۰۱۶ چشم به دنیا گشود و در سال ۱۰۹۸ یا ۱۰۹۹هـ.ق.چشم از دنیا فرو بست.<ref>(اعیان الشیعه) سید محسن امین ج۱۴۸/۶ ـ ۱۴۹ دارالتعارف بیروت; وقف نامه ای به خط ایشان در سال ۱۰۹۹ آمده است. بنابراین باید وفات ایشان در همین سال درست باشد ر.ک. (الذریعه) ج۱۳۷/۲۵.</ref>
  
وى هم روزگار بوده با چندین تن از شاهان صفوى ولى اوج درخشش و بلند آوازگى علمى و عملى او در دوران سلطنت شاه سلیمان معروف به شاه صفى دوّم بوده است.<br/>
+
وی هم روزگار بوده با چندین تن از شاهان صفوی ولی اوج درخشش و بلند آوازگی علمی و عملی او در دوران سلطنت شاه سلیمان معروف به شاه صفی دوّم بوده است.<br/>
او پیش از رسیدن به سن بلوغ براى فراگیرى دانش به اصفهان رفت و در مدرسه خواجه ملک جنب مسجد شیخ لطف اللّه ساکن شد و به آموختن علوم اسلامى پرداخت.<br/>
+
او پیش از رسیدن به سن بلوغ برای فراگیری دانش به اصفهان رفت و در مدرسه خواجه ملک جنب مسجد شیخ لطف اللّه ساکن شد و به آموختن علوم اسلامی پرداخت.<br/>
آن بزرگوار در دوران تحصیل از عالمان بنام و معروفى چون:میرفندرسکى علامه محمد تقى مجلسى خلیفه سلطان محقق سبزواى و...بهره برد و به جایگاه بلندى رسید .<br/>
+
آن بزرگوار در دوران تحصیل از عالمان بنام و معروفی چون:میرفندرسکی علامه محمد تقی مجلسی خلیفه سلطان محقق سبزوای و...بهره برد و به جایگاه بلندی رسید .<br/>
شرح حال نگاران از وى به عنوان:فقیه ژرف اندیش محدث فاضل اصولى رجالى حکیم متکلم محقق مدقّق جامع معقول و منقول و...یاد کرده و جایگاه
+
شرح حال نگاران از وی به عنوان:فقیه ژرف اندیش محدث فاضل اصولی رجالی حکیم متکلم محقق مدقّق جامع معقول و منقول و...یاد کرده و جایگاه
 
( ۱۸۸ )<br/>
 
( ۱۸۸ )<br/>
علمى و شخصیت اجتماعى و سیاسى او را ارج نهاده اند.<ref>(ریاض العلماء و حیاض الفضلاء) میرزا عبداللّه افندى اصفهانى تحقیق: سید احمد حسینى سید محمود مرعشى ج۵۷/۲ ـ ۵۹ خیّام قم; (قصص العلماء) میرزا محمد تنکابنى۲۶۵/ انتشارات علمیه اسلامیه; (امل الآمل) شیخ حرّ عاملى تحقیق: احمد حسینى ج۱۰۱/۲ دارالکتاب الاسلامى قم; (روضات الجنات) میرزا محمد باقر موسوى خوانسارى ج۳۴۹/۲ ـ ۳۶۵ اسماعیلیان; (طبقات اعلام الشیعه) آقا بزرگ تهرانى ج۱۶۶/۵.</ref>
+
علمی و شخصیت اجتماعی و سیاسی او را ارج نهاده‌اند.<ref>(ریاض العلماء و حیاض الفضلاء) میرزا عبداللّه افندی اصفهانی تحقیق: سید احمد حسینی سید محمود مرعشی ج۵۷/۲ ـ ۵۹ خیّام قم; (قصص العلماء) میرزا محمد تنکابنی۲۶۵/ انتشارات علمیه اسلامیه; (امل الآمل) شیخ حرّ عاملی تحقیق: احمد حسینی ج۱۰۱/۲ دارالکتاب الاسلامی قم; (روضات الجنات) میرزا محمد باقر موسوی خوانساری ج۳۴۹/۲ ـ ۳۶۵ اسماعیلیان; (طبقات اعلام الشیعه) آقا بزرگ تهرانی ج۱۶۶/۵.</ref>
سیّد على خان مدنى از او به عنوان :علامه فرید الدهر و وحید العصر و استاد الحکماء و المتکلمین ومربى الفقهاء والمحدثین و استاد الکّل فى الکّل و ...یاد کرده است.<ref>(ریحانة الادب) میرزا محمّد على مدرس ج۲۳۸/۵ خیّام.</ref>
+
سیّد علی خان مدنی از او به عنوان :علامه فرید الدهر و وحید العصر و استاد الحکماء و المتکلمین ومربی الفقهاء والمحدثین و استاد الکّل فی الکّل و ...یاد کرده است.<ref>(ریحانة الادب) میرزا محمّد علی مدرس ج۲۳۸/۵ خیّام.</ref>
آن بزرگوار پس از محقّق سبزوارى در دوره پادشاهى شاه سلیمان اعتبار بسیار یافت و بر شخص شاه و پیرامونیانش نفوذ فراوان داشت.<br/>
+
آن بزرگوار پس از محقّق سبزواری در دوره پادشاهی شاه سلیمان اعتبار بسیار یافت و بر شخص شاه و پیرامونیانش نفوذ فراوان داشت.<br/>
شخصیت و زندگى محقّق خوانسارى از زوایاى گوناگون درخور بحث و بررسى است; ولى ما در این مقال بر آنیم که به رویکرد سیاسى وى بپردازیم.<br/>
+
شخصیت و زندگی محقّق خوانساری از زوایای گوناگون درخور بحث و بررسی است; ولی ما در این مقال بر آنیم که به رویکرد سیاسی وی بپردازیم.<br/>
براى روشن شدن این موضوع توجّه به دو نکته بایسته مى نماد:<br/>
+
برای روشن شدن این موضوع توجّه به دو نکته بایسته می نماد:<br/>
۱. فقه و اندیشه سیاسى.<br/>
+
۱. فقه و اندیشه سیاسی.<br/>
۲. موضع گیریها و تلاشهاى سیاسى واجتماعى.<br/>
+
۲. موضع گیریها و تلاشهای سیاسی واجتماعی.<br/>
اندیشه سیاسى محقّق خوانسارى
+
اندیشه سیاسی محقّق خوانساری
قانونها و آیینهاى اسلام براى اداره جامعه و دستور العمل دولت و حکومت گذارده شده اند. اقامه [[نماز جمعه]] و جماعات حّج جمع آورى و هزینه خمس و [[زکات]] انفال اجراى حدود و تعزیرات مبارزه با یاغیان پاسدارى از ارزشها داورى و...در یک تشکیلات معنى مى دهند و مفهوم مى یابند. اگر نظام و حکومتى در کار نباشد بسیارى از آنها عرصه تحقق نمى یابند.<br/>
+
قانونها و آیینهای اسلام برای اداره جامعه و دستور العمل دولت و حکومت گذارده شده‌اند. اقامه [[نماز جمعه]] و جماعات حّج جمع آوری و هزینه خمس و [[زکات]] انفال اجرای حدود و تعزیرات مبارزه با یاغیان پاسداری از ارزشها داوری و...در یک تشکیلات معنی می دهند و مفهوم می یابند. اگر نظام و حکومتی در کار نباشد بسیاری از آنها عرصه تحقق نمی یابند.<br/>
پیش از حکومت صفویان چون فقه و فقیهان شیعه از حاکمیت سیاسى جامعه به دور بودند انگیزه کم ترى براى طرح مسائل فقهى سیاسى وجود داشت. و این سبب شده بود [[تفکّر]] فقهى بدون دغدغه حلّ مسائل سیاسى و اجتماعى رشد یا بد. با تغییر سیستم حکومتى در ایران و به قدرت رسیدن شیعه اندیشه هاى سیاسى اسلام و همچنین مبانى آن از قبیل: ولایت فقیه حدود اختیارات فقیه [[نماز جمعه]] خراج و مقاسمه انفال خمس و [[زکات]] و نیز مسائل دیگرى همانند: وظیفه حاکمان چگونگى برخورد
+
پیش از حکومت صفویان چون فقه و فقیهان شیعه از حاکمیت سیاسی جامعه به دور بودند انگیزه کم تری برای طرح مسائل فقهی سیاسی وجود داشت. و این سبب شده بود [[تفکّر]] فقهی بدون دغدغه حلّ مسائل سیاسی و اجتماعی رشد یا بد. با تغییر سیستم حکومتی در ایران و به قدرت رسیدن شیعه اندیشه های سیاسی اسلام و همچنین مبانی آن از قبیل: ولایت فقیه حدود اختیارات فقیه [[نماز جمعه]] خراج و مقاسمه انفال خمس و [[زکات]] و نیز مسائل دیگری همانند: وظیفه حاکمان چگونگی برخورد
 
( ۱۸۹ )<br/>
 
( ۱۸۹ )<br/>
آنان با مردم روش اداره حکومت حساسیت دستگاه قضا و شرایط قاضى آفات حکومت و… مورد توجّه و بحث و بررسى فقیهان شیعه قرار گرفت و در پاره اى از گزاره ها و مقوله هاى یاد شده رساله ها و کتابهاى مستقلى نگاشته شد.<ref>درباره [[نماز جمعه]] حدود صد رساله نوشته شده است. ر.ک. (الذریعه) ج۶۲/۱۵ ـ ۸۲.  درباره خراج و مقاسمه چندین رساله مستقل نوشته شده از جمله: خراجیه محقق کرکى معروف به: قاطعة اللجاج فی تحقیق حلّ الخراج. شیخ ابراهیم قطیفى بر آن ردّى نوشته به نام: السراج الوهاج فى حرمة الخراج. مقدس اردبیلى و شیبانى و… رساله هاى مستقل در این باره نوشته اند.    در زمینه اخلاق حکومتى کتابهایى نوشته شده است از باب نمونه: همم الثواقب على نقى طغایى کمره اى; دستور الوزراء سلطان حسین واعظ استرآبادى; رفیق توفیق محمّد قزوینى; روضة الانوار محقق سبزوارى; آئینه شاهى فیض کاشانى و… از همه مهم تر در این روزگار چندین ترجمه ازعهدنامه مالک اشتر و شرح بر آن نوشته شد و پاره اى از آنها به عنوان دستورالعمل حکومتى به شاهان صفوى هدیه گردید ازباب نمونه: سید ماجد بن محمّد بحرانى شیرازى قاضى اصفهان عهدنامه را در سال ۱۰۹۸ شرح کرد و نام آن را تحفه سلیمانیه گذاشت. محقّق سبزوارى در آخر روضة الانوار به شرح و ترجمه آن پرداخت. علامه مجلسى آن را ترجمه کردو آن را آداب الملوک نام نهاد و….  </ref>
+
آنان با مردم روش اداره حکومت حساسیت دستگاه قضا و شرایط قاضی آفات حکومت و… مورد توجّه و بحث و بررسی فقیهان شیعه قرار گرفت و در پاره ای از گزاره‌ها و مقوله های یاد شده رساله‌ها و کتابهای مستقلی نگاشته شد.<ref>دربارهٔ [[نماز جمعه]] حدود صد رساله نوشته شده است. ر.ک. (الذریعه) ج۶۲/۱۵ ـ ۸۲.  دربارهٔ خراج و مقاسمه چندین رساله مستقل نوشته شده از جمله: خراجیه محقق کرکی معروف به: قاطعة اللجاج فی تحقیق حلّ الخراج. شیخ ابراهیم قطیفی بر آن ردّی نوشته به نام: السراج الوهاج فی حرمة الخراج. مقدس اردبیلی و شیبانی و… رساله های مستقل در این باره نوشته‌اند.    در زمینه اخلاق حکومتی کتابهایی نوشته شده است از باب نمونه: همم الثواقب علی نقی طغایی کمره ای; دستور الوزراء سلطان حسین واعظ استرآبادی; رفیق توفیق محمّد قزوینی; روضة الانوار محقق سبزواری; آئینه شاهی فیض کاشانی و… از همه مهم تر در این روزگار چندین ترجمه ازعهدنامه مالک اشتر و شرح بر آن نوشته شد و پاره ای از آنها به عنوان دستورالعمل حکومتی به شاهان صفوی هدیه گردید ازباب نمونه: سید ماجد بن محمّد بحرانی شیرازی قاضی اصفهان عهدنامه را در سال ۱۰۹۸ شرح کرد و نام آن را تحفه سلیمانیه گذاشت. محقّق سبزواری در آخر روضة الانوار به شرح و ترجمه آن پرداخت. علامه مجلسی آن را ترجمه کردو آن را آداب الملوک نام نهاد و….  </ref>
در آن روزگار سه مکتب فقهى در کنار یکدیگر تلاش مى کردند:<br/>
+
در آن روزگار سه مکتب فقهی در کنار یکدیگر تلاش می کردند:<br/>
۱. محقق کرکى.<br/>
+
۱. محقق کرکی.<br/>
۲. مقدس اردبیلى.<br/>
+
۲. مقدس اردبیلی.<br/>
 
۳. اخباریان.<br/>
 
۳. اخباریان.<br/>
گرایش به طرح اندیشه هاى سیاسى در این دوره در هر سه مکتب با تفاوتهایى چند دیده مى شود.<br/>
+
گرایش به طرح اندیشه های سیاسی در این دوره در هر سه مکتب با تفاوتهایی چند دیده می شود.<br/>
مقدس اردبیلى با این که در نجف مى زیست و با شاهان صفوى همکارى نداشت با این حال به فقه سیاسى و مسائل سیاسى بى توجه نبود. با نگاهى به مجمع الفائدة والبرهان مى یابیم که ولایت فقیه از اصول و مبانى محقّق اردبیلى است. آن بزرگوار فروع بسیارى را بر اساس آن طرح و بحث کرده و درباره خراج و مقاسمه رساله اى مستقل نگاشته است.<ref>مجلّه (فقه) شماره ۱۱۴/۹ مقاله: قلمرو ولایت فقیه از دیدگاه مقدس اردبیلى.  </ref>
+
مقدس اردبیلی با این که در نجف می زیست و با شاهان صفوی همکاری نداشت با این حال به فقه سیاسی و مسائل سیاسی بی توجه نبود. با نگاهی به مجمع الفائدة والبرهان می یابیم که ولایت فقیه از اصول و مبانی محقّق اردبیلی است. آن بزرگوار فروع بسیاری را بر اساس آن طرح و بحث کرده و دربارهٔ خراج و مقاسمه رساله ای مستقل نگاشته است.<ref>مجلّه (فقه) شماره ۱۱۴/۹ مقاله: قلمرو ولایت فقیه از دیدگاه مقدس اردبیلی.  </ref>
پیروان مکتب او از جمله: محمّد بن على موسوى عاملى نگارنده مدارک الاحکام محقّق سبزوارى فیض کاشانى و… براى فقه سیاسى و مسائل حکومتى اهمیت ویژه اى قائل بوده اند.<br/>
+
پیروان مکتب او از جمله: محمّد بن علی موسوی عاملی نگارنده مدارک الاحکام محقّق سبزواری فیض کاشانی و… برای فقه سیاسی و مسائل حکومتی اهمیت ویژه ای قائل بوده‌اند.<br/>
محقق سبزوارى افزون بر طرح فقه سیاسى در کتابهاى فقهى خود درباره [[نماز جمعه]] رساله اى مستقل دارد و کتابى درباره اخلاق حکومتى به نام: روضة الانوار نوشته و در پایان آن عهدنامه على(ع) به مالک اشتر را به عنوان دستورالعمل حکومتى ترجمه و شرح کرده است.<br/>
+
محقق سبزواری افزون بر طرح فقه سیاسی در کتابهای فقهی خود دربارهٔ [[نماز جمعه]] رساله ای مستقل دارد و کتابی دربارهٔ اخلاق حکومتی به نام: روضة الانوار نوشته و در پایان آن عهدنامه علی(ع) به مالک اشتر را به عنوان دستورالعمل حکومتی ترجمه و شرح کرده است.<br/>
اخباریان نیز روایات مربوط به فقه سیاسى را در کتابهاى خود در بابهاى گوناگون گرد آوردند و گاه به شرح و تفسیر آن نیز پرداختند.<br/>
+
اخباریان نیز روایات مربوط به فقه سیاسی را در کتابهای خود در بابهای گوناگون گرد آوردند و گاه به شرح و تفسیر آن نیز پرداختند.<br/>
علاّمه محمّد باقر مجلسى که اخباریى معتدل به شمار مى آمد عهدنامه على(ع) به
+
علاّمه محمّد باقر مجلسی که اخباریی معتدل به شمار می آمد عهدنامه علی(ع) به
 
( ۱۹۰ )<br/>
 
( ۱۹۰ )<br/>
مالک اشتر و همچنین نامه على(ع) به عثمان بن حنیف نامه امام صادق(ع) به عبداللّه نجاشى و… را ترجمه کرد و بر آن نام: (آداب سلوک حاکم با رعیّت) نهاد.<ref> (بیست و پنج رساله فارسى) علامه محمد باقر مجلسى تحقیق: سید مهدى رجائى / ۱۳۵ـ ۱۶۲ کتابخانه آیة اللّه مرعشى.</ref> و در مقدمه ٌآن به روشنى نوشته است:<br/>
+
مالک اشتر و همچنین نامه علی(ع) به عثمان بن حنیف نامه امام صادق(ع) به عبداللّه نجاشی و… را ترجمه کرد و بر آن نام: (آداب سلوک حاکم با رعیّت) نهاد.<ref> (بیست و پنج رساله فارسی) علامه محمد باقر مجلسی تحقیق: سید مهدی رجائی / ۱۳۵ـ ۱۶۲ کتابخانه آیة اللّه مرعشی.</ref> و در مقدمهٌ آن به روشنی نوشته است:<br/>
(این رساله از ترجمه احادیث شریفه فراهم آمده است تا دستور العمل براى برخورد حاکمان با مردم و تنبیه ارباب غفلت و اصلاح اصحاب دولت باشد.)<br/>
+
(این رساله از ترجمه احادیث شریفه فراهم آمده است تا دستور العمل برای برخورد حاکمان با مردم و تنبیه ارباب غفلت و اصلاح اصحاب دولت باشد.)<br/>
با این همه توجه به فقه سیاسى از ویژگیهاى مکتب محقق کرکى به شمار مى آید. آن بزرگوار مقوله هایى چون: ولایت فقیه خراج و مقاسمه [[نماز جمعه]] و… را در آثار فقهى خود: جامع المقاصد فى شرح القواعد فوائد الشرایع و تعلیق الارشاد به بوته بررسى نهاده است و در پاره اى از مقوله ها و گزاره هاى یاد شده رساله هاى جداگانه دارد.<ref>(رسائل المحقق الکرکى) تحقیق: محمد حسون ج۱ رساله صلاة الجمعه۱۴۰/ ـ ۱۷۱; رسالة قاطعة اللجاج فى تحقیق حلّ الخراج۲۳۵/ ـ ۲۶۸ کتابخانه آیت اللّه مرعشى نجفى.</ref>
+
با این همه توجه به فقه سیاسی از ویژگیهای مکتب محقق کرکی به شمار می آید. آن بزرگوار مقوله هایی چون: ولایت فقیه خراج و مقاسمه [[نماز جمعه]] و… را در آثار فقهی خود: جامع المقاصد فی شرح القواعد فوائد الشرایع و تعلیق الارشاد به بوته بررسی نهاده است و در پاره ای از مقوله‌ها و گزاره های یاد شده رساله های جداگانه دارد.<ref>(رسائل المحقق الکرکی) تحقیق: محمد حسون ج۱ رساله صلاة الجمعه۱۴۰/ ـ ۱۷۱; رسالة قاطعة اللجاج فی تحقیق حلّ الخراج۲۳۵/ ـ ۲۶۸ کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی.</ref>
بیش تر فقیهان و مجتهدان شیعه پس از کرکى تا پایان دوره صفوى از جمله: حسین بن عبدالصّمد بهاءالدین محمّد بن حسین عاملى میر داماد سلطان العلما محقق خوانسارى آقا حسین و فرزند ایشان آقا جمال و آقا رضى فاضل هندى و… اثر پذیر از روش فقهى او بوده اند و در بیش تر موارد همان دیدگاههاى سیاسى ایشان را پذیرفته اند.<ref>(مقدمه اى بر فقه شیعه) حسین مدرسى طباطبائى ترجمه محمّد آصف فکرت ۵۵/ ـ ۵۶ بنیاد پژوهشهاى اسلامى.</ref>
+
بیش تر فقیهان و مجتهدان شیعه پس از کرکی تا پایان دوره صفوی از جمله: حسین بن عبدالصّمد بهاءالدین محمّد بن حسین عاملی میر داماد سلطان العلما محقق خوانساری آقا حسین و فرزند ایشان آقا جمال و آقا رضی فاضل هندی و… اثر پذیر از روش فقهی او بوده‌اند و در بیش تر موارد همان دیدگاه‌های سیاسی ایشان را پذیرفته‌اند.<ref>(مقدمه ای بر فقه شیعه) حسین مدرسی طباطبائی ترجمه محمّد آصف فکرت ۵۵/ ـ ۵۶ بنیاد پژوهشهای اسلامی.</ref>
  
 
== اندیشه نیابت و ولایت فقیه ==
 
== اندیشه نیابت و ولایت فقیه ==
اندیشه نیابت و ولایت فقیه از مهمّ ترین و محورى ترین مباحث سیاسى است. به طور طبیعى دیگر اندیشه هاى سیاسى هماره با توجه به آن اصل طرح و بحث مى شده است. در حکومت صفویان محقق کرکى نخستین فقیهى بود که این اندیشه را طرح کرد و به تبلیغ و [[دفاع]] از آن پرداخت.<ref>(رسائل المحقق الکرکى) ج۱۴۲/۱ ۲۷۰.</ref>پس از وى به عنوان اندیشه اى پذیرفته شده در کتابهاى فقهى بازگو شد. در زمان محقّق خوانسارى و پس از آن نیز بحثى رایج وعقیده اى شایع در میان عالمان دینى و همچنین مردم مسلمان بوده است.<br/>
+
اندیشه نیابت و ولایت فقیه از مهمّ‌ترین و محوری‌ترین مباحث سیاسی است. به طور طبیعی دیگر اندیشه های سیاسی هماره با توجه به آن اصل طرح و بحث می شده است. در حکومت صفویان محقق کرکی نخستین فقیهی بود که این اندیشه را طرح کرد و به تبلیغ و [[دفاع]] از آن پرداخت.<ref>(رسائل المحقق الکرکی) ج۱۴۲/۱ ۲۷۰.</ref>پس از وی به عنوان اندیشه ای پذیرفته شده در کتابهای فقهی بازگو شد. در زمان محقّق خوانساری و پس از آن نیز بحثی رایج وعقیده ای شایع در میان عالمان دینی و همچنین مردم مسلمان بوده است.<br/>
 
( ۱۹۱ )<br/>
 
( ۱۹۱ )<br/>
شمارى از جهانگردان تحلیل گران و گزارش نویسان خارجى و داخلى در لابه لاى یادداشتهاى خود از شهرت و رواج این اندیشه شیعى سخن گفته اند. حتّى پاره اى از آنان یادآوردشده اند: برتابیدن این سخن براى شمارى از شاهان صفوى و پیرامونیان آنان سخت دشوار بوده است ولى آنان از ترس مردم ناگزیر خود را به این دیدگاه شیعى پاى بند نشان مى داده اند.<ref>(سفرنامه کمپفر) ترجمه کیکاووس جهاندارى۱۲۷/ خوارزمى.</ref>
+
شماری از جهانگردان تحلیل گران و گزارش نویسان خارجی و داخلی در لابه لای یادداشتهای خود از شهرت و رواج این اندیشه شیعی سخن گفته‌اند. حتّی پاره ای از آنان یادآوردشده‌اند: برتابیدن این سخن برای شماری از شاهان صفوی و پیرامونیان آنان سخت دشوار بوده است ولی آنان از ترس مردم ناگزیر خود را به این دیدگاه شیعی پای بند نشان می داده‌اند.<ref>(سفرنامه کمپفر) ترجمه کیکاووس جهانداری۱۲۷/ خوارزمی.</ref>
انگلبرت کمپفر جهانگرد و نویسنده آلمانى که در زمان سلطنت شاه سلیمان صفوى و ریاست مذهبى و شیخ الاسلامى محققّ خوانسارى در ایران به سر مى برده پس از اشاره به نفوذ معنوى مجتهد و قدرت مستقل او مى نویسد:<br/>
+
انگلبرت کمپفر جهانگرد و نویسنده آلمانی که در زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی و ریاست مذهبی و شیخ الاسلامی محققّ خوانساری در ایران به سر می برده پس از اشاره به نفوذ معنوی مجتهد و قدرت مستقل او می نویسد:<br/>
(شگفت آن که متألهین و عالمین به کتاب نیز در اعتقاد به مجتهد با مردم ساده دل شریکند و مى پندارند که طبق آیین خداوند پیشواى
+
(شگفت آن که متألهین و عالمین به کتاب نیز در اعتقاد به مجتهد با مردم ساده دل شریکند و می پندارند که طبق آیین خداوند پیشوای
 
( ۱۹۲ )<br/>
 
( ۱۹۲ )<br/>
روحانى مردم و قیادت مسلمین به عهده مجتهد گذاشته شده است در حالى که فرمانروا تنها وظیفه دارد به حفظ و اجراى نظرات وى همّت گمارد. بر حسب آن چه گفته شد مجتهد نسبت به جنگ و صلح نیز تصمیم مى گیرد بدون صلاح دید وى هیچ کار مهمّى که در زمینه حکومت بر مؤمنین باشد صورت نمى گیرد.)<ref>همان مدرک۱۲۵/ ـ ۱۲۶.</ref>
+
روحانی مردم و قیادت مسلمین به عهده مجتهد گذاشته شده است در حالی که فرمانروا تنها وظیفه دارد به حفظ و اجرای نظرات وی همّت گمارد. بر حسب آن چه گفته شد مجتهد نسبت به جنگ و صلح نیز تصمیم می گیرد بدون صلاح دید وی هیچ کار مهمّی که در زمینه حکومت بر مؤمنین باشد صورت نمی گیرد.)<ref>همان مدرک۱۲۵/ ـ ۱۲۶.</ref>
شاردن از جهانگردان بنام دوره شاه سلیمان صفوى پس از نمایاندن اقتدار عالمان و مجتهدان شیعى پادشاهان صفوى از جمله شاه سلیمان را عامل اجراى دستورهاى فقیهان و مجتهدان مى داند.<ref>(سفرنامه شاردن) ترجمه حسین عریضى بخش اصفهان۱۱۳/.</ref>
+
شاردن از جهانگردان بنام دوره شاه سلیمان صفوی پس از نمایاندن اقتدار عالمان و مجتهدان شیعی پادشاهان صفوی از جمله شاه سلیمان را عامل اجرای دستورهای فقیهان و مجتهدان می داند.<ref>(سفرنامه شاردن) ترجمه حسین عریضی بخش اصفهان۱۱۳/.</ref>
همو در جاى دیگر مى نویسد:<br/>
+
همو در جای دیگر می نویسد:<br/>
(طبقات دینى و معتقدان سر سخت مجتهدى را که خداوند از [[گناه]] حفظ مى کند شایسته جانشینى در غیبت او مى دانستند.)<ref>(دین و دولت در اسلام) آن.کى. اس. لمبتون ترجمه و تحقیق: سیدعباس صالحى محمّد مهدى فقیهى / ۴۴۱; (سفرنامه شاردن) ترجمه اقبال یغمائى ج۱۱۴۳/۳ انتشارات توس تهران.</ref>
+
(طبقات دینی و معتقدان سر سخت مجتهدی را که خداوند از [[گناه]] حفظ می کند شایسته جانشینی در غیبت او می دانستند.)<ref>(دین و دولت در اسلام) آن.کی. اس. لمبتون ترجمه و تحقیق: سیدعباس صالحی محمّد مهدی فقیهی / ۴۴۱; (سفرنامه شاردن) ترجمه اقبال یغمائی ج۱۱۴۳/۳ انتشارات توس تهران.</ref>
 
ییا:<br/>
 
ییا:<br/>
(من بسیارى از روحانیان و اهل منبر و دانش و ادب و شخصیتهاى برجسته را دیده ام که همه بر همین اعتقاد بودند و از عقیده خود [[دفاع]] مى کردند.)<ref>(سفرنامه شاردن) ترجمه یغمایى ج۱۱۴۶/۳. ترجمه دیگر از همین اثر با نام: (سیاحتنامه شاردن) ترجمه محمدعباسى ج۱۳۷/۸ ـ ۱۴۹ امیرکبیر.  </ref>
+
(من بسیاری از روحانیان و اهل منبر و دانش و ادب و شخصیتهای برجسته را دیده‌ام که همه بر همین اعتقاد بودند و از عقیده خود [[دفاع]] می کردند.)<ref>(سفرنامه شاردن) ترجمه یغمایی ج۱۱۴۶/۳. ترجمه دیگر از همین اثر با نام: (سیاحتنامه شاردن) ترجمه محمدعباسی ج۱۳۷/۸ ـ ۱۴۹ امیرکبیر.  </ref>
حتى از روى کینه گزارش مى دهد:<br/>
+
حتی از روی کینه گزارش می دهد:<br/>
(نخستین بار که وارد ایران شدم دربار به تازگى خود را از شرّ یک ملاّ یا خطیب دینى که از مدتها پیش این سخنان را به گوش مردم مى خواند و هواخواهان زیادى پیدا کرده بود رهایى یافته بود.)<ref> همان مدرک ترجمه یغمائى ج۱۱۴۵/۳. نام این خطیب دینى ملاقاسم بود. وى در نزدیک اصفهان زندگى مى کرد و بیش تر مردم اصفهان از خُرد و بزرگ دوستدار و هوادارش بودند. او در میان حکومتیان نیز جایگاه بلندى داشت. روحانیان نیز در باطن از او طرفدارى مى کردند. این عالم پس از چندى که این اصول را آشکارا تعلیم مى داد به شیراز تبعید شد. ممکن است او را در بین راه کشته باشند چون پس از این دیگر از او خبرى شنیده نشده است</ref>
+
(نخستین بار که وارد ایران شدم دربار به تازگی خود را از شرّ یک ملاّ یا خطیب دینی که از مدتها پیش این سخنان را به گوش مردم می خواند و هواخواهان زیادی پیدا کرده بود رهایی یافته بود.)<ref> همان مدرک ترجمه یغمائی ج۱۱۴۵/۳. نام این خطیب دینی ملاقاسم بود. وی در نزدیک اصفهان زندگی می کرد و بیش تر مردم اصفهان از خُرد و بزرگ دوستدار و هوادارش بودند. او در میان حکومتیان نیز جایگاه بلندی داشت. روحانیان نیز در باطن از او طرفداری می کردند. این عالم پس از چندی که این اصول را آشکارا تعلیم می داد به شیراز تبعید شد. ممکن است او را در بین راه کشته باشند چون پس از این دیگر از او خبری شنیده نشده است</ref>
شاهان صفوى خود نیز به این دیدگاه شیعى توجه داشته اند تا جایى که شمارى از آنان مشروع بودن حکومت خود را به تایید مجتهدان مى دانسته اند.<ref>(روضات الجنات فى احوال العلماء و السادات) میرزا محمد باقر خوانسارى ج۳۶۱/۴ اسماعیلیان قم.</ref>
+
شاهان صفوی خود نیز به این دیدگاه شیعی توجه داشته‌اند تا جایی که شماری از آنان مشروع بودن حکومت خود را به تایید مجتهدان می دانسته‌اند.<ref>(روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات) میرزا محمد باقر خوانساری ج۳۶۱/۴ اسماعیلیان قم.</ref>
دکتر ذبیح اللّه صفا با این که به روحانیان و عالمان شیعى کین مى توزد از این اندیشه چنین گزارش مى دهد:<br/>
+
دکتر ذبیح اللّه صفا با این که به روحانیان و عالمان شیعی کین می توزد از این اندیشه چنین گزارش می دهد:<br/>
( این موضوعِ نیابت از امام غایب و همچنین استناد به حدیثى که نقل کرده ام
+
( این موضوعِ نیابت از امام غایب و همچنین استناد به حدیثی که نقل کرده‌ام
 
( ۱۹۳ )<br/>
 
( ۱۹۳ )<br/>
(مقبوله عمر بن حنظله) از مطلبهایى است که هم از آغاز عهد صفوى محلّ توجّه پادشاهان بوده و دست طبقه یاد شده را در همه کارهاى عرفى و شرعى باز مى کرده است. یکى از اسرار قدرت و نفوذ عظیم عالمان دینى در عصر صفوى در رعایت همین دو نکته نهفته است.)<ref>(تاریخ ادبیات در ایران) ذبیح الله صفا ج۵ بخش یکم۱۷۶/ شرکت مؤلفان و مترجمان ایران.</ref>
+
(مقبوله عمر بن حنظله) از مطلبهایی است که هم از آغاز عهد صفوی محلّ توجّه پادشاهان بوده و دست طبقه یاد شده را در همه کارهای عرفی و شرعی باز می کرده است. یکی از اسرار قدرت و نفوذ عظیم عالمان دینی در عصر صفوی در رعایت همین دو نکته نهفته است.)<ref>(تاریخ ادبیات در ایران) ذبیح الله صفا ج۵ بخش یکم۱۷۶/ شرکت مؤلفان و مترجمان ایران.</ref>
 
سخن بالا به سه نکته اشاره دارد:<br/>
 
سخن بالا به سه نکته اشاره دارد:<br/>
۱. همه شاهان صفوى به اندیشه ولایت فقیه توجه داشته اند.<br/>
+
۱. همه شاهان صفوی به اندیشه ولایت فقیه توجه داشته‌اند.<br/>
۲. همکارى فقیهان شیعه با شاهان صفوى بر اساس همین اندیشه بوده است.<br/>
+
۲. همکاری فقیهان شیعه با شاهان صفوی بر اساس همین اندیشه بوده است.<br/>
۳. نفوذ و اقتدار عالمان شیعى نیز براساس همین اندیشه بوده است.<br/>
+
۳. نفوذ و اقتدار عالمان شیعی نیز براساس همین اندیشه بوده است.<br/>
ذبیح اللّه صفا پس از این فراز یادآور مى شود: شاه طهماسب در فرمانهایى که درباره محقق کرکى صادر کرده و از کارگزاران خود خواسته که از ایشان پیروى کنند از محقق کرکى با عنوان (نایب الامام) یاد مى کند.<br/>
+
ذبیح اللّه صفا پس از این فراز یادآور می شود: شاه طهماسب در فرمانهایی که دربارهٔ محقق کرکی صادر کرده و از کارگزاران خود خواسته که از ایشان پیروی کنند از محقق کرکی با عنوان (نایب الامام) یاد می کند.<br/>
(چنین حکم و دستورى خط مشى دولت صفوى را تا پایان این عهد معلوم کرد.)<ref>همان مدرک.</ref>
+
(چنین حکم و دستوری خط مشی دولت صفوی را تا پایان این عهد معلوم کرد.)<ref>همان مدرک.</ref>
جوّ حاکم بر فقه نیز همین بوده است. همه فقیهان بزرگ در این دوره از این اندیشه شیعى سخن گفته اند و چنانکه خواهیم گفت: مبناى همکارى خود را با پادشاهان صفوى براساس همین اصل قرار داده اند.<br/>
+
جوّ حاکم بر فقه نیز همین بوده است. همه فقیهان بزرگ در این دوره از این اندیشه شیعی سخن گفته‌اند و چنانکه خواهیم گفت: مبنای همکاری خود را با پادشاهان صفوی براساس همین اصل قرار داده‌اند.<br/>
حاج آقا حسین خوانسارى در بحث خمس و [[زکات]] از نیابت عامّه فقیه داراى شرایط سخن گفته است.<ref>(رساله در خمس) خطى ۵۲/.</ref>فرزند ایشان حاج آقا جمال در چندین مورد به شهرت این دیدگاه و مستندات آن اشاره دارد.<ref>(رساله نماز جمعه) خطّى ۲۵/; (التعلیقات على شرح اللمعة الدمشقیة) آقا جمال۳۲۰/ زاهدى.</ref>شیخ انصارى هم این شهرت را از قول ایشان در کتاب مکاسب آورده است.<ref>(المکاسب) شیخ انصارى۱۵۵/ چاپ تبریز.</ref>
+
حاج آقا حسین خوانساری در بحث خمس و [[زکات]] از نیابت عامّه فقیه دارای شرایط سخن گفته است.<ref>(رساله در خمس) خطی ۵۲/.</ref>فرزند ایشان حاج آقا جمال در چندین مورد به شهرت این دیدگاه و مستندات آن اشاره دارد.<ref>(رساله نماز جمعه) خطّی ۲۵/; (التعلیقات علی شرح اللمعة الدمشقیة) آقا جمال۳۲۰/ زاهدی.</ref>شیخ انصاری هم این شهرت را از قول ایشان در کتاب مکاسب آورده است.<ref>(المکاسب) شیخ انصاری۱۵۵/ چاپ تبریز.</ref>
آقا جمال در بحث خمس ذیل عبارت شهید ثانى:<br/>
+
آقا جمال در بحث خمس ذیل عبارت شهید ثانی:<br/>
(ثلاثة منها للامام(ع)… وهو نصف الخمس یصرف الیه(ع) ان کان حاضراً او الى نوّابه وهم الفقهاء العدول الامامیون الجامعیون لشرایط الفتوى لانهم وکلائه.)<br/>
+
(ثلاثة منها للامام(ع)… وهو نصف الخمس یصرف الیه(ع) ان کان حاضراً او الی نوّابه وهم الفقهاء العدول الامامیون الجامعیون لشرایط الفتوی لانهم وکلائه.)<br/>
 
( ۱۹۴ )<br/>
 
( ۱۹۴ )<br/>
سه سهم از خمس از آنِ امام(ع) است… و آن نصف خمس است که در دوره حضور باید به امام و در دوره غیبت به نایبان آن حضرت داده شود. نایبان آن حضرت عبارتند از: فقهاى عادل امامى که داراى شرایط فتوا باشند; چنین فقیهانى و کیلان آن حضرت مى باشند.<br/>
+
سه سهم از خمس از آنِ امام(ع) است… و آن نصف خمس است که در دوره حضور باید به امام و در دوره غیبت به نایبان آن حضرت داده شود. نایبان آن حضرت عبارتند از: فقهای عادل امامی که دارای شرایط فتوا باشند; چنین فقیهانی و کیلان آن حضرت می باشند.<br/>
مى نویسد:<br/>
+
می نویسد:<br/>
(کون الفقهاء المذکورین نوابّ الامام(ع) هو المعروف بین الاصحاب….)<ref>(التعلیقات على شرح اللمعة الدمشقیة) آقا جمال خوانسارى۳۲۰/ ـ ۳۲۱. خود آقا جمال ولایت فقیه را محدودتر از قول مشهور دانسته و بر این باور است که خمس چون مال شخص امام(ع) است فقیه بر آن ولایتى ندارد.  </ref>
+
(کون الفقهاء المذکورین نوابّ الامام(ع) هو المعروف بین الاصحاب….)<ref>(التعلیقات علی شرح اللمعة الدمشقیة) آقا جمال خوانساری۳۲۰/ ـ ۳۲۱. خود آقا جمال ولایت فقیه را محدودتر از قول مشهور دانسته و بر این باور است که خمس چون مال شخص امام(ع) است فقیه بر آن ولایتی ندارد.  </ref>
 
این که فقیهان یاد شده نایبان امام باشند در میان اصحاب معروف است.<br/>
 
این که فقیهان یاد شده نایبان امام باشند در میان اصحاب معروف است.<br/>
  
 
== شبهه تضادّ ==
 
== شبهه تضادّ ==
پاره اى از تحلیل گران و گزارش گران خارجى و شمارى از عالمان شیعى از ناسازگارى عقیده و عمل در روزگار شاهان صفوى سخن گفته اند. به این بیان: براساس باور شیعى فقیه داراى شرایط به عنوان نیابت از امام(ع) همه کارهاى سیاسى و اجتماعى را باید بر عهده گیرد; امّا در عمل تنها به پاره اى از کارها مى پردازد. فقیهان دوره صفویه براى این که عقیده و عمل را با هم هماهنگ کنند در صدد برآمدند سلطان را پیرو یکى از مجتهدان سازند.<ref>(دین و حکومت در اسلام) لمبتون۴۴۲/.</ref>
+
پاره ای از تحلیل گران و گزارش گران خارجی و شماری از عالمان شیعی از ناسازگاری عقیده و عمل در روزگار شاهان صفوی سخن گفته‌اند. به این بیان: براساس باور شیعی فقیه دارای شرایط به عنوان نیابت از امام(ع) همه کارهای سیاسی و اجتماعی را باید بر عهده گیرد; امّا در عمل تنها به پاره ای از کارها می پردازد. فقیهان دوره صفویه برای این که عقیده و عمل را با هم هماهنگ کنند در صدد برآمدند سلطان را پیرو یکی از مجتهدان سازند.<ref>(دین و حکومت در اسلام) لمبتون۴۴۲/.</ref>
شاردن در این باره مى نویسد:<br/>
+
شاردن در این باره می نویسد:<br/>
(در سده هفدهم برخى از عالمان مدعى شدند که یک مجتهد که از جانب خدا از [[گناه]] معصوم مانده باشد باید به گونه اى آرمانى جانشین امام غایب شود. و وظیفه شاه نسبت به مذهب که در غایت یک وظیفه ظاهرى و حفاظتى بود مى بایست با راهنمایى یک مجتهد انجام پذیرد.)<ref>(دین و دولت در ایران) حامد الگار ترجمه ابوالقاسم سرّى۵۷/ توس.  </ref>
+
(در سده هفدهم برخی از عالمان مدعی شدند که یک مجتهد که از جانب خدا از [[گناه]] معصوم مانده باشد باید به گونه ای آرمانی جانشین امام غایب شود. و وظیفه شاه نسبت به مذهب که در غایت یک وظیفه ظاهری و حفاظتی بود می بایست با راهنمایی یک مجتهد انجام پذیرد.)<ref>(دین و دولت در ایران) حامد الگار ترجمه ابوالقاسم سرّی۵۷/ توس.  </ref>
هر چند شاردن این دیدگاه را مربوط به دوره پایانى حکومت صفویان دانسته است ولى از سخنان شاه طهماسب بر مى آید که این موضوع در دهه هاى آغازین حکومت
+
هر چند شاردن این دیدگاه را مربوط به دوره پایانی حکومت صفویان دانسته است ولی از سخنان شاه طهماسب بر می آید که این موضوع در دهه های آغازین حکومت
 
( ۱۹۵ )<br/>
 
( ۱۹۵ )<br/>
صفویان نیز مطرح بوده است شاه طهماسب براى حلّ همین مشکل است که خود را نماینده و کارگزار محقق کرکى معرّفى مى کند.<ref>(روضات الجنات) ج۳۶۱/۴.</ref>
+
صفویان نیز مطرح بوده است شاه طهماسب برای حلّ همین مشکل است که خود را نماینده و کارگزار محقق کرکی معرّفی می کند.<ref>(روضات الجنات) ج۳۶۱/۴.</ref>
سید نعمت الله جزائرى از شاگردان بنام محقق خوانسارى به هنگام روشن گرى نقش عالمان شیعى در جامعه در حلّ این مشکل چنین مى نویسد:<br/>
+
سید نعمت الله جزائری از شاگردان بنام محقق خوانساری به هنگام روشن گری نقش عالمان شیعی در جامعه در حلّ این مشکل چنین می نویسد:<br/>
(امور کشور بر محور (علما) و (ولات) است. صلاح و فساد آنها مملکت را آباد و یا ویران مى سازد. علما باید حکم دهند و ولات باید آن را عمل کنند… .علما وارث انبیا هستند و باید همانند آنان عمل کنند.)<ref>(علل بر افتادن صفویان) تصحیح و تألیف جعفریان۳۳۴/ سازمان تبلیغات اسلامى به نقل از: (مسکّن الشجون فى حکم الفرار من الطاعون) سید نعمت اللّه جزائرى خطّى۴۶..  </ref>
+
(امور کشور بر محور (علما) و (ولات) است. صلاح و فساد آنها مملکت را آباد و یا ویران می سازد. علما باید حکم دهند و ولات باید آن را عمل کنند… .علما وارث انبیا هستند و باید همانند آنان عمل کنند.)<ref>(علل بر افتادن صفویان) تصحیح و تألیف جعفریان۳۳۴/ سازمان تبلیغات اسلامی به نقل از: (مسکّن الشجون فی حکم الفرار من الطاعون) سید نعمت اللّه جزائری خطّی۴۶..  </ref>
چنین دیدگاهى گرایش فقهى موجود در فقه شیعه را نشان مى دهد و این ویژه جزائرى نیست بلکه همه عالمان و روشنفکران (همان گونه که کمپفر و شاردن گزارش داده بودند) چنین گرایشى داشته اند. در حقیقت فقیهان شیعه پیروى حاکمان را از مجتهد عادل آگاه شجاع و… خواستار بوده اند.<br/>
+
چنین دیدگاهی گرایش فقهی موجود در فقه شیعه را نشان می دهد و این ویژه جزائری نیست بلکه همه عالمان و روشنفکران (همان گونه که کمپفر و شاردن گزارش داده بودند) چنین گرایشی داشته‌اند. در حقیقت فقیهان شیعه پیروی حاکمان را از مجتهد عادل آگاه شجاع و… خواستار بوده‌اند.<br/>
محققان و نویسندگان خارجى و پاره اى از عالمان شیعى محقق کرکى <ref> (دولت و حکومت در اسلام) لمبتون۴۴۲/.</ref>آقا حسین خوانسارى علامه محمّد باقر مجلسى و… را از نظریه پردازان این دیدگاه و عمل کنندگان به آن بر شمرده اند.<br/>
+
محققان و نویسندگان خارجی و پاره ای از عالمان شیعی محقق کرکی <ref> (دولت و حکومت در اسلام) لمبتون۴۴۲/.</ref>آقا حسین خوانساری علامه محمّد باقر مجلسی و… را از نظریه پردازان این دیدگاه و عمل کنندگان به آن بر شمرده‌اند.<br/>
کشمیرى در توجیه همکارى فقیهان با شاهان صفوى و از میان برداشتن ناسازگارى بین عقیده و عمل و ارائه راه حلّ چنین مى نویسد:<br/>
+
کشمیری در توجیه همکاری فقیهان با شاهان صفوی و از میان برداشتن ناسازگاری بین عقیده و عمل و ارائه راه حلّ چنین می نویسد:<br/>
(در طریقه حقّه امامیه این است که: صاحب ملک را امام زمان مى دانند و کسى را نمى رسد که در ملک امام بى اذن او یا اذن نایب او دخل و تصرف نماید. پس در این وقت که امام زمان یعنى حضرت قائم آل محّمد [[صلوات]] اللّه علیه و علیهم غایب است مجتهد جامع الشرایط عادل هر که باشد نایب آن حضرت است تا در میان مسلمین حافظ حدود الهى باشد چون ملک دارى و سپه آرایى از فضلا و مجتهدان این زمان صورت نمى گیرد و لهذا هر پادشاهى را مجتهد معظم
+
(در طریقه حقّه امامیه این است که: صاحب ملک را امام زمان می دانند و کسی را نمی رسد که در ملک امام بی اذن او یا اذن نایب او دخل و تصرف نماید. پس در این وقت که امام زمان یعنی حضرت قائم آل محّمد [[صلوات]] اللّه علیه و علیهم غایب است مجتهد جامع الشرایط عادل هر که باشد نایب آن حضرت است تا در میان مسلمین حافظ حدود الهی باشد چون ملک داری و سپه آرایی از فضلا و مجتهدان این زمان صورت نمی گیرد و لهذا هر پادشاهی را مجتهد معظم
 
( ۱۹۶ )<br/>
 
( ۱۹۶ )<br/>
آن زمان نایب خود کرده… و آن پادشاه خود را نایب او تصور مى کرد تا تصرف او در ملک و حکومتش بر خلق به نیابت نایب امام بوده و صورت شرعى داشته باشد; لهذا شاه سلیمان مغفور را آقا حسین خوانسارى مبرور به نیابت خود بر سریر سلطنت اجلاس فرمود… و سلطان حسین صفوى را مولانا محمد باقر مجلسى(ره) و همچنین سلاطین سلف را مجتهدان سلف.)<ref>(نجوم السماء فى تراجم العلماء) میرزا محمّد على کشمیرى۱۱۱/ بصیرتى قم.  </ref>
+
آن زمان نایب خود کرده… و آن پادشاه خود را نایب او تصور می کرد تا تصرف او در ملک و حکومتش بر خلق به نیابت نایب امام بوده و صورت شرعی داشته باشد; لهذا شاه سلیمان مغفور را آقا حسین خوانساری مبرور به نیابت خود بر سریر سلطنت اجلاس فرمود… و سلطان حسین صفوی را مولانا محمد باقر مجلسی(ره) و همچنین سلاطین سلف را مجتهدان سلف.)<ref>(نجوم السماء فی تراجم العلماء) میرزا محمّد علی کشمیری۱۱۱/ بصیرتی قم.  </ref>
حامد الگار بر این باور است که در دوره صفویان اعمال قدرت و مرجعیت مجتهدان تنها به کارهاى قضایى محدود شد و گسترش آن به حوزه کارهاى سیاسى و اجتماعى به عهده نسلهاى بعدى که عالمان دوره قاجار باشد واگذار شد.<ref>(دین و دولت در ایران) حامد الگار / ۵۸.</ref>
+
حامد الگار بر این باور است که در دوره صفویان اعمال قدرت و مرجعیت مجتهدان تنها به کارهای قضایی محدود شد و گسترش آن به حوزه کارهای سیاسی و اجتماعی به عهده نسلهای بعدی که عالمان دوره قاجار باشد واگذار شد.<ref>(دین و دولت در ایران) حامد الگار / ۵۸.</ref>
آیا همه شاهان صفوى و یا شمارى از آنان به نیابت از مجتهدان عمل کرده اند؟<br/>
+
آیا همه شاهان صفوی و یا شماری از آنان به نیابت از مجتهدان عمل کرده‌اند؟<br/>
این موضوع چندان روشن نیست. دست کم شاه طهماسب و شاه عباس ثانى مدعى چنین چیزى بوده اند.<br/>
+
این موضوع چندان روشن نیست. دست کم شاه طهماسب و شاه عباس ثانی مدعی چنین چیزی بوده‌اند.<br/>
شاه طهماسب خطاب به محقق کرکى مى گوید:<br/>
+
شاه طهماسب خطاب به محقق کرکی می گوید:<br/>
 
(انت احقّ بالملک لانک النائب عن الامام(ع) و انّما اکون من عمالک اقوم باوامرک ونواهیک.)<ref>(روضات الجنات) ج۳۶۱/۱.</ref>
 
(انت احقّ بالملک لانک النائب عن الامام(ع) و انّما اکون من عمالک اقوم باوامرک ونواهیک.)<ref>(روضات الجنات) ج۳۶۱/۱.</ref>
تو شایسته تر از من به حکومتى; زیرا تو نایب امامى و من از کارگزاران تو مى باشم و به دستورها و نهى فرموده هاى تو عمل مى کنم.<br/>
+
تو شایسته تر از من به حکومتی; زیرا تو نایب امامی و من از کارگزاران تو می باشم و به دستورها و نهی فرموده های تو عمل می کنم.<br/>
محمود بن هدایت نطنزى در تاریخ خود به نام: نقاوة الاثار در گزارشى که از تاجگذارى شاه اسماعیل دوّم به سال ۹۸۴ ارائه مى دهد مى نویسد: پس از آن که عالمان و مجتهدان بزرگ بویژه شیخ عبدالعلى کرکى به دعوت شاه در مراسم تاجگذارى حضور یافتند شاه در جمع میهمانان گفت:<br/>
+
محمود بن هدایت نطنزی در تاریخ خود به نام: نقاوة الاثار در گزارشی که از تاجگذاری شاه اسماعیل دوّم به سال ۹۸۴ ارائه می دهد می نویسد: پس از آن که عالمان و مجتهدان بزرگ بویژه شیخ عبدالعلی کرکی به دعوت شاه در مراسم تاجگذاری حضور یافتند شاه در جمع میهمانان گفت:<br/>
(این سلطنت در حقیقت از آنِ صاحب الزمان(ع) است و شما نایب مناب آن حضرت هستید و مأذونید که احکام اسلام و شریعت را به اجرا درآورید. شما براى من فرش گستراندید و مرا بر مسند نشاندید تا به
+
(این سلطنت در حقیقت از آنِ صاحب الزمان(ع) است و شما نایب مناب آن حضرت هستید و مأذونید که احکام اسلام و شریعت را به اجرا درآورید. شما برای من فرش گستراندید و مرا بر مسند نشاندید تا به
 
( ۱۹۷ )<br/>
 
( ۱۹۷ )<br/>
رأى و اراده شما حکم برانم.)<ref>(دولت و حکومت در اسلام)۴۳۷/.</ref>
+
رأی و اراده شما حکم برانم.)<ref>(دولت و حکومت در اسلام)۴۳۷/.</ref>
آیا این ادّعاها درست است؟ سند گویایى در این باره در دست نیست و نمى توان گفت: محقق کرکى به شاه طهماسب و شیخ عبدالعلى به شاه عباس دوّم و یا محقق خوانسارى به شاه سلیمان نیابت داده اند. درباره شاه عباس دوّم نقل شده است: پس از آن که شاه در هنگام تاجگذارى آن سخنان را بر زبان راند شیخ عبدالعلى کرکى (نواده على بن حسین بن عبدالعلى کرکى) زیر لب گفت:<br/>
+
آیا این ادّعاها درست است؟ سند گویایی در این باره در دست نیست و نمی توان گفت: محقق کرکی به شاه طهماسب و شیخ عبدالعلی به شاه عباس دوّم و یا محقق خوانساری به شاه سلیمان نیابت داده‌اند. دربارهٔ شاه عباس دوّم نقل شده است: پس از آن که شاه در هنگام تاجگذاری آن سخنان را بر زبان راند شیخ عبدالعلی کرکی (نواده علی بن حسین بن عبدالعلی کرکی) زیر لب گفت:<br/>
( پدر من فراش کسى نبوده است. شاه این سخن بشنید و چیزى نگفت….)<ref>همان مدرک.  </ref>
+
( پدر من فراش کسی نبوده است. شاه این سخن بشنید و چیزی نگفت….)<ref>همان مدرک.  </ref>
اگر این رخداد به همان گونه که نقل شده اتفاق افتاده باشد به نظر مى رسد شاه اسماعیل دوّم مى خواسته است با این سخنان اعتبار شرعى براى سلطنت خود به دست آورد.<br/>
+
اگر این رخداد به همان گونه که نقل شده اتفاق افتاده باشد به نظر می رسد شاه اسماعیل دوّم می خواسته است با این سخنان اعتبار شرعی برای سلطنت خود به دست آورد.<br/>
به هر حال نیابت فقیه از امام(ع) در همه امور دینى و سیاسى باورى همگانى بوده که محقق کرکى در ابتداى حکومت صفویان بر آن ادعاى اجماع کرده است و آقا جمال خوانسارى در سالهاى پایانى این دوران آن را عقیده اى جا افتاده و مشهور در میان فقیهان مى داند و شاهان صفوى نیز تلاش مى کرده اند خود را با این باور همگانى هماهنگ جلوه دهند و حکومت خود را حکومتى بنمایانند سرچشمه گرفته از نیابت عام فقیهان از امام عصر(ع).<br/>
+
به هر حال نیابت فقیه از امام(ع) در همه امور دینی و سیاسی باوری همگانی بوده که محقق کرکی در ابتدای حکومت صفویان بر آن ادعای اجماع کرده است و آقا جمال خوانساری در سالهای پایانی این دوران آن را عقیده ای جا افتاده و مشهور در میان فقیهان می داند و شاهان صفوی نیز تلاش می کرده‌اند خود را با این باور همگانی هماهنگ جلوه دهند و حکومت خود را حکومتی بنمایانند سرچشمه گرفته از نیابت عام فقیهان از امام عصر(ع).<br/>
پس این که شمارى از خام اندیشان و یا وابستگان به جناحهاى سیاسى مطرود امت و امام این روزها به خاطر هدفهاى خاص سیاسى خلاف آنچه را یادآور شدیم با بوق و کرنا این جا و آن جا بر زبان مى رانند و به روى کاغذ مى آورند وارونه جلوه دادن واقعیتها و تحریف تاریخ است. یکى از اینان مى نویسد:<br/>
+
پس این که شماری از خام اندیشان و یا وابستگان به جناحهای سیاسی مطرود امت و امام این روزها به خاطر هدفهای خاص سیاسی خلاف آنچه را یادآور شدیم با بوق و کرنا این جا و آن جا بر زبان می رانند و به روی کاغذ می آورند وارونه جلوه دادن واقعیتها و تحریف تاریخ است. یکی از اینان می نویسد:<br/>
(آنچه بر شکل سنتى تا اوائل قرن سیزدهم به عنوان ولایت فقیه در فقه شیعه مطرح بوده است هرگز به معناى نظریه دولت و نگرش به امر حکومت و سیاست نبوده است.)<br/>
+
(آنچه بر شکل سنتی تا اوائل قرن سیزدهم به عنوان ولایت فقیه در فقه شیعه مطرح بوده است هرگز به معنای نظریه دولت و نگرش به امر حکومت و سیاست نبوده است.)<br/>
 
( ۱۹۸ )<br/>
 
( ۱۹۸ )<br/>
این وارونه گویى در حالى است که خود وى مى نویسد: (سخنان محقق کرکى و مقدس اردبیلى بر ولایت انتصابى فقیهان و نیابت عامّه آنان از امام(ع) دلالت دارد.) <ref>(نظریه هاى دولت در فقه شیعه) محسن کدیور /۱۴ نشر نى.</ref>
+
این وارونه گویی در حالی است که خود وی می نویسد: (سخنان محقق کرکی و مقدس اردبیلی بر ولایت انتصابی فقیهان و نیابت عامّه آنان از امام(ع) دلالت دارد.) <ref>(نظریه های دولت در فقه شیعه) محسن کدیور /۱۴ نشر نی.</ref>
وى پس از اعتراف بالا مى نویسد:<br/>
+
وی پس از اعتراف بالا می نویسد:<br/>
(امّا آیا در اندیشه او [محقق کرکى] هرگز ضرورت تشکیل حکومت اسلامى توسط فقیهان گذشته است؟<br/>
+
(امّا آیا در اندیشه او [محقق کرکی] هرگز ضرورت تشکیل حکومت اسلامی توسط فقیهان گذشته است؟<br/>
پاسخ این سؤال هر چه باشد با توجه به اختلاف نظر محقق کرکى با شاهان صفوى و [[هجرت]] وى به عراق او فرصت تجربه عملى و پرداختن به احکام آن را پیدا نمى کند.)<ref>همان مدرک.</ref>
+
پاسخ این سؤال هر چه باشد با توجه به اختلاف نظر محقق کرکی با شاهان صفوی و [[هجرت]] وی به عراق او فرصت تجربه عملی و پرداختن به احکام آن را پیدا نمی کند.)<ref>همان مدرک.</ref>
به این آقا باید گفت: پاسخ پرسش بالا هر چه باشد واهى بودن پندار شما را که: (تا اوائل قرن سیزدهم ولایت فقیه به معناى نظریه دولت و نگرش امر حکومت و سیاست نبوده است) به روشنى ثابت مى کند.<br/>
+
به این آقا باید گفت: پاسخ پرسش بالا هر چه باشد واهی بودن پندار شما را که: (تا اوائل قرن سیزدهم ولایت فقیه به معنای نظریه دولت و نگرش امر حکومت و سیاست نبوده است) به روشنی ثابت می کند.<br/>
  
 
== دفع شبهه ==
 
== دفع شبهه ==
شمارى از پندارگرایان پنداشته اند: اندیشه سیاسى نیابت عامّه و ولایت فقیه در عصر حکومت صفویان و یا قاجاریان به وجود آمده است.<ref>پاره اى از نویسندگان ایرانى غربگرایِ ساکن آمریکا همانند: امیر ارجمند و عباس امانت ولایت فقیه را نقد کرده و تلاش کرده ا ند آن را بى ریشه نشان دهند. در داخل نیز بعضى در جهت همکارى با آنها گام بر مى دارند همانند: نهضت آزادى و…</ref>
+
شماری از پندارگرایان پنداشته‌اند: اندیشه سیاسی نیابت عامّه و ولایت فقیه در عصر حکومت صفویان و یا قاجاریان به وجود آمده است.<ref>پاره ای از نویسندگان ایرانی غربگرایِ ساکن آمریکا همانند: امیر ارجمند و عباس امانت ولایت فقیه را نقد کرده و تلاش کرده ا ند آن را بی ریشه نشان دهند. در داخل نیز بعضی در جهت همکاری با آنها گام بر می دارند همانند: نهضت آزادی و…</ref>
حامد الگار پس از آن که به روایات و مستندات این دیدگاه اشاره مى کند بحث و تحقیق بیش تر را براى دستیابى به پیشینه این مقوله ضرورى مى داند ولى با این حال به عنوان یک احتمال مى نویسد:<br/>
+
حامد الگار پس از آن که به روایات و مستندات این دیدگاه اشاره می کند بحث و تحقیق بیش تر را برای دستیابی به پیشینه این مقوله ضروری می داند ولی با این حال به عنوان یک احتمال می نویسد:<br/>
(احتمال دارد که نیابت عامّه در زمان صفویان در اثر مجادله میان اخباریان و اصولیان پدید آمده باشد. آنچه مسلّم است این است که: با آغاز دوران قاجاریان این اندیشه قبول عامّ یافته است.)<ref>(دین و دولت در ایران) حامد الگار ترجمه ابوالقاسم سرّى۲۷/.  </ref>
+
(احتمال دارد که نیابت عامّه در زمان صفویان در اثر مجادله میان اخباریان و اصولیان پدید آمده باشد. آنچه مسلّم است این است که: با آغاز دوران قاجاریان این اندیشه قبول عامّ یافته است.)<ref>(دین و دولت در ایران) حامد الگار ترجمه ابوالقاسم سرّی۲۷/.  </ref>
ما در گذشته به شرح به این شبهه پاسخ دادیم و ثابت کردیم: ولایت و نیابت عامه ریشه در اعماق منابع دینى و فقه شیعه دارد و هیچ ارتباطى به ستیزها و جدلهاى اخباریان و اصولیان ندارد. جدلهاى اخبارى و اصولى بر شیوه دسترسى به احکام بود و
+
ما در گذشته به شرح به این شبهه پاسخ دادیم و ثابت کردیم: ولایت و نیابت عامه ریشه در اعماق منابع دینی و فقه شیعه دارد و هیچ ارتباطی به ستیزها و جدلهای اخباریان و اصولیان ندارد. جدلهای اخباری و اصولی بر شیوه دسترسی به احکام بود و
 
( ۱۹۹ )<br/>
 
( ۱۹۹ )<br/>
مهمّ ترین اختلاف آنان در اعتبار داشتن و نداشتن عقل در احکام دینى بود. افزون بر این طرح اندیشه نیابت عامّه حتى در زمان صفویان مقدّم بر درگیریهاى اصولى و اخبارى بوده است.<br/>
+
مهمّ‌ترین اختلاف آنان در اعتبار داشتن و نداشتن عقل در احکام دینی بود. افزون بر این طرح اندیشه نیابت عامّه حتی در زمان صفویان مقدّم بر درگیریهای اصولی و اخباری بوده است.<br/>
مهم تر این که: اخباریان روایاتى را که مورد استفاده عالمان اصولى براى نیابت عامّه قرار مى گرفته است در کتابهاى حدیثى خود آورده اند و گاه نیز به شرح آن پرداخته و براساس آن فتوا داده اند. از باب نمونه:<br/>
+
مهم تر این که: اخباریان روایاتی را که مورد استفاده عالمان اصولی برای نیابت عامّه قرار می گرفته است در کتابهای حدیثی خود آورده‌اند و گاه نیز به شرح آن پرداخته و براساس آن فتوا داده‌اند. از باب نمونه:<br/>
فیض کاشانى (م.۱۰۹۱) همروزگار با محقق خوانسارى با این که گرایش اخبارى دارد همانند فقهاى اصولى بسیارى از اندیشه هاى سیاسى شیعه را در کتابهاى فقهى خود آورده است.<br/>
+
فیض کاشانی (م.۱۰۹۱) همروزگار با محقق خوانساری با این که گرایش اخباری دارد همانند فقهای اصولی بسیاری از اندیشه های سیاسی شیعه را در کتابهای فقهی خود آورده است.<br/>
وى در (مفاتیح الشرایع) فقه را به دو بخش زیر تقسیم کرده است:<ref>(مفاتیح الشرایع) ملامحسن فیض کاشانى تحقیق: سید مهدى رجایى ج۷/۱ مقدمه مولف مجمع الذخائر الاسلامیه.  </ref>
+
وی در (مفاتیح الشرایع) فقه را به دو بخش زیر تقسیم کرده است:<ref>(مفاتیح الشرایع) ملامحسن فیض کاشانی تحقیق: سید مهدی رجایی ج۷/۱ مقدمه مولف مجمع الذخائر الاسلامیه.  </ref>
 
۱. عبادات و سیاسات.<br/>
 
۱. عبادات و سیاسات.<br/>
 
۲. عادات و معاملات.<br/>
 
۲. عادات و معاملات.<br/>
در مقدمه کتاب یاد شده با استناد به مقبوله عمربن حنظله به روشنى از ولایت و نیابت فقیهان داراى شرایط سخن گفته<ref>همان مدرک۳/ مقدمه.</ref> و در بخش نخست این کتاب به قلمرو این نیابت پرداخته است.<br/>
+
در مقدمه کتاب یاد شده با استناد به مقبوله عمربن حنظله به روشنی از ولایت و نیابت فقیهان دارای شرایط سخن گفته<ref>همان مدرک۳/ مقدمه.</ref> و در بخش نخست این کتاب به قلمرو این نیابت پرداخته است.<br/>
به باور وى جهاد [[امر به معروف]] و نهى از منکر فتوا دادن و حکومت به حقّ در میان مردم بر پا داشتن حدود و تعزیرات و دیگر سیاسات دینى از ضروریات دین است. در اصل بخش اساسى و مهمّ دین همینهاست.<br/>
+
به باور وی جهاد [[امر به معروف]] و نهی از منکر فتوا دادن و حکومت به حقّ در میان مردم بر پا داشتن حدود و تعزیرات و دیگر سیاسات دینی از ضروریات دین است. در اصل بخش اساسی و مهمّ دین همینهاست.<br/>
مى افزاید:<br/>
+
می افزاید:<br/>
(مهم ترین هدف خداوند از فرستادن پیامبران اجراى همین بخش از دین است تعطیلى این بخش به معناى تعطیلى نبوّت پیامبران نابودى دین و دیانت شیوع و رواج نادانى و گمراهى ویرانى شهرها و هلاکت بندگان خداست.)<ref>همان مدرک ج۵۰/۲.</ref>
+
(مهم‌ترین هدف خداوند از فرستادن پیامبران اجرای همین بخش از دین است تعطیلی این بخش به معنای تعطیلی نبوّت پیامبران نابودی دین و دیانت شیوع و رواج نادانی و گمراهی ویرانی شهرها و هلاکت بندگان خداست.)<ref>همان مدرک ج۵۰/۲.</ref>
از این روى به روشنى در دوران غیبت اجراى همه امورى را که بر مى شمارد (به
+
از این روی به روشنی در دوران غیبت اجرای همه اموری را که بر می شمارد (به
 
( ۲۰۰ )<br/>
 
( ۲۰۰ )<br/>
جز جهاد ابتدایى) برعهده فقیهان عادل آگاه شجاع و… مى داند:<br/>
+
جز جهاد ابتدایی) برعهده فقیهان عادل آگاه شجاع و… می داند:<br/>
(وما کان للدفع بان یغشى المسلمین عدو و یخشى منهم على بیضه الاسلام فیساعدهم دفعا فغیر مشروط به… وکذلک الامر بالمعروف و النّهى عن المنکر فانّهما غیر مشروطین باذنه علیه السلام و نسبة القول باشتراطهما به الینا فریةٌ علینا من المخالفین و کذا اقامة الحدود و التعزیرات و سائر السیاسات الدینیه فان للفقها المأمونین اقامتها فی الغیبه بحقّ النیابه عنه علیه السلام لانّهم ماذونون من قبلهم علیهم السلام فى امثالها کالقضاء والافتاء و غیرهما ولاطلاق ادلة وجوبها و عدم دلیل على توقفه على حضوره علیه السلام. ولنبین الان جمیعاً سوى احکام القضاء فانّها تأتى فى فنّ المعاملات انشاء اللّه تعالى.)<ref>همان مدرک.</ref>
+
(وما کان للدفع بان یغشی المسلمین عدو و یخشی منهم علی بیضه الاسلام فیساعدهم دفعا فغیر مشروط به… وکذلک الامر بالمعروف و النّهی عن المنکر فانّهما غیر مشروطین باذنه علیه السلام و نسبة القول باشتراطهما به الینا فریةٌ علینا من المخالفین و کذا اقامة الحدود و التعزیرات و سائر السیاسات الدینیه فان للفقها المأمونین اقامتها فی الغیبه بحقّ النیابه عنه علیه السلام لانّهم ماذونون من قبلهم علیهم السلام فی امثالها کالقضاء والافتاء و غیرهما ولاطلاق ادلة وجوبها و عدم دلیل علی توقفه علی حضوره علیه السلام. ولنبین الان جمیعاً سوی احکام القضاء فانّها تأتی فی فنّ المعاملات انشاء اللّه تعالی.)<ref>همان مدرک.</ref>
[در جهاد ابتدایى اجازه امام(ع) شرط است] امّا در جهاد دفاعى اگر دشمن مسلمانان را محاصره کند به گونه اى که کیان اسلام به وسیله آنان در خطر افتد دریارى مسلمانان براى دفع دشمنان اجازه امام(ع) شرط نیست. همچنین در دستور به نیکیها و بازداشتن از بدیها و زشتیها اجازه امام (ع) لازم نیست. نسبت این دیدگاه به ما که در این گونه موارد اجازه امام معصوم(ع) را شرط مى دانیم نسبت ناروایى است که از سوى مخالفان به ما بسته شده است. بالاتر از این در اقامه حدود و تعزیرات و دیگر سیاسات دینى نیز اجازه امام(ع) شرط نیست; زیرا در روزگار غیبت فقهاى امین به نیابت از امام(ع) این کارها را بر عهده مى گیرند… چون فقیهان از سوى امامان(ع) در همانند این موارد مانند: [[قضاوت]] و فتوا دادن و غیر آن دو اجازه دارند. افزون بر این موارد یاد شده اطلاق دارند [هم دوره حضور امامان(ع) و هم دوره غیبت را مى گیرند] و دلیلى که آنها را ویژه دوره حضور گرداند وجود ندارد. بنابراین در این بخش به روشن کردن همه موارد یاد شده به جز
+
[در جهاد ابتدایی اجازه امام(ع) شرط است] امّا در جهاد دفاعی اگر دشمن مسلمانان را محاصره کند به گونه ای که کیان اسلام به وسیله آنان در خطر افتد دریاری مسلمانان برای دفع دشمنان اجازه امام(ع) شرط نیست. همچنین در دستور به نیکیها و بازداشتن از بدیها و زشتیها اجازه امام (ع) لازم نیست. نسبت این دیدگاه به ما که در این گونه موارد اجازه امام معصوم(ع) را شرط می دانیم نسبت ناروایی است که از سوی مخالفان به ما بسته شده است. بالاتر از این در اقامه حدود و تعزیرات و دیگر سیاسات دینی نیز اجازه امام(ع) شرط نیست; زیرا در روزگار غیبت فقهای امین به نیابت از امام(ع) این کارها را بر عهده می گیرند… چون فقیهان از سوی امامان(ع) در همانند این موارد مانند: [[قضاوت]] و فتوا دادن و غیر آن دو اجازه دارند. افزون بر این موارد یاد شده اطلاق دارند [هم دوره حضور امامان(ع) و هم دوره غیبت را می گیرند] و دلیلی که آنها را ویژه دوره حضور گرداند وجود ندارد. بنابراین در این بخش به روشن کردن همه موارد یاد شده به جز
 
( ۲۰۱ )<br/>
 
( ۲۰۱ )<br/>
 
احکام [[قضاوت]] خواهیم پرداخت. احکام [[قضاوت]] را نیز در بخش معاملات [بخش دوّم کتاب] به خواست خدا بیان خواهیم کرد.<br/>
 
احکام [[قضاوت]] خواهیم پرداخت. احکام [[قضاوت]] را نیز در بخش معاملات [بخش دوّم کتاب] به خواست خدا بیان خواهیم کرد.<br/>
در دیگر بابهاى این کتاب از جمله: کتاب مفاتیح الحسبه و الحدود و کتاب مفاتیح المناکح و… به روشنى به ولایت و نیابت فقیه پرداخته است.<br/>
+
در دیگر بابهای این کتاب از جمله: کتاب مفاتیح الحسبه و الحدود و کتاب مفاتیح المناکح و… به روشنی به ولایت و نیابت فقیه پرداخته است.<br/>
افزون بر همه اینها فیض کاشانى رساله اى در باب سیاست دارد به نام: آئینه شاهى که براى شاه عباس دوّم نوشته است.<ref>(الذریعة الى تصانیف الشیعه) ج۵۳/۱ این رساله ترجمه (ضیاء القلب) ایشان است.  </ref>و درگاه گرفتاریها و نیاز حکومت و درماندگى حکومت گران به یارى آنها بر مى خاسته و براى دشواریها راه حلّ ارائه مى داده است.<ref>(مفاتیح الشرایع) ج۱۸/۱ مقدمه. فیض کاشانى در رساله اى که به نام (شرح صدر) دارد به این روابط اشاره کرده است.</ref>
+
افزون بر همه اینها فیض کاشانی رساله ای در باب سیاست دارد به نام: آئینه شاهی که برای شاه عباس دوّم نوشته است.<ref>(الذریعة الی تصانیف الشیعه) ج۵۳/۱ این رساله ترجمه (ضیاء القلب) ایشان است.  </ref>و درگاه گرفتاریها و نیاز حکومت و درماندگی حکومت گران به یاری آنها بر می خاسته و برای دشواریها راه حلّ ارائه می داده است.<ref>(مفاتیح الشرایع) ج۱۸/۱ مقدمه. فیض کاشانی در رساله ای که به نام (شرح صدر) دارد به این روابط اشاره کرده است.</ref>
علامه مجلسى و شیخ حرّ عاملى و… بر اساس همین باور (نیابت فقیه) مناصبى را از شاهان صفوى پذیرفتند. علاّمه مجلسى شیخ الاسلام اصفهان<ref> (روضات الجنات) ج۷۹/۲; (دین و سیاست در عصر صفوى)۴۰۳/ ـ ۴۰۵.  </ref> و شیخ حر عاملى
+
علامه مجلسی و شیخ حرّ عاملی و… بر اساس همین باور (نیابت فقیه) مناصبی را از شاهان صفوی پذیرفتند. علاّمه مجلسی شیخ الاسلام اصفهان<ref> (روضات الجنات) ج۷۹/۲; (دین و سیاست در عصر صفوی)۴۰۳/ ـ ۴۰۵.  </ref> و شیخ حر عاملی
 
( ۲۰۲ )<br/>
 
( ۲۰۲ )<br/>
شیخ الاسلام مشهد<ref>(روضات الجنات) ج۱۰۴/۷.</ref> از سوى صفویان بودند.<br/>
+
شیخ الاسلام مشهد<ref>(روضات الجنات) ج۱۰۴/۷.</ref> از سوی صفویان بودند.<br/>
بنابراین همان گونه که در گزارش گزارشگران خارجى و داخلى آمده اعتقاد به ولایت فقیه در آن روزگار در میان عالمان شیعه چه اصولى و چه اخبارى و همچنین مردم رواج کامل داشت. فرق روزگار صفویان با پیش از آن در این است که بسیارى از فقیهان شیعه این مقوله (نیابت عامه) و بسیارى از دیگر مسائل تئوریک حکومت را در فرض وجود سلطان و حاکم ستم مطرح کرده اند و آن بدین سبب بوده که احتمال نمى داده اند حکومت مستقل شیعى و حاکمیت ولیّ فقیه در رأس جامعه پا بگیرد. براساس این انگاره به تفسیر وظیفه هاى اجتماعى شیعیان پرداخته اند; امّا در دوران صفویه و حتّى پیش از آن در زمان شهید اوّل این اندیشه با بیانى روشن عرضه شد و گرایش فقیهان به آن روز به روز بیش تر و گسترده تر و قوى تر شد. و شاید این واکنشى بود در برابر کسانى که میل داشتند شاهان صفوى را جانشین امامان(ع) و یا حاکم از سوى آنان بدانند و براى آنان مشروعیت سیاسى اسلامى مستقل قائل شوند.<ref>(دولت و حکومت در اسلام)۴۲۸/.</ref>
+
بنابراین همان گونه که در گزارش گزارشگران خارجی و داخلی آمده اعتقاد به ولایت فقیه در آن روزگار در میان عالمان شیعه چه اصولی و چه اخباری و همچنین مردم رواج کامل داشت. فرق روزگار صفویان با پیش از آن در این است که بسیاری از فقیهان شیعه این مقوله (نیابت عامه) و بسیاری از دیگر مسائل تئوریک حکومت را در فرض وجود سلطان و حاکم ستم مطرح کرده‌اند و آن بدین سبب بوده که احتمال نمی داده‌اند حکومت مستقل شیعی و حاکمیت ولیّ فقیه در رأس جامعه پا بگیرد. براساس این انگاره به تفسیر وظیفه های اجتماعی شیعیان پرداخته‌اند; امّا در دوران صفویه و حتّی پیش از آن در زمان شهید اوّل این اندیشه با بیانی روشن عرضه شد و گرایش فقیهان به آن روز به روز بیش تر و گسترده تر و قوی تر شد. و شاید این واکنشی بود در برابر کسانی که میل داشتند شاهان صفوی را جانشین امامان(ع) و یا حاکم از سوی آنان بدانند و برای آنان مشروعیت سیاسی اسلامی مستقل قائل شوند.<ref>(دولت و حکومت در اسلام)۴۲۸/.</ref>
  
== بحثهاى دیگرى از فقه سیاسى ==
+
== بحثهای دیگری از فقه سیاسی ==
ییادآور شدیم: در روزگار صفویه فقه سیاسى رونق گرفت و رشد پیدا کرد و فقهاى بزرگوار شیعه بسیارى از مسائل فقه سیاسى از جمله: [[نماز جمعه]] خراج و مقاسمه خمس و [[زکات]] انفال [[امر به معروف]] و نهى از منکر حکم حاکم و رؤیت هلال [[قضاوت]] اجراى حدود و تعزیرات و… را در کتابهاى فقهى خود در بابهاى گوناگون طرح کردند و از پیوند آن با اصل نیابت عامّه و ولایت فقیه نیز سخن گفتند. در این جابه پاره اى از آنها از دیدگاه محقّق خوانسارى اشاره مى کنیم:<br/>
+
ییادآور شدیم: در روزگار صفویه فقه سیاسی رونق گرفت و رشد پیدا کرد و فقهای بزرگوار شیعه بسیاری از مسائل فقه سیاسی از جمله: [[نماز جمعه]] خراج و مقاسمه خمس و [[زکات]] انفال [[امر به معروف]] و نهی از منکر حکم حاکم و رؤیت هلال [[قضاوت]] اجرای حدود و تعزیرات و… را در کتابهای فقهی خود در بابهای گوناگون طرح کردند و از پیوند آن با اصل نیابت عامّه و ولایت فقیه نیز سخن گفتند. در این جابه پاره ای از آنها از دیدگاه محقّق خوانساری اشاره می کنیم:<br/>
  
== نماز عبادى سیاسى جمعه == [[نماز جمعه]] از جلوه هاى سیاسى اسلام است. این فریضه شکوهمند پیوند و یژه اى با حکومت و نظام اسلامى دارد. در دوره هاى نخستین و حتّى پس از آن محلّ برگزارى
+
== نماز عبادی سیاسی جمعه == [[نماز جمعه]] از جلوه های سیاسی اسلام است. این فریضه شکوهمند پیوند و یژه ای با حکومت و نظام اسلامی دارد. در دوره های نخستین و حتّی پس از آن محلّ برگزاری
 
( ۲۰۳ )<br/>
 
( ۲۰۳ )<br/>
نمازهاى جمعه در هر شهرى در کنار دارالاماره ها و مقرهاى حکومتى بود. حاکمان و والیان حکومتى عهده دار برگزارى آن بودند در واقع اجرا و برگزارى [[نماز جمعه]] از شوؤن حکومت به شمار مى آمد.<br/>
+
نمازهای جمعه در هر شهری در کنار دارالاماره‌ها و مقرهای حکومتی بود. حاکمان و والیان حکومتی عهده دار برگزاری آن بودند در واقع اجرا و برگزاری [[نماز جمعه]] از شوؤن حکومت به شمار می آمد.<br/>
از دیدگاه اسلام همان گونه که حاکم اسلامى اجراى حدود و تعزیرات و دستور به جهاد در راه خدا برگزارى حجّ و… را بر عهده مى گیرد همچنین به عنوان وظیفه اى حکومتى [[نماز جمعه]] را بر پا مى دارد.<br/>
+
از دیدگاه اسلام همان گونه که حاکم اسلامی اجرای حدود و تعزیرات و دستور به جهاد در راه خدا برگزاری حجّ و… را بر عهده می گیرد همچنین به عنوان وظیفه ای حکومتی [[نماز جمعه]] را بر پا می دارد.<br/>
سلیم بن قیس هلالى از امام على(ع) نقل مى کند که آن حضرت فرمود:<br/>
+
سلیم بن قیس هلالی از امام علی(ع) نقل می کند که آن حضرت فرمود:<br/>
(بر مسلمانان واجب است پس از فوت رهبرشان هیچ کارى انجام ندهند پیش از آن که رهبر و امامى برگزینند تا مالیاتها را گرد آورد حجّ [[نماز جمعه]] و… را بر پا دارد.)<ref>(مستدرک الوسائل) محدث نورى ج۱۲۳/۷ ـ ۱۲۴ مؤسسه آل البیت(ع) لاحیاء التراث.</ref>
+
(بر مسلمانان واجب است پس از فوت رهبرشان هیچ کاری انجام ندهند پیش از آن که رهبر و امامی برگزینند تا مالیاتها را گرد آورد حجّ [[نماز جمعه]] و… را بر پا دارد.)<ref>(مستدرک الوسائل) محدث نوری ج۱۲۳/۷ ـ ۱۲۴ مؤسسه آل البیت(ع) لاحیاء التراث.</ref>
امام صادق(ع) مى فرماید:<br/>
+
امام صادق(ع) می فرماید:<br/>
(لاجمعة إلاّ مع امام عدل تقى.)<ref>همان مدرک ج۱۳/۶.</ref> [[نماز جمعه]] بر پا نمى شود مگر با پیشواى عادل و با تقوا.<br/>
+
(لاجمعة إلاّ مع امام عدل تقی.)<ref>همان مدرک ج۱۳/۶.</ref> [[نماز جمعه]] بر پا نمی شود مگر با پیشوای عادل و با تقوا.<br/>
در این دو روایت و چندین روایت دیگر <ref>همان مدرک۱۳/.</ref>بر پاداشتن [[نماز جمعه]] از وظایف حاکم اسلامى شمرده شده است.<br/>
+
در این دو روایت و چندین روایت دیگر <ref>همان مدرک۱۳/.</ref>بر پاداشتن [[نماز جمعه]] از وظایف حاکم اسلامی شمرده شده است.<br/>
فتاواى فقیهان شیعه نیز بر اساس همین روایات شکل گرفته است از باب نمونه:<br/>
+
فتاوای فقیهان شیعه نیز بر اساس همین روایات شکل گرفته است از باب نمونه:<br/>
امام خمینى مى نویسد:<br/>
+
امام خمینی می نویسد:<br/>
(منصب امامت جمعه بدون نصب ولیّ امر مسلمانان ثابت نمى شود.)<ref>(احکام [[نماز جمعه]] مطابق با فتاوى امام با حواشى مراجع عظام) تنظیم اسدى علم الهدى۱۹/ ۳۴ ۴۸.</ref>
+
(منصب امامت جمعه بدون نصب ولیّ امر مسلمانان ثابت نمی شود.)<ref>(احکام [[نماز جمعه]] مطابق با فتاوی امام با حواشی مراجع عظام) تنظیم اسدی علم الهدی۱۹/ ۳۴ ۴۸.</ref>
موضع انتقادى شیعیان در برابر حکومتهاى اموى و عباسى و ویژگیهایى که امام جمعه باید داشته باشد سبب شد که چگونگى حضور در [[نماز جمعه]] از مسائل جدّى شیعیان باشد. مسأله اى که در دوره حضور امامان مطرح بود و پس از آن نیز ادامه داشت. در دوره غیبت شیعیان در [[نماز جمعه]] هایى که از سوى حاکمان ستم بر پا مى شد شرکت نمى کردند; چرا که نه امام جمعه ویژگیهاى لازم را داشت و نه مسائلى
+
موضع انتقادی شیعیان در برابر حکومتهای اموی و عباسی و ویژگیهایی که امام جمعه باید داشته باشد سبب شد که چگونگی حضور در [[نماز جمعه]] از مسائل جدّی شیعیان باشد. مسأله ای که در دوره حضور امامان مطرح بود و پس از آن نیز ادامه داشت. در دوره غیبت شیعیان در [[نماز جمعه]] هایی که از سوی حاکمان ستم بر پا می شد شرکت نمی کردند; چرا که نه امام جمعه ویژگیهای لازم را داشت و نه مسائلی
 
( ۲۰۴ )<br/>
 
( ۲۰۴ )<br/>
که از سوى خطیب جمعه عنوان مى شد گرهى از کار مسلمانان مى گشود. [[نماز جمعه]] سنگرى شده بود براى ستایش از ستمگران هجوم به معارف اصیل اسلامى و… سالهاى سال وضع به همین گونه بود و امکان برگزارى آن براى شیعیان بسیار محدود بود.<br/>
+
که از سوی خطیب جمعه عنوان می شد گرهی از کار مسلمانان می گشود. [[نماز جمعه]] سنگری شده بود برای ستایش از ستمگران هجوم به معارف اصیل اسلامی و… سالهای سال وضع به همین گونه بود و امکان برگزاری آن برای شیعیان بسیار محدود بود.<br/>
در پى تشکیل حکومت شیعى صفوى و حاکمیت نسبى فقیهان شیعه این فریضه که سالهاى سال متروک مانده بود دگربار احیا شد. محقّق کرکى خود در مرکز حکومت [[نماز جمعه]] را بر پا داشت و بر دیگر شهرها نیز امام جمعه گمارد<ref>(لوامع صاحبقرانى) محمد تقى مجلسى ج۵۱۳/۴ اسماعیلیان; (نقباء البشر) شیخ آقا بزرگ تهرانى ج ۱۷۶/۱ دارالمرتضى; (روضات الجنات) ج۳۶۹/۴ ۳۶۱; (احسن التواریخ) حسن بیک روملو با تصحیح عبدالحسین نوایى۲۴۹/ بابک.  </ref>. در این روزگار کتابها و رساله هاى مستقلى در این باره نوشته شد. تا پیش از این رساله مستقلى در این زمینه سراغ نداریم. نخستین رساله به خامه محقق کرکى نگاشته شد و در آن وجوب تخییرى [[نماز جمعه]] به اثبات رسید و چگونگى پیوند آن با مقوله نیابت و ولایت فقیه روشن شد. او در این رساله وجود امام معصوم(ع) یا نایب خاص و یا عامّ او را براى بر پاداشتن [[نماز جمعه]] کافى دانست و براى ثابت کردن این که نایب عامّ با نایب خاصّ فرقى ندارد بحث ولایت فقیه را طرح کرد.<br/>
+
در پی تشکیل حکومت شیعی صفوی و حاکمیت نسبی فقیهان شیعه این فریضه که سالهای سال متروک مانده بود دگربار احیا شد. محقّق کرکی خود در مرکز حکومت [[نماز جمعه]] را بر پا داشت و بر دیگر شهرها نیز امام جمعه گمارد<ref>(لوامع صاحبقرانی) محمد تقی مجلسی ج۵۱۳/۴ اسماعیلیان; (نقباء البشر) شیخ آقا بزرگ تهرانی ج ۱۷۶/۱ دارالمرتضی; (روضات الجنات) ج۳۶۹/۴ ۳۶۱; (احسن التواریخ) حسن بیک روملو با تصحیح عبدالحسین نوایی۲۴۹/ بابک.  </ref>. در این روزگار کتابها و رساله های مستقلی در این باره نوشته شد. تا پیش از این رساله مستقلی در این زمینه سراغ نداریم. نخستین رساله به خامه محقق کرکی نگاشته شد و در آن وجوب تخییری [[نماز جمعه]] به اثبات رسید و چگونگی پیوند آن با مقوله نیابت و ولایت فقیه روشن شد. او در این رساله وجود امام معصوم(ع) یا نایب خاص و یا عامّ او را برای بر پاداشتن [[نماز جمعه]] کافی دانست و برای ثابت کردن این که نایب عامّ با نایب خاصّ فرقی ندارد بحث ولایت فقیه را طرح کرد.<br/>
پس از وى موج رساله نویسى آغاز شد. نکته مهمّ در این جا این است که همه کسانى که در ردّ و یا تأیید دیدگاه محقق رساله نوشتند و یا اظهار نظر کردند به ناگزیر از پیوند آن با ولایت فقیه نیز سخن گفتند. از باب نمونه:<br/>
+
پس از وی موج رساله نویسی آغاز شد. نکته مهمّ در این جا این است که همه کسانی که در ردّ و یا تأیید دیدگاه محقق رساله نوشتند و یا اظهار نظر کردند به ناگزیر از پیوند آن با ولایت فقیه نیز سخن گفتند. از باب نمونه:<br/>
در رساله: (جمعة من مسائل الجمعه) فصلهایى با عنوانهاى زیر آمده است:<br/>
+
در رساله: (جمعة من مسائل الجمعه) فصلهایی با عنوانهای زیر آمده است:<br/>
فى اَن انعقادها مشترط بالسلطان العادل ام لا؟<br/>
+
فی اَن انعقادها مشترط بالسلطان العادل ام لا؟<br/>
 
هل هذا الشرط خاص بزمن الحضور؟<br/>
 
هل هذا الشرط خاص بزمن الحضور؟<br/>
هل الفقیه له صلوح النیابه ام لا؟<ref> (فهرست نسخه هاى خطّى کتابخانه عمومى حضرت آیت اللّه نجفى مرعشى) سید مرتضى   محمد حسینى ساروى ج۲۲۱/۸.</ref>
+
هل الفقیه له صلوح النیابه‌ام لا؟<ref> (فهرست نسخه های خطّی کتابخانه عمومی حضرت آیت اللّه نجفی مرعشی) سید مرتضی   محمد حسینی ساروی ج۲۲۱/۸.</ref>
مقدس اردبیلى نیز پرسشهایى را همانند پرسشهاى یاد شده آورده است.<ref>(مجمع الفائدة و البرهان) مقدس اردبیلى ج۳۶۰/۲ انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین.  </ref>
+
مقدس اردبیلی نیز پرسشهایی را همانند پرسشهای یاد شده آورده است.<ref>(مجمع الفائدة و البرهان) مقدس اردبیلی ج۳۶۰/۲ انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین.  </ref>
فاضل تونى در آغاز رساله خود چنین مى نویسد:<br/>
+
فاضل تونی در آغاز رساله خود چنین می نویسد:<br/>
(جمعى از معاصران سخنى تازه ساز کرده و بدعتى آورده گویند:<br/>
+
(جمعی از معاصران سخنی تازه ساز کرده و بدعتی آورده گویند:<br/>
 
( ۲۰۵ )<br/>
 
( ۲۰۵ )<br/>
وجوب عینى [[نماز جمعه]] نه مشروط به وجود امام است و نه فقیه جامع الشرایط. غرض از نوشتن این رساله ابطال این رأى مبتدع است.)<ref>همان مدرک ج۱۱۲/۷ (فهرست کتابخانه مجلس شوراى ملى) ج۹۳/۱۲.</ref>
+
وجوب عینی [[نماز جمعه]] نه مشروط به وجود امام است و نه فقیه جامع الشرایط. غرض از نوشتن این رساله ابطال این رأی مبتدع است.)<ref>همان مدرک ج۱۱۲/۷ (فهرست کتابخانه مجلس شورای ملی) ج۹۳/۱۲.</ref>
پس از محقق کرکى دوّمین رساله مستقل به وسیله شهید ثانى نوشته شد<ref>این رساله به همراه رساله دیگرى با نام: (فضل الجمعة و الجماعة) از سوى جامعه مدرسین چاپ شده است.  </ref> و پس از آن کم تر فقیهِ مشهور شیعى است که در این باره رساله اى نداشته باشد.<ref>(الذریعه الى تصانیف الشیعه) ج۶۲/۱۵ ـ ۸۲.</ref>بسیارى از این رساله ها در ردّ و ایراد و یا دفع از رساله هاى دیگر بوده است.<br/>
+
پس از محقق کرکی دوّمین رساله مستقل به وسیله شهید ثانی نوشته شد<ref>این رساله به همراه رساله دیگری با نام: (فضل الجمعة و الجماعة) از سوی جامعه مدرسین چاپ شده است.  </ref> و پس از آن کم تر فقیهِ مشهور شیعی است که در این باره رساله ای نداشته باشد.<ref>(الذریعه الی تصانیف الشیعه) ج۶۲/۱۵ ـ ۸۲.</ref>بسیاری از این رساله‌ها در ردّ و ایراد و یا دفع از رساله های دیگر بوده است.<br/>
بحث در این مقوله در زمان محقّق سبزوارى و خوانسارى بسیار بالا گرفت به گونه اى که شاه سلیمان از دو تن از عالمان بنام: مولانا محمد سعید رودسرى شاگرد محقق سبزوارى و مولانا محمّد سراب شاگرد خوانسارى خواست که عالمان بزرگ آن زمان را به یک گردهمایى فرا خواند تا در این باره به بحث و گفت وگو بپردازند.<ref>(تتمیم امل الآمل) شیخ عبدالنبى قزوینى / ۱۷۲ ـ ۱۷۳ مکتبة آیت اللّه نجفى مرعشى.  </ref>
+
بحث در این مقوله در زمان محقّق سبزواری و خوانساری بسیار بالا گرفت به گونه ای که شاه سلیمان از دو تن از عالمان بنام: مولانا محمد سعید رودسری شاگرد محقق سبزواری و مولانا محمّد سراب شاگرد خوانساری خواست که عالمان بزرگ آن زمان را به یک گردهمایی فرا خواند تا در این باره به بحث و گفت وگو بپردازند.<ref>(تتمیم امل الآمل) شیخ عبدالنبی قزوینی / ۱۷۲ ـ ۱۷۳ مکتبة آیت اللّه نجفی مرعشی.  </ref>
وزیر اعظم شاه سلیمان شیخ على خان از شدت بحث و گفت وگو در این مقوله و پافشارى محقق سبزوارى بر واجب عینى بودن [[نماز جمعه]] نگران مى گردد طومارى را تنظیم مى کند و از عالمان معروف اصفهان از جمله افراد زیر نظرخواهى مى کند:<br/>
+
وزیر اعظم شاه سلیمان شیخ علی خان از شدت بحث و گفت وگو در این مقوله و پافشاری محقق سبزواری بر واجب عینی بودن [[نماز جمعه]] نگران می گردد طوماری را تنظیم می کند و از عالمان معروف اصفهان از جمله افراد زیر نظرخواهی می کند:<br/>
آقا حسین خوانسارى محمّد حسین بروجردى محمّد صالح علاءالدین محمّد آقا جمال خوانسارى محمد على استرآبادى و….<br/>
+
آقا حسین خوانساری محمّد حسین بروجردی محمّد صالح علاءالدین محمّد آقا جمال خوانساری محمد علی استرآبادی و….<br/>
عالمان یاد شده دیدگاه خود را نوشته اند که تاکنون به صورت خطّى باقى مانده است. چنین حرکتى نشانه اهمیت این بحث در میان علماى شیعه در این دوره است. ما مانند این حرکت را در دیگر مباحث علمى ـ فقهى کم تر سراغ داریم. بیش تر عالمانى که از آنان نظر خواهى شده واجب عینى بودن را نپذیرفته و به وجوب تخییرى نظر داده اند.<ref>(فهرست کتابخانه مرکزى دانشگاه تهران) ج۳۶۰۵/۱۴.  </ref>
+
عالمان یاد شده دیدگاه خود را نوشته‌اند که تاکنون به صورت خطّی باقی مانده است. چنین حرکتی نشانه اهمیت این بحث در میان علمای شیعه در این دوره است. ما مانند این حرکت را در دیگر مباحث علمی ـ فقهی کم تر سراغ داریم. بیش تر عالمانی که از آنان نظر خواهی شده واجب عینی بودن را نپذیرفته و به وجوب تخییری نظر داده‌اند.<ref>(فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران) ج۳۶۰۵/۱۴.  </ref>
در یک جمع بندى مى توان گفت: در این باره سه دیدگاه وجود دارد:<br/>
+
در یک جمع بندی می توان گفت: در این باره سه دیدگاه وجود دارد:<br/>
۱. شرط بودن حضور امام معصوم(ع) و یا نایب خاصّ وى براى اقامه جمعه و ناروایى آن در دوره غیبت.<br/>
+
۱. شرط بودن حضور امام معصوم(ع) و یا نایب خاصّ وی برای اقامه جمعه و ناروایی آن در دوره غیبت.<br/>
 
( ۲۰۶ )<br/>
 
( ۲۰۶ )<br/>
۲. [[نماز جمعه]] از شؤون حکومت اسلامى و بایستگى برگزارى آن در دوره حضور امام(ع) و یا نایب خاص او ودر دوره غیبت بر عهده فقیه عادل آگاه شجاع و… یا گمارده شدگان از سوى او خواهد بود که [[نماز جمعه]] را بگزارند امّا به مردم اختیار داده شده که شرکت جویند یا شرکت نجویند.<br/>
+
۲. [[نماز جمعه]] از شؤون حکومت اسلامی و بایستگی برگزاری آن در دوره حضور امام(ع) و یا نایب خاص او ودر دوره غیبت بر عهده فقیه عادل آگاه شجاع و… یا گمارده شدگان از سوی او خواهد بود که [[نماز جمعه]] را بگزارند امّا به مردم اختیار داده شده که شرکت جویند یا شرکت نجویند.<br/>
میرداماد مى نویسد:<br/>
+
میرداماد می نویسد:<br/>
(فریضه جمعه افضل دو واجب ظهر و جمعه (به شرط وجود نایب عامّ که همان مجتهد جامع الشرائط است) مى باشد و در صورت نبود نایب عام واجب نخواهد بود. بیش تر متأخران بر این نظرند.)<ref>(مقدمه اى بر فقه شیعه) مدرسى طباطبایى ترجمه آصف فکرت۲۳۰/.  این رساله در سال ۱۳۹۷ در دیباچه قبسات و بار دیگر در (اثناعشر رسالة للدماد) چاپ شده است. ر.ک. (فهرست کتابخانه آیت اللّه مرعشى) ج۲۱۲/۱۸; (فهرست کتابخانه دانشگاه) ج۳۴۶۹/۱۳.  </ref>
+
(فریضه جمعه افضل دو واجب ظهر و جمعه (به شرط وجود نایب عامّ که همان مجتهد جامع الشرائط است) می باشد و در صورت نبود نایب عام واجب نخواهد بود. بیش تر متأخران بر این نظرند.)<ref>(مقدمه ای بر فقه شیعه) مدرسی طباطبایی ترجمه آصف فکرت۲۳۰/.  این رساله در سال ۱۳۹۷ در دیباچه قبسات و بار دیگر در (اثناعشر رسالة للدماد) چاپ شده است. ر.ک. (فهرست کتابخانه آیت اللّه مرعشی) ج۲۱۲/۱۸; (فهرست کتابخانه دانشگاه) ج۳۴۶۹/۱۳.  </ref>
آقا حسین خوانسارى<ref> (فهرست کتابخانه مرکزى دانشگاه تهران) ج۳۶۰۵/۱۴ مجموعه خطى شماره ۴۶۵۹ برگ ۱۵۵ ـ ۱۸۵.  </ref> و فرزند ایشان آقا جمال و بسیارى از دیگر فقیهان<ref>همان مدرک.</ref> بر همین باورند.<br/>
+
آقا حسین خوانساری<ref> (فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران) ج۳۶۰۵/۱۴ مجموعه خطی شماره ۴۶۵۹ برگ ۱۵۵ ـ ۱۸۵.  </ref> و فرزند ایشان آقا جمال و بسیاری از دیگر فقیهان<ref>همان مدرک.</ref> بر همین باورند.<br/>
آقا جمال در رساله اى جداگانه واجب عینى نبودن [[نماز جمعه]] را ثابت کرده است. این رساله در نسخه اى براى شاه سلیمان<ref>(فهرست کتابخانه مجلس شوراى ملّى) ج۲۰۲/۱۳.</ref> و در نسخه اى دیگر به شاه سلطان حسین<ref>(همان مدرک) ج۳۳۳/۱۶; (فهرست کتابخانه دانشگاه) ج۳۳۷۴/۱۳.</ref>نوشته شده است. محمد بن عبدالفتاح تنکابنى معروف به سراب<ref> (فهرست کتابخانه عمومى آیت اللّه مرعشى) ج۷۸/۱۳.</ref> از شاگردان محقق خوانسارى و سید جعفر بن حسین خوانسارى<ref>(الذریعه الى تصانیف الشیعه) ج۶۸/۱۵.</ref> و حسین بن حسن جیلانى <ref>همان مدرک۷۰/.</ref> شاگرد آقا جمال هر یک رساله اى در ردّ دیدگاه آقاجمال نوشته اند. گروهى از شاگردان آقا جمال به تقویت دیدگاه استاد خود پرداخته و واجب عینى بودن را ردّ کرده اند.<ref>همان مدرک۶۶/; (فهرست کتابخانه دانشگاه) ج۲۵۷۳/۱۱.</ref>
+
آقا جمال در رساله ای جداگانه واجب عینی نبودن [[نماز جمعه]] را ثابت کرده است. این رساله در نسخه ای برای شاه سلیمان<ref>(فهرست کتابخانه مجلس شورای ملّی) ج۲۰۲/۱۳.</ref> و در نسخه ای دیگر به شاه سلطان حسین<ref>(همان مدرک) ج۳۳۳/۱۶; (فهرست کتابخانه دانشگاه) ج۳۳۷۴/۱۳.</ref>نوشته شده است. محمد بن عبدالفتاح تنکابنی معروف به سراب<ref> (فهرست کتابخانه عمومی آیت اللّه مرعشی) ج۷۸/۱۳.</ref> از شاگردان محقق خوانساری و سید جعفر بن حسین خوانساری<ref>(الذریعه الی تصانیف الشیعه) ج۶۸/۱۵.</ref> و حسین بن حسن جیلانی <ref>همان مدرک۷۰/.</ref> شاگرد آقا جمال هر یک رساله ای در ردّ دیدگاه آقاجمال نوشته‌اند. گروهی از شاگردان آقا جمال به تقویت دیدگاه استاد خود پرداخته و واجب عینی بودن را ردّ کرده‌اند.<ref>همان مدرک۶۶/; (فهرست کتابخانه دانشگاه) ج۲۵۷۳/۱۱.</ref>
ییادآورى: گروهى از فقیهان با وجود نایب عامّ به واجب بودن عینى باور دارند.<br/>
+
ییادآوری: گروهی از فقیهان با وجود نایب عامّ به واجب بودن عینی باور دارند.<br/>
 
از باب نمونه:<br/>
 
از باب نمونه:<br/>
شهید دوّم در ردّ و پاسخ به کسانى که [[نماز جمعه]] را در دوره غیبت حرام مى دانند به این دلیل که امام و نایب او وجود ندارد مى نویسد:<br/>
+
شهید دوّم در ردّ و پاسخ به کسانی که [[نماز جمعه]] را در دوره غیبت حرام می دانند به این دلیل که امام و نایب او وجود ندارد می نویسد:<br/>
(فانّ الفقهاء نواب الامام(ع) على العموم بقول الصادق(ع): انظروا الى رجل قد روى حدیثنا وعرف احکامنا فارضوا به حکما.<br/>
+
(فانّ الفقهاء نواب الامام(ع) علی العموم بقول الصادق(ع): انظروا الی رجل قد روی حدیثنا وعرف احکامنا فارضوا به حکما.<br/>
وغیره ممّا فى معناه. و جعله حاکمان من قبله على العموم الشامل
+
وغیره ممّا فی معناه. و جعله حاکمان من قبله علی العموم الشامل
 
( ۲۰۷ )<br/>
 
( ۲۰۷ )<br/>
للمناصب الجلیله التى هى وظیفة الامام کالقضاء واقامة الحدود وغیرها ویدخل فیه الصلاة المذکورة بطریق اولى.)<ref>(رسالة فى صلاة الجمعه) شهید ثانى۴۶/ انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین.</ref>
+
للمناصب الجلیله التی هی وظیفة الامام کالقضاء واقامة الحدود وغیرها ویدخل فیه الصلاة المذکورة بطریق اولی.)<ref>(رسالة فی صلاة الجمعه) شهید ثانی۴۶/ انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین.</ref>
فقیهان بر اساس فرموده امام صادق(ع): انظروا الى رجل… و روایات دیگرى که بیانگر همین معنایند نایبان عامّ امام(ع) هستند.<br/>
+
فقیهان بر اساس فرموده امام صادق(ع): انظروا الی رجل… و روایات دیگری که بیانگر همین معنایند نایبان عامّ امام(ع) هستند.<br/>
جعل (حاکمیت) از سوى امام(ع) براى فقیه به گونه اى عامّ همه پستهاى مهم و بزرگ را در بر مى گیرد. بنابراین همان گونه که امام(ع) وظایفى چون: داورى اقامه حدود و… را بر عهده مى گیرد. فقیه نیز باید این کارها را بر عهده گیرد. اقامه جمعه شایسته تر است که جزو این وظایف باشد.<br/>
+
جعل (حاکمیت) از سوی امام(ع) برای فقیه به گونه ای عامّ همه پستهای مهم و بزرگ را در بر می گیرد. بنابراین همان گونه که امام(ع) وظایفی چون: داوری اقامه حدود و… را بر عهده می گیرد. فقیه نیز باید این کارها را بر عهده گیرد. اقامه جمعه شایسته تر است که جزو این وظایف باشد.<br/>
۳. شمارى دیگر از فقیهان که بیش تر آنان را اخباریان تشکیل مى دهند [[نماز جمعه]] را واجب عینى مى دانند. در مقاله اى دیگر به دلیلهاى دیدگاههاى یاد شده و نقد و بررسى آن خواهیم پرداخت.<br/>
+
۳. شماری دیگر از فقیهان که بیش تر آنان را اخباریان تشکیل می دهند [[نماز جمعه]] را واجب عینی می دانند. در مقاله ای دیگر به دلیلهای دیدگاه‌های یاد شده و نقد و بررسی آن خواهیم پرداخت.<br/>
  
 
== خمس و زکات در روزگار غیبت ==
 
== خمس و زکات در روزگار غیبت ==
خمس و [[زکات]] دو واجب مالى هستند که هر یک منابع ویژه اى دارند. درباره چگونگى هزینه آن دو در دوره غیبت دیدگاهها یکسان نیست. شمارى از فقیهان بر آنند که آن دو جزء منابع مالى حکومت اسلامى اند و باید به حاکم اسلامى پرداخت شود تا از آن راه به مصرف برسد. شمارى بر آنند که در مصرف و هزینه آن رجوع به حاکم اسلامى و یا نمایندگان او ضرورتى ندارد خود مردم مى توانند آن را در راههاى تعیین شده به مصرف برسانند. چون در گذشته در دو مقاله مستقل به خمس و [[زکات]] و دو دیدگاه یاد شده و دلیلها و نقد و بررسى آنها پرداخته ایم.<ref>مجله (فقه) شماره ۱۱۷/۳ ۱۵۷.</ref>در این جا با اشاره اى گذرا تنها به دیدگاه محقّق خوانسارى خواهیم پرداخت.<br/>
+
خمس و [[زکات]] دو واجب مالی هستند که هر یک منابع ویژه ای دارند. دربارهٔ چگونگی هزینه آن دو در دوره غیبت دیدگاه‌ها یکسان نیست. شماری از فقیهان بر آنند که آن دو جزء منابع مالی حکومت اسلامی اند و باید به حاکم اسلامی پرداخت شود تا از آن راه به مصرف برسد. شماری بر آنند که در مصرف و هزینه آن رجوع به حاکم اسلامی و یا نمایندگان او ضرورتی ندارد خود مردم می توانند آن را در راه‌های تعیین شده به مصرف برسانند. چون در گذشته در دو مقاله مستقل به خمس و [[زکات]] و دو دیدگاه یاد شده و دلیلها و نقد و بررسی آنها پرداخته‌ایم.<ref>مجله (فقه) شماره ۱۱۷/۳ ۱۵۷.</ref>در این جا با اشاره ای گذرا تنها به دیدگاه محقّق خوانساری خواهیم پرداخت.<br/>
 
( ۲۰۸ )<br/>
 
( ۲۰۸ )<br/>
  
 
== مصرف خمس ==
 
== مصرف خمس ==
درباره مصرف خمس دیدگاههاى گوناگونى وجود دارد که مهم ترین آنها دو دیدگاه زیر است:<br/>
+
دربارهٔ مصرف خمس دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد که مهم‌ترین آنها دو دیدگاه زیر است:<br/>
۱. خُمس به دو سهم برابر تقسیم مى شود: نیم آن حق و یا ملک شخصى امام معصوم(ع) و نیم دیگر آن ملک و یا حقّ شخصى سادات یتیم و بینوایان و در راه ماندگان.<ref>(مختلف الشیعه فى احکام الشریعه) علامه حلّى ج۱۹۷/۳ مرکز تحقیقات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم; (حدائق الناضرة) شیخ یوسف بحرانى ج۳۹۶/۱۲ انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین قم.</ref>
+
۱. خُمس به دو سهم برابر تقسیم می شود: نیم آن حق و یا ملک شخصی امام معصوم(ع) و نیم دیگر آن ملک و یا حقّ شخصی سادات یتیم و بینوایان و در راه ماندگان.<ref>(مختلف الشیعه فی احکام الشریعه) علامه حلّی ج۱۹۷/۳ مرکز تحقیقات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم; (حدائق الناضرة) شیخ یوسف بحرانی ج۳۹۶/۱۲ انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم.</ref>
۲. خمس حقّ امامت و بودجه حکومت اسلامى است و همه آن باید در اختیار حاکم اسلامى قرار گیرد تا در هر جا که مصلحت بداند هزینه کند از جمله: حاکم اسلامى نیاز سادات یتیم و بینوا و درمانده را بر طرف مى سازد.<ref>(کتاب البیع) امام خمینى ج۴۹۵/۲.</ref>
+
۲. خمس حقّ امامت و بودجه حکومت اسلامی است و همه آن باید در اختیار حاکم اسلامی قرار گیرد تا در هر جا که مصلحت بداند هزینه کند از جمله: حاکم اسلامی نیاز سادات یتیم و بینوا و درمانده را بر طرف می سازد.<ref>(کتاب البیع) امام خمینی ج۴۹۵/۲.</ref>
محقّق سبزوارى استاد محقق خوانسارى در ذخیرة المعاد<ref>(ذخیرة المعاد) محقق سبزوارى۴۸۶/ موسسه آل البیت(ع) احیاء التراث.</ref> و کفایة الاحکام<ref> (کفایة الاحکام) سبزوارى۴۴/ مهدوى اصفهان.</ref> به این دیدگاه اظهار تمایل کرده است. ولى محقّق خوانسارى پس از نقل دیدگاههاى گوناگون دیدگاه نخست را پذیرفته<ref>(رساله خمس) خطّى۵۲/.</ref> با این فرق که سهم امام را باید فقیه عادل آگاه و… به نیابت از امام(ع) هزینه کند:<br/>
+
محقّق سبزواری استاد محقق خوانساری در ذخیرة المعاد<ref>(ذخیرة المعاد) محقق سبزواری۴۸۶/ موسسه آل البیت(ع) احیاء التراث.</ref> و کفایة الاحکام<ref> (کفایة الاحکام) سبزواری۴۴/ مهدوی اصفهان.</ref> به این دیدگاه اظهار تمایل کرده است. ولی محقّق خوانساری پس از نقل دیدگاه‌های گوناگون دیدگاه نخست را پذیرفته<ref>(رساله خمس) خطّی۵۲/.</ref> با این فرق که سهم امام را باید فقیه عادل آگاه و… به نیابت از امام(ع) هزینه کند:<br/>
(پوشیده نماند که مشهور میان جمعى که تجویز به دادن حصّه آن حضرت علیه السلام به سایر شرکا کرده اند این است که: متولى آن باید فقیه جامع الشرائط باشد به اعتبار این که چنین کسى نایب عام آن حضرت است علیه السلام و به حکم احادیث که در این باب وارد شده و دیگرى متولى آن نمى تواند شد. پس اگر مالک خود یا دیگرى به ایشان بدهد مجزى نیست و ضامن خواهد بود.)<ref>همان مدرک.</ref>
+
(پوشیده نماند که مشهور میان جمعی که تجویز به دادن حصّه آن حضرت علیه السلام به سایر شرکا کرده‌اند این است که: متولی آن باید فقیه جامع الشرائط باشد به اعتبار این که چنین کسی نایب عام آن حضرت است علیه السلام و به حکم احادیث که در این باب وارد شده و دیگری متولی آن نمی تواند شد. پس اگر مالک خود یا دیگری به ایشان بدهد مجزی نیست و ضامن خواهد بود.)<ref>همان مدرک.</ref>
حتى مى گوید شایسته تر آن است که نیم دیگر هم براى تقسیم به فقیه داده شود; چرا که او به مواقع آن بیناتر است. ما در گذشته با نقد و بررسى دلیلهاى هر دو دیدگاه ثابت کردیم که خمس بودجه حکومت اسلامى است و در روزگارى که حکومت اسلامى وجود دارد باید همه آن در اختیار حاکم اسلامى گذاشته شود و از آن راه به مصرف برسد مگر این که حاکم اسلامى مصلحت دیگرى ببیند.<br/>
+
حتی می گوید شایسته تر آن است که نیم دیگر هم برای تقسیم به فقیه داده شود; چرا که او به مواقع آن بیناتر است. ما در گذشته با نقد و بررسی دلیلهای هر دو دیدگاه ثابت کردیم که خمس بودجه حکومت اسلامی است و در روزگاری که حکومت اسلامی وجود دارد باید همه آن در اختیار حاکم اسلامی گذاشته شود و از آن راه به مصرف برسد مگر این که حاکم اسلامی مصلحت دیگری ببیند.<br/>
 
( ۲۰۹ )<br/>
 
( ۲۰۹ )<br/>
  
 
== زکات==
 
== زکات==
درباره مصرف [[زکات]] نیز دو دیدگاه وجود دارد:<br/>
+
دربارهٔ مصرف [[زکات]] نیز دو دیدگاه وجود دارد:<br/>
۱. مشهور فقها بر آنند که در مصرف [[زکات]] رجوع به امام(ع) و حاکم اسلامى ضرورتى ندارد. خود مردم و یا نمایندگان آنان مى توانند آن را در موارد معین به مصرف برسانند و در راههاى تعیین شده هزینه کنند ولى بهتر است که در دوره حضور به امام(ع) و در دوره غیبت به فقیهان پرداخت شود تا از سوى آنان به مصرف برسد.<ref>(شرایع الاسلام) محقّق حلّى ج۱۶۴/۱ دارالاضواء بیروت; (المبسوط) شیخ طوسى ج۲۴۴/۱ مکتبة المرتضویة تهران; (رسائل) سید مرتضى ج۸۰/۳ دارالقران الکریم مدرسه آیت اللّه گلپایگانى قم.  </ref>
+
۱. مشهور فقها بر آنند که در مصرف [[زکات]] رجوع به امام(ع) و حاکم اسلامی ضرورتی ندارد. خود مردم و یا نمایندگان آنان می توانند آن را در موارد معین به مصرف برسانند و در راه‌های تعیین شده هزینه کنند ولی بهتر است که در دوره حضور به امام(ع) و در دوره غیبت به فقیهان پرداخت شود تا از سوی آنان به مصرف برسد.<ref>(شرایع الاسلام) محقّق حلّی ج۱۶۴/۱ دارالاضواء بیروت; (المبسوط) شیخ طوسی ج۲۴۴/۱ مکتبة المرتضویة تهران; (رسائل) سید مرتضی ج۸۰/۳ دارالقران الکریم مدرسه آیت اللّه گلپایگانی قم.  </ref>
۲. گروهى دیگر بر این باورند که [[زکات]] بودجه حکومتى است و باید در اختیار حاکم اسلامى قرار گیرد.<ref>(دعائم الاسلام) قاضى ابى حنیفه النعمان بن محمّد التمیمى المغربى ج۲۵۷/۱ مؤسسه آل البیت; (المقنعة) شیخ مفید۲۵۲/ انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین قم; (الکافى فی الفقه) ابى الصلاح حلبى۱۷۲/ امام امیرالمؤمنین اصفهان.</ref>
+
۲. گروهی دیگر بر این باورند که [[زکات]] بودجه حکومتی است و باید در اختیار حاکم اسلامی قرار گیرد.<ref>(دعائم الاسلام) قاضی ابی حنیفه النعمان بن محمّد التمیمی المغربی ج۲۵۷/۱ مؤسسه آل البیت; (المقنعة) شیخ مفید۲۵۲/ انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم; (الکافی فی الفقه) ابی الصلاح حلبی۱۷۲/ امام امیرالمؤمنین اصفهان.</ref>
محقّق خوانسارى در این باب تنها به نقل دو دیدگاه یاد شده بسنده کرده است:<br/>
+
محقّق خوانساری در این باب تنها به نقل دو دیدگاه یاد شده بسنده کرده است:<br/>
(در [[زکات]] نیز مشهور استحباب دادن به فقیه است و قول به وجوب هم نقل شده است.)<ref> (رساله خمس) خطى۵۲/.</ref>
+
(در [[زکات]] نیز مشهور استحباب دادن به فقیه است و قول به وجوب هم نقل شده است.)<ref> (رساله خمس) خطی۵۲/.</ref>
 
( ۲۱۰ )<br/>
 
( ۲۱۰ )<br/>
البته با توجه به این که محقّق به شهرت توجه ویژه اى دارد شاید بگوییم که دیدگاه وى همان دیدگاه مشهور است.<br/>
+
البته با توجه به این که محقّق به شهرت توجه ویژه ای دارد شاید بگوییم که دیدگاه وی همان دیدگاه مشهور است.<br/>
البته دو دیدگاه بالا در صورتى است که امام(ع) و یا حاکم اسلامى [[زکات]] را طلب نکنند ولى در صورتى که [[زکات]] را طلب کنند بیش تر فقیهان مى گویند: باید [[زکات]] را به آنان داده و اگر کسى از دستور آنان سرباز زند ضامن خواهد بود.<ref>(جواهر الکلام) ج۴۲۱/۱۵ ـ ۴۲۲; (کتاب الزکاة) شیخ انصارى۳۵۶/.  </ref>
+
البته دو دیدگاه بالا در صورتی است که امام(ع) و یا حاکم اسلامی [[زکات]] را طلب نکنند ولی در صورتی که [[زکات]] را طلب کنند بیش تر فقیهان می گویند: باید [[زکات]] را به آنان داده و اگر کسی از دستور آنان سرباز زند ضامن خواهد بود.<ref>(جواهر الکلام) ج۴۲۱/۱۵ ـ ۴۲۲; (کتاب الزکاة) شیخ انصاری۳۵۶/.  </ref>
محقق در شرایع مى نویسد:<br/>
+
محقق در شرایع می نویسد:<br/>
 
(لو طلبها الامام وجب صرفها الیه.)<ref>(شرایع الاسلام) ج۱۶۴/۱.</ref>
 
(لو طلبها الامام وجب صرفها الیه.)<ref>(شرایع الاسلام) ج۱۶۴/۱.</ref>
 
اگر امام [[زکات]] را درخواست کند واجب است به او پرداخت شود.<br/>
 
اگر امام [[زکات]] را درخواست کند واجب است به او پرداخت شود.<br/>
فقیهان شیعه براساس دلیلهاى ولایت فقیه گفته اند: اگر فقیه نیز درخواست کند حکم امام(ع) را دارد.<ref>(جواهر الکلام) ج۱۵/۴۲۲; (کتاب الزکاة) شیخ انصارى۳۵۶/.</ref>
+
فقیهان شیعه براساس دلیلهای ولایت فقیه گفته‌اند: اگر فقیه نیز درخواست کند حکم امام(ع) را دارد.<ref>(جواهر الکلام) ج۱۵/۴۲۲; (کتاب الزکاة) شیخ انصاری۳۵۶/.</ref>
محقق خوانسارى در این باره مى نویسد:<br/>
+
محقق خوانساری در این باره می نویسد:<br/>
(با وجود طلب فقیه مذکور [جامع الشرایط] مشهور وجوبِ دادن به اوست.)<ref>(رساله خمس) خطّى۵۲/.</ref>
+
(با وجود طلب فقیه مذکور [جامع الشرایط] مشهور وجوبِ دادن به اوست.)<ref>(رساله خمس) خطّی۵۲/.</ref>
  
 
== حکم حاکم به ثبوت هلال ==
 
== حکم حاکم به ثبوت هلال ==
 
آیا حکم حاکم به ثبوت هلال حجیت دارد یا خیر؟<br/>
 
آیا حکم حاکم به ثبوت هلال حجیت دارد یا خیر؟<br/>
این موضوع از مسائل بحث انگیز است. فقیهان بزرگوار شیعه در این باره دیدگاههاى گوناگونى را ابراز داشته اند:<br/>
+
این موضوع از مسائل بحث انگیز است. فقیهان بزرگوار شیعه در این باره دیدگاه‌های گوناگونی را ابراز داشته‌اند:<br/>
۱. حکم حاکم چه مستند آن در حکم بیّنه باشد و چه دیدن و علمِ خود حجّت است.<ref>(منتهى المطلب) علاّمه حلى ج۵۵۸/۲; (الدروس الشرعیه) ج۷۷/۱; (جواهر الکلام) ج۳۵۸/۱۶.</ref>
+
۱. حکم حاکم چه مستند آن در حکم بیّنه باشد و چه دیدن و علمِ خود حجّت است.<ref>(منتهی المطلب) علاّمه حلی ج۵۵۸/۲; (الدروس الشرعیه) ج۷۷/۱; (جواهر الکلام) ج۳۵۸/۱۶.</ref>
۲. به هیچ روى حکم حاکم به ثبوت هلال حجت نیست.<ref>(حدائق الناضرة فى احکام العترة الطاهره) شیخ یوسف بحرانى ج۲۵۸/۱۳; (مستند الشیعه) مولى احمد نراقى ج۱۳۲/۲ کتابخانه آیت اللّه مرعشى قم.  </ref>
+
۲. به هیچ روی حکم حاکم به ثبوت هلال حجت نیست.<ref>(حدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهره) شیخ یوسف بحرانی ج۲۵۸/۱۳; (مستند الشیعه) مولی احمد نراقی ج۱۳۲/۲ کتابخانه آیت اللّه مرعشی قم.  </ref>
 
۳. اگر مستند حاکم در حکم بیّنه باشد حکم او حجّت است و اگر مستند به علم و دیدن خود حاکم باشد حجّت نیست.<ref>(مدارک الاحکام) ج۱۷۰/۶.  </ref>
 
۳. اگر مستند حاکم در حکم بیّنه باشد حکم او حجّت است و اگر مستند به علم و دیدن خود حاکم باشد حجّت نیست.<ref>(مدارک الاحکام) ج۱۷۰/۶.  </ref>
با این که در منابع روایى از سرپرستى پیامبر(ص) و على(ع) و خلفا و دیگر حاکمان
+
با این که در منابع روایی از سرپرستی پیامبر(ص) و علی(ع) و خلفا و دیگر حاکمان
 
( ۲۱۱ )<br/>
 
( ۲۱۱ )<br/>
اموى و عباسى در امر هلال سخن به میان آمده و حتّى در پاره اى از روایات به روشنى آمده: سرپرستى هلال از وظایف امام و حاکم اسلامى است ولى در دوره غیبت فقیهانى چون: شیخ مفید ابن براج سلاّر ابن حمزه و … سخنى از این مقوله به میان نیاورده اند. گویا این بزرگواران با این مسأله به عنوان اصلى پذیرفته شده برخورد کرده اند. بر همین اساس آیت اللّه سید عبدالاعلى سبزوارى مساله را از مقوله هاى بسیار روشن فقه شیعه شمرده و تردید در آن را تردید در مقوله هاى بسیار روشن فقه دانسته است. وى درباره شیوه فقها مى نویسد:<br/>
+
اموی و عباسی در امر هلال سخن به میان آمده و حتّی در پاره ای از روایات به روشنی آمده: سرپرستی هلال از وظایف امام و حاکم اسلامی است ولی در دوره غیبت فقیهانی چون: شیخ مفید ابن براج سلاّر ابن حمزه و … سخنی از این مقوله به میان نیاورده‌اند. گویا این بزرگواران با این مسأله به عنوان اصلی پذیرفته شده برخورد کرده‌اند. بر همین اساس آیت اللّه سید عبدالاعلی سبزواری مساله را از مقوله های بسیار روشن فقه شیعه شمرده و تردید در آن را تردید در مقوله های بسیار روشن فقه دانسته است. وی دربارهٔ شیوه فقها می نویسد:<br/>
(ولم اظفر على التشکیک فیه من القدما مع ان المسأله ابتلائیة لدیهم.)<ref>(مهذب الاحکام فى بیان الحلال والحرام) سید عبدالاعلى سبزوارى ج۲۷۶/۱۰ مطبعة الاداب نجف اشرف.  </ref>
+
(ولم اظفر علی التشکیک فیه من القدما مع ان المسأله ابتلائیة لدیهم.)<ref>(مهذب الاحکام فی بیان الحلال والحرام) سید عبدالاعلی سبزواری ج۲۷۶/۱۰ مطبعة الاداب نجف اشرف.  </ref>
از بین پیشینیان کسى را نیافتم که در مسأله تردید روا دارد در حالى که مسأله مورد نیاز بوده است.<br/>
+
از بین پیشینیان کسی را نیافتم که در مسأله تردید روا دارد در حالی که مسأله مورد نیاز بوده است.<br/>
شاید نخستین کسى که ثبوت هلال را به حکم حاکم طرح و آن را به عنوان راهى مستقل پذیرفته علاّمه حلّى باشد:<br/>
+
شاید نخستین کسی که ثبوت هلال را به حکم حاکم طرح و آن را به عنوان راهی مستقل پذیرفته علاّمه حلّی باشد:<br/>
(فاذا رایت الهلال فصم واذا رأیته فافطر لانّه متیقن انّه من رمضان فلزمه صومه کما لو حکم به الحاکم.)<ref>(تذکرة الفقهاء) علامه حلّى ج۲۶۸/۱ مکتبة المرتضویه.</ref>
+
(فاذا رایت الهلال فصم واذا رأیته فافطر لانّه متیقن انّه من رمضان فلزمه صومه کما لو حکم به الحاکم.)<ref>(تذکرة الفقهاء) علامه حلّی ج۲۶۸/۱ مکتبة المرتضویه.</ref>
با دیدن هلال [[روزه]] بگیر و با دیدن آن [[روزه]] بگشا; زیرا یقین به رمضان [[روزه]] را الزامى مى کند همان گونه که اگر حاکم به ثابت شدن هلال حکم کند [[روزه]] واجب است.<br/>
+
با دیدن هلال [[روزه]] بگیر و با دیدن آن [[روزه]] بگشا; زیرا یقین به رمضان [[روزه]] را الزامی می کند همان گونه که اگر حاکم به ثابت شدن هلال حکم کند [[روزه]] واجب است.<br/>
شهید اوّل<ref>(الدروس الشرعیه فى فقه الامامیه) شمس الدین محمّد بن مکى عاملى ج۲۸۶/۱. انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین قم.  </ref> و پس از وى عالمان در روزگار صفویه با روشنى بیش ترى مسأله را مطرح کرده اند.<ref>(مدارک الاحکام فى شرح الشرایع) سید محمّد موسوى عاملى ج۱۶۹/۶ ـ ۱۷۰ مؤسسه آل البیت قم; (ذخیرة المعاد) محمّد باقر سبزوارى۵۳۱/; (کفایة الاحکام) محقق سبزوارى۵۲/.</ref>
+
شهید اوّل<ref>(الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه) شمس الدین محمّد بن مکی عاملی ج۲۸۶/۱. انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم.  </ref> و پس از وی عالمان در روزگار صفویه با روشنی بیش تری مسأله را مطرح کرده‌اند.<ref>(مدارک الاحکام فی شرح الشرایع) سید محمّد موسوی عاملی ج۱۶۹/۶ ـ ۱۷۰ مؤسسه آل البیت قم; (ذخیرة المعاد) محمّد باقر سبزواری۵۳۱/; (کفایة الاحکام) محقق سبزواری۵۲/.</ref>
شهید در دروس مى نویسد:<br/>
+
شهید در دروس می نویسد:<br/>
(الثالث: لایکفى قول الشاهد الیوم الصوم او الفطر لجواز استناده الى عقیدته بل یجب على الحاکم استفساره وهل یکفى قول الحاکم وحده فى ثبوت الهلال الاقرب نعم.)<ref>(الدروس الشرعیه فى فقه الامامیه) ج۲۸۶/۱.</ref>
+
(الثالث: لایکفی قول الشاهد الیوم الصوم او الفطر لجواز استناده الی عقیدته بل یجب علی الحاکم استفساره وهل یکفی قول الحاکم وحده فی ثبوت الهلال الاقرب نعم.)<ref>(الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه) ج۲۸۶/۱.</ref>
شهادت شاهد به این که امروز رمضان است یا عید کافى نیست
+
شهادت شاهد به این که امروز رمضان است یا عید کافی نیست
 
( ۲۱۲ )<br/>
 
( ۲۱۲ )<br/>
بلکه بر حاکم است از وى پرس وجو کند.<br/>
+
بلکه بر حاکم است از وی پرس وجو کند.<br/>
آیا قول حاکم به تنهایى در ثابت شدن هلال کافى است یا خیر؟ قول نزدیک به واقع این است که: بله.<br/>
+
آیا قول حاکم به تنهایی در ثابت شدن هلال کافی است یا خیر؟ قول نزدیک به واقع این است که: بله.<br/>
در مشارق الشموس این دیدگاه شرح و پذیرفته شده و بر آن استدلال نیز شده است.<ref>(مشارق الشموس فى شرح الدروس) محقق خوانسارى ۴۷۵/ مؤسسه آل البیت.</ref>
+
در مشارق الشموس این دیدگاه شرح و پذیرفته شده و بر آن استدلال نیز شده است.<ref>(مشارق الشموس فی شرح الدروس) محقق خوانساری ۴۷۵/ مؤسسه آل البیت.</ref>
بحث صوم در این کتاب از آنِ پسر و شاگردِ محقّق خوانسارى آقا رضى الدین خوانسارى است. چون پدر موفّق نشده بود که شرح دروس را به پایان برساند آقا رضى الدین با همان شیوه و با توجه به مبانى پدر بحث صوم را به پایان برده است. بنابراین مى توان این دیدگاه را به محقّق خوانسارى نیز نسبت داد.<br/>
+
بحث صوم در این کتاب از آنِ پسر و شاگردِ محقّق خوانساری آقا رضی الدین خوانساری است. چون پدر موفّق نشده بود که شرح دروس را به پایان برساند آقا رضی الدین با همان شیوه و با توجه به مبانی پدر بحث صوم را به پایان برده است. بنابراین می توان این دیدگاه را به محقّق خوانساری نیز نسبت داد.<br/>
محقق سبزوارى استاد حاج آقا حسین نیز همین دیدگاه را پذیرفته است.<ref>. (کفایة الاحکام) سبزوارى۵۲/; (ذخیرة المعاد) سبزوارى ۵۳۱/.</ref>پیش از آن دو بزرگوار: سید محمّد عاملى صاحب مدارک الاحکام<ref>(مدارک الاحکام) ج۱۶۹/۶ ـ ۱۷۰.  </ref> این دیدگاه را پذیرفته و بر آن استدلال کرده است.<br/>
+
محقق سبزواری استاد حاج آقا حسین نیز همین دیدگاه را پذیرفته است.<ref>. (کفایة الاحکام) سبزواری۵۲/; (ذخیرة المعاد) سبزواری ۵۳۱/.</ref>پیش از آن دو بزرگوار: سید محمّد عاملی صاحب مدارک الاحکام<ref>(مدارک الاحکام) ج۱۶۹/۶ ـ ۱۷۰.  </ref> این دیدگاه را پذیرفته و بر آن استدلال کرده است.<br/>
ییکى از شاگردان محقّق خوانسارى به نام: محمّد صالح خاتون آبادى رساله اى مستقل با عنوان (هل یعتبر حکم الحاکم بثبوت الهلال) نگاشته است.<ref>(مقدمه اى بر فقه شیعه)۲۶۹/.</ref>
+
ییکی از شاگردان محقّق خوانساری به نام: محمّد صالح خاتون آبادی رساله ای مستقل با عنوان (هل یعتبر حکم الحاکم بثبوت الهلال) نگاشته است.<ref>(مقدمه ای بر فقه شیعه)۲۶۹/.</ref>
چون عبارتهاى این بزرگواران و استدلال آنان همانند هم است در این جا تنها به عبارت مشارق الشموس بسنده مى کنیم:<br/>
+
چون عبارتهای این بزرگواران و استدلال آنان همانند هم است در این جا تنها به عبارت مشارق الشموس بسنده می کنیم:<br/>
(هل یکفى قول الحاکم وحده من دون شاهد آخر معه فى ثبوت الهلال الاقرب نعم لعموم ما دلّ على ان للحاکم الحکم بعلمه ولانّه لو قامت عنده البیّنة وحکم به وجب الرجوع الى قوله کغیره من الاحکام والعلم اقوى من البیّنه ولانّ المرجع فى الاکتفاء بشهادة العدلین و ما یتحقق به العدالة الى قوله فیکون مقبولاً فى جمیع الموارد.)<ref>(مشارق الشموس)/۴۷۵.</ref>
+
(هل یکفی قول الحاکم وحده من دون شاهد آخر معه فی ثبوت الهلال الاقرب نعم لعموم ما دلّ علی ان للحاکم الحکم بعلمه ولانّه لو قامت عنده البیّنة وحکم به وجب الرجوع الی قوله کغیره من الاحکام والعلم اقوی من البیّنه ولانّ المرجع فی الاکتفاء بشهادة العدلین و ما یتحقق به العدالة الی قوله فیکون مقبولاً فی جمیع الموارد.)<ref>(مشارق الشموس)/۴۷۵.</ref>
آیا گفته حاکم شرعى به تنهایى بدون شاهدى دیگر با او در ثابت شدن هلال کافى است؟ قول نزدیک به واقع این است که: بله.<br/>
+
آیا گفته حاکم شرعی به تنهایی بدون شاهدی دیگر با او در ثابت شدن هلال کافی است؟ قول نزدیک به واقع این است که: بله.<br/>
به دلیل عموماتى که دلالت دارند بر این که حاکم مى تواند به علم خود
+
به دلیل عموماتی که دلالت دارند بر این که حاکم می تواند به علم خود
 
( ۲۱۳ )<br/>
 
( ۲۱۳ )<br/>
حکم کند. و به دلیل این که اگر درنزد حاکم اقامه بیّنه شود و او به شهادت آنان حکم به ثابت شدن هلال بکند واجب است به حکم وى عمل شود مثل دیگر احکام. علم حاکم از بیّنه قوى تر و بالاتر است.<br/>
+
حکم کند. و به دلیل این که اگر درنزد حاکم اقامه بیّنه شود و او به شهادت آنان حکم به ثابت شدن هلال بکند واجب است به حکم وی عمل شود مثل دیگر احکام. علم حاکم از بیّنه قوی تر و بالاتر است.<br/>
و به دلیل این که به شهادت دو گواه عادل آن گاه مى شود عمل کرد که عدالت آنان پیش حاکم ثابت شده باشد. پس قول حاکم در همه موارد پذیرفته است.<br/>
+
و به دلیل این که به شهادت دو گواه عادل آن گاه می شود عمل کرد که عدالت آنان پیش حاکم ثابت شده باشد. پس قول حاکم در همه موارد پذیرفته است.<br/>
از سخن بالا استفاده مى شود: حکم حاکم مطلقاً حجت است چه مستند حکم او بیّنه و چه علم خود وى باشد. افزون بر دلیلهاى یاد شده براى حجت بودن حکم حاکم در رؤیت هلال به عموم و اطلاقاتى که حکم فقیه را در دوره غیبت نافذ و مراجعه به وى را لازم مى شمرند <ref>(جواهر الکلام) ج۳۵۹/۱۶ ـ ۳۶۰.  </ref>همچنین به سیره پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) روایات خاصّه (روایاتى که از دخالت حاکم اسلامى در رؤیت هلال و حجت بودن آن سخن گفته اند) و… نیز در این زمینه استناد شده است.<br/>
+
از سخن بالا استفاده می شود: حکم حاکم مطلقاً حجت است چه مستند حکم او بیّنه و چه علم خود وی باشد. افزون بر دلیلهای یاد شده برای حجت بودن حکم حاکم در رؤیت هلال به عموم و اطلاقاتی که حکم فقیه را در دوره غیبت نافذ و مراجعه به وی را لازم می شمرند <ref>(جواهر الکلام) ج۳۵۹/۱۶ ـ ۳۶۰.  </ref>همچنین به سیره پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) روایات خاصّه (روایاتی که از دخالت حاکم اسلامی در رؤیت هلال و حجت بودن آن سخن گفته‌اند) و… نیز در این زمینه استناد شده است.<br/>
در دوره قاجاریان و پس از آن نیز این موضوع در کتابهاى فقهى مورد بحث و گفت وگو بوده است و بیش تر آنان حجت بودن حکم حاکم را پذیرفته و بر آن استدلال کرده و به شبهه ها نیز پاسخ گفته اند.<ref>مجله (فقه) شماره ۲ مقاله حکم حاکم به ثبوت هلال.</ref>
+
در دوره قاجاریان و پس از آن نیز این موضوع در کتابهای فقهی مورد بحث و گفت وگو بوده است و بیش تر آنان حجت بودن حکم حاکم را پذیرفته و بر آن استدلال کرده و به شبهه‌ها نیز پاسخ گفته‌اند.<ref>مجله (فقه) شماره ۲ مقاله حکم حاکم به ثبوت هلال.</ref>
  
== تلاشهاى سیاسى و اجتماعى محقّق خوانسارى ==
+
== تلاشهای سیاسی و اجتماعی محقّق خوانساری ==
در آغاز قرن دهم با قدرت یافتن صفویان در ایران نخستین حکومت نیرومند با گرایش شیعى به وجود آمد. ظهور این پدیده دگرگونى بزرگى در سیر تلاشها و کنشهاى سیاسى و اجتماعى فقیهان شیعه پدید آورد. تا آن روزگار بیش تر تلاشهاى سیاسى عالمان شیعه در راه حفظ موجودیت شیعه و ماندگارى معارف و شعایر شیعى بود. عالمان شیعه کم تر در مسائل سیاسى و حکومتى دخالت مى کردند ولى با قدرت یافتن صفویان شرایط مناسب شد وعالمان بزرگوار شیعى افزون برتلاشهاى پیشین براساس اصل (نیابت عامّه) بسیارى از کارهاى حکومتى را بر عهده گرفتند. چهره هاى
+
در آغاز قرن دهم با قدرت یافتن صفویان در ایران نخستین حکومت نیرومند با گرایش شیعی به وجود آمد. ظهور این پدیده دگرگونی بزرگی در سیر تلاشها و کنشهای سیاسی و اجتماعی فقیهان شیعه پدید آورد. تا آن روزگار بیش تر تلاشهای سیاسی عالمان شیعه در راه حفظ موجودیت شیعه و ماندگاری معارف و شعایر شیعی بود. عالمان شیعه کم تر در مسائل سیاسی و حکومتی دخالت می کردند ولی با قدرت یافتن صفویان شرایط مناسب شد وعالمان بزرگوار شیعی افزون برتلاشهای پیشین براساس اصل (نیابت عامّه) بسیاری از کارهای حکومتی را بر عهده گرفتند. چهره های
 
( ۲۱۴ )<br/>
 
( ۲۱۴ )<br/>
درخشان و فقیهان فرزانه اى چون: محقق کرکى شیخ بهایى و پدرش شیخ لطف اللّه میسى شیخ حرّ عاملى میرداماد علامه محمّد تقى مجلسى محقّق سبزوارى محقّق خوانسارى آقا جمال خوانسارى علاّمه محمّد باقر مجلسى و… از جمله فقیهان وارسته اى بودند که ضمن ارشاد و هدایت مردم و… در امور سیاسى و اجتماعى نیز دخالت مى کردند.<br/>
+
درخشان و فقیهان فرزانه ای چون: محقق کرکی شیخ بهایی و پدرش شیخ لطف اللّه میسی شیخ حرّ عاملی میرداماد علامه محمّد تقی مجلسی محقّق سبزواری محقّق خوانساری آقا جمال خوانساری علاّمه محمّد باقر مجلسی و… از جمله فقیهان وارسته ای بودند که ضمن ارشاد و هدایت مردم و… در امور سیاسی و اجتماعی نیز دخالت می کردند.<br/>
در این روزگار صفویان براى اجراى سیاست دینى خود به عالمان شیعى نیاز داشتند و عالمان شیعى نیز تشخیص دادند که دورى گزیدن از حکومت و مسائل سیاسى در این زمان به ضرر شیعه تمام خواهد شد بدین سبب و به انگیزه احیا و تواناسازى بنیه [[تفکّر]] شیعى و بالاتر از همه اینها با توجه به اصل (نیابت عامّه) و امکان عمل به قانونهاى اسلامى و اجراى حدود و تعزیرات و… در عرصه حکومت و سیاست حضور یافتند.<br/>
+
در این روزگار صفویان برای اجرای سیاست دینی خود به عالمان شیعی نیاز داشتند و عالمان شیعی نیز تشخیص دادند که دوری گزیدن از حکومت و مسائل سیاسی در این زمان به ضرر شیعه تمام خواهد شد بدین سبب و به انگیزه احیا و تواناسازی بنیه [[تفکّر]] شیعی و بالاتر از همه اینها با توجه به اصل (نیابت عامّه) و امکان عمل به قانونهای اسلامی و اجرای حدود و تعزیرات و… در عرصه حکومت و سیاست حضور یافتند.<br/>
خانم ان کى اس لمبتون در این باره مى نویسد:<br/>
+
خانم ان کی اس لمبتون در این باره می نویسد:<br/>
([ در روزگار صفویان] انعطاف بیش ترى در میان فقها نسبت به پذیرش سمتها و پستهاى عمومى وجود داشت. علماى شیعى بیش تر از گذشته به پستهاى دولتى راه یافتند… و به خاطر اوضاع و احوالى که در این مسأله روى داد نهاد مذهبى از آغاز تابع نهاد سیاسى بود.)<ref>(دولت و حکومت در اسلام)۴۲۷/.</ref>
+
([ در روزگار صفویان] انعطاف بیش تری در میان فقها نسبت به پذیرش سمتها و پستهای عمومی وجود داشت. علمای شیعی بیش تر از گذشته به پستهای دولتی راه یافتند… و به خاطر اوضاع و احوالی که در این مسأله روی داد نهاد مذهبی از آغاز تابع نهاد سیاسی بود.)<ref>(دولت و حکومت در اسلام)۴۲۷/.</ref>
بى گمان در این روزگار بین اقتدار مذهبى و سیاسى نوعى پیوند برقرار شد و از پیامدهاى آن این بود که شمارى از فقیهان مسؤولیتهایى چون شیخ الاسلامى [[قضاوت]] امامت جمعه و… را بر عهده گرفتند و در طول حکومت صفویان این پیوند با فراز و نشیبهایى که داشت برقرار بود; امّا پیروى نهاد دینى از نهاد سیاسى آن هم در همه دوران جاى تردید بسیار دارد; چرا که با نگاهى گذرا به تاریخ در مى یابیم که بیش تر مجتهدان آن زمان جایگاه بسیار والایى حتى بیش از پادشاهان در بین مردم داشتند.<br/>
+
بی گمان در این روزگار بین اقتدار مذهبی و سیاسی نوعی پیوند برقرار شد و از پیامدهای آن این بود که شماری از فقیهان مسؤولیتهایی چون شیخ الاسلامی [[قضاوت]] امامت جمعه و… را بر عهده گرفتند و در طول حکومت صفویان این پیوند با فراز و نشیبهایی که داشت برقرار بود; امّا پیروی نهاد دینی از نهاد سیاسی آن هم در همه دوران جای تردید بسیار دارد; چرا که با نگاهی گذرا به تاریخ در می یابیم که بیش تر مجتهدان آن زمان جایگاه بسیار والایی حتی بیش از پادشاهان در بین مردم داشتند.<br/>
شمارى از شاهان صفوى خود را پیرو مجتهدان زمان خود مى دانستند. نفوذ و اقتدار محقق کرکى به اندازه اى بود که در حقیقت دربار صفوى از وى دستور مى گرفت و فرمانها و منشورهاى حکومتى با تایید او رسمیت مى یافت. در سالهاى پایانى
+
شماری از شاهان صفوی خود را پیرو مجتهدان زمان خود می دانستند. نفوذ و اقتدار محقق کرکی به اندازه ای بود که در حقیقت دربار صفوی از وی دستور می گرفت و فرمانها و منشورهای حکومتی با تایید او رسمیت می یافت. در سالهای پایانی
 
( ۲۱۵ )<br/>
 
( ۲۱۵ )<br/>
این دوران نیز اقتدار و نفوذ محقق خوانسارى و استاد ایشان محقق سبزوارى و همچنین علامه مجلسى بسیار بالا بود.<ref>اقتدار علامه مجلسى به اندازه اى بود که فوت آن بزرگوار را یکى از علل بر افتادن حکومت صفویان به شمار آورده اند: (روضات الجنات) ج۷۹/۲; (تاریخ ادبیات در ایران) ج۱۸۱/۵.</ref>
+
این دوران نیز اقتدار و نفوذ محقق خوانساری و استاد ایشان محقق سبزواری و همچنین علامه مجلسی بسیار بالا بود.<ref>اقتدار علامه مجلسی به اندازه ای بود که فوت آن بزرگوار را یکی از علل بر افتادن حکومت صفویان به شمار آورده‌اند: (روضات الجنات) ج۷۹/۲; (تاریخ ادبیات در ایران) ج۱۸۱/۵.</ref>
به روایت تذکرة الملوک و سفرنامه هاى خارجى پستهایى که از سوى شاهان صفوى به عالمان شیعى واگذار مى شد عبارت بودند از: صدر شیخ الاسلام قاضى قاضى القضات قاضى عسگر امامت جمعه<ref>(نظام حکومت در ایران در دوران اسلامى) دکتر غلامرضا ورهرام۱۹۰/ مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى.</ref> و…. شرح وظایف همه پستها و مقامهاى یاد شده در این مقال نمى گنجد; از این روى به شرح وظایف شیخ الاسلام بسنده مى کنیم.<br/>
+
به روایت تذکرة الملوک و سفرنامه های خارجی پستهایی که از سوی شاهان صفوی به عالمان شیعی واگذار می شد عبارت بودند از: صدر شیخ الاسلام قاضی قاضی القضات قاضی عسگر امامت جمعه<ref>(نظام حکومت در ایران در دوران اسلامی) دکتر غلامرضا ورهرام۱۹۰/ مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.</ref> و…. شرح وظایف همه پستها و مقامهای یاد شده در این مقال نمی گنجد; از این روی به شرح وظایف شیخ الاسلام بسنده می کنیم.<br/>
  
== محقق خوانسارى درمقام شیخ الاسلامى ==
+
== محقق خوانساری درمقام شیخ الاسلامی ==
از سمتهاى مهمّ دینى و سیاسى در روزگار صفویه شیخ الاسلامى است. این عنوان همانند: صدر برگرفته از دولتهاى پیشین و یا همسایه بوده است.<ref>(دائرة المعارف الاسلامیه) ج۴۷۱/۱۳ ـ ۴۸۰ دار المعرفه بیروت.</ref>در حکومت صفویان پیدایش مقام صدر پیش از شیخ الاسلام بوده است. در روزگار شاه اسماعیل عنوان شیخ الاسلام به کار گرفته نمى شده و تنها در زمان شاه طهماسب از این عنوان براى محقق کرکى استفاده شد و عنوان شیخ الاسلامى رتبه اش بر صدر پیشى گرفت.<br/>
+
از سمتهای مهمّ دینی و سیاسی در روزگار صفویه شیخ الاسلامی است. این عنوان همانند: صدر برگرفته از دولتهای پیشین و یا همسایه بوده است.<ref>(دائرة المعارف الاسلامیه) ج۴۷۱/۱۳ ـ ۴۸۰ دار المعرفه بیروت.</ref>در حکومت صفویان پیدایش مقام صدر پیش از شیخ الاسلام بوده است. در روزگار شاه اسماعیل عنوان شیخ الاسلام به کار گرفته نمی شده و تنها در زمان شاه طهماسب از این عنوان برای محقق کرکی استفاده شد و عنوان شیخ الاسلامی رتبه اش بر صدر پیشی گرفت.<br/>
محقّق خوانسارى هم به درخواست شاه سلیمان شیخ الاسلامى اصفهان را برعهده گرفت و رتبه اى بیش از صدر داشت.<br/>
+
محقّق خوانساری هم به درخواست شاه سلیمان شیخ الاسلامی اصفهان را برعهده گرفت و رتبه ای بیش از صدر داشت.<br/>
سانسون از جهانگردان اروپایى و مبلغ مسیحیت درباره موقعیت و وظایف شیخ الاسلام مى نویسد:<br/>
+
سانسون از جهانگردان اروپایی و مبلغ مسیحیت دربارهٔ موقعیت و وظایف شیخ الاسلام می نویسد:<br/>
(سومین شخص ایران آخوند یا شیخ الاسلام نامیده مى شود. شیخ الاسلام به معناى عالم طراز اوّل یا مرد معمّر و محترم قانون محمّدى (ص) مى باشد. شیخ الاسلام بزرگ ترین صاحب منصب امور شرعى و مدنى است. به دعاوى بیوه زنان یتیمان و صغارى که زیرنظر قیّم اداره مى شوند رسیدگى مى نماید و همچنین اداره سایر امور
+
(سومین شخص ایران آخوند یا شیخ الاسلام نامیده می شود. شیخ الاسلام به معنای عالم طراز اوّل یا مرد معمّر و محترم قانون محمّدی (ص) می باشد. شیخ الاسلام بزرگ‌ترین صاحب منصب امور شرعی و مدنی است. به دعاوی بیوه زنان یتیمان و صغاری که زیرنظر قیّم اداره می شوند رسیدگی می نماید و همچنین اداره سایر امور
 
( ۲۱۶ )<br/>
 
( ۲۱۶ )<br/>
شرعى نیز به عهده اوست.)<ref>(سفرنامه سانسون) ترجمه دکتر تقى تفضلى/ ۴۱ سانسون در روزگار شاه سلیمان براى ترویج مسیحیت به ایران آمد و چندین سال در ایران ماند.</ref>
+
شرعی نیز به عهده اوست.)<ref>(سفرنامه سانسون) ترجمه دکتر تقی تفضلی/ ۴۱ سانسون در روزگار شاه سلیمان برای ترویج مسیحیت به ایران آمد و چندین سال در ایران ماند.</ref>
بسیارى از جهانگردان که به ایران در زمان صفویان سفر کرده و سفرنامه نوشته اند مقام صدر را برتر از شیخ الاسلام دانسته اند.<br/>
+
بسیاری از جهانگردان که به ایران در زمان صفویان سفر کرده و سفرنامه نوشته‌اند مقام صدر را برتر از شیخ الاسلام دانسته‌اند.<br/>
کمپفر مى نویسد:<br/>
+
کمپفر می نویسد:<br/>
(شیخ الاسلام از سوى صدر تعیین و با تصویب شاه به کار منصوب مى شود.)<ref>(سفرنامه کمپفر)۱۲۴/.</ref>
+
(شیخ الاسلام از سوی صدر تعیین و با تصویب شاه به کار منصوب می شود.)<ref>(سفرنامه کمپفر)۱۲۴/.</ref>
سانسون<ref>(سفرنامه سانسون)۴۲/.</ref> و تارونیه<ref>(سفرنامه تارونیه) ترجمه ابوتراب نورى۵۸۸/. ژان پاتیست تارونیه از بزرگ ترین سیاحان قرن هفدهم میلادى است. وى جواهر فروش بوده و شش بار از ایران دیدن کرده است.  </ref> نیز مقام شیخ الاسلام را پس از صدر دانسته اند.<br/>
+
سانسون<ref>(سفرنامه سانسون)۴۲/.</ref> و تارونیه<ref>(سفرنامه تارونیه) ترجمه ابوتراب نوری۵۸۸/. ژان پاتیست تارونیه از بزرگ‌ترین سیاحان قرن هفدهم میلادی است. وی جواهر فروش بوده و شش بار از ایران دیدن کرده است.  </ref> نیز مقام شیخ الاسلام را پس از صدر دانسته‌اند.<br/>
این سخنان شاید در پاره اى از موارد و در آغاز حکومت صفویان درست باشد ولى بى گمان درباره محقق کرکى محقق خوانسارى علامه مجلسى و شمارى دیگر از عالمان شیعى درست نیست; چرا که آنان مقامى بالاتر از صدر بلکه از خود شاه داشتند. چگونگى برخورد شاهان صفوى با این بزرگواران و احکامى که براى شمارى از آنان صادر شده بیانگر این مطلب است.<br/> [[قضاوت]] هم یکى از کارهاى شیخ الاسلام است:<br/>
+
این سخنان شاید در پاره ای از موارد و در آغاز حکومت صفویان درست باشد ولی بی گمان دربارهٔ محقق کرکی محقق خوانساری علامه مجلسی و شماری دیگر از عالمان شیعی درست نیست; چرا که آنان مقامی بالاتر از صدر بلکه از خود شاه داشتند. چگونگی برخورد شاهان صفوی با این بزرگواران و احکامی که برای شماری از آنان صادر شده بیانگر این مطلب است.<br/> [[قضاوت]] هم یکی از کارهای شیخ الاسلام است:<br/>
(اغلب دعاوى و اختلافات را شیخ الاسلام شخصاً حلّ و فصل مى کند. شیخ الاسلام مدرس علم حقوق نیز مى باشد و روزهاى چهارشنبه و شنبه به تمام قضات دادگسترى و تمام صاحب منصبانى که زیر دست او هستند درس مى دهد.)<ref>(سفرنامه سانسون)۴۲/.</ref>
+
(اغلب دعاوی و اختلافات را شیخ الاسلام شخصاً حلّ و فصل می کند. شیخ الاسلام مدرس علم حقوق نیز می باشد و روزهای چهارشنبه و شنبه به تمام قضات دادگستری و تمام صاحب منصبانی که زیر دست او هستند درس می دهد.)<ref>(سفرنامه سانسون)۴۲/.</ref>
حوزه و قلمرو اختیارهاى این مقامها: [[قضاوت]] شیخ الاسلام صدر و… به تناسب شخصیت افراد دگرگون مى شدند. محقق کرکى و محقق خوانسارى با این که منصب شیخ الاسلامى داشتند ولى قدرت آنان خیلى بیش تر از صدر بود.<br/>
+
حوزه و قلمرو اختیارهای این مقامها: [[قضاوت]] شیخ الاسلام صدر و… به تناسب شخصیت افراد دگرگون می شدند. محقق کرکی و محقق خوانساری با این که منصب شیخ الاسلامی داشتند ولی قدرت آنان خیلی بیش تر از صدر بود.<br/>
بهترین سندى که مى تواند حوزه اختیارهاى شیخ الاسلامها را بنمایاند. متن احکامى است که شاهان صفوى براى آنان نوشته اند.<br/>
+
بهترین سندی که می تواند حوزه اختیارهای شیخ الاسلامها را بنمایاند. متن احکامی است که شاهان صفوی برای آنان نوشته‌اند.<br/>
متاسفانه به حکم شیخ الاسلامى محقق خوانسارى دست نیافتیم و نمى دانیم آیا چنین حکمى صادر شده و ما به آن دست نیافته ایم و یا حکمى صادر نشده است؟ ولى
+
متاسفانه به حکم شیخ الاسلامی محقق خوانساری دست نیافتیم و نمی دانیم آیا چنین حکمی صادر شده و ما به آن دست نیافته‌ایم و یا حکمی صادر نشده است؟ ولی
 
( ۲۱۷ )<br/>
 
( ۲۱۷ )<br/>
حکمى از شاه طهماسب براى محقق کرکى<ref>(ریاض العلماء) ج۴۵۶/۳; (روضات الجنات) ج۳۶۲/۴ ۴۶۴.</ref> از شاه سلیمان براى شیخ الاسلام مشهد<ref>(دین و سیاست در دوره صفوى)۴۰۳/ ـ ۴۰۵.  </ref> و تبریز<ref>همان مدرک۳۹۸/ ـ ۳۹۹.</ref> و حکمى از شاه سلطان حسین براى علامه مجلسى<ref>همان مدرک۴۱۲/ ـ ۴۱۴.</ref>در دست است که تا حدودى مى توان به میزان دخالت محقق خوانسارى نیز در کارهاى حکومتى پى برد. در حکم شیخ الاسلام مشهد آمده است:<br/>
+
حکمی از شاه طهماسب برای محقق کرکی<ref>(ریاض العلماء) ج۴۵۶/۳; (روضات الجنات) ج۳۶۲/۴ ۴۶۴.</ref> از شاه سلیمان برای شیخ الاسلام مشهد<ref>(دین و سیاست در دوره صفوی)۴۰۳/ ـ ۴۰۵.  </ref> و تبریز<ref>همان مدرک۳۹۸/ ـ ۳۹۹.</ref> و حکمی از شاه سلطان حسین برای علامه مجلسی<ref>همان مدرک۴۱۲/ ـ ۴۱۴.</ref>در دست است که تا حدودی می توان به میزان دخالت محقق خوانساری نیز در کارهای حکومتی پی برد. در حکم شیخ الاسلام مشهد آمده است:<br/>
(ترغیب و تحریص خلائق به طاعت و [[امر به معروف]] و نهى از منکرات و منع و زجر فسقه و فجره از نامشروعات و مامور ساختن اغنیا به اخراج اخماس و زکوات اموال خود نموده به مستحقین و مستحقات واصل نمایند و تقسیم مواریث و ترکات و ایقاع عقود و مناکحات و رفع منازعات و مناقشات بین المسلمین و المسلمات به طریق مصالحات و ضبط اموال غیّب و ایتام و سفهاء… و سایر مایکون من هذا القبیل قیام
+
(ترغیب و تحریص خلائق به طاعت و [[امر به معروف]] و نهی از منکرات و منع و زجر فسقه و فجره از نامشروعات و مامور ساختن اغنیا به اخراج اخماس و زکوات اموال خود نموده به مستحقین و مستحقات واصل نمایند و تقسیم مواریث و ترکات و ایقاع عقود و مناکحات و رفع منازعات و مناقشات بین المسلمین و المسلمات به طریق مصالحات و ضبط اموال غیّب و ایتام و سفهاء… و سایر مایکون من هذا القبیل قیام
 
( ۲۱۸ )<br/>
 
( ۲۱۸ )<br/>
واقدام نموده از دقایق آن فوت و فرو گذاشت ننماید. سادات عظام و مشایخ کرام و علماى اسلام و ارباب و اهالى ذوى الاحترام و جمهور سکنه و عموم متوطنین بلده و بلوکات سیادت و نجابت پناه مؤمى الیه را شیخ الاسلام بالاستقلال و الانفراد آن جا دانسته لوازم و مراسم امر مزبور را متعلق و مخصوص او دانند و اسناد و نوشتجات شرعیه خود را به سجل و مهر او معتبر شناسند و دست تصدّى و تکفل او را در امور شرعیه آن جا قوى و مطلق دانسته احدى را با او شریک و سهیم ندانند. قضات جزو آن ولایت که از دیوان الصدارة العلیه العالیه منصوب نباشند خود را به عزل او معزول و به نصب او منصوب شناسند و اوامر و نواهى مشروعه او را مطیع و منقاد باشند.)<ref>همان مدرک۴۰۳/.  </ref>
+
واقدام نموده از دقایق آن فوت و فرو گذاشت ننماید. سادات عظام و مشایخ کرام و علمای اسلام و ارباب و اهالی ذوی الاحترام و جمهور سکنه و عموم متوطنین بلده و بلوکات سیادت و نجابت پناه مؤمی الیه را شیخ الاسلام بالاستقلال و الانفراد آن جا دانسته لوازم و مراسم امر مزبور را متعلق و مخصوص او دانند و اسناد و نوشتجات شرعیه خود را به سجل و مهر او معتبر شناسند و دست تصدّی و تکفل او را در امور شرعیه آن جا قوی و مطلق دانسته احدی را با او شریک و سهیم ندانند. قضات جزو آن ولایت که از دیوان الصدارة العلیه العالیه منصوب نباشند خود را به عزل او معزول و به نصب او منصوب شناسند و اوامر و نواهی مشروعه او را مطیع و منقاد باشند.)<ref>همان مدرک۴۰۳/.  </ref>
در پایان این حکم شاه سلیمان کارگزاران دولتى منطقه را به همکارى و همراهى با شیخ الاسلام مشهد فرا مى خواند.<br/>
+
در پایان این حکم شاه سلیمان کارگزاران دولتی منطقه را به همکاری و همراهی با شیخ الاسلام مشهد فرا می خواند.<br/>
در حکم شیخ الاسلامى تبریز نیز وظایفى همانند آنچه آورده شد آمده است.<ref>همان مدرک۳۹۸/.</ref>
+
در حکم شیخ الاسلامی تبریز نیز وظایفی همانند آنچه آورده شد آمده است.<ref>همان مدرک۳۹۸/.</ref>
در مرکز حکومت شیخ الاسلام امامت جمعه را نیز بر عهده داشته و در مواردى اندک امام جمعه غیر از شیخ الاسلام بوده است.<br/>
+
در مرکز حکومت شیخ الاسلام امامت جمعه را نیز بر عهده داشته و در مواردی اندک امام جمعه غیر از شیخ الاسلام بوده است.<br/>
  
 
== نیابت از سلطنت ==
 
== نیابت از سلطنت ==
در دستگاه حکومتى شاه سلیمان محقّق خوانسارى جایگاه ویژه اى داشت به گونه اى که وقتى شاه سلیمان به سفر مى رفت از وى مى خواست که به جاى او به کارهاى حکومتى بپردازد:<br/>
+
در دستگاه حکومتی شاه سلیمان محقّق خوانساری جایگاه ویژه ای داشت به گونه ای که وقتی شاه سلیمان به سفر می رفت از وی می خواست که به جای او به کارهای حکومتی بپردازد:<br/>
(من غایة قربه و مکانته من الحضرة السلطانیه المعظّم الیها انّ السلطان الموصوف التمس منه فى بعض مهاجراته نیابة السلطنة عنه وان یجلس مجلسه الاعلى ویقوم بامر المملکة حسب مایرید. ففعل ذلک.)<ref>(روضات الجنات) ج۲/۳۵۱.</ref>
+
(من غایة قربه و مکانته من الحضرة السلطانیه المعظّم الیها انّ السلطان الموصوف التمس منه فی بعض مهاجراته نیابة السلطنة عنه وان یجلس مجلسه الاعلی ویقوم بامر المملکة حسب مایرید. ففعل ذلک.)<ref>(روضات الجنات) ج۲/۳۵۱.</ref>
شخصیت محقق خوانسارى و نزدیکى به شاه سلیمان به اندازه اى بود
+
شخصیت محقق خوانساری و نزدیکی به شاه سلیمان به اندازه ای بود
 
( ۲۱۹ )<br/>
 
( ۲۱۹ )<br/>
که شاه درپاره اى از مسافرتهاى خود از آن بزرگوار مى خواست که به نیابت از او بر تخت نشسته و کشور را آن چنان که شایسته مى بیند اداره کند و او نیز چنین مى کرد.<br/>
+
که شاه درپاره ای از مسافرتهای خود از آن بزرگوار می خواست که به نیابت از او بر تخت نشسته و کشور را آن چنان که شایسته می بیند اداره کند و او نیز چنین می کرد.<br/>
شاه در کارهاى مهم دینى و آن جا که به گونه اى به مقوله ها و شؤون دینى مربوط مى شود از محقق خوانسارى کمک مى گرفت:<br/>
+
شاه در کارهای مهم دینی و آن جا که به گونه ای به مقوله‌ها و شؤون دینی مربوط می شود از محقق خوانساری کمک می گرفت:<br/>
(شریف مکه نامه اى به شاه سلیمان نوشته بود شاه از حاج آقا حسین خواست که به آن پاسخ گوید. آن بزرگوار نیز به آن نامه پاسخ داد.)<ref>(اعیان الشیعه) ج۱۵۰/۶.</ref>
+
(شریف مکه نامه ای به شاه سلیمان نوشته بود شاه از حاج آقا حسین خواست که به آن پاسخ گوید. آن بزرگوار نیز به آن نامه پاسخ داد.)<ref>(اعیان الشیعه) ج۱۵۰/۶.</ref>
در حکومت شاه عباس دوّم نیز گرفتاریهایى براى شیعیان در گزاردن مناسک حجّ به وجود آمده بود که شاه از محقّق خوانسارى خواست در این باره با شریف مکّه مکاتبه کند. محقّق نامه اى به شریف مکه نوشت و در آن نامه از وى خواست که حرمت حاجیان شیعى را نگهدارد و آنان را از اذیت و آزار متعصبان حفظ کند تا شیعیان بتوانند حجّ خود را آن گونه که شایسته است انجام دهند.<ref>این نامه حدود هشت صفحه است که به صورت خطّى باقى مانده است.</ref>
+
در حکومت شاه عباس دوّم نیز گرفتاریهایی برای شیعیان در گزاردن مناسک حجّ به وجود آمده بود که شاه از محقّق خوانساری خواست در این باره با شریف مکّه مکاتبه کند. محقّق نامه ای به شریف مکه نوشت و در آن نامه از وی خواست که حرمت حاجیان شیعی را نگهدارد و آنان را از اذیت و آزار متعصبان حفظ کند تا شیعیان بتوانند حجّ خود را آن گونه که شایسته است انجام دهند.<ref>این نامه حدود هشت صفحه است که به صورت خطّی باقی مانده است.</ref>
انگیزه محقّق از همکارى با شاه سلیمان
+
انگیزه محقّق از همکاری با شاه سلیمان
همکارى و حضور محقّق خوانسارى و دیگر عالمان شیعى در دربار شاهان صفوى به چه معناست؟ آیا این برخورد نمایانگر آن است که آن بزرگواران شاهان صفوى را حاکمانى عادل و درستکار مى دانسته اند؟ و یا انگیزه و دلیل دیگرى داشته است؟<br/>
+
همکاری و حضور محقّق خوانساری و دیگر عالمان شیعی در دربار شاهان صفوی به چه معناست؟ آیا این برخورد نمایانگر آن است که آن بزرگواران شاهان صفوی را حاکمانی عادل و درستکار می دانسته‌اند؟ و یا انگیزه و دلیل دیگری داشته است؟<br/>
این موضوع از مسائل بحث انگیز دوره اخیر بوده است. از یک سو شمارى از نویسندگان معاصر با دیدى انتقادى به این حرکت نگریسته اند و آن را از زاویه هاى گوناگون به نقد سپرده اند; از دیگر سوى گروهى از دانشوران و نویسندگان آن را یک ضرورت تاریخى دانسته و از آثار مبارک و دستاوردها و مبانى فقهى آن سخن گفته اند.<br/>
+
این موضوع از مسائل بحث انگیز دوره اخیر بوده است. از یک سو شماری از نویسندگان معاصر با دیدی انتقادی به این حرکت نگریسته‌اند و آن را از زاویه های گوناگون به نقد سپرده‌اند; از دیگر سوی گروهی از دانشوران و نویسندگان آن را یک ضرورت تاریخی دانسته و از آثار مبارک و دستاوردها و مبانی فقهی آن سخن گفته‌اند.<br/>
چون در گذشته به این موضوع پرداخته ایم در این جا تنها به اشاره اى بسنده مى کنیم:<br/>
+
چون در گذشته به این موضوع پرداخته‌ایم در این جا تنها به اشاره ای بسنده می کنیم:<br/>
بى گمان ارتباط عالمان شیعى با شاهان صفوى به معناى توجیه تبهکاریها و
+
بی گمان ارتباط عالمان شیعی با شاهان صفوی به معنای توجیه تبهکاریها و
 
( ۲۲۰ )<br/>
 
( ۲۲۰ )<br/>
ستمهاى آنان نبوده است بلکه مى بینیم در همین برهه از زمان که شاهان صفوى خود را اسلام پناه مى خواندند و روى خوش به عالمان شیعه نشان مى دادند عالمان شیعه از خرده گیرى و انتقاد و [[امر به معروف]] و نهى از منکر باز نایستاده و به وظیفه خود عمل مى کردند. کسانى که خواسته اند بهره بردارى عالمان را از شرایط موجود حمل بر وابستگى آنان به دربارها و یا سود طلبى آنان کنند تحلیل درستى از قضایا ندارند; چرا که همکارى آنان بر اساس مبانى و انگیزه هاى درست صورت گرفته است.<br/>
+
ستمهای آنان نبوده است بلکه می بینیم در همین برهه از زمان که شاهان صفوی خود را اسلام پناه می خواندند و روی خوش به عالمان شیعه نشان می دادند عالمان شیعه از خرده گیری و انتقاد و [[امر به معروف]] و نهی از منکر باز نایستاده و به وظیفه خود عمل می کردند. کسانی که خواسته‌اند بهره برداری عالمان را از شرایط موجود حمل بر وابستگی آنان به دربارها و یا سود طلبی آنان کنند تحلیل درستی از قضایا ندارند; چرا که همکاری آنان بر اساس مبانی و انگیزه های درست صورت گرفته است.<br/>
امام خمینى در این باره مى گوید:<br/>
+
امام خمینی در این باره می گوید:<br/>
(به صرف ارتباط نمى شود آنان را در بارى پنداشت; زیرا آنان براى مصالح مهم ترى وارد آن دستگاه شدند.)<ref>(در جستجوى راه از کلام امام) دفتر ششم روحانیت ۲۰۷/ ـ ۲۰۸ امیرکبیر.</ref>
+
(به صرف ارتباط نمی شود آنان را در باری پنداشت; زیرا آنان برای مصالح مهم تری وارد آن دستگاه شدند.)<ref>(در جستجوی راه از کلام امام) دفتر ششم روحانیت ۲۰۷/ ـ ۲۰۸ امیرکبیر.</ref>
براساس [[تفکّر]] شیعى شیعیان از هرگونه همکارى با حاکمان ستم باز داشته شده اند<ref>(وسائل الشیعه) ج۱۲۸/۱۲ ـ ۱۳۲.</ref> و امر شده اند که در دوران غیبت از فقیه عادل آگاه شجاع مدبر و… به عنوان نایب عامّ امام(ع) پیروى کنند و براى دستیابى به چنین حکومتى تلاش ورزند <ref>(کتاب البیع) امام خمینى ج۴۶۵/۲ ـ ۴۶۶.</ref>ولى واقعیت خارجى چه در دوره حضور معصومان(ع) و چه پس از آن مانع از آن بوده است که به کلى ارتباط با حاکمان ستم از بین برود; از این روى در برهه هایى از تاریخ اسلام مى بینیم که شمارى از عالمان شیعى که در میان آنان فقیهان بزرگ و فرزانه اى نیز وجود دارند به پادشاهان ستم نزدیک شده و گاه با آنان همکارى داشته و از آنان مناصبى را نیز پذیرفته اند. حضور این بزرگان در دربار و همکارى با پادشاهان ستم پیشه چه توجیهى مى تواند داشته باشد در حالى که روایات رسیده از معصومان(ع) شیعه را از این کار بازداشته اند.<br/>
+
براساس [[تفکّر]] شیعی شیعیان از هرگونه همکاری با حاکمان ستم باز داشته شده‌اند<ref>(وسائل الشیعه) ج۱۲۸/۱۲ ـ ۱۳۲.</ref> و امر شده‌اند که در دوران غیبت از فقیه عادل آگاه شجاع مدبر و… به عنوان نایب عامّ امام(ع) پیروی کنند و برای دستیابی به چنین حکومتی تلاش ورزند <ref>(کتاب البیع) امام خمینی ج۴۶۵/۲ ـ ۴۶۶.</ref>ولی واقعیت خارجی چه در دوره حضور معصومان(ع) و چه پس از آن مانع از آن بوده است که به کلی ارتباط با حاکمان ستم از بین برود; از این روی در برهه هایی از تاریخ اسلام می بینیم که شماری از عالمان شیعی که در میان آنان فقیهان بزرگ و فرزانه ای نیز وجود دارند به پادشاهان ستم نزدیک شده و گاه با آنان همکاری داشته و از آنان مناصبی را نیز پذیرفته‌اند. حضور این بزرگان در دربار و همکاری با پادشاهان ستم پیشه چه توجیهی می تواند داشته باشد در حالی که روایات رسیده از معصومان(ع) شیعه را از این کار بازداشته‌اند.<br/>
براى پاسخ به پرسش بالا مى گوییم: ما درباره پادشاهان ستم پیشه دو دسته روایت داریم و در نتیجه همکارى با آنان نیز دو گونه است:<br/>
+
برای پاسخ به پرسش بالا می گوییم: ما دربارهٔ پادشاهان ستم پیشه دو دسته روایت داریم و در نتیجه همکاری با آنان نیز دو گونه است:<br/>
الف. همکارى براى رسیدن به مال و منال و جاه و مقام.<br/>
+
الف. همکاری برای رسیدن به مال و منال و جاه و مقام.<br/>
ب. همکارى براى ترویج اسلام اجراى قانونهاى اسلامى پاسدارى از ارزشهاى اسلامى و….<br/>
+
ب. همکاری برای ترویج اسلام اجرای قانونهای اسلامی پاسداری از ارزشهای اسلامی و….<br/>
 
( ۲۲۱ )<br/>
 
( ۲۲۱ )<br/>
فقهاى بزرگوار شیعه گونه نخست از همکارى را به هیچ روى اجازه نداده اند و روایاتى که بر حرام بودن همراهى و همکارى با حاکمان ستم دلالت دارد بر این گونه همکارى حمل کرده اند.<br/>
+
فقهای بزرگوار شیعه گونه نخست از همکاری را به هیچ روی اجازه نداده‌اند و روایاتی که بر حرام بودن همراهی و همکاری با حاکمان ستم دلالت دارد بر این گونه همکاری حمل کرده‌اند.<br/>
گونه دوّم از همکارى نه تنها حرام نیست که در پاره اى از برهه ها براى مصالح و هدفهاى والاى اسلامى و جلوگیرى ازستم برمردم و… واجب است.<ref>(مینة المرید) شهید ثانى تحقیق رضا مختارى ۱۶۴/ ـ ۱۶۵ مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى.</ref>
+
گونه دوّم از همکاری نه تنها حرام نیست که در پاره ای از برهه‌ها برای مصالح و هدفهای والای اسلامی و جلوگیری ازستم برمردم و… واجب است.<ref>(مینة المرید) شهید ثانی تحقیق رضا مختاری ۱۶۴/ ـ ۱۶۵ مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.</ref>
بارهاى بار على بن یقطین از امام(ع) اجازه خواست که از همکارى با هارون دست بردارد ولى امام اجازه نداد و از او خواست که در دربار هارون بماند و به شیعیان خدمت کند.<ref>(سفینة البحار) شیخ عباسى قمى ج۲۵۲/۲ دارالمرتضى بیروت.</ref>
+
بارهای بار علی بن یقطین از امام(ع) اجازه خواست که از همکاری با هارون دست بردارد ولی امام اجازه نداد و از او خواست که در دربار هارون بماند و به شیعیان خدمت کند.<ref>(سفینة البحار) شیخ عباسی قمی ج۲۵۲/۲ دارالمرتضی بیروت.</ref>
همکارى عالمان شیعى با حاکمان ستم از جمله محقّق خوانسارى با شاه سلیمان از این گونه بوده است.<br/>
+
همکاری عالمان شیعی با حاکمان ستم از جمله محقّق خوانساری با شاه سلیمان از این گونه بوده است.<br/>
علامه حلّى در این باره مى نویسد:<br/>
+
علامه حلّی در این باره می نویسد:<br/>
(والوالى من قبل الجائر اذا تمکن من اقامة الحدود قیل جاز له معتقداً نیابة الامام.)<ref>(مجمع الفائدة و البرهان) ج۵۵۰/۷.</ref>
+
(والوالی من قبل الجائر اذا تمکن من اقامة الحدود قیل جاز له معتقداً نیابة الامام.)<ref>(مجمع الفائدة و البرهان) ج۵۵۰/۷.</ref>
پذیرش ولایت از سوى حاکم ستمکار در صورتى که امکان اقامه حدود باشد گفته شده جایز است. شخصى که ولایت مى یابد باید آن را نیابتى از سوى امام معصوم(ع) بداند.<br/>
+
پذیرش ولایت از سوی حاکم ستمکار در صورتی که امکان اقامه حدود باشد گفته شده جایز است. شخصی که ولایت می یابد باید آن را نیابتی از سوی امام معصوم(ع) بداند.<br/>
شمارى از فقیهان پذیرش ولایت را بر مجتهدان در صورتى که اقامه حدود براى آنان ممکن باشد واجب دانسته اند.<ref>همان مدرک.</ref>
+
شماری از فقیهان پذیرش ولایت را بر مجتهدان در صورتی که اقامه حدود برای آنان ممکن باشد واجب دانسته‌اند.<ref>همان مدرک.</ref>
گروهى در چنین مواردى حتى پیشنهاد همکارى را از سوى فقها مستحب<ref>(النهایة)۳۵۶/ ـ ۳۵۷ بیروت.</ref> و گروهى <ref>(الکافى فى الفقه) ابى الصلاح حلبى تحقیق: رضا استادى ۴۲۲/ ـ ۴۲۳ مکتبة الامام امیرالمؤمنین اصفهان.</ref> واجب دانسته اند. البته این در صورتى است که حکومت ستم اجبار به ولایت نکند چون در این صورت در پذیرش آن هیچ اختلافى نیست.<br/>
+
گروهی در چنین مواردی حتی پیشنهاد همکاری را از سوی فقها مستحب<ref>(النهایة)۳۵۶/ ـ ۳۵۷ بیروت.</ref> و گروهی <ref>(الکافی فی الفقه) ابی الصلاح حلبی تحقیق: رضا استادی ۴۲۲/ ـ ۴۲۳ مکتبة الامام امیرالمؤمنین اصفهان.</ref> واجب دانسته‌اند. البته این در صورتی است که حکومت ستم اجبار به ولایت نکند چون در این صورت در پذیرش آن هیچ اختلافی نیست.<br/>
شیخ مفید<ref>(المقنعة)۸۱۲/.</ref> شیخ طوسى<ref>(النهایة) ۳۵۶/.</ref> ابن ادریس<ref>(سرائر) ابن ادریس / ۲۰۳ اسلامیه.</ref> شهید اول<ref> (الدروس)۳۳۰/.</ref> ابى الصلاح حلبى<ref>(الکافى فى الفقه)۴۲۳/.</ref> سید مرتضى<ref> (رسائل) شریف مرتضى /۸۹ ـ ۹۷ دارالقرآن الکریم مدرسه آیت اللّه گلپایگانى.</ref> و …<ref>(کشف اللثام) فاضل هندى ج۳۲۱/۲ چاپ قدیم.</ref> با تفاوتهاى اندک همین مطلب را آورده اند.<br/>
+
شیخ مفید<ref>(المقنعة)۸۱۲/.</ref> شیخ طوسی<ref>(النهایة) ۳۵۶/.</ref> ابن ادریس<ref>(سرائر) ابن ادریس / ۲۰۳ اسلامیه.</ref> شهید اول<ref> (الدروس)۳۳۰/.</ref> ابی الصلاح حلبی<ref>(الکافی فی الفقه)۴۲۳/.</ref> سید مرتضی<ref> (رسائل) شریف مرتضی /۸۹ ـ ۹۷ دارالقرآن الکریم مدرسه آیت اللّه گلپایگانی.</ref> و …<ref>(کشف اللثام) فاضل هندی ج۳۲۱/۲ چاپ قدیم.</ref> با تفاوتهای اندک همین مطلب را آورده‌اند.<br/>
بر این اساس مصلحت اسلام و مسلمانان و گاه ضرورت و اضطرار عناوینى
+
بر این اساس مصلحت اسلام و مسلمانان و گاه ضرورت و اضطرار عناوینی
 
( ۲۲۲ )<br/>
 
( ۲۲۲ )<br/>
هستند که راه را براى همکارى عالمان شیعى با حاکمان ستم مى گشاید.<br/>
+
هستند که راه را برای همکاری عالمان شیعی با حاکمان ستم می گشاید.<br/>
فقیهان شیعى در این باب نکته مهم و دقیقى را به شرح زیر یادآورد شده اند:<br/>
+
فقیهان شیعی در این باب نکته مهم و دقیقی را به شرح زیر یادآورد شده‌اند:<br/>
عالمانى که مسؤولیتى را از حاکمان ستم مى پذیرند بایستى خود را والى و مسؤول
+
عالمانی که مسؤولیتی را از حاکمان ستم می پذیرند بایستی خود را والی و مسؤول
 
( ۲۲۳ )<br/>
 
( ۲۲۳ )<br/>
از سوى امام عصر(ع) بدانند نه حکومتهاى ستم. افزون بر این بایستى شخصى که مى خواهد ولایت بپذیرد شایستگى آن را داشته باشد.<ref>(المقنعة) شیخ مفید / ۸۱۲.</ref>
+
از سوی امام عصر(ع) بدانند نه حکومتهای ستم. افزون بر این بایستی شخصی که می خواهد ولایت بپذیرد شایستگی آن را داشته باشد.<ref>(المقنعة) شیخ مفید / ۸۱۲.</ref>
(انّها فى المعنى من قبل امام و صاحب الامر وان کانت على الظاهر لانقرّبه کانها من قبل غیره.)<ref>(رسائل) سید مرتضى ج ۹۴/۲.</ref>
+
(انّها فی المعنی من قبل امام و صاحب الامر وان کانت علی الظاهر لانقرّبه کانها من قبل غیره.)<ref>(رسائل) سید مرتضی ج ۹۴/۲.</ref>
آن [ پذیرش ولایت از سوى حاکم ستم] در واقع از سوى امام و صاحب امر(ع) است هر چند در ظاهر که ما به آن اعتراف نداریم گویا از سوى دیگران است.<br/>
+
آن [ پذیرش ولایت از سوی حاکم ستم] در واقع از سوی امام و صاحب امر(ع) است هر چند در ظاهر که ما به آن اعتراف نداریم گویا از سوی دیگران است.<br/>
از دیدگاه سید مرتضى شیخ مفید<ref>(المقنعة)۸۱۲/.</ref> ابى الصلاح حلبى<ref>(الکافى فى الفقه)۴۲۳/.</ref> علامه حلّى<ref>(مجمع الفائدة) ج۵۵۰/۷.</ref> و عالمان عصر صفویه از جمله: مقدس اردبیلى<ref> همان مدرک.</ref> محقق کرکى<ref>(جامع المقاصد فی شرح القواعد) محقق کرکى ج۴۸۹/۳ مؤسسه آل البیت.</ref> فاضل هندى<ref> (کشف اللثام) ج۳۲۱/۲ چاپ سنگى.</ref> و… چنین فردى گرچه به ظاهر به وسیله حاکمى ستمگر به کار گمارده شده ولى در واقع چون از امام(ع) نیابت دارد مشغول به کار شده است. فقیه دارنده همه کمالها و ویژگیها چه از سوى ستمگر به کار گرفته شود و چه نشود حق ولایت دارد. تنها پذیرش از سوى حکومت ستم سبب مى شود که ولایت او از قوه به فعل درآید.<br/>
+
از دیدگاه سید مرتضی شیخ مفید<ref>(المقنعة)۸۱۲/.</ref> ابی الصلاح حلبی<ref>(الکافی فی الفقه)۴۲۳/.</ref> علامه حلّی<ref>(مجمع الفائدة) ج۵۵۰/۷.</ref> و عالمان عصر صفویه از جمله: مقدس اردبیلی<ref> همان مدرک.</ref> محقق کرکی<ref>(جامع المقاصد فی شرح القواعد) محقق کرکی ج۴۸۹/۳ مؤسسه آل البیت.</ref> فاضل هندی<ref> (کشف اللثام) ج۳۲۱/۲ چاپ سنگی.</ref> و… چنین فردی گرچه به ظاهر به وسیله حاکمی ستمگر به کار گمارده شده ولی در واقع چون از امام(ع) نیابت دارد مشغول به کار شده است. فقیه دارنده همه کمالها و ویژگیها چه از سوی ستمگر به کار گرفته شود و چه نشود حق ولایت دارد. تنها پذیرش از سوی حکومت ستم سبب می شود که ولایت او از قوه به فعل درآید.<br/>
همکارى عالمان شیعى با شاهان صفوى براساس همین اصل صورت گرفته است. چون در آن روزگار [[امر به معروف]] و نهى از منکر اقامه حدود و اجراى احکام اسلامى جمع آورى [[زکات]] و خمس و هزینه آن و… امکان پذیر بود بر عالمان شیعى نیز واجب بود پستهایى را براى انجام کارهاى یاد شده بپذیرند. پذیرش مقام شیخ الاسلامى از سوى محقق خوانسارى و دیگر عالمان بر همین اساس صورت گرفته است.<br/>
+
همکاری عالمان شیعی با شاهان صفوی براساس همین اصل صورت گرفته است. چون در آن روزگار [[امر به معروف]] و نهی از منکر اقامه حدود و اجرای احکام اسلامی جمع آوری [[زکات]] و خمس و هزینه آن و… امکان پذیر بود بر عالمان شیعی نیز واجب بود پستهایی را برای انجام کارهای یاد شده بپذیرند. پذیرش مقام شیخ الاسلامی از سوی محقق خوانساری و دیگر عالمان بر همین اساس صورت گرفته است.<br/>
ییادآورى: براى تدوین دیدگاههاى سیاسى عالمان شیعه بایسته است به چگونگى برخورد آنان با حاکمان ستم نیز توجه داشته باشیم و از آن به عنوان یکى از منابع براى دسترسى به دیدگاههاى آنان استفاده کنیم.<br/>
+
ییادآوری: برای تدوین دیدگاه‌های سیاسی عالمان شیعه بایسته است به چگونگی برخورد آنان با حاکمان ستم نیز توجه داشته باشیم و از آن به عنوان یکی از منابع برای دسترسی به دیدگاه‌های آنان استفاده کنیم.<br/>
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==
  
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> نام سایت: [http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4518/4522/32494/%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%91%D9%82-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA پایگاه اطلاع رسانی حوزه] - تاریخ برداشت:1395/3/24 </span></div>
+
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4518/4522/32494/%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%91%D9%82-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA پایگاه اطلاع رسانی حوزه] - تاریخ برداشت:1395/3/24 </span></div>
  
 
[[رده:مقالات]]<br/>
 
[[رده:مقالات]]<br/>

نسخهٔ ‏۲۸ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۱۸

رویکرد محقّق خوانساری به سیاست

نویسنده: محمدصادق مزینانی

مقاله

عالم نامور محقق خوانساری به سال ۱۰۱۶ چشم به دنیا گشود و در سال ۱۰۹۸ یا ۱۰۹۹هـ.ق.چشم از دنیا فرو بست.[۱]

وی هم روزگار بوده با چندین تن از شاهان صفوی ولی اوج درخشش و بلند آوازگی علمی و عملی او در دوران سلطنت شاه سلیمان معروف به شاه صفی دوّم بوده است.
او پیش از رسیدن به سن بلوغ برای فراگیری دانش به اصفهان رفت و در مدرسه خواجه ملک جنب مسجد شیخ لطف اللّه ساکن شد و به آموختن علوم اسلامی پرداخت.
آن بزرگوار در دوران تحصیل از عالمان بنام و معروفی چون:میرفندرسکی علامه محمد تقی مجلسی خلیفه سلطان محقق سبزوای و...بهره برد و به جایگاه بلندی رسید .
شرح حال نگاران از وی به عنوان:فقیه ژرف اندیش محدث فاضل اصولی رجالی حکیم متکلم محقق مدقّق جامع معقول و منقول و...یاد کرده و جایگاه ( ۱۸۸ )
علمی و شخصیت اجتماعی و سیاسی او را ارج نهاده‌اند.[۲] سیّد علی خان مدنی از او به عنوان :علامه فرید الدهر و وحید العصر و استاد الحکماء و المتکلمین ومربی الفقهاء والمحدثین و استاد الکّل فی الکّل و ...یاد کرده است.[۳] آن بزرگوار پس از محقّق سبزواری در دوره پادشاهی شاه سلیمان اعتبار بسیار یافت و بر شخص شاه و پیرامونیانش نفوذ فراوان داشت.
شخصیت و زندگی محقّق خوانساری از زوایای گوناگون درخور بحث و بررسی است; ولی ما در این مقال بر آنیم که به رویکرد سیاسی وی بپردازیم.
برای روشن شدن این موضوع توجّه به دو نکته بایسته می نماد:
۱. فقه و اندیشه سیاسی.
۲. موضع گیریها و تلاشهای سیاسی واجتماعی.
اندیشه سیاسی محقّق خوانساری قانونها و آیینهای اسلام برای اداره جامعه و دستور العمل دولت و حکومت گذارده شده‌اند. اقامه نماز جمعه و جماعات حّج جمع آوری و هزینه خمس و زکات انفال اجرای حدود و تعزیرات مبارزه با یاغیان پاسداری از ارزشها داوری و...در یک تشکیلات معنی می دهند و مفهوم می یابند. اگر نظام و حکومتی در کار نباشد بسیاری از آنها عرصه تحقق نمی یابند.
پیش از حکومت صفویان چون فقه و فقیهان شیعه از حاکمیت سیاسی جامعه به دور بودند انگیزه کم تری برای طرح مسائل فقهی سیاسی وجود داشت. و این سبب شده بود تفکّر فقهی بدون دغدغه حلّ مسائل سیاسی و اجتماعی رشد یا بد. با تغییر سیستم حکومتی در ایران و به قدرت رسیدن شیعه اندیشه های سیاسی اسلام و همچنین مبانی آن از قبیل: ولایت فقیه حدود اختیارات فقیه نماز جمعه خراج و مقاسمه انفال خمس و زکات و نیز مسائل دیگری همانند: وظیفه حاکمان چگونگی برخورد ( ۱۸۹ )
آنان با مردم روش اداره حکومت حساسیت دستگاه قضا و شرایط قاضی آفات حکومت و… مورد توجّه و بحث و بررسی فقیهان شیعه قرار گرفت و در پاره ای از گزاره‌ها و مقوله های یاد شده رساله‌ها و کتابهای مستقلی نگاشته شد.[۴] در آن روزگار سه مکتب فقهی در کنار یکدیگر تلاش می کردند:
۱. محقق کرکی.
۲. مقدس اردبیلی.
۳. اخباریان.
گرایش به طرح اندیشه های سیاسی در این دوره در هر سه مکتب با تفاوتهایی چند دیده می شود.
مقدس اردبیلی با این که در نجف می زیست و با شاهان صفوی همکاری نداشت با این حال به فقه سیاسی و مسائل سیاسی بی توجه نبود. با نگاهی به مجمع الفائدة والبرهان می یابیم که ولایت فقیه از اصول و مبانی محقّق اردبیلی است. آن بزرگوار فروع بسیاری را بر اساس آن طرح و بحث کرده و دربارهٔ خراج و مقاسمه رساله ای مستقل نگاشته است.[۵] پیروان مکتب او از جمله: محمّد بن علی موسوی عاملی نگارنده مدارک الاحکام محقّق سبزواری فیض کاشانی و… برای فقه سیاسی و مسائل حکومتی اهمیت ویژه ای قائل بوده‌اند.
محقق سبزواری افزون بر طرح فقه سیاسی در کتابهای فقهی خود دربارهٔ نماز جمعه رساله ای مستقل دارد و کتابی دربارهٔ اخلاق حکومتی به نام: روضة الانوار نوشته و در پایان آن عهدنامه علی(ع) به مالک اشتر را به عنوان دستورالعمل حکومتی ترجمه و شرح کرده است.
اخباریان نیز روایات مربوط به فقه سیاسی را در کتابهای خود در بابهای گوناگون گرد آوردند و گاه به شرح و تفسیر آن نیز پرداختند.
علاّمه محمّد باقر مجلسی که اخباریی معتدل به شمار می آمد عهدنامه علی(ع) به ( ۱۹۰ )
مالک اشتر و همچنین نامه علی(ع) به عثمان بن حنیف نامه امام صادق(ع) به عبداللّه نجاشی و… را ترجمه کرد و بر آن نام: (آداب سلوک حاکم با رعیّت) نهاد.[۶] و در مقدمهٌ آن به روشنی نوشته است:
(این رساله از ترجمه احادیث شریفه فراهم آمده است تا دستور العمل برای برخورد حاکمان با مردم و تنبیه ارباب غفلت و اصلاح اصحاب دولت باشد.)
با این همه توجه به فقه سیاسی از ویژگیهای مکتب محقق کرکی به شمار می آید. آن بزرگوار مقوله هایی چون: ولایت فقیه خراج و مقاسمه نماز جمعه و… را در آثار فقهی خود: جامع المقاصد فی شرح القواعد فوائد الشرایع و تعلیق الارشاد به بوته بررسی نهاده است و در پاره ای از مقوله‌ها و گزاره های یاد شده رساله های جداگانه دارد.[۷] بیش تر فقیهان و مجتهدان شیعه پس از کرکی تا پایان دوره صفوی از جمله: حسین بن عبدالصّمد بهاءالدین محمّد بن حسین عاملی میر داماد سلطان العلما محقق خوانساری آقا حسین و فرزند ایشان آقا جمال و آقا رضی فاضل هندی و… اثر پذیر از روش فقهی او بوده‌اند و در بیش تر موارد همان دیدگاه‌های سیاسی ایشان را پذیرفته‌اند.[۸]

اندیشه نیابت و ولایت فقیه

اندیشه نیابت و ولایت فقیه از مهمّ‌ترین و محوری‌ترین مباحث سیاسی است. به طور طبیعی دیگر اندیشه های سیاسی هماره با توجه به آن اصل طرح و بحث می شده است. در حکومت صفویان محقق کرکی نخستین فقیهی بود که این اندیشه را طرح کرد و به تبلیغ و دفاع از آن پرداخت.[۹]پس از وی به عنوان اندیشه ای پذیرفته شده در کتابهای فقهی بازگو شد. در زمان محقّق خوانساری و پس از آن نیز بحثی رایج وعقیده ای شایع در میان عالمان دینی و همچنین مردم مسلمان بوده است.
( ۱۹۱ )
شماری از جهانگردان تحلیل گران و گزارش نویسان خارجی و داخلی در لابه لای یادداشتهای خود از شهرت و رواج این اندیشه شیعی سخن گفته‌اند. حتّی پاره ای از آنان یادآوردشده‌اند: برتابیدن این سخن برای شماری از شاهان صفوی و پیرامونیان آنان سخت دشوار بوده است ولی آنان از ترس مردم ناگزیر خود را به این دیدگاه شیعی پای بند نشان می داده‌اند.[۱۰] انگلبرت کمپفر جهانگرد و نویسنده آلمانی که در زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی و ریاست مذهبی و شیخ الاسلامی محققّ خوانساری در ایران به سر می برده پس از اشاره به نفوذ معنوی مجتهد و قدرت مستقل او می نویسد:
(شگفت آن که متألهین و عالمین به کتاب نیز در اعتقاد به مجتهد با مردم ساده دل شریکند و می پندارند که طبق آیین خداوند پیشوای ( ۱۹۲ )
روحانی مردم و قیادت مسلمین به عهده مجتهد گذاشته شده است در حالی که فرمانروا تنها وظیفه دارد به حفظ و اجرای نظرات وی همّت گمارد. بر حسب آن چه گفته شد مجتهد نسبت به جنگ و صلح نیز تصمیم می گیرد بدون صلاح دید وی هیچ کار مهمّی که در زمینه حکومت بر مؤمنین باشد صورت نمی گیرد.)[۱۱] شاردن از جهانگردان بنام دوره شاه سلیمان صفوی پس از نمایاندن اقتدار عالمان و مجتهدان شیعی پادشاهان صفوی از جمله شاه سلیمان را عامل اجرای دستورهای فقیهان و مجتهدان می داند.[۱۲] همو در جای دیگر می نویسد:
(طبقات دینی و معتقدان سر سخت مجتهدی را که خداوند از گناه حفظ می کند شایسته جانشینی در غیبت او می دانستند.)[۱۳] ییا:
(من بسیاری از روحانیان و اهل منبر و دانش و ادب و شخصیتهای برجسته را دیده‌ام که همه بر همین اعتقاد بودند و از عقیده خود دفاع می کردند.)[۱۴] حتی از روی کینه گزارش می دهد:
(نخستین بار که وارد ایران شدم دربار به تازگی خود را از شرّ یک ملاّ یا خطیب دینی که از مدتها پیش این سخنان را به گوش مردم می خواند و هواخواهان زیادی پیدا کرده بود رهایی یافته بود.)[۱۵] شاهان صفوی خود نیز به این دیدگاه شیعی توجه داشته‌اند تا جایی که شماری از آنان مشروع بودن حکومت خود را به تایید مجتهدان می دانسته‌اند.[۱۶] دکتر ذبیح اللّه صفا با این که به روحانیان و عالمان شیعی کین می توزد از این اندیشه چنین گزارش می دهد:
( این موضوعِ نیابت از امام غایب و همچنین استناد به حدیثی که نقل کرده‌ام ( ۱۹۳ )
(مقبوله عمر بن حنظله) از مطلبهایی است که هم از آغاز عهد صفوی محلّ توجّه پادشاهان بوده و دست طبقه یاد شده را در همه کارهای عرفی و شرعی باز می کرده است. یکی از اسرار قدرت و نفوذ عظیم عالمان دینی در عصر صفوی در رعایت همین دو نکته نهفته است.)[۱۷] سخن بالا به سه نکته اشاره دارد:
۱. همه شاهان صفوی به اندیشه ولایت فقیه توجه داشته‌اند.
۲. همکاری فقیهان شیعه با شاهان صفوی بر اساس همین اندیشه بوده است.
۳. نفوذ و اقتدار عالمان شیعی نیز براساس همین اندیشه بوده است.
ذبیح اللّه صفا پس از این فراز یادآور می شود: شاه طهماسب در فرمانهایی که دربارهٔ محقق کرکی صادر کرده و از کارگزاران خود خواسته که از ایشان پیروی کنند از محقق کرکی با عنوان (نایب الامام) یاد می کند.
(چنین حکم و دستوری خط مشی دولت صفوی را تا پایان این عهد معلوم کرد.)[۱۸] جوّ حاکم بر فقه نیز همین بوده است. همه فقیهان بزرگ در این دوره از این اندیشه شیعی سخن گفته‌اند و چنانکه خواهیم گفت: مبنای همکاری خود را با پادشاهان صفوی براساس همین اصل قرار داده‌اند.
حاج آقا حسین خوانساری در بحث خمس و زکات از نیابت عامّه فقیه دارای شرایط سخن گفته است.[۱۹]فرزند ایشان حاج آقا جمال در چندین مورد به شهرت این دیدگاه و مستندات آن اشاره دارد.[۲۰]شیخ انصاری هم این شهرت را از قول ایشان در کتاب مکاسب آورده است.[۲۱] آقا جمال در بحث خمس ذیل عبارت شهید ثانی:
(ثلاثة منها للامام(ع)… وهو نصف الخمس یصرف الیه(ع) ان کان حاضراً او الی نوّابه وهم الفقهاء العدول الامامیون الجامعیون لشرایط الفتوی لانهم وکلائه.)
( ۱۹۴ )
سه سهم از خمس از آنِ امام(ع) است… و آن نصف خمس است که در دوره حضور باید به امام و در دوره غیبت به نایبان آن حضرت داده شود. نایبان آن حضرت عبارتند از: فقهای عادل امامی که دارای شرایط فتوا باشند; چنین فقیهانی و کیلان آن حضرت می باشند.
می نویسد:
(کون الفقهاء المذکورین نوابّ الامام(ع) هو المعروف بین الاصحاب….)[۲۲] این که فقیهان یاد شده نایبان امام باشند در میان اصحاب معروف است.

شبهه تضادّ

پاره ای از تحلیل گران و گزارش گران خارجی و شماری از عالمان شیعی از ناسازگاری عقیده و عمل در روزگار شاهان صفوی سخن گفته‌اند. به این بیان: براساس باور شیعی فقیه دارای شرایط به عنوان نیابت از امام(ع) همه کارهای سیاسی و اجتماعی را باید بر عهده گیرد; امّا در عمل تنها به پاره ای از کارها می پردازد. فقیهان دوره صفویه برای این که عقیده و عمل را با هم هماهنگ کنند در صدد برآمدند سلطان را پیرو یکی از مجتهدان سازند.[۲۳] شاردن در این باره می نویسد:
(در سده هفدهم برخی از عالمان مدعی شدند که یک مجتهد که از جانب خدا از گناه معصوم مانده باشد باید به گونه ای آرمانی جانشین امام غایب شود. و وظیفه شاه نسبت به مذهب که در غایت یک وظیفه ظاهری و حفاظتی بود می بایست با راهنمایی یک مجتهد انجام پذیرد.)[۲۴] هر چند شاردن این دیدگاه را مربوط به دوره پایانی حکومت صفویان دانسته است ولی از سخنان شاه طهماسب بر می آید که این موضوع در دهه های آغازین حکومت ( ۱۹۵ )
صفویان نیز مطرح بوده است شاه طهماسب برای حلّ همین مشکل است که خود را نماینده و کارگزار محقق کرکی معرّفی می کند.[۲۵] سید نعمت الله جزائری از شاگردان بنام محقق خوانساری به هنگام روشن گری نقش عالمان شیعی در جامعه در حلّ این مشکل چنین می نویسد:
(امور کشور بر محور (علما) و (ولات) است. صلاح و فساد آنها مملکت را آباد و یا ویران می سازد. علما باید حکم دهند و ولات باید آن را عمل کنند… .علما وارث انبیا هستند و باید همانند آنان عمل کنند.)[۲۶] چنین دیدگاهی گرایش فقهی موجود در فقه شیعه را نشان می دهد و این ویژه جزائری نیست بلکه همه عالمان و روشنفکران (همان گونه که کمپفر و شاردن گزارش داده بودند) چنین گرایشی داشته‌اند. در حقیقت فقیهان شیعه پیروی حاکمان را از مجتهد عادل آگاه شجاع و… خواستار بوده‌اند.
محققان و نویسندگان خارجی و پاره ای از عالمان شیعی محقق کرکی [۲۷]آقا حسین خوانساری علامه محمّد باقر مجلسی و… را از نظریه پردازان این دیدگاه و عمل کنندگان به آن بر شمرده‌اند.
کشمیری در توجیه همکاری فقیهان با شاهان صفوی و از میان برداشتن ناسازگاری بین عقیده و عمل و ارائه راه حلّ چنین می نویسد:
(در طریقه حقّه امامیه این است که: صاحب ملک را امام زمان می دانند و کسی را نمی رسد که در ملک امام بی اذن او یا اذن نایب او دخل و تصرف نماید. پس در این وقت که امام زمان یعنی حضرت قائم آل محّمد صلوات اللّه علیه و علیهم غایب است مجتهد جامع الشرایط عادل هر که باشد نایب آن حضرت است تا در میان مسلمین حافظ حدود الهی باشد چون ملک داری و سپه آرایی از فضلا و مجتهدان این زمان صورت نمی گیرد و لهذا هر پادشاهی را مجتهد معظم ( ۱۹۶ )
آن زمان نایب خود کرده… و آن پادشاه خود را نایب او تصور می کرد تا تصرف او در ملک و حکومتش بر خلق به نیابت نایب امام بوده و صورت شرعی داشته باشد; لهذا شاه سلیمان مغفور را آقا حسین خوانساری مبرور به نیابت خود بر سریر سلطنت اجلاس فرمود… و سلطان حسین صفوی را مولانا محمد باقر مجلسی(ره) و همچنین سلاطین سلف را مجتهدان سلف.)[۲۸] حامد الگار بر این باور است که در دوره صفویان اعمال قدرت و مرجعیت مجتهدان تنها به کارهای قضایی محدود شد و گسترش آن به حوزه کارهای سیاسی و اجتماعی به عهده نسلهای بعدی که عالمان دوره قاجار باشد واگذار شد.[۲۹] آیا همه شاهان صفوی و یا شماری از آنان به نیابت از مجتهدان عمل کرده‌اند؟
این موضوع چندان روشن نیست. دست کم شاه طهماسب و شاه عباس ثانی مدعی چنین چیزی بوده‌اند.
شاه طهماسب خطاب به محقق کرکی می گوید:
(انت احقّ بالملک لانک النائب عن الامام(ع) و انّما اکون من عمالک اقوم باوامرک ونواهیک.)[۳۰] تو شایسته تر از من به حکومتی; زیرا تو نایب امامی و من از کارگزاران تو می باشم و به دستورها و نهی فرموده های تو عمل می کنم.
محمود بن هدایت نطنزی در تاریخ خود به نام: نقاوة الاثار در گزارشی که از تاجگذاری شاه اسماعیل دوّم به سال ۹۸۴ ارائه می دهد می نویسد: پس از آن که عالمان و مجتهدان بزرگ بویژه شیخ عبدالعلی کرکی به دعوت شاه در مراسم تاجگذاری حضور یافتند شاه در جمع میهمانان گفت:
(این سلطنت در حقیقت از آنِ صاحب الزمان(ع) است و شما نایب مناب آن حضرت هستید و مأذونید که احکام اسلام و شریعت را به اجرا درآورید. شما برای من فرش گستراندید و مرا بر مسند نشاندید تا به ( ۱۹۷ )
رأی و اراده شما حکم برانم.)[۳۱] آیا این ادّعاها درست است؟ سند گویایی در این باره در دست نیست و نمی توان گفت: محقق کرکی به شاه طهماسب و شیخ عبدالعلی به شاه عباس دوّم و یا محقق خوانساری به شاه سلیمان نیابت داده‌اند. دربارهٔ شاه عباس دوّم نقل شده است: پس از آن که شاه در هنگام تاجگذاری آن سخنان را بر زبان راند شیخ عبدالعلی کرکی (نواده علی بن حسین بن عبدالعلی کرکی) زیر لب گفت:
( پدر من فراش کسی نبوده است. شاه این سخن بشنید و چیزی نگفت….)[۳۲] اگر این رخداد به همان گونه که نقل شده اتفاق افتاده باشد به نظر می رسد شاه اسماعیل دوّم می خواسته است با این سخنان اعتبار شرعی برای سلطنت خود به دست آورد.
به هر حال نیابت فقیه از امام(ع) در همه امور دینی و سیاسی باوری همگانی بوده که محقق کرکی در ابتدای حکومت صفویان بر آن ادعای اجماع کرده است و آقا جمال خوانساری در سالهای پایانی این دوران آن را عقیده ای جا افتاده و مشهور در میان فقیهان می داند و شاهان صفوی نیز تلاش می کرده‌اند خود را با این باور همگانی هماهنگ جلوه دهند و حکومت خود را حکومتی بنمایانند سرچشمه گرفته از نیابت عام فقیهان از امام عصر(ع).
پس این که شماری از خام اندیشان و یا وابستگان به جناحهای سیاسی مطرود امت و امام این روزها به خاطر هدفهای خاص سیاسی خلاف آنچه را یادآور شدیم با بوق و کرنا این جا و آن جا بر زبان می رانند و به روی کاغذ می آورند وارونه جلوه دادن واقعیتها و تحریف تاریخ است. یکی از اینان می نویسد:
(آنچه بر شکل سنتی تا اوائل قرن سیزدهم به عنوان ولایت فقیه در فقه شیعه مطرح بوده است هرگز به معنای نظریه دولت و نگرش به امر حکومت و سیاست نبوده است.)
( ۱۹۸ )
این وارونه گویی در حالی است که خود وی می نویسد: (سخنان محقق کرکی و مقدس اردبیلی بر ولایت انتصابی فقیهان و نیابت عامّه آنان از امام(ع) دلالت دارد.) [۳۳] وی پس از اعتراف بالا می نویسد:
(امّا آیا در اندیشه او [محقق کرکی] هرگز ضرورت تشکیل حکومت اسلامی توسط فقیهان گذشته است؟
پاسخ این سؤال هر چه باشد با توجه به اختلاف نظر محقق کرکی با شاهان صفوی و هجرت وی به عراق او فرصت تجربه عملی و پرداختن به احکام آن را پیدا نمی کند.)[۳۴] به این آقا باید گفت: پاسخ پرسش بالا هر چه باشد واهی بودن پندار شما را که: (تا اوائل قرن سیزدهم ولایت فقیه به معنای نظریه دولت و نگرش امر حکومت و سیاست نبوده است) به روشنی ثابت می کند.

دفع شبهه

شماری از پندارگرایان پنداشته‌اند: اندیشه سیاسی نیابت عامّه و ولایت فقیه در عصر حکومت صفویان و یا قاجاریان به وجود آمده است.[۳۵] حامد الگار پس از آن که به روایات و مستندات این دیدگاه اشاره می کند بحث و تحقیق بیش تر را برای دستیابی به پیشینه این مقوله ضروری می داند ولی با این حال به عنوان یک احتمال می نویسد:
(احتمال دارد که نیابت عامّه در زمان صفویان در اثر مجادله میان اخباریان و اصولیان پدید آمده باشد. آنچه مسلّم است این است که: با آغاز دوران قاجاریان این اندیشه قبول عامّ یافته است.)[۳۶] ما در گذشته به شرح به این شبهه پاسخ دادیم و ثابت کردیم: ولایت و نیابت عامه ریشه در اعماق منابع دینی و فقه شیعه دارد و هیچ ارتباطی به ستیزها و جدلهای اخباریان و اصولیان ندارد. جدلهای اخباری و اصولی بر شیوه دسترسی به احکام بود و ( ۱۹۹ )
مهمّ‌ترین اختلاف آنان در اعتبار داشتن و نداشتن عقل در احکام دینی بود. افزون بر این طرح اندیشه نیابت عامّه حتی در زمان صفویان مقدّم بر درگیریهای اصولی و اخباری بوده است.
مهم تر این که: اخباریان روایاتی را که مورد استفاده عالمان اصولی برای نیابت عامّه قرار می گرفته است در کتابهای حدیثی خود آورده‌اند و گاه نیز به شرح آن پرداخته و براساس آن فتوا داده‌اند. از باب نمونه:
فیض کاشانی (م.۱۰۹۱) همروزگار با محقق خوانساری با این که گرایش اخباری دارد همانند فقهای اصولی بسیاری از اندیشه های سیاسی شیعه را در کتابهای فقهی خود آورده است.
وی در (مفاتیح الشرایع) فقه را به دو بخش زیر تقسیم کرده است:[۳۷] ۱. عبادات و سیاسات.
۲. عادات و معاملات.
در مقدمه کتاب یاد شده با استناد به مقبوله عمربن حنظله به روشنی از ولایت و نیابت فقیهان دارای شرایط سخن گفته[۳۸] و در بخش نخست این کتاب به قلمرو این نیابت پرداخته است.
به باور وی جهاد امر به معروف و نهی از منکر فتوا دادن و حکومت به حقّ در میان مردم بر پا داشتن حدود و تعزیرات و دیگر سیاسات دینی از ضروریات دین است. در اصل بخش اساسی و مهمّ دین همینهاست.
می افزاید:
(مهم‌ترین هدف خداوند از فرستادن پیامبران اجرای همین بخش از دین است تعطیلی این بخش به معنای تعطیلی نبوّت پیامبران نابودی دین و دیانت شیوع و رواج نادانی و گمراهی ویرانی شهرها و هلاکت بندگان خداست.)[۳۹] از این روی به روشنی در دوران غیبت اجرای همه اموری را که بر می شمارد (به ( ۲۰۰ )
جز جهاد ابتدایی) برعهده فقیهان عادل آگاه شجاع و… می داند:
(وما کان للدفع بان یغشی المسلمین عدو و یخشی منهم علی بیضه الاسلام فیساعدهم دفعا فغیر مشروط به… وکذلک الامر بالمعروف و النّهی عن المنکر فانّهما غیر مشروطین باذنه علیه السلام و نسبة القول باشتراطهما به الینا فریةٌ علینا من المخالفین و کذا اقامة الحدود و التعزیرات و سائر السیاسات الدینیه فان للفقها المأمونین اقامتها فی الغیبه بحقّ النیابه عنه علیه السلام لانّهم ماذونون من قبلهم علیهم السلام فی امثالها کالقضاء والافتاء و غیرهما ولاطلاق ادلة وجوبها و عدم دلیل علی توقفه علی حضوره علیه السلام. ولنبین الان جمیعاً سوی احکام القضاء فانّها تأتی فی فنّ المعاملات انشاء اللّه تعالی.)[۴۰] [در جهاد ابتدایی اجازه امام(ع) شرط است] امّا در جهاد دفاعی اگر دشمن مسلمانان را محاصره کند به گونه ای که کیان اسلام به وسیله آنان در خطر افتد دریاری مسلمانان برای دفع دشمنان اجازه امام(ع) شرط نیست. همچنین در دستور به نیکیها و بازداشتن از بدیها و زشتیها اجازه امام (ع) لازم نیست. نسبت این دیدگاه به ما که در این گونه موارد اجازه امام معصوم(ع) را شرط می دانیم نسبت ناروایی است که از سوی مخالفان به ما بسته شده است. بالاتر از این در اقامه حدود و تعزیرات و دیگر سیاسات دینی نیز اجازه امام(ع) شرط نیست; زیرا در روزگار غیبت فقهای امین به نیابت از امام(ع) این کارها را بر عهده می گیرند… چون فقیهان از سوی امامان(ع) در همانند این موارد مانند: قضاوت و فتوا دادن و غیر آن دو اجازه دارند. افزون بر این موارد یاد شده اطلاق دارند [هم دوره حضور امامان(ع) و هم دوره غیبت را می گیرند] و دلیلی که آنها را ویژه دوره حضور گرداند وجود ندارد. بنابراین در این بخش به روشن کردن همه موارد یاد شده به جز ( ۲۰۱ )
احکام قضاوت خواهیم پرداخت. احکام قضاوت را نیز در بخش معاملات [بخش دوّم کتاب] به خواست خدا بیان خواهیم کرد.
در دیگر بابهای این کتاب از جمله: کتاب مفاتیح الحسبه و الحدود و کتاب مفاتیح المناکح و… به روشنی به ولایت و نیابت فقیه پرداخته است.
افزون بر همه اینها فیض کاشانی رساله ای در باب سیاست دارد به نام: آئینه شاهی که برای شاه عباس دوّم نوشته است.[۴۱]و درگاه گرفتاریها و نیاز حکومت و درماندگی حکومت گران به یاری آنها بر می خاسته و برای دشواریها راه حلّ ارائه می داده است.[۴۲] علامه مجلسی و شیخ حرّ عاملی و… بر اساس همین باور (نیابت فقیه) مناصبی را از شاهان صفوی پذیرفتند. علاّمه مجلسی شیخ الاسلام اصفهان[۴۳] و شیخ حر عاملی ( ۲۰۲ )
شیخ الاسلام مشهد[۴۴] از سوی صفویان بودند.
بنابراین همان گونه که در گزارش گزارشگران خارجی و داخلی آمده اعتقاد به ولایت فقیه در آن روزگار در میان عالمان شیعه چه اصولی و چه اخباری و همچنین مردم رواج کامل داشت. فرق روزگار صفویان با پیش از آن در این است که بسیاری از فقیهان شیعه این مقوله (نیابت عامه) و بسیاری از دیگر مسائل تئوریک حکومت را در فرض وجود سلطان و حاکم ستم مطرح کرده‌اند و آن بدین سبب بوده که احتمال نمی داده‌اند حکومت مستقل شیعی و حاکمیت ولیّ فقیه در رأس جامعه پا بگیرد. براساس این انگاره به تفسیر وظیفه های اجتماعی شیعیان پرداخته‌اند; امّا در دوران صفویه و حتّی پیش از آن در زمان شهید اوّل این اندیشه با بیانی روشن عرضه شد و گرایش فقیهان به آن روز به روز بیش تر و گسترده تر و قوی تر شد. و شاید این واکنشی بود در برابر کسانی که میل داشتند شاهان صفوی را جانشین امامان(ع) و یا حاکم از سوی آنان بدانند و برای آنان مشروعیت سیاسی اسلامی مستقل قائل شوند.[۴۵]

بحثهای دیگری از فقه سیاسی

ییادآور شدیم: در روزگار صفویه فقه سیاسی رونق گرفت و رشد پیدا کرد و فقهای بزرگوار شیعه بسیاری از مسائل فقه سیاسی از جمله: نماز جمعه خراج و مقاسمه خمس و زکات انفال امر به معروف و نهی از منکر حکم حاکم و رؤیت هلال قضاوت اجرای حدود و تعزیرات و… را در کتابهای فقهی خود در بابهای گوناگون طرح کردند و از پیوند آن با اصل نیابت عامّه و ولایت فقیه نیز سخن گفتند. در این جابه پاره ای از آنها از دیدگاه محقّق خوانساری اشاره می کنیم:

== نماز عبادی سیاسی جمعه == نماز جمعه از جلوه های سیاسی اسلام است. این فریضه شکوهمند پیوند و یژه ای با حکومت و نظام اسلامی دارد. در دوره های نخستین و حتّی پس از آن محلّ برگزاری ( ۲۰۳ )
نمازهای جمعه در هر شهری در کنار دارالاماره‌ها و مقرهای حکومتی بود. حاکمان و والیان حکومتی عهده دار برگزاری آن بودند در واقع اجرا و برگزاری نماز جمعه از شوؤن حکومت به شمار می آمد.
از دیدگاه اسلام همان گونه که حاکم اسلامی اجرای حدود و تعزیرات و دستور به جهاد در راه خدا برگزاری حجّ و… را بر عهده می گیرد همچنین به عنوان وظیفه ای حکومتی نماز جمعه را بر پا می دارد.
سلیم بن قیس هلالی از امام علی(ع) نقل می کند که آن حضرت فرمود:
(بر مسلمانان واجب است پس از فوت رهبرشان هیچ کاری انجام ندهند پیش از آن که رهبر و امامی برگزینند تا مالیاتها را گرد آورد حجّ نماز جمعه و… را بر پا دارد.)[۴۶] امام صادق(ع) می فرماید:
(لاجمعة إلاّ مع امام عدل تقی.)[۴۷] نماز جمعه بر پا نمی شود مگر با پیشوای عادل و با تقوا.
در این دو روایت و چندین روایت دیگر [۴۸]بر پاداشتن نماز جمعه از وظایف حاکم اسلامی شمرده شده است.
فتاوای فقیهان شیعه نیز بر اساس همین روایات شکل گرفته است از باب نمونه:
امام خمینی می نویسد:
(منصب امامت جمعه بدون نصب ولیّ امر مسلمانان ثابت نمی شود.)[۴۹] موضع انتقادی شیعیان در برابر حکومتهای اموی و عباسی و ویژگیهایی که امام جمعه باید داشته باشد سبب شد که چگونگی حضور در نماز جمعه از مسائل جدّی شیعیان باشد. مسأله ای که در دوره حضور امامان مطرح بود و پس از آن نیز ادامه داشت. در دوره غیبت شیعیان در نماز جمعه هایی که از سوی حاکمان ستم بر پا می شد شرکت نمی کردند; چرا که نه امام جمعه ویژگیهای لازم را داشت و نه مسائلی ( ۲۰۴ )
که از سوی خطیب جمعه عنوان می شد گرهی از کار مسلمانان می گشود. نماز جمعه سنگری شده بود برای ستایش از ستمگران هجوم به معارف اصیل اسلامی و… سالهای سال وضع به همین گونه بود و امکان برگزاری آن برای شیعیان بسیار محدود بود.
در پی تشکیل حکومت شیعی صفوی و حاکمیت نسبی فقیهان شیعه این فریضه که سالهای سال متروک مانده بود دگربار احیا شد. محقّق کرکی خود در مرکز حکومت نماز جمعه را بر پا داشت و بر دیگر شهرها نیز امام جمعه گمارد[۵۰]. در این روزگار کتابها و رساله های مستقلی در این باره نوشته شد. تا پیش از این رساله مستقلی در این زمینه سراغ نداریم. نخستین رساله به خامه محقق کرکی نگاشته شد و در آن وجوب تخییری نماز جمعه به اثبات رسید و چگونگی پیوند آن با مقوله نیابت و ولایت فقیه روشن شد. او در این رساله وجود امام معصوم(ع) یا نایب خاص و یا عامّ او را برای بر پاداشتن نماز جمعه کافی دانست و برای ثابت کردن این که نایب عامّ با نایب خاصّ فرقی ندارد بحث ولایت فقیه را طرح کرد.
پس از وی موج رساله نویسی آغاز شد. نکته مهمّ در این جا این است که همه کسانی که در ردّ و یا تأیید دیدگاه محقق رساله نوشتند و یا اظهار نظر کردند به ناگزیر از پیوند آن با ولایت فقیه نیز سخن گفتند. از باب نمونه:
در رساله: (جمعة من مسائل الجمعه) فصلهایی با عنوانهای زیر آمده است:
فی اَن انعقادها مشترط بالسلطان العادل ام لا؟
هل هذا الشرط خاص بزمن الحضور؟
هل الفقیه له صلوح النیابه‌ام لا؟[۵۱] مقدس اردبیلی نیز پرسشهایی را همانند پرسشهای یاد شده آورده است.[۵۲] فاضل تونی در آغاز رساله خود چنین می نویسد:
(جمعی از معاصران سخنی تازه ساز کرده و بدعتی آورده گویند:
( ۲۰۵ )
وجوب عینی نماز جمعه نه مشروط به وجود امام است و نه فقیه جامع الشرایط. غرض از نوشتن این رساله ابطال این رأی مبتدع است.)[۵۳] پس از محقق کرکی دوّمین رساله مستقل به وسیله شهید ثانی نوشته شد[۵۴] و پس از آن کم تر فقیهِ مشهور شیعی است که در این باره رساله ای نداشته باشد.[۵۵]بسیاری از این رساله‌ها در ردّ و ایراد و یا دفع از رساله های دیگر بوده است.
بحث در این مقوله در زمان محقّق سبزواری و خوانساری بسیار بالا گرفت به گونه ای که شاه سلیمان از دو تن از عالمان بنام: مولانا محمد سعید رودسری شاگرد محقق سبزواری و مولانا محمّد سراب شاگرد خوانساری خواست که عالمان بزرگ آن زمان را به یک گردهمایی فرا خواند تا در این باره به بحث و گفت وگو بپردازند.[۵۶] وزیر اعظم شاه سلیمان شیخ علی خان از شدت بحث و گفت وگو در این مقوله و پافشاری محقق سبزواری بر واجب عینی بودن نماز جمعه نگران می گردد طوماری را تنظیم می کند و از عالمان معروف اصفهان از جمله افراد زیر نظرخواهی می کند:
آقا حسین خوانساری محمّد حسین بروجردی محمّد صالح علاءالدین محمّد آقا جمال خوانساری محمد علی استرآبادی و….
عالمان یاد شده دیدگاه خود را نوشته‌اند که تاکنون به صورت خطّی باقی مانده است. چنین حرکتی نشانه اهمیت این بحث در میان علمای شیعه در این دوره است. ما مانند این حرکت را در دیگر مباحث علمی ـ فقهی کم تر سراغ داریم. بیش تر عالمانی که از آنان نظر خواهی شده واجب عینی بودن را نپذیرفته و به وجوب تخییری نظر داده‌اند.[۵۷] در یک جمع بندی می توان گفت: در این باره سه دیدگاه وجود دارد:
۱. شرط بودن حضور امام معصوم(ع) و یا نایب خاصّ وی برای اقامه جمعه و ناروایی آن در دوره غیبت.
( ۲۰۶ )
۲. نماز جمعه از شؤون حکومت اسلامی و بایستگی برگزاری آن در دوره حضور امام(ع) و یا نایب خاص او ودر دوره غیبت بر عهده فقیه عادل آگاه شجاع و… یا گمارده شدگان از سوی او خواهد بود که نماز جمعه را بگزارند امّا به مردم اختیار داده شده که شرکت جویند یا شرکت نجویند.
میرداماد می نویسد:
(فریضه جمعه افضل دو واجب ظهر و جمعه (به شرط وجود نایب عامّ که همان مجتهد جامع الشرائط است) می باشد و در صورت نبود نایب عام واجب نخواهد بود. بیش تر متأخران بر این نظرند.)[۵۸] آقا حسین خوانساری[۵۹] و فرزند ایشان آقا جمال و بسیاری از دیگر فقیهان[۶۰] بر همین باورند.
آقا جمال در رساله ای جداگانه واجب عینی نبودن نماز جمعه را ثابت کرده است. این رساله در نسخه ای برای شاه سلیمان[۶۱] و در نسخه ای دیگر به شاه سلطان حسین[۶۲]نوشته شده است. محمد بن عبدالفتاح تنکابنی معروف به سراب[۶۳] از شاگردان محقق خوانساری و سید جعفر بن حسین خوانساری[۶۴] و حسین بن حسن جیلانی [۶۵] شاگرد آقا جمال هر یک رساله ای در ردّ دیدگاه آقاجمال نوشته‌اند. گروهی از شاگردان آقا جمال به تقویت دیدگاه استاد خود پرداخته و واجب عینی بودن را ردّ کرده‌اند.[۶۶] ییادآوری: گروهی از فقیهان با وجود نایب عامّ به واجب بودن عینی باور دارند.
از باب نمونه:
شهید دوّم در ردّ و پاسخ به کسانی که نماز جمعه را در دوره غیبت حرام می دانند به این دلیل که امام و نایب او وجود ندارد می نویسد:
(فانّ الفقهاء نواب الامام(ع) علی العموم بقول الصادق(ع): انظروا الی رجل قد روی حدیثنا وعرف احکامنا فارضوا به حکما.
وغیره ممّا فی معناه. و جعله حاکمان من قبله علی العموم الشامل ( ۲۰۷ )
للمناصب الجلیله التی هی وظیفة الامام کالقضاء واقامة الحدود وغیرها ویدخل فیه الصلاة المذکورة بطریق اولی.)[۶۷] فقیهان بر اساس فرموده امام صادق(ع): انظروا الی رجل… و روایات دیگری که بیانگر همین معنایند نایبان عامّ امام(ع) هستند.
جعل (حاکمیت) از سوی امام(ع) برای فقیه به گونه ای عامّ همه پستهای مهم و بزرگ را در بر می گیرد. بنابراین همان گونه که امام(ع) وظایفی چون: داوری اقامه حدود و… را بر عهده می گیرد. فقیه نیز باید این کارها را بر عهده گیرد. اقامه جمعه شایسته تر است که جزو این وظایف باشد.
۳. شماری دیگر از فقیهان که بیش تر آنان را اخباریان تشکیل می دهند نماز جمعه را واجب عینی می دانند. در مقاله ای دیگر به دلیلهای دیدگاه‌های یاد شده و نقد و بررسی آن خواهیم پرداخت.

خمس و زکات در روزگار غیبت

خمس و زکات دو واجب مالی هستند که هر یک منابع ویژه ای دارند. دربارهٔ چگونگی هزینه آن دو در دوره غیبت دیدگاه‌ها یکسان نیست. شماری از فقیهان بر آنند که آن دو جزء منابع مالی حکومت اسلامی اند و باید به حاکم اسلامی پرداخت شود تا از آن راه به مصرف برسد. شماری بر آنند که در مصرف و هزینه آن رجوع به حاکم اسلامی و یا نمایندگان او ضرورتی ندارد خود مردم می توانند آن را در راه‌های تعیین شده به مصرف برسانند. چون در گذشته در دو مقاله مستقل به خمس و زکات و دو دیدگاه یاد شده و دلیلها و نقد و بررسی آنها پرداخته‌ایم.[۶۸]در این جا با اشاره ای گذرا تنها به دیدگاه محقّق خوانساری خواهیم پرداخت.
( ۲۰۸ )

مصرف خمس

دربارهٔ مصرف خمس دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد که مهم‌ترین آنها دو دیدگاه زیر است:
۱. خُمس به دو سهم برابر تقسیم می شود: نیم آن حق و یا ملک شخصی امام معصوم(ع) و نیم دیگر آن ملک و یا حقّ شخصی سادات یتیم و بینوایان و در راه ماندگان.[۶۹] ۲. خمس حقّ امامت و بودجه حکومت اسلامی است و همه آن باید در اختیار حاکم اسلامی قرار گیرد تا در هر جا که مصلحت بداند هزینه کند از جمله: حاکم اسلامی نیاز سادات یتیم و بینوا و درمانده را بر طرف می سازد.[۷۰] محقّق سبزواری استاد محقق خوانساری در ذخیرة المعاد[۷۱] و کفایة الاحکام[۷۲] به این دیدگاه اظهار تمایل کرده است. ولی محقّق خوانساری پس از نقل دیدگاه‌های گوناگون دیدگاه نخست را پذیرفته[۷۳] با این فرق که سهم امام را باید فقیه عادل آگاه و… به نیابت از امام(ع) هزینه کند:
(پوشیده نماند که مشهور میان جمعی که تجویز به دادن حصّه آن حضرت علیه السلام به سایر شرکا کرده‌اند این است که: متولی آن باید فقیه جامع الشرائط باشد به اعتبار این که چنین کسی نایب عام آن حضرت است علیه السلام و به حکم احادیث که در این باب وارد شده و دیگری متولی آن نمی تواند شد. پس اگر مالک خود یا دیگری به ایشان بدهد مجزی نیست و ضامن خواهد بود.)[۷۴] حتی می گوید شایسته تر آن است که نیم دیگر هم برای تقسیم به فقیه داده شود; چرا که او به مواقع آن بیناتر است. ما در گذشته با نقد و بررسی دلیلهای هر دو دیدگاه ثابت کردیم که خمس بودجه حکومت اسلامی است و در روزگاری که حکومت اسلامی وجود دارد باید همه آن در اختیار حاکم اسلامی گذاشته شود و از آن راه به مصرف برسد مگر این که حاکم اسلامی مصلحت دیگری ببیند.
( ۲۰۹ )

زکات

دربارهٔ مصرف زکات نیز دو دیدگاه وجود دارد:
۱. مشهور فقها بر آنند که در مصرف زکات رجوع به امام(ع) و حاکم اسلامی ضرورتی ندارد. خود مردم و یا نمایندگان آنان می توانند آن را در موارد معین به مصرف برسانند و در راه‌های تعیین شده هزینه کنند ولی بهتر است که در دوره حضور به امام(ع) و در دوره غیبت به فقیهان پرداخت شود تا از سوی آنان به مصرف برسد.[۷۵] ۲. گروهی دیگر بر این باورند که زکات بودجه حکومتی است و باید در اختیار حاکم اسلامی قرار گیرد.[۷۶] محقّق خوانساری در این باب تنها به نقل دو دیدگاه یاد شده بسنده کرده است:
(در زکات نیز مشهور استحباب دادن به فقیه است و قول به وجوب هم نقل شده است.)[۷۷] ( ۲۱۰ )
البته با توجه به این که محقّق به شهرت توجه ویژه ای دارد شاید بگوییم که دیدگاه وی همان دیدگاه مشهور است.
البته دو دیدگاه بالا در صورتی است که امام(ع) و یا حاکم اسلامی زکات را طلب نکنند ولی در صورتی که زکات را طلب کنند بیش تر فقیهان می گویند: باید زکات را به آنان داده و اگر کسی از دستور آنان سرباز زند ضامن خواهد بود.[۷۸] محقق در شرایع می نویسد:
(لو طلبها الامام وجب صرفها الیه.)[۷۹] اگر امام زکات را درخواست کند واجب است به او پرداخت شود.
فقیهان شیعه براساس دلیلهای ولایت فقیه گفته‌اند: اگر فقیه نیز درخواست کند حکم امام(ع) را دارد.[۸۰] محقق خوانساری در این باره می نویسد:
(با وجود طلب فقیه مذکور [جامع الشرایط] مشهور وجوبِ دادن به اوست.)[۸۱]

حکم حاکم به ثبوت هلال

آیا حکم حاکم به ثبوت هلال حجیت دارد یا خیر؟
این موضوع از مسائل بحث انگیز است. فقیهان بزرگوار شیعه در این باره دیدگاه‌های گوناگونی را ابراز داشته‌اند:
۱. حکم حاکم چه مستند آن در حکم بیّنه باشد و چه دیدن و علمِ خود حجّت است.[۸۲] ۲. به هیچ روی حکم حاکم به ثبوت هلال حجت نیست.[۸۳] ۳. اگر مستند حاکم در حکم بیّنه باشد حکم او حجّت است و اگر مستند به علم و دیدن خود حاکم باشد حجّت نیست.[۸۴] با این که در منابع روایی از سرپرستی پیامبر(ص) و علی(ع) و خلفا و دیگر حاکمان ( ۲۱۱ )
اموی و عباسی در امر هلال سخن به میان آمده و حتّی در پاره ای از روایات به روشنی آمده: سرپرستی هلال از وظایف امام و حاکم اسلامی است ولی در دوره غیبت فقیهانی چون: شیخ مفید ابن براج سلاّر ابن حمزه و … سخنی از این مقوله به میان نیاورده‌اند. گویا این بزرگواران با این مسأله به عنوان اصلی پذیرفته شده برخورد کرده‌اند. بر همین اساس آیت اللّه سید عبدالاعلی سبزواری مساله را از مقوله های بسیار روشن فقه شیعه شمرده و تردید در آن را تردید در مقوله های بسیار روشن فقه دانسته است. وی دربارهٔ شیوه فقها می نویسد:
(ولم اظفر علی التشکیک فیه من القدما مع ان المسأله ابتلائیة لدیهم.)[۸۵] از بین پیشینیان کسی را نیافتم که در مسأله تردید روا دارد در حالی که مسأله مورد نیاز بوده است.
شاید نخستین کسی که ثبوت هلال را به حکم حاکم طرح و آن را به عنوان راهی مستقل پذیرفته علاّمه حلّی باشد:
(فاذا رایت الهلال فصم واذا رأیته فافطر لانّه متیقن انّه من رمضان فلزمه صومه کما لو حکم به الحاکم.)[۸۶] با دیدن هلال روزه بگیر و با دیدن آن روزه بگشا; زیرا یقین به رمضان روزه را الزامی می کند همان گونه که اگر حاکم به ثابت شدن هلال حکم کند روزه واجب است.
شهید اوّل[۸۷] و پس از وی عالمان در روزگار صفویه با روشنی بیش تری مسأله را مطرح کرده‌اند.[۸۸] شهید در دروس می نویسد:
(الثالث: لایکفی قول الشاهد الیوم الصوم او الفطر لجواز استناده الی عقیدته بل یجب علی الحاکم استفساره وهل یکفی قول الحاکم وحده فی ثبوت الهلال الاقرب نعم.)[۸۹] شهادت شاهد به این که امروز رمضان است یا عید کافی نیست ( ۲۱۲ )
بلکه بر حاکم است از وی پرس وجو کند.
آیا قول حاکم به تنهایی در ثابت شدن هلال کافی است یا خیر؟ قول نزدیک به واقع این است که: بله.
در مشارق الشموس این دیدگاه شرح و پذیرفته شده و بر آن استدلال نیز شده است.[۹۰] بحث صوم در این کتاب از آنِ پسر و شاگردِ محقّق خوانساری آقا رضی الدین خوانساری است. چون پدر موفّق نشده بود که شرح دروس را به پایان برساند آقا رضی الدین با همان شیوه و با توجه به مبانی پدر بحث صوم را به پایان برده است. بنابراین می توان این دیدگاه را به محقّق خوانساری نیز نسبت داد.
محقق سبزواری استاد حاج آقا حسین نیز همین دیدگاه را پذیرفته است.[۹۱]پیش از آن دو بزرگوار: سید محمّد عاملی صاحب مدارک الاحکام[۹۲] این دیدگاه را پذیرفته و بر آن استدلال کرده است.
ییکی از شاگردان محقّق خوانساری به نام: محمّد صالح خاتون آبادی رساله ای مستقل با عنوان (هل یعتبر حکم الحاکم بثبوت الهلال) نگاشته است.[۹۳] چون عبارتهای این بزرگواران و استدلال آنان همانند هم است در این جا تنها به عبارت مشارق الشموس بسنده می کنیم:
(هل یکفی قول الحاکم وحده من دون شاهد آخر معه فی ثبوت الهلال الاقرب نعم لعموم ما دلّ علی ان للحاکم الحکم بعلمه ولانّه لو قامت عنده البیّنة وحکم به وجب الرجوع الی قوله کغیره من الاحکام والعلم اقوی من البیّنه ولانّ المرجع فی الاکتفاء بشهادة العدلین و ما یتحقق به العدالة الی قوله فیکون مقبولاً فی جمیع الموارد.)[۹۴] آیا گفته حاکم شرعی به تنهایی بدون شاهدی دیگر با او در ثابت شدن هلال کافی است؟ قول نزدیک به واقع این است که: بله.
به دلیل عموماتی که دلالت دارند بر این که حاکم می تواند به علم خود ( ۲۱۳ )
حکم کند. و به دلیل این که اگر درنزد حاکم اقامه بیّنه شود و او به شهادت آنان حکم به ثابت شدن هلال بکند واجب است به حکم وی عمل شود مثل دیگر احکام. علم حاکم از بیّنه قوی تر و بالاتر است.
و به دلیل این که به شهادت دو گواه عادل آن گاه می شود عمل کرد که عدالت آنان پیش حاکم ثابت شده باشد. پس قول حاکم در همه موارد پذیرفته است.
از سخن بالا استفاده می شود: حکم حاکم مطلقاً حجت است چه مستند حکم او بیّنه و چه علم خود وی باشد. افزون بر دلیلهای یاد شده برای حجت بودن حکم حاکم در رؤیت هلال به عموم و اطلاقاتی که حکم فقیه را در دوره غیبت نافذ و مراجعه به وی را لازم می شمرند [۹۵]همچنین به سیره پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) روایات خاصّه (روایاتی که از دخالت حاکم اسلامی در رؤیت هلال و حجت بودن آن سخن گفته‌اند) و… نیز در این زمینه استناد شده است.
در دوره قاجاریان و پس از آن نیز این موضوع در کتابهای فقهی مورد بحث و گفت وگو بوده است و بیش تر آنان حجت بودن حکم حاکم را پذیرفته و بر آن استدلال کرده و به شبهه‌ها نیز پاسخ گفته‌اند.[۹۶]

تلاشهای سیاسی و اجتماعی محقّق خوانساری

در آغاز قرن دهم با قدرت یافتن صفویان در ایران نخستین حکومت نیرومند با گرایش شیعی به وجود آمد. ظهور این پدیده دگرگونی بزرگی در سیر تلاشها و کنشهای سیاسی و اجتماعی فقیهان شیعه پدید آورد. تا آن روزگار بیش تر تلاشهای سیاسی عالمان شیعه در راه حفظ موجودیت شیعه و ماندگاری معارف و شعایر شیعی بود. عالمان شیعه کم تر در مسائل سیاسی و حکومتی دخالت می کردند ولی با قدرت یافتن صفویان شرایط مناسب شد وعالمان بزرگوار شیعی افزون برتلاشهای پیشین براساس اصل (نیابت عامّه) بسیاری از کارهای حکومتی را بر عهده گرفتند. چهره های ( ۲۱۴ )
درخشان و فقیهان فرزانه ای چون: محقق کرکی شیخ بهایی و پدرش شیخ لطف اللّه میسی شیخ حرّ عاملی میرداماد علامه محمّد تقی مجلسی محقّق سبزواری محقّق خوانساری آقا جمال خوانساری علاّمه محمّد باقر مجلسی و… از جمله فقیهان وارسته ای بودند که ضمن ارشاد و هدایت مردم و… در امور سیاسی و اجتماعی نیز دخالت می کردند.
در این روزگار صفویان برای اجرای سیاست دینی خود به عالمان شیعی نیاز داشتند و عالمان شیعی نیز تشخیص دادند که دوری گزیدن از حکومت و مسائل سیاسی در این زمان به ضرر شیعه تمام خواهد شد بدین سبب و به انگیزه احیا و تواناسازی بنیه تفکّر شیعی و بالاتر از همه اینها با توجه به اصل (نیابت عامّه) و امکان عمل به قانونهای اسلامی و اجرای حدود و تعزیرات و… در عرصه حکومت و سیاست حضور یافتند.
خانم ان کی اس لمبتون در این باره می نویسد:
([ در روزگار صفویان] انعطاف بیش تری در میان فقها نسبت به پذیرش سمتها و پستهای عمومی وجود داشت. علمای شیعی بیش تر از گذشته به پستهای دولتی راه یافتند… و به خاطر اوضاع و احوالی که در این مسأله روی داد نهاد مذهبی از آغاز تابع نهاد سیاسی بود.)[۹۷] بی گمان در این روزگار بین اقتدار مذهبی و سیاسی نوعی پیوند برقرار شد و از پیامدهای آن این بود که شماری از فقیهان مسؤولیتهایی چون شیخ الاسلامی قضاوت امامت جمعه و… را بر عهده گرفتند و در طول حکومت صفویان این پیوند با فراز و نشیبهایی که داشت برقرار بود; امّا پیروی نهاد دینی از نهاد سیاسی آن هم در همه دوران جای تردید بسیار دارد; چرا که با نگاهی گذرا به تاریخ در می یابیم که بیش تر مجتهدان آن زمان جایگاه بسیار والایی حتی بیش از پادشاهان در بین مردم داشتند.
شماری از شاهان صفوی خود را پیرو مجتهدان زمان خود می دانستند. نفوذ و اقتدار محقق کرکی به اندازه ای بود که در حقیقت دربار صفوی از وی دستور می گرفت و فرمانها و منشورهای حکومتی با تایید او رسمیت می یافت. در سالهای پایانی ( ۲۱۵ )
این دوران نیز اقتدار و نفوذ محقق خوانساری و استاد ایشان محقق سبزواری و همچنین علامه مجلسی بسیار بالا بود.[۹۸] به روایت تذکرة الملوک و سفرنامه های خارجی پستهایی که از سوی شاهان صفوی به عالمان شیعی واگذار می شد عبارت بودند از: صدر شیخ الاسلام قاضی قاضی القضات قاضی عسگر امامت جمعه[۹۹] و…. شرح وظایف همه پستها و مقامهای یاد شده در این مقال نمی گنجد; از این روی به شرح وظایف شیخ الاسلام بسنده می کنیم.

محقق خوانساری درمقام شیخ الاسلامی

از سمتهای مهمّ دینی و سیاسی در روزگار صفویه شیخ الاسلامی است. این عنوان همانند: صدر برگرفته از دولتهای پیشین و یا همسایه بوده است.[۱۰۰]در حکومت صفویان پیدایش مقام صدر پیش از شیخ الاسلام بوده است. در روزگار شاه اسماعیل عنوان شیخ الاسلام به کار گرفته نمی شده و تنها در زمان شاه طهماسب از این عنوان برای محقق کرکی استفاده شد و عنوان شیخ الاسلامی رتبه اش بر صدر پیشی گرفت.
محقّق خوانساری هم به درخواست شاه سلیمان شیخ الاسلامی اصفهان را برعهده گرفت و رتبه ای بیش از صدر داشت.
سانسون از جهانگردان اروپایی و مبلغ مسیحیت دربارهٔ موقعیت و وظایف شیخ الاسلام می نویسد:
(سومین شخص ایران آخوند یا شیخ الاسلام نامیده می شود. شیخ الاسلام به معنای عالم طراز اوّل یا مرد معمّر و محترم قانون محمّدی (ص) می باشد. شیخ الاسلام بزرگ‌ترین صاحب منصب امور شرعی و مدنی است. به دعاوی بیوه زنان یتیمان و صغاری که زیرنظر قیّم اداره می شوند رسیدگی می نماید و همچنین اداره سایر امور ( ۲۱۶ )
شرعی نیز به عهده اوست.)[۱۰۱] بسیاری از جهانگردان که به ایران در زمان صفویان سفر کرده و سفرنامه نوشته‌اند مقام صدر را برتر از شیخ الاسلام دانسته‌اند.
کمپفر می نویسد:
(شیخ الاسلام از سوی صدر تعیین و با تصویب شاه به کار منصوب می شود.)[۱۰۲] سانسون[۱۰۳] و تارونیه[۱۰۴] نیز مقام شیخ الاسلام را پس از صدر دانسته‌اند.
این سخنان شاید در پاره ای از موارد و در آغاز حکومت صفویان درست باشد ولی بی گمان دربارهٔ محقق کرکی محقق خوانساری علامه مجلسی و شماری دیگر از عالمان شیعی درست نیست; چرا که آنان مقامی بالاتر از صدر بلکه از خود شاه داشتند. چگونگی برخورد شاهان صفوی با این بزرگواران و احکامی که برای شماری از آنان صادر شده بیانگر این مطلب است.
قضاوت هم یکی از کارهای شیخ الاسلام است:
(اغلب دعاوی و اختلافات را شیخ الاسلام شخصاً حلّ و فصل می کند. شیخ الاسلام مدرس علم حقوق نیز می باشد و روزهای چهارشنبه و شنبه به تمام قضات دادگستری و تمام صاحب منصبانی که زیر دست او هستند درس می دهد.)[۱۰۵] حوزه و قلمرو اختیارهای این مقامها: قضاوت شیخ الاسلام صدر و… به تناسب شخصیت افراد دگرگون می شدند. محقق کرکی و محقق خوانساری با این که منصب شیخ الاسلامی داشتند ولی قدرت آنان خیلی بیش تر از صدر بود.
بهترین سندی که می تواند حوزه اختیارهای شیخ الاسلامها را بنمایاند. متن احکامی است که شاهان صفوی برای آنان نوشته‌اند.
متاسفانه به حکم شیخ الاسلامی محقق خوانساری دست نیافتیم و نمی دانیم آیا چنین حکمی صادر شده و ما به آن دست نیافته‌ایم و یا حکمی صادر نشده است؟ ولی ( ۲۱۷ )
حکمی از شاه طهماسب برای محقق کرکی[۱۰۶] از شاه سلیمان برای شیخ الاسلام مشهد[۱۰۷] و تبریز[۱۰۸] و حکمی از شاه سلطان حسین برای علامه مجلسی[۱۰۹]در دست است که تا حدودی می توان به میزان دخالت محقق خوانساری نیز در کارهای حکومتی پی برد. در حکم شیخ الاسلام مشهد آمده است:
(ترغیب و تحریص خلائق به طاعت و امر به معروف و نهی از منکرات و منع و زجر فسقه و فجره از نامشروعات و مامور ساختن اغنیا به اخراج اخماس و زکوات اموال خود نموده به مستحقین و مستحقات واصل نمایند و تقسیم مواریث و ترکات و ایقاع عقود و مناکحات و رفع منازعات و مناقشات بین المسلمین و المسلمات به طریق مصالحات و ضبط اموال غیّب و ایتام و سفهاء… و سایر مایکون من هذا القبیل قیام ( ۲۱۸ )
واقدام نموده از دقایق آن فوت و فرو گذاشت ننماید. سادات عظام و مشایخ کرام و علمای اسلام و ارباب و اهالی ذوی الاحترام و جمهور سکنه و عموم متوطنین بلده و بلوکات سیادت و نجابت پناه مؤمی الیه را شیخ الاسلام بالاستقلال و الانفراد آن جا دانسته لوازم و مراسم امر مزبور را متعلق و مخصوص او دانند و اسناد و نوشتجات شرعیه خود را به سجل و مهر او معتبر شناسند و دست تصدّی و تکفل او را در امور شرعیه آن جا قوی و مطلق دانسته احدی را با او شریک و سهیم ندانند. قضات جزو آن ولایت که از دیوان الصدارة العلیه العالیه منصوب نباشند خود را به عزل او معزول و به نصب او منصوب شناسند و اوامر و نواهی مشروعه او را مطیع و منقاد باشند.)[۱۱۰] در پایان این حکم شاه سلیمان کارگزاران دولتی منطقه را به همکاری و همراهی با شیخ الاسلام مشهد فرا می خواند.
در حکم شیخ الاسلامی تبریز نیز وظایفی همانند آنچه آورده شد آمده است.[۱۱۱] در مرکز حکومت شیخ الاسلام امامت جمعه را نیز بر عهده داشته و در مواردی اندک امام جمعه غیر از شیخ الاسلام بوده است.

نیابت از سلطنت

در دستگاه حکومتی شاه سلیمان محقّق خوانساری جایگاه ویژه ای داشت به گونه ای که وقتی شاه سلیمان به سفر می رفت از وی می خواست که به جای او به کارهای حکومتی بپردازد:
(من غایة قربه و مکانته من الحضرة السلطانیه المعظّم الیها انّ السلطان الموصوف التمس منه فی بعض مهاجراته نیابة السلطنة عنه وان یجلس مجلسه الاعلی ویقوم بامر المملکة حسب مایرید. ففعل ذلک.)[۱۱۲] شخصیت محقق خوانساری و نزدیکی به شاه سلیمان به اندازه ای بود ( ۲۱۹ )
که شاه درپاره ای از مسافرتهای خود از آن بزرگوار می خواست که به نیابت از او بر تخت نشسته و کشور را آن چنان که شایسته می بیند اداره کند و او نیز چنین می کرد.
شاه در کارهای مهم دینی و آن جا که به گونه ای به مقوله‌ها و شؤون دینی مربوط می شود از محقق خوانساری کمک می گرفت:
(شریف مکه نامه ای به شاه سلیمان نوشته بود شاه از حاج آقا حسین خواست که به آن پاسخ گوید. آن بزرگوار نیز به آن نامه پاسخ داد.)[۱۱۳] در حکومت شاه عباس دوّم نیز گرفتاریهایی برای شیعیان در گزاردن مناسک حجّ به وجود آمده بود که شاه از محقّق خوانساری خواست در این باره با شریف مکّه مکاتبه کند. محقّق نامه ای به شریف مکه نوشت و در آن نامه از وی خواست که حرمت حاجیان شیعی را نگهدارد و آنان را از اذیت و آزار متعصبان حفظ کند تا شیعیان بتوانند حجّ خود را آن گونه که شایسته است انجام دهند.[۱۱۴] انگیزه محقّق از همکاری با شاه سلیمان همکاری و حضور محقّق خوانساری و دیگر عالمان شیعی در دربار شاهان صفوی به چه معناست؟ آیا این برخورد نمایانگر آن است که آن بزرگواران شاهان صفوی را حاکمانی عادل و درستکار می دانسته‌اند؟ و یا انگیزه و دلیل دیگری داشته است؟
این موضوع از مسائل بحث انگیز دوره اخیر بوده است. از یک سو شماری از نویسندگان معاصر با دیدی انتقادی به این حرکت نگریسته‌اند و آن را از زاویه های گوناگون به نقد سپرده‌اند; از دیگر سوی گروهی از دانشوران و نویسندگان آن را یک ضرورت تاریخی دانسته و از آثار مبارک و دستاوردها و مبانی فقهی آن سخن گفته‌اند.
چون در گذشته به این موضوع پرداخته‌ایم در این جا تنها به اشاره ای بسنده می کنیم:
بی گمان ارتباط عالمان شیعی با شاهان صفوی به معنای توجیه تبهکاریها و ( ۲۲۰ )
ستمهای آنان نبوده است بلکه می بینیم در همین برهه از زمان که شاهان صفوی خود را اسلام پناه می خواندند و روی خوش به عالمان شیعه نشان می دادند عالمان شیعه از خرده گیری و انتقاد و امر به معروف و نهی از منکر باز نایستاده و به وظیفه خود عمل می کردند. کسانی که خواسته‌اند بهره برداری عالمان را از شرایط موجود حمل بر وابستگی آنان به دربارها و یا سود طلبی آنان کنند تحلیل درستی از قضایا ندارند; چرا که همکاری آنان بر اساس مبانی و انگیزه های درست صورت گرفته است.
امام خمینی در این باره می گوید:
(به صرف ارتباط نمی شود آنان را در باری پنداشت; زیرا آنان برای مصالح مهم تری وارد آن دستگاه شدند.)[۱۱۵] براساس تفکّر شیعی شیعیان از هرگونه همکاری با حاکمان ستم باز داشته شده‌اند[۱۱۶] و امر شده‌اند که در دوران غیبت از فقیه عادل آگاه شجاع مدبر و… به عنوان نایب عامّ امام(ع) پیروی کنند و برای دستیابی به چنین حکومتی تلاش ورزند [۱۱۷]ولی واقعیت خارجی چه در دوره حضور معصومان(ع) و چه پس از آن مانع از آن بوده است که به کلی ارتباط با حاکمان ستم از بین برود; از این روی در برهه هایی از تاریخ اسلام می بینیم که شماری از عالمان شیعی که در میان آنان فقیهان بزرگ و فرزانه ای نیز وجود دارند به پادشاهان ستم نزدیک شده و گاه با آنان همکاری داشته و از آنان مناصبی را نیز پذیرفته‌اند. حضور این بزرگان در دربار و همکاری با پادشاهان ستم پیشه چه توجیهی می تواند داشته باشد در حالی که روایات رسیده از معصومان(ع) شیعه را از این کار بازداشته‌اند.
برای پاسخ به پرسش بالا می گوییم: ما دربارهٔ پادشاهان ستم پیشه دو دسته روایت داریم و در نتیجه همکاری با آنان نیز دو گونه است:
الف. همکاری برای رسیدن به مال و منال و جاه و مقام.
ب. همکاری برای ترویج اسلام اجرای قانونهای اسلامی پاسداری از ارزشهای اسلامی و….
( ۲۲۱ )
فقهای بزرگوار شیعه گونه نخست از همکاری را به هیچ روی اجازه نداده‌اند و روایاتی که بر حرام بودن همراهی و همکاری با حاکمان ستم دلالت دارد بر این گونه همکاری حمل کرده‌اند.
گونه دوّم از همکاری نه تنها حرام نیست که در پاره ای از برهه‌ها برای مصالح و هدفهای والای اسلامی و جلوگیری ازستم برمردم و… واجب است.[۱۱۸] بارهای بار علی بن یقطین از امام(ع) اجازه خواست که از همکاری با هارون دست بردارد ولی امام اجازه نداد و از او خواست که در دربار هارون بماند و به شیعیان خدمت کند.[۱۱۹] همکاری عالمان شیعی با حاکمان ستم از جمله محقّق خوانساری با شاه سلیمان از این گونه بوده است.
علامه حلّی در این باره می نویسد:
(والوالی من قبل الجائر اذا تمکن من اقامة الحدود قیل جاز له معتقداً نیابة الامام.)[۱۲۰] پذیرش ولایت از سوی حاکم ستمکار در صورتی که امکان اقامه حدود باشد گفته شده جایز است. شخصی که ولایت می یابد باید آن را نیابتی از سوی امام معصوم(ع) بداند.
شماری از فقیهان پذیرش ولایت را بر مجتهدان در صورتی که اقامه حدود برای آنان ممکن باشد واجب دانسته‌اند.[۱۲۱] گروهی در چنین مواردی حتی پیشنهاد همکاری را از سوی فقها مستحب[۱۲۲] و گروهی [۱۲۳] واجب دانسته‌اند. البته این در صورتی است که حکومت ستم اجبار به ولایت نکند چون در این صورت در پذیرش آن هیچ اختلافی نیست.
شیخ مفید[۱۲۴] شیخ طوسی[۱۲۵] ابن ادریس[۱۲۶] شهید اول[۱۲۷] ابی الصلاح حلبی[۱۲۸] سید مرتضی[۱۲۹] و …[۱۳۰] با تفاوتهای اندک همین مطلب را آورده‌اند.
بر این اساس مصلحت اسلام و مسلمانان و گاه ضرورت و اضطرار عناوینی ( ۲۲۲ )
هستند که راه را برای همکاری عالمان شیعی با حاکمان ستم می گشاید.
فقیهان شیعی در این باب نکته مهم و دقیقی را به شرح زیر یادآورد شده‌اند:
عالمانی که مسؤولیتی را از حاکمان ستم می پذیرند بایستی خود را والی و مسؤول ( ۲۲۳ )
از سوی امام عصر(ع) بدانند نه حکومتهای ستم. افزون بر این بایستی شخصی که می خواهد ولایت بپذیرد شایستگی آن را داشته باشد.[۱۳۱] (انّها فی المعنی من قبل امام و صاحب الامر وان کانت علی الظاهر لانقرّبه کانها من قبل غیره.)[۱۳۲] آن [ پذیرش ولایت از سوی حاکم ستم] در واقع از سوی امام و صاحب امر(ع) است هر چند در ظاهر که ما به آن اعتراف نداریم گویا از سوی دیگران است.
از دیدگاه سید مرتضی شیخ مفید[۱۳۳] ابی الصلاح حلبی[۱۳۴] علامه حلّی[۱۳۵] و عالمان عصر صفویه از جمله: مقدس اردبیلی[۱۳۶] محقق کرکی[۱۳۷] فاضل هندی[۱۳۸] و… چنین فردی گرچه به ظاهر به وسیله حاکمی ستمگر به کار گمارده شده ولی در واقع چون از امام(ع) نیابت دارد مشغول به کار شده است. فقیه دارنده همه کمالها و ویژگیها چه از سوی ستمگر به کار گرفته شود و چه نشود حق ولایت دارد. تنها پذیرش از سوی حکومت ستم سبب می شود که ولایت او از قوه به فعل درآید.
همکاری عالمان شیعی با شاهان صفوی براساس همین اصل صورت گرفته است. چون در آن روزگار امر به معروف و نهی از منکر اقامه حدود و اجرای احکام اسلامی جمع آوری زکات و خمس و هزینه آن و… امکان پذیر بود بر عالمان شیعی نیز واجب بود پستهایی را برای انجام کارهای یاد شده بپذیرند. پذیرش مقام شیخ الاسلامی از سوی محقق خوانساری و دیگر عالمان بر همین اساس صورت گرفته است.
ییادآوری: برای تدوین دیدگاه‌های سیاسی عالمان شیعه بایسته است به چگونگی برخورد آنان با حاکمان ستم نیز توجه داشته باشیم و از آن به عنوان یکی از منابع برای دسترسی به دیدگاه‌های آنان استفاده کنیم.

پانویس

  1. (اعیان الشیعه) سید محسن امین ج۱۴۸/۶ ـ ۱۴۹ دارالتعارف بیروت; وقف نامه ای به خط ایشان در سال ۱۰۹۹ آمده است. بنابراین باید وفات ایشان در همین سال درست باشد ر.ک. (الذریعه) ج۱۳۷/۲۵.
  2. (ریاض العلماء و حیاض الفضلاء) میرزا عبداللّه افندی اصفهانی تحقیق: سید احمد حسینی سید محمود مرعشی ج۵۷/۲ ـ ۵۹ خیّام قم; (قصص العلماء) میرزا محمد تنکابنی۲۶۵/ انتشارات علمیه اسلامیه; (امل الآمل) شیخ حرّ عاملی تحقیق: احمد حسینی ج۱۰۱/۲ دارالکتاب الاسلامی قم; (روضات الجنات) میرزا محمد باقر موسوی خوانساری ج۳۴۹/۲ ـ ۳۶۵ اسماعیلیان; (طبقات اعلام الشیعه) آقا بزرگ تهرانی ج۱۶۶/۵.
  3. (ریحانة الادب) میرزا محمّد علی مدرس ج۲۳۸/۵ خیّام.
  4. دربارهٔ نماز جمعه حدود صد رساله نوشته شده است. ر.ک. (الذریعه) ج۶۲/۱۵ ـ ۸۲. دربارهٔ خراج و مقاسمه چندین رساله مستقل نوشته شده از جمله: خراجیه محقق کرکی معروف به: قاطعة اللجاج فی تحقیق حلّ الخراج. شیخ ابراهیم قطیفی بر آن ردّی نوشته به نام: السراج الوهاج فی حرمة الخراج. مقدس اردبیلی و شیبانی و… رساله های مستقل در این باره نوشته‌اند. در زمینه اخلاق حکومتی کتابهایی نوشته شده است از باب نمونه: همم الثواقب علی نقی طغایی کمره ای; دستور الوزراء سلطان حسین واعظ استرآبادی; رفیق توفیق محمّد قزوینی; روضة الانوار محقق سبزواری; آئینه شاهی فیض کاشانی و… از همه مهم تر در این روزگار چندین ترجمه ازعهدنامه مالک اشتر و شرح بر آن نوشته شد و پاره ای از آنها به عنوان دستورالعمل حکومتی به شاهان صفوی هدیه گردید ازباب نمونه: سید ماجد بن محمّد بحرانی شیرازی قاضی اصفهان عهدنامه را در سال ۱۰۹۸ شرح کرد و نام آن را تحفه سلیمانیه گذاشت. محقّق سبزواری در آخر روضة الانوار به شرح و ترجمه آن پرداخت. علامه مجلسی آن را ترجمه کردو آن را آداب الملوک نام نهاد و….
  5. مجلّه (فقه) شماره ۱۱۴/۹ مقاله: قلمرو ولایت فقیه از دیدگاه مقدس اردبیلی.
  6. (بیست و پنج رساله فارسی) علامه محمد باقر مجلسی تحقیق: سید مهدی رجائی / ۱۳۵ـ ۱۶۲ کتابخانه آیة اللّه مرعشی.
  7. (رسائل المحقق الکرکی) تحقیق: محمد حسون ج۱ رساله صلاة الجمعه۱۴۰/ ـ ۱۷۱; رسالة قاطعة اللجاج فی تحقیق حلّ الخراج۲۳۵/ ـ ۲۶۸ کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی.
  8. (مقدمه ای بر فقه شیعه) حسین مدرسی طباطبائی ترجمه محمّد آصف فکرت ۵۵/ ـ ۵۶ بنیاد پژوهشهای اسلامی.
  9. (رسائل المحقق الکرکی) ج۱۴۲/۱ ۲۷۰.
  10. (سفرنامه کمپفر) ترجمه کیکاووس جهانداری۱۲۷/ خوارزمی.
  11. همان مدرک۱۲۵/ ـ ۱۲۶.
  12. (سفرنامه شاردن) ترجمه حسین عریضی بخش اصفهان۱۱۳/.
  13. (دین و دولت در اسلام) آن.کی. اس. لمبتون ترجمه و تحقیق: سیدعباس صالحی محمّد مهدی فقیهی / ۴۴۱; (سفرنامه شاردن) ترجمه اقبال یغمائی ج۱۱۴۳/۳ انتشارات توس تهران.
  14. (سفرنامه شاردن) ترجمه یغمایی ج۱۱۴۶/۳. ترجمه دیگر از همین اثر با نام: (سیاحتنامه شاردن) ترجمه محمدعباسی ج۱۳۷/۸ ـ ۱۴۹ امیرکبیر.
  15. همان مدرک ترجمه یغمائی ج۱۱۴۵/۳. نام این خطیب دینی ملاقاسم بود. وی در نزدیک اصفهان زندگی می کرد و بیش تر مردم اصفهان از خُرد و بزرگ دوستدار و هوادارش بودند. او در میان حکومتیان نیز جایگاه بلندی داشت. روحانیان نیز در باطن از او طرفداری می کردند. این عالم پس از چندی که این اصول را آشکارا تعلیم می داد به شیراز تبعید شد. ممکن است او را در بین راه کشته باشند چون پس از این دیگر از او خبری شنیده نشده است
  16. (روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات) میرزا محمد باقر خوانساری ج۳۶۱/۴ اسماعیلیان قم.
  17. (تاریخ ادبیات در ایران) ذبیح الله صفا ج۵ بخش یکم۱۷۶/ شرکت مؤلفان و مترجمان ایران.
  18. همان مدرک.
  19. (رساله در خمس) خطی ۵۲/.
  20. (رساله نماز جمعه) خطّی ۲۵/; (التعلیقات علی شرح اللمعة الدمشقیة) آقا جمال۳۲۰/ زاهدی.
  21. (المکاسب) شیخ انصاری۱۵۵/ چاپ تبریز.
  22. (التعلیقات علی شرح اللمعة الدمشقیة) آقا جمال خوانساری۳۲۰/ ـ ۳۲۱. خود آقا جمال ولایت فقیه را محدودتر از قول مشهور دانسته و بر این باور است که خمس چون مال شخص امام(ع) است فقیه بر آن ولایتی ندارد.
  23. (دین و حکومت در اسلام) لمبتون۴۴۲/.
  24. (دین و دولت در ایران) حامد الگار ترجمه ابوالقاسم سرّی۵۷/ توس.
  25. (روضات الجنات) ج۳۶۱/۴.
  26. (علل بر افتادن صفویان) تصحیح و تألیف جعفریان۳۳۴/ سازمان تبلیغات اسلامی به نقل از: (مسکّن الشجون فی حکم الفرار من الطاعون) سید نعمت اللّه جزائری خطّی۴۶..
  27. (دولت و حکومت در اسلام) لمبتون۴۴۲/.
  28. (نجوم السماء فی تراجم العلماء) میرزا محمّد علی کشمیری۱۱۱/ بصیرتی قم.
  29. (دین و دولت در ایران) حامد الگار / ۵۸.
  30. (روضات الجنات) ج۳۶۱/۱.
  31. (دولت و حکومت در اسلام)۴۳۷/.
  32. همان مدرک.
  33. (نظریه های دولت در فقه شیعه) محسن کدیور /۱۴ نشر نی.
  34. همان مدرک.
  35. پاره ای از نویسندگان ایرانی غربگرایِ ساکن آمریکا همانند: امیر ارجمند و عباس امانت ولایت فقیه را نقد کرده و تلاش کرده ا ند آن را بی ریشه نشان دهند. در داخل نیز بعضی در جهت همکاری با آنها گام بر می دارند همانند: نهضت آزادی و…
  36. (دین و دولت در ایران) حامد الگار ترجمه ابوالقاسم سرّی۲۷/.
  37. (مفاتیح الشرایع) ملامحسن فیض کاشانی تحقیق: سید مهدی رجایی ج۷/۱ مقدمه مولف مجمع الذخائر الاسلامیه.
  38. همان مدرک۳/ مقدمه.
  39. همان مدرک ج۵۰/۲.
  40. همان مدرک.
  41. (الذریعة الی تصانیف الشیعه) ج۵۳/۱ این رساله ترجمه (ضیاء القلب) ایشان است.
  42. (مفاتیح الشرایع) ج۱۸/۱ مقدمه. فیض کاشانی در رساله ای که به نام (شرح صدر) دارد به این روابط اشاره کرده است.
  43. (روضات الجنات) ج۷۹/۲; (دین و سیاست در عصر صفوی)۴۰۳/ ـ ۴۰۵.
  44. (روضات الجنات) ج۱۰۴/۷.
  45. (دولت و حکومت در اسلام)۴۲۸/.
  46. (مستدرک الوسائل) محدث نوری ج۱۲۳/۷ ـ ۱۲۴ مؤسسه آل البیت(ع) لاحیاء التراث.
  47. همان مدرک ج۱۳/۶.
  48. همان مدرک۱۳/.
  49. (احکام نماز جمعه مطابق با فتاوی امام با حواشی مراجع عظام) تنظیم اسدی علم الهدی۱۹/ ۳۴ ۴۸.
  50. (لوامع صاحبقرانی) محمد تقی مجلسی ج۵۱۳/۴ اسماعیلیان; (نقباء البشر) شیخ آقا بزرگ تهرانی ج ۱۷۶/۱ دارالمرتضی; (روضات الجنات) ج۳۶۹/۴ ۳۶۱; (احسن التواریخ) حسن بیک روملو با تصحیح عبدالحسین نوایی۲۴۹/ بابک.
  51. (فهرست نسخه های خطّی کتابخانه عمومی حضرت آیت اللّه نجفی مرعشی) سید مرتضی محمد حسینی ساروی ج۲۲۱/۸.
  52. (مجمع الفائدة و البرهان) مقدس اردبیلی ج۳۶۰/۲ انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین.
  53. همان مدرک ج۱۱۲/۷ (فهرست کتابخانه مجلس شورای ملی) ج۹۳/۱۲.
  54. این رساله به همراه رساله دیگری با نام: (فضل الجمعة و الجماعة) از سوی جامعه مدرسین چاپ شده است.
  55. (الذریعه الی تصانیف الشیعه) ج۶۲/۱۵ ـ ۸۲.
  56. (تتمیم امل الآمل) شیخ عبدالنبی قزوینی / ۱۷۲ ـ ۱۷۳ مکتبة آیت اللّه نجفی مرعشی.
  57. (فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران) ج۳۶۰۵/۱۴.
  58. (مقدمه ای بر فقه شیعه) مدرسی طباطبایی ترجمه آصف فکرت۲۳۰/. این رساله در سال ۱۳۹۷ در دیباچه قبسات و بار دیگر در (اثناعشر رسالة للدماد) چاپ شده است. ر.ک. (فهرست کتابخانه آیت اللّه مرعشی) ج۲۱۲/۱۸; (فهرست کتابخانه دانشگاه) ج۳۴۶۹/۱۳.
  59. (فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران) ج۳۶۰۵/۱۴ مجموعه خطی شماره ۴۶۵۹ برگ ۱۵۵ ـ ۱۸۵.
  60. همان مدرک.
  61. (فهرست کتابخانه مجلس شورای ملّی) ج۲۰۲/۱۳.
  62. (همان مدرک) ج۳۳۳/۱۶; (فهرست کتابخانه دانشگاه) ج۳۳۷۴/۱۳.
  63. (فهرست کتابخانه عمومی آیت اللّه مرعشی) ج۷۸/۱۳.
  64. (الذریعه الی تصانیف الشیعه) ج۶۸/۱۵.
  65. همان مدرک۷۰/.
  66. همان مدرک۶۶/; (فهرست کتابخانه دانشگاه) ج۲۵۷۳/۱۱.
  67. (رسالة فی صلاة الجمعه) شهید ثانی۴۶/ انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین.
  68. مجله (فقه) شماره ۱۱۷/۳ ۱۵۷.
  69. (مختلف الشیعه فی احکام الشریعه) علامه حلّی ج۱۹۷/۳ مرکز تحقیقات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم; (حدائق الناضرة) شیخ یوسف بحرانی ج۳۹۶/۱۲ انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم.
  70. (کتاب البیع) امام خمینی ج۴۹۵/۲.
  71. (ذخیرة المعاد) محقق سبزواری۴۸۶/ موسسه آل البیت(ع) احیاء التراث.
  72. (کفایة الاحکام) سبزواری۴۴/ مهدوی اصفهان.
  73. (رساله خمس) خطّی۵۲/.
  74. همان مدرک.
  75. (شرایع الاسلام) محقّق حلّی ج۱۶۴/۱ دارالاضواء بیروت; (المبسوط) شیخ طوسی ج۲۴۴/۱ مکتبة المرتضویة تهران; (رسائل) سید مرتضی ج۸۰/۳ دارالقران الکریم مدرسه آیت اللّه گلپایگانی قم.
  76. (دعائم الاسلام) قاضی ابی حنیفه النعمان بن محمّد التمیمی المغربی ج۲۵۷/۱ مؤسسه آل البیت; (المقنعة) شیخ مفید۲۵۲/ انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم; (الکافی فی الفقه) ابی الصلاح حلبی۱۷۲/ امام امیرالمؤمنین اصفهان.
  77. (رساله خمس) خطی۵۲/.
  78. (جواهر الکلام) ج۴۲۱/۱۵ ـ ۴۲۲; (کتاب الزکاة) شیخ انصاری۳۵۶/.
  79. (شرایع الاسلام) ج۱۶۴/۱.
  80. (جواهر الکلام) ج۱۵/۴۲۲; (کتاب الزکاة) شیخ انصاری۳۵۶/.
  81. (رساله خمس) خطّی۵۲/.
  82. (منتهی المطلب) علاّمه حلی ج۵۵۸/۲; (الدروس الشرعیه) ج۷۷/۱; (جواهر الکلام) ج۳۵۸/۱۶.
  83. (حدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهره) شیخ یوسف بحرانی ج۲۵۸/۱۳; (مستند الشیعه) مولی احمد نراقی ج۱۳۲/۲ کتابخانه آیت اللّه مرعشی قم.
  84. (مدارک الاحکام) ج۱۷۰/۶.
  85. (مهذب الاحکام فی بیان الحلال والحرام) سید عبدالاعلی سبزواری ج۲۷۶/۱۰ مطبعة الاداب نجف اشرف.
  86. (تذکرة الفقهاء) علامه حلّی ج۲۶۸/۱ مکتبة المرتضویه.
  87. (الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه) شمس الدین محمّد بن مکی عاملی ج۲۸۶/۱. انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم.
  88. (مدارک الاحکام فی شرح الشرایع) سید محمّد موسوی عاملی ج۱۶۹/۶ ـ ۱۷۰ مؤسسه آل البیت قم; (ذخیرة المعاد) محمّد باقر سبزواری۵۳۱/; (کفایة الاحکام) محقق سبزواری۵۲/.
  89. (الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه) ج۲۸۶/۱.
  90. (مشارق الشموس فی شرح الدروس) محقق خوانساری ۴۷۵/ مؤسسه آل البیت.
  91. . (کفایة الاحکام) سبزواری۵۲/; (ذخیرة المعاد) سبزواری ۵۳۱/.
  92. (مدارک الاحکام) ج۱۶۹/۶ ـ ۱۷۰.
  93. (مقدمه ای بر فقه شیعه)۲۶۹/.
  94. (مشارق الشموس)/۴۷۵.
  95. (جواهر الکلام) ج۳۵۹/۱۶ ـ ۳۶۰.
  96. مجله (فقه) شماره ۲ مقاله حکم حاکم به ثبوت هلال.
  97. (دولت و حکومت در اسلام)۴۲۷/.
  98. اقتدار علامه مجلسی به اندازه ای بود که فوت آن بزرگوار را یکی از علل بر افتادن حکومت صفویان به شمار آورده‌اند: (روضات الجنات) ج۷۹/۲; (تاریخ ادبیات در ایران) ج۱۸۱/۵.
  99. (نظام حکومت در ایران در دوران اسلامی) دکتر غلامرضا ورهرام۱۹۰/ مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
  100. (دائرة المعارف الاسلامیه) ج۴۷۱/۱۳ ـ ۴۸۰ دار المعرفه بیروت.
  101. (سفرنامه سانسون) ترجمه دکتر تقی تفضلی/ ۴۱ سانسون در روزگار شاه سلیمان برای ترویج مسیحیت به ایران آمد و چندین سال در ایران ماند.
  102. (سفرنامه کمپفر)۱۲۴/.
  103. (سفرنامه سانسون)۴۲/.
  104. (سفرنامه تارونیه) ترجمه ابوتراب نوری۵۸۸/. ژان پاتیست تارونیه از بزرگ‌ترین سیاحان قرن هفدهم میلادی است. وی جواهر فروش بوده و شش بار از ایران دیدن کرده است.
  105. (سفرنامه سانسون)۴۲/.
  106. (ریاض العلماء) ج۴۵۶/۳; (روضات الجنات) ج۳۶۲/۴ ۴۶۴.
  107. (دین و سیاست در دوره صفوی)۴۰۳/ ـ ۴۰۵.
  108. همان مدرک۳۹۸/ ـ ۳۹۹.
  109. همان مدرک۴۱۲/ ـ ۴۱۴.
  110. همان مدرک۴۰۳/.
  111. همان مدرک۳۹۸/.
  112. (روضات الجنات) ج۲/۳۵۱.
  113. (اعیان الشیعه) ج۱۵۰/۶.
  114. این نامه حدود هشت صفحه است که به صورت خطّی باقی مانده است.
  115. (در جستجوی راه از کلام امام) دفتر ششم روحانیت ۲۰۷/ ـ ۲۰۸ امیرکبیر.
  116. (وسائل الشیعه) ج۱۲۸/۱۲ ـ ۱۳۲.
  117. (کتاب البیع) امام خمینی ج۴۶۵/۲ ـ ۴۶۶.
  118. (مینة المرید) شهید ثانی تحقیق رضا مختاری ۱۶۴/ ـ ۱۶۵ مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.
  119. (سفینة البحار) شیخ عباسی قمی ج۲۵۲/۲ دارالمرتضی بیروت.
  120. (مجمع الفائدة و البرهان) ج۵۵۰/۷.
  121. همان مدرک.
  122. (النهایة)۳۵۶/ ـ ۳۵۷ بیروت.
  123. (الکافی فی الفقه) ابی الصلاح حلبی تحقیق: رضا استادی ۴۲۲/ ـ ۴۲۳ مکتبة الامام امیرالمؤمنین اصفهان.
  124. (المقنعة)۸۱۲/.
  125. (النهایة) ۳۵۶/.
  126. (سرائر) ابن ادریس / ۲۰۳ اسلامیه.
  127. (الدروس)۳۳۰/.
  128. (الکافی فی الفقه)۴۲۳/.
  129. (رسائل) شریف مرتضی /۸۹ ـ ۹۷ دارالقرآن الکریم مدرسه آیت اللّه گلپایگانی.
  130. (کشف اللثام) فاضل هندی ج۳۲۱/۲ چاپ قدیم.
  131. (المقنعة) شیخ مفید / ۸۱۲.
  132. (رسائل) سید مرتضی ج ۹۴/۲.
  133. (المقنعة)۸۱۲/.
  134. (الکافی فی الفقه)۴۲۳/.
  135. (مجمع الفائدة) ج۵۵۰/۷.
  136. همان مدرک.
  137. (جامع المقاصد فی شرح القواعد) محقق کرکی ج۴۸۹/۳ مؤسسه آل البیت.
  138. (کشف اللثام) ج۳۲۱/۲ چاپ سنگی.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه - تاریخ برداشت:1395/3/24