اصل هشتم قانون اساسی: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۲۶: سطر ۲۶:
 
}}
 
}}
  
 +
بسم الله الرحمن الرحيم
 +
 +
اصل هشتم
 +
 +
(بايسته هاي فقهي و حقوقي امر به معروف و نهي از منکر)
 +
 +
==تلخيص مطالب==
 +
 +
به موجب اصل هشتم قانون اساسي «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت . شرايط و حدود و کيفتي آن را قانون معين مي کند». اين اصل با الهام از قرآن کريم و با نگاهي جامع ، انجام اين فريضه را در سه حوزه خواستارشده است . تحقق اين مطالبه شرعي و قانوني ، مستلزم تبيين فقهي - حقوقي آن از زواياي مختلف مي باشد که اين1 پژوهش با سازماندهي پنج فصل به آن پرداخته است
 +
 +
فصل اول:اين فصل اختصاص به بررسي مفاهيم ، مباني و منابع اين فريضه دارد.
 +
 +
١. مفاهيم :عناوين و اصطلاحاتي نظير«معروف » ، «منکر» ، «امر و نهي » ، «امر به معروف » ، «نهي از منکر» ، «نظارت » ، «نصيحت » ، «نقد و انتقاد» و «حريم خصوصي » را مورد مداقه قرارگرفته و به دنبال آن، مفاد اصل هشتم اين گونه بيان شده است : «دعوت افراد به امور پسنديده (در ابتدا و سپس ) امرکردن مردم به هر فعل يا نهي کردن آنان از هر فعلي که در شرع يا قوانين و مقررات تاييد شده از سوي شرع،مورد امر قرارگرفته يا از آن منع شده باشد، با توجه به رعايت حريم خصوصي افراد، وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت ».
 +
 +
٢. مباني عقلي ، شرعي و حقوقي :از نظر شرعي ، دلالت آيات و احاديث بر وجوب امر به معروف و نهي از منکر، به گونه اي است که فقها آنها را نه تنها واجب بلکه از ضروريات اسلام دانسته اند.
 +
 +
از نظر عقلي ، مي توان وجوب امر به معروف و نهي از منکر را مستند به قاعده لطف ، ضرورت جلب منفعت و دفع ضرر و نيز لزوم جلوگيري از معصيت ، دانست . مبناي حقوقي امربه معروف و نهي ازمنکر نيز عبارت است از اصل هشتم ، اصل پنجاه و ششم و بند يک و هشت اصل سوم .
 +
 +
٣. منابع شناخت معروف و منکر:يکي از موضوعات بسيار مهم و کاربردي مرتبط با اصل هشتم قانون اساسي ، مشخص کردن مصاديق معروف ها و منکرها و يا تعيين ملاکي براي تشخيص آنها مي باشد. با درنظرگرفتن گزينه هايي چون عقل ، عرف وسيره عقلا، فطرت، شريعت و قانون، کداميک شايستگي منبع بودن براي تشخيص و تعيين مصاديق معروف و منکر را دارند؟. در يک نظام اجتماعي با توجه به برداشتهاي عقلاني متفاوت، عقل فردي را نمي توان به عنوان منبعي از منابع شناخت معروف و منکر به رسميت شناخت . عرف و سيره عقلا نيز به خودي خود (و منهاي تاييد شرع) نمي توانند به عنوان منبعي براي شناخت معروف و منکر قرار گيرند. استمداد از «فطرت» دست نخورده انساني براي تعيين مصاديق معروف و منکر نيز مشکلات خاص خود را دارد. در مورد شرع، از آنجا که نظر شارع را در ميان فتاواي فقيهان بايد جست و جو کرد، در موارد اختلاف فتوا، اگر معروف يا منکر مورد اختلاف، خصيصه فردي داشته باشد، فتواي هر مرجع تقليد براي مقلدانش ملاک عمل خواهد بود ولي در معروف ها و منکرهاي اجتماعي ، راي فقهي امام و حاکم اسلامي بر ساير فقيهان مقدم بوده و ملاک عمل قرارخواهدگرفت . عقل جمعي نيز مي تواند با شرايطي يکي از منابع مهم به شمارآيد و آن در صورتي است که احکام عقلي يا عقلايي يا عرفي ، فرايند مجلس شوراي اسلامي ، شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت را طي کرده باشد. بدين ترتيب در تعيين و تشخيص معروف و منکر، از دو منبع شرع وقانون بايد کمک گرفت .
 +
 +
فصل دوم: نظارت مردم بر مردم.هرچند نظارت مردمي حوزه هاي مختلفي نظير شئون اسلامي ، حقوق شهروندي، عفت عمومي ، امور خانوادگي ، امنيت و انضباط اجتماعي ، بهداشت عمومي ، حفاظت محيط زيست ، و حفظ اموال عمومي را در بر مي گيرد ولي بايد توجه داشت که انجام اين فريضه شرعي و قانوني در حوزه مردم نسبت به يکديگر در موارد زير ممنوع مي باشد: تعرض به حريم خصوصي ديگران، تجسس در امور ديگران، انجام منکر براي مبارزه با منکر، برخورد با منکرات مورد اختلاف، وجود خطر و ضرر جاني ، حيثي تي يا مالي ، معذور بودن امر و نهي شونده در ترک معروف ياانجام منکر، لجبازي امر و نهي شونده در ترک معروفيا انجام منکر و عدم رعايت مراحل سه گانه قلبي ، زباني و عمليامر به معروف و نهي از منکر. در مورد اخير ملاحظاتي نيز وجود دارد: يک. با وجود حکومت اسلامي و نهادهاي خاصي که ماموريت مبارزه با منکرات را برعهده دارند، اقدام عملي براي جلوگيري از منکر- جز در موارد بسيار خاص- وظيفه مقامات صلاحيتدار دولتي است .دو.منکراتي هستند که به جهت اهميت و حساسيت فوق العاده آنها، هر گونه اقدام در هر مرحله (قلبي ، زباني و عملي ) را بايد به دولت و مقامات دولتي سپرد و نقشي که مردم از باب نهي از منکر مي توانند ايفا کنند، صرفا دادن گزارش در مراحل اوليه مي باشد.
 +
 +
فصل سوم: نظارت مردم بر دولت .اموري چون مسئول بودن مقامات دولت ، امانت بودن قدرت، خطاپذيري و عدم عصمت و پذيرش جمهوريت ، مي تواند توجيه کننده نظارت بر صاحبان قدرت دراسلام و جمهوري اسلامي ايران باشد. اين نظارت هيچ گونه محدوديت از جهت مناصب دولتي را نمي پذيرد وحاکم مسلمانان با همه قداست جايگاه و منزلت والايي که دارد نيز از اين نظارت مستثنا نيست .
 +
 +
از نظر قانوني ، همه شهروندان (مسلمان و غير مسلمان) موظف اند وظيفه امر به معروف ونهي از منکر خويش را هم نسبت به عملکرد کارگزاران حکومت و هم نسبت به قوانين و مقررات درصورتي که خلاف شرع يا قانون باشند، انجام دهند. آري امر به معروف ونهي از منکر مردمي نبايد منجر به انجام اعمال غير قانوني و يا ايجاد هرج و مرج شود. همچنين در صورتي که لازمه انجام امر به معروف و نهي از منکر، ارتکاب حرام توسط آمر يا ناهي بوده و يا در صورتي که عملي ، منکر بودنش مورد اختلاف باشد ويا در صورتي که جان يا آبروي افراد در معرض خطرقرارگيرد، شرعا چنين وظيفه اي متوجه اشخاص نمي باشد.
 +
 +
براي نظارت بر دولتمردان، مي توان از ابزارهايي چون مطبوعات و رسانه ها، احزاب و گروهها، تجمعات و گردهم آيي ها، پايگاههاي ديني مانند مساجد، کميسيون اصل ٩٠ و ديوان عدالت اداري استفاده کرد.در مورد رهبري، منطقي ترين راه اعمال اين نظارت از کانال مجلس خبرگان مي باشد.
 +
 +
فراهم سازي امکاناتي براي نظارت مردمي بر مقام ولايت از راه نامه ، تلفن ، پيام کوتاه يا پست الکترونيک نيز به نظر مي رسد لازم است در دستور کارقرارگيرد.
 +
 +
اموري همچون نهادينه کردن قانونمداري، اعمال مجازات هاي مندرج در قانون مجازات اسلامي ، بهره گيري از ظرفيتهاي کميسيون اصل نود، تاسيس نهادي مستقل براي امر به معروف و نهي از منکر، حمايت از شکل گيري گروه هاي مردمي ويژه امر به معروف و نهي از منکر، تقويت تعهد ديني و مسئوليت پذيري، مي تواند تقويت کننده و تضمين کننده نظارت مردم بر دولت باشد.
 +
 +
فصل چهارم: نظارت دولت بر مردم.در جمهوري اسلامي ايران، شايد کمتر نهاد و ارگاني را بتوان يافت که ملاحظات اسلامي در درون ماموريتهاي آن وجود نداشته باشد. نهادهاي علمي همچون آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، نهادهاي مذهبي مانند سازمان تبليغات اسلامي ، دفتر تبليغات اسلامي و ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر و نيز نهادهاي ارتباط جمعي مانند صدا و سيما و ساير رسانه ها تاثيرات غير قابل انکاري بر شناختها، هنجارها و رفتارهاي مخاطبان خود دارند. اين مجموعه در صورتي که هماهنگ با هم عمل کنند، به راحتي مي توانند معروف ها و منکرها را به مخاطبان خود شناسانده، شرايط پذيرش آنها را فراهم کرده و نسبت به آن ها امر و نهي کنند. هرگونه سالم سازي اجتماعي ابتدا در قانونگذاري بايد صورت گيرد تا جاي خويش را در بدنه اجرايي و قضايي کشور پيدا کند. قوه مجريه نيز بر اساس قوانين و با در اختيارداشتن ابزارهاي فراوان، به صورت مستقيم از طريق نهادها و سازمانهاي دولتي و به صورت غير مستقيم با حمايت از نهادها و شخصيت هاي غير دولتي مي تواند در احياي فريضه امر به معروف موثر واقع شود.
 +
 +
راهکارهايي را که دولت مي تواند براي تحقق امر به معروف در جامعه در نظر گيرد عبارتند از: آموزش و فرهنگ سازي از طريق وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، صدا و سيما و نهادهاي مشابه ، اطلاع رساني کافي نسبت به قوانين و مقررات، اجراي قاطعانه قوانين و مقررات مربوط به سالم سازي محيط اجتماعي ، تفکيک جنسيتي سنجيده و منطقي در نهادهاي دولتي و بويژه در مراکز آموزشي و درماني جهت پرهيز از اختلاط زن و مرد و اقتدار نيروي انتظامي در برخورد با ناهنجاريهاي اجتماعي .
 +
 +
براي اثر بخشي اقدامات دولت در زمينه امر به معروف و نهي از منکر، اقدامات زير لازم است صورت پذيرد: تقسيم وظايف ميان نهادهاي رسانه اي؛ تبيين استانداردهاي تبليغي و شيوه هاي صحيح امربه معروف ونهي از منکر توسط رسانه ها و پرهيز از اعمال سليقه هاي شخصي ؛ گزينش اشخاص شايسته ، خوشنام و درستکار در رسانه ملي ، نظارت مداوم و مستمر نسبت به ميزان تاثيرگذاري مثبت يا منفي فعاليتهاي صورت گرفته و حمايت از سريالها، فيلمها و توليدات هنري آموزنده و ترويج کننده ارزشهاي ديني .
 +
 +
پرکردن خلاهاي قانوني در زمينه امر به معروف و نهي از منکر توسط مجلس شوراي اسلامي ، اهتمام دولت نسبته به اجراي تمام عيار همه قوانين بويژه قوانين ناظر به اين فريضه الاهي و نظارت جدي دستگاه قضايي در اين رابطه از بايستگي هايي است که تاخير در آن به هيچ وجه براي نظام اسلامي زيبنده نيست .
 +
 +
فصل پنجم : سازمان امر به معروف و نهي از منکر.مستندات فقهي و حقوقي فراواني براي تاسيس نهادي قانوني جهت سياستگذاري، برنامه ريزي و نظارت بر «دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر» وجود دارد. علاوه بر آيات قران کريم ، ضرورت بهره گيري توامان از توان و ظرفيتهاي مردم و دولت ، ضرورت سياستگذاري، برنامه ريزي و هماهنگ سازي، ضرورت ارتقاء جايگاه امر به معروف و نيز مطالبه قانون اساسي از جمله اين دلايل مي باشند.
 +
 +
به نظر مي رسد «سازمان امر به معروف و نهي از منکر» با ساختار و شرح وظايف مشخص ، مي تواند تحقق بخش اين آرمان بزرگ شرعي و قانوني بوده و اصل هشتم قانون اساسي را از محاق بيرون آورد. چنين نهادي بايد داراي جايگاه قانوني و پايگاه مردمي شايسته در کشور، زير نظر رهبري، مستقل و عدم وابسته به دولت بوده و ضمن عدم مداخله در ماموريتهاي سازمانها، نهادها و تشکل هاي ديگر، سياست گذاري، برنامه ريزي و هماهنگ سازي درحوزه امر به معروف و نهي از منکر برعهده خواهد داشت . با تاسيس چنين سازماني مراکز مشابهي که تا کنون متولي امر به معروف در کشور بوده اند منحل شده و از اين پس تاسيس هر موسسه يا ستادي با هدف امر به معروف و نهي از منکر زير نظر اين سازمان صورت خواهدگرفت . اين سازمان صلاحيت اظهار نظر در زمينه قوانين و آيين نامه هاي موجود را نيز خواهد داشت .
 +
 +
براي تحقق اين فريضه بايد از همه ظرفيتها و امکانات بالفعل و بالقوه استفاده کرد. اعطاي اختيارات قانوني کافي به «سازمان امر به معروف » و الزام دولت و تمامي نهادهاي رسمي و غير رسمي کشور به تبعيت از سياستها، برنامه ها و الگوهاي ابلاغي ازسوي اين سازمان؛ تشکيل واحد ويژهاي در نيروي انتظامي براي امر به معروف و نهي از منکر؛ حمايت قانوني ، مادي و معنوي از تاسيس گروه هاي مردمي با هدف امر به معروف و نهي از منکر و حضور نمايندگاني از سازمان امر به معروف در صدا و سيما را مي توان به عنوان ضمانت اجرا در نظرگرفت .
 +
 +
==چکيده==
 +
 +
اين تحقيق ، اصل هشتم قانون اساسي (امر به معروف و نهي از منکر) و حوزه هاي سه گانه آن را مورد بررسي قرارمي دهد و در تلاش است تا با نگاهي فقهي - حقوقي ، به تبيين ، تحليل و ارائه راه کارهاي لازم در اين موضوع پردازد.پژوهش در شش فصل سازماندهي شده است :
 +
 +
فصل اول در برگيرنده مفاهيم ، مباني و منابع و بيشتر معطوف به چيستي و چرايي امر به معروف و نهي از منکر و نيز چگونگي دستيابي و شناخت مصاديق آن مي باشد.
 +
 +
فصل دوم، حوزه نظارت مردم بر يکديگر را در سه محور قلمرو شرعي ، قلمرو قانوني و ضمانت هاي اجرايي شامل مي شود.
 +
 +
فصل سوم به حوزه «نظارت مردم بر دولت » در سه محور قلمرو شرعي ، قلمرو قانوني ، راهکارها و ضمانت هاي اجرايي اختصاص دارد.
 +
 +
فصل چهارم «نظارت دولت برمردم» را در سه محور «دولت و ارزشهاي اسلامي »، «قلمرو شرعي و قانوني » و «راهکارها و ضمانت هاي اجرايي » بررسي مي کند.
 +
 +
در فصل پنجم ، با پيشنهاد تاسيس «سازمان امر به معروف و نهي از منکر» به تبيين مباني ، پيشينه تاريخي و جايگاه قانوني آن، پرداخته شده است .
 +
 +
فصل ششم اختصاص به پيوستهايي دارد که به لحاظ فقهي يا حقوقي يا تاريخي ويا اجرايي ، در برداشت ما از مباحث فصول پنجگانه اين پژوهش تاثير بسزايي مي توانند داشته باشند. اين پيوستها عبارتند از: ترجمه مباحث امر به معروف و نهي از منکر از جلد دوم کتاب تحريرالوسيله امام خميني، مذاکرات مربوط به بررسي اصل هشتم قانون اساسي در مجلس خبرگان، تشکيلات و شرح وظايف ستاد احياي امر به معروف و نهي از منکر، طرح نمايندگان مجلس در زمينه امر به معروف و نهي از منکر و قسمتي از مصوبات شوراي فرهنگ عمومي مربوط به راهکارهاي اجرايي گسترش عفاف و حجاب.
 +
 +
==مقدمه==
 +
 +
در تعليم و تربيت اسلامي ، چگونگي رابطه متقابل «فرد» و «جامعه » و اين واقعيت که صلاح و فساد هر يک، صلاح و فساد ديگري را تحت تأثير قرارمي دهد، با حساسيت فوق العاده اي مورد توجه قرارگرفته است . مکاتبي که تنها «اصلاح خود» يا«اصلاح ديگران» را در دستور کارقرارمي دهند، جايي در انديشه اسلامي ندارند زيرا در اسلام به دليل پيوند ناگسستني ميان «فرد و جامعه » ، اصلاح خود و ديگران به صورت توامان از مومنان مطالبه شده است . نفي بي طرفي در مناسبات اجتماعي ، همان چيزي است که فريضه «امر به معروف و نهي از منکر» خواهان آن است . در انديشه اسلامي ، انسان مطلوب، انساني است که هم صالح است و هم مصلح و بر همين اساس، عافيت طلبي و بي مسئوليتي از سوي مومنان واقعي به کناري گذاشته شده است و نمي توان گفت که :
 +
 +
عيب رندان نکن اي زاهد پاکيزه سرشت
 +
 +
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت2
 +
 +
من اگر نيکم و گر بد تو برو خود را باش
 +
 +
هر کسي آن درود عاقبت کار که کشت
 +
 +
پيام رساي رسول خدا که فرمود: کلکم راع و کلکم مسئول عن رعيته٣هنوز در گوشها طنين افکن است . هدايت فرد و جامعه و صيانت از آنها، دو اصل بنياديني هستند که ضرورت وجود «امر به معروف و نهي از منکر» در اسلام را توجيه مي کنند. «اين اصل يکي از ارکان تعليمات اسلامي است که به نص صريح متون اسلامي و گفته پيغمبر اکرم اگر از بين برود تمام تعليمات اسلامي از بين رفته است ؛ اگر اين اصل منسوخ شود جامعه اسلامي به صورتي که بايد وجود داشته باشد هرگز وجود نخواهد داشت »4
 +
 +
انسانها در زندگي اجتماعي ، مانند مسافران يک کشتي اند. پيامبر در تبيين فلسفه امر به معروف و نهي از منکر فرموده است : «گروهي از مردم در يک کشتي سوار مي شوند؛ هر کس در جاي خويش مي نشيند؛ يکي از مسافران جاي خود را سوراخ مي کند و در پاسخ به اعتراض ديگران مي گويد، چون جاي من است هرچه بخواهم انجام مي دهم ! اگر مسافران همان جا دست او را گرفته و مانع شوند، همگي نجات مي يابند و اگر چنين نکنند همگي به هلاکت مي رسند٥. اين تشبيه بسيار زيبا بيانگر آن است که در بسياري از موارد در زندگي اجتماعي ، عوامل تاثيرگذار بر جامعه به گونه اي عمل مي کنند که در بسياري از موارد يا همه به مقصد مي رسند و يا همه از مقصد بازمي مانند.
 +
 +
در اين مقدمه تامل در نکات زير بايسته به نظر مي رسد:
 +
 +
===يکم . جايگاه امر به معروف و نهي از منکر در اسلام===
 +
 +
اهميت امر به معروف و نهي از منکر، در انديشه اسلامي ، سبب گرديده است که تقريبا همه 6 انديشمندان اسلامي (و البته هر يک از منظري خاص) به اين موضوع پرداخته اند. مفسران ، محدثان٧، متکلمان٨، فقيهان و علماي اخلاق و عرفان٩، همگي اين موضوع بسيار مهم را مورد توجه قراردادهاند. چنيناهتمامي از آن روست که امر به معروف، مايه قوام و دوام همه واجبات و ارزشهاي اسلامي دانسته شده است . فقهاي شيعه بيشتر در بحث جهاد و فقهاي اهل سنت بيشتر زير عنوان حسبه به اين موضوع پرداخته اند.
 +
 +
از ميان انبوهي از آيات قرآن کريم در ارتباط با فريضه امر به معروف و نهي از منکر به عنوان نمونه مي توان به موارد زير اشاره کرد: «ضرورت ايجاد گروهي ويژه و سازماندهي شده براي دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر»١٠،«ضرورت بهرهگيري از اقتدار حکومت براي حاکميت ارزشهايي چون نماز، زکات و امر به معروف و نهي از منکر١١»،«برتري مسلمانان بر ديگران به جهت امتياز امر به معروف و نهي از منکر١٢»، «رستگاري و نجات انسانها، در سايه ايمان، صالح و مصلح بودن و امر به معروف و نهي از منکر کردن١٣»و نيز «دوري از رحمت الاهي به دليل فاسد و مفسد بودن و عدم پذيرش نهي از منکر»
 +
 +
٧نظر به اهميت اين فريضه ، در کتابهاي حديثي ، کتاب يا باب خاصي براي آن اختصاص داده شده است . محدثان بزرگ شيعه همچون محمدبن يعقوب کليني در «فروع کافي »، محمدبن حسن طوسي در «تهذيب » ، علامه مجلسي در جلد ١٠٠ «بحارالانوار» و شيخ حر عاملي در «وسايل الشيعه » روايات مربوط به امر به معروف را گرداوري کرده اند. در «وسائل الشيعه » ، «کتاب الامر بالمعروف و النهي عن المنکر» نزديک به ٨٠٠ روايت در اين زمينه نقل شده است .
 +
 +
٨به عنوان نمونه : قاضي عبدالجبار همداني در «الاصول الخمسه »، ابن حزم اندلسي در«المفصل في الملل و اهواء و النحل » ، خواجه نصير الدين طوسي در «تجريد الاعتقاد» و علي جرجاني در «شرح المواقف ».
 +
 +
٩به عنوان نمونه : «احياء علوم الدين » از امام محمد غزالي ، «محجه البيضاء في تهذيب الاحياء» از فيض کاشاني و «جامع السعادات » و «معراج السعاده» ا زمولي احمد نراقي .
 +
 +
١٠و لتکن منکم امة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون.(آل عمران :١٠٤)
 +
 +
١١الذين إن مکناهم في الأرض أقاموا الصلاة وآتوا الزکاة وأمروا بالمعروف ونهوا عن المنکر ولله عاقبة الأمور(حج :
 +
 +
(41
 +
 +
١٢کنتم خير أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر (ال عمران: ١١٠)
 +
 +
١٣والعصر ان الانسان لفي خسر الاالذين امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر (سوره عصر: ١-٢). «جمله"تواصوا بالحق"معني بسيار وسيعي دارد که هم"امر به معروف و نهي از منکر"را شامل ميشود، و هم"تعليم و ارشاد جاهل"و"تنبيه غافل"و"تشويق"و"تبليغ"ايمان و عمل صالح را. (تفسير نمونه ، ج٢٧، ص٣٠٢)
 +
 +
١٤لعن الذين کفروا من بني إسرائيل علي لسان داود وعيسي ابن مريم ذلک بما عصوا وکانوا يعتدون. کانوا لا يتناهون عن منکر فعلوه (مائده :٧٩-٨٠)
 +
 +
 +
احاديث مرتبط با اين فريضه به قدري فراوان اند که گزينش نمونه هايي از آنها براي تبيين جايگاه امر به معروف سخت مي نمايد. امير مومنان در يکي از سخنان خود، امر به معروف را اين گونه ترسيم مي کند: «و همه کارهاي نيک و [حتي ] جهاد در راه خدا در مقايسه با امر به معروف و نهي از منکر، چون دميدني است به درياي پر موج پهناور»١٥. از نظر امير مومنان تاثير تمامي اعمال در مقايسه با تاثير اين فريضه مانند تاثير فوت کردن در امواج دريا مي باشد. در سخني ديگر حضرت فرموده است «نتيجه ترک امر به معروف و نهي از منکر، تسلط اشرار و عدم استجابت دعاها خواهد بود».١٦بهفرموده امام باقر- عليه السلام-: «امر به معروف و نهي از منکر واجبي است بزرگ؛ به سبب آن، اجراي همه واجبات ، امنيت راهها، حلال بودن معاملات، رد مظالم ، آبادي زمين ، انتقام از دشمنان و سامان يافتن امور، تضمين مي شود».١٧(قوام و دوام همه ارزشها در سايه امر به معروف ونهي از منکر).
 +
 +
از آيات و احاديث فوق، مي توان نکات زير را استخراج کرد:
 +
 +
يک.امر به معروف و نهي از منکر از واجبات١٨بلکه از ضروريات دين اند بـه گونـه اي کـه انکـار آگاهانه آنها به منزله انکار اصل دين بوده و فرد را از گروه مسلمانان خارج مي کند.
 +
 +
دو.اين دو واجب ، «ام الفرايض » يعني مادر و سنگ بناي ساير واجبات اند.
 +
 +
سه .اين دو واجب ، اختصاصي به اسلام نداشته بلکه امت هاي ديگر نيز مکلف به آن بوده اند.
 +
 +
چهار.يکي از کارويژه هاي دولت ديني ، امر به معروف و نهي از منکر است .
 +
 +
پنج .نتيجه ترک اين دو فريضه ، سلطه اشرار و از هم گسيختگي نظام اجتماعي است .
 +
 +
اهميت فوق العاده امر به معروف و نهي از منکر سبب گشته است که معتزله آن را در زمره اصول پنجگانه دين شمارش کرده اند. به اعتقاد آنان اين اصول عبارتند از: توحيد، عدل، وعد و وعيد،
 +
 +
١٥«و ما أعمال البر کلها و الجهاد في سبيل الله -عند الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر-إلا کنفثة في بحر لجي».
 +
 +
(نهج البلاغه ، کلمه قصار ٣٧٤).
 +
 +
١٦لا تترکوا الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر فيولي عليکم شرارکم ثم تدعون فلا يستجاب لکم (نهج البلاغه ، نامه
 +
 +
.(47
 +
 +
١٧عن جابر عن أبي جعفر...إن الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر سبيل الأنبياء و منهاج الصلحاء فريضة عظيمة بها تقام الفرائض و تأمن المذاهب و تحل المکاسب و ترد المظالم و تعمر الأرض و ينتصف من الأعداء و يستقيم الأمر
 +
 +
...(الکافي ، ج٥، ص ٥٦).
 +
 +
١٨فقهاي شيعه اين دو واجب را جزو فروع دين قرارداده اند که عبارتند از: نماز، زکات، خمس ، روزه، حج ، جهاد، امر به معروف، نهي از منکر، تولي و تبري (صدر، ما وراء الفقه ، ج١٠، ص٢٨٧)
 +
 +
 +
منزله بين المنزلتين١٩و امر به معروف ونهي از منکر٢٠. زيديه نيز همانند معتزله ، امر به معروف و نهي از منکر، پنجمين اصل از اصول دين قرارداده٢١و نزد آنان، فراتر از يک حکم فرعي فقهي، مورد توجه قرار گرفته است .
 +
 +
اين جايگاه بي بديل براي امر به معروف و نهي از منکر، اسلام شناسان غير مسلمان را نيز به
 +
 +
واکنش تحسين برانگيز واداشته است . داستان زير يک نمونه از اين ها به شمار مي آيد:
 +
 +
«شامگاه روز پنجشنبه ٢٢ سپتامبر ١٩٨٨ در ايستگاه قطار شهري شيکاگو در حضور جمعي از مردم، زني مورد تجاوز قرارگرفت . گزارش کوتاهي از اين حادثه بر اساس گفته هاي پليس در روز جمعه در روزنامه نيويورک تايمز روز يکشنبه به چاپ رسيد. نکته شايان توجه در آن گزارش، اين بود که هيچ کس براي کمک به قرباني از جاي خود حرکت نکرد، با وجود اين که اين تجاوز در ساعتهاي پر رفت و آمد روز انجام شد... هنگامي که قرباني از پله ها بالارفت و فرياد زنان مي گفت که مورد تجاوزقرارگرفته است «کايلز» به تعقيب متجاوز پرداخـت ، جلـو ماشـين پلـيس را گرفـت و بـراي دستگيري متجاوز از آنها کمک خواست . «کايلز» بعدا کار خود را به اين صورت بيـان کـرد: بـراي کمک به آن زن بايد کاري مي کردم احساس کردم اين اتفاق کار درستي نبود، زن مي توانست مادر، عمه ، خاله يا يکي از دوستان مادرم باشد...جمله «احساس مي کردم» نشان مي دهد کـه اگـر او زيـر فشار هم قرارمي گرفت ، حرف بيشتري براي گفتن نداشت ...فرهنگ ما تعريف خاصـي بـراي ايـن ادراک ندارد. درست است که حقوقدانان و فيلسوفان ما بحثهايي دارند که ما در چه مواردي وظيفه اي براي «امداد» داريم اما اين بحث مهجورتر از آن است که به عنوان فرهنگ ما به تفصيل توصيف شود. «رندي کايلز» دقيقا چيزي در اين باره نشنيده بود و من نيز چيزي دراين مورد نمي دانسـتم تـا اين که ضمن تحقيقات اسلامي خود از آن آگاه شدم. اسلام بر عکس ، نـام و تعـاليمي ويـژه بـراي
 +
 +
22
 +
 +
چنين وظيفه اخلاقي گسترده اي دارد. نام آن « امر به معروف و نهي از منکر» است .
 +
 +
١٩يعني فاسق (مرتکب گناه کبيره ، مثل شرابخوار، زناکار و دروغگو) نه مؤ من است و نه کافر، فسق حالتي است بين کفر و ايمان.
 +
 +
٢٠آقاجاني قناد، درآمدي بر بررسي تطبيقي امر به معروف و نهي از منکر از ديدگاه معتزله و ديگر فرق اسلامي ،فصلنامه کلام اسلامي ، سال پانزدهم ، مسلسل ٥٩، ص ٢٨.
 +
 +
٢١همان، ص ٣٨.
 +
 +
٢٢کوک، امر به معروف و نهي از منکر در انديشه اسلامي ، ج ١، ص ١٥-١٩.
 +
 +
10
 +
 +
«مايکل کوک »٢٣در اثر محققانه خود يعني «امر به معروف و نهي از منکر در انديشه اسلامي » که حاصل بيش از ١٢ سال مطالعه وي مي باشد، پس از مقايسه آن با اصول مشابه در فرهنگهاي ديگر و اديان توحيدي نظير مسيح ت يو يهوديت ، اديانيرتوحيدي، مکاتب فلسفي و «وظيفه امداد» در غرب، اعلام مي دارد که ه چ ي همتايي را از نظر اهميت و نمود، براي «امر به معروف و نهي از
 +
 +
24
 +
 +
منکر» در خارج از اسلام نيافته است .
 +
 +
وقتي ديگران اين امر را از امتيازات خاص اسلام مي دانند، بايد از اين سرمايه عظيم اجتماعي که به برکت اسلام در اختيار ما قرارگرفته است بهترين استفاده را کرد. بر همين اساس، قانون اساسي ما نيز انجام امر به معروف و نهي از منکر را هم از مردم و هم از دولت مطالبه کرده است .
 +
 +
===دوم. جايگاه امر به معروف و نهي از منکر در جمهوري اسلامي===
 +
 +
١. بر اساس سند چشم انداز، جامعه ايراني در افق سال ١٤٠٤ هجري شمسي ، جامعه اي است :
 +
 +
•... متکي بر اصول اخلاقي و ارزشهاي اسلامي ، ملي و انقلابي
 +
 +
•برخوردار از... نهاد مستحکم خانواده، به دور از فقر، فساد، تبعيض و...
 +
 +
•فعال، مسئوليت پذير، ايثارگر، مومن ، رضايت مند، برخوردار از وجدان کاري...
 +
 +
٢٥
 +
 +
•...اخلاقي ...
 +
 +
٢.به موجب بند يک اصل سوم قانون اساسي ، دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است همه امکانات خود را در خصوص «ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوي و مبارزه با کليه مظاهر فساد و تباهي » به کارگيرد.
 +
 +
٣.اصل هشتم قانون اساسي مقرر داشته است که : «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت . شرايط و حدود و کيفيت آن را قانون معين ميکند.
 +
 +
والمومنون و المومنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف وينهون عن المنکر».
 +
 +
٢٣دو ترجمه فارسي از کتاب «کوک» در دست . ترجمه نخست با عنوان «شايست و ناشايست در انديشه اسلامي » از محمد حسين ساکت و ترحمه دوم با عنوان « امر به معروف و نهي از منکر در انديشه اسلامي » از احمد نمايي .
 +
 +
براي آشنايي بيشتر با «مايکل کوک » ر.ک. شايست و ناشايست در انديشه اسلامي ، صص ٢١-٢٨.
 +
 +
٢٤همان، ج ٢، ص ٨٧٦.
 +
 +
٢٥پايگاه اطلاع رساني مجلس شوراي اسلامي .www.parliran.ir.index..http:
 +
 +
 +
همين نمونه هاي قانوني به خوبي بيانگر ميزان اهتمام نظام به اين امر خطير ميباشد و نيازي به استقصاي قوانين مرتبط با امر به معروف و نيز سياست هاي ترسيم شده از سوي مقامات جمهوري اسلامي ايران نيست .
 +
 +
===سوم. وضعيت موجود===
 +
 +
در ميان واجبات الهي ، امر به معروف و نهي از منکر، اگر مظلومترين نباشند بدون شک از مظلوم ترين واجبات اند. شايد کمتر کسي را بتوان يافت که وضعيت حاکم بر جامعه را از اين منظر مناسب ارزيابي کند. آنچه مايه قوام و دوام همه واجبات و ارزشهاي اسلامي است ، سوگمندانه به فراموشي سپرده شده است . تنها افراد شاخص و نادري را مي توان يافت که به جهت ايمان يا اراده بسيار قوي، همرنگ جماعت نشوند ، برخلاف مسير آب شنا کرده به مبارزه با فرهنگ ناصحيح حاکم بر جامعه برخيزند؛ آري پيامبران، اولياي الاهي ، مومنان واقعي و برخي از مردم اين گونه بوده و هستند اما رفتارهاي عموم مردم را بايد با توجه به فضاي حاکم بر جامعه ارزيابي کرد، اگر در فضاي حاکم بر جامعه ، ارزشهاي ديني رونق چنداني نداشته و حساسيتي نسبت به آن ها وجود نداشته باشد، افراد آن جامعه هرچند مسلمان باشند و در رفتارهاي خود سعي بر رعايت ارزشها داشته باشند اما در برابر رفتار ديگران موضع گيري نکرده و واکنشي از خود نشان نمي دهند. براستي چرا با اين همه تاکيد و اين جايگاه بي بديل ، شاهد کم رونقي و عدم اقبال مردم به اين فريضه هستيم ؟ چرا بروز و ظهور اين فريضه را در جامعه ديني کمتر شاهديم و به ندرت در زندگي روزانه با افرادي برخورد مي کنيم که آمر به معروف وناهي از منکرند؟ شايد بتوان « دگرگوني ارزشهاي اجتماعي » و « رواج تساهل گرايي » را از عوامل مهم در اين زمينه برشمرد. عوامل زير نيز
 +
 +
در بي توجهي نسبت به اين فريضه الاهي دخالت دارند:
 +
 +
عافيت طلبي ، رفاه طلبي ، ضعف غيرت ديني ، سهل انگاري ، محافظه کاري، کم رويي ، تصور بي تاثيري، توقع اثر فوري ، ترس از پيامدهاي منفي مالي ، جاني و حي ي تيث(از دست دادن دوستان، بستگان، مشتريان) عدم آگاهي ، و عدم حمايت هاي قانوني از امر و نهي کنندگان.
 +
 +
از سوي ديگر بسياري بر اين باورند که با وجود نظام اسلامي ، اين مسئوليت بيشتر متوجه دولت مي باشد و همين تصور يکي ديگر از عوامل مهم کمرنگ شدن عمل به اين فريضه است . چنين ذهنيتي لازم است تصحيح شود زيرا هرچند امر به معروف و نهي از منکر از مباحث مرتبط با حوزه حقوق عمومي است و در اين حوزه اموري چون اصل حاکميت قانون، آزاديهاي عمومي ، حريم خصوصي مورد توجه قرارمي گيرند، اما هيچ يک از اصول فوق نمي توانند بهانه اي براي فرار از مسئوليت پذيري اجتماعي و شانه خالي کردن از اين وظيفه شرعي باشند. اسلام نه اجازه مي دهد
 +
 +
 +
امنيت و حريم اشخاص، نقض يا ناديده گرفته شود، و نه اجازه مي دهد هنجارها و ارزشهاي اسلامي مورد تعرض قرارگيرند.
 +
 +
===چهارم. وضعيت مطلوب (مطالبه قانون اساسي جمهوري اسلامي )===
 +
 +
همان گونه که اشاره شد، اصل هشتم قانون اساسي با الهام از قرآن کريم ، دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر را وظيفه اي همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت
 +
 +
به مردم و مردم نسبت به دولت دانسته و با نگاهي جامع ، سه حوزه را مطرح کرده است :
 +
 +
الف ) امر به معروف و نهي از منکر مردم نسبت به يکديگر.مؤمنان اين وظيفه را نسبت به يک ديگر دارند و همه مؤمنان بايد آمر و ناهي باشند، به عنوان نمونه اين آيه بيانگر همين حوزه مي
 +
 +
26
 +
 +
باشد: کنتم خير أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون بالله
 +
 +
اطلاق اين آيه ، همه حوزه هاي امر به معروف و نهي از منکر را شامل مي شود که از جمله آن امر و نهي مردم نسبت به يکديگر است .
 +
 +
ب) امر به معروف و نهي از منکر از سوي دولت نسبت به مردم.آيه زير مي تواند بيانگر اين وظيفه باشد: و لتکن منکم أمة يدعون إلي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و أولئک هم المفلحون٢٧اين آيه ضرورت وجود گروهها و تشکيلاتي را براي انجام اين فريضه بيان مي کند.
 +
 +
گروههايي که قاعدتا از سوي دولت مورد حمايت قرارمي گيرند. در گذشته در حکومت هاي اسلامي ، اين نهادها، نهاد حسبه نام داشتند
 +
 +
ج) امر به معروف و نهي از منکر از سوي مردم نسبت به دولت و دولتمردان.گويا در قرآن آيه اي که به صراحت ناظر به اين حوزه باشد، وجود ندارد ولي اطلاقات آيات مربوط به امر و نهي اين قسم را نيز در برمي گيرد. اين صراحت را در روايات مي توان سراغگرفت ؛ متفرع کردن سلطه اشرار بر ترک امر به معروف و نهي از منکر، در بيان امير مومنان٢٨بيانگر نوعي ارتباط در اين زمينه است و معلوم مي شود که امر به معروف و نهي از منکر مربوط به حاکمان است زيرا اگر وظيفه امر به معروف يا نهي از منکر در مورد افراد عادي نظير همکار، همسايه و ... ترکشود، لازمه اش تسلط اشرار امت نخواهدبود.
 +
 +
٢٦ال عمران :١١٠.
 +
 +
٢٧آل عمران :١٠٤.
 +
 +
٢٨لا تترکوا الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر فيولي عليکم أشرارکم ثم تدعون فلا يستجاب لکم.(نهج البلاغه ، نامه :٤٧)
 +
 +
 +
تامل در حوزه هاي سه گانه مورد تاکيد قانون اساسي که برگرفته از شرع مقدس اسلام است نشان مي دهد که تحقق آنها به منزله تحقق وضعيت مطلوب و ايده آل براي يک جامعه اسلامي خواهد بود. و همين امر اصلي ترين انگيزه براي پژوهش حاضر مي باشد.
 +
 +
===پنجم . سازماندهي مباحث کتاب===
 +
 +
مباحث امر به معروف در متون فقهي ، عبارت است از: تعريف معروف و منکر، نوع وجوب (عيني يا کفائي ، عقلي يا نقلي بودن امر به معروف و نهي از منکر)، شرايط وجوب (علاوه بر شرايط عامه تکليف يعني عقل ، بلوغ، قدرت و علم ) و مراتب امر به معروف و نهي از منکر.
 +
 +
اين پژوهش ، با رويکردي ديگر، اصل هشتم قانون اساسي و حوزه هاي سه گانه آن را مورد بررسي قرارمي دهد و در تلاش است تا با نگاهي فقهي - حقوقي ، به تبيين ، تحليل و ارائه راهکارهاي لازم
 +
 +
در اين موضوع پردازد. پژوهش در شش فصل سازماندهي شده است :
 +
 +
فصل اول با عنوان کليات، مفاهيم ، مباني و منابع ، بيشتر معطوف بهچيستي و چرايي موضوع مورد بحث است .
 +
 +
فصل دوم، حوزه نظارت مردم بر يکديگر را در سه محور قلمرو شرعي ، قلمرو قانوني و ضمانت هاي اجرايي شامل مي شود.
 +
 +
فصل سوم به حوزه «نظارت مردم بر دولت » در سه محور قلمرو شرعي ، قلمرو قانوني ، راهکارها و ضمانت هاي اجرايي اختصاص دارد.
 +
 +
فصل چهارم معطوف به «نظارت دولت برمردم» در سه محور «دولت و ارزشهاي اسلامي »، «قلمرو شرعي و قانوني » و «راهکارها و ضمانت هاي اجرايي » مي باشد.
 +
 +
فصل پنجم ، سازمان امر به معروف و نهي از منکر را از منظر مباني ، جايگاه قانوني و شرح وظايف آن، بررسي خواهدکرد.
 +
 +
فصل ششم اختصاص به پيوستهاي کتاب دارد. مذاکرات مربوط به بررسي اصل هشتم قانون اساسي در مجلس خبرگان، طرح نمايندگان مجلس در زمينه امر به معروف و نهي از منکر و مصوبات شوراي فرهنگ عمومي مربوط به راهکارهاي اجرايي گسترش عفاف و حجاب، و...در اين فصل ارائه شده است .
 +
 +
 +
==فصل اول : کليات (مفاهيم ، مباني و منابع )==
 +
 +
===گفتار اول: مفاهيم===
 +
 +
از آنجا که «امر به معروف و نهي از منکر» محور تمامي مباحث فقهي و حقوقي اين پژوهش مي باشد، با توجه به ديدگاههاي گوناگون در بسياري از موضوعات و از جمله در مفاهيم کليدي، لازم است منظور از واژگان «معروف » و «منکر» و نيز مقصود از «امر» و «نهي » اي که در ارتباط با
 +
 +
«معروف » و «منکر»اند روشن گردند. افزون بر اين واژگان، عناوين مشابه و يا مرتبط ديگري وجود دارند که آگاهي از ميزان ارتباط آنها با واژگان پيش گفته نيز ضرورت دارد و تنها از اين رهگذر است که مي توان اين اصطلاحات و تعابير را به کارگرفت و بر اساس مفاهيم مورد توافق پيش رفت .
 +
 +
====يکم . مفاهيم واژگان====
 +
 +
١.خير:آيه شريفه «و لتکن منکم امة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف ...٢٩» يکي از آيات کليدي در بحث مي باشد و قانونگذار با الهام از همين آيه در صدر اصل هشتم قانون اساسي
 +
 +
٢٩آل عمران: ١٠٤
 +
 +
 +
«دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر» را وظيفه اي همگاني دانسته است٣٠. بايد ديد«خير»
 +
 +
بهچه معناست و مراد از آن چيست .
 +
 +
الف . «خير» در لغت .براي «خير» معاني متعددي ذکر شده است : ميل کردن، خوبي ، نيکي ، مال و ثروت، عدالت و فضيلت . اعمال خير يعني کارهاي نيک. «اصل ، در «خير» به معناي «ميل » مي باشد.
 +
 +
خير، ضد شر است زيرا همه به آن تمايل دارند٣١«خير» هر چيز مرغوب و مورد پسند همگان است مثل عقل ، عدالت ، فضيلت و آنچه سودمند باشد.»٣٢. به نظر مي رسد اين مفهوم اصلي در همه کاربردها لحاظ شده است . «به مال دنيا از آن جهت «خير» گويند که مرغوب و مورد ميل است : إن ترک خيرا٣٣(اگر مالي بگذارد). برگزيدن و انتخاب را «اختيار» گوييم زيرا شيء برگزيده، براي برگزيننده دلپسند و مرغوب است »٣٤در موارد متعددي «خير» در قرآن کريم به صفت تفضيلي
 +
 +
«خوبتر يا بهتر» بکاررفته است مانند آيه ١٠٦ سوره بقره: «هر حکمي را نسخ کنيم ، يا آن را به
 +
 +
٣٥
 +
 +
[دست ] فراموشي بسپاريم ، بهتر از آن ، يا مانندش را ميآوريم »
 +
 +
ب. «خير» در اصطلاح.چند احتمال در زمينه مراد از خير در آيه ١٠٤ آل عمران مطرح شده است :
 +
 +
يک .«خير» لفظ خاص و «معروف و منکر» عام مي باشند. «برخي خير را به معروفي خاص(ايمان به خداوند) تفسير کرده اند و بقيه طاعات را «معروف» دانسته اند. اين قول را روايتي از مقاتل تاييد
 +
 +
36
 +
 +
مي کند: «أن الخير الإسلام و المعروف طاعة الله و المنکر معصيته ».
 +
 +
دو. «خير» لفظ عام و «معروف و منکر» خاص مي باشند و آن چه در آيه آمده است ذکر خاص بعد
 +
 +
37
 +
 +
از عام مي باشد که به جهت اهميت و فضيلت اين دو فريضه بدانها تصريح شده است .
 +
 +
٣٠«درجمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت ».
 +
 +
٣١احمدبن فارس، ترتيب مقاييس اللغه ، ذيل واژه .
 +
 +
٣٢راغب اصفهاني ، المفردات في غريب القرآن، ذيل واژه.
 +
 +
٣٣بقره: ١٨٠
 +
 +
٣٤قرشي، قاموس قرآن، ج٢، ص٣١٧. الخير: جمعه الخيور و الخيار، و الخيرة في الأنثي، و جمعها الخيرات.
 +
 +
فاستبقوا الخيرات٢.١٤٨. و يسارعون في الخيرات٣.١١٤. و الخير: وزان شريف بمعني ما کان مختارا و منتخبا و ذا فضل ، و الجمع أخيار کما في شريف و أشراف. و إنهم عندنا لمن المصطفين الأخيار٣٨.٤٧. (مصطفوي ، التحقيق في کلمات القرآن الکريم ، ج٣، ص١٥٧).
 +
 +
٣٥ما ننسخ من آية أو ننسها نأت بخير منها أو مثلها أ لم تعلم أن الله علي کل شي ء قدير
 +
 +
٣٦آلوسي، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم ، ج٢ ص ٢٣٨.
 +
 +
٣٧ر.ک: زمخشري، الکشاف ، ج١، ص ٣٩٨؛ کاشاني ، زبدة التفاسير، ج١، ص ٥٣٦؛ راوندي، فقه القرآن، ج١، ص٣٥٩
 +
 +
سه .«خير» به منزله «جنس » است و دو «نوع» آن عبارتند از: امر به معروف (تشويق به انجام آن چه شايسته است ) و نهي از منکر( تشويق به ترک آن چه شايسته نيست ). فخر رازي با استناد به آيات
 +
 +
«ادع إلي سبيل ربک بالحکمة »٣٨و «قل هذه سبيلي أدعوا إلي الله علي بصيرة أنا و من اتبعني »٣٩که در آنها مساله دعوت مطرح شده است ، برترين دعوت به خير را دعوت به اثبات ذات و صفات خداوند مي داند. به عقيده وي دعوت به خير در آيه ١٠٤ آل عمران به منزله جنس است و امر به معروف و نهي از منکر به منزله دو نوع آن مي باشند که زير مجموعه دعوت به خير قرار مي گيرند.
 +
 +
قرآن ابتدا جنس و سپس دو نوع آن را از باب مبالغه ذکر کرده است .
 +
 +
چهار. «خير» لفظ مجمل و امر به معروف و نهي از منکر تفصيل آن است٤٠. به اعتقاد ابن منير، ذکر اين دو فريضه بعد از دعوت به خير از باب ذکر خاص بعد از عام نيست زيرا «خير» مورد نظر در آيه کاملا منطبق بر«فعل مأمور يا ترک منهي » مي باشد و چيز ديگري وجود ندارد که ذکراين دو مورد به خاطر تمايزشان از ديگر مواردي باشد که عموميت خير شامل آنها مي شده است .41
 +
 +
پنج. «خير» برابر با «معروف » و «شر» برابر با «منکر» است .٤٢اين قول در واقع با قول چهارم تفاوتي ندارد گرچه فاقد نکته اجمال و تفصيل در آيه مي باشد.
 +
 +
شش. منظور از خير در اين جا ايمان، تقوي و اسلام است که در اعتصام به «حبل الله » خلاصه مي شود. خير همان حبل الله و حبل الله همان خير است .43
 +
 +
بررسي :به دلايل زير به نظر مي رسد ديدگاه ابن منير و علامه طباطبايي (ديدگاه چهارم و پنجم )
 +
 +
موجه تر مي باشد:
 +
 +
اولا.هماهنگي با معناي لغوي خير که شامل هر نوع کار نيک و پسنديده است .
 +
 +
ثانيا.غالب مفسران بر عموميت معناي خير در آيه ٧٧ سوره حج توافق دارند٤٤:يا أيها الذين آمنوا ارکعوا و اسجدوا و اعبدوا ربکم و افعلوا الخير لعلکم تفلحون. امر به رکوع و سجود در اين آيه در واقع امر به نماز است . فخر رازي مي گويد: نماز نوعي از انواع عبادت و عبادت نوعي از انواع فعل
 +
 +
٣٨النحل : ١٢٥
 +
 +
٣٩يوسف : ١٠٨
 +
 +
٤٠اردبيلي ، زبدة البيان في أحکام القرآن، ص: ٣٢١
 +
 +
٤١ر.ک: آلوسي ، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم ، ج٢، ص ٢٣٧
 +
 +
٤٢طباطبايي ، الميزان في تفسير القرآن، ج٣، ص ٣٧٣
 +
 +
٤٣صادقي ، الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج٥، ص: ٣١٩
 +
 +
٤٤ر.ک: طبرسي ، مجمع البيان ، ج٧، ص: ١٥٤؛ زحيلي، تفسير الوسيط ، ج٢، ص١٦٧٤؛ طباطبايي ، الميزان ، ج١٤، ص
 +
 +
٤١١؛ صادقي ، همان، ج٢٠، ص ١٨١؛ زمخشري، الکشاف ، ج٣، ص١٧٢؛ اردبيلي ، زبدة البيان، ص ٨١؛ فضل الله ، من هدي القرآن، ج٨، ص ١٣١ و مکارم شيرازي ، تفسير نمونه ، ج١٤، ص ١٨١.
 +
 +
17
 +
 +
خير است .٤٥. مفسران معتقدند اين که در برخي از روايات از «خير» در اين آيه ، تعبير به صله رحم و مکارم اخلاق شده است ، درحقيقت ، بيان برخي از مصاديق آن ميباشد. بدين ترتيب اگر در آيه
 +
 +
١٠٤ آل عمران امر به دعوت به خير صورت گرفته در آيه ٧٧ حج ، امر به انجام کار خير شده است .
 +
 +
وحدت سياق ايجاب مي کند که اگر دريکي معنا عام بود ديگري نيز چنين باشد.
 +
 +
نکته اي که باقي مي ماند اين است که اگر منظور از «خير» همان «معروف» است ، دوگانگي تعبير به چه منظور صورت گرفته است و چرا در مورد اول «دعوت» و در مورد دوم «امر» مطرح شده است . شايد بتوان دليل تفاوت در تعبير را توجه به بعد ايجابي و سلبي دانست که به صورت توامان در معروف و منکر مطرح مي باشد ولي «خير» صرفا ناظر به بعد ايجابي است . اين نکته را نيز از نظر نبايد دور داشت که «معروف و منکر» اصطلاحي کاملا شناخته شده در دين مي باشد و در مورد کاربرد آن کاملا عنايت وجود دارد بنا براين بسيار بجاست که وقتي دعوت به خير مطرح مي شود، مومنان به فعل معروف و ترک منکر توجه داده شوند. تفاوت در تعبير «دعوت » و «امر» نيز روشن است ؛ زيرا دعوت به خير ماهيت تعليمي دارد برخلاف امر به معروف و نهي از منکر. اين نکته را برخي از مفسران متذکر شده و گفته اند: «در مرحله اول بايد دعوت به خير نمود و آنگاه
 +
 +
46
 +
 +
است که نوبت به امر و نهي مي رسد. پيش از دعوت شايسته ، امر و نهيي مطرح نيست .
 +
 +
نتيجه :به نظر مي رسد منظور از «خير» در آيه ١٠٤ آل عمران، همه کارهاي مطلوب و پسنديده است ؛ بايد توجه نمود که تفسير خير به اسلام و دين در برخي از روايات، ناظر به بيان بعضي از مصاديق خير مي باشد٤٧. مصاديق «خير» همان مصاديق «معروف» اند؛ وظيفه مومنان در اين رابطه در دو مرحله صورت مي گيرد: ابتدا دعوت و سپس امر و نهي .
 +
 +
٢. نصيحت :در برخي از احاديث يکي از وظايف انسان نسبت به برادر ديني اش نصيحت وي شمرده شده است ، با توجه به قرابت معنايي ميان «خير» و «نصيحت » مناسب است رابطه اين دو
 +
 +
48
 +
 +
واژه بررسي شود. از امام صادق گزارش شده است که : يجب للمؤمن علي المؤمن أن يناصحه . .
 +
 +
اين روايت دلالت دارد که نصيحت مومن بر مومن واجب است . نصيحت در اصل به معناي
 +
 +
٤٥فخر رازي، مفاتيح الغيب ، ج٢٣، ص٢٥٤
 +
 +
٤٦صادقي ، الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج٥، ص ٣١٩ و نيز ر.ک: تفسير أحسن الحديث ، ج٢، ص: ١٥٣
 +
 +
٤٧عن أبي جعفر الباقر قال قرأ رسول الله (ص) و لتکن منکم أمة يدعون إلي الخير ثم قال الخير اتباع القرآن و سنتي (الدر المنثور في تفسير المأثور، ج٢، ص٦٢). «و لتکن منکم أمة » أي جماعة «يدعون إلي الخير» أي إلي الدين (طبرسي ، مجمع البيان في تفسير القرآن)
 +
 +
٤٨کليني ، الکافي ج : ٢ص : ٢٠٨، باب نصيحة المؤمن ، حديث ١ و نيز حديث : يجب للمؤمن علي المؤمن النصيحة له في المشهد و المغيب (همان، حديث ٢) و به نقل از امام باقر: يجب للمؤمن علي المؤمن النصيحة (همان، حديث
 +
 +
(3
 +
 +
خلوص و عاري بودن از هرگونه شائبه و غش مي باشد. نصحت له الود يعني دوستي را براي او خالص نمودم.٤٩«پند دادن را از آن جهت نصح و نصيحت گويند که از روي خلوص نيت و خير خواهي محض است ».50
 +
 +
تامل در موارد زير نشان مي دهد که در همه کاربردهاي «نصيحت » اين معناي اصلي لحاظ شده
 +
 +
است :
 +
 +
يک .و لا ينفعکم نصحي إن أردت أن أنصح لکم٥١منظور از نصح در آيه ، پند دادن خالصانه حضرت نوح به امتش مي باشد.
 +
 +
دو.يا أبانا ما لک لا تأمنا علي يوسف و إنا له لناصحون.٥٢. منظور، ادعاي خيرخواهي و دوستي خالصانه برادران يوسف است .
 +
 +
سه .يا أيها الذين آمنوا توبوا إلي الله توبة نصوحا٥٣منظور، توبه خالصانه است .
 +
 +
چهار.إن الدين النصيحة لله و لرسوله و لکتابه و لأئمة المسلمين و عامتهم . منظور از نصيحت خداوند، اعتقاد به وحدانيت و اخلاص در عبادت خدا، منظور از نصيحت کتاب، تصديق قرآن و عمل به آياتش ، و منظور از نصيحت رسول، تصديق نبوت و تسليم بودن در برابر امر و نهي او مي باشد. 54
 +
 +
پنج .ثلاث لا يغل عليهن قلب امرئ مسلم إخلاص العمل لله و النصيحة لأئمة المسلمين و اللزوم لجماعتهم .٥٥.(قلب يک مسلمان نسبت به سه چيز خيانت نمي ورزد: اخلاص نيت براي خداف خيرخواهي براي رهبران مسلملين و همراهي با جماعت آنان) منظور از اين بخش از خطبه رسول
 +
 +
56
 +
 +
خدا در مسجد خيف ، اطاعت خالصانه از پيشوايان دين و شدت متابعت از آنان است .
 +
 +
بدين ترتيب منظور از نصيحت در آيات و احاديث ، خيرخواهي خالصانه و به دور از هرگونه شائبه اي در گفتار و رفتار مي باشد. با توجه به اطلاق آيه ١٠٤ آل عمران، دعوت به خير لازم است هرچند اين دعوت، مخلصانه نباشد؛ بنابر اين «نصيحت » مساوي با «دعوت به خير» نيست . همچنين اگر نصيحت در مواردي واجب است اين وجوب از باب امر به معروف و نهي از منکر نخواهد بود
 +
 +
٤٩ر.ک: راغب اصفهاني ، المفردات في غريب القرآن و ابن منظور، لسان العرب، ذيل واژه نصح
 +
 +
٥٠قريشي ، قاموس قرآن، ذيل واژه نصح
 +
 +
٥١هود: ٣٤
 +
 +
٥٢يوسف : ١١
 +
 +
٥٣تحريم : ٨
 +
 +
٥٤ابن منظور، لسان العرب، طريحي، مجمع البحرين ، ذيل واژه
 +
 +
٥٥الکافي ، ج ١ ص ٤٠٣، باب ما أمر النبي بالنصيحة لأئمة المسلمين و اللزوم لجماعتهم .
 +
 +
٥٦ر.ک: ابن منظور، لسان العرب، طريحي، مجمع البحرين ذيل واژه
 +
 +
 +
زيرا امر به معروف و نهي از منکر، چنانکه خواهيم گفت ، مشروط به نيت خالصانه نيست .٥٧علاوه بر اين يکي از شرايط وجوب امر به معروف و نهي از منکر، «احتمال تأثير» مي باشد در حالي که در «نصيحت » چنين شرطي مطرح نيست . نصيحت مؤمن در هر شرايطي حتي اگر بدانيم تأثيري هم نخواهد داشت ، مطلوب و شايسته است .
 +
 +
نتيجه: آيه ١٠٤ سوره آل عمران (دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منکر) را نمي توان بر موارد نصيحت منطبق نمود.
 +
 +
٣. امر و نهي
 +
 +
واژه «امر» معاني مختلفي دارد که دو معناي آن رايج تر است :
 +
 +
يک. دستور و فرمان؛نظير اين دو آيه قرآن: «نما أمره إذا أراد شيئا أن يقول له کن فيکون٥٨» فرمان او جز اين نيست که چون چيزي را بخواهد بدو ميگويد: باش! بيدرنگ خواهد بود.»، «أمر ألا تعبدوا إلا إياه»٥٩: دستور داده که جز او را نپرستيد. «امير» را از آن جهت امير مي گويند که «امر» در دست اوست و دستور و فرمان صادر مي کند. جمع «امر» در اين معنا «اوامر» بوده و همين معنا در مباحث امر به معروف و نهي از منکر مورد نظر مي باشد.
 +
 +
دو. چيز، کار و حادثه؛ نظير اين دو آيه قرآن: «و شاورهم في الأمر٦٠»: و در کار [ها] با آنان مشورت کن . «و إلي الله ترجع الأمور٦١: و کارها به سوي خدا بازگردانده ميشود. جمع «امر» در اين معنا «امور» مي باشد.
 +
 +
واژه«نهي » به معناي بازداشتن و منع کردناز چ زيي است . راغب اصفهاني در مفردات مي گويد در اين رابطه تفاوتي ميان منع گفتاري و غير آن يست . در آيه «أما من خاف مقام ربه و نهي النفس عن الهوي٦٢»: و اما کسي که از ايستادن در برابر پروردگارش هراسيد، و نفس [خود] را از هوس باز داشت ... نهي گفتاري مراد نمي باشد بلکه منظور بازداشتن نفس از هوي و هوس است . به
 +
 +
٥٧در امر به معروف و نهي از منکر قصد قربت و خلوص نيت معتبر نيست چون اين دو وظيفه توصلي است نه تعبدي (زيرا غرض از آن ريشه کن شدن فساد و بپا داشتن واجبات است ) آري اگر در آن قصد قربت کند اجر مي برد.(خميني ، تحريرالوسيله ، ج١، کتاب امر به معروف، مساءله ١٣)
 +
 +
٥٨يس : ٨٢.
 +
 +
٥٩يوسف :٤٠
 +
 +
٦٠آل عمران: ١٥٩
 +
 +
٦١بقره ٢١٠، جهت اطلاع بيشتر ر.ک: لسان العرب، ذيل ماده امر
 +
 +
٦٢النازعات:٤٠
 +
 +
 +
«عقل » از آن جهت که انسان را از زشتيها باز مي دارد «النهية » مي گويند و جمع آن «نهي» مي باشد.
 +
 +
«إن في ذلک ل̂Hيات لأولي النهي»٦٣ : قطعا در اينها براي خردمندان نشانه هايي است .
 +
 +
آيا واژه «امر» در معناي دستور دادن، دربرگيرنده معناي «وادار کردن» که فراتر از دستور دادن با زبان است نيز مي باشد؟ به نظر مي رسد چنين نباشد در حالي که «نهي » هم شامل نهي قولي و هم نهي فعلي مي شود. بدين ترتيب هنگامي که ما از امر به معروف و نهي از منکر سخن مي گوييم ، از نظر لغت نمي توان دائره امر به معروف را به وادار کردن افراد و الزام و اجبار آنان نسبت به معروف توسعه داد و به تعبير ديگر «امر» به لحاظ مفهومي شامل اقدام عملي نمي شود برخلاف «نهي » که جلوگيري و بازداشتن عملي نيز از خود واژه فهميده مي شود. آري در خصوص امر به معروف، به قرينه مقابله مي توان گفت که چون در کنار نهي از منکر مطرح است اگر نهي از منکر مفهومي وسيع دارد، امر به معروف نزي بايد چنين باشد زيرا اين دو از يک سنخ اند.
 +
 +
به اين نکته نيز بايد توجه داشت که با توجه به مفهوم «امر و نهي »، به طور طبيعي ، حالت استعلا و تفوق در امر و نهي کننده وجود دارد ولي اين که چنين شرطي در مفهوم واژه «امر» لحاظ شده باشد قابل تامل مي باشد. سيد مرتضي مي گويد: «امر، يعني گفتن «افعل » يا آنچه جايگزين آن است با حالت «استعلاء»، در صورتي که از ديگري اراده انجام کاري شده باشد.٦٤و نهي «گفتن «لاتفعل » به ديگري با حالت استعلاء است زماني که گوينده از آن کار کراهت داشته باشد».٦٥با مراجعه به منابع اوليه و کتابهاي دست اول لغت نظير مقاييس اللغه ، صحاح اللغه ، العين و لسان العرب و نيز واژه نامه معتبر قرآني مفردات راغب اصفهاني ، روشن مي شود که در هيچ يک از آنها دخالت دادن شرط استعلاء در مفهوم «امر» وجود ندارد و به نظر مي رسد سيد مرتضي اولين کسي است که به چنين شرطي تصريح مي کند.
 +
 +
٤. معروف و منکر
 +
 +
الف . در لغت .احمدبن فارس مي گويد: «عرف در اصل به دو معنا دلالت دارد:يک. پي در پي بودن چيزي به صورت پيوسته ؛ دو. سکون و آرامش .به يال اسب ، به جهت پي در پي بودن موها، عرف الفرس مي گويند . اما «معرفت »، «عرفان » و «معروف » از ريشه و معناي دوم مي باشند زيرا انسان به آن چه مي شناسد(معروف) آرامش مي يابد و از آن چه نمي شناسد، وحشت زده
 +
 +
٦٣طه : ٥٤
 +
 +
٦٤الأمر: هو قول القائل لغيره «افعل » أو ما جري مجراه علي جهة الاستعلاء إذا أراد منه الفعل . (رسائل الشريف المرتضي، ج٢، ص ٢٦٤)
 +
 +
٦٥همان، ص ٢٨٨.
 +
 +
 +
شده و فرار مي کند. «عرف» (بوي خوش) از همين باب است زيرا نفس انسان بواسطه آن به
 +
 +
66
 +
 +
سکونت و آرامش مي رسد. منکر به معناي کار دشوار و زشت و جهل است » .
 +
 +
به اعتقاد راغب اصفهاني «معرفت و عرفان، شناخت چ زيي همراه با تفکر و تدبر است که اخص از علم مي باشد.٦٧برخي ديگر گفته اند که اصل در اين ماده «اطلاع بر امري و آگاهي از خصوصيات و آثار آن مي باشد. معرفت اخص از علم است زيرا علم به خصوصيات است بنابراين هر معرفتي ،
 +
 +
68
 +
 +
علم است ولي هر علمي معرفت نيست ».
 +
 +
در ارتباط با ديدگاههاي فوق، ملاحظاتي وجود دارد:
 +
 +
يک. کاربرد اين واژه در بسياري از موارد نشان مي دهد که در «معرفت » ضرورتي براي آگاهي توام با تفکر و تدبر نيست بلکه اين نوع از آگاهي ، بيشتر معطوف به شناخت هاي سريع و آساني است
 +
 +
که نيازي به تامل فراوان ندارند. موارد به کار رفته در قرآن، به خوبي در اين زمينه گويايي دارند:
 +
 +
«يعرف المجرمون بسيماهم »٦٩( تبهکاران از سيمايشان شناخته ميشوند)
 +
 +
«و لو نشاء لأريناکهم فلعرفتهم بسيماهم و لتعرفنهم فيلحن القول و الله يعلم أعمالکم »٧٠(و اگر بخواهيم ، قطعا آنان را به تو مينمايانيم ، در نتيجه ايشان را به سيمايشان ميشناسي و از آهنگ سخن به [حال ] آنان پي خواهي برد)، «تعرف في وجوههم نضرة النعيم »٧١(از چهرههايشان طراوت نعمت [بهشت ] را درمييابي )
 +
 +
و يا «و إذا تتلي عليهم آياتنا بينات تعرف في وجوه الذين کفروا المنکر»٧٢(و چون آيات روشن ما بر آنان خوانده ميشود، در چهره کساني که کفر ورزيده اند [اثر] انکار را تشخيص ميدهي ).
 +
 +
در ه چ ي يک از اين موارد، شناخت ها همراه با پي يچدگي و غموض نيستند بلکهبه راحتي قابل دريافت بوده و نياز به تامل و تدبر ندارند. قرآن مي گويد چهره تبهکار، مجرم بودنش را نمايان مي سازد يا شيوه گفتار افراد، به خودي خود حکايت از حال درون دارد. به ديگر سخن ، اين شناخت ها، به سرعت و سهولت به انسان منتقل مي شود و البته به همين دليل است که در دل رسوخ مي
 +
 +
٦٦ر.ک: ترتيب مقاييس اللغه ، ذيل واژه عرف
 +
 +
٦٧راغب اصفهاني ، المفردات في غريب القرآن، ذيل واژه عرف
 +
 +
٦٨مصطفوي ، التحقيق في کلمات القرآن الکريم
 +
 +
٦٩الرحمن :٤١
 +
 +
٧٠محمد: ٣٠
 +
 +
٧١مطففين : ٢٤
 +
 +
٧٢حج : ٧٢
 +
 +
 +
کند (دل بدان اعتراف مي کند) و در نتيجه شناختهاي معرفتي ، شناختهاي توام با باور دروني مي باشند.
 +
 +
مقايسه ميان کاربردهاي «تعليم با تعريف »،٧٣و «معلم با معرف» نيز نشان مي دهد که گرچه هردو در انتقال آگاهي مشترکند ولي تفاوت معنايي در اين جمله که «الف معرف ب» مي باشد با اين جمله که «الف معلم ب» مي باشد کاملا روشن است . «تعليم » نيازمند تدبر و تامل و به کارگيري شيوه هاي خاص خود است در حالي که در «تعريف » چه بسا به صرف ارائه آنچه مورد نظر است ، شناخت حاصل شود. شايدبه همين دليل است که قرآن به هنگام بيان رسالت پيامبر نسبت به مردم، به جاي «يعرفهم » در سه جا از تعبير «يعلمهم » استفاده کرده و فرموده است : و يعلمهم الکتاب و الحکمة٧٤فراگيري کتاب و حکمت کار آساني نيست و يازمند تعليم از سوي معلمي چون پيامبر است .
 +
 +
دو.برخلاف نظر نويسنده «التحقيق » مبني بر اين که در علم ، آگاهي به خصوصيات و آثار وجود
 +
 +
ندارد ولي در معرفت چنين است ، تامل در آيات زير، خلاف آن را ثابت مي کند:
 +
 +
«أ لم يعلموا أن الله يعلم سرهم و نجواهم و أن الله علام الغيوب»٧٥(آيا ندانسته اند که خدا راز آنان و نجواي ايشان را ميداند و خدا داناي رازهاي نهاني است ؟)
 +
 +
«إن الله عنده علم الساعة و ينزل الغيث و يعلم ما في الأرحام »٧٦(در حقيقت ، خداست که علم [به ] قيامت نزد اوست ، و باران را فرو ميفرستد، و آنچه را که در رحمهاست ميداند)
 +
 +
«يعلم خائنة الأعين و ما تخفي الصدور»٧٧([خدا] نگاههاي دزدانه و آنچه را که دلها نهان ميدارند، ميداند.)
 +
 +
«رب قد آتيتني من الملک و علمتني من تأويل الأحاديث »٧٨(«پروردگارا، تو به من دولت داديو از تعبير خوابها به من آموختي )
 +
 +
وقتي خداوند خود را «علام الغيوب» ، «آگاه به زمان قيامت » ، « آگاه به جنين هاي در رحم ها» و
 +
 +
«آگاه به آنچه در سينه افراد پنهان» است مي داند و از آن به «علم » تعبير مي کند، آيا مي توان گفت که در علم ، آگاهي به جزئيات نيست ولي در معرفت هست ! جالب اين جاست که اساسا قرآن کريم
 +
 +
٧٣دقت شود که ما به دنبال مفهوم لغوي تعريف هستيم نه تعريف منطقي که در بر گيرنده حد و رسم است
 +
 +
٧٤بقره:١٢٩، آل عمران: ١٦٤، جمعه : ٢.
 +
 +
٧٥توبه : ٧٨
 +
 +
٧٦لقمان: ٣٤
 +
 +
٧٧غافر: ١٩
 +
 +
٧٨يوسف : ١٠١
 +
 +
 +
در هچ ي موردي مشتقات «عرفان و معرفت » نظير عرف (فعل ماضي )، يعرف (فعل مضارع) و عارف (اسم فاعل ) را براي خداوند به کار نبرده است .
 +
 +
سه .شايد بتوان گفت که سهولت در شناخت مبتني بر عرفان، به صورت طبيعي ، باور و پذيرش را در نفس انسان بوجود مي آورد و بر همين اساس تفاوت ميان «علم و عرفان » و «عالم و عارف» را در اين نکته بايد دانست که در عرفان، شناخت ، با باور و پذيرش همراه مي باشد ولي آگاهي حاصل از علم ، لزوما همراه با باور دروني نيست . شما در مواردي مطلبي را با استدلال و برهان مي پذيريد؛ در اين جا شما «علم » داريد اما «باور» چه ؟ پزشک و غسال، هردو مي دانند که مرده، فاقد حيات است ؛ غسال با آنکه از نظر علم پزشکي ، شناخت استدلالي ندارد ولي باورش بيشتر است .
 +
 +
بدين ترتيب در شناخت هاي مبتني بر علم ، نوعا بعد استدلالي قويتر ولي باور قلبي ضعيف تر است در حالي که در شناخت هاي مبتني بر عرفان بعد استدلالي ضعيف تر بوده ولي با پذيرش قلبي و آرامش دروني همراه است .
 +
 +
چهار.در لغت ، «عرف و نکر»، «معرفه و نکره » و «معروف و منکر» در برابر هم قرار دارند. قرآن نيز
 +
 +
بارها مشتقات اين دو واژه را همپاي هم به کاربرده است نظير:
 +
 +
79فدخلوا عليه فعرفهم و هم له منکرون يعرفون نعمت الله ثم ينکرونها
 +
 +
80
 +
 +
81
 +
 +
يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر
 +
 +
بدين ترتيب ، تامل در معناي «منکر» ما را در دستيابي به معناي «عرف » و «معروف » ياري خواهد رساند.
 +
 +
«منکر»به طور معمول در سه معنا به کار مي رود:
 +
 +
يک . نفي شناخت در برابر معرفت که به معناي شناخت است. آيات زير همگي بر همين معنا
 +
 +
دلالت دارند:
 +
 +
قال إنکم قوم منکرون.٨٢[لوط] گفت : «شما مردمي ناشناس هستيد.
 +
 +
إذ دخلوا عليه فقالوا سلاما قال سلام قوم منکرون٨٣{فرشتگان}چون بر او درآمدند پس سلام گفتند. گفت : «سلام، مردمي ناشناسيد.»
 +
 +
٧٩يوسف : ٥٨
 +
 +
٨٠نحل : ٨٣
 +
 +
٨١آل عمران: ١٠٤
 +
 +
٨٢حجر: ٦٢
 +
 +
٨٣ذاريات: ٢٥
 +
 +
 +
فلما رأي أيديهم لا تصل إليه نکرهم٨٤و چون {ابراهيم } ديد دستهايشان به غذا دراز نميشود،
 +
 +
85
 +
 +
آنان را ناشناس يافت . راغب اصفهاني ، معناي اصلي انکار را نوعي جهل دانسته است
 +
 +
دو. عدم پذيرش، انکار در برابر اعتراف. ابن فارس مي گويد: «نکر الشي و انکره : لم يقبله قلبه و لم يعترف به لسانه » يعني قلبش آن را نپذيرفت و زبانش به آن اعتراف نکرد.
 +
 +
و يريکم آياته فأي آيات الله تنکرون٨٦و نشانه هاي [قدرت] خويش را به شما مينماياند. پس کدام يک از آيات خدا را انکار ميکنيد؟
 +
 +
يعرفون نعمت الله ثم ينکرونها٨٧نعمت خدا را ميشناسند، اما باز هم منکر آن ميشوند.
 +
 +
سه . امر زشت ، ناپسند و قبيح
 +
 +
و المؤمنون و المؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر٨٨و مردان و زنان با ايمان، دوستان يکديگرند، که به کارهاي پسنديده وا ميدارند، و از کارهاي ناپسند باز ميدارند ( همه مواردي که معروف در برابر منکر به کار رفته همين معنا را دارد) إن أنکر الأصوات لصوت الحمير٨٩بدترين آوازها بانگ خران است .
 +
 +
لقد جئت شيئا نکرا٩٠واقعا کار ناپسندي مرتکب شدي .
 +
 +
برخي از موارد استعمال «معروف» در همين معنا را نيز اشاره مي کنيم : و قولوا لهم قولا معروفا٩١و با آنان سخني پسنديده گوييد.
 +
 +
قول معروف و مغفرة خير من صدقة يتبعها أذي٩٢گفتاري پسنديده [در برابر نيازمندان ] و گذشت ، بهتر از صدقه اي است که آزاري به دنبال آن باشد.
 +
 +
فإذا بلغن أجلهن فأمسکوهن بمعروف أو فارقوهن بمعروف٩٣پس چون عده آنان به سر رسيد، [يا] به شايستگي نگاهشان داريد، يا به شايستگي از آنان جدا شويد.
 +
 +
٨٤هود: ٧٠
 +
 +
٨٥أصله أن يرد علي القلب ما لا يتصوره، و ذلک ضرب من الجهل
 +
 +
٨٦غافر: ٨١
 +
 +
٨٧نحل : ٨٣
 +
 +
٨٨توبه : ٧١
 +
 +
٨٩لقمان: ١٩
 +
 +
٩٠کهف :٧٤
 +
 +
٩١نساء: ٨. مقايسه کنيد با آيه : و إنهم ليقولون منکرا من القول و زورا مجادله : ٢. و قطعا آنها سخني زشت و باطل ميگويند.
 +
 +
٩٢بقره: ٢٦٣
 +
 +
٩٣طلاق: ٢
 +
 +
 +
علاوه براين معاني سه گانه ، مشتقات «ن-ک -ر» در معاني ديگري نيز به کاررفته اند که البته چندان شايع نيستند. آن چه را «مقاييس اللغه » در ابتدا ذکر کرده است از همين قبيل مي باشد.
 +
 +
با تامل در کاربردهاي اين واژه مي توان گفت اين واژه ريشه در همان معناي اول دارد يعني غريب ، نامعلوم و ناشناخته در برابر «معروفي » که شناخته شده است . اگر «انکار» را در مفهوم ديگرش يعني نپذيرفتن به کار مي بريم ، از آن روست که نامعلوم و ناشناخته است و به همين ترتيب معناي سوم گويا تکيه بر معناي دوم دارد؛ زيرا امري که مورد پذيرش قرارنگيرد، طبيعتا در اذهان، امري زشت و ناپسند جلوه خواهد کرد. اگر «معروف و منکر» مرادف با «نيک و بد» هستند در حقيقت بازگشت به اين دارند که ي ي ک قابل پذيرش و ديگري غير قابل پذيرش بوده است و ملاک اصلي آنها نيز شناخت و عدم شناخت مي باشد. برخي از مفسران اين نکته را به گونه اي ديگر بازگو کرده و گفته اند که «معروف» در لغت به معني «شناخته شده » و«منکر» به معني «ناشناس» است . و به اين ترتيب کارهاي نيک، اموري شناخته شده، و کارهاي زشت و ناپسند، اموري ناشناس معرفي
 +
 +
94
 +
 +
شدهاند. چه اينکه فطرت پاک انساني با دسته اول آشنا و با دوم ناآشنا است ».
 +
 +
نتيجه :اصلي ترين معناي«معروف»در لغت ، «شناخته شده» مي باشد. شناختي که نوعا با باور و پذيرش قلبي همراه است .«منکر»از نظر مفهومي در نقطه مقابل «معروف»قراردارد. کاربرد رايج معروف و منکر در «نيک و بد» و «پسنديده و ناپسند» نيز به همين معناي اصلي بازمي گردد.
 +
 +
ب. در اصطلاح مفسران و فقيهان
 +
 +
95يک. امين الاسلام طبرسي: معروف عبارت است از «طاعت » و منکر عبارت است از «معصيت » طبرسي به هنگام تفسير آيه ١١٠ آل عمران اشاره به معناي لغوي نيز دارد و در پاسخ به اين سئوال
 +
 +
که قبيح نيز قبحش شناخته مي شود پس چرا «معروف » را به «حسن » اختصاص داده اند، مي گويد: قبيح به جهت ضعف و سقوطش به منزله چ زيي قرارداده شده که شناخته نمي شود.
 +
 +
نقد: بسياري از فقيهان، مکروهات را در زمره منکرات قرار داده اند. در اين صورت آيا مي توان انجام مکروه را معصيت دانست ؟
 +
 +
96
 +
 +
دو. علامه طباطبايي :معروف و منکر، همپاي «خير و شر»ند (کاربرد سوم در معناي لغوي ).
 +
 +
٩٤تفسير نمونه ، ذيل آيه ١٠٤ آل عمران
 +
 +
٩٥مجمع البيان، ذيل آيه ١٠٤ و ١١٠ آل عمران.
 +
 +
٩٦طباطبايي ، الميزان في تفسير القرآن، ج٣، ص: ٣٧٢. آيتالله محمد صدر نيز پس از نقل آراء برخي از لغويين نتيجه گ ريي مي کند که معناي جامع که در برگيرنده همه معاني براي «معروف» است ، «خير» مي باشد. ر.ک: ما وراء الفقه ، ج٢، ص: ٤٠٨.
 +
 +
 +
نقد: در اين که معروف خري است بحثي نيست اما آيا مي توان همه منکرات را که از جمله آن مکروهات اند «شر» دانست ؟
 +
 +
97
 +
 +
سه .فخر رازي:معروف، «شايسته » و منکر «ناشايسته » است
 +
 +
نقد: در اين تعريف اين که چه مرجعي تعيين کننده شايسته بودن و ناشايسته بودن کاري است مشخص نشده است . آيا به صرف اين که عرف در جايي چ زيي را شايسته و چ زيي را ناشايست مي داند مي توان نام معروف و منکر بر آنها نهاد؟ به اين نکته بايد توجه داشت که معمولا عرفها در زمانها و مکان هاي مختلف متفاوت اند و در طول زمان نيز متحول مي شوند.
 +
 +
چهار. محقق حلي: «معروف» عبارت است از هر عمل نيکي که رجحاني زائد بر حسن خود دارد، اگر انجام دهنده به آن رجحان واقف باشد يا راهنمايي شود، و واژه «منکر» هر عمل زشت و بدي
 +
 +
98
 +
 +
است که انجام دهنده به قبح آن آگاه باشد يا به قبح آن راهنمايي شود .
 +
 +
«فعل حسن » يعني کار جايز که در معناي عام خود -به استثناي حرام- شامل واجب ، مستحب ، مباح و مکروه مي شود. منظور محقق حلي اين است که «معروف» هر امر جايزي است که متصف به وصفي زايد بر جايز بودن شود(مثل وصف وجوب، استحباب) در صورتي که انجام دهنده آن، بدان آگاه باشد.
 +
 +
نقد: برخي از فقيهان همچون علامه حلي ، صاحب جواهر و شهيد ثاني همين تعريف را مبنا قرارداده و آن را نقد کرده اند٩٩. اين تعريف علاوه بر غموض آن، داراي اشکال است . اولا: بر اساس اين تعريف «مکروه» را نيز بايد از مصاديق معروف به شمار آورد زيرا هر امر مکروهي ، همانند مستحب و واجب ، متصف به وصفي زايد بر اصل جواز مي باشد. گرچه اين وصف در مستحب ، راجح و در مکروه، وصف مرجوح مي باشد. بدين ترتيب ق دي ي که در تعريف آمده است فقط کار «حرام و مباح» را از دايره معروف خارج مي کند زيرا حرام، جايز نيست و مباح، جايزي است که وصف زايد ندارد. ثانيا: تعريف ارائه شده معروف بودن و منکر بودن چ زيي را منوط به علم فاعل به حسن و قبح کار کرده است در حالي که حسن و قبح هر چ زيي به ذات آن بستگي دارد نه به علم و آگاهي انجام دهنده آن. البته کسي که کار زشتي را انجام مي دهد در صورت جهل ، معذور است ولي اين معذوريت بدان معنا نيست که نفس کار زشت نبوده است و علم و جهل ما در زشتي آن موثر است .
 +
 +
٩٧. فخر رازي، مفاتيح الغيب ، ذيل آيه ١٠٤ آل عمران.
 +
 +
٩٨«المعروف هو کل فعل حسن اختص بوصف زائد علي حسنه إذا عرف فاعله ذلک أو دل عليه و المنکر کل فعل قبيح عرف فاعله قبحه أو دل عليه ».(شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، ج١، ص ٣١٠).
 +
 +
٩٩ر.ک: زين الدين عاملي ، مسالک الأفهام، ج٣، ص ٩٩، نجفي ، جواهر الکلام، ج٢١، ص٣٥٦-٣٥٧
 +
 +
 +
پنج . محمد صدر: آنچه مورد تاييد شريعت قرارگيرد «معروف» و آنچه از سوي شريعت رد گردد
 +
 +
100
 +
 +
«منکر» است .
 +
 +
نقد: به نظر مي رسد تعريف فوق، به رغم دقتي که در آن به کاررفته است تعريفي جامع و مانع نيست . بر اساس اين تعريف ، معروف از سويي شامل مباحات نيز مي شود زيرا تاييد کلي را از سوي شريعت دارا مي باشد و از سوي ديگر قوانين موجود در يک نظام اسلامي را که بي واسطه يا با واسطه مورد تاييد حاکم اسلامي قرارگرفته اند، شامل نمي شود. البته با توجه برخي شواهد مي توان گفت که از ديدگاه شهيد صدر اين دسته از قوانين از آن جهت که مورد تاييد شرع اند، مي توان نام قانون شريعت بر آنها نهاد.
 +
 +
شش . امام خميني :ايشان پس از تقسيم هر يک از امر به معروف و نهي از منکر به واجب و مستحب مي گويند: هر عملي که عقلا يا شرعا واجب باشد امر به آن نيز واجب است و هر چيزي که عقلا قبيح ويا شرعا حرام باشد نهي مردم از ارتکاب آن واجب است و هرچيزي که انجام آن مستحب باشد امر به آن نيز مستحب است و هرچيزي که انجام دادنش مکروه باشد امر به آن نيز مکروه است .١٠١بدين ترتيب هر چه را عقل يا شرع واجب يا مستحب بدانند، معروف و آن چه را که عقل يا شرع، حرام يا مکروه بدانند، منکر مي باشد.
 +
 +
ملاحظه: توسعه دايره «معروف و منکر» از شرعي (نقلي ) به عقلي درست است هرچند با توجه به
 +
 +
محدوديتهاي زير چه بسا امر و نهي ديگران بر اساس تشخيص هر فرد، قابل تامل باشد:
 +
 +
يک.عدم اشراف عقل ، به حقيقت انسان، ابعاد وجودي و مصالح و منافع حقيقي او.
 +
 +
دو. عدم آگاهي عقل نسبت به حيات اخروي و معيارهاي فرادنيوي در ارزش گذاري رفتار انساني .
 +
 +
آري حجيت احکام عقلي را با وجود محدوديتهاي آن مي توان با استناد به قضيه «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع» مورد توجه قرارداد ولي بايد دانست که مراد از اين ملازمه ، تساوي حکم عقل با حکم واقعي شرع در تک تک احکام صادره از سوي عقل نيست . اين قضيه صرفا بيانگر حجيت و معذوريت است و نوعي تاييد کلي و في الجمله را نسبت به احکام عقلي نشان مي دهد.
 +
 +
به ديگر سخن ، به هنگام سکوت کتاب و سنت در برخي از موارد، بهترين گزينه براي ما عمل بر طبق حکم عقل است هرچند در عالم واقع چه بسا حکم خداوند متفاوت از چيزي باشد که عقل
 +
 +
١٠٠ماوراء الفقه ، ج٢، ٤١٦. محمد صدر پس از بحثي فني و طولاني و نقدي که بر تعريف محقق حلي وارد مي سازد اين گونه نتيجه گيري مي کند: فالمعروف يتحدد بما وافقت عليه الشريعة و اقتنعت به و المنکر ما رفضته و شجبته .
 +
 +
١٠١تحرير الوسيلة ، ج١، ص ٤٦٣.
 +
 +
 +
آدميان بدان رسيده است . ما در مصاديق خارجي چه بسا با صدها موردي مواجه شويم که در هر مورد نسبت به معروف بودن يا منکر بودن آن، احکام عقلي متفاوتي از سوي عاقلان وجود داشته باشد. بدين ترتيب تنها راهي که باقي مي ماند آن است که به گوييم در مواردي که نص شرعي براي تعيين مصاديق معروف و منکر وجود ندارد، حکم عقل هرکس در تشخيص معروف و منکر براي خود او حجت و معتبر است ولي بر اساس اين تشخيص نمي توان ديگران را امر و نهي کرد.
 +
 +
در اين زمينه فتواي آيه الله فاضل لنکراني در پاسخ به يک استفتاء قابل توجه است : «آيا ملاک معروف و منکر فقط واجبات و محرمات است يا معروف و منکر عقلي، اخلاقي و عرفي را نيز شامل مي شود؟ پاسخ : حد وجوب امر به معروف و نهي ازمنکر، در همان واجبات و محرمات است »١٠٢نظرات مشابه ديگري نزي در اين زمينه وجود دارد.
 +
 +
103
 +
 +
هفت .از آن جا که بحث ما در «معروف و منکر» به لحاظ ارتباط آنها با موضوع امر به معروف و نهي از منکر مي باشد، به نظر مي رسد اگر در تعريف ارائه شده از سوي امام خميني به جاي
 +
 +
«عقل »، «قانون» در کنار «شرع» قرارگيرد، مناسب تر باشد. در زندگي اجتماعي جهت انتظام امور و جلوگيري از هرج و مرج چاره اي جز وضع قوانين و اجراي آنها نيست . در صورتي که در يک نظام اسلامي فرايند در نظرگرفته شده براي تصويب قوانين ، مشروعيت آن را تضمين کند؛ مانند قوانيني که بر طبق اصل چهارم و اصل نود و ششم قانون اساسي١٠٤به تصويب مي رسند، اين دسته از قوانين لازم است که در کنار شرع مورد توجه قرارگيرند.
 +
 +
هرچند آنچه در زمينه عدم اطلاع کامل عقل بر مصالح و مفاسد واقعي گفته شد در مورد قوانين نيز که رهاورد عقل جمعي نمايندگان ملت است ، صادق مي باشد و علاوه بر آن، منافع شخصي و ارتباطات اجتماعي و اقتصادي قانون گذار،- دانسته يا ندانسته - گاه در وضع قوانين تاثير مي گذارد اما با توجه به مکانيسم تعريف شده در نظام قانون گذاري جمهوري اسلامي که مورد تاييد ولي فقيه قرارگرفته است اطمينان زيادي به مشروعيت قوانين وجود خواهد داشت . البته مشروعيت قوانين نيز نبايد به گونه اي تفسيرگردد که به منزله تساوي حکم شرع باقانون مصوب تلقي گردد.
 +
 +
102
 +
 +
www.rahebehesht.org
 +
 +
١٠٣برخي از فقها گفته اند «بهترين راه براي بدست آوردن مصداقهاي معروف و منکر (خوب و بد) مراجعه به شرع مقدس است که همان عقل خارجي است چنان که عقل در وجود انسان، شرع داخلي است . بر اين اساس هرچيزي را که شارع مقدس اسلام به آن امر کرد و مردم را به انجام آن تشويق نمود آن چيز «معروف» و به عکس هرگاه شارع مقدس از چيزي نهي کرد و مردم را از انجام دادن آن سرزنش نمود آن چيز «منکر» است ». (نوري همداني ،
 +
 +
١٣٦٧، ص ٨٣)
 +
 +
١٠٤« تشخيص عدم مغايرت با شرع برعهده اکثريت فقهاي شوراي نگهبان است و عدم مغايرت با قانون اساسي بر عهده اکثريت همه اعضاي شوراي نگهبان است ».
 +
 +
 +
وقتي مي گوييم قوانين جمهوري اسلامي ايران مشروع اند بدين معناست که اين قوانين حجيت داشته و وظيفه فعلي افراد جامعه ، عمل بر اساس آن مي باشد. با اين وجود، هيچ کس نمي تواند ادعاکند همه قوانين مصوب، انطباق با حکم واقعي شرع دارند. اگر چنين بود نقد قوانين لازم نبود.
 +
 +
بايد توجه نمود که ضمن لزوم تمکين در برابر قوانين ، در پاره اي از موارد يکي از مصاديق روشن
 +
 +
«معروف» نقد همين قوانين است . در اين صورت منافاتي ندارد که از دو منظر متفاوت، هم قانون موجود و هم نقد آن را معروف بدانيم .
 +
 +
نتيجه :قوانين مصوب، هرچند خاستگاهي شرعي نداشته باشند (مثلا برگرفته از عقل جمعي ، عرفها، ضرورتها و مصلحت هاي جامعه باشند) در وضعيت کنوني از وجاهت شرعي برخوردارند. به ديگر سخن ، احکام عقلي يا عقلايي يا عرفي در صورتي که فرايند مجلس ، شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت را طي کنند، مشروعيت خواهند داشت .
 +
 +
تعريف پيشنهادي: آن چه که بر شايستگي و پسنديدگي آن توسط عقل يا شرع يا قانون مورد تاييد شرع، تصريح شده باشد، «معروف» و آن چه که از سوي عقل يا شرع يا قانون مورد تاييد شرع، ناشايست و ناپسند معرفي گردد، «منکر» مي باشد. البته ملاک در امر به معروف و نهي از منکر، معروف ها و منکرات شرعي يا قانوني مي باشند.
 +
 +
بر اين اساس، روشن مي گردد که معروف دايره وسيعي دارد و تنها در محدوده «عبادات» خلاصه نميشود. و همين توسعه قلمرو در مورد منکر نيز صادق است . سخن شهيد مطهري نيز در اين رابطه جالب توجه است : «اگر در منطق اسلام امر به معروف و نهي از منکر آن اندازه توسعه نمي داشت به ما نمي گفتند که : «بها تقام الفرائض ، و تأمن المذاهب ، و تحل المکاسب ، و ترد المظالم ، و تعمر الارض، و ينتصف من الاعداء، و يستقيم الامر١٠٥»؛ زيرا اين فکر کوچک و محدود که فعلا در مغز ماها به نام امر به معروف و نهي از منکر وجود دارد هر اندازه هم که لباس عمل بپوشد ممکن نيست اينهمه آثار نيک ببار آورد. و چون فکر امر به معروف و نهي از منکر در نظر مردم محدود شده و مردم از جنبه امر به معروف و نهي از منکر توجهي به اصلاحات امور زندگي اجتماعي خود
 +
 +
106
 +
 +
ندارند.»
 +
 +
١٠٥حديث که از امام باقر است : واجبات الهي با امر به معروف و نهي از منکر برپا داشته مي شود و در پرتو آن راهها امنيت پيدا مي کنند و راه درآمدهاي حلال هموار مي شود و از ستم جلوگيري مي شود و زمين آباد مي گردد و از دشمنان انتقام گرفته مي شود و امور اصلاح مي گردد.
 +
 +
١٠٦مطهري ، مجموعه آثار (ده گفتار) ج ٢٠، صفحه ١٩٨.
 +
 +
 +
ج. در اصطلاح حقوق. اصل هشتم قانون اساسي ، تعريفي از معروف و منکر ارائه نداده و در اجراي اين اصل نيز تا کنون قانوني به تصويب نرسيده است١٠٧. آيا مراد قانون گذار قانون اساسي از از اصطلاح «معروف و منکر» در اصل هشتم ، همان مفهوم متبادر از شرع است يا اعم از آن مي
 +
 +
باشد؟ قبل از پاسخ به اين سئوال به دو نکته لازم است توجه شود:
 +
 +
يک.همان گونه که گفته شد، با توجه به مشروعيت قانون گذاري با ملاحظات اسلامي و با توجه به فتواي امام خميني مبني بر خلاف شرع بودن تخلف از قوانين و مقررات دولت ، به نظر مي رسد علاوه بر آنچه که در شرع مورد امر يا نهي قرار گرفته ، موارد معروف و منکر نسبت به تمامي قوانين و مقررات موضوعه توسعه و تسري پيدا مي کند.
 +
 +
دو.در حقوق، با الزامات سر و کار داريم نه با مستحبات و مکروهات. اگر فقها امر به معروف را به واجب و مستحب و نهي از منکر را به حرام و مکروه تقسيم کرده اند، چنين تقسيمي در حقوق معنا ندارد. حقوق اساسا در محدوده مستحبات و مکروهات وارد نخواهد شد و در نتيجه دايره معروف و منکر حقوقي در مقايسه با معروف و منکر فقهي ، مضيق خواهد بود.
 +
 +
اينک مي توان صدر اصل هشتم را که مقرر مي دارد: «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت » با توجه به مجموعه مباحث پيشين ، اين گونه تبيين
 +
 +
کرد:
 +
 +
دعوت افراد به امور شايسته و پسنديده (در ابتدا و سپس ) «امرکردن مردم به هر فعل يا نهي کردن آنان از هر فعلي که در شرع يا قوانين و مقررات تاييد شده از سوي شرع،مورد امر قرارگرفته يا از آن منع شده باشد وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت .
 +
 +
٥. دولت
 +
 +
از آن جا که در اصل هشتم وظيفه امر به معروف در بعد دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت نيز مطرح شده است ، بايد ديد که منظور از دولت در اين اصل چيست . دولت در سه معناي
 +
 +
عام، خاص و اخص به کار مي رود:
 +
 +
الف. در معناي عام که گاه از آن تعبير به دولت - کشور مي شود، به مجموعه متشکل از چهار رکن قلمرو، ملت ، حاکميت و حکومت اطلاق مي شود. معادل دولت در اين معناStateمي باشد.
 +
 +
١٠٧نمايندگان مجلس در خرداد ماه سال ١٣٨٩ فوريت طرحي را به تصويب رساندند که به موجب ماده ٢ آن،
 +
 +
«قانون و مقررات و شرع»، ملاک معروف و منکر قرارگرفته اند. در اين زمينه در قسمت منابع شناخت معروف و منکر بحث خواهيم کرد.
 +
 +
 +
ب.گاه مراد از دولت ، حکومت (Government) است . در اين صورت، شامل قواي سه گانه حکومت و همه نهادهايي مي شود که به حاکميت مربوط است .
 +
 +
ج.گاه مراد از دولت ، خصوص قوه مجريه يعني يکي از قواي سه گانه حکومت است . وقتي مي گوييم هيات دولت تشکيل جلسه داد، منظور مسئولان قوه مجريه است .
 +
 +
روشن است که منظور از دولت در اصل هشتم ، معناي اول که دربرگيرنده ارکان چهارگانه باشد نيست . معناي سوم نيز ناظر به بخشي از قواي حکومت است . هدف قانون گذار از امر به معروف توسط دولت يا به دولت ، اختصاصي به قوه مجريه نداشته است ؛ توجه به طرف قرارگرفتن «دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت » به خوبي گوياي نهادهاي حکومت است . بدين ترتيب معناي مورد نظر از دولت همان معناي دوم خواهد بود که شامل همه نهادهاي حکومتي مي شود و با عنايت به ويژگي جمهوري اسلامي ايران، شمول آن نسبت به مقام معظم رهبري نيز قطعي
 +
 +
خواهد بود. دلايل زير به طور خلاصه اين امر را اثبات مي کنند:
 +
 +
يک. رهبري يکي از شخصيت هاي حقوقي و بلکه مهمترين شخصيت حقوقي حقوق عمومي است و با عنايت به اين مقام و با توجه به قرار گرفتن عنوان «دولت » در برابر «مردم» نمي تواند در مجموعه مردم قرارگيرد و در نتيجه در مجموعه دولت محسوب خواهد شد.
 +
 +
دو.دولت ( حکومت ) در واقع ابزار اعمال قدرت و حاکميت است . به موجب اصل ١١٠ قانون اساسي و برخي اصول ديگر، بخش مهمي از اعمال حاکميت توسط رهبري و مقام ولايت امر صورت مي گيرد و رييس جمهور با همه اختياراتي که دارد پس از رهبري، دومين مقام جمهوري اسلامي ايران است .
 +
 +
سه .عدم شمول مفهوم دولت نسبت به رهبري به منزله مستثنا دانستن ايشان از حوزه امر به معروف دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت است و اين امر با موازين فقهي سازگار نيست .
 +
 +
آيا مي توان گفت از منظر قانون اساسي ، مقام رهبري، هيچ وظيفه اي براي امر به معروف کردن نسبت به مردم را ندارد زيرا مفهوم دولت شامل وي نمي شود؟. مردم نيز با اين که وظيفه امر به معروف و نهي از منکر نسبت به مقامات دولت را دارند ولي نمي توانند امرکننده و نهي کننده نسبت به رهبري باشند چرا که ايشان مقامي دولتي نمي باشند!
 +
 +
نتيجه: «دولت » چه آنجا که وظيفه امر و نهي مردم را دارد و چه آن جا که از سوي مردم مورد امر و نهي واقع مي شود شامل کليه مقامات قواي سه گانه و نهادها و ارگانهاي دولتي که از بودجه
 +
 +
 +
دولتي استفاده مي کنند و از جمله مقام معظم رهبري مي شود. مقام ولايت امر و امامت امت از
 +
 +
١٠٨
 +
 +
مفاد اصل هشتم مستثنا نيست .
 +
 +
٦. حريم خصوصي
 +
 +
حريم از ريشه «ح ر م» به معناي بازداشتن است .١٠٩حرام و حريم عبارتند از هر چيزي که عقلا يا شرعا يا عرفا ممنوع باشد.١١٠«معاني گوناگون حريم متضمن مفهوم ممنوعيت و محدوديت است از جمله کار ممنوع و حرام، هرچيزي که لمس آن ممنوع است ...معناي اصطلاحي «حريم » در فقه و حقوق به مفهوم لغوي آن نزديک است و مراد از آن، محدوده خاصي از زمين اطراف مالي غيرمنقول (مانند خانه ، چاه و قنات) است که صرف بهره برداري از آن يا بهره برداري کامل از آن منوط به در تصرف داشتن آن زمين است . در منابع فقهي متقدم موضوع حريم غالبا در ضمن مباحثي چون معيشت ، قضايا و احکام، تجارت و بيع مطرح مي شد ولي در منابع بعدي در مبحث احياي موات به اين موضوع پرداخته شده زيرا يکي از شروط تملک زمينهاي موات آن است که در
 +
 +
١١١
 +
 +
حريم ملک کسي نباشد».
 +
 +
«حريم خصوصي » اصطلاحي است که در فقه سابقه نداشته و تعريف واحدي نيز از سوي حقوقدانان نسبت به آن ارائه نشده است . در تعريفي از حريم خصوصي آمده است : «حريم خصوصي قلمروي از زندگي هر شخص است که آن شخص عرفا يا با اعلان قبلي در چارچوب قانون، انتظار دارد تا ديگران بدون رضايت وي به آن وارد نشوند يا بر آن نگاه يا نظارت نکنند و يا به اطلاعات راجع به آن دسترسي نداشته يا در آن قلمرو وي را مورد تعرض قرار ندهند.١١٢به نظر
 +
 +
١٠٨در بند ج ماده ٢ طرح امر به معروف و نهي از منکر، (که يک فوريت آن در چهارم خرداد سال ١٣٨٩ به تصويب مجلس رسيد) در تعريف دولت آمده است : «کليه قواي سه گانه اعم از وزارتخانه ها، سازمانها، مؤسسات و شرکتهاي دولتي ، مؤسسات و نهادهاي عمومي غير دولتي ، نهادهاي انقلاب اسلامي ، نيروهاي مسلح و کليه دستگاهها و شرکتها و نهادهايي که به نحوي از انحاء از بودجه عمومي دولت استفاده مي نمايند و کليه دستگاههايي که مشمول قوانين و مقررات عمومي نسبت به آنها مستلزم ذکر يا تصريح نام است ». اين تعريف ، رهبري را شامل نمي شود.
 +
 +
١٠٩حرم أصل واحد و هو المنع و التشديد. فالحرام ضد الحلال (احمد بن فارس، مقاييس اللغه )
 +
 +
١١٠فالحرام و الحرم و الحريم علي أوزان جبان و حسن و شريف : صفات مشبهة و معناها ما کان ممنوعا عقلا أو شرعا أو عرفا (مصطفوي، التحقيق في کلمات القرآن، ذيل واژه حرم).
 +
 +
١١١پورمسجديان، فاطمه ، دانشنامه جهان اسلام، ج١٣، مدخل حريم ، ص ١٠١.
 +
 +
١١٢بند ١ از ماده ٢ لايحه حريم خصوصي که توسط دولت سيد محمدخاتمي به مجلس ارائه شد. همين تعريف با اندکي تغيير از سوي يکي از حقوقدانان انتخاب شده است : « قلمروي از زندگي هر فرد است که آن فرد نوعا و عرفا يا با اعلان قبلي انتظار دارد ديگران بدون رضايت وي يا به اطلاعات راجع به آن قلمرو دسترسي نداشته باشند
 +
 +
 +
مي رسد عبارت «با اعلان قبلي در چارچوب قانون » اشاره به بعد شخصي در کنار بعد عرفي مي باشد. اين تعريف عدم رضايت فرد را در دسترسي ديگران به امور مربوط به خود يکي از عناصر اصلي «حريم خصوصي » به شمار آورده است . با توجه به نوظهور بودن اين اصطلاح و خاستگاه غربي آن و با توجه به مباني ليبراليسم ، تصريح بر عنصر «عدم رضايت شخص » قابل درک مي باشد بويژه آن که در حقوق عرفي «حريم خصوصي » صرفا به عنوان حق مطرح مي باشد. اما در فقه و حقوق اسلام اين امور جنبه تکليفي نيز دارند و به همين جهت اگر بخواهيم اين تعريف را با ملاحظات فقهي در نظرگيريم ، نه تنها «عدم رضايت شخض » از مقومات تعريف نخواهد بود بلکه اساسا جايگاهي در تعريف «حريم خصوصي » نخواهد داشت زيرا وقتي مي گوييم که «شخص انتظار دارد تا ديگران بدون رضايت وي به قلمروش وارد نشوند» مفهومش اين است که فرضا اگر فردي راضي بود که ديگران به خلوت او با همسرش دسترسي داشته باشند ولي قانون يا شرع آن را منع کرده بود، در اين مورد «حريم خصوصي » منتفي است چون «عدم رضايت » منتفي است .
 +
 +
از سوي ديگر مباني حريم خصوصي در حقوق عرفي با مباني حريم خصوصي در حقوق اسلامي يکسان نيستند. اگر بپذيريم که يکي از مباني اهتمام به حريم خصوصي در اسلام، صيانت از آبرو و عرض افراد مي باشد،آيا باز هم مي توان بر عنصر «عدم رضايت شخص » تاکيد نمود؟ آيا با اين فرض، ملاک، عدم رضايت عرفي يا شخصي است يا عدم جواز شرعي و يا قانوني ؟ و يا بر حسب موارد در نظر گرفتن همه اين ها. به نظر مي رسد نمي توان عدم رضايت را صرفا شخصي يا عرفي دانست بلکه علاوه بر آن عدم ممنوعيت شرعي و قانوني نيز در تعيين قلمرو حريم خصوصي موثر
 +
 +
خواهد بود. با عنايت به اين ملاحظات مي توانحريم خصوصيرا اين گونه تعريف کرد:
 +
 +
«قلمروي است که هرفرد–جز در موارد بسيار استثنايي - عرفا يا شخصا يا شرعا يا قانونا از ورود ديگران به آن يا نظارت ديگران بر آن و يا دسترسي ديگران به اطلاعات مربوط به آن مصون مي باشد».
 +
 +
در زمينه حريم خصوصي نکات زير بايسته تامل است :
 +
 +
يا به آن قلمرو وارد نشوند يا به آن قلمرو نگاه يا نظارت نکنند يا به هر صورت ديگري وي را در آن قلمرو مورد تعرض قرار ندهند». انصاري، حقوق حريم خصوصي ، ص ٣٨.
 +
 +
 +
يک.براساس تعريف پذيرفته شده، دايره حريم خصوصي در حقوق اسلام از دايره حريم خصوصي در حقوق عرفي از بسط و گستردگي بيشتري برخوردار است و اين امر يکي از امتيازات فقه و حقوق اسلام خواهد بود زيرا چتر حمايتي آن نسبت به حقوق انسانها گسترده تر مي باشد.
 +
 +
دو.«حريم خصوصي » اختصاص به اعمال شخص نداشته بلکه انديشه ها و وضعيتهاي افراد را نيز دربرمي گيرد.
 +
 +
سه .«حريم خصوصي » مفهومي عام است که يکي از مفاهيم زير مجموعه آن «حق خلوت» مي باشد. بنابر اين نبايد اين دو را معادل هم دانست .
 +
 +
چهار.حريم خصوصي حوزه هاي مختلفي را در برمي گيرد که عبارتند از حريم خصوصي اعتقادي، حريم خصوصي جسماني ، حريم خصوصي اماکن و منازل، حريم خصوصي ارتباطات و حريم خصوصي اطلاعات که در جاي خود بايد مورد بحث قرارگيرند.
 +
 +
پنج .در فقه اسلام مي توان اموري چون ممنوعيت تجسس ، تفتيش ، فاش کردن عيوب ديگران، استراق سمع ، غيبت و ورود بدون اجازه به منزل ديگران را از جمله موارد دفاع از حريم خصوصي به شمار آورد.
 +
 +
٧. حسبه
 +
 +
تعريف اين واژه و بيان ارتباط آن با امر به معروف و نهي از منکر، در فصل پنجم خواهد آمد.
 +
 +
====دوم. حوزه دلالتي امر به معروف و نهي از منکر====
 +
 +
پس از بررسي معاني «امر و نهي » و نيز «معروف و منکر»، لازم است روشن شود که اصطلاح «امر به معروف و نهي از منکر» در شرع مقدس اسلام، بر چه مفهومي دلالت دارد. آيا برابر با مفهوم نظارت عمومي يا احتماعي است ؟ آيا با نصيحت يا نقد و انتقاد همسويي دارد؟ آيا در امر و نهي ، شرط استعلا وجود دارد؟ آيا اموري نظير تعليم يا ارشاد جاهل را در برمي گيرد؟ آيا مي توان اقدامات فرهنگي نظير تهيه يک فيلم آموزنده يا ت̂Hتر يا تاسيس کتابخانه و ...را که به سهم خود از منکرات در جامعه جلوگيري مي کند، از مصاديق امر به معروف و نهي از منکر دانست ؟ آيا وجوب امر و نهي ، اختصاص به مواردي دارد که اشخاص، خود انجام دهنده معروف و ترک کننده منکر باشند؟ آيا قضاوت، اجراي حدود الاهي و جهاد در راه خدا نيز از مصاديق امر به معروف و نهي از منکرند؟
 +
 +
١. امر به معروف و نهي از منکر و لزوم يا عدم لزوم استعلاء.همان گونه که قبلا اشاره گرديد، در مورد واژه «امر» لغت شناسان اشاره اي به اين شرط نکرده اند. از ميان فقيهان ابتدا سيد مرتضي
 +
 +
 +
چنين برداشتي را از واژه «امر» داشته و پس از وي علامه حلي در کتابهاي مختلفش همين برداشت را مورد توجه قرارداده است . به اعتقاد وي «امر، طلب انجام کاري است با گفتار به صورت استعلاء و نهي نقيض آن مي باشد».١١٣همين معنا در کتاب «ذکري» از شهيد اول١١٤و کنزالعرفان فاضل مقداد١١٥بازتاب مي يابد و سپس از سوي برخي از فقيهان معاصر، مورد تاکيد قرارمي گيرد در حالي که نه در کتابهاي لغت١١٦و نه در روايات امر به معروف و نهي از منکر چنين شرطي يافت نمي شود. برخي از فقيهان گفته اند که «آنچه عرفا از «امر» به معروف استفاده مي شود اين است که بواسطه «امر»، «معروف» در خارج محقق شود و صرف «امرکردن» مقصود نيست . بويژه اين که امر به معروف در سياق نهي از منکر قرارگرفته و مقرون بودن آن به زدن و مقيد بودنش به احتمال تاثير، همگي نشانگر آن است که هدف لزوم ايجاد معروف در خارج مي باشد به هرنحوي که صورت پذيرد»١١٧. لازمه اين استدلال اين است که اگر کسي بدون حالت استعلا و نشان دادن برتري خود بر طرف مقابل ، وي را امر و نهي کند، و در چنين حالتي احتمال تاثير دهد، تکليف امر به معروف و نهي از منکر خود را انجام داده است . تامل در کاربرد قرآني و روايي امر به معروف و نهي از منکر و نيز تامل در مراتب و مراحلي که فقها براي امر به معروف ونهي از منکر قايل شده اند، نشان مي دهد که حتي اگر شرط استعلاء در مفهوم لغوي «امر و نهي » لحاظ شده باشد، نمي توان از نظر فقهي به چنين شرطي ملتزم شد.
 +
 +
٢. امر به معروف و نهي از منکر و تعليم جاهل .در حديثي از امام صادق نقل شده است که
 +
 +
«همانا مؤمن و جاهل ، امر به معروف و نهي از منکر ميشوند، مومن متذکر شده و پند مي گيرد، و
 +
 +
١١٣«الأمر طلب الفعل بالقول علي جهة الاستعلاء و النهي نقيضه ». (حلي، تحرير الأحکام الشرعية علي مذهب الإمامية ، ج١، الفصل التاسع في الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر، ص١٥٨ به نقل از نرم افزار جامع فقه اهل بيت و نيز ر.ک: حلي ، تذکرة الفقهاء ج٩، ص٤٣٨ و منتهي المطلب في تحقيق المذهب ص٩٩٢).
 +
 +
١١٤«أمر، و هو: اللفظ الدال علي طلب الفعل مع الاستعلاء...و نهي ، و هو: اللفظ الدال علي طلب الکف مع الاستعلاء». (ذکري الشيعة في أحکام الشريعة ، ج١، ص ٤٦)
 +
 +
١١٥فاضل مقداد، کنز العرفان في فقه القرآن، ج١، ص٤٠٥.
 +
 +
١١٦در واژه نامه قرآني «التحقيق في کلمات القرآن الکريم »آمده است : «اصل در ماده امر، طلب و تکليف همراه با استعلاء مي باشد؛ سپس بر هرچيزي که مطلوب و مورد توجه مولي يا خود فرد باشد اطلاق شده است ». اين برداشت در حالي است که نويسنده ابتدا به مفهوم امر در کتابهاي «مقاييس »، «مصباح »، «صحاح » و «مفردات» اشاره مي کند و روشن نيست که نويسنده «التحقيق » چگونه به «استعلاء» در ريشه اين واژه دست يافته است در صورتي که در هيچ يک از منابع مورد اشاره وي، رد پايي از «استعلاء» به چشم نمي خورد. به نظر مي رسد که وي در اين مورد تحت تاثير برخي از فقها نظير سيد مرتضي قرارگرفته باشد.
 +
 +
١١٧حائري يزدي، کتاب الخمس ، ص٩٣٠.
 +
 +
 +
جاهل ، ياد مي گيرد و عالم مي شود»١١٨. از توسعه مفهومي اين حديث هم که بگذريم چه بسا از نظر ملاک امر به معروف و نهي از منکر نيز بتوان قايل به چنين توسعه اي شد. «اصطلاح امر به معروف به خودي خود شامل تعليم جاهل نميشود و اگر به تعليم جاهل توسعه داده ميشود، با توجه به وسعت ملاک آن است ؛ يعني ملاکي که خداي متعال به خاطر آن امر به معروف را واجب
 +
 +
119
 +
 +
کرده شامل کسي هم که علم ندارد ميشود و بايد به او ياد داد» .
 +
 +
٣. امر به معروف و نهي از منکر و اقدامات پيش گيرانه .عنايت به حکمت وجوب امر به معروف و نهي از منکر از يکسو و موارد کاربرد آن را در آيات و روايات از سوي ديگر، ما را به نوعي توسعه در مفهوم اين اصطلاح مي کشاند. آيه الله فاضل لنکراني در پاسخ به يک استفتاء اقدامات بازدارنده را به عنوان نهي از منکر مورد تاييد قرارداده است : «سؤال٩٤٥: اصولا در فقه اسلام براي پيشگيري از وقوع جرم در جامعه و تأمين جامعه از خطر مجرمين چه راههاي حقوقي وجود دارد و اين اقدامات در صورت وجود، تحت چه عناوين فقهي و مطابق کدام دليل مي باشند؟
 +
 +
پاسخ : اساس سؤال عبارت است از اينکه پيشگيري از وقوع جرم آيا مشروعيت دارد يا نه ؟ و در صورت اول، تحت چه عنواني قرار مي گيرد؟ جواب اين است که اصولا مسأله نهي از منکر که يکي از فرائض مهمه اسلام است و حتي بعنوان ستون براي واجبات ديگر معرفي شده است . زيرا بعد از تحقق جرم و ارتکاب عمل نامشروع جايي براي نهي و زجر باقي نمي ماند. کسي که مثلا شرب خمر انجام داد و يا خداي ناکرده زنا کرد، پس از وقوع عمل ، وي را از چه چيز نهي مي کنند؟ و آيا نهي مي تواند تأثيري در ماوقع داشته باشد و انقلاب محال را بوجود آورد؟ از اينجا استفاده مي کنيم که نهي از منکر در رابطه با آينده و يا ادامه فعل واقع شده مي باشد. در اين صورت پيدا است که مورد آن اشخاصي است که زمينه ارتکاب جرم در آنان وجود دارد و در غير اين اشخاص محلي براي آن وجود ندارد. با توجه به اين مطلب تمام مراتب موجود در نهي از منکر در مورد سؤال قبل پياده شدن مي باشد و بعيد نيست که حتي جريمه هاي مالي در صورتي که تنها راه ترک منکر و عدم ارتکاب فحشا باشد، بعنوان نهي از منکر مشروعيت داشته باشد. البته تعيين مقدار جريمه مالي و همينطور تعيين مقدار زندان و ساير کيفرهاي مربوطه به عهده حاکم شرع است »١٢٠. به نظر مي رسد اطلاق نهي از منکر به موارد در نظرگرفتن جرايم مالي يا غير مالي براي پيشگيري از وقوع جرم، منطبق با مفهوم عام امر به معروف و نهي از منکر باشد که به زودي در مورد آن سخن خواهيم گفت .
 +
 +
١١٨علي بن إبراهيم عن أبيه عن ابن أبي عمير عن يحيي الطويل صاحب المنقري قال قال أبو عبد الله ع إنما يؤمر بالمعروف و ينهي عن المنکر مؤمن فيتعظ أو جاهل فيتعلم و أما صاحب سوط أو سيف فلا. (الکافي ج٥ ص ٦١ و نيز تهذيب الأحکام ج ٦ ص١٧٩.
 +
 +
١١٩مصباح يزدي، آذرخشي ديگر از آسمان کربلا، ص ١٦١.
 +
 +
١٢٠سايت راه بهشت ، پايگاه اطلاع رساني ستاد احياء امر به معروف استان اصفهان.www.rahebehesht.org
 +
 +
 +
٤. امر به معروف و نهي از منکر و نظارت عمومي: نظارت به معناي مراقبت و زير نظر داشتن است . عملي است انتخابي و آگاهانه که به منظور آگاهي از عملکرد نظارت شونده و جلوگيري از انحراف و اشتباه يا تضييع حقوق، آشکارا يا مخفيانه به شيوه هاي مختلف صورت مي پذيرد.
 +
 +
121نظارت اصولا عامدانه مي باشد و به همين جهت اقدامات تصادفي را نمي توان نظارت نام نهاد به اين نکته بايد توجه داشت که منظور ما از نظارت در اين جا، نظارتي که در علم مديريت مطرح مي باشد نيست . مراحل اصلي مديريت شامل هدف گذاري، برنامه ريزي، سازماندهي و کنترل و نظارت است . نظارت در اين حوزه به بررسي انطباق نتايج عملکرد افراد با هدف هاي مورد نظر مي پردازد و به عبارت ديگر مقايسه اي است ميان آنچه هست و آنچه بايد باشد.
 +
 +
به لحاظ ماهوي، در حقوق نظارت به دو گونه استصوابي و استطلاعي (اطلاعي ) تقسيم مي شود. در نظارت از نوع اول، جلب نظر ناظر در مورد نظارت ضرورت دارد و اگر برخلاف نظر او کاري صورت گيرد اعتبار قانوني ندارد ولي در نظارت اطلاعي ، اعمال نظارت شونده بايد با اطلاع ناظر صورت گيرد هرچند مخالفت با نظر ناظر امکان دارد١٢٢به عبارت ديگر صحت و اعتبار اعمال حقوقي به موافقت و تاييد ناظر وابسته نمي باشد، ناظر مي تواند تذکر دهد يا موارد تخلف را به مراجع ذي صلاح گزارش نمايد.
 +
 +
نظارت چه به صورت استصوابي و چه در شکل استطلاعي آن در ابعاد مختلف اداري، قضايي و سياسي ، عالما عامدا صورت مي گيرد. اين امر با نظارتهاي مردمي که نظارتهايي تصادفي هستند تفاوت زياد دارد. اگر امر به معروف و نهي از منکر را نظارت عمومي نام نهيم در اين صورت محدوده اين نظارت تنها و تنها در جايي است که افراد با معروف ترک شده يا منکر انجام شده روبرو شوند، در اين حالت وظيفه نظارتي آنان ايجاب مي کند که امر به معروف و نهي از منکر کنند. بدين ترتيب روشن مي شود که در اين دسته از نظارتها مردم حق تحقيق ، تفحص ، تجسس و کند وکاو نسبت به اعمال ديگران را ندارند و بر همين اساس، شبکه هاي بازرسي و کنترل ماموران دولت يا ضرورت نظارت پنهاني درنامه هاي امير مومنان١٢٣را نمي توان مصداقي از امر به معروف و نهي از منکر دانست . امر به معروف و نهي از منکر، تنها در جايي است که انسان به صورت طبيعي با منکري مواجه شود نه آن که به دنبال کشف منکر باشد. کار «عيون » -که همان جاسوسان
 +
 +
١٢١جوان آراسته ، گزينش رهبر و نظارت بر او در نظام جمهوري اسلامي ايران، ص ١٨١.
 +
 +
١٢٢جعفري لنگرودي، ترمينولوژي حقوق، ج٥، ص٣٦٠٤.
 +
 +
١٢٣به عنوان نمونه بنگريد به نامه ٥٣ نهج البلاغه : وابعث العيون من اهل الصدق و الوفاء عليهم .
 +
 +
 +
حکومت براي نظارت بر اعمال کارگزاران بوده اند-از باب امر به معروف و نهي از منکر نبوده است گرچه مي توان امر به معروف و نهي از منکر را مبناي آن به شمار آورد.
 +
 +
نتيجه :نظارت ها دو گونه اند. نظارتهاي اصطلاحي و نظارتهاي عمومي . و يا به تعبير ديگر نظارتهاي رسمي و سازمان يافته و نظارتهاي غير رسمي و مردمي . نظارت اصطلاحي ، رسمي و سازمان يافته ، نظارتي است از سوي مقامي صلاحيت دار، به صورت علني يا پنهاني ، همراه با تحقيقات و در صورت لزوم تجسس ، بر خلاف نظارتهاي مردمي و عمومي که ضوابط امر به معروف و نهي از منکر در مورد آن بايد رعايت شود. بر اين اساس، هرگاه از واژه نظارت در مباحث امر به معروف و نهي از منکر استفاده مي کنيم منظور ما همين نظارتهاي غير رسمي و مردمي مي باشد. ضمنا اين گونه نظارتها نه استصوابي هستند و نه استطلاعي و اگر از سوي آمران به معروف و ناهيان از منکر مداخله صورت مي پذيرد به هيچ وجه منطبق با نظارت استصوابي نيست .
 +
 +
نظارت اجتماعي .١٢٤تعاريف گوناگوني براي نظارت اجتماعي از سوي جامعه شناسان ارائه شده است . به اعتقاد برخي «نظارت اجتماعي محموعه اي از مجازاتها (رسمي و غير رسمي ) است که از طرف جامعه ( اعم از افراد، گروهها، و سازمانها) بر رفتار نابهنجار و کجروانه فرد اعمال شده تا وي را وادار نمايد که در قالب هنجارها عمل نمايد.»١٢٥اين پرسش وجود دارد که آيا نظارت اجتماعي همان امر به معروفن ونهي از منکر است يا چيزي متفاوت از آن است . در تعريف «امر به معروف و نهي از منکر» گفتيم که عبارت است از «واداشتن مردم به هر فعل يا بازداشتن آنان از هر فعلي که در شرع يا قوانين و مقررات تاييد شده از سوي شرع،مورد امر قرارگرفته يا از آن منع شده باشد». اينک اگر بخواهيم ميان اين دو اصطلاح که يکي در جامعه شناسي و ديگري در فرهنگ ديني به کارمي رود مقايسه کنيم قبل از هرچيز به اين نکته بايد توجه کرد که معروف و منکر يعني خوبي ها و بديها (ارزشها)و امر و نهي نسبت به آنها (بايدها و نبايدها، هنجارها)، ناظر به مواردي است که از سوي شرع مورد تاکيد قرارگرفته و يا از سوي شرع تاييد شده اند. حال اگر فرض کنيم که در جامعه اي هنجارهاي ديني ، توسط مردم مورد پذيرش قرارنگيرند، اين هنجارها، هنجار اجتماعي محسوب نمي شوند. « از طرف ديگر اگر يک امر زشت (منکر) د ر يک جامعه رواج يابد هنجار اجتماعي تلقي ميشود ولي هنجار ديني (معروف ) نيست . محرمات شرعي و
 +
 +
124. SocialContral
 +
 +
١٢٥محمد رضا طالبان، جزوه مطالعه تطبيقي در خصوص امر به معروف و نهي از منکر و نظارت اجتماعي ، ص
 +
 +
.38
 +
 +
 +
ديني ، چارچوبي است که حدود پسند هنجارهاي اجتماعي را از طرف دين تعيين مي کند»١٢٦. حال اگر يک جامعه ديني را در نظر بگيريم در اين جا «نهي از منکر فرايندي است که طي آن جامعه يا گروه يا افراد متدين با رفتارهاي نابهنجار و کجروانه مقابله کرده و تلاش مي کنند از اين نابخنجاريها جلوگيري نموه و آنها را در قالب هنجارهي ديني سوق دهند. بدين ترتيب معناي مفهومي «نهي از منکر» در يک جامعه ديني و اسلامي همان «نظارت اجتماعي » در معناي جامعه شناسي است . به عبارت ديگر نهي از منکر نام ديني مفهوم «نظارت اجتماعي » است .»بدين ترتيب نسبت ميان «امر به معروف و نهي از منکر» با «نظارت اجتماعي » نسبت عموم و خصوص مطلق است زيرا همه جوامع (ديني و غير ديني ) داراي نظارت اجتماعي اند ولي تنها برخي از جوامع اند که مي توان نطارت اجتماعي موجود در آنها را امر به معروف و نهي از منکر ناميد.
 +
 +
اگر بخواهيم اين دو اصطلاح در زمينه کارکردشان مقايسه کنيم ، با تفاوت شايان توجهي روبرو مي شويم . تصور کنيد رفتاري را که في نفسه بسيار پسنديده و نيکوست ولي مغاير با هنجارهاي يک جامعه است ، چنين جامعه اي، چنين رفتاري را کجروي به حساب مي آورد و نظارت اجتماعي به مقابله با آن برمي خيزد. «در واقع انحراف يا کجروي به عنوان تخلف از هنجارهاي يک گروه يا جامعه تعريف مي شود. اين معنا از انحراف داري بار خنثي بوده و به دور از ارزش داوري است .
 +
 +
ولي اگر از نگاه ديني و ارزشي به جوامع نظر بيفکنيم د ربرخي از جوامع که بر آنها ارزشها و هنجارهاي نادرستي حاکم اند هنجارشکني يک عامل مثبت و لازم است . در چنين جوامعي مقاومت در برابر فرهنگ جامعه و تبعيت نکردن از هنجارهاي آن و پذيرش ارزشها و هنجارهاي ديني و انساني ، خود حقيقت جويي محض است هرچند که کجروي اجتماعي و انحراف اجتماعي ناميده مي شود»١٢٨. اساسا فلسفه بعثت پيامبران الاهي ، مبارزه با همين زشتي ها و کژيها بوده است هرچند که در عرف جوامع به عنوان هنجارها اجتماعي درآمده باشند.
 +
 +
٥. امر به معروف و نهي از منکر و نصيحت .پيشتر در بررسي واژه ها اشاره کرديم که به رغم برخي از مشابهتها «نصيحت » مساوي با «امر به معروف و نهي از منکر» نيست .
 +
 +
٦. امر به معروف و نهي از منکر و نقد و انتقاد.«نقد» خلاف «نسيه » است١٢٩. اين واژه هم در لغت و هم در اصطلاح فقهي و حقوقي ، در معناي «پول» به کار رفته است . نقدکردن در اين کاربرد به معناي تبديل کردن چک، حواله ، برات يا سفته به پول نقد ويا به معناي دريافت مطالبات و يا به
 +
 +
١٢٦همان، ص ٥٧.
 +
 +
١٢٧همان .
 +
 +
١٢٨همان، ص ٦٦.
 +
 +
١٢٩ر.ک: ابن منظور، لسان العرب، ذيل واژه نقد.
 +
 +
 +
معناي فروش سهام و اوراق بهادار يا دارايي به پول مي باشد. «نقدين » به درهم و دينار يا نقره و
 +
 +
130
 +
 +
طلا اطلاق مي شود.
 +
 +
کاربرد اين واژه در باب افتعال (انتقاد) به معناي جداسازي و تميز دادن چيز صحيح از ناصحيح است . نقدت الدراهم و انتقدتها إذا أخرجت منها الزيف . يعني درهم هاي تقلبي را از ميان پولها جدا
 +
 +
131
 +
 +
کردم.
 +
 +
انتقد الشعر علي قائله : لغزش شعر را بر شاعر آشکار کرد؛ انتقد الکلام: عيوب و محاسن سخن را آشکار کرد؛
 +
 +
132
 +
 +
انتقد الدراهم : درمهاي تقلبي را از ميان پولها جدا کرد.
 +
 +
با توجه به مفهوم لغوي مي توان نقد و انتقاد را در کاربرد رايج آن، به معناي ارزيابي منطقي يک چيز دانست . از آن جا که هدف اصلي از انتقاد تمييز سره از ناسره و درست از نادرست است و بيان نقاط قوت و ضعف است ، بي طرفي و بي غرضي عنصر مهمي است که در هر نقد و انتقادي همواره بايد مورد توجه قرار گيرد. بر اين اساس تقسيم انتقاد به سازنده و غير سازنده يا تخريبي تقسيم درستي به نظر نمي رسد زيرا انتقاد اساسا بايد سالم و سازنده باشد و اگر غير از اين باشد نمي توان نام آن را انتقاد ناميد. با توجه به آنچه گفته شد در مقايسه «امر به معروف و انتقاد» مي
 +
 +
توان چنين نتيجه گرفت که :
 +
 +
اولا.گرچه هردو سازنده، آگاهي دهنده، و بيانگر مشارکت مردم در مسائل اجتماعي اند اما نمي توان آنها را مشابه هم دانست . در نقد و انتقاد، مورد نقد، به طور معمول زير ذرهبين قرار مي گيرد در حالي که در امر به معروف و نهي از منکر ما مجاز نيستيم گفتار و رفتار مردم را زير نظر داشته باشيم . هدف اصلي از امر به معروف و نهي از منکر اصلاح فرد و جامعه است در حالي که در انتقاد ضرورتا چنين هدفي وجود ندارد. بدين ترتيب به رغم وجود تشابه در آثار، اين دو، هم در شيوه و هم در هدف با يکديگر متفاوت اند.
 +
 +
ثانيا.نقد يک «نظريه » يا «عمل و رويه »، با هدف يافتن نقاط قوت و ضعف و ارائه آن ، هميشه مساوي با امر به معروف و نهي از منکر نيست . شما چه بسا مطالب يک کتاب يا سخنان گوينده اي را که سالها از دنيا رفته است نقد کنيد. آيا در اين صورت، نويسنده يا گوينده را امر به معروف و نهي از منکر کرده ايد؟ مسلما خير؛ زيرا هدف اصلاحي در مورد فردي که زنده نيست ، وجود
 +
 +
١٣٠ر.ک: جعفري لنگرودي ، مبسوط در ترمينولوژي حقوق، ج٥، ص ٣٦٦٤.
 +
 +
١٣١ابن منظور، همان .
 +
 +
١٣٢فرهنگ ابجدي عربي–فارسي، ذيل واژه نقد.
 +
 +
 +
ندارد؛ در همين مورد اگر به فرد ديگري به گوييم اين کتاب به اين دليل انحرافي است و نبايد آن را خواند، مي تواند از مصاديق نهي از منکر به شمار آيد در صورتي که هدف، هدايت خواننده باشد.
 +
 +
آري گسترش روحيه نقادي از يک سو و انتقادپذيري از سوي ديگر در جامعه ، عامل مهمي براي انجام فريضه امر به معروف و نهي از منکر به شمار مي آيد. کساني که روحيه نقادي دارند به طور معمول، شجاعت بيشتري در اقدام به امر و نهي خواهند داشت . کساني هم که روحيه انتقادپذيري داشته باشند، پذيرش امر و نهي در ميانشان بيشتر از ديگران وجود دارد.
 +
 +
اين سخنان امير مومنان علي عليه السلام را مي توان از نمونه هاي تشويق آن حضرت به نقد
 +
 +
عملکرد زمامداران دانست :
 +
 +
«مرا با سخنان زيباي خود مستاييد... با من چنانکه با پادشاهان سرکش سخن گفته مي شود، حرف نزنيد، و آن گونه که از آدمهاي خشمگين کناره گيري مي شود، دوري نجوييد، و با ظاهر سازي با من رفتار نکنيد، و گمان مبريد اگر سخن حقي به من زده شود بر من گران آيد، يا در پي بزرگ نشان دادن خويش باشم ، زيرا کسي که شنيدن حق ، يا عرضه شدن عدالت بر او گران باشد، عمل کردن به آن، برايش دشوارتر خواهد بود. پس ، از گفتن حق ، يا مشورت در عدالت خودداري نکنيد، زيرا خود را برتر از آن که اشتباه کنم و از آن ايمن باشم نميدانم ، مگر آن که خداوند مرا حفظ فرمايد.133
 +
 +
٧. امر به معروف و نهي از منکر و قضاوت و اجراي حدود.مروري بر ترتيب و تنظيم ابواب فقهي و نيز تامل در استدلال برخي از فقها روشن مي سازد که گويا در نظر آنان اجراي حدود الاهي ، به عنوان يکي از مصاديق نهي از منکر دانسته شده است . شيخ طوسي پذيرش و تصدي منصب قضاوت از سوي فرد واجد شرايط را از آن جهت لازم مي شمارد که واجب کفايي و از مصاديق امر به معروف و نهي از منکر مي باشد١٣٤. به اعتقاد علامه حلي اگر در زماني تنها يک نفر واجد شرايط قضاوت باشد و امام [حاکم اسلامي ] او را نشناسد لازم است وي خود را به امام معرفي کند زيرا قضاوت از باب امر به معروف واجب مي باشد١٣٥. شهيد اول پس از آنکه مي گويد
 +
 +
١٣٣فلا تثنوا علي بجميل ثناء...فلا تکلموني بما تکلم به الجبابرة... (نهج البلاغه ، خطبه ٢٠٧)
 +
 +
١٣٤لأن القضاء من فرائض الکفايات ...و لأنه من الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر.(طوسي ، المبسوط في فقه الإمامية ، ج٨، ص ٨٤ و نيز ر.ک: طوسي ، النهاية في مجرد الفقه و الفتاوي، ص٣٠٠ )
 +
 +
١٣٥حلي ، قواعد الأحکام في معرفة الحلال و الحرام، ج٣، ص٤٢١
 +
 +
 +
واجب است فرد خودش را براي پست قضاوت به امام معرفي کند، دليل اين وجوب را اين مي داند
 +
 +
136
 +
 +
که قضاوت از از بزرگترين مصاديق امر به معروف است .
 +
 +
برخي از فقيهاي متقدم که بحث اقامه حدود را ذيل باب امر به معروف آورده اند عبارتند از شيخ مفيد١٣٧، سلار ديلمي١٣٨، ابن ادريس١٣٩و شيخ طوسي١٤٠. چنين ترتيبي منطقي به نظرمي رسد زيرا حدود الاهي برکساني جاري مي شود که مرتکب منکرات بزرگ مي شوند؛ منکراتي که در شرع مجازات آنها روشن شده است . يک راه جلوگيري از اين گونه منکرات و مبارزه با آنها اقامه حدود الاهي است . فقهاي متاخر از اين ترتيب پيروي نکرده و بحث«قضاء و حدود» را به صورت مستقل مطرح کرده اند؛ دليل اين امر را مي توان توسعه روز افزون مباحث و گستردگي مسائل و فروعات فقهي از يک سو و مظلوميت و مهجوريت فريضه امر به معروف از سوي ديگر دانست و گرنه نظم منطقي ايجاب مي کرد که همان ترتيب فقهاي سلف حفظ شود.
 +
 +
٨. امر به معروف و نهي از منکر و جهاد.اگر بخواهيم نسبت ميان امر به معروف و جهاد را
 +
 +
بررسي کنيم در اين زمينه سه رويکرد در ميان فقها وجود داشته است :
 +
 +
رويکرد اول:طرح مباحث امر به معروف و جهاد، جداي از يکديگر و در دو کتاب يا باب مستقل . فقهايي که چنين دسته بندي داشته اند عبارتند از شيخ صدوق١٤١، شيخ طوسي در «الاقتصاد
 +
 +
١٣٦لأنه من أعظم أبواب الأمر بالمعروف.(عاملي ، الدروس الشرعية في فقه الإمامية ، ج٢، ص٦٧)
 +
 +
١٣٧مفيد، المقنعة ، ص٨٠٩
 +
 +
١٣٨سلار، المراسم العلوية و الأحکام النبوية ، ص٢٦٠
 +
 +
١٣٩ابن ادريس ، السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي، ج٢، ص ٢٢
 +
 +
١٤٠طوسي ، النهاية في مجرد الفقه و الفتاوي، ص٣٠٠
 +
 +
١٤١متوفي ٣٨١ قمري،امر به معروف را در باب هفتم و جهاد را در باب هشتم از ابواب اعتقادات آورده است .
 +
 +
(رک: الهداية في الأصول و الفروع، ج١، ص ٥٧-٥٨).
 +
 +
 +
الهادي إلي طريق الرشاد»١٤٢، ابن براج١٤٣، محقق حلي در «شرايع »١٤٤، شهيد اول١٤٥، فاضل مقداد ،
 +
 +
146
 +
 +
مقدس اردبيلي١٤٧، صاحب جواهر و همه کساني که شرح شرايع نوشته اند١٤٨و آيت الله خويي .
 +
 +
149رويکرد دوم:طرح مباحث امر به معروف، به عنوان زير مجموعه کتاب جهاد. فقهايي که چنين دسته بندي داشته اند عبارتند از شيخ طوسي در کتابهاي «الجمل و العقود في العبادات »١٥٠و «النهايه في مجرد الفقه و الفتاوي »١٥١، ابن ادريس حلي١٥٢، ابن حمزه١٥٣، قطب الدين راوندي١٥٤، محقق حلي در المختصر النافع١٥٥و علامه حلي در بسياري از کتابهايش .
 +
 +
156
 +
 +
١٤٢متوفي ٤٦٠ قمري، امر به معروف را در بخش مربوط به اصول اعتقادي و جهاد را در بخش مربوط به عبادات شرعي ذکرکرده است . (الاقتصاد الهادي إلي طريق الرشاد، ص١٤٧ و٣١٢ به نقل از نرم افزار «جامع فقه اهل بيت »).
 +
 +
١٤٣متوفي ٤٨١ قمري.ر.ک: المهذب، ج١، «کتاب الجهاد» ص٢٩٣ و «کتاب الأمر بالمعروف... »، ص٣٤١
 +
 +
١٤٤متوفي ٦٧٦ قمري، ر.ک: شرائع الإسلام ، ج١، ص٢٧٩ و ٣١١.
 +
 +
١٤٥متوفي ٧٨٦ قمري، ر.ک: الدروس الشرعية ، ج٢، کتاب الجهاد ص ٣٠ و کتاب الحسبة (شرائط الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر) ص ٤٨.
 +
 +
١٤٦متوفي ٨٢٦ قمري، ر.ک: «کنز العرفان» کتاب الجهاد، ج١، ص ٣٤١ و کتاب الأمر بالمعروف، ص٤٠٥.
 +
 +
١٤٧متوفي ٩٩٣ قمري، ر.ک: زبدة البيان، کتاب الجهاد، ص٣٠٢ و کتاب الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر، ص٣٢٢.
 +
 +
١٤٨متوفي ١٢٦٦، ر.ک: جواهر الکلام ،٢١، ص٤ و ٣٥٣.
 +
 +
١٤٩ر.ک: منهاج الصالحين ، کتاب الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر،ج١، ص٣٥١ و کتاب الجهاد، ص٣٦٠.
 +
 +
١٥٠ر.ک: کتاب الجهاد، ص ١٥٤، فصل في ذکر الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر، ص ١٦١، به نقل ازنرم افزار «جامع فقه اهل بيت ».
 +
 +
١٥١ر.ک: کتاب الجهاد و سيرة الإمام، ص٢٩٠، باب الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر و من له اقامة الحدود و القضاء، ص٣٠٠.
 +
 +
١٥٢متوفي ٥٩٨ قمري، ر.ک: «السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي»، کتاب الجهاد و سيرة الإمام، ج٢، ص٤، باب الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر و من له إقامة الحدود و القضاء...ص ٢٢.
 +
 +
١٥٣متوفي ٥٦٦ قمري، ر.ک: الوسيلة إلي نيل الفضيلة ، کتاب الجهاد، ص ١٩٩، فصل في بيان الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر، ص ٢٠٧.
 +
 +
١٥٤متوفي ٥٧٣ قمري، ر.ک: فقه القرآن، کتاب الجهاد، ج١، ص٣٢٩، باب ذکر الأمر بالمعروف ...، ص٣٥٧.
 +
 +
١٥٥ر.ک: المختصر النافع في فقه الإمامية ، کتاب الجهاد، ج١، ص١١٠، النظر الثالث في التوابع و هي أربعة :...الرابع الأمر بالمعروف ....
 +
 +
١٥٦متوفي ٧٢٦ قمري، ر.ک «إرشاد الأذهان إلي أحکام الإيمان »، کتاب الجهاد و مقاصده خمسة ج١، ص ٣٤٢، المقصد الخامس في الأمر بالمعروف ...، ص٣٥٣؛ «تحرير الأحکام الشرعية علي مذهب الإمامية » کتاب الجهاد، ج١، ص ١٣٣، الفصل التاسع في الأمر بالمعروف ...، ص١٥٨ به نقل از نرم افزار جامع فقه اهل بيت ؛ «تذکرة الفقهاء»
 +
 +
 +
رويکرد سوم:طرح مباحث جهاد به عنوان زير مجموعه کتاب امر به معروف. فقهايي که چنين دسته بندي داشته اند عبارتند از شيخ مفيد١٥٧، سلار ديلمي١٥٨و امام خميني .
 +
 +
159
 +
 +
بررسي رويکردها:همان گونه که ملاحظه مي شود به ترتيب در ميان فقها گرايش به رويکرد اول بيشتر از دو رويکرد ديگر و گرايش به رويکرد دوم بيشتر از رويکرد سوم بوده است . اين که بسياري از فقهاي متقدم و متاخر مباحث امر به معروف و نهي از منکر و مباحث جهاد و دفاع را در دو کتاب مستقل ذکرکرده اند، قابل درک مي باشد زيرا اولا در ظاهر رابطه مستقيم ميان اين دو وجود ندارد، و ثانيا شيعيان در تقسيم بندي رايج فروع دين نيز هر يک از جهاد و امر به معروف را به طور مستقل مورد توجه قرارداده اند.
 +
 +
رويکرد سوم نيز پذيرفتني است زيرا به همان دليل که فقيهان، کتاب القضا و کتاب الحدود را زير مجموعه امر به معروف دانسته اند و اجراي قضاي اسلامي و حدود الاهي ، در حقيقت چيزي جز عمل به وظيفه امربه معروف و نهي از منکر نيست ، جهاد و دفاع در اسلام نيز همين گونه است ؛ آيا فلسفه جهاد يا دفاع غير از آن است که اسلام ميخواهد معروف اقامه گردد و سردمداران کفر و نفاق که مرتکب بزرگترين منکرات مي شوند نابودگردند. هرجا دفاع يا جهادي در اسلام وجود داشته برهمين پايه استوار بوده است . به عبارت ديگر امر به معروف و نهي از منکر از نظر اهميت داراي مراتبي است که در برخي از اين مراتب ، بر امر به معروف يا نهي از منکر، عنوان ديگري نيز صدق مي کند که عنوان جهاد يا دفاع مي باشد. اگر قدري تامل کنيم ، اين رويکرد که جهاد را ذيل امر به معروف قرارداده است ، هرچند طرفداران بسيار کمي در مقايسه با رويکرد اول دارد از آن منطقي ترو دقيق تر مي باشد. مجلسي دوم همين نکته را در توضيح روايتي که جهاد را به چهار شعبه تقسيم کرده و فرموده است : «و الجهاد علي أربع شعب : علي الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر و الصدق في المواطن و شن̂Hن الفاسقين »متذکر مي شود. ظاهر روايت گرچه نشانگر آن است که امر به معروف يکي از اقسام جهاد مي باشد ولي برداشت «مجلسي » به گونه ديگري است . به نظر وي
 +
 +
کتاب الجهادو فيه فصول ، ج٩، ص٧، الفصل السابع : في الأمر بالمعروف ...، ص ٤٣٨؛ «قواعد الأحکام في معرفة الحلال و الحرام» کتاب الجهاد و فيه مقاصد، ج١، ص٤٧٨، المقصد الخامس في الأمر بالمعروف ...، ص ٥٢٥ و
 +
 +
«مختلف الشيعة في أحکام الشريعة ،» کتاب الجهاد و فيه فصول، ج٤، ص ٣٨٣، الفصل الثامن في الأمر بالمعروف ...، ص ٤٥٧.
 +
 +
١٥٧ر.ک: «المقنعة » کتاب الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر و إقامة الحدود، ص ٨٠٨ و باب الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر و إقامة الحدود و الجهاد في الدين ، ص ٨٠٩.
 +
 +
١٥٨ر.ک: «المراسم العلوية و الأحکام النبوية » باب ذکر الأمر بالمعروف... و إقامة الحدود، و الجهاد، ص٢٦٠.
 +
 +
١٥٩ر.ک: «تحرير الوسيلة » کتاب الأمر بالمعروف ...، ج١، ص ٤٦٣، فصل في الدفاع، ص٤٨٦.
 +
 +
 +
مقصود امير مومنان از شعبه هاي جهاد، يا اسباب جهاد و يا انواع مخفي آن است . «ذکر اين موارد از سوي حضرت بدان جهت است که کسي تصورنکند که جهاد منحصر در جهاد با شمشير مي
 +
 +
باشد زيرا جهاد با شمشير يکي از افراد امر به معروف ونهي از منکر مي باشد...جهاد سه قسم است : جهاد با دشمن ظاهر، جهاد باشيطان و جهاد با نفس ...»١٦٠با توجه به آنچه ذکر شد، روشن مي گردد که امر به معروف طيف وسيعي از امور را شامل مي شود؛ از تعليم جاهل گرفته تا قضاوت و اجراي حدود و تا جهاد در راه خدا.
 +
 +
آنچه عجيب به نظر مي رسد تمايل برخي از فقيهان به رويکرد دوم مي باشد؛ به چه دليل امر به معروف زير مجموعه جهاد قرارگرفته است ؟ مي دانيم جهاد، تنها و تنها بر برخي از مصاديق امر به معروف و نهي از منکر قابل انطباق است ؛ همين فقيهان، هنگامي که از مراتب و مراحل امر به معروف سخن مي گويند مرتبه قلبي ، زباني و عملي را يادآور مي شوند. در دو مرحله قلبي و زباني اساسا جهاد مصطلح ، معنا ندارد. در مرحله عملي نيز که خود داراي مراتبي است ، جهاد در مرتبه اعلاي آن قرارمي گيرد. بدين ترتيب به نظر مي رسد در ميان رويکردهاي سه گانه ، آنچه قابل قبول تر است رويکرد سوم و در مرحله پس از آن رويکرد اول مي باشد و رويکرد دوم پذيرفتني نيست . و همين جا است که دقت نظر فقيهاني چون شيخ مفيد از ميان متقدمين و امام خميني از ميان متاخرين را بايد ستود. دسته بندي امام خميني هر چند با دسته بندي مشهور همسويي ندارد اما منطقي تر است . به اين نکته نيز لازم است توجه شود که گويا فقها نوعا در تلقي خود از اصطلاح امر به معروف، امر و نهي نسبت به معروف و منکرهاي رايج و متداول را مد نظر قرارداده اند، و به همين جهت اموري چون تعليم جاهلان يا جهاد با کافران از اين اصطلاح خارج شده است بويژه وقتي مي بينيم شرط وجوب آن را عدم مفسده و نبود ضرر جاني يا مالي دانسته اند در حالي که جهاد همواره با خطر جاني مواجه است . در اين صورت مي توان اين نظر را تاييد کرد که
 +
 +
«امر به معروف و نهي از منکر دو نوع کاربرد دارد، يک اصطلاح خاص که همان است که در رساله ها مطرح ميشود. اين اصطلاح شامل جهاد نميشود. چون جهادي که در آن خوف ضرر نباشد نداريم . پس نوعي از امر به معروف که مصداق آن جهاد است ، در جايي است که نه تنها احتمال، بلکه اطمينان، و گاهي يقين به ضرر نيز هست ، يقين به کشته شدن هم هست ؛ ... بنا براين ،
 +
 +
١٦٠« ذکرها لئلا يتوهم أنه منحصر في الجهاد بالسيف مع أنه أحد أفراد الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر... و الجهاد ثلاثة أضرب: مجاهدة العدو الظاهر و مجاهدة الشيطان و مجاهدة النفس ...(مجلسي ، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج٧، ص٣٢٠- ٣٢١)
 +
 +
 +
امر به معروف، اصطلاحي دارد که متعارف است و ما آن را ميشناسيم و مربوط به امور عادي است ؛ در جامعه اي که ارزشهاي اسلامي بر آن حاکم است ، حکومت اسلامي مقتدر و مبسوط اليد است ...در چنين جامعه اي اسلامي، با اين شرايط ، امر به معروف و نهي از منکر همان امر به معروف و نهي از منکر عادي است ، شرايط آن هم همان است . اما مراتبي از امر به معروف وجود دارد که اين گونه نيست . امام-قده-... به اين معني تصريح کرد که ، در بعضي از مصاديق امر به معروف و نهي از منکر تقيه جايز نيست ولو بلغ ما بلغ ، در اين موارد کار به هر جا برسد بايد امر به معروف را انجام داد، ولو صدها هزار نفر کشته شوند. ...اگر در موردي سيدالشهداء (عليه السلام) ميفرمايد «أريد أن آمر بالمعروف و أنهي عن المنکر»،٣فقط معناي خاص و محدودي را که در ذهن ما است و يکي از شرايط آن عدم احتمال ضرر است اراده نميکند، بلکه معناي عام امر
 +
 +
161
 +
 +
به معروف و نهي از منکر را اراده ميکند. »
 +
 +
نتيجه گيري:اصطلاح امر به معروف و نهي از منکر از نظر فقهي ، دو معناي عام و خاص دارد: الف . معناي عام امر به معروف: «هر گونه تلاش به منظور اثر گذاري در ديگران تا آنان متوجه يا مشتاق يا وادار به انجام کار واجب شده يا از کار حرام باز داشته شوند. اين تلاش ممکن است طيف وسيعي از امور را شامل شود؛ از آموزش فرد يا افراد در مورد واجبات و محرمات، يا امر و نهي قلبي ، زباني و عملي آنها نسبت به واجبات و محرمات گرفته تا قضاوت و اجراي حدود و تا
 +
 +
162
 +
 +
جهاد در راه خدا»
 +
 +
ب. معناي خاص امر به معروف:«واداشتن مردم به هر فعل يا بازداشتن آنان از هر فعلي که در شرع يا قوانين و مقررات تاييد شده از سوي شرع،مورد امر قرارگرفته يا از آن منع شده باشد».
 +
 +
با توجه به محورهاي سه گانه امر و نهي در اصل هشتم قانون اساسي (مردم نسبت به مردم، مردم نسبت به دولت و دولت نسبت به مردم) و با توجه به نگرش فقهي - حقوقي اين کتاب، مي توان گفت که به استثناي مساله جهاد١٦٣، هريک از دو قلمرو عام و خاص، مي تواند مبناي عمل قرارگيرد زيرا مهم اين است که معروف تحقق پيداکند و منکر از جامعه رخت بربندد؛ بدين ترتيب
 +
 +
١٦١مصباح يزدي، آذرخشي ديگر از آسمان کربلا، ص ١٦٦-١٦٧. «پس امر به معروف و نهي از منکر دو اصطلاح دارد، يک اصطلاح خاص که در رساله ها مينويسند و مسأله گوها ميگويند و براي شرايط و احکام عادي است .
 +
 +
اما شرايطي استثنايي و حاد نسبت به ... امور مهم وجود دارد که در آن موارد ديگر امر به معروف و نهي از منکر اين شرايط را ندارد. (همان، ص ١٧٠)».
 +
 +
١٦٢برگرفته از تعريف آيه الله مصباح با اندکي تغيير در آذرخشي ديگر از آسمان کربلا ص ١٨١.
 +
 +
١٦٣زيرا بدون شک موضوع اصل هشتم قانون اساسي ، امر و نهيي نيست که شامل جهاد شود.
 +
 +
 +
چگونگي امر و نهي و دايره آن، بستگي به خصوصيت هريک از محورهاي فوق خواهد داشت . چه بسا در برخي از محورها موردي براي مفهوم عام وجود نداشته باشد. به عنوان مثال آيا مي توان تصور کرد که مردم نسبت به دولت امر به معروف تعليمي داشته باشند؟.
 +
 +
ر دوم:
 +
 +
________________________________________
 +
 +
يکم . مبناي شرعي
 +
 +
براي وجوب امر به معروف و نهي از منکر از نظر شرعي مستندات فراواني وجود دارد:
 +
 +
الف . آيات.در اين جا فقط به چند نمونه از آنها اشاره مي کنيم :
 +
 +
١.کنتم خير أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون بالله و لو آمن أهل الکتاب لکان خيرا لهم منهم المؤمنون و أکثرهم الفاسقون١٦٤(شما بهترين امتي هستيد که براي مردم پديدار شدهايد: به کار پسنديده فرمان ميدهيد، و از کار ناپسند بازميداريد، و به خدا ايمان داريد).
 +
 +
٢.و المؤمنون و المؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و يقيمون الصلاة و يؤتون الزکاة و يطيعون الله و رسوله١٦٥(و مردان و زنان با ايمان، دوستان يکديگرند، که به کارهاي پسنديده وا ميدارند، و از کارهاي ناپسند باز ميدارند، و نماز را بر پا ميکنند و زکات ميدهند، و از خدا و پيامبرش فرمان ميبرند).
 +
 +
١٦٤آل عمران: ١١٠
 +
 +
١٦٥توبه :٧١
 +
 +
 +
٣.الذين إن مکناهم في الأرض أقاموا الصلاة و آتوا الزکاة و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الأمور١٦٦(همان کساني که چون در زمين به آنان توانايي دهيم ، نماز برپا ميدارند و زکات ميدهند و به کارهاي پسنديده واميدارند، و از کارهاي ناپسند باز ميدارند، وفرجام همه کارها از آن خداست ).
 +
 +
٤.و لتکن منکم أمة يدعون إلي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و أولئک هم المفلحون١٦٧(و بايد از ميان شما، گروهي، [مردم را] به نيکي دعوت کنند و به کار شايسته وادارند و از زشتي بازدارند، و آنان همان رستگارانند).
 +
 +
ب. روايات .کثرت روايات ناظر به امر به معروف و نهي از منکر، حقيقتا حيرت انگيز است . شيخ حر عاملي، در «کتاب الامر بالمعروف و النهي عن المنکر» نزديک به ٤٠٠ روايت را در بيش از ٣٠ باب، جمع آوري کرده است . اين مجموعه ، روايات مربوط به بحث مي باشند و گرنه مجموع روايات در کتاب امر به معروف و نهي از منکر نزديک به ٨٠٠ روايت است .١٦٨در اين جا تنها به
 +
 +
سه نمونه اشاره مي کنيم :
 +
 +
١. امام باقر (ع):امر به معروف و نهي از منکر راه پيامبران و سيره صالحان است ؛ واجبي است بزرگ که در سايه آن واجبات ديگر برپا، راهها امن ، درآمدها حلال، مظالم مسترد و زمين آباد مي شود؛ انتقام از دشمنان و سامان يافتن امور بواسطه امر به معروف و نهي از منکر ميسر خواهد
 +
 +
169بود.
 +
 +
٢. امام باقر و امام صادق (ع): واي بر مردمي که در مورد امر به معروفو نهي از منکر مطيع
 +
 +
170
 +
 +
خداوند نيستند.
 +
 +
٣. علي (ع): ...و تمام کارهاي نيکو، و جهاد در راه خدا، در مقايسه با امر به معروف و نهي از منکر، چون دميدني است به درياي پر موج پهناور....و از همه اينها برتر، سخن حق در پيش روي
 +
 +
171
 +
 +
حاکمي ستمکار است .
 +
 +
١٦٦حج :٤١
 +
 +
١٦٧آل عمران: ١٠٤
 +
 +
١٦٨حر عاملي ، وسائل الشيعة ، کتاب الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر و ما يلحق به
 +
 +
١٦٩ان الامر بالمعروف و النهي عن المنکر سبيل الانبياء و منهاج الصلحاء، فريضة عظيمة ، بها تقام الفرائض و تأمن المذاهب و تحل المکاسب و ترد المظالم و تعمر الارض و ينتصف من الاعداء و يستقيم الامر ...
 +
 +
١٧٠عن أبي جعفر و أبي عبد الله ع قال: ويل لقوم لا يدينون الله بالأمر بالمعروف و النهي عن المنکر (کليني ، الکافي ج٥ ص٥٧، طوسي ، تهذيب الأحکام ج٦ ص١٧٦).
 +
 +
١٧١و ما أعمال البر کلها و الجهاد في سبيل الله - عند الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر- إلا کنفثة في بحر لجي...
 +
 +
و أفضل من ذلک کله کلمة عدل عند إمام جائر(نهج البلاغه ، کلمه قصار٣٧٤).
 +
 +
 +
با مروري بر چهار آيه فوق در مي يابيم که دو آيه اول مربوط به انجام فريضه امر به معروف و نهي از منکر به عنوان تکليفي عمومي و دو آيه ديگر مربوط به انجام آن از سوي کساني است که به صورت سازماندهي شده و با ماموريت مشخص ، چنين واجبي را در دستور کار خود قرار مي دهند.
 +
 +
در اين جا در صدد بررسي مفاد آيات و روايات و نيز سند روايات مورد اشاره نيستيم ؛ زيرا اصل وجوب امر به معروف بلکه تلقي اين دو واجب به عنوان يکي از ضروريات اسلام١٧٢، از مسلمات مي باشد به گونه اي که هيچ فقيهي در آن ترديدي نکرده است و در اين رابطه اجماع وجود دارد.
 +
 +
١٧٣از سوي ديگر، کثرت روايات به حدي است که ضعف سندي برخي از آنها خدشه اي به صحت مجموع نخواهد زد .١٧٤
 +
 +
دوم. مبناي عقلي
 +
 +
از ديرباز اين پرسش ميان فقيهان و متکلمان وجود داشته است که آيا وجوب امر به معروف و نهي
 +
 +
از منکر، عقلي است يا شرعي (سمعي ). در اين رابطه ديدگاههاي متفاوتي مطرح شده است :
 +
 +
برخي از عالمان نامدار شيعه مانند شيخ طوسي، فاضل مقداد و شهيد ثاني ، وجوب امر و نهي را عقلي دانسته اند. در اين نگرش محور اصلي حکم عقل است و آنچه در آيات و روايات آمده است را بايد به عنوان مؤيد حکم عقل به شمارآورد. جمع بيشتري از دانشمندان شيعي مانند سيد مرتضي، محقق حلي، صلاحالدين حلبي، خواجه نصيرالدين طوسي، محقق کرکي، علامه حلي و فخر المحققين ، وجوب امر و نهي را سمعي دانسته و معتقدند اين دو فريضه از جانب شرع واجب شدهاند نه عقل . منکران وجوب عقلي چون سيد مرتضي اين گونه استدلال کرده اند: اگر اين دو فريضه ، وجوب عقلي داشته باشند لازمه اش اين است که يا هيچ معروفي ترک نشود و هيچ منکري به وقوع نپيوندد و يا بگوييم خداوند در انجام واجب اخلال و کوتاهي کرده است و چون اين لوازم باطل اند، ملزوم که وجوب عقلي باشد نيز باطل خواهد بود.تبيين بطلان ملازمه بدين صورت است : امر به معروف به معناي وادار کردن به کار خوب و حقيقت نهي از منکر، جلوگيري
 +
 +
١٧٢امام خميني : «وجوب امر به معروف و نهي از منکر، از ضروريات دين است ، و هر کس آن را انکار کند و به لازمه انکارش نيز توجه داشته باشد [بدين معنا که بداند لازمه انکارش، انکار نبوت و يا تکذيب خدا و رسول اوست ] وبه آن ملتزم شود، کافر است »(تحرير الوسيلة ، ج١، ص ٤٦٢).
 +
 +
١٧٣الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر واجبان بلا خلاف بقول الأمة ، (الاقتصاد الهادي إلي طريق الرشاد ،ص ١٤٦)، الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر واجبان بلا خلاف بين الأمة . (السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي، ج٢، ص٢١ و نيز ر.ک: شرائع الإسلام، ج١، ص ٣١٠ و مسالک الأفهام، ج٣، ص ١٠٠)، و کيف کان فالأمر بالمعروف الواجب و النهي عن المنکر واجبان إجماعا من المسلمين بقسميه عليه (جواهر الکلام، ج٢١، ص ٣٥٨).
 +
 +
١٧٤جهت اطلاع بيشتر از دلايل وجوب شرعي امر به معروف، ر.ک. فصلنامه حکومت اسلامي ، (سال نهم ، شماره سوم، صص ٦٥-٩٣) دلايل عقلي و نقلي وجوب امر به معروف و نهي از منکر، از آيت الله سيد محسن خرازي .
 +
 +
 +
از آن است ؛ حال اگر اين دو وجوب عقلي داشته باشند بر خداوند نيز واجب خواهند بود چرا که دليل وجوب در مورد خداوند نيز وجود دارد؛ بنا براين وادار کردن مردم به معروف و بازداشتن آنان از منکر بر خداوند نيز واجب است ؛ حال، خداوند يا اين واجب را انجام مي دهد در اين صورت هيچ مکلفي قادر به ترک معروفي يا انجام منکر نخواهد بود و اين همان اجبار مکلفين است و اگر انجام ندهد لازمه اش اين است که چيزي را که بر او واجب بوده ترک کند يعني اخلال به واجب رساند. در عبارات برخي از اين بزرگان، اين نگرش به جمهور متکلمان و فقيهان شيعه
 +
 +
175
 +
 +
نسبت داده شده است .
 +
 +
صاحب جواهر نيز وجوب عقلي را نفي مي کند و معتقد است که اگر ورود شرع به اين مساله را
 +
 +
176
 +
 +
در نظر نگيريم ، عقل مستقلا نمي تواند به وجوب امر به معروف و نهي از منکر حکم کند .
 +
 +
طرفداران وجوب عقلي معمولا به قاعده لطف استناد کرده اند.
 +
 +
پس از آشنايي اجمالي با ديدگاه موافقان و مخالفان به نظر مي رسد که حکم عقل بر وجوب امر به
 +
 +
معروف و نهي از منکر مي تواند بر اساس دلايل زير صور ت پذيرد:
 +
 +
١. قاعده لطف١٧٧.اين قاعده را مي توان به صورت زير تبيين کرد:
 +
 +
يک.امر به معروف و نهي از منکر موجب گسترش نيکي و کاهش بدي در جامعه است و اين هردو باعث مي شود که انسانها به طاعت خداوند نزديک و از معصيت او دور شوند.
 +
 +
دو. امر به آنچه انسانها را به خداوند نزديک و از معصيت وي دور مي کند، از باب لطف بر خداوند واجب است .
 +
 +
١٧٥ر.ک: شيخ طوسي ، الاقتصاد الهادي إلي طريق الرشاد، ص ١٤٧-١٤٦؛ ابن ادريس ، السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي، ج٢، ص٢٢-٢١؛ حلي ، تذکرة الفقهاء، ج٩، ص ٤٤١-٤٤٤ مسألة ٢٦١: اختلف علماؤنا في وجوبهما. فقال بعضهم : إنه عقلي ...و قال بعضهم : إنه سمعي ... أن الأمر بالمعروف هو الحمل علي فعل المعروف، و النهي عن المنکر هو المنع منه ، فلو کانا واجبين بالعقل ، لکانا واجبين علي الله تعالي، لأن کل واجب عقلي فإنه يجب علي کل من حصل فيه وجه الوجوب، و لو وجبا علي الله تعالي، لزم أحد الأمرين . و أما بطلانهما فظاهر. أما الأول: فلأنه يلزم منه الإلجاء. و أما الثاني : فلأنه تعالي حکيم يستحيل منه فعل القبيح و الإخلال بالواجب .
 +
 +
١٧٦« و إن کان الأظهر أن وجوبهما من حيث کونهما کذلک سمعي ...ضرورة عدم وصول العقل إلي قبح ترک الأمر بذلک علي وجه يترتب عليه العقاب بدون ملاحظة الشرع... نعم يمکن دعوي وصوله إلي الرجحان في الجملة لا علي الوجه المزبور، و الأمر سهل بعد ما عرفت من ثبوته بالشرع کتابا و سنة و إجماعا». (نجفي ، جواهر الکلام، ج٢١، ص٣٥٩-٣٥٨)
 +
 +
١٧٧در تعريف لطف گفته اند: چيزي است که مکلف بوسيله آن به انجام طاعت نزديکتر و از ارتکاب معصيت دورتر مي شود به شرط آنکه از وسايل انجام کار نبوده و به حد اجبار نيز نرسد. (طوسي ، کشف المراد، ص ٣٢٤)
 +
 +
 +
نتيجه: امر به معروف و نهي از منکر از باب لطف بر خداوند واجب است . به عبارت ديگر لطف خداوند اقتضا دارد که انسانها را بر انجام معروفها وادارد و از ارتکاب منکرها بازدارد.اشکالي که در اين زمينه مطرح شده اين است که وادار کردن مردم به انجام معروف يا بازداشتن آنان از ارتکاب منکر (مرحله سوم از امر به معروف و نهي از منکر)، به معني سلب اختيار از افراد است و با قاعده لطف سازگار نيست زيرا که لطف نمي تواند همراه با اکراه و اجبار صورت پذيرد.
 +
 +
طرفداران وجوب عقلي اين چنين پاسخ داده اند: «با توجه به اختلاف آمران و ناهيان، واجب نيز مختلف خواهد بود به عنوان مثال بر فرد قادر، هر سه مرحله امر و نهي قلبي ، زباني و يدي واجب است در حالي که در مورد فرد ناتوان فقط امر و نهي قلبي واجب مي باشد؛ اگر اين گونه تفاوت براي ما وجود دارد، تفاوت در نحوه وجوب عقلي ميان ما و خداوند نيز ممکن خواهد بود و در اين جا آن چه بر خداوند واجب است صرفا هشدار و انذار نسبت به مخالفت با معروف ها و منکرها مي باشد نه بيش از آن، چون اگر پاي اجبار به ميان آيد تکليف ، لغو و باطل خواهد بود».١٧٨به ديگر سخن «وجوب امر و نهي برخدا به دليل قاعده لطف بيش از اين نيست که به سبب اين برهان، برديگران واجب کند به امر و نهي برخيزند ...هدف از آفرينش رسيدن آدمي به کمال اختياري انسان است که با اجبار و جبر به دست نمي آيد...از اين روبرخي از مراتب اين کار مانند تحميل بر انجام معروف و منع به معناي بازداشتن مکلف از انجام منکر توسط خدا واقع نشده
 +
 +
١٧٩
 +
 +
«...
 +
 +
صرف نظر از اشکالاتي که در زمينه قاعده لطف مطرح مي باشد١٨٠و قطع نظر از دلايل موافقان و مخالفان، نکته مهمي که مورد غفلت قرارگرفته است فرق ميان بعد فردي و اجتماعي معروف و
 +
 +
١٧٨ر.ک: مختلف الشيعة ، ج٤، ص:٤٥٦-٤٥٧ و الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية ،ج١، ص٢٢٤.
 +
 +
١٧٩خرازي، دلايل عقلي و نقلي وجوب امر به معروف، فصلنامه حکومت اسلامي ، شماره ٣٣، ص ٨٨.
 +
 +
١٨٠از جمله کساني که در زمينه کارايي قاعده لطف ترديد کرده اند مرحوم نراقي است . وي عائده ٦٥ کتاب «عوائد الأيام» خود را به بررسي قاعده لطف اختصاص داده و آن را نقد کرده است . اشکالات مطرح شده از سوي ايشان به طور خلاصه عبارت است از:اولا: گرچه بحثي در وجوب آن چه در عالم واقع ، لطف است وجود ندارد اما چگونه مي توان لطف واقعي مطابق با علم خداوند را فهميد؟ چه راهي براي علم ما به آن وجود دارد؟ و به چه دليل بايد آن چه بر اساس درک و فهم ما لطف است بر خداوند واجب باشد؟ثانيا:مقصود از لطيف بودن خداوند نسبت به بندگانش چه بسا اين باشد که ما هر لطفي را ببينيم از سوي خداوند است نه آنکه هرچه را ما لطف مي پنداريم انجام آن بر خداوند واجب است .ثالثا: فرض کنيم که آن چه را ما لطف مي دانيم بر خداوند واجب باشد، نمي توان وجوب مطلق آن را برخداوند اثبات کرد زيرا تحقق هر چيزي مشروط به وجود مقتضي و عدم مانع مي باشد و اگر مقتضي نباشد يا مانع وجود داشته باشد، اساسا لطفي در کار نخواهد بود و از آن جا که ما نسبت به حقايق امور اشراف و احاطه کاملي نداريم ، آکاهي ما در مورد وجود مقتضي و نبود موانع منتفي است ؛ بدين ترتيب حتي با
 +
 +
 +
منکر مي باشد. آري در جايي که فرد، معروفي مثل نماز را به جا نمي آورد يا منکري چون شرب خمر را مرتکب مي شود، اجبار او به خواندن نماز يا جلوگيري از خوردن شراب از اين جهت که وي را مسلوب الاختيار مي کند با قاعده لطف سازگار نيست زيرا موضوع به شخص او مربوط است . اما همين فرد آنگاه که مرتکب منکراتي شود که مرتبط با ديگران است ، ماهيت امر کاملا دگرگون مي شود زيرا سالم ماندن جامعه و جلوگيري از فضاي آلوده حقي است همگاني . آري خداوند از تبهکاران نيز سلب اختيار نمي کند و آنها مي توانند مرتکب جنايات شوند؛ اما مردم چه طور؟ آيا به حکم عقل مردم مي توانند از اعمال تبهکارانه اين دسته از افراد جلوگيري کنند؟ يا بايد ميدان را براي تاخت و تاز آنان و مسموم کردن فضاي جامعه باز گذاشت ؟. تفاوت ميان سلب آزادي و اختيار از فردي که مي خواهد مرتکب منکري شود که صرفا به خودش مربوط است با سلب آزادي و اختيار از افراد يا مجموعه هاي سازماندهي شده اي که ترويج منکر در جامعه را در دستور کار خود قرار داده اند، کاملا آشکار است . آيا به حکم عقل نبايد در صورت مشاهده تعرض يا تجاوز به يک انسان، با فرد متعرض برخورد نمود؟ ترديدي نيست که امر به معروف و نهي از منکر در چنين صورتي ، بندگان را به طاعت خداوند نزديک و از معصيت او دور مي کند هرچند در خصوص مرتکبان منکرات که مجبور به ترک شده اند قرب به طاعت و بعد ا زمعصيت به معناي واقعي وجود ندارد.
 +
 +
بر اين اساس، سالم سازي محيط اجتماعي و آماده سازي فضاي عمومي جامعه از راه: جلوگيري از عرضه و فروش مواد مخدر و مشروبات الکلي ، داير نمودن مراکز قماربازي ، چاپ و توزيع تصاوير مستهجن يا پخش فيلمهاي غير اخلاقي ،پوششهاي مغاير با عفت عمومي ، اختلاط فساد آور در محيط هاي آموزشي و اداراي، هرزگي ومزاحمت هاي خياباني و مواردي از اين دست ، به مقتضاي قاعده لطف ، بر مردم واجب مي باشد.
 +
 +
از سوي ديگر نبايد تصور نمود که اقدام عملي در امر به معروف و نهي از منکر، مساويبا ضرب و شتم افراد است . در بسياري از موارد نظير فروش مواد مخدر و مشروبات الکلي ، داير نمودن
 +
 +
پذيرش قاعده لطف ، اين قاعده در چنين مواردي بي فايده خواهد بود. به عنوان مثال مي گويند تکليف لطف است و آن را براي پسر در پايان ١٥ سالگي و براي دختر در پايان نه سالگي اثبات مي کنند. چه کسي درک مي کند که اقتضاي لطف در پايان ١٥ سالگي است و حتي نصف روز کمتر از آن مقتضي لطف موجود نمي باشد يا آن که اين نصف روز مانعي براي لطف است و اين که چرا اين مقتضي براي دختر در نه سالگي وجود دارد و...؟رابعا:به چه دليل برخي از مواردي که ترديدي در لطف بودن آن ها نداريم ، در خارج تحقق نيافته اند مانند ظهور امام زمان و تصدي امور از جانب ايشان ...(ر.ک: عوائد الأيام في بيان قواعد الأحکام، ص٧١٠-٧٠٥)
 +
 +
 +
مراکز قماربازي ، چاپ و توزيع تصاوير مستهجن يا پخش فيلمهاي غير اخلاقي ، جلوگيري از اين منکرات نيازي به ضرب و شتم ندارد. اگر دولت نوع پوشش را به هنگام استخدام کارکنان زن و مرد مشخص کند و رعايت آن را در طول خدمت لازم بداند و در اين امر جدي باشد آيا اين کار عملي نمي شود؟. دليل رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي چيست ؟ ترس از جريمه يا ترس از ضرب و شتم متخلفان توسط پليس ؟ امروزه مي توان در برخورد عملي با منکرات، در بسياري از موارد بدون نياز به کمترين برخورد فيزيکي و خشونت آميز از ابزارهاي کارآمدي کمک گرفت که انگيزه انجام منکر را در ميان افراد ناسالم کاهش دهد. محروميت از امتيازات اجتماعي يکي از اين ابزارهاست .
 +
 +
بدين ترتيب امر به معروف و نهي منکر عملي به چند صورت قابل تصور است :
 +
 +
يک .با انجام کار شايستهعملا مردم را به خوبي دعوت کرده و از کارهاي زشت بازداريم ؛
 +
 +
دو.با استفاده از ابزارهاي قانوني و محروميت از برخي حقوق اجتماعي ، انگيزه اقدام کنندگان به منکرات را کاهش دهيم ؛
 +
 +
سه. برخورد عملي در موارد ضرورت و يا عدم کارايي راههاي ديگر. به کارگيري اين راهها به طور طبيعي سبب نزديکي مردم به خدا و دوري آنان از معصيت مي شود و مي تواند از مصاديق لطف شمرده شود.
 +
 +
٢.جلب منفعت و دفع ضرر.بي ترديد منافع فراواني در سايه امر به نيکي ها و نهي از زشتيها هم براي فرد امر و نهي شده و هم براي جامعه وجود دارد به گونه اي که عقل سليم اقدام به آن را ضروري و ترکش را ناروا مي داند. يکي از احکام بديهي عقل ، ضرورت جلب منفعت و دفع ضرر است .
 +
 +
براي ايجاد زندگي سالم و پاک اجتماعي اقدام به امر به معروف و نهي از منکر در جامعه راهي کارآمد مي باشد. سلامت و درستي عمل هر فرد در جامعه گرچه کمک بزرگي به زندگي جمعي مي کند ولي سالم سازي محيط در اثر ترويج خوبيها و ارزشها سهم بزرگتري در تحقق اين آرمان خواهد داشت . «حساب در امر به معروف و نهي از منکر... حساب محيط سازي است ، محيط سالم براي پرورش سالم و صحيح استعدادهاي خير نهفته در انسان ها به وجود آوردن. مساله بهداشت محيط اجتماعي است ...چطور در دنيا بر مسايل مربوط به بهداشت محيط از نظر بيماريهاي سرايت کننده جسمي ميکروبي ...اين قدر انگشت مي گذارند و سازمان جهاني بهداشت درست مي
 +
 +
 +
کنند...ولي چرا بشريت اين قدر تنزل کند و بهداشت تن را اهميت دهد و در نقطه مقابل به
 +
 +
181
 +
 +
بهداشت جان و روان بي اعتنا گردد».
 +
 +
امين الاسلام طبرسي با آنکه دليل اصلي امر به معروف و نهي از منکر را سمعي مي داند به نظر وي تنها دليل عقلي براي وجوب امر به معروف و نهي از منکر دفع ضرر است . ايشان در تفسير آيه
 +
 +
١٠٤ سوره آل عمران مي گويد: «قول صحيح آن است که وجوب امر به معروف و نهي از منکر
 +
 +
182
 +
 +
سمعي است و از نظر عقل دليلي بر وجوب نيست مگر با استناد به قاعده دفع ضرر».
 +
 +
برخي ازخسارتهاي ناشي از عدم اقدام به امر به معروف و نهي از منکر عبارتند از:
 +
 +
يک : رواج فساد اخلاقي ، اقتصادي، اجتماعي و سياسي .جامعه را مي توان به يک کشتي تشبيه کرد که در اقيانوسي به سويي در حرکت است . تخريب هر بخش از کشتي توسط فرد يا افرادي، خطر غرق شدن همه را به دنبال دارد. از اين منظر همه کساني که در کشتي ساکنند داراي سرنوشت مشترکي هستند و هيچ کس نمي تواند با سوراخ کردن جاي مربوط به خود مانع از
 +
 +
183
 +
 +
اعتراض ديگران شود. همين تشبيه از سوي پيامبر گرامي اسلام صورت گرفته است .
 +
 +
عقل سليم حکم ميکند که افراد با امر به معروف و نهي از منکر جامعه را از افتادن در هلاکت و خسارت بازدارند. عمده ترين عامل سقوط فرهنگ ها و تمدنها، رواج منکرات و فساد اخلاق است .مورخان، علت اساسي سقوط اندلس و شکست سپاهيان مسلمان از اروپائيان را نيز شيوع گناه و منکرات دانسته اند؛ اين امر زماني اتفاق افتاد که سپاهيان مسلمان سادهزيست ، در دام زنهاي بدکاره اروپائي افتاده، غرق در تجملات و عيش و نوش حرام شدند. رواج گناه و فساد ميتواند فرد و خانواده را نيز به تباهي کشاند. به همين دليل لازم است با نظارت همگاني از شيوع فساد و فحشا در جامعه جلوگيري کرد.
 +
 +
دو. سلطه نا اهلان و اشرار.اگر مردم نسبت به خوبيها و بديها و ارزشها و ضد ارزشها بياعتنا باشند انسانهاي شرور و نا اهلان بر مقدرات جامعه و مناصب اجتماعي دست پيدا ميکنند و نتيجه منطقي بي تفاوتي انسانها در جامعه همين است و جز اين انتظار ديگري نبايد داشت .
 +
 +
علي عليه السلام در آخرين وصيت خود پس از ضربت خوردن فرمودند: امر به معروف و نهي از منکر را ترک نکنيد، چون بدان شما بر شما حاکميت مييابند آنگاه خداوند را ميخوانيد اما براي
 +
 +
١٨١بهشتي ، بايدها و نبايدها، ص١٧٨
 +
 +
١٨٢والصحيح ان ذلک انما يجب في السمع و ليس في العقل ما يدل علي وجوبه الا اذا کان علي سبيل «دفع الضرر» (طبرسي ، مجمع البيان، ذيل آيه )
 +
 +
١٨٣مجموعة ورام ،ج٢، ص٢٩٥.
 +
 +
 +
شما اجابت نميشود.١٨٤آيا مي توان به دليل عقلي «جلب منفعت و دفع ضرر» اين ايراد را وارد کرد که براي تحقق آن وجود نهادها و سازمانهاي دولتي کافي است و در زمان ما به چه دليل عقلي لازم است که اين وظيفه ، وظيفه آحاد ملت باشد؟. به عبارت ديگر تمامي اين پيامدهاي فاسد را مي توان با در نظرگرفتن يک مجموعه خاص يا مجموعه هايي دفع نمود. در پاسخ بايد گفت اينکه آيا با وجود سازمانهاي دولتي ، امر به معروف و نهي از منکر توسط افراد بايد صورت بگيرد يا نه در جاي خود بايد بحث شود ولي در هر صورت اصل دليل عقلي خدشه دار نمي شود.
 +
 +
٣. لزوم جلوگيري از معصيت. از آن جا که معصيت مولا به حکم عقل ، قبيح است ، جلوگيري از آن نيز به حکم عقل ، مطلوب و پسنديده است . بر اين اساس، اگر فردي ناظر معصيت فرد ديگري
 +
 +
185
 +
 +
باشد و اقدامي براي جلوگيري از آن نکند از نظر عقل محکوم خواهد بود.
 +
 +
در پايان به اين نکته اشاره مي کنيم که گرچه برخي از فقيهان، اين بحث را که امر ونهي وجوب عقلي دارد يا نه ، لغو و بيهوده دانسته اند (زيرا با وجود ادله معتبر در کتاب و سنت ، نفي وجوب عقلي هيچ ضرري به اصل موضوع نمي زند و اثبات آن هم فايده عملي ندارد)١٨٦ولي اثبات وجوب عقلي اين فايده را دارد که اگر ادعا شود که آيات و روايات تنها بر امر و نهي قلبي و زباني دلالت دارند، مي توان بر اساس دليل عقلي ، مرحله عملي رانيز اثبات کرد.
 +
 +
پس از اثبات وجوب عقلي امر به معروف و نهي از منکر و اين که عقل به تنهايي مي تواند وجوب امر به معروف را اثبات کند، پرسش مهم ديگري مطرح مي شود: آيا عقل در تشخيص مصاديق معروف و منکر نيز بايد مورد توجه قرارگيرد. به تعبير ديگر در صورتي که اصل وجوب اين دو فريضه را عقلي دانستيم ، در گام ديگر آيا مي توانيم عقل را به عنوان يک منبع از منابع در تشخيص معروف ها و منکرها ملاک قرار داده و احکام عقل در اين زمينه را حجت بدانيم ؟. در گفتار سوم که «منابع شناخت معروف و منکر» را بررسي خواهيم کرد به اين پرسش پاسخ خواهيم داد. در اين جا يادآوري اين نکته را لازم مي دانيم که اگر عقل ، اصل وجوب امر به معروف و نهي از منکر را تشخيص مي دهد، ضرورتا نمي توان گفت که مصاديق معروف و منکر را هم مي تواند تشخيص دهد و بايد اين کار را بکند. به ديگر سخن ، ميان وجوب عقلي امر به معروف از يک طرف و تشخيص مصاديق معروف از سوي عقل از طرف ديگر، ملازمه اي وجود ندارد.
 +
 +
١٨٤نهج البلاغه ، نامه ٤٧.
 +
 +
١٨٥خميني ، المکاسب المحرمه ، ج اول، ص٢٠٤. جهت اطلاع بيشتر از مباحث مربوط به اين دليل عقلي ر.ک: محمد سروش، مباني عقلاني امر به معروف و نهي از منکر، فصلنامه حکومت اسلامي ، شماره ٢٤، ص٥١-٥٧.
 +
 +
١٨٦مولي احمد نراقي ، مجمع الفايده والبرهان،ج٧،ص٥٣٠
 +
 +
 +
سوم: مبناي حقوقي
 +
 +
در زمينه اصول قانوني مورد استناد، مي توان به موارد زير اشاره کرد:
 +
 +
١.بر اساس سند چشم انداز، جامعه ايراني در افق١٤٠٤هجري شمسي جامعه اي است :
 +
 +
•... متکي بر اصول اخلاقي و ارزشهاي اسلامي ، ملي و انقلابي
 +
 +
•برخوردار از... نهاد مستحکم خانواده، به دور از فقر،فساد، تبعيض و...
 +
 +
•فعال، مسئوليت پذير، ايثارگر، مومن ، رضايت مند، برخوردار از وجدان کاري...
 +
 +
بديهي است تحقق چنين جامعه اي در گرو به کارگيري تمام ظرفيتهاي مادي و معنوي کشور و نيز بهره گيري از نظارت عمومي شهروندان خواهد بود.
 +
 +
٢.اصل ٥٦: «حاکميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاکم ساخته است ».
 +
 +
مفاد اين اصل به خوبي بيانگر مبناي نظارت همگاني مي باشد که قانون اساسي آنرا از حقوق مردم برمي شمارد. يکي از مصاديق بارز حاکم بودن بر سرنوشت اجتماعي ، داشتن حق نظارت مردمي است . اگر امر به معروف و نهي از منکر که مي توان آن را نوعي نظارت مردمي به شمار آورد به رسميت شناخته نشود، حاکميت برسرنوشت اجتماعي امري بي معنا خواهد بود. چگونه مي شود قانون گذار اعلام کند که انسان ها سرنوشت اجتماعي خود را در دست خود دارند ولي همين افراد، حق نظارتبراي کنترل و سالم سازي اجتماع را نداشته باشند؟
 +
 +
٣.اصل ٣: دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است ...همه امکانات خود را براي امور زير به کار برد: (١) ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوي و مبارزه با کليه مظاهر فساد و تباهي . (٨) مشارکت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي ، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خويش .
 +
 +
اين اصل نيز «مشارکت در امور سياسي ، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي » را حق مردم و تکليف دولت مي داند. تکليفي که براي تحقق آن، لازم است دولت همه امکانات و ابزارهاي لازم را در اختيار مردم قراردهد. بي ترديد امر به معروف و نهي از منکر يکي از مصاديق اين مشارکت مي باشد.
 +
 +
بندهاي يکم و هشتم اصل سوم گرچه اختصاصي به امر به معروف و نهي از منکر ندارند ولي اگر در اين رابطه مورد توجه قرارگيرند بند يک را مي توان ناظر به وظيفه دولت نسبت به مردم و بند هشت را ناظر به وظيفه مردم نسبت به يکديگر و نسبت به دولت دانست . حوزه هاي سه گانه امر به معروف که از مفاد اين دو بند استخراج مي شوند در اصل هشتم به صراحت مورد تاکيد قرارگرفته اند.
 +
 +
 +
٤.اصل ٨: «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت .
 +
 +
شرايط و حدود و کيفيت آن را قانون معين ميکند. والمومنون و المومنات بعضهم اولياء بعض
 +
 +
187
 +
 +
يأمرون بالمعروف وينهون عن المنکر» .
 +
 +
اين اصل دربرگيرنده نکات زير است :
 +
 +
يک .دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منکر، به منزله تکليف اند نه حق ، از اين رو سرپيچي از آن براي هيچ کس جايز نيست .
 +
 +
دو.انجام اين تکليف در سه حوزه مردم نسبت به مردم، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت ، مطالبه شده است .
 +
 +
سه .از آن جا که قانون گذار، آن را «همگاني » دانسته است ، به فرد، جريان يا گروه خاصي تعلق ندارد.
 +
 +
چهار.از آن جا که قانون گذار، آن را «متقابل » دانسته است ، يک سويه نيست بلکه هم از سوي دولتمردان نسبت به شهروندان و هم از سوي شهروندان نسبت به دولتمردان اعمال مي شود.
 +
 +
پنج .اجرايي شدن اين تکليف ، نيازمند قوانين و مقرراتي است که شرايط ، مراتب و کيفيت آن را در سه حوزه فوق تعيين کند. به بيان ديگر بدون وجود ساز و کارهاي قانوني نه تنها نمي توان به صورت هدفمند به نتايج مورد انتظار اميدي داشت بلکه چه بسا اقدامات خودسرانه و يا برداشتها و سليقه هاي متفاوت، به نظم اجتماعي آسيب هاي جدي وارد خواهد ساخت .
 +
 +
شش .استناد به آيه ٧١ سوره توبه در اصل هشتم ، نشانگر آن است که اين تاسيس حقوقي ، خاستگاهي ديني دارد. بدين ترتيب قانون اساسي ، دقيقا نظارت عمومي مورد توجه شرع را به رسميت شناخته و آن را مدل مناسب بلکه لازمي براي سالم سازي محيط جامعه تشخيص داده است . تحقق آرمان امر به معروف و نهي از منکر به قدري اهميت داشته است که قانون گذار، اصلي
 +
 +
188
 +
 +
را به آن اختصاص داده است .
 +
 +
در مباحثات مربوط به اين اصل يکي از اعضا اظهار نمود که چون در اصل پيشنهادي، دعوت به خير هم آمده است بهتر است آيه ١٠٤ آل عمران (و لتکن منکم أمة يدعون إلي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و أولئک هم المفلحون) به جاي آيه «والمؤمنون و المؤمنات بعضهم
 +
 +
١٨٧توبه : ٧١.
 +
 +
١٨٨ر.ک: مشروح مذاکرات بررسي قانون اساسي ، ج١، ص٤٠٩ -٤١١، جلسه شانزدهم ، بيست و دوم شهريور ماه
 +
 +
.1358
 +
 +
 +
اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر» ذيل اصل قرار گيرد.١٨٩اما پس از آن که پيشنهادهاي اصلاحي ديگري هم در زمينه اين اصل مطرح گرديد، همان پيشنهاد اوليه با تغييري اندک به راي گذاشته شد و با پنجاه رأي موافق ، سه رأي مخالف و دو رأي ممتنع تصويب شد. به نظر مي رسد که گزينه مناسب تر همين آيه مصوب بوده است زيرا گرچه در آيه پيشنهادي «دعوت به خير» نيز مطرح است اما از آن جا که تعبير «ولتکن منکم أمة » در صدر آيه ، بيشتر ناظر به امر به معروف از سوي گروهي خاص است که بدين منظور تعيين مي گردند، آيه پيشنهادي نمي توانست همانند آيه «والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض ...»١٩٠امر به معروف را در هر سه حوزه
 +
 +
«مردم نسبت به مردم، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت » شامل شود.
 +
 +
٥. اصل ١٥٦ بيانگر وظايف قوه قضاييه مي باشد. در بندهاي ٤ و ٥ آن آمده است : (٤) «کشف جرم و تعقيب مجازات و تعزير مجرمين و اجراي حدود و مقررات مدون جزايي اسلام » (٥) «اقدام مناسب براي پيشگيري از وقوع جرم و اصلاح مجرمين ». بر اساس اين اصل ، بخشي از اقدامات قوه قضاييه نيز در راستاي اهداف مهم امر به معروف صورت مي پذيرد.
 +
 +
نتيجه : امر به معروف و نهي از منکر متکي بر مباني متقن شرعي ، عقلي و حقوقي است و حمايت همه جانبه شرع و عقل و قانون از آن قاعدتا بايد مايه دلگرمي نه تنها مومنان بلکه همه شهروندان جمهوري اسلامي ايران باشد.
 +
 +
١٨٩آيه الله مشکيني : اولا در اين آيه دعوت به خير است ، ثانيا ميخواهيم اصل را راجع به تمام طبقات بگوئيم پس اگر آيه «ولتکن منکم امة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر» باشد، بهتر است . اين پيشنهاد از سوي برخي چون سيد عبدالکريم هاشمي نژاد و دکتر سيد محمد بهشتي نيز مورد تاييد قرار گرفت . ر.ک: همان.
 +
 +
يکي ديگر از پيشنهادها ايجاد وزارت خانه اي براي امر به معروف و نهي از منکر بود که توسط آقاي طاهري خرم آبادي مطرح گرديد.
 +
 +
١٩٠توبه : ٧١.
 +
 +
 +
گفتار سوم: منابع (راههاي) شناخت معروف و منکر
 +
 +
در گفتار اول، مفاهيم «معروف و منکر» به لحاظ لغوي و اصطلاحي (فقهي و حقوقي ) بررسي شد
 +
 +
و نتايج زير به دست آمد:
 +
 +
از نظر لغت ، اصلي ترين معناي «معروف »، «شناخته شده» مي باشد و کاربرد رايج آن در «نيک و بد» و «پسنديده و ناپسند» به همين معنا بازمي گردد.
 +
 +
از نظر فقه ، آن چه بر شايستگي و پسنديدگي آن توسط شرع يا قانون مورد تاييد شرع، تصريح شده باشد، «معروف» و آن چه از سوي شرع يا قانون مورد تاييد شرع، ناشايست و ناپسند معرفي گردد،
 +
 +
«منکر» مي باشد.
 +
 +
ازنظر حقوق، معروف و منکر عبارت اند از هر فعل يا ترک فعلي که در قوانين و مقررات مورد امر قرارگرفته و يا از آن منع شده باشد.
 +
 +
از آن جا که امر به معروف و نهي از منکر متوقف بر «شناخت معروف و منکر» مي باشد، بايد به اين پرسش مهم پاسخ داد که تعيين معروف ها و منکرها در صلاحيت چه مرجعي است . به عبارت
 +
 +
 +
ديگر تشخيص و تعيين کداميک از عناصر زير مي تواند ملاک در معرفي معروف يا منکر باشد؟ اين عناصر عبارتند از عقل ، سيره عقلا، قانون، وجدان، فطرت يا شريعت ؟
 +
 +
هريک از گزينه ها، برخي از ايده ها، گفتارها و رفتارها را خوب و برخي را بد مي دانند. از آن جا که ترديدي در حجيت «شرع» نداريم ، اکنون با مروري بر منابع احتمالي پيش گفته ، ابتدا رابطه آنها
 +
 +
را با شرع بررسي و سپس ملاحظاتي را که در خصوص «شرع» وجود دارد بيان خواهيم کرد:
 +
 +
يکم . رابطه شرع با عقل :منظور از عقل ، عقل عملي است١٩١. حکم به حسن عدل و قبح ظلم و نيز نيکويي مصاديق عدل (شجاعت ، کرم، علم و...) وزشتي مصاديق ظلم (دروغ، سرقت ، سخن چيني و...) از سوي همين عقل صادر مي شود. به اعتقاد راغب اصفهاني : معروف هر عملي است که از راه عقل يا شرع نيکويياش شناخته شده باشد، و منکر هر کاري است که به واسطه عقل يا شرع
 +
 +
192
 +
 +
نيکويياش انکار شده باشد».
 +
 +
عقلحجتخدابرمردموپيامبردروناست.
 +
 +
هشام بن حکم از امام موسي بن جعفر (عليه السلام) روايت مي کند که فرمود:
 +
 +
خداوند دو حجت بر مردم دارد: حجتي ظاهر و آشکار و حجتي باطن و پنهان، حجتي که آشکار
 +
 +
193
 +
 +
استپيامبران وحجتيدرباطنکهعقل هايمردماست.
 +
 +
بر همين اساس، مستقلات عقليه در علم اصول مطرح مي باشد، يعني احکامي که از سوي عقل به طور مستقل و بدون انضمام حکم شرعي در مقدمات آن، صادر مي شود. احکام زير را مي توان احکام صادره از سوي عقل دانست : اموري چون عدالت ، دفاع از شرافت و حيثيت ، سپاسگزاري در قبال نعمت ، امانتداري، وفاي به عهد، و کمک به نيازمند به حکم عقل ، خوب و معروف اند و اموري چون ظلم ، تجاوز به حقوق ديگران، جهل و بي سوادي، خيانت ، جنايت و دروغ، به حکم عقل ، زشت و منکرند و به همين دليل است که مردم به خاطر داشتن عقلشان، مورد مؤاخذه و بازخواستقرار ميگيرد.باتوجهبهاينمقدمهبهسراغ قضيه «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع»مي رويم . آيا مفاد اين قضيه که بيانگر ملازمه ميان حکم عقل و حکم شرع است ، صحيح مي باشد؟ اين ملازمه مبتني بر آن است که عقل ،حجت شرعي است و حکم عقل ، عادلانه است و محال است که «شرع » از عدالت نهي کند بنابر اين هرگاه عقل ،
 +
 +
١٩١عقل عملي : ادراک آنچه که سزاوار عمل است ؛ عقل نظري: ادراک آنچه که سزاوار دانستن است .
 +
 +
١٩٢راغب اصقهاني ، المفردات في غريب القرآن، ذيل واژه عرف
 +
 +
١٩٣عن هشام بن الحکم قال لي ابو الحسن موسي بن جعفر (عليه السلام):... ان لله علي الناس حجتين حجه ظاهره و حجه باطنه ، فاما الظاهره فالرسل و الانبياء و اما الباطنه فالعقول. (کليني، الکافي ، ج١، کتاب العقل و الجهل ، ص١٠)
 +
 +
 +
امر به چيزي کند محال است که شرع از آن نهي کند همان گونه که اگر عقل نهي از چيزي نمايد محال است شرع به آن امر کند. البته به اين نکته بايد توجه نمود در چنين مواردي نقش عقل ، چيزي جز کشف حکم شارع نيست . «فرمان صرفا از سوي خداوند صادر مي شود و «حکم » فقط داراي يک منشا است . البته «حکم الاهي » گاه از سوي رسولان ظاهري (پيامبران) به انسانها ابلاغ مي شود و گاه همان حکم از سوي رسول باطني (عقول انسانها) براي آنان آشکار مي گردد و در
 +
 +
194
 +
 +
هر صورت «حکم الاهي کشف مي شود چه از طريق وحي و چه از طريق عقل ».
 +
 +
در زمينه احکام عقل بايد توجه نمود که احکام عقلي برپايه تصورات محدود صادر مي شوند.
 +
 +
آگاهي هاي شارع مقدس -که مطلع بر اسرار است - به مراتب از آن چه عقل درک مي کند بيشتر مي باشد. با اين وجود، زماني که عقل در افق محدود خود، بر اساس مصلحت يا مفسده اي که تصور کرده است ، امر و نهي مي کند، شرع چه بسا جهات ديگري را که عقل از آن غافل بوده درک کرده و به چيزي غير از آن چه عقل رسيده، حکم کرده است ؛ بدين ترتيب هميشه ميان حکم عقل و حکم واقعي شرع همسويي وجود ندارد.
 +
 +
همان گونه که در گذشته يادآور شديم ميتوان حجيت احکام عقلي را با همه محدوديتهاي آن پذيرفت . بدين ترتيب اگر منظور از قضيه «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع» تساوي حکم عقل با حکم واقعي شرع در مورد به مورد احکام عقلي است ، چنين چيزي قابل اثبات نيست و در نتيجه چنين ملازمه اي باطل خواهد بود. اگر منظور از قضيه «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع» اثبات حجيت احکام عقلي از سوي شرع است و حجيت در اين جا به معناي معذوريت و نوعي تاييد کلي و في الجمله نسبت به احکام عقلي است نه تاييد جزيي و بالجمله ، چنين ملازمه اي قابل قبول و صحيح مي باشد؛ يعني به هنگام سکوت کتاب و سنت در اين امور، بهترين گزينه براي ما عمل بر طبق حکم عقل است هرچند در عالم واقع چه بسا حکم خداوند متفاوت از چيزي باشد که عقل آدميان بدان رسيده است . به تعبير ديگر اين حجيت ، حجيت در مقام اثبات است نه در مقام ثبوت.
 +
 +
بهترين نمونه اي که براي محدوديت احکام عقل عملي مي توان در موضوع محل بحث مثال زد اختلاف متکلمان و فقيهان در وجوب عقلي امر به معروف و نهي از منکر است١٩٥. بيشتر اين بزرگواران، وجوب عقلي را منکر شده و گروه کمتري آن را پذيرفته اند و جالب اين جاست که موافقان و مخالفان، براي اثبات نظر خويش به استدلال عقلي روي آورده اند. وقتي در اصل وجوب عقلي اين فريضه با چنين وضعيتي مواجهيم در تشخيص مصاديق که بالغ بر هزاران و بلکه صدها هزار مي شود چه وضعي خواهيم داشت ؟ بر روي هر موردي را که دست گذاريم ، چه بسا نسبت
 +
 +
١٩٤محمد سروش، مباني عقلاني امر به معروف، فصلنامه حکومت اسلامي ، سال هفتم ، شماره دوم، ص ٤٤.
 +
 +
١٩٥پيشتر در گفتار دوم درقسمت مباني عقلي ، اين موضوع مورد بحث قرار گرفت .
 +
 +
 +
به معروف بودن يا منکر بودن آن، احکام عقلي متفاوتي از سوي عاقلان وجود داشته باشد. اينک از کساني که برداشت اول را از قضيه «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع» دارند مي پرسيم با وجود اين همه اختلاف نظر در رابطه با معروف ها و منکرها، شرع مقدس کدام حکم عقلي را مورد تاييد قرار داده است ؟! روشن است که نمي توان پاسخي براي اين پرسش پيدا کرد زيرا در مواردي که نص شرعي وجود ندارد هرچند نمي دانيم نظر واقعي شرع چيست ولي اين را مي دانيم که در هر موردي فقط يک حکم عقلي منطبق با نظر واقعي شرع است و نه همه آنها و چون همه عاقلان نسبت به احکام خودشان مدعي مي باشند هيچ ملاکي براي شناسايي حکم عقلي منطبق با شرع وجود ندارد زيرا ملاک در اين جا يا شرعي است يا عقلي ، صورت اول خلاف مفروض است زيرا فرض ما در مواردي است که نصشرعي وجود ندارد. صورت دوم نيز مستلزم تسلسل است زيرا اگر بخواهيم ملاک قضاوت را عقل قراردهيم همان مشکل پيشين که اختلاف نظرات بود اين جا نيز وجود خواهد داشت . بدين ترتيب تنها راهي که باقي مي ماند آن است که به گوييم در مواردي که نص شرعي براي تعيين مصاديق معروف و منکر وجود ندارد، حکم عقل هرکس در تشخيص معروف و منکر صرفا براي او حجت و معتبر است .
 +
 +
امر و نهي نسبت به معروف و منکرهاي عقلي
 +
 +
آنچه گفتيم مربوط به تشخيص معروف و منکرها از سوي عقل و حجيت آنها بود، حال آيا هرشخصي ميتواند بر اساس آن چه را که عقل خودش معروف و منکر تشخيص داده است ، ديگران را امر و نهي کند؟ پاسخ مثبت به اين سئوال مشکل است زيرا با توجه به برداشتهاي عقلاني متفاوت، اين امر باعث بروز اختلاف در جامعه خواهد شد. در اين رابطه آن چه مي تواند راهگشا باشد تصميم گيرهاي عقل جمعي توسط نمايندگان مردم در قوه مقننه خواهد بود.
 +
 +
نتيجه :عقل ، منبع شناخت معروف و منکر براي هر فرد ميباشد ولي نمي توان بر اساس چنين معروف و منکرهاي تشخيص داده شده اي، ديگران را در اجتماع امر به معروف و نهي از منکر کرد.
 +
 +
دوم: رابطه شرع با سيره عقلا و عرف. گاه در مقياسي جهاني ، عقلاي دنيا نسبت به برخي از امور وحدت نظر دارند. آيا سيره و روش آنها را مي توان ملاکي براي معروف بودن و منکر بودن امري دانست ؟ به عنوان مثال چشم پوشي از بعضي منافع شخصي به خاطر مردم، قاعده انصاف، قاعده يد، ممنوعيت غصب و...را مي توان احکامي عقلايي در ميان مردم دنيا به شمارآورد. عرف١٩٦برخلاف سيره عقلا در محدوده کمتري مطرح است . عرف يک منطقه گاه با عرف منطقه ديگر
 +
 +
١٩٦امري که دريک فاصله زماني به صورت پيوسته توسط مردم عمل شده و انجام آن حالت الزام آور به خود گرفته باشد.
 +
 +
 +
متفاوت است و چه بسا به لحاظ محتوايي نيز در سطحي پايين تر از سيره عقلا قرارگيرد. به عنوان مثال اگر قاعده عدل و انصاف را قاعده اي عقلايي فرض کنيم ، اموري مانند چگونگي خريد و فروش و تعيين اوزان و مقادير و يا کميت و کيفيت احترام به داغديدگان در سطوح مختلف امور عرفي به حساب مي آيند.
 +
 +
احکام عرفي و عقلايي مادامي که نهيي در شريعت نسبت به آنها وجود نداشته باشد، صحيح مي باشند. دليل صحت اين است که چنين احکامي در صدر اسلام در حضور معصومان ساري و جاري بوده و سکوت معصومان به منزله تاييد آنها تلقي مي شده و براي ما حجت بوده است .
 +
 +
حجت بودن آنها به خودي خود سبب کشف حکم شرعي است هرچند منبع اين احکام، عرف يا سيره عقلا باشد. بديهي است اين حجيت شامل احکام عرفي و عقلايي متاخر از عصر معصومان يا احکام عرفي و عقلايي که از سوي شارع نهي شده اند نمي شود، نظير نهي از قياس و غنا و نظاير اين ها.
 +
 +
نتيجه :عرف و سيره عقلا في نفسه نمي تواند به عنوان منبعي براي شناخت معروف و منکر قرار گيرد مگر آن که از سوي شرع مورد تاييد قرار گرفته يا از آن منعي نشده باشد.
 +
 +
سوم: رابطه شرع با قانون. قاعده اي است که توسط مقام صاحب صلاحيت براي تنظيم رفتار مردم در اجتماع وضع شده، الزام آورو داراي ضمانت اجرا است . اگر بخواهيم مشخصا در مورد قوانين
 +
 +
جمهوري اسلامي نظر دهيم ، اين قوانين دو دسته اند:
 +
 +
١. قوانيني که بر طبق اصل چهارم١٩٧و اصل نود و ششم قانون اساسي١٩٨به تصويب رسيده اند.
 +
 +
٢. قوانيني که به استناد اصل ١١٢ قانون اساسي١٩٩توسط مجمع تشخيص مصلحت ، مورد تاييد قرارگرفته اند. در اين موارد، مصوبات مجمع نسبت به آنچه مورد اختلاف مجلس وشوراي نگهبان مي باشد، حاکم است . البته اين امر به معناي حاکم بودن اصل ١١٢ بر اصل ٤ نيست زيرا با تامل مي توان دريافت که مصوبات مجمع نيز در حقيقت مخالف با شرع نمي باشند چون دايره موازين
 +
 +
١٩٧«کليه قوانين و مقررات مدنيجزايمالياقتصادياداريفرهنگينظاميسياسي و غيره اينها بايد بر اساس موازين اسلامي باشد»
 +
 +
١٩٨« تشخيص عدم مغايرت با شرع برعهده اکثريت فقهاي شوراي نگهبان است و عدم مغايرت با قانون اساسي بر عهده اکثريت همه اعضاي شوراي نگهبان است ».
 +
 +
١٩٩«مجمع تنشخيص مصلحت در مواردي که مصوبه مجلس شوراي اسلامي را شوراي نگهبان خلاف موازين شرع و يا قانون اساسي بداند و مجلس با در نظرگرفتن مصلحت نظام نظر شوراي نگهبان را تامين نکند و مشاوره در اموري که رهبري به آنها ارجاع مي دهد و...به دستور رهبر تشکيل مي شود».
 +
 +
 +
اسلام، گسترده بوده علاوه بر احکام اوليه شامل احکام ثانويه و احکام مبتني بر مصلحت جامعه اسلامي نيز مي شود و اين امر از سوي فقهاي بزرگي چون امام خميني مورد تاييد قرارگرفته است .
 +
 +
اينک به اين پرسش بايد پاسخ داد که آيا با تشخيص مصلحت ، ماهيت اشياء تغيير مي يابد. به عنوان مثال اگر بنا به مصالحي ، قانون، معاملات ربوي را در برخي از موارد مجاز اعلام کرد آيا ماهيت ربا که يک منکر اقتصادي است تغيير يافته و بنابر اين ديگر نمي توان به آن منکر گفت ؟ به نظر مي رسد چنين معاملات ربوي را در وضعيت جديدشان هرچند نمي توان «منکر» دانست اما با توجه به حساسيت اوليه شرع مقدس «معروف» نيز نخواهند بود. به تعبير ديگر، با وضعيت جديد، تحريم ، تبديل به تجويز شده است و ما نمي توانيم در چنين مواردي از ترخيص اظطراري، تشويق و ترغيب شرع را آن گونه که نسبت به «معروف ها» وجود دارد در موضوع مورد بحث به دست آوريم . البته نمي توان براي همه معروف ها و منکرهايي که در وضعيت هاي خاص قرارمي گيرند حکم واحدي صادرکرد و چه بسا در برخي موارد بتوان تبديل ماهيت را پذيرفت و در نتيجه اعلام نمود که علاوه بر معروف و منکر به حکم اولي ، معروف و منکر به حکم ثانوي نيز خواهيم داشت .
 +
 +
با توجه به مکانيسم تعريف شده در نظام قانون گذاري جمهوري اسلامي که مورد تاييد ولي فقيه قرارگرفته است ميتواننسبت به مشروعيت قوانين مصوب اطمينان حاصل نمود. البته پيشتر اشاره کرديم که مشروعيت قوانين نبايد به گونه اي تفسيرگردد که به منزله تساوي حکم شرع باقانون مصوب تلقي گردد. وقتي مي گوييم قوانين جمهوري اسلامي ايران مشروع اند بدين معناست که اين قوانين حجيت داشته و وظيفه فعلي افراد جامعه عمل بر اساس آن مي باشد. با اين وجود، هيچ کس نمي تواند ادعاکند همه قوانين مصوب، انطباق با احکام واقعي الاهي دارند.
 +
 +
نتيجه :قوانين مصوب، هرچند خاستگاهي شرعي نداشته باشند (مثلا برگرفته از عقل جمعي ، عرفها، ضرورتها و مصلحت هاي جامعه باشند) در وضعيت کنوني از وجاهت شرعي برخوردارند. به ديگر سخن ، حتي اگر احکام عقلي يا عقلايي يا عرفي في نفسه قابليت استناد نداشته باشند در صورتي که فرايند مجلس ، شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت را طي کنند، مشروعيت خواهند داشت .
 +
 +
چهارم. رابطه شرع با فطرت.خداوند انسان را به گونه اي آفريده است که در سرشت خود «زشتي و زيبايي » و «خوبي و بدي» را تشخيص ميدهد. آگاهي فطري، نوعي خودآگاهي دروني است . اين آگاهيها اکتسابي و بيروني نيستند. در اصل مجهز بودن انسان به فطرت که نوعي خودآگاهي دروني است ترديدي وجود ندارد. قرآن از الهامات فطري سخن گفته است : و نفس و ما سويها فالهمها فجورها و تقويها٢٠٠.(سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد. سپس پليدکاري و
 +
 +
٢٠٠الشمس : ٧-٨.
 +
 +
 +
پرهيزگارياش را به آن الهام کرد). اين آيه بيانگر آن است که خداوند به نفس انسان، زشتيها و پاکيها را الهام کرده و شناخت خوب و بد را در قلب هر کس قرار داده است . انسانها ذاتا طالب خوبيها و زيبائيها و متنفر از پستيها و زشيتهايند و با فطرت خود توان درک خوبي ، کمال و زيبايي را دارند. امام کاظم در بيان يکي از معجزات پيامبر مي فرمايد يکي از اصحاب پيامبر به نام «وابصه » خدمت پيامبر رسيد و خواست از همه موارد «بر» و «اثم » سؤال کند. پيامبر فرمود: بگويم چه ميخواهي بپرسي يا خود مي پرسي ؟ عرض کرد: بفرماييد، فرمود: آمده اي تا از «نيکي » و «گناه» بپرسي، سپس پيامبر دست خود را به سينه وي زد و فرمود اي وابصه ! نيکي همان است که نفس و سينه انسان بدان اطمينان داشته باشد و گناه چيزي است که قلب نسبت به آن ترديد دارد...٢٠١اين روايت در منابع اهل سنت نيز نقل شده و در ذيل آن آمده است که : پيامبر دستش رابه سينه وي زد و فرمود اي وابصه از قلب خودت سؤال کن ، از خودت بپرس ...202
 +
 +
روايت گوياي آن است که خداوند شناخت خوب و بد را در قلب هر کس قرار داده است.
 +
 +
از سوي ديگر احکام دين و شريعت احکام مبتني بر فطرت اند. فأقم وجهک للدين حنيفا فطرت الله التي فطر الناس عليها٢٠٣(پس روي خود را با گرايش تمام به حق ، به سوي اين دين کن ، با همان سرشتي که خدا مردم را بر آن سرشته است ).اين امر در مورد معروف و منکرها نيز صادق خواهد بود. با همه امتيازي که فطرت در شناخت معروف و منکر دارد، دست کم از دو جهت
 +
 +
آسيب پذير است :
 +
 +
يک. شرايط و اوضاع جامعه بر فطرت پاک انسانها تاثيرگذار است و اين واقعيت را نمي توان را ناديده گرفت ؛ بعثت پيامبران الهي براي بيدار کردن و پالايش همين فطرت الهي از غبارهاي محيط و سنتهاي نادرست بوده است .
 +
 +
دو.فطرت انساني گرچه جوياي خوبي ها و زيبائي هاست و گرچه در تشخيص آنها نيز در بسياري از موارد موفق مي باشد اما در تعيين موارد جزيي و تشخيص حد و مرزها ناتوان و نيازمند کمک عقل يا شرع مي باشد.به تعبير ديگر مشکلي که در معرفي فطرت به عنوان منبعي براي شناخت معروف و منکر وجود دارد، ضابطه مند نبودن آن است . اموري که ما آنها را فطري مي ناميم نوعا
 +
 +
٢٠١.وسائل الشيعةج٢٧ ص١٦٦، حديث ٣٣٥٠٢ ...ثم قال يا وابصة البر ما اطمأنت إليه النفس و البر ما اطمأن به الصدر و الإثم ما تردد في الصدر و جال في القلب و إن أفتاک الناس و أفتوک. و نيز ر.ک: بحارالأنوار ج ١٧ ص
 +
 +
.229
 +
 +
٢٠٢سيوطي ، الدر المنثور في تفسير المأثور، ذيل آيه دوم سوره مائده (و تعاونوا علي البر و التقوي و لا تعاونوا علي الإثم ): ...و يقول يا وابصة استفت قلبک استفت نفسک البر ما اطمان اليه القلب و اطمأنت اليه النفس ...
 +
 +
٢٠٣روم : ٣٠.
 +
 +
 +
اموري کلي هستند که قابليت قبض و بسط دارند. چه بسا برخي شايستگي و خوبي چيزي را فطري بدانند در حالي که در قضاوت ديگران چنين نباشد. شايد به همين دليل است که وجدان و فطرت در شمار ادله اربعه شرعي قرارنگرفته اند.
 +
 +
نتيجه .فطرت خالص و بي شائبه که تحت تاثير عوامل بيروني قرارنگرفته مي تواند منبعي براي شناخت معروف و منکر باشد و اين تنها در مواردي است که نوع انسانها بر فطري بودن امري توافق داشته باشند.
 +
 +
پنجم . شريعت .پس از بررسي منابع احتمالي ، اينک به بررسي «شرع» به عنوان اصلي ترين منبع و راه شناخت امر به معروف و نهي از منکر مي پردازيم . براي احکام صادره از سوي شرع مقدس اسلام، مي توان به وجوب نماز، روزه، حج ... مثال زد. اشاره به اين دسته از احکام بدان جهت است که قابل درک توسط عقل يا عقلا يا عرف يا فطرت نمي باشند. در اين رابطه ، تامل در چند
 +
 +
نکته بايسته است :
 +
 +
١.مراد از شرع ، يا ضروريات شرعي است مثل وجوب نماز، روزه، زکات، حجاب و حرمت شرب خمر و زنا (به تعبير ديگر برخي از معروف و منکرها جزو بديهيات شرعي هستند) و يا ناظر به نظريات شرعي است . در صورت دوم احتمال اختلاف فتوا ميان صاحب نظران وجود دارد. در همين صورت گاه معروف و منکر جنبه فردي دارد و گاه بعد اجتماعي . اگر خصيصه فردي داشته باشد آن چه ملاک عمل براي مکلف مي باشد فتواي مرجع تقليد اوست به عنوان مثال اگر مرجع تقليدي تراشيدن ريش را منکر و حرام نمي داند و ديگر مراجع در اين زمينه احتياط کرده و يا فتوا به حرمت داده اند، اين عمل براي مقلدان آن مرجع منکر محسوب نمي شود و ديگران نيز نبايد وي را نهي کنند. آري در مواردي که معروف هاو منکرها بعد اجتماعي دارند، و در راي فقيهان
 +
 +
اتفاق نظري وجود نداشته باشد گزينه هاي پيش رو عبارتند از:
 +
 +
يک. تبعيت هر مقلد از فتاواي مرجع خود؛
 +
 +
دو .تبعيت همگان از فتاواي يک مرجع تقليد در تشخيص معروف و منکرهاي اجتماعي ؛سه .تبعيت از راي اکثريت فقيهان؛چهار. تبعيت از راي ولي فقيه .
 +
 +
سه گزينه اول قابل مناقشه اند. زيرا صورت اول در بسياري از موارد موجب هرج و مرج و به هم ريختن نظم اجتماعي مي شود. در صورت دوم، فرض براين است که هر مقلدي مرجع تقليد خود را از ديگر مراجع اعلم مي داند و در اين صورت، توافق بر راي يک مرجع تقليد اعلم امکان پذير نيست . صورت سوم نيز که مقلدان وظيفه داشته باشند در موارد اختلاف ميان فقيهان،راي اکثريت را ملاک عمل قراردهند اساسا در فقه شيعه پذيرفته نشده است زيرا اکثريت دليل بر حقانيت نيست .
 +
 +
 +
بدين ترتيب منطقي ترين گزينه ، ملاک قراردادن راي ولي فقيه خواهد بود. ترجيح راي فقهي ولي فقيهبر راي فقهي ديگران به خاطر دارا بودن امتياز ولايتو اشراف اطلاعاتي نسبت به امور اجتماعي مي باشد. «شناخت معروف و منکر در بسياري از موارد بخصوص موارد مربوط به تلاشهاي اجتماعي معمولا از حدود آگاهيهاي فردي فراتر مي رود؛ امکانات معلوماتي اشخاص براي شناخت معروف از منکر در بسياري از موارد کافي نيست تنها رهبري است که با آن ديد بالا و با اطلاعاتي که از هر گوشه جمع مي شود و آنجا زير و زبر و موازنه مي شود، مي تواند بگويد امروز اين کار مصلحت است ، لازم است ، معروف است ، انجام بدهيد؛ فردا در مورد همان کار مي
 +
 +
٢٠٤
 +
 +
گويد مصلحت نيستف منکر است ، انجام ندهيد» .
 +
 +
٢.از اختلافات فتوايي فقيهان که بگذريم ، موضوع احکام حکومتي صادره از سوي ولي فقيه نيز لازم است مورد توجه قرارگيرد. احکام حکومتي ، احکامي است که حاکم اسلامي براي اداره جامعه صادر مي کند و لازمه ولايت است و در نوع خود مي تواند طيف وسيعي از امور اجتماعي را دربرگيرد. آيا اين احکام مي توانند منبعي از منابع شناخت معروف و منکر تلقي گردند؟ مي توان پرسش را اين گونه مطرح کرد که جايگاه احکام حکومتي٢٠٥صادره از سوي حاکم اسلامي در
 +
 +
٢٠٤بهشتي ، بايدها و نبايدها، ص ١٢٩-١٣٠
 +
 +
٢٠٥فرق حکم با فتوا:يک.فتوا از مقولة اخبار است ولي حکم از مقوله انشاء. فقيه با فتواي خود، حکم شرعي کلي را بيان مي کند و کاري با تطبيق آن بر مصداق ندارد، ولي در حکم علاوه بر حيثيت فتوايي ، حيثيت دستوري و اجرايي نيز ملاحظه مي شود.دو. فتوا کلي است ولي حکم به لحاظ اين که تطبيق بر مصداق است نوعا جزئي مي باشد و با در نظرگرفتن شرايط و مصالح افراد و جامعه در موارد خاص صادر مي گردد.سه. فتوا فقط نسبت به مرجع فتوا دهنده و مقلدان او لازم الاجرا است در حالي که حکم حاکم اسلامي بر همه مردم و مقلدان همه مراجع
 +
 +
و حتي بر خود مراجع نيز حجت شرعي مي باشد. اين احکام را مي توان به صورت زير دسته بندي کرد:
 +
 +
الف .احکامي که در اجراي احکام اوليه و ثانويه از طرف ولي امر وضع مي گردد، مانند فرمانهاي جهاد يا دفاع.ب.
 +
 +
آن دسته از مباحات شرعيه که مصالح جامعه ، الزامات خاصي را در مورد آنها طلب مي کند مانند مقررات راهنمايي و رانندگي . خيابان کشيها که مستلزم تصرف در منزلي يا در حريم آن است ؛ نظام وظيفه و اعزام الزامي به جبهه ها؛ جلوگيري از ورود و خروج ارز؛ جلوگيري از ورود و خروج هر نوع کالا؛منع احتکار در غير از دو سه مورد؛جلوگيري از پخش مواد مخدر و منع اعتياد به هر نحو غير از مشروبات الکلي و جلوگيري از حمل اسلحه .
 +
 +
ج.احکام مخالف با احکام شرعيه اوليه به دليل آن که مصالح جامعه هر چند به صورت موقت با آن همسويي ندارد. مانند حکم به تعطيلي حج وقتي که مصلحت جامعه اسلامي اقتضاي آن را دارد.
 +
 +
 +
زمينه«معروف و منکر» چيست ؟ به نظر مي رسد اين دسته از احکام نيز از منابع مهم شناخت معروف و منکر در جامعه اند. بويژه با توجه به اين نکته که اولويت حکم در مقايسه با فتوا تا جايي است که عمل بر اساس حکم حاکم اسلامي بر مقلدان همه مراجع و حتي بر خود مراجع نيز واجب مي باشد.
 +
 +
٣.اگر در مواردي راي فقهي ولي فقيه با آن چه قانون مقرر کرده است مغايرت داشته باشد به عنوان مثال اگر در نظر ولي فقيه چيزي معروف يا منکر است در حالي که قانون آن را معروف يا منکر نمي داند چه بايد کرد؟. به نظر مي رسد مادام که راي به عنوان نظريه فقهي مطرح باشد و نه حکم حکومتي ، آن چه در قانون آمده است مقدم مي باشد.
 +
 +
نتيجه :از نظر شرعي در موارد اختلاف فتوا ميان صاحب نظران، اگر معروف يا منکر مورد اختلاف، جنبه فردي داشته باشد، فتواي هر مرجع تقليد براي مقلدانش ملاک عمل خواهد بود. اگر معروف هاو منکرها بعد اجتماعي داشته باشند، راي فقهي ولي فقيه و حاکم اسلامي بر ساير فقيهان مقدم بوده و ملاک عمل قرارخواهدگرفت . اين تقدم در مورد احکام حکومتي در زمينه«معروف و منکر» روشن تر مي باشد و تبعيت از آن شامل مراجع تقليد نيز مي باشد.
 +
 +
چکيده و نتيجه مطالب فصل اول:
 +
 +
١.معناي اصلي «معروف » و «منکر» در لغت ، «شناخته شده » و «ناشناخته » مي باشد. کاربرد رايج اين دو واژهدر «نيک و بد» و «پسنديده و ناپسند» نيز به همين معناي اصلي بازمي گردد.
 +
 +
٢.عناوين سه گانه «دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر» که قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آنها را وظيفه اي همگاني دانسته ، همان عناويني هستند که در آيه ١٠٤ سوره آل عمران از مومنان مطالبه شده اند٢٠٦. منظور از «خير» هر کار پسنديده اي است و از نظر مفهومي و مصداقي با «معروف » يکي است ؛ وظيفه شرعي مومنان و مسئوليت قانوني مردم در اين رابطه ، ابتدا دعوت به انجام امور نيک وپسنديدهو سپس امر به آنها و نهي از انجام امور ناپسند و ناشايست مي باشد. به نظر مي رسد «دعوت به خري » ماهيتي تعليمي دارد در حاليکه شمول «امر به معروف و نهي از منکر» به مورد تعليم نا آگاهان، نه براساس مفهوم لغوي يا اصطلاحي آن بلکه با توجه به ملاک امر به معروف مي باشد.
 +
 +
٣.«دعوت به خ ري» و «امر به معروف» به دو دليل ، مساوي با «نصيحت » نيستند: «نصيحت ، خيرخواهي خالصانه در گفتار و رفتار مي باشد. هر نصيحتي را مي توان دعوت به خري ناميد ولي
 +
 +
٢٠٦و لتکن منکم أمة يدعون إلي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر
 +
 +
 +
هر دعوت به خ ريي، نصيحت نيست٢٠٧چون اخلاص در آن شرط نمي باشد. از سوي ديگر نصيحت مؤمن در هر شرايطي حتي اگر بدانيم تأثيري هم نخواهد داشت ، مطلوب و شايسته است در حالي که يکي از شرايط وجوب امر به معروف و نهي از منکر، «احتمال تأثير» مي باشد.
 +
 +
٤.« معروف و منکر» را از نظر فقهي مي توان اين گونه تعريف کرد: آن چه بر شايستگي و پسنديدگي آن، توسط شرع يا قانون مورد تاييد شرع، تصريح شده باشد، «معروف» و آن چه از سوي شرع يا قانون مورد تاييد شرع، ناشايست و ناپسند معرفي گردد، «منکر» مي باشد.
 +
 +
قلمرو معروف و منکر حقوقي در مقايسه با معروف و منکر فقهي ، مضيق مي باشد زيرا حقوق، با الزامات سر و کار دارد نه با مستحبات و مکروهات.
 +
 +
٥.گرچه «امر» به لحاظ مفهومي شامل اقدام عملي نمي شود ولي به قرينه مقابله چون در کنار
 +
 +
«نهي » مطرح است و اين واژه هم در لغت و هم در فقه از نظر مفهومي توسعه داشته و «نهي از منکر» نهي عملي را نيز دربر مي گيرد، امر به معروف نيز همين گونه خواهد بود بويژه با توجه به اين نکته که فقها در بحث از مراتب امر به معروف و نهي از منکر، سومين مرتبه آن را امر و نهي عملي برشمرده اند.
 +
 +
٦. «امر و نهي » نه در لغت و نه در فقه و نه در حقوق، مشروط به استعلا و ضرورت تفوق امر و نهي کننده يا احساس تفوق در برابر امر و نهي شونده، نيست .
 +
 +
٧.اصطلاح امر به معروف و نهي از منکر از نظر فقهي ، در دو معناي عام و خاص به کار مي رود: در معناي عام، شامل آموزش واجبات و محرمات به فرد يا افراد، امر و نهي قلبي ، زباني و عملي آنها نسبت به واجبات و محرمات، قضاوت، اجراي حدود و حتي جهاد در راه خدا مي شود. ولي در معناي خاص عبارت است از «واداشتن مردم به هر فعل يا بازداشتن آنان از هر فعلي که در شرع يا قوانين و مقررات تاييد شده از سوي شرع،مورد امر قرارگرفته يا از آن منع شده باشد».
 +
 +
٨. با توجه به گستردگي دايره حريم خصوصي در اسلام و ممنوعيت اموري چون تجسس ، تفتيش ، فاش کردن عيوب ديگران، استراق سمع ، و ورود بدون اجازه به منزل ديگران، نمي توان چنين اقداماتي را به بهانه امر به معروف و نهي از منکر انجام داد حتي اگر معروف هايي ترک و منکراتي انجام شوند.
 +
 +
٩.از آن جا که امر به معروف و نهي از منکر، تنها در موردي است که انسان به صورت طبيعي با منکري مواجه شود نه آن که به دنبال کشف منکر باشد، با «نظارت » هاي رسمي که عامدانه و گاه
 +
 +
٢٠٧از نظر منطقي ، نسبت ميان اين دو، عموم و خصوص مطلق مي باشد.
 +
 +
 +
مخفيانه همراه با تجسس صورت مي پذيرد متفاوت خواهد بود. اگراز واژه نظارت براي امر به معروف و نهي از منکر استفاده شود، منظور، نظارتهاي غير رسمي و مردمي مي باشد.
 +
 +
١٠. به رغم مشابهت هايي ميان امر به معروف و نهي از منکر با«نقد و انتقاد»، تمايزاتي نيز ميان اين دو وجود دارد:مورد نقد، به طور معمول زير ذره بين قرار مي گيرد در حالي که در امر به معروف و نهي از منکر ما مجاز نيستيم گفتار و رفتار مردم را زير نظر داشته باشيم . هدف اصلي از امر به معروف و نهي از منکر اصلاح فرد و جامعه است در حالي که در انتقاد ضرورتا چنين هدفي وجود ندارد
 +
 +
١١.با عنايت به ملاحظات پيش گفته ، منظور از «دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني ...» در اصل هشتم را اين گونه مي توان تبيين کرد که : «دعوت افراد به امور پسنديده (در ابتدا و سپس ) امرکردن مردم به هر فعل يا نهي کردن آنان از هر فعلي که در شرع يا قوانين و مقررات تاييد شده از سوي شرع،مورد امر قرارگرفته يا از آن منع شده باشد، با توجه به رعايت حريم خصوصي افراد، وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت ».
 +
 +
١٢.امر به معروف و نهي از منکر متکي بر مباني شرعي ، عقلي و حقوقي است . از نظر شرعي ، دلالت آيات و روايات بر وجوب امر به معروف و نهي از منکر، به گونه اي است که فقها آنها را نه تنها واجب بلکه از ضروريات اسلام دانسته اند.
 +
 +
١٣.قاعده لطف ، ضرورت جلب منفعت و دفع ضرر و نيز لزوم جلوگيري از معصيت ، مي توانند مبناي حکم عقل بر وجوب امر به معروف و نهي از منکر باشند.
 +
 +
١٤.مبناي حقوقي لزوم امربه معروف و نهي ازمنکر با توجه به برخي اصول قانون اساسي عبارت است از: اصل پنجاه و ششم ، بند يک و هشت اصل سوم و اصل هشتم .
 +
 +
١٥.از نظر شرعي در موارد اختلاف فتوا ميان صاحب نظران، اگر معروف يا منکر مورد اختلاف، خصيصه فردي داشته باشد، فتواي هر مرجع تقليد براي مقلدانش ملاک عمل خواهد بود ولي در معروف ها و منکرهاي اجتماعي ، راي فقهي ولي فقيه و حاکم اسلامي بر ساير فقيهان مقدم بوده و ملاک عمل قرارخواهدگرفت . اين تقدم در مورد احکام حکومتي در زمينه«معروف و منکر» روشن تر بوده و تبعيت از آن شامل مراجع تقليد نزي مي باشد.
 +
 +
١٦.در مواردي که نص شرعي براي تعيين مصاديق معروف و منکر وجود ندارد، عقل هرکس در تشخيص معروف و منکر براي او حجت و معتبر است ولي همان گونه که در معروف و منکر هاي اجتماعي محل اختلاف، راي هر مرجع تقليدي نمي تواند ملاک عمل قرارگيرد در اين جا نيز به
 +
 +
 +
طريق اولي راي عقل فردي را نمي توان ملاک براي امر بهمعروف و نهي از منکر در يک نظام اجتماعي دانست زيرا با توجه به برداشتهاي عقلاني متفاوت، اين امر باعث بروز اختلاف در جامعه خواهد شد.
 +
 +
١٧.عرف و سيره عقلا نيز به خودي خود، نمي توانند به عنوان منبعي براي شناخت معروف و منکر قرار گيرند مگر آن که از سوي شرع مورد تاييد قرار گرفته باشند.
 +
 +
١٨.احکام عقلي يا عقلايي يا عرفي ، هرچند في نفسه قابليت استناد نداشته باشند در صورتي که فرايند مجلس ، شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت را طي کنند، مشروعيت خواهند داشت و بنابر اين قوانين مصوب يکي از منابع مهم در تعيين و تشخيص معروف و منکر مي باشند.
 +
 +
==فصل دوم: نظارت مردم بر يکديگر ==
 +
 +
(قلمرو شرعي ، قلمرو قانوني و شيوه هاي اجرايي )
 +
 +
مقدمه :
 +
 +
گرت نهي منکر برآيد ز دست
 +
 +
نشايد چو بي دست و پايان نشست208
 +
 +
اصل هشتم قانون اساسي ، به عنوان اولين محور، امر به معروف و نهي از منکر را وظيفه اي «همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر» برشمرده است . روشن است که نظارت مردم بر يکديگر، گسترده ترين ، موثرترين و کم هزينه ترين اصلاحات مردمي را به دنبال خواهد آورد. ترديدي نيست که به سازي جامعه زماني به خوبي صورت مي پذيرد که از پشتوانه فراگير مردمي برخوردار باشد. باور به وجوب شرعي و تکليف انگاري نظارت عمومي در کنار حمايت هاي قانوني ، شبکه بسيار گسترده اي از آحاد مردم را بوجود آورده و به حرکت واداشته ، سالم سازي فضاي عمومي ، نشاط و پويايي را به جامعه ارزاني خواهد داشت .
 +
 +
٢٠٨سعدي، بوستان، باب چهارم در تواضع ، ص ١٢١.
 +
 +
 +
يکي از مسائل مهم ، بررسي رابطه «امر به معروف » يا «نظارت عمومي » با «آزادي» است . اين گونه اقدامات گرچه محدوديت هايي را براي آزادي افراد بوجود مي آورد ولي اگر در قبال آن امتياز بيشتري به فردي که آزاديش محدود شده بدهد، مطلوب و پذيرفتني است . به عنوان مثال نظارت پليس يا دوربينهاي موجود در بزرگراه ها سبب کاهش سرعت و اين کاهش ، سبب افزايش امنيت جاني و مالي سرنشينان خودروها مي شود. در اين جا دو حق آزادي و امنيت در برابر هم قرارمي گيرند. اگر راننده آزاد باشد با هر سرعتي که مي خواهد رانندگي کند امنيت خود و ديگران را به مخاطره مي افکند و اگر نظارت موثر وجود داشته باشد، آزادي رانندگان محدود ولي امنيت آنان تامين مي شود. نظارت پليس معنايي جز تقدم حق امنيت بر حق آزادي ندارد. اين تقدم را همه قبول دارند ولي به هر دليلي برخي چندان راضي به اعمال آن نيستند ولي پليس با در نظر گرفتن امنيت و اعمال قانون نشان مي دهد که اهميت امنيت از رضايت افراد بيشتر است .
 +
 +
موضوع نظارت هاي دولتي يا مردمي بر روي گفتار و رفتار اشخاص نيز از همين قبيل است .٢٠٩اين نظارتها به طور طبيعي براي آزادي برخي افراد محدوديت هايي را ايجاد مي کند اما بايد دانست که در همه نظامهاي حقوقي محدوديت هاي پذيرفته شده اي براي آزادي وجود دارد. بند دوم ماده بيست و نهم اعلاميه جهاني حقوق بشر مقرر مي دارد که : «هر کس در اجراي حقوق و استفاده از آزادي هاي خود فقط تابع محدوديت هايي است که به وسيله قانون و منحصرا به منظور تامين ، شناسايي و مراعات حقوق و آزادي هاي ديگران و براي رعايت صحيح مقتضيات اخلاقي و نظم عمومي و رفاه همگاني در شرايط يک جامعه ي دمکراتيک وضع گرديده است ». اين گونه نظارت ها از آن جا که نسبت به آزادي افراد ايجاد محدوديت مي کند، براي آنان خوشايند نيست ولي نتيجه اي را که در اختيار آنان مي گذارد ارزشي افزون تر از رضايت آنان دارد. آيا در چنين مواردي فرد مي تواند بگويد که چرا ديگران براي من تصميم مي گيرند و در کار مربوط به من دخالت مي کنند؟
 +
 +
امروزه تقريبا بر روي عناويني چون امنيت ملي ، نظم عمومي و اخلاق حسنه به عنوان حدود آزاديهاي فردي توافق وجود دارد گرچه قبض و بسط اين عنوانها در نظام هاي مبتني بر انديشه هاي ليبراليستي در مقايسه با نظامهاي الاهي متفاوت است . تفاوت بر سر موارد محدوديتهاي توجيه پذير و توجيه ناپذير در سه حوزه امنيت ملي ، نظم عمومي و اخلاق حسنه به تفاوت در تعريف و برداشت ما از اين سه حوزه و نيز اختلاف نظر در برداشت از «کرامت انسان» برمي گردد. در آغاز
 +
 +
٢٠٩البته در دو مرحله از مراحلامر به معروف و نهي از منکر که قلبي و لساني است ، امر و نهي ، محدود کننده آزادي افراد نمي باشد چرا که فرد امر شونده يا نهي شونده همچنان مي تواند آن گونه که مي خواهد عمل نمايد.
 +
 +
 +
مقدمه اعلاميه جهاني حقوق بشر آمده است : «شناسايي کرامت ذاتي کليه اعضاي خانواده بشري و حقوق يکسان و انتقال ناپذير آنان ، اساس آزادي و عدالت و صلح را در جهان تشکيل مي دهد».
 +
 +
بند ١همين اعلاميه مي گويد: «تمام انسان ها آزاد و در کرامت و حقوق برابر زاده شده اند. همه داراي عقل و وجدان مي باشند و بايد نسبت به يکديگر مانند برادر رفتار کنند.»٢١١
 +
 +
در فرهنگ اسلام کرامت انسان٢١٠توسط خداوند به وي اهدا شده است :«لقد کرمنا بني آدم ».
 +
 +
هم دولت اسلامي و هم افراد وظيفه دارند حرمت انسان را پاس داشته و براي حفظ کرامت وي تلاش کنند. سهم عمده اي از اين پاسداري را قوانين اسلام برعهده گرفته اند؛ حتي پي ريزي برخي از قوانين کيفري اسلام نظير «حدود» به همين منظور صورت گرفته و براي جلوگيري از بي حرمتي به انسان است .
 +
 +
از آنجا که بسياري از حقوق و آزاديهاي به رسميت شناخته شده براي انسان در اسناد بين المللي حقوق بشر، مبتني برکرامت وي مي باشد، آيا مي توان پذيرفت که برخي از آزادي ها اين شرافت و کرامت را در معرض تهديد قراردهند؟ در اين صورت اين فرزند(آزادي) به جنگ با پدر (کرامت ) برخاستهاست .
 +
 +
اگر ارزش و شرافت انسان مبناي بسياري از آزاديها و حقوق بنيادين وي مي باشد در مواجهه با فرد يا افرادي که اين شرافت را به مخاطره افکنده و يا به بازي گرفته اند چه بايد کرد؟ اين مساله به نظر ميرسد فراتر از لزوم تعديل آزاديهاي افسارگسيخته و شرافت برانداز به خاطر صيانت از سلامت اجتماعي و عفت عمومي -که همگي بعد اجتماعي دارند- مي باشد؛ چه بسا برخي از ليبراليستها هم در اين حوزه موافق با مهار چنين آزاديهايي باشند. پرسش مهمي که وجود دارد اين است که اگر کسي نمي خواهد با شرافت ديگران بازي کند و رفتار او نيز تاثير منفي بر جامعه ندارد آيا مي تواند شرافت شخصي خودش را به بازي بگيرد؟ آيا ديگران مجازند که او را از انجام رفتاري که با ارزش و شرافت ذاتي انسان (از آن جهت که انسان است و نه از آن جهت که در جامعه است ) مغايرت دارد بازدارند؟ اگر آزادي او برگرفته از اين ارزش ذاتي است ، به حکم عقل ، اين آزادي نمي تواند خود برانداز باشد زيرا به هرميزاني که شرافت انساني آسيب ببيند، آزادي انسان آسيب خواهد ديد. اگر بناست تعديل خردمندانه اي نسبت به خودمختاري انسان صورت گيرد در اين جهت تفاوتي ميان وارد شدن ضربه به شرافت انساني فرد يا جامعه وجود ندارد و در هر دو مورد بايد به دفاع از «شرافت انسان» برخاست . اينک روشن مي گردد که چرا در فرهنگ اسلام، امر به معروف و نهي از منکر به صورت مطلق مورد توجه و تاکيد قرارگرفته است ، چه ضرر
 +
 +
210Human dignity
 +
 +
٢١١اسراء:٧٠
 +
 +
 +
عمل فرد، متوجه جامعه باشد و چه متوجه شخص وي. بدين ترتيب در اين فريضه ديني هم مصلحت فرد و هم مصلحت اجتماع به صورت توامان در نظر گرفته شده است . نکته اي که نوعا مورد غفلت واقع شده تامل در منشا شرافت انسان است ؟ آيا انسان به خاطر آن که در مقايسه با ديگر حيوانات، قدرت تعقل دارد، داراي شرافت ذاتي است ؟ و چون اين شرافت ، ذاتي است لازمه آن، دائمي و هميشگي بودن است ؟. در اين که انسان در مقايسه با ساير موجودات، در طبيعت خلقت خويش ، ارزش و شرافت دارد بحثي نيست . اما اين امر به صورت يک «استعداد»، ويژه انسان قرارداده شده است . رويش و افزايش اين کرامت و شرافت امري کاملا اکتسابي است که تحت تاثير انديشه و عمل انسان قراردارد. از سوي ديگر افکار و اعمال آدمي ، گاه چنان هويت انساني او را نشانه مي گيرد که ديگر هيچ نشاني از انسانيت در او يافت نمي شود. در تاريخ کم نبوده اند انسانهايي که هيچ حيواني در درندگي و حيوان صفتي همپاي آنان نبوده است . آيا مي توان از کرامت انساني و ذاتي افرادي چون هيتلر و صدام سخن گفت . اساسا کرامت منهاي اخلاق و معنويت ، امري موهوم و بي معنا خواهد بود. اگر اين پشتوانه از بشر گرفته شود چه چيزي براي او مي ماند که نقطه تمايز اصلي ميان او و حيوانات باشد؟امتياز عقل ؟ همين عقل مي تواند ابزاري براي جنايت و خيانت بيشتر گردد زيرا چو دزدي با چراغ آيد گزيده تر برد کالا. آيا مي توان جنايتکاران تاريخ را که معمولا از ضريب هوشي بالايي برخوردار بوده اند افراد شريف و داراي کرامت به شمار آورد؟
 +
 +
بدين ترتيب اگر اين سخن درست است که «هرکس حق دارد از زندگي ، امنيت طبيعي و سلامت و بهداشت جسماني بهره مند گردد و ديگران موظف به محترم شمردن اين حق اند»، اين سخن نيز درست خواهد بود که «هرکس حق دارد از حيات معنوي، امنيت اخلاقي و عدم فساد و تباهي در جامعه اي که در آن زندگي مي کند بهره مند گردد و ديگران موظف به رعايت اين حق و نظارت نسبت به آنند». اين همان چيزي است که توجيه کننده امر به معروف ونظارت مردمي از نظر شرعي و قانوني است .
 +
 +
با عنايت به آنچه گفته آمد، تحقق درست و شايسته نظارت مردمي ، مستلزم شناسايي قلمروهاي شرعي و قانوني و نيز شيوه هاي اجرايي آن مي باشد. يکي از پرسش هاي اساسي در زمينه امربه معروف و نهي ازمنکر آن است که انجام اين وظيفه در چه محدوده و قلمروي روا و در چه محدوده اي نارواست . به عبارت ديگر آيا امر به معروف و نهي از منکر از نظر شرعي و قانوني ، به صورت مطلق مطالبه شدهاند يا خير؟ اگر اين مطالبه ، مطلق نيست و حد و مرزي دارد، اين مرزها کدامند؟ مستندات اين محدوديت چيست ؟ چه نسبتي ميان قلمرو شرعي و قلمرو قانوني امر به معروف و
 +
 +
 +
نهي از منکر وجود دارد؟ آيا ميان موارد شرعي و قانوني همخواني وجود دارد يا خير؟ اين فصل به دنبال بررسي اين محورهاي اساسي و بنيادين و نيز شيوه هاي اجرايي آن است .
 +
 +
===گفتار اول. قلمرو شرعي===
 +
 +
اسلام هرچند ترويج خوبي ها و مبارزه با منکرات را در دستور کار مومنان قرارداده و بر انجام آن تاکيد ورزيده است اما انجام اين وظيفه از نظر شرعي مرتبط با دو موضوع بسيار مهم مي باشد. اين دو عبارتند از شرايط امر به معروف و مراحل آن. بدون تحقق يا رعايت اين شرايط و مراحل ، اگر مواجه با ترک واجب يا انجام منکر از سوي افراد باشيم ، موظف (و در پاره اي از موارد، مجاز) به امر و نهي و مداخله نيستيم و اگر چنين کنيم چه بسا خود مرتکب منکر شده ايم . آگاهي از اين شرايط و مراحل ، هم براي قانونگذار و هم براي مردم اهميت فراواني داشته و گام نخست به شمار مي رود. تامل در اين شرايط ، هم بيانگر حساسيت موضوع و هم نشانگر دقت نظر فقيهان مي باشد. در ميان فقهاي معاصر، بنيانگذار انقلاب اسلامي ايران از معدود فقيهاني است که با بررسي فروعات و زواياي مختلف امر به معروف و نهي از منکر فتاواي مهمي را در اين زمينه در «تحرير الوسيله » ذکر کرده است . براي پرهيز از تفصيل زياد تمرکز ما بر آراي امام خميني خواهد بود هرچند در صورت لزوم به ديدگاههاي ديگر فقيهان از جمله فقهاي اهل سنت نيز اشاره خواهيم کرد.
 +
 +
====يکم . ملاحظات شرعي====
 +
 +
پيش از بيان آنچه که مربوط به قلمرو شرعي است ، مناسب است نکات زير نيز مورد توجه
 +
 +
قرارگيرد:
 +
 +
١. امر و نهي براي مسلمانان. مروري بر آيات و روايات در موضوع مورد بحث نشان مي دهد کهاين وظيفه متوجه مسلمانان است نه غير آنان. همه مؤمنان بايد امر کننده به معروف ها و نهي کننده از منکرها باشند. تعبير«امت »در آيه١١٠ سوره آل عمران٢١٢، و نيز آيه١٠٤ همين سوره٢١٣، تصريح بهمردان و زنان مومندر انجام اين وظيفه در آيه٧١سوره توبه٢١٤و تاکيد بر پيرويمسلماناناز دستور پيامبر به انجام امر به معروف و نهي ازمنکر در آيه١٥٧ سوره اعراف،٢١٥همگي دلالت بر اين
 +
 +
٢١٢«کنتم خير أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر»
 +
 +
٢١٣«و لتکن منکم امة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر»
 +
 +
٢١٤«المؤمنون و المؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر»
 +
 +
٢١٥«الذين يتبعون الرسول النبي الامي الذي يجدونه مکتوبا عندهم في التورة والانجيل يأمرهم بالمعروف و ينهاهم عن المنکر»
 +
 +
 +
دارند که مخاطبان اين فريضه ، مسلمانان مي باشند. چنين برداشتي نيز از آيه اخير از سوي برخي از مفسران صورت گرفته است .٢١٦از برخي آيات ديگر نيز مي توان دريافت که انجام اين وظيفه
 +
 +
217
 +
 +
دستوري است که صرفا متوجه مسلمانان است .
 +
 +
٢. زنان دوشادوش مردان.قلمرو شرعي موضوع مورد بحث ، زنان را همانند مردان دربر مي گيرد.
 +
 +
قرآن به صراحت بر همدوشي زن و مرد در انجام اين مهم تأکيد دارد. «المؤمنون والمؤمنات
 +
 +
بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف وينهون عن المنکر ويقيمون الصلوة ويؤتون الزکوة ويطيعون الله ورسوله ...»٢١٨. امير مومنان علي عليه السلام در ارتباط با اين آيه ، پس از تبيين دليل تقدم امر به معروف و نهي از منکر بر نماز و زکات، برخي از مصاديق امر به معروف و نهي از منکر را اين گونه شمارش مي کند: «دعوت به اسلام, رد مظالم , درگيري با متجاوز و ستمگر, تقسيم صحيح ثروتهاي عمومي, گرفتن حقوق مالي از آنها که بايد بدهند و رساندن آنها به مصارفي که بايد در آنها صرف شود»٢١٩با تامل در موارد شمارش شده از سوي حضرت، روشن مي گردد که تاکيد قران بر اشتراک زن و مرد در انجام اين مسؤوليت , به معناي پذيرش حضور زنان در طيف بسيار وسيعي از امور اجتماعي و سياسي است . فقهاي اسلام نيز که در ابواب و کتابهاي امر به معروف و نهي از منکر, شرايط وجوب امر به معروف و نهي از منکر را ذکر کرده اند، هيچ جا آن را مختص مردان ندانسته اند.
 +
 +
برخي از دانشمندان اسلامي با تامل در آيات قرآني بر اين باورند که قرآن در همه مواردي که مردان را مخاطب خود قرارداده، زنان را نيز مخاطب قرارداده همان گونه که در اموري چون ايمان، عمل ، علم ، تدبر، تفکر، جهاد، امر به معروف و نهي از منکر، دعوت به خير، سفارش به حق و صبر، انفاق
 +
 +
٢١٦طباطبايي ، الميزان في تفسير القرآن، ج٨، ص ٢٨١.
 +
 +
٢١٧نظير آيات سوره مبارکه عصر: «والعصر ان الانسان لفي خسر الاالذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر» و آيه «ياايها الذين آمنوا کونوا قوامين بالقسط (النساء: ١٣٥) يا أيها الذين آمنوا کونوا قوامين لله شهداء بالقسط (المائدة : ٨). در مورد روايات نيز مي توان به اين نمونه اشاره کرد: ...کان رسول الله ص يقول إذا أمتي تواکلت الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر فلتأذن بوقاع من الله . (طوسي ، تهذيب الأحکام، ج٦، ص١٧٧).
 +
 +
حديث درمورد هشدار پيامبر نسبت به سهل انگاري امت خودش يعني مسلمانان در انجام وظيفه امر به معروف و نهي از منکر مي باشد.
 +
 +
٢١٨توبه : ٧١.
 +
 +
٢١٩حرعاملي ، وسائل الشيعة ج : ١٦، ص١٣٠، حديث ٢١١٦٠: في تحف العقول عن الحسين ع قال و يروي عن علي... و ذلک أن الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر دعاء إلي الإسلام مع رد المظالم و مخالفة الظالم و قسمة الفي ء و الغنائم و أخذ الصدقات من مواضعها و وضعها في حقها.
 +
 +
 +
و هجرت در راه خدا، برخورد يکساني نسبت به زنان و مردان داشته است .٢٢٠تاريخ اسلام نيز بر اين همدوشي و حضور موثر زنان مسلمان در صحنه هاي مختلف اجتماعي و سياسي گواهي مي دهد که اعتراض حضرت فاطمه به حکومت وقت , رفتن به در خانه مهاجران و انصار و اثبات حقانيت علي(ع) يک نمونه از اين هاست .
 +
 +
با عنايت به آن چه ذکرشد، امر به معروف و نهي از منکر براي هر مسلماني با وجود شرايط آن، نه تنها مشروع، بلکه ضروري و واجب مي باشد و شرعا نمي تواند از زير بار مسئوليت آن شانه خالي کند.٣.عدم اشتراط عدالت براي امر و نهي کنندگان.هر زن و مرد مسلماني هرچند که عادل نباشند، با وجود شرايط ، بايد وظيفه امر به معروف و نهي از منکر را انجام دهند. حتي در صورتي که فرد خود ترک واجب مي کند يا مرتکب حرامي مي گردد بر او واجب است که ديگران را به همان واجب امر و از همان حرام نهي کند٢٢١. اين امر نشان مي دهد که نظارت هاي مردمي در اسلام صرفا رويکردي اخلاقي ندارند. اگر فرد وظيفه اي را که متوجه خود اوست انجام نداد نمي تواند در همين مورد نسبت به ديگران از خود سلب مسئوليت کند، اگر خود مرتکب کار زشتي شد نمي تواند و نبايد در برابر کار زشتي که از ديگران سرمي زند با اين بهانه که خودم گرفتارم بي تفاوت باشد. اگر در چنين مواردي احتمال تاثير وجود دارد، همين اندازه براي وجوب کافي است و چه بسا همين امر و نهي ، ديگران را از کار حرام بازدارد و در اين صورت غرض از امر و نهي تحقق يافته است .
 +
 +
====دوم. محدوديت هاي شرعي====
 +
 +
===== تعرض به حريم خصوصي ديگران=====
 +
 +
در فصل اول گفتيم که «حريم خصوصي » اصطلاحي است که در فقه مسبوق به سابقه نيست و آن چه وجود دارد مساله «حريم » است . آري در فقه اسلام مي توان اموري چون حق مالکيت ، اصل برائت ، ممنوعيت تجسس ، تفتيش ، فاش کردن عيوب ديگران، استراق سمع ، غيبت و ورود بدون اجازه به منزل ديگران را از جمله موارد دفاع از حريم خصوصي به شمار آورد. با عنايت به همين مساله هست که برخي موضع گيري اسلام در مقوله حريم خصوصي را«تحويل گرايانه » دانسته
 +
 +
222اند.
 +
 +
٢٢٠دروزة، التفسير الحديث ، ج٨، ص ١٠٦
 +
 +
٢٢١ر.ک: تحرير الوسيله ، همان، الشرط الرابع - أن لا يکون في إنکاره مفسدة، ص ٤٧٦، مساله ٢٠.
 +
 +
٢٢٢ر.ک: انصاري، حقوق حريم خصوصي ، ص ٥.
 +
 +
 +
در هر صورت، آن چه به عنوان حريم خصوصي افراد مطرح است٢٢٣داراي مصونيت بوده و ديگران حتي در صورتي که بدانند ساکنان محل در حال انجام گناه و معصيت مي باشند، نمي توانند به قصد نهي از منکر مداخله کنند. قرآن کريم مي فرمايد: «اي کساني که ايمان آوردهايد، به خانه هايي که خانه هاي شما نيست داخل مشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام گوييد. اين براي شما بهتر است ، باشد که پند گيريد».٢٢٤خداوند با تعبير لا تدخلوا بيوتا غير بيوتکم حتي تستأنسوا، مومنان را از ورود بدون اجازه در ملک ديگران نهي فرموده است . استيناس در اين جا به معناي اذن گرفتن مي باشد و مراد اين است که وارد خانه نشويد تا آن که بواسطه اجازه گرفتن انس
 +
 +
225
 +
 +
بگيريد...
 +
 +
به فتواي امام خميني تنها در نهي از منکرهاي بسيار مهم نظير جلوگيري از کشتن انسان بي گناه مي توان به محل کار يا منازل افراد وارد شد و در ساير موارد، اين گونه اقدامات حرام مي باشند. «اگر جلوگيري از منکر متوقف بر ورود بدون اجازه به داخل خانه يا ملک ديگري يا تصرف دراموال وي از قبيل فرش و رختخواب باشد، در صورتي جائزاست که منکر به قدري مهم باشد که خداوند راضي به ارتکاب آن نيست نظير کشتن انسان بي گناه ، و اما در غير اين گونه موارد، تصرف در ملک ديگران مشکل است هرچند که بعيد نيست بعضي از مراتب تصرف در بعضي از منکرات
 +
 +
226
 +
 +
جائز باشد».
 +
 +
شايد بتوان از باب الغاي خصوصيت يا تنقيح مناط، حکم عدم جواز را نسبت به موارد ديگري از قبيل وسايل نقليه افراد و بازرسي از آنها تسري داد با اين توضيح که منزل افراد يا محل کار آنان خصوصيتي ندارند و آن چه مهم است عدم تعرض به حريم خصوصي افراد مي باشد که مي تواند مصاديق متعدد داشته باشد.
 +
 +
امام خميني در تاريخ ٢٤ آذر سال١٣٦١ در فرمان هشت ماده اي معروف خود، بر رعايت شديد حريم خصوصي مردم تاکيد ورزيدند. بندهاي پنجم و ششم اين فرمان که نشانگر ميزان دغدغه بنيان گذار جمهوري اسلامي نسبت به حقوق مردم و رعايت ضوابط شرع مقدس اسلام مي باشد براستي تامل بر انگيز است . به اعتقاد بنيانگذار انقلاب اسلامي : «هيچ کس حق ندارد در مال کسي
 +
 +
٢٢٣اينکه حريم خصوصي در فقه شيعه چه قلمروي را شامل مي شود و نيز بررسي اين موضوع که چه تفاوتي ميان حريم خصوصي در فرهنگ اسلامي با فرهنگ غربي وجود دارد، از دايره مباحث اين پژوهش خارج مي باشد.
 +
 +
٢٢٤يا أيها الذين آمنوا لا تدخلوا بيوتا غير بيوتکم حتي تستأنسوا و تسلموا علي أهلها ذلکم خير لکم لعلکم تذکرون (نور: ٢٧)
 +
 +
٢٢٥و الاستيناس الإيذان فالمعني حتي تستأنسوا بالإذن و قال مجاهد حتي يستأنسوا بالتنحنح و الکلام الذي يقوم مقام الاستئذان.(راوندي، فقه القرآن، ج٢، ص١٣٠)
 +
 +
٢٢٦تحرير الوسيلة ، ج١، کتاب الامربالمعروف، المرتبة الثالثة : الإنکار باليد، مسألة ٤، ص٤٨٠
 +
 +
 +
چه منقول و چه غيرمنقول و در مورد حق کسي دخل و تصرف کند يا توقيف و مصادره نمايد مگر به حکم حاکم شرع، آن هم پس از بررسي دقيق ثبوت حکم از نظر شرعي .
 +
 +
هيچ کس حق ندارد به خانه يا مغازه و يا محل کار شخصي کسي بدون اذن صاحب آنها وارد شود يا کسي را جلب کند يا به نام کشف جرم يا ارتکاب گناه تعقيب و مراقبت نمايد و يا نسبت به فردي اهانت نموده و اعمال غير انساني ـ اسلامي مرتکب شود، يا به تلفن يا نوار ضبط صوت ديگري به نام کشف جرم يا کشف مرکز گناه گوش کند و يا براي کشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، بگذارد و يا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غير نمايد يا اسراري که از غير به او رسيده ولو براي يک نفر فاش کند. تمام اين ها جرم و گناه است و بعضي از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از کبائر بسيار بزرگ است و مرتکبين هر يک از امور فوق مجرم و مستحق تعزير
 +
 +
227
 +
 +
شرعي هستند و بعضي از آنها موجب حد شرعي مي باشد».
 +
 +
=====تجسس در امور ديگران=====
 +
 +
هرچند ممنوعيت تعرض به حريم خصوصي شامل ممنوعيت تجسس نيز مي شود اما اهميت اين موضوع به اندازه اي است که نگاه مستقل به آن شايسته است . خطاب قرآن به مومنان در اين زمينه چنين است : «اي کساني که ايمان آوردهايد، از بسياري از گمانها بپرهيزيد که پاره اي از گمانها گناه است ، و جاسوسي مکنيد».٢٢٨به نظر مي رسد مراد از تجسس در آيه ، جست و جو براي يافتن عيبها و لغزش هاي ديگران باشد. در برخي از کتب روايي در زمينه نهي از چين کاري، فصل مستقلي اختصاص داده شده است . از امام صادق از پيامبر گزارش شده است که فرمود: در جستجوي لغزشهاي مومنان نباشيد هر که چنين کند خداوند در مقام بررسي لغزشهاي او برخواهد
 +
 +
229
 +
 +
آمد و در اين صورت او را حتي در درون خانه اش رسوا خواهد نمود.
 +
 +
گزارش کرده اند که شبي خليفه دوم در حال گشت زني در مدينه ، از خانه اي صداي آواز مردي را شنيد, از ديوار وارد خانه شد و گفت : اي دشمن خدا، آيا تصور کرده اي در چنين حالي خداوند گناهت را مي پوشاند؟ مرد گفت : اي امير مومنان شتاب مکن , اگر من يک گناه کردم تو مرتکب سه گناه شدي: خداوند از تجسس نهي کرد و تو کردي, خدا فرمود از در خانه وارد شويد و تو از
 +
 +
٢٢٧صحيفه امام، ج١٧، ص١٤١. فرمان هشت ماده اي امام درباره حقوق مردم، قانون، قوه قضاييه و لزوم اسلامي شدن روابط و قوانين .
 +
 +
٢٢٨يا أيها الذين آمنوا اجتنبوا کثيرا من الظن إن بعض الظن إثم و لا تجسسوا(حجرات : ١٢)
 +
 +
٢٢٩عن محمد بن مسلم أو الحلبي عن أبي عبد الله ع قال قال رسول الله ص لا تطلبوا عثرات المؤمنين فإن من تتبع عثرات أخيه تتبع الله عثراته و من تتبع الله عثراته يفضحه و لو في جوف بيته ( الکافي ج ٢ ص ٣٥٥ حديث ٥). و نيز ر.ک: وسائل الشيعة ج : ١٢ ص : ٢٧٤، باب تحريم إحصاء عثرات المؤمن و عوراته لأجل تعييره بها.
 +
 +
 +
ديوار آمدي، و خدا فرمود هرگاه خواستيد به خانه اي درآييد اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام
 +
 +
230
 +
 +
گوييد و تو بدون اذن وارد شدي .
 +
 +
همان گونه که در فصل اول ياد آور شديم يکي از تفاوتهاي مهم نظارت مردمي غير رسمي که از آن به امر به معروف و نهي از منکر نام مي بريم با نظارتهاي رسمي آن است که نظارت رسمي از روي علم و عمد صورت مي گيرد ولي نظارتهاي دسته اول تصادفي هستند. مردم اگر در جايي با معروف ترک شده يا منکر انجام شده روبرو شوند، در اين حالت وظيفه نظارتي آنان ايجاب مي کند که امر به معروف و نهي از منکر کنند. براين اساس در نظارتي که بر مبناي امر به معروف و نهي از منکر صورت مي گيرد از نظر شرعي ، حق تحقيق ، تفحص و تجسس براي هيچ کس وجود ندارد و حساب اين گونه نظارتها از نظارتهاي پنهاني بر اعمال کارگزاران يا ماموران يا مراقبتهاي امنيتي نسبت به خرابکاران و فتنه گران جدا مي باشد. شهيد مطهري يکي از عوامل کمرنگ شدن اصل امر به معروف در ميان مسلمانان را نوع رفتار آنان مي داند و مي گويد: «اين خود ما بوديم که اين اصل را به صورتي درآورديم که مردم را بيزار کرديم و اين اصل را فراموشانديم ... ما فقط در مورد منکراتي که علني است و به آنها تجاهر ميشود حق تعرض داريم . ديگر حق تجسس و مداخله در اموري که مربوط به زندگي خصوصي مردم است نداريم . ولي در گذشته نزديک يک عده مردم ماجراجو و شرور بالطبع که ميخواستند ماجراجويي کنند و حساب خردههاي خود را
 +
 +
231
 +
 +
با ديگران صاف کنند، اين اصل مقدس را دستاويز قرار ميدادند».
 +
 +
البته اين که انسان حق تجسس نسبت به گناهان مخفي ديگران را ندارد منافات با اين هم ندارد که اگر به صورت اتفاقي متوجه گناه فردي شد يا بعد از تجسس حرام از آن اطلاع پيدا کرد، با رعايت شرايط و مراتب اين فريضه مي تواند يا واجب است وظيفه نهي از منکر را انجام دهد. دليل اين امر را مي توان «اطلاق ادله امر به معروف و نهي از منکر» و نيز « فلسفه تشريع امر به معروف و نهي از منکر » دانست . ادله وجوب اين فريضه ، مقيد به «علني بودن» نيست ، اين امر گوياي آن است که امر به معروف و نهي از منکر چه در مواردي که معروفي به صورت مخفي ترک مي شود و چه مواردي که معروفي به صورت آشکار ترک مي گردد واجب باشد. فلسفه امر به معروف و نهي از منکر نيز اقتضا مي کند که وجوب امر به معروف و نهي از منکر اختصاص به گناهاني که به صورت آشکار
 +
 +
٢٣٠المتقي الهندي، کنزالعمال , ج٣, ص٨٠٨, حديث ٨٨٢٧. و نيز در موارد مشابه ر.ک: حديث ٨٤٨٠ و ٨٤٨٥. و نيز ر.ک: حلي ، نهج الحق و کشف الصدق، ص٢٧٩ -٢٧٨. اين داستان را غزالي نيز در کتاب احياء علوم الدين ، ربع عادات، بخش امر به معروف و نهي از منکر آورده است .
 +
 +
٢٣١مطهري، مجموعه آثار، ج٢٠، ص١٩٩-٢٠٠.
 +
 +
 +
انجام مي شود، نداشته باشد. زيرا خداوند از هرگونه ابتلاي بندگانش به گناه ناخشنود است و اين عدم رضايت اختصاصي به شيوع گناه در جامعه ندارد بر اين اساس آيات و رواياتي که ما را از تجسس در زندگي ديگران بر حذر مي دارد، تنها بر «حرمت تجسس » دلالت دارند. حتي اگر اين تجسس با انگيزه خير خواهانه صورت پذيرد اما از ادله «حرمت تجسس » ممنوعيت امر به معروف نسبت به کساني که مخفيانه واجبي را ترک يا حرامي را انجام مي دهند و شخصي به طور اتفاقي از آن آگاه مي شود، استفاده نمي شود. بدين ترتيب با آنکهتجسس در امور شخصي و حريم خصوصي ديگران حرام است و انسان حق ندارد به بهانه امر به معروف و نيه از منکر در زندگي خصوص ديگران تجسس نمايد. اما اگر به طور اتفاقي يا حتي با انجام تجسس حرام از ابتلاي شخصي به گناه اطلاع پيدا کرد، وظيفه امر به معروف و نهي از منکر دارد، اما حق ندارد به بهانه امر به معروف و نهي از منکر گناه او را نزد ديگران افشا کند.
 +
 +
=====انجام منکر براي مبارزه با منکر=====
 +
 +
اگر در مواردي جلوگيري از حرام متوقف بر ارتکاب کار حرام از سوي افراد باشد وظيفه چيست ؟ به عبارت ديگر هنگامي که براي نهي از منکر، راهي جز انجام حرام از سوي فرد وجود نداشته باشد چه بايد کرد؟ به عنوان مثال اگر لازم باشد براي منع از ديدن فيلمي مستهجن ، ابتدا آن فيلم ديده شود يا براي جلوگيري از خوردن شراب، ظروفي که فرد از آن استفاده مي کند شکسته شود يا در وسيله نقليه اي که مورد استفاده براي کارهاي حرام قرارمي گيرد، نقص فني ايجاد شود، آيا از نظر شرعي مي توان اين گونه اقدامات را انجام داد؟ در يکي از استفتائات از رهبر انقلاب اسلامي آيه الله خامنه اي چنين آمده است : (سؤال١٠٨٣) «اگر در يکي از ادارههاي دولتي اختلاس از بيت المال صورت بگيرد و اين اختلاس استمرار داشته باشد و شخصي اين توانائي را در خود ببيند که اگر مسئوليت آن اداره را بر عهده بگيرد، ميتواند اين وضع را اصلاح کند، و اين کار هم فقط از طريق دادن رشوه به يکي از کساني که مسئول آن هستند، امکانپذير است ، آيا دادن رشوه براي جلوگيري از اختلاس در بيت المال، که در حقيقت دفع افسد به فاسد است ، جايز است يا خير؟ پاسخ : وظيفه اشخاصي که از تخلفات قانوني مطلع ميشوند، نهي از منکر با رعايت شرائط و ضوابط شرعي آن است ، و توسل به رشوه و راههاي غيرقانوني براي هر عملي هر چند به منظور جلوگيري از فساد، جايز نيست . البته ، با فرض وقوع چنين عمل خلاف شرع و قانون در کشوري که نظام اسلامي بر آن حاکم است ، وظيفه مردم به مجرد عجز شخصي از امر به معروف و نهي از
 +
 +
 +
منکر ساقط نميشود، بلکه واجب است که به نهادهاي مربوط اطلاع داده و موضوع را پيگيري نمايند»٢٣٢. بدين ترتيب روشن مي گردد که شارع مقدس راضي نيست که ما براي گرفتار نشدن ديگران خود را گرفتار معصيت کنيم و مبغوض بودن عمل حرام همچنان باقي است . آري موارد استثنايي حکم خاص خود را خواهند داشت .
 +
 +
بدين ترتيب هرگونه تصرف ناروا در اموال ديگران به بهانه امر به معروف و نهي از منکر جايز نمي باشد. در اين زمينه مي توان به «قاعده تسلط » استناد نمود. اين قاعده فقهي ، برگرفته از روايت نبوي
 +
 +
«ان الناس مسلطون علي أموالهم » مي باشد. اين روايت گرچه به خاطر مرسله بودن از نظر سند داراي اشکال است٢٣٣اما استناد فقها به مفاد آن، ضعف سندش را جبران نموده است .٢٣٤سلطه انسان بر اموال خويش ، نافي هرگونه سلطه ديگران در اين اموال خواهد بود. علاوه بر اين ، ممنوعيت تصرفات ديگران در اموال اشخاص را مي توان از لوازم و آثار مالکيت انسان بر اموال دانست . اين لوازم عبارتند از نافذ بودن تصرفات مالک و عدم جواز تصرفات ديگران در اموال.
 +
 +
فتواي امام خميني در زمينه آسيب رساندن به اموال ديگران از باب نهي از منکر چنين است : «اگر بطري شراب و يا جعبه آلات قمار را بشکند، در حالي که در دفع منکر نيازي به چنين کاري نبوده است ، ضامن است و کار حرامي را انجام داده است ».٢٣٥و «اگر در نهي از منکر از مقدار لازم تجاوز کرد و اين امر خسارتي را بر فاعل منکر وارد کرد، نهي از منکر کننده ضامن است و در تعدي خود
 +
 +
236
 +
 +
مرتکب حرام شده است » .
 +
 +
دليل ديگر بر عدم جواز چنين اقداماتي اين است که در اسلام، هدف وسيله را توجيه نمي کند. ما مجاز نيستيم براي رسيدن به اهداف خود هرچند مقدس باشند از هر وسيله اي بهره گ رييم . اين
 +
 +
٢٣٢ماخذ: سايت راه بهشت ، پايگاه اطلاع رساني ستاد احياء امر به معروف استان اصفهان.
 +
 +
www.rahebehesht.org
 +
 +
٢٣٣و قال ص: الناس مسلطون علي أموالهم ، احسايي ، عوالي اللآلي ج ١ ص٤٥٧.
 +
 +
٢٣٤و هي و ان کانت مرسلة لکنها مجبورة بعمل الأصحاب قديما و حديثا، و استنادهم إليها في مختلف أبواب الفقه(مکارم شيرازي، القواعد الفقهية ج٢، ص٢٢)
 +
 +
٢٣٥تحرير الوسيله ، همان، مساله ٦.
 +
 +
٢٣٦همان، مساله ٧. اين استفتاء نيز از آيه الله خامنه اي شده است : (سؤال١٠٦٦) من در يکي از بيمارستانها به کار مقدس پرستاري مشغولم ، گاهي در بعضي از قسمت هاي محل کارم ملاحظه ميکنم که تعدادي از بيماران به نوارهاي موسيقي مبتذل و حرام گوش ميدهند، من آنان را نصيحت ميکنم که اين کار را نکنند و بعد از نصيحت مجدد آنان، چنانچه بي اثر باشد، نوار را از ضبط صوت بيرون آورده و پس از پاک کردن، آن را به آنان بر ميگردانم ، آيا اينگونه برخورد جايز است يا خير؟ پاسخ : محو محتويات باطل براي جلوگيري از استفاده حرام از نوار، جايز است ، ولي اين کار منوط به اجازه مالک يا حاکم شرع است . (برگرفته از پايگاه اطلاع رساني ستاد احياء امر به معروف استان اصفهان.www.rahebehesht.org)
 +
 +
 +
قاعده کلي در موضوع امر به معروف و نهي از منکر نيز صادق مي باشد. نمي توان با کار ناشايست مانع از انجام کار ناشايست ديگران شد. اين قاعده استثنايي هم دارد و آن در موردي است که دفع افسد جز از طريق فاسد ممکن نباشد. «جائز نيست براي نهي از منکر از عملي حرام نظير ناسزا و دروغ و اهانت کمک بگيرد. آري اگر منکر عملي باشد که شارع در هيچ شرائطي راضي به آن نيست نظير کشتن نفس محترمه وکارهاي قبيح و گناهان کبيره اي که مايه هلاکت است جائز است بلکه اگر جلوگيري از چنان منکري جز به وسيله آنگونه محرمات حاصل نمي شود، ارتکاب آنها
 +
 +
237
 +
 +
براي جلوگيري از منکرات بزرگتر واجب است ».
 +
 +
=====برخورد با منکرات مورد اختلاف=====
 +
 +
احکام شرعي در يک تقسيم بندي در دو گروه ضروريات شرعي و فتاواي شرعي قرار مي گيرند.
 +
 +
اموري چون وجوب نماز، روزه، زکات، حجاب و حرمت شرب خمر و زنا از ضروريات اند.
 +
 +
برپاداشتن اين دسته از واجبات و نيز جلوگيري از اين دسته از محرمات، که در معروف بودن يا منکربودن آنها اتفاق نظر وجود دارد، وظيفه هر مسلماني است . گروه دوم نظرات و فتاواي فقهي است . ديدگاه فقيهان به عنوان متخصصان امور ديني ، ترجماني از احکام شرع است و بدون شک ديگران براي دستيابي به احکام شرع، راهي جز تقليد از آنان ندارند.٢٣٨از آن جا که فقيهان، گاه در مباني ، گاه در منابع و گاه در شيوه هاي استنباط احکام شرع با يکديگر اختلاف نظر دارند، احتمال اختلاف فتوا ميان آنان دور از انتظار نخواهد بود، اين جاست که گاه فقيهي فتوا به حرمت چيزي مي دهد و فقيه ديگر فتوا به عدم حرمت آن؛ فقيهي فتوا به وجوب چيزي مي دهد و فقيهي ديگر فتوا به عدم وجوب آن. به عنوان مثال اگر يکي از مراجع تقليد، تراشيدن ريش را منکر و حرام نداند ولي مراجع ديگر در اين زمينه احتياط کرده و يا فتوا به حرمت داده باشند، و يا اگر مرجعي فتوا به حرمت اقامه نماز جمعه در زمان غيبت دهد و مرجع يا مراجع ديگري فتوا به جواز آن، چه
 +
 +
بايد کرد؟. به نظر مي رسد در چنين مواردي هر فرد با دو وظيفه روبروست :
 +
 +
يک.وظيفه عملي خود بر اساس نظر مرجع تقليدش دو.وظيفه امر به معروف و نهي از منکر نسبت به ديگران.
 +
 +
در مورد وظيفه اول–به جز موارد استثنايي - هرکس مطابق فتواي مرجع تقليد خود عمل خواهد کرد و در پيشگاه خداوند معذور و ماجور خواهد بود. اما در موارد اختلاف فتوا چگونه مي توان به
 +
 +
٢٣٧تحرير الوسيلة ، کتاب الامر بالمعروف، ج١، المرتبه الثانيه ، ص ٤٧٨، مسألة ٥. امام خميني در اولين بخش از کتاب امر به معروف مي گويد« اگر برپايي واجب يا ازبين بردن منکري متوقف بار انجام حرامي باشد بايد ديد اهميت کداميک بيشتر است . همان، القول في أقسامهما و کيفية وجوبهما، ص ٤٦٥، مسألة ٩.
 +
 +
٢٣٨به استثناي راه احتياط که راهي مشکل و طاقت فرساست .
 +
 +
 +
وظيفه امر به معروف و نهي از منکر در قبال ديگران عمل کرد؟ در اين جا بسته به اين که معروف ها يا منکرها فردي يا اجتماعي باشند، وظيفه متفاوت خواهد بود.
 +
 +
معروف و منکرهاي فردي:در اين گونه از موارد ما نمي توانيم افراد را از کاري نهي کنيم که چه بسا در نظر مرجع تقليدشان حرام نمي باشد زيرا اساسا اين عمل براي آنان منکر محسوب نمي شود.
 +
 +
«اگر عملي حکمش مورد اختلاف باشد و اين احتمال وجود داشته باشد که نظر اجتهادي يا تقليدي انجام دهنده عمل يا ترک کننده آن، متفاوت با نظر ديگران بوده و آن چه را انجام داده در نظرش جايز است در اين صورت امر و نهي ، واجب نيست بلکه نهي از منکر جايز نمي باشد چه رسد به اينکه فرد نسبت به نظر اجتهادي يا تقليدي ديگري، علم داشته باشد».٢٣٩در برخي از موارد حتي در صورتي که اتفاق آراء در مورد حرمت چيزي وجود دارد باز نهي از منکر ضرورتي ندارد و اين در جايي است که انجام دهنده، عالم به حکم ولي جاهل به موضوع بوده است به عنوان مثال نمي
 +
 +
240
 +
 +
دانسته که مايع در ظرف شراب است و آن را نوشيده است .
 +
 +
معروف و منکرهاي اجتماعي: در صورتي که در اين موارد ميان فقيهان اتفاق نظري وجود نداشته باشد همان گونه که قبلا بررسي کرديم گزينه هاي پيش رو عبارتند از: تبعيت هر مقلد از فتاواي مرجع خود؛ تبعيت همگان از يک مرجع تقليد در تشخيص معروف و منکرهاي اجتماعي ؛ تبعيت از راي اکثريت مراجع و تبعيت از راي ولي فقيه .
 +
 +
حاکم اسلامي که در مقام ولايت امت قراردارد به لحاظ اشرافي که نسبت به مسائل سياسي و اجتماعي دارد در جايگاهي قرارگرفته است که علي القاعده ديدگاه او نسبت به ديگران صائب تر خواهد بود. نظم عمومي نيز ايجاب مي کند که در اين گونه از مسائل ، راي وي فصل الخطاب قرارگيرد و مسلمانان در امر به معروف و نهي از منکر خويش ، نظرات وي را مبناي عمل خود قراردهند.
 +
 +
اگر از نظر امام خميني تخلف از قوانين راهنمايي و رانندگي حرام و يکي از مصاديق منکرات اجتماعي باشد و مرجع تقليد ديگري اين گونه تخلفات را حرام شرعي نداند آيا مقلدان وي شرعا مي توانند چنين کاري را «منکر» ندانند؟ آيا اگر خود مرتکب چنين تخلفي شدند يا مرتکبان را نهي نکردند، از نظر شرعي معذورند؟! ما با انبوهي از امور اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي و اقتصادي مواجه هستيم که با توجه به مصالح و مقتضيات زمان و مکان متعلق امر و نهي قوانين حکومت اسلامي
 +
 +
٢٣٩تحرير الوسيلة ، ج١، کتاب الامر بالمعروف، القول في شرائط وجوبهما، ص ٤٦٦، مسألة ٢.
 +
 +
٢٤٠همان، ص ٤٦٧، مسألة ٤.البته در چنين مواردي، نهي کردن اشکال شرعي نيز ندارد و در پاره اي از موارد به جهت اهميت موضوع چه بسا نهي ، وجوب شرعي خواهد داشت .
 +
 +
 +
قرار مي گيرند و چه بسا در بسياري از موارد آراء فقهي برخي از مراجع بزرگوار تقليد با اين قوانين همسويي نداشته باشد، آيا مقلدان اين بزرگواران مي توانند اين قوانين را خلاف شرع و منکر تلقي کنند؟ آيا مجازند از باب امر به معروف و نهي از منکر به مقابله با آن برخيزند؟ پاسخ مثبت به اين پرسشها معنايي جز هرج و مرج و تجويز مبارزه با مقررات دولتي که نوعي مقاومت منفي در برابر نظام است نخواهد بود.
 +
 +
اين ها از مباحث بسيار مهمي هستند که لازم است از ابعاد مختلف مورد بررسي قرارگيرند. امروزه کمتر کسي را مي توان يافت که با نظام بانکي در ارتباط نباشد؛ «ربا» به طور مسلم يکي از منکرات اقتصادي در اسلام است ؛ حال اگر در قانون بانکداري اسلامي مورد تاييد حاکم اسلامي ، برخي معاملات مصداق معاملات ربوي شناخته نشوند و همين معاملات در نظر برخي از مراجع تقليد، ربوي باشند چه بايد کرد؟ در چنين مواردي آن چه به شخص مراجع و مقلدان آنها مربوط مي شود معلوم است . اگر اين معاملات را ربوي مي دانند مجاز به انجام آن نيستند ولي آيا مي توانند ديگران را از انجام آن نهي کرده به مقابله با آن برخيزند؟
 +
 +
در پايان اين قسمت مناسب است با ديدگاه علماي اهل سنت نيز آشنا شويم . امام محمد غزالي مي گويد: «منکر بودن منکر بايد از راهي غير از اجتهاد معلوم باشد بر اين اساس هر امري که مورد اجتهاد باشد، امر به معروف و نهي از منکر ندارد. حنفي نمي تواند شافعي مذهب را به خاطر خوردن حيوان درنده يا حيواني که به هنگام ذبحش نام خدا را بر زبان نياورده اند، نهي از منکر کند. شافعي نيز نمي تواند حنفي را در مورد نوشيدن نبيذي که مست کننده نيست نهي کند...آري اگر کسي که شافعي مذهب است ، فرد ديگري از همين مذهب را در حال نوشيدن نبيذ يا ازدواج
 +
 +
241
 +
 +
بدون اذن ولي مشاهده کند، اظهر آن است که مي تواند نهي از منکر کند».
 +
 +
يوسف قرضاوي نيز آنچه را غزالي گفته است به بياني ديگر و با مثالهاي ديگر بازگومي کند: «آنچه را که علما در گذشته و حال در جواز يا عدم جواز آن، اختلاف دارند از قلمرو منکر خارج است بدين ترتيب اگر علما در مورد حکم عکس برداري، يا غناي با ابزار يا بدون ابزار يا بازبودن صورت و دستان زن تا مچ ، يا قضاوت زن و نظاير آن اختلاف نظر داشته باشند، براي هيچ فرد يا گروه مسلماني جايز نيست که يکي از دو راي را مبنا قراداده و ديگران را به آن مجبورکند. در چنين مواردي راي اکثريت نيز راي اقليت را از اعتبار نمي اندازد حتي اگر کسي که راي مخالف دارد يک نفر از مجتهدان باشد؛ چه بسيارند آرائي که در دوره اي مهجور بوده و در دوره ديگري مشهور شده اند...منکري که لازم است با آن مبارزه شود بايد منکر واضح و مسلمي باشد که همه
 +
 +
٢٤١غزالي ، احياء علوم الدين ، جلد ٢، کتاب الامر بالمعروف و النهي عن المنکر، الرکن الثاني للحسبة ، الشرط الرابع : ان يکون کونه منکرا معلوما بغير اجتهاد...، ص ٣٠٠.
 +
 +
 +
مسلمانان در منکر بودن آن اتفاق نظر داشته باشند؛ در غير اين صورت، باب شري گشوده مي شود که پاياني براي آن نيست زيرا هرکس که چيزي به نظرش مي آيد درصدد خواهد بود که ديگران را بر آن مجبورکند»٢٤٢. وي در ادامه اين بحث به اين نکته مهم اشاره مي کند که : «در فقه مسلم است که حکم امام يا قاضي در امور اختلافي رافع اختلاف مي باشد و امت ملزم به پيروي از آنند و به همين جهت اگر قواي حکومت شرعي ، قول يکي از امامان چهارگانه در اين دسته از امور را مبنا
 +
 +
243
 +
 +
قراردهند واجب است از آن تبعيت شود و صف مسلمانان متفرق نگردد» .
 +
 +
===== وجود خطر و ضرر (وجود مفسده)=====
 +
 +
در امر به معروف و نهي از منکر، يک اصل اساسي همواره بايد مد نظر قرارگيرد؛ هرگاه پيامد نهي از منکر، وقوع منکري بزرگتر و داراي اهميت بيشتر باشد، نبايد بدان اقدام کرد. اگر منکري برود و منکر ديگري بزرگتر از آن جاي آن را بگيرد نقض غرض شده و از نظر عقل مردود است . به عنوان مثال خونريزي و آبروريزي از منکرات بسيار بزرگ در اسلام مي باشند؛ اسلام اهميت ويژه اي براي جان و عرض و آبروي انسان قائل است . در مکتب اسلام، حيثيت و جان انسان بويژه انسان مسلمان از حقوق بنيادين بشر تلقي شده اند و صيانت از آنها به شدت مورد تاکيد قرارگرفته است به گونه اي که تعرض به جان يا حيثيت انسان حتي از سوي خود شخص مجاز نمي باشد. جان و آبرو امانتي الاهي در دست بشر بوده و انسانها موظف به مراقبت از آنها مي باشند. ازاين رو در شرع مقدس اسلام خودکشي محکوم شده و حتي وارد آوردن ضرر و زيان به بدن نيز امري مذموم است . در موضوع مورد بحث اگر انجام چنين وظيفه اي براي انسان خطر جاني يا حيثيتي را به دنبال داشته باشد تکليف امر به معروف و نهي از منکر ساقط و بلکه در مواردي حرام مي باشد.
 +
 +
برخي از فقيهان بر اين باورند که قلمرو سقوط تکليف حتي شامل وارد آمدن خسارت مالي قابل توجه نيز مي شود.
 +
 +
«اگر بر جان يا آبروي خود يا جان يا آبروي مومنان بترسد،نهي از منکر حرام مي شود، و همچنين است ترس بر اموال مومنان در صورتي که قابل توجه باشد، و اما اگر بر مال خودش بترسد بلکه حتي يقين داشته باشد کهضرر مالي متوجه او مي شود، در صورتي که آن ضرر برايش مشقت آور نباشد ظاهرا نهي از منکر حرام نخواهد بود و اما اگر بحد مشقت و حرج برسد بعيد نيست حرام
 +
 +
244
 +
 +
باشد».
 +
 +
٢٤٢قرضاوي ، من فقه الدوله في الاسلام، ١٢١-١٢٢.
 +
 +
٢٤٣. همان، ص ١٢٣.
 +
 +
٢٤٤تحرير الوسيله ، کتاب الامر بالمعروف...الشرط الرابع:أن لا يکون في إنکاره مفسدة، ص ٤٧٢، مسألة ٤.
 +
 +
 +
البته نبايد از نظر دورداشت که اين مورد نيز همانند ساير موارد استثنائاتي دارد. گاه معروف يا منکر به قدري داراي اهميت هستند که مسلمان با هر هزينه اي را در مورد آن بپردازد هرچند به قيمت جان يا آبرويش تمام شود.
 +
 +
«اگر معروف و منکر از امور مورد اهتمام شارع اقدس باشند نظير حفظ نفوس قبيله اي از مسلمانان وهتک نواميس آنان و يا محو آثار اسلام و نابودي حجت آن به طوري که باعث گمراه شدن مسلمانان و يا محو بعضي از شعائر اسلام شود مثل خانه خدا به طوري که آثار و جاي آن از بين برود و امثال اينگونه فسادها، بايد بين آن مفاسد و پيامدهاي امر به معروف و نهي از منکر مقايسه و آنچه مهمتر است حفظ شود، وصرف ضرر هرچند ضررجاني و يا حرج، باعث رفع تکليف نمي شود، بنابراين اگر برپايي دلائل اسلام به گونه اي که زمينه گمراهي از بين برود متوقف بر فداکردن جان و يا جانها باشد، ظاهرا اين امر واجب است تا چه رسد به اينکه بپاداري دين باعث واقع شدن
 +
 +
245
 +
 +
در حرج و ضرر غير جاني باشد».
 +
 +
===== تحقير از سوي امر و نهي شوندگان=====
 +
 +
يکي از اصول خدشه ناپذير که به شدت مورد تاکيد قرارگرفته است موضوع عزتمندي اسلام و مسلمانان مي باشد. قرآن در آيات فراواني اين مهم را گوشزد و آن را مطالبه کرده است . شايد از اين دستور خداوند به مومنان که اگر شنيديد آيات الاهي از سوي کساني مورد استهزا و تمسخر قرار مي گيرد، در مجلس آنان حاضر نشويد٢٤٦، بتوان استفاده کرد که رفتار مومنان بايد به گونه اي باشد که منافقان و کافران را از تمسخر آيات الاهي منصرف سازد. به عبارت ديگر، وظيفه مومنان حفظ قداست آيات الاهي است ؛ در اين صورت اگر اين قداست در مواردي بواسطه نهي از منکر کردن مومنان از سوي بي ايمانان شکسته شود، بدين صورت که واکنش تمسخر آميز آنان را به دنبال داشته باشد، نقض غرض خواهد بود. مسلمانان بايد در امر و نهي خويش به گونه اي عمل کنند که همگان بدانند عزت از آن خداوند، پيامبر و مومنان است٢٤٧. شايد بتوان مفاد آيه نفي سبيل
 +
 +
٢٤٥همان، ص٤٧٣، مسألة ٦. همچنين امام خميني در خصوص وظيفه علماي اسلام در برابر منکرات بزرگ نظير بدعت هاي ديني مي گويد: «اگر بدعتي در اسلام پديد آيد و سکوت علماء دين و رؤ ساي مذهب باعث هتک اسلام و ضعف عقايد مسلمانان گردد، واجب است به هر وسيله اي که برايشان ممکن است از آن بدعت نهي کنند، خواه نهي آنان مؤ ثر در ريشه کن شدن فساد باشد و خواه نباشد...و دراينگونه موارد مسئله ضرر و حرج در نظر گرفته نمي شود بلکه بايد اهم ومهم را ملاحظه کرد. (همان، مسألة ٧٧)
 +
 +
٢٤٦نساء:١٤٠
 +
 +
٢٤٧و لله العزة و لرسوله و للمؤمنين (منافقون : ٨ ) :و [لي] عزت از آن خدا و از آن پيامبر او و از آن مؤمنان است .
 +
 +
 +
را در همين راستا مورد ارزيابي قرار داد.٢٤٨به نظر مي رسد رويکرد غيرتمندانه فقيهي چون امام
 +
 +
خميني در چنين مواردي بر اساس همين مباني مي باشد:
 +
 +
«اگر امر به معروف و يا نهي از منکر در موردي نسبت به بعضي باعث توهين به شريعت مقدس - هرچند از نظر ديگران- باشد، جائز نيست ، بويژه در صورتي که صرفا احتمال تاثير وجود داشته
 +
 +
249
 +
 +
باشد {نه علم به تاثير}مگر در امور مهم که البته موارد از نظر اهميت مختلف است » .
 +
 +
===== امر و نهي لجبازان=====
 +
 +
هدف از امر به معروف و نهي از منکر، از يکسو تحصيل يا تکميل ارزشها و امور شايسته و از سوي ديگر تعطيل يا تقليل مفاسد فردي و اجتماعي و امور ناشايست مي باشد. اگر شرايط به گونه اي باشد که امر و نهي نه تنها به اين هدف منتهي نمي شود بلکه نتيجه عکس مي دهد يعني به جاي آنکه سودمند باشد به ضد خود تبديل مي شود و سبب فساد مي شود، در اين صورت چنين امر و نهيي مشروعيت ندارد. متاسفانه در جامعه بيماردلاني هستند که چه بسا در برابر تذکرات مشفقانه و صادقانه نه تنها انعطاف و پذيرش مورد انتظار از خود نشان نمي دهند بلکه اين گونه برخوردها آنان را در موضع لجاجت و اصرار بيشتر بر انجام گناه قرار مي دهد؛ در اين صورت چه بايد کرد؟ به حکم عقل در چنين موارديوظيفه امر و نهي از دوش انسان برداشته مي شود. هدف از نهي ما جلوگيري از وقوع منکر و حرام در جامعه است ، اما اگر پيامد نهي از منکر، منکر بيشتر باشد، نبودش از بودش بهتر است زيرا نقض غرض خواهد شد. اگر معماگونه پرسيده شود در کجا به جاي نهي از منکر بايد امر به منکر کرد، پاسخ فقيهي چون امام خميني اين است که در همين جا! يعني جايي که شما با انسان لجوج و وارونه صفتي روبرو هستيد!. فتاواي زير به خوبي منعکس
 +
 +
کننده وظيفه مومنان در برخورد با وضعيتهاي خاصي از اين دست مي باشد:
 +
 +
«اگر بداند انجام دهنده فردي است که اگر نهي از منکرش کند بيشتر مرتکب مي شود و اگر امر به معروفش کند آنرا ترک مي کند، واجب است او را امر به منکر و نهي از معروف کند به شرطي که
 +
 +
250
 +
 +
محذور ديگري در بين نباشد».
 +
 +
به نظر حضرت امام، حتي احتمال تاثير منفي نهي از منکر نيز در اين گونه از موارد مي تواند موجب سقوط تکليف از دوش انسان شود. «اگر در امر به معروف يا نهي از منکر، هم احتمال
 +
 +
251
 +
 +
تاءثير مثبت و هم احتمال تاثير منفي وجود داشته باشد، ظاهرا واجب نيست ».
 +
 +
٢٤٨و لن يجعل الله للکافرين علي المؤمنين سبيلا (نساء: ١٤١): و خداوند هرگز بر [زيان] مؤمنان، براي کافران راه
 +
 +
[تسلطي] قرار نداده است
 +
 +
٢٤٩تحرير الوسيلة ، ج١، کتاب الامر بالمعروف،القول في شرائط وجوبهما، ص ٤٦٧، مسألة ١٠
 +
 +
٢٥٠همان، الشرط الثاني - أن يجوز و يحتمل تأثير الأمر أو النهي ، مساله ١٣، ص ٤٧٠.
 +
 +
 +
اگر چنين فرد لجبازي که پاسخ نهي از منکر را با انجام بيشتر منکرات مي دهد در کنار متخلف ديگري قرار گيرد که تاثيرپذيري مثبتي از نهي از منکر دارد ولي تمييز اين دو از يکديگر برايمان مقدور نباشد، باز هم تکليف ساقط است هرچند مي دانيم نهي از منکر، مانع از ارتکاب گناه از سوي يکي از آنان مي شود. «اگر اجمالا علم داشته باشيم که نهي از منکر، نسبت به يکي مانع از انجام گناه و نسبت به ديگري باعث اصرار بر گناه مي شود، نهي هيچ يک از آن دو واجب
 +
 +
252
 +
 +
نيست .
 +
 +
فروض مورد اشاره نشان مي دهد که امر به معروف و نهي از منکر علاوه بر شجاعت روحي و غيرت ديني ، نيازمند چه دقتها و ظرافتهايي است .
 +
 +
=====امر و نهي معذوران=====
 +
 +
يکي از نکات مهم در ارتباط با امر به معروف و نهي از منکر، توجه به وضعيت مخاطب مي باشد.
 +
 +
چه بسا فردي که به ظاهر در حال انجام کار خلاف شرع و حرامي است ، به خاطر داشتن عذر، مرتکب هيچ گونه حرامي نشده باشد. اگر کسي در ماه مبارک رمضان به خاطر بيماري يا سفر روزه نگيرد نمي توان او را نهي از منکر کرد زيرا در اين جا اساسا منکري وجود ندارد. اسلام در هر دو سوي مساله از خود حساسيت نشان داده است ، حساسيت نسبت به اين که در اثر بي تفاوتي مردم، احکام خداوند بر زمين بماند و حساسيت نسبت به اين که بي جهت کسي مورد امر و نهي قراربگيرد. زيبايي ها و ظرافتهاي اسلام را در همين ملاحظات بايد جست و جو کرد. اين گونه تربيت هاي ديني است که روحيه اعتدال را در ميان مومنان تقويت کرده، آنان را از گرايش به افراط و تفريط برحذر مي دارد. دو فتواي زير در اين رابطه جالب توجه مي باشد: «اگر کسي که حرامي را مرتکب مي شود ويا واجبي را ترک ميکند عذري شرعي يا عقلي داشته باشد، امر به معروف
 +
 +
253
 +
 +
ونهي از منکرش واجب نيست بلکه جائز هم نيست » .
 +
 +
«اگر احتمال دهد انجام دهنده حرام يا ترک کننده واجب عذري داشته است ، باز هم نهي او از منکر واجب نيست ، بلکه جواز آن محل اشکال است بنابراين اگر احتمال دهد که اين فردي که در رمضان روزه مي خورد مثلا مسافرباشد نهي او از منکر واجب نيست بلکه جوازش مشکل است ، بله اگر روزه خوردنش علني و باعث هتک حرمت احکام اسلام و جرئت پيدا کردن مردم در
 +
 +
254
 +
 +
ارتکاب حرام باشد، از اين جهت واجب است او را نهي کند».
 +
 +
٢٥١همان، مساله ١٧
 +
 +
٢٥٢همان، مساله ٢٠
 +
 +
٢٥٣تحرير الوسيلة ، ج١، کتاب الامر بالمعروف، الشرط الرابع:أن لا يکون في إنکاره مفسدة، مسألة ٢٢، ص ٤٧٥
 +
 +
٢٥٤همان، مسألة ٢٣.
 +
 +
 +
به نظر مي رسد، ممنوعيت نهي از منکر در مواردي که احتمال معذور بودن افراد داده مي شود مبتني بر اصلحسن ظن به مومنان و حمل به صحت کردن کارهاي آنان مي باشد، امري که نهادينه شدن آن در جامعه بسياري از مشکلات را برطرف خواهد کرد.
 +
 +
===== رعايت مراحل امر به معروف=====
 +
 +
امام صادق از امير مومنان نقل کرده است که کمترين درجه نهي از منکر، آن است که گناهکاران با چهره گرفته روبرو شوند.٢٥٥در سخن ديگري از علي عليه السلام آمده است : برخي از مردم کار زشت را ناپسند شمرده، با دست و زبان و دل خود به آن اعتراض مي کنند، اينان خصلتهاي نيک را به کمال رسانيده اند؛ بعضي با زبان و دل اعتراض مي کنند نه با دست [اقدام عملي ]، اينان دو خصلت از خصلتهاي نيک را گرفته و خصلتي را تباه ساخته اند؛ برخي ديگر، منکر را به دل زشت ميدارند ولي با دست و زبان خود اعتراض نمي کنند، اينان دو خصلت شريف تر را ضايع ساخته و به يک خصلت پرداخته اند؛ و [اما]گروهي نه با دست نه با دل و نه با زبان،نسبت به منکر
 +
 +
256
 +
 +
اعتراضي نمي کنند، اينان، مردگاني در ميان زندگان اند.
 +
 +
بر اساس فتاواي فقها، امر به معروف و نهي از منکر در سه مرحله «قلبي »، «زباني » و «عملي» صورت مي پذيرد.٢٥٧هريک از اين مراحل سه گانه به نوبه خود داراي مراتبي است که امر و نهي
 +
 +
٢٥٥«أدني الإنکار أن يلقي أهل المعاصي بوجوه مکفهرة» (طوسي ، تهذيب الأحکام، ج٦ ص١٧٧)
 +
 +
٢٥٦نهج البلاغه ، کلمه قصار ٣٧٤
 +
 +
٢٥٧معتزله براي امر و نهي چهار مرتبه و درجه در نظرگرفته اند. «سير اين مراتب نيز از خفيف به شديد است . چنانکه قاضي عبدالجبار، زمخشري، و ابن ابي الحديد به روشني بدان نظر داده اند. اين روند از قلب آغاز مي شود و سپس زبان، دست و در نهايت شمشير(تغيير منکر با توسل به قدرت) را در برمي گيرد و هر مرحله اي بايد پس از گذار از مرحله پيشين و بارعايت شروط و شرايط انجام پذيرد. (درآمدي بر بررسي تطبيقي امر به معروف و نهي از منکر از ديدگاه معتزله و ديگر فرق اسلامي ، علي آقاجاني قناد، فصلنامه کلام اسلامي ، سال پانزدهم ، مسلسل ٥٩، ص ٣٤-٣٤)
 +
 +
تعداد کمي از فقيهان شيعه ، امر به معروف و نهي از منکر را صرفا گفتاري دانسته و اقدام عملي در اين رابطه را
 +
 +
خارج از مفاد معنايي اين واژگان دانسته اند:
 +
 +
١. نراقي مي گويد «آن چه از نهي از منکر ثابت است همان منع گفتاري است زيرا حقيقت نهي همين است ».
 +
 +
(مستند الشيعة ، ج١٤، ص١٠٠). اما در کتاب «رسائل و مسائل » که به منزله رساله عمليه است ، استفتايي را اين گونه پاسخ مي دهد:« بر هر کس از مکلفين از بابت امر به معروف و نهي از منکر ... لازم است که ابتداء اهل و عيال خود را اگر نادان و جاهل باشند ترغيب و امر کنند به آموختن مسائل واجبات و محرمات به قدر ضرورت ... و بعد از آموختن سعي نمايد در به جا آوردن آنها و ابتدا به موعظه و ارشاد و رفق و مدارا ايشان را بر تحصيل و به جا آوردن بدارد و اگر مسامحه کنند باز موعظه و نصيحت کند و اگر يقين نمود که به رفق و مدارا اثر نميکند به زبان ايشان را برنجاند و اگر فائده نکرد تهديد و تخويف نمايد و اگر فائده نبخشيد تنبيه جزئي کند، مثل تنبيهي که اطفال
 +
 +
 +
کنندگان بايد ترتيب اين مراتب را در هر مرحله رعايت کنند٢٥٨. متاسفانه بيشترين آسيب هايي که به امر به معروف و نهي از منکر وارد شده به خاطر عدم توجه به مراحل و مراتب اين فريضه بزرگ
 +
 +
را در تعليم ميکنند. و اما سياسات که در امر به معروف و نهي از منکر رسيده مثل اين که تارک الصلاة را در مرتبة چهارم بايد کشت يا تعزيرات شرعيه و حدود پس آنها وظيفة مجتهد جامع الشرايط است و تکليف ديگران نيست و اگر به موعظه و نصيحت و تهديد و تخويف فائده نکند و باز در امتثال واجبات و اجتناب محرمات کوتاهي کند مکرر کنند نصيحت را وسعي کنند و وعده دهند إن شاء الله خدا هم اعانت ميکند.(رسائل و مسائل ، ج١، ص
 +
 +
(.223-222
 +
 +
٢. محقق سبزواري مي گويد: «عموماتي که در وجوب امر به معروف و نهي ازمنکر وارد شده اند دلالت بر امر و نهي عملي ندارند زيرا امر و نهي مختص به الفاظ مي باشد نه افعال». (کفاية الأحکام، ج١، ص ٤٠٨). البته ايشان نيز بلافاصله به گونه اي خود را با ساير فقيهان همسو کرده و مي گويد: «آري مي توان بر جواز امر و نهي عملي ، به احاديثي که برخي برخ ديگر را پشتيباني مي کنند و نيز به اصل و به رواياتي که بر مذمت تعطيل حدود دلالت دارند و به رواياتي که بيانگر تلاش براي جلوگيري از معصيت خداوند بر روي زمين اند و روايتي که سيد رضي در نهج البلاغه و ...استدلال نمود. (همان، ص٤٠٨-٤٠٩)
 +
 +
٣. آيه الله شيخ جواد تبريزيبا استناد به ادله حرمت ايذاء و اضرار و تعرض به غير، معتقد است که نهي عملي چه به صورت ضرب و چه به صورت جرح، داخل در عنوان نهي از منکر نمي باشد. اين فقيه رواياتي را که ظهور در نهي عملي دارند از نظر سند و دلالت ، ضعيف و غير قابل اعتماد دانسته است . (إرشاد الطالب إلي التعليق علي المکاسب ، ج٣، ص٤٦-٤٧).. اين سخن قابل مناقشه است ، زيرا ادله حرمت ايذاء، ارتباطي به شمول يا عدم شمول نهي عملي در نهي از منکر، ندارند. ايشان در چند سطر بعد اشاره کرده اند که نهي عملي چون در تزاحم با حرمت ايذاء قرار گرفته است بايد از ميان اين دو، اهم را انتخاب نمود. (همان، ص٤٧) اين امر به خوبي دلالت مي کند که عنوان نهي از منکر، به خودي خود، شمول معنايي داشته اما به جهت تزاحم با دليل مهم تر نمي توان به آن ملتزم بود. بنابر اين ، تقدم يکي از متزاحمين بر ديگري ، نافي شمول نهي از منکر نسبت به نهي عملي نمي باشد. در هر صورت، اين فقيه نيز معتقد است که هرچند از طريق روايات، اين شمول را نمي توان استفاده کرد ولي از قرآن با توجه به آيه «يا أيها الذين آمنوا قوا أنفسکم و أهليکم نارا» مي توان وجوب نهي عملي را در مورد نزديکان خود بلکه نسبت به ديگران استفاده نمود. (همان، ص٤٧-٤٨). آيت الله تبريزي در «صراط النجاه» زدن را که يکي از مصاديق نهي عملي است خارج از مراتب امر به معروف و نهي از منکر مي داند. به اعتقاد ايشان امر و نهي ظهوري در «زدن» ندارند. آري اگر اين کار از سوي پدر يا مادر يا ديگر خويشاوندان انجام گيرد اشکالي ندارد در صورتي که منع از حرام، متوقف بر زدن باشد. (صراط النجاه، ج٣، ص١٤٢-١٤٣ به نقل از نرم افزار جامع فقه اهل البيت ).
 +
 +
٢٥٨برخي با آنکه ترتيب مذکور را پذيرفته اند، استناد آن به روايات را درست نمي دانند و معتقدند «از روايات، دليلي بر لزوم ترتيب در مراتب امر به معروف و نهي از منکر نداريم . روي اين اساس آنچه که مرحوم صاحب جواهر به عنوان تاييد راي مشهور در مورد «لزوم ترتيب » به خاطر استفاده از رواياتي که مقيد مي کنند اطلاقات ادله امر به معروف و نهي از منکر را فرموده است ، ضعيف و بي اعتبار مي باشد.زيرا رواياتي که دلالت بر ترتيب مراتب امر به معروف و نهي از منکر دارند اولا از نظر سند ضعيف و بي اعتبارند و ثانيا دلالت برخلاف راي مشهور دارند» (نوري همداني ، امر به معروف ونهي از منکر، ص ٢٩٢).
 +
 +
 +
ديني و افراط و تفريط ها در اين زمينه بوده است . اهتمام جدي فقها و بزرگان ديني در اين خصوص نشانگر ميزان اهميت و ظرافت اين کار است . در اين جا مراحل سه گانه را با تمرکز بر
 +
 +
فتاواي امام خميني بررسي مي کنيم :
 +
 +
الف . مرحله اول: «امر و نهي قلبي»
 +
 +
در اولين مرحله ، امر و نهي کننده بايد کاري کند که نشانگر انزجار قلبي اش باشد و به مخاطب بفهماند که بايد معروف را انجام دهد و منکر را ترک کند. نشان دادن انزجار قلبي درجاتي دارد نظير چشم فروبستن ، چهره در هم کشيدن، چهره يا بدن را برگرداندن و ترک مراوده و قهرکردن.
 +
 +
و البته «در هرمرتبه ، واجب است به درجه پائين تر آن اکتفاء کند وآسانتر آنرا انجام دهد بويژه در صورتي که انجام مرتبه شديدتر، موجب هتک حرمت طرف مقابل شود، در اين صورت تجاوز از مقدار لازم جائز نيست مثلا اگر احتمال دهد که تنها با بستن چشمانش مطلوب حاصل مي شود،
 +
 +
259
 +
 +
انجام مرتبه بالاتر جائز نيست ».
 +
 +
به اين نکته نيز بايد توجه داشت که مرحله «انکار قلبي » به معناي نارضايتي قلبي صرف نيست .
 +
 +
نارضايتي در صورتي عنوان امر به معروف و نهي از منکر به خود مي گيرد که در هر يک از مراتب آن بروز و ظهور پيدا کند و مخاطب متخلف ، متوجه آن شود. بنا براين اگر در برخورد با جرم و گناهي که فردي انجام داده است ، فقط در درون خود ناراحت باشيم ، امر به معروف و نهي از منکر نکرده ايم . کساني که در اين مرحله اقدام به امر و نهي مي کنند به اين نکته لازم است توجه داشته باشند که کدام مرتبه از مراتب ياد شده بازدارندگي بيشتري نسبت به مخاطب دارد.٢٦٠نشان دادن انزجار و تنفر قلبي از راه ترک مراودت و مجالست با تبهکاران مورد مطالبه و تاکيد قرآن نيز
 +
 +
٢٥٩تحرير الوسيله ، ج١، کتاب الامر بالمعروف، القول في مراتب الأمر بالمعروف، المرتبة الأولي، ص٤٧٦، مساله ١.
 +
 +
٢٦٠«شخصي رفيق و دوست شماست ، با يکديگر صميمي و محشور هستيد...با هم گرم ميگيريد، مسافرت ميرويد... اطلاع پيدا ميکنيد که همين رفيق صميمي شما دچار فلان عمل زشت شده، فلان گناه قطعي و مسلم را مرتکب ميشود، يکي از اقسام تنبيه که در مواردي بايد انجام شود اين است که شما نسبت به او سردي نشان دهيد، بياعتنايي کنيد و آن صميميتي که در گذشته به او نشان ميداديد بعد از اين نشان ندهيد... ولي اين در موردي است که ...عمل شما نسبت به او تنبيه تلقي شود، يعني تحت يک زجر و شکنجه روحي قرار گيرد و اين عمل شما در جلوگيري از کار بد او تأثير داشته باشد و گرنه مواردي هم هست که کسي، فرزند شما، دوست شما، مبتلا به عادت زشتي شده است و رابطه او با شما روي عادتي است که از گذشته داشته است ، چه بسا از اينکه شما با او قطع رابطه کنيد استقبال ميکند تا او هم با شما قطع رابطه کند و آزادتر دنبال منکرات و کارهاي زشت برود، در اينجا قطع رابطه شما با او نه تنها اثر تنبيهي ندارد، بلکه اثر تشويقي نيز دارد، يعني او را بيشتر در کار خود آزاد ميگذاريد و در عمل به آن کار تشويق ميکنيد. در چنين مواردي قطع رابطه درست نيست ».(مطهري، مجموعه آثار (حماسه حسيني ) ج١٧، ص ٢٤٦-٢٤٥)
 +
 +
 +
قرارگرفته است : «و البته [خدا] در کتاب [قرآن] بر شما نازل کرده که : هر گاه شنيديد آيات خدا مورد انکار و ريشخند قرار ميگيرد، با آنان منشينيد تا به سخني غير از آن درآيند، چرا که در اين صورت شما هم مثل آنان خواهيد بود. خداوند، منافقان و کافران را همگي در دوزخ گرد خواهد
 +
 +
261
 +
 +
آورد» .
 +
 +
دستور به ترک محافل گناه و مجالس نامشروع، چه بسا به اين دليل باشد که حضور مومنان هرچند با نارضايتي دروني ، به منزله مشروعيت دادن به اين مجالس تلقي مي شود و قبح و زشتي منکر آهسته آهسته از بين برود. از آثار مخرب ديگر آن، جرات پيداکردن بر انجام تخلفات و گناهان و تسهيل در زير پاگذاشتن محرمات است زيرا تماشاي گناه و ديدن صحنه هايي که گناهکاران مرتکب آن هستند به تدريج ، اهميت گناه و بزرگي آن را در ديده انسان کوچک مي کند و زمينه هاي تحريک و وسوسه به انجام آن را فراهم مي سازد.
 +
 +
مراتب مرحله اول:جلوه هاي گوناگون̂Hن اين مرحله را مي توان اين گونه برشمرد: بي توجهي کردن، سر به زير انداختن ، چشم برروي هم گذاشتن ، نگاه معنا دار کردن، اخم کردن و چهره درهم کشيدن، قهرکردن، و بالاخره محل گناه را ترک کردن. امر و نهي کنندگان با توجه به درجه تاثير هريک از اين مراتب بر مخاطب ، لازم است مناسب ترين مرتبه را انتخاب کنند.
 +
 +
ب. مرحله دوم : «امر و نهي زباني»
 +
 +
در برخي از موارد فرد بيمار يا گناهکاري «عمل زشتي را که مرتکب ميشود، به خاطر جهالت و ناداني اوست ، تحت تأثير يک سلسله تبليغات قرار گرفته است ، احتياج به مربي دارد، احتياج به هادي و راهنما و معلم دارد، احتياج به روشن کننده دارد، احتياج به فردي دارد که با او تماس بگيرد، با کمال مهرباني با او صحبت کند، موضوع را با او درميان بگذارد، معايب و مفاسد را براي او تشريح کند تا آگاه شود و بازگردد».٢٦٢فتواي امام در اين زمينه چنين است :«اگر احتمال دهد که با ارشاد و موعظه و سخن نرم و ملايم ، غرض حاصل مي شود واجب است چنين کند و تجاوز از آن جائز نيست ».٢٦٣و درگام بعد «اگر بداند که با موعظه و سخن ملايم ، غرض حاصل نمي شود، با تحکم او را امر به معروف و نهي از منکر مي کند، و در اين مرتبه اگر احتمال تاءثير مي دهد، واجب است از آسانترين کلام آغاز کند وتجاوز از آن جايز نيست بويژه اگر مورد، کسي است که
 +
 +
٢٦١نساء: ١٤٠: و قد نزل عليکم في الکتاب ان اذا سمعتم آيات الله يکفربها و يستهزء بها فلا تقعدوا معهم حتي يخوضوا في حديث غيره انکم اذا مثلهم ان الله جامع المنافقين و الکافرين في جهنم جميعا.
 +
 +
٢٦٢مطهري، مجموعه آثار، ج١٧، ص٢٤٧.
 +
 +
٢٦٣تحرير الوسيله ، همان، المرتبة الثانية - الأمر و النهي لسانا، ص٤٧٨، مسألة ٢
 +
 +
 +
خشونت ، هتک حرمت او است ».٢٦٤و « اگر جلوگيري از منکر و اقامه واجب متوقف بر درشت گويي و تهديد بر مخالفت باشد اين کار، جائز بلکه واجب است ولي بايد از دروغ گويي اجتناب
 +
 +
265
 +
 +
شود».
 +
 +
نکته جالب توجه اين است که رعايت ترتيب نسبت به مراحل سه گانه «انکار قلبي »، «انکار زباني» و «انکار عملي» در مورد نوع افراد و مخاطبان است . اما اگر با مخاطبي مواجه باشيم که تاثيرپذيري وي از مرحله دوم (انکار زباني ) بيش از مرحله اول ( انکار قلبي ) باشد، در مورد او بايد ابتدا از مراتب انکار زباني شروع کرد. «اگر در بعضي از مراتب نهي زباني (مرحله دوم) اهانت و ايذاء کمتري نسبت به مراتب انکار قلبي (مرحله اول) وجود دارد و غرض به همان حاصل مي شود واجب است نهي زباني مقدم شده و به مقدار لازم اکتفا شود. مثلا اگر فرض شود موعظه با بيان نرم و روي گشاده مؤ ثر است و يا احتمالا تاءثير دارد و کمتر از رويگرداني وقهر کردن و امثال آن، طرف را آزار مي دهد نبايد از اين نهي زباني تجاوز نموده و به قهر و روي گرداني تمسک بجويد.
 +
 +
امر کنندگان و امر شوندگان از نظر احوال مختلفند، چه بسا اشخاصي که قهرکردنشان طرف را بيشتر آزار ميدهد و براي او سنگين تر واهانت آميزتر است تا امر و نهي از منکر زبانيشان ، بنابراين بر امر ونهي کننده لازم است که رعايت مراتب و حال اشخاص را کرده و عمل خود را مطابق
 +
 +
266
 +
 +
آسانترين راه انجام دهد».
 +
 +
مراتب مرحلهدوم: جلوه هاي گوناگون̂Hن اين مرحله را مي توان اين گونه برشمرد: نصيحتو ارشاد با گشاده رويي و بيان ملايم ، نصيحت و ارشاد با بيان تند و شديد و بالاخره امر و نهي تهديد کننده و تجکم آميز.
 +
 +
ج. مرحله سوم : «امر و نهي عملي ».
 +
 +
منظور از اين مرحله ، اعمال قدرت است . گرچه تاثير مثبت امر و نهي قلبي يا زباني بر اکثر افراد خاطي ، قابل انکار نيست اما گاه با مجرم و تبهکاري روبرو هستيم که «نه اعراض و هجران ما تأثيري بر او ميگذارد و نه ميتوانيم با منطق و بيان و تشريح مطلب ، او را از منکر بازداريم ، بلکه بايد وارد عمل شويم ؛... معناي وارد عمل شدن تنها زورگفتن نيست ، کتک زدن و مجروح کردن نيست . البته ... مواردي هم هست که جاي تنبيه عملي است . اسلام ديني است ...که معتقد است
 +
 +
٢٦٤همان، مساله ٣.
 +
 +
٢٦٥همان، مساله ٤.
 +
 +
٢٦٦همان، مساله ٦.
 +
 +
 +
مراحل و مراتبي ميرسد که مجرم را جز تنبيه عملي چيز ديگري تنبيه نميکند و از کار زشت باز
 +
 +
267
 +
 +
نمي دارد.
 +
 +
در مورد پيامبر اکرم گزارش شده است که در مقام درمان مردم، پزشکي بود که هم مرهم مي گذارد و همداغ مي کرد يعني در صورت لزوم جراحي مي کرد.٢٦٨اين رفتار پيامبر براي همه قابليت الگوگيري دارد. اين پزشک، گاه «احکم مراهمه » يعني منکرات و مفاسد فردي و اجتماعي را از راه لطف و مهرباني معالجه ميکرد، و در صورتي که اين شيوه سودي نمي بخشيد، «احمي مواسمه » وارد عمل جراحي مي شد و عميقا داغ مي کرد. هم مرهمهاي خود را بسيار محکم و مؤثر انتخاب ميکرد و هم آنجا که پاي داغ کردن و جراحي در ميان بود، عميق داغ ميکرد و قاطع جراحي
 +
 +
مينمود. شايد سعدي از همين سيره رسول خدا الهام گرفته است که مي گويد:
 +
 +
درشتي و نرمي بهم در به استچو رگزن که جراح و مرهم نه است
 +
 +
فتاواي امام خميني در اين زمينه نيز جالب توجه مي باشد: «اگر علم يا اطمينان داشته باشد که مقصود با دو مرحله قبلي حاصل نمي شود واجب است به مرحله سوم که مرحله اعمال قدرت است منتقل شود البته با رعايت مراتب نرم تر آن».٢٦٩بدين ترتيب که «اگر ايجاد فاصله بين فرد و گناه مستلزم تصرف در فرد يا ابزار کار وي باشد به اين صورت که دست او را بگيرد و يا او را
 +
 +
270
 +
 +
طرد کند و يا در جام شراب و يا در چاقوي او تصرف کند، اين کار جائز و بلکه واجب است ».
 +
 +
مراتب مرحله سوم:اين مراتب ، اموري نظيرايجاد فاصله ميان شخص و جرم و گناه، تصرف در ابزار گناه مثل ريختن شراب يا شکستن جام، درتگنا قراردادن فرد، زنداني کردن، کتک زدن، مجروح کردن و در آخرين مرتبه به قتل رساندن را شامل مي شوند.
 +
 +
د. محدوديتهاي مرحله سوم
 +
 +
اينک اين پرسش وجود دارد که در مرحلهاقدام عملي براي جلوگيري از منکر، آيا هر نوع اقدام عملي براي جلوگيري از منکر از سوي افراد جايز است ؟ آيا براي جلوگيري از انجام منکر، زنداني کردن يا زدن يا مجروح کردن يا کشتن فرد جايز است ؟ آيا آمران و ناهيان مي توانند حد شرعي را
 +
 +
٢٦٧مطهري، مجموعه آثار، ج١٧، ص ٢٤٨.
 +
 +
٢٦٨نهج البلاغه ، خطبه ١٠٨: «طبيب دوار بطبه ، قد احکم مراهمه و احمي مواسمه يضع ذلک حيث الحاجة إليه -من قلوب عمي و آذان صم-و ألسنة بکم : پيامبر، طبيبي است که براي درمان بيماران، سيار است . مرهم هاي شفا بخش او آماده-و آنجا که دارو سودي ندهد-و ابزار داغ کردن زخم ها را گداخته آن را به هنگام حاجت بر دلهايي نهد که -از ديدن حقيقت -نابينا و گوشهايي که ناشنوا و زبانهايي که ناگوياست .
 +
 +
٢٦٩همان، المرتبه الثالثه ، ص٤٨٠، مسألة ١
 +
 +
٢٧٠همان، مساله ٣.
 +
 +
 +
نسبت به افراد جاري سازند؟ مروري بر آراء فقها نشان مي دهد که ديدگاه يکساني در اين زمينه
 +
 +
وجود ندارد:
 +
 +
يک. زدن بدون ايجاد جراحت :گرچه عموم فقيهان آن را جايز شمرده اند.٢٧١ولي برخي آن را
 +
 +
272
 +
 +
بدون اذن امام يا نايب وي، جايز نمي دانند.
 +
 +
دو. مجروح کردن يا کشتن :برخي آن را بدون نياز به اذن امام جايز دانسته اند٢٧٣هرچند اکثريت قريب به اتفاق فقيهان، حکم به عدم جواز داده٢٧٤و گفته اند درصورتي که اقدام آمر يا ناهي منجر به شکستگي عضو يا قتل شود وي داراي مسئوليت کيفري خواهد بود.
 +
 +
سه . اجراي حدود:آيا افراد عادي مي توانند در برخورد با جرايمي که در نظام کيفري اسلام، براي آنها مجازات هاي خاصي مقررشده و در قانون مجازات اسلامي نيز ذيل عناوين حدود، قصاص و تعزيرات، منعکس شده است ، اقدام کرده و حد شرعي را بر مجرمان اجرا کنند؟ در پايان فصل اول گفتيم که بيشتر فقيهان، اقامه حد بر افراد را صرفا در صلاحيت امام معصوم يا نايبان امام يعني فقيهان جامع الشرايط مي دانند٢٧٥. برخي اجراي حد را تنها در مورد ارباب نسبت به برده خود روا دانسته اند٢٧٦. برخي ديگر از فقها علاوه بر اين مورد، اقامه حد بر زن و فرزند را نيز از سوي شوهر
 +
 +
٢٧١لو لم يحصل المطلوب إلا بالضرب و الإيلام فالظاهر جوازهما مراعيا للأيسر فالأيسر و الأسهل فالأسهل ، و ينبغي الاستيذان من الفقيه الجامع للشرائط (امام خميني ، تحرير الوسيلة ، ج١، ص٤٨١، مسألة ١٠).
 +
 +
٢٧٢الثالثة : إعمال القدرة في المنع عن ارتکاب المعصية بفرک الأذن أو الضرب أو الحبس و نحو ذلک، و في جواز هذه المرتبة من غير إذن الإمام عليه السلام أو نائبه إشکال. (سيستاني ، منهاج الصالحين ، ج١، ص٤٢٠ به نقل از نرم افزار جامع فقه اهل البيت )
 +
 +
٢٧٣و لو افتقر إلي الجراح و القتل ، قال السيد المرتضي: يجوز ذلک بغير إذن الامام( حلي ، تذکرة الفقهاء، ج٩، ص
 +
 +
٤٤٤). و الأقرب ما قاله السيد(حلي ، مختلف الشيعة ، في أحکام الشريعة ، ج٤، ص٤٦١)
 +
 +
٢٧٤و ليس له القتل و الجراح إلا بإذن سلطان الزمان المنصوب لتدبير الأنام( مفيد، المقنعة ، ص٨٠٩). فأما القتل و الجراح في الإنکار، فإلي السلطان أو من يأمره السلطان (سلار، المراسم العلوية و الأحکام النبوية ، ص٢٦٠). و قال الشيخ رحمه الله : ظاهر مذهب شيوخنا الإمامية أن هذا الجنس من الإنکار لا يکون إلا للأئمة أو لمن يأذن له الإمام(حلي ، تذکرة الفقهاء، ج٩، ص ٤٤٤، حلي ، مختلف الشيعة في أحکام الشريعة ، ج٤، ص٤٥٩). لو افتقر إلي الجراح أو القتل هل يجب قيل نعم و قيل لا إلا بإذن الإمام و هو الأظهر(حلي ، شرائع الإسلام ، ج١، ص: ٣١٢). و هو الأظهر( نجفي ، جواهر الکلام ، ج٢١، ص ٣٨٣)
 +
 +
٢٧٥و أما إقامة الحدود فإنها الي الإمام خاصة ، أو من يأذن له ، و لفقهاء الشيعة في حال الغيبة ذلک(کرکي ، جامع المقاصد في شرح القواعد، ج٣، ص٤٨٨). و قيل يجوز للفقهاء العارفين إقامة الحدود في حال غيبة الإمام (حلي ، شرائع الإسلام ، ج١، ص٣١٣)
 +
 +
٢٧٦...و قد رخص في حال غيبة الإمام أن يقيم الإنسان الحد علي مملوکه ...(حلي ، تذکرة الفقهاء، ج٩، ص٤٤٥).
 +
 +
علامه اين قول را به ابن ادريس نيز نسبت داده است (همان ).
 +
 +
 +
و پدر جايز دانسته اند.٢٧٧از فتاواي مورد اشاره که بگذريم در حال حاضر و با وجود دولت اسلامي و نهادهاي قضايي خاص، فقها نه تنها اجازه اجراي حدود را به افراد غير مسئول نمي دهند
 +
 +
278
 +
 +
بلکه موارد نهي عملي خفيف تر را نيز توسط مردم جايز نمي دانند .
 +
 +
چهار. مبارزه مسلحانه :برخي از فقيهان اين اقدام را در صورتي که به قصد جلوگيري از منکر
 +
 +
279
 +
 +
باشد حتي بدون اذن امام، جايز دانسته اند.
 +
 +
ه. محدوديت امر و نهي عملي با وجود حکومت اسلامي
 +
 +
به نظر مي رسد اختلاف نظر در ميان فقها در مرحله امر به معروف و نهي از منکر عملي و مراتب آن، همگي ناظر به زماني مي باشد که حکومت اسلامي با اقتدار سياسي و قضايي وجود ندارد. با وجود نظام اسلامي و مبسوط اليد بودن آن، اقدام عملي افراد براي نهي از منکر در بسياري از موارد، باعث به هم ريختن نظم اجتماعي خواهد شد. در زماني که نهادهاي امنيتي و قضايي آموزش ديده، مبارزه با منکرات و مرتکبين آن را در دستور کار خود قرارمي دهند، هدف از نهي از منکر تحقق مي يابد و ورود ديگران در اين عرصه جز تزاحم و ايجاد هرج و مرج رهاوردي نخواهد داشت٢٨٠. بنا بر اين ، چون با وجود حکومت اسلامي ، امکان ارجاع مراتب مربوط به امر و
 +
 +
٢٧٧و يجوز للزوج إقامة الحد علي زوجته و الوالد علي ولده و السيد علي عبده(عاملي ، اللمعة الدمشقية في فقه الإمامية ، ص٨٤)
 +
 +
٢٧٨مسأله ٢٤١٩ـ «امر به معروف و نهي از منکر مراتبي دارد که بعضي از اين مراتب ، احتياج به اجازه حاکم شرع ندارد و بعضي دارد، آنچه احتياج به اجازه حاکم شرع ندارد همان امر به معروف با زبان و دل و نصيحت کردن يا اعراض و بي اعتنايي و ترک مراوده نمودن است و اگر تأثير نکرد جايز است با کلمات تند و خشن که خالي از گناه باشد يا با توسل به زور، به اين طريق که جلو فرد گنهکار را بگيرد، يا وسايل گناه را از دسترس او خارج سازد، اقدام نمايد ولي اگر براي امر به معروف و نهي از منکر لازم شود که متوسل به ضرب و جرح يا اتلاف اموال و بالاتر از آن گردد در اين صورت هيچ کس بدون اجازه حاکم شرع حق اقدام ندارد، بلکه بايد اصل کار و مقدار و اندازه آن طبق ضوابط اسلامي با نظر حاکم شرع تعيين گردد».(آيه الله مکارم شيرازي، ماخذ سايت راه بهشت ، پايگاه اطلاع رساني ستاد احياء امر به معروف استان اصفهان.www.rahebehesht.org)
 +
 +
٢٧٩فإن قيل هل يجب في إنکار المنکر حمل السلاح. قلنا نعم إذا احتيج إليه بحسب الإمکان لأنه تعالي قد أمر به فإذا لم ينجع فيه الوعظ و التخويف و لا التناول باليد وجب حمل السلاح لأن الفريضة لا تسقط مع الإمکان إلا بزوال المنکر الذي لزم به الجهاد إلا أنه لا يجوز أن يقصد القتال إلا و غرضه إنکار المنکر. و أکثر أصحابنا علي أن هذا النوع من إنکار المنکر لا يجوز الإقدام عليه إلا بإذن سلطان الوقت . (راوندي، فقه القرآن، ج١، ص٣٥٨-٣٥٧)
 +
 +
٢٨٠در اين زمينه فتواي زير از آيه الله خامنه اي قابل توجه است : (سؤال١٠٥٥) آيا در مواردي که راه جلوگيري از وقوع منکر منحصر به ايجاد مانع بين فعل حرام و فاعل آن، و آن هم متوقف بر کتک زدن وي يا زنداني کردن و سخت گرفتن بر او و يا تصرف در اموال وي هر چند با تلف کردن آن باشد، ميتوان بدون کسب اجازه از حاکم ،
 +
 +
اقدامبهآنازبابنهيازمنکرنمود؟
 +
 +
 +
نهي عملي ، به نيروهاي انتظامي و قضايي وجود دارد، وظيفه آمران و ناهيان فقط امر و نهي زباني مي باشد بويژه در مواردي که جلوگيري از منکر مستلزم تصرف در اموال انجام دهنده منکر يا تعزير يا زنداني کردن وي و نظاير اين ها باشد؛ آري در زمان يا مکاني که حکومت اسلامي اقتداري ندارد بر مکلفان -در صورت وجود شرايط - انجام مرحله به مرحله امر به معروف و نهي
 +
 +
281
 +
 +
از منکر واجب بوده و در هر مرحله بايد رعايت مراتب صورت گيرد.
 +
 +
از سوي ديگر، از آن جا که معروف ها و منکرها در بسياري از موارد بعد اجتماعي دارند در زمان حکومت اسلامي ، راي فقهي فقيهي که ولايت و امامت امت در اختيار اوست ، بر راي فقهي ساير فقيهان در صورت تعارض مقدم مي باشد. بدين ترتيب حتي اگر فرض شود که در همين زمان فقيهي امر به معروف و نهي از منکر عملي را با مراتب آن جايز مي داند در خصوص معروف و منکرهاي اجتماعي ، اين فتوا نمي تواند حتي براي مقلدان وي مبناي عمل قرارگيرد.
 +
 +
البته ارجاع امر و نهي عملي به ماموران دولتي ، به طور مطلق از مردم سلب مسئوليت نمي کند زيرا در پاره اي از موارد، چه بسا منکري که در حال وقوع است به قدري داراي اهميت مي باشد که بايد در هرصورت از آن جلوگيري کرد هرچند به قتل مرتکب آن منجرشود. فتواي امام خميني در
 +
 +
پاسخ : اين موضوع حالات و موارد مختلفي دارد، به طور کلي مراتب امر به معروف و نهي از منکر، اگر متوقف بر تصرف در نفس يا مال کسي که فعل حرام را بجا آورده نباشد، احتياج به کسب اجازه از کسي ندارد، بلکه اين مقدار بر همه مکلفين واجب است . ولي مواردي که امر به معروف و نهي از منکر متوقف بر چيزي بيشتر از امر و نهي زباني باشد، اگر در سرزميني باشد که داراي نظام و حکومت اسلامي است و به اين فريضه اسلامي اهميت داده ميشود، احتياج به اذن حاکم و مسئولين ذيربط و پليس محلي و دادگاههاي صالح دارد. (ماخذ: سايت راه بهشت ، پايگاه اطلاع رساني ستاد احياء امر به معروف استان اصفهان.www.rahebehesht.org)
 +
 +
٢٨١سئوال شماره ١٠٦٧: «آيا وظيفه افراد در امر به معروف و نهي از منکر اين است که فقط به امر به معروف و نهي از منکر زباني اکتفا کنند؟ و اگر اکتفا به تذکر زباني واجب باشد، اين امر با آنچه در رساله هاي عمليه بخصوص تحرير الوسيله آمده است ، منافات دارد، و اگر مراتب ديگر امر به معروف و نهي از منکر هم براي افراد در موارد لزوم جايز باشد، آيا در صورت نياز ميتوان همه مراتب مذکور در تحرير الوسيله را انجام داد»؟
 +
 +
پاسخ آيه الله خامنه اي: «با توجه به اينکه در زمان اقتدار حکومت اسلامي ميتوان مراتب بعد از مرحله امر و نهي زباني را به نيروهاي انتظامي و قوه قضائيه واگذار کرد، بخصوص در مواردي که براي جلوگيري از ارتکاب معصيت چاره اي جز اعمال قدرت از طريق تصرف در اموال کسي که فعل حرام انجام ميدهد يا تعزير و حبس او و مانند آن نيست ، در چنين زماني واجب است مکلفين در امر به معروف و نهي از منکر به امر و نهي زباني اکتفا کنند، و در صورت نياز به توسل به زور، موضوع را به مسئولين ذيربط در نيروي انتظامي و قوه قضائيه ارجاع دهند و اين منافاتي با فتاواي امام راحل «قدسسره » در اين رابطه ندارد. ولي در زمان و مکاني که حاکميت و اقتدار با حکومت اسلامي نيست ، بر مکلفين واجب است که در صورت وجود شرائط ، جميع مراتب امر به معروف و نهي از منکر را با رعايت ترتيب آنها تا تحقق غرض انجام دهند». (أجوبة الاستفتاءات، ج١، ص١٩٠-١٩١).
 +
 +
 +
اين زمينهقابل توجه مي باشد. ايشان با آنکه همانند ساير فقها، زدني را که منجر به جرح يا قتل شود جايز نمي داند، مي گويد: «اگر منکر از مواردي است که خداوند به هيچ وجه راضي به تحقق آن نباشد، مانند کشتن انسان بي گناه، در اين صورت نهي از منکر حتي اگر منتهي به مجروح شدن يا کشتن شود جايز بوده و نيازي به اجازه از امام يا فقيه نمي باشد».٢٨٢روشن است که اين گونه اقدامات اختصاص به زماني دارد که دسترسي به مقامات انتظامي و قضايي در لحظه وقوع جنايت ممکن نباشد. اين موضوع همان چيزي است که به لحاظ قانوني از مصاديق دفاع مشروع قلمداد مي شود و به موجب ماده ٦١ قانون مجازات اسلامي و تبصره آن، با شرايطي ، حتي اگر منجر به قتل
 +
 +
٢٨٣
 +
 +
بشود، معافيت مرتکب از مجازات را به دنبال دارد .
 +
 +
بدين ترتيب در زمان حاضر که حکومت اسلامي وجود دارد و نهادهاي خاصي ماموريت مبارزه با منکرات را برعهده دارند مردم صرفا وظيفه امر و نهي قلبي و زباني دارند و اقدام عملي براي
 +
 +
جلوگيري از منکر در هر مرتبه و سطحي ، وظيفه مقامات صلاحيتدار دولتي است مگر آن که :
 +
 +
يک.منکر از مواردي باشد که در هر شرايطي بايد از وقوع آن جلوگيري کرد مانند قتل انسان بي گناه يا تجاوز به نواميس مسلمانان.
 +
 +
دو.در زمان وقوع منکر، دسترسي به مقامات انتظامي و قضايي ممکن نباشد.
 +
 +
٢٨٢تحرير الوسيلة ، ج١، ص٤٨١، مسألة ١٢.
 +
 +
٢٨٣ماده ٦١–هرکس در مقام دفاع از نفس يا عرض و يا ناموس و يا مال خود يا ديگري و يا آزادي تن خود ياديگري در برابر هرگونه تجاوز فعلي و يا خطر قريب الوقوع عملي انجام دهدکه جرم باشد در صورت اجتماع شرايطزير قابل تعقيب و مجازات نخواهد بود: ١–دفاع با تجاوز و خطر متناسب باشد.٢–عمل ارتکابي بيش از حد لازم نباشد.٣–توسل به قواي دولتي بدون فوت وقت عملا ممکن نباشد و يا مداخله قواي مذکور در رفع تجاوز و خطر موثر واقع نشود
 +
 +
تبصره–وقتي دفاع از نفس و يا ناموس و يا عرض و يا مال ويا آزادي تن ديگري جايز است که او ناتوان از دفاعبوده
 +
 +
ونياز به کمک داشته باشد.
 +
 +
100
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
===گفتار دوم: قلمرو قانوني===
 +
 +
مقدمه :اصل هشتم قانون اساسي مي گويد: «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت . شرايط و حدود و ک يفي ت آن را قانون معين ميکند.«والمومنون و المومنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر»
 +
 +
====يکم . ملاحظات قانوني====
 +
 +
پيش از بيان آنچه که مربوط به محدوديت هاي قانوني است ، مناسب است نکات زير نيز مورد
 +
 +
توجه قرارگيرد:
 +
 +
١.گرچه همان گونه که در گفتار اول گفتيم ، از نظر شرعي اين وظيفه متوجه مسلمانان مي باشد ولي چون قانون گذار، آن را «همگاني » دانسته است ، به فرد، جريان يا گروه يا دين خاصي تعلق ندارد شايد به اين دليل که چون هدف از امر به معروف و نهي از منکر ترويج خوبي ها و دوري از بديهاست و هر انساني فطرتا در پي چنين جامعه اي است ، براي تحقق اين هدف، همه شهروندان چه مسلمان و چه غير مسلمان مي توانند و بلکه لازم است ايفاي نقش کنند.
 +
 +
٢. اجرايي شدن اين تکليف ، نيازمند قوانين و مقرراتي است که شرايط ، مراتب و کيفيت آن را در حوزه هاي مختلف از جمله حوزه نظارت مردم نسبت به يک ديگر تعيين کند. بدون وجود ساز و کارهاي قانوني چه بسا اقدامات خودسرانه و يا برداشتها و سليقه هاي متفاوت در انجام اين وظيفه شرعي و قانوني ، به نظم اجتماعي آسيب هاي جدي وارد خواهد ساخت .
 +
 +
٣.از آن جا که آيه ٧١ سوره توبه ، مستند اين اصل قرارگرفته است ، روشن مي شود که اين تاسيس حقوقي ، خاستگاهي ديني دارد و قانون اساسي همان نظارت عمومي مورد توجه شرع را به رسميت شناخته و آن را مدل مناسب بلکه لازمي براي سالم سازي محيط جامعه تشخيص داده است .
 +
 +
با عنايت به ملاحظات فوق، گام نخست در تعيين قلمرو قانوني ، شناسايي مواردي است که دخالت اشخاص- به هر دليلي از جمله انجام امر به معروف و نهي از منکر- از نظر قانوني ممنوع مي باشد.
 +
 +
====دوم. محدوديتهاي قانوني====
 +
 +
موارد محدوديت را در يک تقسيم بندي کلي شامل محدوديت هاي مرتبط با حريم خصوصي و محدوديت هاي مرتبط با حوزه نهادهاي قانوني ، مي توان مورد بررسي قرارداد.
 +
 +
=====الف . محدوديت هاي مرتبط با حريم خصوصي=====
 +
 +
در فصل اول گفتيم که حريم خصوصي ، «قلمروي است که هرفرد–جز در موارد بسيار استثنايي - عرفا يا شرعا يا قانونا از ورود ديگران به آن يا نظارت ديگران بر آن و يا دسترسي ديگران به اطلاعات مربوط به آن مصون مي باشد». اين حريم دربرگيرنده ابعاد و حوزه هاي گوناگوني همچون حريم خصوصي اعتقادي، حريم خصوصي جسماني ، حريم خصوصي اماکن و منازل، حريم خصوصي ارتباطات و حريم خصوصي اطلاعات مي باشد. اينک به بررسي اين ابعاد به همراه
 +
 +
مستندات قانوني آنها مي پردازيم :
 +
 +
١. حريم خصوصي اعتقادي (تفتيش عقايد و افکار).«تفتيش عقايد» در حقيقت نوعي خاص از تجسس است که در شرع مقدس نيز ممنوع مي باشد. اصل بيست و سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به صراحت و به صورت مطلق اين امر را ممنوع ساخته و مقرر داشته است که
 +
 +
«تفتيش عقايد ممنوع است و هيچکس را نمي توان به صرف داشتن عقيدهاي مورد تعرض و مواخذه قرار داد».
 +
 +
با تامل در اصل ٢٣ نکات زير استفاده مي شود:
 +
 +
يک. «ممنوعيت تفتيش » مطلق مي باشد و تفتيش عقايد هرچند با عنوان امر به معروف و نهي ازمنکر را شامل مي شود.
 +
 +
دو.«عقايد» مطلق مي باشد و شامل عقايد سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و ديني و مذهبي مي گردد.
 +
 +
سه .اين اصل در مقام بيان ممنوعيت دو چيز است : تفتيش عقايد (تلاش براي کشف عقيده يک فرد) و تعرض به فرد به خاطر عقيده خاص او. صدر اصل ، ناظر به زماني است که ما از عقيده فرد مطلع نيستيم و با تفتيش عقيده مي خواهيم از آن آگاه گرديم ؛ نفس اين کار، غير قانوني است ؛ خواه پس از تفتيش روشن گردد که عقيده وي به نظر ما عقيده اي درست و صحيج است يا نادرست و باطل . اما ذيل اصل که مي گويد « هيچکس را نميتوان به صرف داشتن عقيدهاي مورد تعرض و مواخذه قرار داد» مربوط به زماني است که ما از عقيده فرد مطلع شده ايم ؛ در اين صورت نيز
 +
 +
102
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
تعرض به وي و بازخواست او به دليل داشتن عقيده اش وجاهت قانوني ندارد حتي اگر تفتيش عقيده اي در کار نبوده و به عنوان مثال خود وي ما را از عقيده اش مطلع ساخته باشد.
 +
 +
چهار.به نظر مي رسد منظور از اينکه «هيچکس را نميتوان به صرف داشتن عقيدهاي مورد تعرض و مواخذه قرار داد» تعرض قانوني از سوي دولت است که در قالب اخطار، احضار، دستگيري، زندان و مجازات هاي ديگر صورت مي گيرد. دولت نه تنها نسبت به عقايد مذهبي ديگران نبايد اين گونه مواضعي اتخاذ کند بلکه به موجب اصل ١٤ قانون اساسي هم دولت و هم مسلمانان موظف اند «نسبت به افراد غير مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامي عمل نمايند و حقوق انساني آنان را رعايت کنند».
 +
 +
پنج .نهي از منکر نسبت به فردي که داراي عقيده باطل و موهوم است را نمي توان از مصاديق تعرض به شخص قلمداد کرد. زيرا اولا با وجود حکومت اسلامي ، مرحله عملي نهي از منکر وظيفه مردم نمي باشد و در اين خصوص صرفا بايد به دو مرحله قلبي و زباني آنهم با رعايت مراتب آن اکتفا کرد. و ثانيا اساسا نهي عملي در امور اعتقادي امکان پذير نمي باشد. زيرا امکان جلوگيري از آنچه به عقيده مربوط است به صورت فيزيکي وجود ندارد و راه نهي از منکر منحصر به مرحله قلب و زبان با رعايت مراتب آن مي باشد؛ در اين صورت، نهي شونده نمي تواند تذکر زباني را تعرض به خود بشمار آورد. بدين ترتيب ، نهي از منکر در اين خصوص با استناد به اصل هشتم قانون اساسي ، هيچ گونه تعارضي با اصل ٢٣ نخواهد داشت .
 +
 +
شش. اگر گفته شود که تذکر زباني نيز نوعي تعرض به فرد است و نهي از منکر حتي در حالت قلبي و زباني آن با اصل آزادي عقيده مستفاد از اصل ٢٣ همسويي ندارد و ديگران نمي توانند به بهانه باطل بودن عقيده اي، صاحب آن را به باد انتقاد گرفته اعتقادات او را زير سئوال ببرند زيرا چنين انتقاداتي هرچند با ملايمت و متانت صورت گيرد براي انتقاد شونده خوشايند نيست و با احساس ناراحتي و نگراني همراه بوده و چه بسا خسارات روحي جبران ناپذيري را براي او به دنبال آورد، در پاسخ مي توان با استناد به اصل چهارم، نهي از منکر را که وجوب شرعي دارد بر نهي از تعرض به عقايد اشخاص که لزوم قانوني دارد، حاکم دانست و به عبارت ديگر، اين مورد از موارد حاکميت اصل چهارم بر اصول ديگر از جمله اصل بيست و سوم خواهد بود.
 +
 +
٢. حريم خصوصي جسماني(شامل هر گونه بازرسي بدني از روي لباس، بازرسي بدني با درآوردن لباس، تفتيش اندامهاي داخلي انسان و انجام معاينات و آزمايش هاي پزشکي )
 +
 +
٣. حريم خصوصي اماکن ، منازل و وسايل(شامل منزل، باغ، وسيله نقليه و بخشي از فضاي در اختيارگرفته شده توسط افراد در پارکها و استراحتگاهها)
 +
 +
103
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
در زمينه مستند قانوني حريم خصوصي جسماني و اماکن مي توان به اصل ٢٢ قانون اساسي اشاره کرد: «حي يثت٢٨٤، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردي که قانون تجويز کند».
 +
 +
٤. حريم خصوصي ارتباطات(شامل ارتباطات کلامي ، ارتباطات پستي (محتواي تمامي اشکال مراسلات)، ارتباطات مخابراتي (ارتباطات از راه دور از طريق تلفن ، تلکس ، فکس ، بي سيم ) و ارتباطات الکترونيکي و اينترنتي (شکلهاي جديد مراسلات همچون پست الکترونيکي و ماهواره اي که دامنه اين حوزه از حريم خصوصي را به شدت توسعه داده است ).
 +
 +
اصل ٢٥ قانون اساسي در اين زمينه مقرر مي دارد که «بازرسي و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفني ، افشاي مخابرات تلگرافي و تلکس ، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع ست مگر به حکم قانون».
 +
 +
اصل مزبور گرچه ظهور در اقداماتي دارد که دولت يا ماموران دولتي نسبت مردم دارند اما مي توان از آن استظهار نمود که قانون گذار در مقام بيان ممنوعيت مطلق و غير قانوني بودن نفس چنين اقداماتي است خواه اين اقدام از سوي دولت نسبت به مردم باشد يا از سوي برخي از مردم نسبت به برخي ديگر. بدين ترتيب رهگيري تمامي ارتباطات از راه دور و پايش ارتباطات کلامي - حضوري افراد جز با رعايت قانون، ممنوع است .
 +
 +
ماده ٦٤٨ از قانون مجازات اسلامي در مورد نقض حريم خصوصي جسماني چنين مقرر کرده است : اطبا و جراحان و ماماها و داروفروشان و کليه کساني که به مناسبت شغل يا حرفه ي خود محرم اسرار مي شوند هر گاه در غير از موارد قانوني ، اسرار مردم را افشا کنند به سه ماه و يک روز تا يک سال حبس و يا به يک مي يلون و پانصد هزار تا شش مي يلون ريال جزاي نقدي محکوم مي شوند.
 +
 +
٢٨٤حيثيت ، آبرو و منزلت اجتماعي هر فرد است که با وجود آن مورد احترام قرار مي گيرد. به موجب اصل سي و نهم قانون اساسي : «هتک حرمت و حيثيت کسي که به حکم قانون دستگير، بازداشت ، زنداني ، يا تبعيد شده به هر دليل که باشد ممنوع و موجب مجازات است ». بر اساس ماده سوم اعلاميه جهاني حقوق بشر «هر کس حق زندگي ، آزادي و امنيت شخصي دارد». ماده دوازدهم اين اعلاميه نيز مي گويد: احدي در زندگي خصوصي ، امور خانوادگي
 +
 +
، اقامتگاه يا مکاتبات خود ، نبايد مورد مداخله هاي خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نبايد مورد حمله قرار گيرد . هر کس حق دارد در مقابل اينگونه مداخلات و حملات مورد حمايت قانون قرار گيرد. مواد ٩ و
 +
 +
١٧ ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي نير به ترتيب تاکيد کننده مفاد مواد ٣ و ١٢ اعلاميه جهاني حقوق بشر مي باشند.
 +
 +
104
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
ممنوعيت افشاي اسرار در ماده فوق شامل مواردي که مستمسک آن امر به معروف يا نهي از منکر باشد نيز مي شود.
 +
 +
مطابق بند ف ماده ٣ قانون وظايف و اختيارات وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات مصوب
 +
 +
٨٢.٩.١٩ مجلس شوراي اسلامي ، «حفاظت و حراست و عدم ضبط و افشاي انواع مراسلات و امانات پستي و همچنين مکالمات تلفني و مبادلات شبکه اطلاعرساني و اطلاعات مربوط به اشخاص حقيقي و حقوقي طبق قانون» بخشي از وظايف و اختيارات وزارت ارتباطات و فناوري
 +
 +
٢٨٥
 +
 +
اطلاعات است . بر اين اساس انواع شنود و رهگيريها بدون رضايت افراد ممنوع مي باشد .
 +
 +
مي توان از اين مصوبه استظهار نمود که ماموران وزارت خانه ، علاوه بر عدم تعرض به حريم خصوصي ارتباطات افراد، موظف اند به دليل برخورداري از امکانات لازم از تعرض ديگران و دسترسي آنان به اطلاعات مربوط به اشخاص، جلوگيري نمايند حتي اگر مستمسک چنين افرادي امر به معروف يا نهي از منکر باشد.
 +
 +
٥. حريم خصوصي اطلاعات(شامل حق اوليه افراد در محرمانه ماندن و جلوگيري از دريافت ، پردازش، و انتشار داده هاي شخصي مربوط به خود، مگر در موارد قانوني )
 +
 +
قانون تجارت الکترونيک ايران مصوب ٨٢.١٠.١٧ مجلس شوراي اسلامي در مواد ٥٨ تا ٦١ به
 +
 +
٢٨٦
 +
 +
موضوع حمايت دادهها پرداخته است .
 +
 +
مواد ٥٨ تا ٧٨قانون تجارت الکترونيکي ايراننيزحمايت از «داده پيام » هاي شخصي (حمايت
 +
 +
287
 +
 +
از دادهData Protecton)را مورد توجه قرار داده است .
 +
 +
٢٨٥منبع : پايگاه اطلاعات قوانين و مقررات کشورwww.dastour.ir.rooznamehrasmi.ir
 +
 +
٢٨٦منبع : سايت خبري تحليلي فناوري اطلاعات و ارتباطاتitna.ir..http:
 +
 +
٢٨٧ماده ٥٨ - ذخيره، پردازش و يا توزيع «داده پيام»هاي شخصي مبين ريشه هايقومي يا نژادي، ديدگاههاي عقيدتي ، مذهبي ، خصوصيات اخلاقي و «داده پيام»هاي راجع به وضعيت جسماني ، رواني و يا جنسي اشخاص
 +
 +
بدونرضايتصريحآنهابههرعنوانغيرقانونياست.
 +
 +
ماده ٥٩ - درصورت رضايت شخص موضوع «داده پيام» نيز به شرط آنکه محتوايداده پيام وفق قوانين مصوب مجلس شوراي اسلامي باشد ذخيره، پردازش و توزيع «داده پيام» هاي شخصي در بستر مبادلات الکترونيکي بايد با لحاظ شرايط زيرصورتپذيرد:الف ...د. شخص موضوع «داده پيام» بايد به پروندههاي رايانه اي حاوي «داده پيام» هايشخصي مربوط به خود دسترسي داشته و بتواند «داده پيام»هاي ناقص و يا نادرست را محو يا اصلاح کند.
 +
 +
ه. شخص موضوع «داده پيام» بايد بتواند در هر زمان با رعايت ضوابط مربوطه درخواست محو کامل پرونده رايانه اي
 +
 +
«دادهپيام»هايشخصيمربوطبهخودرابنمايد.
 +
 +
ماده ٦٠. ذخيره، پردازش و يا توزيع «داده پيام»هاي مربوط به سوابق پزشکي وبهداشتي تابع آئين نامه اي است که در
 +
 +
ماده(79)اينقانونخواهدآمد.
 +
 +
105
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
تمامي اصول و مواد قانوني مورد اشاره بيانگر حساسيت فوق العاده قانون گذار در زمينه حريم خصوصي و لزوم صيانت از حقوق مردم در اين حوزه مي باشد که رهاورد آن امنيت خاطر همه شهروندان خواهد بود و وظيفه امر به معروف ونهي از منکر نيز در خارج از اين قلمرو و محدوده پي گيري مي شود.
 +
 +
با عنايت به آنچه در زمينه حريم خصوصي و گونه هاي مختلف آن گفته شد مي توان به خوبي استنباط نمود که وظيفه شرعي و قانوني افراد در زمينه امر به معروف و نهي از منکر در جايي است که خارج از حريم خصوصي اشخاص باشد. دجامعه اي که با وجود اهتمام به نظارت عمومي و مسئوليت پذيري اجتماعي ، احترام به حريم خصوصي را نيز مورد توجه قرار مي دهد، سلامت فضاي عمومي همراه با احساس آرامش و امنيت روحي و رواني در مردم، دلپذيرترين محيط را براي پويايي و رشد مادي و معنوي شاهد خواهد بود.
 +
 +
=====ب. محدوديت هاي مرتبط با حوزه نهادهاي رسمي و قانوني=====
 +
 +
در بسياري از موارد، واکنش مردم در برابر اعمال غير قانوني صورت گرفته از سوي فرد يا افراد جامعه ، لازم است که به تذکر زباني محدود شود زيرا اقدامات فراتر از آن را نهادها و دستگاههاي دولتي برابر شرح وظايف مقرر خود برعهده دارند. به عنوان مثال جعل يا سوء استفاده از اسناد دولتي ، صدور چک بلامحل ، کلاهبرداري ، قاچاق کالا و ارز و نفايس ملي ، آدم ربايي ، نگهداري و حمل يا فروش سلاح، نگهداري و حمل يا فروش مشروبات الکلي و نيز جاسوسي براي بيگانگان از جمله منکرات مهمي هستند که بايد از آنها جلوگيري کرد. برخورد شايسته با موارد فوق نيازمند ظرافتها و يا اقدامات امنيتي خاصي است که جز از ماموران آموزش ديده و ورزيده و نيز با روزها و يا ماهها کار اطلاعاتي و تشکيلاتي امکان پذيرنمي باشد؛ بديهي است اقدامات ديگران در چنين مواردي هرچند با انگيزه هاي بسيار مقدس صورت گيرد نه تنها به نتايج مطلوب منجر نمي شود بلکه چه بسا آثار مخرب فراواني را بر جاي خواهد گذارد. به ديگر سخن مي توان در يک نگاه
 +
 +
کلي ، منکرات را به چند دسته تقسيم کرد:
 +
 +
١.منکراتي که از نظر شرعي ممنوعند ولي در قوانين موضوعه نسبت به ممنوعيت آنها تصريجي نشده است . نظير نگاه به نامحرم و يا ديدن عکس ها و تصاوير مستهجن در يک روزنامه يا مجله .
 +
 +
٢. منکراتي که هم از نظر شرعي و هم از نظر قانوني ممنوعند مانند روزه خواري در انظار عمومي
 +
 +
106
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
٣.منکراتي که هم از نظر شرعي و هم از نظر قانوني ممنوعند ولي درگذشته وجود نداشته و خاص جوامع پيچيده امروزي هستند و معمولا به طور سازمان يافته صورت مي گيرند مانند جعل اسناد دولتي ، قاچاق کالا و يا جاسوسي .
 +
 +
هرگاه منکري از نظر قانوني نيز ممنوعيت داشته باشد، از آن جا که داراي ضمانت اجرا مي باشد بناچار دولت براي مبارزه با چنين منکراتي ساز و کارهاي لازم را در نظر مي گيرد و آنچه را که در اين راستا ضروري تشخيص دهد اعم از نيروي انساني و تجهيزات مورد نياز فراهم مي کند. بر اين اساس در منکرات دسته دوم و سوم در کنار حرمت شرعي کار صورت گرفته که عکس العمل مومنان را در نهي از منکر با رعايت مراحل و مراتب آن در پي دارد، ما با حضور ماموران دولت نيز مواجه خواهيم بود؛ در اين جاست که چه بسا ميان ماموران دولت با نهي کنندگان از منکر، تزاحم و اصطکاکي به وجود بيايد، بدين جهت و نيز به دلايل ديگر که از جمله آن تخصصي بودن مبارزه با منکرات دسته سوم مي باشد، لازم است که ميان اقدامات افراد حقيقي با ماموران دولتي مرزبندي لازم صورت گيرد به اين صورت که نهي از منکر در دو مرحله قلبي و زباني از سوي مردم باشد و فراتر از آن به ماموران دولت در نهادها و دستگاههاي مسئول واگذار شود. به نظر مي رسد با توجه به دسته بندي فوق اقدامات مردمي در نهي از منکر قلبي و زباني مختص دسته اول و دوم منکرات مي باشد.
 +
 +
در زمينه منکرات دسته سوم، گاه منکر مورد نظر به قدري داراي اهميت و حساسيت است که حتي انکار قلبي و زباني از سوي مردم عادي، يعني کمترين واکنش نسبت به مجرم يا مجرمان سبب مي گردد که کليه مراحل پيگيري، تعقيب و دستگيري آنان با مشکل مواجه گردد؛ به همين دليل است که مي توان گفت که در منکرات دسته سوم، هر گونه اقدام در هر مرحله را بايد به دولت و مقامات دولتي سپرد و نقشي که مردم از باب نهي از منکر مي توانند ايفا کنند، صرفا نقش گزارش دهي و اطلاع رساني در مراحل اوليه مي باشد. به عبارت ديگر مبارزه با اين گونه از منکرات خاص و ويژه را بايد به ماموران ويژه سپرد. اين گونه تعامل مردم با دستگاههاي قانوني هم بيانگر حس مسئوليت پذيري شرعي و ملي آنان است و هم از پيامدهاي منفي اقدامات خودسرانه جلوگيري خواهد کرد.
 +
 +
در فصل چهارم به تفصيل به بررسي نهادهاي دولتي مسئول در زمينه منکرات و حوزه کاري آنها خواهيم پرداخت .
 +
 +
===گفتار سوم: شيوه هاي اجرايي===
 +
 +
مقدمه :اگر بخواهيم رابطه امر به معروف و نهي از منکر را با ساير الزامات شرعي بيان کنيم شايد در يک جمله بتوان گفت که اين فريضه ضمانت اجراي احکام و دستورات الهي است . تعبير گويا و زيباي امام باقر عليه السلام که فرمود «بها تقام الفرائض » (قوام و دوام ساير واجبات وابسته به اين فريضه است ) بر اين نکته اشاره دارد. در اين گفتار ما مي خواهيم از راه هاي اجرا شدن چيزي بحث کنيم که خود ضمانت اجراي ديگر قوانين شرع مقدس اسلام است . با توجه به جايگاه ويژه امر به معروف و نهي از منکر در فرهنگ اسلام و مسلمانان، همان گونه که در مقدمه کتاب اشاره کرديم ، عوامل زيادي نظير کم رويي ، عافيت طلبي ، ضعف غيرت ديني ، محافظه کاري ، رواج تساهل گرايي ، ترس از پيامدهاي منفي مالي ، جاني و ح يثيتي و عدم حمايت هاي قانوني ، همه و همه دست به دست هم داده تا انگيزه انجام اين فريضه در جامعه اسلامي کمرنگ شود. در مقدمه اين پژوهش اشاره کرديم که «مايکل کوک» پس از مقايسه «امر به معروف و نهي از منکر» با اصول مشابه در فرهنگهاي ديگر نظير «وظيفه امداد» در غرب، اعلام مي دارد که ه چ ي همتايي را از نظر اهميت و نمود، براي امر به معروف و نهي از منکر در خارج از اسلام نيافته است .٢٨٨متفکر نامدار اسلامي ، شهيد مطهري، بر اين باور است که «اين اصل يکي از ارکان تعليمات اسلامي است ، يکي از ارکاني [است ] که به نص صريح متون اسلامي و گفته پيغمبر اکرم اگر از بين برود تمام تعليمات اسلامي از بين رفته است اگر اين اصل منسوخ شود جامعه اسلامي به صورتي که بايد وجود داشته
 +
 +
289
 +
 +
باشد هرگز وجود نخواهد داشت .
 +
 +
براي برون رفت از اين وضعيت ناخوشايند و احياي امر به معروف و نهي از منکر چه بايد کرد؟ بدون شک تعيين و تبيين قلمرو و محدوده اقداماتي که مردم به عنوان انجام وظيفه ديني و قانوني خود مي توانند انجام دهند، اولين گام براي اجراي هدفمند، قانونمند و هرچه صحيح تر اين دو واجب فراموش شده است . در غير اين صورت، سخن از ضمانت اجرا لغو و بي فايده خواهد بود.
 +
 +
محورهايي را که در اين گفتار مورد بررسي قرار مي دهيم گرچه نمي توان به عنوان ضمانت اجراي مصطلح در حقوق قلمداد کرد ولي در اجرايي شدن اين فريضه شرعي و قانوني نقش بسزايي خواهند داشت .
 +
 +
====الف . تدوين قوانين و مقررات مربوط====
 +
 +
اصل هشتم مقرر مي دارد که «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت . شرايط و حدود و کيفيت آن را قانون معين ميکند...». قانون گذار به خوبي
 +
 +
٢٨٨کوک، امر به معروف و نهي از منکر در انديشه اسلامي ، ج ٢، ص ٨٧٦.
 +
 +
٢٨٩مطهري، مجموعه آثار (حماسه حسيني ) ج١٧، ص ٢٨٢.
 +
 +
108
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
واقف بوده است که اين وظيفه شرعي و ملي براي اجرايي شدنش ، نيازمند قوانين و مقرراتي است که شرايط ، مراتب و کيفيت آن را در حوزه هاي مختلف از جمله حوزه نظارت مردم نسبت به يک ديگر تعيين کند. بدون وجود ساز و کارهاي قانوني ، اولا ضمانت اجرايي براي انجام اين وظيفه وجود نخواهد داشت و ثانيا چه بسا اقدامات خودسرانه و يا برداشتها و سليقه هاي متفاوت در انجام اين وظيفه شرعي و قانوني ، به نظم اجتماعي آسيب هاي جدي وارد خواهد ساخت .
 +
 +
====ب. ايجاد و سازمان دهي گروههاي ويژه====
 +
 +
از نظر قرآن امر به معروف و نهي از منکر، هم تکليفي است متوجه همه مردم و هم متوجه گروهي خاص از آنان. قرآن از يک سو از فرد فرد مسلمانان خواسته است تا به ابتکار خود، وادارنده به خوبيها و بازدارنده از بديها باشند و همين امر را مايه برتري امت اسلام بر ساير امت ها دانسته است٢٩٠و از سوي ديگر، وجود گروهي ويژه و منتخب از مردم را نيز براي انجام اين وظيفه لازم شمرده و فرموده است : و لتکن منکم امة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر.
 +
 +
٢٩١به اعتقاد بيشتر مفسران، حرف «من » در «منکم » براي تبعيض بوده و چون ضمير «کم » در آيه ، خطاب به همه مسلمانان است ؛ معناي آيه اين است که «بايد از ميان شما مسلمانان، گروهي باشند که دعوت به خري و امر به معروف و نهي از منکر کنند».٢٩٢بديهي است از لوازم تاسيس گروهي که ماموريت اصلي آنان دعوت به خير و امر به معروف ونهي ازمنکر مي باشد، برخورداري از امکانات و تجهيزات، سازماندهي و آموزشو قدرت اجرايي لازم براي تحقق اين امر خواهد بود. اساسا براي انجام فريضه امر به معروف و نهي از منکر به صورت همه جانبه ، راهي جز تشکيل يک گروه معتقد مقتدر منسجم و مستقل نيست ؛ مستقل بودن چنين گروههاي سازمان يافته اي از دولت ، نمايانگر بعد مردمي آنان خواهدبود هرچند همان گونه که در فصل پنجم خواهيم گفت شکل گيري اين گروه و اعطاي اختيارات به آن با حمايت حکومت اسلامي و تحت نظارت آن بوده و لازم است از آن پشيباني هاي لازم تقنيني ، اجرايي و قضايي صورت پذيرد. نظارت دولت بر فعاليتهاي چنين گروههايي از آن جهت ضرورت دارد که در همه اقداماتي که به نام امر به معروف صورت مي گيرد با رعايت تمامي شرايط و ضوابط و خارج از حريم خصوصي افراد بوده و اقدام کنندگان در صورت لزوم پاسخگوي گفتار و رفتار خود باشند.
 +
 +
٢٩٠کنتم خير امة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر. (آل عمران: ١١٠)
 +
 +
٢٩١آل عمران: ١٠٤
 +
 +
٢٩٢ر.ک: طبرسي ، مجمع البيان، ذيل آيه . وي دليل تبعيضيه بودن «من » را وجوب کفايي امر به معروف و نهي از منکر مي داند. و نيز ر.ک: قرطبي، الجامع لأحکام القرآن ذيل آيه و صادقي تهراني ، الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج٥، ص ٣٢٠.
 +
 +
109
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
====ج. مشوق ها و حمايت هاي قانوني====
 +
 +
١. مشوق ها.امر به معروف و نهي از منکر در حوزه مردم نسبت به يک ديگر، ضمانت اجراهاي قانوني مرسوم را ندارد و به همين دليل در نظارت هاي مردمي ، اجراي کامل و تمام عيار را نمي توان انتظار داشت . اگر از معدود افرادي که به خاطر تعصب ديني حاضرند در هر شرايطي به وظيفه امر به معروف و نهي از منکر عمل کنند بگذريم ، بيشتر مردم گرچه بر انجام اين وظيفه تمايل دارند ولي نيازمند مشوق هايي هستند که انجام داوطلبانه اين فريضه را موجب گردد زيرا يادآوري ثواب و اجر معنوي و اخروي براي آنان کافي نيست . ترديدي نيست که اقدام به اين فريضه در هر سطحي که در جامعه توسعه يابد به خودي خود بايد مورد استقبال قرارگيرد و همان گونه که در ساير کارها، انسان هاي خدوم و شايسته ، مورد تشويق قرارمي گيرند، نسبت به آمران به معروف و ناهيان از منکر نيز بايد چنين شود. متاسفانه تا کنون هيچ گونه رويکرد تشويقي در اين زمينه وجود نداشته است .
 +
 +
٢. حمايت هاي قانوني .در اجراي وظيفه نظارت همگاني مردم، مهمتر از عامل تشويق ، مساله حمايت قانوني از آمران و ناهيان مي باشد. اگر آمر به معروف به هنگام انجام وظيفه امر به معروف و نهي از منکر با مشکل و مسئله اي روبرو شود و قوانين حمايتي نسبت به او وجود نداشته باشد و در نتيحه ارگان هاي ذي ربط ، حمايت قانوني لازم را از وي به عمل نياورند، با اين واقعيت مواجه خواهيم شد که بيشتر مردم خود را به اين زحمت نخواهد انداخت . چه بسا افراد وظيفه شناسي که نه تنها مورد حمايت قرارنگرفته بلکه پاداش انجام وظيفه آنها تمسخر، توهين يا ضرب و شتم از سوي امر و نهي شوندگان و يا حتي محکوميت از سوي مقامات بوده است . در چنين شرايطي کساني که مي خواهند در اين راه قدم بردارند از مشکلات و مسائلي که ممکن است گريبانگير آنها شود مي ترسند و خود را کنار مي کشند . ٢٩٣
 +
 +
٢٩٣درد دل رهبر معظم انقلاب اسلامي در همين رابطه ، تامل برانگيز است : «به من نامه مي نويسند، بعضي هم تلفن مي کنند و مي گويند ما نهي از منکر مي کنيم ، اما مامورين رسمي طرف ما را نمي گيرند. من عرض مي کنم مامورين رسمي–چه مامورين انتظامي و چه مامورين قضايي–حق ندارند از مجرم دفاع کنند. بايد از آمر و ناهي شرعي دفاع کنند. همه دستگاه حکومت ما بايد از امر به معروف و نهي از منکر دفاع کند. اين وظيفه است . اگر کسي نماز بخواند و کس ديگري به نماز گزار حمله کند دستگاه هاي ما از کداميک بايد دفاع کنند؟ از نماز گزار يا از آن کسي که سجاده را از زير پاي نماز گزار مي کشد؟ امر به معروف ونهي از منکر نيز همين طور است . امر به معروف هم مثل نماز واجب است ....مگر مامورين و مسئولين ما مي توانند امر به معروف ونهي از منکر را با ديگران مساوي قرار دهند، چه رسد به اين که نقطه مقابل او را تاييد کنند!؟» (بيانات در ديدار فرماندهان گردانهاي عاشوراينيروهايمقاومتبسيجدرسالروزشهادتامامسجاد٢٢.٠٤.١٣٧١.
 +
 +
منبع :www.leader.ir.langs..http:)
 +
 +
110
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
حمايت قانوني بدين معناست که مسئوليت مدني و کيفري کساني که با آمران به معروف وناهيان از منکر درگير و به آنان خسارت واردکرده يا موجب هتک حرمت و يا ضرب و شتم و ...آنان مي شوند، به صورت کاملا روشن در قوانين پيش بيني شود.
 +
 +
====د. تقويت باورهاي مذهبي====
 +
 +
اين واقعيت را نبايد از نظر دور داشت که به طور طبيعي انجام امر به معروف و نهي از منکر همراه با مشکلات و هزينه هايي همچون از دست دادن موقعيت و جايگاه فرد در نظر امر و نهي شوندگان و پراکنده شدن افراد از اطراف وي مي باشد. در حالي که در همين موارد کنار آمدن بامردم، همرنگ جماعت شدن و شانه خالي کردن از امر و نهي ديگران، همراهي بيشتر آنان را به دنبال دارد. باورهاي ديني رابطه مستقيمي با رفتارهاي اخلاقي مردم جامعه داشته و بويژه در کاهش جرم موثر مي باشند. مردم به خاطر حرمت و قداست ماههايي چون رمضان و محرم و صفر، کنترل بيشتري بر رفتارهاي خود دارند و حتي مجرمان و خلافکاران در چنين مناسبتهايي کمتر مرتکب جرم مي شوند. بي جهت نيست که برخي از آمارها نشان دهنده کاهش ٢٠ تا ٤٠ درصدي جرايم و بزهکاريها در ماه مبارک رمضان مي باشد. تجربه نشان داده است که در ميان طيف هاي مختلف جامعه ، کساني که پاي بندي ديني بيشتري دارند، اهتمام بيشتري در انجام اين فريضه از خود نشان مي دهند. رفتار فرزنداني که از همان ابتدا با حلال و حرام آشنا مي شوند و از والدين خود مي آموزند که بايد به حقوق ديگران احترام گذارند، گناه را سبک نشمرده، محرمات را انجام ندهند و به عدل و انصاف رفتار کنند، بسيار متفاوت از رفتار فرزنداني خواهد بود که چنين آموزشهايي را نديده اند. وقتي کسي معتقد به اين آموزه قرآني باشد که اگر کسي رايگناهي بکشد همانند آن است که تمام مردم را کشته است ، وقتي در خانواده و جامعه ، دعوت به تقوا، پرهيزکاري ، فداکاري، ساده زيستي ، قناعت ، صداقت ، غيرت، عفت ، پاکدامني و ساير ارزشهاي انساني و اسلامي مورد توجه قرارگيرد و بر آموزش آنها در گفتار و رفتار اهتمام وجود داشته باشد، همين آموزه ها از سوي تربيت شدگان، نسبت به ديگران در قالب امر به معروف يا هر عنوان ديگري منتقل خواهد شد و اين پرورش هاي صحيح مذهبي از بزرگترين عوامل بازدارنده نسبت به انحرافات، کژرويها و بزهکاريها در جامعه خواهد بود.
 +
 +
اين واقعيتها گوياي حساسيت و اهميت اقداماتي است که متوليان ديني و فرهنگي جامعه بايد در پي آن باشند و با بسيج همه توانمنديها و امکانات خود، در شکل گيري جامعه اي مومن و متدين سهيم شوند.
 +
 +
در اين جا برخي از راههاي تقويت باورهاي مذهبي را مورد توجه قرارمي دهيم :
 +
 +
111
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
١. تقويت نهادهاي ديني .نهادهاي مدني ديني نظير روحانيت ، هياتهاي مذهبي ، مساجد و حسينه ي ها لازم است از اين منظر مورد حمايت قرارگيرند. در مقايسه با نهادهاي دولتي ، اين نهادها که از متن مردم برخاسته اند، تاثير مردمي بيشتري دارند. رونق دادن به مراکز ديني و مساجد و ايجاد جاذبه هاي مادي و معنوي در آنها مردم را به سوي اين پايگاههاي ديني سوق مي دهد. مراجع تقليد، روحانيون پارسا و وارسته از دير باز بيشترين تاثير را در هويت ديني و باورهاي اعتقادي مردم داشته اند. در اعتماد و اطمينان مردم به صلاحيت و هدايت ديني و اخلاقي همين بس که تاثير حضور حتي يک عالم وارسته در يک شهر يا منطقه و محله در تقويت باورهاي ديني مردم ملموس و مشهود است و همين امر جايگاه انحصاري و ويژه اي را به نهاد روحانيت داده است که قدر آن بايد دانسته شود. برابر تحقيق انجام گرفته ، عملکرد انجمنها و تشکلهاي مردمي و هيات هاي
 +
 +
294
 +
 +
مذهبي نيز تاثير مثبتي بر روند گرايش افراد به امور معروف داشته است .
 +
 +
٢.آموزش عمومي از طريق رسانه هاي گروهي .هرچه ميزان آگاهي مردم از اهميت و ابعاد اين دو فريضه و ضرورت انجام آن بيشتر باشد تمايل آنان نسبت به انجام آن بيشتر خواهد بود. بر اين اساس تدارک برنامه هاي خاص و ويژه در رسانه هاي گروهي در زمينه امر به معروف و نهي از منکر به طور غير مستقيم ، تا حد زيادي تضمين کننده اقدام مردم خواهد بود. بر اساس نظرسنجي صورت گرفته ، در خصوص تاثير ميزان آگاهي افراد از امر به معروف و جايگاه آن در اسلام و نيز ضرورت اجتماعي آن، افراد با «ميزان آگاهي بالا» با ٧٢ درصد (در مقايسه با ميزان آگاهي متوسط ،
 +
 +
295
 +
 +
کم و پايين ) بيشترين تجربه را در انجام امر به معروف و نهي از منکر داشته اند.
 +
 +
امام هشتم در حديثي از پدرش، از اجدادش از رسول خدابه اين نکته اشاره دارد که دانش پيشواي عمل است .٢٩٦اين حديث به خوبي دلالت بر ضرورت شاساندن پيامهاي دين دارد.
 +
 +
٣.ارائه الگوهاي عملي. اين را بايد باورداشت که «دو صد گفته چون نيم کردار نيست ». امير مومنان فرمود: «اي مردم سوگند به خدا من شما را به هيچ طاعتي وادار نميکنم مگر آن که پيش از شما، خودم عمل کرده ام و از معصيتي شما را باز نميدارم جز آن که پيش از شما خودم آن را ترک
 +
 +
٢٩٤مهرداد محمديان و کاظم عباسي ، مقاله مطالعه جامعه شناختي فريضه امر به معروف و نهي از منکر از ديدگاه اسلام و عوامل موثر برميزان گرايش شهروندان تبريزي نسبت به اين فريضه ، مجموعه مقالات همايش ملي نظارت همگاني ، ص٣٩٤.
 +
 +
٢٩٥جهانبخش غديري، کبري خسروي نژاد و نادر آزاد بخت ، مقاله بررسي موانع احياء و ترويج امر به معروف و نهي از منکر، همان، ٢٥٩.
 +
 +
٢٩٦حدثني الرضا عن أبيه ... قال سمعت رسول الله ص يقول طلب العلم فريضة علي کل مسلم فاطلبوا العلم من مظانه و اقتبسوه من أهله ...العلم إمام [أمام] العمل و العمل تابعه . (بحارالأنوار ج١، ص١٧١ به نقلاز امالي شيخ طوسي )
 +
 +
112
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
گفته ام»٢٩٧. امام در جاي ديگري ميفرمايد: هر کس خويشتن را پيشواي مردم سازد، بايد پيش از تعليم ديگري به تعليم خويش پردازد و تعليم او با رفتار و کردارش مقدم بر تعليم زباني و گفتارش باشد؛ و آن کس که خويش را تعليم ميدهد و نفس خود را ادب ميکند سزاوارتر به تکريم است
 +
 +
298
 +
 +
از آن کس که مردم را ادب ميکند و به تعليم ديگران مي پردازد».
 +
 +
با الهام از همين توصيه هاي گرانبهاست که فقها بر الگوي عملي بودن نخبگان و خواص تاکيد دارند. صاحب جواهر در همين رابطه مي گويد: از بزرگترين امر به معروف و نهي از منکرها و بالاترين آنها و پايه دارترين آنها و مؤثرترين آنها خصوصا نسبت به رهبران ديني اين است که معروف و کار نيک را همچون جامه اي برتن کنند و در کارهاي خير، چه واجب و چه مستحب ، پيشقدم باشند، جامه زشتي–چه حرام و چه مکروه- را از اندام خود دور کنند، نفس خويش را به اخلاق عالي تکميل کنند و خود را از اخلاق زشت پاکيزه گردانند. اين هاست که باعث انجام معروف و ترک منکر از سوي مردم مي شود...٢٩٩. يکي از بايسته ها اين است که ارزش عمل را نيک بدانيم و براي گفتن ونوشتن و سخنراني کردن در اين همايش و آن همايش ، انتظار معجزه نداشته باشيم .
 +
 +
٤.تبيين ثواب و عقاب اخروي: تقويت اين باور که انجام امر به معروف و نهي از منکر، انجام ي ي ک از بزرگترين فرايض است ، به خودي خود، ضمانت اجراي آن را به دنبال خواهد داشت . اعتقاد به بهره مندي از پاداش اخروي براي افراد اقدام کننده و گرفتار شدن به عقاب و عذاب الهي براي ترک کنندگان اين فريضه در همين راستا قابل توجه مي باشد. اين احساس مسئوليت ، گاه تا عمق وجود افراد نفوذ مي کند و در نتيجه ضمانت اجراي آن به قدري قوي است که در آشکار و پنهان، در هر زمان و مکان و هر موقعيت ، افراد را وادار به انجام وظيفه مي کند چرا که رضايت روحي ناشي از پاداش هاي اخروي به جهت انجام وظيفه ، عاملي قدرتمند به شمار مي رود. اگر تشويق و تنبيه هاي دنيوي ضمانت اجراهاي عادي به شمار مي روند، ثواب و عقاب و تشويق و تنبيه اخروي را نيز نبايد از نظر دورداشت . بدين ترتيب زماني که تخلفات قانوني ، تخلف شرعي هم محسوب مي شوند با وجود مجازات هاي اخروي ، با ضمانت اجراي مضاعف مواجه خواهيم بود. متاسفانه
 +
 +
٢٩٧أيها الناس إني و الله لا أحثکم علي طاعة إلا و أسبقکم إليها و لا أنهاکم عن معصية إلا و أتناهي قبلکم عنها. (نهج البلاغة خطبه ١٧٣)
 +
 +
٢٩٨من نصب نفسه للناس اماما فليبدأ بتعليم نفسه قبل تعليم غيره وليکن تأديبه بسيرته قبل تأديبه بلسانه ، و معلم نفسه و مؤدبها احق بالاجلال من معلم الناس و مؤدبهم (نهج البلاغه ، حکمت ٧٣)
 +
 +
٢٩٩«نعم ، من اعظم افراد الامر بالمعروف ... و اشدها تأثيرا خصوصا بالنسبة الي رؤساء الدين هو ان يلبس رداء المعروف واجبه و مندوبه و ينزع رداء المنکر محرمه و مکروهه ...» (نجفي ، جواهر الکلام، ج٢١، ص ٣٨٢).
 +
 +
113
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
تبيين ثواب و عقاب اخروي در ميان ما کمتر به چشم مي خورد در حالي که در آيات فراواني از قرآن کريم ي ي ک از رسالتهاي بزرگ پيامبر اکرم بشارت دهندگي و ترسانندگي آنان بيان شده است .٣٠٠ايفاي چنين نقشي از هر کسي ساخته نيست و اين هنر پيامبر است که گاه در اين چهره و گاه در آن چهره ظاهر مي شود. تمکين در برابر حدود الاهي در بسياري از موارد از همين طريق صورت گرفته است . نيازي به تفحص در روايات يست ، گذري بر آياتي که نعمتهاي بهشتيان را به تصوير مي کشد چنان شوقي در آدمي بوجود مي آورد که زحمت طاعت براي او راحت مي شود و از سوي ديگر مروري بر آيات عذاب، چنان لرزه بر اندام انسان مي اندازد که انسان از گناه و فساد
 +
 +
301
 +
 +
فراري مي گردد. آري، ما از ابزار بشارت و انذار بهره کافي را براي خود و ديگران نبرده ايم . .
 +
 +
====ه. تبيين و توجيه منطقي====
 +
 +
در بسياري از موارد امر ونهي کنندگان انتظار دارند که امر و نهي شوندگان بدون چون و چرا پذيراي امر و نهي آنان باشند و همانند يک انسان متعبد تسليم شوند. چنين کساني گويا درنيافته اند که مخاطب آنان اگر فرد متعبدي بود که به دنبال ترک واجب يا فعل گناه نمي رفت . تعبد گرچه امري بسيار مطلوب و پسنديده است ولي همه مردم جامعه از درجه ايمان يکساني برخوردارنيستند.
 +
 +
لازم است معروف بودن برخي از چيزها و منکر بودن برخي چيزهاي ديگر به خوبي تبيين شود و به صورت منطقي دليل لزوم انجام يا ترک يک عمل گفته شود.
 +
 +
«فقها عموما به استناد اخبار و احاديث گفته اند که يکي از شرايط امر به معروف و نهي از منکر احتمال تأثير است . احتمال اثر يعني احتمال نتيجه دادن. هر حکمي مصلحتي دارد: نماز مصلحتي دارد، روزه مصلحتي دارد، وضو مصلحتي، امر به معروف و نهي از منکر هم مصلحتي دارد.
 +
 +
مصلحت اين کار اين است که طرف به سخن يا عمل ما ترتيب اثر بدهد. پس معناي احتمال تأثير
 +
 +
٣٠٠به عنوان نمونه : و ما أرسلناک إلا مبشرا و نذيرا (اسراء: ١٠٥و فرقان: ٥٦)، إنا أرسلناک شاهدا و مبشرا و نذيرا (احزاب: ٤٥و فتح : ٨)، إنا أرسلناک بالحق بشيرا و نذيرا (بقره: ١١٩ و فاطر: ٢٤).
 +
 +
٣٠١بر اساس نظرسنجي انجام گرفته از ٣٠٠ نفر دانشجوي دختر و پسر رشته هاي مختلف دانشگاه آزاد اسلامي واحد خرم آباد در مقاطع مختلف تحصيلي ، از ميان شش دليل ابراز شده براي اقدام به امر به معروف، پنجاه و هفت و شش دهم درصد آنان «وظيفه ديني » را دليل اقدام خود ذکر کرده اند. ارتقاء سلامت اجتماعي ، اصلاح و آسايش جامعه با پانزده و دو دهم درصد در رتبه دوم و کمک به ديگران و جلوگيري از انحراف آنان با نزديک به چهارده درصد در رتبه سوم در اين نظر سنجي قرار گرفته اند. (ر.ک. جهانبخش غديري و...، همان، ص٢٥٤). نتايج همين بررسي در خصوص دليل اقدام به نهي از منکر عبارت اند از: وظيفه ديني (١.٣٩ درصد)، کمک به ديگران و جلوگيري از انحراف آنان (١.٢١ درصد) و ارتقاء سلامت اجتماعي ، اصلاح و آسايش جامعه (٢.١٧ درصد). (همان، ص٢٥٦).
 +
 +
114
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
اين است که احتمال بدهي مصلحت تشريع اين حکم بر سخن يا عمل تو مترتب بشود».٣٠٢تبيين منطقي گرچه لازم است هم نسبت به واجبات و هم محرمات صورت گيرد اما به نظر مي رسد در عمل ، تمايل افراد جامعه به دلايل مختلف نسبت به انجام امر به معروف بيش از نهي از منکر است .
 +
 +
طبيعت امر و نهي به لحاظ تلقي امر و نهي شونده با يکديگر متفاوت است و نهي از منکر حتي در نازل ترين مرتبه آن نوعا همراه با واکنش مخاطب و نوعي درگيري است به همين جهت انسانها بيشتر گرايش به امر به معروف دارند تا نهي از منکر. برخي از تحقيقات انجام گرفته نيز اين امر را تاييد مي کند.٣٠٣بنابراين مي توان وظيفه مردم در انجام اين فريضه نسبت به يکديگر را بيشتر در قالب امر به معروف ريخت تا همين تمايل و رغبت ، تضمين کننده اجراي آن شود. اين نکته هرگز به معناي نفي نهي از منکر مردمي نيست بلکه تاجايي که بتوان نهي ازمنکر را در قالب امر به معروف درآورد بيشتر غرض حاصل خواهد شد.
 +
 +
====و. ترويج نماز====
 +
 +
يکي از راههاي جلوگيري از شيوع منکرات ترويج فرهنگ نماز است . نماز به خودي خود در انسان حالت بازدارندگي از فحشا و منکر ايجاد مي کند و سرمايه گذاري در اين زمينه ، بيشترين تاثير را در پاکسازي جامعه از فساد و ناهنجاريها دارد. خداوند به پيامبرش مي فرمايد: و أقم الصلاة إن الصلاة تنهيعن الفحشاء و المنکر٣٠٤و نماز را برپا دار، که نماز از کار زشت و ناپسند بازميدارد. اگر ما به اين پيام قرآني باورداشته باشيم ، زندگيمان به گونه ديگري خواهد بود. «يکي ازفرزندان مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراساني نقل مي کرد: در زمستاني در راه مشهد برفگير شديم و در قهوه خانه اي مانديم . شب فرار رسيده بود که اتومبيلي از طرف مشهد رسيد و چهار نفر از جوانان پولدار خوشگذران مشهد که چهار خانم با خود داشتند به سبب برف و تاريکي به
 +
 +
همينقهوهخانهپناهآوردند.
 +
 +
آمدن آنها در آن شب ، بزم عشرتي مجاني براي مسافران به وجود آورد. جوانان بطريهاي مشروب و خوراکيها را چيدند و زنها بعضي به خوانندگي و بعضي به رقص پرداختند .در گرماگرم اين بساط ، در قهوه خانه باز شد و مرحوم حاج آخوند٣٠٥با سه چهار نفر که از تربت به مشهد مي رفتند و مرکبشان الاغ بود از ناچاري برف و تاريکي شب ، رو به همين قهوه خانه آورده بودند و از صاحب قهوه خانه اجازه مي خواستند که به آنها جايي بدهد و او گفت سکوي آن طرف خالي است . من با
 +
 +
٣٠٢مطهري، مجموعه آثار، ج٢٠، ص٢٠٨.
 +
 +
٣٠٣ر.ک. جهانبخش غديري و...، همان، ص٢٦٤.
 +
 +
٣٠٤عنکبوت : ٤٥
 +
 +
٣٠٥منظور، عالم عامل زاهد، آخوند ملا عباس تربتي پدر مرحوم حسينعلي راشد است .
 +
 +
115
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
مشاهده اين وضع هراسان شدم و گفتم که نکند يا از جانب حاج آخوند نسبت به اينها تعرضي بشود يا از جانب اينها به آن مرد اهانت شود و آماده شدم که اگر خواستند به حاج آخوند اهانت کنند در مقام دفاع برآيم ؛ هر چه بادا باد. اما حاج آخوند وارد قهوه خانه شد به طوري که گويا نه کسي را مي ند و نه چ زيي مي شنود و به سوي آن سکو رفت و چون نماز مغرب و عشا را نخوانده بودند طرف قبله را پرسيده و به نماز ايستاد ، آن چهار نفر به وي اقتدا کردند. من هم غنيمت دانستم ، وضو گرفتم و اقتدا کردم. چند نفر ديگر نيز از مسافران از بزم عشرت رو برگردانيده و به صف جماعت پيوستند. قهوهي چ نيز گفت : غنيمت است يک شب اقلا نمازي پشت سر حاج آخوند بخوانيم . خلاصه وقتي که از نماز فارغ گشتيم از جوانها و خانمها اثري نبود. بساط خود را
 +
 +
306
 +
 +
جمع کرده بودند و نفهميدم در آن شب برفي به کجا رفتند».
 +
 +
اين يک نمونه از تاثير نماز است ، نمازي که خداوند بر حقانيت آن مهر تاييد زده است و اين سنت الهي است که با آمدن حق ، باطل رفتني خواهدبود. و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل کان
 +
 +
307
 +
 +
زهوقا .
 +
 +
====ز. ريشه يابي ترک معروف و انجام منکر====
 +
 +
کساني که فضاي سالم جامعه را آلوده مي کنند يا از روي ناآگاهي است و يا به دليل بيماري. اين امر بايد مورد شناسايي آمران و ناهيان قرارگيرد. «شرايط اجتماعي و محيط ، در ظهور و بروز اين زمينه ها تأثير گوناگوني دارد. گاه در شرائطي تخم عصيان و نافرماني در اين زمين آماده ريخته ميشود و محصول فساد و تباهي درو ميگردد، و گاه با تقويت استعدادهاي الهي، محصول فضيلت و انسانيت به بار مينشيند. به هر حال، منکرات از يک سو در نابسامانيهاي روحي گناهکار ريشه دارد، و از سوي ديگر شرايط خارجي به فعال کردن آن ريشه ها، و بذر افشاني در آن زمينه ها کمک ميکند؛ ازاين رو، ريشه کن ساختن منکر بدون توجه به «عوامل اصلي بروز گناه» امکان ندارد.
 +
 +
بررسي عوامل بروز فساد، آن هم در ابعاد گوناگون فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و شناسايي آنها، راه صحيح مبارزه با فساد را به ما مينماياند و به دنبال آن با ديد وسيع و اشراف کامل ميتوانيم در
 +
 +
308
 +
 +
جهت ريشه کن ساختن عوامل فساد اقدام کنيم ».
 +
 +
چنين اقداماتي بدين منظور لازم است که سرعت ، دقت و سهولت در آگاهي بخشي ناآگاهان و يا بهبودي بيماردلان را به دنبال خواهدآورد. بدون شک پيشگيري نسبت به ناهنجاريهاي اجتماعي ، ضمانت اجراي بهتري را نسبت به درمان اين ناهنجاريها پس از وقوع آن خواهد داشت .
 +
 +
٣٠٦راشد، فضيلت هاي فراموش شده، ص ١٢٨ و ١٢٩.
 +
 +
٣٠٧اسراء: ٨١.بگو: «حق آمد و باطل نابود شد. آري، باطل همواره نابودشدني است .»
 +
 +
٣٠٨سروش، امر به معروف ونهي از منکر، ص٧٥.
 +
 +
116
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
====ح. به کارگيري شيوههاي صحيح====
 +
 +
نظارت عمومي زماني مورد پذيرش مخاطبان قرارمي گيرد که افراد بدانند در چه زماني ، در چه مکاني ،چه گونه و با چه شيوهاي بايد امر به معروف و نهي از منکر کنند. خيرخواهي و امر و نهي مؤدبانه باشد و برخورد دلسوزانه با کساني که رعايت احکام الاهي و قوانين را نمي کنند نقش بسيار زيادي در تمکين آنان به شرع و قانون خواهد داشت . يکي از اموري که بر تأثير امر به معروف و نهي از منکر ميافزايد پرهيز از سرزنش خطاکاران مي باشد. سيره معصومان نشان مي دهد که آنان در تربيت مردم از زبان سرزنش کمتر استفاده مي کردند.
 +
 +
شقراني مي گويد: در زمان حکومت منصور، موقع تقسيم بيت المال شد، من کسي را نداشتم که برايم واسطه شود؛ همان طور در خانه منصور متحير بودم که ناگاه چشمم به حضرت صادق افتاد از جاي حرکت کرده گفتم : فدايت شوم من غلام شما خانواده، شقراني هستم . به من احترام کرد؛ حاجت خود را عرض کردم پياده شد و داخل خانه شد و از آن بيرون آمد و از آستين خود مقداري پول در آستين من ريخت و فرمود شقراني! کار خوب از همه مردم خوب است ولي از تو بهتر است و کار زشت از همه کس زشت است ولي از تو زشت تر است . امام عليه السلام با کنايه او را
 +
 +
309
 +
 +
موعظه کرد چون شرب خمر مينمود.
 +
 +
چکيده و نتيجه مطالب فصل دوم :
 +
 +
١.مرزهاي شرعي امر به معروف و نهي از منکر عبارتند از: تعرض به حريم خصوصي ديگران، تجسس در امور ديگران، انجام منکر براي مبارزه با منکر، برخورد با منکرات مورد اختلاف، وجود خطر و ضرر جاني ، حيثي تي يا مالي ، لجبازي در ترک معروفيا انجام منکر، معذور بودن در ترک معروف ياانجام منکر و عدم رعايت مراحل سه گانه قلبي ، زباني و عمليامر به معروف و نهي از منکر و مراتب موجود در هر مرحله .
 +
 +
٢. در زمان حاضر که حکومت اسلامي وجود دارد و نهادهاي خاصي ماموريت مبارزه با منکرات را برعهده دارند مردم صرفا وظيفه امر و نهي قلبي و زباني دارند و اقدام عملي براي جلوگيري از منکر- جز در موارد بسيار خاص- وظيفه مقامات صلاحيتدار دولتي است .
 +
 +
٣.به رغم برخي تفاوتها ميان قلمرو شرعي و قانوني امر به معروف، اين دو قلمرو، مکمل هم بوده و حوزه هاي مختلفي نظير شئون اسلامي ، حقوق شهروندي، عفت عمومي ، امور خانوادگي ، امنيت
 +
 +
٣٠٩مجلسي ، درر الأخبار، ص٣٥٨.
 +
 +
117
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
و انضباط اجتماعي ، بهداشت عمومي ، حفاظت محيط زيست ، و حفظ اموال عمومي را در بر مي
 +
 +
گيرند.٤.اقدامات مردمي در موارد زير نهي شده يا با محدوديتهايي روبروست :
 +
 +
يک.موارد اشاره شده در بند ١ که از نظر شرعي ، مجوزي براي امر به معروف و نهي از منکر نسبت به آنهاوجود ندارد؛
 +
 +
دو.مواردي که به خاطر حريم خصوصي بودن در ابعاد مختلف آن (حريم خصوصي اعتقادي، حريم خصوصي جسماني ، حريم خصوصي اماکن و منازل، حريم خصوصي ارتباطات و حريم خصوصي اطلاعات) دخالت اشخاص ديگر بدون رضايت ، به هر دليل و عنواني ، قانونا ممنوع است ؛
 +
 +
سه. مواردي که به جهت ممنوعيت توامان شرعي و قانوني ، لازم است نهي از منکر در دو مرحله قلبي و زباني از سوي مردم انجام گيرد و فراتر از آن را بايد به ماموران دولت در نهادها و دستگاههاي مسئول واگذار کرد؛
 +
 +
چهار. مواردي که به جهت اهميت و حساسيت فوق العاده آن، هر گونه اقدام در هر مرحله (قلبي ، زباني و عملي ) را بايد به دولت و مقامات دولتي سپرد و نقشي که مردم از باب نهي از منکر مي توانند ايفا کنند، صرفا نقش دادن گزارش در مراحل اوليه مي باشد.
 +
 +
٥.گرچه در برخي از محورهاي چهارگانه فوق، هم در شرع مقدس و هم در قوانين موضوعه–به صورت پراکنده- تعيين تکليف صورت گرفته است ، اما تامل در موارد مربوط به قلمرو شرعي و قلمرو قانوني به خوبي نشان مي دهد که در هيچ يک از اين محورها، ابعاد مختلف آنها شناسايي و دسته بندي لازم صورت نگرفته و قوانين مورد نيازي که اعمال شهروندان را در خصوص امر به معروف و نهي از منکر به صورت ضابطه مند درآورد تدوين نشده است ؛ در اجراي اصل هشتم قانون اساسي اين خلاهاي قانوني بايد برطرف گردد.
 +
 +
٦.براي تحقق فريضه امر به معروف و نهي از منکر علاوه بر تدوين قوانين و مقررات، بايد از همه ظرفيتها و امکانات بالفعل و بالقوه استفاده کرد. اموري همچون مشوق ها و حمايت هاي قانوني ، ترويج نماز، تقويت باورهاي مذهبي ، تبيين و توجيه منطقي ، ريشه يايي ترک معروف و انجام منکر در مجموع مي توانند ضمانت اجراي مناسبي براي امر به معروف ونهي از منکر در جامعه باشند.
 +
 +
بديهي است تحقق برخي از اين موارد نيازمند اقدامات دولتي و بويژه قوه مقننه و قوه قضائيه مي باشد.
 +
 +
٧.براي تحقق فريضه امر به معروف و نهي از منکر در کنار تمامي فعاليتها، لازم است فرهنگ سازي مناسب صورت پذيرد. نهادينه شدن مراحل و مراتب امر به معروف و نهي از منکر، نيازمند بسيجي همگاني از سوي متوليان فرهنگي مي باشد. در اين زمينه لازم است آموزشهاي نظري و
 +
 +
118
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
عملي مناسب براي سطوح مختلف مردم صورت پذيرد و همواره اين آموزشها بازخواني شود. اين مهم نيازمند تصميم ، تدبير و تداوم مي باشد.
 +
 +
٨.به کارگيري شيوههاي صحيح ما را در تحقق هر چه بهتر مطالبه شرعي و قانوني امر به معروف
 +
 +
ياري رساند از جمله :
 +
 +
يک.توجه به اصل رحمت در اقدامات تدريجي . در اين زمينه شايسته است که در سخن امير مومنان تامل کنيم که فرمود: بر کساني که گناه ندارند، و از سلامت دين برخوردارند، سزا است که بر گناهکاران و نافرمانان رحم کنند٣١٠. و چه زيبا قرآن کريم سيرت رسول خدا را ترسيم کرده و مي گويد: «و تو را جز رحمتي براي جهانيان نفرستاديم »٣١١. سوگمندانه بايد اعتراف کنيم که ما قدرت محبت ، عطوفت و نرمي را دست کم گرفته ايم ، و کمتر به اين دستورات الاهي توجه کرده ايم که : و لا تستوي الحسنة و لا السيئة ادفع بالتي هي أحسن فإذا الذي بينک و بينه عداوة کأنه ولي حميم٣١٢: و نيکي با بدي يکسان نيست . [بدي را] به آنچه خود بهتر است دفع کن آن گاه کسي که ميان تو و ميان او دشمني است ، گويي دوستي يک دل ميگردد.
 +
 +
دو.پرهيز از افراط و تفريط . در مساله امر به معروف و نهي از منکر، همانند بسياري از مسايل ديگر ما گرفتار اين اشکال هستيم . برخي اساسا به اين فريضه عمل نمي کنند و برخي ديگر که احيانا تعصب ديني هم دارند نمي دانند که شيوه درست امر به معروف و نهي از منکر چيست و مخاطب آنها کيست . تصور مي کنند که به هر شکلي وارد صحنه شدند و هر نوع برخوردي که با خاطيان و متخلفان يا گناهکاران کردند، به وظيفه ديني خود عمل کرده اند.
 +
 +
٣١٠«و إنما ينبغي لأهل العصمة و المصنوع إليهم في السلامة أن يرحموا أهل الذنوب و المعصية (نهج البلاغه ، خطبه
 +
 +
.(140
 +
 +
٣١١و ما أرسلناک إلا رحمة للعالمين (انبيا:١٠٧)
 +
 +
٣١٢فصلت :٣٤
 +
 +
119
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
==فصل سوم: نظارت مردم بر دولت ==
 +
 +
(قلمرو شرعي ، قلمرو قانوني ، راهکارها و ضمانت هاي اجرايي)
 +
 +
٣١٣
 +
 +
مقدمه:
 +
 +
چو منکر بود پادشه را قدم
 +
 +
که يارد زد از امر معروف دم؟
 +
 +
همان گونه که تحقق درست و شايسته نظارت مردم بر مردم مستلزم شناسايي قلمروهاي شرعي و قانوني و نيز شيوه هاي اجرايي خاص خود بود، در بخش نظارت مردم بر دولت نزي اين محورهاي اساسي بايد مورد بررسي قرارگيرند. پيش از ورود به اين محورها، توجه به نکات زير در باب نظارت عمومي بر دولت ضروري به نظر مي رسد:
 +
 +
١. پيشينه نظارت بر قدرت در اسلام.در انديشه سياسي اسلام، موضوع مهار، کنترل و نظارت بر قدرت و به رسميت شناختن آن و مراقبت از رفتار زمامداران و حاکمان، مورد توجه خاص قرارگرفته و از نظري تاريخي ، عمري به درازاي خود اسلام دارد. اسلام همواره در تربيت سياسي خود و در تبيين مناسبات ميان مردم و حاکمان بر مراقبت نسبت به عملکرد صاحبان قدرت تاکيد
 +
 +
٣١٤
 +
 +
کرده است چرا که قدرت و حکومت به طور طبيعي زمينه ساز سرکشي و طغيان مي باشد.
 +
 +
رسول خدا، امير مومنان و اولياي دين ، با سفارشات موکد خود، همگي بر اين امر پافشاري کرده اند؛ به نظر مي رسد موضوع «نظارت بر قدرت» که همزمان با دوران رنسانس ، از سوي فيلسوفان سياسي در غرب مطرح شد، مديون نگاه دوسويه به رابطه حکومت و مردم از سوي پيشوايان اسلام است . گرچه سوگمندانه مسلمانان -به جز در صدر اول اسلام- اين بخش از منويات اسلام را در عمل به فراموشي سپردند. در ميان اهل سنت ، معتزله ، معتقد به جواز خروج بر امام و حاکم اسلامي بر اساس نهي از منکر و اجراي مراحل امر به معروف ونهي از منکرنسبت به دولت و حکومت مي
 +
 +
٣١٣مصلح الدين سعدي، بوستان سعدي، باب چهارم در تواضع .
 +
 +
٣١٤ان الانسان ليطغي أن رآه استغني(علق : ٦و٧)
 +
 +
120
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
باشند. با توجه به «عدم انسداد باب انتقاد به نظر مي آيد که معتزله بيشترين آزادي را برمي تابند و کمترين محدوديت را مي پذيرند، قدرت فرد در مقابل دولت را افزايش مي دهند و به فرد در بعد
 +
 +
315
 +
 +
نظارتي و حمايتي نسبت به دولت ، قدرت و منزلت مي بخشند».
 +
 +
تجربه تاريخي ثابت مي کند که بايد اهرمهايي قوي را به منظور کنترل زمامداران و صاحبان قدرت در جامعه پيش بيني کرد. دنياي غرب در تلاش براي دستيابي به اين هدف به سمت تفکيک قوا، تأسيس نهادهاي مدني، تشکيل احزاب، دفاع از آزادي بيان و مطبوعات و رسانه هاي گروهي رفته است تا درصد فساد و سوء استفاده از قدرت کاهش يابد.اسلام ضمن تاييد بسياري از اين ابزارها، همان گونه که خواهيم گفت ، راهکارهاي خاص خودش را نيز ارائه داده است .
 +
 +
٢.ارزش نظارت بر قدرت در اسلام. اسلام با تاسيس امر به معروف و نهي از منکر، نظارتي جامع ، شامل و گسترده يعني نظارت مردم بر مردم٣١٦، نظارت مردم بر دولت و نظارت دولت بر مردم٣١٧را مورد توجه قرارداده است در حالي که در نظامهاي سياسي مردم سالار، محور اول نوعا مورد غفلت قرار مي گيرد. از ميان سه محور ياد شده، در نظام سياسي اسلام مهمترين عرصه نظارت، «نظارت بر حاکمان» است زيرا آثار زيانبار ناشي از ترک آن قابل مقايسه با آثار ترک نظارت مردم بر مردم يا دولت بر مردم نيست . امير مومنان در مقام تبيين جايگاه نظارت مردمي در اسلام، در سخن گرانسنگ خود مي گويد: همه کارهاي نيک و جهاد در راه خدا در مقايسه با «امر به معروف و نهي از منکر» چون دميدني است به درياي پر موج پهناور٣١٨. و در همين بيان، والاترين و برترين مصداق امر به معروف و نهي از منکر را گفتن سخن حق و عدل در برابر پيشواي ستمکار مي داند. در روايت ديگري از امام باقر عليه السلام گزارش شده است که فرمود: هرکس به سراغ حاکم ستمگري رود، او را امر به تقوي کند، موعظه نمايد و هشدار دهد، پاداش جن و انس و مزد اعمال آنان براي وي ثابت خواهد بود.٣١٩گرچه در اين دو حديث ، نهي از منکر نسبت به حاکمان و زمامداران غاصب و ستمگر مطرح شده است اما به نظر مي رسد ارزش و اهميت اين نوع از نهي از منکرها در نظر امامان ما، به خاطر نفس مواجهه با قدرت است ؛ به همين جهت حتي در مواردي
 +
 +
٣١٥امر به معروف و نهي از منکر در انديشه و رفتار سياسي معتزله ، علي آقاجاني قناد، فصلنامه علوم سياسي ، شماره
 +
 +
٣٨، صفحه ١٤٩.
 +
 +
٣١٦موضوع فصل دوم کتاب
 +
 +
٣١٧موضوع فصل چهارم کتاب
 +
 +
٣١٨و ما أعمال البر کلها و الجهاد في سبيل الله -عند الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر-إلا کنفثة في بحر لجي...
 +
 +
و أفضل من ذلک کله کلمة عدل عند إمام جائر( نهج البلاغه ، خطبه ٣٦٢)
 +
 +
٣١٩عن جابر عن أبي جعفر ع قال من مشي إلي سلطان جائر فأمره بتقوي الله و وعظه و خوفه کان له مثل أجر الثقلين الجن و الإنس و مثل أعمالهم .( وسائل الشيعة ، ج ١٦، ص١٣٤)
 +
 +
121
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
که دولتمردان ظالم و ستمگر نيز نباشند، مطالبه امر به معروف و نهي از منکر و ارزش والاي آن همچنان وجود دارد. به بيان ديگر به هر ميزان خطرپذيري نهي از منکر کننده بيشتر باشد، ارزش عمل او نيز بيشتر خواهد بود. نکته قابل توجه ديگر اين است که صلاح و فساد زمامداران تاثير مستقيم بر صلاح و فساد مردم دارد. اثر تخريبي گناهاني که نوعا از مردم سرمي زند در مقايسه با اثر تخريبي گناهاني که نوعا از صاحبان قدرت سرمي زند، ناچيز مي باشد. کساني که برخوردار از ثروت و قدرت و شهرت باشند در صورتي که دچار لغزش شوند يا به دنبال سوء استفاده از قدرت برآيند، خسارات جبران ناپذير مادي و معنوي را بر جامعه وارد مي آورند. عقل سليم حکم مي کند که اگر نهي از منکري بايد صورت گيرد ابتدا از همين جا شروع شود. اين سخن امير مومنان که فرمود: «امر به معروف و نهي از منکر را رها نکنيد در غير اين صورت، اشرار بر شما مسلط مي شوند و دعايتان براي رهايي از سلطه آنان اجابت نمي شود»٣٢٠بر همين معنا دلالت دارد. زيرا امام خطر اصلي در ترک اين فريضه را تسلط اشرار بر مردم بيان مي کند؛ بي تفاوتي مردم نسبت به حدود الاهي و سلب مسئوليت از خود نسبت به ديگران، هرچند ميدان را براي عرض اندام تبهکاران و افراد شرور خالي مي کند اما آن چه بيشتربه ذهن انسان از سلطه اشرار متبادر مي شود، سلطه صاحبان قدرت است زيرا به طور معمول ترک امر به معروف و نهي از منکر نسبت به تخلفات و گناهان افراد معمولي باعث سلطه اشرار نمي شود.
 +
 +
321
 +
 +
٣.دلايل نظارت بر قدرت دراسلام و نظام جمهوري اسلامي
 +
 +
يک. مسئوليت. يکي از مهم ترين مباني نظارت، مسئول بودن اشخاص حقيقي و حقوقي است . در
 +
 +
322
 +
 +
جهان بيني اسلامي، تنها وجود غير مسئول، خداوند است : «لا يسـل عما يفعل و هم يسـلون;
 +
 +
خداوند نسبت به آنچه انجام مي دهد بازخواست نمي شود، ولي ديگران بازخواست مي شوند».
 +
 +
بدين ترتيب ، برابر اين جهان بيني، اصل مسئوليت ، اصلي عام و فراگير نسبت به همه انسان ها، حتي معصومان مي باشد.٣٢٣لازمه پذيرش اين اصل ، پذيرش پاسخ گويي است و به تعبير ديگر، لزوم پاسخ گويي، مبتني بر مسئول دانستن افراد و مقامات مي باشد. لازمه پاسخ گويي نيز پذيرش حق نظارت براي شخص يا مقام يا سازماني خواهد بود که خود را در برابر آن پاسخ گو مي دانيم .
 +
 +
٣٢٠لا تترکوا الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر فيولي عليکم أشرارکم ثم تدعون فلا يستجاب لکم (نهج البلاغه ، نامه ٤٧).
 +
 +
٣٢١برخي از مطالب اين قسمت برگرفته از بخش سوم کتاب «گزينش رهبر و نظارت بر او در نظام جمهوري اسلامي ايران» از همين قلم مي باشد.
 +
 +
٣٢٢. انبياء، ٢٣.
 +
 +
٣٢٣. و قال (ص): کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعيته ، فالإمام راع و هو المسئول عن رعيته(عوالي اللآلي ج١ ص١٣٠)
 +
 +
122
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
بدين ترتيب ، نظارت فرع بر پاسخ گويي و پاسخ گويي فرع بر مسئوليت پذيري است . اشخاص زماني خود را به پاسخ گويي در امري ملزم مي بينند که مسئوليت آن را پذيرفته باشند و از آنجا که هيچ انساني از شمول اصل مسئوليت خارج نمي باشد، هر فرد نسبت به عملکرد خود يا در برابر خداوند يا در برابر ديگران پاسخ گو خواهد بود و تحت نظارت و کنترل نيز قرار مي گيرد.
 +
 +
دو. امانت بودن قدرت.اسلام، حکومت و قدرت سياسي را امانت مي داند. علي عليه السلام خطاب به اشعث بن قيس فرماندار آذربايجان فرمود: پست فرمانداري براي تو طعمه و شکاري نيست که به چنگ آوردهاي بلکه امانتي است بر دوشتو... در دستان تو اموالي از ثروت هاي خداوند است و تو خزانه دار آني تا بهمن بسپاري...٣٢٤گرچه اين امانت ، يک امانت الهي است و نه امانت مردمي ولي نفس امانت دانستن حکومت و تمام اختيارات و قدرتي که از راه حکومت در اختيار افراد قرار مي گيرد، توجيه کننده حق نظارت خواهد بود، نظارتي که به صورت مضاعف از جانب خداوند و از سوي مردم نسبت به امانت داران اعمال مي گردد تا معلوم شود آنان حفظ امانت کرده يا نکرده اند. علي (عليه السلام) در اولين توصيه هاي خود به مالک اشتر براي فرمانداري مصر، همين نکته را يادآوري مي کند: اي مالک، آگاه باش تو را به کشوري فرستادم که پيش از تو دولت هاي عادل و ظالم بر آن حکومت داشته اند. مردم به کارهاي تو همان گونه نظر مي کنند که تو در امورزمامداران پيش از خود نظر مي کني و همان را درباره تو مي گويند که تو درباره آنها مي گفتي...٣٢٥در جاي ديگري که کارگزار خيانت کاري را نکوهش مي کند، از
 +
 +
326تباه شدن امانت مسلمان ياد مي نمايد و اينکه او رسم امانت داري را به جا نياورده استو در نقطه مقابل ، در نامه اي خطاب به عمر بن ابي سلمه مخزومي از اينکه در دوران خدمت خود، زمامداري را به خوبي انجام داده و اداي امانت کرده است ، از او به نيکي ياد مي کند.٣٢٧لازمه چنين نگرشي به حکومت و قدرت، ذي حق دانستن نظارت مردم بر اعمال و تصميمات مقامات حکومتي است . مقامات و زمامداران در هر مرتبه که باشند بايد زير نظر صاحبان اصلي حق ، انجام وظيفه
 +
 +
328
 +
 +
کردهوپاسخگوباشند.
 +
 +
٣٢٤. نهج البلاغه ، نامه ٥: ان عملک ليس لک بطعمة ولکنه في عنقک امانة ... .
 +
 +
٣٢٥. همان، نامه ٥٣.
 +
 +
٣٢٦. همان، نامه ٤١.
 +
 +
٣٢٧. همان، نامه ٤٢.
 +
 +
٣٢٨متفکر شهيد، مرتضي مطهري، بر اين باور است که در منطق نهج البلاغه «امام و حکمران، امين و پاسبان حقوق مردم و مسؤول در برابر آنهاست ؛ از ايندو (حکمران و مردم) اگر بناست يکي براي ديگري باشد، اين حکمران است که براي توده محکوم است نه توده محکوم براي حکمران». (مطهري، مجموعه آثار، ج١٦، ص ٤٤٩).
 +
 +
123
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
سه . خطاپذيري و عدم عصمت. نظارت بر اين پيش فرض استوار است که احتمال خطا، نقص و انحراف در اعمال همگان و از جمله زمامداران و صاحبان قدرت وجود دارد. به همين جهت ، هدف اصلي از نظارت، جلوگيري از وقوع اين موارد و يا دست کم کاهش دادن موارد آن مي باشد.
 +
 +
بر اين اساس، هر انسان غير معصومي به نظارت نياز دارد. اين مبنا، ضرورت نظارت بر معصومان را به جهت داشتن ملکه عصمت نفي مي کند، چرا که هدف از نظارت، از راه ديگري تحصيل شده است و با وجود آن، نظارت امري لغو و بيهوده خواهد بود٣٢٩;در نظام سياسي اسلام گرچه سنخ رهبري از سنخ ولايت است و از اين جهت تفاوت هاي بنيادين با رهبري در ديگر نظام هاي سياسي دارد، اما از جهت نظارت به دليل عدم وجود ملکه عصمت در عصر غيبت ، کاملا نظارت بردار و قابل کنترل مي باشد. به تعبير ديگر، ولايت با نظارت، منافاتي ندارد. پاسخ گو نبودن، ريشه در خودپسندي و خود بزرگ بيني انسان دارد، چنين فردي اساسا در مورد کارهاي خود يا احتمال خطا نمي دهد و يا اگر هم بدهد با وضعيت روحي که دارد در برابر تذکر تمکين نکرده و تن به نظارت و پرسشگري ديگران نخواهد داد. از سوي ديکر، احترام به حق نظارت مردم بر زمامداران، يکي از مهمترين پايه هاي آزادي سياسي است و در نقطه مقابل ، جلوگيري از دخالت آنان در امور سياسي و حکومتي، به معناي در پيش گرفتن روش استبدادي و انحصارگرايي در حکومت و نامحرم شمردن مردم و سوء ظن حاکمان به آنان است .
 +
 +
ظريفترين آسيب شناسي در اين زمينه از آن پيشواي آزاديخواهان و عدالت خواهان، امير مومنان مي باشد که بر اصلي ترين عامل مقاومت در برابر نظارت، انگشت نهاده و فرموده است : «بيگمان از پست ترين حالتهاي زمامداران جامعه در نگاه مردم شايسته اين است که بدين گمان متهم شوند که دوستدار ستايش اند و سياست کشور داريشان بر کبر ورزي بنا يافته است . و به راستي که من خوش ندارم که اين پندار در ذهنتان راه يابد که به چاپلوسي گراييدهام و شنيدن ثناي خويش را دوست دارم. من -با سپاس از خداوند-چنين نيستم . اما اگر چنين نيز بودم، آن را به عنوان خاکساري در برابر خداوند سبحان-که به بزرگي سزاوارتر است -وا مينهادم. ...از شما ميخواهم که ...مرا با مدح و ثناي نيکو نستاييد و بدان سان که رسم سخن گفتن با جباران تاريخ است ، با من سخن مگوييد و آن چنان که از زورمندان دژخوي پروا ميکنند، از من فاصله مگيريد و با تصنع با من نياميزيد و چنين مپنداريد که اگر با من سخن حقي گفته شود مرا گران ميآيد، و نيز
 +
 +
٣٢٩البته اطلاق نظارت بر امر به معروف و نهي از منکر با نوعي از تسامح همراه خواهد بود زيرا همان گونه که از ابتدا يادآور شديم در نظارت اصطلاحي، عمل نظارتي عامدانه صورت مي گيرد ولي در امر به معروف، امرکننده، حق تحقيق و تفحص و پرس و جو ندارد و تنها در صورت برخورد با معروف ترک شده يا منکر انجام شده به انجام اين وظيفه مبادرت مي ورزد.
 +
 +
124
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
گمان مبريد که من بزرگداشت نفس خويش را خواهانم ، زيرا آن که از شنيدن حق و پيشنهاد عدالت احساس سنگيني کند، عمل به آن دو برايش سنگين تر باشد، پس ، از سخن حق و پيشنهاد عدل دريغ مورزيد، که من در نزد خود برتر از آن نيستم که خطا نکنم و از خطا در کردار خويش نيز احساس ايمني ندارم، مگر آن که خداوند در برابر خويشتن خويشم کفايت کند، که او بيش از خود من قلمرو هستيم را مالک باشد.»٣٣٠. به روشني مي توان گفت که علي عليه السلام صاحبان قدرت و مقامات حکومت را موظف مي داند که در برابر مردم، شنونده پرسشها و پاسخ گو نسبت به آنها باشند.
 +
 +
چهار. ولايت مومنان بر يکديگر.امر به معروف و نهي از منکر به عنوان يک مسئوليت اجتماعي بر مبناي ولايت مومنان نسبت به يکديگر شکل مي گيرد و همه مومنان را بدون در نظرگرفتن مقام و موقعيتشان در برمي گيرد. قرآن در بياني عام فرموده است : المؤمنون و المؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر٣٣١(و مردان و زنان با ايمان، دوستان يکديگرند، که به کارهاي پسنديده وا ميدارند، و از کارهاي ناپسند باز ميدارند، و نماز را بر پا ميکنند و زکات ميدهند، و از خدا و پيامبرش فرمان ميبرند) ولايت در اين آيه را چه به معناي ولايت محبت و نصرت بگيريم٣٣٢و چه به معناي ولايت تدبير٣٣٣، اقتضاي چنين ولايتي ، اقدام به امر به معروف و نهي از منکر و نظارت مردمي بر تمامي روابط آشکار اجتماعي شهروندان و دولتمردان مي باشد.
 +
 +
گويا از نظر قرآن، مومنان، زماني دوستان واقعي يک ديگرند که به اين فريضه اقدام کنند. به ديگر سخن ، يکي از مصاديق ولايت و محبت هر مومن نسبت به مومن ديگر، امر و نهي نسبت به شايست و ناشايست مي باشد.
 +
 +
٣٣٠نهج البلاغه ، خطبه ٢١٦. در آغاز اين خطبه که در صفين ايراد شده است ، حضرت در تبيين حقوق متقابل مردم و حکومت به زيبايي و استواري تمام داد سخن مي دهد، يکي از حاضران در واکنش به اين سخنان، شروع به ستايش حضرت و تسليم بودن نسبت به فرمانهاي او مي کند، در اين هنگام، علي عليه السلام اين گونه سخن خود را پي مي گيرد: و إن من أسخف حالات الولاة عند صالح الناس-أن يظن بهم حب الفخر... فلا تثنوا علي بجميل ثناء... فلا تکلموني بما تکلم به الجبابرة-و لا تتحفظوا مني بما يتحفظ به عند أهل البادرة-و لا تخالطوني بالمصانعة و لاتظنوا بي استثقالا في حق ٍّ قيل لي -و لا التماس إعظام لنفسي -فإنه من استثقل الحق أن يقال له -أو العدل أن يعرض عليه کان العمل بهما أثقل عليه ...
 +
 +
٣٣١توبه : ٧١
 +
 +
٣٣٢و هي ولاية المحبة و المناصرة، و من قضاياهما الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر(صادقي تهراني ، الفرقان في تفسير القران ج ٩ ص ٤٥) و نيز ر.ک طباطبايي ، الميزان في تفسيرا القرآن، ج ٦، ص ٥.
 +
 +
٣٣٣ر.ک طباطبايي ، الميزان في تفسير القرآن، ج ١٤، ص ١٣.
 +
 +
125
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
پنج . پذيرش جمهوريت .نظام هاي سلطنتي يا ديکتاتوري از آنجا که جايگاهي براي مردم و رأي آنان در اصل حکومت قائل نمي باشند، به طور طبيعي در نظارت بر حکومت نيز نقشي قائل نبوده و خود را «فعال مايشاء» مي دانند. در نقطه مقابل ، نظام هاي مردم سالار و جمهوري با تکيه بر آراي عمومي، قدرت را به دست مي گيرند و مقامات دولت با پشتوانه اين آرا است که از نردبان قدرت بالا مي روند. پذيرش چنين سيستمي از حکومت ، لوازمي را به دنبال خود خواهد داشت . به لحاظ حقوقي گرچه در حوزه خصوصي، نظارت به معناي تجسسو ورود به حريم خصوصي و خلوت افراد ممنوع گرديده، ولي در حوزه امور عمومي و آنچه جامعه تصدي آن را به مقامات دولتي واگذار کرده است ، براي جلوگيري از هرگونه سوءاستفاده و انحراف و فساد قدرت، نظارت امري لازم دانسته شده است . بدين ترتيب ، با مرزبندي ميان حوزههاي خصوصي و عمومي از طرفي و جمهوري دانستن حکومت از طرف ديگر، پذيرش نظارت بر حکومت ، حتمي و قطعي خواهد بود.
 +
 +
و از آنجا که در جمهوري اسلامي، هم نشيني جمهوريت و اسلاميت به رسميت شناخته شده است ، با توجه به مباني اسلامي نظارت، نظارت در چنين نظامي به گونه اي مضاعف مطرح خواهد بود، نظارتي برآمده از ويژگي هاي جمهوريت و برگرفته از مطالبات اسلاميت .
 +
 +
اگر نظارت اصطلاحي به دلايل فوق مورد تاکيد است ، نظارت عمومي و مردمي از طريق امر به معروف و نهي از منکر که درجه خفيف تري دارد به طريق اولي بر اساس مباني ديني مطلوب خواهد بود.
 +
 +
===گفتار اول.قلمرو شرعي===
 +
 +
دراين گفتار ابتدا زير عنوان «ملاحظات شرعي » به محدوده مجاز و سپس زير عنوان«محدوديت هاي شرعي » به قلمرو غير مجاز امر به معروفخواهيم پرداخت .
 +
 +
====يکم . ملاحظات شرعي====
 +
 +
=====امر و نهي کنندگان (تمامي مسلمانان)=====
 +
 +
در فصل دوم يادآورشديم که آيات و روايات امر به معروف و نهي از منکر اين وظيفه را متوجه مسلمانان کرده است نه غير آنان. همه مؤمنان بايد امر کننده به معروف ها و نهي کننده از منکرها باشند. تصريح به مردان و زنان مومن در انجام اين وظيفه در آيه «المؤمنون و المؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر»٣٣٤و تعبير
 +
 +
«امت » در آيات ١٠٤ و ١١٠ آل عمران دلالت بر اين دارند که مخاطبان اين فريضه ، مسلمانان مي باشند.
 +
 +
٣٣٤توبه :٧١
 +
 +
126
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
===== امر و نهي شوندگان (تمامي مقامات دولتي )=====
 +
 +
همان گونه که در مقدمه اين فصل يادآور شديم بر اساس جهان بيني اسلامي ، اصل مسئوليت ، اصلي عام و فراگير نسبت به همه انسان ها، حتي معصومان مي باشد و تنها خداوند مبرا از هر مسئوليتي است . به همين دليل و دلايل ديگر پيش گفته ، هنگامي که از نظارت عمومي و امر به معروف ونهي از منکر مردم نسبت به دولت و دولتمردان سخن مي گوييم ، اين نظارت از نظر شرع مقدس اسلام هيچ گونه محدوديت در زمينه مقامات دولت و حکومت را نمي پذيرد. حاکم و والي مسلمين با همه قداست جايگاه و منزلت والايي که دارد از اين نظارت مستثنا نيست . بدين ترتيب هر يک از مردم حق دارند در صورت مشاهده وقوع منکر يا ترک معروف از سوي هر مقام دولت اسلامي حتي اگر چنين مقامي امام مسلمين و ولي امر باشد به وظيفه شرعي خود عمل کند. امام خميني با الهام از همين تعاليم
 +
 +
اسلامي است که نظارت را نه يک حق بلکه وظيفه دانسته و اين گونه مورد تأکيد قرار مي دهد:
 +
 +
«همه ملت موظف اند که نظارت کنند بر اين امور. نظارت کنند اگر من يک پايم را کنار گذاشتم ، کج گذاشتم ، ملت موظف است که بگويد پايت را کج گذاشتي خودت را حفظ کن ».٣٣٥«مسئوليت من هم گردن شماست ؛ شما هم گردن من است . اگر من پايم را کج گذاشتم ، شما مسئوليد اگر نگوييد چرا پايت را کج گذاشتي؟ بايد هجوم کنيد، نهي کنيد که چرا؟ ... نهي از منکر اختصاص به
 +
 +
336
 +
 +
روحاني ندارد؛ مال همه است . امت بايد نهي از منکر بکند؛ امر به معروف بکند
 +
 +
«حکومت و زمامداري در دست فرد يا افراد، وسيله فخر و بزرگي بر ديگران نيست که از اين مقام بخواهد به نفع خود حقوق ملتي را پايمال کند. هر فردي از افراد ملت حق دارد که مستقيما در برابر سايرين ، زمامدار مسلمين را استيضاح کند و به او انتقاد کند و او بايد جواب قانع کننده بدهد و در غير اين صورت، اگر برخلاف وظايف اسلامي خود عمل کرده باشد- خود به خود- از مقام
 +
 +
337
 +
 +
زمامداري معزول است ».
 +
 +
وقتي بنيان گذار نظام جمهوري اسلامي اين چنين سخن مي گويد، جاي هيچ گونه ابهام و ترديدي در عموميت قلمرو نظارت مردمي بر مقامات دولتي باقي نمي ماند.
 +
 +
====دوم. محدوديت هاي شرعي====
 +
 +
در فصل دوم مواردي را برشمرديم که از نظر شرعي ، انجام امر به معروف ونهي از منکر توسط مردم نسبت به يکديگر، جايز نبود. به عنوان مثال امر و نهي معذوران، امر و نهي لجبازان، تجسس در امور ديگران، تعرض به حريم خصوصي ديگران و تصرف ناروا در اموال ديگران از اين قبيل
 +
 +
٣٣٥. صحيفه امام، ج٨، ص٥.
 +
 +
٣٣٦. صحيفه امام، ج٨، ص ٤٨٨.
 +
 +
٣٣٧صحيفه امام ، ج٥، ص ٤٠٩.
 +
 +
127
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
بودند. روشن است زماني که ما از نظارت مردمي بر مقامات دولتي سخن مي گوييم ، با چنين قلمروهايي مواجه نيستيم . آري مي توان موارد زير را محدود کننده نظارت مردمي بر مقامات دولتي
 +
 +
دانست :
 +
 +
انجام منکر براي مبارزه با منکر. مردم در انجام وظيفه امر به معروف و نهي از منکر، مجاز نيستند کهبا کار ناشايست ، مانع از انجام کار ناشايست مقامات دولتي شوند. همان گونه که پيشتر گفتيم ، اين قاعده استثنايي هم دارد و آن در جايي است که دفع «افسد» جز از طريق «فاسد» ممکن نباشد. امام خميني در اين رابطه مي گويند: «جائز نيست براي نهي از منکر از عملي حرام نظير ناسزا و دروغ و اهانت کمک بگيرد. آري اگر منکر عملي باشد که شارع در هيچ شرائطي راضي به آن نيست نظير کشتن نفس محترمه وکارهاي قبيح و گناهان کبيره اي که مايه هلاکت است جائز است بلکه اگر جلوگيري از چنان منکري جز به وسيله آنگونه محرمات حاصل نمي شود، ارتکاب
 +
 +
338
 +
 +
آنها براي جلوگيري از منکرات بزرگتر واجب است ».
 +
 +
٢. احتمال خطر و ضرر براي امر و نهي کنندگان. «اگر بر جان يا آبروي خود يا جان يا آبروي مومنان بترسد، نهي از منکر حرام مي شود و همچنين است ترس بر اموال مومنان در صورتي که قابل توجه باشد، و اما اگر بر مال خودش بترسد بلکه حتي يقين داشته باشد کهضرر مالي متوجه او مي شود، در صورتي که آن ضرر برايش مشقت آور نباشد ظاهرا نهي از منکر حرام نخواهد بود و اما اگر به حد مشقت و حرج برسد بعيد نيست حرام باشد».٣٣٩گرچه در زماني که دولت اسلامي زمام امور را به دست دارد، امر و نهي مردم نسبت به دولت و مقامات دولتي ، علي القاعده با خطرات جاني و مالي همراه نيست ولي اگر در مواردي هرچند اندک چنين احتمال موجهي وجود داشته باشد، تکليف شرعي امر و نهي از دوش مردم برداشته مي شود. فتواي امام و همينطور ساير فقيهان که شرط خطر را در وجوب امر به معروف و نهي از منکر ذکرکرده اند عام بوده و همه حوزه ها و از جمله حوزه مردم نسبت به دولت را شامل مي شود، به طور کلي خطري که از سوي مقامات دولتي -در صورتي که شايستگي لازم را نداشته باشند- متوجه امر و نهي کنندگان مي شود به مراتب از خطري که از سوي مردم عادي متوجه امر ونهي کنندگان مي شود بيشتر مي باشد. آري گاه معروف يا منکر به قدري داراي اهميت هستند که مردم بايد در برابر آن واکنش مناسب انجام دهند حتي اگر خطرات جاني يا مالي از سوي دولت مردان آنان را تهديد کند. «اگر معروف و منکر از امور مورد اهتمام شارع اقدس باشند ...صرف ضرر هرچند ضررجاني و يا حرج، باعث رفع
 +
 +
٣٣٨تحرير الوسيلة ، کتاب الامر بالمعروف، ج١، المرتبه الثانيه ، ص ٤٧٨، مسألة ٥.
 +
 +
٣٣٩تحريرالوسيلة ، ج١، کتاب الامر بالمعروف، القول في شرائط وجوبهما، الشرط الرابع:أن لايکون في إنکاره مفسدة، ص٤٧٢، مسألة ٤.
 +
 +
128
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
تکليف نمي شود، بنابراين اگر برپايي دلائل اسلام به گونه اي که زمينه گمراهي از بين برود متوقف بر فداکردن جان و يا جانها باشد، ظاهرا اين امر واجب است تا چه رسد به اينکه بپاداري دين
 +
 +
340
 +
 +
باعث واقع شدن در حرج و ضرر غير جاني باشد».
 +
 +
٣. تجاوز از مراحل امر به معروف و نهي از منکر. تمامي ملاحظاتي که در فصل گذشته نسبت به ضرورت انجام مرحله به مرحله امر به معروف و نهي از منکر در حوزه مردم نسبت به مردم ذکر گرديد، در امر و نهي مردم نسبت به دولت نيز ساري و جاري است . امام خميني ضمن تاکيد بر نظارت مردمي بر اعمال دولتمردان، اين نکته را نيز يادآور شده اند که نبايد پيامد اقدامات مردمي ، تضعيف نظام اسلامي و يا وقوع هرج و مرج باشد. «همه آقاياني که در هر جاي از اين کشور هستند و صداي من را ميشنوند، چه از طبقه علما و ائمه جماعات و جمعه و چه از طبقه خطبا...
 +
 +
توجه به اين معنا داشته باشند که امروز آبروي جمهوري اسلامي به دست شما بسته است ... امروز دولت ، دولت اسلامي است و بر همه ماها فريضه است که از اين دولت اسلامي پشتيباني بکنيم ...اگر- خداي نخواسته - از يک مأمور که من حيث اينکه درست اطلاع بر مسائل ندارد يا اشتباه ميکند، يک مطلبي ... صادر بشود، مقابله نکنيد، تضعيف نکنيد، او را نصيحت کنيد، چنانچه نصيحت را گوش نکرد، به مصادر امور مراجعه کنيد... و کساني که در بين ارتش يا ساير ارگانها، انجمنهاي اسلامي دارند، اينها دخالتهاي غير چيزهايي که بر عهده آنها است نکنند. ارشاد بکنند دولت را، ارشاد بکنند مأمورين دولت را و همه کساني [را] که در پيش آنها هستند؛ آنها را ارشاد بکنند. و چنانچه کسي هم گوش به ارشاد نداد، به مصادر اموري که مسئوليت دارند مراجعه کنند...اگر يک مطلب اشتباهي از يک استاندار واقع شد يا از يک فرماندار، در منابر نبريد اين را و آبروي او را بريزيد. اين امري است که خدا راضي نيست . به او بگوييد در خلوت و با او تفاهم کنيد و از او بخواهيد که رويه را تغيير بدهد. اگر نداد، به مصادر امر مراجعه کنيد.٣٤١اين سخنان به خوبي گوياي آن است که عکس العمل ها و واکنش مومنان در هر موردي بايد متناسب با آن مورد باشد و در عين آن که جايگاه و موقعيت افراد نبايد مانع از انجام وظيفه ما شود، امر و نهي ما نيز نبايد به گونه اي باشد که پيامد منفي آن از آثار مثبت آن بيشتر باشد. سخن فوق از امام را مقايسه
 +
 +
٣٤٠همان، ص٤٧٣، مسألة ٦. همچنين امام خميني در خصوص وظيفه علماي اسلام در برابر بدعت هاي ديني مي گويد: «اگر بدعتي در اسلام پديد آيد و سکوت علماء دين و رؤ ساي مذهب باعث هتک اسلام و ضعف عقايد مسلمانان گردد، واجب است به هر وسيله اي که برايشان ممکن است از آن بدعت نهي کنند، خواه نهي آنان مؤ ثر در ريشه کن شدن فساد باشد و خواه نباشد...و دراينگونه موارد مسئله ضرر و حرج در نظر گرفته نمي شود بلکه بايد اهم ومهم را ملاحظه کرد. (همان، مسألة ٧٧).
 +
 +
٣٤١صحيفه امام،ج ١٦، ص ٣٤٨-٣٤٩.
 +
 +
129
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
کنيد با سخن ديگري از ايشان که در واقع دو روي يک سکه اند و حساسيت امام را در ابعاد مختلف نشان مي دهند: «اگر يک فرد خيلي به نظر مردم مثلا پايين يک فردي که به نظر مردم خيلي اعلا رتبه هم هست ، اگر از او يک انحرافي ديد، بيايد- اسلام گفته برو به او بگو نکن - بايستد در مقابلش بگويد اين کارت انحراف بود نکن . ميگويند عمر گفت - در وقتي که خليفه بود- که من اگر چنانچه خلافي کردم به من مثلا بگوييد و چه بکنيد. يک عربي شمشيرش را کشيد گفت ما با اين مقابل تو ميايستيم . اگر تو بخواهي خلاف بکني، ما با اين شمشير مقابلت ميايستيم . تربيت اسلامي اين است که در مقابل اجراي احکام خدا و در مقابل راه انداختن نهضتهاي اسلامي، هيچ ملاحظه از کسي نکند. اين آقاست اين غير آقا، اين پدر است اين پسر است ، اين رئيس است ، اين مرئوس است ، ابدا اين مسائل نباشد در کار. مسئله اين باشد که اين آيا به طريق اسلام دارد عمل ميکند يا نه . به طريق اسلام عمل ميکند، هر فردي باشد بايد از او قدرداني کرد و تشويق کرد و محبت به او کرد. برخلاف اسلام که باشد، هر فردي ميخواهد باشد، يک روحاني عالي مقام باشد، يک آدمي باشد که مثلا رأس باشد، يک سرکرده باشد، وقتي ديدند برخلاف مسير دارد عمل
 +
 +
342
 +
 +
ميکند، هر يک از افراد موظفند که به او بگويند که اين خلاف است ، جلويش را بگيريم .
 +
 +
اساسا نمي توان از کساني که بر اساس تعاليم اسلام تربيت شده اند انتظار ديگري داشت . سوده از زنان شاعر و سخنور عرب بود. پس از شهادت علي عليه السلام روزي بر معاويه وارد شد. معاويه از علت حضورش پرسيد. سوده گزارشي از ستمها و جنايتهاي بسربن ارطاة که عامل معاويه بود ارائه کرد و خواست تا به او دستور دهد که به عدالت رفتارکند. معاويه که چنين انتظاري نداشت سوده راتهديد کرد. سوده در حالي که گريه مي کرد چنين گفت : درود خداوند بر آن بدني که قبر، او را در بر گرفته و عدالت را در خود دفن کرده است . پيوسته با حق بود و حق را با چيزي عوض نکرد و با حق و ايمان همراه گرديد. معاويه : او که بود؟ سوده: علي بن ابي طالب ، معاويه : چه کرد که نزد تو اين مقام را يافت ؟ سوده: مردي را براي جمع آوري زکات پيش ما فرستاد. عمل او رضايت بخش نبود. شکايت از او به علي عليه السلام بردم. آن حضرت در حال نماز بود، وقتي مرا ديد نمازش را کوتاه کرد و با مهرباني و عطوفت به من گفت : نيازي داري؟ من گزارش کار مأمورش را به آن حضرت دادم. گريست و آنگاه فرمود: خداوندا، تو بر من و آنها گواهي که هيچ گاه آنها را بر ستم کردن بر بندگانت يا چشم پوشي از حقت امر نکردم. سپس از جيب خود قطعه پوستي بيرون آورد و روي آن نوشت : بسم الله الرحمن الرحيم ، براستي که از جانب خدا بر شما برهاني روشن آمد، سپس در سنجش کيل و وزن با مردم، عدل و درستي پيشه کنيد و اموال و اشياء مردم را کم حساب نکرده و در روي زمين فساد گري نکنيد...هر گاه نامه مرا خواندي، از آنچه در
 +
 +
٣٤٢صحيفه امام، ج١٠، ص ١١١
 +
 +
130
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
دست داري مواظبت کن ، تا کسي بيايد و آن را از تو پس گيرد. والسلام. پس من نامه را از امام گرفتم ، بدون اينکه آن را به گل مهر کند يا با نخي بپيچد.معاويه دستور داد که حاجتش را در
 +
 +
343
 +
 +
مورد خود او و قومش بر آورده کنند.
 +
 +
مواردي که اشاره گرديد، محدوديتهاي شرعي امر به معروف و نهي از منکر را بيان مي کردند. در خارج از اين قلمرو، امر به معروف و نهي از منکر براي هر فردي با وجود شرايط آن، نه تنها مشروع، بلکه ضروري و واجب مي باشد و شرعا نمي تواند از زير بار مسئوليت آن شانه خالي کند.
 +
 +
اهميت و ارزش نظارت مردم بر عملکرد مقامات دولتي و واکنش به رفتارهاي غيرشرعي يا غيرقانوني آنان در مقايسه با ارتکاب برخي از محرمات يا انجام غير قانوني برخي از کارها توسط مردم عادي، برکسي پوشيده نيست . تاثير منفي منکراتي چون خيانت در امانت ، عدم صداقت با ملت ، پارتي بازي، رشوه خواري، ستمگري در حق مردم، سازشکاري با بيگانگان، افشاي اسرار مردم، دادن وعده هاي بيجا و دهها منکر ديگر از اين قبيل در صورتي که از سوي يک مقام دولتي صورت گيرد قابل مقايسه با انجام همين منکر از سوي اشخاص عادي نيست . اگر مقامي از مقامات دولت حقوق شهروندي را محترم نشمارد، در زمينه عفت عمومي حساسيت نشان ندهد، اموال عمومي و بيت المال را حيف و ميل کند، وجدان کاري نداشته باشد، پست و مقام را براي رسيدن به نام و نان در اختيارگرفته باشد، ظواهر اسلامي را رعايت نکند، رفتار او باعث دلسردي و بدبيني مردم نسبت به نظام اسلامي شود و يا جلوه هاي خودمحوري و استبداد راي در او آشکار شود، امر و نهي نسبت به او حق و وظيفه همگان است تا زماني که از منکر دست بردارد. فقيه بلندپايه و بنيان گذاري چون امام خميني در همين زمينه اعلام مي دارد: «با تکيه بر دستورات اسلامي و اجراي مقررات آن در همه زمينه ها تلاش خواهيم کرد، که از سويي دست عناصر فاسد کوتاه شود و از طرفي انگيزههاي فاسد کننده نابود شود. و ديگر اينکه عموم مردم را موظف مي دانيم که انحراف از مسير اسلامي را در هر کجا که مي بينند از پايين ترين و بالاترين مقامات بلافاصله جلوگيريکنند و
 +
 +
344
 +
 +
بدين ترتيب از رشد فساد جلوگيري مي شود».
 +
 +
===گفتار دوم: قلمرو قانوني===
 +
 +
مقدمه .«حکومت ايرانجمهوري اسلامياست که ملت ايران، بر اساس اعتقاد ديرينه اش به حکومت حق و عدل قرآن، در پي انقلاب اسلامي پيروزمند خود به رهبري ... امام خميني ... با
 +
 +
٣٤٣اربلي ، کشف الغمة في معرفة الأئمة ، ج١، ص ١٧٤- ١٧٥
 +
 +
٣٤٤صحيفه امام، ج٤، ص ٤١٤. مصاحبه با مجله هفتگي«آمستردام نيوروو هلند»
 +
 +
131
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
اکثريت ٩٨.%٢ کليه کساني که حق رأي داشتند، به آن رأي مثبت داد٣٤٥». مفاد اين اصل بر اين نکته دلالتت دارد که حکومت ،به صورت توامان خود را نسبت به «جمهوريت و اسلاميت » و لوازم آنها متعهد مي داند. تحقق جمهوريت گرچه مبتني بر تاسيس دولت و نهادهاي قانوني از سوي مردم مي باشد ولي تداوم آن با به رسميت شناختن نظارت مردم بر عملکرد مقامات دولت ، ممکن خواهد بود. حضور مردم در همه عرصه هاي مربوط به نظام، بيانگر تداوم جمهوريت مي باشد. علاوه، اصل هشتم قانون اساسي مقرر مي دارد که «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت . شرايط و حدود و کيفيت آن را قانون معين ميکند.
 +
 +
والمومنون و المومنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف وينهون عن المنکر».
 +
 +
يکم . ملاحظات قانوني.برخي از اموري که اين اصل بر آنها دلالت دارد عبارتند از:
 +
 +
يک. تکليفي بودن نظارت همگاني .از نظر قانون اساسي دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منکر، تکليف است نه حق ، بنا بر اين نمي توان از آن چشم پوشي کرد يا در اجراي آن تساهل و تسامح نشانداد. نظارت مردمي در نظامهاي مردم سالار غيرديني به عنوان يک «حق » براي شهروندان در نظر گرفته مي شود ولي در مردم سالاري ديني بر اساس موازين شرعيبه عنوان
 +
 +
«تکليف » مطرح است . حق نوعي امتياز است و ذي حق مي تواند از آن استفاده يا آن را اسقاط کند.
 +
 +
مانند حق راي و مشارکت در انتخابات و يا حق دادخواهي و مراجعه به دادگاههاي صالح٣٤٦. قانون اساسي با تکليف دانستن نظارت مردمي گام بلندي را در ايجاد حساسيت ميان مردم نسبت به اين امر برداشته است زيرا عدم انجام اين وظيفه مي تواند براي شخص مسئوليت آور باشد. ارتقاء جايگاه امر به معروف و نهي از منکر از «حق » به « تکليف » موجب مي گردد که هيچ شهروندي نمي تواند از آن چشم پوشي کرده و به بهانه اسقاط حق آن را واگذارد.
 +
 +
دو.عموميت امر و نهي کنندگان.گرچه از نظر شرعي همان گونه که در گفتار اول گفتيم اين وظيفه متوجه مسلمانان مي باشد ولي چون قانون گذار، آن را «همگاني » دانسته است ، به فرد، جريان يا گروه يا دين خاصي تعلق ندارد و همه اشخاص حقيقي و حقوقي را در برمي گيرد.
 +
 +
اتحاديه ها ، انجمن ها، احزاب و گروههاي صنفي ، فرهنگي ، اجتماعي و سياسي همانند عموم مردم مخاطب قانون اساسي در انجام اين وظيفه مي باشند. به تعبير ديگر قانونگذار درصدد بوده است که از همه ظرفيتهاي جامعه براي سالم سازي آن بهره گيرد. بدين ترتيب اين نظارت عمومي که گاه
 +
 +
٣٤٥اصل اول قانون اساسي
 +
 +
٣٤٦اصل ٣٤ قانون اساسي
 +
 +
132
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
حالت انتقاد و اعتراض به دولت و دولتمردان را به خود مي گيرد شامل اقليت ها نيز مي شود؛ تمامي مسيحييان، يهوديان و زرتشتيان و بلکه همه مردم را در بر مي گيرد.
 +
 +
سه .عموميت امر و نهي شوندگان.بدين ترتيب دولت و تمامي مقامات دولتي لازم است پذيراي نظارت عمومي شهروندان باشند. مفهوم «دولت » نيز همان گونه که در فصل اول يادآور شديم شامل همه مقامات کشور مي شود و مقام رهبري و ولايت امر نيز از اين امر مستثنا نيست . پيشتر گفتيم
 +
 +
که از نظر شرعي نيز قلمرو نظارت، شامل حاکم اسلامي نيز مي شود.
 +
 +
چهار. عموميت مصاديق امر و نهي. نظارت مردم نسبت به دولت و مقامات دولتي و نيز نسبت به قوانين و مقررات، عام و در همه موارد است . براساس بند هشتم اصل سوم دولت ملزم به زمينه سازي همه جانبه براي «مشارکت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي ، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خويش » مي باشد، اين امر نشان مي دهد که نظارت بر دولت در قلمرو بسيار گستردهاي مورد توجه قانونگذار قرارگرفته و حضور مردم در صحنه هاي گوناگون و حق مردم براي اظهار نظر هم نسبت به عملکرد دولت مردان و هم نسبت به قوانين و مقررات به رسميت شناخته شده است . اصل هشتم قانون اساسي نيز اين نظارت را محدود به موارد خاص نکرده است . بدين ترتيب اموري چون مفاسد اقتصادي و مالي ، مفاسد اخلاقي ، عدم رعايت شئونات اسلامي ، عدم رعايت انضباط اداري، عدم رعايت وجدان کاري، حيف و ميل بيت المال، تجمل گرايي ، ناتواني در انجام مسئوليت ، بي توجهي به حقوق و کرامت انساني افراد و هر معروفي که ازسوي دولتمردان ترک
 +
 +
شده يا منکري که توسط آنان صورت پذيرد، مشمول امر و نهي مردم خواهد بود.
 +
 +
پنج . همسويي قانون با شرع در نظارت همگاني .از آن جا که آيه ٧١ سوره توبه مستند اين اصل قرارگرفته است ، روشن مي شود که اين تاسيس حقوقي ، خاستگاهي ديني دارد و قانون اساسي همان نظارت عمومي مورد توجه شرع را به رسميت شناخته و آن را مدل مناسب بلکه لازمي براي سالم سازي محيط جامعه تشخيص داده است . با توجه به مراتب فوق، شهروندان هم حق و هم وظيفه دارند چه در مرحله کسب قدرت، و چه در مرحله إعمال قدرت، در صورت مشاهده ترک معروف و يا انجام منکر از سوي مقامات، با رعايت شرايط و مراحل ، اقدام به امر به معروف و نهي از منکر کنند. علاوه بر اصل هشتم ، بند هشتم اصل سوم مقررکرده است که دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است همه امکانات خود را براي «مشارکت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي خويش » به کارگيرد. يکي از جلوه هاي اين مشارکت که دولت به موجب اين اصل بايد از آن استقبال کند، امر به معروف و نهي از منکر مردم نسبت به دولت مي باشد. با عنايت به موارد فوق، قلمرو قانوني نظارت بر دولت در محورهاي زير قابل بررسي مي باشد.
 +
 +
133
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
دوم. محدوديت هاي قانوني .نظارت مردمي بر دولت و دولت مردان، استثنائاتي دارد که مي توان
 +
 +
آنها را به عنوان محدوديتهاي نظارت برشمرد:
 +
 +
١.انجام اعمال غير شرعي و غير قانوني. براي جلوگيري از اعمال خلاف شرع يا خلاف قانون دولتمردان نمي توان از آنچه که غيرقانوني و غير مشروعمي باشد بهره گرفت . قانون اساسي ضمن تاکيد بر آزادي بيان و مطبوعات، آزادي احزاب و گروهها و آزادي تجمعات و راهپيماييها اين آزاديها را مشروط به شرايطي مي کند. آزادي مطبوعات نبايد به گونه اي صورت گيرد که «مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشد»٣٤٧آزادي احزاب، جمعيت ها، انجمن هاي سياسي و صنفي و
 +
 +
...مشروط به آن است که «اصول استقلال، آزادي، وحدت ملي ، موازين اسلامي و اساس جمهوري اسلامي را نقض نکنند»٣٤٨آزادي اجتماعات و راهپيمايي ها به شرطي قانوني است «که مخل به مباني اسلام نباشد»٣٤٩حال اگر امر به معروف و نهي از منکر از طريق مطبوعات و رسانه ها صورت پذيرد يا مردم در يک تجمع و راهپيمايي نسبت به رفتار خلاف قانون مقامات دولتي معترض باشند و يا احزاب سياسي يا گروههاي صنفي در برابر اعمال خلاف شرع يا خلاف قانون دولتمردان بخواهند نهي از منکر کنند، لازم است اقدامات آنان با رعايت شرايط مذکور در اين اصول صورت پذيرد.
 +
 +
٢. اخلال در نظم اداري و عمومي .نظارت بر دولت و اعمال دولتمردان بايد به گونه اي صورت گيرد که در نظم حاکم برجامعه خللي وارد نشود بويژه در مواردي که اين امر از سوي ماموران خود دولت نسبت به برخي از تصميمات مقامات برتر مي خواهد صورت گيرد. سلسله مراتب اداري اقتضادارد که در امر به معروف و نهي از منکر مسير قانوني طي شود و تذکرات و اقداماتي که صورت مي گيرد هيچگونه اخلالي در جريان کارها ايجاد نکند. با رعايت اين اصل ، هر فردي چه از بيرون و چه از درون اداره مي تواند و در مواردي لازم است به نحو مقتضي در برابر ترک واجبات و يا انجام محرمات و امور غيرقانوني به مقامات مربوط تذکردهد هرچند آنها مقام مافوق او باشند.
 +
 +
اين امر با لازم الاجرا بودن دستورات مقام مافوق نيز منافاتي ندارد؛ به عنوان مثال قبل از منسوخ شدن قانون استخدام کشوري٣٥٠ماده ٥٤ اين قانون مقرر مي کرد که مستخدم اداره موظف به انجام
 +
 +
٣٤٧اصل ٢٤.
 +
 +
٣٤٨اصل ٢٦.
 +
 +
٣٤٩اصل ٢٧.
 +
 +
٣٥٠پايگاه اطلاع رساني معاونت آموزش دادگستري تهران (www.ghavanin.ir..http:). بر اساس ماده ١٢٧ قانون مديريت خدمات کشوري (که ٨ مهر ماه ١٣٨٦ در کميسيون مشترک رسيدگي به لايحه مديريت خدمات
 +
 +
134
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
امر آمر قانوني است حتي اگر در نظر مستخدم، اين دستور، غير قانوني صادرشده باشد. در همين صورت مستخدم ضمن اجرا مي تواند به وظيفه شرعي و قانوني خود که همان تذکر زباني است ، هم در اين زمينه و هم در زمينه هاي ديگر عمل کند و هيچ مقامي حق توبيخ و يا برخورد با او را ندارد.
 +
 +
سوم. ابزارهاي قانوني. نظارت بر دولت از سوي مردم، مي تواند از راههاي گوناگون صورت
 +
 +
پذيرد:
 +
 +
١. مطبوعات و رسانه ها.قانون اساسي اين ابزار کارآمد را در اختيار مردم قرارداده و بهرهگيري از آن را در چارچوب شرعي و قانوني حق مسلم مردم مي داند. به موجب اصل ٢٤ قانون اساسي
 +
 +
«نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشد تفصيل آن را قانون معين ميکند». همچنين اين قانون مقررکرده است که «در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، آزادي بيان و نشر افکار با رعايت موازين اسلامي و مصالح کشور بايد تأمين گردد».٣٥١مطبوعات و رسانه هاي ديگر نيز در دايره محدودتري، در اين امر با صدا وسيما مشترک مي باشند. تاکيد بر امر به معروف و نهي از منکر در واقع تاکيدي بر آزادي بيان است . صدا و سيما يکي از ابزارهاي مهم امر به معروف و نهي از منکر در هر سه حوزه مورد نظر اصل هشتم مي باشد و از آن جا که صدا و سيما زير نظر رهبري بوده و تقريبا مستقل از دولت مي باشد، زمينه براي ايفاي وظيفه امر به معروف و نهي از منکر را نسبت به دولت به خوبي دارا خواهد بود. اين رسانه ملي که بودجه اش را مردم تامين مي کنند، نبايد از تخلفات کارگزاران و مقامات دولتي به سادگي بگذرد. صدا و سيما اگر عزم جزمي در اين زمينه داشته باشد مي تواند با اختصاص شبکه اي بدين منظور به صورت سازمان يافته و موثر، تجلي نظارت مردمي بر دولت شود. همان گونه که مي تواند به منزله دانشگاهي بزرگ، تعليم و تربيت اسلامي و انساني جامعه را بردوش گيرد و در هنجارسازي جامعه نقش بي بديل خود را ايفاکند. در ماده ٤٠ قانون صدا و سيما آمده است که «در جهت تحقق رسالت"امر به معروف و نهي از منکر"در جامعه ، صدا و سيما بايد روحيه انتقاد سالم و سازنده و انتقاد پذيري متواضعانه را در مردم، مسئولين و دست اندرکاران ايجاد کند، انتقادات مردم از مسئولين و توقعات آنها از مردم را بازگو نمايد و با نفي روشهاي تخريبي و ضد
 +
 +
کشوري تصويب گرديد و پس از موافقت مجلس با اجراء آزماشي آن به مدت پنج سال، در تاريخ ١٣٨٦.٧.١٨ به تائيد شوراي نگهبان رسيد) کليه قوانين و مقررات عام و خاص به جز قانون بازنشستگي پيش از موعد کارکنان دولت مصوب ١٣٨٦.٦.٥ مجلس شوراي اسلامي مغاير با اين قانون از تاريخ لازم الاجراء شدن اين قانون لغو گرديده است.(منبع : خبرگزاري پارسwww.farsnews.com.newstext..http:)
 +
 +
٣٥١اصل ١٧٥.
 +
 +
135
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
اسلامي زمينه مناسبي براي جلسات بحث و گفتگوي آزاد و برخورد سالم انديشه ها فراهم آورد تا
 +
 +
٣٥٢
 +
 +
مردم خود به انتخاب"احسن"بپردازند ».
 +
 +
اگر دولت مردان بدانند که صدا و سيما مصمم است به عنوان صداي ملت ، دعوت به خير و امر و نهي ملت را به گوش آنان برساند و در انجام آن مماشات و مسامحه نخواهد کرد و اگر در پاره از موارد تخلفات آنان، از نظر مردم دور ماند، از چشم تيزبين اين رسانه مخفي نمي ماند، بدون شک مسئولانه تر و صادقانه تر عمل خواهندکرد. رسانه ملي هرچند لازم است در پشتيباني از اساس نظام اسلامي و تقويت ارکان دولت و قواي سه گانه ، توان خود را بسيج نمايد اما هرگز نبايد توجيه گر اقدامات غيرقانوني و يا تخلفاتي که وقوع آنها در هر دولتي ممکن است اتفاق بيفتد باشد. از رسالت سنگين اهل قلم و رسانه نيز در همين راستا نبايد غفلت کرد. مطبوعات و رسانه هاي گروهي يکي از مطمئن ترين ابزارها براي انعکاس واقعيت هاي اجتماعي ، نقد عملکرد مقامات و ارشاد و راهنمايي آنان مي باشند.
 +
 +
البته روشن است که رسانه ، اعم از تصويري و غير تصويري ، مکتوب و غير مکتوب، به دو شرط مي تواند به مثابه ابزاري شايسته براي امر به معروف و نهي از منکر مورد توجه قرارگيرد: آزادي و تعهد ديني و ملي . و از اين روست که قانون اساسي در اصل ٢٤ «اخلال به مباني اسلام يا حقوق عمومي » را به عنوان خط قرمز براي مطبوعات و رسانه ها مشخص کرده است .
 +
 +
٢.احزاب و گروهها.امروزه در نظامهاي مردم سالار، آزادي احزاب يکي از حقوق مسلم ملتها شناخته شده است . يکي از کارکردهاي مهم احزاب نقد و ارزيابي اعمال دولت و مقامات دولتي است . احزاب سياسي را مي توان از مجموعه هايي به شمار آورد که بيشترين خلاقيتها را نسبت به حل مسائل سياسي ، اقتصادي و اجتماعي جامعه دارا مي باشند. سوگمندانه بايد اذعان نمود که دولتها و ملتها از اين ظرفيت عظيم به دو دليل بهره بايسته را نبرده اند: يکي به جهت عملکرد منفي دولت ها در ايجاد محدوديت براي فعاليت احزاب و ديگري به خاطر عملکرد منفي احزاب به دلايلي نظير وابستگي به بيگانگان، خودمحوري، قدرت طلبي و نهايتا فاصله گيري از ارزشهاي مورد قبول ملت . با عنايت به اين ملاحظات است که قانون اساسي مي گويد «احزاب، جمعيت ها، انجمن هاي سياسي و صنفي و انجمنهاي اسلامي يا اقليتهاي ديني شناخته شده آزادند، مشروط به اين که اصول استقلال، آزادي، وحدت ملي ، موازين اسلامي و اساس جمهوري اسلامي را نقض نکنند. هيچکس را نميتوان از شرکت در آنها منع کرد يا به شرکت در يکي از آنها مجبور
 +
 +
٣٥٢برگرفته ازسايتمرکز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي.
 +
 +
136
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
ساخت ».٣٥٣احزاب مي توانند يکي از بهترين ابزارهاي مدني و مردمي براي امر به معروف و نهي از منکر باشند. اگر احزاب و گروههاي سياسي و حتي صنفي در بازتعريف ماموريتها و رسالتهاي خود، مساله دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر را مورد توجه قراردهند، کارکرد احزاب در نظام اسلامي در مقايسه با ساير نظامهاي سياسي ، کاملا متمايز خواهدشد و اين امر باعث مي شود تا انگيزه مومنان در شرکت در فعاليت هاي حزبي افزايش يابد. اين رويکرد هم به فعاليت احزاب معنا ومفهوم جديدي مي بخشد و هم ضمانت اجراي انجام اين فريضه را در جامعه به نحو چشمگيري بالامي برد. اگر از اين زاويه به ماموريت احزاب بنگريم ، شايد بتوان آيه ١٠٤ سوره آل عمران را که دستور مي دهد «بايد در ميان شما گروهي باشند که دعوت به خير نموده و امر به معروف و نهي از منکر کنند»٣٥٤دليل بر مشروعيت تحزب در اسلام دانست زيرا فعاليت احزاب مردمي ، مسئول و پاسخ گو، پيامدهاي بسيار مبارکي را براي جامعه به ارمغان خواهد آورد و فقدان آنها،نتيجه اي جز رويآوري دولت ها به استبداد و خود محوري نخواهد داشت که خود از بزرگترين منکرها مي باشد.
 +
 +
٣.تجمعات و گردهم آيي ها.قرآن در مورد کارهاي نيک وشايسته ، مردم را امر به تعاون و
 +
 +
355
 +
 +
همکاري و نسبت به گناه و کارهاي ناشايسته ، امر به عدم همکاري و مبارزه منفي کرده است .
 +
 +
اين موضوع هم در روابط ميان مردم با يکديگر صادق است و هم در روابط ميان مردم و دولت . از آنجا که نهي از منکرات دولت و مقامات دولتي همانند نهي از منکرات مردم عادي واجب و بلکه واجب تر از موارد معمولي است ، و از آن جا که در بسياري از موارد، عدم مقابله و موضعگيري به منزله تعاون بر اثم و گناه تلقي مي شود، مي توان لزوم تشکيل اجتماعات و راهپيمائيها را در چنين مواردي، مصداق تعاون بر کارهاي نيک و عدم همکاري با اعمال حرام به شمارآورد. فتواي امام خميني در همين رابطه جالب توجه مي باشد: «اگر برپايي واجبي يا از بين بردن منکري ، متوقف بر اجتماع گروهي از مردم در امر و نهي باشد ، وجوب شرعي ، تنها با اقدام برخي از آنان ساقط نمي شود و لازم است برا ي تحقق آن، مردم به حد کفايت تجمع و اقدام کنند»٣٥٦.قانون اساسي ،
 +
 +
٣٥٣اصل ٢٦.
 +
 +
٣٥٤«ولتکن منکم امه يدعون الي الخير ويامرون بالمعروف وينهون عن المنکر»
 +
 +
٣٥٥و تعاونوا علي البر و التقوي و لا تعاونوا علي الإثم و العدوان (مائده: ٢) و در نيکوکاري و پرهيزگاري با يکديگر همکاري کنيد، و در گناه و تعدي دستيار هم نشويد.
 +
 +
٣٥٦لو توقف إقامة فريضة أو إقلاع منکر علي اجتماع عدة في الأمر أو النهيلا يسقط الوجوب بقيام بعضهم ، و يجب الاجتماع في ذلک بقدر الکفاية . (تحرير الوسيلة ، کتاب الامر بالمعروف، ج١، القول في أقسامهما و کيفية وجوبهما، مسألة ٣، ص ٤٦٤).
 +
 +
137
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
اجتماعات و راهپيمايي هاي مردم را يکي از حقوق ملت برشمرده است و از اين طريق مي توان به عنوان ابزار مهار کننده فساد و استبداد استفاده کرد.«تشکيل اجتماعات و راهپيمايي ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است ».٣٥٧به رسميت شناختن آزادي تجمعات و تظاهرات بدين معناست که مردم و گروهها و احزاب، در مواجهه با کاستي ها يا تخلفاتي که در مسائل سياسي ، اجتماعي و فرهنگي مي بيينند، جداي از انعکاس آنها در مطبوعات و رسانه هاي ديداري يا شنيداري، مي توانند صداي اعتراض خود را با حضور در صحنه به گوش مقامات دولت برسانند. ترديدي نيست که چنين حضوري، هشدار جدي تري را متوجه مسئولان خواهد کرد. امر به معروف و نهي از منکرهايي که اين گونه انجام مي شوند، تاثيرگذارتر و ماندگارترند. صداي اعتراض برخاسته از اين تجمعات به طورطبيعي هر مقام درخواب خفته اي را
 +
 +
بيدار خواهدکرد و او را به تامل واخواهدداشت . بي جهت نيست که خداوند در قرآن مي فرمايد:
 +
 +
«لا يحب الله الجهر بالسوء من القول إلا من ظلم »٣٥٨برخي از مفسران در توضيح اين آيه گفته اند که خداوند، برملاکردن زشتي ها و اعمال ناشايست را دوست ندارد، مگر در حق کسي که زيانش بزرگ و مکر و فريبش فراوان باشد٣٥٩يعني ستم ديده در اين صورت رواست که بانگ اعتراض برآورد و صداي خود را به گوش ديگران برساند و همگان را از وضعيت ظالم باخبرسازد. اگر مبارزه با ظلم هاي فردي تا اين حد از اهميت قراردارد مبارزه با ظلمي که از سوي يک مقام دولتي آن هم مقامي که در دولت اسلامي داراي منصب مي باشد، به طريق اولي از اهميت و اولويت بيشتري برخوردار خواهدبود و همين آيه به خوبي تاييدکننده تجمعات اعتراض آميز مردمي عليه هرگونه ظلم و ستم و از جمله ظلم مقامات بر مردم مي باشد.
 +
 +
٤. پايگاههاي ديني (مساجد و حسينيه ها).تريبون هاي ديگري نيز مي توانند در راستاي نظارت مردم بر دولت مورد استفاده قرارگيرند. در اين ميان نبايد از نقش بسيار مهم مساجد، منابر و هيات هاي مذهبي غافل بود. نهادهاي مدني ديني نظير روحانيت ، هياتهاي مذهبي ، فعالان مساجد و حسينيه ها که از متن مردم برخاسته اند به خوبي مي توانند در برابر تخلفات دولت و دستگاههاي دولتي عکس العمل نشان داده و از باب امر به معروف و نهي از منکر انجام وظيفه کنند. تجربه نشان داده است که در بسياري از موارد اين پايگاهها در بسيج مردمي موفق تر عمل کرده اند زيرا اعتماد مردم به آنان بيشتر بوده است .
 +
 +
٣٥٧اصل ٢٧.
 +
 +
٣٥٨نساء:١٤٨
 +
 +
٣٥٩فخر رازي، مفاتيح الغيب ، ج١١، ص ٢٥٤
 +
 +
138
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
٥. بهره گيري از کميسيون اصل ٩٠. به موجب اصل ٩٠ قانون اساسي « هر کس شکايتي از طرز کار مجلس يا قوه مجريه يا قوه قضاييه داشته باشد، مي تواند شکايت خود را کتبا به مجلس شوراي اسلامي عرضه کند. مجلس موظف است به اين شکايات رسيدگي کند و پاسخ کافي دهد و در مواردي که شکايت به قوه مجريه و يا قوه قضاييه مربوط است رسيدگي و پاسخ کافي از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتيجه را اعلام نمايد و در موردي که مربوط به عموم باشد به اطلاع عامه برساند». در مقايسه با موارد پيشين ، ظرفيت ايجاد شده توسط اصل نود از اين جهت داراي اهميت است که داراي ضمانت اجراي نسبتا مناسب مي باشد. کميسيون اصل نود که يکي از کميسيونهاي مهم مجلس مي باشد مي تواند ي ي ک از بهترين ابزارهاي نظارتي بر مقامات دولتي در همه ابعاد و از جمله در موارد ترک معروف و انجام منکر به شمارآيد. اين امر تا کنون اتفاق نيفتاده و به نظر مي رسد اين کميسيون بيشتر درگير پاسخ گويي به خواسته ها و مطالبات روزمره و رفع مشکلات ظاهري و عمومي مردم بوده است . مجلس گرچه بايد از اقدامات لازم براي اين گونه مطالبات دريغ نورزد ولي بسنده کردن به اين سطح از انتظارات، فروکاستن از نقش بسيار مهم و مورد انتظار از مجلس خواهد بود. اصلاح ذهنيت ها هم از سوي مردم و هم از سوي نمايندگان آنان در مجلس نسبت به قابليت هاي اصل ٩٠ و کميسيون آن مي تواند نقش مهمي در اعتلاي فرهنگ امر به معروف و نهي از منکر در جامعه ايفاکرده و مردم را نسبت به تحقق اين ارزش اسلامي اميدوارکند.
 +
 +
٦. نظارت از طريق ديوان عدالت اداري .بر اساس اصل ١٧٣ قانون اساسي « به منظور رسيدگي به شک يات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأمورين يا واحدها يا آيين نامه هاي دولتي و احقاق حقوق آنها، ديواني به نام ديوان عدالت اداري زير نظر رئيس قوة قضاييه تأسيس مي گردد».
 +
 +
قانون اساسي براي تضمين حقوق مردم در برابر مقامات دولتي ، راه هرگونه اقدام از طريق قوه مقننه (کميسيون اصل نود) و قوه قضاييه (ديوان عدالت اداري) را بازگذاشته است . مرجع قرارگرفتن ديوان عدالت اداري نسبت به شکايات مردم از ماموران يا آيين نامه هاي دولتي ، به صورت عام شامل شکايات مردم از ماموران دولت درموارد معروف و منکر نيز مي شود.
 +
 +
با تامل در ابزارهاي نظارتي پيش گفته روشن مي شود که آزادي مطبوعات، آزادي احزاب، آزادي تجمعات، و بهرهگيري از ظرفيتهاي قواي مقننه و قضاييه ، ضريب سلامت اخلاقي و فرهنگي جامعه را در حد بسيار زيادي بالا خواهد برد. همان گونه که اشاره گرديد نبايد از نقش احزاب و مطبوعات نيز غافل ماند؛ اين ابزارها در صورتي که به درستي فعاليت کنند از سوي شرع نيز مورد حمايت و تاييد قرارمي گيرند. بدين ترتيب بايد احترام و التزام به اين آزاديها را از جمله شاخص هاي ديني بودن حکومت دانست . نقشي که دولت اسلامي در اين زمينه مي تواند و بايد ايفا کند،
 +
 +
139
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
پذيرش لوازم اين آزاديها مي باشد. انتظاري که از دولت اسلامي مي رود اين است که پيشتر و بيشتر از هر دولت ديگري، نظارت مردمي بر خود را محترم شمارد و در عمل نشان دهد که از امر و نهي مردم نسبت به عملکرد کارگزاران به معناي واقعي کلمه استقبال کرده و اين گونه نظارتها را در تصحيح امور دولت به کارمي بندد. جامعه اي که ملت و دولت آن، چنين نظارت متقابل بر يکديگر را به رسميت شناخته و بدان متعهد باشند، جامعه اي است که ابزارهاي موثر کنترل دروني و بيروني را به خوبي به کارگرفته و در شکل ايده آل آن، نياز چنداني به پليس و قوه قهريه نخواهد داشت .
 +
 +
از آن جايي کهبه موجب بند ٢ از اصل ١٥٦ قانون اساسي ، قوه قضاييه موظف به «احياي حقوق عامه و گسترش عدل و آزاديهاي مشروع» مي باشد، اين قوه بايد زمينه سازي لازم را براي دفاع از آزادي بيان، مطبوعات، احزاب و تجمعات و نظارت مردمي را در شکل مشروع آن بوجود آورد.
 +
 +
همان گونه که پيشتر گفتيم امر به معروف و نهي از منکر مردم نسبت به دولت ، اختصاصي به مقامات دولتي ندارد بلکه اين نظارت قانوني و شرعي مي تواند نسبت به قوانين و مقررات دولتي نيز صورت پذيرد. اصل ١٧٠ در اين زمينه به خوبي گويا است ؛ برابر اين اصل : «قضات دادگا ها مکلفند از اجراي تصويب نامه ها و آيين نامه هاي دولتي که مخالف با قوانين و مقررات اسلامي يا خارج از حدود اختيارات قوه مجريه است خودداري کنند و هر کس ميتواند ابطال اين گونه مقررات را از ديوان عدالت اداري تقاضا کند». بدين ترتيب ، قانون گذار علاوه بر وظيفه اي که براي قضات در زمينه تصويب نامه ها و آيين نامه هاي دولتي مخالف با قوانين و مقررات اسلامي ، معين کرده است ، براي آحاد مردم نيز حق اعتراض و واکنش قائل شده است .
 +
 +
===گفتار سوم: راهکارها و ضمانت هاي اجرايي===
 +
 +
====الف . ضمانتهاي اجرايي====
 +
 +
يکم . نظارت بر رهبري. پيشتر گفتيم که دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر نسبت به دولت و مقامات دولتي ، شامل «رهبري» نيز مي شود. عملياتي کردن دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منکر نسبت به مقام ولايت فقيه که در راس هرم نظام قراردارد، چه به صورت مستقيم و چه به صورت غير مستقيم و البته با رعايت ملاحظات خاص خود نه تنها مطلوب بلکه مورد تاکيد
 +
 +
خود رهبري مي باشد. اين ملاحظات عبارتند از:
 +
 +
١.خيرخواهي و امر و نهي مستقيم نبايد به صورتي انجام پذيرد که بر جايگاه رفيع ولايت و امامت امت خدشه وارد سازد و اين امر مورد دستاويز دشمنان قرارگيرد زيرا مفسده آن از عدم امر به معروف بيشتر مي باشد.
 +
 +
140
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
٢.بجاست که دفتر رهبري، بخش ويژه اي را براي دريافت ديدگاه هاي مردم از راه نامه ، تلفن ، پيام کوتاه يا پست الکترونيک (ايميل ) ايجاد کند، تا مردم بتوانند وظيفه شرعي امر به معروف و نهي از منکر خويش را به راحتي انجام دهند.
 +
 +
٣.منطقي ترين راه تحقق نظارت مردمي بر رهبري، اعمال اين نظارت از کانال مجلس خبرگان ميباشد. آيين نامه داخلي مجلس خبرگان يکي از وظايف کميسيون تحقيق را کسب اطلاعات در زمينه موارد مطرح شده در اصل يکصد و يازدهم مي داند. به موجب ماده ٣٣ اين آيين نامه
 +
 +
«کميسيون تحقيق موظف است هرگونه اطلاع لازم را در رابطه با اصل صد و يازده در محدوده قوانين و موازين شرعي تحصيل نمايد؛ همچنين نسبت به صحت و سقم گزارشات واصله در اين رابطه تحقيق و بررسي کند و در صورتي که لازم بداند با مقام معظم رهبري در اين زمينه ملاقات نمايد». تبصره همين ماده، دبيرخانه خبرگان را مأمور تسليم گزارشات به کميسيون تحقيق کرده است . بدين ترتيب ، مردم مي توانند از طريق نمايندگان خود در مجلس خبرگان يا از طريق دبيرخانه اين مجلس ، اطلاعات خود را به کميسيون تحقيق که به صورت تخصصي در اين زمينه مأموريت دارد، منتقل نمايند تا در مواردي که صحيح تشخيص داده مي شود از طريق اين کميسيون به رهبر منتقل گردد؛ در چنين صورتي ، نظارت مردم مستقيم ، ولي اعمال آن غير مستقيم و نهادينه شده خواهد بود. بديهي است که نظارت مستقيم مردمي بر رهبري در مقياس ميليوني اساسا ممکن نبوده و دقيق و کارامد نيز نخواهد بود.
 +
 +
دوم. نظارت بر روساي قواي سه گانه و ساير مقامات دولتي. در صورتي که زمينه هاي خيرخواهي و امر به معروف و نهي از منکر در مورد رهبري نظام، فراهم گردد، تحقق آن، نسبت به ساير دولتمردان امري سهل خواهد بود و چنين نظامي به عنوان مردمي ترين نظام، نظامي الگو و برتر از تمامي نظامهاي سياسي رقيب خواهد بود.
 +
 +
سوم.مجازات هاي مندرج در قانون مجازات اسلامي .قانون مجازات اسلامي در پاره اي از موارد نسبت به تقصيرات مقامات و مأموران دولتي ، مجازاتهايي را درنظرگرفته است که ذيلا به برخي
 +
 +
از آنها اشاره مي کنيم :
 +
 +
١.«هر يک از مقامات و مأمورين دولتي که بر خلاف قانون، آزادي شخصي افراد ملت را سلب کند يا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسي محروم نمايد علاوه بر انفصال از خدمت و محروميت سه
 +
 +
360
 +
 +
تا پنج سال از مشاغل دولتي به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد».
 +
 +
٣٦٠ماده ٥٧٠ قانون مجازات اسلامي .
 +
 +
141
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
٢.«هرگاه مقامات قضايي يا ديگر مأمورين ذيصلاح بر خلاف قانون توقيف يا دستور بازداشت يا تعقيب جزايي يا قرار مجرميت کسي را صادر نمايند به انفصال دائم از سمت قضايي و محروميت
 +
 +
361
 +
 +
از مشاغل دولتي به مدت پنج سال محکوم خواهند شد».
 +
 +
٣.«هر يک از مستخدمين و مأمورين قضايي يا غيرقضايي دولتي براي اين که متهمي را مجبور به اقرار کند او را اذيت و آزار بدني نمايد علاوه بر قصاص يا پرداخت ديه حسب مورد به حبس از
 +
 +
362
 +
 +
شش ماه تا سه سال محکوم مي گردد».
 +
 +
٤. «هر يک از مستخدمين و مأمورين قضايي يا غيرقضايي يا کسي که خدمت دولتي به او ارجاع شده باشد بدون ترتيب قانوني به منزل کسي بدون اجازه و رضاي صاحب منزل داخل شود به حبس از يک ماه تا يک سال محکوم خواهد شد مگر اينکه ثابت نمايد به امر يکي از رؤساي خود که صلاحيت حکم را داشته است مکره به اطاعت امر او بوده، اقدام کرده است که در اين صورت
 +
 +
363
 +
 +
مجازات مزبور در حق آمر اجرا خواهد شد».
 +
 +
٥.«هر کس از مقامات يا مأمورين دولتي يا نيروهاي مسلح يا غير آنها بدون حکمي از مقامات صلاحيت دار در غير مواردي که در قانون جلب يا توقيف اشخاص را تجويز نموده، شخصي را توقيف يا حبس کند يا عنفا در محلي مخفي نمايد به يک تا سه سال حبس يا جزاي نقدي از شش
 +
 +
364
 +
 +
تا هجده ميليون ريال محکوم خواهد شد».
 +
 +
روشن است که در تمامي موارد فوق، مصاديقي از امر به معروف و نهي از منکر را مي توان سراغ گرفت .
 +
 +
چهارم . بهره گيري از ظرفيتهاي کميسيون اصل نود.پيشتر در زمينه ابزارهاي نظارت مردم بر دولت به نقش کميسيون اصل ٩٠ اشاره کرديم . صدر اين اصل مي گويد: «هر کس شکايتي از طرز کار مجلس يا قوه مجريه يا قوه قضاييه داشته باشد، مي تواند شکايت خود را کتبا به مجلس شوراي اسلامي عرضه کند». اصل ٩٠ نوعي صلاحيت تکليفي براي مجلس در نظرگرفته و مقررکرده است که «مجلس موظف است به اين شکايات رسيدگي کند و پاسخ کافي دهد و در مواردي که شکايت به قوه مجريه و يا قوه قضاييه مربوط است رسيدگي و پاسخ کافي از آنها بخواهد و در مدت مناسب نتيجه را اعلام نمايد و در موردي که مربوط به عموم باشد به اطلاع عامه برساند». همان
 +
 +
٣٦١ماده ٥٧٥ قانون مجازات اسلامي .
 +
 +
٣٦٢ماده ٥٧٨ قانون مجازات اسلامي .
 +
 +
٣٦٣ماده ٥٨٠ قانون مجازات اسلامي .
 +
 +
٣٦٤ماده ٥٨٣ قانون مجازات اسلامي .
 +
 +
142
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
گونه که روشن است موضوع شکايت در اصل نود، مطلق بوده و اختصاصي به شکايتهاي شخصي ندارد؛ شکايت مي تواند در زمينه انجام منکر يا ترک معروف از سوي دولت مردان باشد. بدون شک در صورتي که کميسيون اصل نود يکي از ماموريتهاي خود را پي گيري اين دسته از امور بداند و در اين ارتباط گروه ويژه اي را مامور رسيدگي نمايد يکي از بزرگترين خدمت ها را انجام داده است .
 +
 +
اين کميسيون با بهرهگيري از امکانات اطلاع رساني و معرفي راههاي آسان دريافت گزارشهاي مردمي در خصوص معروفهاي ترک شده يا منکرهاي صورت گرفته در حوزه دولت و توسط مقامات دولتي از يکسو و پي گيري آنها از سوي ديگر مي تواند نقش بسيار زيادي در تقويت انگيزه مردم در نظارتشان بر دولت داشته باشد. بدون شک رهاورد چنين اقداماتي ، رعايت و مراقبت بيشتر مقامات دولتي در حوزههاي مربوط به مسئوليت شان خواهد بود و حرمت شکني نسبت به احکام شرعي رخت برخواهدبست .
 +
 +
پنجم . تاسيس نهادي مستقل براي امر به معروف و نهي از منکر.در فصل پنجم در زمينه ضرورت وجود سازماني هماهنگ کننده و مستقل که متولي اصلي امور مربوط به امر به معروف و نهي از منکر باشد سخن خواهيم گفت . آنچه در اين جا لازم است بر آن تاکيد گردد اين است که حمايت مادي و معنوي از آمران و ناهيان، از عوامل مهم سوق دادن مردم به انجام وظيفه خود مي باشد.بيشتر مردم نيازمند مشوق هايي هستند که انجام داوطلبانه اين فريضه را موجب گردد. ما نمي خواهيم کارايي ثواب و اجر معنوي و اخروي را انکارکنيم ولي در برابر اين جاذبه ها، دافعه هاي فراواني بويژه در خصوص نظارت مردم بر مقامات دولتي وجود دارد که براي آنها نيز بايد چاره اي انديشيده شود. با وجود سازمان يا نهادي مستقل از دولت که مسئوليت سياست گزاري، هماهنگي ، پي گيري و راهنمايي در موضوع امر به معروف و نهي از منکر را بر عهده داشته و از آمران و ناهيان حمايت جدي به عمل آورد، بيشتر مي توان به تحقق نظارت مردم بر دولت اميدوار بود. بايد مجوعه اي مستقل از مجريان و دولت مردان وجود داشته باشد تا با هدايت اقدامات خودجوش مردمي (چه فردي و چه گروهي ) و نيز سياستگذاري، برنامه ريزي و نظارت بر ارگانهاي دولتي در جهت احيا و تثبيت ارزشها و مبارزه با منکرات گام بردارد. شايد به همين دليل بود که امام خميني از همان ابتداي پيروزي انقلاب به فکر تشکيل سازمان مستقلي در اين زمينه افتادند و تنها بيست روز پس از پيروزي انقلاب در يک سخنراني فرمودند:«ما ... با دايره امر به معروف و نهي از منکر که يک وزارتخانه مستقل بدون پيوستگي به دولت ... که تأسيس خواهد شد ان شاء الله مبارزه با فساد ميکنيم ؛ فحشا را قطع ميکنيم ؛ مطبوعات را اصلاح ميکنيم ؛ راديو را اصلاح ميکنيم ؛ تلويزيون را
 +
 +
365
 +
 +
اصلاح ميکنيم ؛ سينماها را اصلاح ميکنيم » .
 +
 +
٣٦٥سخنراني در مدرسه فيضيه قم ، دهم اسفند ماه ٥٧. (صحيفه امام، ج٦، ص: ٢٧٥)
 +
 +
143
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
بنيانگذار انقلاب به موجب حکمي به شوراي انقلاب اسلامي مأموريت دادند «که ادارهاي به اسم امر به معروف و نهي از منکر در مرکز تأسيس نمايد و شعبه هاي آن در تمام کشور گسترش پيداکند و اين اداره مستقل و در کنار دولت انقلاب اسلامي است و ناظر بر اعمال دولت و ادارات دولتي و تمام اقشار مختلف است . دولت انقلاب اسلامي مأمور است که اوامر صادره از اين اداره را اجرا
 +
 +
366
 +
 +
نمايد...».
 +
 +
====ب. راهکارها====
 +
 +
يکم . نهادينه کردن قانونمداري.در جامعه اي با حاکميت نظام اسلامي مي توان اطمينان داشت که قانونگذاري بر اساس موازين اسلام صورت مي پذيرد. به همين دليل ، اصلي ترين جاي مبارزه با منکرات، قوه مقننه مي باشد؛ تصميم گيري در زمينه بايست ها و نبايست ها ابتدا در صلاحيت اين قوه است . در جمهوري اسلامي ايران قوه مقننه مرکب از دو رکن مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان قانون اساسي است و با وجود قوه مقننه متعهد و مقتدر مي توان اميدوار بود که بنيان همه امور جامعه منطبق با ارزشها و در جهت نفي فساد و منکرات بوده و قانونگذاران به دنبال تامين مصالح واقعي جامعه و مقابله با مفاسد مي باشند. از سوي ديگر، فرهنگ سازي براي تمکين در برابر قوانين و پذيرش آن نيز کمک شاياني به اجراي آن خواهدکرد. به طور خلاصه در اين
 +
 +
خصوص،ما نيازمند دو چيز هستيم :
 +
 +
١.قانونگذاري صحيح ، منطبق با شرع و معطوف به حمايت از معروفها و نفي منکرها.نخستين گام در تحقق نقش نظارتي مردم بر دولت ، تدوين قوانين و مقررات لازم مي باشد. ذيل اصل هشتم مقررکرده است شرايط وحدود و کيفيت امر به معروف و نهي از منکر را قانون معين مي کند. قانون گذار به خوبي واقف بوده است که اين وظيفه شرعي و ملي براي اجرايي شدنش ، نيازمند قوانين و مقرراتي است که شرايط ، مراتب و کيفيت آن را در حوزه هاي مختلف از جمله حوزه نظارت مردم بر دولت تعيين کند. بدون وجود ساز و کارهاي قانوني اولا ضمانت اجرايي براي انجام اين وظيفه وجود نخواهد داشت و ثانيا چه بسا اقدامات مردمي در برخي موارد با بي اعتنايي مقامات دولتي مواجه شده و در موارد ديگري به نظم اجتماعي آسيب وارد سازد.
 +
 +
٢. قانونمداري و فرهنگ احترام به قانون.در مرحله اجراي قانون، اگر قانونمداري در جامعه نهادينهشود به گونه اي که تخلف از قانون پديده اي زشت بشمارآيد، ضمانت اجراي بسيار خوبي براي نظارت مردم بريکديگر و بر دولت خواهدبود. هرگاه در جامعه اي اين دو عنصر در کنار
 +
 +
٣٦٦صحيفه امام، ج٩، ص: ٢١٤.
 +
 +
144
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
يکديگر قرارگيرند به ندرت مقامات دولتي مرتکب فساد و منکر مي شوند و در صورت گرفتارشدن به چنين وضعيتي به سرعت با واکنش منفي مردم مواجه خواهندشد.
 +
 +
دوم. حمايت از شکل گيري گروه هاي مردمي ويژه امر به معروف ونهي از منکر. امر به معروف و نهي از منکر، هم تکليفي است متوجه همه مردم و هم متوجه گروهي خاص از آنان. ضرورت
 +
 +
وجود گروهي ويژه براي انجام اين وظيفه از آيه ١٠٤ سوره «آل عمران» به خوبي استفاده مي شود: و لتکن منکم امة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر. ضمير «کم » در آيه ، خطاب به همه مسلمانان است ؛ از اين رو به اعتقاد بيشتر مفسران، حرف «من » در «منکم » براي تبعيض بوده و به معني «از ميان شما يا برخي از شما مسلمانان» مي باشد.٣٦٧اين آيه نظير آيه ١٥٩ اعراف است که مي فرمايد: «و از ميان قوم موسي جماعتي هستند که به حق راهنمايي ميکنند و به حق داوري مينمايند٣٦٨». «امت » در اين آيات به معناي جماعت و گروهي از مسلمانان مي باشد.
 +
 +
آيه ١٠٤ سوره «آل عمران» در حقيقت امر به تشکيل گروهي از مردم مي کند که ماموريت اصلي آنان دعوت به خير و اقدام به امر به معروف ونهي ازمنکر مي باشد. بديهي است از لوازم تاسيس چنين گروهي برخورداري از امکانات و تجهيزات، سازماندهي و آموزشها و قدرت اجرايي لازم براي تحقق اين امر خواهد بود. اساسا براي انجام فريضه امر به معروف و نهي از منکر به صورت مقتدرانه و همه جانبه ، راهي جز شکل گيري گروه يا گروههاي معتقد مقتدر منسجم نيست ؛ استقلال چنين گروههاي سازمان يافته اي از دولت ، نمايانگر بعد مردمي آنان خواهدبود هرچند همان گونه که در فصل پنجم خواهيم گفت شکل گيري اين گروه و اعطاي اختيارات به آن با حمايت حکومت اسلامي بوده و لازم است از آن پشيباني هاي لازم تقنيني ، اجرايي و قضايي صورت پذيرد.
 +
 +
اطلاق آيه مورد اشاره به خوبي نشان مي دهد که مخاطب امر و نهي ، مي تواند هر کسي باشد که حدود الاهي را رعايت نکرده است ، فردي از مردم يا فردي از دولت ؛ بدين ترتيب ، اين گروه همان گونه که در صورت مشاهده ترک معروف يا انجام منکر از سوي مردم، اقدام خواهند کرد، در برابر دولت مردان نيز اقدام خواهند نمود و وجود چنين گروههايي يکي از ضمانت هاي مهم بشمار خواهدآمد. به ديگر سخن ، سازمان امر به معروف (که در فصل پنجم از در مورد آن سخن خواهيم گفت ) شايسته است که در راستاي تحقق بخشيدن به مفاد اصل هشتم قانون اساسي ، در هر سه
 +
 +
٣٦٧ر.ک: طبرسي ، مجمع البيان في تفسير القرآن، ذيل آيه . وي دليل تبعيضيه بودن «من » را وجوب کفايي امر به معروف و نهي از منکر مي داند. و نيز ر.ک: قرطبي، الجامع لأحکام القرآن ذيل آيه و صادقي تهراني ، الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج٥، ص: ٣٢٠
 +
 +
٣٦٨طبرسي ، همان، ذيل آيه و فضل الله ، تفسير من وحي القرآن، ج٦، ص ٢٠٢.
 +
 +
145
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
حوزه نظارت مردم بر مردم،مردم بر دولت و دولت بر مردم،در زير مجموعه خود، تشکل هاي مردمي که با اين هدف تاسيس مي گردند را سازماندهي کند.
 +
 +
سوم. تقويت تعهد ديني و مسئوليت پذيري.همان گونه که در فصل دوم گفتيم نمي توان اجراي نظارتهاي مردمي را به صورت مطلوب قانونا تضمين نمود. نظارت مردم بر دولت ومقامات دولتي به جهت آنکه در مقايسه با نظارت مردم بر يکديگر، سخت تر و دردسرآفرين تر است ، انجام آن نيز از سوي مردم چه بسا کمتر صورتپذيرد. دراين جانظارت بر مراجع قدرت مطرح است و به طور طبيعي واهمه افراد از درگيرشدن با مقامات، آنان را از انجام نظارت بازمي دارد. آنچه در اين زمينه مي تواند نقش زيادي ايفاکند تعهد اخلاقي و ديني مردم مي باشد. کساني که از درجه ايمان بالايي برخوردارند در هر شرايطي به وظيفه امر به معروف و نهي از منکر عمل مي کنند. اين گروه به امر به معروف و نهي از منکر به عنوان «تکليف » مي نگرند نه «حق « و به همين جهت ، عدم انجام آن را شرعا و قانونا مسئوليت آور مي دانند و به همين جهت عافيت طلبي ، محافظه کاري و ترس از پيامدهاي منفي هرگز مانع انجام وظيفه آنها نخواهدشد. دربرخي از روايات ضمن نکوهش کساني که با اين بهانه ها از خود سلب مسئوليت مي کنند، اعلام شده است که «امر به معروف و نهي از منکر نه روزي کسي را کمتر مي کند و نه مرگ کسي را نزديکتر.
 +
 +
بدين ترتيب به هر ميزاني که تعهد اخلاقي و غيرت ديني در ميان مردم جامعه بيشتر باشد، واکنش آنان نسبت به اعمال خلاف شرع و قانون دولت مردان بيشتر خواهدبود. در اين صورت فرقي نمي کند که مقام متخلف از نظر گرايشهاي سياسي به چه حزب و گروهي وابسته بوده يا تمايل داشته باشد، واکنش يک مومن واقعي در برخورد با منکر، قطعي است حتي اگر مرتکب منکر، بالاترين مقام دولتي يا از نزديکترين کسان او باشد و در اين جا تمايلات حزبي و گروهي کمترين تاثيري در انجام وظيفه شرعي مسلمان واقعي نخواهد داشت . بدين ترتيب اگر بخواهيم امر و نهي مردم نسبت به دولت را تضمين کنيم يکي از راههاي آن تقويت ايمان ديني و مسئوليت پذيري اجتماعي است .
 +
 +
چهارم . نام گذاري دهه اول ماه محرم به دهه امر به معروف و نهي از منکر.مي دانيم که اصلي ترين انگيزه قيام جاودانه و بي مانند امام حسين عليه السلام و ياران باوفايش ، انجام وظيفه امر به معروف و نهي از منکر نسبت به يکي از بزرگترين منکرات يعني زمامداري فاسد فردي از بني اميه به نام يزيد بن معاويه بود. در جمهوري اسلامي ايران به ابتکار ستاد احياي امر به معروف، چند سالي است که هفته اول ماه محرم به نام هفته امر به معروف نام گذاري شده است و گاه اين نام براي دهه اول بر سر زبانها افتاده است . اين نامگذاري بسيار بجا و با مسما است و لازم است به
 +
 +
146
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
صورت رسمي در تقويم رسمي ايران دهه اول ماه محرم به نام دهه امربه معروف و نهي از منکر
 +
 +
نامگذاري شود. در اين دهه ، به صورت همزمان دو کار بايد صورت پذيرد:
 +
 +
١.فضاسازي مناسب جهت امر به معروف و نهي از منکر مردم نسبت به مردم.بسيج همگاني و انجام تبليغات گسترده و نيز به تصوير کشيدن نمونه هاي عملي و موفق امر به معروف و نهي از منکر با بهره گيري از تمامي امکانات مردمي و دولتي ، مي تواند در احياي اين فريضه نقش بسيار زيادي ايفا کرده و با ايجاد موج امر به معروف در جامعه ، برکات آن شامل همگان گردد.
 +
 +
٢.فضاسازي مناسب جهت امر به معروف و نهي از منکر مردم نسبت به دولتمردان.متاسفانه تصور عمومي از اين نامگذاري تاکنون معطوف به امر به معروف و نهي از منکر در حوزه مردم نسبت به مردم بوده است و شايد بتوان مسئولان را از اين جهت مقصر دانست . بايد آشکارا اعلام شود که شهروندان در کنار امر و نهي يکديگر، از امر و نهي مهمتري که همانا امر و نهي دولتمردان است نيز غافل نشوند.فضاسازي لازم در اين خصوص، به مراتب از فضاسازي پيشين اهميت بيشتري دارد. اگر معمولا مديران و مقامات بلندپايه به هنگام گزارش از اقدامات انجام شده، به بيان موفقيتها در حوزه کاري خود مي پردازند، لازم است در دهه اول ماه محرم، جو حاکم بر کشور به گونه اي شود که آنان با نگاهي انتقادي به عملکرد خويش ، نقاط ضعف و اشکالات خود را بيان کنند ضمن آن که بدون واسطه ، شنونده امر و نهي مردم باشند. تذکر کم کاريها، حيف وميل ها، تخلفات، انجام اعمال غيرشرعي يا غير قانوني و آنچه به حوزه امر به معروف و نهي از منکر مرتبط مي باشد، به مقامات، در ظرف زماني معين ، در سرتاسر کشور، يکي از مبارک ترين اقدامات در جمهوري اسلامي ايران خواهدبود. تصورکنيد آيات و روايات امر به معروف ونهي از منکر و نيز پوسترها و تصاوير هنري مرتبط با اين موضوع زينت دهنده سالن اجتماعاتي باشدکه بدين منظور اختصاصيافته است ؛ تصورکنيد کشوري را که در آن در يک دهه ، صدها و بلکه هزاران جلسه با قرائت آياتي از قرآن کريم که ناظر به امر به معروف و نهي از منکر است برگزارشود و مردم شرکت کننده در آن آمده اند تا نگراني ها و دغدغه هاي خود نسبت به حلال و حرام الاهي را به مسئولان اعلام کنند؛ اگر روزي در کشوري اسلامي اين آرزوها جامه عمل به خود بپوشاند، براستي چه تحول شگرفي رويخواهد داد؟ به چه ميزان صاحبان قدرت و دولتمردان نسبت به انجام وظيفه خويش ملتزمتر خواهندبود؟
 +
 +
چکيده و نتيجه مطالب فصل سوم :
 +
 +
١. در نظام سياسي اسلام مهمترين عرصه نظارت، «نظارت بر حاکمان» است زيرا آثار زيانبار ناشي از ترک آن به مراتب از آثار ترک نظارت مردم بر مردم يا دولت بر مردم بيشتر است .
 +
 +
147
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
٢. امور زير مي تواند دلايل نظارت بر قدرت دراسلام و جمهوري اسلامي ايران باشد: مسئول بودن مقامات دولت ، امانت بودن قدرت، خطاپذيري و عدم عصمت و پذيرش جمهوريت .
 +
 +
٣. اين نظارت هيچ گونه محدوديت در زمينه مقامات دولت و حکومت را نمي پذيرد. حاکم و والي مسلمين با همه قداست جايگاه و منزلت والايي که دارد نيز از اين نظارت مستثنا نيست .
 +
 +
٤. ازنظر شرعي ، نظارت بر دولت و دولتمردان، تکليف همه مسلمانان مي باشد. هرمسلماني موظف است ، وظيفه امر به معروف ونهي از منکر خويش را هم نسبت به عملکرد کارگزاران حکومت و هم نسبت به قوانين و مقررات درصورتي که خلاف شرع يا قانون باشند، انجام دهد.
 +
 +
٥. در صورتي که لازمه انجام امر به معروف و نهي از منکر، ارتکاب حرام توسط آمر يا ناهي بوده و يا در صورتي که عملي ، منکر بودنش مورد اختلاف باشد ويا در صورتي که جان يا آبروي افراد در معرض خطرقرارگيرد، شرعا چنين وظيفه اي متوجه اشخاص نمي باشد.
 +
 +
٥. از نظر قانوني ، نظارت بر دولت و دولتمردان، تکليف همه شهروندان (مسلمان و غير مسلمان) بوده و همگان موظف اند وظيفه امر به معروف ونهي از منکر خويش را هم نسبت به عملکرد کارگزاران حکومت و هم نسبت به قوانين و مقررات درصورتي که خلاف شرع يا قانون باشند، انجام دهند. آري امر به معروف ونهي از منکر مردمي نبايد منجر به انجام اعمال غير قانوني و يا ايجاد هرج و مرج شود.
 +
 +
٦. براي نظارت مردمي بر دولتمردان، ابزارهاي گوناگوني وجود دارند. اين ابزارها عبارتند از: مطبوعات و رسانه ها، احزاب و گروهها، تجمعات و گردهم آيي ها، پايگاههاي ديني (مساجد و حسينيه ها)، کميسيون اصل ٩٠ و ديوان عدالت اداري.
 +
 +
٧. منطقي ترين راه تحقق نظارت مردمي بر رهبري، اعمال اين نظارت از کانال مجلس خبرگان مي باشد. امکان دريافت ديدگاه هاي مردم از راه نامه ، تلفن ، پيام کوتاه يا پست الکترونيک نيز به اين مهم کمک شاياني خواهد کرد.
 +
 +
٨. علاوه بر آنچه در مورد نظارت مردمي بر عاليترين مقام کشور اشاره گرديد، امور ديگري را مي توان به عنوان راهکار و يا ضمانت اجرا مورد توجه قرارداد. اموري همچون : نهادينه کردن قانونمداري، اعمال مجازات هاي مندرج در قانون مجازات اسلامي ، بهره گيري از ظرفيتهاي کميسيون اصل نود، تاسيس نهادي مستقل براي امر به معروف و نهي از منکر، حمايت از شکل گيري گروه هاي مردمي ويژه امر به معروف و نهي از منکر، تقويت تعهد ديني و مسئوليت پذيري وبالاخره نام گذاري دهه اول ماه محرم به دهه امر به معروف و نهي از منکر و فضاسازي مناسب جهت امر به معروف و نهي از منکر مردم نسبت به دولتمردان.
 +
 +
148
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
==فصل چهارم: نظارت دولت بر مردم==
 +
 +
(دولت و ارزشهاي اسلامي ، قلمرو شرعي و قانوني ، راهکارها و ضمانت هاي اجرايي )
 +
 +
مقدمه :مراحل سه گانه امر به معروف و نهي از منکر يعني امر و نهي قلبي ، زباني و عملي در مورد دولت و مقامات دولتي نيز جاري است و البته مسئوليت دولت اسلامي از اين جهت خطيرتر است زيرا اکثريت قريب به اتفاق فقهاي شيعه ، اجراي مرحله سوم از امر به معروف و نهي از منکر را ويژه حکومت دانسته اند؛ بنا براين ، زماني که امر و نهي مستلزم ضرب و جرح ترک کننده معروف يا انجام دهنده منکر باشد، اشخاص حقيقي مجاز به آن نبوده بلکه امام مسلمانان يا کسي که از سوي امام ماذون است ، مي تواند در اين مرحله اقدام کند. مردم در چنين شرايطي صرفا وظيفه امر
 +
 +
149
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
و نهي قلبي و زباني دارند.٣٦٩همين امر با قاطعيت بيشتر در جايي که امر و نهي ، مستلزم اجراي
 +
 +
370
 +
 +
حد يا تعزير شرعي باشد مورد تاکيد فقها قرارگرفته است .
 +
 +
قرطبي از مفسران بنام اهل سنت مي گويد: «هرکسي شايسته انجام امر به معروف نيست و تنها حاکم است که بدان اقدام مي کند زيرا اقامه حدود، تعزير، زنداني کردن، آزاد نمودن و تبعيد کردن به دست اوست . اوست که در هر شهري مردي صالح ، نيرومند، عالم و امين را براي اين کار تعيين مي کند٣٧١. وي سخن خود را با آيه ٤١ سوره حج مستدل مي سازد. (آنان که اگر در زمين اقتدارشان دهيم ، نماز را به پا ميدارند و زکات ميدهند، و امر به معروف و نهي از منکر ميکنند٣٧٢).
 +
 +
آري اقتدار حکومت از يک سو و حفظ نظم عمومي و جلوگيري از پيامدهاي نامطلوبي چون نا امني و انتقام جويي توسط افراد از سوي ديگر، ايجاب مي کند که مسئوليت اقدام در مراحل بالاتر امر به معروف ونهي از منکر به دولت سپرده شود. قرآن کريم از مومنان مي خواهد که در صورت
 +
 +
کسب اقتدار، آن را در جهت خاصي به کارگيرند:
 +
 +
«از اين آيه استفاده ميشود که تشکيل نظام اسلامي براي حاکميت ارزشهايي است که مسلمانان بدان اعتقاد دارند. از بين آن ارزشها «بر پا داشتن نماز» به عنوان سمبل عبادات و «پرداخت زکات» به عنوان نمونه برنامه هاي اقتصادي ذکر شده، و پس از آن «امر به معروف و نهي از منکر» که پيام آور «رواج همه خوبيها و از بين رفتن همه بديهاست » ياد شده است . هر چند قبل از نزول اين آيات و پيش از تشکيل نظام اسلامي نيز مسلمانان، نماز ميخواندند ولي در اين آيه از نماز به عنوان برنامه حکومت ياد شده است ، تا بدين وسيله اعلام شود که اقامه نماز و پيوند با خدا، جهت گيري اساسي نظام اسلامي خواهد بود. هم چنين هر چند قبل از اين نيز مسلمانان به فريضه امر به معروف و نهي از منکر عمل ميکردند، ولي اينک اعلام ميشود که با «تمکن در زمين » و رسيدن به اقتدار، فصل امر به معروف و نهي از منکر در همه ابعاد آن گشوده ميشود، چرا که تاکنون امر به معروف و نهي از منکر تنها در دايره زندگي فردي مسلمانان ظهور مييافت که يکديگر را به «حق »
 +
 +
٣٦٩طوسي ، النهاية في مجرد الفقه و الفتاوي، ص ٣٠١؛ ابن البراج، المهذب ج١، ص ٣٤٢: (و قد يکون الأمر بالمعروف باليد أيضا علي وجه أخر و هو ان يحمل الناس بالقتل و الردع و التأديب و الجراح و الالم علي فعله الا ان هذا الوجه لا يجوز للمکلف الاقدام عليه الا بأمر الإمام العادل و اذنه له في ذلک أو من نصبه الإمام)؛ حلي ، شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، ج١، ص ٣١٢: (و لو افتقر إلي الجراح أو القتل هل يجب قيل نعم و قيل لا إلا بإذن الإمام و هو الأظهر)؛ نکت النهاية ، ج٢، ص١٦؛ حلي ، تبصرة المتعلمين في أحکام الدين ، ص ٩١.
 +
 +
٣٧٠فأما إقامة الحدود، فليس يجوز لأحد إقامتها، إلا لسلطان الزمان المنصوب من قبل الله تعالي، أو من نصبه الإمام لإقامتها (طوسي ، همان، ص ٣٠١) و نيز ر.ک: المهذب و شرايع الاسلام، همان .
 +
 +
٣٧١قرطبي ، الجامع لأحکام القرآن، ذيل آيه ٢١ آل عمران و نيز ر.ک: ذيل آيه ١٠٤ همين سوره.
 +
 +
٣٧٢«الذين إن مکناهم في الأرض أقاموا الصلاة و آتوا الزکاة و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر».
 +
 +
150
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
سفارش ميکردند، ولي از اين پس که دشمن را عقب زده و به قدرت و حکومت دست يافته اند، بايد امر به معروف و نهي از منکر سر لوحه برنامه نظام اجتماعي آنها قرار گيرد، و اگر تا ديروز، حاکميت مشرکان، بهانه اي براي بروز منکرات يا بيتوجهي به معروف بود، امروز ديگر چنين مانعي وجود ندارد، و شرايط براي تحقق اين دستور اسلامي فراهم شده است . از اين رو، اگر اثري از فساد در جامعه ديده ميشود، بايد به آن هجوم آوريد و ريشه هاي فساد و تباهي را از بيخ و بن برکنيد؛ زيرا تا ديروز تنها ابزارتان براي انجام اين وظيفه «زبان» بود، ولي امروز ابزارهاي لازم براي
 +
 +
373
 +
 +
رواج خوبيها و جلوگيري از بديها را در اختيار داريد»
 +
 +
با تامل در آيه ٤١ سوره حج ، شايد بتوان امر به معروف و نهي از منکر را مهمترين فلسفه تشکيل حکومت در اسلام دانست . اين امر در سخن امير مومنان نيز بازتاب يافته است :«خداوندا تو ميداني که آنچه انجام دادهام، نه به جهت رقابت در رسيدن به قدرت، و نه براي به دست آوردن ثروت بود، جز آنکه ميخواستم آثار دين تو را که تغيير يافته ، دوباره بازگردانده و در شهرهايت اصلاح پديد آورم، تا بندگان ستمديدهات آسايش و امنيت يابند، و احکام و حدود فراموش شدهات، به
 +
 +
374
 +
 +
اجرا درآيند.»
 +
 +
ترديدي نيست که دولتها در رواج شايست و ناشايست نقش بسيار مهمي دارند؛ حتي دولتهاي ليبرال فردگرا که چنين کارکردهايي را براي خود قايل نمي باشند، در عمل براي ارزشهاي مورد قبول خود خط قرمزهايي را درنظرگرفته و تخطي از آن را برنمي تابند. هر دولتي با هر گرايش و سمت وسوي فکري ، سياسي و اجتماعي که داشته باشد، در سياستگذاري، قانونگذاري، تعليم و تربيت عمومي و فرهنگ سازي، راه و روش خاص خود را دارد و همين تفاوت در سياست گذاري ها، قوانين و مقررات و نوع رفتار مقامات است کهآثار متفاوتي از تعليم و تربيت را در جوامع
 +
 +
مختلف برجاي مي گذارد. علي -عليه السلام- در جمله اي کوتاه ولي بسيار زيبا و گويا مي فرمايد:
 +
 +
«شباهت مردم به حاکمانشان بيش از شباهت آنان به پدرانشان مي باشد».٣٧٥بر اين اساس، توانايي مقامات دولتي در نهادينه کردن هنجارها و ارزشها چه در تصويب قوانين و مقررات و چه در اجراي آنها و نيز ضمانت هاي اجرايي مربوط به آنها و چه در ساير موارد، مطمئنا بيش از افراد و
 +
 +
٣٧٣سروش، امر به معروف و نهي از منکر، ص ١٧١-١٧٥.
 +
 +
٣٧٤اللهم إنک تعلم أنه لم يکن الذي کان منا منافسة في سلطان و لا التماس شي ء من فضول الحطام و لکن لنرد المعالم من دينک و نظهر الإصلاح في بلادک فيأمن المظلومون من عبادک و تقام المعطلة من حدودک.(نهج البلاغه ، خطبه ١٣١).
 +
 +
٣٧٥«الناس بأمرائهم أشبه منهم ب̂Hبائهم ». حراني ، تحف العقول، ص ٢٠٨، مجلسي ، بحارالأنوار، ج ٧٥ ص ٤٦.
 +
 +
151
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
مجموعه هاي غير دولتي خواهدبود. برخي بر اين باورند که «که حد اقل ٩٠ درصد اين دو فريضه ، مسئوليتي دولتي است »٣٧٦هر چند به نظر مي رسد اين ميزان مبالغه آميز مي باشد.
 +
 +
===گفتار اول: دولت و ارزشهاي اسلامي===
 +
 +
====يکم . مسئوليت دولت====
 +
 +
١. رهبري.رهبري در جمهوري اسلامي ايران «ضامن عدم انحراف سازمانهاي مختلف از وظايف اصيل اسلامي خود»٣٧٧مي باشد. نظارت عالي رهبري بر قواي سه گانه ، تعيين فقهاي شوراي نگهبان و اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام، نصب رئيس سازمان صدا و سيما، سازمان تبليغات اسلامي ، دفتر تبليغات اسلامي و ائمه جمعه و موارد مشابه که در اختيار ولي فقيه است را مي توان در همين راستا دانست . اين موارد «زمينه تحقق نظارت مستمر و همه جانبه اين مقام را فراهم مي کند. نظارت قانوني مذکور را مي توان جلوه گويايي از امر به معروف و نهي از منکر دانست که در آن مقام رهبري شخصا و يا از طريق نمايندگان خود کليه دستگاهها را به اجراي حقوق خداوند و مردم مکلف سازد. علاوه بر مراتب فوق رهبر به عنوان يک شخصيت روحاني ، از مقام خود بهرهجسته و از اين طريق مردم و دولت را در امور اجتماعي و سياسي دعوت به خير مي نمايد».٣٧٨يکي از دلايل اقتدار فراواني را که شريعت اسلامي از يکسو و قانون اساسي از سوي ديگر براي رهبري در نظرگرفته اند همين است که وي در راس هرم يک نظام اسلامي ، از همه ارزشهاي اسلامي پاسداري کند. واگذاري سکانداري به او و در اختيارقراردادن ابزارهاي لازم براي انجام ماموريت خطير رهبري، ايجاب مي کند که مسئوليت ايشان نيز بسيار سنگين باشد. هرگاه سياست هاي کلي نظام ، سمت و سوي حرکت آن با حاکميت ارزشهاي اسلامي هم خواني نداشته باشد و يا احساس گردد که سير اخلاقي حاکم بر جامعه ، سيري نزولي و همراه با انحطاط اخلاقي است ، به طور طبيعي اولين کسي که لازم است پاسخگو باشد رهبري است . اين امر به معناي نفي مسئوليت از مقامات و مديراني که مستقيما متولي فرهنگ و اخلاق جامعه مي باشند نيست ؛ آنان نيز به فراخور صلاحيت هايي که قانون در اختيارشان قرارداده است ، پاسخگو خواهند بود.
 +
 +
٢. مجلس شوراي اسلامي .ترديدي نيست که بسياري از منکرات فردي، معلول نابسامانيهاي اقتصادي، اجتماعي ، سياسي و فرهنگي است . براي مبارزه با اين منکرات لازم است ريشه ناهنجاري
 +
 +
٣٧٦عنايتي ، لطفعلي ، ماهنامه نگرش راهبردي، شماره ٧٩ و ٨٠، مقاله الگوي امنيت در جامعه اسلامي و ساز و کار امر به معروف و نهي از منکر، ص ٣١ و نيز ٣٣.
 +
 +
٣٧٧مقدمه قانون اساسي زير عنوان «ولايت فقيه عادل».
 +
 +
٣٧٨هاشمي ، حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، ج ١، ص ٢٥٢.
 +
 +
152
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
ها را شناسايي کرد و ساز و کارهاي قانوني مناسب را براي آن در نظرگرفت . به نظر مي رسد در بخش قانون گذاري اهتمام لازم در اين زمينه به خصوص در قانون اساسي وجود داشته است ؛ قانونگذار قانون اساسي در اصل سوم -که به منزله سياست هاي دولت جمهوري اسلامي است - دولت را موظف کرده است تا همه امکانات خود را براي تحقق آنها به کارگيرد. از ميان بندهاي ١٦ گانه اصل سوم، وظايف دولت در بندهاي ١، ٢، ٣، ٩ و١٢ در موضوع مورد بحث ، قابل توجه مي
 +
 +
باشند:
 +
 +
«١.ايجاد محيط مساعد براي رشد فضائل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوي و مبارزه با کليه مظاهر فساد و تباهي .
 +
 +
٢. بالا بردن سطح آگاهيهاي عمومي در همه زمينه ها با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانه هاي گروهي و وسايل ديگر.
 +
 +
٣. آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي همه در تمام سطوح، و تسهيل و تعميم آموزش عالي .
 +
 +
٩. رفع تب يضات ناروا و ايجاد امکانات عادلانه براي همه ، در تمام زمينه هاي مادي و معنوي .
 +
 +
١٢. پي ريزي اقتصاد صحيح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامي جهت ايجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محروميت در زمينه هاي تغذيه و مسکن و کار و بهداشت و تعميم بيمه ».
 +
 +
در اين رابطه توجه به چند نکته ، ضروري به نظر مي رسد:
 +
 +
يک. منظور از دولت در اين جا قوه مجريه نيست بلکه همه قواي سه گانه حکومت و نهادهاي قانوني کشور مي باشد. اندک تاملي در بندهاي ١٦ گانه نشان مي دهد که برخي از آنها در صلاحيت ساير قوا بوده و تنها از طريق آنها يا با مشارکت آنها قابل تحقق خواهد بود.
 +
 +
دو. هرچند همه موارد فوق را مي توان نوعي مبارزه با ريشه منکرات و نابساماني ها دانست اما اولويت «ايجاد محيط مساعد براي رشد فضائل اخلاقي و مبارزه با کليه مظاهر فساد و تباهي » و مقدم داشتن آن بر ساير موارد، نشان از اهميت آن نزد قانونگذار دارد. براستي اگر عزم جزمي در اين مورد وجود داشته باشد، ما شاهد شکوفايي معروفها و زوال و اضمحلال منکرات در جامعه خواهيم بود و چنين جامعه اي مي تواند به عنوان جامعه الگو در معرض ديد ساير ملتها و جوامع قرارگيرد.
 +
 +
سه . در تدوين سياستها و قوانيني که مدافع ارزشها و نافي هرگونه منکرات است ، نقش قوه مقننه ممتاز و برجسته تر از ساير قوا مي باشد. هرگونه اصلاحات مورد انتظار ابتدا بايد در همين جا صورت گيرد تا جاي خويش را در بدنه اجرايي و قضايي کشور پيدا کند.
 +
 +
153
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
چهار. اهتمام بر حاکميت معروف و ريشه کني منکر در سند چشم اندازبوضوح به چشم مي
 +
 +
خورد، بر اساس اين سند، جامعه ايراني در افق ١٤٠٤، «جامعه اي است :
 +
 +
•... متکي بر اصول اخلاقي و ارزشهاي اسلامي ، ملي و انقلابي
 +
 +
•برخوردار از... نهاد مستحکم خانواده، به دور از فقر، فساد، تبعيض و...
 +
 +
•فعال، مسئوليت پذير، ايثارگر، مومن ، رضايت مند، برخوردار از وجدان کاري...
 +
 +
•... جامعه اخلاقي ...».
 +
 +
مواردي که در اين سند مورد تاکيد قرارگرفته اند به طور کامل همسو با موارد شمارش شده در اصل سوم قانون اساسي مي باشند.
 +
 +
بدين ترتيب تاکيدهاي قانوني لازم، در زمينه احياي ارزشهاي اسلامي ، ترويج معروفها و ترک منکرات صورتگرفته است ؛ ما در قانون نويسي نه تنها کمبودي نداريم بلکه ايدهآلترين شکل از يک زندگي سالم و پاک را به تصويرکشيده ايم ؛ آن چه حائز اهميت مي باشد، تحقق عملي و بروز و ظهور اين ارزشها است .
 +
 +
٣. دستگاه اجرايي .مبارزه با مظاهر فساد و تباهي ، فضاسازي مناسب براي رشد فضائل اخلاقي ، افزايش آگاهيهاي عمومي ، رفع تبعيض در تمام زمينه هاي مادي و معنوي و رفع فقر و محروميت از جامعه امري دست يافتني مي باشد در غير اين صورت، قانونگذار آنها را از دولت مطالبه نمي کرد.
 +
 +
قوه مجريه به لحاظ در اختيارداشتن سازمانها، وزارتخانه ها، نيروي انتظامي و ابزارهاي فراوان ديگر، مي تواند در اين خصوص رويکردي بسيار تعيين کننده داشته باشد. اقدامات اين قوه در دو محور
 +
 +
مي تواند مورد توجه قرارگيرد:
 +
 +
الف .اقدام مستقيم از طريق نهادها و سازمانهاي دولتي .به موجب قانون اساسي ، سند چشم انداز و برنامه هاي پنج ساله توسعه ، وزارتخانه ها و سازمانهاي دولتي لازم است يکي از رسالت ها و ماموريت هاي خود را حاکميت ارزشهاي دين در جامعه بدانند. اساسا يکي از شاخصهاي مهم در ميزان موفقيت دولت را بايد در ميزان دستيابي آنها به مطالبات اسناد فوق الذکر و از جمله مفاد اصل سوم قانون اساسي دانست که متاسفانه کمتر مورد توجه قرارگرفته است . براي مبارزه با فقر، فساد، تبعيض ، بي سوادي، رشوهخواري، رباخواري، پارتي بازي، باندبازي، بي بندوباري و دهها منکر ديگر، کدام مرجعي مقتدرتر از دولت مي تواند وارد عمل شود؟. بزودي در زمينه نهادها و سازمانهاي دولتي و نيز قلمرو شرعي و قانوني آنها نسبت به موضوع مورد بحث بيشتر سخن خواهيم گفت .
 +
 +
ب. اقدام غير مستقيم با حمايت از نهادها و شخصيت هاي غير دولتي .گرچه سرمايه گذاري دولت براي سالم سازي محيط اجتماعي در همه جا مطلوب و پسنديده است ولي به نظر مي رسد
 +
 +
اين امر در سه بخش از اولويت بيشتري برخوردار است :
 +
 +
154
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
يک. احياي مساجد و مراکز ديني .سرمايه گذاري دولت در زمينه نماز، بهادادن به حقيقتي است که بيشترين تاثير را در پاکسازي جامعه از فساد و منکرات دارد و گام بسيار مهمي در تحقق سلامت جامعه در ابعاد مختلف مي باشد. «و نماز را برپا دار، که نماز از کار زشت و ناپسند بازميدارد، و قطعا ياد خدا بالاتر است »٣٧٩. به اين نکته بايد توجه کرد که آنچه مطلوب است «اقامه نماز» است و نه صرفا نماز خواندن. زماني نماز برپا مي شود که در مورد آن فرهنگ سازي صورت گيرد. اگر يکي از آثار مهم نماز بازدارندگي از فحشا و منکر است چرا متوليان امر از آن غفلت مي کنند؟ روشن است که اين گونه حمايتها هرگز نبايد به قيمت وابسته شدن اين مراکز کاملا مردمي به دولت تمام شود. اگر از کمک دولت به مراکز ديني سخن مي گوييم ، براين باوريم که دولت براي نيل به برخي از وظايفش به اين مراکز نيازمند است نه اين مراکز به دولت . از سوي ديگر، اگر مراکز ديني از برنامه ها و مواضع درست دولت اسلامي ، حمايت کردند، اين حمايت را نيز نبايد به معناي وابستگي و از بين رفتن استقلال آنها دانست . در هرصورت اين اصل همواره بايد مورد توجه قرارگيرد که حمايت هاي متقابل ميان دولت و مراکز ديني ، وابستگي اين مراکز به دولت را درپي نداشته باشد.
 +
 +
دو. حمايت از شخصيت ها و گروه هاي مرجع .براساس تحقيقي که انجام گرفته است ، عملکرد انجمنها، هياتهاي مذهبي و تشکلهاي مردمي تاثير مثبتي بر روند گرايش افراد به امور معروف داشته٣٨٠و نيز مشخص شده است که گروههاي مرجعي که تاثير معنادار و قابل قبولي را در زمينه امر به معروف بر افراد دارند عبارتند از: روحانيون، اساتيد، خانواده، دوستان، مديران دولتي و معلمان.٣٨١به طور کلي نخبگان و دانشمندان هر جامعه ، الگوهاي آن جامعه بشمارمي روند و افکار و رفتار آنان، گروه بسياري را تحت تاثيرقرارمي دهد. دولت مي تواند با سرمايه گذاري در اين زمينه ، بازتاب مثبت آن را در بدنه جامعه به سرعت مشاهده کند.
 +
 +
سه . حمايت از هنرمندان و ورزشکاران. گرچه اين دو گروه نيز از گروههاي مرجع به شمارمي آيند اما تاثيرگذاري آنان بر قشر وسيعي از مردم به ويژه جوانان ايجاب مي کند که به طور جداگانه مورد توجه قرارگيرند. دنياي ورزش و هنر، دنيايي است که امروزه هم در بعد مثبت و هم در بعد منفي بهرهبرداري هاي فراواني از آن صورتمي گيرد گرچه متاسفانه استفاده منفي از آن شايع تر
 +
 +
٣٧٩و أقم الصلاة إن الصلاة تنهي عن الفحشاء و المنکر و لذکر الله أکبر. (عنکبوت: ٤٥)
 +
 +
٣٨٠مهرداد محمديان و کاظم عباسي ، مقاله مطالعه جامعه شناختي فريضه امر به معروف و نهي از منکر از ديدگاه اسلام و عوامل موثر برميزان گرايش شهروندان تبريزي نسبت به اين فريضه ، مجموعه مقالات همايش ملي نظارت همگاني ، ص٣٩٤.
 +
 +
٣٨١همان، ٣٩٦.
 +
 +
155
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
است . دولت اسلامي ، هرگز نبايد از اين دنيا و ظرفيت هاي فوق العاده آن غافل باشد. هنرمندان مي توانند با خلق آثار هنري در قالبهاي گوناگون و با دميدن روح تعهد، وجدان کاري، پايبندي به ارزشهاي اخلاقي و انساني ، زيبايي معروف ها و زشتي منکرها را به بهترين صورت به نمايش درآورند و آنها را جاودانه سازند. رفتار يک ورزشکار در ميدان رقابت هاي ملي يا بين المللي ، گاه در يک لحظه در معرض ديد چند ميليارد انسان قراردارد. در برخي موارد، ورزشکاران تريبونهايي را در اختياردارند که به جرات مي توان گفت که در اختيار هيچ کس نيست . ورزشکاران قهرمان مسلمان نيز کم نيستند و دولت اسلامي مي تواند با بهادادن به آنان، اخلاق و معنويت را در سطحي وسيع نهادينه کند؛.آري نهادينه کردن معروف ها در عرصه هاي هنري و ورزشي ، کار سختي است و دشواريهاي خاص خود را دارد ولي در صورتي که اراده اي قوي نسبت به آن وجود داشته باشد، امري دست يافتني است .
 +
 +
٤. دستگاه قضايي .به موجب اصل ١٥٦ قانون اساسي ، قوه قضاييه قوه اي است مستقل که از جمله وظايف آن «احياي حقوق عامه و گسترش عدل و آزاديهاي مشروع » و «اجراي حدود و مقررات مدون جزايي اسلام » مي باشد.
 +
 +
در همين راستا دادگاه«بايد طبق موازين اسلامي تشکيل شود و به حل و فصل دعاوي و حفظ حقوق عمومي و گسترش و اجراي عدالت و اقامه حدود الهي بپردازد»٣٨٢. ترديدي نيست که اجراي عدالت و اقامه حدود الاهي ، نقش بسيار زيادي در کاهش منکرات و در نتيجه افزايش سلامت اجتماعي خواهد داشت . مسئوليت دستگاه قضايي در مبارزه با تخلفات و منکرات از ساير دستگاهها بيشتر و تعيين کننده تر مي باشد و قانون، ابزارهاي لازم در اين زمينه را در اختيار اين قوه قرارداده است . بيشترين ضمانت اجراها در اين خصوص را بايد در قانون مجازات اسلامي سراغ گرفت که در گفتار سوم به مواردي از آن اشاره خواهيم کرد.
 +
 +
دوم. مسئوليت نهادها و سازمانهاي دولتي
 +
 +
بسياري از نهادهاي دولتي را مي توان سراغ گرفت که درصد زيادي از وظايف و ماموريت هاي آن ها در راستاي تحقق معروفها و مبارزه با منکرات مي باشد. چنين نهادهايي به لحاظ شرح وظايفشان، سهم عمده اي در امر به معروف و نهي از منکر دارند و اگر به درستي عمل کنند هدف از امر به معروف و نهي از منکر از طريق همين نهادها به مقدار زيادي قابل دستيابي است .
 +
 +
الف . وزارت آموزش و پرورش .فصل اول از قانون آموزش و پرورش مصوب ١٣٦٦.١١.٢٥،
 +
 +
اهداف اساسي اين وزارتخانه را اين گونه برشمرده است :
 +
 +
٣٨٢اصل ٦١ قانون اساسي
 +
 +
156
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
ماده ١. تقويت و تحکيم مباني اعتقادي و معنوي دانش آموزان از طريق تبيين و تعيين اصول و معارف احکام دين مبين اسلام و مذهب حقه جعفري اثني عشري بر اساس عقل ، قرآن و سنت معصومين (ع).
 +
 +
ماده ٢ -
 +
 +
١. رشد فضائل اخلاقي و تزکيه دانش آموزان بر پايه تعاليم عاليه اسلام.
 +
 +
٢. تبيين ارزشهاي اسلامي و پرورش دانش آموزان بر اساس آنها.
 +
 +
٣. تقويت و تحکيم روحيه اتکال به خدا و اعتماد به نفس .
 +
 +
٤. ايجاد روحيه تعبد ديني و التزام عملي به احکام اسلامي .
 +
 +
٥. ارتقاء بينش سياسي بر اساس اصل ولايت فقيه در زمينه هاي مختلف جهت مشارکت آگاهانه در سرنوشت سياسي کشور.
 +
 +
٦. ايجاد زمينه هاي لازم براي حفظ و تداوم استقلال فرهنگي ، اقتصادي و سياسي از طريق آشنا ساختن دانش آموزان به علوم و فنون و صنايع و حرفمورد نياز جامعه بر اساس اولويت هاي موجود در کشور.
 +
 +
٧. شناخت و شکوفا کردن و پرورش استعدادهاي دانش آموزان و تقويت روح بررسي و تتبع و تحقيق و ابتکار و خلاقيت در تمام زمينه هاي علمي ، فني ، فرهنگي و علوم بررسي با تأکيد بر نفي روحيه مدرکگرايي .
 +
 +
٨. رشد دادن و تقويت روحيه عدالت پذيري و عدالت گستري و ظلم ستيزي و مبارزه با تبعيضات ناروا و حمايت از مظلومين و مستضعفين .
 +
 +
٩. تقويت روحيه دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر به عنوان وظيفه اي همگاني و متقابل .
 +
 +
١٠. ايجاد روحيه پاسداري از قداست و استواري بنيان و روابط خانواده بر اساس تعاليم عاليه اسلام.
 +
 +
١١. ايجاد روحيه احترام به قانون و التزام به اجراي آن و حمايت از برخورداري عموم مردم از حقوق قانوني خويش .
 +
 +
١٢. ايجاد و تقويت روحيه اخوت اسلامي و تعاون عمومي و انفاق و ايثار.
 +
 +
١٣. ايجاد روحيه صرفه جويي قناعت و پرهيز از اسراف و تبذير و مصرفزدگي .
 +
 +
١٤. تقويت حس مسئوليت و اهتمام به امور مسلمين و پايبندي به نظم و انضباط.
 +
 +
ماده ٤ همين قانون، اصول و مباني و خط مشي کلي وزارت آموزش و پرورش را اين گونه اعلام مي دارد: «بر اساس تقدم رتبي تزکيه بر تعليم ، تربيت اسلامي در نظام آموزش و پرورش جايگاه
 +
 +
157
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
ويژهاي دارد، علاوه بر انتخاب معلماني که خود بايد متصف به صفات کريمه باشند جهت تقويت
 +
 +
383
 +
 +
بنيه تربيتي نظام، واحد امور تربيتي در سطح معاونت وزارت تشکيل مي شود» .
 +
 +
همان گونه که ملاحظه مي شود، با توجه به اين اهداف، چنين وزارتخانه اي به صورت کامل در خدمت تحقق معروفها و مبارزه با منکرات در مي آيد.
 +
 +
ب. وزارت علوم، تحقيقات و فناوري .رويکرد موجود در آموزش و پرورش به صورت کمرنگ تر در «قانون اهداف، وظايف و تشکيلات وزارت علوم، تحقيقات و فناوري» مصوب ١٣٨٣.٥.١٨ مورد توجه قرارگرفته است . بند ج از ماده ١ اين قانون، يکي از اهداف اين وزارتخانه را « تعميق و گسترش علوم، معارف، ارزش هاي انساني و اسلامي و اعتلاي جلوههاي هنر و زيبائي شناسي و
 +
 +
384
 +
 +
ميراث علمي تمدن ايراني و اسلامي » برشمرده است .
 +
 +
ج. شوراي عالي انقلاب فرهنگي
 +
 +
علاوه بر دو وزارتخانه اي که متولي رسمي آموزش در کشور مي باشند، نهادهايي مانند شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز موضوع مورد نظر ما را به طور جدي مورد نظرقرارداده اند. مروري بر اهداف و وظايف شوراي عالي انقلاب فرهنگي که توسط خود اين شورا به تصويب رسيده، جالب
 +
 +
توجه خواهد بود. اهداف زيربراي شوراي عالي انقلاب فرهنگي ذکر شده اشت :
 +
 +
١. گسترش و نفوذ فرهنگ اسلامي در شئون جامعه و تقويت انقلاب فرهنگي و اعتلاي فرهنگ عمومي ؛
 +
 +
٢. تزکيه محيطهاي علمي و فرهنگي از افکار مادي و نفي مظاهر وآثار غربزدگي از فضاي فرهنگي جامعه ؛
 +
 +
٣. تحول دانشگاهها و مدارس و مراکز فرهنگي و هنري بر اساس فرهنگ صحيح اسلامي و گسترش و تقويت هرچه بيشتر آنها براي تربيت متخصصان متعهد و اسلام شناسان متخصص و مغزهاي متفکر و وطن خواه و نيروهاي فعال و ماهر و استادان و مربيان و معلمان معتقد به اسلام
 +
 +
واستقلال؛کشور
 +
 +
٤. تعميم سواد و تقويت و بسط روح تفکر و علم آموزي و تحقق و استفاده از دستاوردها و تجارب مفيد دانش بشري براي نيل به استقلال علمي وفرهنگي ؛
 +
 +
٥.حفظواحياءومعرفيآثاروم̂Hثراسلاميوملي
 +
 +
٦. نشر افکار و آثار فرهنگي و انقلاب اسلامي و ايجاد و تحکيم روابط فرهنگي با کشورهاي ديگر
 +
 +
٣٨٣منبع : پايگاه اطلاع رساني مرکز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلاميrc.majlis.ir.fa.law..http:
 +
 +
٣٨٤همان .
 +
 +
158
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
بهويژهبامللاسلامي
 +
 +
برخي از وظايف اين شورا نيز عبارتند از: (بندهاي ١-٧ که مرتبط با موضوع ما نمي باشند حذف شده اند)
 +
 +
٨. تهيه و تدوين مباني و شاخصهاي دانشگاه متناسب با نظام اسلامي و طراحي راه کارهاي تحقق
 +
 +
آن.
 +
 +
٩.تعيين سياستهاينظامآموزشيوپرورشيوآموزشعاليکشور.
 +
 +
١٠. تهيه و تصويب طرحهاي مناسب در جهت تقويت و ارتقاء تبليغات ديني و حمايت از
 +
 +
فعاليتهايمردميبويژهاحياوعمرانمساجد.
 +
 +
١١. تهيه تصويب طرحهاي راهبردي و کاربردي براي ايجاد مناسبات سالم و سازنده اجتماعي و
 +
 +
اصلاح ناهنجاريها.
 +
 +
١٢. تهيه و تصويب سياستها و طرحهاي لازم براي رشد و تقويت باورها و گرايشهاي ديني ،معنوي و فرهنگي در جامعه و گسترش فرهنگ عفاف.
 +
 +
١٣. سياستگذاري و تصويب طرحهاي مناسب براي گسترش روحيه تعهد و احساس مسئوليت فرهنگي در جامعه و تشويق مردم به مشارکت درصحنه هاي مختلف فرهنگي ، سياسي و انقلابي .
 +
 +
١٤. شناخت نيازهاي فکري و معرفتي ضروري و تهيه طرحهاي لازم براي فعاليت انديشمندان و به کارگيري امکاناتپژوهشيحوزهو دانشگاهبرايپاسخگوييبهآننيازها.
 +
 +
١٥. تهيه و تصويب طرحهاي مناسب براي شناسايي و معرفي مظاهر، مجاري و شيوههاي هجوم فرهنگي دشمنان به مباني انديشه ، فرهنگ وارزشهاي اسلامي و انقلابي و طراحي راهبردها و تدابير
 +
 +
لازمبرايدفعآن.
 +
 +
١٦. برنامه ريزي و تهيه طرحهاي خاص براي شناسايي ، جذب و تعالي فکري نخبگان و تربيت و پرورش علمي و معنوي استعدادهاي درخشان وبهرهگيري از توانائيها و ابتکارات و خلاقيتهاي
 +
 +
آنان.
 +
 +
١٧. تهيه و تصويب برنامه ها و طرحهاي همکاري حوزه و دانشگاه در زمينه هاي علمي ، آموزشي و پژوهشي .
 +
 +
١٨. طراحي سياستهاي مناسب براي اصلاح نگرش جامعه نسبت به شأن و منزلت زن (براساس تعاليم عاليه اسلام) و تدوين برنامه هاي کارآمد به منظور تحکيم بنيان خانواده و ارائه الگوي زن
 +
 +
385
 +
 +
مسلمان
 +
 +
٣٨٥مصوب جلسات ٣٨٨، ٣٩٢، ٣٩٣ ،٤٠٧، ٤٠٩،٤٠٨ شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، پايگاه مرکز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي به نقل از شماره ١٥٤٠-١٣٧٦.١٠.١٥ روزنامه رسمي کشور.
 +
 +
159
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
همان گونه که ملاحظه مي شود، عالي ترين نهاد فرهنگي کشور، در اهداف و وظايف خود موارد فراوان و درخور توجهي را به ترويج ارزشهاي ديني از يکسو و مبارزه اساسي و ريشه اي با منکرات و ناهنجاريها از سوي ديگر، اختصاص داده است .
 +
 +
د. شوراي فرهنگ عمومي
 +
 +
«شوراي فرهنگ عمومي » يکي از شوراهاي اقماري شوراي عالي انقلاب فرهنگي است که رياست
 +
 +
آن را وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي برعهده دارد. در قانون مربوط به اين شورا آمده است :
 +
 +
«به منظور سياستگذاري، هدايت و نظارت فرهنگ عمومي کشور، شوراي فرهنگ عمومي زير نظر شوراي عالي انقلاب فرهنگي تشکيل مي شود.
 +
 +
به موجب ماده ١ برخي از وظايف اين شورا عبارتند از:
 +
 +
-بررسي کارشناسي درباره تجزيه و تحليل شرايط و جريانات فرهنگي جهان و تبيين تأثير کانونها و ابزارهاي مهم در اين زمينه و اتخاذ تدابير مناسب وگزارش تحليلي جامع به شوراي عالي ؛
 +
 +
-بررسي و تحليل شرايط و جريانات فرهنگي کشور وسنجش نظام ارزشي جامعه به منظور تعيين نقاط قوت و ضعف فرهنگي و ارائه راهحل هاي مناسب ؛
 +
 +
-تهيه وتدوين طرحهايي براي هماهنگ کردن کوشش هاي فرهنگي و هنري و تبليغي در سازمانها و مراکز رسمي فرهنگي و هنري در جهت اعتلاي فرهنگ و هنر و بهبود کيفيت آنها و پيشنهاد طرحها به شوراي عالي انقلاب فرهنگي و نيز تهيه و پيشنهاد موضوعات و طرحهايي راجع به آن بخش از وظايف شوراي عالي که به شوراي فرهنگ عمومي مربوط است ؛
 +
 +
-بررسي آثار فرهنگي مترتب بر سياست ها و اجراي طرحها و برنامه هاي اقتصادي و اجتماعي به منظور اطمينان از همسويي و عدم مغايرت آنها با اصول سياست فرهنگي کشور و ابلاغ نتيجه به دستگاههاي اجرايي و نيز ارائه راهحل هاي اسلامي مورد نياز؛
 +
 +
-تصويب روشهاي اجرايي تشويقي به منظور شکوفايي فرهنگ عمومي در ابعاد مختلف آن؛
 +
 +
-پيشنهاد تحقيق در مسايل مهم فرهنگي و همکاري با شوراي پژوهش هاي علمي کشور براي ايجاد هماهنگي در برنامه هاي تحقيقاتي فرهنگي و هنري؛
 +
 +
160
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
-تهيه و پيشنهاد طرحهاي گسترش و بهبود تبليغات ديني و عمران و احياي مساجد و مجامع
 +
 +
٣٨٦
 +
 +
مذهبي .
 +
 +
ماده ٢ آيين نامه شوراي فرهنگ عمومي ، بيانگر ترکيب اعضا به شرح زير است : وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ، رييس سازمان تبليغات اسلامي ، رييس يا معاون سازمان صدا و سيما، رييس کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي ، وزير آموزش و پرورش يا معاون ايشان، رييس سازمان تربيت بدني ، رييس شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان، دبير شوراي عالي جوانان يا رييس سازمان ملي جوانان، نماينده تامالاختيار مرکز رسيدگي به امور مساجد، رييس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها يا معاون مربوط، وزير کشور يا معاون ايشان، وزير اطلاعات يا معاون ايشان، رييس سازمان ميراث فرهنگي ، رييس دانشگاه آزاد اسلامي يا معاون مربوط، رييس يا معاون فرهنگي جهاد دانشگاهي ، دبير ستاد عالي هماهنگي و نظارت بر کانونهاي فرهنگي و هنري مساجد، يک نفر از شخصيت هاي معتبر حوزة علميه قم که آشنا به مسايل فرهنگ عمومي باشد به پيشنهاد شوراي مديريت حوزه علميه قم و تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، يک نفر از شخصيت هاي معتبر فرهنگي به پيشنهاد وزير علوم، تحقيقات و فناوري و تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، يک نفر از شخصيت هاي معتبر فرهنگي به پيشنهاد وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي به عنوان دبير شورا، دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه ، شهردار يا نماينده ايشان ( ٢٢ نفر).
 +
 +
اندک تاملي در شرح وظايف و نيز ترکيب اعضاي شوراي فرهنگ عمومي نشان مي دهد که ظاهرا چيزي فروگذارنشده و مقامات مسئول با تمهيدات لازم و ساز و کارهاي مورد نياز براي سلامت جامعه و تعالي فرهنگ عمومي به کارگرفته شده اند.
 +
 +
ه. سازمان صدا و سيما.در مقدمه قانون خط مشي کلي و اصول برنامه هاي سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران مصوب١٣٦١.٤.١٧ آمده است : «راديو تلويزيون در نظام جمهوري اسلامي مي تواند و مي بايد با طرد ارزشهاي منحط و پوسيده طاغوتي و طرح ارزشهاي متعالي اسلامي در جهت رهانيدن انسان از بندهاي شيطاني همت گمارد و به گفته امام به دانشگاهي بزرگ تبديل شود... صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران مي بايد از طريق دادن آگاهيهاي مکتبي ، سياسي و اجتماعي و ايجاد احساس مسئوليت در مردم و افشاي توطئه ها و نقشه هاي دشمنان داخلي و
 +
 +
٣٨٦آيين نامه شوراي فرهنگ عمومي (مصوب ١٣٧٦.٦.٢٠ شوراي عالي انقلاب فرهنگي ). براساس آيين نامه ، اين شورا داراي ٢٢ عضو است و هر دو هفته يک بار، به صورت مستمر تشکيل جلسه مي دهد، وتا پايان سال ١٣٨٨،
 +
 +
٥٢٣ جلسه برگزار نموده است . برگرفته از سايت شوراي فرهنگ عموميwww.eccc.ir..http:در تاريخ
 +
 +
.1390.4.8
 +
 +
161
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
خارجي انقلاب در جهت حفظ و تداوم انقلاب تلاش نمايد و زمينه را براي رشد و شکوفايي استعدادها وباروري خلاقيت هاي انسان تا مرز خليفه اللهي آماده نمايد. رسالت ارشادي و پيامبرگونه اين رسانه عمومي ، حضور فعال در کليه جريانات اجتماعي وايجاد روحيه اميد و اعتماد در جامعه است . همچنانکه بايد واقعيت هاي تلخ و خطراتي که امت را تهديد مي کند پيش گويي کرده و به موقع هشدار دهد مردم را به سوي خير و کمال مطلق دعوت نموده و در تنگناها و مشکلات راهگشاي روشني بخش باشند... رسالت ديگر اين رسانه پاسخگويي به نيازهاي تفريحي جامعه و بارور ساختن اوقات فراغت عمومي از طريق اجراي برنامه هاي سالم تفريحي است تا در سايه شادابي تن و روان، سلامت و آرامش فکري جامعه تأمين گردد».
 +
 +
موادي از اين قانون که در موضوع مورد بحث ما قابل توجه مي باشد، عبارتند از:
 +
 +
ماده ٢٢. تبليغ و اشاعه فرهنگ اصيل اسلامي با بهرهگيري از ديدگاههاي روحانيت آگاه، دانشمندان حوزههاي علميه و اسلامشناسان وارسته .
 +
 +
ماده ٢٣. کوشش در جهت گسترش فرهنگ غني اسلام و انقلاب اسلامي در منطقه و جهان از طريق توليد برنامه هاي مفيد و عرضه آن در سطح جهاني .
 +
 +
ماده ٢٦. روشن کردن اذهان عمومي نسبت به بدعت ها و انحرافات عقيدتي به موجب روايت"اذا ظهرت البدع فعلي العالم ان يظهر علمه والافعليه لعنه الله ".
 +
 +
ماده ٢٧. تلاش براي جايگزيني نظام ارزشي اسلام به جاي نظام ارزشي شرق و غرب و مبارزه با عوارض و آثار باقيمانده فرهنگ طاغوتي .
 +
 +
ماده ٢٨. تلاش در جهت تسريع انقلاب فرهنگي و بازگشت به هويت اسلامي خويش .
 +
 +
ماده ٢٩. کوشش در ايجاد محيط مساعد براي تعالي انسان و رشد فضائل اخلاقي تزکيه نفس و بسط معنويت در جامعه .
 +
 +
ماده ٣٢. تلاش براي اشاعه و معرفي هنر متعهد و مردمي و تغيير هنر مبتذل به هنر متعهد و انقلابي که پاسخگوي نياز فطري انسان باشد.
 +
 +
ماده ٣٧. پرهيز از ترويج ورزشها و سرگرميهايي که با معيارهاي اسلامي مخالفت دارد.
 +
 +
ماده ٣٨. تلاش در برحذر داشتن نسل جوان از سرگرميهاي زيانبخش و اعتيادهاي مضر و خطرناک.
 +
 +
ماده ٤٠. در جهت تحقق رسالت"امر به معروف و نهي از منکر"در جامعه صدا و سيما بايد روحيه انتقاد سالم و سازنده و انتقاد پذيري متواضعانه را در مردم، مسئولين و دست اندرکاران ايجاد کند، انتقادات مردم از مسئولين و توقعات آنها از مردم را بازگو نمايد و با نفي روشهاي تخريبي و
 +
 +
162
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
ضداسلامي زمينه مناسبي براي جلسات بحث و گفتگوي آزاد و برخورد سالم انديشه ها فراهم آورد تا مردم خود به انتخاب"احسن"بپردازند.
 +
 +
ماده ٤٤. آموزش عمومي جهت آشنايي مردم با حقوق فردي و اجتماعي ، قانون اساسي و قوانين مدني و جزايي کشور.
 +
 +
ماده ٤٥. بيان و تشريح مقام والاي زن از ديدگاه اسلام و شناساندن ارزش واقعي وي به منظور بازگشت به اصالت اسلامي خويش و همچنين زمينه سازي براي از بين بردن ارزشهاي کاذب و جايگزيني فضيلت هاي اخلاقي در خانوادهها و کمک به تحکيم و انسجام روابط خانوادگي .
 +
 +
ماده ٤٦. ارج نهادن به فضيلتها و فداکاريها و زنده نگاهداشتن خاطره غرور آفرين شهيدان اسلام و جانبازان انقلاب که سازنده و تداوم بخش انقلاب اسلامي بوده و بر تارک افتخارات اسلامي و
 +
 +
387
 +
 +
ايران مي درخشند .
 +
 +
همان گونه که از اين مواد بويژه ماده ٤٠ قانون صدا و سيما پيداست ، موضوع امر به معروف به عنوان يک رسالت صدا و سيما مورد توجه قانون گذار قرارگرفته است .
 +
 +
و. سازمان تبليغات اسلامي. وظايف سازمان در ٢١ بند توسط مقام معظم رهبري در تاريخ
 +
 +
١٣٧١.١٢.٢٦ ابلاغ شده است که در اين جا تنها بندهاي ٣، ٩ و ١١ آن را به ترتيب ذکر مي کنيم :
 +
 +
- تلاش در جهت احيا و اشاعه معارف، فرهنگ و تاريخ تشيع ، از همه راه هاي ممکن با تأکيد بر وحدت تمام مذاهب اسلامي و حراست از آن، با همکاري مراجع و نهادهاي ذي ربط .
 +
 +
- برنامه ريزي، زمينه سازي و انجام اقدامات لازم براي هر چه فعالتر شدن افراد تأثير گذار، مانند، روحانيون، دانشگاهيان، معلمان و هنرمندان، در جهت رشد فرهنگ اسلامي و مقابله با آثار نامطلوب فرهنگ هاي بيگانه .
 +
 +
- همکاري با وزارتخانه ها، دستگاه هاي دولتي و وابسته به دولت و نهادهاي انقلابي به منظور
 +
 +
388
 +
 +
تعميق و گسترش فرهنگ و معارف اسلامي در محيط سازمان هاي دولتي و نهادهاي انقلابي .
 +
 +
ز. نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران.از ميان ماموريت ها و وظايف نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران، به وظايف زير که مرتبط با موضوع امر به معروف و نهي از منکر است مي توان
 +
 +
اشاره کرد:
 +
 +
(ماموريتاول):استقرار نظمو امنيتو تامينآسايشعموميو فردي.
 +
 +
(ماموريت هشتم ): انجام وظايفي که بر طبق قانون به عنوان ضابط قوه قضائيه به عهده نيروي انتظامي محول است از قبيل:الف ـ مبارزه با مواد مخدر.ب ـ مبارزه با قاچاق.ج ـ مبارزه با
 +
 +
٣٨٧برگرفته ازسايتمرکز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي
 +
 +
٣٨٨برگرفته از سايت تبيانwww.tebyan.net..http:
 +
 +
163
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
منکرات و فساد.دـ پيشگيري از وقوع جرم.ه ـ کشف جرايم.و ـ بازرسي و تحقيق.ز ـ حفظ آثار و دلايل جرم.ح ـ دستگيري متهمين و مجرمين و جلوگيري از فرار و اختفا آنها.ط ـ اجرا و
 +
 +
ابلاغاحکامقضايي .
 +
 +
(ماموريت هيجدهم ): همکاري با سازمانهاي ذيربط در جهت ايجاد و توسعه زمينه هاي فرهنگي لازمبهمنظورکاهشجرائموتخلفاتو تسهيلوظايفمحوله.
 +
 +
(ماموريت بيست و ششم ، آخرين ماموريت ): تلاش مداوم و مستمر در جهت حاکميت کامل
 +
 +
389
 +
 +
فرهنگ و ضوابط اسلامي در نيروي انتظامي..
 +
 +
ح. ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر.تامل در شرح وظايف يازدهگانه اي که براي اين ستاد ذکرشده است ، بيانگر جهت دهندگي اين ستاد به ساير سازمانها ونهادها در خصوص امر به
 +
 +
معروف ونهي از منکر مي باشد. اين وظايف عبارتند از:
 +
 +
١.داشتن ارتباط مستمر با مقام معظم رهبري و کسب نظر در موارد مربوطه .
 +
 +
٢.تبيين موارد معروف که لازم است در ترويج آن فعاليتهاي لازم صورت پذيرد.
 +
 +
٣.تبيين موارد منکر و علل آن که لازم است جامعه را از آن بر حذر داشت .
 +
 +
.تعيين حدود و ثغور منکر وتهيه استاندارد و ميزان براي آنها جهت رعايت افراد جامعه .
 +
 +
.تدوين خط مشي هاي اساسي جهت ترويج معروف ومبارزه به منکر و پرداختن به رفع علل و ريشه هاي مشکل .
 +
 +
.بررسي قوانين و برنا مه هاي اقتصادي- فرهنگي از نظر تأثير بر وضعيت جامعه به منظور اجراي طرحها و پروژه هاي مختلف .
 +
 +
٧.تهيه و تصويب و ابلاغ آيين نامه ها- دستورالعملها و بخشنامه هاي لازم به کليه مراجع ذيربط .
 +
 +
٨.استفاده از کليه امکانات دولتي - مردمي وتشکيلات رسمي کشور در اجراي طرحها وپروژه هاي مربوطه .
 +
 +
٩.نظارت و ارزشيابي امور انجام شده.
 +
 +
.١٠تهيه استاندارد و الگوهاي رفتاري براي کارکنان و مسئولين نظام از ابعاد مختلف و
 +
 +
پيشنهاد آن به مراجع مربوطه .
 +
 +
٣٨٩پايگاه اطلاع رساني نيروي انتظاميwww.police.ir..http:
 +
 +
164
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
.١١ايجاد انگيزه لازم در کليه سطوح جامعه اعم از سازمانهاي دولتي و غير دولتي ،
 +
 +
موسسات اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي و خانواده ها در اجراي فريضه امر به معروف
 +
 +
390
 +
 +
ونهي از منکر از طريق تمهيدات مقتضي .
 +
 +
ستاد احياء، دارايدبيرخانهاي با وظايف زير مي باشد:
 +
 +
١.تهيه و جمع آوري اخبار و اطلاعات آمار مربوطه به خصوصيات گروهها ، دسته جات ، اصناف ، تشکيلات و.....در چگونگي اجراي معروف و همچنين پرهيز از منکر.
 +
 +
٢.طبقه بندي و تجزيه و تحليل اخبار و اطلاعات و آمار و بدست آوردن عناوين طرحها و اقداماتي که لازم است انجام گيرد
 +
 +
٣.تهيه و تنظيم طرحها و پروژه هاي اجرايي با همکاري دستگاههاي ذيربط و ابلاغ آن به مجريان امر پس از تصويب ستاد.
 +
 +
.تهيه پيش نويس خط مشي هاي اساسي جهت ترويج معروف و مبارزه با منکر همراه با گزارشات توجيهي که مشخص کننده علل و ريشه هاي مسئله مربوطه مي باشد جهت تصويب ستاد.
 +
 +
.انجام مطالعات و اجراي پژوهشهايي که براي طبقه بندي وتعيين اولويت در موارد معروف و منکر لازم است
 +
 +
.اقدام در جهت بررسي قوانين و مقررات و برنا مه هاي کشور از زاويه تاثير به ترويج معروف و جلوگيري از منکر.
 +
 +
٧.پيگيري چگونگي اجراي طرحها وتهيه گزارش مواقع احتمالي و نظارت بر ابعاد اجرايي طرحها و ارزشيابي وضعيت جامعه پس از اجراي طرحها وپروژه ها نسبت به معروف
 +
 +
391
 +
 +
منکر .
 +
 +
اين ستاد، بخشي با عنوان «دفتر امور بانوان» دارد. برخي از وظايف اين دفتر عبارت است از:
 +
 +
١.شناسايي مجامع ، تشکلها ، اصناف و گروه هاي ويژه بانوان و تهيه بانکاطلاعاتي مورد نياز .
 +
 +
٢.ايجاد هماهنگي با بخشهاي دولتي و غيردولتي در امور بانوان بمنظور استفاده از امکانات وتوانايي هاي موجود ، در جهت احياء فريضه .
 +
 +
٣٩٠پايگاه اطلاع رساني و پژوهشي ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکرwww.Setad-Ehya.ir
 +
 +
٣٩١همان .
 +
 +
165
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
٣.تهيه و تنظيمطرح ها ، برنامه ها و تعيينراهکارهاي آموزشي و فرهنگي ؛ در خصوص احياء امر به معروف و نهي از منکر .
 +
 +
392
 +
 +
.ترويج معروف ها و اماته منکرات در ميان بانوان .
 +
 +
آن چه ذکر شد گوشه اي از شرح وظايف و ماموريتهايي است که نهادها و سازمانهاي مختلف جمهوري اسلامي ايران در خصوص امر به معروف و نهي از منکر برعهده دارند. اگر مي بينيم که با اين همه تشکيلات، شرح وظايف و مقررات، به تکليف شرعي و قانوني امر به معروف و نهي از منکر عمل نمي شود و وضعيت فرهنگي و فضاي ديني و اخلاقي و تربيتي جامعه به گونه ديگري است به صورت جدي بايد هرچه زودتر چاره اي انديشيد و با ريشه يابي درست و دقيق و اقدام به موقع تا ديرنشده از اين وضعيت نامطلوب رهايي يافت .
 +
 +
===گفتار دوم. قلمرو شرعي و قانوني===
 +
 +
يکم . قلمرو شرعي .اسلام به عنوان يک مکتب جامع و کامل با در نظرگرفتن فريضه امر به معروف و نهي از منکر، بزرگترين گام را در سلامت فرد و جامعه و نيز امنيت خاطر آنان برداشته است . اگر اين فريضه به درستي اجرا گردد، -به استثناي افرادي معدود-آسايش و آرامش ويژه اي در انتظار مردم خواهد بود. اما اگر اجراي آن ، حالت پليسي به خود بگيرد و فضايي از رعب و وحشت و عدم امنيت بر افراد جامعه حاکم شود، خودش نوعي منکر خواهد بود. امر به معروف و نهي از منکر نبايد به ضد خود تبديل شود و آرامش روحي و رواني را از مردم سلب کند. در فصلهاي پيشين به فرمان هشت ماده اي امام خميني در سال ١٣٦١ خطاب به قوه قضائيه و ساير ارگانهاي اجرايي ، اشاره کرديم . در بندهاي ٤ تا ٧ اين فرمان، حوزه دخالت کارگزاران و دولت اسلامي در
 +
 +
٣٩٢همان. شرح وظايف و ماموريتهاي معاونتها و بخشهاي مختلف ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر در فصل ششم
 +
 +
(پيوستها) آمده است .
 +
 +
166
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
زندگي خصوصي افراد، مشخص شده است . محدوديتهايي را که امام خميني ذکرکرده اند، همگي
 +
 +
بر پايه موازيني است که فقه اسلام براي دخالت دولت در زندگي مردم درنظر گرفته است :
 +
 +
(بند چهارم): «هيچ کس حق ندارد کسي را بدون حکم قاضي که از روي موازين شرعيه بايد باشد، توقيف کند يا احضار نمايد، هر چند مدت توقيف کم باشد. توقيف يا احضار به عنف جرم است و موجب تعزير شرعي است .
 +
 +
(بند پنجم ): هيچ کس حق ندارد در مال کسي چه منقول و چه غيرمنقول و در مورد حق کسي دخل و تصرف کند يا توقيف و مصادره نمايد مگر به حکم حاکم شرع، آن هم پس از بررسي دقيق
 +
 +
ثبوتحکمازنظرشرعي .
 +
 +
(بند ششم ): هيچ کس حق ندارد به خانه يا مغازه و يا محل کار شخصي کسي بدون اذن صاحب آن ها وارد شود يا کسي را جلب کند يا به نام کشف جرم يا ارتکاب گناه تعقيب و مراقبت نمايد و يا نسبت به فردي اهانت نموده و اعمال غير انساني ـ اسلامي مرتکب شود، يا به تلفن يا نوار ضبط صوت ديگري به نام کشف جرم يا کشف مرکز گناه گوش کند و يا براي کشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، شنود بگذارد و يا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غير نمايد يا اسراري که از غير به او رسيده ولو براي يک نفر فاش کند. تمام اين ها جرم و گناه است و بعضي از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از کبائر بسيار بزرگ است و مرتکبين هر يک از امور فوق مجرم و مستحق تعزير شرعي هستند و بعضي از آنها موجب حد شرعي مي باشد.
 +
 +
(بند هفتم ): «آن چه ذکر شد و ممنوع اعلام شد، در غير مواردي است که در رابطه با توطئه ها و گروهکهاي مخالف اسلام و نظام جمهوري اسلامي است که در خانه هاي امن و ت ي ميبراي براندازي نظام جمهوري اسلامي و ترور شخصيت هاي مجاهد و مردم بي گناه کوچه و بازار و براي نقشه هاي خرابکاري و افساد في الارض اجتماع مي کنند و محارب خدا و رسول مي باشند، که با آنان در هر نقطه که باشند و هم چنين در جميع ارگانهاي دولتي و دستگاههاي قضائي و دانشگاهها و دانشکدهها و ديگر مراکز با قاطعيت و شدت عمل ولي با احتياط کامل بايد عمل شود، لکن تحت ضوابط شرعيه و موافق دستور دادستانها و دادگاهها، چرا که تعدي از حدود شرعيه حتي نسبت به آنان نيز جايز نيست ، چنان چه مسامحه و سهل انگاري نيز نبايد شود. و در عين حال مأمورين بايد خارج از حدود مأموريت که آن هم منحصر است به محدوده سرکوبي آنان، حسب ضوابط مقرره و جهات شرعيه ، عملي انجام ندهند. و مؤکدا تذکر داده مي شود که اگر براي کشف خانه هاي ت ي ميو مراکز جاسوسي و افساد عليه نظام جمهوري اسلامي از روي خطا و اشتباه به منزل شخصي يا محل کار کسي وارد شدند و در آن جا با آلت لهو يا آلات قمار و فحشا و ساير جهات انحرافي مثل موادمخدره برخورد کردند حق ندارند آن را پيش ديگران افشا کنند، چرا که
 +
 +
167
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
اشاعه فحشا از بزرگترين گناهان کبيره است و هيچ کس حق ندارد هتک حرمت مسلمان و تعدي از ضوابط شرعيه نمايد. فقط بايد به وظيفه نهي از منکر به نحوي که در اسلام مقرر است عمل نمايند و حق جلب يا بازداشت يا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساکنان آن را ندارند و تعدي از حدود الهي ظلم است و موجب تعزير و گاهي تقاص مي باشد. و اما کساني که معلوم شود شغل آنان جمع مواد مخدره و پخش ب ن ي مردم است ، در حکم مفسد في الارض و مصداق ساعي در ارض براي فساد و هلاک حرث و نسل است و بايد علاوه بر ضبط آن چه از اين قبيل موجود است آنان را به مقامات قضائي معرفي کنند. و هم چنين هچ ي يک از قضات حق ندارند ابتدائا حکمي صادر نمايند که به وسيله آن مأموران اجرا اجازه داشته باشند به منازل يا محل هاي کار افراد وارد شوند که نه خانه امن و ت ي مياست و نه محل توطئه هاي ديگر عليه نظام جمهوري اسلامي ،
 +
 +
٣٩٣
 +
 +
که صادرکننده و اجراکننده چنين حکمي مورد تعقيب قانوني و شرعي است ».
 +
 +
به طور خلاصه مي توان موارد اشاره شده در بندهاي فوق را به صورت زير فهرست نمود:
 +
 +
١ـعدممشروعيتاحضاروتوقيفافرادبدونحکمقاضيشرع .
 +
 +
٢ـ عدم مشروعيت تصرف در اموال منقول و غير منقول بدون حکم حاکم شرعي که براساس
 +
 +
موازينصادرگرديدهاست .
 +
 +
٣ـ عدم مشروعيت ورود به مغازه ها و محل کار و منازل افراد بدون اجازه صاحبانشان براي جلب
 +
 +
يابهنامکشفجرموگناه .
 +
 +
٤ـ عدم مشروعيت شنود تلفن , گوش دادن به نوار ضبط صوت ديگران به نام کشف جرم .
 +
 +
٥ـعدممشروعيتتجسسازگناهانغير ودنبالاسرارمردمبودن.
 +
 +
٦ـعدممشروعيتافشاياسرارمردموجرمبودنآن.
 +
 +
٧ـ مشروعيت تجسس صرفا براي کشف توطئه ها و مقابله با گروهک هايي که قصد براندازي نظام و ترور شخصيت ها را دارند.
 +
 +
اين فرمان تاريخي ، از سوي فقيهي که خود بنيانگذار انقلاب اسلامي است ، ارزش فقهي و حقوقي فراواني دارد. گويا اين دغدغه و نگراني در امام خميني وجود داشته است که قدرتي که در اختيار دولت و کارگزاران دولتي است ، چه بسا ممکن است به عناوين و بهانه هاي مختلف و حتي عناوين مقدسي همچون امر به معروف و نهي از منکر، مورد سوء برداشت يا سوء استفاده قرارگيرد و ضمن ايراد خسارت مادي يا معنوي بر مردم، چهره زشتي از اسلام را در اذهان مردم به تصويرکشد. ملاک اصلي براي دخالت دولت به عنوان امر به معروف و نهي از منکر، تجاهر به فسق از سوي افراد مي باشد. اين جاست که دولت اسلامي بايد از همه ابزارهايي که در اختياردارد براي
 +
 +
٣٩٣صحيفه امام، ج١٧، ص ١٤٠.
 +
 +
168
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
جلوگيري از آن اقدام کند و کساني را که آشکارا محرمات الاهي را مرتکب مي شوند و فساد را ترويج مي کنند، مورد تعقيب و مجازات قراردهد.
 +
 +
امام خميني در بيان ديگري فرموده اند: «ما نگفتيم که احکام اسلام که جاري ميشود، يک تکه اش جاري بشود...اگر يک نفر بخواهد کار خلاف بکند، آن يک نفر را مردم مأمورند نهياش کنند. اگر منتهي نشد، به کميته ، به کلانتري به جاهاي ديگر اطلاع بدهند که اين ، يک همچه کاري کرده. آنها هم بايد بگيرند و تحويل بدهند به دادگاه. اينطور نيست که حالا ما يک تکه از اسلام را بگوييم ، آنها سوء استفاده کنند. طرفين قضيه است . نبايد ما تعدي بکنيم و ظلم بکنيم و تفتيش از داخل خانه هاي مردم بکنيم ، نبايد هم آنها خيال کنند که ... هر کاري ميخواهيم بکنيم ؛ يک دغدغه درست کنند. اگر... عشرتکده در يک جايي هست ، يک جايي ميکده هست ، يک جايي قمارخانه هست ، اينها همه شان بايد جلوگيري بشود. و اگر کسي بيرون هم آمد و يک کاري را، اگر خلاف بود انجام داد، آن هم بايد جلوگيري بشود. آني که هست اين است که ما احکام خدا را ميخواهيم جاري بشود. احکام خدا آن طرفش هست ، اين طرفش هم هست ؛ آن طرف که نبايد با مردم طوري کرد که مردم در خانه هايشان مطمئن نباشند، در زندگيشان، در تجارتشان، در کسبشان مطمئن نباشند.
 +
 +
دولت اسلامي بايد مردم را مطمئن کنند در همه چيز. در سرمايه هايشان، درکسبشان، در کارخانه هاشان، در همه چيز، مردم در آرامش باشند و دولت ابدا نميتواند که تأذي بکند به آنها و نبايد تأذي بکند. و اگر يک کسي تأذي کرد آن تأديب خواهد شد... از آنور هم اگر سوء استفاده بخواهند بکنند آنهايي که مخالف با اسلام هستند، حالا بيايند توي خيابان کار خلاف بکنند... با شدت سرکوب خواهد شد. اگر کسي فسق بکند در خارج، متجاهر بشود، هر نحو فسقي باشد، به
 +
 +
394
 +
 +
شدت بايد دولت با او عمل کند...» .
 +
 +
دوم. قلمرو قانوني .ممنوعيت هاي مرتبط با حريم خصوصي . همان گونه که در فصل دوم گفتيم اين حريم دربرگيرنده ابعاد و حوزه هاي گوناگوني همچون حريم خصوصي اعتقادي، حريم خصوصي جسماني ، حريم خصوصي اماکن و منازل، حريم خصوصي ارتباطات و حريم خصوصي
 +
 +
اطلاعات مي باشد. اين ابعاد را از منظر دخالت دولت بررسي مي کنيم :
 +
 +
١.حريم خصوصي اعتقادي. هنگامي که از «عقيده» سخن مي گوييم لازم است جوانب آن را در نظر بگيريم . اين جوانب عبارتند از: داشتن عقيده، تفتيش عقيده، تحميل عقيده، ترويج عقيده، اعمال عقيده و تغيير عقيده. «تفتيش عقيده» نوعي خاص از تجسس است که هم در شرع مقدس و
 +
 +
٣٩٤صحيفه امام، ج١٧، ص١٦١.
 +
 +
169
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
هم در قانون ممنوع مي باشد. به موجب اصل بيست و سوم قانون اساسي نيز «تفتيش عقايد ممنوع است و هيچکس را نمي توان به صرف داشتن عقيدهاي مورد تعرض و مواخذه قرار داد». با توجه به ابعاد شش گانه اي که براي «عقيده» برشمرديم ، از اين اصل در رابطه دولت با مردم، نکات زير
 +
 +
قابل استنباط مي باشد:
 +
 +
يک. اين اصل در مقام بيان ممنوعيت دو چيز است : تفتيش عقايد (تلاش براي کشف عقيده يک فرد) و تعرض به فرد به خاطر عقيده خاص او. صدر اصل ، ناظر به زماني است که دولت از عقيده فرد مطلع نيست و با تفتيش عقيده مي خواهد از آن آگاه گردد؛ نفس اين کار، غير قانوني است ؛ خواه پس از تفتيش روشن گردد که عقيده وي به نظر دولت عقيده اي درست و صحيج است يا نادرست و باطل . اما ذيل اصل که مي گويد «هيچکس را نمي توان به صرف داشتن عقيدهاي مورد تعرض و مواخذه قرار داد» مربوط به زماني است که دولت از عقيده فرد آگاه شده است ؛ در اين صورت نيز تعرض به وي و بازخواست او به دليل داشتن عقيده اش وجاهت قانوني ندارد حتي اگر تفتيش عقيده اي در کار نبوده و به عنوان مثال خود وي دولت را از عقيده اش مطلع ساخته باشد.
 +
 +
دو. به نظر مي رسد منظور از اينکه «هيچکس را نميتوان به صرف داشتن عقيدهاي مورد تعرض و مواخذه قرار داد» تعرض قانوني از سوي دولت است که در قالب اخطار، احضار، دستگيري، زندان و مجازات هاي ديگر صورت مي گيرد. دولت نه تنها نسبت به عقايد مذهبي ديگران نبايد اين گونه مواضعي اتخاذ کند بلکه به موجب اصل ١٤ قانون اساسي ، هم دولت و هم مسلمانان موظف اند
 +
 +
«نسبت به افراد غير مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامي عمل نمايند و حقوق انساني آنان را رعايت کنند.
 +
 +
سه . از آنجا که نهي عملي نسبت به «داشتن عقيده» امکان پذير نمي باشد و امکان جلوگيري از آنچه به عقيده مربوط است به صورت فيزيکي وجود ندارد، راه نهي از منکر منحصر به مرحله قلب و زبان با رعايت مراتب آن مي باشد؛ در اين صورت، تکليف امر و نهي قلبي و زباني متوجه مردم بوده و دولت در اين خصوص وظيفه اي ندارد.
 +
 +
چهار. اصل ٢٣ قانون اساسي ، «تفتيش عقيده» و نيز تعرض به اشخاص را به خاطر «داشتن عقيده» ردکرده است . ممنوعيت «تحميل عقيده» نيز کاملا روشن است ؛ اما اين اصل نسبت به ساير ابعاد يعني «ترويج عقيده »، «اعمال عقيده » و «تغيير عقيده» ساکت مي باشد. آيا از اصل مزبور مي توان آزادي اشخاص يا گروهها را در ارتباط با «ترويج عقيده »، «اعمال عقيده » و «تغيير عقيده» اي را که دارند استنباط نمود؟ آيا کسي که عقيده به بي بندوباري در روابط جنسي دارد، مي تواند از طريق مطبوعات و رسانه هاي شنيداري و ديداري در اين رابطه آزادي بيان در ترويج عقايد خودش را
 +
 +
170
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
داشته باشد و تصاوير مستهجن را در نشريات منتشرکند؟ آيا کسي که عقيده به زنده به گورکردن دختران دارد مي تواند عقيده اش را به مرحله اجرا در آورد؟ آزادي عقيده در حد يک شعار تبليغاتي چيز خوبي است ولي زماني که ابعاد و جوانب آن مورد بررسي قرارگيرد روشن مي شود که در مورد آنها نمي توان پاسخي واحدي ارائه کرد. به همين دليل است که اصل ٢٣ قانون اساسي آزادي را نسبت به «ترويج عقيده »، «اعمال عقيده » و «تغيير عقيده» مطرح نکرده است و با رويکرد اسلامي آن تقريبا ميتوان مطمئن بود که قانونگذار نسبت به اين موارد،نظر مثبتي نداشته
 +
 +
395
 +
 +
است .
 +
 +
از ديدگاه شهيد مطهري ريشه طرح آزادي عقيده در اروپا دو چيز بود: تفتيش عقايد در قرون وسطي و تلقي دين به عنوان سرگرمي و امري شخصي . «آزادي عقيده به اين حد افراط که شما
 +
 +
٣٩٥شهيد مطهري، دو حوزه عقيده و انديشه را از يکديگر تفکيک کرده و مي گويد: «يکي از واجبات در اسلام تفکر است ، ي ي ک از عبادتها در اسلام تفکر است ....مي گويد فکر کنيد، در همه مسائل : در تاريخ ، در خلقت ، راجع به خدا، راجع به انبياء و نبوت، راجع به معاد...اما عقيده چطور؟ اعتقاد از ماده عقد و انعقاد و...بستن است ...اکثر عقائدي که مردم روي زمين پيدا مي کنند...دلبستگي است نه تفکر...اين دلبستگي هاست که در انسان تعصب و جمود و خمود و سکون به وجود مي آورد...عقيده که پيدا شد، اولين اثرش اينست که جلوي فعاليت فکر و آزادي تفکر انسان را مي رد. ..شما هيچ مي توانيد باور بکنيد که يک بشر با فکر و عقل آزاد خودش به اينجا برسد که بت را بايد پرستش کرد...به اينجا برسد که اعضاي تناسلي را بايد پرستش کرد...». «مغالطه اي که در دنياي امروز وجود دارد در همين جاست . از يک طرف مي گويند فکر و عقل بشر بايد آزاد باشد، و از طرف ديگر مي گويند عقيده هم بايد آزاد باشد، بت پرست هم بايد در عقيده خودش آزاد باشد، گاو پرست هم بايد در عقيده خودش آزاد باشد...اعلاميه حقوق بشر همين اشتباه را کرده است . اساس فکر را اين قرار داده است که ح ت يثيانساني محترم است . بشر از آن جهت که بشر است محترم است .... لازمه محترم شمردن بشر چيست ؟ آيا اين است که ما بشر را هدايت بکنيم در راه ترقي و تکامل يا اين است که بگوئيم آقا! چون تو بشر هستي ، اختيار داري، هر چه را که خودت براي خودت بپسندي من هم براي تو مي پسندم و برايش احترام قائلم و لو آنرا قبول ندارم و مي دانم که دروغ و خرافه است و هزار عوارض بد دارد... او براي دست و پاي فکر خودش زنجير انتخاب کرده، تو چطور اين زنجير را محترم مي شماري ؟» (مرتضي ، مطهري، مجموعه آثار، ج٢٤، ص ٣٦٩- ٣٧٥). وي در جاي ديگري مي گويد: «بايد کاري کنيم که ... ابراهيم خليل الله و بت شکن کرد. مردمي طبق عادت بت پرست بودند. در يک روز عيد که همه مردم از شهر خارج ميشدند او از شهر خارج نشد. بتخانه هم خالي بود. تبر را برداشت و رفت تمام اين بتها را خرد کرد الا بت بزرگ و تبر را به گردن بت بزرگ انداخت ...وقتي که مردم برگشتند و وضع را آنچنان ديدند داد و فرياد کردند که چه کسي اين کار را کرده است ؟ ...رفتند سراغ ابراهيم . ابراهيم در پاسخ به آنها گفت ... مجرم آن کسي است که
 +
 +
زنده مانده و تبر به گردن اوست (بل فعله کبيرهم ). اينها گفتند از او که اين کار ساخته نيست ... قرآن ميگويد: فرجعوا الي انفسهم اين سبب شد که به خود باز گردند...و خودشان را دريافتند، گفتند که او راست ميگويد. آيا ابراهيم کاري کرد برخلاف آزادي عقيده؟ يا کاري کرد در خدمت آزادي عقيده؟ کاري کرد در خدمت آزادي عقيده به معني واقعي، يعني آزادي انديشه . (همان، ص١٢٢- ١٢٣).
 +
 +
171
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
امروز در دنياي اروپا ميبينيد، بخشي از آن عکس العمل يک جريان بسيار شديد و سختي است که در دنياي اروپا بوده و آن محکمه تفتيش عقايد است ».٣٩٦«از نظر طرز تفکر بعضي از فلاسفه اروپا، دين و مذهب ... امري است مربوط به وجدان شخصي هر فرد. يعني هر فردي در وجدان خودش نيازمند است که يک سرگرمي به نام مذهب داشته باشد.اين مقدارش را قبول کرده اند که انسان
 +
 +
397
 +
 +
نمي تواند بدون سرگرمي مذهبي باشد.»
 +
 +
اين همان واقعيتي است که تامل در مواد ١٨ و ١٩ اعلاميه جهاني حقوق بشر٣٩٨آن را تاييد مي کند. جالب اين جاست که اعلاميه ، با تاکيد بر آموزش اجباري، آزادي در سواد آموزي را نفي مي کند٣٩٩و بر اين باور است که انسانها در اين زمينه حق انتخاب ندارند!.
 +
 +
400
 +
 +
٣٩٦همان، ص ٣٧٧.
 +
 +
٣٩٧همان ، ص ٣٧٦. شهيد مطهري در ادامه همين مطالب مي گويد: مسائلي که مربوط به وجدان شخصي هر فرد است اصلا خوب و بد ندارد، راست و دروغ ندارد، حق و باطل ندارد، حق و باطل و راست و دروغش بستگي دارد به پسند شما. هر چه را که شما بپسنديد آن خوب است . اگر کسي از شما بپرسد در ميان رنگهاي لباسها کدام رنگ بهتر است ، جواب چيست ؟ هر کس جواب مطلق بدهد بگويد بهترين رنگها که همه مردم بايد آن رنگ را براي لباس خود انتخاب کنند فلان رنگ است ، آدم جاهلي است . جواب اينست که در مسئله رنگها، ذوقها و سليقه ها مختلف است . در مسائل مذهبي و ديني چون آنها نمي خواهند به واقعيتي براي دين و نبوت اعتراف کرده باشند و قبول کنند که واقعايغمبراني از طرف خدا آمده اند و يک راه واقعي براي بشر نشان داده اند و سعادت بشر در اين است که آن راه واقعي را طي بکند، مي گويند ما نمي دانيم واقع و ريشه مذهب چيست ولي همين قدر مي فهميم که انسان بدون مذهب نمي تواند زندگي بکند، ي ي ک از شرائط زندگي انسان، ي ي ک از سرگرميهاي زندگي انسان اينست که انسان به يک موضوعي به عنوان مذهب سرگرمي داشته باشد... نبايد مزاحم افراد شد. هر کسي به ذوق و سليقه خودش هر چه را انتخاب مي کند، همان خوب است .
 +
 +
٣٩٨ماده١٨: هر کس حق دارد که از آزادي فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود. اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب ياعقيده و همچنين متضمن آزادي اظهار عقيده و ايمان ميباشد و نيز شامل آزادي تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني است .ماده ١٩:هر کس حق آزادي عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آنست که از داشتن عقايد خود بيم و اضطرابي نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن، با تمام وسائل ممکن و بدون ملاحظات مرزي، آزاد باشد.
 +
 +
٣٩٩ماده ٢٦: هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهرهمند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودي که مربوط به تعليمات ابتدائي و اساسي است بايد مجاني باشد. آموزش ابتدائي اجباري است .
 +
 +
٣٩٩چرا اعلاميه جهاني حقوق بشر، آزادي بشر را در زمينه آموزش ابتدايي سلب کرده است ؟ «براي اينکه راه سعادت بشر است ؛ غلط کرده آنکه مي گويد من مي خواهم جهالت را انتخاب بکنم ؛ من نمي خواهم باسواد شوم؛ او نمي فهمد؛ به زور بايد با سوادش کرد؛ به زور بايد به او خدمت کرد؛ اما در باب دين و مذهب اين حرف را نمي زنند.براي اينکه چنين فرض کرده اند که بهداشت يا فرهنگ يک واقعيتي است و سعادت بشر در اين واقعيت
 +
 +
172
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
٢.حريم خصوصي جسماني. در اين زمينه نيز دولت نمي تواند به بهانه کشف يا جلوگيري از منکر متعرض افراد شده و اين حريم را نقض کند. حريم جسماني شامل هر گونه بازرسي بدني از روي لباس، بازرسي بدني با درآوردن لباس، تفتيش اندامهاي داخلي انسان و انجام معاينات و آزمايش هاي پزشکيمي شود. بديهي است که رعايت حريم خصوصي جسماني به عنوان اصل اوليه مطرح است و در مواردي که قانون استثنا کرده باشد منعي براي دخالت دولت وجود نخواهد داشت .
 +
 +
٣.حريم خصوصي اماکن ، منازل و وسايل .اين حريم شامل ورود به منزل، باغ، وسيله نقليه و بخشي از فضاي در اختيارگرفته شده توسط افراد در پارکها و استراحتگاهها مي شود.
 +
 +
در زمينه مستند قانوني حريم خصوصي جسماني و اماکن مي توان به اصل ٢٢ قانون اساسي اشاره کرد که مقررداشته است : «حيثيت ، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردي که قانون تجويز کند».
 +
 +
٤.حريم خصوصي ارتباطات.حق اشخاص در محرمانه نگه داشتن ارتباطات کلامي ، ارتباطات پستي (محتواي تمامي اشکال مراسلات)، ارتباطات مخابراتي ( ارتباطات از راه دور از طريق تلفن ، تلکس ، فکس ، بي سيم ) و ارتباطات الکترونيکي و اينترنتي . دولت در اين قلمرو هرچند به عنوان
 +
 +
امر به معروف و نهي از منکر نبايد دخالت کند. اصل ٢٥ قانون اساسي در اين زمينه مي گويد:
 +
 +
«بازرسي و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفني ، افشاي مخابرات تلگرافي و تلکس ، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع ست مگر به حکم قانون».
 +
 +
بدين ترتيب رهگيري پستي و مخابراتي ، محدود به مواردي مي شود که به دلايل امنيتي يا کشف جرايم مهم صورت مي پذيرد و يا براي مبارزه با باندهاي فسادي است که به صورت سازمان يافته از تکنولوژيهاي ارتباطاتي روز درصدد ترويج فساد و فحشا در جامعه مي باشند.
 +
 +
است اما دين يک سليقه فردي و شخصي است ، يک احتياج دروني است مثل يک عطشي است که انسان پيدا مي کند که بايد به يک وسيله اي تسکين پيدا کند». (مطهري، مجموعه آثار، ج٢٤، ص٣٧٩- ٣٨١).
 +
 +
173
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
===گفتار سوم: راهکارها و ضمانت هاي اجرايي===
 +
 +
====يکم . راهکارها.====
 +
 +
دولت با بهره مندي از امکانات بسيار گسترده و وزارتخانه ها، سازمانها و نهادهاي متعدد که به برخي از آنها در گفتار اول اشاره کرديم ، مي تواند بيشترين سهم را در تعليم ، تشويق و تثبيت معروفها در ميان مردم داشته باشد همانگونه که مي تواند در مقام مبارزه با منکرات در سطوح مختلف کارايي بي بديل خود را به نمايش گذارد و بي جهت نيست که گفته اند «مردم به دين حاکمانشان اند».٤٠١در اين گفتار برخي از راهکارها که دولت را در انجام اين مطالبه شرعي و
 +
 +
قانوني ياري مي رساند بررسي مي کنيم :
 +
 +
=====آموزش و فرهنگ سازي=====
 +
 +
اين امر مي تواند از طريق وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، صدا و سيما و همه نهادهايي صورت پذيرد که قبلا مورد اشاره قرارگرفتند. وقتي به کودکان و نوجوانان در کتابهاي درسي آموزش و پرورش، اصول و فروع دين را آموزش مي دهيم ، لازم است در خصوص آموزش امر به معروف و نهي از منکر، اين کار جدي تر و همراه با بيان مثالها و نمونه هاي متنوع صورت پذيرد تا از همان ابتدا معروف ها و منکرها در ذهن پاک دانش آموزان نقش بندد. اين آموزشها در صورتي که توام با رفتار مناسب معلمان، دبيران و استادان باشد، اعتقاد و پايبندي فراگيران را بيشتر خواهد کرد و واکنش آنان را نسبت به هنجارشکنان و مجرمان برخواهد
 +
 +
٤٠١«الناس علي دين ملوکهم ». (اربلي ، کشف الغمة في معرفه الائمه ج ٢، ص ٢٢).
 +
 +
174
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
انگيخت . رسالت بزرگ صدا و سيما به عنوان يک دانشگاه فراگير و ملي ، اين است که به معرفي فرهنگ اسلامي و ارزشهاي موجود در آن بپردازد؛ و با رعايت ويژگيها و خصوصيات سني و جنسي و سطح تحصيلي مخاطبان خود، ارزشها و ضد ارزشها را در جامعه نهادينه سازد. براي تحقق اين مهم ، اين رسانه ملي بايد مجموعه اي از روحانيان، متخصصان تعليم و تربيت ، روانشناسان، جامعه شناسان و هنرمندان متعهد را به کارگيرد و پيام خود را در قالبهايي جذاب و تاثيرگذار منتقل کند.
 +
 +
اين آموزشها زماني به يک فرهنگ تبديل مي شوند که تداوم داشته و در هر موردي که تکرار مي شوند به همراه نمونه هاي عيني و ملموس در جامعه ارائه گردند.
 +
 +
===== اطلاع رساني کافي نسبت به قوانين و مقررات.=====
 +
 +
===== هماهنگي در اطلاع رساني و آموزش همگاني=====
 +
 +
متاسفانه در بسياري از موارد، دستگاههاي تبليغاتي و يا مراکز آموزشي ما هماهنگ و همسو با يک ديگرعمل نمي کنند؛ اين امر نه تنها کمکي در موضوع مورد نظر ما نخواهد کرد بلکه گاه مردم را با آموزشها يا توصيه هاي ضد و نقيض مواجه مي کند. در خصوص امر به معروف ونهي ازمنکر از طريق رسانه ها–همانند هر امر
 +
 +
ديگري- به نکات زير بايد توجه کرد:
 +
 +
يک .تقسيم وظايف ميان نهادهاي رسانه اي؛ (لازم است جايگاه هريک از اين نهادها، کارکردها و نقاط اصطکاک و همپوشاني آنها با يکديگر روشن شود و چگونگي دخالت هريک در باب امر به معروف و نهي از منکر مشخص گردد)
 +
 +
دو.تبيين استانداردهاي تبليغي و شيوه هاي صحيح امربه معروف ونهي از منکر توسط رسانه ها و پرهيز از اعمال سليقه هاي شخصي ؛
 +
 +
سه .گزينش اشخاص شايسته ، خوشنام، درستکار که رفتار و گفتارشان بيانگر ارزشهاي اسلامي است ؛چهار.نظارت مداوم و مستمر نسبت به ميزان تاثيرگذاري مثبت يا منفي فعاليتهاي صورت گرفته ؛پنج .حمايت از سريالها، فيلمها و توليدات هنري آموزنده و ترويج کننده ارزشهاي ديني ؛
 +
 +
===== اجراي قاطعانه قوانين و مقررات مربوط به سالم سازي محيط اجتماعي=====
 +
 +
در اين خصوص، کافي است دولت به مصوبه خود در زمينه «راهکارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب» عمل کند. اين مصوبه که ١٣ دي ١٣٨٤ به تصويب شوراي فرهنگ عمومي و پس از آن به تاييد شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيده است از جامعيت و شمول بسيار خوبي برخوردار است و به نظر مي رسد از نظر راهکار کمتر موردي را فروگذارکرده باشد. در اين جا تنها به بيان سياستهاي تصريح
 +
 +
شده در اين مصوبه ، بسنده مي کنيم :
 +
 +
175
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
يک . در اولويت قرار دادن موضوع حجاب و عفاف در برنامه هاي دستگاههاي اجرايي کشور براي مقابله با روند فزاينده بدحجاب.
 +
 +
دو. ابلاغ روشهاي اجرايي و تعيين ضوابط و هنجارهاي روشن در مورد نوع لباس و پوشش افراد در بخش هاي رسمي و اداري کشور.
 +
 +
سه . نظارت بر رعايت حريم حجاب و عفاف در سازمانهاي دولتي و عمومي و نظارت و تأکيد بر ضرورت رعايت سادگي و پوشش و فرمهاي اسلامي و حضور ساده و بي آرايش در محيط کار به دليل تأثير منفي بر مراجعان.
 +
 +
چهار. تعريف استانداردهاي فرهنگي مناسب براي ترويج فرهنگ عفاف منطبق با فرهنگ ديني و ملي و فراهم کردن زمينه هاي لازم براي ترويج الگوهاي مناسب پوشش اسلامي توسط نهادهاي الگو ده.
 +
 +
پنج . ايجاد مراکز و مؤسسات متعدد با هدف الگوسازي، ارائه مدلهاي مناسب و متنوع و ايجاد رقابت سالم در زمينه بين افراد.
 +
 +
شش . وضع قوانين و مقررات لازم براي اصلاح وضعيت پوشش در جامعه .
 +
 +
هفت . گسترش و تقويت مراجع قانوني براي ترويج پوشش اسلامي در جامعه.
 +
 +
هشت . اصالت بخشي به فرهنگ عفاف از طريق محصولات متنوع فرهنگي ، هنري متناسب .
 +
 +
نه . رعايت حجاب و حفظ شئون اسلامي از سوي مديران، مسئولان حکومتي و خانوادههاي آنان و تدوين شاخص هايي در اين زمينه براي گزينش مديران.
 +
 +
ده. رفع اشکالات قانوني در نحوه توليد،توزيع و عرضه پوشاک داخلي و خارجي .
 +
 +
يازده. پيگيري نحوه اجراي طرح گسترش فرهنگ عفاف به صورت مستمر در جلسات شوراي فرهنگ عمومي استانها و ارائه گزارشهاي منظم به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي (رئيس کميته .
 +
 +
دوازده. ارزيابي دقيق از اجراي طرحها توسط دستگاههاي فرهنگي ، انتظامي و قضايي براي مقابله با مظاهر بدحجابي و يافتن راهکارهاي مناسب توسط کميته توسعه و ترويج فرهنگ عفاف.
 +
 +
سيزده. نظارت و ارزيابي عملکرد رسانه ها - خصوصا صدا و سيما - در ارتباط با الگوهاي تبليغي آنها و تأثير آن در جامعه.
 +
 +
چهارده. احياء سنت حسنه «امر به معروف و نهي از منکر» درمورد حجاب و عفاف.
 +
 +
پانزده. فراهم کردن زمينه هاي لازم براي تهيه کتب ، نشريات و توليدات علمي - فرهنگي به منظور ترويج فرهنگ عفاف و پاسخگويي به شبهات موجود در مورد آن.
 +
 +
شانزده. انجام سياست هاي تشويقي درباره مديران و کارگزاراني که در محيط کار خود اصول عفاف و پوشش اسلامي را رعايت مي کنند.
 +
 +
176
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
اين مصوبه به تفصيل وظايف تخصصي دستگاههاي مختلف قانونگذار و اجرايي را مشخص کرده
 +
 +
٤٠٢
 +
 +
وبهنظرميرسددراينجهتسنگتمامگذاشتهاست .
 +
 +
شوراي فرهنگ عمومي درصدد بوده است که تمامي قوا، وزارتخانه ها، سازمانها، مراکز و نهادها را در موضوع بسيار مهم عفاف و حجاب که عمده ترين سهم را در سالم سازي محيط اجتماعي دارد، درگيرکند و سهم و نقش هر ارگان را تعيين کرده، راهکارهاي بايسته را پيش روي آنها قراردهد. در اين راستا وظايف تخصصي ١١ وزارتخانه (فرهنگ و ارشاد اسلامي ، آموزش و پرورش، علوم، تحقيقات و فن آوري، بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي ، کشور، امور خارجه ، امور اقتصاد و دارايي ، ارتباطات و فناوري اطلاعات، بازرگاني ، راه و ترابري و مسکن و شهرسازي) و ١٢ نهاد، سازمان، مرکز و ستاد( که عبارتند از قوه قضاييه ، مجلس شوراي اسلامي ، سازمان صدا و سيما، سازمان تبليغات اسلامي ، سازمان ملي جوانان، سازمان تربيت بدني ، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، سازمان مديريت و برنامه ريزي، ستاد احياي امر به معروف ونهي از منکر، شهرداري ها، نيروي انتظامي و نيروي مقاومت بسيج ) با دقتي درخور تقدير مشخص شده است .
 +
 +
===== تفکيک جنسيتي در نهادهاي دولتي و بويژه در مراکز آموزشي و درماني=====
 +
 +
عدم رعايت حريم زنان و مردان و دختران و پسران و فراهم کردن زمينه اختلاط به تدريج زمينه آشنايي ، مراوده و ارتباطات ناسالم ميان دو جنس مخالف را فراهم مي کند. امري که اکنون در فضاي حاکم بر دانشگاه هاي ما به وضوح قابل مشاهده است . اين مطالبه ، هرگز به معناي نگاه جنسيتي به علم و دانش نيست بلکه علاوه بر ملاحظات شرعي آن، از منظر علمي نيز قابل تامل مي باشد زيرا اين اختلاط ها نوعا باعث افت تحصيلي و بحران هاي روحي فراوان براي دانشجويان مي شود. در يک محيط علمي ، دانش اندوزي به معناي دقيق آن بايد وجهه همت قرارگيرد و از هرچه که اين تمرکز را برهم مي زند پرهيز شود. اگر فضاي علمي مراکز آموزش عالي ما از اين منظر منصفانه آسيب شناسي گردد روشن مي گردد که در بسياري ازموارد تمرکز بر دوست يابي ها و ارتباطات نامشروع جاي تمرکز بر علم و دانش را گرفته اند و محيط علمي تبديل به محيط عشقي شده! و به دنبال آن دلزدگي ها و افسردگي ها در برخي دانشجويان ما بوجود آمده است . امروزه بسياري از استادان و دانشجويان متدين از اين وضعيت ناراضي و نگرانند. فارغ از جنبه شرعي و علمي ، موضوع اختلاط از بعد حقوقي نيز به صورت جدي محل اشکال است . همان گونه که اصل تحصيل به عنوان يک حق براي شهروندان مطرح مي باشد، هرشهروندي حق دارد نسبت به فضاي حاکم بر مراکز تحصيلي نيز ملاحظات مذهبي و اعتقاديش مورد توجه قرارگيرد. اين حق هر شهروند مسلمان است که از دولت بخواهد که مکان تحصيل دخترش جداي از مکان تحصيل پسران باشد. بدون
 +
 +
٤٠٢متن کامل اين قانون به جهت اهميت بسيار زياد آن در فصل ششم (پيوستها) آمده است .
 +
 +
177
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
ترديد دولت در قبال دانشجويان و نيز پدران و مادراني که فرزندان خود را به اين مراکز سپرده اند مسئوليت دارد بويژه دولتي که خود را اسلامي مي داند. چه کسي است که نداند اختلاط در نقطه مقابل عفاف و حجاب قرارمي گيرد. در محيط هاي آموزشي که قريب به اتفاق آنان پسران و دختران جوان و مجرد مي باشند، اختصاص دانشگاههايي ويژه دختران مانند دانشگاه الزهرا کمک شاياني به سالم سازي محيط هاي آموزشي خواهد کرد و از بسياري از منکرات جلوگيري خواهدنمود؛ اگر اين کار در حال حاضر امکان اجرا ندارد،تفکيک کلاسها کمترين چيزي است که اقدام نسبت به آن از يک نظام اسلامي انتظارمي رود. آنچه گفتيم گرچه در محيط هاي دانشجويي بيشتر مخاطره انگيز است ولي در تمام محيط هاي کاري دولتي ملاحظات اخلاقي ناشي از ارتباطات زنان و مردان بايد مورد توجه قرار گيرد. معضلاتي که گاه از اين ناحيه گريبان خانواده ها را مي گيرد به آساني قابل جبران نيست . رعايت حريم زن و مرد در ادارات، سازمانها وکارخانه ها امري لازم است و البته زنان از اين شايستگي برخوردارند که پا به پاي مردان در عرصه آموزش و اشتغال حضور داشته و نقش آفرين باشند.
 +
 +
سالم سازي محيط هاي آموزشي و پژوهشي به عوامل ديگري نيز بستگي دارد که از جمله آنها التزام کامل استادان، دانشجويان و کارمندان به رعايت شئونات اسلامي ، بازتعريف نقش تشکلهاي دانشجويي در جهت داشتن جامعه دانشگاهي سالم تر، کوشش در جهت بومي کردن دانشجويان بويژه دانشجويان دختر و اهتمام بيشتر در تاسيس خوابگاههاي دانشجويي بويژه در داخل محيط دانشگاه مي باشد.
 +
 +
سوگمندانه بايد اعتراف کنيم که نه تنها به اين راهکارها توجه نکرده ايم بلکه رفتارهاي متناقض مسئولان، کار را به جايي رسانده است که وضعيت هرروز ما بدتر از ديروز مي باشد. کافي است به بزرگترين رسانه کشور يعني صدا وسيما نگاهي بيندازيم براستي اين رسانه به چه ميزان در فضاسازي و فرهنگ سازي مناسب ، ارائه الگوهاي مناسب با بهره گيري از سيره معصومان و بزرگان، مبارزه با کژيها و انحرافات، ايجاد و افزايش احساس مسئوليت اجتماعي نسبت به سالم سازي جامعه در ميان مردم، افزايش روحيه ظلم ستيزي، افزايش تنفر از گناه و قانون گريزي، افزايش باورمندي به واجبات الاهي ، افزايش حساسيت نسبت به بيت المال و اموال عمومي ، آموزش الگوي صحيح مصرف و مبارزه با مصرف گرايي و... نقش داشته و موفق بوده است .
 +
 +
اين رسانه و ساير رسانه ها، وزارتخانه ها و نهادها تا چه حد توانسته اند استفاده درست و شايسته از منابع ملي ، عمومي و حتي خصوصي را آموزش داده و آن را نهادينه کنند. به عنوان مثال چگونگي استفاده از جنگلها و پارکها، ميادين عمومي ، ميدانها و سالنهاي ورزشي ، امکانات اداري، وسايل نقليه عمومي و خصوصي ، صرفه جويي در مصرف آب، برق، گاز، تلفن ، چگونگي
 +
 +
178
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
جشنهادي ازدواج، مراسم عزاداري و دهها نمونه از اين قبيل که مردم در زندگي روزمره خود با آن مواجه مي باشند.
 +
 +
===== اقتدار نيروي انتظامي در برخورد با ناهنجاريهاي اجتماعي =====
 +
 +
اين نيرو مسئوليت برخورد با ناهنجاريها و اعمال مجرمانه و غيرقانوني و نامشروع را بردوش مي کشد. يکي از امور بسيار مهم که لازم است در نظرگرفته شود، شيوه برخورد با افراد يا گروههايي است که رفتار آنان براساس شرع يا قانون جرم تلقي مي گردد. يکنظرخواهي از دو گروه شهروندان عادي و کارشناسان، نظر آنان در زمينه برخورد خشن يا قاطع و خشن يا قاطع و مقتدرانه و يا با ملاطفت با افرادي چون بدپوشش ها، مزاحمان نواميس ، اراذل، معتادان، مواد فروشان و توزيع کنندگان، نشان مي دهد در حالي که اغلب خواستار برخورد با ملاطفت با بدپوشش ها هستند در مقابله با اراذل و اوباش برخورد تند و خشن و در مقابله با توزيع کنندگان تصاوير غير اخلاقي برخورد قاطع و مقتدرانه را
 +
 +
403
 +
 +
ترجيح مي دهند .
 +
 +
====دوم. ضمانت اجراها====
 +
 +
دولت به معناي قواي سه گانه و همه دستگاههاي تقنيني ، اجرايي و قضايي کشور، همه چيز را در اختيار دارند و هيچ مانع و رادعي براي اقدامشان وجود ندارد. برخلاف تصور اوليه که فکر مي کنيم خلاهاي قانوني زيادي براي امر به معروف و نهي از منکر داريم ، دست کم در جايي که دولت نسبت به مردم بخواهد اين وظيفه را انجام دهد به اندازه کافي قانون و مقررات موجود است به گونه اي که اگر بخواهيم در ابعاد مختلف ، آنها را بيان کنيم دهها صفحه را به خود اختصاص خواهد داد، کمبود واقعي را در عزم و اراده مقامات دولت براي اين مهم بايد جستجو کرد.
 +
 +
=====رهبري=====
 +
 +
در صورتي که رهبر به عنوان عالي ترين مقام کشور به وظايف خويش در زمينه امر به معروف و نهي از منکر عمل نکند، مجلس خبرگان رهبري به موجب اصل ١١١ قانون اساسي و بر اساس آيين نامه داخلي خود مي تواند در اين زمينه اقدام کند. مقام ولايت امر و امامت امت ، بيش از هر فرد ديگري بايد دغدغه برپايي معروف ها و ريشه کني منکرات در جامعه را داشته باشد و از آنجا که قواي سه گانه و کليت کشور زير اشراف ايشان قراردارد، در صورتي که وضعيت مطلوبي از نظر ظواهر اسلامي و رعايت حدود الاهي در جامعه وجود نداشته باشد، وظيفه نظارتي خبرگان ايجاب مي کند در اين زمينه توضيحات لازم را از مقام رهبري بخواهد و در جستجوي ريشه يابي اين موضوع باشد و بررسي کند که آيا رهبري دستورات لازم را در اين خصوص به مقامات مربوط
 +
 +
٤٠٣. احمدرضا رادان، کارکرد نظارت همگاني در اثربخشي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي ، مجموعه مقالات همايش علمي تخصصي ناجا و نظارت همگاني ، ص١٠٣.
 +
 +
179
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
صادرکرده است ؛ آيا به صورت جدي از آنان براي سالم سازي محيط اجتماعي در محدوده اختياراتشان، مطالبه اي داشته است ؛ آيا افراد و مقاماتي را به اين دليل که عامل به وظيفه امر به معروف و نهي از منکر نبوده اند، از مسئوليتشان برکنارکرده است . ترديدي نيست که همه اين موارد از دغدغه هاي مهم رهبر يانقلاب بوده وهست ؛ مطالبه آن از سوي خبرگان نيز موجب اطمينان خاطر بيشتر براي مردم خواهد شد.
 +
 +
===== قوه مقننه =====
 +
 +
شان مجلس ، شان قانونگذاري و نظارت است.مجلس وظيفه دارد که براي پرکردن خلاهاي قانوني در زمينه امر به معروف و نهي از منکر، به موجب مطالبه قانون اساسي در اصل هشتم اقدام کند؛ حتي اگر از سوي دولت ، لايحه اي تقديم مجلس نشده باشد، لازم است با ابتکار عمل نمايندگان، طرح قانوني جامع و کاملي ارائه شود. متاسفانه اين واقعيت ناخوشايند وجود دارد که اگر قوه مقننه چه در اين زمينه و چه در زمينه هاي ديگر به وظايف خود عمل نکند، ضمانت اجرايي که اين قوه را مکلف به انجام وظيفه کند وجود ندارد؛ آري نمايندگان، شرعا و قانونا مکلفند فرامين رهبري را در حوزه ماموريت خودشان اجرا نمايند و تذکرات رهبري به مجلس و نيز واکنش منفي مردم نسبت به نمايندگانشان يا احزاب و مطبوعات و رسانه در اين خصوص تاثيرات غير قابل انکاري را از نظر سياسي و فضاسازي عمومي خواهد گذاشت .
 +
 +
===== قوه مجريه =====
 +
 +
دولت در برابر رهبر و مجلس مسئوليت دارد و به همين دليل ، موضوع نظارت رهبري بر رياست
 +
 +
جمهوري از نظر قانوني مطرح مي باشد؛ از نظر شرعي نيز مشروعيت همه قوا با تاييد و تنفيذ ولي فقيه مي باشد. اگر دولت به وظايف خود در خصوص امر به معروف و نهي از منکر عمل نکند، چه بسا با بازخواست رهبر مواجه شود و تذکرات لازم را دريافت کند. مجلس نيز مي تواند با تحقيق از تمامي دستگاههاي اجرايي کشور، در زمينه اجرايي شدن يا نشدن قوانين مرتبط با امر به معروف و نهي ازمنکر و از جمله قانون راهکارهاي اجرايي امر به معروف بررسي نموده و از طريق سئوال يا تذکر و حتي استيضاح رييس جمهور يا وزيران نسبت به اين فريضه الاهي از خود حساسيت نشان دهد.
 +
 +
=====تاسيس سازمان امر به معروف و نهي از منکر=====
 +
 +
مباحث مربوط به اين سازمان موضوع فصل پنجم مي باشد که به تفصيل در مورد آن سخن خواهيم گفت . به نظر مي رسد بخش قابل توجهي از نارسايي هاي موجود در مورد اين فريضه در هر سه محور امر و نهي مردم نسبت به مردم، مردم نسبت به دولت و دولت نسبت به مردم، ناشي از فقدان يک سازمان قانوني است که تنها دغدغه آن برپايي معروفها و مبارزه با منکرات باشد.
 +
 +
180
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
=====حمايت قضايي از بسيج=====
 +
 +
بر اساس قانون حمايت قضايي از بسيج ، افراد نيروي مقاومت ، در صورت برخورد با جرايم مشهود و عدم حضور ضابطين ديگر يا عدم اقدام به موقع آنها و يا اعلام نياز آنها، به منظور جلوگيري از امحاي آثار جرم و فرار متهم و تهيه و ارسال گزارش به مراجع قضايي ،اقداماتلازمرابهعملمي آورند.(ماده١) به موجب تبصره ٣ ماده يک «نيروي مقاومت بسيج سپاه، وظيفه فوق را از طريق افرادي که آموزشهاي لازم را در اين زمينه فرا گرفته و مجوز مخصوص را از نيروي مزبور دريافت نموده باشند اجرا خواهد کرد. نيروهاي مذکور موظفند به هنگام برخورد با متهم مجوز مخصوص خود را
 +
 +
404
 +
 +
در صورت مطالبه ارائه دهند» .
 +
 +
ماده١١آيين نامهاجرايياينقانون،مقررکردهاستکه :
 +
 +
«آموزشهاي عقيدتي و احکام امر به معروف و نهي از منکر و همچنين آموزشهاي قضايي راجع به تشخيص جرايم و قوانين مربوطه و توجيهات اجرايي ، توسط معاونت عقيدتي سياسي نمايندگي ولي فقيه در اين نيرو انجام و پس از قبولي در امتحانات مجوز لازم صادر مي شود.». اين آيين نامه اجرايي ، هرگونه برخورد توهين آميز متهمين با آنها را برخورد توهين آميز و مقابله با ضابطين دادگستري و ماموران دولتي و انتظامي تلقي کرده (ماده ١٢) و نيروهاي نظامي و انتظامي را به
 +
 +
405
 +
 +
حمايت از افراد نيروي مقاومت بسيج ، ملزم نموده است (ماده ١٣) .
 +
 +
===== قانون مجازات اسلامي=====
 +
 +
بخش عمده اي از ضمانت اجراهاي جلوگيري از منکرات را بايد در قانون مجازات اسلامي سراغگرفت . مواد ٦٣ تا ٢٠٣ اين قانون اختصاص به منکرات موجب حد دارد. اين منکرات عبارتند از زنا، لواط، مساحقه ، قوادي، قذف، شرب مسکر، محاربه و سرقت .
 +
 +
قانونگذار براي جرايم ضد امنيت داخلي و خارجي کشور (مواد ٤٩٨-٥١٢)، اهانت به مقدسات مذهبي (مواد ٥١٣-٥١٥)، هتک حرمت اشخاص (مواد ٦٠٨، ٦٠٩ و ٦٩٧- ٧٠٠)، جرايم عليه اشخاص (مواد ٦١٢-٦٣٦)، جرايم ضد عفت و اخلاق عمومي (مواد ٦٣٧-٦٤٧)، جعل و تزوير (مواد ٥٢٣-٥٤٦)، ارتشا، ربا و کلاهبرداري (مواد ٥٨٨-٥٩٦)، تباني براي ارتکاب جرم (مواد ٦١٠ و ٦١١)، شهادت دروغ و افشاي اسرار (مواد ٦٤٨- ٦٥٠)، خيانت در امانت (٦٧٣ و ٦٧٤)، اتلاف و
 +
 +
٤٠٤قانون حمايت قضائي از بسيج ، مصوب اول ديماه ١٣٧١ (روزنامه رسمي کشور سال ١٣٧١)پايگاه قوانين و مقررات کشور:www.dastour.ir.rooznamehrasmi.ir..http:.
 +
 +
٤٠٥آئين نامه اجرائي قانون حمايت قضائي از بسيج ، مصوب ١٣٧٢.٣.٣٠ (روزنامه رسمي کشور)پايگاه قوانين و مقررات کشور:www.dastour.ir.rooznamehrasmi.ir..http:.
 +
 +
181
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
تخريب اموال (مواد ٦٧٥-٦٩٦) و تجاهر به استعمال مشروبات الکلي ، قماربازي و ولگردي (مواد
 +
 +
٧٠١-٧٠٣) مجازاتهاي لازم و بازدارنده را درنظرگرفته است .
 +
 +
بديهي است که جلوگيري از اين منکرات، شان حکومت است و فقها بدرستي فتوا داده اند که مردم حق اجراي حدود، تعزيرات، ديات و قصاص را ندارند. حتي اگر چنين حقي را براي اين مرتبه از امر به معروف و نهي از منکر براي اشخاص حقيقي قائل باشيم ، در بسياري از منکرات پيش گفته ، آنان توان جلوگيري از منکر را ندارند. بدون شک اطلاع رساني مناسب به مردم در زمينه اين دسته از جرايم و منکرات از يکسو و قاطعيت دستگاه قضايي در اجراي حدود الاهي از سوي ديگر، آثار غير قابل انکاري را در تحقق سلامت اجتماعي برجاي خواهدگذارد.
 +
 +
مواد زير از قانون مجازات اسلامي نيز مجازات برخي از موارد نقض حريم خصوصي را تعيين
 +
 +
کردهاند:
 +
 +
ماده ٥٨٠:هر يک از مستخدمين و مأمورين قضايي يايرقضايي يا کسي که خدمت دولتي به او ارجاع شده باشد بدون ترتيب قانوني به منزل کسي بدون اجازه و رضاي صاحب منزل داخل شود به حبس از يک ماه تا يک سال محکوم خواهد شد مگر اينکه ثابت نمايد به امر ي ي ک از رؤساي خود که صلاحيت حکم را داشته است مکره به اطاعت امر او بوده، اقدام کرده است که در اين صورتمجازات مزبور در حق آمر اجرا خواهد شد...»
 +
 +
ماده ٥٨٢:هر يک از مستخدمين و مأمورين دولتي ، مراسلات يا مخابرات يا مکالمات تلفني اشخاص را در غير مواردي که قانون اجازه داده حسب مورد مفتوح يا توقيف يا معدوم يا بازرسي يا ضبط يا استراق سمع نمايد يا بدون اجازه صاحبان آنها مطالب آنهارا افشا نمايد به حبس از يک سال تا سه سال و يا جزاي نقدي از شش تا هجده مي يلون ريال محکوم خواهد شد.
 +
 +
چکيده و نتيجه مطالب فصل چهارم
 +
 +
١. مسئوليت «دولت » متشکل از رهبري و قواي سه گانه و نيز مسئوليت «نهادها و سازمانهاي دولتي » در زمينه دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر، امري کاملا روشن مي باشد. يکي از وظايف رهبري با در اختيار داشتن اقتدارات و اختيارات لازم، پاسداري از ارزشهاي اسلامي است .
 +
 +
اگر سير اخلاقي حاکم بر جامعه ، سيري نزولي و همراه با انحطاط اخلاقي داشته باشد، اولين کسي که لازم است پاسخگو باشد رهبري است .
 +
 +
٢. هرگونه سالم سازي اجتماعي ابتدا در قانونگذاري بايد صورت تا جاي خويش را در بدنه اجرايي و قضايي کشور پيدا کند. تاکيدهاي لازم، در زمينه احياي ارزشهاي اسلامي ، ترويج معروفها و ترک منکرات هم در قانون اساسي (اصول متعدد از جمله سوم و هشتم ) و هم در سند چشم انداز صورتگرفته است .
 +
 +
٣. قوه مجريه با در اختيارداشتن ابزارهاي فراوان، به صورت مستقيم از طريق نهادها و سازمانهاي دولتي و به صورت غير مستقيم با حمايت از نهادها و شخصيت هاي غير دولتي مي تواند در احياي فريضه امر به معروف موثر واقع شود.
 +
 +
٤. در نظام جمهوري اسلامي ايران با توجه به خصيصه اسلامي بودن آن شايد کمتر نهاد و ارگاني را بتوان يافت که ملاحظات اسلامي در درون ماموريتهاي آن وجود نداشته باشد. نهادهاي علمي همچون آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، نهادهاي مذهبي مانند سازمان تبليغات اسلامي ، دفتر تبليغات اسلامي و ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر و نيز نهادهاي ارتباط جمعي مانند صدا و سيما و ساير رسانه ها تاثيرات غير قابل انکاري بر شناختها، هنجارها و رفتارهاي مخاطبان خود دارند. اين مجموعه در صورتي که هماهنگ با هم عمل کنند، به راحتي مي توانند معروف ها و منکرها را به مخاطبان خود شناسانده، شرايط پذيرش آنها را فراهم کرده و نسبت به آن ها امر و نهي کنند
 +
 +
٥. دخالت دولت و کارگزارانش در زندگي خصوصي افراد در موارد زير مشروع نمي باشد: احضار و توقيف افراد بدون حکم قاضي شرع، تصرف در اموال منقول و غير منقول بدون حکم حاکم شرعي ، ورود به محل کار يا منازل افراد بدون رضايت آنان، شنود تلفن و گوش دادن به نوار ضبط صوت ديگران به نام کشف جرم، تجسس از گناهان ديگران و دنبال اسرار مردم بودن و افشاي
 +
 +
اسرارمردم
 +
 +
٦.تجسس براي کشف توطئه و مقابله با آنان که قصد براندازي نظام را دارند جايز مي باشد.
 +
 +
٧. از نظر قانوني ، تعرض به اشخاص به خاطر «داشتن عقيده »، «تفتيش عقيده» و نيز «تحميل عقيده» ممنوع است ؛ اما قانون گذار نسبت به آزادي «ترويج عقيده »، «اعمال عقيده » و «تغيير عقيده» ساکت بوده و با رويکرد اسلامي آن تميتوان مطمئن بود که نسبت به اين موارد، نظر چندان مثبتي نداشته است .
 +
 +
٨. با توجه به اصل ٢٢ قانون اساسي ، دولت نمي تواند به بهانه کشف يا جلوگيري از منکر متعرض افراد شده و حريم خصوصي جسماني و حريم خصوصي اماکن آنان را نقض کند.
 +
 +
٩. رهگيري پستي و مخابراتي ، محدود به موارد امنيتي يا کشف جرايم مهم و يا براي مبارزه با باندهاي فسادي است که به صورت سازمان يافته از تکنولوژيهاي ارتباطاتي روز درصدد ترويج فساد و فحشا در جامعه مي باشند.
 +
 +
183
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
١٠. راهکارهايي را که دولت مي تواند براي تحقق امر به معروف در جامعه در نظر گيرد عبارتنداز: آموزش و فرهنگ سازي از طريق وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، صدا و سيما و نهادهاي مشابه ، اطلاع رساني کافي نسبت به قوانين و مقررات، اجراي قاطعانه قوانين و مقررات مربوط به سالم سازي محيط اجتماعي ، تفکيک جنسيتي در نهادهاي دولتي و بويژه در مراکز آموزشي و درماني ، اقتدار نيروي انتظامي در برخورد با ناهنجاريهاي اجتماعي .
 +
 +
١١. براي اثر بخشي اقدامات دولت در زمينه امر به معروف و نهي از منکر اقدامات زير لازم است صورت پذيرد: تقسيم وظايف ميان نهادهاي رسانه اي؛ تبيين استانداردهاي تبليغي و شيوه هاي صحيح امربه معروف ونهي از منکر توسط رسانه ها و پرهيز از اعمال سليقه هاي شخصي ؛ گزينش اشخاص شايسته ، خوشنام، درستکار، نظارت مداوم و مستمر نسبت به ميزان تاثيرگذاري مثبت يا منفي فعاليتهاي صورت گرفته و حمايت از سريالها، فيلمها و توليدات هنري آموزنده و ترويج کننده ارزشهاي ديني .
 +
 +
١٢. ضمانت اجراي امر به معروف در حوزه دولت نسبت به مردم در موارد زير تحقق مي يابد: يک . در صورتي که «رهبر» به عنوان عالي ترين مقام کشور به وظايف خويش در زمينه امر به معروف و نهي از منکر عمل نکند، مجلس خبرگان رهبري به موجب اصل ١١١ قانون اساسي و بر اساس آيين نامه داخلي خود مي تواند در اين زمينه اقدام کند؛
 +
 +
دو. مجلس وظيفه دارد که براي پرکردن خلاهاي قانوني در زمينه امر به معروف و نهي از منکر، اقدام کند، سه . اگر دولت به وظايف خود در خصوص اين فريضه عمل نکند، با تذکرات رهبري و نيز اقدامات مجلس از طريق سئوال يا تذکر و حتي استيضاح رييس جمهور يا وزيران مواجه خواهدشد؛ چهار. تاسيس سازمان امر به معروف و نهي از منکر؛ پنج . حمايت قضايي از بسيج ؛ شش . قانون مجازات اسلامي
 +
 +
184
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
==فصل پنجم : نظارت در پرتو تشکيلات قانوني==
 +
 +
(مباني ، پيشينه تاريخي ، سازمان پيشنهادي)
 +
 +
مقدمه .در سه فصل گذشته موضوع امر به معروف در سه حوزه مردم نسبت به مردم، مردم نسبت به دولت و دولت نسبت به مردم مورد بررسي قرارگرفت و به اين نکته اشاره شد که وجود تشکيلاتي قانوني که متولي مساله بسيار مهم امر به معروف در کشور باشد، يکي از ضمانت اجراهاي مهم در اين زمينه بشمارمي آيد. يکي از بايسته هاي فقهي و حقوقي امر به معروف و نهي از منکر، آسيب شناسي آن است . براستي چرا فريضه اي که نه تنها همتراز نماز و روزه و حج و جهاد بلکه فراتر از همه اين هاست و در گذشته ميان مسلمانان و دولتهاي اسلامي بشدت مورد اهتمام بوده است ، اين چنين به حاشيه رانده شده و در انزوا قرارگرفته است ؟. چرا گروهي بيشماري از مسلمانان يا از اين فريضه آگاهي ندارند و يا اگر دارند آن را باور نکرده اند و يا اگر باورهم کرده اند، بازتاب آن را در رفتار خود نشان نمي دهند؟٤٠٦اين فصل با نگاهي گذرا به نهاد حسبه و برخي از نهادهاي مشابه در کشورهاي اسلامي ، ضرورت تاسيس نهادي قانوني که از شان و جايگاه مناسب برخوردار باشد و بتواند در زمينه امر به معروف و نهي از منکر در کل کشور سياستگذاري، برنامه ريزي و نظارت کند را بررسي مي کند.
 +
 +
٤٠٦ر.ک: مهري سويزي، مقاله امر به معروف ونهي از منکر، مجموعه مقالات هم انديشي نظارت مردمي و نقش آن در اصلاحات اجتماعي ، ص ٣٨٨-٣٩٢.
 +
 +
185
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
===گفتار اول: دلايل و مباني===
 +
 +
به نظر مي رسد دلايل زير توجيه کننده تاسيس سازماني خواهد بود که ساختار و شرح وظايف آن در گفتار سوم بررسي خواهد شد.
 +
 +
====يکم . دستور قرآن به مومنان====
 +
 +
«و بايد از ميان شما، گروهي، [مردم را] به نيکي دعوت کنند و به کار شايسته وادارند و از زشتي بازدارند، و آنان همان رستگارانند»٤٠٧اين آيه را مي توان اساس نهادينه کردن امر به معروف و نهي از منکر دانست . برخي از فقها و مفسران در مقايسه اين آيه با برخي از آيات ديگر که امر به معروف را وظيفه عموم مردم دانسته اند نظير آيه ١١٠ سوره آل عمران که مي فرمايد: «شما بهترين امتي هستيد که براي مردم پديدار شدهايد؛ به کار پسنديده فرمان ميدهيد، و از کار ناپسند بازميداريد٤٠٨» و آيات سوره مبارکه «عصر»٤٠٩، استفاده کرده اند که «امر به معروف و نهي از منکر دو مرحله دارد: يکي مرحله فردي که هر کس موظف است به تنهايي ناظر اعمال ديگران باشد، و ديگري مرحله دسته جمعي که امتي موظفند براي پايان دادن به نابسامانيهاي اجتماع دست به - دست هم بدهند و با يکديگر تشريک مساعي کنند. قسمت اول وظيفه عموم مردم است ، و چون جنبه فردي دارد طبعا شعاع آن محدود به توانايي فرد است ، اما قسمت دوم شکل واجب کفايي به خود ميگيرد و چون جنبه دسته جمعي دارد و شعاع قدرت آن وسيع و طبعا از شئون حکومت اسلامي محسوب ميشود. اين دو شکل از مبارزه با فساد و دعوت به سوي حق ، از شاهکارهاي قوانين اسلامي محسوب ميگردد، و مسئله تقسيم کار را در سازمان حکومت اسلامي و لزوم تشکيل يک گروه نظارت بر وضع اجتماعي و سازمانهاي حکومت مشخص
 +
 +
410
 +
 +
ميسازد» .
 +
 +
فقيهي ديگر در تبيين آيه مورد بحث گفته است که «اين آيه در صدد بيان تاسيس گروه و جمعيت خاص و ارگان مخصوصي از امت اسلامي است که قيام به امر به معروف و نهي از منکر و دعوت به سوي خير کنند و روشن است که اين گروه و ارگان مخصوص در ميان امت اسلامي بايد داراي ويژگيها و شرايط خاصي باشند و به امکانات و تجهيزات مخصوص مجهز شده تا بتوانند اين دو وظيفه بسيار مهم را به خوبي انجام دهند. معين کردن چنين وظيفه اي براي جمعيت خاص که
 +
 +
٤٠٧آلعمران : ١٠٤(و لتکن منکم أمة يدعون إلي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و أولئک هم المفلحون)
 +
 +
٤٠٨آل عمران: ١١٠(کنتم خير أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر)
 +
 +
٤٠٩العصر: ١-٣ (و العصر. إن الإنسان لفي خسر. إلا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر)
 +
 +
٤١٠ناصر مکارم شيرازي، تفسير نمونه ، ج٣، ص ٣٧.
 +
 +
186
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
واجد شرايط مخصوص از امت اسلامي هستند منافات با اين ندارد که «اصل وجوب» امر به معروف و نهي از منکر شامل همگان در مراحل ديگر مي شود»٤١١. علاوه بر آيه ١٠٤ سوره آل عمران، مي توان آيه دوم سوره مائده را نيز مورد استناد قرارداد زيرا در اين آيه به مومنان دستور داده مي شود که : «در نيکوکاري و پرهيزگاري با يکديگر همکاري کنيد، و در گناه و تعدي دستيار هم نشويد»٤١٢اين دستور، بيانگر اصلي است که مي توان از آن به «اصل تعاون» در اسلام نام برد.
 +
 +
چنين اصلي به خوبي توجيه کننده انجام امر به معروف و نهي از منکر به صورت متشکل ، منضبط و با تقسيم کار شايسته مي باشد.
 +
 +
====دوم. ضرورت نقش آفريني مردم و دولت به صورت توامان.====
 +
 +
دعوت به خير و اجراي امر به معروف و نهي از منکر، مي تواند به يکي از سه صورت زير انجام پذيرد:
 +
 +
=====مردمي=====
 +
 +
اقدامات مردمي به دو روش امکانپذير است :
 +
 +
يک. فردي. در اين روش اين فريضه بدون بهرهگيري از سازماندهي و نظم تشکيلاتي و صرفا به صورت انفرادي از سوي مومنان صورت مي گيرد. امتياز اين روش، همگاني شدن امر به معروف و نيز سرعت در انجام آن مي باشد در نتيجه از انحصار ماموران دولتي خارج و از پيچ و خم هاي اداري نيز در امان خواهد بود. در کنار اين دو امتياز، احتمال بروز بي نظمي و نيز انجام نامناسب يا عدم رعايت ضوابط شرعي و قانوني را مي توان از نقاظ ضعف اين روش به شمارآورد. روشن است که آشنايي با معروفها و منکرات و شيوه درست اجراي آنها، نيازمند مهارت هايي است که همه مردم از آن برخوردار نيستند. دو آفت ديگر براي اين روش عبارتند از نبودن ضمانت اجراي کافي براي انجام آن توسط مردم و محدود شدن امر به معروف و نهي از منکر به دو مرتبه قلبي و زباني زيرا از نظر فقيهان امر و نهي عملي ، در صورتي که منجر به ضرب و جرح شود مختص حکومت است و در زماني که حکومت اسلامي وجود داشته باشد، امر و نهي عملي به طور کلي وظيفه حکومت مي باشد.
 +
 +
دو. گروهي. در اين روش، گروههاي سازمان يافته مستقل ، عهده دار انجام امر به معروف و نهي از منکر مي باشند. اين سازمانهاي مردم بنيان با الهام از آيه ١٠٤ سوره آل عمران با هدف امر به معروف و نهي از منکر تشکيل مي شوند تا با جذب داوطلبان و آموزش آنان و نيز بهرهگيري از امکانات مردمي ، گامهاي موثرتر و ماندگارتري را براي انجام اين وظيفه ديني و قانوني بردارند. در کتابهاي فقهي شيعه امر به معروف و نهي از منکر عمدتا در سطح مردمي و به عنوان وظيفه فردي يا حد اکثر گروهي ، مطرح بوده و در همين راستا شرايط و مراتب آن ذکرشده است .
 +
 +
٤١١نوري همداني ، امر به معروف ونهي از منکر، ص ٣٨-٣٩.
 +
 +
٤١٢مائده : ٢ (و تعاونوا علي البر و التقوي و لا تعاونوا علي الإثم و العدوان )
 +
 +
187
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
===== دولتي=====
 +
 +
فريضه امر به معروف و نهي از منکر، توسط يک نهاد تشکيل شده توسط دولت اسلامي احيا و اجرا مي شود شبيه سازمان يا دايره حسبه که در گذشته در برخي از حکومتهاي اسلامي وجود داشته است .
 +
 +
===== مردمي - دولتي =====
 +
 +
اين شکل از دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منکر، ترکيبي است از بهره گيري توامان از توان و ظرفيتهاي مردم و دولت و عدم انحصار انجام اين مسئوليت به يکي از اين دو. بدين ترتيب ، در اين حالت ، تمام امتيازاتي که در هر يک از اقدامات دولتي و مردمي وجود دارد، تامين مي شود و با ايجاد هماهنگي ميان اقدامات مردمي و دولتي ، نقاط ضعفي مانند امکان هرج و مرج و بي نظمي و يا نبودن ضمانت اجراي کافي براي انجام آن و يا محدود شدن امر به معروف و نهي از منکر به دو مرتبه قلبي و زباني ، وجود نخواهد داشت . به نظر مي رسد آيات قرآن کريم که گاه انجام اين فريضه را از همه مردم و گاه با تعبير «ولتکن منکم امه » از گروهي خاص از مردم به صورت سازمان دهي شده و گاه با تعبير «الذين ان مکناهم في الارض اقاموا الصلوه و آتوا الزکوه و امروا بالمعروف و ...٤١٣» از صاحبان قدرت و دولت ، مطالبه کرده است ، همين شيوه ترکيبي را تاييد مي کند.
 +
 +
====سوم.ضرورت سياستگذاري، برنامه ريزي و هماهنگ سازي====
 +
 +
در دنياي کنوني و با توجه به پيچيدگي و گستردگي مسائل فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي و اقتصادي و تنوع بسيار فراوان ابزارها و امکاناتي که کاربردهاي دوگانه صحيح و ناصحيح آنها در همه جا قابل مشاهده است ، احياي ارزشهاي ديني و مبارزه با منکرات، نيازمند سياستگذاري و برنامه ريزي دقيق و جامع مي باشد.
 +
 +
اقدامات فردي خودجوش و غير سازمان يافته گرچه در جاي خود مفيد و لازمند ولي سهم اندکي در تحقق اهداف بلندي را که شرع مقدس در سايه امر به معروف و نهي از منکر دنبال مي کند، به خود اختصاص خواهد داد. به موازات گستردگي و پيچيدگي و تنوع ابزارهايي که امروزه همه ارزشهاي انساني و الاهي را هدف گرفته اند، مبارزه با آنها نيز لازم است سنجيده تر و کارآمدتر صورت گيرد. اين امر ضرورت وجود سازمان يا نهاد هماهنگ کننده را بيش از پيش روشن مي سازد.
 +
 +
به اين نکته نيز بايد توجه داشت که اقدامات فردي و جمعي مردمي در زمينه امر به معروف و نهي از منکر از يکسو و وجود سازمانها، نهادها و وزارتخانه هاي زيادي که بسياري از وظايف آنها در راستاي دعوت به خير و اجراي امر به معروف و نهي از منکر مي باشند (نظير دو قوه قضاييه و مقننه ، نيروي انتظامي ، وزارتخانه هايي چون آموزش و پرورش و فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمانهايي چون صدا و سيما و سازمان تبليغات اسلامي ) از سوي ديگر، ضرورت هماهنگي ميان
 +
 +
٤١٣حج : ٤١.
 +
 +
چنين اقداماتي را روشن ميسازد. با توجه به ابعاد مختلف اين فريضه الاهي ناگزير بايد سازمان يا نهادي خاص، خارج از دولت ، مسئوليت کلان امر به معروف و نهي از منکر را برعهده گرفته و با سازماندهي و هدايت گري هاي شايسته بر تمامي فعاليت هاي مردمي و دولتي نظارت داشته باشد.
 +
 +
====چهارم. ضرورت وجود سازمان حامي و پشتيبان====
 +
 +
بخشي زيادي از ضمانت اجراي اقدامات مردمي و تشکلهاي غير دولتي ، نيازمند وجود سازماني است که از اين اقدامات حمايت لازم را به عمل آورد؛ اگر هدف از امر به معروف نهي از منکر، ترويج فضيلت ها و جلوگيري از منکرات و تجاوزها به حدود شرعي است ، تاسيس سازماني که تنها دغدغه آن، همين است ، تضمين بيشتري را در رسيدن به هدف مذکور ايجاد مي کند. اين واجب ، حتي اگر «وظيفه اي فردي باشد به دليل ماهيت اجتماعي و سياسي آن، بدون حمايت و نظارت دقيق نهادهاي حکومتي کاري از پيش نمي برد و محکوم به شکست و انزوا است ».٤١٤از سوي ديگر، آگاهي از احکام شريعت ، شناخت معروفها ومنکرها، شيوه هاي صحيح برخورد و رعايت شرايط امر و نهي ، از امور مهمي هستند که غالبا در اقدامات شخصي و فردي به درستي صورت نمي گيرد و گاه امر به معروف يا نهي از منکر به ضد خود تبديل مي شود و ذهنيت هاي منفي از آمران و ناهيان را برجاي مي گذارد؛ اين واقعيت نشان مي دهد که نظارت بر اقدامات مردمي و هدايت و نيز حمايت از آن، مستلزم وجود سازماني خاص است تا همضريب تاثير گذاري بالارود و هم از آسيب هاي احتمالي جلوگيري گردد.
 +
 +
====پنجم . مطالبه قانون اساسي====
 +
 +
دولتهاي اسلامي در گذشته با تاسيس نهادي به نام «حسبه » اهتمام خويش را نسبت به انجام فريضه امر به معروف و نهي از منکر نشان مي دادند. اين نهاد با وجود همه امتيازاتي که داشت ، عمدتا بر محور امر به معروف و نهي از منکر دولت نسبت به مردم عمل مي کرد و امر و نهي مردم نسبت به يکديگر و مردم نسبت به دولت در آن بسيار کمرنگ بود. قانون اساسي جمهوري اسلامي در اصل هشتم با تصريح به ابعاد سه گانه دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر٤١٥، نخواسته است که امر به معروف، رنگ و بويي صرفا دولتي به خود گيرد. در اين اصل ، اجرايي شدن امر به معروف و نهي از منکر، منوط به وضع قوانين و ضوابط و مقررات لازم دانسته شده است ؛ با عنايت به مباحث پيشين روشن مي شود که وضع قوانين مناسب توسط مجلس شوراي اسلامي در اين خصوص، بدون تاسيس نهادي ويژه امر به معروف، ناقص خواهد بود و کارامدي لازم را نخواهد داشت . بدين ترتيب با تامل در اصل هشتم و نگاه جامعي که اين
 +
 +
٤١٤عبدالحسين رضايي راد، امر به معروف در ترازوي تاريخ ، ص ١٤٥.
 +
 +
٤١٥«در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت ».
 +
 +
سند عالي به اين موضوع بسيار مهم داشته است ، مي توان مبناي حقوقي براي نهادمند کردن امر به معروف و تاسيس يک نهاد سياستگذار در اين زمينه را از آن به دست آورد.
 +
 +
====ششم . ارتقاء جايگاه امر به معروف====
 +
 +
با وجود يک تشکيلات قانوني ، جايگاه امر به معروف و نهي از منکر در کشور ارتقاء يافته ، اين وظيفه شرعي و قانوني نهادينه شده و امکان ارزيابي کارنامه مردم و دولت در زمينه امر به معروف فراهم مي شود.
 +
 +
با عنايت به دلايل مورد اشاره، اينک مي توان نسبت به ضرورت يا عدم ضرورت تاسيس نهاد يا سازمان خاصي در اجراي اصل هشتم قانون اساسي ، اظهار نظرکرد.
 +
 +
===گفتار دوم . پيشينه تاريخي===
 +
 +
====يکم . پيشينه امر به معروف و نهي از منکر در دولتهاي گذشته====
 +
 +
يکي از تشکيلات اداري در حکومتهاي اسلامي ، تشکيلات حسبه بود که بر امور مذهبي ، اجتماعي ، اقتصادي و حتي بهداشتي به عنوان امر به معروف و نهي از منکر، نطارت مي کرد. در خصوص حسبه توجه به نکات زير
 +
 +
مفيد خواهد بود:
 +
 +
=====تعريف حسبه =====
 +
 +
«حسبه » اسم مصدر از «احتساب» و از ريشه «حسب » به معناي حساب کردن و شمارش کردن است٤١٦. براي اين واژه در کتابهاي لغت ، کاربردهاي مختلفي ذکرشده است . ابن منظور مي گويد: احتساب به معناي طلب پاداش است و وقتي مي گوييم کاري را از روي حسبه انحام مي دهيم يعني براي خدا و به دست آوردن ثواب٤١٧. مجمع البحرين همزمان به دو کاربرد لغوي و اصطلاحي حسبه اشاره کرده و مي گويد: «حسبه همان اجر و پاداش است . حسبه ، امر به معروف و نهي از منکر است »٤١٨. احمد بن فارس مي گويد منظور از اين که : فـلانـي در امر
 +
 +
«حسبه » نيکوست ، يعني داراي تدبير نيک است و حسبه در ايـن کـاربـرد بـه مـعـناي طلب اجر و پاداش نيست٤١٩. در دانشنامه جهان اسلام آمده است که «حسبه و احتساب، معاني لغوي گوناگوني دارند که از ميان آنها دو معني با اصطلاح حسبه پيوند دارد: يکي احتساب به معناي شمردن و حساب کردن. اين مفهوم در اصل مادي و محسوس، در متون ديني و روايي بار معنوي يافته و به معناي چيزي را به حساب خدا گذاشتن ، کاري را به نيت الاهي انجام دادن و اجر و پاداش آن را از
 +
 +
٤١٦ر.ک. احمدبن فارس، مقاييس اللغه ؛ صحاح اللغه و ابن منظور، لسان العرب ذيل واژه «حسب »
 +
 +
٤١٧ابن منظور، همان، ذيل واژه حسب .
 +
 +
٤١٨الحسبة"بالکسر و هي الأجر ... و الحسبة : الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر(طريحي ، مجمع البحرين ، واژه حسب )
 +
 +
٤١٩«فلان حسن الحسبه بالامر اذا کان حسن التدبير وليس من احتسابه الاجر» (احمدبن فارس، همان، واژه حسب ).
 +
 +
190
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
خدا خواستن به کار رفته است . معناي دوم احتساب زشت شمردن است . حسبه نيز علاوه بر شمردن و حساب کردن به معناي تدبير به کاررفته است . تعريفهاي گوناگون اصطلاح حسبه را مي توان به دو گروه طبقه بندي کرد: در گروه اول حسبه از منظر فقهي و در گروه دوم از منظر اداري و کارکردي تعريف شده است . بيشتر تعاريف حسبه بر مبناي ديدگاه اول شکل گرفته اند و طرفداران آن، نويسندگان کتابهاي الاحکام السلطانيه ، کتابهاي فقهي و کتابهاي مستقل حسبه اند. بي ترديد ماوردي (متوفي ٤٥٠) را مي توان مبتکر تعريف فقهي حسبه دانست . به گفته وي «حسبه » امر به معروف است آن گاه که ترک آن معروف، آشکارشود و نهي از منکر است هنگامي که عمل زشت آشکارا انجام پذيرد...در ديدگاه گروه دوم، حسبه و احتساب به عنوان علمي از محموعه علوم
 +
 +
420
 +
 +
اسلامي رده بندي و تقريبا معادل علم مديريت شهر اسلامي تلقي شده است .» .
 +
 +
٢.کاربرد «حسبه و احتساب» در مورد امر به معروف و نهي از منکر، مستند قرآني يا روايي ندارد و با آنکه نه در اخبار و روايات شيعه و نه در احاديث اهل سنت ، رد پايي از آن به چشم نمي خورد، اين اصطلاح ابتدا در ميان علما راه پيدا کرد و سپس در جامعه اسلامي جاي خود را بازکرد تا جايي که باب امر به معروف و نهي از منکر را «باب الحسبه » ناميدند.
 +
 +
٣. در ميان منابع اهل سنت که از ديدگاه فقهي و حقوقي به حسبه پرداخته اند، کهنترين و مهمترين آنها «الاحکام السلطانيه » ماوردي است که حدودا ٢٠٠ سال پس از شکل گيري نهاد حسبه در حکومتهاي اسلامي تدوين شده است . ماوردي هويت ديني حسبه را برپايه فريضه امر به معروف و نهي از منکر موجه ساخت و آن را وظيفه اي حکومتي شناساند. در ميان نويسندگاني که با رويکرد اداري به حسبه نظرداشته اند، اولين تاليف از آن يحيي بن عمر اندلسي (٢٢٣-٢٨٩) با عنوان
 +
 +
«احکام السوق» است٤٢١. وي در اين کتاب پاسخهايي را در باره امور مربوط به بازار مسلمانان نظير يکسان بودن اوزان و کيل ها، انواع غش ، تدليس ، بازي با قيمتها، احتکار و مجازات متخلفان و
 +
 +
...ارائه داده است . در ميان فقهاي شيعه به نظرمي رسد اولين نفر، شهيد اول محمد بن مکي است که
 +
 +
422
 +
 +
در کتاب «الدروس الشرعيه » از امر به معروف و نهي از منکر با عنوان «کتاب الحسبه » نام ميبرد
 +
 +
423
 +
 +
و در ميان محدثان، فيض کاشاني اين اصطلاح را برگزيده است .
 +
 +
٤٢٠بادکوبه هزاوه، احمد، دانشنامه جهان اسلام، ج ١٣، مدخل حسبه ، ص ٢٣٤-٢٣٥.
 +
 +
٤٢١ر.ک: همان، ص ٢٣٥-٢٣٦.
 +
 +
٤٢٢بنگريد به : الدروس الشرعية في فقه الإمامية ، ج٢، ص٤٨ (کتاب الحسبة : شرائط الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر)
 +
 +
٤٢٣بنگريد به : مفاتيح الشرائع ، ج٢، ص ٤٧ (کتاب مفاتيح الحسبة و الحدود. قال الله عز و جل «و لتکن منکم أمة يدعون إلي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و أولئک هم المفلحون») و نيز ر.ک. مطهري، مجموعه آثار، ج٢٠، ص١٩٤.
 +
 +
191
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
٤.برخي معتقدند که «گزارشهاي تاريخي تا حدود سال ١٥٩ قمري فعاليت گروهي و سازماني براي انجام حسبه را نشان نمي دهند. تاريخ نويسان تشکيل نخستين گروه براي اجراي امر به معروف را به زمان خليفه سوم عباسي نسبت داده اند»٤٢٤. «به گمان قوي اين سازمان در دوره آغازين خلافت عباسي پديد آمده است ، همچنان که اطلاق واژه حسبه بر اداره امور بازار نيز از اوايل دوره عباسي و اواخر دوره اموي فراتر نمي رود...شواهد تاريخي وجود محتسبان را در کوفه و بغداد در عصر منصور تاييد مي کنند...در سرزمينهاي غربي اسلامي سازمان حسبه مدتي پس از استقرار مسلمانان و بر اساس الگوهاي شرقي کار خود را آغازکرد. ابتدا وظايف محتسب برعهده واليان و صاحب شرطه بود و پس از چندي قاضيان عهده دار اين منصب شدند٤٢٥». در ميان شيعيان تا به قدرت رسيدن صفويه ، سازمان حسبه چندان رسميتي نداشت زيرا اساسا به اعتقاد شيعه نظام سياسي خلافت ، نظامي مشروع نبود. با به قدرت رسيدن صفويان «حسبه و محتسب با مفهوم حکومتي آن همانند ديگر موضوعات فقه سياسي اسلامي چون جهاد و ماليات و خراج اهميت پيداکرد. بهترين نشانه اين توجه ، وجود سازمان حسبه در اين دوره در شهرهاي بزرگ و ظهور صاحب منصباني چون محتسب الممالک و نيز آثار و نوشته هايي است که به نوعي از حسبه در
 +
 +
426
 +
 +
آنها يادشده است ».
 +
 +
٥.سازمان يا دايره حسبه و محتسبان وظايف متعددي را برعهده داشته اند. از نظر ماوردي «وظايف محتسب به دو گروه عمده تقسيم مي شود: امر به معروف، نهي از منکر. وظايف مربوط به امر به معروف خود به سه دسته تقسيم مي شود: ١. وظايف مربوط به حقوق الله که ديني محض است . ٢.
 +
 +
وظايف مربوط به حقوق مردم که بخشي از آن جنبه عمومي و بخشي ديگر جنبه خصوصي و شخصي دارد....٣. وظايف مربوط به حقوق مشترک ميان خدا و مردم مانند امر به اولياي فرزندان در اقدام به ازدواج آنان و امر به اربابان در رعايت حقوق بردگان٤٢٧». همين دسته بندي در مورد وظايف نهي از منکر نيز مطرح است . نويسندگان کتابهاي حسبه وظايف محتسب را براساس
 +
 +
صنفهاي اقتصادي و اجتماعي تنطيم کرده اند. اين وظايف را مي توان به صورت زير فهرست کرد: يک. نظارت بر اصناف شامل واحدهاي توليدي، خدماتي و تجاري دو. نظارت بر آيينهاي مذهبي سه . نظارت بر اخلاق عمومي شامل جلوگيري از مصرف مشروبات الکلي ، قماربازي، خريد و فروش آلات موسيقي و اموري نظير زنا، لواط و اختلاط زنان و مردان در مراکز عمومي . چهار.
 +
 +
٤٢٤عبدالحسين رضايي راد، امر به معروف در ترازوي تاريخ ، ص ٥٠.
 +
 +
٤٢٥دانشنامه جهان اسلام، ج١٣، ص ٢٤٣.
 +
 +
٤٢٦همان، ص ٣٢٧.
 +
 +
٤٢٧همان، ٢٣٨.
 +
 +
192
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
نظارت بر فرهنگ عمومي مانند نظارت بر اندرزگران، قصه پردازان، شاعران و معلمان که بر فرهنگ مردم تاثيرگذار مي باشند. پنج . نظارت بر بهداشت عمومي . محتسب بر بهداشت آبرساني ، نظافت بازارها و راهها و حمامهاو حمل زباله به بيرون شهر نظارت داشت . سلاخها موظف بودند در کشتار حيوانات بهداشت را رعايت کنند . 428
 +
 +
٦.امروزه در کشورهاي اسلامي خبري از تشکيلات حسبه و ماموريت هايي که برعهده داشته اند نيست . دايره حسبه با همه امتيازاتي که داشت اينک به تاريخ پيوسته است و ما درصدد نيستيم که به بررسي علل آن بپردازيم . اگر از افراط و تفريطها در قلمرو کاري اين تاسيس مسلمانان بگذريم شايد بتوان تحول در دولت و ساختار وکارکردهاي امروزين آن را دليل عمده اي براي جايگزين شدن نهادهاي ديگري به جاي نهاد حسبه دانست . پيدايش سکولاريسم در غرب و تسري آن به دولتهاي اسلامي از يکسو و تفکيک قوا در نظامهاي سياسي دنيا از سوي ديگر و نيز تدوين شرح وظايف جديدي براي هريک از قواي مقننه ، مجريه و قضاييه بر اساس تجربه بشري، هريک در افول نهاد حسبه ، سهم و نقش داشته اند. وظايف متعددي را که ديروز دايره حسبه برعهده داشت در دولتهاي امروز سازمانها و نهادهاي مختلفي چون دستگاه قضايي ، پليس ، وزارت بهداشت ،
 +
 +
٤٢٩
 +
 +
وزارت ارشاد، صدا و سيما ، شهرداري، سازمان بازرسي و ...بردوش مي کشند .
 +
 +
٧.اصطلاح حسبه در کاربرد سازمان يا دايره حسبه متفاوت از اصطلاح «امور حسبيه » است که در ميان فقها رايج مي باشد. امور حسبيه يا امر حسبي به هرکاري گفته مي شود که نزد شارع مقدس مطلوب بوده و راضي به تعطيل شدن و مهمل گذاردن آن نيست و متولي خاصي نيز براي آن وجود ندارد. هرچند در برخي از کتابهاي فقهي از اموري نظير سرپرستي افراد نابالغ بي سرپرست يا غايب مفقود الاثر به عنوان امور حسبيه يادشده است اما «امور حسبيه » به لحاظ مفهومي مصاديق فراواني را شامل مي شود و حتي مي توان «حکومت » را با همه شئون آن از امور حسبيه دانست و به همين
 +
 +
٤٢٨ر.ک: همان، ص ٢٣٩-٢٤٠. شهيد مطهري با عنايت به چنين وظايفي در سازمان حسبه مي نويسد: «وقتي که انسان اين کتابها را ميبيند متوجه ميشود که در گذشته به چه دقايقي از اصلاحات اجتماعي توجه و عنايت کرده اند و شعور ديني مسلمانان چقدر وسعت داشته ! روي احساس وظيفه ديني و شرعي و اصل امر به معروف و نهي از منکر وظيفه خود ميدانسته اند که در جميع شئون زندگي اصلاحات به عمل آورند. (مجموعه آثار، ج٢٠، ص ١٩٥)
 +
 +
٤٢٩برخي از نويسندگان با شمارش ٢٣٦ وظيفه براي نهاد حسبه و تطبيق آن با سازمانها و نهادهايي که امروزه مشغول انجام وظيفه مي باشند، گفته اند که نيروي انتظامي ١٥٦ و وزارتخانه ها و نهادهاي ديگر ٨٠ وظيفه ديگر را امروزه بر عهده دارند؛ بدين ترتيب نيروي انتظامي سزاوارترين وارث نظام حسبه اسلامي است . (رک: حسن رضا رفيعي ، مديريت حسبه يا پليس اسلامي ، الگويي براي پليس حال و آينده، فصلنامه دانش انتظامي ، سال هفتم ، شماره سوم، ص ٦٧)
 +
 +
193
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
جهت است که گاه، فقيهان به اموري چون جهاد و دفاع، امر به معروف، اقامه حدود، تعزيرات، شهادت، قضاوت تصريح کرده اند٤٣٠. در اين ميان مي توان ديدگاههاي ميرزاي نأيني در تنبيه الامه و تنزيه المله , امام خميني در بـحث ولايت فقيه و آيت الله ميرزا جواد تبريزي در ارشاد الطالب را مورد مطالعه قرارداد.تمامي فقيهان بر اين باورند که قدر مسلم از کساني که در امور حسبيه مجاز به دخالت و تصرف اند فقهاي جامع الشرايط مي باشند.
 +
 +
====دوم. امر به معروف و نهي از منکر در دولتهاي کنوني====
 +
 +
به طور کلي کشورهاي اسلامي را در اين
 +
 +
رابطه مي توان به سه گروه تقسيم کرد٤٣١:
 +
 +
گروه اول . کشورهايي که به جنبه حکومتي امر به معروف و نهي از منکر توجه نموده و بر همين اساس برنامه ريزي و اقدام مي نمايند. مانند عربستان سعودي ، سودان و کويت.
 +
 +
گروه دوم.کشورهايي که جنبه مردمي امر به معروف و نهي از منکر در آن رونق بيشتري يافته است مانند مصر، پاکستان، بحرين ، اردن و بنگلادش
 +
 +
گروه سوم.کشورهايي که به هيچ يک از دو جنبه مذکور توجه نداشته و اهتمام خاصي نسبت به اين
 +
 +
موضوعندارندمانندقطر،ليبيوسوريه.
 +
 +
١.امربهمعروفونهيازمنکردرکشورهاي گروهاول: يک. عربستان سعودي.در صدر اين کشورها، عربستان سعودي قرار دارد که داراي تشکيلاتي مستقل ، قانونمند و حکومتي با وظايف مشخص و اختيارات گسترده اي است . تشکيلات امر به معروف و نهي از منکر در اين کشور متشکل است از: هيات يا شوراي امر به معروف و نهي از منکر که يکي از عاليترين شوراهاي نقش آفرين و تصميم گيرنده در کشور است ؛ رئيس هيات با رتبه وزيري توسط پادشاهمنصوبو آييننامهآنتوسطهياتوزيرانتصويبميشود؛
 +
 +
٤٣٠«الأمور الحسبية في ألسنة الفقهاء ...کل ما علم من الشرع مطلوبيته مع عدم تعين المکلف به کإنقاذ الغرقي و تکفين الموتي و دفنهم . و قد قيل ان أظهرها الجهاد. و الدفاع عن المسلمين . و الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر. و اقامة الحدود. و التعزيرات. و الفتيا. و القضاء و الشهادة و الاشهاد علي الواقعة باعتبار انه من المصالح الکلية التي يتوقف عليها النظام....(آل کاشف الغطاء، النور الساطع في الفقه النافع ، ج١، ص٥٥٩)
 +
 +
٤٣١با پشتيباني ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر و از طريق دفتر هماهنگي هاي فرهنگي وزارت امور خارجه ، پرسشنامه اي براي نمايندگيهاي جمهوري اسلامي ايران درکشورهاي عربستان سعودي ، پاکستان، امارات متحده عربي ، مصر، سودان، اردن، بنگلادش، تونس ، لبنان، قطر، ليبي ، سوريه و بحرين ارسال و درخواست شد تا وضعيت اجراي امر به معروف و نهي از منکر در کشورهاي اسلامي از سه بعد مردم نسبت به يکديگر ، مردم نسبت به دولت و دولت نسبت به مردم مورد بررسي قرار گيرد (برگرفته از مقاله مندرج در پايگاه اينترنتي راه بهشت ).
 +
 +
194
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
دولت در چارچوب تصويب لايحه اي از آمران به معروف و ناهيان از منکر، حمايت همه جانبه مي کند؛ بودجه اين مراکز تماما از سوي دولت تامين مي شود؛ بين نيروهاي انتظامي و امنيتي با هيات مذکور هماهنگي وجود دارد و امير هر منطقه بر کار شعب امر به معروف و نهي از منکر که در همه بخشها و مناطق مستقرند، نظارت دارد. در مجموع مي توان گفت که آمران به معروف و ناهيان از منکر داراي قدرت و نفوذ بسياري بوده و با گشت زني در خيابانها و اماکن عمومي بر رعايت مظاهر اسلامي
 +
 +
نظارتميکنند.
 +
 +
دو. کويت .در اين کشور سازماني به نام «سازمان توسعه اجتماعي » وجود دارد که وظيفه اصلي آن امر به معروف و نهي از منکر است .
 +
 +
سه . سودان.«سازمان احياء فعاليتهاي اسلامي » در کشور سودان تا حدودي عهده دار وظيفه امر به معروف و نهي از منکر است است .
 +
 +
٢.وضعيتامربهمعروفونهيازمنکردرکشورهايگروه دوم:
 +
 +
يک . مصر.در اين کشور، علاوه بر نيرويي به نام «پليس آداب» که درون تشکيلات انتظامي وجود دارد و البته حوزه فعاليت آن محدود است ، مساجد، کانون تشکيل هسته ها و شبکه هايي هستند که جمعيت هاي ديني خوديار را سازماندهي مي کنند. اين شبکه هاي وسيع از کارآيي خوبي برخوردار بوده وهمواره موجب نگراني حکومت شده است . «جمعيه الشرعيه »، «جماعه انصارالسنه المحمديه » و «جماعه الهدايه » نمونه اي از اين جمعيت هاي فعال و موثر مي باشند. در شکل گيري اين جنبش ها اخوان المسلمين نقش به سزايي داشته اند .
 +
 +
دو. اردن.اخوان المسلمين در کشور اردن نيز نقش آفرين مي باشد. مرشد عام اين جماعت در اردن، عضو دفتر ارشاد عام اخوان المسلمين کل مي باشد.
 +
 +
سه . پاکستان.در پاکستان به دليل تعدد احزاب ، نهاد هاي مستقل غير دولتي وجود دارد که پس از ثبت در فرمانداري، از وزارت امور مذهبي مجوز اخذ مي کنند. اما عملکرد اين نهاد بيش از هر چيز در چار چوب سياستهاي حزبي است . گروه «شباب ملي » وابسته به جماعت اسلامي پاکستان علاوه بر تذکر
 +
 +
زبانيازبرخوردفيزيکينيزاستفادهميکنند.
 +
 +
٣.وضعيتامربهمعروفونهيازمنکردرکشورهايدستهسوم
 +
 +
در برخي از اين کشورها به دليل شرايط خاص حاکم بر جامعه ، حرکت هاي پراکنده و سازمان نيافته اي از سوي مردم در عمل به فريضه امر به معروف و نهي از منکر يافت مي شود و يا دولت بطور موردي با برخي منکرها برخورد مي کند. در کشور امارات متحده عربي براي مردي که مزاحم نواميس مردم شود، مجازات شديدي در نظر گرفته شده و عکس مرد مزاحم در روزنامه ها چاپ مي شود. در اردن بخشنامه تفکيک محل کار کارمندان زن و مرد صادر شده است . درکشورهايي مانند تونس ، قطر،
 +
 +
195
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
ليبي و لبنان نهاد يا گروه خاص غير دولتي وجود ندارد و اجراي فريضه بطور انفرادي و در برخي موارد خاص صورت مي گيرد. در مواردي نيز به ارشاد امر به معروف و نهي از منکر توسط ائمه جمعه نسبت
 +
 +
بهمردمخلاصهميشود.
 +
 +
دريکجمعبنديونتيجهگيريميتوانگفت : يک . در کشورهايي که نهاد منسجم ، هدفمند و تشکيلاتي اعم از دولتي و غير دولتي جهت اجراي امر به معروف و نهي از منکر وجود دارد، علاوه بر اجراي مرحله زباني ، برخورد فيزيکي نيز اعمال مي گردد. اين حالت در کشورهايي که از نهادي حکومتي و دولتي برخوردارند، شديدتر است.
 +
 +
دو. در کشورهايي که امر به معروف و نهي از منکر جايگاه تشکيلاتي مشخصي ندارند، بيشتر به تذکر زباني آن هم به صورت پراکنده و خود جوش اکتفا مي شود.
 +
 +
سه . بررسي ها نشان مي دهد در کشورهايي که امر به معروف و نهي از منکر متولي مشخص نهاد گونه دارد به ويژه در آنجايي که صبغه دولتي پيدا کرده است ، مردم در اين عرصه کمتر وارد شده و از خود سلب مسووليت کرده اند و در کشورهايي که نهاد يا سازماني مشخص وجود ندارد، حضور مردم در عرصه امر به معروف و نهي از منکر گسترده تر وفعالانه تر مي باشد. از اين رو بايد در نظام امر به معروف و نهي از منکر به افتي که ممکن است در پي دولتي شدن امر به معروف و نهي از منکر جامعه را تهديد کند و آحاد مردم را نسبت به مسائل جامعه بي تفاوت سازد، توجه خاص نمود.
 +
 +
چهار. در کشورهايي که به امر به معروف و نهي از منکر توجهي خاص شده است ، آموزش نيروهاي
 +
 +
432
 +
 +
آمر و ناهي از لحاظ معرفتي و عملکردي، يک اصل مهم قلمداد شده است.
 +
 +
====سوم. امر به معروف و نهي از منکر در جمهوري اسلامي ايران.====
 +
 +
===== اقدامات امام خميني=====
 +
 +
امر به معروف و نهي از منکر را بايد يکي از دغدغه هاي مهم بنيانگذارجمهوري اسلامي دانست . امام خميني به عنوان يک عالم رباني و وارسته که تمام زندگي خود را وقف اسلام کرده و آرزويش در اجراي تمام عيار احکام شريعت خلاصه مي شد، اجرايي شدن امر به معروف در نظام نوپاي اسلامي را مورد توجه قرارداد و در تاريخ ١٠ اسفند ١٣٥٧ طي يک سخنراني در مدرسه فيضه ي اظهارداشت : «ما ... با دايره امر به معروف و نهي از منکر که يک وزارتخانه مستقل بدون پيوستگي به دولت ، با يک همچو وزارتخانه اي که تأسيس خواهد شد ان شاء الله مبارزه با فساد ميکنيم ؛ فحشا را قطع ميکنيم ؛ مطبوعات را اصلاح ميکنيم ؛ راديو را اصلاح ميکنيم ؛ تلويزيون را اصلاح ميکنيم ؛
 +
 +
٤٣٣
 +
 +
سينماها را اصلاح ميکنيم ».
 +
 +
٤٣٢مطالب اينقسمتبرگرفتهاز مقالهمندرجدر پايگاهاينترنتيراهبهشتميباشد:
 +
 +
http:.rahebehesht.org.info
 +
 +
٤٣٣صحيفه امام، ج٦، ص٢٧٤.
 +
 +
196
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
در سال ١٣٥٨ از سوي امام خميني ، خطاب به شوراي انقلاب دستور زير صادر شد: «بسم الله الرحمن الرحيم . شوراي انقلاب اسلامي به موجب اين مرقوم مأموريت دارد که اداره اي به اسم «امر به معروف و نهي از منکر» در مرکز تأسيس نمايد؛ و شعبه هاي آن در تمام کشور گسترش پيدا کند؛ و اين اداره، مستقل و در کنار دولت انقلابي اسلامي است و ناظر به اعمال دولت و ادارات دولتي و تمام اقشار ملت است . و دولت انقلاب اسلامي مأمور است که اوامر صادره از اين اداره را اجرا نمايد و اين اداره مأمور است که در سراسر کشور از منکرات به هر صورت که باشد جلوگيري نمايد و حدود شرعيه را تحت نظر حاکم شرعي يا منصوب از قبل او اجرا نمايد و احدي از اعضاي دولت و قواي انتظامي حق مزاحمت با متصديان اين اداره ندارند. و در اجراي حکم و حدود الهي احدي مستثني نيست حتي اگر خداي نخواسته رهبر انقلاب يا رئيس دولت مرتکب چيزي شد که موجب حد شرعي است بايد در
 +
 +
٤٣٤
 +
 +
مورد او اجرا شود ».
 +
 +
===== اقدام مجلس خبرگان قانون اساسي =====
 +
 +
فرمان امام خميني در خصوص تشکيل اداره امر به معروف،هرچند عملي نشد اما چه بسا عامل مهمي بود که به هنگام تدوين قانون اساسي ، قانون گذار، اصل هشتم را به آن اختصاص داده و مقررکند که «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت . شرايط و حدود و کيفيت آن را قانون معين ميکند. والمومنون و المومنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف وينهون عن المنکر». همان گونه که پيداست ، قانونگذار جزئيات مربوط به شرايط و ضوابط و نيز چگونگي اجرا امر به معروف را بهقانون عادي واگذارکرده است .
 +
 +
=====دفاع مقدس و حاکميت ارزشهاي ديني=====
 +
 +
جمهوري جوان اسلامي ، هنوز امور خويش را به درستي سامان نداده بود که در نيمه سال ١٣٥٩ درگير جنگي تمام عيار از سوي صدام حسين شد. در سالهاي دفاع مقدس، کشور حال و هواي خاص خود را داشت و با تقويت روحيه شهادت طلبي ، فداکاري و رويکرد عمومي به ارزشهاي ديني فضاي معنوي خاصي بر کليت جامعه حاکم شده بود به گونه اي که مجال چنداني براي بروز و ظهور منکرات به چشم نمي خورد.
 +
 +
===== تشکيل ستاد احياي امر به معروف و نهي از منکر=====
 +
 +
با پايان يافتن جنگ هشت ساله ، مساله امر به
 +
 +
٤٣٤صحيفه امام، ج٩، ص ٢١٣. در پاورقي مربوط به اين حکم آمده است : آقاي سيد احمد خميني در سال ١٣٧٢ اين توضيحات را پيرامون حکم امام ذکر کرده اند: «اين حکم چندي بعد از پيروزي انقلاب از طرف امام خميني صادر شد و به محض اينکه شايع شد که امام خميني حکمي صادرکرده اند، از طرف شوراي انقلاب و دولت موقت آمدند و به هر وسيله اي که بود جلوي آن را گرفتند؛ به دو علت . الف . هنوز تشکيلاتي براي به اجرا درآوردن آن نيست . ب. هرج و مرج مي شود و هرکسي هرفردي را به محکمه مي برد و يا روحانيون شهرها که وارد هم نيستند دخالت مي کنند. امام گرچه به هيچ وجه قبول نداشتند ولي چون عده اي گفتند قبول کردند».
 +
 +
197
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
معروف و نهي از منکر در جامعه دچار افراط وتفريط هايي شد. اين امر بيش از هرچيز به دليل ديدگاههاي مختلف در سطوح مديريتي کشور و نيز فقدان متولي خاصي در زمينه سياستگذاري ، سازماندهي و برنامه ريزي بود. در سال ١٣٧٢ «ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر» با فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامي و به رياست آيت الله جنتي تاسيس شد و اين ستاد به تدريج در تمامي کشور شعبه هايي را دايرکرد. در نيروي مقاومت بسيج و برخي از ادارات و نهادهاي ديگر نيز مجموعه هايي بدين منظور در نظرگرفته شد و همزمان برخي از تشکلهاي مردمي در قم و ساير شهرها با انگيزه امر به معروف و نهي از منکر بوجود آمدند.
 +
 +
هدف از تشکيل ستاد، احياي فريضه امر به معروف و نهي از منکر در سطوح مختلف جامعه اسلامي و
 +
 +
وظايف ستاد، اين گونه بيان شده است :
 +
 +
يک . داشتن ارتباط مستمر با مقام عظماي ولايت و کسب نظر معظم له درباره ي موارد ذيربط .
 +
 +
دو. تبيين موارد معروف که لازم است در ترويج آن فعاليتهاي لازم صورت پذيرد.
 +
 +
سه . تبيين موارد منکر و علل آن که لازم است جامعه را از آن بر حذر داشت .
 +
 +
چهار. تعيين حدود و ثغور منکر و تهيه ي استاندارد و ميزان براي آنها در جهت رعايت افراد جامعه پنج . تدوين خط مشي هاي اساسي در جهت ترويج معروف و مبارزه با منکر و پرداختن و رفع علل و ريشه هاي مشکل .
 +
 +
شش . بررسي قوانين و برنامه هاي اقتصادي فرهنگي از نطر تأثير بر وضعيت جامعه به منظور اجراي طرحها و پروژه هاي مختلف .
 +
 +
هفت . تهيه و تصويب و ابلاغ آيين نامه ها، دستورالعملها و بخشنامه هاي لازم به کليه ي مراجع ذيربط .
 +
 +
هشت . استفاده از کليه امکانات دولتي ، مردمي و تشکيلات رسمي کشور در اجراي طرحها و پروژه هاي ذيربط .
 +
 +
نه . نظارت و ارزشيابي امور انجام شده .
 +
 +
ده. تهيه استاندارد و الگوي هاي رفتاري براي کارکنان و مسؤولين نظام از ابعاد مختلف و پيشنهاد آن به مراجع ذيربط .
 +
 +
يازده . ايجاد انگيزه لازم در کليه سطوح جامعه ، اعم از سازمان هاي دولتي و غيردولتي ، مؤسسات اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و خانواده ها در اجراي فريضه ي امر به معروف و نهي از منکر از طريق تمهيدات مقتضي ستاد احياي امر به معروف متشکل از معاونتهاي زير مي باشد: معاونت ادارات و کارخانجات، معاونت فرهنگي ، معاونت تشکل هاي مردمي ، معاونت استانها، معاونت سازمان هاي اجرايي و معاونت اداري -
 +
 +
٤٣٥
 +
 +
مالي .
 +
 +
=====طرح نمايندگان مجلس شوراي اسلامي٤٣٦.=====
 +
 +
سير تحولات مرتبط با اين فريضه ادامه داشت تا آنکه در خردادماه سال ١٣٨٩ طرح امر به معروف و نهي از منکر از سوي تعداد قابل توجهي از نمايندگان، تقديم مجلس شوراي اسلامي شد.
 +
 +
در ماده ٤ اين طرح آمده است که : «امر به معروف و نهي از منکر در مرحله تذکر لساني ، کتبي و رفتاري و ارائه شکايت و گزارش به مراجع ذيصلاح وظيفه همگاني است و در مرحله يدي به حکومت اختصاص دارد».
 +
 +
ماده٩ اشعار ميدارد که : «کليه افراد و گروهها و تشکلها صرفا در چهارچوب مفاد اين قانون مي توانند امر به معروف و نهي از منکر کنند». مروري بر مواد ١٩ تا ٢٢ اين طرح که از اهميت بيشتري
 +
 +
برخوردارند، ما را با فضاي حاکم بر طرح بيشتر آشنا مي کند:
 +
 +
ماده ١٩: «دستگاههاي آموزشي کشور مکلفند مطابق آئين نامه اي که بنا به پيشنهاد شوراي سياستگذاري امر به معروف و نهي از منکر به تصويب هيئت دولت ميرسد نسبت به فرهنگسازي امر به معروف و نهي از منکر در ميان دانش آموزان، دانشجويان، معلمان و اساتيد برنامه ريزي اقدام نمايند».
 +
 +
ماده ٢٠: «در راستاي بسترسازي اجراي مناسب اين قانون، دولت مکلف است در برنامه هاي کلان و توسعه کشور و بودجه هاي سالانه ، پيش بيني هاي مناسب و کافي را منظور نمايد».
 +
 +
ماده ٢١: «قوه قضائيه مکلف است در راستاي انجام وظيفه خود در حوزه امر به معروف و نهي از منکر و استيفاي حقوق عمومي ، نسبت به اهتمام قضات بر اجراي اين قانون، حمايت قضايي از آمران به معروف و ناهيان از منکر و آموزش ضابطين قضايي و افزايش دانش و روزآمدي آنان اقدام نمايد».
 +
 +
ماده ٢٢: «دولت موظف است حمايتهاي مادي و معنوي لازم از تشکلهاي غير دولتي که در خصوص امر به معروف و نهي از منکر فعاليت مي نمايند به عمل آورد».
 +
 +
فصل چهارم طرح مزبور، از ماده ٢٤ تا ٢٩ بيانگر تشکيلات پيشنهادي مرکب از شوراي
 +
 +
سياستگذاري و دبيرخانه شوراو شرح وظايف آنها مي باشد:
 +
 +
٤٣٥منبع : پايگاه اطلاع رساني و پژوهشي ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر.
 +
 +
٤٣٦متن کامل طرح امر به معروف در فصل ششم (پيوستها) خواهد آمد.
 +
 +
199
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
ماده ٢٤: «به منظور سياستگذاري در زمينه فريضه امر به معروف و نهي از منکر و گسترش فرهنگ آن در جامعه و ساماندهي امور مربوط به اين فريضه ، نظارت بر کليه فعاليتهاي دولتي ، غير دولتي و مردمي و هماهنگي بين دستگاهها، شورايي به نام «شوراي سياستگذاري امر به معروف و نهي از منکر» تشکيل ميگردد».
 +
 +
ماده ٢٥: اعضاء شوراي مذکور عبارتند از:
 +
 +
١-نماينده مقام معظم رهبري به عنوان رئيس شورا
 +
 +
٢-يکي از معاونين رئيس جمهور به انتخاب رئيس جمهور
 +
 +
٣-يکي از معاونين قوه قضائيه به انتخاب رئيس قوه قضائيه
 +
 +
٤-يکي از نمايندگان به انتخاب مجلس شوراي اسلامي
 +
 +
٥-وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي
 +
 +
٦-رئيس سازمان صدا و سيما
 +
 +
٧-يکي از اعضاء شوراي عالي حوزه علميه به انتخاب اين شورا
 +
 +
ماده ٢٦: وظايف شورا عبارتند از :
 +
 +
الف ) تصويب سياستها در زمينه اجراي امر به معروف و نهي از منکر در کشور ب) تعيين اولويتهاي مظاهر و مصاديق معروف و منکر ج) نظارت بر حسن اجراي سياستهاي مصوب در جامعه
 +
 +
د) ايجاد هماهنگي براي انجام تبليغ و اطلاع رساني در زمينه امر به معروف و نهي از منکر ه) ارائه گزارش سالانه به مقام معظم رهبري
 +
 +
ماده ٢٧: «مصوبات شورا با امضاء رئيس شورا براي اجرا به دولت ابلاغ ميگردد»
 +
 +
ماده ٢٨: «تشکيلات فعلي ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر از اين پس صرفا وظايف دبيرخانه شورا را بر عهده خواهدداشت »
 +
 +
ماده ٢٩: وظايف و اختيارات دبيرخانه عبارت است از :
 +
 +
الف ) تدوين سياستهاي امر به معروف و نهي از منکر در کشور و ارائه آن جهت تأييد به شورا.
 +
 +
ب) ايجاد زمينه ها و ساز و کارهاي قانوني جهت اعمال نظارت فعال و مؤثر.
 +
 +
ج) برنامه ريزي براي توسعه مشارکت همه جانبه و فراگير مردم، دستگاههاي اداري کشور و رسانه ها در ترويج امور خير و معروف و پيشگيري از وقوع منکرات.
 +
 +
د) شناخت مظاهر و مصاديق مهم و اولويت دار معروف و منکر و بررسي زمينه ها، علل و عوامل رشد و توسعه آن و آثار و پيامدهاي آن در هر زمان و ارائه به شورا.
 +
 +
ه) حمايت همه جانبه از اقدامات قانوني آمران به معروف و ناهيان از منکر.
 +
 +
200
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
و) تدوين راهبردهاي آموزشي براي سطوح مختلف جامعه و کمک به برنامههاي آموزشي دستگاههاي ذيربط .
 +
 +
ز) پژوهش و تحقيق در زمينه امر به معروف و نهي از منکر.
 +
 +
ح) کمک به تشکيل جمعيتها و تشکلهاي مردمي که هدف آنها فعاليت در حوزه امر به معروف و نهي از منکر ميباشد.
 +
 +
ط) نشر و حمايت از آثار، اعم از علمي و فرهنگي در حوزه امر به معروف و نهي از منکر.
 +
 +
ي) ارزيابي عملکردها، فعاليتها و اقدامات در حوزه امر به معروف و نهي از منکر جهت بهبود و ارتقاي کارآمدي و اثربخشي و ارائه گزارش به مراجع قانوني ذيربط .
 +
 +
ک) ارائه گزارش سالانه به شورا.
 +
 +
ل) جلب و جذب کمکهاي مردمي .
 +
 +
دراين طرح، شئون و حدود اسلامي ، عفت عمومي ، خانواده، امنيت اجتماعي ، گرانفروشي و کم فروشي ، بهداشت عمومي و محيط ، حقوق شهروندي، رباخواري، ارتشاء و اموال عمومي ، به عنوان حوزه هاي امر به معروف ونهي از منکر شمارش گرديده اند و بر اساس ماده ١٢، امر ونهي مردم نسبت به دولت در موضوعاتي چون فساد اداري، مفاسد مالي و اقتصادي، نظم و انضباط و شئون اداري، رعايت وجدان کاري، حفظ بيت المال، تجمل گرايي ، حقوق و کرامت ارباب رجوع و رشوه خواري انجام مي پذيرد.
 +
 +
===گفتار سوم: تشکيلات پيشنهادي===
 +
 +
مقدمه: مروري بر اقدامات صورت گرفته از آغاز پيروزي انقلاب اسلامي تا کنون و فراز و فرودهايي که موضوع امر به معروف و نهي از منکر با آن مواجه بوده است ، بر اين واقعيت تلخ گواهي ميدهد که اين مطالبه شرعي و قانوني ، هنوز جايگاه شايسته و درخور خود را در جمهوري اسلامي پيدانکرده است . اگر دهه اول انقلاب را به خاطر وضعيت خاص دفع مقدس استثناکنيم از آن پس بايد بگوييم که مقامات عاليرتبه کشور در اينقصور يا تقصير مسئولند و بايد در پيشگاه خداوند و ملت بزرگ ايران پاسخگو باشند. اکنون که به نظر مي رسد عزم و اراده اي جدي براي اجرايي کردن اصل هشتم بوجود آمده است ، آن را بايد به فال نيک گرفت . براي اين منظور، هر
 +
 +
مجموعه با هر ساختاري که در نظر گرفته شود، لازم است با ملاحظات زير باشد:
 +
 +
١. جامعيت و شمول نسبت به هرسه محور مصرح در اصل هشتم ؛
 +
 +
٢. داشتن جايگاه قانوني و پايگاه مردمي شايسته در کشور؛
 +
 +
201
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
٣. استقلال و عدم وابستگي به دولت . با توجه به شان نظارتي آن بر تمام سازمانها و نهادهاي دولتي و مردمي ؛
 +
 +
٤. مداخله نکردن در ماموريتهاي سازمانها و نهادهايي که تمام يا بخشي از ماموريت آنها امر به معروف و نهي از منکر است ؛
 +
 +
٥. دارابودن شان سياستگذار، برنامه ريز، هماهنگ کننده و نظارت کننده؛
 +
 +
٦.داشتن ضمانت اجراي مناسب ؛
 +
 +
٧. ارتباط مستقيم با رهبري و ولايت امر. در دولتهاي اسلامي «ولايت حسبه » مستقيما زير نظر والي مسلمين انجام وظيفه مي کرد؛ در جمهوري اسلامي نيز هر پيشنهادي در اين زمينه ارائه شود، نسبت آن با «ولي امر» لازم است روشن گردد. به نظر مي رسد که بر اساس مباني ديني اگر بخواهيم جايگاه مناسبي براي تشکيلات مورد نظر پيدا کنيم ، اداره آن زير نظر «ولي امر» مناسب ترين گزينه خواهد بود بويژه با توجه به مطالبه قرآن در سوره حج که مي فرمايد: «همان کساني که چون در زمين به آنان توانايي دهيم ، نماز برپا ميدارند و زکات ميدهند و به کارهاي پسنديده واميدارند، و از کارهاي ناپسند باز ميدارند، و فرجام همه کارها از آن خداست »
 +
 +
437
 +
 +
====يکم . نام ، ساختار و شرح وظايف پيشنهادي====
 +
 +
الف . نام.عناوين پيشنهادي و يا مطرح براي چنين نهادي عبارتند از:
 +
 +
١.وزارت امر به معروف و نهي از منکر. فعاليت چنين نهادي با عنوان «وزارت» نشان دهنده وابستگي آن به دولت و نيز دارا بودن شان مستقيم اجرايي خواهد بود.
 +
 +
٢.اداره امر به معروف و نهي از منکر.اشکال فوق در اين جا هم وجود دارد.
 +
 +
٣.سازمان امر به معروف و نهي از منکر. علاوه بر تداعي دولتي بودن و نقش اجرايي داشتن ، معمولا سازمان جنبه بخشي دارد و نه ملي .
 +
 +
٤.شوراي عالي امر به معروف و نهي از منکر.به نظر مي رسد اين عنوان با توجه به ملاحظات پيش گفته مناسب تر باشد. اين شورا به منظور سياستگذاري و برنامه ريزي در زمينه فريضه امر به معروف و نهي از منکر و گسترش فرهنگ آن در جامعه و ساماندهي امور مربوط به
 +
 +
٤٣٧الذين إن مکناهم في الأرض أقاموا الصلاة و آتوا الزکاة و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الأمور(حج : ٤١).
 +
 +
202
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
اين فريضه ، نظارت بر کليه فعاليتهاي دولتي ، غير دولتي و مردمي و هماهنگي بين دستگاهها تشکيل خواهد گرديد و برابر شرح وظايفي که به تصويب مجلس شوراي اسلامي خواهد رسيد، اقدام خواهد نمود.
 +
 +
ب. ساختار پيشنهادي.
 +
 +
اعضاء شوراي عالي امر به معروف و نهي از منکر عبارتند از:
 +
 +
١.نماينده مقام معظم رهبري
 +
 +
٢.رئيس جمهور
 +
 +
٣.رئيس قوه قضاييه
 +
 +
٤.رئيس مجلس شوراي اسلامي
 +
 +
٥.سه فقيه به انتخاب شوراي عالي حوزه علميه قم
 +
 +
٦.سه حقوقدان به انتخاب جامعه حقوقي کشور
 +
 +
٧.وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي
 +
 +
٨.يک نماينده از کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي
 +
 +
٩.رئيس سازمان صدا و سيما
 +
 +
.١٠رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه
 +
 +
.١١فرمانده نيروي انتظامي
 +
 +
.١٢دبير شوراي عالي
 +
 +
رياست شورا را رئيس جمهور بر عهده دارد و دبير شورا نيز زير نظر او انجام وظيفه خواهد کرد.
 +
 +
دبيرخانه براي تحقق اهداف خود، داراي معاونتهاي زير خواهد بود: معاونت اجرايي ، معاونت آموزش و پژوهش ، معاونت تشکلهاي مردمي و معاونت اداري- مالي .
 +
 +
203
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
ج. وظايف «شوراي عالي امر به معروف و نهي از منکر»:
 +
 +
.1تعيين سياستها و خط مشيهاي اساسي در زمينه ترويج و تحقق امر به معروف و نهي از
 +
 +
منکر در کشور،
 +
 +
.2سياستگذاري نسبت به شان و منزلت زن مسلمانو ارائه برنامه هاي کارآمد به منظور
 +
 +
تحکيم بنيان خانواده؛
 +
 +
.3همکاري با مجمع تشخيص مصلحت نظام و شوراي عالي انقلاب فرهنگي در ارتباط
 +
 +
با تعيين سياستهاي مندرج در بند يک و دو؛
 +
 +
.4تعيين مصاديق معروف و منکر و نيز تعيين اولويتها در سه حوزه مردم نسبت به مردم،
 +
 +
مردم نسبت به دولت و دولت نسبت به مردم در ابعاد مختلف اعتقادي، عبادي، اخلاقي ، اداري، فرهنگي ، سياسي و اجتماعي ؛
 +
 +
.5تعيين قلمروهاي شرعي و قانوني امر به معروف و نهي از منکر؛
 +
 +
.6آسيب شناسي و ريشه يابي علل ترک معروفها و وقوع منکرات در اشخاص حقيقي و
 +
 +
حقوقي ؛
 +
 +
.7تعيين الگوهاي رفتاري براي سطوح مختلف مقامات کشوري و لشگري و پيشنهاد آن
 +
 +
به مراجع ذيربط ؛
 +
 +
.8برنامه ريزي براي مشارکت همه جانبه مردم، دستگاههاي اداري و رسانهها در ترويج
 +
 +
امور خير و معروف و پيشگيري از وقوع منکرات و ارائه راهکارهاي اجرايي براي نهادينه کردن امر به معروف و نهي ازمنکر به خصوص در بعد مردم نسبت به يکديگر؛
 +
 +
.9نظارت بر حسن اجراي سياستهاي ابلاغ شده، توسط مقامات و نهادهاي دولتي ،
 +
 +
تشکلهاي غير دولتي و مردم و ارزيابي عملکرد آنان در حوزه امر به معروف و نهي از منکر و ارائه گزارش به مراجع قانوني ذيربط ؛
 +
 +
١٠.بازتعريف شرح وظايف هريک از نهادهاي قانوني کشور از منظر اصل هشتم ؛
 +
 +
١١.تدوين راهبردهاي آموزشي براي سطوح مختلف جامعه و کمک به برنامههاي آموزشي
 +
 +
دستگاههاي ذيربط ؛
 +
 +
204
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
١٢.پژوهش و تحقيق در زمينه امر به معروف و نهي از منکر و حمايت از آثار علمي و
 +
 +
فرهنگي و هنري در حوزه امر به معروف و نهي از منکر؛
 +
 +
١٣.کمک به تشکيل جمعيتها و تشکلهاي مردمي فعال در حوزه امر به معروف و نهي از
 +
 +
منکر؛
 +
 +
١٤.حمايت همه جانبه از اقدامات قانوني آمران به معروف و ناهيان از منکر؛
 +
 +
١٥.شناسايي ظرفيت هاي مردمي ، مشکلات اجرايي و تلاش در جهت رفع خلاهاي
 +
 +
قانوني ؛
 +
 +
١٦.ارائه گزارش سالانه به مقام معظم رهبري و قواي سه گانه و عموم مردم.
 +
 +
در راستاي وظايف فوق، مي توان شرح وظايف معاونتهاي زير مجموعه شوراي عالي را به صورت
 +
 +
زير درنظرگرفت :
 +
 +
١. معاونت اجرايي
 +
 +
يک. برنامه ريزي براي مشارکت همه جانبه و فراگير مردم، دستگاه هاي اداري و رسانه ها در ترويج امور خير و معروف و پيشگيري از وقوع منکرات؛
 +
 +
دو. همکاري با ادارات، نهادها و سازمانهاي ذيربط و کارشناسان آنها جهت تدوين ضوابط مربوط به امر به معروف و نهي از منکر و بازتعريف شرح وظايف آنها از منظر اصل هشتم ؛
 +
 +
سه . نظارت کارآمد بر عملکرد همه نهادها، سازمانها، مردم و تشکل هاي غير دولتي در حوزه امر به معروف و نهي از منکر؛
 +
 +
چهار. ارزيابي عملکرد مردم، نهادها و تشکل هاي غير دولتي در حوزه امر به معروف و نهي از منکر و ارائه گزارش به مراجع قانوني ذيربط ؛
 +
 +
پنج . همکاري با نيروي انتظامي در زمينه اقدامات قانوني مربوط به برپايي معروفها و مبارزه با منکرات؛
 +
 +
205
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
شش . اطلاع رساني و پاسخگويي شايسته در زمينه کليه امور مربوط به شوراي عالي امر به معروف و نهي از منکر
 +
 +
هفت . ارائه گزارش عملکرد ساليانه به رهبري، قواي سه گانه ، و عموم مردم
 +
 +
٢. معاونت آموزش و پژوهش
 +
 +
يک. پژوهش و تحقيق در زمينه امر به معروف و نهي از منکر و حمايت از آثار علمي و فرهنگي و هنري در حوزه امر به معروف و نهي از منکر و نظارت بر آثار مکتوب و غير مکتوب در اين حوزه دو. پژوهش و تحقيق در زمينه سياستهاي اجراي امر به معروف و نهي از منکر در کشور
 +
 +
سه . تدوين الگويهاي رفتاري براي سطوح مختلف مقامات کشوري و لشگري از ابعاد مختلف و پيشنهاد آن به مراجع ذيربط .
 +
 +
چهار. تدوين راهبردهاي آموزشي براي سطوح مختلف جامعه و کمک به برنامه هاي آموزشي ادارات، نهادها، تشکلها، مدارس، آموزشگاهها و دانشگاهها.
 +
 +
پنج . تعيين قلمروهاي شرعي و قانوني دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکردر سه حوزه مردم نسبت به يکديگر، مردم نسبت به دولت و دولت نسبت به مردم.
 +
 +
شش . تعيين مصاديق امر به معروف و نهي از منکر با بهره گيري از گروهها و هياتهاي کارشناسي متشکل از متخصصان ديني ، فرهنگي و اجتماعي . معاونت آموزش و پژوهش ، شايسته است فهرستي از معروف ها و منکرات در حوزه هاي مختلف را با رايزني با صاحب نظران در فواصل زماني معين ، تهيه و اولويت بندي کند.
 +
 +
هفت . تعيين شيوه عمل و ارائه راهکارهاي اجرايي براي نهادينه کردن امر به معروف و نهي ازمنکر به خصوص در بعد مردم نسبت به يکديگر. اهتمام به اموري همچون ترويج نماز، تقويت باورهاي مذهبي و تبيين و توجيه منطقي معروف ها و منکرها، لازم است در دستور کارقرارگيرد و در اين زمينه پيشنهادهاي لازم به دستگاههاي ذي ربط ارائه شود.
 +
 +
هشت . آسيب شناسي در حوزه امر به معروفو نهي ازمنکر
 +
 +
206
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
نه . بررسي سوابق قانوني و شرح وظايف وزارتخانه ها، سازمانها و نهادها نظير آيين نامه ستاد پيشگيري و حفاظت اجتماعي و بازتعريف آنها از منظر اصل هشتم
 +
 +
٣. معاونت تشکلهاي مردمي
 +
 +
يک. کمک به تشکيل جمعيتها و تشکلهاي مردمي فعال در حوزه امر به معروف و نهي از منکر دو. شناسايي ظرفيت هاي مردمي ، مشکلات اجرايي و رفع خلاهاي قانوني سه . حمايت از اقدامات قانوني آمران به معروف و ناهيان از منکر.
 +
 +
٤. معاونت اداري- مالي
 +
 +
يک. تامين نيروي انساني لازم و جذب و گزينش افراد شايسته براي ماموريتهاي محول شده از سوي شوراي عالي با شرايط زير: يک. تقوا و تعهد اسلامي؛ دو. تخصص و دانش کافي در حد دکتري يا کارشناسي ارشد (سطح ٤ يا سطح ٣ حوزه) در امور شرعي و قانوني ؛ سه . بردبار، متعادل و به دور از افراط و تفريط ؛ چهار. حسن ظاهر؛ پنج . خوش برخورد؛ شش . خوش بيان.
 +
 +
دو. انجام امور اداري درون سازماني سه . انجام کليه امور مالي
 +
 +
سوم. ضمانتهاي اجرايي
 +
 +
١. تصويب قانون تاسيس «شوراي عالي امر به معروف و نهي از منکر» با اختيارات کافي در مجلس شوراي اسلامي و الزام دولت و تمامي نهادهاي رسمي و غير رسمي کشور به تبعيت از سياستها، برنامهها و الگوهاي ابلاغي ازسوي اين شورا.
 +
 +
٢. تشکيل واحد ويژه اي در نيروي انتظامي با ماموريت مبارزه با تمامي مصاديق منکر که از سوي شوراي عالي امر به معروف و نهي از منکر اعلام خواهد شد.
 +
 +
٣.حمايت قانوني ، مادي و معنوي از تاسيس جمعيتها و گروههاي مردمي با هدف امر به معروف و نهي از منکر. اين تشکلها بايد مورد حمايت دولت قرارگيرند؛ لازمه چنين حمايتي برخورداري آنها
 +
 +
207
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
از امکانات و تجهيزات و آموزشهاي لازم براي تحقق اين امر خواهد بود. البته نظارت قانوني شوراي عالي امر به معروف بر عملکرد چنين تشکلهايي ، ضرورت دارد و ضامن عدم انحراف و جلوگيري از سوء استفاده هاي احتمالي خواهد بود. حمايت از تشکل هاي مردمي معتقد مستقل ، تضمين بسيار مهم براي تحقق معروفها و مبارزه با منکرات و نويد بخش اقدامات مردمي مداوم و موثر با کم ترين هزينه و بيشترين فايده مي باشد. استقلال چنين گروههاي سازمان يافته اي از دولت ، نمايانگر بعد مردمي آنان است هرچند دولت اسلامياز آنها پشيباني هاي لازم تقنيني ، اجرايي و قضايي را خواهد نمود.
 +
 +
بديهي است که شناسنامه دار بودن اين تشکلها و ثبت قانوني آنها مانع از اقدامات خودسرانه برخي از سودجويان و يا فرصت طلبان خواهد بود. شوراي عالي امر به معروف و نهي از منکر، شايسته است ، جهت هرچه تخصصي تر شدن امر به معروف و نهي ازمنکرهاي مردمي ، چنين تشکلهايي را براي ورود به هريک از دو حوزه امر به معروف و نهي از منکر مردم نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت تشويق کند.
 +
 +
٤. حضور نمايندگاني از شوراي عالي امر به معروف در صدا و سيما و الزام اين رسانه و مطبوعات به هماهنگي و تعامل گسترده با اين شورا. از آن جا که رسانه هاي ديداري، شنيداري و نوشتاري، تاثيرات فراواني را بر هدايت افکار و سمت و سودادن به اعمال مخاطبان خود مي گذارند، شوراي عالي مي تواند منويات و مطالبات خود را در اختيار اين رسانه ها قرارداده و از آنها براي تحقق ارزشها و مقابله با ناهنجاريها کمک گيرد. شوراي عالي با نظارت خويش مراقبت ميکند تا رسانه هاي مذکور، تمايلات غير قانوني و غيرشرعي خود را بر مردم تحميل نکنند وآن چه از اين رسانه ها مورد انتظار است به ضد خود تبديل نشود. اين واقعيت را نمي توان انکار کرد که برخي رسانه ها بر اساس ملاکهاي تعيين شده از سوي احزاب يا اشخاص يا آرمانهاي خاصي عمل مي کنند که بعضا نه تنها همسو با معيارهاي پذيرفته شده در شرع و قانون نيستند بلکه با آنها مغايرت داشته و در تضاد مي باشند. به عنوان مثال بهره گيري رسانه ها از چهره هاي شاخص سياسي ، علمي ، ورزشي و هنري امر رايج و البته پسنديدهاي است . اما آيا مي توان به صرف مدال آوري برخي از ورزشکاران، حتي اگر از نظر اخلاقي افراد خوشنامي نباشند آنها را با آب و تاب مطرح ورسانه اي کرد؟ و با چنين رويکردي انتظار ترويج اخلاق در ميان جوانان و ورزش دوستاني را داشت که
 +
 +
208
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
به شدت از قهرمانان الگوپذيري دارند. اينکه رسانه هاي ما در برجسته سازي نقش ورزشکاران، هنرمندان و ساير گروههاي مرجع چه معيارهايي را بايد مورد توجه قراردهند يکي از بايسته هاي ضروري در اين عرصه مهم است
 +
 +
در صورتي که ضمانت اجراهاي فوق براي چنين سازماني در نظرگرفته شود مي توان اميدوار بود
 +
 +
که رهاورد اين سازمان مبارک، آثار و فوايد زير باشد:
 +
 +
يک. تحقق وحدت رويه مناسب در زمينه اجراي اين فريضه در کل کشور؛
 +
 +
دو. اهتمام به ريشه ها و علل بروز منکرات و دلايل بي توجهي به معروفها و عدم صرف هزينه هاي بيجا در برخورد با شاخه ها؛
 +
 +
سه . پرهيز از ظاهرگرايي و بسندگي به منکرات کم اهميت و غفلت از منکرات داراي اهميت بيشتر؛ چهار. تعيين تکليف نهادهاي دولتي و مردمي در زمينه وظايف شرعي و قانوني خود در خصوص امر به معروف و نهي از منکر؛
 +
 +
پنج . شفافيت در تشخيص و مرزبندي معروفها و منکرها و جلوگيري از برداشتهاي احتمالي نادرست آمران به معروف و ناهيان از منکر؛
 +
 +
شش . توجه به شرايط سني ، جنسي ، شغلي و موقعيت اجتماعي مخاطبان در امر به معروف ونهي از منکر؛
 +
 +
هفت . جلوگيري از تجاوز به حريم خصوصي افراد به نام امر به معروف و نهي از منکر.
 +
 +
جمعبندي ونتيجه گيري مطالب فصل پنجم
 +
 +
١.مستندات فقهي و حقوقي فراواني براي تاسيس نهادي قانوني جهت سياستگذاري، برنامه ريزي و نظارت نسبت به دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وجود دارد. آيات قران کريم ، ضرورت بهره گيري توامان از توان و ظرفيتهاي مردم و دولت ، ضرورت سياستگذاري، برنامه ريزي و هماهنگ سازي، ضرورت ارتقاء جايگاه امر به معروف و نيز مطالبه قانون اساسي از جمله اين دلايل مي باشند.
 +
 +
209
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
٢. تشکيلاتي همانند دايره «حسبه » براي اجراي فريضه امر به معروف و نهي از منکر و تحقق اصل هشتم قانون اساسي ، در دوران ما نه لازم و نه مفيد مي باشد. دوران اين تشکيلات با همه امتيازاتي که داشته سپري گشته است و تحول در دولت وکارکردهاي کنوني آن، ضرورت پي ريزي نهاد ديگري را ايجاب مي کند زيرا وظايف متعددي را که دايره حسبه برعهده داشت ، امروزه سازمانها و نهادهاي مختلفي چون دستگاه قضايي ، پليس ، وزارت بهداشت ، وزارت ارشاد، صدا و سيما ، شهرداري، سازمان بازرسي و ...بردوش مي کشند؛ نه امکان تعطبل يا برهم زدن ساختار و زيروروکردن شرح وظايف آنها وجود دارد و نه اين کار به مصلحت مي باشد.
 +
 +
٣. کشورهاي اسلامي در رابطه با امر به معروف به سه گروه تقسيم مي شوند: يک . کشورهايي که جنبه حکومتي امر به معروف و نهي از منکر درآنها پررنگ است . دو. کشورهايي که جنبه مردمي امر به معروف و نهي از منکر در آن رونق بيشتري دارد. سه . کشورهايي که اساسا اهتمام خاصي نسبت به اين موضوع ندارند.
 +
 +
٤. در کشورهايي که امر به معروف و نهي از منکر، صبغه دولتي پيدا کرده است ، مردم در اين عرصه کمتر وارد شده و گويا از خود سلب مسووليت کرده اند.
 +
 +
٥. يکي از دغدغه هاي امام خميني ، تشکيل اداره اي مستقل از دولت براي امر به معروف و نهي ازمنکر بوده است و شايد بتوان اقدام مجلس خبرگان قانون اساسي در تدوين اصل هشتم را در همين راستا ارزيابي نمود. تشکيل ستاد احياي امر به معروف و نهي از منکر در سال ١٣٧٢ و نيز طرح نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در خردادماه سال ١٣٨٩ دو نمونه از اقدامات ديگري است که تا کنون صورت گرفته است .
 +
 +
٦. به نظر مي رسد «شوراي عالي امر به معروف و نهي از منکر» با ساختار و شرح وظايف مشخص ، مي تواند تحقق بخش اين آرمان بزرگ شرعي و قانوني بوده و اصل هشتم قانون اساسي را از محاق بيرون آورد.
 +
 +
٧. چنين نهادي بايد داراي جايگاه قانوني و پايگاه مردمي شايسته در کشور، مرتبط با رهبري، مستقل و عدم وابسته به دولت بوده و ضمن عدم مداخله در ماموريتهاي سازمانها، نهادها و تشکلهاي ديگر، از شان سياستگذاري، برنامه ريزي و هماهنگ کنندگي درحوزه امر به معروف و نهي از منکر برخوردارباشد.
 +
 +
٨. شوراي عالي امر به معروف و نهي از منکر، داراي رييس و معاونتهاي زير خواهد بود: معاونت اجرايي ، معاونت آموزش و پژوهش ، معاونت تشکلهاي مردمي و معاونت اداري- مالي .
 +
 +
٩. با تاسيس شوراي عالي امر به معروف، ستادهايي نظير ستاد احياي امر به معروف، ستاد پيشگيري و حفاظت اجتماعي و مراکز مشابه ، منحل شده و تاسيس هر موسسه يا ستادي با هدف امر به
 +
 +
210
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
معروف و نهي از منکر زير نظر اين سازمان صورت خواهدگرفت . اين سازمان در زمينه قوانين و آيين نامه هاي موجود نيز اظهار نظر خواهد کرد.
 +
 +
١٠. موارد زير را مي توان به عنوان ضمانتهاي اجرايي شوراي مزبور به شمارآورد: يک . اعطاي اختيارات قانوني کافي به «شوراي عالي امر به معروف » و الزام دولت و تمامي نهادهاي رسمي و غير رسمي کشور به تبعيت از سياستها، برنامه ها و الگوهاي ابلاغي ازسوي اين شورا؛ دو. تشکيل واحد ويژهاي در نيروي انتظامي براي امر به معروف و نهي از منکر؛ سه . حمايت قانوني ، مادي و معنوي از تاسيس گروههاي مردمي با هدف امر به معروف و نهي از منکر؛ چهار. حضور نمايندگاني از شوراي عالي امر به معروف در صدا و سيما.
 +
 +
==فصل ششم . پيوستها==
 +
 +
مقدمه: مطالب اين فصل تکميل کننده مطالب فصلهاي گذشته مي باشد. ارائه متن کامل برخي از منابع مورد استناد، به جهت اهميت آنها و نيز نقشي که در برداشت کلي از موضوع امر به معروف
 +
 +
يا سير تاريخي آن دارند، پژوهشگران را در اين رابطه ياري خواهد رساند. اين پيوستها شامل : مشروح مذاکرات مربوط به تدوين اصل هشتم قانون اساسي ، طرح امر به معروف و نهي ازمنکر نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و قانون راهکارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب مي باشد.
 +
 +
٤٣٨
 +
 +
===پيوست اول.مشروح مذاکرات مربوط به تدوين اصل هشتم قانون اساسي===
 +
 +
نايب رئيس (بهشتي )- اين اصل هم قبلا مفصلتر به اطلاع دوستان رسيده و پيشنهادهائي هم در مورد تلخيص آن رسيده بود، امروز با مذاکرات مفصلي که در جلسه گروهها داشتيم اين اصل به اين صورت درآمده است که خوانده ميشود «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه ايست همگاني و متقابل براي مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت ، شرايط و حدود کيفيت آنرا قانون معين ميکند. والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر».
 +
 +
صافي ـ اين مثل شوراها نيست که بگوئيم شرايط را قانون معين ميکند.
 +
 +
اين امر شرايطش معلوم است .
 +
 +
نايب رئيس (بهشتي ) ـ فقط شرايط را ننوشته ايم ، نوشته ايم شرايط و حدود و کيفيت آنرا قانون معين ميکند. کيفيت کاري را که دولت در برابر مردم و مردم در رابطه با کارهاي دولت ميکنند، قانون بايد معين کند. بنابراين قانون، در آينده معين خواهد کرد، قانون که معين کرد است يعني کلي بوده است و حالا بايد شکل اجرائي آنرا هم معين کند، بنابراين ، اين عبارت مزاحم اين نيست و منافاتي هم ندارد. آن قانوني که بعدا معين ميکند قسمتهائي را که احتياج به تعيين جديد ندارد. در برابر اين اصل که نامعين است ، معين ميکند.
 +
 +
صافي ـ يک مطلبي که الان در شرع هست ، ديگر معين کردن آن صحيح نيست .
 +
 +
نايب رئيس (بهشتي ) ـ مادر اصل چهار گفتيم هيچ چيز در اين قانون و قوانين ديگر برخلاف قوانين اسلام نخواهد بود.
 +
 +
٤٣٨ر.ک . صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران،ج١، ص٤٠٩ -٤١١، جلسه شانزدهم ، تاريخ بيست و دوم شهريور ماه ١٣٥٨ هجري شمسي .
 +
 +
212
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
آقاي مشکيني بفرمائيد.
 +
 +
مشکيني ـ اولا در اين آيه دعوت به خير است ، ثانيا ميخواهيم اصل را راجع به تمام طبقات بگوئيم پس اگر آيه «ولتکن منکم امة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر» باشد، بهتر است .
 +
 +
فاتحي ـ راجع به اين آيه است اگر اين را بخواهيم زير نظر سازماني بگذاريم ، هرج و مرج خواهد شد.
 +
 +
موضوع امر به معروف و نهي از منکر مربوط به اين است که اين مطلب را بشناسند و به آن عمل کنند زيرا اين تکليف همگان است .
 +
 +
نايب رئيس (بهشتي ) ـ شرح آن در آينده مي̂Hيد. وقتي ميگوئيم قانون در آينده معين ميکند، يعني تمام جوانب را در نظر خواهند گرفت که آيا وظيفه همگاني است و يا سازمانش معين است چون فصل اول مربوط به اصول کلي است ، شکل اين اصل را از آن وضع گسترده به اين شکل فشرده تغيير داديم و به اين علت بود که در اينجا، جاي چنين بحثهائي را نديديم .
 +
 +
رشيديان ـ «قانون معين ميکند» را، مشخص بفرمائيد که کدام قانون معين خواهد کرد و بهتر است بنويسيم «اين قانون و قوانين ديگر».
 +
 +
نايب رئيس (بهشتي ) ـ ما براي اينکه در آينده سعي کنيم عبارت هايمان هر قدر ممکن است کوتاهتر باشد و چون هر متني يک واژه نامه براي خودش دارد، بهتر است قرار بگذاريم که وقتي ميگوئيم قانون معين ميکند يعني قانون اين کشور يعني قانون اساسي معين ميکند يعني اين قانون و قوانين ناشي از آن معين مي کند و اين کار را يک جا بايد بکنيم و تا آخر ديگر تکرار نکنيم .
 +
 +
آقاي انواري بفرمائيد.
 +
 +
انواري ـ بايد نوشته شود شرايط و حدود و کيفيت آن در کتب فقهيه ذکر شده است .
 +
 +
نايب رئيس (بهشتي ) ـ کيفيت کار دولت در برابر مردم در کتب فقهيه ذکر نشده بايد در اينجا ذکر شود.
 +
 +
حجتي کرماني ـ بايد در اينجا بنويسيم «کيفيت اجرائي اين اصل در قانون معين ميشود».
 +
 +
هاشمي نژاد ـآيه را تغيير بدهيد.
 +
 +
نايب رئيس (بهشتي ) ـ آقاي طاهري بفرمائيد.
 +
 +
طاهري خرم آبادي ـ ما ميگوئيم فقهمان خلاء ندارد و قانون اساسي ما هم طبق فقه اسلامي است پس شرايط را بايد رها کنيم والا اين چيزي که نوشتهاند گول زدن است .
 +
 +
خوب امر به معروف و نهي از منکر در جمهوري اسلامي هست ولي فردا که به يک کسي ميگويند آقا اين کار را نکن ميگويد چشم ، ولي ميکند.
 +
 +
213
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
بنابراين ما بايد يک وزارت خانه اي داشته باشيم به نام وزارت امر به معروف و نهي از منکر که برادارات ما نظارت کند، پس شرايط بايد حذف بشود و بگوئيم کيفيت هم در آينده خواهد آمد.
 +
 +
نايب رئيس (بهشتي ) ـ دو تذکر رسيده است يکي از آقاي رحماني که پيشنهاد کرده اند دعوت به خير چيز زائدي است و حذف شود و لفظ «متقابل » هم حذف شود، پيشنهادي هم از آقاي منتظري رسيده است که به جاي «وظيفه اي است همگاني » بنويسيم «مسئوليتي است همگاني و متقابل برعهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم، و مردم نسبت به دولت » خوب اگر ديگر سؤال و توضيحي نيست ، اگر مخالفي با اين اصل هست مي تواند صحبت بکند تا بعد موافق صحبت کند، آقاي موسوي تبريزي بفرمائيد.
 +
 +
موسوي تبريزي ـبا پيشنهادي که آقاي حجتي کرماني کردند، بنده هم موافقم .
 +
 +
طاهري خرم آبادي ـ بنده يک پيشنهاد جديدي دارم .
 +
 +
نايب رئيس (بهشتي ) ـ آقايان از طرفي ميگويند کاري کنيم که کارها معطل نشود که البته راه مناسبي است و از طرف ديگر اين راه مناسب را خود آقايان در عمل رعايت نمي کنند، به اين ترتيب که يکي از آقايان که يک پيشنهادي ميدهد، بدنبال آن پنجاه پيشنهاد ديگر هم مي رسد و من ناچارم عدالت را رعايت کنم و همه را بخوانم . اگر تذکرات در حدود تغييرات کلمه اي باشد پنج ، شش پيشنهاد که بيشتر نمي شود.
 +
 +
طاهري خرم آبادي ـ پيشنهاد بنده يک کلمه است «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منکر با شرايطي که ذکر کردهاند وظيفه اي است همگاني و متقابل الي آخر...» و بعد بنويسيد «کيفيت اجراي اين اصل را قانون معين ميکند».
 +
 +
نايب رئيس (بهشتي ) ـ دو مرتبه ايشان يک متن جديد مي دهند.
 +
 +
اميدوارم خودمان آرام آرام بدانيم کدام يک کلمه است و کدام يک متن جديد و بحث انگيز است حالا اگر بجاي «براي» بگذاريم «برعهده» يعني بنويسيم «برعهده مردم نسبت به يکديگر» بنظر مي̂Hيد که معني آن هيچ فرقي نمي کند، بلکه متقنتر ميشود.
 +
 +
رشيديان ـ آقاي طاهري پيشنهادي کردند که جالب بود.
 +
 +
اجازه بفرمائيد اصول آينده را دربارهاش فکر کنيم ، چون يک مطلب ساده اي نيست .
 +
 +
نايب رئيس (بهشتي ) ـ در مورد شرايط فقط يک سؤالي براي آقايان بود به اين ترتيب که در عبارت
 +
 +
«شرايط و حدود و کيفيت آن را قانون معين ميکند» بنظرشان مي رسيد که اگر «شرايط و حدود» را برداريم و بنويسيم «کيفيت آن را قانون با رعايت شرايط و حدود معين ميکند» بهتر است . اما راجع به آيه ، قبلاهم آيه «ولتکن منکم » بوده بخصوص با بودن دعوت به خير که در آيه «ولتکن منکم امة
 +
 +
214
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
يدعون الي الخير» امر به خير، صراحت دارد، اولي است که اين آيه را بنويسيم و راجع به آيه ديگر نبايد بحث کنيم .
 +
 +
آقاي سبحاني بفرمائيد.
 +
 +
سبحاني ـ اين آيه در نظر مردم بعضيه است .
 +
 +
نايب رئيس (بهشتي ) ـ فعلا اين اصل را با همين کيفيت از نظر عبارت به رأي ميگذاريم تا مشخص شود که رأي دوستان چيست و آيا احتياج به تغيير دارد يا ندارد.
 +
 +
اصل را ميخوانم : اصل ٨ (اصل هشتم ) ـ در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل برعهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت ، شرايط و حدود کيفيت آن را قانون معين ميکند. «والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر».
 +
 +
نايب رئيس (بهشتي ) ـ کسانيکه با متن به اين صورت موافقت دارند، دست بلند کنند.
 +
 +
(اکثريت دست بلند کردند) تصويب شد.
 +
 +
آقاي رحماني فرمايشي داريد بفرمائيد.
 +
 +
رحماني ـ «متقابل و دعوت به خير» را حذف کنيد.
 +
 +
نايب رئيس (بهشتي ) ـ براي يک زائد بهتر است وقت زائدي صرف نکنيم .
 +
 +
حجتي کرماني ـ با اين رأيي که دوستان دادند بايد يک توضيح المسائل درباره شرايط و حدود نوشته شود.
 +
 +
نايب رئيس (بهشتي ) ـ يک بار ديگر از دوستان خواهش ميکنم در موقع رأيگيري صحبت نفرمائيد.
 +
 +
حالا به متني که الان خواندم اعلام رأي با ورقه ميکنم .
 +
 +
(اخذ رأي بعمل آمد و نتيجه آن بشرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي ) ـ عده حاضر در جلسه پنجاه و پنج نفر، با پنجاه رأي موافق و سه رأي مخالف و دو رأي ممتنع تصويب شد.
 +
 +
تکيبر (حضار سه مرتبه تکبير گفتند).
 +
 +
215
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
٤٣٩
 +
 +
===پيوست دوم. طرح مجلس در دوره نهم===
 +
 +
مقدمه :
 +
 +
از آنجا که جهت کمال و تعالي انسانها در رشد و بالندگي و افزايش کارآمدي نظام، ضرورت انجـام فريضه الهي امر به معروف و نهي از منکر غير قابل انکار بوده و از طرفي اصل مترقي هشتم قانون اساسي در اين زمينه ، شرائط ، حدود و کيفيت آنرا منوط به تصويب قانون نموده است ، طرح ذيل با قيد يـک فوريـت
 +
 +
تقديم مجلس شوراي اسلامي مي گردد:
 +
 +
====فصل اول- تعاريف و کليات====
 +
 +
ماده ١-در اين قانون اصطلاحات زير در معاني مشروح ذيل به کار مي رود:
 +
 +
الف ) معروف و منکر: هرگونه فعل و يا ترک فعلي که در شرع مقدس و قـوانين و مقـررات
 +
 +
مورد امر قرار گرفته و يا منع شده باشد.
 +
 +
تبصره- در موارد اختلاف در احکام شرعي نظر ولي امر مسلمين ملاک عمل خواهد بود.
 +
 +
ب ) امر به معروفو نهي از منکر : فراخواندن ديگران بـه خـوبي و نهـي آنهـا از منکـر از
 +
 +
طريق تبليغ ، ارشاد و يا عمل به خير و ترک منکر
 +
 +
ج ) دولت : تمامي اجزاء حاکميت و قواي سه گانه اعم از وزارتخانه ها، سازمانها، مؤسسات و شرکتهاي دولتي ، مؤسسات و نهادهاي عمومي غيردولتي ، نهادهاي انقلاب اسلامي نيروهاي مسلح و کليه دستگاههايي که شمول قوانين و مقررات عمومي نسبت به آنها مستلزم ذکر يا تصريح نام است .
 +
 +
ماده ٢-امر به معروف و نهي از منکر در اين قانون ناظر به اعمالي است که در جامعه علني بوده و يا بروز اجتماعي داشته باشد و يا بدون ضرورت تجسس ثابـت شـود کـه مضـر بـه منـافع عمومي و امنيت ملي مي باشد.
 +
 +
ماده ٣-امر به معروف و نهي از منکـر در مرحلـه تـذکر لسـاني ، کتبـي و ارائـه شـکايت و
 +
 +
گزارش به مراجع ذيصلاح وظيفه همگاني است و در مرحله يدي به حکومت اختصاص دارد.
 +
 +
تبصره: امر به معروف و نهي از منکر بايد متناسب با ترک معروف و يا ارتکاب منکر باشد.
 +
 +
ماده ٤-به عنوان امر به معروف و نهي از منکر نمي توان ديگران را به پذيرش يا ترک عقيـده
 +
 +
اي خاص، اکراه يا اجبار وادار کرد.
 +
 +
ماده ٥-در اجراء امر به معروف و نهي از منکر نمي توان متعرض حيثيت ، جان، مال، مسکن ،
 +
 +
شغل و حريم خصوصي و حقوق اشخاص گرديد.
 +
 +
٤٣٩اين طرح که توسط تعدادي از نمايندگان به هيات رييسه تقديم شده است در تاريخ ٢٠ تيرماه ١٣٩١ اعلام وصول شده است . (پايگاه اطلاع رساني مرگز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي
 +
 +
(http:..rc.majlis.ir.fa.law
 +
 +
216
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
مــاده ٦-هــيچ شــخص يــا گروهــي حــق نــدارد بــه بهانــه امــر بــه معــروف
 +
 +
و نهي از منکر به اعمال مجرمانه از قبيل توهين ، افتراء، تهديد، جرح، ضرب و قتل مبادرت نمايد.
 +
 +
ماده ٧-هر شخصي که بر خلاف مفاد مواد (٥) و (٦) اين قـانون اقـدام نمايـد و همچنـين نسبت به آمر يا ناهي توهين يا تعرضي را مرتکب شود، حسب مورد به مجازات مربوط در مقررات و قوانين محکوم خواهد شد.
 +
 +
ماده ٨-کليه افراد و گروهها و تشکلها صرفا در چهارچوب مفاد اين قانون مي توانند امر بـه
 +
 +
معروف و نهي از منکر کنند.
 +
 +
ماده ٩-هيچ شخصي حق ندارد مانع اجراء فريضه امر به معروف و نهـي از منکـر گـردد و چنانچه مانع انجام اين حق شود بنا به مـورد بـراي بـار اول بـه پرداخـت جريمـه از يـک ميليـون (١.٠٠٠.٠٠٠)ريال تا پنج ميليون (٥.٠٠٠.٠٠٠)ريال و بـار دوم پـنج ميليـون (٥.٠٠٠.٠٠٠)ريـال تـا بيست ميليون (٢٠.٠٠٠.٠٠٠)ريال و بار سوم به زندان يا تبعيد از محل سکونت به تشخيص دادگـاه محکوم مي گردد.
 +
 +
====فصل دوم- حوزههاي امر به معروف و نهي از منکر====
 +
 +
مـــاده ١٠-امـــر بـــه معـــروف و نهـــي از منکـــر از طريـــق مـــذکور در مـــاده (٣)
 +
 +
اين قانون از جمله در حوزههاي زير انجام مي پذيرد :
 +
 +
١- شئون و حدود اسلامي
 +
 +
٢- عفت عمومي
 +
 +
٣- خانواده
 +
 +
٤- امنيت اجتماعي
 +
 +
٥- گرانفروشي و کم فروشي
 +
 +
٦- بهداشت عمومي و محيط زيست
 +
 +
٧- حقوق شهروندي
 +
 +
٨- رباخواري
 +
 +
٩- رشوه
 +
 +
١٠- اموال عمومي
 +
 +
١١- روزهخواري در ملاء عام
 +
 +
ماده ١١-امر به معروف و نهي از منکر با رعايت مفاد اين قانون به وسيله مـردم نسـبت بـه
 +
 +
دولت از جمله در موضوعات زير انجام مي پذيرد:
 +
 +
١- فساد اداري
 +
 +
217
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
٢- مفاسد مالي و اقتصادي
 +
 +
٣- نظم و انضباط و شئون اداري
 +
 +
٤- رعايت وجدان کاري
 +
 +
٥- حفظ بيت المال
 +
 +
٦- تجمل گرايي
 +
 +
٧- حقوق و کرامت ارباب رجوع
 +
 +
٨- رشوه خواري
 +
 +
ماده ١٢-مردم از حق دعوت به خير، نصيحت و نقد علني و غير علنـي در مـورد عملکـرد
 +
 +
دولت برخوردارند، کسي را نمي توان به دليل انجام آن مورد تعقيب قرار داد.
 +
 +
ماده ١٣-هر فرد يا گروهي مي تواند در صورت احراز ترک معروف يا انجام منکر از طـرف دولت در چهارچوب اين قانون امر به معروف و نهي از منکر کند. هيچ فرد، گـروه يـا مقـامي حـق ندارد خارج از قانون مانعي در برابر اعمال اين حق ايجاد نمايد و دولت مکلف اسـت بـه صـورت مستند، مستدل، صريح ، شفاف و به طور مقتضي در مدت زمان معين و متعارف پاسخگو باشد مگر در موارد ممنوع شده در قانون
 +
 +
ماده ١٤-امر به معروف و نهي از منکـر نسـبت بـه رفتـار و اقـدامات مقامـات، مـديران و
 +
 +
مستخدمين دولت حين انجام وظيفه و يا به مناسبت آن حق و وظيفه همگاني است .
 +
 +
ماده ١٥-براي گسترش فرهنگ امر به معروف و نهي از منکر در دستگاههاي موضـوع ايـن قانون، شورايي تشکيل مي گردد. اعضاء اين شورا توسط بالاترين مقام هر دستگاه تعيين و زير نظـر وي انجام وظيفه مي نمايد.
 +
 +
ماده ١٦-دستگاههاي موضوع اين قانون موظفند گزارش عملکرد خود را در مورد چگـونگي
 +
 +
اجراء اين قانون حداقل سالي يکبار به دبيرخانه ارائه نمايند.
 +
 +
ماده ١٧-دستگاههاي تبليغي و رسانه اي مکلفند جهت فراهم نمـودن زمينـه اجـراء امـر بـه معروف و نهي از منکر سطح آگاهي هاي عمومي را در اين خصـوص از طريـق آمـوزش و اطـلاع رساني ارتقاء دهد.
 +
 +
ماده ١٨-دستگاههاي آموزشي کشور مکلفند مطابق آئين نامه اي که بنا به پيشـنهاد دبيرخانـه امر به معروف و نهي از منکر به تصويب هيأت دولت مي رسد نسـبت بـه فرهنـگ سـازي امـر بـه معروف و نهي از منکر در ميان دانش آموزان، دانشجويان، معلمان و اساتيد برنامه ريزي اقدام نمايند.
 +
 +
ماده ١٩-در راستاي بسترسازي اجراء مناسب اين قانون دولت مکلف است در برنامـه هـاي
 +
 +
کلان و توسعه کشور و بودجه هاي سالانه پيش بيني هاي مناسب و کافي را منظور نمايد.
 +
 +
218
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
ماده ٢٠-قوه قضائيه مکلف است در راستاي انجام وظيفه خود در حوزه امر بـه معـروف و نهي از منکر و استيفاء حقوق عمومي نسبت به اهتمام قضات بر اجراء اين قانون، حمايت قضائي از آمران به معروف و ناهيان از منکر و آموزش ضابطين قضائي و افزايش دانش و روزآمدي آنان اقدام نمايد.
 +
 +
ماده ٢١-دولت موظف است حمايتهاي مادي و معنوي لازم از تشکلهاي غيردولتـي کـه در
 +
 +
خصوص امر به معروف و نهي از منکر فعاليت مي نمايند به عمل آورد.
 +
 +
ماده ٢٢-سفارتخانه ها و نمايندگان جمهوري اسلامي ايـران در خـارج از کشـور و سـازمان ميراث فرهنگي گردشگري، جهانگردي و ساير دستگاههاي ذيربط موظفند اتباع خارجي را قبـل و حين ورود به کشور نسبت به قوانين و مقررات و رعايـت شـئون اسـلامي - ايرانـي آگـاه و آشـنا نمايند.
 +
 +
====فصل سوم – تشکيلات====
 +
 +
مـــاده ٢٣-بـــه منظـــور سياســـتگذاري در زمينـــه فريضـــه امـــر بـــه معـــروف و نهي از منکر و گسترش فرهنگ آن در جامعه و ساماندهي امور مربوط به اين فريضه ، نظارت بـر کليه فعاليتهاي دولتي ، غيردولتي و مردمي و همـاهنگي بـين دسـتگاههـا شـورايي بـه نـام «شـوراي سياستگذاري امر به معروف و نهي از منکر» تشکيل مي گردد.
 +
 +
ماده ٢٤-اعضاء شوراي مذکور عبارتند از :
 +
 +
١- نماينده مقام معظم رهبري به عنوان رئيس شورا
 +
 +
٢- يکي از معاونين رئيس جمهور به انتخاب رئيس جمهور
 +
 +
٣- يکي از معاونين قوه قضائيه به انتخاب رئيس قوه قضائيه
 +
 +
٤- يکي از نمايندگان به انتخاب مجلس شوراي اسلامي
 +
 +
٥- وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي
 +
 +
٦- رئيس سازمان صدا و سيما
 +
 +
٧- يکي از اعضاء شوراي عالي حوزه علميه به انتخاب اين شورا
 +
 +
ماده ٢٥-وظايف شورا عبارتند از :
 +
 +
- تعيين دبير شورا و شرح وظائف آن
 +
 +
الف ) تصويب سياستها در زمينه اجراء امر به معروف و نهي از منکر در کشور ب) تعيين اولويتهاي مظاهر و مصاديق معروف و منکر ج) نظارت بر حسن اجراء سياستهاي مصوب در جامعه
 +
 +
د) ايجاد هماهنگي براي انجام تبليغ و اطلاع رساني در زمينه امر به معروف و نهي از منکر
 +
 +
219
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
هـ) ارائه گزارش سالانه به مقام معظم رهبري
 +
 +
ماده ٢٦-مصوبات شورا با امضاء رئيس شورا براي اجراء به دولت پيشنهاد مي گردد.
 +
 +
ماده ٢٧-تشکيلات فعلي ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر از اين پس صرفا وظايف
 +
 +
دبيرخانه شورا را بر عهده خواهد داشت .
 +
 +
ماده ٢٨-وظايف و اختيارات دبيرخانه عبارت است از :
 +
 +
الف ) تدوين سياستهاي امر به معروف و نهي از منکر در کشور و ارائـه آن جهـت تأييـد بـه
 +
 +
شورا
 +
 +
ب) ايجاد زمينه ها و ساز و کارهاي قانوني جهت اعمال نظارت فعال و مؤثر
 +
 +
ج) برنامه ريزي براي توسعه مشارکت همه جانبه و فراگير مردم، دستگاههاي اداري کشـور و
 +
 +
رسانه ها در ترويج امور خير و معروف و پيشگيري از وقوع منکرات
 +
 +
د) شناخت مظاهر و مصاديق مهم و اولويت دار معروف و منکر و بررسي زمينـه هـا، علـل و
 +
 +
عوامل رشد و توسعه آن و آثار و پيامدهاي آن در هر زمان و ارائه به شورا
 +
 +
هـ) حمايت همه جانبه از اقدامات قانوني آمران به معروف و ناهيان از منکر
 +
 +
و) تدوين راهبردهاي آموزشي براي سطوح مختلف جامعه و کمک به برنامه هـاي آموزشـي
 +
 +
دستگاههاي ذيربط
 +
 +
ز) پژوهش و تحقيق در زمينه امر به معروف و نهي از منکر
 +
 +
ح) کمــک بــه تشــکيل جمعيتهــا و تشــکلهاي مردمــي کــه هــدف آنهــا فعاليــت
 +
 +
در حوزه امر به معروف و نهي از منکر مي باشد.
 +
 +
ط) نشر و حمايت از آثار، اعم از علمي و فرهنگي در حوزه امر به معروف و نهي از منکر ي) ارزيـــابي عملکردهــــا، فعاليتهــــا و اقــــدامات در حــــوزه امــــر بــــه معــــروف
 +
 +
و نهي از منکر جهت بهبود و ارتقاء کارآمدي و اثربخشي و ارائه گزارش به مراجع قانوني ذيربط
 +
 +
ک) ارائه گزارش سالانه به شورا ل) جلب و جذب کمکهاي مردمي
 +
 +
تبصره- نحوه حمايت و کمکهاي مـالي مـذکور در بنـدهاي فـوقالـذکر طبـق دسـتورالعمل
 +
 +
مصوب شورا صورت خواهد گرفت .
 +
 +
220
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
٤٤٠
 +
 +
===پيوست سوم.قانون راهکارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب===
 +
 +
مقدمه :«حجاب» از ارزندهترين نمودهاي فرهنگي ، اجتماعي در تمدن ايراني - اسلامي است که پيشينه آن به قبل از ورود اسلام مي رسد، اما در فرهنگ اسلامي به اوج تعالي و منتهاي ارزش و اعتبار خود مي رسد.
 +
 +
حجاب و عفاف پديده مذهبي - ارزشي مهمي در تعاليم اسلامي است و توجه به زمينه هاي فرهنگي - اجتماعي به عنوان بستر آن بسيار شايسته و لازم استد و اشاعه و تعميق آن نيازمند آموزشهاي بنيادين و مداوم در خانواده، مدرسه ، دانشگاه و اجتماع است .
 +
 +
بديهي است که در کنار شرايط مساعد اجتماعي براي ارزش تلقي کردن و الگوپذيري اين فرهنگ ، نيازمند دروني و نهادينه شدن آن در وجود افراد است بدون شک رسيدن به اين هدف نيازمند مشارکت و توجه جدي همه نهادها و دستگاه ها به صورت مستمر و هدفمند است .
 +
 +
====سياست ها و راهکارها====
 +
 +
١- در اولويت قرار دادن موضوع حجاب و عفاف در برنامه هاي دستگاههاي اجرايي کشور براي مقابله با روند فزاينده بدحجابي .
 +
 +
٢- ابلاغ روشهاي اجرايي و تعيين ضوابط و هنجارهاي روشن در مورد نوع لباس و پوشش افراد در بخش هاي رسمي و اداري کشور.
 +
 +
٣- نظارت بر رعايت حريم حجاب و عفاف در سازمانهاي دولتي و عمومي و نظارت و تأکيد بر ضرورت رعايت سادگي و پوشش و فرمهاي اسلامي و حضور ساده و بي آرايش در محيط کار به دليل تأثير منفي بر مراجعان.
 +
 +
٤- تعريف استانداردهاي فرهنگي مناسب براي ترويج فرهنگ عفاف منطبق با فرهنگ ديني و ملي و فراهم کردن زمينه هاي لازم براي ترويج الگوهاي مناسب پوشش اسلامي توسط نهادهاي الگو ده.
 +
 +
٥- ايجاد مراکز و مؤسسات متعدد با هدف الگوسازي، ارائه مدلهاي مناسب و متنوع و ايجاد رقابت سالم در زمينه بين افراد.
 +
 +
٦- وضع قوانين و مقررات لازم براي اصلاح وضعيت پوشش در جامعه .
 +
 +
٧- گسترش و تقويت مراجع قانوني براي ترويج پوشش اسلامي در جامعه .
 +
 +
٨- اصالت بخشي به فرهنگ عفاف از طريق محصولات متنوع فرهنگي ، هنري متناسب .
 +
 +
٤٤٠پايگاه اطلاع رساني شوراي فرهنگ عمومي . اين قانون توسط شوراي فرهنگ عمومي که از شوراهاي اقماري شوراي عالي انقلاب فرهنگي است ، تهيه و در ١٣دي ١٣٨٤ به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيد.
 +
 +
221
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
٩- رعايت حجاب و حفظ شئون اسلامي از سوي مديران، مسئولان حکومتي و خانوادههاي آنان و تدوين شاخص هايي در اين زمينه براي گزينش مديران.
 +
 +
١٠- رفع اشکالات قانوني در نحوه توليد، توزيع و عرضه پوشاک داخلي و خارجي .
 +
 +
١١- پيگيري نحوه اجراي طرح گسترش فرهنگ عفاف به صورت مستمر در جلسات شوراي فرهنگ عمومي استان ها و ارائه گزارشهاي منظم به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي (رئيس کميته ).
 +
 +
١٢- ارزيابي دقيق از اجراي طرح ها توسط دستگاههاي فرهنگي ، انتظامي و قضايي براي مقابله با مظاهر بدحجابي و يافتن راهکارهاي مناسب توسط کميته توسعه و ترويج فرهنگ عفاف.
 +
 +
١٣- نظارت و ارزيابي عملکرد رسانه ها - خصوصا صدا و سيما - در ارتباط با الگوهاي تبليغي آنها و تأثير آن در جامعه .
 +
 +
١٤- احياء سنت حسنه «امر به معروف و نهي از منکر» درمورد حجاب و عفاف.
 +
 +
١٥- فراهم کردن زمينه هاي لازم براي تهيه کتب ، نشريات و توليدات علمي - فرهنگي به منظور ترويج فرهنگ عفاف و پاسخگويي به شبهات موجود در مورد آن.
 +
 +
١٦- انجام سياست هاي تشويقي درباره مديران و کارگزاراني که در محيط کار خود اصول عفاف و پوشش اسلامي را رعايت مي کنند.
 +
 +
وظايف تخصصي دستگاههاي قانونگذار و اجرايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
 +
 +
١- هماهنگي و نظارت بر رسانه هاي ارتباط جمعي همانند: روزنامه ها، مجلات و محصولات سمعي و بصري، نمايش ها و ... براي توجه به فرهنگ حجاب و عفاف و رعايت آن.
 +
 +
٢- حمايت مادي و معنوي از آثار فرهنگي - هنري همانند تسريع در صدور مجوز، ارايه يارانه و تشويق توليد کنندگان آثار فرهنگي و هنرمنداني که راهکارهاي تازه و جذاب در راستاي توسعه فرهنگ عفاف ارائه مي کنند.
 +
 +
٣- جلوگيري از انتشار و تبليغ کالاهاي فرهنگي که با فرهنگ عفاف و حجاب مغايرت داشته باشد مانند (کتاب، فيلم ، نشريات، تئاتر و ...)
 +
 +
٤- ترويج الگوهاي مناسب براي عفاف و حجاب و ممانعت از ترويج فرهنگ مدگرايي منفي در محصولات و کالاهاي فرهنگي .
 +
 +
٥- هماهنگي و همکاري با رسانه هاي جمعي براي ايجاد حساسيت لازم در خانواده ها نسبت به اهميت فرهنگ حجاب و عفاف.
 +
 +
٦- توليد سمفوني و آثار موسيقايي متناسب با موضوع عفاف و حجاب.
 +
 +
222
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
٧- برگزاري جشنوارههاي فرهنگي - هنري، منطقه اي، ملي و بين المللي براي رواج فرهنگ عفاف و حجاب.
 +
 +
٨- استفاده از ظرفيت سازمانهاي فرهنگي غير دولتي و خصوصي جهت ترويج فرهنگ عفاف و حجاب.
 +
 +
٩- نظارت فرهنگي بر اينترنت و ايجاد سياست هاي حمايتي و هدايتي به منظور تعميق فرهنگ عفاف و حجاب و جلوگيري از ورود و گسترش مظاهر تهاجم فرهنگي .
 +
 +
١٠- تبيين و تحليل ريشه هاي ديني و اعتقادي فرهنگ عفاف و حجاب - به ويژه براي نسل جوان
 +
 +
- از طريق توليدات ملي ، برگزاري نشست هاي فکري - فرهنگي ، ايجاد باشگاه انديشه و مانند آن.
 +
 +
١١- نظارت بر تشکل هاي هنري - مردمي ، نمايشگاههاي هنري و محافل هنري عمومي مانند: کنسرتها و نمايشگاه ها در جهت رعايت عفاف و حجاب.
 +
 +
١٢- اهتمام لازم براي اجراي قانون «منع استفاده ابزاري از تصاوير زنان در مطبوعات».
 +
 +
١٣- به عضويت پذيرفتن خانم هاي متعهد و مطلع از مسائل عفاف و حجاب در هيئت هاي نظارت بر بازبيني فيلم ، کتاب و .....
 +
 +
١٤- تهيه فيلم هاي سينمايي در مورد تاريخچه کشف حجاب در ايران و بررسي علل و عوامل آن.
 +
 +
١٥- استفاده مناسب از لباسهاي اسلامي - ملي (حجاب و حجاب برتر) در فيلم هاي سينمايي و استفاده نکردن از اين پوشش توسط شخصيت هاي منفي و منفور در فيلم ها.
 +
 +
١٦- ارزيابي مستمر وضعيت حضور زنان در فيلم هاي سينمايي و مطبوعات.
 +
 +
١٧- نظارت دقيق و اصولي بر وضعيت فرهنگي - اخلاقي سالن هاي سينما و مراکز مربوط به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي .
 +
 +
١٨- حمايت از انتشار نشريات تخصصي و پوشاک اسلامي و سعي در جهاني کردن اين نشريات از طريق اينترنت .
 +
 +
١٩- ارتباط مستمر و تبليغ در جهت گسترش فرهنگ و سنن ايراني - اسلامي در بين ايرانيان مقيم خارج از کشور به وسيله رايزني هاي فرهنگي در سفارتخانه هاي ج.اسلامي .ايران در سراسر دنيا ( با همکاري سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي )
 +
 +
٢٠- همکاري و هماهنگي درجهت اعزام گروههاي فرهنگي جهت ترويج و تبليغ فرهنگ و آداب اسلامي - ملي براي ساير ملل - خصوصا ايرانيان مقيم خارج از کشور - (با همکاري سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي )
 +
 +
٢١- توسعه و گسترش ارتباط فرهنگي - اسلامي و ملي بين سفارتخانه هاي کشورهاي اسلامي در ايران ( با همکاري سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي ).
 +
 +
223
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
====وزارت بازرگاني====
 +
 +
١- حمايت عملي از طراحان و توليد کنندگان پوشاکهاي ساده و اسلامي در جهت ايجاد تنوع در الگوهاي پوشش اسلامي .
 +
 +
٢- نظارت مستمر و مؤثر بر عملکرد واحدهاي توليدي پوشاک از طريق سازمانهاي مربوطه .
 +
 +
٣- حمايت کامل - حتي يارانه اي - از واحدهاي توليدي پارچه هاي چادري.
 +
 +
٤- کنترل اماکن تجاري عمومي (شامل فروشگاهها، مجتمع هاي تجاري، نمايشگاه ها و ...) از نظر پوشش و بدحجابي .
 +
 +
٥- تدوين قوانيني براي ممنوعيت عرضه لباس دست دوم خارجي در کشور.
 +
 +
٦- اجراي شيوهنامه و ملزم ساختن ، واحدهاي توليدي جهت نصب نام تجاري (Brand) بر روي پوشاک توليد شده در داخل .
 +
 +
٧- اطلاع رساني و ارتقاء سطح دانش و بينش واحدهاي توليدي، توزيعي ، آرايشگاهها، دستگاههاي عرضه لوازم بانوان در مورد حجاب و عفاف.
 +
 +
٨- حمايت هاي همه جانبه از برگزاري جشنوارههاي ادواري و نمايشگاههاي عرضه البسه و لوازم زنان منطبق با الگوهاي ارزشي اسلامي و معرفي واحدهاي نمونه در سطح کشور و خارج از کشور.
 +
 +
٩- پيشنهاد قوانين مشخص در مدت ٣ ماه براي نظارت بهتر بر توليد و توزيع پوشاک و نحوه برخورد با متخلفان واحدهاي توليدي و استانداردسازي آن به شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مجلس شوراي اسلامي .
 +
 +
١٠- اهتمام براي اجراي مناسب تر مقررات درچيدمان آرايش . تزيين ويترين ها و استفاده از مانکن ها جهت حفظ عفت عمومي .
 +
 +
١١- نظارت بر رعايت اصل عفاف در نوع بسته بندي و عدم استفاده از تصويرهاي نامناسب در تبليغات تجاري کالا.
 +
 +
١٢- تهيه احکام شرعي مرتبط با اسناد و آموزش آن به اصناف توسط وزارت بازرگاني قبل از اخذ مجوز فعاليت .
 +
 +
١٣- برگزاري نمايشگاههاي لباس - ملي و مذهبي - جهت ارائه الگوهاي اسلامي و سالم به توليدکنندگان و مصرف کنندگان.
 +
 +
====سازمان صدا و سيما====
 +
 +
١- اهتمام ويژه در خصوص معرفي و ترويج فرهنگ عفاف به منظور نهادينه سازي و جذاب نمودن آن.
 +
 +
224
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
٢- تبيين نقش حجاب و عفاف در افزايش سلامت جامعه و بهرهوري آن از طريق توليد برنامه هاي مختلف .
 +
 +
٣- فرهنگ سازي در زمينه اصلاح پوشش نامناسب و ارائه راهحل هاي مؤثر و فوري از طريق توليد برنامه هاي کارشناسي ، گفتمان، توليد فيلم ، تيزرهاي تلويزيوني و ...
 +
 +
٤- تبيين و آموزش احکام شرعي حجاب و عفاف و رعايت حريم عفاف در خانه و اجتماع و آموزش معيارهاي رفتار صحيح زن و مرد جهت برقراري روابط متعادل اجتماعي .
 +
 +
٥- به تصوير کشيدن ابعاد شخصيت هاي الهي اسلام چون حضرت زهرا (س )، حضرت زينب (س ) و زنان نمونه از صدر اسلام تا دوران معاصر در مناسبت هاي مذهبي و ملي و تأثير آن در فرهنگ سازي و گسترش ارزشهاي اسلامي به صورت جذاب.
 +
 +
٦- ترويج الگوهاي مناسب حجاب از طريق توليد فيلم و سريال و ساير برنامه هاي تلويزيوني و انجام مناظره علمي ، فرهنگي و هنري در خصوص فلسفه حجاب و عفاف به منظور استحکام بنيه اعتقادي و فرهنگي جوانان.
 +
 +
٧- به تصوير کشيدن چهره بانوان محجبه کشورهاي خارجي در زمينه هاي مختلف فرهنگي ، هنري، اجتماعي و سياسي از طريق برنامه هاي تلويزيون و تهيه فيلم از زندگي آنان .
 +
 +
٨- تهيه فيلم و ارايه تصوير روشن از تاريخچه و خاستگاه کشف حجاب در ايران به عنوان يک حرکت سياسي با هدف تخريب بنيانهاي فکري و عقيدتي و رفتاري زنان در جامعه .
 +
 +
٩- آموزش و ترويج احکام شرعي حجاب و پوشش بومي (منطقه اي)در جغرافياي جمهوري اسلامي ايران.
 +
 +
١٠- به تصوير کشيدن زنان تحصيلکرده، ممتاز، متعهد و باحجاب در فيلم ها و مجموعه هاي هنري و پرهيز از نشان دادن آنان در نقش ها و شخصيت هاي عامه و کم سواد.
 +
 +
١١- نشان دادن وضعيت حقوقي ، فرهنگي و اجتماعي زنان در غرب و مقايسه آن با وضعيت زنان در غرب و مقايسه آن با وضعيت زنان در ايران به منظور ايجاد احساس رضايت خاطر زنان ايراني از فرهنگ ديني و پايبندي آگاهانه تر آنان به عفاف و حجاب.
 +
 +
١٢- نشان دادن اثرات منفي فرهنگ مبتذل و غير اخلاقي غرب در زندگي اجتماعي و خانوادگي .
 +
 +
١٣- انجام تمهيدات لازم براي کاهش تأثيرات منفي سريالها و فيلم هاي خارجي متضاد با فرهنگ اسلامي از طريق نقد و بررسي فيلم ها و سريال ها.
 +
 +
١٤- معرفي نمونه هاي عيني از اساتيد، مربيان، نفرات اول کنکور، المپياديها و خانوادههاي ايثارگران و .. از نظر مظاهر عفاف و حجاب و ساده زيستي .
 +
 +
225
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
١٥- انعکاس موفقيت هاي جوانان - خصوصا دختران - در ابعاد مختلف با هدف احيا و تقويت شخصيت و منزلت اجتماعي آنها.
 +
 +
١٦- تهيه فيلم و گزارش از زندگي زنان فعال در عرصه هاي خانوادگي ، مديريتي ، علمي ، فرهنگي و هنري با محوريت موضوع «عفاف و پوشش ».
 +
 +
١٧- آشنا کردن خانواده ها و جوانان نسبت به برگزاري ازدواج کم هزينه و ساده با توجه به شرايط اقتصادي جامعه .
 +
 +
١٨- بازنگري در شرايط انتخاب فيلم ها و سريالهاي خارجي بر اساس ملاکهاي حجاب و عفاف.
 +
 +
١٩- تهيه برنامه هاي متناسب با فرهنگ حجاب و عفاف براي کودکان و استفاده از قهرمانهاي عروسکي مطرح در کارتونها و برنامه هاي کودک نظير (علي کوچولو، کلاه قرمزي و ... در ترويج فرهنگ عفاف و حجاب با همکاري کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان)
 +
 +
٢٠- تهيه برنامه هاي مختلف در خصوص تاريخچه و جايگاه پوشش و حجاب در غرب، تبيين علل و عوامل آن و چگونگي رواج فرهنگ برهنگي در سدههاي اخير در آن جوامع .
 +
 +
٢١- نظارت مستمر بر تبليغات تجاري به منظور جلوگيري از ايجاد روحيه مصرف گرايي و تجمل پرستي به عنوان عوامل ترويج بي مبالاتي اخلاقي و سرق آن به سوي تبليغات و آگهي ها فرهنگي و اخلاقي .
 +
 +
٢٢- تدوين سياست هاي روش و مشخص در مورد سبک لباس و آرايش هنرمندان، مجريان زن و مرد و ... در برنامه ها، فيلم هاي سينمايي ، تاثير و ... با محوريت عفاف و حجاب.
 +
 +
٢٣ - اطلاع رساني مناسب و دقيق به خانواده ها در مورد علل آسيب هاي اجتماعي و انحرافات در خصوص زنان بي سرپرست ، کودکان خياباني ، طلاق، اعتياد، فرار دختران و نشان دادن عدم رعايت عفاف و حجاب در بروز اين آسيب ها.
 +
 +
٢٤- انعکاس عواقب منفي استفاده از فيلم ها، نوارهاي مبتذل و حضور در گروههاي منحرف بر زندگي فردي - اجتماعي از طريق برنامه هاي مناسب به صورت طبيعي و غير عمدي.
 +
 +
٢٥- نشان دادن اثرات منفي تاثير فرهنگ مبتذل و غير اخلاقي غرب در زندگي اجتماعي نوجوانان به صورت طبيعي .
 +
 +
٢٦- بيان آيات و روايات و توصيه هاي ديني در مورد مسئوليت مشترک زن و مرد در رعايت نگاه، رفتار و گفتار.
 +
 +
٢٧ اتخاذ سياست هاي انضباطي در خصوص بازيگران زن صدا و سيما و جلوگيري از تجليل و تبليغ چهرههايي که در مناظر اجتماعي و عمومي با ظاهر و پوشش بد حضور پيدا مي کنند.
 +
 +
226
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
٢٨- ترغيب و تشويق توليد کنندگان آثار فرهنگي که راهکارهاي بديع و جذاب در راستاي تعميق و توسعه فرهنگ عفاف ارائه نمايند.
 +
 +
٢٩- تجليل از هنرمندان و فرهنگسازان متعهد که در اشاعه فرهنگ عفاف و حجاب صاحب اثر و نظر هستند.
 +
 +
٣٠ - افزايش سطح آگاهي خانواده ها از طريق رسانه ملي در مورد اهميت فرهنتگي عفاف و حجاب.
 +
 +
٣١- سفارش ساخت و توليد آثار برجسته و تاثير گذار در موضوع حجاب.
 +
 +
====نيروي انتظامي====
 +
 +
١- اعلام حدود و ضوابط قانوني عفاف و ملاکهاي بدحجابي در جامعه به منظور تشخيص مصاديق آن.
 +
 +
٢ - اهتمام بيشتر به برخورد قانوني و محترمانه .
 +
 +
٣ - همکاري با سازمانهاي ذيربط در فضا سازي تبليغي و فرهنگي در همه مسيرهاي منتهي به کوهستانها و تفرجگاههاي کوهستاني و ساير اماکن عمومي و تفريحي .
 +
 +
٤ - الزام اتحاديه ها، سنديکاها و صنوف در مقابله با بدحجابي .
 +
 +
٥ - تذکر به افراد بدحجاب و برخورد با آنها طبق ضوابط قانوني در اماکن عمومي شهر.
 +
 +
٦ - پيشنهاد لايحه قانوني به مراجع قانونگذار در خصوص رعايت پوشش مناسب در هنگام رانندگي .
 +
 +
٧ - برخورد قانوني با افراد خياباني ، افراد بدحجاب و باندهاي اصلي فساد فحشا و ....
 +
 +
٨- نظارت و کنترل قانوني و اصولي بر وضعيت اماکن تفريحي و عمومي نظير پارکها، سالن هاي سينما، سالن ها و اماکن ورزشي ، کوهستان ها، سواحل دريايي ، جزاير، مناطق آزاد تجاري، فرودگاهها، پايانه ها و ... (با مشارکت نهادها و دستگاههاي ذيربط ).
 +
 +
٩- اهتمام بيشتر به آگاهسازي جامعه از آثار مثبت اجتماعي و اخلاقي حجاب و عفاف و نتايج منفي عدم رعايت آن از طريق خلق آثار فرهنگي ، هنري و تبليغ (با مشارکت دستگاههاي ذيربط ).
 +
 +
١٠- ممانعت از توليد، توزيع و نمايش محصولات سمعي و بصري غير مجاز و نمايش لباسهايي که موجب بي عفتي و بدحجابي مي شوند.
 +
 +
١١- کنترل و نظارت جدي بر رعايت حدود و ضوابط قانوني عفاف در مجتمع هاي مسکوني ، برجها و شهرک ها از طريق مديريت بر اين گونه اماکن .
 +
 +
١٢ - توجه و نظارت بر مراکز خطرناک، ويژه و آلوده و اولويت دادن به اين برنامه ها و مراکز حساس و سلب ابتکار عمل از آن در نفي امنيت اجتماعي زنان .
 +
 +
١٣- اولويت در بکارگيري زنان مجرب در دستگيري زنان متخلف و تحويل دادن آنان به مراکز امنيتي و جلوگيري از بازتاب منفي آن در بين مردم.
 +
 +
١٤ - لزوم برگزار کنندگان جشن ها و مراسم عروسي به رعايت شئون اسلامي و کنترل افراد شرکت کننده در آن و برخورد جدي با مراکز غير قانوني و فاقد مجوز.
 +
 +
١٥ - الزام آرايشگاه ها به رعايت ضوابط شرعي و قانوني عفاف و کنترل نحوه ورود و خروج عروس و همراهان وي .
 +
 +
١٦- نظارت مستمر بر اماکن تجاري عمومي شامل فرودگاهها و مجتمع هاي مسکوني ، نمايشگاه ها و ... بر نحوه پوشش و بازرسي از اين اماکن در رفع بدحجابي (با همکاري دستگاههاي ذيربط ).
 +
 +
١٧- آموزش، ساماندهي و بکارگيري نيروهاي آگاه زنان جهت نظارت بر رعايت حجاب و پوشش در اجتماع با رعايت حريم و حرمت شخصي افراد.
 +
 +
١٨- کسب اعلام نظر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و نيروي انتظامي در خصوص برگزاري هر گونه کنسرت يا جنگ شادي قبل از صدور مجوز.
 +
 +
١٩- توقيف خودروهاي دولتي که سرنشينان آن شئون اسلامي را رعايت نمي کنند.
 +
 +
٢٠- اعلام نظر در خصوص فعاليتيا عدم فعاليت بخش هايي که مي تواند موجب ترويج فساد شوند.
 +
 +
٢١- جلوگيري از فعاليتواحدهاي صنفي متخلف که باعث مخدوش کردن عفت عمومي مي شوند.
 +
 +
====سازمان ملي جوانان====
 +
 +
١- طراحي شيوههاي کارآمد جهت گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در حوزههاي مرتبط با جوانان.
 +
 +
٢- ايجاد ضوابط مشخص به منظور رعايت عفاف توسط تشکل هاي غير دولتي جوانان و نظارت بر آنان در اين زمينه .
 +
 +
٣- حمايت از سازمانها و انجمن هاي غير دولتي که در گسترش فرهنگ عفاف و حجاب فعاليت مي کنند.
 +
 +
٤- تبيين و معرفي شيوه ها و راهکارهاي مناسب براي ارتباط سالم و پاک جوانان و اهميت زدايي از نماد لباس و آرايش مبتذل به عنوان شيوه اي براي ارتباط.
 +
 +
٥ - تحقيق و مطالعه پيرامون اثرات منفي تاثير فرهنگ فاسد و غير اخلاقي غرب در زندگي اجتماعي و فردي جوانان (با همکاري دستگاههاي ذيربط ).
 +
 +
228
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
٦- مطالعه جهت تعيين هنجارهاي روشن در زمينه توسعه فرهنگ عفاف متناسب با علايق جوانان و ارزشهاي جامعه .
 +
 +
٧- برنامه ريزي در مورد بهينه سازي فرهنگ عفاف در اوقات فراغت با اولويت اجراي برنامه ها به تفکيک دختران و پسران.
 +
 +
٨ - در نظر گرفتن معيار عفاف در انجام پيمايش هاي ملي جوانان و ارائه گزارشهاي آن به دستگاههاي مرتبط .
 +
 +
٩ - انجام پژوهش هاي کاربردي در خصوص توسعه فرهنگ عفاف و تعيين سهم و نقش هر دستگاه بر اساس پژوهش هاي انجام شد.
 +
 +
١٠- انجام تحقيقات کاربردي در خصوص علل اجتماعي بالا رفتن سن ازدواج و ارائه پيشنهادات مناسب به دستگاههاي ذيربط بر اساس وظايف هر دستگاه.
 +
 +
١١- آسيب شناسي وضعيت ازدواج جوانان در برنامه هاي مصوب مربوط و ارائه راهکارهاي مناسب جهت دستيابي به اهداف مشخص .
 +
 +
١٢- ايجاد مراکز مشاوره اي محلي - با کادر مجرب - جهت اطلاع رساني به خانواده ها و جوانان به صورت حضوري، تلفني و مکاتبه اي.
 +
 +
١٣- برگزاري ميزگرد و انجام مناظره در خصوص فلسفه عفاف و حجاب.
 +
 +
١٤ - تشويق و تجليل از دختران و پسران نخبه و ممتاز و معرفي افراد نمونه با توجه به الگو بودن آنها در زمينه پوشش .
 +
 +
====سازمان تبليغات اسلامي====
 +
 +
١ - تقويت نظام تبليغ ديني در ٢ عرصه سنتي و مدرن در تعميق فرهنگ عفاف و حجاب.
 +
 +
٢ - آسيب شناسي و مطالعه توسعه فرهنگ عفاف و حجاب در نظام تبليغي ديني و ايجاد نوآوري در اين زمينه .
 +
 +
٣- تبيين و تبليغ جاذبه ها و دافعه هاي برخي مسائل در مورد نحوه پوشش و حجاب و گسترش حيا و عفت در خانواده ها.
 +
 +
٤- تأکيد بر اقدامات فرهنگي - تبليغي به ويژه بهرهگيري از توانمنديهاي رسانه اي و نيروي انساني مبلغ - با هدف فرهنگ سازي مثبت در زمينه توسعه فرهنگ عفاف و حجاب.
 +
 +
٥ - توليد محصولات فرهنگي ، هنري - سينمايي نمايش ، تجسمي ، کتاب، رمان و ... براي کودکان و بزرگسالان در زمينه بسط فرهنگ عفاف و حجاب (توسط حوزه هنري).
 +
 +
٦- توسعه فضاي پرسش و پاسخ مانند برگزاري ميزگرد و انجام مناظره در زمينه فرهنگ عفاف و ضوابط شرعي حجاب با بکارگيري ابزارهاي مختلف تبليغي .
 +
 +
٧- برگزاري مسابقات فرهنگي - هنري و علمي با هدف جهت دهي به افکار نسل جوان با موضوع حجاب و عفاف و نظرسنجي از شرکت کنندگان در تهيه طرحها و برنامه هاي مناسب در اين زمينه .
 +
 +
٨- تاسيس پژوهشکده توسعه فرهنگ عفاف و حجاب و عفاف (با همکاري وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري)،
 +
 +
٩- توزيع کتاب تأليف شده در زمينه بسط فرهنگ عفاف در فروشگاههاي کتاب شهر سازمان تبليغات اسلامي .
 +
 +
١٠- نشان دادن اثرات منفي فرهنگ مبتذل و غير اخلاقي غرب در زندگي اجتماعي و فردي نوجوانان
 +
 +
١١- بيان مناسب آيات و روايات ديني در مورد رعايت نگاه،رفتار و گفتار با در نظر گرفتن مختصات جنسي زن و مرد.
 +
 +
١٢- ارائه مطالب ارزشي ، فرهنگي و جذاب در سالن هاي انتظار فرودگاه ها، را آهن ، پايانه هاي زميني ، تابلوهاي الکترونيکي ، ميادين و چهارراه ها.
 +
 +
====وزارت آموزش و پرورش====
 +
 +
١- آموزش، ساماندهي ، توجه و بکارگيري مديران، معلمان و همه پرسنل مدارس جهت ترويج فرهنگ عفاف و حجاب در بين دانش آموزان و سازمانهاي مربوط نظير بسيج ، انجمن هاي اسلامي و ...
 +
 +
٢ - انجام تحقيقات لازم در مورد بسط حيا و عفاف در مدارس به منظور اجراي برنامه هاي فرهنگي ، تربيتي و پرورشي در آن.
 +
 +
٣- گنجاندن موضوع عفاف و حجاب از ديدگاه آيات و روايات همراه با تبيين ضرورت و فلسفه آن براي دانش آموزان در کتب درسي همه مقاطع تحصيلي .
 +
 +
٤- اهتمام به مثبت نگري و زيباانديشي در مورد فرهنگ عفاف و حجاب در تأليف کتب درسي .
 +
 +
٥- اجراي مسابقات فرهنگي - هنري و علمي با هدف جهت دهي به افکار نسل جوان با موضوع حجاب و عفاف و نظرسنجي از جوانان در تهيه طرحها و برنامه هاي مناسب در زمينه حجاب.
 +
 +
٦ - تجليل از دختران و پسران نخبه و ممتاز (با توجه به ملاکهاي حجاب و عفاف و علم ) و برگزاري مسابقات و معرفي افراد نمونه با توجه به ويژگي هاي الگويي آنها در زمينه پوشش .
 +
 +
٧ - آموزش احکام شرعي عفاف و حجاب و برگزاري کلاسهاي دانش افزايي براي والدين (خصوصا مادران) و توجيه آنها نسبت به رعايت حريم عفاف در خانه و محيط هاي اجتماعي از طريق انجمن اوليا و مربيان.
 +
 +
٨- تأکيد بر ضرورت رعايت پوشش و الگوي مدهاي اسلامي و ترويج الگوهاي بايسته در پوشش دانش آموزان و همه کادر مدرسه و آرايش نکردن در مدارسم .
 +
 +
٩ - تعيين رنگ ها و مدلهاي متنوع در پوشش دانش آموزان با رعايت موازين و ضوابط شرعي جهت تأمين سلايق مختلف .
 +
 +
١٠- محرم سازي محيط هاي آموزشي و پرورشي و اداري به منظور ايجاد زمينه بروز نيازهاي دختران با حفظ سادگي و موازين و ضوابط شرعي براي جلوگيري از خودنمايي آنها در مجامع عمومي .
 +
 +
١١- آشنا کردن جوانان - خصوصا دختران - براي شناخت توطئه ها، زمينه ها، روش ها و مجاري نفوذ فرهنگ غربي از طريق مدارس.
 +
 +
١٢- آشنا کردن خانواده ها و جوانان با اصول ازدواج آسان و تشکيل خانواده در سنين پايين تر با توجه به شرايط اقتصادي جامعه از طريق کتب درسي .
 +
 +
١٣- استفاده از شعرخواني ، قصه گويي و نقاشي در مقاطع پيش دبستاني و مهد کودک جهت آشنا کردن کودکان با فرهنگ عفاف و حجاب.
 +
 +
١٤- معرفي و تشويق نمونه هاي عيني از اساتيد، مربيان، نفرات اول کنکور، المپياديها و خانواده ها ايثارگران و ... از نظر رعايت مظاهر عفاف و حجاب در مدارس.
 +
 +
١٥- انعکاس موفقيت هاي دانش آموزان - خصوصا دختران - در ابعاد مختلف با هدف ارتقاي شخصيت و منزلت اجتماعي آنها.
 +
 +
١٦- آموزش معيارهاي رفتار صحيح زن و مرد جهت برقراري روابط انساني و اجتماعي متعادل در خانواده و جامعه از طريق کتب درسي .
 +
 +
١٧- تهيه و تدوين نشر کتب ، مقالات و جزوات تخصصي در راستاي تقويت بنيه اعتقادي و ديني در جهت توسعه فرهنگ عفاف در بين والدين دانش آموزان توسط انجمن اوليا و مربيان.
 +
 +
١٨- غني سازي اوقات فراغت دانش آموزان - با تأکيد بر فرهنگ عفاف و حجاب - از طريق استفاده از توانمنديهاي تشکل هاي دانش آموزي.
 +
 +
١٩- در نظر گرفتن امتيازاتي از نظر انضباطي براي دانش آموزاني که پوشش اسلامي را رعايت مي کنند.
 +
 +
٢٠- در نظر گرفتن امتيازاتي براي مديران مدارسي که رعايت حجاب کارکنان و دانش آموزان آن اسلام و مناسب است .
 +
 +
٢١- پاسخگوي بودن مدير مدرسه در صورت عدم رعايت عفاف و حجاب از طرف دانش آموزان.
 +
 +
====وزارت امور اقتصادي و دارايي====
 +
 +
١- اهتمام بيشتر در ممانعت از ورود غير قانوني پوشاک و محصولات فرهنگي مغاير با عفت عمومي و شئون اسلامي با توجه به قوانين مربوطه .
 +
 +
٢- ممنوعيت ورود، توليد و عرضه مجسمه ها، عروسکها، مانکن ها و تابلوهاي مروج ضد عفاف نظير نقاشي ، فرش، روزنامه و ...
 +
 +
٣- تدوين قوانيني براي ممنوعيت عرضه لباسهاي دست دوم خارجي .
 +
 +
٤- وضع تعرفه گمرکي ويژه بر پوشاک و محصولات فرهنگي و کالاهاي مغاير با عفت عمومي و شئون اسلامي .
 +
 +
٥- نظرات دقيق بر واردات و صادرات و ترانزيت عبور تمام کالاها (از جمله کالاهاي فرهنگي ، مواد غذايي ، دارويي ، آرايشي ، پوشاک و ...) با همکاري دستگاه هاي ذيربط .
 +
 +
====وزارت علوم، تحقيقات و فناوري - دانشگاه ها و مراکز آموزش عالي====
 +
 +
١- تدوين برنامه جامع فرهنگ عفاف و حجاب با توجه به ضرورت الگو ساز بهينه سازي و به روز کردن الگوها، با در نظر گرفتن تنوع فرهنگي موجود در کشور در محيط هاي دانشگاهي توسط پژوهشگاه مطالعات فرهنگي و اجتماعي .
 +
 +
٢- آشنا شاختن دانشجويان - خصوصا دختران - با توطئه ها، زمينه ها، روش هاي نفوذ فرهنگ غرب و تاثير منفي آن در عفاف و حجاب.
 +
 +
٣- انتشار فصلنامه علمي - پژوهشي در مورد توسعه فرهنگ عفاف و انجام تحقيقات جامع در اين زمينه .
 +
 +
٤- نظارت جدي بر اجراي آئين نامه انضباطي دانشجويي در محيط دانشگاهي ، دانشکده ها، خوابگاه ها، اردوها و همايش دانشجويي در زمينه توسعه فرهنگ عفاف.
 +
 +
٥- تقدم رعايت کنندگان حجاب و عفاف، در جامعه و حمايت از نخبگان با حجاب و معرفي افراد نمونه محجبه .
 +
 +
٦- حمايت از پايان نامه هاي دانشجويي مرتبط با گسترش فرهنگ عفاف و حجاب.
 +
 +
٧- رعايت آمايش سرزميني در جذب دانشجويان بومي .
 +
 +
٨- برگزاري ميزگرد و انجام مناظره در خصوص فلسفه عفاف و حجاب.
 +
 +
٩- آموزش، ساماندهي و بکارگيري نيروهاي آگاه زن به منظور نظارت بر رعايت حجاب و پوشش در اجتماع، همراه با روشهاي پسنديده و احترام به حريم افراد.
 +
 +
١٠- تهيه و نشر کتب ، مقالات و جزوات تخصصي در زمينه تقويت بنيه اعتقادي و ديني و توسعه فرهنگ عفاف براي والدين و دانشجويان توسط دفتر نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه ها.
 +
 +
١١- آموزش و بکارگيري جوانان آشنا و معارف اسلامي ، روان شناسي و جامعه شناسي زن مردم جهت ارائه مشاوره، ترويج معروفهاي اخلاقي و اجراي مناسب تر اصول حجاب.
 +
 +
١٢- برخورد غير مستقيم با عوامل فساد و پوشش نامناسب از طريق تشکل هاي دانشجويي .
 +
 +
١٣- عدم بکارگيري کارکنان بي تفاوت به ارزش ها و فاقد صلاحيت در دانشگاه ها.
 +
 +
١٤- تهيه گزارش سالانه از وضعيت عفاف و حجاب در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالي سراسر کشور و نشان دادن و نتايج اجرايي راهکارهاي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب و ارائه آن به شوراي عالي انقلاب فرهنگي .
 +
 +
١٥-حمايت از تشکل هاي فعال دانشگاهي جهت انجام اقدامات مناسب در گسترش فرهنگ عفاف.
 +
 +
١٦- تأکيد بر ضرورت رعايت پوشش و الگوهاي اسلامي توسط کارکنان و دانشجويان و اساتيد و آرايش نکردن در دانشگاه ها.
 +
 +
١٧- آشنا کردن دانشجويان با شرايط ازدواج آسان و تشکيل خانواده مستقل و نيمه مستقل و کمک به انجام ازدواج هاي سالم دانشجويي .
 +
 +
====مرکز امور زنان و خانواده====
 +
 +
١- تحقيق و تدوين کتب و مقالات مناسب و خصوص فلسفه حجاب و عفاف، و شيوههاي رواج آن در کشور و پاسخگويي به شبها طرح شده در زمينه حجاب.
 +
 +
٢- تهيه پودمان آموزشي ترويج فرهنگ عفاف براي خانواده ها.
 +
 +
٣- تشکيل دورههاي آموزشي کوتاه مدت براي ارباب رجوعها در دستگاههاي اجرايي و تشکيلات غير دولتي .
 +
 +
٤- برگزاري همايش ها، کنفرانس ها و نشست هاي تخصصي با موضوع فرهنگ عفاف در مراکز علمي - تحقيقاتي .
 +
 +
٥- تشويق و حمايت ازNGOهايي که در خصوص ترويج فرهنگ عفاف فعاليت مي کنند.
 +
 +
٦- همکاري با سازمان صدا و سيما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در خصوص ترويج نمادها و الگوهاي لباسهاي بومي ايراني و تشويق و حمايت از مراکز توليد و توزيع لباسهاي ملي و اسلامي .
 +
 +
وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات
 +
 +
١- ايجاد فضاي امن در تبادل اطلاعات و جلوگيري از مخدوش شدن حريم عفاف در عرصه تبادل اطلاعات.
 +
 +
٢- مسدود کردن سايت هاي ضد اخلاقي و ضد حجاب بر اساس مصوبات کميته پنج نفره مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي .
 +
 +
٣- ارائه تسهيلات و خدمات ارزان براي دستگاههاي وNGOهايي که در توسعه عفاف و حجاب فعاليت فرهنگي مي کنند.
 +
 +
٤- تأکيد بر تسريع در ايجاد سيستم فيلترينگ هوشمند براي جلوگيري از افزايش بي بند و باري در جامعه .
 +
 +
٥- ارائه گزارش شش ماهه به کميته در خصوص ميزان رجوع کاربران به سايت هاي اينترنتي ضد اخلاقي .
 +
 +
٦- برخورد با موسسات اينترنتي که دسترسي با سايت هاي غير مجاز را فراهم مي کنند و جلوگيري از فعاليت ها آنها.
 +
 +
٧- ارائه نرم افزارهاي مرتبط ارزان قيمت به خانواده ها به منظور جلوگيري از دسترسي به سايت هاي ضد اخلاقي .
 +
 +
٨- تأمين امکانات لازم - از طريق اينترنت - براي وزارتخانه ها و نهادها جهت گسترش فرهنگ عفاف.
 +
 +
====سازمان تربيت بدني====
 +
 +
١- گسترش و بهينه سازي فرهنگ عفاف در مراکز و سالن هاي ورزشي سازمان تربيت بدني و افزايش ضريب اطمينان خانواده ها نسبت به رعايت حريم عفاف و حجاب در ورزشگاه ها و سالن هاي مخصوص بانوان.
 +
 +
٢- اختصاص مراکز ورزشي مناسب براي بانوان جهت گذراندن اوقات فراغت و فضاسازي مناسب جهت برخورداري زنان از آزادي عمل در رعايت حجاب.
 +
 +
٣- کنترل سالن ها و مجتمع هاي ورزشي بزرگ و کوچک از نظر رعايت پوشش و حجاب.
 +
 +
٤- دقت نظر در «صلاحيت متقاضيان» تأسيس اماکن ورزشي به منظور جلوگيري از ورود افراد ناباب و فاقد صلاحيت اخلاقي و ... در اين گونه مشاغل .
 +
 +
٥- شناسايي اماکن ورزشي غير مجاز و رسيدگي به تخلفات اين گونه مراکز (اعم از داراي مجوز و فاقد مجوز) در خصوص عدم رعايت مقررات مصوب مربوطه .
 +
 +
٦- تقليل مشکلات موجود در مراکز ورزشي و ارائه راهکارهاي مفيد جهت رفع آنها، اطلاعرساني مناسب به مديران، شاغلان و مراجعان اين گونه اماکن براي پيشگيري از بروز تخلفات اجتماعي و ايجاد فضاي سالم براي استفاده بهينه از امکانات ورزشي توسط خانواده ها.
 +
 +
٧- استفاده نکردن از مربيان مرد براي خانم ها و مربيان زن براي آقايان.
 +
 +
٨- عدم استفاده از نوارهاي صوتي و تصويري غيرمجاز در اماکن ورزشي .
 +
 +
٩- جلوگيري از آوردن تلفن هاي همراه مجهز به دوربين عکاسي و فيلمبرداري به مراکز آموزشي مختص بانوان.
 +
 +
١٠- عدم ورود بانوان به سالن هاي ورزشي مختص آقايان و بالعکس تحت هر عنوان (تماشاگر و
 +
 +
(...
 +
 +
١١- تذکر جدي توسط مدير مربوطه به افرادي که در ورودي به اماکن ورزشي عفاف و حجاب را رعايت نمي کنند.
 +
 +
١٢- طراحي لباسهاي مناسب براي بانوان ورزشکار در راستاي حفظ حريم عفاف و حجاب.
 +
 +
١٣- توجه به شيوههاي تبليغاتي مناسب و مرتبط و استفاده از تعليم ديني مرتبط با فرهنگ عفاف و سلامت جسم و روح.
 +
 +
١٤- تجليل و تشويق ورزشکاران مروج فرهنگ عفاف.
 +
 +
١٥- تبليغ و الگوسازي مثبت از افراد و تيم هاي اعزامي ورزشي که مروج ارزشهاي اخلاقي و فرهنگ عفاف در خارج از کشور هستند.
 +
 +
١٦- ابلاغ چارچوبهاي روشن براي برگزاري جشنواره ها و مراسم افتتاحيه و اختتاميه و شرايط حضور حاضران در آن در داخل و خارج از کشور.
 +
 +
١٧- برگزاري کلاسهاي آموزشي جهت آشنايي مربيان و ورزشکاران با احکام و موازين حجاب و عفاف.
 +
 +
١٨- تأکيد بر اجراي مقررات انضباطي جهت گسترش فرهنگ عفاف.
 +
 +
====شهرداري ها====
 +
 +
١- گسترش فرهنگ عفاف در سطح شهر، مراکز فرهنگي ، مراکز تحت پوشش شهرداري و مراکز عمومي .
 +
 +
٢- ايجاد مراکز مشاوره محلي جهت اطلاعرساني به خانواده ها و جوانان به صورت حضوري، تلفني و مکاتبه اي، با کادر مجرب و با همکاري وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي .
 +
 +
٣- جلوگيري از تبليغ کالاهاي فرهنگي و تجاري مغاير با فرهنگ عفاف و حجاب نظير آگهي هاي تجارتي و تبليغاتي چهرههاي هنري و ورزشي با آرايش و حجاب ضد اسلامي .
 +
 +
٤- نوشتن آيات و روايات ديني ، فتواهاي علماء وصيتنامه حضرت امام (ره) و ... به منظور توسعه فرهنگ عفاف در پارک ها، ميادين ، خودروهاي عمومي شهري، سالن هاي سينما، تابلوهاي معابر عمومي و ورزشي با استفاده از ابزارهاي فرهنگي مناسب .
 +
 +
٥- تأسيس فرهنگسراي حجاب براي برگزاري جلسات مرتبط ، پرسش و پاسخ در زمينه حجاب؛ برگزاري مراسم ويژه و ...
 +
 +
٦- تهيه تنديس و عکس و تصاوير مناسب از شخصيت هاي اسلامي ، وقايع مهم تاريخي و طرحهاي نمادين و استفاده از آنها جهت نصب در اماکن عمومي مهم و تفرجگاه ها، همراه با ترميم و بازسازي مستمر آنها.
 +
 +
٧- گسترش اماکن عمومي ، پارک ها و مراکز ورزشي مناسب براي زنان و دختران جهت گذراندن اوقات فراغت و ايجاد فضاهاي مناسب جهت برخورداري آنان از آزادي عمل در رعايت حجاب توسط سازمان پارک ها.
 +
 +
٨- حمايت از فعاليت هاي عام فرهنگي و هنري دستگاه ها در ارتباط با گسترش فرهنگ عفاف.
 +
 +
٩- افزايش تسهيلات حمل و نقل شهري ويژه بانوان به منظور تأمين آسايش بيشتر آنان (نظير راهاندازي و توسعه تاکسي ويژه بانوان و ...)
 +
 +
١٠- رعايت موازين شرعي در ساختن اماکن مسکوني از نظر در معرض ديد نبودن ورودي خانه ها و ديده نشدن داخل خانه به هنگام باز شدن در.
 +
 +
====وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي====
 +
 +
١- اجراي کامل قانون انطباق امور پزشکي با موازين شرع مقدس اسلام و ابلاغ دستورالعمل هاي اجرايي جهت نگهداري از بيماران و همراهان در محيط هاي درماني
 +
 +
٢- تنظيم و ابلاغ آئين نامه انضباطي محيط هاي دانشگاهي پيرو مصوبه شماره ٥٠٢ مورخ
 +
 +
١٣٨١.٥.٢٢ شوراي عالي انقلاب فرهنگي با تأکيد بر گسترش فرهنگ عفاف و حجاب.
 +
 +
٣- طراحي و ساخت خوابگاههاي دانشجويي متناسب با ارزشهاي اسلامي .
 +
 +
٤- نظارت بيشتر بر بيمارستانهاي خصوصي به منظور ترويج فرهنگ حجاب و رعايت حقوق زنان بيمار.
 +
 +
٥- اهميت دادن به حجاب و اخلاق اسلامي به عنوان يکي از پيش شرطهاي اساسي در انتصاب و استخدام رؤساي دانشگاه ها، معاونان، مديران، مسئولان حوزه علمي ، فرهنگي و ورزشي و کارکنان.
 +
 +
٦- طراحي مبلمان اداري در ساختمانهاي ستادي بيمارستانها، دانشگاه ها و ... بر اساس حفظ حدود حريم شرعي بين کارمندان زن و مرد و پرهيز از بکارگيري معماريopenکه موجب رعايت نکردن حريم هاي اخلاقي بين کارمندان زن و مرد مي شود.
 +
 +
٧- تقويت شوراهاي امر به معروف و نهي از منکر در دانشگاههاي علوم پزشکي و بيمارستان ها.
 +
 +
٨- اهميت مسئله حجاب به عنوان يک امتياز شاخص در گزينش و معرفي دانشجويان نمونه دانشگاههاي علوم پزشکي .
 +
 +
٩- ايجاد تسهيلات ويژه براي ازدواج دانشجويي ، ساخت خوابگاههاي متأهلي و فعال کردن دفاتر مشاوره در امر ازدواج دانشجويي .
 +
 +
١٠- فعال کردن دانشجويان در حوزه پژوهش هاي علمي درباره حجاب و عفاف در دانشگاه ها.
 +
 +
١١- تنظيم و ابلاغ آئين نامه نحوه حضور پرسنل همگن و غيرهمگن در بخش هاي تشخيص و درمان و نظارت بر اجراي آن.
 +
 +
١٢- الگوسازي مناسب براي جامعه پزشکي در زمينه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب با برگزاري همايش ها و جشنوارههاي علمي و فرهنگي
 +
 +
١٣- نظارت بر رعايت عفاف و حجاب در سازمانهاي خارجي و موسسات پزشکي خصوصي ، مانند يونسکو، يونيسف ، سازمان بهداشت جهاني و ... و يکسانسازي يونيفرم کارمندان شاغل در مراکز فوق.
 +
 +
١٤- تدويني قوانيني براي ممنوعيت عرضه لباسهاي دست دوم خارجي در کشور (با همکاري دستگاههاي ذيربط )
 +
 +
١٥- اهداء بسته هاي فرهنگي به دانشجويان جديدالورود با موضوع آموزش در حوزه عفاف و حجاب
 +
 +
١٦- ايجاد سايت هاي اينترنتي در حوزه فلسفه حجاب، برگزاري جلسات سخنراني ، پرسش و پاسخ و همايش هاي علمي درباره حجاب توسط کانونهاي فرهنگي - هنري دانشگاها.
 +
 +
٤٤١
 +
 +
١٧- ارائه لباسهاي مناسب به بيماران براي ورود به اتاق عمل جراحي .
 +
 +
٤٤١قانون راهکارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب براي سازمانها و وزارت خانه ها و دو قوه مقننه وقصايييه نيز وظايفي را برشمرده است که به حهت تقصيل اين پيوست از ذکر آن خودداري مي کنيم . نهادها، سازمانها و وزارتخانه هاي مذکور عبارتند از: ستاد احياي امر به معروف و نهي از منکر، سازمان بهزيستي ، وزارت امور خارجهف وزارت کار و امور اجتماعي ، وزارت کشور، سازمان مديريت و برنامه ريزي، وزارت مسکن و شهرسازي، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، نيروي مقاومت بسيج و وزارت راه و ترابري.
 +
 +
237
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
==فهرست منابع و ماخذ==
 +
 +
قرآن کريم نهج البلاغه
 +
 +
آل کاشف الغطاء، علي، النور الساطع في الفقه النافع ، قم ، طليعه النور، ١٤٣٠ قمري.
 +
 +
آلوسي، سيد محمود، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم ، بيروت ، دارالکتب العلميه ، ١٤١٥ قمري.
 +
 +
آمدي، عبدالواحد بن محمد تميمي، غرر الحکم و درر الکلم ، قم ، انتشارات دفتر تبليغـات اسـلامي،
 +
 +
.1366
 +
 +
ابن ادريس ، محمد بن منصور بن احمد، السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي، قم ، دفتر انتشارات اسلامي، چاپ دوم ، ١٤١٠قمري .
 +
 +
ابن براج ، عبد العزيز بن نحرير، المهذب، قم ، دفتر انتشارات اسلامي، ١٤٠٦ قمري.
 +
 +
ابن ابي الحديد معتزلي، شرح نهج البلاغة ، قم ، انتشارات کتابخانه آيت الله مرعشي، ١٤٠٤ قمري ابن حمزه، محمد بن علي ، الوسيلة إلي نيل الفضيلة ، قم ، مکتبة آية الله المرعشي النجفي ،
 +
 +
١٤٠٨قمري .
 +
 +
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب ، بيروت ، دار صادر، چاپ سوم ، ١٤١٤ ه ق احسائي، ابن ابي جمهور، عوالي اللآلي ، قم ، انتشارات سيد الشهداء، ١٤٠٥ قمري.
 +
 +
احمد بن فارس بن زکريا، ترتيب مقاييس اللغه ، تحقيق عبد السلام محمد هارون، قم ، مرکز دراسات الحوزه و الجامعه ، ١٣٨٧
 +
 +
اربلي، بني هاشمي، کشف الغمة في معرفة الأئمة ، تبريز، ١٣٨١ قمري.
 +
 +
اردبيلي، احمد بن محمد، زبدة البيان في أحکام القرآن، المکتبة الجعفرية لإحياء الآثار الجعفرية ، تهران ١٤٠٨ قمري .
 +
 +
المتقي الهندي، علاء الدين علي بن حسام الدين ، کنز العمال في سنن الأقوال والأفعال، بيروت، مؤسسة الرسالة ، الطبعة الخامسة ،١٤٠١ه .١٩٨١م
 +
 +
انصاري، باقر، حقوق حريم خصوصي ، تهران، سمت ، ١٣٨٦.
 +
 +
انصاري، مرتضي بن محمد امين ، کتاب المکاسب المحرمة و البيع و الخيارات، قم ، منشورات دار الذخائر، ١٤١١ قمري ،
 +
 +
بستاني ، فواد افرام، فرهنگ ابجدي:عربي-فارسي ؛ ترجمه المنجد الابجدي، ١٣٧٠.
 +
 +
بهشتي ، سيد محمد، بايدها و نبايدها، تهران، بقعه ، ١٣٧٩
 +
 +
238
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
تبريزي، جواد بن علي، إرشاد الطالب إلي التعليق علي المکاسب ، قم ، مؤسسه اسماعيليان، چاپ سوم ، ١٤١٦ قمري
 +
 +
جعفري لنگرودي، محمد جعفر، مبسوط در ترمينولوژي حقوق، کتابخانه گنج دانش ، تهران، ١٣٧٨.
 +
 +
جوان آراسته ، حسين ، گزينش رهبر و نظارت بر او در نظام جمهوري اسلامي ايران، قم ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ١٣٨٨
 +
 +
جوهري، اسماعيل بن حماد، تاج اللغه و صحاح العربيه المسمي ، دمشق ، دار الفکر، ١٤١٨قمري.
 +
 +
حائري يزدي، مرتضي، کتاب الخمس ، قم ، دفتر انتشارات اسلامي، ١٤١٨قمري.
 +
 +
حافظ ، خواجه محمد شمس الدين ، ديوان حافظ ، تهران، اميرکبير، چاپ دهم ، ١٣٥٧.
 +
 +
حجازي، سيد مهدي و عيدي خسروشاهي، سيد علي رضا، درر الأخبار،قم ، دفتر مطاالعات تاريخ و معارف اسلامي، چاپ اول، ١٤١٩ قمري .
 +
 +
حداد عادل، غلامعلي ، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنياد دايره المعارف اسلامي ، ١٣٧٥.
 +
 +
حراني، حسن بن شعبه ، تحف العقول، قم ، انتشارات جامعه مدرسين ، ١٤٠٤ قمري.
 +
 +
حر عاملي، وسائل الشيعة ، قم ، مؤسسه آل البيت ، ١٤٠٩ قمري
 +
 +
حلي، حسن بن يوسف بن مطهر اسدي، إرشاد الأذهان إلي أحکام الإيمان، قم ، دفتر انتشارات اسلامي،١٤١٠ قمري .
 +
 +
حلي، حسن بن يوسف بن مطهر اسدي، تبصرة المتعلمين في أحکام الدين ، تحقيق محمد هادي يوسفي غروي، مؤسسه طبع و نشر وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، تهران، ١٤١١ قمري.
 +
 +
حلي، حسن بن يوسف بن مطهر اسدي، تحرير الأحکام الشرعية علي مذهب الإمامية ، رحلي ، بي نا، بي تا
 +
 +
حلي، حسن بن يوسف بن مطهر اسدي ، تذکرة الفقهاء، قم ، مؤسسه آل البيت ، بي تا.
 +
 +
حلي ، حسن بن يوسف بن مطهر اسدي، قواعد الأحکام في معرفة الحلال و الحرام، قم ، دفتر انتشارات اسلامي ، ١٤١٣ قمري.
 +
 +
حلي، حسن بن يوسف بن مطهر اسدي، مختلف الشيعة في أحکام الشريعة ، قم ، دفتر انتشارات اسلامي ، چاپ دوم ، ١٤١٣ قمري ،
 +
 +
حلي، حسن بن يوسف بن مطهر اسدي، منتهي المطلب في تحقيق المذهب ، مشهد، مجمع البحوثالإسلامية ، ١٤١٢ قمري .
 +
 +
حلي، حسن بن يوسف بن مطهر اسدي ، نهج الحق و کشف الصدق، قم ، دار الهجرة، ١٤٠٧قمري .
 +
 +
239
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
حلي، نجم الدين جعفر بن حسن ، المختصر النافع في فقه الإمامية ، قم ، مؤسسة المطبوعات الدينية ،
 +
 +
١٤١٨ قمري.
 +
 +
حلي، نجم الدين جعفر بن حسن ، شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، تحقيق عبد الحسين محمد علي بقال، قم ، مؤسسه اسماعيليان، ١٤٠٨ قمري.
 +
 +
حلي، نجم الدين جعفر بن حسن ، نکت النهاية ، قم ، دفتر انتشارات اسلامي،١٤١٢ قمري.
 +
 +
حلي، يحيي بن سعيد، الجامع للشرائع ، قم ، مؤسسة سيد الشهداء العلمية ، ١٤٠٥ قمري .
 +
 +
خامنه اي، سيد علي بن جواد حسيني ، أجوبة الاستفتاءات ، بيروت، الدار الإسلامية ، ١٤٢٠ قمري .
 +
 +
خميني، سيد روح الله ، المکاسب المحرمة ، قم ، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، ١٤١٥ قمري .
 +
 +
خميني ، سيد روح الله ، تحرير الوسيلة ، قم ، دار العلم ، بي تا
 +
 +
خميني، سيد روح الله ، صحيفه امام، ج ٦، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ، ١٣٧٧.
 +
 +
خميني، سيد روح الله ، صحيفه امام، ج ٨، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ، ١٣٧٨.
 +
 +
خميني، سيد روح الله ، صحيفه امام، ج ٩، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ، ١٣٧٨.
 +
 +
خميني، سيد روح الله ، صحيفه امام، ج ١٧، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ، ١٣٨٣.
 +
 +
خويي، سيد ابو القاسم ، صراط النجاة، قم ، مکتب نشر المنتخب ، ١٤١٦ قمري خويي، سيد ابو القاسم ، منهاج الصالحين ، قم ، مدينة العلم ،١٤١٠ قمري ،
 +
 +
دروزة، محمد عزت، التفسير الحديث ، قاهره، دار إحياء الکتب العربية ، ١٣٨٣ قمري.
 +
 +
راشد، حسينعلي ، فضيلت هاي فراموش شده، تهران، اطلاعات، ١٣٨٥.
 +
 +
راغب اصفهاني ، حسين بن محمد، المفردات في غريب القرآن، تحقيق صفوان عدنان داودي، بيروت و دمشق ، دارالعلمو الدار الشامية ، ١٤١٢ قمري.
 +
 +
راوندي، قطب الدين سعيد بن عبدالله بن حسين ، فقه القرآن في شرح آيات الأحکام، قم ، انتشاراتکتابخانه آيت الله مرعشي، ١٤٠٥ قمري .
 +
 +
رضايي راد، عبدالحسين،امر به معروف در ترازوي تاريخ ،قم ، بوستان کتاب، ١٣٨٤.
 +
 +
زحيلي، وهبة بن مصطفي، تفسير الوسيط ، دمشق ، دار الفکر، ١٤٢٢ قمري.
 +
 +
240
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
زين الدين عاملي ،علي بن احمد، مسالک الأفهام إلي تنقيح شرائع الإسلام ، قم ، مؤسسة المعارف الإسلامية ، ١٤١٣ قمري .
 +
 +
سبزواري، محمد باقر بن محمد مؤمن ، کفاية الأحکام، اصفهان، انتشارات مهدوي، بي تا.
 +
 +
سروش محمد، امر به معروف و نهي از منکر، تهيه کننده حوزه نمايندگي ولي فقيه در سپاه، قم زمزم هدايت ، ١٣٨٣.
 +
 +
سعدي، مصلح الدين ، بوستان سعدي، تصحيح غلامحسين يوسفي ، تهران، انتشارات خوارزمي ، چاپ پنجم ، ١٣٧٥.
 +
 +
سلار، حمزة بن عبد العزيز ديلمي ، ، المراسم العلوية و الأحکام النبوية في الفقه الإمامي ، قم ،منشورات الحرمين ، ١٤٠٤ قمري .
 +
 +
سيستاني، سيد علي، الفتاوي الميسرة، قم ، مکتب آية الله السيستاني ، ١٤١٦ قمري.
 +
 +
سيوطي ، جلال الدين ، الدر المنثور في تفسير المأثور، قم ، کتابخانه آية الله مرعشي نجفي ، ١٤٠٤ قمري .
 +
 +
شريف مرتضي، علي بن حسين موسوي، رسائل الشريف المرتضي ، قم ، دار القرآن الکريم ،
 +
 +
١٤٠٥قمري.
 +
 +
صادقي تهراني، محمد، الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، قم ، انتشارات فرهنگ اسلامي، ١٣٦٥.
 +
 +
صدر، سيد محمد، ماوراء الفقه ، نجف اشرف، دار الاضواء، ٢٠٠٩.١٤٣٠.
 +
 +
صدوق، محمد بن علي بن بابويه ، الهداية في الأصول و الفروع ، قم ، مؤسسه امام هادي ، ١٤١٨ قمري.
 +
 +
طالبان، محمد رضا، مطالعه تطبيقي در خصوص امر به معروف و نهي از منکر و نظارت اجتماعي (جزوه)، تهران، معاونت آموزش و پژوهش سازمان تبليغات اسلامي ، ١٣٧٧.
 +
 +
طباطبايي، سيد محمد حسين ، الميزان في تفسير القرآن، قم ، دفتر انتشارات اسلامي، ١٤١٧قمري.
 +
 +
طبرسي، فضل بن حسن ، مجمع البيان في تفسير القرآن، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ١٣٧٢.
 +
 +
طريحي، فخر الدين ، مجمع البحرين ، تهران، کتابفروشي مرتضوي ، چاپ سوم ، ١٤١٦ قمري .
 +
 +
طوسي، ابو جعفر محمد بن حسن ، تهذيب الأحکام، تهران، دار الکتب الإسلاميه ، ١٣٦٥.
 +
 +
طوسي، ابو جعفر محمد بن حسن ، المبسوط في فقه الإمامية ، تهران، المکتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية ، چاپ سوم ، ١٣٨٧ قمري .
 +
 +
طوسي، ابو جعفر محمد بن حسن ، النهاية في مجرد الفقه و الفتاوي، بيروت، دار الکتاب العربي ،١٤٠٠ قمري.
 +
 +
241
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
طوسي ، نصيرالدين محمدبن حسن ، کشف المراد، تصحيح حسن حسن زاده آملي ، قم ، موسسه النشر الاسلامي ، ١٤٠٧ قمري.
 +
 +
عاملي، محمد بن مکي، الدروس الشرعية في فقه الإمامية ، قم ،دفتر انتشارات اسلامي، ١٤١٧قمري.
 +
 +
عاملي، محمد بن مکي، اللمعة الدمشقية في فقه الإمامية ، بيروت، دار التراث- الدار الإسلامية ،١٤١٠ قمري.
 +
 +
عروسي حويزي، عبد علي بن جمعه ،نور الثقلين ، قم ، انتشارات اسماعيليان، ١٤١٥ قمري.
 +
 +
غزالي ، ابوحامد محمدبن محمد، احياء علوم الدين ، بيروت، دار القلم ، الطبعه الثالثه ، بي تا.
 +
 +
فاضل مقداد، جمال الدين مقداد بن عبد الله ، کنز العرفان في فقه القرآن ، قم ، بي تا
 +
 +
فخرالدين رازي، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتيح الغيب ، بيروت ، دار احياء التراث العربي ، ١٤٢٠ قمري .
 +
 +
فخر المحققين ، محمد بن حسن بن يوسف اسدي، إيضاح الفوائد في شرح مشکلات القواعد، قم ،مؤسسه اسماعيليان ، ١٣٨٧ قمري
 +
 +
فضل الله ، سيد محمد حسين ، تفسير من وحي القرآن، بيروت، دار الملاک للطباعة و النشر، ١٤١٩ ق فيض کاشاني، محمد محسن ، مفاتيح الشرائع ، مجمع الذخائر الاسلاميه ، ١٤٠١قمري.
 +
 +
قرشي، سيد علي اکبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الإسلامية ، ١٣٧١.
 +
 +
قرضاوي، يوسف ، من فقه الدوله في الاسلام، قاهره، دار الشروق، الطبعه الثالثه ، ١٤٢٢. ٢٠٠١قرطبي، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، ١٣٦٤.
 +
 +
کاشاني، ملا فتح الله ، زبدة التفاسير، قم ، بنياد معارف اسلامي ، ١٤٢٣ قمري
 +
 +
کرکي، علي بن حسين عاملي، جامع المقاصد في شرح القواعد، قم ، مؤسسه آل البيت ، چاپ دوم ،١٤١٤ق .
 +
 +
کليني ، محمد بن يعقوب، الکافي ، تهران، دار الکتب الإسلامية ، ١٣٦٥
 +
 +
کوک، مايکل ، امر به معروف و نهي از منکر در انديشه اسلامي ، ترجمه احمد نمايي ، مشهد، بنياد پژوهشهاي اسلامي ، ١٣٨٤.
 +
 +
کوک، مايکل ، شايست و ناشايست در انديشه اسلامي ، ترجمه محمد حسين ساکت ، تهران، نگاه معاصر، ١٣٨٤.
 +
 +
مجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار، بيروت، مؤسسة الوفاء، ١٤٠٤
 +
 +
مجلسي ، محمد باقر، درر الاخبار: گزيده بحار الانوار، تحقيق مهدي حجازي ، ترجمه عليرضا حجازي و محمد عيدي خسروشاهي ، تهران، مرکز اطلاعات و مدارک اسلامي ، ١٤١٩قمري.
 +
 +
242
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
مجلسي، محمد باقر بن مولي محمد تقي، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران، دار الکتب الإسلامية ، چاپ دوم ، ١٤٠٤ قمري.،
 +
 +
مجموعه مقالات هم انديشي نظارت مردمي و اصلاحات اجتماعي ، تهران،ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر سازمان صدا وسيما، ١٣٨٤.
 +
 +
مجموعه مقالات همايش علمي تخصصي ناجا و نظارت همگاني ، تهران، نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران، ١٣٨٧.
 +
 +
مجموعه مقالات همايش ملي نظارت همگاني ، خرم آباد، دانشگاه آزاد اسلامي واحد خرم آباد،
 +
 +
.1387
 +
 +
مدرسي، سيد محمد تقي، من هدي القرآن، تهران ، دار محبي الحسين ، ١٤١٩ ق
 +
 +
مصباح، محمدتقي ، آذرخشي ديگر از آسمان کربلا، قم ، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ، چاپ سوم، ١٣٧٩.
 +
 +
مصباح، محمد تقي ، بزرگترين فريضه ، قم ، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ، ١٣٨٩ مصطفوي، حسن ، التحقيق في کلمات القرآن الکريم ، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، ١٣٦٠ مطهري، مرتصي ، مجموعه آثار استاد شهيد مطهري، ج١٦، تهران، صدرا، ١٣٦٨ مطهري، مرتصي ، مجموعه آثار استاد شهيد مطهري، ج١٧، تهران، صدرا، ١٣٦٨
 +
 +
مطهري، مرتضي ، مجموعه آثار استاد شهيد مطهري، ج٢٠، تهران، صدرا، چاپ هشتم ، ١٣٩٠ مطهري، مرتضي ، مجموعه آثار استاد شهيد مطهري، ج٢٤، تهران، صدرا، ١٣٩٠
 +
 +
مفيد، محمد بن محمد بن نعمان، المقنعة ، قم ، کنگره جهاني هزاره شيخ مفيد، ١٤١٣ قمري .
 +
 +
مکارم شيرازي، ناصر، القواعد الفقهية ، قم ، مدرسه الامام امير المومنين ، ١٤١١قمري.
 +
 +
مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه ، تهران، دار الکتب الإسلامية ، ١٣٧٤
 +
 +
نجفي ، محمد حسن بن باقر، جواهر الکلام في شرح شرائع الإسلام، بيروت، دار إحياء التراث العربي ، چاپ هفتم ، بي تا.
 +
 +
رسائل و مسائل ، مولي احمد بن محمد مهدي، قم ، کنگره نراقيين ملا مهدي و ملا احمد، ١٤٢٢ قمري.
 +
 +
نراقي، مولي احمد بن محمد مهدي، عوائد الأيام في بيان قواعد الأحکام و مهمات مسائل الحلال و الحرام، قم ، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، ١٤١٧ قمري.
 +
 +
نراقي، مولي احمد بن محمد مهدي، مستند الشيعة في أحکام الشريعة ، قم ، مؤسسه آل البيت عليهم السلام ، ١٤١٥ قمري .
 +
 +
243
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
نوري همداني ، حسين ، امر به معروف و نهي ازمنکر، ترجمه محمد محمدي اشتهاردي، قم ، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي ، ١٣٦٧.
 +
 +
ورام بن ابي فراس، تنبيه الخواطر و نزهه النواظر المعروف بمجموعة ورام، تهران، دار الکتب الاسلاميه ، بي تا.
 +
 +
هاشمي ، سيد محمد، حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران ، ج ١، ، تهران، نشر دادگستر، ١٣٧٨.
 +
 +
قوانين و اعلاميه ها
 +
 +
--------------
 +
 +
صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، تهران، اداره کل امور فرهنگي و روابط عمومي مجلس شوراي اسلامي ، ١٣٦٤.
 +
 +
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، تهران، اداره کل امور فرهنگي و روابط عمومي مجلس شوراي اسلامي ، ١٣٦٩.
 +
 +
قانون مجازات اسلامي ، تهران، نگاه بينه ، ١٣٨٧
 +
 +
ناصرزاده، هوشنگ ، اعلاميه هاي حقوق بشر، تهران، ماجد، ١٣٧٢.
 +
 +
نشريات
 +
 +
فصلنامه دانش انتظامي ، شماره ٢٦، پاييز ١٣٨٤.
 +
 +
فصلنامه حکومت اسلامي ، شماره ٣٣، سال ١٣٨٣فصلنامه حکومت اسلامي ، شماره ٢٤، سال ١٣٨١.
 +
 +
فصلنامه علوم سياسي ، شماره ٣٨، سال ١٣٨٦.
 +
 +
فصلنامه کلاماسلامي ، شماره ٥٩، پاييز ١٣٨٥.
 +
 +
ماهنامه نگرش راهبردي، شماره ٧٩ و ٨٠، ارديبهشت و خرداد ١٣٨٦.
 +
 +
سايتها و نرم افزارها
 +
 +
-------------
 +
 +
پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبريwww.leader.ir.langs..http:
 +
 +
244
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
پايگاه اطلاع رساني رهبر انقلابbook-leader-khamenei.com ..http:
 +
 +
پايگاه اطلاع رساني سازمان تبليغات اسلامي ،تبيانwww.tebyan.net..http:
 +
 +
پايگاه اطلاع رساني ستاد احياء امر به معروف استان اصفهان.
 +
 +
www.rahebehesht.org
 +
 +
پايگاه اطلاع رساني شوراي فرهنگ عموميwww.eccc.ir..http:
 +
 +
پايگاه اطلاعات قوانين و مقررات کشورwww.dastour.ir.rooznamehrasmi.ir
 +
 +
پايگاه اطلاع رساني مجلس شوراي اسلاميwww.parliran.ir.index..http:
 +
 +
پايگاه اطلاع رساني مرکز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلاميrc.majlis.ir.fa.law..http:
 +
 +
پايگاه اطلاع رساني معاونت آموزش دادگستري استان تهرانwww.ghavanin.ir..http:
 +
 +
پايگاه اطلاع رساني نيروي انتظاميwww.police.ir..http:
 +
 +
پايگاه اطلاع رساني و پژوهشي ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر
 +
 +
www.Setad-Ehya.ir
 +
 +
خبرگزاري پارسwww.farsnews.com.newstext..http:
 +
 +
سايت خبري تحليلي فناوري اطلاعات و ارتباطاتitna.ir..http:
 +
 +
سايت خبري فوتيليو (www.footilio.com)
 +
 +
پی نوشت ها
 +
 +
١کتاب فصل ششمي هم دارد که مربوط به پيوستها مي باشد.
 +
 +
٢حافظ ، ديوان حافظ ، ص ٧١.
 +
 +
٣مجلسي ، بحارالأنوار ج٧٢، ص ٣٨.
 +
 +
٤. مطهري، مجوعه آثار(حماسه حسيني )، ج١٧، ص٢٨٢.
 +
 +
٥عن النبي ص إن قوما رکبوا سفينة في البحر و اقتسموا فصار کل واحد منهم موضعه فنقر رجل موضعه بفأس فقالوا ما تصنع قال هو مکاني أصنع به ما شئت فإن أخذوا علي يديه نجا و نجوا و إن لم يأخذوا علي يديه هلک و هلکوا (ورام، مجموعة ورام، ج٢ ص ٢٩٤).
 +
 +
٦بحث از امر به معروف و نهي از منکر در تفاسير شيعه و سني ، ذيل آيات مربوط به آن بويژه آيات ١٠٤ و ١١٠ سوره مبارکه آل عمران، مطرح شده است .
  
 
[[رده:کتب]]
 
[[رده:کتب]]

نسخهٔ ‏۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۳۲

اصل هشتم قانون اساسی
مشخصات کتاب
610.jpg
نویسنده حسین جوان آراسته
زبان فارسی
ناشر «پژوهشگاه حوزه و دانشگاه» و «بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی»
تاریخ نشر ۱۳۹۲-05-22
شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۹۸-۰۲۳-۶
دانلود PDF

بسم الله الرحمن الرحيم

اصل هشتم

(بايسته هاي فقهي و حقوقي امر به معروف و نهي از منکر)

محتویات

تلخيص مطالب

به موجب اصل هشتم قانون اساسي «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت . شرايط و حدود و کيفتي آن را قانون معين مي کند». اين اصل با الهام از قرآن کريم و با نگاهي جامع ، انجام اين فريضه را در سه حوزه خواستارشده است . تحقق اين مطالبه شرعي و قانوني ، مستلزم تبيين فقهي - حقوقي آن از زواياي مختلف مي باشد که اين1 پژوهش با سازماندهي پنج فصل به آن پرداخته است

فصل اول:اين فصل اختصاص به بررسي مفاهيم ، مباني و منابع اين فريضه دارد.

١. مفاهيم :عناوين و اصطلاحاتي نظير«معروف » ، «منکر» ، «امر و نهي » ، «امر به معروف » ، «نهي از منکر» ، «نظارت » ، «نصيحت » ، «نقد و انتقاد» و «حريم خصوصي » را مورد مداقه قرارگرفته و به دنبال آن، مفاد اصل هشتم اين گونه بيان شده است : «دعوت افراد به امور پسنديده (در ابتدا و سپس ) امرکردن مردم به هر فعل يا نهي کردن آنان از هر فعلي که در شرع يا قوانين و مقررات تاييد شده از سوي شرع،مورد امر قرارگرفته يا از آن منع شده باشد، با توجه به رعايت حريم خصوصي افراد، وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت ».

٢. مباني عقلي ، شرعي و حقوقي :از نظر شرعي ، دلالت آيات و احاديث بر وجوب امر به معروف و نهي از منکر، به گونه اي است که فقها آنها را نه تنها واجب بلکه از ضروريات اسلام دانسته اند.

از نظر عقلي ، مي توان وجوب امر به معروف و نهي از منکر را مستند به قاعده لطف ، ضرورت جلب منفعت و دفع ضرر و نيز لزوم جلوگيري از معصيت ، دانست . مبناي حقوقي امربه معروف و نهي ازمنکر نيز عبارت است از اصل هشتم ، اصل پنجاه و ششم و بند يک و هشت اصل سوم .

٣. منابع شناخت معروف و منکر:يکي از موضوعات بسيار مهم و کاربردي مرتبط با اصل هشتم قانون اساسي ، مشخص کردن مصاديق معروف ها و منکرها و يا تعيين ملاکي براي تشخيص آنها مي باشد. با درنظرگرفتن گزينه هايي چون عقل ، عرف وسيره عقلا، فطرت، شريعت و قانون، کداميک شايستگي منبع بودن براي تشخيص و تعيين مصاديق معروف و منکر را دارند؟. در يک نظام اجتماعي با توجه به برداشتهاي عقلاني متفاوت، عقل فردي را نمي توان به عنوان منبعي از منابع شناخت معروف و منکر به رسميت شناخت . عرف و سيره عقلا نيز به خودي خود (و منهاي تاييد شرع) نمي توانند به عنوان منبعي براي شناخت معروف و منکر قرار گيرند. استمداد از «فطرت» دست نخورده انساني براي تعيين مصاديق معروف و منکر نيز مشکلات خاص خود را دارد. در مورد شرع، از آنجا که نظر شارع را در ميان فتاواي فقيهان بايد جست و جو کرد، در موارد اختلاف فتوا، اگر معروف يا منکر مورد اختلاف، خصيصه فردي داشته باشد، فتواي هر مرجع تقليد براي مقلدانش ملاک عمل خواهد بود ولي در معروف ها و منکرهاي اجتماعي ، راي فقهي امام و حاکم اسلامي بر ساير فقيهان مقدم بوده و ملاک عمل قرارخواهدگرفت . عقل جمعي نيز مي تواند با شرايطي يکي از منابع مهم به شمارآيد و آن در صورتي است که احکام عقلي يا عقلايي يا عرفي ، فرايند مجلس شوراي اسلامي ، شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت را طي کرده باشد. بدين ترتيب در تعيين و تشخيص معروف و منکر، از دو منبع شرع وقانون بايد کمک گرفت .

فصل دوم: نظارت مردم بر مردم.هرچند نظارت مردمي حوزه هاي مختلفي نظير شئون اسلامي ، حقوق شهروندي، عفت عمومي ، امور خانوادگي ، امنيت و انضباط اجتماعي ، بهداشت عمومي ، حفاظت محيط زيست ، و حفظ اموال عمومي را در بر مي گيرد ولي بايد توجه داشت که انجام اين فريضه شرعي و قانوني در حوزه مردم نسبت به يکديگر در موارد زير ممنوع مي باشد: تعرض به حريم خصوصي ديگران، تجسس در امور ديگران، انجام منکر براي مبارزه با منکر، برخورد با منکرات مورد اختلاف، وجود خطر و ضرر جاني ، حيثي تي يا مالي ، معذور بودن امر و نهي شونده در ترک معروف ياانجام منکر، لجبازي امر و نهي شونده در ترک معروفيا انجام منکر و عدم رعايت مراحل سه گانه قلبي ، زباني و عمليامر به معروف و نهي از منکر. در مورد اخير ملاحظاتي نيز وجود دارد: يک. با وجود حکومت اسلامي و نهادهاي خاصي که ماموريت مبارزه با منکرات را برعهده دارند، اقدام عملي براي جلوگيري از منکر- جز در موارد بسيار خاص- وظيفه مقامات صلاحيتدار دولتي است .دو.منکراتي هستند که به جهت اهميت و حساسيت فوق العاده آنها، هر گونه اقدام در هر مرحله (قلبي ، زباني و عملي ) را بايد به دولت و مقامات دولتي سپرد و نقشي که مردم از باب نهي از منکر مي توانند ايفا کنند، صرفا دادن گزارش در مراحل اوليه مي باشد.

فصل سوم: نظارت مردم بر دولت .اموري چون مسئول بودن مقامات دولت ، امانت بودن قدرت، خطاپذيري و عدم عصمت و پذيرش جمهوريت ، مي تواند توجيه کننده نظارت بر صاحبان قدرت دراسلام و جمهوري اسلامي ايران باشد. اين نظارت هيچ گونه محدوديت از جهت مناصب دولتي را نمي پذيرد وحاکم مسلمانان با همه قداست جايگاه و منزلت والايي که دارد نيز از اين نظارت مستثنا نيست .

از نظر قانوني ، همه شهروندان (مسلمان و غير مسلمان) موظف اند وظيفه امر به معروف ونهي از منکر خويش را هم نسبت به عملکرد کارگزاران حکومت و هم نسبت به قوانين و مقررات درصورتي که خلاف شرع يا قانون باشند، انجام دهند. آري امر به معروف ونهي از منکر مردمي نبايد منجر به انجام اعمال غير قانوني و يا ايجاد هرج و مرج شود. همچنين در صورتي که لازمه انجام امر به معروف و نهي از منکر، ارتکاب حرام توسط آمر يا ناهي بوده و يا در صورتي که عملي ، منکر بودنش مورد اختلاف باشد ويا در صورتي که جان يا آبروي افراد در معرض خطرقرارگيرد، شرعا چنين وظيفه اي متوجه اشخاص نمي باشد.

براي نظارت بر دولتمردان، مي توان از ابزارهايي چون مطبوعات و رسانه ها، احزاب و گروهها، تجمعات و گردهم آيي ها، پايگاههاي ديني مانند مساجد، کميسيون اصل ٩٠ و ديوان عدالت اداري استفاده کرد.در مورد رهبري، منطقي ترين راه اعمال اين نظارت از کانال مجلس خبرگان مي باشد.

فراهم سازي امکاناتي براي نظارت مردمي بر مقام ولايت از راه نامه ، تلفن ، پيام کوتاه يا پست الکترونيک نيز به نظر مي رسد لازم است در دستور کارقرارگيرد.

اموري همچون نهادينه کردن قانونمداري، اعمال مجازات هاي مندرج در قانون مجازات اسلامي ، بهره گيري از ظرفيتهاي کميسيون اصل نود، تاسيس نهادي مستقل براي امر به معروف و نهي از منکر، حمايت از شکل گيري گروه هاي مردمي ويژه امر به معروف و نهي از منکر، تقويت تعهد ديني و مسئوليت پذيري، مي تواند تقويت کننده و تضمين کننده نظارت مردم بر دولت باشد.

فصل چهارم: نظارت دولت بر مردم.در جمهوري اسلامي ايران، شايد کمتر نهاد و ارگاني را بتوان يافت که ملاحظات اسلامي در درون ماموريتهاي آن وجود نداشته باشد. نهادهاي علمي همچون آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، نهادهاي مذهبي مانند سازمان تبليغات اسلامي ، دفتر تبليغات اسلامي و ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر و نيز نهادهاي ارتباط جمعي مانند صدا و سيما و ساير رسانه ها تاثيرات غير قابل انکاري بر شناختها، هنجارها و رفتارهاي مخاطبان خود دارند. اين مجموعه در صورتي که هماهنگ با هم عمل کنند، به راحتي مي توانند معروف ها و منکرها را به مخاطبان خود شناسانده، شرايط پذيرش آنها را فراهم کرده و نسبت به آن ها امر و نهي کنند. هرگونه سالم سازي اجتماعي ابتدا در قانونگذاري بايد صورت گيرد تا جاي خويش را در بدنه اجرايي و قضايي کشور پيدا کند. قوه مجريه نيز بر اساس قوانين و با در اختيارداشتن ابزارهاي فراوان، به صورت مستقيم از طريق نهادها و سازمانهاي دولتي و به صورت غير مستقيم با حمايت از نهادها و شخصيت هاي غير دولتي مي تواند در احياي فريضه امر به معروف موثر واقع شود.

راهکارهايي را که دولت مي تواند براي تحقق امر به معروف در جامعه در نظر گيرد عبارتند از: آموزش و فرهنگ سازي از طريق وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، صدا و سيما و نهادهاي مشابه ، اطلاع رساني کافي نسبت به قوانين و مقررات، اجراي قاطعانه قوانين و مقررات مربوط به سالم سازي محيط اجتماعي ، تفکيک جنسيتي سنجيده و منطقي در نهادهاي دولتي و بويژه در مراکز آموزشي و درماني جهت پرهيز از اختلاط زن و مرد و اقتدار نيروي انتظامي در برخورد با ناهنجاريهاي اجتماعي .

براي اثر بخشي اقدامات دولت در زمينه امر به معروف و نهي از منکر، اقدامات زير لازم است صورت پذيرد: تقسيم وظايف ميان نهادهاي رسانه اي؛ تبيين استانداردهاي تبليغي و شيوه هاي صحيح امربه معروف ونهي از منکر توسط رسانه ها و پرهيز از اعمال سليقه هاي شخصي ؛ گزينش اشخاص شايسته ، خوشنام و درستکار در رسانه ملي ، نظارت مداوم و مستمر نسبت به ميزان تاثيرگذاري مثبت يا منفي فعاليتهاي صورت گرفته و حمايت از سريالها، فيلمها و توليدات هنري آموزنده و ترويج کننده ارزشهاي ديني .

پرکردن خلاهاي قانوني در زمينه امر به معروف و نهي از منکر توسط مجلس شوراي اسلامي ، اهتمام دولت نسبته به اجراي تمام عيار همه قوانين بويژه قوانين ناظر به اين فريضه الاهي و نظارت جدي دستگاه قضايي در اين رابطه از بايستگي هايي است که تاخير در آن به هيچ وجه براي نظام اسلامي زيبنده نيست .

فصل پنجم : سازمان امر به معروف و نهي از منکر.مستندات فقهي و حقوقي فراواني براي تاسيس نهادي قانوني جهت سياستگذاري، برنامه ريزي و نظارت بر «دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر» وجود دارد. علاوه بر آيات قران کريم ، ضرورت بهره گيري توامان از توان و ظرفيتهاي مردم و دولت ، ضرورت سياستگذاري، برنامه ريزي و هماهنگ سازي، ضرورت ارتقاء جايگاه امر به معروف و نيز مطالبه قانون اساسي از جمله اين دلايل مي باشند.

به نظر مي رسد «سازمان امر به معروف و نهي از منکر» با ساختار و شرح وظايف مشخص ، مي تواند تحقق بخش اين آرمان بزرگ شرعي و قانوني بوده و اصل هشتم قانون اساسي را از محاق بيرون آورد. چنين نهادي بايد داراي جايگاه قانوني و پايگاه مردمي شايسته در کشور، زير نظر رهبري، مستقل و عدم وابسته به دولت بوده و ضمن عدم مداخله در ماموريتهاي سازمانها، نهادها و تشکل هاي ديگر، سياست گذاري، برنامه ريزي و هماهنگ سازي درحوزه امر به معروف و نهي از منکر برعهده خواهد داشت . با تاسيس چنين سازماني مراکز مشابهي که تا کنون متولي امر به معروف در کشور بوده اند منحل شده و از اين پس تاسيس هر موسسه يا ستادي با هدف امر به معروف و نهي از منکر زير نظر اين سازمان صورت خواهدگرفت . اين سازمان صلاحيت اظهار نظر در زمينه قوانين و آيين نامه هاي موجود را نيز خواهد داشت .

براي تحقق اين فريضه بايد از همه ظرفيتها و امکانات بالفعل و بالقوه استفاده کرد. اعطاي اختيارات قانوني کافي به «سازمان امر به معروف » و الزام دولت و تمامي نهادهاي رسمي و غير رسمي کشور به تبعيت از سياستها، برنامه ها و الگوهاي ابلاغي ازسوي اين سازمان؛ تشکيل واحد ويژهاي در نيروي انتظامي براي امر به معروف و نهي از منکر؛ حمايت قانوني ، مادي و معنوي از تاسيس گروه هاي مردمي با هدف امر به معروف و نهي از منکر و حضور نمايندگاني از سازمان امر به معروف در صدا و سيما را مي توان به عنوان ضمانت اجرا در نظرگرفت .

چکيده

اين تحقيق ، اصل هشتم قانون اساسي (امر به معروف و نهي از منکر) و حوزه هاي سه گانه آن را مورد بررسي قرارمي دهد و در تلاش است تا با نگاهي فقهي - حقوقي ، به تبيين ، تحليل و ارائه راه کارهاي لازم در اين موضوع پردازد.پژوهش در شش فصل سازماندهي شده است :

فصل اول در برگيرنده مفاهيم ، مباني و منابع و بيشتر معطوف به چيستي و چرايي امر به معروف و نهي از منکر و نيز چگونگي دستيابي و شناخت مصاديق آن مي باشد.

فصل دوم، حوزه نظارت مردم بر يکديگر را در سه محور قلمرو شرعي ، قلمرو قانوني و ضمانت هاي اجرايي شامل مي شود.

فصل سوم به حوزه «نظارت مردم بر دولت » در سه محور قلمرو شرعي ، قلمرو قانوني ، راهکارها و ضمانت هاي اجرايي اختصاص دارد.

فصل چهارم «نظارت دولت برمردم» را در سه محور «دولت و ارزشهاي اسلامي »، «قلمرو شرعي و قانوني » و «راهکارها و ضمانت هاي اجرايي » بررسي مي کند.

در فصل پنجم ، با پيشنهاد تاسيس «سازمان امر به معروف و نهي از منکر» به تبيين مباني ، پيشينه تاريخي و جايگاه قانوني آن، پرداخته شده است .

فصل ششم اختصاص به پيوستهايي دارد که به لحاظ فقهي يا حقوقي يا تاريخي ويا اجرايي ، در برداشت ما از مباحث فصول پنجگانه اين پژوهش تاثير بسزايي مي توانند داشته باشند. اين پيوستها عبارتند از: ترجمه مباحث امر به معروف و نهي از منکر از جلد دوم کتاب تحريرالوسيله امام خميني، مذاکرات مربوط به بررسي اصل هشتم قانون اساسي در مجلس خبرگان، تشکيلات و شرح وظايف ستاد احياي امر به معروف و نهي از منکر، طرح نمايندگان مجلس در زمينه امر به معروف و نهي از منکر و قسمتي از مصوبات شوراي فرهنگ عمومي مربوط به راهکارهاي اجرايي گسترش عفاف و حجاب.

مقدمه

در تعليم و تربيت اسلامي ، چگونگي رابطه متقابل «فرد» و «جامعه » و اين واقعيت که صلاح و فساد هر يک، صلاح و فساد ديگري را تحت تأثير قرارمي دهد، با حساسيت فوق العاده اي مورد توجه قرارگرفته است . مکاتبي که تنها «اصلاح خود» يا«اصلاح ديگران» را در دستور کارقرارمي دهند، جايي در انديشه اسلامي ندارند زيرا در اسلام به دليل پيوند ناگسستني ميان «فرد و جامعه » ، اصلاح خود و ديگران به صورت توامان از مومنان مطالبه شده است . نفي بي طرفي در مناسبات اجتماعي ، همان چيزي است که فريضه «امر به معروف و نهي از منکر» خواهان آن است . در انديشه اسلامي ، انسان مطلوب، انساني است که هم صالح است و هم مصلح و بر همين اساس، عافيت طلبي و بي مسئوليتي از سوي مومنان واقعي به کناري گذاشته شده است و نمي توان گفت که :

عيب رندان نکن اي زاهد پاکيزه سرشت

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت2

من اگر نيکم و گر بد تو برو خود را باش

هر کسي آن درود عاقبت کار که کشت

پيام رساي رسول خدا که فرمود: کلکم راع و کلکم مسئول عن رعيته٣هنوز در گوشها طنين افکن است . هدايت فرد و جامعه و صيانت از آنها، دو اصل بنياديني هستند که ضرورت وجود «امر به معروف و نهي از منکر» در اسلام را توجيه مي کنند. «اين اصل يکي از ارکان تعليمات اسلامي است که به نص صريح متون اسلامي و گفته پيغمبر اکرم اگر از بين برود تمام تعليمات اسلامي از بين رفته است ؛ اگر اين اصل منسوخ شود جامعه اسلامي به صورتي که بايد وجود داشته باشد هرگز وجود نخواهد داشت »4

انسانها در زندگي اجتماعي ، مانند مسافران يک کشتي اند. پيامبر در تبيين فلسفه امر به معروف و نهي از منکر فرموده است : «گروهي از مردم در يک کشتي سوار مي شوند؛ هر کس در جاي خويش مي نشيند؛ يکي از مسافران جاي خود را سوراخ مي کند و در پاسخ به اعتراض ديگران مي گويد، چون جاي من است هرچه بخواهم انجام مي دهم ! اگر مسافران همان جا دست او را گرفته و مانع شوند، همگي نجات مي يابند و اگر چنين نکنند همگي به هلاکت مي رسند٥. اين تشبيه بسيار زيبا بيانگر آن است که در بسياري از موارد در زندگي اجتماعي ، عوامل تاثيرگذار بر جامعه به گونه اي عمل مي کنند که در بسياري از موارد يا همه به مقصد مي رسند و يا همه از مقصد بازمي مانند.

در اين مقدمه تامل در نکات زير بايسته به نظر مي رسد:

يکم . جايگاه امر به معروف و نهي از منکر در اسلام

اهميت امر به معروف و نهي از منکر، در انديشه اسلامي ، سبب گرديده است که تقريبا همه 6 انديشمندان اسلامي (و البته هر يک از منظري خاص) به اين موضوع پرداخته اند. مفسران ، محدثان٧، متکلمان٨، فقيهان و علماي اخلاق و عرفان٩، همگي اين موضوع بسيار مهم را مورد توجه قراردادهاند. چنيناهتمامي از آن روست که امر به معروف، مايه قوام و دوام همه واجبات و ارزشهاي اسلامي دانسته شده است . فقهاي شيعه بيشتر در بحث جهاد و فقهاي اهل سنت بيشتر زير عنوان حسبه به اين موضوع پرداخته اند.

از ميان انبوهي از آيات قرآن کريم در ارتباط با فريضه امر به معروف و نهي از منکر به عنوان نمونه مي توان به موارد زير اشاره کرد: «ضرورت ايجاد گروهي ويژه و سازماندهي شده براي دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر»١٠،«ضرورت بهرهگيري از اقتدار حکومت براي حاکميت ارزشهايي چون نماز، زکات و امر به معروف و نهي از منکر١١»،«برتري مسلمانان بر ديگران به جهت امتياز امر به معروف و نهي از منکر١٢»، «رستگاري و نجات انسانها، در سايه ايمان، صالح و مصلح بودن و امر به معروف و نهي از منکر کردن١٣»و نيز «دوري از رحمت الاهي به دليل فاسد و مفسد بودن و عدم پذيرش نهي از منکر»

٧نظر به اهميت اين فريضه ، در کتابهاي حديثي ، کتاب يا باب خاصي براي آن اختصاص داده شده است . محدثان بزرگ شيعه همچون محمدبن يعقوب کليني در «فروع کافي »، محمدبن حسن طوسي در «تهذيب » ، علامه مجلسي در جلد ١٠٠ «بحارالانوار» و شيخ حر عاملي در «وسايل الشيعه » روايات مربوط به امر به معروف را گرداوري کرده اند. در «وسائل الشيعه » ، «کتاب الامر بالمعروف و النهي عن المنکر» نزديک به ٨٠٠ روايت در اين زمينه نقل شده است .

٨به عنوان نمونه : قاضي عبدالجبار همداني در «الاصول الخمسه »، ابن حزم اندلسي در«المفصل في الملل و اهواء و النحل » ، خواجه نصير الدين طوسي در «تجريد الاعتقاد» و علي جرجاني در «شرح المواقف ».

٩به عنوان نمونه : «احياء علوم الدين » از امام محمد غزالي ، «محجه البيضاء في تهذيب الاحياء» از فيض کاشاني و «جامع السعادات » و «معراج السعاده» ا زمولي احمد نراقي .

١٠و لتکن منکم امة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون.(آل عمران :١٠٤)

١١الذين إن مکناهم في الأرض أقاموا الصلاة وآتوا الزکاة وأمروا بالمعروف ونهوا عن المنکر ولله عاقبة الأمور(حج :

(41

١٢کنتم خير أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر (ال عمران: ١١٠)

١٣والعصر ان الانسان لفي خسر الاالذين امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر (سوره عصر: ١-٢). «جمله"تواصوا بالحق"معني بسيار وسيعي دارد که هم"امر به معروف و نهي از منکر"را شامل ميشود، و هم"تعليم و ارشاد جاهل"و"تنبيه غافل"و"تشويق"و"تبليغ"ايمان و عمل صالح را. (تفسير نمونه ، ج٢٧، ص٣٠٢)

١٤لعن الذين کفروا من بني إسرائيل علي لسان داود وعيسي ابن مريم ذلک بما عصوا وکانوا يعتدون. کانوا لا يتناهون عن منکر فعلوه (مائده :٧٩-٨٠)


احاديث مرتبط با اين فريضه به قدري فراوان اند که گزينش نمونه هايي از آنها براي تبيين جايگاه امر به معروف سخت مي نمايد. امير مومنان در يکي از سخنان خود، امر به معروف را اين گونه ترسيم مي کند: «و همه کارهاي نيک و [حتي ] جهاد در راه خدا در مقايسه با امر به معروف و نهي از منکر، چون دميدني است به درياي پر موج پهناور»١٥. از نظر امير مومنان تاثير تمامي اعمال در مقايسه با تاثير اين فريضه مانند تاثير فوت کردن در امواج دريا مي باشد. در سخني ديگر حضرت فرموده است «نتيجه ترک امر به معروف و نهي از منکر، تسلط اشرار و عدم استجابت دعاها خواهد بود».١٦بهفرموده امام باقر- عليه السلام-: «امر به معروف و نهي از منکر واجبي است بزرگ؛ به سبب آن، اجراي همه واجبات ، امنيت راهها، حلال بودن معاملات، رد مظالم ، آبادي زمين ، انتقام از دشمنان و سامان يافتن امور، تضمين مي شود».١٧(قوام و دوام همه ارزشها در سايه امر به معروف ونهي از منکر).

از آيات و احاديث فوق، مي توان نکات زير را استخراج کرد:

يک.امر به معروف و نهي از منکر از واجبات١٨بلکه از ضروريات دين اند بـه گونـه اي کـه انکـار آگاهانه آنها به منزله انکار اصل دين بوده و فرد را از گروه مسلمانان خارج مي کند.

دو.اين دو واجب ، «ام الفرايض » يعني مادر و سنگ بناي ساير واجبات اند.

سه .اين دو واجب ، اختصاصي به اسلام نداشته بلکه امت هاي ديگر نيز مکلف به آن بوده اند.

چهار.يکي از کارويژه هاي دولت ديني ، امر به معروف و نهي از منکر است .

پنج .نتيجه ترک اين دو فريضه ، سلطه اشرار و از هم گسيختگي نظام اجتماعي است .

اهميت فوق العاده امر به معروف و نهي از منکر سبب گشته است که معتزله آن را در زمره اصول پنجگانه دين شمارش کرده اند. به اعتقاد آنان اين اصول عبارتند از: توحيد، عدل، وعد و وعيد،

١٥«و ما أعمال البر کلها و الجهاد في سبيل الله -عند الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر-إلا کنفثة في بحر لجي».

(نهج البلاغه ، کلمه قصار ٣٧٤).

١٦لا تترکوا الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر فيولي عليکم شرارکم ثم تدعون فلا يستجاب لکم (نهج البلاغه ، نامه

.(47

١٧عن جابر عن أبي جعفر...إن الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر سبيل الأنبياء و منهاج الصلحاء فريضة عظيمة بها تقام الفرائض و تأمن المذاهب و تحل المکاسب و ترد المظالم و تعمر الأرض و ينتصف من الأعداء و يستقيم الأمر

...(الکافي ، ج٥، ص ٥٦).

١٨فقهاي شيعه اين دو واجب را جزو فروع دين قرارداده اند که عبارتند از: نماز، زکات، خمس ، روزه، حج ، جهاد، امر به معروف، نهي از منکر، تولي و تبري (صدر، ما وراء الفقه ، ج١٠، ص٢٨٧)


منزله بين المنزلتين١٩و امر به معروف ونهي از منکر٢٠. زيديه نيز همانند معتزله ، امر به معروف و نهي از منکر، پنجمين اصل از اصول دين قرارداده٢١و نزد آنان، فراتر از يک حکم فرعي فقهي، مورد توجه قرار گرفته است .

اين جايگاه بي بديل براي امر به معروف و نهي از منکر، اسلام شناسان غير مسلمان را نيز به

واکنش تحسين برانگيز واداشته است . داستان زير يک نمونه از اين ها به شمار مي آيد:

«شامگاه روز پنجشنبه ٢٢ سپتامبر ١٩٨٨ در ايستگاه قطار شهري شيکاگو در حضور جمعي از مردم، زني مورد تجاوز قرارگرفت . گزارش کوتاهي از اين حادثه بر اساس گفته هاي پليس در روز جمعه در روزنامه نيويورک تايمز روز يکشنبه به چاپ رسيد. نکته شايان توجه در آن گزارش، اين بود که هيچ کس براي کمک به قرباني از جاي خود حرکت نکرد، با وجود اين که اين تجاوز در ساعتهاي پر رفت و آمد روز انجام شد... هنگامي که قرباني از پله ها بالارفت و فرياد زنان مي گفت که مورد تجاوزقرارگرفته است «کايلز» به تعقيب متجاوز پرداخـت ، جلـو ماشـين پلـيس را گرفـت و بـراي دستگيري متجاوز از آنها کمک خواست . «کايلز» بعدا کار خود را به اين صورت بيـان کـرد: بـراي کمک به آن زن بايد کاري مي کردم احساس کردم اين اتفاق کار درستي نبود، زن مي توانست مادر، عمه ، خاله يا يکي از دوستان مادرم باشد...جمله «احساس مي کردم» نشان مي دهد کـه اگـر او زيـر فشار هم قرارمي گرفت ، حرف بيشتري براي گفتن نداشت ...فرهنگ ما تعريف خاصـي بـراي ايـن ادراک ندارد. درست است که حقوقدانان و فيلسوفان ما بحثهايي دارند که ما در چه مواردي وظيفه اي براي «امداد» داريم اما اين بحث مهجورتر از آن است که به عنوان فرهنگ ما به تفصيل توصيف شود. «رندي کايلز» دقيقا چيزي در اين باره نشنيده بود و من نيز چيزي دراين مورد نمي دانسـتم تـا اين که ضمن تحقيقات اسلامي خود از آن آگاه شدم. اسلام بر عکس ، نـام و تعـاليمي ويـژه بـراي

22

چنين وظيفه اخلاقي گسترده اي دارد. نام آن « امر به معروف و نهي از منکر» است .

١٩يعني فاسق (مرتکب گناه کبيره ، مثل شرابخوار، زناکار و دروغگو) نه مؤ من است و نه کافر، فسق حالتي است بين کفر و ايمان.

٢٠آقاجاني قناد، درآمدي بر بررسي تطبيقي امر به معروف و نهي از منکر از ديدگاه معتزله و ديگر فرق اسلامي ،فصلنامه کلام اسلامي ، سال پانزدهم ، مسلسل ٥٩، ص ٢٨.

٢١همان، ص ٣٨.

٢٢کوک، امر به معروف و نهي از منکر در انديشه اسلامي ، ج ١، ص ١٥-١٩.

10

«مايکل کوک »٢٣در اثر محققانه خود يعني «امر به معروف و نهي از منکر در انديشه اسلامي » که حاصل بيش از ١٢ سال مطالعه وي مي باشد، پس از مقايسه آن با اصول مشابه در فرهنگهاي ديگر و اديان توحيدي نظير مسيح ت يو يهوديت ، اديانيرتوحيدي، مکاتب فلسفي و «وظيفه امداد» در غرب، اعلام مي دارد که ه چ ي همتايي را از نظر اهميت و نمود، براي «امر به معروف و نهي از

24

منکر» در خارج از اسلام نيافته است .

وقتي ديگران اين امر را از امتيازات خاص اسلام مي دانند، بايد از اين سرمايه عظيم اجتماعي که به برکت اسلام در اختيار ما قرارگرفته است بهترين استفاده را کرد. بر همين اساس، قانون اساسي ما نيز انجام امر به معروف و نهي از منکر را هم از مردم و هم از دولت مطالبه کرده است .

دوم. جايگاه امر به معروف و نهي از منکر در جمهوري اسلامي

١. بر اساس سند چشم انداز، جامعه ايراني در افق سال ١٤٠٤ هجري شمسي ، جامعه اي است :

•... متکي بر اصول اخلاقي و ارزشهاي اسلامي ، ملي و انقلابي

•برخوردار از... نهاد مستحکم خانواده، به دور از فقر، فساد، تبعيض و...

•فعال، مسئوليت پذير، ايثارگر، مومن ، رضايت مند، برخوردار از وجدان کاري...

٢٥

•...اخلاقي ...

٢.به موجب بند يک اصل سوم قانون اساسي ، دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است همه امکانات خود را در خصوص «ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوي و مبارزه با کليه مظاهر فساد و تباهي » به کارگيرد.

٣.اصل هشتم قانون اساسي مقرر داشته است که : «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت . شرايط و حدود و کيفيت آن را قانون معين ميکند.

والمومنون و المومنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف وينهون عن المنکر».

٢٣دو ترجمه فارسي از کتاب «کوک» در دست . ترجمه نخست با عنوان «شايست و ناشايست در انديشه اسلامي » از محمد حسين ساکت و ترحمه دوم با عنوان « امر به معروف و نهي از منکر در انديشه اسلامي » از احمد نمايي .

براي آشنايي بيشتر با «مايکل کوک » ر.ک. شايست و ناشايست در انديشه اسلامي ، صص ٢١-٢٨.

٢٤همان، ج ٢، ص ٨٧٦.

٢٥پايگاه اطلاع رساني مجلس شوراي اسلامي .www.parliran.ir.index..http:


همين نمونه هاي قانوني به خوبي بيانگر ميزان اهتمام نظام به اين امر خطير ميباشد و نيازي به استقصاي قوانين مرتبط با امر به معروف و نيز سياست هاي ترسيم شده از سوي مقامات جمهوري اسلامي ايران نيست .

سوم. وضعيت موجود

در ميان واجبات الهي ، امر به معروف و نهي از منکر، اگر مظلومترين نباشند بدون شک از مظلوم ترين واجبات اند. شايد کمتر کسي را بتوان يافت که وضعيت حاکم بر جامعه را از اين منظر مناسب ارزيابي کند. آنچه مايه قوام و دوام همه واجبات و ارزشهاي اسلامي است ، سوگمندانه به فراموشي سپرده شده است . تنها افراد شاخص و نادري را مي توان يافت که به جهت ايمان يا اراده بسيار قوي، همرنگ جماعت نشوند ، برخلاف مسير آب شنا کرده به مبارزه با فرهنگ ناصحيح حاکم بر جامعه برخيزند؛ آري پيامبران، اولياي الاهي ، مومنان واقعي و برخي از مردم اين گونه بوده و هستند اما رفتارهاي عموم مردم را بايد با توجه به فضاي حاکم بر جامعه ارزيابي کرد، اگر در فضاي حاکم بر جامعه ، ارزشهاي ديني رونق چنداني نداشته و حساسيتي نسبت به آن ها وجود نداشته باشد، افراد آن جامعه هرچند مسلمان باشند و در رفتارهاي خود سعي بر رعايت ارزشها داشته باشند اما در برابر رفتار ديگران موضع گيري نکرده و واکنشي از خود نشان نمي دهند. براستي چرا با اين همه تاکيد و اين جايگاه بي بديل ، شاهد کم رونقي و عدم اقبال مردم به اين فريضه هستيم ؟ چرا بروز و ظهور اين فريضه را در جامعه ديني کمتر شاهديم و به ندرت در زندگي روزانه با افرادي برخورد مي کنيم که آمر به معروف وناهي از منکرند؟ شايد بتوان « دگرگوني ارزشهاي اجتماعي » و « رواج تساهل گرايي » را از عوامل مهم در اين زمينه برشمرد. عوامل زير نيز

در بي توجهي نسبت به اين فريضه الاهي دخالت دارند:

عافيت طلبي ، رفاه طلبي ، ضعف غيرت ديني ، سهل انگاري ، محافظه کاري، کم رويي ، تصور بي تاثيري، توقع اثر فوري ، ترس از پيامدهاي منفي مالي ، جاني و حي ي تيث(از دست دادن دوستان، بستگان، مشتريان) عدم آگاهي ، و عدم حمايت هاي قانوني از امر و نهي کنندگان.

از سوي ديگر بسياري بر اين باورند که با وجود نظام اسلامي ، اين مسئوليت بيشتر متوجه دولت مي باشد و همين تصور يکي ديگر از عوامل مهم کمرنگ شدن عمل به اين فريضه است . چنين ذهنيتي لازم است تصحيح شود زيرا هرچند امر به معروف و نهي از منکر از مباحث مرتبط با حوزه حقوق عمومي است و در اين حوزه اموري چون اصل حاکميت قانون، آزاديهاي عمومي ، حريم خصوصي مورد توجه قرارمي گيرند، اما هيچ يک از اصول فوق نمي توانند بهانه اي براي فرار از مسئوليت پذيري اجتماعي و شانه خالي کردن از اين وظيفه شرعي باشند. اسلام نه اجازه مي دهد


امنيت و حريم اشخاص، نقض يا ناديده گرفته شود، و نه اجازه مي دهد هنجارها و ارزشهاي اسلامي مورد تعرض قرارگيرند.

چهارم. وضعيت مطلوب (مطالبه قانون اساسي جمهوري اسلامي )

همان گونه که اشاره شد، اصل هشتم قانون اساسي با الهام از قرآن کريم ، دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر را وظيفه اي همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت

به مردم و مردم نسبت به دولت دانسته و با نگاهي جامع ، سه حوزه را مطرح کرده است :

الف ) امر به معروف و نهي از منکر مردم نسبت به يکديگر.مؤمنان اين وظيفه را نسبت به يک ديگر دارند و همه مؤمنان بايد آمر و ناهي باشند، به عنوان نمونه اين آيه بيانگر همين حوزه مي

26

باشد: کنتم خير أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون بالله

اطلاق اين آيه ، همه حوزه هاي امر به معروف و نهي از منکر را شامل مي شود که از جمله آن امر و نهي مردم نسبت به يکديگر است .

ب) امر به معروف و نهي از منکر از سوي دولت نسبت به مردم.آيه زير مي تواند بيانگر اين وظيفه باشد: و لتکن منکم أمة يدعون إلي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و أولئک هم المفلحون٢٧اين آيه ضرورت وجود گروهها و تشکيلاتي را براي انجام اين فريضه بيان مي کند.

گروههايي که قاعدتا از سوي دولت مورد حمايت قرارمي گيرند. در گذشته در حکومت هاي اسلامي ، اين نهادها، نهاد حسبه نام داشتند

ج) امر به معروف و نهي از منکر از سوي مردم نسبت به دولت و دولتمردان.گويا در قرآن آيه اي که به صراحت ناظر به اين حوزه باشد، وجود ندارد ولي اطلاقات آيات مربوط به امر و نهي اين قسم را نيز در برمي گيرد. اين صراحت را در روايات مي توان سراغگرفت ؛ متفرع کردن سلطه اشرار بر ترک امر به معروف و نهي از منکر، در بيان امير مومنان٢٨بيانگر نوعي ارتباط در اين زمينه است و معلوم مي شود که امر به معروف و نهي از منکر مربوط به حاکمان است زيرا اگر وظيفه امر به معروف يا نهي از منکر در مورد افراد عادي نظير همکار، همسايه و ... ترکشود، لازمه اش تسلط اشرار امت نخواهدبود.

٢٦ال عمران :١١٠.

٢٧آل عمران :١٠٤.

٢٨لا تترکوا الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر فيولي عليکم أشرارکم ثم تدعون فلا يستجاب لکم.(نهج البلاغه ، نامه :٤٧)


تامل در حوزه هاي سه گانه مورد تاکيد قانون اساسي که برگرفته از شرع مقدس اسلام است نشان مي دهد که تحقق آنها به منزله تحقق وضعيت مطلوب و ايده آل براي يک جامعه اسلامي خواهد بود. و همين امر اصلي ترين انگيزه براي پژوهش حاضر مي باشد.

پنجم . سازماندهي مباحث کتاب

مباحث امر به معروف در متون فقهي ، عبارت است از: تعريف معروف و منکر، نوع وجوب (عيني يا کفائي ، عقلي يا نقلي بودن امر به معروف و نهي از منکر)، شرايط وجوب (علاوه بر شرايط عامه تکليف يعني عقل ، بلوغ، قدرت و علم ) و مراتب امر به معروف و نهي از منکر.

اين پژوهش ، با رويکردي ديگر، اصل هشتم قانون اساسي و حوزه هاي سه گانه آن را مورد بررسي قرارمي دهد و در تلاش است تا با نگاهي فقهي - حقوقي ، به تبيين ، تحليل و ارائه راهکارهاي لازم

در اين موضوع پردازد. پژوهش در شش فصل سازماندهي شده است :

فصل اول با عنوان کليات، مفاهيم ، مباني و منابع ، بيشتر معطوف بهچيستي و چرايي موضوع مورد بحث است .

فصل دوم، حوزه نظارت مردم بر يکديگر را در سه محور قلمرو شرعي ، قلمرو قانوني و ضمانت هاي اجرايي شامل مي شود.

فصل سوم به حوزه «نظارت مردم بر دولت » در سه محور قلمرو شرعي ، قلمرو قانوني ، راهکارها و ضمانت هاي اجرايي اختصاص دارد.

فصل چهارم معطوف به «نظارت دولت برمردم» در سه محور «دولت و ارزشهاي اسلامي »، «قلمرو شرعي و قانوني » و «راهکارها و ضمانت هاي اجرايي » مي باشد.

فصل پنجم ، سازمان امر به معروف و نهي از منکر را از منظر مباني ، جايگاه قانوني و شرح وظايف آن، بررسي خواهدکرد.

فصل ششم اختصاص به پيوستهاي کتاب دارد. مذاکرات مربوط به بررسي اصل هشتم قانون اساسي در مجلس خبرگان، طرح نمايندگان مجلس در زمينه امر به معروف و نهي از منکر و مصوبات شوراي فرهنگ عمومي مربوط به راهکارهاي اجرايي گسترش عفاف و حجاب، و...در اين فصل ارائه شده است .


فصل اول : کليات (مفاهيم ، مباني و منابع )

گفتار اول: مفاهيم

از آنجا که «امر به معروف و نهي از منکر» محور تمامي مباحث فقهي و حقوقي اين پژوهش مي باشد، با توجه به ديدگاههاي گوناگون در بسياري از موضوعات و از جمله در مفاهيم کليدي، لازم است منظور از واژگان «معروف » و «منکر» و نيز مقصود از «امر» و «نهي » اي که در ارتباط با

«معروف » و «منکر»اند روشن گردند. افزون بر اين واژگان، عناوين مشابه و يا مرتبط ديگري وجود دارند که آگاهي از ميزان ارتباط آنها با واژگان پيش گفته نيز ضرورت دارد و تنها از اين رهگذر است که مي توان اين اصطلاحات و تعابير را به کارگرفت و بر اساس مفاهيم مورد توافق پيش رفت .

يکم . مفاهيم واژگان

١.خير:آيه شريفه «و لتکن منکم امة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف ...٢٩» يکي از آيات کليدي در بحث مي باشد و قانونگذار با الهام از همين آيه در صدر اصل هشتم قانون اساسي

٢٩آل عمران: ١٠٤


«دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر» را وظيفه اي همگاني دانسته است٣٠. بايد ديد«خير»

بهچه معناست و مراد از آن چيست .

الف . «خير» در لغت .براي «خير» معاني متعددي ذکر شده است : ميل کردن، خوبي ، نيکي ، مال و ثروت، عدالت و فضيلت . اعمال خير يعني کارهاي نيک. «اصل ، در «خير» به معناي «ميل » مي باشد.

خير، ضد شر است زيرا همه به آن تمايل دارند٣١«خير» هر چيز مرغوب و مورد پسند همگان است مثل عقل ، عدالت ، فضيلت و آنچه سودمند باشد.»٣٢. به نظر مي رسد اين مفهوم اصلي در همه کاربردها لحاظ شده است . «به مال دنيا از آن جهت «خير» گويند که مرغوب و مورد ميل است : إن ترک خيرا٣٣(اگر مالي بگذارد). برگزيدن و انتخاب را «اختيار» گوييم زيرا شيء برگزيده، براي برگزيننده دلپسند و مرغوب است »٣٤در موارد متعددي «خير» در قرآن کريم به صفت تفضيلي

«خوبتر يا بهتر» بکاررفته است مانند آيه ١٠٦ سوره بقره: «هر حکمي را نسخ کنيم ، يا آن را به

٣٥

[دست ] فراموشي بسپاريم ، بهتر از آن ، يا مانندش را ميآوريم »

ب. «خير» در اصطلاح.چند احتمال در زمينه مراد از خير در آيه ١٠٤ آل عمران مطرح شده است :

يک .«خير» لفظ خاص و «معروف و منکر» عام مي باشند. «برخي خير را به معروفي خاص(ايمان به خداوند) تفسير کرده اند و بقيه طاعات را «معروف» دانسته اند. اين قول را روايتي از مقاتل تاييد

36

مي کند: «أن الخير الإسلام و المعروف طاعة الله و المنکر معصيته ».

دو. «خير» لفظ عام و «معروف و منکر» خاص مي باشند و آن چه در آيه آمده است ذکر خاص بعد

37

از عام مي باشد که به جهت اهميت و فضيلت اين دو فريضه بدانها تصريح شده است .

٣٠«درجمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت ».

٣١احمدبن فارس، ترتيب مقاييس اللغه ، ذيل واژه .

٣٢راغب اصفهاني ، المفردات في غريب القرآن، ذيل واژه.

٣٣بقره: ١٨٠

٣٤قرشي، قاموس قرآن، ج٢، ص٣١٧. الخير: جمعه الخيور و الخيار، و الخيرة في الأنثي، و جمعها الخيرات.

فاستبقوا الخيرات٢.١٤٨. و يسارعون في الخيرات٣.١١٤. و الخير: وزان شريف بمعني ما کان مختارا و منتخبا و ذا فضل ، و الجمع أخيار کما في شريف و أشراف. و إنهم عندنا لمن المصطفين الأخيار٣٨.٤٧. (مصطفوي ، التحقيق في کلمات القرآن الکريم ، ج٣، ص١٥٧).

٣٥ما ننسخ من آية أو ننسها نأت بخير منها أو مثلها أ لم تعلم أن الله علي کل شي ء قدير

٣٦آلوسي، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم ، ج٢ ص ٢٣٨.

٣٧ر.ک: زمخشري، الکشاف ، ج١، ص ٣٩٨؛ کاشاني ، زبدة التفاسير، ج١، ص ٥٣٦؛ راوندي، فقه القرآن، ج١، ص٣٥٩

سه .«خير» به منزله «جنس » است و دو «نوع» آن عبارتند از: امر به معروف (تشويق به انجام آن چه شايسته است ) و نهي از منکر( تشويق به ترک آن چه شايسته نيست ). فخر رازي با استناد به آيات

«ادع إلي سبيل ربک بالحکمة »٣٨و «قل هذه سبيلي أدعوا إلي الله علي بصيرة أنا و من اتبعني »٣٩که در آنها مساله دعوت مطرح شده است ، برترين دعوت به خير را دعوت به اثبات ذات و صفات خداوند مي داند. به عقيده وي دعوت به خير در آيه ١٠٤ آل عمران به منزله جنس است و امر به معروف و نهي از منکر به منزله دو نوع آن مي باشند که زير مجموعه دعوت به خير قرار مي گيرند.

قرآن ابتدا جنس و سپس دو نوع آن را از باب مبالغه ذکر کرده است .

چهار. «خير» لفظ مجمل و امر به معروف و نهي از منکر تفصيل آن است٤٠. به اعتقاد ابن منير، ذکر اين دو فريضه بعد از دعوت به خير از باب ذکر خاص بعد از عام نيست زيرا «خير» مورد نظر در آيه کاملا منطبق بر«فعل مأمور يا ترک منهي » مي باشد و چيز ديگري وجود ندارد که ذکراين دو مورد به خاطر تمايزشان از ديگر مواردي باشد که عموميت خير شامل آنها مي شده است .41

پنج. «خير» برابر با «معروف » و «شر» برابر با «منکر» است .٤٢اين قول در واقع با قول چهارم تفاوتي ندارد گرچه فاقد نکته اجمال و تفصيل در آيه مي باشد.

شش. منظور از خير در اين جا ايمان، تقوي و اسلام است که در اعتصام به «حبل الله » خلاصه مي شود. خير همان حبل الله و حبل الله همان خير است .43

بررسي :به دلايل زير به نظر مي رسد ديدگاه ابن منير و علامه طباطبايي (ديدگاه چهارم و پنجم )

موجه تر مي باشد:

اولا.هماهنگي با معناي لغوي خير که شامل هر نوع کار نيک و پسنديده است .

ثانيا.غالب مفسران بر عموميت معناي خير در آيه ٧٧ سوره حج توافق دارند٤٤:يا أيها الذين آمنوا ارکعوا و اسجدوا و اعبدوا ربکم و افعلوا الخير لعلکم تفلحون. امر به رکوع و سجود در اين آيه در واقع امر به نماز است . فخر رازي مي گويد: نماز نوعي از انواع عبادت و عبادت نوعي از انواع فعل

٣٨النحل : ١٢٥

٣٩يوسف : ١٠٨

٤٠اردبيلي ، زبدة البيان في أحکام القرآن، ص: ٣٢١

٤١ر.ک: آلوسي ، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم ، ج٢، ص ٢٣٧

٤٢طباطبايي ، الميزان في تفسير القرآن، ج٣، ص ٣٧٣

٤٣صادقي ، الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج٥، ص: ٣١٩

٤٤ر.ک: طبرسي ، مجمع البيان ، ج٧، ص: ١٥٤؛ زحيلي، تفسير الوسيط ، ج٢، ص١٦٧٤؛ طباطبايي ، الميزان ، ج١٤، ص

٤١١؛ صادقي ، همان، ج٢٠، ص ١٨١؛ زمخشري، الکشاف ، ج٣، ص١٧٢؛ اردبيلي ، زبدة البيان، ص ٨١؛ فضل الله ، من هدي القرآن، ج٨، ص ١٣١ و مکارم شيرازي ، تفسير نمونه ، ج١٤، ص ١٨١.

17

خير است .٤٥. مفسران معتقدند اين که در برخي از روايات از «خير» در اين آيه ، تعبير به صله رحم و مکارم اخلاق شده است ، درحقيقت ، بيان برخي از مصاديق آن ميباشد. بدين ترتيب اگر در آيه

١٠٤ آل عمران امر به دعوت به خير صورت گرفته در آيه ٧٧ حج ، امر به انجام کار خير شده است .

وحدت سياق ايجاب مي کند که اگر دريکي معنا عام بود ديگري نيز چنين باشد.

نکته اي که باقي مي ماند اين است که اگر منظور از «خير» همان «معروف» است ، دوگانگي تعبير به چه منظور صورت گرفته است و چرا در مورد اول «دعوت» و در مورد دوم «امر» مطرح شده است . شايد بتوان دليل تفاوت در تعبير را توجه به بعد ايجابي و سلبي دانست که به صورت توامان در معروف و منکر مطرح مي باشد ولي «خير» صرفا ناظر به بعد ايجابي است . اين نکته را نيز از نظر نبايد دور داشت که «معروف و منکر» اصطلاحي کاملا شناخته شده در دين مي باشد و در مورد کاربرد آن کاملا عنايت وجود دارد بنا براين بسيار بجاست که وقتي دعوت به خير مطرح مي شود، مومنان به فعل معروف و ترک منکر توجه داده شوند. تفاوت در تعبير «دعوت » و «امر» نيز روشن است ؛ زيرا دعوت به خير ماهيت تعليمي دارد برخلاف امر به معروف و نهي از منکر. اين نکته را برخي از مفسران متذکر شده و گفته اند: «در مرحله اول بايد دعوت به خير نمود و آنگاه

46

است که نوبت به امر و نهي مي رسد. پيش از دعوت شايسته ، امر و نهيي مطرح نيست .

نتيجه :به نظر مي رسد منظور از «خير» در آيه ١٠٤ آل عمران، همه کارهاي مطلوب و پسنديده است ؛ بايد توجه نمود که تفسير خير به اسلام و دين در برخي از روايات، ناظر به بيان بعضي از مصاديق خير مي باشد٤٧. مصاديق «خير» همان مصاديق «معروف» اند؛ وظيفه مومنان در اين رابطه در دو مرحله صورت مي گيرد: ابتدا دعوت و سپس امر و نهي .

٢. نصيحت :در برخي از احاديث يکي از وظايف انسان نسبت به برادر ديني اش نصيحت وي شمرده شده است ، با توجه به قرابت معنايي ميان «خير» و «نصيحت » مناسب است رابطه اين دو

48

واژه بررسي شود. از امام صادق گزارش شده است که : يجب للمؤمن علي المؤمن أن يناصحه . .

اين روايت دلالت دارد که نصيحت مومن بر مومن واجب است . نصيحت در اصل به معناي

٤٥فخر رازي، مفاتيح الغيب ، ج٢٣، ص٢٥٤

٤٦صادقي ، الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج٥، ص ٣١٩ و نيز ر.ک: تفسير أحسن الحديث ، ج٢، ص: ١٥٣

٤٧عن أبي جعفر الباقر قال قرأ رسول الله (ص) و لتکن منکم أمة يدعون إلي الخير ثم قال الخير اتباع القرآن و سنتي (الدر المنثور في تفسير المأثور، ج٢، ص٦٢). «و لتکن منکم أمة » أي جماعة «يدعون إلي الخير» أي إلي الدين (طبرسي ، مجمع البيان في تفسير القرآن)

٤٨کليني ، الکافي ج : ٢ص : ٢٠٨، باب نصيحة المؤمن ، حديث ١ و نيز حديث : يجب للمؤمن علي المؤمن النصيحة له في المشهد و المغيب (همان، حديث ٢) و به نقل از امام باقر: يجب للمؤمن علي المؤمن النصيحة (همان، حديث

(3

خلوص و عاري بودن از هرگونه شائبه و غش مي باشد. نصحت له الود يعني دوستي را براي او خالص نمودم.٤٩«پند دادن را از آن جهت نصح و نصيحت گويند که از روي خلوص نيت و خير خواهي محض است ».50

تامل در موارد زير نشان مي دهد که در همه کاربردهاي «نصيحت » اين معناي اصلي لحاظ شده

است :

يک .و لا ينفعکم نصحي إن أردت أن أنصح لکم٥١منظور از نصح در آيه ، پند دادن خالصانه حضرت نوح به امتش مي باشد.

دو.يا أبانا ما لک لا تأمنا علي يوسف و إنا له لناصحون.٥٢. منظور، ادعاي خيرخواهي و دوستي خالصانه برادران يوسف است .

سه .يا أيها الذين آمنوا توبوا إلي الله توبة نصوحا٥٣منظور، توبه خالصانه است .

چهار.إن الدين النصيحة لله و لرسوله و لکتابه و لأئمة المسلمين و عامتهم . منظور از نصيحت خداوند، اعتقاد به وحدانيت و اخلاص در عبادت خدا، منظور از نصيحت کتاب، تصديق قرآن و عمل به آياتش ، و منظور از نصيحت رسول، تصديق نبوت و تسليم بودن در برابر امر و نهي او مي باشد. 54

پنج .ثلاث لا يغل عليهن قلب امرئ مسلم إخلاص العمل لله و النصيحة لأئمة المسلمين و اللزوم لجماعتهم .٥٥.(قلب يک مسلمان نسبت به سه چيز خيانت نمي ورزد: اخلاص نيت براي خداف خيرخواهي براي رهبران مسلملين و همراهي با جماعت آنان) منظور از اين بخش از خطبه رسول

56

خدا در مسجد خيف ، اطاعت خالصانه از پيشوايان دين و شدت متابعت از آنان است .

بدين ترتيب منظور از نصيحت در آيات و احاديث ، خيرخواهي خالصانه و به دور از هرگونه شائبه اي در گفتار و رفتار مي باشد. با توجه به اطلاق آيه ١٠٤ آل عمران، دعوت به خير لازم است هرچند اين دعوت، مخلصانه نباشد؛ بنابر اين «نصيحت » مساوي با «دعوت به خير» نيست . همچنين اگر نصيحت در مواردي واجب است اين وجوب از باب امر به معروف و نهي از منکر نخواهد بود

٤٩ر.ک: راغب اصفهاني ، المفردات في غريب القرآن و ابن منظور، لسان العرب، ذيل واژه نصح

٥٠قريشي ، قاموس قرآن، ذيل واژه نصح

٥١هود: ٣٤

٥٢يوسف : ١١

٥٣تحريم : ٨

٥٤ابن منظور، لسان العرب، طريحي، مجمع البحرين ، ذيل واژه

٥٥الکافي ، ج ١ ص ٤٠٣، باب ما أمر النبي بالنصيحة لأئمة المسلمين و اللزوم لجماعتهم .

٥٦ر.ک: ابن منظور، لسان العرب، طريحي، مجمع البحرين ذيل واژه


زيرا امر به معروف و نهي از منکر، چنانکه خواهيم گفت ، مشروط به نيت خالصانه نيست .٥٧علاوه بر اين يکي از شرايط وجوب امر به معروف و نهي از منکر، «احتمال تأثير» مي باشد در حالي که در «نصيحت » چنين شرطي مطرح نيست . نصيحت مؤمن در هر شرايطي حتي اگر بدانيم تأثيري هم نخواهد داشت ، مطلوب و شايسته است .

نتيجه: آيه ١٠٤ سوره آل عمران (دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منکر) را نمي توان بر موارد نصيحت منطبق نمود.

٣. امر و نهي

واژه «امر» معاني مختلفي دارد که دو معناي آن رايج تر است :

يک. دستور و فرمان؛نظير اين دو آيه قرآن: «نما أمره إذا أراد شيئا أن يقول له کن فيکون٥٨» فرمان او جز اين نيست که چون چيزي را بخواهد بدو ميگويد: باش! بيدرنگ خواهد بود.»، «أمر ألا تعبدوا إلا إياه»٥٩: دستور داده که جز او را نپرستيد. «امير» را از آن جهت امير مي گويند که «امر» در دست اوست و دستور و فرمان صادر مي کند. جمع «امر» در اين معنا «اوامر» بوده و همين معنا در مباحث امر به معروف و نهي از منکر مورد نظر مي باشد.

دو. چيز، کار و حادثه؛ نظير اين دو آيه قرآن: «و شاورهم في الأمر٦٠»: و در کار [ها] با آنان مشورت کن . «و إلي الله ترجع الأمور٦١: و کارها به سوي خدا بازگردانده ميشود. جمع «امر» در اين معنا «امور» مي باشد.

واژه«نهي » به معناي بازداشتن و منع کردناز چ زيي است . راغب اصفهاني در مفردات مي گويد در اين رابطه تفاوتي ميان منع گفتاري و غير آن يست . در آيه «أما من خاف مقام ربه و نهي النفس عن الهوي٦٢»: و اما کسي که از ايستادن در برابر پروردگارش هراسيد، و نفس [خود] را از هوس باز داشت ... نهي گفتاري مراد نمي باشد بلکه منظور بازداشتن نفس از هوي و هوس است . به

٥٧در امر به معروف و نهي از منکر قصد قربت و خلوص نيت معتبر نيست چون اين دو وظيفه توصلي است نه تعبدي (زيرا غرض از آن ريشه کن شدن فساد و بپا داشتن واجبات است ) آري اگر در آن قصد قربت کند اجر مي برد.(خميني ، تحريرالوسيله ، ج١، کتاب امر به معروف، مساءله ١٣)

٥٨يس : ٨٢.

٥٩يوسف :٤٠

٦٠آل عمران: ١٥٩

٦١بقره ٢١٠، جهت اطلاع بيشتر ر.ک: لسان العرب، ذيل ماده امر

٦٢النازعات:٤٠


«عقل » از آن جهت که انسان را از زشتيها باز مي دارد «النهية » مي گويند و جمع آن «نهي» مي باشد.

«إن في ذلک ل̂Hيات لأولي النهي»٦٣ : قطعا در اينها براي خردمندان نشانه هايي است .

آيا واژه «امر» در معناي دستور دادن، دربرگيرنده معناي «وادار کردن» که فراتر از دستور دادن با زبان است نيز مي باشد؟ به نظر مي رسد چنين نباشد در حالي که «نهي » هم شامل نهي قولي و هم نهي فعلي مي شود. بدين ترتيب هنگامي که ما از امر به معروف و نهي از منکر سخن مي گوييم ، از نظر لغت نمي توان دائره امر به معروف را به وادار کردن افراد و الزام و اجبار آنان نسبت به معروف توسعه داد و به تعبير ديگر «امر» به لحاظ مفهومي شامل اقدام عملي نمي شود برخلاف «نهي » که جلوگيري و بازداشتن عملي نيز از خود واژه فهميده مي شود. آري در خصوص امر به معروف، به قرينه مقابله مي توان گفت که چون در کنار نهي از منکر مطرح است اگر نهي از منکر مفهومي وسيع دارد، امر به معروف نزي بايد چنين باشد زيرا اين دو از يک سنخ اند.

به اين نکته نيز بايد توجه داشت که با توجه به مفهوم «امر و نهي »، به طور طبيعي ، حالت استعلا و تفوق در امر و نهي کننده وجود دارد ولي اين که چنين شرطي در مفهوم واژه «امر» لحاظ شده باشد قابل تامل مي باشد. سيد مرتضي مي گويد: «امر، يعني گفتن «افعل » يا آنچه جايگزين آن است با حالت «استعلاء»، در صورتي که از ديگري اراده انجام کاري شده باشد.٦٤و نهي «گفتن «لاتفعل » به ديگري با حالت استعلاء است زماني که گوينده از آن کار کراهت داشته باشد».٦٥با مراجعه به منابع اوليه و کتابهاي دست اول لغت نظير مقاييس اللغه ، صحاح اللغه ، العين و لسان العرب و نيز واژه نامه معتبر قرآني مفردات راغب اصفهاني ، روشن مي شود که در هيچ يک از آنها دخالت دادن شرط استعلاء در مفهوم «امر» وجود ندارد و به نظر مي رسد سيد مرتضي اولين کسي است که به چنين شرطي تصريح مي کند.

٤. معروف و منکر

الف . در لغت .احمدبن فارس مي گويد: «عرف در اصل به دو معنا دلالت دارد:يک. پي در پي بودن چيزي به صورت پيوسته ؛ دو. سکون و آرامش .به يال اسب ، به جهت پي در پي بودن موها، عرف الفرس مي گويند . اما «معرفت »، «عرفان » و «معروف » از ريشه و معناي دوم مي باشند زيرا انسان به آن چه مي شناسد(معروف) آرامش مي يابد و از آن چه نمي شناسد، وحشت زده

٦٣طه : ٥٤

٦٤الأمر: هو قول القائل لغيره «افعل » أو ما جري مجراه علي جهة الاستعلاء إذا أراد منه الفعل . (رسائل الشريف المرتضي، ج٢، ص ٢٦٤)

٦٥همان، ص ٢٨٨.


شده و فرار مي کند. «عرف» (بوي خوش) از همين باب است زيرا نفس انسان بواسطه آن به

66

سکونت و آرامش مي رسد. منکر به معناي کار دشوار و زشت و جهل است » .

به اعتقاد راغب اصفهاني «معرفت و عرفان، شناخت چ زيي همراه با تفکر و تدبر است که اخص از علم مي باشد.٦٧برخي ديگر گفته اند که اصل در اين ماده «اطلاع بر امري و آگاهي از خصوصيات و آثار آن مي باشد. معرفت اخص از علم است زيرا علم به خصوصيات است بنابراين هر معرفتي ،

68

علم است ولي هر علمي معرفت نيست ».

در ارتباط با ديدگاههاي فوق، ملاحظاتي وجود دارد:

يک. کاربرد اين واژه در بسياري از موارد نشان مي دهد که در «معرفت » ضرورتي براي آگاهي توام با تفکر و تدبر نيست بلکه اين نوع از آگاهي ، بيشتر معطوف به شناخت هاي سريع و آساني است

که نيازي به تامل فراوان ندارند. موارد به کار رفته در قرآن، به خوبي در اين زمينه گويايي دارند:

«يعرف المجرمون بسيماهم »٦٩( تبهکاران از سيمايشان شناخته ميشوند)

«و لو نشاء لأريناکهم فلعرفتهم بسيماهم و لتعرفنهم فيلحن القول و الله يعلم أعمالکم »٧٠(و اگر بخواهيم ، قطعا آنان را به تو مينمايانيم ، در نتيجه ايشان را به سيمايشان ميشناسي و از آهنگ سخن به [حال ] آنان پي خواهي برد)، «تعرف في وجوههم نضرة النعيم »٧١(از چهرههايشان طراوت نعمت [بهشت ] را درمييابي )

و يا «و إذا تتلي عليهم آياتنا بينات تعرف في وجوه الذين کفروا المنکر»٧٢(و چون آيات روشن ما بر آنان خوانده ميشود، در چهره کساني که کفر ورزيده اند [اثر] انکار را تشخيص ميدهي ).

در ه چ ي يک از اين موارد، شناخت ها همراه با پي يچدگي و غموض نيستند بلکهبه راحتي قابل دريافت بوده و نياز به تامل و تدبر ندارند. قرآن مي گويد چهره تبهکار، مجرم بودنش را نمايان مي سازد يا شيوه گفتار افراد، به خودي خود حکايت از حال درون دارد. به ديگر سخن ، اين شناخت ها، به سرعت و سهولت به انسان منتقل مي شود و البته به همين دليل است که در دل رسوخ مي

٦٦ر.ک: ترتيب مقاييس اللغه ، ذيل واژه عرف

٦٧راغب اصفهاني ، المفردات في غريب القرآن، ذيل واژه عرف

٦٨مصطفوي ، التحقيق في کلمات القرآن الکريم

٦٩الرحمن :٤١

٧٠محمد: ٣٠

٧١مطففين : ٢٤

٧٢حج : ٧٢


کند (دل بدان اعتراف مي کند) و در نتيجه شناختهاي معرفتي ، شناختهاي توام با باور دروني مي باشند.

مقايسه ميان کاربردهاي «تعليم با تعريف »،٧٣و «معلم با معرف» نيز نشان مي دهد که گرچه هردو در انتقال آگاهي مشترکند ولي تفاوت معنايي در اين جمله که «الف معرف ب» مي باشد با اين جمله که «الف معلم ب» مي باشد کاملا روشن است . «تعليم » نيازمند تدبر و تامل و به کارگيري شيوه هاي خاص خود است در حالي که در «تعريف » چه بسا به صرف ارائه آنچه مورد نظر است ، شناخت حاصل شود. شايدبه همين دليل است که قرآن به هنگام بيان رسالت پيامبر نسبت به مردم، به جاي «يعرفهم » در سه جا از تعبير «يعلمهم » استفاده کرده و فرموده است : و يعلمهم الکتاب و الحکمة٧٤فراگيري کتاب و حکمت کار آساني نيست و يازمند تعليم از سوي معلمي چون پيامبر است .

دو.برخلاف نظر نويسنده «التحقيق » مبني بر اين که در علم ، آگاهي به خصوصيات و آثار وجود

ندارد ولي در معرفت چنين است ، تامل در آيات زير، خلاف آن را ثابت مي کند:

«أ لم يعلموا أن الله يعلم سرهم و نجواهم و أن الله علام الغيوب»٧٥(آيا ندانسته اند که خدا راز آنان و نجواي ايشان را ميداند و خدا داناي رازهاي نهاني است ؟)

«إن الله عنده علم الساعة و ينزل الغيث و يعلم ما في الأرحام »٧٦(در حقيقت ، خداست که علم [به ] قيامت نزد اوست ، و باران را فرو ميفرستد، و آنچه را که در رحمهاست ميداند)

«يعلم خائنة الأعين و ما تخفي الصدور»٧٧([خدا] نگاههاي دزدانه و آنچه را که دلها نهان ميدارند، ميداند.)

«رب قد آتيتني من الملک و علمتني من تأويل الأحاديث »٧٨(«پروردگارا، تو به من دولت داديو از تعبير خوابها به من آموختي )

وقتي خداوند خود را «علام الغيوب» ، «آگاه به زمان قيامت » ، « آگاه به جنين هاي در رحم ها» و

«آگاه به آنچه در سينه افراد پنهان» است مي داند و از آن به «علم » تعبير مي کند، آيا مي توان گفت که در علم ، آگاهي به جزئيات نيست ولي در معرفت هست ! جالب اين جاست که اساسا قرآن کريم

٧٣دقت شود که ما به دنبال مفهوم لغوي تعريف هستيم نه تعريف منطقي که در بر گيرنده حد و رسم است

٧٤بقره:١٢٩، آل عمران: ١٦٤، جمعه : ٢.

٧٥توبه : ٧٨

٧٦لقمان: ٣٤

٧٧غافر: ١٩

٧٨يوسف : ١٠١


در هچ ي موردي مشتقات «عرفان و معرفت » نظير عرف (فعل ماضي )، يعرف (فعل مضارع) و عارف (اسم فاعل ) را براي خداوند به کار نبرده است .

سه .شايد بتوان گفت که سهولت در شناخت مبتني بر عرفان، به صورت طبيعي ، باور و پذيرش را در نفس انسان بوجود مي آورد و بر همين اساس تفاوت ميان «علم و عرفان » و «عالم و عارف» را در اين نکته بايد دانست که در عرفان، شناخت ، با باور و پذيرش همراه مي باشد ولي آگاهي حاصل از علم ، لزوما همراه با باور دروني نيست . شما در مواردي مطلبي را با استدلال و برهان مي پذيريد؛ در اين جا شما «علم » داريد اما «باور» چه ؟ پزشک و غسال، هردو مي دانند که مرده، فاقد حيات است ؛ غسال با آنکه از نظر علم پزشکي ، شناخت استدلالي ندارد ولي باورش بيشتر است .

بدين ترتيب در شناخت هاي مبتني بر علم ، نوعا بعد استدلالي قويتر ولي باور قلبي ضعيف تر است در حالي که در شناخت هاي مبتني بر عرفان بعد استدلالي ضعيف تر بوده ولي با پذيرش قلبي و آرامش دروني همراه است .

چهار.در لغت ، «عرف و نکر»، «معرفه و نکره » و «معروف و منکر» در برابر هم قرار دارند. قرآن نيز

بارها مشتقات اين دو واژه را همپاي هم به کاربرده است نظير:

79فدخلوا عليه فعرفهم و هم له منکرون يعرفون نعمت الله ثم ينکرونها

80

81

يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر

بدين ترتيب ، تامل در معناي «منکر» ما را در دستيابي به معناي «عرف » و «معروف » ياري خواهد رساند.

«منکر»به طور معمول در سه معنا به کار مي رود:

يک . نفي شناخت در برابر معرفت که به معناي شناخت است. آيات زير همگي بر همين معنا

دلالت دارند:

قال إنکم قوم منکرون.٨٢[لوط] گفت : «شما مردمي ناشناس هستيد.

إذ دخلوا عليه فقالوا سلاما قال سلام قوم منکرون٨٣{فرشتگان}چون بر او درآمدند پس سلام گفتند. گفت : «سلام، مردمي ناشناسيد.»

٧٩يوسف : ٥٨

٨٠نحل : ٨٣

٨١آل عمران: ١٠٤

٨٢حجر: ٦٢

٨٣ذاريات: ٢٥


فلما رأي أيديهم لا تصل إليه نکرهم٨٤و چون {ابراهيم } ديد دستهايشان به غذا دراز نميشود،

85

آنان را ناشناس يافت . راغب اصفهاني ، معناي اصلي انکار را نوعي جهل دانسته است

دو. عدم پذيرش، انکار در برابر اعتراف. ابن فارس مي گويد: «نکر الشي و انکره : لم يقبله قلبه و لم يعترف به لسانه » يعني قلبش آن را نپذيرفت و زبانش به آن اعتراف نکرد.

و يريکم آياته فأي آيات الله تنکرون٨٦و نشانه هاي [قدرت] خويش را به شما مينماياند. پس کدام يک از آيات خدا را انکار ميکنيد؟

يعرفون نعمت الله ثم ينکرونها٨٧نعمت خدا را ميشناسند، اما باز هم منکر آن ميشوند.

سه . امر زشت ، ناپسند و قبيح

و المؤمنون و المؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر٨٨و مردان و زنان با ايمان، دوستان يکديگرند، که به کارهاي پسنديده وا ميدارند، و از کارهاي ناپسند باز ميدارند ( همه مواردي که معروف در برابر منکر به کار رفته همين معنا را دارد) إن أنکر الأصوات لصوت الحمير٨٩بدترين آوازها بانگ خران است .

لقد جئت شيئا نکرا٩٠واقعا کار ناپسندي مرتکب شدي .

برخي از موارد استعمال «معروف» در همين معنا را نيز اشاره مي کنيم : و قولوا لهم قولا معروفا٩١و با آنان سخني پسنديده گوييد.

قول معروف و مغفرة خير من صدقة يتبعها أذي٩٢گفتاري پسنديده [در برابر نيازمندان ] و گذشت ، بهتر از صدقه اي است که آزاري به دنبال آن باشد.

فإذا بلغن أجلهن فأمسکوهن بمعروف أو فارقوهن بمعروف٩٣پس چون عده آنان به سر رسيد، [يا] به شايستگي نگاهشان داريد، يا به شايستگي از آنان جدا شويد.

٨٤هود: ٧٠

٨٥أصله أن يرد علي القلب ما لا يتصوره، و ذلک ضرب من الجهل

٨٦غافر: ٨١

٨٧نحل : ٨٣

٨٨توبه : ٧١

٨٩لقمان: ١٩

٩٠کهف :٧٤

٩١نساء: ٨. مقايسه کنيد با آيه : و إنهم ليقولون منکرا من القول و زورا مجادله : ٢. و قطعا آنها سخني زشت و باطل ميگويند.

٩٢بقره: ٢٦٣

٩٣طلاق: ٢


علاوه براين معاني سه گانه ، مشتقات «ن-ک -ر» در معاني ديگري نيز به کاررفته اند که البته چندان شايع نيستند. آن چه را «مقاييس اللغه » در ابتدا ذکر کرده است از همين قبيل مي باشد.

با تامل در کاربردهاي اين واژه مي توان گفت اين واژه ريشه در همان معناي اول دارد يعني غريب ، نامعلوم و ناشناخته در برابر «معروفي » که شناخته شده است . اگر «انکار» را در مفهوم ديگرش يعني نپذيرفتن به کار مي بريم ، از آن روست که نامعلوم و ناشناخته است و به همين ترتيب معناي سوم گويا تکيه بر معناي دوم دارد؛ زيرا امري که مورد پذيرش قرارنگيرد، طبيعتا در اذهان، امري زشت و ناپسند جلوه خواهد کرد. اگر «معروف و منکر» مرادف با «نيک و بد» هستند در حقيقت بازگشت به اين دارند که ي ي ک قابل پذيرش و ديگري غير قابل پذيرش بوده است و ملاک اصلي آنها نيز شناخت و عدم شناخت مي باشد. برخي از مفسران اين نکته را به گونه اي ديگر بازگو کرده و گفته اند که «معروف» در لغت به معني «شناخته شده » و«منکر» به معني «ناشناس» است . و به اين ترتيب کارهاي نيک، اموري شناخته شده، و کارهاي زشت و ناپسند، اموري ناشناس معرفي

94

شدهاند. چه اينکه فطرت پاک انساني با دسته اول آشنا و با دوم ناآشنا است ».

نتيجه :اصلي ترين معناي«معروف»در لغت ، «شناخته شده» مي باشد. شناختي که نوعا با باور و پذيرش قلبي همراه است .«منکر»از نظر مفهومي در نقطه مقابل «معروف»قراردارد. کاربرد رايج معروف و منکر در «نيک و بد» و «پسنديده و ناپسند» نيز به همين معناي اصلي بازمي گردد.

ب. در اصطلاح مفسران و فقيهان

95يک. امين الاسلام طبرسي: معروف عبارت است از «طاعت » و منکر عبارت است از «معصيت » طبرسي به هنگام تفسير آيه ١١٠ آل عمران اشاره به معناي لغوي نيز دارد و در پاسخ به اين سئوال

که قبيح نيز قبحش شناخته مي شود پس چرا «معروف » را به «حسن » اختصاص داده اند، مي گويد: قبيح به جهت ضعف و سقوطش به منزله چ زيي قرارداده شده که شناخته نمي شود.

نقد: بسياري از فقيهان، مکروهات را در زمره منکرات قرار داده اند. در اين صورت آيا مي توان انجام مکروه را معصيت دانست ؟

96

دو. علامه طباطبايي :معروف و منکر، همپاي «خير و شر»ند (کاربرد سوم در معناي لغوي ).

٩٤تفسير نمونه ، ذيل آيه ١٠٤ آل عمران

٩٥مجمع البيان، ذيل آيه ١٠٤ و ١١٠ آل عمران.

٩٦طباطبايي ، الميزان في تفسير القرآن، ج٣، ص: ٣٧٢. آيتالله محمد صدر نيز پس از نقل آراء برخي از لغويين نتيجه گ ريي مي کند که معناي جامع که در برگيرنده همه معاني براي «معروف» است ، «خير» مي باشد. ر.ک: ما وراء الفقه ، ج٢، ص: ٤٠٨.


نقد: در اين که معروف خري است بحثي نيست اما آيا مي توان همه منکرات را که از جمله آن مکروهات اند «شر» دانست ؟

97

سه .فخر رازي:معروف، «شايسته » و منکر «ناشايسته » است

نقد: در اين تعريف اين که چه مرجعي تعيين کننده شايسته بودن و ناشايسته بودن کاري است مشخص نشده است . آيا به صرف اين که عرف در جايي چ زيي را شايسته و چ زيي را ناشايست مي داند مي توان نام معروف و منکر بر آنها نهاد؟ به اين نکته بايد توجه داشت که معمولا عرفها در زمانها و مکان هاي مختلف متفاوت اند و در طول زمان نيز متحول مي شوند.

چهار. محقق حلي: «معروف» عبارت است از هر عمل نيکي که رجحاني زائد بر حسن خود دارد، اگر انجام دهنده به آن رجحان واقف باشد يا راهنمايي شود، و واژه «منکر» هر عمل زشت و بدي

98

است که انجام دهنده به قبح آن آگاه باشد يا به قبح آن راهنمايي شود .

«فعل حسن » يعني کار جايز که در معناي عام خود -به استثناي حرام- شامل واجب ، مستحب ، مباح و مکروه مي شود. منظور محقق حلي اين است که «معروف» هر امر جايزي است که متصف به وصفي زايد بر جايز بودن شود(مثل وصف وجوب، استحباب) در صورتي که انجام دهنده آن، بدان آگاه باشد.

نقد: برخي از فقيهان همچون علامه حلي ، صاحب جواهر و شهيد ثاني همين تعريف را مبنا قرارداده و آن را نقد کرده اند٩٩. اين تعريف علاوه بر غموض آن، داراي اشکال است . اولا: بر اساس اين تعريف «مکروه» را نيز بايد از مصاديق معروف به شمار آورد زيرا هر امر مکروهي ، همانند مستحب و واجب ، متصف به وصفي زايد بر اصل جواز مي باشد. گرچه اين وصف در مستحب ، راجح و در مکروه، وصف مرجوح مي باشد. بدين ترتيب ق دي ي که در تعريف آمده است فقط کار «حرام و مباح» را از دايره معروف خارج مي کند زيرا حرام، جايز نيست و مباح، جايزي است که وصف زايد ندارد. ثانيا: تعريف ارائه شده معروف بودن و منکر بودن چ زيي را منوط به علم فاعل به حسن و قبح کار کرده است در حالي که حسن و قبح هر چ زيي به ذات آن بستگي دارد نه به علم و آگاهي انجام دهنده آن. البته کسي که کار زشتي را انجام مي دهد در صورت جهل ، معذور است ولي اين معذوريت بدان معنا نيست که نفس کار زشت نبوده است و علم و جهل ما در زشتي آن موثر است .

٩٧. فخر رازي، مفاتيح الغيب ، ذيل آيه ١٠٤ آل عمران.

٩٨«المعروف هو کل فعل حسن اختص بوصف زائد علي حسنه إذا عرف فاعله ذلک أو دل عليه و المنکر کل فعل قبيح عرف فاعله قبحه أو دل عليه ».(شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، ج١، ص ٣١٠).

٩٩ر.ک: زين الدين عاملي ، مسالک الأفهام، ج٣، ص ٩٩، نجفي ، جواهر الکلام، ج٢١، ص٣٥٦-٣٥٧


پنج . محمد صدر: آنچه مورد تاييد شريعت قرارگيرد «معروف» و آنچه از سوي شريعت رد گردد

100

«منکر» است .

نقد: به نظر مي رسد تعريف فوق، به رغم دقتي که در آن به کاررفته است تعريفي جامع و مانع نيست . بر اساس اين تعريف ، معروف از سويي شامل مباحات نيز مي شود زيرا تاييد کلي را از سوي شريعت دارا مي باشد و از سوي ديگر قوانين موجود در يک نظام اسلامي را که بي واسطه يا با واسطه مورد تاييد حاکم اسلامي قرارگرفته اند، شامل نمي شود. البته با توجه برخي شواهد مي توان گفت که از ديدگاه شهيد صدر اين دسته از قوانين از آن جهت که مورد تاييد شرع اند، مي توان نام قانون شريعت بر آنها نهاد.

شش . امام خميني :ايشان پس از تقسيم هر يک از امر به معروف و نهي از منکر به واجب و مستحب مي گويند: هر عملي که عقلا يا شرعا واجب باشد امر به آن نيز واجب است و هر چيزي که عقلا قبيح ويا شرعا حرام باشد نهي مردم از ارتکاب آن واجب است و هرچيزي که انجام آن مستحب باشد امر به آن نيز مستحب است و هرچيزي که انجام دادنش مکروه باشد امر به آن نيز مکروه است .١٠١بدين ترتيب هر چه را عقل يا شرع واجب يا مستحب بدانند، معروف و آن چه را که عقل يا شرع، حرام يا مکروه بدانند، منکر مي باشد.

ملاحظه: توسعه دايره «معروف و منکر» از شرعي (نقلي ) به عقلي درست است هرچند با توجه به

محدوديتهاي زير چه بسا امر و نهي ديگران بر اساس تشخيص هر فرد، قابل تامل باشد:

يک.عدم اشراف عقل ، به حقيقت انسان، ابعاد وجودي و مصالح و منافع حقيقي او.

دو. عدم آگاهي عقل نسبت به حيات اخروي و معيارهاي فرادنيوي در ارزش گذاري رفتار انساني .

آري حجيت احکام عقلي را با وجود محدوديتهاي آن مي توان با استناد به قضيه «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع» مورد توجه قرارداد ولي بايد دانست که مراد از اين ملازمه ، تساوي حکم عقل با حکم واقعي شرع در تک تک احکام صادره از سوي عقل نيست . اين قضيه صرفا بيانگر حجيت و معذوريت است و نوعي تاييد کلي و في الجمله را نسبت به احکام عقلي نشان مي دهد.

به ديگر سخن ، به هنگام سکوت کتاب و سنت در برخي از موارد، بهترين گزينه براي ما عمل بر طبق حکم عقل است هرچند در عالم واقع چه بسا حکم خداوند متفاوت از چيزي باشد که عقل

١٠٠ماوراء الفقه ، ج٢، ٤١٦. محمد صدر پس از بحثي فني و طولاني و نقدي که بر تعريف محقق حلي وارد مي سازد اين گونه نتيجه گيري مي کند: فالمعروف يتحدد بما وافقت عليه الشريعة و اقتنعت به و المنکر ما رفضته و شجبته .

١٠١تحرير الوسيلة ، ج١، ص ٤٦٣.


آدميان بدان رسيده است . ما در مصاديق خارجي چه بسا با صدها موردي مواجه شويم که در هر مورد نسبت به معروف بودن يا منکر بودن آن، احکام عقلي متفاوتي از سوي عاقلان وجود داشته باشد. بدين ترتيب تنها راهي که باقي مي ماند آن است که به گوييم در مواردي که نص شرعي براي تعيين مصاديق معروف و منکر وجود ندارد، حکم عقل هرکس در تشخيص معروف و منکر براي خود او حجت و معتبر است ولي بر اساس اين تشخيص نمي توان ديگران را امر و نهي کرد.

در اين زمينه فتواي آيه الله فاضل لنکراني در پاسخ به يک استفتاء قابل توجه است : «آيا ملاک معروف و منکر فقط واجبات و محرمات است يا معروف و منکر عقلي، اخلاقي و عرفي را نيز شامل مي شود؟ پاسخ : حد وجوب امر به معروف و نهي ازمنکر، در همان واجبات و محرمات است »١٠٢نظرات مشابه ديگري نزي در اين زمينه وجود دارد.

103

هفت .از آن جا که بحث ما در «معروف و منکر» به لحاظ ارتباط آنها با موضوع امر به معروف و نهي از منکر مي باشد، به نظر مي رسد اگر در تعريف ارائه شده از سوي امام خميني به جاي

«عقل »، «قانون» در کنار «شرع» قرارگيرد، مناسب تر باشد. در زندگي اجتماعي جهت انتظام امور و جلوگيري از هرج و مرج چاره اي جز وضع قوانين و اجراي آنها نيست . در صورتي که در يک نظام اسلامي فرايند در نظرگرفته شده براي تصويب قوانين ، مشروعيت آن را تضمين کند؛ مانند قوانيني که بر طبق اصل چهارم و اصل نود و ششم قانون اساسي١٠٤به تصويب مي رسند، اين دسته از قوانين لازم است که در کنار شرع مورد توجه قرارگيرند.

هرچند آنچه در زمينه عدم اطلاع کامل عقل بر مصالح و مفاسد واقعي گفته شد در مورد قوانين نيز که رهاورد عقل جمعي نمايندگان ملت است ، صادق مي باشد و علاوه بر آن، منافع شخصي و ارتباطات اجتماعي و اقتصادي قانون گذار،- دانسته يا ندانسته - گاه در وضع قوانين تاثير مي گذارد اما با توجه به مکانيسم تعريف شده در نظام قانون گذاري جمهوري اسلامي که مورد تاييد ولي فقيه قرارگرفته است اطمينان زيادي به مشروعيت قوانين وجود خواهد داشت . البته مشروعيت قوانين نيز نبايد به گونه اي تفسيرگردد که به منزله تساوي حکم شرع باقانون مصوب تلقي گردد.

102

www.rahebehesht.org

١٠٣برخي از فقها گفته اند «بهترين راه براي بدست آوردن مصداقهاي معروف و منکر (خوب و بد) مراجعه به شرع مقدس است که همان عقل خارجي است چنان که عقل در وجود انسان، شرع داخلي است . بر اين اساس هرچيزي را که شارع مقدس اسلام به آن امر کرد و مردم را به انجام آن تشويق نمود آن چيز «معروف» و به عکس هرگاه شارع مقدس از چيزي نهي کرد و مردم را از انجام دادن آن سرزنش نمود آن چيز «منکر» است ». (نوري همداني ،

١٣٦٧، ص ٨٣)

١٠٤« تشخيص عدم مغايرت با شرع برعهده اکثريت فقهاي شوراي نگهبان است و عدم مغايرت با قانون اساسي بر عهده اکثريت همه اعضاي شوراي نگهبان است ».


وقتي مي گوييم قوانين جمهوري اسلامي ايران مشروع اند بدين معناست که اين قوانين حجيت داشته و وظيفه فعلي افراد جامعه ، عمل بر اساس آن مي باشد. با اين وجود، هيچ کس نمي تواند ادعاکند همه قوانين مصوب، انطباق با حکم واقعي شرع دارند. اگر چنين بود نقد قوانين لازم نبود.

بايد توجه نمود که ضمن لزوم تمکين در برابر قوانين ، در پاره اي از موارد يکي از مصاديق روشن

«معروف» نقد همين قوانين است . در اين صورت منافاتي ندارد که از دو منظر متفاوت، هم قانون موجود و هم نقد آن را معروف بدانيم .

نتيجه :قوانين مصوب، هرچند خاستگاهي شرعي نداشته باشند (مثلا برگرفته از عقل جمعي ، عرفها، ضرورتها و مصلحت هاي جامعه باشند) در وضعيت کنوني از وجاهت شرعي برخوردارند. به ديگر سخن ، احکام عقلي يا عقلايي يا عرفي در صورتي که فرايند مجلس ، شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت را طي کنند، مشروعيت خواهند داشت .

تعريف پيشنهادي: آن چه که بر شايستگي و پسنديدگي آن توسط عقل يا شرع يا قانون مورد تاييد شرع، تصريح شده باشد، «معروف» و آن چه که از سوي عقل يا شرع يا قانون مورد تاييد شرع، ناشايست و ناپسند معرفي گردد، «منکر» مي باشد. البته ملاک در امر به معروف و نهي از منکر، معروف ها و منکرات شرعي يا قانوني مي باشند.

بر اين اساس، روشن مي گردد که معروف دايره وسيعي دارد و تنها در محدوده «عبادات» خلاصه نميشود. و همين توسعه قلمرو در مورد منکر نيز صادق است . سخن شهيد مطهري نيز در اين رابطه جالب توجه است : «اگر در منطق اسلام امر به معروف و نهي از منکر آن اندازه توسعه نمي داشت به ما نمي گفتند که : «بها تقام الفرائض ، و تأمن المذاهب ، و تحل المکاسب ، و ترد المظالم ، و تعمر الارض، و ينتصف من الاعداء، و يستقيم الامر١٠٥»؛ زيرا اين فکر کوچک و محدود که فعلا در مغز ماها به نام امر به معروف و نهي از منکر وجود دارد هر اندازه هم که لباس عمل بپوشد ممکن نيست اينهمه آثار نيک ببار آورد. و چون فکر امر به معروف و نهي از منکر در نظر مردم محدود شده و مردم از جنبه امر به معروف و نهي از منکر توجهي به اصلاحات امور زندگي اجتماعي خود

106

ندارند.»

١٠٥حديث که از امام باقر است : واجبات الهي با امر به معروف و نهي از منکر برپا داشته مي شود و در پرتو آن راهها امنيت پيدا مي کنند و راه درآمدهاي حلال هموار مي شود و از ستم جلوگيري مي شود و زمين آباد مي گردد و از دشمنان انتقام گرفته مي شود و امور اصلاح مي گردد.

١٠٦مطهري ، مجموعه آثار (ده گفتار) ج ٢٠، صفحه ١٩٨.


ج. در اصطلاح حقوق. اصل هشتم قانون اساسي ، تعريفي از معروف و منکر ارائه نداده و در اجراي اين اصل نيز تا کنون قانوني به تصويب نرسيده است١٠٧. آيا مراد قانون گذار قانون اساسي از از اصطلاح «معروف و منکر» در اصل هشتم ، همان مفهوم متبادر از شرع است يا اعم از آن مي

باشد؟ قبل از پاسخ به اين سئوال به دو نکته لازم است توجه شود:

يک.همان گونه که گفته شد، با توجه به مشروعيت قانون گذاري با ملاحظات اسلامي و با توجه به فتواي امام خميني مبني بر خلاف شرع بودن تخلف از قوانين و مقررات دولت ، به نظر مي رسد علاوه بر آنچه که در شرع مورد امر يا نهي قرار گرفته ، موارد معروف و منکر نسبت به تمامي قوانين و مقررات موضوعه توسعه و تسري پيدا مي کند.

دو.در حقوق، با الزامات سر و کار داريم نه با مستحبات و مکروهات. اگر فقها امر به معروف را به واجب و مستحب و نهي از منکر را به حرام و مکروه تقسيم کرده اند، چنين تقسيمي در حقوق معنا ندارد. حقوق اساسا در محدوده مستحبات و مکروهات وارد نخواهد شد و در نتيجه دايره معروف و منکر حقوقي در مقايسه با معروف و منکر فقهي ، مضيق خواهد بود.

اينک مي توان صدر اصل هشتم را که مقرر مي دارد: «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت » با توجه به مجموعه مباحث پيشين ، اين گونه تبيين

کرد:

دعوت افراد به امور شايسته و پسنديده (در ابتدا و سپس ) «امرکردن مردم به هر فعل يا نهي کردن آنان از هر فعلي که در شرع يا قوانين و مقررات تاييد شده از سوي شرع،مورد امر قرارگرفته يا از آن منع شده باشد وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت .

٥. دولت

از آن جا که در اصل هشتم وظيفه امر به معروف در بعد دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت نيز مطرح شده است ، بايد ديد که منظور از دولت در اين اصل چيست . دولت در سه معناي

عام، خاص و اخص به کار مي رود:

الف. در معناي عام که گاه از آن تعبير به دولت - کشور مي شود، به مجموعه متشکل از چهار رکن قلمرو، ملت ، حاکميت و حکومت اطلاق مي شود. معادل دولت در اين معناStateمي باشد.

١٠٧نمايندگان مجلس در خرداد ماه سال ١٣٨٩ فوريت طرحي را به تصويب رساندند که به موجب ماده ٢ آن،

«قانون و مقررات و شرع»، ملاک معروف و منکر قرارگرفته اند. در اين زمينه در قسمت منابع شناخت معروف و منکر بحث خواهيم کرد.


ب.گاه مراد از دولت ، حکومت (Government) است . در اين صورت، شامل قواي سه گانه حکومت و همه نهادهايي مي شود که به حاکميت مربوط است .

ج.گاه مراد از دولت ، خصوص قوه مجريه يعني يکي از قواي سه گانه حکومت است . وقتي مي گوييم هيات دولت تشکيل جلسه داد، منظور مسئولان قوه مجريه است .

روشن است که منظور از دولت در اصل هشتم ، معناي اول که دربرگيرنده ارکان چهارگانه باشد نيست . معناي سوم نيز ناظر به بخشي از قواي حکومت است . هدف قانون گذار از امر به معروف توسط دولت يا به دولت ، اختصاصي به قوه مجريه نداشته است ؛ توجه به طرف قرارگرفتن «دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت » به خوبي گوياي نهادهاي حکومت است . بدين ترتيب معناي مورد نظر از دولت همان معناي دوم خواهد بود که شامل همه نهادهاي حکومتي مي شود و با عنايت به ويژگي جمهوري اسلامي ايران، شمول آن نسبت به مقام معظم رهبري نيز قطعي

خواهد بود. دلايل زير به طور خلاصه اين امر را اثبات مي کنند:

يک. رهبري يکي از شخصيت هاي حقوقي و بلکه مهمترين شخصيت حقوقي حقوق عمومي است و با عنايت به اين مقام و با توجه به قرار گرفتن عنوان «دولت » در برابر «مردم» نمي تواند در مجموعه مردم قرارگيرد و در نتيجه در مجموعه دولت محسوب خواهد شد.

دو.دولت ( حکومت ) در واقع ابزار اعمال قدرت و حاکميت است . به موجب اصل ١١٠ قانون اساسي و برخي اصول ديگر، بخش مهمي از اعمال حاکميت توسط رهبري و مقام ولايت امر صورت مي گيرد و رييس جمهور با همه اختياراتي که دارد پس از رهبري، دومين مقام جمهوري اسلامي ايران است .

سه .عدم شمول مفهوم دولت نسبت به رهبري به منزله مستثنا دانستن ايشان از حوزه امر به معروف دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت است و اين امر با موازين فقهي سازگار نيست .

آيا مي توان گفت از منظر قانون اساسي ، مقام رهبري، هيچ وظيفه اي براي امر به معروف کردن نسبت به مردم را ندارد زيرا مفهوم دولت شامل وي نمي شود؟. مردم نيز با اين که وظيفه امر به معروف و نهي از منکر نسبت به مقامات دولت را دارند ولي نمي توانند امرکننده و نهي کننده نسبت به رهبري باشند چرا که ايشان مقامي دولتي نمي باشند!

نتيجه: «دولت » چه آنجا که وظيفه امر و نهي مردم را دارد و چه آن جا که از سوي مردم مورد امر و نهي واقع مي شود شامل کليه مقامات قواي سه گانه و نهادها و ارگانهاي دولتي که از بودجه


دولتي استفاده مي کنند و از جمله مقام معظم رهبري مي شود. مقام ولايت امر و امامت امت از

١٠٨

مفاد اصل هشتم مستثنا نيست .

٦. حريم خصوصي

حريم از ريشه «ح ر م» به معناي بازداشتن است .١٠٩حرام و حريم عبارتند از هر چيزي که عقلا يا شرعا يا عرفا ممنوع باشد.١١٠«معاني گوناگون حريم متضمن مفهوم ممنوعيت و محدوديت است از جمله کار ممنوع و حرام، هرچيزي که لمس آن ممنوع است ...معناي اصطلاحي «حريم » در فقه و حقوق به مفهوم لغوي آن نزديک است و مراد از آن، محدوده خاصي از زمين اطراف مالي غيرمنقول (مانند خانه ، چاه و قنات) است که صرف بهره برداري از آن يا بهره برداري کامل از آن منوط به در تصرف داشتن آن زمين است . در منابع فقهي متقدم موضوع حريم غالبا در ضمن مباحثي چون معيشت ، قضايا و احکام، تجارت و بيع مطرح مي شد ولي در منابع بعدي در مبحث احياي موات به اين موضوع پرداخته شده زيرا يکي از شروط تملک زمينهاي موات آن است که در

١١١

حريم ملک کسي نباشد».

«حريم خصوصي » اصطلاحي است که در فقه سابقه نداشته و تعريف واحدي نيز از سوي حقوقدانان نسبت به آن ارائه نشده است . در تعريفي از حريم خصوصي آمده است : «حريم خصوصي قلمروي از زندگي هر شخص است که آن شخص عرفا يا با اعلان قبلي در چارچوب قانون، انتظار دارد تا ديگران بدون رضايت وي به آن وارد نشوند يا بر آن نگاه يا نظارت نکنند و يا به اطلاعات راجع به آن دسترسي نداشته يا در آن قلمرو وي را مورد تعرض قرار ندهند.١١٢به نظر

١٠٨در بند ج ماده ٢ طرح امر به معروف و نهي از منکر، (که يک فوريت آن در چهارم خرداد سال ١٣٨٩ به تصويب مجلس رسيد) در تعريف دولت آمده است : «کليه قواي سه گانه اعم از وزارتخانه ها، سازمانها، مؤسسات و شرکتهاي دولتي ، مؤسسات و نهادهاي عمومي غير دولتي ، نهادهاي انقلاب اسلامي ، نيروهاي مسلح و کليه دستگاهها و شرکتها و نهادهايي که به نحوي از انحاء از بودجه عمومي دولت استفاده مي نمايند و کليه دستگاههايي که مشمول قوانين و مقررات عمومي نسبت به آنها مستلزم ذکر يا تصريح نام است ». اين تعريف ، رهبري را شامل نمي شود.

١٠٩حرم أصل واحد و هو المنع و التشديد. فالحرام ضد الحلال (احمد بن فارس، مقاييس اللغه )

١١٠فالحرام و الحرم و الحريم علي أوزان جبان و حسن و شريف : صفات مشبهة و معناها ما کان ممنوعا عقلا أو شرعا أو عرفا (مصطفوي، التحقيق في کلمات القرآن، ذيل واژه حرم).

١١١پورمسجديان، فاطمه ، دانشنامه جهان اسلام، ج١٣، مدخل حريم ، ص ١٠١.

١١٢بند ١ از ماده ٢ لايحه حريم خصوصي که توسط دولت سيد محمدخاتمي به مجلس ارائه شد. همين تعريف با اندکي تغيير از سوي يکي از حقوقدانان انتخاب شده است : « قلمروي از زندگي هر فرد است که آن فرد نوعا و عرفا يا با اعلان قبلي انتظار دارد ديگران بدون رضايت وي يا به اطلاعات راجع به آن قلمرو دسترسي نداشته باشند


مي رسد عبارت «با اعلان قبلي در چارچوب قانون » اشاره به بعد شخصي در کنار بعد عرفي مي باشد. اين تعريف عدم رضايت فرد را در دسترسي ديگران به امور مربوط به خود يکي از عناصر اصلي «حريم خصوصي » به شمار آورده است . با توجه به نوظهور بودن اين اصطلاح و خاستگاه غربي آن و با توجه به مباني ليبراليسم ، تصريح بر عنصر «عدم رضايت شخص » قابل درک مي باشد بويژه آن که در حقوق عرفي «حريم خصوصي » صرفا به عنوان حق مطرح مي باشد. اما در فقه و حقوق اسلام اين امور جنبه تکليفي نيز دارند و به همين جهت اگر بخواهيم اين تعريف را با ملاحظات فقهي در نظرگيريم ، نه تنها «عدم رضايت شخض » از مقومات تعريف نخواهد بود بلکه اساسا جايگاهي در تعريف «حريم خصوصي » نخواهد داشت زيرا وقتي مي گوييم که «شخص انتظار دارد تا ديگران بدون رضايت وي به قلمروش وارد نشوند» مفهومش اين است که فرضا اگر فردي راضي بود که ديگران به خلوت او با همسرش دسترسي داشته باشند ولي قانون يا شرع آن را منع کرده بود، در اين مورد «حريم خصوصي » منتفي است چون «عدم رضايت » منتفي است .

از سوي ديگر مباني حريم خصوصي در حقوق عرفي با مباني حريم خصوصي در حقوق اسلامي يکسان نيستند. اگر بپذيريم که يکي از مباني اهتمام به حريم خصوصي در اسلام، صيانت از آبرو و عرض افراد مي باشد،آيا باز هم مي توان بر عنصر «عدم رضايت شخص » تاکيد نمود؟ آيا با اين فرض، ملاک، عدم رضايت عرفي يا شخصي است يا عدم جواز شرعي و يا قانوني ؟ و يا بر حسب موارد در نظر گرفتن همه اين ها. به نظر مي رسد نمي توان عدم رضايت را صرفا شخصي يا عرفي دانست بلکه علاوه بر آن عدم ممنوعيت شرعي و قانوني نيز در تعيين قلمرو حريم خصوصي موثر

خواهد بود. با عنايت به اين ملاحظات مي توانحريم خصوصيرا اين گونه تعريف کرد:

«قلمروي است که هرفرد–جز در موارد بسيار استثنايي - عرفا يا شخصا يا شرعا يا قانونا از ورود ديگران به آن يا نظارت ديگران بر آن و يا دسترسي ديگران به اطلاعات مربوط به آن مصون مي باشد».

در زمينه حريم خصوصي نکات زير بايسته تامل است :

يا به آن قلمرو وارد نشوند يا به آن قلمرو نگاه يا نظارت نکنند يا به هر صورت ديگري وي را در آن قلمرو مورد تعرض قرار ندهند». انصاري، حقوق حريم خصوصي ، ص ٣٨.


يک.براساس تعريف پذيرفته شده، دايره حريم خصوصي در حقوق اسلام از دايره حريم خصوصي در حقوق عرفي از بسط و گستردگي بيشتري برخوردار است و اين امر يکي از امتيازات فقه و حقوق اسلام خواهد بود زيرا چتر حمايتي آن نسبت به حقوق انسانها گسترده تر مي باشد.

دو.«حريم خصوصي » اختصاص به اعمال شخص نداشته بلکه انديشه ها و وضعيتهاي افراد را نيز دربرمي گيرد.

سه .«حريم خصوصي » مفهومي عام است که يکي از مفاهيم زير مجموعه آن «حق خلوت» مي باشد. بنابر اين نبايد اين دو را معادل هم دانست .

چهار.حريم خصوصي حوزه هاي مختلفي را در برمي گيرد که عبارتند از حريم خصوصي اعتقادي، حريم خصوصي جسماني ، حريم خصوصي اماکن و منازل، حريم خصوصي ارتباطات و حريم خصوصي اطلاعات که در جاي خود بايد مورد بحث قرارگيرند.

پنج .در فقه اسلام مي توان اموري چون ممنوعيت تجسس ، تفتيش ، فاش کردن عيوب ديگران، استراق سمع ، غيبت و ورود بدون اجازه به منزل ديگران را از جمله موارد دفاع از حريم خصوصي به شمار آورد.

٧. حسبه

تعريف اين واژه و بيان ارتباط آن با امر به معروف و نهي از منکر، در فصل پنجم خواهد آمد.

دوم. حوزه دلالتي امر به معروف و نهي از منکر

پس از بررسي معاني «امر و نهي » و نيز «معروف و منکر»، لازم است روشن شود که اصطلاح «امر به معروف و نهي از منکر» در شرع مقدس اسلام، بر چه مفهومي دلالت دارد. آيا برابر با مفهوم نظارت عمومي يا احتماعي است ؟ آيا با نصيحت يا نقد و انتقاد همسويي دارد؟ آيا در امر و نهي ، شرط استعلا وجود دارد؟ آيا اموري نظير تعليم يا ارشاد جاهل را در برمي گيرد؟ آيا مي توان اقدامات فرهنگي نظير تهيه يک فيلم آموزنده يا ت̂Hتر يا تاسيس کتابخانه و ...را که به سهم خود از منکرات در جامعه جلوگيري مي کند، از مصاديق امر به معروف و نهي از منکر دانست ؟ آيا وجوب امر و نهي ، اختصاص به مواردي دارد که اشخاص، خود انجام دهنده معروف و ترک کننده منکر باشند؟ آيا قضاوت، اجراي حدود الاهي و جهاد در راه خدا نيز از مصاديق امر به معروف و نهي از منکرند؟

١. امر به معروف و نهي از منکر و لزوم يا عدم لزوم استعلاء.همان گونه که قبلا اشاره گرديد، در مورد واژه «امر» لغت شناسان اشاره اي به اين شرط نکرده اند. از ميان فقيهان ابتدا سيد مرتضي


چنين برداشتي را از واژه «امر» داشته و پس از وي علامه حلي در کتابهاي مختلفش همين برداشت را مورد توجه قرارداده است . به اعتقاد وي «امر، طلب انجام کاري است با گفتار به صورت استعلاء و نهي نقيض آن مي باشد».١١٣همين معنا در کتاب «ذکري» از شهيد اول١١٤و کنزالعرفان فاضل مقداد١١٥بازتاب مي يابد و سپس از سوي برخي از فقيهان معاصر، مورد تاکيد قرارمي گيرد در حالي که نه در کتابهاي لغت١١٦و نه در روايات امر به معروف و نهي از منکر چنين شرطي يافت نمي شود. برخي از فقيهان گفته اند که «آنچه عرفا از «امر» به معروف استفاده مي شود اين است که بواسطه «امر»، «معروف» در خارج محقق شود و صرف «امرکردن» مقصود نيست . بويژه اين که امر به معروف در سياق نهي از منکر قرارگرفته و مقرون بودن آن به زدن و مقيد بودنش به احتمال تاثير، همگي نشانگر آن است که هدف لزوم ايجاد معروف در خارج مي باشد به هرنحوي که صورت پذيرد»١١٧. لازمه اين استدلال اين است که اگر کسي بدون حالت استعلا و نشان دادن برتري خود بر طرف مقابل ، وي را امر و نهي کند، و در چنين حالتي احتمال تاثير دهد، تکليف امر به معروف و نهي از منکر خود را انجام داده است . تامل در کاربرد قرآني و روايي امر به معروف و نهي از منکر و نيز تامل در مراتب و مراحلي که فقها براي امر به معروف ونهي از منکر قايل شده اند، نشان مي دهد که حتي اگر شرط استعلاء در مفهوم لغوي «امر و نهي » لحاظ شده باشد، نمي توان از نظر فقهي به چنين شرطي ملتزم شد.

٢. امر به معروف و نهي از منکر و تعليم جاهل .در حديثي از امام صادق نقل شده است که

«همانا مؤمن و جاهل ، امر به معروف و نهي از منکر ميشوند، مومن متذکر شده و پند مي گيرد، و

١١٣«الأمر طلب الفعل بالقول علي جهة الاستعلاء و النهي نقيضه ». (حلي، تحرير الأحکام الشرعية علي مذهب الإمامية ، ج١، الفصل التاسع في الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر، ص١٥٨ به نقل از نرم افزار جامع فقه اهل بيت و نيز ر.ک: حلي ، تذکرة الفقهاء ج٩، ص٤٣٨ و منتهي المطلب في تحقيق المذهب ص٩٩٢).

١١٤«أمر، و هو: اللفظ الدال علي طلب الفعل مع الاستعلاء...و نهي ، و هو: اللفظ الدال علي طلب الکف مع الاستعلاء». (ذکري الشيعة في أحکام الشريعة ، ج١، ص ٤٦)

١١٥فاضل مقداد، کنز العرفان في فقه القرآن، ج١، ص٤٠٥.

١١٦در واژه نامه قرآني «التحقيق في کلمات القرآن الکريم »آمده است : «اصل در ماده امر، طلب و تکليف همراه با استعلاء مي باشد؛ سپس بر هرچيزي که مطلوب و مورد توجه مولي يا خود فرد باشد اطلاق شده است ». اين برداشت در حالي است که نويسنده ابتدا به مفهوم امر در کتابهاي «مقاييس »، «مصباح »، «صحاح » و «مفردات» اشاره مي کند و روشن نيست که نويسنده «التحقيق » چگونه به «استعلاء» در ريشه اين واژه دست يافته است در صورتي که در هيچ يک از منابع مورد اشاره وي، رد پايي از «استعلاء» به چشم نمي خورد. به نظر مي رسد که وي در اين مورد تحت تاثير برخي از فقها نظير سيد مرتضي قرارگرفته باشد.

١١٧حائري يزدي، کتاب الخمس ، ص٩٣٠.


جاهل ، ياد مي گيرد و عالم مي شود»١١٨. از توسعه مفهومي اين حديث هم که بگذريم چه بسا از نظر ملاک امر به معروف و نهي از منکر نيز بتوان قايل به چنين توسعه اي شد. «اصطلاح امر به معروف به خودي خود شامل تعليم جاهل نميشود و اگر به تعليم جاهل توسعه داده ميشود، با توجه به وسعت ملاک آن است ؛ يعني ملاکي که خداي متعال به خاطر آن امر به معروف را واجب

119

کرده شامل کسي هم که علم ندارد ميشود و بايد به او ياد داد» .

٣. امر به معروف و نهي از منکر و اقدامات پيش گيرانه .عنايت به حکمت وجوب امر به معروف و نهي از منکر از يکسو و موارد کاربرد آن را در آيات و روايات از سوي ديگر، ما را به نوعي توسعه در مفهوم اين اصطلاح مي کشاند. آيه الله فاضل لنکراني در پاسخ به يک استفتاء اقدامات بازدارنده را به عنوان نهي از منکر مورد تاييد قرارداده است : «سؤال٩٤٥: اصولا در فقه اسلام براي پيشگيري از وقوع جرم در جامعه و تأمين جامعه از خطر مجرمين چه راههاي حقوقي وجود دارد و اين اقدامات در صورت وجود، تحت چه عناوين فقهي و مطابق کدام دليل مي باشند؟

پاسخ : اساس سؤال عبارت است از اينکه پيشگيري از وقوع جرم آيا مشروعيت دارد يا نه ؟ و در صورت اول، تحت چه عنواني قرار مي گيرد؟ جواب اين است که اصولا مسأله نهي از منکر که يکي از فرائض مهمه اسلام است و حتي بعنوان ستون براي واجبات ديگر معرفي شده است . زيرا بعد از تحقق جرم و ارتکاب عمل نامشروع جايي براي نهي و زجر باقي نمي ماند. کسي که مثلا شرب خمر انجام داد و يا خداي ناکرده زنا کرد، پس از وقوع عمل ، وي را از چه چيز نهي مي کنند؟ و آيا نهي مي تواند تأثيري در ماوقع داشته باشد و انقلاب محال را بوجود آورد؟ از اينجا استفاده مي کنيم که نهي از منکر در رابطه با آينده و يا ادامه فعل واقع شده مي باشد. در اين صورت پيدا است که مورد آن اشخاصي است که زمينه ارتکاب جرم در آنان وجود دارد و در غير اين اشخاص محلي براي آن وجود ندارد. با توجه به اين مطلب تمام مراتب موجود در نهي از منکر در مورد سؤال قبل پياده شدن مي باشد و بعيد نيست که حتي جريمه هاي مالي در صورتي که تنها راه ترک منکر و عدم ارتکاب فحشا باشد، بعنوان نهي از منکر مشروعيت داشته باشد. البته تعيين مقدار جريمه مالي و همينطور تعيين مقدار زندان و ساير کيفرهاي مربوطه به عهده حاکم شرع است »١٢٠. به نظر مي رسد اطلاق نهي از منکر به موارد در نظرگرفتن جرايم مالي يا غير مالي براي پيشگيري از وقوع جرم، منطبق با مفهوم عام امر به معروف و نهي از منکر باشد که به زودي در مورد آن سخن خواهيم گفت .

١١٨علي بن إبراهيم عن أبيه عن ابن أبي عمير عن يحيي الطويل صاحب المنقري قال قال أبو عبد الله ع إنما يؤمر بالمعروف و ينهي عن المنکر مؤمن فيتعظ أو جاهل فيتعلم و أما صاحب سوط أو سيف فلا. (الکافي ج٥ ص ٦١ و نيز تهذيب الأحکام ج ٦ ص١٧٩.

١١٩مصباح يزدي، آذرخشي ديگر از آسمان کربلا، ص ١٦١.

١٢٠سايت راه بهشت ، پايگاه اطلاع رساني ستاد احياء امر به معروف استان اصفهان.www.rahebehesht.org


٤. امر به معروف و نهي از منکر و نظارت عمومي: نظارت به معناي مراقبت و زير نظر داشتن است . عملي است انتخابي و آگاهانه که به منظور آگاهي از عملکرد نظارت شونده و جلوگيري از انحراف و اشتباه يا تضييع حقوق، آشکارا يا مخفيانه به شيوه هاي مختلف صورت مي پذيرد.

121نظارت اصولا عامدانه مي باشد و به همين جهت اقدامات تصادفي را نمي توان نظارت نام نهاد به اين نکته بايد توجه داشت که منظور ما از نظارت در اين جا، نظارتي که در علم مديريت مطرح مي باشد نيست . مراحل اصلي مديريت شامل هدف گذاري، برنامه ريزي، سازماندهي و کنترل و نظارت است . نظارت در اين حوزه به بررسي انطباق نتايج عملکرد افراد با هدف هاي مورد نظر مي پردازد و به عبارت ديگر مقايسه اي است ميان آنچه هست و آنچه بايد باشد.

به لحاظ ماهوي، در حقوق نظارت به دو گونه استصوابي و استطلاعي (اطلاعي ) تقسيم مي شود. در نظارت از نوع اول، جلب نظر ناظر در مورد نظارت ضرورت دارد و اگر برخلاف نظر او کاري صورت گيرد اعتبار قانوني ندارد ولي در نظارت اطلاعي ، اعمال نظارت شونده بايد با اطلاع ناظر صورت گيرد هرچند مخالفت با نظر ناظر امکان دارد١٢٢به عبارت ديگر صحت و اعتبار اعمال حقوقي به موافقت و تاييد ناظر وابسته نمي باشد، ناظر مي تواند تذکر دهد يا موارد تخلف را به مراجع ذي صلاح گزارش نمايد.

نظارت چه به صورت استصوابي و چه در شکل استطلاعي آن در ابعاد مختلف اداري، قضايي و سياسي ، عالما عامدا صورت مي گيرد. اين امر با نظارتهاي مردمي که نظارتهايي تصادفي هستند تفاوت زياد دارد. اگر امر به معروف و نهي از منکر را نظارت عمومي نام نهيم در اين صورت محدوده اين نظارت تنها و تنها در جايي است که افراد با معروف ترک شده يا منکر انجام شده روبرو شوند، در اين حالت وظيفه نظارتي آنان ايجاب مي کند که امر به معروف و نهي از منکر کنند. بدين ترتيب روشن مي شود که در اين دسته از نظارتها مردم حق تحقيق ، تفحص ، تجسس و کند وکاو نسبت به اعمال ديگران را ندارند و بر همين اساس، شبکه هاي بازرسي و کنترل ماموران دولت يا ضرورت نظارت پنهاني درنامه هاي امير مومنان١٢٣را نمي توان مصداقي از امر به معروف و نهي از منکر دانست . امر به معروف و نهي از منکر، تنها در جايي است که انسان به صورت طبيعي با منکري مواجه شود نه آن که به دنبال کشف منکر باشد. کار «عيون » -که همان جاسوسان

١٢١جوان آراسته ، گزينش رهبر و نظارت بر او در نظام جمهوري اسلامي ايران، ص ١٨١.

١٢٢جعفري لنگرودي، ترمينولوژي حقوق، ج٥، ص٣٦٠٤.

١٢٣به عنوان نمونه بنگريد به نامه ٥٣ نهج البلاغه : وابعث العيون من اهل الصدق و الوفاء عليهم .


حکومت براي نظارت بر اعمال کارگزاران بوده اند-از باب امر به معروف و نهي از منکر نبوده است گرچه مي توان امر به معروف و نهي از منکر را مبناي آن به شمار آورد.

نتيجه :نظارت ها دو گونه اند. نظارتهاي اصطلاحي و نظارتهاي عمومي . و يا به تعبير ديگر نظارتهاي رسمي و سازمان يافته و نظارتهاي غير رسمي و مردمي . نظارت اصطلاحي ، رسمي و سازمان يافته ، نظارتي است از سوي مقامي صلاحيت دار، به صورت علني يا پنهاني ، همراه با تحقيقات و در صورت لزوم تجسس ، بر خلاف نظارتهاي مردمي و عمومي که ضوابط امر به معروف و نهي از منکر در مورد آن بايد رعايت شود. بر اين اساس، هرگاه از واژه نظارت در مباحث امر به معروف و نهي از منکر استفاده مي کنيم منظور ما همين نظارتهاي غير رسمي و مردمي مي باشد. ضمنا اين گونه نظارتها نه استصوابي هستند و نه استطلاعي و اگر از سوي آمران به معروف و ناهيان از منکر مداخله صورت مي پذيرد به هيچ وجه منطبق با نظارت استصوابي نيست .

نظارت اجتماعي .١٢٤تعاريف گوناگوني براي نظارت اجتماعي از سوي جامعه شناسان ارائه شده است . به اعتقاد برخي «نظارت اجتماعي محموعه اي از مجازاتها (رسمي و غير رسمي ) است که از طرف جامعه ( اعم از افراد، گروهها، و سازمانها) بر رفتار نابهنجار و کجروانه فرد اعمال شده تا وي را وادار نمايد که در قالب هنجارها عمل نمايد.»١٢٥اين پرسش وجود دارد که آيا نظارت اجتماعي همان امر به معروفن ونهي از منکر است يا چيزي متفاوت از آن است . در تعريف «امر به معروف و نهي از منکر» گفتيم که عبارت است از «واداشتن مردم به هر فعل يا بازداشتن آنان از هر فعلي که در شرع يا قوانين و مقررات تاييد شده از سوي شرع،مورد امر قرارگرفته يا از آن منع شده باشد». اينک اگر بخواهيم ميان اين دو اصطلاح که يکي در جامعه شناسي و ديگري در فرهنگ ديني به کارمي رود مقايسه کنيم قبل از هرچيز به اين نکته بايد توجه کرد که معروف و منکر يعني خوبي ها و بديها (ارزشها)و امر و نهي نسبت به آنها (بايدها و نبايدها، هنجارها)، ناظر به مواردي است که از سوي شرع مورد تاکيد قرارگرفته و يا از سوي شرع تاييد شده اند. حال اگر فرض کنيم که در جامعه اي هنجارهاي ديني ، توسط مردم مورد پذيرش قرارنگيرند، اين هنجارها، هنجار اجتماعي محسوب نمي شوند. « از طرف ديگر اگر يک امر زشت (منکر) د ر يک جامعه رواج يابد هنجار اجتماعي تلقي ميشود ولي هنجار ديني (معروف ) نيست . محرمات شرعي و

124. SocialContral

١٢٥محمد رضا طالبان، جزوه مطالعه تطبيقي در خصوص امر به معروف و نهي از منکر و نظارت اجتماعي ، ص

.38


ديني ، چارچوبي است که حدود پسند هنجارهاي اجتماعي را از طرف دين تعيين مي کند»١٢٦. حال اگر يک جامعه ديني را در نظر بگيريم در اين جا «نهي از منکر فرايندي است که طي آن جامعه يا گروه يا افراد متدين با رفتارهاي نابهنجار و کجروانه مقابله کرده و تلاش مي کنند از اين نابخنجاريها جلوگيري نموه و آنها را در قالب هنجارهي ديني سوق دهند. بدين ترتيب معناي مفهومي «نهي از منکر» در يک جامعه ديني و اسلامي همان «نظارت اجتماعي » در معناي جامعه شناسي است . به عبارت ديگر نهي از منکر نام ديني مفهوم «نظارت اجتماعي » است .»بدين ترتيب نسبت ميان «امر به معروف و نهي از منکر» با «نظارت اجتماعي » نسبت عموم و خصوص مطلق است زيرا همه جوامع (ديني و غير ديني ) داراي نظارت اجتماعي اند ولي تنها برخي از جوامع اند که مي توان نطارت اجتماعي موجود در آنها را امر به معروف و نهي از منکر ناميد.

اگر بخواهيم اين دو اصطلاح در زمينه کارکردشان مقايسه کنيم ، با تفاوت شايان توجهي روبرو مي شويم . تصور کنيد رفتاري را که في نفسه بسيار پسنديده و نيکوست ولي مغاير با هنجارهاي يک جامعه است ، چنين جامعه اي، چنين رفتاري را کجروي به حساب مي آورد و نظارت اجتماعي به مقابله با آن برمي خيزد. «در واقع انحراف يا کجروي به عنوان تخلف از هنجارهاي يک گروه يا جامعه تعريف مي شود. اين معنا از انحراف داري بار خنثي بوده و به دور از ارزش داوري است .

ولي اگر از نگاه ديني و ارزشي به جوامع نظر بيفکنيم د ربرخي از جوامع که بر آنها ارزشها و هنجارهاي نادرستي حاکم اند هنجارشکني يک عامل مثبت و لازم است . در چنين جوامعي مقاومت در برابر فرهنگ جامعه و تبعيت نکردن از هنجارهاي آن و پذيرش ارزشها و هنجارهاي ديني و انساني ، خود حقيقت جويي محض است هرچند که کجروي اجتماعي و انحراف اجتماعي ناميده مي شود»١٢٨. اساسا فلسفه بعثت پيامبران الاهي ، مبارزه با همين زشتي ها و کژيها بوده است هرچند که در عرف جوامع به عنوان هنجارها اجتماعي درآمده باشند.

٥. امر به معروف و نهي از منکر و نصيحت .پيشتر در بررسي واژه ها اشاره کرديم که به رغم برخي از مشابهتها «نصيحت » مساوي با «امر به معروف و نهي از منکر» نيست .

٦. امر به معروف و نهي از منکر و نقد و انتقاد.«نقد» خلاف «نسيه » است١٢٩. اين واژه هم در لغت و هم در اصطلاح فقهي و حقوقي ، در معناي «پول» به کار رفته است . نقدکردن در اين کاربرد به معناي تبديل کردن چک، حواله ، برات يا سفته به پول نقد ويا به معناي دريافت مطالبات و يا به

١٢٦همان، ص ٥٧.

١٢٧همان .

١٢٨همان، ص ٦٦.

١٢٩ر.ک: ابن منظور، لسان العرب، ذيل واژه نقد.


معناي فروش سهام و اوراق بهادار يا دارايي به پول مي باشد. «نقدين » به درهم و دينار يا نقره و

130

طلا اطلاق مي شود.

کاربرد اين واژه در باب افتعال (انتقاد) به معناي جداسازي و تميز دادن چيز صحيح از ناصحيح است . نقدت الدراهم و انتقدتها إذا أخرجت منها الزيف . يعني درهم هاي تقلبي را از ميان پولها جدا

131

کردم.

انتقد الشعر علي قائله : لغزش شعر را بر شاعر آشکار کرد؛ انتقد الکلام: عيوب و محاسن سخن را آشکار کرد؛

132

انتقد الدراهم : درمهاي تقلبي را از ميان پولها جدا کرد.

با توجه به مفهوم لغوي مي توان نقد و انتقاد را در کاربرد رايج آن، به معناي ارزيابي منطقي يک چيز دانست . از آن جا که هدف اصلي از انتقاد تمييز سره از ناسره و درست از نادرست است و بيان نقاط قوت و ضعف است ، بي طرفي و بي غرضي عنصر مهمي است که در هر نقد و انتقادي همواره بايد مورد توجه قرار گيرد. بر اين اساس تقسيم انتقاد به سازنده و غير سازنده يا تخريبي تقسيم درستي به نظر نمي رسد زيرا انتقاد اساسا بايد سالم و سازنده باشد و اگر غير از اين باشد نمي توان نام آن را انتقاد ناميد. با توجه به آنچه گفته شد در مقايسه «امر به معروف و انتقاد» مي

توان چنين نتيجه گرفت که :

اولا.گرچه هردو سازنده، آگاهي دهنده، و بيانگر مشارکت مردم در مسائل اجتماعي اند اما نمي توان آنها را مشابه هم دانست . در نقد و انتقاد، مورد نقد، به طور معمول زير ذرهبين قرار مي گيرد در حالي که در امر به معروف و نهي از منکر ما مجاز نيستيم گفتار و رفتار مردم را زير نظر داشته باشيم . هدف اصلي از امر به معروف و نهي از منکر اصلاح فرد و جامعه است در حالي که در انتقاد ضرورتا چنين هدفي وجود ندارد. بدين ترتيب به رغم وجود تشابه در آثار، اين دو، هم در شيوه و هم در هدف با يکديگر متفاوت اند.

ثانيا.نقد يک «نظريه » يا «عمل و رويه »، با هدف يافتن نقاط قوت و ضعف و ارائه آن ، هميشه مساوي با امر به معروف و نهي از منکر نيست . شما چه بسا مطالب يک کتاب يا سخنان گوينده اي را که سالها از دنيا رفته است نقد کنيد. آيا در اين صورت، نويسنده يا گوينده را امر به معروف و نهي از منکر کرده ايد؟ مسلما خير؛ زيرا هدف اصلاحي در مورد فردي که زنده نيست ، وجود

١٣٠ر.ک: جعفري لنگرودي ، مبسوط در ترمينولوژي حقوق، ج٥، ص ٣٦٦٤.

١٣١ابن منظور، همان .

١٣٢فرهنگ ابجدي عربي–فارسي، ذيل واژه نقد.


ندارد؛ در همين مورد اگر به فرد ديگري به گوييم اين کتاب به اين دليل انحرافي است و نبايد آن را خواند، مي تواند از مصاديق نهي از منکر به شمار آيد در صورتي که هدف، هدايت خواننده باشد.

آري گسترش روحيه نقادي از يک سو و انتقادپذيري از سوي ديگر در جامعه ، عامل مهمي براي انجام فريضه امر به معروف و نهي از منکر به شمار مي آيد. کساني که روحيه نقادي دارند به طور معمول، شجاعت بيشتري در اقدام به امر و نهي خواهند داشت . کساني هم که روحيه انتقادپذيري داشته باشند، پذيرش امر و نهي در ميانشان بيشتر از ديگران وجود دارد.

اين سخنان امير مومنان علي عليه السلام را مي توان از نمونه هاي تشويق آن حضرت به نقد

عملکرد زمامداران دانست :

«مرا با سخنان زيباي خود مستاييد... با من چنانکه با پادشاهان سرکش سخن گفته مي شود، حرف نزنيد، و آن گونه که از آدمهاي خشمگين کناره گيري مي شود، دوري نجوييد، و با ظاهر سازي با من رفتار نکنيد، و گمان مبريد اگر سخن حقي به من زده شود بر من گران آيد، يا در پي بزرگ نشان دادن خويش باشم ، زيرا کسي که شنيدن حق ، يا عرضه شدن عدالت بر او گران باشد، عمل کردن به آن، برايش دشوارتر خواهد بود. پس ، از گفتن حق ، يا مشورت در عدالت خودداري نکنيد، زيرا خود را برتر از آن که اشتباه کنم و از آن ايمن باشم نميدانم ، مگر آن که خداوند مرا حفظ فرمايد.133

٧. امر به معروف و نهي از منکر و قضاوت و اجراي حدود.مروري بر ترتيب و تنظيم ابواب فقهي و نيز تامل در استدلال برخي از فقها روشن مي سازد که گويا در نظر آنان اجراي حدود الاهي ، به عنوان يکي از مصاديق نهي از منکر دانسته شده است . شيخ طوسي پذيرش و تصدي منصب قضاوت از سوي فرد واجد شرايط را از آن جهت لازم مي شمارد که واجب کفايي و از مصاديق امر به معروف و نهي از منکر مي باشد١٣٤. به اعتقاد علامه حلي اگر در زماني تنها يک نفر واجد شرايط قضاوت باشد و امام [حاکم اسلامي ] او را نشناسد لازم است وي خود را به امام معرفي کند زيرا قضاوت از باب امر به معروف واجب مي باشد١٣٥. شهيد اول پس از آنکه مي گويد

١٣٣فلا تثنوا علي بجميل ثناء...فلا تکلموني بما تکلم به الجبابرة... (نهج البلاغه ، خطبه ٢٠٧)

١٣٤لأن القضاء من فرائض الکفايات ...و لأنه من الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر.(طوسي ، المبسوط في فقه الإمامية ، ج٨، ص ٨٤ و نيز ر.ک: طوسي ، النهاية في مجرد الفقه و الفتاوي، ص٣٠٠ )

١٣٥حلي ، قواعد الأحکام في معرفة الحلال و الحرام، ج٣، ص٤٢١


واجب است فرد خودش را براي پست قضاوت به امام معرفي کند، دليل اين وجوب را اين مي داند

136

که قضاوت از از بزرگترين مصاديق امر به معروف است .

برخي از فقيهاي متقدم که بحث اقامه حدود را ذيل باب امر به معروف آورده اند عبارتند از شيخ مفيد١٣٧، سلار ديلمي١٣٨، ابن ادريس١٣٩و شيخ طوسي١٤٠. چنين ترتيبي منطقي به نظرمي رسد زيرا حدود الاهي برکساني جاري مي شود که مرتکب منکرات بزرگ مي شوند؛ منکراتي که در شرع مجازات آنها روشن شده است . يک راه جلوگيري از اين گونه منکرات و مبارزه با آنها اقامه حدود الاهي است . فقهاي متاخر از اين ترتيب پيروي نکرده و بحث«قضاء و حدود» را به صورت مستقل مطرح کرده اند؛ دليل اين امر را مي توان توسعه روز افزون مباحث و گستردگي مسائل و فروعات فقهي از يک سو و مظلوميت و مهجوريت فريضه امر به معروف از سوي ديگر دانست و گرنه نظم منطقي ايجاب مي کرد که همان ترتيب فقهاي سلف حفظ شود.

٨. امر به معروف و نهي از منکر و جهاد.اگر بخواهيم نسبت ميان امر به معروف و جهاد را

بررسي کنيم در اين زمينه سه رويکرد در ميان فقها وجود داشته است :

رويکرد اول:طرح مباحث امر به معروف و جهاد، جداي از يکديگر و در دو کتاب يا باب مستقل . فقهايي که چنين دسته بندي داشته اند عبارتند از شيخ صدوق١٤١، شيخ طوسي در «الاقتصاد

١٣٦لأنه من أعظم أبواب الأمر بالمعروف.(عاملي ، الدروس الشرعية في فقه الإمامية ، ج٢، ص٦٧)

١٣٧مفيد، المقنعة ، ص٨٠٩

١٣٨سلار، المراسم العلوية و الأحکام النبوية ، ص٢٦٠

١٣٩ابن ادريس ، السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي، ج٢، ص ٢٢

١٤٠طوسي ، النهاية في مجرد الفقه و الفتاوي، ص٣٠٠

١٤١متوفي ٣٨١ قمري،امر به معروف را در باب هفتم و جهاد را در باب هشتم از ابواب اعتقادات آورده است .

(رک: الهداية في الأصول و الفروع، ج١، ص ٥٧-٥٨).


الهادي إلي طريق الرشاد»١٤٢، ابن براج١٤٣، محقق حلي در «شرايع »١٤٤، شهيد اول١٤٥، فاضل مقداد ،

146

مقدس اردبيلي١٤٧، صاحب جواهر و همه کساني که شرح شرايع نوشته اند١٤٨و آيت الله خويي .

149رويکرد دوم:طرح مباحث امر به معروف، به عنوان زير مجموعه کتاب جهاد. فقهايي که چنين دسته بندي داشته اند عبارتند از شيخ طوسي در کتابهاي «الجمل و العقود في العبادات »١٥٠و «النهايه في مجرد الفقه و الفتاوي »١٥١، ابن ادريس حلي١٥٢، ابن حمزه١٥٣، قطب الدين راوندي١٥٤، محقق حلي در المختصر النافع١٥٥و علامه حلي در بسياري از کتابهايش .

156

١٤٢متوفي ٤٦٠ قمري، امر به معروف را در بخش مربوط به اصول اعتقادي و جهاد را در بخش مربوط به عبادات شرعي ذکرکرده است . (الاقتصاد الهادي إلي طريق الرشاد، ص١٤٧ و٣١٢ به نقل از نرم افزار «جامع فقه اهل بيت »).

١٤٣متوفي ٤٨١ قمري.ر.ک: المهذب، ج١، «کتاب الجهاد» ص٢٩٣ و «کتاب الأمر بالمعروف... »، ص٣٤١

١٤٤متوفي ٦٧٦ قمري، ر.ک: شرائع الإسلام ، ج١، ص٢٧٩ و ٣١١.

١٤٥متوفي ٧٨٦ قمري، ر.ک: الدروس الشرعية ، ج٢، کتاب الجهاد ص ٣٠ و کتاب الحسبة (شرائط الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر) ص ٤٨.

١٤٦متوفي ٨٢٦ قمري، ر.ک: «کنز العرفان» کتاب الجهاد، ج١، ص ٣٤١ و کتاب الأمر بالمعروف، ص٤٠٥.

١٤٧متوفي ٩٩٣ قمري، ر.ک: زبدة البيان، کتاب الجهاد، ص٣٠٢ و کتاب الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر، ص٣٢٢.

١٤٨متوفي ١٢٦٦، ر.ک: جواهر الکلام ،٢١، ص٤ و ٣٥٣.

١٤٩ر.ک: منهاج الصالحين ، کتاب الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر،ج١، ص٣٥١ و کتاب الجهاد، ص٣٦٠.

١٥٠ر.ک: کتاب الجهاد، ص ١٥٤، فصل في ذکر الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر، ص ١٦١، به نقل ازنرم افزار «جامع فقه اهل بيت ».

١٥١ر.ک: کتاب الجهاد و سيرة الإمام، ص٢٩٠، باب الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر و من له اقامة الحدود و القضاء، ص٣٠٠.

١٥٢متوفي ٥٩٨ قمري، ر.ک: «السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي»، کتاب الجهاد و سيرة الإمام، ج٢، ص٤، باب الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر و من له إقامة الحدود و القضاء...ص ٢٢.

١٥٣متوفي ٥٦٦ قمري، ر.ک: الوسيلة إلي نيل الفضيلة ، کتاب الجهاد، ص ١٩٩، فصل في بيان الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر، ص ٢٠٧.

١٥٤متوفي ٥٧٣ قمري، ر.ک: فقه القرآن، کتاب الجهاد، ج١، ص٣٢٩، باب ذکر الأمر بالمعروف ...، ص٣٥٧.

١٥٥ر.ک: المختصر النافع في فقه الإمامية ، کتاب الجهاد، ج١، ص١١٠، النظر الثالث في التوابع و هي أربعة :...الرابع الأمر بالمعروف ....

١٥٦متوفي ٧٢٦ قمري، ر.ک «إرشاد الأذهان إلي أحکام الإيمان »، کتاب الجهاد و مقاصده خمسة ج١، ص ٣٤٢، المقصد الخامس في الأمر بالمعروف ...، ص٣٥٣؛ «تحرير الأحکام الشرعية علي مذهب الإمامية » کتاب الجهاد، ج١، ص ١٣٣، الفصل التاسع في الأمر بالمعروف ...، ص١٥٨ به نقل از نرم افزار جامع فقه اهل بيت ؛ «تذکرة الفقهاء»


رويکرد سوم:طرح مباحث جهاد به عنوان زير مجموعه کتاب امر به معروف. فقهايي که چنين دسته بندي داشته اند عبارتند از شيخ مفيد١٥٧، سلار ديلمي١٥٨و امام خميني .

159

بررسي رويکردها:همان گونه که ملاحظه مي شود به ترتيب در ميان فقها گرايش به رويکرد اول بيشتر از دو رويکرد ديگر و گرايش به رويکرد دوم بيشتر از رويکرد سوم بوده است . اين که بسياري از فقهاي متقدم و متاخر مباحث امر به معروف و نهي از منکر و مباحث جهاد و دفاع را در دو کتاب مستقل ذکرکرده اند، قابل درک مي باشد زيرا اولا در ظاهر رابطه مستقيم ميان اين دو وجود ندارد، و ثانيا شيعيان در تقسيم بندي رايج فروع دين نيز هر يک از جهاد و امر به معروف را به طور مستقل مورد توجه قرارداده اند.

رويکرد سوم نيز پذيرفتني است زيرا به همان دليل که فقيهان، کتاب القضا و کتاب الحدود را زير مجموعه امر به معروف دانسته اند و اجراي قضاي اسلامي و حدود الاهي ، در حقيقت چيزي جز عمل به وظيفه امربه معروف و نهي از منکر نيست ، جهاد و دفاع در اسلام نيز همين گونه است ؛ آيا فلسفه جهاد يا دفاع غير از آن است که اسلام ميخواهد معروف اقامه گردد و سردمداران کفر و نفاق که مرتکب بزرگترين منکرات مي شوند نابودگردند. هرجا دفاع يا جهادي در اسلام وجود داشته برهمين پايه استوار بوده است . به عبارت ديگر امر به معروف و نهي از منکر از نظر اهميت داراي مراتبي است که در برخي از اين مراتب ، بر امر به معروف يا نهي از منکر، عنوان ديگري نيز صدق مي کند که عنوان جهاد يا دفاع مي باشد. اگر قدري تامل کنيم ، اين رويکرد که جهاد را ذيل امر به معروف قرارداده است ، هرچند طرفداران بسيار کمي در مقايسه با رويکرد اول دارد از آن منطقي ترو دقيق تر مي باشد. مجلسي دوم همين نکته را در توضيح روايتي که جهاد را به چهار شعبه تقسيم کرده و فرموده است : «و الجهاد علي أربع شعب : علي الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر و الصدق في المواطن و شن̂Hن الفاسقين »متذکر مي شود. ظاهر روايت گرچه نشانگر آن است که امر به معروف يکي از اقسام جهاد مي باشد ولي برداشت «مجلسي » به گونه ديگري است . به نظر وي

کتاب الجهادو فيه فصول ، ج٩، ص٧، الفصل السابع : في الأمر بالمعروف ...، ص ٤٣٨؛ «قواعد الأحکام في معرفة الحلال و الحرام» کتاب الجهاد و فيه مقاصد، ج١، ص٤٧٨، المقصد الخامس في الأمر بالمعروف ...، ص ٥٢٥ و

«مختلف الشيعة في أحکام الشريعة ،» کتاب الجهاد و فيه فصول، ج٤، ص ٣٨٣، الفصل الثامن في الأمر بالمعروف ...، ص ٤٥٧.

١٥٧ر.ک: «المقنعة » کتاب الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر و إقامة الحدود، ص ٨٠٨ و باب الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر و إقامة الحدود و الجهاد في الدين ، ص ٨٠٩.

١٥٨ر.ک: «المراسم العلوية و الأحکام النبوية » باب ذکر الأمر بالمعروف... و إقامة الحدود، و الجهاد، ص٢٦٠.

١٥٩ر.ک: «تحرير الوسيلة » کتاب الأمر بالمعروف ...، ج١، ص ٤٦٣، فصل في الدفاع، ص٤٨٦.


مقصود امير مومنان از شعبه هاي جهاد، يا اسباب جهاد و يا انواع مخفي آن است . «ذکر اين موارد از سوي حضرت بدان جهت است که کسي تصورنکند که جهاد منحصر در جهاد با شمشير مي

باشد زيرا جهاد با شمشير يکي از افراد امر به معروف ونهي از منکر مي باشد...جهاد سه قسم است : جهاد با دشمن ظاهر، جهاد باشيطان و جهاد با نفس ...»١٦٠با توجه به آنچه ذکر شد، روشن مي گردد که امر به معروف طيف وسيعي از امور را شامل مي شود؛ از تعليم جاهل گرفته تا قضاوت و اجراي حدود و تا جهاد در راه خدا.

آنچه عجيب به نظر مي رسد تمايل برخي از فقيهان به رويکرد دوم مي باشد؛ به چه دليل امر به معروف زير مجموعه جهاد قرارگرفته است ؟ مي دانيم جهاد، تنها و تنها بر برخي از مصاديق امر به معروف و نهي از منکر قابل انطباق است ؛ همين فقيهان، هنگامي که از مراتب و مراحل امر به معروف سخن مي گويند مرتبه قلبي ، زباني و عملي را يادآور مي شوند. در دو مرحله قلبي و زباني اساسا جهاد مصطلح ، معنا ندارد. در مرحله عملي نيز که خود داراي مراتبي است ، جهاد در مرتبه اعلاي آن قرارمي گيرد. بدين ترتيب به نظر مي رسد در ميان رويکردهاي سه گانه ، آنچه قابل قبول تر است رويکرد سوم و در مرحله پس از آن رويکرد اول مي باشد و رويکرد دوم پذيرفتني نيست . و همين جا است که دقت نظر فقيهاني چون شيخ مفيد از ميان متقدمين و امام خميني از ميان متاخرين را بايد ستود. دسته بندي امام خميني هر چند با دسته بندي مشهور همسويي ندارد اما منطقي تر است . به اين نکته نيز لازم است توجه شود که گويا فقها نوعا در تلقي خود از اصطلاح امر به معروف، امر و نهي نسبت به معروف و منکرهاي رايج و متداول را مد نظر قرارداده اند، و به همين جهت اموري چون تعليم جاهلان يا جهاد با کافران از اين اصطلاح خارج شده است بويژه وقتي مي بينيم شرط وجوب آن را عدم مفسده و نبود ضرر جاني يا مالي دانسته اند در حالي که جهاد همواره با خطر جاني مواجه است . در اين صورت مي توان اين نظر را تاييد کرد که

«امر به معروف و نهي از منکر دو نوع کاربرد دارد، يک اصطلاح خاص که همان است که در رساله ها مطرح ميشود. اين اصطلاح شامل جهاد نميشود. چون جهادي که در آن خوف ضرر نباشد نداريم . پس نوعي از امر به معروف که مصداق آن جهاد است ، در جايي است که نه تنها احتمال، بلکه اطمينان، و گاهي يقين به ضرر نيز هست ، يقين به کشته شدن هم هست ؛ ... بنا براين ،

١٦٠« ذکرها لئلا يتوهم أنه منحصر في الجهاد بالسيف مع أنه أحد أفراد الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر... و الجهاد ثلاثة أضرب: مجاهدة العدو الظاهر و مجاهدة الشيطان و مجاهدة النفس ...(مجلسي ، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج٧، ص٣٢٠- ٣٢١)


امر به معروف، اصطلاحي دارد که متعارف است و ما آن را ميشناسيم و مربوط به امور عادي است ؛ در جامعه اي که ارزشهاي اسلامي بر آن حاکم است ، حکومت اسلامي مقتدر و مبسوط اليد است ...در چنين جامعه اي اسلامي، با اين شرايط ، امر به معروف و نهي از منکر همان امر به معروف و نهي از منکر عادي است ، شرايط آن هم همان است . اما مراتبي از امر به معروف وجود دارد که اين گونه نيست . امام-قده-... به اين معني تصريح کرد که ، در بعضي از مصاديق امر به معروف و نهي از منکر تقيه جايز نيست ولو بلغ ما بلغ ، در اين موارد کار به هر جا برسد بايد امر به معروف را انجام داد، ولو صدها هزار نفر کشته شوند. ...اگر در موردي سيدالشهداء (عليه السلام) ميفرمايد «أريد أن آمر بالمعروف و أنهي عن المنکر»،٣فقط معناي خاص و محدودي را که در ذهن ما است و يکي از شرايط آن عدم احتمال ضرر است اراده نميکند، بلکه معناي عام امر

161

به معروف و نهي از منکر را اراده ميکند. »

نتيجه گيري:اصطلاح امر به معروف و نهي از منکر از نظر فقهي ، دو معناي عام و خاص دارد: الف . معناي عام امر به معروف: «هر گونه تلاش به منظور اثر گذاري در ديگران تا آنان متوجه يا مشتاق يا وادار به انجام کار واجب شده يا از کار حرام باز داشته شوند. اين تلاش ممکن است طيف وسيعي از امور را شامل شود؛ از آموزش فرد يا افراد در مورد واجبات و محرمات، يا امر و نهي قلبي ، زباني و عملي آنها نسبت به واجبات و محرمات گرفته تا قضاوت و اجراي حدود و تا

162

جهاد در راه خدا»

ب. معناي خاص امر به معروف:«واداشتن مردم به هر فعل يا بازداشتن آنان از هر فعلي که در شرع يا قوانين و مقررات تاييد شده از سوي شرع،مورد امر قرارگرفته يا از آن منع شده باشد».

با توجه به محورهاي سه گانه امر و نهي در اصل هشتم قانون اساسي (مردم نسبت به مردم، مردم نسبت به دولت و دولت نسبت به مردم) و با توجه به نگرش فقهي - حقوقي اين کتاب، مي توان گفت که به استثناي مساله جهاد١٦٣، هريک از دو قلمرو عام و خاص، مي تواند مبناي عمل قرارگيرد زيرا مهم اين است که معروف تحقق پيداکند و منکر از جامعه رخت بربندد؛ بدين ترتيب

١٦١مصباح يزدي، آذرخشي ديگر از آسمان کربلا، ص ١٦٦-١٦٧. «پس امر به معروف و نهي از منکر دو اصطلاح دارد، يک اصطلاح خاص که در رساله ها مينويسند و مسأله گوها ميگويند و براي شرايط و احکام عادي است .

اما شرايطي استثنايي و حاد نسبت به ... امور مهم وجود دارد که در آن موارد ديگر امر به معروف و نهي از منکر اين شرايط را ندارد. (همان، ص ١٧٠)».

١٦٢برگرفته از تعريف آيه الله مصباح با اندکي تغيير در آذرخشي ديگر از آسمان کربلا ص ١٨١.

١٦٣زيرا بدون شک موضوع اصل هشتم قانون اساسي ، امر و نهيي نيست که شامل جهاد شود.


چگونگي امر و نهي و دايره آن، بستگي به خصوصيت هريک از محورهاي فوق خواهد داشت . چه بسا در برخي از محورها موردي براي مفهوم عام وجود نداشته باشد. به عنوان مثال آيا مي توان تصور کرد که مردم نسبت به دولت امر به معروف تعليمي داشته باشند؟.

ر دوم:

________________________________________

يکم . مبناي شرعي

براي وجوب امر به معروف و نهي از منکر از نظر شرعي مستندات فراواني وجود دارد:

الف . آيات.در اين جا فقط به چند نمونه از آنها اشاره مي کنيم :

١.کنتم خير أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون بالله و لو آمن أهل الکتاب لکان خيرا لهم منهم المؤمنون و أکثرهم الفاسقون١٦٤(شما بهترين امتي هستيد که براي مردم پديدار شدهايد: به کار پسنديده فرمان ميدهيد، و از کار ناپسند بازميداريد، و به خدا ايمان داريد).

٢.و المؤمنون و المؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و يقيمون الصلاة و يؤتون الزکاة و يطيعون الله و رسوله١٦٥(و مردان و زنان با ايمان، دوستان يکديگرند، که به کارهاي پسنديده وا ميدارند، و از کارهاي ناپسند باز ميدارند، و نماز را بر پا ميکنند و زکات ميدهند، و از خدا و پيامبرش فرمان ميبرند).

١٦٤آل عمران: ١١٠

١٦٥توبه :٧١


٣.الذين إن مکناهم في الأرض أقاموا الصلاة و آتوا الزکاة و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الأمور١٦٦(همان کساني که چون در زمين به آنان توانايي دهيم ، نماز برپا ميدارند و زکات ميدهند و به کارهاي پسنديده واميدارند، و از کارهاي ناپسند باز ميدارند، وفرجام همه کارها از آن خداست ).

٤.و لتکن منکم أمة يدعون إلي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و أولئک هم المفلحون١٦٧(و بايد از ميان شما، گروهي، [مردم را] به نيکي دعوت کنند و به کار شايسته وادارند و از زشتي بازدارند، و آنان همان رستگارانند).

ب. روايات .کثرت روايات ناظر به امر به معروف و نهي از منکر، حقيقتا حيرت انگيز است . شيخ حر عاملي، در «کتاب الامر بالمعروف و النهي عن المنکر» نزديک به ٤٠٠ روايت را در بيش از ٣٠ باب، جمع آوري کرده است . اين مجموعه ، روايات مربوط به بحث مي باشند و گرنه مجموع روايات در کتاب امر به معروف و نهي از منکر نزديک به ٨٠٠ روايت است .١٦٨در اين جا تنها به

سه نمونه اشاره مي کنيم :

١. امام باقر (ع):امر به معروف و نهي از منکر راه پيامبران و سيره صالحان است ؛ واجبي است بزرگ که در سايه آن واجبات ديگر برپا، راهها امن ، درآمدها حلال، مظالم مسترد و زمين آباد مي شود؛ انتقام از دشمنان و سامان يافتن امور بواسطه امر به معروف و نهي از منکر ميسر خواهد

169بود.

٢. امام باقر و امام صادق (ع): واي بر مردمي که در مورد امر به معروفو نهي از منکر مطيع

170

خداوند نيستند.

٣. علي (ع): ...و تمام کارهاي نيکو، و جهاد در راه خدا، در مقايسه با امر به معروف و نهي از منکر، چون دميدني است به درياي پر موج پهناور....و از همه اينها برتر، سخن حق در پيش روي

171

حاکمي ستمکار است .

١٦٦حج :٤١

١٦٧آل عمران: ١٠٤

١٦٨حر عاملي ، وسائل الشيعة ، کتاب الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر و ما يلحق به

١٦٩ان الامر بالمعروف و النهي عن المنکر سبيل الانبياء و منهاج الصلحاء، فريضة عظيمة ، بها تقام الفرائض و تأمن المذاهب و تحل المکاسب و ترد المظالم و تعمر الارض و ينتصف من الاعداء و يستقيم الامر ...

١٧٠عن أبي جعفر و أبي عبد الله ع قال: ويل لقوم لا يدينون الله بالأمر بالمعروف و النهي عن المنکر (کليني ، الکافي ج٥ ص٥٧، طوسي ، تهذيب الأحکام ج٦ ص١٧٦).

١٧١و ما أعمال البر کلها و الجهاد في سبيل الله - عند الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر- إلا کنفثة في بحر لجي...

و أفضل من ذلک کله کلمة عدل عند إمام جائر(نهج البلاغه ، کلمه قصار٣٧٤).


با مروري بر چهار آيه فوق در مي يابيم که دو آيه اول مربوط به انجام فريضه امر به معروف و نهي از منکر به عنوان تکليفي عمومي و دو آيه ديگر مربوط به انجام آن از سوي کساني است که به صورت سازماندهي شده و با ماموريت مشخص ، چنين واجبي را در دستور کار خود قرار مي دهند.

در اين جا در صدد بررسي مفاد آيات و روايات و نيز سند روايات مورد اشاره نيستيم ؛ زيرا اصل وجوب امر به معروف بلکه تلقي اين دو واجب به عنوان يکي از ضروريات اسلام١٧٢، از مسلمات مي باشد به گونه اي که هيچ فقيهي در آن ترديدي نکرده است و در اين رابطه اجماع وجود دارد.

١٧٣از سوي ديگر، کثرت روايات به حدي است که ضعف سندي برخي از آنها خدشه اي به صحت مجموع نخواهد زد .١٧٤

دوم. مبناي عقلي

از ديرباز اين پرسش ميان فقيهان و متکلمان وجود داشته است که آيا وجوب امر به معروف و نهي

از منکر، عقلي است يا شرعي (سمعي ). در اين رابطه ديدگاههاي متفاوتي مطرح شده است :

برخي از عالمان نامدار شيعه مانند شيخ طوسي، فاضل مقداد و شهيد ثاني ، وجوب امر و نهي را عقلي دانسته اند. در اين نگرش محور اصلي حکم عقل است و آنچه در آيات و روايات آمده است را بايد به عنوان مؤيد حکم عقل به شمارآورد. جمع بيشتري از دانشمندان شيعي مانند سيد مرتضي، محقق حلي، صلاحالدين حلبي، خواجه نصيرالدين طوسي، محقق کرکي، علامه حلي و فخر المحققين ، وجوب امر و نهي را سمعي دانسته و معتقدند اين دو فريضه از جانب شرع واجب شدهاند نه عقل . منکران وجوب عقلي چون سيد مرتضي اين گونه استدلال کرده اند: اگر اين دو فريضه ، وجوب عقلي داشته باشند لازمه اش اين است که يا هيچ معروفي ترک نشود و هيچ منکري به وقوع نپيوندد و يا بگوييم خداوند در انجام واجب اخلال و کوتاهي کرده است و چون اين لوازم باطل اند، ملزوم که وجوب عقلي باشد نيز باطل خواهد بود.تبيين بطلان ملازمه بدين صورت است : امر به معروف به معناي وادار کردن به کار خوب و حقيقت نهي از منکر، جلوگيري

١٧٢امام خميني : «وجوب امر به معروف و نهي از منکر، از ضروريات دين است ، و هر کس آن را انکار کند و به لازمه انکارش نيز توجه داشته باشد [بدين معنا که بداند لازمه انکارش، انکار نبوت و يا تکذيب خدا و رسول اوست ] وبه آن ملتزم شود، کافر است »(تحرير الوسيلة ، ج١، ص ٤٦٢).

١٧٣الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر واجبان بلا خلاف بقول الأمة ، (الاقتصاد الهادي إلي طريق الرشاد ،ص ١٤٦)، الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر واجبان بلا خلاف بين الأمة . (السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي، ج٢، ص٢١ و نيز ر.ک: شرائع الإسلام، ج١، ص ٣١٠ و مسالک الأفهام، ج٣، ص ١٠٠)، و کيف کان فالأمر بالمعروف الواجب و النهي عن المنکر واجبان إجماعا من المسلمين بقسميه عليه (جواهر الکلام، ج٢١، ص ٣٥٨).

١٧٤جهت اطلاع بيشتر از دلايل وجوب شرعي امر به معروف، ر.ک. فصلنامه حکومت اسلامي ، (سال نهم ، شماره سوم، صص ٦٥-٩٣) دلايل عقلي و نقلي وجوب امر به معروف و نهي از منکر، از آيت الله سيد محسن خرازي .


از آن است ؛ حال اگر اين دو وجوب عقلي داشته باشند بر خداوند نيز واجب خواهند بود چرا که دليل وجوب در مورد خداوند نيز وجود دارد؛ بنا براين وادار کردن مردم به معروف و بازداشتن آنان از منکر بر خداوند نيز واجب است ؛ حال، خداوند يا اين واجب را انجام مي دهد در اين صورت هيچ مکلفي قادر به ترک معروفي يا انجام منکر نخواهد بود و اين همان اجبار مکلفين است و اگر انجام ندهد لازمه اش اين است که چيزي را که بر او واجب بوده ترک کند يعني اخلال به واجب رساند. در عبارات برخي از اين بزرگان، اين نگرش به جمهور متکلمان و فقيهان شيعه

175

نسبت داده شده است .

صاحب جواهر نيز وجوب عقلي را نفي مي کند و معتقد است که اگر ورود شرع به اين مساله را

176

در نظر نگيريم ، عقل مستقلا نمي تواند به وجوب امر به معروف و نهي از منکر حکم کند .

طرفداران وجوب عقلي معمولا به قاعده لطف استناد کرده اند.

پس از آشنايي اجمالي با ديدگاه موافقان و مخالفان به نظر مي رسد که حکم عقل بر وجوب امر به

معروف و نهي از منکر مي تواند بر اساس دلايل زير صور ت پذيرد:

١. قاعده لطف١٧٧.اين قاعده را مي توان به صورت زير تبيين کرد:

يک.امر به معروف و نهي از منکر موجب گسترش نيکي و کاهش بدي در جامعه است و اين هردو باعث مي شود که انسانها به طاعت خداوند نزديک و از معصيت او دور شوند.

دو. امر به آنچه انسانها را به خداوند نزديک و از معصيت وي دور مي کند، از باب لطف بر خداوند واجب است .

١٧٥ر.ک: شيخ طوسي ، الاقتصاد الهادي إلي طريق الرشاد، ص ١٤٧-١٤٦؛ ابن ادريس ، السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي، ج٢، ص٢٢-٢١؛ حلي ، تذکرة الفقهاء، ج٩، ص ٤٤١-٤٤٤ مسألة ٢٦١: اختلف علماؤنا في وجوبهما. فقال بعضهم : إنه عقلي ...و قال بعضهم : إنه سمعي ... أن الأمر بالمعروف هو الحمل علي فعل المعروف، و النهي عن المنکر هو المنع منه ، فلو کانا واجبين بالعقل ، لکانا واجبين علي الله تعالي، لأن کل واجب عقلي فإنه يجب علي کل من حصل فيه وجه الوجوب، و لو وجبا علي الله تعالي، لزم أحد الأمرين . و أما بطلانهما فظاهر. أما الأول: فلأنه يلزم منه الإلجاء. و أما الثاني : فلأنه تعالي حکيم يستحيل منه فعل القبيح و الإخلال بالواجب .

١٧٦« و إن کان الأظهر أن وجوبهما من حيث کونهما کذلک سمعي ...ضرورة عدم وصول العقل إلي قبح ترک الأمر بذلک علي وجه يترتب عليه العقاب بدون ملاحظة الشرع... نعم يمکن دعوي وصوله إلي الرجحان في الجملة لا علي الوجه المزبور، و الأمر سهل بعد ما عرفت من ثبوته بالشرع کتابا و سنة و إجماعا». (نجفي ، جواهر الکلام، ج٢١، ص٣٥٩-٣٥٨)

١٧٧در تعريف لطف گفته اند: چيزي است که مکلف بوسيله آن به انجام طاعت نزديکتر و از ارتکاب معصيت دورتر مي شود به شرط آنکه از وسايل انجام کار نبوده و به حد اجبار نيز نرسد. (طوسي ، کشف المراد، ص ٣٢٤)


نتيجه: امر به معروف و نهي از منکر از باب لطف بر خداوند واجب است . به عبارت ديگر لطف خداوند اقتضا دارد که انسانها را بر انجام معروفها وادارد و از ارتکاب منکرها بازدارد.اشکالي که در اين زمينه مطرح شده اين است که وادار کردن مردم به انجام معروف يا بازداشتن آنان از ارتکاب منکر (مرحله سوم از امر به معروف و نهي از منکر)، به معني سلب اختيار از افراد است و با قاعده لطف سازگار نيست زيرا که لطف نمي تواند همراه با اکراه و اجبار صورت پذيرد.

طرفداران وجوب عقلي اين چنين پاسخ داده اند: «با توجه به اختلاف آمران و ناهيان، واجب نيز مختلف خواهد بود به عنوان مثال بر فرد قادر، هر سه مرحله امر و نهي قلبي ، زباني و يدي واجب است در حالي که در مورد فرد ناتوان فقط امر و نهي قلبي واجب مي باشد؛ اگر اين گونه تفاوت براي ما وجود دارد، تفاوت در نحوه وجوب عقلي ميان ما و خداوند نيز ممکن خواهد بود و در اين جا آن چه بر خداوند واجب است صرفا هشدار و انذار نسبت به مخالفت با معروف ها و منکرها مي باشد نه بيش از آن، چون اگر پاي اجبار به ميان آيد تکليف ، لغو و باطل خواهد بود».١٧٨به ديگر سخن «وجوب امر و نهي برخدا به دليل قاعده لطف بيش از اين نيست که به سبب اين برهان، برديگران واجب کند به امر و نهي برخيزند ...هدف از آفرينش رسيدن آدمي به کمال اختياري انسان است که با اجبار و جبر به دست نمي آيد...از اين روبرخي از مراتب اين کار مانند تحميل بر انجام معروف و منع به معناي بازداشتن مکلف از انجام منکر توسط خدا واقع نشده

١٧٩

«...

صرف نظر از اشکالاتي که در زمينه قاعده لطف مطرح مي باشد١٨٠و قطع نظر از دلايل موافقان و مخالفان، نکته مهمي که مورد غفلت قرارگرفته است فرق ميان بعد فردي و اجتماعي معروف و

١٧٨ر.ک: مختلف الشيعة ، ج٤، ص:٤٥٦-٤٥٧ و الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية ،ج١، ص٢٢٤.

١٧٩خرازي، دلايل عقلي و نقلي وجوب امر به معروف، فصلنامه حکومت اسلامي ، شماره ٣٣، ص ٨٨.

١٨٠از جمله کساني که در زمينه کارايي قاعده لطف ترديد کرده اند مرحوم نراقي است . وي عائده ٦٥ کتاب «عوائد الأيام» خود را به بررسي قاعده لطف اختصاص داده و آن را نقد کرده است . اشکالات مطرح شده از سوي ايشان به طور خلاصه عبارت است از:اولا: گرچه بحثي در وجوب آن چه در عالم واقع ، لطف است وجود ندارد اما چگونه مي توان لطف واقعي مطابق با علم خداوند را فهميد؟ چه راهي براي علم ما به آن وجود دارد؟ و به چه دليل بايد آن چه بر اساس درک و فهم ما لطف است بر خداوند واجب باشد؟ثانيا:مقصود از لطيف بودن خداوند نسبت به بندگانش چه بسا اين باشد که ما هر لطفي را ببينيم از سوي خداوند است نه آنکه هرچه را ما لطف مي پنداريم انجام آن بر خداوند واجب است .ثالثا: فرض کنيم که آن چه را ما لطف مي دانيم بر خداوند واجب باشد، نمي توان وجوب مطلق آن را برخداوند اثبات کرد زيرا تحقق هر چيزي مشروط به وجود مقتضي و عدم مانع مي باشد و اگر مقتضي نباشد يا مانع وجود داشته باشد، اساسا لطفي در کار نخواهد بود و از آن جا که ما نسبت به حقايق امور اشراف و احاطه کاملي نداريم ، آکاهي ما در مورد وجود مقتضي و نبود موانع منتفي است ؛ بدين ترتيب حتي با


منکر مي باشد. آري در جايي که فرد، معروفي مثل نماز را به جا نمي آورد يا منکري چون شرب خمر را مرتکب مي شود، اجبار او به خواندن نماز يا جلوگيري از خوردن شراب از اين جهت که وي را مسلوب الاختيار مي کند با قاعده لطف سازگار نيست زيرا موضوع به شخص او مربوط است . اما همين فرد آنگاه که مرتکب منکراتي شود که مرتبط با ديگران است ، ماهيت امر کاملا دگرگون مي شود زيرا سالم ماندن جامعه و جلوگيري از فضاي آلوده حقي است همگاني . آري خداوند از تبهکاران نيز سلب اختيار نمي کند و آنها مي توانند مرتکب جنايات شوند؛ اما مردم چه طور؟ آيا به حکم عقل مردم مي توانند از اعمال تبهکارانه اين دسته از افراد جلوگيري کنند؟ يا بايد ميدان را براي تاخت و تاز آنان و مسموم کردن فضاي جامعه باز گذاشت ؟. تفاوت ميان سلب آزادي و اختيار از فردي که مي خواهد مرتکب منکري شود که صرفا به خودش مربوط است با سلب آزادي و اختيار از افراد يا مجموعه هاي سازماندهي شده اي که ترويج منکر در جامعه را در دستور کار خود قرار داده اند، کاملا آشکار است . آيا به حکم عقل نبايد در صورت مشاهده تعرض يا تجاوز به يک انسان، با فرد متعرض برخورد نمود؟ ترديدي نيست که امر به معروف و نهي از منکر در چنين صورتي ، بندگان را به طاعت خداوند نزديک و از معصيت او دور مي کند هرچند در خصوص مرتکبان منکرات که مجبور به ترک شده اند قرب به طاعت و بعد ا زمعصيت به معناي واقعي وجود ندارد.

بر اين اساس، سالم سازي محيط اجتماعي و آماده سازي فضاي عمومي جامعه از راه: جلوگيري از عرضه و فروش مواد مخدر و مشروبات الکلي ، داير نمودن مراکز قماربازي ، چاپ و توزيع تصاوير مستهجن يا پخش فيلمهاي غير اخلاقي ،پوششهاي مغاير با عفت عمومي ، اختلاط فساد آور در محيط هاي آموزشي و اداراي، هرزگي ومزاحمت هاي خياباني و مواردي از اين دست ، به مقتضاي قاعده لطف ، بر مردم واجب مي باشد.

از سوي ديگر نبايد تصور نمود که اقدام عملي در امر به معروف و نهي از منکر، مساويبا ضرب و شتم افراد است . در بسياري از موارد نظير فروش مواد مخدر و مشروبات الکلي ، داير نمودن

پذيرش قاعده لطف ، اين قاعده در چنين مواردي بي فايده خواهد بود. به عنوان مثال مي گويند تکليف لطف است و آن را براي پسر در پايان ١٥ سالگي و براي دختر در پايان نه سالگي اثبات مي کنند. چه کسي درک مي کند که اقتضاي لطف در پايان ١٥ سالگي است و حتي نصف روز کمتر از آن مقتضي لطف موجود نمي باشد يا آن که اين نصف روز مانعي براي لطف است و اين که چرا اين مقتضي براي دختر در نه سالگي وجود دارد و...؟رابعا:به چه دليل برخي از مواردي که ترديدي در لطف بودن آن ها نداريم ، در خارج تحقق نيافته اند مانند ظهور امام زمان و تصدي امور از جانب ايشان ...(ر.ک: عوائد الأيام في بيان قواعد الأحکام، ص٧١٠-٧٠٥)


مراکز قماربازي ، چاپ و توزيع تصاوير مستهجن يا پخش فيلمهاي غير اخلاقي ، جلوگيري از اين منکرات نيازي به ضرب و شتم ندارد. اگر دولت نوع پوشش را به هنگام استخدام کارکنان زن و مرد مشخص کند و رعايت آن را در طول خدمت لازم بداند و در اين امر جدي باشد آيا اين کار عملي نمي شود؟. دليل رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي چيست ؟ ترس از جريمه يا ترس از ضرب و شتم متخلفان توسط پليس ؟ امروزه مي توان در برخورد عملي با منکرات، در بسياري از موارد بدون نياز به کمترين برخورد فيزيکي و خشونت آميز از ابزارهاي کارآمدي کمک گرفت که انگيزه انجام منکر را در ميان افراد ناسالم کاهش دهد. محروميت از امتيازات اجتماعي يکي از اين ابزارهاست .

بدين ترتيب امر به معروف و نهي منکر عملي به چند صورت قابل تصور است :

يک .با انجام کار شايستهعملا مردم را به خوبي دعوت کرده و از کارهاي زشت بازداريم ؛

دو.با استفاده از ابزارهاي قانوني و محروميت از برخي حقوق اجتماعي ، انگيزه اقدام کنندگان به منکرات را کاهش دهيم ؛

سه. برخورد عملي در موارد ضرورت و يا عدم کارايي راههاي ديگر. به کارگيري اين راهها به طور طبيعي سبب نزديکي مردم به خدا و دوري آنان از معصيت مي شود و مي تواند از مصاديق لطف شمرده شود.

٢.جلب منفعت و دفع ضرر.بي ترديد منافع فراواني در سايه امر به نيکي ها و نهي از زشتيها هم براي فرد امر و نهي شده و هم براي جامعه وجود دارد به گونه اي که عقل سليم اقدام به آن را ضروري و ترکش را ناروا مي داند. يکي از احکام بديهي عقل ، ضرورت جلب منفعت و دفع ضرر است .

براي ايجاد زندگي سالم و پاک اجتماعي اقدام به امر به معروف و نهي از منکر در جامعه راهي کارآمد مي باشد. سلامت و درستي عمل هر فرد در جامعه گرچه کمک بزرگي به زندگي جمعي مي کند ولي سالم سازي محيط در اثر ترويج خوبيها و ارزشها سهم بزرگتري در تحقق اين آرمان خواهد داشت . «حساب در امر به معروف و نهي از منکر... حساب محيط سازي است ، محيط سالم براي پرورش سالم و صحيح استعدادهاي خير نهفته در انسان ها به وجود آوردن. مساله بهداشت محيط اجتماعي است ...چطور در دنيا بر مسايل مربوط به بهداشت محيط از نظر بيماريهاي سرايت کننده جسمي ميکروبي ...اين قدر انگشت مي گذارند و سازمان جهاني بهداشت درست مي


کنند...ولي چرا بشريت اين قدر تنزل کند و بهداشت تن را اهميت دهد و در نقطه مقابل به

181

بهداشت جان و روان بي اعتنا گردد».

امين الاسلام طبرسي با آنکه دليل اصلي امر به معروف و نهي از منکر را سمعي مي داند به نظر وي تنها دليل عقلي براي وجوب امر به معروف و نهي از منکر دفع ضرر است . ايشان در تفسير آيه

١٠٤ سوره آل عمران مي گويد: «قول صحيح آن است که وجوب امر به معروف و نهي از منکر

182

سمعي است و از نظر عقل دليلي بر وجوب نيست مگر با استناد به قاعده دفع ضرر».

برخي ازخسارتهاي ناشي از عدم اقدام به امر به معروف و نهي از منکر عبارتند از:

يک : رواج فساد اخلاقي ، اقتصادي، اجتماعي و سياسي .جامعه را مي توان به يک کشتي تشبيه کرد که در اقيانوسي به سويي در حرکت است . تخريب هر بخش از کشتي توسط فرد يا افرادي، خطر غرق شدن همه را به دنبال دارد. از اين منظر همه کساني که در کشتي ساکنند داراي سرنوشت مشترکي هستند و هيچ کس نمي تواند با سوراخ کردن جاي مربوط به خود مانع از

183

اعتراض ديگران شود. همين تشبيه از سوي پيامبر گرامي اسلام صورت گرفته است .

عقل سليم حکم ميکند که افراد با امر به معروف و نهي از منکر جامعه را از افتادن در هلاکت و خسارت بازدارند. عمده ترين عامل سقوط فرهنگ ها و تمدنها، رواج منکرات و فساد اخلاق است .مورخان، علت اساسي سقوط اندلس و شکست سپاهيان مسلمان از اروپائيان را نيز شيوع گناه و منکرات دانسته اند؛ اين امر زماني اتفاق افتاد که سپاهيان مسلمان سادهزيست ، در دام زنهاي بدکاره اروپائي افتاده، غرق در تجملات و عيش و نوش حرام شدند. رواج گناه و فساد ميتواند فرد و خانواده را نيز به تباهي کشاند. به همين دليل لازم است با نظارت همگاني از شيوع فساد و فحشا در جامعه جلوگيري کرد.

دو. سلطه نا اهلان و اشرار.اگر مردم نسبت به خوبيها و بديها و ارزشها و ضد ارزشها بياعتنا باشند انسانهاي شرور و نا اهلان بر مقدرات جامعه و مناصب اجتماعي دست پيدا ميکنند و نتيجه منطقي بي تفاوتي انسانها در جامعه همين است و جز اين انتظار ديگري نبايد داشت .

علي عليه السلام در آخرين وصيت خود پس از ضربت خوردن فرمودند: امر به معروف و نهي از منکر را ترک نکنيد، چون بدان شما بر شما حاکميت مييابند آنگاه خداوند را ميخوانيد اما براي

١٨١بهشتي ، بايدها و نبايدها، ص١٧٨

١٨٢والصحيح ان ذلک انما يجب في السمع و ليس في العقل ما يدل علي وجوبه الا اذا کان علي سبيل «دفع الضرر» (طبرسي ، مجمع البيان، ذيل آيه )

١٨٣مجموعة ورام ،ج٢، ص٢٩٥.


شما اجابت نميشود.١٨٤آيا مي توان به دليل عقلي «جلب منفعت و دفع ضرر» اين ايراد را وارد کرد که براي تحقق آن وجود نهادها و سازمانهاي دولتي کافي است و در زمان ما به چه دليل عقلي لازم است که اين وظيفه ، وظيفه آحاد ملت باشد؟. به عبارت ديگر تمامي اين پيامدهاي فاسد را مي توان با در نظرگرفتن يک مجموعه خاص يا مجموعه هايي دفع نمود. در پاسخ بايد گفت اينکه آيا با وجود سازمانهاي دولتي ، امر به معروف و نهي از منکر توسط افراد بايد صورت بگيرد يا نه در جاي خود بايد بحث شود ولي در هر صورت اصل دليل عقلي خدشه دار نمي شود.

٣. لزوم جلوگيري از معصيت. از آن جا که معصيت مولا به حکم عقل ، قبيح است ، جلوگيري از آن نيز به حکم عقل ، مطلوب و پسنديده است . بر اين اساس، اگر فردي ناظر معصيت فرد ديگري

185

باشد و اقدامي براي جلوگيري از آن نکند از نظر عقل محکوم خواهد بود.

در پايان به اين نکته اشاره مي کنيم که گرچه برخي از فقيهان، اين بحث را که امر ونهي وجوب عقلي دارد يا نه ، لغو و بيهوده دانسته اند (زيرا با وجود ادله معتبر در کتاب و سنت ، نفي وجوب عقلي هيچ ضرري به اصل موضوع نمي زند و اثبات آن هم فايده عملي ندارد)١٨٦ولي اثبات وجوب عقلي اين فايده را دارد که اگر ادعا شود که آيات و روايات تنها بر امر و نهي قلبي و زباني دلالت دارند، مي توان بر اساس دليل عقلي ، مرحله عملي رانيز اثبات کرد.

پس از اثبات وجوب عقلي امر به معروف و نهي از منکر و اين که عقل به تنهايي مي تواند وجوب امر به معروف را اثبات کند، پرسش مهم ديگري مطرح مي شود: آيا عقل در تشخيص مصاديق معروف و منکر نيز بايد مورد توجه قرارگيرد. به تعبير ديگر در صورتي که اصل وجوب اين دو فريضه را عقلي دانستيم ، در گام ديگر آيا مي توانيم عقل را به عنوان يک منبع از منابع در تشخيص معروف ها و منکرها ملاک قرار داده و احکام عقل در اين زمينه را حجت بدانيم ؟. در گفتار سوم که «منابع شناخت معروف و منکر» را بررسي خواهيم کرد به اين پرسش پاسخ خواهيم داد. در اين جا يادآوري اين نکته را لازم مي دانيم که اگر عقل ، اصل وجوب امر به معروف و نهي از منکر را تشخيص مي دهد، ضرورتا نمي توان گفت که مصاديق معروف و منکر را هم مي تواند تشخيص دهد و بايد اين کار را بکند. به ديگر سخن ، ميان وجوب عقلي امر به معروف از يک طرف و تشخيص مصاديق معروف از سوي عقل از طرف ديگر، ملازمه اي وجود ندارد.

١٨٤نهج البلاغه ، نامه ٤٧.

١٨٥خميني ، المکاسب المحرمه ، ج اول، ص٢٠٤. جهت اطلاع بيشتر از مباحث مربوط به اين دليل عقلي ر.ک: محمد سروش، مباني عقلاني امر به معروف و نهي از منکر، فصلنامه حکومت اسلامي ، شماره ٢٤، ص٥١-٥٧.

١٨٦مولي احمد نراقي ، مجمع الفايده والبرهان،ج٧،ص٥٣٠


سوم: مبناي حقوقي

در زمينه اصول قانوني مورد استناد، مي توان به موارد زير اشاره کرد:

١.بر اساس سند چشم انداز، جامعه ايراني در افق١٤٠٤هجري شمسي جامعه اي است :

•... متکي بر اصول اخلاقي و ارزشهاي اسلامي ، ملي و انقلابي

•برخوردار از... نهاد مستحکم خانواده، به دور از فقر،فساد، تبعيض و...

•فعال، مسئوليت پذير، ايثارگر، مومن ، رضايت مند، برخوردار از وجدان کاري...

بديهي است تحقق چنين جامعه اي در گرو به کارگيري تمام ظرفيتهاي مادي و معنوي کشور و نيز بهره گيري از نظارت عمومي شهروندان خواهد بود.

٢.اصل ٥٦: «حاکميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاکم ساخته است ».

مفاد اين اصل به خوبي بيانگر مبناي نظارت همگاني مي باشد که قانون اساسي آنرا از حقوق مردم برمي شمارد. يکي از مصاديق بارز حاکم بودن بر سرنوشت اجتماعي ، داشتن حق نظارت مردمي است . اگر امر به معروف و نهي از منکر که مي توان آن را نوعي نظارت مردمي به شمار آورد به رسميت شناخته نشود، حاکميت برسرنوشت اجتماعي امري بي معنا خواهد بود. چگونه مي شود قانون گذار اعلام کند که انسان ها سرنوشت اجتماعي خود را در دست خود دارند ولي همين افراد، حق نظارتبراي کنترل و سالم سازي اجتماع را نداشته باشند؟

٣.اصل ٣: دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است ...همه امکانات خود را براي امور زير به کار برد: (١) ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوي و مبارزه با کليه مظاهر فساد و تباهي . (٨) مشارکت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي ، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خويش .

اين اصل نيز «مشارکت در امور سياسي ، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي » را حق مردم و تکليف دولت مي داند. تکليفي که براي تحقق آن، لازم است دولت همه امکانات و ابزارهاي لازم را در اختيار مردم قراردهد. بي ترديد امر به معروف و نهي از منکر يکي از مصاديق اين مشارکت مي باشد.

بندهاي يکم و هشتم اصل سوم گرچه اختصاصي به امر به معروف و نهي از منکر ندارند ولي اگر در اين رابطه مورد توجه قرارگيرند بند يک را مي توان ناظر به وظيفه دولت نسبت به مردم و بند هشت را ناظر به وظيفه مردم نسبت به يکديگر و نسبت به دولت دانست . حوزه هاي سه گانه امر به معروف که از مفاد اين دو بند استخراج مي شوند در اصل هشتم به صراحت مورد تاکيد قرارگرفته اند.


٤.اصل ٨: «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت .

شرايط و حدود و کيفيت آن را قانون معين ميکند. والمومنون و المومنات بعضهم اولياء بعض

187

يأمرون بالمعروف وينهون عن المنکر» .

اين اصل دربرگيرنده نکات زير است :

يک .دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منکر، به منزله تکليف اند نه حق ، از اين رو سرپيچي از آن براي هيچ کس جايز نيست .

دو.انجام اين تکليف در سه حوزه مردم نسبت به مردم، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت ، مطالبه شده است .

سه .از آن جا که قانون گذار، آن را «همگاني » دانسته است ، به فرد، جريان يا گروه خاصي تعلق ندارد.

چهار.از آن جا که قانون گذار، آن را «متقابل » دانسته است ، يک سويه نيست بلکه هم از سوي دولتمردان نسبت به شهروندان و هم از سوي شهروندان نسبت به دولتمردان اعمال مي شود.

پنج .اجرايي شدن اين تکليف ، نيازمند قوانين و مقرراتي است که شرايط ، مراتب و کيفيت آن را در سه حوزه فوق تعيين کند. به بيان ديگر بدون وجود ساز و کارهاي قانوني نه تنها نمي توان به صورت هدفمند به نتايج مورد انتظار اميدي داشت بلکه چه بسا اقدامات خودسرانه و يا برداشتها و سليقه هاي متفاوت، به نظم اجتماعي آسيب هاي جدي وارد خواهد ساخت .

شش .استناد به آيه ٧١ سوره توبه در اصل هشتم ، نشانگر آن است که اين تاسيس حقوقي ، خاستگاهي ديني دارد. بدين ترتيب قانون اساسي ، دقيقا نظارت عمومي مورد توجه شرع را به رسميت شناخته و آن را مدل مناسب بلکه لازمي براي سالم سازي محيط جامعه تشخيص داده است . تحقق آرمان امر به معروف و نهي از منکر به قدري اهميت داشته است که قانون گذار، اصلي

188

را به آن اختصاص داده است .

در مباحثات مربوط به اين اصل يکي از اعضا اظهار نمود که چون در اصل پيشنهادي، دعوت به خير هم آمده است بهتر است آيه ١٠٤ آل عمران (و لتکن منکم أمة يدعون إلي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و أولئک هم المفلحون) به جاي آيه «والمؤمنون و المؤمنات بعضهم

١٨٧توبه : ٧١.

١٨٨ر.ک: مشروح مذاکرات بررسي قانون اساسي ، ج١، ص٤٠٩ -٤١١، جلسه شانزدهم ، بيست و دوم شهريور ماه

.1358


اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر» ذيل اصل قرار گيرد.١٨٩اما پس از آن که پيشنهادهاي اصلاحي ديگري هم در زمينه اين اصل مطرح گرديد، همان پيشنهاد اوليه با تغييري اندک به راي گذاشته شد و با پنجاه رأي موافق ، سه رأي مخالف و دو رأي ممتنع تصويب شد. به نظر مي رسد که گزينه مناسب تر همين آيه مصوب بوده است زيرا گرچه در آيه پيشنهادي «دعوت به خير» نيز مطرح است اما از آن جا که تعبير «ولتکن منکم أمة » در صدر آيه ، بيشتر ناظر به امر به معروف از سوي گروهي خاص است که بدين منظور تعيين مي گردند، آيه پيشنهادي نمي توانست همانند آيه «والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض ...»١٩٠امر به معروف را در هر سه حوزه

«مردم نسبت به مردم، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت » شامل شود.

٥. اصل ١٥٦ بيانگر وظايف قوه قضاييه مي باشد. در بندهاي ٤ و ٥ آن آمده است : (٤) «کشف جرم و تعقيب مجازات و تعزير مجرمين و اجراي حدود و مقررات مدون جزايي اسلام » (٥) «اقدام مناسب براي پيشگيري از وقوع جرم و اصلاح مجرمين ». بر اساس اين اصل ، بخشي از اقدامات قوه قضاييه نيز در راستاي اهداف مهم امر به معروف صورت مي پذيرد.

نتيجه : امر به معروف و نهي از منکر متکي بر مباني متقن شرعي ، عقلي و حقوقي است و حمايت همه جانبه شرع و عقل و قانون از آن قاعدتا بايد مايه دلگرمي نه تنها مومنان بلکه همه شهروندان جمهوري اسلامي ايران باشد.

١٨٩آيه الله مشکيني : اولا در اين آيه دعوت به خير است ، ثانيا ميخواهيم اصل را راجع به تمام طبقات بگوئيم پس اگر آيه «ولتکن منکم امة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر» باشد، بهتر است . اين پيشنهاد از سوي برخي چون سيد عبدالکريم هاشمي نژاد و دکتر سيد محمد بهشتي نيز مورد تاييد قرار گرفت . ر.ک: همان.

يکي ديگر از پيشنهادها ايجاد وزارت خانه اي براي امر به معروف و نهي از منکر بود که توسط آقاي طاهري خرم آبادي مطرح گرديد.

١٩٠توبه : ٧١.


گفتار سوم: منابع (راههاي) شناخت معروف و منکر

در گفتار اول، مفاهيم «معروف و منکر» به لحاظ لغوي و اصطلاحي (فقهي و حقوقي ) بررسي شد

و نتايج زير به دست آمد:

از نظر لغت ، اصلي ترين معناي «معروف »، «شناخته شده» مي باشد و کاربرد رايج آن در «نيک و بد» و «پسنديده و ناپسند» به همين معنا بازمي گردد.

از نظر فقه ، آن چه بر شايستگي و پسنديدگي آن توسط شرع يا قانون مورد تاييد شرع، تصريح شده باشد، «معروف» و آن چه از سوي شرع يا قانون مورد تاييد شرع، ناشايست و ناپسند معرفي گردد،

«منکر» مي باشد.

ازنظر حقوق، معروف و منکر عبارت اند از هر فعل يا ترک فعلي که در قوانين و مقررات مورد امر قرارگرفته و يا از آن منع شده باشد.

از آن جا که امر به معروف و نهي از منکر متوقف بر «شناخت معروف و منکر» مي باشد، بايد به اين پرسش مهم پاسخ داد که تعيين معروف ها و منکرها در صلاحيت چه مرجعي است . به عبارت


ديگر تشخيص و تعيين کداميک از عناصر زير مي تواند ملاک در معرفي معروف يا منکر باشد؟ اين عناصر عبارتند از عقل ، سيره عقلا، قانون، وجدان، فطرت يا شريعت ؟

هريک از گزينه ها، برخي از ايده ها، گفتارها و رفتارها را خوب و برخي را بد مي دانند. از آن جا که ترديدي در حجيت «شرع» نداريم ، اکنون با مروري بر منابع احتمالي پيش گفته ، ابتدا رابطه آنها

را با شرع بررسي و سپس ملاحظاتي را که در خصوص «شرع» وجود دارد بيان خواهيم کرد:

يکم . رابطه شرع با عقل :منظور از عقل ، عقل عملي است١٩١. حکم به حسن عدل و قبح ظلم و نيز نيکويي مصاديق عدل (شجاعت ، کرم، علم و...) وزشتي مصاديق ظلم (دروغ، سرقت ، سخن چيني و...) از سوي همين عقل صادر مي شود. به اعتقاد راغب اصفهاني : معروف هر عملي است که از راه عقل يا شرع نيکويياش شناخته شده باشد، و منکر هر کاري است که به واسطه عقل يا شرع

192

نيکويياش انکار شده باشد».

عقلحجتخدابرمردموپيامبردروناست.

هشام بن حکم از امام موسي بن جعفر (عليه السلام) روايت مي کند که فرمود:

خداوند دو حجت بر مردم دارد: حجتي ظاهر و آشکار و حجتي باطن و پنهان، حجتي که آشکار

193

استپيامبران وحجتيدرباطنکهعقل هايمردماست.

بر همين اساس، مستقلات عقليه در علم اصول مطرح مي باشد، يعني احکامي که از سوي عقل به طور مستقل و بدون انضمام حکم شرعي در مقدمات آن، صادر مي شود. احکام زير را مي توان احکام صادره از سوي عقل دانست : اموري چون عدالت ، دفاع از شرافت و حيثيت ، سپاسگزاري در قبال نعمت ، امانتداري، وفاي به عهد، و کمک به نيازمند به حکم عقل ، خوب و معروف اند و اموري چون ظلم ، تجاوز به حقوق ديگران، جهل و بي سوادي، خيانت ، جنايت و دروغ، به حکم عقل ، زشت و منکرند و به همين دليل است که مردم به خاطر داشتن عقلشان، مورد مؤاخذه و بازخواستقرار ميگيرد.باتوجهبهاينمقدمهبهسراغ قضيه «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع»مي رويم . آيا مفاد اين قضيه که بيانگر ملازمه ميان حکم عقل و حکم شرع است ، صحيح مي باشد؟ اين ملازمه مبتني بر آن است که عقل ،حجت شرعي است و حکم عقل ، عادلانه است و محال است که «شرع » از عدالت نهي کند بنابر اين هرگاه عقل ،

١٩١عقل عملي : ادراک آنچه که سزاوار عمل است ؛ عقل نظري: ادراک آنچه که سزاوار دانستن است .

١٩٢راغب اصقهاني ، المفردات في غريب القرآن، ذيل واژه عرف

١٩٣عن هشام بن الحکم قال لي ابو الحسن موسي بن جعفر (عليه السلام):... ان لله علي الناس حجتين حجه ظاهره و حجه باطنه ، فاما الظاهره فالرسل و الانبياء و اما الباطنه فالعقول. (کليني، الکافي ، ج١، کتاب العقل و الجهل ، ص١٠)


امر به چيزي کند محال است که شرع از آن نهي کند همان گونه که اگر عقل نهي از چيزي نمايد محال است شرع به آن امر کند. البته به اين نکته بايد توجه نمود در چنين مواردي نقش عقل ، چيزي جز کشف حکم شارع نيست . «فرمان صرفا از سوي خداوند صادر مي شود و «حکم » فقط داراي يک منشا است . البته «حکم الاهي » گاه از سوي رسولان ظاهري (پيامبران) به انسانها ابلاغ مي شود و گاه همان حکم از سوي رسول باطني (عقول انسانها) براي آنان آشکار مي گردد و در

194

هر صورت «حکم الاهي کشف مي شود چه از طريق وحي و چه از طريق عقل ».

در زمينه احکام عقل بايد توجه نمود که احکام عقلي برپايه تصورات محدود صادر مي شوند.

آگاهي هاي شارع مقدس -که مطلع بر اسرار است - به مراتب از آن چه عقل درک مي کند بيشتر مي باشد. با اين وجود، زماني که عقل در افق محدود خود، بر اساس مصلحت يا مفسده اي که تصور کرده است ، امر و نهي مي کند، شرع چه بسا جهات ديگري را که عقل از آن غافل بوده درک کرده و به چيزي غير از آن چه عقل رسيده، حکم کرده است ؛ بدين ترتيب هميشه ميان حکم عقل و حکم واقعي شرع همسويي وجود ندارد.

همان گونه که در گذشته يادآور شديم ميتوان حجيت احکام عقلي را با همه محدوديتهاي آن پذيرفت . بدين ترتيب اگر منظور از قضيه «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع» تساوي حکم عقل با حکم واقعي شرع در مورد به مورد احکام عقلي است ، چنين چيزي قابل اثبات نيست و در نتيجه چنين ملازمه اي باطل خواهد بود. اگر منظور از قضيه «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع» اثبات حجيت احکام عقلي از سوي شرع است و حجيت در اين جا به معناي معذوريت و نوعي تاييد کلي و في الجمله نسبت به احکام عقلي است نه تاييد جزيي و بالجمله ، چنين ملازمه اي قابل قبول و صحيح مي باشد؛ يعني به هنگام سکوت کتاب و سنت در اين امور، بهترين گزينه براي ما عمل بر طبق حکم عقل است هرچند در عالم واقع چه بسا حکم خداوند متفاوت از چيزي باشد که عقل آدميان بدان رسيده است . به تعبير ديگر اين حجيت ، حجيت در مقام اثبات است نه در مقام ثبوت.

بهترين نمونه اي که براي محدوديت احکام عقل عملي مي توان در موضوع محل بحث مثال زد اختلاف متکلمان و فقيهان در وجوب عقلي امر به معروف و نهي از منکر است١٩٥. بيشتر اين بزرگواران، وجوب عقلي را منکر شده و گروه کمتري آن را پذيرفته اند و جالب اين جاست که موافقان و مخالفان، براي اثبات نظر خويش به استدلال عقلي روي آورده اند. وقتي در اصل وجوب عقلي اين فريضه با چنين وضعيتي مواجهيم در تشخيص مصاديق که بالغ بر هزاران و بلکه صدها هزار مي شود چه وضعي خواهيم داشت ؟ بر روي هر موردي را که دست گذاريم ، چه بسا نسبت

١٩٤محمد سروش، مباني عقلاني امر به معروف، فصلنامه حکومت اسلامي ، سال هفتم ، شماره دوم، ص ٤٤.

١٩٥پيشتر در گفتار دوم درقسمت مباني عقلي ، اين موضوع مورد بحث قرار گرفت .


به معروف بودن يا منکر بودن آن، احکام عقلي متفاوتي از سوي عاقلان وجود داشته باشد. اينک از کساني که برداشت اول را از قضيه «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع» دارند مي پرسيم با وجود اين همه اختلاف نظر در رابطه با معروف ها و منکرها، شرع مقدس کدام حکم عقلي را مورد تاييد قرار داده است ؟! روشن است که نمي توان پاسخي براي اين پرسش پيدا کرد زيرا در مواردي که نص شرعي وجود ندارد هرچند نمي دانيم نظر واقعي شرع چيست ولي اين را مي دانيم که در هر موردي فقط يک حکم عقلي منطبق با نظر واقعي شرع است و نه همه آنها و چون همه عاقلان نسبت به احکام خودشان مدعي مي باشند هيچ ملاکي براي شناسايي حکم عقلي منطبق با شرع وجود ندارد زيرا ملاک در اين جا يا شرعي است يا عقلي ، صورت اول خلاف مفروض است زيرا فرض ما در مواردي است که نصشرعي وجود ندارد. صورت دوم نيز مستلزم تسلسل است زيرا اگر بخواهيم ملاک قضاوت را عقل قراردهيم همان مشکل پيشين که اختلاف نظرات بود اين جا نيز وجود خواهد داشت . بدين ترتيب تنها راهي که باقي مي ماند آن است که به گوييم در مواردي که نص شرعي براي تعيين مصاديق معروف و منکر وجود ندارد، حکم عقل هرکس در تشخيص معروف و منکر صرفا براي او حجت و معتبر است .

امر و نهي نسبت به معروف و منکرهاي عقلي

آنچه گفتيم مربوط به تشخيص معروف و منکرها از سوي عقل و حجيت آنها بود، حال آيا هرشخصي ميتواند بر اساس آن چه را که عقل خودش معروف و منکر تشخيص داده است ، ديگران را امر و نهي کند؟ پاسخ مثبت به اين سئوال مشکل است زيرا با توجه به برداشتهاي عقلاني متفاوت، اين امر باعث بروز اختلاف در جامعه خواهد شد. در اين رابطه آن چه مي تواند راهگشا باشد تصميم گيرهاي عقل جمعي توسط نمايندگان مردم در قوه مقننه خواهد بود.

نتيجه :عقل ، منبع شناخت معروف و منکر براي هر فرد ميباشد ولي نمي توان بر اساس چنين معروف و منکرهاي تشخيص داده شده اي، ديگران را در اجتماع امر به معروف و نهي از منکر کرد.

دوم: رابطه شرع با سيره عقلا و عرف. گاه در مقياسي جهاني ، عقلاي دنيا نسبت به برخي از امور وحدت نظر دارند. آيا سيره و روش آنها را مي توان ملاکي براي معروف بودن و منکر بودن امري دانست ؟ به عنوان مثال چشم پوشي از بعضي منافع شخصي به خاطر مردم، قاعده انصاف، قاعده يد، ممنوعيت غصب و...را مي توان احکامي عقلايي در ميان مردم دنيا به شمارآورد. عرف١٩٦برخلاف سيره عقلا در محدوده کمتري مطرح است . عرف يک منطقه گاه با عرف منطقه ديگر

١٩٦امري که دريک فاصله زماني به صورت پيوسته توسط مردم عمل شده و انجام آن حالت الزام آور به خود گرفته باشد.


متفاوت است و چه بسا به لحاظ محتوايي نيز در سطحي پايين تر از سيره عقلا قرارگيرد. به عنوان مثال اگر قاعده عدل و انصاف را قاعده اي عقلايي فرض کنيم ، اموري مانند چگونگي خريد و فروش و تعيين اوزان و مقادير و يا کميت و کيفيت احترام به داغديدگان در سطوح مختلف امور عرفي به حساب مي آيند.

احکام عرفي و عقلايي مادامي که نهيي در شريعت نسبت به آنها وجود نداشته باشد، صحيح مي باشند. دليل صحت اين است که چنين احکامي در صدر اسلام در حضور معصومان ساري و جاري بوده و سکوت معصومان به منزله تاييد آنها تلقي مي شده و براي ما حجت بوده است .

حجت بودن آنها به خودي خود سبب کشف حکم شرعي است هرچند منبع اين احکام، عرف يا سيره عقلا باشد. بديهي است اين حجيت شامل احکام عرفي و عقلايي متاخر از عصر معصومان يا احکام عرفي و عقلايي که از سوي شارع نهي شده اند نمي شود، نظير نهي از قياس و غنا و نظاير اين ها.

نتيجه :عرف و سيره عقلا في نفسه نمي تواند به عنوان منبعي براي شناخت معروف و منکر قرار گيرد مگر آن که از سوي شرع مورد تاييد قرار گرفته يا از آن منعي نشده باشد.

سوم: رابطه شرع با قانون. قاعده اي است که توسط مقام صاحب صلاحيت براي تنظيم رفتار مردم در اجتماع وضع شده، الزام آورو داراي ضمانت اجرا است . اگر بخواهيم مشخصا در مورد قوانين

جمهوري اسلامي نظر دهيم ، اين قوانين دو دسته اند:

١. قوانيني که بر طبق اصل چهارم١٩٧و اصل نود و ششم قانون اساسي١٩٨به تصويب رسيده اند.

٢. قوانيني که به استناد اصل ١١٢ قانون اساسي١٩٩توسط مجمع تشخيص مصلحت ، مورد تاييد قرارگرفته اند. در اين موارد، مصوبات مجمع نسبت به آنچه مورد اختلاف مجلس وشوراي نگهبان مي باشد، حاکم است . البته اين امر به معناي حاکم بودن اصل ١١٢ بر اصل ٤ نيست زيرا با تامل مي توان دريافت که مصوبات مجمع نيز در حقيقت مخالف با شرع نمي باشند چون دايره موازين

١٩٧«کليه قوانين و مقررات مدنيجزايمالياقتصادياداريفرهنگينظاميسياسي و غيره اينها بايد بر اساس موازين اسلامي باشد»

١٩٨« تشخيص عدم مغايرت با شرع برعهده اکثريت فقهاي شوراي نگهبان است و عدم مغايرت با قانون اساسي بر عهده اکثريت همه اعضاي شوراي نگهبان است ».

١٩٩«مجمع تنشخيص مصلحت در مواردي که مصوبه مجلس شوراي اسلامي را شوراي نگهبان خلاف موازين شرع و يا قانون اساسي بداند و مجلس با در نظرگرفتن مصلحت نظام نظر شوراي نگهبان را تامين نکند و مشاوره در اموري که رهبري به آنها ارجاع مي دهد و...به دستور رهبر تشکيل مي شود».


اسلام، گسترده بوده علاوه بر احکام اوليه شامل احکام ثانويه و احکام مبتني بر مصلحت جامعه اسلامي نيز مي شود و اين امر از سوي فقهاي بزرگي چون امام خميني مورد تاييد قرارگرفته است .

اينک به اين پرسش بايد پاسخ داد که آيا با تشخيص مصلحت ، ماهيت اشياء تغيير مي يابد. به عنوان مثال اگر بنا به مصالحي ، قانون، معاملات ربوي را در برخي از موارد مجاز اعلام کرد آيا ماهيت ربا که يک منکر اقتصادي است تغيير يافته و بنابر اين ديگر نمي توان به آن منکر گفت ؟ به نظر مي رسد چنين معاملات ربوي را در وضعيت جديدشان هرچند نمي توان «منکر» دانست اما با توجه به حساسيت اوليه شرع مقدس «معروف» نيز نخواهند بود. به تعبير ديگر، با وضعيت جديد، تحريم ، تبديل به تجويز شده است و ما نمي توانيم در چنين مواردي از ترخيص اظطراري، تشويق و ترغيب شرع را آن گونه که نسبت به «معروف ها» وجود دارد در موضوع مورد بحث به دست آوريم . البته نمي توان براي همه معروف ها و منکرهايي که در وضعيت هاي خاص قرارمي گيرند حکم واحدي صادرکرد و چه بسا در برخي موارد بتوان تبديل ماهيت را پذيرفت و در نتيجه اعلام نمود که علاوه بر معروف و منکر به حکم اولي ، معروف و منکر به حکم ثانوي نيز خواهيم داشت .

با توجه به مکانيسم تعريف شده در نظام قانون گذاري جمهوري اسلامي که مورد تاييد ولي فقيه قرارگرفته است ميتواننسبت به مشروعيت قوانين مصوب اطمينان حاصل نمود. البته پيشتر اشاره کرديم که مشروعيت قوانين نبايد به گونه اي تفسيرگردد که به منزله تساوي حکم شرع باقانون مصوب تلقي گردد. وقتي مي گوييم قوانين جمهوري اسلامي ايران مشروع اند بدين معناست که اين قوانين حجيت داشته و وظيفه فعلي افراد جامعه عمل بر اساس آن مي باشد. با اين وجود، هيچ کس نمي تواند ادعاکند همه قوانين مصوب، انطباق با احکام واقعي الاهي دارند.

نتيجه :قوانين مصوب، هرچند خاستگاهي شرعي نداشته باشند (مثلا برگرفته از عقل جمعي ، عرفها، ضرورتها و مصلحت هاي جامعه باشند) در وضعيت کنوني از وجاهت شرعي برخوردارند. به ديگر سخن ، حتي اگر احکام عقلي يا عقلايي يا عرفي في نفسه قابليت استناد نداشته باشند در صورتي که فرايند مجلس ، شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت را طي کنند، مشروعيت خواهند داشت .

چهارم. رابطه شرع با فطرت.خداوند انسان را به گونه اي آفريده است که در سرشت خود «زشتي و زيبايي » و «خوبي و بدي» را تشخيص ميدهد. آگاهي فطري، نوعي خودآگاهي دروني است . اين آگاهيها اکتسابي و بيروني نيستند. در اصل مجهز بودن انسان به فطرت که نوعي خودآگاهي دروني است ترديدي وجود ندارد. قرآن از الهامات فطري سخن گفته است : و نفس و ما سويها فالهمها فجورها و تقويها٢٠٠.(سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد. سپس پليدکاري و

٢٠٠الشمس : ٧-٨.


پرهيزگارياش را به آن الهام کرد). اين آيه بيانگر آن است که خداوند به نفس انسان، زشتيها و پاکيها را الهام کرده و شناخت خوب و بد را در قلب هر کس قرار داده است . انسانها ذاتا طالب خوبيها و زيبائيها و متنفر از پستيها و زشيتهايند و با فطرت خود توان درک خوبي ، کمال و زيبايي را دارند. امام کاظم در بيان يکي از معجزات پيامبر مي فرمايد يکي از اصحاب پيامبر به نام «وابصه » خدمت پيامبر رسيد و خواست از همه موارد «بر» و «اثم » سؤال کند. پيامبر فرمود: بگويم چه ميخواهي بپرسي يا خود مي پرسي ؟ عرض کرد: بفرماييد، فرمود: آمده اي تا از «نيکي » و «گناه» بپرسي، سپس پيامبر دست خود را به سينه وي زد و فرمود اي وابصه ! نيکي همان است که نفس و سينه انسان بدان اطمينان داشته باشد و گناه چيزي است که قلب نسبت به آن ترديد دارد...٢٠١اين روايت در منابع اهل سنت نيز نقل شده و در ذيل آن آمده است که : پيامبر دستش رابه سينه وي زد و فرمود اي وابصه از قلب خودت سؤال کن ، از خودت بپرس ...202

روايت گوياي آن است که خداوند شناخت خوب و بد را در قلب هر کس قرار داده است.

از سوي ديگر احکام دين و شريعت احکام مبتني بر فطرت اند. فأقم وجهک للدين حنيفا فطرت الله التي فطر الناس عليها٢٠٣(پس روي خود را با گرايش تمام به حق ، به سوي اين دين کن ، با همان سرشتي که خدا مردم را بر آن سرشته است ).اين امر در مورد معروف و منکرها نيز صادق خواهد بود. با همه امتيازي که فطرت در شناخت معروف و منکر دارد، دست کم از دو جهت

آسيب پذير است :

يک. شرايط و اوضاع جامعه بر فطرت پاک انسانها تاثيرگذار است و اين واقعيت را نمي توان را ناديده گرفت ؛ بعثت پيامبران الهي براي بيدار کردن و پالايش همين فطرت الهي از غبارهاي محيط و سنتهاي نادرست بوده است .

دو.فطرت انساني گرچه جوياي خوبي ها و زيبائي هاست و گرچه در تشخيص آنها نيز در بسياري از موارد موفق مي باشد اما در تعيين موارد جزيي و تشخيص حد و مرزها ناتوان و نيازمند کمک عقل يا شرع مي باشد.به تعبير ديگر مشکلي که در معرفي فطرت به عنوان منبعي براي شناخت معروف و منکر وجود دارد، ضابطه مند نبودن آن است . اموري که ما آنها را فطري مي ناميم نوعا

٢٠١.وسائل الشيعةج٢٧ ص١٦٦، حديث ٣٣٥٠٢ ...ثم قال يا وابصة البر ما اطمأنت إليه النفس و البر ما اطمأن به الصدر و الإثم ما تردد في الصدر و جال في القلب و إن أفتاک الناس و أفتوک. و نيز ر.ک: بحارالأنوار ج ١٧ ص

.229

٢٠٢سيوطي ، الدر المنثور في تفسير المأثور، ذيل آيه دوم سوره مائده (و تعاونوا علي البر و التقوي و لا تعاونوا علي الإثم ): ...و يقول يا وابصة استفت قلبک استفت نفسک البر ما اطمان اليه القلب و اطمأنت اليه النفس ...

٢٠٣روم : ٣٠.


اموري کلي هستند که قابليت قبض و بسط دارند. چه بسا برخي شايستگي و خوبي چيزي را فطري بدانند در حالي که در قضاوت ديگران چنين نباشد. شايد به همين دليل است که وجدان و فطرت در شمار ادله اربعه شرعي قرارنگرفته اند.

نتيجه .فطرت خالص و بي شائبه که تحت تاثير عوامل بيروني قرارنگرفته مي تواند منبعي براي شناخت معروف و منکر باشد و اين تنها در مواردي است که نوع انسانها بر فطري بودن امري توافق داشته باشند.

پنجم . شريعت .پس از بررسي منابع احتمالي ، اينک به بررسي «شرع» به عنوان اصلي ترين منبع و راه شناخت امر به معروف و نهي از منکر مي پردازيم . براي احکام صادره از سوي شرع مقدس اسلام، مي توان به وجوب نماز، روزه، حج ... مثال زد. اشاره به اين دسته از احکام بدان جهت است که قابل درک توسط عقل يا عقلا يا عرف يا فطرت نمي باشند. در اين رابطه ، تامل در چند

نکته بايسته است :

١.مراد از شرع ، يا ضروريات شرعي است مثل وجوب نماز، روزه، زکات، حجاب و حرمت شرب خمر و زنا (به تعبير ديگر برخي از معروف و منکرها جزو بديهيات شرعي هستند) و يا ناظر به نظريات شرعي است . در صورت دوم احتمال اختلاف فتوا ميان صاحب نظران وجود دارد. در همين صورت گاه معروف و منکر جنبه فردي دارد و گاه بعد اجتماعي . اگر خصيصه فردي داشته باشد آن چه ملاک عمل براي مکلف مي باشد فتواي مرجع تقليد اوست به عنوان مثال اگر مرجع تقليدي تراشيدن ريش را منکر و حرام نمي داند و ديگر مراجع در اين زمينه احتياط کرده و يا فتوا به حرمت داده اند، اين عمل براي مقلدان آن مرجع منکر محسوب نمي شود و ديگران نيز نبايد وي را نهي کنند. آري در مواردي که معروف هاو منکرها بعد اجتماعي دارند، و در راي فقيهان

اتفاق نظري وجود نداشته باشد گزينه هاي پيش رو عبارتند از:

يک. تبعيت هر مقلد از فتاواي مرجع خود؛

دو .تبعيت همگان از فتاواي يک مرجع تقليد در تشخيص معروف و منکرهاي اجتماعي ؛سه .تبعيت از راي اکثريت فقيهان؛چهار. تبعيت از راي ولي فقيه .

سه گزينه اول قابل مناقشه اند. زيرا صورت اول در بسياري از موارد موجب هرج و مرج و به هم ريختن نظم اجتماعي مي شود. در صورت دوم، فرض براين است که هر مقلدي مرجع تقليد خود را از ديگر مراجع اعلم مي داند و در اين صورت، توافق بر راي يک مرجع تقليد اعلم امکان پذير نيست . صورت سوم نيز که مقلدان وظيفه داشته باشند در موارد اختلاف ميان فقيهان،راي اکثريت را ملاک عمل قراردهند اساسا در فقه شيعه پذيرفته نشده است زيرا اکثريت دليل بر حقانيت نيست .


بدين ترتيب منطقي ترين گزينه ، ملاک قراردادن راي ولي فقيه خواهد بود. ترجيح راي فقهي ولي فقيهبر راي فقهي ديگران به خاطر دارا بودن امتياز ولايتو اشراف اطلاعاتي نسبت به امور اجتماعي مي باشد. «شناخت معروف و منکر در بسياري از موارد بخصوص موارد مربوط به تلاشهاي اجتماعي معمولا از حدود آگاهيهاي فردي فراتر مي رود؛ امکانات معلوماتي اشخاص براي شناخت معروف از منکر در بسياري از موارد کافي نيست تنها رهبري است که با آن ديد بالا و با اطلاعاتي که از هر گوشه جمع مي شود و آنجا زير و زبر و موازنه مي شود، مي تواند بگويد امروز اين کار مصلحت است ، لازم است ، معروف است ، انجام بدهيد؛ فردا در مورد همان کار مي

٢٠٤

گويد مصلحت نيستف منکر است ، انجام ندهيد» .

٢.از اختلافات فتوايي فقيهان که بگذريم ، موضوع احکام حکومتي صادره از سوي ولي فقيه نيز لازم است مورد توجه قرارگيرد. احکام حکومتي ، احکامي است که حاکم اسلامي براي اداره جامعه صادر مي کند و لازمه ولايت است و در نوع خود مي تواند طيف وسيعي از امور اجتماعي را دربرگيرد. آيا اين احکام مي توانند منبعي از منابع شناخت معروف و منکر تلقي گردند؟ مي توان پرسش را اين گونه مطرح کرد که جايگاه احکام حکومتي٢٠٥صادره از سوي حاکم اسلامي در

٢٠٤بهشتي ، بايدها و نبايدها، ص ١٢٩-١٣٠

٢٠٥فرق حکم با فتوا:يک.فتوا از مقولة اخبار است ولي حکم از مقوله انشاء. فقيه با فتواي خود، حکم شرعي کلي را بيان مي کند و کاري با تطبيق آن بر مصداق ندارد، ولي در حکم علاوه بر حيثيت فتوايي ، حيثيت دستوري و اجرايي نيز ملاحظه مي شود.دو. فتوا کلي است ولي حکم به لحاظ اين که تطبيق بر مصداق است نوعا جزئي مي باشد و با در نظرگرفتن شرايط و مصالح افراد و جامعه در موارد خاص صادر مي گردد.سه. فتوا فقط نسبت به مرجع فتوا دهنده و مقلدان او لازم الاجرا است در حالي که حکم حاکم اسلامي بر همه مردم و مقلدان همه مراجع

و حتي بر خود مراجع نيز حجت شرعي مي باشد. اين احکام را مي توان به صورت زير دسته بندي کرد:

الف .احکامي که در اجراي احکام اوليه و ثانويه از طرف ولي امر وضع مي گردد، مانند فرمانهاي جهاد يا دفاع.ب.

آن دسته از مباحات شرعيه که مصالح جامعه ، الزامات خاصي را در مورد آنها طلب مي کند مانند مقررات راهنمايي و رانندگي . خيابان کشيها که مستلزم تصرف در منزلي يا در حريم آن است ؛ نظام وظيفه و اعزام الزامي به جبهه ها؛ جلوگيري از ورود و خروج ارز؛ جلوگيري از ورود و خروج هر نوع کالا؛منع احتکار در غير از دو سه مورد؛جلوگيري از پخش مواد مخدر و منع اعتياد به هر نحو غير از مشروبات الکلي و جلوگيري از حمل اسلحه .

ج.احکام مخالف با احکام شرعيه اوليه به دليل آن که مصالح جامعه هر چند به صورت موقت با آن همسويي ندارد. مانند حکم به تعطيلي حج وقتي که مصلحت جامعه اسلامي اقتضاي آن را دارد.


زمينه«معروف و منکر» چيست ؟ به نظر مي رسد اين دسته از احکام نيز از منابع مهم شناخت معروف و منکر در جامعه اند. بويژه با توجه به اين نکته که اولويت حکم در مقايسه با فتوا تا جايي است که عمل بر اساس حکم حاکم اسلامي بر مقلدان همه مراجع و حتي بر خود مراجع نيز واجب مي باشد.

٣.اگر در مواردي راي فقهي ولي فقيه با آن چه قانون مقرر کرده است مغايرت داشته باشد به عنوان مثال اگر در نظر ولي فقيه چيزي معروف يا منکر است در حالي که قانون آن را معروف يا منکر نمي داند چه بايد کرد؟. به نظر مي رسد مادام که راي به عنوان نظريه فقهي مطرح باشد و نه حکم حکومتي ، آن چه در قانون آمده است مقدم مي باشد.

نتيجه :از نظر شرعي در موارد اختلاف فتوا ميان صاحب نظران، اگر معروف يا منکر مورد اختلاف، جنبه فردي داشته باشد، فتواي هر مرجع تقليد براي مقلدانش ملاک عمل خواهد بود. اگر معروف هاو منکرها بعد اجتماعي داشته باشند، راي فقهي ولي فقيه و حاکم اسلامي بر ساير فقيهان مقدم بوده و ملاک عمل قرارخواهدگرفت . اين تقدم در مورد احکام حکومتي در زمينه«معروف و منکر» روشن تر مي باشد و تبعيت از آن شامل مراجع تقليد نيز مي باشد.

چکيده و نتيجه مطالب فصل اول:

١.معناي اصلي «معروف » و «منکر» در لغت ، «شناخته شده » و «ناشناخته » مي باشد. کاربرد رايج اين دو واژهدر «نيک و بد» و «پسنديده و ناپسند» نيز به همين معناي اصلي بازمي گردد.

٢.عناوين سه گانه «دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر» که قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آنها را وظيفه اي همگاني دانسته ، همان عناويني هستند که در آيه ١٠٤ سوره آل عمران از مومنان مطالبه شده اند٢٠٦. منظور از «خير» هر کار پسنديده اي است و از نظر مفهومي و مصداقي با «معروف » يکي است ؛ وظيفه شرعي مومنان و مسئوليت قانوني مردم در اين رابطه ، ابتدا دعوت به انجام امور نيک وپسنديدهو سپس امر به آنها و نهي از انجام امور ناپسند و ناشايست مي باشد. به نظر مي رسد «دعوت به خري » ماهيتي تعليمي دارد در حاليکه شمول «امر به معروف و نهي از منکر» به مورد تعليم نا آگاهان، نه براساس مفهوم لغوي يا اصطلاحي آن بلکه با توجه به ملاک امر به معروف مي باشد.

٣.«دعوت به خ ري» و «امر به معروف» به دو دليل ، مساوي با «نصيحت » نيستند: «نصيحت ، خيرخواهي خالصانه در گفتار و رفتار مي باشد. هر نصيحتي را مي توان دعوت به خري ناميد ولي

٢٠٦و لتکن منکم أمة يدعون إلي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر


هر دعوت به خ ريي، نصيحت نيست٢٠٧چون اخلاص در آن شرط نمي باشد. از سوي ديگر نصيحت مؤمن در هر شرايطي حتي اگر بدانيم تأثيري هم نخواهد داشت ، مطلوب و شايسته است در حالي که يکي از شرايط وجوب امر به معروف و نهي از منکر، «احتمال تأثير» مي باشد.

٤.« معروف و منکر» را از نظر فقهي مي توان اين گونه تعريف کرد: آن چه بر شايستگي و پسنديدگي آن، توسط شرع يا قانون مورد تاييد شرع، تصريح شده باشد، «معروف» و آن چه از سوي شرع يا قانون مورد تاييد شرع، ناشايست و ناپسند معرفي گردد، «منکر» مي باشد.

قلمرو معروف و منکر حقوقي در مقايسه با معروف و منکر فقهي ، مضيق مي باشد زيرا حقوق، با الزامات سر و کار دارد نه با مستحبات و مکروهات.

٥.گرچه «امر» به لحاظ مفهومي شامل اقدام عملي نمي شود ولي به قرينه مقابله چون در کنار

«نهي » مطرح است و اين واژه هم در لغت و هم در فقه از نظر مفهومي توسعه داشته و «نهي از منکر» نهي عملي را نيز دربر مي گيرد، امر به معروف نيز همين گونه خواهد بود بويژه با توجه به اين نکته که فقها در بحث از مراتب امر به معروف و نهي از منکر، سومين مرتبه آن را امر و نهي عملي برشمرده اند.

٦. «امر و نهي » نه در لغت و نه در فقه و نه در حقوق، مشروط به استعلا و ضرورت تفوق امر و نهي کننده يا احساس تفوق در برابر امر و نهي شونده، نيست .

٧.اصطلاح امر به معروف و نهي از منکر از نظر فقهي ، در دو معناي عام و خاص به کار مي رود: در معناي عام، شامل آموزش واجبات و محرمات به فرد يا افراد، امر و نهي قلبي ، زباني و عملي آنها نسبت به واجبات و محرمات، قضاوت، اجراي حدود و حتي جهاد در راه خدا مي شود. ولي در معناي خاص عبارت است از «واداشتن مردم به هر فعل يا بازداشتن آنان از هر فعلي که در شرع يا قوانين و مقررات تاييد شده از سوي شرع،مورد امر قرارگرفته يا از آن منع شده باشد».

٨. با توجه به گستردگي دايره حريم خصوصي در اسلام و ممنوعيت اموري چون تجسس ، تفتيش ، فاش کردن عيوب ديگران، استراق سمع ، و ورود بدون اجازه به منزل ديگران، نمي توان چنين اقداماتي را به بهانه امر به معروف و نهي از منکر انجام داد حتي اگر معروف هايي ترک و منکراتي انجام شوند.

٩.از آن جا که امر به معروف و نهي از منکر، تنها در موردي است که انسان به صورت طبيعي با منکري مواجه شود نه آن که به دنبال کشف منکر باشد، با «نظارت » هاي رسمي که عامدانه و گاه

٢٠٧از نظر منطقي ، نسبت ميان اين دو، عموم و خصوص مطلق مي باشد.


مخفيانه همراه با تجسس صورت مي پذيرد متفاوت خواهد بود. اگراز واژه نظارت براي امر به معروف و نهي از منکر استفاده شود، منظور، نظارتهاي غير رسمي و مردمي مي باشد.

١٠. به رغم مشابهت هايي ميان امر به معروف و نهي از منکر با«نقد و انتقاد»، تمايزاتي نيز ميان اين دو وجود دارد:مورد نقد، به طور معمول زير ذره بين قرار مي گيرد در حالي که در امر به معروف و نهي از منکر ما مجاز نيستيم گفتار و رفتار مردم را زير نظر داشته باشيم . هدف اصلي از امر به معروف و نهي از منکر اصلاح فرد و جامعه است در حالي که در انتقاد ضرورتا چنين هدفي وجود ندارد

١١.با عنايت به ملاحظات پيش گفته ، منظور از «دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني ...» در اصل هشتم را اين گونه مي توان تبيين کرد که : «دعوت افراد به امور پسنديده (در ابتدا و سپس ) امرکردن مردم به هر فعل يا نهي کردن آنان از هر فعلي که در شرع يا قوانين و مقررات تاييد شده از سوي شرع،مورد امر قرارگرفته يا از آن منع شده باشد، با توجه به رعايت حريم خصوصي افراد، وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت ».

١٢.امر به معروف و نهي از منکر متکي بر مباني شرعي ، عقلي و حقوقي است . از نظر شرعي ، دلالت آيات و روايات بر وجوب امر به معروف و نهي از منکر، به گونه اي است که فقها آنها را نه تنها واجب بلکه از ضروريات اسلام دانسته اند.

١٣.قاعده لطف ، ضرورت جلب منفعت و دفع ضرر و نيز لزوم جلوگيري از معصيت ، مي توانند مبناي حکم عقل بر وجوب امر به معروف و نهي از منکر باشند.

١٤.مبناي حقوقي لزوم امربه معروف و نهي ازمنکر با توجه به برخي اصول قانون اساسي عبارت است از: اصل پنجاه و ششم ، بند يک و هشت اصل سوم و اصل هشتم .

١٥.از نظر شرعي در موارد اختلاف فتوا ميان صاحب نظران، اگر معروف يا منکر مورد اختلاف، خصيصه فردي داشته باشد، فتواي هر مرجع تقليد براي مقلدانش ملاک عمل خواهد بود ولي در معروف ها و منکرهاي اجتماعي ، راي فقهي ولي فقيه و حاکم اسلامي بر ساير فقيهان مقدم بوده و ملاک عمل قرارخواهدگرفت . اين تقدم در مورد احکام حکومتي در زمينه«معروف و منکر» روشن تر بوده و تبعيت از آن شامل مراجع تقليد نزي مي باشد.

١٦.در مواردي که نص شرعي براي تعيين مصاديق معروف و منکر وجود ندارد، عقل هرکس در تشخيص معروف و منکر براي او حجت و معتبر است ولي همان گونه که در معروف و منکر هاي اجتماعي محل اختلاف، راي هر مرجع تقليدي نمي تواند ملاک عمل قرارگيرد در اين جا نيز به


طريق اولي راي عقل فردي را نمي توان ملاک براي امر بهمعروف و نهي از منکر در يک نظام اجتماعي دانست زيرا با توجه به برداشتهاي عقلاني متفاوت، اين امر باعث بروز اختلاف در جامعه خواهد شد.

١٧.عرف و سيره عقلا نيز به خودي خود، نمي توانند به عنوان منبعي براي شناخت معروف و منکر قرار گيرند مگر آن که از سوي شرع مورد تاييد قرار گرفته باشند.

١٨.احکام عقلي يا عقلايي يا عرفي ، هرچند في نفسه قابليت استناد نداشته باشند در صورتي که فرايند مجلس ، شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت را طي کنند، مشروعيت خواهند داشت و بنابر اين قوانين مصوب يکي از منابع مهم در تعيين و تشخيص معروف و منکر مي باشند.

فصل دوم: نظارت مردم بر يکديگر

(قلمرو شرعي ، قلمرو قانوني و شيوه هاي اجرايي )

مقدمه :

گرت نهي منکر برآيد ز دست

نشايد چو بي دست و پايان نشست208

اصل هشتم قانون اساسي ، به عنوان اولين محور، امر به معروف و نهي از منکر را وظيفه اي «همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر» برشمرده است . روشن است که نظارت مردم بر يکديگر، گسترده ترين ، موثرترين و کم هزينه ترين اصلاحات مردمي را به دنبال خواهد آورد. ترديدي نيست که به سازي جامعه زماني به خوبي صورت مي پذيرد که از پشتوانه فراگير مردمي برخوردار باشد. باور به وجوب شرعي و تکليف انگاري نظارت عمومي در کنار حمايت هاي قانوني ، شبکه بسيار گسترده اي از آحاد مردم را بوجود آورده و به حرکت واداشته ، سالم سازي فضاي عمومي ، نشاط و پويايي را به جامعه ارزاني خواهد داشت .

٢٠٨سعدي، بوستان، باب چهارم در تواضع ، ص ١٢١.


يکي از مسائل مهم ، بررسي رابطه «امر به معروف » يا «نظارت عمومي » با «آزادي» است . اين گونه اقدامات گرچه محدوديت هايي را براي آزادي افراد بوجود مي آورد ولي اگر در قبال آن امتياز بيشتري به فردي که آزاديش محدود شده بدهد، مطلوب و پذيرفتني است . به عنوان مثال نظارت پليس يا دوربينهاي موجود در بزرگراه ها سبب کاهش سرعت و اين کاهش ، سبب افزايش امنيت جاني و مالي سرنشينان خودروها مي شود. در اين جا دو حق آزادي و امنيت در برابر هم قرارمي گيرند. اگر راننده آزاد باشد با هر سرعتي که مي خواهد رانندگي کند امنيت خود و ديگران را به مخاطره مي افکند و اگر نظارت موثر وجود داشته باشد، آزادي رانندگان محدود ولي امنيت آنان تامين مي شود. نظارت پليس معنايي جز تقدم حق امنيت بر حق آزادي ندارد. اين تقدم را همه قبول دارند ولي به هر دليلي برخي چندان راضي به اعمال آن نيستند ولي پليس با در نظر گرفتن امنيت و اعمال قانون نشان مي دهد که اهميت امنيت از رضايت افراد بيشتر است .

موضوع نظارت هاي دولتي يا مردمي بر روي گفتار و رفتار اشخاص نيز از همين قبيل است .٢٠٩اين نظارتها به طور طبيعي براي آزادي برخي افراد محدوديت هايي را ايجاد مي کند اما بايد دانست که در همه نظامهاي حقوقي محدوديت هاي پذيرفته شده اي براي آزادي وجود دارد. بند دوم ماده بيست و نهم اعلاميه جهاني حقوق بشر مقرر مي دارد که : «هر کس در اجراي حقوق و استفاده از آزادي هاي خود فقط تابع محدوديت هايي است که به وسيله قانون و منحصرا به منظور تامين ، شناسايي و مراعات حقوق و آزادي هاي ديگران و براي رعايت صحيح مقتضيات اخلاقي و نظم عمومي و رفاه همگاني در شرايط يک جامعه ي دمکراتيک وضع گرديده است ». اين گونه نظارت ها از آن جا که نسبت به آزادي افراد ايجاد محدوديت مي کند، براي آنان خوشايند نيست ولي نتيجه اي را که در اختيار آنان مي گذارد ارزشي افزون تر از رضايت آنان دارد. آيا در چنين مواردي فرد مي تواند بگويد که چرا ديگران براي من تصميم مي گيرند و در کار مربوط به من دخالت مي کنند؟

امروزه تقريبا بر روي عناويني چون امنيت ملي ، نظم عمومي و اخلاق حسنه به عنوان حدود آزاديهاي فردي توافق وجود دارد گرچه قبض و بسط اين عنوانها در نظام هاي مبتني بر انديشه هاي ليبراليستي در مقايسه با نظامهاي الاهي متفاوت است . تفاوت بر سر موارد محدوديتهاي توجيه پذير و توجيه ناپذير در سه حوزه امنيت ملي ، نظم عمومي و اخلاق حسنه به تفاوت در تعريف و برداشت ما از اين سه حوزه و نيز اختلاف نظر در برداشت از «کرامت انسان» برمي گردد. در آغاز

٢٠٩البته در دو مرحله از مراحلامر به معروف و نهي از منکر که قلبي و لساني است ، امر و نهي ، محدود کننده آزادي افراد نمي باشد چرا که فرد امر شونده يا نهي شونده همچنان مي تواند آن گونه که مي خواهد عمل نمايد.


مقدمه اعلاميه جهاني حقوق بشر آمده است : «شناسايي کرامت ذاتي کليه اعضاي خانواده بشري و حقوق يکسان و انتقال ناپذير آنان ، اساس آزادي و عدالت و صلح را در جهان تشکيل مي دهد».

بند ١همين اعلاميه مي گويد: «تمام انسان ها آزاد و در کرامت و حقوق برابر زاده شده اند. همه داراي عقل و وجدان مي باشند و بايد نسبت به يکديگر مانند برادر رفتار کنند.»٢١١

در فرهنگ اسلام کرامت انسان٢١٠توسط خداوند به وي اهدا شده است :«لقد کرمنا بني آدم ».

هم دولت اسلامي و هم افراد وظيفه دارند حرمت انسان را پاس داشته و براي حفظ کرامت وي تلاش کنند. سهم عمده اي از اين پاسداري را قوانين اسلام برعهده گرفته اند؛ حتي پي ريزي برخي از قوانين کيفري اسلام نظير «حدود» به همين منظور صورت گرفته و براي جلوگيري از بي حرمتي به انسان است .

از آنجا که بسياري از حقوق و آزاديهاي به رسميت شناخته شده براي انسان در اسناد بين المللي حقوق بشر، مبتني برکرامت وي مي باشد، آيا مي توان پذيرفت که برخي از آزادي ها اين شرافت و کرامت را در معرض تهديد قراردهند؟ در اين صورت اين فرزند(آزادي) به جنگ با پدر (کرامت ) برخاستهاست .

اگر ارزش و شرافت انسان مبناي بسياري از آزاديها و حقوق بنيادين وي مي باشد در مواجهه با فرد يا افرادي که اين شرافت را به مخاطره افکنده و يا به بازي گرفته اند چه بايد کرد؟ اين مساله به نظر ميرسد فراتر از لزوم تعديل آزاديهاي افسارگسيخته و شرافت برانداز به خاطر صيانت از سلامت اجتماعي و عفت عمومي -که همگي بعد اجتماعي دارند- مي باشد؛ چه بسا برخي از ليبراليستها هم در اين حوزه موافق با مهار چنين آزاديهايي باشند. پرسش مهمي که وجود دارد اين است که اگر کسي نمي خواهد با شرافت ديگران بازي کند و رفتار او نيز تاثير منفي بر جامعه ندارد آيا مي تواند شرافت شخصي خودش را به بازي بگيرد؟ آيا ديگران مجازند که او را از انجام رفتاري که با ارزش و شرافت ذاتي انسان (از آن جهت که انسان است و نه از آن جهت که در جامعه است ) مغايرت دارد بازدارند؟ اگر آزادي او برگرفته از اين ارزش ذاتي است ، به حکم عقل ، اين آزادي نمي تواند خود برانداز باشد زيرا به هرميزاني که شرافت انساني آسيب ببيند، آزادي انسان آسيب خواهد ديد. اگر بناست تعديل خردمندانه اي نسبت به خودمختاري انسان صورت گيرد در اين جهت تفاوتي ميان وارد شدن ضربه به شرافت انساني فرد يا جامعه وجود ندارد و در هر دو مورد بايد به دفاع از «شرافت انسان» برخاست . اينک روشن مي گردد که چرا در فرهنگ اسلام، امر به معروف و نهي از منکر به صورت مطلق مورد توجه و تاکيد قرارگرفته است ، چه ضرر

210Human dignity

٢١١اسراء:٧٠


عمل فرد، متوجه جامعه باشد و چه متوجه شخص وي. بدين ترتيب در اين فريضه ديني هم مصلحت فرد و هم مصلحت اجتماع به صورت توامان در نظر گرفته شده است . نکته اي که نوعا مورد غفلت واقع شده تامل در منشا شرافت انسان است ؟ آيا انسان به خاطر آن که در مقايسه با ديگر حيوانات، قدرت تعقل دارد، داراي شرافت ذاتي است ؟ و چون اين شرافت ، ذاتي است لازمه آن، دائمي و هميشگي بودن است ؟. در اين که انسان در مقايسه با ساير موجودات، در طبيعت خلقت خويش ، ارزش و شرافت دارد بحثي نيست . اما اين امر به صورت يک «استعداد»، ويژه انسان قرارداده شده است . رويش و افزايش اين کرامت و شرافت امري کاملا اکتسابي است که تحت تاثير انديشه و عمل انسان قراردارد. از سوي ديگر افکار و اعمال آدمي ، گاه چنان هويت انساني او را نشانه مي گيرد که ديگر هيچ نشاني از انسانيت در او يافت نمي شود. در تاريخ کم نبوده اند انسانهايي که هيچ حيواني در درندگي و حيوان صفتي همپاي آنان نبوده است . آيا مي توان از کرامت انساني و ذاتي افرادي چون هيتلر و صدام سخن گفت . اساسا کرامت منهاي اخلاق و معنويت ، امري موهوم و بي معنا خواهد بود. اگر اين پشتوانه از بشر گرفته شود چه چيزي براي او مي ماند که نقطه تمايز اصلي ميان او و حيوانات باشد؟امتياز عقل ؟ همين عقل مي تواند ابزاري براي جنايت و خيانت بيشتر گردد زيرا چو دزدي با چراغ آيد گزيده تر برد کالا. آيا مي توان جنايتکاران تاريخ را که معمولا از ضريب هوشي بالايي برخوردار بوده اند افراد شريف و داراي کرامت به شمار آورد؟

بدين ترتيب اگر اين سخن درست است که «هرکس حق دارد از زندگي ، امنيت طبيعي و سلامت و بهداشت جسماني بهره مند گردد و ديگران موظف به محترم شمردن اين حق اند»، اين سخن نيز درست خواهد بود که «هرکس حق دارد از حيات معنوي، امنيت اخلاقي و عدم فساد و تباهي در جامعه اي که در آن زندگي مي کند بهره مند گردد و ديگران موظف به رعايت اين حق و نظارت نسبت به آنند». اين همان چيزي است که توجيه کننده امر به معروف ونظارت مردمي از نظر شرعي و قانوني است .

با عنايت به آنچه گفته آمد، تحقق درست و شايسته نظارت مردمي ، مستلزم شناسايي قلمروهاي شرعي و قانوني و نيز شيوه هاي اجرايي آن مي باشد. يکي از پرسش هاي اساسي در زمينه امربه معروف و نهي ازمنکر آن است که انجام اين وظيفه در چه محدوده و قلمروي روا و در چه محدوده اي نارواست . به عبارت ديگر آيا امر به معروف و نهي از منکر از نظر شرعي و قانوني ، به صورت مطلق مطالبه شدهاند يا خير؟ اگر اين مطالبه ، مطلق نيست و حد و مرزي دارد، اين مرزها کدامند؟ مستندات اين محدوديت چيست ؟ چه نسبتي ميان قلمرو شرعي و قلمرو قانوني امر به معروف و


نهي از منکر وجود دارد؟ آيا ميان موارد شرعي و قانوني همخواني وجود دارد يا خير؟ اين فصل به دنبال بررسي اين محورهاي اساسي و بنيادين و نيز شيوه هاي اجرايي آن است .

گفتار اول. قلمرو شرعي

اسلام هرچند ترويج خوبي ها و مبارزه با منکرات را در دستور کار مومنان قرارداده و بر انجام آن تاکيد ورزيده است اما انجام اين وظيفه از نظر شرعي مرتبط با دو موضوع بسيار مهم مي باشد. اين دو عبارتند از شرايط امر به معروف و مراحل آن. بدون تحقق يا رعايت اين شرايط و مراحل ، اگر مواجه با ترک واجب يا انجام منکر از سوي افراد باشيم ، موظف (و در پاره اي از موارد، مجاز) به امر و نهي و مداخله نيستيم و اگر چنين کنيم چه بسا خود مرتکب منکر شده ايم . آگاهي از اين شرايط و مراحل ، هم براي قانونگذار و هم براي مردم اهميت فراواني داشته و گام نخست به شمار مي رود. تامل در اين شرايط ، هم بيانگر حساسيت موضوع و هم نشانگر دقت نظر فقيهان مي باشد. در ميان فقهاي معاصر، بنيانگذار انقلاب اسلامي ايران از معدود فقيهاني است که با بررسي فروعات و زواياي مختلف امر به معروف و نهي از منکر فتاواي مهمي را در اين زمينه در «تحرير الوسيله » ذکر کرده است . براي پرهيز از تفصيل زياد تمرکز ما بر آراي امام خميني خواهد بود هرچند در صورت لزوم به ديدگاههاي ديگر فقيهان از جمله فقهاي اهل سنت نيز اشاره خواهيم کرد.

يکم . ملاحظات شرعي

پيش از بيان آنچه که مربوط به قلمرو شرعي است ، مناسب است نکات زير نيز مورد توجه

قرارگيرد:

١. امر و نهي براي مسلمانان. مروري بر آيات و روايات در موضوع مورد بحث نشان مي دهد کهاين وظيفه متوجه مسلمانان است نه غير آنان. همه مؤمنان بايد امر کننده به معروف ها و نهي کننده از منکرها باشند. تعبير«امت »در آيه١١٠ سوره آل عمران٢١٢، و نيز آيه١٠٤ همين سوره٢١٣، تصريح بهمردان و زنان مومندر انجام اين وظيفه در آيه٧١سوره توبه٢١٤و تاکيد بر پيرويمسلماناناز دستور پيامبر به انجام امر به معروف و نهي ازمنکر در آيه١٥٧ سوره اعراف،٢١٥همگي دلالت بر اين

٢١٢«کنتم خير أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر»

٢١٣«و لتکن منکم امة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر»

٢١٤«المؤمنون و المؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر»

٢١٥«الذين يتبعون الرسول النبي الامي الذي يجدونه مکتوبا عندهم في التورة والانجيل يأمرهم بالمعروف و ينهاهم عن المنکر»


دارند که مخاطبان اين فريضه ، مسلمانان مي باشند. چنين برداشتي نيز از آيه اخير از سوي برخي از مفسران صورت گرفته است .٢١٦از برخي آيات ديگر نيز مي توان دريافت که انجام اين وظيفه

217

دستوري است که صرفا متوجه مسلمانان است .

٢. زنان دوشادوش مردان.قلمرو شرعي موضوع مورد بحث ، زنان را همانند مردان دربر مي گيرد.

قرآن به صراحت بر همدوشي زن و مرد در انجام اين مهم تأکيد دارد. «المؤمنون والمؤمنات

بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف وينهون عن المنکر ويقيمون الصلوة ويؤتون الزکوة ويطيعون الله ورسوله ...»٢١٨. امير مومنان علي عليه السلام در ارتباط با اين آيه ، پس از تبيين دليل تقدم امر به معروف و نهي از منکر بر نماز و زکات، برخي از مصاديق امر به معروف و نهي از منکر را اين گونه شمارش مي کند: «دعوت به اسلام, رد مظالم , درگيري با متجاوز و ستمگر, تقسيم صحيح ثروتهاي عمومي, گرفتن حقوق مالي از آنها که بايد بدهند و رساندن آنها به مصارفي که بايد در آنها صرف شود»٢١٩با تامل در موارد شمارش شده از سوي حضرت، روشن مي گردد که تاکيد قران بر اشتراک زن و مرد در انجام اين مسؤوليت , به معناي پذيرش حضور زنان در طيف بسيار وسيعي از امور اجتماعي و سياسي است . فقهاي اسلام نيز که در ابواب و کتابهاي امر به معروف و نهي از منکر, شرايط وجوب امر به معروف و نهي از منکر را ذکر کرده اند، هيچ جا آن را مختص مردان ندانسته اند.

برخي از دانشمندان اسلامي با تامل در آيات قرآني بر اين باورند که قرآن در همه مواردي که مردان را مخاطب خود قرارداده، زنان را نيز مخاطب قرارداده همان گونه که در اموري چون ايمان، عمل ، علم ، تدبر، تفکر، جهاد، امر به معروف و نهي از منکر، دعوت به خير، سفارش به حق و صبر، انفاق

٢١٦طباطبايي ، الميزان في تفسير القرآن، ج٨، ص ٢٨١.

٢١٧نظير آيات سوره مبارکه عصر: «والعصر ان الانسان لفي خسر الاالذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر» و آيه «ياايها الذين آمنوا کونوا قوامين بالقسط (النساء: ١٣٥) يا أيها الذين آمنوا کونوا قوامين لله شهداء بالقسط (المائدة : ٨). در مورد روايات نيز مي توان به اين نمونه اشاره کرد: ...کان رسول الله ص يقول إذا أمتي تواکلت الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر فلتأذن بوقاع من الله . (طوسي ، تهذيب الأحکام، ج٦، ص١٧٧).

حديث درمورد هشدار پيامبر نسبت به سهل انگاري امت خودش يعني مسلمانان در انجام وظيفه امر به معروف و نهي از منکر مي باشد.

٢١٨توبه : ٧١.

٢١٩حرعاملي ، وسائل الشيعة ج : ١٦، ص١٣٠، حديث ٢١١٦٠: في تحف العقول عن الحسين ع قال و يروي عن علي... و ذلک أن الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر دعاء إلي الإسلام مع رد المظالم و مخالفة الظالم و قسمة الفي ء و الغنائم و أخذ الصدقات من مواضعها و وضعها في حقها.


و هجرت در راه خدا، برخورد يکساني نسبت به زنان و مردان داشته است .٢٢٠تاريخ اسلام نيز بر اين همدوشي و حضور موثر زنان مسلمان در صحنه هاي مختلف اجتماعي و سياسي گواهي مي دهد که اعتراض حضرت فاطمه به حکومت وقت , رفتن به در خانه مهاجران و انصار و اثبات حقانيت علي(ع) يک نمونه از اين هاست .

با عنايت به آن چه ذکرشد، امر به معروف و نهي از منکر براي هر مسلماني با وجود شرايط آن، نه تنها مشروع، بلکه ضروري و واجب مي باشد و شرعا نمي تواند از زير بار مسئوليت آن شانه خالي کند.٣.عدم اشتراط عدالت براي امر و نهي کنندگان.هر زن و مرد مسلماني هرچند که عادل نباشند، با وجود شرايط ، بايد وظيفه امر به معروف و نهي از منکر را انجام دهند. حتي در صورتي که فرد خود ترک واجب مي کند يا مرتکب حرامي مي گردد بر او واجب است که ديگران را به همان واجب امر و از همان حرام نهي کند٢٢١. اين امر نشان مي دهد که نظارت هاي مردمي در اسلام صرفا رويکردي اخلاقي ندارند. اگر فرد وظيفه اي را که متوجه خود اوست انجام نداد نمي تواند در همين مورد نسبت به ديگران از خود سلب مسئوليت کند، اگر خود مرتکب کار زشتي شد نمي تواند و نبايد در برابر کار زشتي که از ديگران سرمي زند با اين بهانه که خودم گرفتارم بي تفاوت باشد. اگر در چنين مواردي احتمال تاثير وجود دارد، همين اندازه براي وجوب کافي است و چه بسا همين امر و نهي ، ديگران را از کار حرام بازدارد و در اين صورت غرض از امر و نهي تحقق يافته است .

دوم. محدوديت هاي شرعي

تعرض به حريم خصوصي ديگران

در فصل اول گفتيم که «حريم خصوصي » اصطلاحي است که در فقه مسبوق به سابقه نيست و آن چه وجود دارد مساله «حريم » است . آري در فقه اسلام مي توان اموري چون حق مالکيت ، اصل برائت ، ممنوعيت تجسس ، تفتيش ، فاش کردن عيوب ديگران، استراق سمع ، غيبت و ورود بدون اجازه به منزل ديگران را از جمله موارد دفاع از حريم خصوصي به شمار آورد. با عنايت به همين مساله هست که برخي موضع گيري اسلام در مقوله حريم خصوصي را«تحويل گرايانه » دانسته

222اند.

٢٢٠دروزة، التفسير الحديث ، ج٨، ص ١٠٦

٢٢١ر.ک: تحرير الوسيله ، همان، الشرط الرابع - أن لا يکون في إنکاره مفسدة، ص ٤٧٦، مساله ٢٠.

٢٢٢ر.ک: انصاري، حقوق حريم خصوصي ، ص ٥.


در هر صورت، آن چه به عنوان حريم خصوصي افراد مطرح است٢٢٣داراي مصونيت بوده و ديگران حتي در صورتي که بدانند ساکنان محل در حال انجام گناه و معصيت مي باشند، نمي توانند به قصد نهي از منکر مداخله کنند. قرآن کريم مي فرمايد: «اي کساني که ايمان آوردهايد، به خانه هايي که خانه هاي شما نيست داخل مشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام گوييد. اين براي شما بهتر است ، باشد که پند گيريد».٢٢٤خداوند با تعبير لا تدخلوا بيوتا غير بيوتکم حتي تستأنسوا، مومنان را از ورود بدون اجازه در ملک ديگران نهي فرموده است . استيناس در اين جا به معناي اذن گرفتن مي باشد و مراد اين است که وارد خانه نشويد تا آن که بواسطه اجازه گرفتن انس

225

بگيريد...

به فتواي امام خميني تنها در نهي از منکرهاي بسيار مهم نظير جلوگيري از کشتن انسان بي گناه مي توان به محل کار يا منازل افراد وارد شد و در ساير موارد، اين گونه اقدامات حرام مي باشند. «اگر جلوگيري از منکر متوقف بر ورود بدون اجازه به داخل خانه يا ملک ديگري يا تصرف دراموال وي از قبيل فرش و رختخواب باشد، در صورتي جائزاست که منکر به قدري مهم باشد که خداوند راضي به ارتکاب آن نيست نظير کشتن انسان بي گناه ، و اما در غير اين گونه موارد، تصرف در ملک ديگران مشکل است هرچند که بعيد نيست بعضي از مراتب تصرف در بعضي از منکرات

226

جائز باشد».

شايد بتوان از باب الغاي خصوصيت يا تنقيح مناط، حکم عدم جواز را نسبت به موارد ديگري از قبيل وسايل نقليه افراد و بازرسي از آنها تسري داد با اين توضيح که منزل افراد يا محل کار آنان خصوصيتي ندارند و آن چه مهم است عدم تعرض به حريم خصوصي افراد مي باشد که مي تواند مصاديق متعدد داشته باشد.

امام خميني در تاريخ ٢٤ آذر سال١٣٦١ در فرمان هشت ماده اي معروف خود، بر رعايت شديد حريم خصوصي مردم تاکيد ورزيدند. بندهاي پنجم و ششم اين فرمان که نشانگر ميزان دغدغه بنيان گذار جمهوري اسلامي نسبت به حقوق مردم و رعايت ضوابط شرع مقدس اسلام مي باشد براستي تامل بر انگيز است . به اعتقاد بنيانگذار انقلاب اسلامي : «هيچ کس حق ندارد در مال کسي

٢٢٣اينکه حريم خصوصي در فقه شيعه چه قلمروي را شامل مي شود و نيز بررسي اين موضوع که چه تفاوتي ميان حريم خصوصي در فرهنگ اسلامي با فرهنگ غربي وجود دارد، از دايره مباحث اين پژوهش خارج مي باشد.

٢٢٤يا أيها الذين آمنوا لا تدخلوا بيوتا غير بيوتکم حتي تستأنسوا و تسلموا علي أهلها ذلکم خير لکم لعلکم تذکرون (نور: ٢٧)

٢٢٥و الاستيناس الإيذان فالمعني حتي تستأنسوا بالإذن و قال مجاهد حتي يستأنسوا بالتنحنح و الکلام الذي يقوم مقام الاستئذان.(راوندي، فقه القرآن، ج٢، ص١٣٠)

٢٢٦تحرير الوسيلة ، ج١، کتاب الامربالمعروف، المرتبة الثالثة : الإنکار باليد، مسألة ٤، ص٤٨٠


چه منقول و چه غيرمنقول و در مورد حق کسي دخل و تصرف کند يا توقيف و مصادره نمايد مگر به حکم حاکم شرع، آن هم پس از بررسي دقيق ثبوت حکم از نظر شرعي .

هيچ کس حق ندارد به خانه يا مغازه و يا محل کار شخصي کسي بدون اذن صاحب آنها وارد شود يا کسي را جلب کند يا به نام کشف جرم يا ارتکاب گناه تعقيب و مراقبت نمايد و يا نسبت به فردي اهانت نموده و اعمال غير انساني ـ اسلامي مرتکب شود، يا به تلفن يا نوار ضبط صوت ديگري به نام کشف جرم يا کشف مرکز گناه گوش کند و يا براي کشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، بگذارد و يا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غير نمايد يا اسراري که از غير به او رسيده ولو براي يک نفر فاش کند. تمام اين ها جرم و گناه است و بعضي از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از کبائر بسيار بزرگ است و مرتکبين هر يک از امور فوق مجرم و مستحق تعزير

227

شرعي هستند و بعضي از آنها موجب حد شرعي مي باشد».

تجسس در امور ديگران

هرچند ممنوعيت تعرض به حريم خصوصي شامل ممنوعيت تجسس نيز مي شود اما اهميت اين موضوع به اندازه اي است که نگاه مستقل به آن شايسته است . خطاب قرآن به مومنان در اين زمينه چنين است : «اي کساني که ايمان آوردهايد، از بسياري از گمانها بپرهيزيد که پاره اي از گمانها گناه است ، و جاسوسي مکنيد».٢٢٨به نظر مي رسد مراد از تجسس در آيه ، جست و جو براي يافتن عيبها و لغزش هاي ديگران باشد. در برخي از کتب روايي در زمينه نهي از چين کاري، فصل مستقلي اختصاص داده شده است . از امام صادق از پيامبر گزارش شده است که فرمود: در جستجوي لغزشهاي مومنان نباشيد هر که چنين کند خداوند در مقام بررسي لغزشهاي او برخواهد

229

آمد و در اين صورت او را حتي در درون خانه اش رسوا خواهد نمود.

گزارش کرده اند که شبي خليفه دوم در حال گشت زني در مدينه ، از خانه اي صداي آواز مردي را شنيد, از ديوار وارد خانه شد و گفت : اي دشمن خدا، آيا تصور کرده اي در چنين حالي خداوند گناهت را مي پوشاند؟ مرد گفت : اي امير مومنان شتاب مکن , اگر من يک گناه کردم تو مرتکب سه گناه شدي: خداوند از تجسس نهي کرد و تو کردي, خدا فرمود از در خانه وارد شويد و تو از

٢٢٧صحيفه امام، ج١٧، ص١٤١. فرمان هشت ماده اي امام درباره حقوق مردم، قانون، قوه قضاييه و لزوم اسلامي شدن روابط و قوانين .

٢٢٨يا أيها الذين آمنوا اجتنبوا کثيرا من الظن إن بعض الظن إثم و لا تجسسوا(حجرات : ١٢)

٢٢٩عن محمد بن مسلم أو الحلبي عن أبي عبد الله ع قال قال رسول الله ص لا تطلبوا عثرات المؤمنين فإن من تتبع عثرات أخيه تتبع الله عثراته و من تتبع الله عثراته يفضحه و لو في جوف بيته ( الکافي ج ٢ ص ٣٥٥ حديث ٥). و نيز ر.ک: وسائل الشيعة ج : ١٢ ص : ٢٧٤، باب تحريم إحصاء عثرات المؤمن و عوراته لأجل تعييره بها.


ديوار آمدي، و خدا فرمود هرگاه خواستيد به خانه اي درآييد اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام

230

گوييد و تو بدون اذن وارد شدي .

همان گونه که در فصل اول ياد آور شديم يکي از تفاوتهاي مهم نظارت مردمي غير رسمي که از آن به امر به معروف و نهي از منکر نام مي بريم با نظارتهاي رسمي آن است که نظارت رسمي از روي علم و عمد صورت مي گيرد ولي نظارتهاي دسته اول تصادفي هستند. مردم اگر در جايي با معروف ترک شده يا منکر انجام شده روبرو شوند، در اين حالت وظيفه نظارتي آنان ايجاب مي کند که امر به معروف و نهي از منکر کنند. براين اساس در نظارتي که بر مبناي امر به معروف و نهي از منکر صورت مي گيرد از نظر شرعي ، حق تحقيق ، تفحص و تجسس براي هيچ کس وجود ندارد و حساب اين گونه نظارتها از نظارتهاي پنهاني بر اعمال کارگزاران يا ماموران يا مراقبتهاي امنيتي نسبت به خرابکاران و فتنه گران جدا مي باشد. شهيد مطهري يکي از عوامل کمرنگ شدن اصل امر به معروف در ميان مسلمانان را نوع رفتار آنان مي داند و مي گويد: «اين خود ما بوديم که اين اصل را به صورتي درآورديم که مردم را بيزار کرديم و اين اصل را فراموشانديم ... ما فقط در مورد منکراتي که علني است و به آنها تجاهر ميشود حق تعرض داريم . ديگر حق تجسس و مداخله در اموري که مربوط به زندگي خصوصي مردم است نداريم . ولي در گذشته نزديک يک عده مردم ماجراجو و شرور بالطبع که ميخواستند ماجراجويي کنند و حساب خردههاي خود را

231

با ديگران صاف کنند، اين اصل مقدس را دستاويز قرار ميدادند».

البته اين که انسان حق تجسس نسبت به گناهان مخفي ديگران را ندارد منافات با اين هم ندارد که اگر به صورت اتفاقي متوجه گناه فردي شد يا بعد از تجسس حرام از آن اطلاع پيدا کرد، با رعايت شرايط و مراتب اين فريضه مي تواند يا واجب است وظيفه نهي از منکر را انجام دهد. دليل اين امر را مي توان «اطلاق ادله امر به معروف و نهي از منکر» و نيز « فلسفه تشريع امر به معروف و نهي از منکر » دانست . ادله وجوب اين فريضه ، مقيد به «علني بودن» نيست ، اين امر گوياي آن است که امر به معروف و نهي از منکر چه در مواردي که معروفي به صورت مخفي ترک مي شود و چه مواردي که معروفي به صورت آشکار ترک مي گردد واجب باشد. فلسفه امر به معروف و نهي از منکر نيز اقتضا مي کند که وجوب امر به معروف و نهي از منکر اختصاص به گناهاني که به صورت آشکار

٢٣٠المتقي الهندي، کنزالعمال , ج٣, ص٨٠٨, حديث ٨٨٢٧. و نيز در موارد مشابه ر.ک: حديث ٨٤٨٠ و ٨٤٨٥. و نيز ر.ک: حلي ، نهج الحق و کشف الصدق، ص٢٧٩ -٢٧٨. اين داستان را غزالي نيز در کتاب احياء علوم الدين ، ربع عادات، بخش امر به معروف و نهي از منکر آورده است .

٢٣١مطهري، مجموعه آثار، ج٢٠، ص١٩٩-٢٠٠.


انجام مي شود، نداشته باشد. زيرا خداوند از هرگونه ابتلاي بندگانش به گناه ناخشنود است و اين عدم رضايت اختصاصي به شيوع گناه در جامعه ندارد بر اين اساس آيات و رواياتي که ما را از تجسس در زندگي ديگران بر حذر مي دارد، تنها بر «حرمت تجسس » دلالت دارند. حتي اگر اين تجسس با انگيزه خير خواهانه صورت پذيرد اما از ادله «حرمت تجسس » ممنوعيت امر به معروف نسبت به کساني که مخفيانه واجبي را ترک يا حرامي را انجام مي دهند و شخصي به طور اتفاقي از آن آگاه مي شود، استفاده نمي شود. بدين ترتيب با آنکهتجسس در امور شخصي و حريم خصوصي ديگران حرام است و انسان حق ندارد به بهانه امر به معروف و نيه از منکر در زندگي خصوص ديگران تجسس نمايد. اما اگر به طور اتفاقي يا حتي با انجام تجسس حرام از ابتلاي شخصي به گناه اطلاع پيدا کرد، وظيفه امر به معروف و نهي از منکر دارد، اما حق ندارد به بهانه امر به معروف و نهي از منکر گناه او را نزد ديگران افشا کند.

انجام منکر براي مبارزه با منکر

اگر در مواردي جلوگيري از حرام متوقف بر ارتکاب کار حرام از سوي افراد باشد وظيفه چيست ؟ به عبارت ديگر هنگامي که براي نهي از منکر، راهي جز انجام حرام از سوي فرد وجود نداشته باشد چه بايد کرد؟ به عنوان مثال اگر لازم باشد براي منع از ديدن فيلمي مستهجن ، ابتدا آن فيلم ديده شود يا براي جلوگيري از خوردن شراب، ظروفي که فرد از آن استفاده مي کند شکسته شود يا در وسيله نقليه اي که مورد استفاده براي کارهاي حرام قرارمي گيرد، نقص فني ايجاد شود، آيا از نظر شرعي مي توان اين گونه اقدامات را انجام داد؟ در يکي از استفتائات از رهبر انقلاب اسلامي آيه الله خامنه اي چنين آمده است : (سؤال١٠٨٣) «اگر در يکي از ادارههاي دولتي اختلاس از بيت المال صورت بگيرد و اين اختلاس استمرار داشته باشد و شخصي اين توانائي را در خود ببيند که اگر مسئوليت آن اداره را بر عهده بگيرد، ميتواند اين وضع را اصلاح کند، و اين کار هم فقط از طريق دادن رشوه به يکي از کساني که مسئول آن هستند، امکانپذير است ، آيا دادن رشوه براي جلوگيري از اختلاس در بيت المال، که در حقيقت دفع افسد به فاسد است ، جايز است يا خير؟ پاسخ : وظيفه اشخاصي که از تخلفات قانوني مطلع ميشوند، نهي از منکر با رعايت شرائط و ضوابط شرعي آن است ، و توسل به رشوه و راههاي غيرقانوني براي هر عملي هر چند به منظور جلوگيري از فساد، جايز نيست . البته ، با فرض وقوع چنين عمل خلاف شرع و قانون در کشوري که نظام اسلامي بر آن حاکم است ، وظيفه مردم به مجرد عجز شخصي از امر به معروف و نهي از


منکر ساقط نميشود، بلکه واجب است که به نهادهاي مربوط اطلاع داده و موضوع را پيگيري نمايند»٢٣٢. بدين ترتيب روشن مي گردد که شارع مقدس راضي نيست که ما براي گرفتار نشدن ديگران خود را گرفتار معصيت کنيم و مبغوض بودن عمل حرام همچنان باقي است . آري موارد استثنايي حکم خاص خود را خواهند داشت .

بدين ترتيب هرگونه تصرف ناروا در اموال ديگران به بهانه امر به معروف و نهي از منکر جايز نمي باشد. در اين زمينه مي توان به «قاعده تسلط » استناد نمود. اين قاعده فقهي ، برگرفته از روايت نبوي

«ان الناس مسلطون علي أموالهم » مي باشد. اين روايت گرچه به خاطر مرسله بودن از نظر سند داراي اشکال است٢٣٣اما استناد فقها به مفاد آن، ضعف سندش را جبران نموده است .٢٣٤سلطه انسان بر اموال خويش ، نافي هرگونه سلطه ديگران در اين اموال خواهد بود. علاوه بر اين ، ممنوعيت تصرفات ديگران در اموال اشخاص را مي توان از لوازم و آثار مالکيت انسان بر اموال دانست . اين لوازم عبارتند از نافذ بودن تصرفات مالک و عدم جواز تصرفات ديگران در اموال.

فتواي امام خميني در زمينه آسيب رساندن به اموال ديگران از باب نهي از منکر چنين است : «اگر بطري شراب و يا جعبه آلات قمار را بشکند، در حالي که در دفع منکر نيازي به چنين کاري نبوده است ، ضامن است و کار حرامي را انجام داده است ».٢٣٥و «اگر در نهي از منکر از مقدار لازم تجاوز کرد و اين امر خسارتي را بر فاعل منکر وارد کرد، نهي از منکر کننده ضامن است و در تعدي خود

236

مرتکب حرام شده است » .

دليل ديگر بر عدم جواز چنين اقداماتي اين است که در اسلام، هدف وسيله را توجيه نمي کند. ما مجاز نيستيم براي رسيدن به اهداف خود هرچند مقدس باشند از هر وسيله اي بهره گ رييم . اين

٢٣٢ماخذ: سايت راه بهشت ، پايگاه اطلاع رساني ستاد احياء امر به معروف استان اصفهان.

www.rahebehesht.org

٢٣٣و قال ص: الناس مسلطون علي أموالهم ، احسايي ، عوالي اللآلي ج ١ ص٤٥٧.

٢٣٤و هي و ان کانت مرسلة لکنها مجبورة بعمل الأصحاب قديما و حديثا، و استنادهم إليها في مختلف أبواب الفقه(مکارم شيرازي، القواعد الفقهية ج٢، ص٢٢)

٢٣٥تحرير الوسيله ، همان، مساله ٦.

٢٣٦همان، مساله ٧. اين استفتاء نيز از آيه الله خامنه اي شده است : (سؤال١٠٦٦) من در يکي از بيمارستانها به کار مقدس پرستاري مشغولم ، گاهي در بعضي از قسمت هاي محل کارم ملاحظه ميکنم که تعدادي از بيماران به نوارهاي موسيقي مبتذل و حرام گوش ميدهند، من آنان را نصيحت ميکنم که اين کار را نکنند و بعد از نصيحت مجدد آنان، چنانچه بي اثر باشد، نوار را از ضبط صوت بيرون آورده و پس از پاک کردن، آن را به آنان بر ميگردانم ، آيا اينگونه برخورد جايز است يا خير؟ پاسخ : محو محتويات باطل براي جلوگيري از استفاده حرام از نوار، جايز است ، ولي اين کار منوط به اجازه مالک يا حاکم شرع است . (برگرفته از پايگاه اطلاع رساني ستاد احياء امر به معروف استان اصفهان.www.rahebehesht.org)


قاعده کلي در موضوع امر به معروف و نهي از منکر نيز صادق مي باشد. نمي توان با کار ناشايست مانع از انجام کار ناشايست ديگران شد. اين قاعده استثنايي هم دارد و آن در موردي است که دفع افسد جز از طريق فاسد ممکن نباشد. «جائز نيست براي نهي از منکر از عملي حرام نظير ناسزا و دروغ و اهانت کمک بگيرد. آري اگر منکر عملي باشد که شارع در هيچ شرائطي راضي به آن نيست نظير کشتن نفس محترمه وکارهاي قبيح و گناهان کبيره اي که مايه هلاکت است جائز است بلکه اگر جلوگيري از چنان منکري جز به وسيله آنگونه محرمات حاصل نمي شود، ارتکاب آنها

237

براي جلوگيري از منکرات بزرگتر واجب است ».

برخورد با منکرات مورد اختلاف

احکام شرعي در يک تقسيم بندي در دو گروه ضروريات شرعي و فتاواي شرعي قرار مي گيرند.

اموري چون وجوب نماز، روزه، زکات، حجاب و حرمت شرب خمر و زنا از ضروريات اند.

برپاداشتن اين دسته از واجبات و نيز جلوگيري از اين دسته از محرمات، که در معروف بودن يا منکربودن آنها اتفاق نظر وجود دارد، وظيفه هر مسلماني است . گروه دوم نظرات و فتاواي فقهي است . ديدگاه فقيهان به عنوان متخصصان امور ديني ، ترجماني از احکام شرع است و بدون شک ديگران براي دستيابي به احکام شرع، راهي جز تقليد از آنان ندارند.٢٣٨از آن جا که فقيهان، گاه در مباني ، گاه در منابع و گاه در شيوه هاي استنباط احکام شرع با يکديگر اختلاف نظر دارند، احتمال اختلاف فتوا ميان آنان دور از انتظار نخواهد بود، اين جاست که گاه فقيهي فتوا به حرمت چيزي مي دهد و فقيه ديگر فتوا به عدم حرمت آن؛ فقيهي فتوا به وجوب چيزي مي دهد و فقيهي ديگر فتوا به عدم وجوب آن. به عنوان مثال اگر يکي از مراجع تقليد، تراشيدن ريش را منکر و حرام نداند ولي مراجع ديگر در اين زمينه احتياط کرده و يا فتوا به حرمت داده باشند، و يا اگر مرجعي فتوا به حرمت اقامه نماز جمعه در زمان غيبت دهد و مرجع يا مراجع ديگري فتوا به جواز آن، چه

بايد کرد؟. به نظر مي رسد در چنين مواردي هر فرد با دو وظيفه روبروست :

يک.وظيفه عملي خود بر اساس نظر مرجع تقليدش دو.وظيفه امر به معروف و نهي از منکر نسبت به ديگران.

در مورد وظيفه اول–به جز موارد استثنايي - هرکس مطابق فتواي مرجع تقليد خود عمل خواهد کرد و در پيشگاه خداوند معذور و ماجور خواهد بود. اما در موارد اختلاف فتوا چگونه مي توان به

٢٣٧تحرير الوسيلة ، کتاب الامر بالمعروف، ج١، المرتبه الثانيه ، ص ٤٧٨، مسألة ٥. امام خميني در اولين بخش از کتاب امر به معروف مي گويد« اگر برپايي واجب يا ازبين بردن منکري متوقف بار انجام حرامي باشد بايد ديد اهميت کداميک بيشتر است . همان، القول في أقسامهما و کيفية وجوبهما، ص ٤٦٥، مسألة ٩.

٢٣٨به استثناي راه احتياط که راهي مشکل و طاقت فرساست .


وظيفه امر به معروف و نهي از منکر در قبال ديگران عمل کرد؟ در اين جا بسته به اين که معروف ها يا منکرها فردي يا اجتماعي باشند، وظيفه متفاوت خواهد بود.

معروف و منکرهاي فردي:در اين گونه از موارد ما نمي توانيم افراد را از کاري نهي کنيم که چه بسا در نظر مرجع تقليدشان حرام نمي باشد زيرا اساسا اين عمل براي آنان منکر محسوب نمي شود.

«اگر عملي حکمش مورد اختلاف باشد و اين احتمال وجود داشته باشد که نظر اجتهادي يا تقليدي انجام دهنده عمل يا ترک کننده آن، متفاوت با نظر ديگران بوده و آن چه را انجام داده در نظرش جايز است در اين صورت امر و نهي ، واجب نيست بلکه نهي از منکر جايز نمي باشد چه رسد به اينکه فرد نسبت به نظر اجتهادي يا تقليدي ديگري، علم داشته باشد».٢٣٩در برخي از موارد حتي در صورتي که اتفاق آراء در مورد حرمت چيزي وجود دارد باز نهي از منکر ضرورتي ندارد و اين در جايي است که انجام دهنده، عالم به حکم ولي جاهل به موضوع بوده است به عنوان مثال نمي

240

دانسته که مايع در ظرف شراب است و آن را نوشيده است .

معروف و منکرهاي اجتماعي: در صورتي که در اين موارد ميان فقيهان اتفاق نظري وجود نداشته باشد همان گونه که قبلا بررسي کرديم گزينه هاي پيش رو عبارتند از: تبعيت هر مقلد از فتاواي مرجع خود؛ تبعيت همگان از يک مرجع تقليد در تشخيص معروف و منکرهاي اجتماعي ؛ تبعيت از راي اکثريت مراجع و تبعيت از راي ولي فقيه .

حاکم اسلامي که در مقام ولايت امت قراردارد به لحاظ اشرافي که نسبت به مسائل سياسي و اجتماعي دارد در جايگاهي قرارگرفته است که علي القاعده ديدگاه او نسبت به ديگران صائب تر خواهد بود. نظم عمومي نيز ايجاب مي کند که در اين گونه از مسائل ، راي وي فصل الخطاب قرارگيرد و مسلمانان در امر به معروف و نهي از منکر خويش ، نظرات وي را مبناي عمل خود قراردهند.

اگر از نظر امام خميني تخلف از قوانين راهنمايي و رانندگي حرام و يکي از مصاديق منکرات اجتماعي باشد و مرجع تقليد ديگري اين گونه تخلفات را حرام شرعي نداند آيا مقلدان وي شرعا مي توانند چنين کاري را «منکر» ندانند؟ آيا اگر خود مرتکب چنين تخلفي شدند يا مرتکبان را نهي نکردند، از نظر شرعي معذورند؟! ما با انبوهي از امور اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي و اقتصادي مواجه هستيم که با توجه به مصالح و مقتضيات زمان و مکان متعلق امر و نهي قوانين حکومت اسلامي

٢٣٩تحرير الوسيلة ، ج١، کتاب الامر بالمعروف، القول في شرائط وجوبهما، ص ٤٦٦، مسألة ٢.

٢٤٠همان، ص ٤٦٧، مسألة ٤.البته در چنين مواردي، نهي کردن اشکال شرعي نيز ندارد و در پاره اي از موارد به جهت اهميت موضوع چه بسا نهي ، وجوب شرعي خواهد داشت .


قرار مي گيرند و چه بسا در بسياري از موارد آراء فقهي برخي از مراجع بزرگوار تقليد با اين قوانين همسويي نداشته باشد، آيا مقلدان اين بزرگواران مي توانند اين قوانين را خلاف شرع و منکر تلقي کنند؟ آيا مجازند از باب امر به معروف و نهي از منکر به مقابله با آن برخيزند؟ پاسخ مثبت به اين پرسشها معنايي جز هرج و مرج و تجويز مبارزه با مقررات دولتي که نوعي مقاومت منفي در برابر نظام است نخواهد بود.

اين ها از مباحث بسيار مهمي هستند که لازم است از ابعاد مختلف مورد بررسي قرارگيرند. امروزه کمتر کسي را مي توان يافت که با نظام بانکي در ارتباط نباشد؛ «ربا» به طور مسلم يکي از منکرات اقتصادي در اسلام است ؛ حال اگر در قانون بانکداري اسلامي مورد تاييد حاکم اسلامي ، برخي معاملات مصداق معاملات ربوي شناخته نشوند و همين معاملات در نظر برخي از مراجع تقليد، ربوي باشند چه بايد کرد؟ در چنين مواردي آن چه به شخص مراجع و مقلدان آنها مربوط مي شود معلوم است . اگر اين معاملات را ربوي مي دانند مجاز به انجام آن نيستند ولي آيا مي توانند ديگران را از انجام آن نهي کرده به مقابله با آن برخيزند؟

در پايان اين قسمت مناسب است با ديدگاه علماي اهل سنت نيز آشنا شويم . امام محمد غزالي مي گويد: «منکر بودن منکر بايد از راهي غير از اجتهاد معلوم باشد بر اين اساس هر امري که مورد اجتهاد باشد، امر به معروف و نهي از منکر ندارد. حنفي نمي تواند شافعي مذهب را به خاطر خوردن حيوان درنده يا حيواني که به هنگام ذبحش نام خدا را بر زبان نياورده اند، نهي از منکر کند. شافعي نيز نمي تواند حنفي را در مورد نوشيدن نبيذي که مست کننده نيست نهي کند...آري اگر کسي که شافعي مذهب است ، فرد ديگري از همين مذهب را در حال نوشيدن نبيذ يا ازدواج

241

بدون اذن ولي مشاهده کند، اظهر آن است که مي تواند نهي از منکر کند».

يوسف قرضاوي نيز آنچه را غزالي گفته است به بياني ديگر و با مثالهاي ديگر بازگومي کند: «آنچه را که علما در گذشته و حال در جواز يا عدم جواز آن، اختلاف دارند از قلمرو منکر خارج است بدين ترتيب اگر علما در مورد حکم عکس برداري، يا غناي با ابزار يا بدون ابزار يا بازبودن صورت و دستان زن تا مچ ، يا قضاوت زن و نظاير آن اختلاف نظر داشته باشند، براي هيچ فرد يا گروه مسلماني جايز نيست که يکي از دو راي را مبنا قراداده و ديگران را به آن مجبورکند. در چنين مواردي راي اکثريت نيز راي اقليت را از اعتبار نمي اندازد حتي اگر کسي که راي مخالف دارد يک نفر از مجتهدان باشد؛ چه بسيارند آرائي که در دوره اي مهجور بوده و در دوره ديگري مشهور شده اند...منکري که لازم است با آن مبارزه شود بايد منکر واضح و مسلمي باشد که همه

٢٤١غزالي ، احياء علوم الدين ، جلد ٢، کتاب الامر بالمعروف و النهي عن المنکر، الرکن الثاني للحسبة ، الشرط الرابع : ان يکون کونه منکرا معلوما بغير اجتهاد...، ص ٣٠٠.


مسلمانان در منکر بودن آن اتفاق نظر داشته باشند؛ در غير اين صورت، باب شري گشوده مي شود که پاياني براي آن نيست زيرا هرکس که چيزي به نظرش مي آيد درصدد خواهد بود که ديگران را بر آن مجبورکند»٢٤٢. وي در ادامه اين بحث به اين نکته مهم اشاره مي کند که : «در فقه مسلم است که حکم امام يا قاضي در امور اختلافي رافع اختلاف مي باشد و امت ملزم به پيروي از آنند و به همين جهت اگر قواي حکومت شرعي ، قول يکي از امامان چهارگانه در اين دسته از امور را مبنا

243

قراردهند واجب است از آن تبعيت شود و صف مسلمانان متفرق نگردد» .

وجود خطر و ضرر (وجود مفسده)

در امر به معروف و نهي از منکر، يک اصل اساسي همواره بايد مد نظر قرارگيرد؛ هرگاه پيامد نهي از منکر، وقوع منکري بزرگتر و داراي اهميت بيشتر باشد، نبايد بدان اقدام کرد. اگر منکري برود و منکر ديگري بزرگتر از آن جاي آن را بگيرد نقض غرض شده و از نظر عقل مردود است . به عنوان مثال خونريزي و آبروريزي از منکرات بسيار بزرگ در اسلام مي باشند؛ اسلام اهميت ويژه اي براي جان و عرض و آبروي انسان قائل است . در مکتب اسلام، حيثيت و جان انسان بويژه انسان مسلمان از حقوق بنيادين بشر تلقي شده اند و صيانت از آنها به شدت مورد تاکيد قرارگرفته است به گونه اي که تعرض به جان يا حيثيت انسان حتي از سوي خود شخص مجاز نمي باشد. جان و آبرو امانتي الاهي در دست بشر بوده و انسانها موظف به مراقبت از آنها مي باشند. ازاين رو در شرع مقدس اسلام خودکشي محکوم شده و حتي وارد آوردن ضرر و زيان به بدن نيز امري مذموم است . در موضوع مورد بحث اگر انجام چنين وظيفه اي براي انسان خطر جاني يا حيثيتي را به دنبال داشته باشد تکليف امر به معروف و نهي از منکر ساقط و بلکه در مواردي حرام مي باشد.

برخي از فقيهان بر اين باورند که قلمرو سقوط تکليف حتي شامل وارد آمدن خسارت مالي قابل توجه نيز مي شود.

«اگر بر جان يا آبروي خود يا جان يا آبروي مومنان بترسد،نهي از منکر حرام مي شود، و همچنين است ترس بر اموال مومنان در صورتي که قابل توجه باشد، و اما اگر بر مال خودش بترسد بلکه حتي يقين داشته باشد کهضرر مالي متوجه او مي شود، در صورتي که آن ضرر برايش مشقت آور نباشد ظاهرا نهي از منکر حرام نخواهد بود و اما اگر بحد مشقت و حرج برسد بعيد نيست حرام

244

باشد».

٢٤٢قرضاوي ، من فقه الدوله في الاسلام، ١٢١-١٢٢.

٢٤٣. همان، ص ١٢٣.

٢٤٤تحرير الوسيله ، کتاب الامر بالمعروف...الشرط الرابع:أن لا يکون في إنکاره مفسدة، ص ٤٧٢، مسألة ٤.


البته نبايد از نظر دورداشت که اين مورد نيز همانند ساير موارد استثنائاتي دارد. گاه معروف يا منکر به قدري داراي اهميت هستند که مسلمان با هر هزينه اي را در مورد آن بپردازد هرچند به قيمت جان يا آبرويش تمام شود.

«اگر معروف و منکر از امور مورد اهتمام شارع اقدس باشند نظير حفظ نفوس قبيله اي از مسلمانان وهتک نواميس آنان و يا محو آثار اسلام و نابودي حجت آن به طوري که باعث گمراه شدن مسلمانان و يا محو بعضي از شعائر اسلام شود مثل خانه خدا به طوري که آثار و جاي آن از بين برود و امثال اينگونه فسادها، بايد بين آن مفاسد و پيامدهاي امر به معروف و نهي از منکر مقايسه و آنچه مهمتر است حفظ شود، وصرف ضرر هرچند ضررجاني و يا حرج، باعث رفع تکليف نمي شود، بنابراين اگر برپايي دلائل اسلام به گونه اي که زمينه گمراهي از بين برود متوقف بر فداکردن جان و يا جانها باشد، ظاهرا اين امر واجب است تا چه رسد به اينکه بپاداري دين باعث واقع شدن

245

در حرج و ضرر غير جاني باشد».

تحقير از سوي امر و نهي شوندگان

يکي از اصول خدشه ناپذير که به شدت مورد تاکيد قرارگرفته است موضوع عزتمندي اسلام و مسلمانان مي باشد. قرآن در آيات فراواني اين مهم را گوشزد و آن را مطالبه کرده است . شايد از اين دستور خداوند به مومنان که اگر شنيديد آيات الاهي از سوي کساني مورد استهزا و تمسخر قرار مي گيرد، در مجلس آنان حاضر نشويد٢٤٦، بتوان استفاده کرد که رفتار مومنان بايد به گونه اي باشد که منافقان و کافران را از تمسخر آيات الاهي منصرف سازد. به عبارت ديگر، وظيفه مومنان حفظ قداست آيات الاهي است ؛ در اين صورت اگر اين قداست در مواردي بواسطه نهي از منکر کردن مومنان از سوي بي ايمانان شکسته شود، بدين صورت که واکنش تمسخر آميز آنان را به دنبال داشته باشد، نقض غرض خواهد بود. مسلمانان بايد در امر و نهي خويش به گونه اي عمل کنند که همگان بدانند عزت از آن خداوند، پيامبر و مومنان است٢٤٧. شايد بتوان مفاد آيه نفي سبيل

٢٤٥همان، ص٤٧٣، مسألة ٦. همچنين امام خميني در خصوص وظيفه علماي اسلام در برابر منکرات بزرگ نظير بدعت هاي ديني مي گويد: «اگر بدعتي در اسلام پديد آيد و سکوت علماء دين و رؤ ساي مذهب باعث هتک اسلام و ضعف عقايد مسلمانان گردد، واجب است به هر وسيله اي که برايشان ممکن است از آن بدعت نهي کنند، خواه نهي آنان مؤ ثر در ريشه کن شدن فساد باشد و خواه نباشد...و دراينگونه موارد مسئله ضرر و حرج در نظر گرفته نمي شود بلکه بايد اهم ومهم را ملاحظه کرد. (همان، مسألة ٧٧)

٢٤٦نساء:١٤٠

٢٤٧و لله العزة و لرسوله و للمؤمنين (منافقون : ٨ ) :و [لي] عزت از آن خدا و از آن پيامبر او و از آن مؤمنان است .


را در همين راستا مورد ارزيابي قرار داد.٢٤٨به نظر مي رسد رويکرد غيرتمندانه فقيهي چون امام

خميني در چنين مواردي بر اساس همين مباني مي باشد:

«اگر امر به معروف و يا نهي از منکر در موردي نسبت به بعضي باعث توهين به شريعت مقدس - هرچند از نظر ديگران- باشد، جائز نيست ، بويژه در صورتي که صرفا احتمال تاثير وجود داشته

249

باشد {نه علم به تاثير}مگر در امور مهم که البته موارد از نظر اهميت مختلف است » .

امر و نهي لجبازان

هدف از امر به معروف و نهي از منکر، از يکسو تحصيل يا تکميل ارزشها و امور شايسته و از سوي ديگر تعطيل يا تقليل مفاسد فردي و اجتماعي و امور ناشايست مي باشد. اگر شرايط به گونه اي باشد که امر و نهي نه تنها به اين هدف منتهي نمي شود بلکه نتيجه عکس مي دهد يعني به جاي آنکه سودمند باشد به ضد خود تبديل مي شود و سبب فساد مي شود، در اين صورت چنين امر و نهيي مشروعيت ندارد. متاسفانه در جامعه بيماردلاني هستند که چه بسا در برابر تذکرات مشفقانه و صادقانه نه تنها انعطاف و پذيرش مورد انتظار از خود نشان نمي دهند بلکه اين گونه برخوردها آنان را در موضع لجاجت و اصرار بيشتر بر انجام گناه قرار مي دهد؛ در اين صورت چه بايد کرد؟ به حکم عقل در چنين موارديوظيفه امر و نهي از دوش انسان برداشته مي شود. هدف از نهي ما جلوگيري از وقوع منکر و حرام در جامعه است ، اما اگر پيامد نهي از منکر، منکر بيشتر باشد، نبودش از بودش بهتر است زيرا نقض غرض خواهد شد. اگر معماگونه پرسيده شود در کجا به جاي نهي از منکر بايد امر به منکر کرد، پاسخ فقيهي چون امام خميني اين است که در همين جا! يعني جايي که شما با انسان لجوج و وارونه صفتي روبرو هستيد!. فتاواي زير به خوبي منعکس

کننده وظيفه مومنان در برخورد با وضعيتهاي خاصي از اين دست مي باشد:

«اگر بداند انجام دهنده فردي است که اگر نهي از منکرش کند بيشتر مرتکب مي شود و اگر امر به معروفش کند آنرا ترک مي کند، واجب است او را امر به منکر و نهي از معروف کند به شرطي که

250

محذور ديگري در بين نباشد».

به نظر حضرت امام، حتي احتمال تاثير منفي نهي از منکر نيز در اين گونه از موارد مي تواند موجب سقوط تکليف از دوش انسان شود. «اگر در امر به معروف يا نهي از منکر، هم احتمال

251

تاءثير مثبت و هم احتمال تاثير منفي وجود داشته باشد، ظاهرا واجب نيست ».

٢٤٨و لن يجعل الله للکافرين علي المؤمنين سبيلا (نساء: ١٤١): و خداوند هرگز بر [زيان] مؤمنان، براي کافران راه

[تسلطي] قرار نداده است

٢٤٩تحرير الوسيلة ، ج١، کتاب الامر بالمعروف،القول في شرائط وجوبهما، ص ٤٦٧، مسألة ١٠

٢٥٠همان، الشرط الثاني - أن يجوز و يحتمل تأثير الأمر أو النهي ، مساله ١٣، ص ٤٧٠.


اگر چنين فرد لجبازي که پاسخ نهي از منکر را با انجام بيشتر منکرات مي دهد در کنار متخلف ديگري قرار گيرد که تاثيرپذيري مثبتي از نهي از منکر دارد ولي تمييز اين دو از يکديگر برايمان مقدور نباشد، باز هم تکليف ساقط است هرچند مي دانيم نهي از منکر، مانع از ارتکاب گناه از سوي يکي از آنان مي شود. «اگر اجمالا علم داشته باشيم که نهي از منکر، نسبت به يکي مانع از انجام گناه و نسبت به ديگري باعث اصرار بر گناه مي شود، نهي هيچ يک از آن دو واجب

252

نيست .

فروض مورد اشاره نشان مي دهد که امر به معروف و نهي از منکر علاوه بر شجاعت روحي و غيرت ديني ، نيازمند چه دقتها و ظرافتهايي است .

امر و نهي معذوران

يکي از نکات مهم در ارتباط با امر به معروف و نهي از منکر، توجه به وضعيت مخاطب مي باشد.

چه بسا فردي که به ظاهر در حال انجام کار خلاف شرع و حرامي است ، به خاطر داشتن عذر، مرتکب هيچ گونه حرامي نشده باشد. اگر کسي در ماه مبارک رمضان به خاطر بيماري يا سفر روزه نگيرد نمي توان او را نهي از منکر کرد زيرا در اين جا اساسا منکري وجود ندارد. اسلام در هر دو سوي مساله از خود حساسيت نشان داده است ، حساسيت نسبت به اين که در اثر بي تفاوتي مردم، احکام خداوند بر زمين بماند و حساسيت نسبت به اين که بي جهت کسي مورد امر و نهي قراربگيرد. زيبايي ها و ظرافتهاي اسلام را در همين ملاحظات بايد جست و جو کرد. اين گونه تربيت هاي ديني است که روحيه اعتدال را در ميان مومنان تقويت کرده، آنان را از گرايش به افراط و تفريط برحذر مي دارد. دو فتواي زير در اين رابطه جالب توجه مي باشد: «اگر کسي که حرامي را مرتکب مي شود ويا واجبي را ترک ميکند عذري شرعي يا عقلي داشته باشد، امر به معروف

253

ونهي از منکرش واجب نيست بلکه جائز هم نيست » .

«اگر احتمال دهد انجام دهنده حرام يا ترک کننده واجب عذري داشته است ، باز هم نهي او از منکر واجب نيست ، بلکه جواز آن محل اشکال است بنابراين اگر احتمال دهد که اين فردي که در رمضان روزه مي خورد مثلا مسافرباشد نهي او از منکر واجب نيست بلکه جوازش مشکل است ، بله اگر روزه خوردنش علني و باعث هتک حرمت احکام اسلام و جرئت پيدا کردن مردم در

254

ارتکاب حرام باشد، از اين جهت واجب است او را نهي کند».

٢٥١همان، مساله ١٧

٢٥٢همان، مساله ٢٠

٢٥٣تحرير الوسيلة ، ج١، کتاب الامر بالمعروف، الشرط الرابع:أن لا يکون في إنکاره مفسدة، مسألة ٢٢، ص ٤٧٥

٢٥٤همان، مسألة ٢٣.


به نظر مي رسد، ممنوعيت نهي از منکر در مواردي که احتمال معذور بودن افراد داده مي شود مبتني بر اصلحسن ظن به مومنان و حمل به صحت کردن کارهاي آنان مي باشد، امري که نهادينه شدن آن در جامعه بسياري از مشکلات را برطرف خواهد کرد.

رعايت مراحل امر به معروف

امام صادق از امير مومنان نقل کرده است که کمترين درجه نهي از منکر، آن است که گناهکاران با چهره گرفته روبرو شوند.٢٥٥در سخن ديگري از علي عليه السلام آمده است : برخي از مردم کار زشت را ناپسند شمرده، با دست و زبان و دل خود به آن اعتراض مي کنند، اينان خصلتهاي نيک را به کمال رسانيده اند؛ بعضي با زبان و دل اعتراض مي کنند نه با دست [اقدام عملي ]، اينان دو خصلت از خصلتهاي نيک را گرفته و خصلتي را تباه ساخته اند؛ برخي ديگر، منکر را به دل زشت ميدارند ولي با دست و زبان خود اعتراض نمي کنند، اينان دو خصلت شريف تر را ضايع ساخته و به يک خصلت پرداخته اند؛ و [اما]گروهي نه با دست نه با دل و نه با زبان،نسبت به منکر

256

اعتراضي نمي کنند، اينان، مردگاني در ميان زندگان اند.

بر اساس فتاواي فقها، امر به معروف و نهي از منکر در سه مرحله «قلبي »، «زباني » و «عملي» صورت مي پذيرد.٢٥٧هريک از اين مراحل سه گانه به نوبه خود داراي مراتبي است که امر و نهي

٢٥٥«أدني الإنکار أن يلقي أهل المعاصي بوجوه مکفهرة» (طوسي ، تهذيب الأحکام، ج٦ ص١٧٧)

٢٥٦نهج البلاغه ، کلمه قصار ٣٧٤

٢٥٧معتزله براي امر و نهي چهار مرتبه و درجه در نظرگرفته اند. «سير اين مراتب نيز از خفيف به شديد است . چنانکه قاضي عبدالجبار، زمخشري، و ابن ابي الحديد به روشني بدان نظر داده اند. اين روند از قلب آغاز مي شود و سپس زبان، دست و در نهايت شمشير(تغيير منکر با توسل به قدرت) را در برمي گيرد و هر مرحله اي بايد پس از گذار از مرحله پيشين و بارعايت شروط و شرايط انجام پذيرد. (درآمدي بر بررسي تطبيقي امر به معروف و نهي از منکر از ديدگاه معتزله و ديگر فرق اسلامي ، علي آقاجاني قناد، فصلنامه کلام اسلامي ، سال پانزدهم ، مسلسل ٥٩، ص ٣٤-٣٤)

تعداد کمي از فقيهان شيعه ، امر به معروف و نهي از منکر را صرفا گفتاري دانسته و اقدام عملي در اين رابطه را

خارج از مفاد معنايي اين واژگان دانسته اند:

١. نراقي مي گويد «آن چه از نهي از منکر ثابت است همان منع گفتاري است زيرا حقيقت نهي همين است ».

(مستند الشيعة ، ج١٤، ص١٠٠). اما در کتاب «رسائل و مسائل » که به منزله رساله عمليه است ، استفتايي را اين گونه پاسخ مي دهد:« بر هر کس از مکلفين از بابت امر به معروف و نهي از منکر ... لازم است که ابتداء اهل و عيال خود را اگر نادان و جاهل باشند ترغيب و امر کنند به آموختن مسائل واجبات و محرمات به قدر ضرورت ... و بعد از آموختن سعي نمايد در به جا آوردن آنها و ابتدا به موعظه و ارشاد و رفق و مدارا ايشان را بر تحصيل و به جا آوردن بدارد و اگر مسامحه کنند باز موعظه و نصيحت کند و اگر يقين نمود که به رفق و مدارا اثر نميکند به زبان ايشان را برنجاند و اگر فائده نکرد تهديد و تخويف نمايد و اگر فائده نبخشيد تنبيه جزئي کند، مثل تنبيهي که اطفال


کنندگان بايد ترتيب اين مراتب را در هر مرحله رعايت کنند٢٥٨. متاسفانه بيشترين آسيب هايي که به امر به معروف و نهي از منکر وارد شده به خاطر عدم توجه به مراحل و مراتب اين فريضه بزرگ

را در تعليم ميکنند. و اما سياسات که در امر به معروف و نهي از منکر رسيده مثل اين که تارک الصلاة را در مرتبة چهارم بايد کشت يا تعزيرات شرعيه و حدود پس آنها وظيفة مجتهد جامع الشرايط است و تکليف ديگران نيست و اگر به موعظه و نصيحت و تهديد و تخويف فائده نکند و باز در امتثال واجبات و اجتناب محرمات کوتاهي کند مکرر کنند نصيحت را وسعي کنند و وعده دهند إن شاء الله خدا هم اعانت ميکند.(رسائل و مسائل ، ج١، ص

(.223-222

٢. محقق سبزواري مي گويد: «عموماتي که در وجوب امر به معروف و نهي ازمنکر وارد شده اند دلالت بر امر و نهي عملي ندارند زيرا امر و نهي مختص به الفاظ مي باشد نه افعال». (کفاية الأحکام، ج١، ص ٤٠٨). البته ايشان نيز بلافاصله به گونه اي خود را با ساير فقيهان همسو کرده و مي گويد: «آري مي توان بر جواز امر و نهي عملي ، به احاديثي که برخي برخ ديگر را پشتيباني مي کنند و نيز به اصل و به رواياتي که بر مذمت تعطيل حدود دلالت دارند و به رواياتي که بيانگر تلاش براي جلوگيري از معصيت خداوند بر روي زمين اند و روايتي که سيد رضي در نهج البلاغه و ...استدلال نمود. (همان، ص٤٠٨-٤٠٩)

٣. آيه الله شيخ جواد تبريزيبا استناد به ادله حرمت ايذاء و اضرار و تعرض به غير، معتقد است که نهي عملي چه به صورت ضرب و چه به صورت جرح، داخل در عنوان نهي از منکر نمي باشد. اين فقيه رواياتي را که ظهور در نهي عملي دارند از نظر سند و دلالت ، ضعيف و غير قابل اعتماد دانسته است . (إرشاد الطالب إلي التعليق علي المکاسب ، ج٣، ص٤٦-٤٧).. اين سخن قابل مناقشه است ، زيرا ادله حرمت ايذاء، ارتباطي به شمول يا عدم شمول نهي عملي در نهي از منکر، ندارند. ايشان در چند سطر بعد اشاره کرده اند که نهي عملي چون در تزاحم با حرمت ايذاء قرار گرفته است بايد از ميان اين دو، اهم را انتخاب نمود. (همان، ص٤٧) اين امر به خوبي دلالت مي کند که عنوان نهي از منکر، به خودي خود، شمول معنايي داشته اما به جهت تزاحم با دليل مهم تر نمي توان به آن ملتزم بود. بنابر اين ، تقدم يکي از متزاحمين بر ديگري ، نافي شمول نهي از منکر نسبت به نهي عملي نمي باشد. در هر صورت، اين فقيه نيز معتقد است که هرچند از طريق روايات، اين شمول را نمي توان استفاده کرد ولي از قرآن با توجه به آيه «يا أيها الذين آمنوا قوا أنفسکم و أهليکم نارا» مي توان وجوب نهي عملي را در مورد نزديکان خود بلکه نسبت به ديگران استفاده نمود. (همان، ص٤٧-٤٨). آيت الله تبريزي در «صراط النجاه» زدن را که يکي از مصاديق نهي عملي است خارج از مراتب امر به معروف و نهي از منکر مي داند. به اعتقاد ايشان امر و نهي ظهوري در «زدن» ندارند. آري اگر اين کار از سوي پدر يا مادر يا ديگر خويشاوندان انجام گيرد اشکالي ندارد در صورتي که منع از حرام، متوقف بر زدن باشد. (صراط النجاه، ج٣، ص١٤٢-١٤٣ به نقل از نرم افزار جامع فقه اهل البيت ).

٢٥٨برخي با آنکه ترتيب مذکور را پذيرفته اند، استناد آن به روايات را درست نمي دانند و معتقدند «از روايات، دليلي بر لزوم ترتيب در مراتب امر به معروف و نهي از منکر نداريم . روي اين اساس آنچه که مرحوم صاحب جواهر به عنوان تاييد راي مشهور در مورد «لزوم ترتيب » به خاطر استفاده از رواياتي که مقيد مي کنند اطلاقات ادله امر به معروف و نهي از منکر را فرموده است ، ضعيف و بي اعتبار مي باشد.زيرا رواياتي که دلالت بر ترتيب مراتب امر به معروف و نهي از منکر دارند اولا از نظر سند ضعيف و بي اعتبارند و ثانيا دلالت برخلاف راي مشهور دارند» (نوري همداني ، امر به معروف ونهي از منکر، ص ٢٩٢).


ديني و افراط و تفريط ها در اين زمينه بوده است . اهتمام جدي فقها و بزرگان ديني در اين خصوص نشانگر ميزان اهميت و ظرافت اين کار است . در اين جا مراحل سه گانه را با تمرکز بر

فتاواي امام خميني بررسي مي کنيم :

الف . مرحله اول: «امر و نهي قلبي»

در اولين مرحله ، امر و نهي کننده بايد کاري کند که نشانگر انزجار قلبي اش باشد و به مخاطب بفهماند که بايد معروف را انجام دهد و منکر را ترک کند. نشان دادن انزجار قلبي درجاتي دارد نظير چشم فروبستن ، چهره در هم کشيدن، چهره يا بدن را برگرداندن و ترک مراوده و قهرکردن.

و البته «در هرمرتبه ، واجب است به درجه پائين تر آن اکتفاء کند وآسانتر آنرا انجام دهد بويژه در صورتي که انجام مرتبه شديدتر، موجب هتک حرمت طرف مقابل شود، در اين صورت تجاوز از مقدار لازم جائز نيست مثلا اگر احتمال دهد که تنها با بستن چشمانش مطلوب حاصل مي شود،

259

انجام مرتبه بالاتر جائز نيست ».

به اين نکته نيز بايد توجه داشت که مرحله «انکار قلبي » به معناي نارضايتي قلبي صرف نيست .

نارضايتي در صورتي عنوان امر به معروف و نهي از منکر به خود مي گيرد که در هر يک از مراتب آن بروز و ظهور پيدا کند و مخاطب متخلف ، متوجه آن شود. بنا براين اگر در برخورد با جرم و گناهي که فردي انجام داده است ، فقط در درون خود ناراحت باشيم ، امر به معروف و نهي از منکر نکرده ايم . کساني که در اين مرحله اقدام به امر و نهي مي کنند به اين نکته لازم است توجه داشته باشند که کدام مرتبه از مراتب ياد شده بازدارندگي بيشتري نسبت به مخاطب دارد.٢٦٠نشان دادن انزجار و تنفر قلبي از راه ترک مراودت و مجالست با تبهکاران مورد مطالبه و تاکيد قرآن نيز

٢٥٩تحرير الوسيله ، ج١، کتاب الامر بالمعروف، القول في مراتب الأمر بالمعروف، المرتبة الأولي، ص٤٧٦، مساله ١.

٢٦٠«شخصي رفيق و دوست شماست ، با يکديگر صميمي و محشور هستيد...با هم گرم ميگيريد، مسافرت ميرويد... اطلاع پيدا ميکنيد که همين رفيق صميمي شما دچار فلان عمل زشت شده، فلان گناه قطعي و مسلم را مرتکب ميشود، يکي از اقسام تنبيه که در مواردي بايد انجام شود اين است که شما نسبت به او سردي نشان دهيد، بياعتنايي کنيد و آن صميميتي که در گذشته به او نشان ميداديد بعد از اين نشان ندهيد... ولي اين در موردي است که ...عمل شما نسبت به او تنبيه تلقي شود، يعني تحت يک زجر و شکنجه روحي قرار گيرد و اين عمل شما در جلوگيري از کار بد او تأثير داشته باشد و گرنه مواردي هم هست که کسي، فرزند شما، دوست شما، مبتلا به عادت زشتي شده است و رابطه او با شما روي عادتي است که از گذشته داشته است ، چه بسا از اينکه شما با او قطع رابطه کنيد استقبال ميکند تا او هم با شما قطع رابطه کند و آزادتر دنبال منکرات و کارهاي زشت برود، در اينجا قطع رابطه شما با او نه تنها اثر تنبيهي ندارد، بلکه اثر تشويقي نيز دارد، يعني او را بيشتر در کار خود آزاد ميگذاريد و در عمل به آن کار تشويق ميکنيد. در چنين مواردي قطع رابطه درست نيست ».(مطهري، مجموعه آثار (حماسه حسيني ) ج١٧، ص ٢٤٦-٢٤٥)


قرارگرفته است : «و البته [خدا] در کتاب [قرآن] بر شما نازل کرده که : هر گاه شنيديد آيات خدا مورد انکار و ريشخند قرار ميگيرد، با آنان منشينيد تا به سخني غير از آن درآيند، چرا که در اين صورت شما هم مثل آنان خواهيد بود. خداوند، منافقان و کافران را همگي در دوزخ گرد خواهد

261

آورد» .

دستور به ترک محافل گناه و مجالس نامشروع، چه بسا به اين دليل باشد که حضور مومنان هرچند با نارضايتي دروني ، به منزله مشروعيت دادن به اين مجالس تلقي مي شود و قبح و زشتي منکر آهسته آهسته از بين برود. از آثار مخرب ديگر آن، جرات پيداکردن بر انجام تخلفات و گناهان و تسهيل در زير پاگذاشتن محرمات است زيرا تماشاي گناه و ديدن صحنه هايي که گناهکاران مرتکب آن هستند به تدريج ، اهميت گناه و بزرگي آن را در ديده انسان کوچک مي کند و زمينه هاي تحريک و وسوسه به انجام آن را فراهم مي سازد.

مراتب مرحله اول:جلوه هاي گوناگون̂Hن اين مرحله را مي توان اين گونه برشمرد: بي توجهي کردن، سر به زير انداختن ، چشم برروي هم گذاشتن ، نگاه معنا دار کردن، اخم کردن و چهره درهم کشيدن، قهرکردن، و بالاخره محل گناه را ترک کردن. امر و نهي کنندگان با توجه به درجه تاثير هريک از اين مراتب بر مخاطب ، لازم است مناسب ترين مرتبه را انتخاب کنند.

ب. مرحله دوم : «امر و نهي زباني»

در برخي از موارد فرد بيمار يا گناهکاري «عمل زشتي را که مرتکب ميشود، به خاطر جهالت و ناداني اوست ، تحت تأثير يک سلسله تبليغات قرار گرفته است ، احتياج به مربي دارد، احتياج به هادي و راهنما و معلم دارد، احتياج به روشن کننده دارد، احتياج به فردي دارد که با او تماس بگيرد، با کمال مهرباني با او صحبت کند، موضوع را با او درميان بگذارد، معايب و مفاسد را براي او تشريح کند تا آگاه شود و بازگردد».٢٦٢فتواي امام در اين زمينه چنين است :«اگر احتمال دهد که با ارشاد و موعظه و سخن نرم و ملايم ، غرض حاصل مي شود واجب است چنين کند و تجاوز از آن جائز نيست ».٢٦٣و درگام بعد «اگر بداند که با موعظه و سخن ملايم ، غرض حاصل نمي شود، با تحکم او را امر به معروف و نهي از منکر مي کند، و در اين مرتبه اگر احتمال تاءثير مي دهد، واجب است از آسانترين کلام آغاز کند وتجاوز از آن جايز نيست بويژه اگر مورد، کسي است که

٢٦١نساء: ١٤٠: و قد نزل عليکم في الکتاب ان اذا سمعتم آيات الله يکفربها و يستهزء بها فلا تقعدوا معهم حتي يخوضوا في حديث غيره انکم اذا مثلهم ان الله جامع المنافقين و الکافرين في جهنم جميعا.

٢٦٢مطهري، مجموعه آثار، ج١٧، ص٢٤٧.

٢٦٣تحرير الوسيله ، همان، المرتبة الثانية - الأمر و النهي لسانا، ص٤٧٨، مسألة ٢


خشونت ، هتک حرمت او است ».٢٦٤و « اگر جلوگيري از منکر و اقامه واجب متوقف بر درشت گويي و تهديد بر مخالفت باشد اين کار، جائز بلکه واجب است ولي بايد از دروغ گويي اجتناب

265

شود».

نکته جالب توجه اين است که رعايت ترتيب نسبت به مراحل سه گانه «انکار قلبي »، «انکار زباني» و «انکار عملي» در مورد نوع افراد و مخاطبان است . اما اگر با مخاطبي مواجه باشيم که تاثيرپذيري وي از مرحله دوم (انکار زباني ) بيش از مرحله اول ( انکار قلبي ) باشد، در مورد او بايد ابتدا از مراتب انکار زباني شروع کرد. «اگر در بعضي از مراتب نهي زباني (مرحله دوم) اهانت و ايذاء کمتري نسبت به مراتب انکار قلبي (مرحله اول) وجود دارد و غرض به همان حاصل مي شود واجب است نهي زباني مقدم شده و به مقدار لازم اکتفا شود. مثلا اگر فرض شود موعظه با بيان نرم و روي گشاده مؤ ثر است و يا احتمالا تاءثير دارد و کمتر از رويگرداني وقهر کردن و امثال آن، طرف را آزار مي دهد نبايد از اين نهي زباني تجاوز نموده و به قهر و روي گرداني تمسک بجويد.

امر کنندگان و امر شوندگان از نظر احوال مختلفند، چه بسا اشخاصي که قهرکردنشان طرف را بيشتر آزار ميدهد و براي او سنگين تر واهانت آميزتر است تا امر و نهي از منکر زبانيشان ، بنابراين بر امر ونهي کننده لازم است که رعايت مراتب و حال اشخاص را کرده و عمل خود را مطابق

266

آسانترين راه انجام دهد».

مراتب مرحلهدوم: جلوه هاي گوناگون̂Hن اين مرحله را مي توان اين گونه برشمرد: نصيحتو ارشاد با گشاده رويي و بيان ملايم ، نصيحت و ارشاد با بيان تند و شديد و بالاخره امر و نهي تهديد کننده و تجکم آميز.

ج. مرحله سوم : «امر و نهي عملي ».

منظور از اين مرحله ، اعمال قدرت است . گرچه تاثير مثبت امر و نهي قلبي يا زباني بر اکثر افراد خاطي ، قابل انکار نيست اما گاه با مجرم و تبهکاري روبرو هستيم که «نه اعراض و هجران ما تأثيري بر او ميگذارد و نه ميتوانيم با منطق و بيان و تشريح مطلب ، او را از منکر بازداريم ، بلکه بايد وارد عمل شويم ؛... معناي وارد عمل شدن تنها زورگفتن نيست ، کتک زدن و مجروح کردن نيست . البته ... مواردي هم هست که جاي تنبيه عملي است . اسلام ديني است ...که معتقد است

٢٦٤همان، مساله ٣.

٢٦٥همان، مساله ٤.

٢٦٦همان، مساله ٦.


مراحل و مراتبي ميرسد که مجرم را جز تنبيه عملي چيز ديگري تنبيه نميکند و از کار زشت باز

267

نمي دارد.

در مورد پيامبر اکرم گزارش شده است که در مقام درمان مردم، پزشکي بود که هم مرهم مي گذارد و همداغ مي کرد يعني در صورت لزوم جراحي مي کرد.٢٦٨اين رفتار پيامبر براي همه قابليت الگوگيري دارد. اين پزشک، گاه «احکم مراهمه » يعني منکرات و مفاسد فردي و اجتماعي را از راه لطف و مهرباني معالجه ميکرد، و در صورتي که اين شيوه سودي نمي بخشيد، «احمي مواسمه » وارد عمل جراحي مي شد و عميقا داغ مي کرد. هم مرهمهاي خود را بسيار محکم و مؤثر انتخاب ميکرد و هم آنجا که پاي داغ کردن و جراحي در ميان بود، عميق داغ ميکرد و قاطع جراحي

مينمود. شايد سعدي از همين سيره رسول خدا الهام گرفته است که مي گويد:

درشتي و نرمي بهم در به استچو رگزن که جراح و مرهم نه است

فتاواي امام خميني در اين زمينه نيز جالب توجه مي باشد: «اگر علم يا اطمينان داشته باشد که مقصود با دو مرحله قبلي حاصل نمي شود واجب است به مرحله سوم که مرحله اعمال قدرت است منتقل شود البته با رعايت مراتب نرم تر آن».٢٦٩بدين ترتيب که «اگر ايجاد فاصله بين فرد و گناه مستلزم تصرف در فرد يا ابزار کار وي باشد به اين صورت که دست او را بگيرد و يا او را

270

طرد کند و يا در جام شراب و يا در چاقوي او تصرف کند، اين کار جائز و بلکه واجب است ».

مراتب مرحله سوم:اين مراتب ، اموري نظيرايجاد فاصله ميان شخص و جرم و گناه، تصرف در ابزار گناه مثل ريختن شراب يا شکستن جام، درتگنا قراردادن فرد، زنداني کردن، کتک زدن، مجروح کردن و در آخرين مرتبه به قتل رساندن را شامل مي شوند.

د. محدوديتهاي مرحله سوم

اينک اين پرسش وجود دارد که در مرحلهاقدام عملي براي جلوگيري از منکر، آيا هر نوع اقدام عملي براي جلوگيري از منکر از سوي افراد جايز است ؟ آيا براي جلوگيري از انجام منکر، زنداني کردن يا زدن يا مجروح کردن يا کشتن فرد جايز است ؟ آيا آمران و ناهيان مي توانند حد شرعي را

٢٦٧مطهري، مجموعه آثار، ج١٧، ص ٢٤٨.

٢٦٨نهج البلاغه ، خطبه ١٠٨: «طبيب دوار بطبه ، قد احکم مراهمه و احمي مواسمه يضع ذلک حيث الحاجة إليه -من قلوب عمي و آذان صم-و ألسنة بکم : پيامبر، طبيبي است که براي درمان بيماران، سيار است . مرهم هاي شفا بخش او آماده-و آنجا که دارو سودي ندهد-و ابزار داغ کردن زخم ها را گداخته آن را به هنگام حاجت بر دلهايي نهد که -از ديدن حقيقت -نابينا و گوشهايي که ناشنوا و زبانهايي که ناگوياست .

٢٦٩همان، المرتبه الثالثه ، ص٤٨٠، مسألة ١

٢٧٠همان، مساله ٣.


نسبت به افراد جاري سازند؟ مروري بر آراء فقها نشان مي دهد که ديدگاه يکساني در اين زمينه

وجود ندارد:

يک. زدن بدون ايجاد جراحت :گرچه عموم فقيهان آن را جايز شمرده اند.٢٧١ولي برخي آن را

272

بدون اذن امام يا نايب وي، جايز نمي دانند.

دو. مجروح کردن يا کشتن :برخي آن را بدون نياز به اذن امام جايز دانسته اند٢٧٣هرچند اکثريت قريب به اتفاق فقيهان، حکم به عدم جواز داده٢٧٤و گفته اند درصورتي که اقدام آمر يا ناهي منجر به شکستگي عضو يا قتل شود وي داراي مسئوليت کيفري خواهد بود.

سه . اجراي حدود:آيا افراد عادي مي توانند در برخورد با جرايمي که در نظام کيفري اسلام، براي آنها مجازات هاي خاصي مقررشده و در قانون مجازات اسلامي نيز ذيل عناوين حدود، قصاص و تعزيرات، منعکس شده است ، اقدام کرده و حد شرعي را بر مجرمان اجرا کنند؟ در پايان فصل اول گفتيم که بيشتر فقيهان، اقامه حد بر افراد را صرفا در صلاحيت امام معصوم يا نايبان امام يعني فقيهان جامع الشرايط مي دانند٢٧٥. برخي اجراي حد را تنها در مورد ارباب نسبت به برده خود روا دانسته اند٢٧٦. برخي ديگر از فقها علاوه بر اين مورد، اقامه حد بر زن و فرزند را نيز از سوي شوهر

٢٧١لو لم يحصل المطلوب إلا بالضرب و الإيلام فالظاهر جوازهما مراعيا للأيسر فالأيسر و الأسهل فالأسهل ، و ينبغي الاستيذان من الفقيه الجامع للشرائط (امام خميني ، تحرير الوسيلة ، ج١، ص٤٨١، مسألة ١٠).

٢٧٢الثالثة : إعمال القدرة في المنع عن ارتکاب المعصية بفرک الأذن أو الضرب أو الحبس و نحو ذلک، و في جواز هذه المرتبة من غير إذن الإمام عليه السلام أو نائبه إشکال. (سيستاني ، منهاج الصالحين ، ج١، ص٤٢٠ به نقل از نرم افزار جامع فقه اهل البيت )

٢٧٣و لو افتقر إلي الجراح و القتل ، قال السيد المرتضي: يجوز ذلک بغير إذن الامام( حلي ، تذکرة الفقهاء، ج٩، ص

٤٤٤). و الأقرب ما قاله السيد(حلي ، مختلف الشيعة ، في أحکام الشريعة ، ج٤، ص٤٦١)

٢٧٤و ليس له القتل و الجراح إلا بإذن سلطان الزمان المنصوب لتدبير الأنام( مفيد، المقنعة ، ص٨٠٩). فأما القتل و الجراح في الإنکار، فإلي السلطان أو من يأمره السلطان (سلار، المراسم العلوية و الأحکام النبوية ، ص٢٦٠). و قال الشيخ رحمه الله : ظاهر مذهب شيوخنا الإمامية أن هذا الجنس من الإنکار لا يکون إلا للأئمة أو لمن يأذن له الإمام(حلي ، تذکرة الفقهاء، ج٩، ص ٤٤٤، حلي ، مختلف الشيعة في أحکام الشريعة ، ج٤، ص٤٥٩). لو افتقر إلي الجراح أو القتل هل يجب قيل نعم و قيل لا إلا بإذن الإمام و هو الأظهر(حلي ، شرائع الإسلام ، ج١، ص: ٣١٢). و هو الأظهر( نجفي ، جواهر الکلام ، ج٢١، ص ٣٨٣)

٢٧٥و أما إقامة الحدود فإنها الي الإمام خاصة ، أو من يأذن له ، و لفقهاء الشيعة في حال الغيبة ذلک(کرکي ، جامع المقاصد في شرح القواعد، ج٣، ص٤٨٨). و قيل يجوز للفقهاء العارفين إقامة الحدود في حال غيبة الإمام (حلي ، شرائع الإسلام ، ج١، ص٣١٣)

٢٧٦...و قد رخص في حال غيبة الإمام أن يقيم الإنسان الحد علي مملوکه ...(حلي ، تذکرة الفقهاء، ج٩، ص٤٤٥).

علامه اين قول را به ابن ادريس نيز نسبت داده است (همان ).


و پدر جايز دانسته اند.٢٧٧از فتاواي مورد اشاره که بگذريم در حال حاضر و با وجود دولت اسلامي و نهادهاي قضايي خاص، فقها نه تنها اجازه اجراي حدود را به افراد غير مسئول نمي دهند

278

بلکه موارد نهي عملي خفيف تر را نيز توسط مردم جايز نمي دانند .

چهار. مبارزه مسلحانه :برخي از فقيهان اين اقدام را در صورتي که به قصد جلوگيري از منکر

279

باشد حتي بدون اذن امام، جايز دانسته اند.

ه. محدوديت امر و نهي عملي با وجود حکومت اسلامي

به نظر مي رسد اختلاف نظر در ميان فقها در مرحله امر به معروف و نهي از منکر عملي و مراتب آن، همگي ناظر به زماني مي باشد که حکومت اسلامي با اقتدار سياسي و قضايي وجود ندارد. با وجود نظام اسلامي و مبسوط اليد بودن آن، اقدام عملي افراد براي نهي از منکر در بسياري از موارد، باعث به هم ريختن نظم اجتماعي خواهد شد. در زماني که نهادهاي امنيتي و قضايي آموزش ديده، مبارزه با منکرات و مرتکبين آن را در دستور کار خود قرارمي دهند، هدف از نهي از منکر تحقق مي يابد و ورود ديگران در اين عرصه جز تزاحم و ايجاد هرج و مرج رهاوردي نخواهد داشت٢٨٠. بنا بر اين ، چون با وجود حکومت اسلامي ، امکان ارجاع مراتب مربوط به امر و

٢٧٧و يجوز للزوج إقامة الحد علي زوجته و الوالد علي ولده و السيد علي عبده(عاملي ، اللمعة الدمشقية في فقه الإمامية ، ص٨٤)

٢٧٨مسأله ٢٤١٩ـ «امر به معروف و نهي از منکر مراتبي دارد که بعضي از اين مراتب ، احتياج به اجازه حاکم شرع ندارد و بعضي دارد، آنچه احتياج به اجازه حاکم شرع ندارد همان امر به معروف با زبان و دل و نصيحت کردن يا اعراض و بي اعتنايي و ترک مراوده نمودن است و اگر تأثير نکرد جايز است با کلمات تند و خشن که خالي از گناه باشد يا با توسل به زور، به اين طريق که جلو فرد گنهکار را بگيرد، يا وسايل گناه را از دسترس او خارج سازد، اقدام نمايد ولي اگر براي امر به معروف و نهي از منکر لازم شود که متوسل به ضرب و جرح يا اتلاف اموال و بالاتر از آن گردد در اين صورت هيچ کس بدون اجازه حاکم شرع حق اقدام ندارد، بلکه بايد اصل کار و مقدار و اندازه آن طبق ضوابط اسلامي با نظر حاکم شرع تعيين گردد».(آيه الله مکارم شيرازي، ماخذ سايت راه بهشت ، پايگاه اطلاع رساني ستاد احياء امر به معروف استان اصفهان.www.rahebehesht.org)

٢٧٩فإن قيل هل يجب في إنکار المنکر حمل السلاح. قلنا نعم إذا احتيج إليه بحسب الإمکان لأنه تعالي قد أمر به فإذا لم ينجع فيه الوعظ و التخويف و لا التناول باليد وجب حمل السلاح لأن الفريضة لا تسقط مع الإمکان إلا بزوال المنکر الذي لزم به الجهاد إلا أنه لا يجوز أن يقصد القتال إلا و غرضه إنکار المنکر. و أکثر أصحابنا علي أن هذا النوع من إنکار المنکر لا يجوز الإقدام عليه إلا بإذن سلطان الوقت . (راوندي، فقه القرآن، ج١، ص٣٥٨-٣٥٧)

٢٨٠در اين زمينه فتواي زير از آيه الله خامنه اي قابل توجه است : (سؤال١٠٥٥) آيا در مواردي که راه جلوگيري از وقوع منکر منحصر به ايجاد مانع بين فعل حرام و فاعل آن، و آن هم متوقف بر کتک زدن وي يا زنداني کردن و سخت گرفتن بر او و يا تصرف در اموال وي هر چند با تلف کردن آن باشد، ميتوان بدون کسب اجازه از حاکم ،

اقدامبهآنازبابنهيازمنکرنمود؟


نهي عملي ، به نيروهاي انتظامي و قضايي وجود دارد، وظيفه آمران و ناهيان فقط امر و نهي زباني مي باشد بويژه در مواردي که جلوگيري از منکر مستلزم تصرف در اموال انجام دهنده منکر يا تعزير يا زنداني کردن وي و نظاير اين ها باشد؛ آري در زمان يا مکاني که حکومت اسلامي اقتداري ندارد بر مکلفان -در صورت وجود شرايط - انجام مرحله به مرحله امر به معروف و نهي

281

از منکر واجب بوده و در هر مرحله بايد رعايت مراتب صورت گيرد.

از سوي ديگر، از آن جا که معروف ها و منکرها در بسياري از موارد بعد اجتماعي دارند در زمان حکومت اسلامي ، راي فقهي فقيهي که ولايت و امامت امت در اختيار اوست ، بر راي فقهي ساير فقيهان در صورت تعارض مقدم مي باشد. بدين ترتيب حتي اگر فرض شود که در همين زمان فقيهي امر به معروف و نهي از منکر عملي را با مراتب آن جايز مي داند در خصوص معروف و منکرهاي اجتماعي ، اين فتوا نمي تواند حتي براي مقلدان وي مبناي عمل قرارگيرد.

البته ارجاع امر و نهي عملي به ماموران دولتي ، به طور مطلق از مردم سلب مسئوليت نمي کند زيرا در پاره اي از موارد، چه بسا منکري که در حال وقوع است به قدري داراي اهميت مي باشد که بايد در هرصورت از آن جلوگيري کرد هرچند به قتل مرتکب آن منجرشود. فتواي امام خميني در

پاسخ : اين موضوع حالات و موارد مختلفي دارد، به طور کلي مراتب امر به معروف و نهي از منکر، اگر متوقف بر تصرف در نفس يا مال کسي که فعل حرام را بجا آورده نباشد، احتياج به کسب اجازه از کسي ندارد، بلکه اين مقدار بر همه مکلفين واجب است . ولي مواردي که امر به معروف و نهي از منکر متوقف بر چيزي بيشتر از امر و نهي زباني باشد، اگر در سرزميني باشد که داراي نظام و حکومت اسلامي است و به اين فريضه اسلامي اهميت داده ميشود، احتياج به اذن حاکم و مسئولين ذيربط و پليس محلي و دادگاههاي صالح دارد. (ماخذ: سايت راه بهشت ، پايگاه اطلاع رساني ستاد احياء امر به معروف استان اصفهان.www.rahebehesht.org)

٢٨١سئوال شماره ١٠٦٧: «آيا وظيفه افراد در امر به معروف و نهي از منکر اين است که فقط به امر به معروف و نهي از منکر زباني اکتفا کنند؟ و اگر اکتفا به تذکر زباني واجب باشد، اين امر با آنچه در رساله هاي عمليه بخصوص تحرير الوسيله آمده است ، منافات دارد، و اگر مراتب ديگر امر به معروف و نهي از منکر هم براي افراد در موارد لزوم جايز باشد، آيا در صورت نياز ميتوان همه مراتب مذکور در تحرير الوسيله را انجام داد»؟

پاسخ آيه الله خامنه اي: «با توجه به اينکه در زمان اقتدار حکومت اسلامي ميتوان مراتب بعد از مرحله امر و نهي زباني را به نيروهاي انتظامي و قوه قضائيه واگذار کرد، بخصوص در مواردي که براي جلوگيري از ارتکاب معصيت چاره اي جز اعمال قدرت از طريق تصرف در اموال کسي که فعل حرام انجام ميدهد يا تعزير و حبس او و مانند آن نيست ، در چنين زماني واجب است مکلفين در امر به معروف و نهي از منکر به امر و نهي زباني اکتفا کنند، و در صورت نياز به توسل به زور، موضوع را به مسئولين ذيربط در نيروي انتظامي و قوه قضائيه ارجاع دهند و اين منافاتي با فتاواي امام راحل «قدسسره » در اين رابطه ندارد. ولي در زمان و مکاني که حاکميت و اقتدار با حکومت اسلامي نيست ، بر مکلفين واجب است که در صورت وجود شرائط ، جميع مراتب امر به معروف و نهي از منکر را با رعايت ترتيب آنها تا تحقق غرض انجام دهند». (أجوبة الاستفتاءات، ج١، ص١٩٠-١٩١).


اين زمينهقابل توجه مي باشد. ايشان با آنکه همانند ساير فقها، زدني را که منجر به جرح يا قتل شود جايز نمي داند، مي گويد: «اگر منکر از مواردي است که خداوند به هيچ وجه راضي به تحقق آن نباشد، مانند کشتن انسان بي گناه، در اين صورت نهي از منکر حتي اگر منتهي به مجروح شدن يا کشتن شود جايز بوده و نيازي به اجازه از امام يا فقيه نمي باشد».٢٨٢روشن است که اين گونه اقدامات اختصاص به زماني دارد که دسترسي به مقامات انتظامي و قضايي در لحظه وقوع جنايت ممکن نباشد. اين موضوع همان چيزي است که به لحاظ قانوني از مصاديق دفاع مشروع قلمداد مي شود و به موجب ماده ٦١ قانون مجازات اسلامي و تبصره آن، با شرايطي ، حتي اگر منجر به قتل

٢٨٣

بشود، معافيت مرتکب از مجازات را به دنبال دارد .

بدين ترتيب در زمان حاضر که حکومت اسلامي وجود دارد و نهادهاي خاصي ماموريت مبارزه با منکرات را برعهده دارند مردم صرفا وظيفه امر و نهي قلبي و زباني دارند و اقدام عملي براي

جلوگيري از منکر در هر مرتبه و سطحي ، وظيفه مقامات صلاحيتدار دولتي است مگر آن که :

يک.منکر از مواردي باشد که در هر شرايطي بايد از وقوع آن جلوگيري کرد مانند قتل انسان بي گناه يا تجاوز به نواميس مسلمانان.

دو.در زمان وقوع منکر، دسترسي به مقامات انتظامي و قضايي ممکن نباشد.

٢٨٢تحرير الوسيلة ، ج١، ص٤٨١، مسألة ١٢.

٢٨٣ماده ٦١–هرکس در مقام دفاع از نفس يا عرض و يا ناموس و يا مال خود يا ديگري و يا آزادي تن خود ياديگري در برابر هرگونه تجاوز فعلي و يا خطر قريب الوقوع عملي انجام دهدکه جرم باشد در صورت اجتماع شرايطزير قابل تعقيب و مجازات نخواهد بود: ١–دفاع با تجاوز و خطر متناسب باشد.٢–عمل ارتکابي بيش از حد لازم نباشد.٣–توسل به قواي دولتي بدون فوت وقت عملا ممکن نباشد و يا مداخله قواي مذکور در رفع تجاوز و خطر موثر واقع نشود

تبصره–وقتي دفاع از نفس و يا ناموس و يا عرض و يا مال ويا آزادي تن ديگري جايز است که او ناتوان از دفاعبوده

ونياز به کمک داشته باشد.

100




گفتار دوم: قلمرو قانوني

مقدمه :اصل هشتم قانون اساسي مي گويد: «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت . شرايط و حدود و ک يفي ت آن را قانون معين ميکند.«والمومنون و المومنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر»

يکم . ملاحظات قانوني

پيش از بيان آنچه که مربوط به محدوديت هاي قانوني است ، مناسب است نکات زير نيز مورد

توجه قرارگيرد:

١.گرچه همان گونه که در گفتار اول گفتيم ، از نظر شرعي اين وظيفه متوجه مسلمانان مي باشد ولي چون قانون گذار، آن را «همگاني » دانسته است ، به فرد، جريان يا گروه يا دين خاصي تعلق ندارد شايد به اين دليل که چون هدف از امر به معروف و نهي از منکر ترويج خوبي ها و دوري از بديهاست و هر انساني فطرتا در پي چنين جامعه اي است ، براي تحقق اين هدف، همه شهروندان چه مسلمان و چه غير مسلمان مي توانند و بلکه لازم است ايفاي نقش کنند.

٢. اجرايي شدن اين تکليف ، نيازمند قوانين و مقرراتي است که شرايط ، مراتب و کيفيت آن را در حوزه هاي مختلف از جمله حوزه نظارت مردم نسبت به يک ديگر تعيين کند. بدون وجود ساز و کارهاي قانوني چه بسا اقدامات خودسرانه و يا برداشتها و سليقه هاي متفاوت در انجام اين وظيفه شرعي و قانوني ، به نظم اجتماعي آسيب هاي جدي وارد خواهد ساخت .

٣.از آن جا که آيه ٧١ سوره توبه ، مستند اين اصل قرارگرفته است ، روشن مي شود که اين تاسيس حقوقي ، خاستگاهي ديني دارد و قانون اساسي همان نظارت عمومي مورد توجه شرع را به رسميت شناخته و آن را مدل مناسب بلکه لازمي براي سالم سازي محيط جامعه تشخيص داده است .

با عنايت به ملاحظات فوق، گام نخست در تعيين قلمرو قانوني ، شناسايي مواردي است که دخالت اشخاص- به هر دليلي از جمله انجام امر به معروف و نهي از منکر- از نظر قانوني ممنوع مي باشد.

دوم. محدوديتهاي قانوني

موارد محدوديت را در يک تقسيم بندي کلي شامل محدوديت هاي مرتبط با حريم خصوصي و محدوديت هاي مرتبط با حوزه نهادهاي قانوني ، مي توان مورد بررسي قرارداد.

الف . محدوديت هاي مرتبط با حريم خصوصي

در فصل اول گفتيم که حريم خصوصي ، «قلمروي است که هرفرد–جز در موارد بسيار استثنايي - عرفا يا شرعا يا قانونا از ورود ديگران به آن يا نظارت ديگران بر آن و يا دسترسي ديگران به اطلاعات مربوط به آن مصون مي باشد». اين حريم دربرگيرنده ابعاد و حوزه هاي گوناگوني همچون حريم خصوصي اعتقادي، حريم خصوصي جسماني ، حريم خصوصي اماکن و منازل، حريم خصوصي ارتباطات و حريم خصوصي اطلاعات مي باشد. اينک به بررسي اين ابعاد به همراه

مستندات قانوني آنها مي پردازيم :

١. حريم خصوصي اعتقادي (تفتيش عقايد و افکار).«تفتيش عقايد» در حقيقت نوعي خاص از تجسس است که در شرع مقدس نيز ممنوع مي باشد. اصل بيست و سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به صراحت و به صورت مطلق اين امر را ممنوع ساخته و مقرر داشته است که

«تفتيش عقايد ممنوع است و هيچکس را نمي توان به صرف داشتن عقيدهاي مورد تعرض و مواخذه قرار داد».

با تامل در اصل ٢٣ نکات زير استفاده مي شود:

يک. «ممنوعيت تفتيش » مطلق مي باشد و تفتيش عقايد هرچند با عنوان امر به معروف و نهي ازمنکر را شامل مي شود.

دو.«عقايد» مطلق مي باشد و شامل عقايد سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و ديني و مذهبي مي گردد.

سه .اين اصل در مقام بيان ممنوعيت دو چيز است : تفتيش عقايد (تلاش براي کشف عقيده يک فرد) و تعرض به فرد به خاطر عقيده خاص او. صدر اصل ، ناظر به زماني است که ما از عقيده فرد مطلع نيستيم و با تفتيش عقيده مي خواهيم از آن آگاه گرديم ؛ نفس اين کار، غير قانوني است ؛ خواه پس از تفتيش روشن گردد که عقيده وي به نظر ما عقيده اي درست و صحيج است يا نادرست و باطل . اما ذيل اصل که مي گويد « هيچکس را نميتوان به صرف داشتن عقيدهاي مورد تعرض و مواخذه قرار داد» مربوط به زماني است که ما از عقيده فرد مطلع شده ايم ؛ در اين صورت نيز

102




تعرض به وي و بازخواست او به دليل داشتن عقيده اش وجاهت قانوني ندارد حتي اگر تفتيش عقيده اي در کار نبوده و به عنوان مثال خود وي ما را از عقيده اش مطلع ساخته باشد.

چهار.به نظر مي رسد منظور از اينکه «هيچکس را نميتوان به صرف داشتن عقيدهاي مورد تعرض و مواخذه قرار داد» تعرض قانوني از سوي دولت است که در قالب اخطار، احضار، دستگيري، زندان و مجازات هاي ديگر صورت مي گيرد. دولت نه تنها نسبت به عقايد مذهبي ديگران نبايد اين گونه مواضعي اتخاذ کند بلکه به موجب اصل ١٤ قانون اساسي هم دولت و هم مسلمانان موظف اند «نسبت به افراد غير مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامي عمل نمايند و حقوق انساني آنان را رعايت کنند».

پنج .نهي از منکر نسبت به فردي که داراي عقيده باطل و موهوم است را نمي توان از مصاديق تعرض به شخص قلمداد کرد. زيرا اولا با وجود حکومت اسلامي ، مرحله عملي نهي از منکر وظيفه مردم نمي باشد و در اين خصوص صرفا بايد به دو مرحله قلبي و زباني آنهم با رعايت مراتب آن اکتفا کرد. و ثانيا اساسا نهي عملي در امور اعتقادي امکان پذير نمي باشد. زيرا امکان جلوگيري از آنچه به عقيده مربوط است به صورت فيزيکي وجود ندارد و راه نهي از منکر منحصر به مرحله قلب و زبان با رعايت مراتب آن مي باشد؛ در اين صورت، نهي شونده نمي تواند تذکر زباني را تعرض به خود بشمار آورد. بدين ترتيب ، نهي از منکر در اين خصوص با استناد به اصل هشتم قانون اساسي ، هيچ گونه تعارضي با اصل ٢٣ نخواهد داشت .

شش. اگر گفته شود که تذکر زباني نيز نوعي تعرض به فرد است و نهي از منکر حتي در حالت قلبي و زباني آن با اصل آزادي عقيده مستفاد از اصل ٢٣ همسويي ندارد و ديگران نمي توانند به بهانه باطل بودن عقيده اي، صاحب آن را به باد انتقاد گرفته اعتقادات او را زير سئوال ببرند زيرا چنين انتقاداتي هرچند با ملايمت و متانت صورت گيرد براي انتقاد شونده خوشايند نيست و با احساس ناراحتي و نگراني همراه بوده و چه بسا خسارات روحي جبران ناپذيري را براي او به دنبال آورد، در پاسخ مي توان با استناد به اصل چهارم، نهي از منکر را که وجوب شرعي دارد بر نهي از تعرض به عقايد اشخاص که لزوم قانوني دارد، حاکم دانست و به عبارت ديگر، اين مورد از موارد حاکميت اصل چهارم بر اصول ديگر از جمله اصل بيست و سوم خواهد بود.

٢. حريم خصوصي جسماني(شامل هر گونه بازرسي بدني از روي لباس، بازرسي بدني با درآوردن لباس، تفتيش اندامهاي داخلي انسان و انجام معاينات و آزمايش هاي پزشکي )

٣. حريم خصوصي اماکن ، منازل و وسايل(شامل منزل، باغ، وسيله نقليه و بخشي از فضاي در اختيارگرفته شده توسط افراد در پارکها و استراحتگاهها)

103




در زمينه مستند قانوني حريم خصوصي جسماني و اماکن مي توان به اصل ٢٢ قانون اساسي اشاره کرد: «حي يثت٢٨٤، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردي که قانون تجويز کند».

٤. حريم خصوصي ارتباطات(شامل ارتباطات کلامي ، ارتباطات پستي (محتواي تمامي اشکال مراسلات)، ارتباطات مخابراتي (ارتباطات از راه دور از طريق تلفن ، تلکس ، فکس ، بي سيم ) و ارتباطات الکترونيکي و اينترنتي (شکلهاي جديد مراسلات همچون پست الکترونيکي و ماهواره اي که دامنه اين حوزه از حريم خصوصي را به شدت توسعه داده است ).

اصل ٢٥ قانون اساسي در اين زمينه مقرر مي دارد که «بازرسي و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفني ، افشاي مخابرات تلگرافي و تلکس ، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع ست مگر به حکم قانون».

اصل مزبور گرچه ظهور در اقداماتي دارد که دولت يا ماموران دولتي نسبت مردم دارند اما مي توان از آن استظهار نمود که قانون گذار در مقام بيان ممنوعيت مطلق و غير قانوني بودن نفس چنين اقداماتي است خواه اين اقدام از سوي دولت نسبت به مردم باشد يا از سوي برخي از مردم نسبت به برخي ديگر. بدين ترتيب رهگيري تمامي ارتباطات از راه دور و پايش ارتباطات کلامي - حضوري افراد جز با رعايت قانون، ممنوع است .

ماده ٦٤٨ از قانون مجازات اسلامي در مورد نقض حريم خصوصي جسماني چنين مقرر کرده است : اطبا و جراحان و ماماها و داروفروشان و کليه کساني که به مناسبت شغل يا حرفه ي خود محرم اسرار مي شوند هر گاه در غير از موارد قانوني ، اسرار مردم را افشا کنند به سه ماه و يک روز تا يک سال حبس و يا به يک مي يلون و پانصد هزار تا شش مي يلون ريال جزاي نقدي محکوم مي شوند.

٢٨٤حيثيت ، آبرو و منزلت اجتماعي هر فرد است که با وجود آن مورد احترام قرار مي گيرد. به موجب اصل سي و نهم قانون اساسي : «هتک حرمت و حيثيت کسي که به حکم قانون دستگير، بازداشت ، زنداني ، يا تبعيد شده به هر دليل که باشد ممنوع و موجب مجازات است ». بر اساس ماده سوم اعلاميه جهاني حقوق بشر «هر کس حق زندگي ، آزادي و امنيت شخصي دارد». ماده دوازدهم اين اعلاميه نيز مي گويد: احدي در زندگي خصوصي ، امور خانوادگي

، اقامتگاه يا مکاتبات خود ، نبايد مورد مداخله هاي خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نبايد مورد حمله قرار گيرد . هر کس حق دارد در مقابل اينگونه مداخلات و حملات مورد حمايت قانون قرار گيرد. مواد ٩ و

١٧ ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي نير به ترتيب تاکيد کننده مفاد مواد ٣ و ١٢ اعلاميه جهاني حقوق بشر مي باشند.

104




ممنوعيت افشاي اسرار در ماده فوق شامل مواردي که مستمسک آن امر به معروف يا نهي از منکر باشد نيز مي شود.

مطابق بند ف ماده ٣ قانون وظايف و اختيارات وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات مصوب

٨٢.٩.١٩ مجلس شوراي اسلامي ، «حفاظت و حراست و عدم ضبط و افشاي انواع مراسلات و امانات پستي و همچنين مکالمات تلفني و مبادلات شبکه اطلاعرساني و اطلاعات مربوط به اشخاص حقيقي و حقوقي طبق قانون» بخشي از وظايف و اختيارات وزارت ارتباطات و فناوري

٢٨٥

اطلاعات است . بر اين اساس انواع شنود و رهگيريها بدون رضايت افراد ممنوع مي باشد .

مي توان از اين مصوبه استظهار نمود که ماموران وزارت خانه ، علاوه بر عدم تعرض به حريم خصوصي ارتباطات افراد، موظف اند به دليل برخورداري از امکانات لازم از تعرض ديگران و دسترسي آنان به اطلاعات مربوط به اشخاص، جلوگيري نمايند حتي اگر مستمسک چنين افرادي امر به معروف يا نهي از منکر باشد.

٥. حريم خصوصي اطلاعات(شامل حق اوليه افراد در محرمانه ماندن و جلوگيري از دريافت ، پردازش، و انتشار داده هاي شخصي مربوط به خود، مگر در موارد قانوني )

قانون تجارت الکترونيک ايران مصوب ٨٢.١٠.١٧ مجلس شوراي اسلامي در مواد ٥٨ تا ٦١ به

٢٨٦

موضوع حمايت دادهها پرداخته است .

مواد ٥٨ تا ٧٨قانون تجارت الکترونيکي ايراننيزحمايت از «داده پيام » هاي شخصي (حمايت

287

از دادهData Protecton)را مورد توجه قرار داده است .

٢٨٥منبع : پايگاه اطلاعات قوانين و مقررات کشورwww.dastour.ir.rooznamehrasmi.ir

٢٨٦منبع : سايت خبري تحليلي فناوري اطلاعات و ارتباطاتitna.ir..http:

٢٨٧ماده ٥٨ - ذخيره، پردازش و يا توزيع «داده پيام»هاي شخصي مبين ريشه هايقومي يا نژادي، ديدگاههاي عقيدتي ، مذهبي ، خصوصيات اخلاقي و «داده پيام»هاي راجع به وضعيت جسماني ، رواني و يا جنسي اشخاص

بدونرضايتصريحآنهابههرعنوانغيرقانونياست.

ماده ٥٩ - درصورت رضايت شخص موضوع «داده پيام» نيز به شرط آنکه محتوايداده پيام وفق قوانين مصوب مجلس شوراي اسلامي باشد ذخيره، پردازش و توزيع «داده پيام» هاي شخصي در بستر مبادلات الکترونيکي بايد با لحاظ شرايط زيرصورتپذيرد:الف ...د. شخص موضوع «داده پيام» بايد به پروندههاي رايانه اي حاوي «داده پيام» هايشخصي مربوط به خود دسترسي داشته و بتواند «داده پيام»هاي ناقص و يا نادرست را محو يا اصلاح کند.

ه. شخص موضوع «داده پيام» بايد بتواند در هر زمان با رعايت ضوابط مربوطه درخواست محو کامل پرونده رايانه اي

«دادهپيام»هايشخصيمربوطبهخودرابنمايد.

ماده ٦٠. ذخيره، پردازش و يا توزيع «داده پيام»هاي مربوط به سوابق پزشکي وبهداشتي تابع آئين نامه اي است که در

ماده(79)اينقانونخواهدآمد.

105




تمامي اصول و مواد قانوني مورد اشاره بيانگر حساسيت فوق العاده قانون گذار در زمينه حريم خصوصي و لزوم صيانت از حقوق مردم در اين حوزه مي باشد که رهاورد آن امنيت خاطر همه شهروندان خواهد بود و وظيفه امر به معروف ونهي از منکر نيز در خارج از اين قلمرو و محدوده پي گيري مي شود.

با عنايت به آنچه در زمينه حريم خصوصي و گونه هاي مختلف آن گفته شد مي توان به خوبي استنباط نمود که وظيفه شرعي و قانوني افراد در زمينه امر به معروف و نهي از منکر در جايي است که خارج از حريم خصوصي اشخاص باشد. دجامعه اي که با وجود اهتمام به نظارت عمومي و مسئوليت پذيري اجتماعي ، احترام به حريم خصوصي را نيز مورد توجه قرار مي دهد، سلامت فضاي عمومي همراه با احساس آرامش و امنيت روحي و رواني در مردم، دلپذيرترين محيط را براي پويايي و رشد مادي و معنوي شاهد خواهد بود.

ب. محدوديت هاي مرتبط با حوزه نهادهاي رسمي و قانوني

در بسياري از موارد، واکنش مردم در برابر اعمال غير قانوني صورت گرفته از سوي فرد يا افراد جامعه ، لازم است که به تذکر زباني محدود شود زيرا اقدامات فراتر از آن را نهادها و دستگاههاي دولتي برابر شرح وظايف مقرر خود برعهده دارند. به عنوان مثال جعل يا سوء استفاده از اسناد دولتي ، صدور چک بلامحل ، کلاهبرداري ، قاچاق کالا و ارز و نفايس ملي ، آدم ربايي ، نگهداري و حمل يا فروش سلاح، نگهداري و حمل يا فروش مشروبات الکلي و نيز جاسوسي براي بيگانگان از جمله منکرات مهمي هستند که بايد از آنها جلوگيري کرد. برخورد شايسته با موارد فوق نيازمند ظرافتها و يا اقدامات امنيتي خاصي است که جز از ماموران آموزش ديده و ورزيده و نيز با روزها و يا ماهها کار اطلاعاتي و تشکيلاتي امکان پذيرنمي باشد؛ بديهي است اقدامات ديگران در چنين مواردي هرچند با انگيزه هاي بسيار مقدس صورت گيرد نه تنها به نتايج مطلوب منجر نمي شود بلکه چه بسا آثار مخرب فراواني را بر جاي خواهد گذارد. به ديگر سخن مي توان در يک نگاه

کلي ، منکرات را به چند دسته تقسيم کرد:

١.منکراتي که از نظر شرعي ممنوعند ولي در قوانين موضوعه نسبت به ممنوعيت آنها تصريجي نشده است . نظير نگاه به نامحرم و يا ديدن عکس ها و تصاوير مستهجن در يک روزنامه يا مجله .

٢. منکراتي که هم از نظر شرعي و هم از نظر قانوني ممنوعند مانند روزه خواري در انظار عمومي

106




٣.منکراتي که هم از نظر شرعي و هم از نظر قانوني ممنوعند ولي درگذشته وجود نداشته و خاص جوامع پيچيده امروزي هستند و معمولا به طور سازمان يافته صورت مي گيرند مانند جعل اسناد دولتي ، قاچاق کالا و يا جاسوسي .

هرگاه منکري از نظر قانوني نيز ممنوعيت داشته باشد، از آن جا که داراي ضمانت اجرا مي باشد بناچار دولت براي مبارزه با چنين منکراتي ساز و کارهاي لازم را در نظر مي گيرد و آنچه را که در اين راستا ضروري تشخيص دهد اعم از نيروي انساني و تجهيزات مورد نياز فراهم مي کند. بر اين اساس در منکرات دسته دوم و سوم در کنار حرمت شرعي کار صورت گرفته که عکس العمل مومنان را در نهي از منکر با رعايت مراحل و مراتب آن در پي دارد، ما با حضور ماموران دولت نيز مواجه خواهيم بود؛ در اين جاست که چه بسا ميان ماموران دولت با نهي کنندگان از منکر، تزاحم و اصطکاکي به وجود بيايد، بدين جهت و نيز به دلايل ديگر که از جمله آن تخصصي بودن مبارزه با منکرات دسته سوم مي باشد، لازم است که ميان اقدامات افراد حقيقي با ماموران دولتي مرزبندي لازم صورت گيرد به اين صورت که نهي از منکر در دو مرحله قلبي و زباني از سوي مردم باشد و فراتر از آن به ماموران دولت در نهادها و دستگاههاي مسئول واگذار شود. به نظر مي رسد با توجه به دسته بندي فوق اقدامات مردمي در نهي از منکر قلبي و زباني مختص دسته اول و دوم منکرات مي باشد.

در زمينه منکرات دسته سوم، گاه منکر مورد نظر به قدري داراي اهميت و حساسيت است که حتي انکار قلبي و زباني از سوي مردم عادي، يعني کمترين واکنش نسبت به مجرم يا مجرمان سبب مي گردد که کليه مراحل پيگيري، تعقيب و دستگيري آنان با مشکل مواجه گردد؛ به همين دليل است که مي توان گفت که در منکرات دسته سوم، هر گونه اقدام در هر مرحله را بايد به دولت و مقامات دولتي سپرد و نقشي که مردم از باب نهي از منکر مي توانند ايفا کنند، صرفا نقش گزارش دهي و اطلاع رساني در مراحل اوليه مي باشد. به عبارت ديگر مبارزه با اين گونه از منکرات خاص و ويژه را بايد به ماموران ويژه سپرد. اين گونه تعامل مردم با دستگاههاي قانوني هم بيانگر حس مسئوليت پذيري شرعي و ملي آنان است و هم از پيامدهاي منفي اقدامات خودسرانه جلوگيري خواهد کرد.

در فصل چهارم به تفصيل به بررسي نهادهاي دولتي مسئول در زمينه منکرات و حوزه کاري آنها خواهيم پرداخت .

گفتار سوم: شيوه هاي اجرايي

مقدمه :اگر بخواهيم رابطه امر به معروف و نهي از منکر را با ساير الزامات شرعي بيان کنيم شايد در يک جمله بتوان گفت که اين فريضه ضمانت اجراي احکام و دستورات الهي است . تعبير گويا و زيباي امام باقر عليه السلام که فرمود «بها تقام الفرائض » (قوام و دوام ساير واجبات وابسته به اين فريضه است ) بر اين نکته اشاره دارد. در اين گفتار ما مي خواهيم از راه هاي اجرا شدن چيزي بحث کنيم که خود ضمانت اجراي ديگر قوانين شرع مقدس اسلام است . با توجه به جايگاه ويژه امر به معروف و نهي از منکر در فرهنگ اسلام و مسلمانان، همان گونه که در مقدمه کتاب اشاره کرديم ، عوامل زيادي نظير کم رويي ، عافيت طلبي ، ضعف غيرت ديني ، محافظه کاري ، رواج تساهل گرايي ، ترس از پيامدهاي منفي مالي ، جاني و ح يثيتي و عدم حمايت هاي قانوني ، همه و همه دست به دست هم داده تا انگيزه انجام اين فريضه در جامعه اسلامي کمرنگ شود. در مقدمه اين پژوهش اشاره کرديم که «مايکل کوک» پس از مقايسه «امر به معروف و نهي از منکر» با اصول مشابه در فرهنگهاي ديگر نظير «وظيفه امداد» در غرب، اعلام مي دارد که ه چ ي همتايي را از نظر اهميت و نمود، براي امر به معروف و نهي از منکر در خارج از اسلام نيافته است .٢٨٨متفکر نامدار اسلامي ، شهيد مطهري، بر اين باور است که «اين اصل يکي از ارکان تعليمات اسلامي است ، يکي از ارکاني [است ] که به نص صريح متون اسلامي و گفته پيغمبر اکرم اگر از بين برود تمام تعليمات اسلامي از بين رفته است اگر اين اصل منسوخ شود جامعه اسلامي به صورتي که بايد وجود داشته

289

باشد هرگز وجود نخواهد داشت .

براي برون رفت از اين وضعيت ناخوشايند و احياي امر به معروف و نهي از منکر چه بايد کرد؟ بدون شک تعيين و تبيين قلمرو و محدوده اقداماتي که مردم به عنوان انجام وظيفه ديني و قانوني خود مي توانند انجام دهند، اولين گام براي اجراي هدفمند، قانونمند و هرچه صحيح تر اين دو واجب فراموش شده است . در غير اين صورت، سخن از ضمانت اجرا لغو و بي فايده خواهد بود.

محورهايي را که در اين گفتار مورد بررسي قرار مي دهيم گرچه نمي توان به عنوان ضمانت اجراي مصطلح در حقوق قلمداد کرد ولي در اجرايي شدن اين فريضه شرعي و قانوني نقش بسزايي خواهند داشت .

الف . تدوين قوانين و مقررات مربوط

اصل هشتم مقرر مي دارد که «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت . شرايط و حدود و کيفيت آن را قانون معين ميکند...». قانون گذار به خوبي

٢٨٨کوک، امر به معروف و نهي از منکر در انديشه اسلامي ، ج ٢، ص ٨٧٦.

٢٨٩مطهري، مجموعه آثار (حماسه حسيني ) ج١٧، ص ٢٨٢.

108




واقف بوده است که اين وظيفه شرعي و ملي براي اجرايي شدنش ، نيازمند قوانين و مقرراتي است که شرايط ، مراتب و کيفيت آن را در حوزه هاي مختلف از جمله حوزه نظارت مردم نسبت به يک ديگر تعيين کند. بدون وجود ساز و کارهاي قانوني ، اولا ضمانت اجرايي براي انجام اين وظيفه وجود نخواهد داشت و ثانيا چه بسا اقدامات خودسرانه و يا برداشتها و سليقه هاي متفاوت در انجام اين وظيفه شرعي و قانوني ، به نظم اجتماعي آسيب هاي جدي وارد خواهد ساخت .

ب. ايجاد و سازمان دهي گروههاي ويژه

از نظر قرآن امر به معروف و نهي از منکر، هم تکليفي است متوجه همه مردم و هم متوجه گروهي خاص از آنان. قرآن از يک سو از فرد فرد مسلمانان خواسته است تا به ابتکار خود، وادارنده به خوبيها و بازدارنده از بديها باشند و همين امر را مايه برتري امت اسلام بر ساير امت ها دانسته است٢٩٠و از سوي ديگر، وجود گروهي ويژه و منتخب از مردم را نيز براي انجام اين وظيفه لازم شمرده و فرموده است : و لتکن منکم امة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر.

٢٩١به اعتقاد بيشتر مفسران، حرف «من » در «منکم » براي تبعيض بوده و چون ضمير «کم » در آيه ، خطاب به همه مسلمانان است ؛ معناي آيه اين است که «بايد از ميان شما مسلمانان، گروهي باشند که دعوت به خري و امر به معروف و نهي از منکر کنند».٢٩٢بديهي است از لوازم تاسيس گروهي که ماموريت اصلي آنان دعوت به خير و امر به معروف ونهي ازمنکر مي باشد، برخورداري از امکانات و تجهيزات، سازماندهي و آموزشو قدرت اجرايي لازم براي تحقق اين امر خواهد بود. اساسا براي انجام فريضه امر به معروف و نهي از منکر به صورت همه جانبه ، راهي جز تشکيل يک گروه معتقد مقتدر منسجم و مستقل نيست ؛ مستقل بودن چنين گروههاي سازمان يافته اي از دولت ، نمايانگر بعد مردمي آنان خواهدبود هرچند همان گونه که در فصل پنجم خواهيم گفت شکل گيري اين گروه و اعطاي اختيارات به آن با حمايت حکومت اسلامي و تحت نظارت آن بوده و لازم است از آن پشيباني هاي لازم تقنيني ، اجرايي و قضايي صورت پذيرد. نظارت دولت بر فعاليتهاي چنين گروههايي از آن جهت ضرورت دارد که در همه اقداماتي که به نام امر به معروف صورت مي گيرد با رعايت تمامي شرايط و ضوابط و خارج از حريم خصوصي افراد بوده و اقدام کنندگان در صورت لزوم پاسخگوي گفتار و رفتار خود باشند.

٢٩٠کنتم خير امة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر. (آل عمران: ١١٠)

٢٩١آل عمران: ١٠٤

٢٩٢ر.ک: طبرسي ، مجمع البيان، ذيل آيه . وي دليل تبعيضيه بودن «من » را وجوب کفايي امر به معروف و نهي از منکر مي داند. و نيز ر.ک: قرطبي، الجامع لأحکام القرآن ذيل آيه و صادقي تهراني ، الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج٥، ص ٣٢٠.

109




ج. مشوق ها و حمايت هاي قانوني

١. مشوق ها.امر به معروف و نهي از منکر در حوزه مردم نسبت به يک ديگر، ضمانت اجراهاي قانوني مرسوم را ندارد و به همين دليل در نظارت هاي مردمي ، اجراي کامل و تمام عيار را نمي توان انتظار داشت . اگر از معدود افرادي که به خاطر تعصب ديني حاضرند در هر شرايطي به وظيفه امر به معروف و نهي از منکر عمل کنند بگذريم ، بيشتر مردم گرچه بر انجام اين وظيفه تمايل دارند ولي نيازمند مشوق هايي هستند که انجام داوطلبانه اين فريضه را موجب گردد زيرا يادآوري ثواب و اجر معنوي و اخروي براي آنان کافي نيست . ترديدي نيست که اقدام به اين فريضه در هر سطحي که در جامعه توسعه يابد به خودي خود بايد مورد استقبال قرارگيرد و همان گونه که در ساير کارها، انسان هاي خدوم و شايسته ، مورد تشويق قرارمي گيرند، نسبت به آمران به معروف و ناهيان از منکر نيز بايد چنين شود. متاسفانه تا کنون هيچ گونه رويکرد تشويقي در اين زمينه وجود نداشته است .

٢. حمايت هاي قانوني .در اجراي وظيفه نظارت همگاني مردم، مهمتر از عامل تشويق ، مساله حمايت قانوني از آمران و ناهيان مي باشد. اگر آمر به معروف به هنگام انجام وظيفه امر به معروف و نهي از منکر با مشکل و مسئله اي روبرو شود و قوانين حمايتي نسبت به او وجود نداشته باشد و در نتيحه ارگان هاي ذي ربط ، حمايت قانوني لازم را از وي به عمل نياورند، با اين واقعيت مواجه خواهيم شد که بيشتر مردم خود را به اين زحمت نخواهد انداخت . چه بسا افراد وظيفه شناسي که نه تنها مورد حمايت قرارنگرفته بلکه پاداش انجام وظيفه آنها تمسخر، توهين يا ضرب و شتم از سوي امر و نهي شوندگان و يا حتي محکوميت از سوي مقامات بوده است . در چنين شرايطي کساني که مي خواهند در اين راه قدم بردارند از مشکلات و مسائلي که ممکن است گريبانگير آنها شود مي ترسند و خود را کنار مي کشند . ٢٩٣

٢٩٣درد دل رهبر معظم انقلاب اسلامي در همين رابطه ، تامل برانگيز است : «به من نامه مي نويسند، بعضي هم تلفن مي کنند و مي گويند ما نهي از منکر مي کنيم ، اما مامورين رسمي طرف ما را نمي گيرند. من عرض مي کنم مامورين رسمي–چه مامورين انتظامي و چه مامورين قضايي–حق ندارند از مجرم دفاع کنند. بايد از آمر و ناهي شرعي دفاع کنند. همه دستگاه حکومت ما بايد از امر به معروف و نهي از منکر دفاع کند. اين وظيفه است . اگر کسي نماز بخواند و کس ديگري به نماز گزار حمله کند دستگاه هاي ما از کداميک بايد دفاع کنند؟ از نماز گزار يا از آن کسي که سجاده را از زير پاي نماز گزار مي کشد؟ امر به معروف ونهي از منکر نيز همين طور است . امر به معروف هم مثل نماز واجب است ....مگر مامورين و مسئولين ما مي توانند امر به معروف ونهي از منکر را با ديگران مساوي قرار دهند، چه رسد به اين که نقطه مقابل او را تاييد کنند!؟» (بيانات در ديدار فرماندهان گردانهاي عاشوراينيروهايمقاومتبسيجدرسالروزشهادتامامسجاد٢٢.٠٤.١٣٧١.

منبع :www.leader.ir.langs..http:)

110




حمايت قانوني بدين معناست که مسئوليت مدني و کيفري کساني که با آمران به معروف وناهيان از منکر درگير و به آنان خسارت واردکرده يا موجب هتک حرمت و يا ضرب و شتم و ...آنان مي شوند، به صورت کاملا روشن در قوانين پيش بيني شود.

د. تقويت باورهاي مذهبي

اين واقعيت را نبايد از نظر دور داشت که به طور طبيعي انجام امر به معروف و نهي از منکر همراه با مشکلات و هزينه هايي همچون از دست دادن موقعيت و جايگاه فرد در نظر امر و نهي شوندگان و پراکنده شدن افراد از اطراف وي مي باشد. در حالي که در همين موارد کنار آمدن بامردم، همرنگ جماعت شدن و شانه خالي کردن از امر و نهي ديگران، همراهي بيشتر آنان را به دنبال دارد. باورهاي ديني رابطه مستقيمي با رفتارهاي اخلاقي مردم جامعه داشته و بويژه در کاهش جرم موثر مي باشند. مردم به خاطر حرمت و قداست ماههايي چون رمضان و محرم و صفر، کنترل بيشتري بر رفتارهاي خود دارند و حتي مجرمان و خلافکاران در چنين مناسبتهايي کمتر مرتکب جرم مي شوند. بي جهت نيست که برخي از آمارها نشان دهنده کاهش ٢٠ تا ٤٠ درصدي جرايم و بزهکاريها در ماه مبارک رمضان مي باشد. تجربه نشان داده است که در ميان طيف هاي مختلف جامعه ، کساني که پاي بندي ديني بيشتري دارند، اهتمام بيشتري در انجام اين فريضه از خود نشان مي دهند. رفتار فرزنداني که از همان ابتدا با حلال و حرام آشنا مي شوند و از والدين خود مي آموزند که بايد به حقوق ديگران احترام گذارند، گناه را سبک نشمرده، محرمات را انجام ندهند و به عدل و انصاف رفتار کنند، بسيار متفاوت از رفتار فرزنداني خواهد بود که چنين آموزشهايي را نديده اند. وقتي کسي معتقد به اين آموزه قرآني باشد که اگر کسي رايگناهي بکشد همانند آن است که تمام مردم را کشته است ، وقتي در خانواده و جامعه ، دعوت به تقوا، پرهيزکاري ، فداکاري، ساده زيستي ، قناعت ، صداقت ، غيرت، عفت ، پاکدامني و ساير ارزشهاي انساني و اسلامي مورد توجه قرارگيرد و بر آموزش آنها در گفتار و رفتار اهتمام وجود داشته باشد، همين آموزه ها از سوي تربيت شدگان، نسبت به ديگران در قالب امر به معروف يا هر عنوان ديگري منتقل خواهد شد و اين پرورش هاي صحيح مذهبي از بزرگترين عوامل بازدارنده نسبت به انحرافات، کژرويها و بزهکاريها در جامعه خواهد بود.

اين واقعيتها گوياي حساسيت و اهميت اقداماتي است که متوليان ديني و فرهنگي جامعه بايد در پي آن باشند و با بسيج همه توانمنديها و امکانات خود، در شکل گيري جامعه اي مومن و متدين سهيم شوند.

در اين جا برخي از راههاي تقويت باورهاي مذهبي را مورد توجه قرارمي دهيم :

111




١. تقويت نهادهاي ديني .نهادهاي مدني ديني نظير روحانيت ، هياتهاي مذهبي ، مساجد و حسينه ي ها لازم است از اين منظر مورد حمايت قرارگيرند. در مقايسه با نهادهاي دولتي ، اين نهادها که از متن مردم برخاسته اند، تاثير مردمي بيشتري دارند. رونق دادن به مراکز ديني و مساجد و ايجاد جاذبه هاي مادي و معنوي در آنها مردم را به سوي اين پايگاههاي ديني سوق مي دهد. مراجع تقليد، روحانيون پارسا و وارسته از دير باز بيشترين تاثير را در هويت ديني و باورهاي اعتقادي مردم داشته اند. در اعتماد و اطمينان مردم به صلاحيت و هدايت ديني و اخلاقي همين بس که تاثير حضور حتي يک عالم وارسته در يک شهر يا منطقه و محله در تقويت باورهاي ديني مردم ملموس و مشهود است و همين امر جايگاه انحصاري و ويژه اي را به نهاد روحانيت داده است که قدر آن بايد دانسته شود. برابر تحقيق انجام گرفته ، عملکرد انجمنها و تشکلهاي مردمي و هيات هاي

294

مذهبي نيز تاثير مثبتي بر روند گرايش افراد به امور معروف داشته است .

٢.آموزش عمومي از طريق رسانه هاي گروهي .هرچه ميزان آگاهي مردم از اهميت و ابعاد اين دو فريضه و ضرورت انجام آن بيشتر باشد تمايل آنان نسبت به انجام آن بيشتر خواهد بود. بر اين اساس تدارک برنامه هاي خاص و ويژه در رسانه هاي گروهي در زمينه امر به معروف و نهي از منکر به طور غير مستقيم ، تا حد زيادي تضمين کننده اقدام مردم خواهد بود. بر اساس نظرسنجي صورت گرفته ، در خصوص تاثير ميزان آگاهي افراد از امر به معروف و جايگاه آن در اسلام و نيز ضرورت اجتماعي آن، افراد با «ميزان آگاهي بالا» با ٧٢ درصد (در مقايسه با ميزان آگاهي متوسط ،

295

کم و پايين ) بيشترين تجربه را در انجام امر به معروف و نهي از منکر داشته اند.

امام هشتم در حديثي از پدرش، از اجدادش از رسول خدابه اين نکته اشاره دارد که دانش پيشواي عمل است .٢٩٦اين حديث به خوبي دلالت بر ضرورت شاساندن پيامهاي دين دارد.

٣.ارائه الگوهاي عملي. اين را بايد باورداشت که «دو صد گفته چون نيم کردار نيست ». امير مومنان فرمود: «اي مردم سوگند به خدا من شما را به هيچ طاعتي وادار نميکنم مگر آن که پيش از شما، خودم عمل کرده ام و از معصيتي شما را باز نميدارم جز آن که پيش از شما خودم آن را ترک

٢٩٤مهرداد محمديان و کاظم عباسي ، مقاله مطالعه جامعه شناختي فريضه امر به معروف و نهي از منکر از ديدگاه اسلام و عوامل موثر برميزان گرايش شهروندان تبريزي نسبت به اين فريضه ، مجموعه مقالات همايش ملي نظارت همگاني ، ص٣٩٤.

٢٩٥جهانبخش غديري، کبري خسروي نژاد و نادر آزاد بخت ، مقاله بررسي موانع احياء و ترويج امر به معروف و نهي از منکر، همان، ٢٥٩.

٢٩٦حدثني الرضا عن أبيه ... قال سمعت رسول الله ص يقول طلب العلم فريضة علي کل مسلم فاطلبوا العلم من مظانه و اقتبسوه من أهله ...العلم إمام [أمام] العمل و العمل تابعه . (بحارالأنوار ج١، ص١٧١ به نقلاز امالي شيخ طوسي )

112




گفته ام»٢٩٧. امام در جاي ديگري ميفرمايد: هر کس خويشتن را پيشواي مردم سازد، بايد پيش از تعليم ديگري به تعليم خويش پردازد و تعليم او با رفتار و کردارش مقدم بر تعليم زباني و گفتارش باشد؛ و آن کس که خويش را تعليم ميدهد و نفس خود را ادب ميکند سزاوارتر به تکريم است

298

از آن کس که مردم را ادب ميکند و به تعليم ديگران مي پردازد».

با الهام از همين توصيه هاي گرانبهاست که فقها بر الگوي عملي بودن نخبگان و خواص تاکيد دارند. صاحب جواهر در همين رابطه مي گويد: از بزرگترين امر به معروف و نهي از منکرها و بالاترين آنها و پايه دارترين آنها و مؤثرترين آنها خصوصا نسبت به رهبران ديني اين است که معروف و کار نيک را همچون جامه اي برتن کنند و در کارهاي خير، چه واجب و چه مستحب ، پيشقدم باشند، جامه زشتي–چه حرام و چه مکروه- را از اندام خود دور کنند، نفس خويش را به اخلاق عالي تکميل کنند و خود را از اخلاق زشت پاکيزه گردانند. اين هاست که باعث انجام معروف و ترک منکر از سوي مردم مي شود...٢٩٩. يکي از بايسته ها اين است که ارزش عمل را نيک بدانيم و براي گفتن ونوشتن و سخنراني کردن در اين همايش و آن همايش ، انتظار معجزه نداشته باشيم .

٤.تبيين ثواب و عقاب اخروي: تقويت اين باور که انجام امر به معروف و نهي از منکر، انجام ي ي ک از بزرگترين فرايض است ، به خودي خود، ضمانت اجراي آن را به دنبال خواهد داشت . اعتقاد به بهره مندي از پاداش اخروي براي افراد اقدام کننده و گرفتار شدن به عقاب و عذاب الهي براي ترک کنندگان اين فريضه در همين راستا قابل توجه مي باشد. اين احساس مسئوليت ، گاه تا عمق وجود افراد نفوذ مي کند و در نتيجه ضمانت اجراي آن به قدري قوي است که در آشکار و پنهان، در هر زمان و مکان و هر موقعيت ، افراد را وادار به انجام وظيفه مي کند چرا که رضايت روحي ناشي از پاداش هاي اخروي به جهت انجام وظيفه ، عاملي قدرتمند به شمار مي رود. اگر تشويق و تنبيه هاي دنيوي ضمانت اجراهاي عادي به شمار مي روند، ثواب و عقاب و تشويق و تنبيه اخروي را نيز نبايد از نظر دورداشت . بدين ترتيب زماني که تخلفات قانوني ، تخلف شرعي هم محسوب مي شوند با وجود مجازات هاي اخروي ، با ضمانت اجراي مضاعف مواجه خواهيم بود. متاسفانه

٢٩٧أيها الناس إني و الله لا أحثکم علي طاعة إلا و أسبقکم إليها و لا أنهاکم عن معصية إلا و أتناهي قبلکم عنها. (نهج البلاغة خطبه ١٧٣)

٢٩٨من نصب نفسه للناس اماما فليبدأ بتعليم نفسه قبل تعليم غيره وليکن تأديبه بسيرته قبل تأديبه بلسانه ، و معلم نفسه و مؤدبها احق بالاجلال من معلم الناس و مؤدبهم (نهج البلاغه ، حکمت ٧٣)

٢٩٩«نعم ، من اعظم افراد الامر بالمعروف ... و اشدها تأثيرا خصوصا بالنسبة الي رؤساء الدين هو ان يلبس رداء المعروف واجبه و مندوبه و ينزع رداء المنکر محرمه و مکروهه ...» (نجفي ، جواهر الکلام، ج٢١، ص ٣٨٢).

113




تبيين ثواب و عقاب اخروي در ميان ما کمتر به چشم مي خورد در حالي که در آيات فراواني از قرآن کريم ي ي ک از رسالتهاي بزرگ پيامبر اکرم بشارت دهندگي و ترسانندگي آنان بيان شده است .٣٠٠ايفاي چنين نقشي از هر کسي ساخته نيست و اين هنر پيامبر است که گاه در اين چهره و گاه در آن چهره ظاهر مي شود. تمکين در برابر حدود الاهي در بسياري از موارد از همين طريق صورت گرفته است . نيازي به تفحص در روايات يست ، گذري بر آياتي که نعمتهاي بهشتيان را به تصوير مي کشد چنان شوقي در آدمي بوجود مي آورد که زحمت طاعت براي او راحت مي شود و از سوي ديگر مروري بر آيات عذاب، چنان لرزه بر اندام انسان مي اندازد که انسان از گناه و فساد

301

فراري مي گردد. آري، ما از ابزار بشارت و انذار بهره کافي را براي خود و ديگران نبرده ايم . .

ه. تبيين و توجيه منطقي

در بسياري از موارد امر ونهي کنندگان انتظار دارند که امر و نهي شوندگان بدون چون و چرا پذيراي امر و نهي آنان باشند و همانند يک انسان متعبد تسليم شوند. چنين کساني گويا درنيافته اند که مخاطب آنان اگر فرد متعبدي بود که به دنبال ترک واجب يا فعل گناه نمي رفت . تعبد گرچه امري بسيار مطلوب و پسنديده است ولي همه مردم جامعه از درجه ايمان يکساني برخوردارنيستند.

لازم است معروف بودن برخي از چيزها و منکر بودن برخي چيزهاي ديگر به خوبي تبيين شود و به صورت منطقي دليل لزوم انجام يا ترک يک عمل گفته شود.

«فقها عموما به استناد اخبار و احاديث گفته اند که يکي از شرايط امر به معروف و نهي از منکر احتمال تأثير است . احتمال اثر يعني احتمال نتيجه دادن. هر حکمي مصلحتي دارد: نماز مصلحتي دارد، روزه مصلحتي دارد، وضو مصلحتي، امر به معروف و نهي از منکر هم مصلحتي دارد.

مصلحت اين کار اين است که طرف به سخن يا عمل ما ترتيب اثر بدهد. پس معناي احتمال تأثير

٣٠٠به عنوان نمونه : و ما أرسلناک إلا مبشرا و نذيرا (اسراء: ١٠٥و فرقان: ٥٦)، إنا أرسلناک شاهدا و مبشرا و نذيرا (احزاب: ٤٥و فتح : ٨)، إنا أرسلناک بالحق بشيرا و نذيرا (بقره: ١١٩ و فاطر: ٢٤).

٣٠١بر اساس نظرسنجي انجام گرفته از ٣٠٠ نفر دانشجوي دختر و پسر رشته هاي مختلف دانشگاه آزاد اسلامي واحد خرم آباد در مقاطع مختلف تحصيلي ، از ميان شش دليل ابراز شده براي اقدام به امر به معروف، پنجاه و هفت و شش دهم درصد آنان «وظيفه ديني » را دليل اقدام خود ذکر کرده اند. ارتقاء سلامت اجتماعي ، اصلاح و آسايش جامعه با پانزده و دو دهم درصد در رتبه دوم و کمک به ديگران و جلوگيري از انحراف آنان با نزديک به چهارده درصد در رتبه سوم در اين نظر سنجي قرار گرفته اند. (ر.ک. جهانبخش غديري و...، همان، ص٢٥٤). نتايج همين بررسي در خصوص دليل اقدام به نهي از منکر عبارت اند از: وظيفه ديني (١.٣٩ درصد)، کمک به ديگران و جلوگيري از انحراف آنان (١.٢١ درصد) و ارتقاء سلامت اجتماعي ، اصلاح و آسايش جامعه (٢.١٧ درصد). (همان، ص٢٥٦).

114




اين است که احتمال بدهي مصلحت تشريع اين حکم بر سخن يا عمل تو مترتب بشود».٣٠٢تبيين منطقي گرچه لازم است هم نسبت به واجبات و هم محرمات صورت گيرد اما به نظر مي رسد در عمل ، تمايل افراد جامعه به دلايل مختلف نسبت به انجام امر به معروف بيش از نهي از منکر است .

طبيعت امر و نهي به لحاظ تلقي امر و نهي شونده با يکديگر متفاوت است و نهي از منکر حتي در نازل ترين مرتبه آن نوعا همراه با واکنش مخاطب و نوعي درگيري است به همين جهت انسانها بيشتر گرايش به امر به معروف دارند تا نهي از منکر. برخي از تحقيقات انجام گرفته نيز اين امر را تاييد مي کند.٣٠٣بنابراين مي توان وظيفه مردم در انجام اين فريضه نسبت به يکديگر را بيشتر در قالب امر به معروف ريخت تا همين تمايل و رغبت ، تضمين کننده اجراي آن شود. اين نکته هرگز به معناي نفي نهي از منکر مردمي نيست بلکه تاجايي که بتوان نهي ازمنکر را در قالب امر به معروف درآورد بيشتر غرض حاصل خواهد شد.

و. ترويج نماز

يکي از راههاي جلوگيري از شيوع منکرات ترويج فرهنگ نماز است . نماز به خودي خود در انسان حالت بازدارندگي از فحشا و منکر ايجاد مي کند و سرمايه گذاري در اين زمينه ، بيشترين تاثير را در پاکسازي جامعه از فساد و ناهنجاريها دارد. خداوند به پيامبرش مي فرمايد: و أقم الصلاة إن الصلاة تنهيعن الفحشاء و المنکر٣٠٤و نماز را برپا دار، که نماز از کار زشت و ناپسند بازميدارد. اگر ما به اين پيام قرآني باورداشته باشيم ، زندگيمان به گونه ديگري خواهد بود. «يکي ازفرزندان مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراساني نقل مي کرد: در زمستاني در راه مشهد برفگير شديم و در قهوه خانه اي مانديم . شب فرار رسيده بود که اتومبيلي از طرف مشهد رسيد و چهار نفر از جوانان پولدار خوشگذران مشهد که چهار خانم با خود داشتند به سبب برف و تاريکي به

همينقهوهخانهپناهآوردند.

آمدن آنها در آن شب ، بزم عشرتي مجاني براي مسافران به وجود آورد. جوانان بطريهاي مشروب و خوراکيها را چيدند و زنها بعضي به خوانندگي و بعضي به رقص پرداختند .در گرماگرم اين بساط ، در قهوه خانه باز شد و مرحوم حاج آخوند٣٠٥با سه چهار نفر که از تربت به مشهد مي رفتند و مرکبشان الاغ بود از ناچاري برف و تاريکي شب ، رو به همين قهوه خانه آورده بودند و از صاحب قهوه خانه اجازه مي خواستند که به آنها جايي بدهد و او گفت سکوي آن طرف خالي است . من با

٣٠٢مطهري، مجموعه آثار، ج٢٠، ص٢٠٨.

٣٠٣ر.ک. جهانبخش غديري و...، همان، ص٢٦٤.

٣٠٤عنکبوت : ٤٥

٣٠٥منظور، عالم عامل زاهد، آخوند ملا عباس تربتي پدر مرحوم حسينعلي راشد است .

115




مشاهده اين وضع هراسان شدم و گفتم که نکند يا از جانب حاج آخوند نسبت به اينها تعرضي بشود يا از جانب اينها به آن مرد اهانت شود و آماده شدم که اگر خواستند به حاج آخوند اهانت کنند در مقام دفاع برآيم ؛ هر چه بادا باد. اما حاج آخوند وارد قهوه خانه شد به طوري که گويا نه کسي را مي ند و نه چ زيي مي شنود و به سوي آن سکو رفت و چون نماز مغرب و عشا را نخوانده بودند طرف قبله را پرسيده و به نماز ايستاد ، آن چهار نفر به وي اقتدا کردند. من هم غنيمت دانستم ، وضو گرفتم و اقتدا کردم. چند نفر ديگر نيز از مسافران از بزم عشرت رو برگردانيده و به صف جماعت پيوستند. قهوهي چ نيز گفت : غنيمت است يک شب اقلا نمازي پشت سر حاج آخوند بخوانيم . خلاصه وقتي که از نماز فارغ گشتيم از جوانها و خانمها اثري نبود. بساط خود را

306

جمع کرده بودند و نفهميدم در آن شب برفي به کجا رفتند».

اين يک نمونه از تاثير نماز است ، نمازي که خداوند بر حقانيت آن مهر تاييد زده است و اين سنت الهي است که با آمدن حق ، باطل رفتني خواهدبود. و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل کان

307

زهوقا .

ز. ريشه يابي ترک معروف و انجام منکر

کساني که فضاي سالم جامعه را آلوده مي کنند يا از روي ناآگاهي است و يا به دليل بيماري. اين امر بايد مورد شناسايي آمران و ناهيان قرارگيرد. «شرايط اجتماعي و محيط ، در ظهور و بروز اين زمينه ها تأثير گوناگوني دارد. گاه در شرائطي تخم عصيان و نافرماني در اين زمين آماده ريخته ميشود و محصول فساد و تباهي درو ميگردد، و گاه با تقويت استعدادهاي الهي، محصول فضيلت و انسانيت به بار مينشيند. به هر حال، منکرات از يک سو در نابسامانيهاي روحي گناهکار ريشه دارد، و از سوي ديگر شرايط خارجي به فعال کردن آن ريشه ها، و بذر افشاني در آن زمينه ها کمک ميکند؛ ازاين رو، ريشه کن ساختن منکر بدون توجه به «عوامل اصلي بروز گناه» امکان ندارد.

بررسي عوامل بروز فساد، آن هم در ابعاد گوناگون فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و شناسايي آنها، راه صحيح مبارزه با فساد را به ما مينماياند و به دنبال آن با ديد وسيع و اشراف کامل ميتوانيم در

308

جهت ريشه کن ساختن عوامل فساد اقدام کنيم ».

چنين اقداماتي بدين منظور لازم است که سرعت ، دقت و سهولت در آگاهي بخشي ناآگاهان و يا بهبودي بيماردلان را به دنبال خواهدآورد. بدون شک پيشگيري نسبت به ناهنجاريهاي اجتماعي ، ضمانت اجراي بهتري را نسبت به درمان اين ناهنجاريها پس از وقوع آن خواهد داشت .

٣٠٦راشد، فضيلت هاي فراموش شده، ص ١٢٨ و ١٢٩.

٣٠٧اسراء: ٨١.بگو: «حق آمد و باطل نابود شد. آري، باطل همواره نابودشدني است .»

٣٠٨سروش، امر به معروف ونهي از منکر، ص٧٥.

116




ح. به کارگيري شيوههاي صحيح

نظارت عمومي زماني مورد پذيرش مخاطبان قرارمي گيرد که افراد بدانند در چه زماني ، در چه مکاني ،چه گونه و با چه شيوهاي بايد امر به معروف و نهي از منکر کنند. خيرخواهي و امر و نهي مؤدبانه باشد و برخورد دلسوزانه با کساني که رعايت احکام الاهي و قوانين را نمي کنند نقش بسيار زيادي در تمکين آنان به شرع و قانون خواهد داشت . يکي از اموري که بر تأثير امر به معروف و نهي از منکر ميافزايد پرهيز از سرزنش خطاکاران مي باشد. سيره معصومان نشان مي دهد که آنان در تربيت مردم از زبان سرزنش کمتر استفاده مي کردند.

شقراني مي گويد: در زمان حکومت منصور، موقع تقسيم بيت المال شد، من کسي را نداشتم که برايم واسطه شود؛ همان طور در خانه منصور متحير بودم که ناگاه چشمم به حضرت صادق افتاد از جاي حرکت کرده گفتم : فدايت شوم من غلام شما خانواده، شقراني هستم . به من احترام کرد؛ حاجت خود را عرض کردم پياده شد و داخل خانه شد و از آن بيرون آمد و از آستين خود مقداري پول در آستين من ريخت و فرمود شقراني! کار خوب از همه مردم خوب است ولي از تو بهتر است و کار زشت از همه کس زشت است ولي از تو زشت تر است . امام عليه السلام با کنايه او را

309

موعظه کرد چون شرب خمر مينمود.

چکيده و نتيجه مطالب فصل دوم :

١.مرزهاي شرعي امر به معروف و نهي از منکر عبارتند از: تعرض به حريم خصوصي ديگران، تجسس در امور ديگران، انجام منکر براي مبارزه با منکر، برخورد با منکرات مورد اختلاف، وجود خطر و ضرر جاني ، حيثي تي يا مالي ، لجبازي در ترک معروفيا انجام منکر، معذور بودن در ترک معروف ياانجام منکر و عدم رعايت مراحل سه گانه قلبي ، زباني و عمليامر به معروف و نهي از منکر و مراتب موجود در هر مرحله .

٢. در زمان حاضر که حکومت اسلامي وجود دارد و نهادهاي خاصي ماموريت مبارزه با منکرات را برعهده دارند مردم صرفا وظيفه امر و نهي قلبي و زباني دارند و اقدام عملي براي جلوگيري از منکر- جز در موارد بسيار خاص- وظيفه مقامات صلاحيتدار دولتي است .

٣.به رغم برخي تفاوتها ميان قلمرو شرعي و قانوني امر به معروف، اين دو قلمرو، مکمل هم بوده و حوزه هاي مختلفي نظير شئون اسلامي ، حقوق شهروندي، عفت عمومي ، امور خانوادگي ، امنيت

٣٠٩مجلسي ، درر الأخبار، ص٣٥٨.

117




و انضباط اجتماعي ، بهداشت عمومي ، حفاظت محيط زيست ، و حفظ اموال عمومي را در بر مي

گيرند.٤.اقدامات مردمي در موارد زير نهي شده يا با محدوديتهايي روبروست :

يک.موارد اشاره شده در بند ١ که از نظر شرعي ، مجوزي براي امر به معروف و نهي از منکر نسبت به آنهاوجود ندارد؛

دو.مواردي که به خاطر حريم خصوصي بودن در ابعاد مختلف آن (حريم خصوصي اعتقادي، حريم خصوصي جسماني ، حريم خصوصي اماکن و منازل، حريم خصوصي ارتباطات و حريم خصوصي اطلاعات) دخالت اشخاص ديگر بدون رضايت ، به هر دليل و عنواني ، قانونا ممنوع است ؛

سه. مواردي که به جهت ممنوعيت توامان شرعي و قانوني ، لازم است نهي از منکر در دو مرحله قلبي و زباني از سوي مردم انجام گيرد و فراتر از آن را بايد به ماموران دولت در نهادها و دستگاههاي مسئول واگذار کرد؛

چهار. مواردي که به جهت اهميت و حساسيت فوق العاده آن، هر گونه اقدام در هر مرحله (قلبي ، زباني و عملي ) را بايد به دولت و مقامات دولتي سپرد و نقشي که مردم از باب نهي از منکر مي توانند ايفا کنند، صرفا نقش دادن گزارش در مراحل اوليه مي باشد.

٥.گرچه در برخي از محورهاي چهارگانه فوق، هم در شرع مقدس و هم در قوانين موضوعه–به صورت پراکنده- تعيين تکليف صورت گرفته است ، اما تامل در موارد مربوط به قلمرو شرعي و قلمرو قانوني به خوبي نشان مي دهد که در هيچ يک از اين محورها، ابعاد مختلف آنها شناسايي و دسته بندي لازم صورت نگرفته و قوانين مورد نيازي که اعمال شهروندان را در خصوص امر به معروف و نهي از منکر به صورت ضابطه مند درآورد تدوين نشده است ؛ در اجراي اصل هشتم قانون اساسي اين خلاهاي قانوني بايد برطرف گردد.

٦.براي تحقق فريضه امر به معروف و نهي از منکر علاوه بر تدوين قوانين و مقررات، بايد از همه ظرفيتها و امکانات بالفعل و بالقوه استفاده کرد. اموري همچون مشوق ها و حمايت هاي قانوني ، ترويج نماز، تقويت باورهاي مذهبي ، تبيين و توجيه منطقي ، ريشه يايي ترک معروف و انجام منکر در مجموع مي توانند ضمانت اجراي مناسبي براي امر به معروف ونهي از منکر در جامعه باشند.

بديهي است تحقق برخي از اين موارد نيازمند اقدامات دولتي و بويژه قوه مقننه و قوه قضائيه مي باشد.

٧.براي تحقق فريضه امر به معروف و نهي از منکر در کنار تمامي فعاليتها، لازم است فرهنگ سازي مناسب صورت پذيرد. نهادينه شدن مراحل و مراتب امر به معروف و نهي از منکر، نيازمند بسيجي همگاني از سوي متوليان فرهنگي مي باشد. در اين زمينه لازم است آموزشهاي نظري و

118




عملي مناسب براي سطوح مختلف مردم صورت پذيرد و همواره اين آموزشها بازخواني شود. اين مهم نيازمند تصميم ، تدبير و تداوم مي باشد.

٨.به کارگيري شيوههاي صحيح ما را در تحقق هر چه بهتر مطالبه شرعي و قانوني امر به معروف

ياري رساند از جمله :

يک.توجه به اصل رحمت در اقدامات تدريجي . در اين زمينه شايسته است که در سخن امير مومنان تامل کنيم که فرمود: بر کساني که گناه ندارند، و از سلامت دين برخوردارند، سزا است که بر گناهکاران و نافرمانان رحم کنند٣١٠. و چه زيبا قرآن کريم سيرت رسول خدا را ترسيم کرده و مي گويد: «و تو را جز رحمتي براي جهانيان نفرستاديم »٣١١. سوگمندانه بايد اعتراف کنيم که ما قدرت محبت ، عطوفت و نرمي را دست کم گرفته ايم ، و کمتر به اين دستورات الاهي توجه کرده ايم که : و لا تستوي الحسنة و لا السيئة ادفع بالتي هي أحسن فإذا الذي بينک و بينه عداوة کأنه ولي حميم٣١٢: و نيکي با بدي يکسان نيست . [بدي را] به آنچه خود بهتر است دفع کن آن گاه کسي که ميان تو و ميان او دشمني است ، گويي دوستي يک دل ميگردد.

دو.پرهيز از افراط و تفريط . در مساله امر به معروف و نهي از منکر، همانند بسياري از مسايل ديگر ما گرفتار اين اشکال هستيم . برخي اساسا به اين فريضه عمل نمي کنند و برخي ديگر که احيانا تعصب ديني هم دارند نمي دانند که شيوه درست امر به معروف و نهي از منکر چيست و مخاطب آنها کيست . تصور مي کنند که به هر شکلي وارد صحنه شدند و هر نوع برخوردي که با خاطيان و متخلفان يا گناهکاران کردند، به وظيفه ديني خود عمل کرده اند.

٣١٠«و إنما ينبغي لأهل العصمة و المصنوع إليهم في السلامة أن يرحموا أهل الذنوب و المعصية (نهج البلاغه ، خطبه

.(140

٣١١و ما أرسلناک إلا رحمة للعالمين (انبيا:١٠٧)

٣١٢فصلت :٣٤

119




فصل سوم: نظارت مردم بر دولت

(قلمرو شرعي ، قلمرو قانوني ، راهکارها و ضمانت هاي اجرايي)

٣١٣

مقدمه:

چو منکر بود پادشه را قدم

که يارد زد از امر معروف دم؟

همان گونه که تحقق درست و شايسته نظارت مردم بر مردم مستلزم شناسايي قلمروهاي شرعي و قانوني و نيز شيوه هاي اجرايي خاص خود بود، در بخش نظارت مردم بر دولت نزي اين محورهاي اساسي بايد مورد بررسي قرارگيرند. پيش از ورود به اين محورها، توجه به نکات زير در باب نظارت عمومي بر دولت ضروري به نظر مي رسد:

١. پيشينه نظارت بر قدرت در اسلام.در انديشه سياسي اسلام، موضوع مهار، کنترل و نظارت بر قدرت و به رسميت شناختن آن و مراقبت از رفتار زمامداران و حاکمان، مورد توجه خاص قرارگرفته و از نظري تاريخي ، عمري به درازاي خود اسلام دارد. اسلام همواره در تربيت سياسي خود و در تبيين مناسبات ميان مردم و حاکمان بر مراقبت نسبت به عملکرد صاحبان قدرت تاکيد

٣١٤

کرده است چرا که قدرت و حکومت به طور طبيعي زمينه ساز سرکشي و طغيان مي باشد.

رسول خدا، امير مومنان و اولياي دين ، با سفارشات موکد خود، همگي بر اين امر پافشاري کرده اند؛ به نظر مي رسد موضوع «نظارت بر قدرت» که همزمان با دوران رنسانس ، از سوي فيلسوفان سياسي در غرب مطرح شد، مديون نگاه دوسويه به رابطه حکومت و مردم از سوي پيشوايان اسلام است . گرچه سوگمندانه مسلمانان -به جز در صدر اول اسلام- اين بخش از منويات اسلام را در عمل به فراموشي سپردند. در ميان اهل سنت ، معتزله ، معتقد به جواز خروج بر امام و حاکم اسلامي بر اساس نهي از منکر و اجراي مراحل امر به معروف ونهي از منکرنسبت به دولت و حکومت مي

٣١٣مصلح الدين سعدي، بوستان سعدي، باب چهارم در تواضع .

٣١٤ان الانسان ليطغي أن رآه استغني(علق : ٦و٧)

120




باشند. با توجه به «عدم انسداد باب انتقاد به نظر مي آيد که معتزله بيشترين آزادي را برمي تابند و کمترين محدوديت را مي پذيرند، قدرت فرد در مقابل دولت را افزايش مي دهند و به فرد در بعد

315

نظارتي و حمايتي نسبت به دولت ، قدرت و منزلت مي بخشند».

تجربه تاريخي ثابت مي کند که بايد اهرمهايي قوي را به منظور کنترل زمامداران و صاحبان قدرت در جامعه پيش بيني کرد. دنياي غرب در تلاش براي دستيابي به اين هدف به سمت تفکيک قوا، تأسيس نهادهاي مدني، تشکيل احزاب، دفاع از آزادي بيان و مطبوعات و رسانه هاي گروهي رفته است تا درصد فساد و سوء استفاده از قدرت کاهش يابد.اسلام ضمن تاييد بسياري از اين ابزارها، همان گونه که خواهيم گفت ، راهکارهاي خاص خودش را نيز ارائه داده است .

٢.ارزش نظارت بر قدرت در اسلام. اسلام با تاسيس امر به معروف و نهي از منکر، نظارتي جامع ، شامل و گسترده يعني نظارت مردم بر مردم٣١٦، نظارت مردم بر دولت و نظارت دولت بر مردم٣١٧را مورد توجه قرارداده است در حالي که در نظامهاي سياسي مردم سالار، محور اول نوعا مورد غفلت قرار مي گيرد. از ميان سه محور ياد شده، در نظام سياسي اسلام مهمترين عرصه نظارت، «نظارت بر حاکمان» است زيرا آثار زيانبار ناشي از ترک آن قابل مقايسه با آثار ترک نظارت مردم بر مردم يا دولت بر مردم نيست . امير مومنان در مقام تبيين جايگاه نظارت مردمي در اسلام، در سخن گرانسنگ خود مي گويد: همه کارهاي نيک و جهاد در راه خدا در مقايسه با «امر به معروف و نهي از منکر» چون دميدني است به درياي پر موج پهناور٣١٨. و در همين بيان، والاترين و برترين مصداق امر به معروف و نهي از منکر را گفتن سخن حق و عدل در برابر پيشواي ستمکار مي داند. در روايت ديگري از امام باقر عليه السلام گزارش شده است که فرمود: هرکس به سراغ حاکم ستمگري رود، او را امر به تقوي کند، موعظه نمايد و هشدار دهد، پاداش جن و انس و مزد اعمال آنان براي وي ثابت خواهد بود.٣١٩گرچه در اين دو حديث ، نهي از منکر نسبت به حاکمان و زمامداران غاصب و ستمگر مطرح شده است اما به نظر مي رسد ارزش و اهميت اين نوع از نهي از منکرها در نظر امامان ما، به خاطر نفس مواجهه با قدرت است ؛ به همين جهت حتي در مواردي

٣١٥امر به معروف و نهي از منکر در انديشه و رفتار سياسي معتزله ، علي آقاجاني قناد، فصلنامه علوم سياسي ، شماره

٣٨، صفحه ١٤٩.

٣١٦موضوع فصل دوم کتاب

٣١٧موضوع فصل چهارم کتاب

٣١٨و ما أعمال البر کلها و الجهاد في سبيل الله -عند الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر-إلا کنفثة في بحر لجي...

و أفضل من ذلک کله کلمة عدل عند إمام جائر( نهج البلاغه ، خطبه ٣٦٢)

٣١٩عن جابر عن أبي جعفر ع قال من مشي إلي سلطان جائر فأمره بتقوي الله و وعظه و خوفه کان له مثل أجر الثقلين الجن و الإنس و مثل أعمالهم .( وسائل الشيعة ، ج ١٦، ص١٣٤)

121




که دولتمردان ظالم و ستمگر نيز نباشند، مطالبه امر به معروف و نهي از منکر و ارزش والاي آن همچنان وجود دارد. به بيان ديگر به هر ميزان خطرپذيري نهي از منکر کننده بيشتر باشد، ارزش عمل او نيز بيشتر خواهد بود. نکته قابل توجه ديگر اين است که صلاح و فساد زمامداران تاثير مستقيم بر صلاح و فساد مردم دارد. اثر تخريبي گناهاني که نوعا از مردم سرمي زند در مقايسه با اثر تخريبي گناهاني که نوعا از صاحبان قدرت سرمي زند، ناچيز مي باشد. کساني که برخوردار از ثروت و قدرت و شهرت باشند در صورتي که دچار لغزش شوند يا به دنبال سوء استفاده از قدرت برآيند، خسارات جبران ناپذير مادي و معنوي را بر جامعه وارد مي آورند. عقل سليم حکم مي کند که اگر نهي از منکري بايد صورت گيرد ابتدا از همين جا شروع شود. اين سخن امير مومنان که فرمود: «امر به معروف و نهي از منکر را رها نکنيد در غير اين صورت، اشرار بر شما مسلط مي شوند و دعايتان براي رهايي از سلطه آنان اجابت نمي شود»٣٢٠بر همين معنا دلالت دارد. زيرا امام خطر اصلي در ترک اين فريضه را تسلط اشرار بر مردم بيان مي کند؛ بي تفاوتي مردم نسبت به حدود الاهي و سلب مسئوليت از خود نسبت به ديگران، هرچند ميدان را براي عرض اندام تبهکاران و افراد شرور خالي مي کند اما آن چه بيشتربه ذهن انسان از سلطه اشرار متبادر مي شود، سلطه صاحبان قدرت است زيرا به طور معمول ترک امر به معروف و نهي از منکر نسبت به تخلفات و گناهان افراد معمولي باعث سلطه اشرار نمي شود.

321

٣.دلايل نظارت بر قدرت دراسلام و نظام جمهوري اسلامي

يک. مسئوليت. يکي از مهم ترين مباني نظارت، مسئول بودن اشخاص حقيقي و حقوقي است . در

322

جهان بيني اسلامي، تنها وجود غير مسئول، خداوند است : «لا يسـل عما يفعل و هم يسـلون;

خداوند نسبت به آنچه انجام مي دهد بازخواست نمي شود، ولي ديگران بازخواست مي شوند».

بدين ترتيب ، برابر اين جهان بيني، اصل مسئوليت ، اصلي عام و فراگير نسبت به همه انسان ها، حتي معصومان مي باشد.٣٢٣لازمه پذيرش اين اصل ، پذيرش پاسخ گويي است و به تعبير ديگر، لزوم پاسخ گويي، مبتني بر مسئول دانستن افراد و مقامات مي باشد. لازمه پاسخ گويي نيز پذيرش حق نظارت براي شخص يا مقام يا سازماني خواهد بود که خود را در برابر آن پاسخ گو مي دانيم .

٣٢٠لا تترکوا الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر فيولي عليکم أشرارکم ثم تدعون فلا يستجاب لکم (نهج البلاغه ، نامه ٤٧).

٣٢١برخي از مطالب اين قسمت برگرفته از بخش سوم کتاب «گزينش رهبر و نظارت بر او در نظام جمهوري اسلامي ايران» از همين قلم مي باشد.

٣٢٢. انبياء، ٢٣.

٣٢٣. و قال (ص): کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعيته ، فالإمام راع و هو المسئول عن رعيته(عوالي اللآلي ج١ ص١٣٠)

122




بدين ترتيب ، نظارت فرع بر پاسخ گويي و پاسخ گويي فرع بر مسئوليت پذيري است . اشخاص زماني خود را به پاسخ گويي در امري ملزم مي بينند که مسئوليت آن را پذيرفته باشند و از آنجا که هيچ انساني از شمول اصل مسئوليت خارج نمي باشد، هر فرد نسبت به عملکرد خود يا در برابر خداوند يا در برابر ديگران پاسخ گو خواهد بود و تحت نظارت و کنترل نيز قرار مي گيرد.

دو. امانت بودن قدرت.اسلام، حکومت و قدرت سياسي را امانت مي داند. علي عليه السلام خطاب به اشعث بن قيس فرماندار آذربايجان فرمود: پست فرمانداري براي تو طعمه و شکاري نيست که به چنگ آوردهاي بلکه امانتي است بر دوشتو... در دستان تو اموالي از ثروت هاي خداوند است و تو خزانه دار آني تا بهمن بسپاري...٣٢٤گرچه اين امانت ، يک امانت الهي است و نه امانت مردمي ولي نفس امانت دانستن حکومت و تمام اختيارات و قدرتي که از راه حکومت در اختيار افراد قرار مي گيرد، توجيه کننده حق نظارت خواهد بود، نظارتي که به صورت مضاعف از جانب خداوند و از سوي مردم نسبت به امانت داران اعمال مي گردد تا معلوم شود آنان حفظ امانت کرده يا نکرده اند. علي (عليه السلام) در اولين توصيه هاي خود به مالک اشتر براي فرمانداري مصر، همين نکته را يادآوري مي کند: اي مالک، آگاه باش تو را به کشوري فرستادم که پيش از تو دولت هاي عادل و ظالم بر آن حکومت داشته اند. مردم به کارهاي تو همان گونه نظر مي کنند که تو در امورزمامداران پيش از خود نظر مي کني و همان را درباره تو مي گويند که تو درباره آنها مي گفتي...٣٢٥در جاي ديگري که کارگزار خيانت کاري را نکوهش مي کند، از

326تباه شدن امانت مسلمان ياد مي نمايد و اينکه او رسم امانت داري را به جا نياورده استو در نقطه مقابل ، در نامه اي خطاب به عمر بن ابي سلمه مخزومي از اينکه در دوران خدمت خود، زمامداري را به خوبي انجام داده و اداي امانت کرده است ، از او به نيکي ياد مي کند.٣٢٧لازمه چنين نگرشي به حکومت و قدرت، ذي حق دانستن نظارت مردم بر اعمال و تصميمات مقامات حکومتي است . مقامات و زمامداران در هر مرتبه که باشند بايد زير نظر صاحبان اصلي حق ، انجام وظيفه

328

کردهوپاسخگوباشند.

٣٢٤. نهج البلاغه ، نامه ٥: ان عملک ليس لک بطعمة ولکنه في عنقک امانة ... .

٣٢٥. همان، نامه ٥٣.

٣٢٦. همان، نامه ٤١.

٣٢٧. همان، نامه ٤٢.

٣٢٨متفکر شهيد، مرتضي مطهري، بر اين باور است که در منطق نهج البلاغه «امام و حکمران، امين و پاسبان حقوق مردم و مسؤول در برابر آنهاست ؛ از ايندو (حکمران و مردم) اگر بناست يکي براي ديگري باشد، اين حکمران است که براي توده محکوم است نه توده محکوم براي حکمران». (مطهري، مجموعه آثار، ج١٦، ص ٤٤٩).

123




سه . خطاپذيري و عدم عصمت. نظارت بر اين پيش فرض استوار است که احتمال خطا، نقص و انحراف در اعمال همگان و از جمله زمامداران و صاحبان قدرت وجود دارد. به همين جهت ، هدف اصلي از نظارت، جلوگيري از وقوع اين موارد و يا دست کم کاهش دادن موارد آن مي باشد.

بر اين اساس، هر انسان غير معصومي به نظارت نياز دارد. اين مبنا، ضرورت نظارت بر معصومان را به جهت داشتن ملکه عصمت نفي مي کند، چرا که هدف از نظارت، از راه ديگري تحصيل شده است و با وجود آن، نظارت امري لغو و بيهوده خواهد بود٣٢٩;در نظام سياسي اسلام گرچه سنخ رهبري از سنخ ولايت است و از اين جهت تفاوت هاي بنيادين با رهبري در ديگر نظام هاي سياسي دارد، اما از جهت نظارت به دليل عدم وجود ملکه عصمت در عصر غيبت ، کاملا نظارت بردار و قابل کنترل مي باشد. به تعبير ديگر، ولايت با نظارت، منافاتي ندارد. پاسخ گو نبودن، ريشه در خودپسندي و خود بزرگ بيني انسان دارد، چنين فردي اساسا در مورد کارهاي خود يا احتمال خطا نمي دهد و يا اگر هم بدهد با وضعيت روحي که دارد در برابر تذکر تمکين نکرده و تن به نظارت و پرسشگري ديگران نخواهد داد. از سوي ديکر، احترام به حق نظارت مردم بر زمامداران، يکي از مهمترين پايه هاي آزادي سياسي است و در نقطه مقابل ، جلوگيري از دخالت آنان در امور سياسي و حکومتي، به معناي در پيش گرفتن روش استبدادي و انحصارگرايي در حکومت و نامحرم شمردن مردم و سوء ظن حاکمان به آنان است .

ظريفترين آسيب شناسي در اين زمينه از آن پيشواي آزاديخواهان و عدالت خواهان، امير مومنان مي باشد که بر اصلي ترين عامل مقاومت در برابر نظارت، انگشت نهاده و فرموده است : «بيگمان از پست ترين حالتهاي زمامداران جامعه در نگاه مردم شايسته اين است که بدين گمان متهم شوند که دوستدار ستايش اند و سياست کشور داريشان بر کبر ورزي بنا يافته است . و به راستي که من خوش ندارم که اين پندار در ذهنتان راه يابد که به چاپلوسي گراييدهام و شنيدن ثناي خويش را دوست دارم. من -با سپاس از خداوند-چنين نيستم . اما اگر چنين نيز بودم، آن را به عنوان خاکساري در برابر خداوند سبحان-که به بزرگي سزاوارتر است -وا مينهادم. ...از شما ميخواهم که ...مرا با مدح و ثناي نيکو نستاييد و بدان سان که رسم سخن گفتن با جباران تاريخ است ، با من سخن مگوييد و آن چنان که از زورمندان دژخوي پروا ميکنند، از من فاصله مگيريد و با تصنع با من نياميزيد و چنين مپنداريد که اگر با من سخن حقي گفته شود مرا گران ميآيد، و نيز

٣٢٩البته اطلاق نظارت بر امر به معروف و نهي از منکر با نوعي از تسامح همراه خواهد بود زيرا همان گونه که از ابتدا يادآور شديم در نظارت اصطلاحي، عمل نظارتي عامدانه صورت مي گيرد ولي در امر به معروف، امرکننده، حق تحقيق و تفحص و پرس و جو ندارد و تنها در صورت برخورد با معروف ترک شده يا منکر انجام شده به انجام اين وظيفه مبادرت مي ورزد.

124




گمان مبريد که من بزرگداشت نفس خويش را خواهانم ، زيرا آن که از شنيدن حق و پيشنهاد عدالت احساس سنگيني کند، عمل به آن دو برايش سنگين تر باشد، پس ، از سخن حق و پيشنهاد عدل دريغ مورزيد، که من در نزد خود برتر از آن نيستم که خطا نکنم و از خطا در کردار خويش نيز احساس ايمني ندارم، مگر آن که خداوند در برابر خويشتن خويشم کفايت کند، که او بيش از خود من قلمرو هستيم را مالک باشد.»٣٣٠. به روشني مي توان گفت که علي عليه السلام صاحبان قدرت و مقامات حکومت را موظف مي داند که در برابر مردم، شنونده پرسشها و پاسخ گو نسبت به آنها باشند.

چهار. ولايت مومنان بر يکديگر.امر به معروف و نهي از منکر به عنوان يک مسئوليت اجتماعي بر مبناي ولايت مومنان نسبت به يکديگر شکل مي گيرد و همه مومنان را بدون در نظرگرفتن مقام و موقعيتشان در برمي گيرد. قرآن در بياني عام فرموده است : المؤمنون و المؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر٣٣١(و مردان و زنان با ايمان، دوستان يکديگرند، که به کارهاي پسنديده وا ميدارند، و از کارهاي ناپسند باز ميدارند، و نماز را بر پا ميکنند و زکات ميدهند، و از خدا و پيامبرش فرمان ميبرند) ولايت در اين آيه را چه به معناي ولايت محبت و نصرت بگيريم٣٣٢و چه به معناي ولايت تدبير٣٣٣، اقتضاي چنين ولايتي ، اقدام به امر به معروف و نهي از منکر و نظارت مردمي بر تمامي روابط آشکار اجتماعي شهروندان و دولتمردان مي باشد.

گويا از نظر قرآن، مومنان، زماني دوستان واقعي يک ديگرند که به اين فريضه اقدام کنند. به ديگر سخن ، يکي از مصاديق ولايت و محبت هر مومن نسبت به مومن ديگر، امر و نهي نسبت به شايست و ناشايست مي باشد.

٣٣٠نهج البلاغه ، خطبه ٢١٦. در آغاز اين خطبه که در صفين ايراد شده است ، حضرت در تبيين حقوق متقابل مردم و حکومت به زيبايي و استواري تمام داد سخن مي دهد، يکي از حاضران در واکنش به اين سخنان، شروع به ستايش حضرت و تسليم بودن نسبت به فرمانهاي او مي کند، در اين هنگام، علي عليه السلام اين گونه سخن خود را پي مي گيرد: و إن من أسخف حالات الولاة عند صالح الناس-أن يظن بهم حب الفخر... فلا تثنوا علي بجميل ثناء... فلا تکلموني بما تکلم به الجبابرة-و لا تتحفظوا مني بما يتحفظ به عند أهل البادرة-و لا تخالطوني بالمصانعة و لاتظنوا بي استثقالا في حق ٍّ قيل لي -و لا التماس إعظام لنفسي -فإنه من استثقل الحق أن يقال له -أو العدل أن يعرض عليه کان العمل بهما أثقل عليه ...

٣٣١توبه : ٧١

٣٣٢و هي ولاية المحبة و المناصرة، و من قضاياهما الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر(صادقي تهراني ، الفرقان في تفسير القران ج ٩ ص ٤٥) و نيز ر.ک طباطبايي ، الميزان في تفسيرا القرآن، ج ٦، ص ٥.

٣٣٣ر.ک طباطبايي ، الميزان في تفسير القرآن، ج ١٤، ص ١٣.

125




پنج . پذيرش جمهوريت .نظام هاي سلطنتي يا ديکتاتوري از آنجا که جايگاهي براي مردم و رأي آنان در اصل حکومت قائل نمي باشند، به طور طبيعي در نظارت بر حکومت نيز نقشي قائل نبوده و خود را «فعال مايشاء» مي دانند. در نقطه مقابل ، نظام هاي مردم سالار و جمهوري با تکيه بر آراي عمومي، قدرت را به دست مي گيرند و مقامات دولت با پشتوانه اين آرا است که از نردبان قدرت بالا مي روند. پذيرش چنين سيستمي از حکومت ، لوازمي را به دنبال خود خواهد داشت . به لحاظ حقوقي گرچه در حوزه خصوصي، نظارت به معناي تجسسو ورود به حريم خصوصي و خلوت افراد ممنوع گرديده، ولي در حوزه امور عمومي و آنچه جامعه تصدي آن را به مقامات دولتي واگذار کرده است ، براي جلوگيري از هرگونه سوءاستفاده و انحراف و فساد قدرت، نظارت امري لازم دانسته شده است . بدين ترتيب ، با مرزبندي ميان حوزههاي خصوصي و عمومي از طرفي و جمهوري دانستن حکومت از طرف ديگر، پذيرش نظارت بر حکومت ، حتمي و قطعي خواهد بود.

و از آنجا که در جمهوري اسلامي، هم نشيني جمهوريت و اسلاميت به رسميت شناخته شده است ، با توجه به مباني اسلامي نظارت، نظارت در چنين نظامي به گونه اي مضاعف مطرح خواهد بود، نظارتي برآمده از ويژگي هاي جمهوريت و برگرفته از مطالبات اسلاميت .

اگر نظارت اصطلاحي به دلايل فوق مورد تاکيد است ، نظارت عمومي و مردمي از طريق امر به معروف و نهي از منکر که درجه خفيف تري دارد به طريق اولي بر اساس مباني ديني مطلوب خواهد بود.

گفتار اول.قلمرو شرعي

دراين گفتار ابتدا زير عنوان «ملاحظات شرعي » به محدوده مجاز و سپس زير عنوان«محدوديت هاي شرعي » به قلمرو غير مجاز امر به معروفخواهيم پرداخت .

يکم . ملاحظات شرعي

امر و نهي کنندگان (تمامي مسلمانان)

در فصل دوم يادآورشديم که آيات و روايات امر به معروف و نهي از منکر اين وظيفه را متوجه مسلمانان کرده است نه غير آنان. همه مؤمنان بايد امر کننده به معروف ها و نهي کننده از منکرها باشند. تصريح به مردان و زنان مومن در انجام اين وظيفه در آيه «المؤمنون و المؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر»٣٣٤و تعبير

«امت » در آيات ١٠٤ و ١١٠ آل عمران دلالت بر اين دارند که مخاطبان اين فريضه ، مسلمانان مي باشند.

٣٣٤توبه :٧١

126




امر و نهي شوندگان (تمامي مقامات دولتي )

همان گونه که در مقدمه اين فصل يادآور شديم بر اساس جهان بيني اسلامي ، اصل مسئوليت ، اصلي عام و فراگير نسبت به همه انسان ها، حتي معصومان مي باشد و تنها خداوند مبرا از هر مسئوليتي است . به همين دليل و دلايل ديگر پيش گفته ، هنگامي که از نظارت عمومي و امر به معروف ونهي از منکر مردم نسبت به دولت و دولتمردان سخن مي گوييم ، اين نظارت از نظر شرع مقدس اسلام هيچ گونه محدوديت در زمينه مقامات دولت و حکومت را نمي پذيرد. حاکم و والي مسلمين با همه قداست جايگاه و منزلت والايي که دارد از اين نظارت مستثنا نيست . بدين ترتيب هر يک از مردم حق دارند در صورت مشاهده وقوع منکر يا ترک معروف از سوي هر مقام دولت اسلامي حتي اگر چنين مقامي امام مسلمين و ولي امر باشد به وظيفه شرعي خود عمل کند. امام خميني با الهام از همين تعاليم

اسلامي است که نظارت را نه يک حق بلکه وظيفه دانسته و اين گونه مورد تأکيد قرار مي دهد:

«همه ملت موظف اند که نظارت کنند بر اين امور. نظارت کنند اگر من يک پايم را کنار گذاشتم ، کج گذاشتم ، ملت موظف است که بگويد پايت را کج گذاشتي خودت را حفظ کن ».٣٣٥«مسئوليت من هم گردن شماست ؛ شما هم گردن من است . اگر من پايم را کج گذاشتم ، شما مسئوليد اگر نگوييد چرا پايت را کج گذاشتي؟ بايد هجوم کنيد، نهي کنيد که چرا؟ ... نهي از منکر اختصاص به

336

روحاني ندارد؛ مال همه است . امت بايد نهي از منکر بکند؛ امر به معروف بکند

«حکومت و زمامداري در دست فرد يا افراد، وسيله فخر و بزرگي بر ديگران نيست که از اين مقام بخواهد به نفع خود حقوق ملتي را پايمال کند. هر فردي از افراد ملت حق دارد که مستقيما در برابر سايرين ، زمامدار مسلمين را استيضاح کند و به او انتقاد کند و او بايد جواب قانع کننده بدهد و در غير اين صورت، اگر برخلاف وظايف اسلامي خود عمل کرده باشد- خود به خود- از مقام

337

زمامداري معزول است ».

وقتي بنيان گذار نظام جمهوري اسلامي اين چنين سخن مي گويد، جاي هيچ گونه ابهام و ترديدي در عموميت قلمرو نظارت مردمي بر مقامات دولتي باقي نمي ماند.

دوم. محدوديت هاي شرعي

در فصل دوم مواردي را برشمرديم که از نظر شرعي ، انجام امر به معروف ونهي از منکر توسط مردم نسبت به يکديگر، جايز نبود. به عنوان مثال امر و نهي معذوران، امر و نهي لجبازان، تجسس در امور ديگران، تعرض به حريم خصوصي ديگران و تصرف ناروا در اموال ديگران از اين قبيل

٣٣٥. صحيفه امام، ج٨، ص٥.

٣٣٦. صحيفه امام، ج٨، ص ٤٨٨.

٣٣٧صحيفه امام ، ج٥، ص ٤٠٩.

127




بودند. روشن است زماني که ما از نظارت مردمي بر مقامات دولتي سخن مي گوييم ، با چنين قلمروهايي مواجه نيستيم . آري مي توان موارد زير را محدود کننده نظارت مردمي بر مقامات دولتي

دانست :

انجام منکر براي مبارزه با منکر. مردم در انجام وظيفه امر به معروف و نهي از منکر، مجاز نيستند کهبا کار ناشايست ، مانع از انجام کار ناشايست مقامات دولتي شوند. همان گونه که پيشتر گفتيم ، اين قاعده استثنايي هم دارد و آن در جايي است که دفع «افسد» جز از طريق «فاسد» ممکن نباشد. امام خميني در اين رابطه مي گويند: «جائز نيست براي نهي از منکر از عملي حرام نظير ناسزا و دروغ و اهانت کمک بگيرد. آري اگر منکر عملي باشد که شارع در هيچ شرائطي راضي به آن نيست نظير کشتن نفس محترمه وکارهاي قبيح و گناهان کبيره اي که مايه هلاکت است جائز است بلکه اگر جلوگيري از چنان منکري جز به وسيله آنگونه محرمات حاصل نمي شود، ارتکاب

338

آنها براي جلوگيري از منکرات بزرگتر واجب است ».

٢. احتمال خطر و ضرر براي امر و نهي کنندگان. «اگر بر جان يا آبروي خود يا جان يا آبروي مومنان بترسد، نهي از منکر حرام مي شود و همچنين است ترس بر اموال مومنان در صورتي که قابل توجه باشد، و اما اگر بر مال خودش بترسد بلکه حتي يقين داشته باشد کهضرر مالي متوجه او مي شود، در صورتي که آن ضرر برايش مشقت آور نباشد ظاهرا نهي از منکر حرام نخواهد بود و اما اگر به حد مشقت و حرج برسد بعيد نيست حرام باشد».٣٣٩گرچه در زماني که دولت اسلامي زمام امور را به دست دارد، امر و نهي مردم نسبت به دولت و مقامات دولتي ، علي القاعده با خطرات جاني و مالي همراه نيست ولي اگر در مواردي هرچند اندک چنين احتمال موجهي وجود داشته باشد، تکليف شرعي امر و نهي از دوش مردم برداشته مي شود. فتواي امام و همينطور ساير فقيهان که شرط خطر را در وجوب امر به معروف و نهي از منکر ذکرکرده اند عام بوده و همه حوزه ها و از جمله حوزه مردم نسبت به دولت را شامل مي شود، به طور کلي خطري که از سوي مقامات دولتي -در صورتي که شايستگي لازم را نداشته باشند- متوجه امر و نهي کنندگان مي شود به مراتب از خطري که از سوي مردم عادي متوجه امر ونهي کنندگان مي شود بيشتر مي باشد. آري گاه معروف يا منکر به قدري داراي اهميت هستند که مردم بايد در برابر آن واکنش مناسب انجام دهند حتي اگر خطرات جاني يا مالي از سوي دولت مردان آنان را تهديد کند. «اگر معروف و منکر از امور مورد اهتمام شارع اقدس باشند ...صرف ضرر هرچند ضررجاني و يا حرج، باعث رفع

٣٣٨تحرير الوسيلة ، کتاب الامر بالمعروف، ج١، المرتبه الثانيه ، ص ٤٧٨، مسألة ٥.

٣٣٩تحريرالوسيلة ، ج١، کتاب الامر بالمعروف، القول في شرائط وجوبهما، الشرط الرابع:أن لايکون في إنکاره مفسدة، ص٤٧٢، مسألة ٤.

128




تکليف نمي شود، بنابراين اگر برپايي دلائل اسلام به گونه اي که زمينه گمراهي از بين برود متوقف بر فداکردن جان و يا جانها باشد، ظاهرا اين امر واجب است تا چه رسد به اينکه بپاداري دين

340

باعث واقع شدن در حرج و ضرر غير جاني باشد».

٣. تجاوز از مراحل امر به معروف و نهي از منکر. تمامي ملاحظاتي که در فصل گذشته نسبت به ضرورت انجام مرحله به مرحله امر به معروف و نهي از منکر در حوزه مردم نسبت به مردم ذکر گرديد، در امر و نهي مردم نسبت به دولت نيز ساري و جاري است . امام خميني ضمن تاکيد بر نظارت مردمي بر اعمال دولتمردان، اين نکته را نيز يادآور شده اند که نبايد پيامد اقدامات مردمي ، تضعيف نظام اسلامي و يا وقوع هرج و مرج باشد. «همه آقاياني که در هر جاي از اين کشور هستند و صداي من را ميشنوند، چه از طبقه علما و ائمه جماعات و جمعه و چه از طبقه خطبا...

توجه به اين معنا داشته باشند که امروز آبروي جمهوري اسلامي به دست شما بسته است ... امروز دولت ، دولت اسلامي است و بر همه ماها فريضه است که از اين دولت اسلامي پشتيباني بکنيم ...اگر- خداي نخواسته - از يک مأمور که من حيث اينکه درست اطلاع بر مسائل ندارد يا اشتباه ميکند، يک مطلبي ... صادر بشود، مقابله نکنيد، تضعيف نکنيد، او را نصيحت کنيد، چنانچه نصيحت را گوش نکرد، به مصادر امور مراجعه کنيد... و کساني که در بين ارتش يا ساير ارگانها، انجمنهاي اسلامي دارند، اينها دخالتهاي غير چيزهايي که بر عهده آنها است نکنند. ارشاد بکنند دولت را، ارشاد بکنند مأمورين دولت را و همه کساني [را] که در پيش آنها هستند؛ آنها را ارشاد بکنند. و چنانچه کسي هم گوش به ارشاد نداد، به مصادر اموري که مسئوليت دارند مراجعه کنند...اگر يک مطلب اشتباهي از يک استاندار واقع شد يا از يک فرماندار، در منابر نبريد اين را و آبروي او را بريزيد. اين امري است که خدا راضي نيست . به او بگوييد در خلوت و با او تفاهم کنيد و از او بخواهيد که رويه را تغيير بدهد. اگر نداد، به مصادر امر مراجعه کنيد.٣٤١اين سخنان به خوبي گوياي آن است که عکس العمل ها و واکنش مومنان در هر موردي بايد متناسب با آن مورد باشد و در عين آن که جايگاه و موقعيت افراد نبايد مانع از انجام وظيفه ما شود، امر و نهي ما نيز نبايد به گونه اي باشد که پيامد منفي آن از آثار مثبت آن بيشتر باشد. سخن فوق از امام را مقايسه

٣٤٠همان، ص٤٧٣، مسألة ٦. همچنين امام خميني در خصوص وظيفه علماي اسلام در برابر بدعت هاي ديني مي گويد: «اگر بدعتي در اسلام پديد آيد و سکوت علماء دين و رؤ ساي مذهب باعث هتک اسلام و ضعف عقايد مسلمانان گردد، واجب است به هر وسيله اي که برايشان ممکن است از آن بدعت نهي کنند، خواه نهي آنان مؤ ثر در ريشه کن شدن فساد باشد و خواه نباشد...و دراينگونه موارد مسئله ضرر و حرج در نظر گرفته نمي شود بلکه بايد اهم ومهم را ملاحظه کرد. (همان، مسألة ٧٧).

٣٤١صحيفه امام،ج ١٦، ص ٣٤٨-٣٤٩.

129




کنيد با سخن ديگري از ايشان که در واقع دو روي يک سکه اند و حساسيت امام را در ابعاد مختلف نشان مي دهند: «اگر يک فرد خيلي به نظر مردم مثلا پايين يک فردي که به نظر مردم خيلي اعلا رتبه هم هست ، اگر از او يک انحرافي ديد، بيايد- اسلام گفته برو به او بگو نکن - بايستد در مقابلش بگويد اين کارت انحراف بود نکن . ميگويند عمر گفت - در وقتي که خليفه بود- که من اگر چنانچه خلافي کردم به من مثلا بگوييد و چه بکنيد. يک عربي شمشيرش را کشيد گفت ما با اين مقابل تو ميايستيم . اگر تو بخواهي خلاف بکني، ما با اين شمشير مقابلت ميايستيم . تربيت اسلامي اين است که در مقابل اجراي احکام خدا و در مقابل راه انداختن نهضتهاي اسلامي، هيچ ملاحظه از کسي نکند. اين آقاست اين غير آقا، اين پدر است اين پسر است ، اين رئيس است ، اين مرئوس است ، ابدا اين مسائل نباشد در کار. مسئله اين باشد که اين آيا به طريق اسلام دارد عمل ميکند يا نه . به طريق اسلام عمل ميکند، هر فردي باشد بايد از او قدرداني کرد و تشويق کرد و محبت به او کرد. برخلاف اسلام که باشد، هر فردي ميخواهد باشد، يک روحاني عالي مقام باشد، يک آدمي باشد که مثلا رأس باشد، يک سرکرده باشد، وقتي ديدند برخلاف مسير دارد عمل

342

ميکند، هر يک از افراد موظفند که به او بگويند که اين خلاف است ، جلويش را بگيريم .

اساسا نمي توان از کساني که بر اساس تعاليم اسلام تربيت شده اند انتظار ديگري داشت . سوده از زنان شاعر و سخنور عرب بود. پس از شهادت علي عليه السلام روزي بر معاويه وارد شد. معاويه از علت حضورش پرسيد. سوده گزارشي از ستمها و جنايتهاي بسربن ارطاة که عامل معاويه بود ارائه کرد و خواست تا به او دستور دهد که به عدالت رفتارکند. معاويه که چنين انتظاري نداشت سوده راتهديد کرد. سوده در حالي که گريه مي کرد چنين گفت : درود خداوند بر آن بدني که قبر، او را در بر گرفته و عدالت را در خود دفن کرده است . پيوسته با حق بود و حق را با چيزي عوض نکرد و با حق و ايمان همراه گرديد. معاويه : او که بود؟ سوده: علي بن ابي طالب ، معاويه : چه کرد که نزد تو اين مقام را يافت ؟ سوده: مردي را براي جمع آوري زکات پيش ما فرستاد. عمل او رضايت بخش نبود. شکايت از او به علي عليه السلام بردم. آن حضرت در حال نماز بود، وقتي مرا ديد نمازش را کوتاه کرد و با مهرباني و عطوفت به من گفت : نيازي داري؟ من گزارش کار مأمورش را به آن حضرت دادم. گريست و آنگاه فرمود: خداوندا، تو بر من و آنها گواهي که هيچ گاه آنها را بر ستم کردن بر بندگانت يا چشم پوشي از حقت امر نکردم. سپس از جيب خود قطعه پوستي بيرون آورد و روي آن نوشت : بسم الله الرحمن الرحيم ، براستي که از جانب خدا بر شما برهاني روشن آمد، سپس در سنجش کيل و وزن با مردم، عدل و درستي پيشه کنيد و اموال و اشياء مردم را کم حساب نکرده و در روي زمين فساد گري نکنيد...هر گاه نامه مرا خواندي، از آنچه در

٣٤٢صحيفه امام، ج١٠، ص ١١١

130




دست داري مواظبت کن ، تا کسي بيايد و آن را از تو پس گيرد. والسلام. پس من نامه را از امام گرفتم ، بدون اينکه آن را به گل مهر کند يا با نخي بپيچد.معاويه دستور داد که حاجتش را در

343

مورد خود او و قومش بر آورده کنند.

مواردي که اشاره گرديد، محدوديتهاي شرعي امر به معروف و نهي از منکر را بيان مي کردند. در خارج از اين قلمرو، امر به معروف و نهي از منکر براي هر فردي با وجود شرايط آن، نه تنها مشروع، بلکه ضروري و واجب مي باشد و شرعا نمي تواند از زير بار مسئوليت آن شانه خالي کند.

اهميت و ارزش نظارت مردم بر عملکرد مقامات دولتي و واکنش به رفتارهاي غيرشرعي يا غيرقانوني آنان در مقايسه با ارتکاب برخي از محرمات يا انجام غير قانوني برخي از کارها توسط مردم عادي، برکسي پوشيده نيست . تاثير منفي منکراتي چون خيانت در امانت ، عدم صداقت با ملت ، پارتي بازي، رشوه خواري، ستمگري در حق مردم، سازشکاري با بيگانگان، افشاي اسرار مردم، دادن وعده هاي بيجا و دهها منکر ديگر از اين قبيل در صورتي که از سوي يک مقام دولتي صورت گيرد قابل مقايسه با انجام همين منکر از سوي اشخاص عادي نيست . اگر مقامي از مقامات دولت حقوق شهروندي را محترم نشمارد، در زمينه عفت عمومي حساسيت نشان ندهد، اموال عمومي و بيت المال را حيف و ميل کند، وجدان کاري نداشته باشد، پست و مقام را براي رسيدن به نام و نان در اختيارگرفته باشد، ظواهر اسلامي را رعايت نکند، رفتار او باعث دلسردي و بدبيني مردم نسبت به نظام اسلامي شود و يا جلوه هاي خودمحوري و استبداد راي در او آشکار شود، امر و نهي نسبت به او حق و وظيفه همگان است تا زماني که از منکر دست بردارد. فقيه بلندپايه و بنيان گذاري چون امام خميني در همين زمينه اعلام مي دارد: «با تکيه بر دستورات اسلامي و اجراي مقررات آن در همه زمينه ها تلاش خواهيم کرد، که از سويي دست عناصر فاسد کوتاه شود و از طرفي انگيزههاي فاسد کننده نابود شود. و ديگر اينکه عموم مردم را موظف مي دانيم که انحراف از مسير اسلامي را در هر کجا که مي بينند از پايين ترين و بالاترين مقامات بلافاصله جلوگيريکنند و

344

بدين ترتيب از رشد فساد جلوگيري مي شود».

گفتار دوم: قلمرو قانوني

مقدمه .«حکومت ايرانجمهوري اسلامياست که ملت ايران، بر اساس اعتقاد ديرينه اش به حکومت حق و عدل قرآن، در پي انقلاب اسلامي پيروزمند خود به رهبري ... امام خميني ... با

٣٤٣اربلي ، کشف الغمة في معرفة الأئمة ، ج١، ص ١٧٤- ١٧٥

٣٤٤صحيفه امام، ج٤، ص ٤١٤. مصاحبه با مجله هفتگي«آمستردام نيوروو هلند»

131




اکثريت ٩٨.%٢ کليه کساني که حق رأي داشتند، به آن رأي مثبت داد٣٤٥». مفاد اين اصل بر اين نکته دلالتت دارد که حکومت ،به صورت توامان خود را نسبت به «جمهوريت و اسلاميت » و لوازم آنها متعهد مي داند. تحقق جمهوريت گرچه مبتني بر تاسيس دولت و نهادهاي قانوني از سوي مردم مي باشد ولي تداوم آن با به رسميت شناختن نظارت مردم بر عملکرد مقامات دولت ، ممکن خواهد بود. حضور مردم در همه عرصه هاي مربوط به نظام، بيانگر تداوم جمهوريت مي باشد. علاوه، اصل هشتم قانون اساسي مقرر مي دارد که «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت . شرايط و حدود و کيفيت آن را قانون معين ميکند.

والمومنون و المومنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف وينهون عن المنکر».

يکم . ملاحظات قانوني.برخي از اموري که اين اصل بر آنها دلالت دارد عبارتند از:

يک. تکليفي بودن نظارت همگاني .از نظر قانون اساسي دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منکر، تکليف است نه حق ، بنا بر اين نمي توان از آن چشم پوشي کرد يا در اجراي آن تساهل و تسامح نشانداد. نظارت مردمي در نظامهاي مردم سالار غيرديني به عنوان يک «حق » براي شهروندان در نظر گرفته مي شود ولي در مردم سالاري ديني بر اساس موازين شرعيبه عنوان

«تکليف » مطرح است . حق نوعي امتياز است و ذي حق مي تواند از آن استفاده يا آن را اسقاط کند.

مانند حق راي و مشارکت در انتخابات و يا حق دادخواهي و مراجعه به دادگاههاي صالح٣٤٦. قانون اساسي با تکليف دانستن نظارت مردمي گام بلندي را در ايجاد حساسيت ميان مردم نسبت به اين امر برداشته است زيرا عدم انجام اين وظيفه مي تواند براي شخص مسئوليت آور باشد. ارتقاء جايگاه امر به معروف و نهي از منکر از «حق » به « تکليف » موجب مي گردد که هيچ شهروندي نمي تواند از آن چشم پوشي کرده و به بهانه اسقاط حق آن را واگذارد.

دو.عموميت امر و نهي کنندگان.گرچه از نظر شرعي همان گونه که در گفتار اول گفتيم اين وظيفه متوجه مسلمانان مي باشد ولي چون قانون گذار، آن را «همگاني » دانسته است ، به فرد، جريان يا گروه يا دين خاصي تعلق ندارد و همه اشخاص حقيقي و حقوقي را در برمي گيرد.

اتحاديه ها ، انجمن ها، احزاب و گروههاي صنفي ، فرهنگي ، اجتماعي و سياسي همانند عموم مردم مخاطب قانون اساسي در انجام اين وظيفه مي باشند. به تعبير ديگر قانونگذار درصدد بوده است که از همه ظرفيتهاي جامعه براي سالم سازي آن بهره گيرد. بدين ترتيب اين نظارت عمومي که گاه

٣٤٥اصل اول قانون اساسي

٣٤٦اصل ٣٤ قانون اساسي

132




حالت انتقاد و اعتراض به دولت و دولتمردان را به خود مي گيرد شامل اقليت ها نيز مي شود؛ تمامي مسيحييان، يهوديان و زرتشتيان و بلکه همه مردم را در بر مي گيرد.

سه .عموميت امر و نهي شوندگان.بدين ترتيب دولت و تمامي مقامات دولتي لازم است پذيراي نظارت عمومي شهروندان باشند. مفهوم «دولت » نيز همان گونه که در فصل اول يادآور شديم شامل همه مقامات کشور مي شود و مقام رهبري و ولايت امر نيز از اين امر مستثنا نيست . پيشتر گفتيم

که از نظر شرعي نيز قلمرو نظارت، شامل حاکم اسلامي نيز مي شود.

چهار. عموميت مصاديق امر و نهي. نظارت مردم نسبت به دولت و مقامات دولتي و نيز نسبت به قوانين و مقررات، عام و در همه موارد است . براساس بند هشتم اصل سوم دولت ملزم به زمينه سازي همه جانبه براي «مشارکت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي ، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خويش » مي باشد، اين امر نشان مي دهد که نظارت بر دولت در قلمرو بسيار گستردهاي مورد توجه قانونگذار قرارگرفته و حضور مردم در صحنه هاي گوناگون و حق مردم براي اظهار نظر هم نسبت به عملکرد دولت مردان و هم نسبت به قوانين و مقررات به رسميت شناخته شده است . اصل هشتم قانون اساسي نيز اين نظارت را محدود به موارد خاص نکرده است . بدين ترتيب اموري چون مفاسد اقتصادي و مالي ، مفاسد اخلاقي ، عدم رعايت شئونات اسلامي ، عدم رعايت انضباط اداري، عدم رعايت وجدان کاري، حيف و ميل بيت المال، تجمل گرايي ، ناتواني در انجام مسئوليت ، بي توجهي به حقوق و کرامت انساني افراد و هر معروفي که ازسوي دولتمردان ترک

شده يا منکري که توسط آنان صورت پذيرد، مشمول امر و نهي مردم خواهد بود.

پنج . همسويي قانون با شرع در نظارت همگاني .از آن جا که آيه ٧١ سوره توبه مستند اين اصل قرارگرفته است ، روشن مي شود که اين تاسيس حقوقي ، خاستگاهي ديني دارد و قانون اساسي همان نظارت عمومي مورد توجه شرع را به رسميت شناخته و آن را مدل مناسب بلکه لازمي براي سالم سازي محيط جامعه تشخيص داده است . با توجه به مراتب فوق، شهروندان هم حق و هم وظيفه دارند چه در مرحله کسب قدرت، و چه در مرحله إعمال قدرت، در صورت مشاهده ترک معروف و يا انجام منکر از سوي مقامات، با رعايت شرايط و مراحل ، اقدام به امر به معروف و نهي از منکر کنند. علاوه بر اصل هشتم ، بند هشتم اصل سوم مقررکرده است که دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است همه امکانات خود را براي «مشارکت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي خويش » به کارگيرد. يکي از جلوه هاي اين مشارکت که دولت به موجب اين اصل بايد از آن استقبال کند، امر به معروف و نهي از منکر مردم نسبت به دولت مي باشد. با عنايت به موارد فوق، قلمرو قانوني نظارت بر دولت در محورهاي زير قابل بررسي مي باشد.

133




دوم. محدوديت هاي قانوني .نظارت مردمي بر دولت و دولت مردان، استثنائاتي دارد که مي توان

آنها را به عنوان محدوديتهاي نظارت برشمرد:

١.انجام اعمال غير شرعي و غير قانوني. براي جلوگيري از اعمال خلاف شرع يا خلاف قانون دولتمردان نمي توان از آنچه که غيرقانوني و غير مشروعمي باشد بهره گرفت . قانون اساسي ضمن تاکيد بر آزادي بيان و مطبوعات، آزادي احزاب و گروهها و آزادي تجمعات و راهپيماييها اين آزاديها را مشروط به شرايطي مي کند. آزادي مطبوعات نبايد به گونه اي صورت گيرد که «مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشد»٣٤٧آزادي احزاب، جمعيت ها، انجمن هاي سياسي و صنفي و

...مشروط به آن است که «اصول استقلال، آزادي، وحدت ملي ، موازين اسلامي و اساس جمهوري اسلامي را نقض نکنند»٣٤٨آزادي اجتماعات و راهپيمايي ها به شرطي قانوني است «که مخل به مباني اسلام نباشد»٣٤٩حال اگر امر به معروف و نهي از منکر از طريق مطبوعات و رسانه ها صورت پذيرد يا مردم در يک تجمع و راهپيمايي نسبت به رفتار خلاف قانون مقامات دولتي معترض باشند و يا احزاب سياسي يا گروههاي صنفي در برابر اعمال خلاف شرع يا خلاف قانون دولتمردان بخواهند نهي از منکر کنند، لازم است اقدامات آنان با رعايت شرايط مذکور در اين اصول صورت پذيرد.

٢. اخلال در نظم اداري و عمومي .نظارت بر دولت و اعمال دولتمردان بايد به گونه اي صورت گيرد که در نظم حاکم برجامعه خللي وارد نشود بويژه در مواردي که اين امر از سوي ماموران خود دولت نسبت به برخي از تصميمات مقامات برتر مي خواهد صورت گيرد. سلسله مراتب اداري اقتضادارد که در امر به معروف و نهي از منکر مسير قانوني طي شود و تذکرات و اقداماتي که صورت مي گيرد هيچگونه اخلالي در جريان کارها ايجاد نکند. با رعايت اين اصل ، هر فردي چه از بيرون و چه از درون اداره مي تواند و در مواردي لازم است به نحو مقتضي در برابر ترک واجبات و يا انجام محرمات و امور غيرقانوني به مقامات مربوط تذکردهد هرچند آنها مقام مافوق او باشند.

اين امر با لازم الاجرا بودن دستورات مقام مافوق نيز منافاتي ندارد؛ به عنوان مثال قبل از منسوخ شدن قانون استخدام کشوري٣٥٠ماده ٥٤ اين قانون مقرر مي کرد که مستخدم اداره موظف به انجام

٣٤٧اصل ٢٤.

٣٤٨اصل ٢٦.

٣٤٩اصل ٢٧.

٣٥٠پايگاه اطلاع رساني معاونت آموزش دادگستري تهران (www.ghavanin.ir..http:). بر اساس ماده ١٢٧ قانون مديريت خدمات کشوري (که ٨ مهر ماه ١٣٨٦ در کميسيون مشترک رسيدگي به لايحه مديريت خدمات

134




امر آمر قانوني است حتي اگر در نظر مستخدم، اين دستور، غير قانوني صادرشده باشد. در همين صورت مستخدم ضمن اجرا مي تواند به وظيفه شرعي و قانوني خود که همان تذکر زباني است ، هم در اين زمينه و هم در زمينه هاي ديگر عمل کند و هيچ مقامي حق توبيخ و يا برخورد با او را ندارد.

سوم. ابزارهاي قانوني. نظارت بر دولت از سوي مردم، مي تواند از راههاي گوناگون صورت

پذيرد:

١. مطبوعات و رسانه ها.قانون اساسي اين ابزار کارآمد را در اختيار مردم قرارداده و بهرهگيري از آن را در چارچوب شرعي و قانوني حق مسلم مردم مي داند. به موجب اصل ٢٤ قانون اساسي

«نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشد تفصيل آن را قانون معين ميکند». همچنين اين قانون مقررکرده است که «در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، آزادي بيان و نشر افکار با رعايت موازين اسلامي و مصالح کشور بايد تأمين گردد».٣٥١مطبوعات و رسانه هاي ديگر نيز در دايره محدودتري، در اين امر با صدا وسيما مشترک مي باشند. تاکيد بر امر به معروف و نهي از منکر در واقع تاکيدي بر آزادي بيان است . صدا و سيما يکي از ابزارهاي مهم امر به معروف و نهي از منکر در هر سه حوزه مورد نظر اصل هشتم مي باشد و از آن جا که صدا و سيما زير نظر رهبري بوده و تقريبا مستقل از دولت مي باشد، زمينه براي ايفاي وظيفه امر به معروف و نهي از منکر را نسبت به دولت به خوبي دارا خواهد بود. اين رسانه ملي که بودجه اش را مردم تامين مي کنند، نبايد از تخلفات کارگزاران و مقامات دولتي به سادگي بگذرد. صدا و سيما اگر عزم جزمي در اين زمينه داشته باشد مي تواند با اختصاص شبکه اي بدين منظور به صورت سازمان يافته و موثر، تجلي نظارت مردمي بر دولت شود. همان گونه که مي تواند به منزله دانشگاهي بزرگ، تعليم و تربيت اسلامي و انساني جامعه را بردوش گيرد و در هنجارسازي جامعه نقش بي بديل خود را ايفاکند. در ماده ٤٠ قانون صدا و سيما آمده است که «در جهت تحقق رسالت"امر به معروف و نهي از منکر"در جامعه ، صدا و سيما بايد روحيه انتقاد سالم و سازنده و انتقاد پذيري متواضعانه را در مردم، مسئولين و دست اندرکاران ايجاد کند، انتقادات مردم از مسئولين و توقعات آنها از مردم را بازگو نمايد و با نفي روشهاي تخريبي و ضد

کشوري تصويب گرديد و پس از موافقت مجلس با اجراء آزماشي آن به مدت پنج سال، در تاريخ ١٣٨٦.٧.١٨ به تائيد شوراي نگهبان رسيد) کليه قوانين و مقررات عام و خاص به جز قانون بازنشستگي پيش از موعد کارکنان دولت مصوب ١٣٨٦.٦.٥ مجلس شوراي اسلامي مغاير با اين قانون از تاريخ لازم الاجراء شدن اين قانون لغو گرديده است.(منبع : خبرگزاري پارسwww.farsnews.com.newstext..http:)

٣٥١اصل ١٧٥.

135




اسلامي زمينه مناسبي براي جلسات بحث و گفتگوي آزاد و برخورد سالم انديشه ها فراهم آورد تا

٣٥٢

مردم خود به انتخاب"احسن"بپردازند ».

اگر دولت مردان بدانند که صدا و سيما مصمم است به عنوان صداي ملت ، دعوت به خير و امر و نهي ملت را به گوش آنان برساند و در انجام آن مماشات و مسامحه نخواهد کرد و اگر در پاره از موارد تخلفات آنان، از نظر مردم دور ماند، از چشم تيزبين اين رسانه مخفي نمي ماند، بدون شک مسئولانه تر و صادقانه تر عمل خواهندکرد. رسانه ملي هرچند لازم است در پشتيباني از اساس نظام اسلامي و تقويت ارکان دولت و قواي سه گانه ، توان خود را بسيج نمايد اما هرگز نبايد توجيه گر اقدامات غيرقانوني و يا تخلفاتي که وقوع آنها در هر دولتي ممکن است اتفاق بيفتد باشد. از رسالت سنگين اهل قلم و رسانه نيز در همين راستا نبايد غفلت کرد. مطبوعات و رسانه هاي گروهي يکي از مطمئن ترين ابزارها براي انعکاس واقعيت هاي اجتماعي ، نقد عملکرد مقامات و ارشاد و راهنمايي آنان مي باشند.

البته روشن است که رسانه ، اعم از تصويري و غير تصويري ، مکتوب و غير مکتوب، به دو شرط مي تواند به مثابه ابزاري شايسته براي امر به معروف و نهي از منکر مورد توجه قرارگيرد: آزادي و تعهد ديني و ملي . و از اين روست که قانون اساسي در اصل ٢٤ «اخلال به مباني اسلام يا حقوق عمومي » را به عنوان خط قرمز براي مطبوعات و رسانه ها مشخص کرده است .

٢.احزاب و گروهها.امروزه در نظامهاي مردم سالار، آزادي احزاب يکي از حقوق مسلم ملتها شناخته شده است . يکي از کارکردهاي مهم احزاب نقد و ارزيابي اعمال دولت و مقامات دولتي است . احزاب سياسي را مي توان از مجموعه هايي به شمار آورد که بيشترين خلاقيتها را نسبت به حل مسائل سياسي ، اقتصادي و اجتماعي جامعه دارا مي باشند. سوگمندانه بايد اذعان نمود که دولتها و ملتها از اين ظرفيت عظيم به دو دليل بهره بايسته را نبرده اند: يکي به جهت عملکرد منفي دولت ها در ايجاد محدوديت براي فعاليت احزاب و ديگري به خاطر عملکرد منفي احزاب به دلايلي نظير وابستگي به بيگانگان، خودمحوري، قدرت طلبي و نهايتا فاصله گيري از ارزشهاي مورد قبول ملت . با عنايت به اين ملاحظات است که قانون اساسي مي گويد «احزاب، جمعيت ها، انجمن هاي سياسي و صنفي و انجمنهاي اسلامي يا اقليتهاي ديني شناخته شده آزادند، مشروط به اين که اصول استقلال، آزادي، وحدت ملي ، موازين اسلامي و اساس جمهوري اسلامي را نقض نکنند. هيچکس را نميتوان از شرکت در آنها منع کرد يا به شرکت در يکي از آنها مجبور

٣٥٢برگرفته ازسايتمرکز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي.

136




ساخت ».٣٥٣احزاب مي توانند يکي از بهترين ابزارهاي مدني و مردمي براي امر به معروف و نهي از منکر باشند. اگر احزاب و گروههاي سياسي و حتي صنفي در بازتعريف ماموريتها و رسالتهاي خود، مساله دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر را مورد توجه قراردهند، کارکرد احزاب در نظام اسلامي در مقايسه با ساير نظامهاي سياسي ، کاملا متمايز خواهدشد و اين امر باعث مي شود تا انگيزه مومنان در شرکت در فعاليت هاي حزبي افزايش يابد. اين رويکرد هم به فعاليت احزاب معنا ومفهوم جديدي مي بخشد و هم ضمانت اجراي انجام اين فريضه را در جامعه به نحو چشمگيري بالامي برد. اگر از اين زاويه به ماموريت احزاب بنگريم ، شايد بتوان آيه ١٠٤ سوره آل عمران را که دستور مي دهد «بايد در ميان شما گروهي باشند که دعوت به خير نموده و امر به معروف و نهي از منکر کنند»٣٥٤دليل بر مشروعيت تحزب در اسلام دانست زيرا فعاليت احزاب مردمي ، مسئول و پاسخ گو، پيامدهاي بسيار مبارکي را براي جامعه به ارمغان خواهد آورد و فقدان آنها،نتيجه اي جز رويآوري دولت ها به استبداد و خود محوري نخواهد داشت که خود از بزرگترين منکرها مي باشد.

٣.تجمعات و گردهم آيي ها.قرآن در مورد کارهاي نيک وشايسته ، مردم را امر به تعاون و

355

همکاري و نسبت به گناه و کارهاي ناشايسته ، امر به عدم همکاري و مبارزه منفي کرده است .

اين موضوع هم در روابط ميان مردم با يکديگر صادق است و هم در روابط ميان مردم و دولت . از آنجا که نهي از منکرات دولت و مقامات دولتي همانند نهي از منکرات مردم عادي واجب و بلکه واجب تر از موارد معمولي است ، و از آن جا که در بسياري از موارد، عدم مقابله و موضعگيري به منزله تعاون بر اثم و گناه تلقي مي شود، مي توان لزوم تشکيل اجتماعات و راهپيمائيها را در چنين مواردي، مصداق تعاون بر کارهاي نيک و عدم همکاري با اعمال حرام به شمارآورد. فتواي امام خميني در همين رابطه جالب توجه مي باشد: «اگر برپايي واجبي يا از بين بردن منکري ، متوقف بر اجتماع گروهي از مردم در امر و نهي باشد ، وجوب شرعي ، تنها با اقدام برخي از آنان ساقط نمي شود و لازم است برا ي تحقق آن، مردم به حد کفايت تجمع و اقدام کنند»٣٥٦.قانون اساسي ،

٣٥٣اصل ٢٦.

٣٥٤«ولتکن منکم امه يدعون الي الخير ويامرون بالمعروف وينهون عن المنکر»

٣٥٥و تعاونوا علي البر و التقوي و لا تعاونوا علي الإثم و العدوان (مائده: ٢) و در نيکوکاري و پرهيزگاري با يکديگر همکاري کنيد، و در گناه و تعدي دستيار هم نشويد.

٣٥٦لو توقف إقامة فريضة أو إقلاع منکر علي اجتماع عدة في الأمر أو النهيلا يسقط الوجوب بقيام بعضهم ، و يجب الاجتماع في ذلک بقدر الکفاية . (تحرير الوسيلة ، کتاب الامر بالمعروف، ج١، القول في أقسامهما و کيفية وجوبهما، مسألة ٣، ص ٤٦٤).

137




اجتماعات و راهپيمايي هاي مردم را يکي از حقوق ملت برشمرده است و از اين طريق مي توان به عنوان ابزار مهار کننده فساد و استبداد استفاده کرد.«تشکيل اجتماعات و راهپيمايي ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است ».٣٥٧به رسميت شناختن آزادي تجمعات و تظاهرات بدين معناست که مردم و گروهها و احزاب، در مواجهه با کاستي ها يا تخلفاتي که در مسائل سياسي ، اجتماعي و فرهنگي مي بيينند، جداي از انعکاس آنها در مطبوعات و رسانه هاي ديداري يا شنيداري، مي توانند صداي اعتراض خود را با حضور در صحنه به گوش مقامات دولت برسانند. ترديدي نيست که چنين حضوري، هشدار جدي تري را متوجه مسئولان خواهد کرد. امر به معروف و نهي از منکرهايي که اين گونه انجام مي شوند، تاثيرگذارتر و ماندگارترند. صداي اعتراض برخاسته از اين تجمعات به طورطبيعي هر مقام درخواب خفته اي را

بيدار خواهدکرد و او را به تامل واخواهدداشت . بي جهت نيست که خداوند در قرآن مي فرمايد:

«لا يحب الله الجهر بالسوء من القول إلا من ظلم »٣٥٨برخي از مفسران در توضيح اين آيه گفته اند که خداوند، برملاکردن زشتي ها و اعمال ناشايست را دوست ندارد، مگر در حق کسي که زيانش بزرگ و مکر و فريبش فراوان باشد٣٥٩يعني ستم ديده در اين صورت رواست که بانگ اعتراض برآورد و صداي خود را به گوش ديگران برساند و همگان را از وضعيت ظالم باخبرسازد. اگر مبارزه با ظلم هاي فردي تا اين حد از اهميت قراردارد مبارزه با ظلمي که از سوي يک مقام دولتي آن هم مقامي که در دولت اسلامي داراي منصب مي باشد، به طريق اولي از اهميت و اولويت بيشتري برخوردار خواهدبود و همين آيه به خوبي تاييدکننده تجمعات اعتراض آميز مردمي عليه هرگونه ظلم و ستم و از جمله ظلم مقامات بر مردم مي باشد.

٤. پايگاههاي ديني (مساجد و حسينيه ها).تريبون هاي ديگري نيز مي توانند در راستاي نظارت مردم بر دولت مورد استفاده قرارگيرند. در اين ميان نبايد از نقش بسيار مهم مساجد، منابر و هيات هاي مذهبي غافل بود. نهادهاي مدني ديني نظير روحانيت ، هياتهاي مذهبي ، فعالان مساجد و حسينيه ها که از متن مردم برخاسته اند به خوبي مي توانند در برابر تخلفات دولت و دستگاههاي دولتي عکس العمل نشان داده و از باب امر به معروف و نهي از منکر انجام وظيفه کنند. تجربه نشان داده است که در بسياري از موارد اين پايگاهها در بسيج مردمي موفق تر عمل کرده اند زيرا اعتماد مردم به آنان بيشتر بوده است .

٣٥٧اصل ٢٧.

٣٥٨نساء:١٤٨

٣٥٩فخر رازي، مفاتيح الغيب ، ج١١، ص ٢٥٤

138




٥. بهره گيري از کميسيون اصل ٩٠. به موجب اصل ٩٠ قانون اساسي « هر کس شکايتي از طرز کار مجلس يا قوه مجريه يا قوه قضاييه داشته باشد، مي تواند شکايت خود را کتبا به مجلس شوراي اسلامي عرضه کند. مجلس موظف است به اين شکايات رسيدگي کند و پاسخ کافي دهد و در مواردي که شکايت به قوه مجريه و يا قوه قضاييه مربوط است رسيدگي و پاسخ کافي از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتيجه را اعلام نمايد و در موردي که مربوط به عموم باشد به اطلاع عامه برساند». در مقايسه با موارد پيشين ، ظرفيت ايجاد شده توسط اصل نود از اين جهت داراي اهميت است که داراي ضمانت اجراي نسبتا مناسب مي باشد. کميسيون اصل نود که يکي از کميسيونهاي مهم مجلس مي باشد مي تواند ي ي ک از بهترين ابزارهاي نظارتي بر مقامات دولتي در همه ابعاد و از جمله در موارد ترک معروف و انجام منکر به شمارآيد. اين امر تا کنون اتفاق نيفتاده و به نظر مي رسد اين کميسيون بيشتر درگير پاسخ گويي به خواسته ها و مطالبات روزمره و رفع مشکلات ظاهري و عمومي مردم بوده است . مجلس گرچه بايد از اقدامات لازم براي اين گونه مطالبات دريغ نورزد ولي بسنده کردن به اين سطح از انتظارات، فروکاستن از نقش بسيار مهم و مورد انتظار از مجلس خواهد بود. اصلاح ذهنيت ها هم از سوي مردم و هم از سوي نمايندگان آنان در مجلس نسبت به قابليت هاي اصل ٩٠ و کميسيون آن مي تواند نقش مهمي در اعتلاي فرهنگ امر به معروف و نهي از منکر در جامعه ايفاکرده و مردم را نسبت به تحقق اين ارزش اسلامي اميدوارکند.

٦. نظارت از طريق ديوان عدالت اداري .بر اساس اصل ١٧٣ قانون اساسي « به منظور رسيدگي به شک يات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأمورين يا واحدها يا آيين نامه هاي دولتي و احقاق حقوق آنها، ديواني به نام ديوان عدالت اداري زير نظر رئيس قوة قضاييه تأسيس مي گردد».

قانون اساسي براي تضمين حقوق مردم در برابر مقامات دولتي ، راه هرگونه اقدام از طريق قوه مقننه (کميسيون اصل نود) و قوه قضاييه (ديوان عدالت اداري) را بازگذاشته است . مرجع قرارگرفتن ديوان عدالت اداري نسبت به شکايات مردم از ماموران يا آيين نامه هاي دولتي ، به صورت عام شامل شکايات مردم از ماموران دولت درموارد معروف و منکر نيز مي شود.

با تامل در ابزارهاي نظارتي پيش گفته روشن مي شود که آزادي مطبوعات، آزادي احزاب، آزادي تجمعات، و بهرهگيري از ظرفيتهاي قواي مقننه و قضاييه ، ضريب سلامت اخلاقي و فرهنگي جامعه را در حد بسيار زيادي بالا خواهد برد. همان گونه که اشاره گرديد نبايد از نقش احزاب و مطبوعات نيز غافل ماند؛ اين ابزارها در صورتي که به درستي فعاليت کنند از سوي شرع نيز مورد حمايت و تاييد قرارمي گيرند. بدين ترتيب بايد احترام و التزام به اين آزاديها را از جمله شاخص هاي ديني بودن حکومت دانست . نقشي که دولت اسلامي در اين زمينه مي تواند و بايد ايفا کند،

139




پذيرش لوازم اين آزاديها مي باشد. انتظاري که از دولت اسلامي مي رود اين است که پيشتر و بيشتر از هر دولت ديگري، نظارت مردمي بر خود را محترم شمارد و در عمل نشان دهد که از امر و نهي مردم نسبت به عملکرد کارگزاران به معناي واقعي کلمه استقبال کرده و اين گونه نظارتها را در تصحيح امور دولت به کارمي بندد. جامعه اي که ملت و دولت آن، چنين نظارت متقابل بر يکديگر را به رسميت شناخته و بدان متعهد باشند، جامعه اي است که ابزارهاي موثر کنترل دروني و بيروني را به خوبي به کارگرفته و در شکل ايده آل آن، نياز چنداني به پليس و قوه قهريه نخواهد داشت .

از آن جايي کهبه موجب بند ٢ از اصل ١٥٦ قانون اساسي ، قوه قضاييه موظف به «احياي حقوق عامه و گسترش عدل و آزاديهاي مشروع» مي باشد، اين قوه بايد زمينه سازي لازم را براي دفاع از آزادي بيان، مطبوعات، احزاب و تجمعات و نظارت مردمي را در شکل مشروع آن بوجود آورد.

همان گونه که پيشتر گفتيم امر به معروف و نهي از منکر مردم نسبت به دولت ، اختصاصي به مقامات دولتي ندارد بلکه اين نظارت قانوني و شرعي مي تواند نسبت به قوانين و مقررات دولتي نيز صورت پذيرد. اصل ١٧٠ در اين زمينه به خوبي گويا است ؛ برابر اين اصل : «قضات دادگا ها مکلفند از اجراي تصويب نامه ها و آيين نامه هاي دولتي که مخالف با قوانين و مقررات اسلامي يا خارج از حدود اختيارات قوه مجريه است خودداري کنند و هر کس ميتواند ابطال اين گونه مقررات را از ديوان عدالت اداري تقاضا کند». بدين ترتيب ، قانون گذار علاوه بر وظيفه اي که براي قضات در زمينه تصويب نامه ها و آيين نامه هاي دولتي مخالف با قوانين و مقررات اسلامي ، معين کرده است ، براي آحاد مردم نيز حق اعتراض و واکنش قائل شده است .

گفتار سوم: راهکارها و ضمانت هاي اجرايي

الف . ضمانتهاي اجرايي

يکم . نظارت بر رهبري. پيشتر گفتيم که دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر نسبت به دولت و مقامات دولتي ، شامل «رهبري» نيز مي شود. عملياتي کردن دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منکر نسبت به مقام ولايت فقيه که در راس هرم نظام قراردارد، چه به صورت مستقيم و چه به صورت غير مستقيم و البته با رعايت ملاحظات خاص خود نه تنها مطلوب بلکه مورد تاکيد

خود رهبري مي باشد. اين ملاحظات عبارتند از:

١.خيرخواهي و امر و نهي مستقيم نبايد به صورتي انجام پذيرد که بر جايگاه رفيع ولايت و امامت امت خدشه وارد سازد و اين امر مورد دستاويز دشمنان قرارگيرد زيرا مفسده آن از عدم امر به معروف بيشتر مي باشد.

140




٢.بجاست که دفتر رهبري، بخش ويژه اي را براي دريافت ديدگاه هاي مردم از راه نامه ، تلفن ، پيام کوتاه يا پست الکترونيک (ايميل ) ايجاد کند، تا مردم بتوانند وظيفه شرعي امر به معروف و نهي از منکر خويش را به راحتي انجام دهند.

٣.منطقي ترين راه تحقق نظارت مردمي بر رهبري، اعمال اين نظارت از کانال مجلس خبرگان ميباشد. آيين نامه داخلي مجلس خبرگان يکي از وظايف کميسيون تحقيق را کسب اطلاعات در زمينه موارد مطرح شده در اصل يکصد و يازدهم مي داند. به موجب ماده ٣٣ اين آيين نامه

«کميسيون تحقيق موظف است هرگونه اطلاع لازم را در رابطه با اصل صد و يازده در محدوده قوانين و موازين شرعي تحصيل نمايد؛ همچنين نسبت به صحت و سقم گزارشات واصله در اين رابطه تحقيق و بررسي کند و در صورتي که لازم بداند با مقام معظم رهبري در اين زمينه ملاقات نمايد». تبصره همين ماده، دبيرخانه خبرگان را مأمور تسليم گزارشات به کميسيون تحقيق کرده است . بدين ترتيب ، مردم مي توانند از طريق نمايندگان خود در مجلس خبرگان يا از طريق دبيرخانه اين مجلس ، اطلاعات خود را به کميسيون تحقيق که به صورت تخصصي در اين زمينه مأموريت دارد، منتقل نمايند تا در مواردي که صحيح تشخيص داده مي شود از طريق اين کميسيون به رهبر منتقل گردد؛ در چنين صورتي ، نظارت مردم مستقيم ، ولي اعمال آن غير مستقيم و نهادينه شده خواهد بود. بديهي است که نظارت مستقيم مردمي بر رهبري در مقياس ميليوني اساسا ممکن نبوده و دقيق و کارامد نيز نخواهد بود.

دوم. نظارت بر روساي قواي سه گانه و ساير مقامات دولتي. در صورتي که زمينه هاي خيرخواهي و امر به معروف و نهي از منکر در مورد رهبري نظام، فراهم گردد، تحقق آن، نسبت به ساير دولتمردان امري سهل خواهد بود و چنين نظامي به عنوان مردمي ترين نظام، نظامي الگو و برتر از تمامي نظامهاي سياسي رقيب خواهد بود.

سوم.مجازات هاي مندرج در قانون مجازات اسلامي .قانون مجازات اسلامي در پاره اي از موارد نسبت به تقصيرات مقامات و مأموران دولتي ، مجازاتهايي را درنظرگرفته است که ذيلا به برخي

از آنها اشاره مي کنيم :

١.«هر يک از مقامات و مأمورين دولتي که بر خلاف قانون، آزادي شخصي افراد ملت را سلب کند يا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسي محروم نمايد علاوه بر انفصال از خدمت و محروميت سه

360

تا پنج سال از مشاغل دولتي به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد».

٣٦٠ماده ٥٧٠ قانون مجازات اسلامي .

141




٢.«هرگاه مقامات قضايي يا ديگر مأمورين ذيصلاح بر خلاف قانون توقيف يا دستور بازداشت يا تعقيب جزايي يا قرار مجرميت کسي را صادر نمايند به انفصال دائم از سمت قضايي و محروميت

361

از مشاغل دولتي به مدت پنج سال محکوم خواهند شد».

٣.«هر يک از مستخدمين و مأمورين قضايي يا غيرقضايي دولتي براي اين که متهمي را مجبور به اقرار کند او را اذيت و آزار بدني نمايد علاوه بر قصاص يا پرداخت ديه حسب مورد به حبس از

362

شش ماه تا سه سال محکوم مي گردد».

٤. «هر يک از مستخدمين و مأمورين قضايي يا غيرقضايي يا کسي که خدمت دولتي به او ارجاع شده باشد بدون ترتيب قانوني به منزل کسي بدون اجازه و رضاي صاحب منزل داخل شود به حبس از يک ماه تا يک سال محکوم خواهد شد مگر اينکه ثابت نمايد به امر يکي از رؤساي خود که صلاحيت حکم را داشته است مکره به اطاعت امر او بوده، اقدام کرده است که در اين صورت

363

مجازات مزبور در حق آمر اجرا خواهد شد».

٥.«هر کس از مقامات يا مأمورين دولتي يا نيروهاي مسلح يا غير آنها بدون حکمي از مقامات صلاحيت دار در غير مواردي که در قانون جلب يا توقيف اشخاص را تجويز نموده، شخصي را توقيف يا حبس کند يا عنفا در محلي مخفي نمايد به يک تا سه سال حبس يا جزاي نقدي از شش

364

تا هجده ميليون ريال محکوم خواهد شد».

روشن است که در تمامي موارد فوق، مصاديقي از امر به معروف و نهي از منکر را مي توان سراغ گرفت .

چهارم . بهره گيري از ظرفيتهاي کميسيون اصل نود.پيشتر در زمينه ابزارهاي نظارت مردم بر دولت به نقش کميسيون اصل ٩٠ اشاره کرديم . صدر اين اصل مي گويد: «هر کس شکايتي از طرز کار مجلس يا قوه مجريه يا قوه قضاييه داشته باشد، مي تواند شکايت خود را کتبا به مجلس شوراي اسلامي عرضه کند». اصل ٩٠ نوعي صلاحيت تکليفي براي مجلس در نظرگرفته و مقررکرده است که «مجلس موظف است به اين شکايات رسيدگي کند و پاسخ کافي دهد و در مواردي که شکايت به قوه مجريه و يا قوه قضاييه مربوط است رسيدگي و پاسخ کافي از آنها بخواهد و در مدت مناسب نتيجه را اعلام نمايد و در موردي که مربوط به عموم باشد به اطلاع عامه برساند». همان

٣٦١ماده ٥٧٥ قانون مجازات اسلامي .

٣٦٢ماده ٥٧٨ قانون مجازات اسلامي .

٣٦٣ماده ٥٨٠ قانون مجازات اسلامي .

٣٦٤ماده ٥٨٣ قانون مجازات اسلامي .

142




گونه که روشن است موضوع شکايت در اصل نود، مطلق بوده و اختصاصي به شکايتهاي شخصي ندارد؛ شکايت مي تواند در زمينه انجام منکر يا ترک معروف از سوي دولت مردان باشد. بدون شک در صورتي که کميسيون اصل نود يکي از ماموريتهاي خود را پي گيري اين دسته از امور بداند و در اين ارتباط گروه ويژه اي را مامور رسيدگي نمايد يکي از بزرگترين خدمت ها را انجام داده است .

اين کميسيون با بهرهگيري از امکانات اطلاع رساني و معرفي راههاي آسان دريافت گزارشهاي مردمي در خصوص معروفهاي ترک شده يا منکرهاي صورت گرفته در حوزه دولت و توسط مقامات دولتي از يکسو و پي گيري آنها از سوي ديگر مي تواند نقش بسيار زيادي در تقويت انگيزه مردم در نظارتشان بر دولت داشته باشد. بدون شک رهاورد چنين اقداماتي ، رعايت و مراقبت بيشتر مقامات دولتي در حوزههاي مربوط به مسئوليت شان خواهد بود و حرمت شکني نسبت به احکام شرعي رخت برخواهدبست .

پنجم . تاسيس نهادي مستقل براي امر به معروف و نهي از منکر.در فصل پنجم در زمينه ضرورت وجود سازماني هماهنگ کننده و مستقل که متولي اصلي امور مربوط به امر به معروف و نهي از منکر باشد سخن خواهيم گفت . آنچه در اين جا لازم است بر آن تاکيد گردد اين است که حمايت مادي و معنوي از آمران و ناهيان، از عوامل مهم سوق دادن مردم به انجام وظيفه خود مي باشد.بيشتر مردم نيازمند مشوق هايي هستند که انجام داوطلبانه اين فريضه را موجب گردد. ما نمي خواهيم کارايي ثواب و اجر معنوي و اخروي را انکارکنيم ولي در برابر اين جاذبه ها، دافعه هاي فراواني بويژه در خصوص نظارت مردم بر مقامات دولتي وجود دارد که براي آنها نيز بايد چاره اي انديشيده شود. با وجود سازمان يا نهادي مستقل از دولت که مسئوليت سياست گزاري، هماهنگي ، پي گيري و راهنمايي در موضوع امر به معروف و نهي از منکر را بر عهده داشته و از آمران و ناهيان حمايت جدي به عمل آورد، بيشتر مي توان به تحقق نظارت مردم بر دولت اميدوار بود. بايد مجوعه اي مستقل از مجريان و دولت مردان وجود داشته باشد تا با هدايت اقدامات خودجوش مردمي (چه فردي و چه گروهي ) و نيز سياستگذاري، برنامه ريزي و نظارت بر ارگانهاي دولتي در جهت احيا و تثبيت ارزشها و مبارزه با منکرات گام بردارد. شايد به همين دليل بود که امام خميني از همان ابتداي پيروزي انقلاب به فکر تشکيل سازمان مستقلي در اين زمينه افتادند و تنها بيست روز پس از پيروزي انقلاب در يک سخنراني فرمودند:«ما ... با دايره امر به معروف و نهي از منکر که يک وزارتخانه مستقل بدون پيوستگي به دولت ... که تأسيس خواهد شد ان شاء الله مبارزه با فساد ميکنيم ؛ فحشا را قطع ميکنيم ؛ مطبوعات را اصلاح ميکنيم ؛ راديو را اصلاح ميکنيم ؛ تلويزيون را

365

اصلاح ميکنيم ؛ سينماها را اصلاح ميکنيم » .

٣٦٥سخنراني در مدرسه فيضيه قم ، دهم اسفند ماه ٥٧. (صحيفه امام، ج٦، ص: ٢٧٥)

143




بنيانگذار انقلاب به موجب حکمي به شوراي انقلاب اسلامي مأموريت دادند «که ادارهاي به اسم امر به معروف و نهي از منکر در مرکز تأسيس نمايد و شعبه هاي آن در تمام کشور گسترش پيداکند و اين اداره مستقل و در کنار دولت انقلاب اسلامي است و ناظر بر اعمال دولت و ادارات دولتي و تمام اقشار مختلف است . دولت انقلاب اسلامي مأمور است که اوامر صادره از اين اداره را اجرا

366

نمايد...».

ب. راهکارها

يکم . نهادينه کردن قانونمداري.در جامعه اي با حاکميت نظام اسلامي مي توان اطمينان داشت که قانونگذاري بر اساس موازين اسلام صورت مي پذيرد. به همين دليل ، اصلي ترين جاي مبارزه با منکرات، قوه مقننه مي باشد؛ تصميم گيري در زمينه بايست ها و نبايست ها ابتدا در صلاحيت اين قوه است . در جمهوري اسلامي ايران قوه مقننه مرکب از دو رکن مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان قانون اساسي است و با وجود قوه مقننه متعهد و مقتدر مي توان اميدوار بود که بنيان همه امور جامعه منطبق با ارزشها و در جهت نفي فساد و منکرات بوده و قانونگذاران به دنبال تامين مصالح واقعي جامعه و مقابله با مفاسد مي باشند. از سوي ديگر، فرهنگ سازي براي تمکين در برابر قوانين و پذيرش آن نيز کمک شاياني به اجراي آن خواهدکرد. به طور خلاصه در اين

خصوص،ما نيازمند دو چيز هستيم :

١.قانونگذاري صحيح ، منطبق با شرع و معطوف به حمايت از معروفها و نفي منکرها.نخستين گام در تحقق نقش نظارتي مردم بر دولت ، تدوين قوانين و مقررات لازم مي باشد. ذيل اصل هشتم مقررکرده است شرايط وحدود و کيفيت امر به معروف و نهي از منکر را قانون معين مي کند. قانون گذار به خوبي واقف بوده است که اين وظيفه شرعي و ملي براي اجرايي شدنش ، نيازمند قوانين و مقرراتي است که شرايط ، مراتب و کيفيت آن را در حوزه هاي مختلف از جمله حوزه نظارت مردم بر دولت تعيين کند. بدون وجود ساز و کارهاي قانوني اولا ضمانت اجرايي براي انجام اين وظيفه وجود نخواهد داشت و ثانيا چه بسا اقدامات مردمي در برخي موارد با بي اعتنايي مقامات دولتي مواجه شده و در موارد ديگري به نظم اجتماعي آسيب وارد سازد.

٢. قانونمداري و فرهنگ احترام به قانون.در مرحله اجراي قانون، اگر قانونمداري در جامعه نهادينهشود به گونه اي که تخلف از قانون پديده اي زشت بشمارآيد، ضمانت اجراي بسيار خوبي براي نظارت مردم بريکديگر و بر دولت خواهدبود. هرگاه در جامعه اي اين دو عنصر در کنار

٣٦٦صحيفه امام، ج٩، ص: ٢١٤.

144




يکديگر قرارگيرند به ندرت مقامات دولتي مرتکب فساد و منکر مي شوند و در صورت گرفتارشدن به چنين وضعيتي به سرعت با واکنش منفي مردم مواجه خواهندشد.

دوم. حمايت از شکل گيري گروه هاي مردمي ويژه امر به معروف ونهي از منکر. امر به معروف و نهي از منکر، هم تکليفي است متوجه همه مردم و هم متوجه گروهي خاص از آنان. ضرورت

وجود گروهي ويژه براي انجام اين وظيفه از آيه ١٠٤ سوره «آل عمران» به خوبي استفاده مي شود: و لتکن منکم امة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر. ضمير «کم » در آيه ، خطاب به همه مسلمانان است ؛ از اين رو به اعتقاد بيشتر مفسران، حرف «من » در «منکم » براي تبعيض بوده و به معني «از ميان شما يا برخي از شما مسلمانان» مي باشد.٣٦٧اين آيه نظير آيه ١٥٩ اعراف است که مي فرمايد: «و از ميان قوم موسي جماعتي هستند که به حق راهنمايي ميکنند و به حق داوري مينمايند٣٦٨». «امت » در اين آيات به معناي جماعت و گروهي از مسلمانان مي باشد.

آيه ١٠٤ سوره «آل عمران» در حقيقت امر به تشکيل گروهي از مردم مي کند که ماموريت اصلي آنان دعوت به خير و اقدام به امر به معروف ونهي ازمنکر مي باشد. بديهي است از لوازم تاسيس چنين گروهي برخورداري از امکانات و تجهيزات، سازماندهي و آموزشها و قدرت اجرايي لازم براي تحقق اين امر خواهد بود. اساسا براي انجام فريضه امر به معروف و نهي از منکر به صورت مقتدرانه و همه جانبه ، راهي جز شکل گيري گروه يا گروههاي معتقد مقتدر منسجم نيست ؛ استقلال چنين گروههاي سازمان يافته اي از دولت ، نمايانگر بعد مردمي آنان خواهدبود هرچند همان گونه که در فصل پنجم خواهيم گفت شکل گيري اين گروه و اعطاي اختيارات به آن با حمايت حکومت اسلامي بوده و لازم است از آن پشيباني هاي لازم تقنيني ، اجرايي و قضايي صورت پذيرد.

اطلاق آيه مورد اشاره به خوبي نشان مي دهد که مخاطب امر و نهي ، مي تواند هر کسي باشد که حدود الاهي را رعايت نکرده است ، فردي از مردم يا فردي از دولت ؛ بدين ترتيب ، اين گروه همان گونه که در صورت مشاهده ترک معروف يا انجام منکر از سوي مردم، اقدام خواهند کرد، در برابر دولت مردان نيز اقدام خواهند نمود و وجود چنين گروههايي يکي از ضمانت هاي مهم بشمار خواهدآمد. به ديگر سخن ، سازمان امر به معروف (که در فصل پنجم از در مورد آن سخن خواهيم گفت ) شايسته است که در راستاي تحقق بخشيدن به مفاد اصل هشتم قانون اساسي ، در هر سه

٣٦٧ر.ک: طبرسي ، مجمع البيان في تفسير القرآن، ذيل آيه . وي دليل تبعيضيه بودن «من » را وجوب کفايي امر به معروف و نهي از منکر مي داند. و نيز ر.ک: قرطبي، الجامع لأحکام القرآن ذيل آيه و صادقي تهراني ، الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج٥، ص: ٣٢٠

٣٦٨طبرسي ، همان، ذيل آيه و فضل الله ، تفسير من وحي القرآن، ج٦، ص ٢٠٢.

145




حوزه نظارت مردم بر مردم،مردم بر دولت و دولت بر مردم،در زير مجموعه خود، تشکل هاي مردمي که با اين هدف تاسيس مي گردند را سازماندهي کند.

سوم. تقويت تعهد ديني و مسئوليت پذيري.همان گونه که در فصل دوم گفتيم نمي توان اجراي نظارتهاي مردمي را به صورت مطلوب قانونا تضمين نمود. نظارت مردم بر دولت ومقامات دولتي به جهت آنکه در مقايسه با نظارت مردم بر يکديگر، سخت تر و دردسرآفرين تر است ، انجام آن نيز از سوي مردم چه بسا کمتر صورتپذيرد. دراين جانظارت بر مراجع قدرت مطرح است و به طور طبيعي واهمه افراد از درگيرشدن با مقامات، آنان را از انجام نظارت بازمي دارد. آنچه در اين زمينه مي تواند نقش زيادي ايفاکند تعهد اخلاقي و ديني مردم مي باشد. کساني که از درجه ايمان بالايي برخوردارند در هر شرايطي به وظيفه امر به معروف و نهي از منکر عمل مي کنند. اين گروه به امر به معروف و نهي از منکر به عنوان «تکليف » مي نگرند نه «حق « و به همين جهت ، عدم انجام آن را شرعا و قانونا مسئوليت آور مي دانند و به همين جهت عافيت طلبي ، محافظه کاري و ترس از پيامدهاي منفي هرگز مانع انجام وظيفه آنها نخواهدشد. دربرخي از روايات ضمن نکوهش کساني که با اين بهانه ها از خود سلب مسئوليت مي کنند، اعلام شده است که «امر به معروف و نهي از منکر نه روزي کسي را کمتر مي کند و نه مرگ کسي را نزديکتر.

بدين ترتيب به هر ميزاني که تعهد اخلاقي و غيرت ديني در ميان مردم جامعه بيشتر باشد، واکنش آنان نسبت به اعمال خلاف شرع و قانون دولت مردان بيشتر خواهدبود. در اين صورت فرقي نمي کند که مقام متخلف از نظر گرايشهاي سياسي به چه حزب و گروهي وابسته بوده يا تمايل داشته باشد، واکنش يک مومن واقعي در برخورد با منکر، قطعي است حتي اگر مرتکب منکر، بالاترين مقام دولتي يا از نزديکترين کسان او باشد و در اين جا تمايلات حزبي و گروهي کمترين تاثيري در انجام وظيفه شرعي مسلمان واقعي نخواهد داشت . بدين ترتيب اگر بخواهيم امر و نهي مردم نسبت به دولت را تضمين کنيم يکي از راههاي آن تقويت ايمان ديني و مسئوليت پذيري اجتماعي است .

چهارم . نام گذاري دهه اول ماه محرم به دهه امر به معروف و نهي از منکر.مي دانيم که اصلي ترين انگيزه قيام جاودانه و بي مانند امام حسين عليه السلام و ياران باوفايش ، انجام وظيفه امر به معروف و نهي از منکر نسبت به يکي از بزرگترين منکرات يعني زمامداري فاسد فردي از بني اميه به نام يزيد بن معاويه بود. در جمهوري اسلامي ايران به ابتکار ستاد احياي امر به معروف، چند سالي است که هفته اول ماه محرم به نام هفته امر به معروف نام گذاري شده است و گاه اين نام براي دهه اول بر سر زبانها افتاده است . اين نامگذاري بسيار بجا و با مسما است و لازم است به

146




صورت رسمي در تقويم رسمي ايران دهه اول ماه محرم به نام دهه امربه معروف و نهي از منکر

نامگذاري شود. در اين دهه ، به صورت همزمان دو کار بايد صورت پذيرد:

١.فضاسازي مناسب جهت امر به معروف و نهي از منکر مردم نسبت به مردم.بسيج همگاني و انجام تبليغات گسترده و نيز به تصوير کشيدن نمونه هاي عملي و موفق امر به معروف و نهي از منکر با بهره گيري از تمامي امکانات مردمي و دولتي ، مي تواند در احياي اين فريضه نقش بسيار زيادي ايفا کرده و با ايجاد موج امر به معروف در جامعه ، برکات آن شامل همگان گردد.

٢.فضاسازي مناسب جهت امر به معروف و نهي از منکر مردم نسبت به دولتمردان.متاسفانه تصور عمومي از اين نامگذاري تاکنون معطوف به امر به معروف و نهي از منکر در حوزه مردم نسبت به مردم بوده است و شايد بتوان مسئولان را از اين جهت مقصر دانست . بايد آشکارا اعلام شود که شهروندان در کنار امر و نهي يکديگر، از امر و نهي مهمتري که همانا امر و نهي دولتمردان است نيز غافل نشوند.فضاسازي لازم در اين خصوص، به مراتب از فضاسازي پيشين اهميت بيشتري دارد. اگر معمولا مديران و مقامات بلندپايه به هنگام گزارش از اقدامات انجام شده، به بيان موفقيتها در حوزه کاري خود مي پردازند، لازم است در دهه اول ماه محرم، جو حاکم بر کشور به گونه اي شود که آنان با نگاهي انتقادي به عملکرد خويش ، نقاط ضعف و اشکالات خود را بيان کنند ضمن آن که بدون واسطه ، شنونده امر و نهي مردم باشند. تذکر کم کاريها، حيف وميل ها، تخلفات، انجام اعمال غيرشرعي يا غير قانوني و آنچه به حوزه امر به معروف و نهي از منکر مرتبط مي باشد، به مقامات، در ظرف زماني معين ، در سرتاسر کشور، يکي از مبارک ترين اقدامات در جمهوري اسلامي ايران خواهدبود. تصورکنيد آيات و روايات امر به معروف ونهي از منکر و نيز پوسترها و تصاوير هنري مرتبط با اين موضوع زينت دهنده سالن اجتماعاتي باشدکه بدين منظور اختصاصيافته است ؛ تصورکنيد کشوري را که در آن در يک دهه ، صدها و بلکه هزاران جلسه با قرائت آياتي از قرآن کريم که ناظر به امر به معروف و نهي از منکر است برگزارشود و مردم شرکت کننده در آن آمده اند تا نگراني ها و دغدغه هاي خود نسبت به حلال و حرام الاهي را به مسئولان اعلام کنند؛ اگر روزي در کشوري اسلامي اين آرزوها جامه عمل به خود بپوشاند، براستي چه تحول شگرفي رويخواهد داد؟ به چه ميزان صاحبان قدرت و دولتمردان نسبت به انجام وظيفه خويش ملتزمتر خواهندبود؟

چکيده و نتيجه مطالب فصل سوم :

١. در نظام سياسي اسلام مهمترين عرصه نظارت، «نظارت بر حاکمان» است زيرا آثار زيانبار ناشي از ترک آن به مراتب از آثار ترک نظارت مردم بر مردم يا دولت بر مردم بيشتر است .

147




٢. امور زير مي تواند دلايل نظارت بر قدرت دراسلام و جمهوري اسلامي ايران باشد: مسئول بودن مقامات دولت ، امانت بودن قدرت، خطاپذيري و عدم عصمت و پذيرش جمهوريت .

٣. اين نظارت هيچ گونه محدوديت در زمينه مقامات دولت و حکومت را نمي پذيرد. حاکم و والي مسلمين با همه قداست جايگاه و منزلت والايي که دارد نيز از اين نظارت مستثنا نيست .

٤. ازنظر شرعي ، نظارت بر دولت و دولتمردان، تکليف همه مسلمانان مي باشد. هرمسلماني موظف است ، وظيفه امر به معروف ونهي از منکر خويش را هم نسبت به عملکرد کارگزاران حکومت و هم نسبت به قوانين و مقررات درصورتي که خلاف شرع يا قانون باشند، انجام دهد.

٥. در صورتي که لازمه انجام امر به معروف و نهي از منکر، ارتکاب حرام توسط آمر يا ناهي بوده و يا در صورتي که عملي ، منکر بودنش مورد اختلاف باشد ويا در صورتي که جان يا آبروي افراد در معرض خطرقرارگيرد، شرعا چنين وظيفه اي متوجه اشخاص نمي باشد.

٥. از نظر قانوني ، نظارت بر دولت و دولتمردان، تکليف همه شهروندان (مسلمان و غير مسلمان) بوده و همگان موظف اند وظيفه امر به معروف ونهي از منکر خويش را هم نسبت به عملکرد کارگزاران حکومت و هم نسبت به قوانين و مقررات درصورتي که خلاف شرع يا قانون باشند، انجام دهند. آري امر به معروف ونهي از منکر مردمي نبايد منجر به انجام اعمال غير قانوني و يا ايجاد هرج و مرج شود.

٦. براي نظارت مردمي بر دولتمردان، ابزارهاي گوناگوني وجود دارند. اين ابزارها عبارتند از: مطبوعات و رسانه ها، احزاب و گروهها، تجمعات و گردهم آيي ها، پايگاههاي ديني (مساجد و حسينيه ها)، کميسيون اصل ٩٠ و ديوان عدالت اداري.

٧. منطقي ترين راه تحقق نظارت مردمي بر رهبري، اعمال اين نظارت از کانال مجلس خبرگان مي باشد. امکان دريافت ديدگاه هاي مردم از راه نامه ، تلفن ، پيام کوتاه يا پست الکترونيک نيز به اين مهم کمک شاياني خواهد کرد.

٨. علاوه بر آنچه در مورد نظارت مردمي بر عاليترين مقام کشور اشاره گرديد، امور ديگري را مي توان به عنوان راهکار و يا ضمانت اجرا مورد توجه قرارداد. اموري همچون : نهادينه کردن قانونمداري، اعمال مجازات هاي مندرج در قانون مجازات اسلامي ، بهره گيري از ظرفيتهاي کميسيون اصل نود، تاسيس نهادي مستقل براي امر به معروف و نهي از منکر، حمايت از شکل گيري گروه هاي مردمي ويژه امر به معروف و نهي از منکر، تقويت تعهد ديني و مسئوليت پذيري وبالاخره نام گذاري دهه اول ماه محرم به دهه امر به معروف و نهي از منکر و فضاسازي مناسب جهت امر به معروف و نهي از منکر مردم نسبت به دولتمردان.

148




فصل چهارم: نظارت دولت بر مردم

(دولت و ارزشهاي اسلامي ، قلمرو شرعي و قانوني ، راهکارها و ضمانت هاي اجرايي )

مقدمه :مراحل سه گانه امر به معروف و نهي از منکر يعني امر و نهي قلبي ، زباني و عملي در مورد دولت و مقامات دولتي نيز جاري است و البته مسئوليت دولت اسلامي از اين جهت خطيرتر است زيرا اکثريت قريب به اتفاق فقهاي شيعه ، اجراي مرحله سوم از امر به معروف و نهي از منکر را ويژه حکومت دانسته اند؛ بنا براين ، زماني که امر و نهي مستلزم ضرب و جرح ترک کننده معروف يا انجام دهنده منکر باشد، اشخاص حقيقي مجاز به آن نبوده بلکه امام مسلمانان يا کسي که از سوي امام ماذون است ، مي تواند در اين مرحله اقدام کند. مردم در چنين شرايطي صرفا وظيفه امر

149




و نهي قلبي و زباني دارند.٣٦٩همين امر با قاطعيت بيشتر در جايي که امر و نهي ، مستلزم اجراي

370

حد يا تعزير شرعي باشد مورد تاکيد فقها قرارگرفته است .

قرطبي از مفسران بنام اهل سنت مي گويد: «هرکسي شايسته انجام امر به معروف نيست و تنها حاکم است که بدان اقدام مي کند زيرا اقامه حدود، تعزير، زنداني کردن، آزاد نمودن و تبعيد کردن به دست اوست . اوست که در هر شهري مردي صالح ، نيرومند، عالم و امين را براي اين کار تعيين مي کند٣٧١. وي سخن خود را با آيه ٤١ سوره حج مستدل مي سازد. (آنان که اگر در زمين اقتدارشان دهيم ، نماز را به پا ميدارند و زکات ميدهند، و امر به معروف و نهي از منکر ميکنند٣٧٢).

آري اقتدار حکومت از يک سو و حفظ نظم عمومي و جلوگيري از پيامدهاي نامطلوبي چون نا امني و انتقام جويي توسط افراد از سوي ديگر، ايجاب مي کند که مسئوليت اقدام در مراحل بالاتر امر به معروف ونهي از منکر به دولت سپرده شود. قرآن کريم از مومنان مي خواهد که در صورت

کسب اقتدار، آن را در جهت خاصي به کارگيرند:

«از اين آيه استفاده ميشود که تشکيل نظام اسلامي براي حاکميت ارزشهايي است که مسلمانان بدان اعتقاد دارند. از بين آن ارزشها «بر پا داشتن نماز» به عنوان سمبل عبادات و «پرداخت زکات» به عنوان نمونه برنامه هاي اقتصادي ذکر شده، و پس از آن «امر به معروف و نهي از منکر» که پيام آور «رواج همه خوبيها و از بين رفتن همه بديهاست » ياد شده است . هر چند قبل از نزول اين آيات و پيش از تشکيل نظام اسلامي نيز مسلمانان، نماز ميخواندند ولي در اين آيه از نماز به عنوان برنامه حکومت ياد شده است ، تا بدين وسيله اعلام شود که اقامه نماز و پيوند با خدا، جهت گيري اساسي نظام اسلامي خواهد بود. هم چنين هر چند قبل از اين نيز مسلمانان به فريضه امر به معروف و نهي از منکر عمل ميکردند، ولي اينک اعلام ميشود که با «تمکن در زمين » و رسيدن به اقتدار، فصل امر به معروف و نهي از منکر در همه ابعاد آن گشوده ميشود، چرا که تاکنون امر به معروف و نهي از منکر تنها در دايره زندگي فردي مسلمانان ظهور مييافت که يکديگر را به «حق »

٣٦٩طوسي ، النهاية في مجرد الفقه و الفتاوي، ص ٣٠١؛ ابن البراج، المهذب ج١، ص ٣٤٢: (و قد يکون الأمر بالمعروف باليد أيضا علي وجه أخر و هو ان يحمل الناس بالقتل و الردع و التأديب و الجراح و الالم علي فعله الا ان هذا الوجه لا يجوز للمکلف الاقدام عليه الا بأمر الإمام العادل و اذنه له في ذلک أو من نصبه الإمام)؛ حلي ، شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، ج١، ص ٣١٢: (و لو افتقر إلي الجراح أو القتل هل يجب قيل نعم و قيل لا إلا بإذن الإمام و هو الأظهر)؛ نکت النهاية ، ج٢، ص١٦؛ حلي ، تبصرة المتعلمين في أحکام الدين ، ص ٩١.

٣٧٠فأما إقامة الحدود، فليس يجوز لأحد إقامتها، إلا لسلطان الزمان المنصوب من قبل الله تعالي، أو من نصبه الإمام لإقامتها (طوسي ، همان، ص ٣٠١) و نيز ر.ک: المهذب و شرايع الاسلام، همان .

٣٧١قرطبي ، الجامع لأحکام القرآن، ذيل آيه ٢١ آل عمران و نيز ر.ک: ذيل آيه ١٠٤ همين سوره.

٣٧٢«الذين إن مکناهم في الأرض أقاموا الصلاة و آتوا الزکاة و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر».

150




سفارش ميکردند، ولي از اين پس که دشمن را عقب زده و به قدرت و حکومت دست يافته اند، بايد امر به معروف و نهي از منکر سر لوحه برنامه نظام اجتماعي آنها قرار گيرد، و اگر تا ديروز، حاکميت مشرکان، بهانه اي براي بروز منکرات يا بيتوجهي به معروف بود، امروز ديگر چنين مانعي وجود ندارد، و شرايط براي تحقق اين دستور اسلامي فراهم شده است . از اين رو، اگر اثري از فساد در جامعه ديده ميشود، بايد به آن هجوم آوريد و ريشه هاي فساد و تباهي را از بيخ و بن برکنيد؛ زيرا تا ديروز تنها ابزارتان براي انجام اين وظيفه «زبان» بود، ولي امروز ابزارهاي لازم براي

373

رواج خوبيها و جلوگيري از بديها را در اختيار داريد»

با تامل در آيه ٤١ سوره حج ، شايد بتوان امر به معروف و نهي از منکر را مهمترين فلسفه تشکيل حکومت در اسلام دانست . اين امر در سخن امير مومنان نيز بازتاب يافته است :«خداوندا تو ميداني که آنچه انجام دادهام، نه به جهت رقابت در رسيدن به قدرت، و نه براي به دست آوردن ثروت بود، جز آنکه ميخواستم آثار دين تو را که تغيير يافته ، دوباره بازگردانده و در شهرهايت اصلاح پديد آورم، تا بندگان ستمديدهات آسايش و امنيت يابند، و احکام و حدود فراموش شدهات، به

374

اجرا درآيند.»

ترديدي نيست که دولتها در رواج شايست و ناشايست نقش بسيار مهمي دارند؛ حتي دولتهاي ليبرال فردگرا که چنين کارکردهايي را براي خود قايل نمي باشند، در عمل براي ارزشهاي مورد قبول خود خط قرمزهايي را درنظرگرفته و تخطي از آن را برنمي تابند. هر دولتي با هر گرايش و سمت وسوي فکري ، سياسي و اجتماعي که داشته باشد، در سياستگذاري، قانونگذاري، تعليم و تربيت عمومي و فرهنگ سازي، راه و روش خاص خود را دارد و همين تفاوت در سياست گذاري ها، قوانين و مقررات و نوع رفتار مقامات است کهآثار متفاوتي از تعليم و تربيت را در جوامع

مختلف برجاي مي گذارد. علي -عليه السلام- در جمله اي کوتاه ولي بسيار زيبا و گويا مي فرمايد:

«شباهت مردم به حاکمانشان بيش از شباهت آنان به پدرانشان مي باشد».٣٧٥بر اين اساس، توانايي مقامات دولتي در نهادينه کردن هنجارها و ارزشها چه در تصويب قوانين و مقررات و چه در اجراي آنها و نيز ضمانت هاي اجرايي مربوط به آنها و چه در ساير موارد، مطمئنا بيش از افراد و

٣٧٣سروش، امر به معروف و نهي از منکر، ص ١٧١-١٧٥.

٣٧٤اللهم إنک تعلم أنه لم يکن الذي کان منا منافسة في سلطان و لا التماس شي ء من فضول الحطام و لکن لنرد المعالم من دينک و نظهر الإصلاح في بلادک فيأمن المظلومون من عبادک و تقام المعطلة من حدودک.(نهج البلاغه ، خطبه ١٣١).

٣٧٥«الناس بأمرائهم أشبه منهم ب̂Hبائهم ». حراني ، تحف العقول، ص ٢٠٨، مجلسي ، بحارالأنوار، ج ٧٥ ص ٤٦.

151




مجموعه هاي غير دولتي خواهدبود. برخي بر اين باورند که «که حد اقل ٩٠ درصد اين دو فريضه ، مسئوليتي دولتي است »٣٧٦هر چند به نظر مي رسد اين ميزان مبالغه آميز مي باشد.

گفتار اول: دولت و ارزشهاي اسلامي

يکم . مسئوليت دولت

١. رهبري.رهبري در جمهوري اسلامي ايران «ضامن عدم انحراف سازمانهاي مختلف از وظايف اصيل اسلامي خود»٣٧٧مي باشد. نظارت عالي رهبري بر قواي سه گانه ، تعيين فقهاي شوراي نگهبان و اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام، نصب رئيس سازمان صدا و سيما، سازمان تبليغات اسلامي ، دفتر تبليغات اسلامي و ائمه جمعه و موارد مشابه که در اختيار ولي فقيه است را مي توان در همين راستا دانست . اين موارد «زمينه تحقق نظارت مستمر و همه جانبه اين مقام را فراهم مي کند. نظارت قانوني مذکور را مي توان جلوه گويايي از امر به معروف و نهي از منکر دانست که در آن مقام رهبري شخصا و يا از طريق نمايندگان خود کليه دستگاهها را به اجراي حقوق خداوند و مردم مکلف سازد. علاوه بر مراتب فوق رهبر به عنوان يک شخصيت روحاني ، از مقام خود بهرهجسته و از اين طريق مردم و دولت را در امور اجتماعي و سياسي دعوت به خير مي نمايد».٣٧٨يکي از دلايل اقتدار فراواني را که شريعت اسلامي از يکسو و قانون اساسي از سوي ديگر براي رهبري در نظرگرفته اند همين است که وي در راس هرم يک نظام اسلامي ، از همه ارزشهاي اسلامي پاسداري کند. واگذاري سکانداري به او و در اختيارقراردادن ابزارهاي لازم براي انجام ماموريت خطير رهبري، ايجاب مي کند که مسئوليت ايشان نيز بسيار سنگين باشد. هرگاه سياست هاي کلي نظام ، سمت و سوي حرکت آن با حاکميت ارزشهاي اسلامي هم خواني نداشته باشد و يا احساس گردد که سير اخلاقي حاکم بر جامعه ، سيري نزولي و همراه با انحطاط اخلاقي است ، به طور طبيعي اولين کسي که لازم است پاسخگو باشد رهبري است . اين امر به معناي نفي مسئوليت از مقامات و مديراني که مستقيما متولي فرهنگ و اخلاق جامعه مي باشند نيست ؛ آنان نيز به فراخور صلاحيت هايي که قانون در اختيارشان قرارداده است ، پاسخگو خواهند بود.

٢. مجلس شوراي اسلامي .ترديدي نيست که بسياري از منکرات فردي، معلول نابسامانيهاي اقتصادي، اجتماعي ، سياسي و فرهنگي است . براي مبارزه با اين منکرات لازم است ريشه ناهنجاري

٣٧٦عنايتي ، لطفعلي ، ماهنامه نگرش راهبردي، شماره ٧٩ و ٨٠، مقاله الگوي امنيت در جامعه اسلامي و ساز و کار امر به معروف و نهي از منکر، ص ٣١ و نيز ٣٣.

٣٧٧مقدمه قانون اساسي زير عنوان «ولايت فقيه عادل».

٣٧٨هاشمي ، حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، ج ١، ص ٢٥٢.

152




ها را شناسايي کرد و ساز و کارهاي قانوني مناسب را براي آن در نظرگرفت . به نظر مي رسد در بخش قانون گذاري اهتمام لازم در اين زمينه به خصوص در قانون اساسي وجود داشته است ؛ قانونگذار قانون اساسي در اصل سوم -که به منزله سياست هاي دولت جمهوري اسلامي است - دولت را موظف کرده است تا همه امکانات خود را براي تحقق آنها به کارگيرد. از ميان بندهاي ١٦ گانه اصل سوم، وظايف دولت در بندهاي ١، ٢، ٣، ٩ و١٢ در موضوع مورد بحث ، قابل توجه مي

باشند:

«١.ايجاد محيط مساعد براي رشد فضائل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوي و مبارزه با کليه مظاهر فساد و تباهي .

٢. بالا بردن سطح آگاهيهاي عمومي در همه زمينه ها با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانه هاي گروهي و وسايل ديگر.

٣. آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي همه در تمام سطوح، و تسهيل و تعميم آموزش عالي .

٩. رفع تب يضات ناروا و ايجاد امکانات عادلانه براي همه ، در تمام زمينه هاي مادي و معنوي .

١٢. پي ريزي اقتصاد صحيح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامي جهت ايجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محروميت در زمينه هاي تغذيه و مسکن و کار و بهداشت و تعميم بيمه ».

در اين رابطه توجه به چند نکته ، ضروري به نظر مي رسد:

يک. منظور از دولت در اين جا قوه مجريه نيست بلکه همه قواي سه گانه حکومت و نهادهاي قانوني کشور مي باشد. اندک تاملي در بندهاي ١٦ گانه نشان مي دهد که برخي از آنها در صلاحيت ساير قوا بوده و تنها از طريق آنها يا با مشارکت آنها قابل تحقق خواهد بود.

دو. هرچند همه موارد فوق را مي توان نوعي مبارزه با ريشه منکرات و نابساماني ها دانست اما اولويت «ايجاد محيط مساعد براي رشد فضائل اخلاقي و مبارزه با کليه مظاهر فساد و تباهي » و مقدم داشتن آن بر ساير موارد، نشان از اهميت آن نزد قانونگذار دارد. براستي اگر عزم جزمي در اين مورد وجود داشته باشد، ما شاهد شکوفايي معروفها و زوال و اضمحلال منکرات در جامعه خواهيم بود و چنين جامعه اي مي تواند به عنوان جامعه الگو در معرض ديد ساير ملتها و جوامع قرارگيرد.

سه . در تدوين سياستها و قوانيني که مدافع ارزشها و نافي هرگونه منکرات است ، نقش قوه مقننه ممتاز و برجسته تر از ساير قوا مي باشد. هرگونه اصلاحات مورد انتظار ابتدا بايد در همين جا صورت گيرد تا جاي خويش را در بدنه اجرايي و قضايي کشور پيدا کند.

153




چهار. اهتمام بر حاکميت معروف و ريشه کني منکر در سند چشم اندازبوضوح به چشم مي

خورد، بر اساس اين سند، جامعه ايراني در افق ١٤٠٤، «جامعه اي است :

•... متکي بر اصول اخلاقي و ارزشهاي اسلامي ، ملي و انقلابي

•برخوردار از... نهاد مستحکم خانواده، به دور از فقر، فساد، تبعيض و...

•فعال، مسئوليت پذير، ايثارگر، مومن ، رضايت مند، برخوردار از وجدان کاري...

•... جامعه اخلاقي ...».

مواردي که در اين سند مورد تاکيد قرارگرفته اند به طور کامل همسو با موارد شمارش شده در اصل سوم قانون اساسي مي باشند.

بدين ترتيب تاکيدهاي قانوني لازم، در زمينه احياي ارزشهاي اسلامي ، ترويج معروفها و ترک منکرات صورتگرفته است ؛ ما در قانون نويسي نه تنها کمبودي نداريم بلکه ايدهآلترين شکل از يک زندگي سالم و پاک را به تصويرکشيده ايم ؛ آن چه حائز اهميت مي باشد، تحقق عملي و بروز و ظهور اين ارزشها است .

٣. دستگاه اجرايي .مبارزه با مظاهر فساد و تباهي ، فضاسازي مناسب براي رشد فضائل اخلاقي ، افزايش آگاهيهاي عمومي ، رفع تبعيض در تمام زمينه هاي مادي و معنوي و رفع فقر و محروميت از جامعه امري دست يافتني مي باشد در غير اين صورت، قانونگذار آنها را از دولت مطالبه نمي کرد.

قوه مجريه به لحاظ در اختيارداشتن سازمانها، وزارتخانه ها، نيروي انتظامي و ابزارهاي فراوان ديگر، مي تواند در اين خصوص رويکردي بسيار تعيين کننده داشته باشد. اقدامات اين قوه در دو محور

مي تواند مورد توجه قرارگيرد:

الف .اقدام مستقيم از طريق نهادها و سازمانهاي دولتي .به موجب قانون اساسي ، سند چشم انداز و برنامه هاي پنج ساله توسعه ، وزارتخانه ها و سازمانهاي دولتي لازم است يکي از رسالت ها و ماموريت هاي خود را حاکميت ارزشهاي دين در جامعه بدانند. اساسا يکي از شاخصهاي مهم در ميزان موفقيت دولت را بايد در ميزان دستيابي آنها به مطالبات اسناد فوق الذکر و از جمله مفاد اصل سوم قانون اساسي دانست که متاسفانه کمتر مورد توجه قرارگرفته است . براي مبارزه با فقر، فساد، تبعيض ، بي سوادي، رشوهخواري، رباخواري، پارتي بازي، باندبازي، بي بندوباري و دهها منکر ديگر، کدام مرجعي مقتدرتر از دولت مي تواند وارد عمل شود؟. بزودي در زمينه نهادها و سازمانهاي دولتي و نيز قلمرو شرعي و قانوني آنها نسبت به موضوع مورد بحث بيشتر سخن خواهيم گفت .

ب. اقدام غير مستقيم با حمايت از نهادها و شخصيت هاي غير دولتي .گرچه سرمايه گذاري دولت براي سالم سازي محيط اجتماعي در همه جا مطلوب و پسنديده است ولي به نظر مي رسد

اين امر در سه بخش از اولويت بيشتري برخوردار است :

154




يک. احياي مساجد و مراکز ديني .سرمايه گذاري دولت در زمينه نماز، بهادادن به حقيقتي است که بيشترين تاثير را در پاکسازي جامعه از فساد و منکرات دارد و گام بسيار مهمي در تحقق سلامت جامعه در ابعاد مختلف مي باشد. «و نماز را برپا دار، که نماز از کار زشت و ناپسند بازميدارد، و قطعا ياد خدا بالاتر است »٣٧٩. به اين نکته بايد توجه کرد که آنچه مطلوب است «اقامه نماز» است و نه صرفا نماز خواندن. زماني نماز برپا مي شود که در مورد آن فرهنگ سازي صورت گيرد. اگر يکي از آثار مهم نماز بازدارندگي از فحشا و منکر است چرا متوليان امر از آن غفلت مي کنند؟ روشن است که اين گونه حمايتها هرگز نبايد به قيمت وابسته شدن اين مراکز کاملا مردمي به دولت تمام شود. اگر از کمک دولت به مراکز ديني سخن مي گوييم ، براين باوريم که دولت براي نيل به برخي از وظايفش به اين مراکز نيازمند است نه اين مراکز به دولت . از سوي ديگر، اگر مراکز ديني از برنامه ها و مواضع درست دولت اسلامي ، حمايت کردند، اين حمايت را نيز نبايد به معناي وابستگي و از بين رفتن استقلال آنها دانست . در هرصورت اين اصل همواره بايد مورد توجه قرارگيرد که حمايت هاي متقابل ميان دولت و مراکز ديني ، وابستگي اين مراکز به دولت را درپي نداشته باشد.

دو. حمايت از شخصيت ها و گروه هاي مرجع .براساس تحقيقي که انجام گرفته است ، عملکرد انجمنها، هياتهاي مذهبي و تشکلهاي مردمي تاثير مثبتي بر روند گرايش افراد به امور معروف داشته٣٨٠و نيز مشخص شده است که گروههاي مرجعي که تاثير معنادار و قابل قبولي را در زمينه امر به معروف بر افراد دارند عبارتند از: روحانيون، اساتيد، خانواده، دوستان، مديران دولتي و معلمان.٣٨١به طور کلي نخبگان و دانشمندان هر جامعه ، الگوهاي آن جامعه بشمارمي روند و افکار و رفتار آنان، گروه بسياري را تحت تاثيرقرارمي دهد. دولت مي تواند با سرمايه گذاري در اين زمينه ، بازتاب مثبت آن را در بدنه جامعه به سرعت مشاهده کند.

سه . حمايت از هنرمندان و ورزشکاران. گرچه اين دو گروه نيز از گروههاي مرجع به شمارمي آيند اما تاثيرگذاري آنان بر قشر وسيعي از مردم به ويژه جوانان ايجاب مي کند که به طور جداگانه مورد توجه قرارگيرند. دنياي ورزش و هنر، دنيايي است که امروزه هم در بعد مثبت و هم در بعد منفي بهرهبرداري هاي فراواني از آن صورتمي گيرد گرچه متاسفانه استفاده منفي از آن شايع تر

٣٧٩و أقم الصلاة إن الصلاة تنهي عن الفحشاء و المنکر و لذکر الله أکبر. (عنکبوت: ٤٥)

٣٨٠مهرداد محمديان و کاظم عباسي ، مقاله مطالعه جامعه شناختي فريضه امر به معروف و نهي از منکر از ديدگاه اسلام و عوامل موثر برميزان گرايش شهروندان تبريزي نسبت به اين فريضه ، مجموعه مقالات همايش ملي نظارت همگاني ، ص٣٩٤.

٣٨١همان، ٣٩٦.

155




است . دولت اسلامي ، هرگز نبايد از اين دنيا و ظرفيت هاي فوق العاده آن غافل باشد. هنرمندان مي توانند با خلق آثار هنري در قالبهاي گوناگون و با دميدن روح تعهد، وجدان کاري، پايبندي به ارزشهاي اخلاقي و انساني ، زيبايي معروف ها و زشتي منکرها را به بهترين صورت به نمايش درآورند و آنها را جاودانه سازند. رفتار يک ورزشکار در ميدان رقابت هاي ملي يا بين المللي ، گاه در يک لحظه در معرض ديد چند ميليارد انسان قراردارد. در برخي موارد، ورزشکاران تريبونهايي را در اختياردارند که به جرات مي توان گفت که در اختيار هيچ کس نيست . ورزشکاران قهرمان مسلمان نيز کم نيستند و دولت اسلامي مي تواند با بهادادن به آنان، اخلاق و معنويت را در سطحي وسيع نهادينه کند؛.آري نهادينه کردن معروف ها در عرصه هاي هنري و ورزشي ، کار سختي است و دشواريهاي خاص خود را دارد ولي در صورتي که اراده اي قوي نسبت به آن وجود داشته باشد، امري دست يافتني است .

٤. دستگاه قضايي .به موجب اصل ١٥٦ قانون اساسي ، قوه قضاييه قوه اي است مستقل که از جمله وظايف آن «احياي حقوق عامه و گسترش عدل و آزاديهاي مشروع » و «اجراي حدود و مقررات مدون جزايي اسلام » مي باشد.

در همين راستا دادگاه«بايد طبق موازين اسلامي تشکيل شود و به حل و فصل دعاوي و حفظ حقوق عمومي و گسترش و اجراي عدالت و اقامه حدود الهي بپردازد»٣٨٢. ترديدي نيست که اجراي عدالت و اقامه حدود الاهي ، نقش بسيار زيادي در کاهش منکرات و در نتيجه افزايش سلامت اجتماعي خواهد داشت . مسئوليت دستگاه قضايي در مبارزه با تخلفات و منکرات از ساير دستگاهها بيشتر و تعيين کننده تر مي باشد و قانون، ابزارهاي لازم در اين زمينه را در اختيار اين قوه قرارداده است . بيشترين ضمانت اجراها در اين خصوص را بايد در قانون مجازات اسلامي سراغ گرفت که در گفتار سوم به مواردي از آن اشاره خواهيم کرد.

دوم. مسئوليت نهادها و سازمانهاي دولتي

بسياري از نهادهاي دولتي را مي توان سراغ گرفت که درصد زيادي از وظايف و ماموريت هاي آن ها در راستاي تحقق معروفها و مبارزه با منکرات مي باشد. چنين نهادهايي به لحاظ شرح وظايفشان، سهم عمده اي در امر به معروف و نهي از منکر دارند و اگر به درستي عمل کنند هدف از امر به معروف و نهي از منکر از طريق همين نهادها به مقدار زيادي قابل دستيابي است .

الف . وزارت آموزش و پرورش .فصل اول از قانون آموزش و پرورش مصوب ١٣٦٦.١١.٢٥،

اهداف اساسي اين وزارتخانه را اين گونه برشمرده است :

٣٨٢اصل ٦١ قانون اساسي

156




ماده ١. تقويت و تحکيم مباني اعتقادي و معنوي دانش آموزان از طريق تبيين و تعيين اصول و معارف احکام دين مبين اسلام و مذهب حقه جعفري اثني عشري بر اساس عقل ، قرآن و سنت معصومين (ع).

ماده ٢ -

١. رشد فضائل اخلاقي و تزکيه دانش آموزان بر پايه تعاليم عاليه اسلام.

٢. تبيين ارزشهاي اسلامي و پرورش دانش آموزان بر اساس آنها.

٣. تقويت و تحکيم روحيه اتکال به خدا و اعتماد به نفس .

٤. ايجاد روحيه تعبد ديني و التزام عملي به احکام اسلامي .

٥. ارتقاء بينش سياسي بر اساس اصل ولايت فقيه در زمينه هاي مختلف جهت مشارکت آگاهانه در سرنوشت سياسي کشور.

٦. ايجاد زمينه هاي لازم براي حفظ و تداوم استقلال فرهنگي ، اقتصادي و سياسي از طريق آشنا ساختن دانش آموزان به علوم و فنون و صنايع و حرفمورد نياز جامعه بر اساس اولويت هاي موجود در کشور.

٧. شناخت و شکوفا کردن و پرورش استعدادهاي دانش آموزان و تقويت روح بررسي و تتبع و تحقيق و ابتکار و خلاقيت در تمام زمينه هاي علمي ، فني ، فرهنگي و علوم بررسي با تأکيد بر نفي روحيه مدرکگرايي .

٨. رشد دادن و تقويت روحيه عدالت پذيري و عدالت گستري و ظلم ستيزي و مبارزه با تبعيضات ناروا و حمايت از مظلومين و مستضعفين .

٩. تقويت روحيه دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر به عنوان وظيفه اي همگاني و متقابل .

١٠. ايجاد روحيه پاسداري از قداست و استواري بنيان و روابط خانواده بر اساس تعاليم عاليه اسلام.

١١. ايجاد روحيه احترام به قانون و التزام به اجراي آن و حمايت از برخورداري عموم مردم از حقوق قانوني خويش .

١٢. ايجاد و تقويت روحيه اخوت اسلامي و تعاون عمومي و انفاق و ايثار.

١٣. ايجاد روحيه صرفه جويي قناعت و پرهيز از اسراف و تبذير و مصرفزدگي .

١٤. تقويت حس مسئوليت و اهتمام به امور مسلمين و پايبندي به نظم و انضباط.

ماده ٤ همين قانون، اصول و مباني و خط مشي کلي وزارت آموزش و پرورش را اين گونه اعلام مي دارد: «بر اساس تقدم رتبي تزکيه بر تعليم ، تربيت اسلامي در نظام آموزش و پرورش جايگاه

157




ويژهاي دارد، علاوه بر انتخاب معلماني که خود بايد متصف به صفات کريمه باشند جهت تقويت

383

بنيه تربيتي نظام، واحد امور تربيتي در سطح معاونت وزارت تشکيل مي شود» .

همان گونه که ملاحظه مي شود، با توجه به اين اهداف، چنين وزارتخانه اي به صورت کامل در خدمت تحقق معروفها و مبارزه با منکرات در مي آيد.

ب. وزارت علوم، تحقيقات و فناوري .رويکرد موجود در آموزش و پرورش به صورت کمرنگ تر در «قانون اهداف، وظايف و تشکيلات وزارت علوم، تحقيقات و فناوري» مصوب ١٣٨٣.٥.١٨ مورد توجه قرارگرفته است . بند ج از ماده ١ اين قانون، يکي از اهداف اين وزارتخانه را « تعميق و گسترش علوم، معارف، ارزش هاي انساني و اسلامي و اعتلاي جلوههاي هنر و زيبائي شناسي و

384

ميراث علمي تمدن ايراني و اسلامي » برشمرده است .

ج. شوراي عالي انقلاب فرهنگي

علاوه بر دو وزارتخانه اي که متولي رسمي آموزش در کشور مي باشند، نهادهايي مانند شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز موضوع مورد نظر ما را به طور جدي مورد نظرقرارداده اند. مروري بر اهداف و وظايف شوراي عالي انقلاب فرهنگي که توسط خود اين شورا به تصويب رسيده، جالب

توجه خواهد بود. اهداف زيربراي شوراي عالي انقلاب فرهنگي ذکر شده اشت :

١. گسترش و نفوذ فرهنگ اسلامي در شئون جامعه و تقويت انقلاب فرهنگي و اعتلاي فرهنگ عمومي ؛

٢. تزکيه محيطهاي علمي و فرهنگي از افکار مادي و نفي مظاهر وآثار غربزدگي از فضاي فرهنگي جامعه ؛

٣. تحول دانشگاهها و مدارس و مراکز فرهنگي و هنري بر اساس فرهنگ صحيح اسلامي و گسترش و تقويت هرچه بيشتر آنها براي تربيت متخصصان متعهد و اسلام شناسان متخصص و مغزهاي متفکر و وطن خواه و نيروهاي فعال و ماهر و استادان و مربيان و معلمان معتقد به اسلام

واستقلال؛کشور

٤. تعميم سواد و تقويت و بسط روح تفکر و علم آموزي و تحقق و استفاده از دستاوردها و تجارب مفيد دانش بشري براي نيل به استقلال علمي وفرهنگي ؛

٥.حفظواحياءومعرفيآثاروم̂Hثراسلاميوملي

٦. نشر افکار و آثار فرهنگي و انقلاب اسلامي و ايجاد و تحکيم روابط فرهنگي با کشورهاي ديگر

٣٨٣منبع : پايگاه اطلاع رساني مرکز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلاميrc.majlis.ir.fa.law..http:

٣٨٤همان .

158




بهويژهبامللاسلامي

برخي از وظايف اين شورا نيز عبارتند از: (بندهاي ١-٧ که مرتبط با موضوع ما نمي باشند حذف شده اند)

٨. تهيه و تدوين مباني و شاخصهاي دانشگاه متناسب با نظام اسلامي و طراحي راه کارهاي تحقق

آن.

٩.تعيين سياستهاينظامآموزشيوپرورشيوآموزشعاليکشور.

١٠. تهيه و تصويب طرحهاي مناسب در جهت تقويت و ارتقاء تبليغات ديني و حمايت از

فعاليتهايمردميبويژهاحياوعمرانمساجد.

١١. تهيه تصويب طرحهاي راهبردي و کاربردي براي ايجاد مناسبات سالم و سازنده اجتماعي و

اصلاح ناهنجاريها.

١٢. تهيه و تصويب سياستها و طرحهاي لازم براي رشد و تقويت باورها و گرايشهاي ديني ،معنوي و فرهنگي در جامعه و گسترش فرهنگ عفاف.

١٣. سياستگذاري و تصويب طرحهاي مناسب براي گسترش روحيه تعهد و احساس مسئوليت فرهنگي در جامعه و تشويق مردم به مشارکت درصحنه هاي مختلف فرهنگي ، سياسي و انقلابي .

١٤. شناخت نيازهاي فکري و معرفتي ضروري و تهيه طرحهاي لازم براي فعاليت انديشمندان و به کارگيري امکاناتپژوهشيحوزهو دانشگاهبرايپاسخگوييبهآننيازها.

١٥. تهيه و تصويب طرحهاي مناسب براي شناسايي و معرفي مظاهر، مجاري و شيوههاي هجوم فرهنگي دشمنان به مباني انديشه ، فرهنگ وارزشهاي اسلامي و انقلابي و طراحي راهبردها و تدابير

لازمبرايدفعآن.

١٦. برنامه ريزي و تهيه طرحهاي خاص براي شناسايي ، جذب و تعالي فکري نخبگان و تربيت و پرورش علمي و معنوي استعدادهاي درخشان وبهرهگيري از توانائيها و ابتکارات و خلاقيتهاي

آنان.

١٧. تهيه و تصويب برنامه ها و طرحهاي همکاري حوزه و دانشگاه در زمينه هاي علمي ، آموزشي و پژوهشي .

١٨. طراحي سياستهاي مناسب براي اصلاح نگرش جامعه نسبت به شأن و منزلت زن (براساس تعاليم عاليه اسلام) و تدوين برنامه هاي کارآمد به منظور تحکيم بنيان خانواده و ارائه الگوي زن

385

مسلمان

٣٨٥مصوب جلسات ٣٨٨، ٣٩٢، ٣٩٣ ،٤٠٧، ٤٠٩،٤٠٨ شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، پايگاه مرکز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي به نقل از شماره ١٥٤٠-١٣٧٦.١٠.١٥ روزنامه رسمي کشور.

159




همان گونه که ملاحظه مي شود، عالي ترين نهاد فرهنگي کشور، در اهداف و وظايف خود موارد فراوان و درخور توجهي را به ترويج ارزشهاي ديني از يکسو و مبارزه اساسي و ريشه اي با منکرات و ناهنجاريها از سوي ديگر، اختصاص داده است .

د. شوراي فرهنگ عمومي

«شوراي فرهنگ عمومي » يکي از شوراهاي اقماري شوراي عالي انقلاب فرهنگي است که رياست

آن را وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي برعهده دارد. در قانون مربوط به اين شورا آمده است :

«به منظور سياستگذاري، هدايت و نظارت فرهنگ عمومي کشور، شوراي فرهنگ عمومي زير نظر شوراي عالي انقلاب فرهنگي تشکيل مي شود.

به موجب ماده ١ برخي از وظايف اين شورا عبارتند از:

-بررسي کارشناسي درباره تجزيه و تحليل شرايط و جريانات فرهنگي جهان و تبيين تأثير کانونها و ابزارهاي مهم در اين زمينه و اتخاذ تدابير مناسب وگزارش تحليلي جامع به شوراي عالي ؛

-بررسي و تحليل شرايط و جريانات فرهنگي کشور وسنجش نظام ارزشي جامعه به منظور تعيين نقاط قوت و ضعف فرهنگي و ارائه راهحل هاي مناسب ؛

-تهيه وتدوين طرحهايي براي هماهنگ کردن کوشش هاي فرهنگي و هنري و تبليغي در سازمانها و مراکز رسمي فرهنگي و هنري در جهت اعتلاي فرهنگ و هنر و بهبود کيفيت آنها و پيشنهاد طرحها به شوراي عالي انقلاب فرهنگي و نيز تهيه و پيشنهاد موضوعات و طرحهايي راجع به آن بخش از وظايف شوراي عالي که به شوراي فرهنگ عمومي مربوط است ؛

-بررسي آثار فرهنگي مترتب بر سياست ها و اجراي طرحها و برنامه هاي اقتصادي و اجتماعي به منظور اطمينان از همسويي و عدم مغايرت آنها با اصول سياست فرهنگي کشور و ابلاغ نتيجه به دستگاههاي اجرايي و نيز ارائه راهحل هاي اسلامي مورد نياز؛

-تصويب روشهاي اجرايي تشويقي به منظور شکوفايي فرهنگ عمومي در ابعاد مختلف آن؛

-پيشنهاد تحقيق در مسايل مهم فرهنگي و همکاري با شوراي پژوهش هاي علمي کشور براي ايجاد هماهنگي در برنامه هاي تحقيقاتي فرهنگي و هنري؛

160




-تهيه و پيشنهاد طرحهاي گسترش و بهبود تبليغات ديني و عمران و احياي مساجد و مجامع

٣٨٦

مذهبي .

ماده ٢ آيين نامه شوراي فرهنگ عمومي ، بيانگر ترکيب اعضا به شرح زير است : وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ، رييس سازمان تبليغات اسلامي ، رييس يا معاون سازمان صدا و سيما، رييس کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي ، وزير آموزش و پرورش يا معاون ايشان، رييس سازمان تربيت بدني ، رييس شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان، دبير شوراي عالي جوانان يا رييس سازمان ملي جوانان، نماينده تامالاختيار مرکز رسيدگي به امور مساجد، رييس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها يا معاون مربوط، وزير کشور يا معاون ايشان، وزير اطلاعات يا معاون ايشان، رييس سازمان ميراث فرهنگي ، رييس دانشگاه آزاد اسلامي يا معاون مربوط، رييس يا معاون فرهنگي جهاد دانشگاهي ، دبير ستاد عالي هماهنگي و نظارت بر کانونهاي فرهنگي و هنري مساجد، يک نفر از شخصيت هاي معتبر حوزة علميه قم که آشنا به مسايل فرهنگ عمومي باشد به پيشنهاد شوراي مديريت حوزه علميه قم و تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، يک نفر از شخصيت هاي معتبر فرهنگي به پيشنهاد وزير علوم، تحقيقات و فناوري و تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، يک نفر از شخصيت هاي معتبر فرهنگي به پيشنهاد وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي به عنوان دبير شورا، دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه ، شهردار يا نماينده ايشان ( ٢٢ نفر).

اندک تاملي در شرح وظايف و نيز ترکيب اعضاي شوراي فرهنگ عمومي نشان مي دهد که ظاهرا چيزي فروگذارنشده و مقامات مسئول با تمهيدات لازم و ساز و کارهاي مورد نياز براي سلامت جامعه و تعالي فرهنگ عمومي به کارگرفته شده اند.

ه. سازمان صدا و سيما.در مقدمه قانون خط مشي کلي و اصول برنامه هاي سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران مصوب١٣٦١.٤.١٧ آمده است : «راديو تلويزيون در نظام جمهوري اسلامي مي تواند و مي بايد با طرد ارزشهاي منحط و پوسيده طاغوتي و طرح ارزشهاي متعالي اسلامي در جهت رهانيدن انسان از بندهاي شيطاني همت گمارد و به گفته امام به دانشگاهي بزرگ تبديل شود... صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران مي بايد از طريق دادن آگاهيهاي مکتبي ، سياسي و اجتماعي و ايجاد احساس مسئوليت در مردم و افشاي توطئه ها و نقشه هاي دشمنان داخلي و

٣٨٦آيين نامه شوراي فرهنگ عمومي (مصوب ١٣٧٦.٦.٢٠ شوراي عالي انقلاب فرهنگي ). براساس آيين نامه ، اين شورا داراي ٢٢ عضو است و هر دو هفته يک بار، به صورت مستمر تشکيل جلسه مي دهد، وتا پايان سال ١٣٨٨،

٥٢٣ جلسه برگزار نموده است . برگرفته از سايت شوراي فرهنگ عموميwww.eccc.ir..http:در تاريخ

.1390.4.8

161




خارجي انقلاب در جهت حفظ و تداوم انقلاب تلاش نمايد و زمينه را براي رشد و شکوفايي استعدادها وباروري خلاقيت هاي انسان تا مرز خليفه اللهي آماده نمايد. رسالت ارشادي و پيامبرگونه اين رسانه عمومي ، حضور فعال در کليه جريانات اجتماعي وايجاد روحيه اميد و اعتماد در جامعه است . همچنانکه بايد واقعيت هاي تلخ و خطراتي که امت را تهديد مي کند پيش گويي کرده و به موقع هشدار دهد مردم را به سوي خير و کمال مطلق دعوت نموده و در تنگناها و مشکلات راهگشاي روشني بخش باشند... رسالت ديگر اين رسانه پاسخگويي به نيازهاي تفريحي جامعه و بارور ساختن اوقات فراغت عمومي از طريق اجراي برنامه هاي سالم تفريحي است تا در سايه شادابي تن و روان، سلامت و آرامش فکري جامعه تأمين گردد».

موادي از اين قانون که در موضوع مورد بحث ما قابل توجه مي باشد، عبارتند از:

ماده ٢٢. تبليغ و اشاعه فرهنگ اصيل اسلامي با بهرهگيري از ديدگاههاي روحانيت آگاه، دانشمندان حوزههاي علميه و اسلامشناسان وارسته .

ماده ٢٣. کوشش در جهت گسترش فرهنگ غني اسلام و انقلاب اسلامي در منطقه و جهان از طريق توليد برنامه هاي مفيد و عرضه آن در سطح جهاني .

ماده ٢٦. روشن کردن اذهان عمومي نسبت به بدعت ها و انحرافات عقيدتي به موجب روايت"اذا ظهرت البدع فعلي العالم ان يظهر علمه والافعليه لعنه الله ".

ماده ٢٧. تلاش براي جايگزيني نظام ارزشي اسلام به جاي نظام ارزشي شرق و غرب و مبارزه با عوارض و آثار باقيمانده فرهنگ طاغوتي .

ماده ٢٨. تلاش در جهت تسريع انقلاب فرهنگي و بازگشت به هويت اسلامي خويش .

ماده ٢٩. کوشش در ايجاد محيط مساعد براي تعالي انسان و رشد فضائل اخلاقي تزکيه نفس و بسط معنويت در جامعه .

ماده ٣٢. تلاش براي اشاعه و معرفي هنر متعهد و مردمي و تغيير هنر مبتذل به هنر متعهد و انقلابي که پاسخگوي نياز فطري انسان باشد.

ماده ٣٧. پرهيز از ترويج ورزشها و سرگرميهايي که با معيارهاي اسلامي مخالفت دارد.

ماده ٣٨. تلاش در برحذر داشتن نسل جوان از سرگرميهاي زيانبخش و اعتيادهاي مضر و خطرناک.

ماده ٤٠. در جهت تحقق رسالت"امر به معروف و نهي از منکر"در جامعه صدا و سيما بايد روحيه انتقاد سالم و سازنده و انتقاد پذيري متواضعانه را در مردم، مسئولين و دست اندرکاران ايجاد کند، انتقادات مردم از مسئولين و توقعات آنها از مردم را بازگو نمايد و با نفي روشهاي تخريبي و

162




ضداسلامي زمينه مناسبي براي جلسات بحث و گفتگوي آزاد و برخورد سالم انديشه ها فراهم آورد تا مردم خود به انتخاب"احسن"بپردازند.

ماده ٤٤. آموزش عمومي جهت آشنايي مردم با حقوق فردي و اجتماعي ، قانون اساسي و قوانين مدني و جزايي کشور.

ماده ٤٥. بيان و تشريح مقام والاي زن از ديدگاه اسلام و شناساندن ارزش واقعي وي به منظور بازگشت به اصالت اسلامي خويش و همچنين زمينه سازي براي از بين بردن ارزشهاي کاذب و جايگزيني فضيلت هاي اخلاقي در خانوادهها و کمک به تحکيم و انسجام روابط خانوادگي .

ماده ٤٦. ارج نهادن به فضيلتها و فداکاريها و زنده نگاهداشتن خاطره غرور آفرين شهيدان اسلام و جانبازان انقلاب که سازنده و تداوم بخش انقلاب اسلامي بوده و بر تارک افتخارات اسلامي و

387

ايران مي درخشند .

همان گونه که از اين مواد بويژه ماده ٤٠ قانون صدا و سيما پيداست ، موضوع امر به معروف به عنوان يک رسالت صدا و سيما مورد توجه قانون گذار قرارگرفته است .

و. سازمان تبليغات اسلامي. وظايف سازمان در ٢١ بند توسط مقام معظم رهبري در تاريخ

١٣٧١.١٢.٢٦ ابلاغ شده است که در اين جا تنها بندهاي ٣، ٩ و ١١ آن را به ترتيب ذکر مي کنيم :

- تلاش در جهت احيا و اشاعه معارف، فرهنگ و تاريخ تشيع ، از همه راه هاي ممکن با تأکيد بر وحدت تمام مذاهب اسلامي و حراست از آن، با همکاري مراجع و نهادهاي ذي ربط .

- برنامه ريزي، زمينه سازي و انجام اقدامات لازم براي هر چه فعالتر شدن افراد تأثير گذار، مانند، روحانيون، دانشگاهيان، معلمان و هنرمندان، در جهت رشد فرهنگ اسلامي و مقابله با آثار نامطلوب فرهنگ هاي بيگانه .

- همکاري با وزارتخانه ها، دستگاه هاي دولتي و وابسته به دولت و نهادهاي انقلابي به منظور

388

تعميق و گسترش فرهنگ و معارف اسلامي در محيط سازمان هاي دولتي و نهادهاي انقلابي .

ز. نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران.از ميان ماموريت ها و وظايف نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران، به وظايف زير که مرتبط با موضوع امر به معروف و نهي از منکر است مي توان

اشاره کرد:

(ماموريتاول):استقرار نظمو امنيتو تامينآسايشعموميو فردي.

(ماموريت هشتم ): انجام وظايفي که بر طبق قانون به عنوان ضابط قوه قضائيه به عهده نيروي انتظامي محول است از قبيل:الف ـ مبارزه با مواد مخدر.ب ـ مبارزه با قاچاق.ج ـ مبارزه با

٣٨٧برگرفته ازسايتمرکز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي

٣٨٨برگرفته از سايت تبيانwww.tebyan.net..http:

163




منکرات و فساد.دـ پيشگيري از وقوع جرم.ه ـ کشف جرايم.و ـ بازرسي و تحقيق.ز ـ حفظ آثار و دلايل جرم.ح ـ دستگيري متهمين و مجرمين و جلوگيري از فرار و اختفا آنها.ط ـ اجرا و

ابلاغاحکامقضايي .

(ماموريت هيجدهم ): همکاري با سازمانهاي ذيربط در جهت ايجاد و توسعه زمينه هاي فرهنگي لازمبهمنظورکاهشجرائموتخلفاتو تسهيلوظايفمحوله.

(ماموريت بيست و ششم ، آخرين ماموريت ): تلاش مداوم و مستمر در جهت حاکميت کامل

389

فرهنگ و ضوابط اسلامي در نيروي انتظامي..

ح. ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر.تامل در شرح وظايف يازدهگانه اي که براي اين ستاد ذکرشده است ، بيانگر جهت دهندگي اين ستاد به ساير سازمانها ونهادها در خصوص امر به

معروف ونهي از منکر مي باشد. اين وظايف عبارتند از:

١.داشتن ارتباط مستمر با مقام معظم رهبري و کسب نظر در موارد مربوطه .

٢.تبيين موارد معروف که لازم است در ترويج آن فعاليتهاي لازم صورت پذيرد.

٣.تبيين موارد منکر و علل آن که لازم است جامعه را از آن بر حذر داشت .

.تعيين حدود و ثغور منکر وتهيه استاندارد و ميزان براي آنها جهت رعايت افراد جامعه .

.تدوين خط مشي هاي اساسي جهت ترويج معروف ومبارزه به منکر و پرداختن به رفع علل و ريشه هاي مشکل .

.بررسي قوانين و برنا مه هاي اقتصادي- فرهنگي از نظر تأثير بر وضعيت جامعه به منظور اجراي طرحها و پروژه هاي مختلف .

٧.تهيه و تصويب و ابلاغ آيين نامه ها- دستورالعملها و بخشنامه هاي لازم به کليه مراجع ذيربط .

٨.استفاده از کليه امکانات دولتي - مردمي وتشکيلات رسمي کشور در اجراي طرحها وپروژه هاي مربوطه .

٩.نظارت و ارزشيابي امور انجام شده.

.١٠تهيه استاندارد و الگوهاي رفتاري براي کارکنان و مسئولين نظام از ابعاد مختلف و

پيشنهاد آن به مراجع مربوطه .

٣٨٩پايگاه اطلاع رساني نيروي انتظاميwww.police.ir..http:

164




.١١ايجاد انگيزه لازم در کليه سطوح جامعه اعم از سازمانهاي دولتي و غير دولتي ،

موسسات اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي و خانواده ها در اجراي فريضه امر به معروف

390

ونهي از منکر از طريق تمهيدات مقتضي .

ستاد احياء، دارايدبيرخانهاي با وظايف زير مي باشد:

١.تهيه و جمع آوري اخبار و اطلاعات آمار مربوطه به خصوصيات گروهها ، دسته جات ، اصناف ، تشکيلات و.....در چگونگي اجراي معروف و همچنين پرهيز از منکر.

٢.طبقه بندي و تجزيه و تحليل اخبار و اطلاعات و آمار و بدست آوردن عناوين طرحها و اقداماتي که لازم است انجام گيرد

٣.تهيه و تنظيم طرحها و پروژه هاي اجرايي با همکاري دستگاههاي ذيربط و ابلاغ آن به مجريان امر پس از تصويب ستاد.

.تهيه پيش نويس خط مشي هاي اساسي جهت ترويج معروف و مبارزه با منکر همراه با گزارشات توجيهي که مشخص کننده علل و ريشه هاي مسئله مربوطه مي باشد جهت تصويب ستاد.

.انجام مطالعات و اجراي پژوهشهايي که براي طبقه بندي وتعيين اولويت در موارد معروف و منکر لازم است

.اقدام در جهت بررسي قوانين و مقررات و برنا مه هاي کشور از زاويه تاثير به ترويج معروف و جلوگيري از منکر.

٧.پيگيري چگونگي اجراي طرحها وتهيه گزارش مواقع احتمالي و نظارت بر ابعاد اجرايي طرحها و ارزشيابي وضعيت جامعه پس از اجراي طرحها وپروژه ها نسبت به معروف

391

منکر .

اين ستاد، بخشي با عنوان «دفتر امور بانوان» دارد. برخي از وظايف اين دفتر عبارت است از:

١.شناسايي مجامع ، تشکلها ، اصناف و گروه هاي ويژه بانوان و تهيه بانکاطلاعاتي مورد نياز .

٢.ايجاد هماهنگي با بخشهاي دولتي و غيردولتي در امور بانوان بمنظور استفاده از امکانات وتوانايي هاي موجود ، در جهت احياء فريضه .

٣٩٠پايگاه اطلاع رساني و پژوهشي ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکرwww.Setad-Ehya.ir

٣٩١همان .

165




٣.تهيه و تنظيمطرح ها ، برنامه ها و تعيينراهکارهاي آموزشي و فرهنگي ؛ در خصوص احياء امر به معروف و نهي از منکر .

392

.ترويج معروف ها و اماته منکرات در ميان بانوان .

آن چه ذکر شد گوشه اي از شرح وظايف و ماموريتهايي است که نهادها و سازمانهاي مختلف جمهوري اسلامي ايران در خصوص امر به معروف و نهي از منکر برعهده دارند. اگر مي بينيم که با اين همه تشکيلات، شرح وظايف و مقررات، به تکليف شرعي و قانوني امر به معروف و نهي از منکر عمل نمي شود و وضعيت فرهنگي و فضاي ديني و اخلاقي و تربيتي جامعه به گونه ديگري است به صورت جدي بايد هرچه زودتر چاره اي انديشيد و با ريشه يابي درست و دقيق و اقدام به موقع تا ديرنشده از اين وضعيت نامطلوب رهايي يافت .

گفتار دوم. قلمرو شرعي و قانوني

يکم . قلمرو شرعي .اسلام به عنوان يک مکتب جامع و کامل با در نظرگرفتن فريضه امر به معروف و نهي از منکر، بزرگترين گام را در سلامت فرد و جامعه و نيز امنيت خاطر آنان برداشته است . اگر اين فريضه به درستي اجرا گردد، -به استثناي افرادي معدود-آسايش و آرامش ويژه اي در انتظار مردم خواهد بود. اما اگر اجراي آن ، حالت پليسي به خود بگيرد و فضايي از رعب و وحشت و عدم امنيت بر افراد جامعه حاکم شود، خودش نوعي منکر خواهد بود. امر به معروف و نهي از منکر نبايد به ضد خود تبديل شود و آرامش روحي و رواني را از مردم سلب کند. در فصلهاي پيشين به فرمان هشت ماده اي امام خميني در سال ١٣٦١ خطاب به قوه قضائيه و ساير ارگانهاي اجرايي ، اشاره کرديم . در بندهاي ٤ تا ٧ اين فرمان، حوزه دخالت کارگزاران و دولت اسلامي در

٣٩٢همان. شرح وظايف و ماموريتهاي معاونتها و بخشهاي مختلف ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر در فصل ششم

(پيوستها) آمده است .

166




زندگي خصوصي افراد، مشخص شده است . محدوديتهايي را که امام خميني ذکرکرده اند، همگي

بر پايه موازيني است که فقه اسلام براي دخالت دولت در زندگي مردم درنظر گرفته است :

(بند چهارم): «هيچ کس حق ندارد کسي را بدون حکم قاضي که از روي موازين شرعيه بايد باشد، توقيف کند يا احضار نمايد، هر چند مدت توقيف کم باشد. توقيف يا احضار به عنف جرم است و موجب تعزير شرعي است .

(بند پنجم ): هيچ کس حق ندارد در مال کسي چه منقول و چه غيرمنقول و در مورد حق کسي دخل و تصرف کند يا توقيف و مصادره نمايد مگر به حکم حاکم شرع، آن هم پس از بررسي دقيق

ثبوتحکمازنظرشرعي .

(بند ششم ): هيچ کس حق ندارد به خانه يا مغازه و يا محل کار شخصي کسي بدون اذن صاحب آن ها وارد شود يا کسي را جلب کند يا به نام کشف جرم يا ارتکاب گناه تعقيب و مراقبت نمايد و يا نسبت به فردي اهانت نموده و اعمال غير انساني ـ اسلامي مرتکب شود، يا به تلفن يا نوار ضبط صوت ديگري به نام کشف جرم يا کشف مرکز گناه گوش کند و يا براي کشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، شنود بگذارد و يا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غير نمايد يا اسراري که از غير به او رسيده ولو براي يک نفر فاش کند. تمام اين ها جرم و گناه است و بعضي از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از کبائر بسيار بزرگ است و مرتکبين هر يک از امور فوق مجرم و مستحق تعزير شرعي هستند و بعضي از آنها موجب حد شرعي مي باشد.

(بند هفتم ): «آن چه ذکر شد و ممنوع اعلام شد، در غير مواردي است که در رابطه با توطئه ها و گروهکهاي مخالف اسلام و نظام جمهوري اسلامي است که در خانه هاي امن و ت ي ميبراي براندازي نظام جمهوري اسلامي و ترور شخصيت هاي مجاهد و مردم بي گناه کوچه و بازار و براي نقشه هاي خرابکاري و افساد في الارض اجتماع مي کنند و محارب خدا و رسول مي باشند، که با آنان در هر نقطه که باشند و هم چنين در جميع ارگانهاي دولتي و دستگاههاي قضائي و دانشگاهها و دانشکدهها و ديگر مراکز با قاطعيت و شدت عمل ولي با احتياط کامل بايد عمل شود، لکن تحت ضوابط شرعيه و موافق دستور دادستانها و دادگاهها، چرا که تعدي از حدود شرعيه حتي نسبت به آنان نيز جايز نيست ، چنان چه مسامحه و سهل انگاري نيز نبايد شود. و در عين حال مأمورين بايد خارج از حدود مأموريت که آن هم منحصر است به محدوده سرکوبي آنان، حسب ضوابط مقرره و جهات شرعيه ، عملي انجام ندهند. و مؤکدا تذکر داده مي شود که اگر براي کشف خانه هاي ت ي ميو مراکز جاسوسي و افساد عليه نظام جمهوري اسلامي از روي خطا و اشتباه به منزل شخصي يا محل کار کسي وارد شدند و در آن جا با آلت لهو يا آلات قمار و فحشا و ساير جهات انحرافي مثل موادمخدره برخورد کردند حق ندارند آن را پيش ديگران افشا کنند، چرا که

167




اشاعه فحشا از بزرگترين گناهان کبيره است و هيچ کس حق ندارد هتک حرمت مسلمان و تعدي از ضوابط شرعيه نمايد. فقط بايد به وظيفه نهي از منکر به نحوي که در اسلام مقرر است عمل نمايند و حق جلب يا بازداشت يا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساکنان آن را ندارند و تعدي از حدود الهي ظلم است و موجب تعزير و گاهي تقاص مي باشد. و اما کساني که معلوم شود شغل آنان جمع مواد مخدره و پخش ب ن ي مردم است ، در حکم مفسد في الارض و مصداق ساعي در ارض براي فساد و هلاک حرث و نسل است و بايد علاوه بر ضبط آن چه از اين قبيل موجود است آنان را به مقامات قضائي معرفي کنند. و هم چنين هچ ي يک از قضات حق ندارند ابتدائا حکمي صادر نمايند که به وسيله آن مأموران اجرا اجازه داشته باشند به منازل يا محل هاي کار افراد وارد شوند که نه خانه امن و ت ي مياست و نه محل توطئه هاي ديگر عليه نظام جمهوري اسلامي ،

٣٩٣

که صادرکننده و اجراکننده چنين حکمي مورد تعقيب قانوني و شرعي است ».

به طور خلاصه مي توان موارد اشاره شده در بندهاي فوق را به صورت زير فهرست نمود:

١ـعدممشروعيتاحضاروتوقيفافرادبدونحکمقاضيشرع .

٢ـ عدم مشروعيت تصرف در اموال منقول و غير منقول بدون حکم حاکم شرعي که براساس

موازينصادرگرديدهاست .

٣ـ عدم مشروعيت ورود به مغازه ها و محل کار و منازل افراد بدون اجازه صاحبانشان براي جلب

يابهنامکشفجرموگناه .

٤ـ عدم مشروعيت شنود تلفن , گوش دادن به نوار ضبط صوت ديگران به نام کشف جرم .

٥ـعدممشروعيتتجسسازگناهانغير ودنبالاسرارمردمبودن.

٦ـعدممشروعيتافشاياسرارمردموجرمبودنآن.

٧ـ مشروعيت تجسس صرفا براي کشف توطئه ها و مقابله با گروهک هايي که قصد براندازي نظام و ترور شخصيت ها را دارند.

اين فرمان تاريخي ، از سوي فقيهي که خود بنيانگذار انقلاب اسلامي است ، ارزش فقهي و حقوقي فراواني دارد. گويا اين دغدغه و نگراني در امام خميني وجود داشته است که قدرتي که در اختيار دولت و کارگزاران دولتي است ، چه بسا ممکن است به عناوين و بهانه هاي مختلف و حتي عناوين مقدسي همچون امر به معروف و نهي از منکر، مورد سوء برداشت يا سوء استفاده قرارگيرد و ضمن ايراد خسارت مادي يا معنوي بر مردم، چهره زشتي از اسلام را در اذهان مردم به تصويرکشد. ملاک اصلي براي دخالت دولت به عنوان امر به معروف و نهي از منکر، تجاهر به فسق از سوي افراد مي باشد. اين جاست که دولت اسلامي بايد از همه ابزارهايي که در اختياردارد براي

٣٩٣صحيفه امام، ج١٧، ص ١٤٠.

168




جلوگيري از آن اقدام کند و کساني را که آشکارا محرمات الاهي را مرتکب مي شوند و فساد را ترويج مي کنند، مورد تعقيب و مجازات قراردهد.

امام خميني در بيان ديگري فرموده اند: «ما نگفتيم که احکام اسلام که جاري ميشود، يک تکه اش جاري بشود...اگر يک نفر بخواهد کار خلاف بکند، آن يک نفر را مردم مأمورند نهياش کنند. اگر منتهي نشد، به کميته ، به کلانتري به جاهاي ديگر اطلاع بدهند که اين ، يک همچه کاري کرده. آنها هم بايد بگيرند و تحويل بدهند به دادگاه. اينطور نيست که حالا ما يک تکه از اسلام را بگوييم ، آنها سوء استفاده کنند. طرفين قضيه است . نبايد ما تعدي بکنيم و ظلم بکنيم و تفتيش از داخل خانه هاي مردم بکنيم ، نبايد هم آنها خيال کنند که ... هر کاري ميخواهيم بکنيم ؛ يک دغدغه درست کنند. اگر... عشرتکده در يک جايي هست ، يک جايي ميکده هست ، يک جايي قمارخانه هست ، اينها همه شان بايد جلوگيري بشود. و اگر کسي بيرون هم آمد و يک کاري را، اگر خلاف بود انجام داد، آن هم بايد جلوگيري بشود. آني که هست اين است که ما احکام خدا را ميخواهيم جاري بشود. احکام خدا آن طرفش هست ، اين طرفش هم هست ؛ آن طرف که نبايد با مردم طوري کرد که مردم در خانه هايشان مطمئن نباشند، در زندگيشان، در تجارتشان، در کسبشان مطمئن نباشند.

دولت اسلامي بايد مردم را مطمئن کنند در همه چيز. در سرمايه هايشان، درکسبشان، در کارخانه هاشان، در همه چيز، مردم در آرامش باشند و دولت ابدا نميتواند که تأذي بکند به آنها و نبايد تأذي بکند. و اگر يک کسي تأذي کرد آن تأديب خواهد شد... از آنور هم اگر سوء استفاده بخواهند بکنند آنهايي که مخالف با اسلام هستند، حالا بيايند توي خيابان کار خلاف بکنند... با شدت سرکوب خواهد شد. اگر کسي فسق بکند در خارج، متجاهر بشود، هر نحو فسقي باشد، به

394

شدت بايد دولت با او عمل کند...» .

دوم. قلمرو قانوني .ممنوعيت هاي مرتبط با حريم خصوصي . همان گونه که در فصل دوم گفتيم اين حريم دربرگيرنده ابعاد و حوزه هاي گوناگوني همچون حريم خصوصي اعتقادي، حريم خصوصي جسماني ، حريم خصوصي اماکن و منازل، حريم خصوصي ارتباطات و حريم خصوصي

اطلاعات مي باشد. اين ابعاد را از منظر دخالت دولت بررسي مي کنيم :

١.حريم خصوصي اعتقادي. هنگامي که از «عقيده» سخن مي گوييم لازم است جوانب آن را در نظر بگيريم . اين جوانب عبارتند از: داشتن عقيده، تفتيش عقيده، تحميل عقيده، ترويج عقيده، اعمال عقيده و تغيير عقيده. «تفتيش عقيده» نوعي خاص از تجسس است که هم در شرع مقدس و

٣٩٤صحيفه امام، ج١٧، ص١٦١.

169




هم در قانون ممنوع مي باشد. به موجب اصل بيست و سوم قانون اساسي نيز «تفتيش عقايد ممنوع است و هيچکس را نمي توان به صرف داشتن عقيدهاي مورد تعرض و مواخذه قرار داد». با توجه به ابعاد شش گانه اي که براي «عقيده» برشمرديم ، از اين اصل در رابطه دولت با مردم، نکات زير

قابل استنباط مي باشد:

يک. اين اصل در مقام بيان ممنوعيت دو چيز است : تفتيش عقايد (تلاش براي کشف عقيده يک فرد) و تعرض به فرد به خاطر عقيده خاص او. صدر اصل ، ناظر به زماني است که دولت از عقيده فرد مطلع نيست و با تفتيش عقيده مي خواهد از آن آگاه گردد؛ نفس اين کار، غير قانوني است ؛ خواه پس از تفتيش روشن گردد که عقيده وي به نظر دولت عقيده اي درست و صحيج است يا نادرست و باطل . اما ذيل اصل که مي گويد «هيچکس را نمي توان به صرف داشتن عقيدهاي مورد تعرض و مواخذه قرار داد» مربوط به زماني است که دولت از عقيده فرد آگاه شده است ؛ در اين صورت نيز تعرض به وي و بازخواست او به دليل داشتن عقيده اش وجاهت قانوني ندارد حتي اگر تفتيش عقيده اي در کار نبوده و به عنوان مثال خود وي دولت را از عقيده اش مطلع ساخته باشد.

دو. به نظر مي رسد منظور از اينکه «هيچکس را نميتوان به صرف داشتن عقيدهاي مورد تعرض و مواخذه قرار داد» تعرض قانوني از سوي دولت است که در قالب اخطار، احضار، دستگيري، زندان و مجازات هاي ديگر صورت مي گيرد. دولت نه تنها نسبت به عقايد مذهبي ديگران نبايد اين گونه مواضعي اتخاذ کند بلکه به موجب اصل ١٤ قانون اساسي ، هم دولت و هم مسلمانان موظف اند

«نسبت به افراد غير مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامي عمل نمايند و حقوق انساني آنان را رعايت کنند.

سه . از آنجا که نهي عملي نسبت به «داشتن عقيده» امکان پذير نمي باشد و امکان جلوگيري از آنچه به عقيده مربوط است به صورت فيزيکي وجود ندارد، راه نهي از منکر منحصر به مرحله قلب و زبان با رعايت مراتب آن مي باشد؛ در اين صورت، تکليف امر و نهي قلبي و زباني متوجه مردم بوده و دولت در اين خصوص وظيفه اي ندارد.

چهار. اصل ٢٣ قانون اساسي ، «تفتيش عقيده» و نيز تعرض به اشخاص را به خاطر «داشتن عقيده» ردکرده است . ممنوعيت «تحميل عقيده» نيز کاملا روشن است ؛ اما اين اصل نسبت به ساير ابعاد يعني «ترويج عقيده »، «اعمال عقيده » و «تغيير عقيده» ساکت مي باشد. آيا از اصل مزبور مي توان آزادي اشخاص يا گروهها را در ارتباط با «ترويج عقيده »، «اعمال عقيده » و «تغيير عقيده» اي را که دارند استنباط نمود؟ آيا کسي که عقيده به بي بندوباري در روابط جنسي دارد، مي تواند از طريق مطبوعات و رسانه هاي شنيداري و ديداري در اين رابطه آزادي بيان در ترويج عقايد خودش را

170




داشته باشد و تصاوير مستهجن را در نشريات منتشرکند؟ آيا کسي که عقيده به زنده به گورکردن دختران دارد مي تواند عقيده اش را به مرحله اجرا در آورد؟ آزادي عقيده در حد يک شعار تبليغاتي چيز خوبي است ولي زماني که ابعاد و جوانب آن مورد بررسي قرارگيرد روشن مي شود که در مورد آنها نمي توان پاسخي واحدي ارائه کرد. به همين دليل است که اصل ٢٣ قانون اساسي آزادي را نسبت به «ترويج عقيده »، «اعمال عقيده » و «تغيير عقيده» مطرح نکرده است و با رويکرد اسلامي آن تقريبا ميتوان مطمئن بود که قانونگذار نسبت به اين موارد،نظر مثبتي نداشته

395

است .

از ديدگاه شهيد مطهري ريشه طرح آزادي عقيده در اروپا دو چيز بود: تفتيش عقايد در قرون وسطي و تلقي دين به عنوان سرگرمي و امري شخصي . «آزادي عقيده به اين حد افراط که شما

٣٩٥شهيد مطهري، دو حوزه عقيده و انديشه را از يکديگر تفکيک کرده و مي گويد: «يکي از واجبات در اسلام تفکر است ، ي ي ک از عبادتها در اسلام تفکر است ....مي گويد فکر کنيد، در همه مسائل : در تاريخ ، در خلقت ، راجع به خدا، راجع به انبياء و نبوت، راجع به معاد...اما عقيده چطور؟ اعتقاد از ماده عقد و انعقاد و...بستن است ...اکثر عقائدي که مردم روي زمين پيدا مي کنند...دلبستگي است نه تفکر...اين دلبستگي هاست که در انسان تعصب و جمود و خمود و سکون به وجود مي آورد...عقيده که پيدا شد، اولين اثرش اينست که جلوي فعاليت فکر و آزادي تفکر انسان را مي رد. ..شما هيچ مي توانيد باور بکنيد که يک بشر با فکر و عقل آزاد خودش به اينجا برسد که بت را بايد پرستش کرد...به اينجا برسد که اعضاي تناسلي را بايد پرستش کرد...». «مغالطه اي که در دنياي امروز وجود دارد در همين جاست . از يک طرف مي گويند فکر و عقل بشر بايد آزاد باشد، و از طرف ديگر مي گويند عقيده هم بايد آزاد باشد، بت پرست هم بايد در عقيده خودش آزاد باشد، گاو پرست هم بايد در عقيده خودش آزاد باشد...اعلاميه حقوق بشر همين اشتباه را کرده است . اساس فکر را اين قرار داده است که ح ت يثيانساني محترم است . بشر از آن جهت که بشر است محترم است .... لازمه محترم شمردن بشر چيست ؟ آيا اين است که ما بشر را هدايت بکنيم در راه ترقي و تکامل يا اين است که بگوئيم آقا! چون تو بشر هستي ، اختيار داري، هر چه را که خودت براي خودت بپسندي من هم براي تو مي پسندم و برايش احترام قائلم و لو آنرا قبول ندارم و مي دانم که دروغ و خرافه است و هزار عوارض بد دارد... او براي دست و پاي فکر خودش زنجير انتخاب کرده، تو چطور اين زنجير را محترم مي شماري ؟» (مرتضي ، مطهري، مجموعه آثار، ج٢٤، ص ٣٦٩- ٣٧٥). وي در جاي ديگري مي گويد: «بايد کاري کنيم که ... ابراهيم خليل الله و بت شکن کرد. مردمي طبق عادت بت پرست بودند. در يک روز عيد که همه مردم از شهر خارج ميشدند او از شهر خارج نشد. بتخانه هم خالي بود. تبر را برداشت و رفت تمام اين بتها را خرد کرد الا بت بزرگ و تبر را به گردن بت بزرگ انداخت ...وقتي که مردم برگشتند و وضع را آنچنان ديدند داد و فرياد کردند که چه کسي اين کار را کرده است ؟ ...رفتند سراغ ابراهيم . ابراهيم در پاسخ به آنها گفت ... مجرم آن کسي است که

زنده مانده و تبر به گردن اوست (بل فعله کبيرهم ). اينها گفتند از او که اين کار ساخته نيست ... قرآن ميگويد: فرجعوا الي انفسهم اين سبب شد که به خود باز گردند...و خودشان را دريافتند، گفتند که او راست ميگويد. آيا ابراهيم کاري کرد برخلاف آزادي عقيده؟ يا کاري کرد در خدمت آزادي عقيده؟ کاري کرد در خدمت آزادي عقيده به معني واقعي، يعني آزادي انديشه . (همان، ص١٢٢- ١٢٣).

171




امروز در دنياي اروپا ميبينيد، بخشي از آن عکس العمل يک جريان بسيار شديد و سختي است که در دنياي اروپا بوده و آن محکمه تفتيش عقايد است ».٣٩٦«از نظر طرز تفکر بعضي از فلاسفه اروپا، دين و مذهب ... امري است مربوط به وجدان شخصي هر فرد. يعني هر فردي در وجدان خودش نيازمند است که يک سرگرمي به نام مذهب داشته باشد.اين مقدارش را قبول کرده اند که انسان

397

نمي تواند بدون سرگرمي مذهبي باشد.»

اين همان واقعيتي است که تامل در مواد ١٨ و ١٩ اعلاميه جهاني حقوق بشر٣٩٨آن را تاييد مي کند. جالب اين جاست که اعلاميه ، با تاکيد بر آموزش اجباري، آزادي در سواد آموزي را نفي مي کند٣٩٩و بر اين باور است که انسانها در اين زمينه حق انتخاب ندارند!.

400

٣٩٦همان، ص ٣٧٧.

٣٩٧همان ، ص ٣٧٦. شهيد مطهري در ادامه همين مطالب مي گويد: مسائلي که مربوط به وجدان شخصي هر فرد است اصلا خوب و بد ندارد، راست و دروغ ندارد، حق و باطل ندارد، حق و باطل و راست و دروغش بستگي دارد به پسند شما. هر چه را که شما بپسنديد آن خوب است . اگر کسي از شما بپرسد در ميان رنگهاي لباسها کدام رنگ بهتر است ، جواب چيست ؟ هر کس جواب مطلق بدهد بگويد بهترين رنگها که همه مردم بايد آن رنگ را براي لباس خود انتخاب کنند فلان رنگ است ، آدم جاهلي است . جواب اينست که در مسئله رنگها، ذوقها و سليقه ها مختلف است . در مسائل مذهبي و ديني چون آنها نمي خواهند به واقعيتي براي دين و نبوت اعتراف کرده باشند و قبول کنند که واقعايغمبراني از طرف خدا آمده اند و يک راه واقعي براي بشر نشان داده اند و سعادت بشر در اين است که آن راه واقعي را طي بکند، مي گويند ما نمي دانيم واقع و ريشه مذهب چيست ولي همين قدر مي فهميم که انسان بدون مذهب نمي تواند زندگي بکند، ي ي ک از شرائط زندگي انسان، ي ي ک از سرگرميهاي زندگي انسان اينست که انسان به يک موضوعي به عنوان مذهب سرگرمي داشته باشد... نبايد مزاحم افراد شد. هر کسي به ذوق و سليقه خودش هر چه را انتخاب مي کند، همان خوب است .

٣٩٨ماده١٨: هر کس حق دارد که از آزادي فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود. اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب ياعقيده و همچنين متضمن آزادي اظهار عقيده و ايمان ميباشد و نيز شامل آزادي تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني است .ماده ١٩:هر کس حق آزادي عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آنست که از داشتن عقايد خود بيم و اضطرابي نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن، با تمام وسائل ممکن و بدون ملاحظات مرزي، آزاد باشد.

٣٩٩ماده ٢٦: هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهرهمند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودي که مربوط به تعليمات ابتدائي و اساسي است بايد مجاني باشد. آموزش ابتدائي اجباري است .

٣٩٩چرا اعلاميه جهاني حقوق بشر، آزادي بشر را در زمينه آموزش ابتدايي سلب کرده است ؟ «براي اينکه راه سعادت بشر است ؛ غلط کرده آنکه مي گويد من مي خواهم جهالت را انتخاب بکنم ؛ من نمي خواهم باسواد شوم؛ او نمي فهمد؛ به زور بايد با سوادش کرد؛ به زور بايد به او خدمت کرد؛ اما در باب دين و مذهب اين حرف را نمي زنند.براي اينکه چنين فرض کرده اند که بهداشت يا فرهنگ يک واقعيتي است و سعادت بشر در اين واقعيت

172




٢.حريم خصوصي جسماني. در اين زمينه نيز دولت نمي تواند به بهانه کشف يا جلوگيري از منکر متعرض افراد شده و اين حريم را نقض کند. حريم جسماني شامل هر گونه بازرسي بدني از روي لباس، بازرسي بدني با درآوردن لباس، تفتيش اندامهاي داخلي انسان و انجام معاينات و آزمايش هاي پزشکيمي شود. بديهي است که رعايت حريم خصوصي جسماني به عنوان اصل اوليه مطرح است و در مواردي که قانون استثنا کرده باشد منعي براي دخالت دولت وجود نخواهد داشت .

٣.حريم خصوصي اماکن ، منازل و وسايل .اين حريم شامل ورود به منزل، باغ، وسيله نقليه و بخشي از فضاي در اختيارگرفته شده توسط افراد در پارکها و استراحتگاهها مي شود.

در زمينه مستند قانوني حريم خصوصي جسماني و اماکن مي توان به اصل ٢٢ قانون اساسي اشاره کرد که مقررداشته است : «حيثيت ، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردي که قانون تجويز کند».

٤.حريم خصوصي ارتباطات.حق اشخاص در محرمانه نگه داشتن ارتباطات کلامي ، ارتباطات پستي (محتواي تمامي اشکال مراسلات)، ارتباطات مخابراتي ( ارتباطات از راه دور از طريق تلفن ، تلکس ، فکس ، بي سيم ) و ارتباطات الکترونيکي و اينترنتي . دولت در اين قلمرو هرچند به عنوان

امر به معروف و نهي از منکر نبايد دخالت کند. اصل ٢٥ قانون اساسي در اين زمينه مي گويد:

«بازرسي و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفني ، افشاي مخابرات تلگرافي و تلکس ، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع ست مگر به حکم قانون».

بدين ترتيب رهگيري پستي و مخابراتي ، محدود به مواردي مي شود که به دلايل امنيتي يا کشف جرايم مهم صورت مي پذيرد و يا براي مبارزه با باندهاي فسادي است که به صورت سازمان يافته از تکنولوژيهاي ارتباطاتي روز درصدد ترويج فساد و فحشا در جامعه مي باشند.

است اما دين يک سليقه فردي و شخصي است ، يک احتياج دروني است مثل يک عطشي است که انسان پيدا مي کند که بايد به يک وسيله اي تسکين پيدا کند». (مطهري، مجموعه آثار، ج٢٤، ص٣٧٩- ٣٨١).

173




گفتار سوم: راهکارها و ضمانت هاي اجرايي

يکم . راهکارها.

دولت با بهره مندي از امکانات بسيار گسترده و وزارتخانه ها، سازمانها و نهادهاي متعدد که به برخي از آنها در گفتار اول اشاره کرديم ، مي تواند بيشترين سهم را در تعليم ، تشويق و تثبيت معروفها در ميان مردم داشته باشد همانگونه که مي تواند در مقام مبارزه با منکرات در سطوح مختلف کارايي بي بديل خود را به نمايش گذارد و بي جهت نيست که گفته اند «مردم به دين حاکمانشان اند».٤٠١در اين گفتار برخي از راهکارها که دولت را در انجام اين مطالبه شرعي و

قانوني ياري مي رساند بررسي مي کنيم :

آموزش و فرهنگ سازي

اين امر مي تواند از طريق وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، صدا و سيما و همه نهادهايي صورت پذيرد که قبلا مورد اشاره قرارگرفتند. وقتي به کودکان و نوجوانان در کتابهاي درسي آموزش و پرورش، اصول و فروع دين را آموزش مي دهيم ، لازم است در خصوص آموزش امر به معروف و نهي از منکر، اين کار جدي تر و همراه با بيان مثالها و نمونه هاي متنوع صورت پذيرد تا از همان ابتدا معروف ها و منکرها در ذهن پاک دانش آموزان نقش بندد. اين آموزشها در صورتي که توام با رفتار مناسب معلمان، دبيران و استادان باشد، اعتقاد و پايبندي فراگيران را بيشتر خواهد کرد و واکنش آنان را نسبت به هنجارشکنان و مجرمان برخواهد

٤٠١«الناس علي دين ملوکهم ». (اربلي ، کشف الغمة في معرفه الائمه ج ٢، ص ٢٢).

174




انگيخت . رسالت بزرگ صدا و سيما به عنوان يک دانشگاه فراگير و ملي ، اين است که به معرفي فرهنگ اسلامي و ارزشهاي موجود در آن بپردازد؛ و با رعايت ويژگيها و خصوصيات سني و جنسي و سطح تحصيلي مخاطبان خود، ارزشها و ضد ارزشها را در جامعه نهادينه سازد. براي تحقق اين مهم ، اين رسانه ملي بايد مجموعه اي از روحانيان، متخصصان تعليم و تربيت ، روانشناسان، جامعه شناسان و هنرمندان متعهد را به کارگيرد و پيام خود را در قالبهايي جذاب و تاثيرگذار منتقل کند.

اين آموزشها زماني به يک فرهنگ تبديل مي شوند که تداوم داشته و در هر موردي که تکرار مي شوند به همراه نمونه هاي عيني و ملموس در جامعه ارائه گردند.

اطلاع رساني کافي نسبت به قوانين و مقررات.
هماهنگي در اطلاع رساني و آموزش همگاني

متاسفانه در بسياري از موارد، دستگاههاي تبليغاتي و يا مراکز آموزشي ما هماهنگ و همسو با يک ديگرعمل نمي کنند؛ اين امر نه تنها کمکي در موضوع مورد نظر ما نخواهد کرد بلکه گاه مردم را با آموزشها يا توصيه هاي ضد و نقيض مواجه مي کند. در خصوص امر به معروف ونهي ازمنکر از طريق رسانه ها–همانند هر امر

ديگري- به نکات زير بايد توجه کرد:

يک .تقسيم وظايف ميان نهادهاي رسانه اي؛ (لازم است جايگاه هريک از اين نهادها، کارکردها و نقاط اصطکاک و همپوشاني آنها با يکديگر روشن شود و چگونگي دخالت هريک در باب امر به معروف و نهي از منکر مشخص گردد)

دو.تبيين استانداردهاي تبليغي و شيوه هاي صحيح امربه معروف ونهي از منکر توسط رسانه ها و پرهيز از اعمال سليقه هاي شخصي ؛

سه .گزينش اشخاص شايسته ، خوشنام، درستکار که رفتار و گفتارشان بيانگر ارزشهاي اسلامي است ؛چهار.نظارت مداوم و مستمر نسبت به ميزان تاثيرگذاري مثبت يا منفي فعاليتهاي صورت گرفته ؛پنج .حمايت از سريالها، فيلمها و توليدات هنري آموزنده و ترويج کننده ارزشهاي ديني ؛

اجراي قاطعانه قوانين و مقررات مربوط به سالم سازي محيط اجتماعي

در اين خصوص، کافي است دولت به مصوبه خود در زمينه «راهکارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب» عمل کند. اين مصوبه که ١٣ دي ١٣٨٤ به تصويب شوراي فرهنگ عمومي و پس از آن به تاييد شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيده است از جامعيت و شمول بسيار خوبي برخوردار است و به نظر مي رسد از نظر راهکار کمتر موردي را فروگذارکرده باشد. در اين جا تنها به بيان سياستهاي تصريح

شده در اين مصوبه ، بسنده مي کنيم :

175




يک . در اولويت قرار دادن موضوع حجاب و عفاف در برنامه هاي دستگاههاي اجرايي کشور براي مقابله با روند فزاينده بدحجاب.

دو. ابلاغ روشهاي اجرايي و تعيين ضوابط و هنجارهاي روشن در مورد نوع لباس و پوشش افراد در بخش هاي رسمي و اداري کشور.

سه . نظارت بر رعايت حريم حجاب و عفاف در سازمانهاي دولتي و عمومي و نظارت و تأکيد بر ضرورت رعايت سادگي و پوشش و فرمهاي اسلامي و حضور ساده و بي آرايش در محيط کار به دليل تأثير منفي بر مراجعان.

چهار. تعريف استانداردهاي فرهنگي مناسب براي ترويج فرهنگ عفاف منطبق با فرهنگ ديني و ملي و فراهم کردن زمينه هاي لازم براي ترويج الگوهاي مناسب پوشش اسلامي توسط نهادهاي الگو ده.

پنج . ايجاد مراکز و مؤسسات متعدد با هدف الگوسازي، ارائه مدلهاي مناسب و متنوع و ايجاد رقابت سالم در زمينه بين افراد.

شش . وضع قوانين و مقررات لازم براي اصلاح وضعيت پوشش در جامعه .

هفت . گسترش و تقويت مراجع قانوني براي ترويج پوشش اسلامي در جامعه.

هشت . اصالت بخشي به فرهنگ عفاف از طريق محصولات متنوع فرهنگي ، هنري متناسب .

نه . رعايت حجاب و حفظ شئون اسلامي از سوي مديران، مسئولان حکومتي و خانوادههاي آنان و تدوين شاخص هايي در اين زمينه براي گزينش مديران.

ده. رفع اشکالات قانوني در نحوه توليد،توزيع و عرضه پوشاک داخلي و خارجي .

يازده. پيگيري نحوه اجراي طرح گسترش فرهنگ عفاف به صورت مستمر در جلسات شوراي فرهنگ عمومي استانها و ارائه گزارشهاي منظم به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي (رئيس کميته .

دوازده. ارزيابي دقيق از اجراي طرحها توسط دستگاههاي فرهنگي ، انتظامي و قضايي براي مقابله با مظاهر بدحجابي و يافتن راهکارهاي مناسب توسط کميته توسعه و ترويج فرهنگ عفاف.

سيزده. نظارت و ارزيابي عملکرد رسانه ها - خصوصا صدا و سيما - در ارتباط با الگوهاي تبليغي آنها و تأثير آن در جامعه.

چهارده. احياء سنت حسنه «امر به معروف و نهي از منکر» درمورد حجاب و عفاف.

پانزده. فراهم کردن زمينه هاي لازم براي تهيه کتب ، نشريات و توليدات علمي - فرهنگي به منظور ترويج فرهنگ عفاف و پاسخگويي به شبهات موجود در مورد آن.

شانزده. انجام سياست هاي تشويقي درباره مديران و کارگزاراني که در محيط کار خود اصول عفاف و پوشش اسلامي را رعايت مي کنند.

176




اين مصوبه به تفصيل وظايف تخصصي دستگاههاي مختلف قانونگذار و اجرايي را مشخص کرده

٤٠٢

وبهنظرميرسددراينجهتسنگتمامگذاشتهاست .

شوراي فرهنگ عمومي درصدد بوده است که تمامي قوا، وزارتخانه ها، سازمانها، مراکز و نهادها را در موضوع بسيار مهم عفاف و حجاب که عمده ترين سهم را در سالم سازي محيط اجتماعي دارد، درگيرکند و سهم و نقش هر ارگان را تعيين کرده، راهکارهاي بايسته را پيش روي آنها قراردهد. در اين راستا وظايف تخصصي ١١ وزارتخانه (فرهنگ و ارشاد اسلامي ، آموزش و پرورش، علوم، تحقيقات و فن آوري، بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي ، کشور، امور خارجه ، امور اقتصاد و دارايي ، ارتباطات و فناوري اطلاعات، بازرگاني ، راه و ترابري و مسکن و شهرسازي) و ١٢ نهاد، سازمان، مرکز و ستاد( که عبارتند از قوه قضاييه ، مجلس شوراي اسلامي ، سازمان صدا و سيما، سازمان تبليغات اسلامي ، سازمان ملي جوانان، سازمان تربيت بدني ، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، سازمان مديريت و برنامه ريزي، ستاد احياي امر به معروف ونهي از منکر، شهرداري ها، نيروي انتظامي و نيروي مقاومت بسيج ) با دقتي درخور تقدير مشخص شده است .

تفکيک جنسيتي در نهادهاي دولتي و بويژه در مراکز آموزشي و درماني

عدم رعايت حريم زنان و مردان و دختران و پسران و فراهم کردن زمينه اختلاط به تدريج زمينه آشنايي ، مراوده و ارتباطات ناسالم ميان دو جنس مخالف را فراهم مي کند. امري که اکنون در فضاي حاکم بر دانشگاه هاي ما به وضوح قابل مشاهده است . اين مطالبه ، هرگز به معناي نگاه جنسيتي به علم و دانش نيست بلکه علاوه بر ملاحظات شرعي آن، از منظر علمي نيز قابل تامل مي باشد زيرا اين اختلاط ها نوعا باعث افت تحصيلي و بحران هاي روحي فراوان براي دانشجويان مي شود. در يک محيط علمي ، دانش اندوزي به معناي دقيق آن بايد وجهه همت قرارگيرد و از هرچه که اين تمرکز را برهم مي زند پرهيز شود. اگر فضاي علمي مراکز آموزش عالي ما از اين منظر منصفانه آسيب شناسي گردد روشن مي گردد که در بسياري ازموارد تمرکز بر دوست يابي ها و ارتباطات نامشروع جاي تمرکز بر علم و دانش را گرفته اند و محيط علمي تبديل به محيط عشقي شده! و به دنبال آن دلزدگي ها و افسردگي ها در برخي دانشجويان ما بوجود آمده است . امروزه بسياري از استادان و دانشجويان متدين از اين وضعيت ناراضي و نگرانند. فارغ از جنبه شرعي و علمي ، موضوع اختلاط از بعد حقوقي نيز به صورت جدي محل اشکال است . همان گونه که اصل تحصيل به عنوان يک حق براي شهروندان مطرح مي باشد، هرشهروندي حق دارد نسبت به فضاي حاکم بر مراکز تحصيلي نيز ملاحظات مذهبي و اعتقاديش مورد توجه قرارگيرد. اين حق هر شهروند مسلمان است که از دولت بخواهد که مکان تحصيل دخترش جداي از مکان تحصيل پسران باشد. بدون

٤٠٢متن کامل اين قانون به جهت اهميت بسيار زياد آن در فصل ششم (پيوستها) آمده است .

177




ترديد دولت در قبال دانشجويان و نيز پدران و مادراني که فرزندان خود را به اين مراکز سپرده اند مسئوليت دارد بويژه دولتي که خود را اسلامي مي داند. چه کسي است که نداند اختلاط در نقطه مقابل عفاف و حجاب قرارمي گيرد. در محيط هاي آموزشي که قريب به اتفاق آنان پسران و دختران جوان و مجرد مي باشند، اختصاص دانشگاههايي ويژه دختران مانند دانشگاه الزهرا کمک شاياني به سالم سازي محيط هاي آموزشي خواهد کرد و از بسياري از منکرات جلوگيري خواهدنمود؛ اگر اين کار در حال حاضر امکان اجرا ندارد،تفکيک کلاسها کمترين چيزي است که اقدام نسبت به آن از يک نظام اسلامي انتظارمي رود. آنچه گفتيم گرچه در محيط هاي دانشجويي بيشتر مخاطره انگيز است ولي در تمام محيط هاي کاري دولتي ملاحظات اخلاقي ناشي از ارتباطات زنان و مردان بايد مورد توجه قرار گيرد. معضلاتي که گاه از اين ناحيه گريبان خانواده ها را مي گيرد به آساني قابل جبران نيست . رعايت حريم زن و مرد در ادارات، سازمانها وکارخانه ها امري لازم است و البته زنان از اين شايستگي برخوردارند که پا به پاي مردان در عرصه آموزش و اشتغال حضور داشته و نقش آفرين باشند.

سالم سازي محيط هاي آموزشي و پژوهشي به عوامل ديگري نيز بستگي دارد که از جمله آنها التزام کامل استادان، دانشجويان و کارمندان به رعايت شئونات اسلامي ، بازتعريف نقش تشکلهاي دانشجويي در جهت داشتن جامعه دانشگاهي سالم تر، کوشش در جهت بومي کردن دانشجويان بويژه دانشجويان دختر و اهتمام بيشتر در تاسيس خوابگاههاي دانشجويي بويژه در داخل محيط دانشگاه مي باشد.

سوگمندانه بايد اعتراف کنيم که نه تنها به اين راهکارها توجه نکرده ايم بلکه رفتارهاي متناقض مسئولان، کار را به جايي رسانده است که وضعيت هرروز ما بدتر از ديروز مي باشد. کافي است به بزرگترين رسانه کشور يعني صدا وسيما نگاهي بيندازيم براستي اين رسانه به چه ميزان در فضاسازي و فرهنگ سازي مناسب ، ارائه الگوهاي مناسب با بهره گيري از سيره معصومان و بزرگان، مبارزه با کژيها و انحرافات، ايجاد و افزايش احساس مسئوليت اجتماعي نسبت به سالم سازي جامعه در ميان مردم، افزايش روحيه ظلم ستيزي، افزايش تنفر از گناه و قانون گريزي، افزايش باورمندي به واجبات الاهي ، افزايش حساسيت نسبت به بيت المال و اموال عمومي ، آموزش الگوي صحيح مصرف و مبارزه با مصرف گرايي و... نقش داشته و موفق بوده است .

اين رسانه و ساير رسانه ها، وزارتخانه ها و نهادها تا چه حد توانسته اند استفاده درست و شايسته از منابع ملي ، عمومي و حتي خصوصي را آموزش داده و آن را نهادينه کنند. به عنوان مثال چگونگي استفاده از جنگلها و پارکها، ميادين عمومي ، ميدانها و سالنهاي ورزشي ، امکانات اداري، وسايل نقليه عمومي و خصوصي ، صرفه جويي در مصرف آب، برق، گاز، تلفن ، چگونگي

178




جشنهادي ازدواج، مراسم عزاداري و دهها نمونه از اين قبيل که مردم در زندگي روزمره خود با آن مواجه مي باشند.

اقتدار نيروي انتظامي در برخورد با ناهنجاريهاي اجتماعي

اين نيرو مسئوليت برخورد با ناهنجاريها و اعمال مجرمانه و غيرقانوني و نامشروع را بردوش مي کشد. يکي از امور بسيار مهم که لازم است در نظرگرفته شود، شيوه برخورد با افراد يا گروههايي است که رفتار آنان براساس شرع يا قانون جرم تلقي مي گردد. يکنظرخواهي از دو گروه شهروندان عادي و کارشناسان، نظر آنان در زمينه برخورد خشن يا قاطع و خشن يا قاطع و مقتدرانه و يا با ملاطفت با افرادي چون بدپوشش ها، مزاحمان نواميس ، اراذل، معتادان، مواد فروشان و توزيع کنندگان، نشان مي دهد در حالي که اغلب خواستار برخورد با ملاطفت با بدپوشش ها هستند در مقابله با اراذل و اوباش برخورد تند و خشن و در مقابله با توزيع کنندگان تصاوير غير اخلاقي برخورد قاطع و مقتدرانه را

403

ترجيح مي دهند .

دوم. ضمانت اجراها

دولت به معناي قواي سه گانه و همه دستگاههاي تقنيني ، اجرايي و قضايي کشور، همه چيز را در اختيار دارند و هيچ مانع و رادعي براي اقدامشان وجود ندارد. برخلاف تصور اوليه که فکر مي کنيم خلاهاي قانوني زيادي براي امر به معروف و نهي از منکر داريم ، دست کم در جايي که دولت نسبت به مردم بخواهد اين وظيفه را انجام دهد به اندازه کافي قانون و مقررات موجود است به گونه اي که اگر بخواهيم در ابعاد مختلف ، آنها را بيان کنيم دهها صفحه را به خود اختصاص خواهد داد، کمبود واقعي را در عزم و اراده مقامات دولت براي اين مهم بايد جستجو کرد.

رهبري

در صورتي که رهبر به عنوان عالي ترين مقام کشور به وظايف خويش در زمينه امر به معروف و نهي از منکر عمل نکند، مجلس خبرگان رهبري به موجب اصل ١١١ قانون اساسي و بر اساس آيين نامه داخلي خود مي تواند در اين زمينه اقدام کند. مقام ولايت امر و امامت امت ، بيش از هر فرد ديگري بايد دغدغه برپايي معروف ها و ريشه کني منکرات در جامعه را داشته باشد و از آنجا که قواي سه گانه و کليت کشور زير اشراف ايشان قراردارد، در صورتي که وضعيت مطلوبي از نظر ظواهر اسلامي و رعايت حدود الاهي در جامعه وجود نداشته باشد، وظيفه نظارتي خبرگان ايجاب مي کند در اين زمينه توضيحات لازم را از مقام رهبري بخواهد و در جستجوي ريشه يابي اين موضوع باشد و بررسي کند که آيا رهبري دستورات لازم را در اين خصوص به مقامات مربوط

٤٠٣. احمدرضا رادان، کارکرد نظارت همگاني در اثربخشي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي ، مجموعه مقالات همايش علمي تخصصي ناجا و نظارت همگاني ، ص١٠٣.

179




صادرکرده است ؛ آيا به صورت جدي از آنان براي سالم سازي محيط اجتماعي در محدوده اختياراتشان، مطالبه اي داشته است ؛ آيا افراد و مقاماتي را به اين دليل که عامل به وظيفه امر به معروف و نهي از منکر نبوده اند، از مسئوليتشان برکنارکرده است . ترديدي نيست که همه اين موارد از دغدغه هاي مهم رهبر يانقلاب بوده وهست ؛ مطالبه آن از سوي خبرگان نيز موجب اطمينان خاطر بيشتر براي مردم خواهد شد.

قوه مقننه

شان مجلس ، شان قانونگذاري و نظارت است.مجلس وظيفه دارد که براي پرکردن خلاهاي قانوني در زمينه امر به معروف و نهي از منکر، به موجب مطالبه قانون اساسي در اصل هشتم اقدام کند؛ حتي اگر از سوي دولت ، لايحه اي تقديم مجلس نشده باشد، لازم است با ابتکار عمل نمايندگان، طرح قانوني جامع و کاملي ارائه شود. متاسفانه اين واقعيت ناخوشايند وجود دارد که اگر قوه مقننه چه در اين زمينه و چه در زمينه هاي ديگر به وظايف خود عمل نکند، ضمانت اجرايي که اين قوه را مکلف به انجام وظيفه کند وجود ندارد؛ آري نمايندگان، شرعا و قانونا مکلفند فرامين رهبري را در حوزه ماموريت خودشان اجرا نمايند و تذکرات رهبري به مجلس و نيز واکنش منفي مردم نسبت به نمايندگانشان يا احزاب و مطبوعات و رسانه در اين خصوص تاثيرات غير قابل انکاري را از نظر سياسي و فضاسازي عمومي خواهد گذاشت .

قوه مجريه

دولت در برابر رهبر و مجلس مسئوليت دارد و به همين دليل ، موضوع نظارت رهبري بر رياست

جمهوري از نظر قانوني مطرح مي باشد؛ از نظر شرعي نيز مشروعيت همه قوا با تاييد و تنفيذ ولي فقيه مي باشد. اگر دولت به وظايف خود در خصوص امر به معروف و نهي از منکر عمل نکند، چه بسا با بازخواست رهبر مواجه شود و تذکرات لازم را دريافت کند. مجلس نيز مي تواند با تحقيق از تمامي دستگاههاي اجرايي کشور، در زمينه اجرايي شدن يا نشدن قوانين مرتبط با امر به معروف و نهي ازمنکر و از جمله قانون راهکارهاي اجرايي امر به معروف بررسي نموده و از طريق سئوال يا تذکر و حتي استيضاح رييس جمهور يا وزيران نسبت به اين فريضه الاهي از خود حساسيت نشان دهد.

تاسيس سازمان امر به معروف و نهي از منکر

مباحث مربوط به اين سازمان موضوع فصل پنجم مي باشد که به تفصيل در مورد آن سخن خواهيم گفت . به نظر مي رسد بخش قابل توجهي از نارسايي هاي موجود در مورد اين فريضه در هر سه محور امر و نهي مردم نسبت به مردم، مردم نسبت به دولت و دولت نسبت به مردم، ناشي از فقدان يک سازمان قانوني است که تنها دغدغه آن برپايي معروفها و مبارزه با منکرات باشد.

180




حمايت قضايي از بسيج

بر اساس قانون حمايت قضايي از بسيج ، افراد نيروي مقاومت ، در صورت برخورد با جرايم مشهود و عدم حضور ضابطين ديگر يا عدم اقدام به موقع آنها و يا اعلام نياز آنها، به منظور جلوگيري از امحاي آثار جرم و فرار متهم و تهيه و ارسال گزارش به مراجع قضايي ،اقداماتلازمرابهعملمي آورند.(ماده١) به موجب تبصره ٣ ماده يک «نيروي مقاومت بسيج سپاه، وظيفه فوق را از طريق افرادي که آموزشهاي لازم را در اين زمينه فرا گرفته و مجوز مخصوص را از نيروي مزبور دريافت نموده باشند اجرا خواهد کرد. نيروهاي مذکور موظفند به هنگام برخورد با متهم مجوز مخصوص خود را

404

در صورت مطالبه ارائه دهند» .

ماده١١آيين نامهاجرايياينقانون،مقررکردهاستکه :

«آموزشهاي عقيدتي و احکام امر به معروف و نهي از منکر و همچنين آموزشهاي قضايي راجع به تشخيص جرايم و قوانين مربوطه و توجيهات اجرايي ، توسط معاونت عقيدتي سياسي نمايندگي ولي فقيه در اين نيرو انجام و پس از قبولي در امتحانات مجوز لازم صادر مي شود.». اين آيين نامه اجرايي ، هرگونه برخورد توهين آميز متهمين با آنها را برخورد توهين آميز و مقابله با ضابطين دادگستري و ماموران دولتي و انتظامي تلقي کرده (ماده ١٢) و نيروهاي نظامي و انتظامي را به

405

حمايت از افراد نيروي مقاومت بسيج ، ملزم نموده است (ماده ١٣) .

قانون مجازات اسلامي

بخش عمده اي از ضمانت اجراهاي جلوگيري از منکرات را بايد در قانون مجازات اسلامي سراغگرفت . مواد ٦٣ تا ٢٠٣ اين قانون اختصاص به منکرات موجب حد دارد. اين منکرات عبارتند از زنا، لواط، مساحقه ، قوادي، قذف، شرب مسکر، محاربه و سرقت .

قانونگذار براي جرايم ضد امنيت داخلي و خارجي کشور (مواد ٤٩٨-٥١٢)، اهانت به مقدسات مذهبي (مواد ٥١٣-٥١٥)، هتک حرمت اشخاص (مواد ٦٠٨، ٦٠٩ و ٦٩٧- ٧٠٠)، جرايم عليه اشخاص (مواد ٦١٢-٦٣٦)، جرايم ضد عفت و اخلاق عمومي (مواد ٦٣٧-٦٤٧)، جعل و تزوير (مواد ٥٢٣-٥٤٦)، ارتشا، ربا و کلاهبرداري (مواد ٥٨٨-٥٩٦)، تباني براي ارتکاب جرم (مواد ٦١٠ و ٦١١)، شهادت دروغ و افشاي اسرار (مواد ٦٤٨- ٦٥٠)، خيانت در امانت (٦٧٣ و ٦٧٤)، اتلاف و

٤٠٤قانون حمايت قضائي از بسيج ، مصوب اول ديماه ١٣٧١ (روزنامه رسمي کشور سال ١٣٧١)پايگاه قوانين و مقررات کشور:www.dastour.ir.rooznamehrasmi.ir..http:.

٤٠٥آئين نامه اجرائي قانون حمايت قضائي از بسيج ، مصوب ١٣٧٢.٣.٣٠ (روزنامه رسمي کشور)پايگاه قوانين و مقررات کشور:www.dastour.ir.rooznamehrasmi.ir..http:.

181




تخريب اموال (مواد ٦٧٥-٦٩٦) و تجاهر به استعمال مشروبات الکلي ، قماربازي و ولگردي (مواد

٧٠١-٧٠٣) مجازاتهاي لازم و بازدارنده را درنظرگرفته است .

بديهي است که جلوگيري از اين منکرات، شان حکومت است و فقها بدرستي فتوا داده اند که مردم حق اجراي حدود، تعزيرات، ديات و قصاص را ندارند. حتي اگر چنين حقي را براي اين مرتبه از امر به معروف و نهي از منکر براي اشخاص حقيقي قائل باشيم ، در بسياري از منکرات پيش گفته ، آنان توان جلوگيري از منکر را ندارند. بدون شک اطلاع رساني مناسب به مردم در زمينه اين دسته از جرايم و منکرات از يکسو و قاطعيت دستگاه قضايي در اجراي حدود الاهي از سوي ديگر، آثار غير قابل انکاري را در تحقق سلامت اجتماعي برجاي خواهدگذارد.

مواد زير از قانون مجازات اسلامي نيز مجازات برخي از موارد نقض حريم خصوصي را تعيين

کردهاند:

ماده ٥٨٠:هر يک از مستخدمين و مأمورين قضايي يايرقضايي يا کسي که خدمت دولتي به او ارجاع شده باشد بدون ترتيب قانوني به منزل کسي بدون اجازه و رضاي صاحب منزل داخل شود به حبس از يک ماه تا يک سال محکوم خواهد شد مگر اينکه ثابت نمايد به امر ي ي ک از رؤساي خود که صلاحيت حکم را داشته است مکره به اطاعت امر او بوده، اقدام کرده است که در اين صورتمجازات مزبور در حق آمر اجرا خواهد شد...»

ماده ٥٨٢:هر يک از مستخدمين و مأمورين دولتي ، مراسلات يا مخابرات يا مکالمات تلفني اشخاص را در غير مواردي که قانون اجازه داده حسب مورد مفتوح يا توقيف يا معدوم يا بازرسي يا ضبط يا استراق سمع نمايد يا بدون اجازه صاحبان آنها مطالب آنهارا افشا نمايد به حبس از يک سال تا سه سال و يا جزاي نقدي از شش تا هجده مي يلون ريال محکوم خواهد شد.

چکيده و نتيجه مطالب فصل چهارم

١. مسئوليت «دولت » متشکل از رهبري و قواي سه گانه و نيز مسئوليت «نهادها و سازمانهاي دولتي » در زمينه دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر، امري کاملا روشن مي باشد. يکي از وظايف رهبري با در اختيار داشتن اقتدارات و اختيارات لازم، پاسداري از ارزشهاي اسلامي است .

اگر سير اخلاقي حاکم بر جامعه ، سيري نزولي و همراه با انحطاط اخلاقي داشته باشد، اولين کسي که لازم است پاسخگو باشد رهبري است .

٢. هرگونه سالم سازي اجتماعي ابتدا در قانونگذاري بايد صورت تا جاي خويش را در بدنه اجرايي و قضايي کشور پيدا کند. تاکيدهاي لازم، در زمينه احياي ارزشهاي اسلامي ، ترويج معروفها و ترک منکرات هم در قانون اساسي (اصول متعدد از جمله سوم و هشتم ) و هم در سند چشم انداز صورتگرفته است .

٣. قوه مجريه با در اختيارداشتن ابزارهاي فراوان، به صورت مستقيم از طريق نهادها و سازمانهاي دولتي و به صورت غير مستقيم با حمايت از نهادها و شخصيت هاي غير دولتي مي تواند در احياي فريضه امر به معروف موثر واقع شود.

٤. در نظام جمهوري اسلامي ايران با توجه به خصيصه اسلامي بودن آن شايد کمتر نهاد و ارگاني را بتوان يافت که ملاحظات اسلامي در درون ماموريتهاي آن وجود نداشته باشد. نهادهاي علمي همچون آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، نهادهاي مذهبي مانند سازمان تبليغات اسلامي ، دفتر تبليغات اسلامي و ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر و نيز نهادهاي ارتباط جمعي مانند صدا و سيما و ساير رسانه ها تاثيرات غير قابل انکاري بر شناختها، هنجارها و رفتارهاي مخاطبان خود دارند. اين مجموعه در صورتي که هماهنگ با هم عمل کنند، به راحتي مي توانند معروف ها و منکرها را به مخاطبان خود شناسانده، شرايط پذيرش آنها را فراهم کرده و نسبت به آن ها امر و نهي کنند

٥. دخالت دولت و کارگزارانش در زندگي خصوصي افراد در موارد زير مشروع نمي باشد: احضار و توقيف افراد بدون حکم قاضي شرع، تصرف در اموال منقول و غير منقول بدون حکم حاکم شرعي ، ورود به محل کار يا منازل افراد بدون رضايت آنان، شنود تلفن و گوش دادن به نوار ضبط صوت ديگران به نام کشف جرم، تجسس از گناهان ديگران و دنبال اسرار مردم بودن و افشاي

اسرارمردم

٦.تجسس براي کشف توطئه و مقابله با آنان که قصد براندازي نظام را دارند جايز مي باشد.

٧. از نظر قانوني ، تعرض به اشخاص به خاطر «داشتن عقيده »، «تفتيش عقيده» و نيز «تحميل عقيده» ممنوع است ؛ اما قانون گذار نسبت به آزادي «ترويج عقيده »، «اعمال عقيده » و «تغيير عقيده» ساکت بوده و با رويکرد اسلامي آن تميتوان مطمئن بود که نسبت به اين موارد، نظر چندان مثبتي نداشته است .

٨. با توجه به اصل ٢٢ قانون اساسي ، دولت نمي تواند به بهانه کشف يا جلوگيري از منکر متعرض افراد شده و حريم خصوصي جسماني و حريم خصوصي اماکن آنان را نقض کند.

٩. رهگيري پستي و مخابراتي ، محدود به موارد امنيتي يا کشف جرايم مهم و يا براي مبارزه با باندهاي فسادي است که به صورت سازمان يافته از تکنولوژيهاي ارتباطاتي روز درصدد ترويج فساد و فحشا در جامعه مي باشند.

183




١٠. راهکارهايي را که دولت مي تواند براي تحقق امر به معروف در جامعه در نظر گيرد عبارتنداز: آموزش و فرهنگ سازي از طريق وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، صدا و سيما و نهادهاي مشابه ، اطلاع رساني کافي نسبت به قوانين و مقررات، اجراي قاطعانه قوانين و مقررات مربوط به سالم سازي محيط اجتماعي ، تفکيک جنسيتي در نهادهاي دولتي و بويژه در مراکز آموزشي و درماني ، اقتدار نيروي انتظامي در برخورد با ناهنجاريهاي اجتماعي .

١١. براي اثر بخشي اقدامات دولت در زمينه امر به معروف و نهي از منکر اقدامات زير لازم است صورت پذيرد: تقسيم وظايف ميان نهادهاي رسانه اي؛ تبيين استانداردهاي تبليغي و شيوه هاي صحيح امربه معروف ونهي از منکر توسط رسانه ها و پرهيز از اعمال سليقه هاي شخصي ؛ گزينش اشخاص شايسته ، خوشنام، درستکار، نظارت مداوم و مستمر نسبت به ميزان تاثيرگذاري مثبت يا منفي فعاليتهاي صورت گرفته و حمايت از سريالها، فيلمها و توليدات هنري آموزنده و ترويج کننده ارزشهاي ديني .

١٢. ضمانت اجراي امر به معروف در حوزه دولت نسبت به مردم در موارد زير تحقق مي يابد: يک . در صورتي که «رهبر» به عنوان عالي ترين مقام کشور به وظايف خويش در زمينه امر به معروف و نهي از منکر عمل نکند، مجلس خبرگان رهبري به موجب اصل ١١١ قانون اساسي و بر اساس آيين نامه داخلي خود مي تواند در اين زمينه اقدام کند؛

دو. مجلس وظيفه دارد که براي پرکردن خلاهاي قانوني در زمينه امر به معروف و نهي از منکر، اقدام کند، سه . اگر دولت به وظايف خود در خصوص اين فريضه عمل نکند، با تذکرات رهبري و نيز اقدامات مجلس از طريق سئوال يا تذکر و حتي استيضاح رييس جمهور يا وزيران مواجه خواهدشد؛ چهار. تاسيس سازمان امر به معروف و نهي از منکر؛ پنج . حمايت قضايي از بسيج ؛ شش . قانون مجازات اسلامي

184




فصل پنجم : نظارت در پرتو تشکيلات قانوني

(مباني ، پيشينه تاريخي ، سازمان پيشنهادي)

مقدمه .در سه فصل گذشته موضوع امر به معروف در سه حوزه مردم نسبت به مردم، مردم نسبت به دولت و دولت نسبت به مردم مورد بررسي قرارگرفت و به اين نکته اشاره شد که وجود تشکيلاتي قانوني که متولي مساله بسيار مهم امر به معروف در کشور باشد، يکي از ضمانت اجراهاي مهم در اين زمينه بشمارمي آيد. يکي از بايسته هاي فقهي و حقوقي امر به معروف و نهي از منکر، آسيب شناسي آن است . براستي چرا فريضه اي که نه تنها همتراز نماز و روزه و حج و جهاد بلکه فراتر از همه اين هاست و در گذشته ميان مسلمانان و دولتهاي اسلامي بشدت مورد اهتمام بوده است ، اين چنين به حاشيه رانده شده و در انزوا قرارگرفته است ؟. چرا گروهي بيشماري از مسلمانان يا از اين فريضه آگاهي ندارند و يا اگر دارند آن را باور نکرده اند و يا اگر باورهم کرده اند، بازتاب آن را در رفتار خود نشان نمي دهند؟٤٠٦اين فصل با نگاهي گذرا به نهاد حسبه و برخي از نهادهاي مشابه در کشورهاي اسلامي ، ضرورت تاسيس نهادي قانوني که از شان و جايگاه مناسب برخوردار باشد و بتواند در زمينه امر به معروف و نهي از منکر در کل کشور سياستگذاري، برنامه ريزي و نظارت کند را بررسي مي کند.

٤٠٦ر.ک: مهري سويزي، مقاله امر به معروف ونهي از منکر، مجموعه مقالات هم انديشي نظارت مردمي و نقش آن در اصلاحات اجتماعي ، ص ٣٨٨-٣٩٢.

185




گفتار اول: دلايل و مباني

به نظر مي رسد دلايل زير توجيه کننده تاسيس سازماني خواهد بود که ساختار و شرح وظايف آن در گفتار سوم بررسي خواهد شد.

يکم . دستور قرآن به مومنان

«و بايد از ميان شما، گروهي، [مردم را] به نيکي دعوت کنند و به کار شايسته وادارند و از زشتي بازدارند، و آنان همان رستگارانند»٤٠٧اين آيه را مي توان اساس نهادينه کردن امر به معروف و نهي از منکر دانست . برخي از فقها و مفسران در مقايسه اين آيه با برخي از آيات ديگر که امر به معروف را وظيفه عموم مردم دانسته اند نظير آيه ١١٠ سوره آل عمران که مي فرمايد: «شما بهترين امتي هستيد که براي مردم پديدار شدهايد؛ به کار پسنديده فرمان ميدهيد، و از کار ناپسند بازميداريد٤٠٨» و آيات سوره مبارکه «عصر»٤٠٩، استفاده کرده اند که «امر به معروف و نهي از منکر دو مرحله دارد: يکي مرحله فردي که هر کس موظف است به تنهايي ناظر اعمال ديگران باشد، و ديگري مرحله دسته جمعي که امتي موظفند براي پايان دادن به نابسامانيهاي اجتماع دست به - دست هم بدهند و با يکديگر تشريک مساعي کنند. قسمت اول وظيفه عموم مردم است ، و چون جنبه فردي دارد طبعا شعاع آن محدود به توانايي فرد است ، اما قسمت دوم شکل واجب کفايي به خود ميگيرد و چون جنبه دسته جمعي دارد و شعاع قدرت آن وسيع و طبعا از شئون حکومت اسلامي محسوب ميشود. اين دو شکل از مبارزه با فساد و دعوت به سوي حق ، از شاهکارهاي قوانين اسلامي محسوب ميگردد، و مسئله تقسيم کار را در سازمان حکومت اسلامي و لزوم تشکيل يک گروه نظارت بر وضع اجتماعي و سازمانهاي حکومت مشخص

410

ميسازد» .

فقيهي ديگر در تبيين آيه مورد بحث گفته است که «اين آيه در صدد بيان تاسيس گروه و جمعيت خاص و ارگان مخصوصي از امت اسلامي است که قيام به امر به معروف و نهي از منکر و دعوت به سوي خير کنند و روشن است که اين گروه و ارگان مخصوص در ميان امت اسلامي بايد داراي ويژگيها و شرايط خاصي باشند و به امکانات و تجهيزات مخصوص مجهز شده تا بتوانند اين دو وظيفه بسيار مهم را به خوبي انجام دهند. معين کردن چنين وظيفه اي براي جمعيت خاص که

٤٠٧آلعمران : ١٠٤(و لتکن منکم أمة يدعون إلي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و أولئک هم المفلحون)

٤٠٨آل عمران: ١١٠(کنتم خير أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر)

٤٠٩العصر: ١-٣ (و العصر. إن الإنسان لفي خسر. إلا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر)

٤١٠ناصر مکارم شيرازي، تفسير نمونه ، ج٣، ص ٣٧.

186




واجد شرايط مخصوص از امت اسلامي هستند منافات با اين ندارد که «اصل وجوب» امر به معروف و نهي از منکر شامل همگان در مراحل ديگر مي شود»٤١١. علاوه بر آيه ١٠٤ سوره آل عمران، مي توان آيه دوم سوره مائده را نيز مورد استناد قرارداد زيرا در اين آيه به مومنان دستور داده مي شود که : «در نيکوکاري و پرهيزگاري با يکديگر همکاري کنيد، و در گناه و تعدي دستيار هم نشويد»٤١٢اين دستور، بيانگر اصلي است که مي توان از آن به «اصل تعاون» در اسلام نام برد.

چنين اصلي به خوبي توجيه کننده انجام امر به معروف و نهي از منکر به صورت متشکل ، منضبط و با تقسيم کار شايسته مي باشد.

دوم. ضرورت نقش آفريني مردم و دولت به صورت توامان.

دعوت به خير و اجراي امر به معروف و نهي از منکر، مي تواند به يکي از سه صورت زير انجام پذيرد:

مردمي

اقدامات مردمي به دو روش امکانپذير است :

يک. فردي. در اين روش اين فريضه بدون بهرهگيري از سازماندهي و نظم تشکيلاتي و صرفا به صورت انفرادي از سوي مومنان صورت مي گيرد. امتياز اين روش، همگاني شدن امر به معروف و نيز سرعت در انجام آن مي باشد در نتيجه از انحصار ماموران دولتي خارج و از پيچ و خم هاي اداري نيز در امان خواهد بود. در کنار اين دو امتياز، احتمال بروز بي نظمي و نيز انجام نامناسب يا عدم رعايت ضوابط شرعي و قانوني را مي توان از نقاظ ضعف اين روش به شمارآورد. روشن است که آشنايي با معروفها و منکرات و شيوه درست اجراي آنها، نيازمند مهارت هايي است که همه مردم از آن برخوردار نيستند. دو آفت ديگر براي اين روش عبارتند از نبودن ضمانت اجراي کافي براي انجام آن توسط مردم و محدود شدن امر به معروف و نهي از منکر به دو مرتبه قلبي و زباني زيرا از نظر فقيهان امر و نهي عملي ، در صورتي که منجر به ضرب و جرح شود مختص حکومت است و در زماني که حکومت اسلامي وجود داشته باشد، امر و نهي عملي به طور کلي وظيفه حکومت مي باشد.

دو. گروهي. در اين روش، گروههاي سازمان يافته مستقل ، عهده دار انجام امر به معروف و نهي از منکر مي باشند. اين سازمانهاي مردم بنيان با الهام از آيه ١٠٤ سوره آل عمران با هدف امر به معروف و نهي از منکر تشکيل مي شوند تا با جذب داوطلبان و آموزش آنان و نيز بهرهگيري از امکانات مردمي ، گامهاي موثرتر و ماندگارتري را براي انجام اين وظيفه ديني و قانوني بردارند. در کتابهاي فقهي شيعه امر به معروف و نهي از منکر عمدتا در سطح مردمي و به عنوان وظيفه فردي يا حد اکثر گروهي ، مطرح بوده و در همين راستا شرايط و مراتب آن ذکرشده است .

٤١١نوري همداني ، امر به معروف ونهي از منکر، ص ٣٨-٣٩.

٤١٢مائده : ٢ (و تعاونوا علي البر و التقوي و لا تعاونوا علي الإثم و العدوان )

187




دولتي
فريضه امر به معروف و نهي از منکر، توسط يک نهاد تشکيل شده توسط دولت اسلامي احيا و اجرا مي شود شبيه سازمان يا دايره حسبه که در گذشته در برخي از حکومتهاي اسلامي وجود داشته است .
مردمي - دولتي

اين شکل از دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منکر، ترکيبي است از بهره گيري توامان از توان و ظرفيتهاي مردم و دولت و عدم انحصار انجام اين مسئوليت به يکي از اين دو. بدين ترتيب ، در اين حالت ، تمام امتيازاتي که در هر يک از اقدامات دولتي و مردمي وجود دارد، تامين مي شود و با ايجاد هماهنگي ميان اقدامات مردمي و دولتي ، نقاط ضعفي مانند امکان هرج و مرج و بي نظمي و يا نبودن ضمانت اجراي کافي براي انجام آن و يا محدود شدن امر به معروف و نهي از منکر به دو مرتبه قلبي و زباني ، وجود نخواهد داشت . به نظر مي رسد آيات قرآن کريم که گاه انجام اين فريضه را از همه مردم و گاه با تعبير «ولتکن منکم امه » از گروهي خاص از مردم به صورت سازمان دهي شده و گاه با تعبير «الذين ان مکناهم في الارض اقاموا الصلوه و آتوا الزکوه و امروا بالمعروف و ...٤١٣» از صاحبان قدرت و دولت ، مطالبه کرده است ، همين شيوه ترکيبي را تاييد مي کند.

سوم.ضرورت سياستگذاري، برنامه ريزي و هماهنگ سازي

در دنياي کنوني و با توجه به پيچيدگي و گستردگي مسائل فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي و اقتصادي و تنوع بسيار فراوان ابزارها و امکاناتي که کاربردهاي دوگانه صحيح و ناصحيح آنها در همه جا قابل مشاهده است ، احياي ارزشهاي ديني و مبارزه با منکرات، نيازمند سياستگذاري و برنامه ريزي دقيق و جامع مي باشد.

اقدامات فردي خودجوش و غير سازمان يافته گرچه در جاي خود مفيد و لازمند ولي سهم اندکي در تحقق اهداف بلندي را که شرع مقدس در سايه امر به معروف و نهي از منکر دنبال مي کند، به خود اختصاص خواهد داد. به موازات گستردگي و پيچيدگي و تنوع ابزارهايي که امروزه همه ارزشهاي انساني و الاهي را هدف گرفته اند، مبارزه با آنها نيز لازم است سنجيده تر و کارآمدتر صورت گيرد. اين امر ضرورت وجود سازمان يا نهاد هماهنگ کننده را بيش از پيش روشن مي سازد.

به اين نکته نيز بايد توجه داشت که اقدامات فردي و جمعي مردمي در زمينه امر به معروف و نهي از منکر از يکسو و وجود سازمانها، نهادها و وزارتخانه هاي زيادي که بسياري از وظايف آنها در راستاي دعوت به خير و اجراي امر به معروف و نهي از منکر مي باشند (نظير دو قوه قضاييه و مقننه ، نيروي انتظامي ، وزارتخانه هايي چون آموزش و پرورش و فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمانهايي چون صدا و سيما و سازمان تبليغات اسلامي ) از سوي ديگر، ضرورت هماهنگي ميان

٤١٣حج : ٤١.

چنين اقداماتي را روشن ميسازد. با توجه به ابعاد مختلف اين فريضه الاهي ناگزير بايد سازمان يا نهادي خاص، خارج از دولت ، مسئوليت کلان امر به معروف و نهي از منکر را برعهده گرفته و با سازماندهي و هدايت گري هاي شايسته بر تمامي فعاليت هاي مردمي و دولتي نظارت داشته باشد.

چهارم. ضرورت وجود سازمان حامي و پشتيبان

بخشي زيادي از ضمانت اجراي اقدامات مردمي و تشکلهاي غير دولتي ، نيازمند وجود سازماني است که از اين اقدامات حمايت لازم را به عمل آورد؛ اگر هدف از امر به معروف نهي از منکر، ترويج فضيلت ها و جلوگيري از منکرات و تجاوزها به حدود شرعي است ، تاسيس سازماني که تنها دغدغه آن، همين است ، تضمين بيشتري را در رسيدن به هدف مذکور ايجاد مي کند. اين واجب ، حتي اگر «وظيفه اي فردي باشد به دليل ماهيت اجتماعي و سياسي آن، بدون حمايت و نظارت دقيق نهادهاي حکومتي کاري از پيش نمي برد و محکوم به شکست و انزوا است ».٤١٤از سوي ديگر، آگاهي از احکام شريعت ، شناخت معروفها ومنکرها، شيوه هاي صحيح برخورد و رعايت شرايط امر و نهي ، از امور مهمي هستند که غالبا در اقدامات شخصي و فردي به درستي صورت نمي گيرد و گاه امر به معروف يا نهي از منکر به ضد خود تبديل مي شود و ذهنيت هاي منفي از آمران و ناهيان را برجاي مي گذارد؛ اين واقعيت نشان مي دهد که نظارت بر اقدامات مردمي و هدايت و نيز حمايت از آن، مستلزم وجود سازماني خاص است تا همضريب تاثير گذاري بالارود و هم از آسيب هاي احتمالي جلوگيري گردد.

پنجم . مطالبه قانون اساسي

دولتهاي اسلامي در گذشته با تاسيس نهادي به نام «حسبه » اهتمام خويش را نسبت به انجام فريضه امر به معروف و نهي از منکر نشان مي دادند. اين نهاد با وجود همه امتيازاتي که داشت ، عمدتا بر محور امر به معروف و نهي از منکر دولت نسبت به مردم عمل مي کرد و امر و نهي مردم نسبت به يکديگر و مردم نسبت به دولت در آن بسيار کمرنگ بود. قانون اساسي جمهوري اسلامي در اصل هشتم با تصريح به ابعاد سه گانه دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر٤١٥، نخواسته است که امر به معروف، رنگ و بويي صرفا دولتي به خود گيرد. در اين اصل ، اجرايي شدن امر به معروف و نهي از منکر، منوط به وضع قوانين و ضوابط و مقررات لازم دانسته شده است ؛ با عنايت به مباحث پيشين روشن مي شود که وضع قوانين مناسب توسط مجلس شوراي اسلامي در اين خصوص، بدون تاسيس نهادي ويژه امر به معروف، ناقص خواهد بود و کارامدي لازم را نخواهد داشت . بدين ترتيب با تامل در اصل هشتم و نگاه جامعي که اين

٤١٤عبدالحسين رضايي راد، امر به معروف در ترازوي تاريخ ، ص ١٤٥.

٤١٥«در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت ».

سند عالي به اين موضوع بسيار مهم داشته است ، مي توان مبناي حقوقي براي نهادمند کردن امر به معروف و تاسيس يک نهاد سياستگذار در اين زمينه را از آن به دست آورد.

ششم . ارتقاء جايگاه امر به معروف

با وجود يک تشکيلات قانوني ، جايگاه امر به معروف و نهي از منکر در کشور ارتقاء يافته ، اين وظيفه شرعي و قانوني نهادينه شده و امکان ارزيابي کارنامه مردم و دولت در زمينه امر به معروف فراهم مي شود.

با عنايت به دلايل مورد اشاره، اينک مي توان نسبت به ضرورت يا عدم ضرورت تاسيس نهاد يا سازمان خاصي در اجراي اصل هشتم قانون اساسي ، اظهار نظرکرد.

گفتار دوم . پيشينه تاريخي

يکم . پيشينه امر به معروف و نهي از منکر در دولتهاي گذشته

يکي از تشکيلات اداري در حکومتهاي اسلامي ، تشکيلات حسبه بود که بر امور مذهبي ، اجتماعي ، اقتصادي و حتي بهداشتي به عنوان امر به معروف و نهي از منکر، نطارت مي کرد. در خصوص حسبه توجه به نکات زير

مفيد خواهد بود:

تعريف حسبه

«حسبه » اسم مصدر از «احتساب» و از ريشه «حسب » به معناي حساب کردن و شمارش کردن است٤١٦. براي اين واژه در کتابهاي لغت ، کاربردهاي مختلفي ذکرشده است . ابن منظور مي گويد: احتساب به معناي طلب پاداش است و وقتي مي گوييم کاري را از روي حسبه انحام مي دهيم يعني براي خدا و به دست آوردن ثواب٤١٧. مجمع البحرين همزمان به دو کاربرد لغوي و اصطلاحي حسبه اشاره کرده و مي گويد: «حسبه همان اجر و پاداش است . حسبه ، امر به معروف و نهي از منکر است »٤١٨. احمد بن فارس مي گويد منظور از اين که : فـلانـي در امر

«حسبه » نيکوست ، يعني داراي تدبير نيک است و حسبه در ايـن کـاربـرد بـه مـعـناي طلب اجر و پاداش نيست٤١٩. در دانشنامه جهان اسلام آمده است که «حسبه و احتساب، معاني لغوي گوناگوني دارند که از ميان آنها دو معني با اصطلاح حسبه پيوند دارد: يکي احتساب به معناي شمردن و حساب کردن. اين مفهوم در اصل مادي و محسوس، در متون ديني و روايي بار معنوي يافته و به معناي چيزي را به حساب خدا گذاشتن ، کاري را به نيت الاهي انجام دادن و اجر و پاداش آن را از

٤١٦ر.ک. احمدبن فارس، مقاييس اللغه ؛ صحاح اللغه و ابن منظور، لسان العرب ذيل واژه «حسب »

٤١٧ابن منظور، همان، ذيل واژه حسب .

٤١٨الحسبة"بالکسر و هي الأجر ... و الحسبة : الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر(طريحي ، مجمع البحرين ، واژه حسب )

٤١٩«فلان حسن الحسبه بالامر اذا کان حسن التدبير وليس من احتسابه الاجر» (احمدبن فارس، همان، واژه حسب ).

190




خدا خواستن به کار رفته است . معناي دوم احتساب زشت شمردن است . حسبه نيز علاوه بر شمردن و حساب کردن به معناي تدبير به کاررفته است . تعريفهاي گوناگون اصطلاح حسبه را مي توان به دو گروه طبقه بندي کرد: در گروه اول حسبه از منظر فقهي و در گروه دوم از منظر اداري و کارکردي تعريف شده است . بيشتر تعاريف حسبه بر مبناي ديدگاه اول شکل گرفته اند و طرفداران آن، نويسندگان کتابهاي الاحکام السلطانيه ، کتابهاي فقهي و کتابهاي مستقل حسبه اند. بي ترديد ماوردي (متوفي ٤٥٠) را مي توان مبتکر تعريف فقهي حسبه دانست . به گفته وي «حسبه » امر به معروف است آن گاه که ترک آن معروف، آشکارشود و نهي از منکر است هنگامي که عمل زشت آشکارا انجام پذيرد...در ديدگاه گروه دوم، حسبه و احتساب به عنوان علمي از محموعه علوم

420

اسلامي رده بندي و تقريبا معادل علم مديريت شهر اسلامي تلقي شده است .» .

٢.کاربرد «حسبه و احتساب» در مورد امر به معروف و نهي از منکر، مستند قرآني يا روايي ندارد و با آنکه نه در اخبار و روايات شيعه و نه در احاديث اهل سنت ، رد پايي از آن به چشم نمي خورد، اين اصطلاح ابتدا در ميان علما راه پيدا کرد و سپس در جامعه اسلامي جاي خود را بازکرد تا جايي که باب امر به معروف و نهي از منکر را «باب الحسبه » ناميدند.

٣. در ميان منابع اهل سنت که از ديدگاه فقهي و حقوقي به حسبه پرداخته اند، کهنترين و مهمترين آنها «الاحکام السلطانيه » ماوردي است که حدودا ٢٠٠ سال پس از شکل گيري نهاد حسبه در حکومتهاي اسلامي تدوين شده است . ماوردي هويت ديني حسبه را برپايه فريضه امر به معروف و نهي از منکر موجه ساخت و آن را وظيفه اي حکومتي شناساند. در ميان نويسندگاني که با رويکرد اداري به حسبه نظرداشته اند، اولين تاليف از آن يحيي بن عمر اندلسي (٢٢٣-٢٨٩) با عنوان

«احکام السوق» است٤٢١. وي در اين کتاب پاسخهايي را در باره امور مربوط به بازار مسلمانان نظير يکسان بودن اوزان و کيل ها، انواع غش ، تدليس ، بازي با قيمتها، احتکار و مجازات متخلفان و

...ارائه داده است . در ميان فقهاي شيعه به نظرمي رسد اولين نفر، شهيد اول محمد بن مکي است که

422

در کتاب «الدروس الشرعيه » از امر به معروف و نهي از منکر با عنوان «کتاب الحسبه » نام ميبرد

423

و در ميان محدثان، فيض کاشاني اين اصطلاح را برگزيده است .

٤٢٠بادکوبه هزاوه، احمد، دانشنامه جهان اسلام، ج ١٣، مدخل حسبه ، ص ٢٣٤-٢٣٥.

٤٢١ر.ک: همان، ص ٢٣٥-٢٣٦.

٤٢٢بنگريد به : الدروس الشرعية في فقه الإمامية ، ج٢، ص٤٨ (کتاب الحسبة : شرائط الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر)

٤٢٣بنگريد به : مفاتيح الشرائع ، ج٢، ص ٤٧ (کتاب مفاتيح الحسبة و الحدود. قال الله عز و جل «و لتکن منکم أمة يدعون إلي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و أولئک هم المفلحون») و نيز ر.ک. مطهري، مجموعه آثار، ج٢٠، ص١٩٤.

191




٤.برخي معتقدند که «گزارشهاي تاريخي تا حدود سال ١٥٩ قمري فعاليت گروهي و سازماني براي انجام حسبه را نشان نمي دهند. تاريخ نويسان تشکيل نخستين گروه براي اجراي امر به معروف را به زمان خليفه سوم عباسي نسبت داده اند»٤٢٤. «به گمان قوي اين سازمان در دوره آغازين خلافت عباسي پديد آمده است ، همچنان که اطلاق واژه حسبه بر اداره امور بازار نيز از اوايل دوره عباسي و اواخر دوره اموي فراتر نمي رود...شواهد تاريخي وجود محتسبان را در کوفه و بغداد در عصر منصور تاييد مي کنند...در سرزمينهاي غربي اسلامي سازمان حسبه مدتي پس از استقرار مسلمانان و بر اساس الگوهاي شرقي کار خود را آغازکرد. ابتدا وظايف محتسب برعهده واليان و صاحب شرطه بود و پس از چندي قاضيان عهده دار اين منصب شدند٤٢٥». در ميان شيعيان تا به قدرت رسيدن صفويه ، سازمان حسبه چندان رسميتي نداشت زيرا اساسا به اعتقاد شيعه نظام سياسي خلافت ، نظامي مشروع نبود. با به قدرت رسيدن صفويان «حسبه و محتسب با مفهوم حکومتي آن همانند ديگر موضوعات فقه سياسي اسلامي چون جهاد و ماليات و خراج اهميت پيداکرد. بهترين نشانه اين توجه ، وجود سازمان حسبه در اين دوره در شهرهاي بزرگ و ظهور صاحب منصباني چون محتسب الممالک و نيز آثار و نوشته هايي است که به نوعي از حسبه در

426

آنها يادشده است ».

٥.سازمان يا دايره حسبه و محتسبان وظايف متعددي را برعهده داشته اند. از نظر ماوردي «وظايف محتسب به دو گروه عمده تقسيم مي شود: امر به معروف، نهي از منکر. وظايف مربوط به امر به معروف خود به سه دسته تقسيم مي شود: ١. وظايف مربوط به حقوق الله که ديني محض است . ٢.

وظايف مربوط به حقوق مردم که بخشي از آن جنبه عمومي و بخشي ديگر جنبه خصوصي و شخصي دارد....٣. وظايف مربوط به حقوق مشترک ميان خدا و مردم مانند امر به اولياي فرزندان در اقدام به ازدواج آنان و امر به اربابان در رعايت حقوق بردگان٤٢٧». همين دسته بندي در مورد وظايف نهي از منکر نيز مطرح است . نويسندگان کتابهاي حسبه وظايف محتسب را براساس

صنفهاي اقتصادي و اجتماعي تنطيم کرده اند. اين وظايف را مي توان به صورت زير فهرست کرد: يک. نظارت بر اصناف شامل واحدهاي توليدي، خدماتي و تجاري دو. نظارت بر آيينهاي مذهبي سه . نظارت بر اخلاق عمومي شامل جلوگيري از مصرف مشروبات الکلي ، قماربازي، خريد و فروش آلات موسيقي و اموري نظير زنا، لواط و اختلاط زنان و مردان در مراکز عمومي . چهار.

٤٢٤عبدالحسين رضايي راد، امر به معروف در ترازوي تاريخ ، ص ٥٠.

٤٢٥دانشنامه جهان اسلام، ج١٣، ص ٢٤٣.

٤٢٦همان، ص ٣٢٧.

٤٢٧همان، ٢٣٨.

192




نظارت بر فرهنگ عمومي مانند نظارت بر اندرزگران، قصه پردازان، شاعران و معلمان که بر فرهنگ مردم تاثيرگذار مي باشند. پنج . نظارت بر بهداشت عمومي . محتسب بر بهداشت آبرساني ، نظافت بازارها و راهها و حمامهاو حمل زباله به بيرون شهر نظارت داشت . سلاخها موظف بودند در کشتار حيوانات بهداشت را رعايت کنند . 428

٦.امروزه در کشورهاي اسلامي خبري از تشکيلات حسبه و ماموريت هايي که برعهده داشته اند نيست . دايره حسبه با همه امتيازاتي که داشت اينک به تاريخ پيوسته است و ما درصدد نيستيم که به بررسي علل آن بپردازيم . اگر از افراط و تفريطها در قلمرو کاري اين تاسيس مسلمانان بگذريم شايد بتوان تحول در دولت و ساختار وکارکردهاي امروزين آن را دليل عمده اي براي جايگزين شدن نهادهاي ديگري به جاي نهاد حسبه دانست . پيدايش سکولاريسم در غرب و تسري آن به دولتهاي اسلامي از يکسو و تفکيک قوا در نظامهاي سياسي دنيا از سوي ديگر و نيز تدوين شرح وظايف جديدي براي هريک از قواي مقننه ، مجريه و قضاييه بر اساس تجربه بشري، هريک در افول نهاد حسبه ، سهم و نقش داشته اند. وظايف متعددي را که ديروز دايره حسبه برعهده داشت در دولتهاي امروز سازمانها و نهادهاي مختلفي چون دستگاه قضايي ، پليس ، وزارت بهداشت ،

٤٢٩

وزارت ارشاد، صدا و سيما ، شهرداري، سازمان بازرسي و ...بردوش مي کشند .

٧.اصطلاح حسبه در کاربرد سازمان يا دايره حسبه متفاوت از اصطلاح «امور حسبيه » است که در ميان فقها رايج مي باشد. امور حسبيه يا امر حسبي به هرکاري گفته مي شود که نزد شارع مقدس مطلوب بوده و راضي به تعطيل شدن و مهمل گذاردن آن نيست و متولي خاصي نيز براي آن وجود ندارد. هرچند در برخي از کتابهاي فقهي از اموري نظير سرپرستي افراد نابالغ بي سرپرست يا غايب مفقود الاثر به عنوان امور حسبيه يادشده است اما «امور حسبيه » به لحاظ مفهومي مصاديق فراواني را شامل مي شود و حتي مي توان «حکومت » را با همه شئون آن از امور حسبيه دانست و به همين

٤٢٨ر.ک: همان، ص ٢٣٩-٢٤٠. شهيد مطهري با عنايت به چنين وظايفي در سازمان حسبه مي نويسد: «وقتي که انسان اين کتابها را ميبيند متوجه ميشود که در گذشته به چه دقايقي از اصلاحات اجتماعي توجه و عنايت کرده اند و شعور ديني مسلمانان چقدر وسعت داشته ! روي احساس وظيفه ديني و شرعي و اصل امر به معروف و نهي از منکر وظيفه خود ميدانسته اند که در جميع شئون زندگي اصلاحات به عمل آورند. (مجموعه آثار، ج٢٠، ص ١٩٥)

٤٢٩برخي از نويسندگان با شمارش ٢٣٦ وظيفه براي نهاد حسبه و تطبيق آن با سازمانها و نهادهايي که امروزه مشغول انجام وظيفه مي باشند، گفته اند که نيروي انتظامي ١٥٦ و وزارتخانه ها و نهادهاي ديگر ٨٠ وظيفه ديگر را امروزه بر عهده دارند؛ بدين ترتيب نيروي انتظامي سزاوارترين وارث نظام حسبه اسلامي است . (رک: حسن رضا رفيعي ، مديريت حسبه يا پليس اسلامي ، الگويي براي پليس حال و آينده، فصلنامه دانش انتظامي ، سال هفتم ، شماره سوم، ص ٦٧)

193




جهت است که گاه، فقيهان به اموري چون جهاد و دفاع، امر به معروف، اقامه حدود، تعزيرات، شهادت، قضاوت تصريح کرده اند٤٣٠. در اين ميان مي توان ديدگاههاي ميرزاي نأيني در تنبيه الامه و تنزيه المله , امام خميني در بـحث ولايت فقيه و آيت الله ميرزا جواد تبريزي در ارشاد الطالب را مورد مطالعه قرارداد.تمامي فقيهان بر اين باورند که قدر مسلم از کساني که در امور حسبيه مجاز به دخالت و تصرف اند فقهاي جامع الشرايط مي باشند.

دوم. امر به معروف و نهي از منکر در دولتهاي کنوني

به طور کلي کشورهاي اسلامي را در اين

رابطه مي توان به سه گروه تقسيم کرد٤٣١:

گروه اول . کشورهايي که به جنبه حکومتي امر به معروف و نهي از منکر توجه نموده و بر همين اساس برنامه ريزي و اقدام مي نمايند. مانند عربستان سعودي ، سودان و کويت.

گروه دوم.کشورهايي که جنبه مردمي امر به معروف و نهي از منکر در آن رونق بيشتري يافته است مانند مصر، پاکستان، بحرين ، اردن و بنگلادش

گروه سوم.کشورهايي که به هيچ يک از دو جنبه مذکور توجه نداشته و اهتمام خاصي نسبت به اين

موضوعندارندمانندقطر،ليبيوسوريه.

١.امربهمعروفونهيازمنکردرکشورهاي گروهاول: يک. عربستان سعودي.در صدر اين کشورها، عربستان سعودي قرار دارد که داراي تشکيلاتي مستقل ، قانونمند و حکومتي با وظايف مشخص و اختيارات گسترده اي است . تشکيلات امر به معروف و نهي از منکر در اين کشور متشکل است از: هيات يا شوراي امر به معروف و نهي از منکر که يکي از عاليترين شوراهاي نقش آفرين و تصميم گيرنده در کشور است ؛ رئيس هيات با رتبه وزيري توسط پادشاهمنصوبو آييننامهآنتوسطهياتوزيرانتصويبميشود؛

٤٣٠«الأمور الحسبية في ألسنة الفقهاء ...کل ما علم من الشرع مطلوبيته مع عدم تعين المکلف به کإنقاذ الغرقي و تکفين الموتي و دفنهم . و قد قيل ان أظهرها الجهاد. و الدفاع عن المسلمين . و الأمر بالمعروف و النهي عن المنکر. و اقامة الحدود. و التعزيرات. و الفتيا. و القضاء و الشهادة و الاشهاد علي الواقعة باعتبار انه من المصالح الکلية التي يتوقف عليها النظام....(آل کاشف الغطاء، النور الساطع في الفقه النافع ، ج١، ص٥٥٩)

٤٣١با پشتيباني ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر و از طريق دفتر هماهنگي هاي فرهنگي وزارت امور خارجه ، پرسشنامه اي براي نمايندگيهاي جمهوري اسلامي ايران درکشورهاي عربستان سعودي ، پاکستان، امارات متحده عربي ، مصر، سودان، اردن، بنگلادش، تونس ، لبنان، قطر، ليبي ، سوريه و بحرين ارسال و درخواست شد تا وضعيت اجراي امر به معروف و نهي از منکر در کشورهاي اسلامي از سه بعد مردم نسبت به يکديگر ، مردم نسبت به دولت و دولت نسبت به مردم مورد بررسي قرار گيرد (برگرفته از مقاله مندرج در پايگاه اينترنتي راه بهشت ).

194




دولت در چارچوب تصويب لايحه اي از آمران به معروف و ناهيان از منکر، حمايت همه جانبه مي کند؛ بودجه اين مراکز تماما از سوي دولت تامين مي شود؛ بين نيروهاي انتظامي و امنيتي با هيات مذکور هماهنگي وجود دارد و امير هر منطقه بر کار شعب امر به معروف و نهي از منکر که در همه بخشها و مناطق مستقرند، نظارت دارد. در مجموع مي توان گفت که آمران به معروف و ناهيان از منکر داراي قدرت و نفوذ بسياري بوده و با گشت زني در خيابانها و اماکن عمومي بر رعايت مظاهر اسلامي

نظارتميکنند.

دو. کويت .در اين کشور سازماني به نام «سازمان توسعه اجتماعي » وجود دارد که وظيفه اصلي آن امر به معروف و نهي از منکر است .

سه . سودان.«سازمان احياء فعاليتهاي اسلامي » در کشور سودان تا حدودي عهده دار وظيفه امر به معروف و نهي از منکر است است .

٢.وضعيتامربهمعروفونهيازمنکردرکشورهايگروه دوم:

يک . مصر.در اين کشور، علاوه بر نيرويي به نام «پليس آداب» که درون تشکيلات انتظامي وجود دارد و البته حوزه فعاليت آن محدود است ، مساجد، کانون تشکيل هسته ها و شبکه هايي هستند که جمعيت هاي ديني خوديار را سازماندهي مي کنند. اين شبکه هاي وسيع از کارآيي خوبي برخوردار بوده وهمواره موجب نگراني حکومت شده است . «جمعيه الشرعيه »، «جماعه انصارالسنه المحمديه » و «جماعه الهدايه » نمونه اي از اين جمعيت هاي فعال و موثر مي باشند. در شکل گيري اين جنبش ها اخوان المسلمين نقش به سزايي داشته اند .

دو. اردن.اخوان المسلمين در کشور اردن نيز نقش آفرين مي باشد. مرشد عام اين جماعت در اردن، عضو دفتر ارشاد عام اخوان المسلمين کل مي باشد.

سه . پاکستان.در پاکستان به دليل تعدد احزاب ، نهاد هاي مستقل غير دولتي وجود دارد که پس از ثبت در فرمانداري، از وزارت امور مذهبي مجوز اخذ مي کنند. اما عملکرد اين نهاد بيش از هر چيز در چار چوب سياستهاي حزبي است . گروه «شباب ملي » وابسته به جماعت اسلامي پاکستان علاوه بر تذکر

زبانيازبرخوردفيزيکينيزاستفادهميکنند.

٣.وضعيتامربهمعروفونهيازمنکردرکشورهايدستهسوم

در برخي از اين کشورها به دليل شرايط خاص حاکم بر جامعه ، حرکت هاي پراکنده و سازمان نيافته اي از سوي مردم در عمل به فريضه امر به معروف و نهي از منکر يافت مي شود و يا دولت بطور موردي با برخي منکرها برخورد مي کند. در کشور امارات متحده عربي براي مردي که مزاحم نواميس مردم شود، مجازات شديدي در نظر گرفته شده و عکس مرد مزاحم در روزنامه ها چاپ مي شود. در اردن بخشنامه تفکيک محل کار کارمندان زن و مرد صادر شده است . درکشورهايي مانند تونس ، قطر،

195




ليبي و لبنان نهاد يا گروه خاص غير دولتي وجود ندارد و اجراي فريضه بطور انفرادي و در برخي موارد خاص صورت مي گيرد. در مواردي نيز به ارشاد امر به معروف و نهي از منکر توسط ائمه جمعه نسبت

بهمردمخلاصهميشود.

دريکجمعبنديونتيجهگيريميتوانگفت : يک . در کشورهايي که نهاد منسجم ، هدفمند و تشکيلاتي اعم از دولتي و غير دولتي جهت اجراي امر به معروف و نهي از منکر وجود دارد، علاوه بر اجراي مرحله زباني ، برخورد فيزيکي نيز اعمال مي گردد. اين حالت در کشورهايي که از نهادي حکومتي و دولتي برخوردارند، شديدتر است.

دو. در کشورهايي که امر به معروف و نهي از منکر جايگاه تشکيلاتي مشخصي ندارند، بيشتر به تذکر زباني آن هم به صورت پراکنده و خود جوش اکتفا مي شود.

سه . بررسي ها نشان مي دهد در کشورهايي که امر به معروف و نهي از منکر متولي مشخص نهاد گونه دارد به ويژه در آنجايي که صبغه دولتي پيدا کرده است ، مردم در اين عرصه کمتر وارد شده و از خود سلب مسووليت کرده اند و در کشورهايي که نهاد يا سازماني مشخص وجود ندارد، حضور مردم در عرصه امر به معروف و نهي از منکر گسترده تر وفعالانه تر مي باشد. از اين رو بايد در نظام امر به معروف و نهي از منکر به افتي که ممکن است در پي دولتي شدن امر به معروف و نهي از منکر جامعه را تهديد کند و آحاد مردم را نسبت به مسائل جامعه بي تفاوت سازد، توجه خاص نمود.

چهار. در کشورهايي که به امر به معروف و نهي از منکر توجهي خاص شده است ، آموزش نيروهاي

432

آمر و ناهي از لحاظ معرفتي و عملکردي، يک اصل مهم قلمداد شده است.

سوم. امر به معروف و نهي از منکر در جمهوري اسلامي ايران.

اقدامات امام خميني

امر به معروف و نهي از منکر را بايد يکي از دغدغه هاي مهم بنيانگذارجمهوري اسلامي دانست . امام خميني به عنوان يک عالم رباني و وارسته که تمام زندگي خود را وقف اسلام کرده و آرزويش در اجراي تمام عيار احکام شريعت خلاصه مي شد، اجرايي شدن امر به معروف در نظام نوپاي اسلامي را مورد توجه قرارداد و در تاريخ ١٠ اسفند ١٣٥٧ طي يک سخنراني در مدرسه فيضه ي اظهارداشت : «ما ... با دايره امر به معروف و نهي از منکر که يک وزارتخانه مستقل بدون پيوستگي به دولت ، با يک همچو وزارتخانه اي که تأسيس خواهد شد ان شاء الله مبارزه با فساد ميکنيم ؛ فحشا را قطع ميکنيم ؛ مطبوعات را اصلاح ميکنيم ؛ راديو را اصلاح ميکنيم ؛ تلويزيون را اصلاح ميکنيم ؛

٤٣٣

سينماها را اصلاح ميکنيم ».

٤٣٢مطالب اينقسمتبرگرفتهاز مقالهمندرجدر پايگاهاينترنتيراهبهشتميباشد:

http:.rahebehesht.org.info

٤٣٣صحيفه امام، ج٦، ص٢٧٤.

196




در سال ١٣٥٨ از سوي امام خميني ، خطاب به شوراي انقلاب دستور زير صادر شد: «بسم الله الرحمن الرحيم . شوراي انقلاب اسلامي به موجب اين مرقوم مأموريت دارد که اداره اي به اسم «امر به معروف و نهي از منکر» در مرکز تأسيس نمايد؛ و شعبه هاي آن در تمام کشور گسترش پيدا کند؛ و اين اداره، مستقل و در کنار دولت انقلابي اسلامي است و ناظر به اعمال دولت و ادارات دولتي و تمام اقشار ملت است . و دولت انقلاب اسلامي مأمور است که اوامر صادره از اين اداره را اجرا نمايد و اين اداره مأمور است که در سراسر کشور از منکرات به هر صورت که باشد جلوگيري نمايد و حدود شرعيه را تحت نظر حاکم شرعي يا منصوب از قبل او اجرا نمايد و احدي از اعضاي دولت و قواي انتظامي حق مزاحمت با متصديان اين اداره ندارند. و در اجراي حکم و حدود الهي احدي مستثني نيست حتي اگر خداي نخواسته رهبر انقلاب يا رئيس دولت مرتکب چيزي شد که موجب حد شرعي است بايد در

٤٣٤

مورد او اجرا شود ».

اقدام مجلس خبرگان قانون اساسي

فرمان امام خميني در خصوص تشکيل اداره امر به معروف،هرچند عملي نشد اما چه بسا عامل مهمي بود که به هنگام تدوين قانون اساسي ، قانون گذار، اصل هشتم را به آن اختصاص داده و مقررکند که «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت . شرايط و حدود و کيفيت آن را قانون معين ميکند. والمومنون و المومنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف وينهون عن المنکر». همان گونه که پيداست ، قانونگذار جزئيات مربوط به شرايط و ضوابط و نيز چگونگي اجرا امر به معروف را بهقانون عادي واگذارکرده است .

دفاع مقدس و حاکميت ارزشهاي ديني

جمهوري جوان اسلامي ، هنوز امور خويش را به درستي سامان نداده بود که در نيمه سال ١٣٥٩ درگير جنگي تمام عيار از سوي صدام حسين شد. در سالهاي دفاع مقدس، کشور حال و هواي خاص خود را داشت و با تقويت روحيه شهادت طلبي ، فداکاري و رويکرد عمومي به ارزشهاي ديني فضاي معنوي خاصي بر کليت جامعه حاکم شده بود به گونه اي که مجال چنداني براي بروز و ظهور منکرات به چشم نمي خورد.

تشکيل ستاد احياي امر به معروف و نهي از منکر

با پايان يافتن جنگ هشت ساله ، مساله امر به

٤٣٤صحيفه امام، ج٩، ص ٢١٣. در پاورقي مربوط به اين حکم آمده است : آقاي سيد احمد خميني در سال ١٣٧٢ اين توضيحات را پيرامون حکم امام ذکر کرده اند: «اين حکم چندي بعد از پيروزي انقلاب از طرف امام خميني صادر شد و به محض اينکه شايع شد که امام خميني حکمي صادرکرده اند، از طرف شوراي انقلاب و دولت موقت آمدند و به هر وسيله اي که بود جلوي آن را گرفتند؛ به دو علت . الف . هنوز تشکيلاتي براي به اجرا درآوردن آن نيست . ب. هرج و مرج مي شود و هرکسي هرفردي را به محکمه مي برد و يا روحانيون شهرها که وارد هم نيستند دخالت مي کنند. امام گرچه به هيچ وجه قبول نداشتند ولي چون عده اي گفتند قبول کردند».

197




معروف و نهي از منکر در جامعه دچار افراط وتفريط هايي شد. اين امر بيش از هرچيز به دليل ديدگاههاي مختلف در سطوح مديريتي کشور و نيز فقدان متولي خاصي در زمينه سياستگذاري ، سازماندهي و برنامه ريزي بود. در سال ١٣٧٢ «ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر» با فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامي و به رياست آيت الله جنتي تاسيس شد و اين ستاد به تدريج در تمامي کشور شعبه هايي را دايرکرد. در نيروي مقاومت بسيج و برخي از ادارات و نهادهاي ديگر نيز مجموعه هايي بدين منظور در نظرگرفته شد و همزمان برخي از تشکلهاي مردمي در قم و ساير شهرها با انگيزه امر به معروف و نهي از منکر بوجود آمدند.

هدف از تشکيل ستاد، احياي فريضه امر به معروف و نهي از منکر در سطوح مختلف جامعه اسلامي و

وظايف ستاد، اين گونه بيان شده است :

يک . داشتن ارتباط مستمر با مقام عظماي ولايت و کسب نظر معظم له درباره ي موارد ذيربط .

دو. تبيين موارد معروف که لازم است در ترويج آن فعاليتهاي لازم صورت پذيرد.

سه . تبيين موارد منکر و علل آن که لازم است جامعه را از آن بر حذر داشت .

چهار. تعيين حدود و ثغور منکر و تهيه ي استاندارد و ميزان براي آنها در جهت رعايت افراد جامعه پنج . تدوين خط مشي هاي اساسي در جهت ترويج معروف و مبارزه با منکر و پرداختن و رفع علل و ريشه هاي مشکل .

شش . بررسي قوانين و برنامه هاي اقتصادي فرهنگي از نطر تأثير بر وضعيت جامعه به منظور اجراي طرحها و پروژه هاي مختلف .

هفت . تهيه و تصويب و ابلاغ آيين نامه ها، دستورالعملها و بخشنامه هاي لازم به کليه ي مراجع ذيربط .

هشت . استفاده از کليه امکانات دولتي ، مردمي و تشکيلات رسمي کشور در اجراي طرحها و پروژه هاي ذيربط .

نه . نظارت و ارزشيابي امور انجام شده .

ده. تهيه استاندارد و الگوي هاي رفتاري براي کارکنان و مسؤولين نظام از ابعاد مختلف و پيشنهاد آن به مراجع ذيربط .

يازده . ايجاد انگيزه لازم در کليه سطوح جامعه ، اعم از سازمان هاي دولتي و غيردولتي ، مؤسسات اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و خانواده ها در اجراي فريضه ي امر به معروف و نهي از منکر از طريق تمهيدات مقتضي ستاد احياي امر به معروف متشکل از معاونتهاي زير مي باشد: معاونت ادارات و کارخانجات، معاونت فرهنگي ، معاونت تشکل هاي مردمي ، معاونت استانها، معاونت سازمان هاي اجرايي و معاونت اداري -

٤٣٥

مالي .

طرح نمايندگان مجلس شوراي اسلامي٤٣٦.

سير تحولات مرتبط با اين فريضه ادامه داشت تا آنکه در خردادماه سال ١٣٨٩ طرح امر به معروف و نهي از منکر از سوي تعداد قابل توجهي از نمايندگان، تقديم مجلس شوراي اسلامي شد.

در ماده ٤ اين طرح آمده است که : «امر به معروف و نهي از منکر در مرحله تذکر لساني ، کتبي و رفتاري و ارائه شکايت و گزارش به مراجع ذيصلاح وظيفه همگاني است و در مرحله يدي به حکومت اختصاص دارد».

ماده٩ اشعار ميدارد که : «کليه افراد و گروهها و تشکلها صرفا در چهارچوب مفاد اين قانون مي توانند امر به معروف و نهي از منکر کنند». مروري بر مواد ١٩ تا ٢٢ اين طرح که از اهميت بيشتري

برخوردارند، ما را با فضاي حاکم بر طرح بيشتر آشنا مي کند:

ماده ١٩: «دستگاههاي آموزشي کشور مکلفند مطابق آئين نامه اي که بنا به پيشنهاد شوراي سياستگذاري امر به معروف و نهي از منکر به تصويب هيئت دولت ميرسد نسبت به فرهنگسازي امر به معروف و نهي از منکر در ميان دانش آموزان، دانشجويان، معلمان و اساتيد برنامه ريزي اقدام نمايند».

ماده ٢٠: «در راستاي بسترسازي اجراي مناسب اين قانون، دولت مکلف است در برنامه هاي کلان و توسعه کشور و بودجه هاي سالانه ، پيش بيني هاي مناسب و کافي را منظور نمايد».

ماده ٢١: «قوه قضائيه مکلف است در راستاي انجام وظيفه خود در حوزه امر به معروف و نهي از منکر و استيفاي حقوق عمومي ، نسبت به اهتمام قضات بر اجراي اين قانون، حمايت قضايي از آمران به معروف و ناهيان از منکر و آموزش ضابطين قضايي و افزايش دانش و روزآمدي آنان اقدام نمايد».

ماده ٢٢: «دولت موظف است حمايتهاي مادي و معنوي لازم از تشکلهاي غير دولتي که در خصوص امر به معروف و نهي از منکر فعاليت مي نمايند به عمل آورد».

فصل چهارم طرح مزبور، از ماده ٢٤ تا ٢٩ بيانگر تشکيلات پيشنهادي مرکب از شوراي

سياستگذاري و دبيرخانه شوراو شرح وظايف آنها مي باشد:

٤٣٥منبع : پايگاه اطلاع رساني و پژوهشي ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر.

٤٣٦متن کامل طرح امر به معروف در فصل ششم (پيوستها) خواهد آمد.

199




ماده ٢٤: «به منظور سياستگذاري در زمينه فريضه امر به معروف و نهي از منکر و گسترش فرهنگ آن در جامعه و ساماندهي امور مربوط به اين فريضه ، نظارت بر کليه فعاليتهاي دولتي ، غير دولتي و مردمي و هماهنگي بين دستگاهها، شورايي به نام «شوراي سياستگذاري امر به معروف و نهي از منکر» تشکيل ميگردد».

ماده ٢٥: اعضاء شوراي مذکور عبارتند از:

١-نماينده مقام معظم رهبري به عنوان رئيس شورا

٢-يکي از معاونين رئيس جمهور به انتخاب رئيس جمهور

٣-يکي از معاونين قوه قضائيه به انتخاب رئيس قوه قضائيه

٤-يکي از نمايندگان به انتخاب مجلس شوراي اسلامي

٥-وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي

٦-رئيس سازمان صدا و سيما

٧-يکي از اعضاء شوراي عالي حوزه علميه به انتخاب اين شورا

ماده ٢٦: وظايف شورا عبارتند از :

الف ) تصويب سياستها در زمينه اجراي امر به معروف و نهي از منکر در کشور ب) تعيين اولويتهاي مظاهر و مصاديق معروف و منکر ج) نظارت بر حسن اجراي سياستهاي مصوب در جامعه

د) ايجاد هماهنگي براي انجام تبليغ و اطلاع رساني در زمينه امر به معروف و نهي از منکر ه) ارائه گزارش سالانه به مقام معظم رهبري

ماده ٢٧: «مصوبات شورا با امضاء رئيس شورا براي اجرا به دولت ابلاغ ميگردد»

ماده ٢٨: «تشکيلات فعلي ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر از اين پس صرفا وظايف دبيرخانه شورا را بر عهده خواهدداشت »

ماده ٢٩: وظايف و اختيارات دبيرخانه عبارت است از :

الف ) تدوين سياستهاي امر به معروف و نهي از منکر در کشور و ارائه آن جهت تأييد به شورا.

ب) ايجاد زمينه ها و ساز و کارهاي قانوني جهت اعمال نظارت فعال و مؤثر.

ج) برنامه ريزي براي توسعه مشارکت همه جانبه و فراگير مردم، دستگاههاي اداري کشور و رسانه ها در ترويج امور خير و معروف و پيشگيري از وقوع منکرات.

د) شناخت مظاهر و مصاديق مهم و اولويت دار معروف و منکر و بررسي زمينه ها، علل و عوامل رشد و توسعه آن و آثار و پيامدهاي آن در هر زمان و ارائه به شورا.

ه) حمايت همه جانبه از اقدامات قانوني آمران به معروف و ناهيان از منکر.

200




و) تدوين راهبردهاي آموزشي براي سطوح مختلف جامعه و کمک به برنامههاي آموزشي دستگاههاي ذيربط .

ز) پژوهش و تحقيق در زمينه امر به معروف و نهي از منکر.

ح) کمک به تشکيل جمعيتها و تشکلهاي مردمي که هدف آنها فعاليت در حوزه امر به معروف و نهي از منکر ميباشد.

ط) نشر و حمايت از آثار، اعم از علمي و فرهنگي در حوزه امر به معروف و نهي از منکر.

ي) ارزيابي عملکردها، فعاليتها و اقدامات در حوزه امر به معروف و نهي از منکر جهت بهبود و ارتقاي کارآمدي و اثربخشي و ارائه گزارش به مراجع قانوني ذيربط .

ک) ارائه گزارش سالانه به شورا.

ل) جلب و جذب کمکهاي مردمي .

دراين طرح، شئون و حدود اسلامي ، عفت عمومي ، خانواده، امنيت اجتماعي ، گرانفروشي و کم فروشي ، بهداشت عمومي و محيط ، حقوق شهروندي، رباخواري، ارتشاء و اموال عمومي ، به عنوان حوزه هاي امر به معروف ونهي از منکر شمارش گرديده اند و بر اساس ماده ١٢، امر ونهي مردم نسبت به دولت در موضوعاتي چون فساد اداري، مفاسد مالي و اقتصادي، نظم و انضباط و شئون اداري، رعايت وجدان کاري، حفظ بيت المال، تجمل گرايي ، حقوق و کرامت ارباب رجوع و رشوه خواري انجام مي پذيرد.

گفتار سوم: تشکيلات پيشنهادي

مقدمه: مروري بر اقدامات صورت گرفته از آغاز پيروزي انقلاب اسلامي تا کنون و فراز و فرودهايي که موضوع امر به معروف و نهي از منکر با آن مواجه بوده است ، بر اين واقعيت تلخ گواهي ميدهد که اين مطالبه شرعي و قانوني ، هنوز جايگاه شايسته و درخور خود را در جمهوري اسلامي پيدانکرده است . اگر دهه اول انقلاب را به خاطر وضعيت خاص دفع مقدس استثناکنيم از آن پس بايد بگوييم که مقامات عاليرتبه کشور در اينقصور يا تقصير مسئولند و بايد در پيشگاه خداوند و ملت بزرگ ايران پاسخگو باشند. اکنون که به نظر مي رسد عزم و اراده اي جدي براي اجرايي کردن اصل هشتم بوجود آمده است ، آن را بايد به فال نيک گرفت . براي اين منظور، هر

مجموعه با هر ساختاري که در نظر گرفته شود، لازم است با ملاحظات زير باشد:

١. جامعيت و شمول نسبت به هرسه محور مصرح در اصل هشتم ؛

٢. داشتن جايگاه قانوني و پايگاه مردمي شايسته در کشور؛

201




٣. استقلال و عدم وابستگي به دولت . با توجه به شان نظارتي آن بر تمام سازمانها و نهادهاي دولتي و مردمي ؛

٤. مداخله نکردن در ماموريتهاي سازمانها و نهادهايي که تمام يا بخشي از ماموريت آنها امر به معروف و نهي از منکر است ؛

٥. دارابودن شان سياستگذار، برنامه ريز، هماهنگ کننده و نظارت کننده؛

٦.داشتن ضمانت اجراي مناسب ؛

٧. ارتباط مستقيم با رهبري و ولايت امر. در دولتهاي اسلامي «ولايت حسبه » مستقيما زير نظر والي مسلمين انجام وظيفه مي کرد؛ در جمهوري اسلامي نيز هر پيشنهادي در اين زمينه ارائه شود، نسبت آن با «ولي امر» لازم است روشن گردد. به نظر مي رسد که بر اساس مباني ديني اگر بخواهيم جايگاه مناسبي براي تشکيلات مورد نظر پيدا کنيم ، اداره آن زير نظر «ولي امر» مناسب ترين گزينه خواهد بود بويژه با توجه به مطالبه قرآن در سوره حج که مي فرمايد: «همان کساني که چون در زمين به آنان توانايي دهيم ، نماز برپا ميدارند و زکات ميدهند و به کارهاي پسنديده واميدارند، و از کارهاي ناپسند باز ميدارند، و فرجام همه کارها از آن خداست »

437

يکم . نام ، ساختار و شرح وظايف پيشنهادي

الف . نام.عناوين پيشنهادي و يا مطرح براي چنين نهادي عبارتند از:

١.وزارت امر به معروف و نهي از منکر. فعاليت چنين نهادي با عنوان «وزارت» نشان دهنده وابستگي آن به دولت و نيز دارا بودن شان مستقيم اجرايي خواهد بود.

٢.اداره امر به معروف و نهي از منکر.اشکال فوق در اين جا هم وجود دارد.

٣.سازمان امر به معروف و نهي از منکر. علاوه بر تداعي دولتي بودن و نقش اجرايي داشتن ، معمولا سازمان جنبه بخشي دارد و نه ملي .

٤.شوراي عالي امر به معروف و نهي از منکر.به نظر مي رسد اين عنوان با توجه به ملاحظات پيش گفته مناسب تر باشد. اين شورا به منظور سياستگذاري و برنامه ريزي در زمينه فريضه امر به معروف و نهي از منکر و گسترش فرهنگ آن در جامعه و ساماندهي امور مربوط به

٤٣٧الذين إن مکناهم في الأرض أقاموا الصلاة و آتوا الزکاة و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الأمور(حج : ٤١).

202




اين فريضه ، نظارت بر کليه فعاليتهاي دولتي ، غير دولتي و مردمي و هماهنگي بين دستگاهها تشکيل خواهد گرديد و برابر شرح وظايفي که به تصويب مجلس شوراي اسلامي خواهد رسيد، اقدام خواهد نمود.

ب. ساختار پيشنهادي.

اعضاء شوراي عالي امر به معروف و نهي از منکر عبارتند از:

١.نماينده مقام معظم رهبري

٢.رئيس جمهور

٣.رئيس قوه قضاييه

٤.رئيس مجلس شوراي اسلامي

٥.سه فقيه به انتخاب شوراي عالي حوزه علميه قم

٦.سه حقوقدان به انتخاب جامعه حقوقي کشور

٧.وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي

٨.يک نماينده از کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي

٩.رئيس سازمان صدا و سيما

.١٠رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه

.١١فرمانده نيروي انتظامي

.١٢دبير شوراي عالي

رياست شورا را رئيس جمهور بر عهده دارد و دبير شورا نيز زير نظر او انجام وظيفه خواهد کرد.

دبيرخانه براي تحقق اهداف خود، داراي معاونتهاي زير خواهد بود: معاونت اجرايي ، معاونت آموزش و پژوهش ، معاونت تشکلهاي مردمي و معاونت اداري- مالي .

203




ج. وظايف «شوراي عالي امر به معروف و نهي از منکر»:

.1تعيين سياستها و خط مشيهاي اساسي در زمينه ترويج و تحقق امر به معروف و نهي از

منکر در کشور،

.2سياستگذاري نسبت به شان و منزلت زن مسلمانو ارائه برنامه هاي کارآمد به منظور

تحکيم بنيان خانواده؛

.3همکاري با مجمع تشخيص مصلحت نظام و شوراي عالي انقلاب فرهنگي در ارتباط

با تعيين سياستهاي مندرج در بند يک و دو؛

.4تعيين مصاديق معروف و منکر و نيز تعيين اولويتها در سه حوزه مردم نسبت به مردم،

مردم نسبت به دولت و دولت نسبت به مردم در ابعاد مختلف اعتقادي، عبادي، اخلاقي ، اداري، فرهنگي ، سياسي و اجتماعي ؛

.5تعيين قلمروهاي شرعي و قانوني امر به معروف و نهي از منکر؛

.6آسيب شناسي و ريشه يابي علل ترک معروفها و وقوع منکرات در اشخاص حقيقي و

حقوقي ؛

.7تعيين الگوهاي رفتاري براي سطوح مختلف مقامات کشوري و لشگري و پيشنهاد آن

به مراجع ذيربط ؛

.8برنامه ريزي براي مشارکت همه جانبه مردم، دستگاههاي اداري و رسانهها در ترويج

امور خير و معروف و پيشگيري از وقوع منکرات و ارائه راهکارهاي اجرايي براي نهادينه کردن امر به معروف و نهي ازمنکر به خصوص در بعد مردم نسبت به يکديگر؛

.9نظارت بر حسن اجراي سياستهاي ابلاغ شده، توسط مقامات و نهادهاي دولتي ،

تشکلهاي غير دولتي و مردم و ارزيابي عملکرد آنان در حوزه امر به معروف و نهي از منکر و ارائه گزارش به مراجع قانوني ذيربط ؛

١٠.بازتعريف شرح وظايف هريک از نهادهاي قانوني کشور از منظر اصل هشتم ؛

١١.تدوين راهبردهاي آموزشي براي سطوح مختلف جامعه و کمک به برنامههاي آموزشي

دستگاههاي ذيربط ؛

204




١٢.پژوهش و تحقيق در زمينه امر به معروف و نهي از منکر و حمايت از آثار علمي و

فرهنگي و هنري در حوزه امر به معروف و نهي از منکر؛

١٣.کمک به تشکيل جمعيتها و تشکلهاي مردمي فعال در حوزه امر به معروف و نهي از

منکر؛

١٤.حمايت همه جانبه از اقدامات قانوني آمران به معروف و ناهيان از منکر؛

١٥.شناسايي ظرفيت هاي مردمي ، مشکلات اجرايي و تلاش در جهت رفع خلاهاي

قانوني ؛

١٦.ارائه گزارش سالانه به مقام معظم رهبري و قواي سه گانه و عموم مردم.

در راستاي وظايف فوق، مي توان شرح وظايف معاونتهاي زير مجموعه شوراي عالي را به صورت

زير درنظرگرفت :

١. معاونت اجرايي

يک. برنامه ريزي براي مشارکت همه جانبه و فراگير مردم، دستگاه هاي اداري و رسانه ها در ترويج امور خير و معروف و پيشگيري از وقوع منکرات؛

دو. همکاري با ادارات، نهادها و سازمانهاي ذيربط و کارشناسان آنها جهت تدوين ضوابط مربوط به امر به معروف و نهي از منکر و بازتعريف شرح وظايف آنها از منظر اصل هشتم ؛

سه . نظارت کارآمد بر عملکرد همه نهادها، سازمانها، مردم و تشکل هاي غير دولتي در حوزه امر به معروف و نهي از منکر؛

چهار. ارزيابي عملکرد مردم، نهادها و تشکل هاي غير دولتي در حوزه امر به معروف و نهي از منکر و ارائه گزارش به مراجع قانوني ذيربط ؛

پنج . همکاري با نيروي انتظامي در زمينه اقدامات قانوني مربوط به برپايي معروفها و مبارزه با منکرات؛

205




شش . اطلاع رساني و پاسخگويي شايسته در زمينه کليه امور مربوط به شوراي عالي امر به معروف و نهي از منکر

هفت . ارائه گزارش عملکرد ساليانه به رهبري، قواي سه گانه ، و عموم مردم

٢. معاونت آموزش و پژوهش

يک. پژوهش و تحقيق در زمينه امر به معروف و نهي از منکر و حمايت از آثار علمي و فرهنگي و هنري در حوزه امر به معروف و نهي از منکر و نظارت بر آثار مکتوب و غير مکتوب در اين حوزه دو. پژوهش و تحقيق در زمينه سياستهاي اجراي امر به معروف و نهي از منکر در کشور

سه . تدوين الگويهاي رفتاري براي سطوح مختلف مقامات کشوري و لشگري از ابعاد مختلف و پيشنهاد آن به مراجع ذيربط .

چهار. تدوين راهبردهاي آموزشي براي سطوح مختلف جامعه و کمک به برنامه هاي آموزشي ادارات، نهادها، تشکلها، مدارس، آموزشگاهها و دانشگاهها.

پنج . تعيين قلمروهاي شرعي و قانوني دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکردر سه حوزه مردم نسبت به يکديگر، مردم نسبت به دولت و دولت نسبت به مردم.

شش . تعيين مصاديق امر به معروف و نهي از منکر با بهره گيري از گروهها و هياتهاي کارشناسي متشکل از متخصصان ديني ، فرهنگي و اجتماعي . معاونت آموزش و پژوهش ، شايسته است فهرستي از معروف ها و منکرات در حوزه هاي مختلف را با رايزني با صاحب نظران در فواصل زماني معين ، تهيه و اولويت بندي کند.

هفت . تعيين شيوه عمل و ارائه راهکارهاي اجرايي براي نهادينه کردن امر به معروف و نهي ازمنکر به خصوص در بعد مردم نسبت به يکديگر. اهتمام به اموري همچون ترويج نماز، تقويت باورهاي مذهبي و تبيين و توجيه منطقي معروف ها و منکرها، لازم است در دستور کارقرارگيرد و در اين زمينه پيشنهادهاي لازم به دستگاههاي ذي ربط ارائه شود.

هشت . آسيب شناسي در حوزه امر به معروفو نهي ازمنکر

206




نه . بررسي سوابق قانوني و شرح وظايف وزارتخانه ها، سازمانها و نهادها نظير آيين نامه ستاد پيشگيري و حفاظت اجتماعي و بازتعريف آنها از منظر اصل هشتم

٣. معاونت تشکلهاي مردمي

يک. کمک به تشکيل جمعيتها و تشکلهاي مردمي فعال در حوزه امر به معروف و نهي از منکر دو. شناسايي ظرفيت هاي مردمي ، مشکلات اجرايي و رفع خلاهاي قانوني سه . حمايت از اقدامات قانوني آمران به معروف و ناهيان از منکر.

٤. معاونت اداري- مالي

يک. تامين نيروي انساني لازم و جذب و گزينش افراد شايسته براي ماموريتهاي محول شده از سوي شوراي عالي با شرايط زير: يک. تقوا و تعهد اسلامي؛ دو. تخصص و دانش کافي در حد دکتري يا کارشناسي ارشد (سطح ٤ يا سطح ٣ حوزه) در امور شرعي و قانوني ؛ سه . بردبار، متعادل و به دور از افراط و تفريط ؛ چهار. حسن ظاهر؛ پنج . خوش برخورد؛ شش . خوش بيان.

دو. انجام امور اداري درون سازماني سه . انجام کليه امور مالي

سوم. ضمانتهاي اجرايي

١. تصويب قانون تاسيس «شوراي عالي امر به معروف و نهي از منکر» با اختيارات کافي در مجلس شوراي اسلامي و الزام دولت و تمامي نهادهاي رسمي و غير رسمي کشور به تبعيت از سياستها، برنامهها و الگوهاي ابلاغي ازسوي اين شورا.

٢. تشکيل واحد ويژه اي در نيروي انتظامي با ماموريت مبارزه با تمامي مصاديق منکر که از سوي شوراي عالي امر به معروف و نهي از منکر اعلام خواهد شد.

٣.حمايت قانوني ، مادي و معنوي از تاسيس جمعيتها و گروههاي مردمي با هدف امر به معروف و نهي از منکر. اين تشکلها بايد مورد حمايت دولت قرارگيرند؛ لازمه چنين حمايتي برخورداري آنها

207




از امکانات و تجهيزات و آموزشهاي لازم براي تحقق اين امر خواهد بود. البته نظارت قانوني شوراي عالي امر به معروف بر عملکرد چنين تشکلهايي ، ضرورت دارد و ضامن عدم انحراف و جلوگيري از سوء استفاده هاي احتمالي خواهد بود. حمايت از تشکل هاي مردمي معتقد مستقل ، تضمين بسيار مهم براي تحقق معروفها و مبارزه با منکرات و نويد بخش اقدامات مردمي مداوم و موثر با کم ترين هزينه و بيشترين فايده مي باشد. استقلال چنين گروههاي سازمان يافته اي از دولت ، نمايانگر بعد مردمي آنان است هرچند دولت اسلامياز آنها پشيباني هاي لازم تقنيني ، اجرايي و قضايي را خواهد نمود.

بديهي است که شناسنامه دار بودن اين تشکلها و ثبت قانوني آنها مانع از اقدامات خودسرانه برخي از سودجويان و يا فرصت طلبان خواهد بود. شوراي عالي امر به معروف و نهي از منکر، شايسته است ، جهت هرچه تخصصي تر شدن امر به معروف و نهي ازمنکرهاي مردمي ، چنين تشکلهايي را براي ورود به هريک از دو حوزه امر به معروف و نهي از منکر مردم نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت تشويق کند.

٤. حضور نمايندگاني از شوراي عالي امر به معروف در صدا و سيما و الزام اين رسانه و مطبوعات به هماهنگي و تعامل گسترده با اين شورا. از آن جا که رسانه هاي ديداري، شنيداري و نوشتاري، تاثيرات فراواني را بر هدايت افکار و سمت و سودادن به اعمال مخاطبان خود مي گذارند، شوراي عالي مي تواند منويات و مطالبات خود را در اختيار اين رسانه ها قرارداده و از آنها براي تحقق ارزشها و مقابله با ناهنجاريها کمک گيرد. شوراي عالي با نظارت خويش مراقبت ميکند تا رسانه هاي مذکور، تمايلات غير قانوني و غيرشرعي خود را بر مردم تحميل نکنند وآن چه از اين رسانه ها مورد انتظار است به ضد خود تبديل نشود. اين واقعيت را نمي توان انکار کرد که برخي رسانه ها بر اساس ملاکهاي تعيين شده از سوي احزاب يا اشخاص يا آرمانهاي خاصي عمل مي کنند که بعضا نه تنها همسو با معيارهاي پذيرفته شده در شرع و قانون نيستند بلکه با آنها مغايرت داشته و در تضاد مي باشند. به عنوان مثال بهره گيري رسانه ها از چهره هاي شاخص سياسي ، علمي ، ورزشي و هنري امر رايج و البته پسنديدهاي است . اما آيا مي توان به صرف مدال آوري برخي از ورزشکاران، حتي اگر از نظر اخلاقي افراد خوشنامي نباشند آنها را با آب و تاب مطرح ورسانه اي کرد؟ و با چنين رويکردي انتظار ترويج اخلاق در ميان جوانان و ورزش دوستاني را داشت که

208




به شدت از قهرمانان الگوپذيري دارند. اينکه رسانه هاي ما در برجسته سازي نقش ورزشکاران، هنرمندان و ساير گروههاي مرجع چه معيارهايي را بايد مورد توجه قراردهند يکي از بايسته هاي ضروري در اين عرصه مهم است

در صورتي که ضمانت اجراهاي فوق براي چنين سازماني در نظرگرفته شود مي توان اميدوار بود

که رهاورد اين سازمان مبارک، آثار و فوايد زير باشد:

يک. تحقق وحدت رويه مناسب در زمينه اجراي اين فريضه در کل کشور؛

دو. اهتمام به ريشه ها و علل بروز منکرات و دلايل بي توجهي به معروفها و عدم صرف هزينه هاي بيجا در برخورد با شاخه ها؛

سه . پرهيز از ظاهرگرايي و بسندگي به منکرات کم اهميت و غفلت از منکرات داراي اهميت بيشتر؛ چهار. تعيين تکليف نهادهاي دولتي و مردمي در زمينه وظايف شرعي و قانوني خود در خصوص امر به معروف و نهي از منکر؛

پنج . شفافيت در تشخيص و مرزبندي معروفها و منکرها و جلوگيري از برداشتهاي احتمالي نادرست آمران به معروف و ناهيان از منکر؛

شش . توجه به شرايط سني ، جنسي ، شغلي و موقعيت اجتماعي مخاطبان در امر به معروف ونهي از منکر؛

هفت . جلوگيري از تجاوز به حريم خصوصي افراد به نام امر به معروف و نهي از منکر.

جمعبندي ونتيجه گيري مطالب فصل پنجم

١.مستندات فقهي و حقوقي فراواني براي تاسيس نهادي قانوني جهت سياستگذاري، برنامه ريزي و نظارت نسبت به دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وجود دارد. آيات قران کريم ، ضرورت بهره گيري توامان از توان و ظرفيتهاي مردم و دولت ، ضرورت سياستگذاري، برنامه ريزي و هماهنگ سازي، ضرورت ارتقاء جايگاه امر به معروف و نيز مطالبه قانون اساسي از جمله اين دلايل مي باشند.

209




٢. تشکيلاتي همانند دايره «حسبه » براي اجراي فريضه امر به معروف و نهي از منکر و تحقق اصل هشتم قانون اساسي ، در دوران ما نه لازم و نه مفيد مي باشد. دوران اين تشکيلات با همه امتيازاتي که داشته سپري گشته است و تحول در دولت وکارکردهاي کنوني آن، ضرورت پي ريزي نهاد ديگري را ايجاب مي کند زيرا وظايف متعددي را که دايره حسبه برعهده داشت ، امروزه سازمانها و نهادهاي مختلفي چون دستگاه قضايي ، پليس ، وزارت بهداشت ، وزارت ارشاد، صدا و سيما ، شهرداري، سازمان بازرسي و ...بردوش مي کشند؛ نه امکان تعطبل يا برهم زدن ساختار و زيروروکردن شرح وظايف آنها وجود دارد و نه اين کار به مصلحت مي باشد.

٣. کشورهاي اسلامي در رابطه با امر به معروف به سه گروه تقسيم مي شوند: يک . کشورهايي که جنبه حکومتي امر به معروف و نهي از منکر درآنها پررنگ است . دو. کشورهايي که جنبه مردمي امر به معروف و نهي از منکر در آن رونق بيشتري دارد. سه . کشورهايي که اساسا اهتمام خاصي نسبت به اين موضوع ندارند.

٤. در کشورهايي که امر به معروف و نهي از منکر، صبغه دولتي پيدا کرده است ، مردم در اين عرصه کمتر وارد شده و گويا از خود سلب مسووليت کرده اند.

٥. يکي از دغدغه هاي امام خميني ، تشکيل اداره اي مستقل از دولت براي امر به معروف و نهي ازمنکر بوده است و شايد بتوان اقدام مجلس خبرگان قانون اساسي در تدوين اصل هشتم را در همين راستا ارزيابي نمود. تشکيل ستاد احياي امر به معروف و نهي از منکر در سال ١٣٧٢ و نيز طرح نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در خردادماه سال ١٣٨٩ دو نمونه از اقدامات ديگري است که تا کنون صورت گرفته است .

٦. به نظر مي رسد «شوراي عالي امر به معروف و نهي از منکر» با ساختار و شرح وظايف مشخص ، مي تواند تحقق بخش اين آرمان بزرگ شرعي و قانوني بوده و اصل هشتم قانون اساسي را از محاق بيرون آورد.

٧. چنين نهادي بايد داراي جايگاه قانوني و پايگاه مردمي شايسته در کشور، مرتبط با رهبري، مستقل و عدم وابسته به دولت بوده و ضمن عدم مداخله در ماموريتهاي سازمانها، نهادها و تشکلهاي ديگر، از شان سياستگذاري، برنامه ريزي و هماهنگ کنندگي درحوزه امر به معروف و نهي از منکر برخوردارباشد.

٨. شوراي عالي امر به معروف و نهي از منکر، داراي رييس و معاونتهاي زير خواهد بود: معاونت اجرايي ، معاونت آموزش و پژوهش ، معاونت تشکلهاي مردمي و معاونت اداري- مالي .

٩. با تاسيس شوراي عالي امر به معروف، ستادهايي نظير ستاد احياي امر به معروف، ستاد پيشگيري و حفاظت اجتماعي و مراکز مشابه ، منحل شده و تاسيس هر موسسه يا ستادي با هدف امر به

210




معروف و نهي از منکر زير نظر اين سازمان صورت خواهدگرفت . اين سازمان در زمينه قوانين و آيين نامه هاي موجود نيز اظهار نظر خواهد کرد.

١٠. موارد زير را مي توان به عنوان ضمانتهاي اجرايي شوراي مزبور به شمارآورد: يک . اعطاي اختيارات قانوني کافي به «شوراي عالي امر به معروف » و الزام دولت و تمامي نهادهاي رسمي و غير رسمي کشور به تبعيت از سياستها، برنامه ها و الگوهاي ابلاغي ازسوي اين شورا؛ دو. تشکيل واحد ويژهاي در نيروي انتظامي براي امر به معروف و نهي از منکر؛ سه . حمايت قانوني ، مادي و معنوي از تاسيس گروههاي مردمي با هدف امر به معروف و نهي از منکر؛ چهار. حضور نمايندگاني از شوراي عالي امر به معروف در صدا و سيما.

فصل ششم . پيوستها

مقدمه: مطالب اين فصل تکميل کننده مطالب فصلهاي گذشته مي باشد. ارائه متن کامل برخي از منابع مورد استناد، به جهت اهميت آنها و نيز نقشي که در برداشت کلي از موضوع امر به معروف

يا سير تاريخي آن دارند، پژوهشگران را در اين رابطه ياري خواهد رساند. اين پيوستها شامل : مشروح مذاکرات مربوط به تدوين اصل هشتم قانون اساسي ، طرح امر به معروف و نهي ازمنکر نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و قانون راهکارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب مي باشد.

٤٣٨

پيوست اول.مشروح مذاکرات مربوط به تدوين اصل هشتم قانون اساسي

نايب رئيس (بهشتي )- اين اصل هم قبلا مفصلتر به اطلاع دوستان رسيده و پيشنهادهائي هم در مورد تلخيص آن رسيده بود، امروز با مذاکرات مفصلي که در جلسه گروهها داشتيم اين اصل به اين صورت درآمده است که خوانده ميشود «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه ايست همگاني و متقابل براي مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت ، شرايط و حدود کيفيت آنرا قانون معين ميکند. والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر».

صافي ـ اين مثل شوراها نيست که بگوئيم شرايط را قانون معين ميکند.

اين امر شرايطش معلوم است .

نايب رئيس (بهشتي ) ـ فقط شرايط را ننوشته ايم ، نوشته ايم شرايط و حدود و کيفيت آنرا قانون معين ميکند. کيفيت کاري را که دولت در برابر مردم و مردم در رابطه با کارهاي دولت ميکنند، قانون بايد معين کند. بنابراين قانون، در آينده معين خواهد کرد، قانون که معين کرد است يعني کلي بوده است و حالا بايد شکل اجرائي آنرا هم معين کند، بنابراين ، اين عبارت مزاحم اين نيست و منافاتي هم ندارد. آن قانوني که بعدا معين ميکند قسمتهائي را که احتياج به تعيين جديد ندارد. در برابر اين اصل که نامعين است ، معين ميکند.

صافي ـ يک مطلبي که الان در شرع هست ، ديگر معين کردن آن صحيح نيست .

نايب رئيس (بهشتي ) ـ مادر اصل چهار گفتيم هيچ چيز در اين قانون و قوانين ديگر برخلاف قوانين اسلام نخواهد بود.

٤٣٨ر.ک . صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران،ج١، ص٤٠٩ -٤١١، جلسه شانزدهم ، تاريخ بيست و دوم شهريور ماه ١٣٥٨ هجري شمسي .

212




آقاي مشکيني بفرمائيد.

مشکيني ـ اولا در اين آيه دعوت به خير است ، ثانيا ميخواهيم اصل را راجع به تمام طبقات بگوئيم پس اگر آيه «ولتکن منکم امة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر» باشد، بهتر است .

فاتحي ـ راجع به اين آيه است اگر اين را بخواهيم زير نظر سازماني بگذاريم ، هرج و مرج خواهد شد.

موضوع امر به معروف و نهي از منکر مربوط به اين است که اين مطلب را بشناسند و به آن عمل کنند زيرا اين تکليف همگان است .

نايب رئيس (بهشتي ) ـ شرح آن در آينده مي̂Hيد. وقتي ميگوئيم قانون در آينده معين ميکند، يعني تمام جوانب را در نظر خواهند گرفت که آيا وظيفه همگاني است و يا سازمانش معين است چون فصل اول مربوط به اصول کلي است ، شکل اين اصل را از آن وضع گسترده به اين شکل فشرده تغيير داديم و به اين علت بود که در اينجا، جاي چنين بحثهائي را نديديم .

رشيديان ـ «قانون معين ميکند» را، مشخص بفرمائيد که کدام قانون معين خواهد کرد و بهتر است بنويسيم «اين قانون و قوانين ديگر».

نايب رئيس (بهشتي ) ـ ما براي اينکه در آينده سعي کنيم عبارت هايمان هر قدر ممکن است کوتاهتر باشد و چون هر متني يک واژه نامه براي خودش دارد، بهتر است قرار بگذاريم که وقتي ميگوئيم قانون معين ميکند يعني قانون اين کشور يعني قانون اساسي معين ميکند يعني اين قانون و قوانين ناشي از آن معين مي کند و اين کار را يک جا بايد بکنيم و تا آخر ديگر تکرار نکنيم .

آقاي انواري بفرمائيد.

انواري ـ بايد نوشته شود شرايط و حدود و کيفيت آن در کتب فقهيه ذکر شده است .

نايب رئيس (بهشتي ) ـ کيفيت کار دولت در برابر مردم در کتب فقهيه ذکر نشده بايد در اينجا ذکر شود.

حجتي کرماني ـ بايد در اينجا بنويسيم «کيفيت اجرائي اين اصل در قانون معين ميشود».

هاشمي نژاد ـآيه را تغيير بدهيد.

نايب رئيس (بهشتي ) ـ آقاي طاهري بفرمائيد.

طاهري خرم آبادي ـ ما ميگوئيم فقهمان خلاء ندارد و قانون اساسي ما هم طبق فقه اسلامي است پس شرايط را بايد رها کنيم والا اين چيزي که نوشتهاند گول زدن است .

خوب امر به معروف و نهي از منکر در جمهوري اسلامي هست ولي فردا که به يک کسي ميگويند آقا اين کار را نکن ميگويد چشم ، ولي ميکند.

213




بنابراين ما بايد يک وزارت خانه اي داشته باشيم به نام وزارت امر به معروف و نهي از منکر که برادارات ما نظارت کند، پس شرايط بايد حذف بشود و بگوئيم کيفيت هم در آينده خواهد آمد.

نايب رئيس (بهشتي ) ـ دو تذکر رسيده است يکي از آقاي رحماني که پيشنهاد کرده اند دعوت به خير چيز زائدي است و حذف شود و لفظ «متقابل » هم حذف شود، پيشنهادي هم از آقاي منتظري رسيده است که به جاي «وظيفه اي است همگاني » بنويسيم «مسئوليتي است همگاني و متقابل برعهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم، و مردم نسبت به دولت » خوب اگر ديگر سؤال و توضيحي نيست ، اگر مخالفي با اين اصل هست مي تواند صحبت بکند تا بعد موافق صحبت کند، آقاي موسوي تبريزي بفرمائيد.

موسوي تبريزي ـبا پيشنهادي که آقاي حجتي کرماني کردند، بنده هم موافقم .

طاهري خرم آبادي ـ بنده يک پيشنهاد جديدي دارم .

نايب رئيس (بهشتي ) ـ آقايان از طرفي ميگويند کاري کنيم که کارها معطل نشود که البته راه مناسبي است و از طرف ديگر اين راه مناسب را خود آقايان در عمل رعايت نمي کنند، به اين ترتيب که يکي از آقايان که يک پيشنهادي ميدهد، بدنبال آن پنجاه پيشنهاد ديگر هم مي رسد و من ناچارم عدالت را رعايت کنم و همه را بخوانم . اگر تذکرات در حدود تغييرات کلمه اي باشد پنج ، شش پيشنهاد که بيشتر نمي شود.

طاهري خرم آبادي ـ پيشنهاد بنده يک کلمه است «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منکر با شرايطي که ذکر کردهاند وظيفه اي است همگاني و متقابل الي آخر...» و بعد بنويسيد «کيفيت اجراي اين اصل را قانون معين ميکند».

نايب رئيس (بهشتي ) ـ دو مرتبه ايشان يک متن جديد مي دهند.

اميدوارم خودمان آرام آرام بدانيم کدام يک کلمه است و کدام يک متن جديد و بحث انگيز است حالا اگر بجاي «براي» بگذاريم «برعهده» يعني بنويسيم «برعهده مردم نسبت به يکديگر» بنظر مي̂Hيد که معني آن هيچ فرقي نمي کند، بلکه متقنتر ميشود.

رشيديان ـ آقاي طاهري پيشنهادي کردند که جالب بود.

اجازه بفرمائيد اصول آينده را دربارهاش فکر کنيم ، چون يک مطلب ساده اي نيست .

نايب رئيس (بهشتي ) ـ در مورد شرايط فقط يک سؤالي براي آقايان بود به اين ترتيب که در عبارت

«شرايط و حدود و کيفيت آن را قانون معين ميکند» بنظرشان مي رسيد که اگر «شرايط و حدود» را برداريم و بنويسيم «کيفيت آن را قانون با رعايت شرايط و حدود معين ميکند» بهتر است . اما راجع به آيه ، قبلاهم آيه «ولتکن منکم » بوده بخصوص با بودن دعوت به خير که در آيه «ولتکن منکم امة

214




يدعون الي الخير» امر به خير، صراحت دارد، اولي است که اين آيه را بنويسيم و راجع به آيه ديگر نبايد بحث کنيم .

آقاي سبحاني بفرمائيد.

سبحاني ـ اين آيه در نظر مردم بعضيه است .

نايب رئيس (بهشتي ) ـ فعلا اين اصل را با همين کيفيت از نظر عبارت به رأي ميگذاريم تا مشخص شود که رأي دوستان چيست و آيا احتياج به تغيير دارد يا ندارد.

اصل را ميخوانم : اصل ٨ (اصل هشتم ) ـ در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منکر وظيفه اي است همگاني و متقابل برعهده مردم نسبت به يکديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت ، شرايط و حدود کيفيت آن را قانون معين ميکند. «والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر».

نايب رئيس (بهشتي ) ـ کسانيکه با متن به اين صورت موافقت دارند، دست بلند کنند.

(اکثريت دست بلند کردند) تصويب شد.

آقاي رحماني فرمايشي داريد بفرمائيد.

رحماني ـ «متقابل و دعوت به خير» را حذف کنيد.

نايب رئيس (بهشتي ) ـ براي يک زائد بهتر است وقت زائدي صرف نکنيم .

حجتي کرماني ـ با اين رأيي که دوستان دادند بايد يک توضيح المسائل درباره شرايط و حدود نوشته شود.

نايب رئيس (بهشتي ) ـ يک بار ديگر از دوستان خواهش ميکنم در موقع رأيگيري صحبت نفرمائيد.

حالا به متني که الان خواندم اعلام رأي با ورقه ميکنم .

(اخذ رأي بعمل آمد و نتيجه آن بشرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي ) ـ عده حاضر در جلسه پنجاه و پنج نفر، با پنجاه رأي موافق و سه رأي مخالف و دو رأي ممتنع تصويب شد.

تکيبر (حضار سه مرتبه تکبير گفتند).

215




٤٣٩

پيوست دوم. طرح مجلس در دوره نهم

مقدمه :

از آنجا که جهت کمال و تعالي انسانها در رشد و بالندگي و افزايش کارآمدي نظام، ضرورت انجـام فريضه الهي امر به معروف و نهي از منکر غير قابل انکار بوده و از طرفي اصل مترقي هشتم قانون اساسي در اين زمينه ، شرائط ، حدود و کيفيت آنرا منوط به تصويب قانون نموده است ، طرح ذيل با قيد يـک فوريـت

تقديم مجلس شوراي اسلامي مي گردد:

فصل اول- تعاريف و کليات

ماده ١-در اين قانون اصطلاحات زير در معاني مشروح ذيل به کار مي رود:

الف ) معروف و منکر: هرگونه فعل و يا ترک فعلي که در شرع مقدس و قـوانين و مقـررات

مورد امر قرار گرفته و يا منع شده باشد.

تبصره- در موارد اختلاف در احکام شرعي نظر ولي امر مسلمين ملاک عمل خواهد بود.

ب ) امر به معروفو نهي از منکر : فراخواندن ديگران بـه خـوبي و نهـي آنهـا از منکـر از

طريق تبليغ ، ارشاد و يا عمل به خير و ترک منکر

ج ) دولت : تمامي اجزاء حاکميت و قواي سه گانه اعم از وزارتخانه ها، سازمانها، مؤسسات و شرکتهاي دولتي ، مؤسسات و نهادهاي عمومي غيردولتي ، نهادهاي انقلاب اسلامي نيروهاي مسلح و کليه دستگاههايي که شمول قوانين و مقررات عمومي نسبت به آنها مستلزم ذکر يا تصريح نام است .

ماده ٢-امر به معروف و نهي از منکر در اين قانون ناظر به اعمالي است که در جامعه علني بوده و يا بروز اجتماعي داشته باشد و يا بدون ضرورت تجسس ثابـت شـود کـه مضـر بـه منـافع عمومي و امنيت ملي مي باشد.

ماده ٣-امر به معروف و نهي از منکـر در مرحلـه تـذکر لسـاني ، کتبـي و ارائـه شـکايت و

گزارش به مراجع ذيصلاح وظيفه همگاني است و در مرحله يدي به حکومت اختصاص دارد.

تبصره: امر به معروف و نهي از منکر بايد متناسب با ترک معروف و يا ارتکاب منکر باشد.

ماده ٤-به عنوان امر به معروف و نهي از منکر نمي توان ديگران را به پذيرش يا ترک عقيـده

اي خاص، اکراه يا اجبار وادار کرد.

ماده ٥-در اجراء امر به معروف و نهي از منکر نمي توان متعرض حيثيت ، جان، مال، مسکن ،

شغل و حريم خصوصي و حقوق اشخاص گرديد.

٤٣٩اين طرح که توسط تعدادي از نمايندگان به هيات رييسه تقديم شده است در تاريخ ٢٠ تيرماه ١٣٩١ اعلام وصول شده است . (پايگاه اطلاع رساني مرگز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي

(http:..rc.majlis.ir.fa.law

216




مــاده ٦-هــيچ شــخص يــا گروهــي حــق نــدارد بــه بهانــه امــر بــه معــروف

و نهي از منکر به اعمال مجرمانه از قبيل توهين ، افتراء، تهديد، جرح، ضرب و قتل مبادرت نمايد.

ماده ٧-هر شخصي که بر خلاف مفاد مواد (٥) و (٦) اين قـانون اقـدام نمايـد و همچنـين نسبت به آمر يا ناهي توهين يا تعرضي را مرتکب شود، حسب مورد به مجازات مربوط در مقررات و قوانين محکوم خواهد شد.

ماده ٨-کليه افراد و گروهها و تشکلها صرفا در چهارچوب مفاد اين قانون مي توانند امر بـه

معروف و نهي از منکر کنند.

ماده ٩-هيچ شخصي حق ندارد مانع اجراء فريضه امر به معروف و نهـي از منکـر گـردد و چنانچه مانع انجام اين حق شود بنا به مـورد بـراي بـار اول بـه پرداخـت جريمـه از يـک ميليـون (١.٠٠٠.٠٠٠)ريال تا پنج ميليون (٥.٠٠٠.٠٠٠)ريال و بـار دوم پـنج ميليـون (٥.٠٠٠.٠٠٠)ريـال تـا بيست ميليون (٢٠.٠٠٠.٠٠٠)ريال و بار سوم به زندان يا تبعيد از محل سکونت به تشخيص دادگـاه محکوم مي گردد.

فصل دوم- حوزههاي امر به معروف و نهي از منکر

مـــاده ١٠-امـــر بـــه معـــروف و نهـــي از منکـــر از طريـــق مـــذکور در مـــاده (٣)

اين قانون از جمله در حوزههاي زير انجام مي پذيرد :

١- شئون و حدود اسلامي

٢- عفت عمومي

٣- خانواده

٤- امنيت اجتماعي

٥- گرانفروشي و کم فروشي

٦- بهداشت عمومي و محيط زيست

٧- حقوق شهروندي

٨- رباخواري

٩- رشوه

١٠- اموال عمومي

١١- روزهخواري در ملاء عام

ماده ١١-امر به معروف و نهي از منکر با رعايت مفاد اين قانون به وسيله مـردم نسـبت بـه

دولت از جمله در موضوعات زير انجام مي پذيرد:

١- فساد اداري

217




٢- مفاسد مالي و اقتصادي

٣- نظم و انضباط و شئون اداري

٤- رعايت وجدان کاري

٥- حفظ بيت المال

٦- تجمل گرايي

٧- حقوق و کرامت ارباب رجوع

٨- رشوه خواري

ماده ١٢-مردم از حق دعوت به خير، نصيحت و نقد علني و غير علنـي در مـورد عملکـرد

دولت برخوردارند، کسي را نمي توان به دليل انجام آن مورد تعقيب قرار داد.

ماده ١٣-هر فرد يا گروهي مي تواند در صورت احراز ترک معروف يا انجام منکر از طـرف دولت در چهارچوب اين قانون امر به معروف و نهي از منکر کند. هيچ فرد، گـروه يـا مقـامي حـق ندارد خارج از قانون مانعي در برابر اعمال اين حق ايجاد نمايد و دولت مکلف اسـت بـه صـورت مستند، مستدل، صريح ، شفاف و به طور مقتضي در مدت زمان معين و متعارف پاسخگو باشد مگر در موارد ممنوع شده در قانون

ماده ١٤-امر به معروف و نهي از منکـر نسـبت بـه رفتـار و اقـدامات مقامـات، مـديران و

مستخدمين دولت حين انجام وظيفه و يا به مناسبت آن حق و وظيفه همگاني است .

ماده ١٥-براي گسترش فرهنگ امر به معروف و نهي از منکر در دستگاههاي موضـوع ايـن قانون، شورايي تشکيل مي گردد. اعضاء اين شورا توسط بالاترين مقام هر دستگاه تعيين و زير نظـر وي انجام وظيفه مي نمايد.

ماده ١٦-دستگاههاي موضوع اين قانون موظفند گزارش عملکرد خود را در مورد چگـونگي

اجراء اين قانون حداقل سالي يکبار به دبيرخانه ارائه نمايند.

ماده ١٧-دستگاههاي تبليغي و رسانه اي مکلفند جهت فراهم نمـودن زمينـه اجـراء امـر بـه معروف و نهي از منکر سطح آگاهي هاي عمومي را در اين خصـوص از طريـق آمـوزش و اطـلاع رساني ارتقاء دهد.

ماده ١٨-دستگاههاي آموزشي کشور مکلفند مطابق آئين نامه اي که بنا به پيشـنهاد دبيرخانـه امر به معروف و نهي از منکر به تصويب هيأت دولت مي رسد نسـبت بـه فرهنـگ سـازي امـر بـه معروف و نهي از منکر در ميان دانش آموزان، دانشجويان، معلمان و اساتيد برنامه ريزي اقدام نمايند.

ماده ١٩-در راستاي بسترسازي اجراء مناسب اين قانون دولت مکلف است در برنامـه هـاي

کلان و توسعه کشور و بودجه هاي سالانه پيش بيني هاي مناسب و کافي را منظور نمايد.

218




ماده ٢٠-قوه قضائيه مکلف است در راستاي انجام وظيفه خود در حوزه امر بـه معـروف و نهي از منکر و استيفاء حقوق عمومي نسبت به اهتمام قضات بر اجراء اين قانون، حمايت قضائي از آمران به معروف و ناهيان از منکر و آموزش ضابطين قضائي و افزايش دانش و روزآمدي آنان اقدام نمايد.

ماده ٢١-دولت موظف است حمايتهاي مادي و معنوي لازم از تشکلهاي غيردولتـي کـه در

خصوص امر به معروف و نهي از منکر فعاليت مي نمايند به عمل آورد.

ماده ٢٢-سفارتخانه ها و نمايندگان جمهوري اسلامي ايـران در خـارج از کشـور و سـازمان ميراث فرهنگي گردشگري، جهانگردي و ساير دستگاههاي ذيربط موظفند اتباع خارجي را قبـل و حين ورود به کشور نسبت به قوانين و مقررات و رعايـت شـئون اسـلامي - ايرانـي آگـاه و آشـنا نمايند.

فصل سوم – تشکيلات

مـــاده ٢٣-بـــه منظـــور سياســـتگذاري در زمينـــه فريضـــه امـــر بـــه معـــروف و نهي از منکر و گسترش فرهنگ آن در جامعه و ساماندهي امور مربوط به اين فريضه ، نظارت بـر کليه فعاليتهاي دولتي ، غيردولتي و مردمي و همـاهنگي بـين دسـتگاههـا شـورايي بـه نـام «شـوراي سياستگذاري امر به معروف و نهي از منکر» تشکيل مي گردد.

ماده ٢٤-اعضاء شوراي مذکور عبارتند از :

١- نماينده مقام معظم رهبري به عنوان رئيس شورا

٢- يکي از معاونين رئيس جمهور به انتخاب رئيس جمهور

٣- يکي از معاونين قوه قضائيه به انتخاب رئيس قوه قضائيه

٤- يکي از نمايندگان به انتخاب مجلس شوراي اسلامي

٥- وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي

٦- رئيس سازمان صدا و سيما

٧- يکي از اعضاء شوراي عالي حوزه علميه به انتخاب اين شورا

ماده ٢٥-وظايف شورا عبارتند از :

- تعيين دبير شورا و شرح وظائف آن

الف ) تصويب سياستها در زمينه اجراء امر به معروف و نهي از منکر در کشور ب) تعيين اولويتهاي مظاهر و مصاديق معروف و منکر ج) نظارت بر حسن اجراء سياستهاي مصوب در جامعه

د) ايجاد هماهنگي براي انجام تبليغ و اطلاع رساني در زمينه امر به معروف و نهي از منکر

219




هـ) ارائه گزارش سالانه به مقام معظم رهبري

ماده ٢٦-مصوبات شورا با امضاء رئيس شورا براي اجراء به دولت پيشنهاد مي گردد.

ماده ٢٧-تشکيلات فعلي ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر از اين پس صرفا وظايف

دبيرخانه شورا را بر عهده خواهد داشت .

ماده ٢٨-وظايف و اختيارات دبيرخانه عبارت است از :

الف ) تدوين سياستهاي امر به معروف و نهي از منکر در کشور و ارائـه آن جهـت تأييـد بـه

شورا

ب) ايجاد زمينه ها و ساز و کارهاي قانوني جهت اعمال نظارت فعال و مؤثر

ج) برنامه ريزي براي توسعه مشارکت همه جانبه و فراگير مردم، دستگاههاي اداري کشـور و

رسانه ها در ترويج امور خير و معروف و پيشگيري از وقوع منکرات

د) شناخت مظاهر و مصاديق مهم و اولويت دار معروف و منکر و بررسي زمينـه هـا، علـل و

عوامل رشد و توسعه آن و آثار و پيامدهاي آن در هر زمان و ارائه به شورا

هـ) حمايت همه جانبه از اقدامات قانوني آمران به معروف و ناهيان از منکر

و) تدوين راهبردهاي آموزشي براي سطوح مختلف جامعه و کمک به برنامه هـاي آموزشـي

دستگاههاي ذيربط

ز) پژوهش و تحقيق در زمينه امر به معروف و نهي از منکر

ح) کمــک بــه تشــکيل جمعيتهــا و تشــکلهاي مردمــي کــه هــدف آنهــا فعاليــت

در حوزه امر به معروف و نهي از منکر مي باشد.

ط) نشر و حمايت از آثار، اعم از علمي و فرهنگي در حوزه امر به معروف و نهي از منکر ي) ارزيـــابي عملکردهــــا، فعاليتهــــا و اقــــدامات در حــــوزه امــــر بــــه معــــروف

و نهي از منکر جهت بهبود و ارتقاء کارآمدي و اثربخشي و ارائه گزارش به مراجع قانوني ذيربط

ک) ارائه گزارش سالانه به شورا ل) جلب و جذب کمکهاي مردمي

تبصره- نحوه حمايت و کمکهاي مـالي مـذکور در بنـدهاي فـوقالـذکر طبـق دسـتورالعمل

مصوب شورا صورت خواهد گرفت .

220




٤٤٠

پيوست سوم.قانون راهکارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب

مقدمه :«حجاب» از ارزندهترين نمودهاي فرهنگي ، اجتماعي در تمدن ايراني - اسلامي است که پيشينه آن به قبل از ورود اسلام مي رسد، اما در فرهنگ اسلامي به اوج تعالي و منتهاي ارزش و اعتبار خود مي رسد.

حجاب و عفاف پديده مذهبي - ارزشي مهمي در تعاليم اسلامي است و توجه به زمينه هاي فرهنگي - اجتماعي به عنوان بستر آن بسيار شايسته و لازم استد و اشاعه و تعميق آن نيازمند آموزشهاي بنيادين و مداوم در خانواده، مدرسه ، دانشگاه و اجتماع است .

بديهي است که در کنار شرايط مساعد اجتماعي براي ارزش تلقي کردن و الگوپذيري اين فرهنگ ، نيازمند دروني و نهادينه شدن آن در وجود افراد است بدون شک رسيدن به اين هدف نيازمند مشارکت و توجه جدي همه نهادها و دستگاه ها به صورت مستمر و هدفمند است .

سياست ها و راهکارها

١- در اولويت قرار دادن موضوع حجاب و عفاف در برنامه هاي دستگاههاي اجرايي کشور براي مقابله با روند فزاينده بدحجابي .

٢- ابلاغ روشهاي اجرايي و تعيين ضوابط و هنجارهاي روشن در مورد نوع لباس و پوشش افراد در بخش هاي رسمي و اداري کشور.

٣- نظارت بر رعايت حريم حجاب و عفاف در سازمانهاي دولتي و عمومي و نظارت و تأکيد بر ضرورت رعايت سادگي و پوشش و فرمهاي اسلامي و حضور ساده و بي آرايش در محيط کار به دليل تأثير منفي بر مراجعان.

٤- تعريف استانداردهاي فرهنگي مناسب براي ترويج فرهنگ عفاف منطبق با فرهنگ ديني و ملي و فراهم کردن زمينه هاي لازم براي ترويج الگوهاي مناسب پوشش اسلامي توسط نهادهاي الگو ده.

٥- ايجاد مراکز و مؤسسات متعدد با هدف الگوسازي، ارائه مدلهاي مناسب و متنوع و ايجاد رقابت سالم در زمينه بين افراد.

٦- وضع قوانين و مقررات لازم براي اصلاح وضعيت پوشش در جامعه .

٧- گسترش و تقويت مراجع قانوني براي ترويج پوشش اسلامي در جامعه .

٨- اصالت بخشي به فرهنگ عفاف از طريق محصولات متنوع فرهنگي ، هنري متناسب .

٤٤٠پايگاه اطلاع رساني شوراي فرهنگ عمومي . اين قانون توسط شوراي فرهنگ عمومي که از شوراهاي اقماري شوراي عالي انقلاب فرهنگي است ، تهيه و در ١٣دي ١٣٨٤ به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيد.

221




٩- رعايت حجاب و حفظ شئون اسلامي از سوي مديران، مسئولان حکومتي و خانوادههاي آنان و تدوين شاخص هايي در اين زمينه براي گزينش مديران.

١٠- رفع اشکالات قانوني در نحوه توليد، توزيع و عرضه پوشاک داخلي و خارجي .

١١- پيگيري نحوه اجراي طرح گسترش فرهنگ عفاف به صورت مستمر در جلسات شوراي فرهنگ عمومي استان ها و ارائه گزارشهاي منظم به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي (رئيس کميته ).

١٢- ارزيابي دقيق از اجراي طرح ها توسط دستگاههاي فرهنگي ، انتظامي و قضايي براي مقابله با مظاهر بدحجابي و يافتن راهکارهاي مناسب توسط کميته توسعه و ترويج فرهنگ عفاف.

١٣- نظارت و ارزيابي عملکرد رسانه ها - خصوصا صدا و سيما - در ارتباط با الگوهاي تبليغي آنها و تأثير آن در جامعه .

١٤- احياء سنت حسنه «امر به معروف و نهي از منکر» درمورد حجاب و عفاف.

١٥- فراهم کردن زمينه هاي لازم براي تهيه کتب ، نشريات و توليدات علمي - فرهنگي به منظور ترويج فرهنگ عفاف و پاسخگويي به شبهات موجود در مورد آن.

١٦- انجام سياست هاي تشويقي درباره مديران و کارگزاراني که در محيط کار خود اصول عفاف و پوشش اسلامي را رعايت مي کنند.

وظايف تخصصي دستگاههاي قانونگذار و اجرايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي

١- هماهنگي و نظارت بر رسانه هاي ارتباط جمعي همانند: روزنامه ها، مجلات و محصولات سمعي و بصري، نمايش ها و ... براي توجه به فرهنگ حجاب و عفاف و رعايت آن.

٢- حمايت مادي و معنوي از آثار فرهنگي - هنري همانند تسريع در صدور مجوز، ارايه يارانه و تشويق توليد کنندگان آثار فرهنگي و هنرمنداني که راهکارهاي تازه و جذاب در راستاي توسعه فرهنگ عفاف ارائه مي کنند.

٣- جلوگيري از انتشار و تبليغ کالاهاي فرهنگي که با فرهنگ عفاف و حجاب مغايرت داشته باشد مانند (کتاب، فيلم ، نشريات، تئاتر و ...)

٤- ترويج الگوهاي مناسب براي عفاف و حجاب و ممانعت از ترويج فرهنگ مدگرايي منفي در محصولات و کالاهاي فرهنگي .

٥- هماهنگي و همکاري با رسانه هاي جمعي براي ايجاد حساسيت لازم در خانواده ها نسبت به اهميت فرهنگ حجاب و عفاف.

٦- توليد سمفوني و آثار موسيقايي متناسب با موضوع عفاف و حجاب.

222




٧- برگزاري جشنوارههاي فرهنگي - هنري، منطقه اي، ملي و بين المللي براي رواج فرهنگ عفاف و حجاب.

٨- استفاده از ظرفيت سازمانهاي فرهنگي غير دولتي و خصوصي جهت ترويج فرهنگ عفاف و حجاب.

٩- نظارت فرهنگي بر اينترنت و ايجاد سياست هاي حمايتي و هدايتي به منظور تعميق فرهنگ عفاف و حجاب و جلوگيري از ورود و گسترش مظاهر تهاجم فرهنگي .

١٠- تبيين و تحليل ريشه هاي ديني و اعتقادي فرهنگ عفاف و حجاب - به ويژه براي نسل جوان

- از طريق توليدات ملي ، برگزاري نشست هاي فکري - فرهنگي ، ايجاد باشگاه انديشه و مانند آن.

١١- نظارت بر تشکل هاي هنري - مردمي ، نمايشگاههاي هنري و محافل هنري عمومي مانند: کنسرتها و نمايشگاه ها در جهت رعايت عفاف و حجاب.

١٢- اهتمام لازم براي اجراي قانون «منع استفاده ابزاري از تصاوير زنان در مطبوعات».

١٣- به عضويت پذيرفتن خانم هاي متعهد و مطلع از مسائل عفاف و حجاب در هيئت هاي نظارت بر بازبيني فيلم ، کتاب و .....

١٤- تهيه فيلم هاي سينمايي در مورد تاريخچه کشف حجاب در ايران و بررسي علل و عوامل آن.

١٥- استفاده مناسب از لباسهاي اسلامي - ملي (حجاب و حجاب برتر) در فيلم هاي سينمايي و استفاده نکردن از اين پوشش توسط شخصيت هاي منفي و منفور در فيلم ها.

١٦- ارزيابي مستمر وضعيت حضور زنان در فيلم هاي سينمايي و مطبوعات.

١٧- نظارت دقيق و اصولي بر وضعيت فرهنگي - اخلاقي سالن هاي سينما و مراکز مربوط به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي .

١٨- حمايت از انتشار نشريات تخصصي و پوشاک اسلامي و سعي در جهاني کردن اين نشريات از طريق اينترنت .

١٩- ارتباط مستمر و تبليغ در جهت گسترش فرهنگ و سنن ايراني - اسلامي در بين ايرانيان مقيم خارج از کشور به وسيله رايزني هاي فرهنگي در سفارتخانه هاي ج.اسلامي .ايران در سراسر دنيا ( با همکاري سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي )

٢٠- همکاري و هماهنگي درجهت اعزام گروههاي فرهنگي جهت ترويج و تبليغ فرهنگ و آداب اسلامي - ملي براي ساير ملل - خصوصا ايرانيان مقيم خارج از کشور - (با همکاري سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي )

٢١- توسعه و گسترش ارتباط فرهنگي - اسلامي و ملي بين سفارتخانه هاي کشورهاي اسلامي در ايران ( با همکاري سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي ).

223




وزارت بازرگاني

١- حمايت عملي از طراحان و توليد کنندگان پوشاکهاي ساده و اسلامي در جهت ايجاد تنوع در الگوهاي پوشش اسلامي .

٢- نظارت مستمر و مؤثر بر عملکرد واحدهاي توليدي پوشاک از طريق سازمانهاي مربوطه .

٣- حمايت کامل - حتي يارانه اي - از واحدهاي توليدي پارچه هاي چادري.

٤- کنترل اماکن تجاري عمومي (شامل فروشگاهها، مجتمع هاي تجاري، نمايشگاه ها و ...) از نظر پوشش و بدحجابي .

٥- تدوين قوانيني براي ممنوعيت عرضه لباس دست دوم خارجي در کشور.

٦- اجراي شيوهنامه و ملزم ساختن ، واحدهاي توليدي جهت نصب نام تجاري (Brand) بر روي پوشاک توليد شده در داخل .

٧- اطلاع رساني و ارتقاء سطح دانش و بينش واحدهاي توليدي، توزيعي ، آرايشگاهها، دستگاههاي عرضه لوازم بانوان در مورد حجاب و عفاف.

٨- حمايت هاي همه جانبه از برگزاري جشنوارههاي ادواري و نمايشگاههاي عرضه البسه و لوازم زنان منطبق با الگوهاي ارزشي اسلامي و معرفي واحدهاي نمونه در سطح کشور و خارج از کشور.

٩- پيشنهاد قوانين مشخص در مدت ٣ ماه براي نظارت بهتر بر توليد و توزيع پوشاک و نحوه برخورد با متخلفان واحدهاي توليدي و استانداردسازي آن به شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مجلس شوراي اسلامي .

١٠- اهتمام براي اجراي مناسب تر مقررات درچيدمان آرايش . تزيين ويترين ها و استفاده از مانکن ها جهت حفظ عفت عمومي .

١١- نظارت بر رعايت اصل عفاف در نوع بسته بندي و عدم استفاده از تصويرهاي نامناسب در تبليغات تجاري کالا.

١٢- تهيه احکام شرعي مرتبط با اسناد و آموزش آن به اصناف توسط وزارت بازرگاني قبل از اخذ مجوز فعاليت .

١٣- برگزاري نمايشگاههاي لباس - ملي و مذهبي - جهت ارائه الگوهاي اسلامي و سالم به توليدکنندگان و مصرف کنندگان.

سازمان صدا و سيما

١- اهتمام ويژه در خصوص معرفي و ترويج فرهنگ عفاف به منظور نهادينه سازي و جذاب نمودن آن.

224




٢- تبيين نقش حجاب و عفاف در افزايش سلامت جامعه و بهرهوري آن از طريق توليد برنامه هاي مختلف .

٣- فرهنگ سازي در زمينه اصلاح پوشش نامناسب و ارائه راهحل هاي مؤثر و فوري از طريق توليد برنامه هاي کارشناسي ، گفتمان، توليد فيلم ، تيزرهاي تلويزيوني و ...

٤- تبيين و آموزش احکام شرعي حجاب و عفاف و رعايت حريم عفاف در خانه و اجتماع و آموزش معيارهاي رفتار صحيح زن و مرد جهت برقراري روابط متعادل اجتماعي .

٥- به تصوير کشيدن ابعاد شخصيت هاي الهي اسلام چون حضرت زهرا (س )، حضرت زينب (س ) و زنان نمونه از صدر اسلام تا دوران معاصر در مناسبت هاي مذهبي و ملي و تأثير آن در فرهنگ سازي و گسترش ارزشهاي اسلامي به صورت جذاب.

٦- ترويج الگوهاي مناسب حجاب از طريق توليد فيلم و سريال و ساير برنامه هاي تلويزيوني و انجام مناظره علمي ، فرهنگي و هنري در خصوص فلسفه حجاب و عفاف به منظور استحکام بنيه اعتقادي و فرهنگي جوانان.

٧- به تصوير کشيدن چهره بانوان محجبه کشورهاي خارجي در زمينه هاي مختلف فرهنگي ، هنري، اجتماعي و سياسي از طريق برنامه هاي تلويزيون و تهيه فيلم از زندگي آنان .

٨- تهيه فيلم و ارايه تصوير روشن از تاريخچه و خاستگاه کشف حجاب در ايران به عنوان يک حرکت سياسي با هدف تخريب بنيانهاي فکري و عقيدتي و رفتاري زنان در جامعه .

٩- آموزش و ترويج احکام شرعي حجاب و پوشش بومي (منطقه اي)در جغرافياي جمهوري اسلامي ايران.

١٠- به تصوير کشيدن زنان تحصيلکرده، ممتاز، متعهد و باحجاب در فيلم ها و مجموعه هاي هنري و پرهيز از نشان دادن آنان در نقش ها و شخصيت هاي عامه و کم سواد.

١١- نشان دادن وضعيت حقوقي ، فرهنگي و اجتماعي زنان در غرب و مقايسه آن با وضعيت زنان در غرب و مقايسه آن با وضعيت زنان در ايران به منظور ايجاد احساس رضايت خاطر زنان ايراني از فرهنگ ديني و پايبندي آگاهانه تر آنان به عفاف و حجاب.

١٢- نشان دادن اثرات منفي فرهنگ مبتذل و غير اخلاقي غرب در زندگي اجتماعي و خانوادگي .

١٣- انجام تمهيدات لازم براي کاهش تأثيرات منفي سريالها و فيلم هاي خارجي متضاد با فرهنگ اسلامي از طريق نقد و بررسي فيلم ها و سريال ها.

١٤- معرفي نمونه هاي عيني از اساتيد، مربيان، نفرات اول کنکور، المپياديها و خانوادههاي ايثارگران و .. از نظر مظاهر عفاف و حجاب و ساده زيستي .

225




١٥- انعکاس موفقيت هاي جوانان - خصوصا دختران - در ابعاد مختلف با هدف احيا و تقويت شخصيت و منزلت اجتماعي آنها.

١٦- تهيه فيلم و گزارش از زندگي زنان فعال در عرصه هاي خانوادگي ، مديريتي ، علمي ، فرهنگي و هنري با محوريت موضوع «عفاف و پوشش ».

١٧- آشنا کردن خانواده ها و جوانان نسبت به برگزاري ازدواج کم هزينه و ساده با توجه به شرايط اقتصادي جامعه .

١٨- بازنگري در شرايط انتخاب فيلم ها و سريالهاي خارجي بر اساس ملاکهاي حجاب و عفاف.

١٩- تهيه برنامه هاي متناسب با فرهنگ حجاب و عفاف براي کودکان و استفاده از قهرمانهاي عروسکي مطرح در کارتونها و برنامه هاي کودک نظير (علي کوچولو، کلاه قرمزي و ... در ترويج فرهنگ عفاف و حجاب با همکاري کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان)

٢٠- تهيه برنامه هاي مختلف در خصوص تاريخچه و جايگاه پوشش و حجاب در غرب، تبيين علل و عوامل آن و چگونگي رواج فرهنگ برهنگي در سدههاي اخير در آن جوامع .

٢١- نظارت مستمر بر تبليغات تجاري به منظور جلوگيري از ايجاد روحيه مصرف گرايي و تجمل پرستي به عنوان عوامل ترويج بي مبالاتي اخلاقي و سرق آن به سوي تبليغات و آگهي ها فرهنگي و اخلاقي .

٢٢- تدوين سياست هاي روش و مشخص در مورد سبک لباس و آرايش هنرمندان، مجريان زن و مرد و ... در برنامه ها، فيلم هاي سينمايي ، تاثير و ... با محوريت عفاف و حجاب.

٢٣ - اطلاع رساني مناسب و دقيق به خانواده ها در مورد علل آسيب هاي اجتماعي و انحرافات در خصوص زنان بي سرپرست ، کودکان خياباني ، طلاق، اعتياد، فرار دختران و نشان دادن عدم رعايت عفاف و حجاب در بروز اين آسيب ها.

٢٤- انعکاس عواقب منفي استفاده از فيلم ها، نوارهاي مبتذل و حضور در گروههاي منحرف بر زندگي فردي - اجتماعي از طريق برنامه هاي مناسب به صورت طبيعي و غير عمدي.

٢٥- نشان دادن اثرات منفي تاثير فرهنگ مبتذل و غير اخلاقي غرب در زندگي اجتماعي نوجوانان به صورت طبيعي .

٢٦- بيان آيات و روايات و توصيه هاي ديني در مورد مسئوليت مشترک زن و مرد در رعايت نگاه، رفتار و گفتار.

٢٧ اتخاذ سياست هاي انضباطي در خصوص بازيگران زن صدا و سيما و جلوگيري از تجليل و تبليغ چهرههايي که در مناظر اجتماعي و عمومي با ظاهر و پوشش بد حضور پيدا مي کنند.

226




٢٨- ترغيب و تشويق توليد کنندگان آثار فرهنگي که راهکارهاي بديع و جذاب در راستاي تعميق و توسعه فرهنگ عفاف ارائه نمايند.

٢٩- تجليل از هنرمندان و فرهنگسازان متعهد که در اشاعه فرهنگ عفاف و حجاب صاحب اثر و نظر هستند.

٣٠ - افزايش سطح آگاهي خانواده ها از طريق رسانه ملي در مورد اهميت فرهنتگي عفاف و حجاب.

٣١- سفارش ساخت و توليد آثار برجسته و تاثير گذار در موضوع حجاب.

نيروي انتظامي

١- اعلام حدود و ضوابط قانوني عفاف و ملاکهاي بدحجابي در جامعه به منظور تشخيص مصاديق آن.

٢ - اهتمام بيشتر به برخورد قانوني و محترمانه .

٣ - همکاري با سازمانهاي ذيربط در فضا سازي تبليغي و فرهنگي در همه مسيرهاي منتهي به کوهستانها و تفرجگاههاي کوهستاني و ساير اماکن عمومي و تفريحي .

٤ - الزام اتحاديه ها، سنديکاها و صنوف در مقابله با بدحجابي .

٥ - تذکر به افراد بدحجاب و برخورد با آنها طبق ضوابط قانوني در اماکن عمومي شهر.

٦ - پيشنهاد لايحه قانوني به مراجع قانونگذار در خصوص رعايت پوشش مناسب در هنگام رانندگي .

٧ - برخورد قانوني با افراد خياباني ، افراد بدحجاب و باندهاي اصلي فساد فحشا و ....

٨- نظارت و کنترل قانوني و اصولي بر وضعيت اماکن تفريحي و عمومي نظير پارکها، سالن هاي سينما، سالن ها و اماکن ورزشي ، کوهستان ها، سواحل دريايي ، جزاير، مناطق آزاد تجاري، فرودگاهها، پايانه ها و ... (با مشارکت نهادها و دستگاههاي ذيربط ).

٩- اهتمام بيشتر به آگاهسازي جامعه از آثار مثبت اجتماعي و اخلاقي حجاب و عفاف و نتايج منفي عدم رعايت آن از طريق خلق آثار فرهنگي ، هنري و تبليغ (با مشارکت دستگاههاي ذيربط ).

١٠- ممانعت از توليد، توزيع و نمايش محصولات سمعي و بصري غير مجاز و نمايش لباسهايي که موجب بي عفتي و بدحجابي مي شوند.

١١- کنترل و نظارت جدي بر رعايت حدود و ضوابط قانوني عفاف در مجتمع هاي مسکوني ، برجها و شهرک ها از طريق مديريت بر اين گونه اماکن .

١٢ - توجه و نظارت بر مراکز خطرناک، ويژه و آلوده و اولويت دادن به اين برنامه ها و مراکز حساس و سلب ابتکار عمل از آن در نفي امنيت اجتماعي زنان .

١٣- اولويت در بکارگيري زنان مجرب در دستگيري زنان متخلف و تحويل دادن آنان به مراکز امنيتي و جلوگيري از بازتاب منفي آن در بين مردم.

١٤ - لزوم برگزار کنندگان جشن ها و مراسم عروسي به رعايت شئون اسلامي و کنترل افراد شرکت کننده در آن و برخورد جدي با مراکز غير قانوني و فاقد مجوز.

١٥ - الزام آرايشگاه ها به رعايت ضوابط شرعي و قانوني عفاف و کنترل نحوه ورود و خروج عروس و همراهان وي .

١٦- نظارت مستمر بر اماکن تجاري عمومي شامل فرودگاهها و مجتمع هاي مسکوني ، نمايشگاه ها و ... بر نحوه پوشش و بازرسي از اين اماکن در رفع بدحجابي (با همکاري دستگاههاي ذيربط ).

١٧- آموزش، ساماندهي و بکارگيري نيروهاي آگاه زنان جهت نظارت بر رعايت حجاب و پوشش در اجتماع با رعايت حريم و حرمت شخصي افراد.

١٨- کسب اعلام نظر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و نيروي انتظامي در خصوص برگزاري هر گونه کنسرت يا جنگ شادي قبل از صدور مجوز.

١٩- توقيف خودروهاي دولتي که سرنشينان آن شئون اسلامي را رعايت نمي کنند.

٢٠- اعلام نظر در خصوص فعاليتيا عدم فعاليت بخش هايي که مي تواند موجب ترويج فساد شوند.

٢١- جلوگيري از فعاليتواحدهاي صنفي متخلف که باعث مخدوش کردن عفت عمومي مي شوند.

سازمان ملي جوانان

١- طراحي شيوههاي کارآمد جهت گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در حوزههاي مرتبط با جوانان.

٢- ايجاد ضوابط مشخص به منظور رعايت عفاف توسط تشکل هاي غير دولتي جوانان و نظارت بر آنان در اين زمينه .

٣- حمايت از سازمانها و انجمن هاي غير دولتي که در گسترش فرهنگ عفاف و حجاب فعاليت مي کنند.

٤- تبيين و معرفي شيوه ها و راهکارهاي مناسب براي ارتباط سالم و پاک جوانان و اهميت زدايي از نماد لباس و آرايش مبتذل به عنوان شيوه اي براي ارتباط.

٥ - تحقيق و مطالعه پيرامون اثرات منفي تاثير فرهنگ فاسد و غير اخلاقي غرب در زندگي اجتماعي و فردي جوانان (با همکاري دستگاههاي ذيربط ).

228




٦- مطالعه جهت تعيين هنجارهاي روشن در زمينه توسعه فرهنگ عفاف متناسب با علايق جوانان و ارزشهاي جامعه .

٧- برنامه ريزي در مورد بهينه سازي فرهنگ عفاف در اوقات فراغت با اولويت اجراي برنامه ها به تفکيک دختران و پسران.

٨ - در نظر گرفتن معيار عفاف در انجام پيمايش هاي ملي جوانان و ارائه گزارشهاي آن به دستگاههاي مرتبط .

٩ - انجام پژوهش هاي کاربردي در خصوص توسعه فرهنگ عفاف و تعيين سهم و نقش هر دستگاه بر اساس پژوهش هاي انجام شد.

١٠- انجام تحقيقات کاربردي در خصوص علل اجتماعي بالا رفتن سن ازدواج و ارائه پيشنهادات مناسب به دستگاههاي ذيربط بر اساس وظايف هر دستگاه.

١١- آسيب شناسي وضعيت ازدواج جوانان در برنامه هاي مصوب مربوط و ارائه راهکارهاي مناسب جهت دستيابي به اهداف مشخص .

١٢- ايجاد مراکز مشاوره اي محلي - با کادر مجرب - جهت اطلاع رساني به خانواده ها و جوانان به صورت حضوري، تلفني و مکاتبه اي.

١٣- برگزاري ميزگرد و انجام مناظره در خصوص فلسفه عفاف و حجاب.

١٤ - تشويق و تجليل از دختران و پسران نخبه و ممتاز و معرفي افراد نمونه با توجه به الگو بودن آنها در زمينه پوشش .

سازمان تبليغات اسلامي

١ - تقويت نظام تبليغ ديني در ٢ عرصه سنتي و مدرن در تعميق فرهنگ عفاف و حجاب.

٢ - آسيب شناسي و مطالعه توسعه فرهنگ عفاف و حجاب در نظام تبليغي ديني و ايجاد نوآوري در اين زمينه .

٣- تبيين و تبليغ جاذبه ها و دافعه هاي برخي مسائل در مورد نحوه پوشش و حجاب و گسترش حيا و عفت در خانواده ها.

٤- تأکيد بر اقدامات فرهنگي - تبليغي به ويژه بهرهگيري از توانمنديهاي رسانه اي و نيروي انساني مبلغ - با هدف فرهنگ سازي مثبت در زمينه توسعه فرهنگ عفاف و حجاب.

٥ - توليد محصولات فرهنگي ، هنري - سينمايي نمايش ، تجسمي ، کتاب، رمان و ... براي کودکان و بزرگسالان در زمينه بسط فرهنگ عفاف و حجاب (توسط حوزه هنري).

٦- توسعه فضاي پرسش و پاسخ مانند برگزاري ميزگرد و انجام مناظره در زمينه فرهنگ عفاف و ضوابط شرعي حجاب با بکارگيري ابزارهاي مختلف تبليغي .

٧- برگزاري مسابقات فرهنگي - هنري و علمي با هدف جهت دهي به افکار نسل جوان با موضوع حجاب و عفاف و نظرسنجي از شرکت کنندگان در تهيه طرحها و برنامه هاي مناسب در اين زمينه .

٨- تاسيس پژوهشکده توسعه فرهنگ عفاف و حجاب و عفاف (با همکاري وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري)،

٩- توزيع کتاب تأليف شده در زمينه بسط فرهنگ عفاف در فروشگاههاي کتاب شهر سازمان تبليغات اسلامي .

١٠- نشان دادن اثرات منفي فرهنگ مبتذل و غير اخلاقي غرب در زندگي اجتماعي و فردي نوجوانان

١١- بيان مناسب آيات و روايات ديني در مورد رعايت نگاه،رفتار و گفتار با در نظر گرفتن مختصات جنسي زن و مرد.

١٢- ارائه مطالب ارزشي ، فرهنگي و جذاب در سالن هاي انتظار فرودگاه ها، را آهن ، پايانه هاي زميني ، تابلوهاي الکترونيکي ، ميادين و چهارراه ها.

وزارت آموزش و پرورش

١- آموزش، ساماندهي ، توجه و بکارگيري مديران، معلمان و همه پرسنل مدارس جهت ترويج فرهنگ عفاف و حجاب در بين دانش آموزان و سازمانهاي مربوط نظير بسيج ، انجمن هاي اسلامي و ...

٢ - انجام تحقيقات لازم در مورد بسط حيا و عفاف در مدارس به منظور اجراي برنامه هاي فرهنگي ، تربيتي و پرورشي در آن.

٣- گنجاندن موضوع عفاف و حجاب از ديدگاه آيات و روايات همراه با تبيين ضرورت و فلسفه آن براي دانش آموزان در کتب درسي همه مقاطع تحصيلي .

٤- اهتمام به مثبت نگري و زيباانديشي در مورد فرهنگ عفاف و حجاب در تأليف کتب درسي .

٥- اجراي مسابقات فرهنگي - هنري و علمي با هدف جهت دهي به افکار نسل جوان با موضوع حجاب و عفاف و نظرسنجي از جوانان در تهيه طرحها و برنامه هاي مناسب در زمينه حجاب.

٦ - تجليل از دختران و پسران نخبه و ممتاز (با توجه به ملاکهاي حجاب و عفاف و علم ) و برگزاري مسابقات و معرفي افراد نمونه با توجه به ويژگي هاي الگويي آنها در زمينه پوشش .

٧ - آموزش احکام شرعي عفاف و حجاب و برگزاري کلاسهاي دانش افزايي براي والدين (خصوصا مادران) و توجيه آنها نسبت به رعايت حريم عفاف در خانه و محيط هاي اجتماعي از طريق انجمن اوليا و مربيان.

٨- تأکيد بر ضرورت رعايت پوشش و الگوي مدهاي اسلامي و ترويج الگوهاي بايسته در پوشش دانش آموزان و همه کادر مدرسه و آرايش نکردن در مدارسم .

٩ - تعيين رنگ ها و مدلهاي متنوع در پوشش دانش آموزان با رعايت موازين و ضوابط شرعي جهت تأمين سلايق مختلف .

١٠- محرم سازي محيط هاي آموزشي و پرورشي و اداري به منظور ايجاد زمينه بروز نيازهاي دختران با حفظ سادگي و موازين و ضوابط شرعي براي جلوگيري از خودنمايي آنها در مجامع عمومي .

١١- آشنا کردن جوانان - خصوصا دختران - براي شناخت توطئه ها، زمينه ها، روش ها و مجاري نفوذ فرهنگ غربي از طريق مدارس.

١٢- آشنا کردن خانواده ها و جوانان با اصول ازدواج آسان و تشکيل خانواده در سنين پايين تر با توجه به شرايط اقتصادي جامعه از طريق کتب درسي .

١٣- استفاده از شعرخواني ، قصه گويي و نقاشي در مقاطع پيش دبستاني و مهد کودک جهت آشنا کردن کودکان با فرهنگ عفاف و حجاب.

١٤- معرفي و تشويق نمونه هاي عيني از اساتيد، مربيان، نفرات اول کنکور، المپياديها و خانواده ها ايثارگران و ... از نظر رعايت مظاهر عفاف و حجاب در مدارس.

١٥- انعکاس موفقيت هاي دانش آموزان - خصوصا دختران - در ابعاد مختلف با هدف ارتقاي شخصيت و منزلت اجتماعي آنها.

١٦- آموزش معيارهاي رفتار صحيح زن و مرد جهت برقراري روابط انساني و اجتماعي متعادل در خانواده و جامعه از طريق کتب درسي .

١٧- تهيه و تدوين نشر کتب ، مقالات و جزوات تخصصي در راستاي تقويت بنيه اعتقادي و ديني در جهت توسعه فرهنگ عفاف در بين والدين دانش آموزان توسط انجمن اوليا و مربيان.

١٨- غني سازي اوقات فراغت دانش آموزان - با تأکيد بر فرهنگ عفاف و حجاب - از طريق استفاده از توانمنديهاي تشکل هاي دانش آموزي.

١٩- در نظر گرفتن امتيازاتي از نظر انضباطي براي دانش آموزاني که پوشش اسلامي را رعايت مي کنند.

٢٠- در نظر گرفتن امتيازاتي براي مديران مدارسي که رعايت حجاب کارکنان و دانش آموزان آن اسلام و مناسب است .

٢١- پاسخگوي بودن مدير مدرسه در صورت عدم رعايت عفاف و حجاب از طرف دانش آموزان.

وزارت امور اقتصادي و دارايي

١- اهتمام بيشتر در ممانعت از ورود غير قانوني پوشاک و محصولات فرهنگي مغاير با عفت عمومي و شئون اسلامي با توجه به قوانين مربوطه .

٢- ممنوعيت ورود، توليد و عرضه مجسمه ها، عروسکها، مانکن ها و تابلوهاي مروج ضد عفاف نظير نقاشي ، فرش، روزنامه و ...

٣- تدوين قوانيني براي ممنوعيت عرضه لباسهاي دست دوم خارجي .

٤- وضع تعرفه گمرکي ويژه بر پوشاک و محصولات فرهنگي و کالاهاي مغاير با عفت عمومي و شئون اسلامي .

٥- نظرات دقيق بر واردات و صادرات و ترانزيت عبور تمام کالاها (از جمله کالاهاي فرهنگي ، مواد غذايي ، دارويي ، آرايشي ، پوشاک و ...) با همکاري دستگاه هاي ذيربط .

وزارت علوم، تحقيقات و فناوري - دانشگاه ها و مراکز آموزش عالي

١- تدوين برنامه جامع فرهنگ عفاف و حجاب با توجه به ضرورت الگو ساز بهينه سازي و به روز کردن الگوها، با در نظر گرفتن تنوع فرهنگي موجود در کشور در محيط هاي دانشگاهي توسط پژوهشگاه مطالعات فرهنگي و اجتماعي .

٢- آشنا شاختن دانشجويان - خصوصا دختران - با توطئه ها، زمينه ها، روش هاي نفوذ فرهنگ غرب و تاثير منفي آن در عفاف و حجاب.

٣- انتشار فصلنامه علمي - پژوهشي در مورد توسعه فرهنگ عفاف و انجام تحقيقات جامع در اين زمينه .

٤- نظارت جدي بر اجراي آئين نامه انضباطي دانشجويي در محيط دانشگاهي ، دانشکده ها، خوابگاه ها، اردوها و همايش دانشجويي در زمينه توسعه فرهنگ عفاف.

٥- تقدم رعايت کنندگان حجاب و عفاف، در جامعه و حمايت از نخبگان با حجاب و معرفي افراد نمونه محجبه .

٦- حمايت از پايان نامه هاي دانشجويي مرتبط با گسترش فرهنگ عفاف و حجاب.

٧- رعايت آمايش سرزميني در جذب دانشجويان بومي .

٨- برگزاري ميزگرد و انجام مناظره در خصوص فلسفه عفاف و حجاب.

٩- آموزش، ساماندهي و بکارگيري نيروهاي آگاه زن به منظور نظارت بر رعايت حجاب و پوشش در اجتماع، همراه با روشهاي پسنديده و احترام به حريم افراد.

١٠- تهيه و نشر کتب ، مقالات و جزوات تخصصي در زمينه تقويت بنيه اعتقادي و ديني و توسعه فرهنگ عفاف براي والدين و دانشجويان توسط دفتر نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه ها.

١١- آموزش و بکارگيري جوانان آشنا و معارف اسلامي ، روان شناسي و جامعه شناسي زن مردم جهت ارائه مشاوره، ترويج معروفهاي اخلاقي و اجراي مناسب تر اصول حجاب.

١٢- برخورد غير مستقيم با عوامل فساد و پوشش نامناسب از طريق تشکل هاي دانشجويي .

١٣- عدم بکارگيري کارکنان بي تفاوت به ارزش ها و فاقد صلاحيت در دانشگاه ها.

١٤- تهيه گزارش سالانه از وضعيت عفاف و حجاب در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالي سراسر کشور و نشان دادن و نتايج اجرايي راهکارهاي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب و ارائه آن به شوراي عالي انقلاب فرهنگي .

١٥-حمايت از تشکل هاي فعال دانشگاهي جهت انجام اقدامات مناسب در گسترش فرهنگ عفاف.

١٦- تأکيد بر ضرورت رعايت پوشش و الگوهاي اسلامي توسط کارکنان و دانشجويان و اساتيد و آرايش نکردن در دانشگاه ها.

١٧- آشنا کردن دانشجويان با شرايط ازدواج آسان و تشکيل خانواده مستقل و نيمه مستقل و کمک به انجام ازدواج هاي سالم دانشجويي .

مرکز امور زنان و خانواده

١- تحقيق و تدوين کتب و مقالات مناسب و خصوص فلسفه حجاب و عفاف، و شيوههاي رواج آن در کشور و پاسخگويي به شبها طرح شده در زمينه حجاب.

٢- تهيه پودمان آموزشي ترويج فرهنگ عفاف براي خانواده ها.

٣- تشکيل دورههاي آموزشي کوتاه مدت براي ارباب رجوعها در دستگاههاي اجرايي و تشکيلات غير دولتي .

٤- برگزاري همايش ها، کنفرانس ها و نشست هاي تخصصي با موضوع فرهنگ عفاف در مراکز علمي - تحقيقاتي .

٥- تشويق و حمايت ازNGOهايي که در خصوص ترويج فرهنگ عفاف فعاليت مي کنند.

٦- همکاري با سازمان صدا و سيما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در خصوص ترويج نمادها و الگوهاي لباسهاي بومي ايراني و تشويق و حمايت از مراکز توليد و توزيع لباسهاي ملي و اسلامي .

وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات

١- ايجاد فضاي امن در تبادل اطلاعات و جلوگيري از مخدوش شدن حريم عفاف در عرصه تبادل اطلاعات.

٢- مسدود کردن سايت هاي ضد اخلاقي و ضد حجاب بر اساس مصوبات کميته پنج نفره مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي .

٣- ارائه تسهيلات و خدمات ارزان براي دستگاههاي وNGOهايي که در توسعه عفاف و حجاب فعاليت فرهنگي مي کنند.

٤- تأکيد بر تسريع در ايجاد سيستم فيلترينگ هوشمند براي جلوگيري از افزايش بي بند و باري در جامعه .

٥- ارائه گزارش شش ماهه به کميته در خصوص ميزان رجوع کاربران به سايت هاي اينترنتي ضد اخلاقي .

٦- برخورد با موسسات اينترنتي که دسترسي با سايت هاي غير مجاز را فراهم مي کنند و جلوگيري از فعاليت ها آنها.

٧- ارائه نرم افزارهاي مرتبط ارزان قيمت به خانواده ها به منظور جلوگيري از دسترسي به سايت هاي ضد اخلاقي .

٨- تأمين امکانات لازم - از طريق اينترنت - براي وزارتخانه ها و نهادها جهت گسترش فرهنگ عفاف.

سازمان تربيت بدني

١- گسترش و بهينه سازي فرهنگ عفاف در مراکز و سالن هاي ورزشي سازمان تربيت بدني و افزايش ضريب اطمينان خانواده ها نسبت به رعايت حريم عفاف و حجاب در ورزشگاه ها و سالن هاي مخصوص بانوان.

٢- اختصاص مراکز ورزشي مناسب براي بانوان جهت گذراندن اوقات فراغت و فضاسازي مناسب جهت برخورداري زنان از آزادي عمل در رعايت حجاب.

٣- کنترل سالن ها و مجتمع هاي ورزشي بزرگ و کوچک از نظر رعايت پوشش و حجاب.

٤- دقت نظر در «صلاحيت متقاضيان» تأسيس اماکن ورزشي به منظور جلوگيري از ورود افراد ناباب و فاقد صلاحيت اخلاقي و ... در اين گونه مشاغل .

٥- شناسايي اماکن ورزشي غير مجاز و رسيدگي به تخلفات اين گونه مراکز (اعم از داراي مجوز و فاقد مجوز) در خصوص عدم رعايت مقررات مصوب مربوطه .

٦- تقليل مشکلات موجود در مراکز ورزشي و ارائه راهکارهاي مفيد جهت رفع آنها، اطلاعرساني مناسب به مديران، شاغلان و مراجعان اين گونه اماکن براي پيشگيري از بروز تخلفات اجتماعي و ايجاد فضاي سالم براي استفاده بهينه از امکانات ورزشي توسط خانواده ها.

٧- استفاده نکردن از مربيان مرد براي خانم ها و مربيان زن براي آقايان.

٨- عدم استفاده از نوارهاي صوتي و تصويري غيرمجاز در اماکن ورزشي .

٩- جلوگيري از آوردن تلفن هاي همراه مجهز به دوربين عکاسي و فيلمبرداري به مراکز آموزشي مختص بانوان.

١٠- عدم ورود بانوان به سالن هاي ورزشي مختص آقايان و بالعکس تحت هر عنوان (تماشاگر و

(...

١١- تذکر جدي توسط مدير مربوطه به افرادي که در ورودي به اماکن ورزشي عفاف و حجاب را رعايت نمي کنند.

١٢- طراحي لباسهاي مناسب براي بانوان ورزشکار در راستاي حفظ حريم عفاف و حجاب.

١٣- توجه به شيوههاي تبليغاتي مناسب و مرتبط و استفاده از تعليم ديني مرتبط با فرهنگ عفاف و سلامت جسم و روح.

١٤- تجليل و تشويق ورزشکاران مروج فرهنگ عفاف.

١٥- تبليغ و الگوسازي مثبت از افراد و تيم هاي اعزامي ورزشي که مروج ارزشهاي اخلاقي و فرهنگ عفاف در خارج از کشور هستند.

١٦- ابلاغ چارچوبهاي روشن براي برگزاري جشنواره ها و مراسم افتتاحيه و اختتاميه و شرايط حضور حاضران در آن در داخل و خارج از کشور.

١٧- برگزاري کلاسهاي آموزشي جهت آشنايي مربيان و ورزشکاران با احکام و موازين حجاب و عفاف.

١٨- تأکيد بر اجراي مقررات انضباطي جهت گسترش فرهنگ عفاف.

شهرداري ها

١- گسترش فرهنگ عفاف در سطح شهر، مراکز فرهنگي ، مراکز تحت پوشش شهرداري و مراکز عمومي .

٢- ايجاد مراکز مشاوره محلي جهت اطلاعرساني به خانواده ها و جوانان به صورت حضوري، تلفني و مکاتبه اي، با کادر مجرب و با همکاري وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي .

٣- جلوگيري از تبليغ کالاهاي فرهنگي و تجاري مغاير با فرهنگ عفاف و حجاب نظير آگهي هاي تجارتي و تبليغاتي چهرههاي هنري و ورزشي با آرايش و حجاب ضد اسلامي .

٤- نوشتن آيات و روايات ديني ، فتواهاي علماء وصيتنامه حضرت امام (ره) و ... به منظور توسعه فرهنگ عفاف در پارک ها، ميادين ، خودروهاي عمومي شهري، سالن هاي سينما، تابلوهاي معابر عمومي و ورزشي با استفاده از ابزارهاي فرهنگي مناسب .

٥- تأسيس فرهنگسراي حجاب براي برگزاري جلسات مرتبط ، پرسش و پاسخ در زمينه حجاب؛ برگزاري مراسم ويژه و ...

٦- تهيه تنديس و عکس و تصاوير مناسب از شخصيت هاي اسلامي ، وقايع مهم تاريخي و طرحهاي نمادين و استفاده از آنها جهت نصب در اماکن عمومي مهم و تفرجگاه ها، همراه با ترميم و بازسازي مستمر آنها.

٧- گسترش اماکن عمومي ، پارک ها و مراکز ورزشي مناسب براي زنان و دختران جهت گذراندن اوقات فراغت و ايجاد فضاهاي مناسب جهت برخورداري آنان از آزادي عمل در رعايت حجاب توسط سازمان پارک ها.

٨- حمايت از فعاليت هاي عام فرهنگي و هنري دستگاه ها در ارتباط با گسترش فرهنگ عفاف.

٩- افزايش تسهيلات حمل و نقل شهري ويژه بانوان به منظور تأمين آسايش بيشتر آنان (نظير راهاندازي و توسعه تاکسي ويژه بانوان و ...)

١٠- رعايت موازين شرعي در ساختن اماکن مسکوني از نظر در معرض ديد نبودن ورودي خانه ها و ديده نشدن داخل خانه به هنگام باز شدن در.

وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي

١- اجراي کامل قانون انطباق امور پزشکي با موازين شرع مقدس اسلام و ابلاغ دستورالعمل هاي اجرايي جهت نگهداري از بيماران و همراهان در محيط هاي درماني

٢- تنظيم و ابلاغ آئين نامه انضباطي محيط هاي دانشگاهي پيرو مصوبه شماره ٥٠٢ مورخ

١٣٨١.٥.٢٢ شوراي عالي انقلاب فرهنگي با تأکيد بر گسترش فرهنگ عفاف و حجاب.

٣- طراحي و ساخت خوابگاههاي دانشجويي متناسب با ارزشهاي اسلامي .

٤- نظارت بيشتر بر بيمارستانهاي خصوصي به منظور ترويج فرهنگ حجاب و رعايت حقوق زنان بيمار.

٥- اهميت دادن به حجاب و اخلاق اسلامي به عنوان يکي از پيش شرطهاي اساسي در انتصاب و استخدام رؤساي دانشگاه ها، معاونان، مديران، مسئولان حوزه علمي ، فرهنگي و ورزشي و کارکنان.

٦- طراحي مبلمان اداري در ساختمانهاي ستادي بيمارستانها، دانشگاه ها و ... بر اساس حفظ حدود حريم شرعي بين کارمندان زن و مرد و پرهيز از بکارگيري معماريopenکه موجب رعايت نکردن حريم هاي اخلاقي بين کارمندان زن و مرد مي شود.

٧- تقويت شوراهاي امر به معروف و نهي از منکر در دانشگاههاي علوم پزشکي و بيمارستان ها.

٨- اهميت مسئله حجاب به عنوان يک امتياز شاخص در گزينش و معرفي دانشجويان نمونه دانشگاههاي علوم پزشکي .

٩- ايجاد تسهيلات ويژه براي ازدواج دانشجويي ، ساخت خوابگاههاي متأهلي و فعال کردن دفاتر مشاوره در امر ازدواج دانشجويي .

١٠- فعال کردن دانشجويان در حوزه پژوهش هاي علمي درباره حجاب و عفاف در دانشگاه ها.

١١- تنظيم و ابلاغ آئين نامه نحوه حضور پرسنل همگن و غيرهمگن در بخش هاي تشخيص و درمان و نظارت بر اجراي آن.

١٢- الگوسازي مناسب براي جامعه پزشکي در زمينه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب با برگزاري همايش ها و جشنوارههاي علمي و فرهنگي

١٣- نظارت بر رعايت عفاف و حجاب در سازمانهاي خارجي و موسسات پزشکي خصوصي ، مانند يونسکو، يونيسف ، سازمان بهداشت جهاني و ... و يکسانسازي يونيفرم کارمندان شاغل در مراکز فوق.

١٤- تدويني قوانيني براي ممنوعيت عرضه لباسهاي دست دوم خارجي در کشور (با همکاري دستگاههاي ذيربط )

١٥- اهداء بسته هاي فرهنگي به دانشجويان جديدالورود با موضوع آموزش در حوزه عفاف و حجاب

١٦- ايجاد سايت هاي اينترنتي در حوزه فلسفه حجاب، برگزاري جلسات سخنراني ، پرسش و پاسخ و همايش هاي علمي درباره حجاب توسط کانونهاي فرهنگي - هنري دانشگاها.

٤٤١

١٧- ارائه لباسهاي مناسب به بيماران براي ورود به اتاق عمل جراحي .

٤٤١قانون راهکارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب براي سازمانها و وزارت خانه ها و دو قوه مقننه وقصايييه نيز وظايفي را برشمرده است که به حهت تقصيل اين پيوست از ذکر آن خودداري مي کنيم . نهادها، سازمانها و وزارتخانه هاي مذکور عبارتند از: ستاد احياي امر به معروف و نهي از منکر، سازمان بهزيستي ، وزارت امور خارجهف وزارت کار و امور اجتماعي ، وزارت کشور، سازمان مديريت و برنامه ريزي، وزارت مسکن و شهرسازي، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، نيروي مقاومت بسيج و وزارت راه و ترابري.

237




فهرست منابع و ماخذ

قرآن کريم نهج البلاغه

آل کاشف الغطاء، علي، النور الساطع في الفقه النافع ، قم ، طليعه النور، ١٤٣٠ قمري.

آلوسي، سيد محمود، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم ، بيروت ، دارالکتب العلميه ، ١٤١٥ قمري.

آمدي، عبدالواحد بن محمد تميمي، غرر الحکم و درر الکلم ، قم ، انتشارات دفتر تبليغـات اسـلامي،

.1366

ابن ادريس ، محمد بن منصور بن احمد، السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي، قم ، دفتر انتشارات اسلامي، چاپ دوم ، ١٤١٠قمري .

ابن براج ، عبد العزيز بن نحرير، المهذب، قم ، دفتر انتشارات اسلامي، ١٤٠٦ قمري.

ابن ابي الحديد معتزلي، شرح نهج البلاغة ، قم ، انتشارات کتابخانه آيت الله مرعشي، ١٤٠٤ قمري ابن حمزه، محمد بن علي ، الوسيلة إلي نيل الفضيلة ، قم ، مکتبة آية الله المرعشي النجفي ،

١٤٠٨قمري .

ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب ، بيروت ، دار صادر، چاپ سوم ، ١٤١٤ ه ق احسائي، ابن ابي جمهور، عوالي اللآلي ، قم ، انتشارات سيد الشهداء، ١٤٠٥ قمري.

احمد بن فارس بن زکريا، ترتيب مقاييس اللغه ، تحقيق عبد السلام محمد هارون، قم ، مرکز دراسات الحوزه و الجامعه ، ١٣٨٧

اربلي، بني هاشمي، کشف الغمة في معرفة الأئمة ، تبريز، ١٣٨١ قمري.

اردبيلي، احمد بن محمد، زبدة البيان في أحکام القرآن، المکتبة الجعفرية لإحياء الآثار الجعفرية ، تهران ١٤٠٨ قمري .

المتقي الهندي، علاء الدين علي بن حسام الدين ، کنز العمال في سنن الأقوال والأفعال، بيروت، مؤسسة الرسالة ، الطبعة الخامسة ،١٤٠١ه .١٩٨١م

انصاري، باقر، حقوق حريم خصوصي ، تهران، سمت ، ١٣٨٦.

انصاري، مرتضي بن محمد امين ، کتاب المکاسب المحرمة و البيع و الخيارات، قم ، منشورات دار الذخائر، ١٤١١ قمري ،

بستاني ، فواد افرام، فرهنگ ابجدي:عربي-فارسي ؛ ترجمه المنجد الابجدي، ١٣٧٠.

بهشتي ، سيد محمد، بايدها و نبايدها، تهران، بقعه ، ١٣٧٩

238




تبريزي، جواد بن علي، إرشاد الطالب إلي التعليق علي المکاسب ، قم ، مؤسسه اسماعيليان، چاپ سوم ، ١٤١٦ قمري

جعفري لنگرودي، محمد جعفر، مبسوط در ترمينولوژي حقوق، کتابخانه گنج دانش ، تهران، ١٣٧٨.

جوان آراسته ، حسين ، گزينش رهبر و نظارت بر او در نظام جمهوري اسلامي ايران، قم ، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ١٣٨٨

جوهري، اسماعيل بن حماد، تاج اللغه و صحاح العربيه المسمي ، دمشق ، دار الفکر، ١٤١٨قمري.

حائري يزدي، مرتضي، کتاب الخمس ، قم ، دفتر انتشارات اسلامي، ١٤١٨قمري.

حافظ ، خواجه محمد شمس الدين ، ديوان حافظ ، تهران، اميرکبير، چاپ دهم ، ١٣٥٧.

حجازي، سيد مهدي و عيدي خسروشاهي، سيد علي رضا، درر الأخبار،قم ، دفتر مطاالعات تاريخ و معارف اسلامي، چاپ اول، ١٤١٩ قمري .

حداد عادل، غلامعلي ، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنياد دايره المعارف اسلامي ، ١٣٧٥.

حراني، حسن بن شعبه ، تحف العقول، قم ، انتشارات جامعه مدرسين ، ١٤٠٤ قمري.

حر عاملي، وسائل الشيعة ، قم ، مؤسسه آل البيت ، ١٤٠٩ قمري

حلي، حسن بن يوسف بن مطهر اسدي، إرشاد الأذهان إلي أحکام الإيمان، قم ، دفتر انتشارات اسلامي،١٤١٠ قمري .

حلي، حسن بن يوسف بن مطهر اسدي، تبصرة المتعلمين في أحکام الدين ، تحقيق محمد هادي يوسفي غروي، مؤسسه طبع و نشر وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، تهران، ١٤١١ قمري.

حلي، حسن بن يوسف بن مطهر اسدي، تحرير الأحکام الشرعية علي مذهب الإمامية ، رحلي ، بي نا، بي تا

حلي، حسن بن يوسف بن مطهر اسدي ، تذکرة الفقهاء، قم ، مؤسسه آل البيت ، بي تا.

حلي ، حسن بن يوسف بن مطهر اسدي، قواعد الأحکام في معرفة الحلال و الحرام، قم ، دفتر انتشارات اسلامي ، ١٤١٣ قمري.

حلي، حسن بن يوسف بن مطهر اسدي، مختلف الشيعة في أحکام الشريعة ، قم ، دفتر انتشارات اسلامي ، چاپ دوم ، ١٤١٣ قمري ،

حلي، حسن بن يوسف بن مطهر اسدي، منتهي المطلب في تحقيق المذهب ، مشهد، مجمع البحوثالإسلامية ، ١٤١٢ قمري .

حلي، حسن بن يوسف بن مطهر اسدي ، نهج الحق و کشف الصدق، قم ، دار الهجرة، ١٤٠٧قمري .

239




حلي، نجم الدين جعفر بن حسن ، المختصر النافع في فقه الإمامية ، قم ، مؤسسة المطبوعات الدينية ،

١٤١٨ قمري.

حلي، نجم الدين جعفر بن حسن ، شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، تحقيق عبد الحسين محمد علي بقال، قم ، مؤسسه اسماعيليان، ١٤٠٨ قمري.

حلي، نجم الدين جعفر بن حسن ، نکت النهاية ، قم ، دفتر انتشارات اسلامي،١٤١٢ قمري.

حلي، يحيي بن سعيد، الجامع للشرائع ، قم ، مؤسسة سيد الشهداء العلمية ، ١٤٠٥ قمري .

خامنه اي، سيد علي بن جواد حسيني ، أجوبة الاستفتاءات ، بيروت، الدار الإسلامية ، ١٤٢٠ قمري .

خميني، سيد روح الله ، المکاسب المحرمة ، قم ، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، ١٤١٥ قمري .

خميني ، سيد روح الله ، تحرير الوسيلة ، قم ، دار العلم ، بي تا

خميني، سيد روح الله ، صحيفه امام، ج ٦، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ، ١٣٧٧.

خميني، سيد روح الله ، صحيفه امام، ج ٨، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ، ١٣٧٨.

خميني، سيد روح الله ، صحيفه امام، ج ٩، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ، ١٣٧٨.

خميني، سيد روح الله ، صحيفه امام، ج ١٧، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ، ١٣٨٣.

خويي، سيد ابو القاسم ، صراط النجاة، قم ، مکتب نشر المنتخب ، ١٤١٦ قمري خويي، سيد ابو القاسم ، منهاج الصالحين ، قم ، مدينة العلم ،١٤١٠ قمري ،

دروزة، محمد عزت، التفسير الحديث ، قاهره، دار إحياء الکتب العربية ، ١٣٨٣ قمري.

راشد، حسينعلي ، فضيلت هاي فراموش شده، تهران، اطلاعات، ١٣٨٥.

راغب اصفهاني ، حسين بن محمد، المفردات في غريب القرآن، تحقيق صفوان عدنان داودي، بيروت و دمشق ، دارالعلمو الدار الشامية ، ١٤١٢ قمري.

راوندي، قطب الدين سعيد بن عبدالله بن حسين ، فقه القرآن في شرح آيات الأحکام، قم ، انتشاراتکتابخانه آيت الله مرعشي، ١٤٠٥ قمري .

رضايي راد، عبدالحسين،امر به معروف در ترازوي تاريخ ،قم ، بوستان کتاب، ١٣٨٤.

زحيلي، وهبة بن مصطفي، تفسير الوسيط ، دمشق ، دار الفکر، ١٤٢٢ قمري.

240




زين الدين عاملي ،علي بن احمد، مسالک الأفهام إلي تنقيح شرائع الإسلام ، قم ، مؤسسة المعارف الإسلامية ، ١٤١٣ قمري .

سبزواري، محمد باقر بن محمد مؤمن ، کفاية الأحکام، اصفهان، انتشارات مهدوي، بي تا.

سروش محمد، امر به معروف و نهي از منکر، تهيه کننده حوزه نمايندگي ولي فقيه در سپاه، قم زمزم هدايت ، ١٣٨٣.

سعدي، مصلح الدين ، بوستان سعدي، تصحيح غلامحسين يوسفي ، تهران، انتشارات خوارزمي ، چاپ پنجم ، ١٣٧٥.

سلار، حمزة بن عبد العزيز ديلمي ، ، المراسم العلوية و الأحکام النبوية في الفقه الإمامي ، قم ،منشورات الحرمين ، ١٤٠٤ قمري .

سيستاني، سيد علي، الفتاوي الميسرة، قم ، مکتب آية الله السيستاني ، ١٤١٦ قمري.

سيوطي ، جلال الدين ، الدر المنثور في تفسير المأثور، قم ، کتابخانه آية الله مرعشي نجفي ، ١٤٠٤ قمري .

شريف مرتضي، علي بن حسين موسوي، رسائل الشريف المرتضي ، قم ، دار القرآن الکريم ،

١٤٠٥قمري.

صادقي تهراني، محمد، الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، قم ، انتشارات فرهنگ اسلامي، ١٣٦٥.

صدر، سيد محمد، ماوراء الفقه ، نجف اشرف، دار الاضواء، ٢٠٠٩.١٤٣٠.

صدوق، محمد بن علي بن بابويه ، الهداية في الأصول و الفروع ، قم ، مؤسسه امام هادي ، ١٤١٨ قمري.

طالبان، محمد رضا، مطالعه تطبيقي در خصوص امر به معروف و نهي از منکر و نظارت اجتماعي (جزوه)، تهران، معاونت آموزش و پژوهش سازمان تبليغات اسلامي ، ١٣٧٧.

طباطبايي، سيد محمد حسين ، الميزان في تفسير القرآن، قم ، دفتر انتشارات اسلامي، ١٤١٧قمري.

طبرسي، فضل بن حسن ، مجمع البيان في تفسير القرآن، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ١٣٧٢.

طريحي، فخر الدين ، مجمع البحرين ، تهران، کتابفروشي مرتضوي ، چاپ سوم ، ١٤١٦ قمري .

طوسي، ابو جعفر محمد بن حسن ، تهذيب الأحکام، تهران، دار الکتب الإسلاميه ، ١٣٦٥.

طوسي، ابو جعفر محمد بن حسن ، المبسوط في فقه الإمامية ، تهران، المکتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية ، چاپ سوم ، ١٣٨٧ قمري .

طوسي، ابو جعفر محمد بن حسن ، النهاية في مجرد الفقه و الفتاوي، بيروت، دار الکتاب العربي ،١٤٠٠ قمري.

241




طوسي ، نصيرالدين محمدبن حسن ، کشف المراد، تصحيح حسن حسن زاده آملي ، قم ، موسسه النشر الاسلامي ، ١٤٠٧ قمري.

عاملي، محمد بن مکي، الدروس الشرعية في فقه الإمامية ، قم ،دفتر انتشارات اسلامي، ١٤١٧قمري.

عاملي، محمد بن مکي، اللمعة الدمشقية في فقه الإمامية ، بيروت، دار التراث- الدار الإسلامية ،١٤١٠ قمري.

عروسي حويزي، عبد علي بن جمعه ،نور الثقلين ، قم ، انتشارات اسماعيليان، ١٤١٥ قمري.

غزالي ، ابوحامد محمدبن محمد، احياء علوم الدين ، بيروت، دار القلم ، الطبعه الثالثه ، بي تا.

فاضل مقداد، جمال الدين مقداد بن عبد الله ، کنز العرفان في فقه القرآن ، قم ، بي تا

فخرالدين رازي، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتيح الغيب ، بيروت ، دار احياء التراث العربي ، ١٤٢٠ قمري .

فخر المحققين ، محمد بن حسن بن يوسف اسدي، إيضاح الفوائد في شرح مشکلات القواعد، قم ،مؤسسه اسماعيليان ، ١٣٨٧ قمري

فضل الله ، سيد محمد حسين ، تفسير من وحي القرآن، بيروت، دار الملاک للطباعة و النشر، ١٤١٩ ق فيض کاشاني، محمد محسن ، مفاتيح الشرائع ، مجمع الذخائر الاسلاميه ، ١٤٠١قمري.

قرشي، سيد علي اکبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الإسلامية ، ١٣٧١.

قرضاوي، يوسف ، من فقه الدوله في الاسلام، قاهره، دار الشروق، الطبعه الثالثه ، ١٤٢٢. ٢٠٠١قرطبي، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، ١٣٦٤.

کاشاني، ملا فتح الله ، زبدة التفاسير، قم ، بنياد معارف اسلامي ، ١٤٢٣ قمري

کرکي، علي بن حسين عاملي، جامع المقاصد في شرح القواعد، قم ، مؤسسه آل البيت ، چاپ دوم ،١٤١٤ق .

کليني ، محمد بن يعقوب، الکافي ، تهران، دار الکتب الإسلامية ، ١٣٦٥

کوک، مايکل ، امر به معروف و نهي از منکر در انديشه اسلامي ، ترجمه احمد نمايي ، مشهد، بنياد پژوهشهاي اسلامي ، ١٣٨٤.

کوک، مايکل ، شايست و ناشايست در انديشه اسلامي ، ترجمه محمد حسين ساکت ، تهران، نگاه معاصر، ١٣٨٤.

مجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار، بيروت، مؤسسة الوفاء، ١٤٠٤

مجلسي ، محمد باقر، درر الاخبار: گزيده بحار الانوار، تحقيق مهدي حجازي ، ترجمه عليرضا حجازي و محمد عيدي خسروشاهي ، تهران، مرکز اطلاعات و مدارک اسلامي ، ١٤١٩قمري.

242




مجلسي، محمد باقر بن مولي محمد تقي، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران، دار الکتب الإسلامية ، چاپ دوم ، ١٤٠٤ قمري.،

مجموعه مقالات هم انديشي نظارت مردمي و اصلاحات اجتماعي ، تهران،ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر سازمان صدا وسيما، ١٣٨٤.

مجموعه مقالات همايش علمي تخصصي ناجا و نظارت همگاني ، تهران، نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران، ١٣٨٧.

مجموعه مقالات همايش ملي نظارت همگاني ، خرم آباد، دانشگاه آزاد اسلامي واحد خرم آباد،

.1387

مدرسي، سيد محمد تقي، من هدي القرآن، تهران ، دار محبي الحسين ، ١٤١٩ ق

مصباح، محمدتقي ، آذرخشي ديگر از آسمان کربلا، قم ، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ، چاپ سوم، ١٣٧٩.

مصباح، محمد تقي ، بزرگترين فريضه ، قم ، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ، ١٣٨٩ مصطفوي، حسن ، التحقيق في کلمات القرآن الکريم ، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، ١٣٦٠ مطهري، مرتصي ، مجموعه آثار استاد شهيد مطهري، ج١٦، تهران، صدرا، ١٣٦٨ مطهري، مرتصي ، مجموعه آثار استاد شهيد مطهري، ج١٧، تهران، صدرا، ١٣٦٨

مطهري، مرتضي ، مجموعه آثار استاد شهيد مطهري، ج٢٠، تهران، صدرا، چاپ هشتم ، ١٣٩٠ مطهري، مرتضي ، مجموعه آثار استاد شهيد مطهري، ج٢٤، تهران، صدرا، ١٣٩٠

مفيد، محمد بن محمد بن نعمان، المقنعة ، قم ، کنگره جهاني هزاره شيخ مفيد، ١٤١٣ قمري .

مکارم شيرازي، ناصر، القواعد الفقهية ، قم ، مدرسه الامام امير المومنين ، ١٤١١قمري.

مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه ، تهران، دار الکتب الإسلامية ، ١٣٧٤

نجفي ، محمد حسن بن باقر، جواهر الکلام في شرح شرائع الإسلام، بيروت، دار إحياء التراث العربي ، چاپ هفتم ، بي تا.

رسائل و مسائل ، مولي احمد بن محمد مهدي، قم ، کنگره نراقيين ملا مهدي و ملا احمد، ١٤٢٢ قمري.

نراقي، مولي احمد بن محمد مهدي، عوائد الأيام في بيان قواعد الأحکام و مهمات مسائل الحلال و الحرام، قم ، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، ١٤١٧ قمري.

نراقي، مولي احمد بن محمد مهدي، مستند الشيعة في أحکام الشريعة ، قم ، مؤسسه آل البيت عليهم السلام ، ١٤١٥ قمري .

243




نوري همداني ، حسين ، امر به معروف و نهي ازمنکر، ترجمه محمد محمدي اشتهاردي، قم ، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي ، ١٣٦٧.

ورام بن ابي فراس، تنبيه الخواطر و نزهه النواظر المعروف بمجموعة ورام، تهران، دار الکتب الاسلاميه ، بي تا.

هاشمي ، سيد محمد، حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران ، ج ١، ، تهران، نشر دادگستر، ١٣٧٨.

قوانين و اعلاميه ها


صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، تهران، اداره کل امور فرهنگي و روابط عمومي مجلس شوراي اسلامي ، ١٣٦٤.

قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، تهران، اداره کل امور فرهنگي و روابط عمومي مجلس شوراي اسلامي ، ١٣٦٩.

قانون مجازات اسلامي ، تهران، نگاه بينه ، ١٣٨٧

ناصرزاده، هوشنگ ، اعلاميه هاي حقوق بشر، تهران، ماجد، ١٣٧٢.

نشريات

فصلنامه دانش انتظامي ، شماره ٢٦، پاييز ١٣٨٤.

فصلنامه حکومت اسلامي ، شماره ٣٣، سال ١٣٨٣فصلنامه حکومت اسلامي ، شماره ٢٤، سال ١٣٨١.

فصلنامه علوم سياسي ، شماره ٣٨، سال ١٣٨٦.

فصلنامه کلاماسلامي ، شماره ٥٩، پاييز ١٣٨٥.

ماهنامه نگرش راهبردي، شماره ٧٩ و ٨٠، ارديبهشت و خرداد ١٣٨٦.

سايتها و نرم افزارها


پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبريwww.leader.ir.langs..http:

244




پايگاه اطلاع رساني رهبر انقلابbook-leader-khamenei.com ..http:

پايگاه اطلاع رساني سازمان تبليغات اسلامي ،تبيانwww.tebyan.net..http:

پايگاه اطلاع رساني ستاد احياء امر به معروف استان اصفهان.

www.rahebehesht.org

پايگاه اطلاع رساني شوراي فرهنگ عموميwww.eccc.ir..http:

پايگاه اطلاعات قوانين و مقررات کشورwww.dastour.ir.rooznamehrasmi.ir

پايگاه اطلاع رساني مجلس شوراي اسلاميwww.parliran.ir.index..http:

پايگاه اطلاع رساني مرکز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلاميrc.majlis.ir.fa.law..http:

پايگاه اطلاع رساني معاونت آموزش دادگستري استان تهرانwww.ghavanin.ir..http:

پايگاه اطلاع رساني نيروي انتظاميwww.police.ir..http:

پايگاه اطلاع رساني و پژوهشي ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر

www.Setad-Ehya.ir

خبرگزاري پارسwww.farsnews.com.newstext..http:

سايت خبري تحليلي فناوري اطلاعات و ارتباطاتitna.ir..http:

سايت خبري فوتيليو (www.footilio.com)

پی نوشت ها

١کتاب فصل ششمي هم دارد که مربوط به پيوستها مي باشد.

٢حافظ ، ديوان حافظ ، ص ٧١.

٣مجلسي ، بحارالأنوار ج٧٢، ص ٣٨.

٤. مطهري، مجوعه آثار(حماسه حسيني )، ج١٧، ص٢٨٢.

٥عن النبي ص إن قوما رکبوا سفينة في البحر و اقتسموا فصار کل واحد منهم موضعه فنقر رجل موضعه بفأس فقالوا ما تصنع قال هو مکاني أصنع به ما شئت فإن أخذوا علي يديه نجا و نجوا و إن لم يأخذوا علي يديه هلک و هلکوا (ورام، مجموعة ورام، ج٢ ص ٢٩٤).

٦بحث از امر به معروف و نهي از منکر در تفاسير شيعه و سني ، ذيل آيات مربوط به آن بويژه آيات ١٠٤ و ١١٠ سوره مبارکه آل عمران، مطرح شده است .