فرهنگ مصادیق:آزادی عقیده (۵): تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
جز (Golafshan صفحهٔ آزادی عقیده (۵) را به فرهنگ مصادیق:آزادی عقیده (۵) منتقل کرد)
(بدون تفاوت)

نسخهٔ ‏۱۸ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۱۲

آزادی عقیده (5)

مقدمه

سخن درانگیزه جهادابتدایی بود. گفتیم : تنها دوامر می‌تواند به جهاد و مبارزه مسلمانان مشروعیت ببخشد وانگیزه جهادابتدائی به شمار آید.
۱. رفع موانع دعوت و هموار ساختن راه آزادی انسان برای برگزیدن آزادانه آیین توحید.
۲. جهاد آزادیبخش در راستای رها ساختن انسان از زنجیر ظلم و اسارت .
موضوع نخست را در مقاله گذشته بحث کردم واینک دومین هدف اساسی از جها را پی می‌گیریم .

حمایت از مظلوم

مظلوم و حمایت از آن از دیرباز ذهن بشر را به خود مشغول داشته است و آنان را برانگیخته که همواره به دفاع از مظلوم برخیزند و صحنه‌های شکوهمند ظلم ستیزی را پدید آورند.
این همدردی با مظلوم و نفرت از ظلم و ظالم نه برخاسته از علائق مادی و منفعت طلبی که ریشه در فطرت و سرشت انسانی داردازاین روی در نظرانسانهااز تقدس واحترام خاصی برخوردار بوده است .
ادیان الهی نیز همواره به تقویت این حس ستم ستیزی پرداخته‌اند. پیامبر آسمانی همیشه دراردوگاه مظلومان و مستضعفان قرار داشته‌اند. برخلاف ادعای سردمداران مکاتب مادی ادیان الهی نه تنهاافیون جوامع نبوده که همواره اخگرانقلابها و مبارزات ضد ظلم واستکباری بوده‌اند و عناوین : مستکبر ظالم ملاء مترف طاغوت مفسد و ... در رده پلیدترین واژه‌های فرهنگ اسلامی است .

اسلام و ظلم ستیزی

در فرهنگ غنی اسلام علاوه براین که ظلم و ستم بر دیگران در زمره گناهان کبیره محسوب است عدم یاری مظلومان و بی تفاوتی در برابر ستمدیدگان نیز از گناهان بزرگ به شمار رفته و توبه و طلب آمرزش از درگاه ایزدی به گفته امام سجاد[ ع] ضروری است :
اللهم انی اعتذرالیک من مظلوم ظلم بحضرتی فلم انصره . [۱]
خدایا به تو پناه می‌برم و معذرت می‌طلبم از ظلمی که در حضور من بر مظلومی روا رفته و من در برابرش بی تفاوت بوده‌ام .
دراسلام مبارزه با ظلم از جنبه‌های نژادی و قومی و حتی عقیدتی مقدس و محترم است .اهمیت آن به گونه‌ای است که پیامبر[ص] ترک کننده یاری مظلوم را خارج ازاسلام می‌داند.
علی[ع] در فرازهای نخستین وصیت خود دشمنی با ستمگران و یاری ستمدیدگان را به دو فرزند بزرگوارش : حسن[ ع] و حسین[ ع] و همه کسانی که این وصیت به آنان می‌رسد توصیه می‌نماید:امام خمینی رضوان الله تعالی علیه مبارزه با ظلم را تکلیف مسلم و ضروری هر مسلمانی دانسته و می‌فرماید:
[ تکلیف مااین است که در مقابل ظلم‌ها بایستیم . تکلیف مااین است که با ظلم‌ها بایستیم . تکلیف مااین است که با ظلم‌ها مبارزه کنیم معارضه کنیم اگر توانستیم آنها را به عقب برانیم که بهتر واگر نتوانستیم به تکلیف خودمان عمل کرده‌ایم] . [۲]
بنابراین حمایت از ستم دیدگان دراسلام از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و خداوند به جهادابتدائی به انگیزه رفع ظلم فرمان داده است . آنچه این نوشتار در پی آن است ذکر برخی از شواهد و دلائل از آیات و سیره معصومین[ ع] است در راستای این مدعا که در ذیل بدان می‌پردازیم :

مقصود از ظلم

ظلم دو مصداق دارد: ظلم بر خویشتن و ظلم بر دیگران . در فرهنگ اسلامی شرک کفر و گناهانی که جنبه فردی دارداز مصادیق ظلم به نفس محسوب شده است . به استضعاف و بردگی کشیدن دیگران از مصادیق بارز ظلم به دیگران . بدیهی است ستمی که اینجا مقصوداست ستم به حقوق مردم است نه ستم به خویش زیرا شرک و کفر گرچه ظلمی است بزرگ که انسان کافر و مشرک آن را بر خویش روا داشته ولی این ظلم نمی‌تواند دلیل باشد برای اجبار مشرکین بر ترک شرک و کفر خویش زیرا لازمه این مطلب جواز تحمیل عقیده است که ناصوابی آن را در مقاله گذشته به اثبات رساندیم .
علاوه براگر ظلم به نفس ملاک مشروعیت جهاد را تشکیل دهد همه گناهان کوچک و بزرگ ظلم محسوب می‌شود و بایدازانگیزه جهاد به شمار آید در حالی که هیچ کس ازفقهاء چنین سختی را عنوان نکرده‌اند بلکه مبارزه با گناهان راام موارد و مصادیق امر به معروف و نهی از منکر بر شمرده‌اند. آنچه دراینجا به عنوان موضوع بحث مطرح است این است که :اگر ملتی در هر نقطه از جهان مورد ظلم و ستم واقع شود مسلمانان موطفند در حد توان در جهت رفع ظلم ظالمان کوشش و جدیت نمایند و در صورت امکان برای حمایت از آنان با ظالمان اعلان جهاد و مبارزه نیز بنمایند.
قبل از بیان ادله این نظریه ابتدا به ذکر برخی از آرای صاحب نظران می‌پردازیم :
بسیاری از فقها و محققان اسلام رفع ظلم و ستم راازانگیزه‌های مهم جهادابتدایی برشمرده‌اند. حتی برخی آن را تنها عامل مشروعیت جهاد دانسته‌اند.

امام خمینی

برنامه اسلام از عصر وحی تاکنون بر جهاد توام با شهادت بوده قتال در راه مستضعفین در راس برنامه‌های اسلام است. [۳]
و در جای دیگر فرموده‌اند:
اگر آنهایی هم که درصدراسلام بودند مثل مسلمین حالا بودند در همان محل خودشان خفه شده بودند. راه افتادند رفتند نه برای این که کشوری بخواهند اسلام کشور چه می‌خواهد بکند برای این که آدم درست کنند. رفتند که ستمگرها را شرشان رااز سر مظلومان دفع کنند دست ستمگران را قطع کنند و وعده الهی را که : و نریدان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض تحقق بدهند . [۴]
۲ . اسلام جنگ و قتال را جز در موارد خاص آن هم با شرائط مشخصی اجازه نداده است .از مهمترین موارد آن : مبارزه و پیکار با باز دارندگان از دعوت به حق و توحید ظالمان و متجاوزان و مفسدان در زمین و متجاوزات به عرض و ناموس و سرزمینهای اسلامی است[۵] .
۳. ممکن است طرف با ما نخواهد بجنگد ولی مرتکب یک ظلم فاحش نسبت به یک عده افرادانسانها شده است و ما قدرت داریم آن انسانها را که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند نجات دهیم اگر نجات ندهیم در واقع به ظلم این ظالم نسبت به آن مظلوم کمک کرده‌ایم . ما در جائی که هستیم کسی به ما تجاوز نکرده ولی یک عده از مردم دیگر که ممکن است مسلمان هم نباشد...
بله این هم جایزاست بلکه واجب است .این امر یک امرابتدایی نیست بلکه به کمک مظلوم شتافتن است برای نجات دادن اواز دست ظالم بالخصوص که آن مظلوم مسلمان باشد . [۶]
۴ .تنها ملاک برای جهادابتدایی وجود ظلم است و چیز دیگر نمی‌تواند سبب جنگ و جهادابتدایی دراسلام باشد . [۷]
۵ . مواردی که به دعوت پیامبر اسلام( ص) عظمت و برتری بخشیده مشروعیت جنگ و فضیلت شمردن آن در جهت دفع ظلم و تجاوز و برقراری عدالت در سرتاسر سرزمین است . پیامبر اکرم( ص) پیمان (حلف الفضول) و سایر قراردادهائی را که در جاهلیت برای نصرت مظلومان بسته شده بود دراسلام تثبیت کرده است و در مورد پیمان (حلف الفضول) که خود در آن شرک جسته بودند فرمودند: اگر در اسلام به چنین پیمانی فراخوانده شوم اجابت خواهم کرد. این پیمان برتری دارد بر مهمترین خبر دنیا.این مورد و دیگر موارد از سیره آن بزرگوار دولت اسلامی را مکلف می‌کند تا به یاری مظلوم و مبارزه با ظالمان برخیزد چه آن مظلوم مسلمان باشد و یا نباشد.
پیامبری که خداونداواز گمراهیهای جاهلیت تنزیه کرده است در حلف الفضول شرکت ورزید و آن را دراسلام تثبیت کرد و فرمود :[ الاسلام لایزیده الاشده] پس همانطور که جنگ با ظلم برای دفاع از نفس جایزاست نبرد با قدرتی که بر مظلوم ستم می‌ورزد نیز جایز خواهد بود. و جایز است برای دولت اسلامی که در راستای رفع تجاوز از مظلومان با دولت و دولتهایی هم پیمان گردد. قرآن و سنت و پیشوایان مسلمانان براین نظر همداستانند زیرا عدالت غایت شریعت است و جنگ برای یاری مظلومان ثواب خدای تعالی را در پی دارد. به نظر من این تنها موردی است که اسلام به جنگ و جهادابتدایی مشروعیت بخشیده است . [۸]

دلائل

بر مشروعیت جهادابتدایی به انگیزه رفع ظلم و ستم جدای از تایید عقل و مقبولیت آن در نظر عقلاء و دلائل از آیات و روایات بسیاراست که در ذیل به برخی از آنهااشاره می‌شود.

قرآن و مبارزه با ظلم

در بسیاری از آیات قرآن کریم به لزوم مبارزه با ظلم و نجات انسانهااز ظلم و ستم تاکید شده است .از جمله :
۱. آیاتی است که ایجاد عدالت در میان جامعه بشری راازاهداف رسالت پیامبران قرار داده واستفاده از قدرت دراین راستا مشروع شمرده است .
لقدارسلنا رسلنا بالبینات وانزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط وانزلناالحدید فیه باس شدید و منافع للناس. [۹]
ما پیامبران مان را با دلیل‌های روشن فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو را نیز نازل کردیم تا مردم به عدالت عمل کنند. و آهن را که در آن نیرویی سخت و منافعی برای مردم است فرو فرستادیم .
حدید دراینجا سمبل سلاح و وسیله جنگ و جهاد در راه برپایی عدالت اجتماعی در جامعه انسانی است . چنانکه امیر المومنین(ع) حدید در آیه مذکور را به سلاح تفسیر نموده است .
و انزلنا الحدید فیه یاس شدید، یعنی السلاح و غیرذلک . [۱۰]
مویداین مطلب روایات بسیاری است که در آنها سلاح و جنگ شرط بقاء عدالت و موجب قوام جامعه معرفی شده است :امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل می‌فرماید:
ولایقیم الناس الا السیف والسیوف مقالیدالجنه والنار . [۱۱]
مردم جز با شمشیر بپاداشته نشوند و شمشیرها کلیدهای بهشت و آتش اند.
در آیاتی که بیانگر ماموریت موسی و هارون به سوی فرعون و اطرافیان اوست موضوع لزوم مبارزه با ظلم و نجات مظلومان به عنوان بهترن هدف انبیاء به خوبی تشریع شده است .
ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعا یستضعف طائفه منهم یذبح ابنائهم و یستحی نسائهم ان کان من المفسدین . [۱۲]
فرعون در آن سرزمین برتری جست و مردمش را فرقه فرقه ساخت . فرقه‌ای را زبون می‌داشت و پسرانشان را می‌کشت و زنانشان را زنده نگه می‌داشت که اواز تبه کاران بود.
این آیات که از سلطه گری و تجاوز و جنایات فرعون برای تقویت پایه‌های حکومت خود سخن می‌گوید خداوند پس از شمارش بخشی از جنایات فرعون نسبت به بنی اسرائیل به بیان اراده خود بر نجات مستضعفان بنی اسرائیل از سلطه فرعونیان پرداخته و می‌فرماید:
و نریدان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین . [۱۳]
ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین گردانیم .
و در فرمانی که از طرف خداوند به موسی و هارون برای مبارزه با فرعونیان صادر می‌شود.از مساله طغیان و ستمگری فرعون به عنوان علت این فرمان یاد می‌شود و نجات انسانهای مظلوم و تحت شکنجه ازاهداف مهم این ماموریت قرار می‌گیرد:
اذهباالی فرعون انه طغی ... فاتیاه فقولاانا رسولا ربک فارسل معنا بنی اسرائیل و لا تعذبهم . [۱۴]
به سوی فرعون بروید که او طغیان کرده است ... پس نزداو رفته بگویید: ما رسولان پروردگار توئیم بنی اسرائیل را با ما بفرست و آنان را شکنجه و آزار نده .
و در جای دیگر بعثت پیامبر خاتم[ ص] را تکمیل همان ماموریت موسی برای رفع ظلم از مظلومان شمرده و چنین می‌فرماید:
و من قبله کتاب موسی اماما و رحمه و هذا کتاب مصدق لسانا عربیا لینذرالذین ظلموا و بشری للمحسنین . [۱۵]
آن کتاب موسی راهنما و رحمت بود واین کتابی است تصدیق کننده و پیش از آن به زبان عربی تا ستمکاران را بیمی و نیکوکاران را مژده‌ای باشد.
بنابراین مبارزه با ظلم و ستم وایجاد عدالت اجتماعی ازاهداف بزرگ رسالت بوده و مهمترین دلیل مشروعیت جهاد در راه خدا را تشکیل می‌دهد زیرااقامه قسط و عدل و رفع ظلم و ستم از جهان بدون پیکار و مبارزه و استفاده از (حدید) امکان پذیر نیست .
۲. از جمله دلائل تشریع جهاد ابتدایی به انگیزه رفع ظلم آیاتی است که ملاک تشریع جهاد را رفع ظلم و ستم معرفی می‌کند مانند:
اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا وان الله علی نصرهم لقدیر. الذین اخرجوا من دیارهم بغیر حق الاان یقولوا ربناالله... . [۱۶] به کسانی که جنگ بر آنها تحمیل شده اجازه جهاد داده شده است چرا که مورد ستم قرار گرفته‌اند و خدا قادر بر نصرت آنهاست . آنان که بناحق از خانه و آشیانه خود بدون هیچ دلیلی اخراج شدند جزاین که می‌گفتند پروردگار ما[ الله] است .
در شان نزول آیه شریفه آمده است :
مشرکان مکه همواره مسلمانان رااذیت می‌کردند. مسلمانان مجروح و کتک خورده به پیامبر[ص] شکایت بردند واز آن حضرت دستور خواستند. پیامبر[ص] به آنان می‌فرمود: صبر کنید من تاکنون مامور به جنگ نگشته‌ام تااین که پیامبر[ص] به مدینه هجرت نمود واین آیه شریفه بر پیامبر نازل شد. این نخستین آیه‌ای است که دربارهٔ جهاد نازل شده است]. [۱۷]
شک نیست که آیه شریفه در مقام جعل قانون است زیرا در موقعیتی نازل گردید که مسلمانان گرفتار فشار اقتصادی و نظامی دشمنان قرار داشتند واز خانه و سرزمین خود رانده شده بودند و توانایی دفاع از خویش و مبارزه با ظلم را نداشتند. پس از هجرت به مدینه و پدید آمدن موقعیت مناسب برای مبارزه با ستم به آنان اجازه جهاد و قتال عطا گردیده است.
واز آنجا که جنگ در زندگی بشر حرکتی است غیرطبیعی و بگاه ضرورت رخ می‌دهد تا زمان نزول آیه از جانب خداوند منع گردیده بوداما پس از آن که یورش ناجوانمردانه قریش به خانه و خانمان اهل اسلام به اوج خود رسید خداوند با لفظ[ اذن] رفع تجاوز و سرکوبی متجاوز را مجاز وامری قانونی اعلام فرمود.
اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا .
وازاخراج مظلومانه مسلمانان از سرزمین شان به جرم مسلمانی به عنوان مصداقی از ظلم یاد کرده است .
بنابراین خداوند در آیه شریفه که اولین آیه در بیان حکم جهاد است علت تشریع جهاد را رفع ظلم دانسته است .اگر ظلم ملاک جواز شروع جنگ گردیده طبعا فرقی نخواهد بود بین این که مسلمانان مورد ظلم و ستم واقع شوند یا غیر مسلمانان زیرا تعلیل موجب تعمیم حکم است . آنچه مهم است وجود ظلم است زمان و مکان مطرح نیست . مورد آیه گر چه مسلمانان مظلوم اند لکن مورد موجب تخصیص حکم نمی‌شود.
مویداین مطلب روایتی است که در کافی ازامام صادق[ ع] نقل شده است . آن حضرت پس از سخنان مفصلی که دربارهٔ جهاد واهمیت آن بیان می‌کند و به آیه : [ اذن للدین یقاتلون بانهم ظلموا]استشهاد می‌کند راوی اشکال می‌کند که : آیه دربارهٔ مهاجرین نازل شده است که مشرکان مکه آنان را مورد ستم قرار داده بودند. به چه دلیل مسلمانان بر حکومت ایران وامپراطوری روم و دیگر قبائل مشرک عرب یورش بردند؟ امام[ ع] در پاسخ می‌فرماید:
آیه اختصاص به مهاجرین مکه ندارد.اگر آیه اختصاص به مهاجرین مکه می‌داشت بااز بین رفتن مهاجرین و مشرکان قریش آیه مورد نداشت و حال آن که چنین که تو می‌پنداری نیست بلکه به استناداین آیه مومنان در هر زمانی موظفند با ظلم مبارزه کنند.
... و بحجه هذه الایه یقاتل مومنوا کل زمان ...
وان طائفتان من المومنین اقتتلا فاصلحوا بینهما فان بغت احداهما علی الاخری فقاتلواالتی نبغی حتی تفی ءالی امرالله فان فائت فاصلحوا بینهما بالعدل ... [۱۸]
اگر دو گروه از مومنان با یکدیگر به نبرد برخیزند بین آنان صلح و آرامش برقرار کنید.اگر دسته‌ای از آنان بر دیگری ظلم و تجاوز ورزید بااو جنگ و قتال کنید واین مبارزه را تا آنجاادامه دهید تا به فرمان خدا باز گردد.
پس آن گاه که به حکم خدا باز آمد میان دو گروه به عدالت صلح برقرار کنید.
از موارد تشریع جهاد و قتال دراسلام مبارزه با گروه‌های یاغی و متجاوز در محدوده قلمرو حکومت اسلام و جامعه اسلامی است . و آن در صورتی است که دو گروه یا گروه‌هایی از مسلمانان با یکدیگر درگیر شوند وامکان صلح و آرامش میان آنان وجود نداشته باشد. دراین صورت وظیفه مسلمانان و حکم اسلامی است که با گروه متجاوز و باغی به نبرد برخیزند و پس از درهم کوباندن گروه متجاوز صلح عادلانه را مورداجرا بگذارند.
این آیه مویداین است که رفع ظلم و تجاوز انگیزه مشروعیت جهاد است گر چه آن ظلم در داخل جامعه اسلامی به وقوع بپیوندد ظالم مسلمان باشد.
دسته دیگری از آیات که دلالت بر مشروعیت جهاد دارد آیاتی است که پیکار با ظلم و حمایت از مظلومان را توصیه می‌کند.
و مالکم لاتقاتلون فی سبیل الله والمستضعفین من الرجال والنساء و الولدان الذین یقولون ربنااخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک و لیا واجعل لنا من لدنک نصیرا . [۱۹]
چه شده است شما را که در راه خدا و مستضعفین از مردان و زنان و کودکان پیکار نمی‌کنید؟ آنان که می‌گویند: پروردگار ما را از این شهری که اهل آن ستمکارند بیرون آور و برای مااز جانب خودت سرپرست و یاور قرار بده .
در آیه شریفه خداوند با لحنی موکد واستفهام توبیخی که تحریص و برانگیختگی مخاطب را فایده می‌دهد مسلمانان را برای جهاد در راه[ مستضعفین] فرا می‌خواند و فطرت انسانی واسلامی آنان را مخاطب قرار می‌دهد.
مستضعفان در بینش اسلامی عبارتنداز مردمی که از نظر سیاسی و اقتصادی و نیروی کاراستثمار شده واز نظر سیاسی و مذهبی مورد تبعیض قرار گرفته‌اند واز نظر فکری در بی خبری و ناآگاهی نگه داشته شده‌اند واستعدادها و مایه‌های فکری آنان هرز رفته واز هرگونه سرپرست خدائی محروم مانده‌اند و مستکبران و ظالمان حقوق آنان را پایمال و با آنان همچون بردگان رفتار کرده‌اند. دراینجا رسالت اسلام که حرکت به سوی سعادت بشر و نجات مستضعفان جهان است ایجاب می‌کند که به آنان کمک کند و آنان راازاستضعاف و مظلومیت رهایی بخشد به موجب این دستور آسمانی مسلمانان موطف شدند تا آنانی را که به خاطرانتخاب اسلام در زیرفشار و شکنجه سران قریش به سر می بردندازاسارت رها سازند. واز آن پس اصل[ آزادی بخشی] جزء هدفهای رسالت جهانی اسلام قرار گرفت .
آنچه در آیه شریفه به عنوان علت قتال ذکر شده ظلم و ستم مستکبران علیه مستضعفان است واختصاص به مظلومان مسلمان ندارد. و جمله [ ربنا] در آیه برای بیان نهایت مظلومیت و مبین زبان حال مظلومان است مظلومان دربند و مایوس از هر نیروی فریادرس .ازاین رو تنها پناهگاهی که می‌جویند و تنها چاره‌ای که بدان می‌اندیشند دست غیبت خداوندی است که با حالتی از درد واندوه درانتظار نشستند بااستناد به این آیه شریفه محققان و صاحب نظران اسلامی جهادابتدایی را برای رهایی انسان از قید و بندهای ضدانسانی ظالمانه جایز دانسته‌اند.

پیکار با ظلم در روایات

در متون روایی یاری ستمگر چه در شل فرد و یا جامعه از گناهان کبیره به شمار آمده است .
امام رضا[ ع] می‌فرماید:از جمله گناهان کبیره :
و معونه الظالمین والرکون الیهم [۲۰]
امام صادق (ع) در ضمن شمارش گناهان کبیره می‌فرماید:
... ترک معونه المظلومین [۲۱]
از جمله گناهان کبیره ترک یاری مظلومان است .
واهمیت مطلب تا بدانجااست که ترک یاری مظلوم در صورت امکان و استطاعت مسلمان رااز زمره مسلمانان خارج می‌کند.
از رسول اکرم[ ص] روایت شده است که فرمود:
من سمع رجلا ینادی یاللمسلمین قلم یجبه فلیس بمسلم [۲۲]
هر کس جواب دادرسی واستمداد شخصی رااز مسلمانان بی جاب بگذارد مسلمان نیست .
روایت عمومیت دارد و شامل هر مظلومی می‌شود خواه آن مظلوم مسلمانان باشد یا غیر مسلمان . در همین راستا.امام خمینی رضوان الله تعالی علیه چنین می‌فرماید:
[ هر دوابرقدرت کمر به نابودی نابودی ملل مستضعف بسته‌اند و ما بایداز مستضعفین جهان پشتیبانی کنیم] [۲۳]
موید مطلب روایات بسیاری است که به نجات مستضعفان و مظلومان از چنگال ظالمان ارزش داده واز بی تفاوتی در برابر ظلم ظالمان به شدت نکوهش کرده است :
قال رسول الله[ ص] : من اخذ للمظلوم من الظالم کان معی فی الجنه مصاحبا [۲۴]
آن کس که حق ستمدیده‌ای رااز ستمگر بساند در بهشت همراه من خواهد بود.
علی[ ع] می‌فرماید:
اذا رایت مظلوما فاعنه علی الظالم . [۲۵]
هرگاه مظلومی را دیدی او را در مقابل ستمگر یاری نما.
امام حسین[ ع] خطاب به علمایی که در برابر ظلم ظالمان و ستم پیشگان سکوت اختیار کرده بودند می‌فرماید:
[عبرت بگیرید پند بپذیرید و نیکو بنگرید و خداوند متعال درباره کسانی که ازامر به معروف و نهی از منکر خودداری می نند چه فرموده است .
خداوند در قرآن کریم احبار و ربانیون را مورد ملامت قرار داده است .این خودداری وامتناع .این سکوت را عیب شمرده و آنان را که در برابر مظالم و منکرات اجتماع لب ازامر به معروف و نهی از منکر فرو می‌بندند مسوول و محکوم دانسته است .
... شماای مردم دانشمند!ای شخصیت‌هایی که به علم شهرت گرفته‌اید و به خیرات و فضائل امتیاز یافته‌اید... شرف و کرامت شما در گرو آسایش وامنیت بندگان خداست . هم اکنون می‌بینید که پیمان الهی را شکسته‌اند و روی از درگاه پروردگار برتافته‌اند باز هم قفل خموشی بر لب دارید؟
[اگرعهد شما را بشکنند جزع و فزع می‌آورید و فریاد واعهدا سر می‌دهید اما در برابر شما مواثیق پیغمبراکرم را ناچیز می‌شمارند و شما سکوت می‌کنید!
کورها کرها لال‌ها زمین گیران بیچارگان در شهر در تهی دستی و بینوایی به سر می‌برند همه گرسنه و همه تشنه انداما شما با شکم سیر خرسندید. دل شما خوش است که سیر و سیراب در پناه ظلمه آرمیده‌اید و آب و نان شما از برکت سهل انگاری‌ها و چاپلوسها واهمال واستتاری که درامر به معروف و نهی از منکر به کار می‌برید تامین و تضمین شده است ... دل بستگی شما به این زندگی چند روزه ملت‌های ضعیف را در چنگ اقویای شرور شهوتران گرفتار ساخته استتحف العقول 168169
امام سجاد[ ع] ترک یاری مظلوم رااز جمله گناهانی می‌داند که موجب نزول بلاست :
... الذنوب التی نزل البلاء ترک اغاثه الملهوف و ترک معاونه المظلوم . 28
از جمله گناهانی که سبب نزول بلاء می‌شود ترک فریادرسی مصیب زده و ترک یاری مظلوم است .

پیامبر[ص] و دفاع از مظلوم

زندگی پیامبر[ ص] سراسر مبارزه با ظلم و حمایت از مظلوم است .از جمله : شرکت آن حضرت در پیمان[ حلف الفضول] که در جاهلیت برای حمایت از مظلوم منعقد شده بود و پس از بعثت کرارا آن را مورد تایید قرار دارند.
دراینجا برای آگاهی خوانندگان اجمالی از واقعه‌ای که منجر به پیمان[ حلف الفضول] شد نقل می‌کنیم :
[در عصر جاهلیت مردی از بنی زبیر کالایی به عاص بن وائل فروخت . عاص کالا را تحویل گرفته بود و بهای آن را نمی‌پرداخت . تلاش مرد غریب بی اثر ماند تااین که نامیدانه بالای کوه ابوقبیس رفت و فریاد بر آورد:ای مردان قریش به داد ستمدیده‌ای دوراز طایفه و کسان خویش برسید که در داخل شهر مکه کالای او را به ستم می‌برند.
زبیربن عبدالمطلب این فریاد را شنید غم سراپای وجودش را فرا گرفت . دراین فکر فرو رفت که : چطور می‌شود هر کس قدرت داشته باشد مصون باشد.اما حقوق افراد ضعیف و غریب پایمال بشود. چاره‌ای اندیشید: قریش را در جریان گذاشت واز آنان خواست که از مظلوم دفاع کنند. بعضی از طوایف حرف او را شنیدند واز پیشنهاداواستقبال کردندازاین روی نمایندگان طوایف بنی هاشم بن عبدالمطلب بنی زهره بن کلاب بنی تمیم بن مره و بنی حارث بن فهر در خانه عبدالله بن جدعان تمیمی جمع شدند. پیامبراسلام از طرف بنی هاشم در آن جمع شرکت کرده بود.این گروه پیمان بستند که برای یاری هر ستمدیده و گرفتن حق وی همداستان باشند واجازه ندهند که در مکه به احدی ستم شود.
دراولین اقدام حق زبیری رااز عاص بن وائل گرفتند و نیز دختری را که نبیه بن حجاج از مرد خثعمی با زور گرفته بود از وی پس گرفتند.
رسول خدا پس از بعثت درباره حلف الفضول (پیمان دفاع از مظلومان ) می‌فرماید:
لقد شهدت حلفا فی دار عبدالله بن جدعان لودعیت الی مثله لا حبت و مازاده الاسلام الاتشدیدا .[۲۶]
در سرای عبدالله بن جدعان در پیمانی حضور یافتم که اگر دراسلام هم به مانند آن دعوت می‌شدم اجابت می‌کردم . واسلام جزاستحکام چیزی بر آن نیفزوده است .
در همین باره آن بزرگوار می‌فرماید:
شهدت مع عمومتی حلف الفضول فما سرنی بذالک حمرالنعم . [۲۷]
شرکت پیامبر دراین چنین پیمان مقدسی وارزش دادن به آن بعداز بعثت ضرورت دفاع از مظلوم رااثبات می‌کند.این پیمان درس بزرگی است برای مسلمانان در جهت دفاع از مظلوم و مشروعیت دادن به جهاد و مبارزه در راه دفاع از مظلومان .
با توجه به این پیمان مسلمانان می‌توانند برای مبارزه با ظلم و حمایت از مظلوم با غیرمسلمان نیز هم پیمان شوند وازاین طریق با قدرت بیشتر مانع ظالمان جهان گردند.

علی ( ع ) و دفاع از مظلوم

در زندگانی درخشان علی[ ع] جلوه‌های حمایت از مظلوم و ستمدیدگان مسلمان و غیرمسلمان دیده می‌شود. دادرسی مظلومان در راس برنامه دولتی قرار دارد که علی[ ع] زمامدار آن است . حضرت برنامه خویش را چنین بیان می‌فرماید:
یاایهاالناس اعینونی علی انفسکم وایم الله لانصفن المظلوم من ظالمه و لاقودن الظالم بخزامته حتی اورده منهل الحق وان کان کارها . [۲۸]
ای مردم به من در راه اصلاح خودتان کمک کنید. به خدا سوگند داد مظلوم رااز ظالم می‌گیرم وافسار ظالم را می‌کشم تا وی را به آبخورگاه حق وارد سازم گر چه مایل این کار نباشد.
در خطبه دیگر یکی از علل پذیرش حکومت رااز جانب خود حمایت از مظلوم و وجود پیمان الهی بر عدم صبر علماء در برابر سیری ظالمان و گرسنگی مظلومان بر می‌شمارد:
اما والذی فلق الحبه و برءالنسمه لولا حضورالحاضر و قیام الحجه بوجودالناصر و مااخذالله علی العماء ان لایقاروا علی کظه ظالم ولا سغب مظلوم لا لقیت حبلهای علی غاریها. [۲۹]
به حق آن که دانه را در میان توده خاک سر شکافت و روح را در باطن جنین به وجود آورد اگر نبود حضور حاضر و قیام حجت به وجود ناصراین که خداونداز علماء ربانی پیمان سخت گرفته که در برابر پرخوری ظالم و گرسنگی مظلوم بی تفاوت نمانند بی تامل ریسمان و مهار آن را به بالای گردنش می‌افکندم .
در مناجات خویش با خدا چنین عرضه می‌دارد:
اللهم انک تعلم انه لم یکن کان ما منافسه فی سلطان ولاالتماس شی ء من فضول الحطام . و لکن لنردالمعالم من دینک و تظهرالاصلاح فی بلادک فیامن المظلومن من عبادک و تقام المعطلین حدودک . [۳۰] بار خدایا تو آگاهی آنچه از ما صادر شده (جنگها و زد و خوردها) نه برای میل و رغبت در سلطنت و خلافت بوده و نه برای به دست آوردن چیزی از متاع دنیا بلکه برای این بود که آثار دین تو را بازگردانیم و در شهرهای نواصلاح و آسایش را برقرار نماییم تا بندگان ستم کشیده ات درامن و آسودگی باشند واحکام تو که معطل مانده جاری گردد.
دراین بیان نیز هدف کلی از به دست آوردن قدرت و حکومت راایجاد امنیت برای مظلومان در جمیع بلاد معرفی می‌نماید.
غرض از آنچه تاکنون ذکر شد یادآوری اهمیت موضوع بود و گرنه روشنی و بداهت آن بقدری است که مختصر آشنایی با فرهنگ اسلامی ما را بی نیازازاقامه دلیل می‌نماید.

رهبری عادل شرط جهاد ابتدایی

تا بدینجا مشروعیت جهادابتدایی تنها به انگیزه رفع ظلم و حمایت از مظلوم و نیز رفع موانع دعوت به اثبات رسید. آنچه در خاتمه لازم به یادآوری است شرائطی است که فقهای عظام در کتب فقهی به ذکر آن پرداخته‌اند.از مهمترین شرایطی که مورد بحث قرار گرفته است مشروطیت اذن امام و یا نماینده او در مشروعیت جهادابتدائی است .

مقصود از امام کیست؟

آنچه باید روشن شوداین است که مقصودازامام چه بوده و کیست ؟ آیا منظورامام معصوم است که دراین صورت در زمانی که امام معصوم حاکمیت ندارد چه در زمان حضور و چه زمان غیبت جهادابتدائی منتفی است و مسلمانان وظیفه‌ای ندارد. و یااین که عنوان امام شامل امام عادل نیز می‌گردد که دراین صورت با وجود حاکمیت و رهبری امام عادل مسلمانان در هر عصر و زمانی وظیفه دارند که بااین مسئولیت مهم بپردازند و در راه ایجادامنیت و آزادی و رسانیدن پیام توحید به گوش جهانیان و حمایت از مظلومان و مستضعفان در پرتو حاکمیت امام عادل به جهاد و مبارزه اقدام کنند.
آنچه از روایات و نیز فتاوی برخی از فقهاءاستفاده می‌شود مشروط بودن جهاد به اذن امام عادل است و ذکری ازامام معصوم در آنها نیست که اینک به برخی از آن روایات و فتاوی اشاره می‌شود.
۱- عن الرضا[ ع] فی کتابه الی المامون : والجهاد واجب مع الامام العادل . [۳۱]
در نامه امام رضا[ ع] به مامون چنین آمده است . جهاد به همراه امام عادل واجب است .
۲. و عن شبر عن ابی عبدالله[ ع] قال : قلت له :انی رایت فی المنام انی قلت لک ان القتال مع مع غیرالامام المفترض طاعته حرام مثل المیته والدم و لحم الخنزیر فقلت لی نعم هو کذالک ؟ فقال ابو عبدالله[ ع] هوکذلک. [۳۲]
شبر می‌گوید: به حضرت صادق عرض کردم در خواب دیدم که به شما گفتم : جنگ به همراهی هر کس جزامام واجب الطاعه حرام است همانند خوردن مردار و خون و گوشت خوک . شما به من فرمودید: چنین است . آیااین چنین است ؟امام فرمود: بله این چنین است . بله این چنین است .
عنوان امام مفترض الطاعه عنوانی است که هم برامام معصوم صادق است و هم بر مطلق امام عادل .
۳.عن سماعه عن ابی عبدالله (ع) قال : لقی عباد البصری علی بن الحسین[ ع] فی طریق مکه فقال له : یا علی بن الحسین ترکت الجهاد و صعوبته واقبلت علی الحج و لینته ان الله عزوجل یقول :ان الله اشتری من المومنین انفسهم واموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله ... فقال علی بن الحسین :اتم الایه فقال التائبون العابدون ... فقال علی بن الحسین (ع) اذا راینا هولاءالذین هذه صفتهم فالجهاد معهم افضل من الحج . [۳۳]
سماعه ازامام صادق روایت می‌کند که فرمود: عباد بصری در راه مکه باامام سجاد ملاقات کرد و به عنوان اعتراض گفت : چرا جهادی که همراه با سختی هاست رها کردید و به حج که امری سهل و آسان است روی آورده‌اید؟ بااین که خداوند در عظمت مجاهدان می‌فرماید[ :خدا جان و مال آنان را در برابر بهشت خریداری کرده است]... امام فرمود: آیه را کامل بخوان . وی گفت : [ التائبون] العابدون] ... پس امام فرمود: هرگاه ما جهاد و مجاهدانی این چنین بیابیم در آن صورت جهاد به همراه آنان از حج افضل خواهد بود.
مصداق آیه شریفه و شرایط و ویژگیهای جهادی که مورداستفاده امام[ ع] قرار گرفته است همانند: تائبون عابدون الحافظون لحدود الله اعم است ازامام معصوم و عادل زیرا رهبری عادل واجد شرایط نیز همین خصوصیات را داراست گر چه امام معصوم کامل‌ترین مصداق آن است .
به همین مقداراز روایات اکتفا می‌کنیم واینک نظر و فتوای صاحب نظران و فقهای بزرگ را در پیش دید شما قرار می‌دهیم :
۱.ابن زهره در کتاب غنیه دربارهٔ این شرط از جهاد تنها عنوان امام عادل را به کار برده است .ایشان در مقام بیان شرایط وجوب جهاد ابتدایی می‌گوید:
اما شرایط وجوبه ... وامرالامام العادل به او من ینصبه الامام [۳۴] از جمله شرایط جهاد فرمان امام عادل است یا کسی که از جانب او منصوب شده باشد.
۲. علامه در منتهی می‌گوید:
الجهاد قد یکون للدعاه الی الاسلام و قد یکون للدفع بان یدهم المسلمین عدو فالاول لا یجوزالا باذن الامام العادل و من یامره الامام و الثانی یحب مطلقا و قال احمد یحب الاول مع کل امام براو فاجر . [۳۵] جهاد گاه برای دعوت به اسلام است و گاه برای دفع دشمن متجاوز اولی بدون اجازه امام عادل و یا کسی که از طرف او منصوب شود جایز نیست . و جهاد دفاعی در هر صورت واجب است واحمد حنبل نوع اول را با هرامامی فاجر و یا صالح واجب می‌داند.
در کتاب ولایه الفقیه آمده است:
واماالعصمه فلا تشترط قطعا .
اما عصمت امام در جهادابتدایی بطور قطع شرط نیست .
در روایات و فتاوی مذکور عنوان امام معصوم وجود ندارد بلکه یا صریحا به عنوان امام عادل است و یا عناوینی است که امام عادل را نیز شامل می شوداین موضعگیری ائمه و فقها در برابر فتاوی فقها عامه هماننداحمد حنبل بوده است زیرا آنان جهاد باامام جائر را نیز واجب شمرده‌اند. جهادی که در عصر ائمه اطهار[ ع] به رهبری رهبران ظالم انجام گرفته است همانند: خلفای بنی عباس و بنی امیه موضعگیری ائمه اطهار[ ع] نیز بر نفی صلاحیت آنان در ولایت بر جان واموال مردم مربوط می‌شود. بدین جهت تعبیرامامان معصوم[ ع] به عنوان امام عادل و یا مفترض الطاعه و امثال اینها وارد شده است نه این که مقصود آن بزرگواران این باشد که جهاد تنها با حضور و حکم امام معصوم مشروعیت دارد و بس و پاسخ امام سجاد[ ع] به عباد بصری نشانگر همین نکته است .
البته در فرض حضورامام معصوم[ ع] تنها صلاحیت هبری و ولایت دراین فریضه مهم از آن امام معصوم[ ع] است و سخن در زمان غیبت و نبود حاکمیت معصوم است : برخی دیگراز فقها جهادابتدایی را آن گاه واجب می‌دانند که امام معصوم حضور و حاکمیت داشته باشد و جهاد بااذن او یا منصوب از جانب اوانجام پذیرد. برداشت اینان از واژه[ امام] در روایات تنهاامام معصوم است . و حال آن که از نظر لغت لفظ امام عمومیت دارد و هر کس را که پیروی گردد در بر می‌گیرد.
راغب در معنای واژه[ امام] نوشته است :
امام عبارت است از چیزی که پیروی شود. تفاوتی نمی‌کند که آن چیز انسان باشد که از نظر گفتار رفتار مورد پیروی قرار گیرد و یااین که کتاب باشد و یا چیز دیگر. همچنان تفاوتی نیست که آن چیزی که مورد پیروی قرار گیرد حق باشد یا باطل .
در فرهنگ اسلام نیز لفظ امام عمومیت دارد. و در موارد مختلف همچون :امام جمعه امام جماعت امام حق امام جائر امام هدی وامام ظلال به کار می‌رود بنابراین و با توجه به سخنان بسیاری از فقها که امام عادل را در تعبیرات خود به جای امام معصوم بکار برده اندادعای اجماع بر لزوم اذن امام معصوم برای مشروعیت جهادابتدایی مطلبی است مشکل و در خور تامل ازاینرو مرحوم صاحب جواهر پس از ذکراین نظریه[ شرط امام معصوم] صحت آنرااین گونه مورد تشکیک قرار می‌دهد :
بل فی المسالک و غیرها عدم الاکتفاء بتائب الغیبه فلا یجوزله تولیه بل فی الریاض نفی علم الخلاف ... لکن ان تم الاجماع المذکور فذاک والاامکن المناقشه فیه بعموم ولایه الفقیه فی زمن الغیبه الشامله لذالک المعتضده یعموم ادله الجهاد . [۳۶]
شهید در مسالک و غیر آن تصدی امر جهاد ابتدایی را برای نائب امام در زمان غیبت جایز ندانسته است و صاحب ریاض براین موضوع ادعای اجماع نموده است . که اگر دلیل اجماع تمام و کامل نباشداین ادعا قابل مناقشه است زیرا عمومیت ولایت فقیه در زمان غیبت به کمک عمومیت دلائل جهاد شامل این مسوولیت برای فقیه نیز می‌شود.
نتیجه این که جهادابتدایی در زمان غیبت امام عصر[ ع] و حاکمیت رهبری عادل به انگیزه رفع فتنه و موانع نشر دعوت توحید و نیز حمایت از مظلومان وجود دارد وظیفه مسلمانان است که همچون سایر فرائض اسلامی بدان توجه نمایند. چگونه می‌توان گفت آن همه تاکید و توصیه‌های اسلام نسبت به تبلیغ و دعوت به توحید و نیز جانبداری از مظلوم و صدها آیه و روایت در موردارزش جهاد و مبارزه مخصوص زمان حشور بوده و در زمان غیبت مسلمانان وظیفه‌ای نداشته باشنداین نوع نگرش به مساله جهاد و مبارزه با روح اسلام و برنامه‌های آن سازگاری ندارد واطلاق ادله نیز آن را نفی می کنداز آنچه تاکنون ذکر شد روشن شد که اسلام جهادابتدایی را در دو مورد مشروع دانسته است :
جهاد در راه رفع موانع دعوت و نبرد مقدس در جهت رفع ظلم و حمایت ستمدیدگان . بر طبق این دستور مسلمانان وظیفه دارند که در حد توان پیام توحید را به گوش جهانیان برسانند و موانع آزادی وانتخاب عقیده را با جهاد و یکار مدوام خود بر طرف کنند. دراینجااین سوال مطرح می‌شود که : لازمه این پیام و رسالت دخالت درامور دیگران است .این مساله علاوه براین که بر خلاف قوانین پذیرفته شده بین المللی می‌باشد معارض با همزیستی مسالمت آمیزاست که قرآن بدان تصریح کرده و معاشرت با کفار بی طرف را تجویز می‌کند .
لاینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین ولم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطواالیهم ان الله یحب المقسطین . [۳۷]
خدا شما رااز نیکی کردن و عدالت ورزیدن به آنان که با شما در دین نجنگیده‌اید واز سرزمینشان بیرون نرانده‌اند باز نمی‌دارد. خدا کسانی را که به عدالت رفتار می‌کنند دوست دارد.
و پیامبراسلام[ ص] با عقد قراردادهای متعدد با غیرمسلمانان معاشرت و همزیستی مسالمت آمیز با آنان را تایید کرده است . پس چگونه می‌توان با تمسک به آزادی دعوت و یا ظلم ستیزی در قلمرو و دیگران دخالت نموده و مرزهای قراردادی را در هم شکست ؟
در پاسخ باید گفت :
اولا: دخالت درامور دیگران در صورتی نکوهیده و غیر مجازاست که آن امور مربوط به شوون داخلی و مسائل خاص آن حکومت و مملکت باشد امااگر مسائل جنبه عمومی داشته و مربوط به انسانیت باشد نه تنها مورد نکوهش نیست که بی تفاوتی در برابر آن قابل پذیرش نیست . فی المثل دخالت سازمان عفو بین الملل در حکومتهای جائر نسبت به وضعیت زندانیان سیاسی و برخورد با مخالفین (آنجا که بدون غرض باشد) نه تنها مذمت نمی‌شود که عرف بین المل خواهان شدت عمل است . ماننداین سازمان ده‌ها سازمان و کمیته بین المللی است که هر کدام به عنوان دفاع از حقی از حقوق بشر در امور کشورها دخالت می‌نمایند و مردم دنیا آنجا که به دوراز غرض ورزیهای سیاسی باشد آنها را پذیرفته‌اند.
از دیدگاه اسلام انسانها آزاد آفریده شده‌اند:
لانکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا . [۳۸]
و باید آزاد زندگی کنند لازمه زندگی آزاد آزادی فکر و آزادی تصمیم درانتخاب راه خیر و سعادت است . حال اگر دولتی گروهی از انسانها رااز حق مسلم خود محروم نگاه دارد از نظراسلام مرتکب جنایتی شده که به کل انسانها مربوط می‌شود و هرگزازامور داخلی و انحصاری دولت مستبد نیست .
قطع جریان فرهنگی و مانع ورودافکاری که به سعادت دائمی و سرنوشت انسانها مربوط است و آگاهاندن آنان را در پی دارد تجاوزی است به حقوق بشر.
همچنانکه ظلم و ستم و بی عدالتی وایجاد جواختناق و فشار تعدی به حقوق انسانی است بی تفاوتی در برابر آن لطمه‌ای است که جامعه انسانی از آن زیان می‌بیند.
اسلام در برابر چنین استبدای بی تفاوت نیست و پیروان خود را موظف می‌نماید که راه دفاع بشر تا سرحد و پیکار به تلاش برخیزند.
هم اکنون سازمان ملل بااین که همزیستی مسالمآمیز و ممنوعیت مداخله درامور دیگران و...اصول اساسی سازمان را تشکیل می‌دهد ولی آنجا که صلح وامنیت جامعه بین اللملی به مخاطره افتد توسل به زور را در جهت حمایت از صلح وامنیت بین الملل لازم دانسته است و سرکوبی دولت و کشور متجاوز را مشروعیت داده است . [۳۹]
تفاوت[ منشور ملل متحد] با نظراسلام در هدفی است که ازاین گونه اقدامات دنبال می‌شود. بالاترین هدف منشور در حفظ صلح جهانی خلاصه می‌شود و آن هم در رساتای ادامه بهرمندی بهترانسان از زندگی مادی .
ازاین روی سازمان ملل مداخله را فقط در موارد تهدید صلح وامنیت بین المللی روا می‌شمارد.
ولی اسلام تنها حفظ صلح را برای تامین سعادت بشر کافی ندانسته است بلکه اهدافی بالاترازاین مرحله را جستجو می‌کند که می‌توان از ایجاد آرامش و آزادی فکر واندیشه برای جهانیان نام برد.
در پرتو آزادی فکری وانتخاب اندیشه است که مکاتب سعادت بخش می‌تواننداندیشه‌های خود را دراختیارانسانها بگذارند وانسانها می‌توانند سرنوشت خود را براساس خواست واراده خویش انتخاب کنند.
و همچنین در پرتو برقراری قسط و عدل و نفی هرگونه ظلم و بی عدالتی اجتماعی است که مردم خواهند توانست به حقوق خود برسند و به کرامت ذاتی خود جامعه عمل پوشند.
از روی اسلام حکومت استبدای که سد راه آگاهی انسانها می‌شود و با ظلم و بی عدالتی را برانسانها روا می‌دارد تحمل ننموده و با آن به ستیز بر می‌خیزد.
ثانیا: درست است که اسلام تا رسیدن به آرمانهای اصیل خویش که تشکیل جامعه واحد جهانی است اصل همزیستی مسالمت آمیز را به عنوان مهمترین اصل در روابط مسلمانان با سایر ملل پذیرفته و پیامبر[ص] با بستن قراردادها و پیمانها در عمل آن را نیز تایید کرده است ولی این بدان معنا نیست که بی طرفی کامل را نسبت به همه حوادث و رویدادها رعایت نموده و هیچ گونه دخالتی در سرنوشت دیگران ننماید.
نکته مهم در قراردادهای بین المللی اسلام با دیگران سازگاری قراردادها بااصول اساسی اسلام است ازاین رو اگر قراردادی مشتمل بر شرط یا قیدی مخالف بااصول اساسی اسلام باشد مشروعیتی ندارد و لام الوفاء نیست . همانطور اگر قراردادی به صورت مشروع منعقد گردد و پس ازانعقاد در چنین شرائطی قرار گیرد از درجه اعتبار ساقط است .
آزادی دعوت به توحید که ازاصل جهان شمولی اسلام و پیکار با ظلم و بی عدالتی که ازاصل عدالت گستری اسلام سرچشمه می گیرندازاصولی هستند که مخالفت با آنها جایز نیست و هرگونه قرارداد بین المللی در مخالفت با آنها بی اعتباراست .
افزون براین اسلام که سیاست خارجی خود را براساس صلح و همزیستی مسالمت آمیزاستوار ساخته است . صرف نظرازاین که صلح ضرورت حیاتی دارد واز آرمانهای اصیل اسلام به شمار می‌رود ازاین نظر که وجود محیط امن و سالم به رشداسلامی کمک می‌کند و مسلمانان بهتر خواهند توانست به وظیفه دعوت به اسلام بپردازند نیز مورد توجه است .
بنابراین اسلام هرگز به پیروان خویش اجازه نمی‌دهد که با تعهدات منافی با آزادی دعوت و گسترش اسلام راه گسترش منطق واندیشه اسلامی را مسدود کنند.
ثالثا:از آنجا که فلسفه قراردادهای بین المللی ایجاد حسن تفاهم و نزدیکی ملتها به یکدیگر می‌باشد اصولا تعهدی که موجب قطع جریان فرهنگی و و رسیدن اندیشه اسلامی به گوش جهانیان را در پی داشته باشد خود ناقض این قراردادها و سبب عدم تفاهم و نزدیکی ملتها خواهد بود.
دولتی که با پیشنهاد شروط مخالف آزادی دینی مانع از نفوذ دعوت اسلامی در سرزمین خود می‌گردد قابل اطمینان نبوده و نمی‌تواند بر پیمانهای خود وفادار باشد زیرا چنین درخواستهایی از عداوت و دشمنی بااسلام سرچشمه گرفته و در نتیجه این قراردادها نمی‌تواند صلح پایدار را در پی داشته باشد.
با توجه به مقدماتی که ذکر شد جهاداسلامی یعنی مبارزه با ظلم و ستم و موانع دعوت اسلامی با همزیستی و صلح منافات ندارد و با قراردادهای پذیرفته شده بین المللی نیز در تنازع نخواهد بود.

پانویس

  1. صحیفه سجادیه دعای 38
  2. صحیفه نور ج 12.192
  3. صحیفه نور ج 6.109.
  4. سخنرانی حضرت امام در تاریخ 68/01/13
  5. لمثل العیب فی الاسلام لا فی بحمدون کاشف الغطاء
  6. جهاد شهید مطهری 2930
  7. صالحی نجف آبادی نقل از تقریر درس خارج ایشان .
  8. . الرساله الخلده عبدالرحمن عزام 7283 نقل از الجهاد و الحقوق الدولیه
  9. سوره حدید آیه 25
  10. تفسیر نورالثقلین ج 5.250
  11. وسایل الشیعه ج /05/11
  12. سوره قصص آیه 4
  13. همان مدرک آیه 5
  14. سوره طه آیه 43و47
  15. سوره احقاف آیه 12
  16. سوره حج آیه 38
  17. تفسیر مجمع البیان ج 4.111 چاپ منشورات دارمکتبه الحیاه . 18. تفسیر نورالثقلین ج 3.503.
  18. سوره حجرات آیه 9
  19. سوره نساء آیه 75
  20. وسایل الشیعه ج 11.261 باب 46ازابواب جهادالنفس ح 33
  21. وسایل الشیعه ج 11.263 باب 46ازابواب جهادالنفس ح 36
  22. اصول کافی ج 2.164 ح 5
  23. . صحیفه نور ج 12.19
  24. بحارالانوار ج 75.359
  25. غررالحکم
  26. انساب الاشراف ج 179.1 التنبیه والاشراف 179و 180 تاریخ یعقوبی ج 2.17
  27. انساب الاشراب ج 2.17
  28. نهج البلاغه فیض الاسلام خطبه 136.417.
  29. همان مدرک خطبه 3.52
  30. همان مدرک خطبه 131
  31. وسایل الشیعه ج /11/11
  32. همان مدرک ج 11.32
  33. همان مدرک ج 11.33
  34. جوامع الفهیه .251
  35. منتهی المطالب ج 2.899
  36. جواهرالکلام ج 21.13
  37. سوره ممتحنه آیه 8
  38. نهج البلاغه نامه 31
  39. منشور ملل متحد فصل هفتم ماده 39 تا 51
منبع: سایت شبکه شارح - تاریخ برداشت : ۹۴/۱۱/۱۰