فرهنگ مصادیق:آزادی عقیده (۴): تفاوت بین نسخهها
(اصلاح ارقام، اصلاح نویسههای عربی) |
(اصلاح نویسه، اصلاح ارقام) |
||
| سطر ۱۴۷: | سطر ۱۴۷: | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس|colwidth=30em|۲}} | {{پانویس|colwidth=30em|۲}} | ||
| − | <div class="source"><span class="title | + | <div class="source"><span class="title">[http://www.shareh.com/persian/magazine/hawzah/35/03.htm سایت شبکه شارح] - تاریخ برداشت : 94/11/08</span> |
<div class="hold"> | <div class="hold"> | ||
<div class="return">بازگشت به [[حفظ آزادی مسلمانان]] </div> | <div class="return">بازگشت به [[حفظ آزادی مسلمانان]] </div> | ||
</div> | </div> | ||
نسخهٔ ۶ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۰۱
محتویات
مقدمه
در مقالات گذشته ثابت شد که هدف از تشریع جهاد تحمیل عقیده بر دیگران نیست و مسلمانان نمی توانند برای وادار کردم مردم به قبول اسلام به زور متوسل شوند. با تفحص در آیات و روایات روشن شد که نظریه آنان که براین باورند: جهاد حرکتی است برای وادار کردن مردم به پذیرش دین نه از دلیل معتبر شرعی برخورداراست و نه با روح حاکم بر قوانین اسلام سازگاراست . تحمیلی بودن دین اسلام که توسط برخی از مستشرقین عنوان شده اتهامی است واهی و بی اساس . آنچه اکنون لازم است پی گیری شود بررسی هدف از تشریع این اصل بااهمیت در معارف اسلامی است .اگر تحمیل عقیده و گسترش اسلام به وسیله جنگ مطرح نیست پس هدف از برگرفتن سلاح و جنگیدن تا مرز کشتن و کشته شدن و ثوابهایی که دراین راستااز طرف شارع منظور شده است بر چه اساس است ؟
از آنجا که تبیین موضوع یاد شده در بر طرف ساختن پاره ای از ابهامات و لغزشهای فکری که بیشتراز تبلیغات دشمنان اسلام وایادی خائن آنان سرچشمه می گیرد موثراست لازم دیدیم که این مقوله به بحث بپردازیم .
ضرورت جهاد
جهاد ازاصول مسلم و ضروری در فقه اسلامی بوده و جای هیچ گونه انکار وابهامی در آن وجود ندارد. در قرآن کریم و روایات رسیده از پیامبر ائمه معصومین (ع) برای جنگیدن در راه خدا و شهادت در راه او منظور گردیده است . دراسلام مجاهدین و قاعدین در جایگاه واحدی نیستند که مجاهدین در بالاترین جایگاه قرار دارند:
لایستوی القاعدون من المومنین غیراولی الضرر و المجاهدین فی سبیل الله باموالهم وانفسهم فضل الله المجاهدین باموالهم وانفسهم علی القاعدین درجه و فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما [۱]
مومنانی که با هیچ رنج و آسیبی از جنگ سر می تابند با کسانی که با مال و جان خویش در راه خدا جهاد می کنند برابر نیستند. خدا کسانی را که با مال و جان خویش جهاد می کنند بر آنان که از جنگ سر می تابند به در جه ای برتری داده ست و خدا همه را وعده های نیکو داده است و جهاد کنندگان را بر آن که از جهاد سر می تابند به مزدی بزرگ برتری داده است.
ان النبی[ ص] قال : فوق کل ذی بربر حتی یقتل فی سبیل الل فاذا فی سبیل الله فلیس فوقه بر . [۲]
پیامبراکرم[ ص] فرموده است : بالاتراز هر نیکی نیکی ای است نا شخص در راه خدا به شهادت برسد که آنگاه بالاتراز او نیکی ای نیست .
اینها نشانگر جایگاه رفیع جهاد و مبارزه در شریعت اسلام می باشد. از بعد خارجی صرف نظرازاین گونه تشویقها و تهدیدها اسلام همانند سایرایان الهی نمی توانداز جنگ و درگیری به دور باشد زیرا مکتبی که داعیه جهانی داشته و رسالت خویش را برای همه انسانها در همه زمانهااعلام می دارد نمی تواند خالی از دشمن باشد. یک انقلاب فکری وقتی که با نظامهای غیرمشروع در تصادم باشد و منافع آنها را تهدید جدی کند قهرا معارضه و جنگ را سبب می گردد. روشن است اسلام در مقابل خودخواهان و معارضین ساکت ننشسته و کار قیصر را به قیصر وا نمی گذارد بلکه در مواقع لزوم و حساس در راه دفاع ازارزشها زور و سلاح را نیز به کار می گیرد و بدین جهت جهاد در طول تاریخ اسلام باعث شوکت و سربلندی مسلمانان بوده و در سایه آن مظلومین و مستضعفین به نبرد برخاسته اند .
روحیه شهادت طلبی سد راه استعمار
استعمار گران که اسلام همراه با جهاد آزادیبخش و حیات آفرین را مانع اهداف نامشروع خود دیده اند همیشه از راههای گوناگون سعی در گرفتن این سلاح برنده از دست مسلمانان کرده اند.استعمار در طول تاریخ سیاه و ننگین خود تلاش فراوان رده است با معرفی مسلمانان به عنوان اقوام ستیزه جو و وحشی و تحمیل کننده دین در راه منزوی ساختن مکتب اسلام حرکت کند.
یکی از سلاحهای برنده ای را که استعمار ناجوانمردانه برای انزوای دین پر تحرک اسلام در دست گرفته تاکید روی آزادی مطلق هر نوع فکر و اندیشه وارزش دادن به آن بوده است .
موضوع دفاعی بسیاری از دانشمندان مسلمان در رابطه به این موضوع نشانگر موفقیت آنان در برنامه ها واغراض شوم خود می باشد.این تبلیغات پر دامنه به دفاع از دموکراسی آزادی انسان تقدس اندیشه و ... سبب گشته که عده ای از مسلمانان جهاد را محدود به[ جهاد دفاعی] نموده و هرگونه توسل به زور را جز در موارد هجوم دشمن ممنوع سازند. عدم درک درست از تعالیم اسلام برخی دیگر را براین داشته که رسالت پیامبراسلام[ ص] را منحصر به ابلاغ و رسالت وانذار لفظی دانسته و غیرازاین وظیفه ای را برای آن حضرت در رابطه با مخالفان نشناسند.
سرانجام این اغواگریهای دشمنان و دفاع ناشیانه موافقین اسلام سبب پیامدهای تلخی همچون : گسترش روحیه عافیت طلبی و بی تفاوتی در برابر ظلم و ستم واز بین رفتن غیرت دینی و ... گردید.
این امر باعث شد که در غربت اسلام و هنگامه هجوم دشمنان آن دین عزیز به دارالاسلام بسیاری از آنان تن به ذلت بدهند و با منفی بافیها و توجیهای نامعقول هیچ گونه مقاومتی از خود نشان ندهند تا جایی که عزت و شوکت مسلمانان قربانی راحت طلبی این کژاندیشان عافیت طلب شد.
اینک پس از ذکراین مقدمه کوتاه به تبیین موضوع اصلی ( هدف جهاد دراسلام ) می پردازیم .
اهداف جهاد
محققان اسلامی برای جهادابتدایی دوانگیزه مهم (که دیگر هدفها هم به این دو بر می گردد) ذکر کرده اند:
۱ جهاد برای تامین دعوت و دفاع از دعوتگران شریعت اسلام . به تعبیر دیگر جهاد در راه رفع موانع دعوت .
۲ جهاد برای رفع ظلم و نجات مظلومان و مستضعفان از زیر سلطه ستمگران و ظالمان .
این دو موضوع می تواندانگیزه های مقدسی برای جهاد دراسلام به شمار آید و مشروعیت جهادابتدایی را دلیل باشد که ذیلا به بررسی هر کدام می پردازیم :
جهاد برای رفع موانع دعوت
سوالی که دراینجا مطرح می شود و باید برای پاسخ به آن دقیقا اندیشیداین است که : آیا جنگیدن برای آزادی و رساندن پیام و دعوت مردم برای انتخاب توحید جایزاست یا خیر؟ آیا می توانیم در راه نشر عقیده خود و تبلیغ از آن با هرگونه مانع برخورد کنیم و تا مرز درگیر شدن و جنگیدن پیش برویم یا خیر؟ با بیان روشنتر اگر حکومت و قدرتی مانع از نشر دعوت اسلام در محدوده سلطه و قدرتی مانع از نشر دعوت اسلام در محدوده سلطه و قدرت خویش گردد آیا جنگیدن بااو تا از بین رفتن موانع مشروع خواهد بود یا خیر؟ دراینجا ابتدا آرای موافقین و آنان که پاسخ مثبت به این سوال داده اند نقل می کنیم و آنگاه دلایل آنان را موردارزیابی قرار می دهیم .
همه فقهاء و مفسرانی که جهادابتدایی را برای گسترش دعوت اسلام پذیرفته اند این نوع از جهاد را قبول دارند زیرا کسی که جهاد ابتدایی را تا مرز جواز تحمیل عقیده مشروع می داند این نوع جهاد را که مرتبه نازلتر از نظر برخورد قرار دارد پذیرفته است .افزون براین بسیاری از علما و محققان معاصر از خاصه و عامه به این موضوع تصریح نموده اند که به نمونه ای از آن اشاره می گردد:
۱ حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه می فرماید:
[ انبیا که جنگ می کردند با مخالفین توحید مقصدشان این نبود که جنگ بکنند و طرف رااز بین ببرند. مقصداصلی این بود که : توحید را در عالم منتشر کنند دین حق را در عالم منتشر کنند آنها مانع بودند. اینها می دیدند که این مانع را باید برداشت و به مقصد رسید. رسول اکرم[ ص] مقصدشان این نبوده که مشرکین مکه رااز بین ببرند و با مشرکین جزیره العرب رالله مقصداین بود که : دین اسلام را منتشر کنند و حکومت حکومت قرآن باشد... آنها چون مانع بودندازاین که حکومت اسلامی تحقیق پیدا بکند منتهی به جنگ می شد... آنها معارضه می کردند با حکومت اسلامی اینها مقابله می کردند]. [۳]
[ اسلام ایمان و عقیده است و عقیده بااکراه و جبر پدید نیاید. اندیشه فقط در مقابل دلیل و برهان کرنش می کند. قرآن کریم در بسیاری از آیات خود همانند: [ لااکراه فی الدین] این مطلب رااعلان کرده است .اسلام اسلحه را در برابر ظالمینی به کار می برد که در برابر آیات و براهیم الهی قانع نگردیده بلکه با زور و قدرت در راه دعوت اسلام به ایجاد مانع پرداخته اند بنابراین اسلام سلاح را تنها برای دفع تجاوز تجاوزگران مورداستفاده قرار می دهد نه برای مجبور ساختن آنان به پذیرش اسلام . خداوند متعال می فرماید:[ و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه] پس جنگیدن دراسلام چیزی است که اسلام از روی ضرورت در راستای دفع فتنه به آن روی آورده است نه برای تحمیل دین و عقیده] . [۴]
۳. اسلام به خود حق می دهد که دعوتش را در جهان منتشر کند واین فرع براین است که آزادی برای نشر دعوت داشته باشد. دولتی را در نظر بگیرید که مانع ازاین است که مسلمانان صدای اسلام را به توده مردم برسانند. دراینجا جنگ با توده مردم جایز نیست چون آنان بی خبر بوده و گناهی ندارند ولی آیا با آن رژیم فاسد که عقیده پوسیده ای را تکیه گاه خود قرار داده واز آن مانند زنجیری بر گردن مردم استفاده می کند و مانع نشر دعوت اسلام در میان مردم می گردد جایزاست جنگیدن به قصد برداشتن این مانع از سر راه مردم یا خیر؟ و در واقع بااین محیط خفقان جایزاست مبارزه کردن یا خیر؟از نظراسلام این مبارزه جایزاست زیرااین خود یک نوع قیام در برابر ظلم است . این که این مظلوم خود به این ستم توجه نداشته و برای نجات خود تقاضایی نکرده است ولی لزومی ندارد تقاضا شده باشد . [۵]
۴. اسلام دینی است جهانی و برای همه انسانها پیامبر[ص] دعوت خود را براین اساس بنا نهاد و دعوت خویش را به خارج از جریره العرب بسط داد...التزام به این امری است اختیاری و بر حسب آیه شریفه [لااکراه فی الدین] اجبار نمی پذیرد. ولی اکثرمردم به فطرت خدایی خود متمایل به این حق اند و مستعد پذیرش آن که اگر به طور صحیح بر آنان عرضه شود می پذیرند. حال اگر چنانچه حکومتهای کافر و ظالم مانع از عرضه دین به مردم شوند چنانکه نوعا چنین است جهاد و مبارزه برای رفع شر آنان از سراینها لازم است :
و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه .
برامت اسلامی لازم است راه پیامبر(ص) را ادامه داده واهداف ارزشمنداو را با تمام توان دنبال نمایند.
۵ : اسلام با آن کس که با او در سلم و سازش باشد در صلح است . فقط با کسانی که بااو به نبرد برخاسته و یا مانع از نشر دعوت اسلام وابلاغ آن به مردم گردند به جنگ می پردازند زیرا کسانی که مانع ازابلاغ و نشر دعوت اسلام هستند تجاوزگر به دین و به حقوق همه مردم به شمار می آیند. خداوند دستور ابلاغ دین را به همه جهانیان صادر کرده است : (لا نذر کم به من بلغ ).
هرگاه دعوتگران به اسلام به سرزمینی روی آوردند تا مردم آن سرزمین را با حکمت و موعظه حسنه و جدال احسن به سوی اسلام رهنمون سازند اگر درها برای نشر دعوت به روی آنان گشوده گردد به هدف دست یافته اند و برخوردی روی نخواهد داد و مردم بر جان و مال خویش در امانند ولی اگرافرادی لوله های اسلحه را به سوی آنان نشانه رفتند و مانع آزادی ابلاغ رسالت به مردم گشتند آنان تجاوز کار به دین و مردم هستند و جنگ با آنان روا خواهد بود .
و همین نویسنده در جای دیگر می نویسد:
دعوت به اسلام با حجت و برهان همراه است نه با نیزه و شمشیر. پس هر گاه دشمنان اسلام مانع از دعوت به دین که خداوندابلاغ آن را بر همه مردم واجب کرده است گردیدند و دعوتگران مورد تهدید و یا قتل قرار گرفتند تجاوزکار به دین محسوب شده و جنگ با آنان به قصد حمایت از آزادی دعوت روا خواهد بود... تجاوز به زیانبارتراز تجاوز به اموال و جانها به شمار می آید و دفاع از دین از دفاع از جان و مال واجب تراست . [۶]
[دعوت به اسلام همانطور که قرآن برای ما ترسیم کرده است براساس حکمت و موعظه حسنه و جدال احسن استواراست . جهاد به معنای قتال و جنگ حرکتی است علیه کسانی که در راه دعوت اسلام به ایجاد مانع بپردازند و بر مبلغان تجاوز روا دارند]. [۷]
[عوامل جنگ دراسلام بااستفاده از نصوص عبارتنداز دفاع از نفس تامین دعوت . و نهایت مشروعیت قتال دراسلام عبارت است از: تحقق آزادی عقیده برای مردم و منع اکراه و شکنجه کردن مردم توسط دشمنان . جنگ دراسلام از آن جهت تشریع گردید تا فتنه از بین برود و دین از آن خدا باشد وامن و صلح در سرتاسر زمین حاکم گردد]. [۸]
این نظر راافراد دیگری همانند وهبه زحیلی و ... قائل اند.
نتیجه این که : نظریه جهاد به انگیزه رفع موانع دعوت از پایگاه عمیقی در میان فقهاء و محققان فریقین برخورداراست .
ادله این نظریه :
تردیدی نیست که ریشه های این فکر را یعنی جهاد برای رفع موانع در کتاب و سنت باید جستجو کرد. برای اثبات این مطلب سه نکته باید موردتوجه قرار گیرد.
۱ جهانی بودن دین اسلام .
۲وظیفه دعوت و تبلیغ اسلام .
۳ جواز توسل به زور برای رفع موانع .
توجه به سخنان و گفته های مذکور نشانگراین است که آنان نیز به این مطلب توجه داشتند و در مقام استدلال به آن تمسک جسته اند.اینک ما به بررسی و تشریح هر یک می پردازیم .
اسلام آیینی جهانی
اسلام برای عده خاص و زمان محدود نیامده بلکه آیینی جهانی و همگانی است .
اسلام می خواهد که همه جهان در سایه حکومت واحد واندیشه یکتاپرستی اداره گردد و تعالیم حیاتبخش الهی به آگاهی همگان برسد. قرآن خود را کتاب هدایت برای همه انسانها معرفی می کند.
قرآن از پیامبراسلام به عنوان رحمت برای جهانیان (رحمه للعالمین) یاد می کند.
تمامی افراد بشر از هر نژاد و سرزمین می توانند با پذیرش اندیشه حیاتبخش و وحدت آفرین توحیدی عضو جامعه جامعه اسلام باشند بنابراین اسلام منحصر به حوزه و مرکز خاصفی نیست بلکه جهانی و همگانی است .
مسئولیت تبلیغ دین
در متون اسلامی این مطلب به خوبی روشن است که : شریعت اسلام برای هدایت جهانیان آمده است . وظیفه تبلیغ و رساندن آن به گوش جهانیان و اتمام حجت همگانی نیز وظیفه ای است عمومی و به عهده همه مسلمانان . همگان در حد درک وامکانات وظیفه دارند که به بپردازند. مسلمان واقعی کسی است که در نشر مکتب توحیدی از پای نشسته و چراغ سعادت و مشعل فروزان هدایت را فرا راه دیگران قرار دهد و دراین راه مشکلات موجود را پذیرا باشد.
احساس مذکور همواره نیروئی مولد و بالنده به جامعه اسلامی می بخشید و به این وسیله اسلام در صحنه های بین المللی مطرح می شود.
در همین راستا به آیاتی از قرآن کریم که به جهانی بودن دعوت اسلام و مسئولیت تبلیغ و دعوت دلالت دارند اشاره می کنیم :
۱. ما ارسلنا الا کافه للناس بشیرا و نذیرا و لکن اکثر الناس لایعلمون . [۹]
تو را به پیامبری نفرستادیم مگر برای مردم مژده دهنده و بیم دهنده باشی ولی اکثر مردم نمی دانند.
دراین آیه جهانی بودن دعوت پیامبر به صراحت بیان شده است .
۲. قل یاایهاالناس انی رسول الله الیکم جمیعا . [۱۰]
بگو ای مردم من فرستاده خدا به سوی همگی شما هستم .
۳. هوالذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون . [۱۱]
او کسی است که پیامبر خود را برای هدایت مردم فرستاد با دینی درست و برحق تااو را بر همه دینها پیروز گرداند هر چند مشرکان را خوش نیاید.
و در آیات ذیل بر مسئولیت مسلمانان در برابر دعوت دیگران به دین اسلام تاکید شده است :
۱. الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لایخشون احدا الا الله و کفی بالله حسیبا . [۱۲]
کسانی که پیامهای خدا را می رسانند وازاو می ترسند واز هیچ کس جز او نمی ترسند خدا برای حساب کردن اعمالشان کافی است .
در آیه فوق استواری وایستادگی مبلغان دین خدا و نترسیدن از هیچ کس بجز خداوند مورد ستایش و تقدیر قرار گرفته است .
۲. قل : هذا سبیلی ادعواالی الله علی بصیره انا و من اتبعنی . [۱۳]
بگو:این راه من است . من و پیروانم همگان را در عین بصیرت به سوی خدا می خوانیم .
۳. فاستقم کماامرت و من تاب معک و لاتطغوانه بما تعملون بصیر .[۱۴]
همراه با آنان که با تو به خدا رو کرده اند همچنان که مامور شده ای ثابت باش و طغیان مکنید که او به هر کاری که می کنید بینااست .
از مطالعه آیات مذکور و دیگر آیات قرآن در می یابیم که موضوع جهانی بودن رسالت پیامبر و موطف بودن مسلمانان به ابلاغ آن به جهانیان ازاصیل ترین متن اسلام یعنی قرآن سرچشمه می گیرد. بر حسب این تعالیم است که باید همیشه مرزهای فکری و عقیدتی اسلام در حال توسعه بوده باشد و ماموریت تبلیغی اسلام در مقایس جهانی صورت پذیرد.
سیره پیامبر
پیامبر گرامی اسلام در سخنان خود کرارا به جهانی بودن دعوت خود اشاره فرموده است از آن جمله :
قال رسول الله( ص) : فضلت با ربع ... وارسلت الی الناس کافه . [۱۵]
به چهار چیز بر دیگر پیامبران برتری یافتم ... من به سوی همه مردم مبعوث شده ام .
و در آیات دیگر می فرماید:
و بعثنی الی کل اسود واحمر بالعربیه . [۱۶]
خداوند مرابا زبان عربی به سوی هرانسان سیاه و سرخ مبعوث کرد.
افزون بر آنچه که گذشت پیامبراسلام[ ص] عملا درانجام این رسالت گامهای بلندی برداشت از جمله : فرستادن نمایندگانی برای ابلاغ پیام دعوت به اسلام به سرتاسر جهان . [۱۷]
جواز توسل به زور برای رفع موانع
برخی از صاحب نظران اسلامی موضوع جواز توسل به زور را برای رفع موانع بدیهی دانسته و مورد را بی نیازازاقامه دلیل اعلام کرده اند و برخی دیگر بگونه ای پراکنده به ذکر دلایل نظریه پرداخته اند. آنچه در ذیل می آید مطالبی است که می تواند مجوز برای توسل به زور در جهت رفع موانع دعوت باشد.
رفع فتنه
خداوند دو جای قرآن با صراحت به قتال و جنگ برای رفع فتنه فرمان داده است : (و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه ).
گر چه معنای اصلی فتنه امتحان و آزمایش است ولی در معنانی آزار و شکنجه و کفر نیز به کار رفته است . بدون تردید ایجاد مانع در راه دعوت مردم به سوی اسلام وایجاد جو خفقان از مصادیق بازر فتنه انگیزی است .
طبق قراین موجود در دو آیه شریفه و نیز توجه به شان نزول مراد از فتنه همان آزار و شکنجه ای است که مشرکان نسبت به مسلمانان روا داشته اند تا تازه مسلمانان رااز حق باز دارند و مانع گسترش اسلام گردند.
قرآن ازاین گونه تلاشهای تخریب گرایانه مشرکان به نام فتنه یاد کرده و آن را بالاتراز قتل شمرده است :
الفتنه اشد من القتل . [۱۸]
بنابراین ایجاد مانع بر راه دعوت اسلام و جلوگیری از رسیدن پیام توحید به گوش مردم از مصادیق فتنه انگیزی است که به حکم آیات شریفه برای رفع آن باید به جنگ پرداخت و موانع را بر طرف کرد و محیط را آماده نشر دین کرد تاانسانها بتوانند و در جو آزاد و بی ارعاب و وحشت به انتخاب دین دست یازند .
نجات مستضعفان
دفاع ازانسانهای مستضعف و نجات آنان در فرهنگ اسلام از جایگاه ویژه ای برخورداراست . در عظمت موضوع همین بس که خداوند درقرآن کریم می فرماید:
و نریدان نمن علی الذین الستضعفو فی الارض و نجعلهم الامه و نجعلهم الوارثین . [۱۹]
ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم .
خداوند در آیه شریفه :
و ما لکم لاتقاتلون فی سبیل الله والمستضعفین من الرجال والنساء والولدان . [۲۰]
مسلمانان را بر دفاع از مستضعفین و جهاد و مبارزه در راه نجات آنان تحریص کرده و با توبیخ هرگونه سستی دراین راه را ممنوع نموده است .
گر چه آیه شریفه در مورد مستضعفان ظاهری و گرفتاران در چنگ ظلم و ستم ظالمین است و مورد آیه نیز مربوط به مسلمانان ناتوان مکه می باشد که کفار و مشرکان راههای هجرت آنان را به دارالاسلام (مدینه ) مسدود کردند و مانع آزادی آنان دراجرای مراسم عبادی شدند ولی آیه عمومیت دارد و شامل همه مستضعفان می گردد و مستضعفان فکری از مصادیق مهم آن است زیرااستضعاف فکری به مراتب بدترازاستضعاف جسمی است .ایجاد جو مسموم و منع از رسیدن صدای توحید و عدالت به گوش انسانها و نگهداشتن آنان در خرافات و جهل از مهمترین مصادیق به ضعف کشانیدن آنان است که به حکم یه شریفه برای نجات آنان به جهاد و مبارزه باید روی آورد.
ابلاغ رسالت
اگر مسئولیت دعوت به توحید وابلاغ رسالت بر عهده مسلمانان است چنانکه قبلا ذکر گردید انجام آن مهم در صورتی ممکن خواهد بود که موانع برداشته شود.اگر وجود موانع باعث گردد که ابلاغ رسالت صورت نگیرد شعار جهانی بودند مکتب اسلام و لزوم گسترش و رسانیدن آن به گوش جهانیان و هدایت انسانها هیچ گاه تحقق پیدا نخواهد کرد.
مقصودازابلاغ چیست ؟
نکته لازم به تذکراین که : بعضی با تمسک به آیاتی مانند :[و ما علی الرسول الا البلاغ] [ دو ماانت الانذیر] وامثال این آیات گفته اند که : آیات مزبور استفاده از زور را درابلاغ رسالت نفی کرده اند.اگر در راه دعوت مانعی ایجاد گردید تکلیف ابلاغ رسالت ساقط می شود و مسلمانان نیز در ترک انجام وظیفه معذور خواهند بود.
این مطلب سخنی است نااستوار زیرا درست است که وظیفه پیامبر انذار وابلاغ رسالت است ولی باید بررسی کرد که مقصود از ابلاغ کدام است ؟ آیا منظورازابلاغ تنهاابلاغی است حسی و در حدابلاغ مامور اخطار محکمه به متهم ؟! یااین که خیر وظیفه بالاتراست .از مفهوم ابلاغ بر می آید که مبلغ علاوه بر حسن رساندن پیام خود به انسانها وظیفه بالاتراست .از مفهوم ابلاغ بر می آید که مبلغ علاوه بر حسن رساندن پیام خود به انسانها وظیفه دارد آنچنان پیام خود را ادا کند که در دلها واندیشه ها نیز نفوذ نماید.[ و ما علی الرسول الا البلاغ المبین] قید مبین که در بیشتر موارد همراه باابلاغ در قرآن آمده شاهدی است بر مدعی . باید برای مکلفی که در روز واپسین برای تکالیفش مورد بازخواست قرار می گیرد دین و دستورات آن بگونه ای واضح و روشن رسیده باشد و گر نه چگونه می شود که مورد بازخواست قرار گیرد. پر واضح است که لازمه یک چنین ابلاغی زدودن تمامی موانع راه ابلاغ رسالت می باشد. حضرت موسی (ع) پس از آن که مامورابلاغ رسالت به فرعونیان می شود از خداوند چنین درخواست می کند:
قال رب اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی . [۲۱]
گفت : پروردگار سینه مرا گشاده گردان و کار مرا آسان ساز و گره از زبان من بگشای تا گفتار مرا بفهمند.
موسی[ ع] طبق این آیه شریفه از خداوند شرح صدر و توانائی بر تفهیم دعوت خویش را طلب می نماید.ازاین درخواست موسی[ ع] می فهمیم هدف موسی[ ع] به تنهایی رساندن پیام خدا به گوش آنان نبوده بلکه تفقه و تفهیم را منظور داشته است .
واین چنین ابلاغی در درجه اول با عقول واندیشه سرو کار دارد تا آنها را بیدار کند و دفینه های اندیشه را برانگیزاند و به این وسیله ابلاغ رسالت را بر آنان کامل گرداند.
علی[ ع] رمز بعثت انبیا را چنین به تصویر می کشد:
و اصطفی سبحانه من ولده انبیاءاخذ علی الوحی میثاقهم و علی تبلیغ الرساله امانتهم لما بدل اکثر خلقه عهدالله ... فبعث فیهم رسله و واترالیهم انبیاه لیستادوهم میثاق قطرته و یذکروهم و منسی نعمته ویحتجوا علیهم و یثیروا لهم دفائن العقول ویروهم آیات المقدره . [۲۲]
خداوند سبحان ازاولاد آدم پیغمبران را برگزید و پیمان وحی رااز آنان گرفت . واز آنان خواست که امانت رسالتش را به مردم برسانند... پیامبرانش را در میان آنان مبعوث کرد و پی در پی رسولان خود را به سوی آنان فرستاد تا پیمان فطرت رااز آنان مطالبه کنند و نعمتهای فراموش شده را به یاد آنان بیاورند و با ابلاغ دستورات خدا حجت را بر آنان تمام کنند گنجهای پنهانی عقلها را آشکار سازند و آیات قدرت خداوند را به آنان نشان دهند.
پس روشن کردن افکار واندیشه و تبین معارف الهی برای خفتگان و غفلت زدگان و زدودن موانع تفکر واندیشه ازاهداف اصلی پیامبران الهی است . مویداین مطلب روایتی است ازامام سجاد[ ع] در جواب سوال گروهی که از آن حضرت چگونگی دعوت به اسلام را جویا شده بودند:
تقول : بسم الله الرحمن الرحیم .ادعوک الی الله عزوجل والی دنیه و جماعه امران :احدهما معرفه الله عزوجل والاخرالعمل بر ضوانه وان معرفه الله عزوجل ان یعرف بالوحدانیه والرافه الرحمه والعزه و القدره والعلو علی کل شی ء وانه النافع الضارالقاهر لکل شی ءالذی لاتدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هواللطیف الخبیر وان محمدا عبده و رسوله وان ما جاء به هوالحق من عندالله عزوجل و ما سواه هو الباطل ... [۲۳]
حضرت فرمود: می گویی : به نام خداوند بخشنده مهربان . تو را می خوانم به سوی خداوند و دین او که خلاصه آن دو چیزاست : شناخت خدا و عمل برای رضای او. شناخت خدا چنین است : شناخته شود خداوند به یگانگی و رافت و رحمت و عزت و علم و قدرت برتری بر همه چیز واین که منفعت و زیان به دست اوست و همه مقهور درگاه اویند. دیده هااو را نبینند و او بینندگان را می بیند واو دقیق و آگاه است . و بتحقیق محمد بنده و فرستاده اوست و آنچه او آورده حق واز جانب خداست . و غیراو هر چه هست باطل ...
روشن است که شناخت این مفاهیم با عظمت و تبیین آنها برای مشرکان محتاج به ابلاغ درست و تفکر شنوندگان پیام است که این محیطی آرام و بدون ترس و وحشت را می طلبد.ایجاد چنین محیطی از باب مقدمه واجب بر هر مکلفی در صورت امکان واجب است .
سیره پیامبر ( ص )
آن حضرت در راه رفع موانع دعوت و حمایت از آزادی مبلغان اسلام فرمان جهاد داده است : در ماه ربیع الاول سال هشتم هجرت پیامبر[ص] کعب بن عمیر غفاری را همراه پانزده نفر به سرزمین ذات اطلاح در پشت وادی القری روانه نمود تااهالی آنجا را به یکتاپرستی دعوت نمایند. مبلغان پس از ورود به محل ماموریت مورد تعرض واقع شدند و همگی جز یک تن به شهادت رسیدند. پیامبر[ص] پس از آگاهی در صدد تهیه نیرو برآمد که اطلاع پیدا کرد دشمن موضع خویش را ترک کرده است لذا منصرف شد. [۲۴]
مقارن این جریان پیامبراسلام در ماه جمادی الاول همان سال حارث بن عمیر را با نامه ای روانه دربار فرمانروای شام نمودند. فرمانروای شام در آن زمان شرجیل ابن عمر عسانی بود که به نمایندگی از قیصر در آنجا حکومت می کرد. فرستاده رسول خدا قبل از رسیدن به دربار توسط شرجیل فرماندار سرزمینهای مرزی شام دستگیر شد و بقتل رسید.
پیامبر[ص] پس ازاطلاع فرمان جهاد صادر نمودند و لشکری متشکل از سه هزار نفر برای سرکوبی مزاحمان تبلیغ اسلام اعزام نمودند. [۲۵]
این موضع گیری پیامبر ( ص ) بیانگر آن است که حضرت درابلاغ رسالت تا سرحد جهاد و مبارزه پیش رفته است .
نهی از منکر
از وظایف وامتیازهای مهم مسلمانان امر به معروف و نهی از منکراست .
کنتم خیرامه اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر .[۲۶]
روشن است که تبلیغ دین از مصادیق معروف وایجاد مانع در راه دعوتگران به توحید و حق و عدالت از مهمترین مصادیق منکراست .این حرکت باز دارنده سبب محروم شدن مردم از کمال سعادت خواهد شداز این روی مبارزه برای رفع موانع تبلیغی در صورتی که چاره ای به غیر ازاین نباشد از موارد نهی از منکر به شمار می آید.
دفاع از حقوق انسانی
افزودن بر آنچه نوشته شد برخی از محققان از بعد حقوقی مساله لزوم رفع موانع تبلیغ دین را مورد توجه قرار داده اند. چنین عنوان کرده اند که توحید از حقوق انسانی است . حق همه انسانهااست که ندای توحید را که همان ندای فطرت است به هیچ مانعی بشنوند و بفهمند. اگر فرد و یاافرادی مانع رسیدن این پیام الهی بشوند در حقیقت به حقوق انسانیت تجاوز کرده اند و باید به آنان از باب دفاع از حقوق انسانی به مبارزه برخاست .
دفاع از آزادی
دفاع از آزادی نیز از عناوینی است که می تواند به نبرد در راه رفع موانع دعوت اسلامی مشروعیت ببخشد. برخی از محققان دراین باره چنین گفته اند: آزادی از حقوق مسلم انسانهاست . و مسلمانان نیز به عنوان افرادی از جامعه بشری باید آزاد زندگی کنند و در راه نشر مکتب خود ازاین آزادی استفاده کنند.انساهای مستعد و آماده پذیرش این مکتب نیز باید آزادی داشته باشند تا سخن حق را بشنوند و درصورت تمایل بپذیرند بنابراین اگر فرد و یا جمعیتی مانع رسیدن توحید به انسانها گردد به حق آزادی انسان تجاوز نموده است و به عنوان دفاع از آزادی باید برای در هم شکستن حصارهای مرئی و نامرئی معارضان و ایجاد محیطی آزاد و به دوراز هرگونه مانع به مبارزه پرداخت . در طول تاریخ دشمنان بشر و طواغیت به طرق مختلف به حقوق انسانها تجاوز کرده و آزادی رااز آنان سلب نموده اند
آنان اایجاد محیط خفقان وایجاد نظامهای جاهلی انسانها را در بند عبودیت سردمداران انحصار طلب شرکت و جاهلی قرار داده و با تورهای نامرئی شرک و خرافات و جهل و فقر و تبلیغات گمراه کننده آزادی آنها را سلب و به عبودیت بندگانی همانند خود وادار نموده اند. با مقررات شیطانی و تحمیل عقاید و آداب موهوم و خرافی استعدادهای خدائی آنان را گرفته و آنان را به ابزاری به اراده تبدیل کرده اند. بدین جهت از وظایف اساسی پیامبران الهی برداشتن غلها و زنجیرهای عبودیت غیر خدا اوهام خرافه پرستی از دست و پای انسانهاست .
ویضع عنهم اصرهم والاغلال التی کانت علیهم . [۲۷]
ازاهداف و رسالت دین ایجاد محیطی است که انسانها به کرامت و آزادی دست یابند.این مبارزه بهترین و شایسته ترین دفاع از آزادی و کرامت انسانهاست .
امام باقر[ ع] ماموریت سپاه توحید را در جبهه نبرد توحیدی چنین اعلام می کنند:
الدعاه الی طاعه الله من طاعه العباد والی عباده الله من عباده العباد والی ولایه الله من ولایه العباد . [۲۸]
دعوت گران به اطاعت خدا ازاطاعت بندگان . و به عبادت خدا از عبادت بندگان . و به زمامداری خدا از زمامداری بندگان .
همین معنا را نماینده مسلمانان در نبرد قادسیه در برابر پرسش فرمانده سپاه ایران از علت هجوم عرب به مرزهای ایران بیان می کند:
الله جاء بنا و هو بعثنا لنخرج من یشاء من عباده من ضیق الدنیا الی سعتها و من جورالادیان الی عدل الاسلام . [۲۹]
از آنچه تاکنون ذکر شد می توان نتیجه گرفت که جهادابتدای به انگیزه رفع موانع دعوت وایجاد محیطی آزاد برای انسانها تا بتوانند آزادانه عقیده اسلامی راانتخاب وابراز دارند امری است لازم و مشروعیت آن را متون اسلامی تایید می کند.
لازم به تذکراست که مبانی مذکور نه استقراء کامل همه مبانی که از باب نمونه به مقدار وسع این نوشتار آمده است . و جهاد با انگیزه رفع ظلم و تجاوز و حمایت از مظلومان وانسانهای دربند که بهترین نوع جهادابتدایی دراسلام است به نوشتار آینده موکول می گردد.ان شاءالله .
پانویس
- ↑ سوره نساء آیه .95
- ↑ وسائل الشیعه ج /10/11
- ↑ صحیفه نور ج 7.4454
- ↑ المثل العلیا فی الاسلام لا فی بحمدون کاشف الغطاء .64.62
- ↑ جهاد شهید مطهری .30
- ↑ الجهاد والحقوق الدولیه .183185 به نقل از الجهاد و المشروع فی الاسلام .720
- ↑ الجهاد والحقوق الدولیه .196 به نقل از: الجهاد فی سبیل الله فی القرآن والحدیث
- ↑ الجهاد والحقوق الدولیه .192 به نقل ازالجهاد فی الاسلام
- ↑ سوره سبا آیه 28
- ↑ سوره اعراف آیه 158
- ↑ سوره توبه آیه 33.
- ↑ سوره احزاب آیه 40
- ↑ سوره یوسف آیه 108
- ↑ سوره هود آیه 112
- ↑ بحارالانوار ج 16.321322
- ↑ بحارالانوار ج 16.316
- ↑ سیره ابن هشام ج 4.254 طبع داراحیاءالتراث العربی
- ↑ سوره بقره آیه 191
- ↑ . سوره قصص آیه 5.
- ↑ سوره نساء آیه 75
- ↑ سوره طه آیه 2825
- ↑ نهج البلاغه خطبه اول
- ↑ وسائل الشیعه ج 11.31
- ↑ طبقات ابن سعد ج 127/02
- ↑ همان مدرک .128
- ↑ سوره آل عمران آیه 110
- ↑ سوره اعراف آیه 157
- ↑ وسائل الشیعه ج /07/11
- ↑ کامل ابن اثیر ج 2.463. طبع دار صادر بیروت







