احکام مداحی و سوگواری (آسیب ها): تفاوت بین نسخهها
جز (added Category:مجموعه فقه و زندگی using HotCat) |
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح ارقام) |
||
| سطر ۲۶: | سطر ۲۶: | ||
}} | }} | ||
| − | [[ | + | |
| + | == بخش اول: کلیات، نیازها و ضرورتها == | ||
| + | == فصل اول: ویژگیهای یک مداح == | ||
| + | === توجه به ظواهر اخلاقی === | ||
| + | توجه به اخلاقیات و روابط اجتماعی، اعم از برخورد محترمانه با دیگران، غیبت نکردن، راستگویی، احترام به والدین و همچنین خواندن نماز اول وقت، پوشش مناسب، عطر زدن، محاسن داشتن و... از جمله نکات مهمی است که یک مداح - خصوصاً مداحان معروف- باید به آن توجه داشته باشند؛ زیرا مردم آنان را به خاطر انتساب به اهلبیت(علیهم السلام)، الگوی رفتاری خود قرار داده، هرگونه کوتاهی در این امر سبب میشود تا افراد ضعیف النفس یا سودجو، کوچکترین خطای آنان را به حساب دین و اهلبیت(علیهم السلام) بگذارند.<br/> | ||
| + | مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «عزیزان من! مردم از صدای شما خوششان میآید، از شعر شما لذت میبرند...؛ اما به خود شما هم نگاه میکنند. اگر شما از لحاظ اخلاق، از لحاظ تدین، از لحاظ عفّت، نمود تحسینآوری داشتید، همهی آنچه را که عرض کردیم، به صورت مضاعف در مردم اثر خواهد کرد؛ اما اگر خدای نکرده به عکس شد؛ مردم نشانهی تزلزل اخلاقی، نشانهی عقب ماندگی از لحاظ اخلاق و رفتار و خدای نکرده عفّت و این چیزها مشاهده کنند، اثر این هنرها و زیباییهایی که در کار شما هست، از بین خواهد رفت.»<ref>. همان؟؟؟؟، 11/2/1392.</ref><br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | توفیق مداحی برای اهلبیت(علیهم السلام) نعمتی است الهی. از قدیم الایام مداحان عبا به دوش از نظر سلوک و رفتار الگو بوده و هم اکنون نیز برخی این گونهاند؛ ولی متأسفانه مشاهده میشود برخی مداحان جوان در اثر ناآگاهی ریش خود را تراشیده یا معتاد به سیگار یا مواد مخدر هستند و یا لباس و پوشش مناسبی ندراند. حضرتعالی چه توصیهی پدرانهای برای این عزیزان دارید؟<br/> | ||
| + | آیت الله صافی گلپایگانی: تراشیدن ریش حرام است و مداح اهلبیت(علیهم السلام) نباید متجاهر به فسق؛ یعنی تراشیدن ریش باشد یا لباسی که موجب وهن است، بپوشد و هرچه بیشتر وقار این افتخار را حفظ نماید، سزاوار است.<ref>. مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، سید محسن محمودی، ج 5، ص 119.</ref><br/> | ||
| + | آیت الله میرزا جواد تبریزی: مداح اهلبیت(علیهم السلام) منسوب به دین و اولیای دین است و یادآور فضایل آنان میباشد و مداحان باید مایهی زینت و دعوت به اسلام و مذهب حق بوده و مردم در آنان رنگ ایمان و جلال و جمال مؤمنین را مشاهده نمایند، نه اینکه به یاد نوازندگان و اهل معصیت افتاده و توقع غنا و آوازهخوانی و امور ننگآور برای انسان مهذب در ذهن مردم تداعی شود.<ref>. همان، ص 120.</ref> <br/> | ||
| + | === اخلاص === | ||
| + | قرآن و روایات فراوانی بر خلوص داشتن در اعمال و بندگی به درگاه ربوبی تأکید دارند و بزرگان اخلاق برای نشانهی خلوص در اعمال گفتهاند: اگر در دو مجلس رفتی که یکی از آن دو مجلس جمعیتش بیش از دیگری باشد و در دل اظهار خوشحالی نکردی، این نشانهی اخلاص است؛ و الا بدان که هنوز رُسوبات شِرک خَفی در وجودت نهفته است و کار تو رنگ خدایی ندارد. <br/> | ||
| + | امام حسن عسگری(علیه السلام) فرمود: «فَإِنَّ الْإِشْرَاکَ فِی النَّاسِ أَخْفَی مِنْ دَبِیبِ الذَّرِّ عَلَی الصَّفَا فِی اللَّیْلَهی الظَّلْمَاءِ وَ مِنْ دَبِیبِ الذَّرِّ عَلَی الْمِسْحِ الْأَسْوَدِ؛<ref>. الغیبهی، شیخ طوسی، نص، ص 207.</ref> شرک (عدم اخلاص)، مخفیتر از راه رفتن مورچه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک است.» <br/> | ||
| + | مقام معظم رهبری(مد ظله العالی): «اگر نیت ما در این گفتن، در این مدح و ثناگستری، نیت خدایی بود، به قصد روشن کردن دلها، جلا دادن ذهنها، انسان این را بیان کرد و گفت، آن وقت این میشود یکی از جنودالله... اگر نیت دیگری بود، نه. اگر چنانچه کسی قدم به میدان جهاد بگذارد، برای یک هدف مادی، نه مجاهد است، و نه اگر کشته شود، شهید است. با اینکه به میدان جنگ رفته. اگر برای هدفهای مادی وارد این میدانها شویم، برای ما نه فقط موجب تعالی و رشد نمیشود؛ بلکه موجب تنزل و سقوط هم میشود... نیتهاست که به عمل ارزش میدهد.»<ref>. همان،؟؟؟؟ 23/2/1391.</ref> <br/> | ||
| + | |||
| + | == فصل دوم: نیازها و وظایف مداحان == | ||
| + | === نیازهای یک مداح === | ||
| + | ==== نیاز به مطالعه ==== | ||
| + | هر کسی در حیطهی تخصص خود نیازمند مطالعه و بالا بردن سطح آگاهی خویش است. مداحان نیز متناسب با تخصصی که در زمینهی مداحی دارند، باید در روایات معصومین(علیهم السلام)، تفاسیر قرآن و به خصوص تاریخ تشیع، مطالعات زیادی داشته باشند تا از اطلاعات تاریخی کافی برخوردار گردند. اگر به منابع تاریخی - برای مداحی یا روضه خوانی- اعتماد میکنند، باید استدلال عقلی و علمی برای پذیرش کتب تاریخی مربوطه داشته باشند تا در برابر کسانی که نسبت به محتوای مدح و یا روضه اشکالتراشی میکنند، جواب اقناعی داشته باشند.<br/> | ||
| + | معرفتافزایی مستمعین، از جمله وظایف مداح است که ارکان اصلی آن را مطالعه در سیره و سخنان اهلبیت(علیهم السلام) و بزرگان دین تشکیل میدهد و هر مقدار سطح آگاهی مداحان بیشتر باشد، بهتر میتوانند تأثیرگذار باشند و از خرافات تاریخی دور شوند.<br/> | ||
| + | با توجه به حکم منع حدیث که از آغاز خلافت خلیفهی دوم شروع شد و نیز تمایل تاریخ نویسان به خلفای اموی و عباسی، دو عامل مهم برای تحریف تاریخ تشیع به وجود آمد و تنها با مطالعهی گسترده در تاریخ تشیّع و یا مراجعه به علمای تاریخشناس میتوان از انحرافات مطالب تاریخی مطلع شد و از خرافات مَصون ماند.<br/> | ||
| + | مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «صاحب حرفهی مداحی که خود را مفتخر کرده است به اینکه در این راه خدمت و کار کند، اگر بخواهد همهی این خصوصیات را جمع کند، اولاً احتیاج دارد به مطالعه و کار، به قول معروف: بیمایه فطیر است... بنابراین، مطالعه کردن، یادداشت کردن، یادداشت داشتن، با حساب و کتاب و مطالعه حرف زدن، شرط اول است.»<ref>. همان؟؟؟؟، 3/3/1390.</ref><br/> | ||
| + | ==== آشنایی با قرآن و حدیث ==== | ||
| + | انس با قرآن وظیفهی همهی مسلمانان است و از مداحان توقع بیشتری میرود. اگر مداحان با کتاب آسمانی اُنس نداشته باشند، چگونه میتوانند وظیفهی هدایتگری را بر عهده گرفته، جامعه را به سمت کلام الهی و سخنان معصومین(علیهم السلام) سوق دهند. مداحان باید توجه داشته باشند که در مدح اهلبیت(علیهم السلام) «مسئله فقط تحریک احساسات نیست؛ هدایت ذهنهاست.»<ref>. همان؟؟؟؟، 4/ 4/1387.</ref> بنابراین، اگر در اشعار خویش از آیات الهی و سخنان معصومین(علیهم السلام) بهره بگیرند، قطعاً تأثیرگذاری آنها بیشتر خواهد بود. از پیامبر اکرم- نقل شده: «تَذَاکَرُوا وَ تَلَاقَوْا وَ تَحَدَّثُوا فَإِنَّ الْحَدِیثَ جِلَاءُ الْقُلُوبِ إِنَّ الْقُلُوبَ لَتَرِینُ کَمَا یَرِینُ السَّیْفُ جِلَاؤُهَا؛<ref>. منیهی المرید، شهید ثانی، ص 372.</ref> همدیگر را یاد و ملاقات کند و از احادیث به یکدیگر بگویید که باعث روشنی دلها میشود؛ زیرا همانا دلها مانند شمشیرها نیاز به جلادهی دارند.»<br/> | ||
| + | متأسفانه دور بودن بعضی مداحان از قرآن و حدیث، سبب شده تا در مداحی و روضهخوانی آیات و روایات را نادرست بخوانند و همین امر موقعیت مداح را از جایگاه حقیقی خویش پایین میآورد.<br/> | ||
| + | مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «شرط دیگر این است که در مطالعات خود، با قرآن و حدیث آشنا شوید... مبلغان دین و جامعهی مداحان طبعاً مخاطب ویژهی این حرف هستند. با قرآن باید انس پیدا کنند. قرآن را حتماً بخوانید! با توجه به ترجمه بخوانید! این ترجمه را به یاد بسپارید. در آیاتی که نصیحت هست، متضمن یک معرفتی است که انسان میفهمد، آنها را ثبت کنید، ضبط کنید، یادداشت کنید، از آن بهرهمند شوید؛ هم بگویید، هم عمل کنید. حدیث هم همین جور.»<ref>. همان؟؟؟، 3/3/1390.</ref><br/> | ||
| + | نکته:<br/> | ||
| + | ادبیات عرب به برکت قرآن کریم از جایگاه و دقت خاصی برخوردار شده است که باید ساختار آن در متون عربیِ اشعارِ فارسی زبانان حفظ شود. اگر إعرابگذاری یک کلمه به اشتباه خوانده شود، معنای جمله تغییر خواهد کرد. در سالهای اخیر شاهد مداحیهای عربی توسط برخی مداحان فارسی زبان هستیم. لازم است برای محفوظ ماندن از غلط خواندن متون عربی، مداح آن اشعار را به افراد متخصص در ادبیات عرب داده، وی متن عربی را إعرابگذاری دقیق کند تا صحیح خوانده شود و معنای آن تغییر نکند.<br/> | ||
| + | ==== آگاهی و بصیرت ==== | ||
| + | مداحان باید از مسائل روز آگاه باشند و به عبارتی، دارای بصیرت کافی باشند تا دشمنان دین از وی به عنوان یک ابزار دینی و سیاسی استفاده نکنند. نبود این بصیرت و ورود مداحان به عنوانِ نماد یک فرد دینی و تأثیرگذار در جامعه، اگر در جولانگاه شیاطین انسی و دشمنان دین قرار گیرد، اثرات نامطلوبی را میتواند در جامعه باقی بگذارد. <br/> | ||
| + | مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «من با اینکه در منبرهای مداحی، هی تعرض به این، بدگویی به آن بشود، موافق نیستم و اینها را دوست نمیدارم؛ اما بصیرتبخشی خوب است، آگاهی پیدا کنند. امروز ملت ما بر اثر بصیرت است که توانسته است بایستد... اگر این بصیرت نبود، ملت ما نمیایستادند. تبلیغاتی هم که دشمنان میکنند؛ چه آنهایی که خودشان مستقیماً تبلیغ میکنند، چه آنهایی که به زبان بلندگوها و بوقهای اجارهایشان میدمند و از زبان آنها پخش میکنند، همهاش در جهت این است که این بصیرت را از مردم بگیرند، امر را بر مردم مشتبه کنند، آنها را از ایمانشان، از اسلامشان، از استقامتشان، از ایستادگیشان در این راه، از معرفت درستشان نسبت به حوادث زندگی دور کنند. یک برنامهی مجلسیِ مداحی میتواند یک بخشی را به این اختصاص دهد. شعرش را پیدا کنید، جملاتش را انتخاب کنید. در یک لحظهی مناسب، گاهی اوقات یک کلمه به قدر یک کتاب در دلها اثر میگذارد، در دلها اثر بگذارید!»<ref>. همان؟؟؟؟، 3/3/1390.</ref><br/> | ||
| + | === وظیفه مداحان === | ||
| + | ==== توسل ==== | ||
| + | وظیفهی اصلی یک مداح، ایجاد ارتباط قلبی بین عالم مُلک با عالم ملکوت یا عالم طبیعت با عالم تجرد است، که در رأس آن، پیوند محبتآمیز و ایجاد عُلقه بین انسانهای خاکی با انسانهای آسمانی (ائمه معصومین(علیهم السلام)) است. مهمترین ابزار این کار، برانگیختن احساسات درونی و عواطف خفتهی انسانهایی است. مداح با انتخاب اشعار مناسب، زیبایی صدا و آهنگ حزین میتواند این احساسات و عواطف خفته را بیدار کرده، کام تشنهی آنان را از شراب معرفتی که با توسل حاصل میشود، سیراب کند. اگر این توسل به زیبایی تجلّی کند و به منصه ظهور برسد، عامل توبه، دوری از گناه، بیداری دل و سیر الی الله میشود.<br/> | ||
| + | مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «مداحان بحمدالله میان مردم میروند و وسیلهی توسل مردم را فراهم میکنند و سفرهی برکت اهلبیت(علیهم السلام) را میگسترانند. این یک فرصتی است برای کشور ما، برادران مسلمان ما در کشورهای دیگر، خیلی از فرصتهای ما را ندارند؛ یکیاش همین است. این سلسله و رشته و جریان و شبکهی توسل به اهلبیت(علیهم السلام) و محبت اهلبیت(علیهم السلام) و برانگیختن عواطف، خیلی فرصت مهمی است.»<ref>. همان؟؟؟؟، 11/2/1392.</ref><br/> | ||
| + | ==== معرفت افزایی ==== | ||
| + | آنچه را که شاعرانی مثل فرزدق،<ref>. بحار الانوار، ج 46، ص 127.</ref> سید حمیری<ref>. امام شناسی، سید محمدحسین طهرانی، ج 1، ص 174.</ref> و... را ارج نهاده و به اشعار آنان زیبایی و طراوت بخشیده، اشعاری است که در معرفتافزایی مردم نقش به سزایی داشته است. در مدح اهلبیت(علیهم السلام) باید اشعاری انتخاب شود که بر معرفت مستمعین بیافزاید. حال این معرفتافزایی میتواند با بیان نکات اخلاقی و تربیتی باشد - که در زندگی آنها کاربرد عملی داشته باشد - و یا مناقبی ذکر شود که پیوند قلبی مؤمنین با ائمهی اطهار(علیهم السلام) را بیشتر کند. لازمهی این کار، استفاده از داستانهای مستند و روایات صحیحی است که از هرگونه خرافهگویی به دور و از انتساب نادرست به ائمهی اطهار(علیهم السلام) منزّه باشد.<br/> | ||
| + | مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «آنچه شما دارید بیان میکنید، باید آموزنده باشد... ولو لفظ هم لفظ خوبی باشد، راجع به حضرت زهرا(سلام الله علیها) هم باشد؛ اما چیزهایی باشد که مستمع هیچ استفادهای از او نمیتواند بکند؛ نه معرفتش نسبت به آن بزرگوار بیشتر میشود، نه از مقامات توحیدی او چیزی میفهمد، نه از مجاهدت او چیزی میفهمد، نه از رفتار و سجیهی آن بزرگوار که درس است، چیزی میفهمد، اشکال خواهد داشت.<ref>. همان؟؟؟؟، 14/ 4/1386.</ref> | ||
| + | ==== متناسب با نیاز روز و جامعه ==== | ||
| + | هر جامعهای متناسب با زمان خویش؛ اعم از زمان جنگ یا صلح، کاستیهای معنوی دارد که مداحان و ذاکران با تشخیص خوب و درک نیاز آن زمان، به خوبی میتوانند با هنر مداحی، نقشآفرینی کرده، جامعه را به سمت مقصد رهنمون سازند.<br/> | ||
| + | امروزه جنگ نظامی در پیش نداریم؛ اما جنگ فرهنگی - که تنزل دادن اخلاقیات و حرکت دادن جوانان به سوی پوچگرایی است - در جامعهی امروزی در حال رونق گرفتن است، بنابراین مداحان با درک این نیاز، نکات اخلاقی و تربیتی را در اشعار خویش گنجانده و جامعه را به سمت کمالات سوق دهند و رسالت دینی تبلیغی خویش را به خوبی اعمال کنند. <br/> | ||
| + | مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «فرض کنیم در دوران جنگ تحمیلی که کشور نیاز داشت به یک حماسهی پرشورِ عملی و جهاد در میدان، جوانها هم آماده بودند، پدر و مادرها هم آماده بودند، یک نفری برود در مجالس و محافل خود، شعر هم بخواند، خوب هم اجرا کند، منتها اشارهای به این نیاز وقت نکند؛ این ضایع کردن فرصت است. آن روز مداحها نقشهای خیلی خوبی آفریدند. در این جبهه کارهایی که مداحهای ما کردند، اثری که آنها در اعماق جان رزمندگان ما گذاشتند، کمنظیر است.»<ref>. همان؟؟؟؟، 11/2/1392.</ref> <br/> | ||
| + | «شعرهایی است که در دورهی انقلاب؛ دورهی اوج نهضت در سال ۵۶ و ۵۷، در محرم، دستهجات سینه زنی، به ابتکار خودِ مداحان، خودِ مرثیه سرایان، خود را نشان داد. دستهی سینهزنی توی بازار، توی خیابان سینه میزد، نوحه میخواند؛ لیکن هر کسی میشنید، میفهمید که امروز باید چه کار کند؛ امروز باید در کدام جهت حرکت کند.»<ref>. همان؟؟؟؟، 4/4 1387. </ref> <br/> | ||
| + | «به جامعه نگاه کنید، ببینید جامعه به چه چیزی احتیاج دارد؟ شما میدانید مردم به چه چیزی احتیاج دارند. امروز مردم به دین، به اخلاق، به ایمان راسخ، به بصیرت، به شناخت دنیا، به شناخت آخرت احتیاج دارند؛ همهی ما احتیاج داریم.» <ref>. همان؟؟؟، 23/2/1391.</ref><br/> | ||
| + | |||
| + | == بخش دوم: آسیبهای مداحی == | ||
| + | == فصل اول: آسیبهای محتوایی == | ||
| + | === مقدمه === | ||
| + | عزاداری اهلبیت(علیهم السلام) به مرور زمان دستخوش تحریفات و تغییراتی شده است که مبدأ و زمینهاش، ندانستن احکام عزاداری و در مواردی، دستهای پنهان دشمنان بوده تا مسلمانان را از هدفی که به واسطهی احیای سنت عزاداری به دست میآورند، دور کرده، با ایجاد خرافات و تحریف متون اسلامی جامعه را منحرف کنند و لازمهاش در جهل نگهداشتن مسلمانان و اکتفا کردن به مسائلی کم اهمیت - که دانستن و ندانستن آن تأثیری در رشد و کمال انسان ندارد - است. ما در این بخش به آسیبهای مداحی، اعم از اجتماعی، محتوایی و شکلی که عزاداریهای ما را تحت تأثیر قرار داده، پرداختهایم. به امید اینکه دیگر شاهد این گونه ضعفها در مداحیها و مداحها نباشیم.<br/> | ||
| + | === استفاده از مقاتل غیر معتبر === | ||
| + | بعضی از مداحان با نقل مطالب جدید و ضعیف، مُستمع بیشتری را به خود جذب میکنند تا از آنان اشک بیشتری بگیرند، در حالی که نقل این گونه مطالب و استناد آن به معصوم(علیهم السلام) از بزرگترین گناهان و سبب ضعف مداح و مورد سخط دین قرار گرفتن وی به شمار میآید. <br/> | ||
| + | خطر بزرگ، تحریف تاریخ اهلبیت(علیهم السلام) است که در قرون متمادی، دشمنان خارجی دین سعی در آن داشتهاند. این مسئله متأسفانه امروزه توسط عوامل داخلی انجام میشود. اگر به نقل معتبر توجه کامل نشود و هر کسی به نقل غیر معتبر و خودساخته اکتفا کند، تحریف تاریخ در نسل بعدی دو چندان خواهد شد.<br/> | ||
| + | امام باقر(علیه السلام) به شخص شامی فرمود: وای بر تو! نباید دربارهی ما چیزی بگویی که ما دربارهی خودمان نگفتهایم؛ چراکه از تو بازپرسی میشود، پس اگر صادق باشی، ما تو را تصدیق میکنیم و اگر دروغگو باشی، ما تو را تکذیب میکنیم.<ref>. «أَبِی الرَّبِیعِ الشَّامِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ لِی وَیْحَکَ یَا أَبَا الرَّبِیعِ لَا تَطْلُبَنَّ الرِّئَاسَهی وَ لَا تَکُنْ ذِئْباً وَ لَا تَأْکُلْ بِنَا النَّاسَ فَیُفْقِرَکَ اللَّهُ وَ لَا تَقُلْ فِینَا مَا لَا نَقُولُ فِی أَنْفُسِنَا فَإِنَّکَ مَوْقُوفٌ وَ مَسْئُولٌ لَا مَحَالَهی فَإِنْ کُنْتَ صَادِقاً صَدَّقْنَاکَ وَ إِنْ کُنْتَ کَاذِباً کَذَّبْنَاکَ.» کافی، ج 2، ص 298.</ref> متأسفانه مطالب جعلی روضهها و مداحیها را جمعآوری کنیم، به تعبیر شهید مطهری، شاید چند جلد کتاب پانصد صفحهای بشود.<ref>. مجموعه آثار شهید مطهری، حماسه حسینی، ج 17، ص70.</ref> <br/> | ||
| + | «انتخاب اینکه شما با یک کلمهی دروغ، مجلسی را سر تا پا اشک و داد و فریاد کنید، یا اینکه مقتل را راست و مستند بخوانید و حتی اگر یک قطره اشک از چشم کسی نریزد و شما صرفاً به وظیفهتان عمل کرده باشید، امتحانی است بسیار بزرگ. آشنا نبودن مداح با تاریخ و مقاتل معتبر و مشهور، باعث میشود که در خواندن روضه به ذکر وقایع مجعول و بیپایه پناه ببرد و بسیاری از اوقات به بهانهی «زبان حال» گفتن، چیزهایی بگوید که موجب وهن و کسر شأن حضرات ائمه(علیهم السلام) شود.»<ref>. سایت نور مگز، مقاله «خرافهگرایی در عزاداری، دلایل شکلگیری و راه برون رفت از آن»، محمد اسماعیل عبداللهی.</ref> <br/> | ||
| + | مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «در مرثیهخوانی بایستی به صدق واقعه پایبند بود. درست است که شما میخواهید مستمع خودتان را بگریانید؛ اما این گریاندن را به وسیلهی هنرنمایی در کیفیت بیان واقعه تأمین کنید، نه در ذکر واقعهای که اصل ندارد. ما در گذشتهها سراغ داشتیم - انشاءاللَّه حالا آن جور نیست - که بعضیها فیالمجلس یک چیزی را جعل میکردند. نکتهای همان جا به ذهنش میآمد، میدید خوب است، موقعیت خوب است، همان جا میگفت و از مردم اشک میگرفت! این درست نیست. اشک گرفتن از مردم که هدف نیست. هدف، آمیختن این دلِ اشکآلود - که اشک را به چشم میرساند و چشم را اشکبار میکند - به معارف زلال است؛ البته با هنرنمایی.»<ref>. همان؟؟؟؟، 13/3/1389.</ref> <br/> | ||
| + | بر مداح لازم است که کتب مقاتل را به خوبی بشناسد تا روضههای انتخاب شده از مقاتل غیر معتبره نباشد. علاوه بر آنکه شایسته نیست روضههایی که از یک مداح نقل شده، سند روضهی مداح دیگر شود، به گونهای که بدون مراجعه به مقاتل معتبره، تنها به نقل روضههای بعضی مداحان دیگر اکتفا کند، در غیر این صورت جَعل بعضی از روضههای ساختگی و انتساب آن به امام(علیه السلام) مصداق بدعت بوده و از گناهان بزرگ شمرده میشود. بدعت؛ یعنی آنچه که جزء دین نبوده، به دین نسبت دادن.<ref>. مجموع آثار شهید مطهری، سیری در سیره نبوی(صلی الله علیه و آله)، ج 16، ص 101.</ref> <br/> | ||
| + | عروسی گرفتن حضرت قاسم(علیه السلام) در کربلا، نمونهای از همین بدعتهاست. شهید مطهری(رحمت الله علیه) در این باره میفرماید: «در همان گرماگرم روز عاشورا - که میدانیم مجال نماز خواندن هم نبود و امام نماز خوف خواند - امام(علیه السلام) فرمود: حجلهی عروسی راه بیاندازید، من میخواهم عروسی قاسم را با یکی از دخترهایم، لااقل شبیهش هم شده، در اینجا ببینم. یکی از چیزهایی که از تعزیهخوانیهای قدیم ما هرگز جدا نمیشد، عروسی قاسم بود، در صورتی که این قضیه در هیچ کتابی از کتابهای تاریخی معتبر وجود ندارد.»<ref>. همان، ج 17، ص 77.</ref> <br/> | ||
| + | این نکته بسیار مهم است که اگر روضههای ساختگی منتسب به امام(علیه السلام) در ماه رمضان خوانده شود، به علت دروغ بودن، علاوه بر بطلان روزه، سبب کفاره نیز میشود.<ref>. حکم شرعی:<br/> | ||
| + | هر گاه روزهدار دروغی به خدا و پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و جانشینان معصوم او(علیهم السلام) نسبت دهد، خواه با گفتن باشد، یا نوشتن، یا اشاره و مانند آن، بنا بر احتیاط واجب روزهاش باطل میشود، هرچند بلافاصله توبه کند. دروغ بستن به سایر انبیا و فاطمه زهرا(سلام الله علیها) نیز همین حکم را دارد. (توضیح المسائل، آیت الله مکارم، ص 253، مسئله 1354).<br/> | ||
| + | هر گاه روزهدار نسبت دروغ به خدای متعال و پیغمبر(صلی الله علیه و آله) دهد، یک کفّاره کافی است و کفّاره جمع لازم نیست. (توضیح المسائل، آیت الله مکارم، ص 262، مسئله 1406).</ref><br/> | ||
| + | استاد پیشوایی<ref>. حجت الاسلام و المسلمین مهدی پیشوایی، از کارشناسان زبردست تاریخ اسلام و اساتید برجسته رادیو معارف میباشد. از وی کتابهای قابل توجهی در این حوزه ثبت شده که کتاب «سیره پیشوایان» و «مقتل جامع سیدالشهدا(علیه السلام)» معروفترین آنهاست. (سایت رادیو معارف).</ref> تاریخدان و آسیبشناس مقاتل تاریخی، برای مصون ماندن از نقل مقاتل ضعیف، در یک قاعدهی کلی بیان کرد: «کتابهای مقتل و روضهخوانی که بعد از قرن هشتم نوشته شده باشد؛ چه به عربی و چه به فارسی، مستقلاً اعتبار ندارند. باید دید که از کجا گرفتهاند. مأخذش را باید دید. اگر مأخذش را ذکر نکردند، و مطلبی نقل کردند که در منابع و تاریخهای پیش از قرن هشتم، مخصوصاً پیش از قرن پنجم وجود ندارد، نمیشود آن را قبول کرد.»<ref>. آسیبشناسی مقاتل از نگاه مهدی پیشوایی، مصاحبه خبرگزاری حوزه با استاد مهدی پیشوایی، 7/8/1393.</ref><br/> | ||
| + | نکتهی مهم اینکه مداحان در نقل خبر و استناد آن به معصوم(علیهم السلام) یا به کتب معتبره اکتفا کند، یا از یک عالم حدیثشناس و تاریخدان مشورت بگیرد. علاوه بر آنکه نهی مردم و دستاندرکاران مجلس عزای حسینی از نقل مطالب ساختگی بسیار تأثیرگذار است و به تعبیر شهید مطهری(رحمت الله علیه): «مسئولیت بزرگ مردم در اینجا نهی از منکر است. وقتی که میفهمید و میدانید که دروغ است، نباید در آن مجلس بنشینید، حرام است؛ بلکه باید مبارزه کنید.»<ref>. مجموعهآثار، حماسه حسینی، ج 17، ص 72 .</ref> <br/> | ||
| + | مدیران هیئت نیز وظیفه دارند که اگر مداح به روضههای کذب اعتماد میکند، باید با تذکر و عدم دعوت وی در مجالس دیگر، مصداق عملی نهی از منکر را در جامعه اعمال کند. مقاتل متعددی نوشته شده است که بعضی اساساً بیاعتبار و از استحکام علمی و اعتبار کافی برخوردار نیستند.<br/> | ||
| + | برای تسهیل امر، چند مورد از مقاتل قوی و ضعیف را در این قسمت نام میبریم. مقتلهایی که ترجمه فارسی هم دارند و مورد توجه علما و بزرگان دین بوده است، عبارتند از:<br/> | ||
| + | ۱. الارشاد شیخ مفید(رحمت الله علیه)؛<br/> | ||
| + | ۲. لهوف سید بن طاوس(رحمت الله علیه)؛<br/> | ||
| + | ۳. شهادت نامهی امام حسین(علیه السلام)، ؟؟؟؟نویسنده؟؟؟؟، انتشارات دار الحدیث؛<br/> | ||
| + | ۴. تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهدا(علیه السلام)، به همت گروهی از تاریخپژوهان، تحت نظر حجتالاسلام و المسلمین مهدی پیشوایی؛<br/> | ||
| + | ۵. نفس المهموم حاج شیخ عباس قمی، که ترجمه شده و به نام در کربلا چه گذشت؟ چاپ شده است. <br/> | ||
| + | استاد حجتالاسلام و المسلمین مهدی پیشوایی در مصاحبه با خبرگزاری حوزه، آسیبشناسی مقاتل را مورد بررسی قرار داده، در مجموع یازده مقتل ضعیف را معرفی کرد که به آنها اشاره میکنیم:<br/> | ||
| + | ۱. روضهی الشهداء، تألیف ملا حسین کاشفی (م ۹۱۰ق)؛<br/> | ||
| + | ۲. منتخب طریحی، مرحوم طریحی (م ۱۰۸۵ق)؛<br/> | ||
| + | ۳. مقتل الحسین که به نام مقتل ابیمخنف مشهور شده است؛ البته منظورم کتابی نیست که استاد یوسف غروی استخراج کرده؛ بلکه مقتلی است که چیزهایی در آن سر هم کردهاند و مطالبی را که اغلاط فاحشی دارد، به نام مقتل ابیمخنف عرضه میکنند که فاقد اعتبار است.<br/> | ||
| + | ۴. تظلم الزهراء، رضی بن نبی قزوینی (م ۱۱۳۴ق)؛<br/> | ||
| + | ۵. اکسیر العبادات فی اسرار الشهادات، معروف به اسرار الشهادات، ملاآقا دربندی (م ۱۲۸۶ق)؛<br/> | ||
| + | ۶. الدمعهی الساکبهی، محمدباقر بهبهانی (م ۱۲۸۵ق)؛<br/> | ||
| + | ۷. ناسخ التواریخ، محمدتقی سپهر مورخ الدوله (م ۱۲۹۷ق) که کتاب دورهای است و از خلقت آدم شروع شده و مجلّد مربوط به امام حسین(علیه السلام) منظور ماست که اعتبار لازم را ندارد؛<br/> | ||
| + | ۸. تذکرهی الشهداء، ملاحبیب شریف کاشانی (م ۱۳۴۰ق)؛<br/> | ||
| + | ۹. معالی السبطین فی احوال الحسن و الحسین، محمدمهدی حائری مازندرانی (م ۱۳۸۵ق) که کتاب بسیار ضعیفی است؛<br/> | ||
| + | ۱۰. نور العین فی مشهد الحسین، منسوب به اسفراینی شافعی، که البته بعید است از او باشد؛<br/> | ||
| + | ۱۱. محرق القلوب، مرحوم نراقی.<br/> | ||
| + | و در پایان اشاره کردند: «توصیه نمیکنیم کسی که اهل فن نیست، مورخ نیست، به این ۱۱ کتاب مراجعه کند.»<ref>. آسیبشناسی مقاتل از نگاه مهدی پیشوایی، مصاحبه خبرگزاری حوزه با استاد مهدی پیشوایی، 7/8/1393.</ref> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: در بعضی هیأتهای مذهبی مصیبتهایی خوانده میشود که مستند به مقتل معتبری نیستند و از هیچ عالم یا مرجعی هم شنیده نشده است و هنگامی که از خوانندهی مصیبت از منبع آن سؤال میشود، پاسخ میدهند که اهلبیت(علیهم السلام) این گونه به ما فهماندهاند و یا ما را راهنمایی کردهاند و واقعهی کربلا فقط در مقاتل نیست و منبع آن هم فقط گفتههای علما نمیباشد؛ بلکه گاهی بعضی از امور برای مدّاح یا خطیب حسینی از راه الهام و مکاشفه مکشوف میشود. سؤال من این است که آیا نقل وقایع از این طریق صحیح است یا خیر؟ و در صورتی که صحیح نباشد، تکلیف شنوندگان چیست؟<br/> | ||
| + | جواب: نقل مطالب به صورت مزبور، بدون اینکه مستند به روایتی باشد و یا در تاریخ ثابت شده باشد، وجه شرعی ندارد، مگر آنکه نقل آن به عنوان بیان حال به حسب برداشت متکلّم بوده و علم به خلاف بودن آن نداشته باشد و تکلیف شنوندگان نهی از منکر است، به شرطی که موضوع و شرایط آن نزد آنان ثابت شده باشد.<ref>. سایت دفتر آیت الله خامنهای، احکام عزاداری، سؤال 1446.</ref><br/> | ||
| + | === زبان حال === | ||
| + | آنچه که در لسان ذاکران و مداحان اهلبیت(علیهم السلام) به عنوان زبان حال بیان میشود، کلامی است که نه احادیث و نه تاریخ، شرح حال واقعه یا مصیبت خاندان اهلبیت(علیهم السلام) را بیان نکردهاند و مداح با قرار دادن خود در جایگاه آنان، سخنانی را از لسان آن بزرگواران نقل میکند؛ اما در میان زبان حال، آشفتگیهایی وجود دارد که با مراجعه به اشعار مداحان و شاعران حماسهی عاشورا میتوان به تزلزل آن پی برد و خطر انحراف آن را لمس کرد؛ زیرا انسان عادی که از درک حقیقت خویش غافل و از احساس نگرانیها و مصائب دیگران عاجز است، چگونه میتواند انسانهای آسمانی و ملکوتی را ادراک کرده، خود را جایگزین آنان نماید و بیان مصائب آنان را با جایگزین کردن خود در جایگاه آنان ترسیم کند؟<br/> | ||
| + | «احساسات ما در مواجهه با مسائل مختلف زندگی، اعم از غمها و شادیها، منحصر به شخص ماست. ممکن است احساس من در برخورد با یک مصیبت، امروز به گونهای باشد و در برخورد با همان مصیبت در زمان دیگری، به گونهای دیگر واکنش نشان دهم. در مواجهه با یک خبر ناگوار، عکسالعمل من با واکنش شخص دیگر متفاوت است و نمیتوانم احساس خود را تعمیم دهیم.<br/> | ||
| + | آیا میتوانیم در قالب نوحه یا نظم یا نثر بگوییم سیدالشهدا(علیه السلام) در مواجهه با فلان مصیبت این گونه میاندیشید؟ تردیدی نیست که ما مجاز نیستیم ادراکات خود را تعمیم دهیم، آن هم در مورد آنان که آسمانیاند و دیگرگونه میاندیشند. همانگونه که مجاز نیستیم در زبان قال از خود تصرفی داشته باشیم، در زبان حال نیز به طریق اولی مُجاز به برداشتهای شخصی و قیاس به نفس نیستیم.»<ref>. وب سایت تخصّصی مداحان، مقاله «زبان حال چیست؟»، مهدی امین فروغی، www.borya.ir/news/112/.</ref><br/> | ||
| + | «اما دیده شده که مدیحهسرایان به منظور ترسیم موقعیت، گاهی اقوالی را - به ویژه دربارهی حادثهی عاشورا - به عنوان زبان حال نقل میکنند که جای تأمل دارد و نگران کنندهتر آنکه گاهی زبان حالهایی گفته میشود که به هیچ روی با مبانی اعتقادی و آموزههای اسلام و شأن معصوم سازگاری ندارد.<br/> | ||
| + | مواردی از زبان حالهایی که در اشعار بیان شدهی ذیل، حاکی از همین مسئله میکند:<br/> | ||
| + | شدم راضی که زینب خوار گردد اسیر کوچه و بازار گردد<br/> | ||
| + | یا امام حسین(علیه السلام) در کنار جنازهی حضرت علی اکبر(علیه السلام) میگوید:<br/> | ||
| + | مخواه پیش عدو این شکست مرا به حجله میروی ببوس آخر دست مرا<br/> | ||
| + | به تو اگر سخن آبدار میگویم ز من مرنج که بیاختیار میگویم<br/> | ||
| + | و یا به نقل از امام حسین(علیه السلام) میگوید:<br/> | ||
| + | بهر شفاعت گنه دوستان خویش کردیم سینه را هدف تیر حادثات<br/> | ||
| + | و نیز بیان زبان حالی که حاکی از تردید، اضطرار و نگرانی امام حسین(علیه السلام) در روز عاشوراست که به یقین با انگیزه، اراده و سیرهی آن حضرت ناسازگار و تحریفی آشکار (است) و نقل آن گناه به شمار میرود.»<ref>. زبان حال، زبان قال و بایستههای نقل سخنان حدیث گونه، واحد طرح و ارزیابی رادیو معارف،آبان 1392.</ref><br/> | ||
| + | در طی قرون گذشته در عالم تشیع، کسی به سادگی نمیتوانست روایتی را از معصوم نقل کند. بدین منظور سالها در محضر بزرگان علم حدیث تلمّذ میکردند و پس از گذراندن سطوح مختلف علمی، نهایتاً اگر از طرف اساتید خویش واجد شرایط شناخته میشدند، به داشتن اجازه نامهی نقل حدیث مفتخر میشدند.<ref>. وب سایت تخصّصی مداحان، مقاله «زبان حال چیست؟»، مهدی امین فروغی، www.borya.ir/news/112/.</ref><br/> | ||
| + | اما متأسفانه کمبود آگاهی از تاریخ کربلا و ضعف در بیان روضه، سبب شده خود را در مقام آن بزرگواران انگاشته و شرح حال واقعهی خویش را جایگزین متون تاریخی کنند و اشعاری را بخوانند که در کتب تاریخی معتبر نگارش نشده است و به بهانهی زبان حال، به مدیحهسراییهای سخیف و نادرست بپردازند.<br/> | ||
| + | بهتر است به جای بیان این گونه سخنان مجهول الحال، از مطالب متقن تاریخی که با اهداف و سیرهی اهلبیت(علیهم السلام) در تضاد نیست بسنده کنند، و الاّ خطر تحریف در تاریخ، به خصوص در تاریخ کربلا توسط ذاکران اهلبیت(علیهم السلام) پدید میآید که قطعاً مرضیّ امام زمان(علیه السلام) نخواهد بود. <br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: روضهای که به عنوان زبان حال خوانده میشود، یا اشعاری که معمولاً زبان حال است، آیا مبطل روزه است؟<br/> | ||
| + | جواب: اگر مناسبت داشته باشد و به امام(علیه السلام) نسبت ندهند، مبطل نیست. و اگر اطمینان به صحت آنها ندارند، نام کتابی که آنها را نقل کرده، ببرند و از آن کتاب نقل کنند.<ref>. جامع المسائل (فارسی)، آیت الله فاضل لنکرانی، ج ، ص 147، سؤال 549.</ref><br/> | ||
| + | === غُلوّ === | ||
| + | غلو منظور ما در اینجا؛ یعنی اعتقاد به الوهیّت و خدایی أئمّه(علیهم السلام) و یا اعتقاد به استقلال یا شراکت ائمه(علیهم السلام) با خداوند در آفریدن و روزی دادن است و این ادعا و اعتقاد، حرام؛ بلکه موجب کفر است.<ref>. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهلبیت(علیهم السلام)، ج ، ص 70.</ref> <br/> | ||
| + | پیشینهی تاریخی غلو در عقاید یهود و مسیحیت بوده است که قرآن به صراحت از آن به عنوان عقیدهای خطرناک نام برده، میفرماید: >وَ قالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصاری الْمَسیحُ ابْنُ اللَّهِ<<ref>. توبه/30.</ref>؛ «یهود گفتند: عُزیر پسر خداست و نصاری گفتند: مسیح پسر خداست.» و در مقابل، به شدت از چنین گفتارهایی نهی فرموده: >ذلِکَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ یُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّی یُؤْفَکُونَ<<ref>. همان.</ref>؛ «این گفتاری [بیدلیل و برهان] است که به زبان میآورند، و به گفتار کسانی که پیش از این [به حقایق] کفر ورزیدند، شباهت دارد. خدا آنان را نابود کند! چگونه [از حق به باطل] منحرف میشوند.»<br/> | ||
| + | «سرچشمهی انحراف غلو از آنجاست که انسان علاقه دارد رهبران و پیشوایان خویش را بیش از آنچه هستند، بزرگ نشان دهد تا بر عظمت خود بیافزاید. گاهی نیز این تصور که غلو دربارهی پیشوایان، نشانهی ایمان، عشق و علاقه به آنهاست، سبب گام نهادن در این ورطهی هولناک میشود. غلو همواره یک عیب بزرگ را همراه دارد و آن اینکه ریشهی اصلی مذهب؛ یعنی خداپرستی و توحید را خراب میکند، به همین جهت اسلام دربارهی غلات سختگیری شدیدی کرده است.»<ref>. مقاله آسیب شناسی عزاداری، محمد مهدی فجری، شماره 135 مبلغان.</ref> <br/> | ||
| + | امروزه در محافل سینهزنی و عزاداری اهلبیت(علیهم السلام) گاهی شاهد همان جملاتی هستیم که اهل کتاب دربارهی پیامبران خود داشتند. متأسفانه این گونه سخنان بیش از آنکه ابراز ارادت و اظهار محبتی برای ائمهی اطهار(علیهم السلام) باشد، دستاویزی برای دشمنان تشیع شده است که به قتل و کشتار شیعیان در دیگر کشورها اقدام میکنند و شیعه را به واسطهی چنین اعتقاداتی کافر میدانند. <br/> | ||
| + | مداحان و ذاکران اهلبیت(علیهم السلام) تصور نکنند که بیان جملاتی مثل: من علی اللّهیم، من حسین اللّهیم، هرچه بادا باد من علی پرستم<ref>. مقاله آسیب شناسی مجالس عزاداری، رضا بابایی، ص 31.</ref>، لا اله الّا زینب، لا اله الّا فاطمه و... را تنها در محافل خصوصی سینه زنی گفته و قصد و اعتقادی به محتوای این جملات ندارند؛ بلکه همیشه افرادی هستند که برای تخریب چهرهی دین، با ظاهری فریبنده وارد این گونه مجالس شده و از این محافل فیلمبرداری میکنند و در سایتهای اینترنتی قرار میدهند تا شیعیان را افرادی کم خرد و مشرک معرفی کرده و دستاویزی برای قتل و کشتار آنان و لا اقل تبلیغ علیه شیعه در دیگر بلاد اسلامی شود که امروزه شاهد آن هستیم. <br/> | ||
| + | حضرت امیر(علیه السلام) غلو کنندگان دین را لعن کرده و فرموده است: «اللَّهُمَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنَ الْغُلَاهی کَبَرَاءَهی عِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ مِنَ النَّصَارَی، اللَّهُمَّ اخْذُلْهُمْ أَبَداً، وَ لَا تَنْصُرْ مِنْهُمْ أَحَداً؛<ref>. امالی، شیخ طوسی، ص 650.</ref> خدایا! همان گونه که حضرت عیسی(علیه السلام) از غلو کنندگان نصاری بیزاری جُست، من نیز بیزاری میجویم. خدایا! همیشه آنها را خوار کن و هیچگاه آنها را یاری نفرما.»<br/> | ||
| + | مردم دارای وظیفهی نهی از منکر هستند تا با تذکر این دسته از مداحان را نهی کنند. علاوه بر آنکه باید از گوش کردن به مداحیهای آنان، حتی به صورت نوار یا سی دی نیز خودداری کنند. <br/> | ||
| + | مسئله: کسانی که در حق امام علی و سایر امامان(علیهم السلام) غلوّ کنند؛ یعنی، آن بزرگواران را خدا بدانند یا صفات مخصوص خدایی را برای آنها قائل باشند، کافرند.<ref>. توضیح المسائل آیت الله مکارم، مسئله120، ص 36.</ref><br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: خواندن شعرها و گفتن سخنانی که در آن به صراحت از اهلبیت(علیهم السلام) به عنوان خدا یاد میشود، مانند: لااله الا علی، چه صورتی دارد؟<br/> | ||
| + | آیت الله صافی گلپایگانی: خواندن اشعار و جملات مذکور جایز نیست و بر مستمعین واجب است نهی از منکر کنند.<ref>. مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، سید محسن محمودی، ج 5، ص 112.</ref><br/> | ||
| + | حکم فقهی: کسانی که در شورهایشان اشعار کفرآمیز با مطالب موهن و زننده است گوش کردن به نوارشان جایز نیست.<ref>. سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری، سؤال 24.</ref> <br/> | ||
| + | === توهین به مقدسات دیگر مذاهب === | ||
| + | اعتبار و عظمت اسلام به منطق، استدلال و ظرافتهایی است که در سایهی قرآن کریم برای هدایت بشر بیان شده است. خدای متعال صراحتاً مؤمنین را از توهین به دیگر مقدسات نهی کرده است و میفرماید: >وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ<<ref>. انعام/ 108.</ref>؛ «و معبودانی را که کافران به جای خدا میپرستند، دشنام ندهید؛ چرا که آنان هم از روی دشمنی و نادانی خدا را دشنام خواهند داد.»؛ زیرا لعن و فحاشی به عقاید و مقدسات دیگران، عامل تحریک آنان شده، در مقام دفاع از مقدسات ناحق خویش، به مقدسات به حق شما دشنام میدهند. <br/> | ||
| + | «آلوسی» دانشمند معروف اهل سنت، در تفسیر «روح المعانی» نقل میکند: یکی از عوام جاهل، هنگامی که مشاهده کرد برخی شیعیان سبّ شیخین (ابوبکر و عمر) میکنند، ناراحت شد و شروع به اهانت به مقام علی(علیه السلام) کرد. هنگامی که از او سؤال کردند: چرا به علی که مورد احترام تو است، اهانت میکنی؟ گفت: من میخواستم شیعهها را ناراحت کنم؛ زیرا هیچ چیز را ناراحت کنندهتر از این موضوع برای آنها ندیدم.»<ref>. روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، سید محمود آلوسی، ج 4، ص 236.</ref><br/> | ||
| + | ائمهی معصومین(علیهم السلام) به پیروی از دستورات قرآن کریم، پیروان خویش را از دشنام دادن به دشمنان دین نهی میکردند، چنانکه امیرالمؤمنین(علیه السلام) زمانی که شنید تعدادی از اصحابش، شامیان را در «صفین» دشنام میدهند، فرمود: من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید؛ اما اگر کردارشان را یادآور میشدید، و گمراهیها و کارهای ناشایستهی آنان را میشمارید، به راست نزدیکتر و معذورتر بود. شما باید به جای دشنام، به آنها میگفتید: بار پروردگارا! خون ما و آنها را حفظ کن و بین ما و آنها را اصلاح نما و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت فرما تا آنان که جاهلند، حق را بشناسند، و کسانی که با حق ستیزگی و دشمنی میکنند، دست بردارند و باز گردند.<ref>. نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 206، ج 2، ص 365.</ref> | ||
| + | نکتهی قابل توجهی که در سیرهی حضرت امیر(علیه السلام) وجود دارد، دعا کردن به جای دشنام دادن است؛ چراکه دعا عامل هدایت و رشد است و دشنام، سبب دفع و انزجار از دین.<br/> | ||
| + | امروزه دشمنان دین با انواع حیلهها، به قصد اختلافافکنی و ضربه زدن به دین و مقدسات ما، در میدان جنگ فرهنگی و با بهانههای واهی، با توهین به مقدسات سعی میکنند تا عواطف و احساسات شیعیان را جریحهدار کنند تا آنان نیز به دشنامگویی و اهانت به مقدسات آنها روی آورده و در نتیجه بدون توجه به اعمال زشت خود، اعمال ناصواب شیعیان را نشانه رفته و در رسانههای خود (اعم از ماهواره، اینترنت، شبکههای اجتماعی و...) به نمایش بگذارند و چهرهی ناشایستی از شیعیان را در جهان امروزی به تصویر بکشانند. بنابراین، مداحان باید در این جهت بسیار مراقب باشند تا مبادا اعمال آنان بهانهای به دست دشمنان شیعه شود.<br/> | ||
| + | آنچه که امروزه جامعهی اسلامی بیش از هر چیز دیگری بدان نیازمند است، همدلی و اتحاد بین فِرَق مختلف اسلامی میباشد. بنابراین، با تأکیداتی که مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در این باره داشتند، همان همدلی و اتحاد است که مداحان با عدم توهین به مقدسات دیگران در حفظ وحدت، بسیار تأثیرگذار هستند.<br/> | ||
| + | مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «شما از حنجره استفاده میکنید که نعمت خداست. از لحن و آهنگ استفاده میکنید که نعمت خداست. از شعر استفاده میکنید که قریحهاش نعمت خدادادِ الهی است... اگر در خدمت اختلافافکنی واقع شد، اگر در خدمت تحریک عصبیّتهایی قرار گرفت که امروز به خاطر این عصبیّتها، متعصبین لجوج در نقاطی از دنیا، بیست تا، سی تا سر میبُرند، این استفاده، استفادهی بدی است. این را خیلی مراقب باشید.»<ref>. همان؟؟؟؟، 11/2/1392.</ref><br/> | ||
| + | یکی از شمشیرهای دست دشمنان ما، همین اختلافات مذهبی است. علنی کردن اختلافات، پر رنگ کردن مخالفتهای اعتقادی، به زبان آوردن مطالبی که کینهها را بر میافروزد، یکی از وسایلی است که دشمنان ما از آن بیشترین استفاده را دارند میکنند. <br/> | ||
| + | در جلسات نباید کینهورزیهای مذهبی را زیاد کرد. این را چقدر باید تکرار کرد؟ بارها تکرار کردهایم؛ بعضی حاضر نیستند [گوش کنند]. شما اگر بخواهید آن کسی را که موافق مذهب شما نیست و عقیدهی حقّ شما را قبول ندارد هدایت کنید، چه کار میکنید؟ اول شروع میکنید به مقدّسات او بدگویی کردن و دشنام دادن؟ این که به کلّی او را از شما دور خواهد کرد و امید هدایت او را به صفر خواهد رساند.... بنابراین، مداحان در مجالس خود باید به این نکته توجه داشته باشند که شاید افرادی وجود داشته باشند، تا با وسایل ضبط صدا و فیلمبرداری از گفتار و کردارشان، مدارکی را جمع کرده و بر علیه مذهب تشیع استفاده کنند که عید الزهراء نمونهی بارزی از این اعمال اختلاف برانگیز است.<ref>. همان؟؟؟؟، 31/1/1393.</ref> | ||
| + | === سخیف بودن اشعار === | ||
| + | ==== به کار بردن الفاظ نامناسب ==== | ||
| + | از جمله مواردی که در سخیف بودن اشعار بسیار مؤثر است، به کار بردن الفاظی مثل: «من سگ امام حسینم»، «کفتر امام»، «گربهی توام» و الفاظ دیگری که نه با ساحت مقدس ائمهی اطهار(علیهم السلام) همخوانی دارد و نه قداست مداح اقتضای بیان چنین الفاظی را دارد. متأسفانه، نه تنها به این الفاظ بسنده نمیشود؛ بلکه نام هیئتها را با چنین نامهایی، مثل «سگان حسین» گره زدهاند. اگرچه ممکن است هدف مداحان و ذاکرین اظهار وفاداری، عجز و خضوع در مقابل ائمه(علیهم السلام) باشد؛ اما به کار بردن این الفاظ و تقلید صدای حیوان، چگونه میتواند اثبات وفا و خضوع کند، در حالی که در متون دینی و احکام اسلامی ما، سگ نه تنها حیوان نجس العین شمرده شده و باید از آن فاصله گرفت؛ بلکه در هیچ روایتی نقل نشده که مجازید خود را تا مقام حیوانیت تنزّل دهید.<br/> | ||
| + | اگر از این انحرافات جلوگیری نشود، در آیندهای نه چندان دور، هیئتهایی نیز با نام انواع حیوانات ظاهر خواهند شد که دشمنان دین اولین کسانی خواهند بود که از این مسئله سوء استفاده خواهند کرد. اگر هیچ دلیل شرعی برای به کار نبردن الفاظ نامناسب در مداحیها نداشته باشیم، باز هم در جامعهی امروزی، مُجوّزی برای بیان الفاظ نامناسب در مجالس اهلبیت(علیهم السلام) نخواهد شد؛ چراکه با اندکی مراجعه به سایتهای اینترنتی و فعالیتهای تبلیغی علیه شیعیان، به خوبی روشن میشود که دشمنان ما، خصوصاً وهابیون، برای شیعیان امیرالمؤمنین(علیه السلام) چه فیلمهایی در این زمینه ساختهاند؟! به عنوان نمونه حسینیهای را به نمایش گذاشتهاند که در آن سگان به مداحی اهلبیت(علیهم السلام) مشغول هستند. آیا این فیلم اتخاذ شده از اشعار سخیف مداحهای ما نیست؟<br/> | ||
| + | احکام صادره از مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) برای طرد و نهی از چنین فعالیتهای ضد تبلیغی علیه شیعه که برداشت شده از همین شیوههای مداحی بوده، کافی است تا مداحان را به این نکته توجه دهد که وظیفهی آنان تنها مداحی کردن نیست؛<ref>. همان طور که از اسم مداحان برمیآید، وظیفه این بزرگواران، مدح اهلبیت(علیهم السلام) است، پس چگونه الفاظ نامناسب میتواند مدح حضرات معصومین(علیهم السلام) را شامل شود؟! </ref> بلکه حمایت از تشیع و افتخارآفرینی برای اهلبیت(علیهم السلام) بر آنان از اوجب واجبات است. آنان باید با تأسی از شعرای مورد تأیید اهلبیت(علیهم السلام) در طول تاریخ، مانند دعبل خزاعی، سید حِمیَری و... وظیفهی تبلیغ دین و رسالت آگاهیبخشی و هدایت دلها را نیز بر عهده گیرند و در نتیجه باید در به کار بردن الفاظ مناسب در مجالس خود، مراقبت تامّ داشته باشند.<br/> | ||
| + | صدای خوب نعمت بزرگی است؛ ولی کافی نیست؛ بلکه آگاهی از مسائل شرعی، استفاده از اشعار مناسب و نیز بصیرت داشتن نسبت به مسائل روز، از جمله شروط لازمی است که یک مداح باید از آن برخوردار باشد.<br/> | ||
| + | استفتاء: <br/> | ||
| + | سؤال: به کار بردن الفاظی چون «ما همه سگ حسینیم» در مجالس عزاداری اشکالی دارد؟<br/> | ||
| + | آیت الله خامنهای: به کار بردن این گونه الفاظ در شأن مجالس اهلبیت(علیهم السلام) نمیباشد و چون موجب وهن به مذهب میباشد، جایز نمیباشد.<ref>. استفتاء پیامکی، آیت الله خامنهای، 9/6/1394.</ref><br/> | ||
| + | o آیت الله مکارم شیرازی: عزاداری خامس آل عبا از مهمترین شعائر دینی است؛ ولی باید از سخنان و اشعاری که متناسب با عزاداران اهلبیت(علیهم السلام) نیست، جداً خودداری شود؛ زیرا حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) از این گونه امور بیزار است.<ref>. سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری، سؤال 41.</ref><br/> | ||
| + | سؤال:<br/> | ||
| + | ۱. سرودن و خواندن شعرهایی که در آن از الفاظی نامناسب (مثل سگ، الاغ، رقّاص و مانند آن) استفاده شده، و الفاظ مذکور را به ساحت مقدّس ائمّۀ اطهار(علیه السلام) و خودشان نسبت میدهند، چه حکمی دارد؟<br/> | ||
| + | ۲. آیا تقلید صدای سگ، الاغ، کبوتر و... در موقع سینه زدن، جهت اظهار عجز و ارادت در مقابل ائمّه(علیهم السلام) جایز است؟<br/> | ||
| + | جواب: عزاداری ائمّۀ اطهار(علیهم السلام)، مخصوصاً خامس آل عبا(علیه السلام)، از افضل قربات است و سرودن و خواندن اشعاری که حاکی از مظلومیّت و زحمات و فداکاری آن حضرات باشد، کار بسیار خوبی است؛ ولی باید از هرگونه کاری که باعث هتک حرمت آن بزرگواران میشود، و موجب وهن مذهب در نظر دیگران میگردد، یا به بدن آسیب میرساند، پرهیز گردد. تعبیراتی که در عرف توهینآمیز است، مانند نسبت سگ به خود دادن، یا صدای حیوانات در آوردن، هیچ کدام مناسب مجالس عزاداری نیستند و باید به آنها نصیحت کنند که از این امور - که باعث وهن این مراسم بزرگ و موجب ناراحتی حضرت بقیت اللّه(علیه السلام) میگردد - پرهیز کنند.<ref>. استفتاءات جدید، آیت الله ناصر مکارم شیرازی، ج ، سؤال 506، ص 177 (با اندکی ویرایش).</ref><br/> | ||
| + | ۲. استعمال جمله «رقّاصهی عباسم» <br/> | ||
| + | آنچه که بیش از هر چیزی تأسف برانگیز است و سزاوار است برای آن اشکها جاری شود، مجالسی است که به جای کسب نورانیت و قُرب به اهلبیت(علیهم السلام)، دور شدن از اهلبیت(علیهم السلام) را نصیب برخی میکند. چگونه میشود مسئلهی مهمی را که اهلبیت(علیهم السلام) در تمام عمرشان و در هر جایی وقتی با آن روبرو میشدند، با آن مبارزه میکردند، اجازه دهند که در مجالس منسوب به آنان مطرح شود.<br/> | ||
| + | رقاصه دانستن و رقص سماع کردن در مجالس اهلبیت(علیهم السلام) را با چه مبنای دینیای میتوان توجیه کرد؟ اگر این مسئله را از جمله دسیسههای دشمن ندانیم، چه توجیهی میتوانیم از آن داشته باشیم. آیا میتوان احساسات و عواطف تحریک شده و عشق وافر به اهلبیت(علیهم السلام) را در این امر دخیل دهیم و عامل توجیه این گونه مداحیها معرفی کنیم؟ آیا جاهل بودن مداح به مسائل شرعی، قابل توجیه است؟ اگر مداح از مسائل و احکام عملی خود تا این حد آگاهی ندارد، چگونه میتواند به مدح اهلبیت(علیهم السلام) بپردازد؟ آیا صرف صدای خوب برای مداحی کفایت میکند؟ مگر اهلبیت(علیهم السلام) از شیعیان رقص خواستهاند که ما پیشگام در این مسئله شده و خود را رقاصهی آنان معرفی میکنیم؟ اخبار وارده از آن بزرگواران، مملو از دستور به دوری کردن شیعیان از غنا و پرهیز از مجالس لهو و لعب است. <br/> | ||
| + | آزادی و آزادگی<br/> | ||
| + | امام کاظم(علیه السلام) از جلوی خانهی شخصی به نام «بُشر بن حارث» میگذشت. متوجه صدای مجلس آواز و رقص شدند که از خانه بلند بود. از کنیزی که از آن خانه بیرون آمده بود، پرسید: آیا صاحب این خانه آزاد است یا بنده؟ کنیز جواب داد: بنده نیست، آزاد است. امام فرمود: راست گفتی. اگر بنده بود، از مولایش میترسید. زمانی که کنیز وارد خانه شد، بُشر که بر سر سفرهی شراب بود، پرسید: چرا دیر کردی؟ کنیز علت امر و کلام امام را گفت. بُشر همان وقت برخاست و پابرهنه و دوان دوان به خدمت امام کاظم(علیه السلام) رفته، از عمل خویش عذر خواست و توبه کرد، از آن پس وی را بشر حافی (پابرهنه) میگفتند.<ref>. الکنی و الالقاب، شیخ عباس قمی، ج 2، ص166 (با کمی تغییر و ویرایش).</ref><br/> | ||
| + | اهل کتاب در تورات و انجیل، با بیان همین مسائل، مقام و منزلت پیامبران خود را در حد یک انسان معمولی و حتی پایینتر تنزل دادهاند تا با این شیوه بتوانند دستورات صادرهی آنان را به صورت کلام بشری (نه آسمانی) به تصویر کشند تا با این شیوه بتوانند به هرزگی بپردازند. آیا این گونه مداحی، تنزّل دادن مقام اهلبیت(علیهم السلام) نیست؟ در حالی که در این مجالس، نه تنها به الفاظ زشت، مثل «رقاصهی عباسم» اکتفا نمیشود؛ بلکه در عمل نیز با حرکات بدنی سعی در نمایش دادن عمل رقص هستند. تأسف برانگیزتر اینکه، کسانی که در این مجالس شرکت میکنند، نه تنها نهی از منکر نمیکنند؛ بلکه به تبعیت از مداح جلسه، با تکرار کلمهی «رقاصهی عباسم» با وی همنوا میشوند.<br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: آیا گفتن جملاتی، مثل «رقاصم و رقاصم، رقاصهی عباسم» در مداحیها و مجالس عزاداری اشکال دارد؟<br/> | ||
| + | جواب: هرگونه عبارت سبکی که موهن عزای اهلبیت(علیهم السلام) و دون شأن و مقام آنان باشد، حرام است.<ref>. استفتاء پیامکی، آیت الله خامنهای، 4/5/1394</ref><br/> | ||
| + | ۳. تلفظ موهن نام ائمه(علیهم السلام)<br/> | ||
| + | متأسفانه از جمله آسیبهای مداحی، به کار بردن نام امام حسین(علیه السلام) به صورت ناصحیح و نامتعارف مثل: «حُوسین»، «اوسین»، «سین» و... است. اگر این کلمات سخیف از فرهنگ مداحی اهلبیت(علیهم السلام) کنار نرود، خطر سرایت آن در نام سایر ائمه(علیهم السلام) وجود دارد. علاوه بر آنکه مداح به اعتبار انتسابش به ائمهی اطهار(علیهم السلام) از مقبولیت اجتماعی برخوردار بوده و عوام، سخنان آنان را به عنوان سند گفتار خود تلقی میکنند و اگر از این گونه کلمات دوری نکنند، کم کم به عنوان یک الگو در جامعهی تشیع و محاورات اجتماعی ما به کار میرود.<br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: آیا به کار بردن لفظ «حُوسین» یا «سین» به جای «حسین» جایز است؟<br/> | ||
| + | جواب: عزاداری خامس آل عبا(علیه السلام) از مهمترین شعائر دینی است؛ ولی باید از سخنان و اشعاری که متناسب با عزاداران اهلبیت(علیهم السلام) نیست، جداً خودداری شود؛ زیرا حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) از این گونه امور بیزار است.<ref>. استفتاء پیامکی، آیت الله مکارم، 6/5/1394.</ref><br/> | ||
| + | ۴. توجه به حواشی <br/> | ||
| + | حضرت آیت الله خامنهای(مد ظله العالی) در مذمت این کار فرمودند: «چیز دیگری که بنده در بعضی از خوانندگان جلسات مداحی اطلاع پیدا کردم، استفاده از مدحها و تمجیدهای بیمعناست که گاهی هم مضرّ است. فرض کنید راجع به حضرت اباالفضل صحبت میشود؛ بنا کنند از چشم و ابروی آن بزرگوار تعریف کردن. مثلاً قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشمهای قشنگش بوده؟! اصلاً شما مگر اباالفضل را دیدهاید و میدانید چشمش چگونه بوده؟ اینها سطح معارف دینی ما را پایین میآورد. معارف شیعه در اوج اعتلاست. معارف شیعی ما معارفی است که یک فیلسوفِ در غرب پرورش یافته با مفاهیم غربی و بزرگ شدهی آشنای با معارف فلسفیِ غرب، مثل «هانری کُربن» را میآورد دو زانو جلوی علامه طباطبایی مینشاند. او را خاضع میکند و میشود مُروِّج شیعه و معارف آن در اروپا. <br/> | ||
| + | میشود معارف شیعه را در همهی سطوح عرضه کرد. از سطوح ذهن متوسط و عامی بگیرید تا سطوح بالاترین فیلسوفها. ما با این معارف نباید شوخی کنیم... ارزش اباالفضل، ارزش حبیب بن مظاهر، ارزش جُون در اینهاست، نه در قد رشیدش یا بازوی پیچیدهاش. قد رشید که خیلی در دنیا هست. ورزشکارهای زیبایی اندام که خیلی هستند. اینها که در معیار معنوی ارزش نیست. گاهی روی این تعبیرها تکیه هم میشود! حالا یک وقت شاعری در یک قصیدهی سی، چهل بیتی، اشارهای هم به جمال حضرت اباالفضل میکند. آن یک حرفی است؛ ما نباید خیلی خشکی به خرج دهیم و سختگیری کنیم؛ اما اینکه ما همهاش بیاییم روی ابروی کمانی و بینی قلمی و چشم خمار این بزرگواران تکیه کنیم، اینکه مدح نشد. در مواردی ضرر هم دارد.»<ref>. همان؟؟؟، 5/5/1384.</ref><br/> | ||
| + | ۶. بیان خواب و داستانهای ساختگی<br/> | ||
| + | قرآن کریم در داستان حضرت یوسف(علیه السلام) به لطایف خواب و رؤیای صادقه اشاره کرده است و آن را به عنوان یک حقیقت خارجی به تصویر کشانده و در روایات نیز به مواردی از خوابها و احکام آن اشاره شده است.<br/> | ||
| + | متأسفانه بسیاری از روضهخوانها به جای بیان واقیعتهای تاریخی یا رؤیاهای صادقه، به خوابهایی استناد میکنند که هیچ گونه سند و مدرکی برای آن ندارند. امام صادق(علیه السلام) به یکی از یارانش فرمود: ای مفضّل! دربارهی خوابها و حکمت درهمآمیختگی راست و دروغ آن نیک بیندیش. اگر تمام خوابها راست و صادق بود، همهی مردم پیامبر [و از اخبار غیب آگاه] بودند و اگر تمام آنها نادرست و کاذب بود، چیزی زاید و بیمعنی بود و سودی نداشت. از این رو، گاه راست است که مردم از آن سود میبرند و با آن به سوی نیکی میروند و از بدی پرهیز مینمایند و بسیاری از آنها نیز دروغ است تا بر خوابها اعتماد کامل نشود.<ref>. شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص 80.</ref> <br/> | ||
| + | با توجه به اینکه برای حجیت خواب هیچ گونه سندی وجود ندارد، اگر در مجالس مهمی مثل مجالس روضه بیان شود، تحریف واقعیتهای تاریخی و به خرافات کشاندن مقام و منزلت اهلبیت(علیهم السلام) است، لذا طرح برخی خوابها و داستانها برای عزاداران آسیبهای جدیی وارد میکند؛ چراکه موجب میشود برخی باور کنند میتوان بر بعضی چیزها که اساس و تکیهگاهی ندارند، اعتماد کرد و بر پایهی آن عمل نمود، به خصوص آن که مستمعین به دنبال مطالبی هستند که معاصیِ انجام دادهی آنان را به راحتی مورد عفو و شفاعت قرار دهد. <br/> | ||
| + | در این صورت بیان خوابهایی که با مبانی معارف اسلامی در تضاد است، مردم را از قبول معارف مُتقَن دچار تردید کرده، در نتیجه خواب را حجّت و معارف صحیح اسلامی را غیر حجت میدانند؛ مثل اینکه هر کس بیشتر سینه و زنجیر بزند و عَلَم هیئت را بیشتر راه ببرد و بیشتر بچرخاند، بهشت برای او تضمین میشود، ولو در بیرون هیئت هر گناهی انجام دهد و هر مال حرامی را بخورد.<ref>. سایت نور مگز، مقاله «آسیب شناسی عزاداری»، محمد مهدی فجری، شماره 135 (با کمی تغییر و ویرایش).</ref> <br/> | ||
| + | شهید مطهری(رحمت الله علیه) در مذمت این مسئله داستان ذیل را نقل میکند:<br/> | ||
| + | «یک دزدی بود (در کتابها هم نوشتهاند) راه را بر مردم میبست. چقدر مال مردم را چاپیده بود! چقدر آدمها را کشته بود! چقدر زنها را بیوه کرده بود! چقدر بچهها را یتیم کرده بود! یک بار اطلاع پیدا کرد که قافلهای از زوّار میخواهند بروند کربلا، آمد سر گردنهای کمین کرد که آنها کی از آنجا عبور میکنند، برای اینکه راه را بر زوّار امام حسین(علیه السلام) ببندد، مالشان را بگیرد، عند اللزوم آنها را بکشد، جنایت کند. منتظر بود تا قافله برسد. دو سه ساعت وقت بود. کنار راه خوابش برد. قافله آمد و رد شد، او بیدار نشد؛ ولی در خواب صحنهی قیامت را دید. دید او را کشان کشان به سمت جهنم میبرند. چرا به جهنم میبرند؟ حسابش روشن است. کوچکترین عمل صالحی در نامهی عمل او نیست، هرچه هست، گناه و جنایت است. بردند و بردند تا لبهی پرتگاه جهنم؛ ولی جهنم او را نپذیرفت؛ گفت: نه، این را من نمیپذیرم. نپذیرفت و برگشت. آخر، قضیه این طور کشف شد که این مرد چون در کنار راهی خوابیده است که در آنجا قافلهی زوّار میرفتند و گرد و غبار حرکت زوّار بر لباس او نشسته است، بدون اینکه خودش قصدی داشته باشد؛ بلکه او قصد کشتن این زوّار را داشته است و قصد بردن مال اینها را داشته است.»<ref>. مجموعه آثار شهید مطهری، حماسه حسینی، ج 17، ص 122.</ref> <br/> | ||
| + | این گونه خوابها و داستانها در حالی بیان میشوند که امام حسین(علیه السلام) در کربلا به یارانی که بدهی و دِینی بر عهده داشتند، اجازهی همراهی و کشته شدن در راه دین و مکتب را نداد. «موسی بن عُمیر» از پدرش نقل میکند که امام حسین(علیه السلام) {در روز عاشورا} به من فرمود: «ناد أن لا یقتل مَعُی رَجُلٌ عَلیهِ دَینٌ وَ ناَدٍ بِهاَ فِی المَوَالِی فَاِنِّی سَمِعتُ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) یَقولُ: مَن ماَتَ وَ عَلیهِ دَینٌ اخذ مِن حَسَنَاتِهِ یَومَ القیِامَهی؛<ref>. امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا فرمود: «ناَد أن لاَ یقتلَ مَعُی رَجُلٌ عَلیهِ دَینٌ وَ ناَدٍ بِهاَ فِی المَوَالِی فَاِنِّی سَمِعتُ رَسُولَ اللهِ یَقولُ مَن ماَتَ وَ عَلیهِ دَینٌ اخذ مِن حَسَنَاتِهِ یَومَ القیِامَهی.» ترجمه؟؟؟؟ (موسوعه کلمات امام حسین(علیه السلام)، ص 417؛ احقاق الحق، سید نور الدین حسینی مرعشی، ج 19، ص 429؛ نقل از: مقاله «آسیب شناسی مداحی»، محمدمهدی فجری.</ref> میان یارانم اعلام کن: هر کس دِینی بر عهده دارد، با من کشته نشود؛ زیرا من از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شیندم که فرمود: هر کس از دنیا برود و دِینی بر ذمّه داشته باشد، از حسناتش در فردای قیامت (به نفع طلبکار) برداشته میشود.»<br/> | ||
| + | استفتاء:<br/><br/> | ||
| + | سؤال: ذکر داستانها و رؤیاها دربارهی اهلبیت(علیهم السلام) که با مسلّمات قرآنی و روایی منافات دارد، چه حکمی دارد؟<br/> | ||
| + | آیت الله صافی گلپایگانی: اگر با مسلّمات مذهب منافات داشته باشد، مردود و حرام است.<ref>. مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، سید محسن محمودی، ج 5، ص 112.</ref> | ||
| + | |||
| + | == فصل دوم: آسیبهای اجتماعی == | ||
| + | === تعیین اجرت === | ||
| + | رفتار کاسبکارانهی برخی مداحان و مبلغان در تعیین مقدار اجرت و اخذ آن، از جمله آسیبهای جدی به دین است. توجه به مادیات، سبب کاهش معنویت و تأثیرگذاری مدح ذاکر بین مردم میشود. نگاه سوء از برگزاری مراسمی که به نام اهلبیت(علیهم السلام) و برای آن بزرگواران برقرار میشود، نتیجهای جز نارضایتی خود اهلبیت(علیهم السلام) نمیتواند داشته باشد.<br/> | ||
| + | «یکی از زمینههای سوء استفادهی مالی در مجالس عزاداری، رقابتهای شدید میان برخی از گروهها و هیئتهای مذهبی است. این رقابتهای نامطلوب، بازار گرم و رونقمندی را برای برخی از صاحبان صدا و هنر مداحی فراهم کرده است؛ اگرچه اکثر ذاکران و مداحان اهلبیت(علیهم السلام) جز به نیّت تقرّب و اخلاص، زبان به ذکر مصیبت نمیگشایند؛ اما هماره عدهای سُست ایمان و سودجو در گوشه و کنار هستند که زحمات خالصان و زحمتکشان را هدر میدهند تا خود به نان و نوایی برسند.»<ref>. سایت نور مگز، مقاله «آسیب شناسی مجالس عزداری»، رضا بابایی، شماره 86.</ref><br/> | ||
| + | امام باقر(علیه السلام) فرمود: اگر کسی به وسیلهی ما بخواهد ارتزاق کند، خدای متعال فقر را جایگزین آن میکند.<ref>. کافی، ج 2، ص 298: «أَبِی جَعْفَرٍ(علیه السلام) قَالَ لِی: وَیْحَکَ... وَ لَا تَأْکُلْ بِنَا النَّاسَ فَیُفْقِرَکَ اللَّهُ.»</ref> آنچه که بر محاسن مداح و تأثیرگذاری کلام وی میافزاید، نیّت خالص و عدم تعیین مقدار اجرت است که همین، اجر الهی را به دنبال دارد؛ اگرچه اخذ مال به عنوان هدیه و بدون هیچ پیش شرطی، منع شرعی ندارد؛ بلکه سنت حسنهای است که خود اهلبیت(علیهم السلام) پایهگذار آن بودهاند. <br/> | ||
| + | امام صادق(علیه السلام) نقل فرمود که: پدرم به من فرمود: ای جعفر! از مال خودم فلان مقدار وقف نوحهخوانان کن که به مدت ده سال در ایام حج بر من نوحهخوانی و سوگواری کنند.<ref>. «أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: قَالَ لِی أَبِی یَا جَعْفَرُ أَوْقِفْ لِی مِنْ مَالِی کَذَا وَ کَذَا لِنَوَادِبَ تَنْدُبُنِی عَشْرَ سِنِینَ بِمِنًی أَیَّامَ مِنًی.» (الکافی، ج 5، ص 117).</ref> <br/> | ||
| + | و در روایت دیگری نقل شده است که سَدیر گفت: به همراه ما زنی بود در قبیله و کنیز نوحهگری داشت و به سوی پدرم آمد و گفت: تو میدانی که معیشت و زندگیام از خدای متعال به واسطهی این کنیز نوحهگر است و من دوست دارم اینکه از امام صادق(علیه السلام) دربارهی این کار سؤال کنی؛ اگر حلال است، انجام دهم؛ و الا این کنیز را بفروشم و از پولش استفاده کنم تا خدای متعال فرجی بر من بگشاید. پدرم به آن زن گفت: به خدا قسم! من امام صادق(علیه السلام) را بزرگتر از آن میدانم که این مسئله را از وی سؤال کنم. سپس پدرم گفت: هنگامی که خدمت امام صادق(علیه السلام) رسیدم، حضرت را نسبت به این مسئله مطلع کردم، امام فرمود: آیا آن زن برای نوحهخوانی کنیزش (پول و اجرت) شرط میکند یا خیر؟ گفتم: به خدا قسم! نمیدانم. حضرت فرمود: «به آن زن بگو که شرط نکند و آنچه را که به وی عطا میشود، قبول کند.»<ref>. «فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام): أَ تُشَارِطُ قُلْتُ وَ اللَّهِ مَا أَدْرِی تُشَارِطُ أَمْ لَا فَقَالَ قُلْ لَهَا لَا تُشَارِطُ وَ تَقْبَلُ مَا أُعْطِیَتْ.» (همان، باب کسب نوحه، ح 3، ص 117).</ref> <br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: آیا ذاکر اهلبیت(علیهم السلام) میتواند برای ذکر فضایل و مصائب اهلبیت(علیهم السلام) اجرت طی کند؟<br/> | ||
| + | جواب: تعیین اجرت شرعاً اشکالی ندارد؛ ولی این کار در شأن ذاکران اهلبیت(علیهم السلام) که باید مظهر تقوا و پارسایی باشند، نیست.<ref>. استفتاءات جدید،آیت الله مکارم، ج 3، سؤال 503، ص 177.</ref><br/> | ||
| + | === عزاداری های طولانی === | ||
| + | برخی بر این باورند که عزادرای هرچه به نیمه شب و اوایل صبح نزدیکتر باشد، پاداش بیشتری دارد؛ اگرچه تعداد زیادی از مردم نماز صبحشان قضا شود<ref>. سایت نور مگز، مقاله «آسیب شناسی عزاداری»، محمد مهدی فجری، شماره 135.</ref> و یا مزاحمتهایی برای همسایگان، و حتی کسانی که در منزل خود بیمار یا سالمندی را نگهداری میکنند، ایجاد گردد.<br/> | ||
| + | امام صادق(علیه السلام) فرمود: «إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهی نَادَی مُنَادٍ أَیْنَ الصُّدُودُ لِأَوْلِیَائِی فَیَقُومُ قَوْمٌ لَیْسَ عَلَی وُجُوهِهِمْ لَحْمٌ فَیُقَالُهَؤُلَاءِ الَّذِینَ آذَوُا الْمُؤْمِنِینَ وَ نَصَبُوا لَهُمْ وَ عَانَدُوهُمْ وَ عَنَّفُوهُمْ فِی دِینِهِمْ ثُمَّ یُؤْمَرُ بِهِمْ إِلَی جَهَنَّمَ؛<ref>. وسائل الشیعهی، ج 12، ص 264.</ref> ترجمه؟؟؟؟؟.»<br/> | ||
| + | چگونه است که نسبت به نمازهای خویش بیاعتنا باشیم، در حالی که برای مصائب امامی عزاداری میکنیم که در شب عاشورا برای خواندن چند رکعت نماز، درخواست کرد که جنگ را به تأخیر بیندازند.<ref>. «وَ لَمَّا رَأَی الْحُسَیْنُ ع حِرْصَ الْقَوْمِ عَلَی تَعْجِیلِ الْقِتَالِ وَ قِلَّهی انْتِفَاعِهِمْ بِمَوَاعِظِ الْفَعَالِ وَ الْمَقَالِ قَالَ لِأَخِیهِ الْعَبَّاسِ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَصْرِفَهُمْ عَنَّا فِی هَذَا الْیَوْمِ فَافْعَلْ لَعَلَّنَا نُصَلِّی لِرَبِّنَا فِی هَذِهِ اللَّیْلَهی فَإِنَّهُ یَعْلَمُ أَنِّی أُحِبُّ الصَّلَاهی لَهُ وَ تِلَاوَهی کِتَابِهِ.» (اللهوف علی قتلی الطفوف، مسلک الثانی فی وصف حال القتال، ترجمه فهری، ص 89).</ref><br/> | ||
| + | فراموشی جایگاه رسالت مداحی، سبب شده است بعضی ذاکران اهلبیت(علیهم السلام) از وظیفهی اصلی خویش غافل شده و فرع را جایگزین اصل کنند و تا نیمههای شب به سینهزنی و روضهخوانی مشغول شوند و حتی عامل قضا شدن نماز صبح تعدادی از عزاداران گردند، در حالی که وظیفهی مداح این نیست که در هر زمانی، حتی نیمههای شب به عزاداری مشغول شود و با دعوت در هر مجلسی، به ذکر مصیبت بپردازد، لذا سزاوار است از باب امر به معروف و نهی از منکر در مجالس عزاداری این چنینی شرکت نکنند. علاوه بر اینکه در سیرهی اهلبیت(علیهم السلام) و بزرگان دین، مشاهده نشده که در چنین عزداریهایی شرکت کنند، به غیر از شبهای قدر که سفارش شده شب را زودتر به خواب روند تا از فیض نماز شب و مراسم احیای آن محروم نشوند.<br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: اگر بعضی از واجبات از مکلّف به سبب شرکت در مجالس عزاداری فوت شود، مثلاً نماز صبح قضا شود، آیا بهتر است بعد از این در این مجالس شرکت نکند یا اینکه عدم شرکت او باعث دوری از اهلبیت(علیهم السلام) میشود؟<br/> | ||
| + | جواب: بدیهی است که نمازِ واجب، مقدم بر فضیلت شرکت در مجالس عزاداری اهلبیت(علیهم السلام) است و ترک نماز و فوت شدن آن به بهانهی شرکت در عزاداری امام حسین(علیه السلام) جایز نیست؛ ولی شرکت در عزاداری، به گونهای که مزاحم نماز نباشد، ممکن و از مستحبات مؤکّد است.<ref>. سایت آیت الله خامنهای، احکام عزاداری، سؤال 1445.</ref> | ||
| + | === تفکیک جلسات جشن و روضهخوانی === | ||
| + | مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «البته امروز یک نکتهای در جلسهی ما وجود داشت که این نکته، نکتهی مُستَحسنی است. من در این سالهای طولانی، خیلی اوقات به برادران مداح که اینجا میخواندند، این اعتراض را میکردم که جلسهی جشن و مولودی را تبدیل میکردند به مجلس عزاداری؛ مفصّل روضه خواندند و اشک گرفتند! هر چیزی به جای خودش. به شما میگویند مداح. مداح؛ یعنی چه؟ شاخصهی اصلی شما مداحی است، نه روضهخوانی. روضه بخوانید، بنده طرفدار روضهخوانیام، خودم هم روضهخوانم. این جور نیست که در مجلس مولودیخوانی ائمه(علیهم السلام) هم حتماً باید یک روضهای خوانده شود، یک دمی داده شود، یک اشکی گرفته شود؛ هیچ لزومی ندارد. بگذارید عواطفی که مردم نسبت به ائمه(علیهم السلام) دارند، در خارج این جور وانمود نشود که منحصر است در قضیهی گریه و سینهزنی و عزاداری؛ عزاداری به جای خود، مدیحه و مولودیخوانی و شادی هم به جای خود؛ اینها را نباید با هم مخلوط کرد.»<ref>. همان؟؟؟؟، 11/2/1392.</ref> | ||
| + | === اصرار بر گریهی بلند === | ||
| + | مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «اینکه آقایان مداحها و روضهخوانها اصرار میکنند که بلند گریه کنید، لزومی ندارد؛ خوب، آرام گریه کنید. وقتی میخواهند سینه بزنند، اصرار بر اینکه «صدا، صدای این جمعیت نیست.»؛ یا وقتی مردم میخواهند صلوات بفرستند، اصرار بر اینکه «صلوات، صلوات این جمعیت نیست.»! شما بخواهید مردم صلوات بفرستند، ولو توی دلشان. گرم شدن مجلس به این شیوهها، اصل نیست؛ کاری کنید که دلهای مستمع را در اختیار بگیرید. دل مستمع وقتی در اختیار شما آمد، مقصود حاصل است؛ اگر آهسته هم گریه کند، باز مقصود حاصل است.»<ref>. بیانات آیت الله خامنهای(مد ظله العالی) در دیدار مداحان با ایشان، 13/3/1389. </ref> | ||
| + | === خواندن مطربی === | ||
| + | در عزای اهلبیت(علیهم السلام) هر کسی میتواند در مدح معصومین(علیهم السلام) شعر گفته و مداحی کند و با مدح آنان، محبت و علاقهی خود را نسبت به آنان ابراز کند؛ اما در برگزاری عزاداری در انظار عموم مردم، باید از مداحانی استفاده شود که دارای پیشینهی خوبی باشند.<br/> | ||
| + | متأسفانه موارد اندکی در مجالس اهلبیت(علیهم السلام) از افرادی استفاده شده که در مجالس لهو و لعب به ترانهخوانی معروف هستند. مؤمنین باید نسبت به این مسئله حسّاس بوده، برای جلوگیری از آن، نهی از منکر کنند.<br/> | ||
| + | |||
| + | == فصل سوم: آسیبهای شکلی == | ||
| + | === تقلید از آهنگهای مبتذل === | ||
| + | پیشرفت تکنولوژی و کثرت سبکهای متعدد سبب شده تا عزاداری اهلبیت(علیهم السلام) گاه از سبک سنّتی فاصله گرفته، به عزاداری پیشرفته و یا به تعبیر دیگر، عزادرای کلاسیک سوق پیدا کند که نه تنها از قوت محتوایی آن کاسته شده؛ بلکه از آهنگها، وسایل و سبکهایی استفاده میشود که استفاده از آنها در شرع مقدس منع و یا مکروه اعلام شده است؛ اما متأسفانه احساسات کاذب بعضی مداحان یا هیئتگردانان سبب شده برای توجیه کار خویش، آن را حمل بر عشق و ارادت بسیار به ائمهی اطهار(علیهم السلام) کنند. <br/> | ||
| + | سؤال اساسی اینکه: چگونه میشود از آهنگهایی که اهلبیت(علیهم السلام) ما را از شنیدن آن نهی کردهاند، در مجالس عزای آنان استفاده کرده، آن را عشق و ارادت به اهلبیت(علیهم السلام) بدانیم؟ جوانی که با آهنگهای مبتذل غربی آشنا باشد - ولو یک بار در چنین مجالس عزاداریی شرکت کند - چه تصوری از دین میتواند داشته باشد؟ آیا این گونه تقلیدپذیری از ابتذال، سبب جذب این دسته از افراد به دین میشود؟ بر فرض که سبب جذب به دین شود، چگونه میتوان به آنان تفهیم کرد که آهنگهای مبتذل غربی حرام بوده و باید از آنها فاصله بگیرد؟ اینکه بزرگان دین تأکید دارند که عزاداریها را به صورت سنّتی انجام دهید، برای همین تقرّب بیشتر مردم به دین است. <ref>. همان، در جمع روحانیون استان کهکلویه و بویر احمد، 17/3/1373.</ref> <br/> | ||
| + | تأکیدات مکرّر مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در این سالهای اخیر (سال 84<ref>. همان، در جمع مداحان و شاعران اهلبیت(علیهم السلام)، 5/5/1384.</ref> ، 86<ref>. همان، 14/4/1386.</ref>، 87<ref>. همان، 4/4/1387.</ref> ، 89<ref>. همان، 13/3/1389.</ref>، 90<ref>. همان، 3/3/1390.</ref>) حاکی از اهمیت این مسئله است. از جمله ایشان میفرمودند: «حالا گیرم که چهار نفر را هم جذب کند. نه، آهنگ باید سنگین، متین و متناسب با محتوایی باشد که شما دارید عرضه میکنید. خدای نکرده به سمت آهنگهای حرام و آهنگهایی که گناه است، سوق پیدا نکند. این هم خیلی نکتهی اساسی و مهمی است. هر شعری، هر تصنیفی، هر ترانه و آهنگی که خوانده شد، قابل تقلید نیست. چیزهایی هست که خودش فی نفسه حرام است. اگر چنانچه وارد عرصهی مداحی و بیان حقیقت و بیان خدا و پیغمبر شد، آن وقت حرمتش دو برابر خواهد شد. بنابراین، آهنگ هنرمندانه و خوب و متناسب و شعر خوب و صدای خوش و شاید از همه بالاتر، دل پاک و مطهر و بااخلاص مداح محترم، لازم و مهم است.»<ref>. همان، 13/3/1389.</ref> <br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: آیا استعمال آلات موسیقی در دستههای عزاداری، جایز است؟<br/> | ||
| + | آیت الله خامنهای: استفاده از آلات موسیقی، مناسب با عزاداری سالار شهیدان(علیه السلام) نیست و شایسته است مراسم عزاداری به همان صورت متعارفی که از قدیم متداول بوده، برگزار شود.<ref>. أجوبهی الاستفتاءات (فارسی)،آیت الله خامنهای، سؤال 1448، ص 324.</ref><br/> | ||
| + | آیت الله تبریزی: جایز نیست.<ref>. استفتائات جدید، آیت الله میرزا جواد آقا تبریزی، ج 2، سؤال 973، ص 214.</ref><br/> | ||
| + | آیت الله فاضل لنکرانی: استعمال آلات لهو و لعب مطلقاً حرام است.<ref>. جامع المسائل (فارسی)، آیت الله فاضل لنکرانی، ج 1، سؤال 991، ص 244.</ref><br/> | ||
| + | |||
| + | == فصل چهارم: آسیبهای اخلاقی == | ||
| + | هر کسی در هر شأن و لباس و اعتباری که قرار دارد، در معرض خطرات اخلاقی مربوط به خویش است که ما در این فصل به تناسب موضوع، چند مورد از رذایل اخلاقی مرتبط با مداحان را ذکر میکنیم:<br/> | ||
| + | === غرور و تکبر === | ||
| + | گرچه صدای خوب، از جمله نعمتهای خدادای است؛ اما اگر در مسیر صحیح قرار نگیرد، خطر نهادینه شدن رذایل اخلاقی، از جمله غرور و تکبر انسان را تهدید میکند. امام سجّاد(علیه السلام) فرمود: «رُبَّ مَغْرُورٍ مَفْتُونٍ یُصْبِحُ لَاهِیاً ضَاحِکاً یَأْکُلُ وَ یَشْرَبُ وَ هُوَ لَا یَدْرِی لَعَلَّهُ قَدْ سَبَقَتْ لَهُ مِنَ اللَّهِ سَخَطَهی یَصْلَی بِهَا نَارَ جَهَنَّمَ؛<ref>. تحف العقول، ص 282.</ref> ترجمه؟؟؟؟؟.»<br/> | ||
| + | صداها در زیبایی مساوی نبوده، بعضی از صدای بهتری برخوردارند که اگر مراقبت از نفس نباشد، سبب خودبرتربینی کاذبی میشود که شخص خود را از دیگر مداحان بالاتر میداند. صدای خوب، فرع بر اخلاص و تقواست که متأسفانه گاهی این مسئله مورد غفلت واقع میشود و هدف اصلی از مدح اهلبیت(علیهم السلام) در حاشیه قرار گرفته، تصور میکنند که کار خوب و افضل اعمال، داشتن صدای زیبا و اشک گرفتن است. <br/> | ||
| + | قرآن کریم در دوری از چنین خطرات اخلاقی با ظرافت خاصی هشدار میدهد: >قُل هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً * الَّذینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاهی الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً<<ref>. کهف/ 103 - 104.</ref>؛ «بگو: آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین (مردم) در کارها، چه کسانی هستند؟ * آنها که تلاشهایشان در زندگی دنیا گم (و نابود) شده؛ با این حال میپندارند کار نیک انجام میدهند!»<br/> | ||
| + | خداوند معیار ارزشگذاری انسانها را تقوا و اخلاص معرفی کرده است و میفرماید: >إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ<<ref>. حجرات/ 13.</ref>؛ «گرامیترین شما نزد خداوند، باتقواترین شماست.» که این امر جز با مراقبت نفس، حاصل نخواهد شد. <br/> | ||
| + | === ریا === | ||
| + | ریا در مداحی آن است که نیّتش از مدح اهلبیت(علیهم السلام)، نشان دادن خود باشد. مثلاً به مستمعین بهفماند که چه اشعار زیبایی را برای خواندن انتخاب کرده و یا با چه لحن و صدای زیبایی شعر میخواند، و یا به همراهان نشان دهد که چه جمیعیت زیادی در مجلس وی حاضر شدهاند و... <br/> | ||
| + | بنابراین، مداحانی که بیشتر در معرض چنین انحرافی هستند، باید توجهشان به وساوس شیطانی بیشتر بوده، سزاوار است که قبل از برگزاری عزاداری، برای رهایی از این رذیلهی اخلاقی، به خود اهلبیت(علیهم السلام) توسل کنند.<br/> | ||
| + | === تعریف از خود یا میزبان === | ||
| + | یکی دیگر از آسیبهای اخلاقی مداحان، تعریف و تمجید بیش از حد از بانیان و میزبانان مجلس است. متأسفانه چنین کسانی هم قصد حفظ جایگاه شخصیتی خویش را دارند و هم میخواهند توجه بیشتر بانیان را به خود جلب کنند؛ که هر دو امر با اخلاص مداح ناسازگاری دارد.<br/> | ||
| + | |||
| + | == فصل پنجم: آسیبهای مداحی و عزاداری زنان == | ||
| + | حرکت عاشورایی حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) از مدینه به کربلا، و سرپرستی اسرا و عزاداریهای حضرت در جریان پس از کربلا سبب شده که نه تنها مردان؛ بلکه زنها نیز به خیل عظیم کاروان حسینی پیوسته، در با شکوهتر شدن عزاداریها نقش مهمی را ایفا کنند و در مبارزه با ظلم و استکبار وقت، دوشادوش مردان تلاش نمایند، به گونهای که در طول قرون متمادی و خصوصاً دوران دشوار مبارزه با طاغوت در عصر حاضر، همین مجالس عزاداری زنان در زنده نگهداشتن روح حسینی و تفکر پیروزی خون بر شمشیر و یکی از عوامل مهم پیروزی انقلاب اسلامی ما به شمار میرود. <br/> | ||
| + | مردان و زنان میتوانند در عزای خاندان اهلبیت(علیهم السلام) شرکت کرده، مجالس عزا به پا کنند؛ اما امروزه شرکت در مجالس عزادری و در مواردی برگزاری مرثیهخوانی زنان با آسیبهای جدیی مواجه شده که لازم است در این فصل به نکاتی از آن موارد اشاره شود.<br/> | ||
| + | === اختلاط === | ||
| + | اهتمام شرع مقدس به حفظ حریم زن و مرد نامحرم و دوری از اختلاط آنها، خصوصاً در مجالس عزا و محیطهای مقدس، حساسیت امر را دو چندان میکند که به دلیل عدم برنامهریزی مناسب در تفکیک زن و مرد و نیز عدم آگاهی مردم به احکام شرع مقدس در حفظ این حریم، برخی شرکت کنندگان در مجالس عزاداری، به این امر به صورت سطحی نگریسته و مرتکب بعضی از معاصی میشوند.<br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: حرکت زنان با وضع نامناسب به دنبال هیئتهای عزاداری که موجب بروز گناهان و آلودگیهایی میشود، چه صورتی دارد؟ برای عزاداری بانوان چه روشی را توصیه میفرمایید؟<br/> | ||
| + | جواب: عزاداری خامس آل عبا و سایر معصومین(علیهم السلام) از افضل قربات است؛ ولی مردان و زنان باید طوری رفتار کنند که آمیخته با خلاف شرع نشود.<ref>. استفتاءات، آیت الله مکارم، ج 3، سؤال 504، ص 177.</ref><br/> | ||
| + | === مرثیهخوانی زنان === | ||
| + | اسلام نسبت به شخصیت زن با حساسیت ویژهای سخن میگوید. با توجه به اینکه اسلام از ظرافت خلقت وجودی زن آگاه است، به تمام ابعاد شخصیتی وی توجه داشته، احکام و آداب خاصی را برای زندگی فردی و جمعی آنان بیان کرده است که از جملهی آنها، آداب سخن گفتن و مواجهه با نامحرمان است. قرآن کریم صراحتاً به زنان پیامبر اکرم- دستور داده که مبادا به گونهای سخن بگویید که انسانهای مریض القلب نسبت به شما طمع کرده و با نگاه آلوده به شما بنگرند: >یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً<<ref>. احزاب/ 32.</ref>؛ «ای همسران پیامبر! شما اگر پرهیزکاری پیشه کنید [از نظر منزلت و موقعیت] مانند هیچ یک از زنان نیستید، پس در گفتار خود، نرمی و طنّازی [چنانکه عادت بیشتر زنان است] نداشته باشید، تا کسی که بیماردل است، طمع کند، و سخن پسندیده و شایسته گویید!»<br/> | ||
| + | گاهی مداحی زنان مستلزم تغییر صدا و ایجاد حزن است و این مسئله حساسیت امر را دو چندان میکند، به خصوص مولودیخوانی زنان، که باید در نهایت پنهانی- بدون آنکه شنوندهی نامحرمی را به خود جذب کند - انجام شود. <br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: مرثیهخوانی یا مداحی زنان با بلندگو، به طوری که هر شنوندهای را جذب میکند، چه صورت دارد؟<br/> | ||
| + | جواب: جایز نیست.<ref>. استفتاءات، آیت الله مکارم، ج 2، سؤال 764، ص 247.<br/> | ||
| + | آیت الله خامنهای:<br/> | ||
| + | سؤال: آیا خواندن زن در مجالس عزاداری با علم او به اینکه مردان نامحرم صدای او را میشوند، جایز است؟<br/> | ||
| + | جواب: اگر خوف مفسده باشد، باید از آن اجتناب شود. (سایت آیت الله خامنه ای، احکام عزاداری، سؤال 1459).</ref> | ||
| + | |||
| + | == فصل پایانی == | ||
| + | === سوگواری برای اموات === | ||
| + | عزاداری برای اموات منحصر به زمان خاصی همانند شهادت ائمه(علیهم السلام) نیست؛ بلکه امکان دارد در یک هفته چند مجلس عزا برگزار شود که صاحبان عزا با دعوت مداح، قصد اقامهی عزا را داشته باشند. مداح که یکی از ارکان برگزار کنندهی این مجالس به شمار میآید، سزاوار است با انگیزهای الهی از این مجالس استفادهی ارزشی داشته باشد و با انتخاب اشعار پندآموز اعتقادی و اخلاقی مناسب، سعی در آشنا کردن مردم با زلال معرفت الهی و نیز توجه دادن آنان به آخرت داشته باشد. | ||
| + | === حضور ائمه(علیهم السلام) در مجالس عزا === | ||
| + | بعضی مداحان در وقت روضه میگویند: «هم اکنون ائمه در مجلس ما حضور دارند.» به خصوص وقتی که روضهی حضرت عباس(علیه السلام) خوانده میشود، حضور حضرت ولیعصر(علیه السلام) را از مسلمات میدانند. اگرچه این مسئله حاکی از اخلاص و اعتقادات راسخ مداح باشد؛ اما هیچ مبنای دینی و روایی برای این مسئله وجود ندارد که حتماً اهلبیت(علیهم السلام) در مجالس عزا شرکت میکنند. <br/> | ||
| + | بهتر است مداح به جای حضور ائمه(علیهم السلام)، به نظر و توجه خاص ائمه(علیهم السلام) به مجالس عزا توجه دهد، مثلاً بگوید: «هر جا روضهی ائمه(علیهم السلام) خوانده شود، اهلبیت(علیهم السلام) به آن مجلس نظر و توجه میکنند.» که این بیان با مسلمات دینی ما (قرآن و روایات) هماهنگی کامل دارد.<br/> | ||
| + | سؤال: برخی مداحان در ضمن روضه اظهار میدارند که یکی از معصومین(علیهم السلام) در جلسه حضور دارند، آیا حضور ائمه(علیهم السلام) به صورت محسوس، آن گونه که آنها اظهار میکنند، ممکن است؟<br/> | ||
| + | آیت الله فاضل: خیر، صحیح نیست.<ref>. مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، سید محسن محمودی، ج 5، ص 115.</ref><br/> | ||
| + | آیت الله سیستانی: چنین کلماتی اعتبار ندارد.<ref>. همان.</ref> | ||
| + | === روش صحیح مداحی === | ||
| + | اگر آسیبهای بیان شده در مداحی را از مداحی اصیل و سنّتی منزّه و جدا کنیم، عملاً به مداحی و مجلسی که مطلوب شارع مقدس است، خواهیم رسید که عبارت است از:<br/> | ||
| + | ۱. استفاده از اشعار و روضههای متقن نقل شده در کتب معتبره؛<br/> | ||
| + | ۲. استعمال اشعاری با محتوایی متضمن معارف اسلامی، اعم از نکات اخلاقی، تربیتی، فضایل و مناقب اهلبیت(علیهم السلام) و به دور از هرگونه الفاظ غلوّآمیز و پرهیز از اهانت به دیگر فِرَق اسلامی و تفرقهافکنی؛ <br/> | ||
| + | ۳. تولید سبکهای سنگین و اصیل مداحی و پرهیز از هرگونه تقلید آهنگهای مبتذل؛<br/> | ||
| + | ۴. پرهیز از بیان خوابها و داستانهای نامعتبر در روضهها و استفاده از منابع قوی؛<br/> | ||
| + | ۵. طولانی نشدن جلسات، به ویژه شبها؛<br/> | ||
| + | ۶. تعطیل کردن مراسم در وقت نماز؛<br/> | ||
| + | ۷. اخلاص در مداحی و دور بودن از هرگونه انگیزههای مادی و دنیوی.<br/> | ||
| + | |||
| + | == بخش سوم: آسیبهای عزاداری == | ||
| + | === پیشینهی عزاداری === | ||
| + | «عزاداری در اسلام سابقهای دیرین دارد و از اخبار بر میآید که پیامبر- نیز آن را تأیید کرده، در برگزاری آن همت میگماشت. ابن هشام مینویسد: بعد از تمام شدن جنگ اُحد، وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به خانهی خود میرفت، عبورش به محلهی بنیعبدالاشهل؟؟؟؟ و بنیظفر افتاد و صدای زنان آنها ـ که بر کشتگانشان گریه میکردند ـ به گوش آن حضرت خورد و موجب شد که اشک بر صورت حضرت نیز جاری گردد و در پی آن بفرماید: ولی کسی نیست که بر حمزه بگرید!<br/> | ||
| + | سعد بن معاذ و اسید بن حضیر (رؤسای قبیلهی بنیعبدالاشهل) پس از آگاهی از این موضوع، زمانی که به خانههای خود باز گشتند، به زنان قبیلهشان دستور دادند که لباس عزا بپوشند و به درِ مسجد بروند و در آنجا برای حضرت حمزه(علیه السلام) اقامهی عزا و ماتم کنند. وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) صدای گریهی آنها را شنید، از خانهی خویش - که جنب مسجد بود - بیرون آمد (از آنها سپاسگزاری کرد و) فرمود: به خانههای خود بازگردید، خدایتان رحمت کند!<br/> | ||
| + | با شهادت امام حسین(علیه السلام) و یارانش در محرم ۶۱ عزاداری وارد مرحلهای جدید شد و در گسترهای وسیعتر از جهان اسلام برگزار گردید. با این تفاوت که دیگر تنها گریه و ندبه برای از دست دادن عزیز یا عزیزان نبود؛ بلکه از یک سو به ابزاری قاطع برای مبارزه با ستمگران و غاصبان تبدیل شد و از سوی دیگر، تبیینکننده، حافظ و حامل اسلام راستین گردید. از این رو، ائمهی طاهرین(علیهم السلام) در اقامه و اشاعهی آن از هیچ کوششی دریغ نکردند، چنان که خانوادهی امام حسین(علیه السلام)، همچون زینب و امّ کلثوم و امام سجاد(علیهم السلام) برای شهدای کربلا به نوحهسرایی پرداختند، به طوری که کوفیان - که در قتل امام حسین(علیه السلام) و یارانش نقشی مستقیم داشتند - در کوی و بازار عزاداری میکردند.»<ref>. سایت نور مگز، مقاله «نگاهی به پیشینه عزادرای در اسلام (قبل از صفویه)»، اصغر فروغی، ص؟؟؟؟.</ref><br/> | ||
| + | بنابراین، این سبک عزداریها از زمان پیامبر اکرم- وجود داشته است؛ اما کیفیت و گسترش آن از زمان شهادت حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) بوده و با عزاداری اهلبیت(علیهم السلام) رنگ و بوی دیگری به خود گرفت، به گونهای که در هر جا صدای ناله و عزا بلند شد و امروزه این صدای قیام برای عدالتخواهی و مبارزه علیه ظلم در قالب عزاداری بر سیدالشهدا(علیه السلام)، نه تنها در کشورهای اسلامی؛ بلکه از کشورهای کفر نیز به گوش جهانیان میرسد.<br/> | ||
| + | === آسیب های عزاداری === | ||
| + | انقلاب اسلامی که برگرفته از اندیشهی ناب اسلامی و حاکی از عقیدهی راسخ به دین مبین اسلام است، سبب شده تا دشمنان دست پلید خود را به سمت این مجالس دراز کرده و به فکر ضربه زدن به آن با روشهای مختلفی برآیند و به سخیف کردن و آسیب رساندن به مجالس دینی بپردازند. آسیبهایی که نتیجهاش سُست کردن عقاید شیعه و بیاعتنایی به مسائل شرعی را به همراه دارد. در این بخش، سعی شده انواع آسیبهای عزاداری را در چند دستهی اجتماعی، عقیدتی و جسمانی تقسیم کرده، به شرح هر یک بپردازیم.<br/> | ||
| + | |||
| + | == فصل اول: آسیبهای اجتماعی == | ||
| + | === فاصله گرفتن از مسجد و منبر === | ||
| + | عشق و علاقه به خاندان اهلبیت(علیهم السلام) سبب شده است در ماه محرم و صفر هر کسی به وسع توان خود، سعی در برپایی هرچه با شکوهتر مراسم عزاداری داشته باشد و ارادت خود را به خاندان اهلبیت(علیهم السلام) به نوعی نشان دهد؛ اگرچه این کار قابل ستایش و دارای اجری فراوان است؛ اما آسیب نهفتهای در این مسئله وجود دارد و آن اینکه با زیاد شدن خیمههای عزا، عملاً شاهد فاصله گرفتن مردم از مساجد هستیم، در حالی که ائمه(علیهم السلام) سعی در سوق دادن مردم به حضور پررنگ در مساجد داشتند.<br/> | ||
| + | ایستگاههای صلواتی نیز از جمله مکانهایی هستند که امروزه در ایام محرم به وفور در کنار مساجد و کوچهها سر برافراشتهاند که سبب شده جوانها به جای کسب معارف الهی در مساجد، به سمت این ایستگاهها سوق پیدا کنند.<br/> | ||
| + | پیامبر اکرم- فرمود: در روز قیامت سه چیز به خدا شکایت میکنند: قرآن، مسجد و عترت (من). قرآن میگوید: پروردگارا! مرا سوزاندند و در هم کوبدند. مسجد میگوید: پروردگارا! مرا تعطیل کردند و ضایع نمودند. عترت میگوید: پروردگارا! ما را کشتند و طرد کردند و آواره ساختند.<ref>. خصال، شیخ صدوق، ترجمه جعفری، ص 257.</ref><br/> | ||
| + | بنابراین، برای بهرهمندی از برکات مسجد و منبر، سزاوار است که اقلاً مراسم عزاداری در خیمهها و تکیهها را بعد از اتمام عزاداری مساجد برگزار کنند. <br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: در خصوص دستهجات عزاداری حضرت ابا عبدالله(علیه السلام) مواردی رؤیت میشود که به نحوی مقدمهی فساد محسوب میشود و مردم به خاطر نگاه کردن به این دستهجات، مساجد را خالی گذاشته و بالطبع اختلاط زن و مرد صورت گرفته و منجر به یک رشته مفاسد اجتماعی میگردد. نظر مبارک در مورد این قبیل مراسمها چیست؟<br/> | ||
| + | جواب: مراسم عزاداری سیدالشّهدا(علیه السلام) از بزرگترین شعائر دینی است و جلوی بسیاری از توطئههای دشمنان را میگیرد، و هرگز نباید تعطیل شود؛ ولی جلوی سوءاستفادهها را باید گرفت و باید به مردم گوشزد نمود که مساجد را خالی نگذارند و نماز جماعت را در مساجد به موقع فراموش نکنند، و بحمداللّه در این سالها در مراسم عزای حسینی، نماز جماعت احیا شده است.<ref>. استفتاءات جدید، آیت الله مکارم، ج ، ص 248، سؤال 766.</ref> <br/> | ||
| + | === عدم رعایت حقوق وقف و بیتالمال === | ||
| + | یکی دیگر از آسیبهای عزاداری، تصرفاتی است که در مال وقفی انجام میشود. گاهی برای سیاهپوش کردن مساجد و حسینیهها به دیوارهای آن میخ میکوبند و گاه برای خواندن زیارت و ادعیه، کُتبِ ادعیهی وقف شده را از مساجد به حسینیهها و تکایا میبرند و حتی برای پختن غذا و دیگر کارها مثل روضهخوانی و مداحی، ظروف غذا و بلندگوهای وقف شده را از محل خود خارج میکنند، در حالی که شرع مقدس از انجام این اعمال به شدت نهی کرده است.<br/> | ||
| + | حکم فقهی:<br/> | ||
| + | مسأله: فرشی را که برای حسینیه وقف کردهاند، نمیشود برای نماز به مسجد ببرند؛ اگرچه آن مسجد نزدیک حسینیه باشد و اگر ندانند آن فرش مخصوص حسینیه است یا نه؛ باز بردن آن به جای دیگر صحیح نیست. همچنین سایر اموال وقف، حتی مهر نماز مسجدی را به مسجد دیگری نمیتوان برد.<ref>. رساله توضیح المسائل، آیت الله فاضل، ص 494، مسئله 2193؛ رساله توضیح المسائل، آیت الله مکارم، ص 451، مسئله 2319.</ref><br/> | ||
| + | مسأله: اگر مسجد را برای روضهخوانی چادر بزنند و فرش کنند و سیاهی بکوبند و اسباب چای در آن ببرند، در صورتی که این کارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود، اشکال ندارد.<ref>. توضیح المسائل آیات عظام: وحید و شبیری، مسئله 916، مکارم، مسئله 831 و فاضل، مسئله 281.</ref> <br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: اکثر هیئتهای محلی که به مدت ده روز برگزار میشوند، جهت چراغانی جلوی تکیه یا هیئت از برق اصلی شهر انشعاب گرفته و استفاده میکنند. حکم شرعی آن چیست؟<br/> | ||
| + | جواب: اگر با مجوز قانونی باشد، اشکال ندارد؛ اما باید وجه برق را بپردازند؛ اما اگر بدون مجوز باشد، اصل کار خلاف است و موجب ضمان هم هست؛ یعنی هزینهی برق مصرفی را باید بپردازند. عزادار سید و سالار شهیدان به هر حال قانون نظام اسلامی را رعایت میکند و نسبت به این حقوق عمومی و بیتالمال هم مواظبت دارد.<ref>. KHAMENEI.IR پایگاه اطلاع رسانی مطابق با فتاوای آیت الله خامنهای.</ref> <br/> | ||
| + | === کمرنگ شدن منبر و وعظ === | ||
| + | از زمان میزرای شیرازی که فتوای حرام بودن تنباکو، اعلام شد دشمنان دین به قدرت معنوی مراجع تقلید و علمای دین آگاه شده و تا کنون با شیوه های مختلفی درصدد ضربه زدن و ایجاد شکاف بین مردم و علما شدند که پس از گذشت چندین دهه و تلاش های مستمر معاندان دین، امروزه شاهد این فاصله و شکاف هستیم بگونه ای که متولیان امر با بهانه های واهی از دعوت علما در بعضی از عزاداری اهل بیت ع جلوگیری کرده و تنها به ذکر مصیبت و سینه زنی و زنجیر زنی توسط مداح بسنده می کنند.<br/> | ||
| + | در حالی که اگر نقش مساجد و منبرها در هدایتآفرینی و گسترش معارف دینی کمرنگ شود، بسیاری از مردم، به ویژه جوانان از هدف اصلی برپایی مجالس عزاداری غافل و بینصیب میمانند، لذا بسیار دیده شده که جمعیت حاضر در جلسات سخنرانی بسیار کمتر از زمانی است که مداح به جلسه وارد میشود و عزاداری میکند.<br/> | ||
| + | «متأسفانه عامهی مردم بیش از شنیدن سخنان عالمانه و مباحث علمی، میل به شنیدن نغمههای حزین دارند و ذکر مصیبت را مهمتر از بیانات علمی دربارهی امام حسین(علیه السلام) میدانند. به همین دلیل، به مرور زمان حضور عالمانهی خطیبان هر روز کمرنگتر میشود و در عوض سوگخوانان هر روز سهم بیشتری از این مجالس را میگیرند.»<ref>. سایت نور مگز، مقاله «آسیب شناسی مجالس عزاداری»، رضا بابایی، ص 32.</ref> <br/> | ||
| + | مدت زمان تبلیغ طلاب و اهل علم در ایام محرم، رمضان، فاطمیه و... بسیار محدود است و بسیاری از افراد (اعم از زن و مرد) که و طالب کسب احکام دین هستند، تنها در همین ایام به اهل علم دسترسی مستقیم دارند و عدم حضور علما در مجالس عزا، به نوعی در جهالت نگهداشتن مردم و دور کردن آنان از احکام دین است، در حالی که هدف از قیام سیدالشهدا(علیه السلام) و برگزاری مجالس عزا، آشنا کردن مردم با معارف دین و احکام اسلامی و نیز دور کردن آنان از جهل و گمراهی است.<br/> | ||
| + | بنابراین، عدم دعوت روحانی برای بیان احکام شرعی و معارف دینی، در حقیقت برخلاف اهداف قیام کربلاست که آن مردم به دلیل روی آوردن به پوستهی دین، و نه حقیقت دین، از مسیر ائمه(علیهم السلام) راه کج کردند و به اسم دین، فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را مرتدّ و خارجی خواندند و ریختن خون او را بر خود واجب دانستند.<br/> | ||
| + | امیرالمؤمنین(علیه السلام) میفرمایند: «إِلَی اللَّهِ أَشْکُوا مِنْ مَعْشَرٍ یَعِیشُونَ جُهَّالاً وَ یَمُوتُونَ ضُلَّالاً؛ به خدا شکوه و ناله میکنم از گروهی که جاهلانه زندگی میکنند و در گمراهی میمیرند.»<br/> | ||
| + | بنابراین، لازم است متولیان امور هیئتها و مساجد، با دعوت از روحانیون بصیر، زمینهی حداکثری را برای ابلاغ و بیان احکام دین و هدایتگری به وجود آورند و از اکتفا کردن به سینهزنی و زنجیرزنی (بدون بیان احکام الهی و معارف دین)، خودداری کنند. همچنین از دعوت افراد غیر روحانی که به ظاهر در سخنرانی دارای اسم و رسمی شدهاند، خودداری کنند؛ چراکه این کار مستلزم این است که گاهی بیان معارف اسلامی به دست کسانی بیفتد که دین را بر مبنای هوا و هوس خویش تفسیر به رأی میکنند. متأسفانه امروزه ظهور فرقههای انحرافی در جامعه، حاصل چنین فاصلههایی است. <br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: آیا تشکیل مجلس فقط به صورت مداحی و بدون استفاده از ارشادات خطبا، جایز است؟<br/> | ||
| + | جواب: باید از این کار جداً پرهیز کرد؛ چراکه اهداف مقدس امام حسین(علیه السلام) را به خطر میاندازد. به علاوه، مردم بسیاری از اصول و فروع و تعلیمات اسلام و ارزشهای والای آن را در این مجالس از خطبا فرا میگیرند و گاه در غیر این مجالس، برای آنها ممکن نیست.<ref>. سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری، سؤال 29.</ref> <br/> | ||
| + | === تداخل عزاداری با وقت نماز === | ||
| + | وقت نماز ظهر عاشورا فرا رسید. امام حسین(علیه السلام) به «زهیر بن قین» و «سعید بن عبدالله» امر کرد که با نصف کسانی که باقی مانده بودند، پیش روی آن حضرت بایستند. آنگاه حضرت با سایر اصحاب، نماز خوف خود را خواند. در این هنگام تیری به طرف حضرت آمد، سعید بن عبدالله به پیش آمد و خود را سپر امام حسین(علیه السلام) نمود، و همچنان استوار ایستاد و تیرها را به جان خرید، تا اینکه بر اثر شدّت جراحات به زمین افتاد...، سپس به شهادت رسید.<ref>. غم نامه کربلا، ترجمه اللهوف علی قتلی الطفوف، ص 135.</ref><br/> | ||
| + | قیام امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا اعلانی بر اصل بودن نماز و فرع بودن جنگ بود که متأسفانه در بعضی از عزاداریها، با وجود شنیدن بانگ اذان، شاهد بیاعتنایی عملی به این مسئله هستیم و مداحان به جای اتمام مجلس عزا، همسو با جمعیت به عزاداری پرداخته و از تذکر عادی به متصدیان امر، برای اتمام عزاداری و اقامهی نماز اول وقت نیز دریغ میورزند.<br/> | ||
| + | شهید مطهری(رحمت الله علیه) میفرماید: تمایل مخاطب عام بیشتر به مطالبی است که در جهت تأیید و امید بخشیدن به او و مطابق ذوق و سلیقهی او باشد، نه در جهت اعتراض و اصلاح و فرهنگسازی، لذا مداح باید خود را از این آفت بر حذر دارد. مثلاً مداح، خود مقید به نماز اول وقت است؛ ولی وقتی در یک جوّ خاص که به عزاداری بیش از نماز اهمیت میدهند، قرار میگیرد، نه خود نماز اول وقت میخواند و نه دیگران را امر به معروف میکند و از یک تذکر عادی و دوستانه ابا دارند و ترجیح میدهند همه چیز را به امام حسین(علیه السلام) بسپارند.<ref>. سایت نور مگز، مقاله «خرافه گرایی در عزاداری، دلایل شکلگیری و راه برون رفت از آن»، محمد اسماعیل عبداللهی.</ref><br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: در ایام سوگواری ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) نماز مقدم است یا عزاداری؟<br/> | ||
| + | جواب: بهتر آن است که نماز را مقدم دارند، همانطور که امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا هنگام ظهر، نماز ظهر اقامه کردند.<ref>. جامع المسائل (فارسی)، آیت الله فاضل، ج ، ص 583، سؤال 2177.</ref> <br/> | ||
| + | === پیراهن کندن برای سینهزنی === | ||
| + | احساسات و هیجاناتی که در جوانان وجود دارد، بر هیچ کس پوشیده نیست، خصوصاً اگر این عواطف و احساسات، در راه هدف مقدسی مثل عزاداری برای خاندان اهلبیت و اصحاب کربلا قرار گیرد که طبعاً به هر شیوهای که باشد، تمایل دارند این احساسات و هیجانات را به گونهای تخلیه کنند، لذا در عزاداریها گاه فریاد زده و گاهی بدون پیراهن میشوند و این برهنگی را نه در محیط بسته؛ بلکه حتی در محیطهای باز و مکانهای عمومی نیز به نمایش میگذارند و طبیعی است که در اغلب عزاداریها، خانمها نیز شرکت دارند و برهنه شدن در برابر نامحرمان - اگرچه برای عزاداری باشد - عامل سوءاستفاده و کم حیایی افراد جامعه و دستاویزی برای دشمنان دین خواهد شد. <br/> | ||
| + | مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) به برخی از مداحان توصیه میفرمودند که در عزاداریها برهنه نشوند. اگر نامحرمانی نیستند، اگر مسئلهی سویی بر آن مترتب نیست، دشمنان سوءاستفاده نمیکنند... مثلاً یک جمع محدودی هستند، فیلمبرداری هم نمیکنند، فقط مردان هستند، حالا پیراهن را از تن درآوردند و سینه میزنند...؛ اما به طور کلی توصیهی ایشان این است که در عزاداریهای مردها برهنه نشوند؛ چرا؟ چون ممکن است هم در معرض دید نامحرمان باشند و هم دشمنان باز از این مسئله سوءاستفاده کنند برای تبلیغ علیه مکتب اهلبیت(علیهم السلام).<ref>. KHAMENEI.IRپایگاه اطلاع رسانی، مطابق با فتاوای آیت الله خامنهای.</ref> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: مردانی هستند که هنگام عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) لخت میشوند، در حالی که در مجلس زنان نیز حضور دارند. میخواستم بدانم حکم مسئله چیست؟ و حتی اگر مجلس مردانه نیز باشد، در آن صورت حکم چیست؟<br/> | ||
| + | جواب: برهنه شدن هنگام سینهزنی؛ اگر در مقابل نامحرم باشد، حرام است و در غیر این صورت نیز؛ چون سبب وهن است، بنا بر احتیاط باید ترک شود؛ ولی باز گذاشتن کمی از جلوی سینه برای سینه زدن یا کمی از پشت برای زنجیرزنی، مانعی ندارد.<ref>. سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری، سؤال 15.</ref> | ||
| + | === قلاده به گردن انداختن === | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: آیا جایز است در عزاداریها قلاده به گردن آویزان کنند؟<br/> | ||
| + | جواب: هر کاری که در عزاداریها، مثل (قلاده) باعث وهن مذهب شود یا دشمنان از آن سوءاستفاده کنند، اشکال دارد و باید ترک شود.<ref>. استفتاء پیامکی، آیت الله خامنهای، 6/5/1394.</ref> | ||
| + | === هروله کردن هنگام سینهزنی === | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | آیا هروله کردن در سینهزنی صحیح است یا خیر؟<br/> | ||
| + | جواب: انجام چنین حرکاتی در شأن عزاداری سیدالشهدا(علیه السلام) که از افضل قربات محسوب میشود، نیست.<ref>. سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری، سؤال 20.</ref><br/> | ||
| + | === گِلی کردن خود در عزاداری === | ||
| + | در بعضی مناطق روز عاشورا سر یا بدن را گِل میمالند یا کاه بر سر میریزند که نشان دهند عزادار هستند. اگر این کار به حدی برسد که سخیف یا زشت باشد و طرف انگشتنما شود، یا اینکه دشمنان از این عمل علیه مکتب و پیروان اهلبیت(علیهم السلام) سوءاستفاده کنند و موجب وهن مکتب باشد، حرام است. بنابراین، اگر در حد سادهای باشد که به آن مراتب نرسد و طرف صرفاً خود را عزادار نشان دهد، این اشکالی ندارد؛ اما اگر در حدی باشد که طرف یا انگشتنما میشود و زشت و سبک است، یا موجب وهن باشد، این جایز نیست.<ref>. KHAMENEI.IR پایگاه اطلاع رسانی، مطابق با فتاوای آیت الله خامنهای.</ref><br/> | ||
| + | === تحت الشعاع قرار گرفتن عزاداری === | ||
| + | افراط و تفریط در تمام مسائل زندگی مطرود دین است و مقبول جامعه نبوده، همهی عقلا نسبت به این امر مذمّت میکنند. حال اگر افراط و تفریط در مسائل دینی و به خصوص عزاداریها وارد شود، نتیجهاش انزجار عمومی و دوری مردم از عزاداریهاست.<br/> | ||
| + | در متون دینی ما وارد توجه به عزاداریهای دهه محرم و به خصوص روز عاشور تأکید شده است و توجه ائمه(علیهم السلام) نسبت به شهادت امام حسین(علیه السلام)، حاکی از اهتمام آن بزرگواران نسبت به زنده نگهداشتن این عزاداریهاست. امام رضا(علیه السلام) فرمود: «زمانی که ماه محرم میشد، کسی پدرم (امام کاظم(علیه السلام)) را خندان نمیدید.»<ref>. «قَالَ الرِّضا(علیه السلام): ... کَانَ أَبِی(علیه السلام) إِذَا دَخَلَ شَهرُ المُحَرَّمِ لَا یُرَی ضَاحِکاً.» (امالی، شیخ صدوق، ص 128).</ref> و در روایت دیگری دربارهی امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که حضرت در روز عاشورا رنگش متغیّر و اشک از گونههایش سرازیر میشد.<ref>. «عبد اللّه بن سنان قال: دخلت علی مولای أبی عبدالله جعفر بن محمّد(سلام الله علیها) یوم عاشورا و هو متغیّر اللّون و دموعه تنحدر علی خدّیه کالّلؤلؤ.» (الإقبال بالأعمال الحسنهی، سید بن طاووس، ج 3، ص 65).</ref> <br/> | ||
| + | اما امروزه شاهد عزاداریهای متعدد با دهههای مختلف هستیم که با نامهای دههی محسنیه، دههی باقریه، دههی آخر صفر و دهههای دیگر که در آیندهی نه چندان دوری بدان اضافه خواهد شد، هستیم. تعدّد دهههای عزاداری باعث میشود دههی عاشورا که مورد توجه ائمه(علیهم السلام) بوده، تحت الشعاع قرار گرفته و به حاشیه رود و از عظمت آن کاسته شود و این نیز از جمله آسیبهایی است که امروزه در هیئتهای مختلف شاهد آن هستیم و متأسفانه بعضی افراد این کثرت عزادرایها را دستاویزی علیه تشیّع قرار داده، صراحتاً شبهه میکنند که اسلام مخالف نشاط و شادی است و عزاداریهای طول سال را نیز شاهد بر این مسئله عنوان میکنند. <br/> | ||
| + | === اذیت و آزار دیگران === | ||
| + | گاهی افراد فکر میکنند که محبت و علاقهی شیعیان به خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) مجوز مزاحمت برای دیگران میشود، به گونهای که اگر کسانی مریضی داشته باشند و یا کودکی خوابیده باشد، و در این حال مراسم عزا و تعزیه برقرار شود، آن را عیب ندانسته و ایرادی به صدای طبلها و بلندگوها نمیگیرند. <br/> | ||
| + | این نکته قابل توجه است که همهی مردم که از ایمان قوی و صبر برخوردار نیستند و چه بسا افرادی هستند که نسبت به این صداها ابراز نگرانی میکنند؛ ولی از باب شرم و یا ترس از تهمت بیدینی آن را بیان نمیکنند، لذا متولیان هیئتها باید به این نکته توجه داشته باشند که در عزاداریها سر و صدا نکرده، بلندگوها را به گونهای تنظیم کنند که از بیرون قطع باشد و یا اگر در فضای باز و حیاط مساجد عزاداری برگزار میکنند، صدای بلندگوها برای همسایهها ایجاد مزاحمت نکند و قابل تحمل باشد.<br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: نظر شریف حضرت عالی نسبت به ادامهی حرکت دستههای عزاداری در شبهای محرم تا نصف شب، همراه با استفاده از طبل و نی چیست؟<br/> | ||
| + | جواب: به راه انداختن دستههای عزاداری برای سیدالشهدا و اصحاب او(علیهم السلام) و شرکت در امثال این مراسم، امر بسیار پسندیده و مطلوبی است و از بزرگترین اعمالی است که انسان را به خداوند نزدیک میکند؛ ولی باید از هر عملی که باعث اذیّت دیگران میشود و یا فی نفسه از نظر شرعی حرام است، پرهیز کرد.<ref>. سایت آیت الله خامنهای، احکام عزاداری، سؤال 1448.</ref><br/> | ||
| + | === کثیف کردن کوچه و خیابان === | ||
| + | اسلام، دین پاکیزگی است. حضرت رسول- فرمود: «هرچه میتوانید، پاکیزه باشید؛ زیرا خدای متعال اسلام را بر پاکیزگی بنا نهاده و جز انسان پاکیزه، کسی وارد بهشت نمیشود.»<ref>. «تنظّفوا بکلّ ما استطعتم فإنّ اللَّه تعالی بنی الإسلام علی النّظافهی و لن یدخل الجنّهی إلّا کلّ نظیف.» نهج الفصاحهی (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول(صلی الله علیه و آله))، ابوالقاسم پاینده، ص 391، ح 1182.</ref> <br/> | ||
| + | این توصیهی حضرت، نه تنها در زندگی شخصی؛ بلکه در زندگی اجتماعی و عزاداریها نیز عمومیت دارد؛ اما متأسفانه اغلب کثیف کردن خیابانها و کوچهها در ایام عزاداری و حواله دادن آن به کارگران شهرداری برای تمیز کردن، امری عادی شده و ریختن ظروف و لیوانهای یک بار مصرف و غیره، زحمات کارگران شهرداری را دو چندان میکند که این کار قطعاً با روح عزاداری و دستورات دین ما منافات دارد. <br/> | ||
| + | === ایجاد ترافیک در خیابان ها === | ||
| + | امروزه تنگ بودن برخی خیابانها، کثرت جمعیت و ماشینها و رعایت نکردن امور ترافیکی برای انتقال بیماران به بیمارستانها - که کوتاهی زمان در این مسئله نقش بسیار مهمی دارد تا بتوان یک بیمار را در کمترین زمان به بیمارستان انتقال داد - مشکلات عدیدهای را به وجود آورده است. ایام عزاداری و ورود دستهجات عزاداری به خیابانها نیز سبب ایجاد ترافیک مُضاعَف شده و این انتقال را با وقفهی دو چندان مواجه کرده که نتیجهاش ایجاد تنفر و بیزاری نسبت به مراسم عزاداری در افراد ضعیف النفس و دستاویزی برای افراد سودجود میشود که لازم است برای این امر، با راهنمایی و رانندگی هماهنگی لازم صورت گیرد تا مسیری را انتخاب نمایند که این مزاحمتها را به وجود نیاورد.<br/> | ||
| + | === نجس کردن خیابانها === | ||
| + | ذبح حیوان و قربانی کردن به عنوان نذر جلوی دستهجات عزاداری، علاوه بر اینکه وجههی شرعی ندارد، مشکلات متعددی را برای مردم و عزاداران به وجود میآورد. بعضی تصور میکنند که اگر ذبح حیوان در منزل، کشتارگاه و غیره انجام شود، مورد توجه خاندان عصمت(علیهم السلام) واقع نمیشود، لذا با وجود نهی، باز به چنین کاری اقدام میکنند که این تفکر نادرست، موجب فاصله گرفتن از احکام عملی و دستورات دین میشود.<br/> | ||
| + | === تداخل ایام عزاداری با اعیاد === | ||
| + | در بعضی از سالها شاهد بودهایم که شهادت بعضی از ائمه(علیهم السلام) و نیز ایام دههی محرم با عید نوروز تداخل کرده و عدهای به احترام خاندان اهلبیت(علیهم السلام) به سوگواری نشسته و نسبت به خانه تکانی، خرید عید، سیزده به در و اعمال مختص به عید نوروز، دوری کرده و در مقابل، عدهای بدون توجه به ایام عزا، به کارهای عید پرداخته، یک سال انتظار خویش برای رسیدن عید را بر هر چیز دیگر مقدم دانسته، به نشاط و شادی میپردازند و توجهی به نگهداشتن احترام عزاداریها نمیکنند. <br/> | ||
| + | مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «شما امروز بعد از گذشتن قرنها، مشاهده میکنید که نوروز بهانهای و وسیلهای است برای ارتباط قلبی میان مردم و میان مبدأ عظمت و عزّت؛ یعنی ذات مقدّس باریتعالی. در نوروز ایرانی، حقیقت نوروز یک حقیقت مردمی است؛ مردم به مناسبت نوروز با یکدگر با صفا و محبّت رفتار میکنند، به یکدیگر تبریک میگویند و هدیه میدهند. رسم و سنّت باستانی و پادشاهی، امروز بعد از گذشت سالها و قرنها، در نوروز وجود ندارد. <br/> | ||
| + | در ایّام نوروز و تحویل سال نو، شلوغترین و پرازدحامترین مراکز در کشور پهناور ما عبارت است از بارگاههای مقدّس ائمّه و امامزادگان(علیهم السلام). در نیمه شب در این آستان مقدّس رضوی، صدها هزار مؤمن با دلهای پاکیزه، متوجّه مرکز عظمت و قدرت شدند، با خدای خود سخن گفتند، از گردانندهی حالها، گردش نیکوی حالت خود را طلب کردند و مراسم دینی به جا آوردند. <br/> | ||
| + | بنابراین، این نوروزی که امروز ما داریم، نوروز باستانی نیست؛ نوروز ایرانی است؛ نوروز ملّت مسلمانی است که از قالب این مراسم کهن، توانسته است برای خود سرمایهای فراهم کند و به سمت هدفهای خود پیش برود... امسال که ایّام نوروز با شهادت بانوی بزرگ جهان اسلام، حضرت فاطمهی زهرا(سلام الله علیها) مصادف است، یقیناً مراسم نوروز نباید هیچگونه منافاتی با تکریم و احترام به نام آن بزرگوار و یاد آن بزرگوار داشته باشد و یقیناً منافاتی پیدا نخواهد کرد.»<ref>. بیانات آیت الله خامنهای، مشهد مقدس، 1/1/1394.</ref><br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: در مورد کیفیّت برپایی مراسم عزاداری اهلبیت(علیهم السلام) که گاهی با اعیاد باستانی همراه میشود، حکم چیست؟<br/> | ||
| + | جواب: در چنین شرایطی بهتر آن است که آنچه آثار شادی و خوشحالی است، اظهار نکنند؛ ولی صلهی رحم و دید و بازدید و خانه تکانی و نظافت و مانند آن مانعی ندارد.<ref>. سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری، سؤال 5. </ref><br/> | ||
| + | |||
| + | == فصل دوم: آسیبهای عقیدتی == | ||
| + | === خرافات === | ||
| + | خرافات؛ یعنی باورهای باطل و بیاساس که فاقد مبنای عقلی و شرعی باشد.<ref>. سایت نور مگز، مقاله «ما و خرافات»، احمد اکبری،؟؟؟؟؟</ref> <br/> | ||
| + | «امروزه به نوعی شاهد بازگشت برخی برنامهها و تفکرات نادرست در عزاداریها هستیم که به شدت در گذشته تضعیف شده و یا از بین رفته بودند. موضوع خرافات در سه جا بیشتر خود را نمایان ساخته است؛ روضهها و برنامههای مربوط به حضرت زهرا، امام حسین و امام زمان(علیهم السلام). این سه مورد، در مجموع بر آیند تمایزات تفکر کلامی و سیاسی شیعه است و مهمتر از آن، از بار عاطفی و ظرفیت احساساتی قویتری نیز برخوردار است. اگر خوب به هیئتها، دستهها و تکایای تأسیس شده در سالهای اخیر بنگریم، بیشتر نامها به این سه محور مرتبط است. موضوع، انبوه شدن هیئتها میتواند به فراوانی غلوها و خرافهها بینجامد؛ چراکه گاه میان این هیئتها رقابت و چشم و همچشمی وجود دارد و همین مسئله موجب تولید خرافهها و غلو میشود.»<ref>. فرهنگ عاشورا، آسیبها و تحریفها، علی آقاجانی قناد، مجله: پگاه حوزه، دهم اردیبهشت 1384، ش 157.</ref> <br/> | ||
| + | اگرچه دستهای پلیدپشت پردهی دشمنان دین، در تولید و گسترش این دسته خرافات را نباید از نظر دور داشت. خرافات، نشستن فرع به جای اصل و جایگزین شدن حواشی به جای متن است. حضرت امیر(علیه السلام) فرمود: «وَ مَا أُحْدِثَتْ بِدْعَهی إِلَّا تُرِکَ بِهَا سُنَّهی فَاتَّقُوا الْبِدَعَ وَ الْزَمُوا الْمَهْیَعَ إِنَّ عَوَازِمَ الْأُمُورِ أَفْضَلُهَا وَ إِنَّ مُحْدِثَاتِهَا شِرَارُهَا؛<ref>. نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه 145، با ترجمه حسین انصاریان.</ref> بدعتی ایجاد نمیشود، جز اینکه سنّتی ترک شود. از بدعتها بپرهیزید و ملازم راه هدایت شوید! امور ریشهدار برترین امور و پدیدههای تازهی خلاف حق، بدترین پدیدهها هستند.»<br/> | ||
| + | در این قسمت به انواع خرافات مرسوم در عزاداریها به همراه حکم فقهی آن میپردازیم:<br/> | ||
| + | ==== استفاده از عَلَم ==== | ||
| + | آیت الله جوادی آملی میفرماید: «اکنون نیز برخی سنّتهای نادرست در عزاداری سالار شهیدان راه یافته است و در دستهرویها، عَلَم سنگین و بیخاصیت بر دوش کشیده میشود. این کار نه خردمندانه است و نه در قرآن و روایات به آن توصیه شده است. در ماتم امام حسین(علیه السلام) اشک و آه و ناله... انسانساز است و از آهن سنگین و سرد، کاری بر نمیآید. لازم است رهبران فکری حوزه و دانشگاه و متدینان اصناف و حِرَف، هرچه بهتر و کاملتر مراسم سوگ سالار شهیدان(علیه السلام) را اقامه نمایند، به طوری که مردانه هزینه کنند و زنانه بنالند؛ که هم آن هزینه مقبول است، هم این نالهی جانسوز، کارساز.»<ref>. شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، عبدالله جوادی آملی، ص 255.</ref><br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: اگر شخصی عَلَمی را برای عزاداری سیدالشهدا(علیه السلام) نذر کرده باشد، آیا جایز است مسئولین حسینیه از قبول آن خودداری کنند؟<br/> | ||
| + | جواب: این نذر، متولّی حسینیه و هیئت امنای آن را ملزم به قبول عَلَم نمیکند.<ref>. سایت آیت الله خامنهای، احکام عزاداری، سؤال 1443.</ref> <br/> | ||
| + | سؤال: استفاده از عَلَم در مراسم عزاداری سیدالشهدا(علیه السلام) با قرار دادن آن در مجلس عزا یا حمل آن در دستهی عزاداری چه حکمی دارد؟<br/> | ||
| + | جواب: فینفسه اشکال ندارد؛ ولی نباید این امور جزء دین شمرده شوند.<ref>. همان، سؤال 1444.</ref> <br/> | ||
| + | سؤال: در شهر... سنّتی است که مردم به آن اعتقاد راسخ دارند. مسئله بدین صورت است که روز تاسوعا و عاشورا عَلَمی که در تمام مناطق مرسوم است، در دست افراد خاصّی میدهند که آن فرد با حرکتهای مخصوص و حتی گاهی با حملهور شدن به زنان و مردان و ترساندن بچّهها - به تعبیر مردم - عَلَم را جوش میآورند و آن را به امام حسین(علیه السلام) نسبت میدهند، مردم دور آن جمع میشوند و میگویند: عَلَم فرد را دنبال خود میبرد. وقتی عَلَم بعضی از افراد را زخمی میکند، به معنای آن است که آن فرد، انسان بدی است و با دیدهی تردید به عَلَم نگاه کرده است. متأسفانه عَلَم در دست افراد معلوم الحال به جوش میآید و گاهی افراد متدیّن و وجیه را زخمی میکند. نظر شما را در این مورد خواستاریم!<br/> | ||
| + | جواب: عزاداری حضرت خامس آل عبا(علیه السلام) از موجبات مهمّ تقویت دین است؛ ولی نباید آن را آلوده به این گونه کارهای نادرست کرد که موجب اذیّت و آزار عزاداران و هتک حرمت افراد آبرومند شود.<ref>. استفتاءات جدید، آیت الله مکارم، ج ، ص 164، سؤال 576.</ref><br/> | ||
| + | ==== قفل زدن به بدن ==== | ||
| + | مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در مذمت این نوع عزاداریها میفرمایند: «بنده خیلی متأسفم که بگویم در این سه، چهار سال اخیر، برخی کارها در ارتباط با مراسم عزاداری ماه محرّم دیده شده است که دستهایی به غلط، آن را در جامعهی ما ترویج کردهاند. کارهایی را باب میکنند و رواج میدهند که هر کس ناظرِ آن باشد، برایش سؤال به وجود میآید. به عنوان مثال، در قدیم الایام بین طبقهی عوام النّاس معمول بود که در روزهای عزاداری، به بدن خودشان قفل میزدند!<br/> | ||
| + | البته پس از مدتی بزرگان و علما آن را منع کردند و این رسمِ غلط ورافتاد؛ اما باز مجدّداً شروع به ترویج این رسم (غلط) کردهاند و شنیدهام که بعضی افراد، در گوشه و کنار این کشور، به بدن خودشان قفل میزنند! این چه کارِ غلطی است که بعضی افراد انجام میدهند؟» <ref>. بیانات آیت الله خامنهای در جمع روحانیون استان کهکیلویه و بویر احمد، 17/3/1373.</ref><br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: آیا آنچه متداول شده که به عنوان عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) گوشت بدن را سوراخ کرده و قفل و سنگ کیلو به آن آویزان میکنند، جایز است؟<br/> | ||
| + | جواب: این گونه اعمال که موجب وهن مذهب میشود، جایز نیست.<ref>. أجوبهی الاستفتاءات (فارسی)،آیت الله خامنهای، ص 324، سؤال 1449.</ref><br/> | ||
| + | ==== به خاک غلتیدن و سینهخیز رفتن ==== | ||
| + | مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «اخیراً یک بدعت عجیب و غریب و نامأنوس دیگر هم در باب زیارت درست کردهاند! بدین ترتیب که وقتی میخواهند قبور مطهّر ائمّه(علیهم السلام) را زیارت کنند، از درِ صحن که وارد میشوند، روی زمین میخوابند و سینهخیز خود را به حرم میرسانند! شما میدانید که قبر مطهّر پیغمبر و قبور مطهّر امام حسین، امام صادق، موسی بن جعفر، امام رضا و بقیهی ائمّه(علیهم السلام) را همهی مردم، ایضاً علما و فقهای بزرگ، در مدینه و عراق و ایران، زیارت میکردند. آیا هرگز شنیدهاید که یک نفر از ائمّه(علیهم السلام) و یا علما، وقتی میخواستند زیارت کنند، خود را از درِ صحن به طور سینهخیز به حرم برسانند؟! اگر این کار، مستحسن و مستحبّ بود و مقبول و خوب مینمود، بزرگان ما به انجامش مبادرت میکردند؛ اما نکردند و حتی نقل شده که مرحوم آیت الله العظمی آقای بروجردی(رحمت الله علیه)، آن عالم بزرگ و مجتهد قوی و عمیق و روشنفکر، عتبهبوسی را، با اینکه شاید مستحب باشد، منع میکرد. احتمالاً استحبابِ بوسیدن عتبه، در روایت وارد شده است. در کتب دعا که هست. به ذهنم این است که برای عتبهبوسی روایت هم وجود دارد. با اینکه این کار مستحب است؛ (اما) ایشان میگفتند انجامش ندهید، تا مبادا دشمنان خیال کنند سجده میکنیم و علیه شیعه، تشنیعی درست نکنند. <br/> | ||
| + | اما امروزه، وقتی عدّهای وارد صحن مطهّر علی بن موسی الرّضا(علیه السلام) میشوند، خود را به زمین میاندازند و دویست متر راه را به طور سینهخیز میپیمایند تا خود را به حرم برسانند! آیا این کار درستی است؟ نه؛ این کار غلط است. اصلاً اهانت به دین و زیارت است. چه کسی چنین بدعتهایی را بین مردم رواج میدهد؟ نکند این هم کار دشمن باشد؟! اینها را به مردم بگویید و ذهنها را روشن کنید. <ref>. بیانات آیت الله خامنهای در جمع روحانیون استان کهکیلویه و بویر احمد، 17/3/1373.</ref><br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: اگر انسان در زیارتگاههای ائمه(علیهم السلام) خود را به زمین بیندازد - و همانند بعضی از مردم که صورت و سینهی خود را بر زمین میمالند تا از آن خون جاری شود و به همان حالت وارد حرم میشوند - عمل کند، چه حکمی دارد؟<br/> | ||
| + | جواب: این اعمال که به عنوان اظهار حزن و عزاداری سنّتی و محبت ائمه(علیهم السلام) محسوب نمیشوند، از نظر شرعی اعتباری ندارند؛ بلکه اگر منجر به ضرر بدنی قابل توجه و یا وهن مذهب شوند، جایز نیست.<ref>. سایت آیت الله خامنهای، احکام عزاداری، سؤال 1451.</ref><br/> | ||
| + | ==== استفاده از نمادها ==== | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: آیا استفاده از وسایلی که به شکل صلیب هستند و در ماه محرم الحرام در جلوی صف عزاداری حمل میشود، جایز است؟<br/> | ||
| + | جواب: این علامتها تداعی صلیب را نمیکنند؛ ولی عزاداری هرچه سادهتر باشد، بهتر است.<ref>. استفتاءات جدید، آیت الله مکارم، ج ، ص 166، سؤال 579.</ref><br/> | ||
| + | ==== بلند کردن چوب (ألوار) ==== | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: در روز عاشورا مراسم عجیبی انجام میشود؛ بدین صورت که مردم الوارهای سنگین را بلند کرده و دور میزنند و بعد به روی زمین گذاشته و سینه میزنند و این کار را چندین بار انجام میدهند. نظر شما چیست؟<br/> | ||
| + | جواب: این کار در روایات اسلامی وارد نشده و بهتر است به جای آن، مجالس پرشکوه عزاداری و دستجات برگزار شود.<ref>. سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری، سؤال 72.</ref> <br/> | ||
| + | ==== راه رفتن روی آتش یا ذغال ==== | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: در روز عاشورا مراسمی مانند قمهزنی و پابرهنه وارد آتش و ذغال روشن شدن برگزار میشود که علاوه بر اینکه باعث بدنام شدن مذهب شیعهی اثنی عشری در انظار علما و پیروان مذاهب اسلامی و مردم جهان میشود، ضررهای جسمی و روحی هم به این اشخاص وارد میکند و همچنین موجب توهین به مذهب میگردد. نظر شریف حضرت عالی در این باره چیست؟<br/> | ||
| + | جواب: هر کاری که برای انسان ضرر داشته و یا باعث وهن دین و مذهب گردد، حرام است و مؤمنین باید از آن اجتناب کنند و مخفی نیست که بیشتر این امور باعث بدنامی و وهن مذهب اهلبیت(علیهم السلام) میشود و این از بزرگترین ضررها و خسارتهاست.<ref>. سایت آیت الله خامنهای، احکام عزاداری، سؤال 1460.</ref> <br/> | ||
| + | ==== تقدس و توسل به درخت ==== | ||
| + | سؤال: در بعضی از نقاط کشور، درختهایی از قبیل درخت گز و انگور مشاهده میشود که عدّهای از عوام نخهایی به آنها گره میزنند و اعتقاد به تقدّس، یا شفا گرفتن، یا روا شدن حاجت، و بعضاً شفاعت توسط آن درختان دارند و میگویند: در صورت کج اعتقادی و شک نسبت به درخت، حادثۀ ناگواری برای شخص پیش میآید! عدّهای درختان مزبور را متعلّق به امام علی، حضرت أبوالفضل یا دیگر اولیای الهی(علیهم السلام) دانسته، میگویند: ما به این درختها معتقد بوده و توسّل جسته و حاجت گرفتهایم. و کسانی که درختان مزبور را سوزاندهاند، مصیبتی به آنها یا فرزندان یا بستگانشان رسیده، یا بیمار شدهاند. خواهشمند است بفرمایید: اولاً: عقیده به تقدّس این گونه درختها صحیح است یا باطل؟ ثانیاً: گره زدن نخ یا بستن پارچه به این درختها و گرفتن حاجت از آنها جایز است؟ ثالثاً: آیا سوزاندن یا از بین بردن چنین درختانی به عنوان مبارزه با خرافات، باعث گرفتاری و مصیبتی برای سوزاننده یا بستگان او خواهد شد؟<br/> | ||
| + | جواب: این اعتقادات قطعاً از خرافات است و حاجت خواستن از آنها نوعی شرک میباشد، و بر همه لازم است نهی از منکر کنند و پاداش (وحاجات) خود را از خداوند بخواهند.<ref>. استفتاءات جدید، آیت الله مکارم، ج ، ص 570، سؤال 1597.</ref> | ||
| + | ==== خوردن تخمه و آجیل در ایام عزاداری ==== | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: استفاده از تخمه و آجیل و مانند آن در ایام عزاداری چه حکمی دارد؟<br/> | ||
| + | جواب: اشکالی ندارد؛ اما اگر در عرف محل این کار را نشانهی شادی میدانند، بهتر است از این کار پرهیز شود.<ref>. سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری: منظور از عُرف: عرف مردم متدین است.</ref> | ||
| + | |||
| + | == فصل سوم: آسیب های جسمانی == | ||
| + | === قمه زنی === | ||
| + | ارادتمندی شیعیان و به خصوص مردم ایران به حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) و اهتمام ویژه به عزاداری ایشان - که به عنوان تأثیرگذارترین عامل در شروع و پیروزی انقلاب اسلامی یاد میشود - توجه دشمنان دین را بیش از پیش به خود جلب کرده است و از آنجایی که دشمنان توان جلوگیری از این عزداریها را نداشتند، سعی در به انحراف کشاندن آن کردهاند که بهترین شیوهی انحراف را در تغییر شکل عزاداری، مانند ترویج قمه زنی یافتهاند و با توجه به گستردگی تبادل اطلاعات و انعکاسهای داخلی و خارجی آن، در ایجاد تنفّر و دوری از اسلام (اجمالاً) موفق بودهاند؛ به گونهای که افراد تمایل یافته به این مکتب را مجبور به فرار از اسلام شیعی و جایگزین کردن جذب به مذاهب دیگر کردهاند.<br/> | ||
| + | مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در سوءاستفادهی دشمنان از قمه زنی میفرمایند: «آن زمان که کمونیستها بر منطقهی آذربایجان شوروی سابق مسلّط شدند، همهی آثار اسلامی را از آنجا محو کردند. مثلاً مساجد را به انبار تبدیل کردند، سالنهای دینی و حسینیهها را به چیزهای دیگری تبدیل کردند و هیچ نشانهای از اسلام و دین و تشیّع باقی نگذاشتند. فقط یک چیز را اجازه دادند، و آن قمه زدن بود! دستورالعمل رؤسای کمونیستی به زیردستان خودشان این بود که مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار کنند، قرآن بخوانند، عزاداری کنند، هیچ کار دینی نباید بکنند؛ اما اجازه دارند قمه بزنند؛ چرا؟ چون قمه زدن برای آنها یک وسیلهی تبلیغ بر ضدّ دین و بر ضدّ تشیع بود. بنابراین، گاهی دشمن از بعضی چیزها این گونه علیه دین استفاده میکند. هر جا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد.»<ref>. بیانات آیت الله خامنهای، مشهد مقدس، 1/1/1376.</ref><br/> | ||
| + | «امروز روز حاکمیت اسلام و روز جلوهی اسلام است. نباید کاری کنیم که آحاد جامعهی اسلامی برتر؛ یعنی جامعهی محبِّ اهلبیت(علیهم السلام) که به نام مقدس ولیعصر - ارواحنا فداه - به نام حسین بن علی و به نام امیرالمؤمنین(علیهم السلام) مفتخرند، در نظر مسلمانان و غیرمسلمانان عالم، به عنوان یک گروه آدمهای خرافیِ بیمنطق معرفی شوند... این کار را نکنند. بنده راضی نیستم. اگر کسی تظاهر به این معنا کند که بخواهد قمه بزند، من قلباً از او ناراضیام. این را من جدّاً عرض میکنم. یک وقت بود در گوشه و کنار، چند نفر دور هم جمع میشدند و دور از انظار عمومی مبادرت به قمه زنی میکردند و کارشان، تظاهر - به این معنا که امروز هست - نبود. کسی هم به خوب و بدِ عملشان کار نداشت؛ چراکه در دایرهی محدودی انجام میشد؛ اما یک وقت بناست که چند هزار نفر، ناگهان در خیابانی از خیابانهای تهران یا قم یا شهرهای آذربایجان و یا شهرهای خراسان ظاهر شوند و با قمه و شمشیر بر سر خودشان ضربه وارد کنند. این کار، قطعاً خلاف است. امام حسین(علیه السلام) به این معنا راضی نیست. من نمیدانم کدام سلیقههایی و از کجا این بدعتهای عجیب و خلاف را وارد جوامع اسلامی و جامعهی انقلابی ما میکنند؟»<ref>. همان، در جمع روحانیون استان کهکیلویه و بویر احمد، 17/3/1373.</ref>، «نباید این کار «قمه زنی» انجام بگیرد؛ این، مایهی دراز شدن زبان دشمنان علیه دوستان اهلبیت(علیهم السلام) است.»<ref>. همان، در دیدار جمعی از طلاب و روحانیون، 22/9/1388.</ref><br/> | ||
| + | در همین جهت مراجع معظم تقلید در پاسخ به سؤالات متعددی که در این زمینه شده است، قمه زنی را نه به عنوان افضل قربات؛ بلکه به عنوان وهن مذهب شیعهی اثنی عشری معرفی کردهاند و حکم به حرمت و لزوم اجتناب از این عمل قبیحانه دادهاند و خون ریخته شده در قمه زنی را نجس و تبرک دانستن آن را بیاعتبار دانستهاند؛ به گونهای که اگر کسی نذری هم در این باره کرده باشد، عمل به آن را جایز ندانسته و عمل فرد کشته شده به خاطر قمه را، قتل نفس معرفی کردهاند که در اینجا لازم است فتوای مراجع تقلید در این بحث و ابعاد مختلف آن را بیان کرده، در پایان به ادلهی موافقین و مخالفین قمه زنی و اثبات و ردّ هر یک از آنها اشاره و بحث مستقلی را بیان کنیم.<br/> | ||
| + | ==== تبرک جستن به خونهای قمه زنی ==== | ||
| + | سؤال: آیا خونی که از بدن سینهزنان و عزاداران، یا به سبب قمه زدن و غیره بیرون میآید، باعث تبرّک و شفای مریضها و زنهای عقیم و مانند آن میشود؟<br/> | ||
| + | جواب: این سخنان پایه و اساسی ندارند و سزاوار است عزاداری به صورتی باشد که باعث هتک دین و مقدّسات نشود.<ref>. استفتاءات جدید، آیت الله مکارم، ج ، ص 247، سؤال 765.</ref> | ||
| + | ==== ضرر زدن به بدن ==== | ||
| + | سؤال: در روز عاشورا مراسمی مانند قمه زنی و پابرهنه وارد آتش و ذغال روشن شدن برگزار میشود که علاوه بر اینکه باعث بدنام شدن مذهب شیعۀ اثنی عشری در انظار علما و پیروان مذاهب اسلامی و مردم جهان میشود، ضررهای جسمی و روحی هم به این اشخاص وارد میکند و همچنین موجب توهین به مذهب میگردد، نظر شریف حضرت عالی در این باره چیست؟<br/> | ||
| + | جواب: هر کاری که برای انسان ضرر داشته و یا باعث وهن دین و مذهب گردد، حرام است و مؤمنین باید از آن اجتناب کنند و مخفی نیست که بیشتر این امور باعث بدنامی و وهن مذهب اهلبیت(علیهم السلام) میشود و این از بزرگترین ضررها و خسارتهاست.<ref>. أجوبهی الاستفتاءات (فارسی)، آیت الله خامنهای، ص 326، سؤال 1459.</ref> <br/> | ||
| + | ==== قمه زنی مخفیانه ==== | ||
| + | سؤال: آیا قمه زدن به طور مخفی، حلال است؟<br/> | ||
| + | جواب: قمه زنی علاوه بر اینکه از نظر عرفی از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمیشود و سابقهای در عصر ائمه(علیهم السلام) و زمانهای بعد از آن ندارد و تأییدی هم به شکل خاص یا عام از معصوم در مورد آن نرسیده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب میشود. بنابراین، در هیچ حالتی جایز نیست.<ref>. همان، سؤال 1460.</ref> | ||
| + | ==== نذر قمه زدن ==== | ||
| + | سؤال: آیا قمهزنی جایز است؟ چنانچه در این مورد نذری وجود داشته باشد، وظیفه چیست؟<br/> | ||
| + | جواب: با توجه به گرایشی که نسبت به اسلام و تشیع بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در اکثر نقاط جهان پیدا شده، و ایران اسلامی به عنوان امّ القرای جهان اسلام شناخته میشود، و اعمال و رفتار ملت ایران به عنوان الگو و بیانگر اسلام مطرح است، لازم است در رابطه با مسائل سوگواری و عزاداری سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) به گونهای عمل شود که موجب گرایش بیشتر و علاقهمندی شدیدتر به آن حضرت و هدف مقدس وی گردد. پیداست در این شرایط، مسئلهی قمه زدن، نه تنها چنین نقشی ندارد؛ بلکه به علّت عدم قابلیت پذیرش و نداشتن هیچ گونه توجیه قابل فهم مخالفین، نتیجهی سوء بر آن مترتب خواهد شد، لذا لازم است شیعیان علاقهمند به مکتب امام حسین(علیه السلام) از آن خودداری کنند و چنانچه در این مورد نذری وجود داشته باشد، نذر واجد شرایط صحّت و انعقاد نیست.<ref>. جامع المسائل (فارسی)، آیت الله فاضل، ج ، ص 582، سؤال 2173.</ref><br/> | ||
| + | سؤال: پدر و مادری نذر میکنند که اگر خدا به آنان فرزند پسر بدهد، روز عاشورا بر سر او تیغ بزنند. آیا با توجّه به اینکه انجام این گونه اعمال باعث وهن شیعه و عزاداری سیّد الشهدا(علیه السلام) و موجب سوءاستفادهی دشمنان اسلام میگردد؛ آیا عمل به این نذر واجب است؟<br/> | ||
| + | جواب: این نذر صحیح نیست؛ چون در نذر «رجحان عمل» شرط است و این عمل با توجّه به اینکه بهانهای به دست دشمنان اسلام برای زیر سؤال بردن کلّ مسائل سوگواری خامس آل عبا(علیه السلام) که از افضل قربات است، میدهد، خالی از اشکال نیست و بر فرض رجحان این عمل، نذر دربارهی دیگری کردن صحیح نیست.<ref>. استفتاءات جدید، آیت الله مکارم، ج ، ص 291، سؤال 1008.</ref> | ||
| + | ==== مرگ به خاطر قمه زنی ==== | ||
| + | سؤال: اگر قمه زدن در عزاداری ائمه(علیهم السلام) موجب مرگ شخص شود، آیا این عمل خودکشی محسوب میشود؟<br/> | ||
| + | جواب: اگر این عمل عادتاً منجر به فوت نمیشود، حکم خودکشی را ندارد؛ ولی اگر از همان ابتدا خوف خطر جانی برای او وجود داشته و در عین حال این کار را انجام داده و منجر به فوت وی شده است، حکم خودکشی را دارد.<ref>. استفتاءات، سایت آیت الله خامنهای، سؤال 1456.</ref> | ||
| + | ==== نقد ادلهی قمه زنی ==== | ||
| + | متأسفانه موافقان قمه زنی، حرمت ذکر شده در احکام شرع را در جهت مصالح سیاسی کشور توجیه کرده و بدون اعتنا به احکام صادره از سوی مراجع، به ویژه مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در حرمت قمه زنی، به دلایلی استناد میکنند و مرجع قمه زنیهای خویش قرار میدهند و بدون توجه به پیامدهای فرهنگی و سیاسی آن، در نهان و آشکار اقدام به قمه زنی میکنند. <br/> | ||
| + | ادلههایی مثل به صورت خویش زدن زنان حرم<ref>. بحار الأنوار، ج 98، ص 322.</ref> و لطمه وارد کردن به خود که در زیارت ناحیهی مقدسه بیان شده و نیز شکستن سر توسط حضرت زینب(سلام الله علیها)، زمانی که سر برادر را بر روی نیزه مشاهده کرد<ref>. همان، ج 45، ص 115.</ref> و... ادلههایی که هیچ کدام نمیتواند مستند قمه زنی واقع شود. در نقد این ادله باید گفت:<br/> | ||
| + | اولاً، نقل حوادث عاشورا توسط امام معصوم(علیه السلام) در زیارت ناحیهی مقدسه، دلیل بر تأیید آن حوادث نیست؛ زیرا امام در حال مرثیهسرایی است... نه اینکه بخواهد حکم فقهی کیفیت عزاداری زنان حرم را بفرماید.<br/> | ||
| + | ثانیاً، عملکرد زنان حرم حجت شرعی نیست، خصوصاً در فضای آشفتهای که در آن لحظات پیش آمده بود؛ چون همزمان با به زمین افتادن امام(علیه السلام) لشکر کوفه به خیمهها حمله کردند و آنها را به آتش کشیدند و روسری را از سر زنان کشیده و آنان را میزدند و بعضی از ایشان با سر و پای برهنه به هر سو میدویدند. کار به جایی رسیده بود که حتی برخی از افراد غیور در لشکر عمر سعد نتوانستند آن وضع را تحمل کنند و از آن ممانعت کردند. آیا میتوان در آن فضای تیره و آشفته، از عملکرد زنان حرم حکم شرعی استنباط کرد؟<br/> | ||
| + | ثالثاً، دلیلی وجود ندارد که نشان دهد حضرت زینب(سلام الله علیها) نیز مانند بقیهی زنها به سر و صورت خود زده باشد. در مقاتل معتبره نیز ننوشتهاند که شخص حضرت زینب(سلام الله علیها) چنین کاری کرده باشد؛ بلکه در زیارت ناحیهی مقدسه و در مقاتل به صورت کلی آمده است که زنان حرم این کار را کردهاند. علاوه بر آنکه، آنچه از حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در شکسته شدن سر نقل شده، باید گفت: آن حضرت در آن وضعیت بحرانی - که برای اولین بار سر برادرش را بر روی نیزهها دید - سر خود را به چوبهی محمل زد که این حاکی از شدّت تأثر و اندوه آن حضرت است و هیچ معلوم نیست که ایشان به قصد سر شکستن این کار را کرده باشند، و حتی اگر چنین عملی را هم به قصد انجام داده باشند، باز دلیلی بر جواز از این کار در شرایط عادی نیست؛ بلکه تنها میتوان در شرایط مشابه آن را تجویز کرد.<br/> | ||
| + | مؤید این مطلب آن است که نه در مورد حضرت زینب(سلام الله علیها) و نه در مورد سایر زنان حرم، نقل نشده که همیشه در سالگرد عاشورا موهایشان را پریشان کرده و به سر و صورت خود میزدند. همچنین در مورد امام سجاد(علیه السلام) که در کربلا حضور داشت، هیچ یک از این مسائل نقل نشده است؛ بلکه روایات بسیاری به گریه کردن و عزاداری ایشان اشاره کردهاند؛ اما در یک روایت هم نیامده است که حضرت لطمهای به صورت خود وارد کرده باشند.<ref>. مجله فقه اهلبیت(علیهم السلام)، تلخیص از مقاله «قمه زنی و اعمال نامتعارف»، محمدتقی اکبرنژاد، ج ، ص 196.</ref> | ||
| + | ==== نکتهی پایانی ==== | ||
| + | بر فرض اگر روایتی بر استحباب قمه زنی وجود داشت - که هیچ روایتی در این باره وجود ندارد - و اگر اضرار به نفس در اسلام حرام نبود و اگر فتوای حرمت قمه زنی از علما شنیده نشده بود، باز هم این عمل - حداقل در این شرایط کنونی- شایسته نبود؛ چراکه باعث شده است دشمنان، شیعه را فاقد احساس انسانی و افرادی خونخوار و تروریست معرفی نمایند و با این حربه، تبلیغات گستردهای را علیه شیعه به راه انداخته، عکسها و فیلمهای متعددی را برای اثبات ادعای خود پخش کنند که جستجو در اینترنت دربارهی قمه زنی و مشاهدهی عکسها و فیلمهای مرتبط با این موضوع، گویای سوءاستفادهی دشمنان از این موضوع و وهن دین و مذهب میباشد. <br/> | ||
| + | توجه به این نکته نیز ضروری است که برخی با این ادعا که بعضی از فقهای پیشین دربارهی قمه زدن سکوت کرده و حرمتی برای آن ذکر ننمودهاند، بر انجام این عمل پای میفشرند، در حالی که لازم است توجه داشته باشند که اگر آن بزرگان نیز در عصر ما بودند و عواقب سوء داخلی و خارجی این برنامه را مشاهده مینمودند، مسلماً نظر دیگری ابراز میکردند.<ref>. سایت نور مگز، مقاله «آسیب شناسی عزاداری»، محمد مهدی فجری، ش 135.</ref> | ||
| + | === آسیب رساندن به بدن === | ||
| + | وابستگی انسان به فرزندان و عزیزان خویش به گونهای است که چه بسا در مرگ آنها اختیار را از دست داده، به سر و صورت خویش لطمه میزند و موها را پریشان کرده و حتی در بعضی از مواقع صدماتی را به بدن خود مزنند. در عزاداریهای ائمه(علیهم السلام) نیز افرادی با عزاداری خاصی، آسیبهایی به بدن خود وارد میکنند. دستورات وارده و حکم اولی از سوی اهلبیت(علیهم السلام) نهی از انجام چنین اعمالی است و این بزرگواران با بیانهای مختلف، شیوهی صحیح عزاداری را که همان اشک ریختن و صبر کردن است، به شیعیان خویش آموختهاند و خود نیز چنین عمل میکردند. گریههای امام سجاد(علیه السلام) در مصائب کربلا بدون آسیب رساندن به بدن، نمونهی بارزی از عزاداریهای صحیح است. <br/> | ||
| + | رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به فاطمه زهرا(سلام الله علیها) فرمودند: زمانی که من وفات کردم، به صورتت چنگ مزن و موهایت را پریشان مکن و صدایت را به واویلا گفتن بلند مکن و بر من نوحه مخوان!<ref>. وسائل الشیعهی، ج 3، ص 272.</ref><br/> | ||
| + | از امام باقر(علیه السلام) سؤال شد: جزع چیست؟ ایشان فرمودند: بدترین نوع جزع، داد و فریاد کردن و واویلا گفتن و ضربه زدن به صورت و سینه، و کندن موهای سر است. کسی که نوحهسرایی کند، صبر را ترک کرده و در غیر روش اسلامی قدم برداشته است.<ref>. کافی، ج 3، ص 222. </ref> <br/> | ||
| + | حکم فقهی: جایز نیست انسان در مرگ کسی صورت و بدن را بخراشد (و سیلی بزند) <ref>. توضیح المسائل مراجع، بنا بر فتوای آیت الله تبریزی، ج 1، ص 347، مسئله 634.</ref> و به خود لطمه بزند.<ref>. توضیح المسائل مراجع، بنا بر فتوای آیات عظام: امام خمینی، خامنهای، نوری همدانی، فاضل لنکرانی، صافی گلپایگانی، ج 1، ص 347، مسئله 634.</ref><br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: سینه زدن با تیغ و یا زنجیر زدن با زنجیری که دارای چاقو و یا تیغ باشد و منجر به زخمی شدن بدن و جاری شدن خون میشود، چه حکمی دارد؟<br/> | ||
| + | جواب: مسئلهی عزاداری حضرت سیّدالشهدا(علیه السلام) در هر زمان و در هر مکان از افضل قربات و مایهی تقویت روح ایمان و شهامت اسلامی و ایثار و فداکاری و شجاعت در مسلمین است؛ ولی کیفیّت عزاداری باید چنان باشد که بهانهای به دست دشمنان اسلام ندهد و موجب سوءاستفاده از آن نشود و این مراسم عظیم و پرشکوه تضعیف نگردد و به همین جهت، از کارهایی که موجب وهن مذهب است، باید پرهیز شود.<ref>. سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری، سؤال 35.</ref> | ||
| + | |||
| + | == فصل چهارم: تعزیه خوانی == | ||
| + | === معنا و تاریخچهی تعزیه === | ||
| + | تعزیه؛ گونهای از نمایش مذهبی منظوم (از روی اشعار) است که در آن عدهای اهل ذوق و کارآشنا در جریان سوگواریهای ماه محرم و برای نشان دادن ارادت و اخلاص به اهلبیت(علیهم السلام)، طی مراسم خاصی، بعضی از داستانهای مربوط به واقعهی کربلا را پیش چشم تماشاچیها بازآفرینی میکنند. <ref>. سایت ایران تئاتر؟؟؟.</ref><br/> | ||
| + | تاریخ پیدایش تعزیه به صورت دقیق معلوم نیست. برخی اصل تشکیل آن را به ایران پیش از اسلام نسبت دادهاند و برخی دیگر، با استناد به گزارشهایی، پیدایش تعزیه را مشخصاً از ایران پس از اسلام و مستقیماً از ماجرای کربلا و شهادت امام حسین(علیه السلام) و یارانش میدانند، چنان که ابوحنیفهی دینوری، ادیب، دانشمند و تاریخنگار عرب، در کتاب «اخبار الطوال» <ref>.تعزیه و تاریخچه آن، داود حاتمی، سایت مجله حوزه.</ref> خود از سوگواری برای خاندان امام علی(علیه السلام) در روزگار امویان خبر میدهد.<br/> | ||
| + | اما به روایت ابنکثیر، شکل رسمی و آشکار این سوگواری، برای نخستین بار در زمان حکمرانی دودمان ایرانی شیعه مذهب آل بویه صورت گرفت. این سوگواری به گونهای بود که «معزالدوله احمد بن بویه» در دهم محرم سال ۳۵۲ق در بغداد به مردم دستور داد که برای سوگواری، دکانهایشان را بسته و بازارها را تعطیل کنند، نوحه بخوانند و جامههای خشن و سیاه بپوشند. از این دوره، دستههای عزاداری و نوحهخوانی رایج و پایههای نمایش و شبیهگردانی ایران گذاشته شد. <br/> | ||
| + | تعزیه در دورهی ناصر الدین شاه قاجار به اوج خود رسید و بسیاری این دوره را عصر طلایی تعزیه نامیدهاند. تعزیه که پیش از آن در حیاط کاروانسراها، بازارها و گاهی منازل شخصی اجرا میشد، اینک در اماکن باز یا سربستهی تکایا و حسینیهها به اجرا در میآمد. در سالهای آغاز دیکتاتوری رضاشاه (پس از ۱۳۰۴ش) اجرای تعزیه رفته رفته ممنوع اعلام گردید و پای به دوران افول خویش نهاد و در روستاها و شهرهای دور افتاده نیز دوران انحطاط خود را پیمود. <br/> | ||
| + | پس از شهریور ۱۳۲۰ش دیگر بار سر برآورد؛ اما در برابر انواع سرگرمیهای جدید، به ویژه سینما و تئاتر نتوانست موقعیت و عظمت پیشین خود را باز یابد. تعزیه از درون سوگواریهای مذهبی برآمده و خود نیز جزیی از سوگواری به شمار میرفت؛ اما رفته رفته با پیمودن مسیر تکاملی، تنوعهایی نیز از نظر ترتیب، شکل و مضمون در آن پدید آمد. <ref>. همان.</ref> <br/> | ||
| + | == آفات تعزیه == | ||
| + | تعزیه نمایش نیست؛ بلکه یک آیین است. آیینی که میتواند وقایع عاشورا را به خوبی ترسیم کند. استقبال خوب مردم از این آیین سبب شده تا تعزیه در شهرها و روستاها و حتی در صدا و سیما، با زیبایی هرچه بیشتر به نمایش گذاشته شود؛ اما متأسفانه در بسیاری از موارد با آسیبهایی همراه شده است که به مواردی از آنها اشاره میشود:<br/> | ||
| + | ==== تعریف نشدن زمان ==== | ||
| + | شاید تنها چیزی که در بعضی از تعزیهها موضوعیت نداشته و مورد اهتمام نیست، «عدم تعیین مقدار زمان» برای برگزاری این آیین زیباست که چه بسا تا ساعاتی طولانی - شش ساعت - و حتی تا بعد از نیمههای شب هم به طول میانجامد که نتیجهی آن، فراموشی اهداف قیام کربلا و حتی قضا شدن نماز صبح است که با متن قیام عاشورا کاملاً در تضادّ است. <br/> | ||
| + | تعریف نشدن زمان تعزیهها سبب شده است متولیان امر هر مقدار زمانی که میخواهند، از مردم بگیرند و اغلب تعزیه در وقتی اجرا میشود که با وقت نماز در تداخل میافتد، که در این صورت، نماز فدای مراسم تعزیه میشود، نه تعزیه فدای نماز.<br/> | ||
| + | پس لازم است افرادی که گروه تعزیهخوانان را برای برگذاری اجرای این آیین دعوت میکنند، قبل از شروع اجرای نمایش، مدت زمان خاصی را برای آنان تعیین کنند و اجرای مراسم را مشروط به تعطیلی در وقت اذان یا آغاز نمایش بعد از نماز کنند.<br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: اگر بعضی از واجبات از مکلّف به سبب شرکت در مجالس عزاداری فوت شود، مثلاً نماز صبح قضا شود، آیا بهتر است بعد از این در این مجالس شرکت نکند یا اینکه عدم شرکت او باعث دوری از اهلبیت(علیهم السلام) میشود؟<br/> | ||
| + | جواب: بدیهی است که نمازِ واجب، مقدم بر فضیلت شرکت در مجالس عزاداری اهلبیت(علیهم السلام) است و ترک نماز و فوت شدن آن به بهانهی شرکت در عزاداری امام حسین(علیه السلام) جایز نیست؛ ولی شرکت در عزاداری به گونهای که مزاحم نماز نباشد، ممکن و از مستحبات مؤکد است.<ref>. سایت آیت الله خامنهای، احکام عزاداری، سؤال 1445.</ref> | ||
| + | ==== استفاده از آلات موسیقی ==== | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: استفاده از طبل، سنج، شیپور، ویلون، نی و... در تعزیه و شبیهخوانی اهلبیت(علیهم السلام) چه حکمی دارد؟ | ||
| + | آیت الله خامنهای: استفاده از طبل، سنج، شیپور، ویلون، نی و... در تعزیه و شبیهخوانی اهلبیت(علیهم السلام) در صورتی که به صورت لهوی اجرا کنند و یا موجب هتک به اهلبیت(علیهم السلام) و یا مراسم اهلبیت(علیهم السلام) شود، حرام است.<ref>. استفتاء پیامکی، آیت الله خامنهای، 6/2/1394. </ref> <br/> | ||
| + | آیت الله مکارم: موسیقی در مسجد و حسینیه به طور کلی جایز نیست و در غیر آن، استفاده از طبل و سنج، در صورتی که آهنگ مناسب مجالس لهو و فساد نزنند و به گونهای نباشد که باعث ایذای دیگران گردد، جایز است؛ ولی استفاده از سایر آلات موسیقی از جمله نی و دف جایز نیست.<ref>. استفتاء پیامکی، آیت الله مکارم، 6/2/1394.<br/> | ||
| + | سؤال: استفاده از طبل، سنج، شیپور، ویلون، نی زدن و... در تعزیه و شبیهخوانی اهلبیت(علیهم السلام) چه حکمی دارد؟ <br/> | ||
| + | آیت الله سیستانی: اگر از آلات مشترک باشد، جایز است آن را به روش متعارف در عزاداری استفاده کنید. (استفتاء پیامکی، آیت الله سیستانی، 6/2/1394).<br/> | ||
| + | آیت الله شبیری زنجانی: نواختن و گوش دادن به آهنگی که نوعاً مطرب باشد، حرام است و چنانچه مطرب نباشد؛ ولی موجب هتک حسینیه یا مسجد یا بیاحترامی به مؤمنین یا باعث مفسده دیگری مانند ترویج فرهنگ غیر اسلامی گردد، باید از آن اجتناب نمود. در غیر این صورت هم استفاده از ادوات موسیقی زیبنده مجالس اهلبیت(علیهم السلام) نیست؛ بلکه احتیاط مستحب آن است که مطلقا از آلات موسیقی اجتناب شود. (استفتاء پیامکی، آیت الله شبیری زنجانی، سؤال 14819، 7/2/1394).</ref> <br/> | ||
| + | ==== استفاده از الفاظ قبیح و رکیک ==== | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: در نسخههای تعزیههای موجود، گاهی الفاظ رکیک توسط ایفاگر نقش معصوم بر زبان جاری میشود، آیا چنین زبان حالی که دون مقام اهلبیت(علیهم السلام) اما برازندهی سپاه مخالفین است، تلفّظش مجاز است؟<br/> | ||
| + | جواب: باید تمام نسخههای موجود توسط آگاهان بررسی شود و الفاظ رکیک و آنچه دون شأن امام است، از آن حذف گردد و به صورت معقول و متین در آید، تا استفاده از آنها شرعاً مجاز باشد.<ref>. استفتاءات جدید، آیت الله مکارم، ج ، ص 248، سؤال 768.</ref><br/> | ||
| + | ==== تشبه به زن ==== | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: پوشیدن لباسی که مخصوص زن نمیباشد و صرفاً برای پوشیدن در شبیهخوانی درست شده است (این لباس از قطعهای پارچهی سیاه که تا اندازهای شبیه چادر دوخته شده میباشد، تشکیل شده است) و مردانی که در نقش زن انجام وظیفه مینمایند از آن استفاده میکنند، چه صورتی دارد؟<br/> | ||
| + | آیت الله خامنهای: پوشیدن لباسی که مخصوص زن نمیباشد و صرفاً برای پوشیدن در شبیهخوانی درست شده است، اشکالی ندارد.<ref>. استفتاء پیامکی، آیت الله خامنهای، 5/5/1394.</ref><br/> | ||
| + | آیت الله مکارم: اشکالی ندارد.<ref>. سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری، سؤال 48.<br/> | ||
| + | سؤال: بعضی مناطق رسم است که در شبیهخوانی یا تعزیه، مردان خود را به شکل زنان (به ویژه نقش حضرت زهرا و زینب(سلام الله علیها)) درآورده و سوگواری میکنند، آیا این کار جایز است؟<br/> | ||
| + | جواب: باسمه تعالی، چنانچه مشتمل بر حرام یا وهن به معصومین(علیهم السلام) باشد، جایز نیست. (استفتاءات جدید، آیت الله میرزا جواد آقا تبریزی، ج ، ص 459، سؤال 2025).<br/> | ||
| + | سؤال: تعزیه و شبیهخوانی اشکال دارد یا نه؟ پوشیدن لباس زنان توسط مردان در شبیهخوانی و استفاده از طبل و شیپور چگونه است؟ <br/> | ||
| + | جواب: تعزیه و شبیهخوانی به تنهایی اشکال ندارد؛ ولی مرد لباس زن نپوشد و صدای آلات مذکوره و استفاده از آنها مانعی ندارد. (جامع المسائل(فارسی)، آیت الله فاضل، ج ، ص 580، سؤال 2169).<br/> | ||
| + | توضیح مؤلف: با توجه به متنِ سؤالِ استفتاء شده، مراد از پوشیدن لباس زنان توسط مردان، همان لباس مخصوص زنان است که در جواب استفتاء، از این نوع پوشش منع شده است. والله العالم.</ref><br/> | ||
| + | ==== اذیت و آزار همسایهها ==== | ||
| + | تعزیه همیشه با یک چالش مواجه بوده و آن، اجرای نمایش در محیطی باز و به خصوص حیاط مساجد یا حسینیههاست که با وجود همسایگان مختلف و طولانی بودن زمان تعزیه و نیز سر و صدای زیادی که به همراه دارد، سبب سلب آرامش و اذیت و آزار عدهای از همسایگان میشود. <br/> | ||
| + | از پیامبر اکرم- نقل شده است: هر کسی که مؤمنی را ناراحت و محزون کند، سپس تمام دنیا را به او عطا کنند، نه کفارهاش به حساب میآید و نه اجری برای آن داده میشود.<ref>. «قَالَ رسو ل الله(صلی الله علیه و آله): مَنْ أَحْزَنَ مُؤْمِناً ثُمَ أَعْطَاهُ الدُّنْیَا لَمْ یَکُنْ ذَلِکَ کَفَّارَتَهُ وَ لَمْ یُؤْجَرْ عَلَیْه.» (مستدرک الوسائل، ج 9، ص 99، ح 10336).</ref> <br/> | ||
| + | بنابراین، بانیان و متصدیان تعزیه باید قبل از برگزاری تعزیه، تدبیری بیندیشند تا این نمایش زیبا در محیطی آرام و بدون هیچ اذیت و آزاری، به خوبی برگزاری شود.<br/> | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: برگزاری تعزیهای که در حیاط مسجد یا حسینیه برگزار میشود و مستلزم اذیت همسایگان است، چه حکمی دارد؟<br/> | ||
| + | جواب: نباید بلندگوهای مجالس عزاداری مزاحمتی برای همسایهها داشته باشد. بنابراین، بلندگوها برای داخل مسجد روشن باشد؛ ولی برای پخش اذان اشکالی ندارد؛ البته صدای بلندگو، خصوصاً در مورد اذان صبح، باید به گونهای باشد که حال همسایهها نیز رعایت شود.<ref>. استفتاء پیامکی، آیت الله مکارم، 7/5/1394.</ref><br/> | ||
| + | === بهترین شیوهی برگزاری تعزیه === | ||
| + | استفتاء:<br/> | ||
| + | سؤال: لطفاً نظر خود را در مورد تعزیهای که با شرایط ذیل خوانده میشود و مرسوم محل میباشد، مرقوم فرمایید تا به آن عمل شود!<br/> | ||
| + | ۱. از طبل و شیپور و سایر ادوات طربانگیز هیچ گونه استفادهای نمیشود؛<br/> | ||
| + | ۲. تعزیه را با صدای ساده که غنا به آن گفته نمیشود، میخوانند؛<br/> | ||
| + | ۳. اجتماع مرد و زن به صورتی است که زنها و مردها جداگانه و با فاصلۀ پنجاه متر از هم مینشینند؛<br/> | ||
| + | ۴. کسی که نسخهی زنانه را میخواند، فقط عبا به دوش دارد و یک دستمال سیاه به سر میپیچد؛<br/> | ||
| + | ۵. اشعار معمولی به زبان محلی - که در أغلب مجالس مرسوم است - خوانده میشود؛<br/> | ||
| + | ۶. مزاحم وقت نماز و روضهخوانی و مانع وعظ نیست و خواننده هم اهل محل است.<br/> | ||
| + | جواب: با خصوصیّات مذکوره، اشکالی ندارد.<ref>. استفتاءات (امام خمینی)، ج ، ص 579، سؤال 32.</ref><br/> | ||
| + | نکته:<br/> | ||
| + | ۱. در شبیهخوانی، افرادی که قصد دارند در نقش ائمّه(علیهم السلام) ظاهر شوند، باید مهذّب، پاک و خوشنام باشند و چه بهتر که آن بزرگواران به طور وضوح نشان داده نشوند.<ref>. استفتاءات جدید، آیت الله مکارم، ج ، ص 246، سؤال 762.</ref> | ||
| + | ۲. اگرچه تعزیه، بیان واقعهی تاریخی و به تصویر کشاندن مصائب اهلبیت(علیهم السلام) است؛ اما نباید به همین مقدار بسنده کرد؛ بلکه باید از آن به عنوان یک وسیلهی تبلیغی بهره جست؛ به گونهای که در آن، مسائل حلال و حرام، امر به معروف و نهی از منکر، بیان مواعظ و نصایح آیات و کلمات معصومین(علیهم السلام)، و ذکر فضایل و مناقب آنان، به زیبایی ترسیم شود تا علاوه بر ثواب عزاداری، از ثواب بیان احکام و مواعظ - که از اهداف عالیهی ائمه(علیهم السلام) بوده - برخوردار شوند. <br/> | ||
| + | ۳. چون بسیاری از مردم علاقه دارند که نمایش تعزیه را مشاهده کنند، بهتر است مکان اجرای مراسم تعزیه در غیر مسجد انجام شود تا کسانی که برای حضور در مسجد منع شرعی دارند (مثل افراد جنب یا زنان حائض) بتوانند برای مشاهدهی تعزیه راحت باشند. <br/> | ||
| + | نکتهی پایانی:<br/> | ||
| + | اگر مجموع آسیبهای مداحی و عزاداری؛ اعم از اشعار بیمحتوا (مثل به کار بردن نام سگ و تقلید صدای آن)، آهنگهای مبتذل و نامناسب، قفل زدن و قلاده انداختن، قمه زدن، برهنه شدن، صدای زیاد و اذیت همسایهها، برگزاری در نیمه شب، توهین به مقدسات دیگران، غلو و... را در یک مجلس عزاداری تصور کنیم، چه ترسیمی میتوانیم از این نوع عزاداری داشته باشیم؟ و چگونه میخواهیم با عزاداریهای خود معرّف امام شهید خود باشیم؟ آیا نباید از انحراف اصل تشیّع به دست مدعیان حافظ دین ترسیده و بر حذر بود؟<br/> | ||
| + | بهترین راه حل و برون رفت از این انحرافات و آسیبها، تبعیت محض از احکام شرع مقدس و اطاعت از سخنان و رهنمودهای مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) است که مستلزم جلوگیری از هرگونه افراط و تفریط میباشد.<br/> | ||
| + | |||
| + | == منابع == | ||
| + | === کتب === | ||
| + | • قرآن کریم.<br/> | ||
| + | • نهج البلاغه، صبحی صالح؟؟؟؟<br/> | ||
| + | • مجموعه آثار استاد شهید مطهری، حماسه حسینی، شهید مطهری، انتشارات صدرا، تهران، چاپ ۴۸، ۱۳۸۴ش، ج ۱۷. <br/> | ||
| + | • الغیبهی للحجهی، شیخ طوسی، ؟؟؟؟<br/> | ||
| + | • الکنی و الالقاب، شیخ عباس قمی، جامعه مدرسین، قم، چاپ دوم، ۱۴۲۹ق.<br/> | ||
| + | • تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعی از نویسندگان، دار الکتب الإسلامیهی، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.<br/> | ||
| + | • الأمالی، محمد بن حسن شیخ طوسی، دار الثقافهی، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.<br/> | ||
| + | • شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، عبدالله جوادی آملی، چاپ و نشر اسراء، قم، چاپ ۴، ۱۳۸۶ش.<br/> | ||
| + | • الأمالی، محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، کتابچی، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش.<br/> | ||
| + | • امام شناسی، سید محمد حسین حسینی طهرانی، نشر علامه طباطبایی، چاپ پنجم، ۱۴۲۸ق. <br/> | ||
| + | • کامل الزیارات، جعفر بن محمد بن قولویه، دار المرتضویهی، نجف اشرف، چاپ اول، ۱۳۵۶ش.<br/> | ||
| + | • منیهی المرید، زین الدین بن علی (شهید ثانی)، مکتب الإعلام الإسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق. <br/> | ||
| + | • تفسیر نور (۱۰ جلدی)، محسن قرائتی، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۸۹ش. <br/> | ||
| + | • نهج الفصاحهی؛ کلمات قصار حضرت رسول-، ابو القاسم پاینده، نشر دنیای دانش؟؟؟<br/> | ||
| + | • شصت نکته در محضر آیت الله بهجت، محمد حسین رخشاد، انتشارات مؤسسه فرهنگی سماء، قم، چاپ دوم، ۱۳۸۲ش.<br/> | ||
| + | • شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل بن عمر)، نجف علی میرزایی، انتشارات هجرت، قم، چاپ پنجم، ۱۳۷۷ش.<br/> | ||
| + | • استفتاءات، سید روح الله موسوی خمینی، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۴۲۲ق.<br/> | ||
| + | • توضیح المسائل، حسین وحید خراسانی، مدرسه امام باقر(علیه السلام)، قم، چاپ نهم، ۱۴۲۸ق.<br/> | ||
| + | • الکافی، محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی، دار الحدیث، قم، چاپ اول، ۱۴۲۹ق.<br/> | ||
| + | • توضیح المسائل مراجع (محشّی)، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق.<br/> | ||
| + | • رساله توضیح المسائل، ناصر مکارم شیرازی، انتشارات مدرسه امام علی(علیه السلام)، قم، چاپ پنجاه ودوم؟؟؟؟. <br/> | ||
| + | • خصال، محمد بن علی بن بابویه، ترجمه: یعقوب جعفری، نسیم کوثر، قم، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.<br/> | ||
| + | • المزار الکبیر، محمد بن جعفر بن مشهدی، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.<br/> | ||
| + | • استفتاءات جدید، ناصر مکارم شیرازی، انتشارات مدرسه امام علی(علیه السلام)، قم، چاپ دوم، ۱۴۲۷ق.<br/> | ||
| + | • أجوبهی الاستفتاءات (فارسی)، سید علی بن جواد حسینی خامنهای، دفتر معظم له، قم، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.<br/> | ||
| + | • جامع المسائل(فارسی)، محمد فاضل موحدی لنکرانی، انتشارات امیر قلم، قم، چاپ یازدهم،؟؟؟؟ <br/> | ||
| + | • رساله توضیح المسائل، محمد فاضل موحدی لنکرانی، انتشارات امیر قلم، قم، چاپ صد و چهاردهم، ۱۴۲۶ق. <br/> | ||
| + | • رساله توضیح المسائل، سید موسی شبیری زنجانی، انتشارات سلسبیل، قم، چاپ اول، ۱۴۳۰ق.<br/> | ||
| + | • دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، نعمان بن محمد مغربی، مؤسسهی آل البیت(علیهم السلام)، چاپ دوم، ۱۳۸۵ق.<br/> | ||
| + | • الإقبال بالأعمال الحسنهی فیما یعمل مرهی فی السنهی (ط - الحدیثهی)، علی بن موسی بن طاووس، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۶ش.<br/> | ||
| + | • تحف العقول عن آل الرسول-، حسن بن علی بن شعبه حرّانی، جامعه مدرسین، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق/۱۳۶۳ش.<br/> | ||
| + | • عوالی اللئالی العزیزیهی فی الأحادیث الدینیهی، محمد بن زین الدین بن أبی جمهور، دار سید الشهدا للنشر، ؟؟؟ چاپ اول، ۱۴۰۵ق.<br/> | ||
| + | • بحار الأنوار الجامعهی لدرر أخبار الأئمهی الأطهار، محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق. <br/> | ||
| + | • غم نامه کربلا، ترجمه اللهوف علی قتلی الطفوف، علی بن موسی بن طاووس، مترجم: محمد محمدی اشتهاردی، نشر مطهر، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.<br/> | ||
| + | === مقالات === | ||
| + | • تعزیه و تاریخچه آن، داود حاتمی، برگرفته از سایت مجلات حوزه.<br/> | ||
| + | • سایت نور مگز: مقاله آسیب شناسی مجالس عزاداری، رضا بابایی، شماره ۸۶، ۱۳۸۶ش.<br/> | ||
| + | • همان: مقاله آسیب شناسی عزاداری، محمد مهدی فجری، شماره ۱۳۵، ۱۳۸۹ش. <br/> | ||
| + | • همان: مقاله «ما و خرافات»، احمد اکبری، شماره ۷۵، بهمن و اسفند 1384.<br/> | ||
| + | • همان: مقاله «نگاهی به پیشینه عزادرای در اسلام (قبل از صفویه)»، اصغر فروغی؟؟؟؟.<br/> | ||
| + | • همان: مقاله «عزاداری بر اهلبیت(علیهم السلام) آسیبها و بایستگیها»، داود عرفانی فر، شماره ۹۹، ۱۳۸۶ش. <br/> | ||
| + | • همان: مقاله «خرافهگرایی در عزاداری؛ دلایل شکلگیری و راه برون رفت از آن»، محمد اسماعیل عبداللهی، شماره ۹۰، ۱۳۹۰ش.<br/> | ||
| + | • مجله فقه اهلبیت (فارسی): مقاله «قمه زنی و اعمال نامتعارف»، محمدتقی اکبرنژاد، ج ، ص 196.<br/> | ||
| + | • «زبان حال، زبان قال و بایسته های نقل سخنان حدیث گونه»، واحد طرح و ارزیابی رادیو معارف، آبان 1392.<br/> | ||
| + | • وب سایت تخصّصی مداحان، مقاله «زبان حال چیست؟»، مهدی امین فروغی، www.borya.ir/news/112/ <http://www.borya.ir/news/112/>.<br/><br/> | ||
| + | |||
| + | <div class="hold"> | ||
| + | <div class="return">بازگشت به [[مجموعه فقه و زندگی]] </div> | ||
| + | </div> | ||
نسخهٔ ۲۳ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۲۷
|
| |
| نویسنده | مجتبی خواجوند عابدینی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | نشر معروف |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۹۴-۰۵-۱۷ |
| قطع | جیبی |
| شابک | ۹۷۸۶۰۰۶۶۱۲۴۸۵ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ بخش اول: کلیات، نیازها و ضرورتها
- ۲ فصل اول: ویژگیهای یک مداح
- ۳ فصل دوم: نیازها و وظایف مداحان
- ۴ بخش دوم: آسیبهای مداحی
- ۵ فصل اول: آسیبهای محتوایی
- ۶ فصل دوم: آسیبهای اجتماعی
- ۷ فصل سوم: آسیبهای شکلی
- ۸ فصل چهارم: آسیبهای اخلاقی
- ۹ فصل پنجم: آسیبهای مداحی و عزاداری زنان
- ۱۰ فصل پایانی
- ۱۱ بخش سوم: آسیبهای عزاداری
- ۱۲ فصل اول: آسیبهای اجتماعی
- ۱۲.۱ فاصله گرفتن از مسجد و منبر
- ۱۲.۲ عدم رعایت حقوق وقف و بیتالمال
- ۱۲.۳ کمرنگ شدن منبر و وعظ
- ۱۲.۴ تداخل عزاداری با وقت نماز
- ۱۲.۵ پیراهن کندن برای سینهزنی
- ۱۲.۶ قلاده به گردن انداختن
- ۱۲.۷ هروله کردن هنگام سینهزنی
- ۱۲.۸ گِلی کردن خود در عزاداری
- ۱۲.۹ تحت الشعاع قرار گرفتن عزاداری
- ۱۲.۱۰ اذیت و آزار دیگران
- ۱۲.۱۱ کثیف کردن کوچه و خیابان
- ۱۲.۱۲ ایجاد ترافیک در خیابان ها
- ۱۲.۱۳ نجس کردن خیابانها
- ۱۲.۱۴ تداخل ایام عزاداری با اعیاد
- ۱۳ فصل دوم: آسیبهای عقیدتی
- ۱۴ فصل سوم: آسیب های جسمانی
- ۱۵ فصل چهارم: تعزیه خوانی
- ۱۶ آفات تعزیه
- ۱۷ منابع
بخش اول: کلیات، نیازها و ضرورتها
فصل اول: ویژگیهای یک مداح
توجه به ظواهر اخلاقی
توجه به اخلاقیات و روابط اجتماعی، اعم از برخورد محترمانه با دیگران، غیبت نکردن، راستگویی، احترام به والدین و همچنین خواندن نماز اول وقت، پوشش مناسب، عطر زدن، محاسن داشتن و... از جمله نکات مهمی است که یک مداح - خصوصاً مداحان معروف- باید به آن توجه داشته باشند؛ زیرا مردم آنان را به خاطر انتساب به اهلبیت(علیهم السلام)، الگوی رفتاری خود قرار داده، هرگونه کوتاهی در این امر سبب میشود تا افراد ضعیف النفس یا سودجو، کوچکترین خطای آنان را به حساب دین و اهلبیت(علیهم السلام) بگذارند.
مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «عزیزان من! مردم از صدای شما خوششان میآید، از شعر شما لذت میبرند...؛ اما به خود شما هم نگاه میکنند. اگر شما از لحاظ اخلاق، از لحاظ تدین، از لحاظ عفّت، نمود تحسینآوری داشتید، همهی آنچه را که عرض کردیم، به صورت مضاعف در مردم اثر خواهد کرد؛ اما اگر خدای نکرده به عکس شد؛ مردم نشانهی تزلزل اخلاقی، نشانهی عقب ماندگی از لحاظ اخلاق و رفتار و خدای نکرده عفّت و این چیزها مشاهده کنند، اثر این هنرها و زیباییهایی که در کار شما هست، از بین خواهد رفت.»[۱]
استفتاء:
توفیق مداحی برای اهلبیت(علیهم السلام) نعمتی است الهی. از قدیم الایام مداحان عبا به دوش از نظر سلوک و رفتار الگو بوده و هم اکنون نیز برخی این گونهاند؛ ولی متأسفانه مشاهده میشود برخی مداحان جوان در اثر ناآگاهی ریش خود را تراشیده یا معتاد به سیگار یا مواد مخدر هستند و یا لباس و پوشش مناسبی ندراند. حضرتعالی چه توصیهی پدرانهای برای این عزیزان دارید؟
آیت الله صافی گلپایگانی: تراشیدن ریش حرام است و مداح اهلبیت(علیهم السلام) نباید متجاهر به فسق؛ یعنی تراشیدن ریش باشد یا لباسی که موجب وهن است، بپوشد و هرچه بیشتر وقار این افتخار را حفظ نماید، سزاوار است.[۲]
آیت الله میرزا جواد تبریزی: مداح اهلبیت(علیهم السلام) منسوب به دین و اولیای دین است و یادآور فضایل آنان میباشد و مداحان باید مایهی زینت و دعوت به اسلام و مذهب حق بوده و مردم در آنان رنگ ایمان و جلال و جمال مؤمنین را مشاهده نمایند، نه اینکه به یاد نوازندگان و اهل معصیت افتاده و توقع غنا و آوازهخوانی و امور ننگآور برای انسان مهذب در ذهن مردم تداعی شود.[۳]
اخلاص
قرآن و روایات فراوانی بر خلوص داشتن در اعمال و بندگی به درگاه ربوبی تأکید دارند و بزرگان اخلاق برای نشانهی خلوص در اعمال گفتهاند: اگر در دو مجلس رفتی که یکی از آن دو مجلس جمعیتش بیش از دیگری باشد و در دل اظهار خوشحالی نکردی، این نشانهی اخلاص است؛ و الا بدان که هنوز رُسوبات شِرک خَفی در وجودت نهفته است و کار تو رنگ خدایی ندارد.
امام حسن عسگری(علیه السلام) فرمود: «فَإِنَّ الْإِشْرَاکَ فِی النَّاسِ أَخْفَی مِنْ دَبِیبِ الذَّرِّ عَلَی الصَّفَا فِی اللَّیْلَهی الظَّلْمَاءِ وَ مِنْ دَبِیبِ الذَّرِّ عَلَی الْمِسْحِ الْأَسْوَدِ؛[۴] شرک (عدم اخلاص)، مخفیتر از راه رفتن مورچه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک است.»
مقام معظم رهبری(مد ظله العالی): «اگر نیت ما در این گفتن، در این مدح و ثناگستری، نیت خدایی بود، به قصد روشن کردن دلها، جلا دادن ذهنها، انسان این را بیان کرد و گفت، آن وقت این میشود یکی از جنودالله... اگر نیت دیگری بود، نه. اگر چنانچه کسی قدم به میدان جهاد بگذارد، برای یک هدف مادی، نه مجاهد است، و نه اگر کشته شود، شهید است. با اینکه به میدان جنگ رفته. اگر برای هدفهای مادی وارد این میدانها شویم، برای ما نه فقط موجب تعالی و رشد نمیشود؛ بلکه موجب تنزل و سقوط هم میشود... نیتهاست که به عمل ارزش میدهد.»[۵]
فصل دوم: نیازها و وظایف مداحان
نیازهای یک مداح
نیاز به مطالعه
هر کسی در حیطهی تخصص خود نیازمند مطالعه و بالا بردن سطح آگاهی خویش است. مداحان نیز متناسب با تخصصی که در زمینهی مداحی دارند، باید در روایات معصومین(علیهم السلام)، تفاسیر قرآن و به خصوص تاریخ تشیع، مطالعات زیادی داشته باشند تا از اطلاعات تاریخی کافی برخوردار گردند. اگر به منابع تاریخی - برای مداحی یا روضه خوانی- اعتماد میکنند، باید استدلال عقلی و علمی برای پذیرش کتب تاریخی مربوطه داشته باشند تا در برابر کسانی که نسبت به محتوای مدح و یا روضه اشکالتراشی میکنند، جواب اقناعی داشته باشند.
معرفتافزایی مستمعین، از جمله وظایف مداح است که ارکان اصلی آن را مطالعه در سیره و سخنان اهلبیت(علیهم السلام) و بزرگان دین تشکیل میدهد و هر مقدار سطح آگاهی مداحان بیشتر باشد، بهتر میتوانند تأثیرگذار باشند و از خرافات تاریخی دور شوند.
با توجه به حکم منع حدیث که از آغاز خلافت خلیفهی دوم شروع شد و نیز تمایل تاریخ نویسان به خلفای اموی و عباسی، دو عامل مهم برای تحریف تاریخ تشیع به وجود آمد و تنها با مطالعهی گسترده در تاریخ تشیّع و یا مراجعه به علمای تاریخشناس میتوان از انحرافات مطالب تاریخی مطلع شد و از خرافات مَصون ماند.
مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «صاحب حرفهی مداحی که خود را مفتخر کرده است به اینکه در این راه خدمت و کار کند، اگر بخواهد همهی این خصوصیات را جمع کند، اولاً احتیاج دارد به مطالعه و کار، به قول معروف: بیمایه فطیر است... بنابراین، مطالعه کردن، یادداشت کردن، یادداشت داشتن، با حساب و کتاب و مطالعه حرف زدن، شرط اول است.»[۶]
آشنایی با قرآن و حدیث
انس با قرآن وظیفهی همهی مسلمانان است و از مداحان توقع بیشتری میرود. اگر مداحان با کتاب آسمانی اُنس نداشته باشند، چگونه میتوانند وظیفهی هدایتگری را بر عهده گرفته، جامعه را به سمت کلام الهی و سخنان معصومین(علیهم السلام) سوق دهند. مداحان باید توجه داشته باشند که در مدح اهلبیت(علیهم السلام) «مسئله فقط تحریک احساسات نیست؛ هدایت ذهنهاست.»[۷] بنابراین، اگر در اشعار خویش از آیات الهی و سخنان معصومین(علیهم السلام) بهره بگیرند، قطعاً تأثیرگذاری آنها بیشتر خواهد بود. از پیامبر اکرم- نقل شده: «تَذَاکَرُوا وَ تَلَاقَوْا وَ تَحَدَّثُوا فَإِنَّ الْحَدِیثَ جِلَاءُ الْقُلُوبِ إِنَّ الْقُلُوبَ لَتَرِینُ کَمَا یَرِینُ السَّیْفُ جِلَاؤُهَا؛[۸] همدیگر را یاد و ملاقات کند و از احادیث به یکدیگر بگویید که باعث روشنی دلها میشود؛ زیرا همانا دلها مانند شمشیرها نیاز به جلادهی دارند.»
متأسفانه دور بودن بعضی مداحان از قرآن و حدیث، سبب شده تا در مداحی و روضهخوانی آیات و روایات را نادرست بخوانند و همین امر موقعیت مداح را از جایگاه حقیقی خویش پایین میآورد.
مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «شرط دیگر این است که در مطالعات خود، با قرآن و حدیث آشنا شوید... مبلغان دین و جامعهی مداحان طبعاً مخاطب ویژهی این حرف هستند. با قرآن باید انس پیدا کنند. قرآن را حتماً بخوانید! با توجه به ترجمه بخوانید! این ترجمه را به یاد بسپارید. در آیاتی که نصیحت هست، متضمن یک معرفتی است که انسان میفهمد، آنها را ثبت کنید، ضبط کنید، یادداشت کنید، از آن بهرهمند شوید؛ هم بگویید، هم عمل کنید. حدیث هم همین جور.»[۹]
نکته:
ادبیات عرب به برکت قرآن کریم از جایگاه و دقت خاصی برخوردار شده است که باید ساختار آن در متون عربیِ اشعارِ فارسی زبانان حفظ شود. اگر إعرابگذاری یک کلمه به اشتباه خوانده شود، معنای جمله تغییر خواهد کرد. در سالهای اخیر شاهد مداحیهای عربی توسط برخی مداحان فارسی زبان هستیم. لازم است برای محفوظ ماندن از غلط خواندن متون عربی، مداح آن اشعار را به افراد متخصص در ادبیات عرب داده، وی متن عربی را إعرابگذاری دقیق کند تا صحیح خوانده شود و معنای آن تغییر نکند.
آگاهی و بصیرت
مداحان باید از مسائل روز آگاه باشند و به عبارتی، دارای بصیرت کافی باشند تا دشمنان دین از وی به عنوان یک ابزار دینی و سیاسی استفاده نکنند. نبود این بصیرت و ورود مداحان به عنوانِ نماد یک فرد دینی و تأثیرگذار در جامعه، اگر در جولانگاه شیاطین انسی و دشمنان دین قرار گیرد، اثرات نامطلوبی را میتواند در جامعه باقی بگذارد.
مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «من با اینکه در منبرهای مداحی، هی تعرض به این، بدگویی به آن بشود، موافق نیستم و اینها را دوست نمیدارم؛ اما بصیرتبخشی خوب است، آگاهی پیدا کنند. امروز ملت ما بر اثر بصیرت است که توانسته است بایستد... اگر این بصیرت نبود، ملت ما نمیایستادند. تبلیغاتی هم که دشمنان میکنند؛ چه آنهایی که خودشان مستقیماً تبلیغ میکنند، چه آنهایی که به زبان بلندگوها و بوقهای اجارهایشان میدمند و از زبان آنها پخش میکنند، همهاش در جهت این است که این بصیرت را از مردم بگیرند، امر را بر مردم مشتبه کنند، آنها را از ایمانشان، از اسلامشان، از استقامتشان، از ایستادگیشان در این راه، از معرفت درستشان نسبت به حوادث زندگی دور کنند. یک برنامهی مجلسیِ مداحی میتواند یک بخشی را به این اختصاص دهد. شعرش را پیدا کنید، جملاتش را انتخاب کنید. در یک لحظهی مناسب، گاهی اوقات یک کلمه به قدر یک کتاب در دلها اثر میگذارد، در دلها اثر بگذارید!»[۱۰]
وظیفه مداحان
توسل
وظیفهی اصلی یک مداح، ایجاد ارتباط قلبی بین عالم مُلک با عالم ملکوت یا عالم طبیعت با عالم تجرد است، که در رأس آن، پیوند محبتآمیز و ایجاد عُلقه بین انسانهای خاکی با انسانهای آسمانی (ائمه معصومین(علیهم السلام)) است. مهمترین ابزار این کار، برانگیختن احساسات درونی و عواطف خفتهی انسانهایی است. مداح با انتخاب اشعار مناسب، زیبایی صدا و آهنگ حزین میتواند این احساسات و عواطف خفته را بیدار کرده، کام تشنهی آنان را از شراب معرفتی که با توسل حاصل میشود، سیراب کند. اگر این توسل به زیبایی تجلّی کند و به منصه ظهور برسد، عامل توبه، دوری از گناه، بیداری دل و سیر الی الله میشود.
مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «مداحان بحمدالله میان مردم میروند و وسیلهی توسل مردم را فراهم میکنند و سفرهی برکت اهلبیت(علیهم السلام) را میگسترانند. این یک فرصتی است برای کشور ما، برادران مسلمان ما در کشورهای دیگر، خیلی از فرصتهای ما را ندارند؛ یکیاش همین است. این سلسله و رشته و جریان و شبکهی توسل به اهلبیت(علیهم السلام) و محبت اهلبیت(علیهم السلام) و برانگیختن عواطف، خیلی فرصت مهمی است.»[۱۱]
معرفت افزایی
آنچه را که شاعرانی مثل فرزدق،[۱۲] سید حمیری[۱۳] و... را ارج نهاده و به اشعار آنان زیبایی و طراوت بخشیده، اشعاری است که در معرفتافزایی مردم نقش به سزایی داشته است. در مدح اهلبیت(علیهم السلام) باید اشعاری انتخاب شود که بر معرفت مستمعین بیافزاید. حال این معرفتافزایی میتواند با بیان نکات اخلاقی و تربیتی باشد - که در زندگی آنها کاربرد عملی داشته باشد - و یا مناقبی ذکر شود که پیوند قلبی مؤمنین با ائمهی اطهار(علیهم السلام) را بیشتر کند. لازمهی این کار، استفاده از داستانهای مستند و روایات صحیحی است که از هرگونه خرافهگویی به دور و از انتساب نادرست به ائمهی اطهار(علیهم السلام) منزّه باشد.
مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «آنچه شما دارید بیان میکنید، باید آموزنده باشد... ولو لفظ هم لفظ خوبی باشد، راجع به حضرت زهرا(سلام الله علیها) هم باشد؛ اما چیزهایی باشد که مستمع هیچ استفادهای از او نمیتواند بکند؛ نه معرفتش نسبت به آن بزرگوار بیشتر میشود، نه از مقامات توحیدی او چیزی میفهمد، نه از مجاهدت او چیزی میفهمد، نه از رفتار و سجیهی آن بزرگوار که درس است، چیزی میفهمد، اشکال خواهد داشت.[۱۴]
متناسب با نیاز روز و جامعه
هر جامعهای متناسب با زمان خویش؛ اعم از زمان جنگ یا صلح، کاستیهای معنوی دارد که مداحان و ذاکران با تشخیص خوب و درک نیاز آن زمان، به خوبی میتوانند با هنر مداحی، نقشآفرینی کرده، جامعه را به سمت مقصد رهنمون سازند.
امروزه جنگ نظامی در پیش نداریم؛ اما جنگ فرهنگی - که تنزل دادن اخلاقیات و حرکت دادن جوانان به سوی پوچگرایی است - در جامعهی امروزی در حال رونق گرفتن است، بنابراین مداحان با درک این نیاز، نکات اخلاقی و تربیتی را در اشعار خویش گنجانده و جامعه را به سمت کمالات سوق دهند و رسالت دینی تبلیغی خویش را به خوبی اعمال کنند.
مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «فرض کنیم در دوران جنگ تحمیلی که کشور نیاز داشت به یک حماسهی پرشورِ عملی و جهاد در میدان، جوانها هم آماده بودند، پدر و مادرها هم آماده بودند، یک نفری برود در مجالس و محافل خود، شعر هم بخواند، خوب هم اجرا کند، منتها اشارهای به این نیاز وقت نکند؛ این ضایع کردن فرصت است. آن روز مداحها نقشهای خیلی خوبی آفریدند. در این جبهه کارهایی که مداحهای ما کردند، اثری که آنها در اعماق جان رزمندگان ما گذاشتند، کمنظیر است.»[۱۵]
«شعرهایی است که در دورهی انقلاب؛ دورهی اوج نهضت در سال ۵۶ و ۵۷، در محرم، دستهجات سینه زنی، به ابتکار خودِ مداحان، خودِ مرثیه سرایان، خود را نشان داد. دستهی سینهزنی توی بازار، توی خیابان سینه میزد، نوحه میخواند؛ لیکن هر کسی میشنید، میفهمید که امروز باید چه کار کند؛ امروز باید در کدام جهت حرکت کند.»[۱۶]
«به جامعه نگاه کنید، ببینید جامعه به چه چیزی احتیاج دارد؟ شما میدانید مردم به چه چیزی احتیاج دارند. امروز مردم به دین، به اخلاق، به ایمان راسخ، به بصیرت، به شناخت دنیا، به شناخت آخرت احتیاج دارند؛ همهی ما احتیاج داریم.» [۱۷]
بخش دوم: آسیبهای مداحی
فصل اول: آسیبهای محتوایی
مقدمه
عزاداری اهلبیت(علیهم السلام) به مرور زمان دستخوش تحریفات و تغییراتی شده است که مبدأ و زمینهاش، ندانستن احکام عزاداری و در مواردی، دستهای پنهان دشمنان بوده تا مسلمانان را از هدفی که به واسطهی احیای سنت عزاداری به دست میآورند، دور کرده، با ایجاد خرافات و تحریف متون اسلامی جامعه را منحرف کنند و لازمهاش در جهل نگهداشتن مسلمانان و اکتفا کردن به مسائلی کم اهمیت - که دانستن و ندانستن آن تأثیری در رشد و کمال انسان ندارد - است. ما در این بخش به آسیبهای مداحی، اعم از اجتماعی، محتوایی و شکلی که عزاداریهای ما را تحت تأثیر قرار داده، پرداختهایم. به امید اینکه دیگر شاهد این گونه ضعفها در مداحیها و مداحها نباشیم.
استفاده از مقاتل غیر معتبر
بعضی از مداحان با نقل مطالب جدید و ضعیف، مُستمع بیشتری را به خود جذب میکنند تا از آنان اشک بیشتری بگیرند، در حالی که نقل این گونه مطالب و استناد آن به معصوم(علیهم السلام) از بزرگترین گناهان و سبب ضعف مداح و مورد سخط دین قرار گرفتن وی به شمار میآید.
خطر بزرگ، تحریف تاریخ اهلبیت(علیهم السلام) است که در قرون متمادی، دشمنان خارجی دین سعی در آن داشتهاند. این مسئله متأسفانه امروزه توسط عوامل داخلی انجام میشود. اگر به نقل معتبر توجه کامل نشود و هر کسی به نقل غیر معتبر و خودساخته اکتفا کند، تحریف تاریخ در نسل بعدی دو چندان خواهد شد.
امام باقر(علیه السلام) به شخص شامی فرمود: وای بر تو! نباید دربارهی ما چیزی بگویی که ما دربارهی خودمان نگفتهایم؛ چراکه از تو بازپرسی میشود، پس اگر صادق باشی، ما تو را تصدیق میکنیم و اگر دروغگو باشی، ما تو را تکذیب میکنیم.[۱۸] متأسفانه مطالب جعلی روضهها و مداحیها را جمعآوری کنیم، به تعبیر شهید مطهری، شاید چند جلد کتاب پانصد صفحهای بشود.[۱۹]
«انتخاب اینکه شما با یک کلمهی دروغ، مجلسی را سر تا پا اشک و داد و فریاد کنید، یا اینکه مقتل را راست و مستند بخوانید و حتی اگر یک قطره اشک از چشم کسی نریزد و شما صرفاً به وظیفهتان عمل کرده باشید، امتحانی است بسیار بزرگ. آشنا نبودن مداح با تاریخ و مقاتل معتبر و مشهور، باعث میشود که در خواندن روضه به ذکر وقایع مجعول و بیپایه پناه ببرد و بسیاری از اوقات به بهانهی «زبان حال» گفتن، چیزهایی بگوید که موجب وهن و کسر شأن حضرات ائمه(علیهم السلام) شود.»[۲۰]
مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «در مرثیهخوانی بایستی به صدق واقعه پایبند بود. درست است که شما میخواهید مستمع خودتان را بگریانید؛ اما این گریاندن را به وسیلهی هنرنمایی در کیفیت بیان واقعه تأمین کنید، نه در ذکر واقعهای که اصل ندارد. ما در گذشتهها سراغ داشتیم - انشاءاللَّه حالا آن جور نیست - که بعضیها فیالمجلس یک چیزی را جعل میکردند. نکتهای همان جا به ذهنش میآمد، میدید خوب است، موقعیت خوب است، همان جا میگفت و از مردم اشک میگرفت! این درست نیست. اشک گرفتن از مردم که هدف نیست. هدف، آمیختن این دلِ اشکآلود - که اشک را به چشم میرساند و چشم را اشکبار میکند - به معارف زلال است؛ البته با هنرنمایی.»[۲۱]
بر مداح لازم است که کتب مقاتل را به خوبی بشناسد تا روضههای انتخاب شده از مقاتل غیر معتبره نباشد. علاوه بر آنکه شایسته نیست روضههایی که از یک مداح نقل شده، سند روضهی مداح دیگر شود، به گونهای که بدون مراجعه به مقاتل معتبره، تنها به نقل روضههای بعضی مداحان دیگر اکتفا کند، در غیر این صورت جَعل بعضی از روضههای ساختگی و انتساب آن به امام(علیه السلام) مصداق بدعت بوده و از گناهان بزرگ شمرده میشود. بدعت؛ یعنی آنچه که جزء دین نبوده، به دین نسبت دادن.[۲۲]
عروسی گرفتن حضرت قاسم(علیه السلام) در کربلا، نمونهای از همین بدعتهاست. شهید مطهری(رحمت الله علیه) در این باره میفرماید: «در همان گرماگرم روز عاشورا - که میدانیم مجال نماز خواندن هم نبود و امام نماز خوف خواند - امام(علیه السلام) فرمود: حجلهی عروسی راه بیاندازید، من میخواهم عروسی قاسم را با یکی از دخترهایم، لااقل شبیهش هم شده، در اینجا ببینم. یکی از چیزهایی که از تعزیهخوانیهای قدیم ما هرگز جدا نمیشد، عروسی قاسم بود، در صورتی که این قضیه در هیچ کتابی از کتابهای تاریخی معتبر وجود ندارد.»[۲۳]
این نکته بسیار مهم است که اگر روضههای ساختگی منتسب به امام(علیه السلام) در ماه رمضان خوانده شود، به علت دروغ بودن، علاوه بر بطلان روزه، سبب کفاره نیز میشود.[۲۴]
استاد پیشوایی[۲۵] تاریخدان و آسیبشناس مقاتل تاریخی، برای مصون ماندن از نقل مقاتل ضعیف، در یک قاعدهی کلی بیان کرد: «کتابهای مقتل و روضهخوانی که بعد از قرن هشتم نوشته شده باشد؛ چه به عربی و چه به فارسی، مستقلاً اعتبار ندارند. باید دید که از کجا گرفتهاند. مأخذش را باید دید. اگر مأخذش را ذکر نکردند، و مطلبی نقل کردند که در منابع و تاریخهای پیش از قرن هشتم، مخصوصاً پیش از قرن پنجم وجود ندارد، نمیشود آن را قبول کرد.»[۲۶]
نکتهی مهم اینکه مداحان در نقل خبر و استناد آن به معصوم(علیهم السلام) یا به کتب معتبره اکتفا کند، یا از یک عالم حدیثشناس و تاریخدان مشورت بگیرد. علاوه بر آنکه نهی مردم و دستاندرکاران مجلس عزای حسینی از نقل مطالب ساختگی بسیار تأثیرگذار است و به تعبیر شهید مطهری(رحمت الله علیه): «مسئولیت بزرگ مردم در اینجا نهی از منکر است. وقتی که میفهمید و میدانید که دروغ است، نباید در آن مجلس بنشینید، حرام است؛ بلکه باید مبارزه کنید.»[۲۷]
مدیران هیئت نیز وظیفه دارند که اگر مداح به روضههای کذب اعتماد میکند، باید با تذکر و عدم دعوت وی در مجالس دیگر، مصداق عملی نهی از منکر را در جامعه اعمال کند. مقاتل متعددی نوشته شده است که بعضی اساساً بیاعتبار و از استحکام علمی و اعتبار کافی برخوردار نیستند.
برای تسهیل امر، چند مورد از مقاتل قوی و ضعیف را در این قسمت نام میبریم. مقتلهایی که ترجمه فارسی هم دارند و مورد توجه علما و بزرگان دین بوده است، عبارتند از:
۱. الارشاد شیخ مفید(رحمت الله علیه)؛
۲. لهوف سید بن طاوس(رحمت الله علیه)؛
۳. شهادت نامهی امام حسین(علیه السلام)، ؟؟؟؟نویسنده؟؟؟؟، انتشارات دار الحدیث؛
۴. تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهدا(علیه السلام)، به همت گروهی از تاریخپژوهان، تحت نظر حجتالاسلام و المسلمین مهدی پیشوایی؛
۵. نفس المهموم حاج شیخ عباس قمی، که ترجمه شده و به نام در کربلا چه گذشت؟ چاپ شده است.
استاد حجتالاسلام و المسلمین مهدی پیشوایی در مصاحبه با خبرگزاری حوزه، آسیبشناسی مقاتل را مورد بررسی قرار داده، در مجموع یازده مقتل ضعیف را معرفی کرد که به آنها اشاره میکنیم:
۱. روضهی الشهداء، تألیف ملا حسین کاشفی (م ۹۱۰ق)؛
۲. منتخب طریحی، مرحوم طریحی (م ۱۰۸۵ق)؛
۳. مقتل الحسین که به نام مقتل ابیمخنف مشهور شده است؛ البته منظورم کتابی نیست که استاد یوسف غروی استخراج کرده؛ بلکه مقتلی است که چیزهایی در آن سر هم کردهاند و مطالبی را که اغلاط فاحشی دارد، به نام مقتل ابیمخنف عرضه میکنند که فاقد اعتبار است.
۴. تظلم الزهراء، رضی بن نبی قزوینی (م ۱۱۳۴ق)؛
۵. اکسیر العبادات فی اسرار الشهادات، معروف به اسرار الشهادات، ملاآقا دربندی (م ۱۲۸۶ق)؛
۶. الدمعهی الساکبهی، محمدباقر بهبهانی (م ۱۲۸۵ق)؛
۷. ناسخ التواریخ، محمدتقی سپهر مورخ الدوله (م ۱۲۹۷ق) که کتاب دورهای است و از خلقت آدم شروع شده و مجلّد مربوط به امام حسین(علیه السلام) منظور ماست که اعتبار لازم را ندارد؛
۸. تذکرهی الشهداء، ملاحبیب شریف کاشانی (م ۱۳۴۰ق)؛
۹. معالی السبطین فی احوال الحسن و الحسین، محمدمهدی حائری مازندرانی (م ۱۳۸۵ق) که کتاب بسیار ضعیفی است؛
۱۰. نور العین فی مشهد الحسین، منسوب به اسفراینی شافعی، که البته بعید است از او باشد؛
۱۱. محرق القلوب، مرحوم نراقی.
و در پایان اشاره کردند: «توصیه نمیکنیم کسی که اهل فن نیست، مورخ نیست، به این ۱۱ کتاب مراجعه کند.»[۲۸]
استفتاء:
سؤال: در بعضی هیأتهای مذهبی مصیبتهایی خوانده میشود که مستند به مقتل معتبری نیستند و از هیچ عالم یا مرجعی هم شنیده نشده است و هنگامی که از خوانندهی مصیبت از منبع آن سؤال میشود، پاسخ میدهند که اهلبیت(علیهم السلام) این گونه به ما فهماندهاند و یا ما را راهنمایی کردهاند و واقعهی کربلا فقط در مقاتل نیست و منبع آن هم فقط گفتههای علما نمیباشد؛ بلکه گاهی بعضی از امور برای مدّاح یا خطیب حسینی از راه الهام و مکاشفه مکشوف میشود. سؤال من این است که آیا نقل وقایع از این طریق صحیح است یا خیر؟ و در صورتی که صحیح نباشد، تکلیف شنوندگان چیست؟
جواب: نقل مطالب به صورت مزبور، بدون اینکه مستند به روایتی باشد و یا در تاریخ ثابت شده باشد، وجه شرعی ندارد، مگر آنکه نقل آن به عنوان بیان حال به حسب برداشت متکلّم بوده و علم به خلاف بودن آن نداشته باشد و تکلیف شنوندگان نهی از منکر است، به شرطی که موضوع و شرایط آن نزد آنان ثابت شده باشد.[۲۹]
زبان حال
آنچه که در لسان ذاکران و مداحان اهلبیت(علیهم السلام) به عنوان زبان حال بیان میشود، کلامی است که نه احادیث و نه تاریخ، شرح حال واقعه یا مصیبت خاندان اهلبیت(علیهم السلام) را بیان نکردهاند و مداح با قرار دادن خود در جایگاه آنان، سخنانی را از لسان آن بزرگواران نقل میکند؛ اما در میان زبان حال، آشفتگیهایی وجود دارد که با مراجعه به اشعار مداحان و شاعران حماسهی عاشورا میتوان به تزلزل آن پی برد و خطر انحراف آن را لمس کرد؛ زیرا انسان عادی که از درک حقیقت خویش غافل و از احساس نگرانیها و مصائب دیگران عاجز است، چگونه میتواند انسانهای آسمانی و ملکوتی را ادراک کرده، خود را جایگزین آنان نماید و بیان مصائب آنان را با جایگزین کردن خود در جایگاه آنان ترسیم کند؟
«احساسات ما در مواجهه با مسائل مختلف زندگی، اعم از غمها و شادیها، منحصر به شخص ماست. ممکن است احساس من در برخورد با یک مصیبت، امروز به گونهای باشد و در برخورد با همان مصیبت در زمان دیگری، به گونهای دیگر واکنش نشان دهم. در مواجهه با یک خبر ناگوار، عکسالعمل من با واکنش شخص دیگر متفاوت است و نمیتوانم احساس خود را تعمیم دهیم.
آیا میتوانیم در قالب نوحه یا نظم یا نثر بگوییم سیدالشهدا(علیه السلام) در مواجهه با فلان مصیبت این گونه میاندیشید؟ تردیدی نیست که ما مجاز نیستیم ادراکات خود را تعمیم دهیم، آن هم در مورد آنان که آسمانیاند و دیگرگونه میاندیشند. همانگونه که مجاز نیستیم در زبان قال از خود تصرفی داشته باشیم، در زبان حال نیز به طریق اولی مُجاز به برداشتهای شخصی و قیاس به نفس نیستیم.»[۳۰]
«اما دیده شده که مدیحهسرایان به منظور ترسیم موقعیت، گاهی اقوالی را - به ویژه دربارهی حادثهی عاشورا - به عنوان زبان حال نقل میکنند که جای تأمل دارد و نگران کنندهتر آنکه گاهی زبان حالهایی گفته میشود که به هیچ روی با مبانی اعتقادی و آموزههای اسلام و شأن معصوم سازگاری ندارد.
مواردی از زبان حالهایی که در اشعار بیان شدهی ذیل، حاکی از همین مسئله میکند:
شدم راضی که زینب خوار گردد اسیر کوچه و بازار گردد
یا امام حسین(علیه السلام) در کنار جنازهی حضرت علی اکبر(علیه السلام) میگوید:
مخواه پیش عدو این شکست مرا به حجله میروی ببوس آخر دست مرا
به تو اگر سخن آبدار میگویم ز من مرنج که بیاختیار میگویم
و یا به نقل از امام حسین(علیه السلام) میگوید:
بهر شفاعت گنه دوستان خویش کردیم سینه را هدف تیر حادثات
و نیز بیان زبان حالی که حاکی از تردید، اضطرار و نگرانی امام حسین(علیه السلام) در روز عاشوراست که به یقین با انگیزه، اراده و سیرهی آن حضرت ناسازگار و تحریفی آشکار (است) و نقل آن گناه به شمار میرود.»[۳۱]
در طی قرون گذشته در عالم تشیع، کسی به سادگی نمیتوانست روایتی را از معصوم نقل کند. بدین منظور سالها در محضر بزرگان علم حدیث تلمّذ میکردند و پس از گذراندن سطوح مختلف علمی، نهایتاً اگر از طرف اساتید خویش واجد شرایط شناخته میشدند، به داشتن اجازه نامهی نقل حدیث مفتخر میشدند.[۳۲]
اما متأسفانه کمبود آگاهی از تاریخ کربلا و ضعف در بیان روضه، سبب شده خود را در مقام آن بزرگواران انگاشته و شرح حال واقعهی خویش را جایگزین متون تاریخی کنند و اشعاری را بخوانند که در کتب تاریخی معتبر نگارش نشده است و به بهانهی زبان حال، به مدیحهسراییهای سخیف و نادرست بپردازند.
بهتر است به جای بیان این گونه سخنان مجهول الحال، از مطالب متقن تاریخی که با اهداف و سیرهی اهلبیت(علیهم السلام) در تضاد نیست بسنده کنند، و الاّ خطر تحریف در تاریخ، به خصوص در تاریخ کربلا توسط ذاکران اهلبیت(علیهم السلام) پدید میآید که قطعاً مرضیّ امام زمان(علیه السلام) نخواهد بود.
استفتاء:
سؤال: روضهای که به عنوان زبان حال خوانده میشود، یا اشعاری که معمولاً زبان حال است، آیا مبطل روزه است؟
جواب: اگر مناسبت داشته باشد و به امام(علیه السلام) نسبت ندهند، مبطل نیست. و اگر اطمینان به صحت آنها ندارند، نام کتابی که آنها را نقل کرده، ببرند و از آن کتاب نقل کنند.[۳۳]
غُلوّ
غلو منظور ما در اینجا؛ یعنی اعتقاد به الوهیّت و خدایی أئمّه(علیهم السلام) و یا اعتقاد به استقلال یا شراکت ائمه(علیهم السلام) با خداوند در آفریدن و روزی دادن است و این ادعا و اعتقاد، حرام؛ بلکه موجب کفر است.[۳۴]
پیشینهی تاریخی غلو در عقاید یهود و مسیحیت بوده است که قرآن به صراحت از آن به عنوان عقیدهای خطرناک نام برده، میفرماید: >وَ قالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصاری الْمَسیحُ ابْنُ اللَّهِ<[۳۵]؛ «یهود گفتند: عُزیر پسر خداست و نصاری گفتند: مسیح پسر خداست.» و در مقابل، به شدت از چنین گفتارهایی نهی فرموده: >ذلِکَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ یُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّی یُؤْفَکُونَ<[۳۶]؛ «این گفتاری [بیدلیل و برهان] است که به زبان میآورند، و به گفتار کسانی که پیش از این [به حقایق] کفر ورزیدند، شباهت دارد. خدا آنان را نابود کند! چگونه [از حق به باطل] منحرف میشوند.»
«سرچشمهی انحراف غلو از آنجاست که انسان علاقه دارد رهبران و پیشوایان خویش را بیش از آنچه هستند، بزرگ نشان دهد تا بر عظمت خود بیافزاید. گاهی نیز این تصور که غلو دربارهی پیشوایان، نشانهی ایمان، عشق و علاقه به آنهاست، سبب گام نهادن در این ورطهی هولناک میشود. غلو همواره یک عیب بزرگ را همراه دارد و آن اینکه ریشهی اصلی مذهب؛ یعنی خداپرستی و توحید را خراب میکند، به همین جهت اسلام دربارهی غلات سختگیری شدیدی کرده است.»[۳۷]
امروزه در محافل سینهزنی و عزاداری اهلبیت(علیهم السلام) گاهی شاهد همان جملاتی هستیم که اهل کتاب دربارهی پیامبران خود داشتند. متأسفانه این گونه سخنان بیش از آنکه ابراز ارادت و اظهار محبتی برای ائمهی اطهار(علیهم السلام) باشد، دستاویزی برای دشمنان تشیع شده است که به قتل و کشتار شیعیان در دیگر کشورها اقدام میکنند و شیعه را به واسطهی چنین اعتقاداتی کافر میدانند.
مداحان و ذاکران اهلبیت(علیهم السلام) تصور نکنند که بیان جملاتی مثل: من علی اللّهیم، من حسین اللّهیم، هرچه بادا باد من علی پرستم[۳۸]، لا اله الّا زینب، لا اله الّا فاطمه و... را تنها در محافل خصوصی سینه زنی گفته و قصد و اعتقادی به محتوای این جملات ندارند؛ بلکه همیشه افرادی هستند که برای تخریب چهرهی دین، با ظاهری فریبنده وارد این گونه مجالس شده و از این محافل فیلمبرداری میکنند و در سایتهای اینترنتی قرار میدهند تا شیعیان را افرادی کم خرد و مشرک معرفی کرده و دستاویزی برای قتل و کشتار آنان و لا اقل تبلیغ علیه شیعه در دیگر بلاد اسلامی شود که امروزه شاهد آن هستیم.
حضرت امیر(علیه السلام) غلو کنندگان دین را لعن کرده و فرموده است: «اللَّهُمَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنَ الْغُلَاهی کَبَرَاءَهی عِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ مِنَ النَّصَارَی، اللَّهُمَّ اخْذُلْهُمْ أَبَداً، وَ لَا تَنْصُرْ مِنْهُمْ أَحَداً؛[۳۹] خدایا! همان گونه که حضرت عیسی(علیه السلام) از غلو کنندگان نصاری بیزاری جُست، من نیز بیزاری میجویم. خدایا! همیشه آنها را خوار کن و هیچگاه آنها را یاری نفرما.»
مردم دارای وظیفهی نهی از منکر هستند تا با تذکر این دسته از مداحان را نهی کنند. علاوه بر آنکه باید از گوش کردن به مداحیهای آنان، حتی به صورت نوار یا سی دی نیز خودداری کنند.
مسئله: کسانی که در حق امام علی و سایر امامان(علیهم السلام) غلوّ کنند؛ یعنی، آن بزرگواران را خدا بدانند یا صفات مخصوص خدایی را برای آنها قائل باشند، کافرند.[۴۰]
استفتاء:
سؤال: خواندن شعرها و گفتن سخنانی که در آن به صراحت از اهلبیت(علیهم السلام) به عنوان خدا یاد میشود، مانند: لااله الا علی، چه صورتی دارد؟
آیت الله صافی گلپایگانی: خواندن اشعار و جملات مذکور جایز نیست و بر مستمعین واجب است نهی از منکر کنند.[۴۱]
حکم فقهی: کسانی که در شورهایشان اشعار کفرآمیز با مطالب موهن و زننده است گوش کردن به نوارشان جایز نیست.[۴۲]
توهین به مقدسات دیگر مذاهب
اعتبار و عظمت اسلام به منطق، استدلال و ظرافتهایی است که در سایهی قرآن کریم برای هدایت بشر بیان شده است. خدای متعال صراحتاً مؤمنین را از توهین به دیگر مقدسات نهی کرده است و میفرماید: >وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ<[۴۳]؛ «و معبودانی را که کافران به جای خدا میپرستند، دشنام ندهید؛ چرا که آنان هم از روی دشمنی و نادانی خدا را دشنام خواهند داد.»؛ زیرا لعن و فحاشی به عقاید و مقدسات دیگران، عامل تحریک آنان شده، در مقام دفاع از مقدسات ناحق خویش، به مقدسات به حق شما دشنام میدهند.
«آلوسی» دانشمند معروف اهل سنت، در تفسیر «روح المعانی» نقل میکند: یکی از عوام جاهل، هنگامی که مشاهده کرد برخی شیعیان سبّ شیخین (ابوبکر و عمر) میکنند، ناراحت شد و شروع به اهانت به مقام علی(علیه السلام) کرد. هنگامی که از او سؤال کردند: چرا به علی که مورد احترام تو است، اهانت میکنی؟ گفت: من میخواستم شیعهها را ناراحت کنم؛ زیرا هیچ چیز را ناراحت کنندهتر از این موضوع برای آنها ندیدم.»[۴۴]
ائمهی معصومین(علیهم السلام) به پیروی از دستورات قرآن کریم، پیروان خویش را از دشنام دادن به دشمنان دین نهی میکردند، چنانکه امیرالمؤمنین(علیه السلام) زمانی که شنید تعدادی از اصحابش، شامیان را در «صفین» دشنام میدهند، فرمود: من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید؛ اما اگر کردارشان را یادآور میشدید، و گمراهیها و کارهای ناشایستهی آنان را میشمارید، به راست نزدیکتر و معذورتر بود. شما باید به جای دشنام، به آنها میگفتید: بار پروردگارا! خون ما و آنها را حفظ کن و بین ما و آنها را اصلاح نما و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت فرما تا آنان که جاهلند، حق را بشناسند، و کسانی که با حق ستیزگی و دشمنی میکنند، دست بردارند و باز گردند.[۴۵]
نکتهی قابل توجهی که در سیرهی حضرت امیر(علیه السلام) وجود دارد، دعا کردن به جای دشنام دادن است؛ چراکه دعا عامل هدایت و رشد است و دشنام، سبب دفع و انزجار از دین.
امروزه دشمنان دین با انواع حیلهها، به قصد اختلافافکنی و ضربه زدن به دین و مقدسات ما، در میدان جنگ فرهنگی و با بهانههای واهی، با توهین به مقدسات سعی میکنند تا عواطف و احساسات شیعیان را جریحهدار کنند تا آنان نیز به دشنامگویی و اهانت به مقدسات آنها روی آورده و در نتیجه بدون توجه به اعمال زشت خود، اعمال ناصواب شیعیان را نشانه رفته و در رسانههای خود (اعم از ماهواره، اینترنت، شبکههای اجتماعی و...) به نمایش بگذارند و چهرهی ناشایستی از شیعیان را در جهان امروزی به تصویر بکشانند. بنابراین، مداحان باید در این جهت بسیار مراقب باشند تا مبادا اعمال آنان بهانهای به دست دشمنان شیعه شود.
آنچه که امروزه جامعهی اسلامی بیش از هر چیز دیگری بدان نیازمند است، همدلی و اتحاد بین فِرَق مختلف اسلامی میباشد. بنابراین، با تأکیداتی که مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در این باره داشتند، همان همدلی و اتحاد است که مداحان با عدم توهین به مقدسات دیگران در حفظ وحدت، بسیار تأثیرگذار هستند.
مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «شما از حنجره استفاده میکنید که نعمت خداست. از لحن و آهنگ استفاده میکنید که نعمت خداست. از شعر استفاده میکنید که قریحهاش نعمت خدادادِ الهی است... اگر در خدمت اختلافافکنی واقع شد، اگر در خدمت تحریک عصبیّتهایی قرار گرفت که امروز به خاطر این عصبیّتها، متعصبین لجوج در نقاطی از دنیا، بیست تا، سی تا سر میبُرند، این استفاده، استفادهی بدی است. این را خیلی مراقب باشید.»[۴۶]
یکی از شمشیرهای دست دشمنان ما، همین اختلافات مذهبی است. علنی کردن اختلافات، پر رنگ کردن مخالفتهای اعتقادی، به زبان آوردن مطالبی که کینهها را بر میافروزد، یکی از وسایلی است که دشمنان ما از آن بیشترین استفاده را دارند میکنند.
در جلسات نباید کینهورزیهای مذهبی را زیاد کرد. این را چقدر باید تکرار کرد؟ بارها تکرار کردهایم؛ بعضی حاضر نیستند [گوش کنند]. شما اگر بخواهید آن کسی را که موافق مذهب شما نیست و عقیدهی حقّ شما را قبول ندارد هدایت کنید، چه کار میکنید؟ اول شروع میکنید به مقدّسات او بدگویی کردن و دشنام دادن؟ این که به کلّی او را از شما دور خواهد کرد و امید هدایت او را به صفر خواهد رساند.... بنابراین، مداحان در مجالس خود باید به این نکته توجه داشته باشند که شاید افرادی وجود داشته باشند، تا با وسایل ضبط صدا و فیلمبرداری از گفتار و کردارشان، مدارکی را جمع کرده و بر علیه مذهب تشیع استفاده کنند که عید الزهراء نمونهی بارزی از این اعمال اختلاف برانگیز است.[۴۷]
سخیف بودن اشعار
به کار بردن الفاظ نامناسب
از جمله مواردی که در سخیف بودن اشعار بسیار مؤثر است، به کار بردن الفاظی مثل: «من سگ امام حسینم»، «کفتر امام»، «گربهی توام» و الفاظ دیگری که نه با ساحت مقدس ائمهی اطهار(علیهم السلام) همخوانی دارد و نه قداست مداح اقتضای بیان چنین الفاظی را دارد. متأسفانه، نه تنها به این الفاظ بسنده نمیشود؛ بلکه نام هیئتها را با چنین نامهایی، مثل «سگان حسین» گره زدهاند. اگرچه ممکن است هدف مداحان و ذاکرین اظهار وفاداری، عجز و خضوع در مقابل ائمه(علیهم السلام) باشد؛ اما به کار بردن این الفاظ و تقلید صدای حیوان، چگونه میتواند اثبات وفا و خضوع کند، در حالی که در متون دینی و احکام اسلامی ما، سگ نه تنها حیوان نجس العین شمرده شده و باید از آن فاصله گرفت؛ بلکه در هیچ روایتی نقل نشده که مجازید خود را تا مقام حیوانیت تنزّل دهید.
اگر از این انحرافات جلوگیری نشود، در آیندهای نه چندان دور، هیئتهایی نیز با نام انواع حیوانات ظاهر خواهند شد که دشمنان دین اولین کسانی خواهند بود که از این مسئله سوء استفاده خواهند کرد. اگر هیچ دلیل شرعی برای به کار نبردن الفاظ نامناسب در مداحیها نداشته باشیم، باز هم در جامعهی امروزی، مُجوّزی برای بیان الفاظ نامناسب در مجالس اهلبیت(علیهم السلام) نخواهد شد؛ چراکه با اندکی مراجعه به سایتهای اینترنتی و فعالیتهای تبلیغی علیه شیعیان، به خوبی روشن میشود که دشمنان ما، خصوصاً وهابیون، برای شیعیان امیرالمؤمنین(علیه السلام) چه فیلمهایی در این زمینه ساختهاند؟! به عنوان نمونه حسینیهای را به نمایش گذاشتهاند که در آن سگان به مداحی اهلبیت(علیهم السلام) مشغول هستند. آیا این فیلم اتخاذ شده از اشعار سخیف مداحهای ما نیست؟
احکام صادره از مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) برای طرد و نهی از چنین فعالیتهای ضد تبلیغی علیه شیعه که برداشت شده از همین شیوههای مداحی بوده، کافی است تا مداحان را به این نکته توجه دهد که وظیفهی آنان تنها مداحی کردن نیست؛[۴۸] بلکه حمایت از تشیع و افتخارآفرینی برای اهلبیت(علیهم السلام) بر آنان از اوجب واجبات است. آنان باید با تأسی از شعرای مورد تأیید اهلبیت(علیهم السلام) در طول تاریخ، مانند دعبل خزاعی، سید حِمیَری و... وظیفهی تبلیغ دین و رسالت آگاهیبخشی و هدایت دلها را نیز بر عهده گیرند و در نتیجه باید در به کار بردن الفاظ مناسب در مجالس خود، مراقبت تامّ داشته باشند.
صدای خوب نعمت بزرگی است؛ ولی کافی نیست؛ بلکه آگاهی از مسائل شرعی، استفاده از اشعار مناسب و نیز بصیرت داشتن نسبت به مسائل روز، از جمله شروط لازمی است که یک مداح باید از آن برخوردار باشد.
استفتاء:
سؤال: به کار بردن الفاظی چون «ما همه سگ حسینیم» در مجالس عزاداری اشکالی دارد؟
آیت الله خامنهای: به کار بردن این گونه الفاظ در شأن مجالس اهلبیت(علیهم السلام) نمیباشد و چون موجب وهن به مذهب میباشد، جایز نمیباشد.[۴۹]
o آیت الله مکارم شیرازی: عزاداری خامس آل عبا از مهمترین شعائر دینی است؛ ولی باید از سخنان و اشعاری که متناسب با عزاداران اهلبیت(علیهم السلام) نیست، جداً خودداری شود؛ زیرا حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) از این گونه امور بیزار است.[۵۰]
سؤال:
۱. سرودن و خواندن شعرهایی که در آن از الفاظی نامناسب (مثل سگ، الاغ، رقّاص و مانند آن) استفاده شده، و الفاظ مذکور را به ساحت مقدّس ائمّۀ اطهار(علیه السلام) و خودشان نسبت میدهند، چه حکمی دارد؟
۲. آیا تقلید صدای سگ، الاغ، کبوتر و... در موقع سینه زدن، جهت اظهار عجز و ارادت در مقابل ائمّه(علیهم السلام) جایز است؟
جواب: عزاداری ائمّۀ اطهار(علیهم السلام)، مخصوصاً خامس آل عبا(علیه السلام)، از افضل قربات است و سرودن و خواندن اشعاری که حاکی از مظلومیّت و زحمات و فداکاری آن حضرات باشد، کار بسیار خوبی است؛ ولی باید از هرگونه کاری که باعث هتک حرمت آن بزرگواران میشود، و موجب وهن مذهب در نظر دیگران میگردد، یا به بدن آسیب میرساند، پرهیز گردد. تعبیراتی که در عرف توهینآمیز است، مانند نسبت سگ به خود دادن، یا صدای حیوانات در آوردن، هیچ کدام مناسب مجالس عزاداری نیستند و باید به آنها نصیحت کنند که از این امور - که باعث وهن این مراسم بزرگ و موجب ناراحتی حضرت بقیت اللّه(علیه السلام) میگردد - پرهیز کنند.[۵۱]
۲. استعمال جمله «رقّاصهی عباسم»
آنچه که بیش از هر چیزی تأسف برانگیز است و سزاوار است برای آن اشکها جاری شود، مجالسی است که به جای کسب نورانیت و قُرب به اهلبیت(علیهم السلام)، دور شدن از اهلبیت(علیهم السلام) را نصیب برخی میکند. چگونه میشود مسئلهی مهمی را که اهلبیت(علیهم السلام) در تمام عمرشان و در هر جایی وقتی با آن روبرو میشدند، با آن مبارزه میکردند، اجازه دهند که در مجالس منسوب به آنان مطرح شود.
رقاصه دانستن و رقص سماع کردن در مجالس اهلبیت(علیهم السلام) را با چه مبنای دینیای میتوان توجیه کرد؟ اگر این مسئله را از جمله دسیسههای دشمن ندانیم، چه توجیهی میتوانیم از آن داشته باشیم. آیا میتوان احساسات و عواطف تحریک شده و عشق وافر به اهلبیت(علیهم السلام) را در این امر دخیل دهیم و عامل توجیه این گونه مداحیها معرفی کنیم؟ آیا جاهل بودن مداح به مسائل شرعی، قابل توجیه است؟ اگر مداح از مسائل و احکام عملی خود تا این حد آگاهی ندارد، چگونه میتواند به مدح اهلبیت(علیهم السلام) بپردازد؟ آیا صرف صدای خوب برای مداحی کفایت میکند؟ مگر اهلبیت(علیهم السلام) از شیعیان رقص خواستهاند که ما پیشگام در این مسئله شده و خود را رقاصهی آنان معرفی میکنیم؟ اخبار وارده از آن بزرگواران، مملو از دستور به دوری کردن شیعیان از غنا و پرهیز از مجالس لهو و لعب است.
آزادی و آزادگی
امام کاظم(علیه السلام) از جلوی خانهی شخصی به نام «بُشر بن حارث» میگذشت. متوجه صدای مجلس آواز و رقص شدند که از خانه بلند بود. از کنیزی که از آن خانه بیرون آمده بود، پرسید: آیا صاحب این خانه آزاد است یا بنده؟ کنیز جواب داد: بنده نیست، آزاد است. امام فرمود: راست گفتی. اگر بنده بود، از مولایش میترسید. زمانی که کنیز وارد خانه شد، بُشر که بر سر سفرهی شراب بود، پرسید: چرا دیر کردی؟ کنیز علت امر و کلام امام را گفت. بُشر همان وقت برخاست و پابرهنه و دوان دوان به خدمت امام کاظم(علیه السلام) رفته، از عمل خویش عذر خواست و توبه کرد، از آن پس وی را بشر حافی (پابرهنه) میگفتند.[۵۲]
اهل کتاب در تورات و انجیل، با بیان همین مسائل، مقام و منزلت پیامبران خود را در حد یک انسان معمولی و حتی پایینتر تنزل دادهاند تا با این شیوه بتوانند دستورات صادرهی آنان را به صورت کلام بشری (نه آسمانی) به تصویر کشند تا با این شیوه بتوانند به هرزگی بپردازند. آیا این گونه مداحی، تنزّل دادن مقام اهلبیت(علیهم السلام) نیست؟ در حالی که در این مجالس، نه تنها به الفاظ زشت، مثل «رقاصهی عباسم» اکتفا نمیشود؛ بلکه در عمل نیز با حرکات بدنی سعی در نمایش دادن عمل رقص هستند. تأسف برانگیزتر اینکه، کسانی که در این مجالس شرکت میکنند، نه تنها نهی از منکر نمیکنند؛ بلکه به تبعیت از مداح جلسه، با تکرار کلمهی «رقاصهی عباسم» با وی همنوا میشوند.
استفتاء:
سؤال: آیا گفتن جملاتی، مثل «رقاصم و رقاصم، رقاصهی عباسم» در مداحیها و مجالس عزاداری اشکال دارد؟
جواب: هرگونه عبارت سبکی که موهن عزای اهلبیت(علیهم السلام) و دون شأن و مقام آنان باشد، حرام است.[۵۳]
۳. تلفظ موهن نام ائمه(علیهم السلام)
متأسفانه از جمله آسیبهای مداحی، به کار بردن نام امام حسین(علیه السلام) به صورت ناصحیح و نامتعارف مثل: «حُوسین»، «اوسین»، «سین» و... است. اگر این کلمات سخیف از فرهنگ مداحی اهلبیت(علیهم السلام) کنار نرود، خطر سرایت آن در نام سایر ائمه(علیهم السلام) وجود دارد. علاوه بر آنکه مداح به اعتبار انتسابش به ائمهی اطهار(علیهم السلام) از مقبولیت اجتماعی برخوردار بوده و عوام، سخنان آنان را به عنوان سند گفتار خود تلقی میکنند و اگر از این گونه کلمات دوری نکنند، کم کم به عنوان یک الگو در جامعهی تشیع و محاورات اجتماعی ما به کار میرود.
استفتاء:
سؤال: آیا به کار بردن لفظ «حُوسین» یا «سین» به جای «حسین» جایز است؟
جواب: عزاداری خامس آل عبا(علیه السلام) از مهمترین شعائر دینی است؛ ولی باید از سخنان و اشعاری که متناسب با عزاداران اهلبیت(علیهم السلام) نیست، جداً خودداری شود؛ زیرا حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) از این گونه امور بیزار است.[۵۴]
۴. توجه به حواشی
حضرت آیت الله خامنهای(مد ظله العالی) در مذمت این کار فرمودند: «چیز دیگری که بنده در بعضی از خوانندگان جلسات مداحی اطلاع پیدا کردم، استفاده از مدحها و تمجیدهای بیمعناست که گاهی هم مضرّ است. فرض کنید راجع به حضرت اباالفضل صحبت میشود؛ بنا کنند از چشم و ابروی آن بزرگوار تعریف کردن. مثلاً قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشمهای قشنگش بوده؟! اصلاً شما مگر اباالفضل را دیدهاید و میدانید چشمش چگونه بوده؟ اینها سطح معارف دینی ما را پایین میآورد. معارف شیعه در اوج اعتلاست. معارف شیعی ما معارفی است که یک فیلسوفِ در غرب پرورش یافته با مفاهیم غربی و بزرگ شدهی آشنای با معارف فلسفیِ غرب، مثل «هانری کُربن» را میآورد دو زانو جلوی علامه طباطبایی مینشاند. او را خاضع میکند و میشود مُروِّج شیعه و معارف آن در اروپا.
میشود معارف شیعه را در همهی سطوح عرضه کرد. از سطوح ذهن متوسط و عامی بگیرید تا سطوح بالاترین فیلسوفها. ما با این معارف نباید شوخی کنیم... ارزش اباالفضل، ارزش حبیب بن مظاهر، ارزش جُون در اینهاست، نه در قد رشیدش یا بازوی پیچیدهاش. قد رشید که خیلی در دنیا هست. ورزشکارهای زیبایی اندام که خیلی هستند. اینها که در معیار معنوی ارزش نیست. گاهی روی این تعبیرها تکیه هم میشود! حالا یک وقت شاعری در یک قصیدهی سی، چهل بیتی، اشارهای هم به جمال حضرت اباالفضل میکند. آن یک حرفی است؛ ما نباید خیلی خشکی به خرج دهیم و سختگیری کنیم؛ اما اینکه ما همهاش بیاییم روی ابروی کمانی و بینی قلمی و چشم خمار این بزرگواران تکیه کنیم، اینکه مدح نشد. در مواردی ضرر هم دارد.»[۵۵]
۶. بیان خواب و داستانهای ساختگی
قرآن کریم در داستان حضرت یوسف(علیه السلام) به لطایف خواب و رؤیای صادقه اشاره کرده است و آن را به عنوان یک حقیقت خارجی به تصویر کشانده و در روایات نیز به مواردی از خوابها و احکام آن اشاره شده است.
متأسفانه بسیاری از روضهخوانها به جای بیان واقیعتهای تاریخی یا رؤیاهای صادقه، به خوابهایی استناد میکنند که هیچ گونه سند و مدرکی برای آن ندارند. امام صادق(علیه السلام) به یکی از یارانش فرمود: ای مفضّل! دربارهی خوابها و حکمت درهمآمیختگی راست و دروغ آن نیک بیندیش. اگر تمام خوابها راست و صادق بود، همهی مردم پیامبر [و از اخبار غیب آگاه] بودند و اگر تمام آنها نادرست و کاذب بود، چیزی زاید و بیمعنی بود و سودی نداشت. از این رو، گاه راست است که مردم از آن سود میبرند و با آن به سوی نیکی میروند و از بدی پرهیز مینمایند و بسیاری از آنها نیز دروغ است تا بر خوابها اعتماد کامل نشود.[۵۶]
با توجه به اینکه برای حجیت خواب هیچ گونه سندی وجود ندارد، اگر در مجالس مهمی مثل مجالس روضه بیان شود، تحریف واقعیتهای تاریخی و به خرافات کشاندن مقام و منزلت اهلبیت(علیهم السلام) است، لذا طرح برخی خوابها و داستانها برای عزاداران آسیبهای جدیی وارد میکند؛ چراکه موجب میشود برخی باور کنند میتوان بر بعضی چیزها که اساس و تکیهگاهی ندارند، اعتماد کرد و بر پایهی آن عمل نمود، به خصوص آن که مستمعین به دنبال مطالبی هستند که معاصیِ انجام دادهی آنان را به راحتی مورد عفو و شفاعت قرار دهد.
در این صورت بیان خوابهایی که با مبانی معارف اسلامی در تضاد است، مردم را از قبول معارف مُتقَن دچار تردید کرده، در نتیجه خواب را حجّت و معارف صحیح اسلامی را غیر حجت میدانند؛ مثل اینکه هر کس بیشتر سینه و زنجیر بزند و عَلَم هیئت را بیشتر راه ببرد و بیشتر بچرخاند، بهشت برای او تضمین میشود، ولو در بیرون هیئت هر گناهی انجام دهد و هر مال حرامی را بخورد.[۵۷]
شهید مطهری(رحمت الله علیه) در مذمت این مسئله داستان ذیل را نقل میکند:
«یک دزدی بود (در کتابها هم نوشتهاند) راه را بر مردم میبست. چقدر مال مردم را چاپیده بود! چقدر آدمها را کشته بود! چقدر زنها را بیوه کرده بود! چقدر بچهها را یتیم کرده بود! یک بار اطلاع پیدا کرد که قافلهای از زوّار میخواهند بروند کربلا، آمد سر گردنهای کمین کرد که آنها کی از آنجا عبور میکنند، برای اینکه راه را بر زوّار امام حسین(علیه السلام) ببندد، مالشان را بگیرد، عند اللزوم آنها را بکشد، جنایت کند. منتظر بود تا قافله برسد. دو سه ساعت وقت بود. کنار راه خوابش برد. قافله آمد و رد شد، او بیدار نشد؛ ولی در خواب صحنهی قیامت را دید. دید او را کشان کشان به سمت جهنم میبرند. چرا به جهنم میبرند؟ حسابش روشن است. کوچکترین عمل صالحی در نامهی عمل او نیست، هرچه هست، گناه و جنایت است. بردند و بردند تا لبهی پرتگاه جهنم؛ ولی جهنم او را نپذیرفت؛ گفت: نه، این را من نمیپذیرم. نپذیرفت و برگشت. آخر، قضیه این طور کشف شد که این مرد چون در کنار راهی خوابیده است که در آنجا قافلهی زوّار میرفتند و گرد و غبار حرکت زوّار بر لباس او نشسته است، بدون اینکه خودش قصدی داشته باشد؛ بلکه او قصد کشتن این زوّار را داشته است و قصد بردن مال اینها را داشته است.»[۵۸]
این گونه خوابها و داستانها در حالی بیان میشوند که امام حسین(علیه السلام) در کربلا به یارانی که بدهی و دِینی بر عهده داشتند، اجازهی همراهی و کشته شدن در راه دین و مکتب را نداد. «موسی بن عُمیر» از پدرش نقل میکند که امام حسین(علیه السلام) {در روز عاشورا} به من فرمود: «ناد أن لا یقتل مَعُی رَجُلٌ عَلیهِ دَینٌ وَ ناَدٍ بِهاَ فِی المَوَالِی فَاِنِّی سَمِعتُ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) یَقولُ: مَن ماَتَ وَ عَلیهِ دَینٌ اخذ مِن حَسَنَاتِهِ یَومَ القیِامَهی؛[۵۹] میان یارانم اعلام کن: هر کس دِینی بر عهده دارد، با من کشته نشود؛ زیرا من از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شیندم که فرمود: هر کس از دنیا برود و دِینی بر ذمّه داشته باشد، از حسناتش در فردای قیامت (به نفع طلبکار) برداشته میشود.»
استفتاء:
سؤال: ذکر داستانها و رؤیاها دربارهی اهلبیت(علیهم السلام) که با مسلّمات قرآنی و روایی منافات دارد، چه حکمی دارد؟
آیت الله صافی گلپایگانی: اگر با مسلّمات مذهب منافات داشته باشد، مردود و حرام است.[۶۰]
فصل دوم: آسیبهای اجتماعی
تعیین اجرت
رفتار کاسبکارانهی برخی مداحان و مبلغان در تعیین مقدار اجرت و اخذ آن، از جمله آسیبهای جدی به دین است. توجه به مادیات، سبب کاهش معنویت و تأثیرگذاری مدح ذاکر بین مردم میشود. نگاه سوء از برگزاری مراسمی که به نام اهلبیت(علیهم السلام) و برای آن بزرگواران برقرار میشود، نتیجهای جز نارضایتی خود اهلبیت(علیهم السلام) نمیتواند داشته باشد.
«یکی از زمینههای سوء استفادهی مالی در مجالس عزاداری، رقابتهای شدید میان برخی از گروهها و هیئتهای مذهبی است. این رقابتهای نامطلوب، بازار گرم و رونقمندی را برای برخی از صاحبان صدا و هنر مداحی فراهم کرده است؛ اگرچه اکثر ذاکران و مداحان اهلبیت(علیهم السلام) جز به نیّت تقرّب و اخلاص، زبان به ذکر مصیبت نمیگشایند؛ اما هماره عدهای سُست ایمان و سودجو در گوشه و کنار هستند که زحمات خالصان و زحمتکشان را هدر میدهند تا خود به نان و نوایی برسند.»[۶۱]
امام باقر(علیه السلام) فرمود: اگر کسی به وسیلهی ما بخواهد ارتزاق کند، خدای متعال فقر را جایگزین آن میکند.[۶۲] آنچه که بر محاسن مداح و تأثیرگذاری کلام وی میافزاید، نیّت خالص و عدم تعیین مقدار اجرت است که همین، اجر الهی را به دنبال دارد؛ اگرچه اخذ مال به عنوان هدیه و بدون هیچ پیش شرطی، منع شرعی ندارد؛ بلکه سنت حسنهای است که خود اهلبیت(علیهم السلام) پایهگذار آن بودهاند.
امام صادق(علیه السلام) نقل فرمود که: پدرم به من فرمود: ای جعفر! از مال خودم فلان مقدار وقف نوحهخوانان کن که به مدت ده سال در ایام حج بر من نوحهخوانی و سوگواری کنند.[۶۳]
و در روایت دیگری نقل شده است که سَدیر گفت: به همراه ما زنی بود در قبیله و کنیز نوحهگری داشت و به سوی پدرم آمد و گفت: تو میدانی که معیشت و زندگیام از خدای متعال به واسطهی این کنیز نوحهگر است و من دوست دارم اینکه از امام صادق(علیه السلام) دربارهی این کار سؤال کنی؛ اگر حلال است، انجام دهم؛ و الا این کنیز را بفروشم و از پولش استفاده کنم تا خدای متعال فرجی بر من بگشاید. پدرم به آن زن گفت: به خدا قسم! من امام صادق(علیه السلام) را بزرگتر از آن میدانم که این مسئله را از وی سؤال کنم. سپس پدرم گفت: هنگامی که خدمت امام صادق(علیه السلام) رسیدم، حضرت را نسبت به این مسئله مطلع کردم، امام فرمود: آیا آن زن برای نوحهخوانی کنیزش (پول و اجرت) شرط میکند یا خیر؟ گفتم: به خدا قسم! نمیدانم. حضرت فرمود: «به آن زن بگو که شرط نکند و آنچه را که به وی عطا میشود، قبول کند.»[۶۴]
استفتاء:
سؤال: آیا ذاکر اهلبیت(علیهم السلام) میتواند برای ذکر فضایل و مصائب اهلبیت(علیهم السلام) اجرت طی کند؟
جواب: تعیین اجرت شرعاً اشکالی ندارد؛ ولی این کار در شأن ذاکران اهلبیت(علیهم السلام) که باید مظهر تقوا و پارسایی باشند، نیست.[۶۵]
عزاداری های طولانی
برخی بر این باورند که عزادرای هرچه به نیمه شب و اوایل صبح نزدیکتر باشد، پاداش بیشتری دارد؛ اگرچه تعداد زیادی از مردم نماز صبحشان قضا شود[۶۶] و یا مزاحمتهایی برای همسایگان، و حتی کسانی که در منزل خود بیمار یا سالمندی را نگهداری میکنند، ایجاد گردد.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهی نَادَی مُنَادٍ أَیْنَ الصُّدُودُ لِأَوْلِیَائِی فَیَقُومُ قَوْمٌ لَیْسَ عَلَی وُجُوهِهِمْ لَحْمٌ فَیُقَالُهَؤُلَاءِ الَّذِینَ آذَوُا الْمُؤْمِنِینَ وَ نَصَبُوا لَهُمْ وَ عَانَدُوهُمْ وَ عَنَّفُوهُمْ فِی دِینِهِمْ ثُمَّ یُؤْمَرُ بِهِمْ إِلَی جَهَنَّمَ؛[۶۷] ترجمه؟؟؟؟؟.»
چگونه است که نسبت به نمازهای خویش بیاعتنا باشیم، در حالی که برای مصائب امامی عزاداری میکنیم که در شب عاشورا برای خواندن چند رکعت نماز، درخواست کرد که جنگ را به تأخیر بیندازند.[۶۸]
فراموشی جایگاه رسالت مداحی، سبب شده است بعضی ذاکران اهلبیت(علیهم السلام) از وظیفهی اصلی خویش غافل شده و فرع را جایگزین اصل کنند و تا نیمههای شب به سینهزنی و روضهخوانی مشغول شوند و حتی عامل قضا شدن نماز صبح تعدادی از عزاداران گردند، در حالی که وظیفهی مداح این نیست که در هر زمانی، حتی نیمههای شب به عزاداری مشغول شود و با دعوت در هر مجلسی، به ذکر مصیبت بپردازد، لذا سزاوار است از باب امر به معروف و نهی از منکر در مجالس عزاداری این چنینی شرکت نکنند. علاوه بر اینکه در سیرهی اهلبیت(علیهم السلام) و بزرگان دین، مشاهده نشده که در چنین عزداریهایی شرکت کنند، به غیر از شبهای قدر که سفارش شده شب را زودتر به خواب روند تا از فیض نماز شب و مراسم احیای آن محروم نشوند.
استفتاء:
سؤال: اگر بعضی از واجبات از مکلّف به سبب شرکت در مجالس عزاداری فوت شود، مثلاً نماز صبح قضا شود، آیا بهتر است بعد از این در این مجالس شرکت نکند یا اینکه عدم شرکت او باعث دوری از اهلبیت(علیهم السلام) میشود؟
جواب: بدیهی است که نمازِ واجب، مقدم بر فضیلت شرکت در مجالس عزاداری اهلبیت(علیهم السلام) است و ترک نماز و فوت شدن آن به بهانهی شرکت در عزاداری امام حسین(علیه السلام) جایز نیست؛ ولی شرکت در عزاداری، به گونهای که مزاحم نماز نباشد، ممکن و از مستحبات مؤکّد است.[۶۹]
تفکیک جلسات جشن و روضهخوانی
مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «البته امروز یک نکتهای در جلسهی ما وجود داشت که این نکته، نکتهی مُستَحسنی است. من در این سالهای طولانی، خیلی اوقات به برادران مداح که اینجا میخواندند، این اعتراض را میکردم که جلسهی جشن و مولودی را تبدیل میکردند به مجلس عزاداری؛ مفصّل روضه خواندند و اشک گرفتند! هر چیزی به جای خودش. به شما میگویند مداح. مداح؛ یعنی چه؟ شاخصهی اصلی شما مداحی است، نه روضهخوانی. روضه بخوانید، بنده طرفدار روضهخوانیام، خودم هم روضهخوانم. این جور نیست که در مجلس مولودیخوانی ائمه(علیهم السلام) هم حتماً باید یک روضهای خوانده شود، یک دمی داده شود، یک اشکی گرفته شود؛ هیچ لزومی ندارد. بگذارید عواطفی که مردم نسبت به ائمه(علیهم السلام) دارند، در خارج این جور وانمود نشود که منحصر است در قضیهی گریه و سینهزنی و عزاداری؛ عزاداری به جای خود، مدیحه و مولودیخوانی و شادی هم به جای خود؛ اینها را نباید با هم مخلوط کرد.»[۷۰]
اصرار بر گریهی بلند
مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «اینکه آقایان مداحها و روضهخوانها اصرار میکنند که بلند گریه کنید، لزومی ندارد؛ خوب، آرام گریه کنید. وقتی میخواهند سینه بزنند، اصرار بر اینکه «صدا، صدای این جمعیت نیست.»؛ یا وقتی مردم میخواهند صلوات بفرستند، اصرار بر اینکه «صلوات، صلوات این جمعیت نیست.»! شما بخواهید مردم صلوات بفرستند، ولو توی دلشان. گرم شدن مجلس به این شیوهها، اصل نیست؛ کاری کنید که دلهای مستمع را در اختیار بگیرید. دل مستمع وقتی در اختیار شما آمد، مقصود حاصل است؛ اگر آهسته هم گریه کند، باز مقصود حاصل است.»[۷۱]
خواندن مطربی
در عزای اهلبیت(علیهم السلام) هر کسی میتواند در مدح معصومین(علیهم السلام) شعر گفته و مداحی کند و با مدح آنان، محبت و علاقهی خود را نسبت به آنان ابراز کند؛ اما در برگزاری عزاداری در انظار عموم مردم، باید از مداحانی استفاده شود که دارای پیشینهی خوبی باشند.
متأسفانه موارد اندکی در مجالس اهلبیت(علیهم السلام) از افرادی استفاده شده که در مجالس لهو و لعب به ترانهخوانی معروف هستند. مؤمنین باید نسبت به این مسئله حسّاس بوده، برای جلوگیری از آن، نهی از منکر کنند.
فصل سوم: آسیبهای شکلی
تقلید از آهنگهای مبتذل
پیشرفت تکنولوژی و کثرت سبکهای متعدد سبب شده تا عزاداری اهلبیت(علیهم السلام) گاه از سبک سنّتی فاصله گرفته، به عزاداری پیشرفته و یا به تعبیر دیگر، عزادرای کلاسیک سوق پیدا کند که نه تنها از قوت محتوایی آن کاسته شده؛ بلکه از آهنگها، وسایل و سبکهایی استفاده میشود که استفاده از آنها در شرع مقدس منع و یا مکروه اعلام شده است؛ اما متأسفانه احساسات کاذب بعضی مداحان یا هیئتگردانان سبب شده برای توجیه کار خویش، آن را حمل بر عشق و ارادت بسیار به ائمهی اطهار(علیهم السلام) کنند.
سؤال اساسی اینکه: چگونه میشود از آهنگهایی که اهلبیت(علیهم السلام) ما را از شنیدن آن نهی کردهاند، در مجالس عزای آنان استفاده کرده، آن را عشق و ارادت به اهلبیت(علیهم السلام) بدانیم؟ جوانی که با آهنگهای مبتذل غربی آشنا باشد - ولو یک بار در چنین مجالس عزاداریی شرکت کند - چه تصوری از دین میتواند داشته باشد؟ آیا این گونه تقلیدپذیری از ابتذال، سبب جذب این دسته از افراد به دین میشود؟ بر فرض که سبب جذب به دین شود، چگونه میتوان به آنان تفهیم کرد که آهنگهای مبتذل غربی حرام بوده و باید از آنها فاصله بگیرد؟ اینکه بزرگان دین تأکید دارند که عزاداریها را به صورت سنّتی انجام دهید، برای همین تقرّب بیشتر مردم به دین است. [۷۲]
تأکیدات مکرّر مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در این سالهای اخیر (سال 84[۷۳] ، 86[۷۴]، 87[۷۵] ، 89[۷۶]، 90[۷۷]) حاکی از اهمیت این مسئله است. از جمله ایشان میفرمودند: «حالا گیرم که چهار نفر را هم جذب کند. نه، آهنگ باید سنگین، متین و متناسب با محتوایی باشد که شما دارید عرضه میکنید. خدای نکرده به سمت آهنگهای حرام و آهنگهایی که گناه است، سوق پیدا نکند. این هم خیلی نکتهی اساسی و مهمی است. هر شعری، هر تصنیفی، هر ترانه و آهنگی که خوانده شد، قابل تقلید نیست. چیزهایی هست که خودش فی نفسه حرام است. اگر چنانچه وارد عرصهی مداحی و بیان حقیقت و بیان خدا و پیغمبر شد، آن وقت حرمتش دو برابر خواهد شد. بنابراین، آهنگ هنرمندانه و خوب و متناسب و شعر خوب و صدای خوش و شاید از همه بالاتر، دل پاک و مطهر و بااخلاص مداح محترم، لازم و مهم است.»[۷۸]
استفتاء:
سؤال: آیا استعمال آلات موسیقی در دستههای عزاداری، جایز است؟
آیت الله خامنهای: استفاده از آلات موسیقی، مناسب با عزاداری سالار شهیدان(علیه السلام) نیست و شایسته است مراسم عزاداری به همان صورت متعارفی که از قدیم متداول بوده، برگزار شود.[۷۹]
آیت الله تبریزی: جایز نیست.[۸۰]
آیت الله فاضل لنکرانی: استعمال آلات لهو و لعب مطلقاً حرام است.[۸۱]
فصل چهارم: آسیبهای اخلاقی
هر کسی در هر شأن و لباس و اعتباری که قرار دارد، در معرض خطرات اخلاقی مربوط به خویش است که ما در این فصل به تناسب موضوع، چند مورد از رذایل اخلاقی مرتبط با مداحان را ذکر میکنیم:
غرور و تکبر
گرچه صدای خوب، از جمله نعمتهای خدادای است؛ اما اگر در مسیر صحیح قرار نگیرد، خطر نهادینه شدن رذایل اخلاقی، از جمله غرور و تکبر انسان را تهدید میکند. امام سجّاد(علیه السلام) فرمود: «رُبَّ مَغْرُورٍ مَفْتُونٍ یُصْبِحُ لَاهِیاً ضَاحِکاً یَأْکُلُ وَ یَشْرَبُ وَ هُوَ لَا یَدْرِی لَعَلَّهُ قَدْ سَبَقَتْ لَهُ مِنَ اللَّهِ سَخَطَهی یَصْلَی بِهَا نَارَ جَهَنَّمَ؛[۸۲] ترجمه؟؟؟؟؟.»
صداها در زیبایی مساوی نبوده، بعضی از صدای بهتری برخوردارند که اگر مراقبت از نفس نباشد، سبب خودبرتربینی کاذبی میشود که شخص خود را از دیگر مداحان بالاتر میداند. صدای خوب، فرع بر اخلاص و تقواست که متأسفانه گاهی این مسئله مورد غفلت واقع میشود و هدف اصلی از مدح اهلبیت(علیهم السلام) در حاشیه قرار گرفته، تصور میکنند که کار خوب و افضل اعمال، داشتن صدای زیبا و اشک گرفتن است.
قرآن کریم در دوری از چنین خطرات اخلاقی با ظرافت خاصی هشدار میدهد: >قُل هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً * الَّذینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاهی الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً<[۸۳]؛ «بگو: آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین (مردم) در کارها، چه کسانی هستند؟ * آنها که تلاشهایشان در زندگی دنیا گم (و نابود) شده؛ با این حال میپندارند کار نیک انجام میدهند!»
خداوند معیار ارزشگذاری انسانها را تقوا و اخلاص معرفی کرده است و میفرماید: >إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ<[۸۴]؛ «گرامیترین شما نزد خداوند، باتقواترین شماست.» که این امر جز با مراقبت نفس، حاصل نخواهد شد.
ریا
ریا در مداحی آن است که نیّتش از مدح اهلبیت(علیهم السلام)، نشان دادن خود باشد. مثلاً به مستمعین بهفماند که چه اشعار زیبایی را برای خواندن انتخاب کرده و یا با چه لحن و صدای زیبایی شعر میخواند، و یا به همراهان نشان دهد که چه جمیعیت زیادی در مجلس وی حاضر شدهاند و...
بنابراین، مداحانی که بیشتر در معرض چنین انحرافی هستند، باید توجهشان به وساوس شیطانی بیشتر بوده، سزاوار است که قبل از برگزاری عزاداری، برای رهایی از این رذیلهی اخلاقی، به خود اهلبیت(علیهم السلام) توسل کنند.
تعریف از خود یا میزبان
یکی دیگر از آسیبهای اخلاقی مداحان، تعریف و تمجید بیش از حد از بانیان و میزبانان مجلس است. متأسفانه چنین کسانی هم قصد حفظ جایگاه شخصیتی خویش را دارند و هم میخواهند توجه بیشتر بانیان را به خود جلب کنند؛ که هر دو امر با اخلاص مداح ناسازگاری دارد.
فصل پنجم: آسیبهای مداحی و عزاداری زنان
حرکت عاشورایی حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) از مدینه به کربلا، و سرپرستی اسرا و عزاداریهای حضرت در جریان پس از کربلا سبب شده که نه تنها مردان؛ بلکه زنها نیز به خیل عظیم کاروان حسینی پیوسته، در با شکوهتر شدن عزاداریها نقش مهمی را ایفا کنند و در مبارزه با ظلم و استکبار وقت، دوشادوش مردان تلاش نمایند، به گونهای که در طول قرون متمادی و خصوصاً دوران دشوار مبارزه با طاغوت در عصر حاضر، همین مجالس عزاداری زنان در زنده نگهداشتن روح حسینی و تفکر پیروزی خون بر شمشیر و یکی از عوامل مهم پیروزی انقلاب اسلامی ما به شمار میرود.
مردان و زنان میتوانند در عزای خاندان اهلبیت(علیهم السلام) شرکت کرده، مجالس عزا به پا کنند؛ اما امروزه شرکت در مجالس عزادری و در مواردی برگزاری مرثیهخوانی زنان با آسیبهای جدیی مواجه شده که لازم است در این فصل به نکاتی از آن موارد اشاره شود.
اختلاط
اهتمام شرع مقدس به حفظ حریم زن و مرد نامحرم و دوری از اختلاط آنها، خصوصاً در مجالس عزا و محیطهای مقدس، حساسیت امر را دو چندان میکند که به دلیل عدم برنامهریزی مناسب در تفکیک زن و مرد و نیز عدم آگاهی مردم به احکام شرع مقدس در حفظ این حریم، برخی شرکت کنندگان در مجالس عزاداری، به این امر به صورت سطحی نگریسته و مرتکب بعضی از معاصی میشوند.
استفتاء:
سؤال: حرکت زنان با وضع نامناسب به دنبال هیئتهای عزاداری که موجب بروز گناهان و آلودگیهایی میشود، چه صورتی دارد؟ برای عزاداری بانوان چه روشی را توصیه میفرمایید؟
جواب: عزاداری خامس آل عبا و سایر معصومین(علیهم السلام) از افضل قربات است؛ ولی مردان و زنان باید طوری رفتار کنند که آمیخته با خلاف شرع نشود.[۸۵]
مرثیهخوانی زنان
اسلام نسبت به شخصیت زن با حساسیت ویژهای سخن میگوید. با توجه به اینکه اسلام از ظرافت خلقت وجودی زن آگاه است، به تمام ابعاد شخصیتی وی توجه داشته، احکام و آداب خاصی را برای زندگی فردی و جمعی آنان بیان کرده است که از جملهی آنها، آداب سخن گفتن و مواجهه با نامحرمان است. قرآن کریم صراحتاً به زنان پیامبر اکرم- دستور داده که مبادا به گونهای سخن بگویید که انسانهای مریض القلب نسبت به شما طمع کرده و با نگاه آلوده به شما بنگرند: >یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً<[۸۶]؛ «ای همسران پیامبر! شما اگر پرهیزکاری پیشه کنید [از نظر منزلت و موقعیت] مانند هیچ یک از زنان نیستید، پس در گفتار خود، نرمی و طنّازی [چنانکه عادت بیشتر زنان است] نداشته باشید، تا کسی که بیماردل است، طمع کند، و سخن پسندیده و شایسته گویید!»
گاهی مداحی زنان مستلزم تغییر صدا و ایجاد حزن است و این مسئله حساسیت امر را دو چندان میکند، به خصوص مولودیخوانی زنان، که باید در نهایت پنهانی- بدون آنکه شنوندهی نامحرمی را به خود جذب کند - انجام شود.
استفتاء:
سؤال: مرثیهخوانی یا مداحی زنان با بلندگو، به طوری که هر شنوندهای را جذب میکند، چه صورت دارد؟
جواب: جایز نیست.[۸۷]
فصل پایانی
سوگواری برای اموات
عزاداری برای اموات منحصر به زمان خاصی همانند شهادت ائمه(علیهم السلام) نیست؛ بلکه امکان دارد در یک هفته چند مجلس عزا برگزار شود که صاحبان عزا با دعوت مداح، قصد اقامهی عزا را داشته باشند. مداح که یکی از ارکان برگزار کنندهی این مجالس به شمار میآید، سزاوار است با انگیزهای الهی از این مجالس استفادهی ارزشی داشته باشد و با انتخاب اشعار پندآموز اعتقادی و اخلاقی مناسب، سعی در آشنا کردن مردم با زلال معرفت الهی و نیز توجه دادن آنان به آخرت داشته باشد.
حضور ائمه(علیهم السلام) در مجالس عزا
بعضی مداحان در وقت روضه میگویند: «هم اکنون ائمه در مجلس ما حضور دارند.» به خصوص وقتی که روضهی حضرت عباس(علیه السلام) خوانده میشود، حضور حضرت ولیعصر(علیه السلام) را از مسلمات میدانند. اگرچه این مسئله حاکی از اخلاص و اعتقادات راسخ مداح باشد؛ اما هیچ مبنای دینی و روایی برای این مسئله وجود ندارد که حتماً اهلبیت(علیهم السلام) در مجالس عزا شرکت میکنند.
بهتر است مداح به جای حضور ائمه(علیهم السلام)، به نظر و توجه خاص ائمه(علیهم السلام) به مجالس عزا توجه دهد، مثلاً بگوید: «هر جا روضهی ائمه(علیهم السلام) خوانده شود، اهلبیت(علیهم السلام) به آن مجلس نظر و توجه میکنند.» که این بیان با مسلمات دینی ما (قرآن و روایات) هماهنگی کامل دارد.
سؤال: برخی مداحان در ضمن روضه اظهار میدارند که یکی از معصومین(علیهم السلام) در جلسه حضور دارند، آیا حضور ائمه(علیهم السلام) به صورت محسوس، آن گونه که آنها اظهار میکنند، ممکن است؟
آیت الله فاضل: خیر، صحیح نیست.[۸۸]
آیت الله سیستانی: چنین کلماتی اعتبار ندارد.[۸۹]
روش صحیح مداحی
اگر آسیبهای بیان شده در مداحی را از مداحی اصیل و سنّتی منزّه و جدا کنیم، عملاً به مداحی و مجلسی که مطلوب شارع مقدس است، خواهیم رسید که عبارت است از:
۱. استفاده از اشعار و روضههای متقن نقل شده در کتب معتبره؛
۲. استعمال اشعاری با محتوایی متضمن معارف اسلامی، اعم از نکات اخلاقی، تربیتی، فضایل و مناقب اهلبیت(علیهم السلام) و به دور از هرگونه الفاظ غلوّآمیز و پرهیز از اهانت به دیگر فِرَق اسلامی و تفرقهافکنی؛
۳. تولید سبکهای سنگین و اصیل مداحی و پرهیز از هرگونه تقلید آهنگهای مبتذل؛
۴. پرهیز از بیان خوابها و داستانهای نامعتبر در روضهها و استفاده از منابع قوی؛
۵. طولانی نشدن جلسات، به ویژه شبها؛
۶. تعطیل کردن مراسم در وقت نماز؛
۷. اخلاص در مداحی و دور بودن از هرگونه انگیزههای مادی و دنیوی.
بخش سوم: آسیبهای عزاداری
پیشینهی عزاداری
«عزاداری در اسلام سابقهای دیرین دارد و از اخبار بر میآید که پیامبر- نیز آن را تأیید کرده، در برگزاری آن همت میگماشت. ابن هشام مینویسد: بعد از تمام شدن جنگ اُحد، وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به خانهی خود میرفت، عبورش به محلهی بنیعبدالاشهل؟؟؟؟ و بنیظفر افتاد و صدای زنان آنها ـ که بر کشتگانشان گریه میکردند ـ به گوش آن حضرت خورد و موجب شد که اشک بر صورت حضرت نیز جاری گردد و در پی آن بفرماید: ولی کسی نیست که بر حمزه بگرید!
سعد بن معاذ و اسید بن حضیر (رؤسای قبیلهی بنیعبدالاشهل) پس از آگاهی از این موضوع، زمانی که به خانههای خود باز گشتند، به زنان قبیلهشان دستور دادند که لباس عزا بپوشند و به درِ مسجد بروند و در آنجا برای حضرت حمزه(علیه السلام) اقامهی عزا و ماتم کنند. وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) صدای گریهی آنها را شنید، از خانهی خویش - که جنب مسجد بود - بیرون آمد (از آنها سپاسگزاری کرد و) فرمود: به خانههای خود بازگردید، خدایتان رحمت کند!
با شهادت امام حسین(علیه السلام) و یارانش در محرم ۶۱ عزاداری وارد مرحلهای جدید شد و در گسترهای وسیعتر از جهان اسلام برگزار گردید. با این تفاوت که دیگر تنها گریه و ندبه برای از دست دادن عزیز یا عزیزان نبود؛ بلکه از یک سو به ابزاری قاطع برای مبارزه با ستمگران و غاصبان تبدیل شد و از سوی دیگر، تبیینکننده، حافظ و حامل اسلام راستین گردید. از این رو، ائمهی طاهرین(علیهم السلام) در اقامه و اشاعهی آن از هیچ کوششی دریغ نکردند، چنان که خانوادهی امام حسین(علیه السلام)، همچون زینب و امّ کلثوم و امام سجاد(علیهم السلام) برای شهدای کربلا به نوحهسرایی پرداختند، به طوری که کوفیان - که در قتل امام حسین(علیه السلام) و یارانش نقشی مستقیم داشتند - در کوی و بازار عزاداری میکردند.»[۹۰]
بنابراین، این سبک عزداریها از زمان پیامبر اکرم- وجود داشته است؛ اما کیفیت و گسترش آن از زمان شهادت حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) بوده و با عزاداری اهلبیت(علیهم السلام) رنگ و بوی دیگری به خود گرفت، به گونهای که در هر جا صدای ناله و عزا بلند شد و امروزه این صدای قیام برای عدالتخواهی و مبارزه علیه ظلم در قالب عزاداری بر سیدالشهدا(علیه السلام)، نه تنها در کشورهای اسلامی؛ بلکه از کشورهای کفر نیز به گوش جهانیان میرسد.
آسیب های عزاداری
انقلاب اسلامی که برگرفته از اندیشهی ناب اسلامی و حاکی از عقیدهی راسخ به دین مبین اسلام است، سبب شده تا دشمنان دست پلید خود را به سمت این مجالس دراز کرده و به فکر ضربه زدن به آن با روشهای مختلفی برآیند و به سخیف کردن و آسیب رساندن به مجالس دینی بپردازند. آسیبهایی که نتیجهاش سُست کردن عقاید شیعه و بیاعتنایی به مسائل شرعی را به همراه دارد. در این بخش، سعی شده انواع آسیبهای عزاداری را در چند دستهی اجتماعی، عقیدتی و جسمانی تقسیم کرده، به شرح هر یک بپردازیم.
فصل اول: آسیبهای اجتماعی
فاصله گرفتن از مسجد و منبر
عشق و علاقه به خاندان اهلبیت(علیهم السلام) سبب شده است در ماه محرم و صفر هر کسی به وسع توان خود، سعی در برپایی هرچه با شکوهتر مراسم عزاداری داشته باشد و ارادت خود را به خاندان اهلبیت(علیهم السلام) به نوعی نشان دهد؛ اگرچه این کار قابل ستایش و دارای اجری فراوان است؛ اما آسیب نهفتهای در این مسئله وجود دارد و آن اینکه با زیاد شدن خیمههای عزا، عملاً شاهد فاصله گرفتن مردم از مساجد هستیم، در حالی که ائمه(علیهم السلام) سعی در سوق دادن مردم به حضور پررنگ در مساجد داشتند.
ایستگاههای صلواتی نیز از جمله مکانهایی هستند که امروزه در ایام محرم به وفور در کنار مساجد و کوچهها سر برافراشتهاند که سبب شده جوانها به جای کسب معارف الهی در مساجد، به سمت این ایستگاهها سوق پیدا کنند.
پیامبر اکرم- فرمود: در روز قیامت سه چیز به خدا شکایت میکنند: قرآن، مسجد و عترت (من). قرآن میگوید: پروردگارا! مرا سوزاندند و در هم کوبدند. مسجد میگوید: پروردگارا! مرا تعطیل کردند و ضایع نمودند. عترت میگوید: پروردگارا! ما را کشتند و طرد کردند و آواره ساختند.[۹۱]
بنابراین، برای بهرهمندی از برکات مسجد و منبر، سزاوار است که اقلاً مراسم عزاداری در خیمهها و تکیهها را بعد از اتمام عزاداری مساجد برگزار کنند.
استفتاء:
سؤال: در خصوص دستهجات عزاداری حضرت ابا عبدالله(علیه السلام) مواردی رؤیت میشود که به نحوی مقدمهی فساد محسوب میشود و مردم به خاطر نگاه کردن به این دستهجات، مساجد را خالی گذاشته و بالطبع اختلاط زن و مرد صورت گرفته و منجر به یک رشته مفاسد اجتماعی میگردد. نظر مبارک در مورد این قبیل مراسمها چیست؟
جواب: مراسم عزاداری سیدالشّهدا(علیه السلام) از بزرگترین شعائر دینی است و جلوی بسیاری از توطئههای دشمنان را میگیرد، و هرگز نباید تعطیل شود؛ ولی جلوی سوءاستفادهها را باید گرفت و باید به مردم گوشزد نمود که مساجد را خالی نگذارند و نماز جماعت را در مساجد به موقع فراموش نکنند، و بحمداللّه در این سالها در مراسم عزای حسینی، نماز جماعت احیا شده است.[۹۲]
عدم رعایت حقوق وقف و بیتالمال
یکی دیگر از آسیبهای عزاداری، تصرفاتی است که در مال وقفی انجام میشود. گاهی برای سیاهپوش کردن مساجد و حسینیهها به دیوارهای آن میخ میکوبند و گاه برای خواندن زیارت و ادعیه، کُتبِ ادعیهی وقف شده را از مساجد به حسینیهها و تکایا میبرند و حتی برای پختن غذا و دیگر کارها مثل روضهخوانی و مداحی، ظروف غذا و بلندگوهای وقف شده را از محل خود خارج میکنند، در حالی که شرع مقدس از انجام این اعمال به شدت نهی کرده است.
حکم فقهی:
مسأله: فرشی را که برای حسینیه وقف کردهاند، نمیشود برای نماز به مسجد ببرند؛ اگرچه آن مسجد نزدیک حسینیه باشد و اگر ندانند آن فرش مخصوص حسینیه است یا نه؛ باز بردن آن به جای دیگر صحیح نیست. همچنین سایر اموال وقف، حتی مهر نماز مسجدی را به مسجد دیگری نمیتوان برد.[۹۳]
مسأله: اگر مسجد را برای روضهخوانی چادر بزنند و فرش کنند و سیاهی بکوبند و اسباب چای در آن ببرند، در صورتی که این کارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود، اشکال ندارد.[۹۴]
استفتاء:
سؤال: اکثر هیئتهای محلی که به مدت ده روز برگزار میشوند، جهت چراغانی جلوی تکیه یا هیئت از برق اصلی شهر انشعاب گرفته و استفاده میکنند. حکم شرعی آن چیست؟
جواب: اگر با مجوز قانونی باشد، اشکال ندارد؛ اما باید وجه برق را بپردازند؛ اما اگر بدون مجوز باشد، اصل کار خلاف است و موجب ضمان هم هست؛ یعنی هزینهی برق مصرفی را باید بپردازند. عزادار سید و سالار شهیدان به هر حال قانون نظام اسلامی را رعایت میکند و نسبت به این حقوق عمومی و بیتالمال هم مواظبت دارد.[۹۵]
کمرنگ شدن منبر و وعظ
از زمان میزرای شیرازی که فتوای حرام بودن تنباکو، اعلام شد دشمنان دین به قدرت معنوی مراجع تقلید و علمای دین آگاه شده و تا کنون با شیوه های مختلفی درصدد ضربه زدن و ایجاد شکاف بین مردم و علما شدند که پس از گذشت چندین دهه و تلاش های مستمر معاندان دین، امروزه شاهد این فاصله و شکاف هستیم بگونه ای که متولیان امر با بهانه های واهی از دعوت علما در بعضی از عزاداری اهل بیت ع جلوگیری کرده و تنها به ذکر مصیبت و سینه زنی و زنجیر زنی توسط مداح بسنده می کنند.
در حالی که اگر نقش مساجد و منبرها در هدایتآفرینی و گسترش معارف دینی کمرنگ شود، بسیاری از مردم، به ویژه جوانان از هدف اصلی برپایی مجالس عزاداری غافل و بینصیب میمانند، لذا بسیار دیده شده که جمعیت حاضر در جلسات سخنرانی بسیار کمتر از زمانی است که مداح به جلسه وارد میشود و عزاداری میکند.
«متأسفانه عامهی مردم بیش از شنیدن سخنان عالمانه و مباحث علمی، میل به شنیدن نغمههای حزین دارند و ذکر مصیبت را مهمتر از بیانات علمی دربارهی امام حسین(علیه السلام) میدانند. به همین دلیل، به مرور زمان حضور عالمانهی خطیبان هر روز کمرنگتر میشود و در عوض سوگخوانان هر روز سهم بیشتری از این مجالس را میگیرند.»[۹۶]
مدت زمان تبلیغ طلاب و اهل علم در ایام محرم، رمضان، فاطمیه و... بسیار محدود است و بسیاری از افراد (اعم از زن و مرد) که و طالب کسب احکام دین هستند، تنها در همین ایام به اهل علم دسترسی مستقیم دارند و عدم حضور علما در مجالس عزا، به نوعی در جهالت نگهداشتن مردم و دور کردن آنان از احکام دین است، در حالی که هدف از قیام سیدالشهدا(علیه السلام) و برگزاری مجالس عزا، آشنا کردن مردم با معارف دین و احکام اسلامی و نیز دور کردن آنان از جهل و گمراهی است.
بنابراین، عدم دعوت روحانی برای بیان احکام شرعی و معارف دینی، در حقیقت برخلاف اهداف قیام کربلاست که آن مردم به دلیل روی آوردن به پوستهی دین، و نه حقیقت دین، از مسیر ائمه(علیهم السلام) راه کج کردند و به اسم دین، فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را مرتدّ و خارجی خواندند و ریختن خون او را بر خود واجب دانستند.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) میفرمایند: «إِلَی اللَّهِ أَشْکُوا مِنْ مَعْشَرٍ یَعِیشُونَ جُهَّالاً وَ یَمُوتُونَ ضُلَّالاً؛ به خدا شکوه و ناله میکنم از گروهی که جاهلانه زندگی میکنند و در گمراهی میمیرند.»
بنابراین، لازم است متولیان امور هیئتها و مساجد، با دعوت از روحانیون بصیر، زمینهی حداکثری را برای ابلاغ و بیان احکام دین و هدایتگری به وجود آورند و از اکتفا کردن به سینهزنی و زنجیرزنی (بدون بیان احکام الهی و معارف دین)، خودداری کنند. همچنین از دعوت افراد غیر روحانی که به ظاهر در سخنرانی دارای اسم و رسمی شدهاند، خودداری کنند؛ چراکه این کار مستلزم این است که گاهی بیان معارف اسلامی به دست کسانی بیفتد که دین را بر مبنای هوا و هوس خویش تفسیر به رأی میکنند. متأسفانه امروزه ظهور فرقههای انحرافی در جامعه، حاصل چنین فاصلههایی است.
استفتاء:
سؤال: آیا تشکیل مجلس فقط به صورت مداحی و بدون استفاده از ارشادات خطبا، جایز است؟
جواب: باید از این کار جداً پرهیز کرد؛ چراکه اهداف مقدس امام حسین(علیه السلام) را به خطر میاندازد. به علاوه، مردم بسیاری از اصول و فروع و تعلیمات اسلام و ارزشهای والای آن را در این مجالس از خطبا فرا میگیرند و گاه در غیر این مجالس، برای آنها ممکن نیست.[۹۷]
تداخل عزاداری با وقت نماز
وقت نماز ظهر عاشورا فرا رسید. امام حسین(علیه السلام) به «زهیر بن قین» و «سعید بن عبدالله» امر کرد که با نصف کسانی که باقی مانده بودند، پیش روی آن حضرت بایستند. آنگاه حضرت با سایر اصحاب، نماز خوف خود را خواند. در این هنگام تیری به طرف حضرت آمد، سعید بن عبدالله به پیش آمد و خود را سپر امام حسین(علیه السلام) نمود، و همچنان استوار ایستاد و تیرها را به جان خرید، تا اینکه بر اثر شدّت جراحات به زمین افتاد...، سپس به شهادت رسید.[۹۸]
قیام امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا اعلانی بر اصل بودن نماز و فرع بودن جنگ بود که متأسفانه در بعضی از عزاداریها، با وجود شنیدن بانگ اذان، شاهد بیاعتنایی عملی به این مسئله هستیم و مداحان به جای اتمام مجلس عزا، همسو با جمعیت به عزاداری پرداخته و از تذکر عادی به متصدیان امر، برای اتمام عزاداری و اقامهی نماز اول وقت نیز دریغ میورزند.
شهید مطهری(رحمت الله علیه) میفرماید: تمایل مخاطب عام بیشتر به مطالبی است که در جهت تأیید و امید بخشیدن به او و مطابق ذوق و سلیقهی او باشد، نه در جهت اعتراض و اصلاح و فرهنگسازی، لذا مداح باید خود را از این آفت بر حذر دارد. مثلاً مداح، خود مقید به نماز اول وقت است؛ ولی وقتی در یک جوّ خاص که به عزاداری بیش از نماز اهمیت میدهند، قرار میگیرد، نه خود نماز اول وقت میخواند و نه دیگران را امر به معروف میکند و از یک تذکر عادی و دوستانه ابا دارند و ترجیح میدهند همه چیز را به امام حسین(علیه السلام) بسپارند.[۹۹]
استفتاء:
سؤال: در ایام سوگواری ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) نماز مقدم است یا عزاداری؟
جواب: بهتر آن است که نماز را مقدم دارند، همانطور که امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا هنگام ظهر، نماز ظهر اقامه کردند.[۱۰۰]
پیراهن کندن برای سینهزنی
احساسات و هیجاناتی که در جوانان وجود دارد، بر هیچ کس پوشیده نیست، خصوصاً اگر این عواطف و احساسات، در راه هدف مقدسی مثل عزاداری برای خاندان اهلبیت و اصحاب کربلا قرار گیرد که طبعاً به هر شیوهای که باشد، تمایل دارند این احساسات و هیجانات را به گونهای تخلیه کنند، لذا در عزاداریها گاه فریاد زده و گاهی بدون پیراهن میشوند و این برهنگی را نه در محیط بسته؛ بلکه حتی در محیطهای باز و مکانهای عمومی نیز به نمایش میگذارند و طبیعی است که در اغلب عزاداریها، خانمها نیز شرکت دارند و برهنه شدن در برابر نامحرمان - اگرچه برای عزاداری باشد - عامل سوءاستفاده و کم حیایی افراد جامعه و دستاویزی برای دشمنان دین خواهد شد.
مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) به برخی از مداحان توصیه میفرمودند که در عزاداریها برهنه نشوند. اگر نامحرمانی نیستند، اگر مسئلهی سویی بر آن مترتب نیست، دشمنان سوءاستفاده نمیکنند... مثلاً یک جمع محدودی هستند، فیلمبرداری هم نمیکنند، فقط مردان هستند، حالا پیراهن را از تن درآوردند و سینه میزنند...؛ اما به طور کلی توصیهی ایشان این است که در عزاداریهای مردها برهنه نشوند؛ چرا؟ چون ممکن است هم در معرض دید نامحرمان باشند و هم دشمنان باز از این مسئله سوءاستفاده کنند برای تبلیغ علیه مکتب اهلبیت(علیهم السلام).[۱۰۱]
استفتاء:
سؤال: مردانی هستند که هنگام عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) لخت میشوند، در حالی که در مجلس زنان نیز حضور دارند. میخواستم بدانم حکم مسئله چیست؟ و حتی اگر مجلس مردانه نیز باشد، در آن صورت حکم چیست؟
جواب: برهنه شدن هنگام سینهزنی؛ اگر در مقابل نامحرم باشد، حرام است و در غیر این صورت نیز؛ چون سبب وهن است، بنا بر احتیاط باید ترک شود؛ ولی باز گذاشتن کمی از جلوی سینه برای سینه زدن یا کمی از پشت برای زنجیرزنی، مانعی ندارد.[۱۰۲]
قلاده به گردن انداختن
استفتاء:
سؤال: آیا جایز است در عزاداریها قلاده به گردن آویزان کنند؟
جواب: هر کاری که در عزاداریها، مثل (قلاده) باعث وهن مذهب شود یا دشمنان از آن سوءاستفاده کنند، اشکال دارد و باید ترک شود.[۱۰۳]
هروله کردن هنگام سینهزنی
استفتاء:
آیا هروله کردن در سینهزنی صحیح است یا خیر؟
جواب: انجام چنین حرکاتی در شأن عزاداری سیدالشهدا(علیه السلام) که از افضل قربات محسوب میشود، نیست.[۱۰۴]
گِلی کردن خود در عزاداری
در بعضی مناطق روز عاشورا سر یا بدن را گِل میمالند یا کاه بر سر میریزند که نشان دهند عزادار هستند. اگر این کار به حدی برسد که سخیف یا زشت باشد و طرف انگشتنما شود، یا اینکه دشمنان از این عمل علیه مکتب و پیروان اهلبیت(علیهم السلام) سوءاستفاده کنند و موجب وهن مکتب باشد، حرام است. بنابراین، اگر در حد سادهای باشد که به آن مراتب نرسد و طرف صرفاً خود را عزادار نشان دهد، این اشکالی ندارد؛ اما اگر در حدی باشد که طرف یا انگشتنما میشود و زشت و سبک است، یا موجب وهن باشد، این جایز نیست.[۱۰۵]
تحت الشعاع قرار گرفتن عزاداری
افراط و تفریط در تمام مسائل زندگی مطرود دین است و مقبول جامعه نبوده، همهی عقلا نسبت به این امر مذمّت میکنند. حال اگر افراط و تفریط در مسائل دینی و به خصوص عزاداریها وارد شود، نتیجهاش انزجار عمومی و دوری مردم از عزاداریهاست.
در متون دینی ما وارد توجه به عزاداریهای دهه محرم و به خصوص روز عاشور تأکید شده است و توجه ائمه(علیهم السلام) نسبت به شهادت امام حسین(علیه السلام)، حاکی از اهتمام آن بزرگواران نسبت به زنده نگهداشتن این عزاداریهاست. امام رضا(علیه السلام) فرمود: «زمانی که ماه محرم میشد، کسی پدرم (امام کاظم(علیه السلام)) را خندان نمیدید.»[۱۰۶] و در روایت دیگری دربارهی امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که حضرت در روز عاشورا رنگش متغیّر و اشک از گونههایش سرازیر میشد.[۱۰۷]
اما امروزه شاهد عزاداریهای متعدد با دهههای مختلف هستیم که با نامهای دههی محسنیه، دههی باقریه، دههی آخر صفر و دهههای دیگر که در آیندهی نه چندان دوری بدان اضافه خواهد شد، هستیم. تعدّد دهههای عزاداری باعث میشود دههی عاشورا که مورد توجه ائمه(علیهم السلام) بوده، تحت الشعاع قرار گرفته و به حاشیه رود و از عظمت آن کاسته شود و این نیز از جمله آسیبهایی است که امروزه در هیئتهای مختلف شاهد آن هستیم و متأسفانه بعضی افراد این کثرت عزادرایها را دستاویزی علیه تشیّع قرار داده، صراحتاً شبهه میکنند که اسلام مخالف نشاط و شادی است و عزاداریهای طول سال را نیز شاهد بر این مسئله عنوان میکنند.
اذیت و آزار دیگران
گاهی افراد فکر میکنند که محبت و علاقهی شیعیان به خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) مجوز مزاحمت برای دیگران میشود، به گونهای که اگر کسانی مریضی داشته باشند و یا کودکی خوابیده باشد، و در این حال مراسم عزا و تعزیه برقرار شود، آن را عیب ندانسته و ایرادی به صدای طبلها و بلندگوها نمیگیرند.
این نکته قابل توجه است که همهی مردم که از ایمان قوی و صبر برخوردار نیستند و چه بسا افرادی هستند که نسبت به این صداها ابراز نگرانی میکنند؛ ولی از باب شرم و یا ترس از تهمت بیدینی آن را بیان نمیکنند، لذا متولیان هیئتها باید به این نکته توجه داشته باشند که در عزاداریها سر و صدا نکرده، بلندگوها را به گونهای تنظیم کنند که از بیرون قطع باشد و یا اگر در فضای باز و حیاط مساجد عزاداری برگزار میکنند، صدای بلندگوها برای همسایهها ایجاد مزاحمت نکند و قابل تحمل باشد.
استفتاء:
سؤال: نظر شریف حضرت عالی نسبت به ادامهی حرکت دستههای عزاداری در شبهای محرم تا نصف شب، همراه با استفاده از طبل و نی چیست؟
جواب: به راه انداختن دستههای عزاداری برای سیدالشهدا و اصحاب او(علیهم السلام) و شرکت در امثال این مراسم، امر بسیار پسندیده و مطلوبی است و از بزرگترین اعمالی است که انسان را به خداوند نزدیک میکند؛ ولی باید از هر عملی که باعث اذیّت دیگران میشود و یا فی نفسه از نظر شرعی حرام است، پرهیز کرد.[۱۰۸]
کثیف کردن کوچه و خیابان
اسلام، دین پاکیزگی است. حضرت رسول- فرمود: «هرچه میتوانید، پاکیزه باشید؛ زیرا خدای متعال اسلام را بر پاکیزگی بنا نهاده و جز انسان پاکیزه، کسی وارد بهشت نمیشود.»[۱۰۹]
این توصیهی حضرت، نه تنها در زندگی شخصی؛ بلکه در زندگی اجتماعی و عزاداریها نیز عمومیت دارد؛ اما متأسفانه اغلب کثیف کردن خیابانها و کوچهها در ایام عزاداری و حواله دادن آن به کارگران شهرداری برای تمیز کردن، امری عادی شده و ریختن ظروف و لیوانهای یک بار مصرف و غیره، زحمات کارگران شهرداری را دو چندان میکند که این کار قطعاً با روح عزاداری و دستورات دین ما منافات دارد.
ایجاد ترافیک در خیابان ها
امروزه تنگ بودن برخی خیابانها، کثرت جمعیت و ماشینها و رعایت نکردن امور ترافیکی برای انتقال بیماران به بیمارستانها - که کوتاهی زمان در این مسئله نقش بسیار مهمی دارد تا بتوان یک بیمار را در کمترین زمان به بیمارستان انتقال داد - مشکلات عدیدهای را به وجود آورده است. ایام عزاداری و ورود دستهجات عزاداری به خیابانها نیز سبب ایجاد ترافیک مُضاعَف شده و این انتقال را با وقفهی دو چندان مواجه کرده که نتیجهاش ایجاد تنفر و بیزاری نسبت به مراسم عزاداری در افراد ضعیف النفس و دستاویزی برای افراد سودجود میشود که لازم است برای این امر، با راهنمایی و رانندگی هماهنگی لازم صورت گیرد تا مسیری را انتخاب نمایند که این مزاحمتها را به وجود نیاورد.
نجس کردن خیابانها
ذبح حیوان و قربانی کردن به عنوان نذر جلوی دستهجات عزاداری، علاوه بر اینکه وجههی شرعی ندارد، مشکلات متعددی را برای مردم و عزاداران به وجود میآورد. بعضی تصور میکنند که اگر ذبح حیوان در منزل، کشتارگاه و غیره انجام شود، مورد توجه خاندان عصمت(علیهم السلام) واقع نمیشود، لذا با وجود نهی، باز به چنین کاری اقدام میکنند که این تفکر نادرست، موجب فاصله گرفتن از احکام عملی و دستورات دین میشود.
تداخل ایام عزاداری با اعیاد
در بعضی از سالها شاهد بودهایم که شهادت بعضی از ائمه(علیهم السلام) و نیز ایام دههی محرم با عید نوروز تداخل کرده و عدهای به احترام خاندان اهلبیت(علیهم السلام) به سوگواری نشسته و نسبت به خانه تکانی، خرید عید، سیزده به در و اعمال مختص به عید نوروز، دوری کرده و در مقابل، عدهای بدون توجه به ایام عزا، به کارهای عید پرداخته، یک سال انتظار خویش برای رسیدن عید را بر هر چیز دیگر مقدم دانسته، به نشاط و شادی میپردازند و توجهی به نگهداشتن احترام عزاداریها نمیکنند.
مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «شما امروز بعد از گذشتن قرنها، مشاهده میکنید که نوروز بهانهای و وسیلهای است برای ارتباط قلبی میان مردم و میان مبدأ عظمت و عزّت؛ یعنی ذات مقدّس باریتعالی. در نوروز ایرانی، حقیقت نوروز یک حقیقت مردمی است؛ مردم به مناسبت نوروز با یکدگر با صفا و محبّت رفتار میکنند، به یکدیگر تبریک میگویند و هدیه میدهند. رسم و سنّت باستانی و پادشاهی، امروز بعد از گذشت سالها و قرنها، در نوروز وجود ندارد.
در ایّام نوروز و تحویل سال نو، شلوغترین و پرازدحامترین مراکز در کشور پهناور ما عبارت است از بارگاههای مقدّس ائمّه و امامزادگان(علیهم السلام). در نیمه شب در این آستان مقدّس رضوی، صدها هزار مؤمن با دلهای پاکیزه، متوجّه مرکز عظمت و قدرت شدند، با خدای خود سخن گفتند، از گردانندهی حالها، گردش نیکوی حالت خود را طلب کردند و مراسم دینی به جا آوردند.
بنابراین، این نوروزی که امروز ما داریم، نوروز باستانی نیست؛ نوروز ایرانی است؛ نوروز ملّت مسلمانی است که از قالب این مراسم کهن، توانسته است برای خود سرمایهای فراهم کند و به سمت هدفهای خود پیش برود... امسال که ایّام نوروز با شهادت بانوی بزرگ جهان اسلام، حضرت فاطمهی زهرا(سلام الله علیها) مصادف است، یقیناً مراسم نوروز نباید هیچگونه منافاتی با تکریم و احترام به نام آن بزرگوار و یاد آن بزرگوار داشته باشد و یقیناً منافاتی پیدا نخواهد کرد.»[۱۱۰]
استفتاء:
سؤال: در مورد کیفیّت برپایی مراسم عزاداری اهلبیت(علیهم السلام) که گاهی با اعیاد باستانی همراه میشود، حکم چیست؟
جواب: در چنین شرایطی بهتر آن است که آنچه آثار شادی و خوشحالی است، اظهار نکنند؛ ولی صلهی رحم و دید و بازدید و خانه تکانی و نظافت و مانند آن مانعی ندارد.[۱۱۱]
فصل دوم: آسیبهای عقیدتی
خرافات
خرافات؛ یعنی باورهای باطل و بیاساس که فاقد مبنای عقلی و شرعی باشد.[۱۱۲]
«امروزه به نوعی شاهد بازگشت برخی برنامهها و تفکرات نادرست در عزاداریها هستیم که به شدت در گذشته تضعیف شده و یا از بین رفته بودند. موضوع خرافات در سه جا بیشتر خود را نمایان ساخته است؛ روضهها و برنامههای مربوط به حضرت زهرا، امام حسین و امام زمان(علیهم السلام). این سه مورد، در مجموع بر آیند تمایزات تفکر کلامی و سیاسی شیعه است و مهمتر از آن، از بار عاطفی و ظرفیت احساساتی قویتری نیز برخوردار است. اگر خوب به هیئتها، دستهها و تکایای تأسیس شده در سالهای اخیر بنگریم، بیشتر نامها به این سه محور مرتبط است. موضوع، انبوه شدن هیئتها میتواند به فراوانی غلوها و خرافهها بینجامد؛ چراکه گاه میان این هیئتها رقابت و چشم و همچشمی وجود دارد و همین مسئله موجب تولید خرافهها و غلو میشود.»[۱۱۳]
اگرچه دستهای پلیدپشت پردهی دشمنان دین، در تولید و گسترش این دسته خرافات را نباید از نظر دور داشت. خرافات، نشستن فرع به جای اصل و جایگزین شدن حواشی به جای متن است. حضرت امیر(علیه السلام) فرمود: «وَ مَا أُحْدِثَتْ بِدْعَهی إِلَّا تُرِکَ بِهَا سُنَّهی فَاتَّقُوا الْبِدَعَ وَ الْزَمُوا الْمَهْیَعَ إِنَّ عَوَازِمَ الْأُمُورِ أَفْضَلُهَا وَ إِنَّ مُحْدِثَاتِهَا شِرَارُهَا؛[۱۱۴] بدعتی ایجاد نمیشود، جز اینکه سنّتی ترک شود. از بدعتها بپرهیزید و ملازم راه هدایت شوید! امور ریشهدار برترین امور و پدیدههای تازهی خلاف حق، بدترین پدیدهها هستند.»
در این قسمت به انواع خرافات مرسوم در عزاداریها به همراه حکم فقهی آن میپردازیم:
استفاده از عَلَم
آیت الله جوادی آملی میفرماید: «اکنون نیز برخی سنّتهای نادرست در عزاداری سالار شهیدان راه یافته است و در دستهرویها، عَلَم سنگین و بیخاصیت بر دوش کشیده میشود. این کار نه خردمندانه است و نه در قرآن و روایات به آن توصیه شده است. در ماتم امام حسین(علیه السلام) اشک و آه و ناله... انسانساز است و از آهن سنگین و سرد، کاری بر نمیآید. لازم است رهبران فکری حوزه و دانشگاه و متدینان اصناف و حِرَف، هرچه بهتر و کاملتر مراسم سوگ سالار شهیدان(علیه السلام) را اقامه نمایند، به طوری که مردانه هزینه کنند و زنانه بنالند؛ که هم آن هزینه مقبول است، هم این نالهی جانسوز، کارساز.»[۱۱۵]
استفتاء:
سؤال: اگر شخصی عَلَمی را برای عزاداری سیدالشهدا(علیه السلام) نذر کرده باشد، آیا جایز است مسئولین حسینیه از قبول آن خودداری کنند؟
جواب: این نذر، متولّی حسینیه و هیئت امنای آن را ملزم به قبول عَلَم نمیکند.[۱۱۶]
سؤال: استفاده از عَلَم در مراسم عزاداری سیدالشهدا(علیه السلام) با قرار دادن آن در مجلس عزا یا حمل آن در دستهی عزاداری چه حکمی دارد؟
جواب: فینفسه اشکال ندارد؛ ولی نباید این امور جزء دین شمرده شوند.[۱۱۷]
سؤال: در شهر... سنّتی است که مردم به آن اعتقاد راسخ دارند. مسئله بدین صورت است که روز تاسوعا و عاشورا عَلَمی که در تمام مناطق مرسوم است، در دست افراد خاصّی میدهند که آن فرد با حرکتهای مخصوص و حتی گاهی با حملهور شدن به زنان و مردان و ترساندن بچّهها - به تعبیر مردم - عَلَم را جوش میآورند و آن را به امام حسین(علیه السلام) نسبت میدهند، مردم دور آن جمع میشوند و میگویند: عَلَم فرد را دنبال خود میبرد. وقتی عَلَم بعضی از افراد را زخمی میکند، به معنای آن است که آن فرد، انسان بدی است و با دیدهی تردید به عَلَم نگاه کرده است. متأسفانه عَلَم در دست افراد معلوم الحال به جوش میآید و گاهی افراد متدیّن و وجیه را زخمی میکند. نظر شما را در این مورد خواستاریم!
جواب: عزاداری حضرت خامس آل عبا(علیه السلام) از موجبات مهمّ تقویت دین است؛ ولی نباید آن را آلوده به این گونه کارهای نادرست کرد که موجب اذیّت و آزار عزاداران و هتک حرمت افراد آبرومند شود.[۱۱۸]
قفل زدن به بدن
مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در مذمت این نوع عزاداریها میفرمایند: «بنده خیلی متأسفم که بگویم در این سه، چهار سال اخیر، برخی کارها در ارتباط با مراسم عزاداری ماه محرّم دیده شده است که دستهایی به غلط، آن را در جامعهی ما ترویج کردهاند. کارهایی را باب میکنند و رواج میدهند که هر کس ناظرِ آن باشد، برایش سؤال به وجود میآید. به عنوان مثال، در قدیم الایام بین طبقهی عوام النّاس معمول بود که در روزهای عزاداری، به بدن خودشان قفل میزدند!
البته پس از مدتی بزرگان و علما آن را منع کردند و این رسمِ غلط ورافتاد؛ اما باز مجدّداً شروع به ترویج این رسم (غلط) کردهاند و شنیدهام که بعضی افراد، در گوشه و کنار این کشور، به بدن خودشان قفل میزنند! این چه کارِ غلطی است که بعضی افراد انجام میدهند؟» [۱۱۹]
استفتاء:
سؤال: آیا آنچه متداول شده که به عنوان عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) گوشت بدن را سوراخ کرده و قفل و سنگ کیلو به آن آویزان میکنند، جایز است؟
جواب: این گونه اعمال که موجب وهن مذهب میشود، جایز نیست.[۱۲۰]
به خاک غلتیدن و سینهخیز رفتن
مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) میفرمایند: «اخیراً یک بدعت عجیب و غریب و نامأنوس دیگر هم در باب زیارت درست کردهاند! بدین ترتیب که وقتی میخواهند قبور مطهّر ائمّه(علیهم السلام) را زیارت کنند، از درِ صحن که وارد میشوند، روی زمین میخوابند و سینهخیز خود را به حرم میرسانند! شما میدانید که قبر مطهّر پیغمبر و قبور مطهّر امام حسین، امام صادق، موسی بن جعفر، امام رضا و بقیهی ائمّه(علیهم السلام) را همهی مردم، ایضاً علما و فقهای بزرگ، در مدینه و عراق و ایران، زیارت میکردند. آیا هرگز شنیدهاید که یک نفر از ائمّه(علیهم السلام) و یا علما، وقتی میخواستند زیارت کنند، خود را از درِ صحن به طور سینهخیز به حرم برسانند؟! اگر این کار، مستحسن و مستحبّ بود و مقبول و خوب مینمود، بزرگان ما به انجامش مبادرت میکردند؛ اما نکردند و حتی نقل شده که مرحوم آیت الله العظمی آقای بروجردی(رحمت الله علیه)، آن عالم بزرگ و مجتهد قوی و عمیق و روشنفکر، عتبهبوسی را، با اینکه شاید مستحب باشد، منع میکرد. احتمالاً استحبابِ بوسیدن عتبه، در روایت وارد شده است. در کتب دعا که هست. به ذهنم این است که برای عتبهبوسی روایت هم وجود دارد. با اینکه این کار مستحب است؛ (اما) ایشان میگفتند انجامش ندهید، تا مبادا دشمنان خیال کنند سجده میکنیم و علیه شیعه، تشنیعی درست نکنند.
اما امروزه، وقتی عدّهای وارد صحن مطهّر علی بن موسی الرّضا(علیه السلام) میشوند، خود را به زمین میاندازند و دویست متر راه را به طور سینهخیز میپیمایند تا خود را به حرم برسانند! آیا این کار درستی است؟ نه؛ این کار غلط است. اصلاً اهانت به دین و زیارت است. چه کسی چنین بدعتهایی را بین مردم رواج میدهد؟ نکند این هم کار دشمن باشد؟! اینها را به مردم بگویید و ذهنها را روشن کنید. [۱۲۱]
استفتاء:
سؤال: اگر انسان در زیارتگاههای ائمه(علیهم السلام) خود را به زمین بیندازد - و همانند بعضی از مردم که صورت و سینهی خود را بر زمین میمالند تا از آن خون جاری شود و به همان حالت وارد حرم میشوند - عمل کند، چه حکمی دارد؟
جواب: این اعمال که به عنوان اظهار حزن و عزاداری سنّتی و محبت ائمه(علیهم السلام) محسوب نمیشوند، از نظر شرعی اعتباری ندارند؛ بلکه اگر منجر به ضرر بدنی قابل توجه و یا وهن مذهب شوند، جایز نیست.[۱۲۲]
استفاده از نمادها
استفتاء:
سؤال: آیا استفاده از وسایلی که به شکل صلیب هستند و در ماه محرم الحرام در جلوی صف عزاداری حمل میشود، جایز است؟
جواب: این علامتها تداعی صلیب را نمیکنند؛ ولی عزاداری هرچه سادهتر باشد، بهتر است.[۱۲۳]
بلند کردن چوب (ألوار)
استفتاء:
سؤال: در روز عاشورا مراسم عجیبی انجام میشود؛ بدین صورت که مردم الوارهای سنگین را بلند کرده و دور میزنند و بعد به روی زمین گذاشته و سینه میزنند و این کار را چندین بار انجام میدهند. نظر شما چیست؟
جواب: این کار در روایات اسلامی وارد نشده و بهتر است به جای آن، مجالس پرشکوه عزاداری و دستجات برگزار شود.[۱۲۴]
راه رفتن روی آتش یا ذغال
استفتاء:
سؤال: در روز عاشورا مراسمی مانند قمهزنی و پابرهنه وارد آتش و ذغال روشن شدن برگزار میشود که علاوه بر اینکه باعث بدنام شدن مذهب شیعهی اثنی عشری در انظار علما و پیروان مذاهب اسلامی و مردم جهان میشود، ضررهای جسمی و روحی هم به این اشخاص وارد میکند و همچنین موجب توهین به مذهب میگردد. نظر شریف حضرت عالی در این باره چیست؟
جواب: هر کاری که برای انسان ضرر داشته و یا باعث وهن دین و مذهب گردد، حرام است و مؤمنین باید از آن اجتناب کنند و مخفی نیست که بیشتر این امور باعث بدنامی و وهن مذهب اهلبیت(علیهم السلام) میشود و این از بزرگترین ضررها و خسارتهاست.[۱۲۵]
تقدس و توسل به درخت
سؤال: در بعضی از نقاط کشور، درختهایی از قبیل درخت گز و انگور مشاهده میشود که عدّهای از عوام نخهایی به آنها گره میزنند و اعتقاد به تقدّس، یا شفا گرفتن، یا روا شدن حاجت، و بعضاً شفاعت توسط آن درختان دارند و میگویند: در صورت کج اعتقادی و شک نسبت به درخت، حادثۀ ناگواری برای شخص پیش میآید! عدّهای درختان مزبور را متعلّق به امام علی، حضرت أبوالفضل یا دیگر اولیای الهی(علیهم السلام) دانسته، میگویند: ما به این درختها معتقد بوده و توسّل جسته و حاجت گرفتهایم. و کسانی که درختان مزبور را سوزاندهاند، مصیبتی به آنها یا فرزندان یا بستگانشان رسیده، یا بیمار شدهاند. خواهشمند است بفرمایید: اولاً: عقیده به تقدّس این گونه درختها صحیح است یا باطل؟ ثانیاً: گره زدن نخ یا بستن پارچه به این درختها و گرفتن حاجت از آنها جایز است؟ ثالثاً: آیا سوزاندن یا از بین بردن چنین درختانی به عنوان مبارزه با خرافات، باعث گرفتاری و مصیبتی برای سوزاننده یا بستگان او خواهد شد؟
جواب: این اعتقادات قطعاً از خرافات است و حاجت خواستن از آنها نوعی شرک میباشد، و بر همه لازم است نهی از منکر کنند و پاداش (وحاجات) خود را از خداوند بخواهند.[۱۲۶]
خوردن تخمه و آجیل در ایام عزاداری
استفتاء:
سؤال: استفاده از تخمه و آجیل و مانند آن در ایام عزاداری چه حکمی دارد؟
جواب: اشکالی ندارد؛ اما اگر در عرف محل این کار را نشانهی شادی میدانند، بهتر است از این کار پرهیز شود.[۱۲۷]
فصل سوم: آسیب های جسمانی
قمه زنی
ارادتمندی شیعیان و به خصوص مردم ایران به حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) و اهتمام ویژه به عزاداری ایشان - که به عنوان تأثیرگذارترین عامل در شروع و پیروزی انقلاب اسلامی یاد میشود - توجه دشمنان دین را بیش از پیش به خود جلب کرده است و از آنجایی که دشمنان توان جلوگیری از این عزداریها را نداشتند، سعی در به انحراف کشاندن آن کردهاند که بهترین شیوهی انحراف را در تغییر شکل عزاداری، مانند ترویج قمه زنی یافتهاند و با توجه به گستردگی تبادل اطلاعات و انعکاسهای داخلی و خارجی آن، در ایجاد تنفّر و دوری از اسلام (اجمالاً) موفق بودهاند؛ به گونهای که افراد تمایل یافته به این مکتب را مجبور به فرار از اسلام شیعی و جایگزین کردن جذب به مذاهب دیگر کردهاند.
مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در سوءاستفادهی دشمنان از قمه زنی میفرمایند: «آن زمان که کمونیستها بر منطقهی آذربایجان شوروی سابق مسلّط شدند، همهی آثار اسلامی را از آنجا محو کردند. مثلاً مساجد را به انبار تبدیل کردند، سالنهای دینی و حسینیهها را به چیزهای دیگری تبدیل کردند و هیچ نشانهای از اسلام و دین و تشیّع باقی نگذاشتند. فقط یک چیز را اجازه دادند، و آن قمه زدن بود! دستورالعمل رؤسای کمونیستی به زیردستان خودشان این بود که مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار کنند، قرآن بخوانند، عزاداری کنند، هیچ کار دینی نباید بکنند؛ اما اجازه دارند قمه بزنند؛ چرا؟ چون قمه زدن برای آنها یک وسیلهی تبلیغ بر ضدّ دین و بر ضدّ تشیع بود. بنابراین، گاهی دشمن از بعضی چیزها این گونه علیه دین استفاده میکند. هر جا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد.»[۱۲۸]
«امروز روز حاکمیت اسلام و روز جلوهی اسلام است. نباید کاری کنیم که آحاد جامعهی اسلامی برتر؛ یعنی جامعهی محبِّ اهلبیت(علیهم السلام) که به نام مقدس ولیعصر - ارواحنا فداه - به نام حسین بن علی و به نام امیرالمؤمنین(علیهم السلام) مفتخرند، در نظر مسلمانان و غیرمسلمانان عالم، به عنوان یک گروه آدمهای خرافیِ بیمنطق معرفی شوند... این کار را نکنند. بنده راضی نیستم. اگر کسی تظاهر به این معنا کند که بخواهد قمه بزند، من قلباً از او ناراضیام. این را من جدّاً عرض میکنم. یک وقت بود در گوشه و کنار، چند نفر دور هم جمع میشدند و دور از انظار عمومی مبادرت به قمه زنی میکردند و کارشان، تظاهر - به این معنا که امروز هست - نبود. کسی هم به خوب و بدِ عملشان کار نداشت؛ چراکه در دایرهی محدودی انجام میشد؛ اما یک وقت بناست که چند هزار نفر، ناگهان در خیابانی از خیابانهای تهران یا قم یا شهرهای آذربایجان و یا شهرهای خراسان ظاهر شوند و با قمه و شمشیر بر سر خودشان ضربه وارد کنند. این کار، قطعاً خلاف است. امام حسین(علیه السلام) به این معنا راضی نیست. من نمیدانم کدام سلیقههایی و از کجا این بدعتهای عجیب و خلاف را وارد جوامع اسلامی و جامعهی انقلابی ما میکنند؟»[۱۲۹]، «نباید این کار «قمه زنی» انجام بگیرد؛ این، مایهی دراز شدن زبان دشمنان علیه دوستان اهلبیت(علیهم السلام) است.»[۱۳۰]
در همین جهت مراجع معظم تقلید در پاسخ به سؤالات متعددی که در این زمینه شده است، قمه زنی را نه به عنوان افضل قربات؛ بلکه به عنوان وهن مذهب شیعهی اثنی عشری معرفی کردهاند و حکم به حرمت و لزوم اجتناب از این عمل قبیحانه دادهاند و خون ریخته شده در قمه زنی را نجس و تبرک دانستن آن را بیاعتبار دانستهاند؛ به گونهای که اگر کسی نذری هم در این باره کرده باشد، عمل به آن را جایز ندانسته و عمل فرد کشته شده به خاطر قمه را، قتل نفس معرفی کردهاند که در اینجا لازم است فتوای مراجع تقلید در این بحث و ابعاد مختلف آن را بیان کرده، در پایان به ادلهی موافقین و مخالفین قمه زنی و اثبات و ردّ هر یک از آنها اشاره و بحث مستقلی را بیان کنیم.
تبرک جستن به خونهای قمه زنی
سؤال: آیا خونی که از بدن سینهزنان و عزاداران، یا به سبب قمه زدن و غیره بیرون میآید، باعث تبرّک و شفای مریضها و زنهای عقیم و مانند آن میشود؟
جواب: این سخنان پایه و اساسی ندارند و سزاوار است عزاداری به صورتی باشد که باعث هتک دین و مقدّسات نشود.[۱۳۱]
ضرر زدن به بدن
سؤال: در روز عاشورا مراسمی مانند قمه زنی و پابرهنه وارد آتش و ذغال روشن شدن برگزار میشود که علاوه بر اینکه باعث بدنام شدن مذهب شیعۀ اثنی عشری در انظار علما و پیروان مذاهب اسلامی و مردم جهان میشود، ضررهای جسمی و روحی هم به این اشخاص وارد میکند و همچنین موجب توهین به مذهب میگردد، نظر شریف حضرت عالی در این باره چیست؟
جواب: هر کاری که برای انسان ضرر داشته و یا باعث وهن دین و مذهب گردد، حرام است و مؤمنین باید از آن اجتناب کنند و مخفی نیست که بیشتر این امور باعث بدنامی و وهن مذهب اهلبیت(علیهم السلام) میشود و این از بزرگترین ضررها و خسارتهاست.[۱۳۲]
قمه زنی مخفیانه
سؤال: آیا قمه زدن به طور مخفی، حلال است؟
جواب: قمه زنی علاوه بر اینکه از نظر عرفی از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمیشود و سابقهای در عصر ائمه(علیهم السلام) و زمانهای بعد از آن ندارد و تأییدی هم به شکل خاص یا عام از معصوم در مورد آن نرسیده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب میشود. بنابراین، در هیچ حالتی جایز نیست.[۱۳۳]
نذر قمه زدن
سؤال: آیا قمهزنی جایز است؟ چنانچه در این مورد نذری وجود داشته باشد، وظیفه چیست؟
جواب: با توجه به گرایشی که نسبت به اسلام و تشیع بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در اکثر نقاط جهان پیدا شده، و ایران اسلامی به عنوان امّ القرای جهان اسلام شناخته میشود، و اعمال و رفتار ملت ایران به عنوان الگو و بیانگر اسلام مطرح است، لازم است در رابطه با مسائل سوگواری و عزاداری سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) به گونهای عمل شود که موجب گرایش بیشتر و علاقهمندی شدیدتر به آن حضرت و هدف مقدس وی گردد. پیداست در این شرایط، مسئلهی قمه زدن، نه تنها چنین نقشی ندارد؛ بلکه به علّت عدم قابلیت پذیرش و نداشتن هیچ گونه توجیه قابل فهم مخالفین، نتیجهی سوء بر آن مترتب خواهد شد، لذا لازم است شیعیان علاقهمند به مکتب امام حسین(علیه السلام) از آن خودداری کنند و چنانچه در این مورد نذری وجود داشته باشد، نذر واجد شرایط صحّت و انعقاد نیست.[۱۳۴]
سؤال: پدر و مادری نذر میکنند که اگر خدا به آنان فرزند پسر بدهد، روز عاشورا بر سر او تیغ بزنند. آیا با توجّه به اینکه انجام این گونه اعمال باعث وهن شیعه و عزاداری سیّد الشهدا(علیه السلام) و موجب سوءاستفادهی دشمنان اسلام میگردد؛ آیا عمل به این نذر واجب است؟
جواب: این نذر صحیح نیست؛ چون در نذر «رجحان عمل» شرط است و این عمل با توجّه به اینکه بهانهای به دست دشمنان اسلام برای زیر سؤال بردن کلّ مسائل سوگواری خامس آل عبا(علیه السلام) که از افضل قربات است، میدهد، خالی از اشکال نیست و بر فرض رجحان این عمل، نذر دربارهی دیگری کردن صحیح نیست.[۱۳۵]
مرگ به خاطر قمه زنی
سؤال: اگر قمه زدن در عزاداری ائمه(علیهم السلام) موجب مرگ شخص شود، آیا این عمل خودکشی محسوب میشود؟
جواب: اگر این عمل عادتاً منجر به فوت نمیشود، حکم خودکشی را ندارد؛ ولی اگر از همان ابتدا خوف خطر جانی برای او وجود داشته و در عین حال این کار را انجام داده و منجر به فوت وی شده است، حکم خودکشی را دارد.[۱۳۶]
نقد ادلهی قمه زنی
متأسفانه موافقان قمه زنی، حرمت ذکر شده در احکام شرع را در جهت مصالح سیاسی کشور توجیه کرده و بدون اعتنا به احکام صادره از سوی مراجع، به ویژه مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در حرمت قمه زنی، به دلایلی استناد میکنند و مرجع قمه زنیهای خویش قرار میدهند و بدون توجه به پیامدهای فرهنگی و سیاسی آن، در نهان و آشکار اقدام به قمه زنی میکنند.
ادلههایی مثل به صورت خویش زدن زنان حرم[۱۳۷] و لطمه وارد کردن به خود که در زیارت ناحیهی مقدسه بیان شده و نیز شکستن سر توسط حضرت زینب(سلام الله علیها)، زمانی که سر برادر را بر روی نیزه مشاهده کرد[۱۳۸] و... ادلههایی که هیچ کدام نمیتواند مستند قمه زنی واقع شود. در نقد این ادله باید گفت:
اولاً، نقل حوادث عاشورا توسط امام معصوم(علیه السلام) در زیارت ناحیهی مقدسه، دلیل بر تأیید آن حوادث نیست؛ زیرا امام در حال مرثیهسرایی است... نه اینکه بخواهد حکم فقهی کیفیت عزاداری زنان حرم را بفرماید.
ثانیاً، عملکرد زنان حرم حجت شرعی نیست، خصوصاً در فضای آشفتهای که در آن لحظات پیش آمده بود؛ چون همزمان با به زمین افتادن امام(علیه السلام) لشکر کوفه به خیمهها حمله کردند و آنها را به آتش کشیدند و روسری را از سر زنان کشیده و آنان را میزدند و بعضی از ایشان با سر و پای برهنه به هر سو میدویدند. کار به جایی رسیده بود که حتی برخی از افراد غیور در لشکر عمر سعد نتوانستند آن وضع را تحمل کنند و از آن ممانعت کردند. آیا میتوان در آن فضای تیره و آشفته، از عملکرد زنان حرم حکم شرعی استنباط کرد؟
ثالثاً، دلیلی وجود ندارد که نشان دهد حضرت زینب(سلام الله علیها) نیز مانند بقیهی زنها به سر و صورت خود زده باشد. در مقاتل معتبره نیز ننوشتهاند که شخص حضرت زینب(سلام الله علیها) چنین کاری کرده باشد؛ بلکه در زیارت ناحیهی مقدسه و در مقاتل به صورت کلی آمده است که زنان حرم این کار را کردهاند. علاوه بر آنکه، آنچه از حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در شکسته شدن سر نقل شده، باید گفت: آن حضرت در آن وضعیت بحرانی - که برای اولین بار سر برادرش را بر روی نیزهها دید - سر خود را به چوبهی محمل زد که این حاکی از شدّت تأثر و اندوه آن حضرت است و هیچ معلوم نیست که ایشان به قصد سر شکستن این کار را کرده باشند، و حتی اگر چنین عملی را هم به قصد انجام داده باشند، باز دلیلی بر جواز از این کار در شرایط عادی نیست؛ بلکه تنها میتوان در شرایط مشابه آن را تجویز کرد.
مؤید این مطلب آن است که نه در مورد حضرت زینب(سلام الله علیها) و نه در مورد سایر زنان حرم، نقل نشده که همیشه در سالگرد عاشورا موهایشان را پریشان کرده و به سر و صورت خود میزدند. همچنین در مورد امام سجاد(علیه السلام) که در کربلا حضور داشت، هیچ یک از این مسائل نقل نشده است؛ بلکه روایات بسیاری به گریه کردن و عزاداری ایشان اشاره کردهاند؛ اما در یک روایت هم نیامده است که حضرت لطمهای به صورت خود وارد کرده باشند.[۱۳۹]
نکتهی پایانی
بر فرض اگر روایتی بر استحباب قمه زنی وجود داشت - که هیچ روایتی در این باره وجود ندارد - و اگر اضرار به نفس در اسلام حرام نبود و اگر فتوای حرمت قمه زنی از علما شنیده نشده بود، باز هم این عمل - حداقل در این شرایط کنونی- شایسته نبود؛ چراکه باعث شده است دشمنان، شیعه را فاقد احساس انسانی و افرادی خونخوار و تروریست معرفی نمایند و با این حربه، تبلیغات گستردهای را علیه شیعه به راه انداخته، عکسها و فیلمهای متعددی را برای اثبات ادعای خود پخش کنند که جستجو در اینترنت دربارهی قمه زنی و مشاهدهی عکسها و فیلمهای مرتبط با این موضوع، گویای سوءاستفادهی دشمنان از این موضوع و وهن دین و مذهب میباشد.
توجه به این نکته نیز ضروری است که برخی با این ادعا که بعضی از فقهای پیشین دربارهی قمه زدن سکوت کرده و حرمتی برای آن ذکر ننمودهاند، بر انجام این عمل پای میفشرند، در حالی که لازم است توجه داشته باشند که اگر آن بزرگان نیز در عصر ما بودند و عواقب سوء داخلی و خارجی این برنامه را مشاهده مینمودند، مسلماً نظر دیگری ابراز میکردند.[۱۴۰]
آسیب رساندن به بدن
وابستگی انسان به فرزندان و عزیزان خویش به گونهای است که چه بسا در مرگ آنها اختیار را از دست داده، به سر و صورت خویش لطمه میزند و موها را پریشان کرده و حتی در بعضی از مواقع صدماتی را به بدن خود مزنند. در عزاداریهای ائمه(علیهم السلام) نیز افرادی با عزاداری خاصی، آسیبهایی به بدن خود وارد میکنند. دستورات وارده و حکم اولی از سوی اهلبیت(علیهم السلام) نهی از انجام چنین اعمالی است و این بزرگواران با بیانهای مختلف، شیوهی صحیح عزاداری را که همان اشک ریختن و صبر کردن است، به شیعیان خویش آموختهاند و خود نیز چنین عمل میکردند. گریههای امام سجاد(علیه السلام) در مصائب کربلا بدون آسیب رساندن به بدن، نمونهی بارزی از عزاداریهای صحیح است.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به فاطمه زهرا(سلام الله علیها) فرمودند: زمانی که من وفات کردم، به صورتت چنگ مزن و موهایت را پریشان مکن و صدایت را به واویلا گفتن بلند مکن و بر من نوحه مخوان![۱۴۱]
از امام باقر(علیه السلام) سؤال شد: جزع چیست؟ ایشان فرمودند: بدترین نوع جزع، داد و فریاد کردن و واویلا گفتن و ضربه زدن به صورت و سینه، و کندن موهای سر است. کسی که نوحهسرایی کند، صبر را ترک کرده و در غیر روش اسلامی قدم برداشته است.[۱۴۲]
حکم فقهی: جایز نیست انسان در مرگ کسی صورت و بدن را بخراشد (و سیلی بزند) [۱۴۳] و به خود لطمه بزند.[۱۴۴]
استفتاء:
سؤال: سینه زدن با تیغ و یا زنجیر زدن با زنجیری که دارای چاقو و یا تیغ باشد و منجر به زخمی شدن بدن و جاری شدن خون میشود، چه حکمی دارد؟
جواب: مسئلهی عزاداری حضرت سیّدالشهدا(علیه السلام) در هر زمان و در هر مکان از افضل قربات و مایهی تقویت روح ایمان و شهامت اسلامی و ایثار و فداکاری و شجاعت در مسلمین است؛ ولی کیفیّت عزاداری باید چنان باشد که بهانهای به دست دشمنان اسلام ندهد و موجب سوءاستفاده از آن نشود و این مراسم عظیم و پرشکوه تضعیف نگردد و به همین جهت، از کارهایی که موجب وهن مذهب است، باید پرهیز شود.[۱۴۵]
فصل چهارم: تعزیه خوانی
معنا و تاریخچهی تعزیه
تعزیه؛ گونهای از نمایش مذهبی منظوم (از روی اشعار) است که در آن عدهای اهل ذوق و کارآشنا در جریان سوگواریهای ماه محرم و برای نشان دادن ارادت و اخلاص به اهلبیت(علیهم السلام)، طی مراسم خاصی، بعضی از داستانهای مربوط به واقعهی کربلا را پیش چشم تماشاچیها بازآفرینی میکنند. [۱۴۶]
تاریخ پیدایش تعزیه به صورت دقیق معلوم نیست. برخی اصل تشکیل آن را به ایران پیش از اسلام نسبت دادهاند و برخی دیگر، با استناد به گزارشهایی، پیدایش تعزیه را مشخصاً از ایران پس از اسلام و مستقیماً از ماجرای کربلا و شهادت امام حسین(علیه السلام) و یارانش میدانند، چنان که ابوحنیفهی دینوری، ادیب، دانشمند و تاریخنگار عرب، در کتاب «اخبار الطوال» [۱۴۷] خود از سوگواری برای خاندان امام علی(علیه السلام) در روزگار امویان خبر میدهد.
اما به روایت ابنکثیر، شکل رسمی و آشکار این سوگواری، برای نخستین بار در زمان حکمرانی دودمان ایرانی شیعه مذهب آل بویه صورت گرفت. این سوگواری به گونهای بود که «معزالدوله احمد بن بویه» در دهم محرم سال ۳۵۲ق در بغداد به مردم دستور داد که برای سوگواری، دکانهایشان را بسته و بازارها را تعطیل کنند، نوحه بخوانند و جامههای خشن و سیاه بپوشند. از این دوره، دستههای عزاداری و نوحهخوانی رایج و پایههای نمایش و شبیهگردانی ایران گذاشته شد.
تعزیه در دورهی ناصر الدین شاه قاجار به اوج خود رسید و بسیاری این دوره را عصر طلایی تعزیه نامیدهاند. تعزیه که پیش از آن در حیاط کاروانسراها، بازارها و گاهی منازل شخصی اجرا میشد، اینک در اماکن باز یا سربستهی تکایا و حسینیهها به اجرا در میآمد. در سالهای آغاز دیکتاتوری رضاشاه (پس از ۱۳۰۴ش) اجرای تعزیه رفته رفته ممنوع اعلام گردید و پای به دوران افول خویش نهاد و در روستاها و شهرهای دور افتاده نیز دوران انحطاط خود را پیمود.
پس از شهریور ۱۳۲۰ش دیگر بار سر برآورد؛ اما در برابر انواع سرگرمیهای جدید، به ویژه سینما و تئاتر نتوانست موقعیت و عظمت پیشین خود را باز یابد. تعزیه از درون سوگواریهای مذهبی برآمده و خود نیز جزیی از سوگواری به شمار میرفت؛ اما رفته رفته با پیمودن مسیر تکاملی، تنوعهایی نیز از نظر ترتیب، شکل و مضمون در آن پدید آمد. [۱۴۸]
آفات تعزیه
تعزیه نمایش نیست؛ بلکه یک آیین است. آیینی که میتواند وقایع عاشورا را به خوبی ترسیم کند. استقبال خوب مردم از این آیین سبب شده تا تعزیه در شهرها و روستاها و حتی در صدا و سیما، با زیبایی هرچه بیشتر به نمایش گذاشته شود؛ اما متأسفانه در بسیاری از موارد با آسیبهایی همراه شده است که به مواردی از آنها اشاره میشود:
تعریف نشدن زمان
شاید تنها چیزی که در بعضی از تعزیهها موضوعیت نداشته و مورد اهتمام نیست، «عدم تعیین مقدار زمان» برای برگزاری این آیین زیباست که چه بسا تا ساعاتی طولانی - شش ساعت - و حتی تا بعد از نیمههای شب هم به طول میانجامد که نتیجهی آن، فراموشی اهداف قیام کربلا و حتی قضا شدن نماز صبح است که با متن قیام عاشورا کاملاً در تضادّ است.
تعریف نشدن زمان تعزیهها سبب شده است متولیان امر هر مقدار زمانی که میخواهند، از مردم بگیرند و اغلب تعزیه در وقتی اجرا میشود که با وقت نماز در تداخل میافتد، که در این صورت، نماز فدای مراسم تعزیه میشود، نه تعزیه فدای نماز.
پس لازم است افرادی که گروه تعزیهخوانان را برای برگذاری اجرای این آیین دعوت میکنند، قبل از شروع اجرای نمایش، مدت زمان خاصی را برای آنان تعیین کنند و اجرای مراسم را مشروط به تعطیلی در وقت اذان یا آغاز نمایش بعد از نماز کنند.
استفتاء:
سؤال: اگر بعضی از واجبات از مکلّف به سبب شرکت در مجالس عزاداری فوت شود، مثلاً نماز صبح قضا شود، آیا بهتر است بعد از این در این مجالس شرکت نکند یا اینکه عدم شرکت او باعث دوری از اهلبیت(علیهم السلام) میشود؟
جواب: بدیهی است که نمازِ واجب، مقدم بر فضیلت شرکت در مجالس عزاداری اهلبیت(علیهم السلام) است و ترک نماز و فوت شدن آن به بهانهی شرکت در عزاداری امام حسین(علیه السلام) جایز نیست؛ ولی شرکت در عزاداری به گونهای که مزاحم نماز نباشد، ممکن و از مستحبات مؤکد است.[۱۴۹]
استفاده از آلات موسیقی
استفتاء:
سؤال: استفاده از طبل، سنج، شیپور، ویلون، نی و... در تعزیه و شبیهخوانی اهلبیت(علیهم السلام) چه حکمی دارد؟
آیت الله خامنهای: استفاده از طبل، سنج، شیپور، ویلون، نی و... در تعزیه و شبیهخوانی اهلبیت(علیهم السلام) در صورتی که به صورت لهوی اجرا کنند و یا موجب هتک به اهلبیت(علیهم السلام) و یا مراسم اهلبیت(علیهم السلام) شود، حرام است.[۱۵۰]
آیت الله مکارم: موسیقی در مسجد و حسینیه به طور کلی جایز نیست و در غیر آن، استفاده از طبل و سنج، در صورتی که آهنگ مناسب مجالس لهو و فساد نزنند و به گونهای نباشد که باعث ایذای دیگران گردد، جایز است؛ ولی استفاده از سایر آلات موسیقی از جمله نی و دف جایز نیست.[۱۵۱]
استفاده از الفاظ قبیح و رکیک
استفتاء:
سؤال: در نسخههای تعزیههای موجود، گاهی الفاظ رکیک توسط ایفاگر نقش معصوم بر زبان جاری میشود، آیا چنین زبان حالی که دون مقام اهلبیت(علیهم السلام) اما برازندهی سپاه مخالفین است، تلفّظش مجاز است؟
جواب: باید تمام نسخههای موجود توسط آگاهان بررسی شود و الفاظ رکیک و آنچه دون شأن امام است، از آن حذف گردد و به صورت معقول و متین در آید، تا استفاده از آنها شرعاً مجاز باشد.[۱۵۲]
تشبه به زن
استفتاء:
سؤال: پوشیدن لباسی که مخصوص زن نمیباشد و صرفاً برای پوشیدن در شبیهخوانی درست شده است (این لباس از قطعهای پارچهی سیاه که تا اندازهای شبیه چادر دوخته شده میباشد، تشکیل شده است) و مردانی که در نقش زن انجام وظیفه مینمایند از آن استفاده میکنند، چه صورتی دارد؟
آیت الله خامنهای: پوشیدن لباسی که مخصوص زن نمیباشد و صرفاً برای پوشیدن در شبیهخوانی درست شده است، اشکالی ندارد.[۱۵۳]
آیت الله مکارم: اشکالی ندارد.[۱۵۴]
اذیت و آزار همسایهها
تعزیه همیشه با یک چالش مواجه بوده و آن، اجرای نمایش در محیطی باز و به خصوص حیاط مساجد یا حسینیههاست که با وجود همسایگان مختلف و طولانی بودن زمان تعزیه و نیز سر و صدای زیادی که به همراه دارد، سبب سلب آرامش و اذیت و آزار عدهای از همسایگان میشود.
از پیامبر اکرم- نقل شده است: هر کسی که مؤمنی را ناراحت و محزون کند، سپس تمام دنیا را به او عطا کنند، نه کفارهاش به حساب میآید و نه اجری برای آن داده میشود.[۱۵۵]
بنابراین، بانیان و متصدیان تعزیه باید قبل از برگزاری تعزیه، تدبیری بیندیشند تا این نمایش زیبا در محیطی آرام و بدون هیچ اذیت و آزاری، به خوبی برگزاری شود.
استفتاء:
سؤال: برگزاری تعزیهای که در حیاط مسجد یا حسینیه برگزار میشود و مستلزم اذیت همسایگان است، چه حکمی دارد؟
جواب: نباید بلندگوهای مجالس عزاداری مزاحمتی برای همسایهها داشته باشد. بنابراین، بلندگوها برای داخل مسجد روشن باشد؛ ولی برای پخش اذان اشکالی ندارد؛ البته صدای بلندگو، خصوصاً در مورد اذان صبح، باید به گونهای باشد که حال همسایهها نیز رعایت شود.[۱۵۶]
بهترین شیوهی برگزاری تعزیه
استفتاء:
سؤال: لطفاً نظر خود را در مورد تعزیهای که با شرایط ذیل خوانده میشود و مرسوم محل میباشد، مرقوم فرمایید تا به آن عمل شود!
۱. از طبل و شیپور و سایر ادوات طربانگیز هیچ گونه استفادهای نمیشود؛
۲. تعزیه را با صدای ساده که غنا به آن گفته نمیشود، میخوانند؛
۳. اجتماع مرد و زن به صورتی است که زنها و مردها جداگانه و با فاصلۀ پنجاه متر از هم مینشینند؛
۴. کسی که نسخهی زنانه را میخواند، فقط عبا به دوش دارد و یک دستمال سیاه به سر میپیچد؛
۵. اشعار معمولی به زبان محلی - که در أغلب مجالس مرسوم است - خوانده میشود؛
۶. مزاحم وقت نماز و روضهخوانی و مانع وعظ نیست و خواننده هم اهل محل است.
جواب: با خصوصیّات مذکوره، اشکالی ندارد.[۱۵۷]
نکته:
۱. در شبیهخوانی، افرادی که قصد دارند در نقش ائمّه(علیهم السلام) ظاهر شوند، باید مهذّب، پاک و خوشنام باشند و چه بهتر که آن بزرگواران به طور وضوح نشان داده نشوند.[۱۵۸]
۲. اگرچه تعزیه، بیان واقعهی تاریخی و به تصویر کشاندن مصائب اهلبیت(علیهم السلام) است؛ اما نباید به همین مقدار بسنده کرد؛ بلکه باید از آن به عنوان یک وسیلهی تبلیغی بهره جست؛ به گونهای که در آن، مسائل حلال و حرام، امر به معروف و نهی از منکر، بیان مواعظ و نصایح آیات و کلمات معصومین(علیهم السلام)، و ذکر فضایل و مناقب آنان، به زیبایی ترسیم شود تا علاوه بر ثواب عزاداری، از ثواب بیان احکام و مواعظ - که از اهداف عالیهی ائمه(علیهم السلام) بوده - برخوردار شوند.
۳. چون بسیاری از مردم علاقه دارند که نمایش تعزیه را مشاهده کنند، بهتر است مکان اجرای مراسم تعزیه در غیر مسجد انجام شود تا کسانی که برای حضور در مسجد منع شرعی دارند (مثل افراد جنب یا زنان حائض) بتوانند برای مشاهدهی تعزیه راحت باشند.
نکتهی پایانی:
اگر مجموع آسیبهای مداحی و عزاداری؛ اعم از اشعار بیمحتوا (مثل به کار بردن نام سگ و تقلید صدای آن)، آهنگهای مبتذل و نامناسب، قفل زدن و قلاده انداختن، قمه زدن، برهنه شدن، صدای زیاد و اذیت همسایهها، برگزاری در نیمه شب، توهین به مقدسات دیگران، غلو و... را در یک مجلس عزاداری تصور کنیم، چه ترسیمی میتوانیم از این نوع عزاداری داشته باشیم؟ و چگونه میخواهیم با عزاداریهای خود معرّف امام شهید خود باشیم؟ آیا نباید از انحراف اصل تشیّع به دست مدعیان حافظ دین ترسیده و بر حذر بود؟
بهترین راه حل و برون رفت از این انحرافات و آسیبها، تبعیت محض از احکام شرع مقدس و اطاعت از سخنان و رهنمودهای مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) است که مستلزم جلوگیری از هرگونه افراط و تفریط میباشد.
منابع
کتب
• قرآن کریم.
• نهج البلاغه، صبحی صالح؟؟؟؟
• مجموعه آثار استاد شهید مطهری، حماسه حسینی، شهید مطهری، انتشارات صدرا، تهران، چاپ ۴۸، ۱۳۸۴ش، ج ۱۷.
• الغیبهی للحجهی، شیخ طوسی، ؟؟؟؟
• الکنی و الالقاب، شیخ عباس قمی، جامعه مدرسین، قم، چاپ دوم، ۱۴۲۹ق.
• تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعی از نویسندگان، دار الکتب الإسلامیهی، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
• الأمالی، محمد بن حسن شیخ طوسی، دار الثقافهی، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
• شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، عبدالله جوادی آملی، چاپ و نشر اسراء، قم، چاپ ۴، ۱۳۸۶ش.
• الأمالی، محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، کتابچی، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش.
• امام شناسی، سید محمد حسین حسینی طهرانی، نشر علامه طباطبایی، چاپ پنجم، ۱۴۲۸ق.
• کامل الزیارات، جعفر بن محمد بن قولویه، دار المرتضویهی، نجف اشرف، چاپ اول، ۱۳۵۶ش.
• منیهی المرید، زین الدین بن علی (شهید ثانی)، مکتب الإعلام الإسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
• تفسیر نور (۱۰ جلدی)، محسن قرائتی، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۸۹ش.
• نهج الفصاحهی؛ کلمات قصار حضرت رسول-، ابو القاسم پاینده، نشر دنیای دانش؟؟؟
• شصت نکته در محضر آیت الله بهجت، محمد حسین رخشاد، انتشارات مؤسسه فرهنگی سماء، قم، چاپ دوم، ۱۳۸۲ش.
• شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل بن عمر)، نجف علی میرزایی، انتشارات هجرت، قم، چاپ پنجم، ۱۳۷۷ش.
• استفتاءات، سید روح الله موسوی خمینی، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۴۲۲ق.
• توضیح المسائل، حسین وحید خراسانی، مدرسه امام باقر(علیه السلام)، قم، چاپ نهم، ۱۴۲۸ق.
• الکافی، محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی، دار الحدیث، قم، چاپ اول، ۱۴۲۹ق.
• توضیح المسائل مراجع (محشّی)، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق.
• رساله توضیح المسائل، ناصر مکارم شیرازی، انتشارات مدرسه امام علی(علیه السلام)، قم، چاپ پنجاه ودوم؟؟؟؟.
• خصال، محمد بن علی بن بابویه، ترجمه: یعقوب جعفری، نسیم کوثر، قم، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.
• المزار الکبیر، محمد بن جعفر بن مشهدی، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
• استفتاءات جدید، ناصر مکارم شیرازی، انتشارات مدرسه امام علی(علیه السلام)، قم، چاپ دوم، ۱۴۲۷ق.
• أجوبهی الاستفتاءات (فارسی)، سید علی بن جواد حسینی خامنهای، دفتر معظم له، قم، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
• جامع المسائل(فارسی)، محمد فاضل موحدی لنکرانی، انتشارات امیر قلم، قم، چاپ یازدهم،؟؟؟؟
• رساله توضیح المسائل، محمد فاضل موحدی لنکرانی، انتشارات امیر قلم، قم، چاپ صد و چهاردهم، ۱۴۲۶ق.
• رساله توضیح المسائل، سید موسی شبیری زنجانی، انتشارات سلسبیل، قم، چاپ اول، ۱۴۳۰ق.
• دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، نعمان بن محمد مغربی، مؤسسهی آل البیت(علیهم السلام)، چاپ دوم، ۱۳۸۵ق.
• الإقبال بالأعمال الحسنهی فیما یعمل مرهی فی السنهی (ط - الحدیثهی)، علی بن موسی بن طاووس، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۶ش.
• تحف العقول عن آل الرسول-، حسن بن علی بن شعبه حرّانی، جامعه مدرسین، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق/۱۳۶۳ش.
• عوالی اللئالی العزیزیهی فی الأحادیث الدینیهی، محمد بن زین الدین بن أبی جمهور، دار سید الشهدا للنشر، ؟؟؟ چاپ اول، ۱۴۰۵ق.
• بحار الأنوار الجامعهی لدرر أخبار الأئمهی الأطهار، محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
• غم نامه کربلا، ترجمه اللهوف علی قتلی الطفوف، علی بن موسی بن طاووس، مترجم: محمد محمدی اشتهاردی، نشر مطهر، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
مقالات
• تعزیه و تاریخچه آن، داود حاتمی، برگرفته از سایت مجلات حوزه.
• سایت نور مگز: مقاله آسیب شناسی مجالس عزاداری، رضا بابایی، شماره ۸۶، ۱۳۸۶ش.
• همان: مقاله آسیب شناسی عزاداری، محمد مهدی فجری، شماره ۱۳۵، ۱۳۸۹ش.
• همان: مقاله «ما و خرافات»، احمد اکبری، شماره ۷۵، بهمن و اسفند 1384.
• همان: مقاله «نگاهی به پیشینه عزادرای در اسلام (قبل از صفویه)»، اصغر فروغی؟؟؟؟.
• همان: مقاله «عزاداری بر اهلبیت(علیهم السلام) آسیبها و بایستگیها»، داود عرفانی فر، شماره ۹۹، ۱۳۸۶ش.
• همان: مقاله «خرافهگرایی در عزاداری؛ دلایل شکلگیری و راه برون رفت از آن»، محمد اسماعیل عبداللهی، شماره ۹۰، ۱۳۹۰ش.
• مجله فقه اهلبیت (فارسی): مقاله «قمه زنی و اعمال نامتعارف»، محمدتقی اکبرنژاد، ج ، ص 196.
• «زبان حال، زبان قال و بایسته های نقل سخنان حدیث گونه»، واحد طرح و ارزیابی رادیو معارف، آبان 1392.
• وب سایت تخصّصی مداحان، مقاله «زبان حال چیست؟»، مهدی امین فروغی، www.borya.ir/news/112/ <http://www.borya.ir/news/112/>.
- ↑ . همان؟؟؟؟، 11/2/1392.
- ↑ . مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، سید محسن محمودی، ج 5، ص 119.
- ↑ . همان، ص 120.
- ↑ . الغیبهی، شیخ طوسی، نص، ص 207.
- ↑ . همان،؟؟؟؟ 23/2/1391.
- ↑ . همان؟؟؟؟، 3/3/1390.
- ↑ . همان؟؟؟؟، 4/ 4/1387.
- ↑ . منیهی المرید، شهید ثانی، ص 372.
- ↑ . همان؟؟؟، 3/3/1390.
- ↑ . همان؟؟؟؟، 3/3/1390.
- ↑ . همان؟؟؟؟، 11/2/1392.
- ↑ . بحار الانوار، ج 46، ص 127.
- ↑ . امام شناسی، سید محمدحسین طهرانی، ج 1، ص 174.
- ↑ . همان؟؟؟؟، 14/ 4/1386.
- ↑ . همان؟؟؟؟، 11/2/1392.
- ↑ . همان؟؟؟؟، 4/4 1387.
- ↑ . همان؟؟؟، 23/2/1391.
- ↑ . «أَبِی الرَّبِیعِ الشَّامِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ لِی وَیْحَکَ یَا أَبَا الرَّبِیعِ لَا تَطْلُبَنَّ الرِّئَاسَهی وَ لَا تَکُنْ ذِئْباً وَ لَا تَأْکُلْ بِنَا النَّاسَ فَیُفْقِرَکَ اللَّهُ وَ لَا تَقُلْ فِینَا مَا لَا نَقُولُ فِی أَنْفُسِنَا فَإِنَّکَ مَوْقُوفٌ وَ مَسْئُولٌ لَا مَحَالَهی فَإِنْ کُنْتَ صَادِقاً صَدَّقْنَاکَ وَ إِنْ کُنْتَ کَاذِباً کَذَّبْنَاکَ.» کافی، ج 2، ص 298.
- ↑ . مجموعه آثار شهید مطهری، حماسه حسینی، ج 17، ص70.
- ↑ . سایت نور مگز، مقاله «خرافهگرایی در عزاداری، دلایل شکلگیری و راه برون رفت از آن»، محمد اسماعیل عبداللهی.
- ↑ . همان؟؟؟؟، 13/3/1389.
- ↑ . مجموع آثار شهید مطهری، سیری در سیره نبوی(صلی الله علیه و آله)، ج 16، ص 101.
- ↑ . همان، ج 17، ص 77.
- ↑ . حکم شرعی:
هر گاه روزهدار دروغی به خدا و پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و جانشینان معصوم او(علیهم السلام) نسبت دهد، خواه با گفتن باشد، یا نوشتن، یا اشاره و مانند آن، بنا بر احتیاط واجب روزهاش باطل میشود، هرچند بلافاصله توبه کند. دروغ بستن به سایر انبیا و فاطمه زهرا(سلام الله علیها) نیز همین حکم را دارد. (توضیح المسائل، آیت الله مکارم، ص 253، مسئله 1354).
هر گاه روزهدار نسبت دروغ به خدای متعال و پیغمبر(صلی الله علیه و آله) دهد، یک کفّاره کافی است و کفّاره جمع لازم نیست. (توضیح المسائل، آیت الله مکارم، ص 262، مسئله 1406). - ↑ . حجت الاسلام و المسلمین مهدی پیشوایی، از کارشناسان زبردست تاریخ اسلام و اساتید برجسته رادیو معارف میباشد. از وی کتابهای قابل توجهی در این حوزه ثبت شده که کتاب «سیره پیشوایان» و «مقتل جامع سیدالشهدا(علیه السلام)» معروفترین آنهاست. (سایت رادیو معارف).
- ↑ . آسیبشناسی مقاتل از نگاه مهدی پیشوایی، مصاحبه خبرگزاری حوزه با استاد مهدی پیشوایی، 7/8/1393.
- ↑ . مجموعهآثار، حماسه حسینی، ج 17، ص 72 .
- ↑ . آسیبشناسی مقاتل از نگاه مهدی پیشوایی، مصاحبه خبرگزاری حوزه با استاد مهدی پیشوایی، 7/8/1393.
- ↑ . سایت دفتر آیت الله خامنهای، احکام عزاداری، سؤال 1446.
- ↑ . وب سایت تخصّصی مداحان، مقاله «زبان حال چیست؟»، مهدی امین فروغی، www.borya.ir/news/112/.
- ↑ . زبان حال، زبان قال و بایستههای نقل سخنان حدیث گونه، واحد طرح و ارزیابی رادیو معارف،آبان 1392.
- ↑ . وب سایت تخصّصی مداحان، مقاله «زبان حال چیست؟»، مهدی امین فروغی، www.borya.ir/news/112/.
- ↑ . جامع المسائل (فارسی)، آیت الله فاضل لنکرانی، ج ، ص 147، سؤال 549.
- ↑ . فرهنگ فقه مطابق مذهب اهلبیت(علیهم السلام)، ج ، ص 70.
- ↑ . توبه/30.
- ↑ . همان.
- ↑ . مقاله آسیب شناسی عزاداری، محمد مهدی فجری، شماره 135 مبلغان.
- ↑ . مقاله آسیب شناسی مجالس عزاداری، رضا بابایی، ص 31.
- ↑ . امالی، شیخ طوسی، ص 650.
- ↑ . توضیح المسائل آیت الله مکارم، مسئله120، ص 36.
- ↑ . مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، سید محسن محمودی، ج 5، ص 112.
- ↑ . سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری، سؤال 24.
- ↑ . انعام/ 108.
- ↑ . روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، سید محمود آلوسی، ج 4، ص 236.
- ↑ . نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 206، ج 2، ص 365.
- ↑ . همان؟؟؟؟، 11/2/1392.
- ↑ . همان؟؟؟؟، 31/1/1393.
- ↑ . همان طور که از اسم مداحان برمیآید، وظیفه این بزرگواران، مدح اهلبیت(علیهم السلام) است، پس چگونه الفاظ نامناسب میتواند مدح حضرات معصومین(علیهم السلام) را شامل شود؟!
- ↑ . استفتاء پیامکی، آیت الله خامنهای، 9/6/1394.
- ↑ . سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری، سؤال 41.
- ↑ . استفتاءات جدید، آیت الله ناصر مکارم شیرازی، ج ، سؤال 506، ص 177 (با اندکی ویرایش).
- ↑ . الکنی و الالقاب، شیخ عباس قمی، ج 2، ص166 (با کمی تغییر و ویرایش).
- ↑ . استفتاء پیامکی، آیت الله خامنهای، 4/5/1394
- ↑ . استفتاء پیامکی، آیت الله مکارم، 6/5/1394.
- ↑ . همان؟؟؟، 5/5/1384.
- ↑ . شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص 80.
- ↑ . سایت نور مگز، مقاله «آسیب شناسی عزاداری»، محمد مهدی فجری، شماره 135 (با کمی تغییر و ویرایش).
- ↑ . مجموعه آثار شهید مطهری، حماسه حسینی، ج 17، ص 122.
- ↑ . امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا فرمود: «ناَد أن لاَ یقتلَ مَعُی رَجُلٌ عَلیهِ دَینٌ وَ ناَدٍ بِهاَ فِی المَوَالِی فَاِنِّی سَمِعتُ رَسُولَ اللهِ یَقولُ مَن ماَتَ وَ عَلیهِ دَینٌ اخذ مِن حَسَنَاتِهِ یَومَ القیِامَهی.» ترجمه؟؟؟؟ (موسوعه کلمات امام حسین(علیه السلام)، ص 417؛ احقاق الحق، سید نور الدین حسینی مرعشی، ج 19، ص 429؛ نقل از: مقاله «آسیب شناسی مداحی»، محمدمهدی فجری.
- ↑ . مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، سید محسن محمودی، ج 5، ص 112.
- ↑ . سایت نور مگز، مقاله «آسیب شناسی مجالس عزداری»، رضا بابایی، شماره 86.
- ↑ . کافی، ج 2، ص 298: «أَبِی جَعْفَرٍ(علیه السلام) قَالَ لِی: وَیْحَکَ... وَ لَا تَأْکُلْ بِنَا النَّاسَ فَیُفْقِرَکَ اللَّهُ.»
- ↑ . «أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: قَالَ لِی أَبِی یَا جَعْفَرُ أَوْقِفْ لِی مِنْ مَالِی کَذَا وَ کَذَا لِنَوَادِبَ تَنْدُبُنِی عَشْرَ سِنِینَ بِمِنًی أَیَّامَ مِنًی.» (الکافی، ج 5، ص 117).
- ↑ . «فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام): أَ تُشَارِطُ قُلْتُ وَ اللَّهِ مَا أَدْرِی تُشَارِطُ أَمْ لَا فَقَالَ قُلْ لَهَا لَا تُشَارِطُ وَ تَقْبَلُ مَا أُعْطِیَتْ.» (همان، باب کسب نوحه، ح 3، ص 117).
- ↑ . استفتاءات جدید،آیت الله مکارم، ج 3، سؤال 503، ص 177.
- ↑ . سایت نور مگز، مقاله «آسیب شناسی عزاداری»، محمد مهدی فجری، شماره 135.
- ↑ . وسائل الشیعهی، ج 12، ص 264.
- ↑ . «وَ لَمَّا رَأَی الْحُسَیْنُ ع حِرْصَ الْقَوْمِ عَلَی تَعْجِیلِ الْقِتَالِ وَ قِلَّهی انْتِفَاعِهِمْ بِمَوَاعِظِ الْفَعَالِ وَ الْمَقَالِ قَالَ لِأَخِیهِ الْعَبَّاسِ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَصْرِفَهُمْ عَنَّا فِی هَذَا الْیَوْمِ فَافْعَلْ لَعَلَّنَا نُصَلِّی لِرَبِّنَا فِی هَذِهِ اللَّیْلَهی فَإِنَّهُ یَعْلَمُ أَنِّی أُحِبُّ الصَّلَاهی لَهُ وَ تِلَاوَهی کِتَابِهِ.» (اللهوف علی قتلی الطفوف، مسلک الثانی فی وصف حال القتال، ترجمه فهری، ص 89).
- ↑ . سایت آیت الله خامنهای، احکام عزاداری، سؤال 1445.
- ↑ . همان؟؟؟؟، 11/2/1392.
- ↑ . بیانات آیت الله خامنهای(مد ظله العالی) در دیدار مداحان با ایشان، 13/3/1389.
- ↑ . همان، در جمع روحانیون استان کهکلویه و بویر احمد، 17/3/1373.
- ↑ . همان، در جمع مداحان و شاعران اهلبیت(علیهم السلام)، 5/5/1384.
- ↑ . همان، 14/4/1386.
- ↑ . همان، 4/4/1387.
- ↑ . همان، 13/3/1389.
- ↑ . همان، 3/3/1390.
- ↑ . همان، 13/3/1389.
- ↑ . أجوبهی الاستفتاءات (فارسی)،آیت الله خامنهای، سؤال 1448، ص 324.
- ↑ . استفتائات جدید، آیت الله میرزا جواد آقا تبریزی، ج 2، سؤال 973، ص 214.
- ↑ . جامع المسائل (فارسی)، آیت الله فاضل لنکرانی، ج 1، سؤال 991، ص 244.
- ↑ . تحف العقول، ص 282.
- ↑ . کهف/ 103 - 104.
- ↑ . حجرات/ 13.
- ↑ . استفتاءات، آیت الله مکارم، ج 3، سؤال 504، ص 177.
- ↑ . احزاب/ 32.
- ↑ . استفتاءات، آیت الله مکارم، ج 2، سؤال 764، ص 247.
آیت الله خامنهای:
سؤال: آیا خواندن زن در مجالس عزاداری با علم او به اینکه مردان نامحرم صدای او را میشوند، جایز است؟
جواب: اگر خوف مفسده باشد، باید از آن اجتناب شود. (سایت آیت الله خامنه ای، احکام عزاداری، سؤال 1459). - ↑ . مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، سید محسن محمودی، ج 5، ص 115.
- ↑ . همان.
- ↑ . سایت نور مگز، مقاله «نگاهی به پیشینه عزادرای در اسلام (قبل از صفویه)»، اصغر فروغی، ص؟؟؟؟.
- ↑ . خصال، شیخ صدوق، ترجمه جعفری، ص 257.
- ↑ . استفتاءات جدید، آیت الله مکارم، ج ، ص 248، سؤال 766.
- ↑ . رساله توضیح المسائل، آیت الله فاضل، ص 494، مسئله 2193؛ رساله توضیح المسائل، آیت الله مکارم، ص 451، مسئله 2319.
- ↑ . توضیح المسائل آیات عظام: وحید و شبیری، مسئله 916، مکارم، مسئله 831 و فاضل، مسئله 281.
- ↑ . KHAMENEI.IR پایگاه اطلاع رسانی مطابق با فتاوای آیت الله خامنهای.
- ↑ . سایت نور مگز، مقاله «آسیب شناسی مجالس عزاداری»، رضا بابایی، ص 32.
- ↑ . سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری، سؤال 29.
- ↑ . غم نامه کربلا، ترجمه اللهوف علی قتلی الطفوف، ص 135.
- ↑ . سایت نور مگز، مقاله «خرافه گرایی در عزاداری، دلایل شکلگیری و راه برون رفت از آن»، محمد اسماعیل عبداللهی.
- ↑ . جامع المسائل (فارسی)، آیت الله فاضل، ج ، ص 583، سؤال 2177.
- ↑ . KHAMENEI.IRپایگاه اطلاع رسانی، مطابق با فتاوای آیت الله خامنهای.
- ↑ . سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری، سؤال 15.
- ↑ . استفتاء پیامکی، آیت الله خامنهای، 6/5/1394.
- ↑ . سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری، سؤال 20.
- ↑ . KHAMENEI.IR پایگاه اطلاع رسانی، مطابق با فتاوای آیت الله خامنهای.
- ↑ . «قَالَ الرِّضا(علیه السلام): ... کَانَ أَبِی(علیه السلام) إِذَا دَخَلَ شَهرُ المُحَرَّمِ لَا یُرَی ضَاحِکاً.» (امالی، شیخ صدوق، ص 128).
- ↑ . «عبد اللّه بن سنان قال: دخلت علی مولای أبی عبدالله جعفر بن محمّد(سلام الله علیها) یوم عاشورا و هو متغیّر اللّون و دموعه تنحدر علی خدّیه کالّلؤلؤ.» (الإقبال بالأعمال الحسنهی، سید بن طاووس، ج 3، ص 65).
- ↑ . سایت آیت الله خامنهای، احکام عزاداری، سؤال 1448.
- ↑ . «تنظّفوا بکلّ ما استطعتم فإنّ اللَّه تعالی بنی الإسلام علی النّظافهی و لن یدخل الجنّهی إلّا کلّ نظیف.» نهج الفصاحهی (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول(صلی الله علیه و آله))، ابوالقاسم پاینده، ص 391، ح 1182.
- ↑ . بیانات آیت الله خامنهای، مشهد مقدس، 1/1/1394.
- ↑ . سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری، سؤال 5.
- ↑ . سایت نور مگز، مقاله «ما و خرافات»، احمد اکبری،؟؟؟؟؟
- ↑ . فرهنگ عاشورا، آسیبها و تحریفها، علی آقاجانی قناد، مجله: پگاه حوزه، دهم اردیبهشت 1384، ش 157.
- ↑ . نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه 145، با ترجمه حسین انصاریان.
- ↑ . شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، عبدالله جوادی آملی، ص 255.
- ↑ . سایت آیت الله خامنهای، احکام عزاداری، سؤال 1443.
- ↑ . همان، سؤال 1444.
- ↑ . استفتاءات جدید، آیت الله مکارم، ج ، ص 164، سؤال 576.
- ↑ . بیانات آیت الله خامنهای در جمع روحانیون استان کهکیلویه و بویر احمد، 17/3/1373.
- ↑ . أجوبهی الاستفتاءات (فارسی)،آیت الله خامنهای، ص 324، سؤال 1449.
- ↑ . بیانات آیت الله خامنهای در جمع روحانیون استان کهکیلویه و بویر احمد، 17/3/1373.
- ↑ . سایت آیت الله خامنهای، احکام عزاداری، سؤال 1451.
- ↑ . استفتاءات جدید، آیت الله مکارم، ج ، ص 166، سؤال 579.
- ↑ . سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری، سؤال 72.
- ↑ . سایت آیت الله خامنهای، احکام عزاداری، سؤال 1460.
- ↑ . استفتاءات جدید، آیت الله مکارم، ج ، ص 570، سؤال 1597.
- ↑ . سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری: منظور از عُرف: عرف مردم متدین است.
- ↑ . بیانات آیت الله خامنهای، مشهد مقدس، 1/1/1376.
- ↑ . همان، در جمع روحانیون استان کهکیلویه و بویر احمد، 17/3/1373.
- ↑ . همان، در دیدار جمعی از طلاب و روحانیون، 22/9/1388.
- ↑ . استفتاءات جدید، آیت الله مکارم، ج ، ص 247، سؤال 765.
- ↑ . أجوبهی الاستفتاءات (فارسی)، آیت الله خامنهای، ص 326، سؤال 1459.
- ↑ . همان، سؤال 1460.
- ↑ . جامع المسائل (فارسی)، آیت الله فاضل، ج ، ص 582، سؤال 2173.
- ↑ . استفتاءات جدید، آیت الله مکارم، ج ، ص 291، سؤال 1008.
- ↑ . استفتاءات، سایت آیت الله خامنهای، سؤال 1456.
- ↑ . بحار الأنوار، ج 98، ص 322.
- ↑ . همان، ج 45، ص 115.
- ↑ . مجله فقه اهلبیت(علیهم السلام)، تلخیص از مقاله «قمه زنی و اعمال نامتعارف»، محمدتقی اکبرنژاد، ج ، ص 196.
- ↑ . سایت نور مگز، مقاله «آسیب شناسی عزاداری»، محمد مهدی فجری، ش 135.
- ↑ . وسائل الشیعهی، ج 3، ص 272.
- ↑ . کافی، ج 3، ص 222.
- ↑ . توضیح المسائل مراجع، بنا بر فتوای آیت الله تبریزی، ج 1، ص 347، مسئله 634.
- ↑ . توضیح المسائل مراجع، بنا بر فتوای آیات عظام: امام خمینی، خامنهای، نوری همدانی، فاضل لنکرانی، صافی گلپایگانی، ج 1، ص 347، مسئله 634.
- ↑ . سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری، سؤال 35.
- ↑ . سایت ایران تئاتر؟؟؟.
- ↑ .تعزیه و تاریخچه آن، داود حاتمی، سایت مجله حوزه.
- ↑ . همان.
- ↑ . سایت آیت الله خامنهای، احکام عزاداری، سؤال 1445.
- ↑ . استفتاء پیامکی، آیت الله خامنهای، 6/2/1394.
- ↑ . استفتاء پیامکی، آیت الله مکارم، 6/2/1394.
سؤال: استفاده از طبل، سنج، شیپور، ویلون، نی زدن و... در تعزیه و شبیهخوانی اهلبیت(علیهم السلام) چه حکمی دارد؟
آیت الله سیستانی: اگر از آلات مشترک باشد، جایز است آن را به روش متعارف در عزاداری استفاده کنید. (استفتاء پیامکی، آیت الله سیستانی، 6/2/1394).
آیت الله شبیری زنجانی: نواختن و گوش دادن به آهنگی که نوعاً مطرب باشد، حرام است و چنانچه مطرب نباشد؛ ولی موجب هتک حسینیه یا مسجد یا بیاحترامی به مؤمنین یا باعث مفسده دیگری مانند ترویج فرهنگ غیر اسلامی گردد، باید از آن اجتناب نمود. در غیر این صورت هم استفاده از ادوات موسیقی زیبنده مجالس اهلبیت(علیهم السلام) نیست؛ بلکه احتیاط مستحب آن است که مطلقا از آلات موسیقی اجتناب شود. (استفتاء پیامکی، آیت الله شبیری زنجانی، سؤال 14819، 7/2/1394). - ↑ . استفتاءات جدید، آیت الله مکارم، ج ، ص 248، سؤال 768.
- ↑ . استفتاء پیامکی، آیت الله خامنهای، 5/5/1394.
- ↑ . سایت آیت الله مکارم، احکام عزاداری، سؤال 48.
سؤال: بعضی مناطق رسم است که در شبیهخوانی یا تعزیه، مردان خود را به شکل زنان (به ویژه نقش حضرت زهرا و زینب(سلام الله علیها)) درآورده و سوگواری میکنند، آیا این کار جایز است؟
جواب: باسمه تعالی، چنانچه مشتمل بر حرام یا وهن به معصومین(علیهم السلام) باشد، جایز نیست. (استفتاءات جدید، آیت الله میرزا جواد آقا تبریزی، ج ، ص 459، سؤال 2025).
سؤال: تعزیه و شبیهخوانی اشکال دارد یا نه؟ پوشیدن لباس زنان توسط مردان در شبیهخوانی و استفاده از طبل و شیپور چگونه است؟
جواب: تعزیه و شبیهخوانی به تنهایی اشکال ندارد؛ ولی مرد لباس زن نپوشد و صدای آلات مذکوره و استفاده از آنها مانعی ندارد. (جامع المسائل(فارسی)، آیت الله فاضل، ج ، ص 580، سؤال 2169).
توضیح مؤلف: با توجه به متنِ سؤالِ استفتاء شده، مراد از پوشیدن لباس زنان توسط مردان، همان لباس مخصوص زنان است که در جواب استفتاء، از این نوع پوشش منع شده است. والله العالم. - ↑ . «قَالَ رسو ل الله(صلی الله علیه و آله): مَنْ أَحْزَنَ مُؤْمِناً ثُمَ أَعْطَاهُ الدُّنْیَا لَمْ یَکُنْ ذَلِکَ کَفَّارَتَهُ وَ لَمْ یُؤْجَرْ عَلَیْه.» (مستدرک الوسائل، ج 9، ص 99، ح 10336).
- ↑ . استفتاء پیامکی، آیت الله مکارم، 7/5/1394.
- ↑ . استفتاءات (امام خمینی)، ج ، ص 579، سؤال 32.
- ↑ . استفتاءات جدید، آیت الله مکارم، ج ، ص 246، سؤال 762.







