شیوه های رویارویی با اهل منکر: تفاوت بین نسخهها
(←کمک های مالی) |
|||
| سطر ۳۵: | سطر ۳۵: | ||
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.rahebehesht.org/article/show/432 پرتال علمی پژوهشی راه بهشت] - تاریخ برداشت 94/12/4 </span></div> | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.rahebehesht.org/article/show/432 پرتال علمی پژوهشی راه بهشت] - تاریخ برداشت 94/12/4 </span></div> | ||
| − | [[ | + | <div class="hold"> |
| + | <div class="return">بازگشت به [[مقالات]] </div> | ||
| + | </div> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۴۴
محتویات
مقدمه
باوجود آن که پروردگار عالمیان، آدمیان را به حجتی درونی و برونی مجهز کرده و اسباب هدایت و دوری از رفتارهای ناصواب را برای آنان فراهم آورده است، اما گاه غفلت کرده و تحت تاثیر وسوسه دشمن درون و برون واقع می شوند و آگاهانه یا ناآگاهانه، از خود رفتارهای ناشایست بروز می دهند.از آ ن جا که در نظام اجتماعی اسلام، نمی توان این گونه رفتارها را نادیده گرفت، لازم است با بهره گیری از آموزه های اسلامی، شیوه ای درست و کارساز در برخورد با خطاکاران اتخاذ شود تا با به کارگیری آن، آنان را از ارتکاب هر چه بیشتر به گناهان بازداشت و رفتارهای ناصواب آنان را به حداقل رساند.
مدارا و ترحم
در فرهنگ متعالی اسلام، خطاکارانی که به رفتارهای ناشایست روی می آورند، بیمارانی می مانند که سزاوار ترحمند و به یقین، بروز این گونه رفتارها موجب از هم گسستگی پیوند برادری آنان با دیگران نمی شود.در این باره از قرآن کریم بیاموزیم که تمامی اهل ایمان را- هر چند برخی مرتکب خطا شوند- اولیای یکدیگر معرفی کرده است و سپس آنان را موظف کرده تا یکدیگر را به خوبی ها دعوت کنند و از منکرها بازدارند: والمومنون و المومنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر. [۱]چه زیبا و گویا است این سخن پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) که فرمود: مثل انسان خطاکار مثل شتر فراری می ماند که دیگران، هرچه او را تعقیب کنند او دورتر می شود ولی آن گاه که صاحب آن شتر، با مدارا آن را تعقیب کند آ ن را رام می کند و بر او سوار شود.
از این رو، بر همه لازم است با مهربانی تمام، آتش دامان خطاکاران را خاموش کنند و آنان را از درد و رنجی که از آتش گناه و بدرفتاری می کشند برهانند و در این باره از پیشوای پرهیزگاران بیاموزند که مانند طبیبی مهربان با درک بیماری این بیماران، همگان را به معالجه آنان دعوت کرده و فرمود: شایسته است آنان که مرتکب گناه نشده و از معصیت در امان مانده اند، به گناهکاران و عاصیان ترحم آورند و همواره به درگاه خدا سپاس گزارند تا سپاس خداوندی، آنان را از عیب جویی گناه کاران باز دارد، پس چه گونه است حال غیبت کننده ای که زبان به غیبت برادر خود می گشاید و او را به سبب گرفتار شدنش در چنگ گناه سرزنش می کند.[۲]گزیده سخن آن که اگر نتوان، بر زخم آسیب دیدگان از گناه، مرهم گذاشت نباید با نگاه تحقیرآمیز و با سخنان نیش دار، قلب آزرده آنان را ریش ساخت تا چنین پاسخی از سوی آنان بشنوند که شاعر گفت:
اذا رأیت اثیما کن ساترا و حلیما
یا من تقبح امری لم لاتمر کریما
سعدی در اشاره به شرح و ترجمه آن آورده است؛ جوانی مست، دید عابدی با نگاهی تحقیرآمیز، وی را به تمسخر گرفته است، رو به او کرد و گفت:
متاب ای پارسا روی از گنهکار
به بخشایندگی در وی نظر کن
اگر من ناجوانمردم به کردار
تو بر من چون جوانمردان نظر کن
امید دادن
گاه برخی گناه کاران تمام درها را بر روی خود بسته می بینند و از اصلاح خود ناامید می شوند؛ از این رو آن گاه که ایشان را از لغزش ها باز می دارند، آهی سرد از دل برآورده می گویند: دیگر از ما گذشته و تمام پلهای پشت سر خود را در هم کوبیدیم و از راهی که رفتیم برگشت غیرممکن است.
این جاست که باید آنان را بازسازی و امیدوار کرد. برای این کار لازم است، هم به آنان شخصیت داد، به حدی که گذشته خود را فراموش کنند و به آینده امیدوار شوند و هم، عفو و گذشت خداوند کریم را گوشزدشان کرد و گفت: مگر گناه شما از گناه ساحران فرعون که برای شکست دادن حضرت موسی در دربار فرعون، گرد آمده بودند بزرگتر است؟! و آیا پرونده شما از پرونده حربن یزید ریاحی که راه را بر امام حسین(علیه السّلام) بست و موجب ترس و آزردگی کودکان آن حضرت شد سیاه تر است؟! چه طور شد آنان از راهی که رفته بودند برگشتند و خدای مهربان تا آن جا آنان را پذیرفت که شهادت را نصیب آنان کرد؟!
یادآوری خوبی ها
یکی از شیوه های کارآمد در برخورد با اهل منکر، یادآوری کرامت ها و خوبی های انسان است، زیرا اگر چهره واقعی او به وی نمایانده شود و بداند که او برترین موجودات عالم آفرینش است[۳]و او تنها آفریده ای است که معمار هستی، او را از روح خود برخوردار کرده[۴] و در آفرینش او، به خود تبریک گفته است، [۵] کمتر گرد گناه می گردد و دامن خود را به آن، آ لوده نمی کند، از این روست که باید به مخاطب فهماند، او نه برای دنیا و برخورداری از زندگی حیوانی که برای بقا و برخورداری از زندگی معنوی آفریده شده است، و باید از او پرسید: او که می تواند با بروز دادن خوبی های خود، گام بر بال فرشتگان نهد و تا آن جا که در وهم ناید پیش رود چرا با روی آوردن به زشتی ها و پلشتی ها و دامن زدن به منکرات، خود را از دست یابی به مقام های عالی انسان محروم کند و از عالم حیوانی سر درآورد؟! [۶] و باید پرسید: او که می تواند با پیمودن راه درست به بهشت درآید و به بارگاه قدس سرمدی بار یابد، چرا با انحراف از این مسیر، خود را از این نعمت بی بدیل محروم سازد؟!، این بخش را با توصیه ای از امام علی(علیه السّلام) پایان می دهیم که سخنی گویا و نافذ است، فرمود: لیس لانفسکم ثمن الا الجنه فلا تبیعوها الابها؛ برای شما جز بهشت، بهایی نیست پس آن را جز با بهشت معامله نکنید. [۷]
رازداری
خطاکارانی که به منکر دامن می زنند متفاوتند، برخی آن چنان وقاحت را از حد بیرون برده و پرده دری می کنند که نه برای خود و نه برای اجتماع، هیچ احترامی نگه نمی دارند و اما برخی، هر چند خطاکارند ولی تا حدودی مأخوذ به حیا هستند و راضی به حرمت شکنی آشکار نمی باشند.بدیهی است که در این صورت، وظیفه افراد در امر و نهی آنان نیز متفاوت خواهد بود، گروه نخست که حرمت شکنی را آشکار کرده و از آن هیچ ابایی ندارند، لازم است به هر صورت ممکن، آنان را از ادامه کار بازداشت ولی در برخورد با گروه دوم، لازم است به طور پنهانی امر و نهی شوند، زیرا که امر و نهی پنهانی، هم موثرتر است و هم موجب حفظ آبروی آنان می شود که امری ضروری است [۸] امام حسن عسکری(علیه السّلام) در ضرورت رازداری امر و نهی فرمود: من وعظ أخاه سرا فقد زانه و من وعظه علانیه فقد شانه؛ هر که برادر دینی خود را پنهانی نصیحت کند، او را آراسته کرده است و هر که آشکارا پند دهد، او را بی مقدار ساخته است.[۹]
کمک های مالی
یکی دیگر از شیوه های برخورد با خطاکاران که نقشی بسزا در بازداشتن آنان از خطا دارد کمک مالی است. این شیوه را از امام صادق(علیه السّلام) بیاموزیم که در نهی از منکر شخصی به نام «شقرانی» به کار بست.او که فردی می گسار بود، می گوید: اطلاع یافتم، منصور دوانیقی به مردم بار عام داده و هر کس به دیدن او می رود هدیه ای مناسب می گیرد و من در این اندیشه بودم که چه کسی را واسطه کرده تا مرا به وی معرفی کند. تا آن که خدمت امام صادق(علیه السّلام) رفته و خواسته خود را مطرح کردم، امام به اندرون رفت و برگشت مبلغی به من کمک کرد و سپس فرمود: یا شقرانی أن الحسن من کل احد حسن و أنه منک أحسن لمکانک منا و أن القبیح من کل أحد قبیح و أنه منک أقبح؛ ای شقرانی نیکی از همگان نیک است و آن از شما به خاطر موقعیتی که نسبت به ما دارید نیک تر است و بدی از همگان بد است ولی از شما بدتر است. [۱۰]لازم به یادآوری است، این سخن امام به شقرانی از آن رو بود که او فردی شراب خوار بود.







