رسانه و عدالت: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: رسانه و عدالت مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۷۱۴ نویسنده: حسن...» ایجاد کرد)
 
(اصلاح ارقام، اصلاح نویسه، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح نویسه‌های عربی)
 
(۲ نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۱: سطر ۱:
عنوان:    رسانه و عدالت
+
<div class="head1">رسانه و عدالت </div>
مجموعه ها:    مقالات
+
نویسنده: حسن ابراهیم زاده<br/>
شناسه کتاب:    ۷۱۴
+
نویسنده:     حسن ابراهیم زاده
+
شابک:    ----
+
تعداد صفحات:    ۰
+
نام اپراتور:    محمد خلیلی
+
ایمیل اپراتور:    ۲farizeh@gmail.com
+
زبان:    پارسي
+
رتبه:    0
+
تصویر:    cover
+
دانلود فایل:    دانلود رسانه و عدالت
+
توضیحات:   
+
رسانه و عدالت
+
  
حسن ابراهیم زاده
+
== مقاله ==
 +
عدالت و عدالت‌خواهی، واژه‌هایی هستند که ریشه در فطرت انسان دارند و تنها طواغیت و ظالمان با این واژه‌ها سر ستیز دارند. از این رو، هر کس با هر مذهب و هر گرایش و نگرش به عالم هستی، آن را آوای فطرت خود می‌داند. قرآن کریم، فلسفه رسالت پیامبران را پس از دعوت به توحید، اقامه عدل<ref>حدید/۲۵.</ref> می‌داند و این بیانگر میل فطری بشر به عدالت است؛ همان گونه که توحید و یکتاپرستی، فطری است. عدالت مفهومی فراتر از «مساوات» دارد و در کلام امیرمؤمنان علی(ع) به معنای قرار دادن هر چیزی در جای خود است.<ref>نهج البلاغه، حکمت ش۴۳۷.</ref> و به عبارت متداول در میان عموم مردم، حق را به حق‌دار رساندن است. بر همین اساس است که در نگاه پیامبر اکرم(ص) کسی که لیاقت تکیه زدن بر مقام و مسندی را نداشته باشد، مورد لعن خدا و رسولش است؛ چرا که کمترین پیامد چنین رفتاری، محروم کردن فردی لایق در شکوفا کردن قابلیت‌های خود در یک عرصه و حوزه و به تبع آن اجتماع است.<br/>
 +
آنچه امروز بر جهان حکم‌فرماست، پرده از این واقعیت تلخ بر می‌دارد که «عدالت» گوهری گم شده است و در فقدان این گوهر نوربخش و حرکت آفرین، بشر کنونی در تاریکی ظلم و نابرابری در همه عرصه‌ها و حوزه‌ها به سر می‌برد. این بی‌عدالتی از چینش شورای امنیت سازمان ملل و حق وتوی چند عضو دائم، آن هم به دلیل داشتن سلاح کشتار جمعی!! دیده می‌شود تا آگاهی‌یابی و دسترسی انحصاری یک فرد یا یک رسانه به اطلاعات درست.<br/>
 +
به جرئت می‌توان گفت مردم جهان تا کنون شاهد یک قطعنامه از سوی سازمان ملل (عالی‌ترین مرکز رسیدگی به «عدالت»!!) به نفع مردم مظلوم فلسطین و جهان نبوده‌اند و لذا باید شاهد تصاویری غم‌انگیز از آنچه در فلسطین و غزه رخ می‌دهد، باشند.<br/>
 +
در عرصه‌های دیگر چون: اقتصاد، فرهنگ، سیاست و اجتماع، اگر عنصری به نام عدالت وجود داشت، امروز نباید شاهد چنین شکاف طبقاتی شمال و جنوب در همه عرصه‌ها و نیز غلبه فرهنگ و تمدن غرب بر فرهنگ‌های دیگر و فروپاشی فرهنگ‌ها و زبان‌ها دیگر ملل باشیم؟!<br/>
  
 +
== بینش وارونه ==
 +
چه چیزی موجب شده است انسان امروزین که به لحاظ سطح سواد و معلومات از همنوعان خود در همه اعصار گذشته بالاتر است و با همه مؤلفه‌های فهم و درک و ابزار اطلاع‌یابی، به خلطی آشکار در «بینش» و حتی «دانش» برسد و به نقطه‌ای از درک دست یابد که «زشت» را «زیبا»، «تبعیض» را «عدالت»، «اسارت» را «آزادی»، «دیکتاتوری» را «دموکراسی» و «فرهنگ شهادت» را «فرهنگ خشونت و ترور» ببیند و بشناسد؟ ریشه این وارونگی دانشی و بینشی و این سقوط بی‌بدیل در طول تاریخ انسان، در کجاست که مردم جهانیان، همنوع دوستی و روح عاطفه را در خود چنان بکشند که افتادن پیرمرد و کودکی بر زمین را «موقعیت طنز» بدانند و به جای نگران شدن بخندند و صبح خود را با تلویزیون این گونه آغاز کنند؟! این تغییر ذائقه و این وارونگی در برداشت‌ها، ریشه در چه چیزی دارد؟<br/>
 +
اینجاست که پای رسانه‌های جمعی دنیا به میان می‌آید و همان گفته پیشینیان در ذهن نقش می‌بندد که این همان موجود یک چشم آخر الزمان است. برخی امروز «دیجیتال» را همان «دجّال» در روایات تفسیر می‌کنند که با هزاران چشم و گوش و زبان و دست و پا از هر مرزی می‌گذرد و به هر خانه‌ای رخنه می‌کند و هر اعتقاد و آموزه‌ای را در هم می‌شکند و زشت را زیبا و تبعیض را عدالت می‌نامد. اگر این نگاه را، نگاهی افراطی و بدبینانه به رسانه بدانیم، امروزه در اثرگذاری رسانه بر اعتقادات و باورها و هنجارها، شکی وجود ندارد. امروزه بر کسی پوشیده نیست که رسانه‌های دنیا، شرک و بت‌پرستی را در قالب فیلم‌ها و سریال‌ها و مستندها و حتی در چهره هنرپیشگان انسانی و شخصیت‌های داستانی ترویج می‌کنند و اگر هم خدایی به بشر معرفی می‌شود، یا همان خدای دست ساخته غرب پس از رنسانس است که تنها نظاره‌گر انسان است و دنیا را به اهلش سپرده است، یا خدایِ تثلیثِ مسیحیتِ تحریف شده و یا خدای مغلوب حضرت یعقوب(ع).<br/>
 +
امروزه در این شکی نیست که رسانه‌ها اهریمن و نیروهای شیطانی را قدرتی مافوق قدرت انسان نشان می‌دهند و قدرت آنان را در عرض و همسنگ قدرت باری تعالی به تصویر می‌کشند. کم‌ترین پیامد این نگاه، ظهور فرقه‌های شیطان پرستی است و اگر این گونه رسانه‌ها موفق به نفی مبدأ و معاد نشوند، دست‌کم انسان را در ورطه تناسخ و اباحه‌گری رها می‌کنند. این نکته‌ای است که تقریباً در تمام سریال‌ها و فیلم‌ها و حتی مستندهای غرب و در لایه‌های گوناگون فیلم‌های هالیوودی می‌توان آن را به وضوح مشاهده کرد. بدیهی است وقتی این چنین «توحید» و «نبوّت» و «معاد» در نوک پیکان رسانه‌های گوناگون، به ویژه رسانه‌های دیداری و شنیداری قرار بگیرد، «عدالت» را هم با مقیاس سودآوری معنا می‌کند. از این رو، درست در زمانی که کشتی کشتی گندم و ذرت به دریا ریخته می‌شود و هزاران هزار رأس گاو و گوسفند با بلدوزرها زیر خاک دفن می‌گردد که «تعادل» بازار لیبرال دمکراسی حفظ شود و قیمت‌ها رکود پیدا نکند، در آن سوی جهان نه، که در همسایگی این کشور و حتی حاشیه شهرهای بزرگ آمریکا، کودکانی از گرسنگی در دامان مادران خود جان می‌دهند. اگر در غرب، دختران زیبا برای یک وعده غذا مجبور به تن فروشی می‌شوند؛ این بی‌عدالتی در عرصه تولید و اقتصاد، ریشه در تفکری دارد که رسانه‌های جمعی جهان، آن را تفکر برتر می‌خوانند.<br/>
  
    عدالت و عدالت‌خواهي، واژه‌هايي هستند که ريشه در فطرت انسان دارند و تنها طواغيت و ظالمان با اين واژه‌ها سر ستيز دارند. از اين رو، هر کس با هر مذهب و هر گرايش و نگرش به عالم هستي، آن را آواي فطرت خود مي داند. قرآن کريم، فلسفه رسالت پيامبران را پس از دعوت به توحيد، اقامه عدل[۱] مي‌داند و اين بيانگر ميل فطري بشر به عدالت است؛ همان گونه که توحيد و يکتاپرستي، فطري است. عدالت مفهومي فراتر از «مساوات» دارد و در کلام اميرمؤمنان علي(ع) به معناي قرار دادن هر چيزي در جاي خود است.[۲] و به عبارت متداول در ميان عموم مردم، حق را به حق‌دار رساندن است. بر همين اساس است که در نگاه پيامبر اکرم(ص) کسي که لياقت تکيه زدن بر مقام و مسندي را نداشته باشد، مورد لعن خدا و رسولش است؛ چرا که کمترين پيامد چنين رفتاري، محروم کردن فردي لايق در شکوفا کردن قابليت‌هاي خود در يک عرصه و حوزه و به تبع آن اجتماع است.
+
== سلطه بر رسانه‌ها ==
    آنچه امروز بر جهان حکم‌فرماست، پرده از اين واقعيت تلخ بر مي‌دارد که «عدالت» گوهري گم شده است و در فقدان اين گوهر نوربخش و حرکت آفرين، بشر کنوني در تاريکي ظلم و نابرابري در همه عرصه‌ها و حوزه‌ها به سر مي‌برد. اين بي‌عدالتي از چينش شوراي امنيت سازمان ملل و حق وتوي چند عضو دائم، آن هم به دليل داشتن سلاح کشتار جمعي!! ديده مي‌شود تا آگاهي‌يابي و دسترسي انحصاري يک فرد يا يک رسانه به اطلاعات درست.
+
امروزه همه اذعان دارند که نبض بسیاری از رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری و نیز رسانه‌های مجازی دنیا در دست صهیونیزم بین الملل است. همگان به این نکته رسیده‌اند که هیچ اطلاعات و اخباری حتی در «چت کردن» یک واژه «سلام» در جهان مجازی اینترنت قبل از رسیدن به مقصد، از سوی مراکز صهیونیزم بین المللی به ثبت می‌رسد؛ همان گونه که هیچ قراری با گوشی «موبایل» گذاشته نمی‌شود، مگر آنکه به وسیله گوش و چشمی و شنیده و دیده می‌شود؛ چنان که هیچ بازیگر و کارگردان و فیلمنامه نویسی جایزه اسکار نمی‌گیرد و هیچ نویسنده رمانی موفق به دریافت جایزه نوبل ادبی نمی‌شود، مگر آنکه اراده‌ای پنهان و جمعی پرده‌نشین، آن را تأیید کنند. ...<br/>
    به جرئت مي‌توان گفت مردم جهان تا کنون شاهد يک قطعنامه از سوي سازمان ملل (عالي‌ترين مرکز رسيدگي به «عدالت»!!) به نفع مردم مظلوم فلسطين و جهان نبوده‌اند و لذا بايد شاهد تصاويري غم‌انگيز از آنچه در فلسطين و غزه رخ مي‌دهد، باشند.
+
گذشته از شخصیت سازی و شخصیت‌پردازی رسانه‌های دنیا جهت الگوسازی برای همه قشرها و مردمان دنیا از میان هنرپیشگان، خوانندگان و ورزشکاران، امروز در عرصه «اطلاع‌رسانی» هم حرکتی ناعادلانه و تبعیض‌آمیز را شاهدیم و این، بدان معناست که اساساً جهان کنونی بر اساس واژگان و مفاهیمی که خود تعیین و تولید و توزیع می‌کنند، همه چیز را تفسیر و معنا می‌کنند و رسانه‌های جهان ـ از سنتی گرفته تا مجازی ـ پیرو نظریه‌پردازان جهان‌اند. به همین دلیل، فرهنگ منحط لیبرال دمکراسی بر جهان کنونی تحمیل و سیطره خویش را جز در مواردی معدود ـ که پیروان اسلام ناب محمدی(ص) از آن جمله‌اند ـ تثبیت کرده است. در حالی که نبض رسانه‌های دنیا را به دست گرفته و فرهنگ‌ها و تمدن‌های دیگر را در موقعیتی ناعادلانه قرار داده‌اند؛ مردم جهان را به گفتگو فرا می‌خوانند؛ گفتگو در فضایی که همه چیز ـ اعم از ابزارهای نرم‌افزاری و سخت‌افزاری ـ در دست لیبرال دمکراسی است و بازنده این عرصه از پیش معلوم و مشهود.<br/>
    در عرصه‌هاي ديگر چون: اقتصاد، فرهنگ، سياست و اجتماع، اگر عنصري به نام عدالت وجود داشت، امروز نبايد شاهد چنين شکاف طبقاتي شمال و جنوب در همه عرصه‌ها و نيز غلبه فرهنگ و تمدن غرب بر فرهنگ‌هاي ديگر و فروپاشي فرهنگ‌ها و زبان‌ها ديگر ملل باشيم؟!
+
بر اساس آمار یونسکو، در حال حاضر تنها در آفریقا ۱۶۰ میلیون بی‌سواد وجود دارد. و براساس آماری دیگر، دو سوم جمعیت جهان در بخشی که از سوی زرسالاران، جهان سوم نامیده می‌شود، زندگی می‌کنند.<br/>
 +
اگر در این فضای ناعادلانه سهم ناچیز افرادی را که «سواد رسانه‌ای» دارند، با جهان غرب مقایسه کنیم، باز این پرسش به میان می‌آید که: چند درصد از مردم جهان سوم، در فضایی خارج از آموزه‌های لیبرال دمکراسی تنفس می‌کنند؟ چند درصد آنان مرعوب و مغلوب نیستند و حتی پیاده نظام لیبرال دمکراسی در جهان سوم به شمار نمی‌روند؟<br/>
 +
با نگاهی به نقش روشنفکران، نویسندگان و کارگردانانِ متأخر از تفکر و اندیشه لیبرال دمکراسی در جهان سوم، به خوبی به نبرد ناعادلانه مخالفان فرهنگ غرب با دست‌نشاندگان آنان پی‌می‌بریم؛ چیزی که حتی در بین مراکز نظام اسلامی ایران نیز با همه وجود خود، حس می‌کنیم. این در حالی است که جهان سوم به دلیل دنباله‌روی و تأثیرپذیری از فرهنگ غرب و مرعوب و مغلوب بودن دانش آموختگان رسانه و نگریستن به مفاهیم دینی با همان زاویه دید غربی، هنوز فاقد «فیلسوف رسانه» و نظریه‌پرداز رسانه‌ای است؛ کسی که بتواند سازوکار بهره‌وری از رسانه را در انتقال پیام‌های دینی، بر اساس آموزه‌های الهی به مخاطب امروز منتقل کند. این توانمندی عملاً جهان رسانه را در اختیار مکتب لیبرال دمکراسی قرار می‌دهد و تا چند دهه آینده، میان فرهنگ غربی و دیگر فرهنگ‌ها، «نبردی فرهنگی» ادامه خواهد داشت.<br/>
 +
به عقیده کارشناسان رسانه، هیچ رسانه‌ای در دنیای کنونی مستقل نیست؛ چون حیات رسانه‌ای دنیا، به ویژه مطبوعات و تلویزیون، وابسته به پذیرش آگهی و نیازمند پشتوانه مالی است و این آگهی‌ها نیز مختص به صاحبان سرمایه و کالاهای تولیدی سرمایه‌داران است. بنابراین وابستگی رسانه‌ها به جهان سرمایه‌داری امری بدیهی است و پر واضح است آنها رسانه‌هایی را زنده می‌خواهند که جامعه را به سوی مصرف‌گرایی و به تبع آن، فربه‌تر شدن صاحبان سرمایه سوق دهد.<br/>
 +
بزرگ‌نمایی از ویژگی‌های هر کالا را می‌توان نوعی تحریف واقعیت و بی‌عدالتی در امر اطلاع‌رسانی به شمار آورد و بی‌شک مدافعان فرهنگ «قناعت» و «ساده‌زیستی»، جایی در جهان رسانه ندارند؛ چرا که نگاه انبیا و اولیا درست در تضاد با چیزی است که موجودیت رسانه‌های امروز را تضمین می‌کند. از این رو، شعار استقلال و عدالت در اطلاع‌رسانی همچون شعارهای دیگر دنیای لیبرال دمکراسی، دروغی بزرگ است.<br/>
 +
پس به دلیل تفاوت ماهوی پیام دین داران و فقدان افرادی با سوادِ رسانه‌ای و نبود ابزارهای نو و پیشرفته، به خوبی جهان ارتباطات و رسانه تحت سیطره قدرت‌ها و صهیونیزم بین‌المللی قرار گرفته است. آیا در چنین وضعیتی می‌توان از «عدالت رسانه‌ای» سخن گفت؟<br/>
 +
اگر بنا برآنچه که خود دنیای غرب می‌گوید «اطلاع‌رسانی» را یکی از اهداف و رسالت‌های رسانه‌های امروز بنامیم و اولین وظیفه انسانی هر خبرنگار و رسانه را اطلاع‌رسانی شفاف بشناسیم، باز به وضوح نظاره‌گر بی‌عدالتی فاحش و ملموس آن هستیم؛ چنان که دیدیم در فلسطین، عراق و افغانستان چگونه خبرنگاران مورد تهاجم قرار می‌گرفتند، و حوادث غم‌انگیز جنگ سانسور می‌شد.<br/>
 +
جامعه جهانی از یاد نبرده است جنگ نخست خلیج فارس را که بوش پدر ب شعار رهایی کویت به راه انداخت و به عملیات «طوفان صحرا» شهرت یافت؛ هنگامی که سربازان غربی، سربازان عراقیِ تسلیم شده را در سنگرهایشان زنده به گور می‌کردند، در همان لحظه تمام خبرنگاران را محترمانه در هتلی چند ستاره در یکی از جزایر خلیج فارس محبوس کرده بودند و پس از جنگ به آنان اجازه دادند تا از لوله‌ها و چاه‌های نفتی و مرغابی‌های سوخته تصویر و گزارش تهیه کنند، که تنها احساسات انجمن‌های مدافع حیوانات و محیط زیست را تحریک می‌کرد!<br/>
 +
اما هیچ گاه به رابطه میان حمله عراق به کویت و به جیب‌زدن میلیاردها دلار که از جیب شیوخ عرب به جیب غربیان رفت و [[قربانی]] شدن هزاران بی‌گناه، در هیچ رسانه غربی پرداخته نشد و هیچ گاه از کشته شدن هزاران شیعه در جنوب عراق و هزاران کرد در شمال عراق به وسیله صدام، سخن به میان نیامد.<br/>
 +
هنوز از یاد نبرده‌ایم در جنگ دوم خلیج‌فارس که بوش پسر به بهانه نابودی سلاح‌های کشتار جمعی، به عراق حمله کرد، از بمب‌های اتمی کوچکی استفاده شد که هم اینک صدها و هزاران نفر از مردم این منطقه با بیماری‌های صعب العلاج روبه‌رو هستند. کدام یک از رسانه‌های دنیای غرب تا کنون درد و رنج آنان را به تصویر کشیده است؟ در مقابل، دوربین‌های تلویزیونی جهان رسانه پر شد از تصاویر «جسیکا»؛ دختری که به ظاهر در دست عراقی‌ها بود و از بیمارستانی نجات داده شده بود. باید اعتراف کرد بزرگ‌ترین ظلمی که رسانه‌های دنیا در حقّ انسان امروزی روامی‌دارند، وارونه جلوه دادن حقایق، تحریف تاریخ، ایجاد فضای مجازی و تخدیری و جداکردن او از خدا و خلق خداست.<br/>
  
بينش وارونه
+
== رسانه‌های اسلامی ==
 +
آنچه رسانه‌های امروز انجام می‌دهند، قرار دادن بشر در فضایی آکواریومی و گلخانه‌ای است که جز با اشاره رسانه نپوشند، نخورند و نگویند و حتی فکر نکنند. در چنین زمانی است که رسانه‌های نظام اسلامی، به ویژه رسانه «دیداری ـ شنیداری» موظف است ظلم فاحشی را که به بشر امروزه می‌شود، به تصویر کشند.<br/>
 +
اگر در «قانون اساسی» نظام اسلامی، حاکمیت از آنِ خداست و «ولایت فقیه» مترقی‌ترین اصل و ترسیم کننده خطوط اصلی و کلی نظام به شمار می‌رود و اگر «ولیّ‌فقیه»، بند اول سند چشم‌انداز بیست ساله را تقویت و ترویج مبانی فکری اسلام ناب و تشیع مشخص کرده است، پس «رسانه ملی» تحت هیچ عنوانی نباید از این اصل تخطی کند. امروز صدا و سیمای جمهوری اسلامی، نماد و نماینده اسلام ناب و تنها آنتنی است که موحدان سراسر جهان از آن، ترسیم زندگی موحدانه و عادلانه بر مبنای تشیع ناب انقلابی را انتظار دارند.<br/>
 +
وظیفه امروز آحاد دست‌اندرکاران رسانه چیزی جز قرار دادن مخاطب در اتمسفر جهان‌بینی توحیدی و ترسیم ایدئولوژی تشیع در همه عرصه‌ها و حوزه‌ها در زندگی فردی و اجتماعی نیست و هر کس در هر پست و مقامی در این سازمان قرار دارد، از «مدیر شبکه» گرفته تا «بازیگر» و عوامل دیگری چون: تهیه کننده، کارگردان و... باید از دایره توحید و زاویه دید ائمه معصوم(ع) به عنوان «خلیفة الله» و مفسران وحی، بیرون نباشد و هر کس به هر دلیلی در این رسانه بر خلاف این جهان‌بینی سخن بر زبان آورد و یا تصویری ارائه دهد، نه تنها از دایره «عدالت» خارج شده است، بلکه ظلمی فاحش در حق طلایی‌ترین فرصت ترویج مکتب اهل بیت(ع) روا داشته است.<br/>
  
    چه چيزي موجب شده است انسان امروزين که به لحاظ سطح سواد و معلومات از همنوعان خود در همه اعصار گذشته بالاتر است و با همه مؤلفه‌هاي فهم و درک و ابزار اطلاع‌يابي، به خلطي آشکار در «بينش» و حتي «دانش» برسد و به نقطه‌اي از درک دست يابد که «زشت» را «زيبا»، «تبعيض» را «عدالت»، «اسارت» را «آزادي»، «ديکتاتوري» را «دموکراسي» و «فرهنگ شهادت» را «فرهنگ خشونت و ترور» ببيند و بشناسد؟ ريشه‌ اين وارونگي دانشي و بينشي و اين سقوط بي‌بديل در طول تاريخ انسان، در کجاست که مردم جهانيان، همنوع دوستي و روح عاطفه را در خود چنان بکشند که افتادن پيرمرد و کودکي بر زمين را «موقعيت طنز» بدانند و به جاي نگران شدن بخندند و صبح خود را با تلويزيون اين گونه آغاز کنند؟! اين تغيير ذائقه و اين وارونگي در برداشت‌ها، ريشه در چه چيزي دارد؟
+
== پانویس ==
    اينجاست که پاي رسانه‌هاي جمعي دنيا به ميان مي‌آيد و همان گفته‌ پيشينيان در ذهن نقش مي‌بندد که اين همان موجود يک چشم آخر الزمان است. برخي امروز «ديجيتال» را همان «دجّال» در روايات تفسير مي‌کنند که با هزاران چشم و گوش و زبان و دست و پا از هر مرزي مي‌گذرد و به هر خانه‌اي رخنه مي‌کند و هر اعتقاد و آموزه‌اي را در هم مي‌شکند و زشت را زيبا و تبعيض را عدالت مي‌نامد. اگر اين نگاه را، نگاهي افراطي و بدبينانه به رسانه بدانيم، امروزه در اثرگذاري رسانه بر اعتقادات و باورها و هنجارها، شکي وجود ندارد. امروزه بر کسي پوشيده نيست که رسانه‌هاي دنيا، شرک و بت‌پرستي را در قالب فيلم‌ها و سريال‌ها و مستندها و حتي در چهر‌ه هنرپيشگان انساني و شخصيت‌هاي داستاني ترويج مي‌کنند و اگر هم خدايي به بشر معرفي مي‌شود، يا همان خداي دست ساخته غرب پس از رنسانس است که تنها نظاره‌گر انسان است و دنيا را به اهلش سپرده است، يا خدايِ تثليثِ مسيحيتِ تحريف شده و يا خداي مغلوب حضرت يعقوب(ع).
+
    امروزه در اين شکي نيست که رسانه‌ها اهريمن و نيروهاي شيطاني را قدرتي مافوق قدرت انسان نشان مي‌دهند و قدرت آنان را در عرض و همسنگ قدرت باري تعالي به تصوير مي‌کشند. کم‌ترين پيامد اين نگاه، ظهور فرقه‌هاي شيطان پرستي است و اگر اين گونه رسانه‌ها موفق به نفي مبدأ و معاد نشوند، دست‌کم انسان را در ورطه تناسخ و اباحه‌گري رها مي‌کنند. اين نکته‌اي است که تقريباً در تمام سريال‌ها و فيلم‌ها و حتي مستندهاي غرب و در لايه‌‌هاي گوناگون فيلم‌هاي هاليوودي مي‌توان آن را به وضوح مشاهده کرد. بديهي است وقتي اين چنين «توحيد» و «نبوّت» و «معاد» در نوک پيکان رسانه‌هاي گوناگون، به ويژه رسانه‌هاي ديداري و شنيداري قرار بگيرد، «عدالت» را هم با مقياس سودآوري معنا مي‌کند. از اين رو، درست در زماني که کشتي کشتي گندم و ذرت به دريا ريخته مي‌شود و هزاران هزار رأس گاو و گوسفند با بلدوزرها زير خاک دفن مي‌گردد که «تعادل» بازار ليبرال دمکراسي حفظ شود و قيمت‌ها رکود پيدا نکند، در آن سوي جهان نه، که در همسايگي اين کشور و حتي حاشيه‌ شهرهاي بزرگ آمريکا، کودکاني از گرسنگي در دامان مادران خود جان مي‌دهند. اگر در غرب، دختران زيبا براي يک وعده غذا مجبور به تن فروشي مي‌شوند؛ اين بي‌عدالتي در عرصه توليد و اقتصاد، ريشه در تفکري دارد که رسانه‌هاي جمعي جهان، آن را تفکر برتر مي‌خوانند.
+
  
سلطه بر رسانه‌ها
+
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 +
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/6790/81235/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA پایگاه اطلاع رسانی حوزه] - تاریخ برداشت: 1395/3/23 </span></div>
  
    امروزه همه اذعان دارند که نبض بسياري از رسانه‌هاي ديداري، شنيداري و نوشتاري و نيز رسانه‌هاي مجازي دنيا در دست صهيونيزم بين الملل است. همگان به اين نکته رسيده‌اند که هيچ اطلاعات و اخباري حتي در «چت کردن» يک واژه «سلام» در جهان مجازي اينترنت قبل از رسيدن به مقصد، از سوي مراکز صهيونيزم بين المللي به ثبت مي‌رسد؛ همان گونه که هيچ قراري با گوشي «موبايل» گذاشته نمي‌شود، مگر آنکه به وسيله گوش و چشمي و شنيده و ديده مي‌شود؛ چنان که هيچ بازيگر و کارگردان و فيلمنامه نويسي جايزه اسکار نمي‌گيرد و هيچ نويسنده رماني موفق به دريافت جايزه نوبل ادبي نمي‌شود، مگر آنکه اراده‌اي پنهان و جمعي پرده‌نشين، آن را تأييد کنند. ...
+
[[رده:مقالات]]<br/>
    گذشته از شخصيت ‌سازي و شخصيت‌پردازي رسانه‌هاي دنيا جهت الگوسازي براي همه قشرها و مردمان دنيا از ميان هنرپيشگان، خوانندگان و ورزشکاران، امروز در عرصه «اطلاع‌رساني» هم حرکتي ناعادلانه و تبعيض‌آميز را شاهديم و اين، بدان معناست که اساساً جهان کنوني بر اساس واژگان و مفاهيمي که خود تعيين و توليد و توزيع مي‌کنند، همه چيز را تفسير و معنا مي‌کنند و رسانه‌هاي جهان ـ از سنتي گرفته تا مجازي ـ پيرو نظريه‌پردازان جهان‌اند. به همين دليل، فرهنگ منحط ليبرال دمکراسي بر جهان کنوني تحميل و سيطره خويش را جز در مواردي معدود ـ که پيروان اسلام ناب محمدي(ص) از آن جمله‌اند ـ تثبيت کرده‌ است. در حالي که نبض رسانه‌هاي دنيا را به دست گرفته و فرهنگ‌ها و تمدن‌هاي ديگر را در موقعيتي ناعادلانه قرار داده‌اند؛ مردم جهان را به گفتگو فرا مي‌خوانند؛ گفتگو در فضايي که همه چيز ـ اعم از ابزارهاي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري ـ در دست ليبرال دمکراسي است و بازنده اين عرصه از پيش معلوم و مشهود.
+
    بر اساس آمار يونسکو، در حال حاضر تنها در آفريقا ۱۶۰ ميليون بي‌سواد وجود دارد. و براساس آماري ديگر، دو سوم جمعيت جهان در بخشي که از سوي زرسالاران، جهان سوم ناميده مي‌شود، زندگي مي‌کنند.
+
    اگر در اين فضاي ناعادلانه سهم ناچيز افرادي را که «سواد رسانه‌اي» دارند، با جهان غرب مقايسه کنيم، باز اين پرسش به ميان مي‌آيد که: چند درصد از مردم جهان سوم، در فضايي خارج از آموزه‌هاي ليبرال دمکراسي تنفس مي‌کنند؟ چند درصد آنان مرعوب و مغلوب نيستند و حتي پياده نظام ليبرال دمکراسي در جهان سوم به شمار نمي روند؟
+
    با نگاهي به نقش روشنفکران، نويسندگان و کارگردانانِ متأخر از تفکر و انديشه ليبرال دمکراسي در جهان سوم، به خوبي به نبرد ناعادلانه مخالفان فرهنگ غرب با دست‌نشاندگان آنان پي‌مي‌بريم؛ چيزي که حتي در بين مراکز نظام اسلامي ايران نيز با همه وجود خود، حس مي‌کنيم. اين در حالي است که جهان سوم به دليل دنباله‌روي و تأثيرپذيري از فرهنگ غرب و مرعوب و مغلوب بودن دانش آموختگان رسانه و نگريستن به مفاهيم ديني با همان زاويه ديد غربي، هنوز فاقد «فيلسوف رسانه» و نظريه‌پرداز رسانه‌اي است؛ کسي که بتواند سازوکار بهره‌وري از رسانه را در انتقال پيام‌هاي ديني، بر اساس آموزه‌هاي الهي به مخاطب امروز منتقل کند. اين توانمندي عملاً جهان رسانه را در اختيار مکتب ليبرال دمکراسي قرار مي‌دهد و تا چند دهه آينده، ميان فرهنگ غربي و ديگر فرهنگ‌ها، «نبردي فرهنگي» ادامه خواهد داشت.
+
    به عقيده کارشناسان رسانه،‌ هيچ رسانه‌اي در دنياي کنوني مستقل نيست؛ چون حيات رسانه‌اي دنيا، به ويژه مطبوعات و تلويزيون، وابسته به پذيرش آگهي و نيازمند پشتوانه‌ مالي است و اين آگهي‌ها نيز مختص به صاحبان سرمايه و کالاهاي توليدي سرمايه‌داران است. بنابراين وابستگي رسانه‌ها به جهان سرمايه‌داري امري بديهي است و پر واضح است آنها رسانه‌هايي را زنده مي‌خواهند که جامعه را به سوي مصرف‌گرايي و به تبع آن، فربه‌تر شدن صاحبان سرمايه سوق دهد.
+
    بزرگ‌نمايي از ويژگي‌هاي هر کالا را مي‌توان نوعي تحريف واقعيت و بي‌عدالتي در امر اطلاع‌رساني به شمار آورد و بي‌شک مدافعان فرهنگ «قناعت» و «ساده‌زيستي»، جايي در جهان رسانه ندارند؛ چرا که نگاه انبيا و اوليا درست در تضاد با چيزي است که موجوديت رسانه‌هاي امروز را تضمين مي‌کند. از اين رو، شعار استقلال و عدالت در اطلاع‌رساني همچون شعارهاي ديگر دنياي ليبرال دمکراسي، دروغي بزرگ است.
+
    پس به دليل تفاوت ماهوي پيام دين داران و فقدان افرادي با سوادِ رسانه‌اي و نبود ابزارهاي نو و پيشرفته، به خوبي جهان ارتباطات و رسانه تحت سيطره قدرت‌ها و صهيونيزم بين‌المللي قرار گرفته است. آيا در چنين وضعيتي مي‌توان از «عدالت رسانه‌اي» سخن گفت؟
+
    اگر بنا برآنچه که خود دنياي غرب مي‌گويد «اطلاع‌رساني» را يکي از اهداف و رسالت‌هاي رسانه‌هاي امروز بناميم و اولين وظيفه انساني هر خبرنگار و رسانه را اطلاع‌رساني شفاف بشناسيم، باز به وضوح نظاره‌گر بي‌عدالتي فاحش و ملموس آن هستيم؛ چنان که ديديم در فلسطين، عراق و افغانستان چگونه خبرنگاران مورد تهاجم قرار مي‌گرفتند، و حوادث غم‌انگيز جنگ سانسور مي‌شد.
+
    جامعه جهاني از ياد نبرده است جنگ نخست خليج فارس را که بوش پدر ب شعار رهايي کويت به راه انداخت و به عمليات «طوفان صحرا» شهرت يافت؛ هنگامي که سربازان غربي، سربازان عراقيِ تسليم شده را در سنگرهايشان زنده به گور مي‌کردند، در همان لحظه تمام خبرنگاران را محترمانه در هتلي چند ستاره در يکي از جزاير خليج فارس محبوس کرده بودند و پس از جنگ به آنان اجازه دادند تا از لوله‌ها و چاه‌هاي نفتي و مرغابي‌هاي سوخته تصوير و گزارش تهيه کنند، که تنها احساسات انجمن‌هاي مدافع حيوانات و محيط زيست را تحريک مي‌کرد!
+
    اما هيچ گاه به رابطه‌ ميان حمله عراق به کويت و به جيب‌‌زدن ميلياردها دلار که از جيب شيوخ عرب به جيب غربيان رفت و قرباني شدن هزاران بي‌گناه، در هيچ رسانه غربي پرداخته نشد و هيچ گاه از کشته شدن هزاران شيعه در جنوب عراق و هزاران کرد در شمال عراق به وسيله صدام، سخن به ميان نيامد.
+
    هنوز از ياد نبرده‌ايم در جنگ دوم خليج‌فارس که بوش پسر به بهانه نابودي سلاح‌هاي کشتار جمعي، به عراق حمله کرد، از بمب‌هاي اتمي کوچکي استفاده شد که هم اينک صدها و هزاران نفر از مردم اين منطقه با بيماري‌هاي صعب العلاج روبه‌رو هستند. کدام يک از رسانه‌هاي دنياي غرب تا کنون درد و رنج آنان را به تصوير کشيده است؟ در مقابل، دوربين‌هاي تلويزيوني جهان رسانه پر شد از تصاوير «جسيکا»؛ دختري که به ظاهر در دست عراقي‌ها بود و از بيمارستاني نجات داده شده بود. بايد اعتراف کرد بزرگ‌ترين ظلمي که رسانه‌هاي دنيا در حقّ انسان امروزي روامي‌دارند، وارونه جلوه دادن حقايق، تحريف تاريخ، ايجاد فضاي مجازي و تخديري و جداکردن او از خدا و خلق خداست.
+
 
+
 
+
رسانه‌هاي اسلامي
+
 
+
    آنچه رسانه‌هاي امروز انجام مي‌دهند، قرار دادن بشر در فضايي آکواريومي و گلخانه اي است که جز با اشاره رسانه نپوشند، نخورند و نگويند و حتي فکر نکنند. در چنين زماني است که رسانه‌هاي نظام اسلامي، به ويژه رسانه «ديداري ـ شنيداري» موظف است ظلم فاحشي را که به بشر امروزه مي‌شود، به تصوير کشند.
+
    اگر در «قانون اساسي» نظام اسلامي، حاکميت از آنِ خداست و «ولايت فقيه» مترقي‌ترين اصل و ترسيم کننده خطوط اصلي و کلي نظام به شمار مي‌رود و اگر «وليّ‌فقيه»، بند اول سند چشم‌انداز بيست ساله را تقويت و ترويج مباني فکري اسلام ناب و تشيع مشخص کرده است، پس «رسانه ملي» تحت هيچ عنواني نبايد از اين اصل تخطي کند. امروز صدا و سيماي جمهوري اسلامي، نماد و نماينده اسلام ناب و تنها آنتني است که موحدان سراسر جهان از آن، ترسيم زندگي موحدانه و عادلانه بر مبناي تشيع ناب انقلابي را انتظار دارند.
+
    وظيفه امروز آحاد دست‌اندرکاران رسانه چيزي جز قرار دادن مخاطب در اتمسفر جهان‌بيني توحيدي و ترسيم ايدئولوژي تشيع در همه عرصه‌ها و حوزه‌ها در زندگي فردي و اجتماعي نيست و هر کس در هر پست و مقامي در اين سازمان قرار دارد، از «مدير شبکه» گرفته تا «بازيگر» و عوامل ديگري چون: تهيه کننده، کارگردان و... بايد از دايره توحيد و زاويه ديد ائمه معصوم(ع) به عنوان «خليفة الله» و مفسران وحي، بيرون نباشد و هر کس به هر دليلي در اين رسانه بر خلاف اين جهان‌بيني سخن بر زبان آورد و يا تصويري ارائه دهد، نه تنها از دايره «عدالت» خارج شده است، بلکه ظلمي فاحش در حق طلايي‌ترين فرصت ترويج مکتب اهل بيت(ع) روا داشته است.
+
 
+
 
+
پي‌نوشت
+
    ۱ . حديد/۲۵.
+
    ۲ . نهج البلاغه، حکمت ش۴۳۷.
+
 
+
منبع:
+
فصلنامه كوثر ـ شماره ۷۶ ـ زمستان ۱۳۸۷
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۱۶

رسانه و عدالت

نویسنده: حسن ابراهیم زاده

مقاله

عدالت و عدالت‌خواهی، واژه‌هایی هستند که ریشه در فطرت انسان دارند و تنها طواغیت و ظالمان با این واژه‌ها سر ستیز دارند. از این رو، هر کس با هر مذهب و هر گرایش و نگرش به عالم هستی، آن را آوای فطرت خود می‌داند. قرآن کریم، فلسفه رسالت پیامبران را پس از دعوت به توحید، اقامه عدل[۱] می‌داند و این بیانگر میل فطری بشر به عدالت است؛ همان گونه که توحید و یکتاپرستی، فطری است. عدالت مفهومی فراتر از «مساوات» دارد و در کلام امیرمؤمنان علی(ع) به معنای قرار دادن هر چیزی در جای خود است.[۲] و به عبارت متداول در میان عموم مردم، حق را به حق‌دار رساندن است. بر همین اساس است که در نگاه پیامبر اکرم(ص) کسی که لیاقت تکیه زدن بر مقام و مسندی را نداشته باشد، مورد لعن خدا و رسولش است؛ چرا که کمترین پیامد چنین رفتاری، محروم کردن فردی لایق در شکوفا کردن قابلیت‌های خود در یک عرصه و حوزه و به تبع آن اجتماع است.
آنچه امروز بر جهان حکم‌فرماست، پرده از این واقعیت تلخ بر می‌دارد که «عدالت» گوهری گم شده است و در فقدان این گوهر نوربخش و حرکت آفرین، بشر کنونی در تاریکی ظلم و نابرابری در همه عرصه‌ها و حوزه‌ها به سر می‌برد. این بی‌عدالتی از چینش شورای امنیت سازمان ملل و حق وتوی چند عضو دائم، آن هم به دلیل داشتن سلاح کشتار جمعی!! دیده می‌شود تا آگاهی‌یابی و دسترسی انحصاری یک فرد یا یک رسانه به اطلاعات درست.
به جرئت می‌توان گفت مردم جهان تا کنون شاهد یک قطعنامه از سوی سازمان ملل (عالی‌ترین مرکز رسیدگی به «عدالت»!!) به نفع مردم مظلوم فلسطین و جهان نبوده‌اند و لذا باید شاهد تصاویری غم‌انگیز از آنچه در فلسطین و غزه رخ می‌دهد، باشند.
در عرصه‌های دیگر چون: اقتصاد، فرهنگ، سیاست و اجتماع، اگر عنصری به نام عدالت وجود داشت، امروز نباید شاهد چنین شکاف طبقاتی شمال و جنوب در همه عرصه‌ها و نیز غلبه فرهنگ و تمدن غرب بر فرهنگ‌های دیگر و فروپاشی فرهنگ‌ها و زبان‌ها دیگر ملل باشیم؟!

بینش وارونه

چه چیزی موجب شده است انسان امروزین که به لحاظ سطح سواد و معلومات از همنوعان خود در همه اعصار گذشته بالاتر است و با همه مؤلفه‌های فهم و درک و ابزار اطلاع‌یابی، به خلطی آشکار در «بینش» و حتی «دانش» برسد و به نقطه‌ای از درک دست یابد که «زشت» را «زیبا»، «تبعیض» را «عدالت»، «اسارت» را «آزادی»، «دیکتاتوری» را «دموکراسی» و «فرهنگ شهادت» را «فرهنگ خشونت و ترور» ببیند و بشناسد؟ ریشه این وارونگی دانشی و بینشی و این سقوط بی‌بدیل در طول تاریخ انسان، در کجاست که مردم جهانیان، همنوع دوستی و روح عاطفه را در خود چنان بکشند که افتادن پیرمرد و کودکی بر زمین را «موقعیت طنز» بدانند و به جای نگران شدن بخندند و صبح خود را با تلویزیون این گونه آغاز کنند؟! این تغییر ذائقه و این وارونگی در برداشت‌ها، ریشه در چه چیزی دارد؟
اینجاست که پای رسانه‌های جمعی دنیا به میان می‌آید و همان گفته پیشینیان در ذهن نقش می‌بندد که این همان موجود یک چشم آخر الزمان است. برخی امروز «دیجیتال» را همان «دجّال» در روایات تفسیر می‌کنند که با هزاران چشم و گوش و زبان و دست و پا از هر مرزی می‌گذرد و به هر خانه‌ای رخنه می‌کند و هر اعتقاد و آموزه‌ای را در هم می‌شکند و زشت را زیبا و تبعیض را عدالت می‌نامد. اگر این نگاه را، نگاهی افراطی و بدبینانه به رسانه بدانیم، امروزه در اثرگذاری رسانه بر اعتقادات و باورها و هنجارها، شکی وجود ندارد. امروزه بر کسی پوشیده نیست که رسانه‌های دنیا، شرک و بت‌پرستی را در قالب فیلم‌ها و سریال‌ها و مستندها و حتی در چهره هنرپیشگان انسانی و شخصیت‌های داستانی ترویج می‌کنند و اگر هم خدایی به بشر معرفی می‌شود، یا همان خدای دست ساخته غرب پس از رنسانس است که تنها نظاره‌گر انسان است و دنیا را به اهلش سپرده است، یا خدایِ تثلیثِ مسیحیتِ تحریف شده و یا خدای مغلوب حضرت یعقوب(ع).
امروزه در این شکی نیست که رسانه‌ها اهریمن و نیروهای شیطانی را قدرتی مافوق قدرت انسان نشان می‌دهند و قدرت آنان را در عرض و همسنگ قدرت باری تعالی به تصویر می‌کشند. کم‌ترین پیامد این نگاه، ظهور فرقه‌های شیطان پرستی است و اگر این گونه رسانه‌ها موفق به نفی مبدأ و معاد نشوند، دست‌کم انسان را در ورطه تناسخ و اباحه‌گری رها می‌کنند. این نکته‌ای است که تقریباً در تمام سریال‌ها و فیلم‌ها و حتی مستندهای غرب و در لایه‌های گوناگون فیلم‌های هالیوودی می‌توان آن را به وضوح مشاهده کرد. بدیهی است وقتی این چنین «توحید» و «نبوّت» و «معاد» در نوک پیکان رسانه‌های گوناگون، به ویژه رسانه‌های دیداری و شنیداری قرار بگیرد، «عدالت» را هم با مقیاس سودآوری معنا می‌کند. از این رو، درست در زمانی که کشتی کشتی گندم و ذرت به دریا ریخته می‌شود و هزاران هزار رأس گاو و گوسفند با بلدوزرها زیر خاک دفن می‌گردد که «تعادل» بازار لیبرال دمکراسی حفظ شود و قیمت‌ها رکود پیدا نکند، در آن سوی جهان نه، که در همسایگی این کشور و حتی حاشیه شهرهای بزرگ آمریکا، کودکانی از گرسنگی در دامان مادران خود جان می‌دهند. اگر در غرب، دختران زیبا برای یک وعده غذا مجبور به تن فروشی می‌شوند؛ این بی‌عدالتی در عرصه تولید و اقتصاد، ریشه در تفکری دارد که رسانه‌های جمعی جهان، آن را تفکر برتر می‌خوانند.

سلطه بر رسانه‌ها

امروزه همه اذعان دارند که نبض بسیاری از رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری و نیز رسانه‌های مجازی دنیا در دست صهیونیزم بین الملل است. همگان به این نکته رسیده‌اند که هیچ اطلاعات و اخباری حتی در «چت کردن» یک واژه «سلام» در جهان مجازی اینترنت قبل از رسیدن به مقصد، از سوی مراکز صهیونیزم بین المللی به ثبت می‌رسد؛ همان گونه که هیچ قراری با گوشی «موبایل» گذاشته نمی‌شود، مگر آنکه به وسیله گوش و چشمی و شنیده و دیده می‌شود؛ چنان که هیچ بازیگر و کارگردان و فیلمنامه نویسی جایزه اسکار نمی‌گیرد و هیچ نویسنده رمانی موفق به دریافت جایزه نوبل ادبی نمی‌شود، مگر آنکه اراده‌ای پنهان و جمعی پرده‌نشین، آن را تأیید کنند. ...
گذشته از شخصیت سازی و شخصیت‌پردازی رسانه‌های دنیا جهت الگوسازی برای همه قشرها و مردمان دنیا از میان هنرپیشگان، خوانندگان و ورزشکاران، امروز در عرصه «اطلاع‌رسانی» هم حرکتی ناعادلانه و تبعیض‌آمیز را شاهدیم و این، بدان معناست که اساساً جهان کنونی بر اساس واژگان و مفاهیمی که خود تعیین و تولید و توزیع می‌کنند، همه چیز را تفسیر و معنا می‌کنند و رسانه‌های جهان ـ از سنتی گرفته تا مجازی ـ پیرو نظریه‌پردازان جهان‌اند. به همین دلیل، فرهنگ منحط لیبرال دمکراسی بر جهان کنونی تحمیل و سیطره خویش را جز در مواردی معدود ـ که پیروان اسلام ناب محمدی(ص) از آن جمله‌اند ـ تثبیت کرده است. در حالی که نبض رسانه‌های دنیا را به دست گرفته و فرهنگ‌ها و تمدن‌های دیگر را در موقعیتی ناعادلانه قرار داده‌اند؛ مردم جهان را به گفتگو فرا می‌خوانند؛ گفتگو در فضایی که همه چیز ـ اعم از ابزارهای نرم‌افزاری و سخت‌افزاری ـ در دست لیبرال دمکراسی است و بازنده این عرصه از پیش معلوم و مشهود.
بر اساس آمار یونسکو، در حال حاضر تنها در آفریقا ۱۶۰ میلیون بی‌سواد وجود دارد. و براساس آماری دیگر، دو سوم جمعیت جهان در بخشی که از سوی زرسالاران، جهان سوم نامیده می‌شود، زندگی می‌کنند.
اگر در این فضای ناعادلانه سهم ناچیز افرادی را که «سواد رسانه‌ای» دارند، با جهان غرب مقایسه کنیم، باز این پرسش به میان می‌آید که: چند درصد از مردم جهان سوم، در فضایی خارج از آموزه‌های لیبرال دمکراسی تنفس می‌کنند؟ چند درصد آنان مرعوب و مغلوب نیستند و حتی پیاده نظام لیبرال دمکراسی در جهان سوم به شمار نمی‌روند؟
با نگاهی به نقش روشنفکران، نویسندگان و کارگردانانِ متأخر از تفکر و اندیشه لیبرال دمکراسی در جهان سوم، به خوبی به نبرد ناعادلانه مخالفان فرهنگ غرب با دست‌نشاندگان آنان پی‌می‌بریم؛ چیزی که حتی در بین مراکز نظام اسلامی ایران نیز با همه وجود خود، حس می‌کنیم. این در حالی است که جهان سوم به دلیل دنباله‌روی و تأثیرپذیری از فرهنگ غرب و مرعوب و مغلوب بودن دانش آموختگان رسانه و نگریستن به مفاهیم دینی با همان زاویه دید غربی، هنوز فاقد «فیلسوف رسانه» و نظریه‌پرداز رسانه‌ای است؛ کسی که بتواند سازوکار بهره‌وری از رسانه را در انتقال پیام‌های دینی، بر اساس آموزه‌های الهی به مخاطب امروز منتقل کند. این توانمندی عملاً جهان رسانه را در اختیار مکتب لیبرال دمکراسی قرار می‌دهد و تا چند دهه آینده، میان فرهنگ غربی و دیگر فرهنگ‌ها، «نبردی فرهنگی» ادامه خواهد داشت.
به عقیده کارشناسان رسانه، هیچ رسانه‌ای در دنیای کنونی مستقل نیست؛ چون حیات رسانه‌ای دنیا، به ویژه مطبوعات و تلویزیون، وابسته به پذیرش آگهی و نیازمند پشتوانه مالی است و این آگهی‌ها نیز مختص به صاحبان سرمایه و کالاهای تولیدی سرمایه‌داران است. بنابراین وابستگی رسانه‌ها به جهان سرمایه‌داری امری بدیهی است و پر واضح است آنها رسانه‌هایی را زنده می‌خواهند که جامعه را به سوی مصرف‌گرایی و به تبع آن، فربه‌تر شدن صاحبان سرمایه سوق دهد.
بزرگ‌نمایی از ویژگی‌های هر کالا را می‌توان نوعی تحریف واقعیت و بی‌عدالتی در امر اطلاع‌رسانی به شمار آورد و بی‌شک مدافعان فرهنگ «قناعت» و «ساده‌زیستی»، جایی در جهان رسانه ندارند؛ چرا که نگاه انبیا و اولیا درست در تضاد با چیزی است که موجودیت رسانه‌های امروز را تضمین می‌کند. از این رو، شعار استقلال و عدالت در اطلاع‌رسانی همچون شعارهای دیگر دنیای لیبرال دمکراسی، دروغی بزرگ است.
پس به دلیل تفاوت ماهوی پیام دین داران و فقدان افرادی با سوادِ رسانه‌ای و نبود ابزارهای نو و پیشرفته، به خوبی جهان ارتباطات و رسانه تحت سیطره قدرت‌ها و صهیونیزم بین‌المللی قرار گرفته است. آیا در چنین وضعیتی می‌توان از «عدالت رسانه‌ای» سخن گفت؟
اگر بنا برآنچه که خود دنیای غرب می‌گوید «اطلاع‌رسانی» را یکی از اهداف و رسالت‌های رسانه‌های امروز بنامیم و اولین وظیفه انسانی هر خبرنگار و رسانه را اطلاع‌رسانی شفاف بشناسیم، باز به وضوح نظاره‌گر بی‌عدالتی فاحش و ملموس آن هستیم؛ چنان که دیدیم در فلسطین، عراق و افغانستان چگونه خبرنگاران مورد تهاجم قرار می‌گرفتند، و حوادث غم‌انگیز جنگ سانسور می‌شد.
جامعه جهانی از یاد نبرده است جنگ نخست خلیج فارس را که بوش پدر ب شعار رهایی کویت به راه انداخت و به عملیات «طوفان صحرا» شهرت یافت؛ هنگامی که سربازان غربی، سربازان عراقیِ تسلیم شده را در سنگرهایشان زنده به گور می‌کردند، در همان لحظه تمام خبرنگاران را محترمانه در هتلی چند ستاره در یکی از جزایر خلیج فارس محبوس کرده بودند و پس از جنگ به آنان اجازه دادند تا از لوله‌ها و چاه‌های نفتی و مرغابی‌های سوخته تصویر و گزارش تهیه کنند، که تنها احساسات انجمن‌های مدافع حیوانات و محیط زیست را تحریک می‌کرد!
اما هیچ گاه به رابطه میان حمله عراق به کویت و به جیب‌زدن میلیاردها دلار که از جیب شیوخ عرب به جیب غربیان رفت و قربانی شدن هزاران بی‌گناه، در هیچ رسانه غربی پرداخته نشد و هیچ گاه از کشته شدن هزاران شیعه در جنوب عراق و هزاران کرد در شمال عراق به وسیله صدام، سخن به میان نیامد.
هنوز از یاد نبرده‌ایم در جنگ دوم خلیج‌فارس که بوش پسر به بهانه نابودی سلاح‌های کشتار جمعی، به عراق حمله کرد، از بمب‌های اتمی کوچکی استفاده شد که هم اینک صدها و هزاران نفر از مردم این منطقه با بیماری‌های صعب العلاج روبه‌رو هستند. کدام یک از رسانه‌های دنیای غرب تا کنون درد و رنج آنان را به تصویر کشیده است؟ در مقابل، دوربین‌های تلویزیونی جهان رسانه پر شد از تصاویر «جسیکا»؛ دختری که به ظاهر در دست عراقی‌ها بود و از بیمارستانی نجات داده شده بود. باید اعتراف کرد بزرگ‌ترین ظلمی که رسانه‌های دنیا در حقّ انسان امروزی روامی‌دارند، وارونه جلوه دادن حقایق، تحریف تاریخ، ایجاد فضای مجازی و تخدیری و جداکردن او از خدا و خلق خداست.

رسانه‌های اسلامی

آنچه رسانه‌های امروز انجام می‌دهند، قرار دادن بشر در فضایی آکواریومی و گلخانه‌ای است که جز با اشاره رسانه نپوشند، نخورند و نگویند و حتی فکر نکنند. در چنین زمانی است که رسانه‌های نظام اسلامی، به ویژه رسانه «دیداری ـ شنیداری» موظف است ظلم فاحشی را که به بشر امروزه می‌شود، به تصویر کشند.
اگر در «قانون اساسی» نظام اسلامی، حاکمیت از آنِ خداست و «ولایت فقیه» مترقی‌ترین اصل و ترسیم کننده خطوط اصلی و کلی نظام به شمار می‌رود و اگر «ولیّ‌فقیه»، بند اول سند چشم‌انداز بیست ساله را تقویت و ترویج مبانی فکری اسلام ناب و تشیع مشخص کرده است، پس «رسانه ملی» تحت هیچ عنوانی نباید از این اصل تخطی کند. امروز صدا و سیمای جمهوری اسلامی، نماد و نماینده اسلام ناب و تنها آنتنی است که موحدان سراسر جهان از آن، ترسیم زندگی موحدانه و عادلانه بر مبنای تشیع ناب انقلابی را انتظار دارند.
وظیفه امروز آحاد دست‌اندرکاران رسانه چیزی جز قرار دادن مخاطب در اتمسفر جهان‌بینی توحیدی و ترسیم ایدئولوژی تشیع در همه عرصه‌ها و حوزه‌ها در زندگی فردی و اجتماعی نیست و هر کس در هر پست و مقامی در این سازمان قرار دارد، از «مدیر شبکه» گرفته تا «بازیگر» و عوامل دیگری چون: تهیه کننده، کارگردان و... باید از دایره توحید و زاویه دید ائمه معصوم(ع) به عنوان «خلیفة الله» و مفسران وحی، بیرون نباشد و هر کس به هر دلیلی در این رسانه بر خلاف این جهان‌بینی سخن بر زبان آورد و یا تصویری ارائه دهد، نه تنها از دایره «عدالت» خارج شده است، بلکه ظلمی فاحش در حق طلایی‌ترین فرصت ترویج مکتب اهل بیت(ع) روا داشته است.

پانویس

  1. حدید/۲۵.
  2. نهج البلاغه، حکمت ش۴۳۷.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه - تاریخ برداشت: 1395/3/23