حجاب و رسانه: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: حجاب و رسانه مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۷۱۸ نویسنده: عبدا...» ایجاد کرد)
 
(اصلاح ارقام، اصلاح نویسه، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح نویسه‌های عربی)
 
(۳ نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۱: سطر ۱:
عنوان:    حجاب و رسانه
+
<div class="head1"> حجاب و رسانه </div>
مجموعه ها:    مقالات
+
نویسنده: عبدالعلی براتی<br/>
شناسه کتاب:    ۷۱۸
+
نویسنده:     عبدالعلی براتی
+
شابک:    ----
+
تعداد صفحات:    ۰
+
نام اپراتور:    محمد خلیلی
+
ایمیل اپراتور:    ۲farizeh@gmail.com
+
زبان:    پارسي
+
رتبه:    0
+
تصویر:    cover
+
دانلود فایل:    دانلود حجاب و رسانه
+
توضیحات:   
+
حجاب و رسانه
+
  
عبدالعلی براتی
+
== اشاره ==
 +
در دو دهه اخیر، مسئله [[حجاب]] و عفاف همواره یکی از دغدغه‌های مهم دینی، فرهنگی و اجتماعی بوده که گاه مورد توجه دستگاه‌ها و نهادهای دولتی و عمومی قرار گرفته است. <br/>
 +
به همین دلیل، صاحب نظران، کارشناسان و پژوهشگران سعی کرده‌اند دربارهٔ این موضوع از ابعاد مختلف فقهی، کلامی، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، حقوقی، سیاسی و حتی اقتصادی به تحقیق و اظهار نظر بپردازند. در این میان، رسانه‌های جمعی اعم از دیداری، شنیداری و مکتوب، نقش انکارناپذیری در ترویج یا تضعیف فرهنگ [[حجاب]] و عفاف در سطح عموم داشته‌اند.<br/>
 +
به جرئت می‌توان گفت مسئله [[حجاب]] و عفاف زنان از معدود مسائلی است که رسانه‌های داخلی بدون هیچ‌گونه طرح مدوّنی به آن پرداخته‌اند و بیشتر دچار سردرگمی گردیده‌اند. بعضی اوقات [[دفاع]] و پرداخت به شیوه نادرست، آثار منفی برجای گذاشته و موجب سوء استفاده بیشتر شده است. نمونه آشکار و بزرگ آن رسانه ملی است که کاملاً مشهود است؛ در این موضوع برنامه مدونی ندارد و گاهی دچار تناقض می‌شود.<br/>
 +
در این مقاله کوتاه در پی پاسخ به سه پرسش اساسی هستیم:<br/>
 +
۱. جایگاه [[حجاب]] و عفاف در فرهنگ اسلامی چیست؟<br/>
 +
۲. آسیب‌ها و مشکلات رسانه‌ها در این خصوص، چگونه است؟<br/>
 +
۳. سیاست‌ها و راه‌کارهای ترویج آن کدام است؟<br/>
  
 +
== جایگاه حجاب و عفاف در فرهنگ اسلامی ==
 +
عفاف و پاکدامنی از آشکارترین نشانه‌های زندگی و سلامت جامعه اسلامی، و [[حجاب]] اسلامی یکی از مهم‌ترین نمادهای تمایز آشکار میان جوامع اسلامی و غیر اسلامی به شمار می‌رود. در پرتو رعایت [[حجاب]] و التزام به عفاف است که شخصیت انسانی زن حفظ و زمینه‌های رشد و تکامل زن و مرد در ابعاد مختلف فراهم می‌شود. در پرتو حجاب، پیوندها و علایق خانوادگی استحکام و دوام می‌یابد، امنیت و آرامش روحی و روانی به وجود می‌آید و حضور سالم و کارآمد زنان که نیمی از پیکره جامعه را تشکیل می‌دهند، در ابعاد گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ... تضمین می‌شود. شاید به همین سبب باشد که «حجاب» از ضروریات دین اسلام به شمار آمده است.<br/>
 +
بسیاری از پژوهشگران و اندیشمندان حوزه دین و اجتماع، یکی از ریشه‌های مهم مشکلات و نابسامانی‌های جوامع را، فقدان یا ضعف حیا و عفاف می‌دانند و در نگاه کلی، می‌توان اساسی‌ترین علل فساد و نابودی جوامع و انحراف از مسیر اصیل و ناب پیامبران الهی را، یکی فراموش کردن عبادت و عبودیت و دیگری پیروی از شهوات نام برد، که هر دو با بی‌بند و باری جنسی و کنار گذاردن حیا و عفاف و نماد روشن آن؛ یعنی حجاب، ارتباط مستقیم دارد. قرآن کریم می‌فرماید:<br/>
 +
( فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصّلاةَ وَ اتّبَعُوا الشّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیّا) <ref>مریم/۵۹.</ref>؛
 +
«آنگاه پس از آنان جانشینانی به جای ماندند که نماز را تباه ساختند و از هوس‌ها پیروی کردند و به زودی سزای گمراهی خود را خواهند دید».<br/>
 +
بدین سان، اقوامی که از دین خدا و آموزه‌های وحیانی پیامبران خود اطاعت نکردند و به جای آن، پیروی از شهوات را که در رأس همه آنها شهوات جنسی و [[فساد اخلاقی]] است، برگزیدند، همواره محکوم به هلاکت و نابودی بوده‌اند.<br/>
 +
در دوره اسلامی نیز به گواهی تاریخ، یکی از عوامل مؤثر در افول حکومت مسلمانان در اندلس، رواج می‌گساری، زن‌بارگی و خریداری کنیزکان آوازه‌خوان و در یک کلام، رواج بی‌بندوباری جنسی و به فراموشی سپرده شدن ارزش‌های اسلامی همچون: حجاب، عفاف، حیا و ... از سوی فاتحان این سرزمین بود<ref>فرهنگ و تمدن اسلامی، علی اکبر ولایتی، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۴ش، ص۱۴۶</ref>
  
اشاره
+
== تاریخچه ورود سکس و برهنگی به زندگی بشر ==
در دو دهه اخير، مسئله حجاب و عفاف همواره يکي از دغدغه‌هاي مهم ديني، فرهنگي و اجتماعي بوده که گاه مورد توجه دستگاه‌ها و نهادهاي دولتي و عمومي قرار گرفته است.  
+
پیشینه رواج برهنگی و سکس، عمدتاً به دوره شکل‌گیری رنسانس در اروپا و فراگیرشدن آن در نقاط مختلف و صنعتی شدن اروپا و به وجود آمدن وسایل ارتباطی پیشرفته باز می‌گردد که حیا، عفت، پوشش، پاکدامنی و در نهایت پارسایی، اندک اندک از جامعه انسانی فاصله گرفت. این تحول نه تنها سبب جدایی انسان غربی از ارزش‌های الهی و معنوی شد، بلکه به دلیل تفوق و تسلط غرب، رفته رفته فرهنگ برهنگی به ویژه از طریق هنر و ادبیات در فرهنگ دیگر ملل، رسوخ کرد که می‌توان از سینما به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای ترویج برهنگی در غرب و کشورهای دیگر نام برد.<br/>
به همين دليل، صاحب نظران، کارشناسان و پژوهشگران سعي کرده‌اند درباره اين موضوع از ابعاد مختلف فقهي، کلامي، جامعه‌شناسي، روان‌شناسي، حقوقي، سياسي و حتي اقتصادي به تحقيق و اظهار نظر بپردازند. در اين ميان، رسانه‌هاي جمعي اعم از ديداري، شنيداري و مکتوب، نقش انکارناپذيري در ترويج يا تضعيف فرهنگ حجاب و عفاف در سطح عموم داشته‌اند.
+
بدین ترتیب، کم کم عشق، جای خود را به سکس داد و هنر که ترجمان عالم معنا بود، تبدیل به آینه دنیای صورت شد و در این میان سینما که «هنر هفتم» نام گرفته بود، آینه تمام نمای ابتذال گردید. سرمایه‌داران نیز سینما را با سکس پیوند دادند و تلویزیون هم سینما را هر شب، به همه خانه‌ها به ارمغان برد. متأسفانه در کشور اسلامی ما نیز تلویزیون مهم‌ترین رسانه ملی، پیش از انقلاب در فضای فرهنگی کاملاً الهام گرفته از فرهنگ غرب، ظهور کرد و همان نگاه ابزاری سینمای غرب به زن، به تلویزیون ایران نیز انتقال یافت.<br/>
به جرئت مي‌توان گفت مسئله حجاب و عفاف زنان از معدود مسائلي است که رسانه‌هاي داخلي بدون هيچ‌گونه طرح مدوّني به آن پرداخته‌اند و بيشتر دچار سردرگمي گرديده‌اند. بعضي اوقات دفاع و پرداخت به شيوه نادرست، آثار منفي برجاي گذاشته و موجب سوء استفاده بيشتر شده است. نمونه آشکار و بزرگ آن رسانه ملي است که کاملاً مشهود است؛ در اين موضوع برنامه مدوني ندارد و گاهي دچار تناقض مي‌شود.
+
با پیروزی انقلاب اسلامی و تحولات عمیقی که در سیاست کلان کشور و فرهنگ عمومی مردم پدید آمد، رسانه ملی نیز دستخوش تغییر شد و عمده مظاهر فساد و برهنگی از صفحه تلویزیون کنار رفت و فعالیت‌های هنری و نمایشی به دور از ابتذال آغاز شد و گسترش یافت. ولی نکته مهمی که از آن غفلت شد، روش‌ها و ابزارهای رسانه در زمینه چگونگی جذب مخاطب و اثر گذاری بیشتر بر او بود که دچار تغییر چندانی نشد و کار اساسی صورت نگرفت. از این رو، به تدریج در تلویزیون شاهد ورود سکس پنهان بودیم، به این معنا که برخی فیلم‌سازان که با ممنوعیت استفاده از ظاهر و جذابیت‌های زنانه روبه رو شدند، برای جبران این خلأ و به جهت جذب مخاطب و فروش و سود بیشتر، به فاکتورهایی همچون: محوریت زیبایی چهره در انتخاب بازیگر، به ویژه بازیگران جوان، پوشش‌های تنگ و نامناسب در عین حفظ حدود شرعی [[حجاب]] ـ گر چه به تدریج به بهانه‌ها و به شیوه‌های مختلف حدود الزامی [[حجاب]] نیز نادیده گرفته شده است<ref> یکی از علل عمده در خطای دست‌اندرکاران و متولیان رسانه‌های تصویری و شنیداری، برداشت سطحی از مفهوم [[حجاب]] و مفاهیم مرتبط با آن از جمله: عفاف، حیا، خلوت، تبرّج، اختلاط و .. می‌باشد که به عمق این مفاهیم و مصادیق و نمادهای آن شناخت ندارند.</ref> ـ ، به تصویر کشیدن روابط آزاد و صمیمانه زن و مرد در قالب همکار، دوست، همسایه و ...، طرح عشق‌های آتشین به دنبال یک نگاه، آرایش‌های غلیظ و محرک به بهانه گریم، استفاده از چهره‌های جذاب و بدون [[حجاب]] بازیگران خارجی در سریال‌های ایرانی و ضبط بخش‌هایی از فیلم‌ها در فضای عمومی کشورهای غرب‌زده ـ که اخیراً مرسوم شده است ـ روی آوردند و بدین ترتیب تلویزیون به عنوان رسانه تصویری عمومی و اثرگذار، در برخی موارد به یکی از عوامل ایجاد ناهنجاری در [[حجاب]] بانوان و عفاف در سطح عموم تبدیل شد و همین امر بهانه‌ای گردیده است تا مخالفان حجاب، عملکرد تلویزیون را به عنوان شاهد استدلال‌های خود به رخ بکشند.<br/>
در اين مقاله کوتاه در پي پاسخ به سه پرسش اساسي هستيم:
+
۱. جايگاه حجاب و عفاف در فرهنگ اسلامي چيست؟
+
۲. آسيب‌ها و مشکلات رسانه‌ها در اين خصوص، چگونه است؟
+
۳. سياست‌ها و راه‌کارهاي ترويج آن کدام است؟
+
  
۱. جايگاه حجاب و عفاف در فرهنگ اسلامي
+
== آسیب‌ها و مشکلات<ref> ر.ک: فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل، تهران، سروش، ۱۳۷۴ش.</ref> ==
عفاف و پاکدامني از آشکارترين نشانه‌هاي زندگي و سلامت جامعه اسلامي، و حجاب اسلامي يکي از مهم‌ترين نمادهاي تمايز آشکار ميان جوامع اسلامي و غير اسلامي به شمار مي‌رود. در پرتو رعايت حجاب و التزام به عفاف است که شخصيت انساني زن حفظ و زمينه‌هاي رشد و تکامل زن و مرد در ابعاد مختلف فراهم مي‌شود. در پرتو حجاب، پيوندها و علايق خانوادگي استحکام و دوام مي‌يابد، امنيت و آرامش روحي و رواني به وجود مي‌آيد و حضور سالم و کارآمد زنان که نيمي از پيکره جامعه را تشکيل مي‌دهند، در ابعاد گوناگون سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و ... تضمين مي‌شود. شايد به همين سبب باشد که «حجاب» از ضروريات دين اسلام به شمار آمده است.
+
ضمن سپاس از تلاش‌هایی که تا کنون از سوی رسانه‌ها در خصوص [[حجاب]] و عفاف انجام پذیرفته است، اما به نظر می‌رسد برای ترویج آن باید گام‌های بیشتری برداشته می‌شد که به عللی از انجام آن بازمانده‌اند و این، خود نیازمند آسیب‌شناسی جدی و دقیق است.<br/>
بسياري از پژوهشگران و انديشمندان حوزه دين و اجتماع، يکي از ريشه‌هاي مهم مشکلات و نابساماني‌هاي جوامع را، فقدان يا ضعف حيا و عفاف مي‌دانند و در نگاه کلي، مي‌توان اساسي‌ترين علل فساد و نابودي جوامع و انحراف از مسير اصيل و ناب پيامبران الهي را، يکي فراموش کردن عبادت و عبوديت و ديگري پيروي از شهوات نام برد، که هر دو با بي‌بند و باري جنسي و کنار گذاردن حيا و عفاف و نماد روشن آن؛ يعني حجاب، ارتباط مستقيم دارد. قرآن کريم مي‌فرمايد:
+
۱. یکی از مهم‌ترین آسیب‌ها و مشکلات این است که در ساختار مدیریتی رسانه‌ها، همه چیز بخش‌بندی شده و بخش معارف دینی یا مناسبت‌های دینی در عرض و کنار بخش‌ها و گروه‌های دیگر قرار دارد، به ویژه در رسانه ملی؛ در حالی که دیدگاه دینی باید بر تمام بخش‌های رسانه دیداری، شنیداری و نوشتاری، حاکم باشد. رسانه نخست باید تلقی درستی از دین و مفاهیم دینی داشته باشد تا بتواند مثلاً [[حجاب]] را که بخشی از دین است، به شیوه‌های مختلف و به شکل شایسته برای مردم تبیین کند.<br/>
( فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصّلاةَ وَ اتّبَعُوا الشّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيّا) [۱]؛
+
بنابراین جداسازی برنامه‌های دینی و معارفی از سایر برنامه‌های جذاب و سرگرم‌کننده، آسیب جدّی در رسانه است. به عنوان مثال، رسانه ملی با تأسیس شبکه قرآن یا رادیو معارف، گویا به تعهد دینی خود عمل کرده است.گر چه این امر در جای خود ارزشمند و قابل تقدیر است، ولی باعث شده است که در شبکه‌های دیگر به مباحث معرفتی کمتر توجه شود.<br/>
«آنگاه پس از آنان جانشيناني به جاي ماندند که نماز را تباه ساختند و از هوس‌ها پيروي کردند و به زودي سزاي گمراهي خود را خواهند ديد».
+
۲. سطحی‌نگری و بسنده کردن به مطالب صرف علمی و خشک و سهم ناچیز هنر و ادبیات، باعث می‌شود که القای معارف بدون جذابیت لازم صورت گیرد. از این رو، بخش عمده‌ای از برنامه‌های رسانه‌ها برای سطح تحصیل کرده جامعه قابل استفاده است؛ در حالی که عمده کسانی که [[حجاب]] را رعایت نمی‌کنند، حاضر به تحقیق و تعقل دربارهٔ این موضوع نیستند و بیشتر باید غیرمستقیم مورد خطاب قرار گیرند. و یا در برنامه‌ها، نوعی سطح‌نگری و ساده‌انگاری وجود دارد.<br/>
بدين سان، اقوامي که از دين خدا و آموزه‌هاي وحياني پيامبران خود اطاعت نکردند و به جاي آن، پيروي از شهوات را که در رأس همه آنها شهوات جنسي و فساد اخلاقي است، برگزيدند، همواره محکوم به هلاکت و نابودي بوده‌اند.
+
۳. یکی دیگر از اشکالات مهم و عمده رسانه‌ها در زمینه حجاب، ضعف برنامه‌ریزی دقیق و هماهنگ و عدم اهتمام جدی به ترویج فرهنگ عفاف و پوشش اسلامی است. در یک کلام انسان نمی‌تواند مسئله [[حجاب]] را به عنوان جریان فرهنگی در رسانه‌ها پی‌گیری کند. هر چه هست، کار مقطعی است که به مناسبت‌هایی مثل ماه رمضان، تابستان و .... آن هم بسیار سطحی مطرح می‌شود. بدیهی است فرهنگ سازی یک ارزش و هنجار دینی یا اجتماعی، نیاز به برنامه مدوّن و جریان‌سازی مناسب دارد، والاّ ممکن است نه تنها تأثیرگذار نباشد، بلکه موجب دلسردی و دلزدگی شود.<br/>
در دوره اسلامي نيز به گواهي تاريخ، يکي از عوامل مؤثر در افول حکومت مسلمانان در اندلس، رواج مي‌گساري، زن‌بارگي و خريداري کنيزکان آوازه‌خوان و در يک کلام، رواج بي‌بندوباري جنسي و به فراموشي سپرده شدن ارزش‌هاي اسلامي همچون: حجاب، عفاف، حيا و ... از سوي فاتحان اين سرزمين بود.[۲]
+
۴. اگر برنامه نسبتاً مدوّن و سیاست اصولی نیز در دستگاه‌ها و رسانه‌ها وجود داشته، تا کنون این سیاست‌ها کمتر ضمانت اجرایی داشته‌اند؛ به خصوص محصولات رسانه ملی که عملاٌ جذاب‌ترین و پرمخاطب‌ترین رسانه‌است، عمدتاً بر اساس طرح‌ها و ایده‌های سلیقه‌ای و شخصی برنامه‌سازان تهیه شده‌اند. <br/>
 +
در رسانه ملی، حرف آخر را نویسندگان و سازندگان برنامه‌ها می‌زنند و تشکیلاتی هم برای هدایت و ارزیابی مسئولیت آنان وجود ندارد. شاید بتوان گفت سیاست‌های سیما در زمینه عفاف و [[حجاب]] مشخص است، ولی این سیاست‌ها به بخش تولید برنامه‌ها راه نیافته‌اند؛ در نتیجه انتقادها و پیشنهادها در این زمینه بی‌پاسخ مانده‌اند.<br/>
 +
۵. تهران محور بودن رسانه‌ها در این زمینه و بسیاری از مقولات فرهنگی اجتماعی، از دیگر آسیب‌هاست. رسانه‌ها از جمله صدا و سیما، معمولاً تهران را محور برنامه‌سازی خود قرار می‌دهند. در بسیاری موارد این مسئله باعث می‌شود که روند تغییر برخی از هنجارها به ناهنجارها و ارزش‌ها به ضد ارزش‌ها در کل کشور تسریع شود. در واقع تهران به دلیل شرایط خاص، بسیار سریع‌تر در معرض ناهنجاری‌ها از جمله «بدحجابی» قرار می‌گیرد و چون محور برنامه‌های رسانه‌ها تهران است، فضای حاکم بر شهر تهران به دیگر شهرها منتقل می‌شود.<br/>
 +
۶. جداسازی [[حجاب]] از عفاف و حیا، یکی از آسیب‌های دیگر است. وقتی صرفاً محور مباحث [[حجاب]] باشد و نه عفاف، آنچه از آموزش‌ها و برنامه‌های تبلیغی رسانه حاصل می‌شود، آن چیزی نیست که قلب و ذهن را تحت تأثیر قرار دهد. «عفت» حالتی نفسانی و درونی است که با فطرت انسانی سازگار است و یکی از نمادهای آن، [[حجاب]] است که به عفاف و حیا صورت و شکل می‌دهد و حتی گاهی در عمل، عفت که حالت نفسانی و درونی است، با [[حجاب]] به تعارض می‌رسند.<br/>
 +
به عنوان مثال، چادر یک نَه بزرگ به نامحرمان است. لذا عقلاً نمی‌توان پذیرفت که خانمی چادر به سر کند، ولی در عین حال رفتارهای باز، مراودات مستمر و طولانی مدت و ارتباطات سهل الوصول با نامحرمان را داشته باشد. چگونه است که مجریان یا بازیگرانی که چادر دارند، در عین داشتن حجاب، روابط غیرمتعارف و غیر شرعی با نامحرمان را دارند؛ مانند گپ زدن با میهمانان مرد برنامه‌ها و همکاران تلویزیونی، هم‌صحبت‌شدن طولانی با مردان نامحرم در نقش‌های مقابل، یکی به دو کردن‌ها، شوخی‌ها و گفتن حرف‌های شبه عاشقانه و حتی عاشقانه و عاطفی؟ معلوم نیست خانمی که در ارتباطات کلامی و غیرکلامی خود، به حداقل هنجارها و عفاف قناعت می‌کند، چگونه در گزینش نحوه پوشش، [[حجاب]] حداکثری را برمی‌گزیند؟<ref>مقاله «خانم‌های چادری سیما»، علی جعفری، ماهنامه تخصصی خانه هنر و اندیشه، رواق اندیشه، س۶، ش۶۲، ص ۳۴.</ref>
 +
۷. امروزه اکثر نشریات عمومی در طرح‌های روی جلد یا صفحات حساس و پرخواننده و نیز در کتاب‌ها و از همه مهم‌تر برخی برنامه‌های نمایشی تلویزیون، سینما و تئاتر به روال نشریات و فیلم‌سازان خارجی، برای جذب مخاطبان از تصاویر زنان زیبا با آرایش‌های تند و غلیظ بهره می‌گیرند و آن دسته از نشریاتی که تا حدودی می‌خواهند حرمت نگه دارند، از تصاویر دختران خردسال و غیربالغ ولی با آرایش‌های زنانه استفاده می‌کنند.<br/>
 +
این نوع نگاه ابزاری به زن، که حقیقتاً با روح [[حجاب]] و عفاف کاملاً مغایر است، در واقع بازگشت خزنده و پنهان و کم‌رنگ همان رسانه‌های قبل از انقلاب و خارجی است.<br/>
 +
۸. غالباً در داستان‌ها، رمان‌ها، تصاویر، فیلم‌ها و سریال‌ها، نقش‌های منفی و مشاغل سطح پایین جامعه مانند مستخدمه و ... برای زنان چادری اختصاص می‌یابد، ولی زنانی که [[حجاب]] کاملی ندارند، به عنوان زنان تحصیل کرده، موفق، مؤثر و اجتماعی قلمداد می‌شوند. طبق ارزیابی به عمل آمده از ابتدای سال ۱۳۸۰ تا پایان سال ۱۳۸۳ در سریال‌های تلویزیونی در ۵۶ سریال، پوشش چادر، تحقیر یا تضعیف شده است؛ بدین شکل که پوشش چادر اختصاص به زنان فقیر، بی‌سواد، مستخدمه، سالخورده و زنان درمانده مانند زنان بیوه و همسر مردان معتاد نشان داده شده یا از آن به عنوان پوششی برای حضور در قبرستان، مجالس عزا، زندان و غیره استفاده شده است!<br/>
  
تاريخچه ورود سکس و برهنگي به زندگي بشر
+
==سیاست‌ها و راه‌کارها ==
پيشينه رواج برهنگي و سکس، عمدتاً به دوره شکل‌گيري رنسانس در اروپا و فراگيرشدن آن در نقاط مختلف و صنعتي شدن اروپا و به وجود آمدن وسايل ارتباطي پيشرفته باز مي‌گردد که حيا، عفت، پوشش، پاکدامني و در نهايت پارسايي، اندک اندک از جامعه انساني فاصله گرفت. اين تحول نه تنها سبب جدايي انسان غربي از ارزش‌هاي الهي و معنوي شد، بلکه به دليل تفوق و تسلط غرب، رفته رفته فرهنگ برهنگي به ويژه از طريق هنر و ادبيات در فرهنگ ديگر ملل، رسوخ کرد که مي‌توان از سينما به عنوان يکي از مهم‌ترين ابزارهاي ترويج برهنگي در غرب و کشورهاي ديگر نام برد.
+
در بعضی از مباحثی که ذکر کردیم، به سیاست‌ها و راه‌کارها نیز اشاره شد. در اینجا موارد دیگری را یادآور می‌شویم:<br/>
بدين ترتيب، کم کم عشق، جاي خود را به سکس داد و هنر که ترجمان عالم معنا بود، تبديل به آينه دنياي صورت شد و در اين ميان سينما که «هنر هفتم» نام گرفته بود، آينه تمام نماي ابتذال گرديد. سرمايه‌داران نيز سينما را با سکس پيوند دادند و تلويزيون هم سينما را هر شب، به همه خانه‌ها به ارمغان برد. متأسفانه در کشور اسلامي ما نيز تلويزيون مهم‌ترين رسانه ملي، پيش از انقلاب در فضاي فرهنگي کاملاً الهام گرفته از فرهنگ غرب، ظهور کرد و همان نگاه ابزاري سينماي غرب به زن، به تلويزيون ايران نيز انتقال يافت.
+
=== الف) سیاست‌ها ===
با پيروزي انقلاب اسلامي و تحولات عميقي که در سياست کلان کشور و فرهنگ عمومي مردم پديد آمد، رسانه ملي نيز دستخوش تغيير شد و عمده مظاهر فساد و برهنگي از صفحه تلويزيون کنار رفت و فعاليت‌هاي هنري و نمايشي به دور از ابتذال آغاز شد و گسترش يافت. ولي نکته مهمي که از آن غفلت شد، روش‌ها و ابزارهاي رسانه در زمينه چگونگي جذب مخاطب و اثر گذاري بيشتر بر او بود که دچار تغيير چنداني نشد و کار اساسي صورت نگرفت. از اين رو، به تدريج در تلويزيون شاهد ورود سکس پنهان بوديم، به اين معنا که برخي فيلم‌سازان که با ممنوعيت استفاده از ظاهر و جذابيت‌هاي زنانه روبه رو شدند، براي جبران اين خلأ و به جهت جذب مخاطب و فروش و سود بيشتر، به فاکتورهايي همچون: محوريت زيبايي چهره در انتخاب بازيگر، به ويژه بازيگران جوان، پوشش‌هاي تنگ و نامناسب در عين حفظ حدود شرعي حجاب ـ گر چه به تدريج به بهانه‌ها و به شيوه‌هاي مختلف حدود الزامي حجاب نيز ناديده گرفته شده است[۳] ـ ، به تصوير کشيدن روابط آزاد و صميمانه زن و مرد در قالب همکار، دوست، همسايه و ...، طرح عشق‌هاي آتشين به دنبال يک نگاه، آرايش‌هاي غليظ و محرک به بهانه‌ گريم، استفاده از چهره‌هاي جذاب و بدون حجاب بازيگران خارجي در سريال‌هاي ايراني و ضبط بخش‌هايي از فيلم‌ها در فضاي عمومي کشورهاي غرب‌زده ـ که اخيراً مرسوم شده است ـ روي آوردند و بدين ترتيب تلويزيون به عنوان رسانه تصويري عمومي و اثرگذار، در برخي موارد به يکي از عوامل ايجاد ناهنجاري در حجاب بانوان و عفاف در سطح عموم تبديل شد و همين امر بهانه‌اي گرديده است تا مخالفان حجاب، عملکرد تلويزيون را به عنوان شاهد استدلال‌هاي خود به رخ بکشند.
+
ـ تبیین سیاسـت‌ها و برنامه‌های شوم دشمنان در ارتباط با شکستن حریم عفاف و حجاب؛
 +
ـ تبیین و تشریح آثار مثبت عفاف و [[حجاب]] و حیا و آثار زیان‌بار نادیده گرفتن آنها؛
 +
ـ ترغیب نهادهای دولتی و مردمی به رعایت عفاف و [[حجاب]] از درون خود؛
 +
ـ تبیین صحیح الگوی ارتباط با زنان و مردان در اجتماع، به ویژه دوستی‌های دختران و پسران و پیامدهای نامطلوب ارتباط ناصحیح؛
 +
ـ ارائه و ترویج الگوهای مطلوب و جذاب [[حجاب]] و عفاف؛
 +
ـ ارائه آمارها و مستندات از کشورها و جوامع بی‌بند و بار و آثار سوئی که گریبان‌گیر آنان شده است، به ویژه جوامع غربی؛
 +
ـ تهیه گزارش‌های مستند و مناسب از وضعیت بی‌حجابی و آثار سوء اجتماعی، فردی و خانوادگی که بر بعضی از افراد بدحجاب گذاشته است.<br/>
 +
=== ب) راه‌کارها ===
 +
تعریف و تبیین محدوده [[حجاب]] و عفاف برای مدیران و دست‌اندرکاران رسانه‌ها، به ویژه صدا و سیما و نشریات مختص زنان، خانواده و جوانان؛
 +
تربیت نیروهای کارشناس در بحث [[حجاب]] و عفاف و امور بانوان از میان کارآمدترین نیروهای رسانه‌ها؛
 +
تشویق و ترغیب مدیران کلان و میانی رسانه‌ها به حساسیت در برابر بدحجابی، هم در میان کارکنان و هم محتوای مطالب رسانه‌ای خود؛
 +
برگزاری نشست‌ها و همایش‌ها برای دست‌اندرکاران رسانه‌ها؛
 +
تشکیل ستاد برنامه‌ریزی و اجرایی برای نهادینه کردن موضوع [[حجاب]] و عفاف در رسانه‌ها و رصد کردن این موضوع در جامعه؛
 +
تهیه گزارش‌های مستند و منتقدانه از عملکرد دستگاه‌های مربوط؛
 +
عدم استفاده از تصویر زنان بدحجاب و دختران زیباروی با آرایش غلیظ در مطبوعات و صدا و سیما؛
 +
عدم پخش فیلم‌های محرک و مهیج که زنان بدحجاب نقش‌های اصلی را دارا هستند؛
 +
عدم شخصیت‌پردازی و الگوسازی از زنان هنرپیشه ایرانی که معمولاً فسادهای دیگر در گذشته و حال خود دارند.<br/>
 +
استفاده از پوشش‌های سنتی و غیر محرک در تصاویر و فیلم‌ها؛
 +
تبیین استدلالی احکام شرعی [[حجاب]] و عفاف (مستند به قرآن و روایات و سیره معصومان:
 +
تبیین علل و ریشه‌های شیوع بدحجابی در جامعه و نقش عوامل مختلف خصوصاً رسانه‌هایی چون: اینترنت، ماهواره و ... در تضعیف [[حجاب]] و فرهنگ عفاف؛
 +
تبیین مقام، کرامت و منزلت زن؛
 +
پوشش خبری مناسب از برنامه‌های جشن تکلیف دختران در سراسر کشور؛
 +
تهیه و انتشار ویژه‌نامه‌های جذاب برای اشاعه فرهنگ حجاب.<br/>
  
۲. آسيب‌ها و مشکلات[۴]
+
== پانویس ==
ضمن سپاس از تلاش‌هايي که تا کنون از سوي رسانه‌ها در خصوص حجاب و عفاف انجام پذيرفته است، اما به نظر مي‌رسد براي ترويج آن بايد گام‌هاي بيشتري برداشته مي‌شد که به عللي از انجام آن بازمانده‌اند و اين، خود نيازمند آسيب‌شناسي جدي و دقيق است.
+
  
۱. يکي از مهم‌ترين آسيب‌ها و مشکلات اين است که در ساختار مديريتي رسانه‌ها، همه چيز بخش‌بندي شده و بخش معارف ديني يا مناسبت‌هاي ديني در عرض و کنار بخش‌ها و گروه‌هاي ديگر قرار دارد، به ويژه در رسانه ملي؛ در حالي که ديدگاه ديني بايد بر تمام بخش‌هاي رسانه ديداري، شنيداري و نوشتاري، حاکم باشد. رسانه نخست بايد تلقي درستي از دين و مفاهيم ديني داشته باشد تا بتواند مثلاً حجاب را که بخشي از دين است، به شيوه‌هاي مختلف و به شکل شايسته براي مردم تبيين کند.
+
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
بنابراين جداسازي برنامه‌‌هاي ديني و معارفي از ساير برنامه‌هاي جذاب و سرگرم‌کننده، آسيب جدّي در رسانه است. به عنوان مثال، رسانه ملي با تأسيس شبکه قرآن يا راديو معارف، گويا به تعهد ديني خود عمل کرده است.گر چه اين امر در جاي خود ارزشمند و قابل تقدير است، ولي باعث شده است که در شبکه‌هاي ديگر به مباحث معرفتي کمتر توجه شود.
+
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text">[http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/6790/81241/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87- پایگاه اطلاع رسانی حوزه] - تاریخ برداشت:1395/3/18 </span></div>
  
 
+
[[رده:مقالات]]<br/>
۲. سطحي‌نگري و بسنده کردن به مطالب صرف علمي و خشک و سهم ناچيز هنر و ادبيات، باعث مي‌شود که القاي معارف بدون جذابيت لازم صورت گيرد. از اين رو، بخش عمده‌اي از برنامه‌هاي رسانه‌ها براي سطح تحصيل کرده جامعه قابل استفاده است؛ در حالي که عمده کساني که حجاب را رعايت نمي‌کنند، حاضر به تحقيق و تعقل درباره اين موضوع نيستند و بيشتر بايد غيرمستقيم مورد خطاب قرار گيرند. و يا در برنامه‌ها، نوعي سطح‌نگري و ساده‌انگاري وجود دارد.
+
منبع:<br/>
 
+
 
+
۳. يکي ديگر از اشکالات مهم و عمده رسانه‌ها در زمينه حجاب، ضعف برنامه‌ريزي دقيق و هماهنگ و عدم اهتمام جدي به ترويج فرهنگ عفاف و پوشش اسلامي است. در يک کلام انسان نمي‌تواند مسئله حجاب را به عنوان جريان فرهنگي در رسانه‌ها پي‌گيري کند. هر چه هست، کار مقطعي است که به مناسبت‌هايي مثل ماه رمضان، تابستان و .... آن هم بسيار سطحي مطرح مي‌شود. بديهي است فرهنگ سازي يک ارزش و هنجار ديني يا اجتماعي، نياز به برنامه مدوّن و جريان‌سازي مناسب دارد، والاّ ممکن است نه تنها تأثيرگذار نباشد، بلکه موجب دلسردي و دلزدگي شود.
+
 
+
۴. اگر برنامه نسبتاً مدوّن و سياست اصولي نيز در دستگاه‌ها و رسانه‌ها وجود داشته، تا کنون اين‌ سياست‌ها کمتر ضمانت اجرايي داشته‌اند؛ به خصوص محصولات رسانه ملي که عملاًٌ جذاب‌ترين و پرمخاطب‌ترين رسانه‌است، عمدتاً بر اساس طرح‌ها و ايده‌هاي سليقه‌اي و شخصي برنامه‌سازان تهيه شده‌اند.
+
در رسانه‌ ملي، حرف آخر را نويسندگان و سازندگان برنامه‌ها مي‌زنند و تشکيلاتي هم براي هدايت و ارزيابي مسئوليت آنان وجود ندارد. شايد بتوان گفت سياست‌هاي سيما در زمينه عفاف و حجاب مشخص است، ولي اين سياست‌ها به بخش توليد برنامه‌ها راه نيافته‌اند؛ در نتيجه انتقادها و پيشنهادها در اين زمينه بي‌پاسخ مانده‌اند.
+
 
+
 
+
۵. تهران محور بودن رسانه‌ها در اين زمينه و بسياري از مقولات فرهنگي اجتماعي، از ديگر آسيب‌هاست. رسانه‌ها از جمله صدا و سيما، معمولاً تهران را محور برنامه‌سازي خود قرار مي‌دهند. در بسياري موارد اين مسئله باعث مي‌شود که روند تغيير برخي از هنجارها به ناهنجارها و ارزش‌ها به ضد ارزش‌ها در کل کشور تسريع شود. در واقع تهران به دليل شرايط خاص، بسيار سريع‌تر در معرض ناهنجاري‌ها از جمله «بدحجابي» قرار مي‌گيرد و چون محور برنامه‌هاي رسانه‌ها تهران است، فضاي حاکم بر شهر تهران به ديگر شهرها منتقل مي‌شود.
+
 
+
۶. جداسازي حجاب از عفاف و حيا، يکي از آسيب‌هاي ديگر است. وقتي صرفاً محور مباحث حجاب باشد و نه عفاف، آنچه از آموزش‌ها و برنامه‌هاي تبليغي رسانه حاصل مي‌شود، آن چيزي نيست که قلب و ذهن را تحت تأثير قرار دهد. «عفت» حالتي نفساني و دروني است که با فطرت انساني سازگار است و يکي از نمادهاي آن، حجاب است که به عفاف و حيا صورت و شکل مي‌دهد و حتي گاهي در عمل، عفت که حالت نفساني و دروني است، با حجاب به تعارض مي‌رسند.
+
به عنوان مثال، چادر يک نَه بزرگ به نامحرمان است. لذا عقلاً نمي‌توان پذيرفت که خانمي چادر به سر کند، ولي در عين حال رفتارهاي باز، مراودات مستمر و طولاني مدت و ارتباطات سهل الوصول با نامحرمان را داشته باشد. چگونه است که مجريان يا بازيگراني که چادر دارند، در عين داشتن حجاب، روابط غيرمتعارف و غير شرعي با نامحرمان را دارند؛ مانند گپ زدن با ميهمانان مرد برنامه‌ها و همکاران تلويزيوني، هم‌صحبت‌شدن طولاني با مردان نامحرم در نقش‌هاي مقابل، يکي به دو کردن‌ها، شوخي‌ها و گفتن حرف‌هاي شبه عاشقانه و حتي عاشقانه و عاطفي؟ معلوم نيست خانمي که در ارتباطات کلامي و غيرکلامي خود، به حداقل هنجارها و عفاف قناعت مي‌کند، چگونه در گزينش نحوه پوشش، حجاب حداکثري را برمي‌گزيند؟[۵]
+
 
+
۷. امروزه اکثر نشريات عمومي در طرح‌هاي روي جلد يا صفحات حساس و پرخواننده و نيز در کتاب‌ها و از همه مهم‌تر برخي برنامه‌هاي نمايشي تلويزيون، سينما و تئاتر به روال نشريات و فيلم‌سازان خارجي، براي جذب مخاطبان از تصاوير زنان زيبا با آرايش‌هاي تند و غليظ بهره‌ مي‌گيرند و آن دسته از نشرياتي که تا حدودي مي‌خواهند حرمت نگه دارند، از تصاوير دختران خردسال و غيربالغ ولي با آرايش‌هاي زنانه استفاده مي‌کنند.
+
اين نوع نگاه ابزاري به زن، که حقيقتاً با روح حجاب و عفاف کاملاً مغاير است، در واقع بازگشت خزنده و پنهان و کم‌رنگ همان رسانه‌هاي قبل از انقلاب و خارجي است.
+
 
+
۸. غالباً در داستان‌ها، رمان‌ها، تصاوير، فيلم‌ها و سريال‌ها، نقش‌هاي منفي و مشاغل سطح پايين جامعه مانند مستخدمه و ... براي زنان چادري اختصاص مي‌يابد، ولي زناني که حجاب کاملي ندارند، به عنوان زنان تحصيل‌ کرده، موفق، مؤثر و اجتماعي قلمداد مي‌شوند. طبق ارزيابي به عمل آمده از ابتداي سال ۱۳۸۰ تا پايان سال ۱۳۸۳ در سريال‌هاي تلويزيوني در ۵۶ سريال، پوشش چادر، تحقير يا تضعيف شده است؛ بدين شکل که پوشش چادر اختصاص به زنان فقير، بي‌سواد، مستخدمه، سالخورده و زنان درمانده مانند زنان بيوه و همسر مردان معتاد نشان داده شده يا از آن به عنوان پوششي براي حضور در قبرستان، مجالس عزا، زندان و غيره استفاده شده است!
+
 
+
۳. سياست‌ها و راه‌کارها
+
در بعضي از مباحثي که ذکر کرديم، به سياست‌ها و راه‌کارها نيز اشاره شد. در اينجا موارد ديگري را يادآور مي‌شويم:
+
 
+
الف) سياست‌ها
+
ـ تبيين سياسـت‌ها و برنامه‌هاي شوم دشمنان در ارتباط با شکستن حريم عفاف و حجاب؛
+
ـ تبيين و تشريح آثار مثبت عفاف و حجاب و حيا و آثار زيان‌بار ناديده گرفتن آنها؛
+
ـ ترغيب نهادهاي دولتي و مردمي به رعايت عفاف و حجاب از درون خود؛
+
ـ تبيين صحيح الگوي ارتباط با زنان و مردان در اجتماع، به ويژه دوستي‌هاي دختران و پسران و پيامدهاي نامطلوب ارتباط ناصحيح؛
+
ـ ارائه و ترويج الگوهاي مطلوب و جذاب حجاب و عفاف؛
+
ـ ارائه آمارها و مستندات از کشورها و جوامع بي‌بند و بار و آثار سوئي که گريبان‌گير آنان شده است، به ويژه جوامع غربي؛
+
ـ تهيه گزارش‌هاي مستند و مناسب از وضعيت بي‌حجابي و آثار سوء اجتماعي، فردي و خانوادگي که بر بعضي از افراد بدحجاب گذاشته است.
+
 
+
ب) راه‌کارها
+
ـ تعريف و تبيين محدوده حجاب و عفاف براي مديران و دست‌اندرکاران رسانه‌ها، به ويژه صدا و سيما و نشريات مختص زنان، خانواده و جوانان؛
+
ـ تربيت نيروهاي کارشناس در بحث حجاب و عفاف و امور بانوان از ميان کارآمدترين نيروهاي رسانه‌ها؛
+
ـ تشويق و ترغيب مديران کلان و مياني رسانه‌ها به حساسيت در برابر بدحجابي، هم در ميان کارکنان و هم محتواي مطالب رسانه‌‌اي خود؛
+
ـ برگزاري نشست‌ها و همايش‌ها براي دست‌اندرکاران رسانه‌ها؛
+
ـ تشکيل ستاد برنامه‌ريزي و اجرايي براي نهادينه کردن موضوع حجاب و عفاف در رسانه‌ها و رصد کردن اين موضوع در جامعه؛
+
ـ تهيه گزارش‌هاي مستند و منتقدانه از عملکرد دستگاه‌هاي مربوط؛
+
ـ عدم استفاده از تصوير زنان بدحجاب و دختران زيباروي با آرايش غليظ در مطبوعات و صدا و سيما؛
+
ـ عدم پخش فيلم‌هاي محرک و مهيج که زنان بدحجاب نقش‌هاي اصلي را دارا هستند؛
+
ـ عدم شخصيت‌پردازي و الگوسازي از زنان هنرپيشه ايراني که معمولاً فسادهاي ديگر در گذشته و حال خود دارند.
+
ـ استفاده از پوشش‌هاي سنتي و غير محرک در تصاوير و فيلم‌ها؛
+
ـ تبيين استدلالي احکام شرعي حجاب و عفاف (مستند به قرآن و روايات و سيره معصومان:)؛
+
ـ تبيين علل و ريشه‌هاي شيوع بدحجابي در جامعه و نقش عوامل مختلف خصوصاً رسانه‌هايي چون: اينترنت، ماهواره و ... در تضعيف حجاب و فرهنگ عفاف؛
+
ـ تبيين مقام، کرامت و منزلت زن؛
+
ـ پوشش خبري مناسب از برنامه‌هاي جشن تکليف دختران در سراسر کشور؛
+
ـ تهيه و انتشار ويژه‌نامه‌هاي جذاب براي اشاعه فرهنگ حجاب.
+
 
+
پي‌نوشت‌ها
+
۱ . مريم/۵۹.
+
۲ . فرهنگ و تمدن اسلامي، علي اکبر ولايتي، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۴ش، ص۱۴۶
+
۳ . يکي از علل عمده در خطاي دست‌اندرکاران و متوليان رسانه‌هاي تصويري و شنيداري، برداشت سطحي از مفهوم حجاب و مفاهيم مرتبط با آن از جمله: عفاف، حيا، خلوت، تبرّج، اختلاط و .. مي‌‌باشد که به عمق اين مفاهيم و مصاديق و نمادهاي آن شناخت ندارند.
+
۴ . ر.ک: فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، غلامعلي حداد عادل، تهران، سروش، ۱۳۷۴ش.
+
۵ . مقاله «خانم‌هاي چادري سيما»، علي جعفري، ماهنامه تخصصي خانه هنر و انديشه، رواق انديشه، س۶، ش۶۲، ص ۳۴.
+
 
+
 
+
منبع:  
+
فصلنامه كوثر ـ شماره ۷۶ ـ زمستان ۱۳۸۷
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۴۵

حجاب و رسانه

نویسنده: عبدالعلی براتی

اشاره

در دو دهه اخیر، مسئله حجاب و عفاف همواره یکی از دغدغه‌های مهم دینی، فرهنگی و اجتماعی بوده که گاه مورد توجه دستگاه‌ها و نهادهای دولتی و عمومی قرار گرفته است.
به همین دلیل، صاحب نظران، کارشناسان و پژوهشگران سعی کرده‌اند دربارهٔ این موضوع از ابعاد مختلف فقهی، کلامی، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، حقوقی، سیاسی و حتی اقتصادی به تحقیق و اظهار نظر بپردازند. در این میان، رسانه‌های جمعی اعم از دیداری، شنیداری و مکتوب، نقش انکارناپذیری در ترویج یا تضعیف فرهنگ حجاب و عفاف در سطح عموم داشته‌اند.
به جرئت می‌توان گفت مسئله حجاب و عفاف زنان از معدود مسائلی است که رسانه‌های داخلی بدون هیچ‌گونه طرح مدوّنی به آن پرداخته‌اند و بیشتر دچار سردرگمی گردیده‌اند. بعضی اوقات دفاع و پرداخت به شیوه نادرست، آثار منفی برجای گذاشته و موجب سوء استفاده بیشتر شده است. نمونه آشکار و بزرگ آن رسانه ملی است که کاملاً مشهود است؛ در این موضوع برنامه مدونی ندارد و گاهی دچار تناقض می‌شود.
در این مقاله کوتاه در پی پاسخ به سه پرسش اساسی هستیم:
۱. جایگاه حجاب و عفاف در فرهنگ اسلامی چیست؟
۲. آسیب‌ها و مشکلات رسانه‌ها در این خصوص، چگونه است؟
۳. سیاست‌ها و راه‌کارهای ترویج آن کدام است؟

جایگاه حجاب و عفاف در فرهنگ اسلامی

عفاف و پاکدامنی از آشکارترین نشانه‌های زندگی و سلامت جامعه اسلامی، و حجاب اسلامی یکی از مهم‌ترین نمادهای تمایز آشکار میان جوامع اسلامی و غیر اسلامی به شمار می‌رود. در پرتو رعایت حجاب و التزام به عفاف است که شخصیت انسانی زن حفظ و زمینه‌های رشد و تکامل زن و مرد در ابعاد مختلف فراهم می‌شود. در پرتو حجاب، پیوندها و علایق خانوادگی استحکام و دوام می‌یابد، امنیت و آرامش روحی و روانی به وجود می‌آید و حضور سالم و کارآمد زنان که نیمی از پیکره جامعه را تشکیل می‌دهند، در ابعاد گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ... تضمین می‌شود. شاید به همین سبب باشد که «حجاب» از ضروریات دین اسلام به شمار آمده است.
بسیاری از پژوهشگران و اندیشمندان حوزه دین و اجتماع، یکی از ریشه‌های مهم مشکلات و نابسامانی‌های جوامع را، فقدان یا ضعف حیا و عفاف می‌دانند و در نگاه کلی، می‌توان اساسی‌ترین علل فساد و نابودی جوامع و انحراف از مسیر اصیل و ناب پیامبران الهی را، یکی فراموش کردن عبادت و عبودیت و دیگری پیروی از شهوات نام برد، که هر دو با بی‌بند و باری جنسی و کنار گذاردن حیا و عفاف و نماد روشن آن؛ یعنی حجاب، ارتباط مستقیم دارد. قرآن کریم می‌فرماید:
( فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصّلاةَ وَ اتّبَعُوا الشّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیّا) [۱]؛ «آنگاه پس از آنان جانشینانی به جای ماندند که نماز را تباه ساختند و از هوس‌ها پیروی کردند و به زودی سزای گمراهی خود را خواهند دید».
بدین سان، اقوامی که از دین خدا و آموزه‌های وحیانی پیامبران خود اطاعت نکردند و به جای آن، پیروی از شهوات را که در رأس همه آنها شهوات جنسی و فساد اخلاقی است، برگزیدند، همواره محکوم به هلاکت و نابودی بوده‌اند.
در دوره اسلامی نیز به گواهی تاریخ، یکی از عوامل مؤثر در افول حکومت مسلمانان در اندلس، رواج می‌گساری، زن‌بارگی و خریداری کنیزکان آوازه‌خوان و در یک کلام، رواج بی‌بندوباری جنسی و به فراموشی سپرده شدن ارزش‌های اسلامی همچون: حجاب، عفاف، حیا و ... از سوی فاتحان این سرزمین بود[۲]

تاریخچه ورود سکس و برهنگی به زندگی بشر

پیشینه رواج برهنگی و سکس، عمدتاً به دوره شکل‌گیری رنسانس در اروپا و فراگیرشدن آن در نقاط مختلف و صنعتی شدن اروپا و به وجود آمدن وسایل ارتباطی پیشرفته باز می‌گردد که حیا، عفت، پوشش، پاکدامنی و در نهایت پارسایی، اندک اندک از جامعه انسانی فاصله گرفت. این تحول نه تنها سبب جدایی انسان غربی از ارزش‌های الهی و معنوی شد، بلکه به دلیل تفوق و تسلط غرب، رفته رفته فرهنگ برهنگی به ویژه از طریق هنر و ادبیات در فرهنگ دیگر ملل، رسوخ کرد که می‌توان از سینما به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای ترویج برهنگی در غرب و کشورهای دیگر نام برد.
بدین ترتیب، کم کم عشق، جای خود را به سکس داد و هنر که ترجمان عالم معنا بود، تبدیل به آینه دنیای صورت شد و در این میان سینما که «هنر هفتم» نام گرفته بود، آینه تمام نمای ابتذال گردید. سرمایه‌داران نیز سینما را با سکس پیوند دادند و تلویزیون هم سینما را هر شب، به همه خانه‌ها به ارمغان برد. متأسفانه در کشور اسلامی ما نیز تلویزیون مهم‌ترین رسانه ملی، پیش از انقلاب در فضای فرهنگی کاملاً الهام گرفته از فرهنگ غرب، ظهور کرد و همان نگاه ابزاری سینمای غرب به زن، به تلویزیون ایران نیز انتقال یافت.
با پیروزی انقلاب اسلامی و تحولات عمیقی که در سیاست کلان کشور و فرهنگ عمومی مردم پدید آمد، رسانه ملی نیز دستخوش تغییر شد و عمده مظاهر فساد و برهنگی از صفحه تلویزیون کنار رفت و فعالیت‌های هنری و نمایشی به دور از ابتذال آغاز شد و گسترش یافت. ولی نکته مهمی که از آن غفلت شد، روش‌ها و ابزارهای رسانه در زمینه چگونگی جذب مخاطب و اثر گذاری بیشتر بر او بود که دچار تغییر چندانی نشد و کار اساسی صورت نگرفت. از این رو، به تدریج در تلویزیون شاهد ورود سکس پنهان بودیم، به این معنا که برخی فیلم‌سازان که با ممنوعیت استفاده از ظاهر و جذابیت‌های زنانه روبه رو شدند، برای جبران این خلأ و به جهت جذب مخاطب و فروش و سود بیشتر، به فاکتورهایی همچون: محوریت زیبایی چهره در انتخاب بازیگر، به ویژه بازیگران جوان، پوشش‌های تنگ و نامناسب در عین حفظ حدود شرعی حجاب ـ گر چه به تدریج به بهانه‌ها و به شیوه‌های مختلف حدود الزامی حجاب نیز نادیده گرفته شده است[۳] ـ ، به تصویر کشیدن روابط آزاد و صمیمانه زن و مرد در قالب همکار، دوست، همسایه و ...، طرح عشق‌های آتشین به دنبال یک نگاه، آرایش‌های غلیظ و محرک به بهانه گریم، استفاده از چهره‌های جذاب و بدون حجاب بازیگران خارجی در سریال‌های ایرانی و ضبط بخش‌هایی از فیلم‌ها در فضای عمومی کشورهای غرب‌زده ـ که اخیراً مرسوم شده است ـ روی آوردند و بدین ترتیب تلویزیون به عنوان رسانه تصویری عمومی و اثرگذار، در برخی موارد به یکی از عوامل ایجاد ناهنجاری در حجاب بانوان و عفاف در سطح عموم تبدیل شد و همین امر بهانه‌ای گردیده است تا مخالفان حجاب، عملکرد تلویزیون را به عنوان شاهد استدلال‌های خود به رخ بکشند.

آسیب‌ها و مشکلات[۴]

ضمن سپاس از تلاش‌هایی که تا کنون از سوی رسانه‌ها در خصوص حجاب و عفاف انجام پذیرفته است، اما به نظر می‌رسد برای ترویج آن باید گام‌های بیشتری برداشته می‌شد که به عللی از انجام آن بازمانده‌اند و این، خود نیازمند آسیب‌شناسی جدی و دقیق است.
۱. یکی از مهم‌ترین آسیب‌ها و مشکلات این است که در ساختار مدیریتی رسانه‌ها، همه چیز بخش‌بندی شده و بخش معارف دینی یا مناسبت‌های دینی در عرض و کنار بخش‌ها و گروه‌های دیگر قرار دارد، به ویژه در رسانه ملی؛ در حالی که دیدگاه دینی باید بر تمام بخش‌های رسانه دیداری، شنیداری و نوشتاری، حاکم باشد. رسانه نخست باید تلقی درستی از دین و مفاهیم دینی داشته باشد تا بتواند مثلاً حجاب را که بخشی از دین است، به شیوه‌های مختلف و به شکل شایسته برای مردم تبیین کند.
بنابراین جداسازی برنامه‌های دینی و معارفی از سایر برنامه‌های جذاب و سرگرم‌کننده، آسیب جدّی در رسانه است. به عنوان مثال، رسانه ملی با تأسیس شبکه قرآن یا رادیو معارف، گویا به تعهد دینی خود عمل کرده است.گر چه این امر در جای خود ارزشمند و قابل تقدیر است، ولی باعث شده است که در شبکه‌های دیگر به مباحث معرفتی کمتر توجه شود.
۲. سطحی‌نگری و بسنده کردن به مطالب صرف علمی و خشک و سهم ناچیز هنر و ادبیات، باعث می‌شود که القای معارف بدون جذابیت لازم صورت گیرد. از این رو، بخش عمده‌ای از برنامه‌های رسانه‌ها برای سطح تحصیل کرده جامعه قابل استفاده است؛ در حالی که عمده کسانی که حجاب را رعایت نمی‌کنند، حاضر به تحقیق و تعقل دربارهٔ این موضوع نیستند و بیشتر باید غیرمستقیم مورد خطاب قرار گیرند. و یا در برنامه‌ها، نوعی سطح‌نگری و ساده‌انگاری وجود دارد.
۳. یکی دیگر از اشکالات مهم و عمده رسانه‌ها در زمینه حجاب، ضعف برنامه‌ریزی دقیق و هماهنگ و عدم اهتمام جدی به ترویج فرهنگ عفاف و پوشش اسلامی است. در یک کلام انسان نمی‌تواند مسئله حجاب را به عنوان جریان فرهنگی در رسانه‌ها پی‌گیری کند. هر چه هست، کار مقطعی است که به مناسبت‌هایی مثل ماه رمضان، تابستان و .... آن هم بسیار سطحی مطرح می‌شود. بدیهی است فرهنگ سازی یک ارزش و هنجار دینی یا اجتماعی، نیاز به برنامه مدوّن و جریان‌سازی مناسب دارد، والاّ ممکن است نه تنها تأثیرگذار نباشد، بلکه موجب دلسردی و دلزدگی شود.
۴. اگر برنامه نسبتاً مدوّن و سیاست اصولی نیز در دستگاه‌ها و رسانه‌ها وجود داشته، تا کنون این سیاست‌ها کمتر ضمانت اجرایی داشته‌اند؛ به خصوص محصولات رسانه ملی که عملاٌ جذاب‌ترین و پرمخاطب‌ترین رسانه‌است، عمدتاً بر اساس طرح‌ها و ایده‌های سلیقه‌ای و شخصی برنامه‌سازان تهیه شده‌اند.
در رسانه ملی، حرف آخر را نویسندگان و سازندگان برنامه‌ها می‌زنند و تشکیلاتی هم برای هدایت و ارزیابی مسئولیت آنان وجود ندارد. شاید بتوان گفت سیاست‌های سیما در زمینه عفاف و حجاب مشخص است، ولی این سیاست‌ها به بخش تولید برنامه‌ها راه نیافته‌اند؛ در نتیجه انتقادها و پیشنهادها در این زمینه بی‌پاسخ مانده‌اند.
۵. تهران محور بودن رسانه‌ها در این زمینه و بسیاری از مقولات فرهنگی اجتماعی، از دیگر آسیب‌هاست. رسانه‌ها از جمله صدا و سیما، معمولاً تهران را محور برنامه‌سازی خود قرار می‌دهند. در بسیاری موارد این مسئله باعث می‌شود که روند تغییر برخی از هنجارها به ناهنجارها و ارزش‌ها به ضد ارزش‌ها در کل کشور تسریع شود. در واقع تهران به دلیل شرایط خاص، بسیار سریع‌تر در معرض ناهنجاری‌ها از جمله «بدحجابی» قرار می‌گیرد و چون محور برنامه‌های رسانه‌ها تهران است، فضای حاکم بر شهر تهران به دیگر شهرها منتقل می‌شود.
۶. جداسازی حجاب از عفاف و حیا، یکی از آسیب‌های دیگر است. وقتی صرفاً محور مباحث حجاب باشد و نه عفاف، آنچه از آموزش‌ها و برنامه‌های تبلیغی رسانه حاصل می‌شود، آن چیزی نیست که قلب و ذهن را تحت تأثیر قرار دهد. «عفت» حالتی نفسانی و درونی است که با فطرت انسانی سازگار است و یکی از نمادهای آن، حجاب است که به عفاف و حیا صورت و شکل می‌دهد و حتی گاهی در عمل، عفت که حالت نفسانی و درونی است، با حجاب به تعارض می‌رسند.
به عنوان مثال، چادر یک نَه بزرگ به نامحرمان است. لذا عقلاً نمی‌توان پذیرفت که خانمی چادر به سر کند، ولی در عین حال رفتارهای باز، مراودات مستمر و طولانی مدت و ارتباطات سهل الوصول با نامحرمان را داشته باشد. چگونه است که مجریان یا بازیگرانی که چادر دارند، در عین داشتن حجاب، روابط غیرمتعارف و غیر شرعی با نامحرمان را دارند؛ مانند گپ زدن با میهمانان مرد برنامه‌ها و همکاران تلویزیونی، هم‌صحبت‌شدن طولانی با مردان نامحرم در نقش‌های مقابل، یکی به دو کردن‌ها، شوخی‌ها و گفتن حرف‌های شبه عاشقانه و حتی عاشقانه و عاطفی؟ معلوم نیست خانمی که در ارتباطات کلامی و غیرکلامی خود، به حداقل هنجارها و عفاف قناعت می‌کند، چگونه در گزینش نحوه پوشش، حجاب حداکثری را برمی‌گزیند؟[۵] ۷. امروزه اکثر نشریات عمومی در طرح‌های روی جلد یا صفحات حساس و پرخواننده و نیز در کتاب‌ها و از همه مهم‌تر برخی برنامه‌های نمایشی تلویزیون، سینما و تئاتر به روال نشریات و فیلم‌سازان خارجی، برای جذب مخاطبان از تصاویر زنان زیبا با آرایش‌های تند و غلیظ بهره می‌گیرند و آن دسته از نشریاتی که تا حدودی می‌خواهند حرمت نگه دارند، از تصاویر دختران خردسال و غیربالغ ولی با آرایش‌های زنانه استفاده می‌کنند.
این نوع نگاه ابزاری به زن، که حقیقتاً با روح حجاب و عفاف کاملاً مغایر است، در واقع بازگشت خزنده و پنهان و کم‌رنگ همان رسانه‌های قبل از انقلاب و خارجی است.
۸. غالباً در داستان‌ها، رمان‌ها، تصاویر، فیلم‌ها و سریال‌ها، نقش‌های منفی و مشاغل سطح پایین جامعه مانند مستخدمه و ... برای زنان چادری اختصاص می‌یابد، ولی زنانی که حجاب کاملی ندارند، به عنوان زنان تحصیل کرده، موفق، مؤثر و اجتماعی قلمداد می‌شوند. طبق ارزیابی به عمل آمده از ابتدای سال ۱۳۸۰ تا پایان سال ۱۳۸۳ در سریال‌های تلویزیونی در ۵۶ سریال، پوشش چادر، تحقیر یا تضعیف شده است؛ بدین شکل که پوشش چادر اختصاص به زنان فقیر، بی‌سواد، مستخدمه، سالخورده و زنان درمانده مانند زنان بیوه و همسر مردان معتاد نشان داده شده یا از آن به عنوان پوششی برای حضور در قبرستان، مجالس عزا، زندان و غیره استفاده شده است!

سیاست‌ها و راه‌کارها

در بعضی از مباحثی که ذکر کردیم، به سیاست‌ها و راه‌کارها نیز اشاره شد. در اینجا موارد دیگری را یادآور می‌شویم:

الف) سیاست‌ها

ـ تبیین سیاسـت‌ها و برنامه‌های شوم دشمنان در ارتباط با شکستن حریم عفاف و حجاب؛ ـ تبیین و تشریح آثار مثبت عفاف و حجاب و حیا و آثار زیان‌بار نادیده گرفتن آنها؛ ـ ترغیب نهادهای دولتی و مردمی به رعایت عفاف و حجاب از درون خود؛ ـ تبیین صحیح الگوی ارتباط با زنان و مردان در اجتماع، به ویژه دوستی‌های دختران و پسران و پیامدهای نامطلوب ارتباط ناصحیح؛ ـ ارائه و ترویج الگوهای مطلوب و جذاب حجاب و عفاف؛ ـ ارائه آمارها و مستندات از کشورها و جوامع بی‌بند و بار و آثار سوئی که گریبان‌گیر آنان شده است، به ویژه جوامع غربی؛ ـ تهیه گزارش‌های مستند و مناسب از وضعیت بی‌حجابی و آثار سوء اجتماعی، فردی و خانوادگی که بر بعضی از افراد بدحجاب گذاشته است.

ب) راه‌کارها

تعریف و تبیین محدوده حجاب و عفاف برای مدیران و دست‌اندرکاران رسانه‌ها، به ویژه صدا و سیما و نشریات مختص زنان، خانواده و جوانان؛ تربیت نیروهای کارشناس در بحث حجاب و عفاف و امور بانوان از میان کارآمدترین نیروهای رسانه‌ها؛ تشویق و ترغیب مدیران کلان و میانی رسانه‌ها به حساسیت در برابر بدحجابی، هم در میان کارکنان و هم محتوای مطالب رسانه‌ای خود؛ برگزاری نشست‌ها و همایش‌ها برای دست‌اندرکاران رسانه‌ها؛ تشکیل ستاد برنامه‌ریزی و اجرایی برای نهادینه کردن موضوع حجاب و عفاف در رسانه‌ها و رصد کردن این موضوع در جامعه؛ تهیه گزارش‌های مستند و منتقدانه از عملکرد دستگاه‌های مربوط؛ عدم استفاده از تصویر زنان بدحجاب و دختران زیباروی با آرایش غلیظ در مطبوعات و صدا و سیما؛ عدم پخش فیلم‌های محرک و مهیج که زنان بدحجاب نقش‌های اصلی را دارا هستند؛ عدم شخصیت‌پردازی و الگوسازی از زنان هنرپیشه ایرانی که معمولاً فسادهای دیگر در گذشته و حال خود دارند.
استفاده از پوشش‌های سنتی و غیر محرک در تصاویر و فیلم‌ها؛ تبیین استدلالی احکام شرعی حجاب و عفاف (مستند به قرآن و روایات و سیره معصومان:)؛ تبیین علل و ریشه‌های شیوع بدحجابی در جامعه و نقش عوامل مختلف خصوصاً رسانه‌هایی چون: اینترنت، ماهواره و ... در تضعیف حجاب و فرهنگ عفاف؛ تبیین مقام، کرامت و منزلت زن؛ پوشش خبری مناسب از برنامه‌های جشن تکلیف دختران در سراسر کشور؛ تهیه و انتشار ویژه‌نامه‌های جذاب برای اشاعه فرهنگ حجاب.

پانویس

  1. مریم/۵۹.
  2. فرهنگ و تمدن اسلامی، علی اکبر ولایتی، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۴ش، ص۱۴۶
  3. یکی از علل عمده در خطای دست‌اندرکاران و متولیان رسانه‌های تصویری و شنیداری، برداشت سطحی از مفهوم حجاب و مفاهیم مرتبط با آن از جمله: عفاف، حیا، خلوت، تبرّج، اختلاط و .. می‌باشد که به عمق این مفاهیم و مصادیق و نمادهای آن شناخت ندارند.
  4. ر.ک: فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل، تهران، سروش، ۱۳۷۴ش.
  5. مقاله «خانم‌های چادری سیما»، علی جعفری، ماهنامه تخصصی خانه هنر و اندیشه، رواق اندیشه، س۶، ش۶۲، ص ۳۴.
منبع:پایگاه اطلاع رسانی حوزه - تاریخ برداشت:1395/3/18

منبع: