انکار قولی در مقابل منکرات: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «عنوان: انكار قولی در مقابل منكرات مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۲۲۶ ن...» ایجاد کرد) |
|||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | <div class="head1">انكار قولی در مقابل منكرات</div> | |
| − | + | نویسنده: واحد احیای سنت های حسنه<br/> | |
| − | + | ||
| − | نویسنده: | + | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | == سخن دوم: انکار قولی در مقابل منکرات == | |
| + | امیر المؤمنین علیه السلام در بیان مراتب برخورد با منکر فرمودند: «مَنْ رَأی عُدْواناً یعْمَلُ بِهِ وَمُنْکَراً یدْعی اِلَیهِ... وَاَنْکَرَهُ بِلِسانِهِ فَقَدْ اُجِرَ...؛ <ref>نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت ۳۷۳</ref> هرکس ببیند به گناهی عمل میشود و به بدیها دعوت میگردد... و با زبانش آن را انکار کند، اجر و پاداش داده میشود.» | ||
| + | یکی از مراحل [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] استفاده از گفتار است. در این مرحله، قول لین و محبّت آمیز بر همه چیز مقدم است. همانطور که خداوند به موسی و هارون علیهما السلام فرمود: «اذْهَبَآ إِلَی فِرْعَوْنَ إِنَّهُ و طَغَی * فَقُولَا لَهُ و قَوْلًا لَّینًا»؛ <ref>طه / ۴۳ و ۴۴</ref>«به سوی فرعون بروید که او طغیان کرده است و با گفتار نرم با او سخن بگویید.» | ||
| + | نهی گفتاری میتواند صورتهای مختلفی به خود بگیرد مانند: تقبیح منکر، نهی مستقیم و اعلام بیزاری و تأثر و تهدید. ولی همه اینها در جایی به کار میرود که شخص گناهکار، فرد ناآگاهی است که با اظهار نفرت و ناخشنودی متوجه عمل خود نمیشود و باید او را به وظیفهاش آگاه کرد.<br/> | ||
| + | در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، همه مسلمانان با اشتیاق وصف ناپذیری برای شنیدن سخنان رسول خدا به مسجد روی میآوردند و در مراسم خاصی که لازم بود شرکت میکردند و برادرگونه در صفوفی منظم، دل در گرو فرمایشات پیامبر خدا میدادند. روزی ثروتمندی با لباسهای گرانبها و تمیز نشسته بود، مسلمانی فقیر با لباسهای مندرس وارد شد و در کنار او نشست. مرد ثروتمند از روی [[تکبر]] و خودبینی، نگاهی همراه با حقارت به مرد فقیر انداخت و لباس خود را جمع کرد.<br/> | ||
| + | این حرکت بسیار کوچک از دید تیزبین رسول خدا دور نماند. بلافاصله آن حضرت اقدام به [[نهی از منکر]] کرد و فرمود: آیا ترسیدی چیزی از فقر این مرد به تو بچسبد؟ مرد ثروتمند پاسخ داد: نه یا رسول اللّه. فرمود: بیم آن داشتی که از ثروت تو چیزی به او برسد؟ مرد ثروتمند پاسخ داد: نه یا رسول اللّه. پیامبر فرمود: پس چرا این کار را انجام دادی؟ مرد ثروتمند که متوجه خطای خود شده بود عرض کرد:ای رسول خدا! مرا همراهی (شیطان) است که نیکیها را در نظرم ناپسند و زشتیها را پسندیده مینمایاند. اکنون به عنوان معذرت خواهی از ا ین رفتارم، نیمی از ثروت خود را به این برادر فقیر بخشیدم.<br/> | ||
| + | پیامبر اکرم رو به فقیر کرد و فرمود: آیا تو میپذیری؟ مرد فقیر پاسخ داد: نه یا رسول اللّه. پیامبر سؤال فرمود: چرا؟ گفت: زیرا میترسم ثروت، مرا نیز چون این مرد دچار خودبرتربینی کند. <ref>کافی، ج ۱، ص ۲۶۲</ref> | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره ۸۳. | منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره ۸۳. | ||
| + | |||
| + | == پانویس == | ||
| + | {{پانویس|colwidth=30em|۲}} | ||
| + | <div class="hold"> | ||
| + | <div class="return">بازگشت به [[مقالات]] </div> | ||
| + | </div> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۰ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۴
نویسنده: واحد احیای سنت های حسنه
سخن دوم: انکار قولی در مقابل منکرات
امیر المؤمنین علیه السلام در بیان مراتب برخورد با منکر فرمودند: «مَنْ رَأی عُدْواناً یعْمَلُ بِهِ وَمُنْکَراً یدْعی اِلَیهِ... وَاَنْکَرَهُ بِلِسانِهِ فَقَدْ اُجِرَ...؛ [۱] هرکس ببیند به گناهی عمل میشود و به بدیها دعوت میگردد... و با زبانش آن را انکار کند، اجر و پاداش داده میشود.»
یکی از مراحل امر به معروف و نهی از منکر استفاده از گفتار است. در این مرحله، قول لین و محبّت آمیز بر همه چیز مقدم است. همانطور که خداوند به موسی و هارون علیهما السلام فرمود: «اذْهَبَآ إِلَی فِرْعَوْنَ إِنَّهُ و طَغَی * فَقُولَا لَهُ و قَوْلًا لَّینًا»؛ [۲]«به سوی فرعون بروید که او طغیان کرده است و با گفتار نرم با او سخن بگویید.»
نهی گفتاری میتواند صورتهای مختلفی به خود بگیرد مانند: تقبیح منکر، نهی مستقیم و اعلام بیزاری و تأثر و تهدید. ولی همه اینها در جایی به کار میرود که شخص گناهکار، فرد ناآگاهی است که با اظهار نفرت و ناخشنودی متوجه عمل خود نمیشود و باید او را به وظیفهاش آگاه کرد.
در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، همه مسلمانان با اشتیاق وصف ناپذیری برای شنیدن سخنان رسول خدا به مسجد روی میآوردند و در مراسم خاصی که لازم بود شرکت میکردند و برادرگونه در صفوفی منظم، دل در گرو فرمایشات پیامبر خدا میدادند. روزی ثروتمندی با لباسهای گرانبها و تمیز نشسته بود، مسلمانی فقیر با لباسهای مندرس وارد شد و در کنار او نشست. مرد ثروتمند از روی تکبر و خودبینی، نگاهی همراه با حقارت به مرد فقیر انداخت و لباس خود را جمع کرد.
این حرکت بسیار کوچک از دید تیزبین رسول خدا دور نماند. بلافاصله آن حضرت اقدام به نهی از منکر کرد و فرمود: آیا ترسیدی چیزی از فقر این مرد به تو بچسبد؟ مرد ثروتمند پاسخ داد: نه یا رسول اللّه. فرمود: بیم آن داشتی که از ثروت تو چیزی به او برسد؟ مرد ثروتمند پاسخ داد: نه یا رسول اللّه. پیامبر فرمود: پس چرا این کار را انجام دادی؟ مرد ثروتمند که متوجه خطای خود شده بود عرض کرد:ای رسول خدا! مرا همراهی (شیطان) است که نیکیها را در نظرم ناپسند و زشتیها را پسندیده مینمایاند. اکنون به عنوان معذرت خواهی از ا ین رفتارم، نیمی از ثروت خود را به این برادر فقیر بخشیدم.
پیامبر اکرم رو به فقیر کرد و فرمود: آیا تو میپذیری؟ مرد فقیر پاسخ داد: نه یا رسول اللّه. پیامبر سؤال فرمود: چرا؟ گفت: زیرا میترسم ثروت، مرا نیز چون این مرد دچار خودبرتربینی کند. [۳]
منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره ۸۳.







