اصلاح طلبی در مکتب امام حسین (ع): تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: اصلاح طلبی در مكتب امام حسين (ع) مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۷...» ایجاد کرد)
 
 
(۲ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
عنوان:    اصلاح طلبی در مكتب امام حسين (ع)
+
<div class="head1"> اصلاح طلبی در مکتب امام حسین (ع)</div>
مجموعه ها:    مقالات
+
نویسنده: تقی حسینی{{سخ}}
شناسه کتاب:    ۷۴۰
+
نویسنده:     تقی حسینی
+
شابک:    -
+
انتشارات:    -
+
تاریخ انتشار:    ۰۵-۰۵-۱۳۹۴
+
ویرایش:    ۴
+
تعداد صفحات:    ۰
+
نام اپراتور:    عباس خوش چشم
+
ایمیل اپراتور:    abbaskhadem۹۲@yahoo.com
+
زبان:    پارسي
+
رتبه:    0
+
تصویر:    cover
+
دانلود فایل:    دانلود اصلاح طلبی در مكتب امام حسين (ع)
+
توضیحات:   
+
اصلاح طلبي در مكتب امام حسين (ع)
+
  
 +
== مقدمه ==
 +
نام آن بزرگوار «حسین است و این اسم به انتخاب پروردگار عالم است مشهورترین کنیه ایشان «ابی‌عبدالله» و مشهورترین القاب ایشان «سیدالشهداء»، «المظلوم، «الشهید» می‌باشد. عمر پربرکت آن حضرت پنجاه وهفت سال بود. در سوم شعبان سال چهارم [[هجرت]] متولد شد و در دهم محرم الحرام سال شصت و یک هجری در صحرای کربلا به دست لشکریان یزید بن معاویه به شهادت رسید. شش ساله بود که جد بزرگوارش از دنیا رفت سی‌سال با پدر بزرگوار خود زندگی کرد و ده سال بعد از شهادت پدر، با برادر بزرگوارش حضرت امام حسن مجتبی (ع) بود و ده سال هم امامت کرد. حسین (ع) علاوه بر دارا بودن فضائلی که همه اهل‌بیت دارا هستند، امتیازهای دیگری هم در میان ایشان دارد. اولین امتیاز این است که ائمه طاهرین همه از صلب او هستند. دیگر این که تداوم حیات اسلام مرهون شهادت اوست امتیاز سوم‌حسین (ع) این است که شعله‌های محبت او همیشه در دل‌ها باقی خواهد ماند. امتیاز چهارم حسین (ع) بر سایر اهل‌بیت این است که در تربت او شفاست و استجابت دعا درحرم او - از نظر روایات - مسلّم و قطعی است و آخرین امتیاز این‌که او عشق و فداکاری و گذشت در راه خدا را عملاً معنا کرد و باید گفت اگر فداکاری حسین ع) و یارانش در روز عاشورا نبود بسیاری از مفاهیم و لغات را نمی‌شد معنا کرد، مفاهیمی هم‌چون ایثار، شهادت رشادت عرفان [[امر به معروف]] و نهی از منکر، اصلاح در دین و...{{سخ}}
  
تقي حسيني
+
== انحرافات در امت پیامبر پس از رحلت آن حضرت ==
 +
امام حسین (ع) قبل از خروج از مدینه در خطبه‌ای ضمن ستایش و [[حمد خداوند]] بزرگ انگیزه قیام خود را نه برای اخلال و افساد، بلکه به خاطر [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] و نشان دادن راه رسول اکرم (ص) و حضرت علی بن ابی‌طالب (ع) و هم‌چنین اصلاح مفاسد در امت جد بزرگوارش می‌داند. این که چگونه و به چه طریق مفاسد در امت پیامبر بزرگوار اسلام به وجود آمد وعمق آنها چقدر است به بحث مفصّلی نیاز است لیکن به طور اجمال می‌توان به این موضوع اشاره کرد که آغاز انحراف و افساد در دین پس از رحلت پیامبر عظیم‌الشأن اسلام و دقیقاً در سقیفه بنی‌ساعده اتفاق افتاد. سقیفه ابی‌بکر را به جای امیرالمؤمنین (ع) نهاد و چون روایات منقول از رسول اکرم (ص) مغایر با این کار بود به شعار «حسبنا کتاب الله» تمسک شد؛ لذا با انتشار احادیث رسول‌الله شدیداً مخالفت شد؛ حتی نقل می‌کنند که ابی‌بکر پانصد روایت از رسول‌اکرم (ص) داشت که آن را در میان مردم آتش زد. پس از آن‌که دیدند اگر به قرآن بسنده شود کار بنی‌ساعده غیرقابل توجیه و خنثی می‌شود، از این جهت شعار «نهینا عن‌التعمق والتکلف فی القرآن شایع شد، یعنی نهی شده‌ایم که در قرآن تأمل و [[تفکّر]] کنیم و خود را به زحمت اندازیم مصیبت دیگری که باعث انحراف امت پیامبر گردید، اختلاف طبقاتی‌ای بود که در زمان عثمان به اوج خود رسید که امیرالمؤمنین در خطبة شقشقیه به آن اشاره می‌کند ومی‌فرماید: بنی‌امیه اطراف عثمان را گرفتند و بیت‌المال مسلمین را - نظیر شتری که علف‌ها را می‌بلعد - بلعیدند. سومین مصیبتی که دامن‌گیر دین شد، جعل روایات از روحانی نماهای درباری‌ای بود که پایة اسلام را می‌زد. مصداق این احادیث جعلی این است که می‌گفتند وقتی سورة النّجم نازل شد، رسول‌اکرم (ص) آن را برای مشرکان خواند و وقتی آیه (افرایتم اللات والعزّی را قرائت کرد، شیطان در دهان پیامبر نهاد که بگوید شفاعت این دو بت در روز قیامت مورد آرزوست مشرکین از این گفته خشنود شدند و چون پیامبر سجده کرد، آنان نیز سجده کردند. پر واضح است که این‌گونه روایات جعلی چگونه پایه اسلام و قرآن وپیامبر را از بین می‌برد. انحراف دیگری که پس از رحلت پیامبر بزگوار اسلام به وجود آمد، این بود که حق و باطل با یکدیگر مخلوط شدند و دشمنان با تن‌پوش حق به جنگ حق افتادند و در واقع باطل خود را حق جلوه دادند. سرگذشت معاویه بیانگر این حقیقت است چه شد که معاویه توانست پست خلافت را اشغال کند. وقتی عثمان بر اثر انحراف‌هایش در خطر کشته شدن بود معاویه هیچ کمکی برای او نفرستاد، زیرا با عثمان کاری نداشت او به دنبال ریاست خودش بود و چنین فکر می‌کرد که کشته‌شدن عثمان بیشتر به نفع اوست جاسوسان معاویه به دستور او پیراهن عثمان را آوردند و بر سر دروازه شام آویزان کردند. معاویه بالای منبر قرار می‌گرفت و اشک می‌ریخت و می‌گفت ایهاالناس خلیفة مظلوم پیامبر را کشتند و صدای گریه و شیون مردم نیز برمی‌خواست! معاویه روزها از مردم اشک گرفت و از مظلومیت خلیفه مقتول سخن گفت و مردم را به قصاص و انتقام خون خلیفه از علی بن ابی‌طالب (ع) تشویق و ترغیب می‌نمود. این است امتزاج بین حق و باطل که در این مورد معاویه از خود نیرویی نداشت بلکه از نیروی حق برای اهداف باطل خود استفاده می‌کرد. در این راه جهالت و نادانی‌مردم نیز عامل مؤثر و مکمّل بود. مصیبت و مسئله پنجم ارعاب و ترس عجیبی بود که بر مسلمانان حکمفرما شده بود؛ مخصوصاً در زمان معاویه که هرکس لب به اعتراض می‌گشود او را از دم تیغ‌می‌گذراندند. مصداق بارز حاکمان جور و ظلم در آن زمان زیاد ابن‌ابیه بود، جلاّد خونریزی که از طرف معاویه مأمور بود مخالفین را قلع و قمع کند، آن هم به نام دین و به نام خلیفه مسلمین (معاویه و این سبب شد که واعظین بر منبر قرار گرفته و به علی لعن و نفرین کنند و شرایط به گونه‌ای پیش برود که مردم علی (ع) را بی‌دین و بی‌نماز بخوانند و پس ازشهادت آن حضرت در محراب از یکدیگر بپرسند که علی در مسجد چکار می‌کرد؟ مگر او هم نماز می‌خواند! مصیبت بزرگ دیگری که گریبان‌گیر دین مقدس اسلام شد روی کارآمدن یزید پس از معاویه به عنوان حاکم اسلامی بود. معاویه قبل از مرگ خویش به یزید وصیت کرد و گفت من همه کارها را برای سلطنت تو مهیا کرده‌ام و تمام سرکشان را رام نموده‌ام مگر سه‌نفر که برای بیعت تو حاضر نشده‌اند: ابی‌عبدالله الحسین عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر. اگر به ابن‌زبیر وابن‌عمر دست یافتی قطعه قطعه بکن اما مبادا معترض حسین شوی البته واضح است که ترس معاویه نه به خاطر خدا و عاقبت اخروی است بلکه به لحاظ این بود که با تعرض به حسین (ع) پایه‌های حکومت بنی‌امیه منهدم و بر باد می‌رفت و همین‌طور هم شد. معاویه فردی بود که ظاهر اسلام را حفظ می‌کرد، لیکن یزید به صورت علنی درجمع شراب‌خواری می‌نمود، سگ‌بازی و میمون‌بازی می‌کرد و در شهوت جنسی کم نمی‌گذاشت و اینها باعث می‌شدند تا در سیاست و درایت یا به طور دقیق‌تر در حقّه ونیرنگ به پای معاویه نرسد. این اوج مصیبت و انحراف برای دین بود که چنین شخص پلیدی در رأس ادارة جامعة اسلامی قرار گرفته و حاکم بلامنازع مسلمین باشد. یزید با زیر پا گذاشتن وصیت معاویه از حسین (ع) بیعت خواست حسین (ع) که نور پاک و مطهّر و عزیز علی (ع) و زهراست می‌بایستی دست خود را با دست پست‌ترین و پلیدترین انسان که حکومت اسلامی را غصب کرده بود، آشنا سازد. مگر می‌شود! و چه زیبا فرمود حسین بن‌علی (ع)، ـ سرور آزادگان جهان ـ که این ذلت را برای خود و دین خودنمی‌خرم «هیهات منا الذلة. آری به حکومت رسیدن یزید اوج انحراف در دین بود و این‌جا حسین (ع) تقیه رابر خود حرام می‌دانست زیرا وضع زمان طوری بود که اگر ابی‌عبدالله خلافت یزید را تأیید می‌کرد، اسلام از بین می‌رفت خودش فرمود که شنیدم از جدم رسول خدا (ص) که فرمود: هرگاه سلطان جابری که هتک حکم خدا و سنت پیغمبر می‌کند و حرمت عباد را می‌شکند، هرکس به قول یا به فعل با او اظهار مخالفت نکند بر خدا حق است که او را باآن ظالم محشور فرماید، یعنی اگر با یزیدی که شراب‌خواری زناکاری و قماربازی او علنی است اظهار مخالفت نکنم به حکم خدا در ظلم او شریک هستم
  
مقدمه
+
== مصلح اصلاحات دینی ==
 +
زمان خاص سیدالشهداء و انحرافات آن دوران - به تعدادی از آنها به‌طور خلاصه اشاره شد - قیام را برای امام حسین (ع) غیرقابل اجتناب نمود. او به عنوان پرچمدار بزرگ‌آزادی جهت احیای ارزش‌های دینی و سنت جد بزرگوارش قیام بزرگ عاشورا را آغازنمود. هر مصلحی اول باید صالح باشد تا بتواند مصلح باشد. او باید پیش برود بعد به دیگران بگوید که پشت سر من بیایید. خیلی فرق است میان کسی که ایستاده و به سربازانش فرمان می‌دهد و کسی که خودش جلو می‌رود و می‌گوید که من رفتم شما هم‌پشت سر من بیایید. در آن دوران چه کسی شایسته‌تر و مصلح‌تر از حسین (ع) که دارای مقام عصمت می‌باشد و از نظر حسب و نسب کس همانند او نمی‌توان یافت لحظه لحظه حرکت امام از مدینه به مکه و سپس به طرف کربلا دارای پیام است ترک کردن حریم امن خدا در ایام [[حج]] و روزهایی که مسلمانان به فرمان خدا در مکه هستند نشان از اهمیت موضوع دارد. خطبه‌های مختلف و سخنان ارزشمندی که خطاب به یاران و اهل‌بیت خود می‌فرماید حاکی از حرکت روشن ضروری و مؤثر می‌باشد. در جاهای مختلف و خطبه‌های گوناگون [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] زبانی می‌نماید. مخالفین را به دین و اطاعت از دستورات الهی فرامی‌خواند و دوستان و یارانش را به [[صبر]] در برابر مصائب دعوت می‌کند، اما اصل [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] در عمل حسین (ع) نهفته است نه در کلام او. انحرافات به قدری زیاد است که همانند ظلمت شب ظلمانی بر همه‌جا مستولی شده منکرات دنیای اسلام را فراگرفته دیگر [[امر به معروف]] و نهی ازمنکر زبانی کارساز نیست سیلاب خون حسین (ع) و یارانش لازم است تا این‌انحرافات را از ذهن و فکر مردم پاک و ارزش‌های اسلامی را صیقلی و آشکار نماید.{{سخ}}
  
نام آن بزرگوار «حسين است و اين اسم به انتخاب پروردگار عالم است مشهورترين كنيه ايشان «ابي‌عبدالله» و مشهورترين القاب ايشان «سيدالشهداء»، «المظلوم ، «الشهيد» مي‌باشد. عمر پربركت آن حضرت پنجاه وهفت سال بود. در سوم شعبان سال چهارم هجرت متولد شد و در دهم محرم الحرام سال شصت و يك هجري در صحراي كربلا به دست لشكريان يزيد بن معاويه به شهادت رسيد. شش ساله بود كه جد بزرگوارش از دنيا رفت سي‌سال با پدر بزرگوار خود زندگي كرد و ده سال بعد از شهادت پدر، با برادر بزرگوارش حضرت امام حسن مجتبي (ع) بود و ده سال هم امامت كرد.حسين (ع) علاوه بر دارا بودن فضائلي كه همه اهل‌بيت دارا هستند، امتيازهاي ديگري هم در ميان ايشان دارد. اولين امتياز اين است كه ائمه طاهرين همه از صلب او هستند. ديگر اين كه تداوم حيات اسلام مرهون شهادت اوست امتياز سوم‌حسين (ع) اين است كه شعله‌هاي محبت او هميشه در دل‌ها باقي خواهد ماند. امتياز چهارم حسين (ع) بر ساير اهل‌بيت اين است كه در تربت او شفاست و استجابت دعا درحرم او - از نظر روايات - مسلّم و قطعي است و آخرين امتياز اين‌كه او عشق و فداكاري و گذشت در راه خدا را عملاً معنا كرد و بايد گفت اگر فداكاري حسين ع) و يارانش در روز عاشورا نبود بسياري از مفاهيم و لغات را نمي‌شد معنا كرد، مفاهيمي هم‌چون ايثار، شهادت رشادت عرفان امر به معروف و نهي از منكر، اصلاح در دين و...
+
== تاثیر قیام حسین در اصلاحات اساسی ==
انحرافات در امت پيامبر پس از رحلت آن حضرت‌
+
امام‌حسین (ع) با قیام خود [[حجاب]] از چهره ارزش‌های دینی برداشت و آنها را آشکار نمود. البته در این میان نقش پیام رسانان کربلا - به ویژه ام‌المصائب حضرت زینب‌کبری- بسیار ارزشمند و مؤثر بود و به تعبیری اگر پیام‌رسانان نبودند، پیام ناقص می‌ماند:کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود سر نی در نینوا می‌ماند اگر زینب نبودحوادثی که بعد از شهادت امام حسین (ع) اتفاق می‌افتد، خطبه‌هایی که توسط حضرت امام سجاد (ع) و زینب کبری ایراد می‌شود، چهرة یزید را برای مردم برملا نموده و آنها را به قیام بر ضد او تشویق می‌نماید. دیگر کسی به علی (ع) ناسزا نمی‌گوید، قیام مختار اتفاق می‌افتد و جنایتکاران وقاتلان حسین (ع) و یارانش قصاص می‌شوند. خورشید اسلام به برکت درخشش خون حسین ع) و یارانش درخشان‌تر می‌شود. زمینه برای بسط علوم اسلامی آماده می‌گردد به‌طوری‌که در زمان امامت امام محمدباقر (ع) و امام جعفرصادق (ع) علوم اسلامی به طور گسترده در جامعه نشر وشاگردان بزرگ و ممتازی تربیت و تعلیم می‌شوند. احادیث جعلی‌ای که در دوران معاویه و یزید فراوان شده بودند تا حدّ زیادی محو می‌شوند. مردم سعادت دنیا و آخرت خود را در اطاعت و حمایت از حکومت صالح و مصلح می‌بینند و [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] به عنوان اساسی‌ترین محور حرکت امام‌حسین (ع) احیا می‌گردد و در واقع حسین (ع) به [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] ارزش داد و آن هم نهضت حسینی را بالا برد. در یک کلام قیام حسین (ع) باعث شد تا یک‌بار دیگر ارزش‌های اصیل اسلامی و دینی رخ بنمایانند. ارزش‌هایی که به برکت خون حسین (ع) و یارانش درجوامع اسلامی جاودانه خواهند ماند، هرچند که هر از گاهی دشمنان دین قصد کم رنگ‌کردن آنها را داشته باشند.
  
امام حسين (ع) قبل از خروج از مدينه در خطبه‌اي ضمن ستايش و حمد خداوند بزرگ انگيزه قيام خود را نه براي اخلال و افساد، بلكه به خاطر امر به معروف و نهي از منكر و نشان دادن راه رسول اكرم (ص) و حضرت علي بن ابي‌طالب (ع) و هم‌چنين اصلاح مفاسد در امت جد بزرگوارش مي‌داند.اين كه چگونه و به چه طريق مفاسد در امت پيامبر بزرگوار اسلام به وجود آمد وعمق آنها چقدر است به بحث مفصّلي نياز است ليكن به طور اجمال مي‌توان به اين موضوع اشاره كرد كه آغاز انحراف و افساد در دين پس از رحلت پيامبر عظيم‌الشأن اسلام و دقيقاً در سقيفه بني‌ساعده اتفاق افتاد.سقيفه ابي‌بكر را به جاي اميرالمؤمنين (ع) نهاد و چون روايات منقول از رسول اكرم (ص) مغاير با اين كار بود به شعار «حسبنا كتاب الله» تمسك شد. لذا با انتشار احاديث رسول‌الله شديداً مخالفت شد؛ حتي نقل مي‌كنند كه ابي‌بكر پانصد روايت از رسول‌اكرم (ص) داشت كه آن را در ميان مردم آتش زد. پس از آن‌كه ديدند اگر به قرآن بسنده شود كار بني‌ساعده غيرقابل توجيه و خنثي مي‌شود، از اين جهت شعار «نهينا عن‌التعمق والتكلف في القرآن شايع شد، يعني نهي شده‌ايم كه در قرآن تأمل و تفكّر كنيم و خود را به زحمت اندازيم مصيبت ديگري كه باعث انحراف امت پيامبر گرديد، اختلاف طبقاتي‌اي بود كه در زمان عثمان به اوج خود رسيد كه اميرالمؤمنين در خطبة شقشقيه به آن اشاره مي‌كند ومي‌فرمايد: بني‌اميه اطراف عثمان را گرفتند و بيت‌المال مسلمين را - نظير شتري كه علف‌ها را مي‌بلعد - بلعيدند.سومين مصيبتي كه دامن‌گير دين شد، جعل روايات از روحاني نماهاي درباري‌اي بود كه پاية اسلام را مي‌زد. مصداق اين احاديث جعلي اين است كه مي‌گفتند وقتي سورة النّجم نازل شد، رسول‌اكرم (ص) آن را براي مشركان خواند و وقتي آيه (افرايتم اللات والعزّي را قرائت كرد، شيطان در دهان پيامبر نهاد كه بگويد شفاعت اين دو بت در روز قيامت مورد آرزوست مشركين از اين گفته خشنود شدند و چون پيامبر سجده كرد، آنان نيز سجده كردند. پر واضح است كه اين‌گونه روايات جعلي چگونه پايه اسلام و قرآن وپيامبر را از بين مي‌برد.انحراف ديگري كه پس از رحلت پيامبر بزگوار اسلام به وجود آمد، اين بود كه حق و باطل با يكديگر مخلوط شدند و دشمنان با تن‌پوش حق به جنگ حق افتادند و در واقع باطل خود را حق جلوه دادند. سرگذشت معاويه بيانگر اين حقيقت است چه شد كه معاويه توانست پست خلافت را اشغال كند. وقتي عثمان بر اثر انحراف‌هايش در خطر كشته شدن بود معاويه هيچ كمكي براي او نفرستاد، زيرا با عثمان كاري نداشت او به دنبال رياست خودش بود و چنين فكر مي‌كرد كه كشته‌شدن عثمان بيشتر به نفع اوست جاسوسان معاويه به دستور او پيراهن عثمان را آوردند و بر سر دروازه شام آويزان كردند. معاويه بالاي منبر قرار مي‌گرفت و اشك مي‌ريخت و مي‌گفت ايهاالناس خليفة مظلوم پيامبر را كشتند و صداي گريه و شيون مردم نيز برمي‌خواست ! معاويه روزها از مردم اشك گرفت و از مظلوميت خليفه مقتول سخن گفت و مردم را به قصاص و انتقام خون خليفه از علي بن ابي‌طالب (ع) تشويق و ترغيب مي‌نمود.اين است امتزاج بين حق و باطل كه در اين مورد معاويه از خود نيرويي نداشت بلكه از نيروي حق براي اهداف باطل خود استفاده مي‌كرد. در اين راه جهالت و ناداني‌مردم نيز عامل مؤثر و مكمّل بود.مصيبت و مسئله پنجم ارعاب و ترس عجيبي بود كه بر مسلمانان حكمفرما شده بود؛ مخصوصاً در زمان معاويه كه هركس لب به اعتراض مي‌گشود او را از دم تيغ‌مي‌گذراندند. مصداق بارز حاكمان جور و ظلم در آن زمان زياد ابن‌ابيه بود، جلاّد خونريزي كه از طرف معاويه مأمور بود مخالفين را قلع و قمع كند، آن هم به نام دين و به نام خليفه مسلمين (معاويه و اين سبب شد كه واعظين بر منبر قرار گرفته و به علي لعن و نفرين كنند و شرايط به گونه‌اي پيش برود كه مردم علي (ع) را بي‌دين و بي‌نماز بخوانند و پس ازشهادت آن حضرت در محراب از يكديگر بپرسند كه علي در مسجد چكار مي‌كرد؟ مگر او هم نماز مي‌خواند!مصيبت بزرگ ديگري كه گريبان‌گير دين مقدس اسلام شد روي كارآمدن يزيد پس از معاويه به عنوان حاكم اسلامي بود.معاويه قبل از مرگ خويش به يزيد وصيت كرد و گفت من همه كارها را براي سلطنت تو مهيا كرده‌ام و تمام سركشان را رام نموده‌ام مگر سه‌نفر كه براي بيعت تو حاضر نشده‌اند: ابي‌عبدالله الحسين عبدالله بن زبير و عبدالله بن عمر. اگر به ابن‌زبير وابن‌عمر دست يافتي قطعه قطعه بكن اما مبادا معترض حسين شوي البته واضح است كه ترس معاويه نه به خاطر خدا و عاقبت اخروي است بلكه به لحاظ اين بود كه با تعرض به حسين (ع) پايه‌هاي حكومت بني‌اميه منهدم و بر باد مي‌رفت و همين‌طور هم شد.معاويه فردي بود كه ظاهر اسلام را حفظ مي‌كرد، ليكن يزيد به صورت علني درجمع شراب‌خواري مي‌نمود، سگ‌بازي و ميمون‌بازي مي‌كرد و در شهوت جنسي كم نمي‌گذاشت و اينها باعث مي‌شدند تا در سياست و درايت يا به طور دقيق‌تر در حقّه ونيرنگ به پاي معاويه نرسد. اين اوج مصيبت و انحراف براي دين بود كه چنين شخص پليدي در رأس ادارة جامعة اسلامي قرار گرفته و حاكم بلامنازع مسلمين باشد.يزيد با زير پا گذاشتن وصيت معاويه از حسين (ع) بيعت خواست حسين (ع) كه نور پاك و مطهّر و عزيز علي (ع) و زهراست مي‌بايستي دست خود را با دست پست‌ترين و پليدترين انسان كه حكومت اسلامي را غصب كرده بود، آشنا سازد. مگر مي‌شود! و چه زيبا فرمود حسين بن‌علي (ع)، ـ سرور آزادگان جهان ـ كه اين ذلت را براي خود و دين خودنمي‌خرم «هيهات منا الذلة .آري به حكومت رسيدن يزيد اوج انحراف در دين بود و اين‌جا حسين (ع) تقيه رابر خود حرام مي‌دانست زيرا وضع زمان طوري بود كه اگر ابي‌عبدالله خلافت يزيد را تأييد مي‌كرد، اسلام از بين مي‌رفت خودش فرمود كه شنيدم از جدم رسول خدا (ص) كه فرمود: هرگاه سلطان جابري كه هتك حكم خدا و سنت پيغمبر مي‌كند و حرمت عباد را مي‌شكند، هركس به قول يا به فعل با او اظهار مخالفت نكند بر خدا حق است كه او را باآن ظالم محشور فرمايد، يعني اگر با يزيدي كه شراب‌خواري زناكاري و قماربازي او علني است اظهار مخالفت نكنم به حكم خدا در ظلم او شريك هستم
+
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.ghbook.ir/index.php?option=com_mtree&task=viewlink&link_id=7270&lang=fa سایت قائمیه اصفهان] - تاریخ برداشت :1395/03/13</span></div>
مصلح اصلاحات ديني‌
+
<div class="hold">
 
+
<div class="return">بازگشت به [[مقالات]] </div>
زمان خاص سيدالشهداء و انحرافات آن دوران - به تعدادي از آنها به‌طور خلاصه اشاره شد - قيام را براي امام حسين (ع) غيرقابل اجتناب نمود. او به عنوان پرچمدار بزرگ‌آزادي جهت احياي ارزش‌هاي ديني و سنت جد بزرگوارش قيام بزرگ عاشورا را آغازنمود. هر مصلحي اول بايد صالح باشد تا بتواند مصلح باشد. او بايد پيش برود بعد به ديگران بگويد كه پشت سر من بياييد. خيلي فرق است ميان كسي كه ايستاده و به سربازانش فرمان مي‌دهد و كسي كه خودش جلو مي‌رود و مي‌گويد كه من رفتم شما هم‌پشت سر من بياييد. در آن دوران چه كسي شايسته‌تر و مصلح‌تر از حسين (ع) كه داراي مقام عصمت مي‌باشد و از نظر حسب و نسب كس همانند او نمي‌توان يافت لحظه لحظه حركت امام از مدينه به مكه و سپس به طرف كربلا داراي پيام است ترك كردن حريم امن خدا در ايام حج و روزهايي كه مسلمانان به فرمان خدا در مكه هستند نشان از اهميت موضوع دارد. خطبه‌هاي مختلف و سخنان ارزشمندي كه خطاب به ياران و اهل‌بيت خود مي‌فرمايد حاكي از حركت روشن ضروري و مؤثر مي‌باشد.در جاهاي مختلف و خطبه‌هاي گوناگون امر به معروف و نهي از منكر زباني مي‌نمايد. مخالفين را به دين و اطاعت از دستورات الهي فرامي‌خواند و دوستان و يارانش را به صبر در برابر مصائب دعوت مي‌كند، اما اصل امر به معروف و نهي از منكر در عمل حسين (ع) نهفته است نه در كلام او. انحرافات به قدري زياد است كه همانند ظلمت شب ظلماني بر همه‌جا مستولي شده منكرات دنياي اسلام را فراگرفته ديگر امر به معروف و نهي ازمنكر زباني كارساز نيست سيلاب خون حسين (ع) و يارانش لازم است تا اين‌انحرافات را از ذهن و فكر مردم پاك و ارزش‌هاي اسلامي را صيقلي و آشكار نمايد.
+
</div>
تاثير قيام حسين در اصلاحات اساسي‌
+
 
+
امام‌حسين (ع) با قيام خود حجاب از چهره ارزش‌هاي ديني برداشت و آنها را آشكار نمود. البته در اين ميان نقش پيام رسانان كربلا - به ويژه ام‌المصائب حضرت زينب‌كبري- بسيار ارزشمند و مؤثر بود و به تعبيري اگر پيام‌رسانان نبودند، پيام ناقص مي‌ماند:كربلا در كربلا مي‌ماند اگر زينب نبود سر ني در نينوا مي‌ماند اگر زينب نبودحوادثي كه بعد از شهادت امام حسين (ع) اتفاق مي‌افتد، خطبه‌هايي كه توسط حضرت امام سجاد (ع) و زينب كبري ايراد مي‌شود، چهرة يزيد را براي مردم برملا نموده و آنها را به قيام بر ضد او تشويق مي‌نمايد.ديگر كسي به علي (ع) ناسزا نمي‌گويد، قيام مختار اتفاق مي‌افتد و جنايتكاران وقاتلان حسين (ع) و يارانش قصاص مي‌شوند. خورشيد اسلام به بركت درخشش خون حسين ع) و يارانش درخشان‌تر مي‌شود.زمينه براي بسط علوم اسلامي آماده مي‌گردد به‌طوري‌كه در زمان امامت امام محمدباقر (ع) و امام جعفرصادق (ع) علوم اسلامي به طور گسترده در جامعه نشر وشاگردان بزرگ و ممتازي تربيت و تعليم مي‌شوند. احاديث جعلي‌اي كه در دوران معاويه و يزيد فراوان شده بودند تا حدّ زيادي محو مي‌شوند.مردم سعادت دنيا و آخرت خود را در اطاعت و حمايت از حكومت صالح و مصلح مي‌بينند و امر به معروف و نهي از منكر به عنوان اساسي‌ترين محور حركت امام‌حسين (ع) احيا مي‌گردد و در واقع حسين (ع) به امر به معروف و نهي از منكر ارزش داد و آن هم نهضت حسيني را بالا برد. در يك كلام قيام حسين (ع) باعث شد تا يك‌بار ديگر ارزش‌هاي اصيل اسلامي و ديني رخ بنمايانند. ارزش‌هايي كه به بركت خون حسين (ع) و يارانش درجوامع اسلامي جاودانه خواهند ماند، هرچند كه هر از گاهي دشمنان دين قصد كم رنگ‌كردن آنها را داشته باشند.
+
 
+
 
+
به نقل از سایت قائمیه اصفهان، همراه با تشکر:
+
http://download.ghaemiyeh.com/downloads/htm/۸۰۰۰/۵۳۴۴-f-۱۳۹۱۰۶۱۶-eslahtalabi-dar-maktab-imam-hossien.htm
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۲۵

اصلاح طلبی در مکتب امام حسین (ع)

نویسنده: تقی حسینی

مقدمه

نام آن بزرگوار «حسین است و این اسم به انتخاب پروردگار عالم است مشهورترین کنیه ایشان «ابی‌عبدالله» و مشهورترین القاب ایشان «سیدالشهداء»، «المظلوم، «الشهید» می‌باشد. عمر پربرکت آن حضرت پنجاه وهفت سال بود. در سوم شعبان سال چهارم هجرت متولد شد و در دهم محرم الحرام سال شصت و یک هجری در صحرای کربلا به دست لشکریان یزید بن معاویه به شهادت رسید. شش ساله بود که جد بزرگوارش از دنیا رفت سی‌سال با پدر بزرگوار خود زندگی کرد و ده سال بعد از شهادت پدر، با برادر بزرگوارش حضرت امام حسن مجتبی (ع) بود و ده سال هم امامت کرد. حسین (ع) علاوه بر دارا بودن فضائلی که همه اهل‌بیت دارا هستند، امتیازهای دیگری هم در میان ایشان دارد. اولین امتیاز این است که ائمه طاهرین همه از صلب او هستند. دیگر این که تداوم حیات اسلام مرهون شهادت اوست امتیاز سوم‌حسین (ع) این است که شعله‌های محبت او همیشه در دل‌ها باقی خواهد ماند. امتیاز چهارم حسین (ع) بر سایر اهل‌بیت این است که در تربت او شفاست و استجابت دعا درحرم او - از نظر روایات - مسلّم و قطعی است و آخرین امتیاز این‌که او عشق و فداکاری و گذشت در راه خدا را عملاً معنا کرد و باید گفت اگر فداکاری حسین ع) و یارانش در روز عاشورا نبود بسیاری از مفاهیم و لغات را نمی‌شد معنا کرد، مفاهیمی هم‌چون ایثار، شهادت رشادت عرفان امر به معروف و نهی از منکر، اصلاح در دین و...

انحرافات در امت پیامبر پس از رحلت آن حضرت

امام حسین (ع) قبل از خروج از مدینه در خطبه‌ای ضمن ستایش و حمد خداوند بزرگ انگیزه قیام خود را نه برای اخلال و افساد، بلکه به خاطر امر به معروف و نهی از منکر و نشان دادن راه رسول اکرم (ص) و حضرت علی بن ابی‌طالب (ع) و هم‌چنین اصلاح مفاسد در امت جد بزرگوارش می‌داند. این که چگونه و به چه طریق مفاسد در امت پیامبر بزرگوار اسلام به وجود آمد وعمق آنها چقدر است به بحث مفصّلی نیاز است لیکن به طور اجمال می‌توان به این موضوع اشاره کرد که آغاز انحراف و افساد در دین پس از رحلت پیامبر عظیم‌الشأن اسلام و دقیقاً در سقیفه بنی‌ساعده اتفاق افتاد. سقیفه ابی‌بکر را به جای امیرالمؤمنین (ع) نهاد و چون روایات منقول از رسول اکرم (ص) مغایر با این کار بود به شعار «حسبنا کتاب الله» تمسک شد؛ لذا با انتشار احادیث رسول‌الله شدیداً مخالفت شد؛ حتی نقل می‌کنند که ابی‌بکر پانصد روایت از رسول‌اکرم (ص) داشت که آن را در میان مردم آتش زد. پس از آن‌که دیدند اگر به قرآن بسنده شود کار بنی‌ساعده غیرقابل توجیه و خنثی می‌شود، از این جهت شعار «نهینا عن‌التعمق والتکلف فی القرآن شایع شد، یعنی نهی شده‌ایم که در قرآن تأمل و تفکّر کنیم و خود را به زحمت اندازیم مصیبت دیگری که باعث انحراف امت پیامبر گردید، اختلاف طبقاتی‌ای بود که در زمان عثمان به اوج خود رسید که امیرالمؤمنین در خطبة شقشقیه به آن اشاره می‌کند ومی‌فرماید: بنی‌امیه اطراف عثمان را گرفتند و بیت‌المال مسلمین را - نظیر شتری که علف‌ها را می‌بلعد - بلعیدند. سومین مصیبتی که دامن‌گیر دین شد، جعل روایات از روحانی نماهای درباری‌ای بود که پایة اسلام را می‌زد. مصداق این احادیث جعلی این است که می‌گفتند وقتی سورة النّجم نازل شد، رسول‌اکرم (ص) آن را برای مشرکان خواند و وقتی آیه (افرایتم اللات والعزّی را قرائت کرد، شیطان در دهان پیامبر نهاد که بگوید شفاعت این دو بت در روز قیامت مورد آرزوست مشرکین از این گفته خشنود شدند و چون پیامبر سجده کرد، آنان نیز سجده کردند. پر واضح است که این‌گونه روایات جعلی چگونه پایه اسلام و قرآن وپیامبر را از بین می‌برد. انحراف دیگری که پس از رحلت پیامبر بزگوار اسلام به وجود آمد، این بود که حق و باطل با یکدیگر مخلوط شدند و دشمنان با تن‌پوش حق به جنگ حق افتادند و در واقع باطل خود را حق جلوه دادند. سرگذشت معاویه بیانگر این حقیقت است چه شد که معاویه توانست پست خلافت را اشغال کند. وقتی عثمان بر اثر انحراف‌هایش در خطر کشته شدن بود معاویه هیچ کمکی برای او نفرستاد، زیرا با عثمان کاری نداشت او به دنبال ریاست خودش بود و چنین فکر می‌کرد که کشته‌شدن عثمان بیشتر به نفع اوست جاسوسان معاویه به دستور او پیراهن عثمان را آوردند و بر سر دروازه شام آویزان کردند. معاویه بالای منبر قرار می‌گرفت و اشک می‌ریخت و می‌گفت ایهاالناس خلیفة مظلوم پیامبر را کشتند و صدای گریه و شیون مردم نیز برمی‌خواست! معاویه روزها از مردم اشک گرفت و از مظلومیت خلیفه مقتول سخن گفت و مردم را به قصاص و انتقام خون خلیفه از علی بن ابی‌طالب (ع) تشویق و ترغیب می‌نمود. این است امتزاج بین حق و باطل که در این مورد معاویه از خود نیرویی نداشت بلکه از نیروی حق برای اهداف باطل خود استفاده می‌کرد. در این راه جهالت و نادانی‌مردم نیز عامل مؤثر و مکمّل بود. مصیبت و مسئله پنجم ارعاب و ترس عجیبی بود که بر مسلمانان حکمفرما شده بود؛ مخصوصاً در زمان معاویه که هرکس لب به اعتراض می‌گشود او را از دم تیغ‌می‌گذراندند. مصداق بارز حاکمان جور و ظلم در آن زمان زیاد ابن‌ابیه بود، جلاّد خونریزی که از طرف معاویه مأمور بود مخالفین را قلع و قمع کند، آن هم به نام دین و به نام خلیفه مسلمین (معاویه و این سبب شد که واعظین بر منبر قرار گرفته و به علی لعن و نفرین کنند و شرایط به گونه‌ای پیش برود که مردم علی (ع) را بی‌دین و بی‌نماز بخوانند و پس ازشهادت آن حضرت در محراب از یکدیگر بپرسند که علی در مسجد چکار می‌کرد؟ مگر او هم نماز می‌خواند! مصیبت بزرگ دیگری که گریبان‌گیر دین مقدس اسلام شد روی کارآمدن یزید پس از معاویه به عنوان حاکم اسلامی بود. معاویه قبل از مرگ خویش به یزید وصیت کرد و گفت من همه کارها را برای سلطنت تو مهیا کرده‌ام و تمام سرکشان را رام نموده‌ام مگر سه‌نفر که برای بیعت تو حاضر نشده‌اند: ابی‌عبدالله الحسین عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر. اگر به ابن‌زبیر وابن‌عمر دست یافتی قطعه قطعه بکن اما مبادا معترض حسین شوی البته واضح است که ترس معاویه نه به خاطر خدا و عاقبت اخروی است بلکه به لحاظ این بود که با تعرض به حسین (ع) پایه‌های حکومت بنی‌امیه منهدم و بر باد می‌رفت و همین‌طور هم شد. معاویه فردی بود که ظاهر اسلام را حفظ می‌کرد، لیکن یزید به صورت علنی درجمع شراب‌خواری می‌نمود، سگ‌بازی و میمون‌بازی می‌کرد و در شهوت جنسی کم نمی‌گذاشت و اینها باعث می‌شدند تا در سیاست و درایت یا به طور دقیق‌تر در حقّه ونیرنگ به پای معاویه نرسد. این اوج مصیبت و انحراف برای دین بود که چنین شخص پلیدی در رأس ادارة جامعة اسلامی قرار گرفته و حاکم بلامنازع مسلمین باشد. یزید با زیر پا گذاشتن وصیت معاویه از حسین (ع) بیعت خواست حسین (ع) که نور پاک و مطهّر و عزیز علی (ع) و زهراست می‌بایستی دست خود را با دست پست‌ترین و پلیدترین انسان که حکومت اسلامی را غصب کرده بود، آشنا سازد. مگر می‌شود! و چه زیبا فرمود حسین بن‌علی (ع)، ـ سرور آزادگان جهان ـ که این ذلت را برای خود و دین خودنمی‌خرم «هیهات منا الذلة. آری به حکومت رسیدن یزید اوج انحراف در دین بود و این‌جا حسین (ع) تقیه رابر خود حرام می‌دانست زیرا وضع زمان طوری بود که اگر ابی‌عبدالله خلافت یزید را تأیید می‌کرد، اسلام از بین می‌رفت خودش فرمود که شنیدم از جدم رسول خدا (ص) که فرمود: هرگاه سلطان جابری که هتک حکم خدا و سنت پیغمبر می‌کند و حرمت عباد را می‌شکند، هرکس به قول یا به فعل با او اظهار مخالفت نکند بر خدا حق است که او را باآن ظالم محشور فرماید، یعنی اگر با یزیدی که شراب‌خواری زناکاری و قماربازی او علنی است اظهار مخالفت نکنم به حکم خدا در ظلم او شریک هستم

مصلح اصلاحات دینی

زمان خاص سیدالشهداء و انحرافات آن دوران - به تعدادی از آنها به‌طور خلاصه اشاره شد - قیام را برای امام حسین (ع) غیرقابل اجتناب نمود. او به عنوان پرچمدار بزرگ‌آزادی جهت احیای ارزش‌های دینی و سنت جد بزرگوارش قیام بزرگ عاشورا را آغازنمود. هر مصلحی اول باید صالح باشد تا بتواند مصلح باشد. او باید پیش برود بعد به دیگران بگوید که پشت سر من بیایید. خیلی فرق است میان کسی که ایستاده و به سربازانش فرمان می‌دهد و کسی که خودش جلو می‌رود و می‌گوید که من رفتم شما هم‌پشت سر من بیایید. در آن دوران چه کسی شایسته‌تر و مصلح‌تر از حسین (ع) که دارای مقام عصمت می‌باشد و از نظر حسب و نسب کس همانند او نمی‌توان یافت لحظه لحظه حرکت امام از مدینه به مکه و سپس به طرف کربلا دارای پیام است ترک کردن حریم امن خدا در ایام حج و روزهایی که مسلمانان به فرمان خدا در مکه هستند نشان از اهمیت موضوع دارد. خطبه‌های مختلف و سخنان ارزشمندی که خطاب به یاران و اهل‌بیت خود می‌فرماید حاکی از حرکت روشن ضروری و مؤثر می‌باشد. در جاهای مختلف و خطبه‌های گوناگون امر به معروف و نهی از منکر زبانی می‌نماید. مخالفین را به دین و اطاعت از دستورات الهی فرامی‌خواند و دوستان و یارانش را به صبر در برابر مصائب دعوت می‌کند، اما اصل امر به معروف و نهی از منکر در عمل حسین (ع) نهفته است نه در کلام او. انحرافات به قدری زیاد است که همانند ظلمت شب ظلمانی بر همه‌جا مستولی شده منکرات دنیای اسلام را فراگرفته دیگر امر به معروف و نهی ازمنکر زبانی کارساز نیست سیلاب خون حسین (ع) و یارانش لازم است تا این‌انحرافات را از ذهن و فکر مردم پاک و ارزش‌های اسلامی را صیقلی و آشکار نماید.

تاثیر قیام حسین در اصلاحات اساسی

امام‌حسین (ع) با قیام خود حجاب از چهره ارزش‌های دینی برداشت و آنها را آشکار نمود. البته در این میان نقش پیام رسانان کربلا - به ویژه ام‌المصائب حضرت زینب‌کبری- بسیار ارزشمند و مؤثر بود و به تعبیری اگر پیام‌رسانان نبودند، پیام ناقص می‌ماند:کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود سر نی در نینوا می‌ماند اگر زینب نبودحوادثی که بعد از شهادت امام حسین (ع) اتفاق می‌افتد، خطبه‌هایی که توسط حضرت امام سجاد (ع) و زینب کبری ایراد می‌شود، چهرة یزید را برای مردم برملا نموده و آنها را به قیام بر ضد او تشویق می‌نماید. دیگر کسی به علی (ع) ناسزا نمی‌گوید، قیام مختار اتفاق می‌افتد و جنایتکاران وقاتلان حسین (ع) و یارانش قصاص می‌شوند. خورشید اسلام به برکت درخشش خون حسین ع) و یارانش درخشان‌تر می‌شود. زمینه برای بسط علوم اسلامی آماده می‌گردد به‌طوری‌که در زمان امامت امام محمدباقر (ع) و امام جعفرصادق (ع) علوم اسلامی به طور گسترده در جامعه نشر وشاگردان بزرگ و ممتازی تربیت و تعلیم می‌شوند. احادیث جعلی‌ای که در دوران معاویه و یزید فراوان شده بودند تا حدّ زیادی محو می‌شوند. مردم سعادت دنیا و آخرت خود را در اطاعت و حمایت از حکومت صالح و مصلح می‌بینند و امر به معروف و نهی از منکر به عنوان اساسی‌ترین محور حرکت امام‌حسین (ع) احیا می‌گردد و در واقع حسین (ع) به امر به معروف و نهی از منکر ارزش داد و آن هم نهضت حسینی را بالا برد. در یک کلام قیام حسین (ع) باعث شد تا یک‌بار دیگر ارزش‌های اصیل اسلامی و دینی رخ بنمایانند. ارزش‌هایی که به برکت خون حسین (ع) و یارانش درجوامع اسلامی جاودانه خواهند ماند، هرچند که هر از گاهی دشمنان دین قصد کم رنگ‌کردن آنها را داشته باشند.

منبع: سایت قائمیه اصفهان - تاریخ برداشت :1395/03/13
بازگشت به مقالات