شیخ محمد مهدی خالصی: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(فهرست منابع)
 
(یک نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۴۶: سطر ۴۶:
 
۱۷- نهضت روحانیون شیعیان در انقلاب اسلامی عراق، ۱۶۶٫.<br/>
 
۱۷- نهضت روحانیون شیعیان در انقلاب اسلامی عراق، ۱۶۶٫.<br/>
 
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text">[http://daneshnameh.irdc.ir/?p=557 دانشنامه‌های انقلاب اسلامی و تاریخ ایران] - تاریخ برداشت: ۴-۱۱-۹۴</span></div>
 
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text">[http://daneshnameh.irdc.ir/?p=557 دانشنامه‌های انقلاب اسلامی و تاریخ ایران] - تاریخ برداشت: ۴-۱۱-۹۴</span></div>
[[رده:اعلام]]
+
 
 +
<div class="hold">
 +
<div class="return">بازگشت به [[کتابخانه:شخصیت_ها | شخصیت ها]] </div>
 +
</div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۵

شیخ محمد مهدی خالصی

نویسنده: محمد رجبی

خطا در ایجاد بندانگشتی: نمی‌توان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد

ولادت و تحصیلات

از برجسته‌ترین علمای مجاهد و ضد استعمار شیعه عراق در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری. وی فرزند شیخ حسن کاظمی بود و رد ۹ یا ۱۵ ذیحجه ۱۲۷۶ ق در کرخ کاظمین به دنیا آمد و در میان طایفه خود (خالصی)پرورش یافت. برخی مقدمات علوم دینی را نزد پدرش در نجف آموخت، سپس به زادگاهش بازگشت و تحصیلات خود را در فقه و اصول و کلام نزد استادان فاضل کاظمین از جمله شیخ عباس جصانی تکمیل کرد و بار دیگر به نجف اشرف بازگشت و در حوزة درس علما و مدرسان آنجا حاضر شد و از فضلای معروف گردید. سپس به سامرا رفت و از درس میرزای شیرازی استفاده کرد و بعد از رحلت او به زادگاهش کرخ بازگشت و به تدریس پرداخت.
حلقه درس وی را طلاب فاضل تشکیل می‌دادند و او دروس فقه و کلام و تقریرات درس اصول استادش، آخوند خراسانی را تعلیم می‌داد و چند سال بعد به مقام ریاست علمای کاظمین رسید و شیعیان کرخ و کاظمین از او تقلید کردند.

فتوای جهاد بر ضد اشغالگران روسی و انگلیسی

در اواخر ۱۳۲۹ ق و پس از حملة روس‌ها به شمال ایران که آزادیخواهان سرشناسی را دستگیر و اعدام نمودن و نیز اندکی بعد از حملة استعمارگران ایتالیایی به طرابلس غرب (لیبی)، بسیاری از مراجع و علمای عراق، از جمله شیخ مهدی خالصی فتوای جهاد بر ضد اشغالگران روسی و ایتالیایی صادر کردند.
در ذیحجه ۱۳۳۲ ق متفقین علیه عثمانی اعلام جنگ دادند و متعاقب آن، دولت عثمانی نیز در ۱۸ ذیحجه همان سال بر ضد آنان اعلام جهاد داد. یک هفته بعد که انگلیسی‌ها به عراق یورش برده و بندر فاو را تصرف کردند، علمای شیعه عراق از جمله آیت الله خالصی در حمایت از عثمانی، فتوای جهاد بر ضد کفار (استعمارگران انگلیسی) صادر کردند.
در کاظمین، شیخ محمدمهدی خالصی، جنبش جهاد را هدایت کرد و بر وجوب دفاع از سرزمین‌های اسلامی فتوا داد. او رساله‌ای به نام السیف البتار فی جهاد الکفار (شمشیر بران در جهاد با کفار) نوشت. همچنین با صدور حکمی بر مسلمانان واجب کرد تا برای از بین رفتن فتنه کافران، تمام دارایی خود را در راه جهاد هزینه کنند و کسی که از بخشیدن سرمایه، خودداری کند، واجب است که به اجبار از او بگیرند.
اشغال بخشی از سرزمین عراق توسط انگلیسی‌ها و نیز صدور فتاوای جهاد علما بر ضد آنان، شور و احساسات فراوانی در میان شهرهای شعبه نشین عراق ایجاد کرد و ده‌ها هزار داوطلب به دعوت علما، آمادةعزیمت به جبهه‌های نبرد شدند. مجاهدان به سه گروه تقسیم گردیدند و هر گروه را تعدادی از علما فرماندهی می‌کردند. گروه دوم مجاهدان که در هویزه استقرار داشت تحت فرماندهی شیخ محمدمهدی خالصی و فرزندش شیخ محمد خالصی زاده و تعدادی دیگر از علما بود. آنها عملیات نظامی متعددی علیه تأسیسات نفتی انگلیس اجرا کردند.
در ۵ ربیع الاول ۱۳۳۷ق، به دعوت فرماندار انگلیسی کاظمین، علمای بزرگ کاظمین و در رأس آنان آیت الله خالصی در جلسه‌ای با حضور فرماندار شرکت کردند و در آن علما با حضور و حاکمیت سیاسی انگلستان بر عراق، آشکارا مخالفت کرده طی طوماری خواستار تشکیل یک حکومت عربی ـ اسلامی شدند. علمای کاظمین توانستند افکار عمومی را بر ضد حاکمیت انگلستان بر عراق بسیج نمایند. آنها تهدید کردند که هرکس به نفع اشغالگران انگلیسی رأی دهد،او را تحریم و از جامعه طرد خواهند کرد. اغلب مردم شهر کاظمین نیز به ندای آنان پاسخ مثبت دادند. پس از اینکه در کنفرانس قاهره (۲ رجب ۱۳۳۹ق) تصمیم نهایی بر معرفی فیصل به عنوان تنها نامزد حکومت عراق گرفته شد، شیخ مهدی خالصی و سیدمحمد صدر،از جمله علمایی بودند که او را تأیید و مدت کوتاهی با وی همکاری کردند. خالصی در دیدارش با فیصل او را اینگونه مخاطب قرار داد: ما با شما به عنوان پادشاهی بیعت می‌کنیم که به طور عادلانه در کشور حکومت کنید بر این اساس که حکومت، قانونی و پارلمانی باشد و عراق در دوران شما متکی به هیچ قدرت بیگانه‌ای نباشد. همچنین او با صدور فتوایی دربارهٔ بیعت، بر موضعگیری خود تأکید کرد، که این فتوا عیناً در روزنامه‌های داخلی عراق انتشار یافت.
هنگامی که وهابیان حجاز در ۱۳۳۹ ق به قصد انهدام مراقد ائمه شیعه (ع)، تصمیم حمله به جنوب عراق را داشتند،وی به همراه گروهی از علمای کاظمین و مردم داوطلب، به دعوت آیت الله نائینی و آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی به کربلا آمد.
در ۱۳۴۰ ق نیز انگلستان تصمیم گرفت که قرارداد اتحاد با ملک فیصل، نامزد پادشاهی عراق را امضا کند که در واقع امر، نوعی تحت الحمایگی بود که قبلاً علما با آن مخالفت کرده بودند. این قرارداد سال بعد در معرض افکار عمومی قرار گرفت و متعاقب آن تشنجاتی در کشور پدید آورد. نمایندگان شیعیان بغداد به کاظمین رفتند و با شیخ مهدی خالصی و سید حسن صدر دیدار کردند و از آنان خواستند که با قرارداد اتحاد میان ملک فیصل و انگلستان، مخالفت کرده و پادشاهی فیصل را نیز به رسمیت نشناسد. خالصی با این پیشنهاد موافقت کرد مشروطه بر آنکه نائینی و اصفهانی نیز فتوای مذکور را امضا کنند.

تبعید

آن سه نفر در فتاوایی که صادر کردند هرگونه شرکت در انتخابات را تحریم نمودند. آیت الله خالصی نیز فتوایی صادر کرد و اعلام نمود در صدد باطل کردن بیعت خود با فیصل است زیرا او به تعهداتش مبنی بر حفظ استقلال خود عمل نکرده است، همچنین بر رها شدن از هر قید و بند و دخالت خارجی تکیه و تأکید نمود و طی فتوای دیگری ورود به دستگاه‌های دولتی و ادارات را تحریم و آن را به مثابه همکاری با کفار دانست. با آنکه فیصل در آغاز، اهمیتی بدان فتواها نمی‌داد اما آن فتواها تأثیر فراوانی بر مردم عراق گذاشت و اکثریت مردم عراق، انتخابات را تحریم کردند.
مقامات انگلیسی و فیصل ناگزیر مخالفت علما را جدی گرفتند و چون هیچ یک از علما آماده توافق نبودند، لذا درصدد تبعید آنان برآمدند. نخست شیخ محمدخالصی زاده و سیدمحمد صدر را از عراق به ایران تبعید کردند و در ذیقعده ۱۳۴۱ ق شیخ مهدی خالصی نیز به حجاز تبعید شد. وی پس از پایان مراسم حج بنا به دعوت دولت ایران از راه بندر بوشهر و اصفهان وارد قم گردید و در همه جا استقبال فراوان مردم روبرو شد. پیش از وی آیت الله نائینی و آیت الله اصفهانی به عنوان اعتراض به تبعید خالصی و دیگر علما، عراق را به سمت قم ترک کرده بودند. به گفته خالصی زاده، هنگامی که شیخ مهدی خالصی دریافت که علمای تبعیدی ساکن قم(نائینی و اصفهانی)، دو تن را نزد ملک فیصل فرستاده تا از وی خواهش کنند که در باز گرداندن علما به عراق به آنان کمک و همکاری کند، سخت ناراحت شد و یاران روحانی خود را سرزنش کرده گفت که نباید تسلیم حکومت عراق و انگلیس شد، بلکه باید در ایران ماند و نخست این کشور و سپس عراق و دیگر کشورهای اسلامی را اصلاح کرد. به سبب همین اختلاف نظر خالصی با دیگر علمای تبعیدی بود که نامبرده قم را رها کرد به مشهد روی اورد و به اقامه جماعت و تدریس و تألیف پرداخت. ولی بنا به گزارش دیگری، مقامات دولتی عراق، حساب شیخ مهدی خالصی را از دیگر علمای تبعیدی جدا ساخته و به هیچوجه مسایل نبودند نامبرده به عراق بازگردد.
آیت الله خالصی در اندیشه و عمل، انقلابی و سازش ناپذیر و خواستار دگرگونی اساسی در ساختار سیاسی ایران و عراق و دیگر کشورهای اسلامی بود که رهبران مذهبی آن زمان، پس از چندین سال جنگ و درگیری و شکست و ناکامی و تبعید، حاضر به انجام چنان کاری نبودند.

وفات

به هر روی، در ۱۲ رمضان ۱۳۴۳ ق در مشهد مقدس درگذشت و در جوار مرقد امام رضا (ع) دفن شد. به مناسبت درگذشت او، حوزه‌های علمیه ایران و عراق تعطیل شد و مجالس ختم متعددی در این دو کشور برگزار گردید و شعرای زیادی بر او مرثیه سرودند.

آثار و تالیفات

وی دارای تألیفات متعددی بود از جمله:حاشیه علی الفیه الشهید الثانی؛ الدراری اللامعات فی شرح القطرات و الشذرات؛ رساله فی تداخل الاغسال؛ کتاب فی الرجال؛ رساله در فقه (فارسی)؛ رساله فی الارث؛ الشریعه السمحاء؛ القواعد الفقهیه؛ مختصر الرسائل؛تلخیص رسائل شیخ انصاری در فقه و بالاخره العناوین فی الاصول، او همچنین مدرسه‌ای به نام جامعه الزهرا در کاظمین تأسیس کرد.

فهرست منابع

۱- تاریخ جنبش اسلامی در عراق (۱۹۰۰-۱۹۲۴م)، ۲۲۳-۲۲۴، ۲۲۷، ۲۳۳-۲۳۴، ۲۳۷، ۲۴۲، ۲۴۹، ۲۵۳.
۲- تشیع و مشروطیت در ایران، ۱۷۲، ۱۸۱، ۱۸۳.
۳- دایره المعارف تشیع، ۷: ۳۶-۳۷.
۴- ریحانه الادب، ۲: ۱۱۶-۱۱۷.
۵- علما معاصرین، ۱۳۴-۱۳۶.
۶- فقهای نامدار شیعه، ۳۹۰، ۳۹۵، ۴۱۰٬۴۳۰.
۷- «قیام نجف علیه انگلیس (۱۹۱۸م/ ۱۳۳۶ق)».
۸- تاریخ معاصر ایران، س ۱، ش۱، بهار ۱۳۷۶، ۱۴.
۹- «آفتاب پنهان»؛ کیهان فرهنگی، س ۵، مرداد ۱۳۷۲، ش ۱۰۰، ۱۱۶-۱۱۸.
۱۰- گنجینه دانشمندان، ۱: ۲۲۹-۲۳۱.
۱۱- مرگی در نور، ۳۴۸.
۱۲- معارف الرجال فی تراجم العلما و الادباء، ۳: ۱۴۷-۱۵۰.
۱۳- مکارم الآثار، ۶: ۲۱۴۵-۲۱۴۷.
۱۴- نقش عشایر عرب خوزستان در جهاد علیه استعمار، ۸۲، ۸۴، ۱۲۴، ۱۲۵، ۱۲۹-۱۳۰.
۱۵- نقش علمای شیعه در رویارویی با استعمار، ۸۹، ۹۰، ۹۳، ۱۴۸، ۱۶۰، ۲۱۲، ۲۳۸.
۱۶- نهضت روحانیون ایران (چاپ دوم)؛ ۱ و ۲: ۱۷۳.
۱۷- نهضت روحانیون شیعیان در انقلاب اسلامی عراق، ۱۶۶٫.

بازگشت به شخصیت ها