علامه محمدرضا مظفر: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام، اصلاح سجاوندی، اصلاح املا)
 
 
(۴ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
<div class="head1"> علامه محمد باقر مجلسی </div>
+
<div class="head1">علامه محمدرضا مظفر</div>
  
نویسنده: حسن ابراهیم‌زاده
 
  
[[پرونده:   |300px|چپ|(نام تصویر)]]
+
[[پرونده:محمد رضا مظفر(عکس).jpg|300px|چپ|(نام تصویر)]]
  
== تولد ==
+
<div class="hold">
 +
<div class="return">بازگشت به [[کتابخانه:شخصیت_ها | شخصیت ها]] </div>
 +
</div>
  
(علامه (محمد باقر) مجلسی به سال ۱۰۳۷ هجری مساوی با عدد ابجدی جمله (جامع کتاب بحار الانوار) چشم به جهان گشود ) (۷۱۸)
+
==مقدمه==
 +
در جنوب شرقی نجف اشرف و در مجله براق ، منزل آیه الله شیخ محمد رضا مظفر واقع بود ، پنج ماه پس از درگذشت شیخ ، در پنجم شعبان سال 1322 هجری آخرین یادگار آن مرد حق دیده به جهان گشود و ((محمد رضا)) نامیده شد . (404)
 +
مادر محمد رضا دختر علامه شیخ عبدالحسین طریحی (1235-1293 ق . ) است (405) و او در دامان آن زن با فضیلت و با سرپرستی برادر بزرگش شیخ عبدالنبی مظفر(1291-1337 ق . ) رشد کرد . پس از درگذشت شیخ عبدالنبی برادر دیگرش شیخ محمد حسن (1301 - 1375 ق . ) سرپرستی او را به عهده گرفت و راهنمایی زندگی اش گردید . (406)
  
پدرش مولا محمد تقی مجلسی از شاگردان بزرگ شیخ بهایی و در علوم اسلامی از سرآمدان روزگار خود به شمار می‌رفت. وی دارای تالیفات بسیاری از جمله (احیاء الاحادیث فی شرح تهذیب الحدیث) است. (مادرش دختر صدر الدین محمد عاشوری) (۷۱۹) است که خود از پرورش یافتگان خاندان علم و فضیلت بود.
+
محمد رضا از خاندان علمی و ادبی بنام و معروف شیعی موسوم به ((آل مظفر)) برخاسته است . این خاندان از نیمه سده دوازده قمری در حوزه نجف اشرف شناخته شد و چهره های نامدار و متکبر آن در عرصه های متعدد و رشته های متنوع علوم اسلامی درخشید و شعاع پرتو نورشان گسترده مراکز علمی - تحقیقی شیعه و غیر آن را در نور دید . (407)
 +
==در حوزه نور==
 +
محمد رضا پس از فراگیری خواندن و نوشتن ، در سیزده سالگی راهی مکتب علوم دینی شد و به آموختن مبانی و اصول ادبیات عرب پرداخت و در این مقطع از استاد شیخ محمد طه حویزی بسیار بهره برد . (408) او سپس با عزمی راسخ دوره سطح فقه و اصول را سپری کرد و آنگاه در جلسات دروس عالی این دو علم و همچنین حکمت و فلسفه و عرفان که از سوی اساتید بنام ذیل تدریس می شد ، حاضر گشت :
  
== در دامان زهد ==
+
1 . شیخ محمد حسن مظفر ، شیخ محمد رضا به همراه برادر دیگرش شیخ محمد حسین در درس بردار بزرگشان شرکت می کردند .
  
در خاندانی رشد و نمو کرد که از نیمه قرن پنجم هجری به تشیع در میان مردم مشهور بودند و بسیاری از افراد این خانواده در قرن دهم و یازدهم از دانشمندان معروف زمان به شمار می‌رفتند ) (۷۲۰) پدر بزرگش (ملا مقصود) از دانشمندان با تقوا و از مروجین مذهب تشیع بود. وی به خاطر کلام زیبا و اشعار دلنشین و رفتار و گفتار نیکو در محافل و مجالس به (مجلسی) لقب یافته بود و خاندان عالیقدر آنان نیز بدین نام شهرت یافته بودند ) (۷۲۱)
+
2 . میرزا محمد حسین نایینی (متوفای 1355 ق . )
  
== به دنبال نور ==
+
3 . شیخ آقا ضیاء الدین عراقی (1278-1361 ق . )
  
درس و بحث را در چهار سالگی نزد پدر آغاز کرد. (۷۲۲) نبوغ سرشار او به حدی بود (که در چهارده سالگی از فیلسوف بزرگ اسلام ملاصدرا اجازه روایت گرفت ) (۷۲۳) و سپس در حضور استادانی چون علامه حسن علی شوشتری، امیر محمد مؤمن استر آبادی، میرزای جزایری، شیخ حر عاملی، ملا محسن استر آبادی، ملا محسن فیض کاشانی، ملا صالح مازندرانی، زانوی ادب زد و از خرمن علم و معرفت هر یک خوشه‌ها چید (و در این کوشش خستگی ناپذیر پای درس بیش از بیست و یک استاد نشست ) (۷۲۴) و از افکار و عقاید و اندیشه‌های مختلف آنان بهره جست.
+
4 . میرزا عبدالهادی شیرازی (1305-1382 ق . )
  
وی در اندک زمانی بر دانشهای صرف و نحو، معانی و بیان، لغت و ریاضی، تاریخ و فلسفه حدیث و رجال، درایه و اصول و فقه و کلام احاطه کامل پیدا کرد.
+
5 . سید علی قاضی طباطبایی (1385-1366 ق . )
  
== آفتابی بر منبر ==
+
6 . شیخ محمد حسین اصفهانی (1296-1361 ق . )(409)
  
مجلسی که در مدرسه ملا عبدالله به اقامه نماز و تدریس اشتغال داشت بعد از رحلت پدر بزرگوارش در مسجد جامع اصفهان به اقامه نماز و درس دادن مشغول گشت ) (۷۲۵) در پای درس او بیش از هزار طلبه می‌نشستند و از نور علم و معرفت دلهای خود را جلا می‌دادند. سید نعمت الله جزایری که نامی‌ترین شاگرد اوست، می‌گوید:
+
این شخصیت را می توان معماران بزرگ علمی شیخ محمد رضا دانست که در شکل دهی شخصیت او تاءثیر بسیاری داشت ، بدان حد که خط مشی اصولی ، فقهی و فلسفی او بیشتر متاءثر از دیدگاههای این استاد است . احترام و تجلیل فراوان مظفر از مقام شیخ محمد حسین گواه ارتباط تنگاتنگ و علاقه بی حد اوست . (410)
  
(با آنکه در سن جوانی به سر می‌برد چنان در علوم تتبع کرده بود که احدی از علمای زمانش به آن نرسیده بودند ) (۷۲۶) (هنگامی که در مسجد جامع اصفهان مردم را موعظه می‌کرد هیچ‌کس فصیح تر و خوش کلام تر از او ندیدم. حدیثی که شب مطالعه می‌کردم چون صبح از او می‌شنیدم چنان بیان می‌کرد که گویی هرگز آن را نشنیده‌ام ) (۷۲۷) تواضع و بزرگمنشی او چنان بود که بسیاری از بزرگان حوزه برای نشان دادن ارادت خود به او و شناساندن ارزش علامه به طلاب جوان گاهی به پای درس ایشان حاضر می‌شدند. (شیخ محمد فاضل - با اینکه مجلس درس و مباحثه داشت - به حوزه درس علامه حاضر می‌شد و عملاً به طلاب درس تواضع می‌آموخت و علامه نیز در مقابل به شاگردانش اظهار می‌داشت استفاده او از من کمتر از استفاده من از اوست بلکه استفاده من از او بیشتر است ) (۷۲۸)
+
سرانجام پس از تلاش پی گیر ، حضور در محفل اساتید فن و امداد پروردگار ، شیخ محمد رضا به مقام والای اجتهاد رسید و حضرات آیات شیخ محمد حسین اصفهانی ، شیخ محمد حسن مظفر و سید عبدالهادی شیرازی اجتهاد او را گواهی کردند . (411)
  
شخصیتهای ذیل برخی از شاگردان فرهیخته علامه می‌باشند که از مکتبش توشه برچیده و از او اجازه نقل روایت اخذ کردند:
+
مظفر در سیر کسب دانش ، علاوه بر علوم دینی به فراگیری دانشهایی چون حساب ، هندسه ، جبر ، هیئت و عروض روی آورد و در 21 سالگی کتابی در علم عروض به رشته تحریر درآورد .
  
۱. مولی ابراهیم جیلانی
+
شیخ محمد رضا مظفر در کنار تحصیل ، مطالعه و تحقیق ، به تدریس معارف حوزه علمیه اشتغال داشت و نخست به تدریس کتاب مکاسب (در فقه ) و رسائل (در اصول ) پرداخت و آنگاه به تدریس دوره خارج فقه و اصول اهتمام ورزید . او همچنین فلسفه اسلامی را به طالبان این فن آموخت و از آن جمله کتاب اسفار اثر ملاصدرا را در منزل خود تدریس می کرد . (412)
  
۲. مولی محمد ابراهیم بواناتی
+
==پیشگام اصلاح و نوآوری==
 +
با یک نگاه کوتاه به حیات استاد مظفر ، می توان به وجود دو دوره و مقطع فکری و علمی در زندگی او پی برد ؛
  
۳. میرزا ابراهیم حسینی نیشابوری
+
دوره اول شامل یادگیری ، مطالعه ، تحقیق و تدریس به شکل متداول حوزه ، همچون حضور و بر پایی بحثها و درسهای مختلف و نیل به مقام اجتهاد و گام نهادن در مسیر مرجعیت بود .
  
۴. ابوالبرکات بن محمد اسماعیل خادم مشهدی
+
دوره دوم عبارت است از فداکردن موقعیت سنتی حوزوی و روی آوردن
  
۵. مولی ابوالبقاء
+
به تلاش و کوشش در پی اصلاح حوزه با استفاده از شیوه های بهینه آموزش ، تدریس ، تالیف و . . . (413)
  
۶. ابواشرف اصفهانی
+
به اعتراف بسیاری از شخصیتهای علمی و دینی ، اگر آیه الله مظفر سرمایه عمر خود را در پی اصلاح حوزه نمی گذاشت ، بی شک یکی از مراجع تقلید می بود . (414)
  
۷. مولی محمد باقر جزی
+
استاد مظفر اوضاع حوزه نجف را از همه جوانب تحت مطالعه در آورد و نواقص آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد ولی با این حال می دانست که تنها بررسی مشکل ، درد را دوا نمی کند و باید در عمل کوششهای صادقانه و خالصی را در راه جبران این نواقص و حل این نارساییها صورت داد .
  
۸. ملا محمد باقر لاهیجی
+
در سال 1349 هجری ، هنگام هجوم فرهنگی کتابهای دشمنان ، او به همراه شیخ محمد جواد حجامی ، شیخ محمد حسین مظفر ، سید علی بحرالعلوم ، شیخ علی ثامر و تعدادی دیگر به منظور تاءسیس جمعیتی برای نشر و تاءلیف تلاش کرده و نشستهای متعددی را برپا نمودند و به ابتکار جمع ، علامه شیخ محمد جواد بلاغی به تاءلیف و تفسیر ((آلاءالرحمن )) پرداخت ، البته این تمام نتیجه حرکت مورد نظر بود . (415)
  
۹. شیخ بهاء الدین کاشی
+
برنامه ها و فعالیت های اصلاحی استاد نام او را در زمره یکی از احیاگران عصر حاضر ، در تاریخ کهن حوزه علمیه نجف اشرف جاودان ساخت ، اقدامات اصلاحی آیه الله مظفر به قرار ذیل است :
  
۱۰. مولی محمد تقی رازی
+
الف - جمعیت منتدی النشر
  
۱۱. میرزا محمد تقی الماسی
+
این نهاد - که در سال 1353 هجری مجوز تاءسیس را دریافت کرد - بهترین وسیله برای تحقق اهداف اصلاحی در پی نشر فرهنگ دینی و ایجاد روح اسلامی در مردم و استحکام اخلاق بود .
  
۱۲. مولی حبیب‌الله نصرآبادی
+
آیه الله مظفر و همفکران دیگر او ، خطر تهاجم فرهنگی غرب را بهنگام شناخته و به سرعت جوانان را دریافتند و برای در امان ساختن آنان از شبیخون دشمن ، ایشان را در زیر چتر اندیشه های اسلامی جای دادند و مراکز عالی آموزشی را تاءسیس کردند .
  
۱۳. ملا حسین تفرشی
+
در ماده 4 اساسنامه جمعیت چنین آمده است :
  
۱۴. محمد رضا اردبیلی
+
((اهداف منتدی النشر عبارت است از عمومیت دادن فرهنگ اسلامی و علمی ، و اصلاح اجتماعی به وسیله نشر ، تالیف ، آموزش و . . . با استفاده از شیوه های مشروع ))(416)
  
۱۵. محمد طاهر اصفهانی
+
استاد محمد رضا مظفر ریاست این جمعیت را به عهده داشت و حمایت آیه الله العظمی سید به ابوالحسن اصفهانی از این نهاد نوپا بسیار راهگشا بود .
  
۱۶. عبدالحسین مازندرانی
+
ب - دانشکده منتدی
  
۱۷. سید عزیزالله جزائری
+
آیه الله مظفر در سال 1355 ق . به دنبال تحقق اهداف جمعیت منتدی النشر ، یک مدرسه عالی علوم دینی و به عبارتی ((دانشکده اجتهاد)) را تاءسیس کرد و در دوره اول چهار ماده درسی همچون فقه استدلالی ، تفسیر ، علم اصول و فلسفه به دانش پژوهان ارائه می شد . علامه شیخ محمد جواد بلاغیت شیخ عبدالحسین دشتی و شیخ عبدالحسین حلی از اساتید این دانشکده بودند .
  
۱۸. ملا محمد کاظم شوشتری
+
ج - مدارس منتدی
  
۱۹. شیخ بهاء الدین محمد جیلی
+
تاسیس مدارس منتدی النشر گام بعدی استاد مظفر بود که با استقبال بزرگان حوزه نجف و خاندانهای مشهور این شهر مواجه شد و این اقبال عمومی در توسعه اش کارگشا بود .
  
۲۰. مولی محمود طبسی
+
در این مدارس ، در طول چند دهه ، مقاطع تحصیلی ابتدایی ، متوسطه (ثانویه ) و پیش دانشگاهی (اعدادیه ) دایر بود و در مجموع دروس جدید با گرایش ترویج فرهنگ دینی آموزش داده می شد . (417)
  
۲۱. محمد یوسف قزوینی و. . . (۷۲۹)
+
د- دانشکده فقه
  
در میان شاگردان، نکته سنجی و تیز بینی و کوشش خستگی ناپذیر (سید نعمت الله جزایری) که به تازگی به همراه دوستش به حوزه درس او راه یافته بود و در فقر و تنگدستی بسر می‌برد نظر او را به خود جلب کرد، بطوریکه ضمن قرار دادن حقوق ماهیانه برای دوستش او را به خانه اش برد و مدت چهار سال در کنار خود جایش داد) (۷۳۰) سید را چنان پرورش داد که از او عالمی بزرگ و مجتهدی توانا ساخت و (چون میرزا تقی دولت‌آبادی در محله جماله مدرسه‌ای بنا نهاد و او را به عنوان مدرس آنجا تعیین کرد ) (۷۳۱)
+
آیه الله مظفر در سال 1376 ق . دانشکده فقه را در نجف اشرف تاسیس کرد و وزارت فرهنگ عراق در سال 1377 آن را به رسمیت شناخت . مواد درسی این دانشکده عبارت بودند از : فقه امامیه ، فقه تطبیقی ، اصول فقه ، تفسیر و اصول و مبانی تفسیر ، حدیث و اصول حدیث (درایه ) ، علوم بیتی و روان شناسی ، ادبیات و تاریخ ادبیات ، جامعه شناسی ، تاریخ اسلام ، فلفسه اسلامی ، فلسفه جدید ، منطق ، تاریخ جدید ، اصول تدریس ، نحو ، صرف و یک زبان بیگانه .
  
سید در سایه استاد چنان به تحصیل علم و معرفت پرداخت که در اخلاق و رفتار و بیان مطالب علمی، آینه استاد به حساب می‌آمد. وی در مسائل مختلف چنان سخن به میان می‌آورد که گویی (مجلسی) سخن می‌گوید.
+
شیخ محمد رضا خود در دانشکده به تدریس فلسفه اسلامی می پرداخت و مجلات کتاب ((اصول الفقه )) را آماده میکرد تا در دانشکده فقه تدریس شود او همچنین به سرپرستی دانشکده و نظارت بر کارهای تاءلیفی آن می پرداخت . وی زندگی خود را بطور کامل در اختیار این مرکز علمی گذارد و به شجره جان و روان آن را مستحکم و پایدار کرد و همه تواناییها و امکاناتش را در این دانشکده بذل نمود . (418)
  
(او همچون علامه، مسلکی متعادل داشت و همیشه پیرو دلیل و حقیقت بود خواه مطابق با اصولی‌ها باشد و خواه مساعد با اخباریها ) (۷۳۲)
+
ه تدوین کتابهای درسی
  
== بسوی نور ==
+
در قرن اخیر جمعی از اندیشوران حوزه ، تغییر برخی متون درسی و کوتاه کردن طور مدت آموزش را به منظور دستیابی سریع به اهداف متعالی پیشنهاد کرده اند و برخی از مصلحان نیز تحدید بنای علمی و تدوین کتابهای روز آمد را - با توجه به
 +
حفظ عمق و اصالت مطالب آنها - وجهه نظر خود قرار داده اند که این تغییر و جایگزینی همواره با مقاومت برخی دیگر مواجه بوده است .
  
علامه در مسیر احیای علوم اهل بیت علیه السلام راه استادش فیض را در پیش گرفت و با رها کردن علوم عقلی با کوله باری از تعبد به سوی نوری که از قله بلند روایات و احادیث می‌تابید شتافت و در اولین قدم (کتب اربعه) را به صحنه درس و بحث کشاند. (ضمن نگاشتن شرح بر اصول کافی و تهذیب، از شرح (من لایحضره الفقی) که پدرش بر آن شرحی نگاشته بود، خودداری کرد و یکی از شاگردانش را به نوشتن شرح استبصار (۷۳۳) تشویق نمود ) (۷۳۴) وی طلاب را که مدتها از روایات و احادیث جدا بودند به مطالعه و تحقیق در روایات تشویق کرد و برای حفظ و نگهداری کتب اربعه از گزند حوادث روزگار و تحویل دادن آنها به نسل فردا بدون هیچ گونه کم و کاستی و تحریف اعلام کرد. (اگر هر یک از طلاب کتب اربعه را بنویسد، به دریافت یک اجازه از او نایل خواهند شد. طلاب با شوق تمام به نوشتن کتب اربعه پرداختند و نسخه‌ها را نزد علامه می‌بردند و او با خط خود در پشت نسخه‌های آنها اجازه آنان را می‌نوشت ) (۷۳۵)
+
آیه الله مظفر در میان دو دوره سطح و خارج ، دوره نخست را به دلیل نقص در موارد درسی و سبک تحصیل و تدریس - نیازمند اصلاح می دانست و از این رو در پی تاءسیس منتدی النشر و دانشکده فقه ، تنظیم وضعیت آموزشی و افزودن متون آموزشی جدید را هدف کار خویش قرار داد . تدوین کتابهای ((المنطق )) ، ((اصول الفقه )) و ((عقاید الامامیه )) یک نوسازی در نگارش کتابهای درسی به شمار می آید که هم اکنون دو کتاب نخست از متون درسی حوزه های علمیه بخصوص حوزه مقدس قم می باشد . (419)
  
علامه با خود می‌اندیشید که تدریس کتب اربعه و توجه به بعضی از دیگر کتابها چون (ارشاد مفید)، (قواعد علامه) و (صحیفه سجادیه) تنها این کتاب را از خطر نابودی نجات خواهد داد اما برای کتب دیگر چه باید کرد؟ اندیشه درباره هزاران کتاب شیعه که در کوره‌های حمام یغماگران و فرهنگ کشان به خاکستر تبدیل شده بود و نیز صدها نسخه کوچک و بزرگ روایات که از حوادث روزگار مصون مانده یا در کنج صندوقخانه‌ها پنهان شده بود و یا آنها را به نقاط دور دست دنیا کشیده بودند او را آزار می‌داد. از سوی دیگر تعصب خشک اهل سنت در نابودی ذخیره‌های گرانبهای تشیع و احتمال سقوط دولت صفویه به دست دو قدرت بزرگ شرق و غرب اهل تسنن و نفوذ قدرتمندانه صوفیان در دربار و جامعه و نقشه‌های آنان برای تحریف بسیاری از روایات، بی‌توجهی طلاب به کتب روایات و احادیث بیش از پیش آثار اهل بیت را در معرض خطر و نابودی قرار داده بود.
+
و - ترمیم امر تبلیغ
  
از این رو تلاش همه‌جانبه‌ای برای به دست آوردن آثار تشیع آغاز کرد به گونه‌ای که او در این تلاش وسیع دویست اصل (و منبع مکتوب) از اصول چهارصدگانه معتبر شیعه را به دست آورد و نفیس‌ترین کتابخانه تشیع را گرد آورد. حتی در زمانی که به علامه خبر دادند که نسخه کتاب (مدینه العلم) در یکی از کتابخانه‌های یمن به چشم خورده است علامه این مطلب را با شاه در میان گذاشت. شاه سفیرانی را با هدایای فراوان و گرانبها نزد پادشاه یمن روانه آن کشور کرد و از او کتاب (مدینه العلم) را درخواست نمود اما هیچ‌گاه آن کتاب به دلایل نامعلوم به دست علامه نرسید. (۷۳۶) علامه در ادامه کارهای فکری - فرهنگی خود بسیاری از کتب گذشتگان را که علما در مسائل گوناگون نگاشته بودند احیا کرد و طلاب را به نسخه برداری از آنها تشویق و ترغیب نمود و کتابهایی که غبار غربت آنها را فرا گرفته و کسی آن را نمی‌شناخت و مطالعه نمی‌کرد با دستخط مبارکش در زیر آن می‌نوشت که این کتاب غریب مانده و کسی آن را نمی‌خواند ) (۷۳۷)
+
استاد مظفر ، خطابه و تبلیغ متداول در نجف را در شاءن آن حوزه کهن نمی دانست ، زیرا امروزه هیچ خطیبی بدون آگاهی از افکار زمان و مسائل و موضوعات علوم جدید از یک طرف و احاطه کامل به تعالیم و معارف اسلامی از فقه تفسیر و حدیث و تاریخ از سوی دیگر نمی تواند رسالت اسلامی خود را در سطح عالی و وسیع انجام دهد . او خطابه حسینی را یکی از مهم ترین وسائل تبلیغ می شناخت و وضع موجود حوزه را رسا نمی دانست و افتتاح مؤ سسه و مدرسه ای برای تربیت خطیب را یگانه راه نجات از آن نارسایی تلقی می کرد .
  
== محراب بحار ==
+
گشودن دانشکده وعظ و ارشاد از آرزوهای شیخ بود . در سال 1363 ق . مجموعه ای به ریاست خطیب برجسته عراق ((شیخ محمد علی قسام )) و با نظارت آیه الله مظفر تشکیل شد و کار آزمایشی خویشی را - قبل از افتتاح رسمی دانشکده - با برپایی یک کلاس آغاز کرد و درسهایی چون فقه ، علوم عربی ، اصول دین و اصول حدیث (علم درایه ) در آن تدریس می شد . مدت کوتاه از عمر آن نگذشته بود که حملات پیاپی بر آن وارد آمد و اتهامات ناروایی بر آن زده شد ، در حالی که این مؤ سسه با اهدافی عالی و انگیزه ای مخلصانه تاءسیس شده بود هدفی جز زدودن پیرایه ها نداشت . (420) اما افسوس که مصلحان همیشه در معرض اتهام اند و ناآگاهان سدی در مقابل اندیشه های والای ایشان !
  
علامه مجلسی با خود چنین اندیشید که باید گهرهای گرانبهای اهل بیت را که از اطراف و اکناف جمع کرده است در قالب محرابی زیبا به نام (بحار الانوار) بگنجاند تا به تنها طلاب بلکه تمام شیعیان در این محراب به سوی قبله دلها یعنی کلام اهل بیت به نماز عشق بایستند و بدین وسیله راه چاه و درست را از نادرست تشخیص دهند تا هر زمان هر مکتبی درباره هر مطلبی کلامی را از اهل بیت خواست شیعیان با انگشت اشاره محراب زیبای (بحار) را نشانه روند. از این رو دست به کاری عظیم زد و شروع به نگارش این دائره المعارف بزرگ تشیع کرد.
+
ز - تربیت یافتگان
  
علامه در مقدمه بحارالانوار چنین می‌نگارد.
+
استاد مظفر در دوره حیات علمی خود ، دانش پژوهان بسیاری را در سایه تربیت و تدریس قرار داد و آنان را با معارف دین آشنا ساخت . اسامی برخی از شاگردان آن عزیز را - چه در داخل منتدی النشر و دانشکده فقه و چه بیرون از آن - مرور می کنیم :
 +
شیخ احمد قبیسی ، شیخ احمد وائلی ، سید جواد شبر ، شیخ جواد قسام ، سید حسین خرسان ، شیخ صالح آل شیخ راضی ، سید عبدالکریم قزوینی ، شیخ عبدالهادی فضلی ، سید عبدالهادی محسن حکیم ، شیخ غلامرضا عرفانیان ، دکتر سید محمد بحرالعلوم ، سید محمد تقی طباطبایی تبریزی ، سید محمد جمال هاشمی ، شیخ محمد حسن طریحی ، سید محمد حسن قاضی ، سید محمد صدر ، شیخ محمد علی ایروانی ، شیخ محمد علی تسخیری ، شیخ محمد مهدی آصفی ، دکتر محمود بستانی ، دکتر محمود مظفر ، سید مرتضی حکمی ، سید هادی فیاض ، شیخ یونس مظفر و . . . (421)
  
(در آغاز کار به مطالعه کتابهای معروف و متداول پرداختم و بعد از آن به کتابهای دیگری که در طی اعصار گذشته به علل مختلف علل مختلف متروک و مهجور مانده بود رو آوردم. هر جا که نسخه حدیثی بود سراغ گرفتم و به هر قیمتی که ممکن شد بهره‌برداری می‌کردم. شرق و غرب را جویا گشتم تا نسخه‌های بسیار گردآوری نمودم. در این مهم دینی جماعتی از برادران مذهبی مرا یاری نمودند و به شهرها و قصبه‌ها و بلاد دور کشیدند تا به فضل الهی مصادر لازم را بدست آوردند . . . بعد از تصحیح و تنقیح کتابها بر محتوای آنها واقف شدم نظم و ترتیب کتابها را نامناسب دیدم و دسته‌بندی احادیث را در فصلها و ابواب متنوع راهگشای محققان و پژوهشگران نیافتم. از این رو به ترتیب فهرستی همت گماشتم که از هر جهت جالب و مفید باشد. در
+
ح - بر بال قلم
  
سال ۱۰۷۰ هجری این فهرست را ناتمام رها کردم و از فهرست بندی سایر کتابها دست کشیدم که اقبال عمومی را مطلوب ندیدم و سران جامعه را فاسد و نامطبوع دیدم . . .
+
آیه الله محمد رضا مظفر یکی از نویسندگان چیره دست و نامدار معاصر است که زیبایی تعبیر ، رسایی متن ، حسن انسجام و بیان جذاب همراه با استحکام مطالب و دقت نظر در نوشته هایش هویداست . این امتیاز مرهون تلاشهای دوران جوانی او در آشنا شدن با متون ادبی و ادبیات معاصر و ممارست بر روز آمد کردن تالیفاتش می باشد بدان حد که آثار هم آمیخته دانش و ادبیات وی ، عقل را اشباع می سازد و عاطفه را آرامش می بخشد .
  
ترسیدم که در روزگاری بعد از من باز هم نسخه‌های تکثیر شده من در طاق نسیان متروک و مهجور شود و با مصیبتی از ستم غارتگران زحمات مرا در تهیه نسخه‌ها بر باد دهد، لذا راه خود را عوض کردم - از خدا یاری طلبیدم - و به کتاب بحار الانوار پرداختم.
+
ساده نویسی در مطالب علمی از هنرهای ادبی اوست و آن بر بال قلم نشسته ، شیفتگان علم را به آسمانهای فلسفه و منطق و اصول و کلام پرواز می داد و دانشهای دقیق را به شیوه ای روان به ایشان عرضه می کرد و بر خلاف دیگران که به شیوه سنتی انس داشتند ، او مرحله جدید تدوین آثار اسلامی ، با بهره گیری از اسلوب نثر فنی جدید را به حوزه ارائه داد .
  
. . . در این کتاب پربار قریب ۳۰۰۰ باب طی ۴۸ کتاب علمی خواهید یافت که شامل هزاران حدیث است، شما در این کتاب برای اولین بار با نام برخی از کتابها آشنا می‌شوید که سابقه علمی ندارد و طرح آن کاملاً تازه است.
+
نوشته های ارزنده او عبارتند از :
  
پس ای برادران دینی که ولایت امامان را در دل و ثنای آنان را بر زبان دارید به سوی این خوان نعمت بشتابید و با اعتراف و یقین کتاب مرا دست به دست ببرید و با اعتماد کامل به آن چنگ بزنید و از آنان نباشید که آنچه را در دل ندارند بر زبان می‌آورند). (۷۳۸)
+
1 . اصول الفقه : این اثر زیبا به حقیقت نوعی نوسازی در نگارش کتابهای درسی دوره سطح محسوب می شود و مؤ لف فرزانه ، آن را به منظور تدریس در دانشکده فقه نجف نوشته است . نوآوری علمی ، اتقان و عمق مطالب ، اصول فقه را اثری جاودان و ماندنی ساخته و استاد به منظور رفع خلاء موجود بین دو کتاب ((معالم )) و ((کفایه )) و با تاسی از ابتکار استاد خویش شیخ محمد حسین اصفهانی - در دسته بندی مباحث - آن را تنظیم کرده است .
  
اما فرصت کم و مشاغل زیاد او مانع از آن شد که به تصحیح روایات بپردازد. به همین علت در مقدمه چنین نگاشت: (در نظر دارم که اگر مرگ مهلت دهد و فضل الهی مساعدت نماید شرح کاملی متضمن بر بسیاری از مقاصدی که در مصنفات سایر علما باشد بر آن (بحار الانوار) بنویسیم و برای استفاده خردمندان، قلم را به قدر کافی پیرامون آن به گردش در آوردم ) (۷۳۹)
+
2 . عقاید الامامیه : این کتاب ، مجموعه ای از عقاید اسلامی بر اساس روش اهل بیت علیه السلام می باشد که به صورتی فشرده و رسا تنظیم شده است ، اثری که از هرگونه پیچیدگی های رایج کتب کلامی عاری بده و برای همگان در خور فهم است . استاد پیشتر این مطالب را در سال 1363 ق . در دانشکده دینی منتدی ارائه کرده بود و سپس آن را بدنی نام و همچنین به نام ((عقاید الشیعه )) به چاپ رساند و هدف عالی او از نگارش آن تقریب بین مذاهب اسلامی بود .
  
علامه مجلسی قدرت تصحیح روایات و احادیث را بخوبی دارا بود همان گونه که این قدرت و ژرف نگری خود را در مراه العقول به نمایش گذارده است.
+
3 . المنطق : این اثر مجموعه درسهای ارائه شده ایشان از سال 1357 ق . در دانشکده منتدی النشر می باشد و به عنوان متن مهم درسی جایگاهی ویژه را به خود اختصاص داده است .
  
حضرت امام خمینی (ره) درباره بحار الانوار می‌فرماید: (بحار خزانه همه اخباری است که به پیشوایان اسلام نسبت داده شده، چه درست باشد و یا نادرست، در آن کتابهایی هست که خود صاحب بحار آنها را درست نمی‌داند و او نخواسته کتاب علمی بنویسد تا کسی اشکال کند که چرا این کتابها را فراهم کردی !) (۷۴۰)
+
دیگر آثار چاپی و خطب استاد از این قرار است :
  
== تالیفات ==
+
4 . احلام الیقظه ،
  
علامه (با توجه به نیاز فرهنگی مردم زمان خود دست به تألیف کتابهای گوناگون می‌زد. زمانی احساس می‌کرد مردم به علم نجوم نیازمندند، پس کتاب (اختیارات) را می‌نوشت و چون احساس می‌کرد جامعه به سوی جدا شدن از خدا سوق داده می‌شود کتابی در تهذیب اخلاق چون (عین الحیاه) را می‌نگاشت ) (۷۴۱) (آثارش فارسی او به سود دین و دنیای مردم بود و زمینه هدایت مردم را فراهم می‌ساخت. کمتر خانه‌ای از شیعیان بود که از کتابهای وی در آن یافت نمی‌شد و مورد بهره‌وری قرار نمی‌گرفت ) (۷۴۲)
+
5 . تاریخ الاسلام ،
  
(کتابهای او چنان بود که عرب و فارس، جاهل و عارف، مردان و زنان و حتی کودکان هم از آنها استفاده می‌کردند ) (۷۴۳)
+
6 . تتمه احکام الیقظه ،
  
علامه مجلسی بغیر از دائره المعارف بزرگ تشیع، (بحار الانوار) کتبی به قرار زیر
+
7 . حاشیه المکاسب ،
  
نگاشته است:
+
8 . حریه الانسان و ارتباطها بقضاءالله ،
  
۱. مراه العقول فی شرح اخبار الرسول در شرح اصول کافی
+
9 . دیوان شعر ،
  
۲. ملاذ الاخبار فی شرح التهذیب
+
10 . رساله عملیه فی ضوء المنهج الحدیث ،
  
۳. شرح اربعین
+
11 . الزعیم الموهوب السید ابوالحسن اصفهانی ،
  
۴. الوجیزه فی الرجال
+
12 . السقیفه ،
  
۵. الفوائد الطریقه فی شرح الصحیفه السجادیه
+
13 . شرح حال صدرالدین شیرازی (ملاصدرا) ،
  
۶. رساله الاوزان
+
14 . شرح حال شیخ محمد حسن نجفی (صاحب جواهر) ،
  
۷. المسائل الهندیه
+
15 . شرح حال شیخ حسین اصفهانی ،
  
۸. رساله اعتقادات (۷۵۰ سطر است و در یک شب نگاشته شده است )
+
16 . شرح حال مولا محمد مهدی نراقی ،
  
۹. رساله فی الشکوک
+
17 . شیخ الطوسی مؤ سس جامعه النجف ،
  
تالیفات فارسی علامه عبارتند از:
+
18 . علی هامش السقیفه ،
  
۱. حق الیقین
+
19 . فلسفه ابن سینا ،
  
۲. عین الحیاه
+
20 . الفلسفه الاسلامیه ،
  
۳. حلیه المتقین
+
21 . فلسفه الامام علی علیه السلام ،
  
۴. حیوه القلوب
+
22 . فلسفه الکندی ،
  
۵. مشکوه الانوار
+
23 . المثل الافلاطونیه عند ابن سینا ،
  
۶. جلاء العیون
+
24 . مجموعه ای اشعار (در کتاب شعراء الغری ) ،
  
۷. زاد المعاد
+
25 . مجموعه ای از رسائل در علم کلام ،
  
۸. تحفه الزائر
+
26 . مذاکرات الشیخ ،
  
۹. مقیاس المصابیح
+
27 . النجف بعد نصف قرن ، (422)
  
۱۰. ربیع الاساییع
+
استاد همچنین مقدمه هایی بر آثار مکتوب دیگران نوشته اند :
  
۱۱. رساله در شکوک
+
از آیه الله مظفر مقالات متعددی - با نام صریح یا مستعار - در مجله هایی چون ((العرفان )) در صیدا ، ((الدلیل )) ، ((الهاتف )) و ((النجف )) در نجف ، ((الکحلاء)) در عماره ، ((المرشدالعربی )) در لاذقیه ، ((الفکر)) در بغداد و ((الرساله )) در مصر به چاپ رسید . (423)
  
۱۲. رساله دیات
+
==شبنم شعر==
 +
استاد مظفر از جوانی به شعر روی آورد و جرقه های آغازین آن نزد شیخ محمد طه حویزی افروخته شد و در پرتو راهنماییهای استاد به سرودن شعر پرداخت و بخوبی از عهده ظرافتها و نکات دقیق آن برآمد . هرکس به سروده های او نظر بنماید در آن فنون شعر لطیف و ظریفی می یابد و به افقهای ادبی نوی برخورد می کند .
  
۱۳. رساله در اوقات
+
در ((دیوان شعر)) (424) ایشان ، حدود پنج هزار بیت وجود دارد . (425)
  
۱۴. رساله در جفر
+
برخی از سروردهای استاد در بعضی از کتابهای فاخر موجود است . (426)
  
۱۵. رساله در بهشت و دوزخ
+
==چشمه بیداری==
 +
آیه الله مظفر زندگی اش را تنها به فعالیتهای فرهنگی و علمی حوزه محدود نساخت ، بلکه اندیشه نافذش ، مسائل و موضوعات اجتماعی و سیاسی جامعه و امت اسلامی را درنوردید و هر پدیده مهم را به دقت دنبال می کرد . بحرانها و مشکلات تحمیل شده بر مسلمانان ، او را بیشتر تحت تاءثیر قرار می داد و استاد را به تلاش وامی داشت .
  
۱۶. رساله اختیارات ایام
+
فشارهای روزافزون فرانسویان بر مردم الجزیر و نامردمیهای صهیونیستها نسبت به مردم فلسطین ، حوادث ناگواری است که از دید نافذ او پنهان نبود و آن فقیه فرزانه را در رنج فرو می برد و گاهی در برخی از نشریات مقالات مفیدی می نگاشت . وی همچنین در جنگ بین مصر اسرائیل در سال 1956 م . تلگرافی خطاب به شیخ الازهر فرستاد و همدردی خود را با ملت مصر اعلام داشت . (427)
  
۱۷. ترجمه عهدنامه امیرالمؤمنین (ع) به مالک اشتر
+
آن استاد صهیونیسم را خطر بزرگ برای جامعه اسلامی می دانست و اصولا انحراف سردمداران کشورهای اسلامی از حق و مسامحه ایشان با دیوسیرتان غرب را عامل بدبختی مسلمانان و ریشه رشد صهیونیستها می دانست . (428)
  
۱۸. مشکوه الانوار در آداب قرائت قرآن و دعا
+
آیه الله مظفر با همکاری گروهی از اندیشمندان مسؤ ولیت شناس ، برای مقابله با افکار الحادی ، ((جماعه العلماء)) را در نجف اشرف پی نهاد تا این نهاد برخاسته از حوزه مبارزه با بی دینی و تهاجم فرهنگی دشمنان را پی گیرد و جلوگیری از گسترش افکار کمونیسم را رهبری کند . بیانیه های منتشره این گروه ، گواه بینش و بلند نظری مؤ سسان آن است .
 +
(429)
  
۱۹. شرح‌های دعای جوشن کبیر
+
در پی مخالفت امام خمینی (ره ) و دیگر مراجع بزرگ ایران با فعالیت های ضد اسلامی شاه ایران ، علمای نجف همچون آیه الله مظفر با ایشان همصدا شده ، از حرکت انقلابی روحانیون حوزه علمیه قم حمایت و پشتیبانی کردند و ضمن صدور چندین اطلاعیه ، مخالفت خود را با تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی اظهار داشته و انزجار خود را از اقدام ظالمانه رژیم پهلوی در فاجعه خونبار مدرسه فیضیه اعلام کردند . (430)
  
۲۰. رساله در رجعت
+
در گذشت آیه الله شیخ محمد رضامظفر در شانزدهم ماه مبارک رمضان سال 1383 ، در سن 62 سالگی مرگ را در آغوش کشید و پرستوی آسمان گردید و به سوی حق پرواز کرد و پیکر مطهر او با حضور مراجع بزرگ ، علما و مردم تشیع شد و در مقبره خانوادگی واقع در جاده کوفه ، در کنار مرقد برادرش شیخ محمد حسن مظفر به خاک سپرده شد . (431)
  
۲۱. رساله در آداب نماز
+
امید است حرکت اسلامی استاد به وسیله اندیشمندان مصلح و پرتوان حوزه ها ادامه یابد .
  
۲۲. رساله در زکوه و بیش از ۳۰ رساله دیگر در مسائل مختلف و ترجمه دعاها و کتابهایی مختصر در عقاید و احکام .
+
رایت اصلاح
  
== سفر با سلاح قلم ==
+
ماه مجلس
 
+
علامه هیچگاه در سفر، قلم - این سلاح حوزوی - را از خود جدا نمی‌ساخت و همواره آن را چون دل خویش صیقل می‌داد و با آن به راز و نیاز می‌پرداخت (علامه جلد بیست و دوم بحار الانوار را در نجف اشرف بعد از مراجعت از سفر حج تألیف نمود) (۷۴۴) و (در مراجعت از سفر خراسان در بین راه ترجمه خطبه امام رضا (ع) و رساله و جیزه رجب را نگاشت ) (۷۴۵)
+
 
+
هنگام سفرهای علامه طلاب فرصت را غنیمت می‌شمردند و با او همراه می‌شدند تا در فضایی ساده و دوستانه سعادت واقعی را در کلام او جستجو کنند (میر محمد خاتون آبادی می‌گوید: من در اول کودکی در تحصیل حکمت و معقول حریص بودم و تمام اوقات عمر خود را در آن مصروف می‌داشتم تا آنکه در راه حج به صحبت علامه مولی محمد باقر مجلسی مشرف گردیدم و با ارتباط نزدیک یافتم و از نور علم و هدایتش رهبری شدم و به تحصیل و تتبع در کتب فقه و حدیث و علوم مشغول شدم و مدت چهل سال بقیه عمرم را از فیوضات او بهره‌مند شدم ) (۷۴۶)
+
 
+
(در روزهایی که علامه در مشهد مقدس برای زیارت مشرف بود جمعی انبوه از علما، فضلا و طلاب جهت استفاده از علوم مجلسی چهل حدیث (اربعون حدیث) را در این ایام نوشت). هنگامی که علامه شرح اربعین را به اتمام رساند یکی از فضلای اهل سنت بعد از دیدن کتاب از راه انصاف و محبت گفت: ما گمان می‌کردیم پایه علمی علامه مجلسی منحصر به ترجمه کتاب از عربی به فارسی است تا اینکه کتاب (اسماء و العالم) بحار و (شرح اربعین) او را دیدم، دانستم که علامه مجلسی دانایی است که مافوق او در علم منصور نمی‌باشد ) (۷۴۷)
+
 
+
== مردی از فردا ==
+
 
+
علامه مجلسی قهرمان عرصه سیاست است اما به موجب کینه‌ورزی و عناد مستشرقان و روشنفکران غربزده همچنان مظلوم تاریخ سیاست است. (علامه پس از فوت
+
 
+
مرحوم ملا محمد باقر سبزواری در سال ۱۰۹۰ هجری به منصب شیخ الاسلامی دست یافت ) (۷۴۸) و در این مسند خدمات بسیاری را در مقوله‌های گوناگون سیاسی و اجتماعی به ایران و تشیع نمود. بزرگترین کار علامه مجلسی در صحنه سیاست که به نفع تشیع و مکتب آن ختم شد مبارزه با صوفیان بود. علامه مجلسی در دوایر دولتی و همچنین نظامهای مختلف اداری از قدرت آنها کاست او در خصوص این گروه که فقط در اصفهان بیست و یک تکیه و خانقاه و زاویه داشتند، در رساله اعتقادات می‌نویسد: (اینک من به طور اجمال برای شما می‌نویسم و بیان می‌کنم چیزهایی را که برای خودم از اصول مذهب به وسیله اخبار کثیره متواتره ظاهر شده است تا گمراه نشوید و به خدعه‌ها و فریب‌ها و غرورهای صوفیه فریب داده نشوید و حجت خدا را بر شما تمام می‌کنم )(۷۴۹)
+
 
+
علامه علاوه بر مبارزه با صوفیان با کشیشان دربار، بیگانگان، نمایندگان موسسات و شرکتهای غربی به مبارزه با بت پرستان پرداخت. (روزی به علامه مجلسی خبر دادند که بت پرستان در شهر اصفهان در خانه‌ای بتی قرار داده‌اند و برای نیایش و پرستش آن بت به آن خانه می‌روند. علامه بعد از تحقیق و آگاه شدن از محل بت فتوای خراب کردن آن را صادر کرد ) (۷۵۰)
+
 
+
پس از مرگ شاه سلیمان درباریان و خواجه سرایان، حسین میرزا (سلطان حسین) را که مورد علاقه مریم بیگم عمه شاه بود بر تخت نشاندند.
+
 
+
(شاه در وقت تاج گذاری به صوفیان اجازه نداد چنانچه مرسوم بود شمشیر را به کمر او ببندد و علامه مجلسی را پیش خواند و درخواست کرد که این تشریفات را او انجام دهد ) (۷۵۱)
+
 
+
علامه مجلسی در تالار آینه این مراسم را انجام داد. (شاه رو به علامه کرد و گفت: به ازای این خدمت چه تقاضایی داری و چه پاداشی می‌طلبی ؟) (۷۵۲)
+
 
+
علامه که (شاه جوانی را می‌دید که حتی در وقت تکیه زدن بر تخت سلطنت قادر به سوار شدن به اسب نبود ) (۷۵۳)
+
 
+
جوان تر و ساده اندیش تر از آن می‌دانست که بتواند کشتی این سرزمین را به ساحل برساند از این رو از شاه چیزی را خواست که در ذهن هیچ‌یک از حاضران حتی علمای آن زمان نقش نبسته بود. چیزی را گفت که عظمت روح بلند و دیدگاه وسیع سیاسی او را نشان داد. وی بر سه نکته تأکید ورزید. سه نکته‌ای که ملتهای بزرگ با آرمانهای متعالی را به زانو در می‌آورد و در غبار ذلت و خواری را بر چمشان می‌نشاند:
+
 
+
(فساد، تفرقه و بی تفاوتی نسل جوان)! پس (رو به شاه کرد و گفت: تقاضا دارم شاه فرمانی صادر کند و نوشیدن مسکرات، جنگ میان تفرقه‌ها، همچنین کبوتربازی را نهی فرماید. شاه با رضایت خاطر پذیرفت و فوری فرمانی را به همان مضمون صادر کرد ) (۷۵۴)
+
 
+
(علامه همچنین او را ترغیب کرد که فرمانی دیگر برای طرد صوفیان از شهر امضا کند ) (۷۵۵)
+
 
+
این پیروزی بزرگی برای علامه مجلسی و نجات ایران در آن وضعیت حساس بود که در غرب عثمانیها، در شرق ازبکها، در جنوب شرقی گورکانی‌ها و در شمال روسها و در جنوب شرکتهای هلندی و هند شرقی چشم طمع به آن دوخته بودند.
+
 
+
اما در این میان رشته خیانت از دست خواجه سرایان و درباریان که به دنبال عیش و نوش و راحت طلبی بودند بیرون آمد و با توطئه مریم بیگم (عمه شاه) شاه را به دامان میخوارگی و لذت جویی سوق دادند و عملاً قدرت را از علامه مجلسی گرفتند و کشور رو به ضعف نهاد، نکته مهمی که در سیاست علامه مجلسی در دربار به چشم می‌خورد این است که در زمان علامه مجلسی هیچ برخوردی بین ایران و همسایگان اهل تسنن ایران از سوی شیعیان تعدی نشد و ایران در کمال آرامش به سر برد. اما هنگامی که علامه مجلسی در ۲۷ رمضان ۱۱۱۱ ق چشم از جهان فرو بست شمارش معکوس سقوط دولت صفویه آغاز شد و (در همان سال ولایت قندهار سقوط کرد ) (۷۵۶)
+
 
+
پیکر پاک علامه مجلسی در کنار مسجد جامع اصفهان و جنب مدفن پدر فرزانه اش مولی محمد تقی مجلسی به خاک سپرده شد و زیارتگاه شیعیان جهان شد.
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۵۴

علامه محمدرضا مظفر


خطا در ایجاد بندانگشتی: نمی‌توان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد
بازگشت به شخصیت ها

مقدمه

در جنوب شرقی نجف اشرف و در مجله براق ، منزل آیه الله شیخ محمد رضا مظفر واقع بود ، پنج ماه پس از درگذشت شیخ ، در پنجم شعبان سال 1322 هجری آخرین یادگار آن مرد حق دیده به جهان گشود و ((محمد رضا)) نامیده شد . (404) مادر محمد رضا دختر علامه شیخ عبدالحسین طریحی (1235-1293 ق . ) است (405) و او در دامان آن زن با فضیلت و با سرپرستی برادر بزرگش شیخ عبدالنبی مظفر(1291-1337 ق . ) رشد کرد . پس از درگذشت شیخ عبدالنبی برادر دیگرش شیخ محمد حسن (1301 - 1375 ق . ) سرپرستی او را به عهده گرفت و راهنمایی زندگی اش گردید . (406)

محمد رضا از خاندان علمی و ادبی بنام و معروف شیعی موسوم به ((آل مظفر)) برخاسته است . این خاندان از نیمه سده دوازده قمری در حوزه نجف اشرف شناخته شد و چهره های نامدار و متکبر آن در عرصه های متعدد و رشته های متنوع علوم اسلامی درخشید و شعاع پرتو نورشان گسترده مراکز علمی - تحقیقی شیعه و غیر آن را در نور دید . (407)

در حوزه نور

محمد رضا پس از فراگیری خواندن و نوشتن ، در سیزده سالگی راهی مکتب علوم دینی شد و به آموختن مبانی و اصول ادبیات عرب پرداخت و در این مقطع از استاد شیخ محمد طه حویزی بسیار بهره برد . (408) او سپس با عزمی راسخ دوره سطح فقه و اصول را سپری کرد و آنگاه در جلسات دروس عالی این دو علم و همچنین حکمت و فلسفه و عرفان که از سوی اساتید بنام ذیل تدریس می شد ، حاضر گشت :

1 . شیخ محمد حسن مظفر ، شیخ محمد رضا به همراه برادر دیگرش شیخ محمد حسین در درس بردار بزرگشان شرکت می کردند .

2 . میرزا محمد حسین نایینی (متوفای 1355 ق . )

3 . شیخ آقا ضیاء الدین عراقی (1278-1361 ق . )

4 . میرزا عبدالهادی شیرازی (1305-1382 ق . )

5 . سید علی قاضی طباطبایی (1385-1366 ق . )

6 . شیخ محمد حسین اصفهانی (1296-1361 ق . )(409)

این شخصیت را می توان معماران بزرگ علمی شیخ محمد رضا دانست که در شکل دهی شخصیت او تاءثیر بسیاری داشت ، بدان حد که خط مشی اصولی ، فقهی و فلسفی او بیشتر متاءثر از دیدگاههای این استاد است . احترام و تجلیل فراوان مظفر از مقام شیخ محمد حسین گواه ارتباط تنگاتنگ و علاقه بی حد اوست . (410)

سرانجام پس از تلاش پی گیر ، حضور در محفل اساتید فن و امداد پروردگار ، شیخ محمد رضا به مقام والای اجتهاد رسید و حضرات آیات شیخ محمد حسین اصفهانی ، شیخ محمد حسن مظفر و سید عبدالهادی شیرازی اجتهاد او را گواهی کردند . (411)

مظفر در سیر کسب دانش ، علاوه بر علوم دینی به فراگیری دانشهایی چون حساب ، هندسه ، جبر ، هیئت و عروض روی آورد و در 21 سالگی کتابی در علم عروض به رشته تحریر درآورد .

شیخ محمد رضا مظفر در کنار تحصیل ، مطالعه و تحقیق ، به تدریس معارف حوزه علمیه اشتغال داشت و نخست به تدریس کتاب مکاسب (در فقه ) و رسائل (در اصول ) پرداخت و آنگاه به تدریس دوره خارج فقه و اصول اهتمام ورزید . او همچنین فلسفه اسلامی را به طالبان این فن آموخت و از آن جمله کتاب اسفار اثر ملاصدرا را در منزل خود تدریس می کرد . (412)

پیشگام اصلاح و نوآوری

با یک نگاه کوتاه به حیات استاد مظفر ، می توان به وجود دو دوره و مقطع فکری و علمی در زندگی او پی برد ؛

دوره اول شامل یادگیری ، مطالعه ، تحقیق و تدریس به شکل متداول حوزه ، همچون حضور و بر پایی بحثها و درسهای مختلف و نیل به مقام اجتهاد و گام نهادن در مسیر مرجعیت بود .

دوره دوم عبارت است از فداکردن موقعیت سنتی حوزوی و روی آوردن

به تلاش و کوشش در پی اصلاح حوزه با استفاده از شیوه های بهینه آموزش ، تدریس ، تالیف و . . . (413)

به اعتراف بسیاری از شخصیتهای علمی و دینی ، اگر آیه الله مظفر سرمایه عمر خود را در پی اصلاح حوزه نمی گذاشت ، بی شک یکی از مراجع تقلید می بود . (414)

استاد مظفر اوضاع حوزه نجف را از همه جوانب تحت مطالعه در آورد و نواقص آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد ولی با این حال می دانست که تنها بررسی مشکل ، درد را دوا نمی کند و باید در عمل کوششهای صادقانه و خالصی را در راه جبران این نواقص و حل این نارساییها صورت داد .

در سال 1349 هجری ، هنگام هجوم فرهنگی کتابهای دشمنان ، او به همراه شیخ محمد جواد حجامی ، شیخ محمد حسین مظفر ، سید علی بحرالعلوم ، شیخ علی ثامر و تعدادی دیگر به منظور تاءسیس جمعیتی برای نشر و تاءلیف تلاش کرده و نشستهای متعددی را برپا نمودند و به ابتکار جمع ، علامه شیخ محمد جواد بلاغی به تاءلیف و تفسیر ((آلاءالرحمن )) پرداخت ، البته این تمام نتیجه حرکت مورد نظر بود . (415)

برنامه ها و فعالیت های اصلاحی استاد نام او را در زمره یکی از احیاگران عصر حاضر ، در تاریخ کهن حوزه علمیه نجف اشرف جاودان ساخت ، اقدامات اصلاحی آیه الله مظفر به قرار ذیل است :

الف - جمعیت منتدی النشر

این نهاد - که در سال 1353 هجری مجوز تاءسیس را دریافت کرد - بهترین وسیله برای تحقق اهداف اصلاحی در پی نشر فرهنگ دینی و ایجاد روح اسلامی در مردم و استحکام اخلاق بود .

آیه الله مظفر و همفکران دیگر او ، خطر تهاجم فرهنگی غرب را بهنگام شناخته و به سرعت جوانان را دریافتند و برای در امان ساختن آنان از شبیخون دشمن ، ایشان را در زیر چتر اندیشه های اسلامی جای دادند و مراکز عالی آموزشی را تاءسیس کردند .

در ماده 4 اساسنامه جمعیت چنین آمده است :

((اهداف منتدی النشر عبارت است از عمومیت دادن فرهنگ اسلامی و علمی ، و اصلاح اجتماعی به وسیله نشر ، تالیف ، آموزش و . . . با استفاده از شیوه های مشروع ))(416)

استاد محمد رضا مظفر ریاست این جمعیت را به عهده داشت و حمایت آیه الله العظمی سید به ابوالحسن اصفهانی از این نهاد نوپا بسیار راهگشا بود .

ب - دانشکده منتدی

آیه الله مظفر در سال 1355 ق . به دنبال تحقق اهداف جمعیت منتدی النشر ، یک مدرسه عالی علوم دینی و به عبارتی ((دانشکده اجتهاد)) را تاءسیس کرد و در دوره اول چهار ماده درسی همچون فقه استدلالی ، تفسیر ، علم اصول و فلسفه به دانش پژوهان ارائه می شد . علامه شیخ محمد جواد بلاغیت شیخ عبدالحسین دشتی و شیخ عبدالحسین حلی از اساتید این دانشکده بودند .

ج - مدارس منتدی

تاسیس مدارس منتدی النشر گام بعدی استاد مظفر بود که با استقبال بزرگان حوزه نجف و خاندانهای مشهور این شهر مواجه شد و این اقبال عمومی در توسعه اش کارگشا بود .

در این مدارس ، در طول چند دهه ، مقاطع تحصیلی ابتدایی ، متوسطه (ثانویه ) و پیش دانشگاهی (اعدادیه ) دایر بود و در مجموع دروس جدید با گرایش ترویج فرهنگ دینی آموزش داده می شد . (417)

د- دانشکده فقه

آیه الله مظفر در سال 1376 ق . دانشکده فقه را در نجف اشرف تاسیس کرد و وزارت فرهنگ عراق در سال 1377 آن را به رسمیت شناخت . مواد درسی این دانشکده عبارت بودند از : فقه امامیه ، فقه تطبیقی ، اصول فقه ، تفسیر و اصول و مبانی تفسیر ، حدیث و اصول حدیث (درایه ) ، علوم بیتی و روان شناسی ، ادبیات و تاریخ ادبیات ، جامعه شناسی ، تاریخ اسلام ، فلفسه اسلامی ، فلسفه جدید ، منطق ، تاریخ جدید ، اصول تدریس ، نحو ، صرف و یک زبان بیگانه .

شیخ محمد رضا خود در دانشکده به تدریس فلسفه اسلامی می پرداخت و مجلات کتاب ((اصول الفقه )) را آماده میکرد تا در دانشکده فقه تدریس شود او همچنین به سرپرستی دانشکده و نظارت بر کارهای تاءلیفی آن می پرداخت . وی زندگی خود را بطور کامل در اختیار این مرکز علمی گذارد و به شجره جان و روان آن را مستحکم و پایدار کرد و همه تواناییها و امکاناتش را در این دانشکده بذل نمود . (418)

ه تدوین کتابهای درسی

در قرن اخیر جمعی از اندیشوران حوزه ، تغییر برخی متون درسی و کوتاه کردن طور مدت آموزش را به منظور دستیابی سریع به اهداف متعالی پیشنهاد کرده اند و برخی از مصلحان نیز تحدید بنای علمی و تدوین کتابهای روز آمد را - با توجه به حفظ عمق و اصالت مطالب آنها - وجهه نظر خود قرار داده اند که این تغییر و جایگزینی همواره با مقاومت برخی دیگر مواجه بوده است .

آیه الله مظفر در میان دو دوره سطح و خارج ، دوره نخست را به دلیل نقص در موارد درسی و سبک تحصیل و تدریس - نیازمند اصلاح می دانست و از این رو در پی تاءسیس منتدی النشر و دانشکده فقه ، تنظیم وضعیت آموزشی و افزودن متون آموزشی جدید را هدف کار خویش قرار داد . تدوین کتابهای ((المنطق )) ، ((اصول الفقه )) و ((عقاید الامامیه )) یک نوسازی در نگارش کتابهای درسی به شمار می آید که هم اکنون دو کتاب نخست از متون درسی حوزه های علمیه بخصوص حوزه مقدس قم می باشد . (419)

و - ترمیم امر تبلیغ

استاد مظفر ، خطابه و تبلیغ متداول در نجف را در شاءن آن حوزه کهن نمی دانست ، زیرا امروزه هیچ خطیبی بدون آگاهی از افکار زمان و مسائل و موضوعات علوم جدید از یک طرف و احاطه کامل به تعالیم و معارف اسلامی از فقه تفسیر و حدیث و تاریخ از سوی دیگر نمی تواند رسالت اسلامی خود را در سطح عالی و وسیع انجام دهد . او خطابه حسینی را یکی از مهم ترین وسائل تبلیغ می شناخت و وضع موجود حوزه را رسا نمی دانست و افتتاح مؤ سسه و مدرسه ای برای تربیت خطیب را یگانه راه نجات از آن نارسایی تلقی می کرد .

گشودن دانشکده وعظ و ارشاد از آرزوهای شیخ بود . در سال 1363 ق . مجموعه ای به ریاست خطیب برجسته عراق ((شیخ محمد علی قسام )) و با نظارت آیه الله مظفر تشکیل شد و کار آزمایشی خویشی را - قبل از افتتاح رسمی دانشکده - با برپایی یک کلاس آغاز کرد و درسهایی چون فقه ، علوم عربی ، اصول دین و اصول حدیث (علم درایه ) در آن تدریس می شد . مدت کوتاه از عمر آن نگذشته بود که حملات پیاپی بر آن وارد آمد و اتهامات ناروایی بر آن زده شد ، در حالی که این مؤ سسه با اهدافی عالی و انگیزه ای مخلصانه تاءسیس شده بود هدفی جز زدودن پیرایه ها نداشت . (420) اما افسوس که مصلحان همیشه در معرض اتهام اند و ناآگاهان سدی در مقابل اندیشه های والای ایشان !

ز - تربیت یافتگان

استاد مظفر در دوره حیات علمی خود ، دانش پژوهان بسیاری را در سایه تربیت و تدریس قرار داد و آنان را با معارف دین آشنا ساخت . اسامی برخی از شاگردان آن عزیز را - چه در داخل منتدی النشر و دانشکده فقه و چه بیرون از آن - مرور می کنیم : شیخ احمد قبیسی ، شیخ احمد وائلی ، سید جواد شبر ، شیخ جواد قسام ، سید حسین خرسان ، شیخ صالح آل شیخ راضی ، سید عبدالکریم قزوینی ، شیخ عبدالهادی فضلی ، سید عبدالهادی محسن حکیم ، شیخ غلامرضا عرفانیان ، دکتر سید محمد بحرالعلوم ، سید محمد تقی طباطبایی تبریزی ، سید محمد جمال هاشمی ، شیخ محمد حسن طریحی ، سید محمد حسن قاضی ، سید محمد صدر ، شیخ محمد علی ایروانی ، شیخ محمد علی تسخیری ، شیخ محمد مهدی آصفی ، دکتر محمود بستانی ، دکتر محمود مظفر ، سید مرتضی حکمی ، سید هادی فیاض ، شیخ یونس مظفر و . . . (421)

ح - بر بال قلم

آیه الله محمد رضا مظفر یکی از نویسندگان چیره دست و نامدار معاصر است که زیبایی تعبیر ، رسایی متن ، حسن انسجام و بیان جذاب همراه با استحکام مطالب و دقت نظر در نوشته هایش هویداست . این امتیاز مرهون تلاشهای دوران جوانی او در آشنا شدن با متون ادبی و ادبیات معاصر و ممارست بر روز آمد کردن تالیفاتش می باشد بدان حد که آثار هم آمیخته دانش و ادبیات وی ، عقل را اشباع می سازد و عاطفه را آرامش می بخشد .

ساده نویسی در مطالب علمی از هنرهای ادبی اوست و آن بر بال قلم نشسته ، شیفتگان علم را به آسمانهای فلسفه و منطق و اصول و کلام پرواز می داد و دانشهای دقیق را به شیوه ای روان به ایشان عرضه می کرد و بر خلاف دیگران که به شیوه سنتی انس داشتند ، او مرحله جدید تدوین آثار اسلامی ، با بهره گیری از اسلوب نثر فنی جدید را به حوزه ارائه داد .

نوشته های ارزنده او عبارتند از :

1 . اصول الفقه : این اثر زیبا به حقیقت نوعی نوسازی در نگارش کتابهای درسی دوره سطح محسوب می شود و مؤ لف فرزانه ، آن را به منظور تدریس در دانشکده فقه نجف نوشته است . نوآوری علمی ، اتقان و عمق مطالب ، اصول فقه را اثری جاودان و ماندنی ساخته و استاد به منظور رفع خلاء موجود بین دو کتاب ((معالم )) و ((کفایه )) و با تاسی از ابتکار استاد خویش شیخ محمد حسین اصفهانی - در دسته بندی مباحث - آن را تنظیم کرده است .

2 . عقاید الامامیه : این کتاب ، مجموعه ای از عقاید اسلامی بر اساس روش اهل بیت علیه السلام می باشد که به صورتی فشرده و رسا تنظیم شده است ، اثری که از هرگونه پیچیدگی های رایج کتب کلامی عاری بده و برای همگان در خور فهم است . استاد پیشتر این مطالب را در سال 1363 ق . در دانشکده دینی منتدی ارائه کرده بود و سپس آن را بدنی نام و همچنین به نام ((عقاید الشیعه )) به چاپ رساند و هدف عالی او از نگارش آن تقریب بین مذاهب اسلامی بود .

3 . المنطق : این اثر مجموعه درسهای ارائه شده ایشان از سال 1357 ق . در دانشکده منتدی النشر می باشد و به عنوان متن مهم درسی جایگاهی ویژه را به خود اختصاص داده است .

دیگر آثار چاپی و خطب استاد از این قرار است :

4 . احلام الیقظه ،

5 . تاریخ الاسلام ،

6 . تتمه احکام الیقظه ،

7 . حاشیه المکاسب ،

8 . حریه الانسان و ارتباطها بقضاءالله ،

9 . دیوان شعر ،

10 . رساله عملیه فی ضوء المنهج الحدیث ،

11 . الزعیم الموهوب السید ابوالحسن اصفهانی ،

12 . السقیفه ،

13 . شرح حال صدرالدین شیرازی (ملاصدرا) ،

14 . شرح حال شیخ محمد حسن نجفی (صاحب جواهر) ،

15 . شرح حال شیخ حسین اصفهانی ،

16 . شرح حال مولا محمد مهدی نراقی ،

17 . شیخ الطوسی مؤ سس جامعه النجف ،

18 . علی هامش السقیفه ،

19 . فلسفه ابن سینا ،

20 . الفلسفه الاسلامیه ،

21 . فلسفه الامام علی علیه السلام ،

22 . فلسفه الکندی ،

23 . المثل الافلاطونیه عند ابن سینا ،

24 . مجموعه ای اشعار (در کتاب شعراء الغری ) ،

25 . مجموعه ای از رسائل در علم کلام ،

26 . مذاکرات الشیخ ،

27 . النجف بعد نصف قرن ، (422)

استاد همچنین مقدمه هایی بر آثار مکتوب دیگران نوشته اند :

از آیه الله مظفر مقالات متعددی - با نام صریح یا مستعار - در مجله هایی چون ((العرفان )) در صیدا ، ((الدلیل )) ، ((الهاتف )) و ((النجف )) در نجف ، ((الکحلاء)) در عماره ، ((المرشدالعربی )) در لاذقیه ، ((الفکر)) در بغداد و ((الرساله )) در مصر به چاپ رسید . (423)

شبنم شعر

استاد مظفر از جوانی به شعر روی آورد و جرقه های آغازین آن نزد شیخ محمد طه حویزی افروخته شد و در پرتو راهنماییهای استاد به سرودن شعر پرداخت و بخوبی از عهده ظرافتها و نکات دقیق آن برآمد . هرکس به سروده های او نظر بنماید در آن فنون شعر لطیف و ظریفی می یابد و به افقهای ادبی نوی برخورد می کند .

در ((دیوان شعر)) (424) ایشان ، حدود پنج هزار بیت وجود دارد . (425)

برخی از سروردهای استاد در بعضی از کتابهای فاخر موجود است . (426)

چشمه بیداری

آیه الله مظفر زندگی اش را تنها به فعالیتهای فرهنگی و علمی حوزه محدود نساخت ، بلکه اندیشه نافذش ، مسائل و موضوعات اجتماعی و سیاسی جامعه و امت اسلامی را درنوردید و هر پدیده مهم را به دقت دنبال می کرد . بحرانها و مشکلات تحمیل شده بر مسلمانان ، او را بیشتر تحت تاءثیر قرار می داد و استاد را به تلاش وامی داشت .

فشارهای روزافزون فرانسویان بر مردم الجزیر و نامردمیهای صهیونیستها نسبت به مردم فلسطین ، حوادث ناگواری است که از دید نافذ او پنهان نبود و آن فقیه فرزانه را در رنج فرو می برد و گاهی در برخی از نشریات مقالات مفیدی می نگاشت . وی همچنین در جنگ بین مصر اسرائیل در سال 1956 م . تلگرافی خطاب به شیخ الازهر فرستاد و همدردی خود را با ملت مصر اعلام داشت . (427)

آن استاد صهیونیسم را خطر بزرگ برای جامعه اسلامی می دانست و اصولا انحراف سردمداران کشورهای اسلامی از حق و مسامحه ایشان با دیوسیرتان غرب را عامل بدبختی مسلمانان و ریشه رشد صهیونیستها می دانست . (428)

آیه الله مظفر با همکاری گروهی از اندیشمندان مسؤ ولیت شناس ، برای مقابله با افکار الحادی ، ((جماعه العلماء)) را در نجف اشرف پی نهاد تا این نهاد برخاسته از حوزه مبارزه با بی دینی و تهاجم فرهنگی دشمنان را پی گیرد و جلوگیری از گسترش افکار کمونیسم را رهبری کند . بیانیه های منتشره این گروه ، گواه بینش و بلند نظری مؤ سسان آن است . (429)

در پی مخالفت امام خمینی (ره ) و دیگر مراجع بزرگ ایران با فعالیت های ضد اسلامی شاه ایران ، علمای نجف همچون آیه الله مظفر با ایشان همصدا شده ، از حرکت انقلابی روحانیون حوزه علمیه قم حمایت و پشتیبانی کردند و ضمن صدور چندین اطلاعیه ، مخالفت خود را با تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی اظهار داشته و انزجار خود را از اقدام ظالمانه رژیم پهلوی در فاجعه خونبار مدرسه فیضیه اعلام کردند . (430)

در گذشت آیه الله شیخ محمد رضامظفر در شانزدهم ماه مبارک رمضان سال 1383 ، در سن 62 سالگی مرگ را در آغوش کشید و پرستوی آسمان گردید و به سوی حق پرواز کرد و پیکر مطهر او با حضور مراجع بزرگ ، علما و مردم تشیع شد و در مقبره خانوادگی واقع در جاده کوفه ، در کنار مرقد برادرش شیخ محمد حسن مظفر به خاک سپرده شد . (431)

امید است حرکت اسلامی استاد به وسیله اندیشمندان مصلح و پرتوان حوزه ها ادامه یابد .

رایت اصلاح

ماه مجلس