فرهنگ مصادیق:ارتداد – ویکی فقه: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(۳ نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۱: سطر ۱:
 
<div class="head1">ارتداد – ویکی فقه</div>
 
<div class="head1">ارتداد – ویکی فقه</div>
  
 +
== ارتداد ==
 +
کافر شدن پس از مسلمانی را [[ارتداد]] گویند. جایگاه اصلی عنوان یاد شده باب حدود است و از آن به مناسبت در باب‌هایی مانند طهارت، صلات، زکات، صوم، حج، تجارت، نکاح، و ارث سخن رفته است.{{سخ}}
 +
برخی نیز در باب مستقلی تحت عنوان «کتاب مرتد»، از آن بحث کرده‌اند.
  
== ارتداد==
+
== تعریف ارتداد ==
کافر شدن پس از مسلمانی را [[ارتداد]] گویند. جایگاه اصلی عنوان یاد شده باب حدود است و از آن به مناسبت در باب‌هایی مانند طهارت، صلات، زکات، صوم، حج، تجارت، نکاح، و ارث سخن رفته است.<br/>
+
«ارتداد» از واژه «ردد» و در لغت به معنای «بازگشت» است. در فرهنگ دینی به بازگشت از اسلام به کفر «ارتداد و ردّه» گفته می‌شود.<ref>المفردات فی غریب القران، ص۱۹۲–۱۹۳</ref>شخص مرتد به کسی گفته می‌شود که از اسلام خارج شده و کافر شده باشد. واژهٔ [[ارتداد]] ریشهٔ قرآنی دارد.<ref>بقره /سوره۲، آیه۲۱۷</ref>
برخی نیز در باب مستقلی تحت عنوان «کتاب مرتد»، از آن بحث کرده‌اند.<br/>
+
  
== تعریف ارتداد==
+
== انواع ارتداد ==
«ارتداد» از واژه «ردد» و در لغت به معنای «بازگشت» است. در فرهنگ دینی به بازگشت از اسلام به کفر «ارتداد و ردّه» گفته می‌شود. <ref>المفردات فی غریب القران، ص۱۹۲-۱۹۳</ref>شخص مرتد به کسی گفته می‌شود که از اسلام خارج شده و کافر شده باشد. واژهٔ [[ارتداد]] ریشهٔ قرآنی دارد. <ref>بقره /سوره۲، آیه۲۱۷</ref>
+
از نظر فقیهان اسلامی مرتد دو نوع است؛ ۱. فطری ۲. ملی.
 
+
== انواع ارتداد==  
+
از نظر فقیهان اسلامی مرتد دو نوع است؛ ۱. فطری ۲. ملی.<br/>
+
  
 
=== مرتد فطری ===
 
=== مرتد فطری ===
مرتد فطری کسی است که یکی از پدر یا مادرش درحال انعقاد نطفه او مسلمان باشد و این شخص بعد از بلوغش اظهار اسلام نماید و سپس از اسلام خارج شود.<br/>
+
مرتد فطری کسی است که یکی از پدر یا مادرش درحال انعقاد نطفه او مسلمان باشد و این شخص بعد از بلوغش اظهار اسلام نماید و سپس از اسلام خارج شود.
  
 
=== مرتد ملی ===
 
=== مرتد ملی ===
مرتد ملی کسی است که پدر و مادرش درحال انعقاد نطفه او کافر باشند و این شخص بعد از بلوغش اظهار کفر نماید و بعد اسلام بیاورد و سپس از اسلام برگردد و اظهار کفر نماید، مثل فرد مسیحی که اسلام بیاورد و سپس به دین مسیحی برگردد. <ref>تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۶۶</ref>
+
مرتد ملی کسی است که پدر و مادرش درحال انعقاد نطفه او کافر باشند و این شخص بعد از بلوغش اظهار کفر نماید و بعد اسلام بیاورد و سپس از اسلام برگردد و اظهار کفر نماید، مثل فرد مسیحی که اسلام بیاورد و سپس به دین مسیحی برگردد.<ref>تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۶۶</ref>
  
 
== حکم مرتد ==  
 
== حکم مرتد ==  
شخص مرتد اگر مرد باشد، در صورتی که مرتد فطری باشد، اعدام می‌شود و عقد او یا زنش باطل است و اموال او نیز بعد از پرداخت بدهی‌هایش مانند اموال شخص مرده بین ورثه‌اش تقسیم می‌شود. اما اگر مرتد ملی باشد سه روز به او فرصت توبه داده می‌شود و اگر توبه نکرد اعدام می‌شود. این شخص در صورتی که توبه نکند و اعدام شود اموالش تقسیم می‌شود و عقدش باطل است. اگر شخص مرتد زن باشد- چه از نوع فطری و چه از نوع ملی -اعدام نمی‌شود، بلکه زندانی می‌شود تا زمانی که توبه کند و اموال او تا زمانی که زنده است تقسیم نمی‌شود و در صورتی که به خانه شوهر رفته باشد باید [[عده طلاق]] نگه دارد ولی اگر به خانه شوهر نرفته باشد بدون عده از شوهر جدا می‌شود. <ref>تحریرالوسیله، ج۲، ص۴۹۴-۴۹۵</ref>
+
شخص مرتد اگر مرد باشد، در صورتی که مرتد فطری باشد، اعدام می‌شود و عقد او یا زنش باطل است و اموال او نیز بعد از پرداخت بدهی‌هایش مانند اموال شخص مرده بین ورثه‌اش تقسیم می‌شود. اما اگر مرتد ملی باشد سه روز به او فرصت توبه داده می‌شود و اگر توبه نکرد اعدام می‌شود. این شخص در صورتی که توبه نکند و اعدام شود اموالش تقسیم می‌شود و عقدش باطل است. اگر شخص مرتد زن باشد- چه از نوع فطری و چه از نوع ملی -اعدام نمی‌شود، بلکه زندانی می‌شود تا زمانی که توبه کند و اموال او تا زمانی که زنده است تقسیم نمی‌شود و در صورتی که به خانه شوهر رفته باشد باید [[عده طلاق]] نگه دارد ولی اگر به خانه شوهر نرفته باشد بدون عده از شوهر جدا می‌شود.<ref>تحریرالوسیله، ج۲، ص۴۹۴–۴۹۵</ref>
  
== اسباب ارتداد ==  
+
== اسباب ارتداد ==
 
چند سبب موجب ارتداد یک مسلمان می‌گردد:
 
چند سبب موجب ارتداد یک مسلمان می‌گردد:
  
 
=== انکار یکی از اصول دین ===
 
=== انکار یکی از اصول دین ===
انکار یکی از اصول و پایه‌های اساسی دین که یک مسلمان باید به آنها اعتقاد داشته باشد مثل توحید ، نبوت و معاد. «کسانی که به خدا و رسولش کافر شوند و بخواهند بین خدا و پیامبرانش تفرقه بیندازند و بگویند به بعضی از آنها ایمان داریم ولی نسبت به بعضی از آنها کافر هستیم، چنین کسانی کافران حقیقی هستند.» <ref>سوره۴، آیه۱۵۰-۱۵۱</ref>
+
انکار یکی از اصول و پایه‌های اساسی دین که یک مسلمان باید به آنها اعتقاد داشته باشد مثل توحید، نبوت و معاد. «کسانی که به خدا و رسولش کافر شوند و بخواهند بین خدا و پیامبرانش تفرقه بیندازند و بگویند به بعضی از آنها ایمان داریم ولی نسبت به بعضی از آنها کافر هستیم، چنین کسانی کافران حقیقی هستند.»<ref>سوره۴، آیه۱۵۰–۱۵۱</ref>
  
 
=== انکار ضروری دین ===
 
=== انکار ضروری دین ===
انکار ضروری دین، یعنی چیزی که جزء دین بوده و به اقامه دلیل و برهان نیاز ندارد. مثل وجوب نماز و [[روزه]] در دین اسلام یا حرمت خوردن شراب از نظر اسلام. البته برخی از فقها معتقدند این قسم فقط در صورتی موجب [[ارتداد]] شخص می‌شود که به انکار اصل دین برگردد. «و کسانی که به آنچه که خدا نازل کرده حکم نکنند کافرین هستند.» <ref>سوره مائده، آیه۴۴</ref>
+
انکار ضروری دین، یعنی چیزی که جزء دین بوده و به اقامه دلیل و برهان نیاز ندارد. مثل وجوب نماز و [[روزه]] در دین اسلام یا حرمت خوردن شراب از نظر اسلام. البته برخی از فقها معتقدند این قسم فقط در صورتی موجب [[ارتداد]] شخص می‌شود که به انکار اصل دین برگردد. «و کسانی که به آنچه که خدا نازل کرده حکم نکنند کافرین هستند.»<ref>سوره مائده، آیه۴۴</ref>
  
 
=== انکار ضروری مذهب ===
 
=== انکار ضروری مذهب ===
انکار ضروری مذهب مثل امامت، به نظر برخی از فقها.<br/>
+
انکار ضروری مذهب مثل امامت، به نظر برخی از فقها.
  
 
=== تمسخر و دشنام به مقدسات ===
 
=== تمسخر و دشنام به مقدسات ===
۴. دشنام دادن و تمسخر کردن خدا، کتاب‌های آسمانی، ملائکه، یا هر یک از ضروریات دین، اگر چه مستلزم انکار هم نباشد. <ref>دایرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۴۶۱-۴۶۲</ref><ref>جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۰۰.</ref>]
+
۴. دشنام دادن و تمسخر کردن خدا، کتاب‌های آسمانی، ملائکه، یا هر یک از ضروریات دین، اگر چه مستلزم انکار هم نباشد.<ref>دایرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۴۶۱–۴۶۲</ref><ref>جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۰۰.</ref>]
  
 
== منظور از ضروری دین ==  
 
== منظور از ضروری دین ==  
برای ضروری دین به وجوب نماز، روزه، [[حج]] و مانند آن‌ها مثل زده شده است، لیکن برخی قلمرو آن را گسترش داده و گفته‌اند: مراد از ضروری دین، چیزی است که انکار کننده، به ثبوت آن در دین یقین داشته باشد؛ هر چند نزد همه به ثبوت نرسیده باشد. <ref>مجمع الفائدة، ج۳، ص۱۹۹</ref>
+
برای ضروری دین به وجوب نماز، روزه، [[حج]] و مانند آن‌ها مثل زده شده است، لیکن برخی قلمرو آن را گسترش داده و گفته‌اند: مراد از ضروری دین، چیزی است که انکار کننده، به ثبوت آن در دین یقین داشته باشد؛ هر چند نزد همه به ثبوت نرسیده باشد.<ref>مجمع الفائدة، ج۳، ص۱۹۹</ref>
  
 
=== انکار حکم اجماعی ===
 
=== انکار حکم اجماعی ===
برخی نیز تصریح کرده‌اند که اگر انکار حکمی اجماعی باشد، لیکن به حدّ ضروری دین نرسیده باشد، موجب [[ارتداد]] نمی‌شود. <ref>جواهر الکلام، ج۶، ص۴۹</ref>
+
برخی نیز تصریح کرده‌اند که اگر انکار حکمی اجماعی باشد، لیکن به حدّ ضروری دین نرسیده باشد، موجب [[ارتداد]] نمی‌شود.<ref>جواهر الکلام، ج۶، ص۴۹</ref>
  
 
=== انکار امامان یا یکی از آنان ===
 
=== انکار امامان یا یکی از آنان ===
به قول مشهور، انکار ضروری مذهب مانند انکار امامان علیهم‌السّلام یا یکی از آنان، موجب [[ارتداد]] نمی‌شود؛ البته برخی تصریح کرده‌اند که اگر فرد شیعی منکر ضروری مذهب خویش شود، مرتدّ می‌گردد. <ref>جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۰۲</ref>
+
به قول مشهور، انکار ضروری مذهب مانند انکار امامان علیهم‌السّلام یا یکی از آنان، موجب [[ارتداد]] نمی‌شود؛ البته برخی تصریح کرده‌اند که اگر فرد شیعی منکر ضروری مذهب خویش شود، مرتدّ می‌گردد.<ref>جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۰۲</ref>
  
 
=== انکار خداوند، توحید، رسالت و... ===
 
=== انکار خداوند، توحید، رسالت و... ===
هر یک از انکار خداوند، توحید، رسالت، و انکار یا تکذیب رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله، سببی مستقل برای [[ارتداد]] می‌باشند.<br/>
+
هر یک از انکار خداوند، توحید، رسالت، و انکار یا تکذیب رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله، سببی مستقل برای [[ارتداد]] می‌باشند.
  
 
=== شرط در انکار ضروری دین ===
 
=== شرط در انکار ضروری دین ===
در این که انکار ضروری دین، سببی مستقل برای [[ارتداد]] است یا در صورتی که به انکار خداوند، رسالت و یا رسول خدا بازگردد، موجب [[ارتداد]] می‌شود، اختلاف است. قول نخست به ظاهر کلمات فقها نسبت داده شده است. <ref>مستمسک العروة، ج۱، ص۳۷۸</ref>
+
در این که انکار ضروری دین، سببی مستقل برای [[ارتداد]] است یا در صورتی که به انکار خداوند، رسالت و یا رسول خدا بازگردد، موجب [[ارتداد]] می‌شود، اختلاف است. قول نخست به ظاهر کلمات فقها نسبت داده شده است.<ref>مستمسک العروة، ج۱، ص۳۷۸</ref>
  
 
=== غفلت از بازگشت انکار ضروری به انکار توحید و... ===
 
=== غفلت از بازگشت انکار ضروری به انکار توحید و... ===
بنا بر قول دوم، اگر فرد معتقد به توحید و رسالت، ضروری دین را انکار کند، در صورتی که از بازگشت انکار یاد شده به انکار توحید یا رسالت غفلت داشته باشد، انکار او موجب [[ارتداد]] نیست.<br/>
+
بنا بر قول دوم، اگر فرد معتقد به توحید و رسالت، ضروری دین را انکار کند، در صورتی که از بازگشت انکار یاد شده به انکار توحید یا رسالت غفلت داشته باشد، انکار او موجب [[ارتداد]] نیست.
  
 
=== شبهه عدم آگاهی بر ضروری بودن ===
 
=== شبهه عدم آگاهی بر ضروری بودن ===
اگر نسبت به منکر ضروری، شبههٔ عدم آگاهی وی بر ضروری بودن حکمی وجود داشته باشد مانند آن که محل زندگی‌اش دور از بلاد اسلامی باشد؛ به گونه‌ای که احتمال پنهان بودن ضرورت حکم ضروری برای او معقول و منطقی باشد به صرف انکار، حکم به کفر وی نمی‌شود. <ref>جواهر الکلام، ج۶، ص۴۹</ref>
+
اگر نسبت به منکر ضروری، شبههٔ عدم آگاهی وی بر ضروری بودن حکمی وجود داشته باشد مانند آن که محل زندگی‌اش دور از بلاد اسلامی باشد؛ به گونه‌ای که احتمال پنهان بودن ضرورت حکم ضروری برای او معقول و منطقی باشد به صرف انکار، حکم به کفر وی نمی‌شود.<ref>جواهر الکلام، ج۶، ص۴۹</ref>
  
 
== شرایط ارتداد ==  
 
== شرایط ارتداد ==  
شرایط عمومی تکلیف یعنی عقل، بلوغ، قصد و اختیار در تحقّق [[ارتداد]] نیز معتبر است. بنابراین، بر [[ارتداد]] دیوانه، غیر بالغ، غافل، کسی که در خواب است، سهو کننده، بیهوش و مکره مانند گفتن کلمات کفرآمیز از روی تقیّه، اثری مترتّب نیست. <ref>جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۰۹</ref>
+
شرایط عمومی تکلیف یعنی عقل، بلوغ، قصد و اختیار در تحقّق [[ارتداد]] نیز معتبر است؛ بنابراین، بر [[ارتداد]] دیوانه، غیر بالغ، غافل، کسی که در خواب است، سهو کننده، بیهوش و مکره مانند گفتن کلمات کفرآمیز از روی تقیّه، اثری مترتّب نیست.<ref>جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۰۹</ref>
  
 
=== ادعای مرتد به اکراه ===
 
=== ادعای مرتد به اکراه ===
اگر مرتد ادّعای اکراه کند، در صورتی که ادّعای او با شواهدی تأیید گردد، این ادّعا از او پذیرفته می‌شود. <ref>جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۱۰</ref> <ref>تحریرالوسیله، ج۲، ص۴۹۵</ref>]
+
اگر مرتد ادّعای اکراه کند، در صورتی که ادّعای او با شواهدی تأیید گردد، این ادّعا از او پذیرفته می‌شود.<ref>جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۱۰</ref><ref>تحریرالوسیله، ج۲، ص۴۹۵</ref>]
  
== راه‌های اثبات [[ارتداد]] == [[ارتداد]] با اقرار، بیّنه و صدور رفتار یا گفتار بیانگر ارتداد، ثابت می‌شود.<ref>جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۰۰</ref>
+
== راه‌های اثبات [[ارتداد]] == [[ارتداد]] با اقرار، بیّنه و صدور رفتار یا گفتار بیانگر ارتداد، ثابت می‌شود.<ref>جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۰۰</ref>
  
 
== احکام ارتداد ==  
 
== احکام ارتداد ==  
سطر ۶۹: سطر ۶۸:
  
 
=== توبهٔ مرتدّ ===
 
=== توبهٔ مرتدّ ===
توبهٔ مرتد ملی اعم از زن و مرد و نیز زن مرتد فطری پذیرفته می‌شود. <ref>جواهرالکلام، ج۴۱، ص۶۱۱-۶۱۳</ref>
+
توبهٔ مرتد ملی اعم از زن و مرد و نیز زن مرتد فطری پذیرفته می‌شود.<ref>جواهرالکلام، ج۴۱، ص۶۱۱–۶۱۳</ref>
  
 
==== توبه مرد مرتد فطری ====
 
==== توبه مرد مرتد فطری ====
در قبول توبهٔ مرد مرتدّ فطری اختلاف است. قول عدم قبول توبهٔ وی به مشهور نسبت داده شده است.<br/>
+
در قبول توبهٔ مرد مرتدّ فطری اختلاف است. قول عدم قبول توبهٔ وی به مشهور نسبت داده شده است.{{سخ}}
برخی بین احکامی که در شریعت بدان تصریح شده مانند وجوب اعدام کردن او، وجوب جدا شدن همسرش از وی و تقسیم دارایی او بین ورثه و غیر آن از سایر احکام مانند [[طهارت بدن]] و جواز [[ازدواج]] با زن مسلمان، تفصیل داده و توبهٔ وی را نسبت به قسم اول از احکام مورد قبول ندانسته‌اند یعنی توبه اثری در رفع آن احکام ندارد بر خلاف قسم دوم از احکام که توبه قبول است. <ref>جواهرالکلام، ج۴۱، ص۶۰۵</ref>
+
برخی بین احکامی که در شریعت بدان تصریح شده مانند وجوب اعدام کردن او، وجوب جدا شدن همسرش از وی و تقسیم دارایی او بین ورثه و غیر آن از سایر احکام مانند [[طهارت بدن]] و جواز [[ازدواج]] با زن مسلمان، تفصیل داده و توبهٔ وی را نسبت به قسم اول از احکام مورد قبول ندانسته‌اند یعنی توبه اثری در رفع آن احکام ندارد بر خلاف قسم دوم از احکام که توبه قبول است.<ref>جواهرالکلام، ج۴۱، ص۶۰۵</ref>
  
 
=== نجاست و طهارت مرتدّ ===
 
=== نجاست و طهارت مرتدّ ===
[[ارتداد]] موجب نجاست مرتدّ می‌شود، لیکن مرتدّ ملّی و نیز مرتدّ فطری- بنا بر قول به پذیرش توبهٔ او- و زن مرتدّ اعم از ملّی و فطری، در صورت توبه و بازگشت به اسلام، پاک می‌شوند. <ref>جواهرالکلام، ج۶، ص۲۹۳-۲۹۸</ref> <ref>العروة الوثقی، ج۱، ص۱۴۱</ref>]
+
[[ارتداد]] موجب نجاست مرتدّ می‌شود، لیکن مرتدّ ملّی و نیز مرتدّ فطری- بنا بر قول به پذیرش توبهٔ او- و زن مرتدّ اعم از ملّی و فطری، در صورت توبه و بازگشت به اسلام، پاک می‌شوند.<ref>جواهرالکلام، ج۶، ص۲۹۳–۲۹۸</ref><ref>العروة الوثقی، ج۱، ص۱۴۱</ref>]
  
 
=== عبادت‌های مرتدّ ===
 
=== عبادت‌های مرتدّ ===
بر مرتدّ واجب است پس از توبه، نمازهای فوت شده در دوران ارتداد، بلکه عبادت‌های انجام ندادهٔ دیگر مانند [[روزه]] و [[حج]] را قضا کند.<br/>
+
بر مرتدّ واجب است پس از توبه، نمازهای فوت شده در دوران ارتداد، بلکه عبادت‌های انجام ندادهٔ دیگر مانند [[روزه]] و [[حج]] را قضا کند.
  
 
==== عدم تفاوت در حکم بین مرتد ملی و فطری ====
 
==== عدم تفاوت در حکم بین مرتد ملی و فطری ====
در حکم یاد شده تفاوتی میان مرتدّ ملّی و فطری نیست؛ گرچه برخی در ثبوت حکم نسبت به مرتدّ فطری- بنا بر قول به پذیرفته نشدن توبهٔ او- اشکال کرده‌اند. <ref>جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۴</ref>
+
در حکم یاد شده تفاوتی میان مرتدّ ملّی و فطری نیست؛ گرچه برخی در ثبوت حکم نسبت به مرتدّ فطری- بنا بر قول به پذیرفته نشدن توبهٔ او- اشکال کرده‌اند.<ref>جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۴</ref>
  
 
==== ارتداد در اثنای عمل ====
 
==== ارتداد در اثنای عمل ====
در این که [[ارتداد]] در اثنای عمل عبادی مانند اذان، نماز و روزه، موجب بطلان آن می‌شود- هرچند پس از ارتداد، فوری توبه کند- یا نه، اختلاف است. <ref>جواهر الکلام، ج۹، ص۱۲۰</ref> <ref>جواهر الکلام، ج۱۶، ص۳۲۷</ref> <ref>العروة الوثقی، ج۲، ص۴۶۶</ref>]
+
در این که [[ارتداد]] در اثنای عمل عبادی مانند اذان، نماز و روزه، موجب بطلان آن می‌شود- هرچند پس از ارتداد، فوری توبه کند- یا نه، اختلاف است.<ref>جواهر الکلام، ج۹، ص۱۲۰</ref><ref>جواهر الکلام، ج۱۶، ص۳۲۷</ref><ref>العروة الوثقی، ج۲، ص۴۶۶</ref>]
در صحّت روزهٔ روزه‌داری که مرتدّ شود، سپس پیش از آن که روزهٔ خود را باطل کند، توبه نماید، اختلاف است،<ref>جواهر الکلام، ج۱۶، ص۳۲۷</ref>لیکن احرام محرمی که در اثنای احرام مرتدّ شود، سپس توبه کند، باطل نمی‌شود. <ref>جواهر الکلام، ج۱۷، ص۳۰۴</ref> <ref>العروة الوثقی، ج۲، ص۴۶۶</ref>
+
در صحّت روزهٔ روزه‌داری که مرتدّ شود، سپس پیش از آن که روزهٔ خود را باطل کند، توبه نماید، اختلاف است،<ref>جواهر الکلام، ج۱۶، ص۳۲۷</ref>لیکن احرام محرمی که در اثنای احرام مرتدّ شود، سپس توبه کند، باطل نمی‌شود.<ref>جواهر الکلام، ج۱۷، ص۳۰۴</ref><ref>العروة الوثقی، ج۲، ص۴۶۶</ref>
همچنین [[ارتداد]] به هنگام وضو و غسل- در صورت توبهٔ فوری- موجب بطلان نمی‌شود. <ref>جواهر الکلام، ج۹، ص۱۲۱</ref> <ref>العروة الوثقی، ج۲، ص۴۶۶</ref>
+
همچنین [[ارتداد]] به هنگام وضو و غسل- در صورت توبهٔ فوری- موجب بطلان نمی‌شود.<ref>جواهر الکلام، ج۹، ص۱۲۱</ref><ref>العروة الوثقی، ج۲، ص۴۶۶</ref>
  
 
=== نکاح مرتدّ ===
 
=== نکاح مرتدّ ===
بحث رابطهٔ [[ارتداد]] و نکاح از دو حیث مطرح است: نکاح موجود و [[ازدواج]] جدید.<br/>
+
بحث رابطهٔ [[ارتداد]] و نکاح از دو حیث مطرح است: نکاح موجود و [[ازدواج]] جدید.
  
 
==== نکاح موجود ====
 
==== نکاح موجود ====
اگر زن و شوهر یا یکی از آن دو مرتدّ شوند، در صورتی که [[ارتداد]] پیش از دخول باشد، عقد نکاح باطل می‌شود، و اگر پس از دخول باشد، در مرتدّ فطری حکم پیش از دخول جاری است، ولی بطلان عقد در مرتدّ ملّی و نیز زن مرتدّ اعم از فطری و ملّی، منوط به اتمام عدّه است. در صورت توبه پیش از تمام شدن زمان عدّه، عقد باطل نمی‌شود. <ref>جواهر الکلام، ج۳۰، ص۴۷-۵۰</ref>
+
اگر زن و شوهر یا یکی از آن دو مرتدّ شوند، در صورتی که [[ارتداد]] پیش از دخول باشد، عقد نکاح باطل می‌شود، و اگر پس از دخول باشد، در مرتدّ فطری حکم پیش از دخول جاری است، ولی بطلان عقد در مرتدّ ملّی و نیز زن مرتدّ اعم از فطری و ملّی، منوط به اتمام عدّه است. در صورت توبه پیش از تمام شدن زمان عدّه، عقد باطل نمی‌شود.<ref>جواهر الکلام، ج۳۰، ص۴۷–۵۰</ref>
  
==== ازدواج جدید ====  
+
==== ازدواج جدید ====
[[ازدواج]] مرد مرتدّ با زن مسلمان و عکس آن پیش از توبه جایز نیست. در جواز [[ازدواج]] مرتدّ با غیر مسلمان (اهل کتاب)، اختلاف است. [[ازدواج]] برای مرتدّ ملّی و نیز فطری- بنا بر قول به قبول توبهٔ او- پس از توبه جایز است. <ref>عروة الوثقی،ج۱،ص۲۷۲</ref><br/>
+
[[ازدواج]] مرد مرتدّ با زن مسلمان و عکس آن پیش از توبه جایز نیست. در جواز [[ازدواج]] مرتدّ با غیر مسلمان (اهل کتاب)، اختلاف است. [[ازدواج]] برای مرتدّ ملّی و نیز فطری- بنا بر قول به قبول توبهٔ او- پس از توبه جایز است.<ref>عروة الوثقی، ج۱، ص۲۷۲</ref>{{سخ}}
اگر زن قبل از دخول مرتدّ شود، استحقاق مهر ندارد، و اگر شوهر پیش از آن مرتدّ گردد، در این که زن مستحق همهٔ مهر یا نصف آن است، اختلاف می‌باشد. در [[ارتداد]] پس از دخول، مهر ثابت است. <ref>جواهر الکلام، ج۳۰، ص۴۸</ref>
+
اگر زن قبل از دخول مرتدّ شود، استحقاق مهر ندارد، و اگر شوهر پیش از آن مرتدّ گردد، در این که زن مستحق همهٔ مهر یا نصف آن است، اختلاف می‌باشد. در [[ارتداد]] پس از دخول، مهر ثابت است.<ref>جواهر الکلام، ج۳۰، ص۴۸</ref>
  
 
=== ولایت مرتدّ ===
 
=== ولایت مرتدّ ===
سطر ۱۰۳: سطر ۱۰۲:
  
 
=== فرزند مرتدّ ===
 
=== فرزند مرتدّ ===
فرزندی که پیش از [[ارتداد]] پدر و مادر یا یکی از آنان به دنیا آمده یا نطفه‌اش منعقد شده باشد، در حکم مسلمان است.<br/>
+
فرزندی که پیش از [[ارتداد]] پدر و مادر یا یکی از آنان به دنیا آمده یا نطفه‌اش منعقد شده باشد، در حکم مسلمان است.
  
 
==== بلوغ فرزند و نپذیرفتن اسلام ====
 
==== بلوغ فرزند و نپذیرفتن اسلام ====
اگر بالغ شود و اسلام را نپذیرد، در این که مرتدّ فطری است یا ملّی، اختلاف است. چنانچه نطفه‌اش از پدر و مادر مرتدّ منعقد شده باشد، در حکم مرتدّ است؛ <ref>جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۱۶</ref>گرچه برخی هر دو احتمال یعنی در حکم کافر یا در حکم مسلمان بودن وی را داده‌اند. <ref>الدروس، ج۲، ص۵۴</ref>
+
اگر بالغ شود و اسلام را نپذیرد، در این که مرتدّ فطری است یا ملّی، اختلاف است. چنانچه نطفه‌اش از پدر و مادر مرتدّ منعقد شده باشد، در حکم مرتدّ است؛<ref>جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۱۶</ref>گرچه برخی هر دو احتمال یعنی در حکم کافر یا در حکم مسلمان بودن وی را داده‌اند.<ref>الدروس، ج۲، ص۵۴</ref>
  
 
=== تصرفات مرتدّ ===
 
=== تصرفات مرتدّ ===
تصرفات مرتدّ فطری در اموال- بنا بر قول به پذیرفته نشدن توبهٔ او و خروج وی از اهلیّت تملّک- نافذ و صحیح نیست، <ref>المهذّب البارع، ج۴، ص۳۴۲</ref> ولی بنا بر قول به پذیرفته شدن، تصرفات وی پس از توبه، صحیح است. <ref>مستمسک العروة، ج۲، ص۱۲۰</ref>
+
تصرفات مرتدّ فطری در اموال- بنا بر قول به پذیرفته نشدن توبهٔ او و خروج وی از اهلیّت تملّک- نافذ و صحیح نیست،<ref>المهذّب البارع، ج۴، ص۳۴۲</ref> ولی بنا بر قول به پذیرفته شدن، تصرفات وی پس از توبه، صحیح است.<ref>مستمسک العروة، ج۲، ص۱۲۰</ref>
  
 
==== تصرفات مرتدّ ملی پس از توبه ====
 
==== تصرفات مرتدّ ملی پس از توبه ====
تصرفات مرتدّ ملّی پس از توبه صحیح است، لیکن پیش از توبه و پس از حکم حاکم به ممنوعیّت وی از تصرف، نافذ نیست.<br/>
+
تصرفات مرتدّ ملّی پس از توبه صحیح است، لیکن پیش از توبه و پس از حکم حاکم به ممنوعیّت وی از تصرف، نافذ نیست.
  
 
==== تصرفات مرتدّ ملی پیش از توبه ====
 
==== تصرفات مرتدّ ملی پیش از توبه ====
در این که تصرفات مرتدّ ملّی در اموال خود پیش از توبه و حکم حاکم به [[حجر]] صحیح است یا به نفس ارتداد، از تصرف ممنوع می‌شود، اختلاف است.<br/>
+
در این که تصرفات مرتدّ ملّی در اموال خود پیش از توبه و حکم حاکم به [[حجر]] صحیح است یا به نفس ارتداد، از تصرف ممنوع می‌شود، اختلاف است.
  
 
==== تصرفات غیر مالی مرتد ملی ====
 
==== تصرفات غیر مالی مرتد ملی ====
تصرفات غیر مالی مرتدّ ملّی مانعی ندارد و در کلمات فقها نسبت به جواز و عدم جواز تصرف مرتدّ فطری، اشاره‌ای نشده است. <ref>جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۲۰</ref>
+
تصرفات غیر مالی مرتدّ ملّی مانعی ندارد و در کلمات فقها نسبت به جواز و عدم جواز تصرف مرتدّ فطری، اشاره‌ای نشده است.<ref>جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۲۰</ref>
  
 
=== ضمان مرتدّ ===
 
=== ضمان مرتدّ ===
مرتدّ اعم از ملّی و فطری در صورت اتلاف مال، جان و یا عضوی از اعضای مسلمان در هر صورت ضامن است، بر خلاف کافر حربی که بنا به تصریح برخی آنچه را از مسلمان در دارالحرب اتلاف کند ضامن نخواهد بود. <ref>جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۲۵</ref>
+
مرتدّ اعم از ملّی و فطری در صورت اتلاف مال، جان و یا عضوی از اعضای مسلمان در هر صورت ضامن است، بر خلاف کافر حربی که بنا به تصریح برخی آنچه را از مسلمان در دارالحرب اتلاف کند ضامن نخواهد بود.<ref>جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۲۵</ref>
  
 
=== قصاص مرتدّ ===
 
=== قصاص مرتدّ ===
اگر مرتدّ، ذمّی را بکشد، در قصاص او اختلاف است، <ref>جواهر الکلام، ج۴۲، ص۱۶۳</ref>ولی در صورت توبه و بازگشت به اسلام، قصاص نمی‌شود؛ هرچند باید دیه را پرداخت کند. <ref>جواهر الکلام، ج۴۲، ص۱۶۴</ref><br/>
+
اگر مرتدّ، ذمّی را بکشد، در قصاص او اختلاف است،<ref>جواهر الکلام، ج۴۲، ص۱۶۳</ref>ولی در صورت توبه و بازگشت به اسلام، قصاص نمی‌شود؛ هرچند باید دیه را پرداخت کند.<ref>جواهر الکلام، ج۴۲، ص۱۶۴</ref>{{سخ}}
اگر ذمّی، مرتدّ را بکشد، قصاص می‌شود، ولی اگر مسلمان او را بکشد، قصاص نمی‌شود و در لزوم پرداخت دیه، اختلاف است. <ref>جواهر الکلام، ج۴۲، ص۱۶۵</ref>
+
اگر ذمّی، مرتدّ را بکشد، قصاص می‌شود، ولی اگر مسلمان او را بکشد، قصاص نمی‌شود و در لزوم پرداخت دیه، اختلاف است.<ref>جواهر الکلام، ج۴۲، ص۱۶۵</ref>
  
 
=== ارث مرتدّ ===
 
=== ارث مرتدّ ===
مرتدّ از مسلمان ارث نمی‌برد، امّا مسلمان از او ارث می‌برد.<br/>
+
مرتدّ از مسلمان ارث نمی‌برد، امّا مسلمان از او ارث می‌برد.
  
 
==== مرگ مرتد و عدم وجود ورثه مسلمان ====
 
==== مرگ مرتد و عدم وجود ورثه مسلمان ====
اگر مرتد بمیرد و وارث مسلمان یا کسی که در حکم مسلمان است مانند کودک نداشته باشد، امام علیه‌السّلام وارث او است. <ref>جواهر الکلام، ج۳۹، ص۱۵-۱۷</ref>
+
اگر مرتد بمیرد و وارث مسلمان یا کسی که در حکم مسلمان است مانند کودک نداشته باشد، امام علیه‌السّلام وارث او است.<ref>جواهر الکلام، ج۳۹، ص۱۵–۱۷</ref>
  
 
=== کیفر مرتدّ ===
 
=== کیفر مرتدّ ===
کیفر مرتدّ ملّی- در صورتی که توبه نکند- و نیز مرتدّ فطری حتی در صورت توبه- به قول مشهور- قتل است، لیکن کیفر زن مرتد اعم از فطری و ملّی زندان است تا توبه کند یا بمیرد. در این که تنها امام یا نایب او حق اجرای حدّ را دارد یا برای دیگران نیز جایز می‌باشد، اختلاف است. <ref>المبسوط، ج۷، ص۲۸۲</ref><ref>الدروس، ج۲، ص۵۲</ref> <ref>الجامع للشرائع، ص۵۶۷</ref>
+
کیفر مرتدّ ملّی- در صورتی که توبه نکند- و نیز مرتدّ فطری حتی در صورت توبه- به قول مشهور- قتل است، لیکن کیفر زن مرتد اعم از فطری و ملّی زندان است تا توبه کند یا بمیرد. در این که تنها امام یا نایب او حق اجرای حدّ را دارد یا برای دیگران نیز جایز می‌باشد، اختلاف است.<ref>المبسوط، ج۷، ص۲۸۲</ref><ref>الدروس، ج۲، ص۵۲</ref><ref>الجامع للشرائع، ص۵۶۷</ref>
  
 
== علل سخت گیری اسلام در ارتداد ==  
 
== علل سخت گیری اسلام در ارتداد ==  
سطر ۱۴۲: سطر ۱۴۱:
 
برای پاسخ به این پرسش‌ها که عمدتا هم به عنوان شبهه در مورد احکام اسلامی از سوی دشمنان اسلام و روشن‌فکران متاثر از جهان غرب در اذهان جوانان ما القاء می‌شود باید به موارد زیر توجه کرد:
 
برای پاسخ به این پرسش‌ها که عمدتا هم به عنوان شبهه در مورد احکام اسلامی از سوی دشمنان اسلام و روشن‌فکران متاثر از جهان غرب در اذهان جوانان ما القاء می‌شود باید به موارد زیر توجه کرد:
  
=== شرایط ویژه اسلام مبنی بر حکم به ارتداد===
+
=== شرایط ویژه اسلام مبنی بر حکم به ارتداد ===
در وهله اول باید به این نکته توجه داشت که شخص مرتد به صرف شک و تردید اعدام نمی‌شود بلکه در صورتی این حکم در مورد او اجرا می‌شود که شخص با قول یا عملکرد کفرآمیز [[ارتداد]] خود را اظهار کند و راه عناد و کج‌روی پیش گرفته و در صدد تضعیف آئین اسلام برآید و الا کسی که در ظاهر شهادتین بر زبان جاری کرده تا زمانی که اظهار اسلام می‌کند کسی حق تعرض به او را ندارد. <ref>دایرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۴۶۸</ref><ref>کلام فلسفی ، محمدحسن قدردان قراملکی، ص۵۱۲</ref>]
+
در وهله اول باید به این نکته توجه داشت که شخص مرتد به صرف شک و تردید اعدام نمی‌شود بلکه در صورتی این حکم در مورد او اجرا می‌شود که شخص با قول یا عملکرد کفرآمیز [[ارتداد]] خود را اظهار کند و راه عناد و کج‌روی پیش گرفته و در صدد تضعیف آئین اسلام برآید و الا کسی که در ظاهر شهادتین بر زبان جاری کرده تا زمانی که اظهار اسلام می‌کند کسی حق تعرض به او را ندارد.<ref>دایرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۴۶۸</ref><ref>کلام فلسفی، محمدحسن قدردان قراملکی، ص۵۱۲</ref>]
  
 
==== عدم اجرای حکم ارتداد در صورت علنی نشدن ====
 
==== عدم اجرای حکم ارتداد در صورت علنی نشدن ====
لذا مرتد در اصطلاح به کسی گفته می‌شود که بعد از قبول اسلام، با بلوغ و سلامت عقل و از روی عمد و اختیار به گفتار و کرداری در جامعه دست بزند که نشان دهنده تکذیب، استهزاء و تبلیغ علیه دین اسلام و ضروریات دینی باشد. بنابراین احکام [[ارتداد]] در مورد کسانی که رد و انکار خود را آشکار و علنی نمی‌کنند، اجراء نمی‌شود و از سوی دیگر از نظر اسلام تجسس در حریم خصوصی افراد و تفتیش عقاید حرام است. <ref>دین وآزادی، محمدتقی مصباح یزدی، ص۱۰۵-۱۰۶</ref>
+
لذا مرتد در اصطلاح به کسی گفته می‌شود که بعد از قبول اسلام، با بلوغ و سلامت عقل و از روی عمد و اختیار به گفتار و کرداری در جامعه دست بزند که نشان دهنده تکذیب، استهزاء و تبلیغ علیه دین اسلام و ضروریات دینی باشد؛ بنابراین احکام [[ارتداد]] در مورد کسانی که رد و انکار خود را آشکار و علنی نمی‌کنند، اجراء نمی‌شود و از سوی دیگر از نظر اسلام تجسس در حریم خصوصی افراد و تفتیش عقاید حرام است.<ref>دین وآزادی، محمدتقی مصباح یزدی، ص۱۰۵–۱۰۶</ref>
  
 
==== قبول دین از روی تحقیق و انکار بعد از آن ====
 
==== قبول دین از روی تحقیق و انکار بعد از آن ====
بنابراین هرکس درانتخاب هر عقیده‌ای آزاد است ولی نمی‌تواند با بیان عقائد انحرافی و گمراه کننده هنجارهای اعتقادی جامعه اسلامی را بشکند. برخی معتقدند برای تحقق [[ارتداد]] شخص باید دین را به صورت تحقیقی پذیرفته باشد، نه این که انتخاب دین ازسوی او تقلیدی و ایمانش به دین غیر تحقیقی باشد. استاد جوادی آملی می‌فرماید: «ارتداد آن است که کسی محققانه دین را بپذیرد سپس دین را کنار گذارد. در [[ارتداد]] یک نکته مهم این است که شخص پیش از این دین را با برهان منطقی پذیرفته باشد. ... بنابراین [[ارتداد]] یعنی، کسی که یقین معرفت شناختی دارد با این حال دین را به بازی بگیرد و از آن اعلام بیزاری کند.» <ref>روزنامه جمهوری اسلامی ، ویژه نامه صحیفه حوزه ، ش۴۸، ۳۰اردیبهشت ماه ۱۳۸۱، ص۱۴</ref>
+
بنابراین هرکس درانتخاب هر عقیده‌ای آزاد است ولی نمی‌تواند با بیان عقائد انحرافی و گمراه کننده هنجارهای اعتقادی جامعه اسلامی را بشکند. برخی معتقدند برای تحقق [[ارتداد]] شخص باید دین را به صورت تحقیقی پذیرفته باشد، نه این که انتخاب دین ازسوی او تقلیدی و ایمانش به دین غیر تحقیقی باشد. استاد جوادی آملی می‌فرماید: «ارتداد آن است که کسی محققانه دین را بپذیرد سپس دین را کنار گذارد. در [[ارتداد]] یک نکته مهم این است که شخص پیش از این دین را با برهان منطقی پذیرفته باشد. ... بنابراین [[ارتداد]] یعنی، کسی که یقین معرفت شناختی دارد با این حال دین را به بازی بگیرد و از آن اعلام بیزاری کند.»<ref>روزنامه جمهوری اسلامی، ویژه نامه صحیفه حوزه، ش۴۸، ۳۰اردیبهشت ماه ۱۳۸۱، ص۱۴</ref>
  
 
=== سرچشمه گرفتن دین از منبع کمال مطلق ===
 
=== سرچشمه گرفتن دین از منبع کمال مطلق ===
نکته قابل توجه دیگر این است که چون همه احکام اسلام از منبع علم و کمال مطلق الهی سرچشمه می‌گیرد لذا همه آنها تابع مصالح و مفاسد واقعی بندگان است. ازطرف دیگر عقل انسان به دلیل محدودیت خود امکان دسترسی به علت واقعی احکام را ندارد، بنابراین اگر در مواردی انسان به علت تشریع حکمی از سوی خداوند پی نبرد نباید در مقابل آن حکم موضع‌گیری کند و مثلا آن را غیرعقلانی یا خشن و غیرانسانی قلمداد کند، بلکه باید به حکم عقل در چنین مواردی تابع و تسلیم شرع باشد.<br/>
+
نکته قابل توجه دیگر این است که چون همه احکام اسلام از منبع علم و کمال مطلق الهی سرچشمه می‌گیرد لذا همه آنها تابع مصالح و مفاسد واقعی بندگان است. ازطرف دیگر عقل انسان به دلیل محدودیت خود امکان دسترسی به علت واقعی احکام را ندارد، بنابراین اگر در مواردی انسان به علت تشریع حکمی از سوی خداوند پی نبرد نباید در مقابل آن حکم موضع‌گیری کند و مثلا آن را غیرعقلانی یا خشن و غیرانسانی قلمداد کند، بلکه باید به حکم عقل در چنین مواردی تابع و تسلیم شرع باشد.
  
=== علل عنوان شده برای حکم اسلام به ارتداد===
+
=== علل عنوان شده برای حکم اسلام به ارتداد ===
 
علاوه برمطالب ذکر شده، درمورد تشریع حکم مرتد و علت سخت‌گیری دین اسلام نسبت به این مسئله دلایلی ذکر شده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
 
علاوه برمطالب ذکر شده، درمورد تشریع حکم مرتد و علت سخت‌گیری دین اسلام نسبت به این مسئله دلایلی ذکر شده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
  
 
==== بازداری از انتخاب کورکورانه ====
 
==== بازداری از انتخاب کورکورانه ====
اسلام دینی است که از هرگونه تحمیل و اجبار در عقیده منع می‌کند و دعوت خود را مبتنی بر بینش و تعقل ساخته و از دین‌گرایی کورکورانه و تقلیدی محض نهی و نکوهش می‌کند. لذا بندگانی را که سخنان مختلف را می‌شنوند و بهترین آنها را انتخاب می‌کنند بشارت می‌دهد. <ref>سوره زمر، آیه۱۸</ref><br/>
+
اسلام دینی است که از هرگونه تحمیل و اجبار در عقیده منع می‌کند و دعوت خود را مبتنی بر بینش و تعقل ساخته و از دین‌گرایی کورکورانه و تقلیدی محض نهی و نکوهش می‌کند؛ لذا بندگانی را که سخنان مختلف را می‌شنوند و بهترین آنها را انتخاب می‌کنند بشارت می‌دهد.<ref>سوره زمر، آیه۱۸</ref>{{سخ}}
به همین دلیل اسلام فرصت تحقیق و بررسی به اشخاص می‌دهد تا بتوانند دین حق را انتخاب کنند. در روایت است که شخصی خدمت پیامبر آمد و از ایشان دو ماه فرصت تحقیق در مورد اسلام خواست و پیامبر به ایشان به جای دوماه، چهار ماه فرصت و امان برای تحقیق درمورد حقانیت دین اسلام دادند. <ref>اسدالغابة، ج۳، ص۲۲</ref><br/>
+
به همین دلیل اسلام فرصت تحقیق و بررسی به اشخاص می‌دهد تا بتوانند دین حق را انتخاب کنند. در روایت است که شخصی خدمت پیامبر آمد و از ایشان دو ماه فرصت تحقیق در مورد اسلام خواست و پیامبر به ایشان به جای دوماه، چهار ماه فرصت و امان برای تحقیق درمورد حقانیت دین اسلام دادند.<ref>اسدالغابة، ج۳، ص۲۲</ref>{{سخ}}
در کنار این دعوت آگاهانه و انتخاب‌گرانه، اسلام با بیان احکام [[ارتداد]] هشدار می‌دهد که هرگاه حقانیت اسلام را به خوبی شناخته و مسلمان شدید، دیگر نمی‌توانید از آن بازگردید. این سخت‌گیری سبب می‌شود تا مردم دین را امری ساده و تشریفاتی ندانند و در پذیرش و انتخاب آن نهایت دقت را بکنند. <ref>پرسش‌ها وپاسخ‌های دانشجویی، ص۳۱۷</ref>
+
در کنار این دعوت آگاهانه و انتخاب‌گرانه، اسلام با بیان احکام [[ارتداد]] هشدار می‌دهد که هرگاه حقانیت اسلام را به خوبی شناخته و مسلمان شدید، دیگر نمی‌توانید از آن بازگردید. این سخت‌گیری سبب می‌شود تا مردم دین را امری ساده و تشریفاتی ندانند و در پذیرش و انتخاب آن نهایت دقت را بکنند.<ref>پرسش‌ها وپاسخ‌های دانشجویی، ص۳۱۷</ref>
  
 
==== جلوگیری از تحقیر و تضعیف عقاید دینی در جامعه ====
 
==== جلوگیری از تحقیر و تضعیف عقاید دینی در جامعه ====
طبق بیان قرآن گروهی از اهل کتاب برای ایجاد تزلزل در عقاید مسلمانان و در نتیجه تضعیف پایه‌های نظام اسلامی، به هم کیشان خود سفارش می‌کردند که مسلمان شوند و پس از مدتی از اسلام دست بردارند تا به این وسیله مسلمانان را از دینشان بازگردانند. <ref>سوره آل عمران، آیه۷۲</ref> <ref>مجمع البیان، ج۲، ص۳۲۲</ref><br/>
+
طبق بیان قرآن گروهی از اهل کتاب برای ایجاد تزلزل در عقاید مسلمانان و در نتیجه تضعیف پایه‌های نظام اسلامی، به هم کیشان خود سفارش می‌کردند که مسلمان شوند و پس از مدتی از اسلام دست بردارند تا به این وسیله مسلمانان را از دینشان بازگردانند.<ref>سوره آل عمران، آیه۷۲</ref><ref>مجمع البیان، ج۲، ص۳۲۲</ref>{{سخ}}
مسلما وضع و جعل احکام مرتد دشمنان اسلام را در تحقق این هدف شوم ناکام می‌گذاشت. و در جامعه جهانی امروز نیز دشمن از چنین ترفندهایی استفاده می‌کند. <ref>پرسش‌ها وپاسخ‌های دانشجویی، ص۳۱۴-۳۱۵</ref> <ref>دایرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۴۷۹</ref>]
+
مسلما وضع و جعل احکام مرتد دشمنان اسلام را در تحقق این هدف شوم ناکام می‌گذاشت؛ و در جامعه جهانی امروز نیز دشمن از چنین ترفندهایی استفاده می‌کند.<ref>پرسش‌ها وپاسخ‌های دانشجویی، ص۳۱۴–۳۱۵</ref><ref>دایرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۴۷۹</ref>]
  
 
==== پاسداری از نظام اسلامی ====
 
==== پاسداری از نظام اسلامی ====
برخی از بزرگان در این مورد می‌فرمایند: «اگر در اسلام در امور مربوط به مرتد سخت گیری شدید کرده است، فلسفه مهمی داشته است و این موضوع جنبه سیاسی و عمیقی دارد.»<ref>مجله مکتب اسلام ، تیرماه سال ۱۳۶۳، ص۱۱</ref><br/>
+
برخی از بزرگان در این مورد می‌فرمایند: «اگر در اسلام در امور مربوط به مرتد سخت گیری شدید کرده است، فلسفه مهمی داشته است و این موضوع جنبه سیاسی و عمیقی دارد.»<ref>مجله مکتب اسلام، تیرماه سال ۱۳۶۳، ص۱۱</ref>{{سخ}}
در واقع اگر قرار باشد ورود و خروج به اسلام، آزاد و بدون قانون باشد و خروج از آن هیچ سختی به دنبال نداشته باشد، دشمنان اسلام به آسانی وارد اردوگاه مسلمین شده پس از آگاهی بر اسرار مسلمانان و دست‌یابی به مقاصد شوم خود از آن خارج شوند و این مسئله جامعه اسلامی را در معرض فروپاشی قرار می‌دهد. اندیشمندانی مانند مارسل بوازار-استاد حقوق دانشگاه ژنو- می‌گوید: «علت سخت‌گیری اسلام دربارهٔ مرتد شاید بدان جهت باشد که درنظام حکومتی و سیستم اداری جوامع اسلامی، [[ایمان به خدا]] صرفا جنبه اعتقادی و درون قلبی ندارد، بلکه جزء بندهای پیوستگی امت و پایه‌های حکومت است، به طوری که با فقدان آن قوام و دوام جامعه اسلامی متلاشی می‌شود و مانند قتل یا فتنه و فساد است که نمی‌تواند قابل تحمل باشد.» <ref>[[ارتداد]] دراسلام، عیسی ولایتی، ص۲۵۰</ref>
+
در واقع اگر قرار باشد ورود و خروج به اسلام، آزاد و بدون قانون باشد و خروج از آن هیچ سختی به دنبال نداشته باشد، دشمنان اسلام به آسانی وارد اردوگاه مسلمین شده پس از آگاهی بر اسرار مسلمانان و دست‌یابی به مقاصد شوم خود از آن خارج شوند و این مسئله جامعه اسلامی را در معرض فروپاشی قرار می‌دهد. اندیشمندانی مانند مارسل بوازار-استاد حقوق دانشگاه ژنو- می‌گوید: «علت سخت‌گیری اسلام دربارهٔ مرتد شاید بدان جهت باشد که درنظام حکومتی و سیستم اداری جوامع اسلامی، [[ایمان به خدا]] صرفا جنبه اعتقادی و درون قلبی ندارد، بلکه جزء بندهای پیوستگی امت و پایه‌های حکومت است، به طوری که با فقدان آن قوام و دوام جامعه اسلامی متلاشی می‌شود و مانند قتل یا فتنه و فساد است که نمی‌تواند قابل تحمل باشد.»<ref>[[ارتداد]] دراسلام، عیسی ولایتی، ص۲۵۰</ref>
  
 
==== مصلحت شخصی مرتد و جامعه ====
 
==== مصلحت شخصی مرتد و جامعه ====
اسلام زندگی انسان را محدود به زندگی دنیوی نمی‌داند بلکه زندگی واقعی انسان را زندگی اخروی می‌داند لذا درصدد نشان دادن راه سعادت ابدی به اوست و به همین دلیل با هرچیزی که مانع وصول انسان‌ها به این مقصود متعالی است به مبارزه برخاسته، به دنبال حذف و نابودی عوامل انحطاط و گمراهی انسان‌ها است. انسان مرتدی که از راه خدا و پیامبرش گریخته و با دین خدا به عناد می‌پردازد، چه بسا باعث گمراهی دیگر افراد جامعه شود.<br/>
+
اسلام زندگی انسان را محدود به زندگی دنیوی نمی‌داند بلکه زندگی واقعی انسان را زندگی اخروی می‌داند لذا درصدد نشان دادن راه سعادت ابدی به اوست و به همین دلیل با هرچیزی که مانع وصول انسان‌ها به این مقصود متعالی است به مبارزه برخاسته، به دنبال حذف و نابودی عوامل انحطاط و گمراهی انسان‌ها است. انسان مرتدی که از راه خدا و پیامبرش گریخته و با دین خدا به عناد می‌پردازد، چه بسا باعث گمراهی دیگر افراد جامعه شود.{{سخ}}
این شخص هر لحظه از عمر خود را درجهت شقاوت و نگون‌بختی بیشتر سپری کرده، رنج و عذاب بیشتری را برای خود ذخیره می‌کند. بنابراین دوام زندگی چنین شخصی هم برای خودش زیان‌بار است و هم برای جامعه اسلامی و وضع مجازات اسلامی برای چنین شخصی از طرفی نقش بازدارنده برای برخی افراد جامعه دارد تا دنبال چنین سرنوشت شومی نباشند و از طرف دیگر اگر کسی به چنین راهی روی آورد، با اجرای حکم مرتد در موردش، هم خود او از شقاوت بیشتر رهایی می‌یابد و هم جامعه از گزند او مصون می‌ماند. <ref>پرسش‌ها وپاسخ‌های دانشجویی ، ص۳۱۳</ref><ref>کلام فلسفی، ص۵۱۳-۵۱۴</ref>]
+
این شخص هر لحظه از عمر خود را درجهت شقاوت و نگون‌بختی بیشتر سپری کرده، رنج و عذاب بیشتری را برای خود ذخیره می‌کند؛ بنابراین دوام زندگی چنین شخصی هم برای خودش زیان‌بار است و هم برای جامعه اسلامی و وضع مجازات اسلامی برای چنین شخصی از طرفی نقش بازدارنده برای برخی افراد جامعه دارد تا دنبال چنین سرنوشت شومی نباشند و از طرف دیگر اگر کسی به چنین راهی روی آورد، با اجرای حکم مرتد در موردش، هم خود او از شقاوت بیشتر رهایی می‌یابد و هم جامعه از گزند او مصون می‌ماند.<ref>پرسش‌ها وپاسخ‌های دانشجویی، ص۳۱۳</ref><ref>کلام فلسفی، ص۵۱۳–۵۱۴</ref>]
  
 
== پا نویس ==
 
== پا نویس ==
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.wikifeqh.ir/ سایت ویکی فقه] - 1395/02/21</span></div>
+
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.wikifeqh.ir/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%AF_(%D9%81%D9%82%D9%87) سایت ویکی فقه] - 1395/02/21</span></div>
<br />
+
 
+
  
 
<div class="hold">
 
<div class="hold">
<div class="return">بازگشت به [[ارتداد ]]</div>
+
<div class="return">بازگشت به [[ارتداد]] </div>
 
</div>
 
</div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۴۹

ارتداد – ویکی فقه

محتویات

ارتداد

کافر شدن پس از مسلمانی را ارتداد گویند. جایگاه اصلی عنوان یاد شده باب حدود است و از آن به مناسبت در باب‌هایی مانند طهارت، صلات، زکات، صوم، حج، تجارت، نکاح، و ارث سخن رفته است.
برخی نیز در باب مستقلی تحت عنوان «کتاب مرتد»، از آن بحث کرده‌اند.

تعریف ارتداد

«ارتداد» از واژه «ردد» و در لغت به معنای «بازگشت» است. در فرهنگ دینی به بازگشت از اسلام به کفر «ارتداد و ردّه» گفته می‌شود.[۱]شخص مرتد به کسی گفته می‌شود که از اسلام خارج شده و کافر شده باشد. واژهٔ ارتداد ریشهٔ قرآنی دارد.[۲]

انواع ارتداد

از نظر فقیهان اسلامی مرتد دو نوع است؛ ۱. فطری ۲. ملی.

مرتد فطری

مرتد فطری کسی است که یکی از پدر یا مادرش درحال انعقاد نطفه او مسلمان باشد و این شخص بعد از بلوغش اظهار اسلام نماید و سپس از اسلام خارج شود.

مرتد ملی

مرتد ملی کسی است که پدر و مادرش درحال انعقاد نطفه او کافر باشند و این شخص بعد از بلوغش اظهار کفر نماید و بعد اسلام بیاورد و سپس از اسلام برگردد و اظهار کفر نماید، مثل فرد مسیحی که اسلام بیاورد و سپس به دین مسیحی برگردد.[۳]

حکم مرتد

شخص مرتد اگر مرد باشد، در صورتی که مرتد فطری باشد، اعدام می‌شود و عقد او یا زنش باطل است و اموال او نیز بعد از پرداخت بدهی‌هایش مانند اموال شخص مرده بین ورثه‌اش تقسیم می‌شود. اما اگر مرتد ملی باشد سه روز به او فرصت توبه داده می‌شود و اگر توبه نکرد اعدام می‌شود. این شخص در صورتی که توبه نکند و اعدام شود اموالش تقسیم می‌شود و عقدش باطل است. اگر شخص مرتد زن باشد- چه از نوع فطری و چه از نوع ملی -اعدام نمی‌شود، بلکه زندانی می‌شود تا زمانی که توبه کند و اموال او تا زمانی که زنده است تقسیم نمی‌شود و در صورتی که به خانه شوهر رفته باشد باید عده طلاق نگه دارد ولی اگر به خانه شوهر نرفته باشد بدون عده از شوهر جدا می‌شود.[۴]

اسباب ارتداد

چند سبب موجب ارتداد یک مسلمان می‌گردد:

انکار یکی از اصول دین

انکار یکی از اصول و پایه‌های اساسی دین که یک مسلمان باید به آنها اعتقاد داشته باشد مثل توحید، نبوت و معاد. «کسانی که به خدا و رسولش کافر شوند و بخواهند بین خدا و پیامبرانش تفرقه بیندازند و بگویند به بعضی از آنها ایمان داریم ولی نسبت به بعضی از آنها کافر هستیم، چنین کسانی کافران حقیقی هستند.»[۵]

انکار ضروری دین

انکار ضروری دین، یعنی چیزی که جزء دین بوده و به اقامه دلیل و برهان نیاز ندارد. مثل وجوب نماز و روزه در دین اسلام یا حرمت خوردن شراب از نظر اسلام. البته برخی از فقها معتقدند این قسم فقط در صورتی موجب ارتداد شخص می‌شود که به انکار اصل دین برگردد. «و کسانی که به آنچه که خدا نازل کرده حکم نکنند کافرین هستند.»[۶]

انکار ضروری مذهب

انکار ضروری مذهب مثل امامت، به نظر برخی از فقها.

تمسخر و دشنام به مقدسات

۴. دشنام دادن و تمسخر کردن خدا، کتاب‌های آسمانی، ملائکه، یا هر یک از ضروریات دین، اگر چه مستلزم انکار هم نباشد.[۷][۸]]

منظور از ضروری دین

برای ضروری دین به وجوب نماز، روزه، حج و مانند آن‌ها مثل زده شده است، لیکن برخی قلمرو آن را گسترش داده و گفته‌اند: مراد از ضروری دین، چیزی است که انکار کننده، به ثبوت آن در دین یقین داشته باشد؛ هر چند نزد همه به ثبوت نرسیده باشد.[۹]

انکار حکم اجماعی

برخی نیز تصریح کرده‌اند که اگر انکار حکمی اجماعی باشد، لیکن به حدّ ضروری دین نرسیده باشد، موجب ارتداد نمی‌شود.[۱۰]

انکار امامان یا یکی از آنان

به قول مشهور، انکار ضروری مذهب مانند انکار امامان علیهم‌السّلام یا یکی از آنان، موجب ارتداد نمی‌شود؛ البته برخی تصریح کرده‌اند که اگر فرد شیعی منکر ضروری مذهب خویش شود، مرتدّ می‌گردد.[۱۱]

انکار خداوند، توحید، رسالت و...

هر یک از انکار خداوند، توحید، رسالت، و انکار یا تکذیب رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله، سببی مستقل برای ارتداد می‌باشند.

شرط در انکار ضروری دین

در این که انکار ضروری دین، سببی مستقل برای ارتداد است یا در صورتی که به انکار خداوند، رسالت و یا رسول خدا بازگردد، موجب ارتداد می‌شود، اختلاف است. قول نخست به ظاهر کلمات فقها نسبت داده شده است.[۱۲]

غفلت از بازگشت انکار ضروری به انکار توحید و...

بنا بر قول دوم، اگر فرد معتقد به توحید و رسالت، ضروری دین را انکار کند، در صورتی که از بازگشت انکار یاد شده به انکار توحید یا رسالت غفلت داشته باشد، انکار او موجب ارتداد نیست.

شبهه عدم آگاهی بر ضروری بودن

اگر نسبت به منکر ضروری، شبههٔ عدم آگاهی وی بر ضروری بودن حکمی وجود داشته باشد مانند آن که محل زندگی‌اش دور از بلاد اسلامی باشد؛ به گونه‌ای که احتمال پنهان بودن ضرورت حکم ضروری برای او معقول و منطقی باشد به صرف انکار، حکم به کفر وی نمی‌شود.[۱۳]

شرایط ارتداد

شرایط عمومی تکلیف یعنی عقل، بلوغ، قصد و اختیار در تحقّق ارتداد نیز معتبر است؛ بنابراین، بر ارتداد دیوانه، غیر بالغ، غافل، کسی که در خواب است، سهو کننده، بیهوش و مکره مانند گفتن کلمات کفرآمیز از روی تقیّه، اثری مترتّب نیست.[۱۴]

ادعای مرتد به اکراه

اگر مرتد ادّعای اکراه کند، در صورتی که ادّعای او با شواهدی تأیید گردد، این ادّعا از او پذیرفته می‌شود.[۱۵][۱۶]]

== راه‌های اثبات ارتداد == ارتداد با اقرار، بیّنه و صدور رفتار یا گفتار بیانگر ارتداد، ثابت می‌شود.[۱۷]

احکام ارتداد

احکام ارتداد از این قرار است:

توبهٔ مرتدّ

توبهٔ مرتد ملی اعم از زن و مرد و نیز زن مرتد فطری پذیرفته می‌شود.[۱۸]

توبه مرد مرتد فطری

در قبول توبهٔ مرد مرتدّ فطری اختلاف است. قول عدم قبول توبهٔ وی به مشهور نسبت داده شده است.
برخی بین احکامی که در شریعت بدان تصریح شده مانند وجوب اعدام کردن او، وجوب جدا شدن همسرش از وی و تقسیم دارایی او بین ورثه و غیر آن از سایر احکام مانند طهارت بدن و جواز ازدواج با زن مسلمان، تفصیل داده و توبهٔ وی را نسبت به قسم اول از احکام مورد قبول ندانسته‌اند یعنی توبه اثری در رفع آن احکام ندارد بر خلاف قسم دوم از احکام که توبه قبول است.[۱۹]

نجاست و طهارت مرتدّ

ارتداد موجب نجاست مرتدّ می‌شود، لیکن مرتدّ ملّی و نیز مرتدّ فطری- بنا بر قول به پذیرش توبهٔ او- و زن مرتدّ اعم از ملّی و فطری، در صورت توبه و بازگشت به اسلام، پاک می‌شوند.[۲۰][۲۱]]

عبادت‌های مرتدّ

بر مرتدّ واجب است پس از توبه، نمازهای فوت شده در دوران ارتداد، بلکه عبادت‌های انجام ندادهٔ دیگر مانند روزه و حج را قضا کند.

عدم تفاوت در حکم بین مرتد ملی و فطری

در حکم یاد شده تفاوتی میان مرتدّ ملّی و فطری نیست؛ گرچه برخی در ثبوت حکم نسبت به مرتدّ فطری- بنا بر قول به پذیرفته نشدن توبهٔ او- اشکال کرده‌اند.[۲۲]

ارتداد در اثنای عمل

در این که ارتداد در اثنای عمل عبادی مانند اذان، نماز و روزه، موجب بطلان آن می‌شود- هرچند پس از ارتداد، فوری توبه کند- یا نه، اختلاف است.[۲۳][۲۴][۲۵]] در صحّت روزهٔ روزه‌داری که مرتدّ شود، سپس پیش از آن که روزهٔ خود را باطل کند، توبه نماید، اختلاف است،[۲۶]لیکن احرام محرمی که در اثنای احرام مرتدّ شود، سپس توبه کند، باطل نمی‌شود.[۲۷][۲۸] همچنین ارتداد به هنگام وضو و غسل- در صورت توبهٔ فوری- موجب بطلان نمی‌شود.[۲۹][۳۰]

نکاح مرتدّ

بحث رابطهٔ ارتداد و نکاح از دو حیث مطرح است: نکاح موجود و ازدواج جدید.

نکاح موجود

اگر زن و شوهر یا یکی از آن دو مرتدّ شوند، در صورتی که ارتداد پیش از دخول باشد، عقد نکاح باطل می‌شود، و اگر پس از دخول باشد، در مرتدّ فطری حکم پیش از دخول جاری است، ولی بطلان عقد در مرتدّ ملّی و نیز زن مرتدّ اعم از فطری و ملّی، منوط به اتمام عدّه است. در صورت توبه پیش از تمام شدن زمان عدّه، عقد باطل نمی‌شود.[۳۱]

ازدواج جدید

ازدواج مرد مرتدّ با زن مسلمان و عکس آن پیش از توبه جایز نیست. در جواز ازدواج مرتدّ با غیر مسلمان (اهل کتاب)، اختلاف است. ازدواج برای مرتدّ ملّی و نیز فطری- بنا بر قول به قبول توبهٔ او- پس از توبه جایز است.[۳۲]
اگر زن قبل از دخول مرتدّ شود، استحقاق مهر ندارد، و اگر شوهر پیش از آن مرتدّ گردد، در این که زن مستحق همهٔ مهر یا نصف آن است، اختلاف می‌باشد. در ارتداد پس از دخول، مهر ثابت است.[۳۳]

ولایت مرتدّ

مرد مرتدّ بر فرزندانش که مسلمان یا در حکم مسلمان هستند، ولایت ندارد.[۳۴]

فرزند مرتدّ

فرزندی که پیش از ارتداد پدر و مادر یا یکی از آنان به دنیا آمده یا نطفه‌اش منعقد شده باشد، در حکم مسلمان است.

بلوغ فرزند و نپذیرفتن اسلام

اگر بالغ شود و اسلام را نپذیرد، در این که مرتدّ فطری است یا ملّی، اختلاف است. چنانچه نطفه‌اش از پدر و مادر مرتدّ منعقد شده باشد، در حکم مرتدّ است؛[۳۵]گرچه برخی هر دو احتمال یعنی در حکم کافر یا در حکم مسلمان بودن وی را داده‌اند.[۳۶]

تصرفات مرتدّ

تصرفات مرتدّ فطری در اموال- بنا بر قول به پذیرفته نشدن توبهٔ او و خروج وی از اهلیّت تملّک- نافذ و صحیح نیست،[۳۷] ولی بنا بر قول به پذیرفته شدن، تصرفات وی پس از توبه، صحیح است.[۳۸]

تصرفات مرتدّ ملی پس از توبه

تصرفات مرتدّ ملّی پس از توبه صحیح است، لیکن پیش از توبه و پس از حکم حاکم به ممنوعیّت وی از تصرف، نافذ نیست.

تصرفات مرتدّ ملی پیش از توبه

در این که تصرفات مرتدّ ملّی در اموال خود پیش از توبه و حکم حاکم به حجر صحیح است یا به نفس ارتداد، از تصرف ممنوع می‌شود، اختلاف است.

تصرفات غیر مالی مرتد ملی

تصرفات غیر مالی مرتدّ ملّی مانعی ندارد و در کلمات فقها نسبت به جواز و عدم جواز تصرف مرتدّ فطری، اشاره‌ای نشده است.[۳۹]

ضمان مرتدّ

مرتدّ اعم از ملّی و فطری در صورت اتلاف مال، جان و یا عضوی از اعضای مسلمان در هر صورت ضامن است، بر خلاف کافر حربی که بنا به تصریح برخی آنچه را از مسلمان در دارالحرب اتلاف کند ضامن نخواهد بود.[۴۰]

قصاص مرتدّ

اگر مرتدّ، ذمّی را بکشد، در قصاص او اختلاف است،[۴۱]ولی در صورت توبه و بازگشت به اسلام، قصاص نمی‌شود؛ هرچند باید دیه را پرداخت کند.[۴۲]
اگر ذمّی، مرتدّ را بکشد، قصاص می‌شود، ولی اگر مسلمان او را بکشد، قصاص نمی‌شود و در لزوم پرداخت دیه، اختلاف است.[۴۳]

ارث مرتدّ

مرتدّ از مسلمان ارث نمی‌برد، امّا مسلمان از او ارث می‌برد.

مرگ مرتد و عدم وجود ورثه مسلمان

اگر مرتد بمیرد و وارث مسلمان یا کسی که در حکم مسلمان است مانند کودک نداشته باشد، امام علیه‌السّلام وارث او است.[۴۴]

کیفر مرتدّ

کیفر مرتدّ ملّی- در صورتی که توبه نکند- و نیز مرتدّ فطری حتی در صورت توبه- به قول مشهور- قتل است، لیکن کیفر زن مرتد اعم از فطری و ملّی زندان است تا توبه کند یا بمیرد. در این که تنها امام یا نایب او حق اجرای حدّ را دارد یا برای دیگران نیز جایز می‌باشد، اختلاف است.[۴۵][۴۶][۴۷]

علل سخت گیری اسلام در ارتداد

شاید این سئوال مطرح باشد که علت این همه سخت‌گیری اسلام در مورد شخص مرتد چیست؟ و اگر اسلام معتقد به آزادی عقیده هست که هست، آیا احکام اسلام در مورد مرتد با مسئله آزادی عقیده در تعارض نیست؟

مقدمات پاسخ به این پرسش

برای پاسخ به این پرسش‌ها که عمدتا هم به عنوان شبهه در مورد احکام اسلامی از سوی دشمنان اسلام و روشن‌فکران متاثر از جهان غرب در اذهان جوانان ما القاء می‌شود باید به موارد زیر توجه کرد:

شرایط ویژه اسلام مبنی بر حکم به ارتداد

در وهله اول باید به این نکته توجه داشت که شخص مرتد به صرف شک و تردید اعدام نمی‌شود بلکه در صورتی این حکم در مورد او اجرا می‌شود که شخص با قول یا عملکرد کفرآمیز ارتداد خود را اظهار کند و راه عناد و کج‌روی پیش گرفته و در صدد تضعیف آئین اسلام برآید و الا کسی که در ظاهر شهادتین بر زبان جاری کرده تا زمانی که اظهار اسلام می‌کند کسی حق تعرض به او را ندارد.[۴۸][۴۹]]

عدم اجرای حکم ارتداد در صورت علنی نشدن

لذا مرتد در اصطلاح به کسی گفته می‌شود که بعد از قبول اسلام، با بلوغ و سلامت عقل و از روی عمد و اختیار به گفتار و کرداری در جامعه دست بزند که نشان دهنده تکذیب، استهزاء و تبلیغ علیه دین اسلام و ضروریات دینی باشد؛ بنابراین احکام ارتداد در مورد کسانی که رد و انکار خود را آشکار و علنی نمی‌کنند، اجراء نمی‌شود و از سوی دیگر از نظر اسلام تجسس در حریم خصوصی افراد و تفتیش عقاید حرام است.[۵۰]

قبول دین از روی تحقیق و انکار بعد از آن

بنابراین هرکس درانتخاب هر عقیده‌ای آزاد است ولی نمی‌تواند با بیان عقائد انحرافی و گمراه کننده هنجارهای اعتقادی جامعه اسلامی را بشکند. برخی معتقدند برای تحقق ارتداد شخص باید دین را به صورت تحقیقی پذیرفته باشد، نه این که انتخاب دین ازسوی او تقلیدی و ایمانش به دین غیر تحقیقی باشد. استاد جوادی آملی می‌فرماید: «ارتداد آن است که کسی محققانه دین را بپذیرد سپس دین را کنار گذارد. در ارتداد یک نکته مهم این است که شخص پیش از این دین را با برهان منطقی پذیرفته باشد. ... بنابراین ارتداد یعنی، کسی که یقین معرفت شناختی دارد با این حال دین را به بازی بگیرد و از آن اعلام بیزاری کند.»[۵۱]

سرچشمه گرفتن دین از منبع کمال مطلق

نکته قابل توجه دیگر این است که چون همه احکام اسلام از منبع علم و کمال مطلق الهی سرچشمه می‌گیرد لذا همه آنها تابع مصالح و مفاسد واقعی بندگان است. ازطرف دیگر عقل انسان به دلیل محدودیت خود امکان دسترسی به علت واقعی احکام را ندارد، بنابراین اگر در مواردی انسان به علت تشریع حکمی از سوی خداوند پی نبرد نباید در مقابل آن حکم موضع‌گیری کند و مثلا آن را غیرعقلانی یا خشن و غیرانسانی قلمداد کند، بلکه باید به حکم عقل در چنین مواردی تابع و تسلیم شرع باشد.

علل عنوان شده برای حکم اسلام به ارتداد

علاوه برمطالب ذکر شده، درمورد تشریع حکم مرتد و علت سخت‌گیری دین اسلام نسبت به این مسئله دلایلی ذکر شده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

بازداری از انتخاب کورکورانه

اسلام دینی است که از هرگونه تحمیل و اجبار در عقیده منع می‌کند و دعوت خود را مبتنی بر بینش و تعقل ساخته و از دین‌گرایی کورکورانه و تقلیدی محض نهی و نکوهش می‌کند؛ لذا بندگانی را که سخنان مختلف را می‌شنوند و بهترین آنها را انتخاب می‌کنند بشارت می‌دهد.[۵۲]
به همین دلیل اسلام فرصت تحقیق و بررسی به اشخاص می‌دهد تا بتوانند دین حق را انتخاب کنند. در روایت است که شخصی خدمت پیامبر آمد و از ایشان دو ماه فرصت تحقیق در مورد اسلام خواست و پیامبر به ایشان به جای دوماه، چهار ماه فرصت و امان برای تحقیق درمورد حقانیت دین اسلام دادند.[۵۳]
در کنار این دعوت آگاهانه و انتخاب‌گرانه، اسلام با بیان احکام ارتداد هشدار می‌دهد که هرگاه حقانیت اسلام را به خوبی شناخته و مسلمان شدید، دیگر نمی‌توانید از آن بازگردید. این سخت‌گیری سبب می‌شود تا مردم دین را امری ساده و تشریفاتی ندانند و در پذیرش و انتخاب آن نهایت دقت را بکنند.[۵۴]

جلوگیری از تحقیر و تضعیف عقاید دینی در جامعه

طبق بیان قرآن گروهی از اهل کتاب برای ایجاد تزلزل در عقاید مسلمانان و در نتیجه تضعیف پایه‌های نظام اسلامی، به هم کیشان خود سفارش می‌کردند که مسلمان شوند و پس از مدتی از اسلام دست بردارند تا به این وسیله مسلمانان را از دینشان بازگردانند.[۵۵][۵۶]
مسلما وضع و جعل احکام مرتد دشمنان اسلام را در تحقق این هدف شوم ناکام می‌گذاشت؛ و در جامعه جهانی امروز نیز دشمن از چنین ترفندهایی استفاده می‌کند.[۵۷][۵۸]]

پاسداری از نظام اسلامی

برخی از بزرگان در این مورد می‌فرمایند: «اگر در اسلام در امور مربوط به مرتد سخت گیری شدید کرده است، فلسفه مهمی داشته است و این موضوع جنبه سیاسی و عمیقی دارد.»[۵۹]
در واقع اگر قرار باشد ورود و خروج به اسلام، آزاد و بدون قانون باشد و خروج از آن هیچ سختی به دنبال نداشته باشد، دشمنان اسلام به آسانی وارد اردوگاه مسلمین شده پس از آگاهی بر اسرار مسلمانان و دست‌یابی به مقاصد شوم خود از آن خارج شوند و این مسئله جامعه اسلامی را در معرض فروپاشی قرار می‌دهد. اندیشمندانی مانند مارسل بوازار-استاد حقوق دانشگاه ژنو- می‌گوید: «علت سخت‌گیری اسلام دربارهٔ مرتد شاید بدان جهت باشد که درنظام حکومتی و سیستم اداری جوامع اسلامی، ایمان به خدا صرفا جنبه اعتقادی و درون قلبی ندارد، بلکه جزء بندهای پیوستگی امت و پایه‌های حکومت است، به طوری که با فقدان آن قوام و دوام جامعه اسلامی متلاشی می‌شود و مانند قتل یا فتنه و فساد است که نمی‌تواند قابل تحمل باشد.»[۶۰]

مصلحت شخصی مرتد و جامعه

اسلام زندگی انسان را محدود به زندگی دنیوی نمی‌داند بلکه زندگی واقعی انسان را زندگی اخروی می‌داند لذا درصدد نشان دادن راه سعادت ابدی به اوست و به همین دلیل با هرچیزی که مانع وصول انسان‌ها به این مقصود متعالی است به مبارزه برخاسته، به دنبال حذف و نابودی عوامل انحطاط و گمراهی انسان‌ها است. انسان مرتدی که از راه خدا و پیامبرش گریخته و با دین خدا به عناد می‌پردازد، چه بسا باعث گمراهی دیگر افراد جامعه شود.
این شخص هر لحظه از عمر خود را درجهت شقاوت و نگون‌بختی بیشتر سپری کرده، رنج و عذاب بیشتری را برای خود ذخیره می‌کند؛ بنابراین دوام زندگی چنین شخصی هم برای خودش زیان‌بار است و هم برای جامعه اسلامی و وضع مجازات اسلامی برای چنین شخصی از طرفی نقش بازدارنده برای برخی افراد جامعه دارد تا دنبال چنین سرنوشت شومی نباشند و از طرف دیگر اگر کسی به چنین راهی روی آورد، با اجرای حکم مرتد در موردش، هم خود او از شقاوت بیشتر رهایی می‌یابد و هم جامعه از گزند او مصون می‌ماند.[۶۱][۶۲]]

پا نویس

  1. المفردات فی غریب القران، ص۱۹۲–۱۹۳
  2. بقره /سوره۲، آیه۲۱۷
  3. تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۶۶
  4. تحریرالوسیله، ج۲، ص۴۹۴–۴۹۵
  5. سوره۴، آیه۱۵۰–۱۵۱
  6. سوره مائده، آیه۴۴
  7. دایرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۴۶۱–۴۶۲
  8. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۰۰.
  9. مجمع الفائدة، ج۳، ص۱۹۹
  10. جواهر الکلام، ج۶، ص۴۹
  11. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۰۲
  12. مستمسک العروة، ج۱، ص۳۷۸
  13. جواهر الکلام، ج۶، ص۴۹
  14. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۰۹
  15. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۱۰
  16. تحریرالوسیله، ج۲، ص۴۹۵
  17. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۰۰
  18. جواهرالکلام، ج۴۱، ص۶۱۱–۶۱۳
  19. جواهرالکلام، ج۴۱، ص۶۰۵
  20. جواهرالکلام، ج۶، ص۲۹۳–۲۹۸
  21. العروة الوثقی، ج۱، ص۱۴۱
  22. جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۴
  23. جواهر الکلام، ج۹، ص۱۲۰
  24. جواهر الکلام، ج۱۶، ص۳۲۷
  25. العروة الوثقی، ج۲، ص۴۶۶
  26. جواهر الکلام، ج۱۶، ص۳۲۷
  27. جواهر الکلام، ج۱۷، ص۳۰۴
  28. العروة الوثقی، ج۲، ص۴۶۶
  29. جواهر الکلام، ج۹، ص۱۲۱
  30. العروة الوثقی، ج۲، ص۴۶۶
  31. جواهر الکلام، ج۳۰، ص۴۷–۵۰
  32. عروة الوثقی، ج۱، ص۲۷۲
  33. جواهر الکلام، ج۳۰، ص۴۸
  34. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۲۹
  35. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۱۶
  36. الدروس، ج۲، ص۵۴
  37. المهذّب البارع، ج۴، ص۳۴۲
  38. مستمسک العروة، ج۲، ص۱۲۰
  39. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۲۰
  40. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۲۵
  41. جواهر الکلام، ج۴۲، ص۱۶۳
  42. جواهر الکلام، ج۴۲، ص۱۶۴
  43. جواهر الکلام، ج۴۲، ص۱۶۵
  44. جواهر الکلام، ج۳۹، ص۱۵–۱۷
  45. المبسوط، ج۷، ص۲۸۲
  46. الدروس، ج۲، ص۵۲
  47. الجامع للشرائع، ص۵۶۷
  48. دایرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۴۶۸
  49. کلام فلسفی، محمدحسن قدردان قراملکی، ص۵۱۲
  50. دین وآزادی، محمدتقی مصباح یزدی، ص۱۰۵–۱۰۶
  51. روزنامه جمهوری اسلامی، ویژه نامه صحیفه حوزه، ش۴۸، ۳۰اردیبهشت ماه ۱۳۸۱، ص۱۴
  52. سوره زمر، آیه۱۸
  53. اسدالغابة، ج۳، ص۲۲
  54. پرسش‌ها وپاسخ‌های دانشجویی، ص۳۱۷
  55. سوره آل عمران، آیه۷۲
  56. مجمع البیان، ج۲، ص۳۲۲
  57. پرسش‌ها وپاسخ‌های دانشجویی، ص۳۱۴–۳۱۵
  58. دایرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۴۷۹
  59. مجله مکتب اسلام، تیرماه سال ۱۳۶۳، ص۱۱
  60. ارتداد دراسلام، عیسی ولایتی، ص۲۵۰
  61. پرسش‌ها وپاسخ‌های دانشجویی، ص۳۱۳
  62. کلام فلسفی، ص۵۱۳–۵۱۴
منبع: سایت ویکی فقه - 1395/02/21
بازگشت به ارتداد