فرهنگ مصادیق:چرا آرزوی طولانی مذمت شده؟: تفاوت بین نسخهها
جز (Golafshan صفحهٔ چرا آرزوی طولانی مذمت شده؟ را به فرهنگ مصادیق:چرا آرزوی طولانی مذمت شده؟ منتقل کرد) |
|||
| سطر ۳: | سطر ۳: | ||
وقتی صحبت از امید و آرزو میشود همه از آن به نیکی یاد میکنند و با این جمله که «انسان به آرزو زنده است» مهر تاییدی بر نیک نامی آرزو میزنند. در مقابل این باور، برخی گزارهای دینی وجود دارند که از آرزو به نیک نامی یاد نکرده و در مواردی به نکوهش آن پرداختهاند. قرآن و نهج البلاغه از منابعی هستند که این گزارهها در آن به چشم میخورد.<br/> | وقتی صحبت از امید و آرزو میشود همه از آن به نیکی یاد میکنند و با این جمله که «انسان به آرزو زنده است» مهر تاییدی بر نیک نامی آرزو میزنند. در مقابل این باور، برخی گزارهای دینی وجود دارند که از آرزو به نیک نامی یاد نکرده و در مواردی به نکوهش آن پرداختهاند. قرآن و نهج البلاغه از منابعی هستند که این گزارهها در آن به چشم میخورد.<br/> | ||
قرآن کریم دربارهٔ کسانی که در [[لجاجت]] و مخالفت با آیات روشن الهی اصرار میورزند به پیامبر خدا میفرماید:<br/> | قرآن کریم دربارهٔ کسانی که در [[لجاجت]] و مخالفت با آیات روشن الهی اصرار میورزند به پیامبر خدا میفرماید:<br/> | ||
| − | ذَرْهُمْ | + | ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ<ref>سوره حجر، آیه 3.</ref> ؛ اینها را به حال خود واگذار تا بخورند و از لذتهای این زندگی ناپایدار بهره گیرند و آرزوها آنها را از این واقعیت بزرگ غافل سازد ولی بزودی خواهند فهمید.<br/> |
امیرمومنان علیه السلام نیز در نهج البلاغه میفرماید:<br/> | امیرمومنان علیه السلام نیز در نهج البلاغه میفرماید:<br/> | ||
اعْلَمُوا أَنَّ الْأَمَلَ یُسْهِی الْعَقْلَ وَ یُنْسِی الذِّکْرَ فَأَکْذِبُوا الْأَمَلَ فَإِنَّهُ غُرُورٌ وَ صَاحِبُهُ مَغْرُورٌ <ref>نهج البلاغه، خطبه 86.</ref> ؛ بدانید که آرزو عقل را به خطا میاندازد و یاد خدا را به فراموشی میسپارد؛ پس در پی آرزو نروید که فریبنده است و صاحبش فریب خورده است.<br/> | اعْلَمُوا أَنَّ الْأَمَلَ یُسْهِی الْعَقْلَ وَ یُنْسِی الذِّکْرَ فَأَکْذِبُوا الْأَمَلَ فَإِنَّهُ غُرُورٌ وَ صَاحِبُهُ مَغْرُورٌ <ref>نهج البلاغه، خطبه 86.</ref> ؛ بدانید که آرزو عقل را به خطا میاندازد و یاد خدا را به فراموشی میسپارد؛ پس در پی آرزو نروید که فریبنده است و صاحبش فریب خورده است.<br/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۲۰
نویسنده: امید پیشگر
وقتی صحبت از امید و آرزو میشود همه از آن به نیکی یاد میکنند و با این جمله که «انسان به آرزو زنده است» مهر تاییدی بر نیک نامی آرزو میزنند. در مقابل این باور، برخی گزارهای دینی وجود دارند که از آرزو به نیک نامی یاد نکرده و در مواردی به نکوهش آن پرداختهاند. قرآن و نهج البلاغه از منابعی هستند که این گزارهها در آن به چشم میخورد.
قرآن کریم دربارهٔ کسانی که در لجاجت و مخالفت با آیات روشن الهی اصرار میورزند به پیامبر خدا میفرماید:
ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ[۱] ؛ اینها را به حال خود واگذار تا بخورند و از لذتهای این زندگی ناپایدار بهره گیرند و آرزوها آنها را از این واقعیت بزرگ غافل سازد ولی بزودی خواهند فهمید.
امیرمومنان علیه السلام نیز در نهج البلاغه میفرماید:
اعْلَمُوا أَنَّ الْأَمَلَ یُسْهِی الْعَقْلَ وَ یُنْسِی الذِّکْرَ فَأَکْذِبُوا الْأَمَلَ فَإِنَّهُ غُرُورٌ وَ صَاحِبُهُ مَغْرُورٌ [۲] ؛ بدانید که آرزو عقل را به خطا میاندازد و یاد خدا را به فراموشی میسپارد؛ پس در پی آرزو نروید که فریبنده است و صاحبش فریب خورده است.
در برابر این طیف، روایاتی هم داریم که از آرزو به نیکی یاد کردهاند؛ مانند این روایت که رسول خدا میفرماید:
إنَّمَا الأَمَلُ رَحمَهٌ مِنَ اللّهِ لِامَّتی؛ لَولَا الأَمَلُ ما أرضَعَت امٌّ وَلَداً و لا غَرَسَ غارِسٌ شَجَراً [۳] ؛ آرزو، در حقیقت، رحمتی از جانب خداوند برای امّت من است. اگر آرزو نبود، هیچ مادری فرزندی را شیر نمیداد و هیچ باغبانی، نهالی نمیکاشت.
این دوگانگی ظاهری وقتی رخت برمی بندد و جای خود را به اتحاد میدهد که بدانیم:
آرزو بر دو قسم است یکی خوب، یکی بد. آرزویی خوب است که انسان را از یأس و ناامیدی رهانده بسان موتوری او را به جلو پیش بَرَد و قدم به قدم به اهداف والای انسانی نزدیک کند. آرزویی هم که چون قرصهای روان گردان، انسان را غرق در اوهام و خیالات کند و او را از واقعیتهای زندگی و اهداف مفید و سازنده دور سازد، آرزوی بد است.
اگر هدفی ترسیم کردهایم و برای رسیدن به آن تلاش میکنیم و یا آرزویی در سر میپرورانیم و برای تحقق آن دست به کار شدهایم؛ اما با کمی دقت در کار خود و یا گوشزد دیگران متوجه میشویم که از یاد خدا و آخرت فاصله گرفتهایم و در عمل توجهی به حلال و حرام بودن کار انجام شده نداریم بدانیم که آن هدف و آن آرزو، مذموم است و نیاز به بازنگری کلی و یا جزئی دارد تا اصلاح شود
با دقت در تعابیر امیرمومنان در نهج البلاغه معیار این خوب و بد بودن روشن میشود. از نظر آن حضرت، شاخصه آرزوی مذموم، طولانی بودن آن است که با عبارت «طُولُ الْأَمَل» از آن یاد شده است. امام در نکوهش چنین آرزویی میفرماید:
ای مردم! من برای شما نسبت به دو چیز بیش از هر چیز دیگری نگرانم: یکی پیروی از هوای نفس و دیگری آرزوی طولانی (اتِّبَاعُ الْهَوَی وَ طُولُ الْأَمَل) که پیروی از هوای نفس، آدمی را از پیمودن راه حق باز میدارد و بلندی آرزو، آخرت را از یاد انسان میبرد. [۴]
آن حضرت در کلامی دیگر میفرماید:
مَنْ أَطَالَ الْأَمَلَ أَسَاءَ الْعَمَل [۵] ؛ آنکه آرزویی طولانی کند کردارش زشت شود.
اما اینکه چگونه این نوع آرزو را بشناسیم و آن را ترسیم هدف و چشم انداز برنامه اشتباه نگیریم سوال مهمی است که در کلام امام نشانههای آن بیان شده است. آن حضرت برای این نوع آرزو، پیامدهایی را ذکر میکند که خود میتواند بهترین نشانه برای شناخت آن باشد.
نشانه اول: فراموشی آخرت یکی از پیامدهای آرزوی طولانی و مذموم که نشانهای خوب برای شناخت آن است فراموشی آخرت است (وَ أَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَیُنْسِی الْآخِرَهَ).
اما اینکه این فرآیند چگونه رخ میدهد و این چه ارتباطی با آن دارد؛ سوالی است که در پاسخ آن گفتهاند:
آرزوهای دور و دراز به این دلیل موجب فراموشی آخرت میشود که تمام نیروهای انسان را به خود جلب میکند و با توجه به این که نیروی انسان به هر حال محدود است؛ هنگامی که آن را در مسیر آرزوهای بی پایان سرمایه گذاری کند چیزی برای سرمایه گذاری در طریق آخرت نخواهد داشت، به خصوص این که دامنه آرزوها هرگز محدود نمیشود و طبیعت آنها این است که هر زمان انسان به یکی از آرزوهایش جامه عمل میپوشاند آتش عشق آرزوی دیگری در دل او زبانه میکشد و نیروهایش را برای وصول به آن بسیج میکند؛ بلکه گاه رسیدن به یک آرزو سبب دلبستگی به چند آرزوی دیگر میشود، چون معمولا آرزوها به یکدیگر پیوند خوردهاند، با توجه به این واقعیتها نه وقتی برای او باقی میماند و نه نیرو و امکانی و نه حتّی حال و حوصلهای که به آخرتش بپردازد! [۶]
نشانه دوم: کردار بد یکی دیگر از پیامدهای آرزوی طولانی و مذموم که در عمل خود را نشان میدهد کردار بد است (مَنْ أَطَالَ الْأَمَلَ أَسَاءَ الْعَمَل).
آرزویی که انسان را از مسیر بندگی خدا و رعایت حلال و حرام الهی منحرف کرده و او را برای رسیدن به خود به هر کاری وادارد از نظر امیرمومنان آرزویی مذموم است و از قماش طول الامل.
بنابراین آرزوها، انگیزه حرکت انسان برای هرگونه فعالیت اند؛ جوانی که آرزو دارد به مقامات عالیه علمی برسد تلاش و کوشش را در فراگیری علم افزایش میدهد، کشاورزی که آرزو دارد مزارع پربار و باغهای سرشار از برکات مادی داشته باشد در امر کشاورزی فعالیت میکند و مادری که آرزو دارد جوان برومندی در سنین آخر عمر در کنار او باشد در حفظ و تربیت فرزندش میکوشد.
ولی هرگاه آرزو از حد اعتدال خارج شود و انسان به سراغ امور دست نیافتنی و یا غیر ضرروی و خارج از حد نیاز برود، طبیعی است که باید تمام تلاش و کوشش خود را برای رسیدن به آن بگذارد و همه چیز جز آن را فراموش کند و شب و روز به دنبال آن بدود.
چنین کسی از یک سو آخرت را به کلی به دست فراموشی میسپارد و از سوی دیگر برای رسیدن به هدف خود هر وسیلهای را مباح میشمرد و از سوی سوم در مقابل هر کس خضوع ذلیلانه میکند و سرانجام گرفتار «سوء العمل» میشود که امام در جمله حکمت آمیز بالا به آن اشاره فرمود.
آرزوهای دور و دراز به این دلیل موجب فراموشی آخرت میشود که تمام نیروهای انسان را به خود جلب میکند و با توجه به این که نیروی انسان به هر حال محدود است؛ هنگامی که آن را در مسیر آرزوهای بی پایان سرمایه گذاری کند چیزی برای سرمایه گذاری در طریق آخرت نخواهد داشت، به خصوص این که دامنه آرزوها هرگز محدود نمیشود و طبیعت آنها این است که هر زمان انسان به یکی از آرزوهایش جامه عمل میپوشاند آتش عشق آرزوی دیگری در دل او زبانه میکشد و نیروهایش را برای وصول به آن بسیج میکند؛ بلکه گاه رسیدن به یک آرزو سبب دلبستگی به چند آرزوی دیگر میشود در حالی که اگر دامنه آرزو را کوتاه میکرد و به آنچه مورد نیازش بود قناعت مینمود، وقت کافی برای رسیدن به وظایف الهی و اندوختن ذخیرههای آخرت پیدا میکرد و از آلوده شدن به حرام در امان میماند و عزت و کرامت خود را بر باد نمیداد. [۷]
برای همین است که امام از کوتاهی آرزو (قَصر الأمل) به نیکی یاد میکند و آن را یکی از نشانههای زهد و بی رغبتی به دنیا بیان میدارد:
أَیُّهَا النَّاسُ الزَّهَادَهُ قِصَرُ الْأَمَلِ وَ الشُّکْرُ عِنْدَ النِّعَمِ وَ التَّوَرُّعُ عِنْدَ الْمَحَارِمِ [۸] ؛ ای مردم، زهد عبارت از کوتاهی آرزو، شکر نزد نعمت، و کناره گیری از محرمات است.
نتیجه اینکه در منابعی مانند قرآن و نهج البلاغه آرزویی نکوهش میشود که بازدارنده؛ بلکه دور کننده انسان از انسان شدن است و در مقابل آرزویی ارجمند است و به آن تشویق میشود که انسان را به سوی انسان شدن حرکت دهد. پس اگر هدفی ترسیم کردهایم و برای رسیدن به آن تلاش میکنیم و یا آرزویی در سر میپرورانیم و برای تحقق آن دست به کار شدهایم؛ اما با کمی دقت در کار خود و یا گوشزد دیگران متوجه میشویم که از یاد خدا و آخرت فاصله گرفتهایم و در عمل توجهی به حلال و حرام بودن کار انجام شده نداریم بدانیم که آن هدف و آن آرزو، مذموم است و نیاز به بازنگری کلی و یا جزئی دارد تا اصلاح شود و اگر این نشانهها را ندارد و یاد خدا و آخرت در دل زنده است و در رفتار هم مراقبت جدی نسبت به حرامهای الهی وجود دارد بدانیم که این آرزو و چشم انداز همان است که مورد تشویق و ترغیب اولیای الهی است.







