فرهنگ مصادیق:اجراي حدود در عصر غيبت: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح ارقام)
 
(۶ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
<div class="head1">اجراي حدود در عصر غيبت</div>
+
<div class="head1">اجرای حدود در عصر غیبت</div>
 
+
نظر مراجع و علماي محترم درباره اجراي حدود در عصر غيبت چيست؟ آيا در مسائل کلامي و اصولي چنين چيزي هست که اگر حکمي مثلا مجازات حد، اجرايش فايده اي نداشت بايد اجراي آن را متوقف کرد يا بايد مطلقا اجرا شود ولو هيچ فايده اي بر آن مترتب نباشد؟ لطفا مرا راهنمايي نماييد.<br />
+
 
+
اولا: در بينش الهي اجراي حدود الهي يکي از ضروري ترين و حياتي ترين مسائل اجتماعي و از وظايف مهم حکومت اسلامي است. بدون اجراي حدود، دوام و بقاي جامعه اسلامي تضمين نخواهد شد و هر نوع تأخير، تعديل و تخفيف در آن به مثابه تعطيل قانون الهي و در حقيقت يک نوع نافرماني در مقابل احکام الهي و اسلامي است. امام صادق(ع) در اهميت اجراي حدود مي فرمايد: «حد يقام في الارض ازکي فيها من مطر اربعين ليله و ايامها»؛ حدي که در روي زمين اجرا شود از باران چهل شبانه روز پاکيزه تر است.»، <ref>وسائل الشيعه، ج 18، ص 308 و فروع کافي، ج 7، ص 174</ref><br />
+
با اين همه، دين مبين اسلام عليرغم اهتمام شديد به اجراي حدود الهي در جامعه اسلامي، به موضوعات مهم ديگري نيز اهميت داده ؛ از قبيل رعايت کرامت و شخصيت انساني و توجه به اجراي دقيق عدالت حتي در مورد متهمين، ميزان رعايت اولويت ها و مصالح اهم جامعه اسلامي در تزاحم ميان احکام و...<br />
+
بر اين اساس در فقه اسلامي و قوانين کيفري اسلام وقتي فرد، مستحق مجازات و اجراي حدود است که ارتکاب جرم توسط وي بر اساس معيارها و شرايط مشخص شده، به اثبات رسيده باشد<br />
+
ثانيا: اجراى حدود مثل قطع دست دزد داراى شرايط بسيار متعددي است ( حدود بيست شرط ) که تا آن شرايط جمع نشود، نمى‏توان آن حد را جارى كرد؛به عنوان نمونه برخي از اين شرايط عبارتند از :<br />
+
۱- بالغ باشد،۲- عاقل باشد،۳- با اختيار دزدى كرده واو را مجبور نكرده باشند،۴- مضطر نباشد، مثل كسى كه در زمان قحطى براى سدّ جوع و نجات از مرگ مجبور شده است از انبار غذا سرقت كند،۵- چيزى را كه دزديده، در انبار يا صندوق و جاى دربسته بوده و قفل را شكسته باشد. اگر كس ديگرى قفل و در را شكسته باشد و فرد از آنجا چيزى دزديده، دست او قطع نمى‏شود،۶- خود دزد آن چيز را از محلى كه مال در آن جا بوده، خارج كند، پس اگر به وسيله طناب آن شى‏ء را ببندد و خودش بيرون باشد و آن راببرد، حدّ بر او جارى نمى‏شود،۷- دزد، پدر مال باخته نباشد، يعنى اگر پدر از مال پسرش دزدى كرد، دست پدر را قطع نمى‏كنند،۸- مخفيانه قفل و در را بشكند و مال را بدزدد، پس اگر آشكارا و در جلوى چشم افراد باشد، حكم قطع يد بر او جارى نمى‏شود. ۹ -حد سرقت، در صورتي ثابت مي شود که سارق دو مرتبه اقرار کند و يا اينکه دو نفر شاهد عادل به جرم او گواهي دهند. و حتي اگر قبل از اقرار و يا گواهي شهود، توبه کند، حد از او ساقط مي شود،۱۰- اگر موضوع سرقت با تمامي شرايط از طريق اقرار سارق يا شهود، نزد حاکم ثابت شود، تا زماني که کسي که از او دزدي شده، سارق را نزد حاکم نبرد، دست دزد قطع نمي شود و اگر قبل از بردن نزد حاکم، او را عفو نمايد، حد ساقط مي شود و...<ref>ر.ک : ترجمه تحريرالوسيله، حضرت امام خميني(ره)، دفتر انتشارات اسلامي، ج 4، ص 233</ref>.<br />
+
وقتى همه شرايط جمع شد و دزدى با اقرار سارق و يا شهادت دو نفر عادل ثابت شد حدّ جارى مى‏شود.<br />
+
خواهيدگفت چرا اسلام اين اندازه شرط و شروط كرده است، جوابش اين است كه اسلام نسبت به آبروى افراد اهميت مى‏دهد. در هر صورت محروم كردن يك انسان براى هميشه كار ساده‏اى نيست و از طرفى عطوفت و مهربانى خداوندنسبت به بندگانش باعث شده است تا اين اندازه رعايت افراد بشود. البته هر كجا هم با مجموع شرايط ثابت شد، حد جارىمى‏شود . اما در برخي موارد به دليل عدم تحقق يکي از شرايط سرقت , مجازات حدي به مجازات تعزيري تبديل مي شود. <ref>مواد 198، 200 و 202 قانون مجازات اسلامي، مصوب 1370</ref><br />
+
ثالثا: بنابراين اگر مشاهده مي شود اين حکم به صورت گسترده در جامعه انجام نمي شود تا حد زيادي به مطالب فوق باز مي گردد. در کنار اين، بايد به واقعيت مهم ديگري نيز توجه داشت و آن وجود برخي موانع ناشي از فشارهاي بين المللي است که به غلط تحت عنوان دفاع از حقوق بشر مطرح گرديده و با استفاده سياسي از آن سعي در نشان دادن چهره اي خشن و نامطلوب از تعاليم عاليه اسلام در نزد افکار عمومي جهان داشته و بر اين اساس محدوديتهاي زيادي را بر عليه نظام اسلامي اعمال مي دارند. نظام اسلامي ضمن مقاومت شديد در برابر اين فشارها، در برخي موارد که مصالح و اولويت ها اقتضا کند در کوتاه مدت و به صورت مقطعي مي تواند از اجراي برخي حدود صرف نظر نمايد. حضرت امام خميني(ره) مي فرمايند: «حکومت که شعبه اي از ولايت مطلقه رسول الله(ص) است يکي از احکام اوليه اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعيه حتي نماز و روزه و حج است ... حکومت مي تواند هر امري را چه عبادي و يا غير عبادي که جريان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن مادام که چنين است، جلوگيري کند...»، <ref>صحيفه نور، امام خميني(ره)، ج 2، ص 170 </ref><br />
+
پس روشن است که حکومت اسلامی بنا بر دليل ثانوی می تواند اجرای حدود را در شرايطي موقتا تعطيل كند يا به تأ خير بيندازد.<br />
+
 
+
  
 +
== سؤال ==
 +
نظر مراجع و علمای محترم دربارهٔ اجرای حدود در عصر غیبت چیست؟<br />
 +
آیا در مسائل کلامی و اصولی چنین چیزی هست که اگر حکمی مثلا مجازات حد، اجرایش فایده‌ای نداشت باید اجرای آن را متوقف کرد یا باید مطلقا اجرا شود ولو هیچ فایده‌ای بر آن مترتب نباشد؟ لطفا مرا راهنمایی نمایید.<br />
 +
== پاسخ ==
 +
اولا: در بینش الهی اجرای حدود الهی یکی از ضروری‌ترین و حیاتی‌ترین مسائل اجتماعی و از وظایف مهم حکومت اسلامی است. بدون اجرای حدود، دوام و بقای جامعه اسلامی تضمین نخواهد شد و هر نوع تأخیر، تعدیل و تخفیف در آن به مثابه تعطیل قانون الهی و در حقیقت یک نوع نافرمانی در مقابل احکام الهی و اسلامی است.<br />
 +
امام صادق (علیه السلام) در اهمیت اجرای حدود می‌فرماید: «حد یقام فی الارض ازکی فیها من مطر اربعین لیله و ایامها»؛ حدی که در روی زمین اجرا شود از باران چهل شبانه روز پاکیزه تر است».<ref>وسائل الشیعه، ج 18، ص 308 و فروع کافی، ج 7، ص 174</ref><br />
 +
با این همه، دین مبین اسلام علی رغم اهتمام شدید به اجرای حدود الهی در جامعه اسلامی، به موضوعات مهم دیگری نیز اهمیت داده ؛ از قبیل رعایت کرامت و شخصیت انسانی و توجه به اجرای دقیق عدالت حتی در مورد متهمین، میزان رعایت اولویت‌ها و مصالح اهم جامعه اسلامی در تزاحم میان احکام و...<br />
 +
بر این اساس در فقه اسلامی و قوانین کیفری اسلام وقتی فرد، مستحق مجازات و اجرای حدود است که ارتکاب جرم توسط وی بر اساس معیارها و شرایط مشخص شده، به اثبات رسیده باشد<br />
 +
ثانیا: اجرای حدود مثل قطع دست دزد دارای شرایط بسیار متعددی است (حدود بیست شرط) که تا آن شرایط جمع نشود، نمی‌توان آن حد را جاری کرد؛ به عنوان نمونه برخی از این شرایط عبارتند از :<br />
 +
=== شرایط اجرای حد ===
 +
۱- بالغ باشد.<br />
 +
۲- عاقل باشد.<br />
 +
۳- با اختیار دزدی کرده و او را مجبور نکرده باشند.<br />
 +
۴- مضطر نباشد، مثل کسی که در زمان قحطی برای سدّ جوع و نجات از مرگ مجبور شده است از انبار غذا سرقت کند.<br />
 +
۵- چیزی را که دزدیده، در انبار یا صندوق و جای دربسته بوده و قفل را شکسته باشد. اگر کس دیگری قفل و در را شکسته باشد و فرد از آنجا چیزی دزدیده، دست او قطع نمی‌شود.<br />
 +
۶- خود دزد آن چیز را از محلی که مال در آن جا بوده، خارج کند، پس اگر به وسیله طناب آن شی‌ء را ببندد و خودش بیرون باشد و آن را ببرد، حدّ بر او جاری نمی‌شود.<br />
 +
۷- دزد، پدر مال باخته نباشد، یعنی اگر پدر از مال پسرش دزدی کرد، دست پدر را قطع نمی‌کنند.<br />
 +
۸- مخفیانه قفل و در را بشکند و مال را بدزدد، پس اگر آشکارا و در جلوی چشم افراد باشد، حکم قطع ید بر او جاری نمی‌شود.<br />
 +
۹ -حد سرقت، در صورتی ثابت می‌شود که سارق دو مرتبه اقرار کند و یا اینکه دو نفر شاهد عادل به جرم او گواهی دهند و حتی اگر قبل از اقرار و یا گواهی شهود، توبه کند، حد از او ساقط می‌شود.<br />
 +
۱۰- اگر موضوع سرقت با تمامی شرایط از طریق اقرار سارق یا شهود، نزد حاکم ثابت شود، تا زمانی که کسی که از او دزدی شده، سارق را نزد حاکم نبرد، دست دزد قطع نمی‌شود و اگر قبل از بردن نزد حاکم، او را عفو نماید، حد ساقط می‌شود و...<ref>ر.ک : ترجمه تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی(ره)، دفتر انتشارات اسلامی، ج 4، ص 233</ref>.<br />
 +
وقتی همه شرایط جمع شد و دزدی با اقرار سارق و یا شهادت دو نفر عادل ثابت شد حدّ جاری می‌شود.<br />
 +
خواهید گفت چرا اسلام این اندازه شرط و شروط کرده است؟ جوابش این است که اسلام نسبت به آبروی افراد اهمیت می‌دهد. در هر صورت محروم کردن یک انسان برای همیشه کار ساده‌ای نیست و از طرفی عطوفت و مهربانی خداوند نسبت به بندگانش باعث شده است تا این اندازه رعایت افراد بشود. البته هر کجا هم با مجموع شرایط ثابت شد، حد جاری می‌شود.<br />
 +
اما در برخی موارد به دلیل عدم تحقق یکی از شرایط سرقت، مجازات حدی به مجازات تعزیری تبدیل می‌شود. <ref>مواد 198، 200 و 202 قانون مجازات اسلامی، مصوب 1370</ref><br />
 +
ثالثا: بنابراین اگر مشاهده می‌شود این حکم به صورت گسترده در جامعه انجام نمی‌شود تا حد زیادی به مطالب فوق باز می‌گردد.<br />
 +
در کنار این، باید به واقعیت مهم دیگری نیز توجه داشت و آن وجود برخی موانع ناشی از فشارهای بین المللی است که به غلط تحت عنوان [[دفاع]] از حقوق بشر مطرح گردیده و با استفاده سیاسی از آن سعی در نشان دادن چهره‌ای خشن و نامطلوب از تعالیم عالیه اسلام در نزد افکار عمومی جهان داشته و بر این اساس محدودیتهای زیادی را بر علیه نظام اسلامی اعمال می‌دارند.<br />
 +
نظام اسلامی ضمن مقاومت شدید در برابر این فشارها، در برخی موارد که مصالح و اولویت‌ها اقتضا کند در کوتاه مدت و به صورت مقطعی می‌تواند از اجرای برخی حدود صرف نظر نماید.<br />
 +
حضرت امام خمینی(ره) می‌فرمایند: «حکومت که شعبه‌ای از ولایت مطلقه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) است یکی از احکام اولیه اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعیه حتی نماز و [[روزه]] و [[حج]] است ... حکومت می‌تواند هر امری را چه عبادی و یا غیر عبادی که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن مادام که چنین است، جلوگیری کند...».<ref>صحیفه نور، امام خمینی(ره)، ج 2، ص 170 </ref><br />
 +
پس روشن است که حکومت اسلامی بنا بر دلیل ثانوی می‌تواند [[اجرای حدود]] را در شرایطی موقتا تعطیل کند یا به تأ خیر بیندازد.<br />
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> پرسمان دانشجویی: http://maaref.porsemani.ir/node/4107</span></div>
+
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://maaref.porsemani.ir/node/4107 پرسمان دانشجویی] تاریخ برداشت: ۹۵/۰۶/۲۳ </span></div>
 
<div class="hold">
 
<div class="hold">
 
<div class="return">بازگشت به [[اجرای حدود]] | [[افزودن بر حدود الهی]] |  [[کاستن از حدود الهی]]</div>
 
<div class="return">بازگشت به [[اجرای حدود]] | [[افزودن بر حدود الهی]] |  [[کاستن از حدود الهی]]</div>
 
</div>
 
</div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۵۳

اجرای حدود در عصر غیبت

سؤال

نظر مراجع و علمای محترم دربارهٔ اجرای حدود در عصر غیبت چیست؟
آیا در مسائل کلامی و اصولی چنین چیزی هست که اگر حکمی مثلا مجازات حد، اجرایش فایده‌ای نداشت باید اجرای آن را متوقف کرد یا باید مطلقا اجرا شود ولو هیچ فایده‌ای بر آن مترتب نباشد؟ لطفا مرا راهنمایی نمایید.

پاسخ

اولا: در بینش الهی اجرای حدود الهی یکی از ضروری‌ترین و حیاتی‌ترین مسائل اجتماعی و از وظایف مهم حکومت اسلامی است. بدون اجرای حدود، دوام و بقای جامعه اسلامی تضمین نخواهد شد و هر نوع تأخیر، تعدیل و تخفیف در آن به مثابه تعطیل قانون الهی و در حقیقت یک نوع نافرمانی در مقابل احکام الهی و اسلامی است.
امام صادق (علیه السلام) در اهمیت اجرای حدود می‌فرماید: «حد یقام فی الارض ازکی فیها من مطر اربعین لیله و ایامها»؛ حدی که در روی زمین اجرا شود از باران چهل شبانه روز پاکیزه تر است».[۱]
با این همه، دین مبین اسلام علی رغم اهتمام شدید به اجرای حدود الهی در جامعه اسلامی، به موضوعات مهم دیگری نیز اهمیت داده ؛ از قبیل رعایت کرامت و شخصیت انسانی و توجه به اجرای دقیق عدالت حتی در مورد متهمین، میزان رعایت اولویت‌ها و مصالح اهم جامعه اسلامی در تزاحم میان احکام و...
بر این اساس در فقه اسلامی و قوانین کیفری اسلام وقتی فرد، مستحق مجازات و اجرای حدود است که ارتکاب جرم توسط وی بر اساس معیارها و شرایط مشخص شده، به اثبات رسیده باشد
ثانیا: اجرای حدود مثل قطع دست دزد دارای شرایط بسیار متعددی است (حدود بیست شرط) که تا آن شرایط جمع نشود، نمی‌توان آن حد را جاری کرد؛ به عنوان نمونه برخی از این شرایط عبارتند از :

شرایط اجرای حد

۱- بالغ باشد.
۲- عاقل باشد.
۳- با اختیار دزدی کرده و او را مجبور نکرده باشند.
۴- مضطر نباشد، مثل کسی که در زمان قحطی برای سدّ جوع و نجات از مرگ مجبور شده است از انبار غذا سرقت کند.
۵- چیزی را که دزدیده، در انبار یا صندوق و جای دربسته بوده و قفل را شکسته باشد. اگر کس دیگری قفل و در را شکسته باشد و فرد از آنجا چیزی دزدیده، دست او قطع نمی‌شود.
۶- خود دزد آن چیز را از محلی که مال در آن جا بوده، خارج کند، پس اگر به وسیله طناب آن شی‌ء را ببندد و خودش بیرون باشد و آن را ببرد، حدّ بر او جاری نمی‌شود.
۷- دزد، پدر مال باخته نباشد، یعنی اگر پدر از مال پسرش دزدی کرد، دست پدر را قطع نمی‌کنند.
۸- مخفیانه قفل و در را بشکند و مال را بدزدد، پس اگر آشکارا و در جلوی چشم افراد باشد، حکم قطع ید بر او جاری نمی‌شود.
۹ -حد سرقت، در صورتی ثابت می‌شود که سارق دو مرتبه اقرار کند و یا اینکه دو نفر شاهد عادل به جرم او گواهی دهند و حتی اگر قبل از اقرار و یا گواهی شهود، توبه کند، حد از او ساقط می‌شود.
۱۰- اگر موضوع سرقت با تمامی شرایط از طریق اقرار سارق یا شهود، نزد حاکم ثابت شود، تا زمانی که کسی که از او دزدی شده، سارق را نزد حاکم نبرد، دست دزد قطع نمی‌شود و اگر قبل از بردن نزد حاکم، او را عفو نماید، حد ساقط می‌شود و...[۲].
وقتی همه شرایط جمع شد و دزدی با اقرار سارق و یا شهادت دو نفر عادل ثابت شد حدّ جاری می‌شود.
خواهید گفت چرا اسلام این اندازه شرط و شروط کرده است؟ جوابش این است که اسلام نسبت به آبروی افراد اهمیت می‌دهد. در هر صورت محروم کردن یک انسان برای همیشه کار ساده‌ای نیست و از طرفی عطوفت و مهربانی خداوند نسبت به بندگانش باعث شده است تا این اندازه رعایت افراد بشود. البته هر کجا هم با مجموع شرایط ثابت شد، حد جاری می‌شود.
اما در برخی موارد به دلیل عدم تحقق یکی از شرایط سرقت، مجازات حدی به مجازات تعزیری تبدیل می‌شود. [۳]
ثالثا: بنابراین اگر مشاهده می‌شود این حکم به صورت گسترده در جامعه انجام نمی‌شود تا حد زیادی به مطالب فوق باز می‌گردد.
در کنار این، باید به واقعیت مهم دیگری نیز توجه داشت و آن وجود برخی موانع ناشی از فشارهای بین المللی است که به غلط تحت عنوان دفاع از حقوق بشر مطرح گردیده و با استفاده سیاسی از آن سعی در نشان دادن چهره‌ای خشن و نامطلوب از تعالیم عالیه اسلام در نزد افکار عمومی جهان داشته و بر این اساس محدودیتهای زیادی را بر علیه نظام اسلامی اعمال می‌دارند.
نظام اسلامی ضمن مقاومت شدید در برابر این فشارها، در برخی موارد که مصالح و اولویت‌ها اقتضا کند در کوتاه مدت و به صورت مقطعی می‌تواند از اجرای برخی حدود صرف نظر نماید.
حضرت امام خمینی(ره) می‌فرمایند: «حکومت که شعبه‌ای از ولایت مطلقه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) است یکی از احکام اولیه اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعیه حتی نماز و روزه و حج است ... حکومت می‌تواند هر امری را چه عبادی و یا غیر عبادی که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن مادام که چنین است، جلوگیری کند...».[۴]
پس روشن است که حکومت اسلامی بنا بر دلیل ثانوی می‌تواند اجرای حدود را در شرایطی موقتا تعطیل کند یا به تأ خیر بیندازد.

پانویس

  1. وسائل الشیعه، ج 18، ص 308 و فروع کافی، ج 7، ص 174
  2. ر.ک : ترجمه تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی(ره)، دفتر انتشارات اسلامی، ج 4، ص 233
  3. مواد 198، 200 و 202 قانون مجازات اسلامی، مصوب 1370
  4. صحیفه نور، امام خمینی(ره)، ج 2، ص 170
منبع: پرسمان دانشجویی تاریخ برداشت: ۹۵/۰۶/۲۳