فرهنگ مصادیق:پرداخت کفاره: تفاوت بین نسخهها
جز (removed Category:اقتصادی; added Category:معروف اقتصادی using HotCat) |
|||
| سطر ۱۳: | سطر ۱۳: | ||
| ۱ || [[احکام کفاره - سایت انهار]] | | ۱ || [[احکام کفاره - سایت انهار]] | ||
|} | |} | ||
| − | <p class="relatesubject"> | + | <p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p> |
{| class="wikitable" | {| class="wikitable" | ||
|- | |- | ||
| سطر ۸۹: | سطر ۸۹: | ||
! ردیف !! عنوان | ! ردیف !! عنوان | ||
|} | |} | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
</div> | </div> | ||
| سطر ۱۰۴: | سطر ۱۰۰: | ||
کفاره از ماده "کفر" بوده که در لغت به معنای پوشاندن آمده؛<ref>لسان العرب، ج۵، ص۱۴۸. </ref><ref>الصحاح، ج۲، ص۸۰۸.</ref> و به "کشاورز"، کافر گویند زیرا دانه را زیر خاک پنهان میکند؛<ref>المفردات فی غریب القرآن، ص۷۱۴.</ref><br/> | کفاره از ماده "کفر" بوده که در لغت به معنای پوشاندن آمده؛<ref>لسان العرب، ج۵، ص۱۴۸. </ref><ref>الصحاح، ج۲، ص۸۰۸.</ref> و به "کشاورز"، کافر گویند زیرا دانه را زیر خاک پنهان میکند؛<ref>المفردات فی غریب القرآن، ص۷۱۴.</ref><br/> | ||
و اینکه قرآن فرمود:<br/> | و اینکه قرآن فرمود:<br/> | ||
| − | «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ | + | «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ...»<ref>مائده/سوره۵، آیه۶۵.</ref><br/> |
| − | «و اگر اهل | + | «و اگر اهل كتاب ايمان آورده و پرهيزگارى كرده بودند قطعا گناهانشان را میبخشیم...» |
| − | تصریح بر این مطلب دارد که از گناهان آنها چشم پوشی کرده و عقاب را برداشته است<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۵۸۴.</ref> | + | تصریح بر این مطلب دارد که از گناهان آنها چشم پوشی کرده و عقاب را برداشته است<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۵۸۴.</ref><br/> |
از این جهت به کفارات، "کفّاره" گویند، زیرا موجب پوشیده شدن و نادیده گرفتن گناهان میشود؛<ref>لسان العرب، ج۵، ص۱۴۸. </ref><br/> | از این جهت به کفارات، "کفّاره" گویند، زیرا موجب پوشیده شدن و نادیده گرفتن گناهان میشود؛<ref>لسان العرب، ج۵، ص۱۴۸. </ref><br/> | ||
| − | لذا شأن کفاره، پوشاندن خطیئه است<ref>فقه القرآن فی شرح آیات الاحکام، ج۲، ص۲۴۲. </ref> | + | لذا شأن کفاره، پوشاندن خطیئه است<ref>فقه القرآن فی شرح آیات الاحکام، ج۲، ص۲۴۲. </ref><br/> |
== معنای کفاره در شرع == | == معنای کفاره در شرع == | ||
| − | "کفاره" در شرع مقدس به عبادت خاصی اطلاق میشود که برای عقوبت افراد، سقوط عقوبت یا تخفیف در آن تعیین شده است<ref>جامع المدارک، ج۵، ص۲. </ref><ref>جواهرالکلام، ج۳۳، ص۱۶۷.</ref> | + | "کفاره" در شرع مقدس به عبادت خاصی اطلاق میشود که برای عقوبت افراد، سقوط عقوبت یا تخفیف در آن تعیین شده است<ref>جامع المدارک، ج۵، ص۲. </ref><ref>جواهرالکلام، ج۳۳، ص۱۶۷.</ref><br/> |
== کفاره در آیینه قرآن == | == کفاره در آیینه قرآن == | ||
| − | تعیین کفارات در شرع مقدس، در حقیقت تجلی رحمت الهی برای بندگان خود میباشد. هنگامی که شخصی مرتکب عملی خطا یا حرامی شود، یا توان انجام یک واجبی را نداشته باشد، خدای متعال با تعیین کفاره در واقع تجلی و رحمت خود را به منصه ظهور گذاشته، تا حدی که با وضع حکم "کفاره"، حرمت ابدی را از زن ظهار شده برطرف میکند<ref>تفسیر سمرقندی، ج۳، ص۳۹۲.</ref> | + | تعیین کفارات در شرع مقدس، در حقیقت تجلی رحمت الهی برای بندگان خود میباشد. هنگامی که شخصی مرتکب عملی خطا یا حرامی شود، یا توان انجام یک واجبی را نداشته باشد، خدای متعال با تعیین کفاره در واقع تجلی و رحمت خود را به منصه ظهور گذاشته، تا حدی که با وضع حکم "کفاره"، حرمت ابدی را از زن ظهار شده برطرف میکند<ref>تفسیر سمرقندی، ج۳، ص۳۹۲.</ref><br/> |
== احکام و اقسام کفاره در نگاه قرآن == | == احکام و اقسام کفاره در نگاه قرآن == | ||
| سطر ۱۲۲: | سطر ۱۱۸: | ||
==== کفاره تراشیدن سر، قبل از قربانی ==== | ==== کفاره تراشیدن سر، قبل از قربانی ==== | ||
در موسم حج، حاجیان نباید قبل از موعد سر خود را بتراشند، در غیر این صورت باید کفاره آن را پرداخت نمایند:<br/> | در موسم حج، حاجیان نباید قبل از موعد سر خود را بتراشند، در غیر این صورت باید کفاره آن را پرداخت نمایند:<br/> | ||
| − | + | «وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ... وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ...»<ref>بقره/سوره۲، آیه۱۹۶.</ref><br/> | |
«و [[حج]] و عمره را برای خدا به اتمام برسانید!... و سرهای خود را نتراشید، تا [[قربانی]] به محلش برسد (و در قربانگاه ذبح شود)! و اگر کسی از شما بیمار بود، و یا ناراحتی در سر داشت، (و ناچار بود سر خود را بتراشد،) باید فدیه و کفارهای از قبیل [[روزه]] یا صدقه یا گوسفندی بدهد....»<br/> | «و [[حج]] و عمره را برای خدا به اتمام برسانید!... و سرهای خود را نتراشید، تا [[قربانی]] به محلش برسد (و در قربانگاه ذبح شود)! و اگر کسی از شما بیمار بود، و یا ناراحتی در سر داشت، (و ناچار بود سر خود را بتراشد،) باید فدیه و کفارهای از قبیل [[روزه]] یا صدقه یا گوسفندی بدهد....»<br/> | ||
| − | "فدیه" در اصل به معنای این است که چیزی مقابل و در عوض چیز دیگری قرار گیرد و آیه شریفه گویای این معناست که حاجی به علت تعجیل در تراشیدن سر، باید عوضی بدهد<ref>التحقیق فی کلمات القرآن، ج۹، ص۴۱-۴۲.</ref> | + | "فدیه" در اصل به معنای این است که چیزی مقابل و در عوض چیز دیگری قرار گیرد و آیه شریفه گویای این معناست که حاجی به علت تعجیل در تراشیدن سر، باید عوضی بدهد<ref>التحقیق فی کلمات القرآن، ج۹، ص۴۱-۴۲.</ref><br/> |
| − | و این عوض سه چیز میتواند باشد: روزه، صدقه یا نُسُک (ذبیحه)<ref>تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۱۹۳.</ref> | + | و این عوض سه چیز میتواند باشد: روزه، صدقه یا نُسُک (ذبیحه)<ref>تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۱۹۳.</ref><br/> |
| − | البته برای "نُسُک" معنای عبادت را نیز ذکر کردهاند<ref>الصحاح، ج۴، ص۱۶۱۲.</ref><ref>کتاب العین، ج۵، ص۳۱۴. </ref> | + | البته برای "نُسُک" معنای عبادت را نیز ذکر کردهاند<ref>الصحاح، ج۴، ص۱۶۱۲.</ref><ref>کتاب العین، ج۵، ص۳۱۴. </ref><br/> |
==== تفصیل حکم کلی توسط ائمه ==== | ==== تفصیل حکم کلی توسط ائمه ==== | ||
| − | قرآن کریم تنها حکم کلی کفارات را بیان کرده و تفصیل آن را ائمه معصومین -علیهم السلام- تفسیر نمودهاند. در روایت نقل شده، فرد متخطی باید سه روز [[روزه]] یا اطعام شصت مسکین و یا یک گوسفند به عنوان کفاره بدهد و در پرداخت یکی از این سه کفاره با توجه به حرف "أو" در آیه که دال بر این مطلب بوده، مخیّر است<ref>تفسیر نمونه، ج۲، ص۴۳-۴۴. </ref><ref>تفسیر نورالثقلین، ج۱، ص۱۸۷.</ref><ref>فقه القرآن راوندی، ج۱، ص۲۹۷.</ref><ref>تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۱۹۲.</ref> | + | قرآن کریم تنها حکم کلی کفارات را بیان کرده و تفصیل آن را ائمه معصومین -علیهم السلام- تفسیر نمودهاند. در روایت نقل شده، فرد متخطی باید سه روز [[روزه]] یا اطعام شصت مسکین و یا یک گوسفند به عنوان کفاره بدهد و در پرداخت یکی از این سه کفاره با توجه به حرف "أو" در آیه که دال بر این مطلب بوده، مخیّر است<ref>تفسیر نمونه، ج۲، ص۴۳-۴۴. </ref><ref>تفسیر نورالثقلین، ج۱، ص۱۸۷.</ref><ref>فقه القرآن راوندی، ج۱، ص۲۹۷.</ref><ref>تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۱۹۲.</ref><br/> |
شبیه همین روایت را نیز اهل سنت از پیامبر اسلام -صلی الله علیه و آله- نقل کردهاند<ref>طبری ابوجعفر، محمد بن جریر؛ جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۳۱۸.</ref><ref>واحدی نیشابوری، علی بن احمد، اسباب النزول القرآن، ص۳۶.</ref><br/> | شبیه همین روایت را نیز اهل سنت از پیامبر اسلام -صلی الله علیه و آله- نقل کردهاند<ref>طبری ابوجعفر، محمد بن جریر؛ جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۳۱۸.</ref><ref>واحدی نیشابوری، علی بن احمد، اسباب النزول القرآن، ص۳۶.</ref><br/> | ||
==== مطلق نبودن حرمت تراشیدن سر ==== | ==== مطلق نبودن حرمت تراشیدن سر ==== | ||
| − | البته چنین نیست که به طور مطلق تراشیدن سر ممنوع باشد، بلکه در برخی موارد همانند ناراحتی شدید در سر میتوان سر را تراشید؛ اما به صِرف هر ناراحتی نمیتوان این کار را انجام داد<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۱۵۸.</ref> | + | البته چنین نیست که به طور مطلق تراشیدن سر ممنوع باشد، بلکه در برخی موارد همانند ناراحتی شدید در سر میتوان سر را تراشید؛ اما به صِرف هر ناراحتی نمیتوان این کار را انجام داد<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۱۵۸.</ref><br/> |
==== صورت عدم دسترسی به قربانی ==== | ==== صورت عدم دسترسی به قربانی ==== | ||
در ادامه آیه اشاره به حاجیانی که دسترسی به [[قربانی]] نداشته باشند، میفرماید:<br/> | در ادامه آیه اشاره به حاجیانی که دسترسی به [[قربانی]] نداشته باشند، میفرماید:<br/> | ||
| − | «...و هر که (قربانی) نیافت، سه روز در ایام | + | «...و هر که (قربانی) نیافت، سه روز در ایام حج و هفت روز هنگامی که باز میگردید، [[روزه]] بدارد! این، ده روز کامل است(البته) این برای کسی است که خانواده او، نزد مسجدالحرام نباشد (اهل مکه و اطراف آن نباشد)...»<ref>بقره/سوره۲، آیه۱۹۶.</ref><br/> |
| − | اینکه "حج" در آیه شریفه، ظرف برای [[روزه]] قرار داده شده، به این اعتبار است که عمل [[حج]] و [[روزه]] در یک مکان و زمان انجام پذیرد و اینکه عدد هفت مکمل عدد ده خوانده شد، به این دلیل است که بفهماند هر یک از سه روز و هفت روز، دارای حکمی مستقل اند<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۷۷. </ref> | + | اینکه "حج" در آیه شریفه، ظرف برای [[روزه]] قرار داده شده، به این اعتبار است که عمل [[حج]] و [[روزه]] در یک مکان و زمان انجام پذیرد و اینکه عدد هفت مکمل عدد ده خوانده شد، به این دلیل است که بفهماند هر یک از سه روز و هفت روز، دارای حکمی مستقل اند<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۷۷. </ref><br/> |
=== کفاره صید در حال احرام === | === کفاره صید در حال احرام === | ||
فردی که مُحرم است و لباس احرام در تن دارد، نباید صید کند؛ حال اگر عمداً صید کرد، باید کیفر کار خلاف خود را بپردازد:<br/> | فردی که مُحرم است و لباس احرام در تن دارد، نباید صید کند؛ حال اگر عمداً صید کرد، باید کیفر کار خلاف خود را بپردازد:<br/> | ||
| − | + | «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ وَمَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِّدًا فَجَزَاءٌ مِثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ هَدْيًا بَالِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاكِينَ أَوْ عَدْلُ ذَلِكَ صِيَامًا لِيَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ...»<ref>مائده/سوره۵، آیه۹۵. </ref><br/> | |
| − | + | «اى كسانى كه ايمان آورده ايد در حالى كه محرميد شكار را مكشيد و هر كس از شما عمدا آن را بكشد بايد نظير آنچه كشته است از چهارپايان كفاره اى بدهد كه [نظير بودن] آن را دو تن عادل از ميان شما تصديق كنند و به صورت قربانى به كعبه برسد يا به كفاره [آن] مستمندان را خوراك بدهد يا معادلش [[روزه]] بگيرد تا سزاى زشتكارى خود را بچشد...»<br/> | |
"وَ أَنْتُمْ حُرُم" جملهای عام است و شامل [[حج]] تمتع و عمره [[حج]] بوده<ref>تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۵۳۳. </ref> که در این حکم میان زن و مرد تفاوتی نیست؛ <ref>طبری، محمد؛ جامع البیان، ج۷، ص۵۴.</ref><br/> | "وَ أَنْتُمْ حُرُم" جملهای عام است و شامل [[حج]] تمتع و عمره [[حج]] بوده<ref>تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۵۳۳. </ref> که در این حکم میان زن و مرد تفاوتی نیست؛ <ref>طبری، محمد؛ جامع البیان، ج۷، ص۵۴.</ref><br/> | ||
==== مراد از صید ==== | ==== مراد از صید ==== | ||
و مراد از "صید" حیوانات وحشی حلال گوشت و حرام گوشت است؛<ref>تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۵۳۳. </ref><br/> | و مراد از "صید" حیوانات وحشی حلال گوشت و حرام گوشت است؛<ref>تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۵۳۳. </ref><br/> | ||
| − | و مراد صید خشکی است نه دریایی که آیهٔ بعدی گویای آن است<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۳۹. </ref> | + | و مراد صید خشکی است نه دریایی که آیهٔ بعدی گویای آن است<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۳۹. </ref><br/> |
| − | پس کسی در حال احرام صیدی را کشت، باید مانند آنچه که کشته از "نَعَم" (شتر، گاو و گوسفند) کفاره بدهد<ref>لسان العرب، ج۱۲، ص۵۸۵.</ref><ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۳۹.</ref> | + | پس کسی در حال احرام صیدی را کشت، باید مانند آنچه که کشته از "نَعَم" (شتر، گاو و گوسفند) کفاره بدهد<ref>لسان العرب، ج۱۲، ص۵۸۵.</ref><ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۳۹.</ref><br/> |
برای تفصیل مباحث باید به کتب فقهی مراجعه شود.<br/> | برای تفصیل مباحث باید به کتب فقهی مراجعه شود.<br/> | ||
==== ترتیب پرداخت این کفارات ==== | ==== ترتیب پرداخت این کفارات ==== | ||
در ترتیب پرداخت این کفارات دو دیدگاه وجود دارد:<br/> | در ترتیب پرداخت این کفارات دو دیدگاه وجود دارد:<br/> | ||
| − | یک. "أو" بر بیشتر از تردید دلالت نمیکند و سنت اهل بیت -علیهم السلام- باید آن را مشخص کند و بعید نیست ادامه آیه بیانگر ترتیب میان این نوع کفارات باشد<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۴۰. </ref> | + | یک. "أو" بر بیشتر از تردید دلالت نمیکند و سنت اهل بیت -علیهم السلام- باید آن را مشخص کند و بعید نیست ادامه آیه بیانگر ترتیب میان این نوع کفارات باشد<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۴۰. </ref><br/> |
| − | دو. "أو" برای تخییر است،<ref>معانی القرآن، ج۲، ص۳۶۲.</ref> و ظاهر آیه نیز تخییر میان انجام یکی از این سه چیز است، هر چند میان مفسرین و فقهاء اختلاف وجود دارد<ref>تفسیر نمونه، ج۵، ص۸۵.</ref> | + | دو. "أو" برای تخییر است،<ref>معانی القرآن، ج۲، ص۳۶۲.</ref> و ظاهر آیه نیز تخییر میان انجام یکی از این سه چیز است، هر چند میان مفسرین و فقهاء اختلاف وجود دارد<ref>تفسیر نمونه، ج۵، ص۸۵.</ref><br/> |
بنابراین اگر کسی در حال احرام به عمد صید کند، باید یکی از این سه چیز را به عنوان کفاره بپردازد:<br/> | بنابراین اگر کسی در حال احرام به عمد صید کند، باید یکی از این سه چیز را به عنوان کفاره بپردازد:<br/> | ||
| − | ۱. همانند چیزی که صید کرده و مراد، تشابه در خلقت بوده؛ مثلاً در شترمرغ، شتر و در خرگوش، گوسفندی کفاره بدهد؛ و تعیین این تشابه بدست دو شاهدِ عادلِ فقیه است<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۲۶. </ref><ref>تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۵۳۳.</ref><ref>فقه القرآن، ج۱، ص۲۰۹. </ref> | + | ۱. همانند چیزی که صید کرده و مراد، تشابه در خلقت بوده؛ مثلاً در شترمرغ، شتر و در خرگوش، گوسفندی کفاره بدهد؛ و تعیین این تشابه بدست دو شاهدِ عادلِ فقیه است<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۲۶. </ref><ref>تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۵۳۳.</ref><ref>فقه القرآن، ج۱، ص۲۰۹. </ref><br/> |
| − | ۲و۳. اطعام مساکین و [[روزه]] معادل که "عدل" باید بر اساس قیمت صید باشد و در آیه شریفه مراد از "عدل" غیر از جنس آن چیز است <ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۲۳. </ref><ref>تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۵۳۳. </ref> که در روایت معادل هر "مُدّ طعام"، یک روز [[روزه]] بیان شده است<ref>تفسیر القمی، ج۱، ص۱۸۶.</ref> | + | ۲و۳. اطعام مساکین و [[روزه]] معادل که "عدل" باید بر اساس قیمت صید باشد و در آیه شریفه مراد از "عدل" غیر از جنس آن چیز است <ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۲۳. </ref><ref>تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۵۳۳. </ref> که در روایت معادل هر "مُدّ طعام"، یک روز [[روزه]] بیان شده است<ref>تفسیر القمی، ج۱، ص۱۸۶.</ref><br/> |
=== کفاره ظِهار === | === کفاره ظِهار === | ||
| − | ظهار از جمله طلاقهای دوران جاهلی بود که اعراب با این وسیله، همسران خود را طلاق میدادند<ref>طبری، محمد؛ جامع البیان، ج۲۸، ص۱۰.</ref> | + | ظهار از جمله طلاقهای دوران جاهلی بود که اعراب با این وسیله، همسران خود را طلاق میدادند<ref>طبری، محمد؛ جامع البیان، ج۲۸، ص۱۰.</ref><br/> |
| − | در این نوع طلاق، مرد خطاب به همسرش میگوید: پشت تو نسبت به من، همانند پشت مادرم به من است و همانطور که پشت مادرم بر من حرام است، پشت تو نیز بر من حرام هست<ref>فقه القرآن، ج۲، ص۱۹۸.</ref> | + | در این نوع طلاق، مرد خطاب به همسرش میگوید: پشت تو نسبت به من، همانند پشت مادرم به من است و همانطور که پشت مادرم بر من حرام است، پشت تو نیز بر من حرام هست<ref>فقه القرآن، ج۲، ص۱۹۸.</ref><br/> |
هر چند "ظهار" در زمان جاهلیت به عنوان یک اصل مسلم تلقی میشد، اما با ظهور اسلام، این عمل از نظر قرآن ممنوع اعلام شد؛ <ref>مجادله/سوره۵۸، آیه۲. </ref><br/> | هر چند "ظهار" در زمان جاهلیت به عنوان یک اصل مسلم تلقی میشد، اما با ظهور اسلام، این عمل از نظر قرآن ممنوع اعلام شد؛ <ref>مجادله/سوره۵۸، آیه۲. </ref><br/> | ||
و اگر فردی برخلاف دستور قرآن کریم مرتکب ظهار شود، قرآن برای بازگشت وی، [[پرداخت کفاره]] را شرط دانسته و میفرماید: | و اگر فردی برخلاف دستور قرآن کریم مرتکب ظهار شود، قرآن برای بازگشت وی، [[پرداخت کفاره]] را شرط دانسته و میفرماید: | ||
| − | + | «وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا... فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا...»<ref>مجادله/سوره۵۸، آیه۳-۴.</ref><br/> | |
| − | + | ||
| − | فَمَنْ | + | |
«کسانی که همسران خود را "ظهار" میکنند، سپس از گفته خود بازمی گردند، باید پیش از آمیزش جنسی باهم، بردهای را آزاد کنند... و کسی که توانایی (آزاد کردن بردهای) نداشته باشد، دو ماه پیاپی قبل از آمیزش [[روزه]] بگیرد؛ و کسی که این را هم نتواند، شصت مسکین را اطعام کند....»<br/> | «کسانی که همسران خود را "ظهار" میکنند، سپس از گفته خود بازمی گردند، باید پیش از آمیزش جنسی باهم، بردهای را آزاد کنند... و کسی که توانایی (آزاد کردن بردهای) نداشته باشد، دو ماه پیاپی قبل از آمیزش [[روزه]] بگیرد؛ و کسی که این را هم نتواند، شصت مسکین را اطعام کند....»<br/> | ||
| − | مراد از بازگشت با توجه به آیه بعد، پشیمانی از عملی است که انجام داده، هر چند برخی این بازگشت را به معنی تکرار ظهار، یا بازگشت به سنت جاهلیت ذکر کردهاند؛ و بیان آیات نفی حکم ظهار است که نزد اعراب جاهلی معروف و مرسوم بود و از آنجا که این نوع طلاق هیچگونه شباهتی میان همسر و مادر ایجاد نمیکند، تحریم ابدی آن نیز برداشته شده و با پرداخت کفاره، بازگشت از این عمل غیر اخلاقی امکان پذیر است؛<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۴۱۲.</ref><ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۱۷۷.</ref> | + | مراد از بازگشت با توجه به آیه بعد، پشیمانی از عملی است که انجام داده، هر چند برخی این بازگشت را به معنی تکرار ظهار، یا بازگشت به سنت جاهلیت ذکر کردهاند؛ و بیان آیات نفی حکم ظهار است که نزد اعراب جاهلی معروف و مرسوم بود و از آنجا که این نوع طلاق هیچگونه شباهتی میان همسر و مادر ایجاد نمیکند، تحریم ابدی آن نیز برداشته شده و با پرداخت کفاره، بازگشت از این عمل غیر اخلاقی امکان پذیر است؛<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۴۱۲.</ref><ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۱۷۷.</ref><br/> |
| − | یعنی باید بندهای را آزاد کند، اگر ممکن نبود، دو ماه [[روزه]] بگیرد و اگر نتوانست، شصت مسکین را طعام بدهد<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۵۴۱.</ref><ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۱۷۷. </ref> | + | یعنی باید بندهای را آزاد کند، اگر ممکن نبود، دو ماه [[روزه]] بگیرد و اگر نتوانست، شصت مسکین را طعام بدهد<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۵۴۱.</ref><ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۱۷۷. </ref><br/> |
| − | ظاهر آیه این است که شصت روز روزه، باید پی درپی باشد؛ اما در روایات اهل بیت -سلام الله علیهم- وارد شده اگر سی و یک روز متوالی باشد، پی درپی بودن دو ماه صدق میکند<ref>اصول کافی، ج۴، ص۱۳۸. </ref> | + | ظاهر آیه این است که شصت روز روزه، باید پی درپی باشد؛ اما در روایات اهل بیت -سلام الله علیهم- وارد شده اگر سی و یک روز متوالی باشد، پی درپی بودن دو ماه صدق میکند<ref>اصول کافی، ج۴، ص۱۳۸. </ref><br/> |
=== کفاره روزه === | === کفاره روزه === | ||
از جمله کفاراتی که قرآن به آن تصریح کرده، [[پرداخت کفاره]] [[روزه]] برای کسانی است که توان [[روزه]] گرفتن را ندارند:<br/> | از جمله کفاراتی که قرآن به آن تصریح کرده، [[پرداخت کفاره]] [[روزه]] برای کسانی است که توان [[روزه]] گرفتن را ندارند:<br/> | ||
| − | + | «أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ... وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ»<ref>بقره/184.</ref><br/> | |
| − | «چند روز معدودی را (باید [[روزه]] بدارید!)... و بر کسانی که [[روزه]] برای آنها طاقت | + | «چند روز معدودی را (باید [[روزه]] بدارید!)... و بر کسانی که [[روزه]] برای آنها طاقت فرساست؛ (همچون بیماران مزمن، و پیرمردان و پیرزنان،) لازم است کفاره بدهند: مسکینی را اطعام کنند.»<br/> |
امام صادق -علیه السلام- فرمودند: مراد از "الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ" کسانی هستند که به سن پیری رسیده و یا عطش فوق العاده دارند؛<ref>اصول کافی، ج۴، ص۱۱۶.</ref><br/> | امام صادق -علیه السلام- فرمودند: مراد از "الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ" کسانی هستند که به سن پیری رسیده و یا عطش فوق العاده دارند؛<ref>اصول کافی، ج۴، ص۱۱۶.</ref><br/> | ||
اینها حق دارند [[روزه]] نگیرند و در برابر هر روز، یک مد طعام بدهند<ref>تفسیر نمونه، ج۱، ص۶۲۵. </ref>.<br/> | اینها حق دارند [[روزه]] نگیرند و در برابر هر روز، یک مد طعام بدهند<ref>تفسیر نمونه، ج۱، ص۶۲۵. </ref>.<br/> | ||
| سطر ۱۷۵: | سطر ۱۶۹: | ||
=== کفاره نقض قسم === | === کفاره نقض قسم === | ||
اگر کسی قسم خورد و بعد قسم خود را شکست، به تصریح قرآن، باید کفاره پرداخت نماید:<br/> | اگر کسی قسم خورد و بعد قسم خود را شکست، به تصریح قرآن، باید کفاره پرداخت نماید:<br/> | ||
| − | «قَدْ فَرَضَ اللَّهُ | + | «قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ...»<ref>تحریم/2.</ref><br/> |
| − | خداوند راه گشودن سوگندهایتان را (در این گونه موارد) روشن ساخته | + | خداوند راه گشودن سوگندهایتان را (در این گونه موارد) روشن ساخته...»<br/> |
| − | در روایات وارد شده که خداوند به | + | در روایات وارد شده که خداوند به وسیلهٔ کفاره دادن، راه بازگشت از سوگند را باز گذاشته،<ref>تفسیر قمی، ج2، ص376، فیض کاشانی، ملامحسن؛ تفسیر صافی، قم، الهادی، 1416ق، ج5، ص193 و نور الثقلین، ج5، ص368.</ref> که در آیهٔ دیگر بعد از بیان مؤاخذه در برابر سوگندهایی که با عقد محکم بسته شدهاند و التزام آور هستند، به بیان مقدار کفارهٔ "حنث قسم" پرداخته و میفرماید:<br/> |
| − | که در | + | «...فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ...»<ref>مائده/89.</ref>.<br/> |
| − | «... | + | «...و كفاره اش خوراك دادن به ده بينواست از غذاهاى متوسطى كه به كسان خود مى خورانيد يا پوشانيدن آنان يا آزاد كردن بنده اى و كسى كه [هيچ يك از اينها را] نيابد [بايد] سه روز [[روزه]] بدارد اين است كفاره سوگندهاى شما وقتى كه سوگند خورديد...»<br/> |
| − | «... | + | کفارهای که در آیه بیان شده، به یک اعتبار از متفرعات سوگند بوده و تقدیر آن شکستن سوگند است؛ چون کفاره مربوط به گناهی است که صورت گرفته (شکستن قسم)، نه خود آن که اگر خود "قسم" معصیت بود، معنا ندارد در آخر آیه، أمر به حفظ سوگند بکند(وَأحْفَظُوا أَیْمَانَکُم)؛ همچنان که مؤاخذه در اول آیه، بر شکستن سوگند است نه خود آن(وَ لَکِنْ یؤَاخِذُکُمْ...).<ref>المیزان فی تفسیرالقرآن، ج6، ص110 و 111.</ref><br/> |
| − | کفارهای که در آیه بیان شده، به یک اعتبار از متفرعات سوگند بوده و تقدیر آن شکستن سوگند است؛ چون کفاره مربوط به گناهی است که صورت گرفته (شکستن قسم)، نه خود آن که اگر خود "قسم" معصیت بود، معنا ندارد در آخر آیه، أمر به حفظ سوگند بکند(وَأحْفَظُوا أَیْمَانَکُم)؛ | + | لازم به ذکر است که فرد مخیّر در انجام اطعام یا پوشاندن ده مسکین یا آزاد کردن یک بنده است، هر چند تفاوت قیمت میان آن سه زیاد باشد؛ اما حکم چهارم منوط به عدم قدرت بر انجام موارد سه گانه میباشد.<ref>تفسیر نمونه، ج5، ص66.</ref> البته برخی معتقدند: اگر قسم از باب [[لجاجت]] باشد، فرد علاوه بر آنکه گناهی بزرگ مرتکب شده، کفارهٔ وی نیز فایدهای ندارد.<ref>ابن اسحاق، ابراهیم؛ غریب الحدیث، تحقیق سلیمان ابراهیم، جده، دارالمدنه، 1405ق، چاپ اول، ج1، ص138.</ref><br/> |
| − | لازم به ذکر است که فرد مخیّر در انجام اطعام یا پوشاندن ده مسکین یا آزاد کردن یک بنده است، هر چند تفاوت قیمت میان آن سه زیاد باشد؛ اما حکم چهارم منوط به عدم قدرت بر انجام موارد سه گانه میباشد<ref>تفسیر نمونه، | + | |
| − | البته برخی معتقدند: اگر قسم از باب [[لجاجت]] باشد، فرد علاوه بر آنکه گناهی بزرگ مرتکب شده، | + | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | == حکمت و | + | ===کفارهٔ قتل === |
| − | با توجه به اینکه نوع و شیوه کفارات متفاوت هست، | + | اگر فردی از روی غفلت و به خطا کسی را به قتل رساند، باید جریمه و کفارهٔ این خطای خود را بپردازد که خداوند در نوع این کفاره میفرماید:<br/> |
| − | در این مقاله به بیان دو مورد بسنده میشود:<br/> | + | «...وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا...»<ref>نساء/92.</ref>.<br/> |
| − | === توبه و ایمان === | + | «...کسی که مؤمنی را از روی خطا به قتل رساند، باید یک بردهٔ مؤمن را آزاد کند و خونبهایی به کسان او بپردازد؛ مگر اینکه آنها خونبها را ببخشند...»<br/> |
| − | از جمله فلسفههایی که برای کفاره، در [[پرداخت کفاره]] قتل غیرعمد بیان شده، یک نوع تخفیفی از | + | جمله "إِلَّا خَطَأً" در اول آیه، استثناء منقطع است؛ یعنی قتل برای مؤمن جایز نیست، مگر اینکه این عمل از روی اشتباه صورت بگیرد. حال اگر قتلی از روی خطا صورت گرفت، جریمه و کفارهٔ آن را در سه مرحله بیان میکند:<br/> |
| − | یعنی خداوند برای بندهای که به اشتباه، کسی را به قتل رسانده، کفاره را وضع نموده که این کفاره، توبه و عنایت خداوند به بندگان باشد<ref>المیزان فی تفسیرالقرآن، | + | نخست اینکه، فرد بیگناهی که کشته شده، مؤمن و متعلق به خانوادهٔ مسلمان باشد؛ در این صورت برای قاتل هم کفاره واجب است، هم دیه: کفاره، آزاد کردن بردهٔ مؤمن است که هزینهٔ آن باید از اموال قاتل باشد؛ دیه، یعنی پرداخت خونبهای مقتول(دیه)، به صاحبان خون(ورّاث) که پرداخت آن باید از اموال عاقله ی<ref>مراد از "عاقله"، پدر، اولاد و کسانی هستند که نزدیکترین شخص به پدر و مادر میباشند، و یا نزدیکترین مردان منتسب به پدر فقط هستند. کنزالعرفان فی فقه القرآن، تحقیق سیدمحمد قاضی، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، 1419ق، چاپ اول، ج2، ص368.</ref> جانی باشد.<br/> |
| − | و در | + | دوم اینکه، مقتول مؤمن باشد، اما وابسته به خاندانی که با مسلمانان دشمنی دارند؛ در این صورت فقط کفاره واجب است (آزاد نمودن برده)، به دلیل مؤمن بودن؛ اما [[پرداخت دیه]] بر وارثان مقتول واجب نیست، به دلیل کفرشان.<br/> |
| − | «...لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ | + | سوم اینکه، خاندان مقتول از کفار باشند اما با خاندان قاتل که مسلمان هستند، هم پیمانند؛ در این صورت به خاطر احترام به پیمان و در ذمه بودن کفار، باید خونبهای او را به بازماندگانش بپردازند و بردهٔ مؤمنی را آزاد کنند، به دلیل مؤمن بودن مقتول. در آخر آیه استثنایی بیان کرده به اینکه اگر کسی توان آزاد کردن برده را نداشته باشد، باید دو ماه پی درپی [[روزه]] بگیرد.<ref>کنزالعرفان فی فقه القرآن، ج2، ص367-369.</ref><br/> |
| + | |||
| + | == حکمت و فلسفهٔ کفاره در قرآن == | ||
| + | با توجه به اینکه نوع و شیوه کفارات متفاوت هست، فلسفهٔ جعل کفارات نیز متفاوت است؛ چون کفارهٔ برخی موارد برای عقوبت وارد شده؛ همانند [[روزه]] خواری در ماه رمضان بدون عذر، و گاهی برای غیر عقوبت و تنها برای ادای تکلیف و جایگزین حکم اولی بیان شده؛ همانند کفارهٔ قتل غیر عمدی و کفارهٔ [[روزه]] برای فرد ناتوان.<ref>جواهر الکلام، ج33، ص167 و168.</ref> در این مقاله به بیان دو مورد بسنده میشود:<br/> | ||
| + | ===توبه و ایمان === | ||
| + | از جمله فلسفههایی که برای کفاره، در [[پرداخت کفاره]] ی قتل غیرعمد بیان شده، یک نوع تخفیفی از ناحیهٔ خداوند برای بندگان مؤمن است (تَوْبَهً مِنَ اللَّهِ).<ref>نساء/92.</ref><br/> | ||
| + | یعنی خداوند برای بندهای که به اشتباه، کسی را به قتل رسانده، کفاره را وضع نموده که این کفاره، توبه و عنایت خداوند به بندگان باشد.<ref>المیزان فی تفسیرالقرآن، ج5، ص40.</ref><br/> | ||
| + | و در فلسفهٔ [[پرداخت کفاره]] ی "ظِهار" میفرماید:<br/> | ||
| + | «...لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ»<ref>مجادله/4.</ref><br/> | ||
«...این برای آن است که به خدا و رسولش ایمان بیاورید؛ اینها مرزهای الهی است»<br/> | «...این برای آن است که به خدا و رسولش ایمان بیاورید؛ اینها مرزهای الهی است»<br/> | ||
| − | === مجازات === | + | ===مجازات === |
| − | قرآن در بیان | + | قرآن در بیان فلسفهٔ کفاره، برای فرد مُحرمی که عمداً صید کند میفرماید:<br/> |
| − | «... | + | «... لِيَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ»<ref>مائده/95.</ref><br/> |
| − | «...تا کیفر کار خود را | + | «...تا کیفر کار خود را بچشد»<br/> |
| − | "وبال" عقوبت کاری است که انجام شده؛ <ref>التبیان فی تفسیر القرآن، | + | "وبال" عقوبت کاری است که انجام شده؛<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج4، ص27 و قطب راوندی؛ فقه القرآن، ج1، ص314.</ref> یعنی این کفاره به سبب جزاء گناهی است که فرد آن را مرتکب شده و در حال احرام صید کرده است.<ref>مقاتل ابن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، تحقیق احمد فرید، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1424ق، چاپ اول، ج1، ص322. </ref><br/> |
| − | یعنی این کفاره به سبب جزاء گناهی است که فرد آن را مرتکب شده و در حال احرام صید کرده است<ref>تفسیر مقاتل بن سلیمان، | + | |
==منبع== | ==منبع== | ||
نسخهٔ کنونی تا ۷ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۴
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | احکام کفاره - سایت انهار |
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
کفاره – ویکی فقه
مقدمه
کفاره به معنای پوشاندن میباشد و شأن کفاره، پوشاندن خطیئه است. "کفاره" در شرع مقدس به عبادت خاصی اطلاق میشود که برای عقوبت افراد، سقوط عقوبت یا تخفیف در آن تعیین شده است.
معنای کفاره
کفاره از ماده "کفر" بوده که در لغت به معنای پوشاندن آمده؛[۱][۲] و به "کشاورز"، کافر گویند زیرا دانه را زیر خاک پنهان میکند؛[۳]
و اینکه قرآن فرمود:
«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ...»[۴]
«و اگر اهل كتاب ايمان آورده و پرهيزگارى كرده بودند قطعا گناهانشان را میبخشیم...»
تصریح بر این مطلب دارد که از گناهان آنها چشم پوشی کرده و عقاب را برداشته است[۵]
از این جهت به کفارات، "کفّاره" گویند، زیرا موجب پوشیده شدن و نادیده گرفتن گناهان میشود؛[۶]
لذا شأن کفاره، پوشاندن خطیئه است[۷]
معنای کفاره در شرع
"کفاره" در شرع مقدس به عبادت خاصی اطلاق میشود که برای عقوبت افراد، سقوط عقوبت یا تخفیف در آن تعیین شده است[۸][۹]
کفاره در آیینه قرآن
تعیین کفارات در شرع مقدس، در حقیقت تجلی رحمت الهی برای بندگان خود میباشد. هنگامی که شخصی مرتکب عملی خطا یا حرامی شود، یا توان انجام یک واجبی را نداشته باشد، خدای متعال با تعیین کفاره در واقع تجلی و رحمت خود را به منصه ظهور گذاشته، تا حدی که با وضع حکم "کفاره"، حرمت ابدی را از زن ظهار شده برطرف میکند[۱۰]
احکام و اقسام کفاره در نگاه قرآن
در قرآن کریم احکام برخی از کفارات همانند: کفارات مربوط به حج، روزه، ظِهار، قتل و نقض قَسَم بیان شده است:
کفارات مربوط به حج
در کفارات مربوط به حج، کفاره دو عمل از مناسک حج در آیات قرآن ترسیم شده است:
کفاره تراشیدن سر، قبل از قربانی
در موسم حج، حاجیان نباید قبل از موعد سر خود را بتراشند، در غیر این صورت باید کفاره آن را پرداخت نمایند:
«وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ... وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ...»[۱۱]
«و حج و عمره را برای خدا به اتمام برسانید!... و سرهای خود را نتراشید، تا قربانی به محلش برسد (و در قربانگاه ذبح شود)! و اگر کسی از شما بیمار بود، و یا ناراحتی در سر داشت، (و ناچار بود سر خود را بتراشد،) باید فدیه و کفارهای از قبیل روزه یا صدقه یا گوسفندی بدهد....»
"فدیه" در اصل به معنای این است که چیزی مقابل و در عوض چیز دیگری قرار گیرد و آیه شریفه گویای این معناست که حاجی به علت تعجیل در تراشیدن سر، باید عوضی بدهد[۱۲]
و این عوض سه چیز میتواند باشد: روزه، صدقه یا نُسُک (ذبیحه)[۱۳]
البته برای "نُسُک" معنای عبادت را نیز ذکر کردهاند[۱۴][۱۵]
تفصیل حکم کلی توسط ائمه
قرآن کریم تنها حکم کلی کفارات را بیان کرده و تفصیل آن را ائمه معصومین -علیهم السلام- تفسیر نمودهاند. در روایت نقل شده، فرد متخطی باید سه روز روزه یا اطعام شصت مسکین و یا یک گوسفند به عنوان کفاره بدهد و در پرداخت یکی از این سه کفاره با توجه به حرف "أو" در آیه که دال بر این مطلب بوده، مخیّر است[۱۶][۱۷][۱۸][۱۹]
شبیه همین روایت را نیز اهل سنت از پیامبر اسلام -صلی الله علیه و آله- نقل کردهاند[۲۰][۲۱]
مطلق نبودن حرمت تراشیدن سر
البته چنین نیست که به طور مطلق تراشیدن سر ممنوع باشد، بلکه در برخی موارد همانند ناراحتی شدید در سر میتوان سر را تراشید؛ اما به صِرف هر ناراحتی نمیتوان این کار را انجام داد[۲۲]
صورت عدم دسترسی به قربانی
در ادامه آیه اشاره به حاجیانی که دسترسی به قربانی نداشته باشند، میفرماید:
«...و هر که (قربانی) نیافت، سه روز در ایام حج و هفت روز هنگامی که باز میگردید، روزه بدارد! این، ده روز کامل است(البته) این برای کسی است که خانواده او، نزد مسجدالحرام نباشد (اهل مکه و اطراف آن نباشد)...»[۲۳]
اینکه "حج" در آیه شریفه، ظرف برای روزه قرار داده شده، به این اعتبار است که عمل حج و روزه در یک مکان و زمان انجام پذیرد و اینکه عدد هفت مکمل عدد ده خوانده شد، به این دلیل است که بفهماند هر یک از سه روز و هفت روز، دارای حکمی مستقل اند[۲۴]
کفاره صید در حال احرام
فردی که مُحرم است و لباس احرام در تن دارد، نباید صید کند؛ حال اگر عمداً صید کرد، باید کیفر کار خلاف خود را بپردازد:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ وَمَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِّدًا فَجَزَاءٌ مِثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ هَدْيًا بَالِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاكِينَ أَوْ عَدْلُ ذَلِكَ صِيَامًا لِيَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ...»[۲۵]
«اى كسانى كه ايمان آورده ايد در حالى كه محرميد شكار را مكشيد و هر كس از شما عمدا آن را بكشد بايد نظير آنچه كشته است از چهارپايان كفاره اى بدهد كه [نظير بودن] آن را دو تن عادل از ميان شما تصديق كنند و به صورت قربانى به كعبه برسد يا به كفاره [آن] مستمندان را خوراك بدهد يا معادلش روزه بگيرد تا سزاى زشتكارى خود را بچشد...»
"وَ أَنْتُمْ حُرُم" جملهای عام است و شامل حج تمتع و عمره حج بوده[۲۶] که در این حکم میان زن و مرد تفاوتی نیست؛ [۲۷]
مراد از صید
و مراد از "صید" حیوانات وحشی حلال گوشت و حرام گوشت است؛[۲۸]
و مراد صید خشکی است نه دریایی که آیهٔ بعدی گویای آن است[۲۹]
پس کسی در حال احرام صیدی را کشت، باید مانند آنچه که کشته از "نَعَم" (شتر، گاو و گوسفند) کفاره بدهد[۳۰][۳۱]
برای تفصیل مباحث باید به کتب فقهی مراجعه شود.
ترتیب پرداخت این کفارات
در ترتیب پرداخت این کفارات دو دیدگاه وجود دارد:
یک. "أو" بر بیشتر از تردید دلالت نمیکند و سنت اهل بیت -علیهم السلام- باید آن را مشخص کند و بعید نیست ادامه آیه بیانگر ترتیب میان این نوع کفارات باشد[۳۲]
دو. "أو" برای تخییر است،[۳۳] و ظاهر آیه نیز تخییر میان انجام یکی از این سه چیز است، هر چند میان مفسرین و فقهاء اختلاف وجود دارد[۳۴]
بنابراین اگر کسی در حال احرام به عمد صید کند، باید یکی از این سه چیز را به عنوان کفاره بپردازد:
۱. همانند چیزی که صید کرده و مراد، تشابه در خلقت بوده؛ مثلاً در شترمرغ، شتر و در خرگوش، گوسفندی کفاره بدهد؛ و تعیین این تشابه بدست دو شاهدِ عادلِ فقیه است[۳۵][۳۶][۳۷]
۲و۳. اطعام مساکین و روزه معادل که "عدل" باید بر اساس قیمت صید باشد و در آیه شریفه مراد از "عدل" غیر از جنس آن چیز است [۳۸][۳۹] که در روایت معادل هر "مُدّ طعام"، یک روز روزه بیان شده است[۴۰]
کفاره ظِهار
ظهار از جمله طلاقهای دوران جاهلی بود که اعراب با این وسیله، همسران خود را طلاق میدادند[۴۱]
در این نوع طلاق، مرد خطاب به همسرش میگوید: پشت تو نسبت به من، همانند پشت مادرم به من است و همانطور که پشت مادرم بر من حرام است، پشت تو نیز بر من حرام هست[۴۲]
هر چند "ظهار" در زمان جاهلیت به عنوان یک اصل مسلم تلقی میشد، اما با ظهور اسلام، این عمل از نظر قرآن ممنوع اعلام شد؛ [۴۳]
و اگر فردی برخلاف دستور قرآن کریم مرتکب ظهار شود، قرآن برای بازگشت وی، پرداخت کفاره را شرط دانسته و میفرماید:
«وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا... فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا...»[۴۴]
«کسانی که همسران خود را "ظهار" میکنند، سپس از گفته خود بازمی گردند، باید پیش از آمیزش جنسی باهم، بردهای را آزاد کنند... و کسی که توانایی (آزاد کردن بردهای) نداشته باشد، دو ماه پیاپی قبل از آمیزش روزه بگیرد؛ و کسی که این را هم نتواند، شصت مسکین را اطعام کند....»
مراد از بازگشت با توجه به آیه بعد، پشیمانی از عملی است که انجام داده، هر چند برخی این بازگشت را به معنی تکرار ظهار، یا بازگشت به سنت جاهلیت ذکر کردهاند؛ و بیان آیات نفی حکم ظهار است که نزد اعراب جاهلی معروف و مرسوم بود و از آنجا که این نوع طلاق هیچگونه شباهتی میان همسر و مادر ایجاد نمیکند، تحریم ابدی آن نیز برداشته شده و با پرداخت کفاره، بازگشت از این عمل غیر اخلاقی امکان پذیر است؛[۴۵][۴۶]
یعنی باید بندهای را آزاد کند، اگر ممکن نبود، دو ماه روزه بگیرد و اگر نتوانست، شصت مسکین را طعام بدهد[۴۷][۴۸]
ظاهر آیه این است که شصت روز روزه، باید پی درپی باشد؛ اما در روایات اهل بیت -سلام الله علیهم- وارد شده اگر سی و یک روز متوالی باشد، پی درپی بودن دو ماه صدق میکند[۴۹]
کفاره روزه
از جمله کفاراتی که قرآن به آن تصریح کرده، پرداخت کفاره روزه برای کسانی است که توان روزه گرفتن را ندارند:
«أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ... وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ»[۵۰]
«چند روز معدودی را (باید روزه بدارید!)... و بر کسانی که روزه برای آنها طاقت فرساست؛ (همچون بیماران مزمن، و پیرمردان و پیرزنان،) لازم است کفاره بدهند: مسکینی را اطعام کنند.»
امام صادق -علیه السلام- فرمودند: مراد از "الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ" کسانی هستند که به سن پیری رسیده و یا عطش فوق العاده دارند؛[۵۱]
اینها حق دارند روزه نگیرند و در برابر هر روز، یک مد طعام بدهند[۵۲].
مراد از یک مد طعام تقریباً ۷۵۰ گرم (یک چارک) است.
کفاره نقض قسم
اگر کسی قسم خورد و بعد قسم خود را شکست، به تصریح قرآن، باید کفاره پرداخت نماید:
«قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ...»[۵۳]
خداوند راه گشودن سوگندهایتان را (در این گونه موارد) روشن ساخته...»
در روایات وارد شده که خداوند به وسیلهٔ کفاره دادن، راه بازگشت از سوگند را باز گذاشته،[۵۴] که در آیهٔ دیگر بعد از بیان مؤاخذه در برابر سوگندهایی که با عقد محکم بسته شدهاند و التزام آور هستند، به بیان مقدار کفارهٔ "حنث قسم" پرداخته و میفرماید:
«...فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ...»[۵۵].
«...و كفاره اش خوراك دادن به ده بينواست از غذاهاى متوسطى كه به كسان خود مى خورانيد يا پوشانيدن آنان يا آزاد كردن بنده اى و كسى كه [هيچ يك از اينها را] نيابد [بايد] سه روز روزه بدارد اين است كفاره سوگندهاى شما وقتى كه سوگند خورديد...»
کفارهای که در آیه بیان شده، به یک اعتبار از متفرعات سوگند بوده و تقدیر آن شکستن سوگند است؛ چون کفاره مربوط به گناهی است که صورت گرفته (شکستن قسم)، نه خود آن که اگر خود "قسم" معصیت بود، معنا ندارد در آخر آیه، أمر به حفظ سوگند بکند(وَأحْفَظُوا أَیْمَانَکُم)؛ همچنان که مؤاخذه در اول آیه، بر شکستن سوگند است نه خود آن(وَ لَکِنْ یؤَاخِذُکُمْ...).[۵۶]
لازم به ذکر است که فرد مخیّر در انجام اطعام یا پوشاندن ده مسکین یا آزاد کردن یک بنده است، هر چند تفاوت قیمت میان آن سه زیاد باشد؛ اما حکم چهارم منوط به عدم قدرت بر انجام موارد سه گانه میباشد.[۵۷] البته برخی معتقدند: اگر قسم از باب لجاجت باشد، فرد علاوه بر آنکه گناهی بزرگ مرتکب شده، کفارهٔ وی نیز فایدهای ندارد.[۵۸]
کفارهٔ قتل
اگر فردی از روی غفلت و به خطا کسی را به قتل رساند، باید جریمه و کفارهٔ این خطای خود را بپردازد که خداوند در نوع این کفاره میفرماید:
«...وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا...»[۵۹].
«...کسی که مؤمنی را از روی خطا به قتل رساند، باید یک بردهٔ مؤمن را آزاد کند و خونبهایی به کسان او بپردازد؛ مگر اینکه آنها خونبها را ببخشند...»
جمله "إِلَّا خَطَأً" در اول آیه، استثناء منقطع است؛ یعنی قتل برای مؤمن جایز نیست، مگر اینکه این عمل از روی اشتباه صورت بگیرد. حال اگر قتلی از روی خطا صورت گرفت، جریمه و کفارهٔ آن را در سه مرحله بیان میکند:
نخست اینکه، فرد بیگناهی که کشته شده، مؤمن و متعلق به خانوادهٔ مسلمان باشد؛ در این صورت برای قاتل هم کفاره واجب است، هم دیه: کفاره، آزاد کردن بردهٔ مؤمن است که هزینهٔ آن باید از اموال قاتل باشد؛ دیه، یعنی پرداخت خونبهای مقتول(دیه)، به صاحبان خون(ورّاث) که پرداخت آن باید از اموال عاقله ی[۶۰] جانی باشد.
دوم اینکه، مقتول مؤمن باشد، اما وابسته به خاندانی که با مسلمانان دشمنی دارند؛ در این صورت فقط کفاره واجب است (آزاد نمودن برده)، به دلیل مؤمن بودن؛ اما پرداخت دیه بر وارثان مقتول واجب نیست، به دلیل کفرشان.
سوم اینکه، خاندان مقتول از کفار باشند اما با خاندان قاتل که مسلمان هستند، هم پیمانند؛ در این صورت به خاطر احترام به پیمان و در ذمه بودن کفار، باید خونبهای او را به بازماندگانش بپردازند و بردهٔ مؤمنی را آزاد کنند، به دلیل مؤمن بودن مقتول. در آخر آیه استثنایی بیان کرده به اینکه اگر کسی توان آزاد کردن برده را نداشته باشد، باید دو ماه پی درپی روزه بگیرد.[۶۱]
حکمت و فلسفهٔ کفاره در قرآن
با توجه به اینکه نوع و شیوه کفارات متفاوت هست، فلسفهٔ جعل کفارات نیز متفاوت است؛ چون کفارهٔ برخی موارد برای عقوبت وارد شده؛ همانند روزه خواری در ماه رمضان بدون عذر، و گاهی برای غیر عقوبت و تنها برای ادای تکلیف و جایگزین حکم اولی بیان شده؛ همانند کفارهٔ قتل غیر عمدی و کفارهٔ روزه برای فرد ناتوان.[۶۲] در این مقاله به بیان دو مورد بسنده میشود:
توبه و ایمان
از جمله فلسفههایی که برای کفاره، در پرداخت کفاره ی قتل غیرعمد بیان شده، یک نوع تخفیفی از ناحیهٔ خداوند برای بندگان مؤمن است (تَوْبَهً مِنَ اللَّهِ).[۶۳]
یعنی خداوند برای بندهای که به اشتباه، کسی را به قتل رسانده، کفاره را وضع نموده که این کفاره، توبه و عنایت خداوند به بندگان باشد.[۶۴]
و در فلسفهٔ پرداخت کفاره ی "ظِهار" میفرماید:
«...لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ»[۶۵]
«...این برای آن است که به خدا و رسولش ایمان بیاورید؛ اینها مرزهای الهی است»
مجازات
قرآن در بیان فلسفهٔ کفاره، برای فرد مُحرمی که عمداً صید کند میفرماید:
«... لِيَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ»[۶۶]
«...تا کیفر کار خود را بچشد»
"وبال" عقوبت کاری است که انجام شده؛[۶۷] یعنی این کفاره به سبب جزاء گناهی است که فرد آن را مرتکب شده و در حال احرام صید کرده است.[۶۸]
منبع
دانشنامه موضوعی قرآن.
پا نویس
- ↑ لسان العرب، ج۵، ص۱۴۸.
- ↑ الصحاح، ج۲، ص۸۰۸.
- ↑ المفردات فی غریب القرآن، ص۷۱۴.
- ↑ مائده/سوره۵، آیه۶۵.
- ↑ التبیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۵۸۴.
- ↑ لسان العرب، ج۵، ص۱۴۸.
- ↑ فقه القرآن فی شرح آیات الاحکام، ج۲، ص۲۴۲.
- ↑ جامع المدارک، ج۵، ص۲.
- ↑ جواهرالکلام، ج۳۳، ص۱۶۷.
- ↑ تفسیر سمرقندی، ج۳، ص۳۹۲.
- ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۹۶.
- ↑ التحقیق فی کلمات القرآن، ج۹، ص۴۱-۴۲.
- ↑ تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۱۹۳.
- ↑ الصحاح، ج۴، ص۱۶۱۲.
- ↑ کتاب العین، ج۵، ص۳۱۴.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۲، ص۴۳-۴۴.
- ↑ تفسیر نورالثقلین، ج۱، ص۱۸۷.
- ↑ فقه القرآن راوندی، ج۱، ص۲۹۷.
- ↑ تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۱۹۲.
- ↑ طبری ابوجعفر، محمد بن جریر؛ جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۳۱۸.
- ↑ واحدی نیشابوری، علی بن احمد، اسباب النزول القرآن، ص۳۶.
- ↑ التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۱۵۸.
- ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۹۶.
- ↑ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۷۷.
- ↑ مائده/سوره۵، آیه۹۵.
- ↑ تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۵۳۳.
- ↑ طبری، محمد؛ جامع البیان، ج۷، ص۵۴.
- ↑ تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۵۳۳.
- ↑ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۳۹.
- ↑ لسان العرب، ج۱۲، ص۵۸۵.
- ↑ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۳۹.
- ↑ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۴۰.
- ↑ معانی القرآن، ج۲، ص۳۶۲.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۵، ص۸۵.
- ↑ التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۲۶.
- ↑ تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۵۳۳.
- ↑ فقه القرآن، ج۱، ص۲۰۹.
- ↑ التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۲۳.
- ↑ تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۵۳۳.
- ↑ تفسیر القمی، ج۱، ص۱۸۶.
- ↑ طبری، محمد؛ جامع البیان، ج۲۸، ص۱۰.
- ↑ فقه القرآن، ج۲، ص۱۹۸.
- ↑ مجادله/سوره۵۸، آیه۲.
- ↑ مجادله/سوره۵۸، آیه۳-۴.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۴۱۲.
- ↑ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۱۷۷.
- ↑ التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۵۴۱.
- ↑ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۱۷۷.
- ↑ اصول کافی، ج۴، ص۱۳۸.
- ↑ بقره/184.
- ↑ اصول کافی، ج۴، ص۱۱۶.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۱، ص۶۲۵.
- ↑ تحریم/2.
- ↑ تفسیر قمی، ج2، ص376، فیض کاشانی، ملامحسن؛ تفسیر صافی، قم، الهادی، 1416ق، ج5، ص193 و نور الثقلین، ج5، ص368.
- ↑ مائده/89.
- ↑ المیزان فی تفسیرالقرآن، ج6، ص110 و 111.
- ↑ تفسیر نمونه، ج5، ص66.
- ↑ ابن اسحاق، ابراهیم؛ غریب الحدیث، تحقیق سلیمان ابراهیم، جده، دارالمدنه، 1405ق، چاپ اول، ج1، ص138.
- ↑ نساء/92.
- ↑ مراد از "عاقله"، پدر، اولاد و کسانی هستند که نزدیکترین شخص به پدر و مادر میباشند، و یا نزدیکترین مردان منتسب به پدر فقط هستند. کنزالعرفان فی فقه القرآن، تحقیق سیدمحمد قاضی، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، 1419ق، چاپ اول، ج2، ص368.
- ↑ کنزالعرفان فی فقه القرآن، ج2، ص367-369.
- ↑ جواهر الکلام، ج33، ص167 و168.
- ↑ نساء/92.
- ↑ المیزان فی تفسیرالقرآن، ج5، ص40.
- ↑ مجادله/4.
- ↑ مائده/95.
- ↑ التبیان فی تفسیر القرآن، ج4، ص27 و قطب راوندی؛ فقه القرآن، ج1، ص314.
- ↑ مقاتل ابن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، تحقیق احمد فرید، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1424ق، چاپ اول، ج1، ص322.







