فرهنگ مصادیق:نماز قضای پدر بر پسر بزرگتر: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
(اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام، اصلاح نویسه‌های عربی)
 
(۶ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۲۰: سطر ۲۰:
 
|-
 
|-
 
| ۴ || [[نیابت (در نماز و سایر اعمال عبادی)]]
 
| ۴ || [[نیابت (در نماز و سایر اعمال عبادی)]]
 +
|-
 +
| ۵ || [[احکام نیابت ]]
 
|}
 
|}
<p class="relatesubject">موضوعات مرتبط</p>
+
<p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p>
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۳۹: سطر ۴۱:
 
|-
 
|-
 
|}
 
|}
<p class="relatesoft">نرمافزارهای مرتبط</p>
+
<p class="relatesoft">نرم افزارهای مرتبط</p>
{| class="wikitable"
+
|-
+
! ردیف !! عنوان
+
|-
+
|}
+
<p class="relatesites">پایگاه‌های اینترنتی مرتبط</p>
+
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۵۳: سطر ۴۹:
 
</div>
 
</div>
  
== احکام نیابت ==
+
نویسنده : سید مجید پوربهشت<br/>
 
+
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم<br/>
=== نیابت مستطیع ===
+
سؤال: شخصی مستطیع است ولی چون ثبت نام نکرده، استطاعت رفتن به [[حج]] رانداشته است ولی اکنون به نیابت از پدرش ـ که ثبت نام کرده بود و فوت کرده ـ عازم [[حج]] است، آیا این نیابت صحیح است؟<br/>
+
پاسخ:  چنانچه استطاعت مالی داشته ولی بر اثر موانعی موفّق به ثبت نام نشده نیابت او صحیح است.<br/>
+
 
+
=== نائبی که کس دیگری را اجیر کند ===
+
سؤال:  پدری چند فرزند دارد و تمام اموال خود را به دو تن از فرزندانش به عنوان مصالحه داده است ولی شرط کرده که بعد از مرگ از طرف وی کسی را حدّاکثر ظرف چهار سال برای ادای حَجّه الاسلام بفرستند، فرزند او طبق شرط عمل کرده و در سال چهارم کسی را برای [[حج]] از بلد خویش روانه کرده است ولی این نایب وقتی به شهر دیگر رسید خودش نرفت و کسی دیگر را برای حجّ میقاتی فرستاد و حجّ میقاتی انجام گرفته است در حالی که فرزندان این میّت از این جریان خبر نداشتند(ناگفته نماند که حجّ میقاتی برای مردم آن جا شناخته شده نیست و از نیابت برای حجّ بلدی انصراف دارد) سؤال این است که:<br/>
+
الف) آیا نایب، حقّ نایب ساختن شخص دوّم را دارد؟<br/>
+
ب) آیاحجّ انجام گرفته ازطرف میّت صحیح است و میّت بریء الذّمّه شده است؟<br/>
+
ج) حکم مصالحه چیست؟<br/>
+
د) آیا به شرط عمل شده؟ زیرا فرزندان دیگر میّت،مدعی هستند که به شرط عمل نشده است لذا باید ما ترک به عنوان ارث بین ورثه تقسیم شود.<br/>
+
پاسخ:  الف) نایب حقّ نایب قراردادن دیگری را ندارد<br/>
+
ب) حجّ انجام گرفته صحیح است و میّت بری الذّمّه شده است.<br/>
+
ج) مصالحه به قوّت خود باقی است.<br/>
+
د) پسر باید پول حجّ را از نایب اوّل باز پس بگیرد و بهتر آن است که میان ورثه تقسیم کند.<br/>
+
 
+
=== نذر احرام قبل از میقات برای نائب ===
+
سؤال:  زنی هستم که نیابتاً به [[حج]] مشرف شده‌ام آیا نذر احرام قبل از میقات برای من جایز است؟<br/>
+
پاسخ: مانعی ندارد.<br/>
+
 
+
=== کسی که شبها قادر به رمی جمرات است ===
+
 
+
سؤال: زنی که روز دهم و یازدهم و دوازدهم قادر به رمی جمرات نیست، ولی می‌تواند شبها رمی جمره نماید و یا در روز سیزدهم قضای هر سه روز را به جا آورد آیا می‌تواند از طرف کسی نایب شود؟ و در صورت امکان آیا همه صور مذکوره یکسانند و یا آن که فرق دارند؟<br/>
+
پاسخ: نیابت او صحیح است و باید شبها به جای روز رمی کند.<br/>
+
 
+
=== اجیر گرفتن توسط نائب ===
+
سؤال: آیا نایب حقّ نایب گرفتن دارد و در صورت انجام این عمل آیا میّت بریء الذّمّه می‌شود؟<br/>
+
پاسخ: نایب حقّ نایب قرار دادن دیگری را نداشته است ولی حجّ انجام گرفته صحیح است و میّت بریء الذّمّه شده است ولی نایب نسبت به پولی که گرفته مدیون است.<br/>
+
 
+
=== عدم لزوم انجام طواف نساء برای نائب ===
+
سؤال: کسی که حجّ نیابتی انجام می‌دهد علاوه بر طواف نسا که برای منوبٌ عنه به جا می‌آورد آیا واجب است که برای خود نیز طواف نسا انجام دهد؟<br/>
+
پاسخ:  واجب نیست.<br/>
+
 
+
=== نیابت از مستطیع در حال حیات ===
+
سؤال:  پیرزنی هستم مستطیع، که به علّت کهولت سن توانایی انجام اعمال [[حج]] را ندارم. آیا می‌توانم در حال حیات کسی را به نیابت خود به [[حج]] بفرستم، و حال آن که امید بهبودی در آینده نیز ندارم؟<br/>
+
پاسخ: باید نایب بگیرید.<br/>
+
 
+
=== نیابت از شخص مریض در حال حیات ===
+
سؤال: اینجانب که به علّت کهولت سن و بالا بودن قندخون و بیماریهای دیگر قادر به انجام فریضه [[حج]] نمی‌باشم، آیا می‌توانم کسی را به نیابت از طرف خودم به [[حج]] بفرستم؟<br/>
+
پاسخ: اگر قبلا از جمیع جهات مستطیع بوده، و اقدامی برای انجام [[حج]] نکرده‌اید، واجب است نایب بفرستید، و اگر قبلا مستطیع نبوده‌اید، نایب گرفتن مستحبّ است.<br/>
+
 
+
=== نیابت خدمه کاروان از طرف والدین ===
+
سؤال:  اگر کسی به عنوان خدمه یک بار به [[حج]] مشرّف شود و حجّ خویش را بجای آورد، آیا می‌تواند در سفر دوّم، که به همین عنوان مشرّف می‌شود، به نیابت از پدر یا مادر متوفّایش [[حج]] بجا آورد؟ در چنین صورتی، آیا [[حج]] از عهده پدر و مادرش برداشته می‌شود؟<br/>
+
پاسخ:  مانعی ندارد، و [[حج]] برای آنها صحیح است.<br/>
+
 
+
=== حج نیابتی بدون اطلاع منوب عنه ===
+
سؤال:  فرزندی اختیار تمام اموال پدرش را دارد، و پدرش نمی‌تواند [[حج]] بجا آورد. فرزند بدون اطّلاع پدر، شخصی را برای وی اجیر کرده و خودش نیز برای انجام حجّ خویش مشرّف شده است. آیا حجّ اجیر از سوی پدر صحیح است؟ اگر در مدینه قصد کند که همه مخارج اجیر را از مال خودش محاسبه کند، آیا اشکال برطرف می‌شود؟<br/>
+
پاسخ:  در فرض مزبور نیابت از طرف پدر صحیح نیست، مگر این که با اطّلاع و موافقت او باشد، و [[حج]] از طرف پدر واقع نمی‌شود، و فرقی بین دو صورت فوق نیست.<br/>
+
 
+
=== نیابت فرزند از پدری که قبلا مستطیع بوده ===
+
سؤال: شخصی قبلا مستطیع بوده و به [[حج]] نرفته، و اکنون هیچ گونه توانایی مالی جهت انجام [[حج]] ندارد، آیا فرزندش می‌تواند به صورت مجّانی از طرف پدر حجّ نیابتی انجام دهد؟<br/>
+
پاسخ:  نیابت در حجّ واجب از طرف انسان زنده صحیح نیست، مگر در صورتی که شخص از جهت پیری یا بیماری نتواند به [[حج]] برود، و از توانایی و خوب شدن وی تا آخر عمر مأیوس باشد.<br/>
+
 
+
=== نیابت از کسی که پس از عمره مفرده فوت شود ===
+
سؤال: فقها می‌فرمایند: «نیابت از سوی کسی که بعد از استطاعت، به مکّه مشرّف شده، و پس از دخول در حرم فوت کرده، لازم نیست». حال اگر شخصی بعد از تمام کردن عمره تمتّع از دنیا برود، آیا در این صورت هم نیابت لازم نیست؟<br/>
+
پاسخ:  نیابت لازم نیست.<br/>
+
 
+
=== گرفتن نائب برای مستطیعی که در حج دیوانه شده ===
+
سؤال:  شخصی پس از تشرّف به مدینه منوّره بر اثر حوادثی دیوانه می‌شود. با توجّه به این که [[حج]] سابقاً بر او مستقر شده، آیا می‌توان برای او نایب گرفت؟ اگر نیابت جایز نباشد، تبرّع [[حج]] از سوی او چه حکمی دارد؟<br/>
+
پاسخ:  اگر امید به بهبودی او نباشد، گرفتن نایب مانعی ندارد.<br/>
+
 
+
=== عدم لزوم عمل بر طبق فتوای مرجع منوب عنه ===
+
سؤال: آیا بر نایب واجب است که طبق فتوای مرجع تقلید منوب عنه اعمال [[حج]] خود را انجام دهد، یا باید مطابق وظیفه خودش عمل کند؟<br/>
+
پاسخ:  ملاک وظیفه خود اوست، ولی اگر به کیفیّت خاصّی اجیر شده، مثلا از او خواسته‌اند که بر طبق فلان فتوی عمل کند، باید طوری انجام دهد که هم آن کیفیّت خاص مراعات شود، و هم وظیفه اش انجام گردد.<br/>
+
 
+
=== عدم لزوم سوال از مرجع تقلید منوب عنه ===
+
سؤال: آیا در مسأله نیابت [[حج]] لازم است اجیر و مستأجر از یکدیگر سؤال کنند که مقلّد چه کسی هستند؟<br/>
+
پاسخ:  لازم نیست، و اجیر مطابق تقلید خودش عمل می‌کند.<br/>
+
 
+
=== نحوه نیت کسی که از طرف نایب وکیل در قربانی کردن شده ===
+
سؤال: کسی که حجّ نیابی انجام می‌دهد اگر در قربانی، شخص دیگری را وکیل کند، قربانی کننده، که نایبِ نایب است، چگونه نیّت نماید؟ آیا باید نیّت کند که به وکالت از سوی میّت قربانی می‌کنم، یا به وکالت از سوی نایب میّت؟ و در هر صورت، آیا ذکر نام میّت هم لازم است؟<br/>
+
پاسخ:  بردن نام میّت لازم نیست، بلکه کافی است نیّت کند که آنچه را بر عهده نایب است انجام می‌دهد.<br/>
+
 
+
=== شک در نیت نیابت هنگام احرام ===
+
سؤال: نایبی پس از ورود به مکّه شک می‌کند که آیا هنگام نیّتِ احرام، نیّتِ نیابت کرده یا نه؟ آیا باید به میقات برگردد و مجدّداً به نیّت منوب عنه مُحرم شود، یا [[حج]] برای خودش محسوب می‌شود، و دیگر نمی‌تواند نایب باشد؟<br/>
+
پاسخ: در نیّت، گذراندن از ذهن لازم نیست. اگر انگیزه او از آمدن به مکّه و احرام نیابت بوده، عمل را به عنوان نیابت انجام می‌دهد، ولی اگر از اوّل مردّد بوده به چه قصدی [[حج]] بجا آورد، می‌تواند به نیّت اجمالی (یعنی همان نیّت موقع احرام) عمل خود را به اتمام برساند، ولی برای نیابت کفایت نمی‌کند.<br/>
+
 
+
=== عدول از نیت پس از احرام ===
+
سؤال: شخصی در میقات محرم شده، و لبّیک می‌گوید، سپس به فکر می‌افتد که چون سفر دوّم اوست، برای پدر، یا مادر، یا یکی از خویشاوندان، حجّ تبرّعی انجام دهد. آیا می‌تواند عدول کند، و دوباره به نیّت شخص مورد نظر محرم شود؟<br/>
+
پاسخ: اگر به احرام صحیح محرم شده نمی‌تواند نیّت را عوض کند; بلکه باید عملش را به همان نیّتی که در احرام داشته به انجام برساند.<br/>
+
 
+
=== آگاهی نائب از استطاعت خود پس از احرام ===
+
سؤال: شخصی به عنوان نیابت از دیگری در مسجد شجره محرم شده، و به مکّه آمده است. در جلسات آموزشی مناسک حج، متوجّه می‌شود که خودش مستطیع بوده است، اکنون چه وظیفه‌ای دارد؟<br/>
+
پاسخ:  احتیاطاً عمره را تمام کند، و طواف نساء را بجا آورد، و سپس به میقات برگردد، و برای حجّ خودش محرم شود. این در صورتی است که اجیر نشده باشد، و گرنه اجاره او صحیح است، و در آن سال مستطیع نیست.<br/>
+
 
+
=== انجام دو حج در یک سال ===
+
سؤال:  آیا جایز است در یک سال اصالتاً از طرف خودم و نیابتاً از طرف دیگری [[حج]] بجا آورم؟<br/>
+
پاسخ:  در یک سال نمی‌توان بیش از یک [[حج]] انجام داد، ولی می‌توان در هر ماه قمری یک عمره مفرده بجا آورد.<br/>
+
 
+
=== انجام یک عمره مفرده به نیابت از چند نفر ===
+
سؤال: آیا انجام یک عمره مفرده استحبابی به نیّت خود، و به نیابت تبرّعی از دیگران صحیح است؟<br/>
+
پاسخ:  احتیاط آن است که آن را به نیّت خود بجا آورد، و هر مقدار از ثواب آن را که می‌خواهد به دیگران هدیه کند.<br/>
+
 
+
=== معذور شدن نائب بعد از انجام عمره تمتع ===
+
سؤال:  نایب عمره تمتّع را انجام داده، و بعد ناچار شده که به ایران باز گردد. آیا می‌تواند بقیّه اعمال را به دیگری واگذار نماید، تا [[حج]] تمتّع را تکمیل کند؟<br/>
+
پاسخ:  نمی‌تواند.<br/>
+
 
+
=== نیابت از چند نفر به صورت مشترک ===
+
سؤال:  جنابعالی نیابت از چند نفر را به صورت مشترک جایز نمی‌دانید. آیا در این مساله بین اشتراک خود و دیگران، یا اشتراک چند نفر بدون خودش تفاوتی هست؟<br/>
+
پاسخ:  صورت اخیر اشکال ندارد (البتّه در [[حج]] و عمره استحبابی).<br/>
+
  
=== نیابت حج یا عمره از طرف جنین ===
+
== مقدمه ==
سؤالنیابت حج، یا عمره، یا طواف از سوی جنین در رحم چه حکمی دارد؟<br/>
+
عبادات مخصوصا نماز و [[روزه]] در زندگی انسان جایگاه ویژه‌ای دارد، به همین خاطر بر انسان واجب است شبانه روز به یاد خداوند باشد و از عبادات فاصله نگیرد، اگر عبادات در وقت خود اداء شوند ارزش و اثر واقعی خود را به ظهور می‌رسانند، آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) می‌فرمودند نماز مانند لیمو شیرین است، هر وقت رسید باید خورد، اگر از وقت رسیدن آن بگذرد تلخ می‌شود.....البته همه عبادات اینطور هستند، و ایشان نماز را از باب مثال ذکر کردند.<br/>
پاسخ: مشروع نیست.<br/>
+
اثر و ارزش انجام عبادات در وقت، نسبت به قضاء عبادات در غیر وقت خیلی متفاوت است، به همین خاطر در روایات زیادی سفارش کردند نماز اول وقت بخوانید، توصیه کردند اعمال عبادی را در وقت خود انجام دهید: امام صادق (علیه السلام) به نقل از لقمان حکیم، می‌فرمودند: هر موقع وقت نماز شد، نماز را به موقع بخوان، و آن را به تاخیر نیانداز، زیرا نماز حقی است بر گردن تو؛ عن أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی إِخْبَارِهِ عَنْ لُقْمَانَ ع وَ إِذَا جَاءَ وَقْتُ الصَّلَاهِ- فَلَا تُؤَخِّرْهَا لِشَیْ‌ءٍ صَلِّهَا وَ اسْتَرِحْ مِنْهَا فَإِنَّهَا دَیْنٌ<ref>وسائل الشیعه؛ ج، ص: 282</ref>.<br/>
 +
تکالیف شرعی در بردارنده عسر و حرج نیستند، به همین سبب اگر کسی نتوانست عباداتی که بر عهده او واجب است، در وقت اداء کند باید بعد از وقت قضاء کند، حتی اگر کسی فوت کرد و عباداتی بر ذمه او بود و قضاء نکرده بود، بر پسر بزرگتر او واجب است نماز و [[روزه]] پدر را قضاء کند، البته هر انسان زنده‌ای می‌تواند به جای آن میت قضاء کند.<br/>
 +
پدر و مادر حقوق زیادی بر گردن فرزندان خود دارند، از مراحل تولد گرفته تا بزرگ کردن فرزندان، که هر بخشی سختی‌های زیادی را به همراه دارد، اداء حقوق والدین خیلی دشوار است، و فرزندان هر چقدر هم که به والدین خود احترام بگذارند نمی‌توانند حق آنها را اداء کنند.<br/>
 +
سپاس گزاری از والدین حکم عقل و شرع است، احترام به پدر و مادر از واجبات خیلی  مهم است که ترک آن از گناهان کبیره است، در آیات و روایات زیادی سفارش شده است والدین خود را اکرام و احترام کنید، مثلا قرآن کریم می‌فرماید وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْسانا (و ما انسان را سفارش کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند)<ref>احقاف/15</ref>.<br/>
 +
احترام به والدین به قدری با ارزش است که قرآن کریم قدردانی و احترام به والدین را در کنار قدر دانی و احترام به خداوند ذکر می‌کند، و احترام به والدین را به اندازه احترام به خداوند مهم و با ارزش می اند ِ أَنِ اشْکُرْ لی وَ لِوالِدَیْک ( [به انسان توصیه کردیم] مرا [خداوند] و پدر و مادرت را سپاس گزار)<ref>لقمان/14</ref> در اهمیت احترام به والدین همین بس که قرآن کریم می‌فرماید: فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریما (به آنان افّ مگو و بر آنها فریاد مزن و سخن درشت مگو و با آنان سخنی کریمانه بگوی)<ref>اسراء/23</ref>.<br/>
 +
احترام به پدر و مادر اختصاص به زمان زنده بودن آنها ندارد و بعد از وفات آنها نیز واجب است، این احترام تا جایی است که نماز و [[روزه]]‌های قضاء پدر و مادر بعد از فوت آنها بر پسر بزرگ واجب است، البته قضاء نماز و [[روزه]] فقط بر پسر بزرگتر واجب است، هر چند که مستحب است همه بازماندگان قضاء کنند؛ امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: فرزندان باید در زمان حیات و ممات والدین خود به آنها نیکی کنند، باید بعد از مرگ آنها به نیابت از آنها نماز بخوانند، صدقه بدهند، به نیابت از آنها [[حج]] بروند، [[روزه]] قضاء انها را بگیرند؛ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا یَمْنَعُ الرَّجُلَ مِنْکُمْ أَنْ یَبَرَّ وَالِدَیْهِ حَیَّیْنِ وَ مَیِّتَیْنِ- یُصَلِّیَ عَنْهُمَا وَ یَتَصَدَّقَ عَنْهُمَا- وَ یَحُجَّ عَنْهُمَا وَ یَصُومَ‌عَنْهُمَا- فَیَکُونَ الَّذِی صَنَعَ لَهُمَا وَ لَهُ مِثْلُ ذَلِکَ- فَیَزِیدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِبِرِّهِ وَ صِلَتِهِ خَیْراً کَثِیراً<ref>وسائل الشیعه؛ ج، ص: 276</ref>.<br/>
  
=== نائب گرفتن برای مجنون بدون اذن ولی ===
+
== نیابت در عبادت ==
سؤال:  شخصی پس از احرام عمره تمتّع متأسّفانه دیوانه شد دوستانش بدون اجازه وی برایش نایب گرفته، یا تبرّعاً و مجّانی بقیّه اعمالش را به جا آورده‌اند. آیا این کار برای آن شخص کفایت کرده، و از احرام خارج شده است؟ اگر پولی خرج شده باشد، آیا می‌توان از ولیّ مجنون گرفت؟<br/>
+
نیابت از میت در اعمال عبادی واجب و مستحب جایزاست، خواه استیجاری باشد یا تبرعی.<br/>
پاسخ: نیابت مزبور کفایت نمی‌کند، و شخص اوّل همچنان در احرام باقی است، و پولی که خرج شده از جیب کسی که خرج کرده رفته، و نمی‌تواند از ولیّ مجنون بگیرد، ولی چنانچه او را فریب داده باشد، مثلا کسی گفته باشد شما این کار را انجام دهید من اجرت آن را از ولیّ او می‌گیرم و به شما می‌دهم، در این صورت می‌تواند از همین شخص بگیرد، و احتیاط آن است که ولیّ مجنون برای او نایب بگیرد که بقیّه اعمالش را انجام دهند.<br/>
+
در منابع معتبر روایی و کتب فقهی علماء قدیم و جدید، مبحث قضاء نماز و [[روزه]] والدین توسط پسر بزرگتر، و صحیح بودن عبادت نیابتی آمده است؛ <br/>
 +
مثلا در کتاب معتبر وسائل الشیعه؛ ج، ص: ۲۷۶ باب مستقلی تحت عنوان مستحب بودن نیابت از میت در جمیع عبادات (نماز، روزه، حج.......)، و واجب بودن قضاء نماز والدین <ref>باب اسْتِحْبَابِ التَّطَوُّعِ بِالصَّلَاهِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ جَمِیعِ الْعِبَادَاتِ عَنِ الْمَیِّتِ وَ وُجُوبِ قَضَاءِ الْوَلِیِّ مَا فَاتَهُ مِنَ الصَّلَاهِ لِعُذْرٍ</ref> آمده است(این باب ۲۷ روایت در بر دارد)، و نیز در جلد ج، ص: ۳۲۹ باب ۲۳ باب مستقلی تحت عنوان واجب بودن قضاء [[روزه]] والدین بر عهده پسر بزرگتر، و صحیح بودن نیابت از میت برای انجام [[روزه]]‌های قضاء میت<ref>بَابُ أَنَّهُ یَجِبُ أَنْ یَقْضِیَ أَکْبَرُ الْأَوْلَادِ الذُّکُورِ مَا فَاتَ الْمَیِّتَ مِنْ صِیَامٍ تَمَکَّنَ مِنْ قَضَائِهِ وَ لَمْ یَقْضِهِ فَإِنْ تَبَرَّعَ أَحَدٌ بِالْقَضَاءِ عَنْهُ جَازَ فَإِنْ لَمْ یَتَمَکَّنْ لَمْ یَجِبِ الْقَضَاءُ إِلَّا أَنْ یَفُوتَ لِسَفَرٍ وَ إِنْ کَانَ لَهُ مَالٌ تُصُدِّقَ عَنْ کُلِّ یَوْمٍ بِمُدٍّ‌</ref>،آمده است(این باب ۱۶ روایت دربر دارد). فاضل مقداد در کتاب التنقیح الرائع لمختصر الشرائع، ج، ص: ۱۶۹از شیخ صدوق (متوفی ۳۸۱) و شیخ طوسی ( متوفی ۴۶۰) نقل می‌کنند که قضاء نماز و [[روزه]] پدر توسط پسر بزرگتر واجب است.<br/>
 +
امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: اگر میت نماز و [[روزه]] قضاء بر ذمه داشته باشد، از بین ورثه آن کسی که سزاوارتر است به میراث، باید نماز و [[روزه]] میت را قضاء کند، و اگر ورثه زن باشد، [قضاء نماز میت بر او] واجب نیست؛ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الرَّجُلِ یَمُوتُ وَ عَلَیْهِ صَلَاهٌ أَوْ صِیَامٌ- قَالَ یَقْضِی عَنْهُ أَوْلَی النَّاسِ بِمِیرَاثِهِ- قُلْتُ فَإِنْ کَانَ أَوْلَی النَّاسِ بِهِ امْرَأَهً فَقَالَ لَا إِلَّا الرِّجَالُ<ref>وسائل الشیعه؛ ج، ص: 331</ref>. <br/>
 +
در روایت دیگری آمده است: اگر میت [[روزه]] قضاء داشته باشد، ورثه او باید به نیابت از او قضاء کنند؛ إِذَا مَاتَ الرَّجُلُ وَ عَلَیْهِ صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ- فَلْیَقْضِ عَنْهُ مَنْ شَاءَ مِنْ أَهْلِهِ<ref>وسائل الشیعه؛ ج، ص: 329</ref>.<br/>
 +
امام کاظم (علیه السلام) از امام صادق (علیه السلام) سوال کردند، نماز و [[روزه]] نیابتی از میت صحیح است؟ حضرت در جواب فرمودند: بله صحیح است؛ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُ أَبِی جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع عَنِ الرَّجُلِ- هَلْ یَصْلُحُ لَهُ أَنْ یُصَلِّیَ أَوْ یَصُومَ عَنْ بَعْضِ مَوْتَاهُ- قَالَ نَعَمْ فَلْیُصَلِّ عَلَی  مَا أَحَبَّ- وَ یَجْعَلُ تِلْکَ لِلْمَیِّتِ- فَهُوَ لِلْمَیِّتِ إِذَا جَعَلَ ذَلِکَ لَهُ<ref>وسائل الشیعه؛ ج، ص: 277</ref>.<br/>
  
=== نیابت خدمه‌ای که قبل از طلوع آفتاب به مشعر برسد ===
+
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: نماز، [[روزه]] و [[حج]] نیابتی و صدقه، نیکی و....به نیابت از میت صحیح است، و ثواب آن هم به میت می‌رسد و هم به نائب؛ الصَّادِقِ ع قَالَ: تَدْخُلُ عَلَی الْمَیِّتِ فِی قَبْرِهِ الصَّلَاهُ وَ الصَّوْمُ- وَ الْحَجُّ وَ الصَّدَقَهُ وَ الْبِرُّ وَ الدُّعَاءُ- وَ یُکْتَبُ أَجْرُهُ لِلَّذِی فَعَلَهُ وَ لِلْمَیِّتِ<ref>وسائل الشیعه؛ ج، ص: 279</ref>.<br/>
سؤال: آیا نیابت خدمه‌ای که پیش از طلوع صبح به همراه خانمها به منی می‌روند، ولی قبل از طلوع آفتاب خود را به مشعر رسانده، و وقوف رکنی مشعر را درک می‌کنند، صحیح است؟<br/>
+
امام صادق (علیه السلام):هر شخصی عمل صالحی به نیابت از میت انجام دهد، ثواب مضاعف به نائب می‌رسد، و میت نیز بهره مند می‌شود؛ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ عَمِلَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ عَنْ مَیِّتٍ عَمَلًا صَالِحاً- أَضْعَفَ اللَّهُ أَجْرَهُ وَ یُنَعِّمُ بِذَلِکَ الْمَیِّتَ<ref>وسائل الشیعه؛ ج، ص: 282</ref>.<br/>
پاسخ:  اگر لازم است با زنها به منی بروند گناهی نکرده‌اند، و چنانچه از ذوی الاعذار نبوده‌اند (یعنی عذرشان عارضی است)، در فرض سؤال نیابت آنها اشکال ندارد.<br/>
+
  
=== انجام مستحبات حج توسط نائب ===
+
البته نیابت از میت علاوه بر حکم شرع، مورد تایید عقل است؛ اگر نیابت استیجاری باشد در مقابل کار نیابتی که آن شخص انجام می‌دهد مزد می‌گیرد و کار معقولانه‌ای است، و اگر نیابت تبرعی باشد، آن میت برگردن نائب حق داشته، و قدر دانی و سپاسگزاری از صاحب حق حکم عقل است.<br/>
سؤال:  کسانی که به جهت حجّ نیابتی به [[حج]] مشرّف می‌شوند، علاوه بر اعمال واجب، چه مقدار از مستحبّات را باید به نیابت از منوب عنه انجام دهند؟<br/>
+
پاسخ:  به مقداری که معمول و متعارف در میان حجّاج است.<br/>
+
  
=== نائب گرفتن برای کسی که در صحرای عرفات دیوانه شده ===
+
== نیابت از میت در اعتکاف، خمس، زکات، بدهکاریها ==
سؤال: زنی در روز نهم ذی الحجّه، در صحرای عرفات دیوانه می‌شود، و او را به بیمارستان منتقل می‌کنند. همراهانش تا آخرین لحظه‌ای که می‌توانستند در مکّه بمانند، همراهش ماندند، ولی متأسّفانه بهبودی نیافت. آیا شوهرش که همراه اوست می‌تواند برای او نایب بگیرد، یا خودش باقی اعمال او را انجام دهد؟<br/>
+
۳۱۲۵. اعتکاف به نیابت از میّت یا حی چه حکمی دارد؟<br/>
پاسخ: در صورتی که سال اوّل استطاعت اوست [[حج]] بر او واجب نشده، و لازم نیست برای او نایب بگیرند، و اگر عاقل شد باید به وظائف خود عمل کند، و چنانچه وقت گذشته لااقل اعمال عمره مفرده را بجا آورد تا از احرام خارج شود.<br/>
+
ج. اعتکاف به نیابت از میّت صحیح است و صحت آن به نیابت از حی محل تأمل است<ref>استفتاءات (بهجت)؛ ج، ص: 440</ref>.<br/>
 +
-آنچه که برای میت نفع دارد خیرات و مبرات است و در درجه اول اداء دیون او مثل خمس و [[زکات]] و بدهکاریهای او به اشخاص و کفارات و مظالم و [[حج]] نیابتی برای او اگر در ذمه داشته باشد<ref>جامع الأحکام (صافی)؛ ج، ص: 54</ref>
 +
=== استفتاءات ===
 +
جایز است اجیر گرفتن برای نیابت از مردگان که نمازهای قضای آنها را مانند سایر عباداتشان، قضا نماید، کما اینکه تبرّعا نائب شدن از طرف آنها جایز است و نایب- چه اجیر باشد یا متبرّع- باید با عمل خود نیابت از کسی که نیابت از او نموده (میّت) و به جای عمل او بودن را قصد نماید و ذمۀ میّت خالی می‌شود و به وسیلۀ این کار تقرّب به خداوند برای او حاصل شده و بر این عمل ثواب داده می‌شود و معتبر است که تقرب کسی را که از او نیابت نموده است (میّت را) در کارش قصد نماید، نه تقرّب خود را، و برای خودش با این عمل عبادی تقرّبی حاصل نمی‌شود مگر آنکه در تحصیل کردن این تقرب برای منوب عنه (میّت) احسان کردن به او را به خاطر خداوند قصد نماید که در این صورت برای خود این نایب هم، قرب (به خداوند) حاصل می‌شود، مانند شخصی که در تبرّع چنین قصدی را بنماید، و امّا رسیدن ثواب به اجیر همانطوری که از بعضی از اخبار آشکار می‌شود برای محض تفضّل و لطف الهی است، و واجب است نائب در نیّت خود میّتی را که از او نیابت نموده است- هر چند اجمالا، مثل «میّت صاحب مال» و مانند آن- تعیین کند<ref>تحریر الوسیله - ترجمه، ج، ص: 415</ref>.<br/>
  
=== نیابت کسی که یقین دارد لباس احرامش نجس خواهد شد ===
+
س: من قادر بر خواندن نماز نیستم، آیا جایز است که شخصی به نیابت از من نماز بخواند؟ آیا فرقی بین این که نائب طلب اجرت کند و یا طلب اجرت نکند، وجود دارد؟<br/>
سؤال: روحانی کاروان، که به مقتضای وظیفه اش باید بر اعمال حجّاج نظارت داشته باشد، می‌داند که احرامی او در روز عید در قربانگاه آلوده به خون خواهد شد، و باید چند ساعتی در احرامی نجس باشد، تکلیفش چیست؟ آیا با علم به این مطلب می‌تواند حجّ نیابتی به جا آورد؟<br/>
+
ج: شخص مکلف تا زنده است باید نمازهای واجبش را خودش، به هر نحو که می‌تواند، انجام دهد و نماز نائب چه با اجرت و چه بدون اجرت برای او مجزی نیست.<br/>
پاسخ: اگر قادر بر تطهیر یا تعویض آن نباشد اشکال ندارد، و نیابتش صحیح است.<br/>
+
س: کسی که نماز استیجاری می‌خواند:<br/>
 +
(۱) آیا گفتن اذان و اقامه و سلامهای سه‌گانه و تسبیحات اربعه به طور کامل بر او واجب است؟<br/>
 +
(۲) اگر یک روز مثلًا نماز ظهر و عصر را بخواند و در روز بعد نمازهای پنجگانه را به طور کامل به جا آورد، آیا رعایت ترتیب لازم است؟<br/>
 +
(۳) آیا در نماز استیجاری، ذکر خصوصیات میّت شرط است یا خیر؟<br/>
 +
ج: ذکر خصوصیات میّت لازم نیست، و رعایت ترتیب فقط بین نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشاء شرط است، و هر گاه در عقد اجاره کیفیت خاصی بر اجیر شرط نشده باشد و کیفیت معهودی که اطلاق عقد اجاره به آن انصراف پیدا کند، هم وجود نداشته باشد، بر اجیر لازم است که نماز را با مستحباتی که انجام آن متعارف است بخواند، ولی واجب نیست که برای هر نمازی اذان بگوید<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 839</ref>.<br/>
  
=== ترک طواف نساء توسط نائب ===
+
س - کسی که خودش نماز و روزۀ قضا دارد، آیا می‌تواند نماز و روزۀ استیجاری به عهده بگیرد و در صورت توانستن آیا از دو نفر هم می‌تواند قبول کند؟<br/>
سؤال: اگر نایب طواف نساء را بجا نیاورد، آیا فقط همسر بر او حرام می‌شود، یا علاوه بر آن ذمّه اش نیز مشغول است، که حتّی اگر فوت کرده باشد باید از طرف او قضا کنند؟<br/>
+
ج- مانع ندارد<ref>استفتاءات (امام خمینی)؛ ج، ص: 192</ref>
پاسخ: ذمّه او مشغول است; باید خودش در حال حیات انجام دهد، و اگر نمی‌تواند نایب بگیرد.<br/>
+
  
=== رمی جمرات در شب توسط نائب ===
+
== شرائط نائب در حج نیابتی ==
سؤال:  شخصی جهت رمی جمرات نایب شده است. آیا می‌تواند شبانه رمی نیابتی را انجام دهد؟ همچنین کسی که در تمام مناسک [[حج]] نایب شده، و از ابتدا می‌دانسته که نمی‌تواند رمی کند، یا نمی‌تواند در روز رمی نماید، یا نسبت به رمی در روز کوتاهی می‌کند، حکمش چیست؟<br/>
+
اوّل- بلوغ.<br/>
پاسخ: نایب باید اعمال اختیاری [[حج]] را انجام دهد، و اگر معذور باشد نمی‌تواند نایب شود. البتّه عذرهایی که به طور طبیعی گاه در [[حج]] پیش می‌آید مانع نیابت نیست، و کسی که در رمی نایب شده باید در روز رمی کند. مسامحه و کوتاهی در رمی موجب بطلان نیابت نمی‌شود، هر چند در فرض سؤال جایز نیست.<br/>
+
دوّم- عقل، بنابراین از دیوانه و لو اینکه ادواری باشد، در زمان دیوانگیش، صحیح نیست و نیابت شخص سفیه مانعی ندارد.<br/>
 +
سوّم- ایمان.<br/>
 +
چهارم- اطمینان به اینکه انجام می‌دهد، ولی معتبر نیست که بعد از احراز اصل انجام دادن، اطمینان به صحیح آوردن آن باشد، پس اگر بداند که انجام می‌دهد ولی شک کند که صحیح انجام می‌دهد یا نه؟ نایب گرفتن او صحیح است و لو اینکه- بنابر ظاهر- قبل از عمل باشد. ولی در این صورت، احتیاط آن است که اطمینان به صحیح انجام دادن او لازم باشد.<br/>
 +
پنجم- آنکه افعال و احکام [[حج]] را بداند و لو اینکه در وقت هر عملی بوسیله ارشاد و هدایت معلمی.<br/>
 +
ششم- آنکه در آن سال ذمه‌اش به [[حج]] واجبی مشغول نباشد کما اینکه گذشت.<br/>
 +
هفتم- آنکه در ترک بعضی از اعمال [[حج]] معذور نباشد، و اکتفاء به تبرع انجام دادن شخص معذور هم دارای اشکال است<ref>تحریر الوسیله - ترجمه، ج، ص: 155</ref>.<br/>
  
=== انجام رمی جمرات در شب توسط زنان نائب ===
+
شبهه: قرآن کریم می‌فرماید: وَ لا تَزِرُ وازِرَهٌ وِزْرَ أُخْری‏<ref>انعام/164</ref>: هیچکس بکیفر [[گناه]] دیگری نمی‌رسد و بار دیگری را بدوش نمی‌کشد، پس چرا نماز و [[روزه]]‌هایی که والدین نخواندند، و قضاء شده است، بعد از مرگ آنها بر عهده پسر بزرگتر است؟<br/>
سؤال: فرموده‌اید: «رمی در شب دهم برای زنان جایز است، خواه توانایی رمی در روز را داشته باشند یا نه». آیا با این حال زنان می‌توانند نایب شوند؟<br/>
+
پاسخ: اولا شان نزول آیه (بنا بر نقلی) عبارت است از: کفار به پیامبر می‌گفتند: از ما اطاعت کن و اگر راه ما خطا باشد. [[گناه]] آن بگردن ماست، از اینرو این آیه نازل شد<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏9، ص: 39</ref>. یعنی در واقع مخاطب آیه کسانی بودند که دیگران را به انحراف می‌کشیدند و می‌گفتند [[گناه]] شما گردن ما است، قرآن در جواب می‌فرمایند [[گناه]] هر کسی گردن خودش است.<br/>
پاسخ: نیابت آنها مانعی ندارد، و در شب رمی می‌کنند.<br/>
+
ثانیا: فرزند بزرگتر حبوه و ارث می‌گیرد(مباحث حبوه ذکر می‌شود)، حتی اگر حبوه مزد قضاء نماز و [[روزه]] نباشد، بین فرزند بزرگتر و سایر اولاد فرق گذاشته شده است، و دین او نسبت به والدین بیشتر است، این دین باید اداء شود.<br/>
 +
ثالثا: والدین حقوق زیادی بر گردن فرزندان خود دارند، با انجام دادن عبادات قضاء شده والدین توسط فرزندان، مقداری از حقوق والدین اداء می‌شود.<br/>
  
=== رمی در شب برای مردی که از طرف زن نائب شده ===
+
شبهه: قرآن کریم می‌فرماید: وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعی‏<ref>نجم/39</ref> برای انسان چیزی جز آنچه با سعی به دست آورده نیست، پس چرا در روایات سفارش شده است به جای میت نماز، روزه، حج........انجام دهید؟<br/>
سؤال: هرگاه مردی که قادر است رمی را در روز انجام دهد، نایب زنی در رمی جمرات شود، آیا می‌تواند رمی زن را در شب انجام دهد؟<br/>
+
پاسخ: روایاتی که در باب صدقه دادن و [[حج]] گزاردن و نماز خواندن از طرف مرده نقل شده اگر چه سعی خود مرده نیست و سعی دیگران است امّا گویی سعی خود مرده است چون جانشین و تابع اوست و به حکم دین مانند وکیلی است که به نیابت او کار می‌کند.<ref>جوامع الجامع، ج‏6، ص: 171</ref>
پاسخ: باید رمی را در روز انجام دهد.<br/>
+
  
=== نائب شدن افرادی که از انجام بعضی اعمال معذورند ===
+
== اقسام عبادات قضاء شده والدین ==
سؤال: افرادی که از انجام آن دسته از مناسک [[حج]] معذورند که حتّی ترک عمدی آن ضرری به [[حج]] نمی‌زند، مانند رمی جمرات در روز یازدهم و دوازدهم، و بیتوته در منی در شبهای مذکور، آیا چنین اشخاصی می‌توانند نایب شوند؟<br/>
+
=== نماز قضاء غیر عمدی(عدم طغیان) پدر ===
پاسخ: چنانچه عذرهای مذکور از ابتدای نیابت وجود داشته باشد نمی‌توانند نایب شوند; ولی عذرهایی که گاه در [[حج]] پیش می‌آید، مانع از نیابت نیست.<br/>
+
وقتی پدر فوت کرد و نمازهایی از او قضاء شده بود، اگر قضاء شدن از روی طغیان و نافرمانی نباشد(از روی سهو، غفلت، نسیان، جهل، اضطرار) باشد، قضاء نمازهای پدر بر پسر بزرگتر واجب است:<br/>
 +
امام خمینی (رضوان الله علیه): اگر پدر نماز و روزۀ خود را به جا نیاورده باشد، چنانچه از روی نافرمانی ترک نکرده و می‌توانسته قضا کند، بر پسر بزرگتر واجب است که بعد از مرگش به جا آورد، یا برای او اجیر بگیرد..<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 761 مسأله 1390</ref>
 +
آیت الله مکارم: بر پسر بزرگتر واجب است نمازهایی که از پدر فوت شده و از روی نافرمانی نبوده و توانایی بر قضا داشته، بعد از مرگ آنها به جا آورد.<br/>
 +
آیت الله سیستانی: اگر پدر نماز خود را به جا نیاورده باشد و می‌توانسته است قضا کند، چنانچه از روی نافرمانی ترک نکرده باشد، بر پسر بزرگترش بنا بر احتیاط، واجب است.<br/>
 +
آیت الله صافی: اگر پدر به جهت عذری نماز یا روزه‌اش را به جا نیاورده باشد، بعد از فوت او بر پسر بزرگتر واجب است قضا نماید یا برای انجام آن اجیر بگیرد هر چند پدر نتوانسته قضا کند
 +
آیت الله زنجانی: اگر پدر نماز خود را به جا نیاورده باشد و می‌توانسته است قضا کند، بر پسر بزرگترش لازم است که اگر دیگری نماز پدر را به جا نیاورد، او به جا آورده یا دیگری را به نماز وادار کند یا برای او اجیر کند
 +
آیت الله نوری: اگر پدر نماز خود را به جا نیاورده باشند و چنانچه می‌توانسته‌اند قضا کنند، بر پسر بزرگتر واجب است که بعد از مرگ آنها به جا آورد، یا برای آنها اجیر بگیرد<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 762
 +
</ref>
 +
آیت الله خوئی: اگر پدر نماز خود را به جا نیاورده باشد و می‌توانسته است قضا کند بر پسر بزرگترش واجب است که بعد از مرگش به جا آورد، یا برای او اجیر بگیرد
 +
=== نماز قضاء پدر از روی طغیان ===
 +
وقتی پدر فوت کرد و نمازهایی از او قضاء شده باشد، اگر قضاء شدن از روی طغیان و نافرمانی باشد (از روی علم، عمد، اختیار و نافرمانی) باشد، بنا بر احتیاط قضاء نمازهای پدر بر پسر بزرگتر واجب است:<br/>
 +
امام خمینی (رضوان الله علیه): اگر از روی نافرمانی هم ترک کرده باشد بر پسر بزرگتر واجب است قضاء کند. <br/>
 +
رهبر معظم انقلاب (حفظه الله): اگر ترک نماز و [[روزه]] بر اثر طغیان باشد، قضای آنها بر پسر بزرگ واجب نیست. ولی در این صورت هم احتیاط در قضای آنها ترک نشود.<br/>
 +
آیت الله مکارم: بر پسر بزرگتر واجب است نمازهایی که از پدرش فوت شده اگر از روی نافرمانی هم ترک کرده باشد، بنا بر احتیاط مستحب باید قضاء کند.<br/>
 +
آیت الله صافی: بنا بر احتیاط اگر از روی نافرمانی هم ترک کرده باشد؛ پسر بزرگتر باید آن را قضا نماید یا برای او اجیر بگیرد.<br/>
 +
آیت الله خوئی: بنا بر احتیاط هر چند از روی نافرمانی ترک کرده باشد بر پسر بزرگترش واجب است که بعد از مرگش به جا آورد، یا برای او اجیر بگیرد
 +
آیت الله زنجانی: هر چند از روی نافرمانی ترک شده باشد، بر پسر بزرگترش لازم است قضاء کند
 +
آیت الله نوری: نماز و روزه‌ای که پدر و مادر از روی طغیان و تمرّد به جا نیاورده‌اند بر پسر بزرگتر واجب نیست<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 762
 +
</ref>
  
=== ترتیب رمی جمرات برای کسی که از دیگری هم نیابت دارد ===
 
سؤال:  کسی که به نیابت از دیگری رمی جمره می‌کند، آیا کافی است پس از رمی هر جمره برای خودش، به نیابت از دیگری آن جمره را رمی کند، هر چند از چندین نفر نیابت داشته باشد؟ یا باید ابتدا هر سه جمره را به قصد خود رمی کند، سپس به نیّت هر یک از کسانی که از آنها نیابت کرده به شکل بالا عمل کند؟<br/>
 
پاسخ: هر دو صورت صحیح است.<br/>
 
  
=== انجام عمره مفرده نیابتی بین عمره و حج تمتع ===
+
=== روزه قضاء پدر ===
سؤال:  آیا کسی که برای عمره تمتع محرم شده و وارد مکه می‌شود می‌تواند در فاصله عمره تمتع تا [[حج]] تمتع به نیابت نزدیکان خود که فوت نموده‌اند به مسجد تنعیم برود و از آنجا محرم شده و عمره مفرده نیابتی بجا آورد؟<br/>
+
اگر پدر [[روزه]] قضاء داشته باشد، بنا بر فتوای برخی از مراجع قضاء آن توسط فرزند بزرگتر واجب است:<br/>
پاسخ: نباید عمره مفرده به جا آورده شود و اگر به جا آورند صحت آن محل اشکال است ولی ضرری به عمره و [[حج]] تمتع نمی‌زند.<br/>
+
امام خمینی (رضوان الله علیه): و نیز روزه‌ای را که در سفر نگرفته، اگر چه نمی‌توانسته قضا کند، واجب است که پسر بزرگتر قضا نماید، یا برای او اجیر بگیرد<br/>
 +
آیت الله مکارم: بر پسر بزرگتر واجب است روزه‌هایی که از پدرش فوت شده و از روی نافرمانی نبوده و توانایی بر قضا داشته، بعد از مرگ آنها به جا آورد بلکه اگر از روی نافرمانی هم ترک کرده باشد، بنا بر احتیاط مستحب باید به همین طور عمل کند، هم چنین روزه‌ای را که در سفر نگرفته هر چند توانایی قضای آن را پیدا نکرده، احتیاط آن است که پسر بزرگتر قضا نماید.<br/>
 +
آیت الله نوری: اگر پدر روزۀ خود را به جا نیاورده باشند و چنانچه می‌توانسته‌اند قضا کنند، بر پسر بزرگتر واجب است که بعد از مرگ آنها به جا آورد، یا برای آنها اجیر بگیرد و نیز روزه‌ای که در سفر نگرفته‌اند، اگر چه نمی‌توانسته‌اند قضا کنند، احتیاط واجب آن است که پسر بزرگتر قضا نماید، یا برای آنها اجیر بگیرد<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 762</ref>
  
=== نیت طواف اعاده‌ای ===
+
=== نماز و روزه  قضاء شده مادر ===
سؤال: به کسی گفته شده باید طواف‌ها را دوباره انجام دهد. نائب او به چه نیتی باید از طرف او در طواف‌هایی که شک دارد و در طواف‌هایی که مطمئن است اشتباه بوده، آنها را انجام دهد؟<br/>
+
بنا بر فتاوای برخی از مراجع قضاء نماز و [[روزه]] مادر بر پسر بزرگتر واجب است.<br/>
پاسخ: به نیت احتیاط انجام دهد.<br/>
+
شبهه: بعضی از بانوان اشکال می‌کنند که چرا اسلام بین زن و مرد تفاوت قائل شده است، چرا بعد از مرگ والدین، قضاء نماز و [[روزه]]‌های پدر، توسط پسر بزرگتر واجب است، ولی قضاء نماز و [[روزه]] مادر واجب نیست ؟<br/>
 +
جواب: اولا برخی از مراجع قضاء نماز و [[روزه]] مادر توسط پسر بزرگتر را واجب می‌دانند:<br/>
 +
آیت الله مکارم: بر پسر بزرگتر واجب است نمازهایی که از مادرش فوت شده و از روی نافرمانی نبوده و توانایی بر قضا داشته، بعد از مرگ آنها به جا آورد ، هم چنین روزه‌ای را که در سفر نگرفته هر چند توانایی قضای آن را پیدا نکرده، احتیاط آن است که پسر بزرگتر قضا نماید.<br/>
 +
آیت الله صافی گلپایگانی: احتیاط واجب قضاء نمازهای فوت شده توسط پسر بزرگتر، بلکه در صورتی که وصیّت نکرده باشند و پسر هم نداشته باشند، احتیاط واجب این است که اکبر ذکور از اولیاء میّت نماز و روزۀ او را قضا کند و با نبود ذکور، اناث از آنها انجام دهند.<br/>
 +
آیت الله خوئی: قضای نمازهای مادر بر او واجب نیست هر چند بهتر است.<br/>
 +
آیت الله زنجانی: قضای نمازهای مادر بر او ظاهراً واجب نیست، بلکه مطابق احتیاط استحبابی است
 +
آیت الله نوری: اگر مادر نماز و روزۀ خود را به جا نیاورده باشند و چنانچه می‌توانسته‌اند قضا کنند، بنا بر احتیاط واجب بر پسر بزرگتر واجب است که بعد از مرگ آنها به جا آورد، یا برای آنها اجیر بگیرد و نیز روزه‌ای که در سفر نگرفته‌اند، اگر چه نمی‌توانسته‌اند قضا کنند، احتیاط واجب آن است که پسر بزرگتر قضا نماید، یا برای آنها اجیر بگیرد<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 762</ref><br/>
  
=== نحوه نیت نائب در اعاده طواف ===
+
ثانیا: شهید ثانی در کتاب رسائل از برخی علماء نقل می‌کنند: اموالی مانند انگشتر، کتاب، لباس،.....(حبوه می‌نامند) به پسر بزرگتر تعلق می‌گیرد، این اموال در مقابل اداء قضاء نماز و [[روزه]]‌های پدر است، قضاء نمازپدربزرگ بر نوه واجب نیست زیرا حبوه به او تعلق نمی‌گیرد<ref>رسائل الشهید الثانی (ط - القدیمه)؛ ص: 235</ref>
سؤال: به کسی گفته شده باید طواف‌ها را دوباره انجام دهد. نائب او به چه نیتی باید از طرف او در طواف‌هایی که شک دارد و در طواف‌هایی که مطمئن است اشتباه بوده، آنها را انجام دهد؟<br/>
+
پاسخ: به نیت احتیاط انجام دهد.<br/>
+
  
=== اشتباه در تطبیق منوب عنه در اعمال حج ===
+
ثالثا: آن روزی که این مادر دختر بود قضاء نمازهای پدرش بر او واجب نبود، امروز هم که آن دختر مادر شده، قضاء نمازهای ایشان بر دیگران واجب نیست، ولی این پدر آن روزی که پسر بزرگ خانواده بود، قضاء نمازهای پدرش بر او واجب بود، امروز هم که خودش پدر شده و فوت کرده است پسر بزرگش باید قضاء نمازهای او را به جا بیاورد.<br/>
سؤال: دائره امکان اشتباه در تطبیق عبادات تابع چه ضابطه‌ای است؟<br/>
+
اگر نائب بعد از انجام معظم اعمال [[حج]] تمتع مثلاً بعد از وقوف در عرفات متوجه شود که برای [[حج]] همان سال از طرف شخص دیگری قبلا اجیر شده است آیا باید اعمال را به نیابت از منوب عنهی که تاکنون عمل را به نیت او بجا آورده ادامه دهد یا اینکه می‌تواند اعمال [[حج]] همان سال را برای مستاجر قرار داده و اعمال [[حج]] را برای منوب عنه در سال دیگر بجا آورد؟<br/>
+
پاسخ: باید برای همان فردی که قصد کرده ادامه دهد.<br/>
+
  
=== نیابت خدمه با فرض خروج از حرم ===
+
== حبوه ==
سؤال: اگر خدمه [[حج]] تمتع در ماه ذلی القعده به مکه برسد و عمره تمتع انجام دهد و در ماه ذی الحجه به او گفته شود به جهت انجام کارهای کاروان به عرفات یا منطقه‌ای دیگر در خارج حرم برود آیا نیابت او اشکالی دارد یا خیر؟ و آیا باید دوباره محرم به مگه بازگردد؟<br/>
+
این حکم از مختصّات امامیّه است و نزد آنان «حبوه» نامیده می‌شود. شیخ مفید در اعلام، ص ۵۳- ۵۴ می‌گوید: «امامیه اجماع دارند که پسر بزرگتر در ارث بر پسران کوچکتر با شمشیر پدر و انگشتر و قرآن وی برتری می‌یابد، و اهل سنت بر خلاف این اجماع دارند ... سپس فقیهان در جنس محبوّ اختلاف کرده‌اند، همچنین در وجوب یا استحباب این حکم اختلاف کرده‌اند، چنان که در شرایط «محبوّله» [کسی که حبوه به وی تعلّق می‌گیرد] اختلاف کرده‌اند.<br/>
پاسخ: نیابت او اشکالی ندارد.<br/>
+
در مجمع البحرین آمده است: «حَبْوَه از «حبوت الرجلَ حبِاءً» به کسر والف ممدوده به معنای چیزی به وی بدون عوض اعطا نمودم، مشتقّ شده است. اسم مصدر آن «حُبوه» به ضمّ حاء می‌باشد». در قاموس آمده است: «حبی فلان» یعنی: به او بدون چشمداشت بخشید.<br/>
  
=== نائبی که اعمال حج را به اتمام نرسانده ===
 
سؤال: شخصی در [[حج]] اجیر کس دیگری بوده است،بعد از انجام عمره تمتع، به سکته قلبی دچار شده و از برگزاری اعمال [[حج]] معذور گردید و به ایران مراجعت کرده است و در سال آینده می‌خواهد مشرّف شود، آیا اعلام این وضعیت به اولیای منوبٌ عنه و اجازه مجدّد به نیابت از منوبٌ عنه در سال آینده لازم است؟<br/>
 
پاسخ: چنانچه برای سال معینی اجیر شده، اعلام و اجازه لازم است.<br/>
 
  
=== نایبی که عمره تمتع را در ذی القعده انجام داده و از حرم خارج شده ===
+
=== استفتاءات ===
سؤال: اگر خدمه [[حج]] تمتع در ماه ذی القعده به مکه برسد و عمره تمتع انجام دهد و در ماه ذی الحجه به او گفته شود به جهت انجام کارهای کاروان به عرفات یا منطقه‌ای دیگر در خارج حرم برود نیابت او اشکالی دارد یا خیر؟ و آیا باید دوباره به مکه بازگردد؟<br/>
+
قرآن و انگشتر و شمشیر میت و لباسی را که پوشیده یا برای پوشیدن گرفته و دوخته است اگر چه نپوشیده باشد مال پسر بزرگتر است و اگر میت از این چهار چیز بیشتر از یکی دارد، مثلًا دو قرآن یا دو انگشتر دارد چنانچه مورد استعمال است یا برای استعمال مهیا شده، مال پسر بزرگتر است.<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 748</ref><br/>
پاسخ: نیابت او اشکالی ندارد و نیازی به احرام مجدّد نیست.<br/>
+
- برخی تصوّر می‌کنند که فلسفه حبوه برای پسر بزرگتر این است که او قضای نمازها و روزه‌های پدر را باید انجام بدهد و در واقع حبوه عوض و اجرت عبادتهای مذکور است، آیا این سخن صحیح است؟ اگر صحیح باشد، در صورتی که پدر عبادت قضاشده‌ای نداشته باشد، آیا حبوه باید در بین تمام ورثه تقسیم شود؟<br/>
 +
جواب: مسأله حبوه ارتباط صددرصد با مسأله قضای نماز و [[روزه]] ندارد؛ هرکدام حکم جداگانه‌ای است.<br/>
 +
- آیا موتور و اتومبیل یا دوچرخه سواری و ساعت مچی به عنوان حبوه محسوب می‌شود؟<br/>
 +
جواب: هیچ‌کدام از حبوه نیست.<br/>
 +
- پدر بزرگوارمان در اثر سکته قلبی دار فانی را وداع گفته و از وی اموال منقول و غیر منقول و یک دستگاه پیکان به جای مانده است، پدر ابتدا با پای پیاده، سپس با اسب در روستاها در مساجد و منابر به ارشاد مردم مشغول بود، با توجّه به موقعیّت زمانی اسب را فروخت و پیکان فوق را خریداری نمود، آیا پیکان متعلّق به تمام اهل خانواده می‌باشد، یا به بنده که پسر ارشد خانواده هستم و بر حسب وظیفه شرعی باید قضای نماز و روزه‌های او را بجا آورم تعلّق می‌گیرد؟<br/>
 +
جواب: مرکب جزء حبوه نیست و متعلّق به تمام ورثه می‌باشد.<ref>استفتاءات جدید (مکارم)؛ ج، ص: 469</ref>
 +
- آیا تفنگ شکاری و ماشین سواری امروزه جای سلاح و مرکب زمان قدیم را می‌گیرد که جزء حبوه باشد و به فرزند بزرگ برسد؟<br/>
 +
بسمه تعالی- ماشین سواری و تفنگ شکاری جزء حبوه حساب نمی‌شود، و اللّه العالم.<br/>
 +
آیا پسر بزرگ کتابهای نفیس پدر، مانند بحار الانوار و جز آن، همچنین وسیلۀ نقلیۀ موتوری اختصاصی او را به عنوان حبوه می‌برد یا خیر؟<br/>
 +
[جواب]باسمه تعالی؛ کتابهای دیگر میت غیر از مصحف از حبوه نیست؛ و وسیلۀ نقلیۀ موتوری هم چنانچه ماشین باشد، از حبوه نیست، و اگر موتورسیکلت باشد، احوط در آن تصالح با سایر ورثه است، و الله العالم.<ref>استفتاءات جدید (تبریزی)؛ ج، ص: 413</ref><br/>
 +
ج- آیا حبوه در غیر مورد لباس و قرآن و شمشیر و انگشتر، شامل وسائل شخصی مانند عصا و تسبیح می‌شود یا نه؟<br/>
 +
ج- حبوه مازاد بر این چهار چیز را شامل نمی‌شود.<ref>مجمع المسائل (للگلبایگانی)، ج، ص: 186</ref><br/>
 +
آیا حبوه ماشینی را هم که از ما ترک پدر باشد شامل می‌شود؟ و اسلحۀ شکاری یا دفاعی که ملک شخص میّت می‌باشد نیز جزء حبوه می‌باشد؟<br/>
 +
ج- ماشین و اسلحۀ شکاری یا دفاعی از حبوه نیست<ref>استفتاءات (امام خمینی)، ج، ص: 445</ref>.<br/>
  
=== وقوف اضطراری در مشعر برای خدمه‌ای که نایب شده ===
+
== راهکارهای اقامه این فریضه ==
سؤال: آیا وقوف اضطراری در مشعر به همراه مضطرین و خانم‌ها و زدن سنگ در شب عید قربان برای خدمه کاروان که قبول نیابت کرده جایز است؟<br/>
+
۱. تربیت اخلاقی فرزندان: وقتی فرزند صحیح تربیت شود، اولا خود او شخص صالحی می‌شود و اهل نماز و [[روزه]] و عبادات می‌شود و نسبت به عبادات بی تفاوت نمی‌شود، ثانیا نسبت به اعمال قضاء شده والدین خود بی تفاوت نمی‌شود، زیرا اعمال قضاء شده والدین را مانند اعمال خود می‌بیند، که اداء کردن آن واجب است.<br/>
پاسخ: وقوف اضطراری مانعی ندارد ولی زدن سنگ را به روز موکول کند؛ و اگر بتواند خانم‌ها را در منی اسکان دهد و خودش بین الطلوعین به مشعر بازگردد.<br/>
+
۲. دانستن حکم شرعی: خیلی از افراد عالِم به این حکم نیستند و نمی‌دانند که قضاء نماز و [[روزه]] پدر بر پسر بزرگتر واجب است، و به خاطر جهل به این حکم قضاء نماز و [[روزه]] والدین را نمی‌خوانند، اگر متوجه بشوند که قضاء نماز و [[روزه]] والدین واجب است، قضاء آنها را انجام می‌دهند.<br/>
 +
۳. کم توجهی به این فریضه توسط مبلغین و روحانیون در تبلیغ و منابر: این حکم یکی از احکام الهی است که نباید نسبت به بیان آن کوتاهی شود، و برای ترویج و تببین آن تلاش بیشتر شود.<br/>
 +
۴. فعالیت رسانه‌ای: متاسفانه در رسانه‌ها این حکم بیان نمی‌شود، و مردم از این حکم آگاه نمی‌شوند، باید در رسانه‌ها و مطبوعات نسبت به این فریضه توجه بیشتری بشود. <br/>
 +
۵. تشویق عاملان این فریضه: باید افرادی که قضاء نماز و [[روزه]] والدین را انجام می‌دهند، در جامعه مطرح و تشویق بشوند، این کار که نوعی [[امر به معروف]] است، سبب می‌شود سایر افراد هم اقدام به خواندن قضاء نماز و [[روزه]] والدین کنند.<br/>
 +
۶. ساماندهی نماز خوانان استیجاری؛ متصدیان امور دینی وظیفه دارند مکان معین و مشخصی برای مراجعه کنندگان نماز استیجاری قرار دهند، و نیز وظیفه دارند افراد صالح برای نیابت استیجاری تعیین کنند، وقتی نماز خوانان استیجاری ساماندهی شود، مردم بیشتر اعتماد کرده و برای خواندن قضاء نماز و [[روزه]] والدین به این اشخاص مراجعه می‌کنند.<br/>
 +
۷. پیشگیری از قضاء شدن نماز: درست است که قضاء نماز و [[روزه]] والدین توسط پسر بزرگتر واجب است، ولی اگر والدین در زمانی که زنده هستند خودشان اعمال خود را در وقت بخوانند اثر و ثمره خیلی زیادی دارد، و بهتر است که اعمال خود را در وقت انجام دهند، و آن را به بعد از مرگ واگذار نکنند، زیرا اگر قضاء نماز و [[روزه]] والدین عمدی باشد ممکن است پسر بزرگتر آنها را اداء نکند و بگوید به علت اینکه والدین عمدا و از روی طغیان نماز و [[روزه]] خود را انجام ندادند، قضاء نماز و [[روزه]] را آنها را انجام نمی‌دهم.<br/>
  
=== نایبی که اول عمره‌ای برای خود انجام داده و بعد عمره نیابتی ===
+
== استفتاءات ==
سؤال:  اگر شخصی را نایب کند که در این ماه رجب عمره انجام دهد، ولی نایب (که دفعه اول اوست) به نیت خودش محرم شده و عمره انجام داده. و بعد مجددا محرم شده به نیابت از منوب عنه! آیا کفایت از منوب عنه می‌کند؟<br/>
+
- مراد از پسر بزرگتر، بزرگترین پسری است که در هنگام مرگ پدر زنده باشد.<br/>
در هر حال تکلیف این نیابت و اجرتی که گرفته چیست؟<br/>
+
-اگر پسر بزرگتر شک دارد که پدر نماز و [[روزه]] قضا داشته یا نه ، چیزی بر او واجب نیست.<br/>
پاسخ: لازم است در ماه دیگر انجام دهد و در صورتی که مقید به ماه رجب کرده و در رجب برای خودش به جا آورده اصل استیجار اشکال و بنابر احتیاط واجب باید اجرت را پس دهد مگر این که اجازه بگیرد و دیگری را در همان ماه نایب بگیرد.<br/>
+
-اگر پسر بزرگتر بداند که پدرش [[نماز قضا]] داشته و شک کند که به جا آورده یا نه، بنا بر احتیاط واجب باید قضا نماید.<br/>
 +
-اگر معلوم نباشد که پسر بزرگتر کدام است(تاریخ تولّد پسرها درست روشن نباشد) ، قضای نماز و روزۀ پدر بر هیچ کدام از پسرها واجب نیست. ولی احتیاط مستحب آن است که نماز و روزۀ او را  بین خودشان قسمت کنند، یا برای انجام آن قرعه بزنند.<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 763</ref>
 +
-کسی که خودش نماز و روزۀ قضا دارد، اگر نماز و روزۀ پدر هم بر او واجب شود، هر کدام را اول به جا آورد صحیح است.<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 765</ref>
 +
-اگر پسر بزرگتر پیش از آن که نماز و روزۀ پدررا قضا کند  بمیرد، بر پسر دوم چیزی واجب نیست.<br/>
 +
س: اگر فرزند بزرگ میّت دختر و فرزند دوم او پسر باشد، آیا قضای نمازها و روزه‌های پدر و مادر بر این پسر واجب است؟<br/>
 +
ج: ملاک واجب بودن قضای نماز و [[روزه]] پدر و مادر این است که فرزند مذکّر از دیگر اولاد ذکور میّت اگر میّت اولاد ذکور داشته باشد بزرگتر باشد، و در فرض سؤال قضای نماز و روزۀ پدر بر پسر که فرزند دوم پدر است، واجب است و قضای نماز و روزه‌ای که از مادر فوت شده، نیز واجب است.<br/>
 +
س: آیا اگر پسر بزرگ که قضای نماز پدر بر عهده اوست، فوت نماید، انجام آنها بر ذمۀ وارث پسر بزرگ است یا این که به پسر بعدیِ پدر (برادرِ پسر بزرگ) منتقل می‌شود؟<br/>
 +
ج: قضای نماز و روزۀ پدر که بر پسر بزرگ واجب است، با فوت وی پس از فوت پدرش، بر پسر و یا برادر او واجب نمی‌شود.<ref>توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 767
 +
</ref>
  
=== منظور از عذرهایی که نیابت با آن صحیح است ===
+
== منابع ==
سؤال: معیار این نظر جدیدتان که فرمودید معذوری که حجش برای خودش صحیح است نیابتش هم صحیح است چیست ؟ چه عذرهایی منظور است ؟<br/>
+
قرآن کریم <br/>
پاسخ: معیار عذرهایی است که قابل بر طرف شدن نیست؛ مثلا معلولیت جسمانی دارد.<br/>
+
استفتاءات (امام خمینی)، خمینی، سید روح اللّه موسوی، ۳ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، پنجم، ۱۴۲۲ ه‍ ق.<br/>
 +
استفتاءات جدید (تبریزی)، تبریزی، جواد بن علی، دو جلد، قم - ایران، اول، ه‍ق.<br/>
 +
استفتاءات جدید (مکارم)، شیرازی، ناصر مکارم، ۳ جلد، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب علیه السلام، قم - ایران، دوم، ۱۴۲۷ ه‍ق .<br/>
 +
استفتاءات (بهجت)، گیلانی، فومنی، محمد تقی بهجت، ۴ جلد، دفتر حضرت آیه الله بهجت، قم - ایران، اول، ۱۴۲۸ ه‍ق.<br/>
 +
تحریر الوسیله - خمینی، سید روح اللّه موسوی - مترجم: اسلامی، علی، ترجمه، ۴ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، ۲۱، ۱۴۲۵ ه‍ق.<br/>
 +
التنقیح الرائع لمختصر الشرائع، حلّی، مقداد بن عبد اللّه سیوری، ۴ جلد، انتشارات کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی - ره، قم - ایران، اول، ۱۴۰۴ ه‍ ق.<br/>
 +
توضیح المسائل (محشّی - امام خمینی)، خمینی، سید روح اللّه موسوی، ۲ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، هشتم، ۱۴۲۴ ه‍ ق .<br/>
 +
الخلاف، طوسی، ابو جعفر، محمد بن حسن، ، ۶ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، اول، ۱۴۰۷ ه‍ق .<br/>
 +
جامع الأحکام (صافی)، گلپایگانی، لطف الله صافی، دو جلد، انتشارات حضرت معصومه سلام الله علیها، قم - ایران، چهارم، ۱۴۱۷ ه‍ق.<br/>
 +
جوامع الجامع(تفسیر قرآن)، ترجمه، ناشر: بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی.<br/>
 +
الدروس الشرعیه فی فقه الإمامیه، عاملی، شهید اول، محمد بن مکی، ۳ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، دوم، ۱۴۱۷ ه‍ق.<br/>
 +
رسائل الشهید الثانی (ط - القدیمه)، عاملی، شهید ثانی، زین الدین بن علی، در یک جلد، کتابفروشی بصیرتی، قم - ایران، اول، ه‍ق.<br/>
 +
کشف الرموز فی شرح مختصر النافع، آبی، فاضل، حسن بن ابی طالب یوسفی، ۲ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، سوم، ۱۴۱۷ ه‍ق.<br/>
 +
وسائل الشیعه، عاملی، حرّ، محمد بن حسن، ۳۰ جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، ۱۴۰۹ ه‍ق.<br/>
 +
مجمع المسائل (للگلبایگانی)، گلپایگانی، سید محمد رضا موسوی، ۵ جلد، دار القرآن الکریم، قم - ایران، دوم، ۱۴۰۹ ه‍ق.<br/>
 +
مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)، جمعی از مؤلفان، ۵۶ جلد، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، ه‍ق.<br/>
 +
مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه، ناشر: انتشارات فراهانی، مکان چاپ: تهران، چاپ: ۱۳۶۰ ش تحقیق: رضا ستوده.<br/>
  
=== نایب شدن کسی که حج بر خود او مستقر گشته ===
+
== کتب برای مطالعه بیشتر ==
سؤال: من خودم به واسطه سهم الارث واجب الحج شده بودم اما پول خود را صرف خرید خانه کردم. دو سال پیش به نیابت از خواهرم که فوت شده است ثبت نام [[حج]] کردم. آیا این [[حج]] صحیح است و می‌توانم به نیابت از ایشان بروم یا خیر؟ در حال حاضر برای ثبت نام خودم موجودی ندارم.<br/>
+
کتاب نماز(نماز استیجاری) امام خمینی (رضوان الله علیه)نشر: موسسه تنظیم و نشر آثار امام، زبان فارسی<br/>
پاسخ: [[حج]] بر شما در اولین فرصت واجب است ولی با این حال نیابت از دیگری صحیح است و برای او محسوب می‌شود نه برای شما.<br/>
+
  
=== جابجا شدن دو حج نیابتی ===
+
== مقالات برای مطالعه بیشتر ==
سؤال: دو [[حج]] نیابتی جابجا شده است به این صورت که مثلاً برای (زید) مبلغ «الف» و برای (عمرو) مبلغ «ب» بوده ولی نایبی که مبلغ «الف» را گرفته به او گفته‌اند از طرف (عمرو) نایب است و همچنین به نایبی که مبلغ «ب» را گرفته گفته‌اند از طرف (زید) نایب است، حکم مسئله چگونه است؟<br/>
+
بررسی فقهی دریافت اجرت برای انجام عبادات، سجاد آذرباد، مبلغان سایبری ۱۴ خورشید<br/>
پاسخ: اگر نیت کرده این [[حج]] از طرف صاحب الوجه است، برای صاحب همان وجه می‌شود حالا اسمش هر چه باشد و از قبیل خطا در تطبیق است یعنی صاحب وجه را خطأً تطبیق بر دیگری کرده؛ مثل اینکه نیت می‌کند اقتدای نماز را به امام حاضر باشد اما خطأً تطبیق بر (عمرو) می‌کند در حالی که پیشنماز (زید) است، چون نیت امام حاضر است، نماز صحیح است.<br/>
+
تاملی در فلسفه نماز و [[روزه]] استیجاری و پاسخ به شبهات، حجت الله حاجی کاظم، میقات<br/>
 +
بررسی فقهی عبادات نیابتی، الهه علی آبادی، (پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم انسانی)<br/>
 +
نیابت در عبادت، دانشنامه علوم اسلامی<br/>
  
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://portal.anhar.ir/node/3747/?ref=rnd#gsc.tab=0 سایت انهار] - تاریخ برداشت : ۹۵/۹/۳ </span></div>
+
== پانویس ==
 +
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
  
  

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۳۹

نماز قضای پدر بر پسر بزرگتر

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ احکام نماز استیجاری
۲ آداب زیارت به نیابت
۳ حج نیابتی
۴ نیابت (در نماز و سایر اعمال عبادی)
۵ احکام نیابت

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطه‌ای بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده : سید مجید پوربهشت
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم

مقدمه

عبادات مخصوصا نماز و روزه در زندگی انسان جایگاه ویژه‌ای دارد، به همین خاطر بر انسان واجب است شبانه روز به یاد خداوند باشد و از عبادات فاصله نگیرد، اگر عبادات در وقت خود اداء شوند ارزش و اثر واقعی خود را به ظهور می‌رسانند، آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) می‌فرمودند نماز مانند لیمو شیرین است، هر وقت رسید باید خورد، اگر از وقت رسیدن آن بگذرد تلخ می‌شود.....البته همه عبادات اینطور هستند، و ایشان نماز را از باب مثال ذکر کردند.
اثر و ارزش انجام عبادات در وقت، نسبت به قضاء عبادات در غیر وقت خیلی متفاوت است، به همین خاطر در روایات زیادی سفارش کردند نماز اول وقت بخوانید، توصیه کردند اعمال عبادی را در وقت خود انجام دهید: امام صادق (علیه السلام) به نقل از لقمان حکیم، می‌فرمودند: هر موقع وقت نماز شد، نماز را به موقع بخوان، و آن را به تاخیر نیانداز، زیرا نماز حقی است بر گردن تو؛ عن أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی إِخْبَارِهِ عَنْ لُقْمَانَ ع وَ إِذَا جَاءَ وَقْتُ الصَّلَاهِ- فَلَا تُؤَخِّرْهَا لِشَیْ‌ءٍ صَلِّهَا وَ اسْتَرِحْ مِنْهَا فَإِنَّهَا دَیْنٌ[۱].
تکالیف شرعی در بردارنده عسر و حرج نیستند، به همین سبب اگر کسی نتوانست عباداتی که بر عهده او واجب است، در وقت اداء کند باید بعد از وقت قضاء کند، حتی اگر کسی فوت کرد و عباداتی بر ذمه او بود و قضاء نکرده بود، بر پسر بزرگتر او واجب است نماز و روزه پدر را قضاء کند، البته هر انسان زنده‌ای می‌تواند به جای آن میت قضاء کند.
پدر و مادر حقوق زیادی بر گردن فرزندان خود دارند، از مراحل تولد گرفته تا بزرگ کردن فرزندان، که هر بخشی سختی‌های زیادی را به همراه دارد، اداء حقوق والدین خیلی دشوار است، و فرزندان هر چقدر هم که به والدین خود احترام بگذارند نمی‌توانند حق آنها را اداء کنند.
سپاس گزاری از والدین حکم عقل و شرع است، احترام به پدر و مادر از واجبات خیلی مهم است که ترک آن از گناهان کبیره است، در آیات و روایات زیادی سفارش شده است والدین خود را اکرام و احترام کنید، مثلا قرآن کریم می‌فرماید وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْسانا (و ما انسان را سفارش کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند)[۲].
احترام به والدین به قدری با ارزش است که قرآن کریم قدردانی و احترام به والدین را در کنار قدر دانی و احترام به خداوند ذکر می‌کند، و احترام به والدین را به اندازه احترام به خداوند مهم و با ارزش می اند ِ أَنِ اشْکُرْ لی وَ لِوالِدَیْک ( [به انسان توصیه کردیم] مرا [خداوند] و پدر و مادرت را سپاس گزار)[۳] در اهمیت احترام به والدین همین بس که قرآن کریم می‌فرماید: فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریما (به آنان افّ مگو و بر آنها فریاد مزن و سخن درشت مگو و با آنان سخنی کریمانه بگوی)[۴].
احترام به پدر و مادر اختصاص به زمان زنده بودن آنها ندارد و بعد از وفات آنها نیز واجب است، این احترام تا جایی است که نماز و روزه‌های قضاء پدر و مادر بعد از فوت آنها بر پسر بزرگ واجب است، البته قضاء نماز و روزه فقط بر پسر بزرگتر واجب است، هر چند که مستحب است همه بازماندگان قضاء کنند؛ امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: فرزندان باید در زمان حیات و ممات والدین خود به آنها نیکی کنند، باید بعد از مرگ آنها به نیابت از آنها نماز بخوانند، صدقه بدهند، به نیابت از آنها حج بروند، روزه قضاء انها را بگیرند؛ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا یَمْنَعُ الرَّجُلَ مِنْکُمْ أَنْ یَبَرَّ وَالِدَیْهِ حَیَّیْنِ وَ مَیِّتَیْنِ- یُصَلِّیَ عَنْهُمَا وَ یَتَصَدَّقَ عَنْهُمَا- وَ یَحُجَّ عَنْهُمَا وَ یَصُومَ‌عَنْهُمَا- فَیَکُونَ الَّذِی صَنَعَ لَهُمَا وَ لَهُ مِثْلُ ذَلِکَ- فَیَزِیدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِبِرِّهِ وَ صِلَتِهِ خَیْراً کَثِیراً[۵].

نیابت در عبادت

نیابت از میت در اعمال عبادی واجب و مستحب جایزاست، خواه استیجاری باشد یا تبرعی.
در منابع معتبر روایی و کتب فقهی علماء قدیم و جدید، مبحث قضاء نماز و روزه والدین توسط پسر بزرگتر، و صحیح بودن عبادت نیابتی آمده است؛
مثلا در کتاب معتبر وسائل الشیعه؛ ج، ص: ۲۷۶ باب مستقلی تحت عنوان مستحب بودن نیابت از میت در جمیع عبادات (نماز، روزه، حج.......)، و واجب بودن قضاء نماز والدین [۶] آمده است(این باب ۲۷ روایت در بر دارد)، و نیز در جلد ج، ص: ۳۲۹ باب ۲۳ باب مستقلی تحت عنوان واجب بودن قضاء روزه والدین بر عهده پسر بزرگتر، و صحیح بودن نیابت از میت برای انجام روزه‌های قضاء میت[۷]،آمده است(این باب ۱۶ روایت دربر دارد). فاضل مقداد در کتاب التنقیح الرائع لمختصر الشرائع، ج، ص: ۱۶۹از شیخ صدوق (متوفی ۳۸۱) و شیخ طوسی ( متوفی ۴۶۰) نقل می‌کنند که قضاء نماز و روزه پدر توسط پسر بزرگتر واجب است.
امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: اگر میت نماز و روزه قضاء بر ذمه داشته باشد، از بین ورثه آن کسی که سزاوارتر است به میراث، باید نماز و روزه میت را قضاء کند، و اگر ورثه زن باشد، [قضاء نماز میت بر او] واجب نیست؛ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الرَّجُلِ یَمُوتُ وَ عَلَیْهِ صَلَاهٌ أَوْ صِیَامٌ- قَالَ یَقْضِی عَنْهُ أَوْلَی النَّاسِ بِمِیرَاثِهِ- قُلْتُ فَإِنْ کَانَ أَوْلَی النَّاسِ بِهِ امْرَأَهً فَقَالَ لَا إِلَّا الرِّجَالُ[۸].
در روایت دیگری آمده است: اگر میت روزه قضاء داشته باشد، ورثه او باید به نیابت از او قضاء کنند؛ إِذَا مَاتَ الرَّجُلُ وَ عَلَیْهِ صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ- فَلْیَقْضِ عَنْهُ مَنْ شَاءَ مِنْ أَهْلِهِ[۹].
امام کاظم (علیه السلام) از امام صادق (علیه السلام) سوال کردند، نماز و روزه نیابتی از میت صحیح است؟ حضرت در جواب فرمودند: بله صحیح است؛ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُ أَبِی جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع عَنِ الرَّجُلِ- هَلْ یَصْلُحُ لَهُ أَنْ یُصَلِّیَ أَوْ یَصُومَ عَنْ بَعْضِ مَوْتَاهُ- قَالَ نَعَمْ فَلْیُصَلِّ عَلَی مَا أَحَبَّ- وَ یَجْعَلُ تِلْکَ لِلْمَیِّتِ- فَهُوَ لِلْمَیِّتِ إِذَا جَعَلَ ذَلِکَ لَهُ[۱۰].

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: نماز، روزه و حج نیابتی و صدقه، نیکی و....به نیابت از میت صحیح است، و ثواب آن هم به میت می‌رسد و هم به نائب؛ الصَّادِقِ ع قَالَ: تَدْخُلُ عَلَی الْمَیِّتِ فِی قَبْرِهِ الصَّلَاهُ وَ الصَّوْمُ- وَ الْحَجُّ وَ الصَّدَقَهُ وَ الْبِرُّ وَ الدُّعَاءُ- وَ یُکْتَبُ أَجْرُهُ لِلَّذِی فَعَلَهُ وَ لِلْمَیِّتِ[۱۱].
امام صادق (علیه السلام):هر شخصی عمل صالحی به نیابت از میت انجام دهد، ثواب مضاعف به نائب می‌رسد، و میت نیز بهره مند می‌شود؛ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ عَمِلَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ عَنْ مَیِّتٍ عَمَلًا صَالِحاً- أَضْعَفَ اللَّهُ أَجْرَهُ وَ یُنَعِّمُ بِذَلِکَ الْمَیِّتَ[۱۲].

البته نیابت از میت علاوه بر حکم شرع، مورد تایید عقل است؛ اگر نیابت استیجاری باشد در مقابل کار نیابتی که آن شخص انجام می‌دهد مزد می‌گیرد و کار معقولانه‌ای است، و اگر نیابت تبرعی باشد، آن میت برگردن نائب حق داشته، و قدر دانی و سپاسگزاری از صاحب حق حکم عقل است.

نیابت از میت در اعتکاف، خمس، زکات، بدهکاریها

۳۱۲۵. اعتکاف به نیابت از میّت یا حی چه حکمی دارد؟
ج. اعتکاف به نیابت از میّت صحیح است و صحت آن به نیابت از حی محل تأمل است[۱۳].
-آنچه که برای میت نفع دارد خیرات و مبرات است و در درجه اول اداء دیون او مثل خمس و زکات و بدهکاریهای او به اشخاص و کفارات و مظالم و حج نیابتی برای او اگر در ذمه داشته باشد[۱۴]

استفتاءات

جایز است اجیر گرفتن برای نیابت از مردگان که نمازهای قضای آنها را مانند سایر عباداتشان، قضا نماید، کما اینکه تبرّعا نائب شدن از طرف آنها جایز است و نایب- چه اجیر باشد یا متبرّع- باید با عمل خود نیابت از کسی که نیابت از او نموده (میّت) و به جای عمل او بودن را قصد نماید و ذمۀ میّت خالی می‌شود و به وسیلۀ این کار تقرّب به خداوند برای او حاصل شده و بر این عمل ثواب داده می‌شود و معتبر است که تقرب کسی را که از او نیابت نموده است (میّت را) در کارش قصد نماید، نه تقرّب خود را، و برای خودش با این عمل عبادی تقرّبی حاصل نمی‌شود مگر آنکه در تحصیل کردن این تقرب برای منوب عنه (میّت) احسان کردن به او را به خاطر خداوند قصد نماید که در این صورت برای خود این نایب هم، قرب (به خداوند) حاصل می‌شود، مانند شخصی که در تبرّع چنین قصدی را بنماید، و امّا رسیدن ثواب به اجیر همانطوری که از بعضی از اخبار آشکار می‌شود برای محض تفضّل و لطف الهی است، و واجب است نائب در نیّت خود میّتی را که از او نیابت نموده است- هر چند اجمالا، مثل «میّت صاحب مال» و مانند آن- تعیین کند[۱۵].

س: من قادر بر خواندن نماز نیستم، آیا جایز است که شخصی به نیابت از من نماز بخواند؟ آیا فرقی بین این که نائب طلب اجرت کند و یا طلب اجرت نکند، وجود دارد؟
ج: شخص مکلف تا زنده است باید نمازهای واجبش را خودش، به هر نحو که می‌تواند، انجام دهد و نماز نائب چه با اجرت و چه بدون اجرت برای او مجزی نیست.
س: کسی که نماز استیجاری می‌خواند:
(۱) آیا گفتن اذان و اقامه و سلامهای سه‌گانه و تسبیحات اربعه به طور کامل بر او واجب است؟
(۲) اگر یک روز مثلًا نماز ظهر و عصر را بخواند و در روز بعد نمازهای پنجگانه را به طور کامل به جا آورد، آیا رعایت ترتیب لازم است؟
(۳) آیا در نماز استیجاری، ذکر خصوصیات میّت شرط است یا خیر؟
ج: ذکر خصوصیات میّت لازم نیست، و رعایت ترتیب فقط بین نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشاء شرط است، و هر گاه در عقد اجاره کیفیت خاصی بر اجیر شرط نشده باشد و کیفیت معهودی که اطلاق عقد اجاره به آن انصراف پیدا کند، هم وجود نداشته باشد، بر اجیر لازم است که نماز را با مستحباتی که انجام آن متعارف است بخواند، ولی واجب نیست که برای هر نمازی اذان بگوید[۱۶].

س - کسی که خودش نماز و روزۀ قضا دارد، آیا می‌تواند نماز و روزۀ استیجاری به عهده بگیرد و در صورت توانستن آیا از دو نفر هم می‌تواند قبول کند؟
ج- مانع ندارد[۱۷]

شرائط نائب در حج نیابتی

اوّل- بلوغ.
دوّم- عقل، بنابراین از دیوانه و لو اینکه ادواری باشد، در زمان دیوانگیش، صحیح نیست و نیابت شخص سفیه مانعی ندارد.
سوّم- ایمان.
چهارم- اطمینان به اینکه انجام می‌دهد، ولی معتبر نیست که بعد از احراز اصل انجام دادن، اطمینان به صحیح آوردن آن باشد، پس اگر بداند که انجام می‌دهد ولی شک کند که صحیح انجام می‌دهد یا نه؟ نایب گرفتن او صحیح است و لو اینکه- بنابر ظاهر- قبل از عمل باشد. ولی در این صورت، احتیاط آن است که اطمینان به صحیح انجام دادن او لازم باشد.
پنجم- آنکه افعال و احکام حج را بداند و لو اینکه در وقت هر عملی بوسیله ارشاد و هدایت معلمی.
ششم- آنکه در آن سال ذمه‌اش به حج واجبی مشغول نباشد کما اینکه گذشت.
هفتم- آنکه در ترک بعضی از اعمال حج معذور نباشد، و اکتفاء به تبرع انجام دادن شخص معذور هم دارای اشکال است[۱۸].

شبهه: قرآن کریم می‌فرماید: وَ لا تَزِرُ وازِرَهٌ وِزْرَ أُخْری‏[۱۹]: هیچکس بکیفر گناه دیگری نمی‌رسد و بار دیگری را بدوش نمی‌کشد، پس چرا نماز و روزه‌هایی که والدین نخواندند، و قضاء شده است، بعد از مرگ آنها بر عهده پسر بزرگتر است؟
پاسخ: اولا شان نزول آیه (بنا بر نقلی) عبارت است از: کفار به پیامبر می‌گفتند: از ما اطاعت کن و اگر راه ما خطا باشد. گناه آن بگردن ماست، از اینرو این آیه نازل شد[۲۰]. یعنی در واقع مخاطب آیه کسانی بودند که دیگران را به انحراف می‌کشیدند و می‌گفتند گناه شما گردن ما است، قرآن در جواب می‌فرمایند گناه هر کسی گردن خودش است.
ثانیا: فرزند بزرگتر حبوه و ارث می‌گیرد(مباحث حبوه ذکر می‌شود)، حتی اگر حبوه مزد قضاء نماز و روزه نباشد، بین فرزند بزرگتر و سایر اولاد فرق گذاشته شده است، و دین او نسبت به والدین بیشتر است، این دین باید اداء شود.
ثالثا: والدین حقوق زیادی بر گردن فرزندان خود دارند، با انجام دادن عبادات قضاء شده والدین توسط فرزندان، مقداری از حقوق والدین اداء می‌شود.

شبهه: قرآن کریم می‌فرماید: وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعی‏[۲۱] برای انسان چیزی جز آنچه با سعی به دست آورده نیست، پس چرا در روایات سفارش شده است به جای میت نماز، روزه، حج........انجام دهید؟
پاسخ: روایاتی که در باب صدقه دادن و حج گزاردن و نماز خواندن از طرف مرده نقل شده اگر چه سعی خود مرده نیست و سعی دیگران است امّا گویی سعی خود مرده است چون جانشین و تابع اوست و به حکم دین مانند وکیلی است که به نیابت او کار می‌کند.[۲۲]

اقسام عبادات قضاء شده والدین

نماز قضاء غیر عمدی(عدم طغیان) پدر

وقتی پدر فوت کرد و نمازهایی از او قضاء شده بود، اگر قضاء شدن از روی طغیان و نافرمانی نباشد(از روی سهو، غفلت، نسیان، جهل، اضطرار) باشد، قضاء نمازهای پدر بر پسر بزرگتر واجب است:
امام خمینی (رضوان الله علیه): اگر پدر نماز و روزۀ خود را به جا نیاورده باشد، چنانچه از روی نافرمانی ترک نکرده و می‌توانسته قضا کند، بر پسر بزرگتر واجب است که بعد از مرگش به جا آورد، یا برای او اجیر بگیرد..[۲۳] آیت الله مکارم: بر پسر بزرگتر واجب است نمازهایی که از پدر فوت شده و از روی نافرمانی نبوده و توانایی بر قضا داشته، بعد از مرگ آنها به جا آورد.
آیت الله سیستانی: اگر پدر نماز خود را به جا نیاورده باشد و می‌توانسته است قضا کند، چنانچه از روی نافرمانی ترک نکرده باشد، بر پسر بزرگترش بنا بر احتیاط، واجب است.
آیت الله صافی: اگر پدر به جهت عذری نماز یا روزه‌اش را به جا نیاورده باشد، بعد از فوت او بر پسر بزرگتر واجب است قضا نماید یا برای انجام آن اجیر بگیرد هر چند پدر نتوانسته قضا کند آیت الله زنجانی: اگر پدر نماز خود را به جا نیاورده باشد و می‌توانسته است قضا کند، بر پسر بزرگترش لازم است که اگر دیگری نماز پدر را به جا نیاورد، او به جا آورده یا دیگری را به نماز وادار کند یا برای او اجیر کند آیت الله نوری: اگر پدر نماز خود را به جا نیاورده باشند و چنانچه می‌توانسته‌اند قضا کنند، بر پسر بزرگتر واجب است که بعد از مرگ آنها به جا آورد، یا برای آنها اجیر بگیرد[۲۴] آیت الله خوئی: اگر پدر نماز خود را به جا نیاورده باشد و می‌توانسته است قضا کند بر پسر بزرگترش واجب است که بعد از مرگش به جا آورد، یا برای او اجیر بگیرد

نماز قضاء پدر از روی طغیان

وقتی پدر فوت کرد و نمازهایی از او قضاء شده باشد، اگر قضاء شدن از روی طغیان و نافرمانی باشد (از روی علم، عمد، اختیار و نافرمانی) باشد، بنا بر احتیاط قضاء نمازهای پدر بر پسر بزرگتر واجب است:
امام خمینی (رضوان الله علیه): اگر از روی نافرمانی هم ترک کرده باشد بر پسر بزرگتر واجب است قضاء کند.
رهبر معظم انقلاب (حفظه الله): اگر ترک نماز و روزه بر اثر طغیان باشد، قضای آنها بر پسر بزرگ واجب نیست. ولی در این صورت هم احتیاط در قضای آنها ترک نشود.
آیت الله مکارم: بر پسر بزرگتر واجب است نمازهایی که از پدرش فوت شده اگر از روی نافرمانی هم ترک کرده باشد، بنا بر احتیاط مستحب باید قضاء کند.
آیت الله صافی: بنا بر احتیاط اگر از روی نافرمانی هم ترک کرده باشد؛ پسر بزرگتر باید آن را قضا نماید یا برای او اجیر بگیرد.
آیت الله خوئی: بنا بر احتیاط هر چند از روی نافرمانی ترک کرده باشد بر پسر بزرگترش واجب است که بعد از مرگش به جا آورد، یا برای او اجیر بگیرد آیت الله زنجانی: هر چند از روی نافرمانی ترک شده باشد، بر پسر بزرگترش لازم است قضاء کند آیت الله نوری: نماز و روزه‌ای که پدر و مادر از روی طغیان و تمرّد به جا نیاورده‌اند بر پسر بزرگتر واجب نیست[۲۵]


روزه قضاء پدر

اگر پدر روزه قضاء داشته باشد، بنا بر فتوای برخی از مراجع قضاء آن توسط فرزند بزرگتر واجب است:
امام خمینی (رضوان الله علیه): و نیز روزه‌ای را که در سفر نگرفته، اگر چه نمی‌توانسته قضا کند، واجب است که پسر بزرگتر قضا نماید، یا برای او اجیر بگیرد
آیت الله مکارم: بر پسر بزرگتر واجب است روزه‌هایی که از پدرش فوت شده و از روی نافرمانی نبوده و توانایی بر قضا داشته، بعد از مرگ آنها به جا آورد بلکه اگر از روی نافرمانی هم ترک کرده باشد، بنا بر احتیاط مستحب باید به همین طور عمل کند، هم چنین روزه‌ای را که در سفر نگرفته هر چند توانایی قضای آن را پیدا نکرده، احتیاط آن است که پسر بزرگتر قضا نماید.
آیت الله نوری: اگر پدر روزۀ خود را به جا نیاورده باشند و چنانچه می‌توانسته‌اند قضا کنند، بر پسر بزرگتر واجب است که بعد از مرگ آنها به جا آورد، یا برای آنها اجیر بگیرد و نیز روزه‌ای که در سفر نگرفته‌اند، اگر چه نمی‌توانسته‌اند قضا کنند، احتیاط واجب آن است که پسر بزرگتر قضا نماید، یا برای آنها اجیر بگیرد[۲۶]

نماز و روزه قضاء شده مادر

بنا بر فتاوای برخی از مراجع قضاء نماز و روزه مادر بر پسر بزرگتر واجب است.
شبهه: بعضی از بانوان اشکال می‌کنند که چرا اسلام بین زن و مرد تفاوت قائل شده است، چرا بعد از مرگ والدین، قضاء نماز و روزه‌های پدر، توسط پسر بزرگتر واجب است، ولی قضاء نماز و روزه مادر واجب نیست ؟
جواب: اولا برخی از مراجع قضاء نماز و روزه مادر توسط پسر بزرگتر را واجب می‌دانند:
آیت الله مکارم: بر پسر بزرگتر واجب است نمازهایی که از مادرش فوت شده و از روی نافرمانی نبوده و توانایی بر قضا داشته، بعد از مرگ آنها به جا آورد ، هم چنین روزه‌ای را که در سفر نگرفته هر چند توانایی قضای آن را پیدا نکرده، احتیاط آن است که پسر بزرگتر قضا نماید.
آیت الله صافی گلپایگانی: احتیاط واجب قضاء نمازهای فوت شده توسط پسر بزرگتر، بلکه در صورتی که وصیّت نکرده باشند و پسر هم نداشته باشند، احتیاط واجب این است که اکبر ذکور از اولیاء میّت نماز و روزۀ او را قضا کند و با نبود ذکور، اناث از آنها انجام دهند.
آیت الله خوئی: قضای نمازهای مادر بر او واجب نیست هر چند بهتر است.
آیت الله زنجانی: قضای نمازهای مادر بر او ظاهراً واجب نیست، بلکه مطابق احتیاط استحبابی است آیت الله نوری: اگر مادر نماز و روزۀ خود را به جا نیاورده باشند و چنانچه می‌توانسته‌اند قضا کنند، بنا بر احتیاط واجب بر پسر بزرگتر واجب است که بعد از مرگ آنها به جا آورد، یا برای آنها اجیر بگیرد و نیز روزه‌ای که در سفر نگرفته‌اند، اگر چه نمی‌توانسته‌اند قضا کنند، احتیاط واجب آن است که پسر بزرگتر قضا نماید، یا برای آنها اجیر بگیرد[۲۷]

ثانیا: شهید ثانی در کتاب رسائل از برخی علماء نقل می‌کنند: اموالی مانند انگشتر، کتاب، لباس،.....(حبوه می‌نامند) به پسر بزرگتر تعلق می‌گیرد، این اموال در مقابل اداء قضاء نماز و روزه‌های پدر است، قضاء نمازپدربزرگ بر نوه واجب نیست زیرا حبوه به او تعلق نمی‌گیرد[۲۸]

ثالثا: آن روزی که این مادر دختر بود قضاء نمازهای پدرش بر او واجب نبود، امروز هم که آن دختر مادر شده، قضاء نمازهای ایشان بر دیگران واجب نیست، ولی این پدر آن روزی که پسر بزرگ خانواده بود، قضاء نمازهای پدرش بر او واجب بود، امروز هم که خودش پدر شده و فوت کرده است پسر بزرگش باید قضاء نمازهای او را به جا بیاورد.

حبوه

این حکم از مختصّات امامیّه است و نزد آنان «حبوه» نامیده می‌شود. شیخ مفید در اعلام، ص ۵۳- ۵۴ می‌گوید: «امامیه اجماع دارند که پسر بزرگتر در ارث بر پسران کوچکتر با شمشیر پدر و انگشتر و قرآن وی برتری می‌یابد، و اهل سنت بر خلاف این اجماع دارند ... سپس فقیهان در جنس محبوّ اختلاف کرده‌اند، همچنین در وجوب یا استحباب این حکم اختلاف کرده‌اند، چنان که در شرایط «محبوّله» [کسی که حبوه به وی تعلّق می‌گیرد] اختلاف کرده‌اند.
در مجمع البحرین آمده است: «حَبْوَه از «حبوت الرجلَ حبِاءً» به کسر والف ممدوده به معنای چیزی به وی بدون عوض اعطا نمودم، مشتقّ شده است. اسم مصدر آن «حُبوه» به ضمّ حاء می‌باشد». در قاموس آمده است: «حبی فلان» یعنی: به او بدون چشمداشت بخشید.


استفتاءات

قرآن و انگشتر و شمشیر میت و لباسی را که پوشیده یا برای پوشیدن گرفته و دوخته است اگر چه نپوشیده باشد مال پسر بزرگتر است و اگر میت از این چهار چیز بیشتر از یکی دارد، مثلًا دو قرآن یا دو انگشتر دارد چنانچه مورد استعمال است یا برای استعمال مهیا شده، مال پسر بزرگتر است.[۲۹]
- برخی تصوّر می‌کنند که فلسفه حبوه برای پسر بزرگتر این است که او قضای نمازها و روزه‌های پدر را باید انجام بدهد و در واقع حبوه عوض و اجرت عبادتهای مذکور است، آیا این سخن صحیح است؟ اگر صحیح باشد، در صورتی که پدر عبادت قضاشده‌ای نداشته باشد، آیا حبوه باید در بین تمام ورثه تقسیم شود؟
جواب: مسأله حبوه ارتباط صددرصد با مسأله قضای نماز و روزه ندارد؛ هرکدام حکم جداگانه‌ای است.
- آیا موتور و اتومبیل یا دوچرخه سواری و ساعت مچی به عنوان حبوه محسوب می‌شود؟
جواب: هیچ‌کدام از حبوه نیست.
- پدر بزرگوارمان در اثر سکته قلبی دار فانی را وداع گفته و از وی اموال منقول و غیر منقول و یک دستگاه پیکان به جای مانده است، پدر ابتدا با پای پیاده، سپس با اسب در روستاها در مساجد و منابر به ارشاد مردم مشغول بود، با توجّه به موقعیّت زمانی اسب را فروخت و پیکان فوق را خریداری نمود، آیا پیکان متعلّق به تمام اهل خانواده می‌باشد، یا به بنده که پسر ارشد خانواده هستم و بر حسب وظیفه شرعی باید قضای نماز و روزه‌های او را بجا آورم تعلّق می‌گیرد؟
جواب: مرکب جزء حبوه نیست و متعلّق به تمام ورثه می‌باشد.[۳۰] - آیا تفنگ شکاری و ماشین سواری امروزه جای سلاح و مرکب زمان قدیم را می‌گیرد که جزء حبوه باشد و به فرزند بزرگ برسد؟
بسمه تعالی- ماشین سواری و تفنگ شکاری جزء حبوه حساب نمی‌شود، و اللّه العالم.
آیا پسر بزرگ کتابهای نفیس پدر، مانند بحار الانوار و جز آن، همچنین وسیلۀ نقلیۀ موتوری اختصاصی او را به عنوان حبوه می‌برد یا خیر؟
[جواب]باسمه تعالی؛ کتابهای دیگر میت غیر از مصحف از حبوه نیست؛ و وسیلۀ نقلیۀ موتوری هم چنانچه ماشین باشد، از حبوه نیست، و اگر موتورسیکلت باشد، احوط در آن تصالح با سایر ورثه است، و الله العالم.[۳۱]
ج- آیا حبوه در غیر مورد لباس و قرآن و شمشیر و انگشتر، شامل وسائل شخصی مانند عصا و تسبیح می‌شود یا نه؟
ج- حبوه مازاد بر این چهار چیز را شامل نمی‌شود.[۳۲]
آیا حبوه ماشینی را هم که از ما ترک پدر باشد شامل می‌شود؟ و اسلحۀ شکاری یا دفاعی که ملک شخص میّت می‌باشد نیز جزء حبوه می‌باشد؟
ج- ماشین و اسلحۀ شکاری یا دفاعی از حبوه نیست[۳۳].

راهکارهای اقامه این فریضه

۱. تربیت اخلاقی فرزندان: وقتی فرزند صحیح تربیت شود، اولا خود او شخص صالحی می‌شود و اهل نماز و روزه و عبادات می‌شود و نسبت به عبادات بی تفاوت نمی‌شود، ثانیا نسبت به اعمال قضاء شده والدین خود بی تفاوت نمی‌شود، زیرا اعمال قضاء شده والدین را مانند اعمال خود می‌بیند، که اداء کردن آن واجب است.
۲. دانستن حکم شرعی: خیلی از افراد عالِم به این حکم نیستند و نمی‌دانند که قضاء نماز و روزه پدر بر پسر بزرگتر واجب است، و به خاطر جهل به این حکم قضاء نماز و روزه والدین را نمی‌خوانند، اگر متوجه بشوند که قضاء نماز و روزه والدین واجب است، قضاء آنها را انجام می‌دهند.
۳. کم توجهی به این فریضه توسط مبلغین و روحانیون در تبلیغ و منابر: این حکم یکی از احکام الهی است که نباید نسبت به بیان آن کوتاهی شود، و برای ترویج و تببین آن تلاش بیشتر شود.
۴. فعالیت رسانه‌ای: متاسفانه در رسانه‌ها این حکم بیان نمی‌شود، و مردم از این حکم آگاه نمی‌شوند، باید در رسانه‌ها و مطبوعات نسبت به این فریضه توجه بیشتری بشود.
۵. تشویق عاملان این فریضه: باید افرادی که قضاء نماز و روزه والدین را انجام می‌دهند، در جامعه مطرح و تشویق بشوند، این کار که نوعی امر به معروف است، سبب می‌شود سایر افراد هم اقدام به خواندن قضاء نماز و روزه والدین کنند.
۶. ساماندهی نماز خوانان استیجاری؛ متصدیان امور دینی وظیفه دارند مکان معین و مشخصی برای مراجعه کنندگان نماز استیجاری قرار دهند، و نیز وظیفه دارند افراد صالح برای نیابت استیجاری تعیین کنند، وقتی نماز خوانان استیجاری ساماندهی شود، مردم بیشتر اعتماد کرده و برای خواندن قضاء نماز و روزه والدین به این اشخاص مراجعه می‌کنند.
۷. پیشگیری از قضاء شدن نماز: درست است که قضاء نماز و روزه والدین توسط پسر بزرگتر واجب است، ولی اگر والدین در زمانی که زنده هستند خودشان اعمال خود را در وقت بخوانند اثر و ثمره خیلی زیادی دارد، و بهتر است که اعمال خود را در وقت انجام دهند، و آن را به بعد از مرگ واگذار نکنند، زیرا اگر قضاء نماز و روزه والدین عمدی باشد ممکن است پسر بزرگتر آنها را اداء نکند و بگوید به علت اینکه والدین عمدا و از روی طغیان نماز و روزه خود را انجام ندادند، قضاء نماز و روزه را آنها را انجام نمی‌دهم.

استفتاءات

- مراد از پسر بزرگتر، بزرگترین پسری است که در هنگام مرگ پدر زنده باشد.
-اگر پسر بزرگتر شک دارد که پدر نماز و روزه قضا داشته یا نه ، چیزی بر او واجب نیست.
-اگر پسر بزرگتر بداند که پدرش نماز قضا داشته و شک کند که به جا آورده یا نه، بنا بر احتیاط واجب باید قضا نماید.
-اگر معلوم نباشد که پسر بزرگتر کدام است(تاریخ تولّد پسرها درست روشن نباشد) ، قضای نماز و روزۀ پدر بر هیچ کدام از پسرها واجب نیست. ولی احتیاط مستحب آن است که نماز و روزۀ او را بین خودشان قسمت کنند، یا برای انجام آن قرعه بزنند.[۳۴] -کسی که خودش نماز و روزۀ قضا دارد، اگر نماز و روزۀ پدر هم بر او واجب شود، هر کدام را اول به جا آورد صحیح است.[۳۵] -اگر پسر بزرگتر پیش از آن که نماز و روزۀ پدررا قضا کند بمیرد، بر پسر دوم چیزی واجب نیست.
س: اگر فرزند بزرگ میّت دختر و فرزند دوم او پسر باشد، آیا قضای نمازها و روزه‌های پدر و مادر بر این پسر واجب است؟
ج: ملاک واجب بودن قضای نماز و روزه پدر و مادر این است که فرزند مذکّر از دیگر اولاد ذکور میّت اگر میّت اولاد ذکور داشته باشد بزرگتر باشد، و در فرض سؤال قضای نماز و روزۀ پدر بر پسر که فرزند دوم پدر است، واجب است و قضای نماز و روزه‌ای که از مادر فوت شده، نیز واجب است.
س: آیا اگر پسر بزرگ که قضای نماز پدر بر عهده اوست، فوت نماید، انجام آنها بر ذمۀ وارث پسر بزرگ است یا این که به پسر بعدیِ پدر (برادرِ پسر بزرگ) منتقل می‌شود؟
ج: قضای نماز و روزۀ پدر که بر پسر بزرگ واجب است، با فوت وی پس از فوت پدرش، بر پسر و یا برادر او واجب نمی‌شود.[۳۶]

منابع

قرآن کریم
استفتاءات (امام خمینی)، خمینی، سید روح اللّه موسوی، ۳ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، پنجم، ۱۴۲۲ ه‍ ق.
استفتاءات جدید (تبریزی)، تبریزی، جواد بن علی، دو جلد، قم - ایران، اول، ه‍ق.
استفتاءات جدید (مکارم)، شیرازی، ناصر مکارم، ۳ جلد، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب علیه السلام، قم - ایران، دوم، ۱۴۲۷ ه‍ق .
استفتاءات (بهجت)، گیلانی، فومنی، محمد تقی بهجت، ۴ جلد، دفتر حضرت آیه الله بهجت، قم - ایران، اول، ۱۴۲۸ ه‍ق.
تحریر الوسیله - خمینی، سید روح اللّه موسوی - مترجم: اسلامی، علی، ترجمه، ۴ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، ۲۱، ۱۴۲۵ ه‍ق.
التنقیح الرائع لمختصر الشرائع، حلّی، مقداد بن عبد اللّه سیوری، ۴ جلد، انتشارات کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی - ره، قم - ایران، اول، ۱۴۰۴ ه‍ ق.
توضیح المسائل (محشّی - امام خمینی)، خمینی، سید روح اللّه موسوی، ۲ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، هشتم، ۱۴۲۴ ه‍ ق .
الخلاف، طوسی، ابو جعفر، محمد بن حسن، ، ۶ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، اول، ۱۴۰۷ ه‍ق .
جامع الأحکام (صافی)، گلپایگانی، لطف الله صافی، دو جلد، انتشارات حضرت معصومه سلام الله علیها، قم - ایران، چهارم، ۱۴۱۷ ه‍ق.
جوامع الجامع(تفسیر قرآن)، ترجمه، ناشر: بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی.
الدروس الشرعیه فی فقه الإمامیه، عاملی، شهید اول، محمد بن مکی، ۳ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، دوم، ۱۴۱۷ ه‍ق.
رسائل الشهید الثانی (ط - القدیمه)، عاملی، شهید ثانی، زین الدین بن علی، در یک جلد، کتابفروشی بصیرتی، قم - ایران، اول، ه‍ق.
کشف الرموز فی شرح مختصر النافع، آبی، فاضل، حسن بن ابی طالب یوسفی، ۲ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، سوم، ۱۴۱۷ ه‍ق.
وسائل الشیعه، عاملی، حرّ، محمد بن حسن، ۳۰ جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، ۱۴۰۹ ه‍ق.
مجمع المسائل (للگلبایگانی)، گلپایگانی، سید محمد رضا موسوی، ۵ جلد، دار القرآن الکریم، قم - ایران، دوم، ۱۴۰۹ ه‍ق.
مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)، جمعی از مؤلفان، ۵۶ جلد، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، ه‍ق.
مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه، ناشر: انتشارات فراهانی، مکان چاپ: تهران، چاپ: ۱۳۶۰ ش تحقیق: رضا ستوده.

کتب برای مطالعه بیشتر

کتاب نماز(نماز استیجاری) امام خمینی (رضوان الله علیه)نشر: موسسه تنظیم و نشر آثار امام، زبان فارسی

مقالات برای مطالعه بیشتر

بررسی فقهی دریافت اجرت برای انجام عبادات، سجاد آذرباد، مبلغان سایبری ۱۴ خورشید
تاملی در فلسفه نماز و روزه استیجاری و پاسخ به شبهات، حجت الله حاجی کاظم، میقات
بررسی فقهی عبادات نیابتی، الهه علی آبادی، (پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم انسانی)
نیابت در عبادت، دانشنامه علوم اسلامی

پانویس

  1. وسائل الشیعه؛ ج، ص: 282
  2. احقاف/15
  3. لقمان/14
  4. اسراء/23
  5. وسائل الشیعه؛ ج، ص: 276
  6. باب اسْتِحْبَابِ التَّطَوُّعِ بِالصَّلَاهِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ جَمِیعِ الْعِبَادَاتِ عَنِ الْمَیِّتِ وَ وُجُوبِ قَضَاءِ الْوَلِیِّ مَا فَاتَهُ مِنَ الصَّلَاهِ لِعُذْرٍ
  7. بَابُ أَنَّهُ یَجِبُ أَنْ یَقْضِیَ أَکْبَرُ الْأَوْلَادِ الذُّکُورِ مَا فَاتَ الْمَیِّتَ مِنْ صِیَامٍ تَمَکَّنَ مِنْ قَضَائِهِ وَ لَمْ یَقْضِهِ فَإِنْ تَبَرَّعَ أَحَدٌ بِالْقَضَاءِ عَنْهُ جَازَ فَإِنْ لَمْ یَتَمَکَّنْ لَمْ یَجِبِ الْقَضَاءُ إِلَّا أَنْ یَفُوتَ لِسَفَرٍ وَ إِنْ کَانَ لَهُ مَالٌ تُصُدِّقَ عَنْ کُلِّ یَوْمٍ بِمُدٍّ‌
  8. وسائل الشیعه؛ ج، ص: 331
  9. وسائل الشیعه؛ ج، ص: 329
  10. وسائل الشیعه؛ ج، ص: 277
  11. وسائل الشیعه؛ ج، ص: 279
  12. وسائل الشیعه؛ ج، ص: 282
  13. استفتاءات (بهجت)؛ ج، ص: 440
  14. جامع الأحکام (صافی)؛ ج، ص: 54
  15. تحریر الوسیله - ترجمه، ج، ص: 415
  16. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 839
  17. استفتاءات (امام خمینی)؛ ج، ص: 192
  18. تحریر الوسیله - ترجمه، ج، ص: 155
  19. انعام/164
  20. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏9، ص: 39
  21. نجم/39
  22. جوامع الجامع، ج‏6، ص: 171
  23. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 761 مسأله 1390
  24. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 762
  25. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 762
  26. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 762
  27. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 762
  28. رسائل الشهید الثانی (ط - القدیمه)؛ ص: 235
  29. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 748
  30. استفتاءات جدید (مکارم)؛ ج، ص: 469
  31. استفتاءات جدید (تبریزی)؛ ج، ص: 413
  32. مجمع المسائل (للگلبایگانی)، ج، ص: 186
  33. استفتاءات (امام خمینی)، ج، ص: 445
  34. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 763
  35. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 765
  36. توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 767