فرهنگ مصادیق:بت پرستی - پژوهه: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(۶ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
<div class="head1"> بت پرستی - پژوهه</div>
 
<div class="head1"> بت پرستی - پژوهه</div>
نویسنده :  يوسف دهقان
+
نویسنده :  یوسف دهقان
  
 
==بت==
 
==بت==
مراد از "بت" در این مقاله، بت‌های ظاهری و مادی است که در قرآن با دو واژهٔ "صَنم" و "وَثن" یاد شده است. "صنم" (مفرد أصنام)،<ref>قرشى، سید على اكبر؛ قاموس قرآن‏، تهران، دارالكتب الإسلامیة، 1371ش،‏ چاپ ششم‏، ج4، ص156</ref> جثّه و هیكلی (بت) از جنس نقره، مس یا چوب است که بت پرستان جهت تقرب به خدا، آن‌ها را وسیلهٔ عبادت قرار می‌دادند؛<ref>راغب اصفهانى، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودى،‏ دارالعلم الدارالشامیة، دمشق بیروت، 1412ق،‏ چاپ اول، ص493</ref> و "وثن" (مفرد أوثان)، بتی از سنگ، چوب یا غیر آن است كه عبادت می‌شد.<ref>المفردات فی غریب القرآن، ص853 و قاموس قرآن، ج 7، ص181.</ref>
+
مراد از "بت" در این مقاله، بت‌های ظاهری و مادی است که در قرآن با دو واژهٔ "صَنم" و "وَثن" یاد شده است. "صنم" (مفرد أصنام)،<ref>قرشی، سید علی اکبر؛ قاموس قرآن‏، تهران، دارالکتب الإسلامیة، 1371ش،‏ چاپ ششم‏، ج4، ص156</ref> جثّه و هیکلی (بت) از جنس نقره، مس یا چوب است که بت پرستان جهت تقرب به خدا، آن‌ها را وسیلهٔ عبادت قرار می‌دادند؛<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودی،‏ دارالعلم الدارالشامیة، دمشق بیروت، 1412ق،‏ چاپ اول، ص493</ref> و "وثن" (مفرد أوثان)، بتی از سنگ، چوب یا غیر آن است که عبادت می‌شد.<ref>المفردات فی غریب القرآن، ص853 و قاموس قرآن، ج 7، ص181.</ref>
بت‌ها، متناسب با جنس و نوع ساخت، اسامی خاصی داشته‌اند؛ مثلاً به سنگ‌های صاف و بی شكل، "انصاب"، به سنگ‌های تراشیده و منقوش، "اوثان" و به بت‌های ریخته شده از زر و سیم یا تراشیده شده از چوب، "اصنام" می‌گفتند.<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر موضوعی قرآن كریم(توحید در قرآن)، قم، إسراء، 1387ش، چاپ چهارم، ج2، ص606.</ref>
+
بت‌ها، متناسب با جنس و نوع ساخت، اسامی خاصی داشته‌اند؛ مثلاً به سنگ‌های صاف و بی شکل، "انصاب"، به سنگ‌های تراشیده و منقوش، "اوثان" و به بت‌های ریخته شده از زر و سیم یا تراشیده شده از چوب، "اصنام" می‌گفتند.<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر موضوعی قرآن کریم(توحید در قرآن)، قم، إسراء، 1387ش، چاپ چهارم، ج2، ص606.</ref>
 
   
 
   
 
==تاریخچه  و ریشهٔ بت پرستی در ادیان==
 
==تاریخچه  و ریشهٔ بت پرستی در ادیان==
بت پرستی ظاهری و مادی، نه بت پرستی به معنای عام كه طبق بیان قرآن، شامل پیروی از هوای نفس<ref>جاثیه/23</ref> نیز می‌شود، از زمان حضرت نوح(ع) رواج یافته است.<ref>طباطبایى، سیدمحمدحسین؛ المیزان فى تفسیر القرآن، قم، جامعه‌ى مدرسین حوزه علمیه قم، ‏1417ق‏، چاپ پنجم‏، ج18، ص172-173 و طیب، سیدعبدالحسین؛‏ اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، اسلام‏، 1378ش‏‏، چاپ دوم، ج1، ص455.</ref>
+
بت پرستی ظاهری و مادی، نه بت پرستی به معنای عام که طبق بیان قرآن، شامل پیروی از هوای نفس<ref>جاثیه/23</ref> نیز می‌شود، از زمان حضرت نوح(ع) رواج یافته است.<ref>طباطبایی، سیدمحمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، قم، جامعهٔ مدرسین حوزه علمیه قم، ‏1417ق‏، چاپ پنجم‏، ج18، ص172-173 و طیب، سیدعبدالحسین؛‏ اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، اسلام‏، 1378ش‏‏، چاپ دوم، ج1، ص455.</ref>
در میان قوم حضرت نوح(ع) مردان صالحى (به نام‌های "وَدّ"، "سُواع"، "یَغوث"، "یَعوق" و "نَسر")<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ توحید در قرآن، ج2، ص607 - 608</ref> بودند كه مردم به آن‌ها اظهار علاقه مى‌كردند، شیطان از علاقهٔ مردم سوء استفاده نموده و بعد از مرگ آن مردان، مردم را تشویق به ساختن مجسمهٔ آن بزرگان و گرامى داشت آن مجسمه‌ها كرد.<ref>مكارم شیرازى، ناصر و همكاران؛ تفسیر نمونه‏، تهران، دارالكتب الإسلامیة، 1374ش،‏‏ چاپ اول، ج25، ص82</ref>
+
در میان قوم حضرت نوح(ع) مردان صالحی (به نام‌های "وَدّ"، "سُواع"، "یَغوث"، "یَعوق" و "نَسر")<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ توحید در قرآن، ج2، ص607 - 608</ref> بودند که مردم به آن‌ها اظهار علاقه می‌کردند، شیطان از علاقهٔ مردم سوء استفاده نموده و بعد از مرگ آن مردان، مردم را تشویق به ساختن مجسمهٔ آن بزرگان و گرامی داشت آن مجسمه‌ها کرد.<ref>مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر نمونه‏، تهران، دارالکتب الإسلامیة، 1374ش،‏‏ چاپ اول، ج25، ص82</ref>
مدتی نگذشت كه نسل هاى بعد، رابطهٔ تاریخى این موضوع را فراموش كرده و تصور نمودند كه این مجسمه‌ها موجوداتى محترم هستند كه باید مورد پرستش قرار گیرند، به این ترتیب به پرستش بت‌ها سرگرم شده و مستكبران ظالم آنان را با این طریق إغفال نموده و به بند بت پرستی كشیدند.<ref>تفسیر نمونه، ج25، ص82</ref>
+
مدتی نگذشت که نسل‌های بعد، رابطهٔ تاریخی این موضوع را فراموش کرده و تصور نمودند که این مجسمه‌ها موجوداتی محترم هستند که باید مورد پرستش قرار گیرند، به این ترتیب به پرستش بت‌ها سرگرم شده و مستکبران ظالم آنان را با این طریق إغفال نموده و به بند بت پرستی کشیدند.<ref>تفسیر نمونه، ج25، ص82</ref>
یکی دیگر از ریشه‌های بت پرستی، اعتقاد مشرکان به وجود و خالقیت خدای متعال<ref>عنكبوت/61و63</ref> و ملائكه است که آن‌ها را داراى صورت‌های پوشیده از انسان  می‌دانند؛ لذا براى هر كدام صورتى از طلا، نقره و جواهرات تراشیده و آن‌ها را عبادت می كردند. عدهٔ دیگر ستارگان را در عالم مؤثر دانسته و چون اغلب ستارگان پنهان هستند، صورت هایى براى آن‌ها ساخته و به جاى ستارگان، آن صورت‌های بتی را عبادت می‌نمودند.<ref>أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج1، ص 455.</ref>
+
یکی دیگر از ریشه‌های بت پرستی، اعتقاد مشرکان به وجود و خالقیت خدای متعال<ref>عنکبوت/61و63</ref> و ملائکه است که آن‌ها را دارای صورت‌های پوشیده از انسان  می‌دانند؛ لذا برای هر کدام صورتی از طلا، نقره و جواهرات تراشیده و آن‌ها را عبادت می‌کردند. عدهٔ دیگر ستارگان را در عالم مؤثر دانسته و چون اغلب ستارگان پنهان هستند، صورت‌هایی برای آن‌ها ساخته و به جای ستارگان، آن صورت‌های بتی را عبادت می‌نمودند.<ref>أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج1، ص 455.</ref>
منشأ دیگر دوگانه پرستى یا چند گانه پرستى در بین اقوام، تنوع موجودات عالم است؛ به دلیل اینکه افراد كوته‌فكر باور نمی كردند كه همهٔ موجودات گوناگون و متنوّعى كه در آسمان و زمین است، مخلوق خدای واحد است، براى هر نوعى از انواع موجودات، خدایى قائل بودند كه از آن تعبیر به "رب النوع" مى‌كردند؛ مانند: رب النوع صحرا، باران، آفتاب، جنگ و صلح و...؛ لذا در اعتقاد آن‌ها، این خدایان خیالی كه گاه از آن‌ها به عنوان فرشته نیز یاد مى‌نمودند، فرمانروایان این جهان بوده و چون موجودات غیر محسوس بودند، تمثال‌هایی براى آن‌ها ساخته و عبادت مى‌كردند. این عقاید خرافى از یونان به مناطق دیگر و سرانجام به حجاز منتقل شد؛ ولى اعراب به خاطر توحید ابراهیمى كه در میان آن‌ها به یادگار مانده بود، نمى‌توانستند وجود «اللَّه»<ref>عنكبوت/61و63</ref> را منكر شوند، در نتیجه این عقائد را به هم آمیختند؛ یعنی در عین حالی كه به وجود خدا عقیده داشتند، اعتقاد به فرشتگانى پیدا كردند كه رابطهٔ آن‌ها با خدا، رابطهٔ دختر و پدر بود، و بت هاى سنگى و چوبى را مظهر و تمثال هایى از آن مى‌دانستند.<ref>تفسیر نمونه، ج22، ص519 – 520</ref>
+
منشأ دیگر دوگانه پرستی یا چند گانه پرستی در بین اقوام، تنوع موجودات عالم است؛ به دلیل اینکه افراد کوته‌فکر باور نمی‌کردند که همهٔ موجودات گوناگون و متنوّعی که در آسمان و زمین است، مخلوق خدای واحد است، برای هر نوعی از انواع موجودات، خدایی قائل بودند که از آن تعبیر به "رب النوع" می‌کردند؛ مانند: رب النوع صحرا، باران، آفتاب، جنگ و صلح و...؛ لذا در اعتقاد آن‌ها، این خدایان خیالی که گاه از آن‌ها به عنوان فرشته نیز یاد می‌نمودند، فرمانروایان این جهان بوده و چون موجودات غیر محسوس بودند، تمثال‌هایی برای آن‌ها ساخته و عبادت می‌کردند. این عقاید خرافی از یونان به مناطق دیگر و سرانجام به حجاز منتقل شد؛ ولی اعراب به خاطر توحید ابراهیمی که در میان آن‌ها به یادگار مانده بود، نمی‌توانستند وجود «اللَّه»<ref>عنکبوت/61و63</ref> را منکر شوند، در نتیجه این عقائد را به هم آمیختند؛ یعنی در عین حالی که به وجود خدا عقیده داشتند، اعتقاد به فرشتگانی پیدا کردند که رابطهٔ آن‌ها با خدا، رابطهٔ دختر و پدر بود، و بت‌های سنگی و چوبی را مظهر و تمثال‌هایی از آن می‌دانستند.<ref>تفسیر نمونه، ج22، ص519 – 520</ref>
 
   
 
   
 
==بت‌های معروف در طول تاریخ بت پرستان==
 
==بت‌های معروف در طول تاریخ بت پرستان==
خدای متعال در سوره مباركه نوح نام بزرگ‌ترین بت‌های زمان حضرت نوح را ذكر كرده است:
+
خدای متعال در سوره مبارکه نوح نام بزرگ‌ترین بت‌های زمان حضرت نوح را ذکر کرده است:
«وَ قالُوا لاتَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لاتَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا یغُوثَ وَ یعُوقَ وَ نَسْراً»<ref>نوح/23</ref>
+
«وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا»<ref>نوح/23</ref>
«و گفتند: دست از خدایان و بت هاى خود بر ندارید، (بخصوص) بت هاى "ود" و "سُواع" و "یَغوث" و "یَعوق" و "نَسر" را رها نكنید
+
«و گفتند: دست از خدایان و بت‌های خود بر ندارید، (بخصوص) بت‌های "ود" و "سُواع" و "یَغوث" و "یَعوق" و "نَسر" را رها نکنید
این پنج بت، از جمله بت‌هایی است که نام آنها در طول تاریخ حفظ شد تا اینکه به عرب‌ها منتقل شد؛ یعنی بت "ودّ" که به صورت مرد بود، برای قبیلهٔ كلب، "سُواع" که به صورت زن بود، برای قبیلهٔ هَمدان، "یغوث" که به صورت شیر بود، برای قبیلهٔ مَذحَج، "یعوق" که به صورت اسب بود، برای قبیلهٔ مُراد و "نسر" که به صورت عقاب بود، برای قبیلهٔ حمیر به ارث رسید؛ به همین دلیل بعضی اعراب ، عبد ودّ و عبد یغوث نامیده شده‌اند.<ref>طبرسى، فضل بن حسن،؛ مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تحقیق با مقدمهٔ محمدجواد بلاغى، تهران، ناصر خسرو، ‏1372ش‏، چاپ سوم، ج10، ص 548 و تفسیر نمونه، ج25، ص83</ref>
+
این پنج بت، از جمله بت‌هایی است که نام آنها در طول تاریخ حفظ شد تا اینکه به عرب‌ها منتقل شد؛ یعنی بت "ودّ" که به صورت مرد بود، برای قبیلهٔ کلب، "سُواع" که به صورت زن بود، برای قبیلهٔ هَمدان، "یغوث" که به صورت شیر بود، برای قبیلهٔ مَذحَج، "یعوق" که به صورت اسب بود، برای قبیلهٔ مُراد و "نسر" که به صورت عقاب بود، برای قبیلهٔ حمیر به ارث رسید؛ به همین دلیل بعضی اعراب ، عبد ودّ و عبد یغوث نامیده شده‌اند.<ref>طبرسی، فضل بن حسن،؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تحقیق با مقدمهٔ محمدجواد بلاغی، تهران، ناصر خسرو، ‏1372ش‏، چاپ سوم، ج10، ص 548 و تفسیر نمونه، ج25، ص83</ref>
قرآن بت معروف قوم حضرت الیاس(ع) را "بَعل" معرفی کرده<ref>صافات/125</ref> و گفته شده: این بت بزرگ، از جنس طلا بوده كه چهار صورت داشته و دارای چند خدمتكار و شهر "بعلبك" لبنان نیز منسوب به آن است.<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ توحید در قرآن، ج2، ص608</ref>   
+
قرآن بت معروف قوم حضرت الیاس(ع) را "بَعل" معرفی کرده<ref>صافات/125</ref> و گفته شده: این بت بزرگ، از جنس طلا بوده که چهار صورت داشته و دارای چند خدمتکار و شهر "بعلبک" لبنان نیز منسوب به آن است.<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ توحید در قرآن، ج2، ص608</ref>   
اما سه بت مشهور عرب به نام‌های "لات" متعلّق به قبیلهٔ ثقیف، "عزّى"  متعلق به قبایل بنى سلیم، غطفان، جَشم، نضر و سعدبن بكر و بت "منات" براى قبیلهٔ قدید بود؛ البته بت‌های دیگری نیز بودند، مانند: "اساف"، "نائله" و "هُبَل" كه مورد پرستش اهل مكّه قرار گرفتند. اعراب بت "اساف" را در كنار حجرالاسود، بت "نائله" را در نزدیكى ركن یمانى و بت "هبل" را كه هجده ذراع طول داشت و بزرگ‌ترین بت عرب بود، در بالاى كعبه نصب كرده بودند . <ref>مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج10، ص547</ref>
+
اما سه بت مشهور عرب به نام‌های "لات" متعلّق به قبیلهٔ ثقیف، "عزّی"  متعلق به قبایل بنی سلیم، غطفان، جَشم، نضر و سعدبن بکر و بت "منات" برای قبیلهٔ قدید بود؛ البته بت‌های دیگری نیز بودند، مانند: "اساف"، "نائله" و "هُبَل" که مورد پرستش اهل مکّه قرار گرفتند. اعراب بت "اساف" را در کنار حجرالاسود، بت "نائله" را در نزدیکی رکن یمانی و بت "هبل" را که هجده ذراع طول داشت و بزرگ‌ترین بت عرب بود، در بالای کعبه نصب کرده بودند . <ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج10، ص547</ref>
 
قرآن کریم در مورد سه بت مشهور اعراب  جاهلی می‌فرماید:
 
قرآن کریم در مورد سه بت مشهور اعراب  جاهلی می‌فرماید:
«أَفَرَأَیتُمُ اللاَّتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى»<ref>نجم/19- 20</ref>
+
«أَفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى * وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى»<ref>نجم/19- 20</ref>
«به من خبر دهید آیا بت هاى "لات" و "عزى" و "منات" كه سومین آن‌ها است، (دختران خدا هستند)؟!»
+
«به من خبر دهید آیا بت‌های "لات" و "عزی" و "منات" که سومین آن‌ها است، (دختران خدا هستند)؟!»
بت پرستان، این سه بت را تمثال هایى از فرشتگان می‌دانستند و ادعا مى‌كردند كه فرشتگان به طور كلى از جنس دختران هستند؛ البته برخی از این بت پرستان، بعضى از بت‌ها را تمثالى از انسان‌ها باور داشتند؛ و همچنین ملائكه را كه از نظر آن‌ها ارباب بت‌ها بودند، نیز در دختر بودن (انوثیت) و شفاعت، مستقل مى‌دانستند؛<ref>المیزان فى تفسیر القرآن، ج19، ص38.</ref> درحالی که قرآن كریم از ملائكه با عنوان "عبادالرحمن" یاد نموده، نه مونث و نه مذكر، که در مجردات(موجودات غیر مادی)، سخن گفتن از مذكر و مؤنث معقول نیست.<ref>زخرف/19. جوادی آملی، عبدالله؛ توحید در قرآن، ج2، ص608.</ref>
+
بت پرستان، این سه بت را تمثال‌هایی از فرشتگان می‌دانستند و ادعا می‌کردند که فرشتگان به طور کلی از جنس دختران هستند؛ البته برخی از این بت پرستان، بعضی از بت‌ها را تمثالی از انسان‌ها باور داشتند؛ و همچنین ملائکه را که از نظر آن‌ها ارباب بت‌ها بودند، نیز در دختر بودن (انوثیت) و شفاعت، مستقل می‌دانستند؛<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج19، ص38.</ref> درحالی که قرآن کریم از ملائکه با عنوان "عبادالرحمن" یاد نموده، نه مونث و نه مذکر، که در مجردات(موجودات غیر مادی)، سخن گفتن از مذکر و مؤنث معقول نیست.<ref>زخرف/19. جوادی آملی، عبدالله؛ توحید در قرآن، ج2، ص608.</ref>
نتیجه اینکه بت پرستان و مشركان، اشیاء و موجوداتی مانند خورشید،<ref>انعام/78</ref> ماه،<ref>انعام/77</ref> ستارگان،<ref>انعام/76</ref> مجسمه‌های سنگی و چوبی ساختهٔ دست خود،<ref>اعراف/138، عنكبوت/17و 25، نجم/19و20، نوح/23، طه/88.</ref> و حتی مسیحیت که حضرت عیسی(ع) را به عنوان خدای دیگر خود می‌دانند،<ref>مائده/73 و 116</ref> مورد پرستش قرار می‌دادند که در این مقاله به تعداد زیادی از این بت‌ها اشاره شد.   
+
نتیجه اینکه بت پرستان و مشرکان، اشیاء و موجوداتی مانند خورشید،<ref>انعام/78</ref> ماه،<ref>انعام/77</ref> ستارگان،<ref>انعام/76</ref> مجسمه‌های سنگی و چوبی ساختهٔ دست خود،<ref>اعراف/138، عنکبوت/17و 25، نجم/19و20، نوح/23، طه/88.</ref> و حتی مسیحیت که حضرت عیسی(ع) را به عنوان خدای دیگر خود می‌دانند،<ref>مائده/73 و 116</ref> مورد پرستش قرار می‌دادند که در این مقاله به تعداد زیادی از این بت‌ها اشاره شد.   
 
   
 
   
 
==ریشه‌ها ی اصلی گرایش به بت‌ها==
 
==ریشه‌ها ی اصلی گرایش به بت‌ها==
 
===جهل===
 
===جهل===
بنی اسرائیل بعد از دیدن چندین معجزهٔ الهی به دست حضرت موسی(ع)، باز ایمان نیاورده و به پیامبر خدا گفتند: برای ما بت‌هایی بساز كه آن‌ها را عبادت كنیم.<ref>صادقى تهرانى، محمد؛ الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن، قم، فرهنگ اسلامى، ‏1365ش‏، چاپ دوم‏، ج11، ص 268.</ref> بت پرستان جاهل با وجود اینكه می‌دانستند، بت‌ها دوامی نداشته و از بین می‌روند و مالك هیچ چیزی حتی نفع و ضرر خود نیستند، باز آن‌ها را تعظیم و تكریم می كردند.<ref>مدرسى، سیدمحمدتقى؛ من هدى القرآن،‏ تهران، دار محبى الحسین‏، ‏1419ق،‏ چاپ اول‏، ج3، ص431</ref> خدای متعال خطاب به قوم موسی می‌فرماید:
+
بنی اسرائیل بعد از دیدن چندین معجزهٔ الهی به دست حضرت موسی(ع)، باز ایمان نیاورده و به پیامبر خدا گفتند: برای ما بت‌هایی بساز که آن‌ها را عبادت کنیم.<ref>صادقی تهرانی، محمد؛ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، قم، فرهنگ اسلامی، ‏1365ش‏، چاپ دوم‏، ج11، ص 268.</ref> بت پرستان جاهل با وجود اینکه می‌دانستند، بت‌ها دوامی نداشته و از بین می‌روند و مالک هیچ چیزی حتی نفع و ضرر خود نیستند، باز آن‌ها را تعظیم و تکریم می‌کردند.<ref>مدرسی، سیدمحمدتقی؛ من هدی القرآن،‏ تهران، دار محبی الحسین‏، ‏1419ق،‏ چاپ اول‏، ج3، ص431</ref> خدای متعال خطاب به قوم موسی می‌فرماید:
«إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُون»‏<ref>اعراف/138</ref>
+
«إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ»‏<ref>اعراف/138</ref>
«شما جمعیتى جاهل و نادان هستید.»
+
«شما جمعیتی جاهل و نادان هستید.»
یعنی با روشن بودن این مطلب كه هیچ واسطه‌ای بین خدای یگانه و این بت‌ها نیست و خدای با این عظمت که هیچ مثل و مانندی ندارد، جاهلانه است كه معنای عالی الوهیت را به این تمثال‌های سنگی، چوبی، نقره‌ای و طلایی حمل كرد.<ref>فضل الله، سیدمحمدحسین‏؛ تفسیر من وحى القرآن،‏ بیروت، دارالملاك، ‏1419ق،‏ چاپ دوم‏، ج10، ص228</ref>
+
یعنی با روشن بودن این مطلب که هیچ واسطه‌ای بین خدای یگانه و این بت‌ها نیست و خدای با این عظمت که هیچ مثل و مانندی ندارد، جاهلانه است که معنای عالی الوهیت را به این تمثال‌های سنگی، چوبی، نقره‌ای و طلایی حمل کرد.<ref>فضل الله، سیدمحمدحسین‏؛ تفسیر من وحی القرآن،‏ بیروت، دارالملاک، ‏1419ق،‏ چاپ دوم‏، ج10، ص228</ref>
جهل بت پرستان از چند جهت بود، از یك سو نسبت به خدا و ذات پاكش و این كه هیچ گونه شبیهی براى او تصور نمى‌شود، جهل داشتند؛ از سوى دیگر جهلشان به علل اصلى حوادث جهان بود كه گاهى سبب می‌شد حوادث را به یك سلسله علل خیالى و خرافى از جمله بت، نسبت دهند و از سوى سوم جهل به جهان ماوراء طبیعت است كه جز مسائل حسّى را نمى‌بینند و باور نمى‌كنند؛ مثلا قطعه سنگى را از كوه جدا كرده و بخشی از آن را در ساختمان منزل خود مصرف می كردند و با بخشی دیگر، مجسمه‌ای ساخته و در برابر آن سجده نموده و مقدّرات خویش را به دست او می‌سپردند كه این عین جهالت است.<ref>تفسیر نمونه، ج 6، ص334</ref>
+
جهل بت پرستان از چند جهت بود، از یک سو نسبت به خدا و ذات پاکش و این که هیچ گونه شبیهی برای او تصور نمی‌شود، جهل داشتند؛ از سوی دیگر جهلشان به علل اصلی حوادث جهان بود که گاهی سبب می‌شد حوادث را به یک سلسله علل خیالی و خرافی از جمله بت، نسبت دهند و از سوی سوم جهل به جهان ماوراء طبیعت است که جز مسائل حسّی را نمی‌بینند و باور نمی‌کنند؛ مثلا قطعه سنگی را از کوه جدا کرده و بخشی از آن را در ساختمان منزل خود مصرف می‌کردند و با بخشی دیگر، مجسمه‌ای ساخته و در برابر آن سجده نموده و مقدّرات خویش را به دست او می‌سپردند که این عین جهالت است.<ref>تفسیر نمونه، ج 6، ص334</ref>
===تقلید كوركورانه===
+
===تقلید کورکورانه===
بت پرستان جاهل، از اجداد جاهل و گمراه خود تقلید می كردند و ملاك صحت كار خود را عمل پدران و پیشینیان خود می‌دانستند، و در برابر نهی پیامبران الهی از عبادت بت‌ها، جوابشان این بود كه ما پیرو آباء و أجداد خود هستیم و آنچه پدرانمان عبادت می كردند، ما نیز عبادت می كنیم؛ درحالی كه عقل صحیح اجازه نمی‌دهد كه انسان به كسی كه از علم بهره‌اى ندارد، مراجعه نموده و هدایت و راهنمایى او را كه در عین گمراهى است، بپذیرد؛ بنابراین تقلید جاهل از جاهلى كه حقیقتا جاهل است، مذموم است و این نوع تبعیت، كوركورانه و در نهایت جهالت است.<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص159</ref>
+
بت پرستان جاهل، از اجداد جاهل و گمراه خود تقلید می‌کردند و ملاک صحت کار خود را عمل پدران و پیشینیان خود می‌دانستند، و در برابر نهی پیامبران الهی از عبادت بت‌ها، جوابشان این بود که ما پیرو آباء و أجداد خود هستیم و آنچه پدرانمان عبادت می‌کردند، ما نیز عبادت می‌کنیم؛ درحالی که عقل صحیح اجازه نمی‌دهد که انسان به کسی که از علم بهره‌ای ندارد، مراجعه نموده و هدایت و راهنمایی او را که در عین گمراهی است، بپذیرد؛ بنابراین تقلید جاهل از جاهلی که حقیقتا جاهل است، مذموم است و این نوع تبعیت، کورکورانه و در نهایت جهالت است.<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص159</ref>
 
خدای متعال در آیات متعدد،<ref>مائده/104، هود/62و 109، ابراهیم/10، انبیاء/53، صافات/17، واقعه/48، شعراء/26و 74 و دخان/8</ref> متعرض این نوع جهالت و تقلید بت پرستان شده و آن‌ها را به شدت توبیخ کرده است:
 
خدای متعال در آیات متعدد،<ref>مائده/104، هود/62و 109، ابراهیم/10، انبیاء/53، صافات/17، واقعه/48، شعراء/26و 74 و دخان/8</ref> متعرض این نوع جهالت و تقلید بت پرستان شده و آن‌ها را به شدت توبیخ کرده است:
«وَ إِذا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَینا عَلَیهِ آباءَنا أَوَلَوْ كانَ آباؤُهُمْ لایعْقِلُونَ شَیئاً وَ لایهْتَدُون‏» <ref>بقره/170</ref>
+
«وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ‏» <ref>بقره/170</ref>
«و هنگامى كه به آن‌ها گفته شود: از آن چه خدا نازل كرده است پیروى كنید، مى‌گویند: بلكه ما از آن چه پدران خود را بر آن یافتیم پیروى مى‌نمائیم، آیا نه این است كه پدران آن‌ها چیزى نمى‌فهمیدند و هدایت نیافتند؟!»
+
«و هنگامی که به آن‌ها گفته شود: از آن چه خدا نازل کرده است پیروی کنید، می‌گویند: بلکه ما از آن چه پدران خود را بر آن یافتیم پیروی می‌نمائیم، آیا نه این است که پدران آن‌ها چیزی نمی‌فهمیدند و هدایت نیافتند؟!»
 
   
 
   
 
==پندار مشرکان بر نفع بت‌ها==
 
==پندار مشرکان بر نفع بت‌ها==
گمان بت پرستان بر این بود كه بت‌ها، برای آن‌ها منافعی دارند که برخی از این پندارها را بر اساس آیات قرآن به اختصار بیان می‌کنیم:
+
گمان بت پرستان بر این بود که بت‌ها، برای آن‌ها منافعی دارند که برخی از این پندارها را بر اساس آیات قرآن به اختصار بیان می‌کنیم:
 
===شفاعت===
 
===شفاعت===
تصور بت پرستان این بود كه بت‌ها نزد خدا تقرّب دارند و در امور دنیوی، آن‌ها را شفاعت می كنند:
+
تصور بت پرستان این بود که بت‌ها نزد خدا تقرّب دارند و در امور دنیوی، آن‌ها را شفاعت می‌کنند:
«هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَاللَّه‏»<ref>یونس/18</ref>
+
«هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ‏»<ref>یونس/18</ref>
«مى‌گویند: اینان(بت‌ها) شفیعان ما، نزد خدا هستند»
+
«می‌گویند: اینان(بت‌ها) شفیعان ما، نزد خدا هستند»
یعنی بت‌ها از خداى تعالى درخواست می‌نمایند تا كارهای مهم ما را به سامان رسانند، یا اگر فرضا بعث و حشری در کار باشد، چنان چه اعتقاد مؤمنان است، از خداى تعالى برای ما درخواست نجات از عذاب آخرت را می كنند.<ref>كاشفى سبزوارى، حسین بن على‏؛ مواهب علیه‏، تحقیق سیدمحمدرضا جلالى نائینى، تهران، اقبال،‏ ‏1369ش‏، ص 446</ref>
+
یعنی بت‌ها از خدای تعالی درخواست می‌نمایند تا کارهای مهم ما را به سامان رسانند، یا اگر فرضا بعث و حشری در کار باشد، چنان چه اعتقاد مؤمنان است، از خدای تعالی برای ما درخواست نجات از عذاب آخرت را می‌کنند.<ref>کاشفی سبزواری، حسین بن علی‏؛ مواهب علیه‏، تحقیق سیدمحمدرضا جلالی نائینی، تهران، اقبال،‏ ‏1369ش‏، ص 446</ref>
 
===عزت===
 
===عزت===
بت پرستان به  غیر خدا معبودانى براى خود انتخاب کرده بودند؛ به  این گمان  كه بت‌ها سبب عزّت آن‌ها شده و با این وسیله نزد حق تعالى ارجمند شده و مقام والایی به دست می‌آورند.<ref>بانوى اصفهانى امین، سیده نصرت؛ مخزن العرفان در تفسیر قرآن،‏ تهران، نهضت زنان مسلمان، ‏1361ش‏، ج8، ص145</ref> در حقیقت پندارشان این بود که اگر با یك خدا عزّت می‌یابند، با خدایان بیشتر، عزّت بیشتر پیدا می كنند،<ref>ابوالفتوح رازى، حسین بن على‏؛ روض الجنان و روح الجنان فى تفسیرالقرآن‏، تحقیق محمدجعفر یاحقى و محمدمهدى ناصح‏، مشهد، آستان قدس رضوى،‏ 1408ق‏، ج13، ص116</ref>که قرآن می‌فرماید:
+
بت پرستان به  غیر خدا معبودانی برای خود انتخاب کرده بودند؛ به  این گمان  که بت‌ها سبب عزّت آن‌ها شده و با این وسیله نزد حق تعالی ارجمند شده و مقام والایی به دست می‌آورند.<ref>بانوی اصفهانی امین، سیده نصرت؛ مخزن العرفان در تفسیر قرآن،‏ تهران، نهضت زنان مسلمان، ‏1361ش‏، ج8، ص145</ref> در حقیقت پندارشان این بود که اگر با یک خدا عزّت می‌یابند، با خدایان بیشتر، عزّت بیشتر پیدا می‌کنند،<ref>ابوالفتوح رازی، حسین بن علی‏؛ روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن‏، تحقیق محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح‏، مشهد، آستان قدس رضوی،‏ 1408ق‏، ج13، ص116</ref>که قرآن می‌فرماید:
«وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِیكُونُوا لَهُمْ عِزًّا»<ref>مریم/81</ref>
+
«وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا»<ref>مریم/81</ref>
«آنها غیر از خدا معبودانى براى خود انتخاب كرده‌اند، تا مایهٔ عزتشان باشد»
+
«آنها غیر از خدا معبودانی برای خود انتخاب کرده‌اند، تا مایهٔ عزتشان باشد»
 
===نصرت===
 
===نصرت===
عبادت بت‌ها از ناحیهٔ بت پرستان بر این امید بود كه آن‌ها را یارى كنند؛ زیرا بر این باور غلط بودند كه تدبیر امورشان به این خدایان واگذار شده و خیر و شرّشان هر چه هست، در دست آن هاست؛ به همین جهت، خدایان ناتوان (بت‌ها) را عبادت مى‌كردند تا با این عبادت، آن‌ها را از خود راضى کرده و بر آنان خشم نگیرند و نعمت را از ایشان قطع نکرده و بلا و مصیبتی بر آنان نازل نكنند:<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج17، ص110.</ref>
+
عبادت بت‌ها از ناحیهٔ بت پرستان بر این امید بود که آن‌ها را یاری کنند؛ زیرا بر این باور غلط بودند که تدبیر امورشان به این خدایان واگذار شده و خیر و شرّشان هر چه هست، در دست آن هاست؛ به همین جهت، خدایان ناتوان (بت‌ها) را عبادت می‌کردند تا با این عبادت، آن‌ها را از خود راضی کرده و بر آنان خشم نگیرند و نعمت را از ایشان قطع نکرده و بلا و مصیبتی بر آنان نازل نکنند:<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج17، ص110.</ref>
«وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ یُنْصَرُونَ»<ref>یس/74</ref>
+
«وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُونَ»<ref>یس/74</ref>
«آنها غیر از خدا معبودانى براى خویش برگزیدند به این امید كه از سوى آنها یارى شوند (و مورد حمایت بتان قرار گیرند)»
+
«آنها غیر از خدا معبودانی برای خویش برگزیدند به این امید که از سوی آنها یاری شوند (و مورد حمایت بتان قرار گیرند)»
 
   
 
   
 
==أبعاد ضعف و حقارت بت‌ها از نگاه قرآن==
 
==أبعاد ضعف و حقارت بت‌ها از نگاه قرآن==
 
قرآن کریم در مقام مبارزه با شرک و بت پرستی، اول ادعا و اتهام آنها را نسبت به ساحت مقدس قرآن و پیامبر اسلام بی پایه خوانده، سپس با منطقی روشن و قاطع مشرکان را به محاکمه کشانده است:<ref>تفسیر نمونه، ج15، ص17</ref>
 
قرآن کریم در مقام مبارزه با شرک و بت پرستی، اول ادعا و اتهام آنها را نسبت به ساحت مقدس قرآن و پیامبر اسلام بی پایه خوانده، سپس با منطقی روشن و قاطع مشرکان را به محاکمه کشانده است:<ref>تفسیر نمونه، ج15، ص17</ref>
«وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لایَخْلُقُونَ شَیئاً وَ هُمْ یُخْلَقُونَ وَ لایمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَ لانَفْعاً وَ لایمْلِكُونَ مَوْتاً وَ لاحَیاةً وَ لانُشُوراً»<ref>فرقان/3</ref>
+
«وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتًا وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُورًا»<ref>فرقان/3</ref>
«آنان غیر از خداوند معبودانى براى خود برگزیدند، معبودانى كه چیزى را نمى‌آفرینند؛ بلكه خودشان مخلوقند، و مالك زیان و سود خویش نیستند و نه مالك مرگ و حیات و رستاخیز خویشند.»
+
«آنان غیر از خداوند معبودانی برای خود برگزیدند، معبودانی که چیزی را نمی‌آفرینند؛ بلکه خودشان مخلوقند، و مالک زیان و سود خویش نیستند و نه مالک مرگ و حیات و رستاخیز خویشند.»
یعنی مشرکان خدایان خشک، ناتوان، توخالی و دور از تمام شئونات الوهیت را که از جملهٔ آن صفت خالقیت است، می‌پرستند؛ و قرآن در نفی خالقیت بت‌ها به خلقت مگس مثالی زده و می‌فرماید: اگر دست به دست هم بدهند، نه اینکه مگسی را نمی‌توانند بیافرینند، حتی اگر مگس چیزی را از آنها برباید، قدرت پس گرفتن آن را ندارند؛ و در این زمینه هم مشرکان عاجزند و هم بت‌ها که معبودان آنهاست.<ref>الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن، ج21، ص270 و ج20، ص173 و 174. حج/73</ref>
+
یعنی مشرکان خدایان خشک، ناتوان، توخالی و دور از تمام شئونات الوهیت را که از جملهٔ آن صفت خالقیت است، می‌پرستند؛ و قرآن در نفی خالقیت بت‌ها به خلقت مگس مثالی زده و می‌فرماید: اگر دست به دست هم بدهند، نه اینکه مگسی را نمی‌توانند بیافرینند، حتی اگر مگس چیزی را از آنها برباید، قدرت پس گرفتن آن را ندارند؛ و در این زمینه هم مشرکان عاجزند و هم بت‌ها که معبودان آنهاست.<ref>الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج21، ص270 و ج20، ص173 و 174. حج/73</ref>
 
دلیل نفی خالقیت از بت‌ها، مخلوق بودن آنهاست؛ چون خداوند در آیهٔ قبل وجود فرزند را از خودش نفی کرده و اگر فرزندی برای خداوند بود، به ناچار باید از او متولد می‌شد و دیگر نمی‌توانست مخلوق باشد؛ در حالیکه خالقیت در خداوند منحصر شده و غیر خدا باید مخلوق باشند نه خالق. نکتهٔ بعدی اینست که بت‌ها مالک نفع و ضرر خودشان نیستند، و لازمه اش اینست که به طریق اولی قادر به نفع و ضرر عبادت کنندگان نیستند؛ پس مالک تصرف به احوال دیگران نیز نمی‌توانند باشند.<ref>التحریر والتنویر، ج19، ص10 و 11</ref>
 
دلیل نفی خالقیت از بت‌ها، مخلوق بودن آنهاست؛ چون خداوند در آیهٔ قبل وجود فرزند را از خودش نفی کرده و اگر فرزندی برای خداوند بود، به ناچار باید از او متولد می‌شد و دیگر نمی‌توانست مخلوق باشد؛ در حالیکه خالقیت در خداوند منحصر شده و غیر خدا باید مخلوق باشند نه خالق. نکتهٔ بعدی اینست که بت‌ها مالک نفع و ضرر خودشان نیستند، و لازمه اش اینست که به طریق اولی قادر به نفع و ضرر عبادت کنندگان نیستند؛ پس مالک تصرف به احوال دیگران نیز نمی‌توانند باشند.<ref>التحریر والتنویر، ج19، ص10 و 11</ref>
البته ضعف‌های دیگری نیز در قرآن بیان شده، از جمله: نفی شفاعت بت‌ها،<ref>یس/23</ref> نفی مالكیت رزق و روزی،<ref>نحل/73</ref> و غیره که به برخی از آنها در همین مقاله اشاره شد؛ اما تفصیلشان در این مقاله نمی‌گنجد.<ref>آیات 74/یس ، 18/یونس، 81/مریم و...</ref>
+
البته ضعف‌های دیگری نیز در قرآن بیان شده، از جمله: نفی شفاعت بت‌ها،<ref>یس/23</ref> نفی مالکیت رزق و روزی،<ref>نحل/73</ref> و غیره که به برخی از آنها در همین مقاله اشاره شد؛ اما تفصیلشان در این مقاله نمی‌گنجد.<ref>آیات 74/یس ، 18/یونس، 81/مریم و...</ref>
 
   
 
   
 
==راه کارهای قرآن بر هدایت بت پرستان==
 
==راه کارهای قرآن بر هدایت بت پرستان==
 
===توجه دادن به توحید و یگانگی===
 
===توجه دادن به توحید و یگانگی===
خدای متعال نه تنها به بت پرستان منحرف، بلكه به تمام مخلوقات تأکید می‌کند كه غیر از خدای واحد، خالقی نیست و روزی آسمان‌ها و زمین دست اوست؛ پس تنها معبود نیز خدای یكتاست که عبادت مطلقا باید متوجه او باشد.<ref>گنابادى، سلطان محمد؛ تفسیر بیان السعادة فى مقامات العبادة، بیروت، مؤسسة الأعلمی، 1408ق‏، چاپ دوم‏، ج3، ص274.</ref>
+
خدای متعال نه تنها به بت پرستان منحرف، بلکه به تمام مخلوقات تأکید می‌کند که غیر از خدای واحد، خالقی نیست و روزی آسمان‌ها و زمین دست اوست؛ پس تنها معبود نیز خدای یکتاست که عبادت مطلقا باید متوجه او باشد.<ref>گنابادی، سلطان محمد؛ تفسیر بیان السعادة فی مقامات العبادة، بیروت، مؤسسة الأعلمی، 1408ق‏، چاپ دوم‏، ج3، ص274.</ref>
«هَلْ مِنْ خالِقٍ غَیرُاللَّهِ یرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَالْأَرْضِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ»<ref>فاطر/3</ref>
+
«هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ»<ref>فاطر/3</ref>
«آیا خالقى غیر از خدا وجود دارد كه شما را از آسمان و زمین روزى دهد؟ هیچ معبودى جز او نیست، با این حال چگونه به سوى باطل منحرف مى‌شوید
+
«آیا خالقی غیر از خدا وجود دارد که شما را از آسمان و زمین روزی دهد؟ هیچ معبودی جز او نیست، با این حال چگونه به سوی باطل منحرف می‌شوید
و در آیات بعد در نهی از پرستش مخلوق و توجه دادن به پروردگار یگانه، مثل و مانند قرار دادن را برای خداوند نفی کرده و با این بیان، فطرت انسانها را بیدار کرده كه تنها، آفریدگار یگانه و قادر شایستهٔ الوهیت و پرستش است، و هرگز نظیر و شریكی نداشته و نخواهد داشت‏:<ref>حسینى همدانى، سیدمحمدحسین،؛ انوار درخشان،‏ تحقیق محمدباقر بهبودى، تهران، ‏كتابفروشى لطفى،‏ ‏1404ق‏، چاپ اول، ج1، ص71</ref>
+
و در آیات بعد در نهی از پرستش مخلوق و توجه دادن به پروردگار یگانه، مثل و مانند قرار دادن را برای خداوند نفی کرده و با این بیان، فطرت انسانها را بیدار کرده که تنها، آفریدگار یگانه و قادر شایستهٔ الوهیت و پرستش است، و هرگز نظیر و شریکی نداشته و نخواهد داشت‏:<ref>حسینی همدانی، سیدمحمدحسین،؛ انوار درخشان،‏ تحقیق محمدباقر بهبودی، تهران، ‏کتابفروشی لطفی،‏ ‏1404ق‏، چاپ اول، ج1، ص71</ref>
«...فَلاتَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»<ref>بقره/22.</ref>
+
«...فَلَا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»<ref>بقره/22.</ref>
«براى خدا شریك هایى قرار ندهید، درحالى كه مى‌دانید (هیچ یك از این شركاء و بت‌ها نه شما را آفریده‌اند و نه شما را روزى مى‌دهند).»
+
«برای خدا شریک‌هایی قرار ندهید، درحالی که می‌دانید (هیچ یک از این شرکاء و بت‌ها نه شما را آفریده‌اند و نه شما را روزی می‌دهند).»
 
===توجه دادن به مالکیت حقیقی===
 
===توجه دادن به مالکیت حقیقی===
خدا به مسیحیان كه قائل به الوهیت حضرت عیسی(ع) بودند، گوشزد می كند كه شما مى‌دانید، مسیح(ع) خود با تمام وجود دارای نیازهاى بشرى است و مالك سود و زیان خویش هم نیست، تا چه رسد به اینكه مالك سود و زیان دیگران باشد:
+
خدا به مسیحیان که قائل به الوهیت حضرت عیسی(ع) بودند، گوشزد می‌کند که شما می‌دانید، مسیح(ع) خود با تمام وجود دارای نیازهای بشری است و مالک سود و زیان خویش هم نیست، تا چه رسد به اینکه مالک سود و زیان دیگران باشد:
«قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لایمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لانَفْعاً...»<ref>مائده/76</ref>
+
«قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا...»<ref>مائده/76</ref>
«بگو آیا جز خدا چیزى را مى‌پرستید كه نه مالك زیان شماست و نه سود شما...»
+
«بگو آیا جز خدا چیزی را می‌پرستید که نه مالک زیان شماست و نه سود شما...»
چون در میان مسیحیان رواج دارد كه در برابر مجسمهٔ حضرت مسیح، تا سرحد پرستش و خضوع مى‌كنند؛ درحالی كه ایمان به الوهیت مسیح در حقیقت، یك نوع بت پرستى است، نه خدا پرستى؛ یعنی اگر كسی حضرت مسیح را با تمام عظمتی كه دارد و جزو پیامبران اولوالعزم الهی است،  خدای خود بداند و قائل به الوهیت او شود، جهل و اشتباه بزرگی مرتكب شده، چه رسد به اینكه مجسمه‌های دست ساختهٔ خود را دارای مقام الوهیت بدانند.<ref>تفسیر نمونه، ج5، ص38 – 40</ref>                     
+
چون در میان مسیحیان رواج دارد که در برابر مجسمهٔ حضرت مسیح، تا سرحد پرستش و خضوع می‌کنند؛ درحالی که ایمان به الوهیت مسیح در حقیقت، یک نوع بت پرستی است، نه خدا پرستی؛ یعنی اگر کسی حضرت مسیح را با تمام عظمتی که دارد و جزو پیامبران اولوالعزم الهی است،  خدای خود بداند و قائل به الوهیت او شود، جهل و اشتباه بزرگی مرتکب شده، چه رسد به اینکه مجسمه‌های دست ساختهٔ خود را دارای مقام الوهیت بدانند.<ref>تفسیر نمونه، ج5، ص38 – 40</ref>                     
 
===توجه دادن به دعوت رسولان===
 
===توجه دادن به دعوت رسولان===
 
خدای تبارک خطاب به پیامبر اسلام می‌فرماید:
 
خدای تبارک خطاب به پیامبر اسلام می‌فرماید:
«وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَجَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً یعْبَدُونَ»<ref>زخرف/45</ref>
+
«وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ»<ref>زخرف/45</ref>
«از رسولانى كه قبل از تو فرستادیم بپرس، آیا غیر از خداوند رحمان، معبودهایى براى پرستش آنها قرار دادیم؟!»
+
«از رسولانی که قبل از تو فرستادیم بپرس، آیا غیر از خداوند رحمان، معبودهایی برای پرستش آنها قرار دادیم؟!»
یعنی اگر از آنان این سؤال را بپرسى، در جواب خواهند گفت: ما چنین دستورى (بت پرستی) به آنان نداده‌ایم، و آنان را به پرستش چنین خدایانی وادار نساخته‌ایم.<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج9، ص76</ref> چون اولین دعوت تمام پیامبران الهی، دعوت به توحید بوده و غرض اصلى از ارسال رسولان همان توحید است و بقیهٔ دستورات، متفرّع بر همین توحید است‏.<ref>أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج12، ص36.</ref>
+
یعنی اگر از آنان این سؤال را بپرسی، در جواب خواهند گفت: ما چنین دستوری (بت پرستی) به آنان نداده‌ایم، و آنان را به پرستش چنین خدایانی وادار نساخته‌ایم.<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج9، ص76</ref> چون اولین دعوت تمام پیامبران الهی، دعوت به توحید بوده و غرض اصلی از ارسال رسولان همان توحید است و بقیهٔ دستورات، متفرّع بر همین توحید است‏.<ref>أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج12، ص36.</ref>
 
   
 
   
 
==عاقبت بت‌ها و بت پرستان==
 
==عاقبت بت‌ها و بت پرستان==
بت پرستان، عاقبتی دردناك در پیش دارند و آن جهنم سوزان است. بت پرستان امید داشتند كه بت‌ها نزد خدا برایشان شفاعت كنند، اما بر خلاف تصور آن‌ها، خداوند بت پرستان را با بت هایشان در آتش جهنم قرین ساخته، به گونه‌ای كه در آخرت، چیزى نزد بت پرستان مبغوض تر از این معبودهاى باطلشان نخواهد بود:<ref>تفسیر جوامع الجامع، ج3، ص29</ref>
+
بت پرستان، عاقبتی دردناک در پیش دارند و آن جهنم سوزان است. بت پرستان امید داشتند که بت‌ها نزد خدا برایشان شفاعت کنند، اما بر خلاف تصور آن‌ها، خداوند بت پرستان را با بت هایشان در آتش جهنم قرین ساخته، به گونه‌ای که در آخرت، چیزی نزد بت پرستان مبغوض تر از این معبودهای باطلشان نخواهد بود:<ref>تفسیر جوامع الجامع، ج3، ص29</ref>
«إِنَّكُمْ وَ ماتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُون»‏ <ref>انبیاء/98</ref>
+
«إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَهَا وَارِدُونَ»‏ <ref>انبیاء/98</ref>
«شما و آنچه غیر از خدا مى‌پرستید، هیزم جهنم خواهید بود و همگى در آن وارد مى‌شوید
+
«شما و آنچه غیر از خدا می‌پرستید، هیزم جهنم خواهید بود و همگی در آن وارد می‌شوید
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==
سطر ۹۲: سطر ۹۲:
  
 
<div class="hold">
 
<div class="hold">
<div class="return">بازگشت به [[تبلیغ بت سازی ]] </div>
+
<div class="return">بازگشت به [[تبلیغ بت‌ سازی]] </div>
 
</div>
 
</div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۴۶

بت پرستی - پژوهه

نویسنده : یوسف دهقان

بت

مراد از "بت" در این مقاله، بت‌های ظاهری و مادی است که در قرآن با دو واژهٔ "صَنم" و "وَثن" یاد شده است. "صنم" (مفرد أصنام)،[۱] جثّه و هیکلی (بت) از جنس نقره، مس یا چوب است که بت پرستان جهت تقرب به خدا، آن‌ها را وسیلهٔ عبادت قرار می‌دادند؛[۲] و "وثن" (مفرد أوثان)، بتی از سنگ، چوب یا غیر آن است که عبادت می‌شد.[۳] بت‌ها، متناسب با جنس و نوع ساخت، اسامی خاصی داشته‌اند؛ مثلاً به سنگ‌های صاف و بی شکل، "انصاب"، به سنگ‌های تراشیده و منقوش، "اوثان" و به بت‌های ریخته شده از زر و سیم یا تراشیده شده از چوب، "اصنام" می‌گفتند.[۴]

تاریخچه و ریشهٔ بت پرستی در ادیان

بت پرستی ظاهری و مادی، نه بت پرستی به معنای عام که طبق بیان قرآن، شامل پیروی از هوای نفس[۵] نیز می‌شود، از زمان حضرت نوح(ع) رواج یافته است.[۶] در میان قوم حضرت نوح(ع) مردان صالحی (به نام‌های "وَدّ"، "سُواع"، "یَغوث"، "یَعوق" و "نَسر")[۷] بودند که مردم به آن‌ها اظهار علاقه می‌کردند، شیطان از علاقهٔ مردم سوء استفاده نموده و بعد از مرگ آن مردان، مردم را تشویق به ساختن مجسمهٔ آن بزرگان و گرامی داشت آن مجسمه‌ها کرد.[۸] مدتی نگذشت که نسل‌های بعد، رابطهٔ تاریخی این موضوع را فراموش کرده و تصور نمودند که این مجسمه‌ها موجوداتی محترم هستند که باید مورد پرستش قرار گیرند، به این ترتیب به پرستش بت‌ها سرگرم شده و مستکبران ظالم آنان را با این طریق إغفال نموده و به بند بت پرستی کشیدند.[۹] یکی دیگر از ریشه‌های بت پرستی، اعتقاد مشرکان به وجود و خالقیت خدای متعال[۱۰] و ملائکه است که آن‌ها را دارای صورت‌های پوشیده از انسان می‌دانند؛ لذا برای هر کدام صورتی از طلا، نقره و جواهرات تراشیده و آن‌ها را عبادت می‌کردند. عدهٔ دیگر ستارگان را در عالم مؤثر دانسته و چون اغلب ستارگان پنهان هستند، صورت‌هایی برای آن‌ها ساخته و به جای ستارگان، آن صورت‌های بتی را عبادت می‌نمودند.[۱۱] منشأ دیگر دوگانه پرستی یا چند گانه پرستی در بین اقوام، تنوع موجودات عالم است؛ به دلیل اینکه افراد کوته‌فکر باور نمی‌کردند که همهٔ موجودات گوناگون و متنوّعی که در آسمان و زمین است، مخلوق خدای واحد است، برای هر نوعی از انواع موجودات، خدایی قائل بودند که از آن تعبیر به "رب النوع" می‌کردند؛ مانند: رب النوع صحرا، باران، آفتاب، جنگ و صلح و...؛ لذا در اعتقاد آن‌ها، این خدایان خیالی که گاه از آن‌ها به عنوان فرشته نیز یاد می‌نمودند، فرمانروایان این جهان بوده و چون موجودات غیر محسوس بودند، تمثال‌هایی برای آن‌ها ساخته و عبادت می‌کردند. این عقاید خرافی از یونان به مناطق دیگر و سرانجام به حجاز منتقل شد؛ ولی اعراب به خاطر توحید ابراهیمی که در میان آن‌ها به یادگار مانده بود، نمی‌توانستند وجود «اللَّه»[۱۲] را منکر شوند، در نتیجه این عقائد را به هم آمیختند؛ یعنی در عین حالی که به وجود خدا عقیده داشتند، اعتقاد به فرشتگانی پیدا کردند که رابطهٔ آن‌ها با خدا، رابطهٔ دختر و پدر بود، و بت‌های سنگی و چوبی را مظهر و تمثال‌هایی از آن می‌دانستند.[۱۳]

بت‌های معروف در طول تاریخ بت پرستان

خدای متعال در سوره مبارکه نوح نام بزرگ‌ترین بت‌های زمان حضرت نوح را ذکر کرده است: «وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا»[۱۴] «و گفتند: دست از خدایان و بت‌های خود بر ندارید، (بخصوص) بت‌های "ود" و "سُواع" و "یَغوث" و "یَعوق" و "نَسر" را رها نکنید!» این پنج بت، از جمله بت‌هایی است که نام آنها در طول تاریخ حفظ شد تا اینکه به عرب‌ها منتقل شد؛ یعنی بت "ودّ" که به صورت مرد بود، برای قبیلهٔ کلب، "سُواع" که به صورت زن بود، برای قبیلهٔ هَمدان، "یغوث" که به صورت شیر بود، برای قبیلهٔ مَذحَج، "یعوق" که به صورت اسب بود، برای قبیلهٔ مُراد و "نسر" که به صورت عقاب بود، برای قبیلهٔ حمیر به ارث رسید؛ به همین دلیل بعضی اعراب ، عبد ودّ و عبد یغوث نامیده شده‌اند.[۱۵] قرآن بت معروف قوم حضرت الیاس(ع) را "بَعل" معرفی کرده[۱۶] و گفته شده: این بت بزرگ، از جنس طلا بوده که چهار صورت داشته و دارای چند خدمتکار و شهر "بعلبک" لبنان نیز منسوب به آن است.[۱۷] اما سه بت مشهور عرب به نام‌های "لات" متعلّق به قبیلهٔ ثقیف، "عزّی" متعلق به قبایل بنی سلیم، غطفان، جَشم، نضر و سعدبن بکر و بت "منات" برای قبیلهٔ قدید بود؛ البته بت‌های دیگری نیز بودند، مانند: "اساف"، "نائله" و "هُبَل" که مورد پرستش اهل مکّه قرار گرفتند. اعراب بت "اساف" را در کنار حجرالاسود، بت "نائله" را در نزدیکی رکن یمانی و بت "هبل" را که هجده ذراع طول داشت و بزرگ‌ترین بت عرب بود، در بالای کعبه نصب کرده بودند . [۱۸] قرآن کریم در مورد سه بت مشهور اعراب جاهلی می‌فرماید: «أَفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى * وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى»[۱۹] «به من خبر دهید آیا بت‌های "لات" و "عزی" و "منات" که سومین آن‌ها است، (دختران خدا هستند)؟!» بت پرستان، این سه بت را تمثال‌هایی از فرشتگان می‌دانستند و ادعا می‌کردند که فرشتگان به طور کلی از جنس دختران هستند؛ البته برخی از این بت پرستان، بعضی از بت‌ها را تمثالی از انسان‌ها باور داشتند؛ و همچنین ملائکه را که از نظر آن‌ها ارباب بت‌ها بودند، نیز در دختر بودن (انوثیت) و شفاعت، مستقل می‌دانستند؛[۲۰] درحالی که قرآن کریم از ملائکه با عنوان "عبادالرحمن" یاد نموده، نه مونث و نه مذکر، که در مجردات(موجودات غیر مادی)، سخن گفتن از مذکر و مؤنث معقول نیست.[۲۱] نتیجه اینکه بت پرستان و مشرکان، اشیاء و موجوداتی مانند خورشید،[۲۲] ماه،[۲۳] ستارگان،[۲۴] مجسمه‌های سنگی و چوبی ساختهٔ دست خود،[۲۵] و حتی مسیحیت که حضرت عیسی(ع) را به عنوان خدای دیگر خود می‌دانند،[۲۶] مورد پرستش قرار می‌دادند که در این مقاله به تعداد زیادی از این بت‌ها اشاره شد.

ریشه‌ها ی اصلی گرایش به بت‌ها

جهل

بنی اسرائیل بعد از دیدن چندین معجزهٔ الهی به دست حضرت موسی(ع)، باز ایمان نیاورده و به پیامبر خدا گفتند: برای ما بت‌هایی بساز که آن‌ها را عبادت کنیم.[۲۷] بت پرستان جاهل با وجود اینکه می‌دانستند، بت‌ها دوامی نداشته و از بین می‌روند و مالک هیچ چیزی حتی نفع و ضرر خود نیستند، باز آن‌ها را تعظیم و تکریم می‌کردند.[۲۸] خدای متعال خطاب به قوم موسی می‌فرماید: «إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ»‏[۲۹] «شما جمعیتی جاهل و نادان هستید.» یعنی با روشن بودن این مطلب که هیچ واسطه‌ای بین خدای یگانه و این بت‌ها نیست و خدای با این عظمت که هیچ مثل و مانندی ندارد، جاهلانه است که معنای عالی الوهیت را به این تمثال‌های سنگی، چوبی، نقره‌ای و طلایی حمل کرد.[۳۰] جهل بت پرستان از چند جهت بود، از یک سو نسبت به خدا و ذات پاکش و این که هیچ گونه شبیهی برای او تصور نمی‌شود، جهل داشتند؛ از سوی دیگر جهلشان به علل اصلی حوادث جهان بود که گاهی سبب می‌شد حوادث را به یک سلسله علل خیالی و خرافی از جمله بت، نسبت دهند و از سوی سوم جهل به جهان ماوراء طبیعت است که جز مسائل حسّی را نمی‌بینند و باور نمی‌کنند؛ مثلا قطعه سنگی را از کوه جدا کرده و بخشی از آن را در ساختمان منزل خود مصرف می‌کردند و با بخشی دیگر، مجسمه‌ای ساخته و در برابر آن سجده نموده و مقدّرات خویش را به دست او می‌سپردند که این عین جهالت است.[۳۱]

تقلید کورکورانه

بت پرستان جاهل، از اجداد جاهل و گمراه خود تقلید می‌کردند و ملاک صحت کار خود را عمل پدران و پیشینیان خود می‌دانستند، و در برابر نهی پیامبران الهی از عبادت بت‌ها، جوابشان این بود که ما پیرو آباء و أجداد خود هستیم و آنچه پدرانمان عبادت می‌کردند، ما نیز عبادت می‌کنیم؛ درحالی که عقل صحیح اجازه نمی‌دهد که انسان به کسی که از علم بهره‌ای ندارد، مراجعه نموده و هدایت و راهنمایی او را که در عین گمراهی است، بپذیرد؛ بنابراین تقلید جاهل از جاهلی که حقیقتا جاهل است، مذموم است و این نوع تبعیت، کورکورانه و در نهایت جهالت است.[۳۲] خدای متعال در آیات متعدد،[۳۳] متعرض این نوع جهالت و تقلید بت پرستان شده و آن‌ها را به شدت توبیخ کرده است: «وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ‏» [۳۴] «و هنگامی که به آن‌ها گفته شود: از آن چه خدا نازل کرده است پیروی کنید، می‌گویند: بلکه ما از آن چه پدران خود را بر آن یافتیم پیروی می‌نمائیم، آیا نه این است که پدران آن‌ها چیزی نمی‌فهمیدند و هدایت نیافتند؟!»

پندار مشرکان بر نفع بت‌ها

گمان بت پرستان بر این بود که بت‌ها، برای آن‌ها منافعی دارند که برخی از این پندارها را بر اساس آیات قرآن به اختصار بیان می‌کنیم:

شفاعت

تصور بت پرستان این بود که بت‌ها نزد خدا تقرّب دارند و در امور دنیوی، آن‌ها را شفاعت می‌کنند: «هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ‏»[۳۵] «می‌گویند: اینان(بت‌ها) شفیعان ما، نزد خدا هستند» یعنی بت‌ها از خدای تعالی درخواست می‌نمایند تا کارهای مهم ما را به سامان رسانند، یا اگر فرضا بعث و حشری در کار باشد، چنان چه اعتقاد مؤمنان است، از خدای تعالی برای ما درخواست نجات از عذاب آخرت را می‌کنند.[۳۶]

عزت

بت پرستان به غیر خدا معبودانی برای خود انتخاب کرده بودند؛ به این گمان که بت‌ها سبب عزّت آن‌ها شده و با این وسیله نزد حق تعالی ارجمند شده و مقام والایی به دست می‌آورند.[۳۷] در حقیقت پندارشان این بود که اگر با یک خدا عزّت می‌یابند، با خدایان بیشتر، عزّت بیشتر پیدا می‌کنند،[۳۸]که قرآن می‌فرماید: «وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا»[۳۹] «آنها غیر از خدا معبودانی برای خود انتخاب کرده‌اند، تا مایهٔ عزتشان باشد»

نصرت

عبادت بت‌ها از ناحیهٔ بت پرستان بر این امید بود که آن‌ها را یاری کنند؛ زیرا بر این باور غلط بودند که تدبیر امورشان به این خدایان واگذار شده و خیر و شرّشان هر چه هست، در دست آن هاست؛ به همین جهت، خدایان ناتوان (بت‌ها) را عبادت می‌کردند تا با این عبادت، آن‌ها را از خود راضی کرده و بر آنان خشم نگیرند و نعمت را از ایشان قطع نکرده و بلا و مصیبتی بر آنان نازل نکنند:[۴۰] «وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُونَ»[۴۱] «آنها غیر از خدا معبودانی برای خویش برگزیدند به این امید که از سوی آنها یاری شوند (و مورد حمایت بتان قرار گیرند)»

أبعاد ضعف و حقارت بت‌ها از نگاه قرآن

قرآن کریم در مقام مبارزه با شرک و بت پرستی، اول ادعا و اتهام آنها را نسبت به ساحت مقدس قرآن و پیامبر اسلام بی پایه خوانده، سپس با منطقی روشن و قاطع مشرکان را به محاکمه کشانده است:[۴۲] «وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتًا وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُورًا»[۴۳] «آنان غیر از خداوند معبودانی برای خود برگزیدند، معبودانی که چیزی را نمی‌آفرینند؛ بلکه خودشان مخلوقند، و مالک زیان و سود خویش نیستند و نه مالک مرگ و حیات و رستاخیز خویشند.» یعنی مشرکان خدایان خشک، ناتوان، توخالی و دور از تمام شئونات الوهیت را که از جملهٔ آن صفت خالقیت است، می‌پرستند؛ و قرآن در نفی خالقیت بت‌ها به خلقت مگس مثالی زده و می‌فرماید: اگر دست به دست هم بدهند، نه اینکه مگسی را نمی‌توانند بیافرینند، حتی اگر مگس چیزی را از آنها برباید، قدرت پس گرفتن آن را ندارند؛ و در این زمینه هم مشرکان عاجزند و هم بت‌ها که معبودان آنهاست.[۴۴] دلیل نفی خالقیت از بت‌ها، مخلوق بودن آنهاست؛ چون خداوند در آیهٔ قبل وجود فرزند را از خودش نفی کرده و اگر فرزندی برای خداوند بود، به ناچار باید از او متولد می‌شد و دیگر نمی‌توانست مخلوق باشد؛ در حالیکه خالقیت در خداوند منحصر شده و غیر خدا باید مخلوق باشند نه خالق. نکتهٔ بعدی اینست که بت‌ها مالک نفع و ضرر خودشان نیستند، و لازمه اش اینست که به طریق اولی قادر به نفع و ضرر عبادت کنندگان نیستند؛ پس مالک تصرف به احوال دیگران نیز نمی‌توانند باشند.[۴۵] البته ضعف‌های دیگری نیز در قرآن بیان شده، از جمله: نفی شفاعت بت‌ها،[۴۶] نفی مالکیت رزق و روزی،[۴۷] و غیره که به برخی از آنها در همین مقاله اشاره شد؛ اما تفصیلشان در این مقاله نمی‌گنجد.[۴۸]

راه کارهای قرآن بر هدایت بت پرستان

توجه دادن به توحید و یگانگی

خدای متعال نه تنها به بت پرستان منحرف، بلکه به تمام مخلوقات تأکید می‌کند که غیر از خدای واحد، خالقی نیست و روزی آسمان‌ها و زمین دست اوست؛ پس تنها معبود نیز خدای یکتاست که عبادت مطلقا باید متوجه او باشد.[۴۹] «هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ»[۵۰] «آیا خالقی غیر از خدا وجود دارد که شما را از آسمان و زمین روزی دهد؟ هیچ معبودی جز او نیست، با این حال چگونه به سوی باطل منحرف می‌شوید.» و در آیات بعد در نهی از پرستش مخلوق و توجه دادن به پروردگار یگانه، مثل و مانند قرار دادن را برای خداوند نفی کرده و با این بیان، فطرت انسانها را بیدار کرده که تنها، آفریدگار یگانه و قادر شایستهٔ الوهیت و پرستش است، و هرگز نظیر و شریکی نداشته و نخواهد داشت‏:[۵۱] «...فَلَا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»[۵۲] «برای خدا شریک‌هایی قرار ندهید، درحالی که می‌دانید (هیچ یک از این شرکاء و بت‌ها نه شما را آفریده‌اند و نه شما را روزی می‌دهند).»

توجه دادن به مالکیت حقیقی

خدا به مسیحیان که قائل به الوهیت حضرت عیسی(ع) بودند، گوشزد می‌کند که شما می‌دانید، مسیح(ع) خود با تمام وجود دارای نیازهای بشری است و مالک سود و زیان خویش هم نیست، تا چه رسد به اینکه مالک سود و زیان دیگران باشد: «قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا...»[۵۳] «بگو آیا جز خدا چیزی را می‌پرستید که نه مالک زیان شماست و نه سود شما...» چون در میان مسیحیان رواج دارد که در برابر مجسمهٔ حضرت مسیح، تا سرحد پرستش و خضوع می‌کنند؛ درحالی که ایمان به الوهیت مسیح در حقیقت، یک نوع بت پرستی است، نه خدا پرستی؛ یعنی اگر کسی حضرت مسیح را با تمام عظمتی که دارد و جزو پیامبران اولوالعزم الهی است، خدای خود بداند و قائل به الوهیت او شود، جهل و اشتباه بزرگی مرتکب شده، چه رسد به اینکه مجسمه‌های دست ساختهٔ خود را دارای مقام الوهیت بدانند.[۵۴]

توجه دادن به دعوت رسولان

خدای تبارک خطاب به پیامبر اسلام می‌فرماید: «وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ»[۵۵] «از رسولانی که قبل از تو فرستادیم بپرس، آیا غیر از خداوند رحمان، معبودهایی برای پرستش آنها قرار دادیم؟!» یعنی اگر از آنان این سؤال را بپرسی، در جواب خواهند گفت: ما چنین دستوری (بت پرستی) به آنان نداده‌ایم، و آنان را به پرستش چنین خدایانی وادار نساخته‌ایم.[۵۶] چون اولین دعوت تمام پیامبران الهی، دعوت به توحید بوده و غرض اصلی از ارسال رسولان همان توحید است و بقیهٔ دستورات، متفرّع بر همین توحید است‏.[۵۷]

عاقبت بت‌ها و بت پرستان

بت پرستان، عاقبتی دردناک در پیش دارند و آن جهنم سوزان است. بت پرستان امید داشتند که بت‌ها نزد خدا برایشان شفاعت کنند، اما بر خلاف تصور آن‌ها، خداوند بت پرستان را با بت هایشان در آتش جهنم قرین ساخته، به گونه‌ای که در آخرت، چیزی نزد بت پرستان مبغوض تر از این معبودهای باطلشان نخواهد بود:[۵۸] «إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَهَا وَارِدُونَ»‏ [۵۹] «شما و آنچه غیر از خدا می‌پرستید، هیزم جهنم خواهید بود و همگی در آن وارد می‌شوید.»

پانویس

  1. قرشی، سید علی اکبر؛ قاموس قرآن‏، تهران، دارالکتب الإسلامیة، 1371ش،‏ چاپ ششم‏، ج4، ص156
  2. راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودی،‏ دارالعلم الدارالشامیة، دمشق بیروت، 1412ق،‏ چاپ اول، ص493
  3. المفردات فی غریب القرآن، ص853 و قاموس قرآن، ج 7، ص181.
  4. جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر موضوعی قرآن کریم(توحید در قرآن)، قم، إسراء، 1387ش، چاپ چهارم، ج2، ص606.
  5. جاثیه/23
  6. طباطبایی، سیدمحمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، قم، جامعهٔ مدرسین حوزه علمیه قم، ‏1417ق‏، چاپ پنجم‏، ج18، ص172-173 و طیب، سیدعبدالحسین؛‏ اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، اسلام‏، 1378ش‏‏، چاپ دوم، ج1، ص455.
  7. جوادی آملی، عبدالله؛ توحید در قرآن، ج2، ص607 - 608
  8. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر نمونه‏، تهران، دارالکتب الإسلامیة، 1374ش،‏‏ چاپ اول، ج25، ص82
  9. تفسیر نمونه، ج25، ص82
  10. عنکبوت/61و63
  11. أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج1، ص 455.
  12. عنکبوت/61و63
  13. تفسیر نمونه، ج22، ص519 – 520
  14. نوح/23
  15. طبرسی، فضل بن حسن،؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تحقیق با مقدمهٔ محمدجواد بلاغی، تهران، ناصر خسرو، ‏1372ش‏، چاپ سوم، ج10، ص 548 و تفسیر نمونه، ج25، ص83
  16. صافات/125
  17. جوادی آملی، عبدالله؛ توحید در قرآن، ج2، ص608
  18. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج10، ص547
  19. نجم/19- 20
  20. المیزان فی تفسیر القرآن، ج19، ص38.
  21. زخرف/19. جوادی آملی، عبدالله؛ توحید در قرآن، ج2، ص608.
  22. انعام/78
  23. انعام/77
  24. انعام/76
  25. اعراف/138، عنکبوت/17و 25، نجم/19و20، نوح/23، طه/88.
  26. مائده/73 و 116
  27. صادقی تهرانی، محمد؛ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، قم، فرهنگ اسلامی، ‏1365ش‏، چاپ دوم‏، ج11، ص 268.
  28. مدرسی، سیدمحمدتقی؛ من هدی القرآن،‏ تهران، دار محبی الحسین‏، ‏1419ق،‏ چاپ اول‏، ج3، ص431
  29. اعراف/138
  30. فضل الله، سیدمحمدحسین‏؛ تفسیر من وحی القرآن،‏ بیروت، دارالملاک، ‏1419ق،‏ چاپ دوم‏، ج10، ص228
  31. تفسیر نمونه، ج 6، ص334
  32. المیزان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص159
  33. مائده/104، هود/62و 109، ابراهیم/10، انبیاء/53، صافات/17، واقعه/48، شعراء/26و 74 و دخان/8
  34. بقره/170
  35. یونس/18
  36. کاشفی سبزواری، حسین بن علی‏؛ مواهب علیه‏، تحقیق سیدمحمدرضا جلالی نائینی، تهران، اقبال،‏ ‏1369ش‏، ص 446
  37. بانوی اصفهانی امین، سیده نصرت؛ مخزن العرفان در تفسیر قرآن،‏ تهران، نهضت زنان مسلمان، ‏1361ش‏، ج8، ص145
  38. ابوالفتوح رازی، حسین بن علی‏؛ روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن‏، تحقیق محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح‏، مشهد، آستان قدس رضوی،‏ 1408ق‏، ج13، ص116
  39. مریم/81
  40. المیزان فی تفسیر القرآن، ج17، ص110.
  41. یس/74
  42. تفسیر نمونه، ج15، ص17
  43. فرقان/3
  44. الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج21، ص270 و ج20، ص173 و 174. حج/73
  45. التحریر والتنویر، ج19، ص10 و 11
  46. یس/23
  47. نحل/73
  48. آیات 74/یس ، 18/یونس، 81/مریم و...
  49. گنابادی، سلطان محمد؛ تفسیر بیان السعادة فی مقامات العبادة، بیروت، مؤسسة الأعلمی، 1408ق‏، چاپ دوم‏، ج3، ص274.
  50. فاطر/3
  51. حسینی همدانی، سیدمحمدحسین،؛ انوار درخشان،‏ تحقیق محمدباقر بهبودی، تهران، ‏کتابفروشی لطفی،‏ ‏1404ق‏، چاپ اول، ج1، ص71
  52. بقره/22.
  53. مائده/76
  54. تفسیر نمونه، ج5، ص38 – 40
  55. زخرف/45
  56. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج9، ص76
  57. أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج12، ص36.
  58. تفسیر جوامع الجامع، ج3، ص29
  59. انبیاء/98
منبع: سایت پژوهه - تاریخ برداشت : 95/07/26
بازگشت به تبلیغ بت‌ سازی