فرهنگ مصادیق:اخلاق اسلامی - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفات وملکات اخلاقی در قرآن)
 
(۸ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۲: سطر ۲:
  
 
==مقدمه ==
 
==مقدمه ==
خوی اسلامی اخلاقی است که در چارچوب اسلام است. [[اخلاق اسلامی]] سه بخش اصلی دارد:<br />
+
خوی اسلامی اخلاقی است که در چارچوب اسلام است.<br />
 +
[[اخلاق اسلامی]] سه بخش اصلی دارد:<br />
 
'''۱. رابطه با خدا''': کارهایی که آدمی باید در برابر خدا بکند، مانند نماز و [[روزه]] و دعا<br />
 
'''۱. رابطه با خدا''': کارهایی که آدمی باید در برابر خدا بکند، مانند نماز و [[روزه]] و دعا<br />
'''۲. رابطه با مردم''': برخورد فرد و رفتارهایش با مردم و دیگر اعضای جامعه، مانند رفتار نقش‌های خانواده و دوستی. عموماً منظور از [[اخلاق اسلامی]] بیشتر این بخش است.<br />
+
'''۲. رابطه با مردم''': برخورد فرد و رفتارهایش با مردم و دیگر اعضای جامعه، مانند رفتار نقش‌های خانواده و دوستی عموماً منظور از [[اخلاق اسلامی]] بیشتر این بخش است.<br />
 
'''۳. رابطه با خود''': چارچوب برخورد انسان با خودش، مانند حسد (رشک) و چگونگی غذا خوردن<br />
 
'''۳. رابطه با خود''': چارچوب برخورد انسان با خودش، مانند حسد (رشک) و چگونگی غذا خوردن<br />
 
خوی اسلامی بهداشت اسلامی و احکام اسلام و دیگر چیزهای از این دست را نیز در بر می‌گیرد.<br />
 
خوی اسلامی بهداشت اسلامی و احکام اسلام و دیگر چیزهای از این دست را نیز در بر می‌گیرد.<br />
در کل ویژگی‌های اخلاقی در اسلام بسیار مهم است، به گونه‌ای پیامبر اسلام فرمود: «(به عربی: إنّما بُعِثْتُ لأُتَمِّمَ مَکارِم الأخلاق)»<ref>نهج‌الفصاحة (مجموعهٔ کلمات قصار حضرت رسول (ص)، ترجمهٔ ابولقاسم پاینده، تهران: دنیای دانش, 1382 (میلادی).</ref> یعنی «تنها برای به انجام رساندن خلق و خوی گرامی برانگیخته شده‌ام».
+
در کل ویژگی‌های اخلاقی در اسلام بسیار مهم است، به گونه‌ای که پیامبر اسلام فرمود: «إنّما بُعِثْتُ لأُتَمِّمَ مَکارِم الأخلاق»<ref>نهج‌الفصاحة (مجموعهٔ کلمات قصار حضرت رسول (ص)، ترجمه ابولقاسم پاینده، تهران: دنیای دانش, 1382 (میلادی).</ref> یعنی «تنها برای به انجام رساندن خلق و خوی گرامی برانگیخته شده‌ام».
  
== صفات وملکات اخلاقی در قرآن ==
+
== صفات و ملکات اخلاقی در قرآن ==
برای مطالعه صفات خوب وبددرقرآن کریم باید داستان انبیا رامطالعه نمودبرای مطالعه هرفضیلت بایستی ضدآن یعنی رذیلت مربوط رانیزتوامان نگریست تابهتربتوانیم بامحاسن ومفاسد انهااشناشویم. درقرآن کریم از۲۹ صفت خوب وبد یاد نموده است.<ref>جلددوم وسوم اخلاق درقرآن دوره دوم پیام قرآن نوشته آیت الله مکارم شیرازی.</ref><br />
+
برای مطالعه صفات خوب و بد در قرآن کریم باید داستان انبیاء [علیهم‌السلام] را مطالعه نمود برای مطالعه هر فضیلت بایستی ضد آن یعنی رذیلت مربوط را نیز توأمان نگریست تا بهتر بتوانیم با محاسن و مفاسد آنها آشنا شویم.<br />
 +
در قرآن کریم از ۲۹ صفت خوب و بد یاد نموده است.<ref>جلد دوم و سوم اخلاق در قرآن دوره دوم پیام قرآن نوشته آیت‌الله مکارم شیرازی.</ref><br />
 
'''۱-تکبر و تواضع'''<br />
 
'''۱-تکبر و تواضع'''<br />
تکبریااستکباریعنی انسان خودرابرترازدیگری بداندوعکس آن تذلل وخواریست یعنی تن بهرکاری داده وشخصیت خودراضایع کندوهردواینهامذموم است حدوسط ان دوتواضع وفروتنی است.<ref>54مائده-63فرقان-215شعرا.</ref> <ref>34بقره(تکبرابلیس)-13اعراف-7نوح-15فصلت-88اعراف-22مدثر-23نحل-39عنکبوت-35مومن-173نسا-40اعراف.</ref><br />
+
تکبر یا استکبار یعنی انسان خود را برتر از دیگری بداند و عکس آن تذلل و خواری است؛ یعنی تن به هرکاری داده و شخصیت خود را ضایع کند و هر دو اینها مذموم است، حد وسط آن دو تواضع و فروتنی است.<ref>سوره مائده؛ آیه 54 - سوره فرقان؛ آیه 63 - سوره شعرا؛ آیه 215 - سوره بقره؛ آیه 34 - (تکبرابلیس) - سوره اعراف؛ آیه 13 - سوره نوح؛ آیه 7 - سوره فصلت؛ آیه 15 - سوره اعراف؛ آیه 88 - سوره مدثر؛ آیه 22 - سوره نحل؛ آیه 23 - سوره عنکبوت؛ آیه 39 - سوره مؤمن؛ آیه 35 - سوره نساء؛ آیه 173 - سوره اعراف؛ آیه 40.</ref><br />
 
'''۲-طمع و قناعت'''<br />
 
'''۲-طمع و قناعت'''<br />
حرص ازشدت تمایل بچیزی است که موجب دلباختگی بمواهب مادی می‌شود درمقابل تنبلی بمعنای کناره گیری ازدنیاوتوسل به [[تکدی]] وگدائیست حد وسط آن دو قناعت است یعنی تمایل طبیعی ومتوازن بدنیا<ref>120طه(حرص ادم)-85اعراف-24ص-96بقره-11جمعه-1همزه-128توبهو37نحل(فضیلت حرص معنوی).</ref><br />
+
حرص از شدت تمایل به چیزی است که موجب دلباختگی به مواهب مادی می‌شود در مقابل تنبلی به معنای کناره گیری از دنیا و توسل به [[تکدی]] و گدائی است حد وسط آن دو قناعت است یعنی تمایل طبیعی و متوازن به دنیا<ref>سوره طه؛ آیه 120 - (حرص آدم) - سوره اعراف؛ آیه 85 - سوره ص؛ آیه 24 - سوره بقره؛ آیه 96 - سوره جمعه؛ آیه 11 - سوره همزه؛ آیه 1 - سوره توبه؛ آیه 128 - سوره نحل؛ آیه 37 - (فضیلت حرص معنوی).</ref><br />
 
'''۳-حب الدنیا - اعتزال - دنیا دوستی'''<br />
 
'''۳-حب الدنیا - اعتزال - دنیا دوستی'''<br />
حب دنیاکه ریشه درحرص داردهمان دنیاپرستی است ومذموم.بیزاری ازدنیانیزمذموم است چه دنیامزرعه آخرتست حدوسط اندودنیادوستی وخداپرستی است<ref>32انعام-20حدید-185ال عمران-33لقمان-7روم-38توبه-94نسا-67انفال-15هود-28احزاب-212بقره-14ال عمران.</ref><ref>180بقره-96اعراف-11نوح-10جمعه-20فتح-32اعراف-75توبه.</ref><br />
+
حب دنیا که ریشه در حرص دارد همان دنیاپرستی است و مذموم.بیزاری از دنیا نیز مذموم است چه دنیا مزرعه آخرت است حد وسط‌اند و دنیا دوستی و خداپرستی است<ref>سوره انعام؛ آیه 32 - سوره حدید؛ آیه 20 - سوره آل‌عمران؛ آیه 185 - سوره لقمان؛ آیه 33 - سوره روم؛ آیه 7 - سوره توبه؛ آیه 38 - سوره نساء؛ آیه 94 - سوره انفال؛ آیه 67 - سوره هود؛ آیه 15 - سوره احزاب؛ آیه 28 - سوره بقره؛ آیه 212 - سوره آل‌عمران؛ آیه 14 - سوره بقره؛ آیه 180 - سوره اعراف؛ آیه 96 - سوره نوح؛ آیه 11 - سوره جمعه؛ آیه 10 - سوره فتح؛ آیه 20 - سوره اعراف؛ آیه 32 - سوره توبه؛ آیه 75.</ref><br />
 
'''۴-حسد - نصح'''<br />
 
'''۴-حسد - نصح'''<br />
حسد آرزوی زوال نعمت از دیگری است.درمقابل نصح یاخیرخواهی است کهادمی طالب بقآیاافزونی نعمت برای دیگریست<ref>27مائده(حسدقابیل)-4یوسف(حسدبرادران یوسف)-54نسا-109بقره-10حشر-5قلق-47حجر-62و68و79و93اعراف.</ref><br />
+
حسد آرزوی زوال نعمت از دیگری است. در مقابل نصح یا خیرخواهی است که آدمی طالب بقا یا افزونی نعمت برای دیگری است<ref>سوره مائده؛ آیه 27 (حسد قابیل) - سوره یوسف؛ آیه 4 (حسد برادران یوسف) - سوره نساء آیه 54 - سوره بقره؛ آیه 109 - سوره حشر؛ آیه 10- سوره قلق؛ آیه 5 - سوره حجر؛ آیه 47 - سوره اعراف؛ آیات 62، 68، 79، 93</ref><br />
 
'''۵-غرور - تواضع - کسالت'''<br />
 
'''۵-غرور - تواضع - کسالت'''<br />
غروریعنی خودرآفریب دادن وخوب شمردن که همان نخوت است که شیطان راازدرگاه خداوند رانددربرابران کسالت است یعنی ادمی خودرابیجهت خواروذلیل نماید حدوسط ایندوفروتنی است<ref>12اعراف-32هود-91هود-51زخرف-77اعراف-14حدید70انعام-32لقمان-6انفطار.</ref><br />
+
غرور یعنی خود را فریب دادن و خوب شمردن که همان نخوت است که شیطان را از درگاه خداوند راند در برابر آن کسالت است یعنی آدمی خود را بی جهت خوار و ذلیل نماید حد وسط این دو فروتنی است<ref>سوره اعراف؛ آیه 12 - سوره هود؛ آیه 32 - سوره هود؛ آیه91 - سوره زخرف؛ آیه 51 - سوره اعراف؛ آیه 77 - سوره حدید؛ آیه 14 - سوره انعام؛ آیه 70 - سوره لقمان؛ آیه 32 - سوره انفطار؛ آیه 6</ref><br />
 
'''۶-طول امل - امید - یاس'''<br />
 
'''۶-طول امل - امید - یاس'''<br />
طول امل یعنی داشتن ارزوهای دورودرازدرمسائل مادی ودربرابران یاس وناامیدیست بویژه یاس ازرحمت خداوحدوسط اندوامیدواری است که موجب رشدادمی است البته ارزوهای دراز درامورمعنوی پسندیده است<ref>74اعراف-129شعرا-14حدید-16حدید-3حجر-24نجم-1همزه-25محمد-46کهف.</ref><br />
+
طول امل یعنی داشتن آرزوهای دور و دراز در مسائل مادی و در برابر آن یأس و نا امیدی است به‌ویژه یاس از رحمت خدا و حد وسط‌اند و امیدواری است که موجب رشدادمی است البته آرزوهای دراز در امور معنوی پسندیده است.<ref>سوره اعراف؛ آیه 74 - سوره شعراء؛ آیه 129 - سوره حدید؛ آیات 14، 16 - سوره حجر؛ آیه 3 - سوره نجم؛ آیه 24 - سوره همزه؛ آیه 1 - سوره محمد؛ آیه 25 - سوره کهف؛ آیه 46.</ref><br />
 
'''۷-تعصب - تسلیم در برابر حق - تقلید کورکورانه'''<br />
 
'''۷-تعصب - تسلیم در برابر حق - تقلید کورکورانه'''<br />
تعصب بمعنای وابستگی غیرمنطقی بچیزی تاانجاکه حق رافدای آن کند درمقابل آن تقلیدکورکورانه است یعنی بدون اگاهی وچشم بسته ازکسی پیروی شود.حدوسط ایندوتسلیم دربرابرحق وعدم پذیرش ناحق است <ref>7نوح-23نوح-70اعراف-52انبی-78یونس-170بقره-26فتح-23زخرف-36صافات-65نیا-36احزاب.</ref><br />
+
تعصب به معنای وابستگی غیرمنطقی به چیزی تا آنجا که حق را فدای آن کند. در مقابل آن تقلید کورکورانه است؛ یعنی بدون آگاهی و چشم بسته از کسی پیروی شود. حد وسط این دو تسلیم در برابر حق و عدم پذیرش ناحق است.<ref>سوره نوح؛ آیات 7، 23 - سوره اعراف؛ آیه 70 - سوره انبیاء؛ آیات 52، 65 - سوره یونس؛ آیه 78 - سوره بقره؛ آیه 170 - سوره فتح؛ آیه 26 - سوره زخرف؛ آیه 23 - سوره صافات؛ آیه 36 - سوره احزاب؛ آیه 36</ref><br />
 
'''۸-جبن - شجاعت - تهور'''<br />
 
'''۸-جبن - شجاعت - تهور'''<br />
جبن یعنی ترس ازهرامرموهوم در مقابل آن تهورست یعنی نترسیدن ازهیچ چیزوهردومذمومست امامیانه اندوشجاعت است که پسندیده است <ref>195بقره-29فتح-58انبی-10نمل-15احزاب-52توبه-39احزاب-174ال عمران.</ref><br />
+
جبن یعنی ترس از هر امر موهوم در مقابل آن تهور است؛ یعنی نترسیدن از هیچ چیز و هر دو مذموم است، اما میانه آن دو شجاعت است که پسندیده است.<ref>سوره بقره؛ آیه 195 - سوره فتح؛ آیه 29 - سوره انبیاء؛ آیه 58 - سوره نمل؛ آیه 10 - سوره احزاب؛ آیات 15، 39 - سوره توبه؛ آیه 52 - سوره آل‌عمران؛ آیه 174</ref><br />
 
'''۹-توکل - خود باختگی'''<br />
 
'''۹-توکل - خود باختگی'''<br />
توکل یعنی سپردن کارها بخداواعتمادبلطف اوست واین امرمنافاتی باحداکثرتلاش انسان نداردبرخلاف خودباختگی که فرد بی اعتماد است وبهرحشیشی متوسل می‌شود<ref>71یونس-56هود-3طلاق-6انفال-37ابراهیم-88هود-67یوسف-84یونس-129توبه.</ref><br />
+
توکل یعنی سپردن کارها به خدا و اعتماد به لطف اوست و این امر منافاتی با حداکثر تلاش انسان ندارد برخلاف خود باختگی که فرد بی اعتماد است و به هر حشیشی متوسل می‌شود
 +
<ref>سوره یونس؛ آیات 71، 84 - سوره هود؛ آیات 56، 88 - سوره طلاق؛ آیه 3 - سوره انفال؛ آیه 6 - سوره ابراهیم؛ آیه 37 - سوره توبه؛ آیه 129- سوره یوسف؛ آیه 67</ref><br />
 
'''۱۰-شهوت - عفت - خمودی'''<br />
 
'''۱۰-شهوت - عفت - خمودی'''<br />
شهوت علاقه شدیدانیان بیک امرمادیست ومفهوم خاص آن شکمبارگی وبی بندوباری جنسیست وخمودی درمقابل انست حدمیانه آن عفت وپارسائی است یعنی خویشتنداری<ref>59مریم-27نسا-28عنکبوت-77تا83هود-80تا84اعراف.</ref><ref>273بقره-24و23یوسف-32یوسف-5مومنون-35احزاب-30اعراف-31قصلت-31و60نور-32و53و59احزاب.</ref><br />
+
شهوت علاقه شدید انسان به یک امر مادی است و مفهوم خاص آن شکم بارگی و بی‌بندوباری جنسی است و خمودی در مقابل آن است، حد میانه آن عفت و پارسائی است؛ یعنی خویشتن‌داری.<ref>سوره مریم؛ 59 - سوره نساء؛ آیه 27 - سوره عنکبوت؛ آیه 28 - سوره هود؛ آیات 77 تا 83 - سوره اعراف؛ آیات 80 تا 84</ref><ref>سوره بقره؛ آیه 273 - - سوره یوسف؛ آیات 24، 23 و 32 - سوره مؤمنون؛ آیه 5 - سوره احزاب؛ آیه 35 - سوره اعراف؛ آیه 30 - سوره فصلت؛ آیه 31 - سوره نور؛ آیات 31 و 60 - سوره احزاب؛ آیات 32 و 53 و 59</ref><br />
 
'''۱۱-غفلت - یقظه'''<br />
 
'''۱۱-غفلت - یقظه'''<br />
غفلت هرگونه بیخبری ازشرایط زمان ومکان که دریک لحظه هستی انسانرامبدل بخاکسترمیکند.دربرابران بیداری وذکر است <ref>36زخرف-179اعراف-97انبی-28کهف-8یونس-7روم-136اعراف-22ق-39مریم.</ref><br />
+
غفلت هرگونه بی‌خبری از شرایط زمان و مکان که در یک لحظه هستی انسان را مبدل به خاکستر می‌کند. در برابر آن بیداری و ذکر است<ref>سوره زخرف؛ آیه 36 - سوره اعراف؛ آیات 136 و 179 - سوره انبیاء؛ آیه 97 - سوره کهف؛ آیه 28 - سوره یونس؛ آیه 8 - سوره روم؛ آیه 7 - سوره ق؛ آیه 22 - سوره مریم؛ آیه 39.</ref><br />
 
'''۱۲-بخل - جود - اسراف'''<br />
 
'''۱۲-بخل - جود - اسراف'''<br />
بخل یاشح صفتی است که براثران انسان ازبخشیدن هرگونه دارائی خودبدیگران امساک میکنددرمقابل آن اسراف است که بی حساب بخشیدن ویابدون حساب مصرف کردنست وحدوسط این دو جودد سخاوتست <ref>76و77قصص(قارون)-17تا20قلم-75توبه-180ال.</ref><ref>عمران-37نسا-38محمد-31اعراف-21معارج.</ref><ref>8و9دهر-261بقره-274بقره-92ال عمران-3بقره-29اسرا.</ref><br />
+
بخل یا شح صفتی است که بر اثر آن انسان از بخشیدن هرگونه دارائی خود به دیگران امساک می‌کند در مقابل آن اسراف است که بی حساب بخشیدن و یا بدون حساب مصرف کردن است و حد وسط این دو جود و سخاوت است<ref>سوره قصص؛ آیات 76، 77 (قارون) - سوره قلم؛ آیات 17 تا 20  - سوره توبه؛ آیه 75 - سوره آل‌عمران؛ آیات 92، 180 - سوره نساء؛ آیه 37 - سوره محمد؛ آیه 38 - سوره اعراف؛ آیه 31 - سوره معارج؛ آیه 21 - سوره دهر؛ آیات 8 و 9 - سوره بقره؛ آیات 261، 274، 3 - سوره اسراء؛ آیه 29</ref><br />
 
'''۱۳-عجله - فتور - صبر'''<br />
 
'''۱۳-عجله - فتور - صبر'''<br />
عجله وشتاب یعنی اقدام بانجام کاری قبل ازاینکه مقدمات لازم آن فراهم شده باشد مثل اینکه میوه را قبل از رسیدن بچیند. درمقابل فتور و اتلاف وقت است که موجب هدر رفتن وقت و انرژیست این دو صفت مذمومند و حد وسط اند و [[صبر]] و شکیبائی است که بسیار پسندیده است <ref>66کهف(موسی وخضر)-21ص(داودوقضاوت)-114طه(عجله پیامبر)-11اسرا-6رعد-37انبیا-35احقاف-28سجده-44ص-18یوسف-85انبیا-67کهق-249بقره-200ال عمران-153بقره-10زمر-24رعد-75فرقان-151بقره-استثنا(شتاب درامرخیر)133ال عمران-148بقره.</ref><br />
+
عجله و شتاب یعنی اقدام به انجام کاری قبل از اینکه مقدمات لازم آن فراهم شده باشد؛ مثل اینکه میوه را قبل از رسیدن بچیند. در مقابل فتور و اتلاف وقت است که موجب هدر رفتن وقت و انرژی است، این دو صفت مذموم‌اند و حد وسط آن دو [[صبر]] و شکیبائی است که بسیار پسندیده است <ref>سوره کهف؛ آیات 66 و 67 (موسی و خضر) - سوره ص؛ آیه 21 (داود و قضاوت) - سوره طه؛ آیه 114 (عجله پیامبر) - سوره اسراء؛ آیه 11 - سوره رعد؛ آیه 6 - سوره انبیاء؛ آیه 37 - سوره احقاف؛ آیه 35 - سوره سجده؛ آیه 28 - سوره ص؛ آیه 44 - سوره یوسف؛ آیه 18 - سوره انبیاء؛ آیه 85 - سوره بقره؛ آیات 148، 151، 153، 249 - سوره آل‌عمران؛ آیه 200 - سوره زمر؛ آیه 10 - سوره رعد؛ آیه 24 - سوره فرقان؛ آیه 75 - استثنا (شتاب در امر خیر) سوره آل‌عمران؛ آیه 133</ref><br />
 
'''۱۴-جاه طلبی - تذلل'''<br />
 
'''۱۴-جاه طلبی - تذلل'''<br />
[[جاه طلبی]] یا [[ریاست طلبی]] عشق بمقام و نیاز با حترام دیگرانست در برابر ان تذلل و تواضع است که بسیار پسندیده است.<ref>55بقره-21فرقان-83قصص-93اسرا-85تا98طه.</ref><br />
+
[[جاه طلبی]] یا [[ریاست طلبی]] عشق به مقام و نیاز به احترام دیگران است در برابر آن تذلل و تواضع است که بسیار پسندیده است.<ref>سوره بقره؛ آیه 55 - سوره فرقان؛ آیه 21 - سوره قصص؛ آیه 83 - سوره اسراء؛ آیه 93 - سوره طه؛ آیات 85 تا 98</ref><br />
 
'''۱۵-لجاجت -پذیرش حق'''<br />
 
'''۱۵-لجاجت -پذیرش حق'''<br />
[[لجاجت]] یعنی پافشاری بر امر باطل همانند بهانه جوئیهای بنی اسرائیل امری مذموم است در حالیکه پا فشاری بر امر حق پسندیده است و ان را استقامت می‌نامند.<ref>24نائده-67تا71بقره.</ref><br />
+
[[لجاجت]] یعنی پافشاری بر امر باطل همانند بهانه جوئیهای بنی اسرائیل امری مذموم است در حالی که پا فشاری بر امر حق پسندیده است و آن را استقامت می‌نامند.<ref>سوره مائده؛ آیه 24 - سوره بقره؛ آیات 67 تا 71</ref><br />
 
'''۱۶-شکر نعمت – کفر نعمت'''<br />
 
'''۱۶-شکر نعمت – کفر نعمت'''<br />
کفر نعمت یعنی پوشانیدن ارزش نعمت و ندیده گرفتن انست اما شکر یعنی قدردانی و تشکر از نعمتها بقلب زبان و عمل. شکر موجب ازدیاد نعمت و کقر آن موجب زوال انست<ref>40نمل-12لقمان-67اسرا-28و29ابراهیم-9و10هود-112نحل.</ref><br />
+
کفر نعمت یعنی پوشانیدن ارزش نعمت و ندیده گرفتن آن است اما شکر یعنی قدردانی و تشکر از نعمت‌ها به قلب زبان و عمل؛ شکر موجب ازدیاد نعمت و کفر آن موجب زوال آن است<ref>سوره نمل؛ آیه 40 - سوره لقمان؛ آیه 12 - سوره اسراء؛ آیه 12 - سوره ابراهیم؛ آیات 28 و 29 - سوره هود؛ آیات 9 و 10 - سوره نحل؛ آیه 112</ref><br />
 
'''۱۷-غیبت - حفظ الغیب'''<br />
 
'''۱۷-غیبت - حفظ الغیب'''<br />
غیبت انست که انسان پشت سر کسی عیوب پنهان او را اشکار سازد در مقابل حفظ الغیب انست که همان بیان خوبیهای افراد در غیاب انهاست. غیبت موجب سلب اعتماد سوءظن ریا و انتقام می‌گردد.<ref>12حجرات-19نور-148نسا.</ref><br />
+
غیبت آن است که انسان پشت سر کسی عیوب پنهان او را آشکار سازد، در مقابل حفظ الغیب آن است که همان بیان خوبی‌های افراد در غیاب آنها است. غیبت موجب سلب اعتماد سوء، ظن ریا و انتقام می‌گردد.<ref>سوره حجرات؛ آیه 12 - سوره نور؛ آیه 19 - سوره نساء؛ آیه ؛ 148</ref><br />
 
'''۱۸-حسن خلق -کج خلقی (غلیظ القلب)'''<br />
 
'''۱۸-حسن خلق -کج خلقی (غلیظ القلب)'''<br />
حسن خلق یعنی گشاده روئی و چهره شاد و زبان نرم و برخورد خوش با تبسم و ابر از کلمات با محبت است و سوء خلق عکس انست. حسن خلق موجب جلب محبت ارامش روح و رشد در تمامی زمینه‌ها می‌گردد و سوء خلق عکس انرا موجب می‌گردد.<ref>4قلم-83بقره-34فصلت-18و19تقمان-159ال عمران.</ref><br />
+
حسن خلق یعنی گشاده روئی و چهره شاد و زبان نرم و برخورد خوش با تبسم و ابراز کلمات با محبت است و سوء خلق عکس آن است، حسن خلق موجب جلب محبت آرامش روح و رشد در تمامی زمینه‌ها می‌گردد و سوء خلق عکس آن را موجب می‌گردد.<ref>سوره قلم؛ آیه 4 - سوره بقره؛ آیه 83 - سوره فصلت؛ آیه 34 - سوره لقمان؛ آیات 18 و 19- سوره آل‌عمران؛ آیه 159</ref><br />
 
'''۱۹-امانت - خیانت'''<br />
 
'''۱۹-امانت - خیانت'''<br />
امانت یعنی حفظ دارائی دیگری از جمله بیت المال و خیانت یعنی بی دقتی و یا از بین بردن مال دیگری. امانت موجب اعتماد صداقت و محبت و دوستا می‌شود و خیانت عکس ان را بهمراه دارد.<ref>8مومنون-32معارج-58نیا-27انفال-283بقره-72احزاب.</ref><br />
+
امانت یعنی حفظ دارائی دیگری از جمله بیت المال و خیانت یعنی بی دقتی و یا از بین بردن مال دیگری. امانت موجب اعتماد صداقت و محبت و دوستی می‌شود و خیانت عکس آن را به همراه دارد.<ref>سوره مؤمنون؛ آیه 8 - سوره معارج؛ آیه 32 – سوره انبیاء؛ آیه 58 - سوره انفال؛ آیه 27 - سوره بقره؛ آیه 283 - سوره احزاب؛ آیه 72</ref><br />
 
'''۲۰-صدق - کذب'''<br />
 
'''۲۰-صدق - کذب'''<br />
صدق و راستی مطابقت گفتار با حقیقت است که همراه با امانتست و کذب عکس انست. کذب ادمی را ترسو ریا کار و لجوج بار می اورد بعکس راستی شجاعت صراحت لهجه و جلب اعتماد مردم را بهمراه دارد.<ref>صدق-119مائده-3عنکبوت-24احزاب.</ref><ref>کذب-105نحل-3زمر-28غآفر-10بقره-69یونس-61ال عمران-موارداستثنا(63انبیا-70یوسف).</ref><br />
+
صدق و راستی مطابقت گفتار با حقیقت است که همراه با امانت است و کذب عکس آن است، کذب آدمی را ترسو، ریاکار و لجوج بار می‌آورد، به عکس راستی شجاعت صراحت لهجه و جلب اعتماد مردم را به همراه دارد.<ref>صدق - سوره مائده؛ آیه 119 - سوره عنکبوت؛ آیه 3 - سوره احزاب؛ آیه 24</ref><ref>کذب - سوره نحل؛ آیه 105 - سوره زمر؛ آیه 3 - سوره غافر؛ آیه 28 - سوره بقره؛ آیه 10 - سوره یونس؛ آیه 69 - سوره آل‌عمران؛ آیه 61 - موارد استثنا (سوره انبیاء؛ آیه 63 - سوره یوسف؛ آیه 70).</ref><br />
'''۲۱-وفای بعهد - پیمان شکنی'''<br />
+
'''۲۱-وفای به عهد - پیمان شکنی'''<br />
وفای بعهد از فطریاتست و مقبول تمامی ادیان و ملتها همانطور که پیمان شکنی قبیح است. نقض عهد موجب بی اعتمادی و از بین رفتن اتحاد است<ref>177بقره-8مومنون-32معارج-34اسرا-76ال عمران-91نحل-4توبه.</ref><br />
+
وفای بعهد از فطریات است و مقبول تمامی ادیان و ملت‌ها همان‌طور که پیمان شکنی قبیح است. نقض عهد موجب بی اعتمادی و از بین رفتن اتحاد است<ref>سوره بقره؛ آیه 177 - سوره مؤمنون؛ آیه 8 - سوره معارج؛ آیه 32 - سوره اسراء؛ آیه 34 - سوره آل‌عمران؛ آیه 76 - سوره نحل؛ آیه 91 - سوره توبه؛ آیه 4</ref><br />
 
'''۲۲-بحث منطقی - جدال و مراء'''<br />
 
'''۲۲-بحث منطقی - جدال و مراء'''<br />
بحث منطقی بهترین راه برای کسب حقایق است و جدال و مراءکه همراه با تعصب و [[لجاجت]] می‌باشد موجب عقب ماندگی و نفرت و جدائیست. جدال دروغ دشمنی و نفاق را بدنبال دارد.<ref>6انفال-18شوری-54کهف-3حج-8حج-36قمر-197بقره-56غآفر.</ref><br />
+
بحث منطقی بهترین راه برای کسب حقایق است و جدال و مراء که همراه با تعصب و [[لجاجت]] می‌باشد موجب عقب ماندگی و نفرت و جدائی است. جدال دروغ دشمنی و نفاق را به دنبال دارد.<ref>سوره انفال؛ آیه 6 - سوره شوری؛ آیه 18 - سوره کهف؛ آیه 54 - سوره حج؛ آیات 3 و 8 - سوره قمر؛ آیه 36 - سوره بقره؛ آیه 197 - سوره غافر؛ آیه 56</ref><br />
 
'''۲۳-سخن چینی - اصلاح ذات البین'''<br />
 
'''۲۳-سخن چینی - اصلاح ذات البین'''<br />
در منازعات مردم وظیفه اصلی هر فرد اصلاح بین انانست و این کار پسندیده ایست اما برخی عکس اینکار را می‌نمایند یعنی بنزین بر اتش می‌ریزند این همان [[سخن چینی]] و نمامی است. این صفت موجب تفرقه بدبینی و نفرت می‌شود.<ref>1همزه-10تا13قلم-6حجرات-88هود-224بقره-114نسا-85نسا-20قصص(استثناء).</ref><br />
+
در منازعات مردم وظیفه اصلی هر فرد اصلاح بین آنان است و این کار پسندیده ایست اما برخی عکس این کار را می‌نمایند یعنی بنزین بر آتش می‌ریزند این همان [[سخن چینی]] و نمامی است. این سوره صف؛ آیه ت موجب تفرقه بدبینی و نفرت می‌شود.<ref>سوره همزه؛ آیه 1- سوره قلم؛ آیات 10 تا 13 - سوره حجرات؛ آیه 6 - سوره هود؛ آیه 88 - سوره بقره؛ آیه 224 - سوره نساء؛ آیات 85، 114 - سوره قصص؛ آیه 20 (استثناء).</ref><br />
 
'''۲۴-حسن ظن - سوء ظن'''<br />
 
'''۲۴-حسن ظن - سوء ظن'''<br />
تفسیر درست نمودن از کار دیگر انرا حسن ظن و عکس انرا [[سوء ظن]] نامند. [[سوء ظن]] موجب می‌شود اعتماد از بین برود ارامش برهم بخورد و دوستان پراکنده شوند.<ref>12حجرات-12فتح-6فتح-54ال عمران-12نور.</ref><br />
+
تفسیر درست نمودن از کار دیگران را حسن ظن و عکس آن را [[سوء ظن]] نامند. [[سوء ظن]] موجب می‌شود اعتماد از بین برود آرامش برهم بخورد و دوستان پراکنده شوند.<ref>سوره حجرات؛ آیه 12 - سوره فتح؛ آیه 12 - سوره فتح؛ آیه 6 - سوره آل‌عمران؛ آیه 54 - سوره نور؛ آیه 12</ref><br />
 
'''۲۵-تجسس در کارهای مردم - راز داری'''<br />
 
'''۲۵-تجسس در کارهای مردم - راز داری'''<br />
تجسس یعنی جستجو در اعمال دیگران که بسیار نهی شده است. اما ادمی بمحض اطلاع از مسائل خصوصی دیگران بایستی درحفظ آن بکوشد.<ref>87یوسف(تجسس)-16توبه-118ال عمران-3و4تحریم-102توبه.</ref><br />
+
تجسس یعنی جستجو در اعمال دیگران که بسیار نهی شده است. اما آدمی به‌محض اطلاع از مسائل خصوصی دیگران بایستی در حفظ آن بکوشد.<ref>سوره یوسف؛ آیه 87 (تجسس)- سوره توبه؛ آیات 16، 102 - سوره آل‌عمران؛ آیه 118 - سوره تحریم؛ آیات 3 و 4</ref><br />
 
'''۲۶-حلم (کظم غیض) - غضب'''<br />
 
'''۲۶-حلم (کظم غیض) - غضب'''<br />
خشم وغضب از خطرناکترین حالات انسانست که در صورت رها شدن بزرگترین جنآیات را می‌آفریند درحالیکه بردباری ادمی را از خطرات حفظ می‌کند.<ref>37شوری-134ال عمران-87انبیا-114توبه-75هود-101صافات-63فرقان-199اعراف.</ref><br />
+
خشم و غضب از خطرناک‌ترین حالات انسان است که در صورت رها شدن بزرگ‌ترین جنایات را می‌آفریند درحالی‌که بردباری آدمی را از خطرات حفظ می‌کند.<ref>سوره شوری؛ آیه 37 - سوره آل‌عمران؛ آیه 134 - سوره انبیاء؛ آیه 87 - سوره توبه؛ آیه 114 - سوره هود؛ آیه 75 - سوره صافات؛ آیه 101 - سوره فرقان؛ آیه 63 - سوره اعراف؛ آیه 199</ref><br />
 
'''۲۷-عفو - انتقام'''<br />
 
'''۲۷-عفو - انتقام'''<br />
عفو همان گذشت است بهنگام قدرت و الا رشته انتقام طولانیست و هیچگاه خاتمه نخواهد یافت عفو موجب می‌شود دشمن تبدیل بدوست گردد حکومت دوام یا بدو روح ارامش یابد.<ref>40شوری-199اعراف-96مومنون-34فصلت-14تغابن-126نحل-22نور-178بقره.</ref><br />
+
عفو همان گذشت است بهنگام قدرت و الا رشته انتقام طولانی است و هیچ‌گاه خاتمه نخواهد یافت عفو موجب می‌شود دشمن تبدیل به دوست گردد حکومت دوام یا بدو روح آرامش یابد.<ref>سوره شوری؛ آیه 40 - سوره اعراف؛ آیه 199 - سوره مؤمنون؛ آیه 96 - سوره فصلت؛ آیه 34 - سوره تغابن؛ آیه 14 - سوره نحل؛ آیه 126 - سوره نور؛ آیه 22 - سوره بقره؛ آیه 178</ref><br />
 
'''۲۸-غیرت - بی غیرتی'''<br />
 
'''۲۸-غیرت - بی غیرتی'''<br />
غیرت یعنی [[دفاع]] لازم از عزض ناموس اموال مملکت دین وائین است بخلاف بی غیرتی که موجب از بین رفتن همه چیز می‌شود. غیرت یک نیروی دفاعیست نه تهاجمی.<ref>60تا62احزاب-33یوسف-31نور.</ref><br />
+
غیرت یعنی [[دفاع]] لازم از عرض ناموس اموال مملکت دین و آئین است به خلاف بی‌غیرتی که موجب از بین رفتن همه چیز می‌شود. غیرت یک نیروی دفاعی است نه تهاجمی.<ref>سوره احزاب؛ آیات 60 تا62 - سوره یوسف؛ آیه 33 - سوره نور؛ آیه 31</ref><br />
'''۲۹-اجتما ع گرائی - انزوا طلبی'''<br />
+
'''۲۹-اجتماع گرائی - انزوا طلبی'''<br />
طبیعت انسان جامعه گراست زیرا مدنی بالطبع می‌باشد. انزوا طلبی مذموم است چه گوشه گیری موجب انحرافات فکری سوءظن بدیگران و دور ماندن از تجربیات دیگران است از<ref>103ال عمران-4صف-115نسا-62و63انفال-27حدید.</ref><br />
+
طبیعت انسان جامعه‌گراست زیرا مدنی بالطبع می‌باشد. انزوا طلبی مذموم است چه گوشه گیری موجب انحرافات فکری سوءظن به دیگران و دور ماندن از تجربیات دیگران است از<ref>سوره آل‌عمران؛ آیه 103 - سوره صف؛ آیه 4- سوره نساء؛ آیه 115 - سوره انفال؛ آیه 62 و 63 - سوره حدید؛ آیه 27</ref><br />
  
 
== حقوق بشر ==
 
== حقوق بشر ==
در زمینه حقوق بشر، فقهای اولیه اسلامی تعدادی از مفاهیم حقوقی پیشرفته را معرفی کردند که مفاهیم مدرن مشابه در این زمینه را پیش بینی کرد. از جمله مفاهیم اعتماد خیریه و امانتداری از اموال، مفهوم برادری و همبستگی اجتماعی، مفهوم کرامت انسانی و شأن و منزلت کار، مفهوم قانون ایده‌آل، محکوم کردن رفتار ضد اجتماعی، اصل برائت، مفهوم "امر به معروف" (دستگیری از تنگدستان) و مفاهیم به اشتراک گذاری، مراقبت، جامعه گرایی، حقوق کاری عادلانه، قرارداد عادلانه، تجارت صادقانه، رهایی از ربا، حقوق زنان، حریم خصوصی، سوء استفاده از حقوق، شخصیت حقوقی، آزادی فردی، برابری در مقابل قانون، وکیل، عدم عطف به ماسبق، برتری قانون، استقلال قضایی، [[قضاوت]] بی طرفانه، حاکمیت محدود، تحمل، و مشارکت دموکراتیک است. بسیاری از این مفاهیم به واسطه ارتباط با اسپانیای اسلامی و امارت سیسیل و از طریق جنگ‌های صلیبی و ترجمه‌های لاتین قرن دوازدهم در در اروپای قرون وسطی به تصویب رسید.<br />
+
در زمینه حقوق بشر، فقهای اولیه اسلامی تعدادی از مفاهیم حقوقی پیشرفته را معرفی کردند که مفاهیم مدرن مشابه در این زمینه را پیش بینی کرد. از جمله مفاهیم اعتماد خیریه و امانت‌داری از اموال، مفهوم برادری و همبستگی اجتماعی، مفهوم کرامت انسانی و شأن و منزلت کار، مفهوم قانون ایده آل، محکوم کردن رفتار ضد اجتماعی، اصل برائت، مفهوم "امر به معروف" (دستگیری از تنگدستان) و مفاهیم به اشتراک گذاری، مراقبت، جامعه گرایی، حقوق کاری عادلانه، قرارداد عادلانه، تجارت صادقانه، رهایی از ربا، حقوق زنان، حریم خصوصی، سوء استفاده از حقوق، شخصیت حقوقی، آزادی فردی، برابری در مقابل قانون، وکیل، عدم عطف به ماسبق، برتری قانون، استقلال قضایی، [[قضاوت]] بی طرفانه، حاکمیت محدود، تحمل، و مشارکت دموکراتیک است. بسیاری از این مفاهیم به واسطه ارتباط با اسپانیای اسلامی و امارت سیسیل و از طریق جنگ‌های صلیبی و ترجمه‌های لاتین قرن دوازدهم در اروپای قرون وسطی به تصویب رسید.<br />
مفهوم حق مسلم در فقه و قانون اولیه اسلامی یافت شد که حکمران را از: "حق دور کردن افراد خود از حقوقی که در فرد به عنوان یک انسان ذاتی است"، منع کرد. حاکمان اسلامی نمی‌توانستند حقوق خاصی را بر این اساس که "آنها به دلیل این واقعیت تبدیل به حقوق شده‌اند که توسط یک قانون و از یک منبع که هیچ حاکمی نمی‌تواند مورد سوال یا تغییر قرار دهد، اعطا شده‌اند" از افراد خود بگیرند. شواهدی وجود دارد که قاعده بندی جان لاک از حقوق مسلم و حکومت مشروط، که در قرون پیش تر در قانون اسلامی حضور داشتند، همچنین ممکن است متاثر از قوانین اسلامی (از طریق حضور وی در سخنرانی‌های ارائه شده توسط ادوارد پوکوک، استاد مطالعات اسلامی) باشد.<br />
+
مفهوم حق مسلم در فقه و قانون اولیه اسلامی یافت شد که حکمران را از "حق دور کردن افراد خود از حقوقی که در فرد به عنوان یک انسان ذاتی است"، منع کرد. حاکمان اسلامی نمی‌توانستند حقوق خاصی را بر این اساس که "آنها به دلیل این واقعیت تبدیل به حقوق شده‌اند که توسط یک قانون و از یک منبع که هیچ حاکمی نمی‌تواند مورد سؤال یا تغییر قرار دهد، اعطا شده‌اند" از افراد خود بگیرند. شواهدی وجود دارد که قاعده بندی جان لاک از حقوق مسلم و حکومت مشروط، که در قرون پیش‌تر در قانون اسلامی حضور داشتند، همچنین ممکن است متأثر از قوانین اسلامی (از طریق حضور وی در سخنرانی‌های ارائه شده توسط ادوارد پوکوک، استاد مطالعات اسلامی) باشد.<br />
در قوانین اولیه اسلامی دو مجموعه از حقوق بشر را به رسمیت شناخت. علاوه بر حقوق مدنی و حقوق سیاسی (تحت پوشش اعلامیه جهانی حقوق بشر)، قانون اسلامی همچنین دسته دیگری را به رسمیت شناخته است: حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. این شاخه آخر در سنت حقوقی غربی تا زمان میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، در سال ۱۹۶۶، به رسمیت شناخته نشده بود. حق حفظ حریم خصوصی، که در سنت حقوقی غرب تا دوران مدرن به رسمیت شناخته نشده بود، در قوانین اسلامی، از زمان صدر اسلام شناخته شده بود. در زمینه حقوق زنان، زنان به طور کلی، تا سده‌های ۱۹ و ۲۰، تحت قوانین اسلامی از حقوق قانونی بیشتری نسبت به سیستم حقوقی غرب برخوردار بودند. برای مثال، "زنان متاهل فرانسوی، بر خلاف خواهران مسلمان خود، از محدودیت‌های ظرفیت قانونیشان رنج می‌بردند که تنها در سال ۱۹۶۵ برداشته شد. "نوح فلدمن"، استاد حقوق دانشگاه هاروارد، می‌نویسد: مانند تبعیض جنسی، نظام رویه قضایی هر گونه حقوق مالکیت و یا در واقع شخصیت حقوقی جدا از شوهران را برای زنان متاهل منع کرد. زمانی که بریتانیا قانون خود را به مسلمانان به جای شریعت اعمال کرد، مانند برخی از مستعمرات، نتیجه محرومیت زنان متاهل از مالکیت بود، که قانون اسلامی همیشه به آن‌ها عطا کرده بود - پیشرفت کند به سوی برابری جنسیتی پروفسور جان مدیسکی از دانشکده حقوق دانشگاه کارولینای شمالی، در مجله قانون کارولینای شمالی، مقاله "ریشه‌های اسلامی نظام رویه قضایی"، می‌نویسد:<br />
+
در قوانین اولیه اسلامی دو مجموعه از حقوق بشر را به رسمیت شناخت. علاوه بر حقوق مدنی و حقوق سیاسی (تحت پوشش اعلامیه جهانی حقوق بشر)، قانون اسلامی همچنین دسته دیگری را به رسمیت شناخته است: حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. <br />
 +
این شاخه آخر در سنت حقوقی غربی تا زمان میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، در سال ۱۹۶۶، به رسمیت شناخته نشده بود. حق حفظ حریم خصوصی، که در سنت حقوقی غرب تا دوران مدرن به رسمیت شناخته نشده بود، در قوانین اسلامی، از زمان صدر اسلام شناخته شده بود. <br />
 +
در زمینه حقوق زنان، زنان به طور کلی، تا سده‌های ۱۹ و ۲۰، تحت قوانین اسلامی از حقوق قانونی بیشتری نسبت به سیستم حقوقی غرب برخوردار بودند. برای مثال، "زنان متأهل فرانسوی، بر خلاف خواهران مسلمان خود، از محدودیت‌های ظرفیت قانونی‌شان رنج می‌بردند که تنها در سال ۱۹۶۵ برداشته شد. "نوح فلدمن"، استاد حقوق دانشگاه هاروارد، می‌نویسد: مانند تبعیض جنسی، نظام رویه قضایی هر گونه حقوق مالکیت و یا در واقع شخصیت حقوقی جدا از شوهران را برای زنان متأهل منع کرد. زمانی که بریتانیا قانون خود را به مسلمانان به جای شریعت اعمال کرد، مانند برخی از مستعمرات، نتیجه محرومیت زنان متأهل از مالکیت بود، که قانون اسلامی همیشه به آن‌ها عطا کرده بود - پیشرفت کند به سوی برابری جنسیتی پروفسور جان مدیسکی از دانشکده حقوق دانشگاه کارولینای شمالی، در مجله قانون کارولینای شمالی، مقاله "ریشه‌های اسلامی نظام رویه قضایی"، می‌نویسد:<br />
 
در حوزه معنوی دین اسلام شیوه‌ای که در آن یک عمل از نظر اخلاقی خوب یا بد ارزیابی می‌شود، از نحوه ارزیابی همان عمل در حوزه مادی قوانین اسلامی که از لحاظ قانونی معتبر و یا نامعتبر است، کاملاً متفاوت بود. قانون اسلامی دنیوی بود، نه معنوی... بنابراین سیستمی متمرکز بر تضمین این که یک فرد عدالت دریافت کند، نه این که یک فرد خوب باشد.<br />
 
در حوزه معنوی دین اسلام شیوه‌ای که در آن یک عمل از نظر اخلاقی خوب یا بد ارزیابی می‌شود، از نحوه ارزیابی همان عمل در حوزه مادی قوانین اسلامی که از لحاظ قانونی معتبر و یا نامعتبر است، کاملاً متفاوت بود. قانون اسلامی دنیوی بود، نه معنوی... بنابراین سیستمی متمرکز بر تضمین این که یک فرد عدالت دریافت کند، نه این که یک فرد خوب باشد.<br />
 
کنت لئون اوستورگ، حقوقدان فرانسوی، شرح زیر را در سال ۱۹۲۷ بر پایه قانون اسلام کلاسیک نوشت:<br />
 
کنت لئون اوستورگ، حقوقدان فرانسوی، شرح زیر را در سال ۱۹۲۷ بر پایه قانون اسلام کلاسیک نوشت:<br />
آن دسته از متفکران شرقی قرن نهم که اصول حقوق بشر را بر اساس الهیات خود، درک از حقوق آزادی فردی و مصونیت شخص و اموال، با آن شرایط بسیار نوشته‌اند، قدرت عالی دراسلام و یا خلافت را، مبتنی بر یک قرارداد با دلالت بر شرایط صلاحیت و کارآمدی، و لغو آن در صورت عدم پوشاندن جامه عمل به شرایط قرارداد، توصیف کرده‌اند. نسخه انسانی شفاف سازی شده قانون جنگ که نسخ جوانمردانه متخاصمین خاص در جنگ جهانی اول را خجل خواهد نمود؛ که دکترینی از تحمل غیر مسلمانان را که شدیداً به لیبرال معتقد است، تشریح می‌کند، که غرب ما باید هزاران سال قبل [[صبر]] می‌کرد تا اصول معادلی تصویب رسد.<br />
+
آن دسته از متفکران شرقی قرن نهم که اصول حقوق بشر را بر اساس الهیات خود، درک از حقوق آزادی فردی و مصونیت شخص و اموال، با آن شرایط بسیار نوشته‌اند، قدرت عالی در اسلام و یا خلافت را، مبتنی بر یک قرارداد با دلالت بر شرایط صلاحیت و کارآمدی، و لغو آن در صورت عدم پوشاندن جامه عمل به شرایط قرارداد، توصیف کرده‌اند. نسخه انسانی شفاف سازی شده قانون جنگ که نسخ جوانمردانه متخاصمین خاص در جنگ جهانی اول را خجل خواهد نمود؛ که دکترینی از تحمل غیر مسلمانان را که شدیداً به لیبرال معتقد است، تشریح می‌کند، که غرب ما باید هزاران سال قبل [[صبر]] می‌کرد تا اصول معادلی تصویب رسد.<br />
برخی از محققان پیشنهاد کرده‌اند ایده "منشور تعریف وظایف یک حاکمیت نسبت به افراد خود، و همچنین افراد نسبت به حاکمیت"، که منجر به "پیدایش سازه‌های اروپایی حقوقی" و توسعه ماگنا کارتا شده، ممکن است توسط جنگجویان صلیبی بازگشته و متاثر از آنچه که در لوانت در مورد نظام حاکم، منتشر شده توسط صلاح الدین، آموخته بودند، بوجود آمده باشد. همچنین پیشنهاد شده است که "بسیاری از درک غرب از لیبرالیسم در قانون، اقتصاد و جامعه، ریشه در اسلام قرون وسطی دارد."<br />
+
برخی از محققان پیشنهاد کرده‌اند ایده "منشور تعریف وظایف یک حاکمیت نسبت به افراد خود، و همچنین افراد نسبت به حاکمیت"، که منجر به "پیدایش سازه‌های اروپایی حقوقی" و توسعه ماگنا کارتا شده، ممکن است توسط جنگجویان صلیبی بازگشته و متأثر از آنچه که در لوانت در مورد نظام حاکم، منتشر شده توسط صلاح الدین، آموخته بودند، به وجود آمده باشد. همچنین پیشنهاد شده است که "بسیاری از درک غرب از لیبرالیسم در قانون، اقتصاد و جامعه، ریشه در اسلام قرون وسطی دارد."<br />
یکی دیگر از نفوذ قوانین اسلامی در قانون اروپا، اصل برائت است که توسط شاه لویی نهم، پادشاه فرانسه، پس از بازگشت او از فلسطین، در زمان جنگهای صلیبی، به اروپا معرفی شد. پیش از این، روال قانونی اروپا شامل [[قضاوت]] با مبارزه و یا [[قضاوت]] با مصیبت بود. در مقابل، قانون اسلامی از آغاز آن بر اصل برائت قرار داشت که
+
یکی دیگر از نفوذ قوانین اسلامی در قانون اروپا، اصل برائت است که توسط شاه لویی نهم، پادشاه فرانسه، پس از بازگشت او از فلسطین، در زمان جنگ‌های صلیبی، به اروپا معرفی شد. پیش از این، روال قانونی اروپا شامل [[قضاوت]] با مبارزه و یا [[قضاوت]] با مصیبت بود. در مقابل، قانون اسلامی از آغاز آن بر اصل برائت قرار داشت که توسط شیعیان علیه حکومت خلیفه عمر در قرن هفتم [میلادی] آغاز و توسط امامان شیعه تأیید شد. <br />
توسط شیعیان علیه حکومت خلیفه عمر در قرن هفتم آغاز و توسط امامان شیعه تایید شد. دیگر آزادی‌ها و حقوق در نظام حقوقی اسلام بر اساس قرآن از زمان پیامبر اسلام به رسمیت شناخته شده، اما در جهان غرب تا مدت‌ها به رسمیت شناخته نشد، شامل "حق دانستن، انتخاب دین و عقیده، خواندن و نوشتن، حق قدرت و حتی حق انتخاب دولت." .<ref>ترجمه از ویکی‌پدیای انگلیسی (توسط اخوان).</ref><br />
+
دیگر آزادی‌ها و حقوق در نظام حقوقی اسلام بر اساس قرآن از زمان پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم) به رسمیت شناخته شده، اما در جهان غرب تا مدت‌ها به رسمیت شناخته نشد، شامل "حق دانستن، انتخاب دین و عقیده، خواندن و نوشتن، حق قدرت و حتی حق انتخاب دولت." .<ref>ترجمه از ویکی‌پدیای انگلیسی (توسط اخوان).</ref><br />
  
 
== فهرست منابع ==
 
== فهرست منابع ==
[۱]. نک: نور: 22.<br />
+
[۱]. نک: سوره نور؛ آیه 22.<br />
 
[۲]. کافی، ج ۲، ص ۱۰۷، ح 2.<br />
 
[۲]. کافی، ج ۲، ص ۱۰۷، ح 2.<br />
 
[۳]. ملامحسن فیض کاشانی، محجة البیضاء، ج ۵، ص 319.<br />
 
[۳]. ملامحسن فیض کاشانی، محجة البیضاء، ج ۵، ص 319.<br />
سطر ۸۹: سطر ۹۴:
 
[۶]. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص 11.<br />
 
[۶]. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص 11.<br />
 
[۷]. اصول کافی، ج ۲، ص ۱۰۸، ح 5.<br />
 
[۷]. اصول کافی، ج ۲، ص ۱۰۸، ح 5.<br />
[۸]. مجمع البیان، ج ۱، ص ۵۰۵، ذیل آیه ۱۳۳ آل عمران.<br />
+
[۸]. مجمع البیان، ج ۱، ص ۵۰۵، ذیل آیه ۱۳۳ سوره آل‌عمران.<br />
 
[۹]. خانواده در اسلام، صص ۱۴۴ و ۱۴۵؛ باقر شریق قریشی، نظام خانواده در اسلام، ترجمه: لطیف راشدی، سازمان تبلیغات اسلامی، 1374.<br />
 
[۹]. خانواده در اسلام، صص ۱۴۴ و ۱۴۵؛ باقر شریق قریشی، نظام خانواده در اسلام، ترجمه: لطیف راشدی، سازمان تبلیغات اسلامی، 1374.<br />
 
[۱۰]. عباس قمی، سفینة البحار، بیروت، دارالمرتضی، ج ۲، ص 207.<br />
 
[۱۰]. عباس قمی، سفینة البحار، بیروت، دارالمرتضی، ج ۲، ص 207.<br />

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۲۴

اخلاق اسلامی - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

مقدمه

خوی اسلامی اخلاقی است که در چارچوب اسلام است.
اخلاق اسلامی سه بخش اصلی دارد:
۱. رابطه با خدا: کارهایی که آدمی باید در برابر خدا بکند، مانند نماز و روزه و دعا
۲. رابطه با مردم: برخورد فرد و رفتارهایش با مردم و دیگر اعضای جامعه، مانند رفتار نقش‌های خانواده و دوستی عموماً منظور از اخلاق اسلامی بیشتر این بخش است.
۳. رابطه با خود: چارچوب برخورد انسان با خودش، مانند حسد (رشک) و چگونگی غذا خوردن
خوی اسلامی بهداشت اسلامی و احکام اسلام و دیگر چیزهای از این دست را نیز در بر می‌گیرد.
در کل ویژگی‌های اخلاقی در اسلام بسیار مهم است، به گونه‌ای که پیامبر اسلام فرمود: «إنّما بُعِثْتُ لأُتَمِّمَ مَکارِم الأخلاق»[۱] یعنی «تنها برای به انجام رساندن خلق و خوی گرامی برانگیخته شده‌ام».

صفات و ملکات اخلاقی در قرآن

برای مطالعه صفات خوب و بد در قرآن کریم باید داستان انبیاء [علیهم‌السلام] را مطالعه نمود برای مطالعه هر فضیلت بایستی ضد آن یعنی رذیلت مربوط را نیز توأمان نگریست تا بهتر بتوانیم با محاسن و مفاسد آنها آشنا شویم.
در قرآن کریم از ۲۹ صفت خوب و بد یاد نموده است.[۲]
۱-تکبر و تواضع
تکبر یا استکبار یعنی انسان خود را برتر از دیگری بداند و عکس آن تذلل و خواری است؛ یعنی تن به هرکاری داده و شخصیت خود را ضایع کند و هر دو اینها مذموم است، حد وسط آن دو تواضع و فروتنی است.[۳]
۲-طمع و قناعت
حرص از شدت تمایل به چیزی است که موجب دلباختگی به مواهب مادی می‌شود در مقابل تنبلی به معنای کناره گیری از دنیا و توسل به تکدی و گدائی است حد وسط آن دو قناعت است یعنی تمایل طبیعی و متوازن به دنیا[۴]
۳-حب الدنیا - اعتزال - دنیا دوستی
حب دنیا که ریشه در حرص دارد همان دنیاپرستی است و مذموم.بیزاری از دنیا نیز مذموم است چه دنیا مزرعه آخرت است حد وسط‌اند و دنیا دوستی و خداپرستی است[۵]
۴-حسد - نصح
حسد آرزوی زوال نعمت از دیگری است. در مقابل نصح یا خیرخواهی است که آدمی طالب بقا یا افزونی نعمت برای دیگری است[۶]
۵-غرور - تواضع - کسالت
غرور یعنی خود را فریب دادن و خوب شمردن که همان نخوت است که شیطان را از درگاه خداوند راند در برابر آن کسالت است یعنی آدمی خود را بی جهت خوار و ذلیل نماید حد وسط این دو فروتنی است[۷]
۶-طول امل - امید - یاس
طول امل یعنی داشتن آرزوهای دور و دراز در مسائل مادی و در برابر آن یأس و نا امیدی است به‌ویژه یاس از رحمت خدا و حد وسط‌اند و امیدواری است که موجب رشدادمی است البته آرزوهای دراز در امور معنوی پسندیده است.[۸]
۷-تعصب - تسلیم در برابر حق - تقلید کورکورانه
تعصب به معنای وابستگی غیرمنطقی به چیزی تا آنجا که حق را فدای آن کند. در مقابل آن تقلید کورکورانه است؛ یعنی بدون آگاهی و چشم بسته از کسی پیروی شود. حد وسط این دو تسلیم در برابر حق و عدم پذیرش ناحق است.[۹]
۸-جبن - شجاعت - تهور
جبن یعنی ترس از هر امر موهوم در مقابل آن تهور است؛ یعنی نترسیدن از هیچ چیز و هر دو مذموم است، اما میانه آن دو شجاعت است که پسندیده است.[۱۰]
۹-توکل - خود باختگی
توکل یعنی سپردن کارها به خدا و اعتماد به لطف اوست و این امر منافاتی با حداکثر تلاش انسان ندارد برخلاف خود باختگی که فرد بی اعتماد است و به هر حشیشی متوسل می‌شود [۱۱]
۱۰-شهوت - عفت - خمودی
شهوت علاقه شدید انسان به یک امر مادی است و مفهوم خاص آن شکم بارگی و بی‌بندوباری جنسی است و خمودی در مقابل آن است، حد میانه آن عفت و پارسائی است؛ یعنی خویشتن‌داری.[۱۲][۱۳]
۱۱-غفلت - یقظه
غفلت هرگونه بی‌خبری از شرایط زمان و مکان که در یک لحظه هستی انسان را مبدل به خاکستر می‌کند. در برابر آن بیداری و ذکر است[۱۴]
۱۲-بخل - جود - اسراف
بخل یا شح صفتی است که بر اثر آن انسان از بخشیدن هرگونه دارائی خود به دیگران امساک می‌کند در مقابل آن اسراف است که بی حساب بخشیدن و یا بدون حساب مصرف کردن است و حد وسط این دو جود و سخاوت است[۱۵]
۱۳-عجله - فتور - صبر
عجله و شتاب یعنی اقدام به انجام کاری قبل از اینکه مقدمات لازم آن فراهم شده باشد؛ مثل اینکه میوه را قبل از رسیدن بچیند. در مقابل فتور و اتلاف وقت است که موجب هدر رفتن وقت و انرژی است، این دو صفت مذموم‌اند و حد وسط آن دو صبر و شکیبائی است که بسیار پسندیده است [۱۶]
۱۴-جاه طلبی - تذلل
جاه طلبی یا ریاست طلبی عشق به مقام و نیاز به احترام دیگران است در برابر آن تذلل و تواضع است که بسیار پسندیده است.[۱۷]
۱۵-لجاجت -پذیرش حق
لجاجت یعنی پافشاری بر امر باطل همانند بهانه جوئیهای بنی اسرائیل امری مذموم است در حالی که پا فشاری بر امر حق پسندیده است و آن را استقامت می‌نامند.[۱۸]
۱۶-شکر نعمت – کفر نعمت
کفر نعمت یعنی پوشانیدن ارزش نعمت و ندیده گرفتن آن است اما شکر یعنی قدردانی و تشکر از نعمت‌ها به قلب زبان و عمل؛ شکر موجب ازدیاد نعمت و کفر آن موجب زوال آن است[۱۹]
۱۷-غیبت - حفظ الغیب
غیبت آن است که انسان پشت سر کسی عیوب پنهان او را آشکار سازد، در مقابل حفظ الغیب آن است که همان بیان خوبی‌های افراد در غیاب آنها است. غیبت موجب سلب اعتماد سوء، ظن ریا و انتقام می‌گردد.[۲۰]
۱۸-حسن خلق -کج خلقی (غلیظ القلب)
حسن خلق یعنی گشاده روئی و چهره شاد و زبان نرم و برخورد خوش با تبسم و ابراز کلمات با محبت است و سوء خلق عکس آن است، حسن خلق موجب جلب محبت آرامش روح و رشد در تمامی زمینه‌ها می‌گردد و سوء خلق عکس آن را موجب می‌گردد.[۲۱]
۱۹-امانت - خیانت
امانت یعنی حفظ دارائی دیگری از جمله بیت المال و خیانت یعنی بی دقتی و یا از بین بردن مال دیگری. امانت موجب اعتماد صداقت و محبت و دوستی می‌شود و خیانت عکس آن را به همراه دارد.[۲۲]
۲۰-صدق - کذب
صدق و راستی مطابقت گفتار با حقیقت است که همراه با امانت است و کذب عکس آن است، کذب آدمی را ترسو، ریاکار و لجوج بار می‌آورد، به عکس راستی شجاعت صراحت لهجه و جلب اعتماد مردم را به همراه دارد.[۲۳][۲۴]
۲۱-وفای به عهد - پیمان شکنی
وفای بعهد از فطریات است و مقبول تمامی ادیان و ملت‌ها همان‌طور که پیمان شکنی قبیح است. نقض عهد موجب بی اعتمادی و از بین رفتن اتحاد است[۲۵]
۲۲-بحث منطقی - جدال و مراء
بحث منطقی بهترین راه برای کسب حقایق است و جدال و مراء که همراه با تعصب و لجاجت می‌باشد موجب عقب ماندگی و نفرت و جدائی است. جدال دروغ دشمنی و نفاق را به دنبال دارد.[۲۶]
۲۳-سخن چینی - اصلاح ذات البین
در منازعات مردم وظیفه اصلی هر فرد اصلاح بین آنان است و این کار پسندیده ایست اما برخی عکس این کار را می‌نمایند یعنی بنزین بر آتش می‌ریزند این همان سخن چینی و نمامی است. این سوره صف؛ آیه ت موجب تفرقه بدبینی و نفرت می‌شود.[۲۷]
۲۴-حسن ظن - سوء ظن
تفسیر درست نمودن از کار دیگران را حسن ظن و عکس آن را سوء ظن نامند. سوء ظن موجب می‌شود اعتماد از بین برود آرامش برهم بخورد و دوستان پراکنده شوند.[۲۸]
۲۵-تجسس در کارهای مردم - راز داری
تجسس یعنی جستجو در اعمال دیگران که بسیار نهی شده است. اما آدمی به‌محض اطلاع از مسائل خصوصی دیگران بایستی در حفظ آن بکوشد.[۲۹]
۲۶-حلم (کظم غیض) - غضب
خشم و غضب از خطرناک‌ترین حالات انسان است که در صورت رها شدن بزرگ‌ترین جنایات را می‌آفریند درحالی‌که بردباری آدمی را از خطرات حفظ می‌کند.[۳۰]
۲۷-عفو - انتقام
عفو همان گذشت است بهنگام قدرت و الا رشته انتقام طولانی است و هیچ‌گاه خاتمه نخواهد یافت عفو موجب می‌شود دشمن تبدیل به دوست گردد حکومت دوام یا بدو روح آرامش یابد.[۳۱]
۲۸-غیرت - بی غیرتی
غیرت یعنی دفاع لازم از عرض ناموس اموال مملکت دین و آئین است به خلاف بی‌غیرتی که موجب از بین رفتن همه چیز می‌شود. غیرت یک نیروی دفاعی است نه تهاجمی.[۳۲]
۲۹-اجتماع گرائی - انزوا طلبی
طبیعت انسان جامعه‌گراست زیرا مدنی بالطبع می‌باشد. انزوا طلبی مذموم است چه گوشه گیری موجب انحرافات فکری سوءظن به دیگران و دور ماندن از تجربیات دیگران است از[۳۳]

حقوق بشر

در زمینه حقوق بشر، فقهای اولیه اسلامی تعدادی از مفاهیم حقوقی پیشرفته را معرفی کردند که مفاهیم مدرن مشابه در این زمینه را پیش بینی کرد. از جمله مفاهیم اعتماد خیریه و امانت‌داری از اموال، مفهوم برادری و همبستگی اجتماعی، مفهوم کرامت انسانی و شأن و منزلت کار، مفهوم قانون ایده آل، محکوم کردن رفتار ضد اجتماعی، اصل برائت، مفهوم "امر به معروف" (دستگیری از تنگدستان) و مفاهیم به اشتراک گذاری، مراقبت، جامعه گرایی، حقوق کاری عادلانه، قرارداد عادلانه، تجارت صادقانه، رهایی از ربا، حقوق زنان، حریم خصوصی، سوء استفاده از حقوق، شخصیت حقوقی، آزادی فردی، برابری در مقابل قانون، وکیل، عدم عطف به ماسبق، برتری قانون، استقلال قضایی، قضاوت بی طرفانه، حاکمیت محدود، تحمل، و مشارکت دموکراتیک است. بسیاری از این مفاهیم به واسطه ارتباط با اسپانیای اسلامی و امارت سیسیل و از طریق جنگ‌های صلیبی و ترجمه‌های لاتین قرن دوازدهم در اروپای قرون وسطی به تصویب رسید.
مفهوم حق مسلم در فقه و قانون اولیه اسلامی یافت شد که حکمران را از "حق دور کردن افراد خود از حقوقی که در فرد به عنوان یک انسان ذاتی است"، منع کرد. حاکمان اسلامی نمی‌توانستند حقوق خاصی را بر این اساس که "آنها به دلیل این واقعیت تبدیل به حقوق شده‌اند که توسط یک قانون و از یک منبع که هیچ حاکمی نمی‌تواند مورد سؤال یا تغییر قرار دهد، اعطا شده‌اند" از افراد خود بگیرند. شواهدی وجود دارد که قاعده بندی جان لاک از حقوق مسلم و حکومت مشروط، که در قرون پیش‌تر در قانون اسلامی حضور داشتند، همچنین ممکن است متأثر از قوانین اسلامی (از طریق حضور وی در سخنرانی‌های ارائه شده توسط ادوارد پوکوک، استاد مطالعات اسلامی) باشد.
در قوانین اولیه اسلامی دو مجموعه از حقوق بشر را به رسمیت شناخت. علاوه بر حقوق مدنی و حقوق سیاسی (تحت پوشش اعلامیه جهانی حقوق بشر)، قانون اسلامی همچنین دسته دیگری را به رسمیت شناخته است: حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی.
این شاخه آخر در سنت حقوقی غربی تا زمان میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، در سال ۱۹۶۶، به رسمیت شناخته نشده بود. حق حفظ حریم خصوصی، که در سنت حقوقی غرب تا دوران مدرن به رسمیت شناخته نشده بود، در قوانین اسلامی، از زمان صدر اسلام شناخته شده بود.
در زمینه حقوق زنان، زنان به طور کلی، تا سده‌های ۱۹ و ۲۰، تحت قوانین اسلامی از حقوق قانونی بیشتری نسبت به سیستم حقوقی غرب برخوردار بودند. برای مثال، "زنان متأهل فرانسوی، بر خلاف خواهران مسلمان خود، از محدودیت‌های ظرفیت قانونی‌شان رنج می‌بردند که تنها در سال ۱۹۶۵ برداشته شد. "نوح فلدمن"، استاد حقوق دانشگاه هاروارد، می‌نویسد: مانند تبعیض جنسی، نظام رویه قضایی هر گونه حقوق مالکیت و یا در واقع شخصیت حقوقی جدا از شوهران را برای زنان متأهل منع کرد. زمانی که بریتانیا قانون خود را به مسلمانان به جای شریعت اعمال کرد، مانند برخی از مستعمرات، نتیجه محرومیت زنان متأهل از مالکیت بود، که قانون اسلامی همیشه به آن‌ها عطا کرده بود - پیشرفت کند به سوی برابری جنسیتی پروفسور جان مدیسکی از دانشکده حقوق دانشگاه کارولینای شمالی، در مجله قانون کارولینای شمالی، مقاله "ریشه‌های اسلامی نظام رویه قضایی"، می‌نویسد:
در حوزه معنوی دین اسلام شیوه‌ای که در آن یک عمل از نظر اخلاقی خوب یا بد ارزیابی می‌شود، از نحوه ارزیابی همان عمل در حوزه مادی قوانین اسلامی که از لحاظ قانونی معتبر و یا نامعتبر است، کاملاً متفاوت بود. قانون اسلامی دنیوی بود، نه معنوی... بنابراین سیستمی متمرکز بر تضمین این که یک فرد عدالت دریافت کند، نه این که یک فرد خوب باشد.
کنت لئون اوستورگ، حقوقدان فرانسوی، شرح زیر را در سال ۱۹۲۷ بر پایه قانون اسلام کلاسیک نوشت:
آن دسته از متفکران شرقی قرن نهم که اصول حقوق بشر را بر اساس الهیات خود، درک از حقوق آزادی فردی و مصونیت شخص و اموال، با آن شرایط بسیار نوشته‌اند، قدرت عالی در اسلام و یا خلافت را، مبتنی بر یک قرارداد با دلالت بر شرایط صلاحیت و کارآمدی، و لغو آن در صورت عدم پوشاندن جامه عمل به شرایط قرارداد، توصیف کرده‌اند. نسخه انسانی شفاف سازی شده قانون جنگ که نسخ جوانمردانه متخاصمین خاص در جنگ جهانی اول را خجل خواهد نمود؛ که دکترینی از تحمل غیر مسلمانان را که شدیداً به لیبرال معتقد است، تشریح می‌کند، که غرب ما باید هزاران سال قبل صبر می‌کرد تا اصول معادلی تصویب رسد.
برخی از محققان پیشنهاد کرده‌اند ایده "منشور تعریف وظایف یک حاکمیت نسبت به افراد خود، و همچنین افراد نسبت به حاکمیت"، که منجر به "پیدایش سازه‌های اروپایی حقوقی" و توسعه ماگنا کارتا شده، ممکن است توسط جنگجویان صلیبی بازگشته و متأثر از آنچه که در لوانت در مورد نظام حاکم، منتشر شده توسط صلاح الدین، آموخته بودند، به وجود آمده باشد. همچنین پیشنهاد شده است که "بسیاری از درک غرب از لیبرالیسم در قانون، اقتصاد و جامعه، ریشه در اسلام قرون وسطی دارد."
یکی دیگر از نفوذ قوانین اسلامی در قانون اروپا، اصل برائت است که توسط شاه لویی نهم، پادشاه فرانسه، پس از بازگشت او از فلسطین، در زمان جنگ‌های صلیبی، به اروپا معرفی شد. پیش از این، روال قانونی اروپا شامل قضاوت با مبارزه و یا قضاوت با مصیبت بود. در مقابل، قانون اسلامی از آغاز آن بر اصل برائت قرار داشت که توسط شیعیان علیه حکومت خلیفه عمر در قرن هفتم [میلادی] آغاز و توسط امامان شیعه تأیید شد.
دیگر آزادی‌ها و حقوق در نظام حقوقی اسلام بر اساس قرآن از زمان پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم) به رسمیت شناخته شده، اما در جهان غرب تا مدت‌ها به رسمیت شناخته نشد، شامل "حق دانستن، انتخاب دین و عقیده، خواندن و نوشتن، حق قدرت و حتی حق انتخاب دولت." .[۳۴]

فهرست منابع

[۱]. نک: سوره نور؛ آیه 22.
[۲]. کافی، ج ۲، ص ۱۰۷، ح 2.
[۳]. ملامحسن فیض کاشانی، محجة البیضاء، ج ۵، ص 319.
[۴]. صحیفه سجادیه، دعای ۱۶ (تضرع در طلب عفو از عیوب).
[۵] من لا یحضره الفقیه، ص ۳۲۴، ج 5.
[۶]. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص 11.
[۷]. اصول کافی، ج ۲، ص ۱۰۸، ح 5.
[۸]. مجمع البیان، ج ۱، ص ۵۰۵، ذیل آیه ۱۳۳ سوره آل‌عمران.
[۹]. خانواده در اسلام، صص ۱۴۴ و ۱۴۵؛ باقر شریق قریشی، نظام خانواده در اسلام، ترجمه: لطیف راشدی، سازمان تبلیغات اسلامی، 1374.
[۱۰]. عباس قمی، سفینة البحار، بیروت، دارالمرتضی، ج ۲، ص 207.

پانویس

  1. نهج‌الفصاحة (مجموعهٔ کلمات قصار حضرت رسول (ص)، ترجمه ابولقاسم پاینده، تهران: دنیای دانش, 1382 (میلادی).
  2. جلد دوم و سوم اخلاق در قرآن دوره دوم پیام قرآن نوشته آیت‌الله مکارم شیرازی.
  3. سوره مائده؛ آیه 54 - سوره فرقان؛ آیه 63 - سوره شعرا؛ آیه 215 - سوره بقره؛ آیه 34 - (تکبرابلیس) - سوره اعراف؛ آیه 13 - سوره نوح؛ آیه 7 - سوره فصلت؛ آیه 15 - سوره اعراف؛ آیه 88 - سوره مدثر؛ آیه 22 - سوره نحل؛ آیه 23 - سوره عنکبوت؛ آیه 39 - سوره مؤمن؛ آیه 35 - سوره نساء؛ آیه 173 - سوره اعراف؛ آیه 40.
  4. سوره طه؛ آیه 120 - (حرص آدم) - سوره اعراف؛ آیه 85 - سوره ص؛ آیه 24 - سوره بقره؛ آیه 96 - سوره جمعه؛ آیه 11 - سوره همزه؛ آیه 1 - سوره توبه؛ آیه 128 - سوره نحل؛ آیه 37 - (فضیلت حرص معنوی).
  5. سوره انعام؛ آیه 32 - سوره حدید؛ آیه 20 - سوره آل‌عمران؛ آیه 185 - سوره لقمان؛ آیه 33 - سوره روم؛ آیه 7 - سوره توبه؛ آیه 38 - سوره نساء؛ آیه 94 - سوره انفال؛ آیه 67 - سوره هود؛ آیه 15 - سوره احزاب؛ آیه 28 - سوره بقره؛ آیه 212 - سوره آل‌عمران؛ آیه 14 - سوره بقره؛ آیه 180 - سوره اعراف؛ آیه 96 - سوره نوح؛ آیه 11 - سوره جمعه؛ آیه 10 - سوره فتح؛ آیه 20 - سوره اعراف؛ آیه 32 - سوره توبه؛ آیه 75.
  6. سوره مائده؛ آیه 27 (حسد قابیل) - سوره یوسف؛ آیه 4 (حسد برادران یوسف) - سوره نساء آیه 54 - سوره بقره؛ آیه 109 - سوره حشر؛ آیه 10- سوره قلق؛ آیه 5 - سوره حجر؛ آیه 47 - سوره اعراف؛ آیات 62، 68، 79، 93
  7. سوره اعراف؛ آیه 12 - سوره هود؛ آیه 32 - سوره هود؛ آیه91 - سوره زخرف؛ آیه 51 - سوره اعراف؛ آیه 77 - سوره حدید؛ آیه 14 - سوره انعام؛ آیه 70 - سوره لقمان؛ آیه 32 - سوره انفطار؛ آیه 6
  8. سوره اعراف؛ آیه 74 - سوره شعراء؛ آیه 129 - سوره حدید؛ آیات 14، 16 - سوره حجر؛ آیه 3 - سوره نجم؛ آیه 24 - سوره همزه؛ آیه 1 - سوره محمد؛ آیه 25 - سوره کهف؛ آیه 46.
  9. سوره نوح؛ آیات 7، 23 - سوره اعراف؛ آیه 70 - سوره انبیاء؛ آیات 52، 65 - سوره یونس؛ آیه 78 - سوره بقره؛ آیه 170 - سوره فتح؛ آیه 26 - سوره زخرف؛ آیه 23 - سوره صافات؛ آیه 36 - سوره احزاب؛ آیه 36
  10. سوره بقره؛ آیه 195 - سوره فتح؛ آیه 29 - سوره انبیاء؛ آیه 58 - سوره نمل؛ آیه 10 - سوره احزاب؛ آیات 15، 39 - سوره توبه؛ آیه 52 - سوره آل‌عمران؛ آیه 174
  11. سوره یونس؛ آیات 71، 84 - سوره هود؛ آیات 56، 88 - سوره طلاق؛ آیه 3 - سوره انفال؛ آیه 6 - سوره ابراهیم؛ آیه 37 - سوره توبه؛ آیه 129- سوره یوسف؛ آیه 67
  12. سوره مریم؛ 59 - سوره نساء؛ آیه 27 - سوره عنکبوت؛ آیه 28 - سوره هود؛ آیات 77 تا 83 - سوره اعراف؛ آیات 80 تا 84
  13. سوره بقره؛ آیه 273 - - سوره یوسف؛ آیات 24، 23 و 32 - سوره مؤمنون؛ آیه 5 - سوره احزاب؛ آیه 35 - سوره اعراف؛ آیه 30 - سوره فصلت؛ آیه 31 - سوره نور؛ آیات 31 و 60 - سوره احزاب؛ آیات 32 و 53 و 59
  14. سوره زخرف؛ آیه 36 - سوره اعراف؛ آیات 136 و 179 - سوره انبیاء؛ آیه 97 - سوره کهف؛ آیه 28 - سوره یونس؛ آیه 8 - سوره روم؛ آیه 7 - سوره ق؛ آیه 22 - سوره مریم؛ آیه 39.
  15. سوره قصص؛ آیات 76، 77 (قارون) - سوره قلم؛ آیات 17 تا 20 - سوره توبه؛ آیه 75 - سوره آل‌عمران؛ آیات 92، 180 - سوره نساء؛ آیه 37 - سوره محمد؛ آیه 38 - سوره اعراف؛ آیه 31 - سوره معارج؛ آیه 21 - سوره دهر؛ آیات 8 و 9 - سوره بقره؛ آیات 261، 274، 3 - سوره اسراء؛ آیه 29
  16. سوره کهف؛ آیات 66 و 67 (موسی و خضر) - سوره ص؛ آیه 21 (داود و قضاوت) - سوره طه؛ آیه 114 (عجله پیامبر) - سوره اسراء؛ آیه 11 - سوره رعد؛ آیه 6 - سوره انبیاء؛ آیه 37 - سوره احقاف؛ آیه 35 - سوره سجده؛ آیه 28 - سوره ص؛ آیه 44 - سوره یوسف؛ آیه 18 - سوره انبیاء؛ آیه 85 - سوره بقره؛ آیات 148، 151، 153، 249 - سوره آل‌عمران؛ آیه 200 - سوره زمر؛ آیه 10 - سوره رعد؛ آیه 24 - سوره فرقان؛ آیه 75 - استثنا (شتاب در امر خیر) سوره آل‌عمران؛ آیه 133
  17. سوره بقره؛ آیه 55 - سوره فرقان؛ آیه 21 - سوره قصص؛ آیه 83 - سوره اسراء؛ آیه 93 - سوره طه؛ آیات 85 تا 98
  18. سوره مائده؛ آیه 24 - سوره بقره؛ آیات 67 تا 71
  19. سوره نمل؛ آیه 40 - سوره لقمان؛ آیه 12 - سوره اسراء؛ آیه 12 - سوره ابراهیم؛ آیات 28 و 29 - سوره هود؛ آیات 9 و 10 - سوره نحل؛ آیه 112
  20. سوره حجرات؛ آیه 12 - سوره نور؛ آیه 19 - سوره نساء؛ آیه ؛ 148
  21. سوره قلم؛ آیه 4 - سوره بقره؛ آیه 83 - سوره فصلت؛ آیه 34 - سوره لقمان؛ آیات 18 و 19- سوره آل‌عمران؛ آیه 159
  22. سوره مؤمنون؛ آیه 8 - سوره معارج؛ آیه 32 – سوره انبیاء؛ آیه 58 - سوره انفال؛ آیه 27 - سوره بقره؛ آیه 283 - سوره احزاب؛ آیه 72
  23. صدق - سوره مائده؛ آیه 119 - سوره عنکبوت؛ آیه 3 - سوره احزاب؛ آیه 24
  24. کذب - سوره نحل؛ آیه 105 - سوره زمر؛ آیه 3 - سوره غافر؛ آیه 28 - سوره بقره؛ آیه 10 - سوره یونس؛ آیه 69 - سوره آل‌عمران؛ آیه 61 - موارد استثنا (سوره انبیاء؛ آیه 63 - سوره یوسف؛ آیه 70).
  25. سوره بقره؛ آیه 177 - سوره مؤمنون؛ آیه 8 - سوره معارج؛ آیه 32 - سوره اسراء؛ آیه 34 - سوره آل‌عمران؛ آیه 76 - سوره نحل؛ آیه 91 - سوره توبه؛ آیه 4
  26. سوره انفال؛ آیه 6 - سوره شوری؛ آیه 18 - سوره کهف؛ آیه 54 - سوره حج؛ آیات 3 و 8 - سوره قمر؛ آیه 36 - سوره بقره؛ آیه 197 - سوره غافر؛ آیه 56
  27. سوره همزه؛ آیه 1- سوره قلم؛ آیات 10 تا 13 - سوره حجرات؛ آیه 6 - سوره هود؛ آیه 88 - سوره بقره؛ آیه 224 - سوره نساء؛ آیات 85، 114 - سوره قصص؛ آیه 20 (استثناء).
  28. سوره حجرات؛ آیه 12 - سوره فتح؛ آیه 12 - سوره فتح؛ آیه 6 - سوره آل‌عمران؛ آیه 54 - سوره نور؛ آیه 12
  29. سوره یوسف؛ آیه 87 (تجسس)- سوره توبه؛ آیات 16، 102 - سوره آل‌عمران؛ آیه 118 - سوره تحریم؛ آیات 3 و 4
  30. سوره شوری؛ آیه 37 - سوره آل‌عمران؛ آیه 134 - سوره انبیاء؛ آیه 87 - سوره توبه؛ آیه 114 - سوره هود؛ آیه 75 - سوره صافات؛ آیه 101 - سوره فرقان؛ آیه 63 - سوره اعراف؛ آیه 199
  31. سوره شوری؛ آیه 40 - سوره اعراف؛ آیه 199 - سوره مؤمنون؛ آیه 96 - سوره فصلت؛ آیه 34 - سوره تغابن؛ آیه 14 - سوره نحل؛ آیه 126 - سوره نور؛ آیه 22 - سوره بقره؛ آیه 178
  32. سوره احزاب؛ آیات 60 تا62 - سوره یوسف؛ آیه 33 - سوره نور؛ آیه 31
  33. سوره آل‌عمران؛ آیه 103 - سوره صف؛ آیه 4- سوره نساء؛ آیه 115 - سوره انفال؛ آیه 62 و 63 - سوره حدید؛ آیه 27
  34. ترجمه از ویکی‌پدیای انگلیسی (توسط اخوان).
منبع: ویکی پدیا - تاریخ برداشت: 95/02/23
بازگشت به اخلاق اسلامی