فرهنگ مصادیق:پرداخت نفقه به اولاد: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(۶ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱۴: سطر ۱۴:
 
|-
 
|-
 
| 2|| [[وجوب نفقه]]
 
| 2|| [[وجوب نفقه]]
 +
|-
 +
| 3|| [[نفقه – ویکی فقه]]
  
 
|}
 
|}
<p class="relatesubject">موضوعات مرتبط</p>
+
<p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p>
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۸۸: سطر ۹۰:
 
|}
 
|}
 
<p class="relatesoft">نرم‌افزارهای مرتبط</p>
 
<p class="relatesoft">نرم‌افزارهای مرتبط</p>
{| class="wikitable"
 
|-
 
! ردیف !! عنوان
 
|}
 
<p class="relatesites">پایگاه‌های اینترنتی مرتبط</p>
 
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۹۸: سطر ۹۵:
 
|}
 
|}
 
</div>
 
</div>
 +
نویسنده: کاظم شمس اللهی<br/>
 +
تهیه و تدوین:پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-12-10-95<br/>
  
== نفقه – ویکی فقه ==
+
== معنای لغوی و اصطلاحی «نفقه» ==
 +
نفقه در لغت به معنای، هزینه یا خرج و اخراجات مالی است. قاموس قرآن در تعریف آن می نویسد: «اصل نفق به معنای خروج است، و در ذیل آیه 3 سوره بقره می فرماید، انفاق، اخراج مال است. «انفق ماله» یعنی مالش را از ملک خویش خارج کرد... و نفقه: آنچه خرج و مصرف می شود» <ref>قاموس قرآن. ج 7. ص 97</ref> صاحب مفردات نیز در تعریف این واژه می گوید: « نفق الشیء: مضی و نَفِد... و إما بالفناء نحو: نفقت الدراهم تُنفَقُ و انفقتُها... والنفقه إسم لما ینفق.» <ref>مفردات. ص819</ref> نفَقَ یعنی از دست رفتن و فانی شدن و... از دست رفتن شی گاهی به فانی شدن آن است مانند این جمله: درهمها را [[انفاق]] کرد پس دراهم [[انفاق]] شدند و آنها را [[انفاق]] کردم... و نفقه اسم آن چیزی است که [[انفاق]] می شود.<br/>
 +
اما در اصطلاح به آن مال و هزینه ای می گویند که برای امورات زندگی استفاده خواهد شد و از شخص توانا به شخص ضعیف و ناتوان تعلق خواهد گرفت. دهخدا در لغتنامه خود می نویسد « آنچه صرف هزینه عیال و اولاد کنند، هزینه زندگی زن و فرزندان، روزی و مایحتاج معاش» <ref>دهخدا، ج15، ص 673</ref>  مثلا بر عهده مرد است که نفقه همسر و فرزندان خویش را که نوعا توان کسب مال ندارند بپردازد و همچنین بر عهده فرزند است که نفقه پدر پیر خویش را در صورت عدم توانایی مالی، پرداخت نماید.<br/>
  
==مقدمه==
+
== آیات نفقه فرزند در قرآن کریم ==
نفقه در لغت، به معنای هزینه و خرجی است و در اصطلاح، عبارت است از مالی که برای ادامه زندگی، صرف مخارج ضروری همسر و فرزندان، خویشاوندان و مانند آنها می‌شود؛ اعم از خوراک، پوشاک، مسکن و غیره.<br/>
+
« و اولوا الارحام بعضهم اولی ببعضٍ» <ref>أنفال آیه 75</ref> و خویشاوندان بعضی نسبت به بعضی دیگر سرپرستی دارند.<br/>
 +
« و علی المولود له رزقهنّ و کسوتهنّ بالمعروف» <ref>بقره 233</ref>  و بر عهده کسی که صاحب فرزند است، خوراک و پوشاک مادر فرزند در حد معروف جامعه می باشد.<br/>
 +
البته این آیه دوم به دلیل التزامی و عقلی دلالت بر وجوب نفقه فرزند دارد. زیرا آیه در مورد جایی است که زن و مرد از یکدیگر جدا شده اند. می فرماید اگر مرد می خواهد که فرزندش دو سال کامل از سینه مادر تغذیه نماید، پس باید نفقه مادر فرزند را در حد خوراک و پوشاک عطا کند و این إنفاق باید در حد عرف جامعه مقبول باشد. از این سخن می توان نتیجه گرفت که إنفاق اولاد را مفروغ عنه گرفته است. یعنی إنفاق به مادر، بخاطر ضرورت إنفاق به فرزند است. و الا مادر به علت طلاق و جدایی حقی نسبت به نفقه ندارد. <br/>
  
== سبب نفقه ==
+
== فلسفه نفقه چیست؟ ==
«زوجیت»، «قرابت و خویشاوندی» و «مملوک بودن»،<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۳۱۳.</ref>انسان باشد یا حیوان، واجب می‌شود.<br/>
+
إنفاق کلمه ای است که بار معنایی مثبتی دارد و معنای « نیکوکاری» را با خود حمل می کند. « نفقه» نیز به معنای چیزی است که پرداخت می شود، یعنی از سر نیکی و خوبی پرداخت می گردد. اگرچه پرداخت آن واجب باشد. فلسفه وجود این حکم را می توان در بقاء خانواده و رشد فرزندان دانست. اگر پدری حس کند که هیچ لزومی بر تأمین همسر یا فرزندان خویش ندارد رغبت وی برای به زحمت انداختن خویش کم خواهد شد. این مسأله در نفقه اولاد ظهور و بروز چندانی ندارد، چون مهر و عاطفه پدری این اقتضاء را دارد که پدر همواره تلاش خویش را برای تأمین بیشترین رفاه برای زندگی فرزندان خود انجام دهد. اما در رابطه با همسر که اختلافات و مشاجرات بعضا ممکن است زمینه کدورت گردد و مرد ممکن است به هر دلیلی رغبتی به تأمین معاش و حیات همسر خویش نداشته باشد، اگر لزومی هم بر این امر نبیند، بنیان خانواده سست خواهد شد و زن به دنبال تأمین نیازهای خود از راه های دیگری خواهد افتاد و همچنین منزل که محل آرامش مرد و فرزندان است به محل جنگ و ناملایمات بدل خواهد گشت. و این از اساس نقض غرض از تشکیل خانواده خواهد بود. زیرا وجوب نفقه در مقابل وجوب اطاعت زن از همسر خویش، به نوعی ضمانت این پیمان است. و روشن است عدم تأمین لوازم زندگی همسر توسط مرد، موجب دوری و از هم گسیختگی خانواده خواهد شد. و زن را به فساد خواهد کشاند. همچنین موجب رغبت وی به بقاء در خانه همسر خود می شود. زیرا منزل همسر تنها جایی است که تأمین معاش وی در آن واجب است. <br/>
 +
به طور کل فلسفه وجوب نفقه را در خانواده چه نسبت به فرزندان و پدران و مادران و چه نسبت به همسر، می توان حفظ حریم خانواده، حفظ عزت بزرگان و کهنسالان که حق بزرگی به گردن انسان دارند و نیز همبستگی و تعاون خانوادگی دانست. فلسفه وجوب نفقه این است که فرزندان زمینه رشد و تحصیل و زندگی بهتری را تا زمانی که به استقلال و رشد برسند داشته باشند و از همان نوجوانی به دنبال تأمین مالی زندگی خویش نروند. همچنین اگر یک خانواده خود را نسبت به اعضای اصلی خویش مسئول بداند و موظف به تأمین نیازهای حیاتی یکدیگر باشند، در صورت بروز مشکل و نیاز مالی، این مشکل در بین خودشان حل خواهد شد و به بدنه جامعه آسیب جدی وارد نخواهد کرد. هر گدایی به قطع خانواده ای دارد که او را رها کرده اند و کم هستند کسانی که واقعا از بستگان محروم می باشند. اگر پدر دست فرزند فقیر خویش را بگیرد و فرزند هم خود را ملزم به تأمین زندگی پدر فقیر خویش بداند، بسیاری از مشکلات اجتماعی به همین طریق حل خواهند شد و دامنه آسیب آنها فراگیر نخواهد بود.<br/>
  
== نفقه همسر ==
+
== نفقه از منظر اخلاق ==
در [[ازدواج]] دائم، پرداخت نفقه زن بر شوهر واجب است. حق نفقه در اسلام، نوعی تسهیل برای زنان است و اگر چنین حقی برای آنها قرار داده نمی‌شد به سختی می‌افتادند؛ چون زن در [[ازدواج]] دائم، مسئولیتهایی را در طول زندگی مشترک بر عهده دارد که توان جسمی او را می‌طلبد و فرصتی را از او می‌گیرد؛ مسئولیتهایی مانند شوهرداری، خانه‌داری، بارداری، تربیت فرزند؛ از این رو، نفقه، حقی است که اسلام برای زن قرار داده است.<br/>
+
إنفاق، به هر صورت که باشد، چه واجب و چه مستحب، یک فعل اخلاقی است. یعنی نفس را از تعلقات مادی رها می کند. روایات زیادی در تشویق به وسعت بخشی به زندگی اهل و عیال از ائمه معصومین علیهم السلام وارد شده است.<br/>
 +
نفس به خودی خود میل به بخل و تنگ دستی دارد، و سعی می کند همه چیز را برای خودش یا کسانی که بیشترین تعلق را به او دارند مصرف کند. حالت بخل نفس، گاهی به حدی می رسد که شخص از [[انفاق]] به زن و فرزند خویش نیز دریغ می کند. در روایتی معمّر بن خلاد از حضرت امام کاظم علیه السلام نقل می کند: « یَنْبَغِی لِلرَّجُلِ أَنْ یُوَسِّعَ عَلَى عِیَالِهِ لِئَلَّا یَتَمَنَّوْا مَوْتَهُ وَ تَلَا هَذِهِ الْآیَهَ وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً <ref>( 4)- الإنسان 76- 8.</ref> قَالَ الْأَسِیرُ عِیَالُ الرَّجُلِ یَنْبَغِی إِذَا زِیدَ فِی النِّعْمَهِ أَنْ یَزِیدَ أُسَرَاءَهُ فِی السَّعَهِ عَلَیْهِمْ » <ref>وسائل. 27805</ref> شایسته است که مرد به حدی به زندگی اهل و عیال خویش توسعه دهد که آرزوی مرگ وی را نکنند، و حضرت آین آیه شریفه را تلاوت کردند « و به مسکین و یتیم و اسیر اطعام می کنند، در حالی که این عمل ایشان از روی محبت شان به خداوند است» و فرمودند منظور از اسیر خانواده مرد است، پس سزاوار است زمانی که نعمت بر مرد زیاد گشت، بر خانواده خود نیز گشایش دهد و بیشتر به ایشان [[انفاق]] کند.<br/>
 +
در ابتدای سوره مبارکه بقره، خداوند متعال صفات مومنین را برمی شمارد. در آیه سوم، سومین نشانه مومنین را [[انفاق]] از آنچه خدا روزی ایشان کرده است بیان می دارد. [[انفاق]] و گذشت از مال، از آن جهت نشانه [[ایمان]] است که تا انسان باور به قیامت و برگشت مضاعف آنچه [[انفاق]] می کند در قیامت نداشته باشد دست به این عمل نخواهد زد. اما إنفاق باید در راه خداوند صورت گیرد. و [[انفاق]] به اولاد نیز زمینه ای برای عمل مومنانه است، و بدون قصد قربت و نیت صادقه، محقق نخواهد شد.<br/>
 +
در رابطه با فرزند، [[انفاق]] اولا یک وظیفه شرعی و ثانیا یک عمل اخلاقی است. اگرچه برای کثیری از مردان پرداخت نفقه فرزندان امری پسندیده و راحت است و نوعا برای وسعت بخشی به آنان تلاش می کنند، اما این نکته مانع اخلاقی بودن آن نمی شود. زیرا هستند کسانی که بخل، آنان را به جایی رسانده است که از خانواده خود نیز دریغ می کنند و حتی برای خودشان هم چیزی مصرف نمی کنند. اما از این نکته نیز نباید غفلت کرد که فعل اخلاقی شروط دیگری نیز دارد و باید منطبق بر حکمت و با نیت الهی صورت گیرد. یعنی صرف [[انفاق]] به اولاد موجب اخلاقی بودن آن نمی شود. زیرا اولا باید مصلحت فرزند را در مالی که در اختیارش قرار می گیرد رعایت کنیم و بر اساس حکمت إنفاق نماییم، و ثانیا نیت ما از [[انفاق]] ایجاد زمینه رشد و تعالی فرزندان و رسیدن به کمال الهی آنان باشد. <br/>
 +
نفقه از چه کسی و به چه کسانی تعلق می گیرد؟<br/>
 +
نفقه در شریعت اسلام به عهده مرد است یعنی اولا از واجبات جنس مذکر است و بر جنس مونث واجب نیست، مگر در نفقه اولاد در صورتی که پدر و جد پدری حاضر و قادر نباشند. اما کسانی که نفقه برای آنان واجب است دو دسته هستند: یکی همسر دائم و دیگری اقارب و خویشان. و مراد از اقارب و خویشان در اینجا دو دسته هستند، یکی فرزندان و نوه ها و هرچه پایین تر روند، و دیگری پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگ و هرچه بالاتر روند. نفقه این دو دسته بر مرد مسلمان واجب است. و نفقه سایر اقارب نیز مستحب است. مخصوصا کسانی که وارث وی می باشند. <br/>
  
== نفقه در قرآن ==
+
== نفقه فرزند به عهده کیست؟ ==
در قرآن کریم، آیات متعددی دربارهٔ وجوب نفقه زن نازل شده است، مانند:<br/>
+
نفقه فرزند اولا به عهده پدر او می باشد. و در صورتی که وی حاضر یا قادر بر إنفاق نبود، نفقه فرزند به عهده جد پدری است و بعد از او بر پدربزرگ پدر فرزند واجب است. و اگر ایشان هم حاضر یا قادر نبودند، نفقه فرزند به عهده مادر فرزند است. و در صورت اعسار مادر نیز، به عهده مادربزرگ پدری و بعد از ایشان به عهده پدربزرگ مادری و مادربزرگ مادری فرزند است. <br/>
وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعَلَی الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ...<ref>بقره/۲، آیه ۲۳۳.</ref>مادران، فرزندان خود را دو سال تمام شیر می‌دهند. (این) برای کسی است که بخواهد دوران شیرخوارگی را تکمیل کند و برای آن کس که فرزند برای او متولد شده (پدر)، لازم است خوراک و پوشاک مادر را به طور شایسته (در مدت شیر دادن) بپردازد (حتی اگر طلاق گرفته باشد).<br/>
+
اما تمام این موارد و مراتب زمانی است که فرزند مالی از خود نداشته باشد. و الا نفقه اش از مال خودش پرداخت خواهد شد و بر عهده شخص دیگری نیست.<br/>
أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنتُم مِن وُجْدِکُمْ... لِیُنفِقْ ذُو سَعَةٍ مِن سَعَتِهِ وَمَن قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ...<ref>طلاق/۶۵، آیه ۶. </ref><br/>
+
آنها را هر جا خودتان سکونت دارید و در توانایی شماست سکونت دهید... آنان که امکانات وسیعی دارند، باید از امکانات وسیع خود [[انفاق]] کنند و آنها که تنگدست‌اند، از آنچه که خدا به آنها داده [[انفاق]] نمایند.<br/>
+
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ...<ref>نساء/۴، آیه۳۴.</ref>
+
مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، به دلیل برتریهایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است و به دلیل انفاقهایی که از اموالشان (در مورد زنان) می‌کنند.<br/>
+
این آیات، نفقه زن و فرزندان را بر عهده شوهر گذاشته و بر او واجب کرده است تا به قدر توان در تأمین زندگی آنان بکوشد.<br/>
+
  
== نفقه در روایات ==
+
== شرائط وجوب نفقه فرزند بر پدر چیست؟ ==
روایات بسیاری نیز دربارهٔ وجوب نفقه زن وارد شده است. حریز می‌گوید به امام صادق(علیه السلام) عرض کردم آن که نفقه‌اش بر من لازم است و (در صورت نپرداختن) بر آن مجبور می‌شوم، کیست؟ آن حضرت فرمود: الْوالِدانِ وَ الْوَلَدُ وَ الزَّوْجَةُ <ref>الخصال ج۱، ص۲۴۸.</ref>؛ پدر و مادر، فرزند و همسر.<br/>
+
پدر در صورتی که اضافه بر قوت روزانه خود مالی داشته باشد یا قادر بر کسب مال باشد، نفقه فرزند بر او واجب است. و علت اینکه خود پدر مقدم داشته می شود و سپس اگر چیزی باقی بماند به فرزند می رسد، روایتی است که از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل شده است: « جاء رجل الی النبی فقال له معی دینار، فقال أنفقه علی نفسک، قال معی آخر، قال أنفقه علی وَلَدک...» <ref>المبسوط فی فقه الامامیه، ج 6 صفحه 30</ref>  شخصی نزد پیامبر اکرم علیه و آله السلام آمد و عرض کرد که دیناری دارم، (چگونه آن را [[انفاق]] کنم؟) حضرت فرمودند که آن را برای خودت مصرف کن. گفت دینار دیگری دارم، فرمودند برای فرزندت خرج نما...<br/>
در پاره‌ای از روایات، نفقه، حق زن شمرده شده و شوهر مکلف است مخارج همسرش را بپردازد و خوراک و پوشاک او را تأمین کند.<ref>بحار الانوار ج ۱۰۰، ص ۲۵۴.</ref><br/>
+
روایات دیگری نیز در مقابل روایت فوق وجود دارند که ائمه علیهم السلام، مادر را مقدم در [[انفاق]] نموده اند و بعد از آن پدر و بعد خود شخص و عیال او را ذکر کرده اند. <ref>وسائل الشیعه. 18058</ref> اما وجه جمع این روایات در این است که ظاهرا در جایی که وجود مادر و پدر مقدم داشته شده است از فضیلت [[انفاق]] سخن می گویند، ولی در جایی که إنفاق را از خود شخص آغاز می کنند، ناظر به مراتب وجوب إنفاق هستند. والله اعلم. <br/>
 +
البته این مطلب موید به دلیل عقلی نیز هست. زیرا عُقلا درک می کنند که شخص ابتداءً باید نفس خویش را حفظ نماید و سپس به فکر عیال خود باشد. لکن در تحقق وجوب، همین مقدار که شخص نوعا قادر به کسب مال است کفایت می کند، و اگر کوتاهی و تنبلی نماید شرعا مسئول بوده و ترک واجب نموده است. و از لحاظ کیفری از سه ماه و یک روز تا پنج ماه مجازات حبس برای آن در نظر گرفته شده است. <ref>مختصر حقوق خانواده، صفایی سیدحسن، امامی اسدالله، صفحه 410</ref><br/>
  
== ماهیت نفقه‏ ==
+
== شرائط فرزندی که نفقه او بر پدر واجب است چیست؟ ==
نفقه، چیزی است که زن به طور متعارف برای گذران زندگی خود به آن نیاز دارد. بر این پایه، اموری که شامل نفقه واجب می‌شود و شوهر از نظر شرعی مکلف است برای همسرش فراهم کند، عبارتند از خوراک؛ پوشاک؛ مسکن؛ اثاث خانه؛ خدمتکار در صورتی که به داشتن آن عادت داشته باشد و دیگر امور ضروری و لازم از قبیل تهیه وسایل سرما و گرما، داروهایی که به طور متعارف کمتر کسی در طول ماه و سال از آنها بی‌نیاز باشد و مانند آن.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۳۱۵. </ref><br/>
+
در شرع و قانون، سن مشخصی برای وجوب پرداخت نفقه به فرزندان معین نشده است، و عرفا تا زمانی که فرزند دارای شغل و درآمد کافی نبوده و به استقلال نرسیده باشد نفقه اش به عهده پدر است. اما بر اساس قانون، فرزند مذکر فقط تا سن 18 سالگی می تواند مطالبه و دادخواست مبنی بر دریافت نفقه داشته باشد. اما فرزند مونث، تا زمان [[ازدواج]] می تواند مطالبه نفقه نماید. برخی می گویند به همین دلیل است که اذن [[ازدواج]] دختر نیز به دست ولیّ اوست، یعنی مادامی که اجازه [[ازدواج]] به او ندهد باید نفقه وی را پرداخت کند. و اما دختر بعد از [[ازدواج]] اگر طلاق بگیرد، حق مطالبه نفقه معوقه را ندارد.<br/>
تأمین دیگر نیازهای زن، غیر از آنچه ذکر شد، مانند دادن پول برای خرید کتاب، [[انفاق]] به فقیران و هدیه دادن، بر شوهر واجب نیست.<ref>استفتاءات ج۳، ص۲۰۲.</ref>
+
شیخ طوسی، در شرایط فرزندی که نفقه اش بر پدر واجب است می گوید: معسِر و ناتوان از کسب درآمد باشد و ناتوانی او به چند صورت متصور است، یا ناقص الخلقه است و توان کار ندارد اگرچه عقل داشته باشد. یا ناقص الاحکام است و قلم بر او جاری نمی شود یعنی صغیر است و هنوز به سنی نرسیده است که معاملات وی مشروع باشد. ( مستقل نشده است) و یا هم ناقص الاحکام است و هم ناقص الخلقه. مانند فرزند مجنون. <ref>مبسوط. جلد 6 صفحه 30</ref> <br/>
 +
اما به طور کل، فقها یک ملاک را برای وجوب نفقه فرزند (اقارب) ذکر کرده اند و آن فقر است؛ و بعد از آن تفاوتی نمی کند که فرزند به سن بلوغ رسیده باشد یا خیر، رشید باشد یا سفیه، مجرد باشد یا متأهل. اما فیض کاشانی در مفاتیح الشرایع خود می گوید « عجز و ناتوانی از کسب هم شرط است، زیرا اگر این شرط را نپذیریم، و قائل به وجوب مطلق پرداخت نفقه شویم، موجب تنبلی و سد راه کسب و کار فرزند می شود.» <ref>مفاتیح الشرایع، ج 2، ص 379</ref> در صورت فقر فرزند و غنا و قدرت پدر، نفقه بر پدر واجب است. می توان گفت که نفقه از شخص غنی به شخص فقیر چه پدر باشد چه فرزند واجب می گردد و این قاعده، طرفینی است.<br/>
 +
در وجوب نفقه نیز فرقی بین فرزند مشروع و نامشروع نیست و به صرف اثبات رابطه أبوت و بنوّت، نفقه به عهده پدر واجب است. <ref>مختصر حقوق خانواده، صفایی سیدحسن، امامی اسدالله، وضع حقوقی اطفال نامشروع</ref> <br/>
  
== شرایط وجوب نفقه ==
+
== آیا مخارج اعتیاد نیز از مصادیق نفقه است؟ ==
۱. دائمی بودن همسر: نفقه زوجه دائمی بر شوهر واجب است<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۳۱۳.</ref>و در استحقاق زن برای دریافت نفقه، فقر و نیاز او شرط نیست. از این رو، زن بر شوهرش حق نفقه دارد؛ اگر چه از بی نیازترین و داراترین مردم باشد.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۳۱۹.</ref>در [[ازدواج]] موقت، زن نفقه ندارد؛<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۳۱۳. </ref>مگر اینکه دادن نفقه، شرط شده یا عقد مبنی بر آن جاری شده باشد.<ref>قانون مدنی، ماده۱۱۱۳.</ref><br/>
+
روشن است که اعتیاد، انحراف فرزند است و مخارج انحرافات او شرعا حرام است چه خودش پرداخت کند چه ولیّ او بپردازد. و واضح است که مخارج حرام بر عهده پدر واجب نیست. اما بر فرض اعتیاد، مخارج اصلاح و درمان او به عهده ولیّ اوست اگر حقیقتا قصد اصلاح داشته باشد و امید به درمان او برود.<br/>
۲. اطاعت از شوهر: نفقه همسر دائمی وقتی بر شوهر واجب می‌شود که زن -در اموری که فرمانبری‌اش واجب است- از شوهرش اطاعت کند. بر این پایه، زن ناشزه، نفقه ندارد.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۳۱۳.</ref><br/>
+
۳. عدم ارتداد: بر پایه این شرط، اگر زن مرتد شود و از اسلام برگردد، استحقاق نفقه ندارد؛ مگر اینکه در ایام عدّه دوباره به اسلام برگردد که در این صورت استحقاق نفقه نیز برمی‌گردد.<ref>تحریر الوسیلة ج۲،ص۳۱۴.</ref><br/>
+
توضیح این نکته لازم است که پس از [[ارتداد]] زن و پایان مدّت عدّه، پیمان زناشویی او باطل می‌شود.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۲۵۶.</ref>اگر زن در مدّت عدّه، از [[ارتداد]] برگردد، پیمان زناشویی او باطل نمی‌شود.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۲۸۰.</ref><br/>
+
۴. قابلیت کامجویی: شرط دیگر وجوب نفقه آن است که برای زن و شوهر، امکان استمتاع و التذاذ جنسی از یکدیگر وجود داشته باشد؛ ولی اگر زوج و زوجه به حدّی خردسال باشند که این امکان وجود نداشته باشد، ظاهراً نفقه واجب نمی‌شود.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۳۱۴. </ref><br/>
+
=== موارد اطاعت زن از شوهرش ===
+
۱. تمکین؛<br/>
+
۲. برطرف کردن چیزهای تنفرآوری که با استمتاع و التذاذ ضدّیت دارند؛<br/>
+
۳. خارج نشدن از منزل شوهر، بدون اجازه او؛<br/>
+
۴. نظافت و آرایش، در صورتی که شوهر بخواهد؛<br/>
+
۵. مواردی دیگر از این قبیل؛<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۲۷۲.</ref> مانند سکونت در منزل.<br/>
+
اگر شوهر برای همسرش منزل مسکونی موافق شأن او تهیه کرده باشد، بر زن لازم است در آنجا سکونت کند و در صورت تخلّف، ناشزه محسوب می‌شود؛ مگر اینکه انتخاب محل سکونت برای زن در ضمن عقد شرط شده باشد<ref>استفتاءات ج۳، ص۲۰۵.</ref>یا ماندن در آنجا برای زن «حرجی» یا «ضرری» باشد و شوهر نتواند این حرج و ضرر را با تهیه وسایل رفاهی از او برطرف کند.<ref>استفتاءات ج۳، ص۲۰۴.</ref>بنابراین، اگر زن در یکی از موارد یاد شده از فرمان شوهرش سرپیچی کند، ناشزه شمرده می‌شود و استحقاق نفقه نخواهد داشت؛<ref>استفتاءات ج۳، ص۲۰۰.</ref><br/>
+
البته نشوز زن باید با دلیل شرعی اثبات شود و تا اثبات نشده نمی‌توان او را از نفقه محروم کرد.<ref>استفتاءات ج۳، ص۱۹۹.</ref>در غیر موارد یاد شده، بر زن واجب نیست از شوهرش اطاعت کند؛ مثلًا اگر شوهرش او را به انجام کارهای خانه یا کارهای شخصی خود فرمان دهد، اطاعت از او بر زن واجب نیست و در صورت سرپیچی، ناشزه شمرده نمی‌شود.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۳۰۵.</ref><br/>
+
  
== مقدار نفقه ==
+
== آیا هزینه مسافرت فرزند نیز جزء نفقه واجب است؟ ==
نفقه از نظر شرعی، مقدار معینی ندارد.<br/>
+
اگر پدر بخواهد فرزند را به همراه خود ببرد طبیعتا نفقه به عهده اش هست، اما اگر فرزند قصد مسافرت داشته باشد، اگر مسافرت واجب و ضروری باشد ( غیر از [[حج]] که در فرض استطاعت شخص واجب میشود) نفقه اش بر عهده پدر است، اما اگر مسافرت تفریحی باشد، به همان مقدار که در منزل پدر دریافت می کرد به عهده پدر است نه بیشتر. و مخارج سفر از موارد نفقه واجب مستثنا است.<br/>
  
== مهم‌ترین موارد نفقه ==
+
== آیا نفقه فرزندخوانده یا اولاد همسر نیز بر مرد واجب است؟ ==
۱. غذا: غذا اساسی‌ترین بخش نفقه را تشکیل می‌دهد که برای ادامه حیات هر فرد ضرورت دارد. معیار در غذا، مقداری است که برای سیر کردن او کافی باشد و در کیفیت و جنس باید به عرف مراجعه کرد. از این رو، آنچه که برای امثال او متعارف است و با مزاج او سازگاری دارد و آنچه که به آن عادت کرده، به گونه‌ای که به ترک آن ضرر می‌بیند باید برایش تهیه شود.<br/>
+
طبیعتا زمانی که یک مرد، کودکی را به فرزندخواندگی خود می پذیرد، یعنی مدعی می شود که تمام شؤون پدری و فرزندی را برای وی مراعات می کند، و قصد سرپرستی و رسیدگی به امور زندگی او را دارد. پس در این مورد شکی نیست که این شخص باید نفقه فرزندخوانده خود را تأمین نماید و اگر در تأمین آن کوتاهی کند، مقصر شناخته شده و عُقلاء او را از کسی که در نفقه اولاد حقیقی خود کوتاهی نموده است مستحق سرزنش بیشتری می دانند. به همین منظور است که امروزه از کسانی که کودکان بی سرپرست را به فرزندی خود می پذیرند، ضمانت و وثیقه های معتبری گرفته می شود تا مطمئن شوند که زندگی این کودک دچار سختی و مضیقه نخواهد شد. <br/>
۲. لباس: در مقدار و جنس لباس، باید عادت امثال او و شهری که در آن ساکن است و همچنین به فصلهایی از سال که به لباس نیاز پیدا می‌کند، ملاک قرار گیرد؛ چون در کمیت، کیفیت و جنس لباس نسبت به این مسائل اختلافی فاحش پیدا می‌شود. اگر زن اهل تجمل و زیباپوشی است و به لباسهای زینتی و تجملی نیاز دارد واجب است که علاوه بر دیگر لباسها، به حسب حال امثال او، برایش تهیه شود.<br/>
+
اما در مورد فرزندان همسر، روشن است که هر فرزندی نفقه اش به عهده ولی خودش است و ناپدری بر فرزند ولایت ندارد. پس اگر زنی با فرزند خود به منزل شوهر جدیدش برود، می تواند نفقه فرزند را از صاحب همان فرزند مطالبه نماید، و حتی در صورت فقدان پدر یا جد پدری، نفقه او به عهده خود مادر است نه ناپدری.<br/>
۳. مسکن: حق مسکن از مهم‌ترین ارکان نفقه است و مرد وظیفه دارد به عنوان سرپرست خانواده برای همسر خود منزلی مناسب و در شأن او برگزیند و آرامش خاطر او را فراهم سازد.<br/>
+
بنابراین، زن حق دارد در خانه‌ای که متناسب و معمول امثال اوست سکونت داده شود؛ حتی می‌تواند از شوهرش خانه‌ای مستقل بخواهد که متعلق به خودش شود و یا برایش اجاره کند.<br/>
+
۴. لوازم خانه: لوازم منزل از مهم‌ترین ضروریات زندگی است که کمیت و کیفیت به عرف و عادت موکول می‌شود. بر این پایه، مجموعه وسایلی که برای تأمین حداقل نیازهای معیشتی زن ضرورت دارد باید برایش تهیه شود.<br/>
+
۵. خدمتکار: اگر زن، از خانواده‌های اشراف -که دارای خدمتکار و کلفت هستند- باشد، مرد باید برایش خدمتکار بگیرد؛ گرچه به بیش از یک نفر نیاز داشته باشد.<br/>
+
۶. هزینه‌های درمانی و بهداشتی: هزینه داروهایی که زن به طور متعارف به آن نیاز دارد و هزینه نظافت و بهداشت فردی او بر عهده شوهر است.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۲۸۱-۲۸۳.</ref><br/>
+
۷. هزینه سفر: مخارج سفر زن اگر بیشتر از مخارج وطن باشد با شوهر نیست، ولی اگر شوهر مایل باشد که زن را سفر ببرد باید خرج سفر او را بدهد.<ref>توضیح المسائل ج۱، ص۳۳۵.</ref><br/>
+
  
== چگونگی پرداخت نفقه ==
+
== نفقه ایتام به عهده کیست؟ ==
پرداخت هزینه خوراک زن به دو صورت است:<br/>
+
نفقه اطفالی که ولیّ و سرپرستی ندارند یا ولی آنان مشخص نیست، شرعا و قانونا به عهده حاکم شرع است. که امروزه موسسات و بنگاه هایی را برای این مهمّ در نظر گرفته اند و اداره بهزیستی و موسسات خیریه به رسیدگی امور این فرزندان اشتغال دارند.<br/>
۱. زن مانند سایر اعضای خانواده و طبق معمول با شوهرش در خانه هم خوراک شود.<br/>
+
۲. شوهر، نفقه را به زن بپردازد.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۳۱۷. </ref><br/>
+
اگر زن و شوهر بر پرداخت نفقه به صورت پول نقد توافق کنند و زن آن را دریافت کند مالکش می‌شود؛ و واجبِ شوهر ساقط می‌گردد و هیچ کدام حق ندارند دیگری را به پرداخت نفقه به صورت پول نقد وادار کنند.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۳۱۸.</ref><br/>
+
  
== صرفه جویی در نفقه‏ ==
+
== نفقه فرزند چه مصادیقی دارد؟ ==
اگر شوهر مخارج چند روز -مثلًا یک هفته یا یک ماه- را به زن بپردازد و این مدت بگذرد و زن آن را برای خود مصرف نکند؛ به این صورت که از جای دیگری غیر از نفقه، مصرف کند، یا کسی مخارج او را بدهد یا زن با صرفه جویی، مقداری از نفقه را پس‌انداز کند، آنچه از نفقه زیاد می‌آید متعلق به زن و ملک اوست و شوهر حق پس گرفتن آن را ندارد.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۳۱۷. </ref><br/>
+
طبعیتا نفقه نسبت به تمام شوؤنی که برای حیات فرزند ضرورت دارند واجب است. خوراک و پوشاک و مسکن، اولیات یک نفقه هستند. و بعد از آن می توان به هزینه های درمانی نیز اشاره کرد. <br/>
 +
اما میزان و شاخصی که بتوان بر اساس آن هم مصادیق را تعیین نمود و هم حد و حدود آنها را بیان کرد، چیزی جز عرف و سطح زندگی فرزند نیست. یعنی محیط و اجتماعی که فرزند در آن زندگی می کند و شأن و جایگاه خانوادگی ای که دارد در تعریف مصادیق و مقدار نفقه تأثیر گذار است. اگر هم نوعان او از تحصیل نیز بهره مند هستند، پس بر این پدر نیز واجب است لوازم تحصیل فرزند را فراهم کند. و اگر هم نوعان او از سطح رفاه خاصی برخوردار می باشند، پدر موظف است که آن سطح از رفاه را در صورت مصلحت فرزند، فراهم آورد. <br/>
 +
در روایتی از امام صادق علیه السلام، حضرت میزان متعارف نفقه را در زمان خویش و به اقتضای جامعه خویش تعیین می نماید، اگرچه این روایت در مورد نفقه زوجه است اما از این جهت که عرف را تعریف می کند قابل تأمل و بررسی است. «حَدَّثَهُ عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مَا حَقُّ الْمَرْأَهِ عَلَى زَوْجِهَا قَالَ یَسُدُّ جَوْعَتَهَا <ref>( 6)- فی نسخه- جوعها( هامش المصحّحه).</ref> وَ یَسْتُرُ عَوْرَتَهَا وَ لَا یُقَبِّحُ لَهَا وَجْهاً فَإِذَا فَعَلَ ذَلِکَ فَقَدْ وَ اللَّهِ أَدَّى إِلَیْهَا حَقَّهَا قُلْتُ فَالدُّهْنُ قَالَ غِبّاً یَوْمٌ وَ یَوْمٌ لَا قُلْتُ فَاللَّحْمُ قَالَ فِی کُلِّ ثَلَاثَهٍ فَیَکُونُ فِی الشَّهْرِ عَشْرَ مَرَّاتٍ لَا أَکْثَرَ مِنْ ذَلِکَ وَ الصِّبْغُ فِی کُلِّ سِتَّهِ أَشْهُرٍ وَ یَکْسُوهَا فِی کُلِّ سَنَهٍ أَرْبَعَهَ أَثْوَابٍ ثَوْبَیْنِ لِلشِّتَاءِ وَ ثَوْبَیْنِ لِلصَّیْفِ وَ لَا یَنْبَغِی أَنْ یُقْفِرَ <ref>( 7)- فی نسخه- یفرغ( هامش المصحّحه).</ref> بَیْتَهُ مِنْ ثَلَاثَهِ أَشْیَاءَ دُهْنِ الرَّأْسِ وَ الْخَلِّ وَ الزَّیْتِ وَ یَقُوتُهُنَّ بِالْمُدِّ فَإِنِّی أَقُوتُ بِهِ نَفْسِی وَ لْیُقَدِّرْ لِکُلِّ إِنْسَانٍ مِنْهُمْ قُوتَهُ فَإِنْ شَاءَ أَکَلَهُ وَ إِنْ شَاءَ وَهَبَهُ وَ إِنْ شَاءَ تَصَدَّقَ بِهِ وَ لَا تَکُونُ فَاکِهَهٌ عَامَّهٌ إِلَّا أَطْعَمَ عِیَالَهُ مِنْهَا...» <ref>وسائل الشیعه. 27727</ref> شهاب بن عبد ربه می گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم حق زن بر شوهرش چیست؟ حضرت فرمودند شکمش را سیر کند، بدن و عورت او را بپوشاند و کاری نکند که مایه شرمساری و تقبیح زن باشد. پس زمانی که این امور را ادا کرد به خدا قسم که حق زن را ادا نموده است. راوی می پرسد روغن چطور؟ حضرت می فرماید: روزی باشد و روزی نباشد. راوی در مورد گوشت می پرسد، حضرت می فرماید در هر سه روز یک مرتبه کافی است یعنی در کل ماه ده مرتبه نه بیشتر. و خورشت در هر شش ماه یک مرتبه، باید برای او در سال چهار لباس تهیه کند، دو لباس برای زمستان و دو لباس برای تابستان. و نباید منزلش از سه چیز خالی باشد: روغن سر، و سرکه و روغن زیتون. و میزان غذایی که برای آنها تهیه می کند باید یک مُد باشد چرا که من خودم را با یک مُد سیر می کنم. پس به ازاء هر یک نفر از آنان یک مُد غذا در نظر بگیرد بعد از آن خودشان می دانند اگر خواستند بخورند و اگر خواستند ببخشایند و اگر خواستند صدقه اش دهند. و در هر فصلی از میوه عمومی همان فصل برای عیال خود تهیه نماید...<br/>
 +
همان طور که در این روایت می بینیم حضرت، مقدار نفقه را به میزان یک زندگی متوسط در زمان خویش تطبیق می دهد. اما نکته مهمی که حضرت بیان می فرمایند این است که « لا یقبّح لها وجها» یعنی کاری نکند که مایه شرمساری زن شود. در نفقه اصل بر این است که آبروی اهل و عیال محفوظ باشد. یعنی به حدی سخیف یا کم نباشد که مایه شرمساری و سرافکندگی فرزند و همسر گردد. اما در مقابل نیز مراعات حال نفقه دهنده را نیز کرده اند و قرآن کریم در بیان حد و حدود نفقه می فرماید « عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنین» <ref>بقره. 236</ref>‏ یعنی شخص توانگر به میزان توانایی خود نفقه را پرداخت می کند و شخص فقیر نیز به میزان توان خویش متاعی نیکو و متعارف می دهد. این حقی است بر نیکوکاران. می فرماید شخص فقیر نیز به مقدار توانایی خویش نفقه را بپردازد اگرچه نفقه باید متاعی متعارف و در شأن خانواده اش باشد. یعنی خود را به تکلّف نیندازد اما شأن خانواده را نیز رعایت نماید. قرآن کریم به طور کلی در مورد إنفاق چه واجب و چه مستحب قاعده ای را ذکر می کند  و می فرماید چیزی را إنفاق کنید که اگر به خودتان بدهند اکراه از دریافت آن نداشته باشید. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما کَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنا لَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ لا تَیَمَّمُوا الْخَبیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذیهِ إِلاَّ أَنْ تُغْمِضُوا فیهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمید» <ref>بقره. 267</ref> ای کسانی که [[ایمان]] آورده اید از طیبات که کسب کرده اید و از آنچه برایتان از زمین رویانده ایم إنفاق کنید و و به سراغ فاسد و ناپاک از آن برای [[انفاق]] نروید در حالی که خودتان از گرفتن آن پرهیز دارید مگر با دیده تساهل به آن بنگرید، و بدانید که خداوند بی نیاز و ستوده است ( و نیازی به إنفاق شما چه از طیب و چه از خبیث ندارد).<br/>
 +
به طور کل، مصادیق نفقه را امروز کارشناس دادگستری به نسبت شأن و جایگاه اجتماعی منفقٌ علیه تشخیص می دهد. که هم می تواند در تعداد مصادیق متفاوت گردد و هم تناوب قابل توجهی در یک مصداق بین اشخاص مختلف داشته باشد. مثلا نفقه یک فرزند می تواند فقط شامل دو دست لباس در سال، خرج تحصیل در یک مدرسه دولتی، مسکن در حد سرپناه و دو وعده غذایی در روز باشد. و فرزند شخص دیگری، همین مصادیق را در سطحی بالاتر بطلبد. <br/>
 +
اگر بخواهیم مصادیق نفقه فرزند را در حد یک زندگی متعارف در جامعه امروزی ایران اسلامی بسنجیم، می توان به ترتیب اولویت در وجوب و ضرورت، به مصادیقی مانند مسکن، خوراک و پوشاک اشاره کرد. بعد از آن درمان و بهداشت، تحصیل، ورزش، تفریح، و حتی مرکب هم می تواند مصادیق نفقه باشند، که البته وجوب یا استحباب آنها وابسته به شأن منفقٌ علیه و توان و قدرت إنفاق کننده است.<br/>
 +
مسکن باید به نحوی باشد که اولا ایمنی در برابر خطرات بیگانه را تأمین نماید و حریم شخصی و خصوصی برای افراد ایجاد کند و ثانیا در برابر گرما و سرما، محفوظشان بدارد. این نکته نیز حائز اهمیت است که مراد از مسکن، شامل اساسیه و لوازمی که برای زندگی در یک منزل ضروری است مانند فرش یا موکت، وسائل سرمایشی و گرمایشی، سرویس های بهداشتی و حمام، و کلیه وسائلی که برای زندگی در منزل ضرورت دارد می باشد. خوراک ایشان باید به نحو متعارف و از تنوع مقبولی برخوردار باشد. پوشاک هم باید هم از جهت سرما و گرما مناسب فصل بوده و هم از حیث حفظ آبرو، مندرس و کهنه نباشد. وسایل بهداشتی و درمانی نیز باید در حد متعارف و با توجه به توان إنفاق کننده در نظر گرفته شود. امکانات تحصیل اعم از لوازم التحریر و کتاب و امکان رفت و آمد به محل تحصیل نیز باید فراهم آورد.  اینها مصادیقی است که یک زندگی متوسط و حداقلی باید در اختیار فرزند قرار دهد. بقیه موارد مانند امکانات تفریحی یا ورزشی یا مرکب ( که شامل دوچرخه، موتور و ماشین می شود) از جمله موارد مستحبی نفقه فرزند است.<br/>
 +
سوالی که در اینجا به ذهن می رسد این است که هزینه تحصیل تا چه زمانی به عهده پدر است؟ طبیعتا قانون اساسی سن خاصی را برای این مطلب مشخص نموده، که به نسبت عرف جامعه تعریف شده است. مثلا در زمانی که مکتب و مکتبخانه محل تحصیل بود، سن تحصیل تا همان ایام نوجوانی به پایان می رسید و امروزه که نظام جدید درسی حاکم شده است، تا پایان دبیرستان را، مدت زمان وجوب پرداخت نفقه می دانند، زیرا بعد از آن فرزند می تواند تصمیم بگیرد که وارد فضای کار و درآمد شود یا ادامه تحصیل دهد. که در صورت ادامه تحصیل مخارج آن به عهده خود شخص می باشد.<br/>
  
== احکام نفقه ==
+
== آیا إعفاف ( ازدواج کردن) فرزند نیز از مصادیق نفقه واجب است؟ ==
۱. اگر مرد، نفقه زن را ندهد، چه توانایی داشته باشد یا نداشته باشد، مدیون زن است.<ref>توضیح المسائل مسئله ۱۴۱۲.</ref><br/>
+
بین فقها در این زمینه اختلاف است، اما آنچه مشهور فقهاست، [[ازدواج]] از موارد نفقه واجب نیست و به اصل برائت در این زمینه توصل کرده اند. اما در صورتی که بخواهیم عرف را ملاک نفقه واجب و مستحب بدانیم، در مورد نفقه [[ازدواج]] باید بگوییم که امروزه، اکثریت جامعه به [[ازدواج]] درآوردن دختر و تهیه جهیزیه را قطعا به عهده پدر می دانند و در مورد پسر نیز، امداد و کمک جهت ایجاد زمینه [[ازدواج]] را وظیفه خانواده اش می شمارند، اگرچه ممکن است پدری را بخاطر ضعف مالی، از این مورد معاف نمایند. اما آنچه بر اساس قانون اساسی قابل دادخواست و پیگیری باشد در این زمینه وجود ندارد و حتی در مورد دختر هم، تهیه جهیزیه زندگی، شرعا و قانونا به عهده مرد است، و پدر زوجه وظیفه ای ندارد. <br/>
۲. اگر زن در مواردی که اطاعت شوهر لازم است، از او اطاعت نکند، گناهکار است و حق غذا، لباس، منزل و همخوابی ندارد، ولی مهر او از بین نمی‌رود.<ref>توضیح المسائل ج۱، ص۳۳۵.</ref><br/>
+
۳. اگر زنی که از شوهر اطاعت می‌کند، از او خرجی بخواهد، ولی شوهر به او خرجی ندهد، می‌تواند جهت الزام شوهر بر پرداخت نفقه به حاکم شرع و اگر ممکن نباشد به مؤمنان عادل و اگر آن هم ممکن نباشد به دیگران مراجعه کند.<ref>توضیح المسائل ج۱، ص۳۳۵.</ref><br/>
+
۴. اگر الزام شوهر بر دادن نفقه ممکن نباشد، زن می‌تواند در هر روز به اندازه خرجی آن روز، بدون اجازه از مال شوهرش بردارد و اگر چنین کاری ممکن نباشد و زن به ناچار معاش خود را تهیه کند، در موقعی که به تهیه معاش اشتغال دارد، اطاعت شوهر بر او واجب نیست.<ref>توضیح المسائل ج۱، ص۳۳۵.</ref><br/>
+
۵. اگر زن به جهت عذر شرعی یا عقلی مانند حیض، احرام، اعتکاف واجب و بیماری نتواند تمکین کند، یا اگر با اجازه شوهر به سفرِ واجب یا مستحب برود نفقه‌اش از بین نمی‌رود.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۳۱۴.</ref><br/>
+
۶. اگر زن بدون اجازه شوهر به مسافرت مستحب یا مباح برود، یا بدون اجازه او از خانه بیرون رود، نفقه‌اش از بین نمی‌رود.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۳۱۴.</ref>
+
  
== نفقه خویشان و نزدیکان‏ ==
+
== علل سهل انگاری و پرداخت نکردن نفقه اولاد توسط پدران چیست؟ ==
خویشاوندان در اینجا عبارتند از:<br/>
+
رسیدگی به زندگی فرزند و تأمین معاش و حیات وی، از مهمترین اموری است که موجب سلامت جامعه می گردد، چرا که اگر کودک از همان طفولیت با محرومیت زندگی کند، هم از حیث جسمی و هم از جهت روحی و عاطفی دچار اختلالاتی می گردد که جبران آن در بزرگسالی ممکن نیست. پس بسیار مهم است که علل نپرداختن به این واجب الهی در بین مسلمانان به خوبی شناخته شده و حدالمقدور جلوی آن گرفته شود. <br/>
۱. فرزندان و نوه‌ها، اگر چه پایین‌تر روند (مانند نبیره و نتیجه)؛<br/>
+
- فقر پدر اولین عاملی است که می تواند این مسأله را به وجود بیاورد، و خب البته خود فقر عوامل بسیاری دارد که باید در موضوع و جایگاه خودش مورد بررسی قرار گیرد. ولی می توان این مسأله را به عنوان یکی از وخیم ترین پیامدهای فقر عنوان نمود. تأثیری که فقر بر زندگی فرزندان و آینده اجتماعی ایشان می گذارد بسیار قابل توجه است. اگرچه بوده اند کسانی که در همین بستر فقر به بالاترین کمالات انسانی رسیده اند اما استثنائات نباید ملاک [[قضاوت]] قرار گیرد. بلکه واقعیت این است که نوع انسان ها در موقعیت فقر دچار انحراف و اختلال می گردند. <br/>
۲. پدر و مادر و پدربزرگها و مادربزرگها، اگر چه بالاتر روند.<br/>
+
- مورد دوم که البته نتیجه اش همان فقر خواهد بود، اعتیاد سرپرست خانواده است؛ اعتیاد، مثل موریانه ای که درخت را از درون تهی می کند، شخصیت مرد را به تدریج به حدی سست و بی بنیه می گرداند که از هیچ چیز ابایی ندارد و چیزی جزء رفع خماری خود نمی بیند. شخص معتاد اراده خود را برای حفظ خانواده از دست می دهد و زن و فرزند برای او بی اهمیت می شوند.<br/>
نفقه این دو دسته -خواه مرد باشند یا زن، کوچک یا بزرگ، مسلمان یا کافر- به تفصیلی که می‌آید، بر مرد واجب است؛ ولی نفقه دیگر نزدیکان، به ویژه کسانی که از او ارث می‌برند، استحباب دارد.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۳۱۹.</ref><br/>
+
- سومین عامل را می توان، بخل، خودخواهی یا بی عاطفگی ولیّ فرزند دانست. که در روایات نیز به این رذیله اخلاقی از این جهت اشاره شده است و ذکر آن گذشت.<br/>
 +
- عامل چهارم را می توان نگاه غلط به تربیت فرزند دانست. پدران که قائل به سخت گیری و ایجاد شرایط دشوار برای فرزندان خود هستند و توقع دارند که آنان از کودکی با تلاش و سختی بزرگ شوند، معمولا از نفقه دریغ می کنند تا فرزندشان زودتر به استقلال برسد. این نگرش تربیتی نیز گاهی موجب رشد کودک می شود و گاهی کودک را دچار سرخوردگی و انحراف می کند. <br/>
 +
- عامل دیگری هم وجود دارد که البته در مورد سایر اولیاء فرزند مانند جد، صادق است و آن بی تفاوتی و از هم گسیختگی اجتماعی خانواده است. چیزی که در غرب وجود دارد و به جامعه های مستحکم شرقی نیز در حال نفوذ کردن است. تشکیل خانواده های تک سلولی که فقط پدر و مادر و فرزند در آن هستند و ارتباطات گسترده و در هم تنیده فامیلی که در گذشته نه چندان دور، جوامع اسلامی را تشکیل می داد در آن دیده نمی شود. رفع مسئولیت از اقارب و خویشان، پیامدی است که این نحوه زندگی به دنبال خواهد داشت و خلاف نص صریح قرآن و روایات است.<br/>
  
== احکام مربوط به نفقه خویشان ==
+
== راه کار های عملی جهت تحقق این معروف الهی چیست؟ ==
۱. وجوب پرداخت نفقه به نزدیکان دو شرط دارد:<br/>
+
پرداخت نفقه اولاد یکی از معروف های شرعی و عرفی است، که البته به ندرت یافت می شوند خانواده هایی که روند طبیعی زندگی زناشویی را طی کنند و باز هم در این زمینه دچار مشکل باشند. بیشترین مشکل برای وقتی است که مرد و زن از همدیگر جدا می شوند و در زیر یک سقف زندگی نمی کنند. در اینجاست که نفقه اولاد به عنوان اولین [[قربانی]] این نزاع شناخته می شود. که البته طرق قانونی برای حل و فصل این ماجرا شناخته شده و مهیاست.<br/>
الف. نزدیکان، بالفعل فقیر باشند؛ به این معنا که در حال حاضر روزی خود را نداشته باشند.<br/>
+
اما در مواردی که پدر در فرض زندگی مشترک با اهل و عیال خویش، باز هم از پرداخت نفقه امتناع می ورزد، بهترین راه حل مراجعه به مشاوره است. البته مشاوره برای موردی است که منشأ مشکل، فقر نباشد. و الا باید به دنبال راهکاری برای حل آن بود که طبیعتا بعد از آن نفقه هم پرداخت خواهد شد. <br/>
بنابراین، نفقه دادن به کسی که در حال حاضر توانایی تأمین مخارج خود را دارد واجب نیست، اگر چه فقیری باشد که روزیِ سالش را نداشته باشد و گرفتن [[زکات]] و مانند آن برایش جایز باشد<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۳۲۰.</ref><br/>
+
فرض ما در موردی است که پدری، قادر به پرداخت نفقه است ولی از آن امتناع می کند. در روایتی امام صادق علیه السلام از نبی اکرم علیه و آله السلام نقل می کند که حضرت فرمودند « مَلْعُونٌ‏ مَنْ‏ ضَیَّعَ مَنْ یَعُولُ.» <ref>کافی/ جلد 4/ صفحه 12</ref> ملعون است کسی که اهل و عیال خویش را تضییع نماید. یعنی روزی آنان را ضایع کند و به زندگی شان رسیدگی نکند. در روایت دیگری از امام سجاد علیه السلام می خوانیم « أَرْضَاکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَسْبَغُکُمْ عَلَى عِیَالِهِ » <ref>همان</ref> مرضی ترین شما در نزد خداوند، بخشنده ترین و گشایش دهنده ترین تان بر عیال خویش است. روایات زیادی در این زمینه به تشویق و ترغیب مردان در پرداخت نفقه اولاد از اهل بیت علیهم السلام صادر شده است که نشان می دهد خوشبختی مرد در گرو خوشبختی و رضایت خانواده اوست. در روایت دیگری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم « الْمُؤْمِنُ یَأْکُلُ بِشَهْوَهِ أَهْلِهِ وَ الْمُنَافِقُ یَأْکُلُ أَهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ» <ref>همان</ref> مومن به خواست و میل خانواده اش غذا تهیه می کند و منافق، خانواده اش به خواست و میل او غذا می خورند. با وجود این روایات، باز هم اگر کسی در فرض وسعت، از إنفاق بر اهل و عیال خویش امتناع می ورزد باید با مشاوره های پی در پی، به اصلاح رفتار او پرداخت. و مناسب است که زن و فرزندش اش در این زمینه سکوت نکنند به مراجع ذی صلاح مراجعه بفرمایند. اما اگر دست مرد در إنفاق بسته است، خانواده اش باید عفت بخرج داده و مراعات حال او را بنمایند و در این عمل مأجور خواهند بود.<br/>
ب. انسان پس از تأمین مخارج خود و همسر دائمی‌اش، توانایی پرداخت آن را داشته باشد.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۳۲۰.</ref><br/>
+
۲. مخارج نزدیکان، مقدار معیّنی ندارد، بلکه واجب است مخارج آنها را به مقدار کافی از خوراک، پوشاک و مسکن با ملاحظه حال، شأن، زمان و مکان، به گونه‌ای که در نفقه همسر گذشت، بپردازد.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۳۲۱.</ref><br/>
+
۳. نفقه فرزند، بر پدرش واجب است. در صورت نبودن یا فقر پدر، نفقه بر جد پدری واجب است و با نبود و فقر او بر جد مادری واجب می‌شود و همچنین به طور الاقرب فالاقرب، بالاتر می‌رود و با نبود یا عدم توانایی آنها بر مادر فرزند واجب می‌گردد.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۳۲۲.</ref><br/>
+
۴. نفقه اولاد تا وقتی که نتوانند خود را اداره کنند، بر پدر واجب است.<ref>استفتاءات ج ۳، ص۲۳۴.</ref><br/>
+
۵. نفقه پدر و مادر فقیر بر فرزند واجب است. در صورت نبود یا فقر فرزند، نفقه بر نوه آنان واجب است.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۳۲۲. </ref><br/>
+
۶. اگر کسی توانایی مالی پرداخت نفقه به پدر و مادر خود را نداشته باشد، تکلیفی در این باره ندارد.<ref>استفتاءات ج ۳، ص۲۰۳- ۲۰۴.</ref><br/>
+
۷. نفقه برادرها بر انسان واجب نیست.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۲۸۷.</ref><br/>
+
۸. نفقه نزدیکان اگر به موقع پرداخت نشود، دَیْن نیست و جبران نمی‌شود؛ بر خلاف نفقه همسر. برای مثال، اگر پدر مدتی نفقه فرزند را ندهد، فرزند نسبت به آن حق مطالبه ندارد.<ref>استفتاءات ج ۳، ص ۱۹۷- ۱۹۸.</ref><br/>
+
۹. هدیه دادن به خویشاوندان، مستحب است... و شایسته‌تر به این کار پدر و مادر هستند که خداوند بزرگ دستور نیکی به آنان را داده است... و از همه سزاوارتر مادر است که نیکی به او و رابطه با وی بیشتر از پدر تأکید شده است.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۵۴.</ref><br/>
+
۱۰. برتری دادن برخی فرزندان بر برخی دیگر در هدیه دادن، جایز است؛ ولی کراهت دارد و چه بسا اگر موجب فتنه انگیزی و دشمنی و کینه مفسده آور باشد حرام شود. اگر این برتری، مفسده نداشته و برای برخی فرزندان خصوصیتی داشته باشد که رعایت آن اولویت دارد، چه بسا ترجیح داشته باشد. <ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۵۴.</ref><br/>
+
  
== نفقه مملوک  ‏ ==
+
== اخلاق «نفقه» دادن ==
منظور از مملوک، چیزهایی است که در ملکیت انسان قرار دارند، مانند: حیوان و برده.<br/>
+
نیت را می توان اولین و آخرین شرط پذیرش عمل دانست. در هر عملی چه عبادی باشد چه توصلی، نیت است که فاعل را مستحق ثواب می کند. اما اینکه در پرداخت نفقه، نیت را جزء اولین آداب آن بیان کردیم، به این علت است که برخی اعمال به خاطر توصلی بودن، به طور اولیه نیازی به نیت برای تحقق خود ندارند. مانند طهارت از نجاسات که برای انجام [[نماز]] واجب است لکن برای تحقق خود نیازی به قصد قربت ندارد. به همین خاطر معمولا از قصد قربت در آنها غفلت می شود و از روی عادت انجام می شوند. نفقه دادن نیز چنین است. پس اولین اخلاق در پرداخت نفقه این است که مومن با قصد قربت و با نیت الهی و از روی محبت نفقه زن و فرزند خود را پرداخت نماید.<br/>
نفقه مملوک، حتی زنبور عسل و کرم ابریشم، بر مالکش واجب است.<br/>
+
دومین نکته اینکه نفقه را مطابق شأن زن و فرزند خویش قرار دهد. یعنی به حداقل آن اکتفاء نکند و اگر خداوند به روزی او توسعه داد او هم به روزی زن و فرزند خویش توسعه دهد.<br/>
نفقه حیوان، اندازه معینی ندارد. واجب است آنچه حیوان نیاز دارد برایش تهیه شود؛ مانند:<br/>
+
اما از این مطلب نیز نباید غافل باشد که در نفقه دادن اسرافی صورت نگیرد. نفقه باید به اندازه ای باشد که نیاز خانواده را رفع نماید اما اگر به حدی زیاد شد که افراد خانه به [[اسراف]] عادت کرده و قبح این [[گناه]] برای ایشان از بین برود قطعا به ضرر آنهاست و پدر خانواده در این زمینه مقصر است. باید اعضای خانواده را طوری تربیت نمود که قدر نعمات الهی و زحماتی که برای آن کشیده شده است را بدانند و اگرچه بی زحمت به دست خودشان می رسد و مصرف می کنند ولی آگاه باشند که اولا پدر برای این روزی زحمت بسیاری کشیده است و ثانیا شکر نعمت الهی این اقتضاء را دارد که با احترام با نعمات او رفتار کنیم.<br/>
خوردن، آشامیدن و محل استراحت. مالک آن نیز اختیار دارد که به او علف بدهد یا آن را برای چریدن در چراگاه رهایش کند. بر این پایه، اگر حیوان به چریدن (در چراگاه) بسنده کند (و سیر شود) که چه بهتر؛ وگرنه باید به مقدار کفایت به آن حیوان علف دهد.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۲۸۹.</ref><br/>
+
آخرین نکته ای که اینجا به ذهن می رسد این است که نفقه باید مطابق حکمت و از روی منطق انجام گیرد. درست است که در روایات فراوانی توصیه نموده اند که در صورت گشایش روزی، مرد به خانواده خویش هم وسعت دهد و دست ایشان را بازتر بگذارد، لکن نباید از این نکته غافل شد که رفاه بسیار، همیشه هم به نفع فرزندان نیست، و ممکن است گاهی مانع سعی و تلاش ایشان گردد. پول زیاد در دست نوجوانی که هنوز به رشد کافی نرسیده است موجب فساد و انحراف او از همان دوران می گردد. عادت به تجمل گرایی، مهمانی هایی با نیت چشم و هم چشمی ، مصرف زدگی، و بی توجهی به فقرا از آفات ثروت است که انسان باید همواره متوجه نفس خویش در این لغزشگاه ها باشد. <br/>
اگر مالک از دادن نفقه به حیوان- اگر چه به صورت رها کردن و چریدن در چراگاه به قدر کفایت- خودداری ورزد، اجبار می‌شود آن را بفروشد، یا مخارج آن را تأمین کند، یا اگر گوشتش قابل استفاده است آن را ذبح کند.<ref>تحریر الوسیلة ج۲، ص۲۸۹.</ref>
+
  
== منبع ==
+
== اطلاعات بیشتر ==
احکام اقتصادی خانواده ص۳۸-۴۶. <br/>
+
برای جستجو در کتب فقهی در نرم افزارهای نور، می توانید باب های صدقات، نکاح، نفقات، مراجعه نمایید. متأسفانه برخی کتب از اساس به موضوع نفقه در روایات نپرداخته اند و برخی نیز باب مجزایی به آن اختصاص نداده اند بلکه در ضمن یک مطلب مرتبط، احادیثی در این زمینه نیز آورده اند. اما کتب اصلی حدیثی، مانند « من لا یحضر» و نیز « کافی» به صورت مرتب تری به این بحث پرداخته اند. <br/>
 +
در این میان روایات قابل توجهی در مورد تشویق به ترغیب به نفقه وجود دارد که برخی از آن ها در مقاله ذکر گردید. اما در مورد نفقه اولاد روایات فقهی چندانی در دست نیست. و آنچه بیشتر به چشم می خورد، احادیثی است که از نفقه زوجه و ابعاد فقهی آن سوال پرسیده است. با جستجوی کلمه « نفقه» در جامع الاحادیث نور به بیش از سه هزار مورد بر می خورید که در نتیجه جستجو به شما نشان می دهد، اما شاید فقط صد مورد از آن در مورد نفقه زوجه و اقارب باشد. به همین خاطر توصیه می کنیم برای سریع تر رسیدن به مطلب، از جستجوی فهرستی استفاده کنید. حتی می توانید به جای کمک گرفتن از موتور جستجوگر، خودتان فهرست کتب را باز کرده و باب هایی نظیر نکاح و صدقات را به شخصه بررسی نمایید.<br/>
 +
در جستجویی که برای این مقاله صورت گرفته است، کتاب شریف «جامع الاحادیث الشیعه» که به مدد آیت الله بروجردی نگاشته شده، بهترین جمع آوری را در این زمینه انجام داده است. یعنی هم از آوردن احادیث تکراری پرهیز نموده و هم احادیث را به طور جامع گردآوری کرده اند.<br/>
  
== پا نویس ==
+
== کتاب و پایان نامه های مرتبط ==
 +
1- النفقات، ت‍ال‍ی‍ف  اب‍ی  ال‍ح‍س‍ن  ب‍ن  م‍ح‍د ب‍ن  ح‍ب‍ی‍ب  ال‍م‍اوردی ، بیروت انتشارات دار ابن حزم<br/>
 +
2- احکام اولاد در فقه و حقوق، نوشته زهرا حاجی سلطانی، <br/>
 +
http://dl.nlai.ir/UI/13425698-a33b-4903-b447-78cc8db4606d/Catalogue.aspx -3- بررسی تطبیقی آثار و ماهیت ارث و نفقه اطفال طبیعی در حقوق ایران و فقه امامیه [پ‍ای‍ان ن‍ام‍ه ]، نوشته اکرم ازمل <br/>
 +
http://dl.nlai.ir/UI/708d1058-2018-4850-a4cd-c96a5885e823/Catalogue.aspx -4- بررسی تطبیقی نفقه اقارب در حقوق ایران و مصر [پ‍ای‍ان ن‍ام‍ه ]، نگارش الهام جوان بخت <br/>
 +
http://dl.nlai.ir/UI/770f8f7e-7bd8-4048-9eed-7b9f835c0ee2/Catalogue.aspx -5- بررسی حقوق کودکان آزمایشگاهی از منظر فقه و حقوق[پ‍ای‍ان ن‍ام‍ه ]، نگارش الهه چیذری<br/>
 +
6- بررسی فرزندخواندگی در فقه و حقوق، نوشته طیبه سرلک<br/>
 +
7- بررسی فقهی و حقوقی نفقه، نوشته محمد مسعودی نیا، انتشارات بیان الحق<br/>
 +
8- بررسی نفقه اقارب در حقوق موضوعه ایران و فقه حنفی [پ‍ای‍ان ن‍ام‍ه ]/نگارنده فاطمه صمدی مله<br/>
 +
9- جایگاه نفقه در فقه امامیه[پ‍ای‍ان ن‍ام‍ه ]/نگارش حجت پیلوا<br/>
 +
10- حضانت کودک در قانون مدنی و بررسی تطبیقی آن با فقه، نوشته خدیجه فتوحی اردکانی<br/>
 +
11- حضانت و نفقه کودک در فقه اسلام، نگارش زینب معصومی نیک قلب/
 +
http://dl.nlai.ir/UI/155cd00c-e538-40e7-bdce-f3743973862a/Catalogue.aspx -12- حقوق کودک از نظر فقهای شیعه[پ‍ای‍ان ن‍ام‍ه ]/ نگارش ابراهیم سکاکی <br/>
 +
http://dl.nlai.ir/UI/5f93fed0-4894-4c79-9ecd-12a8760e6e5e/Catalogue.aspx -13- نفقه زوجه و فرزندان در تشیع و مذاهب اربعه، نوشته منصوره بنی احمدی <br/>
 +
http://dl.nlai.ir/UI/d1e08023-326c-4349-b872-c3fa5d626394/Catalogue.asp -14- نفقه اقارب در حقوق ایران[پ‍ای‍ان ن‍ام‍ه ]، پژوهشگر مروت عظیمی <br/>
 +
http://dl.nlai.ir/UI/e0b7bd4f-a648-4c66-b586-2f6ae98a1afa/Catalogue.aspx -15- [[انفاق]] از منظر قرآن مجید، نوشته نادعلی خانعلی <br/>
 +
http://dl.nlai.ir/UI/26205152-bd79-4610-88aa-758767892949/Catalogue.aspx <br/>
 +
16- نفقه اولاد، نوشته پروین اسرافیلی، روزنامه مردم سالاری (20/10/82)<br/>
 +
<br/>
 +
<br/>
 +
 
 +
== منابع ==
 +
1. قرآن کریم<br/>
 +
2. قاموس قرآن، بنایی قرشی، علی اکبر، دارالکتب الاسلامیه، 1371<br/>
 +
3. المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، 502 قمری<br/>
 +
4. المبسوط فی فقه الامامیه، شیخ طوسی، 460 قمری<br/>
 +
5. اصول کافی، شیخ کلینی، 329 قمری<br/>
 +
6. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، 1104<br/>
 +
7. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران<br/>
 +
 
 +
== پانویس ==
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.wikifeqh.ir ویکی فقه] - تاریخ برداشت: 95/02/26 </span></div>
+
 
<br />
+
  
 
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق معروف]]
 
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق معروف]]
 +
[[رده:معروف خانوادگی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۲۹

پرداخت نفقه به اولاد

نویسنده: کاظم شمس اللهی
تهیه و تدوین:پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-12-10-95

معنای لغوی و اصطلاحی «نفقه»

نفقه در لغت به معنای، هزینه یا خرج و اخراجات مالی است. قاموس قرآن در تعریف آن می نویسد: «اصل نفق به معنای خروج است، و در ذیل آیه 3 سوره بقره می فرماید، انفاق، اخراج مال است. «انفق ماله» یعنی مالش را از ملک خویش خارج کرد... و نفقه: آنچه خرج و مصرف می شود» [۱] صاحب مفردات نیز در تعریف این واژه می گوید: « نفق الشیء: مضی و نَفِد... و إما بالفناء نحو: نفقت الدراهم تُنفَقُ و انفقتُها... والنفقه إسم لما ینفق.» [۲] نفَقَ یعنی از دست رفتن و فانی شدن و... از دست رفتن شی گاهی به فانی شدن آن است مانند این جمله: درهمها را انفاق کرد پس دراهم انفاق شدند و آنها را انفاق کردم... و نفقه اسم آن چیزی است که انفاق می شود.
اما در اصطلاح به آن مال و هزینه ای می گویند که برای امورات زندگی استفاده خواهد شد و از شخص توانا به شخص ضعیف و ناتوان تعلق خواهد گرفت. دهخدا در لغتنامه خود می نویسد « آنچه صرف هزینه عیال و اولاد کنند، هزینه زندگی زن و فرزندان، روزی و مایحتاج معاش» [۳] مثلا بر عهده مرد است که نفقه همسر و فرزندان خویش را که نوعا توان کسب مال ندارند بپردازد و همچنین بر عهده فرزند است که نفقه پدر پیر خویش را در صورت عدم توانایی مالی، پرداخت نماید.

آیات نفقه فرزند در قرآن کریم

« و اولوا الارحام بعضهم اولی ببعضٍ» [۴] و خویشاوندان بعضی نسبت به بعضی دیگر سرپرستی دارند.
« و علی المولود له رزقهنّ و کسوتهنّ بالمعروف» [۵] و بر عهده کسی که صاحب فرزند است، خوراک و پوشاک مادر فرزند در حد معروف جامعه می باشد.
البته این آیه دوم به دلیل التزامی و عقلی دلالت بر وجوب نفقه فرزند دارد. زیرا آیه در مورد جایی است که زن و مرد از یکدیگر جدا شده اند. می فرماید اگر مرد می خواهد که فرزندش دو سال کامل از سینه مادر تغذیه نماید، پس باید نفقه مادر فرزند را در حد خوراک و پوشاک عطا کند و این إنفاق باید در حد عرف جامعه مقبول باشد. از این سخن می توان نتیجه گرفت که إنفاق اولاد را مفروغ عنه گرفته است. یعنی إنفاق به مادر، بخاطر ضرورت إنفاق به فرزند است. و الا مادر به علت طلاق و جدایی حقی نسبت به نفقه ندارد.

فلسفه نفقه چیست؟

إنفاق کلمه ای است که بار معنایی مثبتی دارد و معنای « نیکوکاری» را با خود حمل می کند. « نفقه» نیز به معنای چیزی است که پرداخت می شود، یعنی از سر نیکی و خوبی پرداخت می گردد. اگرچه پرداخت آن واجب باشد. فلسفه وجود این حکم را می توان در بقاء خانواده و رشد فرزندان دانست. اگر پدری حس کند که هیچ لزومی بر تأمین همسر یا فرزندان خویش ندارد رغبت وی برای به زحمت انداختن خویش کم خواهد شد. این مسأله در نفقه اولاد ظهور و بروز چندانی ندارد، چون مهر و عاطفه پدری این اقتضاء را دارد که پدر همواره تلاش خویش را برای تأمین بیشترین رفاه برای زندگی فرزندان خود انجام دهد. اما در رابطه با همسر که اختلافات و مشاجرات بعضا ممکن است زمینه کدورت گردد و مرد ممکن است به هر دلیلی رغبتی به تأمین معاش و حیات همسر خویش نداشته باشد، اگر لزومی هم بر این امر نبیند، بنیان خانواده سست خواهد شد و زن به دنبال تأمین نیازهای خود از راه های دیگری خواهد افتاد و همچنین منزل که محل آرامش مرد و فرزندان است به محل جنگ و ناملایمات بدل خواهد گشت. و این از اساس نقض غرض از تشکیل خانواده خواهد بود. زیرا وجوب نفقه در مقابل وجوب اطاعت زن از همسر خویش، به نوعی ضمانت این پیمان است. و روشن است عدم تأمین لوازم زندگی همسر توسط مرد، موجب دوری و از هم گسیختگی خانواده خواهد شد. و زن را به فساد خواهد کشاند. همچنین موجب رغبت وی به بقاء در خانه همسر خود می شود. زیرا منزل همسر تنها جایی است که تأمین معاش وی در آن واجب است.
به طور کل فلسفه وجوب نفقه را در خانواده چه نسبت به فرزندان و پدران و مادران و چه نسبت به همسر، می توان حفظ حریم خانواده، حفظ عزت بزرگان و کهنسالان که حق بزرگی به گردن انسان دارند و نیز همبستگی و تعاون خانوادگی دانست. فلسفه وجوب نفقه این است که فرزندان زمینه رشد و تحصیل و زندگی بهتری را تا زمانی که به استقلال و رشد برسند داشته باشند و از همان نوجوانی به دنبال تأمین مالی زندگی خویش نروند. همچنین اگر یک خانواده خود را نسبت به اعضای اصلی خویش مسئول بداند و موظف به تأمین نیازهای حیاتی یکدیگر باشند، در صورت بروز مشکل و نیاز مالی، این مشکل در بین خودشان حل خواهد شد و به بدنه جامعه آسیب جدی وارد نخواهد کرد. هر گدایی به قطع خانواده ای دارد که او را رها کرده اند و کم هستند کسانی که واقعا از بستگان محروم می باشند. اگر پدر دست فرزند فقیر خویش را بگیرد و فرزند هم خود را ملزم به تأمین زندگی پدر فقیر خویش بداند، بسیاری از مشکلات اجتماعی به همین طریق حل خواهند شد و دامنه آسیب آنها فراگیر نخواهد بود.

نفقه از منظر اخلاق

إنفاق، به هر صورت که باشد، چه واجب و چه مستحب، یک فعل اخلاقی است. یعنی نفس را از تعلقات مادی رها می کند. روایات زیادی در تشویق به وسعت بخشی به زندگی اهل و عیال از ائمه معصومین علیهم السلام وارد شده است.
نفس به خودی خود میل به بخل و تنگ دستی دارد، و سعی می کند همه چیز را برای خودش یا کسانی که بیشترین تعلق را به او دارند مصرف کند. حالت بخل نفس، گاهی به حدی می رسد که شخص از انفاق به زن و فرزند خویش نیز دریغ می کند. در روایتی معمّر بن خلاد از حضرت امام کاظم علیه السلام نقل می کند: « یَنْبَغِی لِلرَّجُلِ أَنْ یُوَسِّعَ عَلَى عِیَالِهِ لِئَلَّا یَتَمَنَّوْا مَوْتَهُ وَ تَلَا هَذِهِ الْآیَهَ وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً [۶] قَالَ الْأَسِیرُ عِیَالُ الرَّجُلِ یَنْبَغِی إِذَا زِیدَ فِی النِّعْمَهِ أَنْ یَزِیدَ أُسَرَاءَهُ فِی السَّعَهِ عَلَیْهِمْ » [۷] شایسته است که مرد به حدی به زندگی اهل و عیال خویش توسعه دهد که آرزوی مرگ وی را نکنند، و حضرت آین آیه شریفه را تلاوت کردند « و به مسکین و یتیم و اسیر اطعام می کنند، در حالی که این عمل ایشان از روی محبت شان به خداوند است» و فرمودند منظور از اسیر خانواده مرد است، پس سزاوار است زمانی که نعمت بر مرد زیاد گشت، بر خانواده خود نیز گشایش دهد و بیشتر به ایشان انفاق کند.
در ابتدای سوره مبارکه بقره، خداوند متعال صفات مومنین را برمی شمارد. در آیه سوم، سومین نشانه مومنین را انفاق از آنچه خدا روزی ایشان کرده است بیان می دارد. انفاق و گذشت از مال، از آن جهت نشانه ایمان است که تا انسان باور به قیامت و برگشت مضاعف آنچه انفاق می کند در قیامت نداشته باشد دست به این عمل نخواهد زد. اما إنفاق باید در راه خداوند صورت گیرد. و انفاق به اولاد نیز زمینه ای برای عمل مومنانه است، و بدون قصد قربت و نیت صادقه، محقق نخواهد شد.
در رابطه با فرزند، انفاق اولا یک وظیفه شرعی و ثانیا یک عمل اخلاقی است. اگرچه برای کثیری از مردان پرداخت نفقه فرزندان امری پسندیده و راحت است و نوعا برای وسعت بخشی به آنان تلاش می کنند، اما این نکته مانع اخلاقی بودن آن نمی شود. زیرا هستند کسانی که بخل، آنان را به جایی رسانده است که از خانواده خود نیز دریغ می کنند و حتی برای خودشان هم چیزی مصرف نمی کنند. اما از این نکته نیز نباید غفلت کرد که فعل اخلاقی شروط دیگری نیز دارد و باید منطبق بر حکمت و با نیت الهی صورت گیرد. یعنی صرف انفاق به اولاد موجب اخلاقی بودن آن نمی شود. زیرا اولا باید مصلحت فرزند را در مالی که در اختیارش قرار می گیرد رعایت کنیم و بر اساس حکمت إنفاق نماییم، و ثانیا نیت ما از انفاق ایجاد زمینه رشد و تعالی فرزندان و رسیدن به کمال الهی آنان باشد.
نفقه از چه کسی و به چه کسانی تعلق می گیرد؟
نفقه در شریعت اسلام به عهده مرد است یعنی اولا از واجبات جنس مذکر است و بر جنس مونث واجب نیست، مگر در نفقه اولاد در صورتی که پدر و جد پدری حاضر و قادر نباشند. اما کسانی که نفقه برای آنان واجب است دو دسته هستند: یکی همسر دائم و دیگری اقارب و خویشان. و مراد از اقارب و خویشان در اینجا دو دسته هستند، یکی فرزندان و نوه ها و هرچه پایین تر روند، و دیگری پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگ و هرچه بالاتر روند. نفقه این دو دسته بر مرد مسلمان واجب است. و نفقه سایر اقارب نیز مستحب است. مخصوصا کسانی که وارث وی می باشند.

نفقه فرزند به عهده کیست؟

نفقه فرزند اولا به عهده پدر او می باشد. و در صورتی که وی حاضر یا قادر بر إنفاق نبود، نفقه فرزند به عهده جد پدری است و بعد از او بر پدربزرگ پدر فرزند واجب است. و اگر ایشان هم حاضر یا قادر نبودند، نفقه فرزند به عهده مادر فرزند است. و در صورت اعسار مادر نیز، به عهده مادربزرگ پدری و بعد از ایشان به عهده پدربزرگ مادری و مادربزرگ مادری فرزند است.
اما تمام این موارد و مراتب زمانی است که فرزند مالی از خود نداشته باشد. و الا نفقه اش از مال خودش پرداخت خواهد شد و بر عهده شخص دیگری نیست.

شرائط وجوب نفقه فرزند بر پدر چیست؟

پدر در صورتی که اضافه بر قوت روزانه خود مالی داشته باشد یا قادر بر کسب مال باشد، نفقه فرزند بر او واجب است. و علت اینکه خود پدر مقدم داشته می شود و سپس اگر چیزی باقی بماند به فرزند می رسد، روایتی است که از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل شده است: « جاء رجل الی النبی فقال له معی دینار، فقال أنفقه علی نفسک، قال معی آخر، قال أنفقه علی وَلَدک...» [۸] شخصی نزد پیامبر اکرم علیه و آله السلام آمد و عرض کرد که دیناری دارم، (چگونه آن را انفاق کنم؟) حضرت فرمودند که آن را برای خودت مصرف کن. گفت دینار دیگری دارم، فرمودند برای فرزندت خرج نما...
روایات دیگری نیز در مقابل روایت فوق وجود دارند که ائمه علیهم السلام، مادر را مقدم در انفاق نموده اند و بعد از آن پدر و بعد خود شخص و عیال او را ذکر کرده اند. [۹] اما وجه جمع این روایات در این است که ظاهرا در جایی که وجود مادر و پدر مقدم داشته شده است از فضیلت انفاق سخن می گویند، ولی در جایی که إنفاق را از خود شخص آغاز می کنند، ناظر به مراتب وجوب إنفاق هستند. والله اعلم.
البته این مطلب موید به دلیل عقلی نیز هست. زیرا عُقلا درک می کنند که شخص ابتداءً باید نفس خویش را حفظ نماید و سپس به فکر عیال خود باشد. لکن در تحقق وجوب، همین مقدار که شخص نوعا قادر به کسب مال است کفایت می کند، و اگر کوتاهی و تنبلی نماید شرعا مسئول بوده و ترک واجب نموده است. و از لحاظ کیفری از سه ماه و یک روز تا پنج ماه مجازات حبس برای آن در نظر گرفته شده است. [۱۰]

شرائط فرزندی که نفقه او بر پدر واجب است چیست؟

در شرع و قانون، سن مشخصی برای وجوب پرداخت نفقه به فرزندان معین نشده است، و عرفا تا زمانی که فرزند دارای شغل و درآمد کافی نبوده و به استقلال نرسیده باشد نفقه اش به عهده پدر است. اما بر اساس قانون، فرزند مذکر فقط تا سن 18 سالگی می تواند مطالبه و دادخواست مبنی بر دریافت نفقه داشته باشد. اما فرزند مونث، تا زمان ازدواج می تواند مطالبه نفقه نماید. برخی می گویند به همین دلیل است که اذن ازدواج دختر نیز به دست ولیّ اوست، یعنی مادامی که اجازه ازدواج به او ندهد باید نفقه وی را پرداخت کند. و اما دختر بعد از ازدواج اگر طلاق بگیرد، حق مطالبه نفقه معوقه را ندارد.
شیخ طوسی، در شرایط فرزندی که نفقه اش بر پدر واجب است می گوید: معسِر و ناتوان از کسب درآمد باشد و ناتوانی او به چند صورت متصور است، یا ناقص الخلقه است و توان کار ندارد اگرچه عقل داشته باشد. یا ناقص الاحکام است و قلم بر او جاری نمی شود یعنی صغیر است و هنوز به سنی نرسیده است که معاملات وی مشروع باشد. ( مستقل نشده است) و یا هم ناقص الاحکام است و هم ناقص الخلقه. مانند فرزند مجنون. [۱۱]
اما به طور کل، فقها یک ملاک را برای وجوب نفقه فرزند (اقارب) ذکر کرده اند و آن فقر است؛ و بعد از آن تفاوتی نمی کند که فرزند به سن بلوغ رسیده باشد یا خیر، رشید باشد یا سفیه، مجرد باشد یا متأهل. اما فیض کاشانی در مفاتیح الشرایع خود می گوید « عجز و ناتوانی از کسب هم شرط است، زیرا اگر این شرط را نپذیریم، و قائل به وجوب مطلق پرداخت نفقه شویم، موجب تنبلی و سد راه کسب و کار فرزند می شود.» [۱۲] در صورت فقر فرزند و غنا و قدرت پدر، نفقه بر پدر واجب است. می توان گفت که نفقه از شخص غنی به شخص فقیر چه پدر باشد چه فرزند واجب می گردد و این قاعده، طرفینی است.
در وجوب نفقه نیز فرقی بین فرزند مشروع و نامشروع نیست و به صرف اثبات رابطه أبوت و بنوّت، نفقه به عهده پدر واجب است. [۱۳]

آیا مخارج اعتیاد نیز از مصادیق نفقه است؟

روشن است که اعتیاد، انحراف فرزند است و مخارج انحرافات او شرعا حرام است چه خودش پرداخت کند چه ولیّ او بپردازد. و واضح است که مخارج حرام بر عهده پدر واجب نیست. اما بر فرض اعتیاد، مخارج اصلاح و درمان او به عهده ولیّ اوست اگر حقیقتا قصد اصلاح داشته باشد و امید به درمان او برود.

آیا هزینه مسافرت فرزند نیز جزء نفقه واجب است؟

اگر پدر بخواهد فرزند را به همراه خود ببرد طبیعتا نفقه به عهده اش هست، اما اگر فرزند قصد مسافرت داشته باشد، اگر مسافرت واجب و ضروری باشد ( غیر از حج که در فرض استطاعت شخص واجب میشود) نفقه اش بر عهده پدر است، اما اگر مسافرت تفریحی باشد، به همان مقدار که در منزل پدر دریافت می کرد به عهده پدر است نه بیشتر. و مخارج سفر از موارد نفقه واجب مستثنا است.

آیا نفقه فرزندخوانده یا اولاد همسر نیز بر مرد واجب است؟

طبیعتا زمانی که یک مرد، کودکی را به فرزندخواندگی خود می پذیرد، یعنی مدعی می شود که تمام شؤون پدری و فرزندی را برای وی مراعات می کند، و قصد سرپرستی و رسیدگی به امور زندگی او را دارد. پس در این مورد شکی نیست که این شخص باید نفقه فرزندخوانده خود را تأمین نماید و اگر در تأمین آن کوتاهی کند، مقصر شناخته شده و عُقلاء او را از کسی که در نفقه اولاد حقیقی خود کوتاهی نموده است مستحق سرزنش بیشتری می دانند. به همین منظور است که امروزه از کسانی که کودکان بی سرپرست را به فرزندی خود می پذیرند، ضمانت و وثیقه های معتبری گرفته می شود تا مطمئن شوند که زندگی این کودک دچار سختی و مضیقه نخواهد شد.
اما در مورد فرزندان همسر، روشن است که هر فرزندی نفقه اش به عهده ولی خودش است و ناپدری بر فرزند ولایت ندارد. پس اگر زنی با فرزند خود به منزل شوهر جدیدش برود، می تواند نفقه فرزند را از صاحب همان فرزند مطالبه نماید، و حتی در صورت فقدان پدر یا جد پدری، نفقه او به عهده خود مادر است نه ناپدری.

نفقه ایتام به عهده کیست؟

نفقه اطفالی که ولیّ و سرپرستی ندارند یا ولی آنان مشخص نیست، شرعا و قانونا به عهده حاکم شرع است. که امروزه موسسات و بنگاه هایی را برای این مهمّ در نظر گرفته اند و اداره بهزیستی و موسسات خیریه به رسیدگی امور این فرزندان اشتغال دارند.

نفقه فرزند چه مصادیقی دارد؟

طبعیتا نفقه نسبت به تمام شوؤنی که برای حیات فرزند ضرورت دارند واجب است. خوراک و پوشاک و مسکن، اولیات یک نفقه هستند. و بعد از آن می توان به هزینه های درمانی نیز اشاره کرد.
اما میزان و شاخصی که بتوان بر اساس آن هم مصادیق را تعیین نمود و هم حد و حدود آنها را بیان کرد، چیزی جز عرف و سطح زندگی فرزند نیست. یعنی محیط و اجتماعی که فرزند در آن زندگی می کند و شأن و جایگاه خانوادگی ای که دارد در تعریف مصادیق و مقدار نفقه تأثیر گذار است. اگر هم نوعان او از تحصیل نیز بهره مند هستند، پس بر این پدر نیز واجب است لوازم تحصیل فرزند را فراهم کند. و اگر هم نوعان او از سطح رفاه خاصی برخوردار می باشند، پدر موظف است که آن سطح از رفاه را در صورت مصلحت فرزند، فراهم آورد.
در روایتی از امام صادق علیه السلام، حضرت میزان متعارف نفقه را در زمان خویش و به اقتضای جامعه خویش تعیین می نماید، اگرچه این روایت در مورد نفقه زوجه است اما از این جهت که عرف را تعریف می کند قابل تأمل و بررسی است. «حَدَّثَهُ عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مَا حَقُّ الْمَرْأَهِ عَلَى زَوْجِهَا قَالَ یَسُدُّ جَوْعَتَهَا [۱۴] وَ یَسْتُرُ عَوْرَتَهَا وَ لَا یُقَبِّحُ لَهَا وَجْهاً فَإِذَا فَعَلَ ذَلِکَ فَقَدْ وَ اللَّهِ أَدَّى إِلَیْهَا حَقَّهَا قُلْتُ فَالدُّهْنُ قَالَ غِبّاً یَوْمٌ وَ یَوْمٌ لَا قُلْتُ فَاللَّحْمُ قَالَ فِی کُلِّ ثَلَاثَهٍ فَیَکُونُ فِی الشَّهْرِ عَشْرَ مَرَّاتٍ لَا أَکْثَرَ مِنْ ذَلِکَ وَ الصِّبْغُ فِی کُلِّ سِتَّهِ أَشْهُرٍ وَ یَکْسُوهَا فِی کُلِّ سَنَهٍ أَرْبَعَهَ أَثْوَابٍ ثَوْبَیْنِ لِلشِّتَاءِ وَ ثَوْبَیْنِ لِلصَّیْفِ وَ لَا یَنْبَغِی أَنْ یُقْفِرَ [۱۵] بَیْتَهُ مِنْ ثَلَاثَهِ أَشْیَاءَ دُهْنِ الرَّأْسِ وَ الْخَلِّ وَ الزَّیْتِ وَ یَقُوتُهُنَّ بِالْمُدِّ فَإِنِّی أَقُوتُ بِهِ نَفْسِی وَ لْیُقَدِّرْ لِکُلِّ إِنْسَانٍ مِنْهُمْ قُوتَهُ فَإِنْ شَاءَ أَکَلَهُ وَ إِنْ شَاءَ وَهَبَهُ وَ إِنْ شَاءَ تَصَدَّقَ بِهِ وَ لَا تَکُونُ فَاکِهَهٌ عَامَّهٌ إِلَّا أَطْعَمَ عِیَالَهُ مِنْهَا...» [۱۶] شهاب بن عبد ربه می گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم حق زن بر شوهرش چیست؟ حضرت فرمودند شکمش را سیر کند، بدن و عورت او را بپوشاند و کاری نکند که مایه شرمساری و تقبیح زن باشد. پس زمانی که این امور را ادا کرد به خدا قسم که حق زن را ادا نموده است. راوی می پرسد روغن چطور؟ حضرت می فرماید: روزی باشد و روزی نباشد. راوی در مورد گوشت می پرسد، حضرت می فرماید در هر سه روز یک مرتبه کافی است یعنی در کل ماه ده مرتبه نه بیشتر. و خورشت در هر شش ماه یک مرتبه، باید برای او در سال چهار لباس تهیه کند، دو لباس برای زمستان و دو لباس برای تابستان. و نباید منزلش از سه چیز خالی باشد: روغن سر، و سرکه و روغن زیتون. و میزان غذایی که برای آنها تهیه می کند باید یک مُد باشد چرا که من خودم را با یک مُد سیر می کنم. پس به ازاء هر یک نفر از آنان یک مُد غذا در نظر بگیرد بعد از آن خودشان می دانند اگر خواستند بخورند و اگر خواستند ببخشایند و اگر خواستند صدقه اش دهند. و در هر فصلی از میوه عمومی همان فصل برای عیال خود تهیه نماید...
همان طور که در این روایت می بینیم حضرت، مقدار نفقه را به میزان یک زندگی متوسط در زمان خویش تطبیق می دهد. اما نکته مهمی که حضرت بیان می فرمایند این است که « لا یقبّح لها وجها» یعنی کاری نکند که مایه شرمساری زن شود. در نفقه اصل بر این است که آبروی اهل و عیال محفوظ باشد. یعنی به حدی سخیف یا کم نباشد که مایه شرمساری و سرافکندگی فرزند و همسر گردد. اما در مقابل نیز مراعات حال نفقه دهنده را نیز کرده اند و قرآن کریم در بیان حد و حدود نفقه می فرماید « عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنین» [۱۷]‏ یعنی شخص توانگر به میزان توانایی خود نفقه را پرداخت می کند و شخص فقیر نیز به میزان توان خویش متاعی نیکو و متعارف می دهد. این حقی است بر نیکوکاران. می فرماید شخص فقیر نیز به مقدار توانایی خویش نفقه را بپردازد اگرچه نفقه باید متاعی متعارف و در شأن خانواده اش باشد. یعنی خود را به تکلّف نیندازد اما شأن خانواده را نیز رعایت نماید. قرآن کریم به طور کلی در مورد إنفاق چه واجب و چه مستحب قاعده ای را ذکر می کند و می فرماید چیزی را إنفاق کنید که اگر به خودتان بدهند اکراه از دریافت آن نداشته باشید. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما کَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنا لَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ لا تَیَمَّمُوا الْخَبیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذیهِ إِلاَّ أَنْ تُغْمِضُوا فیهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمید» [۱۸] ای کسانی که ایمان آورده اید از طیبات که کسب کرده اید و از آنچه برایتان از زمین رویانده ایم إنفاق کنید و و به سراغ فاسد و ناپاک از آن برای انفاق نروید در حالی که خودتان از گرفتن آن پرهیز دارید مگر با دیده تساهل به آن بنگرید، و بدانید که خداوند بی نیاز و ستوده است ( و نیازی به إنفاق شما چه از طیب و چه از خبیث ندارد).
به طور کل، مصادیق نفقه را امروز کارشناس دادگستری به نسبت شأن و جایگاه اجتماعی منفقٌ علیه تشخیص می دهد. که هم می تواند در تعداد مصادیق متفاوت گردد و هم تناوب قابل توجهی در یک مصداق بین اشخاص مختلف داشته باشد. مثلا نفقه یک فرزند می تواند فقط شامل دو دست لباس در سال، خرج تحصیل در یک مدرسه دولتی، مسکن در حد سرپناه و دو وعده غذایی در روز باشد. و فرزند شخص دیگری، همین مصادیق را در سطحی بالاتر بطلبد.
اگر بخواهیم مصادیق نفقه فرزند را در حد یک زندگی متعارف در جامعه امروزی ایران اسلامی بسنجیم، می توان به ترتیب اولویت در وجوب و ضرورت، به مصادیقی مانند مسکن، خوراک و پوشاک اشاره کرد. بعد از آن درمان و بهداشت، تحصیل، ورزش، تفریح، و حتی مرکب هم می تواند مصادیق نفقه باشند، که البته وجوب یا استحباب آنها وابسته به شأن منفقٌ علیه و توان و قدرت إنفاق کننده است.
مسکن باید به نحوی باشد که اولا ایمنی در برابر خطرات بیگانه را تأمین نماید و حریم شخصی و خصوصی برای افراد ایجاد کند و ثانیا در برابر گرما و سرما، محفوظشان بدارد. این نکته نیز حائز اهمیت است که مراد از مسکن، شامل اساسیه و لوازمی که برای زندگی در یک منزل ضروری است مانند فرش یا موکت، وسائل سرمایشی و گرمایشی، سرویس های بهداشتی و حمام، و کلیه وسائلی که برای زندگی در منزل ضرورت دارد می باشد. خوراک ایشان باید به نحو متعارف و از تنوع مقبولی برخوردار باشد. پوشاک هم باید هم از جهت سرما و گرما مناسب فصل بوده و هم از حیث حفظ آبرو، مندرس و کهنه نباشد. وسایل بهداشتی و درمانی نیز باید در حد متعارف و با توجه به توان إنفاق کننده در نظر گرفته شود. امکانات تحصیل اعم از لوازم التحریر و کتاب و امکان رفت و آمد به محل تحصیل نیز باید فراهم آورد. اینها مصادیقی است که یک زندگی متوسط و حداقلی باید در اختیار فرزند قرار دهد. بقیه موارد مانند امکانات تفریحی یا ورزشی یا مرکب ( که شامل دوچرخه، موتور و ماشین می شود) از جمله موارد مستحبی نفقه فرزند است.
سوالی که در اینجا به ذهن می رسد این است که هزینه تحصیل تا چه زمانی به عهده پدر است؟ طبیعتا قانون اساسی سن خاصی را برای این مطلب مشخص نموده، که به نسبت عرف جامعه تعریف شده است. مثلا در زمانی که مکتب و مکتبخانه محل تحصیل بود، سن تحصیل تا همان ایام نوجوانی به پایان می رسید و امروزه که نظام جدید درسی حاکم شده است، تا پایان دبیرستان را، مدت زمان وجوب پرداخت نفقه می دانند، زیرا بعد از آن فرزند می تواند تصمیم بگیرد که وارد فضای کار و درآمد شود یا ادامه تحصیل دهد. که در صورت ادامه تحصیل مخارج آن به عهده خود شخص می باشد.

آیا إعفاف ( ازدواج کردن) فرزند نیز از مصادیق نفقه واجب است؟

بین فقها در این زمینه اختلاف است، اما آنچه مشهور فقهاست، ازدواج از موارد نفقه واجب نیست و به اصل برائت در این زمینه توصل کرده اند. اما در صورتی که بخواهیم عرف را ملاک نفقه واجب و مستحب بدانیم، در مورد نفقه ازدواج باید بگوییم که امروزه، اکثریت جامعه به ازدواج درآوردن دختر و تهیه جهیزیه را قطعا به عهده پدر می دانند و در مورد پسر نیز، امداد و کمک جهت ایجاد زمینه ازدواج را وظیفه خانواده اش می شمارند، اگرچه ممکن است پدری را بخاطر ضعف مالی، از این مورد معاف نمایند. اما آنچه بر اساس قانون اساسی قابل دادخواست و پیگیری باشد در این زمینه وجود ندارد و حتی در مورد دختر هم، تهیه جهیزیه زندگی، شرعا و قانونا به عهده مرد است، و پدر زوجه وظیفه ای ندارد.

علل سهل انگاری و پرداخت نکردن نفقه اولاد توسط پدران چیست؟

رسیدگی به زندگی فرزند و تأمین معاش و حیات وی، از مهمترین اموری است که موجب سلامت جامعه می گردد، چرا که اگر کودک از همان طفولیت با محرومیت زندگی کند، هم از حیث جسمی و هم از جهت روحی و عاطفی دچار اختلالاتی می گردد که جبران آن در بزرگسالی ممکن نیست. پس بسیار مهم است که علل نپرداختن به این واجب الهی در بین مسلمانان به خوبی شناخته شده و حدالمقدور جلوی آن گرفته شود.
- فقر پدر اولین عاملی است که می تواند این مسأله را به وجود بیاورد، و خب البته خود فقر عوامل بسیاری دارد که باید در موضوع و جایگاه خودش مورد بررسی قرار گیرد. ولی می توان این مسأله را به عنوان یکی از وخیم ترین پیامدهای فقر عنوان نمود. تأثیری که فقر بر زندگی فرزندان و آینده اجتماعی ایشان می گذارد بسیار قابل توجه است. اگرچه بوده اند کسانی که در همین بستر فقر به بالاترین کمالات انسانی رسیده اند اما استثنائات نباید ملاک قضاوت قرار گیرد. بلکه واقعیت این است که نوع انسان ها در موقعیت فقر دچار انحراف و اختلال می گردند.
- مورد دوم که البته نتیجه اش همان فقر خواهد بود، اعتیاد سرپرست خانواده است؛ اعتیاد، مثل موریانه ای که درخت را از درون تهی می کند، شخصیت مرد را به تدریج به حدی سست و بی بنیه می گرداند که از هیچ چیز ابایی ندارد و چیزی جزء رفع خماری خود نمی بیند. شخص معتاد اراده خود را برای حفظ خانواده از دست می دهد و زن و فرزند برای او بی اهمیت می شوند.
- سومین عامل را می توان، بخل، خودخواهی یا بی عاطفگی ولیّ فرزند دانست. که در روایات نیز به این رذیله اخلاقی از این جهت اشاره شده است و ذکر آن گذشت.
- عامل چهارم را می توان نگاه غلط به تربیت فرزند دانست. پدران که قائل به سخت گیری و ایجاد شرایط دشوار برای فرزندان خود هستند و توقع دارند که آنان از کودکی با تلاش و سختی بزرگ شوند، معمولا از نفقه دریغ می کنند تا فرزندشان زودتر به استقلال برسد. این نگرش تربیتی نیز گاهی موجب رشد کودک می شود و گاهی کودک را دچار سرخوردگی و انحراف می کند.
- عامل دیگری هم وجود دارد که البته در مورد سایر اولیاء فرزند مانند جد، صادق است و آن بی تفاوتی و از هم گسیختگی اجتماعی خانواده است. چیزی که در غرب وجود دارد و به جامعه های مستحکم شرقی نیز در حال نفوذ کردن است. تشکیل خانواده های تک سلولی که فقط پدر و مادر و فرزند در آن هستند و ارتباطات گسترده و در هم تنیده فامیلی که در گذشته نه چندان دور، جوامع اسلامی را تشکیل می داد در آن دیده نمی شود. رفع مسئولیت از اقارب و خویشان، پیامدی است که این نحوه زندگی به دنبال خواهد داشت و خلاف نص صریح قرآن و روایات است.

راه کار های عملی جهت تحقق این معروف الهی چیست؟

پرداخت نفقه اولاد یکی از معروف های شرعی و عرفی است، که البته به ندرت یافت می شوند خانواده هایی که روند طبیعی زندگی زناشویی را طی کنند و باز هم در این زمینه دچار مشکل باشند. بیشترین مشکل برای وقتی است که مرد و زن از همدیگر جدا می شوند و در زیر یک سقف زندگی نمی کنند. در اینجاست که نفقه اولاد به عنوان اولین قربانی این نزاع شناخته می شود. که البته طرق قانونی برای حل و فصل این ماجرا شناخته شده و مهیاست.
اما در مواردی که پدر در فرض زندگی مشترک با اهل و عیال خویش، باز هم از پرداخت نفقه امتناع می ورزد، بهترین راه حل مراجعه به مشاوره است. البته مشاوره برای موردی است که منشأ مشکل، فقر نباشد. و الا باید به دنبال راهکاری برای حل آن بود که طبیعتا بعد از آن نفقه هم پرداخت خواهد شد.
فرض ما در موردی است که پدری، قادر به پرداخت نفقه است ولی از آن امتناع می کند. در روایتی امام صادق علیه السلام از نبی اکرم علیه و آله السلام نقل می کند که حضرت فرمودند « مَلْعُونٌ‏ مَنْ‏ ضَیَّعَ مَنْ یَعُولُ.» [۱۹] ملعون است کسی که اهل و عیال خویش را تضییع نماید. یعنی روزی آنان را ضایع کند و به زندگی شان رسیدگی نکند. در روایت دیگری از امام سجاد علیه السلام می خوانیم « أَرْضَاکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَسْبَغُکُمْ عَلَى عِیَالِهِ » [۲۰] مرضی ترین شما در نزد خداوند، بخشنده ترین و گشایش دهنده ترین تان بر عیال خویش است. روایات زیادی در این زمینه به تشویق و ترغیب مردان در پرداخت نفقه اولاد از اهل بیت علیهم السلام صادر شده است که نشان می دهد خوشبختی مرد در گرو خوشبختی و رضایت خانواده اوست. در روایت دیگری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم « الْمُؤْمِنُ یَأْکُلُ بِشَهْوَهِ أَهْلِهِ وَ الْمُنَافِقُ یَأْکُلُ أَهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ» [۲۱] مومن به خواست و میل خانواده اش غذا تهیه می کند و منافق، خانواده اش به خواست و میل او غذا می خورند. با وجود این روایات، باز هم اگر کسی در فرض وسعت، از إنفاق بر اهل و عیال خویش امتناع می ورزد باید با مشاوره های پی در پی، به اصلاح رفتار او پرداخت. و مناسب است که زن و فرزندش اش در این زمینه سکوت نکنند به مراجع ذی صلاح مراجعه بفرمایند. اما اگر دست مرد در إنفاق بسته است، خانواده اش باید عفت بخرج داده و مراعات حال او را بنمایند و در این عمل مأجور خواهند بود.

اخلاق «نفقه» دادن

نیت را می توان اولین و آخرین شرط پذیرش عمل دانست. در هر عملی چه عبادی باشد چه توصلی، نیت است که فاعل را مستحق ثواب می کند. اما اینکه در پرداخت نفقه، نیت را جزء اولین آداب آن بیان کردیم، به این علت است که برخی اعمال به خاطر توصلی بودن، به طور اولیه نیازی به نیت برای تحقق خود ندارند. مانند طهارت از نجاسات که برای انجام نماز واجب است لکن برای تحقق خود نیازی به قصد قربت ندارد. به همین خاطر معمولا از قصد قربت در آنها غفلت می شود و از روی عادت انجام می شوند. نفقه دادن نیز چنین است. پس اولین اخلاق در پرداخت نفقه این است که مومن با قصد قربت و با نیت الهی و از روی محبت نفقه زن و فرزند خود را پرداخت نماید.
دومین نکته اینکه نفقه را مطابق شأن زن و فرزند خویش قرار دهد. یعنی به حداقل آن اکتفاء نکند و اگر خداوند به روزی او توسعه داد او هم به روزی زن و فرزند خویش توسعه دهد.
اما از این مطلب نیز نباید غافل باشد که در نفقه دادن اسرافی صورت نگیرد. نفقه باید به اندازه ای باشد که نیاز خانواده را رفع نماید اما اگر به حدی زیاد شد که افراد خانه به اسراف عادت کرده و قبح این گناه برای ایشان از بین برود قطعا به ضرر آنهاست و پدر خانواده در این زمینه مقصر است. باید اعضای خانواده را طوری تربیت نمود که قدر نعمات الهی و زحماتی که برای آن کشیده شده است را بدانند و اگرچه بی زحمت به دست خودشان می رسد و مصرف می کنند ولی آگاه باشند که اولا پدر برای این روزی زحمت بسیاری کشیده است و ثانیا شکر نعمت الهی این اقتضاء را دارد که با احترام با نعمات او رفتار کنیم.
آخرین نکته ای که اینجا به ذهن می رسد این است که نفقه باید مطابق حکمت و از روی منطق انجام گیرد. درست است که در روایات فراوانی توصیه نموده اند که در صورت گشایش روزی، مرد به خانواده خویش هم وسعت دهد و دست ایشان را بازتر بگذارد، لکن نباید از این نکته غافل شد که رفاه بسیار، همیشه هم به نفع فرزندان نیست، و ممکن است گاهی مانع سعی و تلاش ایشان گردد. پول زیاد در دست نوجوانی که هنوز به رشد کافی نرسیده است موجب فساد و انحراف او از همان دوران می گردد. عادت به تجمل گرایی، مهمانی هایی با نیت چشم و هم چشمی ، مصرف زدگی، و بی توجهی به فقرا از آفات ثروت است که انسان باید همواره متوجه نفس خویش در این لغزشگاه ها باشد.

اطلاعات بیشتر

برای جستجو در کتب فقهی در نرم افزارهای نور، می توانید باب های صدقات، نکاح، نفقات، مراجعه نمایید. متأسفانه برخی کتب از اساس به موضوع نفقه در روایات نپرداخته اند و برخی نیز باب مجزایی به آن اختصاص نداده اند بلکه در ضمن یک مطلب مرتبط، احادیثی در این زمینه نیز آورده اند. اما کتب اصلی حدیثی، مانند « من لا یحضر» و نیز « کافی» به صورت مرتب تری به این بحث پرداخته اند.
در این میان روایات قابل توجهی در مورد تشویق به ترغیب به نفقه وجود دارد که برخی از آن ها در مقاله ذکر گردید. اما در مورد نفقه اولاد روایات فقهی چندانی در دست نیست. و آنچه بیشتر به چشم می خورد، احادیثی است که از نفقه زوجه و ابعاد فقهی آن سوال پرسیده است. با جستجوی کلمه « نفقه» در جامع الاحادیث نور به بیش از سه هزار مورد بر می خورید که در نتیجه جستجو به شما نشان می دهد، اما شاید فقط صد مورد از آن در مورد نفقه زوجه و اقارب باشد. به همین خاطر توصیه می کنیم برای سریع تر رسیدن به مطلب، از جستجوی فهرستی استفاده کنید. حتی می توانید به جای کمک گرفتن از موتور جستجوگر، خودتان فهرست کتب را باز کرده و باب هایی نظیر نکاح و صدقات را به شخصه بررسی نمایید.
در جستجویی که برای این مقاله صورت گرفته است، کتاب شریف «جامع الاحادیث الشیعه» که به مدد آیت الله بروجردی نگاشته شده، بهترین جمع آوری را در این زمینه انجام داده است. یعنی هم از آوردن احادیث تکراری پرهیز نموده و هم احادیث را به طور جامع گردآوری کرده اند.

کتاب و پایان نامه های مرتبط

1- النفقات، ت‍ال‍ی‍ف اب‍ی ال‍ح‍س‍ن ب‍ن م‍ح‍د ب‍ن ح‍ب‍ی‍ب ال‍م‍اوردی ، بیروت انتشارات دار ابن حزم
2- احکام اولاد در فقه و حقوق، نوشته زهرا حاجی سلطانی،
http://dl.nlai.ir/UI/13425698-a33b-4903-b447-78cc8db4606d/Catalogue.aspx -3- بررسی تطبیقی آثار و ماهیت ارث و نفقه اطفال طبیعی در حقوق ایران و فقه امامیه [پ‍ای‍ان ن‍ام‍ه ]، نوشته اکرم ازمل
http://dl.nlai.ir/UI/708d1058-2018-4850-a4cd-c96a5885e823/Catalogue.aspx -4- بررسی تطبیقی نفقه اقارب در حقوق ایران و مصر [پ‍ای‍ان ن‍ام‍ه ]، نگارش الهام جوان بخت
http://dl.nlai.ir/UI/770f8f7e-7bd8-4048-9eed-7b9f835c0ee2/Catalogue.aspx -5- بررسی حقوق کودکان آزمایشگاهی از منظر فقه و حقوق[پ‍ای‍ان ن‍ام‍ه ]، نگارش الهه چیذری
6- بررسی فرزندخواندگی در فقه و حقوق، نوشته طیبه سرلک
7- بررسی فقهی و حقوقی نفقه، نوشته محمد مسعودی نیا، انتشارات بیان الحق
8- بررسی نفقه اقارب در حقوق موضوعه ایران و فقه حنفی [پ‍ای‍ان ن‍ام‍ه ]/نگارنده فاطمه صمدی مله
9- جایگاه نفقه در فقه امامیه[پ‍ای‍ان ن‍ام‍ه ]/نگارش حجت پیلوا
10- حضانت کودک در قانون مدنی و بررسی تطبیقی آن با فقه، نوشته خدیجه فتوحی اردکانی
11- حضانت و نفقه کودک در فقه اسلام، نگارش زینب معصومی نیک قلب/ http://dl.nlai.ir/UI/155cd00c-e538-40e7-bdce-f3743973862a/Catalogue.aspx -12- حقوق کودک از نظر فقهای شیعه[پ‍ای‍ان ن‍ام‍ه ]/ نگارش ابراهیم سکاکی
http://dl.nlai.ir/UI/5f93fed0-4894-4c79-9ecd-12a8760e6e5e/Catalogue.aspx -13- نفقه زوجه و فرزندان در تشیع و مذاهب اربعه، نوشته منصوره بنی احمدی
http://dl.nlai.ir/UI/d1e08023-326c-4349-b872-c3fa5d626394/Catalogue.asp -14- نفقه اقارب در حقوق ایران[پ‍ای‍ان ن‍ام‍ه ]، پژوهشگر مروت عظیمی
http://dl.nlai.ir/UI/e0b7bd4f-a648-4c66-b586-2f6ae98a1afa/Catalogue.aspx -15- انفاق از منظر قرآن مجید، نوشته نادعلی خانعلی
http://dl.nlai.ir/UI/26205152-bd79-4610-88aa-758767892949/Catalogue.aspx
16- نفقه اولاد، نوشته پروین اسرافیلی، روزنامه مردم سالاری (20/10/82)


منابع

1. قرآن کریم
2. قاموس قرآن، بنایی قرشی، علی اکبر، دارالکتب الاسلامیه، 1371
3. المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، 502 قمری
4. المبسوط فی فقه الامامیه، شیخ طوسی، 460 قمری
5. اصول کافی، شیخ کلینی، 329 قمری
6. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، 1104
7. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

پانویس

  1. قاموس قرآن. ج 7. ص 97
  2. مفردات. ص819
  3. دهخدا، ج15، ص 673
  4. أنفال آیه 75
  5. بقره 233
  6. ( 4)- الإنسان 76- 8.
  7. وسائل. 27805
  8. المبسوط فی فقه الامامیه، ج 6 صفحه 30
  9. وسائل الشیعه. 18058
  10. مختصر حقوق خانواده، صفایی سیدحسن، امامی اسدالله، صفحه 410
  11. مبسوط. جلد 6 صفحه 30
  12. مفاتیح الشرایع، ج 2، ص 379
  13. مختصر حقوق خانواده، صفایی سیدحسن، امامی اسدالله، وضع حقوقی اطفال نامشروع
  14. ( 6)- فی نسخه- جوعها( هامش المصحّحه).
  15. ( 7)- فی نسخه- یفرغ( هامش المصحّحه).
  16. وسائل الشیعه. 27727
  17. بقره. 236
  18. بقره. 267
  19. کافی/ جلد 4/ صفحه 12
  20. همان
  21. همان