فرهنگ مصادیق:کلاه برداری: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «<div class="head1">کلاه برداری</div> <div class="leftbox"> <p class="relatearticle">کتب مرتبط</p> {| class="wikitable" |...» ایجاد کرد)
 
 
(۵ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱۴: سطر ۱۴:
 
! ردیف !! عنوان
 
! ردیف !! عنوان
 
|}
 
|}
<p class="relatesubject">موضوعات مرتبط</p>
+
<p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p>
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۲۰: سطر ۲۰:
 
|-
 
|-
 
|}
 
|}
<p class="relatemedia">چندرسانهای مرتبط</p>
+
<p class="relatemedia">چندرسانه ای مرتبط</p>
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۲۶: سطر ۲۶:
 
|-
 
|-
 
|}
 
|}
<p class="relatepro">مرتبطهای بوستان</p>
+
<p class="relatepro">مرتبط های بوستان</p>
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۳۲: سطر ۳۲:
 
|-
 
|-
 
|}
 
|}
<p class="relatesoft">نرمافزارهای مرتبط</p>
+
<p class="relatesoft">نرم افزارهای مرتبط</p>
{| class="wikitable"
+
|-
+
! ردیف !! عنوان
+
|-
+
|}
+
<p class="relatesites">پایگاههای اینترنتی مرتبط</p>
+
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۴۴: سطر ۳۸:
 
|-
 
|-
 
|}
 
|}
 +
 
</div>
 
</div>
 
نویسنده: مصطفی کوهی<br/>
 
نویسنده: مصطفی کوهی<br/>
تهیه وتدوین : پزوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم - 95/5/24<br/>
+
تهیه وتدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم - 95/5/24<br/>
 
کلمات کلیدی:کلاه برداری، حقّه بازی، فریب، احتیال، تقلّب، معاملات، مکر، خدعه، حیله.<br/>
 
کلمات کلیدی:کلاه برداری، حقّه بازی، فریب، احتیال، تقلّب، معاملات، مکر، خدعه، حیله.<br/>
 
== مفهوم کلاه برداری در معاملات ==
 
== مفهوم کلاه برداری در معاملات ==
مرحوم دهخدا در معنای لغوی کلاه برداری می نویسد:<br/>
+
مرحوم دهخدا در معنای لغوی کلاه برداری می‌نویسد:<br/>
 
«کلاه برداری به معنای شیّادی و حقه بازی. به فریب مال و پول دیگران را گرفتن.»<ref>علی اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، واژه کلاه برداری، پایگاه اطلاع رسانی https://www.vajehyab.com</ref><br/>
 
«کلاه برداری به معنای شیّادی و حقه بازی. به فریب مال و پول دیگران را گرفتن.»<ref>علی اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، واژه کلاه برداری، پایگاه اطلاع رسانی https://www.vajehyab.com</ref><br/>
کلاه برداری در اصطلاح عبارت است بردنِ مالِ غیر با انجام عملیات متقلّبانه. <ref>موسسه دائره المعارف فقه اسلامی، فقه اهل بیت علیهم السلام، ج15، ص116</ref>به دیگر بیان هرکس مانوری دروغین نمایش دهد و دیگری را فریفته و بدین وسیله پول یا مال او را تصاحب کند کلاه بردار تلقی می شود.<br/>
+
کلاه برداری در اصطلاح عبارت است بردنِ مالِ غیر با انجام عملیات متقلّبانه. <ref>موسسه دائره المعارف فقه اسلامی، فقه اهل بیت علیهم السلام، ج15، ص116</ref>به دیگر بیان هرکس مانوری دروغین نمایش دهد و دیگری را فریفته و بدین وسیله پول یا مال او را تصاحب کند کلاه بردار تلقی می‌شود.<br/>
 
«کلاه برداری عبارت است از بردن مال دیگری از طریق توسل توأم با سوء نیت به وسایل یا عملیات متقلبانه».<br/>
 
«کلاه برداری عبارت است از بردن مال دیگری از طریق توسل توأم با سوء نیت به وسایل یا عملیات متقلبانه».<br/>
  
 
== مقدمه ==
 
== مقدمه ==
کلاه برداری از عمده ترین و شایع ترین جرایمی است که گریبانگیر دنیای متمدن امروزی است و هر سال خسارات فراوان و جبران ناپذیری را به تجار و بازرگانان و بنگاههای مالی و بانکی وارد می نماید و حتی روابط عادی و دادوستدهای معمولی بین مردم را تحت الشعاع قرار داده و موجب کاهش اعتماد مردم در معاملات و امور تجاری می گردد. در کشور ما نیز مانند سایر کشورها، کلاه برداری از جمله جرائمی است که نسبت به سایر جرائم شیوع بیشتری دارد و قسمت زیادی از اوقات مراجع قضایی را به خود مشغول می دارد.<br/>
+
کلاه برداری از عمده‌ترین و شایع‌ترین جرایمی است که گریبانگیر دنیای متمدن امروزی است و هر سال خسارات فراوان و جبران ناپذیری را به تجار و بازرگانان و بنگاه‌های مالی و بانکی وارد می‌نماید و حتی روابط عادی و دادوستدهای معمولی بین مردم را تحت الشعاع قرار داده و موجب کاهش اعتماد مردم در معاملات و امور تجاری می‌گردد. در کشور ما نیز مانند سایر کشورها، کلاه برداری از جمله جرائمی است که نسبت به سایر جرائم شیوع بیشتری دارد و قسمت زیادی از اوقات مراجع قضایی را به خود مشغول می‌دارد.<br/>
  
 
== اهمیت عدم کلاه برداری ==
 
== اهمیت عدم کلاه برداری ==
یکی از عوامل انحطاط اخلاقی در هر جامعه ای شیوع توسل به حیله و نیرنگ در مسائل اجتماعی برای بی اثر کردن آثار محدودیت های ناشی از قوانین و نظامات اجتماعی است زیرا چنانچه در جامعه ای این امکان بوجود آید که افرادی بتوانند با حیله و نیرنگ و توسل متقلبانه به عقدصوری چیزی را به صدها برابر قیمت واقعی آن در قالب عقد بیع یا قرض یا صلح و امثال آنها مبادله نمایند و از این راه شانه از زیر بار تکالیف و نظامات اجتماعی خالی کنند این امر نه تنها مبانی و اصول حقوقی و فرهنگ جامعه را در معرض خطر قرار خواهد داد بلکه موجبات قانون شکنی و بی احترامی نسبت قانون را در بین مردم فراهم خواهد کرد.<br/>
+
یکی از عوامل انحطاط اخلاقی در هر جامعه‌ای شیوع توسل به حیله و نیرنگ در مسائل اجتماعی برای بی اثر کردن آثار محدودیت‌های ناشی از قوانین و نظامات اجتماعی است زیرا چنانچه در جامعه‌ای این امکان بوجود آید که افرادی بتوانند با حیله و نیرنگ و توسل متقلبانه به عقدصوری چیزی را به صدها برابر قیمت واقعی آن در قالب عقد بیع یا قرض یا صلح و امثال آنها مبادله نمایند و از این راه شانه از زیر بار تکالیف و نظامات اجتماعی خالی کنند این امر نه تنها مبانی و اصول حقوقی و فرهنگ جامعه را در معرض خطر قرار خواهد داد بلکه موجبات قانون شکنی و بی احترامی نسبت قانون را در بین مردم فراهم خواهد کرد.<br/>
از دیرباز غالب حقوق دانان حیله و تقلب نسبت به قانون را ممنوع و مردود دانسته و شیوع آن را مخل نظم و اخلاقیات جامعه معرفی اظهار کرده اند که دولت ها باید برای مقابله با این پدیده هر نوع اعمال به ظاهر آراسته صحیح برای رسیدن به یک نتیجه نامشروع و غیر قانونی را مجرمانه تلقی نمایند و با پیش بینی مجازاتهای متناسب برای این گونه عملیات متقلبانه زمینه اجرای عدالت کیفری را در جامعه فراهم نمایند. در نظام حقوقی اسلام که بیش از هر چیز دیگری منادی صداقت و درستی است. مساله تقلب نسبت به قانون و حیله شرعی مردود شناخته می شود زیرا هر کاری در اسلام براساس نیت و قصد انجام دهنده آن ارزشیابی خواهد شد و چنانچه اعمالی به ظاهر صحیح ولی باطناً برای فرار از محدودیت های قانونی صورت گرفته باشد فاقد ارزش حقوقی و باطل است.<br/>
+
از دیرباز غالب حقوق دانان حیله و تقلب نسبت به قانون را ممنوع و مردود دانسته و شیوع آن را مخل نظم و اخلاقیات جامعه معرفی اظهار کرده‌اند که دولت‌ها باید برای مقابله با این پدیده هر نوع اعمال به ظاهر آراسته صحیح برای رسیدن به یک نتیجه نامشروع و غیر قانونی را مجرمانه تلقی نمایند و با پیش بینی مجازاتهای متناسب برای این گونه عملیات متقلبانه زمینه اجرای عدالت کیفری را در جامعه فراهم نمایند. در نظام حقوقی اسلام که بیش از هر چیز دیگری منادی صداقت و درستی است. مساله تقلب نسبت به قانون و حیله شرعی مردود شناخته می‌شود زیرا هر کاری در اسلام براساس نیت و قصد انجام دهنده آن ارزشیابی خواهد شد و چنانچه اعمالی به ظاهر صحیح ولی باطناً برای فرار از محدودیت‌های قانونی صورت گرفته باشد فاقد ارزش حقوقی و باطل است.<br/>
  
 
== کلاه برداری در قرآن کریم ==
 
== کلاه برداری در قرآن کریم ==
کلاه برداری نوعی اکل مال باطل است. قرآن کریم همگان را به احترام حقوق یکدیگر فرمان می دهد: «یا أَیُّهَا الَّذِین َ آمَنُوا لا تَأکُلُوا أَموالَکُم بَینَکُم بِالباطِلِ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید اموال یکدیگر را به ناحق مخورید».<ref>بقره/188</ref><br/>
+
کلاه برداری نوعی اکل مال باطل است. قرآن کریم همگان را به احترام حقوق یکدیگر فرمان می‌دهد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید اموال یکدیگر را به ناحق مخورید».<ref>بقره/188</ref><br/>
 
اگر افراد اجتماع حرمت مال و ارزش آن را درنیابند بسا که هر روز یکی مورد تجاوز و تطاول دیگری قرار گیرد و در نتیجه اموال مردم به باطل تلف شود.<br/>
 
اگر افراد اجتماع حرمت مال و ارزش آن را درنیابند بسا که هر روز یکی مورد تجاوز و تطاول دیگری قرار گیرد و در نتیجه اموال مردم به باطل تلف شود.<br/>
 
از مصادیق اکل مال باطل خوردن مالی است که از طریق کلاه برداری، فریب و حیله گری در معاملات بدست آمده است.<br/>
 
از مصادیق اکل مال باطل خوردن مالی است که از طریق کلاه برداری، فریب و حیله گری در معاملات بدست آمده است.<br/>
قرآن کریم در جای دیگر می فرماید:«وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدینَ؛ و حقّ مردم را کم نگذارید، و در زمین تلاش براى فساد نکنید.»<ref>شعراء/183</ref><br/>
+
قرآن کریم در جای دیگر می‌فرماید:«وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ؛ و حقّ مردم را کم نگذارید، و در زمین تلاش برای فساد نکنید.»<ref>شعراء/183</ref><br/>
آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر آیه فوق می نویسد:<br/>
+
آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر آیه فوق می‌نویسد:<br/>
«"لا تبخسوا" از ماده" بخس" گرفته شده است، و آن در اصل به معنى کم گذاردن ظالمانه از حقوق مردم، و گاه به معنى تقلب و نیرنگى است که منتهى به تضییع حقوق دیگران مى گردد، بنا بر این جمله فوق داراى معنى وسیعى است که هر گونه غش و تقلب و تزویر و خدعه در معامله، و هر گونه پایمال کردن حق دیگران را شامل مى شود.»<ref>آیت الله مکارم، تفسیر نمونه، ج15، ص334</ref><br/>
+
«"لا تبخسوا" از ماده" بخس" گرفته شده است، و آن در اصل به معنی کم گذاردن ظالمانه از حقوق مردم، و گاه به معنی تقلب و نیرنگی است که منتهی به تضییع حقوق دیگران می‌گردد، بنا بر این جمله فوق دارای معنی وسیعی است که هر گونه غش و تقلب و تزویر و خدعه در معامله، و هر گونه پایمال کردن حق دیگران را شامل می‌شود.»<ref>آیت الله مکارم، تفسیر نمونه، ج15، ص334</ref><br/>
در آیه ای دیگر می فرماید: «وَ لا تَکُونُوا مِنَ الْمُخْسِرین‏؛ و دیگران را به خسارت نیفکنید»<ref>شعراء/181</ref><br/>
+
در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ‏؛ و دیگران را به خسارت نیفکنید»<ref>شعراء/181</ref><br/>
 
صاحب تفسیر نمونه درر شرح آیه فوق منویسد:<br/>
 
صاحب تفسیر نمونه درر شرح آیه فوق منویسد:<br/>
«جمله" لا تَکُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِینَ " با توجه به اینکه" مخسر" به معنى کسى است که شخص یا چیزى را در معرض خسارت قرار مى دهد، آن نیز معنى وسیعى دارد که علاوه بر کم فروشى، هر عاملى را که سبب زیان و خسران طرف در معامله بشود در برمى گیرد. به این ترتیب تمام سوء استفاده ها و ظلم و خلافکارى در معامله و هر گونه تقلب و کوشش و تلاش زیانبار، چه در کمیت و چه در کیفیت همه مشمول آیات فوق است.»<ref>همان، ج15، ص334</ref><br/>
+
«جمله "وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ" با توجه به اینکه" مخسر" به معنی کسی است که شخص یا چیزی را در معرض خسارت قرار می‌دهد، آن نیز معنی وسیعی دارد که علاوه بر کم فروشی، هر عاملی را که سبب زیان و خسران طرف در معامله بشود در برمی گیرد. به این ترتیب تمام سوء استفاده‌ها و ظلم و خلافکاری در معامله و هر گونه تقلب و کوشش و تلاش زیانبار، چه در کمیت و چه در کیفیت همه مشمول آیات فوق است.»<ref>همان، ج15، ص334</ref><br/>
قرآن کریم در داستان حیله گری اصحاب سبت می فرماید:<br/>
+
قرآن کریم در داستان حیله گری اصحاب سبت می‌فرماید:<br/>
«وَ سْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْیَهِ الَّتی‏ کانَتْ حاضِرَهَ الْبَحْرِ إِذْ یَعْدُونَ فِی السَّبْتِ إِذْ تَأْتیهِمْ حیتانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَ یَوْمَ لا یَسْبِتُونَ لا تَأْتیهِمْ کَذلِکَ نَبْلُوهُمْ بِما کانُوا یَفْسُقُون‏؛ و از آنها درباره (سرگذشت) شهرى که در ساحل دریا بود بپرس! زمانى که آنها در روزهاى شنبه، تجاوز (و نافرمانى) خدا مى‏کردند؛ همان هنگام که ماهیانشان، روز شنبه (که روز تعطیل و استراحت و عبادت بود، بر سطح آب،) آشکار مى‏شدند؛ امّا در غیر روز شنبه، به سراغ آنها نمى‏آمدند؛ این چنین آنها را به چیزى آزمایش کردیم که نافرمانى مى‏کردند!»<ref>اعراف/163</ref><br/>
+
«وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ‏؛ و از آنها دربارهٔ (سرگذشت) شهری که در ساحل دریا بود بپرس! زمانی که آنها در روزهای شنبه، تجاوز (و نافرمانی) خدا می‌کردند؛ همان هنگام که ماهیانشان، روز شنبه (که روز تعطیل و استراحت و عبادت بود، بر سطح آب،) آشکار می‌شدند؛ امّا در غیر روز شنبه، به سراغ آنها نمی‌آمدند؛ این چنین آنها را به چیزی آزمایش کردیم که نافرمانی می‌کردند!»<ref>اعراف/163</ref><br/>
این آیه چنان که در روایات اسلامى به آن اشاره شده مربوط به جمعى از بنى اسرائیل است که در ساحل یکى از دریاها (که ظاهراً دریاى احمر در کنار سرزمین فلسطین بوده) در بندرى به نام (ایله) (که امروز به نام بندر ایلات معروف است) زندگى مى کردند و از طرف خداوند به عنوان آزمایش و امتحان دستورى به آنها داده شده، مبنى بر اینکه صید ماهى را در روز شنبه تعطیل کنند. اما آنان با آن دستور مخالفت کردند و گرفتار مجازات دردناکى شدند.<br/>
+
این آیه چنان که در روایات اسلامی به آن اشاره شده مربوط به جمعی از بنی اسرائیل است که در ساحل یکی از دریاها (که ظاهراً دریای احمر در کنار سرزمین فلسطین بوده) در بندری به نام (ایله) (که امروز به نام بندر ایلات معروف است) زندگی می‌کردند و از طرف خداوند به عنوان آزمایش و امتحان دستوری به آنها داده شده، مبنی بر اینکه صید ماهی را در روز شنبه تعطیل کنند. اما آنان با آن دستور مخالفت کردند و گرفتار مجازات دردناکی شدند.<br/>
در روایتى از امام جعفر صادق(علیه السلام) کیفیت نافرمانی چنین آمده است:<br/>
+
در روایتی از امام جعفر صادق(علیه السلام) کیفیت نافرمانی چنین آمده است:<br/>
«اینان قومى بودند که در کنار دریا سکونت داشتند. خدا و پیامبرانش آنها را از شکار ماهى در روز شنبه نهى کردند. ولى آنها متوسل به حیله اى شدند تا بدان وسیله آنچه را خدا حرام کرده بود، حلال کنند. پس آب راهه هایى درست کردند که به حوض هایى منتهى مى شد، چنان که از آن راه ها ماهى ها به آن حوض ها مى رفتند ولى زمانى که قصد خروج داشتند، بیرون رفتن برایشان میسور نبود...»<ref>بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن،ج2، ص598</ref><br/>
+
«اینان قومی بودند که در کنار دریا سکونت داشتند. خدا و پیامبرانش آنها را از شکار ماهی در روز شنبه نهی کردند. ولی آنها متوسل به حیله‌ای شدند تا بدان وسیله آنچه را خدا حرام کرده بود، حلال کنند. پس آب راهه‌هایی درست کردند که به حوض‌هایی منتهی می‌شد، چنان که از آن راه‌ها ماهی‌ها به آن حوض‌ها می‌رفتند ولی زمانی که قصد خروج داشتند، بیرون رفتن برایشان میسور نبود...»<ref>بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن،ج2، ص598</ref><br/>
بنابر این حدیث و به تصریح بسیارى از مفسران، عمل قوم یهود نوعى حیله شرعى بوده است که به وسیله آن مى خواسته اند حرام الهى را حلال کنند و به همین دلیل خداوند ضمن توبیخ عملشان، آنها را مسخ کرد.<br/>
+
بنابر این حدیث و به تصریح بسیاری از مفسران، عمل قوم یهود نوعی حیله شرعی بوده است که به وسیله آن می‌خواسته‌اند حرام الهی را حلال کنند و به همین دلیل خداوند ضمن توبیخ عملشان، آنها را مسخ کرد.<br/>
 
== کلاه برداری در روایات ==
 
== کلاه برداری در روایات ==
در روایات اسلامی، کلاه برداری و تقلّب در معامله امری مذموم و ناپسند دانسته شده است. امامان معصوم(علیهم السلام) به مسلمانان سفارش کرده اند که در معاملات تقلّب و کلاه برداری نکنند.<br/>
+
در روایات اسلامی، کلاه برداری و تقلّب در معامله امری مذموم و ناپسند دانسته شده است. امامان معصوم(علیهم السلام) به مسلمانان سفارش کرده‌اند که در معاملات تقلّب و کلاه برداری نکنند.<br/>
امام سجاد(علیه السلام) در این زمینه می فرماید:<br/>
+
امام سجاد(علیه السلام) در این زمینه می‌فرماید:<br/>
«وَ أَمَّا حَقُّ الْخَلِیطِ فَأَنْ لَا تَغُرَّهُ وَ لَا تَغُشَّهُ وَ لَا تَکْذِبَهُ وَ لَا تُغْفِلَهُ وَ لَا تَخْدَعَهُ وَ لَا تَعْمَلَ فِی انْتِقَاضِهِ عَمَلَ الْعَدُوِّ الَّذِی لَا یَبْقَى عَلَى صَاحِبِهِ وَ إِنِ اطْمَأَنَّ إِلَیْکَ اسْتَقْصَیْتَ لَهُ عَلَى نَفْسِکَ‏ وَ عَلِمْتَ أَنَّ غَبْنَ الْمُسْتَرْسِلِ رِبًا؛ حق معاشر این است که گولش نزنى، با او تقلب‏ و دوروئى نکنى، به وى دروغ نگوئى. اغفالش نکنى، فریبش ندهى، او را چون دشمن بى‏رحم نکوبى، اگر به تو اعتماد داشت تا سر حد امکان مراعاتش کنى، که گول زدن آن که به تو اعتماد کرده (در حکم) رباست»<ref>‏ ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول عن آل الرسول صلى الله علیه و آله، ص268.</ref> <br/>
+
«وَ أَمَّا حَقُّ الْخَلِیطِ فَأَنْ لَا تَغُرَّهُ وَ لَا تَغُشَّهُ وَ لَا تَکْذِبَهُ وَ لَا تُغْفِلَهُ وَ لَا تَخْدَعَهُ وَ لَا تَعْمَلَ فِی انْتِقَاضِهِ عَمَلَ الْعَدُوِّ الَّذِی لَا یَبْقَی عَلَی صَاحِبِهِ وَ إِنِ اطْمَأَنَّ إِلَیْکَ اسْتَقْصَیْتَ لَهُ عَلَی نَفْسِکَ وَ عَلِمْتَ أَنَّ غَبْنَ الْمُسْتَرْسِلِ رِبًا؛ حق معاشر این است که گولش نزنی، با او تقلب و دوروئی نکنی، به وی دروغ نگوئی. اغفالش نکنی، فریبش ندهی، او را چون دشمن بی‌رحم نکوبی، اگر به تو اعتماد داشت تا سر حد امکان مراعاتش کنی، که گول زدن آن که به تو اعتماد کرده (در حکم) رباست»<ref>‏ ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ص268.</ref> <br/>
 
پیامبر گرامی اسلام(صلّی الله علیه و آله) فرمود:<br/>
 
پیامبر گرامی اسلام(صلّی الله علیه و آله) فرمود:<br/>
«لَیْسَ مِنَّا مَنْ مَاکَرَ مُسْلِما؛ از ما نیست کسى که با مسلمانى نیرنگ کند.»<ref>کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، ج‏2، ص337.</ref><br/>
+
«لَیْسَ مِنَّا مَنْ مَاکَرَ مُسْلِما؛ از ما نیست کسی که با مسلمانی نیرنگ کند.»<ref>کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، ج‏2، ص337.</ref><br/>
پیامبر عظیم الشان اسلام  کلاه بردار را فردی ملعون می داند و می فرماید: «ملعون من ضار مؤمنا أو مکر به؛  کسی که به مومنی ضرری رساند یا مکر و حیله ای بر او ببندد ملعون است.»<ref>محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج4، ص2913</ref><br/>
+
پیامبر عظیم الشان اسلام  کلاه بردار را فردی ملعون می‌داند و می‌فرماید: «ملعون من ضار مؤمنا أو مکر به؛  کسی که به مومنی ضرری رساند یا مکر و حیله‌ای بر او ببندد ملعون است.»<ref>محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج4، ص2913</ref><br/>
 
امیرالمومنین علی(علیه السلام) فرمود:<br/>
 
امیرالمومنین علی(علیه السلام) فرمود:<br/>
«لَوْ لَا أَنَّ الْمَکْرَ وَ الْخَدِیعَهَ فِی النَّارِ لَکُنْتُ أَمْکَرَ النَّاس؛ اگر نبود که مکر و فریبکارى در آتشند من مکر اندیش ترین مردمان بودم»<ref>همان، ج4، ص37</ref><br/>
+
«لَوْ لَا أَنَّ الْمَکْرَ وَ الْخَدِیعَهَ فِی النَّارِ لَکُنْتُ أَمْکَرَ النَّاس؛ اگر نبود که مکر و فریبکاری در آتشند من مکر اندیش‌ترین مردمان بودم»<ref>همان، ج4، ص37</ref><br/>
و در جای دیگر می فرماید: « إِیَّاکَ وَ الْخَدِیعَهَ فَإِنَّهَا مِنْ خُلُقِ اللَّئِیمِ؛ از نیرنگ بازى بپرهیزید که این کار اخلاق مردم پست است.»<ref>همان، ج8، ص24</ref><br/>
+
و در جای دیگر می‌فرماید: « إِیَّاکَ وَ الْخَدِیعَهَ فَإِنَّهَا مِنْ خُلُقِ اللَّئِیمِ؛ از نیرنگ بازی بپرهیزید که این کار اخلاق مردم پست است.»<ref>همان، ج8، ص24</ref><br/>
امام رضا(علیه السلام) از پیامبر گرامی اسلام نقل می کند که فرمود:« مَنْ کَانَ مُسْلِماً فَلَا یَمْکُرُ وَ لَا یَخْدَعُ فَإِنِّی سَمِعْتُ جَبْرَئِیلَ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ الْمَکْرَ وَ الْخَدِیعَهَ فِی النَّارِ ثُمَّ قَالَ علیه السلام لَیْسَ مِنَّا مَنْ غَشَّ مُسْلِماً وَ لَیْسَ مِنَّا مَنْ خَانَ مُسْلِماً...؛ هر که مسلمانست نه مکر کند و نه گول زند که من شنیدم جبرئیل میگفت: مکر و خدعه در دوزخ است سپس فرمود: از ما نیست کسى که دغلى کند با مسلمانى، و از ما نیست آنکه خیانت کند با مسلمانى...»<ref>شیخ صدوق، امالی، ص270.</ref><br/>
+
امام رضا(علیه السلام) از پیامبر گرامی اسلام نقل می‌کند که فرمود:« مَنْ کَانَ مُسْلِماً فَلَا یَمْکُرُ وَ لَا یَخْدَعُ فَإِنِّی سَمِعْتُ جَبْرَئِیلَ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ الْمَکْرَ وَ الْخَدِیعَهَ فِی النَّارِ ثُمَّ قَالَ علیه السلام لَیْسَ مِنَّا مَنْ غَشَّ مُسْلِماً وَ لَیْسَ مِنَّا مَنْ خَانَ مُسْلِماً...؛ هر که مسلمانست نه مکر کند و نه گول زند که من شنیدم جبرئیل می‌گفت: مکر و خدعه در دوزخ است سپس فرمود: از ما نیست کسی که دغلی کند با مسلمانی، و از ما نیست آنکه خیانت کند با مسلمانی...»<ref>شیخ صدوق، امالی، ص270.</ref><br/>
امیرالمومنین علی(علیه السلام) در مدح راستی و صداقت و نکوهش حیله گری و فریب کاری می فرماید:<br/>
+
امیرالمومنین علی(علیه السلام) در مدح راستی و صداقت و نکوهش حیله گری و فریب کاری می‌فرماید:<br/>
«أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ الْوَفَاءَ تَوْأَمُ الصِّدْقِ وَ لَا أَعْلَمُ جُنَّهً أَوْقَى مِنْهُ وَ مَا یَغْدِرُ مَنْ عَلِمَ کَیْفَ الْمَرْجِعُ وَ لَقَدْ أَصْبَحْنَا فِی زَمَانٍ قَدِ اتَّخَذَ أَکْثَرُ أَهْلِهِ الْغَدْرَ کَیْساً وَ نَسَبَهُمْ أَهْلُ الْجَهْلِ فِیهِ إِلَى حُسْنِ الْحِیلَهِ مَا لَهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ قَدْ یَرَى الْحُوَّلُ الْقُلَّبُ وَجْهَ الْحِیلَهِ وَ دُونَهَا مَانِعٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْیِهِ فَیَدَعُهَا رَأْیَ عَیْنٍ بَعْدَ الْقُدْرَهِ عَلَیْهَا وَ یَنْتَهِزُ فُرْصَتَهَا مَنْ لَا حَرِیجَهَ لَهُ فِی الدِّینِ؛ اى مردم! وفا همراه راستى است، که سپرى محکم تر و نگهدارنده تر از آن سراغ ندارم. آن کس که از چگونگى بازگشتگاه خود (قیامت) آگاه باشد، خیانت و نیرنگ ندارد. امّا امروز در محیط و زمانه اى زندگى مى کنیم که بیشتر مردم حیله و نیرنگ را، زیرکى مى پندارند، و افراد جاهل آنان را اهل تدبیر مى خوانند. چگونه فکر مى کنند؟! خدا بکشد آنها را! چه بسا شخصى تمام پیش آمدهاى آینده را مى داند، و راه هاى مکر و حیله را مى شناسد، ولى امر و نهى پروردگار مانع اوست، و با اینکه قدرت انجام آن را دارد آن را وامى گذارد، امّا آن کس که از [[گناه]] و مخالفت با دین پروا ندارد، از فرصت ها (براى نیرنگ)، استفاده مى کند.»<ref>سید رضی، نهج البلاغه، خ41، ص81.</ref><br/>
+
«أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ الْوَفَاءَ تَوْأَمُ الصِّدْقِ وَ لَا أَعْلَمُ جُنَّهً أَوْقَی مِنْهُ وَ مَا یَغْدِرُ مَنْ عَلِمَ کَیْفَ الْمَرْجِعُ وَ لَقَدْ أَصْبَحْنَا فِی زَمَانٍ قَدِ اتَّخَذَ أَکْثَرُ أَهْلِهِ الْغَدْرَ کَیْساً وَ نَسَبَهُمْ أَهْلُ الْجَهْلِ فِیهِ إِلَی حُسْنِ الْحِیلَهِ مَا لَهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ قَدْ یَرَی الْحُوَّلُ الْقُلَّبُ وَجْهَ الْحِیلَهِ وَ دُونَهَا مَانِعٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْیِهِ فَیَدَعُهَا رَأْیَ عَیْنٍ بَعْدَ الْقُدْرَهِ عَلَیْهَا وَ یَنْتَهِزُ فُرْصَتَهَا مَنْ لَا حَرِیجَهَ لَهُ فِی الدِّینِ؛ ای مردم! وفا همراه راستی است، که سپری محکم تر و نگهدارنده تر از آن سراغ ندارم. آن کس که از چگونگی بازگشتگاه خود (قیامت) آگاه باشد، خیانت و نیرنگ ندارد. امّا امروز در محیط و زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که بیشتر مردم حیله و نیرنگ را، زیرکی می‌پندارند، و افراد جاهل آنان را اهل تدبیر می‌خوانند. چگونه فکر می‌کنند؟! خدا بکشد آنها را! چه بسا شخصی تمام پیش آمدهای آینده را می‌داند، و راه‌های مکر و حیله را می‌شناسد، ولی امر و نهی پروردگار مانع اوست، و با اینکه قدرت انجام آن را دارد آن را وامی گذارد، امّا آن کس که از [[گناه]] و مخالفت با دین پروا ندارد، از فرصت‌ها (برای نیرنگ)، استفاده می‌کند.»<ref>سید رضی، نهج البلاغه، خ41، ص81.</ref><br/>
  
 
== کلاه برداری و حیله  در ابواب معاملات ==
 
== کلاه برداری و حیله  در ابواب معاملات ==
برخی از افراد جامعه در معاملات مرتکب حیله و کلاه برداری می شوند که به چند مورد از کلاه برداری های درمعاملات اشاره می شود:<br/>
+
برخی از افراد جامعه در معاملات مرتکب حیله و کلاه برداری می‌شوند که به چند مورد از کلاه برداری‌های درمعاملات اشاره می‌شود:<br/>
  
 
=== کلاه برداری در بیع(خرید و فروش) ===
 
=== کلاه برداری در بیع(خرید و فروش) ===
در خرید و فروش راه های متعددی برای کلاه برداری و حیله گری وجود دارد.<br/>
+
در خرید و فروش راه‌های متعددی برای کلاه برداری و حیله گری وجود دارد.<br/>
مثال:  شخصى به این حیله، که یک حیلۀ غیر مجاز است، دست مى زند که قصد دارد خانه اى به دیگرى بفروشد و پول خانه را از او بگیرد و خانه را هم به او تحویل ندهد. چنین شخصى براى دست یافتن به «ثمن» و «مثمن» خانه اش را ابتدا وقف بر اولاد مى کند، و شهودى بر این وقف مى گیرد، و سند کتبى هم مى نویسد، سپس آن را به مشترى به مبلغ مثلا پنج میلیون تومان مى فروشد. پول را مى گیرد، و خانه را  تحویل مشترى مى دهد. بعد از مدّتى که مال الاجاره آن منزل در آن مدّت به پنج میلیون تومان مى رسد، فروشنده به خریدار مراجعه نموده و مى گوید: «خانه اى که به شما فروختم مال من نبوده، بلکه موقوفه است، بنابراین معامله باطل است و باید خانه را برگردانىمشترى خانه را برمى گرداند، وقتى پول خانه را طلب مى کند، بایع مى گوید: «آن پول مال الاجاره ى مدّتى است که شما در آن خانه نشسته اید!» بدین وسیله و با این حیله، بایع هم مالک خانه مى شود، و هم قیمت خانه را تصاحب مى کند!.<ref>شیرازى، ناصر مکارم، حیله هاى شرعى و چاره جوئى هاى صحیح، ص40.</ref><br/>
+
مثال:  شخصی به این حیله، که یک حیلهٔ غیر مجاز است، دست می‌زند که قصد دارد خانه‌ای به دیگری بفروشد و پول خانه را از او بگیرد و خانه را هم به او تحویل ندهد. چنین شخصی برای دست یافتن به «ثمن» و «مثمن» خانه اش را ابتدا وقف بر اولاد می‌کند، و شهودی بر این وقف می‌گیرد، و سند کتبی هم می‌نویسد، سپس آن را به مشتری به مبلغ مثلا پنج میلیون تومان می‌فروشد. پول را می‌گیرد، و خانه را  تحویل مشتری می‌دهد. بعد از مدّتی که مال الاجاره آن منزل در آن مدّت به پنج میلیون تومان می‌رسد، فروشنده به خریدار مراجعه نموده و می‌گوید: «خانه‌ای که به شما فروختم مال من نبوده، بلکه موقوفه است، بنابراین معامله باطل است و باید خانه را برگردانیمشتری خانه را برمی گرداند، وقتی پول خانه را طلب می‌کند، بایع می‌گوید: «آن پول مال الاجارهٔ مدّتی است که شما در آن خانه نشسته‌اید!» بدین وسیله و با این حیله، بایع هم مالک خانه می‌شود، و هم قیمت خانه را تصاحب می‌کند!.<ref>شیرازی، ناصر مکارم، حیله‌های شرعی و چاره جوئی‌های صحیح، ص40.</ref><br/>
به چند مورد از مصادیق کلاه برداری در بیع اشاره می شود:<br/>
+
به چند مورد از مصادیق کلاه برداری در بیع اشاره می‌شود:<br/>
 
==== کم فروشی ====
 
==== کم فروشی ====
کم‏فروشی عبارت است از عرضه کالا یا خدمات کمتر از میزان و مقادیر خریداری شده از نظر کمی یا کیفی که مبنای تعیین نرخ مراجع رسمی قرار گرفته است.<ref> مجموعه مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام، ص83، ماده58.</ref>
+
کم‌فروشی عبارت است از عرضه کالا یا خدمات کمتر از میزان و مقادیر خریداری شده از نظر کمی یا کیفی که مبنای تعیین نرخ مراجع رسمی قرار گرفته است.<ref> مجموعه مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام، ص83، ماده58.</ref>
کم فروشی در معامله باطل و غیرصحیح است و موجب انتقال مال از شخصی به شخص دیگر نمی شود و هرگونه تصرفات در این مال، باطل و غیرمشروع خواهد بود.<br/>
+
کم فروشی در معامله باطل و غیرصحیح است و موجب انتقال مال از شخصی به شخص دیگر نمی‌شود و هرگونه تصرفات در این مال، باطل و غیرمشروع خواهد بود.<br/>
در قرآن مجید صریحاً وعده عذاب به شدید ترین بیانی داده شده و یک سوره از قرآن مجید (سوره مطففین) به این موضوع اختصاص داده و می فرماید: «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ‏ الَّذِینَ إِذَا اکْتالُوا عَلَى النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ‏ وَ إِذا کالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ؛ واى بر کم‏فروشان! آنان که وقتى براى خود پیمانه مى‏کنند، حق خود را بطور کامل مى‏گیرند؛ امّا هنگامى که مى‏خواهند براى دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم مى‏گذارند!»<ref>مطففین/1ـ3</ref>
+
در قرآن مجید صریحاً وعده عذاب به شدیدترین بیانی داده شده و یک سوره از قرآن مجید (سوره مطففین) به این موضوع اختصاص داده و می‌فرماید: «وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ، الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ، وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ؛ وای بر کم‌فروشان! آنان که وقتی برای خود پیمانه می‌کنند، حق خود را بطور کامل می‌گیرند؛ امّا هنگامی که می‌خواهند برای دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم می‌گذارند!»<ref>مطففین/1ـ3</ref>
 
==== غِشّ ====  
 
==== غِشّ ====  
غِشّ در اصطلاح روایات و فقها به معناى آمیختن جنس مورد معامله با امورى است که بر مشترى پنهان است؛ مانند آمیختن آب با شیر، یا آمیختن جنس نامرغوب با جنس مرغوب و عرضه آن به قیمت مرغوب (مثل مخلوط کردن روغن  نامرغوب با روغن مرغوب). گذاشتن بعضى از اشیاء (مانند ابریشم) در مکان سرد و مرطوب که سبب سنگین تر شدن آن مى شود نیز از مصادیق غشّ است.<ref> آیت الله مکارم شیرازی، دائره المعارف فقه مقارن، ج2، ص371</ref>
+
غِشّ در اصطلاح روایات و فقها به معنای آمیختن جنس مورد معامله با اموری است که بر مشتری پنهان است؛ مانند آمیختن آب با شیر، یا آمیختن جنس نامرغوب با جنس مرغوب و عرضه آن به قیمت مرغوب (مثل مخلوط کردن روغن  نامرغوب با روغن مرغوب). گذاشتن بعضی از اشیاء (مانند ابریشم) در مکان سرد و مرطوب که سبب سنگین تر شدن آن می‌شود نیز از مصادیق غشّ است.<ref> آیت الله مکارم شیرازی، دائره المعارف فقه مقارن، ج2، ص371</ref>
پیامبر گرامی اسلام(صلّی الله علیه و آله) فرمود:«لَیْسَ مِنَّا مَنْ غَشَّ مُسْلِماً؛ از ما نیست آن کس که مسلمانى را فریب دهد».<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج3، ص273.</ref>
+
پیامبر گرامی اسلام(صلّی الله علیه و آله) فرمود:«لَیْسَ مِنَّا مَنْ غَشَّ مُسْلِماً؛ از ما نیست آن کس که مسلمانی را فریب دهد».<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج3، ص273.</ref>
مسلمان نباید در خرید و فروش تقلّب کند یعنی جنس را همان گونه که هست عرضه بدارد تا مردم بدانند چه چیزی می خرند. ولی اگر فروشنده ای عیبِ جنس را پنهان و آن را به صورت جنس خوب و مرغوب عرضه کرد، حرام و [[گناه]] بزرگی است، به حدّی که هر کسی این کار را بکند ملعون است. و به تعبیر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)، او اصلاً مسلمان نیست، زیرا مسلمانی با تقلّب و کلاه برداری نمی سازد.<br/>
+
مسلمان نباید در خرید و فروش تقلّب کند یعنی جنس را همان گونه که هست عرضه بدارد تا مردم بدانند چه چیزی می‌خرند. ولی اگر فروشنده‌ای عیبِ جنس را پنهان و آن را به صورت جنس خوب و مرغوب عرضه کرد، حرام و [[گناه]] بزرگی است، به حدّی که هر کسی این کار را بکند ملعون است. و به تعبیر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)، او اصلاً مسلمان نیست، زیرا مسلمانی با تقلّب و کلاه برداری نمی‌سازد.<br/>
 
==== جعل اسناد ====
 
==== جعل اسناد ====
از جمله مصادیق کلاه برداری در بیع، جعل اسناد می باشد.<br/>
+
از جمله مصادیق کلاه برداری در بیع، جعل اسناد می‌باشد.<br/>
جعل اسناد عبارت است از، ساختن نوشته یا سند، ساختن مهر یا امضاء اشخاص رسمی یا غیررسمی، خراشیدن یا تراشیدن یا قلم بردن یا الحاق یا اثبات یا سیاه کردن یا تقدیم یا تاخیر تاریخ سند نسبت به تاریخ حقیقی یا الصاق نوشته ای به نوشته دیگرو... به قصد تقلب.<ref>قانون مجازات اسلامی، ماده523</ref>.<br/>
+
جعل اسناد عبارت است از، ساختن نوشته یا سند، ساختن مهر یا امضاء اشخاص رسمی یا غیررسمی، خراشیدن یا تراشیدن یا قلم بردن یا الحاق یا اثبات یا سیاه کردن یا تقدیم یا تاخیر تاریخ سند نسبت به تاریخ حقیقی یا الصاق نوشته‌ای به نوشته دیگرو... به قصد تقلب.<ref>قانون مجازات اسلامی، ماده523</ref>.<br/>
اگر کسى با حیله مال دیگرى را به چنگ آورد، مانند اینکه با جعل سند از طرف کسى اموال او را تصاحب کند، حدّ سرقت (قطع انگشتان دست) بر او جارى نمى شود، بلکه تعزیر مى گردد.<ref>جمعى از پژوهشگران زیر نظر شاهرودى، سید محمود هاشمى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج3، ص406.</ref>
+
اگر کسی با حیله مال دیگری را به چنگ آورد، مانند اینکه با جعل سند از طرف کسی اموال او را تصاحب کند، حدّ سرقت (قطع انگشتان دست) بر او جاری نمی‌شود، بلکه تعزیر می‌گردد.<ref>جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج3، ص406.</ref>
 
==== چک بی محل ====
 
==== چک بی محل ====
چک به معنی برگه تاریخ دار و دارای ارزش مالی است که معمولاً برای خرید در حال و پرداخت در آینده استفاده می شود. صاحب چک پس از نوشتن مبلغ ارزش آن و تاریخ موردنظر برای وصول، چک را امضا می کند. در تاریخ ذکر شده ـ تاریخ سررسید ـ فردی که چک را دریافت کرده است به بانک مراجعه می کند و مقدار وجه مشخص شده را از حساب جاری فرد صادر کننده دریافت می کند.<br/>
+
چک به معنی برگه تاریخ دار و دارای ارزش مالی است که معمولاً برای خرید در حال و پرداخت در آینده استفاده می‌شود. صاحب چک پس از نوشتن مبلغ ارزش آن و تاریخ موردنظر برای وصول، چک را امضا می‌کند. در تاریخ ذکر شده ـ تاریخ سررسید ـ فردی که چک را دریافت کرده است به بانک مراجعه می‌کند و مقدار وجه مشخص شده را از حساب جاری فرد صادر کننده دریافت می‌کند.<br/>
تعریف کامل و قانونی چک بی محل این است: «چک بی محل، چکی است که موجودی ندارد یا دچار نقص امضا، اختلاف در نوشته ها یا خط خوردگی است. برخی حقوق دانان گفته اند که به جای چک بی محل از عبارت چک پرداخت نشدنی استفاده شود چون گاهی یک چک، موجودی کافی دارد اما امضا یا نوشته هایش دچار مشکل است، لذا در بانک پرداخت نمی شود.»<ref> خبرگزاری فارس ، هشدارهایی درباره چک/ علل و عوامل صدور چک بی محل</ref>
+
تعریف کامل و قانونی چک بی محل این است: «چک بی محل، چکی است که موجودی ندارد یا دچار نقص امضا، اختلاف در نوشته‌ها یا خط خوردگی است. برخی حقوق دانان گفته‌اند که به جای چک بی محل از عبارت چک پرداخت نشدنی استفاده شود چون گاهی یک چک، موجودی کافی دارد اما امضا یا نوشته‌هایش دچار مشکل است، لذا در بانک پرداخت نمی‌شود.»<ref> خبرگزاری فارس ، هشدارهایی دربارهٔ چک/ علل و عوامل صدور چک بی محل</ref>
بعضی با انگیزه و نیت بد، املاک و اجناسی را از دیگران (معمولاً با قیمت بالا) می خرند و بابت خریدهایی که می کنند چک صادر می کنند، سپس اگر موجودی در بانک داشته باشند خالی می کنند و اموال  و املاک خود را هم به نام نزدیکان و آشنایان می زنند اما در رسید چک، مبلغ را تأمین نمی کنند. این افراد یا فرار می کنند و از کشور خارج می شوند و یا به زندان می افتند.<br/>
+
بعضی با انگیزه و نیت بد، املاک و اجناسی را از دیگران (معمولاً با قیمت بالا) می‌خرند و بابت خریدهایی که می‌کنند چک صادر می‌کنند، سپس اگر موجودی در بانک داشته باشند خالی می‌کنند و اموال  و املاک خود را هم به نام نزدیکان و آشنایان می‌زنند اما در رسید چک، مبلغ را تأمین نمی‌کنند. این افراد یا فرار می‌کنند و از کشور خارج می‌شوند و یا به زندان می‌افتند.<br/>
درحرمت این عمل(صدور چک بی محل) تردیدى وجود ندارد؛ چون تصرف عدوانى در اموال دیگران به شمار مى رود و بازگشتش به «اکل مال به باطل» است؛ زیرا چیزى که خریده، مقابل و برابرى ندارد و بدون ثمن آن را خریده و این عمل حرام و باطل است.<ref>جمعى از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسى)، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج43، ص21.</ref>
+
درحرمت این عمل(صدور چک بی محل) تردیدی وجود ندارد؛ چون تصرف عدوانی در اموال دیگران به شمار می‌رود و بازگشتش به «اکل مال به باطل» است؛ زیرا چیزی که خریده، مقابل و برابری ندارد و بدون ثمن آن را خریده و این عمل حرام و باطل است.<ref>جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج43، ص21.</ref>
 
==== رقابت مکارانه ====
 
==== رقابت مکارانه ====
رقابت مکارانه از اعمال ناشایست تجاری است که با استفاده از روش های متقلبانه، به طور معمول برای جلب مشتری رقیبان انجام میشود و منجر به تجاوز به حقوق دیگران میگردد.<br/>
+
رقابت مکارانه از اعمال ناشایست تجاری است که با استفاده از روش‌های متقلبانه، به طور معمول برای جلب مشتری رقیبان انجام می‌شود و منجر به تجاوز به حقوق دیگران می‌گردد.<br/>
رقابت مکارانه عبارت است از اینکه تاجری برای انصراف مردم از خرید یا استعمال متاعی مشابه متاع خود به وسیله اسباب چینی یا نسبت های کذب یا به طور کلی به هر وسیله متقلبانه دیگر متوسل شده و به طور مستقیم یا غیر مستقیم تلویحاً یا تصریحاً در صدد معیوب یا نامرغوب جلوه دادن آن متاع  برآید.<ref> قانون مجازات عمومی، قانون اصلاح ماده 244، پایگاه اطلاع رسانی http://rc.majlis.ir</ref>
+
رقابت مکارانه عبارت است از اینکه تاجری برای انصراف مردم از خرید یا استعمال متاعی مشابه متاع خود به وسیله اسباب چینی یا نسبت‌های کذب یا به طور کلی به هر وسیله متقلبانه دیگر متوسل شده و به طور مستقیم یا غیر مستقیم تلویحاً یا تصریحاً در صدد معیوب یا نامرغوب جلوه دادن آن متاع  برآید.<ref> قانون مجازات عمومی، قانون اصلاح ماده 244، پایگاه اطلاع رسانی http://rc.majlis.ir</ref>
 
==== نَجَش ====
 
==== نَجَش ====
 
نَجش یا نَجَش به معنای تحریک کردن و برانگیختن مشتری به خرید کالاست و به دو صورت است:<br/>
 
نَجش یا نَجَش به معنای تحریک کردن و برانگیختن مشتری به خرید کالاست و به دو صورت است:<br/>
۱. بالا بردن قیمت کالا از طرف کسی که قصد خرید آن را ندارد؛ برای اینکه شخصی که می خواهد آن را بخرد، اغراء به جهل شود و به قیمت بالاتر بخرد.<br/>
+
۱. بالا بردن قیمت کالا از طرف کسی که قصد خرید آن را ندارد؛ برای اینکه شخصی که می‌خواهد آن را بخرد، اغراء به جهل شود و به قیمت بالاتر بخرد.<br/>
مثال: کسی می خواهد اتومبیلی را که مثلاً پنج میلیون تومان می ارزد، بخرد. شخص دیگری با آن فروشنده تواطی می کند و می گوید: "عجب اتومبیلی! من آن را هفت میلیون از شما می خرم". در حالیکه واقعاً قصد خرید ندارد. به این نجش گویند.بعضی کارهای بورس امروز این حالت را به خود گرفته است.<br/>
+
مثال: کسی می‌خواهد اتومبیلی را که مثلاً پنج میلیون تومان می‌ارزد، بخرد. شخص دیگری با آن فروشنده تواطی می‌کند و می‌گوید: "عجب اتومبیلی! من آن را هفت میلیون از شما می‌خرم". در حالیکه واقعاً قصد خرید ندارد. به این نجش گویند.بعضی کارهای بورس امروز این حالت را به خود گرفته است.<br/>
2. تعریف کردن از یک کالایی نه به عنوان اینکه می خواهد بخرد، بلکه می خواهد دیگری را ترغیب به خرید آن کالا کند؛ مثلاً از اتومبیل تعریف های غیر واقعی کند.<ref>آیت الله امام خامنه ای(دامت برکاته)، احکام قمار و غش و نَجَش، پایگاه اطلاع رسانی http://farsi.khamenei.ir</ref><br/>
+
۲. تعریف کردن از یک کالایی نه به عنوان اینکه می‌خواهد بخرد، بلکه می‌خواهد دیگری را ترغیب به خرید آن کالا کند؛ مثلاً از اتومبیل تعریف‌های غیر واقعی کند.<ref>آیت الله امام خامنه‌ای(دامت برکاته)، احکام قمار و غش و نَجَش، پایگاه اطلاع رسانی http://farsi.khamenei.ir</ref><br/>
 +
 
 
=== کلاه برداری و حیله گری در شفعه ===
 
=== کلاه برداری و حیله گری در شفعه ===
در باب «شفعه» نیز حیله اى مطرح شده، که آن هم صورى است. مثلا شخصى که با دیگرى در خانه اى شریک است، و قصد فروش سهم خود را به شخص ثالث دارد، و مى خواهد شریکش از حقّ شفعۀ خود استفاده نکند، اقدام به حیله زیر مى کند:<br/>
+
در باب «شفعه» نیز حیله‌ای مطرح شده، که آن هم صوری است. مثلا شخصی که با دیگری در خانه‌ای شریک است، و قصد فروش سهم خود را به شخص ثالث دارد، و می‌خواهد شریکش از حقّ شفعهٔ خود استفاده نکند، اقدام به حیله زیر می‌کند:<br/>
«سهم خود را به ده برابر قیمت واقعى به شخص مورد نظر واگذار مى کند. شریکش طبیعتا با این قیمت گران حاضر به خرید سهم او نمى شود. به ناچار نمى تواند از حقّ شفعۀ خود استفاده کند، و معامله قطعى مى گردد. سپس فروشنده اضافه قیمت معامله را به مشترى بازمى گرداند».<br/>
+
«سهم خود را به ده برابر قیمت واقعی به شخص مورد نظر واگذار می‌کند. شریکش طبیعتا با این قیمت گران حاضر به خرید سهم او نمی‌شود. به ناچار نمی‌تواند از حقّ شفعهٔ خود استفاده کند، و معامله قطعی می‌گردد. سپس فروشنده اضافه قیمت معامله را به مشتری بازمی گرداند».<br/>
این حیله نیز صورى است، و قصد جدّى در آن وجود ندارد، و به همین دلیل باطل و غیر مجاز است.<ref>مکارم شیرازى، ناصر، حیله هاى شرعى و چاره جوئى هاى صحیح، ص20.</ref>
+
این حیله نیز صوری است، و قصد جدّی در آن وجود ندارد، و به همین دلیل باطل و غیر مجاز است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، حیله‌های شرعی و چاره جوئی‌های صحیح، ص20.</ref>
 
=== کلاه برداری در طلاق ===
 
=== کلاه برداری در طلاق ===
بعضی مواقع در طلاق، کلاه برداری صورت می گیرد.<br/>
+
بعضی مواقع در طلاق، کلاه برداری صورت می‌گیرد.<br/>
 
مثال:<br/>
 
مثال:<br/>
زنى که براى رسیدن به طلاق از شوهر خود متوسل به هر حیله و نیرنگ شده، اگر با راهنمائى دیگرى داروئى به شوهر خورانیده و وى را به حالت عنین در آورده تا در دادگاه موفق به گرفتن مجوز طلاق شود، آیا اوّلا طلاق وى صحیحا صادر شده یا نه، ثانیا ضمان آن همه خسارت مالى از جمله مهریه، نفقه ایّام عدّه، مخارج [[ازدواج]] مجددى که شوهرش کرده، به عهده اوست یا به عهده راهنما؟<br/>
+
زنی که برای رسیدن به طلاق از شوهر خود متوسل به هر حیله و نیرنگ شده، اگر با راهنمائی دیگری داروئی به شوهر خورانیده و وی را به حالت عنین در آورده تا در دادگاه موفق به گرفتن مجوز طلاق شود، آیا اوّلا طلاق وی صحیحا صادر شده یا نه، ثانیا ضمان آن همه خسارت مالی از جمله مهریه، نفقه ایّام عدّه، مخارج [[ازدواج]] مجددی که شوهرش کرده، به عهده اوست یا به عهده راهنما؟<br/>
جواب: اگر طلاق بدون رضایت شوهر واقع شده باشد صحیح نیست، و اما مهر و نفقه، موجب آنها عقد است که شوهر پس از عقد و نزدیکى ضامن آنهاست و به طلاق و دارویى که به شوهر خورانده ارتباطى ندارد، مگر این که قائل شویم زن با این کار ناشزه بوده که در این صورت نفقۀ ایّام عدّه را در حق شوهر ضامن است، و اما مخارج [[ازدواج]] مجدد به عهده شوهر است  و ضمان آن به عهده زن یا راهنما نمى باشد، بلى زن علاوه بر [[گناه]] بزرگى که مرتکب شده، ضامن دیه عنین نمودن شوهر به طور موقّت یا دائم مى باشد، و کسى هم که این کار را یاد داده، اگر چه [[گناه]] بزرگى مرتکب شده ولى ضمان مالى به عهده او نیست.<ref>نجف آبادى، حسین على منتظرى، استفتاءات مسائل ضمان، ص 131 ، مسأله296</ref>
+
جواب: اگر طلاق بدون رضایت شوهر واقع شده باشد صحیح نیست، و اما مهر و نفقه، موجب آنها عقد است که شوهر پس از عقد و نزدیکی ضامن آنهاست و به طلاق و دارویی که به شوهر خورانده ارتباطی ندارد، مگر این که قائل شویم زن با این کار ناشزه بوده که در این صورت نفقهٔ ایّام عدّه را در حق شوهر ضامن است، و اما مخارج [[ازدواج]] مجدد به عهده شوهر است  و ضمان آن به عهده زن یا راهنما نمی‌باشد، بلی زن علاوه بر [[گناه]] بزرگی که مرتکب شده، ضامن دیه عنین نمودن شوهر به طور موقّت یا دائم می‌باشد، و کسی هم که این کار را یاد داده، اگر چه [[گناه]] بزرگی مرتکب شده ولی ضمان مالی به عهده او نیست.<ref>نجف آبادی، حسین علی منتظری، استفتاءات مسائل ضمان، ص 131 ، مسأله296</ref>
 
=== کلاه برداری در اجاره ===
 
=== کلاه برداری در اجاره ===
برخی افراد در اجاره دادن ملک، مرتکب تقلب و کلاه برداری می شوند. <br/>
+
برخی افراد در اجاره دادن ملک، مرتکب تقلب و کلاه برداری می‌شوند. <br/>
 
مثال: فردی منزل خود را در یک مدت به دو نفر که آنها از این مساله(به شخص دیگر اجاره داده شده) اطلاع ندارند، اجاره دهد.<br/>
 
مثال: فردی منزل خود را در یک مدت به دو نفر که آنها از این مساله(به شخص دیگر اجاره داده شده) اطلاع ندارند، اجاره دهد.<br/>
 
=== کلاه برداری در ارث ===
 
=== کلاه برداری در ارث ===
برخی ها برای به دست آوردن اموال نامشروع، خود را وارث افراد دیگر اعلام می کنند. <br/>
+
برخی‌ها برای به دست آوردن اموال نامشروع، خود را وارث افراد دیگر اعلام می‌کنند. <br/>
مانند آنکه کسى شناسنامه مکرر بگیرد تا بوسیله آن خود را وارث دیگرى قلمداد کند و در ترکه او سهیم گردد.<ref>امامى، سید حسن، حقوق مدنى (امامى)، ج 4، ص 215.</ref>
+
مانند آنکه کسی شناسنامه مکرر بگیرد تا بوسیله آن خود را وارث دیگری قلمداد کند و در ترکه او سهیم گردد.<ref>امامی، سید حسن، حقوق مدنی (امامی)، ج 4، ص 215.</ref>
  
 
== احکام کلاه برداری ==
 
== احکام کلاه برداری ==
  
 
=== حرمت کلاه برداری ===
 
=== حرمت کلاه برداری ===
فقها کلاه برداری را از جمله جرایمی می دانند که نوعی «اکل مال بباطل» محسوب شده و با توجه به عموم آیه شریفه 29 سوره مبارکه نساء که می فرماید «لا تأکلوا اموالکم بینکم بالباطل» با استفاده از عنوان کلی تعزیرات، قابل مجازات است.<br/>
+
فقها کلاه برداری را از جمله جرایمی می‌دانند که نوعی «اکل مال بباطل» محسوب شده و با توجه به عموم آیه شریفه ۲۹ سوره مبارکه نساء که می‌فرماید «لا تأکلوا اموالکم بینکم بالباطل» با استفاده از عنوان کلی تعزیرات، قابل مجازات است.<br/>
اطلاق این آیه شریفه مهم ترین دلیل فقها برای حرام بودن تصرف در مال غیر به هر طریق از جمله از راه حیله و فریب است. <br/>
+
اطلاق این آیه شریفه مهم‌ترین دلیل فقها برای حرام بودن تصرف در مال غیر به هر طریق از جمله از راه حیله و فریب است. <br/>
 
=== خرید و فروش با استفاده از رانت اطلاعاتی ===
 
=== خرید و فروش با استفاده از رانت اطلاعاتی ===
 
استفتاء:<br/>
 
استفتاء:<br/>
 
درصورتی که فردی با استفاده از رانت اطلاعاتی اقدام به خرید شیئی کند و از این طریق به منفعتی دست یابد.<br/>
 
درصورتی که فردی با استفاده از رانت اطلاعاتی اقدام به خرید شیئی کند و از این طریق به منفعتی دست یابد.<br/>
1. آیا این معامله وجه شرعی دارد؟<br/>
+
۱. آیا این معامله وجه شرعی دارد؟<br/>
2. آیا این موجب ضمان می گردد؟ چه کسی ضامن است؟<br/>
+
۲. آیا این موجب ضمان می‌گردد؟ چه کسی ضامن است؟<br/>
3. با توجه به این که اطلاعات دهنده در انجام این معامله بدین صورت نقش داشته است، آیا چیزی بر عهده او نیست؟<br/>
+
۳. با توجه به این که اطلاعات دهنده در انجام این معامله بدین صورت نقش داشته است، آیا چیزی بر عهده او نیست؟<br/>
4. در صورتی که مورد معامله زمین باشد نمازهایی که در آن خوانده شده و یا می شود چه حکمی دارد؟<br/>
+
۴. در صورتی که مورد معامله زمین باشد نمازهایی که در آن خوانده شده و یا می‌شود چه حکمی دارد؟<br/>
 
پاسخ:<br/>
 
پاسخ:<br/>
هرگاه خدعه و نیرنگ و کلاه برداری بر آن صدق نکند استفاده کردن از اطلاعات خاص اشکالی ندارد. ولی اگر طرف مغبون شود خیار غبن دارد و اطلاع دهنده در صورتی که قصد تبرع نداشته باشد می تواند اجره المثل بگیرد.<ref>آیت الله مکارم شیرازی، پایگاه اطلاع رسانی http://makarem.ir</ref>
+
هرگاه خدعه و نیرنگ و کلاه برداری بر آن صدق نکند استفاده کردن از اطلاعات خاص اشکالی ندارد. ولی اگر طرف مغبون شود خیار غبن دارد و اطلاع دهنده در صورتی که قصد تبرع نداشته باشد می‌تواند اجره المثل بگیرد.<ref>آیت الله مکارم شیرازی، پایگاه اطلاع رسانی http://makarem.ir</ref>
 
=== کلاه برداری در معاملات با کفّار ===
 
=== کلاه برداری در معاملات با کفّار ===
استفتاء: آیا کلاه بردارى در معاملات با کفار جایز است؟<br/>
+
استفتاء: آیا کلاه برداری در معاملات با کفار جایز است؟<br/>
جواب: در هر موردى که معامله صحّت واقعیه دارد، جایز نیست.<ref>گیلانى، فومنى، محمد تقى بهجت، استفتاءات (بهجت)، ج3، ص97، سوال 2524.</ref>
+
جواب: در هر موردی که معامله صحّت واقعیه دارد، جایز نیست.<ref>گیلانی، فومنی، محمد تقی بهجت، استفتاءات (بهجت)، ج3، ص97، سوال 2524.</ref>
 
استفتاء دوم:<br/>
 
استفتاء دوم:<br/>
تقلّب و دروغ و فریب در معامله با غیر مسلمانان براى دستیابى به فائده مالى یا علمى بیشتر (در صورتى که متوجه نباشند) چه حکمى دارد؟<br/>
+
تقلّب و دروغ و فریب در معامله با غیر مسلمانان برای دستیابی به فائده مالی یا علمی بیشتر (در صورتی که متوجه نباشند) چه حکمی دارد؟<br/>
جواب: دروغ و فریب و تقلّب در معاملات جایز نیست، هر چند طرف مقابل غیر مسلمان باشد.<ref>خمینى، سید روح اللّه موسوى، توضیح المسائل، ج 2، ص: 279، سوال1610</ref>
+
جواب: دروغ و فریب و تقلّب در معاملات جایز نیست، هر چند طرف مقابل غیر مسلمان باشد.<ref>خمینی، سید روح اللّه موسوی، توضیح المسائل، ج 2، ص: 279، سوال1610</ref>
=== کلاه برداری شرکت ها ===
+
=== کلاه برداری شرکت‌ها ===
 
استفتاء:<br/>
 
استفتاء:<br/>
سؤال 542- مؤسّسه هایى در کشور اتریش با عنوان بدون درد سر صاحب 30000 دلار شوید فرمهایى را به ترتیب زیر در اختیار متقاضیان قرار مى دهند:<br/>
+
سؤال ۵۴۲- مؤسّسه‌هایی در کشور اتریش با عنوان بدون درد سر صاحب ۳۰۰۰۰ دلار شوید فرمهایی را به ترتیب زیر در اختیار متقاضیان قرار می‌دهند:<br/>
الف) متقاضى مثلا زید فرم را از شخص نامبرده در ردیف پنجم به مبلغ 30 دلار مى خرد.<br/>
+
الف) متقاضی مثلا زید فرم را از شخص نامبرده در ردیف پنجم به مبلغ ۳۰ دلار می‌خرد.<br/>
ب) سپس 30 دلار چک تضمینى به نام شخص ردیف اوّل و 30 دلار چک تضمینى به نام مؤسّسه به همراه فرم خریدارى شده که در آن نام و مشخصات خود را درج نموده است براى آن مؤسّسه مى فرستد (یعنى در مجموع 90 دلار مى پردازد).<br/>
+
ب) سپس ۳۰ دلار چک تضمینی به نام شخص ردیف اوّل و ۳۰ دلار چک تضمینی به نام مؤسّسه به همراه فرم خریداری شده که در آن نام و مشخصات خود را درج نموده است برای آن مؤسّسه می‌فرستد (یعنی در مجموع ۹۰ دلار می‌پردازد).<br/>
ج) پس از مدتى چهار عدد فرم که در آن نام ردیف اوّل حذف گردیده و نامهاى ردیف هاى پایین هر یک، به یک ردیف بالاتر ارتقا نموده به دست آقاى زید مى رسد البتّه به این ترتیب نام آقاى زید در ردیف پنجم قرار مى گیرد.<br/>
+
ج) پس از مدتی چهار عدد فرم که در آن نام ردیف اوّل حذف گردیده و نامهای ردیف‌های پایین هر یک، به یک ردیف بالاتر ارتقا نموده به دست آقای زید می‌رسد البتّه به این ترتیب نام آقای زید در ردیف پنجم قرار می‌گیرد.<br/>
د) آقاى زید 4 فرم واصل شده را به چهار نفر متقاضى جدید به قیمت هر فرم 30 دلار مى فروشد به این ترتیب علاوه بر 90 دلار پرداختى 30 دلار اضافه نیز دریافت مى کند.<br/>
+
د) آقای زید ۴ فرم واصل شده را به چهار نفر متقاضی جدید به قیمت هر فرم ۳۰ دلار می‌فروشد به این ترتیب علاوه بر ۹۰ دلار پرداختی ۳۰ دلار اضافه نیز دریافت می‌کند.<br/>
ه‍) افرادى که فرمهاى آقاى زید را خریده اند هرکدام به ترتیب سابق عمل نموده (به ترتیبى که در شماره 2 توضیح داده شد) و هر یک 4 فرم جدید دریافت مى نمایند کم کم نام زید از ردیف پنجم به ردیفهاى بالاتر ارتقا مى یابد تا به ردیف اوّل مى رسد و در اینجا هر متقاضى جدید موظّف است 30 دلار به حساب آقاى زید واریز نماید که جمعاً حدود 30000 دلار خواهد شد، بعد نام ایشان نیز از لیست خارج شده و ردیفهاى بعد به ترتیب بالا مى آیند. آیا شرکت در این مؤسّسه جایز است؟<br/>
+
ه‍) افرادی که فرمهای آقای زید را خریده‌اند هرکدام به ترتیب سابق عمل نموده (به ترتیبی که در شماره ۲ توضیح داده شد) و هر یک ۴ فرم جدید دریافت می‌نمایند کم کم نام زید از ردیف پنجم به ردیفهای بالاتر ارتقا می‌یابد تا به ردیف اوّل می‌رسد و در اینجا هر متقاضی جدید موظّف است ۳۰ دلار به حساب آقای زید واریز نماید که جمعاً حدود ۳۰۰۰۰ دلار خواهد شد، بعد نام ایشان نیز از لیست خارج شده و ردیفهای بعد به ترتیب بالا می‌آیند. آیا شرکت در این مؤسّسه جایز است؟<br/>
 
جواب:<br/>
 
جواب:<br/>
شرکت در این کار حرام و پول عاید از آن مباح نیست و در واقع این نوعى کلاه بردارى مرموز براى تصاحب اموال دیگران است.<ref>شیرازى، ناصر مکارم، استفتاءات جدید (مکارم)، ج 1، ص: 156</ref><br/>
+
شرکت در این کار حرام و پول عاید از آن مباح نیست و در واقع این نوعی کلاه برداری مرموز برای تصاحب اموال دیگران است.<ref>شیرازی، ناصر مکارم، استفتاءات جدید (مکارم)، ج 1، ص: 156</ref><br/>
استفتاء دوم: فرموده بودید فارکس<ref>فارکس (Forex) اصطلاحی است لاتین بر گرفته از دو کلمه Foreign Exchange که به معنی تبادل ارزهای خارجی می باشد. ساده ترین تعریف برای تبادل ارزهای خارجی، تبدیل یک ارز به ارز دیگر است که مقداری از این تبادل برای خرید و فروش کالا و یا خدمات شرکت ها و دولت ها، هزینه های سفر و خرید جهانگردان و یا سرمایه گذاری اشخاص و بنگاه ها در کشور مورد استفاده قرارمی گیرد. البته بیشتر تبادل های ارزی با هدف کسب سود از تفاضل قیمت خرید و فروش انجام می گیرد.</ref> احکام معاملات شرعی را ندارد می خواستم بدانم کدامیک از موارد آن را ندارد؟<br/>
+
استفتاء دوم: فرموده بودید فارکس<ref>فارکس (Forex) اصطلاحی است لاتین بر گرفته از دو کلمه Foreign Exchange که به معنی تبادل ارزهای خارجی می‌باشد. ساده‌ترین تعریف برای تبادل ارزهای خارجی، تبدیل یک ارز به ارز دیگر است که مقداری از این تبادل برای خرید و فروش کالا و یا خدمات شرکت‌ها و دولت‌ها، هزینه‌های سفر و خرید جهانگردان و یا سرمایه گذاری اشخاص و بنگاه‌ها در کشور مورد استفاده قرارمی گیرد. البته بیشتر تبادل‌های ارزی با هدف کسب سود از تفاضل قیمت خرید و فروش انجام می‌گیرد.</ref> احکام معاملات شرعی را ندارد می‌خواستم بدانم کدامیک از موارد آن را ندارد؟<br/>
پاسخ: این معاملات در واقع نوعی اَکل مال به باطل و کلاه برداری است، زیرا هیچ آدم عاقلی در مقابل یک دلار نود و نه دلار وام بدون سود نمی دهد و آنها می دانند که در پایان سرمایه های گروه زیادی را با این شگرد می ربایند، بنابراین یک معامله عقلائی جدی محسوب نمی شود.<ref>آیت الله مکارم شیرازی، پایگاه اطلاع رسانی http://makarem.i</ref>  
+
پاسخ: این معاملات در واقع نوعی اَکل مال به باطل و کلاه برداری است، زیرا هیچ آدم عاقلی در مقابل یک دلار نود و نه دلار وام بدون سود نمی‌دهد و آنها می‌دانند که در پایان سرمایه‌های گروه زیادی را با این شگرد می‌ربایند، بنابراین یک معامله عقلائی جدی محسوب نمی‌شود.<ref>آیت الله مکارم شیرازی، پایگاه اطلاع رسانی http://makarem.i</ref>  
 
استفتاء سوم:<br/>
 
استفتاء سوم:<br/>
کسى که در رأس مؤسّسه اى عزل و نصب ها را به عهده دارد چنانچه عالما و عامدا فرد کلاه بردارى را در رأس امور مالى نگهدارد و بدین وسیله باعث خسارت و تلف شدن بیت المال شود چه کسى ضامن تلف شدن بیت المال است، آیا سوء استفاده کننده یا کسى که این سوء استفاده کننده کلاه بردار را عمدا بکارهاى کلیدى مى گمارد یا هر دوى آنها؟<br/>
+
کسی که در رأس مؤسّسه‌ای عزل و نصب‌ها را به عهده دارد چنانچه عالما و عامدا فرد کلاه برداری را در رأس امور مالی نگهدارد و بدین وسیله باعث خسارت و تلف شدن بیت المال شود چه کسی ضامن تلف شدن بیت المال است، آیا سوء استفاده کننده یا کسی که این سوء استفاده کننده کلاه بردار را عمدا بکارهای کلیدی می‌گمارد یا هر دوی آنها؟<br/>
جواب: اگر به نحوى است که کلیّه اموال، تحت اختیار رئیس مؤسّسه است و با علم به خیانت، بدست خائن داده هر دو ضامنند، ولى قرار ضمان بر کسى است که سوء استفاده کرده باین معنى که اگر از رئیس مؤسّسه گرفته مى تواند به سوء استفاده کننده مراجعه و از او بگیرد.<ref>گلپایگانى، سید محمد رضا موسوى، مجمع المسائل (للگلبایگانی)، ج 3، ص: 6 </ref>
+
جواب: اگر به نحوی است که کلیّه اموال، تحت اختیار رئیس مؤسّسه است و با علم به خیانت، بدست خائن داده هر دو ضامنند، ولی قرار ضمان بر کسی است که سوء استفاده کرده باین معنی که اگر از رئیس مؤسّسه گرفته می‌تواند به سوء استفاده کننده مراجعه و از او بگیرد.<ref>گلپایگانی، سید محمد رضا موسوی، مجمع المسائل (للگلبایگانی)، ج 3، ص: 6 </ref>
 
== شرایط تحقق جرم کلاه برداری ==
 
== شرایط تحقق جرم کلاه برداری ==
  
 
=== به کار بردن وسیله متقلبانه ===
 
=== به کار بردن وسیله متقلبانه ===
یعنی کلاه برداری جرمی است که وسیله در آن موضوعیت دارد؛ بر خلاف جرایمی مثل قتل که وسیله در آن موضوعیت ندارد. وسیله در کلاه برداری حتماً باید متقلبانه باشد. در ماده 1قانون مجازات مرتکبین ارتشاء [[اختلاس]] و کلاه برداری ... گفته: (هرکس از راه حیله و تقلب)<br/>
+
یعنی کلاه برداری جرمی است که وسیله در آن موضوعیت دارد؛ بر خلاف جرایمی مثل قتل که وسیله در آن موضوعیت ندارد. وسیله در کلاه برداری حتماً باید متقلبانه باشد. در ماده ۱قانون مجازات مرتکبین ارتشاء [[اختلاس]] و کلاه برداری ... گفته: (هرکس از راه حیله و تقلب)<br/>
 
وسایل متقلبانه عبارتند از:<br/>
 
وسایل متقلبانه عبارتند از:<br/>
1. وجود شرکتها یا تجارتخانه ها یا کارخانه ها یا موسسات موهوم؛ <br/>
+
۱. وجود شرکتها یا تجارتخانه‌ها یا کارخانه‌ها یا موسسات موهوم؛ <br/>
2. داشتن اموال واهی؛<br/>
+
۲. داشتن اموال واهی؛<br/>
3. داشتن اختیارات واهی؛<br/>
+
۳. داشتن اختیارات واهی؛<br/>
4. امیدوار کردن به امور غیر واقع؛<br/>
+
۴. امیدوار کردن به امور غیر واقع؛<br/>
5. ترساندن از حوادث و پیشامدهای غیرواقع؛<br/>
+
۵. ترساندن از حوادث و پیشامدهای غیرواقع؛<br/>
6. اختیار کردن اسم یا عنوان مجعول.<br/>
+
۶. اختیار کردن اسم یا عنوان مجعول.<br/>
مثال: فردی منزلش را با قولنامه عادی میفروشد و سند آن را که در اختیار خودش است به دیگری میدهد و از او مبلغی میگیرد در حالی که از اول قصد برگرداندن پول او را نداشته و او را با داشتن اموال واهی فریب داده.<br/>
+
مثال: فردی منزلش را با قولنامه عادی می‌فروشد و سند آن را که در اختیار خودش است به دیگری می‌دهد و از او مبلغی می‌گیرد در حالی که از اول قصد برگرداندن پول او را نداشته و او را با داشتن اموال واهی فریب داده.<br/>
بنابراین از عبارت صدر ماده (هرکس از راه حیله و تقلب) و ذکر وسایل مختلف در ماده و از ذیل ماده که گفته (یا وسایل تقلبی دیگر) فهمیده میشود که وسیله در کلاه برداری موضوعیت دارد.<br/>
+
بنابراین از عبارت صدر ماده (هرکس از راه حیله و تقلب) و ذکر وسایل مختلف در ماده و از ذیل ماده که گفته (یا وسایل تقلبی دیگر) فهمیده می‌شود که وسیله در کلاه برداری موضوعیت دارد.<br/>
 
قانونگذار ابتدا با عنوان (هرکس از راه حیله و تقلب) قاعده را ذکر کرده و بعد برخی از مصادیق وسایل متقلبانه را ذکر کرده است.<br/>
 
قانونگذار ابتدا با عنوان (هرکس از راه حیله و تقلب) قاعده را ذکر کرده و بعد برخی از مصادیق وسایل متقلبانه را ذکر کرده است.<br/>
در استفاده از اسناد جعلی برای کلاه برداری تفاوتی نمیکند که اصل سند جعلی باشد یا در سند اصیل جعل واقع شده باشد.<br/>
+
در استفاده از اسناد جعلی برای کلاه برداری تفاوتی نمی‌کند که اصل سند جعلی باشد یا در سند اصیل جعل واقع شده باشد.<br/>
 +
 
 
=== اغفال و فریب ===
 
=== اغفال و فریب ===
 
سؤال: آیا لازم است بین مالباخته و فریب خورده وحدت باشد. به عبارت دیگر آیا لازم است که مالِ همان فردی را که فریب داده ببرد؟<br/>
 
سؤال: آیا لازم است بین مالباخته و فریب خورده وحدت باشد. به عبارت دیگر آیا لازم است که مالِ همان فردی را که فریب داده ببرد؟<br/>
مثال: فردی کارمند بانک را با استفاده از چک مجعول فریب میدهد و از حساب صاحب چک پول میگیرد. <br/>
+
مثال: فردی کارمند بانک را با استفاده از چک مجعول فریب می‌دهد و از حساب صاحب چک پول می‌گیرد. <br/>
دو نظر است: نظر اول: کلاه برداری میباشد؛ چون قانون گفته است (هرکس از راه حیله و تقلب مردم را به ...  فریب دهد) اعم از اینکه خودش اغفال شود یا دیگری اغفال شود و مال او را بدهد و همچنین در مثال مذکور کارمند بانک نماینده صاحب مال است.<br/>
+
دو نظر است: نظر اول: کلاه برداری می‌باشد؛ چون قانون گفته است (هرکس از راه حیله و تقلب مردم را به ...  فریب دهد) اعم از اینکه خودش اغفال شود یا دیگری اغفال شود و مال او را بدهد و همچنین در مثال مذکور کارمند بانک نماینده صاحب مال است.<br/>
نظر دوم: ظاهر ماده نشان میدهد که مال باخته باید همان اغفال شده باشد و تفسیر مضیق به نفع متهم هم مؤید این نظر است.<br/>
+
نظر دوم: ظاهر ماده نشان می‌دهد که مال باخته باید همان اغفال شده باشد و تفسیر مضیق به نفع متهم هم مؤید این نظر است.<br/>
  
 
=== تعلق مال به دیگری ===
 
=== تعلق مال به دیگری ===
سطر ۲۰۳: سطر ۲۰۰:
 
== آثار کلاه برداری ==
 
== آثار کلاه برداری ==
 
=== آثار فردی ===
 
=== آثار فردی ===
کلاه برداری و تقلب و نیرنگ آثار سوء و زیان بار فردی دارد که به چند مورد اشاره می شود:<br/>
+
کلاه برداری و تقلب و نیرنگ آثار سوء و زیان بار فردی دارد که به چند مورد اشاره می‌شود:<br/>
 
==== عذاب الهی ====
 
==== عذاب الهی ====
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) می فرماید:« مَن کانَ مسلما فلا یَمکُرْ و لا یَخدَعْ ؛ فإنّی سَمِعتُ جَبرئیلَ علیه السلام یقولُ : إنّ المَکرَ و الخَدیعَهَ فی النّارِ؛ کسى که مسلمان باشد، نه نیرنگ مى زند و نه حیله گرى مى کند؛ زیرا از جبرئیل علیه السلام شنیدم که مى گفت: همانا نیرنگ و حیله گرى در آتشند.» <ref>شیخ صدوق، امالی، ص270</ref>
+
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) می‌فرماید:« مَن کانَ مسلما فلا یَمکُرْ و لا یَخدَعْ ؛ فإنّی سَمِعتُ جَبرئیلَ علیه السلام یقولُ : إنّ المَکرَ و الخَدیعَهَ فی النّارِ؛ کسی که مسلمان باشد، نه نیرنگ می‌زند و نه حیله گری می‌کند؛ زیرا از جبرئیل علیه السلام شنیدم که می‌گفت: همانا نیرنگ و حیله گری در آتشند.» <ref>شیخ صدوق، امالی، ص270</ref>
یعنى افراد داراى این صفات در آتش هستند و اسناد، مجازى است.<br/>
+
یعنی افراد دارای این صفات در آتش هستند و اسناد، مجازی است.<br/>
 
==== برگشت مکر و نیرنگ به خود کلاه بردار ====
 
==== برگشت مکر و نیرنگ به خود کلاه بردار ====
 
یکی از آثار مکر و کلاه برداری، برگشت مکر و حیله به سمت خود کلاه بردار است. <br/>
 
یکی از آثار مکر و کلاه برداری، برگشت مکر و حیله به سمت خود کلاه بردار است. <br/>
امیرالمومنین علی(علیه السلام) در این زمینه می فرماید:« مَن مَکرَ حاقَ بهِ مَکرُهُ؛ هر که نیرنگ زند، نیرنگش دامن خود او را مى گیرد.»(محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج4، ص2912)<br/>
+
امیرالمومنین علی(علیه السلام) در این زمینه می‌فرماید:« مَن مَکرَ حاقَ بهِ مَکرُهُ؛ هر که نیرنگ زند، نیرنگش دامن خود او را می‌گیرد.»(محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج۴، ص2912)<br/>
 
=== آثار اجتماعی ===
 
=== آثار اجتماعی ===
کلاه برداری آثار زیانباری در جامعه دارد که به چند مورد اشاره می شود:<br/>
+
کلاه برداری آثار زیانباری در جامعه دارد که به چند مورد اشاره می‌شود:<br/>
1. ایجاد نا امنی در فضای اقتصادی جامعه؛<br/>
+
۱. ایجاد نا امنی در فضای اقتصادی جامعه؛<br/>
2. بی اعتمادی میان افراد در جامعه به منظور انجام فعالیت های اقتصادی؛<br/>
+
۲. بی اعتمادی میان افراد در جامعه به منظور انجام فعالیت‌های اقتصادی؛<br/>
3. از هم گسیختگی خانواده ها؛<br/>
+
۳. از هم گسیختگی خانواده ها؛<br/>
4. ضربه های روحی، روانی و اقتصادی، مالی به افراد بی گناه؛<br/>
+
۴. ضربه‌های روحی، روانی و اقتصادی، مالی به افراد بی گناه؛<br/>
5. ضررهای سیاسی، مالی، تجاری و نظامی؛<br/>
+
۵. ضررهای سیاسی، مالی، تجاری و نظامی؛<br/>
6. از بین بردن فرصتهای شغلی و تشدید بیکاری. <br/>
+
۶. از بین بردن فرصتهای شغلی و تشدید بیکاری. <br/>
  
 
== راهکارهای جلوگیری از کلاه برداری ==
 
== راهکارهای جلوگیری از کلاه برداری ==
  
 
=== اندیشیدن به عاقبت آن ===
 
=== اندیشیدن به عاقبت آن ===
طریقه خلاصی از این صفت خبیثه آن است که متذکر بدی عاقبت و سوء خاتمت آن گردد و تامل کند که صاحب آن در آتش سوزان همنشین شیطان است. و بداند که همچنان که آیات و اخبار به آن ناطق، و تجربه و اعتبار بر آن گواه صادق است، وبال هر مکر و حیله عاقبت به صاحب آن راجع می شود<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ج1، ص167.</ref>«وَ مَنْ‏ حَفَرَ لِأَخِیهِ‏ بِئْراً وَقَعَ فِیهَا؛ هر که چاهی از برای دیگری بکند خود در آن افتد.»<ref>شیخ کلینی، کافی، ج8، ص19</ref><br/>
+
طریقه خلاصی از این صفت خبیثه آن است که متذکر بدی عاقبت و سوء خاتمت آن گردد و تامل کند که صاحب آن در آتش سوزان همنشین شیطان است. و بداند که همچنان که آیات و اخبار به آن ناطق، و تجربه و اعتبار بر آن گواه صادق است، وبال هر مکر و حیله عاقبت به صاحب آن راجع می‌شود<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ج1، ص167.</ref>«وَ مَنْ حَفَرَ لِأَخِیهِ بِئْراً وَقَعَ فِیهَا؛ هر که چاهی از برای دیگری بکند خود در آن افتد.»<ref>شیخ کلینی، کافی، ج8، ص19</ref><br/>
 
=== نوشتن سند دیون ===
 
=== نوشتن سند دیون ===
قرآن مجید براى جلوگیرى از مشکلات احتمالى آینده، در طولانى ترین آیه، دستور نوشتن سند یا گرفتن شاهد را مى دهد. طبق آنچه در آیه 282 سوره بقره آمده، مسلمانان موظّفند، اسناد معاملات، وام ها، معاهدات و مانند آن را به صورت مکتوب تهیّه کرده و طرفین آن را امضا کنند، و به این سادگى تن به چنین قراردادهایى ندهند، در غیر این صورت مشکلات عدیده و پردامنه اى که گاه تمام عمر طرف را در بر مى گیرد، به دنبال خواهد داشت، همگى ما بارها نمونه هایش را دیده ایم.<br/>
+
قرآن مجید برای جلوگیری از مشکلات احتمالی آینده، در طولانی‌ترین آیه، دستور نوشتن سند یا گرفتن شاهد را می‌دهد. طبق آنچه در آیه ۲۸۲ سوره بقره آمده، مسلمانان موظّفند، اسناد معاملات، وام‌ها، معاهدات و مانند آن را به صورت مکتوب تهیّه کرده و طرفین آن را امضا کنند، و به این سادگی تن به چنین قراردادهایی ندهند، در غیر این صورت مشکلات عدیده و پردامنه‌ای که گاه تمام عمر طرف را در بر می‌گیرد، به دنبال خواهد داشت، همگی ما بارها نمونه‌هایش را دیده‌ایم.<br/>
قرآن کریم می فرماید: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا تَداینْتُمْ بِدَینٍ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاکْتُبُوهُ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! هنگامى که بدهى مدّت‏دارى (به خاطر وام یا داد و ستد) به یکدیگر پیدا کنید، آن را بنویسید...»<ref>بقره/282</ref><br/>
+
قرآن کریم می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که بدهی مدّت‌داری (به خاطر وام یا داد و ستد) به یکدیگر پیدا کنید، آن را بنویسید...»<ref>بقره/282</ref><br/>
 
=== برخورد جدّی با کلاه برداران ===
 
=== برخورد جدّی با کلاه برداران ===
 
یکی از راه کارهای کاهش کلاه برداری، برخورد شدید و قاطعانه با کلاه برداران است.<br/>
 
یکی از راه کارهای کاهش کلاه برداری، برخورد شدید و قاطعانه با کلاه برداران است.<br/>
  
 
== مجازات کلاه برداری ==
 
== مجازات کلاه برداری ==
مطابق مادّه 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا، [[اختلاس]] و کلاه برداری مصوب 1367: «هر کس از راه حیله و تقلب مردم را به وجود شرکت ها یا تجارتخانه ها، یا کارخانه ها یا مؤسسات موهوم یا به داشتن اموال و اختیارات واهی فریب دهد یا به امور غیر واقع امیدوار نماید یا از حوادث و پیش آمدهای غیر واقع بترساند و یا اسم و یا عنوان مجعول اختیار کند و به یکی از وسایل مذکور و یا وسایل تقلبی دیگر، وجوه یا اموال یا اسناد یا حوالجات یا قبوض یا مفاصا حساب و امثال انها تحصیل کرده و از این راه مال دیگری را ببرد کلاه بردار محسوب و علاوه بر رد اصل مال به صاحبش به حبس از یک تا هفت سال و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده محکوم می شود.»<br/>
+
مطابق مادّه ۱ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا، [[اختلاس]] و کلاه برداری مصوب ۱۳۶۷: «هر کس از راه حیله و تقلب مردم را به وجود شرکت‌ها یا تجارتخانه‌ها، یا کارخانه‌ها یا مؤسسات موهوم یا به داشتن اموال و اختیارات واهی فریب دهد یا به امور غیر واقع امیدوار نماید یا از حوادث و پیش آمدهای غیر واقع بترساند و یا اسم و یا عنوان مجعول اختیار کند و به یکی از وسایل مذکور و یا وسایل تقلبی دیگر، وجوه یا اموال یا اسناد یا حوالجات یا قبوض یا مفاصا حساب و امثال انها تحصیل کرده و از این راه مال دیگری را ببرد کلاه بردار محسوب و علاوه بر رد اصل مال به صاحبش به حبس از یک تا هفت سال و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده محکوم می‌شود.»<br/>
در متن این ماده به استفاده از وسایل تقلبی و فریب اشاره شده است. زمانی می گوییم کسی دیگری را فریب داده که دیگری اغفال شود و فریب بخورد و چنان چه استفاده از وسایل متقلبانه موجب فریب دیگری نشود، کلاه برداری تحقق نمی یابد، زیرا بردن مال به وسیله حیله و تقلب، زمانی صورت می گیرد که فریب خورده ای در کار باشد. استفاده از وسایل تقلبی و اغفال و فریب دو شرط لازم برای تحقق جرم کلاه برداری می باشند، هم چنین لازمه اغفال و فریب این است که شخص فریب خورده نسبت به تقلبی بودن وسایل مورد استفاده، آگاهی نداشته باشد زیرا در صورت آگاهی، دیگر عنوان فریب صدق نمی کند<ref>پایگاه اطلاع رسانی http://rc.majlis.ir، تاریخ تصویب15/09/1367</ref>
+
در متن این ماده به استفاده از وسایل تقلبی و فریب اشاره شده است. زمانی می‌گوییم کسی دیگری را فریب داده که دیگری اغفال شود و فریب بخورد و چنان چه استفاده از وسایل متقلبانه موجب فریب دیگری نشود، کلاه برداری تحقق نمی‌یابد، زیرا بردن مال به وسیله حیله و تقلب، زمانی صورت می‌گیرد که فریب خورده‌ای در کار باشد. استفاده از وسایل تقلبی و اغفال و فریب دو شرط لازم برای تحقق جرم کلاه برداری می‌باشند، هم چنین لازمه اغفال و فریب این است که شخص فریب خورده نسبت به تقلبی بودن وسایل مورد استفاده، آگاهی نداشته باشد زیرا در صورت آگاهی، دیگر عنوان فریب صدق نمی‌کند<ref>پایگاه اطلاع رسانی http://rc.majlis.ir، تاریخ تصویب15/09/1367</ref>
  
 
== کتابشناسی ==
 
== کتابشناسی ==
1. احمد باختر، ارتشاء [[اختلاس]] و کلاه برداری در آیینه قوانین و رویه قضایی، خرسندی، تهران، 1387 ه ش.<br/>
+
۱. احمد باختر، ارتشاء [[اختلاس]] و کلاه برداری در آیینه قوانین و رویه قضایی، خرسندی، تهران، ۱۳۸۷ ه ش.<br/>
2. محمد جعفر حبیب زاده، تحلیل  جرایم  کلاه برداری و خیا نت  در اما نت  در حقوق  کیفری ایران ، دادگستر، تهران، 1389 ه ش.<br/>
+
۲. محمد جعفر حبیب زاده، تحلیل  جرایم  کلاه برداری و خیا نت  در اما نت  در حقوق  کیفری ایران ، دادگستر، تهران، ۱۳۸۹ ه ش.<br/>
3. ابوالقاسم علیان نژادی دامغانی، بازاریابی شبکه ای یا؟ کلاه برداری مرموز، مدرسه الامام علی ابن ابیطالب(علیهما السلام)، قم، 1385 ه ش.<br/>
+
۳. ابوالقاسم علیان نژادی دامغانی، بازاریابی شبکه‌ای یا؟ کلاه برداری مرموز، مدرسه الامام علی ابن ابیطالب(علیهما السلام)، قم، ۱۳۸۵ ه ش.<br/>
4. محبوبه رضایی نسب، بررسی جرم کلاه برداری در منابع اسلامی و قوانین موضوعه ایران، دانشگاه پردیس قم، 1389 ه ش.<br/>
+
۴. محبوبه رضایی نسب، بررسی جرم کلاه برداری در منابع اسلامی و قوانین موضوعه ایران، دانشگاه پردیس قم، ۱۳۸۹ ه ش.<br/>
  
 
== مقاله شناسی ==
 
== مقاله شناسی ==
1. امیر حسین فخاری، استفاده از چک برای کلاه برداری، مجله: الهیات و حقوق، زمستان 1381، شماره 6<br/>
+
۱. امیر حسین فخاری، استفاده از چک برای کلاه برداری، مجله: الهیات و حقوق، زمستان ۱۳۸۱، شماره 6<br/>
2. حبیب زاده، مروری بر جرم کلاه برداری در حقوق ایران، مجله: دادرسی، خرداد و تیر 1377، شماره 8<br/>
+
۲. حبیب زاده، مروری بر جرم کلاه برداری در حقوق ایران، مجله: دادرسی، خرداد و تیر ۱۳۷۷، شماره 8<br/>
3. محمد مصدق، اندیشه: بررسی جرایم در حکم کلاه برداری، مجله: دادرسی، مرداد و شهریور 1385 شماره 57<br/>
+
۳. محمد مصدق، اندیشه: بررسی جرایم در حکم کلاه برداری، مجله: دادرسی، مرداد و شهریور ۱۳۸۵ شماره 57<br/>
4. یوسف جسمی، پنج توصیه کلیدی برای مبارزه با کلاه برداری، مجله فرهنگ و تعاون، مرداد و شهریور 1383، شماره 30<br/>
+
۴. یوسف جسمی، پنج توصیه کلیدی برای مبارزه با کلاه برداری، مجله فرهنگ و تعاون، مرداد و شهریور ۱۳۸۳، شماره 30<br/>
5. علی رشیدی، هزینه های کلاه برداری، مجله تازه های جهان بیمه، اردیبهشت 1381 ،  شماره47.<br/>
+
۵. علی رشیدی، هزینه‌های کلاه برداری، مجله تازه‌های جهان بیمه، اردیبهشت ۱۳۸۱ ،  شماره47.<br/>
  
== منابع ==
+
== فهرست منابع ==
 
قرآن کریم<br/>
 
قرآن کریم<br/>
 
نهج البلاغه<br/>
 
نهج البلاغه<br/>
ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول عن آل الرسول صلى الله علیه و آله، جامعه مدرسین، قم، چاپ دوم، 1404 / 1363ق.<br/>
+
ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، جامعه مدرسین، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۴ / ۱۳۶۳ق.<br/>
امام خمینى، سید روح اللّه موسوى، توضیح المسائل، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ هشتم، 1424 ه‍ ق.<br/>
+
امام خمینی، سید روح اللّه موسوی، توضیح المسائل، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ ه‍ ق.<br/>
آیت الله امام خامنه ای(دامت برکاته)، احکام قمار و غش و نَجَش، پایگاه اطلاع رسانی http://farsi.khamenei.ir
+
آیت الله امام خامنه‌ای(دامت برکاته)، احکام قمار و غش و نَجَش، پایگاه اطلاع رسانی http://farsi.khamenei.ir
بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، موسسه البعثه، قم، 1415 ه ق.<br/>
+
بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، موسسه البعثه، قم، ۱۴۱۵ ه ق.<br/>
جمعى از پژوهشگران زیر نظر شاهرودى، سید محمود هاشمى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم ، چاپ اول، 1426 ه‍ ق.<br/>
+
جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم ، چاپ اول، ۱۴۲۶ ه‍ ق.<br/>
حلّى، مقداد بن عبد اللّه سیورى، مترجم: بخشایشى، عبد الرحیم عقیقى، کنز العرفان فی فقه القرآن، پاساژ قدس پلاک 111، قم، ایران، اول، ه‍ ق
+
حلّی، مقداد بن عبد اللّه سیوری، مترجم: بخشایشی، عبد الرحیم عقیقی، کنز العرفان فی فقه القرآن، پاساژ قدس پلاک ۱۱۱، قم، ایران، اول، ه‍ ق
سید رضی، نهج البلاغه، هجرت، قم، 1414 ه ق.<br/>
+
سید رضی، نهج البلاغه، هجرت، قم، ۱۴۱۴ ه ق.<br/>
شیخ صدوق، امالی، کتابچی، تهران، چاپ ششم، 1376 ه ش.<br/>
+
شیخ صدوق، امالی، کتابچی، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۶ ه ش.<br/>
شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، جامعه مدرسین، قم، 1413 ه ق.<br/>
+
شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۳ ه ق.<br/>
شیرازى، ناصر مکارم، استفتاءات جدید (مکارم)، انتشارات مدرسه امام على بن ابى طالب علیه السلام، قم، دوم، 1427 ه‍ ق.<br/>
+
شیرازی، ناصر مکارم، استفتاءات جدید (مکارم)، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب علیه السلام، قم، دوم، ۱۴۲۷ ه‍ ق.<br/>
شیرازى، ناصر مکارم، حیله هاى شرعى و چاره جوئى هاى صحیح، انتشارات مدرسه الإمام علی بن أبی طالب علیه السلام، قم ، چاپ دوم، 1428 ه‍ ق.<br/>
+
شیرازی، ناصر مکارم، حیله‌های شرعی و چاره جوئی‌های صحیح، انتشارات مدرسه الإمام علی بن أبی طالب علیه السلام، قم ، چاپ دوم، ۱۴۲۸ ه‍ ق.<br/>
کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق.<br/>
+
کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق.<br/>
گلپایگانى، سید محمد رضا موسوى، مجمع المسائل (للگلبایگانی)، دارالقرآن الکریم، قم، دوم، 1409 ه‍ ق<br/>
+
گلپایگانی، سید محمد رضا موسوی، مجمع المسائل (للگلبایگانی)، دارالقرآن الکریم، قم، دوم، ۱۴۰۹ ه‍ ق<br/>
گیلانى، فومنى، محمد تقى بهجت، استفتاءات (بهجت)، دفتر حضرت آیه الله بهجت، قم، چاپ اول، 1428 ه‍ ق.<br/>
+
گیلانی، فومنی، محمد تقی بهجت، استفتاءات (بهجت)، دفتر حضرت آیه الله بهجت، قم، چاپ اول، ۱۴۲۸ ه‍ ق.<br/>
محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، دار الحدیث، قم، 1420 ه ق.<br/>
+
محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، دار الحدیث، قم، ۱۴۲۰ ه ق.<br/>
نراقی، احمد، معراج السعاده، هجرت، قم، 1415 ه ق.<br/>
+
نراقی، احمد، معراج السعاده، هجرت، قم، ۱۴۱۵ ه ق.<br/>
امامى، سید حسن، حقوق مدنى (امامى)، ج ص 215، انتشارات اسلامیه، تهران ، 1390ه‍ ش.<br/>
+
امامی، سید حسن، حقوق مدنی (امامی)، ج ۴، ص ۲۱۵، انتشارات اسلامیه، تهران ، ۱۳۹۰ه‍ ش.<br/>
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۰۶

کلاه برداری

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط های بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده: مصطفی کوهی
تهیه وتدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم - 95/5/24
کلمات کلیدی:کلاه برداری، حقّه بازی، فریب، احتیال، تقلّب، معاملات، مکر، خدعه، حیله.

محتویات

مفهوم کلاه برداری در معاملات

مرحوم دهخدا در معنای لغوی کلاه برداری می‌نویسد:
«کلاه برداری به معنای شیّادی و حقه بازی. به فریب مال و پول دیگران را گرفتن.»[۱]
کلاه برداری در اصطلاح عبارت است بردنِ مالِ غیر با انجام عملیات متقلّبانه. [۲]به دیگر بیان هرکس مانوری دروغین نمایش دهد و دیگری را فریفته و بدین وسیله پول یا مال او را تصاحب کند کلاه بردار تلقی می‌شود.
«کلاه برداری عبارت است از بردن مال دیگری از طریق توسل توأم با سوء نیت به وسایل یا عملیات متقلبانه».

مقدمه

کلاه برداری از عمده‌ترین و شایع‌ترین جرایمی است که گریبانگیر دنیای متمدن امروزی است و هر سال خسارات فراوان و جبران ناپذیری را به تجار و بازرگانان و بنگاه‌های مالی و بانکی وارد می‌نماید و حتی روابط عادی و دادوستدهای معمولی بین مردم را تحت الشعاع قرار داده و موجب کاهش اعتماد مردم در معاملات و امور تجاری می‌گردد. در کشور ما نیز مانند سایر کشورها، کلاه برداری از جمله جرائمی است که نسبت به سایر جرائم شیوع بیشتری دارد و قسمت زیادی از اوقات مراجع قضایی را به خود مشغول می‌دارد.

اهمیت عدم کلاه برداری

یکی از عوامل انحطاط اخلاقی در هر جامعه‌ای شیوع توسل به حیله و نیرنگ در مسائل اجتماعی برای بی اثر کردن آثار محدودیت‌های ناشی از قوانین و نظامات اجتماعی است زیرا چنانچه در جامعه‌ای این امکان بوجود آید که افرادی بتوانند با حیله و نیرنگ و توسل متقلبانه به عقدصوری چیزی را به صدها برابر قیمت واقعی آن در قالب عقد بیع یا قرض یا صلح و امثال آنها مبادله نمایند و از این راه شانه از زیر بار تکالیف و نظامات اجتماعی خالی کنند این امر نه تنها مبانی و اصول حقوقی و فرهنگ جامعه را در معرض خطر قرار خواهد داد بلکه موجبات قانون شکنی و بی احترامی نسبت قانون را در بین مردم فراهم خواهد کرد.
از دیرباز غالب حقوق دانان حیله و تقلب نسبت به قانون را ممنوع و مردود دانسته و شیوع آن را مخل نظم و اخلاقیات جامعه معرفی اظهار کرده‌اند که دولت‌ها باید برای مقابله با این پدیده هر نوع اعمال به ظاهر آراسته صحیح برای رسیدن به یک نتیجه نامشروع و غیر قانونی را مجرمانه تلقی نمایند و با پیش بینی مجازاتهای متناسب برای این گونه عملیات متقلبانه زمینه اجرای عدالت کیفری را در جامعه فراهم نمایند. در نظام حقوقی اسلام که بیش از هر چیز دیگری منادی صداقت و درستی است. مساله تقلب نسبت به قانون و حیله شرعی مردود شناخته می‌شود زیرا هر کاری در اسلام براساس نیت و قصد انجام دهنده آن ارزشیابی خواهد شد و چنانچه اعمالی به ظاهر صحیح ولی باطناً برای فرار از محدودیت‌های قانونی صورت گرفته باشد فاقد ارزش حقوقی و باطل است.

کلاه برداری در قرآن کریم

کلاه برداری نوعی اکل مال باطل است. قرآن کریم همگان را به احترام حقوق یکدیگر فرمان می‌دهد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید اموال یکدیگر را به ناحق مخورید».[۳]
اگر افراد اجتماع حرمت مال و ارزش آن را درنیابند بسا که هر روز یکی مورد تجاوز و تطاول دیگری قرار گیرد و در نتیجه اموال مردم به باطل تلف شود.
از مصادیق اکل مال باطل خوردن مالی است که از طریق کلاه برداری، فریب و حیله گری در معاملات بدست آمده است.
قرآن کریم در جای دیگر می‌فرماید:«وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ؛ و حقّ مردم را کم نگذارید، و در زمین تلاش برای فساد نکنید.»[۴]
آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر آیه فوق می‌نویسد:
«"لا تبخسوا" از ماده" بخس" گرفته شده است، و آن در اصل به معنی کم گذاردن ظالمانه از حقوق مردم، و گاه به معنی تقلب و نیرنگی است که منتهی به تضییع حقوق دیگران می‌گردد، بنا بر این جمله فوق دارای معنی وسیعی است که هر گونه غش و تقلب و تزویر و خدعه در معامله، و هر گونه پایمال کردن حق دیگران را شامل می‌شود.»[۵]
در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ‏؛ و دیگران را به خسارت نیفکنید»[۶]
صاحب تفسیر نمونه درر شرح آیه فوق منویسد:
«جمله "وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ" با توجه به اینکه" مخسر" به معنی کسی است که شخص یا چیزی را در معرض خسارت قرار می‌دهد، آن نیز معنی وسیعی دارد که علاوه بر کم فروشی، هر عاملی را که سبب زیان و خسران طرف در معامله بشود در برمی گیرد. به این ترتیب تمام سوء استفاده‌ها و ظلم و خلافکاری در معامله و هر گونه تقلب و کوشش و تلاش زیانبار، چه در کمیت و چه در کیفیت همه مشمول آیات فوق است.»[۷]
قرآن کریم در داستان حیله گری اصحاب سبت می‌فرماید:
«وَاسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ‏؛ و از آنها دربارهٔ (سرگذشت) شهری که در ساحل دریا بود بپرس! زمانی که آنها در روزهای شنبه، تجاوز (و نافرمانی) خدا می‌کردند؛ همان هنگام که ماهیانشان، روز شنبه (که روز تعطیل و استراحت و عبادت بود، بر سطح آب،) آشکار می‌شدند؛ امّا در غیر روز شنبه، به سراغ آنها نمی‌آمدند؛ این چنین آنها را به چیزی آزمایش کردیم که نافرمانی می‌کردند!»[۸]
این آیه چنان که در روایات اسلامی به آن اشاره شده مربوط به جمعی از بنی اسرائیل است که در ساحل یکی از دریاها (که ظاهراً دریای احمر در کنار سرزمین فلسطین بوده) در بندری به نام (ایله) (که امروز به نام بندر ایلات معروف است) زندگی می‌کردند و از طرف خداوند به عنوان آزمایش و امتحان دستوری به آنها داده شده، مبنی بر اینکه صید ماهی را در روز شنبه تعطیل کنند. اما آنان با آن دستور مخالفت کردند و گرفتار مجازات دردناکی شدند.
در روایتی از امام جعفر صادق(علیه السلام) کیفیت نافرمانی چنین آمده است:
«اینان قومی بودند که در کنار دریا سکونت داشتند. خدا و پیامبرانش آنها را از شکار ماهی در روز شنبه نهی کردند. ولی آنها متوسل به حیله‌ای شدند تا بدان وسیله آنچه را خدا حرام کرده بود، حلال کنند. پس آب راهه‌هایی درست کردند که به حوض‌هایی منتهی می‌شد، چنان که از آن راه‌ها ماهی‌ها به آن حوض‌ها می‌رفتند ولی زمانی که قصد خروج داشتند، بیرون رفتن برایشان میسور نبود...»[۹]
بنابر این حدیث و به تصریح بسیاری از مفسران، عمل قوم یهود نوعی حیله شرعی بوده است که به وسیله آن می‌خواسته‌اند حرام الهی را حلال کنند و به همین دلیل خداوند ضمن توبیخ عملشان، آنها را مسخ کرد.

کلاه برداری در روایات

در روایات اسلامی، کلاه برداری و تقلّب در معامله امری مذموم و ناپسند دانسته شده است. امامان معصوم(علیهم السلام) به مسلمانان سفارش کرده‌اند که در معاملات تقلّب و کلاه برداری نکنند.
امام سجاد(علیه السلام) در این زمینه می‌فرماید:
«وَ أَمَّا حَقُّ الْخَلِیطِ فَأَنْ لَا تَغُرَّهُ وَ لَا تَغُشَّهُ وَ لَا تَکْذِبَهُ وَ لَا تُغْفِلَهُ وَ لَا تَخْدَعَهُ وَ لَا تَعْمَلَ فِی انْتِقَاضِهِ عَمَلَ الْعَدُوِّ الَّذِی لَا یَبْقَی عَلَی صَاحِبِهِ وَ إِنِ اطْمَأَنَّ إِلَیْکَ اسْتَقْصَیْتَ لَهُ عَلَی نَفْسِکَ وَ عَلِمْتَ أَنَّ غَبْنَ الْمُسْتَرْسِلِ رِبًا؛ حق معاشر این است که گولش نزنی، با او تقلب و دوروئی نکنی، به وی دروغ نگوئی. اغفالش نکنی، فریبش ندهی، او را چون دشمن بی‌رحم نکوبی، اگر به تو اعتماد داشت تا سر حد امکان مراعاتش کنی، که گول زدن آن که به تو اعتماد کرده (در حکم) رباست»[۱۰]
پیامبر گرامی اسلام(صلّی الله علیه و آله) فرمود:
«لَیْسَ مِنَّا مَنْ مَاکَرَ مُسْلِما؛ از ما نیست کسی که با مسلمانی نیرنگ کند.»[۱۱]
پیامبر عظیم الشان اسلام کلاه بردار را فردی ملعون می‌داند و می‌فرماید: «ملعون من ضار مؤمنا أو مکر به؛ کسی که به مومنی ضرری رساند یا مکر و حیله‌ای بر او ببندد ملعون است.»[۱۲]
امیرالمومنین علی(علیه السلام) فرمود:
«لَوْ لَا أَنَّ الْمَکْرَ وَ الْخَدِیعَهَ فِی النَّارِ لَکُنْتُ أَمْکَرَ النَّاس؛ اگر نبود که مکر و فریبکاری در آتشند من مکر اندیش‌ترین مردمان بودم»[۱۳]
و در جای دیگر می‌فرماید: « إِیَّاکَ وَ الْخَدِیعَهَ فَإِنَّهَا مِنْ خُلُقِ اللَّئِیمِ؛ از نیرنگ بازی بپرهیزید که این کار اخلاق مردم پست است.»[۱۴]
امام رضا(علیه السلام) از پیامبر گرامی اسلام نقل می‌کند که فرمود:« مَنْ کَانَ مُسْلِماً فَلَا یَمْکُرُ وَ لَا یَخْدَعُ فَإِنِّی سَمِعْتُ جَبْرَئِیلَ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ الْمَکْرَ وَ الْخَدِیعَهَ فِی النَّارِ ثُمَّ قَالَ علیه السلام لَیْسَ مِنَّا مَنْ غَشَّ مُسْلِماً وَ لَیْسَ مِنَّا مَنْ خَانَ مُسْلِماً...؛ هر که مسلمانست نه مکر کند و نه گول زند که من شنیدم جبرئیل می‌گفت: مکر و خدعه در دوزخ است سپس فرمود: از ما نیست کسی که دغلی کند با مسلمانی، و از ما نیست آنکه خیانت کند با مسلمانی...»[۱۵]
امیرالمومنین علی(علیه السلام) در مدح راستی و صداقت و نکوهش حیله گری و فریب کاری می‌فرماید:
«أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ الْوَفَاءَ تَوْأَمُ الصِّدْقِ وَ لَا أَعْلَمُ جُنَّهً أَوْقَی مِنْهُ وَ مَا یَغْدِرُ مَنْ عَلِمَ کَیْفَ الْمَرْجِعُ وَ لَقَدْ أَصْبَحْنَا فِی زَمَانٍ قَدِ اتَّخَذَ أَکْثَرُ أَهْلِهِ الْغَدْرَ کَیْساً وَ نَسَبَهُمْ أَهْلُ الْجَهْلِ فِیهِ إِلَی حُسْنِ الْحِیلَهِ مَا لَهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ قَدْ یَرَی الْحُوَّلُ الْقُلَّبُ وَجْهَ الْحِیلَهِ وَ دُونَهَا مَانِعٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْیِهِ فَیَدَعُهَا رَأْیَ عَیْنٍ بَعْدَ الْقُدْرَهِ عَلَیْهَا وَ یَنْتَهِزُ فُرْصَتَهَا مَنْ لَا حَرِیجَهَ لَهُ فِی الدِّینِ؛ ای مردم! وفا همراه راستی است، که سپری محکم تر و نگهدارنده تر از آن سراغ ندارم. آن کس که از چگونگی بازگشتگاه خود (قیامت) آگاه باشد، خیانت و نیرنگ ندارد. امّا امروز در محیط و زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که بیشتر مردم حیله و نیرنگ را، زیرکی می‌پندارند، و افراد جاهل آنان را اهل تدبیر می‌خوانند. چگونه فکر می‌کنند؟! خدا بکشد آنها را! چه بسا شخصی تمام پیش آمدهای آینده را می‌داند، و راه‌های مکر و حیله را می‌شناسد، ولی امر و نهی پروردگار مانع اوست، و با اینکه قدرت انجام آن را دارد آن را وامی گذارد، امّا آن کس که از گناه و مخالفت با دین پروا ندارد، از فرصت‌ها (برای نیرنگ)، استفاده می‌کند.»[۱۶]

کلاه برداری و حیله در ابواب معاملات

برخی از افراد جامعه در معاملات مرتکب حیله و کلاه برداری می‌شوند که به چند مورد از کلاه برداری‌های درمعاملات اشاره می‌شود:

کلاه برداری در بیع(خرید و فروش)

در خرید و فروش راه‌های متعددی برای کلاه برداری و حیله گری وجود دارد.
مثال: شخصی به این حیله، که یک حیلهٔ غیر مجاز است، دست می‌زند که قصد دارد خانه‌ای به دیگری بفروشد و پول خانه را از او بگیرد و خانه را هم به او تحویل ندهد. چنین شخصی برای دست یافتن به «ثمن» و «مثمن» خانه اش را ابتدا وقف بر اولاد می‌کند، و شهودی بر این وقف می‌گیرد، و سند کتبی هم می‌نویسد، سپس آن را به مشتری به مبلغ مثلا پنج میلیون تومان می‌فروشد. پول را می‌گیرد، و خانه را تحویل مشتری می‌دهد. بعد از مدّتی که مال الاجاره آن منزل در آن مدّت به پنج میلیون تومان می‌رسد، فروشنده به خریدار مراجعه نموده و می‌گوید: «خانه‌ای که به شما فروختم مال من نبوده، بلکه موقوفه است، بنابراین معامله باطل است و باید خانه را برگردانی!» مشتری خانه را برمی گرداند، وقتی پول خانه را طلب می‌کند، بایع می‌گوید: «آن پول مال الاجارهٔ مدّتی است که شما در آن خانه نشسته‌اید!» بدین وسیله و با این حیله، بایع هم مالک خانه می‌شود، و هم قیمت خانه را تصاحب می‌کند!.[۱۷]
به چند مورد از مصادیق کلاه برداری در بیع اشاره می‌شود:

کم فروشی

کم‌فروشی عبارت است از عرضه کالا یا خدمات کمتر از میزان و مقادیر خریداری شده از نظر کمی یا کیفی که مبنای تعیین نرخ مراجع رسمی قرار گرفته است.[۱۸] کم فروشی در معامله باطل و غیرصحیح است و موجب انتقال مال از شخصی به شخص دیگر نمی‌شود و هرگونه تصرفات در این مال، باطل و غیرمشروع خواهد بود.
در قرآن مجید صریحاً وعده عذاب به شدیدترین بیانی داده شده و یک سوره از قرآن مجید (سوره مطففین) به این موضوع اختصاص داده و می‌فرماید: «وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ، الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ، وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ؛ وای بر کم‌فروشان! آنان که وقتی برای خود پیمانه می‌کنند، حق خود را بطور کامل می‌گیرند؛ امّا هنگامی که می‌خواهند برای دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم می‌گذارند!»[۱۹]

غِشّ

غِشّ در اصطلاح روایات و فقها به معنای آمیختن جنس مورد معامله با اموری است که بر مشتری پنهان است؛ مانند آمیختن آب با شیر، یا آمیختن جنس نامرغوب با جنس مرغوب و عرضه آن به قیمت مرغوب (مثل مخلوط کردن روغن نامرغوب با روغن مرغوب). گذاشتن بعضی از اشیاء (مانند ابریشم) در مکان سرد و مرطوب که سبب سنگین تر شدن آن می‌شود نیز از مصادیق غشّ است.[۲۰] پیامبر گرامی اسلام(صلّی الله علیه و آله) فرمود:«لَیْسَ مِنَّا مَنْ غَشَّ مُسْلِماً؛ از ما نیست آن کس که مسلمانی را فریب دهد».[۲۱] مسلمان نباید در خرید و فروش تقلّب کند یعنی جنس را همان گونه که هست عرضه بدارد تا مردم بدانند چه چیزی می‌خرند. ولی اگر فروشنده‌ای عیبِ جنس را پنهان و آن را به صورت جنس خوب و مرغوب عرضه کرد، حرام و گناه بزرگی است، به حدّی که هر کسی این کار را بکند ملعون است. و به تعبیر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)، او اصلاً مسلمان نیست، زیرا مسلمانی با تقلّب و کلاه برداری نمی‌سازد.

جعل اسناد

از جمله مصادیق کلاه برداری در بیع، جعل اسناد می‌باشد.
جعل اسناد عبارت است از، ساختن نوشته یا سند، ساختن مهر یا امضاء اشخاص رسمی یا غیررسمی، خراشیدن یا تراشیدن یا قلم بردن یا الحاق یا اثبات یا سیاه کردن یا تقدیم یا تاخیر تاریخ سند نسبت به تاریخ حقیقی یا الصاق نوشته‌ای به نوشته دیگرو... به قصد تقلب.[۲۲].
اگر کسی با حیله مال دیگری را به چنگ آورد، مانند اینکه با جعل سند از طرف کسی اموال او را تصاحب کند، حدّ سرقت (قطع انگشتان دست) بر او جاری نمی‌شود، بلکه تعزیر می‌گردد.[۲۳]

چک بی محل

چک به معنی برگه تاریخ دار و دارای ارزش مالی است که معمولاً برای خرید در حال و پرداخت در آینده استفاده می‌شود. صاحب چک پس از نوشتن مبلغ ارزش آن و تاریخ موردنظر برای وصول، چک را امضا می‌کند. در تاریخ ذکر شده ـ تاریخ سررسید ـ فردی که چک را دریافت کرده است به بانک مراجعه می‌کند و مقدار وجه مشخص شده را از حساب جاری فرد صادر کننده دریافت می‌کند.
تعریف کامل و قانونی چک بی محل این است: «چک بی محل، چکی است که موجودی ندارد یا دچار نقص امضا، اختلاف در نوشته‌ها یا خط خوردگی است. برخی حقوق دانان گفته‌اند که به جای چک بی محل از عبارت چک پرداخت نشدنی استفاده شود چون گاهی یک چک، موجودی کافی دارد اما امضا یا نوشته‌هایش دچار مشکل است، لذا در بانک پرداخت نمی‌شود.»[۲۴] بعضی با انگیزه و نیت بد، املاک و اجناسی را از دیگران (معمولاً با قیمت بالا) می‌خرند و بابت خریدهایی که می‌کنند چک صادر می‌کنند، سپس اگر موجودی در بانک داشته باشند خالی می‌کنند و اموال و املاک خود را هم به نام نزدیکان و آشنایان می‌زنند اما در رسید چک، مبلغ را تأمین نمی‌کنند. این افراد یا فرار می‌کنند و از کشور خارج می‌شوند و یا به زندان می‌افتند.
درحرمت این عمل(صدور چک بی محل) تردیدی وجود ندارد؛ چون تصرف عدوانی در اموال دیگران به شمار می‌رود و بازگشتش به «اکل مال به باطل» است؛ زیرا چیزی که خریده، مقابل و برابری ندارد و بدون ثمن آن را خریده و این عمل حرام و باطل است.[۲۵]

رقابت مکارانه

رقابت مکارانه از اعمال ناشایست تجاری است که با استفاده از روش‌های متقلبانه، به طور معمول برای جلب مشتری رقیبان انجام می‌شود و منجر به تجاوز به حقوق دیگران می‌گردد.
رقابت مکارانه عبارت است از اینکه تاجری برای انصراف مردم از خرید یا استعمال متاعی مشابه متاع خود به وسیله اسباب چینی یا نسبت‌های کذب یا به طور کلی به هر وسیله متقلبانه دیگر متوسل شده و به طور مستقیم یا غیر مستقیم تلویحاً یا تصریحاً در صدد معیوب یا نامرغوب جلوه دادن آن متاع برآید.[۲۶]

نَجَش

نَجش یا نَجَش به معنای تحریک کردن و برانگیختن مشتری به خرید کالاست و به دو صورت است:
۱. بالا بردن قیمت کالا از طرف کسی که قصد خرید آن را ندارد؛ برای اینکه شخصی که می‌خواهد آن را بخرد، اغراء به جهل شود و به قیمت بالاتر بخرد.
مثال: کسی می‌خواهد اتومبیلی را که مثلاً پنج میلیون تومان می‌ارزد، بخرد. شخص دیگری با آن فروشنده تواطی می‌کند و می‌گوید: "عجب اتومبیلی! من آن را هفت میلیون از شما می‌خرم". در حالیکه واقعاً قصد خرید ندارد. به این نجش گویند.بعضی کارهای بورس امروز این حالت را به خود گرفته است.
۲. تعریف کردن از یک کالایی نه به عنوان اینکه می‌خواهد بخرد، بلکه می‌خواهد دیگری را ترغیب به خرید آن کالا کند؛ مثلاً از اتومبیل تعریف‌های غیر واقعی کند.[۲۷]

کلاه برداری و حیله گری در شفعه

در باب «شفعه» نیز حیله‌ای مطرح شده، که آن هم صوری است. مثلا شخصی که با دیگری در خانه‌ای شریک است، و قصد فروش سهم خود را به شخص ثالث دارد، و می‌خواهد شریکش از حقّ شفعهٔ خود استفاده نکند، اقدام به حیله زیر می‌کند:
«سهم خود را به ده برابر قیمت واقعی به شخص مورد نظر واگذار می‌کند. شریکش طبیعتا با این قیمت گران حاضر به خرید سهم او نمی‌شود. به ناچار نمی‌تواند از حقّ شفعهٔ خود استفاده کند، و معامله قطعی می‌گردد. سپس فروشنده اضافه قیمت معامله را به مشتری بازمی گرداند».
این حیله نیز صوری است، و قصد جدّی در آن وجود ندارد، و به همین دلیل باطل و غیر مجاز است.[۲۸]

کلاه برداری در طلاق

بعضی مواقع در طلاق، کلاه برداری صورت می‌گیرد.
مثال:
زنی که برای رسیدن به طلاق از شوهر خود متوسل به هر حیله و نیرنگ شده، اگر با راهنمائی دیگری داروئی به شوهر خورانیده و وی را به حالت عنین در آورده تا در دادگاه موفق به گرفتن مجوز طلاق شود، آیا اوّلا طلاق وی صحیحا صادر شده یا نه، ثانیا ضمان آن همه خسارت مالی از جمله مهریه، نفقه ایّام عدّه، مخارج ازدواج مجددی که شوهرش کرده، به عهده اوست یا به عهده راهنما؟
جواب: اگر طلاق بدون رضایت شوهر واقع شده باشد صحیح نیست، و اما مهر و نفقه، موجب آنها عقد است که شوهر پس از عقد و نزدیکی ضامن آنهاست و به طلاق و دارویی که به شوهر خورانده ارتباطی ندارد، مگر این که قائل شویم زن با این کار ناشزه بوده که در این صورت نفقهٔ ایّام عدّه را در حق شوهر ضامن است، و اما مخارج ازدواج مجدد به عهده شوهر است و ضمان آن به عهده زن یا راهنما نمی‌باشد، بلی زن علاوه بر گناه بزرگی که مرتکب شده، ضامن دیه عنین نمودن شوهر به طور موقّت یا دائم می‌باشد، و کسی هم که این کار را یاد داده، اگر چه گناه بزرگی مرتکب شده ولی ضمان مالی به عهده او نیست.[۲۹]

کلاه برداری در اجاره

برخی افراد در اجاره دادن ملک، مرتکب تقلب و کلاه برداری می‌شوند.
مثال: فردی منزل خود را در یک مدت به دو نفر که آنها از این مساله(به شخص دیگر اجاره داده شده) اطلاع ندارند، اجاره دهد.

کلاه برداری در ارث

برخی‌ها برای به دست آوردن اموال نامشروع، خود را وارث افراد دیگر اعلام می‌کنند.
مانند آنکه کسی شناسنامه مکرر بگیرد تا بوسیله آن خود را وارث دیگری قلمداد کند و در ترکه او سهیم گردد.[۳۰]

احکام کلاه برداری

حرمت کلاه برداری

فقها کلاه برداری را از جمله جرایمی می‌دانند که نوعی «اکل مال بباطل» محسوب شده و با توجه به عموم آیه شریفه ۲۹ سوره مبارکه نساء که می‌فرماید «لا تأکلوا اموالکم بینکم بالباطل» با استفاده از عنوان کلی تعزیرات، قابل مجازات است.
اطلاق این آیه شریفه مهم‌ترین دلیل فقها برای حرام بودن تصرف در مال غیر به هر طریق از جمله از راه حیله و فریب است.

خرید و فروش با استفاده از رانت اطلاعاتی

استفتاء:
درصورتی که فردی با استفاده از رانت اطلاعاتی اقدام به خرید شیئی کند و از این طریق به منفعتی دست یابد.
۱. آیا این معامله وجه شرعی دارد؟
۲. آیا این موجب ضمان می‌گردد؟ چه کسی ضامن است؟
۳. با توجه به این که اطلاعات دهنده در انجام این معامله بدین صورت نقش داشته است، آیا چیزی بر عهده او نیست؟
۴. در صورتی که مورد معامله زمین باشد نمازهایی که در آن خوانده شده و یا می‌شود چه حکمی دارد؟
پاسخ:
هرگاه خدعه و نیرنگ و کلاه برداری بر آن صدق نکند استفاده کردن از اطلاعات خاص اشکالی ندارد. ولی اگر طرف مغبون شود خیار غبن دارد و اطلاع دهنده در صورتی که قصد تبرع نداشته باشد می‌تواند اجره المثل بگیرد.[۳۱]

کلاه برداری در معاملات با کفّار

استفتاء: آیا کلاه برداری در معاملات با کفار جایز است؟
جواب: در هر موردی که معامله صحّت واقعیه دارد، جایز نیست.[۳۲] استفتاء دوم:
تقلّب و دروغ و فریب در معامله با غیر مسلمانان برای دستیابی به فائده مالی یا علمی بیشتر (در صورتی که متوجه نباشند) چه حکمی دارد؟
جواب: دروغ و فریب و تقلّب در معاملات جایز نیست، هر چند طرف مقابل غیر مسلمان باشد.[۳۳]

کلاه برداری شرکت‌ها

استفتاء:
سؤال ۵۴۲- مؤسّسه‌هایی در کشور اتریش با عنوان بدون درد سر صاحب ۳۰۰۰۰ دلار شوید فرمهایی را به ترتیب زیر در اختیار متقاضیان قرار می‌دهند:
الف) متقاضی مثلا زید فرم را از شخص نامبرده در ردیف پنجم به مبلغ ۳۰ دلار می‌خرد.
ب) سپس ۳۰ دلار چک تضمینی به نام شخص ردیف اوّل و ۳۰ دلار چک تضمینی به نام مؤسّسه به همراه فرم خریداری شده که در آن نام و مشخصات خود را درج نموده است برای آن مؤسّسه می‌فرستد (یعنی در مجموع ۹۰ دلار می‌پردازد).
ج) پس از مدتی چهار عدد فرم که در آن نام ردیف اوّل حذف گردیده و نامهای ردیف‌های پایین هر یک، به یک ردیف بالاتر ارتقا نموده به دست آقای زید می‌رسد البتّه به این ترتیب نام آقای زید در ردیف پنجم قرار می‌گیرد.
د) آقای زید ۴ فرم واصل شده را به چهار نفر متقاضی جدید به قیمت هر فرم ۳۰ دلار می‌فروشد به این ترتیب علاوه بر ۹۰ دلار پرداختی ۳۰ دلار اضافه نیز دریافت می‌کند.
ه‍) افرادی که فرمهای آقای زید را خریده‌اند هرکدام به ترتیب سابق عمل نموده (به ترتیبی که در شماره ۲ توضیح داده شد) و هر یک ۴ فرم جدید دریافت می‌نمایند کم کم نام زید از ردیف پنجم به ردیفهای بالاتر ارتقا می‌یابد تا به ردیف اوّل می‌رسد و در اینجا هر متقاضی جدید موظّف است ۳۰ دلار به حساب آقای زید واریز نماید که جمعاً حدود ۳۰۰۰۰ دلار خواهد شد، بعد نام ایشان نیز از لیست خارج شده و ردیفهای بعد به ترتیب بالا می‌آیند. آیا شرکت در این مؤسّسه جایز است؟
جواب:
شرکت در این کار حرام و پول عاید از آن مباح نیست و در واقع این نوعی کلاه برداری مرموز برای تصاحب اموال دیگران است.[۳۴]
استفتاء دوم: فرموده بودید فارکس[۳۵] احکام معاملات شرعی را ندارد می‌خواستم بدانم کدامیک از موارد آن را ندارد؟
پاسخ: این معاملات در واقع نوعی اَکل مال به باطل و کلاه برداری است، زیرا هیچ آدم عاقلی در مقابل یک دلار نود و نه دلار وام بدون سود نمی‌دهد و آنها می‌دانند که در پایان سرمایه‌های گروه زیادی را با این شگرد می‌ربایند، بنابراین یک معامله عقلائی جدی محسوب نمی‌شود.[۳۶] استفتاء سوم:
کسی که در رأس مؤسّسه‌ای عزل و نصب‌ها را به عهده دارد چنانچه عالما و عامدا فرد کلاه برداری را در رأس امور مالی نگهدارد و بدین وسیله باعث خسارت و تلف شدن بیت المال شود چه کسی ضامن تلف شدن بیت المال است، آیا سوء استفاده کننده یا کسی که این سوء استفاده کننده کلاه بردار را عمدا بکارهای کلیدی می‌گمارد یا هر دوی آنها؟
جواب: اگر به نحوی است که کلیّه اموال، تحت اختیار رئیس مؤسّسه است و با علم به خیانت، بدست خائن داده هر دو ضامنند، ولی قرار ضمان بر کسی است که سوء استفاده کرده باین معنی که اگر از رئیس مؤسّسه گرفته می‌تواند به سوء استفاده کننده مراجعه و از او بگیرد.[۳۷]

شرایط تحقق جرم کلاه برداری

به کار بردن وسیله متقلبانه

یعنی کلاه برداری جرمی است که وسیله در آن موضوعیت دارد؛ بر خلاف جرایمی مثل قتل که وسیله در آن موضوعیت ندارد. وسیله در کلاه برداری حتماً باید متقلبانه باشد. در ماده ۱قانون مجازات مرتکبین ارتشاء اختلاس و کلاه برداری ... گفته: (هرکس از راه حیله و تقلب)
وسایل متقلبانه عبارتند از:
۱. وجود شرکتها یا تجارتخانه‌ها یا کارخانه‌ها یا موسسات موهوم؛
۲. داشتن اموال واهی؛
۳. داشتن اختیارات واهی؛
۴. امیدوار کردن به امور غیر واقع؛
۵. ترساندن از حوادث و پیشامدهای غیرواقع؛
۶. اختیار کردن اسم یا عنوان مجعول.
مثال: فردی منزلش را با قولنامه عادی می‌فروشد و سند آن را که در اختیار خودش است به دیگری می‌دهد و از او مبلغی می‌گیرد در حالی که از اول قصد برگرداندن پول او را نداشته و او را با داشتن اموال واهی فریب داده.
بنابراین از عبارت صدر ماده (هرکس از راه حیله و تقلب) و ذکر وسایل مختلف در ماده و از ذیل ماده که گفته (یا وسایل تقلبی دیگر) فهمیده می‌شود که وسیله در کلاه برداری موضوعیت دارد.
قانونگذار ابتدا با عنوان (هرکس از راه حیله و تقلب) قاعده را ذکر کرده و بعد برخی از مصادیق وسایل متقلبانه را ذکر کرده است.
در استفاده از اسناد جعلی برای کلاه برداری تفاوتی نمی‌کند که اصل سند جعلی باشد یا در سند اصیل جعل واقع شده باشد.

اغفال و فریب

سؤال: آیا لازم است بین مالباخته و فریب خورده وحدت باشد. به عبارت دیگر آیا لازم است که مالِ همان فردی را که فریب داده ببرد؟
مثال: فردی کارمند بانک را با استفاده از چک مجعول فریب می‌دهد و از حساب صاحب چک پول می‌گیرد.
دو نظر است: نظر اول: کلاه برداری می‌باشد؛ چون قانون گفته است (هرکس از راه حیله و تقلب مردم را به ... فریب دهد) اعم از اینکه خودش اغفال شود یا دیگری اغفال شود و مال او را بدهد و همچنین در مثال مذکور کارمند بانک نماینده صاحب مال است.
نظر دوم: ظاهر ماده نشان می‌دهد که مال باخته باید همان اغفال شده باشد و تفسیر مضیق به نفع متهم هم مؤید این نظر است.

تعلق مال به دیگری

تحصیل مال

کلاه برداری جرم مقید به بردن مال است و اگر مال تحصیل نشد در حد شروع به جرم است.
سؤال: اگر فردی دیگری را فریب دهد و از او چک بگیرد آیا جرم تام واقع شده است؟
جواب: خیر؛ زیرا قانونگذار بعد از ذکر اسناد گفته (از این راه مال دیگری را ببرد)؛ پس گرفتن سند را کافی ندانسته است.

آثار کلاه برداری

آثار فردی

کلاه برداری و تقلب و نیرنگ آثار سوء و زیان بار فردی دارد که به چند مورد اشاره می‌شود:

عذاب الهی

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) می‌فرماید:« مَن کانَ مسلما فلا یَمکُرْ و لا یَخدَعْ ؛ فإنّی سَمِعتُ جَبرئیلَ علیه السلام یقولُ : إنّ المَکرَ و الخَدیعَهَ فی النّارِ؛ کسی که مسلمان باشد، نه نیرنگ می‌زند و نه حیله گری می‌کند؛ زیرا از جبرئیل علیه السلام شنیدم که می‌گفت: همانا نیرنگ و حیله گری در آتشند.» [۳۸] یعنی افراد دارای این صفات در آتش هستند و اسناد، مجازی است.

برگشت مکر و نیرنگ به خود کلاه بردار

یکی از آثار مکر و کلاه برداری، برگشت مکر و حیله به سمت خود کلاه بردار است.
امیرالمومنین علی(علیه السلام) در این زمینه می‌فرماید:« مَن مَکرَ حاقَ بهِ مَکرُهُ؛ هر که نیرنگ زند، نیرنگش دامن خود او را می‌گیرد.»(محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج۴، ص2912)

آثار اجتماعی

کلاه برداری آثار زیانباری در جامعه دارد که به چند مورد اشاره می‌شود:
۱. ایجاد نا امنی در فضای اقتصادی جامعه؛
۲. بی اعتمادی میان افراد در جامعه به منظور انجام فعالیت‌های اقتصادی؛
۳. از هم گسیختگی خانواده ها؛
۴. ضربه‌های روحی، روانی و اقتصادی، مالی به افراد بی گناه؛
۵. ضررهای سیاسی، مالی، تجاری و نظامی؛
۶. از بین بردن فرصتهای شغلی و تشدید بیکاری.

راهکارهای جلوگیری از کلاه برداری

اندیشیدن به عاقبت آن

طریقه خلاصی از این صفت خبیثه آن است که متذکر بدی عاقبت و سوء خاتمت آن گردد و تامل کند که صاحب آن در آتش سوزان همنشین شیطان است. و بداند که همچنان که آیات و اخبار به آن ناطق، و تجربه و اعتبار بر آن گواه صادق است، وبال هر مکر و حیله عاقبت به صاحب آن راجع می‌شود[۳۹]«وَ مَنْ حَفَرَ لِأَخِیهِ بِئْراً وَقَعَ فِیهَا؛ هر که چاهی از برای دیگری بکند خود در آن افتد.»[۴۰]

نوشتن سند دیون

قرآن مجید برای جلوگیری از مشکلات احتمالی آینده، در طولانی‌ترین آیه، دستور نوشتن سند یا گرفتن شاهد را می‌دهد. طبق آنچه در آیه ۲۸۲ سوره بقره آمده، مسلمانان موظّفند، اسناد معاملات، وام‌ها، معاهدات و مانند آن را به صورت مکتوب تهیّه کرده و طرفین آن را امضا کنند، و به این سادگی تن به چنین قراردادهایی ندهند، در غیر این صورت مشکلات عدیده و پردامنه‌ای که گاه تمام عمر طرف را در بر می‌گیرد، به دنبال خواهد داشت، همگی ما بارها نمونه‌هایش را دیده‌ایم.
قرآن کریم می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که بدهی مدّت‌داری (به خاطر وام یا داد و ستد) به یکدیگر پیدا کنید، آن را بنویسید...»[۴۱]

برخورد جدّی با کلاه برداران

یکی از راه کارهای کاهش کلاه برداری، برخورد شدید و قاطعانه با کلاه برداران است.

مجازات کلاه برداری

مطابق مادّه ۱ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا، اختلاس و کلاه برداری مصوب ۱۳۶۷: «هر کس از راه حیله و تقلب مردم را به وجود شرکت‌ها یا تجارتخانه‌ها، یا کارخانه‌ها یا مؤسسات موهوم یا به داشتن اموال و اختیارات واهی فریب دهد یا به امور غیر واقع امیدوار نماید یا از حوادث و پیش آمدهای غیر واقع بترساند و یا اسم و یا عنوان مجعول اختیار کند و به یکی از وسایل مذکور و یا وسایل تقلبی دیگر، وجوه یا اموال یا اسناد یا حوالجات یا قبوض یا مفاصا حساب و امثال انها تحصیل کرده و از این راه مال دیگری را ببرد کلاه بردار محسوب و علاوه بر رد اصل مال به صاحبش به حبس از یک تا هفت سال و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده محکوم می‌شود.»
در متن این ماده به استفاده از وسایل تقلبی و فریب اشاره شده است. زمانی می‌گوییم کسی دیگری را فریب داده که دیگری اغفال شود و فریب بخورد و چنان چه استفاده از وسایل متقلبانه موجب فریب دیگری نشود، کلاه برداری تحقق نمی‌یابد، زیرا بردن مال به وسیله حیله و تقلب، زمانی صورت می‌گیرد که فریب خورده‌ای در کار باشد. استفاده از وسایل تقلبی و اغفال و فریب دو شرط لازم برای تحقق جرم کلاه برداری می‌باشند، هم چنین لازمه اغفال و فریب این است که شخص فریب خورده نسبت به تقلبی بودن وسایل مورد استفاده، آگاهی نداشته باشد زیرا در صورت آگاهی، دیگر عنوان فریب صدق نمی‌کند[۴۲]

کتابشناسی

۱. احمد باختر، ارتشاء اختلاس و کلاه برداری در آیینه قوانین و رویه قضایی، خرسندی، تهران، ۱۳۸۷ ه ش.
۲. محمد جعفر حبیب زاده، تحلیل جرایم کلاه برداری و خیا نت در اما نت در حقوق کیفری ایران ، دادگستر، تهران، ۱۳۸۹ ه ش.
۳. ابوالقاسم علیان نژادی دامغانی، بازاریابی شبکه‌ای یا؟ کلاه برداری مرموز، مدرسه الامام علی ابن ابیطالب(علیهما السلام)، قم، ۱۳۸۵ ه ش.
۴. محبوبه رضایی نسب، بررسی جرم کلاه برداری در منابع اسلامی و قوانین موضوعه ایران، دانشگاه پردیس قم، ۱۳۸۹ ه ش.

مقاله شناسی

۱. امیر حسین فخاری، استفاده از چک برای کلاه برداری، مجله: الهیات و حقوق، زمستان ۱۳۸۱، شماره 6
۲. حبیب زاده، مروری بر جرم کلاه برداری در حقوق ایران، مجله: دادرسی، خرداد و تیر ۱۳۷۷، شماره 8
۳. محمد مصدق، اندیشه: بررسی جرایم در حکم کلاه برداری، مجله: دادرسی، مرداد و شهریور ۱۳۸۵ شماره 57
۴. یوسف جسمی، پنج توصیه کلیدی برای مبارزه با کلاه برداری، مجله فرهنگ و تعاون، مرداد و شهریور ۱۳۸۳، شماره 30
۵. علی رشیدی، هزینه‌های کلاه برداری، مجله تازه‌های جهان بیمه، اردیبهشت ۱۳۸۱ ، شماره47.

فهرست منابع

قرآن کریم
نهج البلاغه
ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، جامعه مدرسین، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۴ / ۱۳۶۳ق.
امام خمینی، سید روح اللّه موسوی، توضیح المسائل، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ ه‍ ق.
آیت الله امام خامنه‌ای(دامت برکاته)، احکام قمار و غش و نَجَش، پایگاه اطلاع رسانی http://farsi.khamenei.ir بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، موسسه البعثه، قم، ۱۴۱۵ ه ق.
جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم ، چاپ اول، ۱۴۲۶ ه‍ ق.
حلّی، مقداد بن عبد اللّه سیوری، مترجم: بخشایشی، عبد الرحیم عقیقی، کنز العرفان فی فقه القرآن، پاساژ قدس پلاک ۱۱۱، قم، ایران، اول، ه‍ ق سید رضی، نهج البلاغه، هجرت، قم، ۱۴۱۴ ه ق.
شیخ صدوق، امالی، کتابچی، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۶ ه ش.
شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۳ ه ق.
شیرازی، ناصر مکارم، استفتاءات جدید (مکارم)، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب علیه السلام، قم، دوم، ۱۴۲۷ ه‍ ق.
شیرازی، ناصر مکارم، حیله‌های شرعی و چاره جوئی‌های صحیح، انتشارات مدرسه الإمام علی بن أبی طالب علیه السلام، قم ، چاپ دوم، ۱۴۲۸ ه‍ ق.
کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق.
گلپایگانی، سید محمد رضا موسوی، مجمع المسائل (للگلبایگانی)، دارالقرآن الکریم، قم، دوم، ۱۴۰۹ ه‍ ق
گیلانی، فومنی، محمد تقی بهجت، استفتاءات (بهجت)، دفتر حضرت آیه الله بهجت، قم، چاپ اول، ۱۴۲۸ ه‍ ق.
محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، دار الحدیث، قم، ۱۴۲۰ ه ق.
نراقی، احمد، معراج السعاده، هجرت، قم، ۱۴۱۵ ه ق.
امامی، سید حسن، حقوق مدنی (امامی)، ج ۴، ص ۲۱۵، انتشارات اسلامیه، تهران ، ۱۳۹۰ه‍ ش.

پانویس

  1. علی اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، واژه کلاه برداری، پایگاه اطلاع رسانی https://www.vajehyab.com
  2. موسسه دائره المعارف فقه اسلامی، فقه اهل بیت علیهم السلام، ج15، ص116
  3. بقره/188
  4. شعراء/183
  5. آیت الله مکارم، تفسیر نمونه، ج15، ص334
  6. شعراء/181
  7. همان، ج15، ص334
  8. اعراف/163
  9. بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن،ج2، ص598
  10. ‏ ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ص268.
  11. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، ج‏2، ص337.
  12. محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج4، ص2913
  13. همان، ج4، ص37
  14. همان، ج8، ص24
  15. شیخ صدوق، امالی، ص270.
  16. سید رضی، نهج البلاغه، خ41، ص81.
  17. شیرازی، ناصر مکارم، حیله‌های شرعی و چاره جوئی‌های صحیح، ص40.
  18. مجموعه مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام، ص83، ماده58.
  19. مطففین/1ـ3
  20. آیت الله مکارم شیرازی، دائره المعارف فقه مقارن، ج2، ص371
  21. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج3، ص273.
  22. قانون مجازات اسلامی، ماده523
  23. جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج3، ص406.
  24. خبرگزاری فارس ، هشدارهایی دربارهٔ چک/ علل و عوامل صدور چک بی محل
  25. جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج43، ص21.
  26. قانون مجازات عمومی، قانون اصلاح ماده 244، پایگاه اطلاع رسانی http://rc.majlis.ir
  27. آیت الله امام خامنه‌ای(دامت برکاته)، احکام قمار و غش و نَجَش، پایگاه اطلاع رسانی http://farsi.khamenei.ir
  28. مکارم شیرازی، ناصر، حیله‌های شرعی و چاره جوئی‌های صحیح، ص20.
  29. نجف آبادی، حسین علی منتظری، استفتاءات مسائل ضمان، ص 131 ، مسأله296
  30. امامی، سید حسن، حقوق مدنی (امامی)، ج 4، ص 215.
  31. آیت الله مکارم شیرازی، پایگاه اطلاع رسانی http://makarem.ir
  32. گیلانی، فومنی، محمد تقی بهجت، استفتاءات (بهجت)، ج3، ص97، سوال 2524.
  33. خمینی، سید روح اللّه موسوی، توضیح المسائل، ج 2، ص: 279، سوال1610
  34. شیرازی، ناصر مکارم، استفتاءات جدید (مکارم)، ج 1، ص: 156
  35. فارکس (Forex) اصطلاحی است لاتین بر گرفته از دو کلمه Foreign Exchange که به معنی تبادل ارزهای خارجی می‌باشد. ساده‌ترین تعریف برای تبادل ارزهای خارجی، تبدیل یک ارز به ارز دیگر است که مقداری از این تبادل برای خرید و فروش کالا و یا خدمات شرکت‌ها و دولت‌ها، هزینه‌های سفر و خرید جهانگردان و یا سرمایه گذاری اشخاص و بنگاه‌ها در کشور مورد استفاده قرارمی گیرد. البته بیشتر تبادل‌های ارزی با هدف کسب سود از تفاضل قیمت خرید و فروش انجام می‌گیرد.
  36. آیت الله مکارم شیرازی، پایگاه اطلاع رسانی http://makarem.i
  37. گلپایگانی، سید محمد رضا موسوی، مجمع المسائل (للگلبایگانی)، ج 3، ص: 6
  38. شیخ صدوق، امالی، ص270
  39. نراقی، احمد، معراج السعاده، ج1، ص167.
  40. شیخ کلینی، کافی، ج8، ص19
  41. بقره/282
  42. پایگاه اطلاع رسانی http://rc.majlis.ir، تاریخ تصویب15/09/1367