فرهنگ مصادیق:رعايت حقوق فردي واجتماعي: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی)
 
 
(۳ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
<div class="head1">رعايت حقوق فردي واجتماعي</div>
+
<div class="head1">رعایت حقوق فردی واجتماعی</div>
  
== رعايت حقوق فردي و اجتماعي ==
+
== رعایت حقوق فردی و اجتماعی ==
يکی از علتها ی عدم رعایت حقوق متقابل، عدم آشنايي کافي نسبت به حقوق خود و ديگران می‌باشد. وقتي من حقوق ديگران را نشناسم، زياده خواه مي شوم و به حقوق آنها تجاوز مي کنم. و وقتي حقوق خودم را هم نشناسم، باز بيش از اندازه مطالبه مي کنم. هر دو جهت، سهم خودم را بيشتر مي کند؛ يعني هر دو به زياده خواهي در حق خودم منجر مي شود.<br/>
+
یکی از علتهای عدم رعایت حقوق متقابل، عدم آشنایی کافی نسبت به حقوق خود و دیگران می‌باشد. وقتی من حقوق دیگران را نشناسم، زیاده خواه می‌شوم و به حقوق آنها تجاوز می‌کنم. و وقتی حقوق خودم را هم نشناسم، باز بیش از اندازه مطالبه می‌کنم. هر دو جهت، سهم خودم را بیشتر می‌کند؛ یعنی هر دو به زیاده خواهی در حق خودم منجر می‌شود.<br/>
شايد توقع زياده‌خواهانه‌اي باشد كه انتظار داشته باشيم فردي كه به حقوق ساير اعضاي خانواده احترام نمي‌گذارد، براي حقوق متقابل شهروندان ارزشي قائل شود.<br/>
+
شاید توقع زیاده‌ خواهانه‌ای باشد که انتظار داشته باشیم فردی که به حقوق سایر اعضای خانواده احترام نمی‌گذارد، برای حقوق متقابل شهروندان ارزشی قائل شود.<br/>
به نظر می رسدآموزش رعايت حقوق متقابل به افراد بايد از همان سنين كودكي به فرد آموزش داده شودتا آشنای به رعایت حقوق دیگران شود. در بسياري از خانواده‌هاي ايراني، حتي والدين و فرزندان هم به حقوق متقابل يكديگر شناخت ندارند، البته اين مساله تنها متوجه كودكان نيست و والدين هم در اين زمينه كم‌تقصير نيستند. مثلا براي پدرو مادرها جاافتاده است كه مهمترين حقي كه بر گردن فرزندشان دارند، احترام است و اگر از كودكان هم بپرسيد مي‌گويند درس خواندن فرزندان، مهم‌ترين حقي است كه پدر و مادر دارند.<br/>
+
به نظر می رسد آموزش رعایت حقوق متقابل به افراد باید از همان سنین کودکی به فرد آموزش داده شود تا آشنای به رعایت حقوق دیگران شود. در بسیاری از خانواده‌های ایرانی، حتی والدین و فرزندان هم به حقوق متقابل یکدیگر شناخت ندارند، البته این مسأله تنها متوجه کودکان نیست و والدین هم در این زمینه کم‌تقصیر نیستند. مثلاً برای پدر و مادرها جا افتاده است که مهمترین حقی که بر گردن فرزندشان دارند، احترام است و اگر از کودکان هم بپرسید می‌گویند درس خواندن فرزندان، مهم‌ترین حقی است که پدر و مادر دارند.<br/>
گرچه احترام به والدين و درس خواندن فرزندان بسيار مهم است، اما بايد در كانون خانواده‌ها اين نكته نهادينه شود كه حقوق متقابل بين اعضاي خانواده در درك متقابل خلاصه مي‌شود، يعني اگر به خانواده‌ها آموزش مي‌داديم كه چگونه والدين و فرزندان همديگر را درك كنند، مطمئن باشيد همه اعضاي خانواده به حقوق يكديگر احترام مي‌گذاشتند.<br/>
+
گرچه احترام به والدین و درس خواندن فرزندان بسیار مهم است، اما باید در کانون خانواده‌ها این نکته نهادینه شود که حقوق متقابل بین اعضای خانواده در درک متقابل خلاصه می‌شود، یعنی اگر به خانواده‌ها آموزش می‌دادیم که چگونه والدین و فرزندان همدیگر را درک کنند، مطمئن باشید همه اعضای خانواده به حقوق یکدیگر احترام می‌گذاشتند.<br/>
در شرايطي هم كه فرزندي آموزش ببيند دغدغه‌هاي اعضاي خانواده را درك كند و مشكل آنها را مشكل خودش بداند، در آن صورت شك نكنيد اين كودك در آينده هم دغدغه‌هاي جامعه را راحت‌تر درك مي‌كند و به حقوق متقابل شهروندان احترام خواهد گذاشت.<br/>
+
در شرایطی هم که فرزندی آموزش ببیند دغدغه‌های اعضای خانواده را درک کند و مشکل آنها را مشکل خودش بداند، در آن صورت شک نکنید این کودک در آینده هم دغدغه‌های جامعه را راحت‌تر درک می‌کند و به حقوق متقابل شهروندان احترام خواهد گذاشت.<br/>
 
اینکه در اجتماعات امروز حقوق دیگران رعایت نمی‌شود حتی در جامعه اسلامی به دلیل آن است که؛ (هدفمان باید رسیدن به سعادت حقیقی که در خود نیازمند رشد و تکامل می‌باشد و برای رسیدن به رشدو کمال نیازمند<br/>
 
اینکه در اجتماعات امروز حقوق دیگران رعایت نمی‌شود حتی در جامعه اسلامی به دلیل آن است که؛ (هدفمان باید رسیدن به سعادت حقیقی که در خود نیازمند رشد و تکامل می‌باشد و برای رسیدن به رشدو کمال نیازمند<br/>
(1)تربیت <br/>
+
(۱)تربیت <br/>
(2) امنیت <br/>
+
(۲) امنیت <br/>
(3) آزادی هستیم) نیست.<br/>
+
(۳) آزادی هستیم) نیست.<br/>
پس می‌توان گفت اگر به سه عامل(تربیت-امنیت- آزادی معنوی) دست پیدا کنیم آنگاه حقوق دیگران در جامعه رعایت خواهد شد.<br/>
+
پس می‌توان گفت اگر به سه عامل (تربیت، امنیت، آزادی معنوی) دست پیدا کنیم آنگاه حقوق دیگران در جامعه رعایت خواهد شد.<br/>
وباز یکی از علتهای عدم رعایت حقوق ، ضعف اعتقاد به خدا و آخرت؛ ضعف اعتقادي و اخلاقي.<br/>
+
و باز یکی از علتهای عدم رعایت حقوق، ضعف اعتقاد به خدا و آخرت؛ ضعف اعتقادی و اخلاقی.<br/>
آنچه براي خود نمي پسندي...<br/>
+
آنچه برای خود نمی‌پسندی...<br/>
پيامبر اکرم (ص) در حدیثی می‌فرمایند : که خود را به جاي ديگري قرار بده و از نگاه ديگري به حقوق او نگاه کن. پيامبر اکرم (ص) اين جمله را به عنوان معيار کلي اخلاق اجتماعي بيان فرموده است. <br/>
+
پیامبر اکرم (ص) در حدیثی می‌فرمایند: که خود را به جای دیگری قرار بده و از نگاه دیگری به حقوق او نگاه کن. پیامبر اکرم (ص) این جمله را به عنوان معیار کلی اخلاق اجتماعی بیان فرموده است. <br/>
همچنين خداوند در سوره بقره، آيه 264 مي فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى» (اي کساني که ايمان آورده ايد صدقات خود را با منت گذاري و اذيت ديگران باطل نکنيد) يعني صدقه را که يک امر مثبت است، اولاً بدهيد.<br/>
+
همچنین خداوند در سوره بقره، آیه ۲۶۴ می‌فرماید: «ا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى»<ref>سوره بقره، آیه ۲۶۴</ref> (ای کسانی که ایمان آورده‌اید صدقات خود را با منت گذاری و اذیت دیگران باطل نکنید) یعنی صدقه را که یک امر مثبت است، اولاً بدهید.<br/>
مال، مال من است؛ ولي ديگري حقي از مال من دارد. و ثانیا اينکه اين صدقه دادن شيوه و معيار دارد. نبايد منت گذاشته شود و همراه با آزار باشد؛ چرا که خداوند تحقير بنده اش را نمي خواهد. يعني مال مي دهي؛ تازه يک سري مقررات را هم بايد رعايت کني. از اينجا نگرش قرآن به جايگاه انسان در روابط اجتماعي مشخص می‌شود ـ چرا که صدقه دادن يک عمل اجتماعي است. <br/>
+
مال، مال من است؛ ولی دیگری حقی از مال من دارد. و ثانیا اینکه این صدقه دادن شیوه و معیار دارد. نباید منت گذاشته شود و همراه با آزار باشد؛ چرا که خداوند تحقیر بنده اش را نمی‌خواهد. یعنی مال می‌دهی؛ تازه یک سری مقررات را هم باید رعایت کنی. از اینجا نگرش قرآن به جایگاه انسان در روابط اجتماعی مشخص می‌شود ـ چرا که صدقه دادن یک عمل اجتماعی است. <br/>
در سوره اعراف آيه 199 داريم: «خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلينَ» طريقه (عفو و بخشش پيش گير و امت را به نيکوکاري امر کن و از مردم نادان روي بگردان). اگر فقط همين يک آيه را الگو قرار دهيم، پايه اخلاق اجتماعي را دريافته ايم. عفو در جايي ست که من حقي دارم؛ و از حقم مي گذرم. آيه مي گويد از حق مسلمتان بگذريد. اگر حق نباشد که عفو اصلاً معنا ندارد. ما خيلي وقت‌ها به حق خودمان هم قانع نمي شويم و آن طرف تر مي رويم. اسلام حتي مي گويد از حق خودت هم بگذر. خداوند در قرآن فرموده است اگر انفاق کنند و صدقه دهند، مثل اين است که به او قرض داده‌اند. اينها نگاه خدا به انسان است.<br/>
+
در سوره اعراف آیه ۱۹۹ داریم: «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ»<ref>سوره اعراف آیه ۱۹۹</ref> طریقه (عفو و بخشش پیش گیر و امت را به نیکوکاری امر کن و از مردم نادان روی بگردان). اگر فقط همین یک آیه را الگو قرار دهیم، پایه اخلاق اجتماعی را دریافته‌ایم. عفو در جایی ست که من حقی دارم؛ و از حقم می‌گذرم. آیه می‌گوید از حق مسلمتان بگذرید. اگر حق نباشد که عفو اصلاً معنا ندارد. ما خیلی وقت‌ها به حق خودمان هم قانع نمی‌شویم و آن طرف تر می‌رویم. اسلام حتی می‌گوید از حق خودت هم بگذر. خداوند در قرآن فرموده است اگر انفاق کنند و صدقه دهند، مثل این است که به او قرض داده‌اند. اینها نگاه خدا به انسان است.<br/>
عارف بايد چهار سفر را طي کند؛ در اسفار اربعه آخرين و عالي ترين سفر يک عارف اين است که رنگ خلقي بگيرد؛ اما خدايي باشد در ميان خلق. وجودش توحيدي و رحماني است؛ اما کاملاً مردمي مي شود. مثل وجود پيامبر (ص) و اولياء الله (ع). بر اين اساس در سفر چهارم کامل بايد در خدمت مردم باشد.<br/>
+
عارف باید چهار سفر را طی کند؛ در اسفار اربعه آخرین و عالی‌ترین سفر یک عارف این است که رنگ خلقی بگیرد؛ اما خدایی باشد در میان خلق. وجودش توحیدی و رحمانی است؛ اما کاملاً مردمی می‌شود. مثل وجود پیامبر (ص) و اولیاء الله (ع). بر این اساس در سفر چهارم کامل باید در خدمت مردم باشد.<br/>
آنچه در جامعه امروز نيازمنديم، ما شدن است. اگر وحدت داشته باشيم، هيچ کس حريفمان نخواهد شد. و اين وحدت و يکدلي نياز به گذشت دارد؛ نياز به ديگرخواهي دارد؛ نياز دارد به اينکه همديگر را بيشتر دوست بداريم، بيشتر به فکر هم باشيم و بيشتر يکديگر را درک کنيم. مي گويند وقتي کسي عاشق مي شود، يک پله بالاتر آمده است. چون به جاي اينکه به فکر منافع خود باشد، ديگري را بر خود ترجيح مي دهد. کافي است قلبمان را دريا کنيم تا همه در آن، جا شوند. آن وقت نه از کار جمعي فرار مي کنيم و نه حق ديگري را پايمال مي کنيم.<br/>
+
آنچه در جامعه امروز نیازمندیم، ما شدن است. اگر وحدت داشته باشیم، هیچ کس حریفمان نخواهد شد. و این وحدت و یکدلی نیاز به گذشت دارد؛ نیاز به دیگرخواهی دارد؛ نیاز دارد به اینکه همدیگر را بیشتر دوست بداریم، بیشتر به فکر هم باشیم و بیشتر یکدیگر را درک کنیم. می‌گویند وقتی کسی عاشق می‌شود، یک پله بالاتر آمده است. چون به جای اینکه به فکر منافع خود باشد، دیگری را بر خود ترجیح می‌دهد. کافی است قلبمان را دریا کنیم تا همه در آن، جا شوند. آن وقت نه از کار جمعی فرار می‌کنیم و نه حق دیگری را پایمال می‌کنیم.<br/>
باید تك تك افراد جامعه به این باور برسند كه رفاه او در گرو رفاه جامعه است.<br/>
+
باید تک تک افراد جامعه به این باور برسند که رفاه او در گرو رفاه جامعه است.<br/>
متاسفانه الان به جایی رسیده‌ایم كه صبر و حوصله نداریم و عجول تربیت شده‌ایم این عجله سبب عجول بودنمان در دریافت نتیجه شده است. <br/>
+
متاسفانه الان به جایی رسیده‌ایم که صبر و حوصله نداریم و عجول تربیت شده‌ایم این عجله سبب عجول بودنمان در دریافت نتیجه شده است. <br/>
و هدفمان را هم ،گاهی اشتباه تعیین کرده‌ایم در نتیجه فقط جلوی پای خود را می‌بینیم و به ظاهر می‌نگریم نه تنها قبح شكستن قوانین و هنجارها فروریخته، بلكه در مواردی دیده شده كه افراد با افتخار از شكستن قوانین یا به اصطلاح دور زدن هایشان یاد می كنند و با تشویق سایرین هم روبه رو می‌شوند.سایرین آنها را زرنگ‌های جامعه تلقی می كنند.<br/>
+
و هدفمان را هم ،گاهی اشتباه تعیین کرده‌ایم در نتیجه فقط جلوی پای خود را می‌بینیم و به ظاهر می‌نگریم نه تنها قبح شکستن قوانین و هنجارها فروریخته، بلکه در مواردی دیده شده که افراد با افتخار از شکستن قوانین یا به اصطلاح دور زدن هایشان یاد می‌کنند و با تشویق سایرین هم روبه رو می‌شوند.سایرین آنها را زرنگ‌های جامعه تلقی می‌کنند.<br/>
 
علل و عوامل رعایت نکردن حقوق یکدیگر چیست؟<br/>
 
علل و عوامل رعایت نکردن حقوق یکدیگر چیست؟<br/>
1 – منفعت طلبی<br/>
+
۱ – منفعت طلبی<br/>
 
بر طبق گفتارهای شهید مطهری (ره) یکی از عوامل رعایت نکردن حق مردم در مقابل یکدیگر منفعت طلبی طرفین است. که یک امر غریزی است. البته این هم منفعت طلبی است و منفعت آنها جلب رضایت خداوند است. در حقیقت این بعد از غریزه انسان را در راه اصلی خودش قرار داده‌ایم و آن را به درستی ارضا خواهیم کرد.<br/>
 
بر طبق گفتارهای شهید مطهری (ره) یکی از عوامل رعایت نکردن حق مردم در مقابل یکدیگر منفعت طلبی طرفین است. که یک امر غریزی است. البته این هم منفعت طلبی است و منفعت آنها جلب رضایت خداوند است. در حقیقت این بعد از غریزه انسان را در راه اصلی خودش قرار داده‌ایم و آن را به درستی ارضا خواهیم کرد.<br/>
2 - تعصبات قومی <br/>
+
۲ - تعصبات قومی.<br/>
3 - تعصبات فکری،<br/>
+
۳ - تعصبات فکری.<br/>
4 - عادت‌ها ،<br/>
+
۴ - عادت‌ه.<br/>
5 - رسومات و سنت‌های نابجا <br/>
+
۵ - رسومات و سنت‌های نابجا.<br/>
6 – احساس عدم امنیت <br/>
+
۶ – احساس عدم امنیت.<br/>
 
گاهی اوقات بدلیل احساس عدم امنیت است که افراد دست به زیر پا نهادن حقوق دیگران می‌زنند. اگر در جامعه همه افراد احساس امنیت کنند؛ مطمئناً حقوق دیگران کمتر ضایع خواهد شد. امنیتی که همه جنبه‌های زندگی آنها چه مادی و چه معنوی را در برگیرد.<br/>
 
گاهی اوقات بدلیل احساس عدم امنیت است که افراد دست به زیر پا نهادن حقوق دیگران می‌زنند. اگر در جامعه همه افراد احساس امنیت کنند؛ مطمئناً حقوق دیگران کمتر ضایع خواهد شد. امنیتی که همه جنبه‌های زندگی آنها چه مادی و چه معنوی را در برگیرد.<br/>
7 - اسیر طمع شدن<br/>
+
۷ - اسیر طمع شدن.<br/>
8 - اسیر حرص شدن<br/>
+
۸ - اسیر حرص شدن.<br/>
9 – عدم وجدان کاری و بی اعتنائی به تعهدات فردی<br/>
+
۹ – عدم وجدان کاری و بی اعتنائی به تعهدات فردی.<br/>
10 – پیروی از هوا و هوس و راه شیطان<br/>
+
۱۰ – پیروی از هوا و هوس و راه شیطان.<br/>
11 - ایجاد نظام باند بازی و کاغذ بازی در گروه‌های سیاسی و حزبی <br/>
+
۱۱ - ایجاد نظام باند بازی و کاغذ بازی در گروه‌های سیاسی و حزبی.<br/>
12 - پارتی بازی سیاسی بازی در انتصابات و توزیع پست‌های کلیدی و مدیریتی به برخی از افراد<br/>
+
۱۲ - پارتی بازی سیاسی بازی در انتصابات و توزیع پست‌های کلیدی و مدیریتی به برخی از افراد.<br/>
13 - شخصیت محوری و شهرت طلبی در بعضی از افراد جامعه <br/>
+
۱۳ - شخصیت محوری و شهرت طلبی در بعضی از افراد جامعه.<br/>
14 - تقلید از فرهنگهای بیگانه و بی ارزش در بعضی از آداب و معاشرت‌ها <br/>
+
۱۴ - تقلید از فرهنگهای بیگانه و بی ارزش در بعضی از آداب و معاشرت‌ها.<br/>
15 - عدم تقوا و ایمان و اعتقاد در وجود بعضی از انسان ها<br/>
+
۱۵ - عدم تقوا و ایمان و اعتقاد در وجود بعضی از انسان ها.<br/>
16 - توجه بیشتر به مزایای مادی و دنیوی تا معنوی و اخروی<br/>
+
۱۶ - توجه بیشتر به مزایای مادی و دنیوی تا معنوی و اخروی.<br/>
17 - اسیر خودخواهی‌های افراطی<br/>
+
۱۷ - اسیر خودخواهی‌های افراطی.<br/>
وازامثال این موارد بدست می‌آید که ملاک ما سود و زیان شخصی و آن هم از نوع دنیوی است. اگر بتوانیم این را در جامعه رشد و نشان دهیم که هدف انسان والا است و آن هم الهی است آنگاه خواهیم دید که قوانین اجتماعی رعایت خواهند شد. دیگر در هر کاری خداوند را ملاک قرار خواهند داد و هدفشان جلب رضایت خداوند خواهد بود. در چنین حالتی انسان‌ها حقوق یکدیگر را رعایت خواهند کرد چون هدفشان جلب رضایت خداست. <br/>
+
واز امثال این موارد بدست می‌آید که ملاک ما سود و زیان شخصی و آن هم از نوع دنیوی است. اگر بتوانیم این را در جامعه رشد و نشان دهیم که هدف انسان والا است و آن هم الهی است آنگاه خواهیم دید که قوانین اجتماعی رعایت خواهند شد. دیگر در هر کاری خداوند را ملاک قرار خواهند داد و هدفشان جلب رضایت خداوند خواهد بود. در چنین حالتی انسان‌ها حقوق یکدیگر را رعایت خواهند کرد چون هدفشان جلب رضایت خداست.<br/>
با توجه به مسالهٔ آزادی معنوی وآزادی اجتماعی ،در کتاب آزادی بندگی از شهید مطهری (ره) یکی از علل رعایت نشدن حقوق متقابل در روابط اجتماعی نداشتن حس احترام به آزادی سایر افراد است.افرادی که در زندگی شخصی خود آزادی را نادیده می‌گیرند وحتی به روح خود صدمه می‌زنند در برقراری روابط با سایرین نیز به طریق اولی همین گونه رفتار می‌کنند ومانع رشد خود ودیگران می‌شوند.ما بر این باوریم که مفهوم آزادی در جامعه امروز به درستی تبیین نشده.<br/>
+
با توجه به مسالهٔ آزادی معنوی وآزادی اجتماعی ،در کتاب آزادی بندگی از شهید مطهری (ره) یکی از علل رعایت نشدن حقوق متقابل در روابط اجتماعی نداشتن حس احترام به آزادی سایر افراد است. افرادی که در زندگی شخصی خود آزادی را نادیده می‌گیرند وحتی به روح خود صدمه می‌زنند در برقراری روابط با سایرین نیز به طریق اولی همین گونه رفتار می‌کنند و مانع رشد خود ودیگران می‌شوند.ما بر این باوریم که مفهوم آزادی در جامعه امروز به درستی تبیین نشده.<br/>
  
 
== حقوق متقابل مردم و مسئولان در جامعه ==
 
== حقوق متقابل مردم و مسئولان در جامعه ==
گرچه بدنه حاكميت و مسئولان، بخش تفكيك ناپذيري از جامعه هستند، اما انگار عادت كرده ايم وقتي مي گوييم مردم، مسئولان را از اين مردم مستثنا كنيم.مثلا وقتي دربارهٔ لزوم رعايت حقوق متقابل افراد درجامعه صحبت مي كنيم، همه ذهنها ناخودآگاه به سمت حفظ حقوق متقابل دو شهروند عادي يا دو همكار وهمكلاس متمركز مي شود، در صورتي كه اگر از بعد كلان و راهبردي به موضوع نگاه كنيم، اتفاقا نوع و كيفيت رابطه بين مردم و مسئولان مي تواند به عنوان ا لگوي بسيار درستي از رعايت حقوق متقابل افراد در جامعه باشد.يعني مردم وقتي ببينند مسئولان و مردم به حقوق يكديگرا حترام مي گذارند و هیچكدام هم قصد تخريب ياتضييع حقوق ديگري را ندارد، شهروندان نيز به طور خودكارياد مي گيرند در رابطه هاي بين خود نيزا لگوي مردم ومسئولان را رعايت كنند.<br/>
+
گرچه بدنه حاکمیت و مسئولان، بخش تفکیک ناپذیری از جامعه هستند، اما انگار عادت کرده‌ایم وقتی می‌گوییم مردم، مسئولان را از این مردم مستثنا کنیم.مثلا وقتی دربارهٔ لزوم رعایت حقوق متقابل افراد درجامعه صحبت می‌کنیم، همه ذهنها ناخودآگاه به سمت حفظ حقوق متقابل دو شهروند عادی یا دو همکار وهمکلاس متمرکز می‌شود، در صورتی که اگر از بعد کلان و راهبردی به موضوع نگاه کنیم، اتفاقا نوع و کیفیت رابطه بین مردم و مسئولان می‌تواند به عنوان الگوی بسیار درستی از رعایت حقوق متقابل افراد در جامعه باشد.یعنی مردم وقتی ببینند مسئولان و مردم به حقوق یکدیگرا حترام می‌گذارند و هیچکدام هم قصد تخریب یاتضییع حقوق دیگری را ندارد، شهروندان نیز به طور خودکاریاد می‌گیرند در رابطه‌های بین خود نیزا لگوی مردم ومسئولان را رعایت کنند.<br/>
درواقع چه بخواهيم و چه نخواهيم و چه تكذيب كنيم يا تائيد، همواره كنشهاي مسئولان و بخصوص كيفيت رابطه آنها با مردم به عنوان ا لگويي براي سايرا عضاي جامعه مطرح خواهد شد.<br/>
+
در واقع چه بخواهیم و چه نخواهیم و چه تکذیب کنیم یا تائید، همواره کنشهای مسئولان و بخصوص کیفیت رابطه آنها با مردم به عنوان الگویی برای سایر اعضای جامعه مطرح خواهد شد.<br/>
شايد تا حالا توجه كرده باشيد در جوامعي كه مسئولان به دغدغه هاي مردم گوش فرا می‌دهند و در راستاي ا حقاق حقوق آنها مي جنگند، برخورد بين مردمان عادي نيز با هاله اي از احترام و رعايت حقوق متقابل توامان مي شود،اما در جوامعي كه اعتماد عمومي بين مردم و مسئولان خدشه دار شده ا ست،ا حتمال تضييع حقوق شهروندان نيزبالاتر مي رود، زيرا رفتار حاكميت را ا لگوي هنجارهاي ا جتماعي خودقرار مي دهند.ا لبته ا ين سخن به ا ين معنا نيست كه تنهامسئولان، وظيفه پاسداشت حقوق مردم را به عهده دارند، بلكه آحاد جامعه نيز نسبت به حاكميت وظيفه اي متقابل دارند. يعني هما نطور كه مسئولان موظفند حق معيشت،امنيت و آرامش رواني مردم را رعايت كنند، مردم هم وظيفه دارند به قوانين جامعه پايبند و عنصري مفيد و مولد در كشورباشند تا فرآيند توسعه در كشوربا همكاري همه ا عضاي جامعه، رشدي پايدار را تجربه كند.<br/>
+
شاید تا حالا توجه کرده باشید در جوامعی که مسئولان به دغدغه‌های مردم گوش فرا می‌دهند و در راستای احقاق حقوق آنها می‌جنگند، برخورد بین مردمان عادی نیز با هاله‌ای از احترام و رعایت حقوق متقابل توأمان می‌شود، اما در جوامعی که اعتماد عمومی بین مردم و مسئولان خدشه دار شده ا ست، احتمال تضییع حقوق شهروندان نیزبالاتر می‌رود، زیرا رفتار حاکمیت را الگوی هنجارهای ا جتماعی خودقرار می‌دهند. البته این سخن به این معنا نیست که تنها مسئولان، وظیفه پاسداشت حقوق مردم را به عهده دارند، بلکه آحاد جامعه نیز نسبت به حاکمیت وظیفه‌ای متقابل دارند. یعنی همانطور که مسئولان موظفند حق معیشت، امنیت و آرامش روانی مردم را رعایت کنند، مردم هم وظیفه دارند به قوانین جامعه پایبند و عنصری مفید و مولد در کشور باشند تا فرآیند توسعه در کشوربا همکاری همه اعضای جامعه، رشدی پایدار را تجربه کند.<br/>
اما در صورتي كه مردم و مسئولان، حقوق متقابل يكديگررا رعايت نكنند، نه تنها نظم عمومي به هم مي خورد، بلكه درآن شرايط ديگر قوانين مصوب حاكميت، مشروعيت عمومي نخواهد داشت.<br/>
+
اما در صورتی که مردم و مسئولان، حقوق متقابل یکدیگر را رعایت نکنند، نه تنها نظم عمومی به هم می‌خورد، بلکه درآن شرایط دیگر قوانین مصوب حاکمیت، مشروعیت عمومی نخواهد داشت.<br/>
درواقع، اگر شهروندان گمان كنند مسئولان فقط درراستاي منافع خود حركت مي كنند يا برعكس مسئولان به ا ين برداشت برسند كه مردم حقوق متقابل بين مسئول و شهروند را رعايت نمي كنند، گسست عمومي در جامعه اجتناب ناپذير خواهد بود و در اين شرايط،مردم و مسئولان به عنوان دو جزيره جدا از هم خواهندبود كه هيچ كدامشان الزامي نمي بينند حقوق همديگر رارعايت كنند.<br/>
+
در واقع، اگر شهروندان گمان کنند مسئولان فقط درراستای منافع خود حرکت می‌کنند یا برعکس مسئولان به ا ین برداشت برسند که مردم حقوق متقابل بین مسئول و شهروند را رعایت نمی‌کنند، گسست عمومی در جامعه اجتناب ناپذیر خواهد بود و در این شرایط، مردم و مسئولان به عنوان دو جزیره جدا از هم خواهند بود که هیچ کدامشان الزامی نمی‌بینند حقوق همدیگر را رعایت کنند.<br/>
از سوي ديگر، همان طور كه مردم براي ا رتباط هاي اجتماعي بين خود و رعايت حقوق متقابل، نيم نگاهي به مدل حاكميت دارند، نحوه برخورد مسئولان با مردم نيزبرآيندي از روابط اجتماعي بين شهروندان است.يعني نبايدا نتظار داشته باشيم ا گر خودمان به حقوق يكديگر احترام نگذاشتيم، در آن صورت مسئولاني كه براي اداره امور منصوب مي شوند نيز براي حقوق مردم احترام قائل شوند.<br/>
+
از سوی دیگر، همان طور که مردم برای ا رتباط‌های اجتماعی بین خود و رعایت حقوق متقابل، نیم نگاهی به مدل حاکمیت دارند، نحوه برخورد مسئولان با مردم نیز برآیندی از روابط اجتماعی بین شهروندان است.یعنی نبایدا نتظار داشته باشیم اگر خودمان به حقوق یکدیگر احترام نگذاشتیم، در آن صورت مسئولانی که برای اداره امور منصوب می‌شوند نیز برای حقوق مردم احترام قائل شوند.<br/>
زيرا مسئولاني كه براي اصلاح امور در هر كشوري گمارده مي شوندا ز دل جامعه خود متولد شده‌اند وبنابراين نمي توان ا ز مسئولان ا نتظار خروجي بالاترا ز ميانگين جامعه داشت.<br/>
+
زیرا مسئولانی که برای اصلاح امور در هر کشوری گمارده می شوند از دل جامعه خود متولد شده‌اند و بنابر این نمی‌توان از مسئولان ا نتظار خروجی بالاتر از میانگین جامعه داشت.<br/>
در هر حال، جنس رابطه مردم و مسئولان، نماد بارز رعايت حقوق متقابل شهروندان در هر جامعه اي است كه در حقيقت باا صلاح كاستيهاي سه ضلع، رابطه مردم با مردم، مسئولان با مسئولان و مردم با مسئولان مي توان به آينده اي بهتر و توام با رعايت حقوق متقابل افراددر جامعه امیدوار بود.<br/>
+
در هر حال، جنس رابطه مردم و مسئولان، نماد بارز رعایت حقوق متقابل شهروندان در هر جامعه‌ای است که در حقیقت با اصلاح کاستیهای سه ضلع، رابطه مردم با مردم، مسئولان با مسئولان و مردم با مسئولان می‌توان به آینده‌ای بهتر و توام با رعایت حقوق متقابل افراد در جامعه امیدوار بود.<br/>
  
 
== راهکارهای نهادینه نمودن رعایت حقوق در جامعه ==
 
== راهکارهای نهادینه نمودن رعایت حقوق در جامعه ==
 
آموزه‌های اسلامی در این رابطه الگوهایی را برای ما مطرح می‌کنند که در صورت تحقق و التزام عملی به آنها، جامعه اسلامی جلوه‌ای الهی و انسانی و الهام‌بخش در زمینه حقوق متقابل در روابط اجتماعی پیدا می‎کند. <br/>
 
آموزه‌های اسلامی در این رابطه الگوهایی را برای ما مطرح می‌کنند که در صورت تحقق و التزام عملی به آنها، جامعه اسلامی جلوه‌ای الهی و انسانی و الهام‌بخش در زمینه حقوق متقابل در روابط اجتماعی پیدا می‎کند. <br/>
 
در اینجا به نحو اجمال اهم این الگوها را مطرح می‎کنیم.<br/>
 
در اینجا به نحو اجمال اهم این الگوها را مطرح می‎کنیم.<br/>
1 - خوش اخلاقی<br/>
+
۱ - خوش اخلاقی.<br/>
قرآن کریم یکی از مزایای فوق العاده اخلاقی پیامبر اسلام(ص) را خوش اخلاقی ذکر کرده و می‌فرماید: در پرتو رحمت و لطف پروردگار، تو با مردم مهربان شدی در حالی که اگر خشن و تندخو و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می‎شدند». سپس قرآن کریم دستور می‌دهد: «از تقصیر آنان بگذر و آنها را مشمول عفو خود گردان و برای آنها طلب آمرزش کن. <ref>سوره آل عمران-آیه 159</ref><br/>
+
قرآن کریم یکی از مزایای فوق العاده اخلاقی پیامبر اسلام(ص) را خوش اخلاقی ذکر کرده و می‌فرماید: در پرتو رحمت و لطف پروردگار، تو با مردم مهربان شدی در حالی که اگر خشن و تندخو و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می‎شدند». سپس قرآن کریم دستور می‌دهد: «فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ؛ پس از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه.<ref>سوره آل عمران-آیه 159</ref><br/>
 
حضرت امام علی (ع)می‌فرماید: چه بسا(کسی که) عزیز و ارجمند است و اخلاقش او را خوار و ذلیل می‌کند و کسی که خوار و ذلیل است و اخلاقش او را عزیز و ارجمند می‌کند <ref>میزان الحکمه، ج4، ص 1519</ref><br/>
 
حضرت امام علی (ع)می‌فرماید: چه بسا(کسی که) عزیز و ارجمند است و اخلاقش او را خوار و ذلیل می‌کند و کسی که خوار و ذلیل است و اخلاقش او را عزیز و ارجمند می‌کند <ref>میزان الحکمه، ج4، ص 1519</ref><br/>
2 - اظهار محبت و پاسخگویی به دیگران<br/>
+
۲ - اظهار محبت و پاسخگویی به دیگران<br/>
 
جامعه اسلامی براساس محبت و دوستی بین برادران ایمانی پایه ریزی شده است و این محبت ناشی از ایمان به خدا و تکلیف مردمان ایمانی در رعایت حدود و حقوق یکدیگر، بر مبنای موّدت و برادری است.<br/>
 
جامعه اسلامی براساس محبت و دوستی بین برادران ایمانی پایه ریزی شده است و این محبت ناشی از ایمان به خدا و تکلیف مردمان ایمانی در رعایت حدود و حقوق یکدیگر، بر مبنای موّدت و برادری است.<br/>
 
در جامعهای که اساس آن بر محبت به دیگران پایه گذاری و براساس چشم پوشی از خطاهای افراد طراحی شده و همه باور دارند که رفع نیاز دیگران نعمت الهی است؛ این فرصت لطف خدا به بندگان نیکویش به حساب آمده و بزرگان از این فرصت‎ها چنان بهره می‎بردند که در رفتار آنان رفع نیاز از نیازمندان در صدر عبادات الهی قرار گرفته باشد.<br/>
 
در جامعهای که اساس آن بر محبت به دیگران پایه گذاری و براساس چشم پوشی از خطاهای افراد طراحی شده و همه باور دارند که رفع نیاز دیگران نعمت الهی است؛ این فرصت لطف خدا به بندگان نیکویش به حساب آمده و بزرگان از این فرصت‎ها چنان بهره می‎بردند که در رفتار آنان رفع نیاز از نیازمندان در صدر عبادات الهی قرار گرفته باشد.<br/>
الگوی این عمل حضرت علی(ع)است که در حین نماز، به عنوان عبادت الهی، به رفع نیاز یک مستمند، که آن هم عبادت الهی است می‎پردازد.<br/>
+
الگوی این عمل حضرت علی (ع) است که در حین نماز، به عنوان عبادت الهی، به رفع نیاز یک مستمند، که آن هم عبادت الهی است می‎پردازد.<br/>
پیامبر گرامی اسلام(ص) در زمینه ابراز محبت به دیگران می‌فرماید: هرگاه یکی از شما برادرش را دوست داشته باشد، باید به او اعلام کند، زیرا این بیشتر مایه بقای الفت و استواری محبت می‌شود. <br/>
+
پیامبر گرامی اسلام (ص) در زمینه ابراز محبت به دیگران می‌فرماید: هرگاه یکی از شما برادرش را دوست داشته باشد، باید به او اعلام کند، زیرا این بیشتر مایه بقای الفت و استواری محبت می‌شود. <br/>
 
<ref>نهج الفصاحه، ج2، ص26 </ref><br/>
 
<ref>نهج الفصاحه، ج2، ص26 </ref><br/>
قرآن کریم در سوره نساء آیه 86 یک حکم کلی و عمومی را در رابطه با پاسخگویی به محبت‌های دیگران اعلام می‌دارد: هنگامی که کسی به شما تحیت گوید، پاسخ آن را به طرز بهتر بدهید و یا لااقل به طور مساوی پاسخ گویید.<br/>
+
قرآن کریم در سوره نساء آیه ۸۶ یک حکم کلی و عمومی را در رابطه با پاسخگویی به محبت‌های دیگران اعلام می‌دارد: هنگامی که کسی به شما تحیت گوید، پاسخ آن را به طرز بهتر بدهید و یا لااقل به طور مساوی پاسخ گویید.<br/>
 
تحیّت در لغت از ماده حیات و به معنی دعا برای حیات دیگری کرده است، ولی معمولا این کلمه هر نوع اظهار محبتی را که افراد به وسیله سخن یا عمل، با یکدیگر می‌کنند شامل می‌شود که روشن‌ترین مصداق آن همان موضوع سلام کردن است.<br/>
 
تحیّت در لغت از ماده حیات و به معنی دعا برای حیات دیگری کرده است، ولی معمولا این کلمه هر نوع اظهار محبتی را که افراد به وسیله سخن یا عمل، با یکدیگر می‌کنند شامل می‌شود که روشن‌ترین مصداق آن همان موضوع سلام کردن است.<br/>
3 - اظهار شادی در هنگام دیدار<br/>
+
۳ - اظهار شادی در هنگام دیدار<br/>
 
داشتن روابط حسنه با افراد، در بیان جملات و صحبت‌های مثبت و خوش آیند، موج بزرگی از انرژی مثبت را به اطرافیان انتقال می‌دهد. <br/>
 
داشتن روابط حسنه با افراد، در بیان جملات و صحبت‌های مثبت و خوش آیند، موج بزرگی از انرژی مثبت را به اطرافیان انتقال می‌دهد. <br/>
 
احساس مفیدبودن و رضایت از کار و تلاش، باعث خوشحالی و نشاط روح می‌گردد و این امر به سایر افراد مرتبط به یکدیگر تأثیر مثبت گذاشته و رفته رفته یک شهر اصلاح می‌شود. <br/>
 
احساس مفیدبودن و رضایت از کار و تلاش، باعث خوشحالی و نشاط روح می‌گردد و این امر به سایر افراد مرتبط به یکدیگر تأثیر مثبت گذاشته و رفته رفته یک شهر اصلاح می‌شود. <br/>
 
امام باقر(ع) در این زمینه می‌فرماید: لبخندزدن، بر روی مؤمن حسنه و ثواب است و برگرداندن آسیب از وی نیز ثواب است، محبوب‌ترین عبادت در پیشگاه خدا شاد کردن مؤمن است. <ref>بحارالانوار، ج 71، ص 288</ref><br/>
 
امام باقر(ع) در این زمینه می‌فرماید: لبخندزدن، بر روی مؤمن حسنه و ثواب است و برگرداندن آسیب از وی نیز ثواب است، محبوب‌ترین عبادت در پیشگاه خدا شاد کردن مؤمن است. <ref>بحارالانوار، ج 71، ص 288</ref><br/>
4 - وفاداری و انجام تعهدات<br/>
+
۴ - وفاداری و انجام تعهدات<br/>
 
وفاداری و التزام عملی به تعهدات و پیمان‌ها و وعده‌ها یکی از شاخص‌های رشد و بالندگی جوامع انسانی به حساب می‎آید. <br/>
 
وفاداری و التزام عملی به تعهدات و پیمان‌ها و وعده‌ها یکی از شاخص‌های رشد و بالندگی جوامع انسانی به حساب می‎آید. <br/>
حضرت علی(ع) می‌فرماید: أفضل الصدق، الوفاء بالعهود؛ بالاترین صداقت، وفای به پیمان‌ها است.<br/>
+
حضرت علی(ع) می‌فرماید: أَفْضَلُ الصِّدْقِ الْوَفَاءُ بِالْعُهُود؛ بالاترین صداقت، وفای به پیمان‌ها است.<br/>
 
حضرت در کلامی دیگر می‌فرماید: من احسن الوفاء استحق الاصطفاء. هر کس که خوش قول باشد، شایسته گزینش برای همکاری و معاشرت است.<br/>
 
حضرت در کلامی دیگر می‌فرماید: من احسن الوفاء استحق الاصطفاء. هر کس که خوش قول باشد، شایسته گزینش برای همکاری و معاشرت است.<br/>
5 - رعایت انصاف<br/>
+
۵ - رعایت انصاف<br/>
 
رعایت انصاف یکی از مشکل‌ترین نکات تربیتی و اخلاقی در اسلام است که ارایه و حفظ آن از افراد باتقوا و مؤمن برمی‎آید. <br/>
 
رعایت انصاف یکی از مشکل‌ترین نکات تربیتی و اخلاقی در اسلام است که ارایه و حفظ آن از افراد باتقوا و مؤمن برمی‎آید. <br/>
 
بسیاری از اختلافات و کشمکش‌ها در بین خانواده‌ها، نتیجه عدم رعایت انصاف است و این اختلافات رفع شدنی است. اگر به دستورات خدا عمل نماییم و حقوق دیگران را رعایت کنیم و اخلاق خود را تعالی بخشیم. <br/>
 
بسیاری از اختلافات و کشمکش‌ها در بین خانواده‌ها، نتیجه عدم رعایت انصاف است و این اختلافات رفع شدنی است. اگر به دستورات خدا عمل نماییم و حقوق دیگران را رعایت کنیم و اخلاق خود را تعالی بخشیم. <br/>
سطر ۸۵: سطر ۸۵:
 
ب: مواسات نمودن <br/>
 
ب: مواسات نمودن <br/>
 
ج: یاد کردن خدا در هر حال! پس فرمودند: یاد خدا تنها گفتن سبحان الله و الحمدلله و لااله الاالله و الله اکبر نیست، بلکه مقصود این است که اوامر خدا را اطاعت و از نواهی اجتناب کنی.<ref>اصول کافی، ج 2، ص 144</ref><br/>
 
ج: یاد کردن خدا در هر حال! پس فرمودند: یاد خدا تنها گفتن سبحان الله و الحمدلله و لااله الاالله و الله اکبر نیست، بلکه مقصود این است که اوامر خدا را اطاعت و از نواهی اجتناب کنی.<ref>اصول کافی، ج 2، ص 144</ref><br/>
6 - فروتنی و تواضع<br/>
+
۶ - فروتنی و تواضع<br/>
 
تواضع و فروتنی، یکی از خصلت‌های مهم پیامبران و اولیای الهی است. خدای متعال در قرآن خطاب به پیامبر اعظم(ص)می‌فرماید: ای پیامبر! به کسانی که از مؤمنین به شما ایمان می‌آورند تواضع و فروتنی کن.<br/>
 
تواضع و فروتنی، یکی از خصلت‌های مهم پیامبران و اولیای الهی است. خدای متعال در قرآن خطاب به پیامبر اعظم(ص)می‌فرماید: ای پیامبر! به کسانی که از مؤمنین به شما ایمان می‌آورند تواضع و فروتنی کن.<br/>
این درحالی است که آن حضرت می‌فرماید: إن أفضل الناسِ عبداً مَن تواضَعَ عن رفعِه؛ برترین مردم در بندگی خدا کسی است که در عین بزرگی فروتنی کند.<br/>
+
این درحالی است که آن حضرت می‌فرماید: إِنَّ أَفْضَلَ النَّاسِ عَبْداً مَنْ تَوَاضَعَ عَنْ رِفْعَة؛ برترین مردم در بندگی خدا کسی است که در عین بزرگی فروتنی کند.<br/>
 
همچنین پیامبر اعظم(ص) در این رابطه می‌فرماید: کسی که به خاطر خدا تواضع کند، خداوند مقام او را بالا می‌برد، پس شخص متواضع گرچه پیش خود ضعیف و حقیر است، ولی درنظر مردم بزرگ است.<br/>
 
همچنین پیامبر اعظم(ص) در این رابطه می‌فرماید: کسی که به خاطر خدا تواضع کند، خداوند مقام او را بالا می‌برد، پس شخص متواضع گرچه پیش خود ضعیف و حقیر است، ولی درنظر مردم بزرگ است.<br/>
 
امام کاظم(ع)نیز در این زمینه می‌فرماید: این گونه حکمت در دل انسان متواضع سامان می‎یابد که در قلب انسان متکبر و زورگو جایی ندارد، چون خداوند تواضع را ابزار کار عقل و تکبر را ابزار جهل قرار داده است. <ref>بحارالانوار، ج 57، ص 312</ref><br/>
 
امام کاظم(ع)نیز در این زمینه می‌فرماید: این گونه حکمت در دل انسان متواضع سامان می‎یابد که در قلب انسان متکبر و زورگو جایی ندارد، چون خداوند تواضع را ابزار کار عقل و تکبر را ابزار جهل قرار داده است. <ref>بحارالانوار، ج 57، ص 312</ref><br/>
7 - صداقت و شفافیت<br/>
+
۷ - صداقت و شفافیت<br/>
 
در آموزه‌های اسلامی صداقت و شفافیت از ویژگی‌های مهم یک انسان مؤمن و سبب نجات و رستگاری او به حساب می‎آید و برعکس کذب، دروغ و نفاق موجب هلاکت و نابودی او می‎شود.<br/>
 
در آموزه‌های اسلامی صداقت و شفافیت از ویژگی‌های مهم یک انسان مؤمن و سبب نجات و رستگاری او به حساب می‎آید و برعکس کذب، دروغ و نفاق موجب هلاکت و نابودی او می‎شود.<br/>
 
پیامبر اعظم(ص)می‌فرماید: النَّجاةُ فی الصِّدق، کما أنَّ الهلاکَ فی الکِذب؛ سربلندی و نجات انسان در صداقت و شفافیت است همچنانکه هلاکت و نابودی در دروغ و عدم شفافیت است. <br/>
 
پیامبر اعظم(ص)می‌فرماید: النَّجاةُ فی الصِّدق، کما أنَّ الهلاکَ فی الکِذب؛ سربلندی و نجات انسان در صداقت و شفافیت است همچنانکه هلاکت و نابودی در دروغ و عدم شفافیت است. <br/>
سطر ۹۹: سطر ۹۹:
 
در این صورت است که مردم ضمن آشنایی با فرهنگ اهل بیت(ع) در زمینه حقوق اجتماعی و روابط متقابل، بهترین لذت اجتماعی را در سایه تعالیم نورانی اسلام دریافت می‎کنند.<br/>
 
در این صورت است که مردم ضمن آشنایی با فرهنگ اهل بیت(ع) در زمینه حقوق اجتماعی و روابط متقابل، بهترین لذت اجتماعی را در سایه تعالیم نورانی اسلام دریافت می‎کنند.<br/>
  
== آثار مثبت رعايت حقوق متقابل ==
+
== آثار مثبت رعایت حقوق متقابل ==
حضرت على(ع) به آثار مهم و مثبت رعايت حقوق متقابل بين حاكم و مردم اشاره مى كند و مى فرمايد:<br/>
+
حضرت علی(ع) به آثار مهم و مثبت رعایت حقوق متقابل بین حاکم و مردم اشاره می‌کند و می‌فرماید:<br/>
خداوند رعايت حقوق رعيت و والى را در جامعه سبب الفت, هماهنگى و پيوستگى بين آنها و باعث عزت دين و پايه داورى براى اقامه حق بين آنان قرار داده است. صلاح حال رعيت تحقق نمى پذيرد مگر به صلاح حال واليان و صلاح آنها محقق نمى شود مگر به استقامت و پا برجايى رعيت; پس هرگاه آنان رعايت حق يكديگر را كنند در بين آنان حق عزيز مى شود و پايه هاى دين استوار و نشانه هاى عدل پايدار و سنت هاى پيامبر با شيوه نيكو مورد اجرا و روزگار اصلاح و زندگى پاكيزه و مردم خواستار بقا و دوام دولت و اميد دشمنان دولت به يإس تبديل خواهد ش <ref> نهج البلاغه, خطبه ;216</ref><br/>
+
خداوند رعایت حقوق رعیت و والی را در جامعه سبب الفت، هماهنگی و پیوستگی بین آنها و باعث عزت دین و پایه داوری برای اقامه حق بین آنان قرار داده است. صلاح حال رعیت تحقق نمی‌پذیرد مگر به صلاح حال والیان و صلاح آنها محقق نمی‌شود مگر به استقامت و پا برجایی رعیت؛ پس هرگاه آنان رعایت حق یکدیگر را کنند در بین آنان حق عزیز می‌شود و پایه‌های دین استوار و نشانه‌های عدل پایدار و سنت‌های پیامبر با شیوه نیکو مورد اجرا و روزگار اصلاح و زندگی پاکیزه و مردم خواستار بقا و دوام دولت و امید دشمنان دولت به یإس تبدیل خواهد ش <ref> نهج البلاغه، خطبه ؛216</ref><br/>
در تفسير الميزان ذيل آيه: ((يا إيها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و إولى الامر منكم)), از امام على(ع) نقل شده است كه فرمود:<br/>
+
در تفسیر المیزان ذیل آیه: ((يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ))،<ref>سوره نساء؛ آیه 59</ref> از امام علی(ع) نقل شده است که فرمود:<br/>
بر امام است بر طبق آنچه كه خدا نازل فرمود حكم كند و امانتى را كه به او سپرده ادا نمايد و هرگاه چنين كند بر مردم است كه فرمان خدا را بشنوند و او را اطاعت نمايند و دعوتش را اجابت كنند. <br/>
+
بر امام است بر طبق آنچه که خدا نازل فرمود حکم کند و امانتی را که به او سپرده ادا نماید و هرگاه چنین کند بر مردم است که فرمان خدا را بشنوند و او را اطاعت نمایند و دعوتش را اجابت کنند. <br/>
حضرت در اين زمينه فرمود: ((امامت و پيشوايى را خداوند براى نظم و آرامش در جامعه و پيروى از وى را براى تعظيم و تكريم قرار داده است)). <ref>نهج البلاغه, حكمت131</ref><br/>
+
حضرت در این زمینه فرمود: (امامت و پیشوایی را خداوند برای نظم و آرامش در جامعه و پیروی از وی را برای تعظیم و تکریم قرار داده است). <ref>نهج البلاغه، حکمت131</ref><br/>
آثار منفى عدم رعايت حقوق متقابل<br/>
+
آثار منفی عدم رعایت حقوق متقابل<br/>
آثار منفى رعايت نكردن حقوق متقابل بين مردم و حاكم را مى توان در اين كلام امام على(ع) مشاهده كرد.<br/>
+
آثار منفی رعایت نکردن حقوق متقابل بین مردم و حاکم را می‌توان در این کلام امام علی(ع) مشاهده کرد.<br/>
و اذا غلبت الرعيه على واليها إوإجحف الوالى برعيته اختلفت هنالك الكلمه و ظهرت معالم الجور و كثر الادغال <ref>نهج البلاغه, خطبه ;216</ref> <br/>
+
إِذَا غَلَبَتِ الرَّعِيَّةُ وَالِيَهَا أَوْ أَجْحَفَ الْوَالِي بِرَعِيَّتِهِ اخْتَلَفَتْ هُنَالِكَ الْكَلِمَةُ وَ ظَهَرَتْ مَعَالِمُ الْجَوْرِ وَ كَثُرَ الْإِدْغَال‏ فِي الدِّينِ وَ تُرِكَتْ مَحَاجُّ السُّنَنِ فَعُمِلَ بِالْهَوَى وَ عُطِّلَتِ الْأَحْكَامُ وَ كَثُرَتْ عِلَلُ النُّفُوسِ فَلَا يُسْتَوْحَشُ لِعَظِيمِ حَقٍّ عُطِّلَ وَ لَا لِعَظِيمِ بَاطِلٍ فُعِلَ فَهُنَالِكَ تَذِلُّ الْأَبْرَارُ وَ تَعِزُّ الْأَشْرَارُ وَ تَعْظُمُ تَبِعَاتُ اللَّهِ عِنْدَ الْعِبَادِ ؛ <ref>نهج البلاغه، خطبه ؛216</ref> <br/> <ref>محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج1، ص 44</ref><br/>
فى الدين و تركت محاج السنن فعمل بالهوى و عطلت الاحكام و كثرت علل النفوس و لايستوحش لعظيم حق عطل و لالعظيم باطل فعل فهنالك تذل الابرار و تعز الاشرار و تعظم تبعات الله عزوجل عند العباد; <ref>محمد بن يعقوب كلينى, اصول كافى, ج1, ص 44</ref><br/>
+
هرگاه رعیت بر والی غلبه پیدا نماید و والی بر رعیت تعدی و تجاوز به حقوق آنان روا دارد، آن گاه اختلاف کلمه (بین آنان و افراد جامعه) رخ می‌دهد و نشانه‌های جور و ستم در جامعه آشکار و تبهکاری در دین بسیار و عمل به سنت‌ها متروک می‌شود و به هوای نفس عمل و احکام شرع تعطیل و بیماریهای روحی بسیار می‌گردد و به خاطر تعطیل حدود بزرگ الهی و ریشه دار شدن باطل، کسی اندوهگین و نگران نمی‌شود. در آن هنگام خوبان خوار و اشرار (اوباش) عزیز و ارجمند می‌گردند و شهرها خراب می‌شود و باز خواست خداوند عظیم خواهد بود.<br/>
هرگاه رعيت بر والى غلبه پيدا نمايد و والى بر رعيت تعدى و تجاوز به حقوق آنان روا دارد, آن گاه اختلاف كلمه (بين آنان و افراد جامعه) رخ مى دهد و نشانه هاى جور و ستم در جامعه آشكار و تبهكارى در دين بسيار و عمل به سنت‌ها متروك مى شود و به هواى نفس عمل و احكام شرع تعطيل و بيمارىهاى روحى بسيار مى گردد و به خاطر تعطيل حدود بزرگ الهى و ريشه دار شدن باطل, كسى اندوهگين و نگران نمى شود. در آن هنگام خوبان خوار و اشرار (اوباش) عزيز و ارجمند مى گردند و شهرها خراب مى شود و باز خواست خداوند عظيم خواهد بود.<br/>
+
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۲۶

رعایت حقوق فردی واجتماعی

رعایت حقوق فردی و اجتماعی

یکی از علتهای عدم رعایت حقوق متقابل، عدم آشنایی کافی نسبت به حقوق خود و دیگران می‌باشد. وقتی من حقوق دیگران را نشناسم، زیاده خواه می‌شوم و به حقوق آنها تجاوز می‌کنم. و وقتی حقوق خودم را هم نشناسم، باز بیش از اندازه مطالبه می‌کنم. هر دو جهت، سهم خودم را بیشتر می‌کند؛ یعنی هر دو به زیاده خواهی در حق خودم منجر می‌شود.
شاید توقع زیاده‌ خواهانه‌ای باشد که انتظار داشته باشیم فردی که به حقوق سایر اعضای خانواده احترام نمی‌گذارد، برای حقوق متقابل شهروندان ارزشی قائل شود.
به نظر می رسد آموزش رعایت حقوق متقابل به افراد باید از همان سنین کودکی به فرد آموزش داده شود تا آشنای به رعایت حقوق دیگران شود. در بسیاری از خانواده‌های ایرانی، حتی والدین و فرزندان هم به حقوق متقابل یکدیگر شناخت ندارند، البته این مسأله تنها متوجه کودکان نیست و والدین هم در این زمینه کم‌تقصیر نیستند. مثلاً برای پدر و مادرها جا افتاده است که مهمترین حقی که بر گردن فرزندشان دارند، احترام است و اگر از کودکان هم بپرسید می‌گویند درس خواندن فرزندان، مهم‌ترین حقی است که پدر و مادر دارند.
گرچه احترام به والدین و درس خواندن فرزندان بسیار مهم است، اما باید در کانون خانواده‌ها این نکته نهادینه شود که حقوق متقابل بین اعضای خانواده در درک متقابل خلاصه می‌شود، یعنی اگر به خانواده‌ها آموزش می‌دادیم که چگونه والدین و فرزندان همدیگر را درک کنند، مطمئن باشید همه اعضای خانواده به حقوق یکدیگر احترام می‌گذاشتند.
در شرایطی هم که فرزندی آموزش ببیند دغدغه‌های اعضای خانواده را درک کند و مشکل آنها را مشکل خودش بداند، در آن صورت شک نکنید این کودک در آینده هم دغدغه‌های جامعه را راحت‌تر درک می‌کند و به حقوق متقابل شهروندان احترام خواهد گذاشت.
اینکه در اجتماعات امروز حقوق دیگران رعایت نمی‌شود حتی در جامعه اسلامی به دلیل آن است که؛ (هدفمان باید رسیدن به سعادت حقیقی که در خود نیازمند رشد و تکامل می‌باشد و برای رسیدن به رشدو کمال نیازمند
(۱)تربیت
(۲) امنیت
(۳) آزادی هستیم) نیست.
پس می‌توان گفت اگر به سه عامل (تربیت، امنیت، آزادی معنوی) دست پیدا کنیم آنگاه حقوق دیگران در جامعه رعایت خواهد شد.
و باز یکی از علتهای عدم رعایت حقوق، ضعف اعتقاد به خدا و آخرت؛ ضعف اعتقادی و اخلاقی.
آنچه برای خود نمی‌پسندی...
پیامبر اکرم (ص) در حدیثی می‌فرمایند: که خود را به جای دیگری قرار بده و از نگاه دیگری به حقوق او نگاه کن. پیامبر اکرم (ص) این جمله را به عنوان معیار کلی اخلاق اجتماعی بیان فرموده است.
همچنین خداوند در سوره بقره، آیه ۲۶۴ می‌فرماید: «ا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى»[۱] (ای کسانی که ایمان آورده‌اید صدقات خود را با منت گذاری و اذیت دیگران باطل نکنید) یعنی صدقه را که یک امر مثبت است، اولاً بدهید.
مال، مال من است؛ ولی دیگری حقی از مال من دارد. و ثانیا اینکه این صدقه دادن شیوه و معیار دارد. نباید منت گذاشته شود و همراه با آزار باشد؛ چرا که خداوند تحقیر بنده اش را نمی‌خواهد. یعنی مال می‌دهی؛ تازه یک سری مقررات را هم باید رعایت کنی. از اینجا نگرش قرآن به جایگاه انسان در روابط اجتماعی مشخص می‌شود ـ چرا که صدقه دادن یک عمل اجتماعی است.
در سوره اعراف آیه ۱۹۹ داریم: «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ»[۲] طریقه (عفو و بخشش پیش گیر و امت را به نیکوکاری امر کن و از مردم نادان روی بگردان). اگر فقط همین یک آیه را الگو قرار دهیم، پایه اخلاق اجتماعی را دریافته‌ایم. عفو در جایی ست که من حقی دارم؛ و از حقم می‌گذرم. آیه می‌گوید از حق مسلمتان بگذرید. اگر حق نباشد که عفو اصلاً معنا ندارد. ما خیلی وقت‌ها به حق خودمان هم قانع نمی‌شویم و آن طرف تر می‌رویم. اسلام حتی می‌گوید از حق خودت هم بگذر. خداوند در قرآن فرموده است اگر انفاق کنند و صدقه دهند، مثل این است که به او قرض داده‌اند. اینها نگاه خدا به انسان است.
عارف باید چهار سفر را طی کند؛ در اسفار اربعه آخرین و عالی‌ترین سفر یک عارف این است که رنگ خلقی بگیرد؛ اما خدایی باشد در میان خلق. وجودش توحیدی و رحمانی است؛ اما کاملاً مردمی می‌شود. مثل وجود پیامبر (ص) و اولیاء الله (ع). بر این اساس در سفر چهارم کامل باید در خدمت مردم باشد.
آنچه در جامعه امروز نیازمندیم، ما شدن است. اگر وحدت داشته باشیم، هیچ کس حریفمان نخواهد شد. و این وحدت و یکدلی نیاز به گذشت دارد؛ نیاز به دیگرخواهی دارد؛ نیاز دارد به اینکه همدیگر را بیشتر دوست بداریم، بیشتر به فکر هم باشیم و بیشتر یکدیگر را درک کنیم. می‌گویند وقتی کسی عاشق می‌شود، یک پله بالاتر آمده است. چون به جای اینکه به فکر منافع خود باشد، دیگری را بر خود ترجیح می‌دهد. کافی است قلبمان را دریا کنیم تا همه در آن، جا شوند. آن وقت نه از کار جمعی فرار می‌کنیم و نه حق دیگری را پایمال می‌کنیم.
باید تک تک افراد جامعه به این باور برسند که رفاه او در گرو رفاه جامعه است.
متاسفانه الان به جایی رسیده‌ایم که صبر و حوصله نداریم و عجول تربیت شده‌ایم این عجله سبب عجول بودنمان در دریافت نتیجه شده است.
و هدفمان را هم ،گاهی اشتباه تعیین کرده‌ایم در نتیجه فقط جلوی پای خود را می‌بینیم و به ظاهر می‌نگریم نه تنها قبح شکستن قوانین و هنجارها فروریخته، بلکه در مواردی دیده شده که افراد با افتخار از شکستن قوانین یا به اصطلاح دور زدن هایشان یاد می‌کنند و با تشویق سایرین هم روبه رو می‌شوند.سایرین آنها را زرنگ‌های جامعه تلقی می‌کنند.
علل و عوامل رعایت نکردن حقوق یکدیگر چیست؟
۱ – منفعت طلبی
بر طبق گفتارهای شهید مطهری (ره) یکی از عوامل رعایت نکردن حق مردم در مقابل یکدیگر منفعت طلبی طرفین است. که یک امر غریزی است. البته این هم منفعت طلبی است و منفعت آنها جلب رضایت خداوند است. در حقیقت این بعد از غریزه انسان را در راه اصلی خودش قرار داده‌ایم و آن را به درستی ارضا خواهیم کرد.
۲ - تعصبات قومی.
۳ - تعصبات فکری.
۴ - عادت‌ه.
۵ - رسومات و سنت‌های نابجا.
۶ – احساس عدم امنیت.
گاهی اوقات بدلیل احساس عدم امنیت است که افراد دست به زیر پا نهادن حقوق دیگران می‌زنند. اگر در جامعه همه افراد احساس امنیت کنند؛ مطمئناً حقوق دیگران کمتر ضایع خواهد شد. امنیتی که همه جنبه‌های زندگی آنها چه مادی و چه معنوی را در برگیرد.
۷ - اسیر طمع شدن.
۸ - اسیر حرص شدن.
۹ – عدم وجدان کاری و بی اعتنائی به تعهدات فردی.
۱۰ – پیروی از هوا و هوس و راه شیطان.
۱۱ - ایجاد نظام باند بازی و کاغذ بازی در گروه‌های سیاسی و حزبی.
۱۲ - پارتی بازی سیاسی بازی در انتصابات و توزیع پست‌های کلیدی و مدیریتی به برخی از افراد.
۱۳ - شخصیت محوری و شهرت طلبی در بعضی از افراد جامعه.
۱۴ - تقلید از فرهنگهای بیگانه و بی ارزش در بعضی از آداب و معاشرت‌ها.
۱۵ - عدم تقوا و ایمان و اعتقاد در وجود بعضی از انسان ها.
۱۶ - توجه بیشتر به مزایای مادی و دنیوی تا معنوی و اخروی.
۱۷ - اسیر خودخواهی‌های افراطی.
واز امثال این موارد بدست می‌آید که ملاک ما سود و زیان شخصی و آن هم از نوع دنیوی است. اگر بتوانیم این را در جامعه رشد و نشان دهیم که هدف انسان والا است و آن هم الهی است آنگاه خواهیم دید که قوانین اجتماعی رعایت خواهند شد. دیگر در هر کاری خداوند را ملاک قرار خواهند داد و هدفشان جلب رضایت خداوند خواهد بود. در چنین حالتی انسان‌ها حقوق یکدیگر را رعایت خواهند کرد چون هدفشان جلب رضایت خداست.
با توجه به مسالهٔ آزادی معنوی وآزادی اجتماعی ،در کتاب آزادی بندگی از شهید مطهری (ره) یکی از علل رعایت نشدن حقوق متقابل در روابط اجتماعی نداشتن حس احترام به آزادی سایر افراد است. افرادی که در زندگی شخصی خود آزادی را نادیده می‌گیرند وحتی به روح خود صدمه می‌زنند در برقراری روابط با سایرین نیز به طریق اولی همین گونه رفتار می‌کنند و مانع رشد خود ودیگران می‌شوند.ما بر این باوریم که مفهوم آزادی در جامعه امروز به درستی تبیین نشده.

حقوق متقابل مردم و مسئولان در جامعه

گرچه بدنه حاکمیت و مسئولان، بخش تفکیک ناپذیری از جامعه هستند، اما انگار عادت کرده‌ایم وقتی می‌گوییم مردم، مسئولان را از این مردم مستثنا کنیم.مثلا وقتی دربارهٔ لزوم رعایت حقوق متقابل افراد درجامعه صحبت می‌کنیم، همه ذهنها ناخودآگاه به سمت حفظ حقوق متقابل دو شهروند عادی یا دو همکار وهمکلاس متمرکز می‌شود، در صورتی که اگر از بعد کلان و راهبردی به موضوع نگاه کنیم، اتفاقا نوع و کیفیت رابطه بین مردم و مسئولان می‌تواند به عنوان الگوی بسیار درستی از رعایت حقوق متقابل افراد در جامعه باشد.یعنی مردم وقتی ببینند مسئولان و مردم به حقوق یکدیگرا حترام می‌گذارند و هیچکدام هم قصد تخریب یاتضییع حقوق دیگری را ندارد، شهروندان نیز به طور خودکاریاد می‌گیرند در رابطه‌های بین خود نیزا لگوی مردم ومسئولان را رعایت کنند.
در واقع چه بخواهیم و چه نخواهیم و چه تکذیب کنیم یا تائید، همواره کنشهای مسئولان و بخصوص کیفیت رابطه آنها با مردم به عنوان الگویی برای سایر اعضای جامعه مطرح خواهد شد.
شاید تا حالا توجه کرده باشید در جوامعی که مسئولان به دغدغه‌های مردم گوش فرا می‌دهند و در راستای احقاق حقوق آنها می‌جنگند، برخورد بین مردمان عادی نیز با هاله‌ای از احترام و رعایت حقوق متقابل توأمان می‌شود، اما در جوامعی که اعتماد عمومی بین مردم و مسئولان خدشه دار شده ا ست، احتمال تضییع حقوق شهروندان نیزبالاتر می‌رود، زیرا رفتار حاکمیت را الگوی هنجارهای ا جتماعی خودقرار می‌دهند. البته این سخن به این معنا نیست که تنها مسئولان، وظیفه پاسداشت حقوق مردم را به عهده دارند، بلکه آحاد جامعه نیز نسبت به حاکمیت وظیفه‌ای متقابل دارند. یعنی همانطور که مسئولان موظفند حق معیشت، امنیت و آرامش روانی مردم را رعایت کنند، مردم هم وظیفه دارند به قوانین جامعه پایبند و عنصری مفید و مولد در کشور باشند تا فرآیند توسعه در کشوربا همکاری همه اعضای جامعه، رشدی پایدار را تجربه کند.
اما در صورتی که مردم و مسئولان، حقوق متقابل یکدیگر را رعایت نکنند، نه تنها نظم عمومی به هم می‌خورد، بلکه درآن شرایط دیگر قوانین مصوب حاکمیت، مشروعیت عمومی نخواهد داشت.
در واقع، اگر شهروندان گمان کنند مسئولان فقط درراستای منافع خود حرکت می‌کنند یا برعکس مسئولان به ا ین برداشت برسند که مردم حقوق متقابل بین مسئول و شهروند را رعایت نمی‌کنند، گسست عمومی در جامعه اجتناب ناپذیر خواهد بود و در این شرایط، مردم و مسئولان به عنوان دو جزیره جدا از هم خواهند بود که هیچ کدامشان الزامی نمی‌بینند حقوق همدیگر را رعایت کنند.
از سوی دیگر، همان طور که مردم برای ا رتباط‌های اجتماعی بین خود و رعایت حقوق متقابل، نیم نگاهی به مدل حاکمیت دارند، نحوه برخورد مسئولان با مردم نیز برآیندی از روابط اجتماعی بین شهروندان است.یعنی نبایدا نتظار داشته باشیم اگر خودمان به حقوق یکدیگر احترام نگذاشتیم، در آن صورت مسئولانی که برای اداره امور منصوب می‌شوند نیز برای حقوق مردم احترام قائل شوند.
زیرا مسئولانی که برای اصلاح امور در هر کشوری گمارده می شوند از دل جامعه خود متولد شده‌اند و بنابر این نمی‌توان از مسئولان ا نتظار خروجی بالاتر از میانگین جامعه داشت.
در هر حال، جنس رابطه مردم و مسئولان، نماد بارز رعایت حقوق متقابل شهروندان در هر جامعه‌ای است که در حقیقت با اصلاح کاستیهای سه ضلع، رابطه مردم با مردم، مسئولان با مسئولان و مردم با مسئولان می‌توان به آینده‌ای بهتر و توام با رعایت حقوق متقابل افراد در جامعه امیدوار بود.

راهکارهای نهادینه نمودن رعایت حقوق در جامعه

آموزه‌های اسلامی در این رابطه الگوهایی را برای ما مطرح می‌کنند که در صورت تحقق و التزام عملی به آنها، جامعه اسلامی جلوه‌ای الهی و انسانی و الهام‌بخش در زمینه حقوق متقابل در روابط اجتماعی پیدا می‎کند.
در اینجا به نحو اجمال اهم این الگوها را مطرح می‎کنیم.
۱ - خوش اخلاقی.
قرآن کریم یکی از مزایای فوق العاده اخلاقی پیامبر اسلام(ص) را خوش اخلاقی ذکر کرده و می‌فرماید: در پرتو رحمت و لطف پروردگار، تو با مردم مهربان شدی در حالی که اگر خشن و تندخو و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می‎شدند». سپس قرآن کریم دستور می‌دهد: «فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ؛ پس از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه.[۳]
حضرت امام علی (ع)می‌فرماید: چه بسا(کسی که) عزیز و ارجمند است و اخلاقش او را خوار و ذلیل می‌کند و کسی که خوار و ذلیل است و اخلاقش او را عزیز و ارجمند می‌کند [۴]
۲ - اظهار محبت و پاسخگویی به دیگران
جامعه اسلامی براساس محبت و دوستی بین برادران ایمانی پایه ریزی شده است و این محبت ناشی از ایمان به خدا و تکلیف مردمان ایمانی در رعایت حدود و حقوق یکدیگر، بر مبنای موّدت و برادری است.
در جامعهای که اساس آن بر محبت به دیگران پایه گذاری و براساس چشم پوشی از خطاهای افراد طراحی شده و همه باور دارند که رفع نیاز دیگران نعمت الهی است؛ این فرصت لطف خدا به بندگان نیکویش به حساب آمده و بزرگان از این فرصت‎ها چنان بهره می‎بردند که در رفتار آنان رفع نیاز از نیازمندان در صدر عبادات الهی قرار گرفته باشد.
الگوی این عمل حضرت علی (ع) است که در حین نماز، به عنوان عبادت الهی، به رفع نیاز یک مستمند، که آن هم عبادت الهی است می‎پردازد.
پیامبر گرامی اسلام (ص) در زمینه ابراز محبت به دیگران می‌فرماید: هرگاه یکی از شما برادرش را دوست داشته باشد، باید به او اعلام کند، زیرا این بیشتر مایه بقای الفت و استواری محبت می‌شود.
[۵]
قرآن کریم در سوره نساء آیه ۸۶ یک حکم کلی و عمومی را در رابطه با پاسخگویی به محبت‌های دیگران اعلام می‌دارد: هنگامی که کسی به شما تحیت گوید، پاسخ آن را به طرز بهتر بدهید و یا لااقل به طور مساوی پاسخ گویید.
تحیّت در لغت از ماده حیات و به معنی دعا برای حیات دیگری کرده است، ولی معمولا این کلمه هر نوع اظهار محبتی را که افراد به وسیله سخن یا عمل، با یکدیگر می‌کنند شامل می‌شود که روشن‌ترین مصداق آن همان موضوع سلام کردن است.
۳ - اظهار شادی در هنگام دیدار
داشتن روابط حسنه با افراد، در بیان جملات و صحبت‌های مثبت و خوش آیند، موج بزرگی از انرژی مثبت را به اطرافیان انتقال می‌دهد.
احساس مفیدبودن و رضایت از کار و تلاش، باعث خوشحالی و نشاط روح می‌گردد و این امر به سایر افراد مرتبط به یکدیگر تأثیر مثبت گذاشته و رفته رفته یک شهر اصلاح می‌شود.
امام باقر(ع) در این زمینه می‌فرماید: لبخندزدن، بر روی مؤمن حسنه و ثواب است و برگرداندن آسیب از وی نیز ثواب است، محبوب‌ترین عبادت در پیشگاه خدا شاد کردن مؤمن است. [۶]
۴ - وفاداری و انجام تعهدات
وفاداری و التزام عملی به تعهدات و پیمان‌ها و وعده‌ها یکی از شاخص‌های رشد و بالندگی جوامع انسانی به حساب می‎آید.
حضرت علی(ع) می‌فرماید: أَفْضَلُ الصِّدْقِ الْوَفَاءُ بِالْعُهُود؛ بالاترین صداقت، وفای به پیمان‌ها است.
حضرت در کلامی دیگر می‌فرماید: من احسن الوفاء استحق الاصطفاء. هر کس که خوش قول باشد، شایسته گزینش برای همکاری و معاشرت است.
۵ - رعایت انصاف
رعایت انصاف یکی از مشکل‌ترین نکات تربیتی و اخلاقی در اسلام است که ارایه و حفظ آن از افراد باتقوا و مؤمن برمی‎آید.
بسیاری از اختلافات و کشمکش‌ها در بین خانواده‌ها، نتیجه عدم رعایت انصاف است و این اختلافات رفع شدنی است. اگر به دستورات خدا عمل نماییم و حقوق دیگران را رعایت کنیم و اخلاق خود را تعالی بخشیم.
امام صادق(ع) در این زمینه می‌فرماید: بالاترین اعمال سه چیز است:
الف: رعایت انصاف نسبت به مردم تا آنجا که هر چه برای خود دوست داری برای آنان نیز دوست بداری.
ب: مواسات نمودن
ج: یاد کردن خدا در هر حال! پس فرمودند: یاد خدا تنها گفتن سبحان الله و الحمدلله و لااله الاالله و الله اکبر نیست، بلکه مقصود این است که اوامر خدا را اطاعت و از نواهی اجتناب کنی.[۷]
۶ - فروتنی و تواضع
تواضع و فروتنی، یکی از خصلت‌های مهم پیامبران و اولیای الهی است. خدای متعال در قرآن خطاب به پیامبر اعظم(ص)می‌فرماید: ای پیامبر! به کسانی که از مؤمنین به شما ایمان می‌آورند تواضع و فروتنی کن.
این درحالی است که آن حضرت می‌فرماید: إِنَّ أَفْضَلَ النَّاسِ عَبْداً مَنْ تَوَاضَعَ عَنْ رِفْعَة؛ برترین مردم در بندگی خدا کسی است که در عین بزرگی فروتنی کند.
همچنین پیامبر اعظم(ص) در این رابطه می‌فرماید: کسی که به خاطر خدا تواضع کند، خداوند مقام او را بالا می‌برد، پس شخص متواضع گرچه پیش خود ضعیف و حقیر است، ولی درنظر مردم بزرگ است.
امام کاظم(ع)نیز در این زمینه می‌فرماید: این گونه حکمت در دل انسان متواضع سامان می‎یابد که در قلب انسان متکبر و زورگو جایی ندارد، چون خداوند تواضع را ابزار کار عقل و تکبر را ابزار جهل قرار داده است. [۸]
۷ - صداقت و شفافیت
در آموزه‌های اسلامی صداقت و شفافیت از ویژگی‌های مهم یک انسان مؤمن و سبب نجات و رستگاری او به حساب می‎آید و برعکس کذب، دروغ و نفاق موجب هلاکت و نابودی او می‎شود.
پیامبر اعظم(ص)می‌فرماید: النَّجاةُ فی الصِّدق، کما أنَّ الهلاکَ فی الکِذب؛ سربلندی و نجات انسان در صداقت و شفافیت است همچنانکه هلاکت و نابودی در دروغ و عدم شفافیت است.
حضرت علی(ع)در این زمینه می‎فرماید: راستی و راستگویی تو را نجات می‌دهد، هر چند که از آن بیمناک باشی و دروغ تو را نابود می‌کند گرچه از آن خطری بر خود حس نکنی. همچنین وقتی از آن حضرت سؤال شد: گرامی‌ترین مردم کیست؟ فرمود: کسی که همیشه و همه جا با راستی برخورد کند.
آن حضرت در وصف ایمان مؤمنان می‎فرماید: ایمان آن است که راستی را اگر چه به زبانت باشد، بر دروغی که به سودت باشد، ترجیح دهی. [۹]
با توجه به این مطالب که راجع به راهکارهای تربیتی نهادینه نمودن رعایت حقوق در جامعه وجود دارد بیان شد؛ می‎توان چنین گفت که جامعه ما از بی‌احترامی به حقوق اجتماعی، به طور ناخواسته رنج می‌برد و علت آن دور شدن از اخلاق و مدل تربیتی اسلام ناب و سیره أهل بیت(ع) است.
لذا لازم است با مبنا قرار دادن تربیت اسلامی در زمینه رفتارهای اجتماعی، در همه مجموعه‎ها به ویژه خانواده‎ها، جامعه را به سوی اهداف اسلامی و آداب و رسوم دینی، که سعادت دنیوی و اخروی ما در آن است، سوق دهیم.
در این صورت است که مردم ضمن آشنایی با فرهنگ اهل بیت(ع) در زمینه حقوق اجتماعی و روابط متقابل، بهترین لذت اجتماعی را در سایه تعالیم نورانی اسلام دریافت می‎کنند.

آثار مثبت رعایت حقوق متقابل

حضرت علی(ع) به آثار مهم و مثبت رعایت حقوق متقابل بین حاکم و مردم اشاره می‌کند و می‌فرماید:
خداوند رعایت حقوق رعیت و والی را در جامعه سبب الفت، هماهنگی و پیوستگی بین آنها و باعث عزت دین و پایه داوری برای اقامه حق بین آنان قرار داده است. صلاح حال رعیت تحقق نمی‌پذیرد مگر به صلاح حال والیان و صلاح آنها محقق نمی‌شود مگر به استقامت و پا برجایی رعیت؛ پس هرگاه آنان رعایت حق یکدیگر را کنند در بین آنان حق عزیز می‌شود و پایه‌های دین استوار و نشانه‌های عدل پایدار و سنت‌های پیامبر با شیوه نیکو مورد اجرا و روزگار اصلاح و زندگی پاکیزه و مردم خواستار بقا و دوام دولت و امید دشمنان دولت به یإس تبدیل خواهد ش [۱۰]
در تفسیر المیزان ذیل آیه: ((يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ))،[۱۱] از امام علی(ع) نقل شده است که فرمود:
بر امام است بر طبق آنچه که خدا نازل فرمود حکم کند و امانتی را که به او سپرده ادا نماید و هرگاه چنین کند بر مردم است که فرمان خدا را بشنوند و او را اطاعت نمایند و دعوتش را اجابت کنند.
حضرت در این زمینه فرمود: (امامت و پیشوایی را خداوند برای نظم و آرامش در جامعه و پیروی از وی را برای تعظیم و تکریم قرار داده است). [۱۲]
آثار منفی عدم رعایت حقوق متقابل
آثار منفی رعایت نکردن حقوق متقابل بین مردم و حاکم را می‌توان در این کلام امام علی(ع) مشاهده کرد.
إِذَا غَلَبَتِ الرَّعِيَّةُ وَالِيَهَا أَوْ أَجْحَفَ الْوَالِي بِرَعِيَّتِهِ اخْتَلَفَتْ هُنَالِكَ الْكَلِمَةُ وَ ظَهَرَتْ مَعَالِمُ الْجَوْرِ وَ كَثُرَ الْإِدْغَال‏ فِي الدِّينِ وَ تُرِكَتْ مَحَاجُّ السُّنَنِ فَعُمِلَ بِالْهَوَى وَ عُطِّلَتِ الْأَحْكَامُ وَ كَثُرَتْ عِلَلُ النُّفُوسِ فَلَا يُسْتَوْحَشُ لِعَظِيمِ حَقٍّ عُطِّلَ وَ لَا لِعَظِيمِ بَاطِلٍ فُعِلَ فَهُنَالِكَ تَذِلُّ الْأَبْرَارُ وَ تَعِزُّ الْأَشْرَارُ وَ تَعْظُمُ تَبِعَاتُ اللَّهِ عِنْدَ الْعِبَادِ ؛ [۱۳]
[۱۴]
هرگاه رعیت بر والی غلبه پیدا نماید و والی بر رعیت تعدی و تجاوز به حقوق آنان روا دارد، آن گاه اختلاف کلمه (بین آنان و افراد جامعه) رخ می‌دهد و نشانه‌های جور و ستم در جامعه آشکار و تبهکاری در دین بسیار و عمل به سنت‌ها متروک می‌شود و به هوای نفس عمل و احکام شرع تعطیل و بیماریهای روحی بسیار می‌گردد و به خاطر تعطیل حدود بزرگ الهی و ریشه دار شدن باطل، کسی اندوهگین و نگران نمی‌شود. در آن هنگام خوبان خوار و اشرار (اوباش) عزیز و ارجمند می‌گردند و شهرها خراب می‌شود و باز خواست خداوند عظیم خواهد بود.

پانویس

  1. سوره بقره، آیه ۲۶۴
  2. سوره اعراف آیه ۱۹۹
  3. سوره آل عمران-آیه 159
  4. میزان الحکمه، ج4، ص 1519
  5. نهج الفصاحه، ج2، ص26
  6. بحارالانوار، ج 71، ص 288
  7. اصول کافی، ج 2، ص 144
  8. بحارالانوار، ج 57، ص 312
  9. نهج البلاغه، ح 458
  10. نهج البلاغه، خطبه ؛216
  11. سوره نساء؛ آیه 59
  12. نهج البلاغه، حکمت131
  13. نهج البلاغه، خطبه ؛216
  14. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج1، ص 44
منبع: مریم بلاگفا - تاریخ برداشت:95/04/29
بازگشت به رعایت حق دیگران