فرهنگ مصادیق:تقلید کردن - ویکی فقه: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
 
(یک نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۷: سطر ۷:
  
 
== تقلید در لغت و اصطلاح ==
 
== تقلید در لغت و اصطلاح ==
تقلید از ریشهٔ قلاده (چیزی که بر گردن می‌اندازد) است. کاربرد آن در معنای نخست بدین‌جهت است که مقلّد مسئولیّت اعمال خود را به گردن کسی می‌اندازد که از او تقلید می‌کند. <ref>مجمع الفائدة ج۱۲، ص۲۰. </ref> <ref>کتاب الطهارة (شیخ انصاری) ج۱، ص۳۰.</ref> <br/>
+
تقلید از ریشهٔ قلاده (چیزی که بر گردن می اندازد) است. کاربرد آن در معنای نخست بدین جهت است که مقلّد مسئولیّت اعمال خود را به گردن کسی می اندازد که از او تقلید می کند. <ref>مجمع الفائدة ج۱۲، ص۲۰. </ref> <ref>کتاب الطهارة (شیخ انصاری) ج۱، ص۳۰.</ref> <br/>
  
 
== تعاریف فقها از تقلید از مجتهد ==
 
== تعاریف فقها از تقلید از مجتهد ==
سطر ۱۷: سطر ۱۷:
 
۵. آموختن فتاوای مجتهد جهت عمل به آن. <br/>
 
۵. آموختن فتاوای مجتهد جهت عمل به آن. <br/>
 
=== ثمره تعاریف فقها ===
 
=== ثمره تعاریف فقها ===
بنابر تعریف اوّل، تقلید به صرف التزام محقّق می‌شود؛ درحالی‌که براساس تعریف دوم التزام با عمل، تحقّق بخش تقلید است. و طبق تعریف سوم، قوام تقلید، مطابقت عمل با فتوای مجتهدی است که شخص باید از او تقلید کند هرچند قصد تطبیق و استناد نداشته باشد. در مقابل، تعریف چهارم قوام تقلید را به دو چیز دانسته است: عمل و توأم بودن آن با قصد تطبیق و استناد. و بالاخره بنابر تعریف پنجم تقلید نه التزام است و نه عمل بلکه یاد گرفتن جهت عمل است. <ref>العروة الوثقی (و حواشی) (ج) ج۱، ص۱۴-۱۵.</ref> <br/>  
+
بنابر تعریف اوّل، تقلید به صرف التزام محقّق می شود؛ درحالی که براساس تعریف دوم التزام با عمل، تحقّق بخش تقلید است. و طبق تعریف سوم، قوام تقلید، مطابقت عمل با فتوای مجتهدی است که شخص باید از او تقلید کند هرچند قصد تطبیق و استناد نداشته باشد. در مقابل، تعریف چهارم قوام تقلید را به دو چیز دانسته است: عمل و توأم بودن آن با قصد تطبیق و استناد. و بالاخره بنابر تعریف پنجم تقلید نه التزام است و نه عمل بلکه یاد گرفتن جهت عمل است. <ref>العروة الوثقی (و حواشی) (ج) ج۱، ص۱۴-۱۵.</ref> <br/>  
  
 
== حکم تقلید از مجتهد ==
 
== حکم تقلید از مجتهد ==
تقلید- که حقیقت آن رجوع جاهل به عالم و متخصّص می‌باشد- ضرورتی عقلایی است و در مشروعیت آن شکی نیست. ازاین‌رو اصل حکم تقلید، تقلیدی نمی‌باشد و این معنا را هر خردمندی به ضرورت عقلایی می‌یابد. <ref>التنقیح (الإجتهاد و التقلید)، ص۸۳. </ref><br/>  
+
تقلید- که حقیقت آن رجوع جاهل به عالم و متخصّص می باشد- ضرورتی عقلایی است و در مشروعیت آن شکی نیست. ازاین رو اصل حکم تقلید، تقلیدی نمی باشد و این معنا را هر خردمندی به ضرورت عقلایی می یابد. <ref>التنقیح (الإجتهاد و التقلید)، ص۸۳. </ref><br/>  
  
 
== تحقق وجوب تقلید از مجتهد ==
 
== تحقق وجوب تقلید از مجتهد ==
 
تقلید یکی از سه واجب عقلی بر هر مکلّفی است. بدین معنا که بر مکلّف واجب است یا مجتهد باشد یا مقلّد و یا محتاط. <ref>مستمسک العروة ج۱، ص۶.</ref> <br/>
 
تقلید یکی از سه واجب عقلی بر هر مکلّفی است. بدین معنا که بر مکلّف واجب است یا مجتهد باشد یا مقلّد و یا محتاط. <ref>مستمسک العروة ج۱، ص۶.</ref> <br/>
برکسی که مجتهد نیست و توان احتیاط را نیز ندارد، تقلید متعیّن خواهد بود؛ چنان‌که غیر مجتهد توانمند بر احتیاط، بین تقلید و عمل به احتیاط مخیّر است. <br/>
+
برکسی که مجتهد نیست و توان احتیاط را نیز ندارد، تقلید متعیّن خواهد بود؛ چنان که غیر مجتهد توانمند بر احتیاط، بین تقلید و عمل به احتیاط مخیّر است. <br/>
  
 
== موضوع تقلید ==
 
== موضوع تقلید ==
اصول دین که تحصیل یقین از روی دلیل در آن واجب است، موضوع تقلید نیست؛ ولی احکام فرعی دین- جز احکامی که از ضروریات به شمار می‌رود، مانند وجوب نمازهای یومیه و روزهٔ ماه رمضان و نیز احکامی که مکلّف به آنها یقین دارد- موضوع تقلید است. <ref>العروة الوثقی ج۱، ص۴.</ref> <ref>العروة الوثقی ج۱، ص۲۴-۲۵.</ref> <ref>توضیح المسائل مراجع ج۱، ص۱۳ م۱.</ref> <br/>
+
اصول دین که تحصیل یقین از روی دلیل در آن واجب است، موضوع تقلید نیست؛ ولی احکام فرعی دین- جز احکامی که از ضروریات به شمار می رود، مانند وجوب نمازهای یومیه و روزهٔ ماه رمضان و نیز احکامی که مکلّف به آنها یقین دارد- موضوع تقلید است. <ref>العروة الوثقی ج۱، ص۴.</ref> <ref>العروة الوثقی ج۱، ص۲۴-۲۵.</ref> <ref>توضیح المسائل مراجع ج۱، ص۱۳ م۱.</ref> <br/>
  
 
== شرائط مرجع تقلید ==
 
== شرائط مرجع تقلید ==
مجتهدی که از او تقلید می‌شود باید دارای شرایط زیر باشد:<br/>
+
مجتهدی که از او تقلید می شود باید دارای شرایط زیر باشد:<br/>
 
۱. عقل. <br/>
 
۱. عقل. <br/>
 
۲. بلوغ. <br/>
 
۲. بلوغ. <br/>
 
۳. عدالت. <br/>
 
۳. عدالت. <br/>
 
۴. شیعهٔ دوازده امامی بودن. <br/>
 
۴. شیعهٔ دوازده امامی بودن. <br/>
۵. مرد بودن. برخی این شرط را لازم ندانسته‌اند. <br/>
+
۵. مرد بودن. برخی این شرط را لازم ندانسته اند. <br/>
۶. حلال‌زاده بودن. <br/>
+
۶. حلال زاده بودن. <br/>
 
۷. بنابر مشهور، زنده بودن (در تقلید ابتدایی نه بقای بر میّت). <br/>
 
۷. بنابر مشهور، زنده بودن (در تقلید ابتدایی نه بقای بر میّت). <br/>
 
۸. مجتهد مطلق بودن بنابر قول بعضی. <br/>
 
۸. مجتهد مطلق بودن بنابر قول بعضی. <br/>
گروهی، تقلید از مجتهد متجزّی را در آن مقدار که [[اجتهاد]] کرده جایز دانسته‌اند. <br/>
+
گروهی، تقلید از مجتهد متجزّی را در آن مقدار که [[اجتهاد]] کرده جایز دانسته اند. <br/>
 
۹. اعلم بودن. در این شرط نیز اختلافاتی وجود دارد. <br/>
 
۹. اعلم بودن. در این شرط نیز اختلافاتی وجود دارد. <br/>
۱۰. حریص نبودن بر دنیا. برخی این شرط را در فرض عدم اضرار آن به عدالت نپذیرفته‌اند. در فرض اضرار نیز گفته‌اند:<br/>
+
۱۰. حریص نبودن بر دنیا. برخی این شرط را در فرض عدم اضرار آن به عدالت نپذیرفته اند. در فرض اضرار نیز گفته اند:<br/>
 
با وجود شرط عدالت نیازی به این شرط نیست. <br/>
 
با وجود شرط عدالت نیازی به این شرط نیست. <br/>
 
۱۱. آزاد بودن (برده نبودن) بنابر قولی. <br/>
 
۱۱. آزاد بودن (برده نبودن) بنابر قولی. <br/>
بسیاری از فقها این شرط را نپذیرفته‌اند. <ref>العروة الوثقی ج۱، ص۵.</ref> <ref>العروة الوثقی ج۱، ص۸-۹.</ref> <ref>العروة الوثقی (حواشی) (ج) ج۱، ص۱۶-۱۷.</ref> <ref>العروة الوثقی (حواشی) (ج) ج۱، ص۲۴-۲۶.</ref> <ref>مستمسک العروة ج۱، ص۲۲.</ref> <ref>مستمسک العروة ج۱، ص۴۰-۴۵.</ref> <ref>مهذب الاحکام ج۱، ص۱۸-۲۱.</ref> <ref>مهذب الاحکام ج۱، ص۳۸-۴۲.</ref> <br/>
+
بسیاری از فقها این شرط را نپذیرفته اند. <ref>العروة الوثقی ج۱، ص۵.</ref> <ref>العروة الوثقی ج۱، ص۸-۹.</ref> <ref>العروة الوثقی (حواشی) (ج) ج۱، ص۱۶-۱۷.</ref> <ref>العروة الوثقی (حواشی) (ج) ج۱، ص۲۴-۲۶.</ref> <ref>مستمسک العروة ج۱، ص۲۲.</ref> <ref>مستمسک العروة ج۱، ص۴۰-۴۵.</ref> <ref>مهذب الاحکام ج۱، ص۱۸-۲۱.</ref> <ref>مهذب الاحکام ج۱، ص۳۸-۴۲.</ref> <br/>
  
 
== تقلید ابتدایی از مجتهد مرده ==
 
== تقلید ابتدایی از مجتهد مرده ==
بنابر قول مشهور میان اصولیان تقلید ابتدایی از مجتهد مرده جایز نیست؛ لیکن در جواز بقا بر تقلید مجتهد پس از مرگ وی اختلاف است. بسیاری آن را جایز دانسته‌اند. <br/>
+
بنابر قول مشهور میان اصولیان تقلید ابتدایی از مجتهد مرده جایز نیست؛ لیکن در جواز بقا بر تقلید مجتهد پس از مرگ وی اختلاف است. بسیاری آن را جایز دانسته اند. <br/>
  
 
== تقلید بر مجتهد ==
 
== تقلید بر مجتهد ==
سطر ۵۳: سطر ۵۳:
  
 
== حکم اعمال شخص تقلید نکرده ==
 
== حکم اعمال شخص تقلید نکرده ==
عمل جاهلی که نه مبتنی بر تقلید بوده و نه بر احتیاط اگر با واقع یا فتوای مجتهدی که باید از او تقلید می‌کرد منطبق نباشد باطل است. <br/>
+
عمل جاهلی که نه مبتنی بر تقلید بوده و نه بر احتیاط اگر با واقع یا فتوای مجتهدی که باید از او تقلید می کرد منطبق نباشد باطل است. <br/>
 
=== اعمال توصلی ===
 
=== اعمال توصلی ===
 
در صورت انطباق با یکی از آن دو، در عمل غیر عبادی یعنی توصّلی، محکوم به صحّت است. <br/>
 
در صورت انطباق با یکی از آن دو، در عمل غیر عبادی یعنی توصّلی، محکوم به صحّت است. <br/>
 
=== اعمال عبادی ===
 
=== اعمال عبادی ===
 
در عمل عبادی- که قصد قربت در آن شرط است - دو صورت دارد:<br/>
 
در عمل عبادی- که قصد قربت در آن شرط است - دو صورت دارد:<br/>
۱. فرد جاهل، هنگام عمل، قاصر یا مقصّر غافل باشد؛ به‌گونه‌ای که قصد قربت به‌طور جزم از او برآید. <br/>
+
۱. فرد جاهل، هنگام عمل، قاصر یا مقصّر غافل باشد؛ به گونه ای که قصد قربت به طور جزم از او برآید. <br/>
 
۲. فرد جاهل هنگام عمل، مقصّر ملتفت به جهل خود باشد که نتواند به طور جزم قصد قربت کند. <br/>
 
۲. فرد جاهل هنگام عمل، مقصّر ملتفت به جهل خود باشد که نتواند به طور جزم قصد قربت کند. <br/>
عمل عبادی انجام گرفته در صورت اوّل صحیح است ولی در فرض دوم، بنابر اعتبار جزم در نیّت، صحیح نخواهد بود هرچند مطابق با واقع باشد؛ ولی از آنجا که بسیاری، جزم در نیّت را معتبر نمی‌دانند در این صورت نیز حکم به صحّت عمل کرده‌اند. <ref>العروة الوثقی ج۱، ص۴.</ref> <ref>العروة الوثقی ج۱، ص۷.</ref> <ref>مستمسک العروة ج۱، ص۱۰.</ref> <ref>مستمسک العروة ج۱، ص۳۵-۳۶.</ref> <ref>مهذب الاحکام ج۱، ص۱۳.</ref> <ref>مهذب الاحکام ج۱، ص۳۲-۳۳.</ref> <br/>
+
عمل عبادی انجام گرفته در صورت اوّل صحیح است ولی در فرض دوم، بنابر اعتبار جزم در نیّت، صحیح نخواهد بود هرچند مطابق با واقع باشد؛ ولی از آنجا که بسیاری، جزم در نیّت را معتبر نمی دانند در این صورت نیز حکم به صحّت عمل کرده اند. <ref>العروة الوثقی ج۱، ص۴.</ref> <ref>العروة الوثقی ج۱، ص۷.</ref> <ref>مستمسک العروة ج۱، ص۱۰.</ref> <ref>مستمسک العروة ج۱، ص۳۵-۳۶.</ref> <ref>مهذب الاحکام ج۱، ص۱۳.</ref> <ref>مهذب الاحکام ج۱، ص۳۲-۳۳.</ref> <br/>
  
 
== تقلید به معنای دوم ==
 
== تقلید به معنای دوم ==
تقلید به این معنا، افکندن کهنه نعلی که با آن نماز خوانده شده برگردن [[قربانی]] می‌باشد. تقلید به این معنا در باب [[حج]] آمده است. <br/>
+
تقلید به این معنا، افکندن کهنه نعلی که با آن نماز خوانده شده برگردن [[قربانی]] می باشد. تقلید به این معنا در باب [[حج]] آمده است. <br/>
  
 
== چگونگی تقلید ==
 
== چگونگی تقلید ==
تقلید بدین‌گونه است که حج‌گزار در [[حج]] قران نعل کهنه‌ای را که در آن نمازگزارده بر گردن [[قربانی]] می‌افکند. <ref>جواهر الکلام ج۱۸، ص۵۷-۵۸.</ref><br/>
+
تقلید بدین گونه است که حج گزار در [[حج]] قران نعل کهنه ای را که در آن نمازگزارده بر گردن [[قربانی]] می افکند. <ref>جواهر الکلام ج۱۸، ص۵۷-۵۸.</ref><br/>
برخی کیفیّت آن را انداختن نعل یا نخ یا بند چرمی به گردن [[قربانی]] ذکر کرده‌اند که نشانهٔ [[قربانی]] بودن حیوان محسوب می‌شود. <ref>تذکرة الفقهاء ج۷، ص۲۵۷.</ref> <br/>
+
برخی کیفیّت آن را انداختن نعل یا نخ یا بند چرمی به گردن [[قربانی]] ذکر کرده اند که نشانهٔ [[قربانی]] بودن حیوان محسوب می شود. <ref>تذکرة الفقهاء ج۷، ص۲۵۷.</ref> <br/>
برخی قدما افکندن نعل یا توشه‌دان را به گردن [[قربانی]] تحقّق بخش تقلید دانسته‌اند. <br/>
+
برخی قدما افکندن نعل یا توشه دان را به گردن [[قربانی]] تحقّق بخش تقلید دانسته اند. <br/>
  
 
== وجوب تخییری تقلید در حج قرآن ==
 
== وجوب تخییری تقلید در حج قرآن ==
تقلید در [[حج]] قران به نظر اکثر فقها واجب تخییری است؛ بدین معنا که حاجی می‌تواند به تلبیه یا اشعار و یا تقلید، محرم شود. در صورت گزینش تلبیه برای احرام، تقلید بعد از آن مستحب است. <br/>
+
تقلید در [[حج]] قران به نظر اکثر فقها واجب تخییری است؛ بدین معنا که حاجی می تواند به تلبیه یا اشعار و یا تقلید، محرم شود. در صورت گزینش تلبیه برای احرام، تقلید بعد از آن مستحب است. <br/>
از حیواناتی که [[قربانی]] می‌شوند گاو و گوسفند مخصوص تقلید؛ لیکن شتر مشترک بین تقلید و اشعار است. <ref>غنیة النزوع، ص۱۹۰.</ref> <ref>جواهر الکلام ج۱۸، ص۵۵-۵۸.</ref> <br/>
+
از حیواناتی که [[قربانی]] می شوند گاو و گوسفند مخصوص تقلید؛ لیکن شتر مشترک بین تقلید و اشعار است. <ref>غنیة النزوع، ص۱۹۰.</ref> <ref>جواهر الکلام ج۱۸، ص۵۵-۵۸.</ref> <br/>
  
 
== منبع ==
 
== منبع ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۳

تقلید کردن - ویکی فقه

مقدمه

تقلید در دو معنا به کار رفته است:
۱. التزام یا عمل به فتوای مجتهد. از تقلید به این معنا در باب اجتهاد و تقلید سخن رفته است.
۲. افکندن کهنه نعلی که با آن نماز خوانده شده برگردن قربانی. تقلید به این معنا در باب حج آمده است.

تقلید در لغت و اصطلاح

تقلید از ریشهٔ قلاده (چیزی که بر گردن می اندازد) است. کاربرد آن در معنای نخست بدین جهت است که مقلّد مسئولیّت اعمال خود را به گردن کسی می اندازد که از او تقلید می کند. [۱] [۲]

تعاریف فقها از تقلید از مجتهد

در کلمات فقها برای تقلید از مجتهد چند تعریف ذکر شده است:
۱. التزام قلبی بر عمل به فتوای مجتهد هرچند عملی انجام نگرفته باشد.
۲. التزام توأم با عمل به فتوای مجتهد.
۳. نفس عمل به فتوای مجتهد.
۴. عمل مستند به فتوای مجتهد.
۵. آموختن فتاوای مجتهد جهت عمل به آن.

ثمره تعاریف فقها

بنابر تعریف اوّل، تقلید به صرف التزام محقّق می شود؛ درحالی که براساس تعریف دوم التزام با عمل، تحقّق بخش تقلید است. و طبق تعریف سوم، قوام تقلید، مطابقت عمل با فتوای مجتهدی است که شخص باید از او تقلید کند هرچند قصد تطبیق و استناد نداشته باشد. در مقابل، تعریف چهارم قوام تقلید را به دو چیز دانسته است: عمل و توأم بودن آن با قصد تطبیق و استناد. و بالاخره بنابر تعریف پنجم تقلید نه التزام است و نه عمل بلکه یاد گرفتن جهت عمل است. [۳]

حکم تقلید از مجتهد

تقلید- که حقیقت آن رجوع جاهل به عالم و متخصّص می باشد- ضرورتی عقلایی است و در مشروعیت آن شکی نیست. ازاین رو اصل حکم تقلید، تقلیدی نمی باشد و این معنا را هر خردمندی به ضرورت عقلایی می یابد. [۴]

تحقق وجوب تقلید از مجتهد

تقلید یکی از سه واجب عقلی بر هر مکلّفی است. بدین معنا که بر مکلّف واجب است یا مجتهد باشد یا مقلّد و یا محتاط. [۵]
برکسی که مجتهد نیست و توان احتیاط را نیز ندارد، تقلید متعیّن خواهد بود؛ چنان که غیر مجتهد توانمند بر احتیاط، بین تقلید و عمل به احتیاط مخیّر است.

موضوع تقلید

اصول دین که تحصیل یقین از روی دلیل در آن واجب است، موضوع تقلید نیست؛ ولی احکام فرعی دین- جز احکامی که از ضروریات به شمار می رود، مانند وجوب نمازهای یومیه و روزهٔ ماه رمضان و نیز احکامی که مکلّف به آنها یقین دارد- موضوع تقلید است. [۶] [۷] [۸]

شرائط مرجع تقلید

مجتهدی که از او تقلید می شود باید دارای شرایط زیر باشد:
۱. عقل.
۲. بلوغ.
۳. عدالت.
۴. شیعهٔ دوازده امامی بودن.
۵. مرد بودن. برخی این شرط را لازم ندانسته اند.
۶. حلال زاده بودن.
۷. بنابر مشهور، زنده بودن (در تقلید ابتدایی نه بقای بر میّت).
۸. مجتهد مطلق بودن بنابر قول بعضی.
گروهی، تقلید از مجتهد متجزّی را در آن مقدار که اجتهاد کرده جایز دانسته اند.
۹. اعلم بودن. در این شرط نیز اختلافاتی وجود دارد.
۱۰. حریص نبودن بر دنیا. برخی این شرط را در فرض عدم اضرار آن به عدالت نپذیرفته اند. در فرض اضرار نیز گفته اند:
با وجود شرط عدالت نیازی به این شرط نیست.
۱۱. آزاد بودن (برده نبودن) بنابر قولی.
بسیاری از فقها این شرط را نپذیرفته اند. [۹] [۱۰] [۱۱] [۱۲] [۱۳] [۱۴] [۱۵] [۱۶]

تقلید ابتدایی از مجتهد مرده

بنابر قول مشهور میان اصولیان تقلید ابتدایی از مجتهد مرده جایز نیست؛ لیکن در جواز بقا بر تقلید مجتهد پس از مرگ وی اختلاف است. بسیاری آن را جایز دانسته اند.

تقلید بر مجتهد

تقلید بر مجتهد حرام است. [۱۷] [۱۸]

حکم اعمال شخص تقلید نکرده

عمل جاهلی که نه مبتنی بر تقلید بوده و نه بر احتیاط اگر با واقع یا فتوای مجتهدی که باید از او تقلید می کرد منطبق نباشد باطل است.

اعمال توصلی

در صورت انطباق با یکی از آن دو، در عمل غیر عبادی یعنی توصّلی، محکوم به صحّت است.

اعمال عبادی

در عمل عبادی- که قصد قربت در آن شرط است - دو صورت دارد:
۱. فرد جاهل، هنگام عمل، قاصر یا مقصّر غافل باشد؛ به گونه ای که قصد قربت به طور جزم از او برآید.
۲. فرد جاهل هنگام عمل، مقصّر ملتفت به جهل خود باشد که نتواند به طور جزم قصد قربت کند.
عمل عبادی انجام گرفته در صورت اوّل صحیح است ولی در فرض دوم، بنابر اعتبار جزم در نیّت، صحیح نخواهد بود هرچند مطابق با واقع باشد؛ ولی از آنجا که بسیاری، جزم در نیّت را معتبر نمی دانند در این صورت نیز حکم به صحّت عمل کرده اند. [۱۹] [۲۰] [۲۱] [۲۲] [۲۳] [۲۴]

تقلید به معنای دوم

تقلید به این معنا، افکندن کهنه نعلی که با آن نماز خوانده شده برگردن قربانی می باشد. تقلید به این معنا در باب حج آمده است.

چگونگی تقلید

تقلید بدین گونه است که حج گزار در حج قران نعل کهنه ای را که در آن نمازگزارده بر گردن قربانی می افکند. [۲۵]
برخی کیفیّت آن را انداختن نعل یا نخ یا بند چرمی به گردن قربانی ذکر کرده اند که نشانهٔ قربانی بودن حیوان محسوب می شود. [۲۶]
برخی قدما افکندن نعل یا توشه دان را به گردن قربانی تحقّق بخش تقلید دانسته اند.

وجوب تخییری تقلید در حج قرآن

تقلید در حج قران به نظر اکثر فقها واجب تخییری است؛ بدین معنا که حاجی می تواند به تلبیه یا اشعار و یا تقلید، محرم شود. در صورت گزینش تلبیه برای احرام، تقلید بعد از آن مستحب است.
از حیواناتی که قربانی می شوند گاو و گوسفند مخصوص تقلید؛ لیکن شتر مشترک بین تقلید و اشعار است. [۲۷] [۲۸]

منبع

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۲، ص۵۸۰-۵۸۳.

پانویس

  1. مجمع الفائدة ج۱۲، ص۲۰.
  2. کتاب الطهارة (شیخ انصاری) ج۱، ص۳۰.
  3. العروة الوثقی (و حواشی) (ج) ج۱، ص۱۴-۱۵.
  4. التنقیح (الإجتهاد و التقلید)، ص۸۳.
  5. مستمسک العروة ج۱، ص۶.
  6. العروة الوثقی ج۱، ص۴.
  7. العروة الوثقی ج۱، ص۲۴-۲۵.
  8. توضیح المسائل مراجع ج۱، ص۱۳ م۱.
  9. العروة الوثقی ج۱، ص۵.
  10. العروة الوثقی ج۱، ص۸-۹.
  11. العروة الوثقی (حواشی) (ج) ج۱، ص۱۶-۱۷.
  12. العروة الوثقی (حواشی) (ج) ج۱، ص۲۴-۲۶.
  13. مستمسک العروة ج۱، ص۲۲.
  14. مستمسک العروة ج۱، ص۴۰-۴۵.
  15. مهذب الاحکام ج۱، ص۱۸-۲۱.
  16. مهذب الاحکام ج۱، ص۳۸-۴۲.
  17. جواهر الکلام ج۱۹، ص۳۷.
  18. التنقیح (الإجتهاد و التقلید)، ص۲۸.
  19. العروة الوثقی ج۱، ص۴.
  20. العروة الوثقی ج۱، ص۷.
  21. مستمسک العروة ج۱، ص۱۰.
  22. مستمسک العروة ج۱، ص۳۵-۳۶.
  23. مهذب الاحکام ج۱، ص۱۳.
  24. مهذب الاحکام ج۱، ص۳۲-۳۳.
  25. جواهر الکلام ج۱۸، ص۵۷-۵۸.
  26. تذکرة الفقهاء ج۷، ص۲۵۷.
  27. غنیة النزوع، ص۱۹۰.
  28. جواهر الکلام ج۱۸، ص۵۵-۵۸.
منبع: ویکی فقه - تاریخ برداشت: 95/03/31