بهترین و مؤثرترین امر به معروف: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
|||
| سطر ۳۶: | سطر ۳۶: | ||
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text">[http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=155713 تبیان] - تاریخ برداشت: 1395/3/16</span></div> | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text">[http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=155713 تبیان] - تاریخ برداشت: 1395/3/16</span></div> | ||
| − | [[ | + | <div class="hold"> |
| + | <div class="return">بازگشت به [[مقالات]] </div> | ||
| + | </div> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۵۴
نویسنده: سید صالح زاهدی
محتویات
مقاله
کسانی که امر به معروف و نهی از منکر را به خاطر خطرات و زحماتش ترک میکنند، کسانی هستند که اگر در نماز و روزه هم خطر و مانعی ببینید زحمت و ریاضتی ببینند، آنرا هم ترک میکنند. عبادتی را میخواهند که بی دردسر باشد.
"شما اگر بخواهید به شکل غیرمستقیم امر به معروف کنید، یکی از راههای آن این است که خودتان صالح و باتقوا باشید، خودتان اهل عمل و تقوا باشید. وقتی خودتان این طور بودید مجسمهای خواهید بود از امر به معروف و نهی از منکر. هیچ چیز بشر را بیشتر از عمل تحت تاثیر قرار نمیدهد." (همان- ص ۲۳۸) اگر قبل گفتن عمل کنیم عمیق تر و سریع تر میتوانیم در مخاطب خود اثر گذاشته و او را به پذیرش پیام خود متقاعد سازیم. علی (علیه السّلام) میفرماید: "هرگز شما ندیدید که شما را به چیزی امر کنم مگر اینکه قبلاً خودم عمل کردهام و من هرگز شما را از چیزی نهی نمیکنم مگر اینکه قبلاً خودم آن را ترک کرده باشیم" (نهج البلاغه- خطبه ۱۷۵)
بنابراین هر مصلحی اول باید صالح باشد تا بتواند مصلح باشد- "در مکتب انبیاء و اولیاء این را میبینیم، همیشه میگویند ما رفتیم (شما هم بیایید)" (همان- ص ۲۳۹)
در جنگ بدر رسول گرامی اسلام اول عزیزترین افراد خود را به میدان میفرستد علی (علیه السّلام) و حمزهٔ سیدالشهدا.
در روز عاشورا حسین بن علی (علیه السّلام) قبل از همه نزدیکترین خویشان خود را ابتداء به سوی شهادت به میدان نبرد و جهاد میفرستد. آیا اگر امام، عزیزانش را در مدینه میگذاشت کسی معترض آنها میشد؟ ابداً. (همان- ص ۲۴۰) ولی اگر چنین میکرد، آیا امروز این چنین در ایجاد حرکت و حیات در بین مسلمانان و انسانهای آزاده موثر بود؟ این اوج عمل بود، و اوج تأثیرگذاری.
مرز امر به معروف و نهی از منکر کجاست؟
وقتی بخواهیم امر و نهی کنیم ولی جان و مال و آبرویمان در خطر باشد چه کنیم؟ پاسخ بطور اجمال این است: باید دید که آیا فساد و ضرر کدام بیشتر است.
رسول گرامی اسلام در این باره فرمودهاند: وقتی دو حرمت با یکدیگر تزاحم و اجتماع پیدا میکنند، لزوماً باید حرمت کوچکتر را فدای حرمت بزرگتر کنیم.
مثلاً اگر برای پوست میوهای که کسی در کوچه انداخته نهی از منکر کنید و بعد آن فرد فحش و ناسزا به شما بگوید و... اینجا لازم نیست. اما در یک وقت هم هست که موضوع امر به معروف و نهی از منکر، موضوعی است که اسلام برای آن اهمیتی بالاتر از جان و مال و حیثیت انسان قائل است، میبینید قرآن به خطر افتاده است .... (همان- ص ۲۵۱) اینجا دیگر باید از جان و مال و آبرو گذشت و اسلام و قرآن را از خطر نجات داد.
بنابراین باید دید موضوع امر به معروف و نهی از منکر چیست، اینجاست که میبینیم ... حسین بن علی، فهماند که انسان در راه امر به معروف و نهی از منکر به جایی میرسد که مال و آبروی خودش را باید فدا کند، ملامت مردم را باید متوجه خودش کند..." (همان- ص ۲۵۱)
بین منافع شخص و منافع اسلام باید اسلام را ترجیح داد. در امور شخصی اهل تساهل و گذشت در امور دینی اهل صلاحیت و سختی.
آمریکا و شوروی، هیچ غلطی نمیتوانند بکنند
اگر اصل امر به معروف و نهی از منکر با تأکید به مراحل و شیوههای آن و با توجه به مؤلفههای آمران به معروف و ناهیان از منکر (آنچنان که قبلاً توضیح داده شد) در جامعه اسلامی مورد عنایت قرار گیرد، مسلمانان را زنده، قدرتمند و توانا، دشمنان اسلام و قرآن را ناتوان عاجز خواهد ساخت. در این صورت "محال است که آمریکا روی چنین قدرتی (قدرت مسلمین) حساب نکند و مرتب سرزمینهای آنها را بمباران کند، محال است که شوروی روی چنین قدرتی حساب نکند. اما به شرط آنکه این قدرت به صورت یک قدرت متشکل در بیاید نه به صورت آحاد پراکنده، ملتهای پراکنده، ملتهایی که دائماً در میان آنها موجبات تفرّق و اختلاف تبلیغ میشود، ملتهایی که به چیزی که نمیاندیشند شخصیت واقعی و معنوی خودشان است". (همان- ص ۲۶۶)
امر به معروف و نهی از منکر به سبک خوارج
"در فقه خوارج امر به معروف و نهی از منکر تعقلی نیست، تعبدی است. یعنی به نتایج آن کاری ندارند. "یعنی انسان حق ندارد حساب و منطق را در آن وارد کند. او باید کورکورانه و چشم بسته امر به معروف و نهی از منکر کند ولو یقین دارد که در اینجا سرمایه را مصرف میکند و سودی هم نمیبرد. میگوید به ما مربوط نیست خدا به ما گفته تو باید به هر حال امر به معروف و نهی از منکر کنی." (همان- ص ۲۸۵)
"راز انقراض خوارج همین بود که در امر به معروف و نهی از منکر، مُنکِر منطق بودند. میآمدند در حضور یک جبّار گردنکش در حالی که شمشیرش را کشید بود یقین داشت که در اینجا حرفش کوچکترین اثری ندارد، ولی میگفت. او هم آناً او را معدوم میکرد. به اصطلاح تاکتیک نداشتند، منطق و حساب در کارشان نبود." (همان- ص ۲۸۶)
امر به معروف و نهی از منکر به سبک اسراء
"خدا رحمت کند مرحوم آیتی (رضوان الله علیه) را، چه مرد بزرگواری بود، چه عالم متقی ای بود که از دست ما رفت. ایشان کتابی دارد به نام "بررسی تاریخ عاشورا" که شاید خیلی از شما دیده باشد. کسانی هم که ندیدهاند، ببینید و بخوانند، مجموعه سخنرانیهایی است که ایشان ایراد کرده است. بعد از فوت ایشان این سخنرانیها را چاپ کردند. در میان کتابهایی که به زبان فارسی در این زمینه شده است اگر نگوییم بهترین آنهاست. قطعاً از بهترین آنهاست. حالا اگر از نظر تجزیه و تحلیل نگوییم در درجهٔ اول یا فرد اول است ولی از جنبهٔ استناد یعنی از جنبهٔ اینکه مطالبش مستند به تواریخ معتبر است، قطعاً بی نظیر است. در آنجا این مرد روی این مطلب خیلی تکیه کرده است که اصلاً تاریخ کربلا را اسرا نگهداری کردند و بزرگترین اشتباهی که دستگاه امری کرد مسئله اسیر گرفتن اهل بیت و سیر دادن آنها به کوفه و بعد به شام بود و اگر آنها این کار را نکرده بودند، شاید میتوانستند تاریخ این نهضت را محو کنند یا لااقل یک مقدار از اثر و قدرت بیندازند ولی به دست خودشان کاری کردند که برای اهل بیت پیغمبر فرصت ایجاد کردند و آنها این تارخ را در دنیا مسجّل نمودند. آنها باور نمیکردند که یک عده زن و بچّه خرد شده مصیبت دیده حداکثر استفاده را از این فرصتها ببرند، و چه کسی باور میکرد، و چطور اینها تبلیغ کردند ... (همان- ص ۲۹۲)
امر به معروف و نهی از منکر به سبک زینب (علیها السّلام)
"روز یازدهم جلّادهای ابن زیاد میآیند اهل بیت را سوار شترهای بی جهاز میکنند و حرکت میدهند و اینها شب دوازدهم را شاید تا صبح یکسره با کمال ناراحتی روحی و جسمی طی طریق میکنند، فردا صبح نزدیک دروازه تا کوفه میرسند. دشمن مهلت نمیدهد. همان روز پیش از ظهر اینها را وارد شهر کوفه میکنند. ابن زیاد در دارالامارهٔ خودش نشسته است یک مشت اسیر، آنهم مرکّب از زنان و یک مرد که در آن وقت بیمار بود .... معمولاً وقتی میخواهند از یک نفر به زور اقرار بگیرند یا اعصابش را خرد کنند، اراده اش را در هم بشکنند یک بیست و چهار ساعت، چهل و هشت ساعت به او غذا نمیدهند، نمیگذارند بخوابد، مرتب زجرش میدهند. در چنین شرایطی اگر افراد مستأصل میشوند، میگویند، هر چه میخواهی بپرس تا من بگویم، شما ببینید اینها وقتی که وارد مجلس ابن زیاد میشوند، بعد از آن همه شکنجههای روحی و جسمی چه حالتی دارند! زینب (علیها السّلام) را وارد مجلس ابن زیاد میکنند. سلام نکرد، اعتنا نکرد. ابن زیاد از اینکه او احساس مقاومت کرد، ناراحت شد، سلام نکردن زینب معنایش این است که هنوز ارادهٔ ما زنده است.
هنوز ما به شما اعتنا نداریم. هنوز هم روح حسین بن علی در کالبد زینب میگوید: هیهات منّا الذّله". هنوز میگوید: لااُعطیکم بیدی اِعطاءَالذّلیل وَ لا افِرًّ فِرارَ العَبید (لااًقِرُّ اِقرارَ العبید) (ارشاد مفید ص ۲۳۵) ابن زیاد از این بی اعتنایی، سخت ناراحت شد. میفهمید این کیست. همه گزارشها به او رسیده بود. این مرد دَنّی کیست لعین که یک جو شرافت نداشت شروع کرد به سختترین وجهی زخم زبان زدن(۱). گفت: .... خدا را شکر میکنم که شما را رسوا و دروغتان را آشکار کرد. زینب در کمال جرأت و شهامت گفت: الحمدالله الذی اَکّرمنا بالشهاده خدا را شکر میکنیم که افتخار شهادت را نصیب ما کرد خدا را شکر میکنم که این تاج افتخار را بر سر برادر من گذاشت، خدا را شکر میکنیم که ما را از خاندان نبوت و طهارت قرار داد. بعد در آخر گفت: ... رسوایی مال فاسق هاست (ما در عمرمان دروغ نگفتیم و حادثه دروغ هم به وجود نیاوردیم)، دروغ مال فاجرهاست. فاسق و فاجر هم ما نیستیم، غیر ماست، یعنی تو، رسوا تویی، دروغگو هم تویی ... این مقدار شهادت و شجاعت و ایمان عملی! این امر به معروف و نهی از منکر (به سبک زینب (علیها السّلام) است. (همان- ص ۲۸۴)
و باز زینب در مجلس یزید چه کرد؟ و چگونه قیام عاشورا را زنده کرد و امر به معروف و نهی از منکر را در منتها درجه خود قدر و قیمت نهاد". آن خطابه بسیار غرّا به زینب (علیها السّلام) در مجلس یزیدبن معاویه ... در آنجا دیگر صحبت ۲۴ ساعت و ۴۸ ساعت نیست، نزدیک یک ماه است که زینب در چنگال اینها اسیر است و حداکثر زجری را که به یک اسیر میدهند به او دادهاند. ولی ببینید در مجلس یزید چه کرده ... چگونه شام را زیر و رو کرد. (همان- ص ۲۸۵)
کسانی که امر به معروف و نهی از منکر را به خاطر خطرات و زحماتش ترک میکنند، کسانی هستند که اگر در نماز و روزه هم خطر و مانعی ببینید زحمت و ریاضتی ببینید، آنرا هم ترک میکنند. عبادتی را میخواهند که بی درد و سر باشد." دنبال آن عبادتهایی هستند که نه به جان، نه به مال، و نه به حیثیتشان ضرر میزند. (مثل نماز و روزه) اما اگر وظیفهای ضرری به جایی میزند، دیگر آن را قبول ندارند". (همان- ص ۲۸۹)
از یک طرف یک آدم شریف به خودش اجازه نمیدهد که نمک به زخم کسی که این همه مصیبت دیده است بپاشد و از طرف دیگر، زن به اصطلاح جنس لطیف است، در هیچ قانون جنگی، مردمی که یک ذره شرافت دارند متعرض زن نمیشوند، به هیچ شکلی زخم زبان به او نمیزنند، جراحت به او وارد نمیکنند، زن را اسیر میگیرند و در عین حال احترام میکنند.







