فرهنگ مصادیق:انواع انکار ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام): تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح ارقام، اصلاح نویسه، اصلاح نویسه‌های عربی)
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
<div class="head1"> انواع انکار ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) </div>
 
<div class="head1"> انواع انکار ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) </div>
نام نویسنده  : مریم بلوچیان طرقی، طلبه سطح ۴ و مدرس حوزه و دانشگاه
+
نام نویسنده  : مریم بلوچیان طرقی، طلبه سطح ۴ و مدرس حوزه و دانشگاه<br/>
 
کلید واژه ها: ولایت، امیرالمؤمنین (علیه السلام)، منکر، انکار عملی، انکار قولی، ولایت.<br/>
 
کلید واژه ها: ولایت، امیرالمؤمنین (علیه السلام)، منکر، انکار عملی، انکار قولی، ولایت.<br/>
  

نسخهٔ ‏۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۱۰

انواع انکار ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام)

نام نویسنده  : مریم بلوچیان طرقی، طلبه سطح ۴ و مدرس حوزه و دانشگاه
کلید واژه ها: ولایت، امیرالمؤمنین (علیه السلام)، منکر، انکار عملی، انکار قولی، ولایت.

چکیده

این مقاله به تبیین اقسام انکار ولایت حضرت می پردازد. انکار ولایت امیرالمؤمنین و ائمه اطهار (علیهم السلام) دارای اقسام و مراتبی است از جمله انکار در گفتار و در رفتار. انکار در مریدان در اثر جهل یا غفلت با عمل نکردن به دستورات حضرت به وجود می آید؛ ولی انکار در مخالفان با آگاهی و عناد نسبت به ولایت و فضائل امیرالمؤمنین (علیه السلام) صورت می گیرد.

مقدمه

باید دانست که مقام ولایت در مرتبه ای از بلندی قرار دارد که درک آن جز برای صاحبان معرفت والا ساخته نیست. دامن ولایت اصیل دارای آرایه هایی است که کم ترین دقت در آن ها باعث می شود راه افراط و تفریط در پیش گرفته شود؛ گاه امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به مقام ربوبیت می خوانند و گاه با وجود تواتر بر فضیلت ایشان، راه انکار را بر می گزینند.
هرگونه عدم درک صحیح و عدم معرفت ناب نسبت به ولایت، در زمره انکار قرار می گیرد. لذا آنها که امام (علیه السلام) را به درجه خدایی رسانده اند، در زمره منکرین قرار گرفته اند چنان که معاندینی که نه تنها مقام امامت را قبول نمی کنند، بلکه فضائل شخصیتی امیرالمؤمنین (علیه السلام) را هم رد می نمایند، جزء منکرین هستند.

انکار ولایت دارای مراتبی است از جمله

انکار عملی توسط مریدان امیرالمؤمنین (علیه السلام)

انکار ولایت در گفتار (غلو)

عقل سلیم حکم می کند چون ولایت ناب و آثار و کراماتی که از ائمه (علیهم السلام) صادر می شود به صعوبت درک می گردد، ناچار باید از منبع ولایت - ائمه هدی (علیهم السلام) - در باب معنای ولایت و حدّ ولایت ائمه (علیهم السلام) سؤال شود تا به غلو در ولایت که خود نوعی انکار اصل ولایتِ خالص است، دچار نشویم. ائمه (علیهم السلام) در روایات متعددی از ابراز غلو بیم داده اند و هشدار دادند که ما را به حد ربوبیّت نرسانید؛ چنان که از امام علی (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: «ما را از حد بنده بودن فراتر نبرید آن گاه هر چه در وصف ما خواستید، بگویید. غلو نکنید و بترسید از این که دچار غلوی همچون غلو نصاری (در مورد عیسی (علیه السلام)) شوید که همانا من از افراد غلو کننده بیزارم.» [۱] [۲]
بی شک غالیان مهم ترین مانع در ارائه خصوصیات دقیق ولایت بودند به گونه ای که می توان گفت تقیه در ارائه معارف اهل بیت (علیهم السلام) معنا پیدا می کند. بدین ترتیب مفاهیمی مثل ولایت باطنی ائمه (علیهم السلام) قرن ها پنهان ماند و صاحبان ولایت باطنی فقط به امامت ظاهری معروف شدند. آن ها که از راه غلو حرف هایی را به ائمه (علیهم السلام) نسبت دادند، در واقع از مدار ولایت مداری خارج شده، به انکار اصالت «ولی الله» پرداختند و هلاک شده اند. [۳] [۴] همیشه یکی از تلاش های مهم امامان و علمای شیعه، نشان دادن انحراف غالیان از تشیع بود.

امام علی (علیه السلام) می فرماید: ما را از حد بنده بودن فراتر نبرید، آن گاه هرچه در وصف ما خواستید، بگویید.

اینان در روز قیامت از دیدار ائمه (علیهم السلام) محروم بوده، به شفاعت آنها نمی رسند. امام صادق (علیه السلام) در این مورد می فرماید: «آن چه را ما نگفتیم به ما نسبت ندهید که اگر چنین کنید روزی خواهیم مرد، و سپس خدا ما و شما محشور می کند پس ما با شما چنان رفتار می کنیم که خدا می خواهد.» [۵] [۶]

انکار ولایت در رفتار

این دسته از منکرین، افرادی هستند که به زبان، اقرار به امامت ائمه (علیهم السلام) دارند و در دل به مقام اهل بیت (علیهم السلام) معرفت پیدا کردند؛ ولی در عمل از انجام حرام ابا نمی کنند. شیعیانی که به اسم در زمره شیعیان قرار گرفتند، ولی در عمل پیرو نفس اند و مدعای آن ها این است که «دوستی علی (علیه السلام) حسنه ای است که داشتن آن باعث می‌شود که سیئه (و گناه) زیان نرساند و بغض علی (علیه السلام) سیئه ای است که با بودن آن، حسنه سودی نمی‌رساند.» [۷] [۸]
در روایت آمده است که:
یکی از اصحاب امام صادق (علیه السلام) خدمت حضرت (علیه السلام) آمد و عرض کرد: برخی از شیعیان شما منحرف شده، بعضی حرام ها را حلال می شمارند و می گویند دین معرفت است و بس؛ همین که امام را شناختی، هر کار می خواهی انجام بده. امام صادق (علیه السلام) استرجاع کردند و فرمودند: این کافران آن چه را نمی دانند (با اندیشه خود) تأویل کردند. سخن این است که معرفت پیدا کن و (بعد) هر چه می خواهی (از طاعات) عمل کن که از تو پذیرفته می شود؛ زیرا خداوند عمل بدون معرفت را نمی پذیرد. [۹][۱۰]
امام (علیه السلام) از این قشر شیعیان بی عمل تعبیر به کافر می کنند! زیرا که اگر کسی عمل نداشته باشد و تقوا پیشه نکند به ظاهر مقر به ولایت است، ولی در واقع به ولایت که زیربنای توحید است نخواهد رسید. چنان که امام باقر (علیه السلام) می فرماید: «به ولایت ما، جز با عمل نیک و پرهیزکاری و دوری از گناه نمی توان رسید.» [۶] (کلینی رازی، فروع کافی، ج۲، ص۷۵، ح۳؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص234)

امام باقر (علیه السلام) می فرماید: به ولایت ما، جز با عمل نیک و پرهیزکاری و دوری از گناه نمی توان رسید.

همچنین در این باب (که عمل نکردن به فرامین الهی انسان را از وادی ولایت اخراج می کند و به نوعی انکار ولایت است)، می توان به روایاتی استناد کرد که با عباراتی مثل «لَیْسَ مِنَّا» از افرادی که مرتکب کبائر شده اند و در عمل از طریق امام خارج شده اند، برائت می جویند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «هر کس دنیا را برای آخرتش و آخرت را برای دنیایش ترک کند، از ما نیست.»[۱۱] [۱۲]
پر واضح است که بین شیعه و محب تفاوت است. از امام عسکری (علیه السلام) دربارهٔ تفاوت شیعه و محبین پرسش شد و امام تنها پیروان اوامر و نواهی امامان را به عنوان شیعه معرفی کردند. [۱۳] پس صرف دوستی اهل بیت (علیهم السلام) برای ورود افراد در دامن ولایت کفایت نمی کند، بلکه این افراد نیمی از راه را آمده اند.

انکار ولایت توسط مخالفان امیرالمؤمنین (علیه السلام)

انکار خلافت بلافصل امیرالمؤمنین (علیه السلام)

این ها کسانی اند که شخصیت حقیقی اهل بیت (علیهم السلام) را به عنوان صاحبان مناقب پذیرفته اند و ابراز ارادت کرده اند، اما هم چنان در امر خلافت راه را به خلاف رفته، جایگاه الهی ائمه (علیهم السلام) به امامت و ولایت و وصایت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را منکر شده اند. بیش تر اهل سنت و حتی اکثر بزرگانشان از این قسم افرادند. بسیاری از معتزلیان بغداد قائل به افضلیت امام علی (علیه السلام) بر دیگر خلفاء بودند. [۱۴] از احمد بن حنبل روایت شده که گفت: نیامده است از برای احدی از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، (از مناقب و فضائل) آن قدر که، برای علی بن ابی طالب (علیه السلام) آمده است.[۱۵]
شیخ محی الدین محمد بن علی عربی، در کتاب فتوحات مکیه قائل شده است که مهدی (علیه السلام) از عترت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و از فرزندان فاطمه (علیها السلام) باقی است تا خروج کند.[۱۶] لکن با این همه اعترافات از ادعای خویش دست بر نمی دارند و به امامت اهل بیت (علیهم السلام) اعتراف نمی کند؛ بلکه گاه با مناقشاتی نادرست برای خلفای سه گانه هم ادعای فضل می کنند و بعد از استماع اجتماع انواع فضائل در علی (علیه السلام) می گویند:
«جامع بودن امام (علیه السلام) از جمیع فضائل و کمالات ظاهره را حق است لکن، چه مانعی دارد که با وجود همه این ها، در ابوبکر فضیلتی باشد که ظاهر نباشد و به غیر از خدا کسی اطلاع نداشته باشد و به سبب آن فضیلت غیر معلومه ابوبکر افضل از علی (علیه السلام) باشد.» [۱۷]
ابن ابی الحدید در مقدمه شرح خود بر نهج البلاغه به صراحت بر این اراده خود بر رد امامت در عین اقرار به افضلیت ایشان پا می فشارد و می نویسد: «شکر خدای را که مفضول را بر فاضل برتری داد به خاطر مصلحتی که بر این امر دید!». [۱۸]

این افراد نه تنها ولایت را انکار می کنند بلکه چشمان خود را بر روی فضائل امیرالمؤمنین (علیه السلام) و ائمه اطهار (علیهم السلام) نیز می بندند و منکر جایگاه شخصیتی آنان می شوند.

انکار فضائل و جایگاه شخصیتی امیرالمؤمنین (علیه السلام)

این افراد نه تنها ولایت را انکار می کنند، بلکه چشمان خود را بر روی فضائل امیرالمؤمنین (علیه السلام) و ائمه اطهار (علیهم السلام) نیز می بندند و منکر جایگاه شخصیتی آنان می شوند. [۱۹]

عناد با ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام)

افرادی که بر اثر عناد و دشمنی با امیرالمؤمنین (علیه السلام) و اهل بیت (علیهم السلام) به انکار ولایت آنان پرداخته اند. مانند منافقینی چون اشعث بن قیس کندی، مسعود بن فدکی و بسیاری دیگر از مخالفین اسلام و اهل بیت (علیهم السلام). [۲۰] در عصر کنونی وهابیون مهم ترین مغرضین و دشمنان ائمه (علیهم السلام) محسوب می شوند و در این عناد با ولایت و شیعیان، از هیچ کاری فرو گذار نمی کنند. در حالی که اکثریت اهل سنت عنادی با ائمه (علیهم السلام) ندارند.

نتیجه

انکار ولایت اقسامی دارد از جمله انکار در گفتار و رفتار. منکرین در رفتار، افرادی هستند که به زبان، اقرار به امامت ائمه (علیهم السلام) دارند و در دل به مقام اهل بیت (علیهم السلام) معرفت پیدا کردند، ولی در عمل از انجام حرام ابا نمی کنند؛ و گروه دوم که منکران واقعی هستند با آگاهی کامل به انکار جایگاه و فضایل حضرت می پردازند. لذا صرف دوستی اهل بیت (علیهم السلام) شیعه محسوب نمی شوند؛ بلکه تنها پیروان اوامر و نواهی امامان (علیهم السلام) شیعه واقعی حضرت می باشند.

فهرست منابع

  • قرآن کریم.

۱. ابن بابویه قمی، محمد بن علی (شیخ صدوق)، من لایحضره الفقیه، دوم، قم، اسلامی، ۱۴۱۳ق.
۲. إرشاد القلوب إلی الصواب‏، دیلمی‏، حسن، قم، شریف رضی‏، ۱۴۱۲ ق‏.
۳. اطلس شیعه، جعفریان، رسول، تهران، سازمان جغرافیایی، 1387.
۴. بحارالانوار، مجلسی، محمدباقر، دوم، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
۵. تفسیر امام عسکری (علیه السلام)، منسوب به امام حسن عسکری (علیه السلام)، قم، مدرسه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، ۱۴۰۹ق.
۶. شرح ابن ابی الحدید، معتزلی، ابن ابی الحدید، قم، مکتبه آیه الله المرعشی النجفی‏، ۱۴۰۴ق.
۷. شرح المقاصد، تفتازانی، سعدالدین، قم، شریف رضی، ۱۴۱۵ق.
۸. فتوحات مکیه، ابن عربی، محمد بن علی، بیروت، دار صادر، بی تا.
۹. فروع کافی، کلینی رازی، محمد بن یعقوب، قم، قدس، 1391.
۱۰. قرب الاسناد، حمیری، قم، آل البیت، ۱۴۱۳ق.
۱۱. مستدرک الوسائل، محدث نوری، حسین بن محمد، قم، آل البیت، ۱۴۰۸ق.
۱۲. الملل والنحل، شهرستانی، عبدالکریم، دوم، بیروت، مکتبه العصریه، ۱۴۲۱ق.
۱۳. المناقب، خوارزمی، موفق بن احمد، دوم، تهان، سامه، 1375.
۱۴. وسائل الشیعه، حر عاملی، محمد بن حسن، قم، آل البیت، ۱۴۰۹ق.

پانویس

  1. لاتَتَجَاوَزُوا بِنَا الْعُبُودِیَّهَ ثُمَّ قُولُوا مَا شِئْتُمْ وَ لَا تَغُلُّوا وَ إِیَّاکُمْ وَ الْغُلُوَّ کَغُلُوِّ النَّصَارَی فَإِنِّی بَرِی‌ءٌ مِنَ الْغَالِینَ.
  2. (مجلسی، بحارالانوار، ج4، ص303).
  3. هَلَکَ فِیَّ رَجُلانِ مُحِبٌ غَالٍ وَ مُبغِضٌ قالَ.
  4. (همان، ص118).
  5. «لاتَقُولُوا مَا لا نَقُولُ فَإِنَّکُمْ إِنْ قُلْتُمْ وَ قُلْنَا مِتُّمْ وَ مِتْنَا ثُمَّ بَعَثَکُمُ اللهُ وَ بَعَثَنَا فَکُنَّا حَیْثُ یَشَاءُ اللهُ وَ کُنْتُمْ». علامه مجلسی بیان می کند که منظور حضرت این است که اگر شما به غیر قول ما حرفی بزنید از دیدار ما محروم خواهید شد.
  6. (حمیری، قرب الاسناد، ص129).
  7. حُبُ عَلِیِ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) حَسَنَهٌ لاتَضُرُّ مَعَهَا سَیِّئَهٌ وَ بُغْضُ عَلِیٍّ سَیِّئَهٌ لا تَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَهٌ.
  8. (دیلمی‏، إرشاد القلوب إلی الصواب‏، ج2، ص234).
  9. أَنَّ رَجُلاً مِنْ أَصْحَابِهِ ذَکَرَ لَهُ عَنْ بَعْضِ مَنْ مَرَقَ مِنْ شِیعَتِهِ وَ اسْتَحَلَّ الْمَحَارِمَ وَ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمَا الدِّینُ الْمَعْرِفَهُ فَإِذَا عَرَفْتَ الْإِمَامَ فَاعْمَلْ مَا شِئْتَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ (علیه السلام) إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ تَأَوَّلَ الْکَفَرَهُ مَا لایَعْلَمُونَ وَ إِنَّمَا قِیلَ اعْرِفْ وَ اعْمَلْ مَا شِئْتَ مِنَ الطَّاعَهِ فَإِنَّهُ مَقْبُولٌ مِنْکَ لِأَنَّهُ لایَقْبَلُ اللهُ عَمَلاً مِنْ عَامِلٍ بِغَیْرِ مَعْرِفَهٍ.
    6. مَا تُنَالُ وَلَایَتُنَا إِلَّا بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ.
  10. (نوری، مستدرک الوسائل، ج1، ص174).
  11. لَیْسَ مِنَّا مَنْ تَرَکَ دُنْیَاهُ لآِخِرَتِهِ وَ لا آخِرَتَهُ لِدُنْیَاهُ .
  12. (شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 3، ص156).
  13. (تفسیر امام عسکری (علیه السلام)، ص318).
  14. (جعفریان، اطلس شیعه، ص5).
  15. (خوارزمی، المناقب، ص 34).
  16. (ابن عربی، فتوحات مکیه، ج3، ص327).
  17. (تفتازانی، شرح المقاصد، ج 5، ص299).
  18. (معتزلی، شرح ابن ابی الحدید، ج1، ص2).
  19. (ر.ک: همان، ص3).
  20. (شهرستانی، الملل والنحل، ج1، ص114).
بازگشت به انکار ولایت